تبليغاتX
عدالتخواهان

خبرنگار: به عنوان كسي كه شش بار طي سه سال اخير به خاورميانه و عراق سفر كرده‌ام، معتقدم عملكرد آيت‌الله سيستاني، به رغم همه كارهايي كه براي عراق انجام داده است، هميشه در كنار قدرت بوده و هيچ‌گاه مانند ولايت فقيه ايران در رأس حكومت نبوده است، به نظر شما، چه تفاوتي بين ديدگاه حوزه قم كه ولايت فقيه را ايجاد كرد و حوزه نجف كه آيت‌الله سيستاني از آن برخاسته، وجود دارد؟
فؤاد صادقي: به نظر مي‌رسد كه شما نيازمند مطالعه دقيق‌تري درباره روحانيت شيعه هستيد؛ روحانيت شيعه، ساختاري بسيار پيچيده و حسابگرانه دارد و به همين دليل در شرايط متفاوت، عملكردي متفاوت دارند. آيت‌الله خميني تا اواخر سال 1977 و حدود يك سال پيش از سرنگوني رژيم شاه، صحبتي از انقلاب و تشكيل حكومت اسلامي در ايران نكرده بود و حتي نظريه ولايت فقيه وي كه بعدها مبناي تشكيل حكومت شد، نه در حوزه قم، بلكه در پانزده سالي كه در حوزه نجف حضور داشت، تدوين شد. در مقابل، آيت‌الله سيستاني هم كه شاگرد مكتب آيت‌الله خويي به شمار مي‌رود، هم تاكنون بسيار هوشمندانه عمل كرده و پيش از آن‌كه قدرت وي و جايگاهش تثبيت شود، اقدامي نكرده است.

خبرنگار: من در سال 1991 و پس از جنگ اول آمريكا در عراق بودم و در كوفه به محل اقامت آيت‌الله خويي رفتم و در آنجا با پسر وي ملاقات كردم؛ ديدگاه‌هاي آيت‌الله خويي نيز با ولايت فقيه بسيار متفاوت است.
فؤاد صادقي: حتي آيت‌الله خويي كه مشهور به عدم اعتقاد به ولايت فقيه بود، زماني كه پس از انتفاضه مردم عراق در سال 1991، شيعيان توانستند كنترل چند شهر كوچك عراق را به دست گيرند، براي اين شهرها حاكم شرع تعيين كرد؛ كاري كه امام خميني(ره) تا زمان سرنگوني كامل رژيم شاه در ايران، آن را انجام نداد. پس مي‌بينيد ارتباط روحانيت شيعه با سياست و حكومت، بسيار پيچيده و فراتر از نظريه ولايت فقيه است؛ همان‌گونه كه پس از سقوط صدام، آيت‌الله سيستاني ابتدا ساكت بود و سپس خواستار انتخابات شد و بعد در تدوين قانون اساسي اعلام نظر كرد و اكنون با زيركي، مانع فروپاشي ائتلاف شيعيان شده و از مهم‌ترين عوامل تشكيل دولت جديد عراق، هشدار ايشان براي ثبات در اين كشور است.

خبرنگار: اما اين با رابطه‌اي كه آيت‌الله خميني و روحانيت ايراني با حكومت دارند، متفاوت است.
فؤاد صادقي: بله، شما حتما مي‌دانيد كه امام خميني با رهبري خود، حكومت پيشين ايران را سرنگون كرد، اما آمريكايي‌ها براي آيت‌الله سيستاني و عراق، صدام را سرنگون كردند. بيش از 90 درصد مردم ايران، هوادار و پيرو امام خميني(ره) بودند، اما اكنون در عراق 20 درصد عرب سني كه دويست سال حكومت كردند، وجود دارد و 20 درصد هم كردهاي مسلح هستند و 20 درصد از شيعيان نيز سكولار يا هوادار احزاب و گروه‌هاي غير از هواداران آيت‌الله سيستاني هستند و وي تنها با اتكا به 40 درصد از هواداران، عراق را رهبري مي‌كند و به گونه‌اي عمل كرده كه در حال حاضر، بدون ترديد، رهبر بدون رقيب جامعه عراق است؛ پس شرايط آيت‌الله سيستاني با امام خميني تفاوت دارد. وي بايد به گونه‌اي عمل كند كه عراق به عقب بازنگردد، اما شما مطمئن باشيد، ده سال بعد كه ارتش آمريكا ديگر در عراق وجود ندارد و شيعيان به وحدت و نزديكي بيشتري رسيدند، عملكرد مرجعيت شيعه با امروز تفاوت خواهد داشت.

خبرنگار: اما عراق با ايران تفاوت دارد. شما ولايت فقيه و شوراي نگهبان داريد، اما در عراق، تنها اين اصل در قانون اساسي وجود دارد كه قانوني نبايد عليه و مغاير با اسلام باشد و تشخيص آن هم به عهده شوراي نگهبان نيست.
فؤاد صادقي: اين به شرايط امروز عراق بازمي‌گردد. آيت‌الله خميني، رهبر بلامنازع ايران بود و هيچ رقيبي براي وي وجود نداشت، همان‌گونه كه آيت‌الله سيستاني در عراق امروز رقيبي ندارد، اما همان‌طور كه پس از امام خميني، انتخاب رهبري فرايندي پيچيده و نيازمند رأي‌گيري و مكانيزم بود، پس از آيت‌الله سيستاني نيز، شيعيان عراق، نيازمند فرايندي براي انتخاب مرجعيت اصلي شيعه هستند. پس شما مطمئن باشيد در عراق هم طي سال‌هاي بعد، نهادهايي براي اين موضوع تشكيل مي‌شود و اين از خواص روحانيت شيعه است. روحانيت شيعه طي هزار سال گذشته و در حالي كه همواره در اقليت و تحت فشار بوده، توانسته است با انعطاف، خود را حفظ كند و جلوي نابودي جامعه شيعه را بگيرد؛ برخلاف عده‌اي كه به رغم داشتن اكثريت و قدرت با مواضع تند يا منزوي و حساب‌نشده، به وضعيت بدون اثر امروز رسيده‌اند و تنها چند گروه تروريستي همچون «القاعده» مدعي آنها هستند. در ايران نيز حتي پس از سرنگوني شاه و پيروزي انقلاب، امام خميني با ورود روحانيت به كادرهاي اجرايي مخالف بود و خود حتي تا يك سال پس از رهبري به قم رفت، اما شرايط و مشكلات باعث شد تا وي با ورود روحانيون به حكومت موافقت كند.

خبرنگار: هم‌اكنون كه ديگر آن مشكلات وجود ندارد، آيا ولايت فقيه و رهبري ايران، نمي‌تواند به قم بازگردد و در حكومت دخالت نكند؟
فؤاد صادقي: حتي امروز نيز رهبري مسئوليت اجرايي ندارد، رئيس‌جمهور از سوي مردم انتخاب مي‌شود و همچنين نمايندگان و نيمي از اعضاي شوراي نگهبان نيز توسط مردم انتخاب مي‌شود، نقش رهبري در شرايط كنوني ايران، يك متعادل‌كننده كلي جامعه و جمهوري اسلامي است و اگر رهبري اين نقش را ايفا نكند، خود شما از اتفاقاتي كه خواهد افتاد به شدت نگران خواهيد شد.

خبرنگار: منظور شما، چگونه اتفاقاتي است؟
فؤاد صادقي:
مثلا رهبري در سال 2004 دستور توقف حكم اعدام آقاجري، يكي از روشنفكران اصلاح‌طلب را صادر كرد و يا در پرونده هسته‌اي، فتواي رهبري جلوي هرگونه حركت به سمت تسليحات اتمي را گرفته است.

خبرنگار: اگر رهبري در پرونده هسته‌اي مخالفت نمي‌كرد، چه اتفاقي مي‌افتاد؟
فؤاد صادقي: گروه‌هاي بنيادگرا و تندروي در ايران وجود دارند كه معتقد به خروج از «NPT» هستند و مي‌گويند: وقتي دشمنان و رقباي ما بمب اتم دارند، چرا ما نداشته باشيم، اما رهبري مي‌گويد: بمب اتم، خلاف اعتقادات ما و سلاحي عليه ملت‌هاست، نه دولت‌ها، چراكه قرباني آن، مردم بي‌گناه هستند، نه دولتمردان دشمن ما كه در پناهگاه‌هاي امن جاي دارند.

يا در موضوع اسرائيل، وقتي جنجال‌ها و شايعات درباره حمله ايران به اسرائيل و محو آن بالا گرفت، رهبري گفتند: آتش زدن نيمي از اسرائيل و به آب ريختن يهوديان، ايده «جمال عبدالناصر» و «صدام حسين»، دو رهبر ناسيوناليست عرب بوده و جمهوري اسلامي، تنها خواهان يك دمكراسي سالم و خالص در فلسطين است كه طي آن، مسلمانان، يهوديان و مسيحيان به صورت برابر در كنار هم زندگي كنند.

خبرنگار: به نظر شما آيا جهان بر اساس سخنان معتدل و منطقي آيت‌الله خامنه‌اي، نسبت به ايران قضاوت مي‌كند يا بنا بر مواضع تند آقاي احمدي‌نژاد؟
فؤاد صادقي: غرب بر پايه منافع خود درباره ايران قضاوت مي‌كند. تا سال پيش كه آقاي خاتمي به عنوان يك روشنفكر اصلاح‌طلب در ايران رئيس‌جمهور بود، غرب ايران را عضو «محور شرارت» معرفي مي‌كرد و مي‌گفت: رئيس‌جمهور در ايران قدرتي ندارد و قدرت در دست رهبري و روحانيون است. اكنون كه آقاي احمدي‌نژاد مواضع تندتري از آقاي خاتمي در برابر غرب دارد، شما مي‌گوييد كه رهبري قدرت زيادي ندارد و رئيس‌جمهور تعيين‌كننده است. پس رسانه‌ها و دولت‌هاي غربي بر پايه منافع خود درباره ايران قضاوت مي‌كنند، نه بر اساس حقايق.

خبرنگار: پاسخ شما قوي بود. پرسشي ديگرم راجع به آقاي احمدي‌نژاد است. مي‌گويند: وي عضو حجتيه است و مي‌خواهد با ساخت بمب اتم و حمله به ديگر كشورها، جهان را براي بازگشت حضرت مهدي(عج) آماده كند.
فؤاد صادقي: انجمن حجتيه برخلاف نظر شما، گرايش سكولاريستي در شيعه است كه بيش از سي سال سابقه دارد. به اعتقاد آنان با پر شدن جهان از ظلم و فساد، زمينه ظهور حضرت مهدي(عج) آماده مي‌شود؛ بنابراين، آنان با هر حركت اصلاح‌گرانه و حكومت ديني، مخالفند و به همين دليل با انقلاب اسلامي هم مخالف بودند. تا آنجا كه امام خميني(ره)، حملات سختي را عليه آنان انجام داد و در سال 1987 پيام شديدي عليه آنان صادر كرد. ديدگاهي كه شما مطرح مي‌كنيد، به مواضع بنيادگراها نزديك‌تر است، اما بايد به شما بگويم كه آقاي احمدي‌نژاد، نه عضو انجمن حجتيه است و نه بنيادگراست. اتفاقا بنيادگرايان از برخي مواضع وي مانند ورود زنان به ورزشگاه و برخورد نكردن با بدحجابي به شدت ناراحتند و حتي مراجع تقليدي كه طي هشت سال كه آقاي خاتمي مرتب شعار آزادي مي‌داد، عليه وي فتوي ندادند، يكباره عليه دستور آقاي احمدي‌نژاد، فتوي دادند. وي بيشتر يك مردم‌گرا (popular) و به دنبال مواضعي است كه مردم و توده‌ها از آن استقبال كنند. مواضع ضدغربي او به اين خاطر است كه آقاي هاشمي و آقاي خاتمي از مذاكره و نزديكي با غرب چيز زيادي به دست نياورده‌اند و مردم ايران از اين‌كه در معامله با غرب بازنده شده‌اند، ناراحتند. اگر وي احساس كند كه ممكن است حركت وي به سمت غرب با موفقيت همراه مي‌شود، احتمالا اين كار را انجام خواهد داد، همان‌گونه كه براي اولين بار، به بوش نامه نوشت.

خبرنگار: آقاي احمدي‌نژاد در برابر غرب چگونه عمل مي‌كند؟
فؤاد صادقي: ديپلماسي آقاي احمدي‌نژاد در برابر غرب، يك ديپلماسي رسانه‌اي و مبتني بر جريان افكار عمومي است و بيشتر در سخنراني‌ها و مسائل علني متمركز است. البته شما مي‌دانيد كه همه ديپلماسي جمهوري اسلامي در اين خلاصه نمي‌شود.

خبرنگار: آيا موافقت با مذاكره با آمريكا، تصميم ‌آقاي احمدي‌نژاد بود؟
فؤاد صادقي: اگر رؤساي ‌جمهور ما در ايران قدرت چنين تصميم‌گيري را داشتند، مطمئن باشيد آقاي هاشمي و آقاي خاتمي تاكنون با آمريكا مذاكره كرده بودند. موافقت با مذاكره با آمريكا، توسط رهبري انجام مي‌شود، اما شما بايد بدانيد كه ديپلماسي آيت‌الله خامنه‌اي، ديپلماسي رسانه‌اي نيست، بلكه مبتني بر منافع ملي است و اگر وي احساس كند آمريكا امتيازات قابل توجهي به ايران نخواهد داد، هرگز مذاكره انجام نخواهد شد. آيت‌الله خامنه‌اي، ويزاي تهران را ارزان به كسي نخواهد فروخت و شما بايد هزينه آن را پرداخت كنيد. پس اگر دولت آمريكا مي‌خواهد مشكلش در خاورميانه حل شود، بهتر است به جاي جوسازي‌هاي رسانه‌اي به فكر دادن امتيازات متقابل به ايران باشد.

خبرنگار: متأسفم از اين‌كه مي‌بينم شيعيان بسياري در عراق هر روز كشته مي‌شوند و علمايي كه كشته شدن سني‌ها را محكوم مي‌كنند، در برابر قتل عام شيعيان ساكتند؟
فؤاد صادقي: كشتار شيعيان به خاطر افراطي‌گري مذهبي سلفي‌ها، حادثه تازه‌اي نيست. صدها سال است كه شيعيان قرباني يك نسل‌كشي مذهبي هستند. تعجب ما از مواضع غرب است كه در حالي كه شعار دمكراسي و حقوق بشر سر مي‌دهد، از تروريست‌ها حمايت مي‌كند. شما به دولت‌ها و گروه‌هايي كه حامي و مجري تروريسم هستند، قدرت، پول و اسلحه مي‌فروشيد و شيعيان را كه قرباني تروريسم هستند، محكوم مي‌كنيد؛ محفلي كه از آن بن‌لادن و 11 سپتامبر برخاست، محفلي نزديك به خانواده بوش است، شما به آنان گل مي‌دهيد و آنان براي شما بمب مي‌فرستند، ما براي شما آرزوي صلح داريم و شما براي شيعيان دشنام و تهديد ارسال مي‌كنيد؛ اين پارادوكسي است كه ما را شگفت‌زده كرده است.

خبرنگار: منظور شما خانواده سعودي است؟
فؤاد صادقي: بله و نه تنها دربار سعودي، بلكه شيخ‌نشين‌هاي خليج فارس و بسياري از دولت‌هاي عربي همچون اردن و مصر، كه حامي و مشوق سياسي و مالي و امنيتي كشتار شيعيان در عراق هستند و دولت شما در برابر اين جنايت‌ها تنها لبخند مي‌زند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در ساعت بيست و دو و سي دقيقه دوشنبه اول خردادماه شبكه چهار سيما در برنامه آواي ايراني به تجليل از ركن الدين مختاري مشهور به سرپاس مختاري جنايتكار دوره رضاخان پهلوي و صادركننده دستور قتل مرحوم مدرس پرداخت، سرپاس مختاري در دوره رياست خود بر شهرباني صدها نفر را در زندان ها، تبعيدگاهها و شكنجه گاهها كشت و يا به سكته هاي قلبي فرمايشي مبتلا ساخت. ترور ميرزاده عشقي، مرگ حاج آقا اسمعيل عراقي نماينده دوره يازدهم مجلس شورا و فرخي يزدي و دهها انسان بي گناه ... و در نهايت صدور دستور كتبي قتل مرحوم مدرس با عمامه خودش از فرامين جنايتكارانه ركن الدين مختاري بود. وي قاتل همه وطن پرستان بود و حمايت و تطهير وي با نام هنرمند با منش آنانكه در هر جناحي حب وطن يا آزادگي دارند مغاير است. در اين برنامه مضحك و شرم آور حضور سرپاس مختاري در انجمن فراماسوني اخوت و مطربي در آن به تمجيد بسيار گفته مي شد و هر از گاهي ذكر خير سرپاسبان از زبان جمعي از اهل منقل و وافور ذكر مي گرديد و در نهايت پيرنياكان شادي روان او را از خداوند متعال درخواست كرد. تجليل از يك شكنجه گر و جنايتكار كه حتي رژيم شاه نيز جرات آن را نداشت، در سيماي جمهوري اسلامي تعجب آور و باورنكردني است و نياز به بررسي و پيگيري مسئولان محترم اين سازمان دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ادامه بي‌توجهي مقامات كشور به اعمال و رفتار ديپلمات‌هاي خارجي مقيم ايران، منجر به تكرار تراژدي سوءاستفاده شماري از آنان از دختران ايراني شده است، چنان‌كه برخي ديپلمات‌هاي عرب، با تبديل يكي از ساختمان‌هاي در اختيار خود به حرمسرا، به حيثيت مردم كشورمان تعرض مي‌كنندپايه اطلاعات رسيده به خبرنگار «بازتاب»، خانه سفير يكي از كشورهاي عربي حوزه خليج فارس در منطقه شهرك غرب تهران كه قانونا بايد محل رفت‌وآمد مقامات سياسي و ايجاد روابط ديپلماتيك باشد، به تفرجگاه برخي از كاركنان اين سفارت مذكور و هتك حرمت آنان نسبت به نواميس مردم كشورمان تبديل شده است.در اين مكان كه دايما شاهد رفت‌وآمد ماشين‌هاي پلاك سياسي سفارت مذكور و مهمانان آن است، هر چند شب يك بار، در كمال امنيت، پارتي‌هاي شبانه با حضور دختران و زنان ايراني برگزار مي‌شود.اخرين شنيده‌هاي حاكي از آن است كه همسايگان اين ساختمان به تنگ آمده‌اند، اما هنوز از برخورد با اين اقدام ديپلمات‌هاي مذكور اطلاعي در دست نيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مراسم با چراغاني محل جشن و گروهي كه سرود ملي مي‌خواندند، آغاز شد و ميز شامي شاهانه. دامادها لباس‌هاي رسمي اعراب را در بر كرده‌اند و عروس‌ها مي‌دانند كه ايجادكننده موجي از بحران هويت در امارات هستندنيويورك‌تايمز» در گزارشي نوشت: آقاي كعبعلي نيز در ميان 47 دامادي است كه در مراسمي كاملا مردانه؛ عروسي خود را جشن مي‌گيرد؛ عروس‌ها نيز چند روز بعد، چنين مراسمي را برگزار مي‌كنند.اين، صحنه‌اي شگفت، اما با تفاسير بسيار است. در اين ملت پنج ميليون نفري كه تنها 10 درصد آنان اهالي بومي هستند، جنگ براي موجوديت فرهنگي با «من» آغاز مي‌شود. امارات عربي متحده از بسياري جهات، مدلي براي رشد و توسعه دولت‌هاي عربي است. خارجيان هنوز هم در جستجوي پول به آنجا وارد مي‌شوند كه رشد اقتصادي امارات را بالا نگه داشته است.اين رشد سريع بر فرهنگ اماراتي‌ها هم تأثير گذاشته، به ويژه با توجه به ازدواج تعداد زيادي از اماراتي‌ها با مليت‌هايي غير از خودشان و در خارج از كشور. البته به طور مشابه، درصد طلاق نيز به شدت افزايش يافته و به حدود 46 درصد رسيده است.«عبدالرشيد الزهمي»،‌ مديركل بنياد ازدواج امارات مي‌گويد: بوميان كشور امارات، هم‌اكنون تنها 10 درصد جمعيت كشور را تشكيل مي‌دهند و اگر آنان را به ازدواج و بچه‌دار شدن وادار نكنيم، از بين خواهيم رفت.اما ازدواج‌هاي سنتي در امارات به شدت هزينه‌برند. 20 تا 50 هزار دلار، تنها براي يك مراسم معرفي كه بسياري دامادها معتقدند، حدود هزار تا دو هزار ميهمان خواهند داشت. حتي عده‌اي با قرض پول، سال‌ها خود را تحت فشار قرار مي‌دهند.براي فردي چون كعبعلي 27 ساله كه به عنوان يك پليس، تنها ماهي 2000 دلار درآمد دارد، ازدواج با زني محلي غيرممكن است؛ بنابراين، براي جلوگيري از اين مخارج سنگين، بسياري از اماراتي‌ها، ترجيح مي‌دهند با خارجي‌ها ازدواج كرده و يا ازدواج خود را به تأخير بيندازند.در مقابل، چند سال پيش، دولت مراسم‌هاي كاملا مردانه جمعي را رسم كرده كه مخالف سنت مراسم هم‌زمان و مجزاي مردان و زنان در يك عروسي بود. علاوه بر اين، بنياد ازدواج را نيز تأسيس كرد كه تا 20 هزار دلار به مرداني كه با زنان اماراتي ازدواج كنند، كمك مي‌كند. دولت همچنين در سال‌هاي اول ازدواج، به زوج‌ها جلسات مشاوره نيز ارائه مي‌دهد.البته بايد گفت، افرادي كه با خارجي‌ها ازدواج كرده يا طلاق مي‌گيرند، مشمول خدمات اين بنياد نيستند. مبلغ در دو قسط، نيمي پيش از ازدواج و نيمي چند ماه پس از آن به زوج پرداخته مي‌شود. از زمان آغاز اين طرح در سال 1992 عروسي‌هاي دسته‌جمعي محبوب شده‌اند و تعداد متقاضيان اين كار از 3547 نفر در سال 1993 به 4862 نفر در سال 2004 رسيده است. دولت، سالانه بودجه‌اي 70 ميليون دلاري به اين بنياد مي‌دهد و تا امروز، حدود هفتاد عروسي دسته‌جمعي برگزار شده كه عروسي دسته‌جمعي، شيوه ممكن كردن ازدواج با دختران اماراتي، داراي چهار تا سيصد نفر داماد بوده است.مردان اماراتي كه معمولا براي تحصيل به خارج مي‌روند، معمولا با يك زن در آن سوي آب‌ها ازدواج مي‌كنند. با ادامه تحصيل و ورود بازار كار، تمايلات آنان نيز تغيير پيدا كرده و ازدواج را به تأخير مي‌اندازند. زنان نيز معمولا با ادامه تحصيل از فكر ازدواج بيرون مي‌آيند و با گذر ساليان متمادي تحصيل، شانس ازدواج را از دست مي‌دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 خرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: