تبليغاتX
عدالتخواهان

خانم گل

اين روز ها دل و دماغ ندارم. اوقاتم تلخ لبنان است و آن چه قوم غدار از بمب و موشك و خمپاره بر سر برادران و خواهران نازنینم در آن ديار فرو مي ريزد. مردمي كه بيش از 10 سال با آن ها محشور بوده ام و طعم شيرين ميهمان نوازي و محبت را به وفور از آن ها چشيده ام.

مردماني كه از صبح علي الطلوع 1975 كه گرفتار جنگ داخلي شدند تا به امروز جز در چند سال گذشته كه يك آرامش نسبي داشتند كه آن هم هر از گاهي با فرو غلطيدن سرو جواني در جنوب مكدر مي شد، بقيه ايام را در مبارزه و جهاد و تشييع جنازه عزيزانشان گذرانيده اند.

مي خواهم چند خاطره از آن روز ها برايتان نقل كنم.

مي خواهم از عبده بگويم. مهربان مرد لبناني كه در عين ناداري، استغنايش بيش از غناي همه مال داران و مال دوستان و شيوخ ميلياردر عرب بود.

تازه به بعلبك رفته بودم. سفر اولم بود. اما نمي دانم با وجود اين كه كسي را نمي شناختم چرا اصلا احساس غربت نمي كردم. در يك صبح زمستاني در حالي كه در آفتاب ايستاده و به قول لبناني ها اتشمس مي كردم يعني آفتاب مي گرفتم، ناگهان چشمم به مردي افتاد با قامتي بلند و تني نحيف كه در نگاه اول فكر كردم پيرمردي است سرد و گرم چشيده و زير بار زندگي اين گونه لهيده و خميده اما بعدا فهميدم تنها 30 سال دارد و پير سال و ماه نيست و نامهرباني هاي روزگار وحشت و ترور دولتي اسرائيل اين گونه او را شكسته است. فهميده بود ايراني هستم و از ديار خميني بزرگ مي آيم. هنوز يادم نمي رود اولين كلام او را وقتي من را خطاب قرار داد: كيف الحال؟ كيف سيدنا خميني ؟ خيلي زود متوجه شدم اگر ما ايراني ها جاذبه اي داريم، تمامش گل روي امامي است كه اين مردم به او عشق مي ورزند. فهميدم در اين سرزمين تنها با اعتبار آن دردانه زمان است كه احساس غربت نمي كنم ... از حال من پرسيد و از حال امام ...

و بعد از آن لحظه بيش از 10 سال حتي لحظه اي من را تنها نگذاشت. همان روز اول من را به خانه اش دعوت كرد. خانه اي كه فقط يك اتاق كوچك بود. خانه اي كه در آن به داخل همين يك اتاق كه همه فضاي خانه را تشكيل مي داد، باز مي شد. كف اتاق چنان نم كشيده بود كه موزاييك هاي شكسته آن شكم داده بود به گونه اي كه نمي شد راحت كف آن نشست. دير مي جنبيدي غل مي خوردي ته اتاق. يادم آمد حرف مادر بزرگم را كه هميشه مي گفت آدم به در باز جايي نمي رود به روي باز مي رود و حالا مي ديدم كه عبده هم در خانه كوچكش را به روي من گشوده و هم با روي باز خودش و ام علي عيالش و علي پسر 2 ساله اش از من پذيرايي مي كنند. فلافل غذاي تقريبا مستضعفي با مقداري ماست چكيده ... لبنه كه روي آن روغن زيتون ريخته بودند ... با قرصي نان، تمام غذايي بود كه سر سفره گذاشته بودند. اما همين اندك را ام علي با مقداري سبزي و زعتر و لفت ( چغندر شور مثل خيار شور) چنان زيبا آراسته بود كه آدم يادش مي رفت در سرزميني زندگي مي كند كه هر آن ممكن است در تيررس حملات وحشيانه اسرائيل قرار بگيرد و قالب تهي كند.

عبده از گذشته اش براي من تعريف مي كرد. زماني كه لبنان آباد بوده ... زماني كه به لبنان مي گفتند عروس خاورميانه و پاريس منطقه ... زماني كه بيروت، بيروت بوده و به دو پاره شرقي و غربي با نفاق افكني بيگانه تقسيم نشده بوده است. مي گفت در بيروت شرقي خانه داشته اما وقتي بيروت را با اختلاف انداختن ميان مسلمان و مسيحي دو شقه كردند، مجبور شده خانه اش را رها كند و به منطقه مسلمان نشين بيايد. مي گفت قرار بوده با دختري مسيحي كه به خاطر عشقش به عبده مي خواسته اسلام بياورد، زندگي مشترك تشكيل بدهد اما تمدن عصر حاضر به او و سمرا حكم كرده كه به جاي دوست داشتن، بايد با هم دشمن باشند و بد هم را بخواهند.

عبده تعبير جالبي داشت. مي گفت غربي ها حكم كرده اند كه عيسي و محمد دو پيامبر اولوالعزم با هم درگير باشند و به روي هم تيغ بكشند. مي گفت همه حرف در لبنان اين است كه به ما مي گويند نبايد با هم رفيق باشيم و بايد زيراب هم را بزنيم و هم را قيمه قيمه كنيم. مسلمان با مسيحي و دروزي با يهودي و شيعه با سني و ارتدوكس با كاتوليك به جان هم بيفتند تا غربي ها نفسشان حال بيايد و مكيف شوند. لبناني ها به كولر و خنك كننده، مكيف مي گويند يعني دلشان از جنگ هفتاد و دو ملت خنك شود...

عبده حرف هايي عاميانه اما در عين حال حكيمانه مي زد. به زايشگاه مي گفت كارخانه توليد خوراك دام ... و وقتي وجه اين تسميه را مي پرسيديم مي گفت بچه هاي ما در اينجا به دنيا مي آيند و بزرگ مي شوند تا حيوانات درنده اي چون صهيونيست ها آن ها را قصابي كنند و ببلعند ... اين بچه ها خوراك آينده گرگ خونخواره اي هستند كه خوراكش خون آدميزاد است، خون مسلمان. وقتي به او مي گفتيم در جنگ ها و عمليات ها بچه هاي مقاومت هم صهيونيست ها را به درك واصل مي كنند مي گفت: چون گوشت خنزير بر ما حرام است نمي شود به ما لقب آدمخوار داد. عبده مي گفت چند سال قبل با يك جهود هفت خط همسفر بوده است. در حين سفر آن جهود هفت خط مريض شده و اگر او به دادش نمي رسيده حتما مي مرده است. عبده مي گفت بعد از اين كه اين همه خدمت به اين جهود كردم چون خيلي شرمنده محبت هاي من بود به من گفت مي خواهد هديه اي به من بدهد ... گفتم: عبده هديه اش چه بود. عبده گفت آن جهود به او گفته اين بار را كه به يك جهود مريض خدمت كردي اما اگر بار ديگر با چنين صحنه اي مواجه شدي خودت را كنار بكش و بگذار آن جهود هفت خط در درد خودش بميرد. به اين دليل كه جهودجماعت اولا رفاقت نمي فهمد و سر مال دنيا پستان مادرش را هم گاز مي گيرد. ثانيا اگر قوي شود چنان پوستي از آدم مي كند كه نگو و نپرس ... و سوما اين كه هرگز به قول جهود اعتماد نكن!

عبده گفت اين بسته هداياي آن جهود بوده در جواب خدمتي كه عبده به او كرده است ... عبده مي گفت همين اتفاق در فلسطين اشغالي دارد مي افتد. مشتي جهود هفت خط صهيونيست چون قوي شده اند، خدا را بنده نيستند و به جان خلق خدا افتاده اند. عبده مي گفت در جواب هديه اي كه آن جهود به او داده او هم متقابلا يك هديه ادبي به او تقديم كرده است. گفت براي او شعري را خوانده كه خلاصه فارسي اش اين مي شود:

صهيونيست اگر بميرد رويد ز قبر او گل

گر جملگي بميرند دنيا گلستان مي شود

.... مي گفت و مي خنديد ... هنوز آن خنده اي كه از هزار گريه غم انگيز تر بود در نظرم است ...

در اين روزها عبده و ميليون ها مسلمان ومسيحي چون عبده زير بمباران وحشيانه جهود هاي هفت خط صهيونيست قرار گرفته اند.

برايشان دعا كنيم ... آمين.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 خبرنامه داخلي جبهه مشارکت نوشت: در پي سفر چندي پيش رئيس جمهور به استان خراسان رضوي و تحويل دهها هزار نامه مردمي، تقريباً همه نامه هاي مردمي براي پاسخگويي به ادارات مربوط ارجاع شده است. در ادامه این گزارش آمده است: نكته تأمل برانگيز آنكه تعداد قابل توجهي از نامه هاي مذكور كه حاوي گلايه هاي مردمي از بعضي مديران بوده و در مواردي تخلفات مديران را به رئيس جمهور گزارش كرده است، عيناً به مديران مربوط ارجاع شده و سبب بروز مشكلاتي براي نويسندگان نامه ها شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سيد حسين طاهري

م- - ق - ا - و - م - ت

اين حروف با خون نوشته شده است. اين را سيدحسن نصرالله دبير كل مجاهد حزب الله لبنان مي گويد. اين را نه فقط سيد كه ذاكره تاريخ در جنوب لبنان گواهي مي دهد.

لبنان امروز باز از زمين و هوا و دريا آماج حملات قومي قرار گرفته كه در كتاب مقدس قرآن به دهها مورد از جرايم آن ها اشاره شده است. ربا ، زنا، كشتن پيامبران، دروغ، تحريف كتب آسماني، وحي ستيزي، عهد شكني و نقص پيمان، نفاق و دو رويي، كفران نعمت و ... از جمله اين جرايم است. جرايمي كه بار ديگر در قلب خاورميانه و در سرزمين مقدس قدس كه زادگاه انبياء الهي است تكرار مي شود و هر روز و هر لحظه برگ جديدي بر دفتر سياه كاري قوم ظالم و جماعت مهدود الدم مي افزايد.

در جنوب لبنان و در منطقه جليل و شريف جبل عامل ظرف 24 ساعت بيش از 50 شهيد از زن و مرد و كودك غيرنظامي در خون خود مي غلطد. ميوه تلخ ايلغار وحشيانه اي كه بيش از نيم قرن شجره خبيثه صهيونيسم به بار آورده است. زهر قاتلي كه كام هر مسلمان آزاده را در هر گوشه از جهان پهناور مي آزارد و جالب اين است كه در اين وانفسا، گوش اكثريت سران عرب به اين همه گستاخي و حريم شكني بدهكار نيست، گوش هاي سنگيني كه ديري است در خواب گران فرو رفته است.

اما اين بار حكايت حكايت ديگري است ... حكايتي است كه تن به مرگ دادن و گوش به كري سپردن، اين شيوه چندين و چند ساله رهبران بي خيال را بر نمي تابد. همه بهانه جويي ها و تمامي دلايلي كه تصورش مي رفته است را اين ها براي توجيه اعمال و خوف عافيتي كه به كنج انزوا و خلوت خودداري سوقشان مي داده است را هزينه كرده اند و امروز محلي براي تن به بي هميتي و اهمال و سستي دادن وجود ندارد.

ماهيت تلخ حوادث در لبنان حكم قاطعي را صادر كرده است، يا رومي روم و يا زنگي زنگ!! هر كس امروز با مردم مظلوم و محروم در كرانه غربي و جنوب لبنان نباشد با صهيونيزم جهاني است. وقتي آشكارا مي بينيم پاي خون امت پيامبر در ميان است و شب و روز گروه غدار، آن ها را قصابي مي كنند سكوت حكم جنايت و همدستي دارد.

سال ها رهبران عرب مي گفتند راه علاج و چاره درد موضوع فلسطين تلاش و فعاليت ديپلماتيك است. فصلي كه باب آن را از بس تكرار كردند و بر آن تاكيد نمودند پيش روي سازمان آزاديبخش فلسطين و رهبري آن ياسر عرفات گشودند و ساف را از مسير جهاد به ورطه سياسي كاري هاي بي ثمر و وقت گير كه بيشتر تهوع آور بود، سوق دادند به طوري كه هر تيري از سلاح مومن مجاهدي در دفاع از قدس شليك مي شد را همين به اصطلاح خودي ها! بر چسب خشونت مي زدند و آن را عامل تخريب مذاكراتي كه در گرفته بود، قلمداد مي كردند.

از دامن رويه و سنت سيئه سياست پيشگي كه سرشار از خود باختگي در برابر جهان غرب و اسرائيل بود، ماجراي ذلت بار كمپ ديويد زاده شد و ننگي ابدي بر تارك تاريخ مصر با آن همه تمدن كهن نشاند.

آن قدر در تعريف و تمجيد از راهكار سياسي براي حل معضل فلسطين مبالغه صورت گرفت كه در پناه آن، جهاد با متجاوز زورگو و غاصب حيله پيشه اقدامي خشونت آميز و به دور از مدنيت قلمداد شد. دهها اجلاس و نشست در پايتخت دهها كشور عربي و اروپايي و حتي در كاخ سفيد برگزار شد. در پشت درهاي بسته كساني امت اسلامي را نمايندگي كردند كه جز عقب نشيني و بها دادن و به رسميت شناختن دشمن صهيوني ارمغاني براي مردم خود نياوردند. كار اين بازار مكاره سياست پيشگي آن هم براي مردمي كه روزانه قتل عام مي شدند به جايي كشيد كه آن ها راه چاره را در ايجاد تشكلي تازه و بر آمده از متن خود يافتند. زن و مرد و حتي كودكان فلسطين به ميدان آمدند تا با قيام خود مسير تازه اي را بنيان نهند و چنين هم شد. انتفاضه فلسطين در ميان كودكاني شكل گرفت كه به ريش بلند بعضي از شيوخ عرب مي خنديدند و سكوت و سياست پيشگي آن ها را به سخره مي گرفتند. مبارزه فلسطين در وانفساي همين بازي هاي ديپلماسي بود كه پوست انداخت و چهره جديدي از مبارزه را به جهانيان عرضه نمود.

راه سياسي به بن رسيده و چاره اي جز مبارزه و رو در روي دشمن ايستادن و با سلاح ايمان و اراده بر قلب خصم تاختن پيش رو نبود. قيامي كه صحنه هايي از آن را عالم و آدم به رغم سانسور مافياي ارتباطات ديدند. كودكي كه به دامن پدر پناه برده بود را همه مشاهده كردند، چگونه تن نحيف او آماج گلوله هايي شد كه از دهانه سلاح هاي اتوماتيك ساخت آمريكا شليك مي شد. همان امريكايي كه همه را به خويشتن داري دعوت مي كرد در خلوت شيطاني خود با صهيونيسم جهاني آن ها را مسلح كرده و به جان فلسطيني ها مي انداخت و از آن طرف پوشش آكادميك و پايگاه فكري و فلسفي اين روش منافقانه را امثال كارل پوپر يهودي در كتاب هايي چون جامعه باز و دشمنانش، فراهم مي آوردند تا دستمايه اي باشد براي روشنفكران وابسته و نخبگاني كه براي فريب ملت هاي عرب و مسلمان نياز به مباني به اصطلاح علمي داشتند. ليبرال دموكراسي غرب كه خود را بي محابا جاي كتاب آسماني مي نشاند و قوانين برساخته بشري را جايگزين احكام خمسه الهي مي كرد به ميدان آمده بود تا تئوري اين تسليم ذلت بار را بنيان نهد.

حركت حماس و حزب الله لبنان تير خلاصي بود كه بر پيكر متعفن اين چارچوب شيطاني مي خورد. تير خلاصي كه مجال سكوت را امروز از رهبران عرب خواهد گرفت. امروز امت اسلامي بيدار شده است و مطمئنا اجازه نخواهد داد بيخ گوش او عده اي آن طور كه مي خواهند ببرند و بدوزند. امروز ديگر ريش و قيچي در دست سلاطين و روسايي نيست كه براي اروپايي ها و سران امريكا نقش ميهمانداري را بازي مي كنند كه دست به سينه ايستاده تا اوامرشان را اطاعت كند. امروز شرايط با سال 1982 متفاوت است كه تانك هاي اسرائيلي بتوانند تا قلب بيروت بتازند و احساس امنيت در محيط بيروني خود داشته باشند. امروز هر قطره خوني كه از دماغ مسلماني در لبنان و فلسطين جاري شود، حساب دارد آن هم حسابي سخت كه با قاطعيت تسويه خواهد شد.

صهيونيست ها بايد بدانند امروز چون گذشته كار در دست سران خود باخته بعضي از كشور هاي عربي نيست. جهان اسلام بيدار است و اگر اهمال از سران خود ببيند اين توان را دارد تا بنيان نظام هاي سياسي در كشور هاي عربي و مسلمان را بر پايه اي ضد صهيونيستي بنا نهد و آن روز كه زمان آن هم دور نيست، روز مرگ صهيونيسم است.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مححمدعلي ابطحي رييس دفتر محمد خاتمي در وبلاگ شخصي خود نسبت به يكي از نوشته هاي فاطمه رجبی، همسر رئیس دفتر احمدی نژاد واكنش نشان داده است. متن نوشته ابطحي بشرح زير است: دیشب در یکی از سایتهای نزدیک به رئیس جمهور نوشته ای از خانم فاطمه رجبی، همسر آقای الهام، رئیس دفتر رئیس جمهور احمدی نژاد دیدم. مطلب بر علیه احکام آشوبگرانی است که در قم سخنرانی هاشمی رفسنجانی را بر هم زدند. بخشهای مهم آن که حاوی فحاشی، دروغ و تهمت علیه خیلی ها من جمله هاشمی رفسنجانی و خاتمی و روحانی است را با عرض پوزش، روزنوشت امروز می کنم. واقعاً اگر در دوران خاتمی یک هزارم این اتهامات و فحاشی ها و دروغها علیه یکی از مسئولان جزء نوشته می شد، چه روزگاری در انتظارش بود و مدعی العموم چقدر فعال می شد؟ تو رو خدا بی حوصلگی نکنید و بخونیدش. یه جورائی بامزه است که همسر رئیس دفتر رئیس جمهور با این ادبیات می نویسد. پرتقال فروش حوادث قم راهم شاید بتوان پیدا کرد:

«این احکام شدید در مورد مفلوک هایی چون "اکبر گنجی" هم نیست... این تنبیه های رعب آور دربارۀ "محمد رضاخاتمی" برادری که رانت "محمد خاتمی" را بهره مند شد و پس از بهره مندی از منابع سیاسی و اقتصادی ملت، ....!احکام مورد بحث پیرامون "عدم مشروعیت" سازمان مجاهدین انقلاب هم نیست که توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم "نا مشروع بودن" آن به لحاظ "مبانی فکری" صادر شد! و نیز "سروش" و همپالکی هایش را هم که اصول و مقدسات دین و مذهب را تخطئه کردند، ... شامل نمی شود. همچنین دریوزگانی چون "سعید حجاریان"…..سخن كوتاه! احكام مذكور را دادگاه ويژه روحانيت صادر كرده است. از اين روي قطعاً محكومان در كسوت روحانيت مي‌باشند!؟ بنابراين شايد بتوان تصور كرد اين احكام، مجازات آن دارندگان لباس روحاني است كه در پرتو توسعه اقتصادي و توسعه سياسي ۱۶ سال تمام تئوري پردازان دين‌سوزي و فرهنگ‌ستيزي بودند يا كساني از اين افراد كه با داشتن مسئوليت قوه مجريه، كودتاي خزنده‌اي عليه دين، شريعت و روحانيت و مرجعيت را بي‌باك و صريح و شفاف سردمداري كردند! شايد حكم مجازات آن دارنده لباس روحاني است كه رياست جمهوري خود را آغاز عصر خردگرايي اعلان داشت، و دوران طلايي حضرت امام(ره) را دوران حاكميت احساس و عاطفه ناميد و دين و ارزش‌ها را بنابر سليقه و خواست خود و عشيره‌اش تفسير كرد و حاكميت داد. او كه آقازاده‌ها، برادران و برادرزادگان و مديرانش مافياي قدرت و ثروت تشكيل دادند و سرنوشت ملت و منافع ملي را در دستان خود گرفتند، و دخترش، جنگ با شريعت را پيشگام شد و هم‌اكنون در انگليس با نويسندگان دوران پهلوي به كار علمي-فرهنگي مشغول است و اين مصائب به انجام نرسيد، مگر با پشتوانه سياسي پدر، و رئيس قبيله.ملت حق دارد تصور نمايد اين احكام مربوط به كسي است كه با داشتن لباس و نام روحاني، دستور بانك جهاني و صندوق بين‌المللي را در تعديل حجاب در منبر نماز جمعه تئوريزه نمود، و آنچه از فساد و بي‌حجابي و نابساماني فرهنگي در امروز رواج دارد، آغازگرش هم اوست كه بنام تفسير قرآن و تبيين احكام با اجراي دخترش به جامعه ارزاني كرده! كسي كه امروز تعرض به ولايت فقيه را آشكارا بيان مي‌دارد و تحمل به هدم آن را در خبرگان آتي، مورد توجه قرار داده است و فرزندش در انتخابات نهم، اين وعده را صريحاً بيان داشت و خود به عنوان يك دستورالعمل در حال پي‌گيري آن است-......در جايگاه رياست جمهوري مهد تشيع فرياد برآورد: اگر دين در برابر آزادي بايستد درهم خواهد شكست و سند اين جنگ و شكست را مشروطه پليد انگليسي دانست و در ۸ سال حاكميت خود، فرهنگ‌سوزي را نهادينه كرد و امروز با فريبكاري نگران دين است و از خرافه‌گرايي مي‌نالد!هم او كه طلايه‌دار آمريكاپرستي شد .....، در عين آنكه لشگر اراذل اصلاح‌طلب، بارها در اوباش‌گري‌هاي خياباني شعارهاي ضد اسلامي سردادند و او با تحمل و مدارا به تحسين‌شان پرداخت. وي كه ماجراي ۱۸ تيرماه سال ۱۳۷۸ را به عنوان يكي از پروژه‌هاي بحران‌سازي عليه نظام اسلامي در پرونده خود دارد و شعار “آزادي انديشه- با ريش و پشم نمي‌شه” از دستاوردهاي بزرگ او براي تخريب اسلام و روحانيت و ارزش‌هاي الهي مردم مسلمان مي‌باشد و هرآنچه گسترش بدحجابي فساد و فحشاء فكري، سياسي و اخلاقي است با نام او و رياست جمهوري او عجين است .... همان‌ گفتگويي كه نخستين استقبال كننده آن آمريكاي جنايتكار بود و امروز، اين به اصطلاح روحاني با داشتن منبع مالي؟! دور دنيا مي‌چرخد و اسلام را با تفسير پروتستاني و غرب‌پسند تبليغ میکنند... در جايگاه نخستين رئيس جمهور دهه دوم، توسعه را حاكميت داد و خود مسئول و مجري اهداف ويرانگر فرهنگي، سياسي و اقتصادي آن شد و علاوه بر ۸ سال دوره خويش، ‌۸ سال اصلاح‌طلبي را هم معماري كرد ..... و يا با مسخرگي به آن پرداخت و در انتخابات نهم، با فيلمي موهن به ساحت پاك روحانيت خدشه فراوان وارد ساخت .....، و آنگاه كه با قهر ملي، مجبور به ترك صحنه شد، در مقام يك اصلاح‌طلب تمام عيار، براندازي آراء و خواست قاطع ملت را دنبال كرده، و با ترفندهاي پي در پي به انتقام‌گيري از اسلام‌خواهي يكپارچه مردم و عدالت محوري رئيس جمهور منتخب آنها مي‌پردازد........و امروز كه آگاهي دينمدارانه ملت آنان را طرد كرده است در مجمع تشخيص مصلحت نظام، محفل تشكيل داده‌اند، قوچاني و سعيد حجاريان را براي تشخيص و تدوين استراتژي مصلحت نظام اسلامي در سراي امام عصر(عج) بكار مي‌گيرند، و پي در پي نسبت به دين و اقتصاد و سياست خارجي دل نگراني بروز مي‌دهند! يعني اينكه ما به هيچ روي “خواست ملت را در كنار زدن عوامل و اسباب ذلت و تسلي و سازش ۱۶ سال گذشته در قوه مجريه، تمكين نمي‌كنيم،......در نهايت ممكن است ملت بپندارد كه دادگاه قم اين احكام را براي آن در بردارنده لباس روحاني صادر كرده است كه در مقام دبيري شوراي امنيت ملي در دولت گذشته تعليق ۲ سال و اندي تمام مراكز تحقيقات انرژي هسته‌اي را موجب شد و بالا بردن دستها را در برابر چپاولگران و سلطه‌جويان آمريكايي و اروپايي اعلان نمود، و اين شاهكار بي‌سابقه را در راستاي اغراض دشمنان اسلام، نقطه درخشان فعاليت ديپلماتيك خود و دولت سابق خواند، و امروز در برابر افتخارآفريني احمدي نژاد براي تشيع و اسلام و ايران، شعار قاجاري سر مي‌دهد كه تازه به دوران رسيده‌ها توان كار ندارند. .........اما نه! مجازات وحشت‌زاي مذكور در باره چند طلبه حوزه جعفري(ع) است كه جرم مخوف آنان تنها درخواست سؤال از هاشمي رفسنجاني است. ......... اگر قرار است پس از ۱۶ سال حاكميت ويرانگر توسعه كه شيرازه اقتصاد در كشور از هم گسيخت، خويشاوند سالاري بيداد نمود، فساد اخلاقي در جامعه نهادينه شد. بيگانگان با خيال راحت چشم طمع به استقلال، اقتصاد دين و آئين ملت دوختند، طلاب حوزه علميه قم به جرم درخواست سؤال اينگونه بايد قلع و قمع شوند، وضع منتظران پرسشگران و دردمندان از ديگر قشرهاي ملت چگونه خواهد بود؟»

دیدید خواندن اینهمه دروغ و تهمت و اهانت در یک نوشته به خواندنش می ارزید؟

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

گروه ازبانوان مبلغه درقم ازآمادگی خودجهت انجام عملیات های استشهادی درفلسطین خبردادند.هیات موسوم به بانوان مبلغه دولت اسلامی دراطلاعیه خودآورده است : خواهران این هیات آمادگی خود را جهت هر گونه کمک به پیشبرد اهداف انتفاضه و شرکت در عملیات های استشهادی زنان فلسطینی اعلام می کنند.
این بیانیه ادامه میدهد: هیات بانوان مبلغه دولت اسلامی  وظیفه خود می داندکه با توجه به شرایط پیش آمده نکاتی را متذکر شود: شرایط حساس کنونی - که بی شک حاصل اقدامات استکبار و صهیونیسم جهانی درعرصه  بین الملل است- نقطه عطفی است در سرنوشت بشری چر ا که اگرامروز نتوانیم از حیثیت ارزشهای انسانی دفاع کنیم بی تردید تا سقوط بشر در پرتگاه مذلت و پستی فاصله ای نخواهیم داشت. لذا مسئله فلسطین نه فقط دفاع از یک ملت که دفاع از اسلام ناب محمدی است که سلطه کفر را بر نمی تابد و برای احقاق حق و برقراری عدالت جهاد می کند.این هیات متذکرمیشود:  در این مسیر خواهران این هیات  آمادگی خود را جهت هر گونه کمک به پیشبرد اهداف انتفاضه و شرکت در عملیات های استشهادی زنان فلسطینی اعلام می کنند.گفتنی است هیات بانوان مبلغه دولت اسلامی دراستان قم فعالیت میکند.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی گفت: در دوره امام (ره) هرگز بحث مسجد جمكران به شكل كنوني، جرأت طرح پيدا نمي‌‏كرد، اما امروز بحث چاه جمكران و نامه انداختن در آن هم مطرح مي‌‏شود كه از مصاديق سازمان يافته تحجر از سوي اقتدارگرايان است.
به گزارش خبرگزاری «انتخاب» به نقل از آینده روشن، بهزاد نبوی، نماینده مجلس ششم و عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در این گفت و گو به تحلیل اوضاع سیاسی کنونی کشور پرداخته است.
عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي خاطر نشان كرد: اصلاحات در بطن خود نوانديشي ديني, اسلام مترقي و پيشرو و بحث‌‏هايي نظير تساهل و تسامح ديني را دارد كه برخورد با آنها نيازمند ابزارهايي بوده كه يكي از آنها تحجر بوده‌‏است. در زمان امام خميني (ره) هم مساله تحجر وجود داشت، البته هرگز مباحث امروزي جرأت طرح پيدا نمي‌‏كرد و امام به لحاظ تئوريك قوياً در مقابل آن مي‌‏ايستاد، به عنوان مثال در دوره امام (ره) هرگز بحث مسجد جمكران به شكل كنوني، جرأت طرح پيدا نمي‌‏كرد، اما امروز بحث چاه جمكران و نامه انداختن در آن هم مطرح مي‌‏شود كه از مصاديق سازمان يافته تحجر از سوي اقتدارگرايان است. بهزاد نبوي در تحليل وضعيت جديد سياسي كشور و مشكلات موجود گفت: كاربرد تحجر به عنوان ابزاري در خدمت اقتدارگرايي و براي اثبات "تضعيف ديانت" در دوره اصلاحات و ضرورت مقابله متدينين با اصلاحات، طراحي شده بود. اكنون كه قدرت به طور كامل در اختيار آنهاست و دين خدا تقويت شده ديگر نيازي به وااسلاماي متحجرين نخواهد بود و حتي شايد براي جلب نظر روشنفكران ژست‌‏هاي ترقي‌‏خواهانه نيز ضرورت يابد. نبوي در خصوص طرح مكرر مساله تحجر ، با بيان اين كه خطر تحجر از آغاز انقلاب اسلامي و حتي پيش از آن در كشور وجود داشته و هنوز هم وجود دارد، گفت: در شرايط فعلي اين مساله مشكل اصلي در كشور ما نيست، بلكه تحجر خود ابزاري در خدمت اقتدارگرايي است. اقتدارگرايي، ايجاد حاكميت استبدادي و يكه‌‏سالاري خطر اصلي امروز است و معتقدم تحجر در حال حاضر در خدمت اين جريان قرار گرفته است. وي يادآور شد: بهره‌‏برداران اصلي جريان تحجر اتفاقاً كساني هستند كه خود ميانه‌‏اي با متحجران نداشته و ندارند و هرگز جزو متحجران محسوب نمي‌‏شده‌‏اند، ولي مصالحشان ايجاب كرده كه در طول سال‌‏هاي اخير با متحجران ارتباط برقرار كرده‌‏اند. البته اين ارتباط به نظر من صرفاً براي مقابله با اصلاحات بوده است. وي با اشاره به برخي از مصاديق تحجر كه به دلايل خاصي مطرح مي‌‏شوند، گفت: مداحي‌‏هايي كه امروز با مضامين خاص انجام مي‌‏شود به شدت بر تفكرات متحجرانه ديني استوار است و عمدتاً براي مقابله با حركت اصلاحي مطرح شده است و با توجه به يكدست شدن حاكميت و از سوي ديگر ورشكسته شدن ديدگاه‌‏هاي متحجرانه در كشور، تصور نمي‌‏كنم كه در آينده جريان اقتدارگرا سراغ بحث تحجر برود و بحث‌‏هاي اين‌‏چنيني از اين پس بعيد است مطرح ‌‏شود. نبوي تصريح كرد: تحجر، ابزاري در دست اقتدارگرايان و به طور خاص در دوره پيروزي و حضور اصلاح‌‏طلبان در عرصه حاكميت بود، تا بتوانند در بعد داخلي هم اصلاح‌‏طلبان را با مشكل مواجه كنند و بگويند اسلام از دست رفت و بي‌‏ديني حاكم شد، بحث‌‏هايي نظير تحجر و حتي مفاسد اجتماعي كه در زمان دولت خاتمي به شدت مطرح بود و در ماه‌‏هاي اخير مطرح نمي‌‏شود، دليلش اين نيست كه جامعه يك شبه متحول شده است، بلكه ديگر "خرشان از پل گذشته است" به عبارت ديگر طرح اين مباحث براي شكست اصلاحات و به دست گرفتن قدرت به طور كامل بوده، كه حاصل شده است.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سخنگوی ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام ( استشهادیون )گفت : این دو تیم 18 و 9 نفره به صورت مجزا وداوطلبانه به سوریه رفته اند تا به هر شکل ممکن خود را به مناطق درگیری در لبنان برسانند. وی افزود : برای این افراد که از بین 55 هزار نیروی ثبت نام شده گزینش شده اند، توجیهات لازم انجام شده و دوره های مورد نیاز را طی کرده اند تا در هر سطحی که نیاز باشد، از خدمات نظامی تا کمک به مجروحین وارد عمل شوند.وی اضافه کرد : این افراد پوشش ویژه ای ندارند بلکه در پوشش کاملا عادی و بر اساس قوانین بین المللی به سمت لبنان حرکت کرده اند.  همچنین این دو تیم تا اطلاع ثانوی در لبنان مستقر خواهند ماند و اگر اسرائیل بخواهد دست به اشغال مجدد لبنان بزند، اقدام به عملیات استشهادی کنند.سخنگوی استشهادیون با بیان این که این دوتیم برای تشکیل هسته های مقاومت نیز آموزش دیده اند، اظهار داشت : همه این 27 نفر به زبان عربی مسلط هستند و حتی برخی از آنها قدرت تکلم به زبان انگلیسی را نیز دارند.وی در پایان تاکید کرد : هیچ رابطه تشکیلاتی با حزب الله یا گروه دیگری نداریم و این افراد نیز تنها به کمک مردم لبنان رفته اند و تنها به صورت انفرادی در مواردی که خلا احساس می شود عمل می کنند؛ چون معتقدیم حزب الله نیرویی کاملا آموزش دیده است که به غنای قدرت رسیده است.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

كاروان گردان‌هاي استشهاديون تبريز در حمايت از مبارزان لبناني و فلسطيني در برابر رژيم اشغالگر قدس، در حركتي خودجوش آمادگي خود را براي اعزام به لبنان اعلام كردندبه گزارش فارس از تبريز،گردان‌هاي استشهاديون تبريز كه توسط جمعي از خواهران و برادران بسيجي تبريز و امت حزب الله به صورت خودجوش تشكيل يافته است، بعدازظهر امروز در حالي كه با لباس رزم ،چفيه برگردن و با در دست داشتن پرچم حزب الله در خيابان‌هاي اصلي تبريز به حركت در آمده بودند انزجار خود را از حملات ددمنشانه اسرائيل اعلام كردند. براساس اين گزارش، اين گردان‌ها پس از عبور از خيابان‌هاي آزادي،آبرسان، امام و بازار تبريز قصد داشتند در مقابل فرمانداري تبريز تجمع كنند كه با هدايت محمد علي ذبيحيان،فرماندار تبريز به داخل فرمانداري اين شهر انتقال يافتند. اين گزارش مي‌افزايد، گردان‌هاي استشهاديون در اين تجمع ضمن محكوم كردن جنايات اخير رژيم صهيونيستي و كشتار مردم غيرنظامي لبنان تصريح كردند« به اعتقاد ما در جايي كه كلمه "لااله الا الله" به گوش مي‌رسد همان‌ جا مرز امت اسلامي است، لذا ما جمعي از امت حزب الله تبريز با تأسي از سرور و سالار شهيدان آماده دفاع از كيان امت اسلامي هستيم.اين گزارش حاكيست، اين گروه اعلام كردند،در اين شرايط كه بيداري امت اسلامي به بالاترين سطح خود رسيده اطمينان كامل داريم در صورت اتحاد فراگير امت اسلام و مبارزه عملي با آل صهيون به زودي زود اين غده چركين از روي زمين محو،قدس شريف آزاد و شاهد جهان بدون صهيونيسم باشيم. برپايه اين گزارش،گردان‌هاي خودجوش استشهاديون تبريزي خاطرنشان كردند:جنگ در لبنان يك جنگ نظامي نيست، بلكه حزب الله در لبنان مي‌خواهد نشان دهد جنگ آرمان‌ها و دفاع از اسلام است. در پايان اين گردان‌ها اعلام كردند، به صهيونيست‌هاي جنايتكار و حاميان آن‌ها اين هشدار را مي‌دهيم كه در صورت ادامه جنايت‌هاي خود و نيز حمايت از رژيم اشغالگر قدس دست قدرت الهي از ميان توده‌هاي خروشان اسلامي برخواسته و همانند جنگ خيبر پاسخي دندان شكن و قاطع از امت اسلام دريافت خواهند كرد. 

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

جمع كثيري از رزمندگان و جانبازان جنگ تحميلي با امضاي توماري آمادگي خود را براي حضور در لبنان و شركت در عمليات استشهادي عليه دشمنان اسلام بويژه صهيونيستها اعلام كردند. در اين تومار كه امضاي بسياري از رزمندگان و جانبازان انقلاب اسلامي در آن مشاهده مي شود، از مسئولان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران خواسته شده است تا زمينه حضور آنان را در لبنان كه بارديگر نداي «هل من ناصر ينصرني» حضرت سيدالشهدا بر بام اين كشور طنين انداز شده است را فراهم سازند. امضاكنندگان تومار همچنين با اشاره به فراز گهربار كلام حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) مبني بر «هيهات من الذله» تاكيد كرده اند كه حاضرند همچون هابيليان زمان در مقابل قابيليان ايستاده و جان خود را در راه دفاع از مظلومان لبنان فدا نمايند.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سخنگوي جمعيت آبادگران جوان ايران اسلامي گفت: امروز جوانان آرمانخواه و مبارز كشورهاي مسلمان كه تشنه حق و عدالت هستند، محمود احمدي‌نژاد و سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله را الگوي خود قرار داده‌اند. حسن بيادي تصريح كرد: اين دو مرد بزرگ به نماد شهامت، شجاعت، هوشمندي و تسليم‌ناپذيري در برابر استكبار تبديل شده‌اند. وي افزود: در شرايطي كه سران اكثر كشورهاي منطقه بدليل روحيه سازشكاري و محافظه‌كاري روز به روز محبوبيت خود را در ميان مردم بويژه جوانان آرمانگرا از دست مي‌دهند، هر روز بر محبوبيت "احمدي نژاد" و "سيد حسن نصرالله" افزوده مي‌شود بطوري كه گزافه نيست بگوييم اگر هر كدام از اين دو در كشورهاي مسلمان كانديداي رياست جمهوري شوند با راي قاطع پيروز خواهند شد. بيادي تاكيد كرد: امروز جوانان مبارز كشورهاي منطقه آرزو دارند كاش مردان عدالتخواه باشهامت و باتدبيري همچون احمدي‌نژاد و سيد حسن نصرالله رييس جمهورشان بود. سخنگوي جمعيت آبادگران رمز موفقيت سيدحسن نصرالله و حزب‌الله را ولايت‌مداري و قوت ايمان دانست و گفت: امروز حمايت واقعي و عملي از مبارزه مقدس حزب‌الله با رژيم غاصب صهيونيستي، آزمون صداقت در حق طلبي است. به گفته ی وی، محمود احمدي‌نژاد و سيدحسن نصرالله هر دو متولد سال ‪ ۱۳۳۵‬هستند.

+ نوشته شده در  جمعه 30 تیر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

  امام خمینی(ره) : الآن چقدر سال است كه اسرائيل آمده و غصب كرده است اين اراضي فلسطيني ها را و اين همه جمعيت عرب و ممالك عربي، اينقدر عرضه نداشته اند كه اين فلسطين را رد بكنند. مي گويند آمريكا پشت سرش است. خير، بي عرضه هستيدمي بينيد كه شما در فلسطين يك عده محدودي از اين صهيونيستها، از اين يهوديها، يك قسم از اين اسرائيل، يك عده محدودي اينقدر ممالك عربي را بيش از صد ميليون جمعيت، طوري كرده است كه بعضي شان تسليم او شده اند، بعضي شان هم نمي توانند هيچ كاري بكنند.الآن چقدر سال است كه اسرائيل آمده و غصب كرده است اين اراضي فلسطيني ها را و اين همه جمعيت عرب و ممالك عربي، اينقدر عرضه نداشته اند كه اين فلسطين را رد بكنند. مي گويند آمريكا پشت سرش است. خير، بي عرضه هستيد! بي عرضه اند. نه اين است كه آمريكا - اگر اين قدرت، قدرت صدميليوني عرب با هم مجتمع بشوند، آمريكا هم نمي تواند كاري بكند، اروپا هم نمي تواند، هيچ جا نمي تواند كاري بكند؛ لكن مجتمع نيستند. بله، آنها كاري كه مي كنند اين است كه اينها را نگذارند مجتمع بشوند. كاري كه آنها مي كنند اين است كه اگر يكوقت استشمام اين را كردند كه اين دول عربي مي خواهند با هم مجتمع بشوند، يك كاري بكنند بر هم بخورد اين اجتماعشان؛ مثلاً رئيس مصر را ببرند به آنجا، رئيس جمهور مصر را ببرند به آمريكا و با او قراردادي بكنند، چه بكنند و از يك راهي، او را يك راهي ببرند كه ديگران آن راه را ندارند؛ آن يكي را ببرند يك راه ديگري كه آنها آن راه را ندارند. اين از كم فهمي ماهاست و از بي عرضگي ما مسلمين است كه اينطور اسير هستيم و همه ما در تحت سلطه هستيم، و همه منافع شرق را دارند آمريكا و شوروي و امثال اينها مي برند؛ براي اينكه اين قطرات در آنجايي هم كه با هم مجتمعند اجتماع نيست.

صحيفه امام- جلد 4- صفحات 233 و 234

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 تیر1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

باور كنيم كه زير گوش ما در همين كنيسه يوسف آباد روز براي دشمن شماره يك مسلمين جشن مي‌گيرند و ما در ام القراي جهان اسلام روز به روز در مقابل اين دشمن جاني روز به روز عقب مي‌نشينيم؟

مراسم سالگرد استقلال اسرائيل در شيراز اين مراسم در سال ۱۳۸۴ برگذار شد.بچه هاي يهودي شيراز در حال خواندن سرود ملي اسرائيل و تکان دادن پرچم اسرائيل هستند

سالگرد تاسيس اسرائيل در سال ۱۳۸۴ در تهران اين مراسم در باغ يكي از يهوديهاي كرج برگزار شد:

 

مراسم سالگرد استقلال اسرائيل در تهران در سال ۱۳۸۴ در سالن اجتماعات كنيسه يوسف اباد تهران


+ نوشته شده در  جمعه 23 تیر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رييس جمهوري اسلامي ايران گفت: اسرائيل به دليل ماهيت تجاوزگرانه خود قادر به ادامه حيات در شرايط آرام و صلح‌آميز نيست. به گزارش ايرنا، محمود احمدي‌نژاد روز پنجشنبه در ادامه سخنان خود جمع مردم سراب افزود: اسرائيل با دسيسه و حمايت‌هاي مادي و تبليغاتي برپاشده تا همواره به دنبال ظلم و تجاوز به ملت‌هاي منطقه باشد. وي، حملات دردمنشانه اخير اسرائيل به جنوب لبنان و كشتار زنان و كودكان بي‌دفاع را ناشي از خصوصيات تجاوزكارانه اين رژيم دانست. رييس جمهوري اسلامي ايران، خطاب به برخي كشورهاي حامي اسرائيل و سازمان‌هاي بين‌المللي اظهارداشت: شما كه مدعي حقوق بشر بوده و در صورت محاكمه يكي از عناصر وابسته خود در يك كشور مستقل به جرم خيانت، پشت سرهم قطعنامه صادر مي‌كنيد، چرا در قبال جنايات اسرائيلي‌ها سكوت مي‌كنيد. وي تصريح كرد: وضعيت پيش آمده در مورد فلسطين و لبنان، آزمايشي براي عملكرد سازمان‌هاي بين‌المللي مدعي حقوق بشر در اين ارتباط است. احمدي‌نژاد با بيان اين كه برخي حاميان اسرائيل در برابر به خاك و خون كشيده شدن مردم در لبنان سكوت مي‌كنند، بر لزوم موضع‌گيري آنان در برابر اين فجايع و اعلام موافقت و يا مخالفت خود با اين مسايل تاكيد كرد. وي با بيان اين كه با سكوت كردن در برابر اين قبيل فجايع مشكلي حل نمي‌شود، افزود: كساني كه با سكوت خود از اين اقدام وحشيانه صهيونيست‌ها حمايت مي‌كنند، در عمل آنها شريك بوده و بايد محاكمه شوند. وي ابراز اميدواري كرد حاميان اسرائيل با دست برداشتن از حمايت اين رژيم غاصب ، آبروي خود را حفظ كنند.

+ نوشته شده در  جمعه 23 تیر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وحید کاظم زاده قاضی جهانی

هنوز یکسال از به قدرت رسیدن دولت دکتر محمود احمدی نژاد نمی گذرد و دولت با سفر به استان آذربایجان شرقی شانزدهمین سفر استانی خویش را تجربه می کند، برنامه و مسافرت دنباله داری که با هدف رفع محرومیت ها و مشکلات استانها و توزیع عدالت در سراسر میهن عزیزمان انجام می پذیرد که بالطبع دارای نکات قوت و محاسن زیاد و به قول مقام معظم رهبری دارای برکات فراوانی می باشد و در هیچ جای دنیا چنین صحنه‌هایی وجود ندارد كه یك رئیس جمهور در شهرهای كوچك و بزرگ مورد استقبال این چنین جمعیت عظیمی قرار گیرد و این نمونه بارز انسجام میان ملت و مسؤولان است. رفع محرومیت ها و مشکلات استانها خوب است ولی باید به این نکته نیز واقف بود که در انجام چنین کارهایی، نکات منفی دیگری نیز وجود دارد که دولت جدید باید به آنها توجه داشته باشد. این قلم در پی آنست تا با واکاوی ابعاد مختلف این سفرها، نکات مثبت و منفی این سفرها و به قولی دو روی یک سکه را بخواند.

روی اول سکه

1) یکی از عمده‌ترین مزیت‌های این سفرها این است که مسئولان از نزدیک در جریان مشکلات استانها قرار می‌گیرند و بدون واسطه با مردم و نمایندگان در تماس هستند و این باعث بازبینی مشکلات می‌شود و یا به عبارتی دیگر دولت از یک مرکزگرایی که در کشور حاکم شده بود، دور شده و محقق کننده عدالت در توزیع اعتبارات بین استان های کشورخواهد شد.

2) مردم با انجام این سفرها یقین پیدا می‌کنند که مسئولان به فکر آنها بوده و به دنبال راهکارهایی برای رفع مشکلات آنها هستند، لذا از این لحاظ این سفرها مثبت است.

3) حل گام به گام مشکلات و محرومیت ها از استانها و قرار دادن این مشکلات در دستور کار دولت، از اهمیت زیادی برای دولت و هم برای مردم برخوردار است.

4) دولت تلاش خواهد کرد که با سفر به استانها و اطلاع از دیگر طرحهایی که از دولت های پیشین باقی مانده است، آنها را نیز به پایان برساند زیرا برخی از این طرح ها، طرح های استراتژیک و ملی است.

5) اعضای هیئت دولت با حضور در شهرهای مختلف، مشکلات را لمس می کنند و می توانند بهترین و سریعترین راهکار را برای رفع این معضلات ارائه نمایند. مسلما امکان رفع همه مشکلات در کوتاه مدت وجود ندارد، اما می توان به مردم توضیح داد که چه کارهایی را می توان به سرعت انجام داد و چه مواردی نیاز به تامل بیشتر دارد.

6) عاملی برای محک زدن توانمندی ها، شایستگی ها و کار آمدی مدیران استانی دولت توسط وزرای دولت و شخص رئیس جمهور خواهد گردید.

7) تصمیماتی که در هیئت دولت گرفته می شود، بر اساس مشاهده عینی مشکلات، نیازها و مطالبات واقعی و محسوس مردم اتخاذ می شوند که سمت وسوی آنها محرومیت زدایی از کشور و توازن در توزیع اعتبارات است.

8) اعتمادسازی متقابل بین دولت و مردم از محاسن بارز این سفرها خواهد بود. بی اعتمادی هایی که برخی از مدیران با عملکرد خود در گذشته میان مردم و مسئولان پدید آورده بودند و مردم را به جایی رسانده بودند که بگویند دولتمردان از مشکلات جامعه اطلاع نداشته و مطالبات واقعی ملت را نمی شناسند، رفع می کند.

9) میزان حمایت و پشتیبانی مردم از دولت را در درازمدت افزایش خواهد داد و مردم با سیاست های دولت در پی گیری مطالبات ملی و رسیدگی و رفع مشکلات اساسی کشور همسو و همگام می شوند.

10) توجه به نیازهای واقعی و روزمره مردم، عامل اصلی افزایش مشارکت سیاسی آنها و تقویت مقبولیت نظام در نزد افکارعمومی و در نهایت کسب رضایت مندی شهروندان جامعه می شود، در حالی که شاید اجرای طرح هایی که قرار است در درازمدت اجرا شده و ثمر دهند، چنین دستاوردی را به ارمغان نیاورند و به قول حضرت آیت الله خامنه ای توجه به مسایل کلان و ملی نباید باعث شود که دولتمردان از رسیدگی به نیازهای روزمره مردم غفلت کنند.

11) سفرهای استانی دولت موجب الگوشدن برای سایر رهبران کشورهای اسلامی، عربی و همجوار ایران که به لحاظ نبود دموکراسی در آنها به شدت از سوی کشورهای غربی بخصوص ایالات متحده آمریکا تحت فشار قرار دارند، می گردد و باعث نزدیکی دولتهای اسلامی و حکام عربی به مردم شده و می تواند قدرت چانه زنی کشورهای منطقه را در قبال دول غربی بالا برد چنانچه اخیراً این روش مورد تقلید ملك عبدالله، پادشاه عربستان قرار گرفته و وی به مرور از مناطق مختلف عربستان بازدید می كند، درحالی كه این سنت قبلا در عربستان سعودی وجود نداشت.

12) توجه به نقاط محروم، نقش مهمی در ریشه کنی معضل حاشیه نشینی دارد و جلوی مهاجرت به کلان شهرها را می گیرد.

13) بالا رفتن سطح مشارکت عمومی و افزایش مولفه تقسیمات اجتماعی از نتایج مهم این سفرها است.

روی دیگر سکه

همچنانکه گفته شد این سفرها دارای نکات منفی زیادی نیز می باشند که این قلم جهت اینکه متهم به سنگ اندازی در مقابل دولت دکتر محمود احمدی نژاد نگردد، بدون شمارش و بصورت اجمال و مبسوط به ذکر آن می پردازد. عمده ترین ایرادی که حقوقدانان و کارشناسان برای این سفرها شمرده اند، تضعیف جایگاه قانونی مجلس شورای اسلامی از سوی قوه مجریه می باشد و به لحاظ اینکه مجلس تنها نهاد قانونی تصمیم گیریهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در کشور بوده و هیچ لایحه، طرح و مصوبه دولت بدون مصوبه مجلس شخصیت حقوقی و قانونی پیدا نمی کند و دولت برای عملی کردن بسیاری از مصوبات استانی، قانوناً و شرعاً به مجوز مجلس نیاز دارد لذا مصوبات کثیر دولت در مراکز استان ها، جایگاه مجلس را به عنوان قانونگذار اصلی زیر سئوال می برد یا در آینده مجلس را در برابر دولت منفعل می سازد. آقای دکتر احمدی نژاد بایستی لحاظ کند که تا وقتی طرح ها و لوایح توسط مجلس تصویب نشود، مشروعیت ندارند و دولت نباید قول اعتبارات تصویب نشده را به مردم بدهد. اگر دولت به سفرهای استانی خود ادامه دهد و هیچ گونه همکاری با نهادهای مربوطه از جمله مجلس نداشته باشد، ممکن است برای دولت موج مثبت بوجود آورد ولی همین موج برای مجلس منفی به حساب می آید زیرا این مجلس است که اعتبارات را تصویب می کند و بنابراین قول هایی که به تصمیم گیری مجلس مبتنی است نباید توسط دولت اعلام شود و رئیس جمهور تنها می تواند در مورد اختصاص دادن اعتباراتی که در اختیار دارد، تصمیم بگیرد و نمی تواند از اعتباراتی که مجلس باید در مورد آن تصمیم بگیرد، قول هایی را بدهد. متاسفانه این اقدام دولت که بایستی موجبات اعتراض شورای نگهبان قانون اساسی، قوه قضائیه و مجلس شورای اسلامی را سبب گردد به دلیل همسوئی با یکدیگر و ترس از متهم شدن همچنان تداوم دارد. نکته بعدی که باید دولت بدان اهتمام جدی داشته باشد، اینست که تمامی اقدامات خود را بر پایه چشم انداز بیست ساله و برنامه پنج ساله چهارم هماهنگ کند و سعی کند که این سفرها، موجب به وجود آمدن توقع کاذب و بالا بردن سطح درخواست های مردم به صورت غیرمعقول برای حل مشکلات استانها در کوتاه مدت نشود و اگر دولت نتواند خواسته هایی را که برای مردم به وجود آورده است، عملی کند باعث خواهد شد که آن درخواست ها به موج منفی در کشور تبدیل شود و به افزایش محرومیت ها دامن زند که با وضعیت موجود این امر به نفع نظام اسلامی و کشور نیست، زیرا همین کار ممکن است موجب خشمگین شدن مردم شود. سفر رئیس جمهور به استانها باعث می شود که در سفر بعدی خود به استانهای دیگر، خواسته های مردمان آن استان نیز بیشتر شود که این مساله مطلوب دولت نیست. دولت آقای احمدی نژاد باید کف مطالبات در هر استان را به یک اندازه بگذارد تا بتواند به قولهایی که می دهد عمل کند تا تداخل در انجام وظایف به وجود نیاید و همچنین اجازه ندهد تا طرح های ملی فدای طرح های استانی و منطقه ای شود. این که مردم تصور کنند در هر سفر، مشکلات استانها بطور کلی مرتفع شود نه شدنی است و نه منطقی و همچنانکه قبلا مشابه چنین سفرهایی توسط دولت آقایان هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی بطور پراکنده انجام می پذیرفت لذا شایسته است تا دولت از ایجاد توقعات بیهوده در مردم اجتناب ورزد. همچنین سفرهای متراکم و بیش از حد معمول رئیس جمهوری به استانها، موجب اتلاف وقت برخی از مسئولان دولت می شود چنانچه مصطفی پورمحمدی وزیر کشور، کمبود وقت خود برای پیگیری امور محوله را به سفرهای استانی رئیس جمهور نسبت داده است. وبالاخره اینکه مشکلات این کشور یکی دوتا نیست که کسی ادعا کند می تواند در طول 4 سال آنها را مرتفع سازد و بنا به گفته یکی از مسئولین امر، در 10 ماه گذشته و در طول سفرهای استانی رئیس جمهور نزدیک به 3 میلیون نامه مردمی در اختیار رئیس جمهور قرار داده شده است که اکثر این نامه ها درخواست هایی برای کمک اقتصادی بوده و این بدان معناست که نیازها، بسیار و منابع محدود است و لازم است تا از تصمیم گیریهایی که باعث ایجاد ناامیدی در مردم می گردند، اجتناب شود.

+ نوشته شده در  جمعه 23 تیر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

جايگاه اهل بيت:
از مجموع روايات وارده در باب جايگاه اهل بيت مى توان به اين نتيجه رسيد كه امامت خلافت الاهى، عهد خداوند، ارث اوصياء، درخت نبوت، خانه رحمت، كليد حكمت و سرّى از اسرار الاهى است و امام باب خداوند، امين او، معدن علم و از شجره طيبه اى است كه اصل آن ثابت و فرعش در آسمان است. امام قلب، چشم، وجه، زبان گويا و دست تواناى خداوند است. به شرط آنكه عبد، ربّ نگردد و صفاتى الوهى و ربوبى نيابد.

با مراجعه به روايات اهل بيت و بررسى محتواى جمعى آنها مى توان به اين نكته رسيد كه جايگاه اهل بيت در نظام هستى به عنوان انسان هاى كامل به نحو علت غايى بوده است. نه تنها تمام ماسوى اللّه به بركت وجود آنها پديد آمده است، بلكه علت مبقيه عالم هم اين انوار نورانى اند. اما علت فاعلى، صورى و مادى عالم نبوده اند و خود به شدت اين نوع علّيت را نفى مى نمايند. شايد بتوان پذيرفت كه مطابق روايات طينت، طينت ائمه علت معدّه طينت شيعيان است و خداوند از باقى مانده طينت ائمه، طينت شيعيان را خلق مى نمايد، اما اين باعث پذيرش عليت صورى و مادى ائمه براى عالم و حتى طينت شيعيان نمى شود.

بنابر تصريح احاديث ولوى، ائمه اطهار خليفه خداوند در روى زمين بوده و به بركت اين خلافت، آنها وجه، دست و چشم خدايند، زيرا خليفه بايد نشانى از خلافت را دارا باشد و بايد نوعى سنخيت ــ به شرط عدم الوهيت و ربوبيت ــ بين خدا و خليفه او در زمين در صفات باشد، به شرط آنكه اين صفات، عبد را ربّ ننمايد.

در حديثى از امام رضا (ع) جايگاه اهل بيت به خوبى و با توجه به همه وجوهش بيان شده است. لذا اكثر كتب حديث شيعه آن را نقل كرده اند. اين حديث در اصول كافى، عيون اخبار الرضا، الغيبه نعمانى، معانى الاخبار شيخ صدوق، امالى شيخ صدوق، احتجاج طبرسى، تحف العقول، كمال الدين و تمام النعمة و به پيروى از اينها در بحار الانوار علاّمه مجلسى، اثبات الهداة شيخ حرّ عاملى، الوافى ملاّ محسن فيض كاشانى و ديگر كتب حديثى آمده است. در اين حديث آمده: «... امامت مقامى والاتر از آن دارد كه مردم با عقل خود بدان رسند و يا با رأى و نظر خود آن را درك كنند و يا به انتخاب خود امامى بگمارند. امامت مقامى است كه به حضرت ابراهيم (ع) پس از مقام نبوت و خُلّت داده شد ... امامت مقام انبياء و ارث اوصياء است ... امامت زمام دين و نظام مسلمين و صلاح دنيا و عزت مؤمنين است ... به وسيله امامت نماز و روزه و زكات و حج و جهاد تمام گردد ... امام حلال كننده و تحريم كننده است ... امام همچون خورشيد طالع ... كه دست هيچ كس به او نرسد، مى باشد. ... امام امين خدا در خلق و حجت خدا بر عبادش است ... او از گناهان پيراسته و به علم مخصوص آراسته است ... امام يگانه روزگار خود است كه كسى با او برابرى نكند ... فضائلش از جانب خداى وهاب است. چه كسى مى تواند امام را بشناسد تا او را انتخاب كند ... عقول در باب امام حيرانند ... و خطباء و شعراء و ادباء نتوانند شأنى از شأن وى را وصف كنند ... اين موهبت در غير آل الرسول يافت نشود ... امام عالمى است كه جهل در او راه ندارد، ... معدن قدس و طهارت است ... خداوند آنها را از مخزن علمش سيراب كند ... و شرح صدر به آن دهد ... و به صورت الهام به او علم آموزد ... تا حجت وى بر روى زمين باشد». (اصول كافى، ج 1، ص 198ـ205).

از ديگر ويژگى هاى ائمه تفويض امر دين به ايشان است. در حديثى آمده كه «خداوند امر دينش را به پيامبر تفويض كرد و پيامبر آن را به حضرت امير و ائمه تفويض نمود: إنّ نبى الله فوّض إلى علىّ و ائتمنه فسلّمتم و جحدالناس ». در روايت ديگر آمده است: « خداوند پيامبرش را تربيت نمود و امر دين را به وى تفويض كرد. ... و پيامبر ركعات نماز را اضافه نمود ... كه ترك آنها مگر در سفر جايز نيست ... و بسيارى از نوافل را پيامبر بنيان نهاد ... خدا شراب را حرام كرد و پيامبر هر مسكرى را حرام كرد ...» و در روايت ديگر آمده: « و آنچه به پيامبر تفويض كرد به ما تفويض شده است ». (اصول كافى، ج 1، ص 265ـ268، ده روايت; بحار الانوار، ج 11، ص 21، 221ـ222، 224، 226، چاپ جديد).

بنابر محتواى روايات برخى از امور تكوينى عالَم به يُمن وجود ائمه است كه اين نيز به مفهوم علت غايى بودن ائمه در باب امور تكوينى عالم است. در روايات زيادى بحث پذيرش توبه حضرت آدم (ع) به بركت اصحاب كساء آمده است. در همين راستا مى توان به احاديثى كه خلق آسمان و زمين را به بركت ائمه دانسته اند، اشاره كرد. در روايتى آمده است: «اى آدم اگر اينها نبودند ما تو را خلق نمى كرديم و نه بهشت و جهنم و نه آسمان و زمين را، خلق نمى كرديم ». (عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 274ـ275، باب 28، حديث 67). در حديثى آمده: « يا على لولا نحن ما خلق آدم و لا حوّاء و لا الجنة و لاالنار و و لا السماء و لا الأرض ... » (كمال الدين و تمام النعمة، ص 242، باب 23، حديث 4).

جايگاه اهل بيت و نفى ربوبيّت:
با نگاهى به تاريخ تفكر تشيّع مى توان به اين نتيجه رسيد كه هميشه دو گروه، همچون دو سر قيچى باعث دفع مردم از اهل بيت بوده اند و شايد فرموده حضرت امير (ع) كه فرمود: «هلك فىّ اثنان محبّ غال و مبغض قال» معنا و مفهوم ديگرى نيز داشته باشد، يعنى اين دو دسته باعث دورى مردم از ما مى شوند. مرحوم علامه مجلسى در كتاب گران سنگ خود، بحار الانوار، در « كتاب الامامة» بابى را به عنوان « نفى الغلو فى النبى و الائمة ــ صلوات الله عليه و عليهم ــ و بيان معانى التفويض و ما لا ينبغى أن ينسب إليهم و ما ينبغى » به ذكر آيات و روايات نفى غلو مى پردازد. خداوند متعال جل جلاله در قرآن كريم در سوره رعد مى فرمايد: «أم جعلوا للّه شركاء خلقوا كخلقه فتشابه الخلق عليهم، قل الله خالق كلّ شى و هو الواحد القهار» (رعد/ 16) يعنى: «]آيا[ براى خداوند متعال شريكانى پنداشته اند كه همچون او مى آفريند، در نتيجه بر مردم ]مسئله[ خلق ]و خالق[ مشتبه شده است؟! ]ابدا اينگونه نيست [بگو: خدا خالق همه چيز است و اوست يگانه قهّار ]و تنها او قّهار است[». همچنين در سوره روم آمده است: « الله الذى خلقكم ثم رزقكم ثم يميتكم ثمّ يحييكم، هل مِن شركائكم مَن يفعل من ذلكم من شىء، سبحانه و تعالى عما يشركون » (روم/ 40) يعنى: « خدا همان كسى است كه شما را آفريد، سپس به شما روزى بخشيد، آنگاه شما را مى ميراند و پس از آن زنده مى گرداند. آيا در ميان شريكان شما كسى هست كه كارى از اين ]قبيل[ انجام دهد؟! منزه است او، و برتر است از آنچه ]با وى[ شريك مى گردانند. ». طبق تصريح اين آيات و بنابر فرموده علامه مجلسى «اين آيات بر عدم جواز نسبت خلق، رزق، إماته و احياء به غيرخداوند و به انبياء و ائمه ظهور دارند و آياتى كه اين دلالت را دارند، قابل شمارش نيست، زيرا تمام آيات خلق و توحيد و آيات كفر و بطلان مذهب نصارا ـ مسيحيان ـ بر اين مسئله دلالت دارند». (بحار، ج 25، ص 262).

وى حدود نود صفحه از كتاب شريف خود را به اين امر اختصاص داده و حدود يكصد و پنجاه روايت را در نفى غلو از منابع مختلف شيعه جمع آورى كرده است. امام صادق (ع) مى فرمايد: « غلات ]كسانى كه درباره اهل بيت افراط مى كنند [بدترين خلق خدايند. عظمت خدا را كوچك كرده و ادعاى ربوبيّت ]ربّ بودن و نسبت خلق و رزق به ائمه دادن [براى بندگان خدا مى نمايند. به خدا قسم آنها از يهود، نصارا، مجوس و مشركان بدترند. ما مقصر را ]كسى كه حق ما را نشناخته است[ مى پذيريم، ولى از پذيرش غالى استنكاف مى كنيم ... » (امالى شيخ طوسى، حديث 1349، مجلس 33، ص 650). امام رضا (ع) در اين زمينه، بيشتر از بقيه اهل بيت به نفى و ردّ عقيده غلو و تفويض پرداخته، به حسين بن خالد، يكى از ياران خويش، مى فرمايد: «اى پسر خالد، غُلات اخبارى را ]از سوى خود[ در تشبيه و جبر جعل كرده و به ما نسبت مى دهند ... هر كس آنها را دوست داشته باشد، ما را دشمن داشته است ... هر كس به آنها بپيوندد از ما بريده است ... هر كس آنها را تكريم نمايد، به ما اهانت كرده است ... ». (عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 130، باب 11، حديث 45).

در توقيعى از صاحب الامر ــ صلوات الله عليه و على آبائه ــ در ردّ غلات آمده است: «يا محمد بن على شيعيانِ جاهل، ما را اذيت مى كنند ... من برائت مى جويم از هر كس كه ما را در مُلك خداوند شريك بداند ...». (احتجاج طبرسى، توقيعات صاحب الزمان).

معنا و مفهوم تفويض:
از مسائل مطرح در باب اختياراتِ امام، مسئله تفويض است. با مراجعه به روايات به خوبى مى توان معنا و مفهوم تفويض را فهميد. بنابر تصريح روايات امر دين به پيامبر و ائمه تفويض شده است و مسئله خلق و رزق فقط مخصوص خداست. در روايتى آمده است: « معناى تفويض اين است كه خداوند امر دينش را به پيامبر تفويض كرد و فرمود: « ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا»; اما خلق و رزق را به كسى تفويض نكرده است ». (عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 219، باب 46، حديث 3).

همچنين على بن احمد دلاّل نقل مى كند كه بين شيعيان اختلاف شديدى درباره معناى تفويض به وجود آمده بود; عده اى قائل بودند كه خداوند خلق و رزق را به ائمه تفويض كرده است و عده اى خلق را مخصوص خدا مى دانستند. هر دو گروه موافقت كرده كه به نائب خاص امام زمان نامه نوشته و مسئله را از امام زمان ــ عليه آلاف التحية و الثناء ــ بپرسند. در جواب نامه، توقيعى از صاحب الامر (ع) صادر شد و مضمون آن اين بود كه «خداوند خالق أجسام و تقسيم كننده ارزاق است ... اما ائمه ــ عليهم السلام ــ از خداوند درخواست نموده و خداوند خلق مى نمايد و ايشان از خداوند مسئلت كرده و خداوند است كه رزق مى دهد، تا عظمت و بزرگى ائمه حفظ شود.». (الغيبة شيخ طوسى، ص 178، توقيعات، حديث 10; احتجاج طبرسى، ج 2، ص 545، حديث 345).

در حديث معروف «نَزِّلونا عن الربوبيّة، فقولوا فى فضلنا ماشئتم» نيز ربوبيت (ربّ بودن، خالق و رازق بودن) از ائمه نفى شده است و بايد پذيرفت كه معنا و مفهوم حديث «فانّا صنائع ربّنا و الناس بعدُ صنائع لنا» (نهج البلاغه، نامه به معاويه، نامه 28) منطبق با تفويض در امر دين است و به اين مفهوم است كه تربيت دينى ما به دست پروردگار صورت گرفته و تربيت دينى مردم به ما واگذار شده است و معناى آن نمى تواند اين باشد كه «ما مخلوق خداييم و مردم به دست ما خلق شده اند».

مداحان و اشعار غلوآميز:
بسيارى معتقدند كه مطالب بيان شده در مداحى هاى برخى مداحان اهل بيت از روى جهالت بوده است. بعد از اينكه ىکی از آنها عباراتى همچون « لا اله الاّ على ّ»، « لا اله الاّ زينب » را سر داد، از مراجع تقليد بزرگوار استفتاء گرديد و اين بزرگواران به صراحت اين تفكرات را غلوآميز دانسته و گوينده آن را به شرط آنكه ملتزم به اقوالش باشد، كافر و نجس معرفى كردند. علماى اماميّه از دوران ائمه و بالاخص در دوران غيبت كبرى صراحتاً غاليان را از جمله كفّار ذكر كرده و آنها را نجس مى دانند. صاحب عروة الوثقى مى نويسد: « لا اشكال فى نجاسة الغلاة ... » و امام خمينى در تحرير الوسيله غاليان را از كفّار دانسته است. (تحرير الوسيله، كتاب طهارت، بحث نجاسات). آيت الله خويى در شرح خود بر عروه كه با نام التنقيح به چاپ رسيده است، مى نويسد: « غلات چند دسته اند: عده اى معتقد به ربوبيت ائمه اند ... اگر اين نسبت ثابت شود، شكى در نجاسات آنها نيست ... برخى معتقدند كه تشريع و تكوين به طور مطلق در دست حضرت امير يا يكى از ائمه است، بنابراين آنها را محيى و مميت و خالق و رازق مى دانند ... اين اعتقاد اگرچه صد در صد باطل است، ولى موجب تكفير ملتزم به آن نيست ... و اين همان معناى تفويض است. ... كه منجر به انكار ضرورى دين مى شود، زيرا امر تشريع و تكوين مختص ذات خداوند است... اما معلوم نيست كه بتوان آن فرد را كافر دانست ... ». (التنقيح، ج 2، ص 73ـ74).

در نتيجه بايد پذيرفت كه ائمه اطهار ــ سلام الله عليهم ــ و علماى ابرار تأكيد فراوان داشته اند تا اين انديشه ها را از اماميه دور نمايند; اما متأسفانه در طول تاريخ، اهل سنت هميشه اماميّه را به خاطر وجود اين افراد در ميان آنها ـ كه مورد طرد شيعه هم بوده اند ـ رمى به غلو كرده و برخى از افكار غاليان را به اماميه نسبت مى دهند. نوارهاى صوتى و تصويرى اين ذاكر زحمات علماى اماميه در طول تاريخ را از بين مى برد و باعث مى گردد، همان اتهام هايى كه با زحمات فراوانِ شيخ مفيدها، علامه حلّى ها، علامه شرف الدين ها، كاشف الغطاءها و امام خمينى ها كم رنگ گرديده بود، دوباره در اذهان زنده شود.

فراموش نمى كنم كه در سفر حج، در مناظره با يكى از استادان دانشگاه ام القرى مكه، وى یک سى دى مداحى را براى تأييد ديدگاه خود در جلسه دوّم به همراه آورده بود و نگارنده فقط به اين مطلب بسنده نمود كه وى مورد طرد مراجع تقليد شيعه قرار گرفته است، ولى نگارنده در آن مكان مقدس هيچ دليلى بر اسكات خصم و ردّ اين گونه كفرگويى ها در چنته نداشت. وى همچنين مدعى بود كه اين سى دى همراه با ترجمه عربى اش در ممالك اسلامى پخش شده است و من پيش خود گفتم: وا اهل بيتا! چگونه اين بزرگواران از سوى محبّان ناآگاه ضربه مى خورند و چقدر در بين شيعيان خود مظلومند و تا چه اندازه عمل ما شيعيان باعث كسادى پذيرش معارف ايشان در نزد ديگر مسلمانان شده تا جايى كه برخى از مسلمانان از پذيرش آن استنكاف كرده، اين مطلب (معارف والايى) را ساخته و پرداخته شيعيان مى دانند!

بنابراين بياييم در رفع مظلوميت اهل بيت (ع) در ميان شيعيان و تبيين دقيق جايگاه آنها و نيز براى آشنايى اهل سنّت با معارف اهل بيت بيشتر كوشش كرده و با تبيين خود آن انوار نورانى را از تفريط مقصّران و افراط غاليان، رها سازيم. پايان بخشِ كلام ما حديثى است از امام رضا (ع) كه مى فرمايد: « مخالفان ما رواياتى را در فضل ما جعل كرده، آنها را به سه قسم تقسيم مى نمايند. برخى از اين فضائل، غلو است و برخى تقصير و بعضى در نكوهش دشمنان ما; هنگامى كه مردم روايات غلوآميز را مى شنوند، شيعيانِ ما را تكفير كرده و به آنها نسبت خداانگارىِ ما را مى دهند و وقتى مطالب تقصيرآميز را مى شنوند، به آنها معتقد شده، خيال مى كنند كه ما در اين جايگاه قرار داريم ]و حال آنكه جايگاه ما برتر از آن مطالب است[ و زمانى كه مذهب دشمنان ما را آن هم از زبان ما مى شنوند، ما را دشنام مى دهند، حال آنكه خداوند فرموده است: « و لاتسبّوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدواً بغير علم: به كسانى كه جز خدا را فرا مى خوانند دشنام ندهيد تا ]مبادا[ خدا را از روى دشمنى ناآگاهانه مورد دشنام قرار دهند ». (شيخ حرّ عاملى، اثباة الهداة، ج 3، ص 749)

و آخر دعوانا أن الحمدالله ربّ العالمين.

مهدى فرمانيان كاشانى

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دكتر محمود احمدي‌نژاد، ششمين رئيس‌جمهور ايران، در حالي مأمور تشكيل نهمين كابينه كشور شد، كه يكي از محوري‌ترين شعارهاي او را، چه در زمان شهرداري تهران و چه در زمان انتخابات رياست‌جمهوري و تصدي سمت برترين مقام اجرايي كشور، افشاي مافياهاي قدرت و ثروت و قطع دستان و بيرون راندن آنان از حوزه حاكميت و محدوده قدرت، تشكيل مي‌داد.
در شهريور ماه سال گذشته يعني در زمان معرفي كابينه نهم، فرصتي پيش آمد تا رئيس‌جمهور قصد افشاي اسامي مفسدان و متخلفان پشت پرده را كند، كه بنا به گفته شخص رئيس‌جمهور به خاطر وساطت برخي بزرگان و در نظر داشتن مصالح مملكت، از اين كار خودداري نمود.پخش سخنان دوشنبه شب رئيس جمهور در جمع استانداران، از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي، كه طی آن ده‌ها بار تعابیر عده خاص، افراد خاص و شخص خاص، از زبان رئيس‌جمهور، درباره كساني كه بر سر راه سياست‌هاي عدالت‌خواهانه و اجرايي دولت، سنگ‌اندازي مي‌كنند به كار رفت، بهانه‌اي شد تا نكاتي را در همين زمينه، خطاب به آقاي احمدي نژاد بر روي كاغذ بياورم:

1ـ آقاي احمدي‌نژاد به خوبي به اين نكته واقف و به آن اذعان دارند كه مردم ما يكي از نجيب‌ترين و فهميده‌‌ترين مردم دنيا به شمار مي‌روند و بهتر از هر ملت و قشر ديگري، حرف‌هاي صادقانه و دلسوزانه را شنيده و مي‌فهمند.

تجربه تلخ هشت سال جنگ تحميلي به خوبي نشان مي‌دهد كه در آن اوضاع و احوال بحراني، نه تنها گلايه‌اي از مردم شنيده نمي‌شد، بلكه همين مردم بودند كه با بذل جان و مال خويش، دوشادوش دولت، تا پايان جنگ ايستادند. آيا اگر اشخاص و موانعي وجود دارند كه مانع پيشرفت كارهاي دولت و پيشبرد اهداف مردمي آن مي‌شوند، مردم بهترين سنگ صبور براي شنيدن مشكلات و به طريق اولي دانستن اسامي افراد مانع و سد راه اين اهداف نيستند؟

2ـ آقاي رئيس‌جمهور، با توجه به سوابق اجرایی و مديريتي‌شان، پس از پيروزي انقلاب، از جمله ‌پرورش يافتگان و تربيت ‌شدگان همين انقلاب هستند و يقينا با اين مطلب موافقند كه بسيار بيشتر از مديران و مسئولان سهل‌انگار و متخلف، كساني بوده ‌و هستند كه سعي كرده‌اند جز براي رضاي خدا و خدمت به مردم، قدمي از قدم برندارند. آيا بهتر نيست با اعلام اسامي دست‌هاي پشت پرده خسارت‌ها و زيان‌هاي مديريتي كشور، گستره شمول اين موضوع را محدود كرده و به خاطر عده‌‌اي اندك، بسياري از مديران متعهد و متخصص سابق را كه بسیاری از آنان مورد تأييد و ارادت آقاي احمدي نژاد هم هستند، را زير سؤال نبريم؟

3ـ شايد يكي از دلايل عدم ذكر اسامي متخلفان و سنگ‌پراكنان توسط رئيس‌جمهور را بايد اشكال چهارچوبي و ضعف قالبي سيستم برخورد با متخلفان در جمهوري اسلامي دانست، كه متأسفانه اغلب موارد در برخورد با مجرمان كلان و متخلفان بزرگ، خصوصا اگر سمتي داشته و يا وابسته به شخصي باشند، مردم امين دانسته نشده و اين دمل چركين، همچنان در پيكره اجتماع و سيستم حكومتي باقي مانده و درمان نمی شوند. از اين بابت بايد گفت تقصير يا قصوري متوجه آقاي احمدي نژاد نيست.

4ـ آقاي دكتر! به هيچ وجه نمي پسندم كه تعبیر توهم توطئه را در مورد كارها و سخنان شما جاري و ساري دانسته، به كار برم. اما هم‌اكنون و پس از گذشت نزديك به يك سال از دوران حكومت شما، ناخواسته به ياد فيلمي از «ام، نايت، شامالان» ـ كارگردان معروف هاليوود ـ كه با به تصوير كشيدن دهكده اي كه در آن بزرگان شهر براي قطع ارتباط فرزندان خود با دنياي خارج ، اقدام به استفاده از دشمنان خيالي، مانند موجودات ماورايي و فضايي كردند، تا ارتباط خانواده هايشان با شهر را، با القاي ترس از آن موجودات خيالي ببرند و در نهايت اين توهمات خيالي رخت بر بسته واقعيت بر جوانان آن دهکده چهره هويدا كرد؛ مي‌افتم. حال من نيز بيم آن دارم كه نكند روزي، خيل عظيمي از اين مخالفان ناخواسته و يا خودخواسته، در برابر عظمت و قدرت اراده شما به حساب نيايند، اما در مقابل، بسياري از برنامه ها و خواسته هاي شما ناكام بماند.

5 ـ طيف حاكم مديريت كشور در طول اين 28 سال، بيرون از دو وابستگي فكري به دو جناح چپ يا راست نبوده اند. اگر منظور رئيس جمهور مديران طيف راست باشد، بايد گفت در حال حاضر بالاي نيمي از مديران دولت آقاي احمدي نژاد را افراد با طرز فكر راست تشكيل مي دهند. اين گروه همان كساني هستند كه نزديك به نيمي از تاريخ حاكميت انقلاب را در مسندهاي حكومتي بوده و خود را صاحب برنامه هاي زيربنايي و بلندنگرانه براي آينده كشور مي دانند. كما اينكه در برخي موارد حق با آنها است. و اگر افراد مد نظر رئيس جمهور را مديران چپگرا تشكيل مي دهند كه باز بايد گفت 30 درصد از كابينه نهم، خصوصا در سطوح پايين مديريتي را، افراد وابسته به طیف چپ تشكيل مي دهند.

حال اگر هدف آقاي احمدي نژاد، هر كدام از اين دو طيف باشند، ‌نيازي به گفتن نيست كه در اين صورت، چاره كار در دستان خود رئيس جمهور است و با اين پيش فرض، كابينه نهم نياز به يك خانه تكاني جدي دارد.
در هر صورت، و همزمان با اعلام اسامي افراد مشكل ساز، خصوصا آنان كه در دولت خود آقاي احمدي نژاد حضور دارند،‌ مردم، به راحتي كارشكنان را شناخته و حتي براي خلاصي از دست آنان، كمك کار دولت خواهند بود.

پايان سخن اينكه؛ تجربه هاي مديريتي داخل و خارج از كشور، خصوصا پس از بهمن 57، نشان مي دهد كه ايده آل گرايي و شعارزدگي، در نهايت موجب دلسردي مردم شده، راه پيشرفت و حتي ادامه مديريت تا به آينده را، مسدود مي كند. تجربه دو دولت پيشين، گواه خوبي براي دور از ذهن نبودن چنين اتفاقاتي است و اميدوارم كه دولت كريمه و دلسوز آقاي احمدي نژاد، از افتادن در دام چنين آفات و مشكلاتي پرهيز كند و گزارش هاي کاري و زحماتي که وزرا و مديران کابينه نهم طي يک سال اخير کشيده اند را به مردم ارائه کنند، تا عينيت تلاش براي خدمت رساني به مردم ، ذهنيت شعارگرايي را بزدايد

صدرا خليلي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مقدمه، اين‌كه موضوع بحثي كه به من داده شده، بحث نظارت بر رهبري از طريق خبرگان است، بنابراين، در صحبت من جايگاه رهبري، اختيارات رهبري و مسائلي از اين قبيل هست كه در جاي خودش بايد بحث مستقلي نسبت به آن بشود. ويژگي‌هاي رهبري وكمالات رهبري كه بر اساس آن ويژگي‌ها و كمالات، رهبر انتخاب مي‌شود، باز جزو بحث من قرار نمي‌گيرد.
توجه به اين‌كه صحبتي كه به من گفته شده، خدمت شما مطرح مي‌كنم، نظارت خبرگان منتخب مردم بر رهبري است، به نظرم رسيد، چند تا موضوع را اينجا به آن اشاره كنم:
1ـ اين‌كه خبرگان، منتخب مردم است
2ـ معناي نظارت
3ـ نظارت خبرگان

گاهي در اذهان اين‌گونه فكر مي‌شود كه بعضي فكر مي‌كنند منهاي مردم، جداي از مردم، بدون رأي مردم، عده‌اي، گروهي، شخصي، شخصيتي، حاكميت پيدا مي‌كند. من براي اين‌كه امروز از خودم كمتر سخن بگويم، سخنان مختلفي را براي شما ـ ان‌شاءالله ـ عرض مي‌كنم. در اين راستا، به سخنان امام اشاره مي‌كنم كه در جلد دهم صحيفه نور مي‌فرمايد: «ما تابع آراي ملت هستيم، ملت هر طور رأي داد، ما هم از آنان تبعيت مي‌كنيم، ما حق نداريم، خداي تبارك و تعالي به ما حق نداده است، پيامبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملتمان يك چيزي را تحميل بكنيم». اين نظر حضرت امام است.

شايد جزء آخرين سخنان امام؛ يعني در شوراي بازنگري قانون اساسي، وقتي كه نظرخواهي از حضرت امام شد (كه شايد يكي، دو ماه قبل از رحلت ايشان است) امام در پاسخي كه به نامه نگاشته شده دادند، اين جمله را آوردند: «اگر مردم به خبرگان رأي دادند تا مجتهد عادلي را براي رهبري حكومتش تعيين كنند، وقتي آنان هم فردي را تعيين كردند تا رهبري را بر عهده بگيرد، قهري او مورد قبول مردم است، در اين صورت او ولي منتخب مردم است و حكمش نافذ»؛ يعني اصل براي امام، رأي ملت بوده است.

بنابراين، بنا بر نظر امام، خبرگان به لحاظ اين‌كه نماينده مردم است، اعتبار دارد. اين صراحت كلام امام است. بنابراين خبرگان بايد از جايگاه واقعي اعتمادي در ميان عموم مردم برخوردار باشد، بايد متعلق به اكثريت قاطع مردم باشد تا بتواند رأي مردم را تنفيذ كند و از اختياراتي كه مردم داشته‌‌اند، در اين نهاد بهره برده و استفاده كند.

پس خبرگان عبارت است از؛ خبرگاني كه بتوانند منعكس‌كننده رأي ملت باشند. موضوع دومي كه در بحث من بايد مطرح بشود، نظارت است كه نظارت خبرگان مردم بر رهبري چيست؟
اول درباره نظارت صحبت كنيم. من با تمسك به اين حديث شريف، كه روايت صحيحه‌اي است از رسول مكرم(ص) اسلام كه در مسجد «خيف» در منا وقتي كه با مردم مواجه شدند، اين حديث را مطرح فرمودند. فرمودند: سه چيز است كه قلب هيچ مسلماني به اين سه چيز خيانت نمي‌كند؛ عمل خالص و لوجه‌الله، نصيحت كردن و خيرخواهي براي امامان و پيشوايان مسلمين و همراه با جماعت مسلمين حركت كردن. يكي از مهم‌ترين دستورهايي كه اصلا در كتب روايي ما چه اهل سنت و چه اهل شيعه، بابي را به آن اختصاص داده‌اند، اين باب است: باب «النصيحة لائمه المسلمين». امامان مسلمين: جزو مواردي است كه پيامبر اسلام در اين روايت از مسلمان‌ها خواست و نظير آن را در روايات اهل بيت مي‌توانيد بيابيد: مثل نهج‌البلاغه. شما در نهج‌البلاغه اگر بررسي كنيد، موارد متعددي از اين بحث را شايد ببينيد مثل همان جمله معروف «فلا تكفوا عن مقالة حق او مشورة عدل» يا «عن مقالة بحق او مشورة بعدل».
كه حضرت از مردم مي‌خواهد، اگر سخن حقي را لازم دانستند به من گويند و يا مسئوليت عدلي را داشتند، به من بدهند.

اين باب كه باب بسيار مهمي است در اسلام، محدوديت هم براي هيچ‌كس در آن قايل نشده؛ يعني گفته نشده كه خبرگان رهبري نصحيت كنند، ائمه مسلمين را يا خبرگان رهبري نظارت كنند بر امور رهبري، نه، عام است و باز، شامل همه است. همه مسلمان‌ها اين وظيفه را بر عهده دارند كه اتفاقا در اصل هشتم قانون اساسي هم اين بحث به شكل امر به معروف و نهي از منكر مطرح شده است. آنجا مي‌خوانيم كه در جمهوري اسلامي ايران دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر، وظيفه‌اي است همگاني و متقابل بر عهده مردم نسبت به يكديگر، دولت نسبت به مردم و مردم نسبت به دولت كه دولت منظور كل حكومت است. همه وظيفه دارند اين كار را انجام بدهند؛ بنابراين، باب نظارت بر امر رهبران، يكي از ابواب مهمي است كه ما در اسلام داريم و در اسلام هم بر آن تأكيد و خواسته شده همه اين‌گونه باشند. اتفاقا شما مي‌بينيد كه امام بزرگوار ما هم در سخنان خودشان بر اين موضوع تأكيد دارند. من باز جمله‌اي را از حضرت امام مي‌خوانم: «همه ملت موظفند كه بر اين امور نظارت كنند. اگر من يك پايم را كج گذاشتم، ملت موظف است كه بگويد پايت را كج گذاشتي، خودت را حفظ كن، مسئله، مسئله مهمي است. همه ملت موظف است، به اين‌كه نظارت داشته باشد در همه كارهايي كه الان مربوط به اسلام است».

در جاي ديگري از همين صحبتشان مي‌فرمايند: «همه بايد مراعات اين مسئله را بكنند، توجه داشته باشند كه مبادا من يك وقت، يك كلمه برخلاف مقررات اسلام بگويم. اعتراض كنند، بنويسند، بگويند».

ايشان در ادامه صحبتشان مي‌فرمايند: «در صدر اسلام هست كه خليفه دوم وقتي گفت: اگر من يك كاري كردم شما چه بكنيد، شما به من تذكر بدهيد با من برخورد كنيد، يك عربي شمشير را كشيد و گفت: ما با اين شمشير راستش مي‌كنيم. بايد اين‌طور باشد، بايد مسلمان اين‌طور باشد كه هركه مي‌‌خواهد باشد، ولو خليفه مسلمين؛ اگر ديد پايش را كج گذاشت، شمشيرش را بكشد كه پايش را راست بگذارد».

بنابراين، موضوع نظارت، موضوع انحصاري و اختصاصي نيست؛ يك موضوع عامي است كه همه مردم مكلف به او هستند.
متأسفانه، گاهي در اذهان چنين چيزهايي به وجود مي‌آيد كه از همان مقوله غلو است كه آقا مگر ما معتقديم كه رهبر جايزالخطاست؟ مگر رهبر ممكن است اشتباه كند؟ خوب ما كه در اصول عقايدمان خوانده‌ايم، مي‌دانيم، معصوم تعدادش محدود است و هركس معصوم نبود، جايزالخطاست؛ يعني تا ديروز اگر انساني در شرايط عادي باشد و در سطح رهبري قرار نگيرد، او جايزالخطاست. وقتي در سطح رهبري قرار گرفت يك دفعه از جايزالخطا بودن خارج مي‌شود؛ اينها همان چيزهايي است كه ما براي خودمان درست كرده‌ايم و چه بسا مشكل‌ساز شده است براي خودمان و براي مصالح عمومي كشور. من باز از امام برايتان مي‌خوانم. امام مي‌فرمايند: «هيچ كس نمي‌تواند ادعا كند كه من هيچ نقصي ندارم. اگر كسي ادعا كرد، بزرگ‌ترين نقصش همين ادعاست، انسان كه مي‌خواهد براي خدا كار بكند و به مقام انسانيت برسد، بايد هميشه دنبال اين باشد كه ببيند چه عيبي دارد دنبال اين نباشد كه ببيند چه حسني دارد، براي اين‌كه دنبال اين‌كه چه عيبي دارم بودن، باعث مي‌شود كه انسان در صدد رفع عيب خود برآيد و دنبال اين‌كه چه حسني دارد، پرده مي‌شود بر چشم انسان و نمي‌تواند عيوب خودش را ببيند».

شما مي‌دانيد در باب ولايت فقيه، يكي از معروف‌ترين شخصيت‌هايي كه جزو مؤسسان بحث حكومت اسلامي است و حتما اسمش را همه شما شنيده‌ايد، مرحوم ميرزاي نائيني است كه كتاب «تنبيه الامة و تنزيه الملة» را دارد. مرحوم نائيني مي‌گويد: عامل بازدارنده از استبداد، دو چيز است؛ عصمت ـ كه در امامان است ـ و مراقبت ملت؛ در صدر اسلام استحكام اين اصل؛ يعني مراقبت ملت طوري بود كه حتي خليفه ثاني با همان ابهت و هيبت به واسطه يك پيراهن، كه از حله يماني بر تن پوشيده بود چون قسمت آحاد مسلمين از آن حله‌ها بدان اندازه نبود كه به هر نفري يك حله برسد، بر فراز منبر از او پرسيده شد كه آقا اين پيراهنت را از كجا آورده‌اي؟ و در جواب امر به جهاد، «لاسمعا و لا طاعتا» شنيد، گفتند: عمل نمي‌كنيم. ما بايد بفهميم كه كار تو درست است يا نادرست تا بعد حرفت را عمل كنيم و با اثبات آن‌كه پسرش عبدالله قسمت خود را به پدرش بخشيده و پيراهن از آن دو حله ترتيب يافته است، اعتراض ملت را جواب داد. گفت: حق با شماست، ولي اين سهم خود من تنها نيست. سهم من و پسرم است كه مي‌شده يك پيراهن. قبول كردند و در موقع ديگري هم در جواب كلمه امتحانيه كه از مردم پرسيد، اگر من اشتباه كردم، چه مي‌كنيد، مردم گفتند: لنقومنك بالسيف، ما با شمشير راستت مي‌كنيم. استماع كرد و به چه اندازه از اين درجه استقامت امت اظهار بشاشت نمود.

خوب دقت كنيد. مي‌گويد، وقتي مردم اين‌جور ابراز حضور در صحنه كردند، چقدر اظهار خوشحالي كرد كه هان من اين را مي‌خواهم و يا امام عزيز، مي‌فرمايد انتقادها بايد باشد، زيرا تا انتقادها نشود اصلاح نمي‌شود، چون سر تا پاي انسان عيب است و بايد از اين عيب‌ها انتقاد كرد تا جامعه اصلاح شود.

خوب، ما اين مجموعه دستوراتي را كه اسلام به ما داده، اشاره كرديم. آيا فرد تا پيش از اين‌كه در مقامي قرار بگيرد، جايزالخطاست وقتي كه در مقام رهبري قرار بگيرد، به حد عصمت مي‌رسد؟ اصولا من اصلا يك بحثي دارم راجع به برخي افرادي كه گاهي چه بسا با نگراني اصلا با اين بحث‌هاي مثل من مواجه مي‌شوند. اصولا تعريف رهبر، به اين‌كه شخصي انتقادناپذير است؛ اين تعريف است يا نقد است يا تنقيص؟ اگر ما آمديم رهبر را به شكلي معرفي كرديم كه نمي‌شود او را نقد كرد آيا اين تعريف و تمجيد رهبري است و يا العياذ بالله او را در صف جوابر و ستمگران بردن است؟ چه كساني را نمي‌شده در جامعه از آنان انتقاد كرد؟ به تاريخ نگاه كنيد. شما مي‌بينيد پيغمبر اكرم و اميرالمؤمنين هم اگر كسي نقطه نظري داشته، مي‌آمده و مي‌داده، مي‌گفته، من قبول ندارم قبول دارم، قانع مي‌شده و ‌قانع نمي‌شده، بحث مي‌كردند.

اين صف اوليا و انبيا و موحدان و صلحا و بزرگان است و همه آزادانديشان اين‌گونه بودند؛ بنابراين، ما نبايد رهبري را چهره‌اي خشن و ظالم معرفي كنيم كه به هيچ وجه نمي‌شود حول و حوش او صحبت كرد. بايد رهبري را يك چهره مهربان عطوفي معرفي كنيم كه ملجأ و مرجع همه است. همه افراد مي‌توانند اشكالات، انتقادات، سؤالات و ‌مسائلشان را مطرح كنند و او هم پاسخگوست و امروز كه در دنيا اصلا در دنيا اصلا همين است؛ يعني الان شما وقتي كه دو تا كشور را نگاه مي‌كنيد، اگر بگويند كجا آزادي است و كجا نيست، شما هرجا ببينيد، نقد مي‌شود كرد؛ نقد هم نه اين‌كه از آن رفتگري كه سركوچه مي‌آيد، بحث آن نيست، نقد از حاكمان،‌ مي‌گويند آزادي هست. آنجا كه احساس شود نمي‌شود نقد كرد، مي‌گويند: ديكتاتوري است.

همين‌جا در ايران خودمان اين‌كه ما مي‌گوييم در ايران اختناق وجود داشته، چه بود؟ براي اين‌كه در ايران نظام شاهنشاهي حاكم بوده كه نمي‌شد آن را نقد كرد. در نظام اسلامي كه ما معتقديم آزادانديش‌ترين نظام جهاني است، بايد از ولي فقيه و رهبري نظام چنين چهره‌اي را عرضه كنيم؛ بنابراين ما بايد در جامعه‌مان به گونه‌اي عمل كنيم كه باب نصيحت و نقد باز باشد. ما كه مي‌گوييم نصيحت، درباره حرمت‌شكني بحث نمي‌كنيم، درباره اهانت بحث نمي‌كنيم اين‌كه خداي ناخواسته كسي بخواهد از آب گل‌آلود ماهي بگيرد، ما آن بحث‌ها را نمي‌كنيم. ما مي‌گوييم در جامعه آنچه به مصلحت نظام و اسلام است و شما و من تشخيص مي‌دهيم و خبرگان و ديگري تشخيص مي‌دهد، قابل عرضه باشد، و الا به هيچ وجه بحث از اين نيست كه خداي ناخواسته يك بابي باز شود كه از فردا بگويند بله، مي‌شود اهانت كرد، مي‌شود حرمت‌شكني كرد . مي‌شود كارهاي خلاف انجام داد. اصلا من اين بحث‌ها را ندارم و حول و حوش اين بحث‌ها هم نمي‌روم و اصلا حداقل در ذائقه من، يك چنين بحث‌هايي نمي‌گنجد، اما جامعه بايد يك جامعه‌اي باشد كه احساس شود نصيحت جايگاه بالايي دارد، موعظه جايگاهي ارزشمند دارد و موانعي اگر وجود دارد براي نقد، اين موانع بايد برداشته شود، فضاي آزاد و آرام و قابل اطميناني براي ارائه نقد به وجود آيد.

از حق‌گويان دفاع بشود، نه اين‌كه با آنان برخورد بشود از كساني كه نكته حقي را مي‌گويند دفاع شود.
من در بعضي از صحبت‌هايم اشاره كردم. اتفاقا بايد كساني كه اهل تملق هستند، در انزوا قرار بگيرند و كساني كه بر اثر خلوص و دلسوزي عيب و ايرادها را بيان مي‌كنند، به اينها ميدان داده بشود. حرف‌هاي درستشان پذيرفته بشود و اگر حرف اشتباهي هم دارند، توضيح داده بشود. باز اين را من گفته‌ام، معناي نصيحت و موعظه و نقد و سؤال اين نيست كه همه‌اش درست است. نه، ممكن است وقتي توضيح داده مي‌شود، معلوم شود كه خيلي از مواردي كه سؤال و ابهام بوده، اينها رفع شود، اشكالاتش برطرف شود و مسائل حل شود. مشورت‌پذيري و اصولا باب مشورت در جامعه باز باشد. از رهبري نظام، تا همه حاكمان احساسشان اين باشد كه به تنهايي نمي‌توانند همه مسئوليت را بر عهده بگيرند.

شما ببينيد قرآن به عظيم‌ترين مخلوق جهان؛ يعني رسول مكرم اسلام مي‌گويد: «وشاورهم في الامر» مشورت كن با مردم در امورت. شما مي‌دانيد كه يكي از مسائلي كه پيامبر اكرم، اميرالمؤمنين و ائمه اطهار مطرح مي‌كردند. وقتي مي‌آمدند مسئله‌اي را مطرح مي‌كردند، اولين سؤالي كه مردم مي‌كردند، اين بود كه آقا آيا اين نظري كه داده‌ايد وحي است؟ اگر وحي است ما در چهارچوبش اصلا وارد نمي‌شويم. اگر وحي نيست، خودشان احساس مي‌كردند كه مي‌توانند نظر بدهند و در بسياري از موارد نظريات آنان عمل مي‌شد. پيامبر اكرم در اصل جنگ بدر با مردم مشورت كرد، در جاي جنگ بدر با مردم مشور كرد و به عبارت ديگر اصلا محلي را كه اطراق كردند براي جنگ، «حباب بن منذر» است كه مي‌گويد: اينجايي را كه اطراق كرده‌ايد براي جنگ وحي است؟ يعني گفته شده به شما كه اينجا بايد اطراق كنيم؟ حضرت فرمودند: نه. گفت: پس اينجا اشتباه است. بايد ما برويم نزديك آن چاه كه آب منطقه در اختيارمان باشد. حضرت دستور فرمودند كه جمع شويد برويم ‌آنجا. در رابطه با جنگ احد داريم. در رابطه با جنگ خندق داريم، در رابطه با مسائل مختلف. اصلا حضرت به اصطلاح پيش‌قراردادي را با يكي از اين طوايفي كه در جنگ بودند، امضا كردند. صحابه گفتند اگر دستور الهي است، همين است كه شما مي‌فرماييد و اگر نيست ما مخالفيم. حضرت از آنها پذيرفتند.

اينها در تاريخ هست، خوب اين يعني چه؟ يعني اين‌كه در غير از مواردي كه متكي بر وحي الهي بوده باب مشورت باز بوده است. متأسفانه تا اين بحث‌ها مطرح مي‌شود، فوري مي‌آيند، مي‌گويند؛ يعني مي‌گوييد آزادند احكام ‌الله را نقد بكنند؟ كي اصلا اين بحث‌ها را كرده است، كجا اين بحث‌ها شده است؟ كي گفته نقد بر نماز و روزه شود؟ آزادي در آن محدوده را كي گفته؟ اتفاقا دقيقا هماني كه اصحاب پيامبر و امامان مطرح مي‌كردند دقيقا همان است. اول مي‌آمدند و مطرح مي‌كردند كه آقا اگر وحي است اگر دستور الهي است اصلا ما بحثي نداريم و اگر نيست، حرف داريم و حضرت به راحتي مي‌پذيرفتند. نتيجه‌اش چي بود و نتيجه‌اش چه هست؟ استفاده از همه تجارب، به كار گرفتن همه صاحب‌نظران و شكوفا شدن همه استعدادها و شريك شدن همه در تصميم‌گيري‌ها؛ يعني هيچ كس احساس نمي‌كند كه خوب براي ما تصميم گرفته‌اند. نه، احساس مي‌كند كه او هم در تصميم بوده و نهايتا به اينجا رسيده‌اند. پس با توجه به اين‌كه ما ناقصيم و قابل نقد هستيم يك نظارت عمومي داريم كه همه مردم مكلفند، هم حق دارند و هم مكلفند ـ براي دفاع از مصالح اسلام و دفاع از نظامشان اين نظارت را به كار ببرند و از آن استفاده كنند.

اما در ارتباط با خبرگان كه يك نهاد خاصي است كه يكي از وظايفش بحث نظارت و كنترل است. البته من اشاره كردم خبرگان مورد بحث، خبرگاني است كه متخصص باشد، توانمند باشد، متكي به آراي قوي مردم هم باشد. يك چنين خبرگاني ـ همان تعبيري كه امام عزيزمان داشتند ـ اين خبرگان درست شده براي اين‌كه يك نظارت خاص هم داشته باشد بر مسائل رهبري. اصل 111 قانون اساسي همين را مي‌گويد. يك قسمتش اين است: «هرگاه رهبر از انجام وظايف قانوني خود ناتوان شود يا فاقد يكي از شرايط مذكور در اصل پنجم و نهم گردد يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضي شرايط بوده است، از مقام خود بركنار خواهد شد. تشخيص اين امر بر عهده خبرگان مذكور در اصل يكصدوهشتم مي‌باشد».

خوب سؤال: آيا نسبت به رهبري مي‌شود احتمال خطا و اشتباه و نقص و عيبي داد؟ بله، صراحت اصل صدويازدهم است. اصلا اصل صدويازدهم براي چي نوشته شده است؟ اصل صدويازده براي اين نوشته شده كه خبرگان منتخب ملت، همان‌گونه كه در گزينش رهبر حضور و نقش دارند، در نظارت بر امور رهبري هم حضور فعال و مراقبت كامل داشته باشند. آيا اين تضعيف رهبري نيست؟ نه چرا تضعيف رهبري باشد؟ اين تقويت و تنزيه رهبري است. اگر ما يك نظارت قوي و دائمي داشته باشيم، هر مورد به نتيجه رسيد اينجا اشتباهي رخ داده، تذكر مي‌دهد، اصلاح مي‌شود. اين در جهت برطرف كردن عيب و نقص است.

از طرف ديگر مصالح نظام و اسلام و كشور برتر از هر چيزي است؛ بنابراين، اصل صدويازده كساني كه اين اصل را نوشته‌اند، بر همه جهات احاطه داشته‌اند و نوشته‌اند، براي اين‌كه يك نظارت كامل و دائمي بر امور رهبري وجود داشته باشد. خب واقعيت امر اين است كه الان شما در كشور بسياري از مسائل اگر به يك معنا بخواهيم نگاه كنيم، كل مسئوليت‌هاي اداره امور كشور با رهبري است. براي اين‌كه حتي سه قوه زير نظر ولي امر كار مي‌كنند و اگر بخواهيم اختصاصا به موارد خاصي كه در قانون اساسي مشخصا گفته شده كه اينها به عهده رهبري است بپردازيم، اگر اشكالي وجود داشت، از چه كسي بايد سؤال كرد؟ از مسئول آن دستگاه؟ حالا اگر سؤال كرديم و جوابگو نبود از كي بايد سؤال كرد؟ بايد در بوته ابهام و اجمال بماند؟ يا مي‌شود از رهبري سؤال كرد و رهبري هم مي‌تواند جواب بدهد و جواب او مي‌تواند بسياري از ابهامات را برطرف كند و مشكلاتي را كه احيانا در ذهن‌ها وجود دارد بزدايد و يا اگر اشتباهاتي وجود دارد، اشتباه را رفع كند، مشكلات را حل بكند.

اين‌كه اجمالا به گونه‌اي تصور شده باشد كه رهبري در نظام جمهوري اسلامي ايران نبايد مورد نظارت و مورد نقد و مورد بررسي عام و يا خاص قرار بگيرد، به نظر مي‌رسد كه چيزي است كه نه با شرع، نه با قرآن، نه با روايات، نه با سيره پيغمبر و امامان و نه با قانون اساسي، با هيچ‌كدام مطابقت ندارد. اصلا اين‌كه ما يك مجلس خبرگان زنده قدرتمندي داشته باشيم كه مشرف بر امور رهبري باشد و اگر يك چنين مجلس خبرگاني داشته باشيم، من به عنوان يك فرد عرض مي‌كنم خدمت شما كه اين اصل مي‌تواند، يكي از مترقي‌ترين اصول قانون اساسي باشد كه شايد در دنيا هم كمتر نظير اين را داشته باشيم. يك جمع متخصص مقتدر مجرب منتخب مردم كه بر تمامي زواياي امور رهبري، وظايف و اختيارات و شرايط و صفات رهبري، اشراف كامل داشته باشد. اگر نياز بود، سؤالي داشتند، رهبري را دعوت كنند به مجلس خبرگان، رهبري پاسخگو باشد، در مقابل مجلس خبرگان به عنوان يك نهاد قانوني، مثل بقيه مجالس دنيا. همه دنيا اينجور است ـ اصلا اين عيب نيست كه ما فكر كنيم نكند خداي ناخواسته اين باعث تضعيف رهبري است ـ اتفاقا اين باعث تقويت رهبري است. همه رهبران دنيا در مقابل سؤالاتي كه مجالس ملي‌شان دارند، در مجلس حاضر مي‌شوند، از تريبون آزاد مطالب مطرح مي‌شود. اگر خلاف مصالح ملي تشخيص داده شد مي‌تواند مطرح نشود. بسياري از مذاكرات مي‌تواند در اختيار مردم قرار بگيرد. مردم در جريان مباحث و مذاكرات قرار بگيرند. هم مجلس يك مجلس مقتدري است، هم اعتماد قوي مردم را به دنبال خودش خواهد داشت كه يك نظارت كاملي وجود دارد، هم رهبري مي‌داند كه در مقابل اين مجلس بايد به صورت جدي پاسخگوي امور و كارها باشد. هم اين مجلس طرف مشورت قوي مي‌تواند براي رهبري باشد و به نظر من اگر ما به اين سمت و سو حركت كنيم، همان‌گونه كه در بسياري از نقاط دنيا هم همين سمت و سو هست و اين به معناي تضعيف شخصيت اول كشور هم هيچ‌گاه تلقي نمي‌شود، بلكه به معناي نظارت كامل بر امور است.

مي‌تواند از اين اصل قانون اساسي بهره‌مندي‌هاي بسيار جدي و ارزشمندي بشود و بسياري از ابهاماتي را كه احيانا ممكن است در جامعه به وجود بيايد، بزدايد انشاءالله

عبدالله نوری

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

زين‌الدين زندان" كاپيتان و بازي‌ساز افسانه‌اي تيم ملي فرانسه اين خبر را كه ماتراتزي به وي لقب "پسر زن بدكاره تروريست" را داده، تاييد كرد و گفت از مردم جهان و كودكاني كه اين حركت را ديده‌اند عذر مي‌خواهد اما پشيمان نيست. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، زين‌الدين زندان با عذرخواهي از ضربه‌اي كه يك‌شنبه گذشته در فينال جام جهاني در آلمان با سر بر سينه "ماركو ماتراتزي" مدافع گستاخ و هتاك تيم ملي ايتاليا زد، عذرخواهي كرد اما گفت از اين اقدام پشيمان نيست زيرا ماتراتزي كلماتي بسيار زشت بر زبان آورد و به خواهر و مادر او ناسزا گفت. زيدان در گفتگو با شبكه فرانسوي "كانال پلاس" گفت: «من از ميلياردها مردم و ميليون‌ها كودكي كه اين صحنه را ديدند و نيز مربياني كه به اين كودكان خوب و بد را مي‌آموزند عذر مي‌خواهم، اين كار نابخشودني است و نبايد چنين مي‌شد.» او در پاسخ به سوالي درباره صحت اخبار روزنامه‌هاي انگليسي كه به نقل از كارشناسان لب‌خواني اعلام كرده بودند ماتراتزي به وي گفته او "پسر زن بدكاره تروريست" است، گفت: «آري اين مساله صحت دارد.» وي در پاسخ به سوالي درباره آنچه ماتراتزي بر زبان رانده گفت: «سخنان ماتراتزي درباره مسائل شخصي و خواهر و مادر بود. او كلماتي سخت و زشت بر زبان راند و بارها و بارها آن را تكرار كرد. اين سخنان زشت را شايد يك بار بشنوي و از آن بگذري كه البته من اين كار را كردم اما اگر چنين سخناني را دو يا سه يا بارها و بارها بشنوي چه خواهي كرد؟» اين بازيكن مسلمان و محبوب الجزايري تبعه فرانسه در پايان گفت: «من از اين كار پشيمان نيستم زيرا اگر اين كار را نمي‌كردم به اين معنا بود كه ماتراتزي حق داد. سخنان او به قدري زشت است كه هرگز و هرگز و هرگز نمي‌توانم آن را بر زبان بياورم. او هيچ دليلي براي اين سخنان نداشت.» زيدان همچنين گفت آماده است در برابر كميته انضباطي نيز از خود دفاع كند. او در واكنش به سخنان "پيتر ولاپان" رئيس فيفا كه گفته بود ممكن است جايزه بهترين بازيكن جام جهاني از او گرفته شود، گفت: «از سخنان او چنين استنباط مي‌شود كه آنان همواره به دنبال واكنش هستند و عامل تحريك و خود كنش را ناديده مي‌گيرند. هيچ دليلي وجود نداشت در بازي فينال آن هم 10 دقيقه مانده به پايان بازي و به ترك فوتبال چنين حركتي كنم پس حركت من دليل و عامل تحريك داشته است.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمدعلی ابطحی در وبلاگ خود به واکنش دولت به موضوع گرانی پرداخته است. متن کامل این نوشته در ادامه می آید.

این روزها که گرانی اجناس مورد نیاز مردم جدی شده ، آقای رئیس جمهور و اعضای دولت با ادبیات گوناگون آن را نوعی جنگ روانی قلمداد می کنند که مخالفان دولت و در بعضی عبارات اصلاح طلبان طالب قدرت آن را ساخته اند. در حقیقت با استفاده از این روش تبلیغاتی علاقه مندند وضع خود را مشابه سازی کنند با آنچه که در دولت آقای خاتمی اتفاق می افتاد و مخالفان دولت، مدیریت جنگ های روانی و تبلیغاتی را علاوه بر مخالفت های عملی سیاسی و قضایی بر عهده داشتند؛ اما به چند نکته ی مهم باید توجه می کردند که نکرده اند: ۱) وقتی در دوران آقای خاتمی گفته می شد مخالفان دولت کارشکنی می کنند، هر ۹ روز یک بحران ایجاد می کنند و غیره، به این دلیل بود که اصلی ترین ابزار قدرت سیاسی و قضایی و تبلیغاتی در اختیار آنان بود؛ این را نمی توان با وضع فعلی که مخالفان دولت، هیچ ابزاری در اختیار ندارند و تمامی ابزار های سیاسی و قضایی و تبلیغاتی در اختیار دولت است مقایسه کرد. صدا و سیما بی سابقه ترین امکانات تبلیغاتی خود را در اختیار دولت قرار داده، بیشترین مطبوعات کشور در اختیار دولت است، و موج افتتاح سایت های خبری پرهزینه هم به نفع دولت در جریان است. ۲) شعارهای چالش برانگیز دولت آقای خاتمی در حوزه ی مسائل سیاسی و آزادی ها و حقوق بی تبعیض مردم بود که خیلی مورد حمله ی مخالفان بود. اثبات این که آیا این دیدگاه ها عملی شده یا نه – چنان که مخالفان می گفتند – کار دشواری بود؛ اما نقد شعارهای آقای احمدی نژاد با محوریت شعار آوردن سود نفت بر سفره ی مردم با آمار و ارقام مشخص می شود. نرخ مواد مورد نیاز روزمره ی مردم به نحو تعجب انگیزی گران شده است. این نیاز به استدلال فنی و فلسفی ندارد. با رفتن سر گذر و دیدن نرخ معلوم می شود. واقعاً در این موارد نمی توان گفت این ها تبلیغات مخالفان است. دولت باید تلاش کند به دور از شعار زدگی بازار را کنترل نماید. خیلی ها چند ماه پیش می گفتند این شعارها عملی نیست. دولت باید عملاً نشان بدهد که عملی است. خدا کند موفق شود.

منبع: وب نوشته ها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سريع‌تر از يك اسب! كسي كه مي‌تواند، رودخانه‌هاي هيماليا را در يك چشم بر هم زدن، بگذراند! كريش!!!اين نخستين جمله از گزارش روزنامه «كريستين ساينس مانيتور» درباره سوپرمن سينماي باليوود است كه به تقليد از هاليوود، پا به عرصه گذاشته است.اين روزنامه آمريكايي نوشت: هند هم سوپرمن خود را روي صفحه‌هاي نقره‌اي آورده است؛ سوپرمني كه فيلم‌هايش حتي در آمريكا نيز نمايش داده مي‌شود و نمايش آن، هم‌زمان با فيلم «بازگشت سوپرمن» در آمريكا، باعث انجام مقايسه‌هاي بسياري شده است.در حالي كه سوپرمن آمريكايي‌ها، يك موجود بيگانه فضايي است كه با شنل مخصوصش به همه جا پرواز مي‌كند و به عنوان شغل شبانه به نجات مردم مي‌پردازد، كريش هندي‌ها، انسان نادري است كه ماسك و كت مشكي چرمي بر تن دارد (مانند ماتريكس) و داراي سرعت و قدرت خارق‌العاده‌اي است و مردم را با محبوبيت و ادب تمام نجات مي‌دهد.تفاوت‌هاي ديگري نيز وجود دارد. سوپرمن هندي‌ها چندين بار در فيلم‌هايش آواز مي‌خواند و شايسته كشوري است كه خود را يك اقتصاد اطلاعاتي در حال رشد مي‌داند.يكي از اساتيد دانشگاه سان‌فرانسيسكو مي‌گويد: قدرت واقعي كريش، ناشي از مغز اوست، نه ماهيچه‌اش و نشانگر اين‌كه هند به عنوان يكي از قدرت‌هاي قرن 21 مي‌خواهد، سنت و هشياري را با هم تركيب كند، نه اين‌كه به زور متوسل شود.سوپرمن هندي، ادامه سناريو موفق سينماي هند در سطح جهاني با فيلم‌هايي مانند «Monsoon wedding» و «Lagaan» است. اين روش، فيلم‌هاي هندي را براي تماشاچيان بين‌المللي قابل فهم‌تر مي‌كند، اما اين كار همچنين باعث ايجاد فاصله بين قهرمانان هند و اكثريت گسترده مردم اين كشور مي‌شود كه روزي تنها چند دلار درآمد دارند.
با توجه به نظرسنجي‌هاي اينترنتي، كريش هواداران قابل توجهي را در ميان قشر تحصيل‌كرده هند پيدا كرده و شايد يكي از دلايلش، برخي شباهت‌هاي وي به خداي ميمون‌نماي هندي‌ها؛ يعني «هانومان» باشد.اين فيلم يك سري پيامدهاي اقتصادي نيز داشته است. مغازه‌هاي اسباب‌بازي فروشي پر از عروسك‌هاي كريش شده و اين فيلم ده ميليون دلاري، تنها در هفته نخست، پانزده ميليون دلار فروش داشته است.اما پيامدهاي ديگري نيز هست. روزنامه‌ها، پر از خبرهايي در مورد افرادي است كه به قصد تقليد از كريش از درخت يا صخره‌اي بالا رفته‌ و به خود صدمه زده‌اند.عده زيادي او را نماد قدرت هند به عنوان يك ابرقدرت جديد قرن مي‌دانند. يكي از دلايل موفقيت او نيز حفظ ارزش‌هاي اسطوره‌ها و قهرمانان پيشين سينماي هند است.باليوود پيش از اين نيز سه، چهار بار، قصد تقليد از سوپرمن‌هاي آمريكايي را داشته، اما هيچ كدام موفق نبوده‌اند، ولي كريش، واقع‌گرايانه‌ترين ابرقدرت هندي و فني‌ترين فيلم علمي ـ تخيلي سينماي اين كشور تاكنون بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در پي صدور احكام كتمان پرونده حادثه 15خرداد قم، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با ارسال نامه‌اي تاكيد كرد: از نظر حق شخصي خود نه شاكي هستم و نه طالب كيفر و نمي‌توانم به حبس كسي رضايت دهم. به گزارش روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام، در پي صدور حكم دادگاه ويژه روحانيت قم در مورد متهمان پرونده اغتشاش در مراسم پانزده خرداد در شهر مقدس قم، اكبر هاشمي رفسنجاني با ارسال نامه‌اي خطاب به رئيس دادگاه ويژه روحانيت قم تصريح كرد: همانگونه كه پس از سخنراني در جمع مسئولان قم گفتم، اينجانب از نظر حق شخصي خود نه شاكي هستم و نه طالب كيفر و نمي‌توانم به حبس كسي رضايت دهم.

متن كامل اين نامه بدين شرح است:

حجت‌الاسلام و المسلمين جناب آقاي علي‌ عبداللهي

رئيس محترم دادگاه ويژه روحانيت استان قم

خبر صدور حكم در مورد پرونده اغتشاش در برنامه‌ بزرگداشت 15 خرداد در حرم مطهر حضرت معصومه (ع) را در رسانه‌ها ديدم. همانگونه كه پس از سخنراني در جمع مسئولان قم گفتم، اينجانب از نظر حق شخصي خود نه شاكي هستم و نه طالب كيفر و اصولاً با احساسي كه نسبت به زندانها و زنداني دارم، نمي‌توانم به حبس كسي رضايت دهم.

ضمن اينكه از حق و وظيفه مسئولان در حفظ منافع، امنيت و آزادي جامعه نيز غافل نيستم، تمايل دارم كه در كيفر متهمان رأفت اسلامي در نظر گرفته شود و اميد است اثر اين گذشت در تنبيه متهمان از كيفر مقرر بيشتر باشد.

اكبر هاشمي رفسنجاني

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پخش سخنان جناب محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري اسلامي ايران در بين استانداران سراسر كشور در نوع خود جالب توجه است.نحوه سخن گفتن و فاصله ايشان با ادبيات فاخر و محاوره مبتني بر كتابت شكل جديدي از گفتمان مديريت است كه تا به حال در ايران سابقه نداشته است.چه علماي عصر يونان تا متفكران عصر حاضر ازجمله وينچ و چامسكي و چه اهل كتابت در ايران و اسلام براي زبان و جايگاه و نحوه به‌كارگيري آن اهميتي بسزا قائل بودند. مكتب اسلام قرآن را معجزه خود قرار داده است زيرا خداوند از بستر كلمه بزرگترين و محكم‌ترين و البته شاعرانه‌ترين تعابير را سامان داده است.شيعه نيز از اين ميراث بي‌نظير محروم نبوده است. نهج‌البلاغه حضرت امير(ع) سرشار از ادبيات فاخر، بلندمرتبه و انسان‌ساز است. بزرگان كلام عرب، علي(ع) را خداي كلمه و زبان عرب مي‌دانند. او وقتي در كشاكش نبرد صفين با فحاشي يارانش به سپاه معاويه روبه‌رو شد، آنها را نكوهش كرد. نهج‌البلاغه خود در ترجمه به معني <آيين سخنوري زيبا است.> در صبغه تاريخي ايران كلام، كتابت و فرهنگ گفتار اهميتي بسزا داشت. متون ادبي ايران چه در عصر باستان و چه در دوران حاضر گوياي اين امر است. ويشت‌‌ها، گاثه‌ها، يادگار زريران، شهريارنامه و در دوران اسلامي بوستان و گلستان و كليله‌و‌دمنه و اندرزنامه‌ها و نصايح‌الملوك مشحون از ادبيات فاخر، مغلق و باشكوه است. جالب‌تر آنكه هويت ايراني اسلامي ما در قرون اوليه وامدار اراده حكيمي سخن‌سرا بوده است. چه كسي است كه نداند هويت فرهنگي اين سرزمين در فرداي پذيرش اسلام، از نظم‌داني و رفعت‌آفريني اديبانه شاهنامه فردوسي بنيان شده است. توجه به كتابت و منزلت آن و استفاده از ادبيات حكيمانه ابزار قدرتمند حكمرانان و فضلاي اين مرز و بوم بوده است چه آنكه بسياري از بزرگان اين سرزمين نه به دليل خدايگاني كه به جهت فخر كلام و حفظ منصب و جايگاه خويش كمتر از ضماير مفرد بهره مي‌بردند با آن سابقه و نگرش و اندوخته‌هاي ادبي سراسر شكوه و منزلت، كه اساسا ايران را به شعر و ادبش شهره ساخته‌اند، شنيدن سخنان محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهور اسلامي ايران تاملبرانگيز و عبرت‌آموز است. احمدي‌نژاد در برخي موارد به زبان و به شكلي سخن مي‌راند كه اگر نگوييم نوعي كماحترامي به فرهنگ اين سرزمين ادب‌محور است، حداقل آنكه بايد نام بي‌توجهي بدان نهاد. در همين حكومت هستند بزرگاني كه اگر در محضرشان كلمه يا جمله‌اي را خارج از نزاكت و يا از لحاظ دستوري نارسا بيان نماييد واكنش نشان مي‌دهند. آيا تا به حال به نحوه و شكل سخنراني رهبر معظم انقلاب توجه شده است؟ استفاده از كلمات فاخر، انسجام لغوي، ساختار ادبي و ادب در كلام و گفتار.اما رئيس‌جمهور منتخب متناسب با آن ميراث كهن سخن نمي‌راند. بسيار محاوره‌اي كلمات را بر زبان جاري مي‌كند. از نزديكترين تعابير بهره مي‌برد و اين امر زيبنده‌اي نيست. مناصب در هر حكومتي اعتباري و حقوقي هستند. اگر فردي صاحب‌منصب نباشد مي‌تواند با هر صوتي و با هر كلمه‌اي خواسته‌هايش را عيان سازد اما وقتي در منصب بزرگي قرار مي‌گيرد، بايد با بزرگي و كرامت حرف بزند. شايد رئيس‌جمهور و يا همراهانش بر اين باور هستند كه اين نوع گفتمان، آنها را به پايين‌ترين سطوح جامعه نزديك مي‌كند!

اما اين كار چه سودي دارد؟ ما نبايد گفتمان و كلاممان را به پوپوليسم نزديك نماييم، شايسته است دغدغه‌هايشان را درك نماييم.مساله ديگر ادبياتي است كه احمدي‌نژاد درباره مديرانش به كار مي‌گيرد. اين ادبيات زيبنده جايگاه مديريتي كشور نيست.ادبياتتحقير و كوچك انگاشتن!در چنين شرايطي سنگ بر روي سنگ بند نخواهد شد. حال فرض نماييم كه مديران عالي و مياني نيز در سطحي نازل شده از رئيس‌جمهور با زيردستان خود با چنين گفتماني سخن برانند! راستي چه خواهد شد؟ديوار مديريت كشور نبايد توسط رئيس‌جمهور خراب و مديرانش صرف‌نظر از آنكه چه نظري درباره آنها داريم به بدترين شكلي دستاويز هر تعبيري قرار گيرند. اينگونه برخوردهاي غيرصواب، مديران شايسته و داراي عزت نفس را از دولت جدا مي‌كند يا آنها را وادار به رياكاري خواهد ساخت.كتاب اندرزنامه <خسرو كواتان و پسريك> به داستاني از انوشيروان اشاره دارد كه به فرزندش توصيه كرد: <اگر پادشاه از باغ رعيت سيبي بركند، زيردستانش باغ‌ها را چپاول مي‌كنند.>رئيس يك دولت بايد متناسب با جايگاه خود، منزلت كشورش، فرهنگ و تمدن بي‌كران سرزمينش سخن براند، اين يك اصل پذيرفته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دكتر محمود احمدى نژاد، رئيس جمهور عصر يكشنبه در سومين جلسه مشترك هيات وزيران و استانداران سراسر كشور در سخنان مهمى جهت گيرى‌هاى دولت به ويژه در بخش اقتصادى و اجراى ابلاغيه رهبر انقلاب درباره سياست‌هاى كلى اصل 44 قانون اساسى و حفظ حقوق مردم در بخشهاى مختلف را تشريح كرد.

رئيس جمهور با اشاره به برخى جوسازى‌ها درباره سياست‌ها و عملكرد اقتصادى دولت، سياست‌هاى اقتصادى دولت را كاملا روشن و براساس منطق و برنامه عنوان كرد و افزود: جهت گيرى اصلى دولت كاهش تصدى‌گرى خود و دادن فرصت‌ها به صورت عادلانه به متن مردم است و پرداخت رقم بزرگى از تسهيلات به منظور حمايت از ايجاد بنگاه هاى اقتصادى كوچك و زود بازده، محدود كردن سرمايه گذارى دولت در بخش هاى مختلف، در خواست از مقام معظم رهبرى براى واگذارى مالكيت مربوط به صدر اصل 44 قانون اساسى در چارچوب مشخص و در قالب اختصاص به تعاون هاى استانى براساس طرح سهام عدالت به منظور توزيع آن در اقشار مختلف مردم، نمونه ها و نمادهاى اين حركت دولت است.

دكتر احمدى نژاد كاهش تورم را جهت‌گيرى اصلى ديگر دولت در بخش اقتصاد دانست و گفت: كاهش سود تسهيلات بانكى، تثبيت قيمتهاى خدمات دولتى و تلاش براى كاهش هزينه هاى مديريت دولت به معنى حمايت از توليد و بخش خصوصى است تا موانع كار و توليد بخش خصوصى رفع شود و زمينه توليد داخلى به منظور كاهش تورم افزايش يابد.

رئيس جمهور با تاكيد بر اينكه از نظر دولت متن مردم بخش خصوصى هستند، نه عده اى افراد خاص مدعى، گفت: دولت به صورت جدى در پى آنست كه سهم خود را در اقتصاد كاهش دهد تا فرصت هاى كار و توليد در اختيار متن مردم كه داراى توان و استعدادهاى بى نظير و بى پايان هستند و از روستا تا دانشگاه را در بر مى گيرند، قرار دهد.
دكتر احمدى نژاد با اشاره به اينكه دولت امسال براى حمايت از محصولات توليد داخلى و رونق اقتصادى، برغم مجوز مجلس براى افزايش بيش از پنج درصدى تنها كمتر از يك درصد نرخ مؤثر تعرفه هاى واردات را افزايش داده است گفت: دولت به فكر افزايش درآمد از اين راه نيست و اين افزايش اندك نيز تنها به شرط افزايش توليد داخل به منظور كاهش قيمت ها و حمايت از مردم در نظر گرفته شده است. وى افزود: ما در پى كنترل واردات به نفع توليد داخل مشروط به افزايش توليد و ارتقاى كيفيت هستيم و اگر قرار باشد عده اى از افزايش تعرفه‌ها براى گران كردن توليد داخل و فشار بر مردم استفاده كنند قطعاً دولت در آن تجديدنظر خواهد كرد.

رئيس جمهور با ابراز تاسف از اينكه برخى ها براى بهره بردارى سياسى جناحى و گروهى از گران شدن تعدادى از كالاها و اعمال فشار بر مردم خوشحال شده و با بزرگنمايى و تبليغات و جوسازى به آن دامن مى زنند گفت: به دليل اشتباه يك فرد قيمت خريد شير از دامداران 30 تومان در هر ليتر افزايش پيدا كرد كه اين امر منجر به افزايش قيمت لبنيات شد و در پى آن جوسازيهاى گسترده به منظور دامن زدن به گرانى ها صورت گرفت در حالى كه دولت دستور بازگشت قيمت خريد شير به قبل و كاهش قيمت را صادر كرده است.
رييس شوراى اقتصاد با اشاره به گرانى فولاد و آهن آلات ضمن تأكيد بر لزوم بازگشت قيمتها به گذشته گفت: متاسفانه به بهانه افزايش قيمت جهانى فولاد، در داخل نيز قيمت فولاد را افزايش دادند در حالى كه در ايران قيمت عوامل اصلى مؤثر در توليد فولاد از جمله آب، برق و دستمزد براساس قيمت هاى جهانى نيست.

دكتر احمدى‌نژاد با انتقاد از سخنانى كه اين گونه افزايش قيمت ها را براساس تئوريهاى وارداتى توجيه كرده و به نام پيوند خوردن با اقتصاد جهانى اين امور را پيشرفت و آزادسازى اقتصاد مى نامند تصريح كرد: دولت موظف به حمايت از حقوق مردم و تأمين نيازمنديهاى آنان است و رشد اقتصاد نبايد به قيمت تحت فشار قرار گرفتن مردم باشد به طورى كه يكباره قيمت برخى آهن آلات 20 تا 30 درصد افزايش يابد.
رييس جمهور به راهكارهاى دولت براى كنترل قيمت فولاد و آهن آلات اشاره كرد و افزود: اجازه نمى دهيم با يكسرى بازى هاى سياسى ـ اقتصادى و به بهانه وارد شدن فولاد به بورس به مردم فشار وارد شود و حتى اگر لازم شود از راهكارهاى مختلف براى اين كار استفاده مى‌كنيم.

دكتر احمدى نژاد به سوء استفاده برخى افراد خاص از در دست داشتن برخى صنايع از جمله لبنيات اشاره و تأكيد كرد: اين دولت رها كردن امور اقتصادى كشور به معنى آن كه عده اى خاص را به دليل برخوردارى از نفوذ و قدرت آزاد بگذارد تا هر چه دلشان مى خواهد بر سر قيمتها بياورند، تدبير اقتصادى نمى داند بلكه تدبير اقتصادى رشد و افزايش توليد در كنار جلوگيرى از اجحاف به مردم است.
رئيس جمهور با اشاره به افزايش قيمت برخى اقلام حبوبات به دليل صادرات آن گفت: به صراحت اعلام مى كنم احمدى نژاد و دولت، قانونى را كه اجازه مى دهد مردم براى تهيه حبوبات دچار مشكل شوند تا چند واسطه با صادر كردن آن به سودهاى كلان برسند قبول ندارند و بايد مردم به صورت مستقيم از يارانه هايى كه دولت به بخش كشاورزى مى پردازد، برخوردار شوند.

دكتر احمدى نژاد با قدردانى از عملكرد تيم اقتصادى دولت بر لزوم هماهنگى بهتر براى جلوگيرى از تكرار برخى مشكلات ايجاد شده تأكيد كرد و با ابراز تأسف از افزايش اجاره بها به دلايل واهى و جنجال سازى تبليغاتى براى افزايش قيمت مسكن گفت: براساس گزارشها اجاره مسكن بدون دليل معتبرى بيش از 20 درصد افزايش داشته است و در حالى كه در اقتصاد كشور اتفاق و بحرانى روى نداده است، عده اى با جار و جنجال و دامن زدن به جو روانى براى هموطنان خود مشكل ايجاد مى كنند.
رئيس جمهور با تأكيد بر اينكه دولت براى بخش مسكن كشور برنامه ريزى كرده است به صاحبان خانه نيز توصيه كرد حال مستأجران را رعايت كرده و براساس انصاف عمل كنند تا دولت مجبور به دخالت و تصميم گيرى در اين مورد نشود.

دكتر احمدى نژاد در بخش ديگرى از سخنان خود به اظهارنظرهاى نادرست درباره قيمت بنزين در آينده كه موجب ايجاد جو روانى كاذب شده است، اشاره كرد و افزود: بحث سهميه بندى بنزين موضوع جديدى نيست و چندين سال است كه مطرح شده و اكنون نيز در دست مطالعه، كارشناسى و برنامه ريزى است و هنوز هيچ محدوده زمانى براى اين كار مشخص نشده است و اگر روزى قرار شود براى كنترل مصرف بى رويه، بنزين سهميه بندى شود دولت به صورت شفاف برنامه هاى مربوط را به اطلاع مردم خواهد رساند.

رئيس جمهور همچنين سياست‌ها و راهكارهاى اجرايى دولت را براى كاهش مصرف بنزين كه در قالب تبصره 13 قانون بودجه امسال پيش بينى شده است، تشريح كرد و مهمترين كار در اين زمينه را دوگانه سوز كردن خودروها و استفاده از گاز به عنوان سوخت جايگزين در طول يك برنامه ضربتى چند ساله و از رده خارج كردن خودروهاى فرسوده عنوان كرد.
رئيس جمهور همچنين با اشاره به ابلاغ راهبردهاى اجراى سياستهاى كلى اصل 44 قانون اساسى از سوى مقام معظم رهبرى اين امر را به معنى اعطاى فرصت به عموم مردم براى سرمايه گذارى در موضوعات اساسى و مادر كشور كه تاكنون ميسر نبوده است، دانست و افزود: اين كار به خودى خود به معنى افزايش سرعت رشد اقتصادى كشور نيست بلكه واگذارى سهم دولت در اقتصاد به مردم است و اميدواريم مقدمه رشد بيشتر شود.

دكتر احمدى نژاد افزود: بايد همه مراقبت كنند اين واگذارى ها كه در آينده نزديك آغاز خواهد شد به سرمايه گذارى جديد بخش خصوصى آسيب نزند زيرا براى تداوم رشد اقتصادى نيازمند سرمايه گذاريهاى جديد هستيم.
رئيس جمهور با تأكيد بر اينكه مالكيت هايى كه در قالب سياستهاى كلى اجراى اصل 44 قانون اساسى قرار است واگذار شوند متعلق به همه مردم است گفت: دولت در اين واگذاريها اجازه نخواهد داد عده اى خاص با چنگ اندازى به ثروت عمومى سود شخصى كسب كنند و برنامه ريزى دولت نيز بر اين اساس است كه متن مردم در اين واگذاري‌ها سهيم شوند.

دكتر احمدى نژاد ابلاغ راهبردهاى اجراى سياست‌هاى كلى اصل 44 قانون اساسى را تصميمى بزرگ و مدبرانه از سوى رهبر انقلاب دانست و گفت: دولت با تشكر از اعتماد ايشان قدر اين فرصت مناسب را مى داند و با جديت، قدرت و قاطعيت اين كار را انجام خواهد داد و مسئوليت آن را مى پذيرد.
رئيس جمهور همچنين با تاكيد بر لزوم وجود امكان ارتباط مستقيم ميان مردم با وزيران و استانداران، ملاقاتهاى مردمى را وظيفه وزيران و استانداران عنوان كرد و افزود: ساز و كار دولت اسلامى مبتنى بر ارتباط با مردم، تقويت نظارت مردمى، دلسوزى و مراقبت براى مردم است.

دكتر احمدى نژاد با بيان اينكه دولت هيچ‌گاه مردم را در مقابل عده اى غارتگر رها نخواهد كرد، تاكيد كرد: جهت گيرى دولت نهم به هيچ وجه به نفع يك يا چند گروه خاص نخواهد بود ولو آنكه عده اى از آن تمجيد و يا بر ضد آن فحاشى كنند و اينجانب مصوبه اى را امضا نخواهم كرد كه موجب ضرر مردم و سود عده اى خاص شود.

رئيس جمهور با تاكيد بر اينكه كسى نبايد براى خود و وابستگانش جايگاه ويژه اى در كشور و مديريتها و مسووليتهاى دولتى فرض كند تصريح كرد: برخى ها مى گويند با عوض شدن تعدادى از مديران كه با معيارهاى دولت بر آمده از آراء مردم سازگار نبوده اند نيروهاى انقلاب كنار گذاشته شده اند، در حالى كه نيروهاى انقلاب ملت سرافراز ايران هستند كه در جريان انقلاب و جنگ تحميلى نقش اصلى را بر عهده داشتند و مديريتها ارث پدرى عده اى خاص نيست.

دكتر احمدى‌نژاد تحقق عدالت را از سياست‌هاى قطعى دولت عنوان كرد و افزود: عدالت به معنى تقسيم فرصتها براى آحاد مردم به صورت مساوى است و به همين دليل در اين دولت برخوردارى از امتيازات ويژه براى برخى افراد و خانواده آنان تعطيل است.
دكتر احمدى نژاد با تاكيد بر عزم دولت براى تسريع در فعاليت هاى عمرانى، جلوگيرى از ريخت و پاش و تامين حقوق معلمان، بازنشستگان و كارگران گفت: رشد اقتصادى به معنى تحت فشار گذاشتن برخى قشرهاى جامعه نيست بلكه آنها نيز بايد همزمان رشد كنند.

رئيس جمهور با بيان اينكه دولت از نصب و به كار گماردن انسانهاى جناحى و سياسى متنفر است گفت: كسى حق ندارد فردى را به اعتبار جناح و ارتباط سياسى و حزبى به كارى بگمارد و انسان ناشايست را به مردم تحميل كند؛ زيرا اين كار خيانت به مردم است و هر كس مرتكب شود مسوول و پاسخگو در برابر ملت است.
دكتر احمدى نژاد با تاكيد بر اينكه هر كسى بر اين اساس سمتى را اشغال كند غاصب است گفت: هر چند كه تعداد اينگونه انتصابها كم است اما حتى يك مورد آن نيز زياد است و ما حق نداريم رضايت ملت را به رضايت هيچ شخص خاصى بفروشيم.

دكتر احمدى‌نژاد با اشاره به گذشت ده ماه از آغاز به كار دولت گفت: ما خوشحاليم كه توقعات از اين دولت بسيار زياد است و نمى خواهيم كم بشود زيرا ما متناسب با اين توقعات تلاش بيشترى خواهيم كرد هر چند كه برخى ها امورى را از دولت توقع دارند كه در 16 سال گذشته نخواستند و يا نتوانستند.
رئيس جمهور همچنين به برخى از ابتكارات صورت گرفته براى تامين بهتر حقوق مردم از جمله پرداخت پول خريد گندم به كشاورزان همزمان با تحويل گرفتن محصول اشاره كرد و افزود: از وزارت بازرگانى و جهاد كشاورزى و سازمان مديريت و برنامه‌ريزى و بانك‌هاى ملت و كشاورزى كه به خوبى اين طرح را اجرا كردند تشكر مى كنم زيرا جلب رضايت مردم بسيار زيباست و اميد داريم در بخشهاى ديگر نيز اين سرعت عمل محقق شود تا مردم باور كنند ما در تامين حقوق آنها جدى هستيم.

دكتر احمدى نژاد همچنين در بخش ديگرى از سخنان خود با اشاره به تاسيس صندوق مهررضا(ع) ازدواج را امرى مقدس دانست و با تاكيد بر ضرورت تسهيل در ازدواج جوانان گفت: تسهيلات صندوق مهر امام رضا (ع) بايد در راستاى تسهيل در ازدواج و با اولويت جوانان روستايى صرف شود زيرا ازدواج به پايبندى زوجين به زادگاه و جلوگيرى از مهاجرت منجر مى شود.
رئيس جمهور با بيان اينكه ارايه تسهيلات صندوق مهر امام رضا(ع) بايد از حالت ادارى خارج شود گفت: بايد با بكارگيرى نيروهاى پرنشاط و استفاده از راهكارهاى زيبا تسهيلات اين صندوق را بدون معطلى در اختيار عروس و دامادها قرارداد و بهترين تصميم و لحظات يعنى ازدواج را به كام جوانان شيرين كرد.

در اين جلسه موضوع تشكيل و آغاز به كار صندوق مهررضا(ع) بررسى و مقرر شد اين صندوق روز 25 تير همزمان با خجسته سالروز ميلاد حضرت فاطمه (س) فعاليت خود را با اولويت ازدواج جوانان بويژه در مناطق روستايى آغاز كند.
همچنين در اين جلسه وضع خشكسالى در استان ها و راهكارهاى مقابله با آن، نحوه اجرا و تخصيص اعتبار به طرح هاى اشتغالزايى زود بازده، و روند اجراى طرح هاى استانى و ملى بررسى شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 نامه دکتر زاکاني خطاب به دکتر جاسبي به اين شرح است:    

جناب آقای دکتر جاسبی                                                                                                                                   
ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی                                      

سلام علیکم؛

با احترام ، نامه شماره 77181/74 مورخ 3/4/85 معاونت محترم پارلمانی جنابعالی- جناب آقای دکتر زارع - که آکنده از تناقضات فراوان ، کم رنگ نشان دادن حقایق ، بیان موارد غیر واقع ، ایراد اتهامات کوچک و بزرگ و استفاده پیاپی از آنها - در حالیکه هیچ یک از آنها اثبات نشده است - دریافت گردید . البته از باب ادب ، بنده در تاریخ6/4/85 به طور مکتوب و به شکل خلاصه به نامه فوق پاسخ دادم ، لیکن جهت استحضار نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و هم چنین تنویر افکار عمومی ، در حد ضرورت و در ده محور به تناقضات ، اتهامات و مطالب خلاف واقع آن مرقومه ، خواهم پرداخت :

1-جای بسی تامل و شگفتی است که نامه اینجانب در مورد همکاری نادرست برخی از مسوولان دانشگاه آزاد اسلامی با هیات تحقیق و تفحص ، چنین واکنشهای زودرس ، تند و غیر کارشناسانه ای را برانگیخت و این در حالیست که ارسال نامه مذکور طبق مصوبه مورخ 29/1/85 هیات رئیسه گروه تحقیق و تفحص که با حضور اینجانب ، آقایان دوگانی و استکی و سرکارخانم فیاض بخش تصویب شد ، به انجام رسید . ( متن مصوبه مذکور عبارت است از : « به اتفاق آراء ، مصوب شد با توجه به زمان اندک باقی مانده پیگیری کار در دانشگاه آزاد اسلامی و با عنایت به رویه مسوولین آن دانشگاه در عدم دسترسی به اسناد و افراد مطلع ، ادامه کار بی فایده می باشد ، لذا از این به بعد باید رئیس هیات نامه ای به ریاست محترم مجلس تقدیم و اجرایی نشدن کار و مستندات آن را اعلام و مقدمات خاتمه کار در دانشگاه آزاد اسلامی را فراهم نماید و در گزارش نهایی از مستندات موجود استفاده شود . )
اما آنچه جالب تر می نماید ، اینست که بنده این نامه را پس از ارسال گزارشهای نادرست جنابعالی به ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام و انعکاس آن به ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و درخواست جوابیه از سوی ایشان ( رئیس محترم مجلس ) و همچنين بعد از بيان خلاف واقع شما در جلساتي كه با برخي از نمايندگان مجلس داشتيد، تنظیم و ارسال نمودم! لذا نامه مذکور ، به هیچ وجه گزارش هیأت تحقیق و تفحص درخصوص دانشگاه آزاد اسلامی – که طبق روال قانونی آن ( برابر ماده 198 آیین نامه داخلی مجلس شورای اسلامی ) ارائه خواهد گردید – نمی باشد و طبعاً طرح سئوال درخصوص و جاهت قانونی آن ، کاملاً نادرست است ، چون فی الواقع این نامه ، یکی از چند هزار نامه ایست که برای پیشبرد امور و بیان مسائل به مسئولان نظام و آموزش عالی کشور ارسال داشته ام والبته گزارش مدون درخصوص آموزش عالی و دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان جزئی از آن ، درحال تنظیم جهت ارائه به هیأت می باشد .

2-در باب میزان همکاری و مطلوب بودن یا عدم مطلوب بودن آن و ارائه مستندات و مدارک باید گفت که متاسفانه جنابعالی و برخي ازهمکارانتان ، تحقیق و تفحص از دانشگاه را با ارائه گزارشی یک سویه از طرف خود اشتباه گرفته اید ، لذا استدعا دارم یکبار مواد 198 تا 201 آیین نامه مجلس شورای اسلامی را مطالعه فرمایید .

ذکر نام بیست و چهار معاونت و اداره کل به همراه نام هفتاد و هشت واحد آن دانشگاه در جدول ارائه شده از سوی دانشگاه آزاد اسلامی ( درنامه معاونت پارلمانی جنابعالی ) و بیان مکرر دهها ، صدها و یا حتی هزاران برگ گزارش ! بی تردید مشکلی را حل نخواهد نمود ؛ چرا که با توجه به قانون ، ارائه گزارش یکی از مطالبات حداقلی تحقیق و تفحص به حساب می آید و دریافت مستندات و اطلاعات ، مطابق با درخواست هیأت – نه آنچه و آنچنان که جنابعالی می پسندید – جزء حقوق اساسی نمایندگان مجلس می باشد ؛ حقی که بنابر اسناد موجود ، به طور مکرر از سوی جنابعالی و برخی از مدیران آن دانشگاه نقض گردیده است !

درخصوص همکاری در ارسال گزارش نیز که نام چندين معاونت و اداره كل سازمان مركزي و78 واحد را ذکر نموده بودید ، جنابعالی را به چکیده و متن نامه اینجانب به رياست محترم مجلس( نامه شماره 26971/25 مورخ 30/3/85 ) ارجاع می دهم كه خلاصه آن عبارت است از :

الف ) از 220 واحد ومراكز تابعه درخواست گزارش گردید که 140 واحد هیچ چیزی را ارسال ننمودند و 80 واحد نیز به صورت ناقص ( به طور میانگین از حدود 25 سرفصل درخواستی 10 سرفصل ارسال شده است یعنی چیزی حدود 5/60 درصد سرفصلهای درخواستی بی پاسخ مانده است ! ) مواردی را ارسال کردند .
توضیح آنكه :

الف/1) برای تمامی واحد های دانشگاه آزاد اسلامی لوح فشرده حاوی فرمهای درج اطلاعات مورد نیاز هیأت و نامه درخواست مطالبات ، ارسال ( زمان ارسال نامه برای واحد های استان تهران 26/8/84 و برای واحد های سایر استانها 5/10/84 ) بود و از ایشان خواسته شد تا پاسخ مطالبات درخواستی را از طرف خود و مراکز تابعه خویش تا پایان مهلتی مشخص برای هیأت تحقیق و تفحص ارسال نمایند . ( مهلت پایانی آماده سازی مطالبات برای واحد های استان تهران 25/9/84 و برای واحد های سایر استانها 10/11/84 بوده است ) بنابر آمار موجود در هیأت ، قریب به اتفاق مراکز و 140 واحد دانشگاه آزاد اسلامی از ارسال لوحهای فشرده و اطلاعات مورد درخواست سرباز زدند .

الف/2) از هفده واحد مستقر در استان تهران تنها حدود 4 واحد مطالب خود را بین یک ماه و نیم تا پنج ماه پس از مهلت داده شده ارسال داشتند .

الف/3) از حدود 283 واحد مستقر در سایر استانها و مراکز تابعه ایشان ، حدود 80 واحد مدتها پس از پایان مهلت اعلام شده ، به ارسال اطلاعات خود مبادرت ورزیدند و حداقل 13 واحد از واحد های لیست شده در نامه معاونت پارلمانی ، اطلاعات خود را 3 ماه پس از مهلت داده شده و درنهایت شگفتی پس از خاتمه کار هیأت در دانشگاه آزاد اسلامی ( پس از 5/2/85 ) ارسال داشته اند .
الف/4) حداقل 4 واحد از واحد های لیست شده در نامه معاونت محترم پارلمانی هیچ داشته ای را برای هیأت ارسال نکرده اند ! ( مشکین شهر ، گرمی ، کاشمر و آزادشهر )

الف/5) گویا هیأت در مقایسه با معاونت محترم پارلمانی و مسئولان محترم دانشگاه ، با لطف بیشتری نسبت به میزان پاسخگویی واحد ها در قبال پرشسهای خود می نگرد ؛ چرا که در نامه 26971/25 مورخ 30/3/85 به ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ، تعداد واحد هایی که (( تا تاریخ 5/2/85 )) به ارسال لوحهای فشرده اقدام نموده را 80 واحد اعلام نموده ایم ، در صورتیکه دانشگاه آزاد اسلامی در نامه خود ، تعداد واحد هایی را که تا (( مدتها پس از 5/2/85 )) به ارسال مدارک مبادرت ورزیده اند ، 78 واحد اعلام کرده است !

الف/6) از 57 واحدی که برای استقرار کارشناسان هیأت در آنها فی مابین هیأت و دانشگاه ، توافق شده بود ،( توافق جلسه 23/12/85 ) پس از اعزام 45 گروه کارشناسی ، مکان استقرار را با تاخیر بسیار ، دراختیار همکاران هیأت گذاشتند ؛ همچنین حدود 60 درصد واحد ها از ارائه اسناد و مدارک خودداری نمودند ، 25 درصد آنها اجازه تبلیغات حضور در واحد را به هیأت نداده ، 65 درصد واحد ها برای مصاحبه کارشناسان با اعضای هیأت علمی ، دانشجویان و کارمندان ، ممانعت یا محدودیت ایجاد و حتی بعضاً برخی را به اخراج و برخورد ، تهدید نمودند و 10 درصد واحد های دانشگاه ، اساساً از ورود گروههای کارشناسی ممانعت به عمل آوردند .
الف/7) در مورد حضور روسای محترم واحدها در همایشهای سیزده گانه هیأت تحقیق و تفحص با روسای همه مراکز و دانشگاههای سراسر کشور ، باید گفت که 76 درصد از روسای محترم واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی در این نشستها شرکت ننمودند ، درحالیکه اين رقم در خصوص حضور سایر روسای محترم مراکز و دانشگاه هاي آموزش عالی دركشور 5/28 درصد می باشد! ( با ذکر این نکته که از سوي هيات، تمامی روسای محترم واحدها رسماً برای شرکت در اين همايشها دعوت شده واز سازمان مركزي نيز درخواست اطلاع رساني در مورد آن شده بود . )

ب ) در ارتباط با سازمان مرکزی هم روال همکاری و شرایط موجود ، از وضع فوق بهتر نیست که مفصل آن در نامه به ریاست محترم مجلس شورای اسلامی ، ذکر گردید .

با توجه به وضعیت فوق احساس خسران می کنیم از اینکه یکی از دستاوردهای مهم نظام جمهوری اسلامی و خصوصاً نظام آموزش عالی یعنی دانشگاه آزاد اسلامی با وجود تاثيرات بالا، گستره و همه گیری آن در فضای کشور ، دست ما که برای یاری به آن و کمک در جهت روند کیفی تر شدن این دانشگاه دراز شده بود را توسط برخي از مديران خود پس زده است !

اما براساس بخشی دیگر از نامه مورد بحث ، اینکه ادب مثال زدنی مسئول هماهنگ کننده هیأت تحقیق و تفحص در دانشگاه آزاد اسلامی حین مکاتباتشان با معاونان و مدیران کل محترم به منزله رضایت هیأت از کلیه همکاریها و عدم همکاریهای این مجموعه شناخته شود ، جای بسی شگفتی است . نیز اینکه اگر پس از مدتها عدم همکاری با کارشناسان اعزامی به واحد یزد پس از توافق اسفند ماه ، رفتار مسئولان عوض می شود و در مدت کوتاهی به همکاری هایی دست می زنند که هم سنگ با آستانه درخواستهای ابتدائی هیأت است ، باز جای تامل دارد و البته افزون برآن به ذکر این نکته نیز باید پرداخت که مطلقاً هیچ کس ، به هیچ نحو (( عدم همکاری )) را عنوانی شایسته تمامی معاونتها ، ادارات کل و روساي محترم واحد های دانشگاه آزاد اسلامی نمی داند ، اما این را نیز باید اذعان داشت که (( میزان همکاری )) هم در مقایسه با آن ، بسیار ناچیز و از حیث ضعف محتوایی باور نکردنی بوده است .

3- ذکر اتهامات متعدد ایراد شده به افراد مختلف در نامه دانشگاه که مطابق با قانون منجر به چهار فقره شکایت از جناب آقای دکتر زارع – معاونت پارلمانی جنابعالی – گردید ، از موارد بسیار زشت در این مرقومه بود که درخصوص آن مطالب ذیل قابل بیان است :
الف – موارد بیان شده در مورد آقای (( م )) که متهم به پیشنهاد رشوه به یکی از کارمندان دانشگاه شده است و اینکه بیان داشته اید ، بنده پس از نامه نگاری و گزارش این مطلب ، ایشان را از چرخه فعالیت حذف نموده ام ، کذب محض می باشد . اولاً ، علی الظاهر گویا مسئولان دانشگاه ، فراموش کرده اند که نامه کارمند مذکور را برای اینجانب ارسال نموده اند و اساساً طرح این اتهام در آن نامه وجود ندارد !!

ثانیاً ، طی دو جلسه بررسی موضوع ، مشخص شد که ادعای عجیب کارمند مزبور درخصوص تخریب مسئولان دانشگاه بوسیله آقای (( م )) کذب محض و متاسفانه یکی از سناریوهای ساختگی می باشد ؛ لذا بنده طی نامه شماره 210077/25 مورخ 22/11/84 علاوه بر درخواست همكاري دانشگاه آزاداسلامي، اساس اتهام به آقای (( م )) را رد کردم اما در مقابل بنا به گفته نگهبانان و مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی ، ایشان به دستور شخص جنابعالی از ورود به دانشگاه ( محل ماموریت وی ) منع گردیدند ! ( پیوست شماره 1 )

ب – در مورد آقای (( ر . ر )) که از طرف شما به استراق سمع متهم گردیده اند ، باید گفت همانگونه که مطلعید بابت این موضوع ، از طرف عوامل جنابعالی به دادسرای شعبه سوم تهران شکایت شد . با کمال تاسف از بدو تشکیل پرونده ، اخباری نگران کننده به اینجانب می رسید که شائبه تبانی را به ذهن متبادر می ساخت ! و این همان چیزی بود که بنده به وزیر محترم دادگستری متذکر شدم و پیرو آن دادستان محترم تهران ، پرونده تشکیلی مورد نظر را در جلسه خاصي( كه پيرامون نتيجه كار هيات تحقيق و تفحص ازآزمون دستياري در مجلس تشكيل شده بود )را به مجلس شوراي اسلامي آوردند . می توانید از جناب آقای مرتضوی سئوال بفرمائید که بنده حتی اجازه بازنمودن پوشه را نیز ندادم و عرض کردم : (( این حق دانشگاه آزاد اسلامی است که شما به شکایتش رسیدگی کنید و پرونده را تا آخر در سیر قانونی خود رسیدگی نمایید ، فقط از چارچوب قانون خارج نشوید ! )) اما سرنوشت این پرونده هم شنیدنی است ؛ چرا که دادیار پرونده ، برائت از شکایت عوامل جنابعالی را اعلام نمودند و پیرو آن رسماً این مطلب به آقای (( ر . ر )) و نماینده حقوقی بنده اعلام شد . اما با شگفتی شاهد آن بودیم که دادستان شعبه، دو هفته پیش اتهام جدیدی را اعلام كرده كه از اتهام نخست ، بسی مضحک تراست .

با توجه به اطلاع دقیق بنده از سیر پرونده که بیان آن مایه آبرو ریزی است و براساس مطالب دیگری که ذکر آن اسباب اطاله کلام خواهد بود، از دادستان محترم شعبه 3 نیز به دادسرای قضات شکایت شد تا در محکمه ای سالم ، با توجه به اطلاعات ارائه شده از سوی هیأت ، به مطالب ایشان رسیدگی شود .

اما آنچه جهت تنویر افکار عمومی در این خصوص قابل عرض است اینکه اصل ضبط کردن مکالمات ، جزء برنامه هیأت برای مصاحبه ها بوده که به واسطه آن 240 دستگاه ضبط صوت ( voice recorder ) خریداری و به کارشناسان تحویل گردید . اما در خصوص دانشگاه آزاد اسلامی ، با توجه به وجود نداشتن هیچ قیدی در ایراد انواع و اقسام تهمتها و تجربه اولیه حضور در سازمان مرکزی ( بحث مربوط به آقای (( م )) ) ، کتباً به اعضای هیأت اعلام شد تا همه مذاکرات و مصاحبه هایشان را در این سازمان ، ضبط نمایند .

اینکار توسط آقای (( ر . ر )) انجام شد که به دنبال آن مدیر کل حراست دانشگاه آزاد اسلامی ، ضبط صوت هیأت را که حاوی فایلهای محرمانه ( اطلاعات جمع آوری شده کارشناسان ) بود ، از جیب ایشان ربود که بدین ترتیب عملاً سه جرم محرز توسط مدیر کل حراست بوقوع پیوست : 1) بازدید بدنی یک نماینده قانونی ، بدون اذن قاضی و به عنف 2) ربودن اموال رسمی هیأت تحقیق و تفحص ( دستگاه ضبط صوت ) 3) در اختیار گیری اطلاعات طبقه بندی شده موجود در ضبط صوت که در مورد همه این موارد از ایشان در دستگاه قضایی شکایت شده است .

ج – در مورد آنچه پیرامون آموزشکده سمای واحد تهران مطرح شده است ، باید بدانید که کذب محض می باشد و بنده لااقل سه جلسه درخصوص اين موضوع بررسی نمودم ؛ برادرانه نصیحت می کنم اطرافیان خود را اصلاح نمایید ، چرا که اسناد موجود ، خلاف ادعای فوق را نشان می دهد . ( در صورت نداشتن اسناد لازم برای بررسی و قضاوت ، هیأت امکان استفاده از آنها را برای جنابعالی فراهم خواهد کرد )

د – در ارتباط با مسئول هماهنگ کننده هیأت در دانشگاه آزاد اسلامی – جناب آقای (( ع . ن )) – و اتهامات منتسب به ایشان ، علی رغم اطلاع رسانی بنده به معاونت پارلمانی جنابعالی و ارائه اسناد مربوطه ، به طور مكرربه ذکر اتهامات واهی ، اقدام و در این خصوص گزارش کذب فوق را نیز برای ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت ، ارسال نمودید ، لذا بالاجبار همراه باارائه بخشي از اسناد به ذکر پاره ای از مطالب می پردازم :

در مورد آقای حسین ف . م . م که خود را رياست انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي و معاون سازمان اسلامي دانشجويات ايران (سادا) وابسته به دانشگاه آزاد اسلامي معرفي نموده و با نهایت وقاحت کلماتی سراسر توهین و کذب مطلق را به مسئول هماهنگ کننده گروه تحقیق و تفحص در دانشگاه آزاد اسلامی نسبت داده است ، باید گفت که ایشان براساس مدارک موجود و نیز بنا به نامه ارسالي رئیس محترم دانشگاه آزاد واحد ورامین-پيشوا جناب آقاي دكتر استعلاجي به جنابعالي(نامه شماره 188/م مورخ 29/6/83) ، فردی است که خود را دارای ارتباط نزدیک و مستقیمی با شما ( جناب آقای دکتر جاسبی ) می داند و در عین برخورد از موضع قدرت و پرخاشگری ، حتی خود را در انتخاب و تغییر روسای واحد صاحب نظر عنوان می کند ، نامبرده در چندین مورد با معاونان و مدیران واحد و سایر تشکلهای دانشجویی ایجاد درگیری نموده است که علت اصلی اکثر آنها نفع شخصی از قبیل درخواست تخفیف بیشتر برای افراد معرفی شده از سوی خود و ... می باشد . ایشان بنا به اظهار رئیس واحد متهم است به هزینه کردن بودجه تخصیص یافته از سوی سازمان مرکزی برای انجمن اسلامی ، در مصارف شخصی خود ، مشارالیه تا کنون چندين باربه علت تقلب در جلسه امتحان و برهم زدن نظم دانشگاه به کمیته انضباطی معرفی شده و این امر منجر به احکامی همچون درج نمره 25/ . ، توبیخ کتبی و تعلیق از تحصیل به مدت یک ترم گردیده است .

یک مورد دیگر از جرمهای محرز وی ، دستکاری در برگه ورود به جلسه امتحان می باشد . نیز بنا به اظهار رئیس محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهر ری جناب آقاي دكتر سرور در نامه اي به جنابعالي(شماره 8397/م به تاريخ 26/7/83)، شاه كارديگر نام برده جعل امضای جنابعالی در هامش نامه درخواست تخفیف یکی از دانشجویان بوده كه این مورد توسط اداره کل دفتر مرکزی حراست( نامه شماره 18353/83/م مورخ 19/8/83) و کمیته مرکزی انضباطی( ش 750/2/م مورخ 19/9/83) نیز تایید گردیده است ، لذا ایشان به دلیل جرم محرز خود به تبعید به واحد تربت حیدریه محکوم شدند . از تاریخ 16/9/83 که این حکم صادر گردیده است مشارالیه به طور مکرر به نامه نگاری با مسئولان دانشگاه می پردازد و درخواست بخشش می نماید . با کمال تعجب این امر یکسال و سه ماه مسکوت می ماند و پس از آن در اسفند ماه سال 84 درست حین اقدام نامبرده در دسیسه چینی ضد مسئول هماهنگ کننده گروه تحقیق و تفحص و در راستای به دست آوردن رضایت مسئولان دانشگاه به زعم خود ، به طور ناگهانی با درخواست بخشش وی توسط جنابعالی موافقت شد . در پاسخ به درخواست وي به تاريخ 8/12/84 مرقوم فرموده ايد" جناب آقاي استعلاجي مساعدت شود كه واحدهاي باقيمانده را در همان واحد بگذرانند." انصافاً خود جنابعالی اگر جای هر ناظر منصف دیگری باشید چگونه استنتاج خواهید کرد ! و آیا شائبه تشویق ایشان بوسیله جنابعالی در ذهن متبادر نمی گردد ؟! ( پیوست های شماره 2 تا 8 )

همچنین در مورد دو عضو تشکلها ( آقایان ش . و پ . ) كه خود را دبير كل مجمع تشكلهاي اسلامي دانشجويان وابسته به دانشگاه آزاد اسلامي و معاون اجرايي آن معرفي نموده باید گفت که اظهارات این دو نفر که تحریف غیر اخلاقی رفتار نمایندگان مجلس در دوره انتخابات ، مفسد مالی و اخلاقی معرفی کردن همه و يا اکثر روسای محترم واحد ها و مسئولان ادارات حراست آنها، جو سراسر خفقان موجود در دانشگاه آزاد ، زد و بند مسئولان اين دانشگاه با مسئولان كشوروفعاليتهاي سياسي آنان و بسیاری از موارد موهن دیگر ، از جمله آن است چیزی جز خدشه دار نمودن شان دانشجو ، دانشگاه و تشکلهای دانشجویی اصیل را در ذهن نمی نمایاند که خوشبختانه تمام حیله های استفاده شده توسط ایشان جهت بد نام نمودن کار کارشناسان هیأت با تیز بینی مسئول هماهنگ کننده گروه با شکست مواجه شد . ( فایل صوتی این مکالمات موجود است ) اما با توجه به عمق فضاحت گفته های این دو نفر حتماً حق شکایت از ایشان برای تمامی روسای محترم واحدها محفوظ می باشد و البته ما نیز از کلیه افراد فوق الذکر و نیز از معاونت محترم پارلمانی دانشگاه به دلیل ایراد مکرر اتهامات بی اساس به کارشناس نامبرده ، به دستگاه قضایی شکایت کرده ایم . ( در صورت خواست روسای محترم واحدها حاضریم مدارک را عیناً خدمتشان تقدیم کنیم ).

ه – صد البته ، درخصوص مسئول تیم تحقیق و تفحص از دانشکده دندانپزشکی هم باید عرض کنم که ایشان از افراد متعهد و با سابقه تحصیلی خوب و فارغ التحصیل سالهای پیش یکی از دانشگاههای دولتی ماست . پس کسی که در دانشگاهی مشغول به تحصیل نبوده است ، چگونه می تواند به نا آرامی و برخورد با مدیران آن دانشگاه بپردازد ؟! همچنین تکرار این موارد و واژه هایی از قبیل دشمنی ، عدم صلاحیت و ... که در مورد کارشناسان زحمتکش اعزامی به واحد های بیرجند و ارومیه و ... بکار برده اید ، هر کدام به تنهایی نیاز به اثبات با دلایل محکم و مستندات کاملا متقن دارد كه جهت اطاله كلام از ورود به موضوع آن پرهيز مي نمايم.

4- اما اینکه فرموده اید که برای تحقیق و تفحص در واحد بیرجند ، دو فرد با مدرک کارشناسی اعزام شده اند و این مدرک را نامناسب با (( بررسی و اظهار نظر درخصوص واحدی با چنین ابعاد .... ( عین متن موجود در نامه مذکور ) دانسته اید ، باید پاسخ داد که 1/4) کارشناسان اعزامی به واحد مذکور و یا سایر واحد ها تنها برای جمع آوری اطلاعات و انجام مصاحبه ها مبتني بر سئولات طراحي شده تخصصي مورد نظر، بکار گرفته شده اند . 2/4) جهت بررسی ، تدوین و اظهار نظر درخصوص مواردجمع آوري شده در تحقیق و تفحص از اساتید فن و مقاطع بالاتر از کاشناسی بهره جسته ایم . 3/4) اما اگر عزیزان اعزام شده را با داشتن مدرک در مقطع کارشناسی برای بحثی همچون جمع آوری اطلاعات و مصاحبه ها با كيفيت ذكر شده نیز نامناسب ميدانید ، قطعاً توهین بسیار گرانی را نسبت به عدد بسیار زیاد کارشناسان ، دانشجویان کارشناسی و نیز نظام آموزش عالی کشور روا داشته اید که گویی تولیدات انسانی آن حتی برای چنین امری ، قابلیت ارائه خدمت نداشته باشند !!! 4/4) علاوه بر انكه هيات در جمع آوري اطلاعات از بيش از 850 نفر كارشناس بهره برده كه حدود 80 نفر داراي مدرك دكتري يا مقطع دكتري و 140 نفر كارشناسي ارشد يا مقطع آن بوده است.

5- اینکه از پیگیری برخی از موارد از طریق مراجعه به دفتر خانه های اسناد رسمی توسط کارشناسان هیأت ، شکوه کرده اید ، بسیار بعید بود چرا که به واسطه برخی گزارشها و اطلاعات رسیده به دست هیأت این گمان پیش می آمد که برخی از اموال ، زمینها و ... خارج از عرف طبیعی خرید و برپایه ظرفیتهایی که دانشگاه در اختیار پاره ای از مسئولان قرار می دهد به نام اشخاص حقيقي درآمده است ؛ لذا جهت پاره ای از تحقیقات نیاز به مراجعه به دفاتر اسناد رسمی بود که در این خصوص اقدام شد(اسناد برخي از موارد در هيات موجود مي باشد).

6- درباره ارتباط گیری عوامل هیأت با عده ای از کارکنان خاطی دانشگاه که دارای مشکلات متعدد بوده اندو به زعم معاونت پارلمانی دانشگاه ، موجبات مشوش نمودن ذهن عوامل تحقیق را فراهم آورده است باید از ایشان دعوت نمود تا اسامی افراد مذکور را اعلام کنند تا درستی یا نادرستی سخن ایشان به اثبات رسد . مسلماً در کار فنی و کارشناسانه تحقیق و تفحص ، سوای ارائه دهندگان مدارک و اطلاعات ، این سنداست که حرف اصلی را می زند و درصورت متقن بودن قابلیت پیگیری پیدا می نماید .

7- اما در مورد تنظیم قرار ها در (( خیابانها ، کوچه ها و مکانهای نامعلوم ! ))
جناب آقای دکتر جاسبی ! با ذکر این نکته که کارشناسان هیأت تحقیق و تفحص نمی توانند به جبر از هیچکس اطلاعاتی اخذ نمایند ، این مطلب قابل توجه به نظر می رسد که وقتی مراجعین محترم ، دانشجویان گرامی وکارکنان مطلع و وظیفه شناس ، مکان دفتر تخصیص داده شده به هیأت ( اتاقی دراندرون تشکیلات حراست دانشگاه ! ) و خصوصاً جو پرفشار و کنترل موجود را برای ارائه مطالب خود نامناسب می بینند و از کارشناسان درخواست می کنند که در جایی به دور از نگاه مخاطره آمیز مسئولان ! برای ایشان قرار ملاقات بگذارند ، چاره ای جز آنچه رفت برای ما او کارشناسان اعزامی باقی می ماند ! شاهد از ره رسیده این موضوع همان دو عضو تشکلها هستند که برای پیشبرد اهداف آلوده خود در تماس تلفنی با مسئول هماهنگ کننده تحقیق و تفحص در سازمان مرکزی دانشگاه ، ابراز داشتند نمی توانند برای بیان مطالب خود در دفتر هیأت مستقر در دانشگاه حضور یابند و ترجیحاً در اتومبیل یا جایی دیگر قرار ملاقات ترتیب داده شود، چرا كه مسئولان دانشگاه با بدترين شكل ممكن با آنها برخورد خواهند نمود!

8-علی رغم مطلبی که از جانب نمایندگان محترم مجلس آقایان دكتر محمد حسین دو گانی ، محمد عباسی و فتح الله حسنوند درخصوص (( بسیار عالی و شفاف بودن تعامل و همکاری دانشگاه آزاد اسلامی با هیأت تحقیق و تفحص )) نقل فرمودید ، برادران ارجمند نماینده در حضور ديگران اذعان داشتند که به هیچ عنوان به این نحو درباره این موضوع سخن نگفته اند . ضمناً از جانب جناب آقای اسدا... عباسی در خبرگزاری آنا ( منسوب به دانشگاه آزاد اسلامی ) نقل گردید که بنده ( زاکانی ) نظرات شخصی و سیاسی خود را بجای نظرات هیأت مطرح می نمایم که ایشان این مطلب را در حضور ساير نمايندگان شدیداً تکذیب فرموده اند ؛ علاوه براین درخصوص برادر ارجمند جناب آقای دكتردوگانی ، این نکته لازم به ذکر است که ایشان خود از اعضای هیأت رئیسه گروه تحقیق و تفحص و مصوب كننده خاتمه کار هیأت در دانشگاه آزاد اسلامی به دلیل ذيق وقت وعدم همکاریهاي مسئو.لان دانشگاه در تاريخ 29/1/85 می باشند .

نیز ذکر این نکته واجب به نظر می رسد که جناب آقای محمد عباسی در بحث تحقیق وتفحص ، مسئولیت کار در یکی از سازمانهای تابعه وزارت علوم،تحقيقات و فن آوري را داشته و جناب آقای اسدالله عباسی نیز متحمل انجام همین مسئولیت در وزارت آموزش و پرورش بودند و لذا انتظار احاطه به موضوعات دانشگاه آزاد اسلامي از ايشان جايي ندارد ، اما درخصوص دانشگاه آزاد اسلامی جای آن دارد که به طور خاص نظر نمایندگان محترمی همچون جناب آقای دکتر استکی و سرکار خانم آجرلو پرسیده شود ، چر ا که ایشان بخاطر مسئولیت در گروه دانشگاه آزاد اسلامي از نزدیک به چیستی کار اشراف و احاطه یافته بودند .

9-هم چنین در مورد معرفی30 نفر از اعضای هیأت علمی توسط جناب آقای مشیری نماینده محترم بندر عباس در مجلس ، برای استفاده در امر تحقیق و تفحص باید گفت که اولاً ایشان این افراد را دو روز پس از ابلاغ احکام کارشناسان و ارسال آن به استان ، معرفی فرمودند . ثانیاً طی مشورت با دو تن از نمایندگان استان ، اکثر قریب به اتفاق این افراد پیشنهادی، از همكاران دانشگاه آزاد اسلامی بوده و بدلیل عدم استقلال ایشان از سیستم تحت تحقیق و تفحص ، پیشنهاد جناب آقای مشیری پذیرفته نشد ثالثاً اینکه چون گزارشها و اطلاعاتی درخصوص شائبه برخي موارد در این واحد در زمان تصدي مسئوليت درپنج سال گذشته به هیأت رسیده بود ، تحقیق و تفحص از واحد بندر عباس احتیاط و دقت بیشتری را می طلبید که براساس آن از اعضای پیشنهاد شده توسط برادر محترم مان جناب آقای مشیری استفاده نشد .

10-راجع به دو اتهامی هم که به بنده وارد کردید ، حتماً در دادگاه ادله آن را ارائه خواهید نمود ؛ ولی اجمالاً درخصوص ارتباط با مطبوعات و ترغیب آنها به کار علیه شما باید بگویم که این مطلب کذب محض است و از شما می خواهم که داشته های خود را در این باره حتماً به طور علنی اعلام کنید . اسم هفته نامه (( یالثارات )) را به طور خاص ذکر نموده بودید که باز آن هم نادرست است چرا که پس از چاپ مطالبی پیرامون مسائل مالی دانشگاه آزاد اسلامی دراین هفته نامه ، وفق وظیفه قانونی با انجام كاري کاملاً منطقی و قانونی، نماینده ای را جهت دریافت رسمی اسناد مذکور به این هفته نامه اعزام نمودم ؛ در این مورد نیز خواهشمندم هر چه می دانید رسماً اعلام عمومی نمایید .

در مورد تحریک تشکلی در دانشکده هنر و معماری تهران مرکزی هم بنده تا زمان مشاهده مطلب در نامه آقای دکتر زارع ، از اصل موضو ع و محصول آن هیچ اطلاعی نداشتم . اکنون نیز از محتوای آن بی اطلاعم لذا عرض می کنم که مطالب مذکور کذب محض می باشد و به همین خاطر اینجانب نیز از امضاء کننده نامه – جناب آقای دکتر زارع ، معاونت پارلمانی جنابعالی – به دستگاه قضايي شکایت نموده ام .

جناب آقای دکتر جاسبی ؛ ضمن اذعان به این مطلب که هرگز در بدو ورود در حیطه تحقیق و تفحص از آموزش عالی کشور ، پیش بینی نمی کردم که برخي از مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی برخلاف منافع صدها هزار از فرزندان این مرز و بوم ، اهداف اصلاح جویانه و مثبت تحقیق و تفحص را بر نتابند و به رقم زدن چنین صحنه هايی روی آورند ، در اندیشه ام که زمان ارائه گزارش مدون درباب یافته های ما چه اتفاق و رویدادی پیش خواهد آمد ؟ با این حال به خدا توكل مي كنيم ومنتظر خاتمه كار در هيات و كميسيون خواهيم ماند.

و لله عاقبت الامور
دکتر علیرضا زاکانی
رئیس هیأت تحقیق و تفحص مجلس از آموزش عالی کشور

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بعد از اينكه گزارشات اجمالي از سوي برخي نهادهاي نظارتي از حضور "م . ح" از سر شاخه هاي گلد گوئست به عنوان گوينده برخي گفتگو هاي ويژه صدا و سيما به عزت ا... ضرغامي داده شد وي به حراست ، بازرسي و معاونت سياسي اين سازمان دستور پيگيري جدي داد بر اساس گزارش اين نهادهاي نظارتي ، بعد از دستگيري تعدادي از سر ساخه هاي شركت گلدگوئست در كشور ، م.ح ، شركت مشابه اي را با همكاري « ر . ر » « ج .ج » ، « ب » و... كه هم ، كاري شبيه گلدگوئست انجام مي دهد و هم اينكه به برخي فعاليت هاي ويژه اقتصادي مي پردازد.

« م . ح » چندي پيش تلاش داشت ، در ملاقاتي با عزت ا... ضرغامي رييس سازمان صدا و سيما بخشي از واسطه گري در خريد امتياز پخش مسابقات جام جهاني را دريافت كند كه ضرغامي دفترش را از پذيرش اين فرد منع كرد .

بعد از اين « م . ح » به سراغ مدير شبكه سوم رفت كه بعد از حضور در دفتر وي و اطلاع پورمحمدي ، مدير اين شبكه از مقاصه سوء اقتصادي « م . ح » ،  وي را از دفترش بيرون انداخت

« م . ح » در دولت گذشته ، با دريافت پول و برخي مجوزها ،سعي مي كرد ، سوزه هايي را به سر دبيران گفتگوی ويژه تحمیل نماید.

 از جمله اينكه وي و شركت تحت پوشش در قالب قراردادي حدود 150 ميليون تومان براي كارهاي تبليغاتي از سازمان امور مالياتي در دولت گذشته دريافت كردند تا رييس اين سازمان در برنامه گفتگوي ويژه حضور يابد . و برنامه ای تبلیغاتی برای این سازمان بسازند.

همچنين « م . ح » با دريافت مجوز تأسيس يك كلينيك فيزيوترابي از سوي وزير سابق بهداشت ، برنامه اي را براي وي در گفتگوي ويژه خبري فراهم كرد .لازم به ذكر است « م . ح » داراي ليسانس فيزيوتراپي است و اين در حالي است كه بر اساس قانون تأسيس كلينيك فيزيوتراپي تنها به فوق تخصص فيزيوتراپي اعظاء مي شود . اكنون كلينيك فيزيوتراپي آقاي « م . ح » در خيابان استاد مطهري تهران ، مشغول ارايه خدمت ! به مردم تهران است .

همچنين بر اساس گزارش يك مرجع نظارتي در صدا و سيما ،بعد از اينكه هر از چندي سازمان ، شخصي را جايگزين « م . ح » در گفتگوي ويژه خبري ، مي كند ، سيل تلفن هاي به اصطلاح مردمي به سازمان ، شكل مي گيرد و خواستار اجراي آقاي « م . ح » مي شوند . بر اساس گزارش اين مرجع نظارتي ، اين تلفن ها از طريق افراد مرتبط با شاخه « م . ح » در شبكه گلدگوئست صورت مي گيرد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

نبود يك رسانه مورد اعتماد، كمبود بزرگي در كشور است كه همه به آن معترفند و تا به حال چاره درستي نيز براي آن انديشيده نشده است. رسانه ملي، روزنامه‌ها، مجلات، خبرگزاري‌ها و... وجود دارند اما مي‌توان پرسشنامه‌اي تهيه كرد كه چند درصد مردم اطمينان دارند كه يك رسانه هرچه مي‌گويد راست است حتي يك رسانه هم وجود ندارد. و اين جاي تأسف دارد!

 

لذا اول وظيفه‌اي كه كساني كه اهل اين فعاليت‌ها هستند دارند اين است كه با تمام وجود آنچه راست و عين واقعيت است منعكس كنند. البته خواه نا خواه برخي گرايش‌ها در لحن كلام، تنظيم و پردازش مطالب مؤثر است كه باعث مي‌شود جهت‌دار شود. اينجا چه بايد كرد؟

 

اگر دستگاه و تريبوني داشته باشيد كه منتسب به شخص يا نهاد خاصي باشد بايد منعكس كننده نظرات آن نهاد يا آن شخص باشد. اگر متعلق به دولت است، بايد منعكس كننده افكار دولت باشد و آن جا كه لحن كلام يا مطالب جهت‌دار است، جهت منتسب به آنجا باشد. پس بايد پذيرفت در برخي موارد گزارش‌ها و اخبار جهت‌دار خواهد بود و جهتش را دستگاهي كه اين تريبون به آن انتساب دارد، بايد تعيين كند.

 

مثلا اگر رسانه منتسب به دولت باشد و مطلبي خلاف نظر دولت منتشر نمايد، اولين مدعي خود دولت خواهد بود و حق هم دارد. اما اگر تريبون آزاد باشد، دستتان باز است و كسي نمي‌تواند اعتراض كند. بايد مشخص باشد كه گوينده و گزارشگر خبر كيست و خبر مستند به چيست؟

اين اولين كاريست كه يك رسانه متعهد بايد انجام دهد. سايتهايي كه الان وجود دارند اخلاقا، شرعا و قانونا رعايت نمي‌كنند.

 

تماما يا روي هوس است يا تابع نظر آن كساني كه از آنها پول مي‌گيرند. تعهدي براي انجام كار لله كه اخلاقا بتوانند پاسخگو باشند ندارند لذا دروغهاي عجيبي درست مي‌كنند و رسوا هم مي‌شوند ولي باز پروايي از دروغگويي ندارند. الآن بحمدلله فرهنگ عمومي مردم عوض شده اما باز هم درصدي تحت تاثير اين دروغها قرار مي‌گيرند. اگر به عنوان طلبه‌اي بخواهم توصيه كنم توصيه ام اينست كه اين كمبود در جامعه وجود دارد و اين يك تكليف واجب متعين است كه اين خلا را پر كنيم، واجب كفايي‌اي است كه متصدي ندارد لذا همه مسئول هستند، ملت مسئول ايجاد اين رسانه‌اند.

 

بايد جوري رفتار كنيم كه مردم به آن اعتماد كنند و در جايي كه مطالب جهت‌دار است خود را به‌عنوان پايگاه دين معرفي كنيم و از دين دفاع كنيم. به‌هرحال ما به عنوان ياخته‌اي در دستگاه جامعه دعا مي‌كنيم اين مسئوليت را خوب درك كنيد و خوب عمل كنيد.

 

يادم هست امام قبل از انقلاب و قبل از آغاز نهضت كه در قم و در مسجد سلماسي فقه و مكاسب تدريس مي‌كردند، بحث دروغ بود. در بحث دروغ برخي فقها توريه را استثنا كرده‌اند. يعني در واقع دروغ نباشد اما طرف برداشت ديگري كند. اما در بحث توريه، امام مي‌فرمودند: شرع مطهر مقصودش اينست كه زبان آدم به خلاف واقع گويا نشود و عادت به بيان خلاف واقع نكند مگر در مورد اضطرار. زبانش نماياننده واقعيت باشد.

 

اين مصلحت جامعه است تا مردم بتوانند به هم اعتماد كنند، اگر طوري شود كه مردم احتمال دهند دروغ مي‌گويند، دستگاه ارتباطات مردم مختل مي‌شود، همانطور كه شده است. در جامعه بايد وقتي يك نفر حرفي مي‌زند عامه مردم باور كنند ولي حالا كار به جايي رسيده كه در دولت اسلامي، هنوز ما يك رسانه كاملاً قابل اعتماد نداريم البته درصد اعتماد فرق مي‌كند. اين شبهه درمورد شما اگر باشد مطلوب نيست. اگر اشتباهي شد و مسامحه كرديد درست نيست، اگر اتفاقي افتاد برخورد كنيد و اين را اعلام كنيد. اعتمادسازي خدمت بزرگي به مردم و مسئولين است.

 

من سفر حج كه بودم، گفتند آقاي احمدي‌نژاد براي بار چهارم رفته قم با فلاني ملاقات داشته يا گفتند فلاني همين ديشب در مسجد چهار‌مردان سخنراني كرده (سخنراني مربوط به سال 79 بود) اين قدر رسوا؟! متاسفانه برخي از اين سايت‌ها هم انتساب به برخي شخصيتها دارند.

 

شخصيت ديگري هم گفته كه مركزي در قم ميلياردها تومان خرج تخريب من كرده است. در حالي كه بچه‌هاي اينجا براي خرج انتخابات پول قرض كردند و هنوز هم دارند قسطش را مي‌پردازند. البته عجيب نيست اين‌ها سروكارشان با ارقام ميلياردي بوده و خيال مي‌كنند هر كاري انجام شود ميلياردي است. در هرصورت خيلي بد است كه در جامعه اسلامي، يك دستگاه ارتباطي درست وجود نداشته باشد كه اگر صد دروغ گفت يكي از آنها هم راست هم بگويد. اين دلالت مي‌كند كه از نظر فرهنگ اجتماعي تنزل كرديم و در اين مدت نه تنها ترقي نكرديم بلكه عقب گرد داشته‌ايم.

 

آن يكي گفته فلاني اصلاً درس امام شركت نكرده، دروغ گفتن آسان است و كسي هم مواخذه‌شان نمي‌كند ولي اين عيب را دارد كه اعتماد از كل مردم سلب مي‌شود و اطمينان از بين مي‌رود. اگر بتوانيد سعي كنيد خود را در كشور و سپس در دنيا اين‌طور معرفي كنيد كه هر چه مي‌گوييم سند داريم. گفته‌اند و آورده‌اند و... نيست.

اين در مورد اطلاع‌رساني كه اولين وظيفه دستگاه‌هاي اطلاع‌رسان است.

 

مسئله بعدي تحليل و تفسير و ارشاد است كه وظيفه پيچيده‌تري است آنچه در همه اين‌ها بايد رعايت شود آنست كه اعتماد مردم سلب نشود افراط و تفريط و مبالغه‌گويي‌ها كه يكدفعه به عرش مي‌برند صحيح نيست درباره هر كس همان كه هست، بگوييد. آقاي قرائتي استفاده‌اي از آيه «و لا تبخسو الناس اشياء هم» مي‌كند كه هر كس را هر جور هست معرفي كنيد كم نگذاريد، حالا اينكه از آيه استفاده مي‌شود يا خير كاري نداريم ولي نكته، نكته خوبي است اگر درباره كسي صحبت مي‌شود همان را كه هست بگوييد.

 

بعضي اوقات خداوند به وسيله خود دشمنان، مقاصدشان را باطل مي‌كند و خودشان را به دست خودشان خراب مي‌كند. «يخربون بيوتهم بايديهم و ايدي المؤمنين»

 

حرف آخر اينكه اين كلمه را جدي بگيريد باور كنيد كه دست خدا در عالم كاركن است. نيتمان اين باشد كه رضاي خدا را كسب كنيم دلمان باور داشته باشد كه دست خدا حضور دارد و حرف دلمان را مي‌شنود و نيتمان را مي‌داند. دعا و توسل و تضرع اگر نباشد كما بيش به همان سرنوشت مبتلا مي‌شويد. ارتباط با خدا انسان را حفظ مي‌كند. اعتقاد به اينكه پشت همه دستگاه‌ها دست اوست كه عالم را اداره مي‌كند «و ان لم يمسسك الله بضر فلا كاشف له الاهو و ان يردك بخير فلا راد لفضله» اگر خدا سختي و مشكلي را براي كسي بخواهد هيچ كس در مقابلش نمي‌تواند مقاومت كند و اگر خدا خيري بخواهد هيچ كس نمي‌تواند رد كند. باور كنيد و سعي كنيم با كسي ارتباط داشته باشيم كه همه كارها به دست اوست و اگر سختي هم پيش آمد به ديده ما سختي است همه آزمايش است و وسيله رشد يا رسوايي است و با او بايد كنار آمد از خدا نمي‌شود صرف‌نظر كرد تعارف نيست جمله «انشاء الله خدا درست مي‌كند» را فقط زباني نبايد گفت.

 

يادم هست يك ماركسيست بود با اينكه اعتقادي به خدا نداشت وقتي مي‌خواست جدا شود مي‌گفت: "خداحافظ" اين جوري ياد خدا كردن را ماركسيست‌ها هم مي‌توانند. اما بايد باورمان شود كه خدا هست و حضور دارد و همه كاره اوست، او را فراموش نكنيم و طالب رضاي او باشيم و مطمئن باشيم كه خدا كمك خواهد كرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي با صدور بيانيه‌اي نسبت به حكم متهمان حادثه 15 خرداد قم اعتراض كرد.

 

 

در اين بيانيه با بيان اين كه صدور احكام سنگين قضايي مانند شلاق تعليقي، نفي بلد و ... براي چند نفر از طلاب قم كه به اخلال در سخنراني 15خرداد هاشمي رفسنجاني متهم‌اند، موجي از حيرت و تاسف را در ميان محافل اصولگراي دانشجويي بر انگيخته،تصريح شده است:اين تاسف و حيرت به معناي تاييد و صحه گذاشتن بر آنچه در آن جلسه گذشت،نيست كه حفظ وحدت در صفوف انقلاب و نظام توصيه مدام رهبري انقلاب و همه دلسوزان است؛ اما صدور چنين حكمي، ارايه تصويري شفاف از ماوقع را بيش از پيش لازم مي‌سازد.

در ادامه اين بيانيه با بيان اين كه نگاهي دوباره به آنچه در واقع رخ داده است، ما را از هر قضاوت و داوري يكسويه‌اي باز خواهد داشت،آمده است: غائله قم از آنجا شروع شد كه در اثناي سخنراني هاشمي رفسنجاني، يكي از طلاب حاضر در جلسه به قصد طرح سؤال شروع به سخن گفتن كرد،(بار ديگر تكرار مي‌كنيم چنين عملي را قابل دفاع نمي‌دانيم) و به اشاره مسئولان مراسم، ماموران امنيتي،حفاظتي براي آرام كردن طلبه مذكور به سوي او رفته و پس از اصرار او بر طرح سؤال، وي را مورد ضرب و شتم قرار دادند كه اين عمل با اعتراض عده ديگري از حاضران همراه شد و از جمله يكي از روحانيان حاضر در مجلس (كه اينك به نفي بلد محكوم شده است) از آقاي هاشمي خواست كه از ضرب و شتم فرزندان حزب اللهي خود جلوگيري كند،اما ماموران امنيتي اين معترضان را با نيز با شدت تمام به بيرون جلسه هدايت كرده و بعضاً مورد ضرب و شتم قرار دادند.

اين بيانيه مي‌افزايد: در تمام اين مدت نه كسي به آقاي هاشمي رفسنجاني توهيني كرد و نه حتي شعاري عليه ايشان داده شد كه چنين واقعه‌اي بي‌سابقه نيز نيست و در طول سال‌هاي پس از انقلاب بارها در هنگام سخنراني مسئولان نظام، كساني قصد طرح پرسش را داشته‌اند كه يا به آنها اجازه اين كار داده شده يا براي حفظ نظم جلسه به بيرون از محل برگزاري هدايت شده‌اند.

اين بيانيه با بيان اين كه ساعاتي پس از اين ماجرا هياهوي بي‌سابقه‌اي از سوي برخي از سايت‌هاي اينترنتي و رسانه‌هاي متعلق به جناح‌هاي مختلف سياسي بپاخاست كه جملگي از توطئه‌‌اي هولناك براي تخريب استوانه‌هاي انقلاب سخن مي‌گفتند،معترضين بازداشت شده كه جرمي جز سؤال كردن و البته بد سليقگي مرتكب نشده بودند، به باند مخوفي تعبير شدند كه با برنامه ريزي قبلي دست به اين كار زده‌اند و دستگاه قضايي نيز به سرعت وارد عمل شد،در حالي‌كه بسياري از پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي كلان سال‌هاست كه در پيچ و خم‌هاي اداري و غير اداري دستگاه قضايي باقي مانده‌اند و اراده‌اي جدي براي پيگيري آنان ديده نمي‌شود، تمامي مراحل پرونده مربوط به واقعه 15 خرداد 85 در كمتر از دو ماه طي شده و احكام سنگين جزايي براي آن صادر گرديد؛ احكامي كه بعضاً براي متهماني كه مشمول حكم محارب با نظام اسلامي هستند صادر مي‌گردد.

در اد‌امه بيانيه با طرح اين سئوالات كه آيا اين چند طلبه گمنام و يك لاقبا به اندازه مفسدين و تبه‌كاران اقتصادي كه بايد مواظب بود، نكند اسامي شريفشان به بيرون درز كند، مستحق ورود به درياي رحمت دستگاه قضا نبوده‌اند؟جرم آنان چيست كه چنين جزايي را مي‌طلبد؟ اينان تقاص چه چيزي را پس مي‌دهند؟ به راستي اين چه ذنب لايغفري است كه تا اين حد حساسيت و پيگيري مسئولان قضايي را برانگيخته است؟ نكند كار اينان باعث فرار سرمايه شده است؟ يا اين كه پاي تسويه حساب‌ها و زهر چشم گرفتن‌هاي سياسي در كار است؟!آمده است: هر چه هست، صدور اين حكم در شرايط كنوني كشور به خواسته‌هاي عمومي چون حفظ وحدت كلمه و تزريق اميد به جامعه ناسازگار است.

بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، ضمن دعوت عموم طلاب و دانشجويان مسلمان به حفظ آرامش برادرانه از مسئولان دستگاه قضايي درخواست مي‌كند كه در بازنگري اين حكم حيرت انگيز تسريع كنند و در صورت عدم توجه بزرگواران به اين درخواست،در گام بعدي تقاضاي برگزاري تجمع در مقابل قوه قضائيه يا مجمع تشخيص مصلحت نظام (كاخ مرمر) را خواهيم نمود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: