تبليغاتX
عدالتخواهان

اتفاقات بزرگتری در راه است"؛ این جمله‌ای است که احمدی‌نژاد در جمع دانشجویان مشتاق در فرودگاه یزد در دومین سفر استانی به یزد عنوان می‌کرد، جمله‌ای که بارها و بارها در جمع دانشجویان عنوان کرده و حتی پیش از سوم تیر 84 نیز به آن اشاره کرده‌بود.شاید فضای رسانه‌ای را برای ماها چنان نمود داده باشند که تصور کنیم بعد از روی کار آمدن احمدی‌نژاد در کشور و منطقه و جهان اتفاق خاصی رخ نداده‌است اما واقعیت آن است که اتفاقات بزرگی رخ داده و به نظر می‌رسد اتفاقات بزرگتری هم در راه است، اتفاقاتی که امثال موسوی، کروبی، رضایی، خاتمی و بزرگتر از اینها در آن گم می‌شوند.رئیس‌جمهوری که به قول پرفسور مولانا به تنهایی یک رسانه است و انصافاً رسانه بود که توانست موجی از رایحه خوش خدمت را در سوم تیر 84 در فضای کشور ایجاد کرده و قلوب مردم را به سمت خود جذب کند، او اکنون در دل‌های مردم جا دارد و به خوبی توانسته‌است با خدمتگزاری خالصانه و بی‌منت، پاکدستی و یکی بودن با مردم همه اقشار را به سمت خود جذب کند و من با چشمان خود این موضوع را در سیل جمعیتی که 15خرداد در میدان امام(ره) اصفهان جمع شده‌بودند دیدم و هضم این مسئله برایم سنگین بود اما واقعیت داشت.فرصت پرداختن به اتفاقات بزرگ چهار سال گذشته نیست که مقایسه وضعیت کشور در دنیا و وضعیت منطقه و دشمنان در شرایط فعلی با 4سال پیش خیلی از این اتفاقات بزرگ را نشان می‌دهد؛ پیشرفت‌های بزرگ علمی در انرژی هسته‌ای، نظامی، دارویی، ماهواره و...، کوتاه آمدن زورگویان در قبال ایران با ایستادگی و مقاومت کشور، تحولات منطقه‌ای و شکست رژیم صهیونیستی در جنگ‌های 33 و 22روزه، حرکت کشور به سمت آرمان‌های اصیل انقلاب بنحوی که در آن اصطلاحات ساختگی چپ و راست، اصولگرا و اصلاح‌طلب در آن رنگ باخت و افراد واقعیت وجودی خود را روشن کردند؛ علی لاریجانی که کردان ده سال دست راست وی در صداوسیما بود در جلسه رای اعتماد برخلاف آئین‌نامه اجازه نمی‌دهد تا زاکانی واقعیات را برای نمایندگان بگوید تا رفیق شفیقش رای بیاورد اما همو پس از روشن شدن مسایل برای همگان برای اینکه خود را روشنفکر جلوه دهد گذشته خود را فراموش کرده و بر احمدی‌نژاد و کردان می‌تازد.همین لاریجانی که طرح دولت ملی را برای مطرح کردن خودش و پایین‌کشیدن احمدی‌نژاد مطرح کرد، وقتی برای خود سرانجام مطلوبی متصور نمی‌شود برادر محسن را تنها و تنها در میان راه رها می‌کند کاری که قالیباف نیز با رضایی انجام داد؛ لاریجانی که برای خودی نشان دادن و تبلیغاتی برای خودش سه سال زودتر از موعد همایش سی سال قانونگذاری در ایران را برگزار می‌کند و از همه حتی نهضت آزادی نیز دعوت می‌کند پس از عتاب حضرت آقا مجبور می‌شود شکرانه وحدت را به تلافی آن مراسم کذایی برگزار کند.لاریجانی که با قرار دادن رحمانی‌فضلی در راس دیوان محاسبات جنگ روانی جدیدی را همراه با افسادطلبان بر علیه دولت خدمتگزار و مردمی راه می‌اندازد و لحظه‌ای تا روز قبل از انتخابات از این کار خود دریغ نمی‌ورزد.همین لاریجانی است که اخلاق را کنار گذاشته و در شرایطی که رئیس‌جمهور با استدلال‌های منطقی به مجلس بواسطه تبدیل لایحه بودجه دولت به یک طرح اخطار قانون اساسی می‌دهد سخنان رئیس‌جمهور را به طنز تشبیه کرده و چماقی را برای کوبیدن بر سر احمدی‌نژاد مظلوم در اختیار زیاده‌خواهان و یاوه‌گویان می‌دهد، آن‌هایی که توهم موج سبز آن‌ها را موجی کرد و اکنون در توهم خودساخته چنان گرفتار آمده‌اند که هیچکس را بجز خودشان قبول ندارند و گویی اینان فرشته‌ای از سوی پروردگار برای نجات انقلاب شده‌اند.همین لاریجانی که باز هم در شرایطی که کشور دچار چالش ایجاد شده از سوی قانون‌شکنان قانون‌گریز شده و دشمن نیز تحت لوای این آقایان به دنبال عملی کردن دستورات انقلاب مخملی در ایران است در گفتگوی ویژه خبری ژست روشنفکرمابی گرفته و می‌گوید که چرا به مردم مجوز قانونی برای تجمع داده نمی‌شود؟ شاید ایشان هم فکر می‌کند با یک یا چند تجمع قانونی یا غیرقانونی کار تمام می‌شود؟ واقعا عجیب است از این آقایان که نمی‌دانند یا خود را به نادانی زده‌اند در این شرایط حساس و آب به آسیاب دشمن می‌ریزند.مردم و آحاد ملت به دنبال بیانات رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تهران مسیر خود را تشخیص داد و عجیب است که این سخنان لاریجانی پس از بیانات رهبری معظم افاضه می‌شود؟باید برای مظلومیت علی زمان گریست که چنین یارانی در صدر انقلاب قرار گرفته‌اند و اگر نبودند ملتی آگاه، شجاع و همیشه در صحنه با حضور ولی‌فقیه در راس امور، این خواص که بارها پایشان لغزیده‌است انقلاب را بر باد فنا داده‌بودند.درد خود را کجا ببریم که امثال لاریجانی که مغرضانه و آگاهانه و لجوجانه بخاطر رئیس‌جمهور نشدن خود در سوم تیر 84 از احمدی‌نژاد انتقام می‌گیرند حتی اگر به قیمت ضربه خوردن به نظام و انقلاب باشد.
اللهم‌اجعل عواقب امورنا خیرا

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط سینا  | 

از آن طرف تلفن صداي جواني به گوش مي‌رسد كه سعي مي‌كند صدايش فقط براي مكالمه‌كننده قابل تشخيص باشد: «خب حاج خانوم! من كه اين چيزا رو تو دادگاه گفتم. يعني چي كه من همه چي رو كتمان كنم. من اعتراف كردم...».باز زن ادامه مي‌دهد: «آقاي جزايري! اين ديگه مشكل ما نيست، حاج‌آقا هم حواسش جمع جَمعه. ما با بانك هم هماهنگيم. اونجا هم ديگه مدركي پيدا نمي‌شه. شما هم مي‌توني تو دادگاه بعدي بگي كه همه‌ اون حرف‌ها رو تحت فشار زدي. حاج‌آقا هم البته از موضع شما حمايت مي‌كنه. امروز هم تو مجلس حسابي اين مسأله رو زير سوال برد ولي حالا ادامه‌ اين موضوع به خود شما بستگي داره».مرد جوان ادامه‌ مكالمه را دنبال مي‌گيرد: «خانوم [...]! آخه من...».در حيني كه اين صداها از ضبط صوت شنيده مي‌شود، شيخ حالت تهاجمي به خود گرفته، از جاي خود جهيده و سعي مي‌كند با همان شتاب و عصبانيت به سمت رئیس جلسه حمله‌ور شود كه با يك شوك ناگهاني كه همراه با صداي عجزآلودي است، به طرفي افتاده كه همزمان نيز منشي رئیس با تر و فرزي خاصي مانع زمين خوردن وي مي‌شود. عمامه‌ شيخ به طرفي مي‌افتد. حضار همگي سعي مي‌كنند خود را به شيخ برسانند. با دستور رئیس چند نفر از پيشكاران حاضر در سالن زير بغل و پاهاي شيخ را مي‌گيرند تا به بيرون سالن ببرند. رئیس از همانجا فريادگونه به آنها مي‌گويد: «بهداري، ببرين‌شون بهداري قوه. سريع آقا، سريع».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط سینا  | 

زمینی که نومانکلاتورای جدید ایران در آن متولد شد و رشد کرد هیچگاه مستعدتر و حاصلخیز تر از دولت سازندگی و باورها و اعتقادات رییس این دولت نبود. سیاست توسعه و تعدیل و تساهل نسبت به این دیوانسالاری و بورکراسی های ناشی از آن پدیده ای به وجود آورد که در کمتر از 15 سال یعنی از سال 1369 تا 1383 وسعت زیادی پیدا کرد و مثل قارچ در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران رشد کرد. همانطوری که گفته شد دولت سازندگی در واقع پرورش دهنده این طبقه ممتاز (نومانکلاتورا) جدید بود که تحت نظارت ومدیریت سازمانی از کارگزاران سازندگی، در بهمن سال 1374 جریان کارگزاران سازندگی ایران را به وجود آورد كه اين جريان در تاريخ 25/5/1378 پس از روي كار آمدن دولت آقاي خاتمي رسماً تبديل به يك حزب سياسي گرديد. آنچه كه بايد به عنوان نقطه عزيمت شكل‌گيري طبقه ممتاز در اين دوره مورد توجه قرار گيرد اين است كه دولت آقاي هاشمي رفسنجاني پرورش دهنده اين نومانکلاتوراي در حال رشد در ايران بود.اين جريان نوظهور متشكل از افرادي چون غلامحسين كرباسچي، محمدعلي نجفي، سيد حسين مرعشي، سيد محسن نوربخش، سيد عطاءالله مهاجراني، علي هاشمي بهرماني، غلامرضا فروزش، علي مصلحي، ‌محمد هاشمي بهرماني، فائزه هاشمي بهرماني، رضا امراللهي، سيد مصطفي هاشمي‌طبا، محسن هاشمي بهرماني، ‌اسحاق جهانگيري، رضا ملك‌زاده، محمد عطريان‌فر، هدايت‌الله آقايي، سيد حسين هاشمي، اسماعيل جبارزاده، عبدالناصر همتي،‌ فاطمه رمضان‌زاده، مرتضي الويري، فريدون وردي‌ن‍ژاد، سيد محمد غرضي، بيژن نامدار زنگنه، غلامرضا شافعي و برخي ديگر از افراد متمايل به آقاي هاشمي رفسنجاني بود.(11)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 7 تیر1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط سینا  | 

در اولين بيانيه اين جنبش كه امروز صادر شده، آمده است: "ما نگران رأی و نظر مستضعفین، صاحبان اصلی انقلاب، و مردمی هستیم که با عشق و شور تعالی نظام اسلامی و مبارزه با مفسدین و دخالت های دولت های خارجی و انگلیس و آمریکا پای صندوق های رأی آمده اند و هیچ تریبونی برای دفاع از خویش ندارند و رسانه های خارجی و رادیو فردا و بی بی سی از آنان حمایت نمی کند."

متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:

انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با حضور و مشارکت گسترده و بی سابقه ی 85 درصدی مردم تبدیل به یک حماسه ملی گردید و بار دیگر مردمی بودن نظام اسلامی و عمق ارتباط و علاقه مردم به نظام اسلامی را به نمایش گذاشت. مردم از دورافتاده و غریب ترین روستاها تا شهرهای بزرگ پای صندوق های رأی حاضر شدند و یک صدا با نظام اسلامی اعلام هبستگی کردند.در این بین، عده ای تلاش کردند تا با شبهه افکنی در سلامت انتخابات، طرح بدون ارائه مستندات تقلب گسترده در انتخابات، صدور بیانیه های تحریک آمیز، لشگرکشی های خیابانی و دامن زدن به آشوب، طعم شیرین این پیروزی ملی را به کام ملت تلخ کنند و نتیجه این پیروزی را به کیسه منافع خویش بریزند. به استناد طبقه اجتماعی بالای رأی دهندگان خویش و تمرکز آن ها در تهران، با نمایش نیرو و تبلیغات گسترده رسانه ای، که با همراهی گسترده‌ی رسانه های غربی و برانداز نیز مواجه شده است، منافع گروهی خود را ضمن ادعای قانون گرایی و اخلاق مداری با نافرمانی مدنی و قانون‌گریزی خواست جمعی مردم ایران نمایش دهند و با فشار مدنی و چانه زنی از طریق ارائه بدعت های غیرقانونی خواست گروهی خود را به کرسی بنشانند.در این میانه اکثریت مردم شهرهای کوچک و روستاها که مهم ترین تأثیرگذاران انتخابات اخیر بوده اند، در روستاهای دورافتاده ای که بعضاً حتی از نعمت رسانه‌ی ملی محروم‌اند، و پابرهنگان و مستضعفانی که بر پادارندگان و اداره کنندگان واقعی انقلاب اسلامی هستند، گمنامان و رنج کشیدگانی که در طول 3 دهه گذشته، سخت‌ترین زحمات را برای حفظ و صیانت از نظام اسلامی به عنوان ثمره مبارزات حق طلبانه، آزادی خواهانه و عدالت‌خواهانه تاریخ، متحمل شده اند، بدون تریبون و رسانه مانده‌اند و لشگرکشی‌های طبقه متوسط جدید و مرفهین، مجالی برای آنان نگذاشته اند.ما نگران رأی و نظر مستضعفین، صاحبان اصلی انقلاب، و مردمی هستیم که با عشق و شور تعالی نظام اسلامی و مبارزه با مفسدین و دخالت های دولت های خارجی و انگلیس و امریکا پای صندوق های رأی آمده اند و هیچ تریبونی برای دفاع از خویش ندارند و رسانه های خارجی و رادیو فردا و بی بی سی از انان حمایت نمی کند.ما احساس خطر می کنیم که با ایستادن مقابل قانون و ارائه‌ی بدعت های غیرقانونی، حق محرومان در هیاهوهای سیاسی گم شود و عده ای به سهم خواهی از نظام اسلامی دست بزنند و دیکتاتوری دموکرات ها، جمهوریت نظام اسلامی و مردمی بودن آن را هدف حمله خویش قرار دهد.لذا جنبش مردمی حراست از آراء مستضعفین، جهت دفاع از رأی مردم و اقشار بدون رسانه جامعه اعلام موجودیت می نماید و بر این اساس:1- انتظار ما از همه فعالین سیاسی کشور تمکین به رأی ملت و پذیرش قانون و حرکت در چارچوب آن و عدم پی گرفتن روندهای غیرقانونی، که به تعبیر امام به دیکتاتوری می انجامد، عدم پر کردن پازل بیگانه و پایمال کردن حق مستضعفین است.2- انتظار ما از نهادهای مسئول و در رأس همه شورای نگهبان، حراست از رأی مستضعفین و عدم پذیرش بدعت های غیر قانونی و عقب نشینی مقابل غوغاسالاران و قانون گریزان و کسانی است که حاضر نیستند به رأی مردم، قواعد بازی و قانون احترام بگذارند.3- انتظار ما از نخبگان جامعه حضور و موضع گیری و مشخص کردن خط و مرزها با قانون شکنان و پرکنندگان پازل بیگانه، همگامان با سیاست های انگلیس و متجاوزین به حقوق مستضعفین و پیوسیتن به این جنبش مردمی است.4- انتظار ما از رسانه های مستقل و رسانه ملی بازتاب خواست مستضعفین بدون تریبون و رسانه ای است که صاحبان و به وجوداورندگان حماسه ملی 22 خرداد هستند.- انتظار ما از دستگاه قضایی و سایر ساز و کارهای حقوقی و امنیتی برخورد با متجاوزین به حقوق مستضعفین و خدشه وارد کنندگان در ساز و کارهای قانونی نظام اسلامی که به پشتوانه خون و جان و مال همین مستعفین بناگشته است می باشد.6- درخواست ما از اقشار مختلف مردم به عنوان خلق کنندگان حماسه 22 خرداد، اتحاد و پیوستن با هم در مقابل آشوب طلبان و بیگانگان نظیر انگلیس و جهت تحقق عدالت و مبارزه با مفسدین و دفاع از حقوق مستضعفین است.
جنبش حراست از آرای مستعفین، مطالبات به حق مستضعفین را پی خواهد گرفت و نخواهد گذاشت رأی آن‌ها فدای پروپاگاند طاغوت های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اتحاد نامشروع مافیای قدرت و ثروت و اطلاع رسانی شود.مواضع رسمی این جنبش دانشجویی- مردمی از طریق بیانیه های رسمی آن و پایگاه اطلاع رسانی http://mostazafin.org و http://teribon.ir صورت می پذیرد. و این جنبش پذیرای تشکل ها و نخبگان و مردم برای حراست از ارای مستعفین خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 تیر1388ساعت 5 بعد از ظهر  توسط سینا  | 
88/04/02 - 11:00
+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط سینا  | 

خطبه های نماز جمعه تهران فرصتی بود تا رهبر انقلاب اسلامي از فردي سخن به میان بیاورند که طی سال های اخیر عمده ترین نقدهای جریان اصولگراي کشور متوجه او بود. مقام معظم رهبری به سابقه انقلابی آقای هاشمی اشاره کردند و همزمان برخی اختلاف نظرها را مورد توجه قرار دادند. ایشان ضمن تأکید بر اینکه آقاى هاشمى از اصلى‏ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بوده اند، فرمودند: «من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر دارم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند.»(1)ایشان همچنین به اختلاف نظرهای آقای هاشمی و رییس جمهور اشاره کردند و نظر رییس جمهور را به نظر خود نزدیک‌تر دانستند. ایشان افزودند: «البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‏نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه‏ى مسائل خارجى اختلاف‏نظر دارند، هم در زمينه‏ى نحوه‏ اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‏نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‏نظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.» رهبر انقلاب همچنين تأكيد مي‌كنند: «من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‏نظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند.» (2)به نظر می توان از تأکید رهبر انقلاب مبنی بر قرابت بیشتر نظر رئیس‌جمهور با ایشان، تشخیص صحیح جریان ارزشی کشور در معادلات سیاسی را دریافت. چرا که استنباط بدنه ارزشی تا کنون از تأيیدات رهبری و مواضع 2 طرف میدان سیاسی کشور یعنی آقای هاشمی و آقای احمدی‌نژاد همین قرابت نزدیک تر مواضع رییس جمهوری به گفتمان انقلاب و مطالبات رهبری بوده است.بازخوانی اختلاف نظرهایی که رهبری از آن سخن می گویند و بررسی مواضع ایشان می تواند نقدهای آتی را که طبعاً بايد قائم به حق باشند، متکی به مواضع ولی فقیه، دقیق‌تر و حساب شده‌تر رقم بزند. رهبر انقلاب طی سال های گذشته بارها و بارها در عین برشمردن دستاوردهای دولت سازندگی و سابقه انقلابی آقای هاشمی، برخی کاستی ها و سیاست های نادرست را مورد توجه قرار داده اند که اتفاقاً همان سیاست ها امروز نیز بعضاً محل اختلاف نظر است و در این میان جریان ارزشی کشور با استناد به همین مواضع رهبری است که می تواند خط صحیح مطالبه‌گری را پی بگیرد كه در ادامه اين گزارش به برخي از اين محورها اشاره شده است:

الف) مادی گرایی و اشرافی گری در سایه سازندگی

رهبر انقلاب در باب تبیین عبرت های عاشورا این گونه می فرمایند: «عبرت‌گيرى از عاشورا اين است كه نگذاريم روح انقلاب در جامعه منزوى و فرزند انقلاب گوشه‌گير شود. عده‌اى مسائل را اشتباه گرفته‌اند. عده‌اى، سازندگى را با ماديگرايى، اشتباه گرفته‌اند. سازندگى چيزى است، ماديگرى چيز ديگرى است. سازندگى يعنى كشور آباد شود، و طبقات محروم به نوايى برسند.... سازندگي همان كاري بود كه علي بن ابي طالب(ع) مي كرد... آن بزرگوار با دست خودش نخلستان آباد مي كرد، زمين احيا مي كرد، درخت مي كاشت، چاه مي كند و آبياري مي كرد. اين سازندگي است. دنيا طلبي و ماده طلبي كاري است كه عبيدالله بن زياد و يزيد مي كردند. چه وقت آن ها چيزي را به وجود مي آوردند و مي ساختند؟ آن ها فاني مي كردند، مي خوردند و تجملات را زياد مي كردند. اين دو تا را نبايد با هم اشتباه كرد. امروز يك عده به نام سازندگي خودشان را غرق در پول و دنيا و ماده پرستي مي كنند. آيا اين سازندگي است؟»(3)ایشان همچنین بارها و بارها نسبت به سطح زندگی مسئولین هشدار دادند و برخی عملکردهای نادرست را گوشزد کردند. ایشان در دیدار با مسئولان و کارگزاران نظام فرمودند: «اشراف مگر چگونه بودند؟ چون آنها فقط ريششان تراشيده بود، ولى ما ريشمان را گذاشته‌ايم، همين كافى است؟! نه، ما هم مترفين مى‌شويم. واللَه در جامعه‌ى اسلامى هم ممكن است مترف به وجود بيايد. از آيه‌ى شريفه‌ى "و اذا اردنا ان نهلك قرية امرنا مترفيها ففسقوا فيها" بترسيم. تُرف، فسق هم دنبال خودش مى‌آورد. اندازه نگهداريد؛ دولت مخارجش زياد و سنگين است.»(4)ایشان به مواردی اشاره می کردند که از بیت المال خرج تغییرات دکوراسیون برخی مسئولین می شود: «اگر مبلغى از مخارج دولت، عبارت از تغيير دكوراسيون اتاق مدير كل و معاون وزير و وزير و فلان مسئول قضايى و فلان مسئول در بخشهاى گوناگون ديگر باشد، اين جرم و خطاست. اگر يكى از مخارج دولت اين باشد كه فلان تعداد ماشين جديد بياوريم و بين دستگاهها تقسيم بكنيم، ما حق نداريم اين را جزو مخارج دولت حساب كنيم و به حساب آن از سوبسيد مردم بزنيم. نه، اين خلاف است. براى اين كارها حد بگذاريد. دستگاهها بايد بخشنامه كنند و در مورد اين تغيير دكوراسيونها و تغيير خانه‌ها و خرجهاى اضافى حدى معين بكنند. من نمى‌گويم مثل بعضى از تندروها باشيم كه مى‌گويند در مسجد بنشينيم و وزارت كنيم؛ نه، در مسجد نمى‌شود. وزارت كردن، يك ساختمان و 4 تا اتاق و تعدادى مسئول و يك مقدار هم بالاخره امكانات براى زندگى آن آقايى كه مى‌خواهد خدمت بكند، مى‌خواهد؛ اما بايد در حدى باشد.»بیانات رهبر انقلاب کاملاً صراحت داشت. ایشان افزودند:«گاهى از جاهايى گزارش‌هاى نوميدكننده‌ای مى‌رسد و در برخى موارد انسان واقعاً عرق شرم بر پيشانيش مى‌نشيند؛ رعايت كنيد. سؤال مى‌كنيم كه چرا ماشين لوكس و نو و مدل بالا؟ مى‌گويند كه اشكال امنيتى داريم! چه اشكال امنيتى؟! آقايان مسئول در شوراى امنيت كشور يا جاهاى ديگر، بنشينند معين كنند و مسأله را در جايى ببُرند؛ من هم اگر بايد دخالت كنم، بگوييد در جايى دخالت كنم. اين چه وضعى است كه همين‌طور بى‌حساب و كتاب جلوى هر وزارتخانه و اداره‌يى، ده‌ها ماشين به رنگهاى گوناگون متعلق به مسؤولانِ آن‌جا به چشم مى‌خورد؟! چه كسى چنين چيزى را گفته است؟»ایشان ادامه دادند: «گزارش آمده كه روحانى عقيدتى، سياسى در يكى از دستگاه‌ها، خودش ماشين دارد، ولى ماشين دولتى سوار مى‌شود! من نوشتم كه حق ندارد، اين كار را بكند. براى من جواب آمد كه اين كار رويه است و همه مى‌كنند! اين آقا خودش يك ماشين دارد، كه براى خودش لازم است؛ يكى هم خانمش دارد و نمى‌شود كه خانمش از اين ماشين استفاده كند! عجب! اين چه حرفى است؟ من الآن اعلام مى‌كنم و قبلاً هم نوشتم و اين را گفتم كه آن وقتى كه آقايان امكانات شخصى دارند، حق ندارند از امكانات دولتى استفاده بكنند. اگر ماشين داريد، آن را سوار شويد و به وزارتخانه و محل كارتان بياييد؛ ماشين دولتى يعنى چه؟ واللَه اگر من از طرف مردم مورد ملامت قرار نمى‌گرفتم كه مرتب ملاحظه‌ى جهات امنيتى را توصيه مى‌كنند، بنده با ماشين پيكان بيرون مى‌آمدم. به حد ضرورت اكتفا كنيد و اندازه نگه داريد؛ اينها ما را از مردم دور مى‌كند، روحانيون را از مردم دور مى‌كند. روحانيون، به تقوا و ورع و بى‌اعتنايى به دنيا در چشمها شيرين شدند. بدون ورع و بدون دورانداختن دنيا، نمى‌شود در چشمها شيرين ماند. مردم رودربايستى ندارند؛ خدا هم با كسى رودربايستى ندارد.»(5)اما رهبر انقلاب در خصوص این دولت چه فرمودند؟ در این مقایسه هاست که ارزش ها مشخص می شود. مقام معظم رهبری در خصوص دولت نهم فرمودند: «امتیازتان به همین است که خودتان را با مردم هم سطح کنید، به شکل مردم و در میان مردم باشید، با مردم تماس بگیرید، با آنها انس پیدا کنید، از آنها بشنوید. این امتیاز بزرگی است و در شما هست؛ آن را حفظ کنید و نگه دارید.»(6)مدیریت کشور از پشت میز در مقابل مدیریتی که خود را به اقصی نقاط کشور و دور افتاده ترین روستاها می رساند، اشرافی‌گری برخی مدیران در مقابل ساده زیستی و مشی مردمی دولت نهم و... همه و همه اختلاف هایی است که وجود داشته و نمی توان آن را کتمان کرد. این به 2 مشی مدیریتی بر می گردد. مدیریتی که اشرافیت‌ساز می شود و مدیریتی که در آن ساده زیستی ارزش است.

ب) عدالت اجتماعی

برقراری عدالت اجتماعی از مواردی بود که در دولت سازندگی و درگرماگرم توسعه اقتصادی با وجود تأکیدات مکرر رهبر انقلاب مورد توجه جدی قرار نگرفت. رهبر انقلاب در دیدار با آقای هاشمی و کابینه دولت سازندگی در پایان دوره 8 ساله بر همین واقعیت صحه گذاشتند. ایشان ضمن تمجید از سازندگی‌های انجام شده فرمودند: «من نمى‌خواهم بگويم كه همه‌ى آرزوهاى ما برآورده شده است. از قبيل مسائل مربوط به عدالت اجتماعى و مسائل مربوط به قشرهاى گوناگون، كارهاى زيادى وجود دارد كه بايستى به مرور انجام گيرد و ان‌شاءاللَه دولت‌هاى بعدى آنها را انجام خواهند داد.»(7)تصریح رهبر انقلاب بر باقی ماندن کارهای زیادی در حوزه عدالت اجتماعی در حالی بود که ایشان از آغاز به کار دولت سازندگی بارها و بارها با مشاهده مشی عملی دولت سازندگی نسبت به مغفول ماندن عدالت اجتماعی هشدار داده بودند. ایشان در دیدار مسئولان و کارگزاران کشور در همان سال آغاز به کار دولت سازندگی فرمودند: «در محيط سياست‌ داخلي‌، يكي‌ از چيزهايي‌ كه‌ لازم‌ است‌، "عدالت‌ اجتماعي‌" است‌. بدون‌ تأمين‌ عدالت‌ اجتماعي‌، جامعه‌ي‌ ما اسلامي‌ نخواهد بود. اگر كسي‌ تصور كند كه‌ ممكن‌ است‌ دين‌ الهي‌ و واقعي‌ -نه‌ فقط دين‌ اسلام‌ـ تحقق‌ پيدا كند، ولي‌ در آن‌ عدل‌ اجتماعي‌ به‌ معناي‌ صحيح‌ و وسيع‌ آن‌ تحقق‌ پيدا نكرده‌ باشد، بايد بداند كه‌ اشتباه‌ مي‌كند. هدف‌ پيامبران‌، اقامه‌ي‌ قسط است‌: "ليقوم‌ الناس‌ بالقسط".»(8)در حالی که حرف و حدیث هایی در خصوص ناسازگاری توسعه و عدالت عمچنان وجود داشت، ایشان در سال 74 تأکید کردند: «آنچه که در اين بين بايستي با وسواس و دقت دنبالش باشيد، مسأله «عدالت اجتماعي» است که با رشد و توسعه هم سازگار است. بعضي اين طور تصور مي‏کردند -شايد حالا هم تصور کنند- که ما بايستي دوره‏اي را صرف رشد و توسعه کنيم و وقتي که به آن نقطه مطلوب رسيديم، به تأمين عدالت اجتماعي مي‏پردازيم. اين فکرْ اسلامي نيست.»(9)ایشان در سال 75 هم باز همین مسئله را مورد توجه قرار دادند و فرمودند: «ما اگر سازندگي را باز هم پيش ببريم، اما در جهت استقرار عدالت و از بين بردن تبعيض و ايجاد برابري حقوق و احياي کرامت زن و مرد مسلمان فعاليتي نکنيم، موفقيتي به دست نياورده‏ايم. موفقيت، آن وقتي است که بتوانيم معنويت و دين و اخلاق و عدالت و معرفت و سواد و توانايي‌هاي گوناگون را در ميان جامعه مستقر کنیم.»(10)روند توسعه و استقراض بی حد و حصر خارجی در سایه سیاست های برگرفته از اسلوب اقتصاد آزاد، تورم 50 درصدی را به مردم تحمیل کرد. برخی می گفتند اگر می خواهیم پیشرفت کنیم، باید جمعی از مردم زیر چرخ های توسعه له شوند. اگرچه تاکیدات و هشدارهای مکرر مقام معظم رهبری برخی عقب نشینی ها از سیاست های گذشته را رقم زد و موجب بهبود شاخص هایی چون ضریب جینی شد، اما این همه آن گونه که باید راه به جایی نبرد.محمد علی نجفی با اشاره به عقب نشینی هاشمی از برخی سیاست های اقتصادی در دوره سازندگی می گوید: «من فکر می کنم عقب نشینی آقای هاشمی 2 علت داشت، یکی اینکه به هر حال برنامه های اقتصادی ایشان با مشکلات جدی مواجه شده بود. البته خودشان معتقد بودند که این برنامه ها شکست نخورده است. من هم معتقدم این برنامه ها درصد بالایی از موفقیت را داشت. ولی کمی تحمل و تأمل نیاز داشت که برخی نقاط ضعف این برنامه‌ها را بپوشانیم تا یک برنامه مناسب تری را به اجرا بگذاریم... بخشی از آن هم به نظرات و مخالفت های مقام رهبری با آن برنامه ها و روش ها مربوط می شد. آقای هاشمی هم به عنوان رئیس‌جمهور باید رهنمودها و سیاست های کلی رهبری را لحاظ می کردند. طبیعی بود که وادار به عدول از نظرات خود شوند و عقب نشینی هایی داشته باشند.»(11)اختلاف بر سر عدالت اجتماعی، رسیدگی به محرومین جامعه و نحوه اداره کشور همان چیزی است که این سال ها نیز بروز داشته است و موجبات برخی مخالفت ها با سیاست های دولت را فراهم آورده است. از آن جمله می توان به "گداپروری" خواندن طرح سهام عدالت دولت نهم اشاره کرد.


پ) مقابله با فساد

مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم دوره دوم ریاست جمهوری آقای هاشمی فرمودند: «چيزى كه امروز، در دوران بازسازى، مسئولين كشور، همكاران دولت، مديران درجه‌ى 2 و 3 در دستگاههاى دولتى، تا پايين‌ترين رده‌ها، بايد با دقت مراقب باشند، اين است كه در اين دوران بدانند خطر رسوخ و نفوذ فساد، جدى و فلج كننده است. واقعاً فلج كننده است! در اين كار، فساد كه نمى‌گويد "من فسادم"! فرد مفسدى كه ديگران را به وادى فساد مى‌كشاند فساد مالى، فساد كارى، قرارهاى نامشروع و ناموجه در زمينه‌هاى مسائل كارى كسى كه انسان را تشويق مى‌كند و مى‌لغزاند به اين سمت، از اول نمى‌گويد "من آمدم كه شما را فاسد كنم." اول با يك عنوان موجه؛ با يك چيز كوچك وارد ميدان مى‌شود. انسان است و آسيب‌پذيرىِ شديد. انسان، به شدت آسيب‌پذير است. لذا، خيلى بايد مراقب بود.»(12)رهبر انقلاب 2 سال بعد هم در دیدار با رئیس‌جمهور و هیئت وزیران بر همین نکته تاکید کردند. ایشان فرمودند: «يکي از وظايف امروز آقايانْ مبارزه با فساد است؛ چون کشور به ثمردهي رسيده و وقت ميوه‏چيني است. زحمات گذشته شما به تدريج ثمر مي‏دهد و امکانات در کشور در حال افزايش است. چنين موسمي هميشه و در همه تاريخ، موسم خطرناکي بوده است. موسم ورود آدمهاي سوء استفاده کن و فرصت طلب و کج دست و بددل و سياهروست که وارد مي‏شوند و اگر توانستند، از غفلتها سوء استفاده مي‏کنند. خيلي مراقب اين جهت باشيد...هر جا که با اين مسأله در مجموعه خودتان برخورد کرديد، با کمال قدرت و بدون هيچ گونه اِبا و امتناع و با تکيه بر همان روشها و طريقه‏هاي قانوني - که بحمدالله ما براي همه اين کارهاي اساسي قانون داريم - با آن مبارزه کنيد.»(13)تأکیدات مکرر رهبر انقلاب بر مبارزه با فساد در حالی بود که بعدها کرباسچی شهردار تهران، چهره برجسته حزب کارگزاران و از نزدیکان آقای هاشمی به خاطر تخلفات مالی روانه زندان شد. تأکیدات رهبري در حالی بود که بعدها آقای هاشمی سید حسین موسویان را که به اتهام امنيتي در دادگاه محکوم شد، قبل از صدور رأي با فاصله چند صندلی در کنار خود جای داد. و این همه در حالی بود که هاشمی قرص و محکم پشت دانشگاه آزادي ایستاد که هنوز حتی در حکم ریاست جاسبی بر آن شبهه قانوني وجود دارد.اما رهبر انقلاب در خصوص دولت نهم چه فرمودند؟ ایشان جرأت مقابله با فساد را از امتیازات دولت برشمرده و افزودند: «مقابله‏ى با فساد خيلى كار سختى است. يك وقتى بنده گفتم كه اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نميشود قلع و قمع كرد؛ خيلى كار سختى است. نه اينكه حالا بگويم قلع و قمع شده؛ نخير، الان هم قلع و قمع نشده؛ ليكن جرأت مقابله‏ى با آن هست. خب، وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلوده‏ى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است. بسيارى از مجموعه‏هاى قبلى هم حقيقتاً پاكيزه بودند -يعنى آلودگى نداشتند- اما بالاخره جرأت در مقابله‏ى با فساد يك امتيازى است كه در شما هست.»(14)

ت) مسائل خارجی

از جمله مواردی که مورد انتقاد آقای هاشمی طی این سالها قرار داشت عملکرد دولت نهم در حوزه سیاست خارجی بود. هاشمی رفسنجانی مرداد ماه سال گذشته در جمع اعضای جامعه اسلامی دانشگاهیان به عملکرد دولت در حوزه های مختلف اشاره کرد و گفت: «اينگونه که کشور دارد اداره مي‌شود، نمي‌توانيم راضي باشيم که مسلمانان خوبي هستيم و يا الگوي جهاني شويم.»(15)او قطع گاز در زمستان را به عنوان مصداق ادعای خود برشمرد و افزود: «اين مسائل و مشکلات به ضعف مديريت بر مي‌گردد. در مساله سياست خارجي نيز همين گونه است... شعار زياد داده مي‌شود، ولي در عمل ضد فرهنگ عمل مي‌شود. »(16)شعاری خواندن عملکرد دولت در حوزه سیاست خارجی در حالی بود که رهبر انقلاب بارها و بارها جهت گیری دولت در این حوزه را صحیح ارزیابی کرده بودند و از کسانی سخن به میان آورده بودند که می خواهند "همين را به عنوان نقطه ضعف وانمود كنند". ایشان فرموده بودند: «من قبول نمي‌كنم حرف آن كسانى را كه تصور مي‌كنند ملت ما به خاطر پايبندى به مبانى و اصول خود، در دنيا خوار شده است، از چشم افتاده است؛ ابداً.»(17)ایشان همچنین تأکید کردند: «مسئله اعاده عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زياده طلبى سياست هاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس ميكند؛ عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل مى شود.» (18)

پی‌نوشت‌ها:

1-بیانات رهبر انقلاب در نماز جمعه تهران 29/3/1388
2-همان
3-بيانات در ديدار فرماندهان گردانهاى عاشوراى‏ نيروهاى مقاومت بسيج در سالروز شهادت امام سجاد(ع ( 22/4/1371
4-سخنراني‌ در ديدار مسؤولان‌ و كارگزاران‌ نظام‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران 23/5/1370
5-همان
6-بیانات رهبر انقلاب 2/6/87
7-بيانات معظم له در ديدار آقاى هاشمى رفسنجانى و كابينه در پايان دوره هشت ساله رياست جمهورىی 9/5/1376
8-سخنراني‌ در ديدار مسؤولان‌ و كارگزاران‌ كشور در آستانه‌ي‌ يازدهمين‌سالگرد پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامی 9/11/1368
9-بيانات مقام معظم رهبرى‏در ديدار با رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت 8/6/1374
10-بيانات مقام معظم رهبرى‏در اجتماع بزرگ مردم اهواز 18/12/1375
11-کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی صفحه 405
12-بيانات مقام معظم رهبرى‏در مراسم تنفيذ حكم دوره دوم رياست جمهورى آقاى «هاشمى رفسنجانی» 12/5/1372
13-بيانات مقام معظم رهبرى‏در ديدار با رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت 8/6/1374
14-ديدار رئيس‏جمهوری و اعضاى هيئت دولت 2/6/1387
15-ایسنا 25/5/87
16-همان
17-بيانات در بيستمين سالگرد رحلت امام خمينی (ره) 14/3/1388
18-ديدار رئيس‏جمهوری و اعضاى هيئت دولت 2/6/1387

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 تیر1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط سینا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط سینا  | 

وضعیت متشنج و اوضاع نابسامان سیاسی درکشور نیروهای تازه نفس و کماندوهای زن را برای سامان بخشی به شرایط فعلی وارد عمل کرده است. چندی پیش میرحسین موسوی که با بیانیه های آتشین خود نقشی فراموش نشدنی در دامن زدن به اغتشاشات دارد با توجه به صدمات و لطماتی که از بابت تشنج های انتخاباتی اخیر و در لوای حمایت از وی رخ داده است چراغ سبزی برای سکوت و پیگیری آرام نتیجه انتخابات از خود نشان می دهد که بنا بر اظهارات منابع آگاه، با سرسختی و مخالفت زهرا رهنورد مواجه شده و وی حتی تهدید می کند که اگر موسوی هم کناره گیری کند حاضر به کوتاه آمدن و فرونشاندن التهابات نیست و در این صورت راه خود را از میرحسین جدا خواهد کرد. برخی کارشناسان معتقدند، مصاحبه چندی پیش زهرا رهنورد با تلویزیون بهائیان، آتش اصلی اغتشاشات تهران را برافروخت. از سوی دیگر، همان طور که میلیون ها ایرانی در بخش های خبری سیما دیدند فائزه هاشمی، دختر جنجالی آیت الله هاشمی رفسنجانی یکی از اصلی ترین عوامل برپایی و مدیریت آشوب های اخیر می باشد که برخلاف پدرش که این روزها و با وجود برخی ناراحتی ها سکوت را پیشه خودکرده است با همکاری چند تن دیگر از بستگان مادری اش به برپایی و دامن زدن به آتش اعتراضات و تشنجات مشغول است. جمیله کدیور، همسر عطاء الله مهاجرانی و مشاور کروبی هم در دیگر سوی اردوگاه اصلاح طلبی به میدان آمده و در صدد جبران کارهای ناکرده مردان هم جبهه ای خود است! زهرا شجاعی، همسر سید مصطفی تاج زاده و دختر علی اکبر محتشمی پور هم در حواشی ماجرای اغتشاشات اخیر به مسافرت ها و دیدارهای سیاسی و مشکوکی مشغولند که هر از چندگاهی و با بالا گرفتن مناقشات و اختلافات درون گروهی پرده از این اقدام ها بر می افتد. همسر محمد رضا خاتمی و خانم فاطمه کروبی هم از دیگر اعضای این اجتماع از هم گسسته زنانه هستند. بر اساس این گزارش، به نظر می رسد با توجه به ارزش نظام جمهوری اسلامی به زن و حفظ حرمت آنان، در غیاب مردان اصلاح طلب، خط مقدم اغتشاش آفرینی و هرج و مرج طلبی در حالی این روزها در اختیار زنان کماندو قرار گرفته است و معلوم نیست چرا هیچ اثری از مردان، همسران و وابستگان مرد این زنان در صحنه کشور دیده نمی شود. چرا که با ادامه اوضاع فعلی کشور و اصرار برخی بر هرج و مرج بیشتر باید حتی کسانی که در ظاهر امر خود را از صحنه کنار کشانده اند به مقابله و مبارزه با نزدیکان به خصوص زنان و دختران خود رفته و آنان را از عمله و آلت دست دشمنان شدن دور نگهدارند. هر چند که به نظر می رسد با اصرار میرحسین موسوی و مشاورانش بر ادامه رخدادهایی که خون های بیشتری را خواهد ریخت باید تدابیری برای کنترل مهندس موسوی و حتی در صورت لزوم برخورد قانونی با وی در نظر گرفته شود

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 تیر1388ساعت 12 بعد از ظهر  توسط سینا  | 

استاد حاج حيدر رحيم‌پور ازغدي در نشستي دوستانه به بيان مسائلي پيرامون انتخابات و پس از انتخابات پرداخت.بعد از اینکه اسلام ادیان منحرف را نسخ کرد، دین مسیح تازه در اروپا شروع به پرورش یافتن كرد. در اروپا به شکلی بود که روشنفکران و تاجراني كه با اسلام مرتبط بودند، هرلحظه آگاه‌تر می‌شدند. این آگاهی به جایی رسید که رنسانس ایجاد شد. معمولاً در اروپا، کنیسه یعنی یهودی‌ها پول می‌دادند و زرسالاري به عهده آن‌ها بود، کشیش‌ها مأمور تزوير بودند، سر مردم كلاه می‌گذاشتند. رنسانس كه پایه گرفت، این‌ها از پایین نفوذ کردند، روشنفکران را راضی کردند که 2 حزبی باشند. یک حزب سنت‌گرا و یک حزب مدرن؛ به شکل 2 شاخه فلاخن كه نهايتاً ساقه‌اش دست همان سنگ‌پران، يعني اصحاب زر و زور و تزوير است. این احزاب ابزار بودند.وقتی در ایران انقلاب شد، اینها دیدند که شيعه کلاه سرش نمی‌رود. یک صف مقابل ما قرار دادند که آن صف عبارت بود از التقاط مجاهدین انقلاب، ارتجاع گروه شریعتمداری آذربايجان، خوارج مجاهدین خلق، طلحه و زبیر اسکناس‌پرستان، نادان‌ها و امثال شریح قاضی و ابوموسی و... این صف‌ها را مقابل ما ايجاد کردند، با این‌ها می‌جنگیدیم. وقتی صف آنها را شکست دادیم، برخي درس‌خوانده‌هاي غرب آمدند با ارتجاع متدین، يعني دینداران انقلاب‌نشناس آنتلكتول پیوند زدند و یک تمدنی برای ما بر پایه مذهب انتخاب آزادی ساختند، آزادید که انتخاب کنید. در صورتي كه فقه شیعه می‌گوید شما موظفید بر پایه قدرت انتخابتان، بهترین را اختیار کنید. یعنی ما بر پایه مذهب عدل، باید بهترین را اختیار کنیم. پروردگار وقتی می‌گوید بسم الله الرحمن الرحیم، رحمان مربوط به دنیاست. خداوند وقتی موجودات را آفرید و به آنها گفت که شما باید به اقتضای طبیعتتان عمل کنید، یعنی سنگ را اگر به شیشه زدي، شیشه بايد بشکند. شمشیر اگر دست امیرالمؤمنین بود، عمرابن عبدود را مي‌كشد، اگر دست ابن‌ملجم بود، فرق علی(ع) را بشکافد.بعد باب وحی در مقابل طبیعت ایجاد می‌شود. وحي می‌گوید شما باید بر پایه مذهب عدل و اختیار رفتار کنید. اختيار از خير است در باب افتعال. یعنی عادلانه‌ترین و بهترین را باید بر پایه عدل اختیار کنید، نه اینکه انتخاب کنید. یعنی اختیار شما حجت نیست. لذا با وجود آنكه ما هزار اسم از خداوند می‌شناسیم، وقتی که می‌خواهد خودش را به عنوان معبود معرفي كند، می‌گوید مرا بر پایه ربوبیتم عبادت کنید، نه خالقیت، رازقیت، شافعيت و... الحمد لله رب العالمین، یعنی همه ستایش برای پرورش‌دهنده شماست. مرا به‌خاطر تربیتی که می‌کنم، به‌خاطر وحی نه برای خلق، عبادت كنيد. راه و چاه را به شما آموختم، عبادت کنید.وقتی بر پایه وحی بخواهید عمل کنید، اسلام یعنی تسلیم. در مقابل وحی، دست‌هایتان را بالا ببريد. منتظر باشید ببینید قرآن، روایت و سنت چه می‌گوید؟ شما حق انتخاب ندارید، حق اختیار دارید. یکی از مسائلي که در آینده باید بحث شود، همين است كه شیعه موظف است اختیار کند نه انتخاب. انتخاب قدرت ذاتی است، شما قدرت دارید عالم شوید اما منظور اين نيست که عضو سازمان سیا شوید و علم آدم‌کشی ياد بگيريد. باید قدرت اختیار بر پايه عدل را برای مردم بیان کرد.همچنين ملتی که اقتصاد نداشته باشد، هیچ چیز ندارد. اما معنای اقتصاد این نيست که انسان فقط كسب كند و برای خودش، بچه‌هایش و دیگران ذخیره کند، بسیاری هم از گرسنگی بمیرند. شما باید به اقتصاد بپردازید اما اقتصاد عادلانه و بهترین اقتصاد را اختیار کنید. بهترين اقتصاد این است که همه مردم شغل داشته باشند، اگر این‌طور شود، دنیای راحت و امنی خواهند داشت.برگرديم به مسئله انتخابات؛ در دموكراسي غرب، همیشه 2 شاخه فلاخن زر و زور و تزویر با هم پيوند مي‌خورند، قدرت را دست به دست مي‌كنند. حزب جمهوری‌خواه و حزب دموکرات، حزب محافظه‌کار و حزب کارگر، در ايران هم چپ و راست درست شد، حتي روحاني‌ها نيز 2 قسمت شدند؛ روحانیت مبارز و روحانیون مبارز.اما با تدبير هرکس كه بود، این 2 شاخه زر و زور و تزویر در دوره احمدي‌نژاد به یک چماق تبديل شد. به طوري كه یک‌باره دیدیم ناطق نوری، موسوی، خاتمی، مهاجراني و... همه در یک خط ایستاده‌اند.اين ناآرامي‌هاي فعلي در حالي است كه از اول هم اينها دنبال یک بهانه براي فریب بودند. در حقيقت مي‌خواستند آرا نزدیک به هم باشد تا بعد بتوانند ناآرامي ايجاد كنند. امریکا هم به کامش می‌رسيد، مردم هم در 2 صف مقابل هم قرار می‌گرفتند. در مقابل ناآرامي یا باید اجازه بدهی هجوم بیاورند و یا بايد برخورد كني.امریکا در پاکستان کار خودش را کرد، به بهانه طالبان، طلبه‌های متعصب را کشت و دیگر هم درست نمی شود. دولت و دین را در مقابل هم قرار دادند، اینجا هم می‌خواستند همين كار را بكنند. خدا را شکر، کثرت آرا مانع از این حرکت شد و اين آشوب‌هاي پراكنده هم فرو مي‌نشيند.

اما اكنون باید چه کنیم؟

یک نكته خطاب به دكتر احمدی‌نژاد مي‌گویم. دور دوم، غیر از دور اول است. الآن شما حاکم هستید، بايد بسیاری از افراد خوب و متدین را در بازی بیاورید و اینها را جذب کنید. بینی و بین‌الله احمدی نژاد یک رحمت و یک برکت آسمانی بود. برخي بچه‌هاي خودي در اين انتخابات نزديك بود، اشتباه كنند، بعضي‌ها اول به سمت رضایی و موسوی رفته بودند.در اين انتخابات در ضمن مشخص شد که هر كانديدا چقدر وزن دارد؟ از بین 4 کاندیدا، کروبی پنجم شد. یعنی آرای باطله از آرای کروبی بیشتر شد. برخي مي‌گويند كروبي بازي خورد، بايد بگويم یک عده‌ای هستند که در بازی نیستند ولی می‌گوییم نیمکت‌نشین هستند اما کروبی با اينكه انسان خيلي خوبي است، از ابتدا اصلاً در بازی نبود كه بخواهد بازي بخورد.درخصوص موسوی بايد بگويم، وقتي حزب جمهوری اسلامی را می‌خواستند تأسیس کنند، من تهران پیش آيت‌الله خامنه‌ای بودم، ايشان گفت امام دستور داده‌اند كه حزب جمهوری اسلامی را افتتاح کنید. شب قبل از آن، آيت‌الله بهشتی با مقداري پول آمده بود و گفته بود مصلحت نیست که حواله یا وامی بگیرید، با اين پول، کارهای مقدماتی‌اتان را انجام دهید. من از همان اول با گزینش آيت‌الله خامنه‌ای عضو هیئت مؤسس حزب بودم. موسوی هم همشهری آيت‌الله خامنه‌ای بود و ايشان هم بنا به لطفي كه به او داشتند، وي را به حزب آوردند و روزنامه حزب را هم به او سپردند. اين در حالي بود كه موسوی قبل از آن با اشخاصی مثل پیمان که یک آدم چپ نيمه مارکسیست بود، نزديك بود. موسوی بعداً با آيت‌الله خامنه‌ای درگیر شد و تمام وجودش مخالفت با ايشان شده بود.همين آقاي موسوي یک روز آشکارا گفت "فلانی ما سلطان را برداشتیم، باز می‌خواهیم براي خودمان شاه بتراشیم." یعنی نظرش درباره ولی فقیه عین شاه بود. امام را به عنوان منهای روحانیت به عنوان شخصیتي انقلابی قبول داشتند، بازرگان هم همینطور بود، رفیق من بود اما در اثر همين نوع نگاه‌ها بود كه می‌گفت ما اسلام را برای ایران می‌خواهیم ولی شما ایران را برای اسلام می‌خواهید.دیشب یک آدم متدین با تحصیلات بالا مي‌گفت چرا امام در آن جریان از موسوی حمایت کرد؟ گفتم امام به هرکس حکومت می‌دادند، می‌گفت از حکومت اطاعت کنید. صياد شیرازی گریه می‌کند، التماس می‌کند که به من قدرت بدهید، من قبل از اينكه ضدانقلاب در كردستان ريشه بدواند، ريشه‌اش را مي‌خشكانم. امام گفتند هرچی بنی‌صدر می‌گوید، قبول کنید. امام می‌خواست سازمان حکومتی درست کند، به صورت خان‌خانی نباشد. اما به وقتش هم كه رسيد، در ساعت 12 شب فرمود همه هم بگویند بنی‌صدر خوب است، من می‌گویم بد است. از نظر آنها این یعنی فوق استبداد اما از نظر ما یعنی اسلام محض. پس امام وقتی از بنی‌صدر پشتیبانی می‌کرد، وقتی از بازرگان پیشتیبانی می‌کرد، وقتي از موسوی پشتیبانی می‌کرد، از حکومت و رئيس قوه مجريه پشتیبانی می کرد نه از شخص. موسوی بینی و بین الله کاملاً روشنفکر زده بود و همکاری‌اش با جمهوری اسلامی هم جاه‌طلبانه بود. از آن هم گذشته، مرد مسلمان، تو در 2 دوره هاشمي رفسنجانی اگر مي‌آمدي، رئیس‌جمهور می شدی، در 2 دوره خاتمی مي‌آمدي، رئیس‌جمهور می شدی، خودت نخواستی اما حالا آمدی به جنگ عدالتخواهان؟ موسوی، خاتمی، ناطق نوری و هاشمي رفسنجانی در یک خط قرار گرفته‌اند.از بحث اصلي فاصله نگيريم، دكتر احمدي‌نژاد بايد نیروهای ارزشی را از هرجا كه هستند، جمع كند و روي کار بیاورد، به نيروهايي كه هستند، قناعت نکند. او یک بار به من گفت آقاي رحیم‌پور عزيز! اینها نمی خواهند كمك كنند، می خواهند بیایند کار خودشان را به نام ما انجام دهند. گفتم بالاخره هنر مديريت همين است كه اجازه ندهد ساز خود را بزنند.اما وظیفه جریان عدالت‌خواه از اين به بعد در مقابل خط زر و زور و تزوير چیست؟ سکوت، ماست مالی کردن و...؟ خير، بلكه روشنگری. ما در اسلام سرمايه متمركز در مقابل فقر محرز و مسلم نداريم. ما در اسلام آقازاده‌پروری و قوم و خویش‌پروری نداريم. عثمان از وقتی که قوم و خویش بازی کرد، اسلام ازبین رفت. عمر و ابوبکر هم حتي اين كار را نمی‌کردند. مالک و ابوحنیفه با یکدیگر صحبت می کردند. مالک گفت اگر بعد از شیخین، علی به خلافت رسیده بود، این کارها نمي‌شد. اگر علی آمده بود، امویان جان نمی‌گرفتند، در دستگاه عثمان، امویان جان گرفتند. چون عثمان، لیبرال بود. مقدس ولی لیبرال.در مقابل اينها اما تهاجم نباید کرد. نه پیغمبر(ص) و نه ائمه(ع) اهل تهاجم نبودند. روی سر پیغمبر خاکستر می‌ریخت، یک روز نیامد اين كار را بكند، حضرت سراغش را گرفت، گفتند بيمار است، رسول‌الله به عیادتش رفت. او هم ملحفه را روی سرش کشيد و گفت اول تشهد را به من بیاموز، بعد من مسلمان مي‌شوم.هرگز تهاجمی عمل نکنید. مجاهدين خلق، فدائيان خلق، هرکسی به صورت تهاجمی عمل كرد، شکست خورد. بنیادی و علمی باید مقابله کرد. 30 سال است كه انقلاب شده. امام گفته بود هرچه غیراسلامی باشد، غیرقانونی است. آیا این دادگستری و اقتصاد و ادارات قانونی است؟ بعد از 30 سال، بالاخره بايد ادارات را زیر و رو کنيد، اداراتي بسازیم که متناسب با خط انقلاب باشد. احمدی نژاد اولین کاری که می‌کند باید ادارات را اصلاح کند؛ انقلاب اداري.

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 6 بعد از ظهر  توسط سینا  | 

عزيزان من!... من قبلاً گفته بودم که غائله ايجاد مي‌کنند شياطين؛ هر روزي به اسمي. ما بايد از اين غائله‌ها جلوگيري کنيم، هوشمند باشيم، غائله‌ها را با هوشياري توجه کنيد و خنثي کنيد. ممکن است پس از چند روز ديگر، يک غائله ديگر بلند بشود. از اولاد من يکي ترور بشود يا خودم. اينها بايد بدانند که نهضت ما قائم به شخص نيست؛ نهضت ما همگاني است؛ همه ملت رهبرند؛ همه بيدار شده‌اند. گمان نکنند که با ترور، کاري انجام مي‌دهند. ملت ما راه خود را يافته است. ما از اين دسيسه‌ها نمي‌ترسيم.» امام خمینی 7/2/58می خواستند انقلاب را به زانو درآورند؛ اما امام چون کوه، محکم و استوار ایستاده بود؛ حتی اگر این ایستادگی به قیمت جانش تمام شود. سخنان سال 58 امام در جمع کارکنان شرکت نفت در حالی رقم خورد که این سال از جانب منافقین سال "افشاگری ارتجاع" لقب گرفته بود. بعد از پیروزی انقلاب، کم کم نقاب از چهره خیلی از افراد افتاد. بنی‌صدر که روزی سخن از خط امام به میان می آورد، در مقابل امام قرار گرفت و برای پیشبرد اهداف خود با خیابانی کردن تشنج ها و اختلافات، فشار بر امام را در دستور کار قرار داد تا شاید در این میان بتواند امام را به تسلیم وادارد؛ توهمی که هیچ گاه محقق نشد.در سال 60 بود که با بلند شدن زمزمه‌های رأی به عدم کفایت بنی‌صدر، با طرح ریزی منافقین جمعی به خیابان ها ریختند. بنی‌صدر گمان می کرد رأی 10 میلیونی مردم به ریاست جمهوری او چکی سفید و پشتوانه‌ای همیشگی است، غافل از اینکه مردم گوش به فرمان رهبری آگاهند و اگر سبد آرای او نیز سنگینی می کند، بیش از همه به واسطه قرابتی است که پیش از این با خط امام داشته است.بی‌کفایتی‌های بنی‌صدر ابتدا به برکناری او از جانب امام در 20 خرداد 60 از سمت فرماندهی کل قوا انجامید. پس از این تصمیم بود که سازمان منافقین با صدور اعلامیه‌ای رسماً مسئولیت حفاظت از جان بنی‌صدر را عهده دار شد. او که نسبتی با مواضع حزب جمهوری نداشت، هر چه گذشت به سمت گروهی تمایل پیدا کرد که بعدها جنگ علنی با نظام را در دستور کار قرار دادند.اقدام منافقین در مواجهه با منتقدان و مخالفان بنی‌صدر زمینه بروز درگیری‌های خونین و پراکنده‌ای را در سطح کشور ایجاد کرد. اما با تمام فشارها و هیاهوها سرانجام 2 فوريت طرح بررسي عدم کفايت رئيس‌جمهور در روز 27 خرداد در مجلس تصويب شد. حتی اطلاعيه تهديدآميز منافقين در 28 خرداد نیز راه به جایی نبرد.امام در همان روز (28 خرداد) به مناسبت نيمه شعبان پيام مهمي درباره توطئه‌هاي جبهه داخلي ضد انقلاب صادر کرد که در آن آمده بود: «من با قدرت ملت دلاور، مقابل ضدانقلاب كه تصميم گرفته است بعضى افراد را بهانه قرار داده و عليه شما هر روز دست به اغتشاش بزند خواهم ايستاد... امروز منافقين و جبهه ملى و حزب دموكرات و تمامى ضدانقلابيون دست در دست يكديگر گذاشته‏اند تا شما و انقلاب پاك ملت را نابود كنند. مگر نمى‏بينيد كه هر روز در گوشه‏اى جمع مى‏شوند و دست به خرابكارى مى‏زنند؟ مگر نبود كه اگر حضور شما نبود، آبروى انقلاب شما را در جهان ريخته بودند؟»امام در عین توجه دادن مردم به ضرورت ایستادگی و مقابله با بدخواهی ها و تشنج آفرینی ها بر ضرورت وحدت تأکید کردند و خطاب به مردم افزودند: «با حضور دائمى خود، كيْد هرج و مرج طلبان را خنثى كنيد و بدانيد كه گناهى بزرگتر از اين نيست كه خداى ناكرده در مقابل ضد خدا و ضد مردم ساكت باشيد و پاداشى بالاتر از حضورتان در مقابل ضدانقلاب نمى‏باشد. آرامش را حفظ نماييد و در حفظ وحدت و اخوت اسلامى كوشش نماييد.»ایشان در نهایت از امام زمان یاد کردند: «از نفس گرم ولى اللَّه اعظم- عجل اللَّه تعالى فرجه- مى‏خواهم كه از خداوند تعالى تقاضا فرمايد كه همه ما و همه مقامات و تمام ملت شريف را توفيق عمل به اسلام و قوانين‏ اسلامى عطا فرمايد و تعجيل در ظهور بقية اللَّه- روحى فداه- نمايد.»۳۰ خرداد، پس از تصويب بررسي طرح عدم کفايت سياسي بني‌صدر در مجلس، منافقین زمینه را برای حضور علنی‌تر در خیابان‌ها و اقدام مسلحانه علیه نظام آمده می دیدند. در یکی از دستورالعمل‌های درون گروهی آمده بود: «کارهاي پراکنده کافي است و آمادگي لازم در مردم به وجود آمده است. راهپيمايي‌هاي مقطعي اثر خود را کرده و مرحله گذار کمي به کيفي رسيده است. زمينه عيني انقلاب آماده است و ما اگر زمينه ذهني را آماده کنيم، انقلاب انجام مي‌شود. اين قابل پيش‌بيني است که پس از قيام 30 خرداد تمامي امکانات سرخ [= غيرقابل استفادة علني] ما سفيد بشود.»توهم پیروزی در جمع منافقین و هوادارن بنی‌صدر و اتکاء به آرای 10 میلیونی رئيس‌جمهور منجر به اعلام علنی مقابله نظامی با جمهوری اسلامی در 30 خرداد سال 60 شد. این گونه بود که کشور عرصه درگیری‌های وسیع و گسترده‌ای توسط دسته‌های مسلح سازماندهی شده در تهران و بعضی شهرستان‌ها شد. سازمان مجاهدین خلق کشتار علنی مردم را در دستور قرار داده بود.به دنبال هشدارهای امام مردم کم کم به صحنه آمدند و بساط برخی بدخواهی ها را جمع کردند. 2 روز بعد در اول تير ماه 1360 امام رسماً بنی‌صدر را از مقام ریاست جمهوری برکنار کرد. در پیام امام آمده بود: «بسم الله الرحمن الرحيم پس از رأي اکثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر اين که آقاي ابوالحسن بني صدر براي رياست جمهوري اسلامي ايران کفايت سياسي ندارد، ايشان را از رياست جمهوري اسلامي ايران عزل نمودم.»و به این ترتیب تمام فشارها برای مواجهه با تصمیم نظام در خصوص بنی‌صدر ملعون به شکست انجامید و شخص بنی‌صدر هم از روی ناچاری همراه مسعود رجوی از کشور خارج شد. این ایستادگی ها البته هزینه هایی هم برای نظام ایجاد کرد و به شهادت برخی یاران نزدیک امام و رهبران نهضت نیز انجامید که از آن جمله انفجار دفتر نخست وزیری و سوء قصد به آیت الله خامنه‌ای بود.

*****

اکنون اگرچه سال‌ها از ماجرای سال 60 و عزل بنی‌صدر می گذرد اما همچنان در کشور گاهی همان مشی تشنج آفرینی برای فشار بر نظام در دستور کار بهانه‌گیران قرار دارد. هیاهوها و راهپیمایی‌های خیابانی و بدون مجوز بعد از انتخابات که با واکنش رهبر انقلاب مواجه شد، در راستای همین اعمال فشار برحاکمیت قابل تحلیل بود. راهپیمایی‌هایی که خواه ناخواه نقش آفرینی‌های برخی عناصر افراطی را در حاشیه با خود داشت و در این میان البته سکوت و عدم واکنش سریع و قابل توجه برخی کاندیداها و عناصر تأثیرگذار سیاسی کشور تامل برانگیز می نمود.فضای غوغاسالاری ایجاد شده موجب شد کسانی که سال‌هاست در داخل و خارج بغض انقلاب را در سینه دارند، به طمع بیفتند تا بلکه بتوانند کشوری را که در مقابل تهاجمات سازمان یافته، گسترده و مهم‌تر از همه مسلحانه سازمان مجاهدین خلق و منافقین قد خم نکرده است، با هیاهوها و اغتشاش های خیابانی به عقب‌نشینی وادارند.این همه مورد نهیب و واکنش صریح و امام گونه رهبر انقلاب قرار گرفت. ايشان به توهم برخی به استفاده از این تجمعات برای فشار بر نظام اشاره کردند و افزودند: «برخي ها بدانند كه با حركات خياباني نمي توان اهرم فشار بر ضد نظام بوجود آورد و مسئولان را وادار كرد تحت عنوان مصلحت زير بار خواسته‌هاي آنها بروند چرا كه تن دادن به مطالبات غير قانوني زير فشار، شروع نوعي ديكتاتوري است. اين گونه تصورات و محاسبه‌ها، اشتباه است و اگر اين تصورات غلط، عواقبي هم پيدا كند، مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد بود كه اگر ضروري شد، مردم آنها را در وقت لازم خواهند شناخت.»رهبر انقلاب با صراحت به اينكه تجمعات خياباني بهترين پوشش براي تروريست‌هاي نفوذي و ضربه‌هاي تروريستي است، اشاره کردند و افزودند: «اگر در اين تجمعات، اقدام تروريستي انجام شود مسئوليت آن با كيست؟ مسئوليت همين افرادي كه از مردم عادي و بسيج در روزهاي گذشته جان باخته اند با كيست و چه كسي جواب آنها را مي دهد؟ محاسبه و پاسخگويي در قبال واكنش‌هاي احساسي در مقابل ترورها با چه كسي است؟» ایشان همچنین از همه خواستند به اين روش غلط خاتمه دهند و افزودند: «اگر خاتمه ندهند، مسئوليت تبعات و هرج و مرج آن، به عهده آن‌ها خواهد بود.»

*****

يکي از اعضاي منافقين بعدها به شکست خرداد 60 اذعان کرد و گفت: «سازمان مجاهدين اشتباه کرد که رو در روي نظام ايستاد و خودش ضربه خورد.» مسعود بني صدر، پسر عموي رييس جمهور معزول و عضو وقت سازمان منافقين نیز نوشت: «وجود انبوه افراد وفادار به آيت الله خميني بيانگر اين نکته است که او در وضعيت غير قابل تصوري قرار داشت و علاوه بر اين مي توانست با يک سخنراني، اطلاعيه يا دعوت عمومي افراد بسياري را به پاي تظاهرات و نمازهاي جمعه بکشاند که به خصوص نمونه هاي بسياري از آن در همان حوالي خرداد 1360 اتفاق افتاد و به آن ها اشاره گرديد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 11 قبل از ظهر  توسط سینا  | 

آيت الله خزعلي اعلام كرد: مدت مديدي است پسرم مهدي خزعلي از راه مستقيم منحرف شده، درست در خط مقابل قرار گرفته و هر چه نصحيت مي‌كنم و براي هدايتش متوسل به اولياي خدا مي‌شوم، اثر نمي‌كند. متن بيانيه آيت‌الله خزعلي در برائت از فرزند خود به اين شرح است:خداوند متعال مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم فاحذروهم» و نيز تذكر مي‌دهد «لا تجد قوما يومنون بالله و اليوم الاخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو كانوا آباءهم او ابناءهم.در اين دو آيه ارجمند خداوند سبحان به ما تنبه مي‌دهد اگر اولادتان با خدا و رسول كنار نيامدند از آنها احتراز كنيد و آنها را دوست نداشته باشيد.مدت مديدي است پسرم مهدي خزعلي از راه مستقيم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته هر چه نصحيت مي‌كنم و براي هدايتش متوسل به اولياي خدا مي‌شوم اثر نمي‌كند.با بعضي از علماي بزرگ صحبت كردم، فرمودند دست نگه دار شايد به راه بيايد. ديگر كاسه صبرم لبريز شده، ديگر با او صحبت نمي‌كنم و حرف‌هاي نامناسب او را بر نمي‌تابم.ملت انقلابي عزيز هميشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست و هر چه از من نقل كند، نپذيرند. با من ارتباطي ندارد ولي الان هم دعا مي‌كنم خداوند به او توفيق دهد كه از راه انحرافي كه پيش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئيس جمهور و مسلمين عزيز را از شر او مصون و محفوظ بفرمايد.اين نامه در حالي از سوي آيت‌الله خزعلي منتشر شده، كه رسانه‌هاي ضدانقلاب با سوءاستفاده از انتساب وي به اين عالم متقي، از مواضع ضدديني و ضدنظام وي به هر بهانه‌اي بهره‌برداري مي‌كنند.

+ نوشته شده در  شنبه 30 خرداد1388ساعت 0 قبل از ظهر  توسط سینا  | 

در حالی که مقام معظم رهبری در دیدار میرحسین موسوی با ایشان، بر پیگیری اعتراضات کاندیداها نسبت به نتایج انتخابات دور دهم ریاست جمهوری از مسیر قانونی تاکید کرده بودند، به نظر می‌رسد که اعتراضات از مسیرهای غیرقانونی همچون تظاهرات بدون مجوز و تجمعات همراه با خشونت، همچنان با تایید کاندیدای اصلاح‌طلبان ادامه دارد.گذشته از خسارات مادی به اموال عمومی و خصوصی از جمله حمله به بانک‌ها و مغازه‌ها و اتومبیل‌ها که از سوی اغتشاش‌گران صورت می‌گیرد و موجی از خشم و نارضایتی مردم عادی نسبت به اینگونه اعتراضات خشونت‌آمیز برانگیخته است، طی یکی دو روز اخیر شاهد نوع وحشتناکی از خشونت‌ها از سوی معترضان به نتایج انتخابات نسبت به مردم عادی هستیم و آن در مخاطره قرار دادن جان مردم عادی و بی‌گناه است.امروز در حالی به خانه "حاج ابراهیم رجب‌پور" پیرمرد مصیبت‌زده از بازی‌های سیاسی یک عده فرصت‌طلب رفتیم که وی به شدت در غم از دست دادن همسر و دختر گرامی‌اش سوگوار بود.ساعاتی از مراسم تشییع پیکرهای دو عزیزش گذشته بود و رمق چندانی برای صحبت نداشت؛ اما به هر حال به رسم میهمان نوازی به سوالات خبرنگار ما پاسخ گفت."حاج ابراهیم" با شرح ماوقع این فاجعه چنین گفت که ما چند بار با مهد کودک محل کار دخترم تماس گرفتیم اما کسی تلفن را بر نمی‌داشت. چون شنیده بودم که در آن جا قرار است راهپیمایی طرفداران آقای موسوی برگزار شود نگران شدم و با پسرهایم به سمت آنجا رفتیم.وی ادامه داد: در مهد کودک باز نمی‌شد؛ هرچقدر هم فریاد زدم، کسی از داخل جواب نمی‌داد برای همین به زور در را شکستیم و وارد شدیم.آقای رجب‌پور در حالی که به نظر می‌رسید یک آن، تصویر آن حادثه هولناک از ذهنش عبور کرده باشد، ناخودآگاه به گریه افتاد و ادامه داد: یکهو دیدم که همسرم و دخترم به گلو و کمرشان تیر اصابت کرده و روی زمین افتاده و شهید شده‌اند.وی درحالی که از فاجعه رخ داده به شدت ابراز ناراحتی می‌کرد، این طور ادامه داد که من اطلاع دارم که اغتشاش‌گرانی که قصد داشتند به یک پادگان نظامی حمله کنند مسلح بوده‌اند. این را نمی‌دانم که چه طرفی به سمت همسر و فرزند من شلیک کرده است اما این را به خوبی می‌دانم که وزارت کشور آن روز سه بار گفت راهپیمایی حامیان آقای موسوی مجوز ندارد و غیرقانونی است."حاج ابراهیم" در حالی که متاثر شده بود گفت: بروید هرجا می‌خواهید اعلام کنید که ابراهیم رجب‌پور گفت اگر حامیان آقای موسوی و خود ایشان این راهپیمایی بدون مجوز را برگزار نمی‌کردند، الان همسر و دختر من زنده بودند؛ من طرفداران ایشان را مقصر کشته شدن عزیزانم می‌دانم و این را هرجا که لازم باشد می‌گویم، چه در خانه‌ام و چه در دادگاه."علی رجب پور" پسر و برادر مقتولان بی‌گناه با ابراز ناخشنودی از بهره‌برداری سیاسی از شهادت اعضای خانواده‌اش گفت: این دو عزیز خدایی داشتند و ما هم این مسئله را به خدا واگذار می‌کنیم؛ این‌ها مظلومانه شهید شدند. وقتی شما در خانه‌ات نشسته‌ای، یکهو از بیرون به خاطر هر چیزی به زن و بچه شما شلیک کنند و آن‌ها را بکشند دیگر چه می‌توانی بگویی؟وی با انتقاد از کشاندن پای مردم عادی به صحنه درگیری‌ها از سوی اغتشاشگران گفت: مردم عادی چه گناهی کرده‌اند که با جان آن‌ها در جریان این درگیری‌ها بازی می‌شود؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 9 قبل از ظهر  توسط سینا  | 

سعيد عسگر در جريان تبليغات انتخابات رياست جمهوري با راه اندازي يك ستاد فرعي در سه راه تقي‌آباد شهرري به نفع آقاي موسوي به فعاليت مي پرداخت.همچنين در يكي از مصاحبه هاي تلويزيوني مير حسين موسوي  در جريان تبليغات انتخابات رياست جمهوري، سعيد عسگر، سعيد حجاريان و بازجوي عسگر در وزارت اطلاعات، آقاي موسوي را همراهي مي كردند.پدر سعيد عسگر در دوران اصلاحات رييس آموزش و پرورش شهرري بود كه وي در مقطعي عضو اصلي و موثر انجمن اسلامي معلمان(از احزاب عضو جبهه اصلاحات و حامي آقاي موسوي) بوده است.در آشوب هاي خياباني اخير، سعيد عسگر با ساماندهي چند تيم 5 نفره در جهت كمك به اغتشاشگران فعاليت مي كرد و در جريان پيگيري نهادهاي امنيتي براي شناسايي اغتشاشگران، وي نيز شناسايي شد.سعيد عسگر متولد تهران عامل ترور سعيد حجاريان عضو سابق شوراي شهر تهران است. وي به همراه محسن مرتضي مجيدي همدست او كه موتور را مي‌راند حجاريان را در اسفند 78 در روي پلكان ساختمان شوراي شهر مورد سوءقصد قرار داد.سعيد عسگر در زمان ترور بيست سال داشت و دانشجوي مهندسي شيمي بود در دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب بود.سعيد حجاريان كه از او به عنوان مغز متفكر اصلاحات ياد مي‌شود پس از ترور در اقدامي تبليغاتي ضارب خود را بخشيد.همچنين در سال 1382 وي در جريان حمله به خوابگاه طرشت دستگير كه با وساطت دفتر آقاي خاتمي و رييس وقت دانشگاه علامه طباطبايي ، آزاد شد.س از دستگيري سعيد عسگر، در جريان حمله به خوابگاه طرشت عده‌اي از بسيجيان عليه وي شهادت دادند.سعيد عسگر، پس از دستگيري، همواره منكر حضور خود در جريان حمله به خوابگاه طرشت بوده، ليكن عده‌اي از بسيجيان محل كه وي را مشاهده كرده بودند، عليه وي شهادت دادند."سعيد عسگر " به اتهام شركت در حمله مشكوك عده‌اي به خوابگاه شهيد همت(طرشت) وابسته به دانشگاه علامه طباطبايي و بر اساس شكايت سردار قالي‌باف فرمانده وقت نيروي انتظامي، از سوي مرتضوي دادستان عمومي و انقلاب تهران بازداشت شده بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 8 قبل از ظهر  توسط سینا  | 

در روستاي لالي از توابع خوزستان، زادگاه محسن رضايي از مجموع 900 راي دکتر احمدي نژاد 830 راي و ساير کانديداها 70 راي را کسب کردند.
در شبستر(آذربايجان شرقي) زادگاه ميرحسين موسوي از مجموع 7 هزار راي ماخوذه، دکتر احمدي نژاد حدود 5 هزار راي و موسوي حدود 2 هزار راي کسب کردند.
در اليگودرز(لرستان) زادگاه مهدي کروبي ديگر کانديداي انتخابات رياست جمهوري احمدي نژاد 39690 راي، کروبي 14512 راي و موسوي 9330 راي را کسب کردند.
در ارادان سمنان زادگاه رئيس جمهوري منتخب از مجموع 10 هزار راي ماخوذه دکتر محمود احمدي نژاد حدود 9 هزار راي و ساير نامزدها حدود هزار راي کسب کردند.
و اما بخوانيد آماري جالب از بهرمان و نور به عنوان زادگاه دو حامي مطرح موسوي؛
مردم بهرمان و کشکوئيه(استان کرمان) زادگاه اکبر هاشمي رفسنجاني 2886 راي به احمدي نژاد و 1950 راي به ساير کانديداها دادند.
مردم نور(استان مازندران) زادگاه ناطق نوري از مجموع 77452 راي 51798 راي به احمدي نژاد و حدود 24 هزار راي به موسوي دادند.

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 4 قبل از ظهر  توسط سینا  | 
سيل ملت كسي را كه بخواهد مقابل اراده آنان بايستد، با خود مي‌برد

نتیجه انتخابات غلبه صداقت بر دروغ و نیرنگ بود

نتيجه انتخابات "نه" بزرگ به فردي بود كه نامه بدون سلام و والسلام به رهبر انقلاب نوشت

+ نوشته شده در  شنبه 23 خرداد1388ساعت 3 قبل از ظهر  توسط سینا  | 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً