|
چند ماه پیش، شکرالله عطارزاده، خبری را مبنی بر ارتباط عاشقانهء رایس، وزیر امور خارجهء ایالات متحده با یک دانشجوی قزوینی مطرح کرد و مدعی شد ریشهء موضعگیریهای ضدایرانی وی در این نکته نهفته است. کم و کیف خبر را از وی جویا شدیم: ـ شما چندی پیش مطرح کردید که خانم کاندولیزا رایس به دلیل شکست در روابط عاشقه با یک جوان قزوینی با ایران سر عناد و جنگ دارد؟ آیا لازم نمیبینید که بیشتر توضیح دهید که ماجرا از چه قرار بوده است؟ ـ اسم این خانم چیست؟ ـ با هم همکلاس بودهاند؟ ـ اطلاعاتی که به شما منتقل کردهاند، شامل چه نکاتی است؟ ـ این اختلافات از چه سالی آغاز شده است؟ ـ این فردی که شما به آن اشاره میکنید حالا کجاست آیا اطلاعات تکمیلی را از ایشان گرفتهاید؟ ـ با خودش تماس دارید؟ ـ یعنی با آن جوان قزوینی ارتباطی نگرفتهاید؟ ـ شما میگویید خصومت دولت آمریکا با ایران به خاطر رایس و رایس هم به خاطر شکست در یک ماجرای عشقی ایران مشکل دارد پس سیاستهای کلان آمریکا در قبل از رایس چه جایگاهی دارد؟ ـ از نظر شما سیاستهای آمریکا در این هجوم بر چه مبنایی استوار است؟ ـ شما گفتید که رایس سکوت کرده، این سکوت را با توجه به چه مواردی استنباط کردید؟ ـ مگر در این باره سند دارید؟ شک نکنید که در این قضیه ما دلایل محکمی داریم.
ـ اسناد و مدارکی که در اختیار دارید، شامل چه چیزهایی است؟ ـ این اسناد شامل نامههای عاشقانه هم میشود؟ ـ و اگر رایس همچنان سکوت کند؟ ـ چرا آن خانم نماینده خودشان مطرح نکردند و طرح این مساله را به شما سپردند؟
+ نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دکتر عمادافروغ جامعه شناسی که نماینده مجلس شده است، پس از دولت نهم و در اثنای رای اعتماد مجلس به اعضای کابینه و سپس در مناسبت های مختلف با انتقادهای آتشینی که از دولت داشته، مورد توجه جدی افکار عمومی و رسانه ها قرار گرفته است. افروغ سعی می کند انتقاداتش از دولت و همچنین بحثهای مختلفی را که در حوزه های فرهنگی و سیاسی بیان می نماید، بر مبانی نظری و اندیشگی استوار سازد و بر اساس یک تئوری متخصص و متقن نظری انتقاداتش را سامان می دهد. او مطالعاتی گسترده در مبانی معرفت شناسی و روش شناسی علوم اجتماعی دارد. بعلاوه درباره دیدگاههای مختلف جامعه شناسی، صاحب نظری مقبول محافل آکادمیک است. افروغ دیدگاه جامعه شناسی انتقادی که بر مبنای روش شناسی رئالیسم انتقادی بنا شده را برای تحلیل مسائل جامعه ایران برگزیده است. هر چند با بهره گیری از فلسفه صدرایی، سعی می کند همین رئالیسم انتقادی را هم کاملتر سازد. از این روست که انتقادات مختلف افروغ به دولت از چنان عمق و انسجام و استدلالاتی برخوردار است که دولت بیشتر در مقابل آن سکوت می کند و نهایتا هواداران دولت در برابر این انتقادات به جز اتهاماتی سیاسی مبنی بر سهم خواهی افروغ از دولت سخن دیگری بیان نمی کنند. انتقادات افروغ به سبب سابقه دانشگاهی و روشنفکری وی بیشتر صبغه روشنفکری دارد تا رنگ و بوی سیاسی. یعنی افروغ مسائل مختلف سیاسی را بیشتر از منظر یک معلم دانشگاه و یک روشنفکر و رسالتی که به عنوان یک روشنفکر برای خود قایل است، تحلیل می کند نه از منظر یک نماینده مجلس با وظایف خاص نمایندگی. برای مثال اخیرا در گفتگویی که با روزنامه اعتماد ملی داشته، در انتقاد از دولت نهم به وجه اخلاقی دولت انتقاد می کند و دولت را از این منظر مورد پرسش قرار می دهد: " ... دولت اصولگرا تا آنجایی که ممکن و امکان پذیر است باید از ابزارگرایی، ماکیاولیسم و توجیه وسیله بواسطه هدف پرهیز کند یعنی اخلاق گرا باشد. آنچه که برای خودش می پسندد برای دیگران هم بپسندد و بالعکس. شما نگاه کنید که کسی که می آید بحث حضور شهردار را در هیات دولت مطرح می کند یا بحث بدهی های دولت را به شهرداری مورد انتقاد قرار می دهد حتی برای خروج نمایشگاه از شهر آن مسایل مطرح می شود، من مایلم وقتی که خود رئیس جمهور می شود به این مسایل توجه کند یعنی بلافاصله از شهردار برای حضور در جلسات هیات دولت دعوت کند و بدهی های شهرداری را بدهد. یعنی اینگونه نباشد که حرف ها تنها برای مصرف انتخابات زده شده باشد و بعد فراموش شود." همانطور که اشاره شد این موضوع انتقاد بیشتر شبیه انتقاد یک روشنفکر است که صرفا وظایف و مسئولیت های روشنفکری دارد نه انتقاد یک نماینده مجلس (آن هم نماینده شهر تهران). دکتر افروغ باید به این نکته توجه داشته باشد که: بحثهای اختلاف دولت با شهرداری، دعوت شهردار به دولت، بدهی های دولت به شهرداری، بودجه مترو و... را نباید صرفا از منظر اخلاق نگریست. بلکه باید از این منظر هم به آن نگاه کرد که برای حل مسائل پیچیده و روزافزون تهران چاره ای جز اینگونه اقدامات از طرف دولت نیست. مسائل تهران به نوعی با مسائل کل کشور گره خورده و دولت هم در این باره مسئولیت هایی دارد که باید به آنها عمل کند. دولت احمدی نژاد هم چه قبلا خود به این حرفها واقف بوده باشد چه نباشد، باید این اقدامات را انجام دهد. نمایندگان مجلس به خصوص نمایندگان تهران هم در این باره مسئولیت دارند و باید با توجه به ابزارهایی که در دست دارند، دولت را به این کارها مجبور سازند و نه اینکه صرفا به نقدهای روشنفکری بپردازند. البته انتقاداتی از نوع انتقادات دکتر افروغ در این میان غنیمتی است اما دکتر افروغ باید توجه داشته باشد که نباید صرفا به طرح این انتقادها اکتفا کرد، به خصوص اینکه با توجه به سابقه رئیس دولت و همچنین مباحث پردامنه و انتقادهای کسترده ای که خود از این منظر به دولت قبلی وارد می کرد، تردیدی باقی نمی ماند که عدم انجام این تعهدات صرفا به سبب مسائل سیاسی است.
+ نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اهل بلاغت،از انواع فنون آراستن سخن، تشبيه تفضيل را بسيار مؤثر مي دانند كه در آن، ضمن برقراري شباهت بين طرفين تشبيه، درنهايت، مشبه را به چيز مورد تشبيه( مشبه به) رجحان و برتري مي دهند. مثل اينكه بگوييم: كتاب به بهار شبيه است اما بهاري بي خزان. در عالم سياست هم گاهي تشبيه با همه ي انواعش رخ مي نمايد. به نظر مي آيد كه شباهتها در عالم سياست دست كمي از شباهتها در عالم كلمات ندارند و البته گاهي مفرح تر(!) هستند. اين روزها، قطار سياست، اگر با مشعلي گل آقايي، راه مي پيمود ـ و عجبا كه نمي پيمايد! ـ پنجره هايي وا مي شد تا اندروني واگن هاي اين قطار نموده ترگردد. بگذريم. از جمله آن شباهت ها تشبيه بين آب درماني و نقد درماني! است. از نوع همين تشبيه تفضيل كه گفته شد. يعني آب درماني براي برخي امراض پوستي و داخلي توصيه مي شود و نقد درماني براي عوارض ظاهري و پوستي و داخلي و خارجي بسيار مفيد است. همچنين برخي ايسم ها مثل روماتيسمِ حاد با آب درماني و برخي ايسم هاي حاد سياسي! با نقد درماني، به نظر بهبود مي يابند. اما نقد درماني برتري آشكاري نسبت به ساير چيز درماني ها! دارد از جمله كتاب درماني، ورزش درماني، تئاتر درماني، كار درماني، انرژي درماني و... نقد درماني، شبيه آب درماني است اما با درمان تضميني! البته اگر نقد درماني مداوم و ملموس و واقع گرايانه باشد، نه مثل انواع نقدهاي شاعرانه اي كه بر كليدي ترين عملكرد سياسيِ گروههاي سياسي، به صورت گذرا و تيتروار مي شود و با آن هيچ سرماخوردگيي هم علاج نمي شود. كه البته در اين مقال بنا نيست به ذكر مصاديقش پرداخته گردد كه ممكن است از مسير بحث خارج بشويم. شك نبايد كرد كه هرگونه مشيِ سياسي «طلب»، مثل آزادي، اصلاح، عدالت، آبادي و... ممكن است به انواع عوارض پوستي يا داخلي دچار شوند. البته دیر و زود دارد ولي سوخت و سوز هم كه دارد! پس به نظر مي آيد فوري ترين تجويز براي چنين مواقعي يا براي چنين مواردي نقد درماني است. انديشه هاي محكم و آهنين تنها در برابر نقد هاي پولادين، نقش تازه مي گيرند و نه نقد درست بر انديشه ي سست كاري است و نه انديشه ي سست در برابر نقد درست مقاومت مي كند پس اگر انديشه اي در قلمرو سياست، درست و اصولي باشد و معتقدان و متوليان آن انديشه در صدد مانايي تفكر سياسي خويش باشند، بايد نه تنها از آهن به آهن سودنش هراسي نباشد، كه باور كنند که:آهن به آهن توان كوفتن شنيدستم اين نكته از چند تن كدام نقد، كدام درمان؟ نقد در حوزه هاي مختلف اجتماعي جلوه هاي گوناگون دارد و آن را انواعي است كه از مشهورترين آن نقد ادبي، نقد اجتماعي، نقد هنري و نقد سياسي است. نقد در لغت به معنای جدا کردن دينار و درهمِ سره از ناسره است. جدا کردن خوب از بد. در گذشته سکه های اصلي را از سكه هاي بدل تمييز مي دادند و اين را نقد مي گفتند و نيز به معنای تمیيز دادن خوب از بد و مشخص کردن معایب و محاسن است و جدا كردنشان در موضوعي يا كلامي يا نوشته اي... به راه افتادن چرخ نقد در چرخه ي سياست، هرچه سيال تر باشد، نشان دهنده بلوغ فكري و سياسي جامعه است هرچند در ادبيات جوامع، هيچ كدام از وجوه نقد آنقدر حساسيت ندارد كه نقد دولتها. البته نقد دولتهاي به حاشيه آمده كه زمان قانوني حضور سياسيشان تمام شده، قدري ملايم ترومليح تر! است. اگر نقد و نقادی به معنای واقعی در جامعه رواج يابد، هر دو سوی نقد بهره مند مي شوند. هم نقد كننده، بدين منظور که به هدف خود که اصلاح موضوع يا موضع مورد نقد است، دست مي يازد و هم موضع يا افراد مورد نقد از اين منظر كه مجموعه اي واكاوي مي شود، منتفع می شوند. شكي نيست كه اگر نقد شونده نگاهي اصلاحي و پيش رونده به خود داشته باشد، استقبال گرمتري از نقد مي كند. هميشه ناقد در معرض خطر (دست كم كج خلقي مخاطب) است و منقود در آستانه تعالي. گاهي آنچه در ادبيات سياسي مشاهده مي شود اصولاً نقد نيست بلكه در پوستين نقد، گرگ هجمه و تخريب، خفته است. اي كاش يا ترن نقد، تنها در ريل نقدِ سالم به راه مي افتاد يا آنچه در گذرگاه نقد، به غلط ايستاده، راه خود را با نقد صحيح جدا مي كرد. خلط دو مقوله كاملا جداگانه نقد با انتقاد، گاه، راه را بر نقد سالم سياسی مي بندد يا ناهموارمي كند. يك مجموعه سياسي زماني دوام و قوام مي يابد كه نقد را چه در هنگامه حضور و چه درهنگام حاشيه، در درون مجموعه خود نهادينه كند. نقد گاهي از درون است ـ كمترـ و گاهي از برون ـ بيشترـ هيچ نقدی قدرت تاثير نقد از درون را ندارد. همين است كه نگارنده نقد درماني اش ناميده. يعنی يک مجموعه بايد بتواند امكاني فراهم کند تا از درون مورد نقد واقع شود و آنقدر انعطاف داشته باشند که با نقد از درون سازگاری عميقي نشان دهد. نقد از درون مثل عيب ياب خود کار است يا چيزی شبيه اصطلاح ويروس کش در رايانه ها. جاي آن دارد تا اهل فكر و انديشه در حوزه ي سياست و در دسته بندي هاي رايج ،به انوع و اطوار گوناگون ، انديشه ي سياسي خويش را چه در مرحله ي تئوري و چه در مقام اجرايي ، نقب زنندو نقش كشند تا همگان را از نقب و نقد خود بهره مند كنند. نقد خويش بر سنگ تدبير زنند تا عيار دولتْ گرداني شان در گردونه ي كاوشي عميق و دقيق به عيان آيد. نقد خود برسنگ زن بنگر عيار خويش را از مهمترين آثار اين كار بزرگ اين كه ، هم خود مجموعه متوجه بسياري از مسايل خود كه به طور طبيعي و به دليل درگيري در امور اجرايي متوجه آن نيست مي گردد (و صد البته به طور طبيعي اين كار اشتباه بزرگي براي دولتها بوده وهست) اينكه اين گونه تجارب ارزشمند فراهم آمده به قيمت عمر يك نسل سياسي يا مشي سياسي، به نسل ديگري هديه مي شود و حقيقتا هديه ارزشممندی است. نقد نبايد به لجبازي و عقده گشايي نزديك شود. اشكال ندارد اگر منتقد به خصوص در حوزه سياسي از طرز فكر و طرز تلقي خود مايه بگذارد اما سخن اين است که در متن و بطن نقد بايد رگه ي روشنگري دنبال شود. نقد چرخ مجموعه يا موضوع مورد نقد را سيال تر مي كند و سكاندار كشتيي كه از آگاهي و اطلاع از خطرات مسير مي هراسد، از ساحل نجات فاصله مي گيرد. هر مجموعه ي سياسي مي تواند تنها در آيينه ي نقد، تمام قامت خويش را ورانداز كند. آنگاه: آيينه گر نقش تو بنمود راست خود شكن آيينه شكستن خطاست نقد در واقع احياگر است نه نفس گير و جانكاه. جان دهنده است و احياگر، به شرط آن كه درست آنرا بشناسيم به كار بريم و بر «درماني» بودنش معتقد شويم. پس نقد را جدي بگيريم و همه گروه هاي سياسي حتي آنان كه در حاشيه قدرت يا كمتر وارد در قدرت اند! چه نيكو و تاثيرگذار است اگر به چنين كار سترگي، به تداوم، دست زنند. زياد آرماني نيست اگر آرزو كنيم اي كاش سازو كاري طراحي مي شد تا نقد و نقادي در پيكره ي صدر تا ذيل دولتها نهادينه شود و حتي به صورت دستوري در شريان نظام اداري به خصوص اداره سياسي دولتها جريان يابد، آنگاه مي توان اميدوار بود كه هم تجارب آزموده شده ي مجموعه هاي كاري و اداري در سطوح مختلف دولتي براي نسلهاي آتي به يادگار مي ماند و هم اينكه همگان را از تكرار اشتباه مانع مي شد. از اين منظر است كه احساس مي شود بهتر است تمام گروههاي سياسي جديد و قديم به نقد درماني بپردازند كه عجيب درمان مؤثري است وحيد خليلي اردلي
+ نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
قاسم روانبخش سردبیر هفته نامه پرتو که متعلق به موسسه آیت الله مصباح یزدی است گفت: عکسها و تصاویری که سایتها، خبرگزاری ها و روزنامه ها از دستگیرشدگان منتشر کرده اند مربوط به سه روحانی جوانی است که یکی از آنها آقای علي ابوترابی از چهره های فاضل، مبارز، رزمنده و انقلابی است، دیگری طلبه جوان 18ساله ایست که انگشت خود را بلند کرده و از آقای هاشمی فرصت سؤالی را می طلبد و فرد سوم طلبه ایست با چفیه بسیجی که اين فرد سوم آقاي شفيعي كياست. به گفته وی این افراد در زندان لنگرود قم به سر می برند .
+ نوشته شده در یکشنبه 21 خرداد1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مهدی کوچک زاده نایب رئیس کمیسیون اصل نود مجلس گفت: «اکبر گنجی و امثال او ادامه منافقین و گروهک فرقان هستند که اکنون مزد لجن پراکنی علیه انقلاب اسلامی را با جایزه قلم طلایی می گیرند.» این نماینده مجلس هفتم افزود: «این رسانه هایی که به بهانه حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی، اتفاقات مراسم سخنرانی ایشان را در بوق و کرنا کرده اند، زاده امثال گنجی هستند که اکنون جایزه لجن پراکنی به ایشان را دریافت می کنند.» کوچک زاده خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت : «آقای هاشمی به شما هشدار می دهم که حامیان امروز شما همان اعضای گروهک فرقان هستند که در پوشش دوم خرداد، در مجلس ششم آنگونه به شخصیت شما توهین می کردند اما در انتخابات گذشته ریاست جمهوری و پس از وقایع اخیر قم ،مزورانه از شما حمایت می کنند.» وی با بیان این مطلب که «کسانی برای بار اول به هاشمی «نباید در جریان توهین به هاشمی، موسسه های خوشنام شهر قم را بی خود متهم کنیم... » توهین کردند که کتاب عالیجناب سرخپوش را نوشتند»، اظهار داشت: «اکنون این رسانه ها هستند که با طرح مسائل انحرافی در جریان توهین به آقای هاشمی در شهر قم به دنبال دامن زدن به اختلافات حوزه های علمیه هستند.» کوچک زاده خاطرنشان کرد: «این افراد با انقلاب اسلامی که هاشمی از ارکان آن بود از ریشه مخالف هستند بنابراین باید ریشه آنها را قطع کرد.» عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با ذکر این نکته که «نباید در جریان توهین به هاشمی، موسسه های خوشنام شهر قم را بیخود متهم کنیم.» بیان کرد: «این موسسه هیچ ارتباطی با این مقولات ندارد و به آرمان های امام و انقلاب و کسانی که به این آرمان ها وفادارند، پایبند است.» وی در پایان گفت: «ای مومنین، در هر کجا که هستید این بی ایمانان را در جای خود بنشانید.»
+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حجه الاسلام علم الهدی در خطبه نماز جمعه مشهد :
+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
«تیری آنری» مهاجم تیم ملی فوتبال فرانسه و باشگاه آرسنال انگلیس به دین اسلام گروید.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، پایگاه خبری «المحیط» مدعی شد، منابع خبری فرانسه اعلام كردند، تیری آنری، مهاجم نامدار تیم ملی فوتبال فرانسه و باشگاه آرسنال انگلیس، قبل از آغاز رقابتهای جام جهانی 2006 آلمان به دین مقدس اسلام گرویده است. آنری پیش از این نیز در اكثر رقابتها پس از گلزنی به نشانه خوشحالی سجده میكرد. وی پس از زیدان، دومین بازیكن فرانسوی و مسلمان تیم ملی فوتبال فرانسه است.آنری از جمله بازیكنانی است كه از زیورآلات طلا استفاده نمیكند و در كشور انگلیس نیز چند مرتبه شاهد نماز جماعت مسلمانان بوده است. وی یكی از مخالفان سرسخت مبارزه با حجاب در فرانسه است.
+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سلام عليكم و رحمهالله بسم الله الرحمن الرحيم با سلام به بزرگ منتقم عالم بشريت و نائب برحقش حامل اسرار الهي، و با سلام بر شاهد شهيدان و اسوه و مقتداي صالحان و رفعت بخش پيامبران حضرت امام (قدس)، و با سلام بر شاهد شهيدان و با سلام بر پيشگامان رهايي، سينهسرخان مهاجر و سجادهنشينان مسلخ عشق و با سلام بر پدران و مادران و همسراني كه در جنگ حق عليه باطل و جنگ فقر عليه غنا بسان بيبي زينب(سلامالله عليها) فريادگر كسان خويش شدند و قلب امام زمان(عج) را شاد كردند. شادي قلب امام زمان(عج) صلواتي مرحمت فرماييد. با كسب اجازه از محضر حضرت آيتالله مهماننواز، و همچنين از علماي اهل علم و يكايك شماعزيزان اميدوارم زمانيكه از شما اخذ ميكنم مطالب ارزندهاي پيرامون مسايل اخير و همچنين پيرامون فتح خرمشهر كه امام بزرگوارمان فرمودند: فتح خرمشهر، فتح يك زمين نيست بلكه فتح ارزشهاست بنابراين اگر روزي شهداي ما در خرمشهر نه فقط زمين بلكه ارزشها را فتح كردند و براي ملت ما به ارمغان آوردند. راستي امروز ارزشها براي ما چيست؟! و ما ميبايد با حفظ كدام يك از ارزشها راه شهداء و امام بزرگوارمان را طي كنيم؛ قبل از اينكه به مسئله خرمشهر بپردازم ياد و نامي از شهداء حاج مهدي وحيدي، شهيد خليل بهاري، شهيد علي نوري، شهيد رمضاني، شهيدطالبزاده، شهيد ابراهيم آل نبي، شهيد قنبر علي منفردي و ديگر شهدايي كه نام و يادشان در قلوب ما زنده خواهد ماند. نام و ياد شهداي گمنامي كه هنوز كه هنوزه است تعداد بسياري از پيكرهاي مطهر و مقدسشان هنوز به شهرها و ديار و خانواده خود نرسيدهاند. آري آنان خرمشهر را براي حفظ ارزشها و براي بازگرداندن ارزشها فتح كردند و از خداوند ميخواهيم كه به ما توفيق بدهد كه بتوانيم راه شهدا و امام را در حفظ ارزشهايي كه آنان بدست آوردند، ادامه دهيم. يكي از ارزشها كه روز گذشته مقام معظم رهبري(حفظالله) فرمودند پيروي از امام است خصوصا براي كساني كه معتقدند پيرو امامند و خط امام را ادامه ميدهند، مقام معظم رهبري(حفظالله) ديروز فرمودند كه پيروي از امام نميشود فقط از يك طرف بگوييم كه ما پيرو او هستيم و از طرف ديگر سرمايهداري جهاني را بپذيريم و يا در پي مننفعت طلبي شخصي باشيم. و يا توجهي به عدالت اجتماعي نداشته باشيم ايشان روز گذشته فرمودند: مگر ميشود پيرو امام بود و خود را پيرو آن بزرگوار ناميد در حالي كه ايدئولوژي را از سياست جدا كرد از آنجايي كه ما در نزديكي انتخابات خبرگان بسر ميبريم بايد توجه به مسايل و مطالبي داشته باشيم و توجه به افرادي بكنيم كه در سخن و عمل پيرو امام هستند و خواهند بود و آن اطاعت و پيروي را در ارتباط از مقام معظم رهبري ميكنند و راه امام را در پيروي از مقام معظم رهبري ميدانند، قطعا اينها كساني هستند كه به ازدواج سوسياليستي گرايش پيدا نكردهاند و بعد از مدتي گرايش نفاق ليبرالي را پيگيري نكردهاند، ما در طول سالهاي گذشته شاهد استحاله پيروي از امام در چهره بعضيها بوديم اينها بدانند در عرصه انتخابات خبرگان اگر ميخواهند به مردم توجهي در سطوح كشور داشته باشند، بايد پيرو حقيقي امام باشند و آن را در چهره مقام معظم رهبري مشاهده كنند، البته خيال شما از اين بابت راحت است چرا كه پيرو امامي در بين ماست كه راه امام را همان راه مقام معظم رهبري ميداند اما بعضي از شهرهاي ديگر مقداري نيازمند به شناسنايي و تشخيص در اين چارچوب و در اين ساختار است. همانطور كه عرض كردم فتح خرمشهر از ديدگاه امام فتح يك زمين نبود بلكه فتح ارزشهاست، امروز ما در انتخابات شوراها اگر بخواهيم انجام وظيفه كنيم ميبايستي گوشزد بكنيم به كساني كه در اعتراض خودشان به وضع لايحه دولت و ارسال آن به مجلس اعتراض دارند و سخن به استعفاء ميكنند، اينها بدانند استعفاء در نظام اسلامي جايگاهي ندارد، تجديد نظر طلبها استعفاء را مطرح كردند، در مجلس بس نشستند و كارها را مختل كردند در پايان شوراي اول استعفاء دادند و كار مردم معطل گذاشتند؛ اگر نسبت به قانون و لايحه مسئلهاي داريد مطرح كنيد اما بحث استعفاء كه از بخشي از افراد، اعضاي شوراي مركز پايتخت و بعضي از شهرها شنيده ميشود اينها بدانند اين حركت در راستاي و در پيرو حفظ ارزشها نيست. اگر ميخواهيم راه خرمشهريها و شهداي خرمشهر را برويم ميبايست تا آخرين توان تا آخرين قطره خون به نظام مقدس جمهوري اسلامي خدمت كرد، استعفاء در راستاي خدمت نيست و اين گونه بيانات حرفهاي اصولگرايانه نميباشد. اگر ما در پي حفظ ارزشها هستيم بايد نگاه كنيم كه مقام معظم رهبري ميفرمايند: بايد خرمشهر را ساخت و زنده كرد، راستي مگر خرمشهر مرده است مگر خرمشهر همان مكاني نبود كه امام بزرگوارمان فرمودند: يك اتفاق غير طبيعي در اينجا رخ داد! چرا غير طبيعي بود؟ براي اينكه وقتي در يك چنين روزي (در سوم خرداد) خرمشهر محاصره شد در عرض چند ساعت اتفاق عجيب و غيرطبيعي رخ داد و آن عبارت بودند از اينكه دشمني كه بيش از شانزده هزار نفر در داخل خرمشهر در آن جنگيدند و با همه امكانات و با وجود سنگرها و كانالهاي قوي و مستحكم وجود داشت با تشكيل چند صف خودشان را تسليم كردند بهطوريكه امكانات وسايل نقليه در اختيار رزمندگان نبود كه اينها را به مراكز اسراء انتقال بدهند، به اينها گفتند اين جاده آسفالت خرمشهر تا اهواز را حركت كنيد و برويد. اسراء كه تسليم شده بودند به اهواز رسيده بود اما هنوز انتهاي آن در خرمشهر بود، عزيزان من درست است كه رزمندگان به نفس امام حركت كردند محكم ايستادند و جنگيدند اما مسئله، مسئله ماوراي طبيعت بود، حالا هركسي ميخواهد بگويد، بگويد اما در جبههها كمك امام زمان(عج) بهطور مستقيم با يك مديريتي شكل ميگرفت كه انهو دست آْن حضرت در پيروزيهاي ما نمايانتر از هرچيزي است از سي هزار نفر نيروي دشمن 19هزار نفر تسليم ما بشوند بدون جنگيدن. اين آن ارزشهايي است كه بايد حفظ شود اگر ما خودمان را خالص كنيم براي خدا و خدمت كنيم براي خدا سادهزيست و عدالتمحور و ولايتمدار باشيم مورد محبت اين خاندان مكرم قرار ميگيريم و كمك ميشويم «ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم» بنابراين يك چنين شهري به نام خرمشهر كه نماد مقاومت و پيروزي است امروز مقام معظم رهبري ميفرمايند بايد زنده شود. مگر اين شهر مرده است؟ آري مرده است. چون عملكرد ما بعد از جنگ در طي 16 سال گذشته باعث دلمردگي اين شهر شد. در طول دوران موسوم به سازندگي استراتژي توسعه اقتصادي با رشد شتابان امكانات را به مكانهايي برد كه اين مكانها تبديل به سود بشود و ظرفيتهاي برجاي مانده را به تحرك وادارد خب خرمشهر كه همه خيابانهايش تبديل به كانال و سنگر بود، در شهر آب و فاضلاب و امكانات زيست اوليه وجود نداشت اسكلهها همه در هم كوبيده شده بود، بايد ساخته ميشد و اما نگرش دولت ما در بعد از جنگ نگرش اقتصادي و رشد شتابان اقتصادي بود. اين ديدگاه ميگويد كه منابع را به مراكزي ببريد كه امكانات اوليه بازدهي وجود دارد كه اين در خرمشهر نبود، اين امكانات هرگز به خرمشهر نرفت. در طول هشت سال گذشته كه دولت ما توسعه سياسي را جايگزين توسعه اقتصادي كرد بر عكستر از هميشه اتفاقي رخ داد كه مرگ و مردگي را به خرمشهر باز گرداند. چرا كه در دولت موسوم به اصلاحات اينها ميگفتند مردم بهخاطر توسعه سياسي به ما راي دادهاند، ما بايد در دانشگاهها با روشنفكران حرف بزنيم ميبايست احزاب را گسترش بدهيم، ميبايست مطبوعات را متحول بكنيم، و پولها را هزينه اين امكانات كردند و مجددا هم خرمشهر و هم استانهاي محروم مثل استان شما امكاناتي از توسعه پيدا نكرد. اما امروز كه مقام معظم رهبري ميفرمايند خرمشهر بايد ساخته بشود براي اينكه به همت مردم دولتي روي كارآمده است كه ميگويد من خدمتگذارم. من به دنبال عدالت در كشور هستم؛ يعني فردي كه در اين شهر است فردي كه در خرمشهر است از بجنورد تا خرمشهر از خرمشهر تا زابل و سيستان از آن منطقه تا ماكو تمام نقاط ميبايست به طور برابر از امكانات استفاده كنند، وقتي يك چنين دولت با يك چنين ديدگاهي آمده است آغاز زنده كردن خرمشهر است. آغاز زنده كردن استانهاي محروم است؛ البته مردم خرمشهر، مردم استانهاي محروم ميبايست دست در دست دولت بفشارند و اين حركت رو به توسعه عدالت محور را جايگزين توسعه سياست محور بكنند. اگر ميخواهيم به سمت حفظ ارزشها برويم ميبايستي به وضعيت اجتماعي، به وضعيت سياسي به تصميمگيريها به حرفهاي مقام معظم رهبري را در زندگي خودمان دخالت دهيم. چه يك فرد مسئول در دولت هستيم و چه يك فرد عادي نمازگزار در اين مسجد نشسته باشيم. ميبايد حال كه با همت مردم دولتي خدمتگزار مسئوليت را برعهده گرفته از اين وضعيت استفاده كرد و ديدگاه توسعه عدالت محور را تشويق كرد و با او همكاري كرد و از دولت خواست كه اين ديدگاه را محقق كند؛ از مجلس خواست كه اين ديدگاه را محقق كند؛ و نگويد كه صندوق مهر رضا يك صندوق غيركارشناسي است، اگر غير كارشناسي است شما در مجلس آن را كارشناسي شده كنيد. چرا كه شهرهاي در حال توسعه و شهرهاي محروم كه در طول 16سال گذشته با سياست اقتصاد محور و با استراتژي سياست محور دچار عقب ماندگيهاي مختلف شده اند اينها نه تنها رو به جلو باشند بلكه عقب ماندگيها را هم جبران كنند اين نميشود مگر باز توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري كه فرمودند: هر كسي يك قدم از آنجايي كه ايستاده است جلو بيايد. كارمند، كشاورز، دانشجو، روحاني همه برادران، همه اقشار، همه بايد آماده بشويم براي زنده كردن خرمشهرها و بجنوردها همكاري بكنيم، عرصه خدمتگزاري از سوي دولت يك فرصت است تا بشود گذشتهها و عقبماندگيها را جبران كرد. انشاءالله. اما اجازه بدهيد به موضوع خرمشهر با نگرشي كه اين روزها مطرح است بپردازيم چرا؟ چون كه خرمشهر چهار مرتبه است اشغال شده است و هر بار در طول تاريخ دچار مشكلات و مذيقههايي گرديده است. 120سال پيش وقتي انگلستان ميخواست هرات را از ايران و افغانستان را به طور كامل جدا كند و ضميمه هندوستان كند تا بتواند از مناطق استعماري خودش دفاع كند، در مقابله با محمد شاه قاجار كه رفت و هرات را محاصره كند تا حاكمش را بركنار كند و هرات را به ايران برگرداند انگليسها در 130 سال پيش پاشاد رييس بغداد را تهريك كردند او آمد خرمشهر را گرفت. و بعد در يك مذاكره خرمشهر را تخليه كردند در مقابل رها سازي هرات. 20سال بعد يعني 110سال پيش مجدداً ايرانيها براي بازگرداندن افغانستان و بخش هرات نشين آن اقدام كردند، اين بار انگلستان خودش رسماً خرمشهر را تا اهواز گرفت و گفت اين را عوض ميكنم در مقابل هرات و در پاريس عهدنامه مشهور پاريس را كه براي بدست آوردن خرمشهر قسمت اعظم افغانستان به انگلستان واگذار شد و همچنين بار سوم كه در جنگ جهاني دوم باز خرمشهر و اهواز و جنوب ايران در مرحله اول به تصرف انگليسيها و بعد آمريكاييها درآمد. آنها گفتند كه حكومت، آلمانها را راه داده، آلمانها در جنگند و بيطرفي ايران را نقض شده، تصرف كنيد؛ تصرف كردند و حكومت دست نشانده خود را تحديد كردند و از مسير پشتيباني و لجستيك، اتحاد جماهير شوروي را برقرار كردند، هر بار اين ملت براي آزادي خرمشهر امكانات وسيعي داده است اما در سوم خرداد سال 1361 مردم كاري كردند كه با خون خرمشهر را آزاد كردند.مناطق جنوب و نفتي را آزاد كردند تا اين منابع خدادادي در راستاي پيشرفت و توسعه كشور بهكار گرفته شود، امروز متاسفانه برخي مينشينند حرفهايي ميزنندكه مدافعين امام بايد جلوي اين انديشه بيايستند ولي مشخص نيست كساني كه نامشان پيرو خط امام است چرا سكوت كردهاند، اما ما سكوت نميكنيم چون هم پيرو اماميم و هم پيرو مقام معظم رهبري پذيرش قطعنامه 598و در بحث موضوع مسئله گروگانها ما فرصتسوزي كرديم، اينها ميگويند اينجا فرصت سوزي شد در گذشته عبرت بگيريم امروز در مسئله هستهاي فرصت سوزي نكنيم اولين اين فرصت سوزي چه بود در مسئله گروگانها و در مسئله 598 و اين فرصت سوزي كه آنها ميخواهند عبرت بگيرند، امروز دچار آن نشوند چيست؟ اگر اين را درك كنيم ميتوانيم وظيفه خود را در مقابل كسانيكه امروز اين حرف را ميزنند و ما به دقت ميبينيم هم توهين به امام (ره) ميكنند و هم توهين به وضعيت كنوني؛ اگر درست است ما از اين طيف و از اين تفكر و انديشه حمايت كنيم و اگر غلط است پاسخ آنها را براي انتخابات آتي بدهيم. ببين حرف شما غلط است ما رويكردمان را در انتخابات به شما نشان ميدهيم، بر عملكردمان به شما نشان ميدهيم. اما موضوع چيست؟ آنهايي كه ميگويند در موضوع گروگانها جمهوري اسلامي فرصت سوزي كرده است چندتا منظور ميتوانند داشته باشند: اولين منظور اين است كه شما لانه جاسوسي را تصرف كرديد پرستيژ آمريكا شكست، آمريكا در حمله طبس و كودتاي نوژه بعد از آن شكست خورد و مجدد پرستيژش لگدمال شد به جمهوري اسلامي ايران حمله كرد كساني كه لانه جاسوسي را گرفتند، كساني هستند كه موجب حمله به جمهوري اسلامي شدند و هشت سال دوران توسعه را تبديل به دفاع كردند و اين هشت سال بيش از هزار ميليارد دلار به ايران ضربه خورده است از اين نوع عملكرد بوده است. اينها ميگويند فرصت سوزي يعني اين. در اول انقلاب فرصت پيشرفت وجود داشت شما اين فرصت را سوزانديد حالا اين حرف درست است؟ مسئله دوم ميگويند شما در زماني كه گروگانها را گرفتيد بعد از حمله طبس و نوژه و قبل از جنگ بايد با آمريكا معامله ميكرديد چون معامله نكرديد حمله به شما شد در بحث سوم شايد معتقدند كه در زمانيكه آقاي حسن روحاني در سخنرانيشان يه صراحت گفتند فرصت سوزي يعني شما وقتي گروگانها را رها كرديد كه هنوز بين كارتر و اين دمكراتها و جمهوريخواهها هيچ كدام در اين مسئله نتوانستند با ايرانها همكاري داشته باشند كه منافع ايران در آنجا حفظ شود آنها ميگويند منافع ما را حفظ نكرديد، وقتي اينها را رها كرديد كه هنوز رو به آخر كارتر بود و جمهوريخواهها هم اگر ميتوانستيد از آنها باجي بگيريد، نگرفتيد آيا اين درست است؟! اين سه موضوع را در اينجا و سپس به ديدگاه بعدي كه ميگويند: بعد از خرمشهر يا فاو بايد جنگ را تمام ميكرديد، فرصت سوزي كرديد قطعنامه 598نوشته شد در فصل هفتم منشور سازمان ملل و ما مجبور شديم بپذيريم. اينها ميخواهند از اين نتيجه بگيرند كه الان هم جمهوري اسلامي در موضوع هستهاي هم دارد فرصت سوزي ميكنند، آنقدر با آمريكا مذاكره نميكند تا در شوراي امنيت قطعنامهاي در فصل هفتم نوشته شود و ما بهعنوان جنگ طلب به دنيا معرفي شويم و محاصره اقتصادي كامل جهاني و حمله نظامي عليه ما صورت بگيرد در اين وقتي كه بنده دارم ميخواهم به مجموعه اين مسائل و موضوع هستهاي كنوني و فرصت سوزيها به دست آدمهاي فرصت را بحث و تحليل خدمت شما ارايه كنم. اما آن كساني كه ميگويند شما با گرفتن لانه جاسوسي موجب حمله عراق شديد، آمريكاييها، عراق را تحريك كردند به حمله به ايران. گفتند حمله نيابتي از سمت ما بكن ما تو را حمايت ميكنيم اين درست است يانه؟ اين موضوع، موضوع گرفتن لانه جاسوسي يكي از عللهاي فرعي جنگ است اما علل اصلي جنگ ايران و عراق چه چيز بود؟ علل اصلي اين است كه ايران با اخراج استبداد و استعمار كشور را از دست اين دو جريان آزاد كرد، و آمريكاييها ميترسيدند كه شوروي جايگزين آنها در ايران بشود چرا چون شوروي حمله كرد به افغانستان؛ و ميخوا ست نفوذش را به سمت خليج فارس يعني مركز نفت دنيا بسط بدهد. اين علت اصلي است. آمريكاييها در ايران كودتا كردند در ايران مسائل مختلفي را در حمايت از دولت موقت و دولت بنيصدر انجام دادند، حمايت كردند از اختلافات داخلي و در زمان كودتاي 30 خرداد منافقين به همراه ملي گراها آنها حامي اين حركتها بودند. و اساساً در ماجراهاي اوليه مرزي در همين گرگان در كنار شما و در كردستان و ... به دنبال واگرايي بودند اينها اسنادش از لانه جاسوسي در آمده، آمريكاييها اساساً ميخواستند به ايران بازگردند تا بتوانند جلوي احتمال نفوذ شوروي را به خليج فارس سد بكنند. براي آنها كمترين ارزش در اين ميان گروگانها بودند! ميپرسيد چرا؟براي اينكه حواست دانشجويان و ملت ايران عبارت از اين بود كه ما 54تا جاسوس را گرفتهايم استدلال جواسيتي آنها همه مداركشون رو آوردند كه ايران مركز جاسوسي آمريكا در كل خاورميانه بوده است. اسناد و مدارك در رابطه با وابستگي بنيصدر تا انجام واگراييها در اطراف مرزها همه وجود داشت. مشخصا اينها جاسوس بودند، ايرانيها در آن زمان گفتند كه شما شاه را به ما تسليم كنيد و اموال بلوكه شده ايران توسط آمريكا كه حدوداً 12ميليارد دلار بود به ايران برگردانيد ما اين 54تا را پس خواهيم داد. اما آمريكاييها ميخواستند در كشور ما كودتا كنند مثل 28 مرداد كه شاه را برگرداندند لذا حاضر نشدند شاه را با 54 تا عوض كنند حاضر نشدند اموال بلوكه شده ايران را بدهند اينها را آزاد كنند. اما كشور ما اين جاسوس را تا اندازهاي نگه داشت كه پرستيژ آمريكا در منطقه و در جهان شكسته شد و مشخص شد كه با توسل به زور ميشود انقلاب كرد ميشود جاسوسها را از كشور اخراج كرد، ميشود قدرت پرستيژ يك ابرقدرت را شكست. اين كاري بود كه آن روز شد و گروكانها نگه داشته شد، تا زماني كه ما بتوانيم به منافع خودمان دست بيابيم، منافع ما چه بود؟ اين بود كارتر كه در دوران او انقلاب اسلامي شكل گرفته بود و در دنيا ميگفتند كارتر قادر به تشخيص وقوع انقلاب در ايران نبوده است، آمريكاييها نتنوانستهاند وقوع انقلاب در ايران را حدس بزنند، يا آمريكاييها خيلي بيعرضه هستند در تحليل مسائل جهاني و لذا نميتوانند ابرقدرت باشند يا انقلاب ايران بسيار پيچيده و مهم بوده است كه البته هر دو نمايان بوددر اين وضعيت ايرانيها با آنها يك قرداد بستند به نام قرارداد «الجزاير» و هنگامي كه اين منقعد ميشد ايرانيها در اين زمان موقعي بود كه شاه مرده بود و افكار عمومي قبل از مرگ شاه آمريكا را مجبور كرده بود كه حداقل شاه را از كشورشان اخراج كنند ضمن اينكه در اين قرارداد اساسا آمريكاييها پذيرفتند كه هرگز در مورداين پنجاه و چهار نفر شكايتي از ايران نداشته باشنتد. چرا كه ايران مشخصاً ارائه اسناد جاسوسي آمريكا و اين افراد را بهطور محرض در دنيا ارائه كرده بود و همچنين بازگشت اموال بلوكه شده ايران وقتي اين محقق شد ايرانيها جاسوسها را تحويل آمريكاييها دادند اين فرصت سوزي نيست. اگر فرصت سوزي نيست، اگر فرصت سوزياي هم در امضاي قرارداد الجزاير بوده است متعلق به امضاء كنندگان آن روز بود مثل آقاي بهزاد نبوي و ... . آنها نتوانستند آن موقع به درستي تشخيص دهند موضوعي را كه موجب بلوكه شدن اموال ايران شده بود، آمريكاييها پذيرفته بودند كه اموال بلوكه شده ايران را برگردانند اما به شرطي كه ضررهايي كه شركتها به آنها زدهاند بتوانند از روي پولها كم كنند، يعني اتباع آمريكايي اگر از ايرانيها طلب دارند از روي اين پول برداشته شود و بقيهاش به ايران تحويل شود اما بعداً آمريكاييها ايرانيهاي فراري را كارت سبز دادند و اينها را تبعه آمريكا كردند و اينها كه اموالي در ايران داشتند كه همه غارت شده بود، را يكي به يكي به عنوان تبعه آمريكا در دادگاه لاحه اظهاريه دادند و از اموال بلوكه شده كم شد و هنوز هم كه هنوزه برخي از افراد شكايتشان مانده است و پولهاي ايران همچنان مانده است. اگر فرصت سوزي ميشد در عدم توجه به مسائل حقوقي ايران بوده است. والا بعد از شكسته شدن پرستيژ آمريكا اين جاسوسها تحويل داده شدند به طوريكه كارتر نتوانسته بود از اين بازگردانده شدن گروگانها سوء استفاده كند و در انتخابات به عنوان يك امتياز استفاده كند. روزي كه انتخابات آمريكا مشخص شد آنها وارد آنجا شدند و ريگان انتخاب شده بود، شايد در موضوع بعدي مسئله فرصت سوزي در بعد از اين وضعيت باشد، يك موضوعي است تحت عنوان انتخابات بين جمهوري در آمريكا بين كارتر دمكرات و ريگان جمهوريخواه؛ دمكراتها، جمهوريخواهها را متهم كردند كه شما جلوي آمدن گروگانها را گرفتيد تا شكست كارتر كامل بشود شما به ايرانيها پول داديد، البته اين موضوع سورپريز اسقف يعني آزاد شدن گروگانها زماني كه كارتر موفق نشده بود براي جمهوريخواهها و ريگان به عنوان يك سوپريز نام بردند، گفتند شما در مقابل اين به ايرانيها پول داديد. البته در سال 1994 كلينتون دمكرات اين را بررسي كرد و گفتند ما شاهدي نداريم و استدلالي نداريم كه اين پول به ايرانيها انتقال داده شده باشد.اما موضوعي كه در اينجا اتفاق افتاد و عدهاي ممكن است بعضيها بهعنوان فرصت سوزي از آن نام ببرند، اتفاقي است كه در دوران ريگان رخ ميدهد، ريگان و جمهوريخواهان در ارتباط با آزادسازي گروگانها مك كارلين را به ايران فرستادند و بعضي از مهمات و اسلحههاي ايران را با يك هواپيما به ايران فرستادند اما توجه اشته باشيد كه امام بزرگوار ما در مقابل اين واقعه ايستاد و به آقاي هاشمي فرمودند كه اين توطئه را در نماز جمعه اعلام كنيد و هيچ كس حق ندارد با مك كارلين مذاكره كند، شايد آقاي حسن روحاني منظورشان از فرصت سوزي اين بوده است كه ما در مقابل آمريكاييها بايد در آن زمان مذاكره ميكرديم و استفاده ميكرديم از آزادسازي گروگانها كه به ضرر كارتر و به نفع ريگان شد و آنها مك كارلين را فرستادند ايرانيها با او مذاكره كنند، امام جلوگيري كردهاند اگر اين باشد كه واي بر حال اين ديدگاه و اين افراد. چرا چون كه امام در يك بينش دقيق ديني و اسلامي و انقلابي معتقد بود كه آمريكا شيطان بزرگ است و به درستي مقام معظم رهبري در چند هفته گذشته فرمودند: ما به هيچ وجه در ارتباط با ايران مذاكرهاي با آمريكا نداريم و فرمودهاند كه آمريكا هنوز شيطان بزرگ است اما اين ديدگاه معتقد است كه ما فرصت سوزي بعدي براين اساس رخ داده است كه ايرانيها بايد بعد از خرمشهر يا بعداز فاو جنگ را تمام ميكردند و نميگذاشتند جنگ به صدور قطعنامه 598 بكشد، اين فرصت سوزي شده است، آيا اين صحيح است يا صحيح نيست؟ بنده خدمت شما مطالبي را عرض ميكنم تا خودتان تفكيك و تميز دهيد؛ ايران در شش روز بعد از جنگ، قطعنامهاي را سازمان ملل صادر كرد، و در اين قطعنامه در حالي كه نزديك به 15هزاركيلومتر مربع كشور ايران و دهها شهر و صدها روستا تخريب يا به اشغال دشمن درآمده بود شوراي امنيت سازمان ملل اولين قطعنامه خود را صادر كرد مبني بر اينكه دو كشور اقدام به آتشبس كنند؛ نه عقب نشيني كنند، وقتي ايرانيها خرمشهر را تصرف كردند صدام تمام نيروهايش از بين رفته بود و دست گدايي به سوي همه دراز كرده بود مجدد شوراي امنيت سازمان ملل قطعنامه بعدي را صادر ميكند: در اينجا در خواست عقب نشيني به مرزها ميشود، وقتي ايران فاو را تصرف ميكند باز قطعنامه بعدي نوشته ميشود و شوراي امنيت توصيه به عقب نشيني ميكند، چهطور آن روزي كه صداميان، 15هزار كيلومتر اين سرزمين را گرفته بودند، نگفتند عقب نشيني گفتند آتش بس. براي اينكه ميخواستند براي چاهزني مقداري سرزمين در دست صدام بماند اما وقتي ايرانيها فاو را گرفتند گفتند عقب نشيني كنيد. موضوع بعدي قطعنامه 598 است: قطعنامه 598 هم در آْن متجاوز را محكوم كرده است و هم پرداخت غرامت. درست است كه ايرانيها حد درخواستشان معرفي صدام و رژيم بعث به عنوان مهاجم و متجاوز بود و اين صورت نگرفته بود اما برخي از خواستههاي ايران در اين قطعنامه بود، هنگامي ايرانيان قطعنامه را پذيرفتند كه دشمن با دريافت سلاحهاي مختلف شيميايي سيانور و ديگر انواع سلاحهاي شيميايي و دريافت اسلحه ليزري به ايرانيان حمله كردند و صدمات زيادي زدند، و آمريكاييها حمله كردند و هواپيماي مسافرتي را زدند و به بعضيها ميگويند آمريكاييها آماده بودند، تا سلاح تاكتيكي هستهاي در ايران بزنند و ايران را مجبور كنند به پذيرش، اينجا بود كه ايرانيها در يك وضعيتي قطعنامهاي را پذيرفتند كه در سال 65 در عرصه زمان پيروزي نوشته شده بود، اين نشان دهنده استفاده كامل ايرانيان از فرصتهاي مادي و شكافهايي كه در دنيا وجود دارد، اين فرصت سوزي نيست؛ هم قطعنامهها را ميبينيم كه قطعنامه 598 بهترين قطعنامه است، متجاوز را مشخص كرده است و پرداخت غرائم را. در هيچ كدام از ْآنها اينها معلوم و مشخص نيست اين نشاندهنده استفاده از فرصتهاست، تاجايي ميرسد كه عراقيها كاملاً تجهيز شدند و آمريكاييها به جنگ آمدند، و دو جبهه تشكيل دادند، در اين لحظه براي اينكه ما درگير دو جبهه و دو دشمن يكي در غرب كشور و يكي در خليجفارس با آمريكاييها هستيم در يك چنين حالتي ما قطعنامه را پذيرفتيم اين يعني كمال استفاده. اين فرصت سوزي نيست!... اما كساني كه اين حرف را ميزنند، اينها قصد و غرض دارند ميگويند امروز هم شما داريد فرصت را از دست ميدهيد اين فرصت چيست؟ ميگويند قبل از اينكه آمريكاييها قطعنامه بنويسند و آماده حمله به ايران بشوند شما برويد با آمريكاييها مذاكره كنيد و تعليق مسئله هستهاي را بهطور موقت يا حتي دائم هم بپذيريد. خيلي عجيب است! پذيرش عقب نشيني از دستاورد علمي جوانان كشور يعني عقب نشيني از توسعه، يعني عقب نشيني از پيشرفت به دست آوردن تكنولوژي جديد آن هم توسط يك عده جوان. چه كسي گفته است كه آمريكا ميتواند حمله كند، آمريكاييها در مورد چند مسئله اساسي جرات حمله كردن به ايران را ندارند 1- اينكه ايرانيان تا مرز شهادت ميايستند و دفاع ميكنند 2- اينكه جهان چندقطبي است يا در روند چندقطبي شدن است. در جهان چندقطبي چين و روسيه با آمريكا در حمله به ايران همكار نميشوند مگر اينكه آمريكا تايوان را به چين دهد. مگر اينكه دست از سر ناسيوناليزم افراطي روسيه بردارد. آمريكاييها زماني كه گروگان هايشان در ايران بودند حاضر نشدند با دادن شاه 54 گروگانشان را آزاد كنند. چطور ممكن است تايوان را به چين واگذار كنند و ناسوناليزم افراطي روسيه را از محاصره توسط ناتو دست بردارند. بنابراين قطعاً امكان راضي كردن چين و روسيه توسط آمريكا با توجه به خواستهاي بلند آنها وجود ندارد. 3- و در نهايت وجود نفت و انرژي. 85درصد نفت دنيا و 86درصد گاز دنيا يا در خليج فارس است يا در خزر. و اگر آمريكاييها بخواهند به ايران حمله كنند اولاً منابع نفتي دنيا در اين دو منطقه، دوم لولههاي ارسالي اين انرژي به كشورها. سوم گران شدن بيش از حد انرژي، كشورهاي مصرف كننده را فلج ميكند اهرم نفت امكان حمله آمريكا را به ايران به زير صفر ميرساند. ايرانيها علاوه بر اينكه با استراتژي مقاومت و شهادت طلبي ايستادهاند ميدانند كه وضعيت دنيا و وضعيت ژئوپلوتيك ايران چگونه است امكان حمله براي آنها را فراهم نميكند. آمريكاييها اگر بتوانند با دادن باجهاي كلان به روسيه و چين آنها را وادار به تحريم ايران بكنند اگر تحريم اقتصادي جهاني عليه ايران بشود كه آن هم به دلايلي كه عرض كردم امكان پذير نيست. اگر فرض مهال هم توانست تنها چيزي كه ميتواند انجام بدهد براندازي نرم است. براندازي نرم يعني: ايجاد اختلافات در داخل، اختلافات سياسي بين گروههاو احزاب، دامن زدن به شكافهاي قومي، دامن زدن به شكافهاي ديني بين شيعه و سني بين كرد و لر و عرب و ترك و... و همچنين دامن بزند به فاصله طبقاتي بين مردم در يك شهر، بين شهر و شهر ديگر ... آيا دشمن ميتواند با محاصره كامل ايران براندازينرم را با سه شكاف قومي، ديني و طبقاتي انجام بدهد. اين نيازمند هوشياري است، هوشياري اولاً توسط دولت با توزيع صحيح منابع و ايجاد عدالت در رويكرد آمايش سرزميني، بتواند استانهاي عقب نگه داشته شده در 16سال گذشته را يك قدم به جلو بكشد. و احساس عدالت را به طور واقعي زنده كند. و از طريق تحقق واگذاري سهام عدالت اين را مضاعف كند. و از طرف ديگر نيازمند به هوشياري در مردم و دولت براي مبارزه با شكاف قومي، چطور ميشود در دولت آقاي احمدينژاد در داخل روزنامه ايران، هنوز عناصر افراطي وجود داشته باشند! كه بخواهند قوميتها را تحقير كنند. شما باورتان ميشود در روزنامه دولتي يك آدمي پيدا بشود، يك آدم نفوذي كه برادران ترك ما را بدترين چيز، حيوانترين چيز متهم كند و بعد براي كشتن آنها يك روش بدتر را پيشنهاد كند. و مردم تحت تاثير شكافهاي قومي كه حمايت ميشود و تحريك ميشود، از طريق آمريكاييها دست به يكسري حركاتي بزنند. البته هوشياري مردم تبريز نشان داد با راهپيمايي بسيار گسترده توي دهن اين شكافهاي قومي خواهند زد. ولي بايد هوشيار بود، هم مردم هوشيار باشند و هم دولت هوشيارباشد. دولت عناصر نفوذي را از دستگاهها و ادارات بيرون كند. مجلس توجه بكند كه نمايندگان در صحنها عدالت خواهي را دنبال بكنند امروز روز اختلاف پيرامون عدالت خواهي يا توسعه رشد محور يا سياست محور نيست. امروز كشور ما نيازمند عدالت در همه سطوح است. عدالت قضايي، عدالت اجتماعي، عدالت اقتصادي، عدالت ما را به جلو ميبرد. در طول سالها زندگي در اين كشور خصوصاً بحث شكاف ديني بين شيعه و سني اصلاً تا به امروز نه تنها نمودي نداشته بلكه جايگاهي هم ندارد. يكي از آنها نمونه شهر شماست شهر شما هم شكاف قومي دارد يعني تركمن و فارس و كرد و لر وجود دارد. هم شكاف زباني وجود داردبراساس اين قوميتها هم شكاف ديني. چطور است كه همه دارند در كنار هم زندگي ميكنند، يك شكاف ممكن است اين را خراب كند آن هم شكاف طبقاني. يك نفر مرد كه شب ميخواهد خانهاش برود، نان نتواند ببرد، آبرويش پيش زن و بچهاش ميخواهد برود. اين برايش نگران كننده است، دولت بايد اين نگراني را بگيرد، دولت خدمتگذار بايد در درجه اول به سرعت با سهام عدالت جلوي اين قضيه را بگيرد و الا همين شهر بجنورد و استان جديدالتاسيس كه انشاءالله به قدرت و به سرعت و به رفاه در انديشه و نيازمنديها و همچنين به همبستگي بيشتر قومي و ديني خواهد رسيد كما اينكه اين وضعيت نشان دهنده اين است كه اي كساني كه در كشور ما و در شهرهاي ما تفرقه بيندازيد ببينيد كه يك چنين همبستگياي وجود دارد و در طول تاريخ كسي نتوانسته است در اين كشور بين شيعه و سني اختلاف بياندازد. مشكل در سيستان و بلوچستان وجود شكاف طبقاتي است، وجود تحريك قوميتها از طرف دشمن است نياز به هوشياري تكتك افراد در اين زمينه سه شكاف قومي، ديني و همچنين طبقاتي وجود دارد اگر آگاهي باشد كه الحمدلله هست اگر بينش دقيق بين دولت و ملت و همبستگي وجود دارد كه انشاءالله با دولت خدمتگذار تقويت ميشود و ما ميتوانيم بر اين مشكلها غلبه كنيم اما يكي از مهمترين ارزشها در خرمشهر رمز عملياتها بود درست است كه شما ميباليد به اينكه گردان عملياتي شهر شما به نام گردان نصرالله، يدالله در جبههها بود و در عمليات خرمشهر حماسه آفريد شهر شما شايد خودتان ندانيد و بعضي از برادراني كه در آن عمليات بودند امروز صحبت كردند نيروهاي شهر شما بعد از عبور از پل نو عقبه دشمن را متوقف كردند. اين نقطه آخر دشمن براي مايوس شدن بود بعد از اين اتفاق بود كه بيش 16هزار نفر اسير شدند شما برادرانتان، شهداتان يك روز تنگه احد را نگه داشتهاند و ما امروز نيز نيازمند مرداني هستيم كه تنگه احد را نگه دارند. اسم گردانها، اسم لشگر، تيپ امام رضا(عليهالسلام)، تيپ نصر، تيپ امام حسين(عليهالسلام)، گردانهايي كه به نام ياران امام حسين، و رمز عمليات و كلام در نهاد برادران همه نشان از ارزشهاي ديني و اسلامي بود. برادري هنگام شهادت در حالي كه بدنش پر از گلوله و تركشهاي دشمن بود، صدا كرد بنده و يك برادر روحاني كه در گردان بود كنار او نشستيم اون برادر روحاني سر او را به دامن گرفت، نگاهي كرد به اطراف؛ گفت: حاج آقا من سه تا خواهش دارم گفت: بفرماييد گفت: اول برو توي محله من(جنوب شهر تهران بود) گفت آنجا براي مردم صحبت كنيد كه من آگاهانه به جبهه رفتم. دوم يك مسئله مالي بود با حاج آقا گفت. سومين مسئله ما معتل مانده بوديم نيروها در حال حركت بودند ميخواستيم به نيروها بپيونديم او يك مقداري نگاه كرد برادر روحانيمان گفت: عزيزم خواسته سومت چيه؟ باز نگاه كرد آخرين نفسهايش را ميكشيد گفت خواهش ميكنم من را به سمت قبله قرار دهيد به سمت قبله قرار داديم گفت كافي نيست سرمن را هم روي زمين بگذاريد چرا سرت را روي زمين بگذارم براي اينكه ميخواهم در آخرين لحظه آقا اباعبدالله(عليهالسلام) بيايد و سر من را به دامن بگيرد. ديگر نتوانست سخن بگويد به جز اينكه گفت «السلام عليك يا اباعبدالله». لا حول ولا قوه الا بالله العلي العظيم
+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
لطفاً بفرمایید پیشینه راهپيمایی 15 خرداد قم به چه تاریخی برمیگردد و چه کسانی برگزار کننده آن بودند؟ روانبخش: 15 خرداد یک روز ملی و اسلامی است که مبدأ نهضت اسلامی ملت ایران به رهبری روحانیت بوده است. امام راحل رحمةاللهعليه آن را یومالله نامیدند و برای همیشه این روز را عزای عمومی اعلان کردند که البته خدا خواست با رحلت ایشان در چهاردهم خرداد برای همیشه عزای عمومی بماند. مردم ورامین سالهاست که به صورت کفنپوش راهپیمایی میکنند ولی معالاسف در قم، خاستگاه پانزدهم خرداد سالها بود که راهپیمایی برگزار نمیشد. در سالهای حاکمیت مدعیان اصلاحطلبی به نظر رسید که باید بار دیگر پانزده خردادی دیگر رقم بخورد و قیامی دینی علیه ارزشهای غربی و غربزدگی از قم آغاز شود. از اینرو یک راهپیمایی به نام «باز آفرینی قیام پانزده خرداد» شکل گرفت که از بیت حضرت امام رحمةاللهعليه تا حرم مطهر انجام شد و در پایان از سخنرانی بسیار مهم آیتالله مصباح استفاده کردیم. این راهپیمایی در سال بعد نیز با سخنرانی آیتالله نوری همدانی صورت گرفت. سال گذشته نیز با سخنرانی یکی از فضلاي حوزه این راهپیمایی انجام گرفت ولی در سال جاری تولیت حرم مطهر، آقای مسعودی خمینی بدون هماهنگی با متولیان اصلي راهپیمایی از آقای هاشمی رفسنجانی برای سخنرانی در جمع راهپیمایان دعوت به عمل آورد و پس از آن ظاهراً شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی نیز از ایشان دعوت کرده است که این امر موجب ناراحتی نیروهای انقلابی و طلاب و فضلایی شد که برگزار كننده این راهپیمایی بودند. آنها این حرکت را مصادره راهپیماییای میدانستند که همواره علیه مدعیان اصلاحطلبی انجام میگرفت. آنها از بنده خواستند تا نگرانیشان را به مقامات استان منتقل کنم و از ایشان بخواهم که سخنرانی آقای هاشمی را به مناسبت دیگری مثل مراسم هفت تیر موكول كنند که اینجانب طی تماسی با معاون سیاسی امنیتی استاندار موضوع را منتقل کردم ولی ظاهراً مورد موافقت قرار نگرفت. در مراسم پانزده خرداد امسال اغتشاشاتی صورت گرفت که برای مدتی سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی به هم خورد و سرانجام نیز سخنرانی ایشان ناتمام ماند. از آنجا كه شما خود ساكن قم هستيد، لطفاً ماوقع را براي ما شرح دهيد. اولاً بنده آن روز در قم نبودم، زیرا برای سخنرانی در زارچ یزد به این شهر دعوت شده بودم ولی مراسم را به طور مستقیم از شبکه اول سیما دیدم. ميتوانيد از شاهدان عيني ماجرا بپرسيد ولي به نظر من نباید میان سؤال و اغتشاش خلط کرد. بررسی شهادت شاهدان عینی و دیدگاههای مسئولان حاضر در جلسه چیز دیگری را نشان میدهد که میتوان به برخی از آنها اشاره کرد: آقای بنایی نماینده مردم قم که از هوادارن پر و پا قرص آقای هاشمی و از مسوولان ستاد مرکزی ایشان در قم بوده است، میگوید: «بحث و اعتراض در یک سخنرانی در یک جو آزاد امری ممکن است و اگر چنین اقداماتی سازمان یافته نباشد مشکلی ندارد... و آقای هاشمی نیز در سخنرانی روز دوشنبه که عدهای با صدای بلند صحبت میکردند گفتند اجازه دهید حرفشان را بزنند اما مردم مانع برهم زدن جلسه بودند در صورتی که اعتقاد آقای هاشمی بر این نبود که این تعداد بخواهند جلسه را برهم بزنند» ایشان ادامه میدهد «در یک جامعه آزاد که ادعا میشود مردم برای حرف زدن آزادند، این حرف زدن طبیعی است.» دفتر آقای هاشمی رفسنجانی نیز طی بیانیهای که در تاریخ 17/3/85 در روزنامه کیهان چاپ شد، رسماً هرگونه شعار علیه آقای هاشمی را تکذیب کرده و نسبت به خبر روز قبل كيهان که نوشته بود جمع محدودي شعار «مرگ بر منافق» و «مرگ بر سرمايهدار» دادند اعتراض میکند و مینویسد: «همانگونه كه فيلم منتشرشده در سيما نشان ميدهد شعار مخالفي وجود نداشت.» عکسها و تصاویری که سایتها، خبرگزاریها و روزنامهها از دستگیر شدگان منتشر کردهاند مربوط به سه روحانی جوانی است که یکی از آنها آقای علي ابوترابی از چهرههای فاضل، مبارز، رزمنده و انقلابی است و وی را در حالیکه قلم در دست دارد و سؤالی را میپرسد، نشان میدهد. دیگری طلبه جوان 18ساله ایست که انگشت خود را بلند کرده و از آقای هاشمی فرصت سؤالی را میطلبد و فرد سوم طلبه ایست با چفیه بسیجی که بنا به اظهار شاهدان عيني خطاب به آقای هاشمی صدايي بلند و محترمانه ميگويد: «ای فرزند انقلاب و ای فرزند روح الله» سپس آقای هاشمی هم به شعار دهندگانی که به نفعش شعار میدادند گفت: این آقا هم كه همین را میگفت. اين فرد سوم آقاي شفيعي كياست كه به گفته مادر ايشان، از سن 15سالگي تا پايان جنگ در جبههها بوده است. به راستی با این شواهد و با اینکه شخص آقای هاشمی تصریح میکند که این سه نفر قصد برهمزدن جلسه را نداشتهاند، سزاوار است که آنها را اغتشاشگر، اخلالگر، منافق، ضدولایت فقیه، عامل مستقیم بیگانه و دشمن معرفی کرد؟ آن هم طلابی که برای دفاع از ولایت و مرجعیت و روحانیت بارها مورد تعرض دشمنان حوزه و روحانیت قرار گرفته و تا پای جان بر سر این راه ایستاده و نقاب نفاق را از چهره منافقان جدید دریدهاند. ببینید آقای روانبخش! بالاخره اینها در وسط سخنرانی بلند شده و سؤال کردهاند و این امر موجب اغتشاش شده است. اگر اینها سؤال نمیکردند اتفاقی نمیافتاد. روانبخش: اولا همانگونه که گفتم براساس گفتههاي آقاي بنايي نماينده قم، آقای هاشمی خودشان معتقد بودند که اینها نمیخواستند جلسه را به هم بزنند و گفتهاند «اجازه دهید حرفشان را بزنند.» ثانیاً دفتر آقای هاشمی هم گفته است اینها شعاری ندادهاند. ثالثاً این مسأله برای اولین بار نیست که در سخنرانی مسئولان ما و حتی در کشورهای دیگر اتفاق میافتد. مسئولان با سعه صدر و حوصله به گونهای مجلس را کنترل و به سؤال کننده پاسخ میدهند. یکی دوبار خودم دیدهام که در سخنرانی مقام معظم رهبری که بطور مستقیم از دانشگاه تهران پخش میشد فردی از جا برخاست و خطاب به معظم له مطالبی را گفت ولی مقام معظم رهبری بزرگوارانه فرمودند اجازه بدهید بیاید جلو ببینم مشکلشان چیست. رئیسجمهور آقای احمدینژاد نیز در سفرهای استانی با اینگونه پرسشها مواجه میشود ولی با حوصله و تدبیر میگوید بگذارید حرفش را بزند. حتي در مراسم سخنرانی آقای خاتمی رئیسجمهور سابق نیز گاهی اتفاق افتاده است. مثلاً در مراسم 16 آذر 83 در دانشگاه تهران، دانشجویان در وسط سخنراني ايشان سؤال پرسيدند و حتی گروهي علیه ایشان شعار میدادند كه از تلويزيون پخش شد ولی آقای خاتمی با صبر و حوصله تحمل میکرد و در نهایت وقتی آنها ادامه دادند گفت: اگر ادامه دهید میگویم بیرونتان کنند. ولی هیچگاه دانشجویان را به خاطر آن برنامهای که به نظر هم میرسید سازماندهی شده باشد، کتک نزدند و تشنج و اغتشاشی نیز صورت نگرفت و دستور دستگیری هم صادر نشد. در کشورهای دیگر نیز مشابه آن تکرار شده است. همین چند روز پیش، در مراسم سخنرانی آقای پوتین رئیسجمهور روسیه تعدادی از کارگران اعتراض کردند که به ظاهر هم كه شده با روی باز با آنها برخورد کرد و حرفهای آنان را شنید و دستور داد به مشکلاتشان رسیدگی شود. در این مورد خاص نیز گرچه بهتر بود در وسط سخنرانی سؤال نمیپرسیدند ولی شاید اگر جناب آقای هاشمی اعلام میکردند که اجازه بدهید فردی که سؤال دارد سؤالش را مطرح کند و یا میگفت در پایان جلسه دقایقی را برای پاسخ به پرسشهای شما اختصاص خواهم داد و يا جلو ضرب و شتم سؤال کننده را میگرفت، هم بزرگواری و سعه صدری که از ایشان انتظار میرفت نشان داده میشد و هم تشنجی ایجاد نمیشد. معالاسف براساس شهادت شاهدان عینی کسانی که از پیش آماده شده بودند به سؤال کننده حملهور میشوند و عملاً اغتشاش و سر و صدا ایجاد میکنند ولی متأسفانه ضاربین و اغتشاش کنندگان در پناه امن قرار گرفته و چندين طلبه سؤال کننده به جای آنها در زندان به سر میبرند. مطرح گردید که سؤال کنندگان در زندان به سر میبرند درحالیکه در سایتها و خبرگزاریها از قول آقای بنایی نماینده محترم قم، خبر از آزادی آنها دادهاند و گفتهاند آقای هاشمی دستور آزادی آنها را صادر کرده است. روانبخش: من هم مثل شما از پخش این خبر بسیار شگفت زده شدم. زیرا از طرفی میبینم دائماً این خبر در سایتها و مطبوعات است و از سوی دیگر سؤال کنندگان در زندان لنگرود قم به سر میبرند و بنا بر اظهارات خانوادههاي آنان حتی اجازه ملاقات هم داده نمیشود و در رسیدن کتاب درسی، دارو و روزنامه نیز به آنان سختگیری میشود. شنیدهایم که بازداشت شدگان تا کنون از ارائه وثیقه جهت آزادی موقت خود سر باز زدهاند. آیا واقعیت دارد و بر فرض صحت دلیل آن چیست؟ روانبخش: طی تماسی که با برخی از خانوادههای بازداشت شدگان داشتیم، آنها این مطلب را تکذیب کرده و گفتهاند تا کنون بارها چندین سند برای وثیقه بردهایم ولی قبول نکردهاند. براساس اظهارات آنها، یکی از مسوولان دادگاه ویژه روحانیت گفته است تا سؤال کنندگان اتهامات مطرح شده را نپذیرند قرار آزادی موقت صادر نخواهد شد! در حالیکه در هیچ محکمهای تفهیم اتهام به معنای قبول اتهام توسط فرد متهم نیست و تنها جهت تفهيم اتهام و گرفتن دفاعيه اوليه متهم از خود ميباشد. در پايان با تشكر از شما اگر مطلبي ناگفتهاي هست بفرماييد: روانبخش: نكتهاي كه ميخواستم بگويم اين است كه در شرايطي كه آغاجري عضو شوراي مركزي حزب مشاركت و سازمان نامشروع مجاهدين انقلاب، مقدسات و مسلمات ديني را زير سؤال برده و به جرم ارتداد، محكوم به اعدام ميشود با تلاش پيگير برخي مسوولان، حكم اعدامش به سه سال زندان تبديل ميشود و سپس از زندان آزاد ميگردد و دوباره نسبت به ساحت مقدس آقا امام زمان(عج) اهانت ميكند! وقتي اكبر گنجي كه به مقدسات و ارزشهاي الهي و ساحت مقدس امام حسين عليهالسلام اسائه ادب ميكند و دامن يزيديان را از جنايت ميشويد! و در كتاب عاليجناب سرخپوش، نكات مثبت آقاي هاشمي را به نقد ميكشد، با تلاش برخي افراد آزاد ميشود و براي گرفتن جايزه قلم طلايي كه از سوي دشمنان اسلام برايش در نظر گرفتهاند مجوز خروج دريافت كرده و در مراسم خاصي پس از دريافت قلم طلايي شركت كرده، در همين مدت كوتاه آزادي دهها مقاله و سخنراني و مصاحبه عليه اصل نظام نوشته و در برخي سايتهاي بيگانه درج ميكند، جاي بسي تأسف است كه طلبهاي را به خاطر قصد طرح سؤال دستگير و روانه زندان ميكنند! نكته دومي كه ميخواستم خدمت جناب آقاي هاشمي عرض كنم اين است كه بالاخره دوران مسووليت ايشان در پست رياستجمهوري، رياستمجلس، رياست مجمع تشخيص مصلحت بسيار طولاني بوده و اظهارات و عملكرد ايشان در اين مدت طولاني سؤالاتي را در اذهان مردم بويژه طلاب جوان بوجود آورده است ولي تا كنون در حوزه علميه قم جلسهاي براي طرح پرسشهاي آنان از سوي ايشان ترتيب داده نشده است لذا از ايشان خواهش ميكنم كه يك جلسه پرسش و پاسخ با تريبون آزاد در مدرسه فيضيه تشكيل دهند تا طلاب و فضلاي جوان آزادانه سؤالاتشان را بپرسند و سپس اين جلسه از يكي از شبكههاي سيماي جمهوري اسلامي پخش شود تا اين پرسشها در اذهان مردم نيز حل گردد. مقام معظم رهبري چنين نشستي را بارها در دانشگاهها داشتهاند و دانشجويان به صورت تريبون آزاد سؤالاتشان را مطرح كردهاند. اميدواريم اين تقاضا مورد قبول ايشان هم قرار گيرد تا ابهامات و پرسشهايي كه احياناَ در اذهان مردم وجود دارد مرتفع گردد.
+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
عباس سليمي نمين كارشناس مسائل سياسي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس درخصوص مسائلي كه در جريان سخنراني هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مراسم 15 خرداد در قم اتفاق افتاد، اظهار داشت:ما سالها از يك ضعفي رنج بردهايم و آن پرچمداري عناصر جنجالي در جريانات سياسي بود؛ چرا كه اين پديده ناشايست و نامناسب موجب شد كه روابط جريانات را عناصر كم رنگ و بيمايه سياسي رقم بزنند.
+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حوادث استانهای آذری زبان کشور ما به بهانه درج یک کاریکاتور اهانت آمیز، تلخ بود. چنین واکنش هایی از سوی مردم، آتش زیر خاکستر بوده و می باشد و خواهد بود چرا که با توجه به عدم تامین مطالبات پیش پا افتاده و به حق مردم، در صورت به وجود آمدن مفری برای اعتراض که محملی منطقی دارد، مردم برای ابراز اعتراض خود در خیابان ها حاضر می شوند، آن هم در زمانی که تمامی کارها به قهر باشد و نه به منطق و بالطبع، منطق فقط و فقط زمانی به کار می آید که بخواهیم «قهر» را مدلل کنیم یا معلل. وقتی وجود نهادهای واسط بین مردم و حاکمیت با نگاه امنیتی – انتظامی بخشهایی از حاکمیت، بلاموضوع شده یا رو به تحلیل رفته و فرصت احیا و تقویت نیافته است، بالطبع چنین حرکت های خیابانی در کنار ضعف و نبود چنین نهادهایی که از آنها با عنوان نهادهای مدنی نام برده می شود، طبیعی می نماید؛ چرا که در صورت کارکرد جامعه مدنی، هم اعتراض ها، سامان دهی و سازمان دهی می شوند و هم مردم به خواسته های خود با اولویت های حیاتی می رسند و هم جامعه متشنج نمی شود و هم حاکمیت اعتراض مردم را می شنود و می فهمد و در راستای حل و فصل آنها با نظارت و پیگیری جامعه مدنی، سیاستگزاری می کند. چنین پروسه ای در جامعه ایران یا فلج است و یا وجود ندارد. با توقیف مطبوعات و بازداشت روزنامه نگاران و کاریکاتوریست ها و ... که فقط مسکن هستند، جامعه واکسینه نمی شود چرا که نه می توان از تکرار چنین اتفاقاتی در مطبوعات و ... جلوگیری کرد و نه می توان از جامعه انتظار انفعال و چشم پوشی داشت. متاسفانه در نبود جامعه مدنی پویا و زنده، جامعه توده ای ایران، الگویی جهت ارائه مطالبات خود ندارد و با توجه به احیاء رفراندوم های خیابانی و اخذ تصمیم های پوپولیستی آن هم در خیابان ها، مردم هم با عقبه ذهنی اینکه تصمیم گیری ها در خیابان ها صورت می گیرد و اینکه مطالبات اولیه آنها در تصمیم سازی های حاکمیت از هیچ اولویتی برخوردار نیست، به خیابان ها می ریزند، لذا با توجه به چنین مصداق هایی، آستانه تحمل پذیری آنها در تحمیل اهانتی به فرهنگ و زبان محلی آنها و کژتابی هایی که جلوگیری از آنها قریب به محال است، کاهش می یابد و در این شرایط، جرقه ای جهت به آتش کشیدن شهری کافی خواهد بود. نداشتن الگوی اعتراض های مدنی در هر حوزه، نبود جامعه مدنی، ضعف کارکردهای جامعه مدنی، منفعل و متزلزل بودن موقعیت فرهنگ های محلی و قومی در کنار تحمیل هژمونی یکی از فرهنگ های جامعه گونه گون ایرانی و ...، موجب بالا رفتن حساسیت های اقلیت های قومی در ایران شده است. ایران کشوری است با مجموعه قومیت ها، با فرهنگ های اصیل و محلی آنها و یکی از افتخارات ایران، جمع شدن چنین ملتی با گونه گونی فرهنگی و آداب و رسوم ملون، در یک محدوده جغرافیای بنام ایران است که ریشه در تاریخ این کهن سرزمین باستانی دارد. وجود این وفاق ملی و همبستگی، سالیان درازی است که ملت ایران را تشکیل داده است و ناشی از فرهنگ مدارا و مروتی است که در تمام فرهنگ های اقلیت های قومی و مذهبی ایران ریشه دوانیده و تبدیل به یکی از شاخصه های فرهنگی مشترک تمام قوم های ایرانی و در کل مردم ایران شده است. درمان های مسکنی که همیشه در اولویت رفتارهای حکومت برای مقابله با دردهای اجتماعی قرار دارد، همیشه پاسخگو نیستند. در صورت بی تدبیری، این دردها چون آتشی از زیر خاکستر سر بر خواهند آورد و متاسفانه در آن روز نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان، یعنی خشک و تر با هم خواهند سوخت. یوسف منیری فر
+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
... ساعتي چند از شب گذشته است. شبي به غايت تاريك از نخستين شب هاي جمادي الثاني، كه ماه هنوز فرصت نورافشاني و خودنمايي و جلوه گري نيافته است. مدينه را سكوتي غريب فراگرفته و چشمان بي فروغ منافقان، عليرغم همدردي كاذبانه با علي(ع) و خانواده اش در شهادت زهرا(س)، در خوابي آرام(!) فرورفته و رؤياهاي شيرين(!) را تجربه مي كند. و در اين ميان تنها، عده اي معدود از ساكنان شهر رسول الله(ص)، در اندوه اين مصيبت بي بديل، در غربتي جانسوز سرشگ غم از ديدگان فرو مي ريزند.
+ نوشته شده در شنبه 20 خرداد1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
جلوی مجلس، تجمع اعتراضآمیز برگزار كردند. سالهای اول انقلاب، كانونهای زنان به صورت جدی فعالیت میكردند، مثل جامعه زنان و... كار فرهنگی از مهمترین بخشهای فعالیتهای آنان بود. اما امروز، زنان دلسوز جلوی مجلس تجمع میكنند تا او قانونی بگذراند و به واسطهی آن، دولت و نیروهای انتظامی موظف به انجام اقدامات تشویقی و تنبیهی شوند. این یك اشتباه تاریخی و یك اقدام زودگذر است. جامعهی مذهبی ایران باید خود «عمل اجتماعی» داشته باشد، به عنوان یك گروه از شهروندان عادی و نه بیشتر! و با استفاده از همان حقوق شهروندی! اولا باعث بیعملی شدید در بین اقشار و مذهبی میشود و همه به خیال اینكه متولی ترویج اخلاق و دین، حكومت است، خود را كنار میكشند و حال آنكه عمل از بالا و از سوی حاكمیت آن هم با وضع دست و پا شكستهی امروزین بیفایده است. ثانیا چهرهی جامعهی مذهبی را در كل جامعه تبدیل به یك طیف وابسته به حكومت و جدا از عموم میكند و باعث بدبینی مردم نسبت به این قشر و در نتیجه كم اثر شدن فعالیتهایشان میشود. مسائل پیش رو كه میتوان در مورد آنها روش درست رفتار اجتماعی به كار بست بسیارند. مثلا مسئله ماهواره:
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سرانجام پس از گذشت بيش از سه سال از حضور نظاميان آمريكا و كمتر از يك ماه از روي كار آمدن دولت دايمي عراق، ابومصعب زرقاوي، جلاد شيعيان، به هلاكت رسيد.به گفته يك منبع مطلع در لندن زرقاوي زماني هدف قرار گرفت كه با تلفن همراه خود كه رد آن توسط دستگاههاي اطلاعاتي گرفته شده بود سخن ميگفت.زرقاوي كه دستش به خون هزاران نفر از شيعيان ايران و عراق و نيز اهل سنت مظلوم عراق آلوده است، يك هفته پس از آن به قتل رسيد كه در نامه جديدي به آيتالله سيستاني، مرجع تقليد مردم عراق و شيعيان اين كشور هتاكي كرده بود.قتل حدود سيصد نفر از زايران امام حسين(ع) در روز عاشوراي سه سال قبل در كربلا، در صدر جنايات سازماندهي شده توسط زرقاوي به چشم ميخورد كه در آن، نزديك به يكصد ايراني مظلوم نيز به خاك و خون كشيده شدند.
اين تروريست مشهور همچنين در محافل به عنوان متهم رديف اول جنايت 13 رجب در نماز جمعه نجف شناخته ميشود كه علاوه بر قتل 85 نمازگزار، به شهادت آيتالله سيدمحمدباقر حكيم منجر شد. صدها فقره آدمكشي با خودروهاي بمبگذاري شده و علمياتهاي انتحاري را نيز بايد به پرونده كثيف زرقاوي اضافه كرد و برآورد ميشود تعداد انسانهايي كه از زن و مرد و كودك و پير توسط او به قتل رسيدهاند از چهار هزار نفر ميگذرد.ابومصعب زرقاوي همچنين به عنوان مرد اول راهاندازي جنگ فرقهاي ميان شيعيان و اهل سنت عراق شناخته ميشود، هرچند با خويشتنداري شيعيان و مراجع ديني، او به اهداف خود نرسيد.هرچند دست زرقاوي به خون صدها عراقي كرد و سني نيز آلوده است، او در نامهاي كه چند ماه پيش منتشر كرد، شيعيان را افعي خطاب كرد و آنها را از اشغالگران آمريكايي بدتر خواند و به آنان گفت: افعيها و دشمنان در كمين نشسته و عقربهاي حيلهگر، ما اكنون به جنگ با دشمن كافر و جنگ دشوار با دشمن حيلهگري كه لباس دوست بر تن كرده و به همدلي دعوت ميكند، وليكن شرور است و ارث اختلاف دروني را به ميراث برده، ميپردازيم. يك ناظر جستجوگر درك ميكند كه شيعيان خطري آشكار و حقيقي هستند. پيام تاريخ كه واقعيت نيز آن را تصديق نموده، اين امر را روشن ساخته كه تشيع، ديني جدا از اسلام است.شرك نمايان شيعيان تا جايي است كه قبرها را ميپرستند و در اطراف قبور ائمه طواف ميكنند.او در اين نامه اهل سنت را نيز از دشنامهاي خود بينصيب نگذاشت و درباره آنها گفت: آنها حتي بيشتر از ايتام بر سر سفرههاي لئيمان مينشينند و در بيابان سادهلوحي و غفلت گمراه شدهاند و رهبر خود را كه آنها را در زير يك پرچم جمعآوري ميكرد، از دست دادهاند
گفته ميشود نام اصلي زرقاوي، احمد فاضل النزال الخلايه است و در سال 1966 در شهرك زرقا، در شمالغرب امان، پايتخت اردن به دنيا آمد و بعدها كنيه ابومصعب و نام شهر زرقا را برخود نهاد و به ابومصعب الزرقاوي مشهور شد. ظاهرا" دوره نوجواني و جواني الزرقاوي با ارتكاب جرايم عادي سپري شد.
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
نامه سرگشاده دانشجويان دانشگاه رضوي به پيشگاه مقام معظم رهبري
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
روز شنبه، آقاي احمدينژاد، رئيسجمهور ايران، پذيراي بازيكنان تيم ملي فوتبال بود. آقاي احمدينژاد در اين ديدار، كارهايي كرد و چيزهايي گفت كه بخشهايي از آنها را عينا از روي خبر شماره 8503150173 خبرگزاري فارس ميخوانيد:
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
روزنامه «جمهوري اسلامي» نوشت: آيتالله خامنهاي، رهبر انقلاب، اخلال در سخنراني آيتالله هاشمي رفسنجاني در مراسم بزرگداشت قيام 15 خرداد در حرم حضرت معصومه(س) در قم را اقدامي خطرناك دانستند و معتقدند بايد با عوامل اين جريان برخورد قاطعانه شود. اين مطلب را ايشان به آقاي هاشمي رفسنجاني گفتهاند.
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
1- شبهات در مورد پوشش زن بيشتر درچه مواردي است ؟ نويسنده : خديجه عبدالهادي
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مراسم سخنرانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، محافظان وی یک طلبه را کتک زدند.این مراسم که به مناسبت سالروز شهدای پانزده خرداد در شهر مقدس قم انجام می شد، این طلبه قصد داشت تا از هاشمی رفسنجانی سوالی را بپرسد. در این هنگام محافظان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با حمله به این طلبه، وی را با زور از میان مردم به نقطه ای نامعلوم انتقال دادند. در این هنگام مردمی که شاهد این صحنه دردناک بودند با محافظان فوق درگیر شده و خواستار آزادی این جوان شدند.خانواده این طلبه جوان با اظهار نگرانی، خواستار پی گیری و اطلاع از محل بازداشت وی شده اند. گفتنی است، این طلبه خواستار اعلام صریح نظر گذشته هاشمی درباره شورای رهبری و نیز اعلان عمومی میزان دارایی وی شده بود.
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حجت الاسلام والمسلمين دکتر مرتضی آقاتهرانی، از فضلاي قم، گفت: گرچه بهتر بود طلاب سوالات خود را پس از پايان سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني از ايشان مي پرسيدند ولي در هرصورت، آقاي هاشمي بايد پاسخ آنها را مي داد.دكتر آقاتهراني كه در هيات فاطميون قم سخن مي گفت، ضمن انتقاد شديد از دستگيري و ضرب و جرح عده اي از طلاب در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني، اظهار داشت: كسي را نبايد بخاطر سوال پرسيدن دستگير كرد و مورد ضرب و جرح قرارداد.وي در ادامه افزود: اين نوع برخورد با كسانيكه سوال دارند، در سيره ائمه نبوده است و بزرگان انقلاب هم، اينگونه رفتار نكرده اند.گفتني است، در مراسم 15 خرداد در قم ، پس از اينكه عده اي از طلاب جوان سوالاتي را از هاشمي رفسجاني پرسيدند، محافظين وي به آنها حمله ور شده و آنها را دستگيركردند كه 6 نفر از اين طلاب همچنان در بازداشت به سر مي برند
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
هر طرف خبر هايي مي رسه كه راست و دروغش معلوم نيست. واسه همين 4. نكته درباره قضيه قم مي نويسم ، قضاوت با شما. 1 . اين شوراي تبليغات اسلامي قم معلوم نيست چه سياسيتي داره كه هميشه 22 بهمن از آقاي ناطق نوري دعوت مي كنه براي سخنراني كه بين مردم قم خيلي جايگاه نداره (... بگذريم ) 2 . اين شوراي تبليغات اسلامي قم معلوم نيست براي چي مراسم 15 خرداد ، راهپيمايي راه انداخته و مراسم گرفته ( ... مثلا ابتكار بوده ). 3 . اين شوراي تبليغات اسلامي قم معلوم نيست براي چي براي اين مراسم از آقاي هاشمي رفسنجاني دعوت كرده كه در انتخابات نهم رياست جمهوري كمترين نسبت راي را در قم داشته ! ( ... !؟ ) 4 . اين شوراي تبليغات ...... نه بابا اين صدا و سيما معلوم نيست براي چي مراسم را مستقيم پخش كرد؟ (... حتما ابتكار بوده!) 5 . اين سيماي قم معلوم نيست براي چي مراسم را مستقيم پخش كرد و وسطش قطع كرد ؟ (... حتما دست پاچه بوده!) 6 . در سطح شهر قم اطلاعيه هايي پخش شده بود كه از آقاي هاشمي سوالاتي كرده بود در باره ثروت هاي هنگفت ، ديدگاه ايشون در باره ولايت فقيه ، تساهل و تسامح و غيره ( ... اسم كه نداشت اما نوشته بود جمعي از طلاب!) 7 . انگار يك عده اين چند روز زنگ زدن به اين ور اون ور كه اين آقاي هاشمي نبايد بياد قم ( ... خوب نظر شخصي اون ها اين بوده !) 8 . خيلي تابلو بوده كه قراره يك اعتراض هايي به اين سفر صورت بگيره و همه اطلاع داشتن ( ... غير از من!) 9 . اين اعتراض ها در سه صورت شعار ، متن و طرح سوال در جلسه مطرح شد . ( ... شايد صورت ديگر هم داشته من خبر ندارم!) 10 . شعار دهنده ها كه تو راهپيمايي كار خودشون رو تموم كردن و رفتن . ( شايد مي خواستن بگن ما با 15 خرداد موافقيم ولي با هاشمي نه ) 11 . متن ها هم كه منتشر شد و همه فهميدن كه يك عده يك سري سوال دارن . ( ... شايد بعضي ها جواب نداشته باشن!) 12 . اصل قضيه تشنج بود كه با طرح سوال چند تا طلبه شروع شد كه مي گفتن ما سوال داريم ( عكساشون رو تو سايت هاي ديگر ببينيد) 13 . بعضي ها مي گن بعضي از اين طلبه ها از اعضاي موسسه پژوهشي آموزشي امام خميني ره بودن .( بعضي ها مي گن بعضي هاشون نبودن!) 14 . بعضي از روزنامه ها نوشتن اين موسسه از موسسه هاي معروف قم هست (اما جرأت نكردن اسمش و بيارن!) 15 . بعضي ها مي گن خوب چه ربطي داره كه بعضي از اين طلبه ها از اعضاي موسسه پژوهشي آموزشي امام خميني ره بودن ( ... خوب آره ديگه؟) 16 . سخنراني آقاي هاشمي بالاخره قطع شد . هرچند ادامه داد اما خيلي حرف ها ماند كه در مقدمه گفته بود ( ... براي جبران وقت هست حالا ) 17 . بعضي ها مي گن اين قضيه به نفع آقاي هاشمي تمام شد چون نشان از مظلوميت و ..... دارد .( مگه آقاي هاشمي ، بهزاد نبويه كه به اين فيلم ها نياز داشته باشه؟) 18 . من مي گم در دراز مدت به ضرر ايشون تموم شد چون شخصيت دوم انقلاب نتوانست در قم سخنراني كنه ( مخصوصا اگر قرار باشه تو كتاب خاطرات بياد) 19 . من مي گم مردم در باره قم چي فكر مي كنن ؟ شهري كه امنيت ابراز سخن نداره ( فرق نمي كنه شمس الواعظين باشه يا قمرالخاطبين !) 20 . من مي گم حوزه علميه قم الان بايد با اين قضيه چي كار كنه ( بالاخره سخنران و معترض و مدافع هرسه آخوند بودن) 21 . در حوزه جريان هايي وجود دارن كه باهم برخوردهايي دارن ! اگه خودشون حل نمي كنن مردم چه گناهي دارن؟ ( ....!؟) 22 . يه عده كه خيلي تابلو بودن جلوي جايگاه به نفع آقاي هاشمي شعار مي دادن( عكساشون رو تو سايت هاي ديگر ببينيد) 23 . يكي از اين ها مردي بود كه زمان انتخابات اجير شده بود به مردم بگه احمدي نژاد قراره قبرستون مردونه و زنونه را ازهم جدا كنه !(شايد اين طوري بهتر مي شد!) 23 . آيت الله مصباح يزدي و آقاي روان بخش سردبير پرتو سخن ارگان موسسه ، 15 خرداد قم نبودن ( لابد كار مهم تري داشتن ) 24 . بزرگان حوزه الان چي بايد بگن ؟ (من كه از بزرگان نيستم) 25 . چرا فقط اظهار نظر هاي كلي از طرف بزرگان مطرح مي شه ولي طلبه ها بدون برنامه ريزي وارد گود مي شن و كسي جواب گو نيست؟(...هان) 26 . هميشه اين دست اتفاق ها به نفع جريان ضد حوزه تموم مي شه و در قم هم به دست فراموشي سپرده مي شه (شايد زمان مشكل رو حل كنه) 27 . چرا توي حوزه كسي نيست كه خط و خطوط رو مشخص كنه تا اگر كسي كاري كرد قابل دفاع يا رد كردن باشه ( بلا تكليفي هم عالمي داره) 28 . اطلاعيه جامعه مدرسين حوزه در محكوميت اين عمل چه در دي رو دوا مي كنه ( نوشدارو بعد از چهلم نوه سهراب!) 29 . بالاخره آن سوال هارو چه كسي جواب مي ده ؟ ( گيرم قرص خوردن تشنج نكنن!) 30 . تا كي قراره شرايط منطقه ، جهان و مسايل حساس منطقه اي رو به بازي جناح هاي فكري و سياسي بكشيم و وسط نرخ تعين كردن دعوا كنيم ( جوجه هارو شمردن !) 31 . ميگن يك عده رو بازداشت كردن بعد آزاد كردن تا بعد دادگاهي بشن ( نگفتن از ترس آزاد كردن يا باسفارش . آخه بازتاب زده بود سفارش هاشميه) 32 . اگه مي ذاشتن سوال ها مطرح بشه يا وقت مي دادن به اين جا نمي كشيد ( شايد اون وقت چيز هايي مطرح مي شد كه نبايد) 33 . شرق از عاملان و آمران اين واقعه خبر داده ( شايد خودش دنباله جنجال و تشنجه ) 34 . ميگن گفتن كه آقاي هاشمي خودش پيشنهاد داده كه بياد براي سخنراني ( بعيد نيست) 35 . آخرش چي مي شه؟ ( من كه مي دونم اما نمي گم چون ممكنه همون طوري بشه كه من گفتم اونوقت وانت بيار هرچي خواستي باركن ) 36 . نكنه اين ها همش دامه كه هميشه يك عده رو گرفتار مي كنه؟ ( صياد كيست ) 37 . محكوم كنندگان ومخالفان سنتي اين جريان نمي خوان يه فكري بكنن ؟ ( شايد عقلشون قد نمي ده) 38 . بي احترامي ، تهمت و افترا جرم نيست؟ ( من كه نگفتم كي) 39 . يه عده گفتن آقاي هاشمي سفرش رو ناتمام گذاشت ، يه عده گفتن نه دروغه ، جلسات و ديدار ها ادامه داشت ( مگه فرقي مي كنه ؟) 40 . يه عده در باره اهداف اين سفر حرف هايي ميزنن كه خوب نيست دم انتخابات خبرگان من چيزي در اين باره بگم ( خودتي!؟)
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
گستره بازتابهاي سريع خبري- تحليلي، سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم، جاي تأمل و تعمق بسيار دارد. در اين باره روزنامههاي دوم خردادي، جمهور اسلامي- ارگان سينهچاك هاشمي و حتي كيهان نوشتند، و قطعاً باز هم خواهند نوشت، بدون آنكه نياز اين نوشتنها را به منبع و اسناد پشت پرده مشخص كنند! اما چند نكته درخور توجه را نبايد از نظر دور داشت: 1- پخش مستقيم برنامه سخنراني هاشمي از شبكه سراسري، بيسابقهترين عمل تلويزيون بوده است. سالهاي گذشته، بزرگاني چون آيتالله العظمي نوري همداني و آيتالله مصباح يزدي در اين مراسم سخنراني داشتهاند، كه كمترين تصويري حتي به گونه غيرمستقيم پخش نشده است. بايد روشن شود تصميم پخش مستقيم اين برنامه بر چه اساسي گرفته شده، و كدام امر مهم و حياتي در اين ماجرا نهفته بوده است؟! 2- تمامي شاهدان عيني اتفاق نظر دارند كه صرف«سؤال» يكي از حاضرين، خشم نيروهايي را كه در ميان مردم جاي داده شده بودند، برانگيخت. به اين معنا كه تعدادي از «فدائيان هاشمي»!! به محض برخاستن و در خواست سؤال يكي از حضار، وي و ديگران را بشدت مضروب و مجروح ساختند. حال پرسش اين است كه: اين «چماقداران» چه كساني بودند؟ با كدام آمادگي و اطلاع و هدف در ميان مردم جاي داده شده بودند؟ چرا به جرم درخواست يك سؤال، مشابه «مأموران ساواك» به دژخيمي پرداختند؟ 3- همگان شاهد بودهاند كه هيچگونه شعار، اهانت و هتك حرمتي نسبت به هاشمي صورت نگرفته است. تصويري كه روزنامههاي پليد دوم خردادي در حمايت از هاشمي درج كردهاند، اعتراض نسبت به كتك زدن مردم توسط حاميان هاشمي بوده است. پس با كدام انگيزه و هدف، و از چه منبع و منشأيي صورت ميگيرد؟ و بالأخره آيا تصاوير خبر از «معترضين روحاني» نميدهد؟! ۴- مردم ميبينند كه سفرهاي پي در پي هاشمي به قم، رفتن به بيوت بزرگان، سخنراني در مراكز و مجامع اين شهر ظرف چند ماه اخير، در 16 سال گذشته سابقه نداشته است. ملت هرگز اين پيوند تنگاتنگ هاشمي با روحانيت و مرجعيت را شاهد نبودهاند، بلكه در 8 سال رياست جمهوري وي، و 8 سال حمايت از اصلاح طلبي، تلاش بسيار در انزوا و حذف روحانيت و مرجعيت را آشكارا لمس كردهاند. حال اگر اين روند، يك «پروژه حساب شده» با طراحي «هدفمند سياسي»، ارزيابي شود، آيا بايد مورد تهمت و افترا، و چماق خوردن و دستگيري از سوي حاميان هاشمي واقع شد؟ ۵- ملت صدور اطلاعيههايي با سرعت غيرقابل تصور، و ارائه و تحليلهاي آن را دور از شأن روحانيت عظيمالشأن ميدانند. آيا رواست روحانيت، حوزه علميه، جامعه مدرسين و… در راستاي «منافع و مطامع سياسي خاص» هزينه گردد؟ آيا اين نهادهاي مقدس نبايد آن چنان منزه بمانند تا توصيه حضرت امام خميني(س) مبني بر ارتباط نسلهاي جوان با آنها همواره جريان داشته باشد؟ 6- مردم شگفتزدهاند كه با فرض وجود شعار عليه هاشمي به عنوان يك «چهره سياسي» با سابقه و روشهاي سياسي- ديني غيرقابل پذيرش از سوي ملت در اين سخنراني، ايجاد اين جو رواني در كشور ضرورت داشت؟ آيا تخريب آيات قرآن كريم، احاديث ائمه هدي(ع)، اهانت آشكار به ساحت مقدس زهراي مرضيه(ع) و حضرت صاحبالامر(عج) در سالهاي گذشته، سبب صدور چنين اطلاعيههايي گرديد؟ همچنين شگفتي ملت از آن است كه آيا در سياسيكاري توأمان حساب شده هاشمي و خاتمي كتاب عاليجناب سرخ پوش عليه هاشمي نوشته نشده، آيا اين كتاب و نوشتهها و شعارها و گفتههاي بسيار در 8 سال اصلاح طلبي، به «بهانه حمله به هاشمي»، اسلام و انقلاب و روحانيت و حضرت امام(س) و جنگ و ارزشها را گلوله باران نكرد؟ پس چگونه آن روز «اهانت به هاشمي» دردمندي نداشت، و امروز «صرف درخواست سؤال كردن» اين وسعت موضعگيري و اعلان خطر و… را در پي دارد؟! 7- ملت قاطعانه بر پيوند هميشگي خود با مرجعيت عظيمالشأن و روحانيت والامقام استوار است. ملت با اعتقاد كامل به «وارستگي، دنياگريزي، و دوري از سياسيكاري» اين نهادهاي مقدس، همچنان آنها را «ستونهاي نگهبان شريعت» ميداند، و خود را در پاسداشت حرمت آن پايبند ميشمارد. نماد كامل اين «اعتقاد عملي» پايداري جانبازانه ملت به «ولايت فقيه» است كه در برهههاي گوناگون، چشم دشمنان اسلام را از حدقه خارج ساخته است. اما حساب كساني كه «سياستشان» بر «ديانتشان» ميچربد، نزد ملت از حساب حوزههاي علميه، مرجعيت و روحاينت جداست، كه اين امري ديني، عقلي و منطقي ميباشد. ۸- پروژه دين ستيزي و ماجراهاي هولناك حمايت از هاشمي در انتخابات با اجراي دوم خردادي و راست و منافق و ملحد و سلطنت طلب فراموش ناشدني است. نميتوان و نبايد «فراموشي و ناداني» را به مردم «القاء» كرد، يا با «فشار» و «زور» و «سياسي كاري» و «چماق كشي» سعي در تطهير زشتيهايي نمود كه هم «واقعيت» داشتند، و هم «استمرار» آن بر ملت آشكار است! برپا كردن برنامههاي متعدد و پوشش تلويزيوني مستقيم و غيرمستقيم به منظور مطرح ساختن «هاشمي» حتي با پروژه «چماقداري» مشابه آنچه در قم روي داد، نه تنها جنبه اثباتي ندارد، بلكه «بيزاري» و «عدم اعتماد» بيشتر و بيشتر ملت را نتيجه خواهد داد. 9- «خيز به سوي خبرگان رهبري» و «جوسازي» براي «كسب آراء به هر طريق و با هر روش» امري ناپسند و مذموم است. اميد ميرود نهادهاي مقدس و بزرگان دينمدار در اين گرداب نيفتند. اگر وجود مجلس خبرگان رهبري با هدف حراست از جايگاه رفيع ولايت فقيه هست- كه هست- بايد و بايد «توصيههاي الهي» حضرت روحالله(س) در روشهاي انتخاباتي و انتخاب اصلح نصبالعين قرارگيرد. «بحران آفريني» و «بهرهبرداري سياسي» اگر در هر انتخابي كارساز باشد- كه در سوم تيرماه نبود- در انتخابات خبرگان رهبري، واكنش منفي يكپارچه ملت را ثمر خواهد داشت. 10- حاميان هاشمي، سياسي كاران حرفهاي، دوم خرداديها و… ابزارهاي «سرنيزه قلم» و «مشت ولگد» و «دستگيري و محاكمه» را بايد كنار گذارند. يقيناً ملت «بازكردن ميدان داخلي براي حضور آمريكاي جنايتكار» را از سوي هر كس و هر گروه كه باشد، سركوب و منكوب خواهد كرد. استفاده دوباره از «حربه پوسيده انتخابات گذشته» تنها و تنها، دست و پا زدنهاي آخرين «مافياي قدرت و ثروت» است كه منافع خود را در دوره جديد در خطر ميبينند. 11- بدون تعارف و سياسي كاري بايد پذيرفت آنچه در قم پيش آمد، برنامهاي حساب شده و از پيش تعيين شده بود، حضور نيروهاي «چماقدار» و «دستگيركننده مردم» در ميان حاضرين، «سركوب سؤال كننده» ، «جوسازي اطلاعيهاي»، «واويلاي روزنامهاين و پخش مستقيم تلويزيوني، دلايل اين ادعاست. واقعيت آن است كه «هاشمين به دفعات مورد اعتراض، سؤال و انتقاد نمازگزاران جمعه، عزاداران مراسم حضرت امام(س)، شركت كنندگان در مراسم دهه فجر و… واقع شده است. هر بار هم «كتك زدن»، «دستگيري»، «زندان» و غيره شامل حال مسلماني بوده كه پنداشته ميتوان «حاكم» يا «مسئول» را مورد «سؤال» قرار داد. بنابر اين امر بيسابقهاي در قم روي نداده است. علاوه بر آنكه امروز ملت شاهد آنند كه در ميان سخنراني رئيس جمهور محبوبشان فرد يا افرادي سؤال ميكنند، نامه ميدهند، اعتراض دارند و او با قطع سخنراني به مسأله آنان توجه ميكند. حال چرا بايد «تمام فضاي كشور براي اين امر ناچيز و از پيش تعيين شده» ملتهب گردد؟! 12- مهاجمان دوران انتخابات به دكتر احمدي نژاد، هرگز از كار دست نكشيدهاند. روزي نامهها، تريبونهاي نامقدس، مصاحبه و غيره از سوي عناصر «مطرود ملت» پس از دفاع همه جانبه «مقام عظماي ولايت» از «محبوبترين دولت صدساله اخير»، خنجرهاي زهرآگين خود را از نيام بركشند. خنثي سازي بيانات مقام معظم رهبري در حمايت از رئيس جمهور يكي از «اهداف آشكار» حاميان هاشمي در ماجراي قم است. آنان كه از آغاز پيروزي دكتر احمدي نژاد 2 امر ويرانگر را سر لوحه كار خود قرار دادهاند: 13- سخن پاياني آن كه اولاً: طبق تصاوير، آن كس كه معترض به كتك خوردن مردم توسط حاميان هاشمي است، و يا درخواست سؤال كننده، «روحاني» است. بنابراين بهانه قرار دادن اهانت به روحانيت ترفندي حيلهگرانه بيش نيست.
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بنا بر اساس نتايج تحقيقات و نظرسنجيهاي مؤسسه «گالوپ»، زنان مسلمان، هيچگاه داراي نقش درجه دوم در جامعه نبوده و خود را تحت ظلم و ستم نميدانندبر پايه اين نظرسنجيها كه در سال 2005 انجام شده، بيشتر زنان مسلمان، معتقدند كه آنان حق رأي آزادانه، كار در خارج از خانه و خدمت در سطوح بلندپايه دولتي را دارند. در بيش از هشتهزار مورد مصاحبه رودررو در هشت كشور مسلمان، مشخص شد كه براي بسياري از زنان مسلمان، مسائل جنسي اولويت نداشته و آنها به دنبال مسائل مهمتر ديگري هستند.وقتي در مورد نكته منفي جوامعشان از آنان پرسيده ميشد، آنها نبود اتحاد بين مسلمانان، افراط گرايي خشونتطلبانه و انزواي سياسي ـ اقتصادي را مهمترين نگرانيهاي خود ميدانستند. حجاب كه بسياري از غربيها آن را ابزار ظلم عليه زنان ميدانند، هيچگاه در مصاحبههاي آزاد زنان مسلمان مطرح نشد.
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
فرمانده انتظامي استان فارس گفت: از صبح روز شنبه واحدهاي مخصوص پليس به كسانيكه شئونات اسلامي را رعايت نكنند كارت زرد خواهند داد. به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز، احمد عليرضابيگي امروز در جمع خبرنگاران افزود: كار اين مأموران صرفاً تذكر و ارشاد است و هيچ گونه برخوردي را در دستور كار ندارند. وي با تصريح اينكه مأموران مزبور ملبس به لباس فرم نيروي انتظامي هستند ادامه داد: اين اقدام تا اول تير ماه ادامه دارد و پس از آن افراديكه به حقوق اجتماعي در جامعه اسلامي توجه نكنند با كارت قرمز مواجه ميشوند. وي اظهار داشت: از پانزدهم تير ماه برخورد قانوني در دستور كار قرار ميگيرد و با استفاده از نيروهاي مشاوره اي با حداقل اصطكاك با افراد خاطي، برخوردها شكل قضائي به خود ميگيرندعليرضا بيگي با اعلام اينكه بيبندوباري و عدم توجه به شئونات اسلامي زمينهساز مفاسد ديگري در سطح جامعه است تاكيد كرد: ما براي كشف جرم مجاز به ورود به حريم خصوصي افراد نيستيم. فرمانده انتظامي فارس خاطر نشان كرد: در اين طرح با ديگر مفاسدي كه امنيت اجتماعي و حقوق جامعه را تحت الشعاع قرار دهند از قبيل آلودگي صوتي،ويراژ خودروها و موتورسيكلتها، مزاحمان خياباني، مردان خياباني، تظاهر به شرب خمر، حمل حيوانات و خصوصاً سگ در خودروها نيز برخورد قانوني انجام ميشود. وي در مورد شكل برخورد افزود: براي بار اول تذكر كتبي به محل سكونت صاحب خودرو ارسال ميشود و در صورت تكرار مالك خودرو به نيروي انتظامي فراخوانده شده و برخورد قضائي صورت خواهد گرفت. عليرضا بيگي اضافه كرد: در طرح پليس امنيت عمومي سعي شده حداقل اصطحكاك با مخلين نظم وجود داشته باشد به طوريكه هيچ گونه دستگيري و باز داشتي در دو مرحله اول اين اقدام انجام نخواهد شد. فرمانده انتظامي استان فارس ادامه داد: ما لزوم اجراي اقدامات فرهنگي و تأثير آن بر كاهش اين دست جرائم را نفي نميكنيم اما نميتوانيم قانون را هم تعطيل كنيم. وي در برخورد با كسانيكه سگ با خودروهايشان حمل ميكنند تصريح كرد: در اين رابطه هم قانون وجود دارد و شكل حمل حيوانات را با استفاده از خودروهاي مخصوص معين كرده و اعلام شده است كه دارنده حيوان بايد مجوز و مدارك خاصي داشته باشد.
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حوادث اخير داخل كشور كه در ابعاد گوناگون رخ داده است، هرچند لطماتي به كشور و مردم وارد آورده و ميكند، لكن زنگ خطر و هشداري است كه ميتواند موجب هوشياري و پيشگيري از تحقق نيات پليد پشت پرده اين امور باشد. اميرعلي اميري
+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
امير محبيان ، تحليلگر مسايل سياسي، اظهار داشت:« انتخابات خبرگان در اين دوره به دلايلي داراي اهميت ويژه شده است و شايد يكي از مهمترين ويژگيها بروز دغدغههايي در ميان گروههاي متفاوتي است كه قصد دارند در انتخابات خبرگان شركت كنند.» محبيان در گفتوگو با ايسنا، افزود:« بعضي از اعضاي طيف اوليهاي كه پيش از اين هم در خبرگان بودهاند، دغدغهي آن را دارند كه مبادا حركتهايي سازمان داده شده بكوشند در حوزهي رقابتهاي انتخابات خبرگان وارد شده و عملا تركيب خبرگان متاثر از موج سياسي غالب شده و اين امر عدم تعادلي برخبرگان تحميل كند، خبرگاني كه به مثابهي «لنگر تعادل» همواره مهمترين ركن كشور يعني رهبري را حمايت كردهاند.» اين تحليلگر سياسي ادامه داد:« از سوي ديگر، بعضي از طيف جديد گمان دارند كه ادامه حاكميت طيف پيشين ممكن است به تصلب نقش خبرگان و نوعي فرسودگي در عمل خبرگان بيانجامد. اينان بر اين باورند موج جديد حاكم بر دولت كه حامل مطالباتي جديد است بايد اثرات خود را در انتخابات نيز به نمايش گذارد. اين روزنامهنگار معتقد است: «فارغ از قضاوت در ميان دغدغههاي اين دو طيف، در اين ميان جريان موسوم به اصلاحات ميكوشد با محوريت آقاي خاتمي – رييس جمهور پيشين - ائتلافي را با تكيه بر پتانسيل محبوبيت باقيمانده خاتمي شكل دهد، از سوي ديگر آقاي كروبي و حزب اعتماد ملي در پي شكلدهي ليست ديگر هستند، تا مدتي گمان ميرفت كه آنان سيد حسن خميني را كه روحاني انديشمند، معتدل و محبوبي است را در صدر ليست خود بشنانند كه گويا وي از حضور در انتخابات به عنوان كانديدا عذر خواسته است، اين كه ليست كروبي را چه فرد شاخصي نمايندگي كند معلوم نيست ولي در هر حال ظاهرا اصلاحطلبان در اين زمينه فعال شدهاند.» وي در پايان تاكيد كرد:« در ميان اصولگرايان هم هنوز گسل هاشمي – مصباح مسالهساز است.»
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
به رغم آنكه دفتر آيت الله مصباح حضور برنامه ريزي شده شاگردان اين استاد حوزه در مراسم بحث برانگيز سخنراني اكبر هاشمي رفسنجاني در قم را تكذيب كرده اما منابع مطلع در قم مي گويند مسئولیت ایجاد اغتشاش در اين مراسم بر عهده يكي از مديران موسسه آموزشي آيت الله مصباح بوده است.به گزارش فردا علي ابوترابي مسئول گزينش موسسه امام خميني از جمله عوامل اصلي تشنج در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني در حرم حضرت معصومه بوده است. وي از شاگردان آيت الله مصباح يزدي و از نويسندگان نشريه پرتو سخن است. ابوترابي روز دوشنبه پس از برهم خوردن سخنراني هاشمي توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و پس از ساعاتي آزاد شد. به گفته يك منبع مطلع، پرونده وي براي رسيدگي به دادسراي ويژه روحانيت ارسال شده است. اين منبع آگاه در گفتگو با فردا اظهار داشت: ابوترابي پيش از اين نيز رهبري حمله به مراسم سخنراني محسن ميردامادي در يزد را بر عهده داشته است. وي افزود: دو سال پيش پس از ضرب و جرح ميردامادي در يزد ابوترابي به دادگاه ويژه روحانيت احضار و در نهايت حكمي عليه وي صادر نشد. وي گفت: چنانچه دو سال پيش مسئولان قضايي برخورد جدي با عوامل حمله به ميردامادي داشتند امروز همين افراد سخنراني هاشمي رفسنجاني در حرم حضرت معصومه را بر هم نمي زدند. وي در باره ارتباط اين افراد با آيت الله مصباح گفت: ايشان در جريان برنامه اين افراد براي بر هم زدن سخنراني آقاي هاشمي نبوده اما متاسفانه اغلب افراد درگير در اين ماجرا با موسسه امام خميني ارتباط دارند. به گفته وي در حال حاضر شاگردان آيت الله مصباح در موسسه امام خميني اين ادعا را بسط و تبليغ مي كنند كه هاشمي رفسنجاني در ماههاي گذشته در حال خروج از مسير انقلاب بوده و با اپوزيسيون و گروههاي مخالف نظام و رهبري پيوند خورده و از سوي آنها حمايت مي شود. وي افزود: بر اساس تحليلي كه در ميان شاگردان آقاي مصباح رواج يافته آقاي هاشمي قدم در مسيري گذاشته كه انتهاي آن رويارويي با مقام معظم رهبري است. بر اساس اين تحليل براي جلوگيري از خلق فتنه اي جديد در كشور، بايد راههاي بازگشت هاشمي به قدرت و اعاده نفوذ وي بسته شود. وي افزود: به اعتقاد برخي شاگردان تندروی آيت الله مصباح، انتخابات خبرگان كارزاري براي سد كردن راه هاشمي رفسنجاني براي دستيابي به اهدافش است چرا كه در صورت موفقيت هاشمي و راهيابي وي به مجلس خبرگان، احتمال رياست او بر اين مجلس و رويارويي وي با رهبري بسيار زياد است. در همین حال اطلاعیه دیروز جامعه مدرسين، شوراي عالي و مركز مديريت حوزه علميه قم و دفاع از هاشمی رفسنجانی، نشان داد که این گونه تحلیلها، به گروه کوچکی از محافل سیاسی و روحانی قم تعلق دارد. در اطلاعيه مذکور آمده است: در شرايط كنوني كه ايران اسلامي به وحدت و آرامش نياز دارد، هرگونه تلاش كه موجب دو دستگي و اختلاف بين مردم شود، خلاف نظر مقام معظم رهبري (مدظلهالعالي) و مصالح كشور و خدمت به دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي است. اين اطلاعيه ميافزايد: ايجاد تشنج در سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني حركت زشتي بود كه موجب خشنودي دشمنان انقلاب و تفرقه آفرينان گرديد، البته اين اقدام عناصر معدود و فريب خورده با هوشياري حاضرين در جلسه خاصه روحانيت و مردم قهرمان قم ناكام ماند. در ادامه اطلاعيه آمده است: شخصيت برجسته و انقلابي جناب آقاي هاشمي و مجاهدتهاي خالصانه ايشان در طول دوران نهضت و بعد از انقلاب اسلامي بر كسي پوشيده نيست و با تاريخ انقلاب اسلامي عجين گرديده است. ما ضمن محكوم نمودن اختلال و تنش در سخنراني معظمله با تاكيد بر حفظ وحدت ميان همه نيروهاي انقلاب، از نيروهاي امنيتي و قضايي ميخواهيم قاطعانه با عوامل و مسببان اين واقعه برخورد جدي نمايند تا از اين پس شاهد چنين مواردي نباشيم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
چهره مهم مفاسد اقتصادي، پس از آزادي و تبرئه در تهران، به دست پليس امارات در دوبي بازداشت شدمهرداد صفدري، مديرعامل شركت «اورينتال اويل كيش»، كه چندي پيش به اتهام دادن رشوه نيم ميليون دلاري، محكوم و سپس تبرئه شد، هنگام خروج از امارات، در فرودگاه، توسط پليس اين كشور بازداشت شد.بر پايه اطلاعات رسيده، اتهام صفدري، تخلفات حقوقي در ثبت شركت وي در امارات بوده است. شنيده ميشود، يك شركت خارجي نيز از صفدري و شركت متبوعش شكايت كرده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سخنگوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت: برهمزدن جلسه سخنراني هاشمي رفسنجاني در آستانه انتخابات مجلس خبرگان توسط حلقهاي از زنجير بزرگ افراطياني صورت گرفت كه در انتخابات رياستجمهوري براي تخريب هاشمي ميلياردها تومان پول صرف كردند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پس از آن که هلا شيها، هنرپيشه مشهور سينماي عرب، شش ماه پيش در اوج محبوبيت اعلام كرد كه ديگر حاضر نيست با سري عريان در برابر دوربين هاي سينما قرار گيرد، اين بار هنان ترك، هنرپيشه معروف و مشهور عرب اعلام كرد كه از اين پس حاضر نيست بدون حجاب ايفاي نقش كند.اين در حالی است كه وي قراردادي براي بازي در دو فيلم در حال اجرا دارد و اين تصميم پيامدهاي مالي فراواني براي وي خواهد داشت.او در یک توافق موقتي براي اتمام يكي از فيلمهاي خود با نام «بچههاي كوچه و بازار» كه درباره سرنوشت يك فلسطيني است، قبول كرد كه بدون حضور مرد در مقابل دوربين قرار گيرد. ولي براي پايان فيلم «بهترين اوقات» وي به تهيهكننده اعلام كرد كه ديگر حاضر به بازي در اين فيلم با سري برهنه نيستعلي رغم مذاكرات متعدد، اين بازيگر مصري اعلام كرد كه به هيچوجه حاضر به برداشتن حجاب خود نخواهد بود. رسانه هاي سينمايي عربي و غربي، از اين پديده با عنوان «هنان هم به حركت بازگشت به هويت اسلامي پيوست» یاد كردند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رئيس دفتر مصباح يزدي با رد برخي خبرسازيها گفت: تشنج آفرينان حادثه روز گذشته قم هيچ ارتباط برنامهريزي شده با موسسه امام خميني نداشتهاند. حسين جلالي، رئيس دفتر محمد تقي مصباح يزدي در قم در گفتوگو با فارس با تاكيد بر اينكه نفياً و يا اثباتاً درخصوص تشنجآفريني در جريان سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم هيچ نظري ندارد، ضمن تكذيب ارتباط سازماندهي شده ميان برهم زنندگان سخنراني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و دفتر مصباح يزدي يا موسسه امام خميني(ص) تصريح كرد: من روز گذشته در زرند كرمان سخنراني داشتم و 12 شب گذشته به قم بازگشتم و حاج آقاي مصباح يزدي هم در جهرم حضور داشتند و 12 ظهر امروز سهشنبه به قم بازگشتند. جلالي افزود: حاج آقاي مصباح يزدي هنوز در جريان جزئيات حادثه ديروز قم قرار نگرفتهاند. همچنين درحالي كه از نقش يك عضو شوراي شهر در حادثه ديروز نام ميبرند، ايشان هم روز گذشته در يزد حضور داشتند و امروز ظهر وارد قم شدند. رئيس دفتر مصباح يزدي در پاسخ به اين سؤال كه آيا عاملين تشنج روز گذشته قم از دانشجويان موسسه امام خميني هستند يا خير، گفت: هيچ ارتباطي تشكيلاتي ميان موسسه امام خميني و تشنج آفرينان ديروز وجود ندارد، ولي احتمال دانشجو بودن آنها در موسسه وجود دارد. ي افزود: اينكه يك دانش پژوه از موسسهاي كه بيش از دو هزار دانشجو دارد، در يك محفلي حضور يابد يا كاري انجام دهد، دليلي بر ارتباط ارگانيكي و سازمان يافته با دفتر آيتالله مصباح يزدي نيست. جلالي خاطرنشان كرد: هيچ برنامهريزي براي جريان روز گذشته قم وجود نداشته و ارتباط سازمان يافته هم ميان ما و تشنج آفرينان ديروز وجود ندارد. وي خاطرنشان كرد: احتمال دارد گروههايي از دانشجويان موسسه امام خميني به صورت سرخود براساس اراده و استقلال خود دست به چنين كاري زده باشند. وي درخصوص احتمال محكوميت حادثه ديروز از سوي دفتر مصباح يزدي گفت: آيتالله مصباح يزدي در جريان جزئيات حادثه ديروز قرار ندارند و بايد پس از آگاهي از نظرات ايشان، نظرات دفتر به طور رسمي اعلام شود
+ نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مریم بهروزی گفت:« گام های بلند و موفقیت آمیزی که اصولگرایان در سال های اخیر برداشته اند به علت وجود وحدت در میان آنان بوده است و اگر این اتحاد از بین برود، موفقیت های اصولگرایان هم متوقف خواهد شد.» وی با تشکر از رئیس مجلس که به یکی از بندهای بیانیه مجمع عمومی این تشکل استناد کرده بود، گفت:« در این بند از بیانیه جامعه زینب ما هم بر وحدت اصولگرایان تاکید کرده بودیم و خوشحالیم که رئیس مجلس شورای اسلامی هم بر بیانیه ما صحه گذاشتند.»
+ نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
آئين گراميداشت قيام 15 خرداد در شهر مقدس قم هنگام سخنراني هاشمي رفسنجاني به تشنج كشيده شد. به گزارش فارس از قم، همزمان با پانزده خرداد و سخنراني تاريخي امام خميني(ره) در مدرسه فيضيه، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در مراسمي به همين مناسبت كه در شبستان امام خميني حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (ص) برگزار شد، شركت كرد و به ايراد سخنراني پرداخت. در ميانههاي سخنراني هاشمي رفسنجاني يكي از حاضران با بيان اينكه سؤالي ميخواهد بپرسد، نظم عمومي سالن را به هم زد و در ادامه اعتراضات پراكنده ادامه يافت كه با واكنش جمعي از حاضران روبرو شد. در حالي كه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تلاش ميكرد با آرام كردن مردم به سخنان خود ادامه دهد، ناگهان شخصي كه به لباس روحانيت ملبس بود، با فرياد نظم مراسم را بههم زد كه اين امر با واكنش شديدي روبرو شد و منجر به درگيريهاي پراكنده فيزيكي در ميان حاضران شد. در اين ميان عدهاي با سردادن شعار «مرگ بر منافق» و «خامنهاي زنده باد هاشمي پاينده باد» و «هاشمي هاشمي حمايتت ميكنيم» مخالفت خود را با اين نوع حركات ابراز داشتند. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام كه در ابتداي سخنان خود بيان داشت ميخواهد درخصوص اوضاع سياسي جاري كشور نيز صحبت كند، در ادامه سخنان خود را نيمه كاره گذاشت و با پايان دادن به سخنان خود، به سرعت حرم حضرت فاطمه معصومه را ترك كرد و اين در حالي بود كه درگيريهاي پراكنده و سردادن شعار تا مدتي پس از پايان مراسم نيز ادامه داشت. گزارش خبرنگار فارس از سطح شهر قم نيز حاكي از آن است كه به دليل پخش مستقيم مراسم از طريق شبكههاي اول سيما و استاني قم كه با آغاز درگيريها پخش اين مراسم از شبكه استاني قطع شد، برخي از شهروندان قمي خود را به حرم مطهر رساندند تا موضوع را جويا شوند كه اين باعث ازدحام جمعيت شد. در عين حال سردار طاهري فرمانده ناحيه انتظامي قم در گفتوگو با خبرنگار سياسي فارس، با اشاره به اينكه نيروي انتظامي تمام تلاش خود را براي حفظ امنيت به كار گرفته بود، تصريح كرد: با برهم زنندگان نظم عمومي به شدت برخورد ميشود، در عين حال ميرمحمدي نماينده قم در مجلس شوراي اسلامي در گفتوگو با خبرنگاران با اشاره به اينكه همزماني قيام 15 خرداد با حوادث امروز نشان ميدهد كه عدهاي در تلاش هستند تا ميان روحانيت و مردم فاصله ايجاد كنند، گفت: اميدواريم تا با پيگيريهاي مستمر اين عناصر شناخته شده به مجازات برسند. همچنين جعفري معاون امنيتي دادستان عمومي و انقلاب قم به خبرنگاران گفت: بيشك برهم زدن يك مراسم رسمي و توهين به شخصيتهاي سياسي بر خلاف قانون و جرم محسوب ميشود. وي گفت: پس از آنكه گزارش حوادث امروز از طريق نيروي انتظامي به ضابطين قضايي ارجاع شد، پرونده بررسي و با متخلفين برخورد خواهد شد. وي گفت: مطمئناً اين مسئله اگر اخلال در نظم عمومي باشد، نيازمند برخورد قاطع است كه اگر توهيني به مقامات كشوري روي داده باشد، با دقت و تامل بررسي و با عاملين آن برخورد ميشود. يكي از مسئولان امنيتي نيز به خبرنگار فارس گفت: يكي از اعضاي شوراي شهر پيش از آغاز مراسم نسبت به تلاش عدهاي براي برهم زدن مراسم امروز هشدار داده بود. هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص نظام كه قرار بود عصر امروز در جمع مسئولان قرآني سازمان تبليغات اسلامي سخنراني كند، سفر خود را به قم نيمه تمام گذاشت و به تهران بازگشت.
+ نوشته شده در دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|
|