تبليغاتX
عدالتخواهان

 

آیت‌الله خامنه‌ای «خوش بینی و بدبینی افراطی» را باعث گمراه شدن در تحلیل اوضاع كشور دانستند و با اشاره به واقعیات موجود در عرصه‌های مختلف داخلی و خارجی خاطرنشان كردند: تراكم موفقیتهای بزرگ و پی در پی جزو برجسته ترین نقاط مثبت كشور و نظام است. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر انقلاب اسلامی، صبح روز گذشته در دیدار مسئولان و كارگزاران نظام اسلامی با تذكر مسائل اخلاقی و معنوی و تبیین دقیق مسئله شكر در تفكر اسلامی، در سخنانی بسیار مهم به تحلیل اوضاع كشور و تبیین شاخص‌های اصولگرایی پرداختند و تأكید كردند: ملت و مسؤولان ایران با اتحاد و ایمان و «هوشیاری و عقل و علم» مشكلات موجود را حل و قله‌های رفیع پیشرفت و عزت را یكی پس از دیگری فتح خواهند كرد. ایشان، ایجاد اشتغال، مهار كردن تورم، رسیدگی به مناطق محروم، مبارزه جدی با فساد ـ تأمین كامل امنیت سرمایه گذاری ـ تثبیت مدبرانه جایگاه بین المللی نظام و پیرایش چهره فرهنگی كشور را جزو نیازهایی دانستند كه «دولت و مجلس اصولگرا» و دیگر دستگاه‌ها باید با پافشاری بر اصول، برنامه ریزی صحیح و تلاش بی وقفه، در جهت حل آنها گامهای محكم و پی در پی بردارند. آیت‌الله خامنه‌ای، اداره اركان مهم كشور را با مدیریتِ تفكر اصولی اسلام و یا به تعبیر رایج با «اصولگرایی، از نعمتهای بزرگ پروردگار خواندند و افزودند: اصولگرایی نحله یا جریانی در مقابل دیگر جریانهای رایج سیاسی نیست و تقسیم بندی گروهها به اصولگرا و اصلاح طلب و یا اسامی دیگر تقسیم بندی صحیحی نیست چرا كه هركس و هر جریانی كه به مبانی انقلاب علاقه مند و پایبند و هر نامی كه داشته باشد جزو اصولگرایان است.
رهبر انقلاب با بیان هشت شاخص مهم اصولگرایی، خاطرنشان كردند: مهمترین شاخص اصولگرایی، ایمان و «هویت اسلامی و انقلاب» است. ایشان در همین زمینه افزودند: دولت و دستگاه‌های مختلف فرهنگی، باید پایه‌های ایمانی روشن بینانه و استوار و به دور از «خرافه و سست اندیشی» را در ذهن نسلهای جوان و رو به رشد تقویت كنند و ایمان به «دین، انقلاب، نظام، مردم، استقلال كشور، وحدت ملی و آینده روشن» را در دل و ذهن مردم مستحكم سازند.
آیت‌الله خامنه‌ای با استناد به آیه قرآنی «جادلهم بالتی هی احسن» بر لزوم استفاده از بهترین روشها در بحث با طرفداران دیدگاههای مختلف، تأكید كردند و افزودند: ایمانی كه جزو شاخص‌های مهم اصولگرایی است به هیچ وجه و با هیچ سخن و اقدامی، آتش تعصبهای فرقه ای را دامن نمی‌زند. آیت‌الله خامنه‌ای، با انتقاد شدید از تفكر منحرفی كه در افغانستان حضور داشت و در شبكه تروریستی در عراق، فعالیت می‌كند افزودند: این افراد همه را خارج از اسلام می‌دانند و چهره ای خشن و اخم آلود از دین اسلام ارایه می‌كنند. اما اسلام حقیقی كه ایران با افكار روشن، نو و بدیع امام (ره) پرچم آن را برافراشته است، كام ملتها را شیرین می‌سازد وایمان و هویت واقعی اسلامی و انقلابی را به آنان عرضه می‌كند.
رهبر انقلاب اسلامی در تبیین دیگر شاخصه‌های مهم اصولگرایی به عدالت اشاره كردند و افزودند: رشد اقتصادی باید همپای عدالت پیش برود و تفكری كه ابتدا در پی توسعه و رشد اقتصادی و سپس اجرای عدالت است تفكری منطقی نیست. ایشان كم كردن فاصله طبقاتی ـ ایجاد فرصتهای برابر ـ تشویق درستكاری ـ مهار كردن متجاوزان به ثروتهای ملی ـ مبارزه واقعی با فساد و ویژه خواری ـ رواج عدالت در بدنه حاكمیت و عزل و نصبها و توجه به مناطق محروم را از ابعاد عدالت دانستند و خطاب به مسؤولان تأكید كردند: اجرای عدالت نیازمند قاطعیت و كنار گذاشتن تعارفات ـ ارتباط با مردم ـ ساده زیستی و مردمی بودن ـ و خودسازی و تهذیب نفس است. آیت‌الله خامنه‌ای حفظ استقلال همه جانبه كشور را به عنوان یكی دیگر از شاخص‌های اصولگرایی مطرح كردند و افزودند: هر جریان و تفكری كه بدنبال رهایی از اختاپوس تحمیل شده فرهنگ غربی نیست و به استقلال سیاسی ـ اقتصادی كشور و ملت بی توجه است جزو اصولگرایان محسوب نمی‌شود.
آیت‌الله خامنه‌ای تقویت خودباوری و اعتماد به نفس در همه زمینه‌ها را دیگر شاخص اصولگرایی خواندند و افزودند: باید با خودباختگی مزمنی كه دهها سال بر این ملت تحمیل شد مبارزه كرد.ایشان جهاد علمی را نیز جزو مبانی اصولگرایی برشمردند و با ابراز خرسندی از توجه و خواست دانشجویان و جوانان برای ایجاد و تقویت نهضت تولید علم افزودند: این گونه خواسته‌ها لازم اما ناكافی است و ما باید با حركت به سمت كارهای بزرگ و روی آوردن به عرصه‌های جدید بر ثروت علمی بشر بیفزاییم و جوان ایرانی با تكیه بر استعداد و اعتماد به نفس، قادر است این كارهای بزرگ را انجام دهد به شرط آنكه دولت زمینه مساعد را فراهم آورد. رهبر انقلاب اسلامی تثبیت و تعمیم آزادی و آزاداندیشی را دیگر شاخص اصولگرایی دانستند و افزودند: آزادی از بزرگترین نعمات الهی است كه آزاداندیشی از شعبه‌های اصلی آن است و بدون آزاداندیشی رشد علمی، فكری و فلسفی امكان پذیر نیست.
ایشان با تأكید بر آزادی فكر و نظر افزودند: در حوزه‌های علمیه، دانشگاهها و محیطهای فرهنگی و مطبوعاتی نباید با كسانی كه حرف تازه ای را مطرح می‌كنند با جنجال برخورد كرد بلكه باید میدان را برای پرورش فكر و اندیشه باز گذاشت. آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به لزوم مرزبندی میان آزادی واقعی و تلاشهایی كه دشمن تحت عنوان آزادی انجام می‌دهد خاطرنشان كردند: نباید دست دشمن را برای انتشار گازهای سمی فكری و براندازی خاموش بازگذاشت اما این مسئله ربطی به لزوم آزادی و آزاداندیشی ندارد.
آیت‌الله خامنه‌ای اصلاحات را به مفهوم صحیح آن جزو مبانی اصولگرایی برشمردند و افزودند: اصلاحات اصولگرایانه و اصولگرایی مصلحانه در هم تنیده هستند و با اصلاحات امریكایی و اصلاحات رضاخانی كه در واقع افسادات هستند و نه اصلاحات، كاملاً متفاوتند.
ایشان قانون اساسی را معیار اصلاحات خواندند و افزودند: اصلاحات باید ضابطه مند و مبتنی بر ارزشها و معیارهای اسلامی و ایرانی باشد. رهبر انقلاب اسلامی تصحیح «روشها، هدفهای مرحله ای و تصمیم گیری‌ها‌» را جزو اصلاحات ضروری خواندند و افزودند: اصلاحات حقیقی با ساختارشكنی و مبارزه با قانون اساسی و اسلام كاملاً مخالف و متفاوت است.
رهبر انقلاب اسلامی شكوفایی اقتصادی كشور و رسیدگی به زندگی مردم را به عنوان هشتمین شاخص مهم اصولگرایی مطرح كردند و افزودند: حمایت از سرمایه گذاری ـ مقابله با بیكاری ـ كارآفرینی و تولید ـ مبارزه جدی با قاچاق و فساد ـ «ثبات و شفافیت و انسجام مقررات اقتصادی ـ بازاریابی جهانی، استفاده صحیح از نفت و توجه همزمان به برنامه‌های راهبردی كشور از جمله مسائلی است كه باید مورد توجه جدی قرار داشته باشد. ایشان ضعف‌های درونی و توطئه‌های بیرونی را منشأ بروز برخی چالش‌ها خواندند و افزودند: نباید كوچكترین تردید كرد كه امروز مهمترین چالش‌های بیرونی نظام از ضدیت امریكا با ملت ایران سرچشمه می‌گیرد.
رهبر معظم انقلاب، منطقه خاورمیانه را برای نظام سلطه و دولت امریكا بسیار با اهمیت خواندند و افزودند: در این منطقه بسیار مهم، ملت ایران با برپایی نظام جمهوری اسلامی به مقابله با مبانی ظالمانه امریكا برخاسته و با این كار خود اصطلاحاً لج امریكا را درآورده است. ایشان با اشاره به ناكامی امریكا در «براندازی سختِ» نظام اسلامی از طریق تحمیل جنگ و تحریم اقتصادی و نیز ناموفق بودن دولت امریكا در «براندازی نرمِ» نظام از طریق تهاجم فرهنگی افزودند: پس از این نیز توطئه‌های دیگری در راه خواهد بود اما ملت و مسؤولان با «اتحاد، ایمان، عقل، تدبیر و با استفاده از فرصتها و هوشیاری در مقابل دشمن، كشور و نظام را در مقابل همه توطئه‌ها مصونیت می‌بخشند و قله‌های پیشرفت و تعالی را یك به یك فتح خواهند كرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه‌ها در بيانيه‌اي تاكيد كردند: مهم‌ترين شكاف فكري شريعتي و چمران با سكولاريزم و مهم‌ترين شكاف عملي آنها با منفعت طلبي و قرباني كردن حقيقت در پاي منفعت و به نام مصلحت است. به گزارش خبرگزاري فارس، اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه‌هاي سراسر كشور به مناسبت 29 و 31 خرداد، يادمان شريعتي و چمران بيانيه‌اي صادر كرد. در اين بيانيه آمده است: نام و ياد دكتر علي شريعتي و دكتر مصطفي چمران، ياد آور تمام مجاهدت‌ها و مبارزات علمي و عملي مردم ايران براي بدست آوردن استقلال، آزادي و عدالت در جهت اعتلاي نام اسلام عزيز و ايران سرفراز بوده و هست و به حق بايستي آنان را از غرور آفرينان تاريخ روشنفكري ايران ناميد. اين بيانيه مي‌افزايد: افكار، عقايد، آثار و رفتارهاي شريعتي و چمران به عنوان نمادهاي ممتاز يك روشنفكر ديني داراي ويژگي‌هاي مشخص و بارزي است كه اولين مؤلفه آن تعهد و تعلق خاطر اين دو روشنكفر به ارزش‌هاي ديني، سنت‌هاي بومي و علاقه و دلبستگي خاص ايشان به اسلام به عنوان تنها مكتب متعالي، انسان ساز و رهايي بخش از يوغ استعمار، استحمار و استثمار است. اين بيانيه تصريح كرده است: دومين خصيصه توليد در عرصه معرفت ديني و ابتكار و احاطه در حوزه علم و فن آوري، خصوصاً با استفاده هنرمندانه از ادبيات منحصر به فرد در گفتار و نوشتار شريعتي و چمران است كه درست در مقابل رويكرد شبه روشنفكري سكولار، در ترجمه، تقليد و مصرف گرايي فكري و علمي و تكرار طوطي وار مفاهيم معرفتي غربي قرار دارد و روش و منش غربزدگاني را كه اگر روزنه ترجمه به روي آنان بسته شود، راه تنفسشان قطع گرديده و از كمبود هوا آنقدر در نبود منابع و مفاهيم جديد دست و پا مي‌زنند تا خفه شوند، به چالش فرا مي‌خوانند. همچنين سومين عنصر كه شايد بيش از هر چيز باعث نمود و تبلور افكار و عقايد اين دو انديشمند گرديده باشد، نوع ارتباط و برخورد با مردم و بدنه اجتماع بوده است. درست بر عكس كساني كه دائم مدعي روشنفكر بوده، اما آمال و آرزوهاي خويش را در پارك‌هاي لندن و يا خيابان‌ها و يا كافه تريا‌هاي پاريس جستجو مي‌نمايند و هميشه به مردم به چشم پياده نظام ، عوام، كساني كه قدرت درك و فهم مسائل اجتماعي را ندارند. اين بيانيه آورده است: آنچه امروز از شريعتي و چمران بايستي مورد توجه مجامع دانشگاهي قرار گيرد، شفاف سازي فضاي موجود در رابطه با كساني است كه با استفاده از شأن و حيثيت روشنفكران و انديشمنداني چون شريعتي و چمران، در مقاطع زماني خاص به اهداف سياسي، اجتماعي خود مي‌انديشيند و به وسيله‌اي خود را طرح نموده و از سنگر گرفتن در پشت نام اين فرزانگان در سفره سياست، نان خود را جستجو مي‌كنند، اما اكنون از ضرورت بهداشتي ساختن ادبيات شريعتي و ايدئولوژي از افكار او سخن مي‌گويند؛ چرا كه كه معتقدند ايدئولوژي و اعتقاد به همگرايي دين و سياست متضمن خشونت است. در پايان اين بيانيه تاكيد شده است: اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاه‌هاي سرسر كشور ضمن تجليل و گراميداشت ياد و خاطره شريعتي و چمران مجدداً تاكيد مي‌نمايد مهم‌ترين شكاف فكري اين دو روشنفكر ديني با سكولاريزم و مهم‌ترين شكاف عملي آنها با منفعت طلبي، قرباني و ذبح نمودن حقيقت در پاي منفعت و به نام مصلحت است. در پايان همگان، خصوصاً قشر فرهيخته دانشگاهي را به تعمق و تحقيق و پژوهش بيشتر در آثار و انديشه شريعتي و چمران دعوت مي‌نماييم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سخن گفتن از دكتر علي شريعتي و آن دسته از انديشه‌هاي وي كه پاسخگوي مسائل امروز ماست، يك ضرورت است اما در اين نوشته درصدديم درباره انواع رويارويي ها با شريعتي سخن بگوييم‌.

به گمان ما و نيز بنابر آنچه در واقعيت مواضع افراد و جريانها مشاهده كرده‌ايم به سه شكل و با سه رويكرد مي‌توان با شريعتي مواجه شد:

1 - دفاع دربست و مطلق‌: بدين معنا كه تصور كنيم هر آنچه از سوي شريعتي گفته يا نوشته شده، صحيح و داراي پشتوانه‌هاي عقيدتي و تئوريك است‌، قضاوتهاي وي درباره افراد و جريانات فكري و سياسي‌، مصاب بوده و هر كسي را كه وي مورد حمله قرار داده است حتماً وابسته و درباري و... است و هر كه را او حمايت كرده‌، حتماً مترقي و انقلابي است‌، نقد آثار و ديدگاههاي او امري خطاست و همه مخالفان او را متحجرين و افراد مسئله‌دار تشكيل مي‌دهند و...

اين شيوه برخورد در سالهاي قبل از انقلاب و حتي اوائل پيروزي در ايران در ميان گروهي از هواداران سطحي شريعتي جريان داشت اما اينك ما اين شيوه برخورد را در داخل و خارج كشور تقريباً سراغ نداريم چون حتي مدعيان طرفداري افراطي از شريعتي در گذشته، اينك به نقد انديشه‌هاي وي نشسته‌اند و با نفي آن دسته از انديشه‌هاي آن مرحوم كه مي‌تواند نظراً مويد نظام جمهوري اسلامي و ارزشهاي انقلابي آن باشد، معتقدند «ما در راه با شريعتي هستيم نه در مقصد».

به گمان ما، حق اين است كه هيچ كسي را بدين شكل و با مطلق‌انگاري مورد تاييد يا تكذيب قرار ندهيم‌. طبعاً هر متفكر و انديشمندي در آثار و انديشه‌هايش داراي نقاط ضعف است و نبايد راه هر گونه نقد و بررسي و چون و چرا كردن در آرا و انديشه‌هاي نويسندگان و صاحبنظران را مسدود كرد. آناني كه تا ديروز شريعتي را بت فكري خويش قلمداد مي‌كردند نيز اينك به تجديدنظر در انديشه سابق خود پرداخته‌اند اما اينك آن دسته از انديشه‌هاي وي - نظير ايدئولوژي انديشي‌، اعتقاد به امامت و رهبري انقلابي و دمكراسي متعهد و... - را كه در تعارض با باورهاي خود مي‌بينند، مورد حمله و نقد قرار مي‌دهند و ضمن تجليل از شخصيت شريعتي، با بنيادهاي اصلي تفكر وي مخالفت مي‌كنند.

2 - تكذيب و انكار مطلق‌: عده‌اي در سالهاي قبل از انقلاب به انكار مطلق شريعتي و آثار وي مي‌پرداختند و با عناويني چون سني بودن‌، وهابيگري‌، انكار ولايت و دشمني با روحانيت و امثالهم‌، كل شخصيت و زحمات وي را نفي و او را دشمن دين و عامل استعمار معرفي مي‌كردند. اين افراد نيز با شريعتي برخوردي مطلق‌انگارانه مي‌كردند ولي برعكس طيف قبلي‌، به جاي تاييد مطلق‌، او را مطلقاً تكذيب مي‌كردند. متاسفانه اين شيوه برخورد، در سالهاي پس از انقلاب نيز تداوم يافت و عده‌اي با بهره‌گيري از فضاي اصولي موجود در ضديت با روشنفكران وابسته و مرعوب‌، شريعتي را نيز در كنار اين جريان قرار داده‌اند و درباره وي نيز همان حكمي را رانده‌اند كه درباره فراماسونها و وابستگان به غرب صادق است‌. نمونه بارز اين شيوه برخورد همان است كه در جلد سوم كتاب نهضت امام خميني آمده است.

گمان مي‌كنيم اين شيوه قضاوت با واقعيت عملكرد و انگيزه‌ها و عقايد و محتواي آثار اين متفكر منافات دارد و با توجه به تاثير عميق شريعتي در باروري فكر ديني در ايران و جهان و نقش وي در بي‌اعتبار كردن جريانهاي فرهنگي و سياسي غربگرا و ماركسيستي و كشانيدن نسل جوان به سوي دين و مذهب و مبارزات انقلابي و با توجه به ارزيابيهاي مثبت فراواني كه درباره نقش تاريخي شريعتي وجود دارد، نمي‌توان اين شيوه برخورد را پذيرفت‌.

3 - در سومين رويكرد به شريعتي‌، اساساً مطلق‌انديشي نسبت به افراد و جريانها و از جمله شريعتي و آراي وي نفي مي‌شود و پس از تاييد كليت شخصيت و درستي نيت و انگيزه‌ها و مثبت بودن نهايي و در مجموع عملكرد وي‌، نگاهي نقادانه به آثار و آرا و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي او مدنظر قرار مي‌گيرد و طبعاً در اين نگاه نقادانه به انديشه‌هاي يك فرد، مي‌توان در بسياري از موارد با او هم عقيده بود و در بسياري از مسائل نيز مخالف‌. در واقع با دقت در مواضع اعلام شده و مباحث مفصلي كه در آثار شريعتي درباره مسائل اعتقادي و اسلام وجود دارد و با عنايت به فعاليت شبانه‌روزي وي در تنوير افكار نسل جوان‌، اصلاح باورهاي غلط از دين و مذهب و شعائر ديني‌، احياي چهره‌هاي انقلابي و اسوه‌هاي انساني و ديني ما نظير حضرت محمد(ص‌) و حضرت علي‌(ع‌) و حضرت فاطمه‌(س‌) و ابوذر و امام حسين‌(ع‌) و حضرت زينب‌(س‌) و... و تلاش مداوم وي براي جلوگيري از سقوط نسل جوان در ورطه انديشه‌هاي مادي و اومانيستي شرقي و غربي و دهها اقدام مثبت ديگر، مي‌توان با قاطعيت مدعي بود كه وي درد دين داشت و در اين راه‌، شدائد گوناگون - از زندان گرفته تا ممنوع‌التدريس شدن و ممنوعيت براي سخنراني تا توقيف كتابها و دستگيري كساني كه از آثار وي بهره مي‌گرفتند و سرانجام هجرت و مرگ نامشخص اما غريبانه در خارج كشور - را تحمل كرد اما از پيگيري اهداف اسلامي خويش بازنايستاد و تا آخرين لحظه بر صراط مستقيم معرفي اسلام به نسل پويا و جستجوگر جوان حركت كرد. طبعاً همين عشق و علاقه به اسلام و سخت‌كوشي و تيزهوشي و پركاري وي بود كه باعث شد در عمر كوتاه خويش منشأ آن همه تاثيرات در داخل و خارج كشور شود و هزاران صفحه نوشته در تبيين انديشه‌هاي انقلابي اسلام‌، نفي استعمار و روشنفكران دست‌آموز غرب‌، غناي تئوريك بخشيدن به شناخت ما از چهره‌ امامان و اصحاب پيامبر، بازشناسي روح انقلابي شعائر ديني چون مراسم حج و عزاداريهاي ائمه و بويژه طرح عميق عنصر شهادت در قيام سيدالشهدا و پيامبري حضرت زينب به عنوان رسالت همه كساني كه خود را عزادار و سوگوار آن عزيزان مي‌دانند و دهها موضوع ديگر از خويش به يادگار بگذارد.

با داشتن اين اصل اولي و باور يقيني درباره اصالت انگيزه‌ها و اعمال و انديشه‌هاي شريعتي‌، راه براي درك تواناييها و قوتها در كنار نارساييها و ضعفهاي انديشه وي بهتر هموار مي‌شود و ما قادر خواهيم شد بدون نياز به درگير شدن با كليت پديده شريعتي‌، اجزاي انديشه و تفكر و آثار و آراي وي را نقدي عالمانه كنيم‌. در مسير اين نقادي توجه به نكات زير اهميت و ضرورت دارد:

اول اين كه بايد جغرافياي سخت و شرايط حاد سياسي و اجتماعي به ويژه وضعيت فرهنگي عصر او را شناخت و دريافت كه چه مسائلي مبتلابه دانشگاهها و حوزه‌هاي ما بود و در سطح عموم چه مباحثي دغدغه فكري و ذهني مردم را تشكيل مي‌داد. بايد بستر رايج فعاليت فكري و سياسي آن زمان را مدنظر قرار داد و ميزان شناخت نسل جوان و حتي انديشمندان مسلمان را از اسلام در نظر گرفت و در يك كلام با منطق امروز و سطح شناخت كنوني از دين و ابعاد اجتماعي و سياسي آن به محاكمه نسل گذشته و متفكران قبل از انقلاب نپرداخت‌. اگر شرائط آن روز ايران و ديگر جوامع اسلامي را بشناسيم و فقدان آثار خوب و روشنگر كه با زبان مناسب و نو به تبيين انديشه‌هاي ديني پرداخته باشند را درك كنيم‌، بهتر مي‌توانيم علت تعجيل امثال شريعتي را در گفتن و نوشتن و درس دين دادن دريابيم چرا كه او معتقد بود فرصتها كم است و «تا فرصت از دست نرفته بايد كاري كرد».

دومين نكته‌اي كه بايد در نظر گرفت اين است كه شريعتي محققي كاوشگر بود و جوهري سيال داشت و چون عناد با حق نداشت دائماً در برابر دستاوردهاي تحقيقي و تازه و سخن حق ديگران سر تسليم فرود مي‌آورد و همين امر منجر به آن شده است كه ما نتوانيم به آثار به‌جا مانده از او به عنوان يك مجموعه منسجم و خالي از تناقض بنگريم‌. هر چه زمان مي‌گذشت انديشه وي كمال بيشتري مي‌يافت و آنان كه با وي رفاقت و دوستي ديرين و مداوم داشته‌اند اين سيال بودن و رو به رشد و كمال بودن و حق پذيري را بكرات حكايت كرده‌اند. استاد مطهري در كتاب «وحي و نبوت‌» ضمن انتقاد از ديدگاه علامه اقبال و شريعتي درباره ختم نبوت و اعجاز، به مقاله «قرآن و كامپيوتر» نوشته دكتر شريعتي اشاره و تاكيد مي‌كند كه «آن را مي‌توان تصحيح نقطه‌نظر او در مسئله اعجاز و نشانه‌اي از تكامل تدريجي فكر او تلقي كرد.»

نكته سوم آن كه از هر كسي بايد متناسب با ادعاهاي وي انتظار داشت هر چند جهت‌گيري كلي و جايگاه فكري و وضعيت اعتقادي و ايماني افراد هم بايد مدنظر قرار گيرد. شريعتي ادعاي فقيه يا اسلام‌شناس يا فيلسوف يا مفسر بودن نداشت از اين روي نبايد نظرات وي را درباب مسائل اعتقادي و اسلامي به عنوان نظر يك اسلام‌شناس و فقيه تلقي كرد. اين امر ارزش كار وي را كم نمي‌كند اما حد اعتبار آنها را محدودتر مي‌سازد. طبعاً نگاه جامعه‌شناسانه به دين و تفسير جامعه‌شناختي مسائل ديني به خاطر محدوديت ابزارهاي شناخت جامعه‌شناسانه‌، داراي ضعف هايي خواهد بود و برداشت شريعتي هم از اين ضعفها مستثني نيست‌. درك عميق و همه‌جانبه احكام و تعاليم دين نيازمند آن است كه محقق دائماً جايگاه خود را از «نگاه كردن از درون‌» به «نگاه كردن از بيرون‌» و بالعكس تغيير دهد ولي شريعتي به‌دليل نداشتن ابزار علمي مورد نياز، امكان ديدن به دين از زاويه درون را كمتر داشت و عدم آشنايي دقيق او با مباحث فلسفي‌، اصولي‌، فقهي‌، تفسيري و روايي منجر به اين نقص مي‌شد كه عمدتاً از بيرون به دين و مذهب نظر كند و طبعاً ضعفهاي اين‌گونه نگرش‌، دامنگير مطالعات و تحقيقات وي مي‌شد.

چهارمين نكته آن كه با صرف اتكا به آثار شريعتي‌، فرد در وجودش گونه‌اي جسارت را بدون پشتوانه‌اي علمي كافي احساس مي‌كند كه اگر مطالعاتش را با آثار ديگر متفكران و انديشمندان بزرگ اسلامي بويژه استاد مطهري تكميل نكند، ممكن است به صورت يك بعدي تنها بر «شور ديني‌»، بناي رفيع دينداري خويش را بنا كند كه به دليل فقدان «شعور ديني‌» كافي‌، مي‌تواند در برابر تهاجمات بيروني بلرزد و تخريب شود. همانطور كه اكثر آثار استاد مطهري بدون خواندن آثار شريعتي‌، از بعد حماسه و شور و تحرك و نيز بسياري از مطالب و مسائل فكري اين عصر بويژه انديشه متفكران معاصر جهان ما را بي‌نياز نمي‌سازد.

در يك جمع‌بندي كلي و نهايي بايد بگوييم كه هر كسي كه دغدغه مسائل فكري و اسلامي دارد بايد دستكم يكبار آثار به جامانده از اين متفكر معاصر شيعه را بخواند و با درك ضعفها و قوتهايش‌، گامي سنجيده و بزرگ براي باروري انديشه ديني خود بردارد اما بسنده كردن به شريعتي يا توقف در آثار وي - و حتي هر متفكر ديگري - يك خطاي مشكل‌آفرين و يك عمل غيرمحققانه است‌. آثار شريعتي به ويژه براي مردمي كه هويت خود را گم كرده‌اند و شور ديني در جماعتشان فرو خفته است‌، بسيار حركت‌آفرين و مؤثر است و به همين دليل هنوز هم در بسياري از جوامع مسلمان، يك ترجمه از آثار آن مرحوم‌، موجي پديد مي‌آورد و جوانان را به سوي دين و مقابله با غرب و ارتجاع حاكم فرامي‌خواند.

براي اين كه مقاله خود را با شريعتي و كلام وي پايان ببريم‌، مطلبي را از وي مي‌آوريم كه گوياي انگيزه‌هاي الهي و خواست اسلامي و وحدت‌طلبانه اوست و نشان مي‌دهد كه چقدر از تفرقه و تشتت و پرداختن به خود و رها كردن دشمن و... رنج مي‌برد و براي ايجاد وضعيتي تلاش مي‌كرد كه اينك تا حدودي تحقق پيدا كرده‌است‌. به اين اميد كه دوام يابد و كامل شود:

«در سراسر جهان همه توطئه‌ها براي نابود كردن نسل جواني است كه مي‌بينيم به‌جاي همه حق‌ها و همه آزادي‌هايي كه در آرزويش هست و نياز به آن دارد، فقط به او «آزادي جنسي‌» مي‌دهند. در سراسر جهان دستگاههاي تبليغاتي‌، مطبوعات‌، راديوها، تلويزيون‌ها، هنر، همه در تلاش تأمين چنين نيازي براي او هستند. در مقابل از «مكتب علي‌» و شعله‌اي كه از خانه متروك و خاموش فاطمه همواره جستن مي‌كند، اگر لياقت آن را داشته باشيم كه از اين آتش قبسي بگيريم و ارمغان اين نسل كنيم‌، مي‌توانيم آتشي برافروزيم و اميدوار باشيم كه در اين ركود و سكوت و تفرقه‌، حركت و اميد، هدف و گرما و روشنايي ايجاد كنيم و نسلي بسازيم‌، درخشان و نيرومند، بر مبنا و اساسي كه علي با سكوتش‌، با جهادش و با رنجش براي ما گذاشته است‌. اين همه اميدي است و همه تلاشي است كه در حد خودمان‌، هرچند اندك‌، در جستجويش هستيم و اميدواريم كه روزي برسد و آن روز خيلي دور نباشد كه به‌جاي «بدبيني‌ها» و به جاي «بدگويي‌ها» و به جاي «بذرافشاني‌هاي سياه و بدبينانه‌» روزي را داشته باشيم كه به جاي اتهام زدن‌، كوبيدن‌، طرد كردن و لجن‌مال كردن‌، به پيروي از علي‌، از محبت و تفاهم و دوست داشتن يكديگر لذت ببريم‌. اميدوارم چنين روزي بسيار نزديك باشد. روزي كه «دانشجويان ما» در كنار «طلبه ما» و «استاد ما» در كنار «عالم ما» و «مومن ما» در كنار «روشنفكر ما» و «جوان ما» در كنار «پير ما» و «متجدد ما» در كنار «متقدم ما» و «دختر ما» در كنار «مادرش‌» و «پسر ما» در كنار «پدرش‌» و همه در يك صف‌، در كنار خانه فاطمه بايستيم‌، روي در روي همه توطئه‌هايي كه عليه ما مي‌شود. دعا كنيد كه آن روز زود برسد.»

علی شکوهی

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شرکت منحل شده حمل و نقل آستان قدس رضوی که در دوره مدیران سابق این سازمان منحل و در زمان مدیر جدید دوباره راه اندازی شده بود، مجددا به دستور طبسی تولیت آستانه قدس، تعطیل و منحل شد. بسیاری از شرکتها و موسسات اقتصادی آستان قدس در سالیان پیش به دلیل عدم سوددهی و برخی مشکلات دیگر، به سمت انحلال رفتند که شرکت هایی چون سرمایه گذاری آستان قدس، بازرگانی رضوی، شرکت حمل و نقل آستان قدس و ... از آن جمله اند اما پس از شروع به کار مدیریت جدید در سازمان اقتصادی آستان قدس که متولی تمام شرکت ها و بنگاههای اقتصادی آستان قدس است، برخی از این شرکتهای ورشکسته دوره قبل از جمله شرکت حمل و نقل آستان قدس مجددا راه اندازی شدند. سیروس همامی مدیرعامل جدید که ظاهرا تحت حمایت مصطفی طبسی و دفتر ویژه قرار دارد، با استفاده از اختیار تام خود و به قصد سوده ده کردن این شرکتها و نشان دادن ضعف مدیریت گذشته، اقدام به راه اندازی مجدد این شرکتها کرد که در عمل نتیجه ای در بر نداشت. یکی از افراد مطلع در این زمینه به خبرنگار سایت فردا گفته: برای انحلال شرکتهای زیان ده در آستان قدس، کار کارشناسی خوبی صورت گرفته بود و راه اندازی مجدد آنها توجیه اقتصادی نداشت. متاسفانه آقای سیروس همامی پس از قرار گرفتن در راس سازمان اقتصادی آستان قدس، ابتدا با قلع و قمع مدیران کارآمد و باتجربه (همچون مهندس اشرف و مهندس افسرپناه و ...)، اهتمام جدی به راه اندازی شرکتهای ورشکسته دوره قبل نمود. ظاهرا این شرکتها به دلیل سوء مدیریت و ایجاد ضررهای تازه به دستور شخص تولیت آستان قدس منحل شده اند و کار تصفیه کارکنان و رسیدگی به مسائل مالی آن در جریان است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

مدافع ايراني: تو رو خدا كوتاه بيا... تو رو به امواتت گذشت كن!

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ديدار هفته گذشته رهبر انقلاب و جمعي از كارگردانان سينما، از زواياي گوناگوني، مهم و قابل بررسي است. در اين نوشتار، سعي بر آن است كه برخي حاشيه‌هاي اين ديدار، كه كمتر به آنها پرداخته شده است، مورد واكاوي قرار گيرند:

الف) در اين ديدار، طيف گسترده‌اي از كارگردانان سينماي ايران حضور داشتند، به گونه‌اي كه به جرأت مي‌توان گفت، تمامي جريان‌هاي مهم سينماي ايران، دست‌كم يك نماينده و سخنگو در اين جلسه داشتند. بي‌شك، دعوت و گردآوري گروهي گونه‌گون از كارگردانان سينما، كه از جواد شمقدري تا تهمينه ميلاني را در بر داشته باشد، نيازمند صبر و حوصله و ظرفيت فراوان است. آنان كه با مجامع هنري ايراني سر و كار دارند، به خوبي مي‌دانند كه جمع‌آوري عده زيادي از هنرمندان و به ويژه سينماگران در يك مكان، تقريبا محال است. براي اين واقعيت دلايل فراواني وجود دارد كه از جمله مي‌توان به اينها اشاره كرد:
- بسياري از هنرمندان به شدت با همديگر مشكل دارند، به گونه‌اي كه ـ به قول معروف ـ چشم ديدن هم را ندارند؛ بنابراين، حضور دسته‌اي از هنرمندان در يك جمع، برابر است با غيبت دسته‌اي ديگر.
- سينماگران و به ويژه كارگردانان، افراد پرمشغله‌اي هستند و به ندرت وقت خالي براي حضور در جلسات و مجامع را دارند.
- بسياري از كارگردان‌هاي سينما، اغلب اوقات در سفرهاي داخلي و خارجي سر صحنه‌ها و يا جشنواره‌ها و غيره هستند و ... .
در مورد جلسه با رهبري، مي‌توان به اين مشكلات عمومي يك مشكل خاص را نيز اضافه كرد و آن، پرهيز هنرمندان از برچسب «نزديكي به قدرت» و در نتيجه شركت نكردن در چنين جلساتي را ذكر كرد. از ديگر سو، چنانچه با ديدي خشك، بسته و دست‌كم محتاط به موضوع نگريسته شود، دعوت از كارگرداناني كه علاوه بر ساخت فيلم‌هايي كه چندان باب طبع حكومت نيست، بعضا حتي سوابق فعاليت در گروه‌هاي خاصي را نيز در كارنامه خود دارند، مي‌تواند مانعي از سوي نهاد دعوت‌كننده (دفتر رهبري) در نظر گرفته شود.
برگزاري چنين جلسه‌اي با چنان كيفيت و آزادي بيان، نشان از آن دارد كه نهاد دفتر رهبري، بيش از پيش، از تعاملي خوب و سطح توقعي فروتنانه برخوردار شده است كه اين موضوع را بايد به فال نيك گرفت و البته بايد گفت، اي كاش چنين جمعي پيشتر از اين گرد هم مي‌آمدند.

ب) صرف‌نظر از برخي از كارگردان‌ها كه با جملات خوشامدگويانه و يا ادعاهاي عجيب و غريب، وقت خود، همكاران و صاحب‌ مجلس را گرفتند، بيشتر كارگردان‌ها با راحتي و صراحت، حرف‌ها و انتقادات خود را بيان كردند و اين، از دو جهت خوشحال‌كننده است؛ نخست اين‌‌كه رهبري ـ به عنوان شخص اول حكومت، مقامي كه در ايران در معرض خطر چاپلوسي و استبداد است ـ از درجه نقدپذيري بالايي برخوردار و حتي به گفته خود ايشان، دوستدار نقد و بيان اشكالات نيز هست.
گذشته از اين، برخوردهاي راحت و صادقانه كارگردانان نيز نشان از آن دارد كه آنان «حكومت و قدرت» را نه امري ترسناك و نفوذناپذير كه يك جايگاه قابل گفت‌وگو مي‌دانند. اظهارات صريح و نسبتا تند خانم ميلاني يا پيراهن آستين‌كوتاه آقاي حاتمي‌كيا را مقايسه كنيد با «شرفيابي» هنرمندان «فراك‌پوشيده» براي «دستبوسي»هاي آنچناني چند دهه پيش!
ج)بسياري از پادشاهان و سلاطين ايران به زبان و علي‌الظاهر «عدالت‌پرور»، «حامي محرومان»، «نوكر ابي‌عبدالله»، «خدمتگزار» و... بوده‌اند، اما هميشه تاريخ مردمان اين سرزمين از استبداد و خودكامگي پادشاهان و سلاطين رنج برده‌اند، چراكه «به عمل كار برآيد، به سخنراني نيست»!
آنان هيچ‌گاه سخن زيردستان را نفي يا تأييد نمي‌كرده‌اند، بلكه اگر سخن را خوش نداشتند، صاحب سخن را سياست مي‌كردند و اگر چنين نبود، آن رأي به ذهن ملوكانه خودشان قبلا رسيده بود(!) عباس ميلاني در كتاب «معماي هويدا»، يكي از رموز موفقيت اميرعباس هويدا، نخست‌وزير شاه را در اين مي‌داند كه او يا نظري نمي‌داد و يا اگر نظري داشت، طوري مطرح مي‌كرد كه انگار اين نظر و رأي خود اعلي حضرت بوده است.
همين‌طور ميلاني خاطره‌اي بسيار خواندني و عبرت‌آموز را نقل مي‌كند، از يك كنفرانس بسيار مهم اقتصادي كه پس از چند سال مرارت جمعي از دانشمندان و اقتصاددانان ـ و البته پس از موافقت ملوكانه! ـ درباره چشم‌‌انداز اقتصاد ايران، در تهران برگزار مي‌شود، اما شاه حتي حاضر نمي‌شود كه چكيده بسيار مختصر آن را مطالعه كند و وقتي كه هويدا در آخرين تلاش خود، سعي مي‌كند كه خلاصه چكيده را در عرض «چند دقيقه به سمع اعليحضرت» برساند، شاه خشمگين مي‌شود و مي‌گويد: «ما شاه اين مملكتيم، خودمان بهتر مي‌دانيم صلاح اقتصاد ايران در چيست» (نقل به مضمون از كتاب).
رفتار فروتنانه آيت‌الله خامنه‌اي كه بيش از آن‌كه در سخن آمده باشد در يادداشت‌برداري ايشان در هنگام سخنان كارگردانان نمود داشت، نشان‌دهنده خضوع ايشان و از سوي ديگر، اهميت داشتن حرف‌هاي حاضر در جلسه براي رهبر انقلاب بود. چنين رفتاري را مقايسه كنيد با رويكرد مديران دست‌چندم فرهنگي كه معمولا به محض پايان سخنراني‌شان (كه هميشه در اوايل جلسه است!) سالن را ترك مي‌كنند... د) كساني كه سر و كار دايمي با تيپ مديران و مقامات جاافتاده ايراني دارند ـ به ويژه خبرنگاران ـ‌ شاهد اين نكته به كرات هستند كه مديران، مسئولان و صاحب مقامات ما، اصولا طرفدار كلي‌گويي هستند و از ريز شدن در جزييات و پرداختن به مصاديق مشخص مي‌پرهيزند.
اين امر ريشه در دو علت دارد: نخست اين‌كه اين افراد عموما اطلاع درست و دقيقي از حوزه‌اي كه مي‌خواهند در مورد آن حرف بزنند ندارند و به همين خاطر، ترجيح مي‌دهند با كلي‌گويي و تعارف‌ها و بازي‌هاي كم‌اهميت زباني و كلامي، مسئله را به خير و خوشي تمام كنند و حتي‌الامكان بر «پرت بودن» خود سرپوش بگذارند.
دوم آن‌كه بنا بر يك قاعده نانوشته، بسته به ميزان خوي خودكامگي و تفرعني كه در يك مقام وجود دارد، به همان ميزان، دور از شأن وي است كه در جزئيات و مصاديق ريز شده و «شخصيت» خود را تا حد يك رأي خاص و يك شخص معين پايين بياورد.
با اين حال، در اين جلسه، ضمن اين‌كه آقاي خامنه‌اي خود را «حداكثر يك روحاني كه بيننده فيلم خوبي است» توصيف كردند، اما موارد خاص و معيني نيز مطرح كردند. حتي در جايي، رهبري نظر خود مخالف يك شخص خاص (آقاي رئيسيان) برشمردند.

و) حقيقت آن است كه بيشتر كارگردانان بنام ايراني و اجتماعي به اصلاح‌طلبان نزديك‌ترند و به همين خاطر نيز برخي از ايشان، مورد طعن و حتي لعن برخي از تريبون‌هايي كه خود را مدافع «اصول» و «ولايت» مي‌دانند، مي‌شوند. اين در حالي است كه برخي از هنرمندان كه بيشترين اصطكاك را با جمهوري اسلامي دارند، نه تنها به اين جلسه دعوت شدند كه حتي مجال سخن گفتن مستقيم با رهبر انقلاب را نيز يافتند و اين گفت‌وگوي دوجانبه از شبكه ملي كشور نيز پخش شد و البته رهبري هم در اين جلسه گفتماني مستقيم پرداختن به ارزش‌هاي ديني، ملي و انساني را مطالبه نمود.
از اين رو، به نظر مي‌رسد كه برخي از مديران رسانه‌هاي مدافع يا حتي منسوب به رهبري، از اين پس، از برخوردهاي تند و قهرآميز با اين قبيل هنرمندان بپرهيزند، حتي اگر آن شخص، سابقه عضويت در برخي سازمان‌هاي بدسابقه را داشته باشد. گويا به زور هم كه شده، چشم‌ها را بايد شست و جور ديگر بايد ديد. ايران، خانه همه هنرمندان ايراني است و آنان انسان‌هايي محترم و مهم هستند؛ رفتار رهبري چيزي جز اين نشان داد؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

علی مطهری فرزند استاد شهید مطهری درنشستی علمی که با موضوع حماسه سوم تیر، علل و چرایی عصر امروز در مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری برگزار شد، اظهار داشت: می‌توان علت رای مردم به احمدی‌نژاد را مبنی بر این دانست که مردم احساس کردند ما از انقلاب دور شده‌ایم و این نشان دهنده رشد و آگاهی سیاسی مردم ماست و مردم به خوبی می‌دانند که ما در راه یا در بیراهه حرکت می‌کنیم.

 وی با بیان اینکه اسلام متشکل از عدالت اجتماعی، آزادی و استقلال اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است افزود: ما در سال‌های موسوم به اصلاح طلبی از این اهداف دور شده‌ایم و شاید عده‌ای گمان کنند مصادره به مطلوب کردند و جریان اصلاحات را از مسیرش خارج کردند، درحالیکه باید گفت اشتباه و لغزشی ازسوی اصلاح طلبان صورت نگرفت و چنانچه حکومت دوباره در دست آن گروه بیفتد باز هم همان مسائل تکرار خواهد شد.

 علی مطهری گفت: ازاصول فکری اصلاح طلبان این بود که آنان معتقد بودند یک مرجع رسمی برای قرائت دین نداریم و هر کسی بنا به معلوماتش یک برداشت از دین دارد و نتیجه‌اش به تعبیری ایدئولوژی زدایی از کشور و انقلاب بود.

 وی زائل کردن تعصب دینی را یکی دیگر از اندیشه‌های اصلاح‌طلبان دانست و تصریح کرد: ما از بین سه نوع تعصب افراطی، تفریطی و معتدل معتقد به تعصب معتدل هستیم و در دوره اصلاح‌طلبان تلاش بر این بوده  تعصب دینی از جامعه زدوده شود و بارزترین نمونه آن اعلام بی معنی بودن امر به معروف و نهی از منکر از جانب آنان بود.

 این فعال سیاسی تصریح کرد: دور شدن از عدالت اجتماعی و بی توجهی به آن یکی دیگر از آثار حکومت اصلاح‌طلبان بود و تا اندازه‌ای استقلال گذشته خود و احساس غرور و حماسه‌ای که در گذشته وجود داشت به نوعی کم رنگ شد ونوعی خود باختگی در این مسائل به وجود آمد.

 وی افزود: پس ازانقلاب اسلامی قطعا به نوعی به استقلال اقتصادی دست یافتیم و استقلال فرهنگی هم زیربنای استقلال اقتصادی و سیاسی است و باید گفت جلو بودن کشورهای غربی از لحاظ سیر اقتصادی و تکنولوژی مبنایی برای پیشرفتگی آنان در بحث فرهنگی نیست.

 علی مطهری نقطه مثبت جریان اصلاحات را تنها در رشد آزاد اندیشی دانست و گفت: در گذشته به این مقوله بهایی داده نمی‌شد ولی در دوره اصلاحات این تابو شکسته شد و مردم کشورمان به خوبی دریافتند ما از آرمان‌های انقلاب در حال دور شدن هستیم.

 این فعال سیاسی ادامه داد: اشتباه مدعیان اصلاحات هم همین بود که فکر کردند مردم به اصول فکری آنان رای دادند درحالی که مردم فکر می‌کردند اهداف امام و اصول انقلاب در مبانی فکری آنان وجود دارد و در سوم تیر هم مردم دوباره به دنبال اسلام بودند و معتقدم این بار تشخیص‌شان درست بود.

 وی در بخش دیگری از سخنانش در ارزیابی عملکرد دولت جدید اظهار داشت: دولت جدید در مسئله عدالت اجتماعی تا حدودی موفق بوده و پرداختن به مسائل شهرستان‌ها که مسئله‌ای حائز اهمیت است به گونه‌ای که در دولت قبلی فقط به چند شهر خاص و بزرگ بهاء داده می‌شد و بقیه شهرستان‌ها واقعا مظلوم بودند را می‌توان امری مهم برشمرد.

 فرزند شهید مطهری افزود: در دولت احمدی‌نژاد آن صلابت و حماسه انقلابی و روحیه استقامت بار دیگر به اهداف انقلاب بازگشت به گونه‌ای که آثار بسیار خوبی در وحدت اسلامی، ملت‌های عرب و میان کشورهای مسلمان داشته است. در این راستا باید کینه‌های خود با اعراب را که تخم آن در رژیم شاه کاشته شده است از بین ببریم و در دولت جدید تاحدی به این توفیق دست یافته‌ایم. باید مسائل ترک و فارس و شیعه و سنی را حل کنیم و باید انتقاداتی را که به ما می‌شود بپذیریم و مطمئن باشید اگر حضرت امام خمینی رحمة‌الله‌عليه زنده بودند قطعا راضی نبودند به وسیله آمریکا صدام از میان برداشته شود.

 وی عملکرد دولت جدید درمسائل فرهنگی را بسیار ضعیف دانست و گفت: تحولی در اقدامات فرهنگی ما انجام نشده و هنوز اقدامات دولت گذشته در عرصه فرهنگی در حال انجام است و همین امر باعث دور شدن مردم دین دوست از دولت جدید خواهد شد.

 این فعال سیاسی با بیان اینکه شهید مطهری در زمان رژیم شاه به روی مسائل حساسیت زیادی داشتند، افزود: اسامی که انتخاب می‌کنم باید اسامی درست و پرمعنایی باشد ولی دراین خصوص هیچگونه نظارتی وجود ندارد.

 مطهری درپایان اظهار داشت : اکنون صدا و سیمای ما خجالت می‌کشد دم از اسلام بزند و چنانچه دولت جدید بخواهد به این سیاست‌های فرهنگی خود ادامه دهد اشتباهات زیادی را مرتکب خواهد شد و بسیاری از حمایت‌های مردمی را از دست خواهد داد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

هر چند قیاسی مع الفارق است و یک بلاتشبیه ما را بدهکار فوتبالیست های برزیلی می کند اما بد نیست اشارتی گذرا به تفاوتها و شباهت ها میان این دو پدیده در بازی اول تیم هایشان داشته باشیم .... علی دایی و رونالدو...

تفاوتها:

1- رونالدو 10 کیلو گرم اضافه وزن دارد، علی دایی 10 .... 15 سال شمسی اضافه سن.

2 - اضافه وزن رونالدو با سونا رفتن و رژیم گرفتن پایین می آید اما اضافه سن دایی هر چه اضافه تر شود.

3- رونالدو در بازی اول تیمش پا به توپ نشد اما علی دایی پا به توپ شد که ای کاش نشده بود.

4- رونالدو در اولین بازی به هر دلیل نمی خواست بدود اما علی دایی به هزار و یک دلیل نمی توانست بدود ... شناسنامه و از پا افتادگی و فرتوتی و کهولت و پیری یادتان نرود.

5- در بازی بعدی برزیل قرار شده رونالدو بازی کند اما در بازی بعدی ایران قرار شده علی دایی کمرش درد بگیرد.

6- در بازی با کرواسی، برزیلی ها معترض شدند چرا رونالدو آن طور که باید بازی نکرده است اما در بازی با مکزیک ایرانی ها گفتند اصلا چرا علی دایی بازی کرده است.

7- رئیس جمهور برزیل در تماسی تلفنی حال رونالدو را پرسیده است اما رئیس جمهور ایران با فرستادن علی آبادی حال دایی را جا آورده است.

8- رونالدو پا به توپ است اما علی دایی پا به سن...

شباهت ها:

در حال حاضر رونالدو و علی دایی هر دو در آلمان هستند ...هر دو نفس می کشند. هر دو شب ها می خوابند و صبح بیدار می شوند. هر دو وقتی تشنه می شوند آب می نوشند و در هنگام گرسنگی غذا می خورند. هر دو آدمی زاد هستند، دو تا چشم و دو تا گوش و دوتا دست و دو تا پا دارند ....

خانم گل

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مرا کسی نساخت، خدا ساخت

دکتر شریعتی انديشمند و متفکر تأثیرگذاری در جامعه ماست که با اندیشه اش مقدمات نظری انقلاب اسلامی ايران را فراهم و خدمات ارزنده ای به نسل جوان ارائه نمود.

وی در دوم آذر ماه سال هزار و سیصد و دوازده در روستای کاهک از توابع سبزوار به دنیا آمد. پدرش محمد تقی شریعتی از محققان و نویسندگان دینی معاصر و مادرش زهرا امینی است.

دکتر شریعتی را می توان انسانی صادق و مخلص دانست که علیه سیستم مکار، بی رحم و حیوان صفت وارد مبارزه شد. او از صمیم قلب معتقد بود که هرگز هیچ جرمی علیه بشریت انجام نداده و بنابراین ازمرگ نمی ترسید و نسبت به امنیت جانی خود بی تفاوت بود.

شریعتی کسی بود که روی جوانان تاثیر بسزایی گذاشت. وی با روش ایمان برانگیز، منطقی و علمی و مترقی خود نفوذ فوق العاده ای روی جوانان تحصیل کرده ایران به جای گذاشت و آنها را از ستایش کوکورانه غرب و بی تفاوتی یا خصومت نسبت به مذهب بازداشت.

وی نه یک متعصب مرتجع بود که بدون آگاهی از موضوعات و مسائل جدید با آنها سر به مخالفت بردارد و نه به اصطلاح از روشنفکران غرب زده بود که به تقلید از غرب برخیزد و پایگاه و هویت واقعی خود را از دست دهد.

شریعتی در زمینه های زیادی به بحث پرداخت از جمله مساله آزادگی بود که البته مفهوم آن با آزادی کاملا متفاوت می باشد. شریعتی در این چارچوب از خودسازی انقلابی انسان طرفداری می نماید. او رابطه میان شکل و محتوی در آگاهی توده ها را درست به مانند رابطه میان واقعیت و حقیقت می دانست و مبارزه فرد برای آزادی اجتماعی برداشت وی از حقیقت نهایی می باشد که در قلب جهان وجود دارد و در هر انسانی نهفته است.

شریعتی قهرمان سرکوب شدگان و فقرا و در همان حال منتقد سرسخت قدرتمندان و سیستم سرمایه داری بود. به گفته وی در نظام سرمایه داری، "آدم وقتی فقیر می شود، خوبی هایش نیز حقیر می شود اما کسی که زر دارد یا زور دارد عیبهایش هم هنر دیده می شود و چرندیاتش هم حرف حسابی به حساب می آید."

او معتقد بود که ایمان ظاهری و صوری به خرافه و جزمیت تبدیل می شود و با توجه به آیات قرآن می گفت که اسلام دین جدیدی نیست بلکه بخشی جدانشدنی از یک حرکت بزرگ است که در طول تاریخ بشریت جریان داشته است. او اسلام را به دیگر نهضت ها در طول تاریخ برای رهایی انسان و بهبود وضع زندگی مردم نسبت می داد.

وی در مورد تشیع، نظری کاملا متفاوت داشت و معتقد بود که تشیع اولیه ای که در دوران امام علی(ع) و صحابه اش تکامل یافت، توسط صفویان در ایران دچار تحریف شد چرا که

تشیع علوی بر پایه شناخت وعدالت بود و تشیع صفوی تنها به خلیفه اشاره داشت وبه نهاد خلافت، به گذشته تملک داشت و نه تنها به درد زندگی بعد از مرگ نمی خورد بلکه حتی در دوران حیات انسان نیز مفید نبود ولی تشیع علوی رهایی شیعیان از چنگال بی عدالتی، حکومتهای زور، حکام ورهبران جاهل بود.

تشیع صفوی شیعه را به مذهب تشریفات و شعائر تبدیل کرد و اصول امامت را تحریف نمود و اصل عمده و اساسی مسئولیت در قبال مستضعفین و فقرا را انکار نمود.به طور خلاصه می توان گفت:

** تشیع علوی تشیع انقلاب کربلا‌است تشیع صفوی تشیع فاجعه‌ی کربلا

** تشیع علوی تشیع مسئولیت است تشیع صفوی تشیع تعطیل همه‌ی مسئولیت‌ها

** تشیع علوی تشیع اجتهاد است تشیع صفوی تشیع جمود

** تشیع علوی تشیع آزادی است تشیع صفوی تشیع عبودیت

** تشیع علوی تشیع شهادت است تشیع صفوی تشیع مرگ

** تشیع علوی تشیع توسل برای تکامل است تشیع صفوی تشیع توسل برای تقلب

** تشیع علوی تشیع امامت علوی است تشیع صفوی تشیع سلطنت صفوی

** تشیع علوی تشیع توحید است تشیع صفوی تشیع شرک

** تشیع علوی تشیع اختیار است تشیع صفوی تشیع جبر

** تشیع علوی تشیع یاری حسین است تشیع صفوی تشیع گریه بر حسین

** تشیع علوی تشیع انسانیت است تشیع صفوی تشیع قومیت

** تشیع علوی تشیع انتظار مثبت است تشیع صفوی تشیع انتظار منفی

** تشیع علوی تشیع تقیه مبارز دلیر است تشیع صفوی تشیع تقیه‌ بیکار ترسو

** تشیع علوی تشیع شناخت است و محبت تشیع صفوی تشیع جهل و محبت

** تشیع علوی تشیع پیروی است تشیع صفوی تشیع ستایش

** تشیع علوی تشیع نهضت است تشیع صفوی تشیع بدعت

** تشیع علوی تشیع وحدت است تشیع صفوی تشیع تفرقه

و بالاخره تشیع علوی تشیع نه است و تشیع صفوی تشیع آری...!

یکی دیگر از فعالیتهای شریعتی این بود که قدرت درک عمیقی از آثار هنری داشت جنانکه شیوه کار شریعتی در شناخت حافظ یک شیوه تاریخ نگرانه است و در نتیجه تحولات دوره های زندگی شاعری مانند حافظ را انگیزه تحول اندیشه خود می داند.

گذشته از همه اینها دکتر شریعتی معلم انقلاب بود زیرا همیشه سعی داشت اصول اساسی اسلام را به آنهایی که درگیر مبارزه سیاسی بودند، بشناساند و از طرف دیگر نسل جوان را علیه ایدئولوژی ها و فرهنگ های بیگانه بسیج می نمود و همیشه بیان می داشت که "مکتب اسلام" تنها عنصر رهایی بخش مسلمانان است و باید اسلام و قرآن را از خرافات و تحریفات تاریخی پاک نمود.

به همین جهت است که بسیاری از روحانیون، دکتر شریعتی را بعنوان یک متفکر مسلمان، یک فرد رنج دیده، یک شخص با حسن نیت و فداکار معرفی می کنند.

نکته جالب توجهی که در زندگی دکتر شریعتی به چشم می خورد این است که وی به خطا پذیری اش آگاه بود و خودش می گفت:

"من نمی گویم که هیچ عیب و نقصی در نوشته های من نیست، هست چرا به من کمک نمی کنید که به رفع آنها بپردازم؟"

دکتر شریعتی در جریان بازداشت آخر وقتی در معرض شکنجه های ساواک قرار گرفته بود می گفت: "اگر همچون عین القضات شمع آجینم کنید حسرت یک آخ را بر دلتان خواهم گذاشت".

ساواک نتوانست بر وی پیروز شود به همین جهت برای بی آبرو کردن دکتر، مطلبی را در روزنامه کیهان منتشر نمود و گفت که شریعتی از در صلح با رژیم شاه درآمده است ولی باز هم موفق نشد و شریعتی سر ساواک را به قول معروف شیره مالید و با فامیل "مزینانی" از ایران خارج شد. متاسفانه در تاریخ 29 خرداد سال 1356 به وضع اسرارآمیز و مشکوکی دارفانی را وداع گفت.

بعد از مرگ وی افکارش تاثیر بسزایی برروی اندیشه های جوانان گذاشت و لاجرم رژیم شاه برای نابود کردن خاطره شریعتی دست به توطئه های زیادی زد و از جمله چنین شایع کرد که مرحوم شریعتی جهت مداوای بیماری قلبی اش ایران را ترک نموده است و در آنجا سکته قلبی نموده و از همسر دکتر شریعتی خواستند که جنازه دکتر را به ایران آورده تا در بارگاه امام رضا(ع) به خاک بسپارند. ولی همه اینها نقشه ای بیش نبود. سرانجام جنازه دکتر با نظر پسرش، به دمشق برده شد و در آرامگاه مقدس حضرت زینب(ع) که شریعتی او و مادرش فاطمه را بزرگترین زنان تاریخ اسلام می دانست، دفن نمایند.

در اندرون من خسته دل ندانم کیست

که من خموشم و او در فغان و در غوغاست

روحش شاد وقرین رحمت باد

زهرا شریف زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مخبر كميسيون امنيت ملي مجلس گفت: در جلسه امروز كميسيون كه با حضور وزراي اطلاعات، كشور و استاندار قم برگزار شد،به نتيجه رسيديم كه حركت عوامل تنش در سخنراني هاشمي رفسنجاني در قم از سوي موسسه امام خميني سازماندهي نشده‌ است.

به گزارش فارس، كاظم جلالي درخصوص جلسه امروز كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس به خبرنگاران گفت: در جلسه امروز كميسيون، مسئله اغتشاش در سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني با حضور وزراي اطلاعات، كشور و استاندار قم بررسي و استاندار قم شرحي از مسئله ارائه كردند.
وي افزود: استاندار قم اعلام كردند كه دعوت از آيت الله هاشمي رفسنجاني براي سخنراني در 15 خرداد توسط شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و آيت الله مسعودي توليت آستان حضرت معصومه صورت گرفته بود و چند روز قبل از 15 خرداد تلفن‌هاي متعددي به استاندار و شوراهاي هماهنگي تبليغات اسلامي و دفتر آقاي مسعودي در اعتراض به دعوت از هاشمي و تهديد به بر هم زدن جلسه شده بود.
جلالي به نقل از استاندار قم خاطر نشان كرد: اين تلفن‌ها عمدتاً از طرف افرادي صورت گرفته كه قصد بر هم ريختن جلسه را داشتند.
جلالي افزود: بنا به گفته استاندار قم، اداره كل اطلاعات و استانداري قم تلاش زيادي كردند تا اين اعتراضات را به حداقل برسانند و در اين خصوص با كساني كه در اين خصوص تاثير گذار بودند، صحبت‌هايي انجام شد تا حرمت آقاي‌ هاشمي رفسنجاني و مراسم 15 خرداد حفظ شود.
مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس به نقل از استاندار قم تصريح كرد: توزيع كنندگان اطلاعيه در قبل از سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني نيز دستگير شدند و پرونده آنها در دادگاه ويژه روحانيت مطرح است.
وي گفت: بنا به گفته استاندار پس از 20 دقيقه صحبت آقاي هاشمي رفسنجاني يكي از معترضين خطاب به هاشمي مي‌گويد سؤالي دارم كه از ناحيه حاضران دعوت به سكوت مي‌شود و اين روال 2 دقيقه تا نفر پنجم ادامه مي‌يابد.
جلالي گفت: اين افراد خواهان طرح سؤال خود شده و اعتراضات و خواسته خود را مبني بر انجام سؤال مطرح مي‌كنند؛ لذا بحث ساماندهي و هماهنگي در بين اين افراد وجود داشته است.
نماينده شاهرود اظهار داشت: در اين جلسه همچنين استاندار قم تاكيد كردند كه آقاي هاشمي رفسنجاني بعد از اين موضوع صحبت خود را به لحاظ محتوا كوتاه كردند، ولي آن‌را ناتمام نگذاشتند.
جلالي در ادامه بيان داشت: بنا به گفته استاندار قم در اين رابطه پنج نفر دستگير شدند كه با توديع وثيقه آزاد شدند و پرونده آنها در دادگاه ويژه روحانيت تحت بررسي است.
وي گفت: بنا به گفته مسئولان، دستگير شدگان نه از جانب ماموران اطلاعاتي و نه از جانب محافظين مراسم كتك نخورده‌اند، بلكه توسط مردم كتك خورده‌اند.
وي افزود: استاندار قم بر اين نكته تاكيد كردند كه پس از جلسه، آقاي هاشمي رفسنجاني نسبت به برخورد با معترضين اعتراض داشته و نگران بودند كه چرا با اين افراد اين‌گونه برخورد شده و اجازه مي‌دادند سؤال كنندگان سؤال خود را مطرح كنند؛ لذا در آن جلسه اعلام كردند كه شاكي كسي نيستند و شكايتي ندارند.
جلالي با بيان اينكه نمايندگان حاضر در جلسه نيز نظرات خود در اين خصوص را بيان كردند، به نتيجه اين جلسه اشاره كرد و گفت: اهانت به آقاي هاشمي در 15 خرداد در شهرهايي مانند قم كه مبدا انقلاب و شهر علم و فضيلت و دانش است، از نظر همگان محكوم است و نسبت به اين مساله بايد ريشه‌اي برخورد كرد.
مخبر كميسيون امنيت ملي مجلس تصريح كرد: دولت اعم از وزارت كشور و اطلاعات اقدامات خوبي در مهار مساله و دستگيري افراد انجام دادند كه اميدواريم از اين پس شاهد اين‌گونه حوادث نباشيم.
وي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه 5 نفر افراد دستگير شده چه كساني و وابسته به چه گروهي هستند، گفت: كساني كه در انتخابات گذشته نظراتي داشته و نسبت به آقاي هاشمي رفسنجاني انتقاداتي داشته‌اند و 3 نفر از آنها وابستگي به يك موسسه‌اي در قم ( موسسه امام خميني) دارند، اما اينكه حركت آنها از سوي موسسه سازماندهي و هدايت شده باشد، از سوي مسئولان حاضر در جلسه انكار و رد شد.
جلالي با بيان اينكه تفرقه افكني در شرايط فعلي كشور پديده خوبي نيست، گفت: هر كس تفرقه ايجاد كند و دل‌هاي مسئولان را نسبت به هم مكدر كند، طبعاً انگيزه‌اش خدمت به كشور نيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

  حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش، عضو شورای اسلامی شهرقم از روزنامه جمهوری اسلامی بخاطر درج مطلبی با عنوان «جریان شناسی حوادث اخیر قم و هشدار به بزرگان» شكايت كرد.در این مطلب که روزنامه جمهوری اسلامی آن را در تاریخ 23 خرداد به چاپ رسانده بود، روانبخش به عنوان یکی از سردمداران حوادث قم معرفی شده است. این در حالیست که وی اصلآ در پانزدهم خرداد در قم حضور نداشته و جهت سخنرانی به یزد رفته بود.روانبخش که دبیر سیاسی هفته نامه پرتو سخن نیز می باشد، شکایت خود را از مسیح مهاجری، مدیر مسئول جمهوری اسلامی، تقدیم دادگاه ویه روحانیت نموده است.گفتنی است، روانبخش و شورای شهر قم تکذیبیه هایی هم به روزنامه جمهوری اسلامی ارسال کرده اند، که این روزنامه تا کنون از درج آن ها خودداری نموده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

نطق پیش از دستور نورالدین پیرموذن عضو فراکسیون اقلیت مجلس در انتقاد از سیاست های اجرایی و اقتصادی دولت از جمله خالی شدن صندوق ذخیره ارزی و استفاده نشدن از مدیریت های گذشته و نوع عملکرد در سیاست خارجی، اعتراض برخی نمایندگان مجلس را در پی داشت. به گزارش "مهر"، عطارزاده نماینده بوشهر، رسولی نژاد نماینده دماوند و تمدن نماینده شهرکرد، نمایندگان متعرض به این نطق در ابتدا اعتراض خود به نطق پیرموذن را با صدای بلند و ادای عدد 2 نشان دادند. پیرموذن نماینده اردبیل با اشاره به تصمیمات اخیر مبنی بر انجام مذاکره مستقیم با آمریکا ، گفت: این مساله هرچند دیرهنگام انجام می شود ولی این امر در حقیقت سیاست دولت خاتمی و دکترین دولت قبل بود. حداد عادل در این زمان با تاکید بر حق آزادی بیان بر ادامه نطق پیرموذن که مورد انتقاد نمایندگان بود اصرار کرد و گفت: حسن این نطق ها این است که مردم با دیدگاههای مختلف نمایندگان آشنا شوند و ملت بدانند هر جریان و هر نماینده ای چه فکری دارد. عطارزاده با شعار "هیهات منا الذله" خود با نطق پیش از دستور نماینده اردبیل مخالفت کرد که ریئس مجلس او را به آرامش دعوت کرد. تمدن نیز با اشاره به پیرموذن فریاد مرگ بر منافق سر می داد. پیرموذن در نهایت امر نطق خود را میان اعتراض نمایندگان خاتمه داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

برنامه «روي خط جواني» كه با اجراي فوق‌العاده فرشيد منافي و زهره هاشمي، يكي از پرمخاطب‌ترين محصولات راديو در سال‌هاي اخير است، اين روزها، نظر بسياري از شنوندگان عصرگاهي را به خود جلب كرده است، اما گروهي در تلاشند، به بهانه انتقادهاي اين برنامه، از شخصيت‌هاي سياسي، يا دست به تعويض منافي زده يا اين برنامه را تغيير دهندبه دليل افت كيفي و نسبتا محسوس برنامه‌هاي شبكه راديويي پيام، گروهي از مخاطبان جوان به شبكه‌هاي ورزش و جوان روي آورده و متأسفانه، برخي راديوهاي خارجي نيز در ميان نسل جوان تبليغ مي‌شود.
اما اجراي انرژيك و جوان‌پسند فرشيد منافي در كنار جسارت همراه با متانت زهره هاشمي، موجب شده است به لطف سردبير، نويسنده و تهيه‌كننده مؤثر اين برنامه و صدابردار حرفه‌اي آن، جمع بسياري از هموطنان كشورمان، به شنوندگان حرفه‌اي اين برنامه تبديل شوند.
ولي به نظر مي‌رسد، گروهي كه طاقت انتقادها و سؤال‌هاي مؤثر اين برنامه را ندارند، در پي اعمال فشار به رسانه ملي براي تغيير مجري يا تغيير برنامه هستند.
شايد دست‌كم اميدواري هزاران مخطاب اين راديو و روي خط جواني از رسانه ملي و رياست آن، حمايت از اين حركت مردم‌پسند و مؤثر و بي‌تفاوتي به فشار وارده به مانند سريال «شب‌هاي برره» باشد، تا دست‌كم جذابيت جوان‌پسند راديو، قديمي‌ترين همراه مردم ايران از آن سلب نشود!

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

 

یکی از اتفاقاتی که به صورت عادی در زمان تغییر دولتها رخ می دهد، کنار رفتن بسیاری از مدیران ارشد دولت قبلی است که دارای پست سیاسی هستند. این افراد جای خود را به مدیران جدیدی می دهند که با خط مشی دولت جدید سازگاری بیشتری دارند و می توانند مجری سیاستهای تازه باشند. در عین حال، تمامی آموزشها و تجاربی که این گونه افراد در طی سالهای طولانی فراگرفته و فراهم آورده اند، یک سرمایه ملی است و به قیمت خطاها و تصحیح تدریجی روند امور حاصل شده است و دقیقا به همین دلیل نباید به آسانی نادیده گرفته شود. ایده «اتاق فکر» که از سوی برخی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری مطرح شد، می توانست این تجارب را در کنار مدیران جدید قرار دهد و منجر به حفظ این دستاوردها شود اما متاسفانه دولت آقای احمدی نژاد این گام ضروری را برنداشت و هرز رفتن نیروها و از بین رفتن تجارب ادامه یافت. در گزارشی که می خوانید ما به سراغ برخی از وزرا و معاونان سید محمد خاتمی رفتیم و اطلاعاتی را در باره وضعیت شغلی، مدیریتی و سیاسی آنان طلب کردیم. همچنین پرسیدیم که آیا برای همکاری و مشاوره در دولت جدید از آنان دعوت شده است یا نه؟ در باره مشکلات احتمالی این مدیران از نظر تشکیل پرونده در دیوان محاسبات نیز پرسشهایی را مطرح کردیم. پاسخ های ارائه شده را در زیر می خوانید:

مرتضی حاجی، وزیر آموزش و پرورش کابینه خاتمی

"مرتضی حاجی" وزیر آموزش و پرورش دولت سید محمد خاتمی در خصوص فعالیتهایی که پس از پایان دوران وزارت خود انجام می دهد، گفت: در تاریخ دوم خرداد یعنی یک روز پس از انجام مرحله دوم انتخابات با بیش از 34 سال خدمت دولتی بازنشسته شدم. وی تاکید کرد: هم اکنون هیچ کار دولتی بر عهده ندارم و به عنوان مشاوره نیز از بنده در هیچ زمینه ای استفاده نمی شود. این وزیر سابق متذکر شد: هم اکنون فعالیت من معطوف به چند فعالیت غیراجرایی شده است. من هم اکنون عضو هیات مدیره بانک سرمایه و رئیس هیات امنای دانشکده علوم و فنون مازندران هستم. مرتضی حاجی در پاسخ به این سؤال که چه فعالیتی در بخش خصوصی انجام میدهد گفت: هیچ وقت در بخش خصوصی کار نکرده ام و علاقه ای هم به این کار ندارم. هم اکنون نیز فعالیتی در بخش خصوصی ندارم. وی در پاسخ به این سؤال که دولت احمدی نژاد تا چه اندازه از تجارب و توانایی های وی استفاده می کند؟ گفت: بعد از تغییر و تحولات در دولت تاکنون هیچ تماسی با من و یا مدیران آموزش و پرورش گرفته نشده است. بنابراین کسی از این تجارب استفاده نمی کند. وزیر سابق آموزش و پرورش گفت : مطمئنا کسی که خود را تا سطح وزیر یا معاون وزیر، استاندار و دیگر مشاغل حساس دولتی بالا کشیده است، به طور حتم در تامین مخارج و هزینه های زندگی خود هیچ گاه با مشکل روبرو نمی شود. ما این توانایی را داریم خرج خود را در بیاوریم. به همین خاطر اگر می گویم حاضرم تجارب خود را به مدیران جدید منتقل کنم به دنبال کسب درآمد نیستم. حاجی گفت : بعد از انتخابات، تمامی مدیران آموزش و پرورش تغییر یافته و بعضا کسانی بر سر کار گمارده شده اند که سالها از مدیریت آموزش و پرورش دور بوده اند. این مدیران به طور قطع نیاز دارند از تجارب و دانش مدیران گذشته استفاده کنند، اما متاسفانه تا کنون این مهم نادیده گرفته شده است. وی در خصوص فعالیت های سیاسی خود نیز گفت: همکاری هایی با بنیاد باران دارم و تا حدودی فعالیت های سیاسی خود را در این بنیاد انجام می دهم. این وزیر سابق در ادامه به مشکلاتی که برای وی پس از دوره وزارت پیش آمده است اشاره کرد و گفت: پرونده هایی در خصوص فعالیت های وزارت آموزش و پرورش در دوران تصدی من در دیوان محاسبات تشکیل شده که در حد توانایی به آنها پاسخ داده و مابقی را به وزارت آموزش و پرورش ارجاع داده ام. حاجی ادامه داد: به طور مثال دیوان محاسبات به صدور مجوزی برای تاسیس یک مدرسه غیرانتفاعی برای یکی از دانشگاههای دولتی در یکی از استانها اعتراض دارد که به آن پاسخ داده و تاکید کرده ام که از نظر قوانین آموزش و پرورش، صدور این مجوز منع قانونی نداشته است. وی گفت: هر چند روز یک بار از سوی دیوان محاسبات نامه ای به آدرس من ارسال می شود که باید به آنها پاسخ دهم. البته با این کارها مخالفتی ندارم چرا که معتقدم به هر حال مدیران جدید این حق را دارند که از فعالیت مجموعه تحت مدیریت خود آگاه شوند. مرتضی حاجی وزیر سابق آموزش و پرورش در پایان تاکید کرد: به نظر می آید که مدیران جدید یک نوع بی توجهی به تجارب، دستاوردها و توانایی های مدیران سابق همراه با یک نوع بی اعتمادی از خود نشان می دهند که این امر در نهایت به ضرر کشور خواهد بود.

احمد خرم وزیر راه و ترابری در کابینه خاتمی

در همین زمینه با «احمد خرم» وزیر سابق راه و ترابری گفتگو کردیم که اعتراض زیادی نسبت به عدم توجه به تجارب و دستاوردهای دولت قبلی در دولت جدید داشت. وی در پاسخ به این سؤال که هم اکنون چه فعالیتی دارد؟ گفت: بنده بازنشسته شده ام و هیچ جا چه خصوصی و چه دولتی کار نمی کنم. به عبارتی این روزها در کنار خانواده مشغول استراحت هستم. این وزیر سابق ادامه داد: تمامی مشاغل از ما گرفته شده است. حتی یک پروژه ملی که بنده 4 سال به طور رایگان آن را به همراهی یک گروه طراحی و به سرمنزل مقصود رسانده بودیم پس از تصویب شورای عالی معماری و بسترسازی، تنها به دلیل اینکه مدیریتش با ما بود، بایکوت شده است. خرم در تشریح طرح فوق گفت: یک طرح زیست محیطی را زیر نظر دولت و شهرداری در دامنه جنوبی البرز با عنوان "پارک کوهسار" تحت مطالعه داشتیم که پس از تصویب در مراجع ذیصلاح به ما گفتند که برای اجرای آن خبرتان می کنیم که پس از 6 ماه هنوز با ما تماسی گرفته نشده است. این در حالی است که بنده این طرح را به صورت افتخاری برای دولت و شهرداری انجام می داده ام. وی در پاسخ به این سؤال که در بخش خصوصی چه فعالیتی دارد؟ گفت: حتی یک دقیقه در بخش خصوصی کار نکرده و نخواهم کرد. ین وزیر سابق در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه آیا دولت جدید برای استفاده از تجارب مدیران قبلی برنامه ای دارد؟ گفت: ما نمی خواهیم از تجارب ما استفاده شود، فقط خواهش می کنیم که برای ما مشکل درست نکنند. بعد از انتخابات به طور میانگین هر روز یک نامه از مراکز مختلف مثل دیوان محاسبات برای من ارسال می شود و مدام بنده را برای سؤال و جواب کردن احضار می کنند. خرم در خصوص این موارد گفت: یک خودرو ماکسیما در زمان وزارت بنده خریداری شده که آقایان مدعی هستند این یک کار اشرافی بوده است. عمده سؤالاتی که از ما می شود در همین رابطه هاست. به عبارتی بیشتر مشکل سازی است. مثلا در یک مورد از من سؤال می کنند که چرا اجاره 4 هزار خانه ای که از شرکت نفت برای کارگران و کارمندان دولت گرفته ایم را نپرداخته ایم. ما هم به صورت مستند و با دلیل و مدرک قانونی به آنها پاسخ می دهیم ولی فردا یک سؤال دیگر و یک پرونده دیگر برای ما درست می شود. خرم ادامه داد: معتقدم که دولت جدید می تواند هر کس را که دوست داشت بر سر کار بیاورد، اما نباید مدیران قبلی که برای این انقلاب و نظام زحمت کشیده اند را به اندازه ای آزار دهد که آنها آرزو می کردند که هیچ گاه در کار دولتی نبودند. هر روز بیا و برو برای ما در این سازمان و آن سازمان درست نکنند. وی افزود: به طور مثال برای دریافت حقوق و مزایای بازنشستگیم چند ماه دوندگی کردم و در آخر هم مواردی مانند پاداشها و حق جذب مدیریت را به من ندادند. یعنی برای پرداخت حقوق ساده که حق من بود و کاملا هم قانونی است، سنگ اندازی می کردند.

موسوی لاری، وزیر کشور دولت خاتمی

"عبدالواحد موسوی لاری" وزیر کشور سابق نیز در این خصوص به خبرنگار سایت فردا گفت: هیچ گونه ارتباطی بین من و دولت جدید وجود ندارد و به عبارتی من در حال حاضر هیچ سمت و شغل دولتی ندارم. وی گفت: در حال حاضر مشغول راه اندازی یک مجله حقوقی هستم که تماما با بودجه شخصی انجام شده است. این وزیر سابق در پاسخ به این سؤال که چرا دولت از تجارب مدیران گذشته استفاده نمی کند؟ گفت: این سؤال را باید آنهایی پاسخ دهند که از این توانایی که یک نوع ثروت ملی است، استفاده نمی کنند. موسوی لاری در پاسخ به این سؤال که آیا مشکلات قضایی که برای مدیران دولت گذشته بعضا پیش آمده، برای وی نیز مطرح شده است؟ گفت: پرونده ای در دستگاه قضایی ندارم. اما دیوان محاسبات مدام از ما سؤالاتی می کند که به آنها حق می دهم و به تمامی سؤالات پاسخ کامل داده و می دهم. وی در خصوص فعالیت سیاسی خود نیز گفت: من عضو مجمع روحانیون مبارز هستم و در چارچوب فعالیتهای این حزب کار سیاسی خود را انجام میدهم.

رمضان زاده، سخنگوی دولت خاتمی

"عبدالله رمضان زاده" یکی از مردان اصلی سید محمد خاتمی در اجرای برنامه های دولت اصلاحات نیز در گفتگویی با خبرنگار سایت فردا، در خصوص چگونگی بهره گیری دولت جدید از توانمندی های مدیران سابق گفت: متاسفانه در میان دولت یک ذهنیتی وجود دارد که معتقد است تمامی مدیران دولت های گذشته یا ناکارآمد بودند و یا فاسد، مگر اینکه خلافش ثابت شود. به همین دلیل عملا هیچ استفاده ای از تجارب مدیران گذشته مگر در چند مورد استثنایی و انگشت شمار نمی شود. وی در ادامه به وضعیت شغلی خود پس از انتخابات اشاره کرد و گفت: من قبل از همکاری با دولت آقای خاتمی استاد یار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بودم که بعد از پایان کار دولت، مجددا بر سر کار خود بازگشتم. سخنگوی سابق دولت در پاسخ به این سوال که چه فعالیتی در بخش خصوصی انجام می دهد؟ گفت: به همراه تعدادی از دوستان تقاضای دریافت مجوز برای تاسیس یک دانشگاه غیرانتفاعی و مجازی داشته ایم که هنوز به نتیجه نرسیده است. به غیر از این من نه شرکتی دارم و نه در شرکت خصوصی ای فعالیت می کنم. رمضان زاده در خصوص مسائلی که پس از پایان کار دولت برای وی از سوی دیوان محاسبات و یا قوه قضاییه پیش آمده است، گفت: البته این امر ارتباطی با دولت و مدیران جدید ندارد، چرا که این دو سازمان زیر نظر قوه مجریه نیستند. به هر حال من نیز نامه هایی از سوی دیوان محاسبات برای پاسخگویی در خصوص تعدادی از موارد دریافت داشته ام که به انها پاسخ خواهم داد. همچنین ازگذشته پرونده هایی در قوه قضاییه دارم که در حال رسیدگی است. وی در پاسخ به این سوال که فعالیت سیاسی خود پس از انتخابات را چگونه ادامه می دهد؟ گفت: من عضو موسس و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت هستم و طبعا زیر نظر و در کنار این حزب فعالیت های سیاسی خود را پیگیری خواهم کرد.

مجید انصاری، معاون امور حقوقی و مجلس دولت خاتمی

اما "مجید انصاری" که اگرچه از نزدیکان خاتمی بود، اما تنها در روزهای آخر به جمع اعضای هیات دولت پیوست، در این زمینه با خبرنگار سایت فردا گفتگویی انجام نداد و تاکید کرد که علاقه ای به بیان شرایط خود پس از انتخابات ندارد. وی قبل از حضور در دولت نیز عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است که هم اکنون نیز این سمت خود را حفظ کرده و تنها عنوان رسمی است که دارد. انصاری همچنین از اعضای با سابقه مجمع روحانیون مبارز است که فعالیت های سیاسی خود را در این تشکل روحانی و سیاسی انجام می دهد.

شوشتری، وزیر دادگستری دولت خاتمی

"محمد اسماعیل شوشتری" وزیر سابق دادگستری نیز از جمله افرادی بود که در این خصوص با خبرنگار سایت فردا مصاحبه نکرد. وی تنها به بیان این نکته بسنده کرد که " من پیش از حضور در دادگستری، قاضی بودم و پس از پایان کار نیز به قوه قضاییه بازگشتم. بنابراین هم اکنون هیچ رابطه ای با قوه مجریه ندارم." وی در پاسخ به این سوال که آیا حضور در بخش خصوصی را هم تجربه کرد است؟ گفت: تاکنون در این بخش فعالیتی نداشته ام.

زنگنه، وزیر نفت دولت خاتمی

"بیژن نامدار زنگنه" وزیر سابق نفت نیز در گفتگویی با خبرنگار سایت فردا گفت: پس از پایان کار دولت آقای خاتمی هیچ مسئولیتی و یا همکاری ای با دولت ندارم و از من نیز درخواستی برای همکاری و یا حتی دادن مشاوره نشده است. وی در پاسخ به این سوال که چه فعالیتی در بخش خصوصی دارد؟ گفت: هیچ فعالیتی در این بخش ندارم. من در حال حاضر تنها مدرس دانشکده عمران خواجه نصیر طوسی هستم و غیر از این کار، هیچ فعالیتی ندارم. زنگنه در خصوص فعالیت سیاسی خود نیز گفت: در این عرصه نیز هم اکنون فعالیتی ندارم.

مرعشی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی

"سیدحسین مرعشی" معاون سابق رییس جمهوری و رییس سازمان میراث فرهنگی نیز در پاسخ به سوال خبرنگار سایت فردا در این خصوص گفت: برای اینکه از تجارب گذشتگان استفاده کنیم نیاز به دو پیش شرط وجود دارد. اول حاکمیت عقل و دوم داشتن قصد خدمت از سوی مدیران جدید. وی در حالی که چاشنی طنز نیز به پاسخ های خود اضافه می کرد، اظهار داشت: از روزی که خداوند متعال این نعمت را به من داد که از کار دولتی کنار گذاشته شوم، تا به امروز هیچ تماسی با من از سوی دولت برای استفاده از تجربیاتم انجام نشده و حتی کسی یک سوال هم از من در خصوص اتفاقاتی که در دوران مسئولیت در حوزه تحت نظارتم رخ دادند، نپرسیده است. معاون سابق رییس جمهوری با همان طنزی که در کلامش بود در پاسخ به این سوال که هم اکنون چه فعالیتی را انجام می دهد؟ گفت: هفته ای دوبار به فضاهای سبز خارج از شهر رفته و استراحت می کنم و مابقی را در تهران می گردم و به دوستانم سر می زنم. مرعشی در پاسخ به این سوال که هزینه زندگی خود را در این روزها چگونه تامین می کند؟ گفت: من کارمند دولت نبودم و به همین دلیل نیز حقوق بیکاری و بازنشستگی دریافت نمی کنم. منتهی پدر ما یک دهی داشت به نام قدرت آباد در نزدیکی رفسنجان که در آنجا 10 هکتار باغ پسته برای ما به ارث گذاشته که این باغ هزینه زندگی مرا تامین می کند. وی که اخیرا به عنوان سخنگوی کارگزاران سازندگی انتخاب شده است، در ادامه در باره نوع فعالیت های سیاسی خود در زمان دولت جدید نیز گفت: از آنجایی که فعالیت سیاسی و حزبی در کشور ما چندان به رسیمت شناخته نمی شود، در نتیجه فعالیت های سیاسی نیز در دولت جدید فروکش کرده است. من نیز تنها در حدود 2 ساعت در هفته در جلسه شورای مرکزی کارگزاران شرکت می کنم و غیر از این فعالیت سیاسی دیگری ندارم. مرعشی در پایان تاکید کرد که هر نهاد و یا سازمان دولتی و غیردولتی که تمایل داشته باشد، وی تجارب، داشته ها و توانایی های خود را به صورت رایگان در اختیار آنها قرار خواهد داد.

شمخانی، وزیر دفاع کابینه خاتمی

"علی شمخانی" وزیر سابق دفاع نیز که هم اکنون در "مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی" مشغول به فعالیت است، در خصوص اینکه چرا از توانمندی های مدیران گذشته در کشور به خوبی استفاده نمی شود، گفت: بهتر است این سوال به شکل کلی از نهادهای مسئول پرسیده شود. ولی نیروهای انقلاب، انتقال و بکارگیری تجارب خویش را به دلیل اینکه خود را خادم دائم این نظام می دانند، منوط به درخواست و یا داشتن جایگاه شغلی نمی کنند. وی تاکید کرد: نیروهای انقلاب رسالت "کمک کنندگی" و "تسهیل کنندگی" را با هر مکانیسیمی به شکل رسمی و غیررسمی بعنوان یک تکلیف در پاسداشت نظام، امام (ره) و شهدا به فعلیت می رسانند و بنده نیز مایلم اینگونه باشد.

علی صوفی، وزیر تعاون در دولت خاتمی

علی صوفی وزیر سابق تعاون در گفتگویی با خبرنگار سایت فردا پیرامون فعالیت هایی که در حال حاضر و پس از کار وزارتی انجام می دهد، گفت: بعد از پایان دولت بنده بازنشسته شدم و هم اکنون در هیچ جا فعالیتی ندارم. وی در پاسخ به این سوال که آیا در بخش خصوصی فعالیتی دارد؟ گفت: هیچ فعالیتی نه در بخش خصوصی و نه در بخش دولتی در حال حاضر ندارم. این وزیر سابق افزود: متاسفانه با تغییر دولت، کم لطفی هایی در خصوص انتصاب ها صورت گرفت. به صورتی که کلیه مدیران دولتی سالهای گذشته جز یک تعداد انگشت شمار، خانه نشین شده اند و از تجارب آنها هیچ استفاده ای نمی شود. صوفی اظهار داشت: تاکنون هیچ درخواستی از من برای ارائه تجربیاتم نشده است و این شیوه قطعا به ضرر کشور خواهد بود.

محمدعلی ابطحی، معاون حقوقی و پارلمانی سابق رییس جمهوری

در همین رابطه ابطحی به خبرنگار سایت فردا گفت: من کارمند رسمی صدا و سیما بودم که بر اساس قوانین این سازمان، کارمندان با 25 سال سابقه بازنشسته می شوند. من نیز در حدود 2 سال قبل و پس از اینکه 25 سال سابقه کاریم به پایان رسید، بازنشسته صدا و سیما شدم. البته هنوز کار تسویه حساب آن انجام نشده است و به دنبال آن هستم. بنابراین در حال حاضر هیچ کار دولتی ندارم. وی در خصوص فعالیت هایی که در حال حاضر انجام می دهد، گفت: از چند سال پیش موسسه غیرانتفاعی گفتگوی ادیان را تاسیس کردم که همسرم مدیر عاملی آن را بر عهده دارد. این موسسه یک NGO فعال در امور گفتگوی ادیان است که سازمان ملل نیز آن را به رسمیت شناخته است. همچنین مجله «اخبار ادیان» را نیز منتشر می کنم. ابطحی در پاسخ به این سوال که آیا مشکلات حقوقی پس از پایان کار دولتی برای وی بوجود آمده است؟ گفت: در این زمینه مشکل خاصی ندارم. تنها یک مصاحبه در خصوص وضعیت مجلس هفتم داشتم و گفته بودم که موج استعفای وزاری دولت در راه است. پس از پایان کار دولت، پرونده ای در خصوص این مصاحبه برایم تشکیل شد که چند باری برای پاسخگویی احضار شدم اما چندی است که خبری در این خصوص نشده است. وی در خصوص فعالیت های سیاسی خود نیز گفت: فعالیت های سیاسی من به سه بخش تقسیم می شود. یکی مطالبی است که هر روزه در وبلاگم می نویسم که به طور مستمر ادامه دارد و تلاش دارم که آن را با قوت ادامه دهم. از این طریق نظرات سیاسی خود را به صورت روزانه منتشر می کنم. معاون سابق رییس جمهوری افزود: بخش دوم فعالیت های سیاسی من مربوط می شود به مشاوره هایی که به دوستان داده و در جلسات سیاسی آنها به عنوان یک مشاور شرکت می کنم. ابطحی گفت: در نهایت من عضو موسس مجمع روحانیون مبارز هستم و طبعا زیر نظر این مجمع، فعالیت های خود را ادامه می دهم. در حال حاضر هم دبیر کمیته فرهنگی این مجمع هستم و زیر نظر اقای خاتمی فعالیت می کنم.

سید احمد معتمدی، وزیر سابق ارتباطات و فن آوری

معتمدی در گفتگو با خبرنگار سایت فردا اظهار داشت: در حال حاضر عضو هیات علمی دانشگاه امیر کبیر هستم و غیر از این کار، هیچ فعالیتی چه در بخش خصوصی و چه در بخش دولتی ندارم. وی متذکر شد: البته بخش عمده وقت روزانه من مصروف به پاسخ گویی سوالات دیوان محاسبات می شود که هیچ ارزشی ندارد. چرا که پرونده های متعددی در خصوص اعضای دولت سابق تشکیل داده و من نیز چون عضو این دولت بودم، مدام تحت سوالات بیهوده قرار می گیرم. این وزیر سابق تصریح کرد: پرونده هایی که علیه اعضای دولت قبلی تشکیل شده، بی محتوا است که ارزش چندانی ندارد و اگر بخواهیم برای افراد از اینگونه پرونده ها درست کنیم، می توانیم چندین هزار پرونده تشکیل دهیم. معتمدی از بیان محتوای پرونده هایی که علیه وی در دیوان محاسبات تشکیل شده، خود داری کرد اما اظهار داشت: به صورت موردی نمی خواهم در این مورد صحبت کنم. اما به طور کلی سمت و سوی این پرونده ها چندان مناسب نیست. به طور مثال مدیری 11 فعالیت در زمان مدیریت خود انجام داده که 10 مورد آن سودآور بوده و یک مورد ضرر داده است. حالا آقایان می گویند که آن مدیر باید ضرر را از جیب خودش پرداخت کند که این نوع استدلالات بی منطق است و در هیچ کجای دنیا اینگونه نیست. متاسفانه مشاهده می شود که از اینگونه پرونده ها برای اکثر اعضای دولت سابق تشکیل شده است. وی در خصوص فعالیت های سیاسی خود نیز گفت: در حال حاضر فعالیت خاصی ندارم و تنها در جلساتی که در بنیاد باران تشکیل می شود به صورت پراکنده شرکت می کنم.

از دیگران چه خبر؟

خبرنگار سایت فردا علی رغم اینکه تلاش کرد با تمامی اعضای کابینه گذشته مصاحبه داشته باشد، اما موفق به این امر نشد چرا که دسترسی به تعدادی از وزرای سابق از جمله عطاالله مهاجرانی که در خارج از کشور به سر می برد، مقدور نبود. همچنین افرادی چون یونسی یا خانم ابتکار حاضر به پاسخگویی در این زمینه نشدند. به هر حال خبرنگار سایت فردا کسب اطلاع کرد که معصومه ابتکار معاون سابق رییس جمهوری در حال حاضر استاد دانشگاه تربیت مدرس بوده و از آنجایی که عضو هیات مدیره این دانشگاه می باشد، به صورت رسمی از آنجا حقوق دریافت می کند. وی همچنین یک NGO را تحت عنوان «مرکز صلح و محیط زیست» تاسیس کرده که در خصوص مسائل زیست محیطی و حفاظت از آن فعال است. معصومه ابتکار همچنین در تلاش برای انتشار مجدد فصل نامه «فرزانه» است که چندی است منتشر نمی شود. محمد شریعتمداری وزیر سابق بازرگانی در حال حاضر در دفتر مقام معظم رهبری به عنوان مشاور مشغول فعالیت است. مسعود پزشکیان وزیر سابق بهداشت و درمان نیز گفته می شود که هم اکنون در تبریز به سر برده و در تعدادی از مراکز درمانی مشغول طبابت می باشد. برادران شرکا و محمد رضا عارف نیز در دانشگاه تهران تدریس می کنند. احمد مسجد جامعی وزیر سابق ارشاد هم اکنون مسئولیت موزه قران را برعهده دارد. محمود حجتی وزیر سابق جهاد و کشاورزی نیز با تاسیس یک مرکز مطالعاتی در خصوص کشاورزی روزگار می گذراند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مشكل حاميان تندرو از جمله مسايلي است كه دو دولت خاتمي و احمدي‌نژاد همواره با آن روبرو بوده‌اند. شخصيت‌هايي چون اكبر گنجي، عمادالدين باقي، ابراهيم نبوي، عباس عبدي، هاشم آغاجري، محسن كديور، يوسفي اشكوري و... از جمله كساني بودند كه با شعار حمايت از خاتمي نام و ناني يافتند اما قهرمان‌بازي‌ها، تندروي‌ها و رفتارهاي خلاف قانون آنان باعث برخورد قضايي با آنها شد. اما خاتمي در اثر فشار اطرافيان خود و شايد هم با نگرش سياسي به نوع برخورد با حاميانش و لزوم تنها نگذاشتن آنها، به دفاع از اين مجرمان و مقابله با قوه قضاييه پرداخت! بي‌شك اين روش‌ براي روح لطيف و حساسي چون خاتمي آسيب‌هايي را به دنبال داشت كه از جمله مهم‌ترين آنها كم‌توجهي به مشكلات اساسي جامعه، سلب اعتماد متدينين و دلبستگان به نظام و آلودگي فضاي سياسي جامعه و دامن زدن به شعار حاكميت دوگانه بود. احمدي‌نژاد اما تاكنون نشان داده است كه با درس گرفتن از تجربه تلخ خاتمي، چندان توجهي به حاميان تندرو خود نداشته و حاضر نيست اعتبار خود و فرصت اندكي كه براي سازندگي مادي و معنوي كشور در اختيار دارد را صرف دفاع و حمايت از تندروي‌هايي كه با شكلي جديد اما به نام دفاع از او صورت مي گيرد، بكند. بي شك روش احمدي‌نژاد نيز آسيب‌هايي را براي وي در پي خواهد داشت كه از جمله مهم‌ترين آنها از دست دادن حمايت اين تيپ از حاميان خود بلكه مخالفت آنها با وي در درازمدت خواهد بود. اما احمدي‌نژاد خوب مي‌داند كه آنچه مهم است حمايت مردم عادي و نخبگان از دولت نهم است و توجه به اين دو گروه مي‌تواند ضررهاي مخالفت تندروها - كه زماني از مهمترين حاميان وي در انتخابات بودند - را جبران كرده و مهمتر از همه ريشه تندروي را بخشكاند. شايد مهدي كروبي با همين استدلال، نفوذ عده‌اي روزنامه‌نگار تندرو را مهم‌ترين دليل شكست جبهه دوم خرداد قلمداد كرد.

آري! چه خوب بود اگر خاتمي مثل احمدي‌نژاد رفتار مي كرد...

ر . ي

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

تنها 6/5 درصد پرونده‌هاي تجاوزات جنسي، منجر به حكم محكوميت شده و هم‌‌اكنون وقت آن است تا با آمار شرم‌آور در تجاوزات جنسي، برخورد مناسب‌تري داشته باشيمروزنامه «گاردين» در گزارش تأسف‌آوري نوشت: براي هيچ‌كدام از سربازان، نام دختر مهم نبود و به اين جزييات توجهي نمي‌كردند. تنها نكته مورد توجه آنان، اين بود كه او يك دختر ويتنامي باكره بود. يكي از سربازان مي‌گويد: او مثل يك حيوان بود، ما فقط در صف ايستاده و منتظر بوديم.
تجاوزات جنسي چه در ويتنام، عراق و يا كورن وال، اعتماد قربانيان به جهان را نابود كرده است. واقعيت بي‌اعتنايي چند نفر به رنج و درد يك انسان ديگر هيچ‌گاه رو به زوال نرفته است.
هنوز هم خشونت‌هاي جنسي در سطح هشداردهنده‌اي است. سال گذشته، بيش از سيزده‌هزار زن بريتانيايي مورد تجاوز واقع شدند. اين آمار غير از مواردي است كه هيچ‌گاه گزارش نشده است. بر پايه آمارهاي مؤسسه تحقيقات جنايي بريتانيا، از هر شش مورد تجاوز جنسي، تنها يك مورد گزارش مي‌شود.
چرا اين امر اينقدر شايع شده است؟ پذيرش اين ايده كه نفس رابطه جنسي تهاجم‌آميز براي يك مرد لذت‌آور است، سخت است، چرا كه بيشتر آنان نيز پس از مدتي دچار بيماري‌هاي روحي و افسردگي مي‌شوند. براي مثال؛ در زمان جنگ ويتنام، اختلالات و استرس‌هاي ناشي از اين تجاوزات در سربازاني كه آنجا بودند به شدت مشهود بود. امروزه نيز استرس‌هاي رواني نظامي‌گري به عنوان توجيه شكنجه‌هاي جنسي «ابوغريب» و جاهاي ديگر مطرح مي‌شود.
اتهامات اشتباه در تجاوزات جنسي نسبت به ديگر جرايم كمتر است.
در سال‌هاي دهه 70، حدود يك‌سوم پرونده‌هاي تجاوزات به محكوميت منجر شده بود. اين ميزان در دهه 80 به يك‌چهارم رسيد و امروزه نيز به 6/5 درصد موارد گزارش شده رسيده است و در مناطقي چون «گلوكستر شاير»، «سوفلك» و «كمبريج شاير» در ازاي هر صد زن شاكي، تنها دو مرد محكوم مي‌شوند. آيا بايد متقاعد شويم كه زنان در اين‌باره دروغ مي‌گويند؟
مطمئنا هيچ كس پيشرفت سيستم قضائي را انكار نمي‌كند. زماني كه رنگ پوست قرباني به جوك قضات تبديل مي‌شد، گذشت، اما خلأ بين قوانين كتاب‌ها و عمل به اين قوانين هنوز هم زياد است.
نظرسنجي سال گذشته مؤسسه ICM در انگليس نشان داد كه يك نفر از هر سه نفر معتقد است كه نقش خود زن از نظر رفتاري و نحوه پوشش در اين‌كه مورد تجاوز قرار بگيرد، نقش اساسي دارد كه در اين مورد، مردان و زنان متفق‌القول هستند

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سخنان رئیس دیوان محاسبات کشور در مدح و ثنای احمدی نژاد و نقل جملاتی که وی را در حد پیامبری ارتقاء می دهد، با عکس العمل های گسترده از سوی فعالان سیاسی کشور مواجه شد. به گمان بنده – حتی تبلیغ مقام پیامبری برای فردی به نام احمدی نژاد – با هر نیتی صورت پذیرفته باشد - ولو ایجاد سوژه برای طنزنویسان کشور- گناهی نابخشودنی است و وظیفه صاحبان کلام و قلم است که نسبت به آن بی تفاوت ننشینند. در هر حال به نظر حقیر این مسئله از پنج موضع قابل توجه است: 1 . گوینده کلام، رحیمی کردستانی دارای مدرک دکترای حقوق است. بیش از 20 سال تجربه کار اجرایی دارد و اکنون در یکی از حساس ترین پست های نظارتی حکومت ایران قرار گرفته است. شک نکنید او خود را بسی بالاتر از امثال احمدی نژاد می داند و نه به لحاظ فکری و نه واقعی چنین شانی برای احمدی نژاد قائل نیست. کما اینکه در انتخابات هم او از شخص دیگری حمایت کرد. پرسش اینجاست که با این وصف چرا رحیمی چنین سخنانی را در چنین جمعی و در حضور شخص احمدی نژاد مطرح کرده است؟ البته باید از او پرسید اما به هر بهانه و باهر نیتی بوده باشد، قطعا موجب تنزل جایگاه رحیمی در انظار مردم – و حتی مقامات عاقل دولتی – می شود. رحیمی بسیار پخته تر از آن پنداشته می شد که این گاف بزرگ از وی سربزند! ۲. احمدی نژاد یک مهندس میانسال ایرانی است. فردی است معمولی و متوسط الحال – با احتمال کمتر یا بیشتر از متوسط- شخصیت معنوی ندارد و بعید می دانم روضه خوان بودن وی – که گفته می شود در برخی محافل ویژه بدان مبادرت می ورزد- بتواند شانی چنان مرتفع برایش دست و پا کند که خود را اهل کرامات- بلکه معجزات- در حد اولیا و انبیاء بداند. ملت ایران گفته های او را در مورد هاله نور در سازمان ملل که چیزی جز نور پروژکتورهای ویژه برروی سن سخنرانی نبود، فقط یک شوخی تلقی کردند و بازگویی این حادثه در دیدار با آقای جوادی آملی هم نمک این شوخی بود. البته بعید به نظر می رسد سخنان آقایان خزئلی و جنتی در وصف او را جدی گرفته باشد زیرا این بزرگان هر از چندگاهی چنین مزاح هایی می فرمایند از جمله اینکه وجود احمدی نژاد هدیه خداوند است و یا نامه او به بوش یک الهام از سوی خدا بوده است! شوخی او با رحیمی در همین نشست هم نشان می دهد خود وی هم چنین خزعبلاتی را جز شوخی نمی پندارد. اما.....اما چرا این مرد در برابر اینگونه حرکات که به جای تقدس بخشیدن به احمدی نژاد، تقدس زدایی از دین را در پی دارد، سکوت کرده و به تبعیت از مرادش علی – که فرمود بر چهره مداحان زیاده گوی خاک بپاشید- و نیز رهبرش امام خمینی – که در برابر مداحی متملقانه یک مداح به خدا پناه برد - خاک بر روی مداحان چاپلوس نمی پاشد، به خدا پناه نمی برد و آنان را از انتساب چنین خوارق عادتی به خود نهی نمی کند، جای تعجب بسیار است و این شک را بوجود می آورد که نکند محمود احمدی نژاد باورش شده است که بلاواسطه به منبع فیض الهی وصل شده است. به فرض اگر چنین هم باشد که خیلی تامل بر انگیزخواهد بود، او باید بداند هفده میلیون رای که برای او ساماندهی شد، با هدف ایجاد رفاه، رفع تبعیض، رفع فقر و بیکاری و سامان دادن به وضع معیشتی مردم بود و نه خلق کرامات و معجزه و الهام گرفتن از ماوراء طبیعت برای هدایت همه انسان ها از جمله بوش و دیگر سران سیاسی دنیا!3 . سکوت برخی مقامات سیاسی و مذهبی در برابر چنین هتک حرمتی از پیامبر یک نمره منفی برای ایشان به حساب می آید. بی تردید مقایسه احمدی نژاد با پیامبر و حتی اجازه دادن برای چنین مقایسه ای یک توهین آشکار است و در واقع نوعی تقدس زدایی از پیامبر. نفس طرح این موضوع چه بسا عوام را به این اندیشه بیندازد که نکند پیامبر نیز فردی مانند احمدی نژاد بوده است! بزرگانی که در برابر شعار- و نه الزاما برنامه اجرایی - احمدی نژاد در مورد اذن ورود بانوان به ورزشگاه ها، آنچنان بر آشفته می شوند، چگونه است در برابر مقایسه توهین آمیز او با پیامبر، ساکت نشسته اند؟ چرا روزی که آقای جنتی، احمدی نژاد را یک پیام آور آسمانی و الهام گرفته از خدا نامید، اعتراضی شنیده نشد و امروز که رئیس دیوان محاسبات به خاطر دو روز بیشتر ماندن در اریکه قدرت، نام پیامبر را بدنام می کند، کسی فریاد وااسلاما سر نمی دهد؟! ۴. به محض اعلام نتیجه آرای ریاست جمهوری نهم، تلاش برای تراشیدن یک مقام معنوی آسمانی برای راه یافته به کاخ ریاست جمهوری شروع شد. ابتدا از کفش های پینه بسته او، سپس وعده های آنچنانی برای آماده کردن زمینه ظهور امام زمان و هاله نور و پلک نزدن 28 دقیقه ای حضار مجمع سازمان ملل تا الهام گرفتن از خدا برای نوشتن یک نامه برای بوش و اکنون خنده او در مقابل ثناخوانی مشمئز کننده رئیس دیوان محاسبات کشور. آیا جز این است که می توان چنین پنداشت که طراحان این سناریوی خنده دار، ملت ایران را کودن فرض کرده؟ ملتی که به رفاه، رای داده و اکنون وعده های آسمانی درو می کند؟! و نفس بر نمی آورد؟ به گمان من سخنانی از این نوع، بزرگ ترین توهین به ملت ایران است. گردانندگان چنین خیمه شب بازی هایی، سکوت مردم را به علامت رضا تلقی نکنند. شاید این سکوت عمق عصبانیت مردم است. شوخی با باورهای دینی مردم هرگز بی جواب نمانده است. طراحان این سناریو مطمئن باشند که جوابی بس سخت از مردم خداباور ایران خواهند گرفت. ملت ایران نیک دریافته اند که مقایسه چنین مردان عادی با پیامبر است که زمینه ساز توهین خداناباوران به پیامبر و کشیدن کاریکاتورهای آنچنانی می شود. ۵. مجموعه مواردی از این دست نشان می دهد که دولت اسلامی از تحقق وعده های واقعی درمانده است و در نظر دارد ذهن مردم را از شعارهای ایام انتخابات به موضوعات ماوراء طبیعت بکشاند تا مردم منتظر آوردن نفت به سر سفره هایشان نباشند. احمدی نژاد وعده داد ایران را بسازد آنهم با دست این مردم و با استفاده از امکانات همین مملکت اما امروز باز کردن جبهه نبرد جهانی و نامه نگاری های منتسب به الهام آسمانی، جایگزین چنان وعده هایی شده است. آیا بهتر آن نبود همانطوری که در ایام انتخابات وعده دادند، به جای حرف زدن و شعار دادن به وضعیت معیشتی مردم بپردازند؟ دولتی که وعده کار داد، به گفته یاران خود اقرار دارد که در چند ماه گذشته، یکصد هزار کارگر را بیکار کرده است. آیا ایجاد کار اولویت مردم است یا تشبیه احمدی نژاد به پیامبر و....؟! کلام آخر اینکه بازیچه قرار دادن باورها و مقدسات مردم در دولتی که مدعی اسلامی بودن است، ابدا کار شایسته ای نیست. به عنوان یک هم میهن و جزئی از جامعه سیاسی ایران به کارگزاران دولت اسلامی! توصیه می کنم بیش از این مردم را ناآگاه و ساده فرض نکنند. به جای ورود در عرصه های سیمرغ، بهتر آن است در مقام نوکری ملت - که داعیه دار آنند - وظایف واقعی و زمینی خود را انجام دهند. ملت اگر محتاج کمک های آسمانی باشند حتما درهای دیگری غیر ازدروازه کاخ ریاست جمهوری را خواهند زد! دروازه مردانی که حرف و عملشان چندان با هم فاصله دار نباشد! خوبست همگان دریابیم تقدس و جایگاه معنوی را خدا و قلوب مومنان می سازند نه دستورالعمل های دولتی!

سیدهاشم هدایتی

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رفتار تبعيض آميز برخي مسئولان فدراسيون فوتبال با بازيكنان تيم ملي باعث ايجاد ناراحتي هايي شده است. در حالي كه حفظ حجاب و رعايت شئونات اسلامي بر هر فرد مسلماني در داخل و خارج از كشور واجب است، همسر يكي از بازيكنان مطرح تيم ملي فوتبال با ظاهري نامناسب در محل اردو اين تيم در آلمان حاضر شده و نظر اطرافيان تيم را به خود جلب كرده است.وي با توجه به آزادي عملي كه همسرش در تيم ملي دارد با فراغ بال و پوششي نامناسب و زننده در هتل محل اقامت ملي پوشان حضور مي‌يابد.مسئولان فدراسيون فوتبال به جاي برخورد با او خيلي ساده از كنار اين موضوع مي‌گذرند، اما با كوچكترين حركت از سوي ديگر ملي پوشان را به شدت برخورد مي كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پس از راديو، تلويزيون پرمخاطب‌ترين رسانه و يکي از موثرترين و گسترده‌ترين دستگاه‌هاي پيام‌رساني در جهان امروز به شمار مي‌آيد.
تلويزيون، صرف نظر از جهت‌گيري‌هاي محتوايي، به دليل استفاده از تصوير و جاذبه‌هاي بصري و هنري، نسبت به راديو و برخي از رسانه‌هاي ديگر، جذابيت و تأثير‌گذاري بيشتري بر افکار و رفتار مخاطبان خود دارد.
تلويزيون، علاوه بر بهره‌مندي از برخي ويژگي‌هاي عمده راديو، داراي مميزه‌هاي انحصاري، از قدرت نفوذ فوق‌العاده‌اي برخوردار است. فيلم‌هاي سريالي و سينمايي، انيميشن و برنامه‌هاي ويژه کودکان و نوجوانان همراه با موسيقي، تصوير و قصه‌هاي روان و جذاب، مي‌تواند در آداب و عادات بينندگان، تغييرات بنيادين ايجاد كند. (1)
تلويزيون در واقع مجموعه‌اي از چند رسانه، از جمله سينما، تئاتر، نقاشي، موسيقي، راديو، کتاب و مطبوعات است که به آساني و ارزاني در هر خانه‌اي جاي مي‌گيرد.
البته امروزه در هواپيماها، قطارها، اتوبوس‌هاي بين شهري و حتي اتومبيل‌هاي سواري و نيز اماکني چون هتل‌ها، ترمينال‌ها، فروشگاه‌ها، فرودگاه‌ها و … تلويزيون به عنوان عمده‌ترين رسانه اوقات فراغت و ذهن و زندگي مردم را تحت تأثير تعليمات و تلقينات خود قرار داده و در تضعيف يا تقويت اعتقادات، آرمان‌ها، فرهنگ و سنن آنان نقشي کم‌نظير دارد.
تلويزيون با آموزش مفاهيم فرهنگي و اعتقادي و ترسيم و تبيين مصاديق و نمودهاي بارز اسوه‌ها و الگوهاي مثبت يا منفي و تبليغ و ترويج مصرف کالاها و محصولات داخلي يا خارجي و نهادينه‌سازي هنجارهاي مذموم يا ممدوح و حتي تغيير ذايقه و ذوق بينندگان، از جايگاهي کاملاً استثنايي برخوردار است.
نکته بسيار مهم اين است که قدرت تأثيرگذاري تلويزيون در بين دختران و پسران جوان به دليل برخورداري از خصلت و خصوصيات ويژه، بيش از ديگر طبقات سني در جامعه است. خطرخيز بودن فرآيند فعاليت‌هاي نامطلوب و هدايت‌نشده برنامه‌هاي تلويزيوني نيز همين جاست.
تمييز حقايق و واقعيت‌ها با آنچه در فيلم‌ها و سريال‌ها تلويزيوني که اغلب تخيلي، غيرواقعي و بعضاً آرماني است، به ويژه براي جوانان و نوجوانان، که از قدرت نقد و تميز کمتري برخوردارند، امري دشوار و اغلب ناممکن است، براي همين، بسياري از حوادث و رويدادهايي که در جريان فيلم‌ها و سريال‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني، طرح و ترويج مي‌شود، امور واقعي پنداشته شده و ميزان تأثيرپذيري مخاطبان را بيش از پيش افزايش مي‌دهد.
سطح و ميزان تقليد و پيروي نسل جوان از الگوها و قهرمان‌هاي معرفي شده از طريق تلويزيون را مي‌توان در مدل لباس و آرايش و اصطلاحات و عبارت به کار گرفته شده در محاورات و معاشرت‌هاي جوانان و نيز رويکرد آنان نسبت به هويت فرهنگي، افتخارات ملي و مقدسات مذهبي به خوبي مشاهده نمود.
طرح اين مطالب بدين منظور انجام گرفت که در بازشناسي آسيب‌ها و آفت‌هاي رايج در بين مردم به ويژه نسل جوان، نمي‌توان نسبت به بازخورد برنامه‌ها و فعاليت‌هاي آموزشي، تبليغي، تفريحي تلويزيون غفلت ورزيد و مطالعه آسيب شناسانه عملکرد برنامه‌ريزان و متوليان اين رسانه مهم و موثر را مورد توجه قرار نداد.
بنابراين، با تأملي مجمل بر آسيب‌ها و نارسايي‌هاي موجود در پروسه فعاليت‌هاي سياسي جمهوري اسلامي، قدر و قلمرو اين رسانه عظيم ملي را در حوزه آسيب‌هاي فرهنگي نسل جوان مرور مي‌کنيم:
1 ـ ماهيت ايدئولوژيک و آرماني انقلاب، باعث شده بود که متوليان سيماي جمهوري اسلامي در تدوين و تنظيم اصول و راهبردهاي کلان رسانه‌اي، فاقد الگوهاي عيني در جهان امروز باشند، چرا که غرب کاپيتاليسم و شرق کمونيزم از ارائه الگويي جامع و مانع در راستاي تعليم و تربيت و تزکيه انسان امروز عاجز بوده و دعوت به ماترياليسم و سکولاريزه كردن فرهنگ جهاني، محور و مدار اصلي جهت‌گيري‌هاي تبليغي و رسانه‌اي آنان به شمار مي‌رفته است. به اين ترتيب، مديران و ناظران سيماي جمهوري اسلامي، بايد بنابر اصل آزمون و خطا، تلاش خود را در مسير خلق الگويي استثنايي و در عين حال قابل فهم و قبول مخاطبان تلويزيون و نيز بر پايه آموزه‌هاي ديني به کار مي‌بستند تا بتوانند مانع نفوذ و تأثير رويکرد مادي و نيز تقويت باورهاي ديني و نشر اخلاق اسلامي در لايه‌هاي مختلف مخاطبان خود شوند.
علاوه بر فقدان فوق الگويي عيني و عملي، بي‌تجربگي و ندانم‌کاري‌هاي مسئولان و تصميم‌گيرندگان تلويزيون، ترسيم و تعيين دقيق و عملي چهارچوب فعاليت‌ها و جهت‌گيري‌هاي سيماي جمهوري اسلامي را با چالش‌ها و تهديدهاي عديده‌اي روبه‌رو ساخته (در سال‌هاي پس از انقلاب) زمينه‌هاي آسيب‌پذيري مخاطبان و بينندگان برنامه‌هاي تلويزيون را فراهم آورده بود.
اين چالش‌ها، باعث کم‌اعتنايي و بعضاً بي‌اعتنايي گروهي از مردم به ويژه جوانان و نوجوانان به رسانه عظيم ملي، و رونق و رمق نسبتاً چشمگير و نگران‌کننده رسانه‌هاي بيگانه در بين مخاطبان سيماي جمهوري اسلامي شد.
2 ـ بهره‌برداري جناحي و حزبي از رسانه ملي و تغيير، تحريف و تحليل اخبار و رويدادها و واقعيت‌هاي موجود جامعه براي تامين منافع و مطالع باندها و جناح‌هاي صاحب قدرت و نفوذ و نيز ناديده گرفتن مطالبات و نيازمندي‌هاي واقعي آحاد ملت ( که در سال‌هاي پس از انقلاب بعضاً شاهد آن بوده‌ايم) موجب بي‌اعتمادي مخاطبان به صداقت، استقلال و تقيدات ديني و اخلاقي متصديان و مديران تلويزيون شده است.
معضل ياد‌شده، آثار و نتايج بسيار تلخ و ناگواري را ( در حوزه مسايل ديني، اخلاقي) به وجود آورده است. عمده‌ترين خسران در فرآيند فوق، كشاندن آحاد ملت، به ويژه نسل جديد به سمت رسانه‌هاي بيگانه به منظور دستيابي به اخبار و تحصيل و تأمين نيازمندي‌هاي نرم‌افزاري خود بوده است، که پيامد آن نيز تزريق دين‌گريزي و کم‌رنگ نمودن باورهاي اسلامي و به هدر رفتن سرمايه‌هاي عظيمي است که براي اداره تشکيلات عظيم تلويزيون اختصاص يافته است.
خدشه دار شدن پاراديم مشارکتي نسل جديد در حوزه مسايل فرهنگي، سياسي و اجتماعي و در نتيجه احساس بيگانگي با فرهنگ و تأثير‌گذاران ديني کشور، يکي ديگر از پيامدهاي شوم استفاده باندي و جناحي، از موثرترين رسانه کشور است.
بدين ترتيب، تلويزيون که مي‌تواند رهبري افکار عمومي جامعه را در دست بگيرد تا حد تأمين نظريات و خواسته‌هاي يک جناح تنزل نموده و اکثريت شهروندان را به رسانه‌هاي آن سوي مرزها رهنمون مي‌سازد و لذا بر گستره و عمق آسيب‌هاي فرهنگي دامن مي‌زند، هرچند از مدتي پيش، تلاش‌هايي براي اصلاح اين آسيب به كار گرفته شده است.
3 ـ بناي برنامه هاي تلويزيون بر تعداد معدودي از صاحب‌نظران فرهنگي، ديني و سياسي و تحديد مديران فعاليت‌هاي علمي، آموزشي و تفريحي و … تلويزيون به چند موضوع خاص و به حاشيه راندن انديشه‌ورزان و کارشناسان لايق و با کفايت ( به بهانه‌هاي گوناگون) از ديگر آفات و آسيب‌هايي است که تشکيلات (صدا) و سيماي جمهوري اسلامي را (در مقاطعي از روند فعاليت‌ها) رنج داده است. اين امر لطمات جبران‌ناپذيري را بر رويکرد آحاد مردم به ويژه نسل جديد به عمده‌ترين تريبون نظام اسلامي وارد ساخته است.
برخي از مروجان و مبلغان فرهنگ و اخلاق اسلامي، بيش از دو دهه به طور مستمر و مداوم، بخشي از ساعات جمهوري اسلامي را در اختيار گرفته و به رغم وجود مبلغان، عالمان و اساتيد برجسته و با کفايت به همان تعداد انگشت شمار و تکراري بسنده شده است. پروسه نامطلوب فوق، پيامدي جز دلزدگي و رويگرداني بينندگان از برنامه‌هاي آموزشي، ديني و اخلاقي و… و در نتيجه آسيب‌شناسي فرهنگي، سياسي و اعتقادي مردم نداشته است.
۴ـ نظر به اين‌که تبليغات غير‌مستقيم و شرطي كردن مخاطبان (2)، از موثرترين و نافذترين شيوه‌هاي تبليغي در جهان امروز به شمار مي‌آيد و از طرفي، سيماي جمهوري اسلامي ( آگاهانه يا ناآگاهانه) با کنار هم قرار دادن برخي پديده‌هاي مطلوب و نامطلوب، باعث شرطي كردن منفي بينندگان و آسيب‌پذيري آنان مي‌شود. مثلاً تکرار سوژه‌هاي منفي از روستاييان ساده و صادق و بي‌پيرايه به عنوان افرادي ساده لوح، نادان و بي‌سواد و بي‌نزاکت تحت عنوان دهاتي رويکرد نسل جوان نسبت به سادگي، صداقت و قناعت را به شدت تغيير مي‌دهد. و يا براي مثال؛ در بسياري از فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي تلويزيوني، اغلب زنان با حجاب و داراي پوشش اسلامي در نقش‌هاي منفي (همسر معتاد، فضول، سخن‌چين، خرافاتي، بي‌سواد، بداخلاق و …) ظاهر مي‌شوند و بر عکس، زناني که از پوشش مناسب برخوردار نيستند، در قالب پزشک، تکنسين، استاد دانشگاه، دانشجو و… ايفاي نقش مي‌کنند.
جالب‌تر آن‌که در برخي سوژه‌ها نام‌هاي علي، اکبر، باقر، صادق، فاطمه، سکينه را بر افراد و اشخاصي که نقش مهمي را بر عهده داشته و با مجرمان و مفسدان ارتباط دارند مي‌گذارند. و يا برنامه‌هاي معمولي به ويژه طنز آميخته به سطحي‌ترين سوژه‌ها با بهترين و جذاب‌ترين شيوه‌ها و به کارگيري مشهورترين و با تجربه‌ترين بازيگران، نويسندگان و کارگردانان، توليد و پخش ، اما مفاهيم و معارف عميق ديني، اخلاقي و عرفاني ( بعضاً) با کم‌ترين دقت، سرمايه، براي اسقاط تکليف! و به شکل ناشيانه به تصوير کشيده مي‌شود.
بديهي است، اعمال روش‌هاي تبليغي و آموزشي مورد اشاره تغيير رويکرد بينندگان به ويژه نوجوانان و جوانان را نسبت به پوشش و آرايش مذهبي و مفاهيم و آموزه‌هاي ديني تأثير عميقي داشته است. به عبارت ساده‌تر اصول، ارزش ها و حجاب اسلامي تداعي کننده خرافات، بي‌سوادي، اعتياد و عقب‌ماندگي و رفاه، تکنولوژي، پيشرفت و ترقي و علم اغلب با موازين ديني و اصول اخلاقي نسبتي پارادوکسيکال دارد.
۵ـ دفاع مستقيم و گاه ناشيانه از اسوه‌ها، الگوها و رهبران ديني و طرح و تبليغ شفاف و صريح مقدسات ديني و ارزش‌هاي اخلاقي، بدون توجه به پيچيدگي‌هاي فرآيند تبليغات مدرن و غفلت از اصول و قواعد روانشناسي و جامعه‌شناسي در نشر و گسترش فرهنگ ديني، باعث واكنش منفي بينندگان برنامه‌هاي تلويزيون شده، تا آنجا که بعضاً افراد و پديده‌هايي که از سوي تلويزيون مورد تأييد، تحسين و تکريم مستقيم قرار گرفته‌اند، مورد بغض و انزجار مردم واقع شده‌اند. بي ترديد بخشي از آفت‌ها و آسيب‌هاي فرهنگي رايج در گروه‌ها و طبقات مختلف مردم، به ويژه نسل جوان (که بيشترين تعداد بينندگان تلويزيون را به خود اختصاص مي‌دهند) از دفاع ناشيانه و صريح از مقدسات، اسوه‌ها و اليت‌هاي فرهنگي و ديني در کشور ناشي مي‌شود.
يکي از شيوه‌ها و شکل‌هاي دفاع ناشيانه از مقدسات و ارزش‌هاي مذهبي، بسنده کردن به پخش سخنراني‌ها و ميزگردهاي خشک و خسته‌کننده و نشان دادن گل و بوته و پخش موسيقي در ايام ولادت ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ و در مقابل، پخش فيلم‌هاي سينمايي و برنامه‌هاي متنوع و نسبتاً پرخرج، به مناسبات تعطيلات نوروزي يا چهارشنبه آخر سال که طي سال هاي پس از انقلاب بار‌ها مشاهده شده است.
هرچند نبايد نسبت به رعايت نكردن شئونات ديني غفلت ورزيد، اما بدون ترديد امروزه دفاع بد و ناشيانه از مقدسات ديني، رهبران مذهبي و ارزش‌هاي اخلاقي به مراتب ضربات و صدمات مخرب‌تري بر باورهاي ديني و مباني اعتقادي مردم وارد ساخته و يکي از عوامل عمده آسيب‌زايي فرهنگي در بين نسل جوان به شمار مي آيد. و اين در حالي است که اغلب حساسيت‌ها و واكنش‌هاي ناظران و متوليان صدا و سيما در مورد قالب و پوسته شرعي برنامه‌ها، دور مي‌زند تا محتوا و هسته اصلي آنها.

6 ـ کارشناسان وسايل ارتباط جمعي معتقدند، هر يک از رسانه‌ها، کار ويژه‌هاي منحصري دارند که بدون توجه به آنها نمي‌توان از رسانه‌ها براي تحقق اهداف مطلوب بهره‌برداري کرد. به عبارت ديگر، نبود شناخت فلسفه وجودي و ويژگي‌هاي خاص هر يک از رسانه‌ها، باعث به هدر رفتن پتانسيل‌ها و سرمايه‌هاي موجود و توفيق نيافتن در پيام‌رساني مطلوب به پيام‌گير خواهد شد.
تلويزيون به نسبتي که از حرکت و تصوير متحرک و جذاب و پر کشش يک موضوع دور مي‌شود، هويت اصلي خود را از دست داده و به رسانه‌اي ديگر تبديل شده و نهايتاً به وسيله‌اي بي اثر، خنثي و حتي مضر تبديل مي‌شود.

در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب به دلايل مختلف، از جمله نداشتن نيروهاي باتجربه و لايق و نيز فقدان ابزار و امکانات سخت افزاري در موارد زيادي از تلويزيون به عنوان منبر و تريبون وعظ و خطابه استفاده شده و برنامه‌ها و آموزه‌هايي را که بايد از مثلاً راديو پخش مي‌شد، از تلويزيون، که رسانه‌اي پرهزينه بوده و کارکردي چند بعدي دارد، پخش مي‌شود.
بي ترديد اين نحوه بهره‌برداري از تلويزيون، علاوه بر صرف هزينه‌هاي کلان، موجب کاهش کمي و کيفي بينندگان و در نتيجه، بي‌اعتنايي و حتي انزجار پيام‌گيران نسبت به محتواي پيام (که چه بسا اگر از طريق منبر و راديو پخش مي‌شد، باعث جذب مخاطبان مي‌شد) شده و فرآيند تبليغات ديني و نشر فرهنگ اسلامي را با آسيب‌ها و چالش‌هاي جدي مواجه خواهد ساخت.

اين‌که بنيانگذار جمهوري اسلامي فرمودند: تلويزيون يک دانشگاه سراسري است، برخي از مسئولان گمان بردند که بايد اساتيد حوزه و دانشگاه را دعوت نموده و مردم هم همچون دانشجو و طلبه پاي تلويزيون بنشينند و درس اخلاق و دين و فقه و فلسفه و کلام و … فرا گيرند. براي همين ( هرچند امروزه اين شيوه استفاده از تلويزيون کمتر شده) سال‌هاي طولاني بيشتر ساعات برنامه‌هاي تلويزيون را وعاظ، معلمانان اخلاق خانواده، مداحان، سخنرانان، خطبا و مسئله گويان به خود اختصاص داده و به گمان خود، تلويزيون را به دانشگاه اسلامي تبديل کرده بودند. در حالي که در آن سوي مرزها، توليد‌کنندگان فرهنگي از طريق فيلم‌هاي سينمايي، سريال‌هاي تلويزيوني جذاب و جوان‌پسند با جهت‌گيري‌هاي ضد‌ديني و ضداخلاقي، توانستند، گروهي عظيمي از نسل جوان کشورمان را تحت آموزه‌هاي خود قرار داده و آسيب‌پذيري پر جمعيت‌ترين طبقه جامعه اسلامي را روز به روز افزايش دهند.
بنابراين، در بازيابي آسيب‌ها و آفت‌هاي فرهنگي در جامعه، نبايد نسبت به کار ويژه‌هاي رسانه به ويژه صدا و سيما غفلت ورزيد.

7 ـ تبليغ فرهنگ مصرفي و رونق بازار فخر فروشي و تجمل‌گرايي از طريق توليد و پخش فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي تلويزيوني، که طي آنها قهرمانان مثبت و موفق از مسکن و مرکب و اثاثيه منزل مطابق با زندگي اشراف و اعيان استفاده مي‌کنند، و ترغيب و تهييج بينندگان به برخورداري هر چه بيشتر از رفاهيات و تجملات، از طريق تبليغات بازرگاني، از ديگر عوامل زمينه‌ساز رشد و توسعه آسيب‌هاي فرهنگي و اجتماعي ( از طريق تلويزيون) در کشور به شمار مي‌آيد. ( 3)

چرا که تبليغ و نهادينه‌سازي تجمل گرايي، باعث ترويج و تعميق فرهنگ ثروت اندوزي و ناراضي بودن از وضع موجود و ثروت اندوزي بستر‌سازي تمامي مفاسد و انحرافات اخلاقي و فرهنگي در جامعه خواهد شد ( حب الدنيا رأس کل خطيئه).

8 ـ يکي از اصلي‌ترين محورهاي تبليغاتي سيماي جمهوري اسلامي دشمن‌ستيزي و القاي بدبيني عليه غرب و در رأس آنها آمريکا بوده است. هرچند نفس دشمن ستيزي بسيار لازم و ضروري است، اما سياه و سفيد ديدن ديده‌ها و رد يا پذيرش مطلق آنها نه لازم و نه مطلوب، نفي کامل غرب و دستاوردهاي آن به همان ميزان مضر است و مذموم که تسليم در برابر غرب.
اين فرآيند تبليغي، از يک سو و مشاهده و ملاحظه آثار و دستاوردهاي علمي و عملي متفکران غرب و حتي آداب و عادات پسنديده و مطلوب شهروندان غربي نظير نظم و انضباط، بهداشت فردي و اجتماعي، پشتکار، وفاق و همگرايي، اصالت منافع و مصالح ملي و… باعث بي‌اعتمادي و حتي واكنش منفي گروهي از جوانان و نوجوانان نسبت به سياست‌هاي تبليغي غرب ستيزانه تلويزيون خواهد شد. پروسه تبليغي فوق، حاصلي جز دروغ پنداشتن پيام‌هاي ضد غربي سيما و گرايش بخشي از بينندگان تلويزيون به فرهنگ و الگوهاي غربي و در نتيجه آسيب‌پذيري نسل جوان نخواهد داشت.

بنابراين، يکي ديگر از کاستي‌ها و ضعف‌هاي موجود در روند فعاليت‌هاي صداوسيما طي سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب، نفي فرهنگ و تمدن غرب به جاي نقد آن ( يا به عبارتي غرب‌ستيزي به جاي غرب‌شناسي) بوده است که اين نيز باعث آسيب‌زايي در عرصه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و حتي سياسي در کشور مي‌شود. در پايان اين بخش از مطالب به جاست به اين واقعيت مهم نيز اشاره شود که صدا و سيما بنابر قانون اساسي، تحت نظارت سه قوه و با مديريتي که توسط رهبري منصوب مي‌شود، اداره مي گردد، لذا کوچک‌ترين خطا و انحراف در جهت‌گيري‌هاي آن، بزرگ‌ترين آسيب‌ها و تخريب‌ها را بر فرآيند شکل‌گيري فرهنگ و هويت ديني و ملي مردم وارد خواهد ساخت و بدون واکاوي و بازشناسي رگه‌ها و عوامل آسيب‌زا در لايه‌هاي مختلف مديريتي و اجرايي آن، نمي‌توان شاهد آسيب‌زدايي از عرصه‌هاي فرهنگي و اخلاقي و اجتماعي در جامعه بود.

پاورقي‌ها:
1 ـ در آمريکا بيشتر متخصصان، بر اين باورند که رابطه مستقيمي بين ميزان خشونت برنامه‌هاي تلويزيوني و ميزان جرايم در جامعه وجود دارد. بنا به مطالعه انجام شده توسط « براندون نسترول»، که آمار جرايم را در آمريکا، کانادا و آفريقاي جنوبي پيش و پس از اختراع تلويزيون، مورد بررسي قرار داده است، در هر ده تا پانزده سال، ميزان جرايم در اين کشورها، دو برابر شده است.
۲ ـ شرطي شدن يا شرطي كردن، که براي نخستين بار در سال 1904 و در آزمايشي توسط «ايوان پاولوف»، دانشمند و فيزيولوژيست مشهور روسي، مطرح شد و پس از آن، انديشمندان ديگر، آن را در مطالعات و تحقيقات روانشناسي و جامعه شناسي به کار بردند، به معناي ترغيب فرد يا افراد مورد نظر به انجام عمل يا واكنشي است که در پاسخ به پاداش (در قبال هر عملي يا عکس العمل) از خود بروز دهند.
امروزه از اين روش در نظام آموزش و پرورش، تبليغات تجاري، فعاليت‌هاي حزبي و… بهره‌برداري‌هاي فراواني مي‌شود.
3 ـ اين در حالي است که صداوسيما با پخش خطبه‌هاي نماز جمعه، سخنراني‌هاي ارشادي و اخلاقي و توليد و پخش برخي فيلم‌هاي ماندگار ( مانند امام علي (ع) ) زهد و ساده‌زيستي را عمده‌ترين شاخص فرهنگي و ديني مسلمانان اعلام نموده و مردم را به قناعت و پرهيز از تجمل‌گرايي دعوت مي‌کند.

احمد رزاقي

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 خرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 صحن مطهر و بارگاه منور و ملكوتي حضرت فاطمه معصومه عليهاسلام پيش از ظهر روز 15 خرداد شاهد صحنه‌ي دوگانه‌اي از بزرگداشت 15 خرداد و تبليغات زودهنگام انتخاباتي يكي از نامزدهاي احتمالي مجلس خبرگان بود.

دلايل برداشت تحليلي بيانيه از طرح موضوع فوق در چند بند قابل توجه است؛

1. درخواست طرح سؤال در بين سخنراني و به تبع آن سردادن شعارهايي برهم‌ زننده نمي‌تواند عملكرد دقيق و حساب‌شده نيروهاي ارزشي و ولايتي باشد. زيرا فرزندان ولايت با الهام از اوامر مكرر ايشان طي سال‌هاي اخير و خصوصاً بيانات رهبري در مراسم سالگرد اخير امام راحل رضوان‌الله تعالي عليه مبني حفظ آرامش در جامعه بر اين درك رسيده‌اند كه اگر سؤال، اعتراض، شعار و سخني بر حق هم دارند بايستي بگذارند تا زمان مقتضي و در محفلي ديگر با منطق قوي و برهان صحيح و به موقع نظر خود را اعلام كنند، زيرا اين شيوه به مراتب مؤثرتر و موفق‌تر از شيوه‌هاي فوق (كه در جلسه 15 خرداد قم به كار رفته است) بوده و به صورت سيره‌اي عملي براي نيروهاي ولايتي جا افتاده است تا جايي كه چندسال اخير تمسك به اين ترفند و دستاويزي به اين حربه مظلوم‌نمايانه از دست فرصت‌طلبان و موج‌سواران تجديدنظرطلب بيرون آمد.

بنابراين مي‌توان برداشت كرد كه طراحان سؤال و شعار در مراسم 15 خرداد قم به نوعي به عنوان بازي‌خوردگان و استخدام شدگان طراحان اين عمليات رواني هستند البته بايد گفت طراحان اغتشاش و تشنج در اين مراسم در كار شيطنت‌آميز خود، به ظاهر تا جايي موفق عمل كرده‌اند كه حتي خود خطيب مراسم را نيز با خود همراه كردند از اين رو نمي‌توان آن وضعيت را فقط به گردن نيروهاي ولايتي گذاشت زيرا از سوي ديگر شاهد گردش توپ اغتشاش و تنش در زمين طراحان و خطيب مراسم است.

2. وجود شكاف فاحش و آگاهانه بين طرفداران خطيب و پيروان ولايت كه عمق آن در يك سال گذشته بيشتر و بيشتر شده است به دلايل فراوان از جمله برنتافتن وي در امر عدالت اجتماعي و داشتن راه و شيوه‌اي جدا از راه و شيوه ولايت چنين مدعايي را اثبات مي‌نمايد كه؛ به نظر مي‌رسد عده زيادي از انبوه جمعيت متراكم در مقابل تريبون خطيب مراسم كه تقريبا به طور يكدست به نفع او بر عليه سؤال كنندگان شعار مي‌دادند از قبل دعوت و توصيه شده بودند به نحوي كه بعضي از آنان چنان حريصانه و متعصبانه به نفع خطيب مراسم شعار مي‌دادند كه گويا با جاي ديگري مشكل دارند.

3. عجيب اين جاست كه رخ دادن اعتراضات و سردادن شعارها در بين جماعتي متشكل از عده‌ي كثيري فاضل و طلبه و ... معتقد به نظام و ولايت آن هم در مكان مقدسي چون حرم دخت امامت و ولايت، آن هم در مراسم بزرگداشت يوم الله 15 خرداد و در كنار حوزه علميه قم، آن هم در بين سخنراني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و باز آن هم در زماني از سخنراني كه از نظر صغري و كبراي كلام به هيچ روي جاي اعتراض و طرح سوال در آن نيست به طوري كه سردادن شعار محلي از اعراب ندارد مگر آن كه با برنامه قبلي و در چارچوب يك طرح عمليات رواني از قبل طرح‌ريزي شده باشد. آن هم به طرز كهنه و نخ‌نما شده‌اي كه بيننده و شنونده را به ياد ترفندهاي نيروهاي امنيتي رژيم سابق در بين سخنراني علما در گذشته مي‌اندازد.

4. اگر سوال شود؛ «فرايند فوق چه حاصلي براي اطرافيان نادان و يا خطيب دانا دارد؟»، جواب اين است كه اين فرايند نامقدس آنگونه كه تجربه نشان داده فرايند‌ي است از صفر تا صد و ادامه‌دار با دامنه‌ي گستره‌ي تبليغاتي تا حصول نتيجه براي انتخابات خبرگان و موج‌سواري نامزد مورد نظر و اطرافيان نادانش و به دست آوردن يك موقعيت مظلومانه و قديسانه، اما با هدفي مهم‌تر و بسي خطرناك‌تر از هدف اول كه در بيانيه‌هاي بعدي به آن خواهيم پرداخت؟

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

«جيل وورال» طي مقاله‌اي در روزنامه «تيمارو هرالد» چاپ نيوزيلند با اشاره به سفرش به ايران با بيان اين كه ايرانيان خواستار جنگ با غرب نيستند، مي‌نويسد: آنها تا سر حد مرگ از كشورشان دفاع مي‌كنند.روزنامه «تيمارو هرالد» چاپ شهر تيمارو واقع در جزيره جنوبي نيوزيلند، در صفحه مقالات ويژه خود، روزدوشنبه 22 خردادماه (12 ژوئن) مقاله‌اي را تحت عنوان «ايران آن كشور كليشه‌اي منفي كه تصوير مي‌شود، نيست»، به قلم خانم «جيل وورال» كه براي دومين بار همراه يك گروه گردشگري به كشورمان سفر كرده، منتشر كرد.نويسنده اين مقاله با بيان اين كه «تهران نامي است كه تصاوير مختلفي را به ذهن آورده و عكس العمل‌هاي مختلفي را در پي دارد كه تعداد معدودي از آنها مثبت است»، مي‌نويسد:«به همين دليل حتي من كه قبلا نيز به آن شهر سفر كرده‌ام وقتي مي‌خواستيم سوار پرواز خطوط هوايي امارات براي سفر به ايران شوم، قدري عصبي شده بودم؛ البته نه به اين خاطر كه از امنيت هم گروه‌هايم در ايران نگراني داشتم، بلكه به خاطر بر طبل جنگ كوبيدن‌هاي آمريكا بر سر برنامه هسته‌اي ايران بود. علاوه بر آن اقوام افراد گروه من هم مرتب به خويشاوندان خود توصيه مي‌كردند كه دست از اين سفر ماجراجويانه به كشور محور شرارت بردارند. ولي گروه من متشكل از افراد مصممي بود كه گوششان به اين حرف‌ها كه بعضي وقت‌ها از سوي فرزندان جوان‌تر آنها كه ظاهرا از والدين خود كمتر ماجراجو بودند، بدهكار نبود.»
وي در ادامه مي‌افزايد:« وقتي كه به فرودگاه جديد و پر زرق و برق تهران رسيديم، ما خانم ها دل مشغولي بيشتري داشتيم، زيرا بايستي روسري‌هاي خود را از كيف‌هاي‌مان در آورده و ضمن بر سر كردن آنها اطمينان حاصل مي‌كرديم كه دستان و پاهايمان نيز به شكل مناسبي پوشيده باشند. وقتي كه از هواپيما خارج مي‌شديم، يك خانم ايراني و سه دخترش به ما نگاه و يواشكي صحبت مي‌كردند. هنگامي كه به قسمت كنترل گذرنامه رسيديم، همان مادر با يكي از دختران خود به سمت من اشاره كرد. فكر كردم كه مقررات پوشش را درست اجرا نكرده‌ايم ولي دختر نزديك من آمد و گفت: «مادرم به شما خوشامد مي‌گويد.»
من در پاسخ به پيام مادر لبخند زدم و در يك چشم به هم زدن كل خانواده به سراغ گروه ما آمده، با ما گرم گفتگو شده و به ما سركردن زيباتر روسري را نشان دادند.من آخرين نفري بودم كه افسر مهاجرت پاسپورتم را كنترل مي كرد. او بدون گفت‌وگو مداركم را مرور و آنها را مهر كرده و سپس به من نگاه كرده و با لبخند گفت: «امروز نيوزيلندي‌هاي زيادي رسيده‌اند، به كشور زيباي من خوش آمديد.» آن روز بعد از ظهر من و يك عضو ديگر گروه به نام «آرتور» براي قدم زدن به پارك كنار هتل رفتيم. تنها تصويري كه ما از تهران در ذهن داريم، گروه‌هاي سياهپوش تظاهركنندگان است كه آدمك‌هاي رهبران غربي را در خيابان‌ها مي‌سوزانند. احتمالا آن بعد از ظهر تعطيل بود زيرا پارك پر از ايرانياني بود كه فوتبال، بدمينتون و شطرنج بازي مي‌كردند.نويسنده اين مقاله در ادامه مي‌نويسد: بچه ها منجمله دختر كوچولوهايي كه لباس‌هاي بسيار زيباي ميهماني به تن داشتند، همه جاي پارك مشاهده مي‌شدند. 70 درصد جمعيت ايران زير 30 سال سن دارند كه بايستي فكر هر كشوري كه قصد اقدام نظامي عليه آنان را داشته باشد، به شدت به خود مشغول كند. زيرا هرگونه بمباران ايران مساوي با كشتار جوانان خواهد بود.جيل وورال در ادامه اين مقاله مي‌افزايد: در مدتي‌كه در پارك قدم مي‌زديم با ديگر اعضاء گروهمان برخورد داشتيم كه اغلب آنها به نوعي متعجب شده بودند زيرا تقريبا هر 10 قدم يك نفر ما را متوقف كرده، سلام مي‌گفت و جويا مي‌شد كه از كدام كشور آمده‌ايم و در مورد ايران چه فكر مي‌كنيم.مثل اين كه تجربه همه اعضاء گروه مشابه بود. اغلب كشورها از ميهمان نوازي و نوع دوستي خود احساس غرور مي‌كنند، اما طبق تجربه من هيچ كدام از آنها با خونگرمي مردم عادي ايران قابل مقايسه نيست. ما اغلب از برنامه‌هاي تور خود عقب مي‌افتاديم نه به اين خاطر كه آدم‌هاي گروه من افراد تنبلي بودند بلكه به اين خاطر كه اغلب مردم دور ما حلقه زده و مي‌خواستند با ما گفت‌وگو كنند، عكس بگيرند و حتي ما را به خانه‌هايشان براي شام دعوت كنند.
يك روز بعد از ظهر در تپه هاي اطراف شيراز با باغ‌هاي گل رز و چشمه سارهايش در يك قهوه خانه كوچك توقف كرديم تا گروهمان را به ديدن بقاياي يك كاروانسرا ببريم. (كاروانسرا مهمانسراهاي مسير جاده ابريشم بودند كه مسافرين با اسب‌ها و شترهايشان در آنها اقامت مي‌كردند.) در حالي كه گروه رفته بودند گشتي در اطراف بزند، من، رضا راهنماي گروه و دو راننده اتوبوس‌ها هندوانه‌اي را كه پيش‌تر از دكه‌اي در كنار مسير خريده بوديم، بريده و منتظر افراد گروه بوديم كه برگردند. از دور ديديم كه آنها كاروانسرا را ترك و به سمت باغ‌هاي وسط راه و ما مي‌آيند، ولي هرچه منتظر شديم، نيامدند. ما به سمت پايين تپه حركت كرديم كه ببينيم چه بلايي بر سر گروه 21 نفره ما و يك راهنماي محلي آمده است. وقتي به لب جويبار پايين تپه با درخت‌هاي سرو تازه جوانه زده رسيديم، ديديم كه سه خانواده ايراني مشغول پيك نيك هستند. ايراني‌ها عاشق پيك نيك هستند و مفصل هم خوشگذراني مي‌كنند. فرش‌هاي ايراني روي چمن پهن مي‌شود، فلاسك‌هاي بزرگ چاي و قليان هم تقريبا همه جا هست. مردان گروه هم معمولا مسئول درست كردن كباب روي كباب پزهاي دستي هستند. وقتي من و رضا قدري به سايه‌هاي زير درخت هاي سرو خيره شديم، ديديم كه گروه 21 نفره ما بين سه خانواده در حال پيك نيك پخش شده‌اند. آنها به ما گفتند وقتي كه از كنار خانواده‌هاي ايراني مي‌گذشتند، ايراني‌ها به نوبت آنها را دعوت كرده و آنها را بين خانواده‌هاي خود تقسيم كرده‌اند. آنها به ما گفتند كه كفش‌هاي خود را در آورده، روي فرش‌ها بنشينيم و چاي بنوشيم.اين موضوع يك پديده‌اي نبود كه تنها يك بار اتفاق بيفتد، بلكه در طول سفر ما عادي شده بود. حتي وقتي كه در كمال تاسف يكي از اعضاء گروه ما دو روز مانده به آخر تور به زمين افتاد و مجبور شديم او را به بيمارستان ببريم، محبت و سخاوتمندي مردم ايران ما را مبهوت كرد.يكي از خانواده‌هايي كه قبل از افتادن آن خانم در رستوراني با وي گفت‌وگو كرده بود، به بيمارستان آمده بود تا اطمينان پيدا كند كه حال او خوب است. من بعد از اين كه يك شب را با خانم مجروح در بيمارستان گذراندم، وقتي ديدم كه پرستار شيفت شب پيش از اين كه به خانه‌اش برود، براي من صبحانه آورده، به شدت متعجب شدم. بعد از آن هم راننده آمبولانس و نگهبان بخش به ما سر زدند كه مطمئن شوند حال بيمار ما خوب است! من پس از دو تور طولاني به ايران مي‌توانم صادقانه بگويم كه چنين برخوردهايي نشان از اصالت واقعي بسياري از ايرانيان است، نه آن تصاوير كليشه‌اي كه ما در غرب مي‌بينيم.اكثر ايرانيان شيعه هستند، ولي مثل ما مسيحيان نيوزيلند كه تقيدات متفاوتي داريم، ايرانيان نيز چنين هستند. آنان افرادي تحصيل كرده‌اند، عاشق ميهماني و پيك نيك هستند و زنانشان زير حجابشان (روسري و مانتو) لباس‌هاي بسيار مدرن مي‌پوشند. نويسنده اين مقاله در ادامه، مي‌افزايد: ايرانيها بشدت مخالف ديكته كردن آنچه بايد انجام دهند يا ندهند از سوي قدرت‌هاي غربي به كشورشان مي‌باشند. آنها خواستار جنگ با غرب نيستند، اما به درستي به فرهنگ ايراني و كشور فوق‌العاده و اعجاب آور خود افتخار مي‌كنند. آنها تا سرحد مرگ از كشور خود دفاع خواهند كرد ولي من صميمانه اميدوارم كه هيچ وقت احتياج به چنين كاري نباشد.

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

1.علي دايي به احتمال زياد در بازي فردا مقابل ژاپن به بازي خواهد رفت. او که خود را براي بازي روز 5 مرداد 1425 آماده مي‌کند، گفت: به لطف خدا و دعاي خير مردم مصدوميتم چندان مهم نيست و با عصاي هميشگي در زمين حضور خواهم يافت و در پست تخصصي‌ام به مانند سنوات نزديک به صورت تک مهاجم بازي مي‌کنم و عصا را هم براي مصدوميت مي‌برم، نه براي کهولت سن. وي اضافه کرد، عواملي مانند تغذيه و ... در آمادگي وي بسيار موثر است.
2. فيفا فاش کرد که راز خداحافظي نكردن دايي را کشف کرده است. سخنگوي فيفا گفت: ما هر چه ديديم کدام افتخار است که دايي آن را به دست نياورده و به بهانه آن خداحافظي نمي‌کند، نتوانستيم چيزي بفهميم تا آن که نوه آلکس فرگوسن گفت: در ديدار فينال ليگ قهرمانان 1999 علي دايي در دقايق آخر نتوانست همراه بايرن مونيخ قهرمان شود و پدر بزرگم همراه منچستر قهرمان شد. به دنبال اين کشف، فيفا قول داد، کاپ ليگ قهرمانان را به دايي بدهد تا وي خداحافظي کند. فيفا مدعي شد که مي‌خواهد در تاريخ دست برده و نام علي دايي را در ليست تيم منچستر 1999 قرار دهد و يا بايرن را قهرمان 1999 اعلام کند.
3. زلاندو کراتوويچ، سرمربي ايران، گفت: من به توانايي‌هاي دايي ايمان دارم و وي ستون تيم من است. وي همچنين هرگونه شايعه در خصوص دست داشتن وي در ارنج تيم ملي را به شدت رد کرد.
4. فرزند کليزمن که اکنون در تيم ملي آلمان بازي مي‌کند، در ديدار تدارکاتي چند شب پيش ايران مقابل آلمان به هنگام دست دادن با علي دايي در ابتداي بازي گفت: چهره شما براي من آشناست و گمان مي‌کنم، شما را هنگام تماشاي بازي ايران ـ آلمان 1998 که پدرم گل زد و از تور دروازه شما خوشش آمده بود و مي‌خواست آن را ببرد، شما را پشت سر او ديدم، اما علي دايي (اين بار زودتر از آصفي) همه چيز را تکذيب کرد و گفت: من تازه از تيم ملي اميد آمدم و در آن زمان جاي ديگري بازي مي‌کردم.
5. علي دايي اظهار اميدواري کرد که در بازي مقابل لائوس، مثل ادوار گذشته، بتواند پنج تا شش بار هت تريک کند.
گفتني است، فدراسيون فوتبال ايران از فدراسيون فوتبال آسيا خواسته بود تا ايران را با لائوس هم‌گروه کند تا بلکه دايي پس از ده سال پايش به گل باز شود تا نوار موفقيت‌هايش پاره نشود. هم‌اکنون دايي با 2195 گل ملي در صدر گلزنان تاريخ فوتبال دنياست و فرانس پوشکاش، با بيش از 2000 گل اختلاف در رتبه دوم است، اما دايي هنوز موفق نشده در جام جهاني گل بزند.
وي ادامه داد: شايد اگر در جام جهاني اخير، هت تريک کند، حاضر شود موضوع خداحافظي خود را کمي جلو بيندازد. وي همچنين گفت: من تا آخر عمر مديون لائوسي‌ها هستم.

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

با گذشت 23 روز پس از آغاز بحران در تبريز (توهين روزنامه ايران به مردم آذري زبان) كه با تظاهرات و درگيري بين مردم و مأموران پليس و امنيتي همراه شد و خسارات سنگيني بر جاي گذاشت اكنون به نظر مي رسد«روزنامه شرق» مي‌رود تا به سرنوشت روزنامه ايران دچار شود و تبريز را آبستن بحران كند.روزنامه شرق در مورخ چهارشنبه 17 خرداد جاري و در شماره 777 خود در صفحه ويژه انقلاب مشروطيت پرداختي به موضوع «ستارخان سردار ملي»دارد كه منجر به كپي و پخش آن مطالب از ديروز در سطح شهر تبريز شده است و حاكي از تلاش‌ها براي شكل دهي بحران دوم در استان‌هاي آذربايجان استبر اساس اين گزارش در مقاله «ستارخان سردار ملي»به قلم احسان رشيدي، ستارخان به عنوان مردي عامي و كاملاً بي‌سواد و در عين حال راهزن معرفي شده استروزنامه شرق اخيراً اين مقاله را از سايت اينترنتي خود حذف كرده است و گفته مي‌شود ديروز هيئت نظارت به مطبوعات در اين رابطه تشكيل جلسه داده و روزنامه شرق را به همين دليل به دادگاه معرفي كرده است.
به نظر مي رسد با توجه به عواقب احتمالي چنين مقاله‌اي در شرق تلاش مي شود مقاله مكتوم مانده و عده بيشتري در جريان آن قرار نگيرند.بر پايه اين گزارش، از ديروز در محافل عمومي سطح شهر تبريز از جمله اتوبوس و تاكسي صحبت از روزنامه شرق و مقاله آن مي‌شود و عده‌اي از كيوسك‌هاي مطبوعاتي تبريز نيز از فرصت استفاده كرده و با كپي كردن آن با هزينه‌هاي گزاف به صورت مخفيانه به مردم مي‌فروشند.همچنين از شب گذشته عوامل فرصت طلب با پخش اين مقاله در مناطق حاشيه نشين تبريز مردم را به اعتراض و راهپيمايي دعوت كرده‌اند.اين گزارش حاكي است، در بخش جنجال برانگيز مقاله «ستارخان سردار ملي» روزنامه شرق آمده است: ستارخان مردي عامي و كاملاً بي‌سواد و لوطي مشرب بود. مدتي هم كدخدايي محله اميرخيز تبريز شد.وي در فرقه شيخيه بوده به ثقةالاسلام پيشواي شيخي‌هاي آذربايجان ارادت بسيار داشت. ستارخان بنابر عادت لوطي‌گري يك بار با ماموران مظفرالدين ميرزا وليعهد و حاكم آذربايجان درگير شد و به زندان افتاد اما از زندان گريخت و براي امرار معاش اقدام به راهزني كرد و ...»


تحريك احساسات هموطنان آذري ادامه دارد  

برخي عناصر تجزيه طلب با توزيع بيانيه هاي اعتراضي در ميادين و مكانهاي پرتردد تهران، هموطنان آذري را به ادامه تجمعات تحريك مي كنند. 
 بر اساس گزارشهاي رسيده بعضي عوامل اغتشاش گر با نوشتن متنهايي با مضمون تحريك احساسات هموطنان آذري از آنان خواسته اند با تجمع در برابر مكانهاي دولتي از جمله مجلس شوراي اسلامي، راه اندازي كانال تلويزيوني 24 ساعته تركي،
تاسيس فرهنگسراي ادبيات آذري و تصويب قوانيني به نفع ترك زبانان را پي گيري كنند.
برخي افراد نيز در مراكز دانشگاهي با تحريك دانشجويان به ايجاد آشوب و تخريب وسايل درصدد سوءاستفاده از وضعيت موجود هستند.
در برخي شب نامه ها با اشاره به نزديكي ايام چهلم كساني كه "كشته شدگان حوادث اخير آذربايجان" ناميده شده، خواستار تداوم تظاهرات اعتراضي شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وكلاي مجلس هفتم با تاخيري دو ساله اصول گرايي خودرا به ملت عرضه كردند!آنان كه در حدود يك سال همكاري با خاتمي سكوت، مدارا، دوستي، همراهي و همدلي را در پوشش تعامل با دولت اصلاح طلب پيشه كرده بودند، در يك سال همزماني با دكتر احمدي نژاد ملت را به يك امر مهم رهنمون شدند كه اصول گرايي مجلس از نوع اصلاح طلب است!!نامه 210 امضايي وكيلان در حمايت از هاشمي و دامن زدن به نمايش از پيش ساخته شده قم به مردم فهماند كه صدها تذكر به رئيس جمهور درمدت چند ماه، قلع و قمع بودجه او، اعتراض پي در پي به سفرهاي استاني-مردميش، بغض واعتراض نسبت به نامه الهي-سياسي وي به بوش جنايتكار، چالش با طرح افتخارآميز هسته اي و حتي اعتراض دلسوزانه!! به طرح اعلان افسانه اي بودن هولوكاست از سوي رئيس جمهور از جانب مجلسيان و نطق ها، مصاحبه ها، هتاكي ها و... همه و همه در راستاي كدام نقد كارشناسي و تعامل صورت مي‌گيرد؟ملت پس از اعلان نامه 210 امضائي وكلا دريافت كه چرا برخي وكيلان آن هم به ويژه از نوع اصول گرا تنها درد وغم مليشان حول محور مخالفت با سخنان، تصميمات و برنامه هاي عدالت محور احمدي نژاد رقم مي‌خورد و چرا درپي هر كاركرد يا سخنان خداپسندانه ومردم گرايانه او رگهاي گردنشان متورم شده، تير زبان را تا قلب ملت شليك مي‌كنند؟ هم چنين ملت به درستي و روشني متوجه شد كه چرا وكيلان اين همه دردمندي را از آن روي انجام مي‌دهند كه وكيل الدوله نباشند؟!!ونيز براي آنها كه يك سال اصلاح طلبي دين ستيز را همراهي كرده اند، خط قرمز دين و سياست جز درهاشمي خلاصه نمي شود.هم چنين فريادهاي توهين آميز پيوسته در مجلس عليه رئيس جمهوروعدالت محوري هاي او با هربهانه و با كدام بها و ازكدام منشا وبا كدام مقصد سر داده مي‌شود؟بنابراين چه تفاوتي بين افاضات اصولگرايان با نعره هاي اصلاح طلبان است؟!
واين وكيل المله ها ملت را و دين را و روحانيت آنهم از نوع  اصيل آن را در هاشمي وتنها هاشمي مي‌نگرند، بديهي است كه خط و جهت و سمت و سوي آنان جز برحول هاشمي نمي چرخد.وكيلان در آزمون بسيار بدي ملت را به گواهي طلبيدند و ملت پس از اين قربت معنا دار و البته شفاف و صريح به روشني دريافت كه جز پشيماني از آراء خود و گرفتاري دوباره در ورطه كارگزاراني، هيچ اصولي را در مجلس هفتم نبايد دنبال كنند. آرزوي ملت آن بود كه شايد حتي يك وكيل دراعتراض به زنداني بودن 10 روزه چند طلبة حوزه امام صادق(ع) احساس مسؤليت كند. طلبه هايي كه 10 روز زندان بدون ملاقات و بدون جرم تنها به دليل درخواست سؤال از هاشمي متحمل مي‌شوند و اي كاش يك وكيل جرات پرسش دربارهْ گروه چماقدارهاي هاشمي را به خود مي‌داد كه در 15 خرداد تكراري دوباره از چماقداران پهلوي را به نمايش گذاردند.البته ملت يك نكته اساسي را بدست آورد كه اصول گرايي اصلاح طلبانه مجلس هم از نوع كارشناسي و هم بعد درون گفتماني و هم دردمند هاي عالمانه عليه خرافه گرايي و هم .... در پيوند با روحانيت اصيل هاشمي رفسنجاني است. پس براي اين وكيلان هيچ مساله ملي و بين المللي پر اهميت تر از احيا و ابقاي هاشمي نبوده ونيست. اين است رسالت و مسئوليت وكيلاني كه نمي خواهند وكيل الدوله باشند!! هرچند به بهاي گزاف آن را پيگيري كرده و به مقصد برسانند.

فاطمه رجبي

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

روز 22 خرداد امسال به ياد 22 خرداد پارسال، كه زنان تجمع بي‌مجوز و ناموفقي را در جلوي دانشگاه تهران برگزار كرده بودند، تجمعي بدون مجوز در ميدان هفت‌تير تهران برگزار شد. همان‌طور كه انتظار مي‌رفت، هزار و پانصد و اندي گروه و حزب و شخص و شخصيت و ملكه و سازمان و غيره تا روز 22 خرداد از اين تجمع حمايت كردند و چند ساعت بعد از آن‌كه از طرف پليس با تجمع‌كنندگان برخورد شد، هزار و پانصد و اندي گروه و حزب و... برخوردهاي خشونت‌آميز را محكوم كردند. روز بعد، جمال كريمي راد، سخنگوي قوه قضائيه اعلام كرد كه در اين تجمع، هفتاد نفر بازداشت شده‌اند كه البته اين اظهارنظر، مشكوك ارزيابي مي‌شود، چراكه به زحمت، تعداد تجمع‌كنندگان به هفتاد نفر مي‌رسيد، در نتيجه به نظر ما احتمالا تعدادي از رهگذران هم به گمان اين‌كه در تجمع حضور دارند، بازداشت شده‌اند!
نكته ديگري كه جالب توجه بود، پوشش خبري گسترده و انتقادات وسيع رسانه‌ها و تريبون‌‌هاي اصلاح‌طلبان از به كارگيري پليس زن براي برخورد با تجمع‌كنندگان بود. به نظر مي‌رسد، بالاخره بايد اصلاح‌طلبان موضع خود را مشخص كنند كه آيا برخورد با بانوان تجمع‌كننده توسط پليس مرد بهتر است يا پليس زن؟ «ناجا» كه نمي‌تواند براي برخورد با يك تجمع، روبوكاپ وارد كند، مي‌تواند؟

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

چهار نفر از طلاب بازداشت شده در مراسم 15 خرداد قم همچنان در زندان لنگرود اين شهر به سر مي برنددر حاليكه ده روز از حادثهْ قم مي گذرد، چهار نفر از دستگير شدگان اين حادثه همچنان در بازداشت هستند و حتي خانوادهْ اين افراد هم اجازه ملاقات با آنان ندارد. همچنين دادگاه ويژه روحانيت قم هم حاضر به پذيرش وثيقه جهت آزادي اين افراد نيست.در اين رابطه يك مقام آگاه در دادگاه ويژه روحانيت قمگفت: حتي اگر ما هم بخواهيم اين افراد را آزاد كنيم، اراده هايي وجود دارد كه مانع اين كار مي شود.اين در حاليست كه، محافل خبري نزديك به هاشمي رفسنجاني ادعا مي كنند اين افراد با وساطت وي آزاد شده اند. گفتني است، اين افراد تنها قصد طرح سوالاتي از هاشمي رفسنجاني را داشتند كه با واكنش تند محافظان وي مواجه شدند و پس ضرب وشتم فراوان به زندان منتقل شدند.

+ نوشته شده در  جمعه 26 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ديدار دهها تن از كارگردانان سينماي ايران با مقام معظم رهبري عصر امروز در فضاي صميمي برگزار شد و هنرمندان عرصه سينما به بيان ديدگاههاي خود پرداختند. به گزارش فارس، «مجيد مجيدي» كارگردان مطرح سينماي ايران كه جوائز معتبري از جشنواره‌هاي داخلي و خارجي را كسب كرده اجراي مراسم را برعهده داشت و نقش مجري را ايفا كرد.

در ابتداي اين ديدار 3 ساعته 16 نفر از كارگردانان سينماي ايران از جمله مسعود جفعري جوزاني، تهمينه ميلاني، شهريار بحراني، محمدرضا اصلاني، جواد اردكاني، فريدون جيراني، محمد درمنش، رسول صدرعاملي، جواد شمقدري، مجيد مجيدي، حسين فرخي، ابراهيم حاتمي‌كيا، محمدعلي نجفي، كيانوش عياري، محمد نوري‌زاد و عليرضا رئيسيان به تشريح ديدگاه‌ها، مسائل و دغدغه‌هاي خود در عرصه فرهنگ و هنر كشور از جمله سينماي ايران پرداختند كه رهبر انقلاب با دقت به تمام سخنان آنان گوش مي‌دادند.

*در اين ديدار صميمي «ابراهيم حاتمي كيا» سينماگر عرصه‌هاي دفاع مقدس در سخنان خود با اشاره به اينكه رزمندگان و فرماندهان دوران دفاع مقدس پس از پايان جنگ با كسب درجه سرداري، امكان انتقال تجربيات خود را در عرصه‌هاي مختلف فراهم ديده‌اند، پيشنهاد كرد تا با اعطاي عناويني چون سرداري به سينماگران دفاع مقدس به آنان اجازه دهند تا در توليد سينماي جنگ راحت‌تر فعاليت نمايند.

*«محمد نوري‌‌زاد» كارگردان سينما و تلويزيون و سازنده فيلم « شاهزاده ايراني » در اين ديدار با خواندن ياداشت مقاله‌اي، به نقد شرايط موجود فرهنگي كشور پرداخت.

*هنگاميكه «تهمينه ميلاني» در سخنان خود به بيان برخي از مشكلات سينماگران كشور پرداخت، تصريح كرد: من با احساسات خود فيلم مي سازم تا بتوانم اين شرايط سخت را تحمل كنم و رهبر معظم انقلاب نيز در بخشي از سخنان خويش با اشاره به اين كارگردان زن سينماي ايران، فرمودند: مثلا اين خانم كه مي‌گويند با احساسات خود فيلم مي‌سازد اگر با نيت خدايي فيلمي بسازد كه موجب تقويت ايمان، افزايش انضباط اجتماعي و احساس مسئوليت شود، اجر الهي نيز كسب خواهد كرد.

*رهبر معظم انقلاب در سخنان خود به تفاوت نظرات كارگردانان حاضر در جلسه اشاره كردند و ضمن تاكيد بر ضرورت انتقاد سازنده، تصريح كردند: من نقد را با نيت اصلاح‌گري مي‌پذيرم.

*«ابوالقاسم طالبي» كه به دليل كسالت در بخش سي‌سي‌يو يكي از بيمارستانهاي تهران بستري است و با كمك يك همراه و به سختي در مراسم حاضر شده بود در پايان مراسم خود را به نزديكي حضرت‌ آيت‌الله خامنه‌اي رساند و رهبري نيز براي سلامتي وي دعا كردند.

*«حبيب‌الله بهمنـي» كارگردان سينماي كشور در پايان مراسم چفيه رهبر معظم انقلاب را از ايشان به رسم يادبود گرفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمد نوري زاد كارگردان سينماي ايران روز گذشته در ديدار جمعي از كارگردانان سينما با مقام معظم رهبري متني را قرائت كرد كه در پي مي آيد.


بنام خداوند خوب و محبوب .
رنج فرهنگي ما، منفك از رنج اقتصادي و سياسي و اجتماعي ما نيست. كه اين همه همواره بر هم اثر مي‌گذارند. يا دست همديگر را مي‌گيرند، يا پوست همديگر را مي‌درند
رنج بزرگ و محوري سينماي ما، همان رنج بزرگ و محوري صدا و سيماي ماست و آن، همان است كه ساير دستگاههاي ما مبتلاي اويند. سينماي ما از بي‌برنامگي رنج مي‌برد.
شايد يكي بگويد: نه برادر، بودجه‌اي كه به حوزه فرهنگ تعلق مي‌گيرد، بسيار ناچيز است. كه من، شخصا اين مهم را مي‌پذيريم. متاسفانه، توزيع بودجه، بخصوص آنجا كه به عرصه فرهنگ مي‌رسد، دامن بر مي‌كشد و قناعت پيشه مي‌كند. اين را مي‌پذيرم. اما اين را هم قبول دارم كه تريلي تريلي پول اگر پشت در اتاق مديري كه منفعل است و دور خود مي‌چرخد، انبار كنيم جز هدر دادن پول، كاري نكرده‌ايم. مثل كوهي از كتابها و فيلمها و سريالهاي بي‌ربط با تعلقات جامعه كه با حمايت بي‌دريغ مديران ما چاپ و توليد مي‌شوند و بر قامت مردمان ما فرو مي‌ريزند، اما با كمترين فصل مشترك با مخاطبان خود مواجهند و رغبتي بر نمي‌انگيزند. من روزمرگي در سينماي كشورمان را مهمترين عامل ركودها و كج روي‌ها و هدر دادن فرصتها و سرمايه‌ها مي‌دانم. روزمرگي بختكي نيست كه از آسمان فرود آيد و بخشي از دارايي فكري و پولي ما را فلج كند. بلكه قرار گرفتن آدمهاي كم بنيه، كم هوش، كم رمق، كم انگيزه، ترسو، و البته پرمدعا بر برخي از منصب‌هاي مديريتي‌است!‌بهمين دليل است كه در طول اين سالها، بخصوص در حوزه فرهنگ، و با توجه به كوهي از كارهاي صورت گرفته، كمترين ابتكار عمل، نفوذ، تاثير و كارآمدي را شاهد بوده‌ايم
شايد علت اصلي اينهمه ناكارآمدي و احتياط فراوان و ترس و مراقبت بيرون از حد مديران ما كه سانسوري وسيع و همسنگ اختيار كرده، حساسيت فراوان حاكم بر حوزه فرهنگ است. كه يعني ما در هيچيك از حوزه‌هاي اقتصادي و اجتماعي و سياسي كشورمان، به اندازه حوزه فرهنگ، متولي و كارشناس و خبره و صاحبنظر نداريم.
كساني كه با كوچكترين لغزش قابل اغماض دست اندركاران فرهنگي، سخت بر مي‌افروزند و فرد خاطي به تب و لرز مي‌اندازند.
بهرحال، عزيزما، حساسيت فراوان كارشناسان ديني بخصوص، باعث شده است كه فيلمسازان و هنرمندان صاحب نام، عطاي كاركردن در اين وادي را به لقايش ببخشند و در عوض به موضوعات كم ضرر و بي‌ضرري بپردازند كه سي سال پيش هم مي‌شد به آنها پرداخت، و زبانم لال اگر رژيم نيز برگردد، كسي متعرضشان نشود
اين است كه شما و ما در چهره كلي سينماي كشورمان، شانه از درد و داغ مردم، آرزوهاي آنان، و اثري از دوستان و دشمنانشان، و حسرتها و زحمتهاي بهم پيوسته‌آي كه باعث شدند در اين غوغاي غارتگري جهاني، نامي به بلنداي انقلاب اسلامي برآيد، نمي‌بينيد. سينماگران ما هرگز به زخمي كه از آمريكا و كلا غرب بر تن ما نشسته، نمي‌انديشند. هرگز به استقلال ناب اين سرزمين كه همه كشورهاي دنيا، حسرت يك ساعتش را دارند، نمي‌انديشند چرا؟
چون حضور در جشنواره‌هاي خارجي، مختصاتي دارد، و بايد اين مختصات را رعايت كرد يعني نمي‌شود در فيلمي ارزان و هنرمندانه و جهان پسند، دست برگلوي مطامع آمريكا فشرد و انتظار داشت همين فيلم، سر از اسكار و كن در آورد. بهرحال، عزيز ما، چهره امروز جامعه ما، با همه غنايي كه با خود دارد و همه ما را همين غناهاي بطئي و محوري بر سر پا نگاهداشته، سخت از ناهنجاريهاي اقتصادي و اجتماعي خراش خورده است. آسيب‌هاي برخاسته از مثلا بيكاري ويرانگر و آزار دهنده، آنهم با عنايت به اينهمه ذخاير، و فرصت‌هاي بي‌بديل و فراوان، نه چيزي‌ست كه با بارش كوهي از كتاب و فيلم و توصيه‌هاي اخلاقي ترميم شود. صميمي بگويم كه ما، سرمان را با توليد يكصد فيلم سينمايي در سال گرم كرده‌ايم. و حال آنكه سالانه، حداقل دو هزار فيلم خارجي و حواشي آن، عرض و طول اوقات مفرط فراغت مردمان ما را در هم پيچيده است و مفري براي ما نگذاره است. ظهور فرهنگ ريا و چاپلوسي در ساحت كاري مديران ما، كار را بدانجا رسانده كه سپر امني در اطراف اغلب آنان بالا برده است و كمتر كسي را امكان نفوذ و پرسش و اخواهي حق و مطالبات درست است. من هرگز زحمت مديران صادق و هنرمندان فهيم و دردمند خود را ناديده نمي‌گيرم، اما آنچه كه بر سر فرهنگ ما سايه انداخته، اتفاقا رجعيت به هويت ملي و ايماني ما نيست كه بايد از آن ارتزاق كنيم و سر برآورديم و غرور بورزيم، بلكه يك ابر آرام و بي‌طپش است كه نه از آن اميد برقي مي‌رود و نه باراني!
مثلا وقتي در محاكم قضايي ما، با همه زحمتهايي كه كشيده مي‌شود، ابتدايي ترين شون انساني تحقير مي‌شود، براي ترميم عاطفه‌هاي خراشيده، آيا با فيلم و كتاب و توصيه‌هاي اخلاقي مي‌توان كاري كرد؟ سينماي امروز ما، در مجموع، يك سينماي خنثي است. يا نيشتري به داخل مي‌زند كه اشتياق جشنواره‌هاي خارجي را برانگيزد، يا براي آراستن تركيب ظاهري، يكي دو كار مسئولين پسند مي‌سازد و ديگر هيچ، مابقي همه خنثي و يك بار مصرف!
سخن آخر من، به بي‌برنامگي فرهنگي باز مي‌گردد. در هيچ دستگاهي از دستگاههاي فرهنگي ما، براي دو سال و پنج سال آينده و اينكه جامعه ما و جامعه جهاني در اين سالها به چه فراورده‌هاي فرهنگي محتاج است، كاري صورت نمي‌پذيرد همگي دستگاههاي فرهنگي ما، درگير امروز خويش‌آند. علتش نبود فرماندهي واحد فرهنگي است. و اين مشكل محوري جامعه ما در ساير حوزه‌ها نيز هست. ظاهرا مصوبه‌هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي را بايد علاوه بر دستگاههاي فرهنگي، ساير دستگاهها نيز بر چشم بگذارند، اما نه شورا در اين سالها موفق بوده، و نه كسي در مجموع، براي مصوباتش تره خورد كرده است
نتيجه اين مي‌شود كه برد و باخت يك بازي فوتبال، اوضاع ما را در هم مي‌پيچد و همه را انگشت به دهان مي‌برد كه اين فتنه از كجا پا گرفته است؟
آيا مگر نه اينكه استعدادهاي بي‌فرهنگي موجود، فارغ از برنامه‌ها ي جورواجور ما و در زير لايه‌هاي زيرين جامعه، سر به كار سامان خود داشته‌آند، در حالي كه ما مصرانه، اصرار بر نديدن و بحساب نياوردنش داشته‌ايم.
بگويم و بگذرم كه موضوع 99% فراورده‌هاي فرهنگي ما، بخصوص در حوزه سينما و تلويزيون، كاملا آورد خود سازندگان اين آثار بوده است. و نه كاري كه از درايت دستگاهي برخاسته باشد و انجام آن را به هنرمندي وانهاده باشد. اينگونه است كه مي‌بينيد پول كلاني از جيب مردم رفته و شرايط ساخت اثري فراهم شده اما در نهايت جز اتلاف وقت و سرمايه خراش و دهن كجي عايد مردم و نظام نشده است .
روزي به يكي از مديران ارشد صدا و سيما برخوردم كه نشسته بود و از سر دلسوزي، سخنان خود شما را سانسور مي‌كرد به او گفتم دوست عزيز، اين سخنان جامع الاطراف مولاي ما، مجوز پخش غليظ‌ترين و تندترين برنامه‌هايي است كه مردم حسرت تماشاي يك دقيقه‌اش را دارند. چرا نبايد سر تيتر بخشهايي از برنامه‌هاي شما مثلا مبارزه با فقر و فساد و فحشا باشد!؟ چرا كاري نمي‌كنيد كه مدير دلسوز و كارآمد، احساس سرافرازي كند، و نابكاران وكلاشان هر كه هستند، تن و بدن شان بلرزد؟ چرا مردم را با توصيه‌هاي مكرر از روزه خواري نهي مي‌كنيد اما بي‌تفاوت از كنار ميليارد خواري عده‌اي مي‌گذريد؟ به او گفتم: سربازي مگر جز اين است؟ اين كه سر نخي از اشارات فرمانده‌ات را بگيري و سرت را به آستان حضرت دوست بسپري و حال آنكه رهبر تو، شفاف‌ترين، طوفاني‌ترين، آگاهانه‌ترين، و مشفقانه‌ و دلسوزانه‌ترين رهنمودها را به من و تو و آحاد جامعه مي‌دهد
اين يعني مجوز پخش، نترس! خودت را فهميده تر و داناتر ندان!
مولاي ما، عزيز منا، همه اين‌ها كه گفتم، مانع از اين نمي‌شود كه قدر نعمت‌ها را ندانيم و سپاسگزار زحمت‌ها و رنج‌ها و دلشورگي مديران و هنرمندانه نباشيم كه بي‌ادعا و غيرتمندانه، سر به خدمتي موثر و صادقانه فرو برده‌اند. اينان، غواصان قليل و بندگان شاكر دستگاه خداوندي اند. سپاس اينان را .سپاس!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اصول‌گرايان به مثابه طيفي‌اند بر يك مركز و دو پيرامون. رويكرد جريان‌هاي مركزگرا بر آرمان‌گرايي و جريان پيرامون مياني بر واقع‌گرايي و جريان پيرامون بيروني بر عمل‌گرايي استوار است.  گرچه مباني كلي تصميم‌گيري در مركز و دو پيرامون طيف اصول‌گرا همسو مي‌باشد ولي با توجه به رويكرد‌هاي متفاوت (آرمان‌گرايي، واقع‌گرايي، عمل‌گرايي) به تصميم‌گيري‌هاي مختلف دست مي‌يابند.

1.  جريان‌ «حزب‌الله»

 جريان‌ «حزب الله» در مركز طيف اصول‌گرايان قرار دارد و مباني تصميم‌گيري‌ آن بر اساس حفظ اصول و ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي مانند ولايت‌«‌پذيري»، شهادت‌طلبي، معنويت‌گرايي، عدالت‌خواهي، ساده‌زيستي، ظلم‌ستيزي و دفاع از مظلوم مي‌باشد.  در اين ميان ولايت‌پذيري ستون خيمه و عنصر اصلي تصميم‌سازي است. چنانچه مقام معظم رهبري موضعي را اعلام نمايند، بدون مولوي و ارشادي نمودن آن، سرلوحة تصميم‌سازي جريان‌ حزب‌الله قرار مي‌گيرد. اين روش تصميم‌سازي علاوه بر مبناي شرعي (اطاعت از ولايت‌ فقيه) بر مبناي قانوني (اجراي سياست‌هاي ?لي متخذه از اصل 110 قانون اساسي) نيز متكي مي‌باشد.

 

2.  جريان‌هاي «آبادگر»

جريان‌هاي «آبادگر» در پيرامون مياني طيف اصول‌گرايان قرار دارند و مباني تصميم‌گيري‌شان بر اساس ولايت«‌مداري»، عدالت‌خواهي، ساده‌زيستي، ظلم‌ستيزي، دفاع از مظلوم بوده و فاقد ساير مباني مي‌باشند. در اين ميان گرچه ولايت‌‌«مداري» ستون خيمه و عنصر اصلي تصميم‌سازي آنان است ولي تحت تاثير متغيرهاي سياسي قرار دارند. نتيجة اين روش، ‌تصميم‌سازي در چارچوب «واقع‌گرايي» است. به طوري كه در طول زمان شاهد كم‌رنگ شدن آرمان‌ها و ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي خواهند بود.

آبادگران مجلس، آبادگران شوراي اسلامي شهر تهران و آبادگران دول?ي و بخشي از اعضاي جبهه پيروان خط امام و رهبري در پيرامون مياني طيف اصول‌گرايان قرار دارند.

 

3. «بدنة اصلي پيروان خط امام و رهبري»

«بدنة اصلي پيروان خط امام و رهبري» در پيرامون بيروني طيف اصول‌گرايان قرار دارند و مباني تصميم‌گيري‌شان بر اساس ولايت‌«گرايي»، معنويت‌گرايي، ظلم‌ستيزي، دفاع از مظلوم بوده و فاقد ساير مباني مي‌باشند.  در اين ميان گرچه ولايت‌«گرايي» ستون خيمه و عنصر اصلي تصميم‌سازي آنان است ولي تحت تاثير منافع فردي، گروهي و حزبي قرار دارند. نتيجة اين روش تصميم‌سازي در چارچوب «عمل‌گرايي» است به طوري كه در طول زمان شاهد استحالة برخي از آرمان‌ها و ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي خواهند بود.

حزب مؤتلفه پس از جلسه با حزب تجديد‌نظرطلب مشاركت و حجت‌الاسلام ناطق نوري پس از مصاحبه با روزنامة غرب‌گراي شرق در اين بخش از ساختار سياسي اصول‌گرايان قرار مي‌گيرند.

 

جريان تجديد نظرطلب

چيدمان جريان تجديدنظرطلب به مثابة طيف ساختاري مركز ـ پيرامون قرار دارد. به طوري كه روندگرايش به سمت مركز با رويكردي افراطي همراه است.  بينش جريان‌هاي مركزگرا، اساساً بر دگماتيسم سياسي (به مفهوم ايمان به سكولاريسم) و بينش جريان‌هاي پيرامون‌گرا، بر عمل‌گرايي استوار است، از اين رو مباني كلي تصميم‌گيري مركز و پيرامون همسو نيست ولي به‌ دليل اشتراك در مخالفت با جريان اصول‌گرا نوعي همگرايي در تصميم‌گيري را به نمايش مي‌گذارد. البته اين همگرايي تا زمان كسب قدرت ادامه دارد ولي پس از آن به انحصارطلبي (مانند انحصارطلبي حزب مشاركت در دولت هشتم) يا به نوعي گسست (مانند استعفاي نمايندگان تجديدنظرطلب شوراي اول اسلامي شهر تهران ) يا به اپوزيسيون‌گرايي (تحصن 70 نفره برخي از نمايندگان مجلس ) مي‌رسند.

 

1. جبهة دموكراسي‌خواهي و جبهة صلح ‌طلبي

جبهة دموكراسي‌خواهي و جبهة صلح‌طلبي (شامل حزب مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب، افرادي با محوريت ابراهيم يزدي يا با محوريت عزت الله سحابي) جريانِ مركزگرايِ طيف تجديدنظرطلب است كه مباني تصميم‌گيري‌شان بر اساس جزم‌گرايي سكولاريستي (جدايي ايدئولوژي ازسياست يا جدايي دين از دولت) غرب‌گرايي و جمهوري‌خواهي است.

گرچه اين مباني از يك سو بر تجديدنظر افراطي نسبت به اصول و ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي تاكيد دارد ولي از سوي ديگر با وجود نيروهاي محدود  اقدام به تشكيل دو جبهه مجزا نموده‌اند كه نشان از شكاف و ظاهري‌بودن اشتراك در مباني دارد به‌ ‌‌طوري كه در تشكيل دو جمهوري سوسياليستي و جمهوري ليبراليستي اشاره مي‌كنند.

از آنجا كه عنصر اصلي تصميم‌سازي بيان مباني سه‌گانه (سكولاريسم غرب‌گرا و جمهوري‌خواه) مرتب در حال جابه‌جايي است، روش تصميم‌سازي آن‌ها براساس ذهنيت‌هايي است كه آن را قانون مي‌نامند و به تبع، خودشان را قانون‌گرا خوانده و منشا آن را نهضت مشروطيت اعلام مي‌نمايند. اين در حالي است كه تا كنون عينيتي به جز قانون اساسي مشروطه نداشته‌اند كه آن نيز بر مبناي سلطنت است نه جمهوريت، از اين رو روش تصميم‌سازي جريان افراطي مركزگرا بيشتر بر ذهنيت و نوعي ذوق و احساس قرار دارد.

 

2. جريان روحانيون مبارز و گروه‌هاي همسو

جريان روحانيون مبارز وگروه‌هاي همسو تحت عنوان جريان موسوم به خط امام در پيرامون ساختار تجديد نظر طلب قراردارند.

اين جريان گرچه با تشكيل جبهه اصلاحات خود را اصلاح‌طلب مي‌داند ولي دو التقاط سوسياليستي (چپ اسلامي) و التقاط ليبراليستي را در كارنامة خود دارند، به طوري كه به نظر مي‌رسد اصلاحات از نگرش سوسياليستي آن‌ها در دهه اول انقلاب صورت گرفته است و آن‌ها را از خط عدالت‌خواهي به سوي خط سرمايه‌داري جهاني سوق داده است.

مباني تصميم‌گيري اين جريان بر قانون اساسي، غرب‌گرايي، تساهل و تسامح متكي است. البته اين تساهل و تسامح همواره در راستاي همگرايي با جريان تجديد نظرطلب افراطي گرايش دارد. چنانچه مي‌توان آن را عنصر اصلي تصميم‌سازي آن‌ها نيز ناميد. گرچه آقاي خاتمي با ارايه لوايح دوقلو (لايحه قانون تغييرانتخابات و لايحه قانون افزايش اختيارات رياست‌جمهوري) تسليم تجديدنظرطلبي جريان افراطي گرديد و نوعي عدول از قانون اساسي را ارائه كرد ولي با اجراي به موقع انتخابات مجلس هفتم و همكاري با آقاي كروبي در ارائه نامۀ موسوم به 168 نماينده  مجلس به منظور مقابله با نامۀ موسوم به 123 نفر نماينده تجديدنظرطلب افراطي (نامه معروف به جام زهرسياسي) كه در آن خواستند تجديدنظر رهبري در نگرش به رابطه با آمريكا، وجود دو دولت در فلسطين اشغالي، تغييرات در افراد شوراي نگهبان وتشخيص مصلحت) مجلس ششم، سعي كرد روش تصميم‌سازي جريان تجديدنظرطلب را قانون‌گرا نمايد كه در شمارۀ بعدي به مصاديق اين تصميم‌گيري‌ها خواهيم پرداخت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

با ورود يكي از چهار گروه مشهور راك آمريكايي به موضوع برخورد با دو ايراني به دليل اعمال منافي عفت، پروژه شكستن قبح اعمال غيراخلاقي در ايران، وارد مرحله‌اي تازه شد.
بنا بر اين گزارش، گروه راك، معروف به «پت شاپ بويز» براي دو همجنسگراي ايراني، كه به دليل اعمال منافي عفت مجازات شده‌اند، آواز خوانده‌اند. اين آواز در آلبوم جديد اين گروه بنام بنيادگرا درباره اعدام دو همجنسگرا در شهر اهواز ـ كه در سال گذشته اعدام شدند » خوانده شده است.
اين آلبوم، آلبوم شماره پنج موزيك بريتانياست كه دو هفته پيش بازار به عرضه شده و قرار است از 26 ژوئن (دو هفته بعد) در آمريكا نيز توزيع شود.اين، تازه‌ترين سرمايه‌گذاري غرب بر سر شكستن قبح اعمال منافي عفت به شمار مي‌رود كه به نظر مي‌رسد با برنامه‌اي حساب‌شده و در راستاي اعمال فشارهاي حقوق بشري بر ايران دنبال مي‌شود.اين پروژه هم‌زمان با گسترش تحركات همجنس‌بازان در كشورهاي مختلف اروپايي است. اين گروه به رغم مخالفت‌هاي آشكار جورج بوش، رئيس‌جمهور آمريكا با رسمي كردن ازدواج‌هاي آنان، به تازگي تحركات خود را در آمريكا هم افزايش داده‌اند.اين در حالي است كه طبيعتا انجام عمل قوم لوط بنا بر قوانين اسلامي، مجازات اعدام را در پي دارد.صاحب‌نظران بر اين باورند، انجام اقدامات فرهنگي، مقاوم‌سازي و تقويت بنيان خانواده، از مهم‌ترين راهكارهاي مقابله با پروژه در دستور كار غرب عليه فرهنگ مردم ايران به شمار مي‌رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

فرانسوي‌ها، در دقيقه 90، تجمع ايرانيان مقيم اين كشور را براي تماشاي بازي ايران و مكزيك ابطال كردند از هفته پيش، كه تب فوتبال در همه كشورها بالا گرفته، اين تب در ميان ايرانيان مقيم اروپا كه شاهد حضور تيم ملي كشورشان در جام جهاني فوتبال بودند، بيشتر ديده مي‌شد. همه جا صحبت از خريد بليت براي ديدن بازي‌هاي ايران بود. با توجه به همسايگي كشور فرانسه با آلمان، ايرانيان بسياري، مشتاق ديدار اين بازي‌ها بوده و اغلب براي يافت بليت مناسب گله‌مند بودند. به هر حال، عده‌اي موفق به تهيه بليت شدند و عده‌اي هم به تماشاي اين بازي‌ها از راه دور قناعت كردند. بيشتر كساني كه موفق به سفر به آلمان نشده بودند، تمايل داشتند كه در اين ديدارها به ويژه نخستين بازي ايران و مكزيك در كنار ديگر هموطنان و با شور حال استاديوم‌هاي ورزشي باشند تا اگر پيروزي حاصل شد، اين پيروزي را با هم جشن بگيرند.
رايزني فرهنگي ايران با تماس‌هاي پي‌درپي با شهردار پاريس، موافقت نمايش اين ديدار در استاديوم شارلتي روي اكران بزرگ را به دست آورد. در پي اين توافق، از يك هفته قبل، همه كارمندان مركز فرهنگي ايران در پاريس، براي تدارك اين تجمع بسيج شدند. بخشي از اقدامات آنان، تهيه طبل و شيپور، پرچم، تي‌شرت‌هايي مشابه تي‌شرت تيم ملي، كلاه كاسكت با آرم پرچم ايران و تهيه كليپ‌هاي ايراني در زمينه حضور تيم ملي كشورمان بود. اين مركز همچنين براي ايجاد يك همبستگي ملي، نخستين اطلاع‌رساني خود را به وسيله يكي از ايرانيان مقيم پاريس در يكي از سايت‌هاي خبري قرار داد.
به اين ترتيب، در پي اعلام تجمع ايرانيان در استاديوم شارلتي و تداركاتي كه براي اين كار در نظر گرفته شده بود، پيش‌بيني مي‌شد كه ايرانيان زيادي براي شركت در اين تجمع حضور يابند.
به گفته يكي از مسئولان مركز فرهنگي، حتي از چند شهر بزرگ فرانسه همچون ليون، رن و استراسبورگ ، ايرانيان، آماده سفر به پاريس براي شركت در اين تجمع بودند.
زماني كه تقريبا همه وسايل و اقدامات براي پذيرايي از ايرانيان مقيم پاريس و چند شهر ديگر آماده شده بود و قرار بود اين حضور باشكوه، خاطره حضور تيم ملي ما را در جام جهاني سال 1998 در فرانسه زنده كند، فرانسوي‌ها اعلام كردند كه نمي‌توانند، استاديوم را براي روز يكشنبه در اختيار ايراني‌ها قرار دهند و هيچ دليلي هم براي اين كار ارائه نكردند. در تماس‌هاي پياپي مسئولان مركز فرهنگي، مقامات فرانسوي با جسارت اظهار داشتند كه نمي‌شود و تمام و دليلي هم ندارد.
به اين ترتيب، در فرصت كم باقي‌مانده، رايزني به طرق مختلف تلاش كرد كه اين ابطال نمايش ديدار در استاديوم را به اطلاع ايرانيان برساند و براي ديدن بازي ايران و مكزيك، رستوراني را در مركز پاريس اجاره و از ايرانيان دعوت كرد كه براي ديدن دسته جمعي به اين مكان مراجعه كنند. با اين‌كه اين رايزني در مدت كمي كه در اختيار داشت، نتوانسته بود به تمام ايرانيان مشتاق ديدار بازي، همراه ديگر هموطنان شود، عده‌اي از هموطنان ما به استاديوم شارلتي مراجعه كرده و با در‌هاي بسته روبه‌رو شده بودند. به رغم همه اينها در رستوران مركز پاريس، كه در محله مشهور «مونپارناس» قرار دارد، جمعيتي بيش از سيصد نفر تجمع كردند و در تمام مدت بازي، شعار زيباي «ماشاءالله، ماشاءالله ايران» در محله طنين‌انداز بود. به خاطر استقبال ايرانيان مقيم فرانسه، رايزني جمهوري اسلامي ايران در تلاش است تا امكان تجمع ايرانيان را براي تماشاي بازي‌هاي آينده فراهم كند.
در اين باره، مسئول مركز فرهنگي به خبرنگار ما گفت: ما همه تلاش خود را براي فراهم كردن مكاني مناسب به كار خواهيم برد.
چند ماه پيش، كاخ اكتشافات فرانسه، كه زير نظر وزارت فرهنگ اين كشور اداره مي‌شود، با همين شيوه به رغم توافق قبلي از اجراي برنامه شب پارسي كه در مورد علم نجوم در ايران باستان و معاصر بود، سر باز زد. براي اجراي اين برنامه، رايزني جمهوري اسلامي در مدت چهار ماه تداركات وسيعي را براي اجراي آن ديده و صدها دعوتنامه را هم براي افراد براي شركت در اين برنامه فرستاده بود، ولي مسئولان اين كاخ، اندكي پيش از اجراي برنامه، بدون ارائه دليلي، توافق پيشين خود را فراموش و از اجراي اين برنامه فرهنگي خودداري كردند.
فرانسوي‌ها در فرانسه و حتما غربي‌ها در جاهاي ديگر، در عمل از تعهدات خود به راحتي سر باز مي‌زنند. با توجه به اين كه اين دو برنامه، يكي علمي و فرهنگي محض و دومي ورزشي بود، اينها به اين راحتي به تعهد خود عمل نكردند. پس چگونه مي‌شود به وعده و وعيدهاي آنان در مورد مسائل حياتي، همچون انرژي هسته‌اي اعتماد كرد؟! اينان كه در اجراي دو برنامه ورزشي و فرهنگي، زماني كه متوجه مي‌شوند، اين برنامه‌ها بعد ديگري از ايران را در عرصه‌هاي ديگر نمايان مي‌كند و اين امر خلاف چيزي است كه آنان در پي تلقين آن هستند و زماني كه مي‌بينند، امكان استقبالي فراتر از آنچه آنان فكر مي‌كردند، وجود دارد، به همين راحتي زير قول خود مي‌زنند، آيا در موارد ديگر، دست از اين خصلت خود بر خواهند داشت؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

تجمع عده‌ای که با شعارهای حمایت از حقوق زنان در میدان هفتم تیر برگزار شد، با حضور و برخورد چندین گروه از پلیس‌های زن، پایان یافت.
این عده از زنان که تعداد آنان به حدود 100 نفر می‌رسید، از حوالی ساعت 17 امروز در میدان 7 تیر گردهم آمده بودند.
چند تن از تجمع كنندگان پلاكاردهايي با مضامين « دفاع از حق طلاق زنان» در دست داشتند.
اين گزارش مي‌افزايد: با حضور ده‌ها تن از پلیس‌های زن و تذکر آنان درباره ترک محل، اکثر این خانم‌ها محل تجمع را ترک کردند و چند نفر باقیمانده نیز پس از برخوردهای زنانه خانم‌های پلیس، ناگزیر به منازل خود مراجعت کردند. خبرنگار بازتاب چند خانم مسن و چند مرد ميانسال را هنگام دستگيري و انتقال به خودروي پليس مشاهده كرده است.
به نظر می‌رسد این اولین بار است که پلیس زن با حضور در یک تجمع اختصاصی زنان، با روش خاص خود به اقدام مي‌پردازد. گفتني است، ابتدا ۴۱۵ تن از فعالين حقوق زنان طی فراخوانی از شهروندان خواسته‌بودند در گردهم آيی امروز شركت كنند. اما پس از اندكي عده‌اي نظير شيرين عبادي حمايت خود را از اين تجمع قطع كردند و سپس ييوه شاه سابق ايران به حمايت قاطع از اين همايش پرداخت كه در نتيجه تنها يکصد و يازده تن از فعالان سياسی از تجمع امروز دفاع از حقوق زنان پشتيباني كردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

برادر يكي از دستگيرشدگان حادثه قم گفت: عليرغم صدور قرار وثيقه ادامه بازداشت متهمان حادثه قم غير قانوني استاحمد ابوترابي كه برادر و فرزندش در حادثه 15 خرداد قم بازداشت شده اند، گفت: عليرغم اينكه قاضي دادگاه ويژه روحانيت قم براي بازداشت شدگان حادثه قم قرار وثيقه صادر نموده، ادامه بازداشت متهمان حادثه قم غير قانوني است. احمد ابوترابي برادر علي ابوترابي و پدر محمد صادق ابوترابي كه در حادثه 15 خرداد قم و اغتشاش در مراسم سخنراني هاشمي رفسنجاني دستگير شده است، با بيان اينكه برادرش تنها قصد طرح سال را داشته كه مورد ضرب و شتم قرار گرفته و وقتي فرزندش براي دفاع از عموي خود وار عمل شده هردو بازداشت شده‌اند افزود: من خود در مراسم سخنراني اقاي هاشمي رفسنجاني حضور داشتم و معتقدم همه شاهد بودند كه برادرم تنها قصد طرح سوال از شخصيتي را داشت كه در خصوص وي سوالات فراواني در اذهان طلاب باقي مانده است. وي خاطرنشان كرد: افرادي كه در اين حادثه دستگير شده اند از طلاب و كاركنان مراكز مختلف حوزوي بوده‌اند و يكي از دستگيرشدگن طلبه زائري بوده كه براي شركت در مراسم سالگرد ارتحال امام خميني (ره) از يزد به تهران و قم آمده بود. ابوترابي افزود: در روز حادثه مشخص بود كه شرايط براي برگزاري يك مراسم معمولي فراهم نبوده و عده اي از قبل در جاي جاي مجلس نشسته بودند تا وقتي كسي اعتراض كرد به سرعت به وي حمله كنند و چون مردم در شرايط معمول چنين كار نمي كنند حادثه 15 خرداد قم معمولي نيست. وي گفت: حتي وقتي عده اي نسبت به ضرب و شتم طلاب در مراسم معترض مي شوند هم مورد ضرب و شتم و حمله قرار مي گيرند.ابوترابي درادامه در توجيه رفتار برادر و فرزند خود گفت: همزمان با مراسم آقاي هاشمي رفسنجاني كه به يك سوال كننده حمله مي كنند همان روز در سخنراني آقاي پوتين در روسيه رئيس جمهوري روسيه به اعتراضات كارگران در آن مراسم احترام مي‌گذارد و چند روز بعد هم فردي در سخنراني آقاي احمدي نژاد در قزوين فرياد زد و اعتراض كرد كه رئيس جمهوري عليرغم اينكه آن مرد وي را متهم به دروغ گويي كرد مشكل وي را شنيد و براي رفع آن اقدام كرد.وي افزود: براي اولين بار در ايران شاهد هستيم كه فردي را آن هم طلبه و با لباس روحانيت به دليل طرح سوال از يك مسئول مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد.ابوترابي در خصوص محتواي سوال برادر خود گفت: بعد از انتخابات رياست جمهوري اخير مردم به ويژه طلاب سوالات فراواني از رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام دارند كه رأي قاطع به احمدي نژاد نشان از حجم سوالات و مطالبات پاسخ نداده جدي از ايشان مي باشد كه در حوزه بيشتر در مسائل جدي‌تر و اصولي و در عموم مردم بيشتر در خصوص مسائل سياسي و اقتصادي است.وي خاطرنشان كرد: چون زمينه طرح اين سوالات هنوز مطرح نشده مكان هايي مانند مراسم 15خرداد قم فرصتي مناسب براي طرح بخشي از اين سوالات مي باشد و گرنه چرا در جلسه آقاي احمدي نژاد طرح سوالي شائبه به هم زدن مراسم سخنراني را ايجاد نمي كند. ابوترابي گفت: سوال كردن از مسئولي در نظام جمهوري اسلامي كه قابل دسترسي مردم هم نمي باشند جرم و اغتشاش محسوب مي شود. وي گفت: بي شك اگر برنامه ريزي هم براي بر هم زدن سخنراني صورت گرفته بيشتر از سوي طرفداران آقاي هاشمي بوده تا از اين شرايط به نفع يك جريان خاص بهره برداري نمايند.وي پخش مستقيم سخنراني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از شبكه اول سيما و شبكه استاني قم غيرمعمول و مرسوم توصيف كرد و افزود: پخش يك سخنراني خاص پس از يك راهپمايي كوچك در قم كه ترتيب دهندگان راهپيمايي همان دستگيرشدگان حادثه قم هستند نيز كمي جاي تأمل دارد. وي به سابقه برادر خود در قم اشاره كرد و افزود: از كاركنان موسسه امام خميني است كه از 5 سال پيش با ترتيب دادن راهپيمايي 15 خرداد تلاش نمود تا در دوران اصلاحات ارزش‌هاي انقلاب اسلامي را احيا نمايند.برادر يكي از دستگيرشدگان حادثه قم با عجيب توصيف كردن بيانيه مشترك اخير مراكز قدرتمند حوزه علميه قم گفت: اگر هيأت مديره مديريت حوزه علميه قم جامعه مدرسين و شوراي عالي بدون كسب نظرات اعضا اجازه صدور بيانيه را دارند چرا در خصوص انتخابات و معرفي و حمايت از كانديدايي خاص اعلام موضع نكردند. وي از ضرب و شتم برادر و فرزند خود توسط نيروهاي امنيتي و انتظامي ابراز تعجب كرد و گفت: برادر و فرزند من در هنگام دستگيري و پس از آن مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و وقتي برادر براي مدتي در شب اول آزاد شده بود، صورتي متورم داشت و فرزند هم به دليل ضرب و شتم سرگيجه داشت. وي افزود: دستگيرشدگان حادثه قم شب اول حادثه آزاد مي شوند و پس از آنها مي خواهند صبح روز بعد به دادگاه ويژه روحانيت مراجعه نمايند كه متأسفانه سپس از حضور در دادگاه بازداشت و عليرغم صدور و ابلاغ قرار وثيقه به طور غيرقانوني و تحت فشار همچنان در بازداشت هستند. پدر محمدصادق ابوترابي گفت: براي اينكه فرزندم را هنگام بازداشت آرام كنند، دستگاه شوك الكتريكي را كنار سرش مي گيرند و او را تهديد مي كنند كه اگر نفس بكشد و يا فرياد بزند شوك الكتريكي را به او وارد مي كنند.وي با غيرقانوني توصيف كردن رفتارهاي انجام شده با بازداشت شدگان حادثه قم گفت: رئيس دادگاه ويژه روحانيت قم با تأكيد بر اينكه ادامه بازداشت دستگيرشدگان حادثه قم به خاطر صدور و ابلاغ قرار وثيقه غيرقانوني است، اعتراف دارد كه زمينه براي آزادي اين افراد آماده نيست. وي نسبت دادن حوادث قم را به محمدتقي مصباح يزدي به دليل كارمند بودن برادرش در موسسه امام خميني بي ربط دانست و افزود: همانگونه كه دانشجوي دانشگاه امام صادق را كه در سالگرد انقلاب اسلامي قصد ترور آقاي هاشمي رفسنجاني را داشت، هيچگاه به آقاي مهدوي كني نسبت ندادند، نبايد اشتغال برادرم را در موسسه امام خميني دليل ارتباط آيت الله مصباح يزدي با حادثه قم دانست. ابوترابي تصريح كرد: عليرغم برخي شايعات به گفته دادستان دادگاه ويژه روحانيت قم آقاي هاشمي رفسنجاني نه به صورت كتبي و نه شفاهي هيچ درخواستي براي آزادي متهمان حادثه قم نداشته و البته قانونا هم درخواست آزادي آنها به ايشان مربوط نمي شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حكومت‌ها و حاكميت‌ها در جهان معاصر و به ويژه در شرق، به چند دسته تقسيم مي‌شوند. برخي ظاهر حكومتشان با باطن آن، يكي است؛ يعني مثلا اگر پادشاهي‌اند، تنها عنوان پادشاهي را بر خود يدك نمي‌شكند. مانند آن‌كه در زمان رضاشاه در دورترين نقطه ايران، كسي گفته بود به جليقه اعلي‌حضرت قسم!! كه يعني تا اين حد به اعلي‌حضرت!!! وفادار است!! در دسته‌اي ديگر از حكومت‌ها، عنوان حاكميت، چيزهاي است، ولي به دلايل و عواملي نمي‌توانند از عنوان اعلام‌شده حكومت پاسداري كنند. مثلا در عنوان «جمهوري» هستند، ولي در عمل، «خان‌خاني» اداره مي‌شوند! يا به تعبير بهتر و امروزي‌تر، در ظاهر «جمهوري»‌اند، ولي باطن «اليگارشي» و «فئوداليته» دارند. در چنين نمونه‌هايي از اجزاي حاكميت، به جاي دفاع و حمايت از اصول حاكميت و تصميمات متخذه آن، آگاه يا ناخودآگاه به نفي تصميمات و حذف عوامل مؤثر در آن مي‌پردازند كه در نتيجه، چيزي جز هرج‌ومرج حاصل آن نيست. البته گاه اين عوامل آن ميزان نيستند كه هويت حكومت را تغيير دهند، اما به هر حال به عنوان يك وزنه قدرت شناخته مي‌شوند.
براي نمونه؛ از يك‌سو، سال‌ها و سال‌ها در قداست بخشيدن به منزلت و شأن و پايگاه و جايگاه طبقه‌اي مانند نهاد روحانيت تلاش مي‌شود و از سوي ديگر، توسط دسته‌اي ديگر، كه از قضا جزو اركان رسمي حكومت هستند، تلاش دسته اول به هدر مي‌رود كه نمونه‌هاي آن، فراوان است. از جمله، كتابي كه در سال گذشته در قالب داستان جنگ نوشته شد و به گونه‌اي، نقش «حماسه‌سازان دوران نوراني دفاع» را سياه ديد كه انسان از چاپ آن در شگفت مي‌ماند!
در سال‌هاي اخير نيز كه رويكرد جامعه و به دنبال آن تلويزيون، به مداحي اهل بيت(ع) بيشتر شده است، منزلت جامعه مداحان به شدت دچار تغيير شده است. در اثر اين رويكرد و پذيرش عملي جامعه، بعضي فارغ از واقعيت‌هاي موجود، خود را در چنان مسند و منزلتي مي‌بينند كه احساس مي‌كنند، مي‌توانند با پيگيري‌ ظرفيت‌هاي موجود و بلندگوهايي كه در اختيار دارند، در عرصه‌هاي مختلف سياسي حرف خود را به كرسي بنشانند.
اين در حالي است كه اين قشر ارزشمند بايد بنا بر معارف اهل بيت(ع) در عرصه‌هاي فرهنگي و معنوي، فرهنگ‌سازي كنند. در سال‌هاي اخير، تذكرات پي‌درپي رهبري به اين قشر را كه علاوه بر تجليل از جايگاه ذاكران اهل بيت(ع) از اين‌كه برخي دامنه اين جايگاه را در چنان سطح نازل و تحريف شده‌اي رساندند كه كار به مدح و ثناي چشم خمار و ابروي كمان و زيبايي چهره و اندام الگوهاي معصوميت و فضل و جهاد در حماسه كربلا كشانده شد، به شدت انتقاد كردند.
در عرصه سياست، اين امر به گونه‌اي ديگر آشكار شد و تا حد تحميل سليقه‌هاي سياسي از تريبون‌هاي مقدس پيش رفت؛ نمونه اخير و البته غريب آن را سه‌شنبه هفته گذشته در حسينيه لباس‌فروشان تهران شاهد بوديم. دوستي كه خود، شخصا در اين مراسم حضور يافته بود، براي من تعريف مي‌كرد، مداح مراسم، جناب آقاي حاج‌منصور ارضي كه در تبليغ عليه سليقه‌هايي كه نمي‌پسندد در لابه‌لاي مطالب دعا و روضه، از ديگران متأسفانه پيشتر است (متأسفانه از آن جهت كه شخصيت‌هايي مثل ايشان با داشتن سابقه قابل توجه در امر مداحي اهل بيت(ع)، بايد بيشتر از ديگران به حساسيت‌هاي اين امر واقف باشند و نيستند) ناگهان دو روز پس از ارتحال حضرت امام، به مردم اعلام مي‌كند كه مواظب باشند، آقاي سيدحسن خميني را كه معلوم است ايشان مجتهد نيستند و بيست و چند سال از من كوچك‌تر است، به عنوان مجتهد به خبرگان مي‌فرستد و با فرستادن ايشان قصد دارند غيرمجتهدين را وارد خبرگان كنند و براي اين كار برنامه داشته و حتي دارند به ايشان فشار مي‌آورند كه بيايد و خودش را براي اين كار عرضه كند.
چند ماه پيش، دوست ديگري كه خود از پهلوانان عرصه مداحي كشور است و از قضا، آقاي ارضي هم به وي ارادتي تام و تمام دارد، با گلايه از اين سبك و روش ايشان مي‌گفت: فلاني در مجلس عمومي لبه اعتراض و انتقاد خود را به يكي از مراجع قم كه از قضا همه جوره، مؤيد نظام و سياست‌هاي حاكميت بوده است، كشانده و كار را به جايي رسانده كه رهبري از او خواسته‌اند، جبران مافات كند.
سه سال پيش كه خود من توفيق تشرف به بارگاه قدس حضرت رضا(ع) را داشتم و از قضا، شب جمعه‌اي بود و دعاي كميل حرم برقرار، ناگهان در وسط دعاي كميل، چنان جملات و عباراتي را از آقاي ارضي در تخطئه عملكرد رئيس‌جمهور وقت از بلندگوي صحن حضرت رضوي شنيدم كه از جا برخاستم و با ناراحتي، مجلس دعا را ترك كردم. ناراحت از آن جهت كه به عنوان بلندگوي دعاي عرفاني كميل حضرت امير آن هم در حمله‌اي يكطرفه به شخصيت كسي تاخته شده بود؛ به رغم اين‌كه اولين شخصيت پس از رهبري در جامعه بود، قدرت و استطاعت بهره‌گيري از چنين ظرفيتي را در جامعه نداشت.
مراد من از نوشتن اين سطور، هرگز تخطئه نقد حاكمان و مسئولان نيست كه از قضا خود از معتقدان جدي عرصه نقد حاكميت‌ام، بلكه سخن بر سر فضاي نقد و قالب و نحوه ارائه آن است تا نقد به ضد خود بدل نشود و خداي ناكرده، رايحه كينه و انتقام و دشمني از آن به مشام نرسد.
اين‌كه يادگار و نوه حضرت امام مجتهد است يا نيست، اين‌كه قصد حضور در مجلس خبرگان را دارد يا ندارد، اين‌كه حضور او برنامه‌ريزي شده براي تصرف مسندي است يا نه، اين‌كه ... نه كار مداحان است و نه جاي آن در مجلس مداحي، فضايي ديگر را مي‌طلبد و ظرفيت و استطاعتي خاص را. تا آنجا كه اين كمترين اطلاع دارم، هيچ‌يك از شرايط نقد در اين عرصه فراهم نشده است و مي‌ماند، القاي بي‌جاي نگراني در مردم و تخريب شخصيت‌هايي كه مورد احترام جامعه هستند و ابزار حمله و تهاجم به منزلت‌هاي مقدسي كه كمترين كسي در جامعه در ناهمخواني و ناسازگاري حملات تخريبي عليه اين و آن با ماهيت اين منزلت‌هاي شريف شكي ندارد.
دوستان اگر نقد و نظر و سخن و ايده‌اي دارند، بهتر است به فضا و مكان كه دو عنصر اصلي در عرصه نقد هستند، بيشتر توجه كنند، چه اگر اين روش ادامه يابد، اي بسا، دامن خود آنان نيز در اين شعله‌هايي كه افروخته مي‌شود، از آسيب به دور نماند. حال كه به لطف الهي، اين همه روزنامه و رسانه هست، به ميدان بيايند و نقد ناصحانه و شرافتمندانه خود را به عنوان يك تكليف الهي در معرض افكار جامعه قرار دهند و دامن در مجالس عزاي اهل بيت(ع) را به اين كار نيالايند.

غلامعلي رجايي

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در پي شکست تيم ملي ايران برابر مکزيک، نويسنده خيالباف ستون طنز بازتاب در يادداشتي به جمع‌آوري مطالب سانسورشده ۷ روزنامه وزين کشور و انتشار همزمان آنها پرداخت!

ستون «گفت‌وشنود» كيهان
گفت: ديدي تيم ملي ايران به تيم مكزيك باخت؟
گفتم: مگر مي‌توانستم نبينم؟ به كوري چشم رايس و بوش و بلر، دو تا چشم دارم كه سالمِ سالمند.

گفت: به نظر تو چرا برانكو به موقع تعويض نكرد؟
گفتم: اين مرد اجنبي، چي سرش مي‌شود كه كوچ سرش بشود؟

گفت: اما بايد كوچش بدهيم برود همانجايي كه بود.
گفتم: والله چه عرض كنم... مي‌گويند، يك روز رايس ـ كه قيافه‌اش كفاره دارد ـ مي‌رود دم در خانه صدراعظم آلمان و مي‌گويد: پول مي‌خوام. مي‌گويد: ندارم. رايس مي‌گويد: پس يه كم غذا بدين. مركل مي‌گويد: غذا هم نپخته‌ايم. رايس مي‌گويد: پس يه كم لاك بده، ناخونام رو لاك بزنم. مركل مي‌گويد: من پيرزن، لاكم كجا بود ايكبري؟ رايس درمي‌آيد كه: اي بابا تو كه از من گداتري... بيا با هم بريم گدايي!

سرمقاله‌ «شرق» به قلم دبير گروه انديشه
ديروز تمدني به قدمت تاريخ به تمامي در برابر كشوري از آمريكاي مركزي قد علم كرد. آيا اين سخن درستي است؟ البته كه نه. اين نه تنها با آموزه‌هاي ليبرال دمكراسي و آراي «جان رالز» در تضاد است كه حتي با عقايد شيخ‌پشم‌الدين كشكولي ـ‌ كه آل‌احمد در معرفي وي تلاش داشت ـ نيز در تعاند است. نيچه نيز در «حكمت شادانِ» خود به اين امر اشاره دارد، آنجا كه مي‌‌گويد: «ايش ناوان، هوف كلاوش زيخر فونتن گلاير اوشت اوخ... »، اما اينها هيچ‌كدام ملاك نيستند. فرزندان اين بوم و بر، چنان بازي جوانمردانه‌اي از خود نشان دادند كه حريف، نتيجه را از آنِ خود كرد و اين است فلسفه تاريخي بازي جوانمردانه و اتفاقا از همين روست كه «مارتين فرديد» در كتاب «زندگي سراسر بازي جوانمردانه است»، يادآور مي‌شود: «الهي قربونت برم، نتيجه هم مهم است»، ولي آيا واقعا، نتيجه هدف را توجيه مي‌كند؟ به نظر نمي‌رسد كه دفاع و دروازه‌بان ما به اين امر معتقد بوده باشند... .

جمهوري اسلامي، جهت اطلاع
شنيده‌ها حاكي از آن است كه عوامل باخت تيم ملي ايران با عوامل تشنج‌آفريني در جلسه سخنراني حضرت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني ـ دامت مقاماته ـ در ارتباط بوده‌اند. يكي از سردمداران اخلال در سخنراني معظم‌له در يكي از شب‌نشيني‌هاي مشكوكش كه در منزل فرد مجهول‌الهويه‌اي كه احتمالا برادر وي است، در ساعت 22:48 دقيقه ديشب گفته است: «قتل كه نكردن، حالا باختن ديگه». وي كه احتمالا يا از سوي صهيونيست‌ها حمايت مي‌شود و يا اصلا خود آريل شارون است، مدتي پيش از اين، دمِ درِ ورودي يكي از مؤسسات پژوهشي قم، به يكي از كساني كه به اصطلاح دوستِ وي بوده است، اظهار داشته كه ممكن است، تيم ايران از گروه خود صعود نكند!

در همين راستا، جمعي از فضلايي كه معتقدند، ايران حتما به مرحله به اصطلاح فينال جام جهاني صعود مي‌كند، از مسئولان اين پژوهشگاه خواسته بودند كه از ورود به مؤسسه يادشده جلوگيري كنند كه متأسفانه به اين خواسته آنان توجهي نشده بود. دلسوزان معتقدند كه اگر در همان زمان، جلوي فتنه گرفته مي‌شد، امروزه شاهد تعرض به حضرت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني ـ دامت مقاماته ـ نبوديم.

همشهري، ضميمه آگهي‌ها
گمشده
بدين‌وسيله از كساني كه هرگونه اطلاعي از پسردايي گمشده ما به نام «علي» دارند، تقاضا داريم كه با ما تماس گرفته و ضمن رها كردن خانواده‌اي از نگراني، مژدگاني دريافت دارند. علي حدود چهل ساله و قدبلند بوده و چنديست كه به بيماري «كندي حركات» دچار شده است. وي حالتي بهت‌زده داشته به طوري كه صد متر را در كمتر از ده دقيقه نمي‌تواند طي كند. لطفا در صورت هرگونه اطلاعي از نامبرده با ما تماس گرفته و مرسدس بنزِ وي را به عنوان مژدگاني دريافت داريد.
تلفن ... 0451

اعتماد ملي، خبر صفحه اول
مهدي كروبي، دبيركل حزب اعتماد ملي، طي يك نشست مطبوعاتي اعلام كرد: متحجران و انحصارطلبان، عامل اصلي باخت ما به تيم پاراگوئه بودند. كروبي گفت: متأسفانه من نتوانستم در طرابلس همراه تيم ملي باشم، ولي مشاوران و كارشناسان حزب اعتماد ملي از منافع موثقي كسب اطلاع كرده‌اند كه اعضاي تيم ملي چندين بار از مسئولان خواسته بوده‌اند كه مقدمات عضويت‌ آنان در حزب اعتماد ملي را فراهم كنند، اما مسئولان، اين كار را نمي‌كنند و روحيه بچه‌ها به همين خاطر تضعيف شده بوده است.
مهدي كروبي در جايي ديگر، خاطرنشان ساخت كه به همين خاطر، نامه‌اي دويست صفحه‌اي را خطاب به احمد جنتي در دست تهيه دارد. وي گفت: اين نامه سرگشاده خواهد بود و اينقدر سرگشاده است كه خيلي‌ها، پيش از نوشتن، مي‌دانند كه بنده به عنوان شيخ مهدي كروبي از شيخ احمد جنتي به خاطر اين نتايج انتقاد خواهم كرد و شوراي نگهبان را زير سؤال خواهم برد. وي گفت: آقايان اگر واقعا راست مي‌گويند، چرا فرشاد قايقران را از تيم كنار گذاشته‌اند؟

سياست روز ـ گزارش اختصاصي صفحه اول
در گفت‌وگوي «سياست روز» با صاحبنظران عنوان شد:
                                                     بازشناسي نقش انگليس در باخت تيم ملي ايران
يكي از ساكنان محله باغ سفارت انگليس گفت: مطمئنا كشوري كه يك باغ را غصب كند، مي‌تواند براي شكست تيم ملي ما هم دسيسه كند. مش‌قاسم سبزي‌فروش تأكيد كرد: با برررسي تعلل آقاي برانكو در تعويض‌هاي به‌موقع، مي‌توان ردپاي انگليس را در اين جريانات ديد. اين در حالي است كه برخي صاحبنظران، معتقدند كه اخيرا شب‌ها، رفت‌وآمدهاي مشكوكي به اين باغ مي‌شده كه مراجعان دايما «وسكي چسكي» صحبت مي‌كرده‌اند كه اين گمانه‌ها تقويت مي‌شود كه برانكو، شبها با سفير انگليس جلسه داشته و نقشه‌هاي باخت را از وي مي‌گرفته است. مش‌قاسم، يكي از اهالي محله هم گفت: مطمئن هستم كه اگر باغ قلهك از غصب انگليسي دربيايد، اسناد و مداركي كه ثابت خواهد كرد، تعويض نشدن ميرزاپور و خط دفاعي از طرف انگليس بوده، يافت خواهد شد. يكي از كسبه محل هم در حالي كه سبزي‌ها را دسته مي‌كرد، گفت: اين هم شد دفاع؟ باغ رو هم كه نمي‌دن!

رسالت ـ تيتر يك
                                                مهندس مرتضي نبوي: تعويض علي دايي، به ضرر امنيت ملي است
مهندسي مرتضي نبوي، مديرمسئول روزنامه «رسالت»، در گفت‌وگو با سه‌هفته‌نامه «الاستحفاظ الحجار»، چاپ يكي از واحه‌هاي شمال آفريقا تأكيد كرد: افراد تجديدنظرطلب كه در پوشش اصلاح‌طلبان فعاليت مي‌كنند، انتظار دارند، مسئوليت‌ها و پست‌هاي كليدي را به دست جوان‌هاي كم‌تجربه بسپاريم كه اين خطر بزرگي براي انقلاب است.
وي ضمن اشاره به حضور تيم ملي ايران در بازي‌هاي جام جهاني و انتقادات ناروايي كه از جانب برخي ساده‌انديشان مطرح مي‌شود، تأكيد كرد: براي مثال؛ عده‌اي انتظار دارند، همين آقاي دايي را كه معدني از تجربيات گرانبهاست، به خاطر «جوان‌گرايي» از تيم كنار بگذارند، در صورتي كه اين ادعايي اشتباه است و بايد قدر پيشكسوت‌ها را دانست و مسئوليت‌هاي مهم را به آنان واگذار كرد. وي افزود: مثلا خودِ من... .

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

جمعي از اساتيد و اعضاء هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) با انتشار بيانيه‌اي ضمن عدم تاييد حوادث روز 15 خرداد قم تصريح كردند: انتساب حركت ياد شده را به ساحت اين نهاد ارزشمند، جفا و توطئه‌اي حساب شده‌ مي‌دانيم. به گزارش خبرگزاري فارس در بيانيه اساتيد و اعضاء هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) قم كه نسخه‌اي از آن به خبرگزاري فارس نمابر شده است با اشاره به اينكه حفظ وحدت و همدلي تمامي حاميان راستين نظام مقدس جمهوري اسلامي و پيروان صادق امام راحل عظيم‌الشان و مقام معظم رهبري، به ويژه در موقعيت حساس كنوني بر كسي پوشيده نيست، تصريح شده است: در اين شرايط رفتار تعدادي ناچيز بر حسب تشخيص و تصميم شخصي خود و ظاهرا با انگيزه طرح پرسش از سخنران مراسم يوم‌ا... پانزدهم خرداد شهر مقدس قم، متاسفانه موجب بروز تنش در جلسه سخنراني گرديد كه اين امر زمينه و بهانه را براي جنجال آفريني بعضي افراد و گروه‌هاي فرصت طلب و محافل مطبوعاتي آنان در حمله به برخي نهادهاي علمي و شخصيت‌هاي حوزوي فراهم كرد كه جدا موجب نگراني است. اساتيد و اعضاي هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)‌ در بيانيه خود ضمن عدم تاييد اين گونه اقدامات شخصي، از جايگاه و حيثيت موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني دفاع كرده و از آن به عنوان طلايه دار انديشه ورزي، رفتار منطقي و نقد خردمندانه ياد كرده و افزوده‌اند: انتساب حركت ياد شده را به ساحت اين نهاد ارزشمند، جفا و توطئه هاي حساب شده‌ مي‌دانيم. و خواستار رسيدگي دقيق و عادلانه به تمام جوانب حادثه از سوي محاكم صالحه قضايي هستيم. امضاء كنندگان اين بيانيه تاكيد كرده اند: ما معتقديم جرياني كه مي‌خواهد با بهره‌برداري از اين حادثه براي تطهير عملكرد و جبران ناكامي هاي سياسي خود باري بربندد، راه به جايي نخواهد برد. اساتيد موسسه امام خميني (ره) قم در پايان بيانيه خود خاطر نشان كرده‌اند: همگان را به رعايت تقواي الهي، برخورد منطقي، سعه صدر و انتقاد پذيري،‌پرهيز از اتهامات ناروا و حفظ حرمت شخصيت‌ها و نهادهاي اصيل حوزوي دعوت مي‌كنيم. اين بيانيه با عنوان اساتيد و اعضاء هيئت علمي موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)‌به امضاء افراد زير رسيده است:اكبر مير سپاه، عبدالرسول عبوديت، سيد محمد كاظم رجايي، امير رضا اشرفي، محمود فتحعلي، ابوالفضل ساجدي، حميد آريان، جعفر انواري، محمد جواد زارعان،‌ محمد ايزدي تبار، محمدرضا باقر زاده، علي اوسط باقري، ابوالقاسم بشيري، محمدرضا جباري، اسدا... جمشيدي، سيد اكبر حسيني، امير خواص، هادي رزاقي، محسن رنجبر، نصرا... سخاوتي، عسكري سليماني اميري، جواد سليماني، عباسعلي شاملي، عبدالرضا ضرابي، سيد علي طاهري خرم آبادي، احمد طاهري نيا، علي محمد قاسمي، جميد كثيري، يارعلي كرد فيروز جايي، سيد محمد رضا مدرسي، محمدباقر ملكيان، حامد منتظري مقدم، سيد محمدصادق موسوي نسب، رحيم نارويي نصرتي، سيد محمود نبويان، عبدالجواد ابراهيمي فر، محمدجواد نوروزي، علي معصومي، حسن يوسفيان، محسن منطقي، مهدي بابايي، محمد كريمي، حسين شرف الدين، منصور نصيري، سيد احمد هاشمي، حسين ارجيني، جعفر انصاري، اساعيل سلطاني، احمدرضا جليلي.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 يك سال ناله و فغان مطبوعات و رسانه‌ها در مورد ضعف بدني و روحي ابراهيم ميرزاپور، يك سال انتقاد به ضعف بنيه حسين كعبي، يك سال ترس از بي‌برنامگي تاكتيكي مقابل مكزيك، يك سال اعتراض به حاشيه امنيت برانكو توسط رئيس فدارسيون فوتبال بالاخره كار دستمان داد و بازي را كه تا دقيقه 75 در اختيار داشتيم به لطف اشتباه، از دست داده و موج نااميدي ملي را در فوتبال دوستان تزريق كرديم!
رئيس فدراسيون فوتبال كجاست كه باز گردن راست كرده و براي مخالفان خود كركري بخواند؟!
آيا دردناكتر از گريه بچه تماشاگر تيم ملي وجود دارد؟ آيا آماتوري تر از كارت زرد نكونام و پاس رو به عقب كعبي وجود داشت؟!
اما واقعيت‌هاي درهم شكستن آماتوري تيم ملي ايران كاملا مشخص است.
رويكرد به شيوه‌اي كه تيم ملي در سال 90، 92 و 94 دنبال آن بود و به حداقل نتيجه رضايت مي داد و زير توپ مي‌زد رويه ايران در نيمه دوم بازي با مكزيك بود!
به ياد بياوريد بازي برگشت جام بين قاره‌اي با الجزيره در سال 91 را كه تيم ملي ايران علي‌‌رغم پيروزي 2 بر 1 در تهران در يك بازي بي‌هدف در الجزيره جام را از دست داد.
بازي مرحله نيمه نهايي جام ملت‌هاي آسيا در سال 92 كه تا دقيقه 87 با ژاپن كج‌دار و مريز تا كرديم و با يك گل از كازو حذف شديم!
اين تاريخ مصور فوتبال ما نه تنها براي يك كار بلد فوتبالي مثل دادكان مورد توجه قرار نگرفت، بلكه فوتبال ما حداقل نيروي مطلع جهاني در حوزه فوتبال را هم مثل خودش نزديك‌بين و بي‌تفاوت كرد!
قفل شدن ذهن برانكو و چهره مضطرب وي كه در دقيقه 72 به نمايش درآمد حكايت همان نيمكت‌هاي يخ‌زده دهه‌هاي قبل فوتبال ما بود كه با آغوش باز به استقبال شكست و ناكامي مي‌رفت.
بازي كه در نيمه دوم بار رفتن «بورگتي» و آمدن «فونسه كا» تبديل به يك شيوه تهاجمي بي‌رحم عليه تيم ايران شد، تنها با نگاه كردن نيمكت نشينان همراه شد تا در نهايت از 20 موقعيت و سانتري كه روي دروزاه ما خلق شد و حمله هاي متعدد مكزيك، يك سري اشتباه دست به دست هم بدهد تا دروازه تيم ايران به كم ارزشترين روش ممكن گشوده شود. وقتي به دو نيمه متفاوت ايران در اين بازي نگاه مي‌كنيم درمي يابيم قدرت بدني تيم و عدم تمركز مربي در نيمه دوم عامل اصلي از بين رفتن هدف ها بود. گرچه وقتي بازي آنگولا را ديديم و بازي با تنها گل پرتغال شروع شد اين تيم با منطق فوتبال، وقتي توپ را تصاحب مي كرد آن را به كناره ها برده و حداكثر از زمين خود خارج مي كرد. در حالي كه تيم ما از شروع نيمه دوم به حالت ثابت در زمين خودش به جاي بردن به كناره‌ها زير توپ مي‌زد و براي ضد حمله با عناصر سرعتي هيچ برنامه‌اي نداشت و اظهارات برانكو.‌در كنفرانس مطبوعاتي تنها بهانه‌اي بود براي فرار از خبرنگاران عصباني ايراني و متعجب خارجي!
تيم ايران براي ضد حمله برنامه‌اي نداشت چون علي دايي كند و بي‌خيال و كعبي سرعتي را در دو جهت اشتباه به بازي گرفته بود و روي آن اصرار داشت.
گرچه آمدن معدنچي همدردي را دوا نكرد چون بعضي‌ها عادت دارند فقط به بعضي پاس بدهند و شرايط لازم براي ديگران ميسر نبود.با ختيم كه باختيم اشكالي ندارد، همه چيز فداي سر بازيكنان ضعيف و فيكس تيم ملي!
فوتبال قاعده منطق وعلم است وقتي در اين حوزه با احساسات به جاي اصلاح با گريه‌هاي گلر ضعيف تيم، دلمان سوخت. بايد در جام جهاني ياد بگيريم فوتبال علم است و احساسات جايي در آن ندارد!
4 سال پيش وقتي دو موقعيت گل مسلم را به ايرلند نزديم ياد گرفتيم كه جام جهاني را از دست مي‌دهيم ولي ايراد بزرگ فوتبال ايران فراموشي مزمن آن است. فراموشي كه بازي كروواسي و بوسني و اشتباه دروازه‌بان را فراموش مي كند و هيچ گاه به عمق اشتباه دروازه‌بان در بازي برگشت با عراق در سال 2001 دقت نمي‌كند و اصلا به ياد نمي‌آورد در سال ۹۳ و بازي هاي مقدماتي جام جهاني آمريكا در قطر چگونه ۳ گل از كره جنوبي خورديم و روحيه تيم از هم گسست.
نكته مهم و منطقي در تحت تاثير قرار گرفتن مكزيك فشار رواني اين تيم و راحتي خيال بازيكنان ما از عدم انتظار مردم بود كه موجب شد بازيكنان ما به بازي و زمين سوار شده و ميدان داري كنند.ما چه سود كه مربي نتوانست نقش خودش را ايفا كند و بهترين شانس فوتبال ايران را دستي دستي از بين برديم. شانسي كه مي‌توانست مقدمه حرفه‌اي‌تر شدن فوتبال ايران شود.
اما آيا اين تيم ضعيف از حيث قدرت بدني و ساده از حيث تفكر تكنيكي حق برد مقابل مكزيك را داشت؟ آيا بايد مربي بازي خوان مكزيك را با نيمكت يخ زده تيم خودمان در يك كفه ترازو قرار دهيم؟به هر جهت اين بازي در ميان ناراحتي اندك تماشاگران فوتبال ايراني به پايان رسيد تا به ما ثابت شود نه تنها در ميدان باختيم بلكه وقتي هزاران مكزيكي را در بازي به عنوان تماشاگر ديديم دريافتيم كه تعارف داشتن حتي به حاشيه زمين و حمايت از تيم ملي هم رسيده تا اين همه ايراني در اروپا امكان حضور در ميدان را نداشته باشند.

عليرضا مباركي فرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

علي افشاري، فاطمه حقيقت جو، اكبر عطري، محسن سازگارا ، مهرانگيزكار و نيره توحيدي در نامه اي به گزارشگر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد با متهم ساختن جمهوري اسلام ايران به برخوردهاي امنيتي عليه فعالان دانشجويي از وي خواستند با ايجاد فشار به دولت ايران فضايي را براي فعاليت مخالفان فراهم سازد. 
نامه مشترك اين افراد به "لوئيز آربور" ادعا شده است: جمهوري اسلامي با كار شكني در فرايند انتخابات نهادهاي منتخب دانشجويان ، اخراج و محروميت از تحصيل فعالان دانشجويي و بازداشت اساتيد دانشگاه حقوق بشر را نقض كرده است.
نويسندگان نامه با تقاضا از آربور براي تحقيق از فعالين دانشجويي، اساتيد دانشگاه، تشكل ها و مسئولين مربوطه و خانواده زندانيان دانشگاهي خواهان خواستار فشار بر روي مقامات ايران شده اند.
گفتني است علي افشاري،اكبر عطري، محسن سازگارا ، مهرانگيزكار و فاطمه حقيقت جو هم اكنون در آمريكا به سر مي برند و به طرح اتهامات گوناگون عليه جمهوري اسلامي ايران مي پردازند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در برخي محافل سياسي و ورزشي در تهران اين شايعه قوت گرفته است كه علي دايي مهاجم پا به سن گذاشته ايران كه روز گذشته بازي پر انتقادي را پشت سر گذاشت، نه به دليل مصدوميت، بلكه به توصيه برخي مقامات كشور از تركيب بازي آينده ايران در برابر پرتغال كنار گذاشته شده است. برانكو ايوانكوويچ امروز به خبرگزاري رويترز گفت كه دايي دچار مصدوميت شده است و به احتمال فراوان در ديدار مقابل پرتغال از او استفاده نخواهد كرد.اعلام اين خبر موجي از رضايت ايرانيان را كه چشم انتظار دوران بازنشستگي دايي هستند در پي داشته است. به اعتقاد اغلب ايرانياني كه بازي روز گذشته ايران در برابر مكزيك را تماشا كرده اند، علي دايي بازي پرانتقادي داشته و عملا از جريان بازي حذف شده بود. امروز در برخي محافل شايع شده است كه برخي مسئولان كشور به سازمان ورزش و فدراسيون فوتبال توصيه كرده اند براي جلوگيري از نارضايتي بيشتر مردم، از علي دايي براي بازيهاي بعدي استفاده نشود. بر اساس اين شايعه كه خبرنگار فردا نتوانسته صحت و سقم آن را دريابد، مصدوميت دايي صرفا پوششي براي كنار گذاشتن وي از بازيهاي بعدي بوده است. برانكو هنوز توضيح بيشتري درباره نوع مصدوميت دايي ارائه نكرده است. گزارشگران تلويزيون و راديو ورزش ايران نيز به رغم تلاش براي حمايت كامل از تيم ملي ،در جريان گزارش بازي ديروز از بازي دايي و عدم تعويض وي انتقاد كرده اند

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

منوچهر متکي و سعود الفيصل، همتاي عربستاني او پيش از ظهر امروز، پس از دو ساعت مذاکره در محل وزارت امور خارجه در تهران، در يک کنفرانس خبري، ضمن تشريح مذاکرات، به سؤالات خبرنگاران پاسخ دادندبه گزارش مهر، منوچهر متکي گفت: شاهزاده سعود الفيصل بر اساس دعوت بنده و با توجه به اراده قوي روساي دو کشور و همچنين براي تقديم پيام پادشاه عربستان به مقامات عاليه جمهوري اسلامي ايران، راهي تهران شدند.
وي در خصوص محور مذاکرات خود توضيح داد: روابط ايران و عربستان روند خوب اين مناسبات با تبادل هياتها، ادامه مشورت‌هاي سياسي، برگزاري کميسيون مشترک اقتصادي دو کشور در آينده نزديک، مسائل مهم منطقه اي از جمله محورهاي مذاکرات بود.
وي موضوع امنيت در عراق را نيز از موضوع مذاکرات خواند و افزود: باني شدن اتحاديه عرب براي نشست وفاق در بغداد، همچنين نهمين نشست وزاري خارجه درتهران مورد بررسي قرار گرفت و بنا شد جزييات آن در ادامه مشورت‌ها انجام شود.
وي اعلام کرد: نشست وزراي خارجه کشورهاي همسايه عراق در آينده نزديک در تهران برگزار خواهد شد.وزير خارجه درخصوص گفت‌وگوهايش با همتاي عربستاني در موضوع فلسطين توضيح داد در اين گفتگو بر ضرورت وحدت گروه‌هاي فلسطيني و تداوم کمک کشورهاي اسلامي به دولت و مردم فلسطين گفت‌وگو کرديم و همچنين جنايات وحشيانه و نگراني کننده که در روزهاي اخير در چهره‌ها مصومانه دختراني که اعضاي خانواده اش را از دست داده اند،نمودار شد مورد گفت و گو قرار گرفت و محکوم شد.
متکي افزود: در گفت‌وگو در خصوص امنيت منطقه‌اي تاکيد کرديم که کشورهاي منطقه نقش آفريني‌هاي بيشتري داشته باشند و دو کشور بزرگ و مهم ايران و عربستان در نزديکي هر چه بيشتر جهان اسلام و فرق اسلامي تلاش بيشتري کنند.
وي اظهار داشت: گفت‌وگوهاي انديشمندان دو کشور، همچنين گفت و گو‌هاي مجمع تقريب مذاهب مي‌توانند گام موثري در اين راستا باشد.
وزير امورخارجه همچنين با اعلام اينکه سعود الفيصل در جريان آخرين مواضع جمهوري اسلامي ايران در موضوع هسته‌اي قرار داده است، افزود: نقطه نظرات ايشان در حمايت از حق قانوني جمهوري اسلامي ايران در برخورداري از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي بر اساس قوانين و مقررات «ان.پي.تي» و نگاه مشترکي که بر اساس راه حل ديپلماتيک موضوع هسته‌اي را راهنمايي کند مورد بحث قرار گرفت.
در ادامه اين کنفرانس خبري سعود الفيصل، وزير امور خارجه عربستان که صبح امروز وارد تهران شده است، با تشکر از ميزباني و ميهمان نوازي جمهوري اسلامي ايران گفت: امروز افتخار اين را خواهم داشت که بار ديگر با رهبر معظم انقلاب اسلامي ديدار کنم و پيام پادشاه عربستان را در پاسخ به پيام ايشان که دکتر ولايتي در مورد اوضاع منطقه به عربستان آورده بودند، تقديم کنم.
وي مذاکرات خود با منوچهر متکي را مفيد و سازنده خواند و گفت: ايران کشور بزرگ و مهمي درمنطقه است و بنابراين مسووليت مهمي دارد.
سعود الفيصل با ابراز اميدواري نسبت به گسترش همکاري‌هاي دو جانبه افزود: دور ساختن منطقه از تشنج و نگراني و براي توسعه کشورهاي منطقه و فراهم ساختن امنيت و رفاه براي مردم از مسئوليت‌هاي مهم دو کشور بزرگ اسلامي ايران و عربستان است.
وي با بيان اينکه دستيابي به صلح هسته‌اي باعث ناامني در منطقه خواهد شد از حمايت عربستان از حل ديپلماتيک موضوع هسته اي ايران خبر داد.
وي با اشاره به مذاکراتش با متکي در خصوص مسائل امنيت عراق گفت: اميدواريم دولت جديد عراق بتواند در چارچوب وحدت عراق امنيت را برقرار کنند.
سعود الفيصل تاکيد کرد: کشورهاي همسايه عراق مسووليت حمايت از دولت اين کشور در تامين امنيت، حاکميت و تماميت ارضي عراق را دارند.
وي با اشاره به توسعه چشمگير روابط تهران ـ رياض در سه سال گذشته ابراز اميدواري کرد اين روابط بيش از پيش گسترش پيدا کند.
سعود الفيصل همچنين از اراده دو کشور ايران و عربستان براي تثبيت بازارنفت درخدمت مصرف کنندگان و توليد کنندگان در اوپک خبر داد.
وزير امورخارجه عربستان در پاسخ به سؤالي خبرنگاري که پرسيد «آيا مي‌توانيم شاهد همکاري‌هاي بيشتر ايران و عربستان درجهت کمک به امنيت پايدار در عراق باشيم؟» گفت: دولت عراق نماينده ملت اين کشوراست و آنها تعيين مي‌کنند چه کمکي از کشورهاي مجاور نياز دارند.
متکي در پاسخ به اين سؤال که چگونه مي‌خواهيد از ظرفيت‌هاي کنفرانس اسلامي براي حل مسائل جهان اسلام استفاده کنيد؟ و مهمترين دشمن خود را در منطقه کدام کشور مي‌دانيد ؟ گفت: ما در منطقه دشمني نداريم و از کشورهاي خارج از منطقه هم مي‌خواهيم که با کشورهاي منطقه دشمني نکنند.
وي با اشاره به بررسي هجمه‌هايي که عليه جهان اسلام صورت مي‌گيرد دراجلاس سران درمکه گفت: در اين اجلاس تصميمات مهمي در باره عمل 10 ساله سازمان کنفرانس اسلامي اتخاذ شد و طبيعي است همبستگي مورد تاکيد دراين کنفرانس درجهت حمايت از حقوق مسلمانان و مقابله با کساني است که به مقدسات اسلامي و پيامبر اسلام و کتاب خدا اهانت کند.
وزير خارجه ايران افزود: تنظيم برخورد جمعي جهان اسلام با اين مسئله از نکات مهم است.
وي همچنين به ذخاير عظيم اقتصادي و منابع درکشورهاي اسلامي اشاره کرد و گفت: در کنفرانس مکه بر سياست واحد کشورهاي اسلامي در حفظ اين منابع تاکيد شد.
متکي همچنين اعلام کرد: اين مسائل در اجلاس اواخر هفته آينده 29 تا 31 خرداد در سطح وزاري خارجه کشورهاي اسلامي در باکو بررسي خواهد شد.
وزير امورخارجه عربستان نيز در خصوص دشمنان عربستان درمنطقه گفت: کاش مي‌گفتيد دوستان را شمارش کنم، چون الحمد الله دوستانمان بيشتر از دشمنان هستند.
وي در خصوص فعاليت‌هاي کنفرانس اسلامي نيز توضيح داد: بر اساس برنامه 10 ساله اين کنفرانس براي آباداني داخلي در کشورهاي اسلامي، جمع آوري امکانات و مشخص کردن نوع روابط بين کشورهاي عضو بحث و بررسي شد.
سعود الفيصل در پاسخ به اين سؤال که نقش عربستان درحل ديپلماتيک مسئله هسته اي ايران چيست؟ و اگر راه حل ديپلماتيک جواب ندهد عربستان چه خواهد کرد، گفت: من بسيارخوشحال هستم از اين که وزيرامور خارجه ايران مطرح کرد که به طور مثبت به پيشنهادهاي اروپايي‌ها مي‌نگرد و بر اين اساس آرزوي مي‌کنيم اين بحران در اسرع وقت حل شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دبير كل حزب اعتماد ملي گفت: به اصلاح طلبان مي‌گفتم، شعارهاي خروج از حاكميت، خروج از قانون و مسائل اين چنيني مطرح نشود، ولي گوش ندادند و شكست خوردند. به گزارش خبرگزاري فارس مهدي كروبي ديشب در حاشيه افتتاح دفتر حزب اعتماد ملي در جمع رسانه‌هاي گروهي گفت: در دوم خرداد يك موج عظيمي ايجاد شد كه هدايت و رهبري نشد البته در اين خصوص اختلافي وجود ندارد. وي افزود: اقبال به اصلاحات كم نشده است و طبع مردم اصلاحات است، مردم اصلاحات را مي‌خواهند چه در شورا، چه مجلس و چه رياست جمهوري و اشكالي به بنده نيست و بي‌تقصيرم چرا كه در حد توانم تلاش مي‌كردم و هشدار مي‌دادم كه اين شيوه ما را با شكست روبه‌رو مي‌كند لذا امروز همان حرف‌هاي مرا شكوري راد، موسوي لاري، نبوي و ديگران بيان مي‌كنند. دبيركل حزب اعتماد ملي ادامه داد: آن وقت مي‌گفتم خروج از حاكميت، خروج از قانون و مسائل اين چنيني مطرح نشود ولي گوش ندادند و امروز از اين دست حرف‌ها مي‌زنند در حالي كه زمان بيان آن نگفتند و شعارهاي افراطي چون عبور از خاتمي، اصلاحات و غيره سردادند. وي به انحراف در جمهوريت اشاره كرد و اظهار داشت: امروز انحراف در جمهوريت اين است كه مي‌گويند رأي يك پيشنهاد است ممكن است پذيرفته شود يا نشود، بايد هم براي اسلاميت بكوشيم و هم براي جمهوريت تلاش كنيم. رئيس سابق مجلس اضافه كرد: انقلاب امام (ره) يك طرفش جمهوريت و يك طرفش اسلاميت است، لذا اسلام امام، اسلام مترقي است و جمهوري، انقلاب و نظام به‌وجود آمده و متكي بر اسلام است و اسلام متكي بر رأي مردم است. وي به وعده‌هاي خود اشاره كرد و اذعان داشت: بعد از انتخابات 3 وعده داديم وعده تأسيس روزنامه، تأسيس حزب و شبكه ماهواره‌اي كه دو وعده اول محقق شد اما شبكه ماهواره‌اي به دليل مشكلاتي محقق نشد. كروبي افزود: در خصوص شبكه ماهواره‌اي صبا از آن جا كه نمي‌خواهيم حركتي كنيم كه شب‌نامه يا قاچاق تلقي شود، دست نگه داشته‌ايم، ما مي‌‌خواهيم كار رسانه‌اي كنيم، مصاحبه كنيم. ميزگرد برگزار كنيم و نظرات مختلف را منعكس كنيم اما با توجه به دستور شوراي امنيت ملي به مطبوعات مبني بر اين كه راجع به شبكه ماهواره‌اي صبا چيزي ننويسند و از خروج افراد در فرودگاه جلوگيري به ‌عمل آمده لذا در حال رايزني هستيم. دبير كل حزب اعتماد ملي از پيش‌بيني نتيجه انتخابات خبرگان امتناع ورزيد و اذعان داشت: اگر نتيجه انتخابات را بر اساس مباني خود پيش‌بيني كنيم، مخالفان آن را برهم مي‌زنند، البته در صورت رد صلاحيت رايزني مي‌كنيم اعتراض كرده بيانيه صادر مي‌كنيم و در حد توان از حق خودمان دفاع مي‌كنيم و از شوراي نگهبان هم ادله رد صلاحيت را خواهيم خواست. وي تصريح كرد: در انتخابات خبرگان رهبري بر حضور خانم‌ها تأكيد داريم حتي اگر شده از چند خانم راستي هم باشد، حمايت مي‌كنيم البته بايد شرط اجتهاد را مرجع يا رهبري تعيين كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پس از شكست ايران مقابل مكزيك، تعداد زيادي از هواداران ايران در مقابل هتل هيلتون تجمع كرده و از عملكرد ملي‌پوشان در نيمه‌ي دوم بازي با مكزيك انتقاد كردند. معترضان با سر دادن شعارهايي برعليه برخي از بازيكنان از جمله، علي دايي خواستار كناره‌گيري او از تيم ملي شدند. هم‌چنين، پيش از بازي ايران و مكزيك تعدادي از تماشاگران ايراني كه با مسووليت يك تور داخلي به آلمان رفته‌اند، براي تهيه‌ي بليت با مشكلات فراواني روبرو شدند. ظاهرا مسوولان اين تور براي ورود اين عده به استاديوم خواهان تهيه‌ي بليت هزار يورويي بودند كه اين موضوع با اعتراض تماشاگران روبرو شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

گزیده بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در خطبه هاي نماز جمعه تهران 25/09/1379

... روايتي كه مي خوانم، روايت تكان دهنده و عجيبي است. مي فرمايد: «لتأمرنّ بالمعروف و لتنهون عن المنكر او ليسلّطنّ اللّه عليكم شرار كم فيدعو خياركم فلا يستجاب لهم»؛ بايد امر به معروف و نهي از منكر را ميان خودتان اقامه كنيد، رواج دهيد و نسبت به آن پايبند باشيد. اگر نكرديد، خدا اشرار و فاسدها و وابسته ها را بر شما مسلّط مي كند؛ يعني زمام امور سياست كشور به مرور به دست امثال حجّاج بن يوسف خواهد افتاد! همان كوفه اي كه اميرالمؤمنين در رأس آن قرار داشت و در آن جا امر و نهي مي كرد و در مسجدش خطبه مي خواند، به خاطر ترك امر به معروف و نهي از منكر، به مرور به جايي رسيد كه حجّاج بن يوسف ثقفي آمد و در همان مسجد ايستاد و خطبه خواند و به خيال خود مردم را موعظه كرد! ... وقتي كه امر به معروف و نهي از منكر نشود و در جامعه خلافكاري، دزدي، تقلّب و خيانت رايج گردد و بتدريج جزو فرهنگ جامعه شود، زمينه براي روي كار آمدن آدمهاي ناباب فراهم خواهد شد.

البته امر به معروف و نهي از منكر حوزه هاي گوناگوني دارد كه باز مهمترينش حوزه مسؤولان است؛ يعني شما بايد ما را به معروف امر، و از منكر نهي كنيد. مردم بايد از مسؤولان، كار خوب را بخواهند؛ آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا؛ بلكه بايد از آنها بخواهند. اين مهمترين حوزه است. در مسأله امر به معروف و نهي از منكر، فقط نهي از منكر نيست؛ امر به معروف و كارهاي نيك هم هست. ... نهي از منكر هم فقط نهي از گناهان شخصي نيست. تا مي گوييم نهي از منكر، فوراً در ذهن مجسّم مي شود كه اگر يك نفر در خيابان رفتار و لباسش خوب نبود، يكي بايد بيايد و او را نهي از منكر كند. فقط اين نيست؛ اين جزء دهم است.

نهي از منكر در همه زمينه هاي مهم وجود دارد؛ مثلاً كارهايي كه افراد توانا دستشان مي رسد و انجام مي دهند؛ همين سوء استفاده از منابع عمومي؛ همين رفيق بازي در مسائل عمومي كشور، در باب واردات، در باب شركتها و در باب استفاده از منابع توليدي و غيره؛ همين رعايت رفاقتها از سوي مسؤولان. يك وقت دو نفر تاجر و كاسبند و با هم همكاري و رفاقت مي كنند، آن يك حكم دارد؛ يك وقت است كه آن كسي كه مسؤول دولتي است و قدرت و اجازه و امضاء در دست اوست، با يك نفر رابطه ويژه برقرار مي كند؛ اين آن چيزي است كه ممنوع و گناه و حرام است و نهي از آن بر همه كساني كه اين چيزها را فهميده اند - در خود آن اداره، در خود آن بخش، بر مافوق او، بر زيردست او - واجب است؛ تا فضا براي كسي كه اهل سوء استفاده است، تنگ شود

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

عابدي گيسو بلند كرده و در حفظ آن اهتمام فراوان داشت تا آنجا كه به هنگام نماز دست بر گيسو كشيده و پريشاني آن به سامان مي‌آورد، روزي ندايي شنيد كه ‌اي عابد! دست از گيسو بدار و دل در نماز به خداي خويش مشغول دار. عابد در پي اين ندا، گيسو به تيغ سپرد و از بن تراشيد و براي اطمينان به هنگام نماز دست بر سر مي‌كشيد كه مبادا به بلندي روييده باشد. بار ديگر ندا آمد: ‌اي عابد!... بازهم كه در همان كاري و دل به خداي خويش نمي‌سپاري!

روز دوشنبه هفته قبل، هنگامي كه آقاي هاشمي رفسنجاني در جوار حرم مطهر حضرت معصومه(س) پيرامون قيام 15خرداد سخنراني مي‌كرد، عده‌اي به بهانه طرح سؤال از ايشان مراسم سخنراني را به تشنج كشيدند و با اين اقدام زشت و ناپسند خود، علاوه بر اهانت به يكي از شخصيت‌هاي پرسابقه و برجسته انقلاب، كوشيدند از نمايش اقتدار نظام تصويري وارونه ارائه دهند. تصويري كه دشمنان بيروني به شدت محتاج آن بودند و روز قبل از ماجرا، رهبر معظم انقلاب با هشداري عالمانه همگان را از آن نهي فرموده بود. كيهان بلافاصله طي يادداشتي با عنوان «چه كسي در پس اين معركه است» ضمن تقبيح اين حركت به آثار شوم و دشمن پسند آن اشاره كرده و درباره هويت عوامل تشنج آفرين سه احتمال را پيش كشيده بود؛ عوامل دشمن بيروني، برخي از جريانات سياسي مخالف آقاي هاشمي كه در لباس دوستي به ايشان دشمني مي‌ورزند و يا، افراد كج فهم و كم داني كه اختلاف سليقه‌هاي سياسي خود را تا مرز تشنج آفريني پيش برده اند.
در آن يادداشت كه امروز هم بر سطر سطر آن تاكيد مي‌ورزيم، آمده بود، تشنج آفرينان هريك از سه هويت ياد شده را داشته باشند، نتيجه كارشان يكسان است و غير از يك حركت ضدانقلابي و دشمن پسند نمي‌توان هيچ نام ديگري بر آن نهاد. حركت ياد شده بلافاصله از سوي جامعه مدرسين، علما و مراجع، طلاب، احزاب و گروه‌ها و بسياري از شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي ديگر محكوم گرديده و همگان خواستار پي گيري ماجرا و كشف هويت تشنج آفرينان شدند.


در پي موج گسترده‌اي كه در محكوميت و تقبيح آن حركت زشت و مشكوك پديد آمد، انتظار اين بود ـ و هست ـ كه آتش فتنه فرو نشيند و راه بر سوءاستفاده بيشتر دشمنان بيروني و دنباله‌هاي داخلي آنان كه همزمان در شيپور و تنور تفرقه مي‌دمند، بسته شود، اما برخي از افراد و گروههاي سياسي بي آن كه كمترين ارادتي به آقاي هاشمي و انقلاب و نظام داشته باشند، به ميدان آمدند و دقيقاً همان اهدافي را كه تشنج آفرينان دنبال مي‌كردند، در پوشش حمايت از هاشمي رفسنجاني پي گرفتند و برخي از دوستان غفلت زده نيز بي آن كه بخواهند و يا بدانند با مواضع و عملكرد نسنجيده خويش آتش بيار اين معركه شدند و در اين باره گفتني‌هايي هست.

1 ـ تشنج آفرينان در سخنراني 15خرداد، به آقاي هاشمي رفسنجاني كه يكي از شخصيت‌هاي برجسته اسلام و انقلاب است اهانت كردند. بنابراين كساني كه به بهانه حمايت از آقاي هاشمي، برخي ديگر از شخصيت‌هاي برجسته اسلام و انقلاب را زير سؤال مي‌برند و مخصوصاً در پوشش اين حمايت انگشت اتهام خويش را بدون ارائه كمترين دليل و يا شاهد و قرينه به سوي بخشي از حوزه علميه دراز كرده و يا به گونه‌اي تلويحي جريان عظيم اصولگرايي را نشانه مي‌روند، دقيقاً و بدون كم و كاست، همان حركت زشت تشنج آفرينان در مراسم 15خرداد را تكرار مي‌كنند.

2 ـ تبديل نمايش اقتدار نظام اسلامي به تصويري از اختلاف و تفرقه از جمله ابعاد زشت و ضدانقلابي اقدام تشنج آفرينان در مراسم سخنراني 15خرداد آقاي هاشمي بود. آنان در حالي كه كشور به اقتدار و يكپارچگي مسئولان و مردم در مقابل توطئه‌هاي آشكار و پنهان دشمنان بيروني نياز داشت، با اقدام مشكوك خود تلاش كردند تصويري از تفرقه و ضعف و چند پارچگي را ارائه دهند. آيا كساني كه در پوشش حمايت از آقاي هاشمي، توهم چند دستگي و يا حداقل دو دستگي ميان «مردم ـ مردم» و «مسئولان ـ مسئولان» را به نمايش مي‌گذارند، دقيقاً با تشنج آفرينان آن روز، همسو و همراه نيستند؟! مگر اقدام زشت اينان با حركت پلشت آنان به لحاظ نتيجه و پي آمدهاي سوء آن عليه نظام چه تفاوتي با يكديگر دارد؟ كه اولي محكوم و دومي ممدوح تلقي شود؟!

3 ـ برخي از افراد و گروه‌ها در تفسيرها و تحليل‌هاي خود به گونه‌اي ظريف ـ بخوانيد موذيانه ـ اصرار دارند كه حركت تشنج آفرينان در سخنراني آقاي هاشمي را به بخشي از حوزه علميه نسبت دهند. اين عده بي آن كه ارادتي به آقاي هاشمي داشته باشند در پي القاء اين توهم هستند كه آقاي هاشمي در حوزه علميه پايگاه مستحكمي ندارد! و تعجب آور ـ بلكه مضحك ـ آن كه اين توهم را در پوشش حمايت از آقاي هاشمي رفسنجاني مي‌پراكنند!... از جريان ياد شده انتظاري نيست ولي برخي از دوستان بايد توجه داشته باشند كه آيت الله هاشمي رفسنجاني فرزند حوزه و يكي از افتخارات آن است و القاي اين توهم كه بخشي از حوزه علميه با ايشان مخالف است، يكي از زشت ترين انواع تبليغات مسموم عليه آقاي رفسنجاني خواهد بود كه البته كسي آن را باور نمي‌كند.
و يا اين كه تشنج آفريني را به بخشي از اصولگرايان نسبت مي‌دهند كه اين نيز يكي از موذيانه ترين تبليغات عليه آقاي هاشمي است چرا كه بارزترين ويژگي اصولگرايان، وفاداري به اسلام، امام، رهبري و نظام است، بنابراين كساني كه دست به تبليغ ياد شده مي‌زنند، در پي آنند كه آقاي هاشمي رفسنجاني را بيرون از حلقه وفاداران به اسلام و امام و رهبري معرفي كنند و... اين حركت نيز با اقدام تشنج آفرينان همسو و همراه است هرچند پوشش متفاوتي براي آن ساخته باشند.

4 ـ در تب و تاب اين ماجرا، برخي از افراد و گروهها نيز كه در خيال خام خود براي سوءاستفاده از شخصيت برجسته آقاي هاشمي نقشه كشيده اند، تلاش مي‌كنند با استناد به تشنج آفريني آن روز، هرگونه انتقاد منطقي و دلسوزانه به عملكرد و مواضع آقاي رفسنجاني را با تشنج آفريني مساوي و برابر جلوه دهند. در حالي كه آنچه مذموم و ناپسند است، تشنج آفريني و اخلال است و انتقاد منطقي و دلسوزانه نه فقط ناپسند نيست بلكه برپايه آموزه‌هاي اسلامي، يك هديه نيز هست.
به نظر مي‌رسد افراد و گروه‌هاي ياد شده در پي آنند كه اگر بار ديگر مانند گذشته قصد چسباندن دروغين خود به آقاي هاشمي را داشته باشند، هيچيك از دلسوزان انقلاب و ارادتمندان واقعي آقاي هاشمي جرأت انتقاد به ايشان را نداشته باشند! و اين، به يقين مطلوب آيت الله هاشمي نيز نبوده و نخواهد بود.

5 ـ برخي از افراد و گروه هايي كه اين روزها به بهانه حمايت از آقاي هاشمي، فتنه انگيزي مي‌كنند همان‌ها هستند كه در جريان انتخابات مجلس ششم با سنگر گرفتن در كنار شخصيت آقاي خاتمي، بدترين و زشت ترين اهانت‌ها و هتاكي‌ها را نسبت به آقاي هاشمي روا داشتند و همان‌ها بعد از پايان دوره آقاي خاتمي با يك چرخش يكصد و هشتاد درجه‌اي پرچم حمايت از آقاي هاشمي را برافراشتند و كينه‌اي كه از انقلاب داشتند را اين بار در پوشش حمايت از هاشمي عليه انقلاب و نظام و به بهانه مخالفت با نامزد رقيب ايشان بيرون ريختند.

نكته درخور توجه اين كه، جريان ياد شده، چه در مخالفت و چه در حمايت از هاشمي يكسان عمل كردند. با اين توضيح كه در مخالفت با آقاي هاشمي، ايشان را در جايگاه فرماندهي جنگ، ياري امام، دفاع از اسلام و انقلاب نشانده و عليه امام، انقلاب، اسلام، دفاع مقدس و... فحاشي كردند و در جريان انتخابات رياست جمهوري، زير پرچم حمايت از آقاي هاشمي، شعارهاي اسلامي، انقلابي، خط امامي و ارزشي رقيب ايشان را به باد فحش و ناسزا گرفتند. يعني در هر دو حالت موافقت و مخالفت با آقاي هاشمي، به اسلام و مباني ارزشي آن حمله كردند و آقاي رفسنجاني براي آنان فقط يك بهانه بود... آيا اينگونه نبود؟! به يقين جناب هاشمي به اين جريان اجازه سوءاستفاده نخواهد داد، چرا كه اولاً سوابق آنها نشان مي‌دهد كه سوداي ديگري در سر دارند و ثانياً؛ حمايت از آقاي هاشمي با قد و قواره سياسي آنها سازگار نيست. مگر مي‌توان پذيرفت كساني با امام مخالفت بورزند و در همان حال به آقاي هاشمي ارادت داشته باشند؟

ادعاي اين عده در ابراز نگراني از تشنج آفريني در سخنراني آيت الله هاشمي نيز پوچ و مضحك است. چرا؟!... مگر در جريان برخي از آشوب‌ها نظير 18 تير 78، غائله آفرينان نسبت به امام راحل«ره»، انقلاب، اسلام و بسياري از ارزش‌ها بدترين و زشت ترين اهانت‌ها را روا نداشتند؟ و همين افراد وگروهها نه فقط كمترين اعتراضي نكردند بلكه با قلم و قدم و زبان خويش از غائله آفرينان حمايت نيز كردند ، بنابراين جريان ياد شده كه امروز سنگ مخالفت با تشنج آفريني و اهانت به هاشمي را به سينه مي‌زند، نه مخالف تشنج آفريني است و نه موافق هاشمي.

6 ـ و بالاخره، با توجه به نكات فوق، بعيد نيست كه تشنج آفرينان در سخنراني آقاي هاشمي و برخي از مدعيان مخالفت با آن، در پس معركه دست‌هاي به هم پيوسته‌اي داشته باشند، بنابراين وظيفه نيروهاي اطلاعاتي و قضايي است كه ماجراي تشنج آفريني در آن سخنراني را به دقت پيگيري و هويت واقعي آنان را تحت هر پوششي كه بوده اند برملا كنند و از سوي ديگر دلسوزان اسلام و انقلاب و ارادتمندان واقعي جناب آقاي هاشمي نيز وظيفه دارند به افراد و گروه‌هاي بدسابقه و بدنام كه در پوشش حمايت از شخصيت برجسته و قابل احترام آيت الله رفسنجاني ساز بد صداي خود را كوك مي‌كنند، اجازه سوءاستفاده ندهند

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمود خردبین گفت: برانکو و دادکان با تحمیل دایی به تیم با ملت ایران لجبازی می‏کنند و دلیل این اصرارها با گذشت زمان مشخص خواهد شد. محمود خردبین در گفت وگو با مهر، ضمن بیان این مطلب در کرج افزود: وجود شخصی مانند دایی که هیچ کارایی در زمین نداشت فشار زیادی به بازیکنان دیگر آورد و آنها را خسته کرد به خصوص وحید‌ها‌شمیان که مجبور بود خلاء او را در زمین جبران کند و به جای او نیز بدود.وی ادامه داد: نمی‏دانم چه ترسی از دایی وجود دارد که اجازه نمی‏دهد قاطعانه او را از زمین بیرون بکشند و احساسات یک ملت این گونه بازی گرفته می‏شود.ملی پوش اسبق تیم ملی خاطرنشان کرد: مگر غیر از این است که از میدان دادن به جوانانی مانند تیموریان نتایج بسیار خوبی به دست آوردیم پس چرا این میدان به کاظمیان، خطیبی، برهانی و... داده نمی‏شود.وی در پایان اظهارداشت: اگر ترکیب تیم ایران در بازی‌ها‌ی بعدی ترکیبی جوان شده باشد می‏توان به صعود ایران به مرحله بعد امیدوار بود اما اگر با این ترکیب به میدان برود از همین الان باید منتظر سقوط و شکست‌ها‌ی ناباورانه تیم کشورمان باشیم.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حزب كارگزاران سازندگی كه در جریان انتخابات مجلس پنجم به عرصه سیاسی كشور معرفی شد، به اعتقاد بسیاری از جمله حتی برخی از اعضای شورای مركزی این حزب، بعد از انتخابات خرداد76 و اتفاقات بعد از آن وارد خوابی زمستانی شد كه گاه‌گاه از آن بیدار می‌شود.
به گزارش ایسنا، این روزها و پس از انتشار روزنامه ارگان این حزب، شاهد تحرك بیشتری در درون این تشكیلات سیاسی - اقتصادی هستیم كه انتخاب رسمی حسین مرعشی به عنوان سخنگو، یكی از آخرین این تحولات است.
مرعشی كه به واسطه سابقه‌ حضورش در این حزب از تمام مسایل مربوط به كارگزاران آگاه است، ضمن مرور فعالیت‌های این حزب، تندروهای جریان اصلاح طلب را مورد انتقاد قرار می‌دهد و درعین‌حال درباره وضعیت این حزب در دولت جدید نیز می‌گوید:«كارگزاران هیچ تعاملی با دولت نهم ندارد».
حسین مرعشی در تبیین وضعیت تشكل متبوعش در دولت نهم با بیان این مطلب عملكرد این دولت در سطوح مختلف مدیریتی را یادآور ‌شد و گفت:«در دولت آقای احمدی‌نژاد نیروهای ما كاملا از سطوح مختلف مسوولیت حذف شدند».
وی عقیده دارد:«اساسا عملكرد این دولت گرایش ضد كارشناسانه دارد كه عمده سیاست‌های كشور را در جهت توسعه ایران به صورت وارونه جلوه داده است. دولت آقای احمدی‌نژاد دولتی است با گرایش‌های كاملا متفاوت از دولت‌های پیشین».
این عضو شورای مركزی حزب كارگزاران، ادامه داد:«شعارهای دولت نهم همان شعارهای اوایل انقلاب است كه ما نیز این شعارها را با اخلاص و در حضور جمع كثیری از نیروهای انقلاب مورد استفاده قرار داده بودیم».
وی همچنین با انتقاد از بعضی از اصلاح‌طلبان كه سیاست‌های كارگزاران را غیرشفاف معرفی می‌كنند، اظهار داشت:«بعضی از دوستان تندرو ما در گروه اصلاح‌طلبان مطالبی را با عنوان مواضع غیر روشن كارگزاران مطرح كرده‌اند در حالی كه كارگزاران مسئله پنهان ندارند و از كارگزاران شفاف‌تر هیچ گروهی وجود ندارد».
مرعشی افزود:«برخی با پوشیدن لباس اصلاح‌طلبی درحالی كه قصدشان تغییر نظام بود با تندروی‌های خود جامعه و آقای خاتمی را خسته كرده بودند. مواضع آنها شفاف نبود در حالی كه این نقص را به كارگزاران وارد كردند».
وی با تاكید بر لزوم ارائه تعریف درست از اصلاح‌طلبی، گفت: «كارگزاران تعریف روشنی از اصلاح‌طلبی در حوزه‌های مختلف دارد و براین اساس در عرصه سیاست خارجی معتقد به حل و فصل مسائل با جهان در عرصه اقتصاد معتقد به اقتصاد آزاد و سرمایه‌گذاری وسیع و در سیاست داخلی معتقد به حاكم كردن یك ساز و كار حزبی كامل و تبدیل شدن نهادهایی مثل شورای نگهبان و قوه قضاییه به نهاد‌های كاملا بی‌طرف و منصف است».
این عضو شورای مركزی حزب كارگزاران، ادامه داد:«در عین اصلاح‌طلبی ما معتقد نیستیم كه راست منشا همه گرفتاری‌های كشور است بلكه معتقدیم جناح راست نیز حق حیات در عرصه سیاست را دارد».
مرعشی در ادامه اضافه كرد:«فاصله میان جناح چپ و راست باعث شده كه مسوولیت را گروه‌هایی برعهده بگیرند كه هویت و ماهیت‌شان مشخص نیست. ما معتقد هستیم كه تندروی‌های بخشی از اصلاح‌طلبان باعث ایجاد این فضا شده است و كارگزاران را كه در واقع مشی میانه دارد متهم به نداشتن موضع روشن می‌كنند».
مرعشی ادامه داد:«كارگزاران با هر نوع روشنفكری كه بخواهد اساس دین و اعتقادات جامعه را به سخره بگیرد به شدت مخالف است. جامعه ما در عین مسلمانی، آزادی‌خواه است و در عین آزادی‌خواهی پایبند به اخلاق است».
این عضو شورای مركزی حزب كارگزاران، در ادامه به مشكلات احزاب در ایران پرداخت و گفت:«عدم اهتمام نسبت به حزب، خصلت فرهنگ ایرانی كه حزب‌گریز است به همراه كوچك بودن احزاب در ایران كه باعث تاثیر كم این گروه‌ها در بطن جامعه می‌شود از مشكلات اصلی احزاب در ایران بشمار می‌آید. اما باوجود این مشكلات كارگزاران خواهان این است كه در آینده فعالیت‌های جدی داشته باشد. براین اساس بزودی درباره اینكه آیا این حزب به یك حزب عام تبدیل شود یا یك حزب در سطح نخبه‌گرا باقی بماند تصمیم خواهیم گرفت».
حسین مرعشی در ادامه به بازخوانی محدودیت‌های پیش روی حزب كارگزاران در دولت‌های مختلف‌، پرداخت و اظهار داشت: «قبل از اینكه كارگزاران به عنوان تشكل رسمی شروع به فعالیت كند در دولت آقای‌ها‌شمی اكثریت اعضای دولت در حزب ما فعال بودند. در آن دوران جناح چپ با سیاست‌های اقتصادی كارگزاران مخالف بود».
وی ادامه داد: «در عرصه سیاست‌های خارجی نیز با همین مقاومت‌ها از طرف جناح چپ و دانشجویان مواجه شدیم. این گروه‌ها در تعامل با دنیا و حل و فصل ارتباط ایران با آمریكا سخت‌گیری‌های فراوانی داشتند».
مرعشی همچنین با بیان اینكه در دولت خاتمی حضور كارگزاران كمرنگ‌تر شد، افزود:«زمان طولانی سپری شد تا دولت آقای خاتمی با سیاست‌های كارگزاران هماهنگ شود. اگر به دولت اول آقای خاتمی برگردیم مشاهده می‌كنیم مخالفت‌ها و مقاومت‌ها نیز در دولت آقای خاتمی با اصول كارگزاران در عرصه‌های مختلف وجود داشت. از باب مثال وزیر اقتصاد دولت اول آقای خاتمی، آقای نمازی با كلیه سیاست‌های باز اقتصاد مخالف بودند. دور دوم دولت آقای خاتمی نیز آقای مظاهری وزیر اقتصاد در مقابل این سیاست‌ها مقاومت می‌كرد و این مخالفت‌ها در عرصه آموزش نیز وجود داشت».
مرعشی ادامه داد:«كارگزاران در عرصه آموزش و پرورش معتقد به نوسازی نظام آموزشی، حركت به سمت آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، تامین هزینه‌ها توسط خانواده‌ها و ایجاد مدارس نمونه دولتی بود كه آقای مظفر وزیر آموزش و پرورش آن زمان تمام دیدگاه‌های اصلاحاتی در عرصه آموزش و پرورش را متوقف كرد. البته دولت آقای خاتمی در عرصه سیاست خارجی با اصول كارگزاران بسیار هماهنگ بود و در این عرصه بسیار قوی عمل كرد».
این عضو شورای مركزی حزب كارگزاران خاطر نشان كرد:«كار مهمی كه در دوران دولت خاتمی انجام شد استحاله شدن گروه‌های چپ بود. گروه چپ با ارتباط با آمریكا، سرمایه‌گذاری خارجی و خصوصی‌سازی مخالف بود ولی در دولت آقای خاتمی همه این سیاست‌ها را قبول كرد».
وی همچنین در بیان چگونگی تشكیل حزب متبوعش و فراز و فرودهایی كه كارگزاران در این حدود یازده سال با آن مواجه بودند پرداخت و با یادآوری اینكه در ابتدای فعالیت ما بحث حزب مطرح نبود اظهار داشت:«آنچه مهم بود یك صدایی بودن فضای سیاسی كشور قبل از انتخابات مجلس پنجم بود و بر این اساس در آن برهه زمانی ما جمعی از كارگزاران را به عنوان همكاران و حامیان آقای‌ها‌شمی رفسنجانی برای فعالیت در انتخابات مجلس پنجم تشكیل دادیم».
وی اضافه كرد: «اصول اولیه حركت ما بدین صورت بود كه چه كسی باید این تحول را شروع كند و چون هیچ نیروی موثری در عرصه سیاست كشور به جز آقای‌ها‌شمی رفسنجانی فعالیت نمی‌كرد و نیز دوره ریاست جمهوری ایشان رو به اتمام بود تصمیم گرفتیم به عنوان حامیان آقای‌ها‌شمی كه در دولت فعالیت می‌كردیم این جریان را تحقق ببخشیم».
مرعشی در تاكید كرد:«با به وجود آمدن این جریان(كارگزاران ) هم اثرگذاری آقای‌ها‌شمی در عرصه سیاست داخلی كشور حفظ شد و هم كشور از فضای تك صدایی سیاسی به حالت پویایی سیاسی تبدیل شد».
این عضو شورای مركزی حزب كارگزاران،در ادامه با اشاره به آنچه استقبال روشنفكران و دانشجویان از این حركت می‌نامید، تصریح كرد:«در آن زمان این تصور وجود داشت كه هر كسی كه با آقای‌ها‌شمی و دولت برخورد كند برنده انتخابات خواهد بود. اما این اعتقاد در انتخابات مجلس پنجم اثرگذاری برعكس داشت و حركت ما در این انتخابات بسیار تاثیرگذار بود.مجلس پنجم چند صدایی شد و اگر در بین دو مرحله دخالت‌های اشتباهی صورت نمی‌گرفت ما اكثریت را به دست می‌آوردیم.با این وجود یك اقلیت نیرومند به وجود آمد كه توانست فضای بازی را در مجلس ایجاد كند».
این عضو ورای مركزی حزب كارگزاران در ادامه به چگونگی رسمیت یافتن حزب متبوعش پرداخت و با بیان اینكه این امر به زمان نیاز داشت افزود:«در ابتدای فعالیت‌ كارگزاران سازندگی ضربه سنگینی به حزب وارد شد و آن خارج شدن وزراء از جمع ما بود زیرا این امر باعث شد تعداد اعضاء شورای مركزی حزب از شانزده نفر به شش نفر كاهش یابد».
وی اضافه كرد:«بعد از این ضربه، اشكال‌تراشی‌هایی در نام‌گذاری حزب مطرح و با نامگذاری حزب به خدمتگزاران سازندگی مخالفت شد و نهایتا نام جمعی از كارگزاران را برای حزب انتخاب كردیم و به عنوان لوگوی انتخابات‌مان نیز برگزیده شد و در انتخابات ریاست جمهوری آقای خاتمی رسما فعالیت‌مان را به عنوان حزب با این لوگو آغاز كردیم».
وی تصریح كرد:«اگر بخواهیم تعریف روشنی از كارگزاران ارائه كنیم می‌توانیم بگوییم، كارگزاران یك حزب لیبرال – دموكرات مسلمان است».
مرعشی همچنین افزود:«این حزب لیبرال – دموكرات در روزهایی ابتدایی تبلورش آقای رفسنجانی بود كه به سازندگی مشهور بود. لذا حزب ما حزب كارگزاران سازندگی نامگذاری شد زیرا در عین رعایت اعتقادات دینی مردم از راه پذیرش حاكمیت به دنبال سازندگی ایران بودیم».
وی در ادامه خاطر نشان كرد: «كارگزاران از راه احترام به اسلام، رعایت اعتقادات دینی مردم، از راه پذیرش حاكمیت مردم، از راه آزادسازی اقتصاد، عدم دخالت دولت در زندگی و مسائل خصوصی مردم، سازندگی را سرلوحه فعالیت‌هایش قرار داده بود. بنابراین در ائتلاف‌هایی شركت ‌كرده و می‌كنیم كه معتقد به این اصول باشند».
این عضو شورای مركزی حزب كارگزاران سازندگی در ادامه با چشمگیر خواندن قدرت تاثیرگذاری حزب متبوعش در ابتدای تشكیل، خاطر نشان كرد:«اولین اثرگذاری كارگزاران در حوزه سیاست بود زیرا ورود این حزب در عرصه سیاسی كشور باعث فعالیت دوباره جناح چپ شد و این جناح را به آینده امیدوار كرد و بعد از مدتی با ائتلاف ما و این جناح جبهه دوم خرداد شكل گرفت».
وی با یاد آوری اینكه در عرصه سیاست خارجی كارگزاران سیاست تشنج‌زدایی را دنبال می‌كرد، اظهار داشت:«این سیاست بعدها به سیاست گفت‌وگو تبدیل شد و آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری خود آن را اجرا كردند و این نشان می‌دهد كه كارگزاران نقش تعیین كننده‌ای در این عرصه ایفا كرده است».
این عضو شورای مركزی حزب كارگزاران، اضافه كرد:«جمع‌بندی اقتصادی كه بعد از شانزده سال در دوره آقای خاتمی مطرح شد، نتیجه تاثیرگذاری حزب كارگزاران سازندگی بود. ما معتقد بودیم كه در عرصه اقتصادی دولت باید كوچك شود و كار به مردم واگذار شود، باید از منابع خارجی استفاده كرد و با اقتصاد جهانی تعامل داشت. صادرات باید سامان یابد و در واردات موانع غیر تعرفه‌ای حذف شود و بطور كلی باید اقتصاد را رقابت‌پذیر كرد».
وی ادامه داد: «تمامی مفاهیمی كه اكنون در اقتصاد ایران مطرح است حاصل سیاست‌های اصولی كارگزاران است. در واقع شالوده اقتصاد نسبتا آزاد را مرحوم دكتر نوربخش و آقای نجفی به عنوان تئوریسین‌های فكری كارگزاران مطرح كرده بودند. اثرگذاری كارگزاران در عرصه اقتصاد یك تاثیر قابل توجه بود.در این زمینه می‌توان به طرح تشویق سرمایه‌گذاری خارجی به مجلس ششم اشاره كرد، كلیات این طرح را كارگزاران ارائه كرده بود و طرحی بود كه در مجلس به جز یك نفر در تأیید این كلیات همه قیام كردند».

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پایگاه خبری جام جهانی 2006 به آنالیز عملكرد بازیكنان تیم ملی ف.تبال ایران در دیدار برابر مكزیك پرداخته كه خود گویای بسیازی از نكات است. 
به گزارش خبرگزاری فارس، پایگاه خبری جام جهانی 2006 عملكرد بازیكنان تیم ملی فوتبال ایران را در دیدار برابر مكزیك آنالیز كرده كه در زیر مشروح آن را می‌خوانید:

* رضایی، فقط یك اشتباه
شاخصه بازی رحمان رضایی در مصاف با مكزیك اشتباهی است كه در دقیقه 75 مرتكب شد و همین اشتباه، گل دوم دریافتی را در پی داشت.
رحمان رضایی در حضور 90 دقیقه‌ای برابر مكزیك فقط یك بار به سمت دروازه حریف شوت زد كه آن نیز راهی به دروازه نیافت.
وی با 23 پاس كوتاه و نه پاس بلند موثر، بهتر از مردانی چون دایی و‌ها‌شمیان عمل كرد. رضایی چهار بار اقدام به تكل روی پای مهاجمان مكزیك كرد.
مدافع با تجربه ایران سه بار با خطا بازیكنان مكزیك را متوقف كرد و دو بار روی وی مرتكب خطا شدند.
وی در ثبت گل دوم مكزیك تاثیر داشت و می‌توان او را روی دریافت گل‌های اول و سوم نیز تا حدودی مقصر دانست. 

 كریمی، اسیر مكزیكی‌ها
علی كریمی،‌ها‌فبك تكنیكی تیم ملی ایران در مصاف با مكزیك فقط دو بار بازیكنان مقابلش گذشت كه نشان‌دهنده مهار وی از سوی مدافعان حریف است.
به گزارش خبرگزاری فارس و به نقل از سایت جام جهانی، خصوصیت بارز كریمی در مصاف با مكزیك، ارسال 29 پاس كوتاه و پنج پاس بلند موثر است.
او دوبار از حریف ضربه كرنر گرفت و یك تكل صحیح روی پای بازیكنان مكزیك رفت. چهار بار روی پای كریمی تكل زدند.
علی كریمی سه بار روی بازیكنان مكزیك مرتكب خطا شد و دوبار با خطا وی را متوقف كرده‌اند.
* نصرتی، مدافعی مهربان با حریف
محمد نصرتی، مدافع تیم ملی فوتبال ایران در 80 دقیقه حضور خود در دیدار برابر مكزیك تنها دو بار روی پای مهاجمان حریف تكل زد تا مكزیكی‌ها‌ به راحتی بتوانند به دروازه ایران نزدیك شوند.
نصرتی در این بازی هیچگاه از سوی بازیكنان حریف مورد تكل واقع نشد.
او توانست در این بازی 22 پاس كوتاه و 9 پاس بلند موثر را ارسال كند.
مدافع ایران كه هیچ شوتی را به سوی دروازه حریف نداشت، یك شوت را به خارج از دروازه مكزیكی‌ها‌ زد.
بر اساس این گزارش، نصرتی برابر مكزیك دو بار خطا كرد و به همین میزان نیز روی او خطا شد. او در عبور از كمند بازیكنان حریف نیز در بازی ناكام بود. 

 مهدوی‌كیا، در خدمت تیم
مهدی مهدوی‌كیا با دادن 39 پاس كوتاه و هفت پاس بلند موثر، در بازی برابر مكزیك بازیكنی در خدمت تیم بوده است.
در حضور 90 دقیقه‌ای مهدوی كیا می‌توان به ناكامی وی در گلزنی و ساخت گل اشاره كرد. وی پنج بار به سمت دروازه مكزیك شوت زد كه تنها دوبار داخل چارچوب بوده است.
او دوبار با تكل از بازیكنان حریف توپ‌گیری كرد و چهار بار مقابل تكل بازیكنان حریف متوقف شده است.
مهدوی‌كیا چهارده بار از بازیكنان پیش رویش گذشت كه در این زمینه موفق‌تر از كریمی نشان داده است.
* كعبی، مدافعی با یك تكل
حسین كعبی، مدافع تیم ایران در 90 دقیقه ای كه شب گذشته در مقابل مكزیك بازی كرد، فقط یك تكل موثر روی پای بازیكنان حریف رفت.
كعبی در این دیدار علاوه بر انجام یك تكل، یك بار هم اسیر تكل حریف مقابل شد.
وی در این بازی 22 دو پاس كوتاه و 14 پاس بلند موثر در زمین ارسال كرده است.
درآنالیز بازیكنان ایران از سوی سایت جام جهانی، مدافع ایرانی تواست فقط دو بار از كمند بازیكنان مقابل عبور كرده و با انجام یك خطا روی ملی‌پوشان مكزیك خود نیز از یك بار از سوی آنها دچار خطا شد.
* دایی، فقط تماشاگر
علی دایی، كاپیتان تیم ملی فوتبال ایران در بازی برابر مكزیك آرام‌ترین و كم تاثیرترین بازیكن میدان بود.
دایی در حضور 90 دقیقه‌ای خود برابر مكزیك در گلزنی و دادن پاس گل ناكام بوده است.
وی هیچ شوتی به سمت دروازه مكزیك نكرد و از دادن یك پاس بلند یا كوتاه موثر نیز عاجز نشان داد.
وی در عبور از بازیكنان مقابلش نیز ناكام بود و حتی یك تكل صحیح نیز روی پای بازیكنان مكزیكی نزده است.
بازیكنان حریف برای دریافت توپ از كاپیتان تیم ملی نیز از تكل استفاده نكرد‌ه‌اند.
البته علی دایی در دیدار برابر پرتغال به دلیل مصدومیت غایب خواهد بود.
* نكونام، بازیكنی با هفت تكل
جواد نكونام،‌ها‌فبك دفاعی تیم ملی فوتبال ایران در بازی مقابل مكزیك در جام جهانی 2006 هفت بار روی بازیكنان حریف تكل زد.
نكونام كه روز گذشته 90 دقیقه برای ایران بازی كرد، 28 پاس كوتاه و 6 پاس بلند موثر را ارسال كرد.
وی كه یك كارت زرد را از روزتی، داور ایتالیایی دریافت كرد، هفت بار به تكل روی پای بازیكنان حریف پرداخت و دو بار از سوی آنها مورد تكل واقع شد.
نكونام در بازی حتی یك بار نتوانست از سد بازیكنان مكزیك بگذرد و هیچ شوتی را به درون یا خارج دروازه نداشته است.
در این آمار،‌ها‌فبك ایران یك بار روی بازیكن مكزیك خطا كرد و سه بار نیز از سوی مكزیكی‌ها‌ مورد خطا قرار گرفت.
* تیموریان،‌ها‌فبكی موثر
آندرانیك تیموریان از پرتلاش ترین بازیكنان تیم ملی فوتبال ایران در دیدار روز گذشته مقابل مكزیك بود و توانست در جریان 90 دقیقه حضور خود در زمین، 34 پاس كوتاه موثر را ارسال كند.
هافبك ایران با اینكه هیچ شوتی را به داخل و خارج دروازه حریف نداشت؛ اما توانست 34 پاس كوتاه موثر را ارسال كند.
او 5 پاس بلند موثر نیز داشت و یك بار توانست از بازیكن مكزیكی مقابل خود بگذرد.
تیموریان سه بار به تكل مكزیكی‌ها‌ پرداخت و 4 بار نیز از سوی آنها تكل شد.
در این گزارش آمده است، تیموریان چهار بار روی بازیكنان حریف خطا كرده و به همین میزان نیز روی وی خطا شده است.
* گل محمدی، مدافع گلزن
یحیی گل محمدی، مدافع تیم ملی فوتبال ایران در روز ضعیف مهاجمان تیم ایران، در گلزنی موفق نشان داد؛ اما در دفاع نقشی كمرنگ داشت.
این مدافع پا به سن گذاشته دوبار اقدام به شوتزنی به سمت دروازه مكزیك كرد كه تنها یك ضربه او داخل چارچوب بود.
وی پنج پاس بلند و یك پاس كوتاه موثر برای دیگر بازیكنان ارسال كرد. از نكات بارز بازی وی می‌توان به چهار تكل صحیح او روی مهاجمان حریف اشاره كرد.
یحیی گل محمدی یك‌بار روی بازیكنان حریف خطا كرده و سه بار روی او مرتكب خطا شده اند.
*‌ها‌شمیان، ضعیف و دور از انتظار
وحید‌ها‌شمیان، مهاجم تیم ملی فوتبال ایران همچون علی دایی روزی آرام را در مصاف با مكزیك پشت سرگذاشت.
هاشمیان ناموفق در گلزنی و ساختن گل، تنها یك شوت داخل چارچوب و یك شوت خارج از دروازه مكزیك داشته است.
او نیز مانند دایی، در دادن پاس‌های بلند و كوتاه موثر ناكام بوده است.
وی از تكل زدن روی پای بازیكنان حریف خودداری كرده و تنها یك‌بار روی وی خطا شده است.‌ها‌شمیان در عبور كنند بازیكن مقابلش موفقیتی نداشته است.
* میرزاپور، دروازه‌بانی بدون شوت موثر
ابراهیم میرزاپور، سنگربان تیم ایران در 90 دقیقه ای كه روز گذشته مقابل تیم ملی مكزیك حضور داشت، حتی یك شوت موثر نیز نداشت.
میرزاپور كه در این دیدار از سوی حریف، سه گل را پذیرا شد، كار موثری كه انجام داد، گرفتن یك توپ از لب خط بود. او در این بازی هیچ شوت موثری را نداشت چرا كه تمام شروع مجددهای وی یا به بیرون از زمین رفت یا در اختیار حریف قرار گرفت.
در آنالیز بازیكنان تیم ایران از سوی سایت جام جهانی، هیچ خطائی روی سنگربان تیم ایران انجام نشد و او نیز دست به هیچگونه خطائی نزد. میرزاپور هیچ اخطاری هم دریافت نكرد.
*گل‌محمدی، موثرترین بازیكن تیم ملی فوتبال ایران
یحیی گل محمدی به عنوان موثرترین بازیكن تیم ملی فوتبال ایران تا پایان روز سوم جام جهانی 2006 شناخته شد.
در فهرست ارائه شده از سوی مسئولان برگزار كننده جام جهاین 2006، در این فهرست گل محمدی در رتبه نهم بهترین‌های این مسابقات تا پایان روز سوم قرار گرفته است.
آرش برهانی در رتبه 43 ایستاده است. علی دایی، وحید‌ها‌شمیان، حسین كعبی و علی كریمی نیز در این فهرست دیده می‌شوند.
موثرترین بازیكن این مسابقات عمر براوو از تیم مكزیك است. پس از وی، میرسلاو كلوزه از آلمان مكان دوم را به خود اختصاص داده است. پائولو ونچاب از كارستاریكا، دلگادو از اكوادور و زینهو از مكزیك در رده‌های بعدی قرار گرفته‌اند

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

یك مربی فوتبال گفت: باخت تیم ایران به مكزیك از چند ماه قبل قابل پیش‌بینی بود. مسعود اقبالی در گفت‌وگو با ایسنا‏ اظهاركرد: به دلایل مسایل حاكم بر تیم ملی در ماه‌های گذشته، باخت ایران مقابل مكزیك قابل پیش بینی بود. علی‌رغم این كه در نیمه‌ی نخست، بازی بسیار خوبی را ارایه كردیم كه از نگاه كارشناسان تمام جهان بازی خوب در نیمه اول توسط ایران قابل پیش‌بینی بود؛ اما در نیمه‌ی دوم با خستگی حاكم بر ملی‌پوشان و دادن فضا‌های زیاد به بازیكنان حریف، اجازه‌ی پیروزی را به تیم مكزیك دادیم. وی افزود: در نیمه‌ی نخست، فضا‌های حیاتی كه تیم مكزیك می‌توانست از آنها به گل دست پیدا كند را به خوبی پوشش دادیم؛ اما در نیمه‌ی دوم به خاطر عدم رسیدن به خودباوری لازم ملی‌پوشان ساماندهی در كار دفاعی وتحت فشار قرار دادن حریفان را از دست داده و در نتیجه فرصت حمله كردن را برای مكزیك مهیا كردیم،‌كه این مطالب به شكست تیم ملی كشورمان منجر می‌شد. این مربی فوتبال با تاكید بر این كه تیم ملی فوتبال ایران عملا با ده بازیكن به مصاف حریف رفته بود خاطرنشان كرد: حضور مهاجمی مانند علی دایی كه در تمام بازی تنها چهار یا پنج توپ با پای وی برخورد كرد، نشان می‌دهد كه این بازیكن از لحاظ تكنیكی و سرعتی دیگر در سطح مناسبی نیست. وی ادامه داد: برای مربی تیم ملی متاسفم كه در تورنمنت مهمی مانند جام‌جهانی فوتبال نمی‌تواند یك بازیكن را عوض كند. در عوض بازیكن خوبی مانند علی كریمی را با مهرزاد مهدنچی تعویض می‌كند كه در واقع تعویضی اشتباه است و تیم ملی ایران را به ورطه‌ی شكست می‌كشاند. اشتباه در جام جهانی مساوی با گل خوردن است. در واقع ما با دو اشتباه خود، دو گل ار به حریف تقدیم كردیم. مسعود اقبالی با اشاره به این كه در سیستم 4 - 4 - 2 دروازه‌بان، باید نقش دفاع آخر و بازیكن پوششی را بر عهده داشته باشد یادآور شد: اگر در این سیستم دروازه‌بان نتواند این نقش مهم را ایفا كند، تیم با مشكلی جدی همانند مشكل ایران مواجه می‌شود. در واقع دروازه‌بانی كه در طول بازی نتواند یك پاس رو به عقب را به خوبی دفع كند، شایستگی دروازه‌بانی تیم ملی را ندارد. این مربی فوتبال در پایان گفت: باخت تیم ایران نشان می‌دهد، ملی‌پوشان هنوز به مرز خودباوری نرسیده‌اند. در نیمه‌ی نخست، در تمام خطوط بازی مطلوبی را ارایه كردیم، ولی در نیمه‌ی دوم به دلیل عدم پوشش از خط حمله و خستگی مهاجمان، همچنین تعویض علی كریمی كه انسجام حمله‌ای و دفاعی ما را در خط میانی به هم زد، بازی خوب خود را خراب كرد. وی ادامه داد: امیدواریم مسوولین با توجه به این باخت، دل 70 میلیون ایرانی را با نظارت بر مثلث برانكو، دادكان و دایی كه دلایل اصلی این شكست هستند، را شاد كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حوادث پیش آمده در جریان سخنرانی آیت‌الله‌‌ها‌‌شمی رفسنجانی در سالروز قیام 15 خرداد در قم‏،  این روزها در صدر اخبار سیاسی كشور قرار گرفته است.
در تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی، این اولین تشنج در جلسه سخنرانی یك مقام بلندپایه نیست و پیش از این در جلسات سخنرانی مسولین نظام، از محمد خاتمی گرفته تا رهبر انقلاب، بارها افراد مختلف در هنگام سخنرانی سوالاتی پرسیده‌اند و نظم جلسه را به هم زده‌اند، اما با سعه صدر سخنران و تدبیر اطرافیان و متولیان برگزاری جلسه، به درخواست فرد سئوال كننده رسیدگی شده و جلسه جریان معمول خود را ادامه داده است.
در جریان سخنرانی آقای‌ها‌شمی در قم، فردی كه ملبس به لباس روحانیت بوده،  از جای خود برخواسته و تقاضای پرسیدن چند سئوال را می‌كند. اما بلافاصله با برخورد بد محافظان و متولیان، مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد. این حركت اعتراض جمعیت حاضر را در پی دارد و آنان با سر دادن شعارهایی، مراتب اعتراض‌شان را به عملكرد محافظان و اطرافیان آقای ‌ها‌شمی ابراز می‌دارند و جو جلسه كاملا متشنج می‌شود. با دستگیری سوال كنندگان و بعضی معترضان توسط نیروهای امنیتی، بعد از مدتی فضای جلسه آرام شده و سخنرانی ادامه می‌یابد. بعد از اتمام سخنرانی، آقای‌ها‌شمی به نشانه اعتراض سفرشان را نیمه كاره گذاشته و به تهران مراجعت می‌كنند. 

در این بین چند نكته در خور توجه و تامل است:
1ـ در این كه فرد سوال كننده عملی به دور از نزاكت انجام داده، شکی نیست و ادب اجتماعی حكم می‌كرد كه وی سوالش را پس از پایان سخنرانی بپرسد، اما آیا به صرف پرسیدن سئوال، می‌توان كسی را مورد ضرب و شتم قرار داد؟ مطمئنا اگر فرد سوال كننده در اظهاراتش مرتکب فحاشی شده باشد، باید مورد پیگیری حقوقی و قانونی قرار گیرد، ولی اگر اتهام او «سئوال پرسیدن» باشد، آیا می‌توان او را به زندان افكند؟

2ـ بی‌تدبیری اطرافیان و متولیان برگزاری جلسه در بروز این تشنج كاملا مشهود است. اگر كمی تدبیر و اراده قلبی برای كنترل فضا در اطرافیان و متولیان برگزاری وجود داشت، آنان به راحتی می‌توانستند فرد سئوال كننده را آرام كرده و از تشنج جلوگیری كنند.

3ـ همانطور كه ذكر شد حوادثی از این دست، در تاریخ انقلاب بی‌سابقه نیست، اما این از معدود دفعاتی است كه موضوع تا این حد رسانه‌ای شده است. جایگاه آقای رفسنجانی به عنوان یكی از سرمایه‌های نظام، بر كسی پوشیده نیست و قطعا برهم خوردن نظم جلسه سخنرانی ایشان می‌تواند موضوع مهمی باشد و توسط رسانه‌ها پوشش داده شود، اما این حجم پوشش خبری و جهت‌گیری‌های غیرمعمول در پوشش اخبار، كمی عجیب به نظر می‌رسد؛ مثلا بسیاری از رسانه‌ها، تصاویر اعتراض مردم نسبت به دستگیری و ضرب و شتم سئوال‌كنندگان را به عنوان مخالفت مردم با سئوال‌كنندگان و حمایت از آقای‌ها‌شمی و برخی به عنوان اعتراض به آقای‌ها‌شمی مخابره كردند.

4ـ بعضی مطبوعات نیز بر طبق مشی متداولشان در حوادثی این‌چنین، بلافاصله «گروه‌های فشار» را مسئول این حادثه نامیدند. البته تاكید بر نقش‌آفرینی گروه‌هایی كه ابهام در عملكرد و ساختار سازمانی و همچنین نداشتن هویت خارجی واحد، از خصوصیات آنهاست، بعد از دوم خرداد 76 باب شده است و هر جا مصلحت صاحبان رسانه ایجاب كرده و یا دلیلی برای توضیح پدیده‌ای نبوده و یا آنان نخواسته‌اند كه باشد، از وجود این گروه‌ها به عنوان یك تابوی خودساخته كه نماد تئوریزه كردن خشونت در جامعه و اقتدارگرایی هستند، استفاده می‌شود و جالب اینكه در این سال‌ها كه همیشه مردم را از این گروه‌های مخفی غیر واقعی و عملكرد مرموزشان ترسانده‌اند، هیچگاه درصدد معرفی این گروه‌ها برنیامده‌اند.
یكی از روزنامه‌های نزدیكِ به این نوع محافل، با ابراز بی‌علاقگی نسبت به شناسایی عوامل حادثه، در سرمقاله خود در روز پنج شنبه (85.3.18) اینگونه می‌آورد:«این مهم نیست كه نام و مشخصات آن‌ها [تشنج آفرینان] چیست، همه می‌دانند كه عضویت در «گروه فشار» اسم مستعار و نمایانگر هویت خاص آنان است.»
پیگیری این خط خبری و ارائه تحلیل‌هایی از این دست، تردیدها در مورد اهداف این رسانه‌ها و صاحبان حزبی‌شان از پرداختن به این موضوع و همچنین صداقتشان در حمایت از آقای‌ها‌شمی را صدچندان می‌كند. هرچند كه ممكن است كه این گروه‌ها از گردانندگان صحنه تشنج نباشند، اما به نظر می‌رسد آنان با بهره گیری از امكانات رسانه‌ای خود درصدد بهره‌برداری سیاسی از این موضوع هستند.۵

۵ـ در شرایط فعلی كه در آستانه انتخابات خبرگان رهبری هستیم، ضرورت برخورد با عاملان حادثه، چه آنان كه تشنج را صحنه‌گردانی كرده‌اند و چه آنان كه با بی‌تدبیری عامل بروز چنین حادثه‌ای بوده‌اند، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. همچنین ضروری است، شخص آقای‌ها‌شمی با روشن كردن ابعاد قضیه، از بهره‌برداری سیاسی بعضی محافل مشكوك و فرصت‌طلب و همچنین آلوده شدن انتخابات خبرگان ـ كه محمل انتخاب افراد زاهد و با تقوا برای اداره كشور است ـ  به بعضی سیاسی‌كاری‌های متداول در سایر فعالیت‌های انتخاباتی جلوگیری به عمل آورند.

علی فرازمند

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پس از شكست تيم فوتبال ايران برابر مكزيك، احمدرضا عابدزاده گفت‌: همان‌ها كه قبل از بازي‌هاي جام‌جهاني با اصرار مي‌خواستند لبخند را بر لبان مردم قرار دهند، امروز بايد جوابگوي اشك‌هاي 70 ميليون ايراني مشتاق باشند.
دروازه‌بان سابق تيم ملي فوتبال ايران، در گفت‌وگو با ايسنا، در خصوص عملكرد تيم ملي فوتبال برابر مكزيك، اظهار كرد: وقتي كه دروازه‌بان اول تيم ملي حرفه‌اي تمرين نمي‌كند و بارها و بارها از همان اشتباهات گذشته‌ي خود باز هم لطمه مي‌بيند، نبايد انتظار داشته باشيم كه برابر تيم‌هاي قدرتمند جهان حداقل كمتر گل بخوريم.
وي افزود: رحمان رضايي، عليرغم حضور در ليگ برتر ايتاليا هنوز نمي‌تواند يك توپ ساده را كنترل كند و اين براي يك ملي‌پوش واقعا جاي تاسف بسيار دارد.
عابدزاده، با بيان اين كه چرا بايد امثال علي دايي وقتي كه در تيم هيچ كار مثبتي را انجام نمي‌دهد، تعويض نمي‌شوند؟ تصريح كرد: بايد چشمان خود را بر روي واقعيات باز كنيم. نبايد بيشتر از اين افكار عمومي را مشوش كنيم. برانكو چهار سال است كه با تيم ملي ايران كار مي‌كند؛ اما هنوز نتوانسته بازيكنان خود را به طور دقيق مورد شناسايي قرار دهد. تعويض‌هاي او در جريان بازي به هيچ وجه درست نبود و براي خود من اين سوال بزرگ بوجود آمده است كه چرا بازيكني مثل علي دايي را كه در زمين هيچ كار مثبتي انجام نمي‌دهد، تعويض نمي‌كند.
دروازه‌بان سابق تيم ملي فوتبال در ادامه خاطر نشان كرد: با اين باخت، حالا تمام آن افرادي كه قبل از آغاز بازي‌ها خود را در فوتبال محق مي‌دانستند، عقب كشيدند و سكوت كردند؛ فكر مي‌كنم با اين اتفاق، مردم از اين پس خواهند فهميد كه چه اتفاقاتي طي اين چند سال براي فوتبال ما رخ داده است.
وي افزود: من از خودم تعريف نمي‌كنم؛ اما خوشحالم كه در فوتبال طوري زندگي كردم، كه پس از گذشت سال‌ها، هر وقت مردم بازي تيم ايران مقابل استراليا را نگاه مي‌كنند، اشك شادي در چشمانشان حلقه مي‌زند. ما وام‌دار مردم هستيم و نبايد بدون غيرت و تعصب در ميادين بين‌المللي همچون جام جهاني ظاهر شويم. برخي بازيكنان ما در ديدار برابر مكزيك مي‌توانستند عملكرد بهتري داشته باشند؛ اما, اين كار را نكردند، چون براي آنها مسايل ديگري اهميت داشت!
سنگربان تيم ملي فوتبال ايران در جام جهاني 1998 فرانسه، با اشاره به بازي بعدي ايران برابر پرتغال، به خبرنگار ايسنا گفت: اگر باز هم با همين شرايط بازي كنيم، برابر پرتغال كه به مراتب از مكزيك قدرتمندتر است، حرفي براي گفتن نخواهيم داشت. البته هر كاري كه ما در اين شرايط براي بهبود وضعيت انجام دهيم، مقطعي است و بايد به فكر تغييرات اساسي در مسايل بنيادين فوتبال باشيم.
عابدزاده در پايان به خبرنگار ايسنا گفت: به عنوان يك ايراني براي تيم ملي فوتبال كشورم آرزوي موفقيت دارم؛ اما، اين دليل نمي‌شودكه از نقاط ضعف آن چشم پوشي كنيم. فوتبال ايران تشنه‌ي يك ساختار درست و اصولي است كه اميدوارم در سال‌هاي آينده به آن برسيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

روزنامه رسالت:سايت فردا براى متهم کردن استاد مصباح يزدى و موسسه آموزشى امام خمينى در حادثه اخلال در سخنرانى هاشمى رفسنجانى از خودبى‌تابى نشان مى‌دهد! تلاش براى به هم زدن مراسم سخنرانى رئيس مجمع تشخيص مصلحت در روز 15 خرداد بهانه‌اى براى برخى جريانات و رسانه‌هايى شده که از اين فرصت براى گرفتن ماهى از آب گل‌آلود استفاده کنند. در اين ميان نقش سايت فردا تاسف‌بارتر از بقيه خود را نشان داد. انتشار خبرى مبنى بر اينکه “مسئول گزينش موسسه مصباح يزدى آغازگر تشنج در سخنرانى هاشمى رفسنجاني” که در طى روزهاى اخير زينت‌بخش سايت‌ها و راديوهاى ضد انقلاب و جريانات فرصت طلب مدعى اصلاح‌طلبى و روزنامه‌هاى افراطى شد، نمونه‌اى از اقدام سئوال برانگيز سايت فردا بود. معلوم نيست سايت فردا در انتشار مصاحبه با فردى که معلوم نيست هنوز از مادر متولد شده باشد سعى مى‌کند ارتباط ارگانيک شاگردان استاد مصباح يزدى در حادثه قم را به خواننده القا کند و از قول همين فرد مجهول الهويه ادعا کند که شاگردان مصباح معتقدند هاشمى در حال خروج از مسير انقلاب بوده و با گروه‌هاى مخالف نظام پيوند خورده و مسير وى در حال رويارويى با رهبر انقلاب است، چه هدفى را تعقيب کرده و به کجا خدمت مى‌کند؟! سايت فردا در ادامه بى‌تابى خود در خبرسازى و بزرگنمايى حادثه قم خبرى در مورد برگزارى دادگاه عوامل تشنج در قم منتشر کرد که پيگيرى‌ها از دادگاه ويژه روحانيت در قم، نشان داد که خبر سايت فردا کذب محض بوده و هنوز دادگاه مورد ادعاى سايت فردا برگزار نشده است. سايت فردا از فرط ذوق‌زدگى در دستيابى به اخبار ناب، قبل از شروع دادگاه و مشخص شدن اتهامات افراد، حکم محکومان را سه تا پنج سال پيش‌بينى کرد. گفتنى است برغم خبرسازى‌هاى مجهول سايت بازتاب و على‌رغم پيگيرى مقامات قضايي، آقاى هاشمى رفسنجانى طى پيغامى خواستار عدم برخورد با افرادى که در مراسم روز 15 خرداد اخلال کرده‌اند، شده است.»

سایت فردا:

- سایت فردا در این زمینه تنها به درج اخباری اقدام کرد که تا هنگام درج آنها در سایت، به درستی و صحت آنها اطمینان داشت. عکس مسئول گزینش موسسه امام خمینی را در حال اخلال در سخنرانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه خبرگزاری ها از جمله خبرگزاری فارس و ايسنا منتشر کرده بودند و ما صرفا از آن طریق و سپس با پیگیری خبری بیشتر، به صحت آن اطمینان یافتیم و خبر فوق را منتشر کردیم. در این قضیه خواستیم یادآور شویم که صرفا طلبه های عادی این موسسه نیستند که ممکن است به صورت خودجوش به اخلال در آن سخنرانی اقدام کرده باشند بلکه آغازگر ماجرا کسی است که در موسسه تحت مدیریت آیت الله مصباح، مسئولیت دارد. در زمینه تحلیل رایج در میان برخی از طلاب و نیروهای انقلاب در باره شخصیت کنونی آقای هاشمی رفسنجانی و این که باید در مقابل وی ایستاد، ما با فردی مصاحبه نکردیم که هنوز از مادرش زاده نشده است بلکه هم ما و هم شما می دانیم که چه کسانی این تحلیلها را مطرح و ترویج می کنند و اتفاقا این گفت و گو کاملا واقعی بوده و پس از حادثه قم چندین نفر از مدافعان اقدامات این گونه ای علیه آقای هاشمی، آن را با ما در میان گذاشتند و هنوز هم برخی از این گونه تحلیلها را روزانه در صفحه «ارتباط با فردا»ی سایت ما قرار می دهند. ۲- سایت فردا یکی از تهدیدهای جدی برای انقلاب را تفرقه میان انقلابیون می داند و در مقابل تفرقه افکنان می ایستد. ما معتقدیم اقداماتی از این دست که در قم شاهد بودیم، نمونه بارز اقدامات تفرقه افکنانه است و اگر مهار نشود، ابعاد بزرگتر و خطرناکتری پیدا می کند. راه ایجاد وحدت در میان نیروهای انقلاب این نیست که به یک سایت خبری - تحلیلی که رسالتش خبررسانی و روشنگری است، بتازیم و از عوامل اصلی و ریشه ای ایجاد تفرقه بگذریم. وحدت عملی، نیازمند وحدت در نظر است و ما اگر در قبال برخی از نیروهای انقلاب مانند آقای هاشمی رفسنجانی همان تحلیلی را داشته باشیم که برخی از دوستان و اطرافیان آیت الله مصباح یزدی دارند، طبعا نمی توانیم خیلی به ایجاد وحدت در عمل خوشبین باشیم. ما با بیان آن تحلیلها در صدد نشان دادن ریشه های فکری آن ماجرا بوده ایم. 3 - هدف ما متهم کردن آیت الله مصباح و موسسه امام خمینی به سازماندهی این ماجرا نبود و هنوز هم اعتقاد نداریم که چنین برنامه ریزی مشخصی از قبل وجود داشت ولی توجه شما را به این نکته جلب می کنیم که تندروی سیاسی آیت الله مصباح و اظهار نظرهای افراطی ایشان که در بسیاری از مواقع، پهلوزدن به هاشمی و خاتمی از آن کاملا مشهود است و نیز برخوردهای تند نشریه پرتو سخن که کاملا به ایشان وابسته است، قطعا در این گونه حوادث و عملکردها موثر است. می توانیم فهرست بلندبالایی از این گونه موضع گیریها را ارائه کنیم ولی فقط شما را به نشریه پرتو سخن چند شماره قبل و مصاحبه سردبیر آن با ایسنا که خواستار رد صلاحیت آقایان هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی و سید محمد خاتمی در انتخابات خبرگان شده بودند، ارجاع می دهیم که خود بر درستی نظر ما شهادت می دهند. 4 - امیدواریم دیدار آقایان هاشمی و مصباح اگر کمکی به وحدت نیروهای انقلاب می کند، اتفاق بیفتد و نگرانی همگان کاهش یابد و باز امیدواریم شرایط برای امثال هاشمی رفسنجانی آنقدر سنگین نشود که حتی از شرکت در انتخابات مجلس خبرگان هم خودداری کند. آرزوی ماست که در مقابل دشمنان قدار خارجی و تهدیدهایی که هر روز جدیتر می شود، وحدت عینی و عملی همه نیروهای انقلاب حاصل شود و همه جریانهای سیاسی از جمله 1- اصلاح طلبان انقلابی و چپهای ارزشی، 2- اصولگراهای مترقی و راستهای عاقل و مردم گرا و نیز 3- مستقلین خط امامی و غیرتشکیلاتی در یک جبهه واحد عمل کنند و حتی چتر حمایتی خود را بر بسیاری از نیروهای دگراندیش و ملی و مذهبی بیرون حکومت هم بگشایند تا تهدید علیه انقلاب، کارگر نیفتد. در عین حال متاسفیم که برخی از افراد با این نگاههای تنگ و حقیری که دارند، حتی خودی ها را هم تحمل نمی کنند و تخصص آنها تبدیل دوست به دشمن شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حسين جلالي گفت: آيت‌الله مصباح يزدي به عنوان عضو جامعه مدرسين در جريان بيانيه جامعه درخصوص محكوميت حادثه 15 خرداد قم نبوده است. حسين جلالي رئيس دفتر محمد تقي مصباح يزدي در گفت‌وگو با خبرگزاري فارس درخصوص نظرات مصباح يزدي درباره حادثه 15 خرداد قم، گفت: آيت‌الله مصباح يزدي مصاحبه خبرگزاري فارس را با اينجانب ،پس از مطالعه به عنوان نظرات رسمي دفتر تلقي نمودند. جلالي با اشاره به اينكه مصباح يزدي در اين خصوص اظهار نظري نكرده است، خاطرنشان كرد: ايشان معتقد است چون در كشور اتفاقات فراواني رخ مي‌دهد، نمي‌شود درخصوص هر رويدادي اظهار نظر كرد. وي خاطرنشان كرد: آيت‌الله مصباح يزدي معتقد است كه ديگران خيلي مسائل را به وي نسبت مي‌دهند؛ لذا تصميم گرفته‌اند در اين خصوص هيچ اظهار نظري نداشته باشند. رئيس دفتر محمد تقي مصباح يزدي با بيان اينكه انتشار بيانيه مشترك جامعه مدرسين، شوراي عالي ومديريت حوزه علميه قم درخصوص مسئله‌اي خاص ظرف هشت سال گذشته سابقه نداشته است، افزود: براي آقاي مصباح اين بيانيه بسيار جالب بود؛ چرا كه هيچكدام از اعضاء از تهيه چنين بيانيه‌اي اطلاع نداشته‌اند و اين بيانيه باعث اختلاف ميان اعضاء گرديده و در حال نامه‌نگاري هستند كه چرا هيات رئيسه بدون مشورت با اعضا دست به انتشار چنين بيانيه‌اي زده است. وي گفت: آيت‌الله مصباح يزدي كه عضو شوراي مركزي جامعه مدرسين، دفتر مديريت حوزه و شوراي عالي مديريت حوزه علميه قم است به هيچ وجه در جريان صدور چون بيانيه‌اي نبوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 خرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: