|
عدالتخواهان(از فیلتر عبور کردیم)
|
||
|
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است با دوستان مروت، با دشمنان مدارا |
۲/اطلاعیه مدعیون پالیزدار به همدان درباره اظهارات وی
۳/سندی تازه برای اثبات دروغ بزرگ مرکز پژوهش های مجلس!
۴/واکنش تلويحي امامی کاشانی به اظهارات پالیزدار
۵/تجمع 200 نفره در حمایت از پالیزدار به تشویق تلویزیون های لوس آنجلسی
۷/حمایت یک خبرگزاری دولتی از اظهارات پالیزدار
۸/افکار عمومی در انتظار واکنش دکتر احمدینژاد به مدعیات پالیزدار
۹/درباره سخنان پاليزدار ؛ آجرلو به دادگاه توضيح مي دهد
۱۰/اعلمی، اظهارات پالیزدار را تایید کرد!
۱۱/نیازی: پالیزدار در هیات تحقیق و تفحص سمت داشته است
۱۲/با قاطعيت پاي پروندهها ايستادهايم
۱۳/جمشیدی: بازداشت 11 نفر مرتبط با پالیزدار/پالیزدار هزاران صفحه پرونده را پنهان کرده
۱۴/راست و ناراست سخنراني پاليزدار؟
۱۵/جنبش عدالتخواه: تکلیف حرفهای پالیزدار چه میشود؟
۱۶/سند تکذیب تکذیبیه مرکز پژوهشها درباره پالیزدار
۱۷/وعده انتشار اسناد پرونده فروش سؤالات کنکور در واکنش به بازرسی شبانه
۱۸/پالیزدار از زیر بوته به عمل آمده است
۱۹/آن «علمالهدي» اين «علمالهدي» نيست
۲۱/تحلیل لس آنجلس تایمز و الشرق الاوسط از بازداشت پالیزدار
۲۲/واکنش برادر احمدی نژاد به اظهارات پالیزدار
۲۳/بیانیه دفتر آیت الله مکارم درباره پالیزدار
۲۴/ابراز تأسف دادستان تهران برای علیرضا زاکانی و مدیر مسؤول روزنامه دولت
۲۵/بازجویی 11 ساعته از نماینده زن مجلس هشتم/ بازداشت مدیرکل حوزه ریاست سازمان بازرسی کل کشور
۲۶/اظهارات جديد آجرلو درباره پالیزدار و بازرسی منزل وی
۲۸/كوچك زاده: تهديد و گروكشي از سوي مقام قضائي چه معنايي دارد؟
۲۹/ویژه/ آقای دادستان در پایان راه!
۳۰/سخنان پاليزدار سناريوي سازمان يافته است
۳۱/نامه اعتراض 150 نماينده به قوه قضائيه
۳۲/توضیحات جدید سازمان بازرسی درباره اسناد پالیزدار
۳۳/کیهان: مرکز پژوهشهای مجلس منبع بسیاری از اسناد پالیزدار
۳۴/دلایل احضار دو نماینده مجلس در پرونده پالیزدار؛ توضیحات دستگاه قضایی
۳۵/مجلسی ها! خون شما رنگین تر از بقیه نیست
۳۶/نامه جمعی از دانشگاهيان به رئيس جمهور، براي پيگيري گزارش تحقيق و تفحص قوه قضائيه
۳۷/پسلرزه افشاگري پاليزدار ازنگاه عبدي
۳۸/اعتراض به اهانت به یک نماینده مجلس در نامهای به سرانسه قوه
۳۹/انتقاد احمد توکلی از انتشار نامه بازپرس پرونده پالیزدار
۴۰/کیهان: هدف پالیزدار حمایت از جبهه اصلاحات بود!
۴۱/کامران: تسويه حساب با هيئت تحقيق و تفحص
۴۲/حضور وزیر اطلاعات در مجلس برای پرونده پالیزدار
۴۳/توضیحات دفتر آيتالله خزعلي،درباره اموال او
۴۴/غیبت معنادار رئیس سازمان بازرسی کل کشور در جمع مسئولان قضایی
۴۵/مرکزپژوهش ها:اسناد نظامی نداشتیم که به سرقت برود
۴۶/چگونگي دسترسي به اطلاعات نظامي توسط پاليزدار
۴۷/پاليزدار «نيازي» را رفتني كرد
۴۸/حمايت از برخورد با پاليزدار
۴۹/تغییر قریب الوقوع دادستان تهران
۵۰/چهارمین گمانهزنی کیهان درباره پالیزدار ظرف ده روز اخیر
۵۱/تکرار برخی از ادعاهای پالیزدار این بار در ارگان دولت
۵۲/واکنش نوه امام خمینی به اظهارات پالیزدار
۵۳/آجرلو: هيچ نسبتي با پاليزدار ندارم
۵۴/جزئیات تازه از «باند افراطی پالیزدار» و استفاده ابزاری از مبارزه با مفاسد اقتصادی
۵۵/آیت الله خزعلی: از مال دنیا ، فقط نصف آپارتمان دارم، بیشتر یافتید مال خودتان
۵۶/دکتر دهقان: اراده جدي در بين قوا براي مبارزه با مفاسد اقتصادي وجود ندارد
۵۷/بيانيه اعضاي تحقيق و تفحص قوه قضائيه خطاب به ملت ايران
۵۸/واكنش تلويحي ناطق نوري به اظهارات پاليزدار
۵۹/جنتی: پالیزدار فردی مغرض، سوءاستفادهگر و آشوبطلب بود
۶۰/هشدارهای تکاندهنده دعاگو درباره پشت پرده ماجرای پالیزدار
۶۱/شکایت 11 نماینده مجلس از دادستان تهران و سخنگوی قوه قضائیه
۲/حاميان دولت پشت سخنرانجنجالي را خاليكردند
۳/واکنش صریح زریبافان به مدعیات عباس پالیزدار
۴/جناب افشاگر به ارگان سازمان سیا پناه برد و تهدید کرد!
۵/ارتباط ویژه توکلی و پالیزدار؟
۶/دهی 63 میلیارد ریالی افشاگر قلابی به شبکه بانکی کشور
۷/آجرلو : بی جا کرده هرکس گفته از آوردن پالیزدار به هیئت تحقیق پشیمانم
افزایش قیمت کالاها و خدمات فقط محدود به مواردی مثل مسکن، برنج و نظایر آن نبوده و بازار تنقلات و مواد غذایی غیر ضروری و تفریحی را نیز در نوردیده است.بر اساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا روز دوشنبه مخابره کرده؛ قیمت برخی تنقلات و مواد غذایی غیر ضروری و تفریحی نسبت به سال گذشته 20 تا 60 درصد و گاهی در مواردی مثل تن ماهی گاه تا 300درصد افزایش داشته است. کافی است مقایسه دقیق زیر را مطالعه کنید:
چیپس و پفك
قیمت چیپس كه در یكی دو سال گذشته ٣٠٠ تومان بود، در هفتههای اول امسال و در اقدام هماهنگ كارخانههای تولیدی به ٤٥٠ تا ٥٠٠ تومان افزایش یافت و برخی از برندها هم كه قیمت خود را افزایش ندادند و چیپس را با همان قیمتهای ٣٠٠ تا ٣٥٠ تومان عرضه كردند، تغییرات فاحشی در نحوه بستهبندی كالای خود انجام دادند و وزن و محتوای مواد موجود به نصف تقلیل یافت. با توجه به بحرانی نبودن قیمت سیبزمینی این افزایش قیمت تا حدودی تعجبآور است. انواع پفكهایی هم كه تا پیش از این با قیمتهای ٢٠٠ تومانی به فروش میرفتند به یك باره به ٣٠٠ تومان افزایش پیدا كردند.
سیگار
قیمت سیگار در انواع آن با افزایش حداقل ٢٠ درصدی مواجه بوده و سیگارهای ١٠٠٠ تومانی از اواخر سال گذشته به قیمتهای ١٢٠٠ تا ١٣٠٠ تومان افزایش پیدا كرده است. ارزانترین نوع سیگار پاكتی ٢٥٠ تومان و گرانترین نوع آن با ٢٦٠٠ تا ٢٧٠٠ تومان به فروش میرسد، اما تمامی آنها حداقل ٢٠ تا ٤٠ درصد افزایش قیمت داشتهاند.
آدامس
قیمت آدامسهای داخلی از ٥٠ و ٧٥ تومان به ١٠٠ تومان و قیمت آدامسهای بستهای خارجی از ٣٥٠ تا ٤٠٠ تومان به ٥٠٠ تومان افزایش یافته است. عمده آدامسهای خارجی از مسیر قاچاق به كشور وارد میشوند و افزایش قیمت آنها به تبع گران شدن آدامسهای تولید داخل بوده است، در واقع واردكنندگان قانونی و قاچاقچیان قیمتهای خود را بر اساس تولیدات داخلی تعیین میكنند.
دوغ و نوشابه
بنا به مصوبهای كه در اواخر سال ٨٥ به تصویب نمایندگان مجلس رسید ٦٠ درصد درآمد حاصله از افزایش قیمت نوشابههای گازدار به منظور پیشگیری، آموزش، تغییر زندگی و غربالگری بیماران دیابتی و كمك به هزینههای درمانی این بیماران و انجمنهای غیردولتی مرتبط با دیابت در اختیار وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی قرار گیرد كه این موضوع افزایش قیمت نوشابه را در پی داشت. روند صعودی قیمت نوشابه كه از ابتدای سال گذشته آغاز شده بود ادامه دارد و در حال حاضر انواع نوشابههای خانواده با قیمت ٧٥٠ تا ٨٠٠ تومان به فروش میرسد. قیمت ماءالشعیرهای شیشهای هم كه سال گذشته ١٥٠ تومان بود امسال به ٢٠٠ تومان افزایش پیدا كرده است. قیمت دوغ ٥/١ لیتری از اواخر سال گذشته با افزایش زیادی مواجه بود و از قیمتهای ٤٥٠ تا ٥٥٠ تومان به ٧٥٠ تومان افزایش یافته است؛ این گرانی در ادامه افزایش قیمت لبنیات پس از خارج شدن این محصولات از شمول قیمتگذاریهای دولتی است كه نمونه آن را در قیمت خامه، پنیر و خامه شكلاتی هم شاهد بودهایم؛ مثلا قیمت خامه شكلاتی از ٦٠٠ به ١٠٠٠ تومن یعنی افزایش یافته است.
بیسكوئیت
قیمت بیسكوئیتهای ویفر با افزایش ٥٠ درصدی از ١٠٠ تومان به ١٥٠ تومان افزایش یافته است. انواع دیگر بیسكوئیت هم به خاطر افزایش نسبی قیمت آرد با رشد ٢٠ تا ٥٠ درصدی قیمت روبرو بودهاند. قیمت تیتاپهای ٥٠ و ٧٥ تومانی هم امسال یكدست شده و انواع تیتاپ با قیمت ١٠٠ تومان به بالا عرضه میشود.
مربا و ترشیجات
قیمت انواع مرباهای ١٦٠ سیسی از ٣٠٠ تومان در سال گذشته به ٤٠٠ تومان افزایش یافته و ترشیهای ٧٥٠ سی سی هم از قیمت ٨٥٠ تا ٩٠٠ تومان به ١٠٠٠ تومان رسیدهاند.
بستنی
قیمت انواع بستنیهای عروسكی كه در تابستان سال گذشته ٢٥٠ تومان بود امسال به ٤٠٠ تومان افزایش یافته و قیمت بستنیهای كاكائویی موسوم به "مگنوم" هم كه سال گذشته ٣٥٠ تومان بود به ٥٠٠ تا ٥٥٠ تومان رسیده است. قیمت انواع بستنیهای دستی در بستنیفروشیها هم با افزایش قیمت روبرو بوده است و با این كه نرخ مصوب اتحادیه برای بستنی ممتاز كیلویی ٣٥٠٠ تومان، بستنی درجه یك سه هزار تومان و بستنی درجه دو ٢٥٠٠ تومان اعلام شده است ولی بستنی فروشها كار خود را میكنند و قیمتهای خود را تعیین میكنند، به طور مثال قیمت بسیاری از بستنیهایی كه سال گذشته در بستنیفروشیهای جلوی پاركها ٥٠٠ تومان بود امسال به ٧٥٠ تا ٨٠٠ تومان افزایش یافته است و اگر واحد صنفی هم نرخهای مصوب اتحادیه را رعایت كند بستنی باكیفیت و خوشمزهای در اختیار مردم نمیگذارد.
رب گوجهفرنگی
با وجود كاهش قیمت صیفی گوجهفرنگی و فرارسیدن فصل برداشت محصول، قیمت رب گوجهفرنگی در بازار عمدهفروشی با افزایش شدید روبرو شده و در بسیاری از واحدهای صنفی خردهفروشی رب كمیاب است. قیمت عمدهفروشی رب گوجهفرنگی در یك ماهه اخیر ٩٥٠ تا ١٠٠٠تومان به ١٥٠٠ تا ١٦٠٠ تومان افزایش یافته است. خردهفروشهایی كه به تازگی در بازار خرید كردهاند آن را با قیمت ١٨٠٠ تا دو هزار تومان به فروش میرسانند و این در حالی است كه قیمت رب یك كیلویی پس از عید ١٢٠٠ تا ١٣٠٠ تومان بوده است و سال گذشته در همین ایام قیمت رب گوجهفرنگی یك كیلویی ٩٠٠ تا ١٠٠٠ تومان بود.
تن ماهی
قیمت تن ماهی نسبت به یك سال گذشته با جهش خیرهكنندهای روبه رو بوده است به گونهای كه قیمت برخی از برندهای آن از ٧٥٠ تومان در سال گذشته به دو هزار تومان در اوایل امسال رسید كه این موضوع باعث واكنش سازمان تعزیرات حكومتی شد و مدیرعامل یك شركت تولید تن ماهی در تهران به اتهام گرانفروشی و اجحاف در حق مصرفكنندگان به پرداخت جزای نقدی یك میلیارد و ٢٥٠ میلیون ریال محكوم شد.
یکم. آقای حجت الاسلام محتشمی پور اخیراً در تبیین «فرقه ی مصباحیه» به موارد جالبی اشاره کرده است. او گفته «آقای مصباح یک ذره به تفکر امام ایمان نداشته» و اعلام کرده «فرقه مصباحیه به دنبال ریشه کن کردن افکار امام است» و در ادامه «تفاوتی بین فرقه مصباحیه و طالبان و جاهلان صدر اسلام»، ندانسته است.وی در ادامه به گذشته حجت الاسلام مصباح یزدی اشاره می کند و می گوید: جریان مصباحیه حتی یک روز هم به جبهه نرفت و چگونه است که امروز داعیه دار آن شده است و در پایگاه های بسیج حضور می یابد. مصباح یزدی هیچ مسئولیتی در دوران امام نداشت و امام هرگز تفکر او را قبول نداشت. از سال 44 در تمام اعلامیه هایی که علما و روحانیون قم و شهرستان ها امضا کرده اند حتی یک امضا از این آقا دیده نمی شود و چه شد این افراد اینگونه انقلابی شدند؟ شمایی که یک عمر خون به دل امام کردید، شما متحجران و شما مقدس نماها که وقتی دیدید امام سر بر زمین گذاشت برخاستید...آیا اینان همان مسلمانان بعد از فتح مکه نیستند که آمدند و خاندان پیامبر را خانه نشین کردند؟ آیا مثل اینان مثل خوارج نیست که تفکر همه را به غیر از تفکر خود تکفیر می کنند و امروز شخصیت های انقلاب توسط همین افراد تکفیر می شوند.
دوم.امروز هر فرد و گروهي كه طرفدار انقلاب ، نظام جمهوری اسلامی و معتقد واقعی به افکار امام و رهبری باشد و از اطلاع بر تاريخ اين سرزمين پرافتخار هم بي بهره نباشد؛ و درعين حال به اسلام و جاودانگي و كمال آن و هم ارمانهاي انقلاب و انديشه امام باور داشته باشد واز مردم دوستي و مليت بویی برده باشد ؛و با تحليل درست اوضاع ايران و جهان،نيم نگاهي هم به خطرات خطير و تهديدها و فرصت ها داشته باشد ؛ نمی تواند خطر تحجر یا سکولاریسم پنهان را نادیده بگیرد.انقلاب اسلامي حاصل خواست جمعي ملت ايران و برآمده از انديشه جريان انديشه گي امام (قدس) و مبارزه پيگير گروهي از شاگردان امام و طلاب و دانشجويان مقلد ايشان بود كه تا سالهاي 1354 اقليتي كم شمار در حوزه و دانشگاه به حساب مي آمدند و هماره در فشار و مضايقه همه جانبه شاه و ساواك وجريان متحجر قرار داشتند . مبارزان پرسابقه و ديرپاي انقلاب و همراهان امام در آن زمانها كاملا معلوم هستند ، همان طور كه مخالفان انقلاب و نهضت امام از سكولارها و لائيك ها تا عناصر وابسته به جريانهاي متحجر درمجامع روحاني يا وابسته به انها نيز كاملا مشخص هستند .ضربات و هم زخم زبانهايي كه انقلاب و امام و روحانيان و دانشجويان و مردم پيرو امام از جريان متحجر تحمل كردند بسيار سنگين و زخمهايش بسيار عميق بود
سوم. پس از پيروزي انقلاب و به قدرت رسيدن جريان انقلابي ، گروهي از متحجران كه طالب امتيازات خاص بودند و دلشان براي مواهب اقتدار سياسي و اقتصادي و امتيازات خاص لك زده بود و از طرفي به خاطر حساسيت جريانهاي انقلابي و نيز شخص امام ، و به خاطر افكار و سوابق مشعشعشان، راهيابي به قدرت و دستيابي به امكانات گوناگون و برخورداري از مواهب آن در حكم محال بود ، با برنامه ريزي گسترده و پيگيري فشرده ضمن شناسايي خلاها و روزنه هاي ورود به مجموعه انقلابيون و دستابي شان به حوزه هاي تصميم گيري و تاثيرگذاري ، اندك اندك و خزنده چنان كردند كه بسياري از انقلابيون واقعي و دلسوزان امام و رهبري و مردم به بهانه هايي از حيز انتفاع خارج شدند و ترور فيزيكي يا حيثيتي شدند و يا به دلايل گونگون به عزلت خود خواسته ،اما اجباري به حاشيه رفتند يا رانده شدند . و از طرفي جريان متحجران فرصت طلب با بهره گيري از غفلت انقلابيون مردم و حضور نيروهاي اصيل در دفاع مقدس و عرصه هاي پرخطر و خطير انقلاب ، با برنامه ريزي ضمن كادر سازي وسيع و حمايت جدي از آنها و نفوذشان به درون حوزه قدرت سياسي ، اقدام به عضو گيري از ميان مجموعه متوليان و مديران كردند و در مدت زماني خاص توانستند نفرات بسياري از همفكران و شاگردانشان را در حوزه هایي از مديريت كشور وارد كنند و با فرصت شناسي و بهره گيري از خلاها و كاستي ها و مشكلات متفاوت ، به سرعت به پر كردن نقطه هاي خالي وخلا پرداختند .تندروي ها و افراط و تفريط گروهها و عناصري از دو جناح عمده كشور ، وجود و افزایش خلا هاي تئوريك و غفلت انقلابيون از كارهاي فكري و فرهنگي و توليد انديشه در زمانه ضرورت ، و از سویي اقدامات و مواضع ناشيانه و جاهلانه و.. گروههاي خاصي از جناح چپ كه اينك به جماعت اصلاح طلب موسوم شده اند ، در قدرت گرفتن زود هنگام گروه متحجران سهمي انكار ناشدني دارد .
چهارم. فراموش نكنيم كه جريان موسوم به اصلاح طلب پس از آنكه در جريان انتخابات دوم خرداد 76 دركمال ناباوري و تمام شگفتي به پيروزي رسيدند ، به جهت 1- فقر تئوريك 2- نفوذ افراد وگروههايی با مواضع ناشناخته و مشکو بين آنها ،3-- تكثر عجيب و وجود انگيزه ها ،علايق ، باورها و خواستگاهها و اهداف و مقاصد متضاد در ميان انها ،4- افراط و تندروي بسياري از آنان و اقدامات راديكال برخي افراد 5- سخنان جاهلانه برخي از انان كه دچارذوق زدگي شده بودند ، و از طرفي به همين دلايل يا مسائل ديگر برنامه مدون و علمي كارشناسانه شده اي براي اداره كشور نداشتند و از طرفي با فشار مردم براي حل مشكلاتشان مواجه بودند ، در يك اقدام خيانتبار سعي كردند از طريق غول نشان دادن جريان مقابل ، وجود وحضور بي خاصيت خودشان را درقدرت توجيه كنند . براي رسيدن به چنين مقصد و مقصودي افرادي از ميان جريان متحجر كه اقدامات و سخنانشان مي توانست نوعي ترس و تنفر درميان مردم ايجاد كند ، گو انكه از نگاه سازماني جز جناح موسوم به راست محسوب نمي شدند ، اما از سوي طراحان نقشه كش ها و تئوري پردازها ي جريان چپ ، به پيشاني اين افراد تابلو جريان راست زده شده و هر روز سخنان و اقدامات اين افراد در رسانه ها مطرح و آنقدر ادامه يافت و بزرگنمايي شد كه اين افراد كه روزي درشمار ضد انقلاب به حساب مي امدند و در مقابل انقلابيون صف اراي كرده بودند ، اندك اندك با تبليغات اصلح طلبان لباس تئوري پردازي انقلاب پوشيدند و در اين زمان با يك برنامه منظم و استفاده از بلاهت گروهي از اصلح طلبان و غفلت و تحليل ناشيانه شاخص هاي جريان راست، شرایط براي حضور اينان در نوك هرم قدرت سياسي آماده شد و شد انچه شد .
پنجم. بله، روزگاری که آقای مصباح یزدی در خطبه های پیش از نماز جمعه ی تهران، اظهاراتی علیه اصلاح طلبان به زبان آورد، وی کم کم تبدیل به تیتر نخست رسانه های اصلاح طلب شد. این رسانه ها، در اقدامی خیانتبار اظهارات این شخص را که هیچ تناسبی با اصولگرایی ندارد، تیتر کردند و با برنامه ریزی مشخص، وی را تبدیل به غول و نماد جریان اصولگرایی کردند، حال آنکه هر ناظری با نگاهی ساده به اتفاقات روزمره سیاست و موضع گیری های جریان اصولگرا، متوجه فاصله عمیق تفکرات این جریان با شخص مصباح یزدی خواهند شد.این جریان های متحجر که داعیه غیر مردمی دارند، یا از «اصولگرایی خاص» سخن می گویند و در جامه خودی نمایش می آرایند، یا خود را تنها نماینده حقیقی مطالبات جامعه فرامی نمایند، تلخ و تندترین رویارویی ها را با بیانات روشن امام (ره) و فاش گویی گذشته ی تیتره و تار آنان صورت داده اند.از این امر چه می توان فهمید؟این رویارویی ها نشانه چیست؟آنها احتمال، افشای گذشته خویش را بالا می بینند و لذا ناخرسندند.بر این پایه،نباید در همه ادعاهای فربه و فخیم آنها تردید کرد؟
ششم. به گواه آقای محتشمی پور و سایر سابقون انقلاب، حجت الاسلام مصباح یزدی، فردی است که پیش از انقلاب اسلامی نقشی - حتی به اندازه ی امضا پای یک اعلامیه - در پیروزی آن نداشته و بنا به گفته ی آقای کروبی، «وقتی از آقای مصباح یزدی خواستیم پای اعلامیه را امضا کنیم، ایشان پاسخ دادند که حاج آقا روحالله از این تندروی ها زیاد می کنند، ما نباید گوش کنیم!بنا به اظهار نظر این چهره های شاخص، آقای مصباح پس از پیروزی انقلاب و آغاز جنگ، کمتر دیده شد و حتی بنا به اظهار نظر سایر چهره های شناخته شده کشور، یکبار هم در جبهه های جنگ دیده نشد، اما پس از فوت حضرت امام (ره) و در گذر زمان، ناگهان با شعبده آشفتن ، تبدیل به یک انقلابی دوآتشه و نظری پرداز انقلابی و سرسخت شد و با تشکیل گردان های عاشورا و شهادت، از یاران مخلص دوران جنگ شد!
هفتم. پس از ابراز نظرهایی چنین افشاگرانه، برخی جریان ها و رسانه های تندخو، ضربه های بی آهنگ و عتاب و طعن های ناموزون خود را شتاب بیشتری داده و صدالبته باز هم خواهند داد.جریانها و کسانی که شبروانه برنامه روشن کردن فرقه ی مصباحیه را در صدر اولویت های خود قرار داده اند و طعمه طعام رنگینی برای خوان دشمنی و دشنام خود یافته اند، ترس وهراس خویش بیشتر عیان می کنند و لجوجانه حجاب چشم های واقع بین می شوند. اما خطاب به این دوستان می گویم، آیا بهتر نیست آنها به جای آن که از افشاگری گذشته ی این جریان، نگران و خشمگین باشند و از عملی شدن تجربه ای نو از مدیریت اصولگرایان نواندیش واهمه کنند، از مردم مشتاق به فکر و اندیشه پویا و مخاتلف تحجر آزرده خاطر و دل شکسته باشند؟
هشتم. از سوی دیگر، طی این سالها، هر گاه شخصی با تکیه بر مستندات و گواه انقلابیون، به سوابق ایشان اشاره ای می داشت، فریاد طرفداران این جریان به آسمان می رفت. این افراد با استناد به اظهارات مقام معظم رهبری در مورد شخصیت علمی آقای مصباح یزدی (و نه سیاسی) سعی می کردند، گذشته وی را، در میان حمایت های 10 سال پیش رهبر انقلاب تطهیر و او را از اتهامات متعدد تبرئه کنند.شخصیت علمی جناب مصباح کاملاً محترم! اما در این بین، بد نیست اشاره کنیم که جریان مصباح یزدی در توجیه حملات بی سابقه به آقای هاشمی با وجود اظهارات حمایت گرانه ی امام (ره) و رهبر انقلاب از ایشان، می گویند: به گفته ی امام (ره)، شرایط حال، ملاک است.خب، این توجیه را قابل قبول می دانیم، اما براساس همین اظهار نظر آقایان، فرمایشات رهبری در تمجید از آقای مصباح یزدی مربوط به 10 سال پیش بوده و طی این سال ها، جناب مصباح هیچ دیدار رسمی با رهبر انقلاب نداشته و ایشان نیز، اظهار نظری در مورد شخصیت آقای مصباح نکرده اند. پس چگونه است که طرفداران تندخوی این جریان، با استناد به یک اظهار نظر 10 سال پیش رهبر انقلاب ان هم در مورد شخصیت علمی ایشان، وی را مستحق هیچ گونه نقد و فاش گویی نمی دانند، اما آنگه که خود به سبک کینه های «بدریه وحنینیه» ، «رهبر حملات به پارهها و شالودههای انقلاب» می شوند، مدعی می شوند، «ملاک ارزیابی فرد، شرایط حال انان است» با این اوصاف، نباید به گذشته ی این جماعت نگاهی انداخت؟ آیا اگر فرد و جریانی در به ثمر رساندن انقلاب، جنگ 8 ساله، و... هیچ حرکت قابل قبول ارائه نداده، اما ناگه مدعی همه چیز شود و در پس الفاظ انقلابی پنهان شود ، نباید به وضعیت حال آنان نگریست؟ آیا باید اجازه داد به ادعای خود در مورد انقلاب، هر روزه وسعت بخشند؟
نهم. از سوی دیگر آنچه بیش از هر چیز، طرفداران و هواخواهان نظامی جمهوری اسلامی را می آزارد، سوء استفاده ی یک جریان در جهت منافع خویش از اظهارات رهبری انقلاب است. آیا این بزرگترین ظلم به شخصیت حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) نیست که برای تطهیر جریان خود، از نام ایشان مایه بگذارید؟ چرا برای رسیده به اهداف سیاسی و بندبازی های خود، نام رهبری انقلاب را وسط میکشید؟ نه، این انصاف نیست!آیا بهتر نیست که دوستان اهل تکلیف و برخی برادران محترمی که از سر خیرخواهی سر در لاک خویش فرو برده اند،به جای سکوت و فراموشی مصلحتی، به مقابله با جریانی بپردازند که به سادگی آب خوردن، ا شخصیت و نام رهبر انقلاب برای تطهیر جریان خود استفاده می کنند؟نگارنده ضمن احترام و ارج گذاردن به تک تک دوستان و همفکران توجه آنها رابه حساسیت وضع موجود و حیاتی بودن وضع مطلوب برای جریان اصیل انقلاب جلب می کنم و ضرورت مقابله با این جریانات متحجر را یادآور می شوم توضیح: همانطور که در لابه لای سطور مختلف یادداشت ذکر شده، مقصود نگارنده شخصیت علمی آقای مصباح یزدی نیست و بحث، صرفاً در مورد مبارزات و مواضع سیاسی ایشان است.
● مصطفی فقیهی
Editor@tiknews.net
با قطع سهميه آرد كارخانههاي ماكاروني توسط شركت بازرگاني دولتي، اين محصول هم گراني20 تا 30 درصدي را تجربه كرد. به گزارش فارس، با افزايش قيمت جهاني آرد و با توجه به اينكه كل ذخيره استراتژيك اين محصول براي نان در نظر گرفته شده است در نتيجه كارخانه هاي توليدكننده براي تامين نياز خود به اجبار آرد مصرفي را از بازار آزاد تهيه مي كنند. پيش از اين شنيده شد كه شركت بازرگاني دولتي، سهميه آرد كارخانههاي ماكاروني را قطع كرده است و توليدكنندگان اين صنعت، هشدار گراني اين محصول را داده بودند. با توجه به گراني برنج و نان، دور از ذهن نبود كه محصولات جايگزين هم از گراني بينصيب نمانند. به گزارش فارس از سطح شهر، توزيعكنندگان و خرده فروشان، ماكاروني را با افزايش قيمت 150 الي 200 توماني به دست مردم ميرسانند، به گونهاي كه بستههاي پانصد گرمي ماكاروني از 550 تومان به 700 تومان رسيده و بستههاي هفتصد گرمي از هشتصد تومان به 950 الي هزار تومان رسيده است. گفتني است، قيمت تخم مرغ هم با افزايش پنج هزار توماني در هر كارتن، باعث شده تا تخم مرغ هم با افزايش 20 درصدي قيمتها روبهرو شود. پيش از اين هر عدد تخم مرغ با قيمت صد تومان فروخته ميشد كه با افزايش قيمت به 120 تومان رسيده است.
جلسه سخنرانی قاسم روانبخش مدیرمسئول نشریه پرتو سخن به میزبانی جامعه اسلامی دانشجویان در دانشگاه شیراز تبدیل به جلسه انتقاد دانشجویان از عملکرد دولت نهم شد. در این جلسه که دیروز (دوشنبه) در تالار خوارزمی دانشگاه شیراز برگزار شد، حجت الاسلام والمسلمین قاسم روانبخش از شاگردان آیت الله مصباح یزدی برای پاسخ گویی به سوالات دانشجویان دعوت شده بودقاسم روانبخش روحانی تند رو و مدیر مسوول نشریه افراطی پرتوسخن از نزدیکان آیت الله مصباح یزدی و محمود احمدی نژاد میباشد ولی اکثریت حاضرین در جلسه را منتقدان دولت نهم تشکیل میدادند.از آغاز این جلسه با تشنج همراه بود و دانشجویانی که از عملکرد محمود احمدینژاد عصبانی بودند بارها سخنرانی قاسم روانبخش را قطع کردند و شعارهایی چون: «نصرمن الله و فتح قریب وای بر این دولت مردم فریب»، سر دادند.قاسم روانبخش در سخنان خود همواره سعی داشت تا مشکلات کشور را که دولت احمدینژاد با آن مواجه شده است را به گردن دولت های قبلی بیندازد.یکی از دانشجویان با انتقاد از عملکرد دولت احمدینژاد گفت که با این اوضاع چه کسی جرأت میکند از محمود احمدینژاد دفاع کند. یکی دیگر از دانشجویان درباره مافیای اقتصادی که دولت نهم مدعی وجود آن است و مشکلات کشور را ناشی از آن میداند پرسید که قاسم روانبخش جواب روشن و قاطع کنندهای نداد.دانشجوی دیگری نیز با بیان اینکه برنج کیلویی ۵۰۰۰ تومان است و خط فقر تعداد زیادی از مردم را دربرگرفته بیان کرد که با اوضاع نابسامان دفاع کردن از دولت احمدینژاد چه معنی دارد. قاسم روانبخش در جهت تخریب دولتهای قبلی بیان کرد که عطاالله مهاجرانی وزیر فرهنگ دولت خاتمی ۶ زن داشته که با واکنش دانشجویان حاضر در سالن مواجه شد و دانشجویان شعار زارعی زارعی سردادند . قاسم روانبخش با بیان ارقام نامعلوم سعی در فرافکنی تورم و مسکلات اقتصادی کشور داشت و همه چیز را متوجه دولتهای قبلی میدانست که یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد اقتصاد با ارائه ارقامی مستند در مورد تورم و مشکلات اقتصادی دولت نهم تورم در دولتهای قبلی را مقایسه کرد و تورم در دولت قبلی را بسیار کمتر (۹ درصد) از دولت احمدینژاد دانست که این دانشجو با تشویق های مکرر دانشجویان حاضر در سالن به سخنانش پایان داد. در طی جلسه عدهای از دانشجویان به خاطر در اختیار نداشتن تریبون از محل صندلیهای خود فریاد میزدند و سوال میکردند که قاسم روانبخش اجازه صحبت کردن به دانشجویان منتقد را نداد که این باعث شد عده زیادی از دانشجویان شعارهایی علیه دولت سردهند و به نشانه اعتراض سالن را ترک کردند.
محمدرضا خاتمی و زهرا اشراقی درباره ازدواج دخترشان با پسر خرازی و اخباری که در این باره در برخی رسانه ها منتشر شده است ، توضیحاتی دادند. آنان در گفت و گو با "رویش" ، ضمن تکذیب برگزاری مراسم عروسی آنچنانی برای فرزندشان ، درباره مراسم ازدواج پسر احمدی نژاد و دختر رحیم مشایی ، عروسی فرزند سیدمحمد خاتمی ، نوه های امام و فرزندان هاشمی رفسنجانی نیز اظهار نظر کردند:
آقای خاتمی ! سایتهای مختلف نوشتند که شما برای عروسی دخترتان خیلی خرج کرده اید ،درست است؟
دکتر خاتمی: والا ما خرج نکرده ایم ،خانواده داماد خرج کرده اند! ما از سیاست یاد گرفته ایم جایی نخوابیم که آب زیرمان برود! بنابراین در مجلس عروسیمان همه بودند. از چپ ترین تا راست ترین حضور داشتند.از بیت رهبری ،مسئولین دولت آقای احمدی نژاد،آقای ناطق نوری (که من ارادت خاصی به ایشان دارم واز دوستان خوب ما هستند)،روحانیون،دانشگاهیان،مشارکتی ها ،مؤتلفه و...در این عروسی حضور داشتند.ما خیلی آشکار وشفاف مراسم مان را برگزار کردیم و همه کسانی که در آن مراسم بودند شهادت می دهند که یک مراسم معمولی در سطح شأن خانوادگی ما بود.اما هم ما خانواده بزرگی داریم ، هم آقای خرازی. در نتیجه تعداد زیاد بود ، اما مراسمی که برگزار شد معمولی بود.
عروسی پسر آقای احمدی نژاد با دختر آقای مشایی که به تازگی برگزار شد، بسیار ساده ودور از هر تکلفی بود که شبهه ساز باشد. ولی شما این کار را نکردید.
خانم اشراقی: آقای احمدی نژاد رئیس جمهور هستند و من هم اگر رئیس جمهور بودم ،همین کار را می کردم، اما قطعاُ اجازه نمی دادم که این مراسم از اخبار پخش شود.عروسی دختر آقای رفسنجانی به همین سادگی برگزار شد.عروسی نوه های امام (ره) ودختر آقای خاتمی از این ساده تر بود،با توجه به اینکه هیچ کدام را در تلویزیون نشان ندادند. ضمناً اگر آقای احمدی نژاد که با شعار سادگی وساده زیستی آمده اند، کاری غیر ازاین می کردند ، جای حرف وبحث داشت.تازه ما هم خرج عروسی را ندادیم.ولی اگر می دادیم از پول پزشکی شوهرم بود نه ریاست جمهوری.
چه ایرادی دارد مردم ببینند مراسم عروسی پسر رئیس جمهورشان ساده برگزار شده؟
دکتر خاتمی: ایرادی ندارد،اصولاُولیمه دادن، جشن گرفتن وخانواده ها را دور هم جمع کردن که چیز بدی نیست.اما من فکر می کنم یک سری اصول و آرمانهایی وجود دارد که در موردشان بد تبلیغ کرده ایم. اسراف وتجمل امری ناپسند است، اما صله رحم ودور هم جمع شدن و ولیمه دادن چیز بدی نیست.
پس در عروسی دختر شما تجملات نبوده؟
دکتر خاتمی: به هیچ وجه نبود. همان طور که گفتم ، از همه جناح ها و گروه ها در عروسی دخترم حضور داشتند و از نزدیک این مساله را دیدند . اما سر و صدایی که شد ، بیشتر مربوط به مراسم خواستگاری بودکه در ان 15 - 16 نفر از خانم های دو خانواده در خانه مادر خانم اشراقی جمع شدند.
این مراسم به مراتب ساده تر از مراسم عروسی بود اما گفتند ماشین های دولتی ردیف شده بودند که بعداً هم معلوم شد ماشین ها مال کس دیگری بوده . آنهایی که این خبر را به سایت ها داده بودند ، مستقیم و غیر مستقیم از من عذرخواهی کردند اما انصاف این را نداشتند که واقعیت را در همان سایت ها علنی بنویسند .
در این ازدواج ها که به اصطلاح ازدواج سیاسی وحزبی نامیده می شود ،روابط عاطفی بین یک زوج چه نقشی دارد؟مثلاُدختر شما علاقه مند بود با پسر آقای خرازی ازدواج کند یا این که نه،به تکلیف خانوادگی وسیاسی این دو نفر زیر یک سقف رفتند؟
خانم اشراقی: ارتباط ما با خانواده آقای خرازی به سیاست ربطی ندارد. ایشان دوست چندین ساله ما هستند و بچه های ما با هم بزرگ شده اند.من می توانم به جرأت بگویم پسرآقای خرازی خیلی عاشق فاطمه بود .منتهی من دوست نداشتم دخترم در سن پایین ازدواج کند و می گفتم باید درسش تمام شود. اصلاُ هم دوست نداشتم که دخترم بگوید این پسرتحصیلاتش خوب است،از لحاظ مالی وضعیت مناسبی دارد و به همین خاطر قبول می کنم.دوست داشتم دخترم با عشق ازدواج کند، چون خیلی به این موضوع علاقه دارم. این اتفاق افتاد و دخترم با عشق وعلاقه ازدواج کرد و گرنه من محال بود اجاره بدهم سرسفره عقد بنشیند.
دکترخاتمی: فاطمه خواستگارهای زیادی داشت از جمله فرزندان کسانی که از لحاظ موقعیت سیاسی واجتماعی و مالی،درمقامهای خیلی بالاتر از آقای خرازی بودند.از لحظه ای که ایشان ابراز علاقه کردند،تا برپایی مراسم چهارسال طول کشید و دراین مدت برای بچه ها فرصتی فراهم شدکه همدیگر را بیشتر بشناسند و با روحیات،اخلاق وخانواده های هم آشناتر شوند.
یکی از نمایندگان مجلس هفتم، که مدت هاست در اثر شکایت افراد متعدد به عنوان فساد اخلاقی و تجاوز تحت تعقیب و تحقیقات است، امروز پس از قرائت گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضاییه که در آن برخی از نمایندگان مجلس، از کوتاهی قوه قضاییه در برخورد با فساد اخلاقی گله مند بودند، پس از پایان این جلسه، دادگاه کیفری، نماینده مذکور را احضار و پس از انجام تحقیقات و تفهیم اتهام، بازداشت و روانه زندان نمود.که در ساختمان دادگاه حضور داشت و شاهد ورود نماینده به دادگاه بود، وی از حدود ساعت 12 امروز، تحت باز جویی قرار گرفت و احضار خانم های مختلف به شعبه رسیدگی کننده، حکایت از انجام مواجهه حضوری داشت.پس از چندین ساعت بازجویی پی در پی، سرانجام، نماینده مورد نظر، تحت الحفظ مامورین، با اتومبیل زندان اوین، روانه این بازداشتگاه شد.به نظر می رسد، دادگاه تهران سریع ترین واکنش را در تقاضای برخورد قاطع، با مفاسد انجام داده و این موضوع را از خود نماینگان مجلس، آغاز نموده است. شنیده ها حاکی است، یکی از دست اندرکاران تحقیق و تفحص از قوه قضاییه در یک موضع گیری اعلام نموده درخواست ما در این گزارش، مربوط به خود ما نبوده است و سایر افراد جامعه را در نظر داشته ایم و قوه قضاییه پیرامون این گزارش با سوء تفاهم مواجه گردیده و در مصداق، برداشت اشتباه نموده است!
سید محمدعلی ابطحی درسایت خود نوشت:
من خیلی فوتبالی نیستم ولی فوتبال آنقدر پرجاذبه است که ناخودآگاه همه مجبورند فوتبالی شوند. دیروز موقع مسابقه برای انتخاب لیگ برتر فوتبال ایران پای تلویزیون بودم. اول کلی قیافه گرفته بودم که مثلاً خیلی توجه به فوتبال ندارم و داشتم با اینترنت ور میرفتم. اما بیآنکه خودم متوجه شوم کاملاً غرق دیدن بازی فوتبال سپاهان و پیروزی شده بودم. طرفدار هیچ تیمی نیستم. از اینکه استقلال در ردههای پائین بود همینجوری دلگیر بودم. این همه طرفدار و این ناکامیهای پیاپی دردناک بود.
دلیلش چه مدیریت غلط باشد و چه بدشانسی و چه بدبازی کردن، ناراحتکننده است. سابقها پرسپولیس همیشه رقیب استقلال بود. دیروز وقتی سپاهان و پرسپولیس بازی را شروع کردند، نمیدانم جرا دوست داشتم پرسپولیس ببرد. فکر میکردم این همه جمعیت که طرفدار پرسپولیس هستند اگر خوشحال نشوند، این هم دردناک است. شاید اگر همین بازی در اصفهان بود و اکثریت آن زردپوش سپاهانی بودند، دوست داشتم سپاهان میبرد. واقعاً فوتبال هیجانآفرین است و در عین حال بیرحم.
دیروز وقتی سپهر حیدری در دقیقه نود و پنجم گل دوم پیروزی را زد، خوشحالی بیرحمانهای ایجاد شد. خوشحالی برای پرسپولیسیها و هر کس که آن لحظه پرهیجان را میدید و بیرحمی برای سپاهانیهایی که تا مرز اول شدن در لیگ برتر رفته بودند و اگر 2 دقیقه دیگر ادامه مییافت اول میشدند.لذت فوتبال هم البته در همین بیرحمی آن است. به پرسپولیسیها تبریک میگویم و به سپاهانیها، تبریک و خسته نباشید.بعد از فوتبال میخواستم جائی بروم. صدای شیپورها را که در خیابانها شنیدم، نرفتم. شمخانی وزیر سابق دفاع بعد از پیروزی ایران بر استرالیا و ورود به جامجهانی در میان جشن و شادی مردم مانده بود. او را شناخته بودند. از ماشین پایین آمده بود. مردم شعار میدادند که شمخانی باید برقصد. همین مانده بود که جلو من را هم بگیرند و شعاد بدهند ابطحی باید برقصد، آن هم با این قیافه.بهتر دیدم که تلفنی اطلاع دهم و به آن جلسه نروم. هر شادی فوتبالی لذت غیرقابل باوری دارد که بر شادیکنندگان دیروز گوارا باد.
مهدي و اميرحسين معتقدند كه ميان سالهاي 1368 تا 1384 در ايران داييسالاري حاكم بوده است چرا كه آنان دو دايي دارند كه از سال 1368 تا سال 1384 بر ايران حكومت ميكردند. دايي پدري آنان اكبر هاشمي رفسنجاني بود كه از سال 1368 تا سال 1376 رئيسجمهور ايران بود و دايي مادري آنان سيدمحمد خاتمي بود كه از سال 1376 تا سال 1384 رياستجمهوري ايران را بر عهده داشت. پدر و مادر مهدي و اميرحسين هاشميان به ترتيب فرزندان حجتالاسلام محمد هاشميان امام جمعه رفسنجان و آيتالله صدوقي امام جمعه يزد بودند و اين يعني آنها فرزندان مشترك «يزد و رفسنجان» و «صدوقي و هاشميان» هستند؛ جايي كه «هاشميها» و «خاتميها» به هم ميرسند. مهدي و اميرحسين تنها كساني هستند كه در فاصله دو دهه خواهرزاده رئيس دولت ايران بودهاند اما پيوند خانواده و دولت در ايران محدود به ايشان نيست:
نسل اول: اسلام انقلابي و ازدواج انقلابي
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران نسلي از جوانان مسلمان به قدرت رسيدند كه مبارزه سياسي و اسلام انقلابي براي آنها فرصتي باقي نگذاشته بود تا به ازدواج فكر كنند. ازدواج براي اين نسل در زمره اولويتهاي زندگي نبود و از سوي ديگر به دليل ديدگاه مذهبي و عقيدتي آنان امكان آشنايي گسترده جز از طريق خانواده با جنس مخالف را نداشتند يا اگر داشتند ديدگاه ايدئولوژيك اين جوانان به آنان اجازه نميداد در دانشكده يا جامعه به انتخاب دست زنند. واقعيت آشكار ديگر اين بود كه نظام تازهتاسيس جمهوري اسلامي نياز به مديراني از جنس اين پيروان اسلام انقلابي داشت و آنان كه در فاصله سني 25 تا 35 سال قرار داشتند و روزگاري گمان نميكردند كه به عنوان كارمند در اداره يا وزارتخانهاي استخدام شوند اكنون در معرض نهادهاي وزارت دولت و وكالت مجلس قرار گرفته بودند و شايد درست نبود كه در «تجرد» بمانند. اينگونه بود كه ازدواج انقلابي به ضرورت اسلام انقلابي تبديل شد؛ ازدواجي كه در درون مناسبات نظام تازه شكل ميگرفت و اخلاق و آداب خاص خود را داشت: با آشنايي خانوادگي آغاز ميشد و با مراسم سادهاي پايان مييافت. گاه مسجد صورت ميگرفت و تعداد ميهمانان مراسم ازدواج بسيار اندك بود. ازدواجهايي كه در درون خانواده انقلاب صورت ميگرفت اين مزيت را داشت كه خانوادههاي عضو اين خانواده بزرگتر شناختي كافي از هم داشتند و نيازي به تحقيق بسيار وجود نداشت. سطح توقعات طرفين از يكديگر نيز اندك بود و به دليل جو اجتماعي موجود، خانوادهها به سادهترين شكل ممكن مقدمات ازدواج را فراهم ميكردند.
1- داماد سرخانه
يكي از اين ازدواجهاي مشهور ازدواج محمد محمدينيك مشهور به ريشهري با دختر آيتالله مشكيني بود. ريشهري كه پس از انقلاب اسلامي ايران پس از مدتي حضور در دادستاني ارتش به وزارت اطلاعات، دادستاني ويژه روحانيت، دادستاني كل كشور و سرپرستي حجاج ايراني رسيد، حاجآقا مرتضي تهراني را معرف و مسبب اين ازدواج ميداند: «آقاي مشكيني پاسخ ايشان را موكول به استخاره كرد و پس از چند روز پاسخ داد كه استخاره كردم، خوب آمد پس از موافقت ايشان جريان را به خانوادهام در تهران نوشتم و از مادرم و عمهام... خواستم كه به قم بروند و صبيه ايشان را ببينند. آنها رفتند و ديدند و پسنديدند و در پاسخ نامه من نوشتند خوب است ولي خيلي كوچك است. او در آن هنگام تقريبا 9 ساله بود.» (خاطرهها، ج 1، ص 52 – 51) مهريه اين ازدواج هزار تومان بود: «مهريه را مبلغ 5 هزار تومان نوشتم [اما آيتالله مشكيني] در اثر خطاي ديد پنج هزار تومان را پانصد تومان خوانده بود به ما پيغام داد من حرفي ندارم كه مهريه او پانصد تومان باشد ولي چون مهريه خواهر بزرگتر او هزار تومان است همين مبلغ را براي مهريه او بپذيريد. من تعهد ميكنم كاري كنم كه بيش از پانصد تومان شما بدهكار نشويد» (همان: 52) مراسم عقد در حرم امام رضا(ع) «بدون هيچگونه تشريفات اجرا شد» از آن پس آقاي ريشهري «مانند يكي از اعضاي خانواده آقاي مشكيني در منزل ايشان و به قول معروف داماد سرخانه» بود. (همان: 53) يك سال و نيم بعد با انتقال به قم داماد ديد كه «به تدريج شرايطي پيش آمده كه احساس كردم ادامه اين وضع به مصلحت نيست با اينكه قرار بود جشن ازدواج ما چند سال بعد باشد، پيشنهاد كردم كه هرچه زودتر انجام شود تا بتوانيم زندگي مستقل تشكيل دهيم. آقاي مشكيني ابتدا با اين پيشنهاد موافق نبود دليل مخالفتش هم كوچك بودن همسرم از نظر سني بود. چون در آن هنگام يازده سال بيشتر نداشت اما من موضوع را با جديت پيگيري ميكردم كه همسر من است و شرعا حق دارم او را به خانه خود ببرم... سرانجام با اصرار من ايشان (مشكيني) راضي شد و جشن ازدواجمان در سال 1347 برگزار شد.» (همان: 53)
2- داماد دگرانديش
ازدواج مشهور ديگر عصر انقلاب اسلامي ازدواج دختران آيتالله هاشمي رفسنجاني با پسران آيتالله لاهوتي بود. هاشمي رفسنجاني و حسن لاهوتي هر دو از مبارزان سياسي با رژيم پهلوي بودند. همين سوابق و مناسبات سبب شد دو پسر آيتالله لاهوتي يعني حميد و سعيد با دو دختر آيتالله هاشمي رفسنجاني به ترتيب فائزه و فاطمه هاشمي ازدواج كنند. فرزندان آيتالله لاهوتي از موقعيت سياسي خود براي ورود به حكومت استفاده نكردند اما فائزه هاشمي در سال 1375 نماينده دوم مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي شد و به عضويت حزب كارگزاران سازندگي درآمد و همواره به عنوان نماد گرايش ليبرالي پدرش شناخته شد و فاطمه هاشمي نيز به عضويت حزب اعتدال و توسعه درآمد كه گرايشي ميانهرو در ميان محافظهكاران ايران را نمايندگي ميكند. يكي از مهمترين مصائب و مسائل اين دو ازدواج، درگذشت آيتالله لاهوتي بود. حسن لاهوتي گرچه از روحانيون مبارز و مبارزين مذهبي محسوب ميشد اما به جز حميد و سعيد فرزند ديگري به نام وحيد لاهوتي داشت كه مانند فرزندان بسياري از روحانيون مبارز آن عصر (همچون آيتالله طالقاني، محمدي گيلاني، جنتي و...) دگرانديش بود و چپگرا. كار به جايي رسيد كه روز چهارشنبه 6 آبان 1360 اكبر هاشمي رفسنجاني در كارنامه روزانهاش نوشت: «ساعت سه بعدازظهر خبر دادند كه از طرف دادستاني انقلاب به خانه آقاي [حسن] لاهوتي ريختهاند و خانه را تفتيش ميكنند. به آقاي [اسدالله] لاجوردي گفتم با توجه به سوابق و مبارزات آقاي لاهوتي بيحرمتي نشود. گفت دنبال مدارك وحيد [لاهوتي] هستند. اول شب اطلاع دادند كه آقاي لاهوتي را به زندان بردهاند و احمد آقا هم تماس گرفت و ناراحت بود. قرار شد بگوييم ايشان را آزاد كنند. آقاي لاجوردي پيدا نشد به آقاي [سيدحسين] موسوي تبريزي دادستان كل انقلاب گفتم و قرار شد فورا آزاد كنند. احمد آقا گفت امام هم از شنيدن خبر ناراحت شدهاند.» (عبور از بحران: ص 341) اما آيتالله لاهوتي هرگز به خانهاش بازنگشت. فردا صبح هاشمي رفسنجاني نوشت: «عفت تلفني اطلاع داد كه آقاي لاهوتي را ديشب به بيمارستان قلب بردهاند بلافاصله تلفن زد و گفت از دنيا رفتهاند تماس گرفتم معلوم شد صحت دارد. آقاي لاجوردي دادستان انقلاب تهران گفت آقاي لاهوتي اتهامي نداشتهاند، براي توضيح مدارك مربوط به وحيد آمده بودند كه به محض ورود به زندان دچار سكته قلبي شده و معالجات بياثر مانده است. قرار شد پزشكي قانوني نظر بدهد.» (همان: ص 340)خبر درگذشت حسن لاهوتي نماينده امام خميني در استان گيلان، امام جمعه رشت، نماينده مردم رشت در مجلس اول و سرپرست سپاه پاسداران با سكوت رسانهها مواجه شد و همين مساله اعتراض فرزندان و عروسان وي را برانگيخت. آنان حتي به پدرشان اكبر هاشمي رفسنجاني كه در آغاز جلسه علني مجلس شوراي اسلامي خبر درگذشت آيتالله لاهوتي را داده بود، اعتراض كردند: «حميد و فائزه آمدند و شب را پيش من ماندند. چون تنها بودم مقداري آنها را تسليت دادم و ارشاد كردم. غيرمستقيم گله داشتند كه چرا من با صراحت نگفتم كه آقاي لاهوتي در زندان سكته كرده و فوت شده» (همان: ص 359)از آن روز سالها ميگذرد اما هنوز كسي با صراحت از درگذشت آيتالله لاهوتي سخن نميگويد.
3- داماد لبنان
ازدواج ديگري كه در اين سالها رخ داد و پيوندهاي خانوادههاي روحاني را استوار ميساخت ازدواج فرزندان دو روحالله به دو دخترخاله بود. سيداحمد خميني فرزند امام روحالله خميني و سيدمحمد خاتمي فرزند آيتالله روحالله خاتمي با دو دخترخاله ازدواج كردند كه سيدمحمد صدر پسرخاله آنهاست. بدين ترتيب خانواده بزرگي شكل ميگيرد كه پيوند ميان خمينيها، خاتميها و صدرها را برقرار ميكند. اينگونه است كه سيدمحمد خاتمي به دليل نسبتي كه از طريق همسرش با امام موسي صدر مييابد به داماد لبنان مشهور است همچنان كه آيتالله سلطاني طباطبايي پدر خانم فاطمه طباطبايي همسر مرحوم سيداحمد خميني از جمله علمايي بود كه از نامزدي خاتمي براي رياستجمهوري ايران در سال 1376 حمايت كرد.
4- داماد امام
اما اين تنها پيوند خاتميها و خمينيها نيست. در نيمه دهه 60 سيدمحمدرضا خاتمي ديگر فرزند آيتالله روحالله خاتمي با زهرا اشراقي نوه آيتالله روحالله خميني ازدواج كرد. زهرا اشراقي در عين حال دختر آيتالله شهابالدين اشراقي داماد امام خميني است كه در سالهاي تبعيد امام خميني دفتر ايشان را هم اداره ميكرد و به هنگام نزاع سران حزب جمهوري اسلامي با ابوالحسن بنيصدر اولين رئيسجمهوري اسلامي ايران از سوي امام خميني به عضويت هيات حكميت براي حل اختلاف درآمد. آيتالله اشراقي روحاني سنتگرا و در عين حال آزاديخواهي شناخته ميشد كه نسبت به گرايشهاي حاكم عصر خود از استقلال راي و نظر برخوردار بود. شهابالدين اشراقي روز جمعه 20 شهريور 1360 به علت سكته درگذشت. در سال 1386 شوراي نگهبان صلاحيت پسر آيتالله علي اشراقي – كه نامزد اصلاحطلبان براي مجلس هشتم بود – را رد كرد اما با واكنش صريح بيت امام خميني در مرحله تجديدنظر صلاحيت او تاييد شد.
5- داماد استاد
پس از شهادت استاد مرتضي مطهري، دختر ايشان با پسر آيتالله ميرزاهاشم آملي ازدواج كرد. داماد استاد اما همان كسي است كه به نام دكتر علي لاريجاني يك دهه رئيس سازمان صدا و سيما و قبل از آن وزير ارشاد اسلامي و پس از آن دبير شوراي عالي امنيت ملي شد. علي لاريجاني عضو يكي از خانوادههاي مذهبي و سياسي جمهوري اسلامي است. محمدجواد لاريجاني اولين فرزند اين خانواده است كه به قدرت رسيد: معاون وزير امور خارجه شد و نماينده مجلس شد. ستاره اقبال محمدجواد لاريجاني اما با يك حركت حساب نشده در دوران انتخابات رياستجمهوري سال 1376 فرو خفت و او اكنون به معاونت حقوق بشر قوه قضائيه كفايت كرده است. صادق لاريجاني كه «شيخ» خانواده لاريجانيهاست نيز با عضويت در شوراي نگهبان در زمره قدرتمندترين فرزندان اين خاندان به حساب ميآيد اما آنكه از همه فرزندان مرحوم ميرزا هاشم خوشاقبالتر است علي لاريجاني همان داماد استاد مطهري است كه اكنون به نمايندگي از مردم قم به پارلمان راه يافته و قدم در راه رياست مجلس و شايد رياستجمهوري ميگذارد.
نسل دوم: اسلام حكومتي و ازدواج حكومتي
با استقرار جمهوري اسلامي و تثبيت انقلاب اسلامي به تدريج اسلام از صورت يك دين به شكل يك دولت مستقر درآمد و روابط خانوادههاي مذهبي و انقلابي به صورت مناسبات خانوادههاي سياسي و حكومتي درآمد. طبيعي است كه هر انقلابي سرانجام به نظامي سياسي منتهي شود اما در فرآيند اين تغيير و تحول مناسبات خانوادگي هم به تدريج تغيير كرد و با بلوغ فرزندان انقلاب اسلامي به تدريج فرزندان انقلاب اسلامي همسران خود را از ميان خانوادههايي كه بيشترين رفت و آمد را با آنها داشتند برگزيدند. گروهي از اين ازدواجها به نسبت نسل اول انقلاب سادهزيستانه بود اما گروهي از آنها به تناسب شرايط زمان و مكان تغيير كرده و به شيوه ازدواج طبقه متوسط جامعه نزديك شده است. همزمان با تحولات جمعيتي و طبقاتي در ايران و تغيير موقعيت و مكان زندگي و مناسبات اقتصادي خانوادههاي ايراني، خانوادههاي سياسي نيز دگرگون شدند و به شكل تازهاي ازدواجهاي خود را سامان دادند.
1- مشهورترين ازدواج نسل دوم ازدواج مجتبي خامنهاي فرزند مقام معظم رهبري با دختر دكتر غلامعلي حدادعادل است؛ پيش از آنكه به رياست مجلس هفتم شوراي اسلامي و حتي نمايندگي مجلس ششم برسد. شايد به همين علت باشد كه غلامعلي حدادعادل در اسفندماه سال گذشته در گفتوگو با مجله شهروند امروز گفته «من اين تحليل را قبول ندارم كه چون خانواده ما با خانواده مقام معظم رهبري پيوند سببي پيدا كرد گروههاي سياسي به بنده تمايل نشان دادند. خويشاوندي تاثيري در تصميماتم به عنوان رئيسمجلس ندارد» ديگر فرزندان رهبر انقلاب نيز با خانوادههاي مذهبي و سياسي داراي گرايشهاي ديگر ازدواج كردهاند: مسعود خامنهاي با دختر آيتالله خرازي از مدرسين حوزه علميه قم و خواهر صادق خرازي معاون وزير امور خارجه در دولت خاتمي و مشاور كنوني سيدمحمد خاتمي ازدواج كرده است در عين حال كه كمال خرازي وزير خارجه خاتمي و رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي عموي عروس به حساب ميآيد. مصطفي خامنهاي ديگر فرزند مقام معظم رهبري نيز با دختر آيتالله خوشوقت از روحانيان تهران و نامزد ائتلاف رايحه خوش خدمت (گروه حامي دولت محمود احمدينژاد) ازدواج كرده است. با وجود اين فرزند آيتالله خوشوقت مديركل مطبوعات خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دوره سيدمحمد خاتمي بود و در پرونده زهرا كاظمي اظهارنظري متفاوت از اظهارنظرهاي رسمي كرد. دختر ديگر مقام معظم رهبري با فرزند حجتالاسلام والمسلمين محمدي گلپايگاني رئيس دفتر رهبر انقلاب اسلامي ازدواج كرده است. بدين ترتيب با مروري بر ازدواجهاي فرزندان مقام معظم رهبري ميتوان گفت هيچ يك از اين ازدواجها نميتواند واجد معناي جناحي يا سياسي خاصي باشد. به جز آنكه همگي آنها در محدوده خانوادههاي مذهبي و سياسي انقلاب اسلامي رخ داده است.
2- اما ماجرا زماني جالبتر ميشود كه دريابيم سلسله اين ازدواجها به تدريج خانوادههاي بيشتري را در بر ميگيرد و در نهايت خانوادهاي بزرگتر را ميسازد. چندي پيش پسر صادق خرازي با دختر محمدرضا خاتمي ازدواج كرد. بدين ترتيب صادق خرازي كه برادر همسر فرزند مقام معظم رهبري است، در عين حال پدر همسر نوه امام خميني و برادرزاده سيدمحمد خاتمي نيز هست و اين به معناي خانواده سياسي و مذهبي بزرگي است كه با دو رهبر نظام و يك رئيسجمهور و نيز يك وزير خارجه جمهوري اسلامي نسبت دارد.
3- در ادامه همين مناسبات خانوادگي ازدواج فرزندان مرحوم سيداحمد خميني و نوادگان امام خميني نيز جالب توجه است: سيدحسن خميني نوه ارشد امام خميني با دختر آيتالله موسوي بجنوردي عضو سابق شوراي عالي قضائي و عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز ازدواج كرده است.برادر او يعني سيد ياسر خميني نيز با دختر سيدمحمد صدر نامزد ائتلاف اصلاحطلبان براي مجلس هشتم ازدواج كرده است. يعني در واقع فرزند سيداحمد خميني با دختر پسرخاله مادرش خانم فاطمه طباطبايي ازدواج كرده كه پسرخاله همسر سيدمحمد خاتمي نيز محسوب ميشود و از خانواده بزرگ «صدر» به حساب ميآيد. خانواده امام خميني البته دامادهاي مشهور ديگري نيز دارد: نوه خانم زهرا مصطفوي دختر امام خميني با پسر محسن رضايي ازدواج كرده و دختر ديگر آيتالله اشراقي (كه نوه امام خميني به حساب ميآيد) با پسر آيتالله طاهري امام جمعه سابق اصفهان ازدواج كرده است تا خانوادهاي بزرگ شكل گيرد.
4- يكي از جالبترين ازدواجهاي درون حكومت جمهوري اسلامي ازدواج پسر رئيس اسبق قوه قضائيه با دختر رئيس كنوني اين قوه است: پسر آيتالله موسوي اردبيلي از مراجع تقليد شيعه با دختر آيتالله سيدمحمود هاشمي شاهرودي ازدواج كرده است. پسران ديگر آيتالله موسوي اردبيلي هر يك با دختر يكي از بزرگان مذهبي ازدواج كردهاند: دختر آيتالله جوادي آملي از مدرسين حوزه علميه قم و آيتالله شهرستاني از فقهاي قم و نماينده آيتالله سيستاني در ايران كه چندي يكي از بستگانش وزير نفت عراق بود. از نسل دوم اين خانواده نوه آيتالله موسوي اردبيلي و آيتالله جوادي آملي با پسر محمد هاشمي برادر آيتالله هاشمي رفسنجاني و رئيس اسبق سازمان صداوسيما ازدواج كردهاند.
5- از ميان اعضاي دفتر امام خميني و دفتر آيتالله خامنهاي فرد مشتركي وجود دارد كه دو داماد بنام دارد: حجتالاسلام رسولي محلاتي دختران خود را به عقد آقايان ناطق نوري رئيس مجلس چهارم و پنجم و عباس آخوندي وزير اسبق مسكن درآورده است. حجتالاسلام والمسلمين ناطق نوري هماكنون مسووليت بازرسي دفتر مقام معظم رهبري را بر عهده دارد و يكي از سران جناح اصولگرا در ايران شناخته ميشود.
**گسترش روابط خانوادگي در ميان حاكميت جمهوري اسلامي طي دو نسل سبب شده است به تدريج خانواده بزرگي شكل گيرد كه در آن نامهاي آشنايي از خمينيها، خامنهايها، خاتميها، هاشميها، صدرها و... به چشم ميخورد. خانوادهاي كه به تدريج چنان در نسلهاي آينده به هم آميخته ميشوند كه ميتوانند به حكم شرع محرم يكديگر شناخته شوند.
خيابان مطهري، روبهروي سنايي يك ساختمان معمولي قديمي پنج طبقه با نماي سفيدي است يك تابلوي آبيرنگ قديمي و كوچك سردر ساختمان نصب شده: «اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران.» همه چيز عادي به نظر ميرسد. طبقه همكف مثل هميشه شلوغ است، اربابرجوع مثل هر اداره ديگري جلوي كيوسكها ميروند و كارهاي اداريشان را انجام ميدهند. اما پشت ساختمان در محل پاركينگ، گرانقيمتترين و لوكسترين ماشينهاي تهران كه تعداد بعضيهايشان در تمام كشور كمتر از 10 دستگاه است يكي يكي وارد ميشوند. از هر كدام يك نفر پياده ميشود. اين يك نفرها، هر كدام مديرعامل يا عضو هيأتمديره بزرگترين شركتها و مؤسسات اقتصادي و يا از سهامداران عمده بورس تهران هستند. و البته چند نفري را هم نميتوان جزو پولدارترينها دانست. آنها به واسطه اطلاعات يا تخصصشان اينجا هستند.يكي دكمه بالاي پيراهنش را بسته و با محاسن بلند و تيپ سنتي، ديگري صورت اصلاح كرده، با كت و شلوار و كراوات از گرانترين برندهاي اروپايي تن كرده است. رفته رفته از ساعت يك و نيم تا ساعت دو بعدازظهر همه هيأت نمايندگان اتاق بازرگاني تهران در طبقه پنجم جمع ميشوند. 40 نفر نماينده بخش خصوصي و 20 نفر نماينده دولت. اين جمع درباره اقتصاد ايران تصميم ميگيرد. دور هم جمع شدند. براي كساني كه به صندليهاي هيأت نمايندگان اين اتاق تكيه زدند رقمهايي كه جلويشان 11 تا 12 صفر باشد زياد عجيب نيست.
آغاز جلسه
ساعت دو هياهوي اتاق فروكش ميكند. جلسه معمولاً با سخنراني رئيس اتاق بازرگاني يعني«يحيي آلاسحاق» كه در راس ميز نشسته است شروع ميشود. پيرمردي كه موهايش را در اين اتاق سفيد كرده. يحيي آلاسحاق از قديميترين اعضاي اتاق بازرگاني تهران پس از انقلاب است و به گفته خودش عضو هيأتمديره بيش از دهها شركت است. فكرش را بكنيد، هزار شركت!باور كنيد يا نه هيچ كدام از پولدارترينها شاخ و دم ندارند، آدمهاي عادي با ظاهر عادي. دور تا دور افراد جالبي نشستهاند. كساني كه مردم بعضي از آنها را نه با عنوان عضو هيأت نمايندگان اتاق بازرگاني، بلكه با عناوين ديگري ميشناسند. اشتباه نكنيد، صفاييفراهاني براي ورزش اينجا نيامده. ايرج حسابي، پسر دكتر حسابي، بنيانگذار دانشگاه تهران كه هميشه در مورد فعاليتهاي اقتصادي او شايعه بوده و هست و او هم هميشه تكذيب كرده. مهرعليزاده، نامزد دوره پيشين رياست جمهوري هم اينجاست. عسگراولادي از اعضاي معروف مؤتلفه كسي كه پسته ايران را در تمام دنيا با نام او و شركت حساس ميشناسند. حتي پسر شهيد مفتح، محمد صادق مفتح هم حضور دارد. جالب است كه بعضي از آنها بيرون از اتاق بازرگاني داراي گرايشهاي سياسي كاملاً متضاد با هم هستند، اما تا به حال در اتاق بحث سياسي خاصي شكل نگرفته است. همه اين افراد در اتاق بازرگاني به يك چيز فكر ميكنند «بخش خصوصي». در مورد مسائل اقتصادي آنها ترجيح ميدهند با هم همكاري كنند و گرايشات سياسيشان را به بعد از جلسه هيأت نمايندگان منتقل كنند. اصليترين كار اتاق بازرگاني، ارتقاي بخش خصوصي از طريق برنامهريزي، ارائه پيشنهاد و راهكاري و يا اعمال فشار با اهرمهاي خاص و لابيهاي قدرتمند اقتصادي است كه البته مورد آخر زياد به صورت رسمي انجام نميشود. هر كدام از اعضاي اتاق نماينده يكي از بخشهاي بازرگاني، صنعت و معدن هستند. آنها مشكلات بخش مربوط به خود را در اين جلسات عنوان ميكنند و احتمالاً در حاشيه جلسات كه بعضاً از خود جلسات مهمترند به نتايجي ميرسند. بعد از آن با اعمال قدرت به دولت و يا مجلس از طريق تصويب قوانين و يا آييننامهها مشكلات بخش خودشان را برطرف ميكنند. بعضي وقتها هم به سياستهاي مالي و اقتصادي دولت كه با منافع بخش خصوصي در تقابل هستند انتقادهايي ميكنند. اين انتقادها ميتواند به نحوه نوشتن بودجه باشد و يا عملكرد گمرك و... به هر حال پرونده تا زماني كه مشكل برطرف نشود و يا وزير يا مسئول مربوطه به اتاق نيايد و پاسخگوي آنها نشود بسته نخواهد شد.
نشستهاي صبحانه
اينجا رسم و رسومات خاصي دارد و اعضاي آن با اين رسوم به خوبي آشنا هستند. همين رسم و رسومات و حاشيههاي جلسات هستند كه بخش عمده تصميمگيريهاي كلان اقتصادي كشور را تعيين ميكنند. ۴۰ نفر نماينده بزرگترين اتاق بازرگاني خاورميانه كنار هم قدرت زيادي دارند. اين 40 نفر بيخودي دور هم براي گپ جمع نميشوند، هر وقت آنها دور هم جمع ميشوند ميخواهند مانعي را برطرف كنند. وقتي يك وزير يا مسئول بخش دولتي براي صبحانه به اتاق بازرگاني دعوت ميشود، خودش بايد بداند چه اتفاقي در حال شكل گرفتن است. دعوت براي صبحانه از آخرين مراحل اعمال قدرت اتاق بازرگاني به شمار ميرود. او را براي صرف صبحانه دعوت ميكنند. روي ميز چاي شيرين و نان و پنير و كره و مربا... هست. اما اين نشست فقط براي صرف صبحانه تشكيل نشده. مهمان صبحانه بعد از پايين رفتن اولين جرعه چاي شيرين از گلويش سيبل انتقادهاي نمايندگان بخش خصوصي ميشود. به هر حال نشست صبحانه آخرين نشست خواهد بود، تا موقع صرف ناهار به هر شكلي كه شده مشكل حل شده است. بعضي از تغييرات ناگهاني كه از رسانهها به اطلاع مردم ميرسد، از همين نشستهاي صبحانه نشأت ميگيرند. آخرين نشست صبحانه با دعوت از منوچهر متكي، وزير امور خارجه برگزار شد و نتيجه هم رضايتبخش بود!اما اتاق هميشه اين قدر خشك و جدي نيست. اگر يك تاجر يا سرمايهدار ورشكسته شود، رسم ديگر اتاق يعني گلريزان براي او اجرا ميشود. اعضاي هيأت نمايندگان هر كدام به روش خاصي به او كمك مالي ميكنند تا بتواند دوباره فعاليت خودش را ادامه بدهد.
پولدارترينها
چون از ابتدا در ايران مستقيم و غيرمستقيم و در عرف جامعه ثروتمند بودن به صورت يك ضد ارزش معرفي شده، پولدارترينهاي ايران علاقه زيادي به معرفي خود ندارند. دليل ديگر هم اين است كه سيستم مالياتي ايران مثل خيلي از كشورهاي ديگر شفاف نيست. مثلاً در آمريكا به دليل سيستم مالياتي شفاف پولدارترينها مشخص ميشوند، اما در ايران هيچ كس نميداند پولدارترين شخص چه كسي است. ممكن است با دسترسي به اطلاعات بورس تهران و از روي سهام عمدهاي كه يك شخص در شركتهاي مختلف دارد و يا از طريق درآمد كارخانه و يا شركت يك فرد بتوان ميزان سرمايه او را حدس زد، اما تعيين پولدارترين كار سادهاي نيست.اما يك چيز مشخص است، پولدارترينهاي ايران در پايتخت ايران هستند و پولدارترينهاي پايتخت در اتاق بازرگاني پايتخت يعني اتاق تهران جمع ميشوند.
اينجا همه هستند، از هر صنعت و صنفي، بزرگترين آنها بهعنوان نماينده طيف خودش در اينجا حضور دارد.
علاء ميرمحمدصادقي نماينده بخش معادن، كسي كه همه او را بهعنوان پدر گچ و سيمان كشور ميشناسند. اولين صندوق قرضالحسنه انقلابي را 38 سال پيش در مسجد لرزاده تأسيس كرد. او بنيانگذار سازمان اقتصاد اسلامي است كه روزي قرار بود بانك خصوصي بازاريها باشد اما با تهديد به استعفاي 7 عضو كابينه دولت موقت، به محاق تعليق رفت تا سرانجام در دولت احمدينژاد به بانك قرضالحسنه تبديل شد.
پدرام سلطاني نماينده بخش بازرگاني، جوانترين عضو اتاق، شخصي كه با وجود جوان بودن بهعنوان يكي از بزرگان بخش خصوصي پتروشيمي معروف است.
محمد صدرهاشمينژاد، از مؤسسان اولين بانك خصوصي كشور و رئيس هيأتمديره همان بانك، عضو هيأتمديره شركت ساختماني استراتوس، كسي نميداند او چقدر ثروت دارد، اما در زمينه ساختمانسازي و بازرگاني از بزرگان به شمار ميرود.
محمد شمس اردكاني، مديرعامل يك شركت بزرگ خودروسازي و از فعالين بنام صنعت خودروسازي خصوصي در كشور.
تقي بهرامي نوشهر، پدر خوانده فولاد كشور، مؤسس چندين شركت بزرگ فولاد و فعال اين صنعت. محسن خليليعراقي نماينده بخش صنعت، مديرعامل شركت بزرگ بوتان.
شاهرخ ظهيري، پيشگام صنايع غذايي در كشور و بنيانگذار كارخانههاي مهرام. عباسعلي قصاعي نماينده بخش صنعت، از بازماندگان خاندان بزرگ سرمايهدار قصاعي و از بزرگترين فعالان صنعت چيني در كشور.
مهدي جارياني نماينده بخش صنعت، عضو هيأتمديره توليد مواد اوليه داروپخش و تولي پرس و از بزرگان صنعت شويندهها.
مهدي بهرامي ارض اقدس نماينده بخش بازرگاني، از مديران ارشد حيات نو و مشاور شهردار تهران.
علينقي خاموشي كه كسي بعد از انتخابات اخير اتاق بازرگاني او را در جلسات نديده است! مديرعامل كارخانجات پوشاك جامعه.
محسن صفاييفراهاني نماينده بخش بازرگاني عضو ارشد گروه استراتوس پارس، دوست و از شركاي اصلي محمد صدرهاشمينژاد.
محسن مهرعليزاده، نماينده بخش صنعت از طرف مؤسسه اندوخته (سرمايهگذاري) شاهد وابسته به بنياد شهيد، و مشاور رئيسجمهور اسبق.
احمد پورفلاح نماينده بخش صنعت و مديرعامل شركت بزرگ تأسيساتي سكو ايران.
مسعود دانشمند نماينده بخش بازرگاني، دارنده يك شركت بزرگ حمل و نقل دريايي و تنها دوست كراواتي علينقي خاموشي.
اسداله عسگراولادي، از اعضاي بنام مؤتلفه، رئيس اتاق مشترك ايران و چين، دارنده شركت بزرگ «حساس» كه در عرصه صادرات خشكبار و به خصوص پسته ايران در سطح جهان صاحب نام است. احمد اميراحمدي نماينده بخش صنعت، كشتيگير قديمي با گوشهاي شكسته كه بهعنوان پدر سرب و روي كشور شناخته ميشود.
منجيان اتاق
داستان درگيري ميرحسين موسوي و اتاق به خوبي جايگاه و قدرت آن را مشخص ميكند. البته درگيري ميرحسين موسوي آخرين درگيري جدي با اتاق بود. بعد از انقلاب گروهي از انقلابيون تصميم گرفته بودند كه تالار بورس و اتاق بازرگاني را بهعنوان مظاهري از اقتصاد امپرياليستي تعطيل كنند، اما اين اتفاق نيفتاد. كسي هم نميداند چطور اين اتفاق نيفتاد!در زمان جنگ يكبار ديگر اتاق تهديد شد. ميرحسين موسوي سياستمدار چپگرا و نخستوزير وقت در زمان جنگ، دستور داد اتاق بازرگاني را براي اسكان جنگزدهها خالي كنند. اما گويا كساني قدرتمندتر از ميرحسين موسوي هم بودند. آلاسحاق، خاموشي، نقرهكار، راسخ نهاونديان و... منجيان اتاق بازرگاني بودند. آنها در پاسخ نامه ميرحسين موسوي نوشتند كه امكان چنين كاري وجود ندارد و اتاق بازرگاني جاي اسكان جنگزدهها نيست. ميرحسين موسوي هم دستور داد با بلدوزر اتاق بازرگاني را با خاك يكسان كنند، چون به نظر او ساختماني كه نشود در آن جنگزدهها را اسكان داد بايد خراب ميشد. اما باز هم لابيهاي قدرتمند اتاق بازرگاني كار خودش را كرد. اتاق بازرگاني كه در آن زمان خاموشي رئيس آن بود خراب نشد و هنوز هم پابرجاست. اين روايت غيررسمي به شكلي غيررسمي هم خاتمه يافت. به هر حال اتاق بازرگاني حتي با دستور مستقيم نخستوزير وقت هم به تعطيلي كشيده نشد. بعد از آن در دولتهاي بعدي و به خصوص در دولت هاشمي اتاق بازرگاني رشد بيشتري كرد.
منبع: چلچراغ
در پی سفر و سخنرانی حاشیهساز رییسجمهور به شهر قم، رسانههای خبری و مسئولان به دنبال سرنخهایی از مافیا میگردند که در این میان یکی از سایتهای خبری منتسب به دولت نهم در اقدامی شگفتانگیز، سرنخ مافیای دخانیات را در یک مجمع و در دستان یکی از فرماندهان سابق نظامی یافت. این در حالی بود که قبل از آن، یکی دیگر پیکانی کشیده بود که سر آن رو به دولت نشانه رفته بود. دعوا بالا گرفته بود که بازرس کل کشور پس از پیگیریها و ردیابیهای خود، خطاب به رییسجمهور گفت که اصلا گزارشی درباره وجود خارجی مافیا به بازرسی ارائه نشده است. همچنین علاوه بر کارشناسان و صاحبنظران مختلف سیاسی و اقتصادی که اینروزها مرتب به رییسجمهور تاکید میکنند که اگر مافیایی هست به مردم معرفی کند، روز گذشته امیری رییس سازمان ثبت اسناد کشور در نامهای به رییسجمهور خواستار معرفی مافیا در ثبت اسناد شد.
و اما ماجرا از این قرار است که:
رییسجمهور در جمع مردم قم گفت: «كسی هست كه اگر من اشاره كنم شما میشناسيد. دخانيات ما برای اينكه اين شبكه را به هم بزند گفته است كه آقا من امتيازات واردات سيگار به جای اينكه دست يك نفر باشد، آزاد میگذارم. هر كس میخواهد طبق مقررات و ضوابط بهداشتی و عوارض گمركی سيگار وارد كند. كس ديگری هم آمده كه حالا آدم به ظاهر سالمی است و گفته است من بدون قاچاق و تقلب و رشوه میخواهم سيگار وارد كنم». احمدی نژاد ادامه داد:«آقايی كه هنوز هم در يكی از مراكز است و زياد هم مصاحبه میكند و ادعاهای خيلی گنده میكنه و تحليلهای عجيب و غريب، اين آقا را صدا زده و گفته تو میخواهی سيگار وارد كنی؟ گفته بله. گفته است پنج ميليارد دلار بايد بدهی به فلان آقا. گفته است برای چی بايد بدهم؟ گفته مگر نمیخواهی سيگار وارد كنی؟ گفته بله میخواهم وارد كنم و عوارض قانونی را میپردازم و سيگار مورد قبول بهداشت را وارد میكنم. گفته است نخير نمیشود تا تو اين پول را ندهی امكان ندارد بتوانی سيگار وارد كنی. اين فرد هم نپرداخته است». رییس جمهور افزود: «رييس دخانيات آمد پيش من و گفت فلان آقا مرا صدا كرده و گفته چرا میخواهی به اين فرد مجوز وارد كردن سيگار بدهی؟ تو حق نداری به اين مجوز ورود سيگار بدهی. والا با تو برخورد میكنيم.» پس از آن سایت تابناک در تاریخ 30 فروردین 87، دو روز پس از اظهارات رییسجمهور درباره مافیای اقتصادی، در گزارشی نوشت: «بررسی نهادهای نظارتی نشان داد افزايش ناگهانی تعرفه گوشی تلفن همراه، از 4 به 60 درصد برای برخی از اشخاص، چندان غيرمنتظره نبوده و اين فرد كه تصادفا روابط نزديكی با يكی از مشاوران ... دارد، اقدام به وارد كردن پنج ميليون گوشی تلفن همراه، دقيقا پيش از پانزده برابر شدن تعرفه كرده و درآمد دويست ميليارد تومانی از آن به دست آورده است». تابناک در ادامه "رازگشایی" خود آورد: «با يك تصميم تجاری ديگر، انبوه واردات برنج پاكستانی به قيمت گران در بازار، علاوه بر آسيب زدن به كشاورزان، موجب تشديد تورم شده و دهها ميليارد تومان سود را عايد واسطهها كرد. با مصوبات استانی دولت، مبنی بر پرداخت وامهايی با يارانه و درصد سود پايين به افراد، حجم مطالبات معوقه و وصولنشده سيستم بانكی به رقم بیسابقه پانزده هزار ميليارد تومان رسيده و شماری از بانكهای دولتی، در آستانه ورشكستگی قرار گرفتند که مورد اعتراض رئيس کل بانک مرکزی نيز قرار گرفت.به عنوان نمونه، رئيس يكی از شعبات يك بانك در يكی از شهرستانهای كوچك شمال كشور، چندی پيش از ارايه ده ميليارد تومان وام از سوی شعبه تحت مديريتش سخن ميگويد كه از ابتدا مشخص بوده به دليل محكم نبودن وثيقههای نهادهشده، برنخواهد گشت».سایت نزدیک به محسن رضایی با اشاره به اینکه بسياری از مردم حتی اگر بسياری از مسئولان و مقامات دولت نهم را مستحق انتقاد بدانند، آنها را دارای سلامت اقتصادی میشناسند. اين پرسش ها را مطرح کرد که چرا در اين مقطع، ايران به بهشت مافياهای اقتصادی تبديل شده است؟ آيا چهرههايی كه در دولتهای گذشته صاحب نفوذ بودند، قدرت تصميمگيری در زمان دولت نهم را دارند و يا آنكه قدرتمندان دولت نهم با تصميمات خود، مافياها را متمول كردهاند؟اما دو روز گذشته سایت رجانیوز (وابسته به دولت) به قولی از سخنان هفته گذشته رییسجمهور رازگشایی کرد و نوشت: «فرد مورد اشاره رئیس جمهور در موضوع مافیای قاچاق سیگار، یک فرمانده سابق نظامی است که با العقیلی، قاچاقچی سیگار در ایران نیز رابطه دارد». رجانیوز در آنچه خود رازگشایی از سخنان افشاگرانه رییسجمهور خوانده، ادامه داده: «گفته میشود فرد مورد اشاره رئیس جمهور که عضو یک مجمع نیز میباشد، قاچاق سیگار Marlboro به ایران از طریق شرکت "الراشدین" امارات را در دست دارد. وی همچنین با العقیلی، قاچاقچی بزرگ ایرانیالاصل مقیم دبی نیز زدوبند داشته و پس از آنکه شرکت دخانیات در دولت نهم، امتیاز واردات سیگارهای KENT و Dunhill از سوی این قاچاقچی را لغو کرد، این نظامی سابق، رایزنی ها و فشارهای متعددی برای بازگشت این تصمیم ولو در کوتاه مدت انجام داد که در نهایت ناکام ماند». این سایت خبری که طبق اعلام خود قرار است در روزهای آینده، لایههای مختلف اظهارات رییسجمهور را رمزگشایی کند، در ادامه مطلبی که انگشت اتهام را در مسایل و مشکلات اقتصادی به سوی مجمعی منتقد دولت نشانه گرفته، قوه قضاییه را به اهمال در این زمینه متهم ساخته و نوشته است: «گفتنی اس