تبليغاتX
عدالتخواهان

 با شعار هايي كه محمود احمدي نژاد در طول رقابتهاي انتخابات نهم رياست جمهوري مطرح ساخت ، اين انتظار وجود داشت كه گردش نخبگان و جوانگرايي در قوه اجرايي كشور رخ دهد و به عبارت بهتر حلقه بسته مديران كه درافرادي محدود شده است ، شكسته شود . اما متأسفانه رأي دهندگان به رييس جمهور منتخب انتظار به بيهوده اي مي كشند .به گزارش سايت "عارف نيوز" بر همين اساس در آخرين روز سال 84 ،مهدي مفيدي رييس سازمان گسترش نوسازي صنايع ، ولي ا... سيف را به عنوان قائم مقام اين سازمان منصوب كرد . سازمان گسترش و نوسازي صنايع ، اكثر صنايع معظم كشور از جمله صنايع خودروسازي ايران خودرو ، سايپا و ... ) را زير پوشش دارد . انتصاب ولي ا.. سيف  به قائم مقامي مهدي مفيدي در سازمان گسترش نوسازي صنايع ، بار ديگر ، حكايت نان قرض دادن را در اذهان برخي آ گاهان را زنده كرد . در زمان كه ولي ا... سيف مدير عاملي بانك ملي را عهده دار بود ، مفيدي مدير عامل شركت توسعه صنايع نيشكر از شركت هاي وابسته به بانك ملي بود . ولي ا... سيف در زمان اختلاس معروف 123 ميلياردي فاضل خداداد و مرتضي رفيق دوست، مدير عامل بانك صادرات بود . از جمله ديگر موارد نان قرض دادن را مي توان درانتصابات وزير صنايع و وزير رفاه و تامين اجتماعي ديد . اين دو وزير كه زماني همراه با حلقه بسته مديران ، در هيأت مديره چند شركت صنعتي حضور داشتند اكنون دوستان خود را در هيأت مديره هاي قبلي حفظ و يا ارتقاء داده اند . وزير اقتصاد و دارايي دولت تحول خواه نيز هيچ تغييري در سطوح مديريتي اين وزارتخانه نداده است . رييس سازمان و مديريت نيز كه نبض تحولات كشور است ، عناصر مشاركتي و اطلاعاتي را در سطوح مديريتي خود پسنديده است .

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 
 

مهدي كروبي  در جلسه اي در منزلش در ايام عيد در تحليلي از شكست جبهه دوم خرداد در انتخابات نهم رياست جمهوري گفت : مردم با آگاهي كامل در انتخابات شركت كردند و پاسخ لازم را هم به ناكار آمدي اصلاح طلبان دادند . تمام حركت ها را از خرداد 76 در نظر بگيريد كه هر چه آن ها حركت كردند ، مردم جواب آنها را دادند .

به گزارش سايت "عارف نيوز"وي افزود: در انتخابات شوراي اول ، انتخابات مجلس ششم و انتخابات سال 80 رياست جمهوري ، جواب كافي و لازم را دادند . از اين رو به نظر من آسيب هاي وارده بر اصلاحات از درون محافظه كاران نبود . حتي اين كه مي گويند آن ها براي ما مانع درست كردند هر چند نمي گويم كه درست نيست ، اما من زياد آن را قبول ندارم . آنچه كه موجب شكست شد، از درون اصلاح طلبان بود .

كروبي اضافه كرد : مگر شوراي اول شق القمر كرده بود كه مردم آن راي را به مجلس ششم داد ، مگر مجلس ششم در آن يكسال شق القمر كرده بود و اصلاحات معجزه كرده بود كه مردم دوباره در سال 80 آن رأي را به آقاي خاتمي دادند . مگر خود خاتمي معجزه كرده بودكه مردم به شوراي و مجلس رأي دادند مايكي از بهترين انتخابات را در شوراي شهر و روستا داشتيم . اما در شهرهاي بزرگ افراد مشهور و معروف اصلاح طلب رأي نياوردند .نظارت شوراي نگهبان وجود نداشت و وزارت كشور آن را اجرا كرد و مجلس هم بر آن نظارت داشت . اما اصلاح طلبان صد درصد شكست خوردند .

وي با اشاره به برخي ساختار شكني ها گفت : بايد كا را از راه خودش طي كنيم و نه دست به جنجال و ساختار شكني بزنيم ، دوستان يادشان هست در بودجه اختلافي بين ما و مجمع تشخيص مصلت و شواري نگهبان پيش آمد ، در آن مورد مجمع مصلحت همان كار شوراي نگهبان را  تاييد كرد . من قبل از آن حرف هاي خود را زدم و بعد هم جلسه مجمع مصلحت را ترك كرده و گفتم من اين بودجه را امضا نمي كنم و آن را يك بدعت مي دانم ، گفتم در عين اين كه آن را امضا نمي كنم ، انتظار دارم رهبري وارد شده و اين مسأله را حل كند و رهبري هم وارد شد و مسأله رفع شد .

كروبي با تاكيد براينكه تعريف و مرز دشمني براي اصلاحات مشخص نشده ، ادامه داد : در همين اتاق در اوايل سال 78 با آقاي موسوي خوئيني ها صحبت كرديم من گفتم بايد مرز اصلاحات تعريف شود . هركس يك چيزي از اصلاحات مي خواهد ما بايد بگوييم از اصلاحات چه مي خواهيم و اصلاحات ما تا چه حد است اما متأسفانه مديريت شد و نه سياست گذاري ، همه چيز قاطي شده بود هر كس مي آمد ، ساز خودش را مي زد .

دبير كل حزب اعتماد ملي با اشاره به جريانات شبكه ماهواره صبا گفت : آقاي مهندس ضرغامي مخالف بود اما اين طور نبود كه زور بياورند و اصرار بيهوده كنند . مي گفتند مصلحت نيست و رفاقي و دوستانه اين را مطرح ميكردند . ضرغامي مي گفت اگر مي خواهيد خود ما به شما خدمت مي دهيم . دوستانه مطرح مي كردند كه مصلحت نيست . يكي از استدلال هاي آقاي ضرغامي اين بود كه اگر ما هواره وارد خانه شود خانواده ها را به سمت ديگري مي برد .

كروبي افزود : مهندس ضرغامي برخورد معقولي داشت اما برخوردي كه گله آميز و ناراحت كننده بود ، برخورد آقاي لاريجاني بود . كه خيلي تلاش كرد و شيوه بسيار نامطلوبي پيش گرفت و فضا سازي كرد تا مانع كار شود . آقاي افخمي را فراخواندند و خبرنگاران ما را تهديد كردند .مشكل راست سنتي است.

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حسین انتظامی با بیان اینکه ایران و آمریکا هنوز بر سر زمان مذاکره درخصوص عراق به توافق نرسیده اند گفت: زمان این مذاکرات پس از جمع بندی توسط مراجع رسمی کشور اعلام خواهد شد.حسین انتظامی در گفتگو با واحد مرکزی خبر به اعلام موافقت جمهوری اسلامی ایران با اصل ، کلیات و چارچوب این مذاکره ، اشاره کرد و گفت : مکان مذاکرات قاعدتا بغداد است .
وی درباره زمانهای اعلام شده قبلی برای مذاکرات از جمله 19 و 21 فروردین ماه گفت : تاریخهایی که در رسانه های داخلی و خارجی مطرح شده و می شود جنبه گمانه زنی دارد و بیشتر حدس است تا واقعیت . 
سخنگوی شورای عالی امنیت ملی با اشاره به اینکه این مذاکرات در پی درخواستهای مکرر سفیرآمریکا در بغداد و برخی دیگر از مسئولان دیپلماسی امریکا همچنین در خواست عبد العزیز حکیم رییس مجلس انقلاب اسلامی عراق صورت می گیرد گفت :  امیدواریم این مذاکره بتواند به استقرار و استحکام دولت عراق ، تسریع در خروج اشغالگران و افزایش امنیت دو کشور همسایه کمک کند

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 
و هر کبوتری برای آب ، نیازمند چشمهای توست ...

به سوی تو هزار آفتاب سجده می‌کنند .

 هزار ماه
و از برکت نگاه تو
چراغهای کوچه روشن ‌اند
تو نبض شاپرک
و قلب عشق
و نظم جاده‌ ها
و استقامت تمام آشیانة پرندگان
که در مسیر باد لانه کرده ‌اند

***

و هر کبوتری برای آب
نیازمند چشمهای توست
تو قلب همدمی
و لحظه‌های بغض عاشقان خسته ‌ای ...
که نامه ‌ای برایشان نمی ‌رسد
و نامشان میان ازدحام واژه ‌ها گم است ؛
و مردمی
که در میان کومه ‌ها
و لای چرخ ‌دنده‌های این شب سیاه زیست می ‌کنند

***

بیا بیا
که سوی تو
هزار آفتاب سجده می ‌کنند
هزار ماه ...

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

با آنکه هفت سال از عروج نورانی اش گذشته، هنوز دل از دام چهره پرجاذبه آشنای جبهه ها و هم پیمان سجاده ها آزاد نگشته است. کجا می توان تبسم مشفقانه لبان، چروک مقتدرانه پیشانی و سنگینی فروتنانه شانه هایش را از یاد برد. او با طنین سخنان سترگش و با صلابت عزم آهنین و با شهادت سرخ مظلومانه اش، صلای حضور و شهود را در گوش ما می نوازد و هشدار می دهد که ما شاهدان همیشه تاریخ خواهیم ماند.

امیرسپهبد علی صیاد شیرازی پس از سالها مجاهدت در کردستان و رزم دلاورانه و فداکاری در غرب و جنوب کشور در دوران 8 سال دفاع مقدس و فرماندهی نیروی زمینی ارتش و مسئولیت های بعدی و خدمت صادقانه و پرتلاش در سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سرانجام در بیست و یکم فروردین سال 1378 به دست منافقان کوردل که امروز مورد حمایت استکبار جهانی آمریکای جنایتکار هستند، ترور شد و به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

به بهانه فرا رسیدن هفتمین سالگرد عروجش مروری کوتاه می کنیم بر زندگی سراسرمجاهدت و ایثار سرلشگر صیاد شیرازی:

از کودکی تا دانشکده افسری

در سال 1323 در شهرستان درگز و در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. بعد از یک سال به همراه خانواده خود در مشهد و سپس از آنجا در شهرهای مازندران اقامت گزید و سرانجام در سال 1342 به اخذ دیپلم رشته ریاضی از دبیرستان امیرکبیر تهران موفق گردید. در سال 1343 وارد دانشکده افسری شد و در سال 1346 از آن دانشکده فارغ التحصیل شد. او در طول دوره دانشکده افسری به جدیت در درس و پایبندی به مذهب شهرت داشت.

وضعیت خدمتی تا پیروزی انقلاب اسلامی

پس از یک سال طی دوره مقدماتی رسته توپخانه، به ترتیب در لشکر تبریز و لشکر کرمانشاه خدمت کرد و در سال 1351 برای گذراندن یک دوره تخصصی توپخانه تحت عنوان دوره هواسنجی بالستیک توپخانه به آمریکا اعزام شد و در این دوره امتیاز نخست را کسب کرد.
وی در طول این دوره همچون یک مبلغ مذهبی در جلسات بحث و مناظره آمریکایی ها شرکت نموده و آنان را به اسلام دعوت می کرد. پس از بازگشت از آمریکا به عنوان استاد به مرکز آموزش توپخانه اصفهان منتقل شد.

در طول پنج سالی که در متن مردم متعهد و انقلابی این دیار قرار گرفت خود را برای ورود به فضای نورانی انقلاب اسلامی آماده می کرد. او چند روز قبل از 22 بهمن سال 1357 بازداشت و با پیروزی انقلاب اسلامی آزاد و با درجه سروانی به دنیای نورانی خدمت در ارتش اسلامی وارد شد.

ورود به کردستان

با آغاز توطئه سنگین ضد انقلاب در کردستان، در معیت سردار سلحشور اسلام، شهید دکتر مصطفی چمران، وارد کردستان شد و سپس در مقام فرمانده عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران به آزادسازی و پاکسازی شهرهایی همچون سنندج، دیواندره، مریوان، سقز، بانه و سردشت همت گماشت. او سرانجام با تشکیل قرارگاه عملیاتی شمال غرب کشور و با در اختیار گرفتن نیروهایی از ارتش و سپاه و ژاندارمری، در شهریورماه 1360 به آزادسازی و پاکسازی دو شهر اشنویه و بوکان پرداخت.

در مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش

یک سال پس از شروع جنگ تحمیلی، در نهم مهرماه 1360 با فرمان امام خمینی (ره) در سمت فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در میدانهای نبرد حضور یافت و در طول پنج سال انجام وظیفه در این مسئولیت خطیر، عملیات طریق القدس، فتح المبین، بیت المقدس و ده ها نبرد دیگر را فرماندهی و هدایت کرد .

صیاد لایق آن بود که حضرت امام خمینی (ره)، در مورد او، این گونه توصیف کند: با تقدیر از زحمتهای طاقت فرسای سرکار سرهنگ صیاد شیرازی که با تعهد کامل به اسلام و جمهوری اسلامی در طول دفاع مقدس از هیچ گونه خدمتی به کشور اسلامی خودداری نکرده و امید است در آینده نیز در هر مقامی باشد موفق به ادامه خدمتهای ارزنده خود باشد، ...

از مرداد ماه سال 65 تا شهادت

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی پس از مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش، بدون وقفه، بنابر فرمان امام راحل (ره) به نمایندگی معظم له در شورای عالی دفاع منصوب شد که تا پایان جنگ ادامه یافت. او در سال 1367 در عملیات مرصاد شرکت و با روحیه ای بسیجی ضربات محکمی را بر پیکر مزدوران منافق وارد کرد. پس از پایان جنگ تحمیلی با فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرماندهی کل قوا به معاونت بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح و سپس با تصویب معظم له و با حفظ سمت قبلی، به جانشینی رئیس ستاد کل منصوب شد.

سرانجام امیر سرافراز ارتش اسلام، پس از جانفشانی هایی که در صحنه های نبرد حق علیه باطل از خود ابراز نمود، در 21 فروردین 1378 توسط منافقین کوردل شهید شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. خداوند با مولایش حضرت ابی عبدالله الحسین محشور گرداند و جایگاهی در منزلگاه شهدا و منزلتی هم شان با سعدا عطایش فرماید.

فرازهایی از پیام مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا به مناسبت شهادت امیر سپهبد علی صیاد شیرازی (21/1/78)

- امیرسرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن، نظامی مومن و پارسا و پرهیزگار، سپهبد علی صیاد شیرازی، امروز به دست منافقین مجرم و روسیاه به شهادت رسید.

- او مانند دیگر مردان حق از روزی که قدم در راه انقلاب نهاد همواره سر و جان خود را برای نثار در راه خدا بر روی دست داشت.

- سرزمین های داغ خوزستان و گردنه های برافراشته کردستان سالها شاهد آمادگی و فداکاری این انسان پاک نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه های دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خودگذشتی او حفظ کرده است.

بخشی از پیام امام خمینی (ره) به مناسبت پیروزی عملیات فتح المبین (کربلای2 ) :  اینجانب از دور دست و بازوی قدرتمند شما را که دست خداوند بالای آن است می بوسم و به این بوسه افتخار می کنم.

منبع مهر

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

يكي از معاونان وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات در ايام نوروز، بازداشت شده و هم‌اكنون نيز در زندان اوين به سر مي‌برد.
گفته مي‌شود، علت اصلي بازداشت اين مقام، در رابطه با قرارداد اپراتور دوم تلفن همراه و شركت آفريقاي جنوبي MTN بوده است.
يك مقام آگاه در وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، ضمن تأييد بازداشت معاون اين وزارتخانه، از احتمال وجود اتهاماتي به غير از موضوع شركت MTN براي فرد مذكور خبر داد.
گفته مي‌شود، در اين زمينه افراد ديگري نيز دستگير شده‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ديروز «زلماي خليل زاد» سفير افغاني الاصل آمريكا در عراق از به تعويق افتادن زمان مذاكره ايران و آمريكا خبر داد. سفير آمريكا كه در يك كنفرانس مطبوعاتي در بغداد شركت كرده بود، با اشاره به اين نكته كه مسئوليت رايزني و مذاكره با ايران، مستقيماً از سوي جرج بوش به وي واگذار شده است، گفت؛ «اين مذاكرات تا بعد از تشكيل دولت عراق به تأخير مي افتد تا تصور نشود كه تهران و واشنگتن عليه عراق توطئه كرده و خواستار تشكيل دولت از طريق انتصاب افراد معين، فشار گروه هاي ذيربط و يا حمايت از برخي افراد هستند»!
روز دوشنبه 14 فروردين ماه طي يادداشتي با عنوان «اين گام و آن دام» به عواقب سوء و پي آمدهاي خسارت آفرين مذاكره با آمريكا اشاره كرده و آورده بوديم؛
«مقاومت 27ساله جمهوري اسلامي ايران در برابر باج خواهي و زورگويي آمريكا و متحدانش، ايران اسلامي را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهاني و يك الگوي موفق براي حركت هاي آزادي خواهانه و استقلال طلبانه تبديل كرده است به گونه اي كه امروزه، نهضت هاي اسلامي در جهان اسلام با الهام گرفتن از 27 سال ايستادگي و مقاومت ايران اسلامي به حركت خود ادامه مي دهند وجمهوري اسلامي ايران را عقبه استراتژيك و نمونه موفق و پيشتاز براي جنبش هاي مقاومت مي دانند، انتفاضه فلسطين از مقاومت ايران در مقابل آمريكا و متحدانش ريشه گرفته، حزب الله لبنان، حركت اسلامي در بحرين، پيروزي اسلامگرايان در تركيه و الجزاير، مقاومت اسلامي در افغانستان، رويكرد به مباني اسلام انقلابي در عراق و... كه امروزه عرصه را بر آمريكا و متحدانش تنگ كرده اند، همگي با نگاه به الگوي ايران اسلامي شكل گرفته و به حركت خود ادامه مي دهند...» و نتيجه گرفته بوديم كه «هدف آمريكا از مذاكره با ايران، ابلاغ اين پيام -بخوانيد توهم- به حركت هاي اسلامي در تمامي جهان است كه ايران نيز بعد از 27 سال مقاومت چاره اي جز تسليم در برابر آمريكا نداشته است»!
در يادداشت روز دوشنبه، اگرچه به موارد مستندي از ابعاد خسارت آفرين مذاكره با آمريكا پرداخته بوديم ولي به علت اصرار برخي از مسئولان محترم كشورمان بر انجام اين مذاكره كه تعجب آور به نظر مي رسد و نيز اظهارات ديروز سفير آمريكا در عراق كه فريبكارانه و توطئه آميز است، اشاره به نكات ديگري درباره اين دام خطرناك كه پيش پاي ايران اسلامي پهن كرده اند، ضروري به نظر مي رسد.
1- درحالي كه هنوز مذاكره اي صورت نپذيرفته، آمريكايي ها بهره گيري فريبكارانه و سوءاستفاده سياسي از اين مذاكره احتمالي را آغاز كرده اند. به اظهارات ديروز سفير آمريكا در عراق توجه كنيد؛ به گونه اي سخن مي گويد كه انگار ايران اسلامي نيز در فاجعه اي كه آمريكا و متحدانش در عراق آفريده اند، سهيم است! خليل زاد مي گويد «مذاكره ايران و آمريكا تا بعد از تشكيل دولت عراق به تأخير افتاده است تا اين گونه برداشت نشود كه تهران و واشنگتن خواهان دخالت در تشكيل دولت از طريق انتصاب افراد معين، فشار گروه هاي ذيربط و يا حمايت از برخي افراد هستند»!
الف: اين اظهارات درحالي است كه تلاش آمريكايي ها براي انتصاب افراد معين، فشار از طريق برخي گروه هاي سياسي و حمايت از اشخاص مورد نظر اشغالگران، نه فقط در نهان بلكه به صورت علني و آشكار انجام پذيرفته و مي پذيرد و در همان حال ايران اسلامي بر احترام به رأي مردم و تن دادن تمامي گروه ها و جريانات حاضر در عرصه سياسي عراق به خواست اكثريت مردم اين كشور تأكيد ورزيده و مي ورزد. بنابراين سفير آمريكا در اظهارات خود پيرامون علت تعويق مذاكرات، سعي مي كند ايران اسلامي را در توطئه چيني عليه ملت عراق، شانه به شانه آمريكا و متحدانش بنشاند.
ب: اظهارات ديروز سفير آمريكا كه قرار است طرف مذاكره با ايران باشد، اين توهم را دامن زده و منتشر مي كند كه گويي ايران و آمريكا درباره آينده عراق نظرات مشترك و نزديك به يكديگر دارند و قبل از مذاكره علني، در رايزني هاي قبلي و پيش از مذاكره براي رسيدن به يك هدف مشترك با يكديگر به توافق رسيده و مذاكرات را تا بعد از تشكيل دولت عراق به تعويق انداخته اند!
ج: تمامي شواهد و قرائن و نظرسنجي هاي آشكار و نهان از اعتماد و اطمينان مردم عراق به جمهوري اسلامي ايران خبر مي دهد و تلاش پي گير آنان براي تشكيل دولتي اسلامگرا و برخاسته از متن مردم بهترين گواه بر اعتماد آنها به ايران اسلامي و الگوي حكومتي آن است. اين اعتماد و اطمينان، يكي از اصلي ترين نگراني هاي آمريكا و متحدانش بوده و هست. مروري هرچند گذرا بر اظهارات مقامات آمريكايي، اروپايي و صهيونيستي به وضوح نشان مي دهد كه آنان رويكرد مردم عراق به ايران را بزرگترين مانع پيش روي خود براي بلعيدن اين كشور مي دانند و... دقيقاً به همين علت است كه سفير آمريكا با اظهارات موذيانه خويش اعتماد و اطمينان مردم عراق به ايران اسلامي را نشانه رفته و مي كوشد آن را نه فقط مخدوش، بلكه به پديده اي متضاد، يعني دشمني ايران با مردم عراق تبديل كند.
اكنون بايد از مسئولان محترمي كه بر انجام مذاكره با آمريكا اصرار مي ورزند، پرسيد؛ آيا، اين همه پلشتي كه قبل از شروع مذاكره نمايان شده، براي تجديدنظر در اقدام خطرناكي كه در پيش داريد، كافي نيست؟!
2- و اما، گفته مي شود مذاكره با آمريكا فقط درباره «امنيت عراق» است كه بايد گفت؛ آنچه براي آمريكا اهميت دارد، شكستن اقتدار ايران و الگوي مقاومت و ايستادگي آن در برابر نظام سلطه بين المللي است و از اين روي تنها به نفس مذاكره مي انديشد و با كمال تأسف بايد اذعان كرد كه آمريكا با انجام مذاكره به اين هدف شوم دست پيدا مي كند و براي آنها موضوع مذاكره كمترين اهميتي ندارد چرا كه آمريكا مذاكره را فقط براي مذاكره مي خواهد و نه براي حل و فصل مشكلات عراق يا هر موضوع ديگر.
3- در عرف ديپلماتيك و روال شناخته شده مذاكرات، اولين و ضروري ترين مقدمه براي مذاكره دو كشور با يكديگر، توافق و اشتراك نظر طرفين مذاكره در مباني اوليه موضوعي است كه قصد مذاكره درباره آن را دارند. اين مباني اوليه را، اصطلاحاً، «كف مذاكرات» مي نامند و چنانچه طرفين در «كف مذاكرات» با يكديگر توافق نداشته باشند، انجام مذاكره ناممكن و فاقد ارزش خواهد بود.
اكنون بايد از مسئولان طرفدار مذاكره با آمريكا پرسيد، آيا ايران اسلامي در مباني اوليه و «كف مذاكرات» پيرامون موضوع «امنيت عراق» با آمريكايي ها كمترين توافق و اشتراك نظري دارد؟ مگر نه اين كه بارها اعلام كرده و هنوز هم به حق و با استناد به دلايل فراوان و غيرقابل انكار تأكيد مي كنيم، ناامني عراق ناشي از اشغال اين كشور از سوي آمريكا و متحدانش است. و معتقديم، مادام كه ارتش اشغالگر از عراق خارج نشده و اداره امور اين كشور به دولت برخاسته از رأي مردم عراق سپرده نشود، ناامني در عراق ادامه خواهد داشت. بنابراين، مگر از اين اعتقاد خود كه منطقي و مستند نيز هست، دست كشيده ايم، كه قصد مذاكره با آمريكا درباره امنيت عراق را داريم؟! چگونه مي توانيم با كشوري كه خود عامل ناامني عراق است، درباره امنيت عراق به مذاكره بنشينيم؟
4- ممكن است گفته شود براي انجام اين مذاكره «پيش شرط»هايي تعيين كرده ايم كه در اين صورت -صرفنظر از خطر نفس مذاكره كه به آن اشاره شد- بايد پرسيد اولاً؛ چرا اين پيش شرط ها را مطرح نمي كنيد؟ ثانياً؛ آيا طرف مقابل نيز اين پيش شرط ها را پذيرفته است؟! اگر چنين است -كه مي دانيم نيست- اين چه پيش شرطي است كه هيچيك از طرفين به آن كمترين اشاره اي ندارند! ثالثاً؛ تنها پيش شرط قابل قبول و منطقي آن است كه آمريكا و متحدانش، خروج از عراق را به عنوان اولين گام براي تأمين امنيت عراق بپذيرند. آيا پذيرفته اند؟... اگر پاسخ مثبت است، چرا اعلام نشده و اگر پاسخ منفي است -كه منفي است- مذاكره با آمريكا براي چيست؟!
5- آمريكايي ها هنوز هم از ايران به عنوان يكي از عوامل موثر در ناامني هاي عراق ياد مي كنند! و سخن از مهار ايران اسلامي بر زبان رسمي و ديپلماتيك خود دارند. بنابراين، اولين خطر مذاكره و نخستين ضربه اي كه انجام مذاكره با آمريكا در پي دارد، پذيرش تلويحي اين اتهام از سوي ايران اسلامي خواهد بود.
چند ساعت بعد از اعلام پذيرش مذاكره با آمريكا، آدام ارلي سخنگوي وزارت خارجه آمريكا، ضمن متهم كردن ايران به عمليات تروريستي در عراق، اعلام موافقت سفير آمريكا براي انجام مذاكره با ايران را، اقدامي نظير احضار سفير يك كشور از سوي آمريكا و توضيح خواستن درباره اتهامات وارده دانست!! آيا اين ننگ نيست؟ و آيا رهبر معظم انقلاب با نگاه تيزبين و عزتمندانه خود تأكيد نفرمودند كه آمريكا غلط مي كند سفير ما را احضار كند... و آيا درحالي كه هنوز آمريكا به ايراد همان اتهامات عليه ايران ادامه مي دهد، مذاكره ما با آمريكا ناديده گرفتن عزت و مصلحتي نيست كه رهبر فرزانه انقلاب از آن ياد كردند؟
6- امروزه نه فقط ملت هاي مسلمان، بلكه افكار عمومي تمامي جهانيان، از آمريكا و متحدانش به عنوان اشغالگران زورگو و باج خواه عراق ياد مي كنند تا آنجا كه بسياري از مقامات آمريكايي و اروپايي نيز جرج بوش را به خاطر اين اقدام وحشيانه و غيرانساني ملامت كرده و خواستار پايان دادن به اشغال عراق هستند و... اكنون بايد پرسيد، آيا مذاكره ايران با آمريكا، اين توهم را پديد نمي آورد كه جمهوري اسلامي ايران، اشغال عراق از سوي اشغالگران آمريكايي و اروپايي را تأييد كرده است؟!...
7- و بالاخره، با توجه به آنچه گذشت -و فقط اندكي از بسيارهاست- مذاكره با آمريكا چه توجيهي دارد؟ و چرا هرچه زودتر به طور رسمي اعلام نمي كنيم كه هيچگونه مذاكره اي با آمريكا نداريم و چرا همين امروز با حفظ عزت، حكمت و مصلحت از اين ورطه هولناك كه بازي «باخت باخت» است پاي بيرون نمي گذاريم؟!
حسين شريعتمداري

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

* طی روزهای آینده خبرهای امیدآفرین و شادی بخشی درباره دستاوردهای هسته ای جمهوری اسلامی ایران اعلام خواهد شد. شاید این اخبار هدیه رسول اعظم (ص) به ملت ایران به مناسبت 17 ربیع الاول سالروز تولد آن بزرگوار باشد.

* برخی منابع خبری از طرح چهارجانبه کنسرسیوم سوخت هسته ای میان ایران، فرانسه، آلمان و روسیه خبر می دهند. قرار است این طرح با نظر موافق و نظارت آژانس انجام پذیرد. البرادعی نسبت به موفقیت این طرح ابراز اطمینان کرده است.

* نیروهای پدافندی موفق به سرنگونی یک هواپیمای شناسایی در جنوب کشور شدند. این هواپیما از کشور عراق برخاسته و در مناطق مرزی مشغول به فیلمبرداری بود. علایم حک شده و سیستم این هواپیما اطلاعات جدیدی را در اختیار مسئولان مربوطه گذاشته است.

* برخی منابع آگاه از حضور دکتر محمد جواد لاریجانی همراه تیم مذاکره کننده ایران با مقامات عراقی و آمریکایی نام می برند. جمله معروفی از دکتر لاریجانی این است که "برای تامین منافع ملت حاضرم حتی در ته جهنم  هم با شیطان مذاکره کنم".

* دکتر ابراهیم شیبانی رئیس کل بانک مرکزی خواستار کناره گیری از این منصب شده است. رایزنی ها برای تعیین جانشین شیبانی آغاز شده است. مدیرعامل یکی از بانک ها ی دولتی اصلی ترین گزینه جانشینی شیبانی است.

* در ایام تعطیلات نوروز، اعضای ارشد حزب مشارکت دیدارهای متعددی را در قم با مقامات مذهبی و سیاسی داشته اند. دیدار با آیت الله موسوی اردبیلی، صافی گلپایگانی و شهرستانی و نیز آقای منتظری از جمله این دیدارها بوده است.

* سه تن از اعضای اپوزیسیون خارج کشور به اسامی عبدالکریم لاهیجی، مهرانگیز کار و مهرداد مشایخی کمیته ای موسوم به پیگیری حقوق زندانیان سیاسی تشکیل داده اند. مقر این کمیته در سوئد بوده و قرار است هفت تن از فرزندان زندانیان از گوتنبرگ سوئد به نیویورک اعزام شده و مذاکراتی را با کوفی عنان و یان الیاسون داشته باشند.

* سفیر دانمارک در تهران که پس از بالا گرفتن اعتراضات مردمی از کشور خارج شده بود، در ایام تعطیلات نوروز بدون سر و صدا به کشور بازگشت.

* تامین امنیت مرزهای کشور به خصوص مرزهای سیستان و بلوچستان در دستور کار وزارت کشور قرار گرفته است. رئیس جمهور نیز وعده داده است در لایحه متمم بودجه اعتبار ویژه ای برای این امر اختصاص یابد.

* سیروس ناصری از اعضای سابق تیم هسته ای، کتاب خاطرات دوساله خود را از این مذاکرات  منتشر خواهد کرد. وی پس از سفر به کشورمان در ماه گذشته مجددا به اروپا بازگشت.

* کمیته مشترکی میان نمایندگان وزارت بهداشت و صدا و سیما تشکیل شده تا نسبت به تبلیغات فرآورده های غذایی ناسالم همچون چیپس، انواع پفک و نوشابه ها نظارت بیشتری اعمال شود.

* یکی از بستگان تیمسار اویسی- از فرماندهان ارشد رژیم پهلوی- پس از 26 سال به ایران بازگشته است. گفته می شود وی در مدتی کوتاه موفق به تصاحب بخشی از اموال و املاک خود شده که ارزش زمین ها و باغات برگردانده شده به وی در منطقه لواسانات بیش از 80 میلیارد تومان تخمین زده شده می شود.

* یک تیم شش نفره از کارشناسان هسته ای آمریکا وارد اسلام آباد شده است. این گروه به سایت هسته ای "کاهوتا" رفته و در گفتگو با کارشناسان هسته ای این مجتمع، خواستار ارائه اسناد و مدارک کمک های هسته ای پاکستان به ایران شده اند.

* ابراهیم علیزاده و عبدالله مهتدی از دبیران دو جناح حزب منحله کومله، در بغداد با " زلمای خلیل زاد " دیدار و گفتگو کردند. محور مذاکرات آنان درباره چگونگی دریافت کمک های مالی و اطلاعاتی از نیروهای آمریکایی بوده است.

* به دستور رئیس جمهور حداکثر حقوق مدیران ارشد دولتی نباید 7 برابر پایه حقوق کارمندان دولت باشد.

* آزمایش سلاح های دفاعی فوق پیشرفته ایران در رزمایش رسول اعظم (ص) دستگاههای جاسوسی و امنیتی غربی را در بهت و حیرت فرو برده است. برخی مقامات غربی با اشاره به بازدیدهای بازرسان آژانس از سایت های مهم نظامی کشورمان اعلام کرده اند برآوردهای ما از توان نظامی ایران این بود که نهایت توان بهره مندی ایران آزمایش موشک شهاب 3 خواهد بود اما آزمایش تجهیزات فوق پیشرفته ایران خط بطلانی بر این توهمات بود.

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمد جواد میری سخنگوی جنبش عدالتخواه دانشجویی که بانی برگزاری این تجمع بود، تاکید کرد: ما اینجا آمده ایم تا از مسئولان سئوال کنیم آیا آمریکا از خوی گرگ صفتانه خود دست برداشته است؟
وی افزود: آمریکا هنوز گرگ اما اگر مسئولان دستگاه دیپلماتی تشخیص دیگری داده اند، آنرا به صورت شفاف اعلام کنند.
دانشجویان معترض به مذاکره ایران با آمریکا پس از سر دادن شعار ها و تبیین مواضع خود با خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی پس از قرائت قطعنامه ای به تجمع خود پایان دادند.
در پایان این تجمع؛ قطعنامه ای در مخالفت با مذاکره با آمریکا قرائت شد.
در قطعنامه پایانی تجمع اعتراض آمیز دانشجویی در اعتراض به مذاکره با شیطان بزرگ آمده است:
پس از 27 سال مقاومت جانانه در برابر پرچمدار استکبار پس از سالگرد قطع روابط سیاسی ایران و شیطان بزرگ گرد هم آمده ایم تا اعتراض خود را به مذاکره با آمریکا اعلام نمائیم.
در منطق انقلاب اسلامی مذاکره با کشوری که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی (مذاکره برایش معنایی جز تحمیل خواسته های خود به طرف مقابل ندارد) گناهی نابخشودنی است.
عجب آنکه علیرغم تصریح رهبر انقلاب مبنی بر اینکه آمریکا همچنان دارای همان خوی استکباری گذشته است و روابط او با دیگران در حکم رابطه گرگ و میش است چرا مسئولان سیاست خارجی کشور به راحتی پای میز مذاکره با آمریکا می نشینند در حالیکه رهبر حکیم انقلاب با صدای بلند اعلام می کند ( همچون گذشته در هیچ یک از مسائل مورد اختلاف ایران و آمریکا با آمریکاییها مذاکره نخواهیم کرد) دیپلمات های جمهوری اسلامی به بهانه هایی واهی همچون درخواست عبدالعزیز حکیم حاضر به مذاکره می شوند و البته برای مذاکره کردن قائل به شروط خاصی می شوند که هیچ وقت آن شروط نه از زبان مسئولان شنیده می شود و نه در رفتار سیاسی نه تبلیغاتی اشان دیده می شود از سویی گفته می شود این مذاکره محدود به مسائل عراق است و از سویی زمزمه مصالحه در مورد مسائل هسته ای ایران به گوش می رسد.
آیا این است عزت حکمت و مصلحت در سیاست خارجی ؟! اصلا مگر آمریکا در این چند روزه از گرگ به گوسفند تبدیل شده یا آب توبه بر سر خود ریخته است که ناگهان با آن همه شدت و غلظت ادبیات مسئولان سیاست خارجی ایران در قبال آمریکا تبدیل به سخن گفتن از مذاکره به مثابه مسئله ای عادی می شود ؟! در این میان معلوم نیست که اگر ایران مدعی عدم دخالت در عراق است چطور حاضر می شود بر سر مسائل امنیتی عراق مذاکره کرده و عملا خود را به عنوان متهم وارد بحث کند مگر مسئولان سیاست خارجی ما پس از تجربه مذاکرات طولانی خود با کشورهای اروپایی که نه تنها آنها را به پذیرش حقوق مسلم و قانونی ایران وادار نکرد بلکه روز به روز بر وقاحت، گستاخی و پر رویی آنها افزود.
اگر آمریکاییها را قابل اعتماد شناخته اند که می خواهند وارد بده بستان های سیاسی با آنها شوند ؟! این چه منطقی است که بگوییم آمریکا را غیر قابل اعتماد می دانیم اما با او مذاکره می کنیم؟! اگر آمریکا را قابل اعتماد دانسته اید بی خجالت بگوئید و اگر تحت فشار قرار گرفته اید بدون پرده پوشی حقیقت را با مردم قهرمان ایران در میان بگذارید آنچنان که مقام معظم رهبری در آغاز سال جدید فرمودند: اکنون شرایط همچون گذشته است و هیچ کس حق ندارد در چنین وضعیتی با آمریکا مذاکره کند.
اگر مسئولان سیاست خارجی معتقدند که حرکتهای آنها چیزی در همان حد تفهیم دیدگاههای جمهوری اسلامی به طرف آمریکایی نه بیشتر، باز هم باید روند مذاکرات خود را قطع کنند و از ادبیات و روش های مناسب تفهیم استفاده کنند تا افکار عمومی مردم ایران، مسلمانان و مستضعفان جهان احساس نکنند آمریکا توانسته است سنگر مقاومت 27 ساله ایران را در هم شکسته و به آروزی دیرین خود یعنی مذاکره با ایران برسد و به تعبیر رهبر معظم انقلاب " همان رشته باریکی را که با حادثه تسخیر لانه جاسوسی قطع شد را دوباره برقرار کند " جنبش عدالتخواه دانشجویی با تاکید بر اینکه مذاکره را جز پس از دست برداشتن آمریکا از خوی استکباری اش پا گذاشتن در راهی انحرافی می داند و خواستار عدم برگزاری مذاکرات ایران و آمریکا و تمام تلاش خود را برای این مسئله می نماید و از مسئولان سیاست خارجی می خواهد درباره این نحوه عملکرد پنهانی و ادبیات سست خود ، به طور شفاف به افکار عمومی و اذهان دغدغه مند فرزندان خمینی کبیر پاسخ گویند.

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دکتر عماد افروغ گفت: مذاکره با آمریکا، به معنای تایید اتهام غرب و اعتراف به دخالت ایران در تحولات عراق است.
وی با تاکید بر اینکه ایران به عنوان کشوری که دارای منافع مشترک فراوان با افغانستان و عراق است، تصریح کرد: ایران باید در ثبات این کشورها نقش آفرین بوده و حضور اساسی داشته باشد، اما اشغالگران به گونه ای عمل می کنند که خود را صاحب اختیار کشورهای منطقه دانسته و گویی می خواهند ما را در تثبیت امنیت منطقه سهیم کنند!
این استاد دانشگاه و صاحبنظر در مسایل سیاسی با تاکید بر این که باید نسبت به تبعات احتمالی مذاکره با آمریکا حساس بود، مشروعیت بخشیدن به اشغال عراق توسط آمریکا و انگلیس که خلاف اصول دموکراسی است، وجه المصالحه قرار دادن عراق و ایجاد امنیت و آرامش در آن کشور برای مهیا شدن زمینه هدف قرار دادن کشورمان" را از جمله این تبعات عنوان کرد.
افروغ در ادامه این گفت و گو با اشاره به غیر رسمی بودن جایگاه و موقعیت سید عبدالعزیز حکیم به عنوان شخصیت دعوت کننده از ایران برای مذاکره با آمریکا تصریح کرد: مذاکره با آمریکا چیزی نصیب کشورمان نمی کند و چنانچه مساله را با بصیرت و نگاه عمیق مورد بررسی قرار ندهیم، با دست خودمان به مهلکه می رویم.
این نماینده ملت در مجلس هفتم در عین حال در پایان از مسئولان مذاکره کننده با آمریکایی ها خواست چنانچه مطالبی غیر از آنچه که وی اعلام کرد، وجود دارد که نیاز است نمایندگان ملت از آن آگاهی داشته باشند، در این زمینه اطلاع رسانی شود.

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رییس كمیته‌ی اطلاع‌رسانی جبهه مشاركت ایران اسلامی، خبر دیدار اعضای شورای مركزی این حزب با همتایان آنها در حزب مؤتلفه اسلامی را تایید كرد. سعید شریعتی به ایسنا گفت: ما مجموعا با همه‌ی گروهها درخواست مذاكره داریم و داشتیم. حزب مؤتلفه نیز در این مجموعه قرار دارد. وی افزود: حزب مؤتلفه حزب مؤثری در جریان سیاسی كشور است و به نظر ما دیدار و گفت‌وگو با باسابقه‌ترین‌های جریان سیاسی به فضای سیاسی كشور كمك می‌كند. شریعتی هم‌چنین گفت: نفس مكاتبات ما راه گفت‌وگو را باز كرده و الان هم با توجه به آن سابقه، دیدارهایی خواهیم داشت، اما محتوای این جلسه پس از برگزاری به صورت توافقی اعلام می‌شود. محمدرضا خاتمی دبیر كل جبهه مشاركت و حبیب‌الله عسكراولادی، دبیر وقت حزب موتلفه اسلامی دوسال قبل مكاتباتی را درباره مواضع تشكل‌های متبوعشان داشتند. در همین حال یك منبع خبری نزدیك به موتلفه از انجام این دیدار به درخواست دبیر کل جبهه مشارکت خبر داده و افزوده است كه برخی این دیدار را در راستای نزدیکی گروههای درون نظام در برابر تهدیدات دشمن نیز ارزیابی می‌کنند

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

1ـ نخستين قطعنامه شوراي امنيت كه در مورد ايران صادر شد، قطعنامه 457 به تاريخ 4 دسامبر سال 1979 (13 آذر 1358) است كه يك ماه پس از تسخير سفارت آمريكا و گروگانگيري كاركنان آن، به وضعيت بحراني به وجود آمده در روابط ايران و آمريكا اشاره كرده كه امنيت جهاني را مورد مخاطره قرار مي‌دهد. اين قطعنامه كه در مورد پرونده گروگانگيري بوده، ضمن اشاره به مفاد كنوانسيون «وين» درباره ارتباطات ديپلماتيك سال 1961 و همچنين كنوانسيون ارتباطات كنسولي سال 1963 تأكيد كرده كه طرفين بر پايه آنها بايد به ديپلمات‌ها احترام بگذارند. در اين قطعنامه، از ايران خواسته شده براي حل مسائل باقي‌مانده با آمريكا، بين خودشان به صورت صلح‌آميز اقدامات لازم را انجام دهند.
2ـ در تاريخ 31 دسامبر 1979 (30 آذر 1358) بر پايه تقاضاي نماينده آمريكا در شوراي امنيت، جلسه شورا تشكيل و قطعنامه شماره 461 صادر مي‌شود كه در آن، ضمن تكرار مفاد قطعنامه 457، از دبيركل خواسته مي‌شود شخصا به ايران سفر كند و همچنين از شورا مي‌خواهد كه در تاريخ 7 ژانويه 1980 جلسه‌اي بگذارد و عدم تبعيت ايران از قطعنامه‌ها را مشخص كند تا شورا بتواند بر اساس مواد 39 و 41 منشور سازمان ملل متحد عمل كند.
پس از اين دو قطعنامه، ديگر شوراي امنيت، قطعنامه‌اي درباره ايران براي موضوع گروگانگيري صادر نكرد.
3ـ نخستين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل متحد در مورد جنگ ايران و عراق در 28 سپتامبر 1980 (6 مهر 59 و هفت روز پس از حمله عراق به ايران) صادر و در آن از طرفين درخواست شد، از زبان تهديد عليه يكديگر استفاده نكنند و اختلافات خود را از راه مسالمت‌آميز حل و فصل و همچنين به تعهدات خود بر اساس منشور سازمان ملل متحد عمل كنند.
4ـ قطعنامه بعدي شوراي امنيت، دو سال بعد در تاريخ 12 جولاي 1982 (21 تير 61) به شماره 514 صادر شد. در اين قطعنامه، ضمن اشاره به بيانيه دبيركل در تاريخ 5 نوامبر 1980، ضمن دعوت از نماينده عراق براي شركت در جلسه شوراي امنيت، از طرفين خواسته شده بود سريعا به عمليات نظامي پايان بدهند، آتش‌بس را برقرار كرده، به مرزهاي بين‌المللي برگردند و يك تيم از بازرسان بين‌المللي سازمان ملل بر اين موارد نظارت كند. همچنين از كشورها خواسته شد كه مشاركت بيشتري در اين زمينه داشته باشند.
5ـ سومين قطعنامه در تاريخ 4 اكتبر 1982 (12 مهر 61) به شماره 522 صادر شد. در اين قطعنامه ضمن درخواست براي عمل به قطعنامه‌هاي پيشين در بند سوم آن، از عراق كه يك طرف قضيه بوده و قطعنامه پيشين را به رسميت شناخته بود و نيز ايران، خواسته شد كه قطعنامه‌ها را به رسميت بشناسند و به آن عمل كند.
6ـ قطعنامه 540 در تاريخ 15 اكتبر 1983 (23 مهر 62) صادر شد. در اين قطعنامه نيز خواسته شده بود كه طرفين با توجه به كنوانسيون ژنو (1949) حملات نظامي به اهداف غيرنظامي و شهرها را متوقف كنند و همچنين آزادي كشتيراني و تجارت آزاد در درياها را به رسميت بشناسند و از حمله به ترمينال‌هاي تجاري و اهداف غيرنظامي خودداري كنند.
7ـ در قطعنامه 582 كه در تاريخ 24 فوريه 1986 (5 اسفند 64) صادر شد، از طرفين جنگ خواسته شد ضمن خودداري از به كارگيري گازهاي شيميايي و سمي و سلاح‌هاي كشتارجمعي، اقدام به مبادله اسرا و با كاركنان سازمان ملل همكاري كنند. همچنين در مورد به كارگيري بمب‌هاي شيميايي بر اساس پروتكل ژنو 1925 و ممنوعيت به كارگيري اين نوع از بمب‌ها و همچنين به قطعنامه‌هاي پيشين شوراي امنيت عمل كنند.
۸ قطعنامه 588 مورخ 8 اكتبر 1986 (16 مهر 65) در اين قطعنامه از دو كشور درخواست مي‌شود كه به قطعنامه پيشين، يعني 582 در 24 فوريه 1986 در مورد انجام مذاكرات صلح با همديگر به توافق برسند.
9ـ قطعنامه 598 كه در تاريخ 20 جولاي 1987 (29 تير 66) صادر شد، در آن درخواست آتش‌بس و برگشتن به مرزهاي بين‌المللي شده و ديگر آن‌‌كه به كليه مفاد قطعنامه‌هاي پيشين عمل شود. همچنين دو طرف با توجه به اصولي كه در منشور سازمان ملل آمده است، به توافق دست يابند و نيز خسارات وارده به هر دو طرف، توسط يك تيم بازرسي و كارشناسان مشخص شود.
10ـ قطعنامه 612 در مورخ 9 مي 1988 (19 ارديبهشت 67)، صادر شد. در اين قطعنامه با اشاره به ممنوعيت به كارگيري سلاح‌هاي شيميايي مطابق تعهدات كشورها در زمينه پروتكل ژنو، از كشورها خواسته شده كه در زمينه موارد شيميايي و ارسال آنها به دو كشور محافظت بيشتري كنند.
11ـ قطعنامه 616 به تاريخ 20 جولاي 1988 (29 تير 67) درباره پرواز هواپيماي ايران‌اير و هدف قرار گرفتن آن توسط ناو آمريكايي «وينسنت» در آب‌هاي خليج فارس و همچنين همكاري ايران و آمريكا با سازمان جهاني هواپيمايي با توجه به كنوانسيون 1944 شيكاگو صادر شد.
اين قطعنامه بر پايه درخواست دولت ايران پس از مراجعه به سازمان جهاني هواپيمايي صادر شد كه به شوراي امنيت نيز ارسال شده بود.
12ـ قطعنامه 620 در تاريخ 26 آگوست 1988 (4 شهريور 67) در ارتباط با به كارگيري سلاح‌هاي شيميايي در جنگ ايران و عراق و تخطي از تعهدات و وظايفشان با توجه به توافقنامه ژنو مورخ 17 ژوئن 1925 و امكان استفاده دوباره از اين نوع سلاح‌ها و نقض قوانين بين‌المللي صادر و همچنين از كشورهاي جهان خواسته شد كه نسبت به ارسال مواد و تجهيزات شيميايي به دو كشور، كنترل بيشتري داشته باشند. اين در حالي است كه دقت در جلوگيري و ارسال گزارش مجدد به كارگيري كنترل سلاح‌هاي شيميايي در جنگ بين دو كشور انجام شده بود.
13ـ قطعنامه 631 مورخ 8 فوريه 1989 (19 بهمن 67)، از دو طرف درخواست مي‌كند كه مفاد قطعنامه 598 را به اجرا بگذارند و مأموران سازمان ملل هم پس از هفت ماه و 22 روز تعويض شوند.
14ـ قطعنامه 642 در تاريخ 29 سپتامبر 1989 (7 مهر 68) در مورد اجراي فوري قطعنامه 598 و نيز تمديد مدت اقامت مأموران سازمان ملل متحد در عراق صادر شد.
15ـ قطعنامه 651 مورخ 29 مارس 1990 (9 فروردين 69) در ارتباط با تمديد مهلت اقامت مأموران سازمان ملل متحد تا تاريخ 30 سپتامبر 1990 و همچنين اجراي موفقيت‌آميز قطعنامه 598 صادر شد.
16ـ قطعنامه 671 به تاريخ 27 سپتامبر 1995 راجع به تمديد مدت مأموران سازمان ملل تا تاريخ 30 نوامبر 1990 به درخواست مديركل سازمان ملل صادر و همچنين از مديركل درخواست ارسال يك گزارش در ارتباط با وضعيت نيروهاي نظامي دو كشور و مشاهدات مأموران سازمان ملل متحد شده است.
17ـ در قطعنامه 685 به تاريخ 31 ژانويه 1991، تصميم گرفته شد كه مأموريت بازرسان سازمان ملل تا 21 فوريه 1991 تمديد شود و همچنين درخواست شد آينده گروه بازرسان و نيز توصيه‌هاي مورد نظر دبيركل‌ طي يك گزارش ارسال شود.

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دانشجویان تجمع کننده در مقابل شورای عالی امنیت ملی در عین حال که مخالفت خود را با مذاکره ایران و آمریکا اعلام می کردند با سر دادن شعارهایی تاکید کردند که مطیع فرامین رهبری هستند.دانشجویان معترض به مذاکره ایران و آمریکا که از ساعتی پیش تجمع خود در مقابل شورای عالی امنیت ملی را آغاز کرده بودند، پلاکاردهایی با خود حمل می کنند که بر روی آن جملاتی از امام و رهبری درباره ممنوع بودن مذاکره با شیطان بزرگ نوشته شده است.همچنین دانشجویان شعار می دهند: " گفتگو با عمو سام خیانت است به اسلام " ، " مذاکره با شیطان خیانت است به قرآن " ، " حزب فقط حزب الله چپ و راست در بیراه " ، " نه سازش نه تسلیم نبرد با آمریکا" ، " هیهات منا الذله " ، " سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن " ، " مرگ بر آمریکا " ، " مرگ بر سازشکار" ، "نسبت دشمن و ما نسبت گرگ و میش است " ، " این گفته ملت و رهبر با تدبیر است ، بازگشت آمریکا یک خواب بی تعبیر است " ، " گفتگو با اشغالگر محکوم است محکوم است " ، " ما ذوالفقار حیدریم مطیع امر رهبریم ".همچنین به گزارش خبرنگار ما در حالی که دانشجویان پای خود را به نشانه اعتراض بر زمین می کوبیدند سرود " آمریکا آمریکا ننگ به نیرنگ تو خون جوانان ما می چکد از چنگ تو " را دسته جمعی خواندند

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آسوشیتدپرس در تحلیلی درباره سفر قریب الوقوع مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی به ایران نوشت : در آستانه گزارش جدید آژانس درباره ایران و در حالی که دو هفته از صدور بیانیه شورای امنیت درباره این کشور می گذرد باید سفر البرادعی به تهران را بسیار حائز اهمیت خواند کارشناسان و تحلیلگران غربی بر این عقیده هستند که " محمد البرادعی " مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با وجود مخالفتهای آمریکا با فعالیتهای هسته ای ایران در نظر دارد برای گفتگو با مقامات این کشور به تهران سفر کند .آسوشیتد پرس در ادامه نوشت : چنانچه البرادعی در دیدار و گفتگوی خود با مقامات ایران به موفقیتی هر چند نسبی دست پیدا کند این امر می تواند به تشدید اختلاف میان اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل درباره ایران منجر شود . چنانچه ایران خود را مقید به رعایت برخی خواسته های شورای امنیت کند و در عین حال راضی به توقف غنی سازی اورانیوم نشود آنگاه باید شاهد واکنش دو کشور روسیه و چین بود . روسیه و چین بارها مخالفت خود را با هرگونه اقدام علیه ایران اعلام کردند . این در حالی است که اعضای شورای امنیت سازمان ملل هنوز بر سر موضوع هسته ای ایران دارای اختلاف نظر هستند . برخی دیپلمات‌های وابسته به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می گویند که البرادعی باید سفر به ایران را لغو کند

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بلافاصله پس از اتمام موفق رزمايش دريايي ايران، «سيمور هرش»، نويسنده جنجالي هفته‌نامه «نيويوركر» از برنامه دولت بوش براي بمباران اتمي مراكز هسته‌اي ايران خبر داد!
هرش كه چندي پيش هم با طرح شايعه جنجالي حضور جاسوسان آمريكايي در ايران، فصل تازه‌اي از جنگ رواني عليه ايران را رقم زده بود، در محافل آمريكايي، عضو مطبوعاتي پنتاگون شناخته مي‌شود.
وي در مقاله اخير خود آورده است: دولت بوش، برنامه‌اي براي يك بمباران بزرگ اتمي عليه ايران شامل به‌كارگيري بمب هسته‌اي نفوذكننده در سنگرها دارد كه همه مراكز اتمي ايران را نابود خواهد كرد.
هرش به نقل از يك مقام كاخ سفيد مي‌گويد: بوش و دولتش، احمدي‌نژاد را «آدولف هيتلر» مي‌نامند.
او به نقل از يك مقام رسمي پنتاگون كه نخواست نامش فاش شود، گفت: آنان قصد بمباران ايران را دارند تا به اين وسيله، بتوانند دولت ايران را ساقط كنند.
اين گزارش همچنين مي‌افزايد: در ماه‌هاي اخير، رئيس‌جمهور آمريكا با چندين عضو كليدي مجلس سنا و مجلس نمايندگان آمريكا، مذاكراتي داشته است.
يكي از انتخاب‌هاي آنان‌، استفاده از بمب‌هاي هسته‌اي نفوذكننده در سنگرها مانند B6I-12 است كه به ويژه براي تجهيزات غني‌سازي نطنز ـ كه در زير زمين هستند ـ مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
او مي‌گويد: بمب «B6I-12»، نوع بهينه‌شده بمب‌هاي هسته‌اي است كه آمريكا از سال 1960 تاكنون، آن را در نيروي هوايي خود مورد بهره‌برداري قرار داده است؛ اين بمب‌ها براي تجهيزات زيرزميني تا عمق 15 تا 25 فوت كارايي دارند و در زواياي زمين نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
بمب‌هاي مذكور، شامل اورانيوم غني‌شده و يك حفاظ از فلز سنگين به ميزان خواص فيزيكي اورانيوم تخليه‌شده، اجازه مي‌دهد كه آنان بتوانند تأثيرات اين بمب را به صورت واقعي ببينند.
هرچند اورانيوم تخليه‌شده جامد، اثرات تابش اشعه‌اي خطرناك كمي دارد، اما تنها اشعه «آلفا» از خود ساطع مي‌كند كه از لباس و پوست نفوذ نمي‌كند، اما اگر به صورت فيزيكي تماس داشته باشد، خطرناك است. اين اورانيوم تخليه‌شده با مواد انفجاري در بمب تركيب شده، غبار به بيرون انتقال مي‌دهد

+ نوشته شده در  شنبه 19 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آنان بايد بدانند بازي بزرگ قرن 21 را ايران و آمريكا شروع كردند و به زودي كشورها، ميان اين دو كشور به شكل دو طيف تقسيم خواهند شد و دو پارادايم جهان تك‌قطبي بر اساس استفاده از قدرت هژموني نظامي و كنار زدن ساختار سازمان بين‌المللي در مقابل پارادايم جهان چند قطبي متكي بر قوانين حقوق و ساختارهاي بين‌المللي كنوني به وجود خواهد آمد كه ايران يكي از محورهاي اصلي پارادايم چند قطبي خواهد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مسعود ده‌نمكی فیلم سینمایی داستانی «اخراجی‌ها» را به زودی كلید خواهد زد. 
مسعود ده نمكی در این باره به خبرنگار فارس گفت: قرار است این فیلم را حبیب‌الله كاسه ساز تهیه كند و در حال حاضر درخواست پروانه ساخت آن به اداره كل نظارت معاونت سینمایی ارائه شده است.
وی درباره زمان شروع فیلمبرداری این فیلم افزود: همه چیز منوط به صدور پروانه ساخت است و چنانچه پروانه ساخت این فیلم تا پایان فروردین ماه صادر شود كار تولید آن را در اردیبهشت ماه آغاز خواهیم كرد.
ده‌نمكی با اشاره به این كه هم اكنون این فیلم در مراحل پیش تولید است،خاطرنشان كرد: تاكنون عوامل تولید این فیلم هنوز مشخص نشده‌اند،ولی مذاكراتی در این باره صورت گرفته است و تلاش خواهیم كرد از عوامل حرفه‌ای استفاده شود.
وی همچنین درباره موضوع فیلم «اخراجی‌ها» افزود: این فیلم درگونه دفاع مقدس تهیه خواهد شد و از مضمونی طنزآمیز با مضامین عرفانی و اكشن برخوردار است.
لازم به یادآوری است این فیلم اولین تجربه بلند سینمایی وی محسوب می‌شود.
 

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

فصل اول: هجرت عظیم

 راوی

در سنه چهل و نهم هجرت، ‌هنگام شهادت امام حسن مجتبی، ‌دیگر رویای صادقه پیامبر صدق به تمامی تعبیر یافته بود و منبر رسول خدا، یعنی كرسی خلافت انسان كامل، اریكه ای بود كه بوزینگان بر آن بالا و پایین می‏رفتند. روز بعثت به شام هزار ماهه سلطنت بنی امیه پایان می‏گرفت و غشوه تاریك شب، پهنه ای بود تا نور اختران امامت را ظاهر كند، و این است رسم جهان: روز به شب می‏رسد و شب به روز. آه از سرخی شفقی كه روز را به شب می‏رساند!بخوان قل اعوذ برب الفلق، كه این سرخی ازخون فرزند رسول خدا، حسین بن علی رنگ گرفته است و امام حسن مجتبی نیز با زهری به شهادت رسید كه از انبان دغل بازی معاویة بن ابوسفیان بیرون آمده بود، اگر چه به دست «جعده» دختر «اشعث بی قیس» آه از سرخی شفقی كه روز را به شب می‏رساند وآه از دهر آنگاه كه بر مراد سِفلگان می‏چرخد !نیم قرنی بیش از حجة الوداع نگذشته است و هستند هنوز ده‌ها‌ تن از صحابه ای كه در غدیر خم دست علی را در دست پیامبر خدا دیده اند و سخن او را شنیده، كه: من كنت مولاه فهذا علی مولاه...اما چشمه‌ها‌ كور شده اند و آینه‌ها‌ راغبار گرفته است. بادهای مسموم نهال‌ها‌ را شكسته اند وشكوفه‌ها‌ را فروریخته اند و آتش صاعقه را در همه وسعت بیشه زار گسترده اند. آفتاب، محجوب ابرهای سیاه است وآن دود سنگینی كه آسمان را از چشم زمین پوشانده... و دشت، ‌جولانگاه گرگ‌ها‌ی گرسنه ای است كه رمه را بی چوپان یافته اند. عجب تمثیلی است این كه علی مولود كعبه است... یعنی باطن قبله را در امام پیداكن ! اما ظاهرگرایان از كعبه نیز تنها سنگهایش را می‏پرستند. تمامیت دین به امامت است، اما امام تنها مانده و فرزندان امیه از كرسی خلافت انسان كامل تختی برای پادشاهی خود ساخته اند. نیم قرنی بیش از حجة‌الوداع و شهادت آخرین رسول خدا نگذشته، آتش جاهلیت كه د رزیر خاكستر ظواهر پنهان مانده بود بار دیگر زبانه كشید و جنات بهشتی لااله الا الله را در خود سوزاند. جسم بی روح جمعه و جماعت همه آن چیزی بود كه از حقیقت دین برجای مانده بود، اگرچه امام جماعت این مساجد «ولید»، ‌ برادر مادری خلیفه سوم باشد كه از جانب وی حاكم كوفه بود؛ بامدادان مست به مسجد رود و نماز صبح راسه ركعت بخواند و سپس به مردم بگوید: «اگر می‏خواهید ركعتی چند نیز بر آن بیفزایم !»... اما عدالت كه باطن شریعت است و زمین و زمان بدان پابرجاست، گوشه انزوا گرفته باشد. نه عجب اگر در شهر كوران خورشید را دشنام دهند وتاریكی را پرستش كنند ! آنگاه كه دنیا پرستان كور والی حكومت اسلام شوند، كاربدینجا می‏رسد كه در مسجد‌ها‌یی كه ظاهر آن را بر مذاق ظاهر گرایان آراسته اند، درتعقیب فرایض، علی را دشنام می‏دهند؛ واین رسم فریبكاران است: ‌نام محمد را بر مأذنه‌ها‌ می‏برند، اما جان او را كه علی است، دشنام می‏دهند. تقدیر اینچنین رفته بود كه شب حاكمیت ظلم و فساد با شفق عاشورا آغاز شود و سرخی این شفق، خون فرزندان رسول خدا باشد. جاهلیت بلد میتی است كه درخاك آن جز شجره زقوم ریشه نمی‏گیرد. اگرنبود كویر مرده دلهای جاهلی، شجره خبیثه امویان كجا می‏توانست سایه جهنمی حاكمیت خویش را بر جامعه اسلام بگستراند؟

جاهلیت ریشه در درون دارد واگر آن مشرك بت پرست كه در درون آدمی است ایمان نیاورد، ‌ چه سود كه بر زبان لا اله الاالله براند ؟ آنگاه جانب عدل و باطن قبله را رها     می‏كند و خانه كعبه را عوض از صنمی سنگی می‏گیرد كه روزی پنج بار در برابرش خم و راست شود و سالی چند روز گرداگردش طواف كند... آیا فرزندان ابوسفیان كه به حقیقت ایمان نیاورده بودند، همواره فرصتی می‏جستند كه انتقام «بدر» را از تیره بنی‌ها‌شم باز ستانند ؟ اگر اینچنین باشد چه زود آن فرصت بدست آمد !آیا خلافت، ‌مسند خلیفة اللهی انسان كامل است در خدمت اقامه عدل و استقرار حق، یا اریكه قدرت دنیاپرستان دغل باز است كه چون میراثی از پدران به فرزندان منتقل شود ؟ چه رفته بود برامت محمد (ص)‌كه نیم قرن بعد از رحلت او، زنازاده دغل باز ملحدی چون یزید بن معاویه برآنان حاكم شود؟ مگر نه اینكه خدا فرموده است: ‌ان الله لایغیر ما بقوم حیت یغیروا ما بانفسهم؟ چه بود آن تغییر انفسی كه این امت را سزاوار چنین فرجامی ساخته بود ؟... معاویة بن ابی سفیان كه این رجعت انفسی را با عقل شیطانی خویش به خوبی دریافته بود، آنچه را كه در نهان داشت آشكار كرد و یزید رابه جانشینی خویش برگزید و از آن دیار مردگان، جولانگاه كفتارها و لاشخورهای مرده خوار، سخنی به اعتراض برنخاست. اینجا دیگر سخن از خلیفة اللهی و حكومت عدل نیست، سخن از شیخوخیت موروثی قبیله ای است كه بعد از مرگ پدر به فرزند ارشد می‏رسد. از كوخ كاهگلی پیامبر اكرم‌(ص) تا كاخ خضرای معاویه، ‌از دنیا تا آخرت فاصله بود... با این همه، اگر پنجاه سال پس از آن بدعت نخستین در سقیفه بنی ساعده، این بدعت تازه پدید نمی‏آمد، كار هرگز بدانجا نمی‏رسید كه خورشید تاریخ در شفق سرخ عاشورا غروب كند وخون خدا بریزد.... اما دل به تقدیر بسپار كه رسم جهان این است ! ساحل را دیده ای كه چگونه در آیینه آب وارونه انعكاس یافته است ؟ سر آنكه دهر بر مراد سفلگان می‏چرخد این است كه دنیا وارونه آخرت است.

عجبا! «مروان بن حكم بن عاص» كه پیامبر خدا درباره پدرش فرمود: لعنك الله ولعن ما فی صلبك ـ لعنت خدا بر تو و آن كه در صلب توست ـ اكنون به امر معاویه از مردم مدینه برای یزید بیعت می‏گیرد. عجبا، كار امت محمد به كجا كشیده است ! مروان بن حكم به دروغ می‏گوید: ‌«معاویه در این كار بر سنت ابوبكر رفته است»‌. و تنها واكنشی كه این سخن در مسجد مدینه بر می‏انگیزد این است كه «عبدالرحمن بن ابی بكر» فریاد می‏كند: «دروغ می‏گویی! ابوبكر فرزندان و خویشاوندان خود را كنار گذاشت و مردی از بنی عدی را به زمامداری مسلمانان برانگیخت.».... ودیگر هیچ.مروان بن حكم در برابراین سخن چه بگوید ؟ مورخی كه این سخن را از او نقل كرده ایم نوشته است: نه عجب اگر مروان بن حكم بن عاص در آنچنان جمعی دروغی اینچنین بگوید، چرا كه در آن روز چهل سال بیش از مرگ ابوبكر می‏گذشت و مردمی كه مروان برای آنان سخن می‏گفت در آن روز یا به دنیا نیامده و یا كودكانی نوخاسته بودند كه در این باره چیزی به خاطر نداشتند...

راوی

آیا آنان نمی‏دانستند كه خلافت امتیازی موروثی نیست كه از پدر به فرزند ارشد انتقال یابد ؟ غبار غفلت بر همه چیز فرو می‏نشیند و آیینه‌ها‌ی طلعت نور كور می‏شوند و رفته رفته یاد خورشید نیز از خاطره‌ها‌ می‏رود، ونه عجب اگر در دیار كوران بوزینگان را انسان بینگارند ! اكثریت كامل مردم سنه شصت و یكم هجری قمری كسانی بودند كه در دوره عثمان به دنیا آمده، در پایان عهد علی رشد یافته بودند. اكنون در دوره معاویه، اینان حتی ازتاریخچه زمامداری معاویه در دمشق خاطره ای روشن نداشتند. معاویة‌ ابن بی سفیان ولایت شام را از خلیفه اول گرفته بود واكنون نزدیك به چهل سال ازآن روزها می‏گذشت.

دركتاب «پس از پنجاه سال» در این باره آمده است:

پنجاه ساله‌ها‌ی این نسل پیغمبر را ندیده بودند و شصت ساله‌ها‌ هنگام مرگ وی ده ساله بودند. از آنان كه پیامبر را دیده و صحبت او را دریافته بودند، چند تنی باقی بود كه دركوفه، مدینه، مكه و یا دمشق به سر می‏بردند... اكثریت مردم، به خصوص طبقه جوان كه چرخ فعالیت اجتماع را به حركت درمی آورد یعنی آنان كه سال عمرشان بین بیست و پنج تا سی و پنج بود، آنچه از نظام اسلامی پیش چشم داشتند، ‌حكومتی بود كه «مغیرة بن شعبه»‌، «سعید بن عاص»، «‌ولید»، «عمروبن سعید» و دیگر اشراف زاده‌ها‌ی قریش اداره می‏كردند، ‌مردمانی فاسق، ‌ ستمكار، مال اندوز، تجمل دوست و از همه بدتر نژادپرست. این نسل تاخود و محیط خود را شناخته بود، حاكمان بی رحمی برخود می‏دید كه هر مخالفی را می‏كشتند و یا به زندان می‏افكندند... آشنایی مردم این سرزمین با طرز تفكر همسایگان و راه یافتن بحثهای فلسفی در حلقه‌ها‌ی مسجد‌ها‌ راه را برای گریز از مسئولیتهای دینی فراخ تر می‏كرد... { و بالاخره، } هر اندازه مسلمانان از عصر پیامبر دور می‏شدند، خویها و خصلتهای مسلمانی را بیشتر فراموش می‏كردند و سیرتهای عصر جاهلی به تدریج بین آنان زنده می‏شد: ‌برتری فروشی نژادی، گذشته خود را فرایاد رقیبان خود آوردن، روی در روی ایستادن تیره‌ها‌ و قبیله‌ها‌ به خاطر تعصب‌ها‌ی نژادی و كینه كشی از یكدیگر...یك سال پیش از آنكه معاویه بمیرد، حضرت حسین بی علی در ایام حج بنی‌ها‌شم را از مردان و زنان و موالیان آنها، ‌پسر خواندگان و هم پیمانانشان و نیز آشنایان، ‌انصار و اهل بیت خویش را گرد آوردند و آنگاه رسولانی اعزام داشتند كه: «یك نفر از اصحاب رسول خدا را كه معروف به زهد و صلاح و عبادت است فرومگذارید، مگر آنكه همه آنها را در سرزمین مِنی نزد من گرد آورید.» در سرزمین مِنی، در خیمه بزرگ وافراشته آن حضرت، دویست نفر از اصحاب رسول خدا كه هنوز حیات داشتند و پانصد نفر از تابعین گرد آمدند. پس حسین بن علی در میان آنان به پا خاست و پس از حمد و ثنای خدا فرمود: «این طاغی با ما و شیعیان ما آن كرد كه شما دیده اید ودانسته اید و شاهدید... اینك من با شما سخنی دارم كه اگر بر صدق آن باور دارید مرا تصدیق كنید واگر نه، تكذیب؛ واز شما به حقی كه خدا را و رسول خدا را بر شماست و به قرابتی كه با رسول شما دارم، می‏خواهم كه این مقام و مجلس را و آنچه از من شنیده اید، به شهرهای خویش بازبرید ودر میان قبایل و عشایر وامانتداران و موثقین خویش بازگو كنید و آنان را به حقی كه برای ما اهل بیت می‏شناسید دعوت كنید كه من می‏ترسم این امر فراموش شود وحق از میان برود و باطل غلبه یابد... و الله متم  نوره و لو كره الكافرون ـ اگر چه خداوند تحقق نور خویش را هر چند كافران نخواهند، ‌به اتمام می‏رساند.» آنگاه همه آیاتی را كه در شأن اهل بیت نازل شده است فرا خواند و تفسیركرد و از گفتار رسول خدا نیز آنچه را كه در شأن ایشان بود سخنی فرو مگذاشت مگر آنكه روایت كرد و بر این همه، سخنی نبود مگر آنكه صحابه رسول خدا می‏گفتند: «اللهم نعم، آری خدایا ما این همه را شنیده ایم و بر آن  شهادت می‏دهیم.» و تابعین نیز می‏گفتند، «‌آفریدگارا، ما نیز این سخنان را از صحابه ای كه مورد وثوق و مؤتمن ما بوده اند شنیده ایم.» «سلیم بن قیس هلالی كوفی» می‏گوید: «واز جمله آن مناشدات این بود كه پرسید: خدا را، مگر نه اینكه علی بن ابی طالب برادر رسول خدا بود و آنگاه كه او بین اصحابش عقد اخوت می‏بست، ‌او را برادر خویش قرار داد و گفت: انت اخی و انا اخوك فی الدنیا و الاخرةـ تو برادر من هستی و من نیز برادر تو در دنیا و آخرت. آنان حسین بن علی را تصدیق كردند و گفتند: ‌اللهم نعم.»... «خدا را، مگر نه اینكه رسول خدا او را در روز غدیر خم نصب فرمود و بر ولایت امر ندا درداد و گفت كه این سخن  مرا شاهدین برای غایبین بازگو كنند؟ گفتند: اللهم نعم. آفریدگارا، ‌آری.» «و باز حسین بن علی پرسید: خدا را، مگر نه اینكه رسول خدا می‏گفت هر كه می‏پندارد كه مرا دوست می‏دارد وعلی را مبغوض، بداند كه دروغ می‏گوید ؟‌ و از میان جمع كسی پرسید: ‌یا رسول الله و كیف ذلك ـ چگونه این تلازم وجود دارد ؟‌ـ و رسول خدا جواب گفت: زیرا كه علی از من است و من از او هستم؛ هر آنكه حب او را در دل دارد، ‌به حقیقت من را دوست می‏دارد و آن كه مرا دوست می‏دارد، به حقیقت حب خدا در دل اوست و آنكه با علی بغض می‏ورزد، به حقیقت مرا مبغوض داشته است و آنكه بامن بغض ورزد، به حقیقت بغض خدا راست كه در دل دارد. و آنها گفتند: ‌آری آفریدگارا، شنیده ایم و بر آن شهادت می‏دهیم. و بر همین پیمان، ‌پیمانی كه با حسین بن علی بسته بودند پراكنده شدند تا این همه را در میان قبایل و عشایر و امانتداران وموثقین خویش بازگوكنند.»

یك سال بعد معاویه مرد و یزید سلطنت خویش را از مردم بیعت گرفت.

 راوی

كجا رفتند آن تابعین و صحابه ای كه با حسین بن علی در مِنی بر ادای امانت، ‌ پیمان تبلیغ بستند ؟ آیا این هفتصد تن حق این مناشدات را آنگونه كه با حسین عهد بسته بودند، در شهرها و در میان قبایل خویش ادا كرده اند ؟ اگر اینچنین بوده، ‌ پس آن احرار حق پرست كجا رفته اند ؟ آیا در میان آن فراموشیان عالم اموات جز آن هفتاد و چند تن، زنده ای نمانده است كه امام را پاسخ دهد ؟‌ آیا جز آن هفتاد وچند تن در آن دیار، ‌مردی كه مردانه بر حق پای فشرد باقی نمانده است ؟معاویه در شب نیمه رجب سال شصتم هجری مرد و خلافت مسلمین همچون میراثی قبیله ای به فرزند ارشدش یزید بن معاویه انتقال یافت. او «ولید بن عتبه بن ابی سفیان» را كه از جانب معاویه حاكم مدینه بود مأمور داشت تا برای او از حسین بن علی «عبدالله بن عمر» و «عبد الله بن زبیر» بیعت بگیرد. «ابن شهرآشوب»‌ نام «عبدالرحمن بن ابی بكر»‌ را نیز بر این نامها افزوده است. حال آنكه در منابع دیگر، نامی از او به میان نیامده. عمربن خطاب و زبیر دو تن از مشهورترین صحابه رسول خدا بودند، اما سرپیچی فرزندان آنان از بیعت با یزید نه از آن جهت بود كه دو داعیه دار حق و عدالت باشند؛ اگر اینچنین بود، ‌می بایست كه در وقایع بعد، آن دو را دركنار حسین بن علی بیابیم. اما عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر هیچ یك نگران عدالت و انحراف خلافت از مسیر حقه خویش نبودند؛ آن دو داعیه دار نفس خویش بودند، و امام نیز با آگاهی از این حقیقت، حتی برای لحظه ای با آنان در یك جبهه واحد قرار نگرفت، حال آنكه عقل ظاهری اینچنین حكم می‏كند كه امام حسین برای مبارزه با یزید، مخالفین سیاسی او را در خیمه حمایت خویش گرد‌آورد... و آنان كه عقل شیطانی معاویه و شیوه‌ها‌ی سیاسی او را می‏ستودند، پر روشن است كه حسین بن علی رانیز همانند پدرش به باد سرزنش خواهند گرفت. اما چه باك، سرزنش و یا ستایش اصحاب زمانه ما را به چه كار می‏آید ؟ اگر راه روشن سید الشهدا به اینچنین شائبه‌ها‌یی ازشرك آلوده می‏شد، چگونه می‏توانست باز هم طلایه دار همه مبارزات حق طلبی در طول تاریخ باقی بماند ؟ ولید بن عتبه كه از جانب فرزند خلیفه دوم اضطرابی نداشت، كار را بر او چندان سخت نگرفت. تقاعد عبدالله بن عمر نمی‏توانست خطرناك باشد، چرا كه او با علی بن ابی طالب نیز بیعت نكرده بود... اما عبدالله پسر زبیر، او از آن جربزه شیطانی كه برای فتنه انگیزی لازم است بهره مند بود، ‌اگر چه او هم داعیه دار حق و عدالت نبود و برای كسب قدرت مبارزه می‏كرد. مورخین درباره ولید بن عتبه گفته اند كه او دوستدار عافیت و سلامت بود و از جنگ پرهیز داشت و بر مقام و منزلت امام حسین بیش از آن واقف بود كه بتواند با ایشان آنچنان رفتار كند كه یزید بن معاویه می‏خواست، یزید نیز ولایت مدینه را به جای او به «عمرو بن سعید بن عاص» سپرد. عبدالله بن زبیر شب شنبه، بیست و هفتم رجب، از مدینه گریخت و هر چند ولید مردی از بنی امیه راهمراه با هشتاد سوار درتعقیب او گسیل داشت، اما عبد الله توانست كه از راه‌ها‌ی غیر متعارف خود را به مكه برساند و از بیعت با یزید سر باز زند.

 عبد الله بن زبیر كه بود؟

عبد الله فرزند زبیر و «اسماء» ( دختر ابوبكر‌، خواهر زاده عایشه»‌است و عایشه در میان اقوام  و عشیره خویش عبدالله را بیش ازهمه دوست می‏داشت. هم او بود كه در جنگ جمل عایشه را از مراجعت بازداشت و باز هم اوبود كه زبیر (پدرخویش ) را به وادی تاریك و نا امن دشمنی با علی بن ابی طالب كشاند... حسین بن علی، آنچنان كه می‏دانیم، برای حفظ حرمت حرم امن خدا ازمكه خارج شد، اما عبدالله بن زبیر، بالعكس، از خانه كعبه مأمنی برای جان خویش ساخته بود. یزید بن معاویه هرچند برای كشتن عبدالله بن زبیر خانه كعبه را ویران كرد و به آتش كشاند، اما نتوانست عبدالله را از بین ببرد و یا او را به بیعت باخویش وادار كند. عبدالله تا سال هفتاد و دوم هجری، یعنی یازده سال بعد نیز در مكه ماند. در آن سال «حجاج بن یوسف ثقفی» كه از جانب خلیفه وقت ( عبدالملك مروان ) مأمور بود، پس از پنج ماه محاصره، بار دیگر كعبه را مورد تهاجم قرار داد و دیوارها  وسقف آن را ویران كرد و به آتش كشاند  و در نیمه جمادی الآخر، ابن زبیر را در داخل مسجد الحرام كشت. روز شنبه بیست و هفتم رجب، فردای آن شبی كه ولید امام حسین را به بیعت بایزید فراخوانده بود، ایشان در كوچه‌ها‌ی مدینه با مروان بن حكم روبه رو شدند. مروان كیست ؟ و چرا باید به این پرسش پاسخ دهیم كه مروان كیست ؟ ارزش تاریخی این دیدار درگرو شناخت مروان بن حكم و هویت سیاسی اوست، و گرنه، چرا باید ازاین واقعه سخنی به میان آید ؟ مروان بن حكم به «وزغ بن وزغ» مشهور است و این شهرت به حدیثی بازمی گردد كه درجلد چهارم «مستدرك» از رسول خدا نقل شده است. چشم باطن نگرِ رسول خدا در همان دوران كودكی مروان، صورت حَشریه او را دیده بود كه فرمود: «او قورباغه فرزند قورباغه است و ملعون پسر ملعون» حكم بن عاص، پدر مروان، كسی است كه رسول خدا درباره او فرموده است: لعنك الله و لعن ما فی صلبك. به راستی آن مهربان، مظهر كامل رحمت عام و خاص خداوند، چه دیده بود از حكم بن عاص و مروان كه درباره آنان سخنی اینچنین می‏فرمود ؟... چه كرده بود این وزغ منفور زشت كه نبی رحمت، او را و فرزندش را از مدینه به طائف تبعید نموده بود ؟مروان تا دوران حكومت  خلیفه سوم‌ درتبعید بود، اما «عثمان بن عفان» او را بازگرداند و به مشاورت خاص خویش برگزید... او درجنگ جمل از‌آتش گردانان جنگ و جزو اسیران جنگی بود كه مورد عفو امیر مؤمنان قرار گرفت، اما پس از جنگ بصره، در شام به معاویه پیوست و بعد از آنكه معاویه بر مسلمین سلطنت یافت، از جانب معاویه به حكومت مدینه و مكه و طائف دست یافت و در اواخر عمر نیز آنچه علی درباره اش پیش بینی كرده بود به وقوع پیوست و برای دورانی بسیار كوتاه به خلافت رسید؛ آن همه كوتاه كه سگی بینی خود را بلیسد. حال، این مروان بن حكم است كه در برابر امام حسین دركوچه‌ها‌ی مدینه ایستاده واورا به سازش با یزید پند می‏دهد، و چگونه می‏توان پند اینچنین كسی را پذیرفت ؟ امام حسین در جواب او فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام... وای بر اسلام آنگاه كه امت به حكمروایی چون یزید مبتلا شود ! و به راستی ازجدم رسول الله شنیدم كه می‏فرمود خلافت بر آل ابی سفیان حرام است... پس آنگاه كه معاویه را دیدید كه بر منبر من تكیه زده است، شكمش را بدرید، اما وا اسفا كه چون اهل مدینه معاویه رابر منبر جدم دیدند و او را از خلافت بازنداشتند، خداوند آنان را به یزید فاسق مبتلا كرد.»امام شب بیست و هفتم رجب چون عزم كرد كه ازمدینه به جانب مكه خارج شود، همه اهل بیت خویش را جز «محمد بن حنیفه» ـ برادرش ـ و «عبد الله بن جعفر بن ابی طالب» ـ شوی زینب كبری ـ باخود برداشت و پس از زیارت قبور، در تاریكی شب روی به راه نهاد در حالی كه این مباركه را بر لب داشت: فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین... و این آیه در شأن موسی است، آنگاه كه از مصر به جانب مَدین هجرت می‏كرد.

راوی

و اینچنین بود كه آن هجرت عظیم در راه حق آغاز شد  قافله عشق روی به راه نهاد. آری آن قافله، قافله عشق است و این راه، راهی فراخور هر مهاجر در همه تاریخ. هجرت مقدمه جهاد است و مردان حق را هرگز سزاوار نیست كه راهی جز این در پیش گیرند؛ مردان حق را سزاوار نیست كه سرو سامان اختیار كنند و دل به حیات دنیا خوش دارند آنگاه كه حق درزمین مغفول است و جُهال و فُساق و قداره بندها بر آن حكومت می‏رانند. امام در جواب محمد حنیفه ( رحمه الله) كه از سر خیرخواهی راه یمن را به او می‏نمود، فرمود: «اگر در سراسر این جهان ملجأ و مأوایی نیابم، باز با یزید بیعت نخواهم كرد.» قافله عشق روز جمعه سوم شعبان، بعد از پنج روز به مكه وارد شد.

راوی

گوش كن كه قافله سالار چه می‏خواند: و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل... آیا تو می‏دانی كه از چه امام آیاتی كه در شأن هجرت نخستین موسی است فرا می‏خواند ؟ عقل محجوب من كه راه به جایی ندارد... ای رازداران خزاین غیب، سكوت حجاب را بشكنید و مهر از لب فروبسته اسرار برگیرید و با ما سخن بگویید. آه از این دلسنگی كه ما را صُمُّ بُكم می‏خواهد... آه از این دلسنگی !

سر آنكه جهاد فی سبیل الله با هجرت آغاز می‏شود در كجاست؟ طبیعت بشری درجست و جوی راحت و فراغت است و سامان و قرار می‏طلبد. یاران ! سخن از اهل فسق و بندگان لذت نیست، سخن از آنان است كه اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند. كنج فراغتی و رزقی مكفی... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه برزبان می‏گذرد اما ریشه اش در دل نیست، در باد است. در جست و جوی مأمنی كه او را ازمكر خدا پناه دهد؛ در جست و جوی غفلت كده ای كه او را از ابتلائات ایمانی ایمن سازد، غافل كه خانه غفلت پوشالی است و ابتلائات دهر، طوفانی است كه صخره‌ها‌ی بلند را نیز خرد می‏كند و در مسیر دره‌ها‌ آن همه می‏غلتاند تا پیوسته به خاك شود. اگر كشاكش ابتلائات است كه مرد می‏سازد، پس یاران، دل از سامان بركنیم و روی به راه نهیم. بگذار عبدالله  بن عمر ما را از عاقبت كار بترساند. اگر رسم مردانگی سرباختن است، ما نیز چون سید الشهدا او را پاسخ خواهیم گفت كه: «ای پدر عبدالرحمن، آیا ندانسته ای كه از نشانه‌ها‌ی حقارت دنیا در نزد حق این است كه سر مبارك یحیی بن زكریا رابرای زنی روسپی از قوم بنی اسرائیل پیشكش برند ؟ آیا نمی‏دانی كه بر بنی اسرائیل زمانی گذشت كه مابین طلوع فجر و طلوع شمس هفتاد پیامبر را كشتند و آنگاه در بازارهایشان به خرید و فروش می‏نشستند، آن سان كه گویی هیچ چیز رخ نداده است! و خدا نیز ایشان را تا روز مؤاخذه مهلت داد.» اما وای از آن مؤاخذه ای كه خداوند خود اینچنین اش توصیف كرده است: اخذ عزیز مقتدر.

آه یاران! اگر در این دنیای وارونه، رسم مردانگی این است كه سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و به روسپیان هدیه كنند... بگذار اینچنین باشد. این دنیا و این سر ما!

 از کتاب «فتح خون»، نوشته شهید سید مرتضی آوینی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 
 

سردار الله كرم در مصاحبه با انصارنيوز گفت: حوادثي كه در طول 27 سال گذشته بر انقلاب اسلامي ايران گذشته است هر روز بيش از گذشته ثابت كرده است لقبي كه امام راحل رحمة الله عليه خطاب به آمريكا تحت عنوان شيطان بزرگ دادند، لقبي دقيق و متكي بر خوي استكباري حكومت آمريكا بوده است. چنانچه مقام معظم رهبري نيز در طي دورة جديد از استراتژي ثبات‌زدايي انقلاب اسلامي توسط حكام آمريكايي، بارها فرموده‌اند كه آمريكا همچنان شيطان بزرگ است. به عنوان شاهد، مي‌توان عملكرد آمريكا در طي قرار دادن ايران در محور شرارت، اشغال افغانستان و عراق، اتخاذ سياست اجماع بين‌المللي در شوراي امنيت عليه غني‌سازي صلح‌آميز اورانيوم ايران را در چارچوب استراتژي شيطان بزرگ ارزيابي كرد. سوال اينجاست:با توجه به سوابق همكاري ايران در براندازي طالبان كه منجر به يك حكومت سكولار و ايجاد پايگاه‌هاي امن دائمي و نظامي براي آمريكا گرديد، اگر اين وضعيت در عراق آن هم در چارچوب مذاكره ايران با آمريكا حاصل گردد آيا منافع ملي ايران و عراق را تامين مي‌كند يا منافع فراملي آمريكا را؟در پاسخ به اين سوال مي‌توانيم به فرمايشات اخير مقام معظم رهبري در حرم حضرت ثامن‌الحجج عليه‌السلام اشاره نماييم كه فرمودند: «چنانچه لازم باشد نظرات خودمان را در رابطه با ناامني‌هاي فاجعه‌بار ملت عراق اعلام كنيم، حرفي نيست كه به آن‌ها تفهيم شود كه دست از مذاكره بردارند تا خود عراقي‌ها كشورشان را اداره كنند. آمريكايي‌ها بايد دست از تحريك قوميت‌ها بردارند تا عراق امن شود.» مقام معظم رهبري در ادامه فرمودند: «ولي اگر آمريكايي‌ها بخواهند اين موضوع را تبديل به احضار مسؤولين ايراني كنند ما به آن‌‌ها مي‌گوييم شما غلط مي‌كنيد مسؤول ايراني را احضار كنيد.»

با توجه به سوابق استراتژي سياست‌زدايي شيطان بزرگ در ايران اسلامي كه اكنون به فاز گسترده‌تري يعني به ثبات‌زدايي در خاورميانه تبديل شده است، جايگزين شدن «تفهيم نظرات ايران پيرامون ايجاد امنيت در عراق به آمريكايي‌ها»، با «تحميل طرح‌هاي آمريكايي مثل پذيرش تعليق همه‌جانبه غني‌سازي و امثالهم»، به مثابه همان زهري است كه در قطعنامه 598 در جام زهر ريخته شد و جگر امام را پاره‌ پاره كرد ليكن اين بار زهر در دانه‌هاي انگور قرار داده شده است تا قلب امت را پاره‌ پاره كند. البته مقام معظم رهبري هوشيارانه در همان اولين روز سال جديد و در اجتماع صدها هزارنفري حرم ثامن الحجج عليهم‌السلام فرموده‌اند: «ايران در هيچ مسئله‌اي در مورد ايران با آمريكا مذاكره نمي‌كند. دليلش واضح است، زيرا مذاكره براي آمريكا ابزاري براي تحميل خواسته‌هايش و براي وارد كردن فشار است. از اين رو تفهيم دلايل ناامني در عراق كه بر اساس تحريك قوميت‌ها و دخالت آمريكا در اداره عراق پيش آمده است مي‌تواند قابل قبول باشد و الا هرگونه مذاكره‌اي سعي دارد تا سطح مباحث را از چگونگي مبارزه با آمريكا به سطح نازل مذاكره بكشاند. بنابراين به نظر مي‌رسد تا هنگامي‌ كه سرزمين‌هاي اسلامي در اشغال آمريكاست و تا پايگاه‌هاي شيطان بزرگ در ممالك اسلامي برقرار است و آمريكا از رژيم اشغال‌گر قدس حمايت مي‌كند، اساسا بحث مذاكره معنايي ندارد بلكه بر ابعاد توجه به مبارزه با شيطان بزرگ مي‌افزايد

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمدی زاده گفت : دکتر محمود احمدی نژاد هفته آینده در سفر به خراسان رضوی از تمامی شهرستان های استان خراسان رضوی دیدن می کند. محمد جواد محمدی زاده استاندار خراسان رضوی در گفتگو با خبرنگار "مهر" در مشهد با اعلام این مطلب افزود: مقدمات سفر رئیس جمهور از یک ماه قبل و با همکاری دستگاههای اجرایی و نمایندگان مجلس و مسئولین استان در دست پیگیری می باشد.استاندار خراسان رضوی در ادامه افزود : :امروز با همت رئیس جمهور و دولت نهم عزم ملی برای خدمت به مردم در دستور کار قرار گرفته و شرایط کنونی فرصتی بسیار ارزشمند و مناسب است که خدمت بی منت مردم از شعار خارج و به عمل تبدیل شود.وی در پایان اظهار داشت : در سایر نظام ها، پست و مقام، قدرت و فرصت است اما در نظام جمهوری اسلامی نگاه ما به مسئولیت نوعی تکلیف است

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شهید آوینی در تعریفی ساده، مسلمانی انقلابی و فلسفی بود که زندگی و هنرش به هم آمیخته بود.

شهید سید مرتضی آوینی

نصرالله قادری، کارگردان تئاتر و نمایشنامه نویس، در خصوص افکار و اندیشه های شهید آوینی به خبرنگار تلویزیونی " مهر " گفت : صحبت کردن درباره زندگی و شهادت و اندیشه شهید سید مرتضی آوینی دشوار است. این شهید به ذات دین اسلام باور داشت و عصر خود را به خوبی می فهمید. او همانند یک مجتهد که به اقتضای زمان به تاویل و تفسیر دست می زند تا مسایل و مشکلات زمان خود را به طریقی حل کند، انسان دوره و عصر خود بود. شهید آوینی به سبب آگاهی که از دین داشت، افکار و اندیشه های بلندی را ارایه کرد و اعتقاد داشت باید بی آنکه از فلسفه بافی رقیب بهراسیم بر اساس مقتضیات عصر و زمان مسایل را تفسیر کرد.
وی در خصوص دیدگاه شهید آوینی نسبت به سینمای غرب و سینمای ملی توضیح داد:  از نظر این شهید در وهله نخست هنر باید جهانی باشد و چون سینما هنری است که از غرب وارد کشور ما شده ما می توانیم معنا و مفهوم و رنگ و بوی بومی به آن بدهیم. به همین دلیل شهید آوینی در زمان حیات و حضورش هم در جهت به دست آوردن سینمای ملی تلاش می کند و هم به دینی بودن سینما توجه نشان می دهد. زمانی که شهید آوینی به دانشکده سینما و تئاتر برای تدریس دعوت شد، او را بیش از یک ترم تحمل نکردند. در زمان حیات هیچ کس این بزرگوار را جدی نمی گرفت. وی با ارایه مجموعه مستند " روایت فتح " شیوه کاری منحصر به فردی از خود در این عرصه به جای گذاشت، اما در آن زمان توجهی به این مجموعه نشد. به اعتقاد برخی هنرمند خوب هنرمند مرده است، چون در زمان نبودنش می توان راجع به هنرمند و هنرش به هر شکل که دوست دارند به گفت وگو و تفسیر بپردازند. بسیاری از کسانی که در سالهای اخیر درباره شهید آوینی صحبت می کنند، در آن زمان حتی به باورهای دینی وی خرده می گرفتند و نظرات وی را قبول نداشتند. به اعتقاد شهید آوینی، سینما به خاطر اساس غربی بودنش با خود تبعاتی را به همراه می آورد که باید این تبعات را به گونه ای تغییر داد و در این راه او از دید فلسفی خود بهره می برد.
این نمایشنامه نویس ادامه داد:  در شرق فیلسوفی نیست که درباره هنر به خصوص سینما و تئاتر یا سایر هنرهای دیگر به ارایه دیدگاه و فلسفه خاصی بپردازد. چون فلاسفه شرق نظریه پردازی در این باره را دون شان یک فیلسوف می دانند. در حالی که در غرب فلاسفه درباره سینما و به طور کلی هنر نظر می دهند و هنرمند عمل و رفتار هنری خود را بر همین اساس تنظیم می کند. اما شهید آوینی در خصوص هنری که ارایه می کرد از دیدگاه و فلسفه خاصی برخوردار بود که البته در زمان حیاتش مورد توجه بسیاری قرار نمی گرفت، ولی پس از شهادتش همان عقاید را ترویج می کردند. در آن زمان نزدیکترین شخص به این شهید بزرگوار، نادر طالب زاده بود و نسبت به او اعتماد زیادی داشت.
قادری در خصوص تعبیر شهید آوینی از سینما به " آینه جادو " و نظر او درباره "هنر دینی" یادآور شد: سینما پدیده ای است که یک بخش آن هنر و یک بخش آن صنعت است و در مجموع به گونه ای عمل می کند که مسایل غیر واقعی را به شکلی واقع نما ارایه می دهد و به عبارتی اثر سینمایی انعکاسی از واقعیت است. سینما از دو جهت قابل بررسی است. از یک نظر مسایل تکنیکی و از یک منظر مسایل مفهومی این هنر قابل توجه است. در حال حاضر افرادی سینما را به عنوان ابزار بیانی در جهان به دست گرفته اند که نقش جادوگران را دارند و حقیقت هایی را ارایه می کنند که از طریق آن بتوانند اساس حقیقت را از میان ببرند و به این وسیله مردم را فریب بدهند. شهید آوینی به دنبال آن بود که چگونه می توان به وسیله این "آینه جادو"(سینما) به ارایه حقیقت پرداخت، به گونه ای که با ذات آن مطابقت داشته باشد. حکایت سینماگران غربی که حقیقت را قلب می کنند، همانند فرعون است که به مبارزه با مردان خدا می رود و حضرت موسی از همان جادو برای از بین بردن آن استفاده می کند.
وی خاطر نشان ساخت:  از دیدگاه غربی ها برای از بین بردن یک حقیقت نباید به آن حمله کرد، بلکه باید به صورتی بد از آن دفاع کرد. شهید آوینی هنر دینی را جلوگیری از ورود ابتذال به هنر و سینما می دانست که در این زمینه قرآن به خاطر برخورداری از ریتم، تمپو و هارمونی زیبایی که دارد، در کنار معنا و مفهوم عمیقی که در آن نهفته است، بهترین نوع هنر دینی به شمار می رود. قرآن در زمانی نازل می شود که اعراب در هنر شاعری پیشرفت های بسیار زیادی داشتند و قرآن خوانندگان این کتاب آسمانی را دعوت می کند تا جمله ای شبیه به قرآن بیاورند که از همان زیبایی و مفاهیم بلند و عمیق انسانی برخوردار باشد. هنر دینی فقط این نیست که داستان های قرآن به صورت تصویری در بیاید و باید در این زمینه نسبت به همه هنرها و اساس آنها توجه وجود داشته باشد. درعین حال نباید سینما را با محلی برای موعظه، پند یا جایگاهی شبیه منبر اشتباه گرفت. 
قادری  در خصوص اینکه شهید آوینی گونه ای از مستند را به عنوان مستند اشراق معرفی می کند، توضیح داد:  اگر به مفهوم آینه جادو توجه شود دقت  نظر این شهید در خصوص مستند نیز به خوبی روشن می شود. وی از همان آثار نخست خود " خان گزیده ها " تا سایر ساخته هایش، به گونه ای مستند هایش را ارایه می کرد که در واقعیت دخل و تصرف کرده باشد. این شهید با بال تخیل و کشف و شهود مخاطب خود را به تماشای واقعیت دعوت می کند و مستندهای او به گونه ای ارایه می شد که بیننده بتواند در واقعیت حل شود و به کشف آن دست بزند. به این وسیله اثر مطابق " آن سخن کز دل برآید لاجرم ...  " می شود. در مستند شهودی که شهید آوینی ارایه می کرد با اینکه وابستگی اثر به واقعیتی موجود و تاریخی کاملا" حفظ می شد، ماهیت آن سندیت را زندگی می کرد و به مفهوم واقعی نهفته در این سندیت دست می یافت. این مساله و پیوند مستند با سینمای داستانی به گونه ای بود که هر بیننده ای را به خود جذب می کرد.
قادری در توضیح اینکه چگونه آثار مستند ساخته شهید آوینی بینندگان از هر طیفی را به خود فرا می خواند، گفت:  اعجاز هنری شهید آوینی زندگی اش بود. این شهید آنچه را که می گفت خود به حقیقت زندگی می کرد و دریافت ماورایی او از زندگی در آثارش نیز انعکاس داشت. شهودی که در آثار مستند این شهید به چشم می خورد، انعکاسی از باورهایش بود که در زندگی به آنها عمل می کرد و همین مساله موجب می شد تا ساخته های مستند شهید آوینی هر بیننده و مخاطبی را به خود جلب کند.
وی در خصوص اینکه شهید آوینی نسبت به هنرمندان، روشنفکران و نویسندگانی که در موضع مخالفت با او قرار داشتند چه نوع رفتاری از خود نشان می داد، اظهار کرد:  گروه مخالفان شهید آوینی چند دسته بودند. عده ای از آنها فقط به فحاشی می پرداختند و هیچ تفکر یا حرف منطقی نداشتند که شهید آوینی به این گونه افراد بی اعتنا بود. گروهی دیگر از مخالفان وی افرادی بودند که خود را صاحب اندیشه می دانستند و افکار آن شهید را قبول نداشتند که آوینی با این گروه به گفت وگو می نشست. گروه دیگری از دشمنان شهید آوینی هیچ اندیشه ای نداشتند، اما با او  مخالفت می کردند که در این زمینه جاذبه علی وار شهید آوینی بسیاری از آنها را به خود جذب می کرد. همین جاذبه و سطح بالای اندیشه بود که در نهایت موجب شد تا بسیاری از مخالفان وی در مراسم بزرگداشت و تشییع پیکرش حضور داشته باشند

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

فرمانده کل سپاه از یکی نیروهای بومی که به همراه چند برادر خود حضور داشت پرسید که چه مسئولیتی بر عهده دارد که آنقدر دستانش سیاه و پینه بسته شده است که او هم با لحنی که نشان از کمی نارضایتی باشد جواب داد: "بیل می زنم". سردار صفوی بلافاصله پس از پاسخ این جوان و در مقابل فرماندهان نیروهای مختلف سپاه و ارتش، دست او را بدون هیچ تکلفی بوسید.

حاشیه های همایش بزرگ دریایی پیامبر اعظم (ص) از نگاه خبرنگار اعزامی خبرگزاری "مهر" چنین است:

* روزهای آغازین سال جدید است که زمزمه های برگزاری یک مانور بزرگ به گوش می رسد و قرار می شود سردار صفاری فرمانده نیروی دریایی سپاه، در یک نشست خبری جزئیات آن را تشریح کند.

* پس از این نشست خبری و اعلام زمان برگزاری "رزمایش بزرگ پیامبر اعظم"، نوبت به انتخاب خبرنگار و عکاس می رسد و البته قرعه فال به نام نگارنده زده می شود.

* زمان اعزام، 13 فروردین ماه است و نحسی عوامانه این روز با سفر به منطقه رزمایش برطرف می شود.

* پس از حضور در فرودگاه، لشکری از خبرنگاران رسانه های مختلف در یک کادر کوچک دیده می شوند که بخشی از پایانه پرواز را به اشغال درآورده اند و البته از نوع صحبت ها، موفق شده اند نگاه بخش عظیمی از مسافران را به خود جلب کنند.

* هواپیما، مسافربری است و البته هرگاه که جمعی از خبرنگاران سوار این وسیله نقلیه می شوند یاد شهدای سقوط سی 130 زنده می شود. چه برسد به آن که برنامه مورد نظر رزمایش باشد و خبرنگاران و تصویربرداران هم دوستان و افرادی باشند که حوزه کاری هر دوی آنها نیروهای مسلح بوده است.

* 25 دقیقه تاخیر هم قابل شما را ندارد. جالب آن که در زمان پرواز هواپیما، مهمانداران از خبرنگاران که در انتهای هواپیما نشسته اند می خواهند که در موقع اوج گرفتن به جلو بروند چون بار هواپیما سنگین است (!)  اما این سوال هم به ذهن خطور می کند که اگر ظرفیت هواپیما تکمیل بود چه اتفاقی می افتاد و چه مجموعه ای بر این کار نظارت دارد.

* پس از رسیدن به بندرعباس و چشیدن مزه گرمای جنوب، مورد استقبال گرمی قرار می گیریم و پس از دقایقی یک محل زیبا و مدرن را به عنوان محل اقامت مشاهده می کنیم که موجبات انبساط خاطر اهالی رسانه می شود.

* صبح اولین روز حضور در رزمایش به جزیره "لارک" می رویم و از نزدیک عملیات هلی برن و پدافند هوایی را مشاهده می کنیم. پس از آن نوبت به کماندوهای دشمن می شود که در جزیره پیاده شده و با نیروهای خودی به درگیری بپردازند. در همین حین و در اثنای این درگیری پرشور، ناگهان چهره های نیروهای دشمن آشنا به نظر می آید. دقت که می کنم تعدادی از دوستان هم محلی را می بینم. جالب آن که پس از پایان این مرحله و در میان نگاههای تعجب زده برخی از دوستان، به خوش و بش با دشمن فرضی می پردازیم و دقایقی گفتگو می کنیم.

* این نکته را هم اضافه کنم که بخشی از توانمندی و اقدامات صورت گرفته در رزمایش ها هیچ گاه علنی نمی شود. به عنوان مثال در حالی که ما به راحتی از نمایش زیبا و قابل تحسین خلبانان هواپیماها و بالگردهای سپاه لذت می بردیم، هیچگاه به این موضوع توجه نکردیم که تعیین زمان و مسیرهای پروازی نیاز به مشخص کردن زمان و "کریدورهای" مشخص شده دارد و به همین راحتی انجام نمی شود.

 

البته باید از ارتباط صمیمی و بسیار خوب فرماندهان خصوصا سخنگوی رزمایش پیامبر اعظم (ص) نیز به نیکی یاد کرد.

* پس از این مرحله، به محل آزمایش یک اژدر پیشرفته ساخت داخل می رویم. اما برای این کار مجبوریم چندین ساعت درون بالگرد باشیم و همین موضوع موجب "هوازدگی" خبرنگاران و تصویربرداران می شود. یکی از علل تاخیر در شلیک این اژدر آن بود که یک کشتی بزرگ تجاری وارد محدوده شلیک شده بود و شاید از روی عمد، سرعت خود را بسیار کم کرده بود که با هوشیاری مسئولان، هیچ اتفاق احتمالی بروز نکرد و در پایان، اژدر با موفقیت آزمایش شد.

* با این که خبرنگاران از برخی جهات کار مشکلی را بر عهده دارند اما نباید از سختی فعالیت تصویربرداران نیز غافل شد. کوچکترین مشکلی در نور محیط یا تکان هایی که به خاطر پرواز اتفاق می افتد موجب ناتمام ماندن زحمات آنها می شود.

* در آغاز روز بعد، به محل آزمایش دو نوع موشک در یکی از بنادر واقع در خلیج فارس می رویم. فرمانده کل سپاه نیز در این محل حضور داشت. "آقا رحیم" به گرمی با خبرنگاران برخورد می کند و دقایقی با آنها گپ می زند. سپس با گوش دادن به توضیحات متخصصان سازنده این موشک ها، آزمایش موفقیت آمیز آن را مشاهده می کند. سپس در مقابل این متخصصان دستور می دهد که به آنها یک درجه تشویقی اعطا شود که باعث خوشحالی زاید الوصف آنها که از افراد بومی خلیج فارس هستند شد.

* پس از آزمایش موشک کوثر که نوعی موشک ساحل به دریای پیشرفته است، فرمانده کل سپاه از فرمانده مسئول این آزمایش خواست تا فیلم برخورد با هدف را به او نشان دهد که نشان از توجه دقیق وی به موفقیت آمیز بودن قطعی تجهیزات داشت.

* برخی ناهماهنگی ها میان دست اندرکاران خبری این رزمایش را نیز به عنوان یک تذکر به یاد داشته باشید. ذکر همین قدر از این موضوع کفایت می کند.

* موضوع دیگر انکه شاید لازم باشد از شعار "دریای ما خانه ما" نیز استفاده شود چون بعضا سرازیر شدن زباله به آبهای واقعا نیلگون خلیج فارس قابل مشاهده بود. 

* یکی دیگر از مراحل این رزمایش که با حضور فرمانده کل سپاه برگزار شد، پدافند ساحلی و پرواز هواپیماهای شکاری - بمب افکن بود که پس از پایان موفقیت آمیز این مرحله، سرلشگر صفوی به گفتگو با برخی از نیروهای شرکت کننده در این مرحله از رزمایش پرداخت.

* فرمانده کل سپاه از یکی نیروهای بومی که به همراه چند برادر خود حضور داشت پرسید که چه مسئولیتی بر عهده دارد که آنقدر دستانش سیاه و پینه بسته شده است که او هم با لحنی که نشان از کمی نارضایتی باشد جواب داد: " بیل می زنم". سردار صفوی بلافاصله پس از پاسخ این جوان و در مقابل فرماندهان نیروهای مختلف سپاه و ارتش، دست او را بدون هیچ تکلفی بوسید.

* وی در پاسخ به سوالی در زمینه شایعه غیر عملی بودن تجهیزات آزمایش شده در رزمایش گفت : نیروهای فرامنطقه ای به دقت این آزمایشات را زیر نظر دارند و از عملی بودن آن نیز باخبرند. بعد از این سخنان فرمانده کل سپاه یک "کد" خرج کرد و آمار دقیق نیروهای فرامنطقه ای در خلیج فارس و دریای عمان را اعلام کرد.

* برای رسیدن به منطقه برگزاری آخرین مرحله مانور، سوار بر شناوری بزرگ می شویم که در داخل آن دو دروازه گل فوتبال نیز وجود داشت. راستی وقتی توپ به اوت می رود چه کار می کنند؟

* روز پایانی رزمایش نیز از جمله باشکوه ترین روزها در تقویم کشور خواهد بود. شاید تا وقتی این رژه را از نزدیک ندیده بودم به این راحتی توان و اقتدار نیروهای مسلح کشورمان قابل درک نبود. ای کاش می شد تا همه چند ساعت رژه صدها شناور رزمی و پشتیبانی در کنار ناوها و ناوچه ها برای مردم به نمایش در می آمد.

* اقتدار و توانمندی نیروها و تجهیزات کشورمان آنقدر جالب و متنوع است که در چهره تک تک حاضران این افتخار را می توان به راحتی مشاهده کرد.

* نمایش با شکوه و متبحرانه خلبانان بالگردها و هواپیماها و همچنین وجود زیردریایی های نیروهای مسلح باعث شده بود که اعتقاد و اعتماد همه به ویژه نمایندگان رسانه ها به توان دفاعی کشور دوچندان شود.

* از بازتاب داخلی و خارجی این رزمایش نیز افتخار ایرانیان و سردرگمی غربی ها به وضوح قابل لمس بود. جالب آن که فقط یکی از خبرگزاری های اروپایی از منطقه رزمایش با نام خلیج فارس یاد نمی کرد و از عنوان عجیب "Gulf Sea" استفاده می کرد.

* پس از پایان این مرحله، فرمانده کل سپاه و وزیر دفاع در جمع خبرنگاران حاضر می شوند و به سوالات آنها پاسخ می دهند. سپس سردار صفوی از زحمات نمایندگان رسانه ها در این مدت صمیمانه قدردانی کرده و توصیفات بسیار زیبایی را در زمینه اهمیت کار آنها بیان می کند.

* به علت وجود جمعیت زیاد مهمانان حاضر در رژه، شناور کمیاب می شود و در حالی که سرلشگر صفوی در حال عزیمت به ساحل است، ناگهان با مشاهده این موضوع که خبرنگاران بدون شناور مانده اند از وسیله نقلیه خود پیاده شده و از خبرنگاران می خواهد تا سوار شوند. همین موضوع موجب می شود تا نحوه برخورد فرمانده کل سپاه به عنوان یک یادگار ارزشمند برای خبرنگاران باقی بماند.

* پس از رسیدن به بندرعباس متوجه شدیم که سردار صفوی به مدت 45 دقیقه برای رسیدن شناوری دیگر در گرمای بیش از 40 درجه معطل شده بود تا خبرنگاران متحمل کمترین خستگی و ناراحتی شوند.
* اطلاع رسانی رزمایش به پایان می رسد و خبرنگاران در یک کافی شاپ مورد تقدیر قرار می گیرند. وقتی به خبرنگاران و تصویربرداران نگاه می کنم جمعیتی را می بینم که چهره هایی سوخته پیدا کرده اند، دچار بی خوابی هستند، لباسهایی خاکی و کفش هایی فرسوده دارند اما خوشحال اند ،چون موفق شده اند نقشی هرچند کوچک در انعکاس توان "ایران" داشته باشند.

* پس از چند ساعت استراحت و رد و بدل کردن عکسهای یادگاری گرفته شده در این چند روز، به فرودگاه می رویم.

* باز هم سر و صداها بالا می گیرد و البته یک چهره آشنا در جمع دیده می سود : حسین رضازاده. کم کم اکثر مردم حاضر در سالن انتظار به طرف او می روند و با او عکس یادگاری می گیرند. سپس سر و کله عده ای از کماندوهای حاضر در رزمایش پیدا می شود و آنها هم با قوی ترین مرد جهان عکس می اندازند. رضا زاده هم از تلاش های آنان تقدیر می کند و تصویر دو قشری که موجب افتخار کشور هستند در یک کادر به یادگار می ماند. 

* در آخرین ساعت روز پنجشنبه به تهران می رسیم و پس از دقایقی بزرگترین تیم خبری حاضر در یک سفر، از هم جدا می شوند. یکی می گوید: خیلی تلاش کردیم اما مثل آن بود که بخواهیم اقیانوس اقتدار و غرور ایران را از قیف خبر رد کنیم.

* یکی از بزرگترین و بی سابقه ترین رزمایش های کشور پایان می یابد. یاد شهدای این عرصه بخیر.

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شهردار لندن كه برخي اظهارات قاطعش به ويژه در برابر صهيونيست‌ها با واكنش‌ها و جنجال‌هاي شديد روبه‌رو شده، به تازگي پس از اختلاف با دو تاجر يهودي به آنان گفته: برويد با آيت‌الله‌هاي ايران كار كنيد.
 گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، وي كه معتقد است اين دو تاجر سهيم در پروژه شهر المپيك لندن بسيار انحصارطلبند، خطاب به آنان گفته اگر با من كه انگليسي هستم، نمي‌توانيد كار كنيد، حتما مي‌توانيد با ايراني‌ها كار كنيد.
روزنامه «گاردين» در اين‌باره نوشت: جمله «به ايران برگرديد»، ليوينگستون را به دردسرهاي بيشتر انداخته است.
شهردار رك‌گوي لندن، «كن ليوينگستون»، بعد از اين‌كه با دو تاجر صهيونيست با نام برادران روبن حرفش شد، به آنان گفت كه به ايران برگردند و شانس خودشان را در ايران و با آيت‌الله‌هاي ايران امتحان كنند، براي سومين بار تحت پيگرد قرار گرفت. ليوينگستون اين حرف‌ها را خطاب به برادران روبن زد كه در توسعه پروژه المپيك 2012 شركت كرده‌اند.
يك عضو شوراي عمومي لندن سخنان شهردار را به سمع ناظر محلي دولت رساند. اين شورا مسئله را براي پيگيري توسط مأمور كنترل خود به مسئولان بالاتر ارجاع داد.
علاوه بر اين موضوع، وي به خاطر ناميدن سفير آمريكا در لندن با عنوان «گوژپشت كوچولوي اسكنه» مورد بازپرسي قرار گرفته بود. شوراي استاندارها هفته آينده در مورد وي تصميم‌گيري خواهد كرد. «ليوينگستون» در كنفرانس مطبوعاتي 21 مارس، «ديويد» و «سيمون»، روبن را متهم به به خطر انداختن پروژه توسعه چهار ميليارد دلاري دهكده المپيك كرده كه صاحب 50 درصد سهام آن بودند. ليوينگستون خطاب به خبرنگاران گفته بود كه اگر اينها در اينجا ناراضي هستند، مي‌توانند به ايران بروند و شانس خود را در آنجا بيازمايند. اگر اينها حكومت اينجا يا روش عملكرد من را دوست ندارند، مي‌توانند بروند.
اين دو تاجر ايراني نيستند، اما در هند متولد شده و والدين آنان يهودي و عراقي هستند. اين دو شديدا پافشاري كرده‌اند كه كاملا در اين پروژه مشاركت داشته باشند.
در صورت رسيدگي به آخرين شكايت‌ها، شهردار به مدت سه ماه از كار معلق مي‌شود!

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سبکی که شهید آوینی در آثار مستند داشت ، ویژه خودش و کاملاً ناب بود . او هرگز صحنه ها را بازسازی نمی کرد و همانطور که بود به تصویر می کشید. در مجموع اصالت مستند را حفظ می کرد و همیشه باورهای خودش را منعکس می کرد. او هرگز دید مادی به آثاری که می ساخت، نداشت.فرج الله سلحشور"، کارگردان و تهیه کننده در گفت وگو با خبرگزاری "مهر"، در باره دیدگاه های شهید آوینی درارتباط با سینمای ملی وسینمای غرب گفت : " شهید آوینی انسانی بود که به مبانی مکتبی که داشت، معتقد بود و بر اساس آن عمل می کرد. او هنر را به عنوان ارزش قلمداد می کرد و هرگز به هنر به عنوان بازیچه نمی نگریست و به آن نگاه تجاری نداشت."وی در پاسخ به این سوال که چرا شهید آوینی تعبیر " آینه جادو " را برای سینما انتخاب کرده بود، گفت : "هنر تصویر قدرت سحر و معجزه را دارد و بر انسان تاثیر فراوانی می گذارد، به همین دلیل نام " آینه جادو " را برای سینما گذاشته بود."نویسنده، تهیه کننده و کارگردان مجموعه تلویزیونی حضرت یوسف(ع) با اشاره به اینکه با نگاهی به آثار شهید آوینی می توان هنر دینی را در آثار او تعریف کرد، خاطر نشان کرد : " در آثار دفاع مقدس شهید آوینی و مجموعه مستند های او با عنوان "روایت فتح" می توان به خوبی پی به ارزش ها و مفاهیم دینی و معنوی برد."وی در پاسخ به این سوال که ویژگی های هنری و تکنیکی آثار مستند شهید آوینی چه بود، گفت: " سبکی که شهید آوینی در آثار مستند داشت، ویژه خودش و کاملاً ناب بود. او هرگز صحنه ها را بازسازی نمی کرد و همان طور که بود به تصویر می کشید. در مجموع، اصالت مستند را حفظ می کرد و همیشه باورهای خودش را منعکس می کرد و هرگز دید مادی به آثاری که می ساخت، نداشت. در واقع زاویه دید او الهی و روحانی بود."سلحشور ادامه داد : " مستندهای شهید آوینی به تنهایی به اندازه تمام آثار ارگان ها و وزارتخانه ها بود و تاثیر فراوانی بر مخاطبان می گذاشت."وی در پاسخ به این سوال که شهید آوینی نسبت به هنرمندان و نویسندگانی که در موضع مخالف انقلاب اسلامی بودند چگونه برخورد می کرد، گفت : " او هنرمندانی را که به مفاهیم غیر ارزشی فکر می کردند، هنرمند نمی دانست، چرا که شهید آوینی به هنر، دید معنوی داشت."

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

من بچه شاه عبدالعظیم هستم و در خانه‌ای به دنیا آمده و بزرگ شده‌ام که در هر سوراخش که سر می‌کردی به یک خانواده دیگر نیز بر می‌خوردی به گزارش خبرنگار فرهنگی مهر در این زندگینامه خود نوشت آمده است : اینجانب - اکنون چهل و شش سال تمام دارم. درست سی و چهار سال پیش یعنی، درسال 1336 شمسی مطابق با 1956 میلادی در کلاس ششم ابتدائی نظام قدیم مشغول درس خواندن بودم. در آن سال انگلیس و فرانسه به کمک اسرائیل شتافته و به مصر حمله کردند و  بنده هم به عنوان یک پسر بچه 12-13 ساله تحت تأثیر تبلیغات آن روز کشورهای عربی یک روزی روی تخته سیاه نوشتم: خلیج عقبه از آن ملت عرب است. وقتی زنگ کلاس را زدند و همه ما بچه‌ها سر جایمان نشستیم اتفاقاً آقای مدیرمان آمد تا سری هم به کلاس ما بزند. وقتی این جمله را روی تخته سیاه دید پرسید:« این را که نوشته؟» صدا از کسی درنیامد من هم ساکت ، اما با حالتی پریشان سر جایم نشسته بودم.ناگهان یکی از بچه‌ها بلند شد و گفت:« آقا اجازه؟ آقا، بگیم؟ این جمله را فلانی نوشته و اسم مرا به آقای مدیر گفت. آقای مدیر هم کلی سر و صدا کرد و خلاصه اینکه: «چرا وارد معقولات شدی؟» و در آخر گفت:« بیا دم در دفتر تا پرونده‌ات را بزنم زیر بغلت و بفرستمت خانه.» البته وساطت یکی از معلمین، کار را درست کرد و من فهمیدم که نباید وارد معقولات شد.بعدها هم که در عالم نوجوانی و جوانی، گهگاه حرفهای گنده گنده و سؤالات قلمبه سلمبه می‌کردیم معمولاً‌ به زبان‌های مختلف حالیمان می کردند که وارد معقولات نباید بشویم. مثلاً‌ یادم است که در حدود سال‌های45-50 با یکی از دوستان به منزل یک نقاش‌که همه‌اش از انار نقاشی می‌کشید، رفتیم. می‌گفتند از مریدهای عنقا است و درویش است. وقتی درباره عنقا و نقش انار سؤال می‌کردیم با یک حالت خاصی  به ما می‌فهماند که به این زودی و راحتی نمی‌شود وارد معقولات شد. تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری نا آشنا هستم، خیر من از یک راه طی شده با شما حرف میزنم .من هم سالهای سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام، به شبهای شعر و گالری های نقاشی رفته ام.موسیقی کلاسیک گوش داده ام. ساعتها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام. ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان تک ساختی» هربرت مارکوز را -بی‌آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش- طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند:«عجب فلانی چه کتاب هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد.»... اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده است که ناچارشده‌ام رودربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که«تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با «تحصیل فلسفه» حاصل نمی‌آید. باید در جست و جوی حقیقت بود و این  متاعی است که هرکس براستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت، و در نزد خویش نیز خواهد یافت.

و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم. دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران هستم. اما کاری را که اکنون انجام می دهم نباید با تحصیلاتم مربوط دانست. حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است. بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی درسایه تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر. قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگر چه با سینما آشنایی داشتم. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است. اگر چه چیزی – اعم از کتاب یا مقاله – به چاپ نرسانده‌ام. با شروع انقلاب حقیر تمام نوشته‌های خویش را اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و .... در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که «حدیث نفس» باشد ننویسم و دیگر از خودم سخنی به میان نیاوردم. هنر امروز متأسفانه حدیث نفس است و هنرمندان گرفتار خودشان هستند. به فرموده خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی«رحمه‌الله علیه» "تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز" سعی کردم که خودم را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آنچه که انسان می نویسد همیشه تراوشات درونی خود او است- همه هنرها اینچنین‌اند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود  اوست- اما اگر انسان  خود را در خدا فانی کند آنگاه این خداست که در آثار ما جلوه‌گر می‌شود. حقیر اینچنین ادعائی ندارم اما سعی‌ام بر این بوده است.

با شروع کار جهاد سازندگی در سال 58 به روستاها رفتیم که برای خدا بیل بزنیم. بعدها ضرورت‌های موجود رفته رفته ما را به فیلمسازی برای جهاد سازندگی کشاند. در سال 59 به عنوان نمایندگان جهاد سازندگی به تلویزیون آمدیم و در گروه جهاد سازندگی که پیش از ما بوسیله کارکنان خود سازمان صدا وسیما تأسیس شده بود،  مشغول به کار شدیم. یکی از دوستان ما در آن زمان «حسین هاشمی» بود که فوق لیسانس سینما داشت و همان روزها از کانادا آمده بود. او نیز به همراه ما به روستاها آمده بود تا بیل بزند. تقدیر این بود که بیل را کنار بگذاریم و دوربین برداریم. بعدها «حسین هاشمی» با آغاز تجاوزات مرزی رژیم بعث به جبهه رفت و در روز اول جنگ در قصر شیرین اسیر شد – به همراه یکی از برادران جهاد بنام «محمد رضا صراطی» – ما با چند تن از برادران دیگر، کار را تا امروز ادامه دادیم. حقیر هیچ کاری را مستقلا? انجام نداده‌ام که بتوانم نام ببرم. در همه فیلمهایی که در گروه جهاد سازندگی ساخته شده است سهم کوچکی نیز – اگر خدا قبول کند – به این حقیر می‌رسد و اگر خدا قبول نکند که هیچ.به هر تقدیر، من فعالیت تجاری نداشته‌ام. آرشیتکت هستم! از سال 58 و 59 تاکنون بیش از یکصد فیلم ساخته ام که بعضی عناوین آنها را ذکر می کنم: مجموعه«خان گزیده‌ها»، مجموعه «شش روز در ترکمن صحرا»، «فتح خون»، مجموعه«حقیقت»، «گمگشتگان دیار فراموشی(بشاگرد)»، مجموعه «روایت فتح» - نزدیک به هفتاد قسمت- و در چهارده قسمت اول از مجموعه «سراب» نیز مشاور هنری و سرپرست مونتاژ بوده‌ام. یک ترم نیز در دانشکده سینما تدریس کرده‌ام که چون مفاد مورد نظر من برای تدریس با طرح درس‌های دانشگاه همخوانی نداشت ، از ادامه تدریس در دانشگاه صرف نظر کردم. مجموعه مباحثی را که برای تدریس فراهم کرده بودم با بسط و شرح و تفسیر بیشتر در کتابی به نام «آینه جادو» - بالخصوص در مقاله‌ای با عنوان تأملاتی درباره‌ سینما که نخستین بار در فصلنامه سینمایی فارابی به چاپ رسید – در انتشارات برگ به چاپ رسانده‌ام.

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

عبدالله اسفندیاری گفت :شهید آوینی هیچ گاه فکر نمی کرد که حقیقت انحصاراً در دستان اوست ، بلکه نظرات دیگران را هم با دقت می شنید. عبدااله اسفندیاری، مدیربخش سینمای معناگرای بنیاد سینمایی فارابی، ضمن بیان این مطلب، در گفت وگو با خبرگزاری "مهر"، در مورد افکار و نظرات شهید آوینی در خصوص سینما و هنر گفت : شهید آوینی یک ذهن بسته و کلیشه ای نداشت، بلکه ذهنی پویا و جستجوگر داشت و به دنبال حقیقت و روشنگری بود و همیشه نظرات دیگران را با دقت می شنید.وی تاکید کرد: ویژگی بسیار مهم شهید آوینی این مسئله بود که هیچ گاه فکر نمی کرد که حقیقت انحصاراً در دستان اوست و به همین دلیل با آغوش باز نظرات دیگران را تحمل و بررسی می کرد تا به یک جمع بندی معقولی در این خصوص برسد و ضمناً هیچ شیفتگی خاصی به مکتبی در سینما و سایر مقولات هنری نداشت و خود همین شیفتگی نداشتن، کمک می کرد که او بطور مستقل دارای اندیشه باشد و در این استقلال به دنبال پیدا کردن ریشه های اصلی فرهنگ خودی بود. رسیدن به جنبه های بازگشتن به خویشتن از دیگر دغدغه های این شهید بزرگوار بود و دلیل بالندگی و پویایی ذهنی این شهید بزگوار رعایت این موارد بود .

این کارشناس تاکید کرد : در اواخر عمر ایشان، کسانیکه سنگ او را در حال حاضر به سینه می زنند، دل او را خون کردند و او را آماج تند حملاتشان قرار دادند و منتهی وقتی آوینی به شهادت رسید، به یک باره بسیاری از این منتقدان، رنگ عوض کردند، تا به آب و نانی برسند. اسفندیاری در مورد دیدگاه شهید آوینی در خصوص سینمای ملی و سینمای غرب گفت : شهید آوینی در تلاش بود که برسد به معیارها و عناصر تعیین کننده سینمای ملی با هویت ایرانی و سعی می کرد با استفاده از عناصر مهم و اساسی سینمای غرب در بطن سینمای ملی تحولی در این خصوص ایجاد کند، در سالی که جزو هیئت داوران جشنواره فجر بود، با انتخاب فیلم " قصه های مجید " به کارگردانی کیومرث پور احمد بر این امر تاکید می ورزید . وی افزود : ایشان سعی می کرد بر اساس همین دستاوردهای موجود به سینمای آرمانی و آیده آل بومی و ملی برسد.عبدالله اسفندیاری در مورد ویژگی های مجموعه "روایت فتح" به کارگردانی شهید آوینی گفت : اولین و مهم ترین ویژگی این مجموعه ارزشمند و ماندگار، صادقانه و واقعی بودن آن است و آن چیزی را روایت می کرد که به صورت عربان و ملموس در جبهه های جنگ در حال انجام بود و ایشان یک اصطلاح و مفهومی را به کار برده بود که بعداً توسط دیگر دوستان به کار رفت . این مفهوم عبارت "مستند اشراقی" بود. در حقیقت ویژگی های مستندهای روایت فتح  این بود که وقتی به سراغ واقعیت می رفت، تلاش می کرد واقعیتها و حال و هوای عرفانی بچه های جنگ را که در بیان سینمایی غیر قابل عرضه است و حتی در مستندهای جنگی هم به کار برده نمی شد، مورد استفاده قرار دهد .اسفندیاری خاطر نشان کرد : در حقیقت شهید آوینی رویکردی داشت به بیان گوهر و جوهر واقعی انسان و چگونگی ارتباط بی واسطه بچه های جنگ با خداوند متعال .عبدالله اسفندیاری در مورد علل استفاده تعبیر "آیینه جادو" برای "سینما" از جانب شهید آوینی گفت : این تعبیر ابداعی ایشان نبود و قبلاً هم در ادبیات سینمایی جهان مورد استفاده قرار گرفته شده بود. در آینه معمولی شما تصاویری می بینید که در بیرون شاهد آن هستید و در آینه جادویی تصاویری از آینده و یا از قدیم به نمایش در می آید، در افسانه های جادوگری این امر به صورت گسترده وجود داشت  و به کار برده می شد و آوینی از آن با استفاده از نوع تفکر و جهان بینی اش مورد استفاده قرار داد.

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آیت الله جوادی آملی امروز در خطبه های نماز جمعه قم خاطرنشان کرد: دولتمردان ایران چنانچه با درخواست و تمنای آمریکایی ها خواستند با آنها صحبت کنند محور صحبت ها باید در حد تفهیم باشد.وی گفت: آمریکایی ها به چپاول کشورها، اختلاس و سرقت مشهور هستند و مسئولان ایران در صورت انجام مذاکره با آنها باید جنایتها، تخریب قومی، دخالت در سیاست های کشورها از جمله کشور عراق و دیگر مسائلی که از سوی سیاستمداران آمریکایی اعمال می شود به آنها تفهیم و گوشزد نمایند.خطیب نماز جمعه قم در بخش دیگری از سخنانش به رزمایش 6 روزه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در آبهای خلیج فارس اشاره کرد و این رزمایش را عاملی برای خوشحالی کشورهای حوزه خلیج فارس در ثبات امنیت در منطقه و هشداری به دشمنان ایران دانست.وی با اشاره به شعر "هرگز نرود شیر ز فریاد زنانه" به جنایتهای آمریکا از جمله کمک به عراق در جنگ تحمیلی 8 ساله علیه ایران، انفجار هواپیمای مسافربری و ... علیه ایران تاکید کرد.وی همچنین از حوزه و دانشگاه خواست تا با انجام کارهای علمی همانند رزمایش نیروهای مسلح ناامیدی دشمنان را افزایش دهند.آیت الله جوادی آملی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به هفته سلامت از مردم و مسئولان خواست تا با یاری یکدیگر در سلامتی جسم و عقل کوشا باشند تا جامعه ای سالم داشته باشند.

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

امسال توسط رهبر انقلاب به نام پربركت پيامبر اعظم نامگذاري شده است. به اين مناسبت چند جمله اي تقديم مي‌گردد.
شيعه به عنوان يكي از مذاهب اسلامي در خانواده اسلام چون نگيني تابناك مي‌درخشد و از بامداد تاريخ پرفراز و نشيب اسلام , پيروان اين مذهب با تاسي به مولا و مقتداي خود اميرالمومنين كه با ايثار جان خود در ليله المبيت و خفتن در بستر رسول الله درس فداكاري داد , مسير ايثار و دفاع از مكتب اسلام را در پيش گرفته است.
در طول چهارده قرن گذشته، شیعه با فداكاري در زمينه‌هاي نظامي، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي به دفاع همه جانبه از اسلام پرداخته و سراسر تاريخ پرافتخار اسلام مشحون از اين فداكاري ها و آثار آن است. آثار برجسته فرهنگي ماندگار در جهان اسلام يادگاري از حكومتهاي كوتاه شيعي در آن كشورهاست. دانشگاه الازهر يادگار فاطميون در مصر و دانشگاههاي شمال آفريقا تاسيس شده در زمان آدارسه است. آثار باقيمانده از حكومت آل بويه در عراق، آثار ماندگار خاندان صفويه در ايران، آل‌حمدان در سوريه و دهها اثر ديگر و دفاع علمي فلاسفه و عرفا شيعي از مكتب اسلام و تدوين كتب و آثار بسيار گرانبها در تفسير قرآن و حفظ ميراث حديث نبوي از همین جمله است. ولي علي رغم اين همه فداكاري، در طول تاريخ اقليتي از اهل سنت كه به دنبال بهانه گيري و اشكال تراشي بوده اند، بهانه هاي متعددي را براي دور كردن شيعه از خانواده بزرگ اسلام تراشيده اند و هر روز با بهانه‌اي باعث ايجاد مزاحمت شده اند كه اين بهانه گيري در پاره اي از اوقات از اشكال تراشي و خالي كردن عقده گذشته و به مرز تفسيق و تكفير شيعيان رسيده و در مواردي به كشتار شيعيان مظلوم انجاميده است . اين اعمال زشت هیچ گاه مورد تائيد قاطبه برادران اهل سنت نبوده و نيست.
آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان يكي از دلسوزان جهان اسلام، از آغاز جواني با آشنائي با تفكرات اهل سنت با اين مصيبت ها آشنا و در پی رفع آنها بوده‌اند و تا کنون توانسته‌اند به برخي از اين بهانه جويي ها خاتمه دهند كه به اختصار به سه بخش آن اشاره خواهد شد :

1 ـ قرآن: برخي از اهل سنت در مورد قرآن ما را به بي توجهي و عدم اعتنا به قرآن , حافظ قرآن نبودن و تا سرحد اعتقاد به تحريف قرآن در نزد شيعه متهم ميكردند. آیت‌الله خامنه‌ای از آغاز رياست جمهوري با توجه خاص به قرآن از حضور در جلسات قرائت و تشويق قاريان تا هر اقدام ممكن ديگر تلاش مي نمودند و در بحبوحه جنگ تحميلي از جبهه هاي جنگ به تهران آمده و پس از افتتاح راديو قرآن به جبهه بازگشتند و اين نشان از درك درست و عمق نظر ايشان در مورد قرآن داشت. چون مي دانستند كه جنگ به هر حال روزي به پايان خواهد رسيد ولي آن كه به پايان نخواهد رسيد قرآن است (بحرلاينفد) و با تلاش بي وقفه ايشان كه تاكنون نيز ادامه دارد، اكنون جامعه شيعه مفتخر به داشتن دهها هزار حافظ و صدها قاري ممتاز و ميليونها نفر مانوس با قرآن است و در اين زمينه بهانه بطور كامل از دست مخالفين گرفته شده است و صداي قرآن كه از حلقوم قاريان شيعه بيرون مي آيد، از اغلب رسانه هاي جهان اسلام پخش مي گردد و بسياري از داوران و قاريان به نام جهان از جمهوري اسلامي ايران هستند.

2 ـ نماز: در مورد نماز هم برخي اهل سنت , شيعيان را به عدم تقيد به نماز اول وقت عدم اعتنا به نماز جماعت و حتي نماز نخواندن متهم مي نمودند كه اين هم در طول تاريخ سابقه اي بس دردناك دارد و آن تعميم اعتقاد برخي از غلات در مورد نماز به تمام شيعيان بود.رهبري با اهتمام ويژه به نماز از نوشتن كتاب در اين مورد در سالهاي پيش از انقلاب از « ژرفاي نماز » تا امامت جمعه و برپائي نماز جماعت در جبهه هاي جنگ و به پا داشتن نماز در بين شكوفه هاي تازه به تكليف رسيده را در كارنامه خود دارد. صدور پيام هر ساله در كنگره سراسري نماز , تشويق شخصيتها و وزراي متعهد به اقامه نماز در محل مسئوليت و ده‌ها اقدام موثر جدي و پيگيري ويژه در فراهم كردن مقدمات و لوازم نماز از ساخت مسجد گرفته تا ساماندهي امور مساجد و توجه ويژه به نماز جمعه و تاكيد به ساحت فيلم و سريال , توليدات فرهنگي و تاليف و تدوين شعر و قصه و ايجاد زمينه گسترش فضاي نماز و نمازخواني بگونه اي موثر و كارساز واقع شد كه كمتر بهانه جوئي مي تواند شيعه را متهم به بي توجهي به نماز كند.

3 ـ پيامبر اعظم(ص): آخرين مورد از اتهامات به شيعه , عدم توجه خاص و كافي به نبي مكرم بود. گروهي از اهل سنت در اين باب هم ما را بي نصيب نگذاشتند و از عدم توجه , عدم احترام كافي به پيامبر عظيم الشان گرفته و تا سرحد اين اتهام به پيش رفتند كه شيعه معتقد است جبرئيل خيانت كرده و به جاي نزول قرآن بر حضرت علي آن را بر پيامبر نازل كرده است . اين بي خبران بدون توجه به اينكه اميرالمومنين علي (ع ) در نهج البلاغه مي فرمايند : « انا عبد من عبيد محمد » من بنده اي از بندگان حضرت محمد(ص ) هستم , شيعه را به اين مسئله متهم مي نمودند.آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه اقدامات موثر و كارساز خود , امسال را سال پيامبر اعظم ناميده و با توجه ويژه به آن، وجود مقدس و مبارك و در دفاع از حرمت سيدالكونين در سالي كه غرب بي محابا به شخصيت و كرامت آن حضرت اهانت كرده است به دفاع از آن بزرگوار پرداخته و با صداي رسا به جهان اعلام كردند كه ما اگر شيعه و پيرو اسلام ناب محمدي (ص) هستيم و به اهل بيت احترام ويژه اي مي گذاريم , بدان سبب است كه اينان اهل بيت رسول الله (ص) هستند و اگر در سوگواري نواده رسول خدا آنچنان بي تاب مي شويم، از آن روست كه باورمان نمي شود گروهي با فرزندان و خاندان پيامبر خود اين چنين وحشيانه رفتار كرده باشند و ما همه اسلام را در وجود مبارك پيامبر اكرم متجلي ميدانيم . البته تكميل اين اقدامات در فعاليتهاي امسال درباره پيامبر اكرم(ص) است كه اميد مي‌رود تداوم‌بخش نهضت وحدت مسلمانان و بالندگي تشيع باشد.

سيد ابوالحسن نواب

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آیت الله سید احمد علم الهدی تاکید کرد: التماس امروز آمریکا در عراق برای خلاص شدن از باتلاقی است که در آن گرفتار شده و این حرکت نشان داد آنها ایران را به عنوان یک قدرت منطقه ای به رسمیت می شناسند سید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد در خطبه های این هفته با بیان این مطلب افزود: حیرت آنها به این دلیل است که چگونه کشوری که 27 سال تحریم همه جانبه بوده، امروز به این قدرت نظامی رسیده است و بنا به اعتراف خود آمریکائیان ترس آنها نه از جهت بمب اتمی یا فناوری نظامی بلکه پیشرفت علمی ایران است که آنها را گیچ کرده است.وی گفت : نمایش قدرت ایران در رزمایش پیامبر اعظم(ص) تعجب جهانیان را برانگیخت.آیت اللهعلم الهدی خاطرنشان کرد : التماس امروز آمریکا در عراق برای خلاصی از باتلاقی است که در آن گرفتار شده و این حرکت نشان داد آنها ایران را به عنوان یک قدرت منطقه ای به رسمیت می شناسند.وی همچنین اظهار داشت : بیانیه شورای امنیت در حقوق بین الملل لازم الاجرا نیست و بیشتر حالت یک توصیه را دارد که می توان آن را انجام نداد.خطیب نمازجمعه مشهد در پایان به سالروز شهادت امام حسن عسگری اشاره کرد و افزود: بحرانی ترین تاریخ شیعه از این زمان آغاز می شود چرا که دیگر حضور حجت خدا به صورت عینی وجود ندارد.

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

به‌دنبال ‪ ۲‬انفجارانتحاري در ساعت ‪ ۳‬و ‪ ۳۰‬دقيقه روز جمعه به وقت محلي در مسجد براثا در بغداد ، وزارت بهداشت عراق تعداد شهداي اين جنايت را ‪۶۹‬ كشته و ‪ ۱۳۰‬زخمي عنوان كرد. به گزارش «ایرنا» ، در خبرهاي اوليه از شهادت ‪ ۴۰‬تا ‪ ۶۵‬نفر در اثر ‪ ۳‬انفجار انتحاري در اين حادثه تروريستي، خبر داده شده بود. وزارت بهداشت از مردم بغداد درخواست اهداي خون كرده است. اين انفجارها در پايان نماز جماعت به امامت "شيخ جلال‌الدين صغير" و حين خروج نمازگزاران از مسجد اتفاق افتاد. خبرهاي دريافتي حاكي از سالم بودن جلال‌الدين صغير از اعضاي برجسته مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق و عضو مجلس نمايندگان اين كشور است. اين حادثه درحالي رخ داد كه پيش از ظهر روز جمعه وزارت كشور عراق از ورود تعدادي خودروي بمب‌گذاري شده به بغداد هشدار داده بود. براساس روايات، مسجد براثا در دوران امامت حضرت علي بن ابيطالب (ع) ساخته شده است. همچنين ديوان وقف سني عراق عصر پنجشنبه در اطلاعيه‌اي اعلام كرد كه مساجد اين جماعت در عراق، تا ‪ ۴۸‬ساعت آينده بسته خواهد بود. در اين اطلاعيه، علت اين تصميم را اعتراض به نابسامانيهاي امنيتي و حفظ جان نمازگزاران عنوان و به جماعت اهل سنت توصيه شده بود كه تا دو روز آينده نماز را در خانه‌هاي خود به جاي آورند. در آستانه تشكيل دولت و برگزاري نشست مجلس جديد، درهفته‌هاي اخير اقدام تروريستي برضد شيعيان و اهل سنت در عراق تشديد شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح آزمایشات نظامی ایران در رزمایش پیامبر اعظم(ص) را فقط بخش کوچکی از توانمندیهای نیروهای مسلح ایران دانست و گفت: ما سلاحهای بیشتر،متنوع تر و پیشرفته تری را نیز در اختیار داریم که در آینده نزدیک به بهره برداری و نمایش علنی گذاشته خواهد شد.سردار مصطفی محمد نجار در حاشیه مرحله پایانی رزمایش بزرگ پیامبر اعظم در منطقه خلیج فارس در جمع خبرنگاران در خصوص دستاوردهای این رزمایش گفت: در مراحل مختلف تجهیزات متعددی از توانمندیهای ساخته شده در وزارت دفاع با موفقیت به نمایش در آمد و ما موفق شدیم بیش از ده نوع موشک پر سرعت ضد رادار، انواع شناورها و نیز راکدهای مختلف و اژدرهای دریایی را با موفقیت به نمایش بگذاریم. وی اضافه کرد: قطعا این تجهیزات مدرن فقط بخش کوچکی از توانمندیهای نیروهای مسلح است و ما سلاحهای بیشتر و متنوع تری را نیز در اختیار داریم که در آینده نزدیک به بهره برداری و نمایش علنی گذاشته خواهد شد.وزیر دفاع در خصوص نحوه عملکرد یگان های شرکت کننده در این رزمایش گفت: با عملکرد بسیار خوبی و هماهنگی بالای نیروهای سپاه، ارتش، نیروی انتظامی و حضور باشکوه نیروهای مردمی موفق شدیم تمامی اهداف مدنظر دست یافته و این تجربه را در عملی کردن طرح های آینده و بهینه سازی ادوات و تجهیزات به کار گیریم.وی در واکنش به جو سازی برخی رسانه ها مبنی بر نارضایتی کشورهای منطقه از برگزاری این مانور تاکید کرد: پیام مهم این رزمایش که با نام پیامبر رحمت نامگذاری شده است، صلح و دوستی برای کشورهای منطقه و پیام وحدت برای کشورهای اسلامی و البته برای دشمنان نیز پیام خود را دارا می باشد.سردار نجار در پاسخ به برخی خبرها مبنی بر غیر بومی نبودن تکنولوژی این تجهیزات آزمایش شده در رزمایش گفت: جمهوری اسلامی با ابتکار و خلاقیت متخصصان داخلی و همکاری نخبگان دانشگاهی تمامی نیازهای دفاعی خود را بر طرف می سازد که نمونه کوچکی از آن در رزمایش بزرگ پیامبر اعظم (ص) مقتدرانه به نمایش در آمد و البته فعلا دستاوردهای دیگر خود را به دلایل امنیتی اعلام نمی کنیم.وزیر دفاع در پایان در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر جنگ روانی دشمنان برای تحریم کشور و تاثیر آن بر توانمندی دفاعی نیروهای مسلح تصریح کرد: تحریم های احتمالی در بخشهای دفاعی ما معنا و مفهومی نداشته و هیچ تاثیری ندارد و در این رزمایش نیز به همگان اعلام کردیم که خودباوری مهمترین پیام معنوی رزمایش بزرگ پیامبر اعظم (ص) است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

یک مقام بلندپایه حزب الله لبنان با بیان اینکه، ایران در بدترین شرایط دوران خود از لبنان حمایت کرده است،ادامه گفتگوهای ملی را بهترین راه برای حل مشکلات داخلی لبنان خواند و از مواضع برخی شخصیتهای لبنانی که در راستای اهداف آمریکا حرکت می کنند، انتقاد کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

همزمان با شنیده شدن صدای چکمه­های استعمارگران پیر و جوان در کشورهای هم­جوار، بار دیگر صدای گام­هایی که راه خود را از قافله انقلاب و راه احیاگر اسلام ناب محمدی (ص)، خمینی کبیر، جدا کرده­اند، به گوش می­رسدامروز در سایه حضور آمریکایی­ها و البته انگلیسی­ها در خاورمیانه، سخنانی که تا دیروز می­بایست در لفافه گفته می­شد، آشکارا بر زبان­ها جاری شده است. گویی بار دیگر برق شمشیرها و نیزه­ها چشم آن­هایی را که از راه دور، از دفاع مقدس سربازان روح­ا... مستفیض می­شدند، ترسانده است. منادیان اسلام عافیت­طلب گستاخ شده­اند و آن­چنان چوب حراج بر میراث خمینی کبیر می­زنند که گویی تنها وارث اویند.
کجاست پدر بسیجیان که ببیند «ذخیره­های انقلاب» بر سر ارکان انقلاب چه می­آورند. کجاست خمینی که ببیند آمریکا دیگر شیطان بزرگ نیست و فاصله گرفتن از ام­­الفساد قرن به نظریه­ای(!) مدیریتی(!!)، که کسانی دنبال آن هستند، تبدیل شده است.
شاید حق با آن­هایی است که این جملات سخیف را به زبان رانده­اند و قبل از «شیطان شاه» باید به شیطانک­ها پرداخت.
آن­هایی که انعطاف­پذیر بودن «ایدئولوژی» خود را از روزهای نامیمون می­زنند و می­پندارند که می­توانند با الفاظ «اتو کشیده» و دیپلماتیک، ننگ سازش را پاک کنند. آن­هایی که امروز، همچون همیشه به دنبال مصالح خود هستند و باز هم، همچون همیشه اسلام­شان را بر اساس مصالحشان توصیف می­کنند و با لحنی جسارت آمیز می­گویند: «این عمل اسلامی نیست»!
حسین (ع) پیشوای انسان­هاست و مگر نه اینکه هر زمینی کربلا و هر روزی عاشورا؟ امروز عاشوراست و آنهایی که طاقت ظهر عاشورا را ندارند، باید به دنبال کعبه آمالشان بروند، هر جا که هست!
همیشه عاشورائیان هستند تا به مولایشان _ که عده­ای فقط روضه­اش را می­خوانند _ در ظهر عاشورا اقتدا کنند.
این حادثه را به فال نیک می­گیریم. امروز راه­ها مشخص، صفوف دوستان و دشمنان واضح­تر و تصمیم­گیری­ها برای مشتاقان احدی­الحسینیین شده است.»
مطلب فوق بیانیه­ای است که در فروردین ماه سال 82 (یعنی درست سه سال قبل در چنین روزهایی) در پی اظهارات آقای هاشمی رفسنجانی در خصوص مذاکره و رابطه با آمریکا توسط بسیج دانشجویی و مجمع دانشجویان حزب­ا... دانشگاه علم و صنعت ایران صادر شد. اظهاراتی که به علت واکنش­های گسترده در یک روز بعد توسط ایشان این­گونه اصلاح شد: «امروز منطقه ما با تهاجم آمریکا و انگلیس و بعضی از کشورهای دیگر آلوده است که نشان داده­اند گرگ­های بی­رحمی هستند که به ادعاهای خود پایبند نیستند».
مجمع دانشجویان حزب­ا... دانشگاه علم و صنعت ایران لازم می­داند تا ضمن یادآوری بخشی از موضع­گیری­های دانشجویان بسیجی و حزب­اللهی که بر اساس اصول و رهنمودهای خمینی کبیر بود این نکته را به افرادی که ادعای اصولگرایی دارند یادآوری کند که اصول ملت ایران تغییر ناپذیر بوده و با هیچ­کس و هیچ­گروهی عقد اخوت نبسته­اند و اگر قرار بود به راهی که دولت­مردان کنونی در پیش گرفته­اند بروند و به اصول و آرمان­های خود پشت کنند، مطمئنا افرادی را که سال­ها پیش نه تنها از مذاکره با آمریکا که آشکارا سخن از رابطه با آمریکا می­گفتند انتخاب می­کردند!
لذا مجمع دانشجویان حزب­ا... به همراه دیگر تشکل­های عدالت­خواه در تجمعی که در تاریخ شنبه 19 فروردین­ماه برگزار می­شود اعتراض خود را نسبت به این موضوع اعلام داشته و از تمامی دانشجویان برای حضور فعال در این تجمع دعوت به عمل می­آورد.



والسلام علی من اتبع الهدی

مجمع دانشجویان حزب­ا...

دانشگاه علم و صنعت ایران

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

چندي است كه مساله «مذاكره با آمريكا» از طرف مسوولان سياست خارجي كشور در رسانه هاي گروهي مطرح شده است و روز گذشته نيز به رغم آنكه تلقي عمومي از سخنان رهبر معظم انقلاب در اين رابطه عدم انجام مذاكراتي بود كه طرف مقابل آن هنوز ارباب‌گونه و تحقيرآميز با ما برخورد مي‌كند، در كمال ناباوري مساله قرار قطعي براي انجام مذاكرات به ميان آمد !
از اين گذشته اين سخنان در شرايطي مطرح مي شود كه هدف از طرح اين مساله حداكثر «تفهيم اتهام» غاصبان و اشغالگران عراق، آن هم از موضع قدرت و عزت بود و نه گقتگو با لحني دوستانه يا محترمانه(!) كه متاسفانه در سخنان برخي افراد ديده شد!
«جنبش عدالتخواه دانشجويي» كه در بيانيه قبلي خود خواستار توضيح مسوولان مربوطه شده بود، اينك نيز خود را با طرح عادي اين مساله و عدم توضيح و شفاف سازي آن مواجه مي بيند و از آنجا كه شرايط فعلي را به هيچ وجه براساس ملاك رابطه «گرگ و ميش» به صلاح كشور و انقلاب نمي داند براي اعتراض به كوتاهي ها و مواضع مسوولان مربوطه و قطع فوري روند رسيدن به ميز مذاكره با «شيطان بزرگ» روز شنبه 19/1/84 ساعت 13 در مقابل دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي تجمع خواهد كرد.
بدين وسيله از كليه دانشجويان محترم و اصحاب مراكز خبري براي حضور در اين تجمع اعتراض آميز دعوت به عمل مي‌آيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رهبر حکيم انقلاب: همچون گذشته اعلام مي کنيم در هيچ يک از مسائل مورد اختلاف ايران و آمريکا با آمريکايي ها مذاکره نخواهيم کرد ، چرا که در منطق آنها مذاکره معنا و مفهوم حقيقي ندارد، و فقط براي تحميل خواسته هاي خود به طرف مقابل به شمار مي آيد. (اول فروردين 85)
در روزهاي پاياني سال گذشته در فضاي غير شفاف رسانه اي و در آغاز تعطيلات دو هفته اي رسانه هاي عمومي و محافل دانشجويي، پس از 27 سال و براي اولين بار، يک مقام ايراني (دبير شوراي عالي امنيت ملي) پس از حضور در جلسه غير علني مجلس شوراي اسلامي، صراحتاً اعلام نمود ايران در پي اصرارهاي مکرر آمريکا و درخواست عبد العزيز حکيم (رئيس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق) قصد مذاکره با آمريکا در مورد مسائل عراق را دارد.
دکتر احمدي نژاد در ديدار فاروغ الشرع ( معاون اول رئيس جمهور رئيس جکهور سوريه ) گفت : هرچند که به آمريکايي ها اعتماد نداريم، اما به طور مشروط در مورد عراق با آنها مذاکره مي کنيم!
چرخش يکباره موضع مسؤولين جمهوري اسلامي ايران پيرامون مذاکره با شيطان بزرگ و نيز بيان غيرشفاف دلايل اين چرخش از سوي آنها هيچ نتيجهاي جز سوء ظن مردم و نخبگان و دانشجويان انقلابي و عدالتخواه نسبت به اين امر نداشته است. در شرايطي که آمريکاي جهان خوار هنوز بر خوي استکباري و طاغوتي خود اصرار مي ورزد، طرح بحث مذاکره با آمريکا يا از فرو ريختن آرمان هاي خميني کبير و انقلاب ناشي مي شود و يا از ترس شرايط پيش رو و نداشتن تدبير و حکمت انقلابي.
در27 سال گذشته همواره از امت هميشه در صحنه انتظار بوده است تا با حضور خود در راه پيمايي ها و انتخابات مشت محکمي بر دهان استکبار و شيطان بزرگ بکوبند. و حال سؤال مردم اين است که آيا اين مذاکرات مصداق همان مشت محکم است؟!!
از ياد نبرده ايم که هرگونه صحبت از مذاکره با آمريکا به معناي دهن کجي به خون شهدا و آرمانهاي امام و انقلاب قلمداد مي شد، اما امروزه دولت اصول گرا به راحتي از آن دم مي زند و مذاکره را مباح مي شمارد!! شرايط چه تغييري کرده است؟ آمريکا از دنائت و خوي استکباري خود دست برداشته است؟ يا آرمان ها و اصول ما تغيير کرده است؟ آقايان! از مردم چگونه انتظار داريد پايبندي شما به اصول متناقض را قابل توجيه بدانند؟
هرچند در احمقانه بودن مذاکره با آمريکا بر سر امنيت عراق جاي هيچ ترديدي نيست، اما براي تبيين بيشتر دلائل اين امر و اتمام حجت با مسؤوليني که خود را به خواب زدهاند ذکر بعضي از نکات لازم مي نمايد:
1- ما با آمريکا مذاکره نخواهيم کرد. چرا که آمريکا اشغالگر عراق است و مادامي که عراق در اشغال آنهاست، نشستن بر سر ميز مذاکره ـ سواي آنچه در مذاکرات بحث مي شود ـ به معناي به رسميت شناختن آمريکا در عراق و تأييدي به اشغالگري آنهاست. همانگونه که هرگونه تعامل به رسميت شناختن موجوديت رژيم صهيونيستي به اشغال فلسطين، از سوي دولت هاي اسلامي محکوم است.
2- خميني کبير عَلَم مبارزه با استکبار جهاني را بلند کرده و بر دوش ما نهاد، استشهاديون فلسطين و لبنان، مسلمانان مبارز بوسني، کوزو و ... ، همه و همه به دلگرمي پرچمداري ملت و دولت انقلابي ايران بپا خواسته اند و غيرتمندانه خواب را از چشمان زورگويان عالَم ربوده اند. حال نفس مذاکره ايران با شيطان بزرگ و نشستن بر سر يک ميز، با توجه به بازتابهاي يکطرفه و دروغين رسانه اي صهيونيستي، جز القاء يأس و پوچي در مبارزان و ظلم ستيزان شرق و غرب عالم چه عايدي خواهد داشت؟
3- موضع ما در خصوص عراق کاملاً مشخص است، آمريکا بايد هرچه سريع تر شر خود را از عراق و منطقه کم کند . و به اشغالگري خود خاتمه دهد و صد البته موضع آنها نيز با صراحت و وقاحت تمام ادامه اشغالگري و دست اندازي به ثروت نفتي کشور عراق است. پس در اين مذاکره قرار است بر سر چه چيزي بحث شود؟ کدام منفع مشترک قرار است ما را به تفاهم برساند؟ نکته ديگر آنکه ما بر سر موضوعات بسيار مهم تر از عراق، به خاطر پايبندي به اصول و حفظ آرمان هايمان حاضر به مذاکره با شيطان بزرگ نشده ايم، حال ما را چه شده است؟ و اساساً مگر مي توان در مورد عراق به صورت مستقل وارد بحث شد؟ آيا نمي فهميد يا خود را به نفهمي زده ايد که مسأله عراق با مسأله نفت، انرژي هستهاي، ثبات خاورميانه و خوي چپاولگري و اشغالگري و جنگ طلبي آمريکايي ها و همدستانشان که به بهانه صدور دموکراسي احمقانه شان دنيا را ويران کرده اند و ... گره خورده است؟
4- در حال حاضر بزرگترين مشکل عراق ناامني و بي ثباتي اين کشور است و حاضر شدن بر سر اين ميز مذاکره با آمريکاي اشغالگر، که خود را صاحب عراق مي داند، به معني قبول دخالت ايران در ناامني عراق است و اين همان نکته اي است که آمريکا با بهانه قراردادن آن، ايران را به کارشکني در عراق متهم مي کند و تعبيراتي چون احضار مسؤولان ايراني و شايعه پراکني در خصوص حضور سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در عراق جهت کمک به گروه هاي تند روي سني و ... دقيقاً مؤيد همين امر است.
ايران نه تنها در ناامني و بي ثباتي عراق هيچ نقشي ندارد بلکه بايد سراغ اين هرج و مرج ها را از سرويس هاي جاسوسي صهيونيستي آمريکا و انگليس گرفت.
5- سابقه مذاکرات غير مستقيم ايران با آمريکا در مورد افغانستان ـ که آقايان از اين اقدام خائنانه با افتخار ياد مي کنند ـ و نيز مذاکره با اروپا پيرامون مسائل هسته اي ـ که دانشجويان عدالتخواه و انقلابي ايران از همان بدو امر فريادهاي اعتراض خود را در واکنش به آن سر دادند ـ نشان داد که اعتماد به غرب هيچ نتيجه اي جز وارد آمدن خسارات فراوان به جمهوري اسلامي ايران ندارد. بنابراين به مسؤولان، نسبت به دام پهن شده توسط آمريکا هشدار داده و توصيه مي نماييم که از بي تدبيري خود در چند سال گذشته عبرت بگيرند و به ياد آورند که در مسأله افغانستان هيچ نتيجه اي عايدشان نگرديد و در پرونده هسته اي نيز هرچه جمهوري اسلامي ايران اعتمادسازي مي کند دشمنان طلبکارتر مي شوند.
6- از ياد نبرده ايم خميني بت شکن را که مي فرمود : « آن روزي که دشمنان از دست ما خشنود شوند روز شکست ماست. » امري که اکنون دقيقاً اتفاق افتاده است و هنگامي که عده اي از مسؤولان ناآگاه ايران موافقت خود را با مذاکره در مورد عراق اعلام کردند، بلندگوهاي جهان غرب و رسانه هاي صهيونيستي به "به به و چه چه" پرداختند، و حتي رسانه هاي ملي! خودمان در جهت توجيه آن برآمدند، تا آنجا که از مواضع ضدآمريکايي رهبر حکيم انقلاب نيز "موافقت تلويحي آيت الله خامنه اي در مورد مذاکره با آمريکا " را استنتاج کردند و از ايران و آمريکا خواستند تا ميدان مذاکره را به عراق محدود نکند! و در کنار آنها مزدوران داخلي نيز ارتباط با شيطان بزرگ را نوشيدن جامي شيرين و گوارا !! تلقي کردند. بنا براين اگر تن به مذاکره دهيم، شکست خورده ايم، چرا که دشمن خوشحال شده است و خوشحالي دشمن در گرو اشتباه ما بوده است.
و اما سخني چند با خناس هايي که سال ها در گوشه و کنار و حتي در پست هاي حکومتي منتظر چنين لحظه اي بودند و شايد براي آن زمينه سازي مي کردند و در اين چند روز آب از دهانشان راه افتاده است و صداي کف و سوت و هوراي ايشان شنيده مي شود؛ بايد بدانيد تا رهبر حکيم انقلاب هست و تا ما فرزندان حضرت روح الله گوش به فرمان رهبرمان هستيم آرزوي مرافقت با آمريکا را به گور خواهند برد.
و اما سخني با برادران به اصطلاح اصولگرا! که سالها داعيه دار کوبيدن مشتهاي محکم بر دهان استکبار و هر گونه طرح بحث مذاکره با آمريکا از جانب شخص يا جناحي را با شديد ترين و هتاکانه ترين نسبت ها و انگ ها خفه مي کردند! شما را چه شده است؟ اين سکوت سهمگين متأسفانه به ذهن متبادر مي کند اين است که مشکل، مذاکره يا عدم مذاکره نبوده است، بلکه بحث بر سر اين بوده است که چه کساني مذاکره کنند. به اين حضرات نيز مي گوييم اگر شما از آرمانهاي تان خسته شده ايد، از امام و انقلاب بريده ايد و کودکانه به عرف بين الملل تن داده ايد، ما هنوز بر سر عهد و پيمانمان با حضرت روح الله ايستاده ايم و هنوز قرآن ملاک ما است که مي فرمايد: "و قاتلوهم حتي لاتکون فتنه"
هشدار به مسؤولين که اگر در اين زمينه شفاف و طبق موازين ترسيم شده توسط بت شکن قرن "خميني کبير" و "رهبر حکيم انقلاب" که همانا باطل بودن هرگونه مذاکره است رفتار بکنند، به همراه تمامي آزادانديشان حقيقي کشور، از تمام پتانسيل هاي موجود جهت عمل به تکليف انقلابي و اسلامي خود استفاده خواهيم کرد و براي جلوگيري از وقوع اين فاجعه، همگام با تمامي عدالت خواهان سراسر کشور، در «تجمع روز شنبه مقابل دفتر شوراي عالي امنيت ملي» شرکت خواهيم کرد.
فرزندان خميني، مردانه به ميدان بياييد و نگذاريد چوب حراج بر آرمانهاي امام و انقلاب و شهدا زده شود.
وعده دانشجويان عدالتخواه و انقلابی، شنبه 19 فروردين مان، مقابل دفتر دبيرخانه شورای عالی امنيت ملی.

تشکل دانشجويي آرمان
(مجمع دانشجويان عدالت خواه دانشگاه صنعتي اصفهان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در یك عملیات در مرزهای شرق كشور «عبدالمالك ریگی» از اشرار بسیار خطرناك مرتبط با بیگانگان و 11 تن از همراهانش كشته شدند. 
به گزارش خبرگزاری فارس، یك منبع آگاه در وزارت كشور كه نخواست نامش فاش شود، با تایید این خبر تصریح كرد عبدالمالك ریگی سردسته گروهك ترویستی موسوم به جندالله كه در ماه‌های اخیر در دو اقدام مشابه و با هدف اخاذی و یاغی‌گری ابتدا 9 مرزبان ایرانی را در منطقه سروان در مرز مشترك ایران و پاكستان ربوده و به پاكستان منتقل كرده بود و سپس با مسدود كردن جاده زابل به زاهدان در محور تاسوكی، 26 تن از شهروندان بیگناه را به شهادت رسانده و 5 نفر را ربوده بود، در یك عملیات در مرز مشترك ایران و افغانستان كشته شد.
این در حالی است كه این یاغی مشهور، در ربایش اول مجبور به آزادی 8 مرزبان ایرانی شده ولی یكی از آنان را به شهادت رساند.
گروهك تروریستی موسوم به جندالله(نزدیك به طالبان) در جریان ربایش نوبت دوم باز هم قصد اخاذی و معاوضه گروگان‌های خود با چند یاغی دیگر را داشت.
منابع اطلاعاتی در نیروی انتظامی هنوز این خبر را تایید نكرده اند. گفتنی است، عبدالمالك ریگی، شرور 24 ساله‌ای كه چندی پیش چند تن از پرسنل نیروی انتظامی را به گروگان گرفته بود در منطقه صالحیان ایالت بلوچستان پاكستان سكونت دارد. وی تهدید كرده بود، در شهرهای تهران و زاهدان بمب‌گذاری خواهد كرد.
این شرور كه ایرانی‌الاصل و از طایفه ریگی است در دیدار با حاج بشیر احمد ریگی، بزرگ این طایفه كه برای میانجیگری (در مورد گروگان‌ها‌ی پرسنل نیروی انتظامی) به منطقه صالحیان مراجعه كرده بود، اظهار داشته بود كه من از آمریكا‌یی‌ها برای مبارزه و جهاد حمایت می‌شوم و پول می‌گیرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

یک روزنامه نگار و تحلیلگر آمریکایی بر این باور است که آمریکا برای حمله به ایران تحت فشار عناصر اسرائیل در پنتاگون قرار دارد. گزارش خبرگزاری "مهر" اخیراً شورای امنیت با صدور بیانیه ای از ایران خواسته است تا طی 30 روز برنامه فعالیت های هسته ای مرتبط با غنی سازی را تعلیق و با آژانس بین المللی انرژی اتمی سازمان ملل همکاری کند. اکنون این سؤال مطرح است که با توجه به غیرالزام آور بودن این بیانیه در صورت پافشاری تهران بر حق مسلم خود برای فعالیت هسته ای پایان و نتیجه و یا فرجام این ماجرا چه خواهد شد.

"جفری بلانکت" (Jeff Blankfort) تحلیلگر و روزنامه نگار آمریکایی در این باره به خبرگزاری "مهر" گفت : به نظر من روسیه و چین هر اقدامی را نه تنها برای ممانعت از تحریم بلکه برای جلوگیری از حمله به ایران انجام خواهند داد . بلانکت در باره شایعات مربوط به اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران می گوید :  اخیراً گزارشی را از"جوزف سیرینسیونی" مدیر مؤسسه بین المللی کارنگی در امورصلح  خواندم که دوستان وی که نزدیک به پنتاگون هستند از طرح آمریکا برای برخورد با ایران خبر داده اند که این امر سبب نگرانی من شده است .به گزارش مهر، سیرینسیونی اخیراً طی مقاله ای تحت عنوان " دوبارحماقت " که در پایگاه اینترنتی "foreign policy "(سیاست خارجی) به چاپ رسیده است نوشت : " برای ماهها من به مصاحبه کنندگانم می گفتم هیچ مقام ارشد نظامی و یا سیاسی به جد حمله به ایران را بررسی نمی کند. درچند هفته گذشته من دیدگاه خود را تغییر دادم و بطور کلی این تغییر ازسوی همکارانم بر من حادث شد که روابط نزدیکی با پنتاگون داشتند ومرا متقاعد کردند که برخی از مقامات ارشد اخیراً دیدگاه خود را تغییر داده اند آنها می خواهند به ایران ضربه بزنند".بلانکت براین باوراست که گرچه درمقاله "سیرینسیونی " نامی ازاین افراد برده نشده است اما منظور وی معماران جنگ عراق و نومحافظه کاران لابی طرفداراسرائیل هستند که بطورگسترده ای مسئول تهاجم آمریکا به عراق هستند، ولی این کارشناس مؤسسه صلح کارنگی درادامه اشاره می کند که مردم آمریکا به دستورکار سیاسی وایدئولوژیکی گروهی که وی ازآنها یک گروه کوچکی درآمریکا نام می برد اجازه نخواهد داد تا تصمیمی درباره امنیت ملی آمریکا اتخاذ کنند که می تواند باردیگر ویرانی بزرگی را در یک منطقه بحرانی از جهان به همراه داشته باشد.بلانکت همچنین درادامه با اشاره به اظهارات اخیر "کوفی عنان" دبیرکل سازمان ملل در خصوص لزوم حل مساله هسته ای ایران درآژانس بین المللی انرژی اتمی  و ادامه حمایت شورای امنیت از تصمیمات آژانس و تلاش های "محمد البرادعی" مدیر کل آژانس ودر مقابل تلاش آمریکا برای نگهداری این موضوع در نیویورک می گوید: من مطمئن هستم که اکثریت مردم دنیا بر این باورند که دولت آمریکا که یک دولت شرور تلقی می شود باید مهار شود ، اما تنها مساله این است که چگونه می توان این کار را انجام داد.این کارشناس نیز دررابطه با لحن بیانیه شورای امنیت به مشکلات آمریکا درمنطقه خاورمیانه و تاثیر آن در این اقدام احتیاط آمیز آمریکا اشاره می کند ومی گوید: آنچه که جالب توجه است این است که یک سال پیش "رابرت فیسک" روزنامه نگار انگلیسی پیش بینی کرد که آمریکا برای خلاصی ازعراق به ایران نیازخواهد داشت و اکنون به نظر می رسد تقریباً این اتفاق درحال رخ دادن است وگرچه آمریکا گفته است که مسائل هسته ای در این گفتگوها جایی نخواهد داشت و شورای امنیت به این مساله رسیدگی خواهد کرد ولی زلمای خلیل زاد سفیر آمریکا در بغداد با مقامات ایرانی گفتگو خواهد داشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رئیس کمیته سیاسی حزب موتلفه بزرگترین چالش جمهوری اسلامی ایران در سال جدید را مذاکره ایران با آمریکا عنوان کرد. حمید رضا ترقی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی"مهر"، با بیان این مطلب اظهار داشت: درشرایط کنونی مسائل منطقه عمدتا به مذاکره جمهوری اسلامی ایران با آمریکا برمی گردد، زیرا بحث عراق در حال حاضر منطقه را در حالت بحرانی و ویژه قرار داده است.وی در ادامه با اشاره به پرونده هسته ای کشورگفت: در سال جدید پرونده هسته ای ایران از حالت چالش و بحران در مجامع بین المللی بیرون خواهد آمد به طوری که جمهوری اسلامی ایران باید از این فرصت به طور دقیق و مطلوب استفاده نماید.این فعال سیاسی یکی دیگر از چالش های پیش روی دولت را در سال 85 نابسامانی های موجود در خصوص فعالیت های احزاب برشمرد و اظهار داشت: نبود احزاب در ساختار سیاسی کشور و نابسامانی های موجود در خصوص احزاب یکی از چالش های اساسی داخلی نظام جمهوری اسلامی ایران در سال جدید به خواهد بود.رئیس کمیته سیاسی حزب موتلفه یکی از فرصت های مناسب جمهوری اسلامی ایران برای پیشرفت درجهان را منفعل شدن مجامع جهانی در قبال مواضع قاطع و مقتدرانه نظام جمهوری اسلامی ایران در زمینه های مختلف سیاسی و بین المللی برشمرد.ترقی در ادامه شکل گیری انقلاب جهانی فلسطین، سقوط سهام در بورس کشورهای عربی و تبدیل ارز سوریه از دولار به یورو را از دیگرا فرصت های مناسب جمهوری اسلامی ایران برای پیشرفت عنوان کرد.این فعال سیاسی در پایان نامگذاری سال "پیامبر اعظم (ص)" را بهترین فرصت برای نظام جمهوری اسلامی ایران برشمرد تا بتواند اتحاد و یک پارچگی جهان اسلام را به مرحله ظهور رساند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سفر بوش به افغانستان، حامد كرزاي، رئيس‌جمهور اين كشور، مدارك مستندي از ادامه حمايت پاكستان از گروه طالبان و فعاليت‌هاي تروريستي در افغانستان ارائه نموده كه اين اقدام وي، بوش را غافلگير كرده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دیپلمات های عرب از برگزاری نشست های پنهانی و مخفیانه مسئولان اطلاعات و امنیت چند کشور عربی و ترکیه برای بررسی موضوع مذاکرات ایران و آمریکا و پیامدهای احتمالی آن بر این کشورها خبر دادند. گزارش خبرگزاری مهربه نقل از روزنامه النهار، دیپلماتهای عرب در قاهره روز گذشته اعلام کردند که مسئولان اطلاعات و امنیت کشورهای عربی و ترکیه نشست محرمانه ای با یکدیگر برگزار کردند تا استراتژی دولت هایشان را در صورت بروز جنگ داخلی درعراق و همچنین برای ممانعت از همکاری ایران با عراق هماهنگ کنند.این روزنامه چاپ لبنان همچنین نوشت : مسئولان اطلاعات و امنیت مصر، بحرین،اردن،کویت،عربستان،امارات و ترکیه سلسه نشست هایی را برای ارزیابی موضع خود درمورد عراق و وضع برنامه هایی با ممانعت از بروز واکنش های منطقه درقبال درگیری قومی دراین کشوربرگزار کردند.این دیپلماتها با بیان این مطلب که ایران و سوریه از این نشست ها مستثنی هستند، تصریح کردند این دو جزئی ازمشکلات هستند و راه حل به شمار نمی آیند.منابع مذکور همچنین افزودند: مذاکرات آتی این مسئولان با محوریت مذاکرات ایران و آمریکا و پیامدهایی که ممکن است از قراردادهای احتمالی بین ایران و آمریکا درمسیر کشورهای عربی  و ترکیه قرار بگیرد، خواهد بود.  دیپلمات های عرب تاکید کردند دستکم یک نشست در قاهره در اواخر ماه مارس ( اوایل فرودین ماه )، کمی پس از آنکه دولت آمریکا انجام مذاکره با ایران درباره عراق را اعلام کرد، برگزارشد.به گفته این منابع، نشست های دیگر درماه جاری در قاهره برای بررسی آخرین تحولات عراق تشکیل خواهد شد.
سید عبدالعزیز حکیم رئیس فراکسیون اکثریت پارلمانی عراق که اخیرا پس از زلمای خلیل زاد سفیر آمریکا در عراق از مقامات ایران درخواست کرده بود برای حل مشکلات عراق با آمریکا گفتگو کنند.وی پیش بینی کرد که مذاکرات میان آمریکا و ایران درباره عراق با موفقیت روبرو شود و پیامدهای مثبتی بر پرونده عراق خواهد گذاشت.وی خاطر نشان کرد: ایران کشور بزرگ و دارای دستگاه های امنیتی گسترده و دارای تجارب بالایی است که قطعا درماموریت حفظ امنیت در منطقه و مبارزه با تروریسم و مقابله با مشکلاتی که عراق از آن رنج می برد، سهیم خواهد بود.با وجودی که ایران برای انجام گفتگو درباره عراق با مقامات آمریکا اعلام آمادگی کرده ، اما آنها اتهامات بی پایه و اساس علیه تهران راهمچنان تکرارمی کنند تا نشان دهد آمریکایی ها درعمل هیچ علاقه ای به گفتگو برای حل مشکلات ندارند و برعکس به دنبال جوسازی و متنشج کردن بیش از پیش اوضاع منطقه به ویژه عراق هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 افشای رسوایی استراق سمع تلفنهای شخصی شهروندان آمریکایی به دستور رئیس جمهور آمریکا در 16 دسامبر 2005 ( 25 آذر ماه 84) جرج بوش را نزد مخالفانش همانند سیاست خارجی اش شدیدا به چالش کشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

راديو فردا، وابسته به سازمان «سيا»، اندكي پس از قتل 22 ايراني، به تريبون رهبر تروريست‌هاي نزديك به «القاعده» تبديل شد.
تاكنون اسامه بن‌لادن، ايمن الظواهري و ابومصعب زرقاوي، حتي نوارهاي پرشده خود را تنها از شبكه‌هايي چون «الجزيره» و «العربيه» كه نزديك به گروه‌هاي سلفي و وهابي شمرده مي‌شوند، پخش مي‌كردند. همچنين فيلم‌هاي تهديدآميز گروگان‌گيران تروريست در عراق و نيز گروه تروريستي جندا... بيشتر از همين دو شبكه منتشر مي‌شد.
با اين حال، اين بار مجري راديو فردا، خود به مصاحبه با رهبر گروه تروريستي جندالله پرداخت كه شامگاه 25 اسفند گذشته، 22 ايراني را به طرز فجيعي به قتل رسانده و تعدادي ديگر را نيز گروگان گرفتند.
عبدالمالك ريگي در اين مصاحبه تأكيد كرد: ما دسته‌اي از مأموران امنيتي و اطلاعاتي جمهوري اسلامي را كه به صورت يك كاروان در حال حركت به سوي زاهدان بوده‌اند، به رگبار بسته‌ايم.
وي همچنين در پاسخ به اين پرسش گزارشگر راديو فردا كه آيا اين مأموران همه امنيتي بوده‌اند، گفت: بله و به همين خاطر، ما دست همه آنان را بسته و تيرباران كرديم.
او در پاسخ به اين‌كه سلاح‌هاي خود را از كجا مي‌آوريد، گفت: ما منابع مالي مختلفي داريم؛ از جمله اين‌كه در موضوع اسارت آن سربازها، پانصد ميليون تومان باج گرفتيم و با همين پول و دوستاني كه در پاكستان داريم، سلاح‌ها را تهيه كرديم.
راديو فردا در ادامه از او ‌پرسيد: مي‌گويند، شما مذاكراتي با مقامات آمريكايي و انگليسي داشته‌ايد كه وي در پاسخ به اين پرسش گفت: بله، گروه‌هاي زيادي با ما تماس گرفتند. ما دوستان زيادي داريم بحث‌هاي مختلفي با آنان داريم كه بين آنها آمريكايي و انگليسي هم هستند.
گفتني است، راديو فردا براي توجيه دادن تريبون به رهبر يك گروه تروريستي به فاصله چند ساعت پس از جنايت اعلام كرد: ما اظهارنظري درباره كشته شدن اين افراد و عقايد اين گروه نداريم.
 هدف اصلي اين حمله تروريستي، استاندار سيستان‌وبلوچستان بوده كه از مراسم بزرگداشت شهيدان دولتي مقدم از زابل به زاهدان برمي‌گشته است. البته استاندار به علت سرعت زياد اتومبيل حاملش، حدود 10 دقيقه پيش از حمله اشرار از محل حادثه عبور كرده بود، اما اشرار به محض اين‌كه به جاده مي‌رسند، مانند گشتي‌هاي نيروي انتظامي، جلوي ماشين‌ها و اتوبوس‌ها را گرفته و هركه را كه قيافه‌اش شبيه استاندار، فرماندار يا مقام مسئولي بوده به رگبار بستند. آنان حتي نوجوان پانزده ساله‌اي را به شهادت مي‌رساندند.
اين گروهك به شدت نسبت به روحانيان شيعه بغض داشته‌اند، به گونه‌اي كه حجت‌الاسلام پيغان را جلوي خانواده‌اش زنده زنده سر مي‌برند و روحاني لكزايي را به رگبار مي‌بندند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

نگارنده سال 1372 همراه با يك هيئت رسمي به عراق رفته بود. مقصود از آن سفر مذاكره درباره برخي از مسائل فيمابين بود - و البته، از شما چه پنهان نگارنده با شوق زيارت عتبات عاليات كه مخصوصا در آن دوران ناممكن مي نمود در ميان اعضاي چند نفره هيئت جا خوش كرده بود-... و اما، در بازگشت، همراه با ميزبانان عراقي وارد بصره شديم و بعد از استقرار در هتل، قرار شد كنار اروندرود قدمي بزنيم... در كناره رود با فاصله چند متر از يكديگر، مجسمه هايي از سربازان عراقي نصب شده بود كه با دست راست خود به آن سوي رود- يعني ايران- اشاره مي كردند. از «عامر سعيد» مسئول هيئت عراقي پرسيدم، اين مجسمه ها چه مي گويند؟ و او كه انتظار اين سؤال را نداشت با شتابي آميخته به لكنت پاسخ داد، مي گويند برادران ما در آن سوي رود كشته شده اند! نگارنده به او گفت؛ ما هم در ايران مجسمه هاي مشابهي مي سازيم كه با حيرت دست خود را به دندان مي گزند. عامر سعيد پرسيد، آنها قرار است چه بگويند؟ جواب دادم؛ به سربازان شما مي گويند، اصلا براي چه به اين طرف رود آمديد كه كشته شويد؟!... آن روزها، قطعنامه 598 از سوي هر دو كشور پذيرفته شده و در آن قطعنامه از دولت عراق به عنوان آغازكننده جنگ ياد شده بود...

¤¤¤

«كشورهاي عضو ائتلاف به ويژه آمريكا كه نظاميان آنها در عراق خون داده اند حق دارند بر روند تحولات سياسي اين كشور نظارت كنند» رايس وزير امور خارجه آمريكا كه به اتفاق جك استراو همتاي انگليسي خود بعد از حضور سرزده در عراق و ملاقات با مقامات اين كشور در يك كنفرانس مطبوعاتي شركت كرده بود با اعلام مطلب فوق دخالت در تعيين دولت عراق را حق آمريكا و متحدانش دانست و جك استراو نيز با تاييد اظهارات رايس گفت؛ آمريكا بيش از 2000 و انگليس بيش از 100 كشته در عراق داده اند بنابراين حق دارند در شكل گيري دولت و تحولات سياسي عراق دخالت كنند!

اظهارات مشترك رايس و استراو، اگرچه به ظاهر از موضع قدرت ابراز شده ولي در بطن و درون خود از استيصال و درماندگي اين دو كشور اشغالگر در عراق حكايت مي كند. هنوز افكار عمومي جهانيان، عربده هاي بوش را به خاطر دارد كه در توجيه حمله نظامي به عراق از اهدافي چون، «انهدام سلاح هاي كشتار جمعي در اين كشور، گسترش دموكراسي و مقابله با تروريسم» ياد مي كرد و بلر نخست وزير انگليس كه به قول يكي از نمايندگان پارلمان اين كشور، نقشي بيش از «سگ بوش» ندارد، همراهي انگليس با آمريكا در حمله نظامي به عراق را براي تامين صلح جهاني ضروري مي دانست! اما...

امروز كه طشت رسوايي آمريكا و انگليس در دموكراسي خواهي با سر و صدا از بام افتاده، سلاح كشتار جمعي مورد ادعاي آنها در عراق يافت نشده و نشانه هاي غيرقابل ترديدي از دخالت آنان در اقدامات تروريستي در عراق فاش شده است، وزراي خارجه دو كشور اشغالگر، براي توجيه اشغالگري و دخالت باج خواهانه خود در عراق به اين استدلال مسخره روي آورده اند كه «سربازان آمريكايي و انگليسي در عراق خون داده اند بنابراين آمريكا و انگليس حق مداخله در امور سياسي عراق را دارند»!...

به يقين افكار عمومي جهانيان، براي اين پرسش ها پاسخ مي خواهند كه؛

الف: آمريكا و انگليس چرا به عراق حمله كردند كه خون سربازان آنها ريخته شود؟!

ب: تعداد مردم بي گناهي كه در حمله اشغالگران به عراق جان باخته و قتل عام شده اند بيش از صدها برابر سربازان به هلاكت رسيده آمريكا و انگليس است و با اين حساب، مردم عراق حق بيشتري براي دخالت در امور سياسي آمريكا و انگليس دارند.

ج: با توجه به اثبات بي اساس بودن ادعاي اشغالگران درباره سلاح هاي كشتار جمعي عراق و افتضاح غيرقابل انكار دموكراسي خواهي آنان، به هلاكت رساندن سربازان آمريكايي و انگليسي حق طبيعي و قانوني مردم عراق بوده است ولي قتل عام مردم عراق هيچ نامي جز جنايت وحشيانه ندارد.

بنابراين، بايد از خانم رايس و آقاي جك استراو پرسيد، خون به حق ريخته نظاميان اشغالگر چگونه مي تواند، براي اشغالگران جنايتكار حق دخالت در امور سياسي كشور اشغال شده را درپي داشته باشد؟ و در كدام نظام حقوقي و قانوني اگر هنگام حمله چند سارق مسلح به يك خانه، يكي از آنها آسيب ديده و يا به هلاكت برسد، خون او مي تواند براي سارقان مسلح منشأ و مبناي حق و حقوقي باشد؟!

... و بالاخره، استدلال مسخره وزراي خارجه آمريكا و انگليس مي تواند به عنوان يك هشدار جدي براي برخي از مسئولان كشورمان نيز تلقي شود و آنان را به خود آورده كه قرار است با چه كساني درباره امنيت عراق به مذاكره بنشينند و مي خواهند در اين مذاكره چه بگويند؟!... البته با توجه به اظهارات رايس و استراو، مي توان حدس زد كه آنچه از طرف مقابل مي شنوند، چه خواهد بود؟!...

حسين شريعتمداري

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

روزنامه گاردین در مقاله ای با تاکید بر ضرورت اینکه رژیم منع گسترش سلاحهای هسته ای باید در تمام جهان فراگیر شود، درباره تبعات هرگونه اقدام نظامی آمریکا به ایران به سبب توانمندی های دفاعی این کشور در دفع این تجاوز هشدار داده شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 
 خلاف جوسازی های آمریکا که رزمایش پیامبر اعظم(ص) در آبهای خلیج فارس را سبب نگرانی کشورهای عربی منطقه اعلام کرده است،عربستان تاکید کرد که هیچ گونه نگرانی از بابت برگزاری این رزمایش ندارد و تهران هرگز تهدیدی برای همسایگانش به شمار نمی رود.

به گزارش خبرگزاری مهربه نقل از رویترز، سعود الفیصل وزیر امور خارجه عربستان در یک کنفرانس خبری درباره موضع کشورش در قبال رزمایش مشترک نیروهای سپاه وارتش جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس اظهارداشت: "این اولین بار نیست که آنها (ایران) دست به رزمایش می زنند"ما اعتقادی به این مسئله که آنها تهدیدی برای همسایگان خود محسوب می شوند، نداریم  ".
وی در این کنفرانس خواستار خاورمیانه عاری از تسلیحات کشتار جمعی شد .
وزیر امورخارجه عربستان همچنین خاطر نشان کرد که " ما خطری در دستیابی ایران به علوم انرژی برای اهداف صلح آمیز نمی بینیم . بهترین سیاست این نیست که تعداد کشورهای صاحب تسلیحات هسته ای افزایش یابد."
سود الفیصل وزیرامور خارجه عربستان در پاسخ به سوالی درباره مذاکرات احتمالی ایران و آمریکا درباره عراق بیان داشت که همسایگان عراق نباید در امور داخلی این کشور مداخله کنند . وی در این باره تصریح کرد که "به نظر من هر گونه مداخله در امور داخلی عراق نتایج مثبتی در بر نخواهد داشت ". این مقام ارشد عربستانی افزود : ایران یکی از همسایگان عراق است؛ ما در نشستهای خود موافقت کردیم و قول دادیم که در امور داخلی عراق مداخله نکنیم و تنها حامی استقلال و حاکمیت این کشور باشیم. سعود الفیصل ابراز امیدواری کرد که دولت عراق به زودی تشکیل شود و دولت آتی بتواند چرخه خشونت در این کشور را متوقف و ثبات را برقرار کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

نفوذ خاورميانه اي ايران به تدريج ابعادي ويژه و كاملاً منحصر به فرد به خود خواهد گرفت. اصل اين نفوذ هيچ گاه مورد ترديد نبوده و بازيگران مختلفي كه به هر دليل گذرشان به اين منطقه افتاده همواره از عمق و ميزان تاثير آن پرسش كرده اند نه از اصل آن. منتها ابعاد و ويژگي هاي آن تحت تاثير نظم خاورميانه اي جديدي كه در حال شكل گيري است -و همه اين روزها بوي آن را مي شنوند- عميقاً در حال دگرگوني است. بيش از دو و نيم دهه پيش انقلاب اسلامي ايران نيرويي به نام «اسلام انقلابي» را در منطقه خاورميانه آزاد كرد و آن نيرو در طول اين سال ها مردان و زناني را پرورده است كه اكنون تازه تازه به عنوان نسل جديدي از اسلامگرايان در حال بدل شدن به بازيگران سياسي بي رقيب منطقه هستند. نظم خاورميانه اي جديد، حول اين نيروها در حال شكل گيري است و رفته رفته هرچه اين نظم نوين جان بيشتري بگيرد و قوت و استحكام افزون تري بيابد، ماهيت و ابعاد نفوذ منطقه اي ايران -به عنوان مهم ترين حامي و منبع الهام بخش اسلامگرايان خاورميانه اي- نيز دستخوش تحولاتي بي مانند خواهد شد. اسلامگرايان انقلابي طي سال هاي پس از انقلاب اسلامي همواره مورد حمايت ايران بوده اند و جمهوري اسلامي را چونان غايت قصواي فعاليت انقلابي خود مي نگريستند. ايران هم منبع الهام بخش و اميدزاي آنها بوده و هم به هنگام دشواري ها پناهگاه و مددكارشان. به مورد عراق توجه كنيد: روزي كه صدام -در اوج حمايت هاي غرب و در رأس همه آمريكا- معارضين عمدتاً شيعه عراقي را از كشورشان اخراج كرد، هيچ يك از كشورهاي منطقه -كه آن روزها تقريباً تمامي آنها در حمايت از صدام از خود بي خود شده بودند- حاضر به پذيرش آنها نشدند. تقريباً تمامي آن معارضان آواره به ايران آمدند. در ايران زندگي كردند، درس خواندند، امنيتشان تأمين شد و حالا به كشور خود بازگشته اند. مسلم است كه حاكمان امروز عراق -يا همان معارضين سال هاي دهه 60 و 70- آن روزها را به سادگي از ياد نخواهند برد. مجاهدين افغاني، نيروهاي جهادي در فلسطين، مقاومت اسلامي در لبنان و بسياري نيروهاي سياسي كوچك و بزرگ ديگر كه در جاي جاي منطقه خاورميانه پراكنده اند، همگي وضع و حالي مشابه دارند. در تمام روزهاي پر از رنج و دشواري كه آنها از يك سو با ديكتاتورهايي خونريز كه جناياتي در ابعاد نسل كشي پيش پا افتاده ترين ترتيبات امنيتي آنها محسوب مي شد، درگير بودند و از سوي ديگر كوشش مي كردند از درد و رنج مردم ستمديده خود چيزي بكاهند، ايران در كنار اين مردان و زنان باايمان ايستاده بود و به خاطر اين ايستادگي هزينه هاي فراواني نيز پرداخت. اكنون دوران آن پيوستگي انقلابي ميان ايران اسلامي و دوستانش در منطقه خاورميانه نه تنها به سر نيامده بلكه به نظر مي رسد در حال ورود به مرحله اي كاملاً جديد است؛ مرحله اي كه به آساني مي توان آن را يك انقلاب منطقه اي نام نهاد. گروه هاي هوادار ايران در منطقه خاورميانه تا ديروز اغلب نيروهايي كاملاً مردمي و سرگرم مبارزه، اما بي بهره از هرگونه موقعيت رسمي سياسي بودند. اين گروه ها به دليل محدوديت هاي شديدي كه از ناحيه حاكمان مستبد و وابسته حاكم بر كشورهاي منطقه بر حضور آنها در صحنه سياسي تحميل شده بود، هرگز حتي اجازه ثبت رسمي عنوان خود به عنوان يك بازيگر سياسي و به تبع آن تاسيس دفتر، عضوگيري و فعاليت علني سياسي نمي يافتند. علاوه بر اين، يك حقيقت ديگر هم اين بود كه شايد عامه مردم منطقه نيز در مقاطعي هنوز آگاهي چنداني از اهداف و شيوه فعاليت اين گروه ها نداشتند. امروز تمامي اين شرايط دگرگون شده است. اگر تا ديروز گروه هايي عمق استراتژيك ايران در منطقه را مي ساختند كه وضعيت حقوقي آنها در ساخت قدرت كاملاً نامشخص بود، امروز مي توان ديد آن گروه ها تقريباً در هر مكاني كه مجال فعاليت سياسي آزادانه يافته و خود را در مظان رأي مردم قرار داده اند، بدون استثنا پيروز ميدان از آب درآمده اند. امروز به اعتراف استراتژيست هاي آمريكايي پيروز مسلم هرگونه انتخابات آزاد و دموكراتيك در خاورميانه بدون شك اسلامگرايان خواهند بود. به اين ترتيب آنچه اتفاق افتاده اين است كه متحدان ايران، ديگر نه پارتيزان هاي بي بهره از نهاد دولت، بلكه متوليان دولت هايي دموكراتيك با پشتوانه وسيع مردمي هستند. چنين وضعيتي بي گمان هم براي ايران و هم براي گروه هاي متحد آن تجربه اي جديد خواهد بود. ايران در حال گسترش عمق استراتژيك خود تا عميق ترين زواياي ساخت هاي دموكراتيك منطقه است؛ اين آن انقلابي است كه نظم خاورميانه اي جديد با محوريت ايران از دل آن بيرون خواهد آمد. ايران براي نخستين بار «دولت»ها را متحد خود مي بيند كه گروه هاي بي نصيب از سپهر سياست را. مديريت اين فضا البته آسان نيست ولي اين مقدار روشن است كه استحكام نفوذ ايران در منطقه با روي كار آمدن دولت هاي متحد آن صدها بار بيشتر از زماني خواهد بود كه ايران صرفاً حامي چند گروه حاشيه اي و كاملاً دورافتاده از ساخت سياسي بود. متحدان ايران در افغانستان، عراق، فلسطين و -تا حدودي- لبنان امروز صاحبان دولتند. دولت هايي كه اگرچه عموماً از جانب ايالات متحده تحت فشارهاي شديد قرار دارند، ليكن تلاش مي كنند اين برخوردهاي ظالمانه را با اتكاي بيشتر به مردم خود جبران كنند. به آمريكايي ها هم بايد حق داد، آنها ساليان دراز جدي ترين حامي دژخيم ترين ديكتاتورها در منطقه بوده اند. حالا هم كه تحت لواي پروژه دموكراسي سازي در خاورميانه از ديكتاتورها -به ظاهر- روي برگردانده اند، خود اين پروژه كار دستشان داده است. در واقع نظم جديد خاورميانه اي كه به شكل گيري نوعي ژئوپلتيك ايراني در منطقه منجر شده، از جنبه اي اساسي زاييده طراحي هاي اشتباه آمريكا در منطقه است. آمريكايي ها شعري به نام «دموكراسي سازي» گفته و در قافيه اش مانده اند. هرگونه دموكراسي واقعي يعني برگزاري انتخابات آزاد و عادلانه در منطقه به روي كار آمدن راديكال ترين طيف هاي اسلامگرا يعني نزديك ترين متحدان ايران منجر خواهد شد. دموكراسي دروغين از قبيل تقلب در انتخابات يا محدود ساختن رأي دهندگان هم كه احتمالاً به آبروريزي اش نمي ارزد چون كسي زير بار آن نخواهد رفت. به اين ترتيب تا آنجا كه به ايالات متحده مربوط مي شود، اين معامله از هر دو سو ضرر است و براي ايران از هر دو جهت برد. گروه هاي مورد حمايت ايران حال كه از عسرت سياسي خارج شده اند و در حال به دست گرفتن كارها در گوشه گوشه خاورميانه هستند، بي ترديد مايل خواهند بود نسخه ايران را در سرزمين هاي خود بومي كنند. آنها اكنون و در روزگار خوشي، مسلماً كشوري را كه در هنگامه رنج و محنت كنار آنها ايستاده، از ياد نخواهند برد. آمريكايي ها بخواهند يا نه، جز اين كاري نكرده اند كه الگوي انقلاب اسلامي را تكثير كنند و به دست خود، بزرگترين هماوردشان را بدل به قدرت بي رقيب حساس ترين منطقه جهان سازند. فرصت هاي بزرگي در دل اين نظم جديد خوابيده است. فرصت هايي كه بعضي از آنها را ما ساخته ايم و بعضي ديگر را اشتباهات حريف.

يادداشت کیهان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

کارشناسان و تحلیلگران غرب با آگاهی از تبعات تحریم ایران به خاطر برنامه هسته ای صلح آمیز آن ، به عنوان راهکار به واشنگتن پیشنهاد می کنند تا به شکل مستقیم با ایران مذاکره کند ، چرا که ائتلاف بین المللی در برابر این موضوع بسیار شکننده و متزلزل است به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فایننشال تایمز در تحلیل امروز خود نوشت: پس از هفته ها مشاجره،آمریکا سرانجام از طریق شورای امنیت بیانیه ای را به دست آورد که بر اساس آن از ایران خواسته شده تا برنامه غنی سازی خود را به حالت تعلیق در آورد."جیمز دابینز" James Dobbins و "ری تاکیه" Ray Takeyh نویسندگان این تحلیل به ارزیابی واکنش منوچهر متکی وزیر امور خارجه ایران به این بیانیه اشاره می کنند که متکی این بیانیه را " یک سوء استفاده از مکانیسمهای بین المللی" مطرح و آن را رد کرد.به عقیده "دابینز" و "تاکیه" بحث و مذاکره در نیویورک بر شکنندگی و متزلزل بودن ائتلاف بین المللی و اقتدار اراده ایران برای ادامه برنامه هسته ای اش تاکید کرد.فایننشال تایمز در بخش دیگری خاطر نشان می کند:همچنانکه برنامه هسته ای ایران ادامه پیدا می کند، محرک دیگر برای حل این مسئله وارد شدن به گفتگو و مذاکره است. به هر حال نظر عموم مردم ایران این است که این کشور با داشتن یک تمدن بزرگ و تاریخ طولانی حق دستیابی به توانایی هسته ای را دارد.  به عقده نویسندگان این تحلیل در جهت بررسی و پرداختن هر چه بهتر به پیچیدگیهای مربوط به چالش ایران، واشنگتن باید این مسئله را بداند که سیاست تهدید بی رحمانه ایران با تحریم های اقتصادی و حتی حملات نظامی فقط کسانی را که مخالف این تحریم ها برای برنامه هسته ای ایران هستند، تقویت می کند .فایننشال تایمز به عنوان راهکار مناسب برای مقابله با برنامه هسته ای صلح آمیز ایران به واشنگتن پیشنهاد می کند که باید طرف دیگر معادله را بسازد و آن هم این است که به ایران توضیح دهد که با ترک و کنار گذاشتن همان گزینه هسته ای که هند، پاکستان و رژیم صهیونیستی به طور موفقیت آمیزی انتخاب کرده اند، منافعی را به دست خواهد آورد.به عقیده دابینز و تاکیه، تنها چنین محرکی به ایران و رهبران آن اجازه می دهد تا تعلیق برنامه هسته ای خود را در مقابل تفکر عمومی ناسیونالیستی توجیه کنند،عقیده و احساس عمومی که با تهدیدهای مداوم آمریکا تحریک شده است.در ادامه این گزارش آمده است:سیاست تغییر یافته و تاکتیکی تر آمریکا همچنین بهترین شانس را برای حمایت و نگهداری ائتلاف شکننده بین المللی دارد. پس از سالها مذاکرات بی نتیجه اروپا و در حال حاضر نیز دیپلماسی پر پیچ و خم سازمان ملل،حال زمان آن فرا رسیده است تا دولت بوش بداند که تنها راه برای اقدام علیه ایران از طریق مذاکرات مستقیم با ایران است. با فرض روابط تنش دار ایران با آمریکا ، مذاکره واشنگتن با تهران در مورد بهترین راه ممکن برای ایجاد ثبات در خلیج فارس می تواند به کاهش اشتهای هسته ای ایران منجر شود.مذاکرات آمریکا و ایران در مورد راههایی برای ایجاد ثبات در عراق یک موقعیت ایده آل برای هر دو طرف است، تا این موضوعات را نیز مطرح کنند و اگر درخلال این مذاکرات هر دو طرف نسبت به تمایلات منطقه ای درازمدت دیگری دوباره مطمئن شوند، این مسئله می تواند به مذاکره سازنده تری در مورد موضوع هسته ای ایران در قالب دیگری منجر شود.و اما رابینز و تاکیه بر این مسئله تاکید دارند که مذاکرات دو جانبه نباید نیاز به دیپلماسی چند جانبه را کاهش دهد، بلکه بر عکس باید افزایش دهد. اگر آمریکا، روسیه،چین و سه کشور اروپایی مذاکره با تهران را در مورد مسائل نگران کننده مشترک در مقابل تعلیق فعالیتهای هسته ای ایران پیشنهاد دهند، این مسئله زمینه مناسبی را برای ایران ایجاد می کند.مشارکت آمریکا در این مذاکرات چند جانبه بهترین راه برای متحد نگاه داشتن اعضای شورای امنیت است و فشارها را بر ایران افزایش می دهد . با توجه به گزارش این روزنامه انگلیسی، ذکر این نکته ضروری است که حتی افزایش فشارهای غرب برای کنار گذاشتن برنامه هسته ای صلح آمیز ایران چندان موثر نخواهد افتاد،زیرا اراده و اتحاد ملی در پشت این برنامه صلح آمیز قرار دارد و مردم ایران دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته ای را بر اساس قوانین بین المللی حق مسلم و مشروع کشورشان می دانند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

خبرنگار «بازتاب» گزارش داد: عبدالمالك ريگي، سركرده گروه تروريستي، كه اقدام به چندين فقره قتل و بمب‌گذاري كرده، در حوالي بندر گوادر پاكستان ديده شده است.
بنا بر اظهار برخي منابع، ريگي كه تلاش دارد، خود را حامي برخي اقوام ايراني معرفي كنند، ارتباط‌هاي پنهاني با تعدادي از سرويس‌هاي امنيتي بيگانه برقرار كرده و اين سرويس‌ها نيز به وي وعده داده‌اند كه در ازاي جنايات او در ايران، مبالغ قابل توجهي پول به وي پرداخت كنند.
ريگي پس از قصابي 22 شهروند ايراني در اواخر اسفند ماه گذشته، به منطقه مركزي بين افغانستان و پاكستان سفر كرده و هفته گذشته براي دريافت پاداش خود، به سمت بندر گوادر پاكستان حركت كرده است.
پيش از اين نيز برخي منابع از خيانت عبدالمالك ريگي به نيروهاي سلفي ضدآمريكايي در عراق و لو دادن موقعيت افراد آنان به نيروهاي آمريكايي، از طريق سرويس اطلاعاتي پاكستان خبر داده بودند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وزیر امور خارجه آلمان امروز از آمریکا خواست که در مذاکرات دو جانبه خود با تهران درباره عراق به برنامه هسته ای ایران بپردازد . به گزارش خبرگزاری مهربه نقل از خبرگزاری فرانسه، فرانک والتر اشتانمایر پیش از نشستی با کاندولیزا رایس همتای آمریکایی خود اظهار داشت : مذاکرات مستقیم بین واشنگتن و تهران پتانسیلی برای شکستن بن بست بحران هسته ای ایران است .
وی که روز گذشته برای سفری دو روزه وارد واشنگتن شد، دردیداربا استفان هادلی مشاور امنیت ملی آمریکا این مسئله را مطرح کرد .
وزیر امور خارجه آلمان در جمع خبرنگاران درباره مذاکرات ایران و آمریکا که قرار است در مورد عراق انجام شود، گفت:" بر پایه گزارشها این مذاکرات احتمالی توسط سفیر آمریکا در بغداد با مسئولان ایرانی درباره وضعیت عراق برگزار خواهد شد. وزیر خارجه آلمان تاکید کرد: من توصیه می کنم که موضوعات این مذاکرات نباید تنها به عراق محدود شود، بلکه باید به یکی از اضطراری ترین مسائلی که ما با آن روبرو هستیم مانند، سوء ظن ما به ایران مبنی بر اینکه مخفیانه در صدد دستیابی به تسلیحات هسته ای است، گسترش یابد" . اشتان مایرازآغاز کشمکش ها درآمریکا درباره مذاکره مستقیم این کشور و ایران خبر داد و افزود: اگر ما می گوییم که فشار اروپایی ها بر دولت آمریکا برای شرکت عراقی ها در مذاکرات  وجود دارد، برای بیش از حد ساده کردن اوضاع است . وزیر امور خارجه آلمان همچنین درباره محور گفتگو های خود با رایس اعلام کرد که جدای از مسئله ایران، احتمال آزادی تبعه این کشور که از سال 2002 در گوانتانامو زندانی است و قراردادهسته ای آمریکا و هند نیز مورد بحث و تبادل نظر قرار خواهد گرفت.
قابل توجه اینکه یک منبع آگاه در گفتگو با خبرگزاری مهر اعلام کرد که شنبه آینده ( 19 فروردین ) گفتگوها میان ایران و آمریکا درباره عراق در بغداد و سفارت کشور ثالث انجام خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

هرچند پنتاگون اظهار كرده كه اعلام موفقيت‌هاي اخير ايران در زمينه كسب تكنولوژي موشكي و تجهيزات راداري اغراق‌آميز و بلوف است، اما كارشناسان تسليحاتي، اعتقاد دارند كه ايران براي بستن تنگه هرمز به تكنولوژي چندان پيشرفته، نياز ندارد و به راحتي مي‌تواند اين كار را انجام دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

از نظر قابليت و توانمندي بين مسعود مرادي و دو داور ديگر آسيايي شك ندارم و حتي بسيار تعجب كردم كه القمدي از عربستان را براي داور رزرو آسيا انتخاب كردند ولي نامي از مسعود مرادي نيست و بي شك ملاحظات منفي ديپلماسي در كار بود كه موجب شد مرادي در جام جهاني حضوري نداشته باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) افشا کرد که نیروهای ائتلاف در حال هزینه کردن میلیونها دلار هستند تا حداقل شش " پایگاه دائمی" را در عراق ایجاد کنند  به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از روزنامه ایندیپندنت، افشای این مسئله نشان می دهد که نظامیان آمریکایی و انگلیسی در درازمدت در عراق حضور خواهند داشت.به گفته منابع پنتاگون(وزارت دفاع آمریکا) نیروهای انگلیسی اداره یکی از این پایگاهها را بر عهده خواهند داشت.به گزارش ایندیپندنت، اززمانی که جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا در1 می سال 2003 ادعا کرد که " عملیاتهای مهم مبارزه " درعراق پایان خواهد یافت، بحث و گفتگوها روی این مسئله تمرکز یافت که عقب نشینی این نیروها با چه سرعتی صورت خواهد گرفت. اما آمریکا و انگلیس می گویند که نیروهای آنها تا زمانی که وظیفه آنها در این کشور تمام شود، در عراق باقی خواهند ماند.این در حالی است که در حال حاضر آمریکا 130 هزار نظامی و انگلیس در حدود 8 هزار نظامی خود را در این کشور مستقر کرده است." جوزف بریسل" سخنگوی ارشد ستاد های فرماندهی نیروهای ائتلافی در عراق در گفتگو با ایندیپندنت گفت:" برنامه کنونی این است که نقش نیروهای ائتلافی در عراق کاهش یابد و این اقدام به شکل ایجاد شش پایگاه است که چهار پایگاه توسط آمریکا اداره می شود."وی افزود:" درحال حاضرمن هیچ اطلاعاتی ندارم که دو پایگاه باقی مانده توسط چه کشوری اداره خواهد شد، با این وجودفرضیه من این است که حداقل یکی از این پایگاهها توسط انگلیسها اداره خواهد شد."با این وجود پنتاگون می گوید که تعداد پایگاههای آمریکا را از 110 پایگاه در سال گذشته تا 75 پایگاه کاهش داده است. برخی تحلیلگران بر این باورند که تمایل برای ادامه حضور نظامی آمریکا در عراق همواره یکی از دلائل مخفی حمله سال 2003 بوده است."جوزف گرسون" تاریخ نویس آمریکایی در این باره گفت:" دولت بوش می خواهد که حضور طولانی مدتی در عراق داشته باشد.
به گفته وی، آمریکا از سالها پیش در جستجوی استفاده از ابزارمختلفی بوده است تا مطمئن شود که بر منطقه حکومت می کند. "بوش و بلر که بر خلاف قوانین بین المللی و خواست افکار عمومی جهان، با حمله به عراق، این کشور را اشغال کردند، همچنان بر ادامه حضور نظامیان آمریکایی و انگلیسی برای رسیدن به اهداف و منافع خود تاکید کرده اند، این در حالی است که مخالفتهای مردمی در آمریکا و انگلیس با ادامه حضور نظامیان این دو کشور در عراق روز به روز گسترش می یابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

عملیات پیشرفته جنگ ضد الکترونیک عصر امروز در منطقه عمومی رزمایش مشترک پیامبر اعظم(ص) در شمال غربی خلیج فارس با موفقیت اجرا شد.در این عملیات با فعال شدن همه دستگاههای اختلال الکترونیکی، سیستم های هدایت عملیات دشمن فرضی برای ساعاتی مختل شد.بر اساس این عملیات درصورت استفاده دشمن از عملیات ضدالکترونیک، عملیات بالاتر ضد الکترونیک نیروهای خودی اجراخواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وزرات دفاع آمریکا در واکنش به رزمایش نظامی ایران در آبهای خلیج فارس بدون اعتراف به قدرت وتوانمندی های بالای دفاعی این کشور اعلام کرد که ایران به طور مداوم در صدد بهبود سیستم های تسلیحاتی خود بوده است، اما این کشور در تلاش است در این زمینه اغراق کند. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزرای فرانسه و آسوشیتدپرس، یک سخنگوی پنتاگون مدعی شد:" ایران ممکن است در این باره که سیستمهای رادارگریز خود را توسعه داده است و می تواند مانع از هدف قرار دادن این موشک ها شود، اغراق کرده باشد."این واکنش در پی آن صورت گرفت که ایران در رزم آیشی در خلیج فارس، اقدام به آزمایش اژدرهای پیشرفته و رادار گریز کرده است."وایل ویتمن"  درعین حال اعتراف کرد که ایران در برنامه های نظامی خود می تواند گامهای را برداشته باشد.این سخنگو با اعتراف به اینکه "ممکن است که ایران در تجهیزات رادار گریز، هدف گیر و همچنین توانایی های فنی و تکنیکی بیشتر در صدد افزایش توانمندی خود در برداشتن گامهای بزرگ بر آمده باشد" مدعی شد که آنها(ایرانی ها) در اظهاراتش اغراق می کنند.ویتمن ادعا کرد: "تهران در رابطه با موشکهای بالستیک به عنوان اولین سیستم بازدارنده حملات و اینکه بیشترین تعداد اینها را در خاورمیانه دارد، اغراق کرده است." وی همچنین گفت که آزمایش این موشک تعجب آور نیست، در چند سال گذشته ایران به آزمایش موشکهای میان برد ادامه داده و موشکهای ضد ناو را نیز آزمایش کرده است.این سخنگو اعتراف کرد: ما می دانیم ایرانی ها  با استفاده از توانمندی بومی و همچنین با  توانمندی خارجی معمولاً در تلاش بودند تا سیستم نظامی را بهبود ببخشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 فروردین1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: