|
آیتالله خامنهای «خوش بینی و بدبینی افراطی» را باعث گمراه شدن در تحلیل اوضاع كشور دانستند و با اشاره به واقعیات موجود در عرصههای مختلف داخلی و خارجی خاطرنشان كردند: تراكم موفقیتهای بزرگ و پی در پی جزو برجسته ترین نقاط مثبت كشور و نظام است. آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، صبح روز گذشته در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام اسلامی با تذكر مسائل اخلاقی و معنوی و تبیین دقیق مسئله شكر در تفكر اسلامی، در سخنانی بسیار مهم به تحلیل اوضاع كشور و تبیین شاخصهای اصولگرایی پرداختند و تأكید كردند: ملت و مسؤولان ایران با اتحاد و ایمان و «هوشیاری و عقل و علم» مشكلات موجود را حل و قلههای رفیع پیشرفت و عزت را یكی پس از دیگری فتح خواهند كرد. ایشان، ایجاد اشتغال، مهار كردن تورم، رسیدگی به مناطق محروم، مبارزه جدی با فساد ـ تأمین كامل امنیت سرمایه گذاری ـ تثبیت مدبرانه جایگاه بین المللی نظام و پیرایش چهره فرهنگی كشور را جزو نیازهایی دانستند كه «دولت و مجلس اصولگرا» و دیگر دستگاهها باید با پافشاری بر اصول، برنامه ریزی صحیح و تلاش بی وقفه، در جهت حل آنها گامهای محكم و پی در پی بردارند. آیتالله خامنهای، اداره اركان مهم كشور را با مدیریتِ تفكر اصولی اسلام و یا به تعبیر رایج با «اصولگرایی، از نعمتهای بزرگ پروردگار خواندند و افزودند: اصولگرایی نحله یا جریانی در مقابل دیگر جریانهای رایج سیاسی نیست و تقسیم بندی گروهها به اصولگرا و اصلاح طلب و یا اسامی دیگر تقسیم بندی صحیحی نیست چرا كه هركس و هر جریانی كه به مبانی انقلاب علاقه مند و پایبند و هر نامی كه داشته باشد جزو اصولگرایان است.
+ نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاهها در بيانيهاي تاكيد كردند: مهمترين شكاف فكري شريعتي و چمران با سكولاريزم و مهمترين شكاف عملي آنها با منفعت طلبي و قرباني كردن حقيقت در پاي منفعت و به نام مصلحت است. به گزارش خبرگزاري فارس، اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاههاي سراسر كشور به مناسبت 29 و 31 خرداد، يادمان شريعتي و چمران بيانيهاي صادر كرد. در اين بيانيه آمده است: نام و ياد دكتر علي شريعتي و دكتر مصطفي چمران، ياد آور تمام مجاهدتها و مبارزات علمي و عملي مردم ايران براي بدست آوردن استقلال، آزادي و عدالت در جهت اعتلاي نام اسلام عزيز و ايران سرفراز بوده و هست و به حق بايستي آنان را از غرور آفرينان تاريخ روشنفكري ايران ناميد. اين بيانيه ميافزايد: افكار، عقايد، آثار و رفتارهاي شريعتي و چمران به عنوان نمادهاي ممتاز يك روشنفكر ديني داراي ويژگيهاي مشخص و بارزي است كه اولين مؤلفه آن تعهد و تعلق خاطر اين دو روشنكفر به ارزشهاي ديني، سنتهاي بومي و علاقه و دلبستگي خاص ايشان به اسلام به عنوان تنها مكتب متعالي، انسان ساز و رهايي بخش از يوغ استعمار، استحمار و استثمار است. اين بيانيه تصريح كرده است: دومين خصيصه توليد در عرصه معرفت ديني و ابتكار و احاطه در حوزه علم و فن آوري، خصوصاً با استفاده هنرمندانه از ادبيات منحصر به فرد در گفتار و نوشتار شريعتي و چمران است كه درست در مقابل رويكرد شبه روشنفكري سكولار، در ترجمه، تقليد و مصرف گرايي فكري و علمي و تكرار طوطي وار مفاهيم معرفتي غربي قرار دارد و روش و منش غربزدگاني را كه اگر روزنه ترجمه به روي آنان بسته شود، راه تنفسشان قطع گرديده و از كمبود هوا آنقدر در نبود منابع و مفاهيم جديد دست و پا ميزنند تا خفه شوند، به چالش فرا ميخوانند. همچنين سومين عنصر كه شايد بيش از هر چيز باعث نمود و تبلور افكار و عقايد اين دو انديشمند گرديده باشد، نوع ارتباط و برخورد با مردم و بدنه اجتماع بوده است. درست بر عكس كساني كه دائم مدعي روشنفكر بوده، اما آمال و آرزوهاي خويش را در پاركهاي لندن و يا خيابانها و يا كافه ترياهاي پاريس جستجو مينمايند و هميشه به مردم به چشم پياده نظام ، عوام، كساني كه قدرت درك و فهم مسائل اجتماعي را ندارند. اين بيانيه آورده است: آنچه امروز از شريعتي و چمران بايستي مورد توجه مجامع دانشگاهي قرار گيرد، شفاف سازي فضاي موجود در رابطه با كساني است كه با استفاده از شأن و حيثيت روشنفكران و انديشمنداني چون شريعتي و چمران، در مقاطع زماني خاص به اهداف سياسي، اجتماعي خود ميانديشيند و به وسيلهاي خود را طرح نموده و از سنگر گرفتن در پشت نام اين فرزانگان در سفره سياست، نان خود را جستجو ميكنند، اما اكنون از ضرورت بهداشتي ساختن ادبيات شريعتي و ايدئولوژي از افكار او سخن ميگويند؛ چرا كه كه معتقدند ايدئولوژي و اعتقاد به همگرايي دين و سياست متضمن خشونت است. در پايان اين بيانيه تاكيد شده است: اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاههاي سرسر كشور ضمن تجليل و گراميداشت ياد و خاطره شريعتي و چمران مجدداً تاكيد مينمايد مهمترين شكاف فكري اين دو روشنفكر ديني با سكولاريزم و مهمترين شكاف عملي آنها با منفعت طلبي، قرباني و ذبح نمودن حقيقت در پاي منفعت و به نام مصلحت است. در پايان همگان، خصوصاً قشر فرهيخته دانشگاهي را به تعمق و تحقيق و پژوهش بيشتر در آثار و انديشه شريعتي و چمران دعوت مينماييم.
+ نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سخن گفتن از دكتر علي شريعتي و آن دسته از انديشههاي وي كه پاسخگوي مسائل امروز ماست، يك ضرورت است اما در اين نوشته درصدديم درباره انواع رويارويي ها با شريعتي سخن بگوييم. به گمان ما و نيز بنابر آنچه در واقعيت مواضع افراد و جريانها مشاهده كردهايم به سه شكل و با سه رويكرد ميتوان با شريعتي مواجه شد: 1 - دفاع دربست و مطلق: بدين معنا كه تصور كنيم هر آنچه از سوي شريعتي گفته يا نوشته شده، صحيح و داراي پشتوانههاي عقيدتي و تئوريك است، قضاوتهاي وي درباره افراد و جريانات فكري و سياسي، مصاب بوده و هر كسي را كه وي مورد حمله قرار داده است حتماً وابسته و درباري و... است و هر كه را او حمايت كرده، حتماً مترقي و انقلابي است، نقد آثار و ديدگاههاي او امري خطاست و همه مخالفان او را متحجرين و افراد مسئلهدار تشكيل ميدهند و... اين شيوه برخورد در سالهاي قبل از انقلاب و حتي اوائل پيروزي در ايران در ميان گروهي از هواداران سطحي شريعتي جريان داشت اما اينك ما اين شيوه برخورد را در داخل و خارج كشور تقريباً سراغ نداريم چون حتي مدعيان طرفداري افراطي از شريعتي در گذشته، اينك به نقد انديشههاي وي نشستهاند و با نفي آن دسته از انديشههاي آن مرحوم كه ميتواند نظراً مويد نظام جمهوري اسلامي و ارزشهاي انقلابي آن باشد، معتقدند «ما در راه با شريعتي هستيم نه در مقصد». به گمان ما، حق اين است كه هيچ كسي را بدين شكل و با مطلقانگاري مورد تاييد يا تكذيب قرار ندهيم. طبعاً هر متفكر و انديشمندي در آثار و انديشههايش داراي نقاط ضعف است و نبايد راه هر گونه نقد و بررسي و چون و چرا كردن در آرا و انديشههاي نويسندگان و صاحبنظران را مسدود كرد. آناني كه تا ديروز شريعتي را بت فكري خويش قلمداد ميكردند نيز اينك به تجديدنظر در انديشه سابق خود پرداختهاند اما اينك آن دسته از انديشههاي وي - نظير ايدئولوژي انديشي، اعتقاد به امامت و رهبري انقلابي و دمكراسي متعهد و... - را كه در تعارض با باورهاي خود ميبينند، مورد حمله و نقد قرار ميدهند و ضمن تجليل از شخصيت شريعتي، با بنيادهاي اصلي تفكر وي مخالفت ميكنند. 2 - تكذيب و انكار مطلق: عدهاي در سالهاي قبل از انقلاب به انكار مطلق شريعتي و آثار وي ميپرداختند و با عناويني چون سني بودن، وهابيگري، انكار ولايت و دشمني با روحانيت و امثالهم، كل شخصيت و زحمات وي را نفي و او را دشمن دين و عامل استعمار معرفي ميكردند. اين افراد نيز با شريعتي برخوردي مطلقانگارانه ميكردند ولي برعكس طيف قبلي، به جاي تاييد مطلق، او را مطلقاً تكذيب ميكردند. متاسفانه اين شيوه برخورد، در سالهاي پس از انقلاب نيز تداوم يافت و عدهاي با بهرهگيري از فضاي اصولي موجود در ضديت با روشنفكران وابسته و مرعوب، شريعتي را نيز در كنار اين جريان قرار دادهاند و درباره وي نيز همان حكمي را راندهاند كه درباره فراماسونها و وابستگان به غرب صادق است. نمونه بارز اين شيوه برخورد همان است كه در جلد سوم كتاب نهضت امام خميني آمده است. گمان ميكنيم اين شيوه قضاوت با واقعيت عملكرد و انگيزهها و عقايد و محتواي آثار اين متفكر منافات دارد و با توجه به تاثير عميق شريعتي در باروري فكر ديني در ايران و جهان و نقش وي در بياعتبار كردن جريانهاي فرهنگي و سياسي غربگرا و ماركسيستي و كشانيدن نسل جوان به سوي دين و مذهب و مبارزات انقلابي و با توجه به ارزيابيهاي مثبت فراواني كه درباره نقش تاريخي شريعتي وجود دارد، نميتوان اين شيوه برخورد را پذيرفت. 3 - در سومين رويكرد به شريعتي، اساساً مطلقانديشي نسبت به افراد و جريانها و از جمله شريعتي و آراي وي نفي ميشود و پس از تاييد كليت شخصيت و درستي نيت و انگيزهها و مثبت بودن نهايي و در مجموع عملكرد وي، نگاهي نقادانه به آثار و آرا و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي او مدنظر قرار ميگيرد و طبعاً در اين نگاه نقادانه به انديشههاي يك فرد، ميتوان در بسياري از موارد با او هم عقيده بود و در بسياري از مسائل نيز مخالف. در واقع با دقت در مواضع اعلام شده و مباحث مفصلي كه در آثار شريعتي درباره مسائل اعتقادي و اسلام وجود دارد و با عنايت به فعاليت شبانهروزي وي در تنوير افكار نسل جوان، اصلاح باورهاي غلط از دين و مذهب و شعائر ديني، احياي چهرههاي انقلابي و اسوههاي انساني و ديني ما نظير حضرت محمد(ص) و حضرت علي(ع) و حضرت فاطمه(س) و ابوذر و امام حسين(ع) و حضرت زينب(س) و... و تلاش مداوم وي براي جلوگيري از سقوط نسل جوان در ورطه انديشههاي مادي و اومانيستي شرقي و غربي و دهها اقدام مثبت ديگر، ميتوان با قاطعيت مدعي بود كه وي درد دين داشت و در اين راه، شدائد گوناگون - از زندان گرفته تا ممنوعالتدريس شدن و ممنوعيت براي سخنراني تا توقيف كتابها و دستگيري كساني كه از آثار وي بهره ميگرفتند و سرانجام هجرت و مرگ نامشخص اما غريبانه در خارج كشور - را تحمل كرد اما از پيگيري اهداف اسلامي خويش بازنايستاد و تا آخرين لحظه بر صراط مستقيم معرفي اسلام به نسل پويا و جستجوگر جوان حركت كرد. طبعاً همين عشق و علاقه به اسلام و سختكوشي و تيزهوشي و پركاري وي بود كه باعث شد در عمر كوتاه خويش منشأ آن همه تاثيرات در داخل و خارج كشور شود و هزاران صفحه نوشته در تبيين انديشههاي انقلابي اسلام، نفي استعمار و روشنفكران دستآموز غرب، غناي تئوريك بخشيدن به شناخت ما از چهره امامان و اصحاب پيامبر، بازشناسي روح انقلابي شعائر ديني چون مراسم حج و عزاداريهاي ائمه و بويژه طرح عميق عنصر شهادت در قيام سيدالشهدا و پيامبري حضرت زينب به عنوان رسالت همه كساني كه خود را عزادار و سوگوار آن عزيزان ميدانند و دهها موضوع ديگر از خويش به يادگار بگذارد. با داشتن اين اصل اولي و باور يقيني درباره اصالت انگيزهها و اعمال و انديشههاي شريعتي، راه براي درك تواناييها و قوتها در كنار نارساييها و ضعفهاي انديشه وي بهتر هموار ميشود و ما قادر خواهيم شد بدون نياز به درگير شدن با كليت پديده شريعتي، اجزاي انديشه و تفكر و آثار و آراي وي را نقدي عالمانه كنيم. در مسير اين نقادي توجه به نكات زير اهميت و ضرورت دارد: اول اين كه بايد جغرافياي سخت و شرايط حاد سياسي و اجتماعي به ويژه وضعيت فرهنگي عصر او را شناخت و دريافت كه چه مسائلي مبتلابه دانشگاهها و حوزههاي ما بود و در سطح عموم چه مباحثي دغدغه فكري و ذهني مردم را تشكيل ميداد. بايد بستر رايج فعاليت فكري و سياسي آن زمان را مدنظر قرار داد و ميزان شناخت نسل جوان و حتي انديشمندان مسلمان را از اسلام در نظر گرفت و در يك كلام با منطق امروز و سطح شناخت كنوني از دين و ابعاد اجتماعي و سياسي آن به محاكمه نسل گذشته و متفكران قبل از انقلاب نپرداخت. اگر شرائط آن روز ايران و ديگر جوامع اسلامي را بشناسيم و فقدان آثار خوب و روشنگر كه با زبان مناسب و نو به تبيين انديشههاي ديني پرداخته باشند را درك كنيم، بهتر ميتوانيم علت تعجيل امثال شريعتي را در گفتن و نوشتن و درس دين دادن دريابيم چرا كه او معتقد بود فرصتها كم است و «تا فرصت از دست نرفته بايد كاري كرد». دومين نكتهاي كه بايد در نظر گرفت اين است كه شريعتي محققي كاوشگر بود و جوهري سيال داشت و چون عناد با حق نداشت دائماً در برابر دستاوردهاي تحقيقي و تازه و سخن حق ديگران سر تسليم فرود ميآورد و همين امر منجر به آن شده است كه ما نتوانيم به آثار بهجا مانده از او به عنوان يك مجموعه منسجم و خالي از تناقض بنگريم. هر چه زمان ميگذشت انديشه وي كمال بيشتري مييافت و آنان كه با وي رفاقت و دوستي ديرين و مداوم داشتهاند اين سيال بودن و رو به رشد و كمال بودن و حق پذيري را بكرات حكايت كردهاند. استاد مطهري در كتاب «وحي و نبوت» ضمن انتقاد از ديدگاه علامه اقبال و شريعتي درباره ختم نبوت و اعجاز، به مقاله «قرآن و كامپيوتر» نوشته دكتر شريعتي اشاره و تاكيد ميكند كه «آن را ميتوان تصحيح نقطهنظر او در مسئله اعجاز و نشانهاي از تكامل تدريجي فكر او تلقي كرد.» نكته سوم آن كه از هر كسي بايد متناسب با ادعاهاي وي انتظار داشت هر چند جهتگيري كلي و جايگاه فكري و وضعيت اعتقادي و ايماني افراد هم بايد مدنظر قرار گيرد. شريعتي ادعاي فقيه يا اسلامشناس يا فيلسوف يا مفسر بودن نداشت از اين روي نبايد نظرات وي را درباب مسائل اعتقادي و اسلامي به عنوان نظر يك اسلامشناس و فقيه تلقي كرد. اين امر ارزش كار وي را كم نميكند اما حد اعتبار آنها را محدودتر ميسازد. طبعاً نگاه جامعهشناسانه به دين و تفسير جامعهشناختي مسائل ديني به خاطر محدوديت ابزارهاي شناخت جامعهشناسانه، داراي ضعف هايي خواهد بود و برداشت شريعتي هم از اين ضعفها مستثني نيست. درك عميق و همهجانبه احكام و تعاليم دين نيازمند آن است كه محقق دائماً جايگاه خود را از «نگاه كردن از درون» به «نگاه كردن از بيرون» و بالعكس تغيير دهد ولي شريعتي بهدليل نداشتن ابزار علمي مورد نياز، امكان ديدن به دين از زاويه درون را كمتر داشت و عدم آشنايي دقيق او با مباحث فلسفي، اصولي، فقهي، تفسيري و روايي منجر به اين نقص ميشد كه عمدتاً از بيرون به دين و مذهب نظر كند و طبعاً ضعفهاي اينگونه نگرش، دامنگير مطالعات و تحقيقات وي ميشد. چهارمين نكته آن كه با صرف اتكا به آثار شريعتي، فرد در وجودش گونهاي جسارت را بدون پشتوانهاي علمي كافي احساس ميكند كه اگر مطالعاتش را با آثار ديگر متفكران و انديشمندان بزرگ اسلامي بويژه استاد مطهري تكميل نكند، ممكن است به صورت يك بعدي تنها بر «شور ديني»، بناي رفيع دينداري خويش را بنا كند كه به دليل فقدان «شعور ديني» كافي، ميتواند در برابر تهاجمات بيروني بلرزد و تخريب شود. همانطور كه اكثر آثار استاد مطهري بدون خواندن آثار شريعتي، از بعد حماسه و شور و تحرك و نيز بسياري از مطالب و مسائل فكري اين عصر بويژه انديشه متفكران معاصر جهان ما را بينياز نميسازد. در يك جمعبندي كلي و نهايي بايد بگوييم كه هر كسي كه دغدغه مسائل فكري و اسلامي دارد بايد دستكم يكبار آثار به جامانده از اين متفكر معاصر شيعه را بخواند و با درك ضعفها و قوتهايش، گامي سنجيده و بزرگ براي باروري انديشه ديني خود بردارد اما بسنده كردن به شريعتي يا توقف در آثار وي - و حتي هر متفكر ديگري - يك خطاي مشكلآفرين و يك عمل غيرمحققانه است. آثار شريعتي به ويژه براي مردمي كه هويت خود را گم كردهاند و شور ديني در جماعتشان فرو خفته است، بسيار حركتآفرين و مؤثر است و به همين دليل هنوز هم در بسياري از جوامع مسلمان، يك ترجمه از آثار آن مرحوم، موجي پديد ميآورد و جوانان را به سوي دين و مقابله با غرب و ارتجاع حاكم فراميخواند. براي اين كه مقاله خود را با شريعتي و كلام وي پايان ببريم، مطلبي را از وي ميآوريم كه گوياي انگيزههاي الهي و خواست اسلامي و وحدتطلبانه اوست و نشان ميدهد كه چقدر از تفرقه و تشتت و پرداختن به خود و رها كردن دشمن و... رنج ميبرد و براي ايجاد وضعيتي تلاش ميكرد كه اينك تا حدودي تحقق پيدا كردهاست. به اين اميد كه دوام يابد و كامل شود: «در سراسر جهان همه توطئهها براي نابود كردن نسل جواني است كه ميبينيم بهجاي همه حقها و همه آزاديهايي كه در آرزويش هست و نياز به آن دارد، فقط به او «آزادي جنسي» ميدهند. در سراسر جهان دستگاههاي تبليغاتي، مطبوعات، راديوها، تلويزيونها، هنر، همه در تلاش تأمين چنين نيازي براي او هستند. در مقابل از «مكتب علي» و شعلهاي كه از خانه متروك و خاموش فاطمه همواره جستن ميكند، اگر لياقت آن را داشته باشيم كه از اين آتش قبسي بگيريم و ارمغان اين نسل كنيم، ميتوانيم آتشي برافروزيم و اميدوار باشيم كه در اين ركود و سكوت و تفرقه، حركت و اميد، هدف و گرما و روشنايي ايجاد كنيم و نسلي بسازيم، درخشان و نيرومند، بر مبنا و اساسي كه علي با سكوتش، با جهادش و با رنجش براي ما گذاشته است. اين همه اميدي است و همه تلاشي است كه در حد خودمان، هرچند اندك، در جستجويش هستيم و اميدواريم كه روزي برسد و آن روز خيلي دور نباشد كه بهجاي «بدبينيها» و به جاي «بدگوييها» و به جاي «بذرافشانيهاي سياه و بدبينانه» روزي را داشته باشيم كه به جاي اتهام زدن، كوبيدن، طرد كردن و لجنمال كردن، به پيروي از علي، از محبت و تفاهم و دوست داشتن يكديگر لذت ببريم. اميدوارم چنين روزي بسيار نزديك باشد. روزي كه «دانشجويان ما» در كنار «طلبه ما» و «استاد ما» در كنار «عالم ما» و «مومن ما» در كنار «روشنفكر ما» و «جوان ما» در كنار «پير ما» و «متجدد ما» در كنار «متقدم ما» و «دختر ما» در كنار «مادرش» و «پسر ما» در كنار «پدرش» و همه در يك صف، در كنار خانه فاطمه بايستيم، روي در روي همه توطئههايي كه عليه ما ميشود. دعا كنيد كه آن روز زود برسد.» علی شکوهی
+ نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
شرکت منحل شده حمل و نقل آستان قدس رضوی که در دوره مدیران سابق این سازمان منحل و در زمان مدیر جدید دوباره راه اندازی شده بود، مجددا به دستور طبسی تولیت آستانه قدس، تعطیل و منحل شد. بسیاری از شرکتها و موسسات اقتصادی آستان قدس در سالیان پیش به دلیل عدم سوددهی و برخی مشکلات دیگر، به سمت انحلال رفتند که شرکت هایی چون سرمایه گذاری آستان قدس، بازرگانی رضوی، شرکت حمل و نقل آستان قدس و ... از آن جمله اند اما پس از شروع به کار مدیریت جدید در سازمان اقتصادی آستان قدس که متولی تمام شرکت ها و بنگاههای اقتصادی آستان قدس است، برخی از این شرکتهای ورشکسته دوره قبل از جمله شرکت حمل و نقل آستان قدس مجددا راه اندازی شدند. سیروس همامی مدیرعامل جدید که ظاهرا تحت حمایت مصطفی طبسی و دفتر ویژه قرار دارد، با استفاده از اختیار تام خود و به قصد سوده ده کردن این شرکتها و نشان دادن ضعف مدیریت گذشته، اقدام به راه اندازی مجدد این شرکتها کرد که در عمل نتیجه ای در بر نداشت. یکی از افراد مطلع در این زمینه به خبرنگار سایت فردا گفته: برای انحلال شرکتهای زیان ده در آستان قدس، کار کارشناسی خوبی صورت گرفته بود و راه اندازی مجدد آنها توجیه اقتصادی نداشت. متاسفانه آقای سیروس همامی پس از قرار گرفتن در راس سازمان اقتصادی آستان قدس، ابتدا با قلع و قمع مدیران کارآمد و باتجربه (همچون مهندس اشرف و مهندس افسرپناه و ...)، اهتمام جدی به راه اندازی شرکتهای ورشکسته دوره قبل نمود. ظاهرا این شرکتها به دلیل سوء مدیریت و ایجاد ضررهای تازه به دستور شخص تولیت آستان قدس منحل شده اند و کار تصفیه کارکنان و رسیدگی به مسائل مالی آن در جریان است.
+ نوشته شده در سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مدافع ايراني: تو رو خدا كوتاه بيا... تو رو به امواتت گذشت كن!
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
ديدار هفته گذشته رهبر انقلاب و جمعي از كارگردانان سينما، از زواياي گوناگوني، مهم و قابل بررسي است. در اين نوشتار، سعي بر آن است كه برخي حاشيههاي اين ديدار، كه كمتر به آنها پرداخته شده است، مورد واكاوي قرار گيرند:
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
علی مطهری فرزند استاد شهید مطهری درنشستی علمی که با موضوع حماسه سوم تیر، علل و چرایی عصر امروز در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری برگزار شد، اظهار داشت: میتوان علت رای مردم به احمدینژاد را مبنی بر این دانست که مردم احساس کردند ما از انقلاب دور شدهایم و این نشان دهنده رشد و آگاهی سیاسی مردم ماست و مردم به خوبی میدانند که ما در راه یا در بیراهه حرکت میکنیم.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
هر چند قیاسی مع الفارق است و یک بلاتشبیه ما را بدهکار فوتبالیست های برزیلی می کند اما بد نیست اشارتی گذرا به تفاوتها و شباهت ها میان این دو پدیده در بازی اول تیم هایشان داشته باشیم .... علی دایی و رونالدو... تفاوتها: 1- رونالدو 10 کیلو گرم اضافه وزن دارد، علی دایی 10 .... 15 سال شمسی اضافه سن. 2 - اضافه وزن رونالدو با سونا رفتن و رژیم گرفتن پایین می آید اما اضافه سن دایی هر چه اضافه تر شود. 3- رونالدو در بازی اول تیمش پا به توپ نشد اما علی دایی پا به توپ شد که ای کاش نشده بود. 4- رونالدو در اولین بازی به هر دلیل نمی خواست بدود اما علی دایی به هزار و یک دلیل نمی توانست بدود ... شناسنامه و از پا افتادگی و فرتوتی و کهولت و پیری یادتان نرود. 5- در بازی بعدی برزیل قرار شده رونالدو بازی کند اما در بازی بعدی ایران قرار شده علی دایی کمرش درد بگیرد. 6- در بازی با کرواسی، برزیلی ها معترض شدند چرا رونالدو آن طور که باید بازی نکرده است اما در بازی با مکزیک ایرانی ها گفتند اصلا چرا علی دایی بازی کرده است. 7- رئیس جمهور برزیل در تماسی تلفنی حال رونالدو را پرسیده است اما رئیس جمهور ایران با فرستادن علی آبادی حال دایی را جا آورده است. 8- رونالدو پا به توپ است اما علی دایی پا به سن... شباهت ها: در حال حاضر رونالدو و علی دایی هر دو در آلمان هستند ...هر دو نفس می کشند. هر دو شب ها می خوابند و صبح بیدار می شوند. هر دو وقتی تشنه می شوند آب می نوشند و در هنگام گرسنگی غذا می خورند. هر دو آدمی زاد هستند، دو تا چشم و دو تا گوش و دوتا دست و دو تا پا دارند .... خانم گل
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مرا کسی نساخت، خدا ساخت دکتر شریعتی انديشمند و متفکر تأثیرگذاری در جامعه ماست که با اندیشه اش مقدمات نظری انقلاب اسلامی ايران را فراهم و خدمات ارزنده ای به نسل جوان ارائه نمود. وی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کاهک از توابع سبزوار به دنیا آمد. پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است. دکتر شریعتی را می توان انسانی صادق و مخلص دانست که علیه سیستم مکار، بی رحم و حیوان صفت وارد مبارزه شد. او از صمیم قلب معتقد بود که هرگز هیچ جرمی علیه بشریت انجام نداده و بنابراین ازمرگ نمی ترسید و نسبت به امنیت جانی خود بی تفاوت بود. شریعتی کسی بود که روی جوانان تاثیر بسزایی گذاشت. وی با روش ایمان برانگیز، منطقی و علمی و مترقی خود نفوذ فوق العاده ای روی جوانان تحصیل کرده ایران به جای گذاشت و آنها را از ستایش کوکورانه غرب و بی تفاوتی یا خصومت نسبت به مذهب بازداشت. وی نه یک متعصب مرتجع بود که بدون آگاهی از موضوعات و مسائل جدید با آنها سر به مخالفت بردارد و نه به اصطلاح از روشنفکران غرب زده بود که به تقلید از غرب برخیزد و پایگاه و هویت واقعی خود را از دست دهد. شریعتی در زمینه های زیادی به بحث پرداخت از جمله مساله آزادگی بود که البته مفهوم آن با آزادی کاملا متفاوت می باشد. شریعتی در این چارچوب از خودسازی انقلابی انسان طرفداری می نماید. او رابطه میان شکل و محتوی در آگاهی توده ها را درست به مانند رابطه میان واقعیت و حقیقت می دانست و مبارزه فرد برای آزادی اجتماعی برداشت وی از حقیقت نهایی می باشد که در قلب جهان وجود دارد و در هر انسانی نهفته است. شریعتی قهرمان سرکوب شدگان و فقرا و در همان حال منتقد سرسخت قدرتمندان و سیستم سرمایه داری بود. به گفته وی در نظام سرمایه داری، "آدم وقتی فقیر می شود، خوبی هایش نیز حقیر می شود اما کسی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده می شود و چرندیاتش هم حرف حسابی به حساب می آید." او معتقد بود که ایمان ظاهری و صوری به خرافه و جزمیت تبدیل می شود و با توجه به آیات قرآن می گفت که اسلام دین جدیدی نیست بلکه بخشی جدانشدنی از یک حرکت بزرگ است که در طول تاریخ بشریت جریان داشته است. او اسلام را به دیگر نهضت ها در طول تاریخ برای رهایی انسان و بهبود وضع زندگی مردم نسبت می داد. وی در مورد تشیع، نظری کاملا متفاوت داشت و معتقد بود که تشیع اولیه ای که در دوران امام علی(ع) و صحابه اش تکامل یافت، توسط صفویان در ایران دچار تحریف شد چرا که تشیع علوی بر پایه شناخت وعدالت بود و تشیع صفوی تنها به خلیفه اشاره داشت وبه نهاد خلافت، به گذشته تملک داشت و نه تنها به درد زندگی بعد از مرگ نمی خورد بلکه حتی در دوران حیات انسان نیز مفید نبود ولی تشیع علوی رهایی شیعیان از چنگال بی عدالتی، حکومتهای زور، حکام ورهبران جاهل بود. تشیع صفوی شیعه را به مذهب تشریفات و شعائر تبدیل کرد و اصول امامت را تحریف نمود و اصل عمده و اساسی مسئولیت در قبال مستضعفین و فقرا را انکار نمود.به طور خلاصه می توان گفت: ** تشیع علوی تشیع انقلاب کربلااست تشیع صفوی تشیع فاجعهی کربلا ** تشیع علوی تشیع مسئولیت است تشیع صفوی تشیع تعطیل همهی مسئولیتها ** تشیع علوی تشیع اجتهاد است تشیع صفوی تشیع جمود ** تشیع علوی تشیع آزادی است تشیع صفوی تشیع عبودیت ** تشیع علوی تشیع شهادت است تشیع صفوی تشیع مرگ ** تشیع علوی تشیع توسل برای تکامل است تشیع صفوی تشیع توسل برای تقلب ** تشیع علوی تشیع امامت علوی است تشیع صفوی تشیع سلطنت صفوی ** تشیع علوی تشیع توحید است تشیع صفوی تشیع شرک ** تشیع علوی تشیع اختیار است تشیع صفوی تشیع جبر ** تشیع علوی تشیع یاری حسین است تشیع صفوی تشیع گریه بر حسین ** تشیع علوی تشیع انسانیت است تشیع صفوی تشیع قومیت ** تشیع علوی تشیع انتظار مثبت است تشیع صفوی تشیع انتظار منفی ** تشیع علوی تشیع تقیه مبارز دلیر است تشیع صفوی تشیع تقیه بیکار ترسو ** تشیع علوی تشیع شناخت است و محبت تشیع صفوی تشیع جهل و محبت ** تشیع علوی تشیع پیروی است تشیع صفوی تشیع ستایش ** تشیع علوی تشیع نهضت است تشیع صفوی تشیع بدعت ** تشیع علوی تشیع وحدت است تشیع صفوی تشیع تفرقه و بالاخره تشیع علوی تشیع نه است و تشیع صفوی تشیع آری...! یکی دیگر از فعالیتهای شریعتی این بود که قدرت درک عمیقی از آثار هنری داشت جنانکه شیوه کار شریعتی در شناخت حافظ یک شیوه تاریخ نگرانه است و در نتیجه تحولات دوره های زندگی شاعری مانند حافظ را انگیزه تحول اندیشه خود می داند. گذشته از همه اینها دکتر شریعتی معلم انقلاب بود زیرا همیشه سعی داشت اصول اساسی اسلام را به آنهایی که درگیر مبارزه سیاسی بودند، بشناساند و از طرف دیگر نسل جوان را علیه ایدئولوژی ها و فرهنگ های بیگانه بسیج می نمود و همیشه بیان می داشت که "مکتب اسلام" تنها عنصر رهایی بخش مسلمانان است و باید اسلام و قرآن را از خرافات و تحریفات تاریخی پاک نمود. به همین جهت است که بسیاری از روحانیون، دکتر شریعتی را بعنوان یک متفکر مسلمان، یک فرد رنج دیده، یک شخص با حسن نیت و فداکار معرفی می کنند. نکته جالب توجهی که در زندگی دکتر شریعتی به چشم می خورد این است که وی به خطا پذیری اش آگاه بود و خودش می گفت: "من نمی گویم که هیچ عیب و نقصی در نوشته های من نیست، هست چرا به من کمک نمی کنید که به رفع آنها بپردازم؟" دکتر شریعتی در جریان بازداشت آخر وقتی در معرض شکنجه های ساواک قرار گرفته بود می گفت: "اگر همچون عین القضات شمع آجینم کنید حسرت یک آخ را بر دلتان خواهم گذاشت". ساواک نتوانست بر وی پیروز شود به همین جهت برای بی آبرو کردن دکتر، مطلبی را در روزنامه کیهان منتشر نمود و گفت که شریعتی از در صلح با رژیم شاه درآمده است ولی باز هم موفق نشد و شریعتی سر ساواک را به قول معروف شیره مالید و با فامیل "مزینانی" از ایران خارج شد. متاسفانه در تاریخ 29 خرداد سال 1356 به وضع اسرارآمیز و مشکوکی دارفانی را وداع گفت. بعد از مرگ وی افکارش تاثیر بسزایی برروی اندیشه های جوانان گذاشت و لاجرم رژیم شاه برای نابود کردن خاطره شریعتی دست به توطئه های زیادی زد و از جمله چنین شایع کرد که مرحوم شریعتی جهت مداوای بیماری قلبی اش ایران را ترک نموده است و در آنجا سکته قلبی نموده و از همسر دکتر شریعتی خواستند که جنازه دکتر را به ایران آورده تا در بارگاه امام رضا(ع) به خاک بسپارند. ولی همه اینها نقشه ای بیش نبود. سرانجام جنازه دکتر با نظر پسرش، به دمشق برده شد و در آرامگاه مقدس حضرت زینب(ع) که شریعتی او و مادرش فاطمه را بزرگترین زنان تاریخ اسلام می دانست، دفن نمایند. در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست روحش شاد وقرین رحمت باد زهرا شریف زاده
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مخبر كميسيون امنيت ملي مجلس گفت: در جلسه امروز كميسيون كه با حضور وزراي اطلاعات، كشور و استاندار قم برگزار شد،به نتيجه رسيديم كه حركت عوامل تنش در سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم از سوي موسسه امام خميني سازماندهي نشده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش، عضو شورای اسلامی شهرقم از روزنامه جمهوری اسلامی بخاطر درج مطلبی با عنوان «جریان شناسی حوادث اخیر قم و هشدار به بزرگان» شكايت كرد.در این مطلب که روزنامه جمهوری اسلامی آن را در تاریخ 23 خرداد به چاپ رسانده بود، روانبخش به عنوان یکی از سردمداران حوادث قم معرفی شده است. این در حالیست که وی اصلآ در پانزدهم خرداد در قم حضور نداشته و جهت سخنرانی به یزد رفته بود.روانبخش که دبیر سیاسی هفته نامه پرتو سخن نیز می باشد، شکایت خود را از مسیح مهاجری، مدیر مسئول جمهوری اسلامی، تقدیم دادگاه ویه روحانیت نموده است.گفتنی است، روانبخش و شورای شهر قم تکذیبیه هایی هم به روزنامه جمهوری اسلامی ارسال کرده اند، که این روزنامه تا کنون از درج آن ها خودداری نموده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
نطق پیش از دستور نورالدین پیرموذن عضو فراکسیون اقلیت مجلس در انتقاد از سیاست های اجرایی و اقتصادی دولت از جمله خالی شدن صندوق ذخیره ارزی و استفاده نشدن از مدیریت های گذشته و نوع عملکرد در سیاست خارجی، اعتراض برخی نمایندگان مجلس را در پی داشت. به گزارش "مهر"، عطارزاده نماینده بوشهر، رسولی نژاد نماینده دماوند و تمدن نماینده شهرکرد، نمایندگان متعرض به این نطق در ابتدا اعتراض خود به نطق پیرموذن را با صدای بلند و ادای عدد 2 نشان دادند. پیرموذن نماینده اردبیل با اشاره به تصمیمات اخیر مبنی بر انجام مذاکره مستقیم با آمریکا ، گفت: این مساله هرچند دیرهنگام انجام می شود ولی این امر در حقیقت سیاست دولت خاتمی و دکترین دولت قبل بود. حداد عادل در این زمان با تاکید بر حق آزادی بیان بر ادامه نطق پیرموذن که مورد انتقاد نمایندگان بود اصرار کرد و گفت: حسن این نطق ها این است که مردم با دیدگاههای مختلف نمایندگان آشنا شوند و ملت بدانند هر جریان و هر نماینده ای چه فکری دارد. عطارزاده با شعار "هیهات منا الذله" خود با نطق پیش از دستور نماینده اردبیل مخالفت کرد که ریئس مجلس او را به آرامش دعوت کرد. تمدن نیز با اشاره به پیرموذن فریاد مرگ بر منافق سر می داد. پیرموذن در نهایت امر نطق خود را میان اعتراض نمایندگان خاتمه داد.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
برنامه «روي خط جواني» كه با اجراي فوقالعاده فرشيد منافي و زهره هاشمي، يكي از پرمخاطبترين محصولات راديو در سالهاي اخير است، اين روزها، نظر بسياري از شنوندگان عصرگاهي را به خود جلب كرده است، اما گروهي در تلاشند، به بهانه انتقادهاي اين برنامه، از شخصيتهاي سياسي، يا دست به تعويض منافي زده يا اين برنامه را تغيير دهندبه دليل افت كيفي و نسبتا محسوس برنامههاي شبكه راديويي پيام، گروهي از مخاطبان جوان به شبكههاي ورزش و جوان روي آورده و متأسفانه، برخي راديوهاي خارجي نيز در ميان نسل جوان تبليغ ميشود.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
یکی از اتفاقاتی که به صورت عادی در زمان تغییر دولتها رخ می دهد، کنار رفتن بسیاری از مدیران ارشد دولت قبلی است که دارای پست سیاسی هستند. این افراد جای خود را به مدیران جدیدی می دهند که با خط مشی دولت جدید سازگاری بیشتری دارند و می توانند مجری سیاستهای تازه باشند. در عین حال، تمامی آموزشها و تجاربی که این گونه افراد در طی سالهای طولانی فراگرفته و فراهم آورده اند، یک سرمایه ملی است و به قیمت خطاها و تصحیح تدریجی روند امور حاصل شده است و دقیقا به همین دلیل نباید به آسانی نادیده گرفته شود. ایده «اتاق فکر» که از سوی برخی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد، می توانست این تجارب را در کنار مدیران جدید قرار دهد و منجر به حفظ این دستاوردها شود اما متاسفانه دولت آقای احمدی نژاد این گام ضروری را برنداشت و هرز رفتن نیروها و از بین رفتن تجارب ادامه یافت. در گزارشی که می خوانید ما به سراغ برخی از وزرا و معاونان سید محمد خاتمی رفتیم و اطلاعاتی را در باره وضعیت شغلی، مدیریتی و سیاسی آنان طلب کردیم. همچنین پرسیدیم که آیا برای همکاری و مشاوره در دولت جدید از آنان دعوت شده است یا نه؟ در باره مشکلات احتمالی این مدیران از نظر تشکیل پرونده در دیوان محاسبات نیز پرسشهایی را مطرح کردیم. پاسخ های ارائه شده را در زیر می خوانید: مرتضی حاجی، وزیر آموزش و پرورش کابینه خاتمی "مرتضی حاجی" وزیر آموزش و پرورش دولت سید محمد خاتمی در خصوص فعالیتهایی که پس از پایان دوران وزارت خود انجام می دهد، گفت: در تاریخ دوم خرداد یعنی یک روز پس از انجام مرحله دوم انتخابات با بیش از 34 سال خدمت دولتی بازنشسته شدم. وی تاکید کرد: هم اکنون هیچ کار دولتی بر عهده ندارم و به عنوان مشاوره نیز از بنده در هیچ زمینه ای استفاده نمی شود. این وزیر سابق متذکر شد: هم اکنون فعالیت من معطوف به چند فعالیت غیراجرایی شده است. من هم اکنون عضو هیات مدیره بانک سرمایه و رئیس هیات امنای دانشکده علوم و فنون مازندران هستم. مرتضی حاجی در پاسخ به این سؤال که چه فعالیتی در بخش خصوصی انجام میدهد گفت: هیچ وقت در بخش خصوصی کار نکرده ام و علاقه ای هم به این کار ندارم. هم اکنون نیز فعالیتی در بخش خصوصی ندارم. وی در پاسخ به این سؤال که دولت احمدی نژاد تا چه اندازه از تجارب و توانایی های وی استفاده می کند؟ گفت: بعد از تغییر و تحولات در دولت تاکنون هیچ تماسی با من و یا مدیران آموزش و پرورش گرفته نشده است. بنابراین کسی از این تجارب استفاده نمی کند. وزیر سابق آموزش و پرورش گفت : مطمئنا کسی که خود را تا سطح وزیر یا معاون وزیر، استاندار و دیگر مشاغل حساس دولتی بالا کشیده است، به طور حتم در تامین مخارج و هزینه های زندگی خود هیچ گاه با مشکل روبرو نمی شود. ما این توانایی را داریم خرج خود را در بیاوریم. به همین خاطر اگر می گویم حاضرم تجارب خود را به مدیران جدید منتقل کنم به دنبال کسب درآمد نیستم. حاجی گفت : بعد از انتخابات، تمامی مدیران آموزش و پرورش تغییر یافته و بعضا کسانی بر سر کار گمارده شده اند که سالها از مدیریت آموزش و پرورش دور بوده اند. این مدیران به طور قطع نیاز دارند از تجارب و دانش مدیران گذشته استفاده کنند، اما متاسفانه تا کنون این مهم نادیده گرفته شده است. وی در خصوص فعالیت های سیاسی خود نیز گفت: همکاری هایی با بنیاد باران دارم و تا حدودی فعالیت های سیاسی خود را در این بنیاد انجام می دهم. این وزیر سابق در ادامه به مشکلاتی که برای وی پس از دوره وزارت پیش آمده است اشاره کرد و گفت: پرونده هایی در خصوص فعالیت های وزارت آموزش و پرورش در دوران تصدی من در دیوان محاسبات تشکیل شده که در حد توانایی به آنها پاسخ داده و مابقی را به وزارت آموزش و پرورش ارجاع داده ام. حاجی ادامه داد: به طور مثال دیوان محاسبات به صدور مجوزی برای تاسیس یک مدرسه غیرانتفاعی برای یکی از دانشگاههای دولتی در یکی از استانها اعتراض دارد که به آن پاسخ داده و تاکید کرده ام که از نظر قوانین آموزش و پرورش، صدور این مجوز منع قانونی نداشته است. وی گفت: هر چند روز یک بار از سوی دیوان محاسبات نامه ای به آدرس من ارسال می شود که باید به آنها پاسخ دهم. البته با این کارها مخالفتی ندارم چرا که معتقدم به هر حال مدیران جدید این حق را دارند که از فعالیت مجموعه تحت مدیریت خود آگاه شوند. مرتضی حاجی وزیر سابق آموزش و پرورش در پایان تاکید کرد: به نظر می آید که مدیران جدید یک نوع بی توجهی به تجارب، دستاوردها و توانایی های مدیران سابق همراه با یک نوع بی اعتمادی از خود نشان می دهند که این امر در نهایت به ضرر کشور خواهد بود. احمد خرم وزیر راه و ترابری در کابینه خاتمی در همین زمینه با «احمد خرم» وزیر سابق راه و ترابری گفتگو کردیم که اعتراض زیادی نسبت به عدم توجه به تجارب و دستاوردهای دولت قبلی در دولت جدید داشت. وی در پاسخ به این سؤال که هم اکنون چه فعالیتی دارد؟ گفت: بنده بازنشسته شده ام و هیچ جا چه خصوصی و چه دولتی کار نمی کنم. به عبارتی این روزها در کنار خانواده مشغول استراحت هستم. این وزیر سابق ادامه داد: تمامی مشاغل از ما گرفته شده است. حتی یک پروژه ملی که بنده 4 سال به طور رایگان آن را به همراهی یک گروه طراحی و به سرمنزل مقصود رسانده بودیم پس از تصویب شورای عالی معماری و بسترسازی، تنها به دلیل اینکه مدیریتش با ما بود، بایکوت شده است. خرم در تشریح طرح فوق گفت: یک طرح زیست محیطی را زیر نظر دولت و شهرداری در دامنه جنوبی البرز با عنوان "پارک کوهسار" تحت مطالعه داشتیم که پس از تصویب در مراجع ذیصلاح به ما گفتند که برای اجرای آن خبرتان می کنیم که پس از 6 ماه هنوز با ما تماسی گرفته نشده است. این در حالی است که بنده این طرح را به صورت افتخاری برای دولت و شهرداری انجام می داده ام. وی در پاسخ به این سؤال که در بخش خصوصی چه فعالیتی دارد؟ گفت: حتی یک دقیقه در بخش خصوصی کار نکرده و نخواهم کرد. ین وزیر سابق در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه آیا دولت جدید برای استفاده از تجارب مدیران قبلی برنامه ای دارد؟ گفت: ما نمی خواهیم از تجارب ما استفاده شود، فقط خواهش می کنیم که برای ما مشکل درست نکنند. بعد از انتخابات به طور میانگین هر روز یک نامه از مراکز مختلف مثل دیوان محاسبات برای من ارسال می شود و مدام بنده را برای سؤال و جواب کردن احضار می کنند. خرم در خصوص این موارد گفت: یک خودرو ماکسیما در زمان وزارت بنده خریداری شده که آقایان مدعی هستند این یک کار اشرافی بوده است. عمده سؤالاتی که از ما می شود در همین رابطه هاست. به عبارتی بیشتر مشکل سازی است. مثلا در یک مورد از من سؤال می کنند که چرا اجاره 4 هزار خانه ای که از شرکت نفت برای کارگران و کارمندان دولت گرفته ایم را نپرداخته ایم. ما هم به صورت مستند و با دلیل و مدرک قانونی به آنها پاسخ می دهیم ولی فردا یک سؤال دیگر و یک پرونده دیگر برای ما درست می شود. خرم ادامه داد: معتقدم که دولت جدید می تواند هر کس را که دوست داشت بر سر کار بیاورد، اما نباید مدیران قبلی که برای این انقلاب و نظام زحمت کشیده اند را به اندازه ای آزار دهد که آنها آرزو می کردند که هیچ گاه در کار دولتی نبودند. هر روز بیا و برو برای ما در این سازمان و آن سازمان درست نکنند. وی افزود: به طور مثال برای دریافت حقوق و مزایای بازنشستگیم چند ماه دوندگی کردم و در آخر هم مواردی مانند پاداشها و حق جذب مدیریت را به من ندادند. یعنی برای پرداخت حقوق ساده که حق من بود و کاملا هم قانونی است، سنگ اندازی می کردند. موسوی لاری، وزیر کشور دولت خاتمی "عبدالواحد موسوی لاری" وزیر کشور سابق نیز در این خصوص به خبرنگار سایت فردا گفت: هیچ گونه ارتباطی بین من و دولت جدید وجود ندارد و به عبارتی من در حال حاضر هیچ سمت و شغل دولتی ندارم. وی گفت: در حال حاضر مشغول راه اندازی یک مجله حقوقی هستم که تماما با بودجه شخصی انجام شده است. این وزیر سابق در پاسخ به این سؤال که چرا دولت از تجارب مدیران گذشته استفاده نمی کند؟ گفت: این سؤال را باید آنهایی پاسخ دهند که از این توانایی که یک نوع ثروت ملی است، استفاده نمی کنند. موسوی لاری در پاسخ به این سؤال که آیا مشکلات قضایی که برای مدیران دولت گذشته بعضا پیش آمده، برای وی نیز مطرح شده است؟ گفت: پرونده ای در دستگاه قضایی ندارم. اما دیوان محاسبات مدام از ما سؤالاتی می کند که به آنها حق می دهم و به تمامی سؤالات پاسخ کامل داده و می دهم. وی در خصوص فعالیت سیاسی خود نیز گفت: من عضو مجمع روحانیون مبارز هستم و در چارچوب فعالیتهای این حزب کار سیاسی خود را انجام میدهم. رمضان زاده، سخنگوی دولت خاتمی "عبدالله رمضان زاده" یکی از مردان اصلی سید محمد خاتمی در اجرای برنامه های دولت اصلاحات نیز در گفتگویی با خبرنگار سایت فردا، در خصوص چگونگی بهره گیری دولت جدید از توانمندی های مدیران سابق گفت: متاسفانه در میان دولت یک ذهنیتی وجود دارد که معتقد است تمامی مدیران دولت های گذشته یا ناکارآمد بودند و یا فاسد، مگر اینکه خلافش ثابت شود. به همین دلیل عملا هیچ استفاده ای از تجارب مدیران گذشته مگر در چند مورد استثنایی و انگشت شمار نمی شود. وی در ادامه به وضعیت شغلی خود پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: من قبل از همکاری با دولت آقای خاتمی استاد یار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بودم که بعد از پایان کار دولت، مجددا بر سر کار خود بازگشتم. سخنگوی سابق دولت در پاسخ به این سوال که چه فعالیتی در بخش خصوصی انجام می دهد؟ گفت: به همراه تعدادی از دوستان تقاضای دریافت مجوز برای تاسیس یک دانشگاه غیرانتفاعی و مجازی داشته ایم که هنوز به نتیجه نرسیده است. به غیر از این من نه شرکتی دارم و نه در شرکت خصوصی ای فعالیت می کنم. رمضان زاده در خصوص مسائلی که پس از پایان کار دولت برای وی از سوی دیوان محاسبات و یا قوه قضاییه پیش آمده است، گفت: البته این امر ارتباطی با دولت و مدیران جدید ندارد، چرا که این دو سازمان زیر نظر قوه مجریه نیستند. به هر حال من نیز نامه هایی از سوی دیوان محاسبات برای پاسخگویی در خصوص تعدادی از موارد دریافت داشته ام که به انها پاسخ خواهم داد. همچنین ازگذشته پرونده هایی در قوه قضاییه دارم که در حال رسیدگی است. وی در پاسخ به این سوال که فعالیت سیاسی خود پس از انتخابات را چگونه ادامه می دهد؟ گفت: من عضو موسس و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت هستم و طبعا زیر نظر و در کنار این حزب فعالیت های سیاسی خود را پیگیری خواهم کرد. مجید انصاری، معاون امور حقوقی و مجلس دولت خاتمی اما "مجید انصاری" که اگرچه از نزدیکان خاتمی بود، اما تنها در روزهای آخر به جمع اعضای هیات دولت پیوست، در این زمینه با خبرنگار سایت فردا گفتگویی انجام نداد و تاکید کرد که علاقه ای به بیان شرایط خود پس از انتخابات ندارد. وی قبل از حضور در دولت نیز عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است که هم اکنون نیز این سمت خود را حفظ کرده و تنها عنوان رسمی است که دارد. انصاری همچنین از اعضای با سابقه مجمع روحانیون مبارز است که فعالیت های سیاسی خود را در این تشکل روحانی و سیاسی انجام می دهد. شوشتری، وزیر دادگستری دولت خاتمی "محمد اسماعیل شوشتری" وزیر سابق دادگستری نیز از جمله افرادی بود که در این خصوص با خبرنگار سایت فردا مصاحبه نکرد. وی تنها به بیان این نکته بسنده کرد که " من پیش از حضور در دادگستری، قاضی بودم و پس از پایان کار نیز به قوه قضاییه بازگشتم. بنابراین هم اکنون هیچ رابطه ای با قوه مجریه ندارم." وی در پاسخ به این سوال که آیا حضور در بخش خصوصی را هم تجربه کرد است؟ گفت: تاکنون در این بخش فعالیتی نداشته ام. زنگنه، وزیر نفت دولت خاتمی "بیژن نامدار زنگنه" وزیر سابق نفت نیز در گفتگویی با خبرنگار سایت فردا گفت: پس از پایان کار دولت آقای خاتمی هیچ مسئولیتی و یا همکاری ای با دولت ندارم و از من نیز درخواستی برای همکاری و یا حتی دادن مشاوره نشده است. وی در پاسخ به این سوال که چه فعالیتی در بخش خصوصی دارد؟ گفت: هیچ فعالیتی در این بخش ندارم. من در حال حاضر تنها مدرس دانشکده عمران خواجه نصیر طوسی هستم و غیر از این کار، هیچ فعالیتی ندارم. زنگنه در خصوص فعالیت سیاسی خود نیز گفت: در این عرصه نیز هم اکنون فعالیتی ندارم. مرعشی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی "سیدحسین مرعشی" معاون سابق رییس جمهوری و رییس سازمان میراث فرهنگی نیز در پاسخ به سوال خبرنگار سایت فردا در این خصوص گفت: برای اینکه از تجارب گذشتگان استفاده کنیم نیاز به دو پیش شرط وجود دارد. اول حاکمیت عقل و دوم داشتن قصد خدمت از سوی مدیران جدید. وی در حالی که چاشنی طنز نیز به پاسخ های خود اضافه می کرد، اظهار داشت: از روزی که خداوند متعال این نعمت را به من داد که از کار دولتی کنار گذاشته شوم، تا به امروز هیچ تماسی با من از سوی دولت برای استفاده از تجربیاتم انجام نشده و حتی کسی یک سوال هم از من در خصوص اتفاقاتی که در دوران مسئولیت در حوزه تحت نظارتم رخ دادند، نپرسیده است. معاون سابق رییس جمهوری با همان طنزی که در کلامش بود در پاسخ به این سوال که هم اکنون چه فعالیتی را انجام می دهد؟ گفت: هفته ای دوبار به فضاهای سبز خارج از شهر رفته و استراحت می کنم و مابقی را در تهران می گردم و به دوستانم سر می زنم. مرعشی در پاسخ به این سوال که هزینه زندگی خود را در این روزها چگونه تامین می کند؟ گفت: من کارمند دولت نبودم و به همین دلیل نیز حقوق بیکاری و بازنشستگی دریافت نمی کنم. منتهی پدر ما یک دهی داشت به نام قدرت آباد در نزدیکی رفسنجان که در آنجا 10 هکتار باغ پسته برای ما به ارث گذاشته که این باغ هزینه زندگی مرا تامین می کند. وی که اخیرا به عنوان سخنگوی کارگزاران سازندگی انتخاب شده است، در ادامه در باره نوع فعالیت های سیاسی خود در زمان دولت جدید نیز گفت: از آنجایی که فعالیت سیاسی و حزبی در کشور ما چندان به رسیمت شناخته نمی شود، در نتیجه فعالیت های سیاسی نیز در دولت جدید فروکش کرده است. من نیز تنها در حدود 2 ساعت در هفته در جلسه شورای مرکزی کارگزاران شرکت می کنم و غیر از این فعالیت سیاسی دیگری ندارم. مرعشی در پایان تاکید کرد که هر نهاد و یا سازمان دولتی و غیردولتی که تمایل داشته باشد، وی تجارب، داشته ها و توانایی های خود را به صورت رایگان در اختیار آنها قرار خواهد داد. شمخانی، وزیر دفاع کابینه خاتمی "علی شمخانی" وزیر سابق دفاع نیز که هم اکنون در "مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی" مشغول به فعالیت است، در خصوص اینکه چرا از توانمندی های مدیران گذشته در کشور به خوبی استفاده نمی شود، گفت: بهتر است این سوال به شکل کلی از نهادهای مسئول پرسیده شود. ولی نیروهای انقلاب، انتقال و بکارگیری تجارب خویش را به دلیل اینکه خود را خادم دائم این نظام می دانند، منوط به درخواست و یا داشتن جایگاه شغلی نمی کنند. وی تاکید کرد: نیروهای انقلاب رسالت "کمک کنندگی" و "تسهیل کنندگی" را با هر مکانیسیمی به شکل رسمی و غیررسمی بعنوان یک تکلیف در پاسداشت نظام، امام (ره) و شهدا به فعلیت می رسانند و بنده نیز مایلم اینگونه باشد. علی صوفی، وزیر تعاون در دولت خاتمی علی صوفی وزیر سابق تعاون در گفتگویی با خبرنگار سایت فردا پیرامون فعالیت هایی که در حال حاضر و پس از کار وزارتی انجام می دهد، گفت: بعد از پایان دولت بنده بازنشسته شدم و هم اکنون در هیچ جا فعالیتی ندارم. وی در پاسخ به این سوال که آیا در بخش خصوصی فعالیتی دارد؟ گفت: هیچ فعالیتی نه در بخش خصوصی و نه در بخش دولتی در حال حاضر ندارم. این وزیر سابق افزود: متاسفانه با تغییر دولت، کم لطفی هایی در خصوص انتصاب ها صورت گرفت. به صورتی که کلیه مدیران دولتی سالهای گذشته جز یک تعداد انگشت شمار، خانه نشین شده اند و از تجارب آنها هیچ استفاده ای نمی شود. صوفی اظهار داشت: تاکنون هیچ درخواستی از من برای ارائه تجربیاتم نشده است و این شیوه قطعا به ضرر کشور خواهد بود. محمدعلی ابطحی، معاون حقوقی و پارلمانی سابق رییس جمهوری در همین رابطه ابطحی به خبرنگار سایت فردا گفت: من کارمند رسمی صدا و سیما بودم که بر اساس قوانین این سازمان، کارمندان با 25 سال سابقه بازنشسته می شوند. من نیز در حدود 2 سال قبل و پس از اینکه 25 سال سابقه کاریم به پایان رسید، بازنشسته صدا و سیما شدم. البته هنوز کار تسویه حساب آن انجام نشده است و به دنبال آن هستم. بنابراین در حال حاضر هیچ کار دولتی ندارم. وی در خصوص فعالیت هایی که در حال حاضر انجام می دهد، گفت: از چند سال پیش موسسه غیرانتفاعی گفتگوی ادیان را تاسیس کردم که همسرم مدیر عاملی آن را بر عهده دارد. این موسسه یک NGO فعال در امور گفتگوی ادیان است که سازمان ملل نیز آن را به رسمیت شناخته است. همچنین مجله «اخبار ادیان» را نیز منتشر می کنم. ابطحی در پاسخ به این سوال که آیا مشکلات حقوقی پس از پایان کار دولتی برای وی بوجود آمده است؟ گفت: در این زمینه مشکل خاصی ندارم. تنها یک مصاحبه در خصوص وضعیت مجلس هفتم داشتم و گفته بودم که موج استعفای وزاری دولت در راه است. پس از پایان کار دولت، پرونده ای در خصوص این مصاحبه برایم تشکیل شد که چند باری برای پاسخگویی احضار شدم اما چندی است که خبری در این خصوص نشده است. وی در خصوص فعالیت های سیاسی خود نیز گفت: فعالیت های سیاسی من به سه بخش تقسیم می شود. یکی مطالبی است که هر روزه در وبلاگم می نویسم که به طور مستمر ادامه دارد و تلاش دارم که آن را با قوت ادامه دهم. از این طریق نظرات سیاسی خود را به صورت روزانه منتشر می کنم. معاون سابق رییس جمهوری افزود: بخش دوم فعالیت های سیاسی من مربوط می شود به مشاوره هایی که به دوستان داده و در جلسات سیاسی آنها به عنوان یک مشاور شرکت می کنم. ابطحی گفت: در نهایت من عضو موسس مجمع روحانیون مبارز هستم و طبعا زیر نظر این مجمع، فعالیت های خود را ادامه می دهم. در حال حاضر هم دبیر کمیته فرهنگی این مجمع هستم و زیر نظر اقای خاتمی فعالیت می کنم. سید احمد معتمدی، وزیر سابق ارتباطات و فن آوری معتمدی در گفتگو با خبرنگار سایت فردا اظهار داشت: در حال حاضر عضو هیات علمی دانشگاه امیر کبیر هستم و غیر از این کار، هیچ فعالیتی چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی ندارم. وی متذکر شد: البته بخش عمده وقت روزانه من مصروف به پاسخ گویی سوالات دیوان محاسبات می شود که هیچ ارزشی ندارد. چرا که پرونده های متعددی در خصوص اعضای دولت سابق تشکیل داده و من نیز چون عضو این دولت بودم، مدام تحت سوالات بیهوده قرار می گیرم. این وزیر سابق تصریح کرد: پرونده هایی که علیه اعضای دولت قبلی تشکیل شده، بی محتوا است که ارزش چندانی ندارد و اگر بخواهیم برای افراد از اینگونه پرونده ها درست کنیم، می توانیم چندین هزار پرونده تشکیل دهیم. معتمدی از بیان محتوای پرونده هایی که علیه وی در دیوان محاسبات تشکیل شده، خود داری کرد اما اظهار داشت: به صورت موردی نمی خواهم در این مورد صحبت کنم. اما به طور کلی سمت و سوی این پرونده ها چندان مناسب نیست. به طور مثال مدیری 11 فعالیت در زمان مدیریت خود انجام داده که 10 مورد آن سودآور بوده و یک مورد ضرر داده است. حالا آقایان می گویند که آن مدیر باید ضرر را از جیب خودش پرداخت کند که این نوع استدلالات بی منطق است و در هیچ کجای دنیا اینگونه نیست. متاسفانه مشاهده می شود که از اینگونه پرونده ها برای اکثر اعضای دولت سابق تشکیل شده است. وی در خصوص فعالیت های سیاسی خود نیز گفت: در حال حاضر فعالیت خاصی ندارم و تنها در جلساتی که در بنیاد باران تشکیل می شود به صورت پراکنده شرکت می کنم. از دیگران چه خبر؟ خبرنگار سایت فردا علی رغم اینکه تلاش کرد با تمامی اعضای کابینه گذشته مصاحبه داشته باشد، اما موفق به این امر نشد چرا که دسترسی به تعدادی از وزرای سابق از جمله عطاالله مهاجرانی که در خارج از کشور به سر می برد، مقدور نبود. همچنین افرادی چون یونسی یا خانم ابتکار حاضر به پاسخگویی در این زمینه نشدند. به هر حال خبرنگار سایت فردا کسب اطلاع کرد که معصومه ابتکار معاون سابق رییس جمهوری در حال حاضر استاد دانشگاه تربیت مدرس بوده و از آنجایی که عضو هیات مدیره این دانشگاه می باشد، به صورت رسمی از آنجا حقوق دریافت می کند. وی همچنین یک NGO را تحت عنوان «مرکز صلح و محیط زیست» تاسیس کرده که در خصوص مسائل زیست محیطی و حفاظت از آن فعال است. معصومه ابتکار همچنین در تلاش برای انتشار مجدد فصل نامه «فرزانه» است که چندی است منتشر نمی شود. محمد شریعتمداری وزیر سابق بازرگانی در حال حاضر در دفتر مقام معظم رهبری به عنوان مشاور مشغول فعالیت است. مسعود پزشکیان وزیر سابق بهداشت و درمان نیز گفته می شود که هم اکنون در تبریز به سر برده و در تعدادی از مراکز درمانی مشغول طبابت می باشد. برادران شرکا و محمد رضا عارف نیز در دانشگاه تهران تدریس می کنند. احمد مسجد جامعی وزیر سابق ارشاد هم اکنون مسئولیت موزه قران را برعهده دارد. محمود حجتی وزیر سابق جهاد و کشاورزی نیز با تاسیس یک مرکز مطالعاتی در خصوص کشاورزی روزگار می گذراند.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مشكل حاميان تندرو از جمله مسايلي است كه دو دولت خاتمي و احمدينژاد همواره با آن روبرو بودهاند. شخصيتهايي چون اكبر گنجي، عمادالدين باقي، ابراهيم نبوي، عباس عبدي، هاشم آغاجري، محسن كديور، يوسفي اشكوري و... از جمله كساني بودند كه با شعار حمايت از خاتمي نام و ناني يافتند اما قهرمانبازيها، تندرويها و رفتارهاي خلاف قانون آنان باعث برخورد قضايي با آنها شد. اما خاتمي در اثر فشار اطرافيان خود و شايد هم با نگرش سياسي به نوع برخورد با حاميانش و لزوم تنها نگذاشتن آنها، به دفاع از اين مجرمان و مقابله با قوه قضاييه پرداخت! بيشك اين روش براي روح لطيف و حساسي چون خاتمي آسيبهايي را به دنبال داشت كه از جمله مهمترين آنها كمتوجهي به مشكلات اساسي جامعه، سلب اعتماد متدينين و دلبستگان به نظام و آلودگي فضاي سياسي جامعه و دامن زدن به شعار حاكميت دوگانه بود. احمدينژاد اما تاكنون نشان داده است كه با درس گرفتن از تجربه تلخ خاتمي، چندان توجهي به حاميان تندرو خود نداشته و حاضر نيست اعتبار خود و فرصت اندكي كه براي سازندگي مادي و معنوي كشور در اختيار دارد را صرف دفاع و حمايت از تندرويهايي كه با شكلي جديد اما به نام دفاع از او صورت مي گيرد، بكند. بي شك روش احمدينژاد نيز آسيبهايي را براي وي در پي خواهد داشت كه از جمله مهمترين آنها از دست دادن حمايت اين تيپ از حاميان خود بلكه مخالفت آنها با وي در درازمدت خواهد بود. اما احمدينژاد خوب ميداند كه آنچه مهم است حمايت مردم عادي و نخبگان از دولت نهم است و توجه به اين دو گروه ميتواند ضررهاي مخالفت تندروها - كه زماني از مهمترين حاميان وي در انتخابات بودند - را جبران كرده و مهمتر از همه ريشه تندروي را بخشكاند. شايد مهدي كروبي با همين استدلال، نفوذ عدهاي روزنامهنگار تندرو را مهمترين دليل شكست جبهه دوم خرداد قلمداد كرد. آري! چه خوب بود اگر خاتمي مثل احمدينژاد رفتار مي كرد... ر . ي
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
تنها 6/5 درصد پروندههاي تجاوزات جنسي، منجر به حكم محكوميت شده و هماكنون وقت آن است تا با آمار شرمآور در تجاوزات جنسي، برخورد مناسبتري داشته باشيمروزنامه «گاردين» در گزارش تأسفآوري نوشت: براي هيچكدام از سربازان، نام دختر مهم نبود و به اين جزييات توجهي نميكردند. تنها نكته مورد توجه آنان، اين بود كه او يك دختر ويتنامي باكره بود. يكي از سربازان ميگويد: او مثل يك حيوان بود، ما فقط در صف ايستاده و منتظر بوديم.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سخنان رئیس دیوان محاسبات کشور در مدح و ثنای احمدی نژاد و نقل جملاتی که وی را در حد پیامبری ارتقاء می دهد، با عکس العمل های گسترده از سوی فعالان سیاسی کشور مواجه شد. به گمان بنده – حتی تبلیغ مقام پیامبری برای فردی به نام احمدی نژاد – با هر نیتی صورت پذیرفته باشد - ولو ایجاد سوژه برای طنزنویسان کشور- گناهی نابخشودنی است و وظیفه صاحبان کلام و قلم است که نسبت به آن بی تفاوت ننشینند. در هر حال به نظر حقیر این مسئله از پنج موضع قابل توجه است: 1 . گوینده کلام، رحیمی کردستانی دارای مدرک دکترای حقوق است. بیش از 20 سال تجربه کار اجرایی دارد و اکنون در یکی از حساس ترین پست های نظارتی حکومت ایران قرار گرفته است. شک نکنید او خود را بسی بالاتر از امثال احمدی نژاد می داند و نه به لحاظ فکری و نه واقعی چنین شانی برای احمدی نژاد قائل نیست. کما اینکه در انتخابات هم او از شخص دیگری حمایت کرد. پرسش اینجاست که با این وصف چرا رحیمی چنین سخنانی را در چنین جمعی و در حضور شخص احمدی نژاد مطرح کرده است؟ البته باید از او پرسید اما به هر بهانه و باهر نیتی بوده باشد، قطعا موجب تنزل جایگاه رحیمی در انظار مردم – و حتی مقامات عاقل دولتی – می شود. رحیمی بسیار پخته تر از آن پنداشته می شد که این گاف بزرگ از وی سربزند! ۲. احمدی نژاد یک مهندس میانسال ایرانی است. فردی است معمولی و متوسط الحال – با احتمال کمتر یا بیشتر از متوسط- شخصیت معنوی ندارد و بعید می دانم روضه خوان بودن وی – که گفته می شود در برخی محافل ویژه بدان مبادرت می ورزد- بتواند شانی چنان مرتفع برایش دست و پا کند که خود را اهل کرامات- بلکه معجزات- در حد اولیا و انبیاء بداند. ملت ایران گفته های او را در مورد هاله نور در سازمان ملل که چیزی جز نور پروژکتورهای ویژه برروی سن سخنرانی نبود، فقط یک شوخی تلقی کردند و بازگویی این حادثه در دیدار با آقای جوادی آملی هم نمک این شوخی بود. البته بعید به نظر می رسد سخنان آقایان خزئلی و جنتی در وصف او را جدی گرفته باشد زیرا این بزرگان هر از چندگاهی چنین مزاح هایی می فرمایند از جمله اینکه وجود احمدی نژاد هدیه خداوند است و یا نامه او به بوش یک الهام از سوی خدا بوده است! شوخی او با رحیمی در همین نشست هم نشان می دهد خود وی هم چنین خزعبلاتی را جز شوخی نمی پندارد. اما.....اما چرا این مرد در برابر اینگونه حرکات که به جای تقدس بخشیدن به احمدی نژاد، تقدس زدایی از دین را در پی دارد، سکوت کرده و به تبعیت از مرادش علی – که فرمود بر چهره مداحان زیاده گوی خاک بپاشید- و نیز رهبرش امام خمینی – که در برابر مداحی متملقانه یک مداح به خدا پناه برد - خاک بر روی مداحان چاپلوس نمی پاشد، به خدا پناه نمی برد و آنان را از انتساب چنین خوارق عادتی به خود نهی نمی کند، جای تعجب بسیار است و این شک را بوجود می آورد که نکند محمود احمدی نژاد باورش شده است که بلاواسطه به منبع فیض الهی وصل شده است. به فرض اگر چنین هم باشد که خیلی تامل بر انگیزخواهد بود، او باید بداند هفده میلیون رای که برای او ساماندهی شد، با هدف ایجاد رفاه، رفع تبعیض، رفع فقر و بیکاری و سامان دادن به وضع معیشتی مردم بود و نه خلق کرامات و معجزه و الهام گرفتن از ماوراء طبیعت برای هدایت همه انسان ها از جمله بوش و دیگر سران سیاسی دنیا!3 . سکوت برخی مقامات سیاسی و مذهبی در برابر چنین هتک حرمتی از پیامبر یک نمره منفی برای ایشان به حساب می آید. بی تردید مقایسه احمدی نژاد با پیامبر و حتی اجازه دادن برای چنین مقایسه ای یک توهین آشکار است و در واقع نوعی تقدس زدایی از پیامبر. نفس طرح این موضوع چه بسا عوام را به این اندیشه بیندازد که نکند پیامبر نیز فردی مانند احمدی نژاد بوده است! بزرگانی که در برابر شعار- و نه الزاما برنامه اجرایی - احمدی نژاد در مورد اذن ورود بانوان به ورزشگاه ها، آنچنان بر آشفته می شوند، چگونه است در برابر مقایسه توهین آمیز او با پیامبر، ساکت نشسته اند؟ چرا روزی که آقای جنتی، احمدی نژاد را یک پیام آور آسمانی و الهام گرفته از خدا نامید، اعتراضی شنیده نشد و امروز که رئیس دیوان محاسبات به خاطر دو روز بیشتر ماندن در اریکه قدرت، نام پیامبر را بدنام می کند، کسی فریاد وااسلاما سر نمی دهد؟! ۴. به محض اعلام نتیجه آرای ریاست جمهوری نهم، تلاش برای تراشیدن یک مقام معنوی آسمانی برای راه یافته به کاخ ریاست جمهوری شروع شد. ابتدا از کفش های پینه بسته او، سپس وعده های آنچنانی برای آماده کردن زمینه ظهور امام زمان و هاله نور و پلک نزدن 28 دقیقه ای حضار مجمع سازمان ملل تا الهام گرفتن از خدا برای نوشتن یک نامه برای بوش و اکنون خنده او در مقابل ثناخوانی مشمئز کننده رئیس دیوان محاسبات کشور. آیا جز این است که می توان چنین پنداشت که طراحان این سناریوی خنده دار، ملت ایران را کودن فرض کرده؟ ملتی که به رفاه، رای داده و اکنون وعده های آسمانی درو می کند؟! و نفس بر نمی آورد؟ به گمان من سخنانی از این نوع، بزرگ ترین توهین به ملت ایران است. گردانندگان چنین خیمه شب بازی هایی، سکوت مردم را به علامت رضا تلقی نکنند. شاید این سکوت عمق عصبانیت مردم است. شوخی با باورهای دینی مردم هرگز بی جواب نمانده است. طراحان این سناریو مطمئن باشند که جوابی بس سخت از مردم خداباور ایران خواهند گرفت. ملت ایران نیک دریافته اند که مقایسه چنین مردان عادی با پیامبر است که زمینه ساز توهین خداناباوران به پیامبر و کشیدن کاریکاتورهای آنچنانی می شود. ۵. مجموعه مواردی از این دست نشان می دهد که دولت اسلامی از تحقق وعده های واقعی درمانده است و در نظر دارد ذهن مردم را از شعارهای ایام انتخابات به موضوعات ماوراء طبیعت بکشاند تا مردم منتظر آوردن نفت به سر سفره هایشان نباشند. احمدی نژاد وعده داد ایران را بسازد آنهم با دست این مردم و با استفاده از امکانات همین مملکت اما امروز باز کردن جبهه نبرد جهانی و نامه نگاری های منتسب به الهام آسمانی، جایگزین چنان وعده هایی شده است. آیا بهتر آن نبود همانطوری که در ایام انتخابات وعده دادند، به جای حرف زدن و شعار دادن به وضعیت معیشتی مردم بپردازند؟ دولتی که وعده کار داد، به گفته یاران خود اقرار دارد که در چند ماه گذشته، یکصد هزار کارگر را بیکار کرده است. آیا ایجاد کار اولویت مردم است یا تشبیه احمدی نژاد به پیامبر و....؟! کلام آخر اینکه بازیچه قرار دادن باورها و مقدسات مردم در دولتی که مدعی اسلامی بودن است، ابدا کار شایسته ای نیست. به عنوان یک هم میهن و جزئی از جامعه سیاسی ایران به کارگزاران دولت اسلامی! توصیه می کنم بیش از این مردم را ناآگاه و ساده فرض نکنند. به جای ورود در عرصه های سیمرغ، بهتر آن است در مقام نوکری ملت - که داعیه دار آنند - وظایف واقعی و زمینی خود را انجام دهند. ملت اگر محتاج کمک های آسمانی باشند حتما درهای دیگری غیر ازدروازه کاخ ریاست جمهوری را خواهند زد! دروازه مردانی که حرف و عملشان چندان با هم فاصله دار نباشد! خوبست همگان دریابیم تقدس و جایگاه معنوی را خدا و قلوب مومنان می سازند نه دستورالعمل های دولتی! سیدهاشم هدایتی
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رفتار تبعيض آميز برخي مسئولان فدراسيون فوتبال با بازيكنان تيم ملي باعث ايجاد ناراحتي هايي شده است. در حالي كه حفظ حجاب و رعايت شئونات اسلامي بر هر فرد مسلماني در داخل و خارج از كشور واجب است، همسر يكي از بازيكنان مطرح تيم ملي فوتبال با ظاهري نامناسب در محل اردو اين تيم در آلمان حاضر شده و نظر اطرافيان تيم را به خود جلب كرده است.وي با توجه به آزادي عملي كه همسرش در تيم ملي دارد با فراغ بال و پوششي نامناسب و زننده در هتل محل اقامت ملي پوشان حضور مييابد.مسئولان فدراسيون فوتبال به جاي برخورد با او خيلي ساده از كنار اين موضوع ميگذرند، اما با كوچكترين حركت از سوي ديگر ملي پوشان را به شدت برخورد مي كنند.
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پس از راديو، تلويزيون پرمخاطبترين رسانه و يکي از موثرترين و گستردهترين دستگاههاي پيامرساني در جهان امروز به شمار ميآيد. احمد رزاقي
+ نوشته شده در دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
صحن مطهر و بارگاه منور و ملكوتي حضرت فاطمه معصومه عليهاسلام پيش از ظهر روز 15 خرداد شاهد صحنهي دوگانهاي از بزرگداشت 15 خرداد و تبليغات زودهنگام انتخاباتي يكي از نامزدهاي احتمالي مجلس خبرگان بود. دلايل برداشت تحليلي بيانيه از طرح موضوع فوق در چند بند قابل توجه است؛ 1. درخواست طرح سؤال در بين سخنراني و به تبع آن سردادن شعارهايي برهم زننده نميتواند عملكرد دقيق و حسابشده نيروهاي ارزشي و ولايتي باشد. زيرا فرزندان ولايت با الهام از اوامر مكرر ايشان طي سالهاي اخير و خصوصاً بيانات رهبري در مراسم سالگرد اخير امام راحل رضوانالله تعالي عليه مبني حفظ آرامش در جامعه بر اين درك رسيدهاند كه اگر سؤال، اعتراض، شعار و سخني بر حق هم دارند بايستي بگذارند تا زمان مقتضي و در محفلي ديگر با منطق قوي و برهان صحيح و به موقع نظر خود را اعلام كنند، زيرا اين شيوه به مراتب مؤثرتر و موفقتر از شيوههاي فوق (كه در جلسه 15 خرداد قم به كار رفته است) بوده و به صورت سيرهاي عملي براي نيروهاي ولايتي جا افتاده است تا جايي كه چندسال اخير تمسك به اين ترفند و دستاويزي به اين حربه مظلومنمايانه از دست فرصتطلبان و موجسواران تجديدنظرطلب بيرون آمد. بنابراين ميتوان برداشت كرد كه طراحان سؤال و شعار در مراسم 15 خرداد قم به نوعي به عنوان بازيخوردگان و استخدام شدگان طراحان اين عمليات رواني هستند البته بايد گفت طراحان اغتشاش و تشنج در اين مراسم در كار شيطنتآميز خود، به ظاهر تا جايي موفق عمل كردهاند كه حتي خود خطيب مراسم را نيز با خود همراه كردند از اين رو نميتوان آن وضعيت را فقط به گردن نيروهاي ولايتي گذاشت زيرا از سوي ديگر شاهد گردش توپ اغتشاش و تنش در زمين طراحان و خطيب مراسم است. 2. وجود شكاف فاحش و آگاهانه بين طرفداران خطيب و پيروان ولايت كه عمق آن در يك سال گذشته بيشتر و بيشتر شده است به دلايل فراوان از جمله برنتافتن وي در امر عدالت اجتماعي و داشتن راه و شيوهاي جدا از راه و شيوه ولايت چنين مدعايي را اثبات مينمايد كه؛ به نظر ميرسد عده زيادي از انبوه جمعيت متراكم در مقابل تريبون خطيب مراسم كه تقريبا به طور يكدست به نفع او بر عليه سؤال كنندگان شعار ميدادند از قبل دعوت و توصيه شده بودند به نحوي كه بعضي از آنان چنان حريصانه و متعصبانه به نفع خطيب مراسم شعار ميدادند كه گويا با جاي ديگري مشكل دارند. 3. عجيب اين جاست كه رخ دادن اعتراضات و سردادن شعارها در بين جماعتي متشكل از عدهي كثيري فاضل و طلبه و ... معتقد به نظام و ولايت آن هم در مكان مقدسي چون حرم دخت امامت و ولايت، آن هم در مراسم بزرگداشت يوم الله 15 خرداد و در كنار حوزه علميه قم، آن هم در بين سخنراني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و باز آن هم در زماني از سخنراني كه از نظر صغري و كبراي كلام به هيچ روي جاي اعتراض و طرح سوال در آن نيست به طوري كه سردادن شعار محلي از اعراب ندارد مگر آن كه با برنامه قبلي و در چارچوب يك طرح عمليات رواني از قبل طرحريزي شده باشد. آن هم به طرز كهنه و نخنما شدهاي كه بيننده و شنونده را به ياد ترفندهاي نيروهاي امنيتي رژيم سابق در بين سخنراني علما در گذشته مياندازد. 4. اگر سوال شود؛ «فرايند فوق چه حاصلي براي اطرافيان نادان و يا خطيب دانا دارد؟»، جواب اين است كه اين فرايند نامقدس آنگونه كه تجربه نشان داده فرايندي است از صفر تا صد و ادامهدار با دامنهي گسترهي تبليغاتي تا حصول نتيجه براي انتخابات خبرگان و موجسواري نامزد مورد نظر و اطرافيان نادانش و به دست آوردن يك موقعيت مظلومانه و قديسانه، اما با هدفي مهمتر و بسي خطرناكتر از هدف اول كه در بيانيههاي بعدي به آن خواهيم پرداخت؟
+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
«جيل وورال» طي مقالهاي در روزنامه «تيمارو هرالد» چاپ نيوزيلند با اشاره به سفرش به ايران با بيان اين كه ايرانيان خواستار جنگ با غرب نيستند، مينويسد: آنها تا سر حد مرگ از كشورشان دفاع ميكنند.روزنامه «تيمارو هرالد» چاپ شهر تيمارو واقع در جزيره جنوبي نيوزيلند، در صفحه مقالات ويژه خود، روزدوشنبه 22 خردادماه (12 ژوئن) مقالهاي را تحت عنوان «ايران آن كشور كليشهاي منفي كه تصوير ميشود، نيست»، به قلم خانم «جيل وورال» كه براي دومين بار همراه يك گروه گردشگري به كشورمان سفر كرده، منتشر كرد.نويسنده اين مقاله با بيان اين كه «تهران نامي است كه تصاوير مختلفي را به ذهن آورده و عكس العملهاي مختلفي را در پي دارد كه تعداد معدودي از آنها مثبت است»، مينويسد:«به همين دليل حتي من كه قبلا نيز به آن شهر سفر كردهام وقتي ميخواستيم سوار پرواز خطوط هوايي امارات براي سفر به ايران شوم، قدري عصبي شده بودم؛ البته نه به اين خاطر كه از امنيت هم گروههايم در ايران نگراني داشتم، بلكه به خاطر بر طبل جنگ كوبيدنهاي آمريكا بر سر برنامه هستهاي ايران بود. علاوه بر آن اقوام افراد گروه من هم مرتب به خويشاوندان خود توصيه ميكردند كه دست از اين سفر ماجراجويانه به كشور محور شرارت بردارند. ولي گروه من متشكل از افراد مصممي بود كه گوششان به اين حرفها كه بعضي وقتها از سوي فرزندان جوانتر آنها كه ظاهرا از والدين خود كمتر ماجراجو بودند، بدهكار نبود.»
+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
1.علي دايي به احتمال زياد در بازي فردا مقابل ژاپن به بازي خواهد رفت. او که خود را براي بازي روز 5 مرداد 1425 آماده ميکند، گفت: به لطف خدا و دعاي خير مردم مصدوميتم چندان مهم نيست و با عصاي هميشگي در زمين حضور خواهم يافت و در پست تخصصيام به مانند سنوات نزديک به صورت تک مهاجم بازي ميکنم و عصا را هم براي مصدوميت ميبرم، نه براي کهولت سن. وي اضافه کرد، عواملي مانند تغذيه و ... در آمادگي وي بسيار موثر است.
+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
با گذشت 23 روز پس از آغاز بحران در تبريز (توهين روزنامه ايران به مردم آذري زبان) كه با تظاهرات و درگيري بين مردم و مأموران پليس و امنيتي همراه شد و خسارات سنگيني بر جاي گذاشت اكنون به نظر مي رسد«روزنامه شرق» ميرود تا به سرنوشت روزنامه ايران دچار شود و تبريز را آبستن بحران كند.روزنامه شرق در مورخ چهارشنبه 17 خرداد جاري و در شماره 777 خود در صفحه ويژه انقلاب مشروطيت پرداختي به موضوع «ستارخان سردار ملي»دارد كه منجر به كپي و پخش آن مطالب از ديروز در سطح شهر تبريز شده است و حاكي از تلاشها براي شكل دهي بحران دوم در استانهاي آذربايجان استبر اساس اين گزارش در مقاله «ستارخان سردار ملي»به قلم احسان رشيدي، ستارخان به عنوان مردي عامي و كاملاً بيسواد و در عين حال راهزن معرفي شده استروزنامه شرق اخيراً اين مقاله را از سايت اينترنتي خود حذف كرده است و گفته ميشود ديروز هيئت نظارت به مطبوعات در اين رابطه تشكيل جلسه داده و روزنامه شرق را به همين دليل به دادگاه معرفي كرده است.
برخي عناصر تجزيه طلب با توزيع بيانيه هاي اعتراضي در ميادين و مكانهاي پرتردد تهران، هموطنان آذري را به ادامه تجمعات تحريك مي كنند.
+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
وكلاي مجلس هفتم با تاخيري دو ساله اصول گرايي خودرا به ملت عرضه كردند!آنان كه در حدود يك سال همكاري با خاتمي سكوت، مدارا، دوستي، همراهي و همدلي را در پوشش تعامل با دولت اصلاح طلب پيشه كرده بودند، در يك سال همزماني با دكتر احمدي نژاد ملت را به يك امر مهم رهنمون شدند كه اصول گرايي مجلس از نوع اصلاح طلب است!!نامه 210 امضايي وكيلان در حمايت از هاشمي و دامن زدن به نمايش از پيش ساخته شده قم به مردم فهماند كه صدها تذكر به رئيس جمهور درمدت چند ماه، قلع و قمع بودجه او، اعتراض پي در پي به سفرهاي استاني-مردميش، بغض واعتراض نسبت به نامه الهي-سياسي وي به بوش جنايتكار، چالش با طرح افتخارآميز هسته اي و حتي اعتراض دلسوزانه!! به طرح اعلان افسانه اي بودن هولوكاست از سوي رئيس جمهور از جانب مجلسيان و نطق ها، مصاحبه ها، هتاكي ها و... همه و همه در راستاي كدام نقد كارشناسي و تعامل صورت ميگيرد؟ملت پس از اعلان نامه 210 امضائي وكلا دريافت كه چرا برخي وكيلان آن هم به ويژه از نوع اصول گرا تنها درد وغم مليشان حول محور مخالفت با سخنان، تصميمات و برنامه هاي عدالت محور احمدي نژاد رقم ميخورد و چرا درپي هر كاركرد يا سخنان خداپسندانه ومردم گرايانه او رگهاي گردنشان متورم شده، تير زبان را تا قلب ملت شليك ميكنند؟ هم چنين ملت به درستي و روشني متوجه شد كه چرا وكيلان اين همه دردمندي را از آن روي انجام ميدهند كه وكيل الدوله نباشند؟!!ونيز براي آنها كه يك سال اصلاح طلبي دين ستيز را همراهي كرده اند، خط قرمز دين و سياست جز درهاشمي خلاصه نمي شود.هم چنين فريادهاي توهين آميز پيوسته در مجلس عليه رئيس جمهوروعدالت محوري هاي او با هربهانه و با كدام بها و ازكدام منشا وبا كدام مقصد سر داده ميشود؟بنابراين چه تفاوتي بين افاضات اصولگرايان با نعره هاي اصلاح طلبان است؟! فاطمه رجبي
+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
روز 22 خرداد امسال به ياد 22 خرداد پارسال، كه زنان تجمع بيمجوز و ناموفقي را در جلوي دانشگاه تهران برگزار كرده بودند، تجمعي بدون مجوز در ميدان هفتتير تهران برگزار شد. همانطور كه انتظار ميرفت، هزار و پانصد و اندي گروه و حزب و شخص و شخصيت و ملكه و سازمان و غيره تا روز 22 خرداد از اين تجمع حمايت كردند و چند ساعت بعد از آنكه از طرف پليس با تجمعكنندگان برخورد شد، هزار و پانصد و اندي گروه و حزب و... برخوردهاي خشونتآميز را محكوم كردند. روز بعد، جمال كريمي راد، سخنگوي قوه قضائيه اعلام كرد كه در اين تجمع، هفتاد نفر بازداشت شدهاند كه البته اين اظهارنظر، مشكوك ارزيابي ميشود، چراكه به زحمت، تعداد تجمعكنندگان به هفتاد نفر ميرسيد، در نتيجه به نظر ما احتمالا تعدادي از رهگذران هم به گمان اينكه در تجمع حضور دارند، بازداشت شدهاند!
+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
چهار نفر از طلاب بازداشت شده در مراسم 15 خرداد قم همچنان در زندان لنگرود اين شهر به سر مي برنددر حاليكه ده روز از حادثهْ قم مي گذرد، چهار نفر از دستگير شدگان اين حادثه همچنان در بازداشت هستند و حتي خانوادهْ اين افراد هم اجازه ملاقات با آنان ندارد. همچنين دادگاه ويژه روحانيت قم هم حاضر به پذيرش وثيقه جهت آزادي اين افراد نيست.در اين رابطه يك مقام آگاه در دادگاه ويژه روحانيت قمگفت: حتي اگر ما هم بخواهيم اين افراد را آزاد كنيم، اراده هايي وجود دارد كه مانع اين كار مي شود.اين در حاليست كه، محافل خبري نزديك به هاشمي رفسنجاني ادعا مي كنند اين افراد با وساطت وي آزاد شده اند. گفتني است، اين افراد تنها قصد طرح سوالاتي از هاشمي رفسنجاني را داشتند كه با واكنش تند محافظان وي مواجه شدند و پس ضرب وشتم فراوان به زندان منتقل شدند.
+ نوشته شده در جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
ديدار دهها تن از كارگردانان سينماي ايران با مقام معظم رهبري عصر امروز در فضاي صميمي برگزار شد و هنرمندان عرصه سينما به بيان ديدگاههاي خود پرداختند. به گزارش فارس، «مجيد مجيدي» كارگردان مطرح سينماي ايران كه جوائز معتبري از جشنوارههاي داخلي و خارجي را كسب كرده اجراي مراسم را برعهده داشت و نقش مجري را ايفا كرد. در ابتداي اين ديدار 3 ساعته 16 نفر از كارگردانان سينماي ايران از جمله مسعود جفعري جوزاني، تهمينه ميلاني، شهريار بحراني، محمدرضا اصلاني، جواد اردكاني، فريدون جيراني، محمد درمنش، رسول صدرعاملي، جواد شمقدري، مجيد مجيدي، حسين فرخي، ابراهيم حاتميكيا، محمدعلي نجفي، كيانوش عياري، محمد نوريزاد و عليرضا رئيسيان به تشريح ديدگاهها، مسائل و دغدغههاي خود در عرصه فرهنگ و هنر كشور از جمله سينماي ايران پرداختند كه رهبر انقلاب با دقت به تمام سخنان آنان گوش ميدادند. *در اين ديدار صميمي «ابراهيم حاتمي كيا» سينماگر عرصههاي دفاع مقدس در سخنان خود با اشاره به اينكه رزمندگان و فرماندهان دوران دفاع مقدس پس از پايان جنگ با كسب درجه سرداري، امكان انتقال تجربيات خود را در عرصههاي مختلف فراهم ديدهاند، پيشنهاد كرد تا با اعطاي عناويني چون سرداري به سينماگران دفاع مقدس به آنان اجازه دهند تا در توليد سينماي جنگ راحتتر فعاليت نمايند. *«محمد نوريزاد» كارگردان سينما و تلويزيون و سازنده فيلم « شاهزاده ايراني » در اين ديدار با خواندن ياداشت مقالهاي، به نقد شرايط موجود فرهنگي كشور پرداخت. *هنگاميكه «تهمينه ميلاني» در سخنان خود به بيان برخي از مشكلات سينماگران كشور پرداخت، تصريح كرد: من با احساسات خود فيلم مي سازم تا بتوانم اين شرايط سخت را تحمل كنم و رهبر معظم انقلاب نيز در بخشي از سخنان خويش با اشاره به اين كارگردان زن سينماي ايران، فرمودند: مثلا اين خانم كه ميگويند با احساسات خود فيلم ميسازد اگر با نيت خدايي فيلمي بسازد كه موجب تقويت ايمان، افزايش انضباط اجتماعي و احساس مسئوليت شود، اجر الهي نيز كسب خواهد كرد. *رهبر معظم انقلاب در سخنان خود به تفاوت نظرات كارگردانان حاضر در جلسه اشاره كردند و ضمن تاكيد بر ضرورت انتقاد سازنده، تصريح كردند: من نقد را با نيت اصلاحگري ميپذيرم. *«ابوالقاسم طالبي» كه به دليل كسالت در بخش سيسييو يكي از بيمارستانهاي تهران بستري است و با كمك يك همراه و به سختي در مراسم حاضر شده بود در پايان مراسم خود را به نزديكي حضرت آيتالله خامنهاي رساند و رهبري نيز براي سلامتي وي دعا كردند. *«حبيبالله بهمنـي» كارگردان سينماي كشور در پايان مراسم چفيه رهبر معظم انقلاب را از ايشان به رسم يادبود گرفت.
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محمد نوري زاد كارگردان سينماي ايران روز گذشته در ديدار جمعي از كارگردانان سينما با مقام معظم رهبري متني را قرائت كرد كه در پي مي آيد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اصولگرايان به مثابه طيفياند بر يك مركز و دو پيرامون. رويكرد جريانهاي مركزگرا بر آرمانگرايي و جريان پيرامون مياني بر واقعگرايي و جريان پيرامون بيروني بر عملگرايي استوار است. گرچه مباني كلي تصميمگيري در مركز و دو پيرامون طيف اصولگرا همسو ميباشد ولي با توجه به رويكردهاي متفاوت (آرمانگرايي، واقعگرايي، عملگرايي) به تصميمگيريهاي مختلف دست مييابند. 1. جريان «حزبالله» جريان «حزب الله» در مركز طيف اصولگرايان قرار دارد و مباني تصميمگيري آن بر اساس حفظ اصول و ارزشهاي اسلامي و انقلابي مانند ولايت«پذيري»، شهادتطلبي، معنويتگرايي، عدالتخواهي، سادهزيستي، ظلمستيزي و دفاع از مظلوم ميباشد. در اين ميان ولايتپذيري ستون خيمه و عنصر اصلي تصميمسازي است. چنانچه مقام معظم رهبري موضعي را اعلام نمايند، بدون مولوي و ارشادي نمودن آن، سرلوحة تصميمسازي جريان حزبالله قرار ميگيرد. اين روش تصميمسازي علاوه بر مبناي شرعي (اطاعت از ولايت فقيه) بر مبناي قانوني (اجراي سياستهاي ?لي متخذه از اصل 110 قانون اساسي) نيز متكي ميباشد. 2. جريانهاي «آبادگر» جريانهاي «آبادگر» در پيرامون مياني طيف اصولگرايان قرار دارند و مباني تصميمگيريشان بر اساس ولايت«مداري»، عدالتخواهي، سادهزيستي، ظلمستيزي، دفاع از مظلوم بوده و فاقد ساير مباني ميباشند. در اين ميان گرچه ولايت«مداري» ستون خيمه و عنصر اصلي تصميمسازي آنان است ولي تحت تاثير متغيرهاي سياسي قرار دارند. نتيجة اين روش، تصميمسازي در چارچوب «واقعگرايي» است. به طوري كه در طول زمان شاهد كمرنگ شدن آرمانها و ارزشهاي اسلامي و انقلابي خواهند بود. آبادگران مجلس، آبادگران شوراي اسلامي شهر تهران و آبادگران دول?ي و بخشي از اعضاي جبهه پيروان خط امام و رهبري در پيرامون مياني طيف اصولگرايان قرار دارند. 3. «بدنة اصلي پيروان خط امام و رهبري» «بدنة اصلي پيروان خط امام و رهبري» در پيرامون بيروني طيف اصولگرايان قرار دارند و مباني تصميمگيريشان بر اساس ولايت«گرايي»، معنويتگرايي، ظلمستيزي، دفاع از مظلوم بوده و فاقد ساير مباني ميباشند. در اين ميان گرچه ولايت«گرايي» ستون خيمه و عنصر اصلي تصميمسازي آنان است ولي تحت تاثير منافع فردي، گروهي و حزبي قرار دارند. نتيجة اين روش تصميمسازي در چارچوب «عملگرايي» است به طوري كه در طول زمان شاهد استحالة برخي از آرمانها و ارزشهاي اسلامي و انقلابي خواهند بود. حزب مؤتلفه پس از جلسه با حزب تجديدنظرطلب مشاركت و حجتالاسلام ناطق نوري پس از مصاحبه با روزنامة غربگراي شرق در اين بخش از ساختار سياسي اصولگرايان قرار ميگيرند. جريان تجديد نظرطلب چيدمان جريان تجديدنظرطلب به مثابة طيف ساختاري مركز ـ پيرامون قرار دارد. به طوري كه روندگرايش به سمت مركز با رويكردي افراطي همراه است. بينش جريانهاي مركزگرا، اساساً بر دگماتيسم سياسي (به مفهوم ايمان به سكولاريسم) و بينش جريانهاي پيرامونگرا، بر عملگرايي استوار است، از اين رو مباني كلي تصميمگيري مركز و پيرامون همسو نيست ولي به دليل اشتراك در مخالفت با جريان اصولگرا نوعي همگرايي در تصميمگيري را به نمايش ميگذارد. البته اين همگرايي تا زمان كسب قدرت ادامه دارد ولي پس از آن به انحصارطلبي (مانند انحصارطلبي حزب مشاركت در دولت هشتم) يا به نوعي گسست (مانند استعفاي نمايندگان تجديدنظرطلب شوراي اول اسلامي شهر تهران ) يا به اپوزيسيونگرايي (تحصن 70 نفره برخي از نمايندگان مجلس ) ميرسند. 1. جبهة دموكراسيخواهي و جبهة صلح طلبي جبهة دموكراسيخواهي و جبهة صلحطلبي (شامل حزب مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب، افرادي با محوريت ابراهيم يزدي يا با محوريت عزت الله سحابي) جريانِ مركزگرايِ طيف تجديدنظرطلب است كه مباني تصميمگيريشان بر اساس جزمگرايي سكولاريستي (جدايي ايدئولوژي ازسياست يا جدايي دين از دولت) غربگرايي و جمهوريخواهي است. گرچه اين مباني از يك سو بر تجديدنظر افراطي نسبت به اصول و ارزشهاي اسلامي و انقلابي تاكيد دارد ولي از سوي ديگر با وجود نيروهاي محدود اقدام به تشكيل دو جبهه مجزا نمودهاند كه نشان از شكاف و ظاهريبودن اشتراك در مباني دارد به طوري كه در تشكيل دو جمهوري سوسياليستي و جمهوري ليبراليستي اشاره ميكنند. از آنجا كه عنصر اصلي تصميمسازي بيان مباني سهگانه (سكولاريسم غربگرا و جمهوريخواه) مرتب در حال جابهجايي است، روش تصميمسازي آنها براساس ذهنيتهايي است كه آن را قانون مينامند و به تبع، خودشان را قانونگرا خوانده و منشا آن را نهضت مشروطيت اعلام مينمايند. اين در حالي است كه تا كنون عينيتي به جز قانون اساسي مشروطه نداشتهاند كه آن نيز بر مبناي سلطنت است نه جمهوريت، از اين رو روش تصميمسازي جريان افراطي مركزگرا بيشتر بر ذهنيت و نوعي ذوق و احساس قرار دارد. 2. جريان روحانيون مبارز و گروههاي همسو جريان روحانيون مبارز وگروههاي همسو تحت عنوان جريان موسوم به خط امام در پيرامون ساختار تجديد نظر طلب قراردارند. اين جريان گرچه با تشكيل جبهه اصلاحات خود را اصلاحطلب ميداند ولي دو التقاط سوسياليستي (چپ اسلامي) و التقاط ليبراليستي را در كارنامة خود دارند، به طوري كه به نظر ميرسد اصلاحات از نگرش سوسياليستي آنها در دهه اول انقلاب صورت گرفته است و آنها را از خط عدالتخواهي به سوي خط سرمايهداري جهاني سوق داده است. مباني تصميمگيري اين جريان بر قانون اساسي، غربگرايي، تساهل و تسامح متكي است. البته اين تساهل و تسامح همواره در راستاي همگرايي با جريان تجديد نظرطلب افراطي گرايش دارد. چنانچه ميتوان آن را عنصر اصلي تصميمسازي آنها نيز ناميد. گرچه آقاي خاتمي با ارايه لوايح دوقلو (لايحه قانون تغييرانتخابات و لايحه قانون افزايش اختيارات رياستجمهوري) تسليم تجديدنظرطلبي جريان افراطي گرديد و نوعي عدول از قانون اساسي را ارائه كرد ولي با اجراي به موقع انتخابات مجلس هفتم و همكاري با آقاي كروبي در ارائه نامۀ موسوم به 168 نماينده مجلس به منظور مقابله با نامۀ موسوم به 123 نفر نماينده تجديدنظرطلب افراطي (نامه معروف به جام زهرسياسي) كه در آن خواستند تجديدنظر رهبري در نگرش به رابطه با آمريكا، وجود دو دولت در فلسطين اشغالي، تغييرات در افراد شوراي نگهبان وتشخيص مصلحت) مجلس ششم، سعي كرد روش تصميمسازي جريان تجديدنظرطلب را قانونگرا نمايد كه در شمارۀ بعدي به مصاديق اين تصميمگيريها خواهيم پرداخت.
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
با ورود يكي از چهار گروه مشهور راك آمريكايي به موضوع برخورد با دو ايراني به دليل اعمال منافي عفت، پروژه شكستن قبح اعمال غيراخلاقي در ايران، وارد مرحلهاي تازه شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
فرانسويها، در دقيقه 90، تجمع ايرانيان مقيم اين كشور را براي تماشاي بازي ايران و مكزيك ابطال كردند از هفته پيش، كه تب فوتبال در همه كشورها بالا گرفته، اين تب در ميان ايرانيان مقيم اروپا كه شاهد حضور تيم ملي كشورشان در جام جهاني فوتبال بودند، بيشتر ديده ميشد. همه جا صحبت از خريد بليت براي ديدن بازيهاي ايران بود. با توجه به همسايگي كشور فرانسه با آلمان، ايرانيان بسياري، مشتاق ديدار اين بازيها بوده و اغلب براي يافت بليت مناسب گلهمند بودند. به هر حال، عدهاي موفق به تهيه بليت شدند و عدهاي هم به تماشاي اين بازيها از راه دور قناعت كردند. بيشتر كساني كه موفق به سفر به آلمان نشده بودند، تمايل داشتند كه در اين ديدارها به ويژه نخستين بازي ايران و مكزيك در كنار ديگر هموطنان و با شور حال استاديومهاي ورزشي باشند تا اگر پيروزي حاصل شد، اين پيروزي را با هم جشن بگيرند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
تجمع عدهای که با شعارهای حمایت از حقوق زنان در میدان هفتم تیر برگزار شد، با حضور و برخورد چندین گروه از پلیسهای زن، پایان یافت.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
برادر يكي از دستگيرشدگان حادثه قم گفت: عليرغم صدور قرار وثيقه ادامه بازداشت متهمان حادثه قم غير قانوني استاحمد ابوترابي كه برادر و فرزندش در حادثه 15 خرداد قم بازداشت شده اند، گفت: عليرغم اينكه قاضي دادگاه ويژه روحانيت قم براي بازداشت شدگان حادثه قم قرار وثيقه صادر نموده، ادامه بازداشت متهمان حادثه قم غير قانوني است. احمد ابوترابي برادر علي ابوترابي و پدر محمد صادق ابوترابي كه در حادثه 15 خرداد قم و اغتشاش در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني دستگير شده است، با بيان اينكه برادرش تنها قصد طرح سال را داشته كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و وقتي فرزندش براي دفاع از عموي خود وار عمل شده هردو بازداشت شدهاند افزود: من خود در مراسم سخنراني اقاي هاشمي رفسنجاني حضور داشتم و معتقدم همه شاهد بودند كه برادرم تنها قصد طرح سوال از شخصيتي را داشت كه در خصوص وي سوالات فراواني در اذهان طلاب باقي مانده است. وي خاطرنشان كرد: افرادي كه در اين حادثه دستگير شده اند از طلاب و كاركنان مراكز مختلف حوزوي بودهاند و يكي از دستگيرشدگن طلبه زائري بوده كه براي شركت در مراسم سالگرد ارتحال امام خميني (ره) از يزد به تهران و قم آمده بود. ابوترابي افزود: در روز حادثه مشخص بود كه شرايط براي برگزاري يك مراسم معمولي فراهم نبوده و عده اي از قبل در جاي جاي مجلس نشسته بودند تا وقتي كسي اعتراض كرد به سرعت به وي حمله كنند و چون مردم در شرايط معمول چنين كار نمي كنند حادثه 15 خرداد قم معمولي نيست. وي گفت: حتي وقتي عده اي نسبت به ضرب و شتم طلاب در مراسم معترض مي شوند هم مورد ضرب و شتم و حمله قرار مي گيرند.ابوترابي درادامه در توجيه رفتار برادر و فرزند خود گفت: همزمان با مراسم آقاي هاشمي رفسنجاني كه به يك سوال كننده حمله مي كنند همان روز در سخنراني آقاي پوتين در روسيه رئيس جمهوري روسيه به اعتراضات كارگران در آن مراسم احترام ميگذارد و چند روز بعد هم فردي در سخنراني آقاي احمدي نژاد در قزوين فرياد زد و اعتراض كرد كه رئيس جمهوري عليرغم اينكه آن مرد وي را متهم به دروغ گويي كرد مشكل وي را شنيد و براي رفع آن اقدام كرد.وي افزود: براي اولين بار در ايران شاهد هستيم كه فردي را آن هم طلبه و با لباس روحانيت به دليل طرح سوال از يك مسئول مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد.ابوترابي در خصوص محتواي سوال برادر خود گفت: بعد از انتخابات رياست جمهوري اخير مردم به ويژه طلاب سوالات فراواني از رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام دارند كه رأي قاطع به احمدي نژاد نشان از حجم سوالات و مطالبات پاسخ نداده جدي از ايشان مي باشد كه در حوزه بيشتر در مسائل جديتر و اصولي و در عموم مردم بيشتر در خصوص مسائل سياسي و اقتصادي است.وي خاطرنشان كرد: چون زمينه طرح اين سوالات هنوز مطرح نشده مكان هايي مانند مراسم 15خرداد قم فرصتي مناسب براي طرح بخشي از اين سوالات مي باشد و گرنه چرا در جلسه آقاي احمدي نژاد طرح سوالي شائبه به هم زدن مراسم سخنراني را ايجاد نمي كند. ابوترابي گفت: سوال كردن از مسئولي در نظام جمهوري اسلامي كه قابل دسترسي مردم هم نمي باشند جرم و اغتشاش محسوب مي شود. وي گفت: بي شك اگر برنامه ريزي هم براي بر هم زدن سخنراني صورت گرفته بيشتر از سوي طرفداران آقاي هاشمي بوده تا از اين شرايط به نفع يك جريان خاص بهره برداري نمايند.وي پخش مستقيم سخنراني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از شبكه اول سيما و شبكه استاني قم غيرمعمول و مرسوم توصيف كرد و افزود: پخش يك سخنراني خاص پس از يك راهپمايي كوچك در قم كه ترتيب دهندگان راهپيمايي همان دستگيرشدگان حادثه قم هستند نيز كمي جاي تأمل دارد. وي به سابقه برادر خود در قم اشاره كرد و افزود: از كاركنان موسسه امام خميني است كه از 5 سال پيش با ترتيب دادن راهپيمايي 15 خرداد تلاش نمود تا در دوران اصلاحات ارزشهاي انقلاب اسلامي را احيا نمايند.برادر يكي از دستگيرشدگان حادثه قم با عجيب توصيف كردن بيانيه مشترك اخير مراكز قدرتمند حوزه علميه قم گفت: اگر هيأت مديره مديريت حوزه علميه قم جامعه مدرسين و شوراي عالي بدون كسب نظرات اعضا اجازه صدور بيانيه را دارند چرا در خصوص انتخابات و معرفي و حمايت از كانديدايي خاص اعلام موضع نكردند. وي از ضرب و شتم برادر و فرزند خود توسط نيروهاي امنيتي و انتظامي ابراز تعجب كرد و گفت: برادر و فرزند من در هنگام دستگيري و پس از آن مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و وقتي برادر براي مدتي در شب اول آزاد شده بود، صورتي متورم داشت و فرزند هم به دليل ضرب و شتم سرگيجه داشت. وي افزود: دستگيرشدگان حادثه قم شب اول حادثه آزاد مي شوند و پس از آنها مي خواهند صبح روز بعد به دادگاه ويژه روحانيت مراجعه نمايند كه متأسفانه سپس از حضور در دادگاه بازداشت و عليرغم صدور و ابلاغ قرار وثيقه به طور غيرقانوني و تحت فشار همچنان در بازداشت هستند. پدر محمدصادق ابوترابي گفت: براي اينكه فرزندم را هنگام بازداشت آرام كنند، دستگاه شوك الكتريكي را كنار سرش مي گيرند و او را تهديد مي كنند كه اگر نفس بكشد و يا فرياد بزند شوك الكتريكي را به او وارد مي كنند.وي با غيرقانوني توصيف كردن رفتارهاي انجام شده با بازداشت شدگان حادثه قم گفت: رئيس دادگاه ويژه روحانيت قم با تأكيد بر اينكه ادامه بازداشت دستگيرشدگان حادثه قم به خاطر صدور و ابلاغ قرار وثيقه غيرقانوني است، اعتراف دارد كه زمينه براي آزادي اين افراد آماده نيست. وي نسبت دادن حوادث قم را به محمدتقي مصباح يزدي به دليل كارمند بودن برادرش در موسسه امام خميني بي ربط دانست و افزود: همانگونه كه دانشجوي دانشگاه امام صادق را كه در سالگرد انقلاب اسلامي قصد ترور آقاي هاشمي رفسنجاني را داشت، هيچگاه به آقاي مهدوي كني نسبت ندادند، نبايد اشتغال برادرم را در موسسه امام خميني دليل ارتباط آيت الله مصباح يزدي با حادثه قم دانست. ابوترابي تصريح كرد: عليرغم برخي شايعات به گفته دادستان دادگاه ويژه روحانيت قم آقاي هاشمي رفسنجاني نه به صورت كتبي و نه شفاهي هيچ درخواستي براي آزادي متهمان حادثه قم نداشته و البته قانونا هم درخواست آزادي آنها به ايشان مربوط نمي شود.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حكومتها و حاكميتها در جهان معاصر و به ويژه در شرق، به چند دسته تقسيم ميشوند. برخي ظاهر حكومتشان با باطن آن، يكي است؛ يعني مثلا اگر پادشاهياند، تنها عنوان پادشاهي را بر خود يدك نميشكند. مانند آنكه در زمان رضاشاه در دورترين نقطه ايران، كسي گفته بود به جليقه اعليحضرت قسم!! كه يعني تا اين حد به اعليحضرت!!! وفادار است!! در دستهاي ديگر از حكومتها، عنوان حاكميت، چيزهاي است، ولي به دلايل و عواملي نميتوانند از عنوان اعلامشده حكومت پاسداري كنند. مثلا در عنوان «جمهوري» هستند، ولي در عمل، «خانخاني» اداره ميشوند! يا به تعبير بهتر و امروزيتر، در ظاهر «جمهوري»اند، ولي باطن «اليگارشي» و «فئوداليته» دارند. در چنين نمونههايي از اجزاي حاكميت، به جاي دفاع و حمايت از اصول حاكميت و تصميمات متخذه آن، آگاه يا ناخودآگاه به نفي تصميمات و حذف عوامل مؤثر در آن ميپردازند كه در نتيجه، چيزي جز هرجومرج حاصل آن نيست. البته گاه اين عوامل آن ميزان نيستند كه هويت حكومت را تغيير دهند، اما به هر حال به عنوان يك وزنه قدرت شناخته ميشوند. غلامعلي رجايي
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در پي شکست تيم ملي ايران برابر مکزيک، نويسنده خيالباف ستون طنز بازتاب در يادداشتي به جمعآوري مطالب سانسورشده ۷ روزنامه وزين کشور و انتشار همزمان آنها پرداخت! ستون «گفتوشنود» كيهان
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
جمعي از اساتيد و اعضاء هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) با انتشار بيانيهاي ضمن عدم تاييد حوادث روز 15 خرداد قم تصريح كردند: انتساب حركت ياد شده را به ساحت اين نهاد ارزشمند، جفا و توطئهاي حساب شده ميدانيم. به گزارش خبرگزاري فارس در بيانيه اساتيد و اعضاء هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) قم كه نسخهاي از آن به خبرگزاري فارس نمابر شده است با اشاره به اينكه حفظ وحدت و همدلي تمامي حاميان راستين نظام مقدس جمهوري اسلامي و پيروان صادق امام راحل عظيمالشان و مقام معظم رهبري، به ويژه در موقعيت حساس كنوني بر كسي پوشيده نيست، تصريح شده است: در اين شرايط رفتار تعدادي ناچيز بر حسب تشخيص و تصميم شخصي خود و ظاهرا با انگيزه طرح پرسش از سخنران مراسم يوما... پانزدهم خرداد شهر مقدس قم، متاسفانه موجب بروز تنش در جلسه سخنراني گرديد كه اين امر زمينه و بهانه را براي جنجال آفريني بعضي افراد و گروههاي فرصت طلب و محافل مطبوعاتي آنان در حمله به برخي نهادهاي علمي و شخصيتهاي حوزوي فراهم كرد كه جدا موجب نگراني است. اساتيد و اعضاي هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در بيانيه خود ضمن عدم تاييد اين گونه اقدامات شخصي، از جايگاه و حيثيت موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني دفاع كرده و از آن به عنوان طلايه دار انديشه ورزي، رفتار منطقي و نقد خردمندانه ياد كرده و افزودهاند: انتساب حركت ياد شده را به ساحت اين نهاد ارزشمند، جفا و توطئه هاي حساب شده ميدانيم. و خواستار رسيدگي دقيق و عادلانه به تمام جوانب حادثه از سوي محاكم صالحه قضايي هستيم. امضاء كنندگان اين بيانيه تاكيد كرده اند: ما معتقديم جرياني كه ميخواهد با بهرهبرداري از اين حادثه براي تطهير عملكرد و جبران ناكامي هاي سياسي خود باري بربندد، راه به جايي نخواهد برد. اساتيد موسسه امام خميني (ره) قم در پايان بيانيه خود خاطر نشان كردهاند: همگان را به رعايت تقواي الهي، برخورد منطقي، سعه صدر و انتقاد پذيري،پرهيز از اتهامات ناروا و حفظ حرمت شخصيتها و نهادهاي اصيل حوزوي دعوت ميكنيم. اين بيانيه با عنوان اساتيد و اعضاء هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)به امضاء افراد زير رسيده است:اكبر مير سپاه، عبدالرسول عبوديت، سيد محمد كاظم رجايي، امير رضا اشرفي، محمود فتحعلي، ابوالفضل ساجدي، حميد آريان، جعفر انواري، محمد جواد زارعان، محمد ايزدي تبار، محمدرضا باقر زاده، علي اوسط باقري، ابوالقاسم بشيري، محمدرضا جباري، اسدا... جمشيدي، سيد اكبر حسيني، امير خواص، هادي رزاقي، محسن رنجبر، نصرا... سخاوتي، عسكري سليماني اميري، جواد سليماني، عباسعلي شاملي، عبدالرضا ضرابي، سيد علي طاهري خرم آبادي، احمد طاهري نيا، علي محمد قاسمي، جميد كثيري، يارعلي كرد فيروز جايي، سيد محمد رضا مدرسي، محمدباقر ملكيان، حامد منتظري مقدم، سيد محمدصادق موسوي نسب، رحيم نارويي نصرتي، سيد محمود نبويان، عبدالجواد ابراهيمي فر، محمدجواد نوروزي، علي معصومي، حسن يوسفيان، محسن منطقي، مهدي بابايي، محمد كريمي، حسين شرف الدين، منصور نصيري، سيد احمد هاشمي، حسين ارجيني، جعفر انصاري، اساعيل سلطاني، احمدرضا جليلي.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
يك سال ناله و فغان مطبوعات و رسانهها در مورد ضعف بدني و روحي ابراهيم ميرزاپور، يك سال انتقاد به ضعف بنيه حسين كعبي، يك سال ترس از بيبرنامگي تاكتيكي مقابل مكزيك، يك سال اعتراض به حاشيه امنيت برانكو توسط رئيس فدارسيون فوتبال بالاخره كار دستمان داد و بازي را كه تا دقيقه 75 در اختيار داشتيم به لطف اشتباه، از دست داده و موج نااميدي ملي را در فوتبال دوستان تزريق كرديم! عليرضا مباركي فرد
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
علي افشاري، فاطمه حقيقت جو، اكبر عطري، محسن سازگارا ، مهرانگيزكار و نيره توحيدي در نامه اي به گزارشگر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد با متهم ساختن جمهوري اسلام ايران به برخوردهاي امنيتي عليه فعالان دانشجويي از وي خواستند با ايجاد فشار به دولت ايران فضايي را براي فعاليت مخالفان فراهم سازد.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در برخي محافل سياسي و ورزشي در تهران اين شايعه قوت گرفته است كه علي دايي مهاجم پا به سن گذاشته ايران كه روز گذشته بازي پر انتقادي را پشت سر گذاشت، نه به دليل مصدوميت، بلكه به توصيه برخي مقامات كشور از تركيب بازي آينده ايران در برابر پرتغال كنار گذاشته شده است. برانكو ايوانكوويچ امروز به خبرگزاري رويترز گفت كه دايي دچار مصدوميت شده است و به احتمال فراوان در ديدار مقابل پرتغال از او استفاده نخواهد كرد.اعلام اين خبر موجي از رضايت ايرانيان را كه چشم انتظار دوران بازنشستگي دايي هستند در پي داشته است. به اعتقاد اغلب ايرانياني كه بازي روز گذشته ايران در برابر مكزيك را تماشا كرده اند، علي دايي بازي پرانتقادي داشته و عملا از جريان بازي حذف شده بود. امروز در برخي محافل شايع شده است كه برخي مسئولان كشور به سازمان ورزش و فدراسيون فوتبال توصيه كرده اند براي جلوگيري از نارضايتي بيشتر مردم، از علي دايي براي بازيهاي بعدي استفاده نشود. بر اساس اين شايعه كه خبرنگار فردا نتوانسته صحت و سقم آن را دريابد، مصدوميت دايي صرفا پوششي براي كنار گذاشتن وي از بازيهاي بعدي بوده است. برانكو هنوز توضيح بيشتري درباره نوع مصدوميت دايي ارائه نكرده است. گزارشگران تلويزيون و راديو ورزش ايران نيز به رغم تلاش براي حمايت كامل از تيم ملي ،در جريان گزارش بازي ديروز از بازي دايي و عدم تعويض وي انتقاد كرده اند
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
منوچهر متکي و سعود الفيصل، همتاي عربستاني او پيش از ظهر امروز، پس از دو ساعت مذاکره در محل وزارت امور خارجه در تهران، در يک کنفرانس خبري، ضمن تشريح مذاکرات، به سؤالات خبرنگاران پاسخ دادندبه گزارش مهر، منوچهر متکي گفت: شاهزاده سعود الفيصل بر اساس دعوت بنده و با توجه به اراده قوي روساي دو کشور و همچنين براي تقديم پيام پادشاه عربستان به مقامات عاليه جمهوري اسلامي ايران، راهي تهران شدند.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دبير كل حزب اعتماد ملي گفت: به اصلاح طلبان ميگفتم، شعارهاي خروج از حاكميت، خروج از قانون و مسائل اين چنيني مطرح نشود، ولي گوش ندادند و شكست خوردند. به گزارش خبرگزاري فارس مهدي كروبي ديشب در حاشيه افتتاح دفتر حزب اعتماد ملي در جمع رسانههاي گروهي گفت: در دوم خرداد يك موج عظيمي ايجاد شد كه هدايت و رهبري نشد البته در اين خصوص اختلافي وجود ندارد. وي افزود: اقبال به اصلاحات كم نشده است و طبع مردم اصلاحات است، مردم اصلاحات را ميخواهند چه در شورا، چه مجلس و چه رياست جمهوري و اشكالي به بنده نيست و بيتقصيرم چرا كه در حد توانم تلاش ميكردم و هشدار ميدادم كه اين شيوه ما را با شكست روبهرو ميكند لذا امروز همان حرفهاي مرا شكوري راد، موسوي لاري، نبوي و ديگران بيان ميكنند. دبيركل حزب اعتماد ملي ادامه داد: آن وقت ميگفتم خروج از حاكميت، خروج از قانون و مسائل اين چنيني مطرح نشود ولي گوش ندادند و امروز از اين دست حرفها ميزنند در حالي كه زمان بيان آن نگفتند و شعارهاي افراطي چون عبور از خاتمي، اصلاحات و غيره سردادند. وي به انحراف در جمهوريت اشاره كرد و اظهار داشت: امروز انحراف در جمهوريت اين است كه ميگويند رأي يك پيشنهاد است ممكن است پذيرفته شود يا نشود، بايد هم براي اسلاميت بكوشيم و هم براي جمهوريت تلاش كنيم. رئيس سابق مجلس اضافه كرد: انقلاب امام (ره) يك طرفش جمهوريت و يك طرفش اسلاميت است، لذا اسلام امام، اسلام مترقي است و جمهوري، انقلاب و نظام بهوجود آمده و متكي بر اسلام است و اسلام متكي بر رأي مردم است. وي به وعدههاي خود اشاره كرد و اذعان داشت: بعد از انتخابات 3 وعده داديم وعده تأسيس روزنامه، تأسيس حزب و شبكه ماهوارهاي كه دو وعده اول محقق شد اما شبكه ماهوارهاي به دليل مشكلاتي محقق نشد. كروبي افزود: در خصوص شبكه ماهوارهاي صبا از آن جا كه نميخواهيم حركتي كنيم كه شبنامه يا قاچاق تلقي شود، دست نگه داشتهايم، ما ميخواهيم كار رسانهاي كنيم، مصاحبه كنيم. ميزگرد برگزار كنيم و نظرات مختلف را منعكس كنيم اما با توجه به دستور شوراي امنيت ملي به مطبوعات مبني بر اين كه راجع به شبكه ماهوارهاي صبا چيزي ننويسند و از خروج افراد در فرودگاه جلوگيري به عمل آمده لذا در حال رايزني هستيم. دبير كل حزب اعتماد ملي از پيشبيني نتيجه انتخابات خبرگان امتناع ورزيد و اذعان داشت: اگر نتيجه انتخابات را بر اساس مباني خود پيشبيني كنيم، مخالفان آن را برهم ميزنند، البته در صورت رد صلاحيت رايزني ميكنيم اعتراض كرده بيانيه صادر ميكنيم و در حد توان از حق خودمان دفاع ميكنيم و از شوراي نگهبان هم ادله رد صلاحيت را خواهيم خواست. وي تصريح كرد: در انتخابات خبرگان رهبري بر حضور خانمها تأكيد داريم حتي اگر شده از چند خانم راستي هم باشد، حمايت ميكنيم البته بايد شرط اجتهاد را مرجع يا رهبري تعيين كند.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پس از شكست ايران مقابل مكزيك، تعداد زيادي از هواداران ايران در مقابل هتل هيلتون تجمع كرده و از عملكرد مليپوشان در نيمهي دوم بازي با مكزيك انتقاد كردند. معترضان با سر دادن شعارهايي برعليه برخي از بازيكنان از جمله، علي دايي خواستار كنارهگيري او از تيم ملي شدند. همچنين، پيش از بازي ايران و مكزيك تعدادي از تماشاگران ايراني كه با مسووليت يك تور داخلي به آلمان رفتهاند، براي تهيهي بليت با مشكلات فراواني روبرو شدند. ظاهرا مسوولان اين تور براي ورود اين عده به استاديوم خواهان تهيهي بليت هزار يورويي بودند كه اين موضوع با اعتراض تماشاگران روبرو شد.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
گزیده بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه هاي نماز جمعه تهران 25/09/1379
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
عابدي گيسو بلند كرده و در حفظ آن اهتمام فراوان داشت تا آنجا كه به هنگام نماز دست بر گيسو كشيده و پريشاني آن به سامان ميآورد، روزي ندايي شنيد كه اي عابد! دست از گيسو بدار و دل در نماز به خداي خويش مشغول دار. عابد در پي اين ندا، گيسو به تيغ سپرد و از بن تراشيد و براي اطمينان به هنگام نماز دست بر سر ميكشيد كه مبادا به بلندي روييده باشد. بار ديگر ندا آمد: اي عابد!... بازهم كه در همان كاري و دل به خداي خويش نميسپاري!
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محمود خردبین گفت: برانکو و دادکان با تحمیل دایی به تیم با ملت ایران لجبازی میکنند و دلیل این اصرارها با گذشت زمان مشخص خواهد شد. محمود خردبین در گفت وگو با مهر، ضمن بیان این مطلب در کرج افزود: وجود شخصی مانند دایی که هیچ کارایی در زمین نداشت فشار زیادی به بازیکنان دیگر آورد و آنها را خسته کرد به خصوص وحیدهاشمیان که مجبور بود خلاء او را در زمین جبران کند و به جای او نیز بدود.وی ادامه داد: نمیدانم چه ترسی از دایی وجود دارد که اجازه نمیدهد قاطعانه او را از زمین بیرون بکشند و احساسات یک ملت این گونه بازی گرفته میشود.ملی پوش اسبق تیم ملی خاطرنشان کرد: مگر غیر از این است که از میدان دادن به جوانانی مانند تیموریان نتایج بسیار خوبی به دست آوردیم پس چرا این میدان به کاظمیان، خطیبی، برهانی و... داده نمیشود.وی در پایان اظهارداشت: اگر ترکیب تیم ایران در بازیهای بعدی ترکیبی جوان شده باشد میتوان به صعود ایران به مرحله بعد امیدوار بود اما اگر با این ترکیب به میدان برود از همین الان باید منتظر سقوط و شکستهای ناباورانه تیم کشورمان باشیم.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حزب كارگزاران سازندگی كه در جریان انتخابات مجلس پنجم به عرصه سیاسی كشور معرفی شد، به اعتقاد بسیاری از جمله حتی برخی از اعضای شورای مركزی این حزب، بعد از انتخابات خرداد76 و اتفاقات بعد از آن وارد خوابی زمستانی شد كه گاهگاه از آن بیدار میشود.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پایگاه خبری جام جهانی 2006 به آنالیز عملكرد بازیكنان تیم ملی ف.تبال ایران در دیدار برابر مكزیك پرداخته كه خود گویای بسیازی از نكات است. * رضایی، فقط یك اشتباه كریمی، اسیر مكزیكیها مهدویكیا، در خدمت تیم
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
یك مربی فوتبال گفت: باخت تیم ایران به مكزیك از چند ماه قبل قابل پیشبینی بود. مسعود اقبالی در گفتوگو با ایسنا اظهاركرد: به دلایل مسایل حاكم بر تیم ملی در ماههای گذشته، باخت ایران مقابل مكزیك قابل پیش بینی بود. علیرغم این كه در نیمهی نخست، بازی بسیار خوبی را ارایه كردیم كه از نگاه كارشناسان تمام جهان بازی خوب در نیمه اول توسط ایران قابل پیشبینی بود؛ اما در نیمهی دوم با خستگی حاكم بر ملیپوشان و دادن فضاهای زیاد به بازیكنان حریف، اجازهی پیروزی را به تیم مكزیك دادیم. وی افزود: در نیمهی نخست، فضاهای حیاتی كه تیم مكزیك میتوانست از آنها به گل دست پیدا كند را به خوبی پوشش دادیم؛ اما در نیمهی دوم به خاطر عدم رسیدن به خودباوری لازم ملیپوشان ساماندهی در كار دفاعی وتحت فشار قرار دادن حریفان را از دست داده و در نتیجه فرصت حمله كردن را برای مكزیك مهیا كردیم،كه این مطالب به شكست تیم ملی كشورمان منجر میشد. این مربی فوتبال با تاكید بر این كه تیم ملی فوتبال ایران عملا با ده بازیكن به مصاف حریف رفته بود خاطرنشان كرد: حضور مهاجمی مانند علی دایی كه در تمام بازی تنها چهار یا پنج توپ با پای وی برخورد كرد، نشان میدهد كه این بازیكن از لحاظ تكنیكی و سرعتی دیگر در سطح مناسبی نیست. وی ادامه داد: برای مربی تیم ملی متاسفم كه در تورنمنت مهمی مانند جامجهانی فوتبال نمیتواند یك بازیكن را عوض كند. در عوض بازیكن خوبی مانند علی كریمی را با مهرزاد مهدنچی تعویض میكند كه در واقع تعویضی اشتباه است و تیم ملی ایران را به ورطهی شكست میكشاند. اشتباه در جام جهانی مساوی با گل خوردن است. در واقع ما با دو اشتباه خود، دو گل ار به حریف تقدیم كردیم. مسعود اقبالی با اشاره به این كه در سیستم 4 - 4 - 2 دروازهبان، باید نقش دفاع آخر و بازیكن پوششی را بر عهده داشته باشد یادآور شد: اگر در این سیستم دروازهبان نتواند این نقش مهم را ایفا كند، تیم با مشكلی جدی همانند مشكل ایران مواجه میشود. در واقع دروازهبانی كه در طول بازی نتواند یك پاس رو به عقب را به خوبی دفع كند، شایستگی دروازهبانی تیم ملی را ندارد. این مربی فوتبال در پایان گفت: باخت تیم ایران نشان میدهد، ملیپوشان هنوز به مرز خودباوری نرسیدهاند. در نیمهی نخست، در تمام خطوط بازی مطلوبی را ارایه كردیم، ولی در نیمهی دوم به دلیل عدم پوشش از خط حمله و خستگی مهاجمان، همچنین تعویض علی كریمی كه انسجام حملهای و دفاعی ما را در خط میانی به هم زد، بازی خوب خود را خراب كرد. وی ادامه داد: امیدواریم مسوولین با توجه به این باخت، دل 70 میلیون ایرانی را با نظارت بر مثلث برانكو، دادكان و دایی كه دلایل اصلی این شكست هستند، را شاد كنند.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حوادث پیش آمده در جریان سخنرانی آیتاللههاشمی رفسنجانی در سالروز قیام 15 خرداد در قم، این روزها در صدر اخبار سیاسی كشور قرار گرفته است. در این بین چند نكته در خور توجه و تامل است: 2ـ بیتدبیری اطرافیان و متولیان برگزاری جلسه در بروز این تشنج كاملا مشهود است. اگر كمی تدبیر و اراده قلبی برای كنترل فضا در اطرافیان و متولیان برگزاری وجود داشت، آنان به راحتی میتوانستند فرد سئوال كننده را آرام كرده و از تشنج جلوگیری كنند. 3ـ همانطور كه ذكر شد حوادثی از این دست، در تاریخ انقلاب بیسابقه نیست، اما این از معدود دفعاتی است كه موضوع تا این حد رسانهای شده است. جایگاه آقای رفسنجانی به عنوان یكی از سرمایههای نظام، بر كسی پوشیده نیست و قطعا برهم خوردن نظم جلسه سخنرانی ایشان میتواند موضوع مهمی باشد و توسط رسانهها پوشش داده شود، اما این حجم پوشش خبری و جهتگیریهای غیرمعمول در پوشش اخبار، كمی عجیب به نظر میرسد؛ مثلا بسیاری از رسانهها، تصاویر اعتراض مردم نسبت به دستگیری و ضرب و شتم سئوالكنندگان را به عنوان مخالفت مردم با سئوالكنندگان و حمایت از آقایهاشمی و برخی به عنوان اعتراض به آقایهاشمی مخابره كردند. 4ـ بعضی مطبوعات نیز بر طبق مشی متداولشان در حوادثی اینچنین، بلافاصله «گروههای فشار» را مسئول این حادثه نامیدند. البته تاكید بر نقشآفرینی گروههایی كه ابهام در عملكرد و ساختار سازمانی و همچنین نداشتن هویت خارجی واحد، از خصوصیات آنهاست، بعد از دوم خرداد 76 باب شده است و هر جا مصلحت صاحبان رسانه ایجاب كرده و یا دلیلی برای توضیح پدیدهای نبوده و یا آنان نخواستهاند كه باشد، از وجود این گروهها به عنوان یك تابوی خودساخته كه نماد تئوریزه كردن خشونت در جامعه و اقتدارگرایی هستند، استفاده میشود و جالب اینكه در این سالها كه همیشه مردم را از این گروههای مخفی غیر واقعی و عملكرد مرموزشان ترساندهاند، هیچگاه درصدد معرفی این گروهها برنیامدهاند. ۵ـ در شرایط فعلی كه در آستانه انتخابات خبرگان رهبری هستیم، ضرورت برخورد با عاملان حادثه، چه آنان كه تشنج را صحنهگردانی كردهاند و چه آنان كه با بیتدبیری عامل بروز چنین حادثهای بودهاند، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. همچنین ضروری است، شخص آقایهاشمی با روشن كردن ابعاد قضیه، از بهرهبرداری سیاسی بعضی محافل مشكوك و فرصتطلب و همچنین آلوده شدن انتخابات خبرگان ـ كه محمل انتخاب افراد زاهد و با تقوا برای اداره كشور است ـ به بعضی سیاسیكاریهای متداول در سایر فعالیتهای انتخاباتی جلوگیری به عمل آورند. علی فرازمند
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پس از شكست تيم فوتبال ايران برابر مكزيك، احمدرضا عابدزاده گفت: همانها كه قبل از بازيهاي جامجهاني با اصرار ميخواستند لبخند را بر لبان مردم قرار دهند، امروز بايد جوابگوي اشكهاي 70 ميليون ايراني مشتاق باشند.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
روزنامه رسالت:سايت فردا براى متهم کردن استاد مصباح يزدى و موسسه آموزشى امام خمينى در حادثه اخلال در سخنرانى هاشمى رفسنجانى از خودبىتابى نشان مىدهد! تلاش براى به هم زدن مراسم سخنرانى رئيس مجمع تشخيص مصلحت در روز 15 خرداد بهانهاى براى برخى جريانات و رسانههايى شده که از اين فرصت براى گرفتن ماهى از آب گلآلود استفاده کنند. در اين ميان نقش سايت فردا تاسفبارتر از بقيه خود را نشان داد. انتشار خبرى مبنى بر اينکه “مسئول گزينش موسسه مصباح يزدى آغازگر تشنج در سخنرانى هاشمى رفسنجاني” که در طى روزهاى اخير زينتبخش سايتها و راديوهاى ضد انقلاب و جريانات فرصت طلب مدعى اصلاحطلبى و روزنامههاى افراطى شد، نمونهاى از اقدام سئوال برانگيز سايت فردا بود. معلوم نيست سايت فردا در انتشار مصاحبه با فردى که معلوم نيست هنوز از مادر متولد شده باشد سعى مىکند ارتباط ارگانيک شاگردان استاد مصباح يزدى در حادثه قم را به خواننده القا کند و از قول همين فرد مجهول الهويه ادعا کند که شاگردان مصباح معتقدند هاشمى در حال خروج از مسير انقلاب بوده و با گروههاى مخالف نظام پيوند خورده و مسير وى در حال رويارويى با رهبر انقلاب است، چه هدفى را تعقيب کرده و به کجا خدمت مىکند؟! سايت فردا در ادامه بىتابى خود در خبرسازى و بزرگنمايى حادثه قم خبرى در مورد برگزارى دادگاه عوامل تشنج در قم منتشر کرد که پيگيرىها از دادگاه ويژه روحانيت در قم، نشان داد که خبر سايت فردا کذب محض بوده و هنوز دادگاه مورد ادعاى سايت فردا برگزار نشده است. سايت فردا از فرط ذوقزدگى در دستيابى به اخبار ناب، قبل از شروع دادگاه و مشخص شدن اتهامات افراد، حکم محکومان را سه تا پنج سال پيشبينى کرد. گفتنى است برغم خبرسازىهاى مجهول سايت بازتاب و علىرغم پيگيرى مقامات قضايي، آقاى هاشمى رفسنجانى طى پيغامى خواستار عدم برخورد با افرادى که در مراسم روز 15 خرداد اخلال کردهاند، شده است.» سایت فردا: - سایت فردا در این زمینه تنها به درج اخباری اقدام کرد که تا هنگام درج آنها در سایت، به درستی و صحت آنها اطمینان داشت. عکس مسئول گزینش موسسه امام خمینی را در حال اخلال در سخنرانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه خبرگزاری ها از جمله خبرگزاری فارس و ايسنا منتشر کرده بودند و ما صرفا از آن طریق و سپس با پیگیری خبری بیشتر، به صحت آن اطمینان یافتیم و خبر فوق را منتشر کردیم. در این قضیه خواستیم یادآور شویم که صرفا طلبه های عادی این موسسه نیستند که ممکن است به صورت خودجوش به اخلال در آن سخنرانی اقدام کرده باشند بلکه آغازگر ماجرا کسی است که در موسسه تحت مدیریت آیت الله مصباح، مسئولیت دارد. در زمینه تحلیل رایج در میان برخی از طلاب و نیروهای انقلاب در باره شخصیت کنونی آقای هاشمی رفسنجانی و این که باید در مقابل وی ایستاد، ما با فردی مصاحبه نکردیم که هنوز از مادرش زاده نشده است بلکه هم ما و هم شما می دانیم که چه کسانی این تحلیلها را مطرح و ترویج می کنند و اتفاقا این گفت و گو کاملا واقعی بوده و پس از حادثه قم چندین نفر از مدافعان اقدامات این گونه ای علیه آقای هاشمی، آن را با ما در میان گذاشتند و هنوز هم برخی از این گونه تحلیلها را روزانه در صفحه «ارتباط با فردا»ی سایت ما قرار می دهند. ۲- سایت فردا یکی از تهدیدهای جدی برای انقلاب را تفرقه میان انقلابیون می داند و در مقابل تفرقه افکنان می ایستد. ما معتقدیم اقداماتی از این دست که در قم شاهد بودیم، نمونه بارز اقدامات تفرقه افکنانه است و اگر مهار نشود، ابعاد بزرگتر و خطرناکتری پیدا می کند. راه ایجاد وحدت در میان نیروهای انقلاب این نیست که به یک سایت خبری - تحلیلی که رسالتش خبررسانی و روشنگری است، بتازیم و از عوامل اصلی و ریشه ای ایجاد تفرقه بگذریم. وحدت عملی، نیازمند وحدت در نظر است و ما اگر در قبال برخی از نیروهای انقلاب مانند آقای هاشمی رفسنجانی همان تحلیلی را داشته باشیم که برخی از دوستان و اطرافیان آیت الله مصباح یزدی دارند، طبعا نمی توانیم خیلی به ایجاد وحدت در عمل خوشبین باشیم. ما با بیان آن تحلیلها در صدد نشان دادن ریشه های فکری آن ماجرا بوده ایم. 3 - هدف ما متهم کردن آیت الله مصباح و موسسه امام خمینی به سازماندهی این ماجرا نبود و هنوز هم اعتقاد نداریم که چنین برنامه ریزی مشخصی از قبل وجود داشت ولی توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که تندروی سیاسی آیت الله مصباح و اظهار نظرهای افراطی ایشان که در بسیاری از مواقع، پهلوزدن به هاشمی و خاتمی از آن کاملا مشهود است و نیز برخوردهای تند نشریه پرتو سخن که کاملا به ایشان وابسته است، قطعا در این گونه حوادث و عملکردها موثر است. می توانیم فهرست بلندبالایی از این گونه موضع گیریها را ارائه کنیم ولی فقط شما را به نشریه پرتو سخن چند شماره قبل و مصاحبه سردبیر آن با ایسنا که خواستار رد صلاحیت آقایان هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی و سید محمد خاتمی در انتخابات خبرگان شده بودند، ارجاع می دهیم که خود بر درستی نظر ما شهادت می دهند. 4 - امیدواریم دیدار آقایان هاشمی و مصباح اگر کمکی به وحدت نیروهای انقلاب می کند، اتفاق بیفتد و نگرانی همگان کاهش یابد و باز امیدواریم شرایط برای امثال هاشمی رفسنجانی آنقدر سنگین نشود که حتی از شرکت در انتخابات مجلس خبرگان هم خودداری کند. آرزوی ماست که در مقابل دشمنان قدار خارجی و تهدیدهایی که هر روز جدیتر می شود، وحدت عینی و عملی همه نیروهای انقلاب حاصل شود و همه جریانهای سیاسی از جمله 1- اصلاح طلبان انقلابی و چپهای ارزشی، 2- اصولگراهای مترقی و راستهای عاقل و مردم گرا و نیز 3- مستقلین خط امامی و غیرتشکیلاتی در یک جبهه واحد عمل کنند و حتی چتر حمایتی خود را بر بسیاری از نیروهای دگراندیش و ملی و مذهبی بیرون حکومت هم بگشایند تا تهدید علیه انقلاب، کارگر نیفتد. در عین حال متاسفیم که برخی از افراد با این نگاههای تنگ و حقیری که دارند، حتی خودی ها را هم تحمل نمی کنند و تخصص آنها تبدیل دوست به دشمن شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حسين جلالي گفت: آيتالله مصباح يزدي به عنوان عضو جامعه مدرسين در جريان بيانيه جامعه درخصوص محكوميت حادثه 15 خرداد قم نبوده است. حسين جلالي رئيس دفتر محمد تقي مصباح يزدي در گفتوگو با خبرگزاري فارس درخصوص نظرات مصباح يزدي درباره حادثه 15 خرداد قم، گفت: آيتالله مصباح يزدي مصاحبه خبرگزاري فارس را با اينجانب ،پس از مطالعه به عنوان نظرات رسمي دفتر تلقي نمودند. جلالي با اشاره به اينكه مصباح يزدي در اين خصوص اظهار نظري نكرده است، خاطرنشان كرد: ايشان معتقد است چون در كشور اتفاقات فراواني رخ ميدهد، نميشود درخصوص هر رويدادي اظهار نظر كرد. وي خاطرنشان كرد: آيتالله مصباح يزدي معتقد است كه ديگران خيلي مسائل را به وي نسبت ميدهند؛ لذا تصميم گرفتهاند در اين خصوص هيچ اظهار نظري نداشته باشند. رئيس دفتر محمد تقي مصباح يزدي با بيان اينكه انتشار بيانيه مشترك جامعه مدرسين، شوراي عالي ومديريت حوزه علميه قم درخصوص مسئلهاي خاص ظرف هشت سال گذشته سابقه نداشته است، افزود: براي آقاي مصباح اين بيانيه بسيار جالب بود؛ چرا كه هيچكدام از اعضاء از تهيه چنين بيانيهاي اطلاع نداشتهاند و اين بيانيه باعث اختلاف ميان اعضاء گرديده و در حال نامهنگاري هستند كه چرا هيات رئيسه بدون مشورت با اعضا دست به انتشار چنين بيانيهاي زده است. وي گفت: آيتالله مصباح يزدي كه عضو شوراي مركزي جامعه مدرسين، دفتر مديريت حوزه و شوراي عالي مديريت حوزه علميه قم است به هيچ وجه در جريان صدور چون بيانيهاي نبوده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|
|