|
پس از آن كه امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد كه در اثر آن و خروج عدهاي از رهبران از اين جنبش، حزبالله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزبالله نيز مسئوليتهاي مختلفي را عهدهدار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزبالله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد. شما نميدانيد، امروز با چه كسي ميجنگيد. شما با فرزندان محمد (ص)، علي، حسن و حسين(ع) و با اهل بيت رسول خدا (ص) و اصحاب او وارد جنگ شدهايد. شما با قومي ميجنگيد كه ايماني فراتر و برتر از همه انسانهاي اين كره خاكي دارند.«پيام سيد حسن نصرالله پس از حمله اسراييل به لبنان» امام موسي صدر نخستين جرقه مبارزه سيد حسن نصرالله متولد 31 اگوست 1960 روستاي «البزوريه» در جنوب لبنان است. پدرش «عبدالكريم»، سبزي و ميوهفروشي ميكرد و حسن براي كمك به پدر به دكان وي رفت و آمد داشت. در دكان و بر سينه ديوار آن، عكس امام موسيصدر آويزان بود؛ عكسي كه نخستين جرقههاي محبت موسي صدر و جنبش امل را كه آن زمان به جنبش محرومان معروف بود، در دل سيد حسن روشن كرد. با اين كه با هيچيك از علماي ديني آنوقت در ارتباط نبود و خانوادهاش هم، يك خانواده ديني شاخص نبود، ولي سيدحسن نوجوان، علاقهمند به دين بود و اين علاقه در حيطه انجام فرايض معمول مانند نماز و روزه محدود نبود، او فراتر از اينها هم ميرفت. اين علاقه وي را واداشت كه با سن اندكش در سال 1976 به نجف برود و تحصيلات حوزوي خود را در آنجا آغاز كند. در سال 1978 به لبنان بازگشت و در مدرسه الامام المنتظر(عج)، كه شهيد سيد عباس موسوي آن را تأسيس كرده بود، تحصيلات حوزوي خود را پي گرفت و در همان حال، به فعاليتهاي سياسي در جنبش امل مشغول و مسئول سياسي جنبش امل در منطقه بقاع شد. تأسيس حزبالله پس از آن كه امام موسي صدر در ليبي به صورت مرموزي ربوده شد، اختلافات بسياري در سطح رهبري جنبش امل به وجود آمد كه در اثر آن و خروج عدهاي از رهبران از اين جنبش، حزبالله لبنان تأسيس شد. سيد حسن در حزبالله نيز مسئوليتهاي مختلفي را عهدهدار شد؛ از جمله عضويت در شوراي رهبري حزبالله، اما از فضاي درس و بحث فاصله نگرفت و به تحصيلات علمي خود ادامه داد تا جايي كه در سال 1989 براي تكميل تحصيلات خود به قم مسافرت كرد، اما حملات گسترده اسراييل به لبنان و مبارزات حزبالله به او اجازه نداد، بيش از يك سال در قم بماند و بار ديگر به لبنان بازگشت، تا در كنار برادرانش به مبارزه با رژيم صهيونيستي بپردازد. شهادت سيد عباس موسوي در سال 1992 و پس از شهادت سيد عباس موسوي، دبيركل وقت حزبالله لبنان، با اجماع شوراي رهبري حزبالله سيد حسن نصرالله، دبيركل جديد اين جنبش شناخته شد. شهادت سيد عباس موسوي به همراه خانوادهاش، تأثير بسزايي در روحيه مردم لبنان و به ويژه رزمندگان حزبالله گذاشت و پس از آن بود كه مبارزات و حملات حزبالله شكل جديدي به خود گرفت و حمايت عمومي در ميان مردم لبنان از حزبالله رو به فزوني نهاد. در اين ميان، اسراييل نيز در سالهاي 1993 و 1996 عملياتهاي خوشههاي خشم و تسويه حساب را به اجرا گذاشت كه با مقاومت سرسختانه حزبالله، كه از كمترين امكانات نظامي برخوردار بود، روبهرو شد. شهادت فرزند ارشد سپتامبر 1997 دو تن از رزمندگان حزبالله در حمله به يكي از مواضع ارتش اسرائيل در منطقه جبلالرفيع در جنوب لبنان به شهادت رسيده و پيكر آنان به دست نيروهاي اسرائيلي افتاد. تلويزيون اسرائيل بدون اطلاع از هويت اين دو نفر، تصوير خونآلود آنان را به نمايش گذاشت، به سرعت مشخص شد كه يكي از اين دو تن، سيد هادي، فرزند سيد حسن نصرالله، دبير كل حزبالله است. انتشار اين خبر همانند بمبي در جامعه لبنان صدا كرد و تحول بسيار مهمي در پي داشت. در تاريخ لبنان، چه در زمان جنگ داخلي و چه در مقابله با تجاوز نظامي اسرائيل، هيچگاه ديده نشد كه فرزند يكي از رهبران گروهاي سياسي و يا شبه نظاميان در راه مبارزه كشته شده باشد. اين واقعه، موجي از احساسات جوشان همدردي، احترام و شيفتگي را نسبت به دبير كل حزبالله در ميان همه طوايف مذهبي لبنان در پي داشت، به گونهاي كه همه آحاد ملت لبنان از هر دين و مذهبي، تحت تأثير شديد اين واقعه قرار گرفتند. رهبران سياسي لبنان نيز يكي پس از ديگري به ديدار سيد حسن نصرالله رفته و ضمن گفتن تبريك و تسليت به مناسبت شهادت سيد هادي نسبت به شخصيت مبارز و صادق دبير كل حزبالله، مراتب قدرداني و احترام خود را ابراز داشتند. اين ابراز همدردي و احترام منحصر به لبنان نبود و افرادي چون امير عبدالله، وليعهد عربستان نيز براي نخستين بار در تاريخ حزبالله، با ارسال پيام تسليت براي دبير كل حزبالله، حمايت خود را از مقاومت اسلامي اعلام نمود. سال2000 طعم شيرين پيروزي در سال 2000 و در زماني كه مذاكرات عرفات و مسئولان آمريكايي و اسراييلي براي حل كشمكش خاورميانه، راه به جايي نبرده بود، ارتش اسراييل در حركتي يكجانبه و بدون گرفتن كمترين امتيازي از حزبالله، از اراضي اشغالي جنوب لبنان عقب نشيني كرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نيروهاي خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب كشيد. اين شكست مفتضحانه، علاوه بر استحكام بخشيدن به مواضع حزبالله، مبتني بر مقاومت، باعث شد تا سيد حسن نصرالله به موفقيتي بيسابقه در ميان اعراب دست يابد، تا اين كه به عنوان مهمترين شخصيت جهان عرب شناخته شود. از سوي ديگر، حزبالله لبنان با تكيه بر اين موفقيت، توانست حضور خود را در عرصه سياسي لبنان تقويت كند تا جايي كه علاوه بر حضور پرتعداد در پارلمان لبنان، سكان تعدادي از وزارتخانهها را نيز به دست گيرد. انتفاضه، درسي از حزبالله پيروزيهاي پي در پي حزبالله در عرصههاي مختلف سياسي و نظامي در ميان فلسطينيان نيز تأثير خود را بر جاي گذاشت. مردم آواره فلسطين به ويژه جوانان، كه سالها دل به روند مذاكرات صلح خاورميانه بسته بودند، دريافتند كه مشكل فلسطينيان، با مذاكره و رژيم اشغالگر، حل نمي شود و با اين پيشزمينه، انتفاضه دوم مسجدالاقصي شكل گرفت؛ انتفاضهاي كه به حماس قدرتي ديگر بخشيد و با پيروزي حماس در انتخابات فلسطين وارد مرحلهاي جديد شد؛ مرحلهاي كه ديگر با جنگ شش روزه اعراب و اسراييل پايان نمييابد، چه آن كه نصرالله در پيام خود چنين گفت:
+ نوشته شده در شنبه 7 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در سال 1361 گروههاي اسلامگراي جنوب لبنان با الهام گرفتن از انديشههاي امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي، با يكديگر متحد و جنبشي به نام حزبالله را پايه گذاري كردند كه امروزه به عنوان مركز ثقلي در لبنان به شمار ميرود. در ششم ژوئن 1982 (16 خرداد 1361) ارتش رژيم صهيونيستي با هدف اخراج رزمندگان فلسطيني از لبنان، روي كار آوردن يك رئيس جمهور مسيحي طرفدار اسرائيل و كاستن از قدرت نظامي و سياسي سوريه در لبنان تهاجم گستردهاي را از زمين، هوا دريا به اين كشور آغاز و به خاطر عقبنشيني فلسطينيها و جنبش امل تا دروازههاي بيروت پيشروي كرد. منطقه شيعه نشين "ضاحيه" تنها منطقهاي در بيروت بود كه ارتش اسرائيل نتوانست وارد آن شود و اين موضوع باعث گرديد كه مجموعههاي اسلامگرا بتوانند محل امني براي حفظ اسلحه و نيروهاي خود داشته باشند. در همين سال جنبش امل اسلامي كه انشعابي از جنبش امل بود در بعلبك اعلام موجوديت كرد.
+ نوشته شده در شنبه 7 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بسم الله القاصم الجبارين «رب اشرح لي صدري و يسرلي امري و احلل عقده من لساني يفقهواقولي» صدق الله العظيم شهادت ميدهم كه هيچ خدايي جز «الله» نيست و او، واحد است وشريكي ندارد و شهادت ميدهم كه گذر زمان حق است و در ساعات آينده نيزهيچ شك و ترديدي نيست.
درود و سلام بر اشرف مخلوقات خدا، محمد و خاندان مطهرش. سلام برتمامي انبياء و فرستادگان و راستگويان و اوصياء خدا. سلام بر بانوي بزرگوارم حضرت فاطمه زهرا. سلام بر آقا و سرورم اباعبدالله و بر روح مطهر فرزندان و يارانش. سلام بر حضرت قائم، حجت منتظر (عج). سلام بر روح مقدس امام خميني. سلام بر امام و رهبر بزرگ، سيد علي خامنهاي. سلام بر رهبر امت حزب الله. سلام بر سيد شهيدان مقاومت اسلامي، سيد عباس موسوي و شيخشهيدان مقاومت، شيخ راغب حرب. سلام بر شهداي اسلام و شهيدان مقاومت اسلامي. سلام بر مجاهدين و رزمندگان دلير. سلام بر اهالي پايدار و مقاوم جنوب و بقاع غربي لبنان. سلام و رحمت خداوند و بركات او بر همه شما.
حمد و ستايش خداوند كه ما را بر دينش هدايت كرد و از شيعياناميرالمؤمنين علي بنابيطالب(ع)، و از دوستداران بانوي كوثر، فاطمه زهرا ـكه برترين درودها و سلامها بر او باد ـ و از پيروان و دوستداران قلبي رسولخدا(ص) و امام حسن و امام حسين(ع)، جوانان اهل بهشت قرار داد. ازخداوند مسئلت دارم كه آنان را شفيع ما و همه مسلمانان در روز قيامت قراردهد.
پس از سلام و درود، وصيت نامه خويش را براي شما مينويسم: به لطف و ياري پروردگار، اكنون يكي از مجاهدين مقاومت اسلاميهستم و با هدف آزادي و دفاع از دين خداوند متعال و حفظ حرمت دين، بهاين جمع پيوستهام. از خداوند طلب ميكنم كه شهادت در راهش را روزِي منگرداند. ستايش خدايي كه مرا موفق گردانيد تا پس از كسب رضايت پدرم مبنيبر ترك درس و تحصيل، براي پيوستن به واحدهاي مجاهدين مقاومتاسلامي به اين سعادت دست پيدا كنم و يكي از رزمندگان و جهاد كنندگانامت حزب الله باشم. خدا را شاكرم كه مرا پذيرفت تا به اين سعادت نائل شومكه در ارتفاعات و كوههاي عظيم «مليتا»، «صافي»، «عقماته» و «لويزه» از پرچمدين و ولايت و امت مسلمان و از كودكان و پيران و همه مردم مظلوم دفاع كنمو بتوانم در برابر دشمنان خدا و مردم، اين جرثومه فساد ـ رژيم صهيونيستي ـبه قيام واجب برخيزم و از دو راه پيروزيِ با عزت و شهادت در راه خدا، به يكينائل شوم.
پدر عزيزم! آقا و سرورم، مولا و امينم، رهبر، استاد و مرشدم! سلام بر تو كه هم پدرم بودي، هم سرورم، هم رهبرم و هم امينم. سلامياز صميم قلب بر شما ميفرستم. سلام بر تو از آن هنگام كه زاده شدي، رشد كردي، قيام كردي و آنهنگام كه مينشيني و آن هنگام كه قرائت ميكني، هنگامي كه سخنميگويي و خطبه ميخواني، هنگامي كه ميخوابي و هنگامي كه برميخيزي. سلامي از اعماق وجودم بر تو باد. سلام و اشتياق قلبي ام بر تو كه عطرپيامبر از وجودت به مشام ميرسد. پدرم! همانا تو مرا تربيت كردي، آموختي و ارشادم كردي؛ و ان شاء الله باحسن ظن تو، در آينده نيز همين گونه خواهم بود. پدرم! شما را فقط به دعا سفارش ميكنم و از شما درخواست دارم كه روزقيامت شفيع من باشي؛ روزي كه انسان از پدرش، صاحب و فرزندش فرارميكند. ملتمسانه و خاضعانه از شما خواهش دارم و برايتان دعا ميكنم. دعابراي حفظ رهبري مقاومت اسلامي و امت حزب الله. اين دعاي خاص برايمجاهدين مقاومت اسلامي، بر پا دارندگان مجد و عظمت و پيروزي، براي ايناست كه خداوند جهاد در راهش را توفيقشان داده. همه آنان را سفارشميكنم و خواهش دارم و التماس دعا دارم؛ دعايي خالصانه براي ولي امرمسلمين حضرت آيت الله خامنهاي، و سفارش ميكنم كه همچنان از اوحمايت و پشتيباني معنوي، روحي و جاني داشته باشيد كه اين حمايت، نهنياز او، كه براي خودتان است. پدر عزيزم! از تو خواهش ميكنم كه مرا ببخشي و حلالم كني. همچنان التماسميكنم كه حلالم كن، حلالم كن، حلالم كن! اي مولا و سرورم. مادر عزيزم! سلام و درود خداوند باريتعالي بر تو باد. اي كسي كه سرپرستم هستي و هر روز صبح براي توفيقم دعا ميكني! ومرا ثبات قدم و ادب آموختي. از تو خواهش ميكنم كه مرا حلال كني و به هيچوجه در سوگم لباس سياه بر تن نكني و محزون و غمناك نشوي، بلكه برايتمامي شهداي اسلام سياه بپوشي. به شما وصيت ميكنم كه صبور باشيد ومهر و شكيبايي خويش را از ياد نبريد همان گونه كه شما را به صله رحموصيت ميكنم. خواهر و برادران عزيزم! جواد، زينب و محمد علي. سلام و رحمت و بركات خداوند بر شماعزيزان. شما را به تقواي الهي در كارهايتان سفارش ميكنم و اينكه سعي كنيدكه بيش از پيش به خداوند نزديك شويد و به اولياء خدا و ائمه اطهارش ـ كهبرترين و بالاترين درودها بر آنان باد ـ توسل جوئيد. از شما عزيزان ميخواهم كه خالصانه براي خدا دعا كنيد كه معاصي،گناهان و اعمال غير صالحتان را ببخشد و قلوبتان را مطهر گرداند و در قلبتانعشق خدا و تقوا را بكارد. همگي شما را هم به مداومت بر تلاوت قرآن مجيد، وزياد خواندن زيارت نامه انبياء و پرهيزكاران و همچنين خواندن زيارت وارثوصيت ميكنم. بخصوص زيارت عاشورا را هر روز بخوانيد كه در آن منافعبسياري نهفته است. زيارت عاشورا را بخوانيد و ثواب آن را به ارواح شهداياسلام و مقاومت اسلامي هديه كنيد. براي آزادي اسراي اسلام و پيروزي و رستگاري مستضعفين روي زمين،و اعتلاي كلمه حق كه «لا اله الاالله، محمد رسول الله، علي ولي الله» است، دعاكنيد. از خداوند مسئلت دارم كه پدر همواره از شما راضي باشد و اعمال شمانيز در جهت كسب رضايت او باشد، خدايي نا كرده او را ناراحت و عصبانينكنيد كه پدرمان نزد امام قائد سيد علي خامنهاي و امام منتظر حضرت قائم(عج)، جايگاهي عظيم، شأني برجسته و درجهاي بسيار عالي دارد. در آخر همگي تان را به عمل صالح با نيّتي خالص براي پروردگار توصيهميكنم. آشنايان عزيزم! سلام و رحمت و بركات الهي بر شما باد. اين وصيت نامه را با هدف حلاليتطلبي و عذر خواهي از شما مينويسم. شما را به صبر و پرهيز از محرّمات الهي وصيت ميكنم و اينكه در تماميمراحل و زمينههاي زندگي، به فقط خدا متكي باشيد. همگي را به دعا براي مجاهدين مقاومت اسلامي و پشتيباني از آنانسفارش ميكنم؛ چرا كه آنان در برابر استكبار متجاوز جهاني قد علم كرده، وسينه سپر ساخته و ايستادهاند. به همهتان سفارش ميكنم كه هر روز زيارت اباعبدالله الحسين (ع) رابخوانيد و همچنين سفارش ميكنم كه مجالس عزا را براي روح اباعبداللهالحسين در خانه هايتان برگزار كنيد، و اينكه لباس سياه بر تن نكنيد وغمگين نشويد و به هيچ وجه در سوگ من اشك نريزيد و اگر گريستيد،اشكهايتان فقط براي مصائب اهل بيت (ع) و مصائب حضرت زهرا(س) باشدو بس. بسيار ذكر خداوند را بجاي آوريد و بر اولياء و ائمهاش توسل جوئيد وكلام مقدس آنان را قرائت كنيد. براي مجاهدان مقاومت اسلامي، اين مردانعظيم عصر، اين حاملان پرچم قمر بني هاشم حضرت اباالفضل العباس(ع)،اينان كه وارثان شجاعت اميرالمؤمنين علي(ع) و مشتهاي حسيني،پيشانيهاي بلند و چشمهاي پاك با كلمات حق و روحيات عالي همچون اهلبيت(ع) هستند. در آخر دستهاي مطهرتان را ميبوسم و از شما خواهش دارم كه مراحلال كنيد و هر آنچه را كه از جانب من بر شما بدي رفته است ببخشيد و ازمن با خوبي، عمل صالح و نيكي ياد كنيد.
برادران مجاهدم در مقاومت اسلامي: برادران مجاهد؛ بسيار زياد از خداوند تمنا و خواهش كردم كه بتوانم دركنار شما و در خدمتتان باشم. در خدمت شما مردان الهي. سلام بر شما دلير مردان، روزي كه زاده شديد و روزي كه شهيد ميشويد.سلام بر خاك مقدسي كه قدمهاي مبارك شما بر آنجا نهاده شد و ازخونتان سيراب گشت؛ همچون خاك تشنه كربلا كه از خون اباعبداللهالحسين(ع) سيراب شد و دائماً ندا ميدهد: «اين زمين از خون حسين ويارانش بود كه مقدس و رستگار شد.» اي مردان، مردان سازنده مجد، عزت و كرامت امت، امت محمد بنعبدالله، امت علي و زهرا. و اي برپا دارندگان پرچم عزت و پيروزي و پرچم حقو عَلَمِ اسلام ناب محمدي. فجر با صوت گلولههاي شما، و صبح با نداي خونحسينيِ شما طلوع ميكند، و زمين از خون شما سيراب خواهد شد. نورانيت خورشيد، تلالوي شماست و زيبايي طبيعت از جمال وزيباييتان. سلام بر ارواح مطهرتان كه به سوي آسمان و ملكوت اعلي عروج ميكند. سلام بر ارواح مطهرتان كه همچون اهلبيت پيامبر، عاشق شهادتيد. اي برپا دارندگان مجد و پيروزي امت محمد و علي. اي حاملان پرچماسلام، بيرق اباالفضل العباس. اي پيروان حيدر، و اي فرزندان علي و حاملانذوالفقار. اي دلير مردان! به شما ميگويم كه راه ما طريق پر خطر و خار و خاشاكي است. پر است ازسختي و مشكلات. هيچ ناراحت و نگران نشويد و كم نياوريد كه شما برترينهستيد. از شما خواهش ميكنم بر آنچه خداوند متعال به امت ارزاني داشته وآن عمل صالح است، پايدار بمانيد و دين امت را زنده گردانيد، كه اين امت،دشمن اسرائيل و برپا دارندگان پرچم حق و درهم كوبندگان و خوار كنندگانپرچم ذلت، ننگ و ظلم و استكبار هستند. همچنان با روحيهاي عالي پيش برويد و همواره صالحانه راه را ادامهبدهيد و دشمنان غاصب و متجاوز را خوار گردانيد؛ دشمني كه به كوچك وبزرگ رحم نميكند. بر عمل جهادي و مبارزه خويش پايدار بمانيد كه با ايناعمال، روحيات شما بالا ميرود و معنويت و اخلاق را براي مردم، و صبر واستقامت را همچون كوهها برايشان به ارمغان ميآورد. برزميد و استوار باشيد و در قلههاي افتخار بر مواضع دشمنصهيونيستي هجوم ببريد. نكند قدرت سلاحشان شما را بترساند و مرعوبتانسازد؛ چرا كه شما سلاح «الله اكبر» داريد و قدرت ذوالفقار در كفتان است. از شما عزيزان ميخواهم كه با وجود تمامي مشكلات و سختيها، اينطريق الهي را ترك نكنيد و خدايي ناكرده با ديدن مصائب و مشكلات، از اينكار حسيني دوري بجوئيد. همگي شما برادران مجاهد را به صبر و بردباري سفارش ميكنم. شماخوب ميدانيد كه اگر شما سختي ميكشيد، همه برادرانتان اين درد راميكشند، پس دستهايتان را ملتمسانه رو به آسمان بالا بريد و فرياد زنيد:«يافاطمهالزهرا». اي برادران! با وجودي كه اين راه بسيار صعب و پر خطر است، ابداً آن را ترك نكنيد وهمواره از كودكان، پيران و همه مظلومان دفاع كنيد. به شما توصيه ميكنم،كه سخنان و كلام رهبر حزب الله را به خوبي گوش كرده و به آن عمل كنيد، واز تكليفي كه حضرت امام خامنهاي و دبير كل حزب الله لبنان جناب سيدحسن نصرالله بر دوشتان گذاشتهاند، به خوبي مراقبت و حمايت كنيد، كهاطاعت شما از آنان، اطاعت از امام حجت مهدي منتظر است. شما را به مداومت در عمل صالح و خالصانه براي خداوند سفارش ميكنمو اينكه با توسل به او يا ائمه اطهار مخصوصاً حضرت زهرا(س) به آن نزديكشويد. به شما سفارش ميكنم كه زيارت عاشورا، زيارت وارث و بعضي آياتخاص قرآن را هر روز و يا در حد توان خود بخوانيد و ثواب آن را به روح شهدابفرستيد، آناني كه دوستشان داشتيد و ياران اين راه بودند. آناني كه هيچگاهقلبهايمان فراموششان نخواهد كرد؛ حتي با گذر ايام و حتي اگر سختيها ودوران سياه بر شما فائق آيد. از شما خواهش دارم كه مرا حلال كنيد و عذر ميخواهم و التماس دارمكه در دعاهاي خويش، مرا فراموش نكنيد. ابوحسن سيد هادي نصرالله
+ نوشته شده در شنبه 7 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
فؤاد صادقي پانزده روز از آغاز حمله اسرائيل به لبنان ميگذرد و مقاومت گروهي از جوانان شيعه كه قلوبشان گرفتار نفس قدسي پير جماران شده، در حال رقم زدن حماسه جاويداني است؛ مقاومتي كه ارزش هر روز آن، بيش از ماهها و سالهاي مبارزه دولتهاي عربي با اسرائيل است؛ «ليله القدر خير من الف شهر». اما در اين ميان به نظر ميرسد، حزبالله تنها در جنوب لبنان و در برابر اسرائيل به نبرد نميپردازد و همزمان با دشمنان ديگري نيز در حال ستيز است كه مهمترين آنها، ارتجاع و جريانات سلفي و وهابي در عمق كشورهاي اسلامي است كه عمر اين جريان، معادل عمر انقلاب اسلامي است و آغاز آن به اواخر دهه 70 بازميگردد.
+ نوشته شده در شنبه 7 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
گاهی خاطرات از آدمها و شخصیتهای سیاسی برای خوانندگان مفید است. به مناسبت حوادث لبنان امروز چند جمله ای در مورد آقای محتشمی به عنوان مردهمیشه ی ماجراهای لبنان وفلسطین مینویسم: آقای محتشمی همیشه توجه ویژه ای به مسئله لبنان وفلسطین داشته است. شاید بدلیل آن که مدتی در سوریه سفیر بود و در همان ایام وبه کمک وی حرکت حزب الله شکل گرفت و جمعی از شیعیان به جای عضویت در حرکت امل که تنها تشکیلات سیاسی شیعی آن روز بود وازامام موسی صدر الهام میگرفت، در تشکیلات جدید حزب الله حضور پیدا کردند. آن روزها به محتشمی در محافل خصوصی موسس حزب الله میگفتند. در همین سالهای سفارت سوریه بود که یک روز محتشمی پاکت نامه ای دریافت میکند که ووقتی آنرا میگشاید با مواد منفجره روبرومبشود و در آن انفجار دو دستش تا مچ از بین میرود. وقتی سالها بعد که این در تلخ ترین حوادث لبنان حرکت امل وحزب الله درگیر حنگ مسلحانه شدند، نبیه بری رهبر حرکت امل که نمیخواست روابط خود را با امام خمینی به عنوان رهبری که هم حزب الله اورا قبول داشتند وهم امل به هم بزند، در همه سخنان و مصاحبه هایش به محتشمی به عنوان پشتیبان اصلی حرب الله حمله میکرد. محتشمی آن روزها وزیر کشور بود. بعد از مصالحه حزب الله و امل ووفات امام خمینی ، و ریاست آقای رفسنجانی که محتشمی به عنوان عنصر سیاسی طرفدار جریان چپ و عضو مجمع روحانیون مبارز مغضوب نسبی حکومت بود و حزب الله به رابطه با دست اندرکاران رسمی حکومت نیاز داشت، از نظر عاطفی قطغ ارتباط مسئولان حزب الله با مختشمی سخت بود. که بنوع کجدار ومریزی این دوران همچنان سپری میشود. آقای محتشمی در مسائل مختلف سیاسی داخلی و خارجی همیشه جزء جناح تندرو بوده است و شخصا علیرغم رفاقتی که داریم نتوانسته ام با خیلی از مواضع ایشان موافق باشم، اما این نکته غیر قابل انکار است که محتشمی همیشه مسئله اولش قضیه لبنان وفلسطین بوده است. در خیلی از جلسات مجمع که بخش نقل خبر میرسد همه از اقای محتشمی میپرسند که از لبنان وفلسطین چه خبر؟ این روزهاهم البته آقای محتشمی خیلی فعال شده است. آخرین اقدامش این است که میخواهد همه احزاب ایران، با گرایشهای مختلف را جمع کند تا در مورد لبنان وحمایت از حزب الله همایش در روز سه شنبه آینده برگزار کنند.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
تو ننگ عربی، سید حسن!
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
صدايي نيست... اما حروف و لغات بسرعت و پشت سر هم تايپ ميشوند.صدايي نيست... اما لغات از جواني گرم و خوش مشرب در آن سوي كامپيوتر خبر ميدهند.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
قرن بيستم اگرچه قرن جنگ هاى خونين بود ولى با تاسيس نهاد ملل متحد اين خوشبينى وجود داشت كه بشر به دنبال دو جنگ خونبار، از خشونت ها و بى رحمى هاى گذشته درس هاى آموزنده اى فرا گرفته باشد. با تاسيس ديوان كيفرى بين المللى نيز اين تصور وجود داشت كه، نفس وجود ديوانى كه جنايتكاران جنگى را محاكمه نمايد، عاملى بازدارنده در مقابل ارتكاب جنايات عظيم بشرى خواهد بود. متاسفانه امروزه در عصر تكنولوژى و حقوق بشر و زمانى كه بيش از هر زمان ديگرى سازمان ملل متحد مدعى است كه عزم خود را جزم نموده است كه حيثيت بشرى را ارتقا دهد، حيثيت انسانى به بدترين وجه ممكن در لبنان و مناطق اشغالى لگد كوب شده است. جالب آن كه نه كنوانسيون هاى ژنو به عنوان متعالى ترين و بزرگ ترين دستاوردهاى جامعه جهانى در زمينه حقوق بشردوستانه توانسته است جلوى اين جنايات را بگيرد و نه تاسيس ديوان كيفرى بين المللى در سركردگان رژيم اسرائيل نسبت به مسئوليت كيفرى اعمالشان، ايجاد هراس نموده است. در ذهن بسيارى صاحب نظران، سازمان ملل متحد كه حاصل توافق فاتحان جنگ جهانى دوم بوده است به سبب اعطاى امتيازات ترجيحى در حفظ صلح و امنيت بين المللى به فاتحان جنگ، ملاك سنجش عدالت را به اراده و منافع قدرت هاى بزرگ واگذار نموده است و به همين دليل است كه شوراى امنيت به جاى آن كه منافع برگرفته از خواست جمعى بشرى را ملاك قرار دهد، با منافع قدرت هاى بزرگ هدايت مى شود و در مقابل اين همه جنايت سكوت اختيار نموده است. پيام خاتمى آن است كه چرا تك تك اعضاى جامعه جهانى به تعهدات خود به عنوان عضو جامعه جهانى عمل نمى كنند و سكوت اختيار نموده اند؟ چرا بديهى ترين تعهدات خود را به فراموشى سپرده اند و چشم خود را بر جنايتى به اين وسعت بسته اند؟ بدون شك از منظر حقوق بين الملل آنچه در لبنان و مناطق اشغالى مى گذرد نقض فاحش قواعد آمره است. حقوق جنگ در معناى اعم و كنوانسيون هاى لاهه و ژنو در معناى اخص به شديد ترين وجه ممكن نقض شده است و حاكميت و تماميت ارضى لبنان ناديده گرفته شده است. جنايت اسرائيل در لبنان و فلسطين و اسطوره مقاومت افتخار آفرين مردمان اين دو سرزمين حقيقت هاى ناگفته و نانوشته اى را برملا مى سازد. اينك خاتمى از بيم عدم مسئوليت دولت ها و سازمان هاى مسئول جهانى فارغ از همه پروتكل هاى دست و پاگير متعارف، جنبش مدنى ويژه اى را آغاز مى كند، همت و غيرت انسانى و اسلامى خود را به كار مى بندد تا با دفاع از عناصر ارزشمند و پرفضيلت بشر امروز، آزادى، صلح، امنيت و مردم سالارى، وجدان هاى بيدار را مخاطب قرار دهد. خاتمى اينك رسالت مدنى يك شهروند جهانى را به محك تجربه آميخته و آموخته مى سازد. او با يادآورى همه حادثه دردناك بر رسالت متفكران، مصلحان و فيلسوفان تاكيد مى كند كه نسبت به كرامت و شرف انسانى توسط سلطه جهانى هتك شده بى تفاوت نباشند. خاتمى دغدغه يك شهروند جهانى را دارد و خودش را مسئول همه وقايع پيرامون خويش مى پندارد خواه در لباس يك دولتمرد و يا در رداى يك مصلح اجتماعى يا در كسوت يك روحانى روشن ضمير! خاتمى به بازگويى قرائت خود از ريشه هاى خشم انسانى امروز ياد مى كند و چيزى فراتر از بازگويى تعصبات دينى و قومى و ديرينه را كه مدار و محور انديشه نظام سلطه است براى خبرگان و صاحب نظران جهان تذكر مى دهد و ايشان را به حركت هاى روشنگرانه و روشنفكرانه دعوت مى كند. چرا كه جهان امروز دربند نظام سلطه، اسير گذشته اى كهن، متعصب مذهبى و متصف به ويژگى هاى متنوع و سئوال برانگيز شده است. سارتر- فيلسوف اگزيستانسياليست- كه به ارادى و اختيارى بودن آدمى باورى بزرگ دارد، معتقد است كه روشنفكر كسى است كه كار و حرفه اش «نقد كردن و به چالش كشيدن» كار دولتمردان و سياستمداران است و به همين روى نيز نمى تواند خود دولتمرد يا سياستمدار باشد. او روشنفكر را در قبال بشر و بشريت مسئول مى داند كه وظيفه اش دفاع از حمايت از «مظلومان» است، فارغ از مرزهاى سياسى و جغرافيايى، رنگ و نژاد و... هم اوست كه در جنگ جهانى دوم با آلمان نازى در جنگ است، پس از جنگ و به دنبال سفرى به شوروى از منتقدان حكومت استالين مى شود، در جنگ ويتنام به همراهى راسل دادگاه محاكمه آمريكا را برپا مى كند و در نشريه اش «زمان نو» مدافعات پاك نژاد ايرانى را چاپ مى كند و بيدادگاه هاى شاه را به چالش مى كشد و... رسالت همه مصلحان در اين است كه مخاطبان خود را تهييج كنند و احساسات آتشين ايشان را عليه حاكمان نادان برانگيزانند و نقد احساسات افراطى آنان را كنند و افسانه ذات يكپارچه صهيونيسم را به چالش بكشانند. خاتمى با نفوذ معنوى و فكرى در حلقه صاحب نظران ايران و جهان در پى رسالتى فراتاريخى براى روشنفكران جهان است چرا كه نهال هاى نوپاى دموكراسى را كه در دل جنبش هاى مقاومت خاورميانه شكل گرفته و فراتر از دستورالعمل هاى حاكمان و دولت هاى عرب به تجربه نشسته است را اينك در معرض نابودى مى بينند. امروز روح شناور صلح طلبى و عدالت خواهى به ذهن هر انسان فطن و فتنه به دور نهيب مى زند كه در برابر نسل سوزى مردم لبنان و فلسطين بى تفاوت نباشند. روح پيام خاتمى عبور از اعماق تلخ و سخت تاريخ است. او سخن از حقيقت امروز و بيم فرداى مردم اين سرزمين ها و امنيت و صلح مى دهد. جالب اينكه كشورهاى جامعه جهانى نه تنها از منظر پاسداشت وجدان جمعى بشرى متعهدند كه در مقابل جنايات انجام يافته واكنش نشان دهند بلكه به لحاظ حقوقى متعهدند كه به طرق مختلف در مقابل نقض گسترده حقوق بشردوستانه بين المللى بايستند. چنين تعهدى به روشنى در ماده ۱ مشترك كنوانسيون هاى ژنو ۱۹۴۹ و پروتكل الحاقى ۱۹۷۷ بيان شده است. اين ماده اعلام مى دارد كه دول معظم متعاهدند كه مفاد معاهدات ژنو را در هر شرايطى اجرا نموده و اجراى آن را تضمين نمايند. به عبارت ديگر در مواقع نقض قواعد بشردوستانه، دول ثالث مسئولند كه از طرق سياسى و حقوقى واكنش هاى لازم را نشان دهند. در همين كنوانسيون ها به عنوان كشورها متعهد شده اند كه مرتكبين نقض هاى فاحش كنوانسيون هاى ژنو را محاكمه نموده و يا مسترد نمايند و ارتكاب جنايات جنگى موجد صلاحيت جهانى است. حمله اسرائيل به لبنان مصداق كامل نقض حقوق جنگ است و بدون شك رهبران اسرائيل به سبب ارتكاب جنايات جنگى و جنايات بشردوستانه داراى مسئوليت كيفرى بوده و بايد در پيشگاه عدالت محاكمه شوند و اين تعهدى است كه بر دوش تك تك اعضاى جامعه جهانى است. با وجود اين تعهد گسترده و مسئوليت عظيمى كه برعهده جامعه جهانى و تك تك اعضاى آن قرار دارد لكن به سبب غلبه منطق قدرت در روابط بين الملل و پيوند منافع دولت ها با اين منطق، امروزه شاهد سكوت مرگبارى در جامعه جهانى نسبت به اين جنايات هستيم. اين جنگ و خونريزى بايد رهبران جهان را به اين نتيجه برساند كه تسلط يك فرهنگ بر ساير فرهنگ ها نه تنها ممكن نيست بلكه موجد بدبختى ها و خشونت ها و سرمنشاء تروريسم خواهد بود. بايد اين واقعيت را پذيرفت كه استراتژى تسلط يك فرهنگ بر ساير فرهنگ ها شكست خورده است و طرحى نو بايد درانداخت تا جهان را از خشونت رهانيد. امروز نداى صلح و گفت وگو در دنياى معاصر در اوج مهجورى و مشتاقى خود گرفتار آمده است و دلمشغولى آزاردهنده اى در انسان هاى فرهيخته نسبت به برخورد تمدن ها به عنوان يك مشغله ذهنى عمده درآمده است. پيام خاتمى پيام بزرگترى به همراه دارد. مى گويد قلب هاى جهان بايست در حسرت آزادى، عدالت و دموكراسى بتپد و از مشاهده آلام همنوعان به درد آيد و از انگيزه و دلبستگى يك رژيم متجاوز نسبت به تفوق بر جهان بيمناك باشد.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سرمربى تيم ملى فوتبال كشورمان از حضور حسين كعبى در تمرينات تيم ملى از روز شنبه خبر داد.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
شاخهي جوانان جبههي مشاركت ايران اسلامي براي تقدير از تشكيل جبههي دموكراسي و حقوق بشر، از سوي دكتر مصطفي معين، روز سهشنبه با وي ديدار كردندمصطفي معين طي سخناني به جمع حاضر گفت: شما چهار ويژگي داريد، جوان، دانشجو، اصلاحطلب و سازمانيافته هستيد که اين ويژگيها وقتي با هم جمع شوند، پتانسيل عظيمي را به وجود ميآورند كه ميتواند تحولساز باشد، اگر قدر خود را بدانيد و اگر دوستان باسابقهتر حزب مشاركت نيز قدر شما را بدانند، ميتوانيد منشاء اثرات مثبت و ديرپا باشيد.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سردار طلایی از مذاکره نیروی انتظامی با اعضای هیات مدیره و مسئولان مجتمع های مسکونی که اغلب به صورت دسته جمعی از ماهواره استفاده می کنند ، خبر داد.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
علی شکوهی اشاره: در سلسله مباحث مربوط به ولایت فقیه و خبرگان تاکنون به پنج پرسش زیر پرداختیم: 1 - رابطه ولایت فقیه و مردم 2 - ولایت فقیه، منصوب یا منتخب؟ 3 - آيا ولي فقيه منصوب، نيازمند گزينش خبرگان است؟ 4 - نظريه ولايت فقيه موجود در قانون اساسي، مؤيد نظريه نصب است يا نظريه انتخاب؟ 5 - مشروعيت خبرگان رهبري از كجا ناشي مي شود؟ اينك به پرسش ديگري در همين زمينه مي پردازيم: چرا انتخاب رهبر، مستقيم و بيواسطه نيست؟ مباني حكومت ديني با حكومت غير ديني با هم تفاوتهاي اساسي دارند. در حكومت غيرديني، همه جا سخن از «حق» مردم در ميان است اما در يك حكومت ديني، «حق» و «تكليف» با هم مطرحند و انسان ضمن برخورداري از يك دسته حقوق، مكلف است و بايد مطابق ارزشها و تعاليم ديني عمل كند. يكي از مسئوليتهاي انسان در انديشه اسلامي، تشكيل حكومت ديني و حاكم كردن صالحان در جامعه است. حضور صالحان در مقام تصميمگيري و زعامت جامعه، عزم سياسي اصلاح را بر جامعه حاكم ميكند و زمينه ايجاد اصلاحات مطلوب را فراهم ميسازد و مقدمه همه گونه تغييرات اجتماعي دیگر محسوب ميشود. به همين دليل، تشيع در اصول اعتقادي خود بر اصل امامت، تأكيد فراواني دارد و تحقق عيني و عملي بسياري از ارزشهاي ديني را در گرو عملي شدن اين اصل ميداند. ساختار حكومت ديني بايد به گونهاي طراحي شود كه راه سلطه اشرار و ناصالحان را مسدود كند و از به قدرت رسيدن صاحبان ثروت و قدرت طلبان و گردانندگان رسانههاي جمعي مردم فريب، جلوگيري به عمل آورد. گزينش رهبري در جامعه ما و در قانون اساسي به اين دليل به صورت غيرمستقيم انجام ميشود كه تضمين بيشتري براي تداوم امامت صالحان وجود داشته باشد. در واقع: 1 - انتخاب يا معرفي رهبري در جامعه اسلامي، يك امر تخصصي است و به حوزههاي عمومي تعلق ندارد. رهبر در جامعه اسلامي بايد واجد صلاحيتها و ويژگيهايي باشد كه تشخيص وجود آنها يك امر تخصصي است و از عهده هر فردي بر نميآيد لذا در مجلس خبرگان كساني گرد هم ميآيند كه به تشخيص واجدان افراد دارای صلاحيت رهبري و مقايسه آنها با يكديگر قادرند. البته اگر فرض ما اين باشد كه همه مردم به انجام چنين كاري، توانايي دارند در آن صورت سپردن امر انتخاب رهبر به همه مردم، كاري قابل دفاع است اما در وضعيت كنوني كه اكثر مردم به دليل فقدان صلاحيتهاي تخصصی لازم از انجام چنين كار خطيري عاجزند، انتخاب غيرمستقيم بر گزينش مستقيم ترجيح دارد. 2 - كساني كه ولي فقيه را منصوب ائمه(ع) و نقش صالحان و خبرگان امت را تنها «كشف» صالحترين فقيه براي ولايت و زعامت ميدانند، طبعاً انتخاب رهبر توسط عموم مردم را شيوهاي غلط تصور ميكنند بدين معنا كه مردم عادي به خاطر ناآشنايي با ملاكها و شاخصههاي ديني و نداشتن تخصص لازم، قادر به «كشف» فقيه منصوب نيستند. 3 - شكل انتخاب مستقيم، مسئله زعامت و رهبري را به بازيهاي سياسي روزمره ميكشاند و جنبه معنوي رهبري ديني را كاهش ميدهد. از طرفي چون مردم بايد از ميان واجدين شرائط، فردي را براي رهبري برگزينند، پيش از مردم بايد نهادي وجود داشته باشد كه صلاحيت اوليه دو يا چند فقيه را تأييد كند تا مردم از ميان آنها يك نفر را برگزينند. اين امر خودبخود كار گزينش رهبري را از حوزه عمومي به حوزه تخصصي ميبرد و به افراد خبره واگذار ميكند. اگر از ميان افرادي كه در مظان زعامت و ولايتند، فردي صالحتر و شايستهتر باشد طبعاً همان فرد بايد مسئوليت رهبري را بر عهده گيرد چون شرعاً آن فرد مكلف به پذيرش مسئوليت است و مردم هم با بودن چنين فردي حق گزينش ديگران را ندارند. در واقع انتخاب مستقيم مردم در جايي موضوعيت پيدا ميكند كه گزينش هر يك از طرفهاي مطرح، بلااشكال باشد، در حالي كه در انتخاب رهبري، اگر فرد صالحتري وجود داشته باشد، گزينش فرد صالح هم مجاز نيست. 4 - گزينش مستقيم رهبري، نظارت مستقيم بر رهبر را نيز طلب ميكند و اين نيز با توجه به تخصصي بودن امر نظارت، ناممكن است. در جوامع مبتني بر دمكراسي، آنكس كه قدرتي را ميدهد، هم نظارت ميكند و هم ميتواند قدرت را بگيرد و اگر انتخاب رهبري را با گزينش مستقيم مردم بدانيم - جدا از اشكالات مهم قبلي - اشكال فقدان نهاد نظارتي ظهور ميكند كه براي جبران آن، ناچاريم موقت بودن دوران رهبري را نيز بپذيريم و حوزه اقتدار وي را هم بر اساس خواست مردم تنظيم كنيم كه اين نيز به نوبه خود مسئله «ولايت» را به مقوله «وكالت» تبديل ميكند كه در جاي خود، خالي از اشكال نيست. البته ميتوان يك نهاد خاص را براي نظارت بر رهبري تعبيه كرد ولي سپردن امر نظارت به كساني كه رهبر را برنگزيدهاند، مشكلآفرين است و چه بسا نظر اين نهاد نظارتي با نظر عموم مردم در تعارض قرار گيرد. 5 - برگزاري يك انتخاب مستقيم در وضعيتي شدني است كه تعداد واجدان شرايط و داوطلبان رهبري در جامعه اسلامي متعدد باشند و چهرههاي فقهي و سياسي و مديريتي برجسته جامعه خود را كانديداي كسب قدرت كنند در حالي كه سنگيني اين مسئوليت و شرائط برجسته رهبر در جامعه اسلامي، افراد بسيار كمي را داوطلب چنين موقعيتي ميكند. در واقع رهبران صالح و شايسته نيز در پذيرش اين مسئوليت سنگين اجتماعي، با اكراه عمل ميكنند و پس از مراجعه مكرر خواص و مردم، حاضر به پذيرش اين امر ميشوند. با توجه به تخصصي بودن امر انتخاب رهبر و تقدم دائمي افراد اصلح بر ديگران، حفظ جنبههاي معنوي رهبري ديني و لزوم نظارت نهادينه و مستمر بر رهبري، انتخاب غيرمستقيم و با واسطه خبرگان، بهتر و صحيحتر از گزينش مستقيم به نظر می رسد و گزينش درست بر اساس ملاکهای دینی را بهتر تضمين ميكند.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
به دنبال دستگیری فردی که در یکی از استانها اقدام به تشکیل باند بزرگ فساد و فحشا کرده بود، ماموران اطلاعات فرماندهی انتظامی در بازرسی از منزل و محل کار او اسناد و مدارکی به دست آورده اند که از ارتباط رئیس سابق دادگستری استان مذکور و جمعی از معاونان او با نامبرده حکایت دارد.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
شكايتها عليه باشگاه پرسپوليس ادامه دارد.طبق اعلام هيأت منصفه، على انصاريان، رضا نيك نظـر، بهـروز رهبرى فرد و داود فنايى نيز به جمع شاكيان اضافه شدند كه اين پرونده ها در جريان رسيدگى است.اين در حالى است كه باشگاه پرسپوليس هنوز اقدامى در جهت رفع مشكل امامى فر و خان محمدى انجام نداده و گزارشى در اين خصوص به هيأت منصفه ارسال نشده است.گفتنى است رأى قبلى هيأت منصفه در مورد اين باشگاه همچنان به قوت خود باقى است
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
«عنصر زمان و مکان را بايد در اجتهاد دخالت داد. يعنی زمان و مکان سبب تغيير اجتهادات میشود.»
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محمدعلی ابطحی در سایت شخصی خود نوشت: دیشب، به مناسبت شب اول رجب و تولد امام باقر(ع) آقای جهانگیری وزیر سابق صنایع که از مدیران پر تجربه ی کشوراست وقبلا هم نماینده ی جیرفت بودواستاندار اصفهان، برای مراسم عروسی فرزندش دعوت کرده بود. برای آقایان که مجلس وعروسی و جلسه کاری و ختم از نظر شکلی فرقی نمیکند. همه مینشینند و اگر پابدهد از یک موضوعی حرف میزنند و گعده میکنند تا انان را برای شام دعوت نمایند. با عروسی هایی که خیلی شماها میروید فرق اساسی دارد.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
ديروز 3 نامه از 3 مقام ايراني به صندوق پستي ديپلماسي مكاتبهاي گسيل شد. گرچه گرانيگاه موضوعي هر سه نامه تشديد بحران در خاورميانه و گسترش دامنهدرگيريها بين اسرائيل و حزبا... بود اما تفاوت نقش و جايگاه نگارندگانش بالتبع تغيير در مخاطبگزيني را به همراه داشت. سيدمحمد خاتمي، اكبر هاشميرفسنجاني و غلامعلي حدادعادل به فراخور جايگاه خود در سلسلهمراتب حكومتي و هرم قدرت و تيپولوژي شخصي نامههايي را به ترتيب خطاب به رهبران و شخصيتهاي غيردولتي جهان، پادشاه عربستان و روساي مجالس جهان نوشتند. وجهه فرهنگي خاتمي مخاطبيني از چهرههايي با صبغه ديني و سابقه فرهنگي برگزيد؛ دوستي و مراودت هاشميرفسنجاني و ملكعبدا... پادشاه عربستان سعودي و روابط ممتاز تهران - رياض همسنخي جز شاه اصلاحطلب و تعاملگراي جده نمييافت و حدادعادل هم همتايان پارلمانياش را به همفكري و همگرايي فراخواند. اينكه اين ديپلماسي مكاتبهاي واجد چه ميزان اثربخشي در فروكاهش آتشتنش است و داراي چه بردي در افكار عمومي بينالمللي خواهد بود و چه پاسخي خواهد طلبيد سوالاتي است كه در عرض يك كنش ديپلماتيك خودنمايي ميكند،همچنان كه نامههاي محمود احمدينژاد به سران آمريكا و آلمان هم فارغ از پيكان تيز اين سوالات نبود. اما اقدام همزمان اين 3 مقام ايراني گوياي شروع فصلي تازه در ديپلماسي مديريت بحران است. در نگاه اول ترافيك رايزنيها و تحركات ديپلماتيك مقامات تهران بهوضوح جايگاه موثر قطعه ايران در پازل خاورميانه را به اثبات ميرساند.شاهبيت نامههاي هر 3 شخصيت جلوگيري از افزايش دامنه قربانيان خشونت، استفاده از ظرفيتهاي منطقهاي و فرامنطقهاي براي توقف حملات نظامي و تاكيد بر وجود يك طرح پشتپرده از سوي اسرائيل و آمريكا در منطقه است. در ميان 3 نامه اين 3 مقام، نامه سيدمحمد خاتمي داراي تأمل و تفكر بيشتري است. در ميان مخاطبين نامه خاتمي علاوه بر چهرههاي مطرح بينالمللي فكري - فرهنگي و مذهبي، كوفيعنان دبيركل سازمان ملل متحد و خاوير سولانا مسوول سياست خارجي اتحاديه اروپا به چشم ميخورند. دو چهره اجرايي - سياسي كه ميزان اثربخشي و برد دامنه اقداماتشان فراتر از دبيران كل سازمان كنفرانس اسلامي و اتحاديه عرب است. رئيسجمهور پيشين ايران كه در حال حاضر هيچ سمت حكومتي را عهدهدار نيست بر محوري پاي گذاشته كه به آن <ديپلماسي نرم> نام مينهند. وي كوشيد دايره مخاطبيني فراتر از كنشگران اجرايي بيابد و مجوزدهندگان اخلاقي - فكري افراد بينالمللي را به صحنه بكشاند. در اينكه در ايران رسم نيست از چهرهها و مقامات سابق براي انجام ماموريتهاي مهم فرامرزي بهرهگيري شود جاي بسي تأسف است. در ايالات متحده آمريكا جيمي كارتر و بيل كلينتون روسايجمهور پيشين و در اروپا وزراي خارجه سابق كشورهاي قاره سبز به فراخور حوزه علايق و حيطه ضرورتها عهدهدار برخي ماموريتهاي صلحجويانه وآزاديخواهانه ميشوند. بهرهگيري از پتانسيل چهرههاي موجه و مجرب در حل بحرانهاي انساني و مناقشات ضدبشري گواه استفاده از گنجينههاي تجارب مقامات سابق و پيريزي ديپلماسي <سياست صلح> و <سفيران آشتي> است. به هر روي اگر خاتمي نه از روي درخواست فعالان دولت و قدرت كه بنا بر صبغه فرهنگي و سابقه وجهه خود مبتكر نگارش اين نامه شده نشان ميدهد ديپلماسي غيرحكومتي يا سياست <گفتوگو از طريق مجاري غيررسمي> راه خود را در شاهراه رفتوآمدهاي ديپلماتيك گشوده است. روي ديگر سكه ابتكار نامهنگاري غيردولتي، حلوفصل مناقشات پيچيده نظامي - سياسي به وسيله زبان گفتوگو و از طريق مجاري اخلاقي است. حال اگر مراودات ديرينه رفسنجاني - ملكعبدا... و جايگاه فرهنگي خاتمي در محافل بينالمللي ميتواند گرهگشا باشد پس بهرهگيري از اين ظرفيت ديپلماسي رسمي دولتي را كارآمدتر و اهرمهاي اثرگذاري بر ميدان معادلات را قويتر ميكند. تجربه فعلي، ديپلماسي مدني - غيرحكومتي را به محك آزمون ميگذارد.
+ نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
.
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دكتر ثريا مكنون پس از گذشت 27 سال از انقلاب اسلامي، هنوز موضوع رعايت حجاب به عنوان معضلي در برنامههاي اوليه قرار داشته و آزمودن روشهاي گوناگون (تشويق، تنبيه، اخطارو ...) در برابر جذابيتهاي مادي غرب نتوانپس از گذشت 27 سال از انقلاب اسلامي، هنوز موضوع رعايت حجاب به عنوان معضلي در برنامههاي اوليه قرار داشته و آزمودن روشهاي گوناگون (تشويق، تنبيه، اخطارو ...) در برابر جذابيتهاي مادي غرب نتوانسته است، چندان موفقيتي در گسترش فرهنگ حجاب به دست آورد. پيشنهادها براي رفع شبهات و حل ريشهاي مسائل ديني در جامعه، بيشتر مقطعي و موضعي بوده و برنامهريزي كه ابزار اصلي تغيير وضعيت جامعه در موضوعات گوناگون، از جمله حجاب است، در اولويتهاي پاياني قرار دارد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حالي كه هفته آينده و در سالروز مراسم تنفيذ رياستجمهوري، نخستين سال مسئوليت دكتر احمدينژاد سپري ميشود، به رغم نقاط قوت فراوان دولت وي، برخي از نزديكان موجب دلگيري طيفي از اصولگرايان از وي شدهاند.به گزارش «بازتاب»، بيشتر گلايههاي طيفي از اصولگرايان از عملكرد يك ساله دولت نهم، مربوط به چهار نفر از اطرافيان رئيسجمهوري ميشود كه به نظر آنان، در صورت تجديدنظر در ميدان دادن به آنها، شتاب حركت دولت در آينده به صورت جدي تقويت مي شود.از نظر طيف مذكور اين چهار نفر كه شامل مجتبي هاشمي ثمره مشاور ارشد، علي سعيدلو معاون اجرايي، زريبافان دبير هيأت دولت و رحيممشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي است، با وجود آنكه داراي سابقه ارزشي، انقلابي چنداني نيستند، موجب شكاف و جدايي و نيز دلگيري بسياري از چهرههاي انقلابي و اصولگرا از دولت شدهاند.اين در حالي است كه روحيات شخصي رئيسجمهور، بر گرايش و حمايت جدي از نيروهاي انقلابي و ارزشي و استفاده از آنها تأكيد دارد واين شرايط موجب بروز پارادوكس بين ديدگاه رييس جمهور و عملكرد گروه مذكور شده است.نقش هاشمي ثمره و زريبافان در انتصابات جناحي و فاميلي، نقش علي سعيدلو در سازماندهي نادرست و نداشتن توجه جدي به برنامههاي رئيسجمهور در عملكرد و نقش رحيممشايي در پيگيري سياستهاي نامناسب فرهنگي مانند ورود زنان به ورزشگاهها كه موجب تذكر جدي مراجع تقليد به رئيسجمهور شد، از اين جمله است.در اين حال با توجه به آنكه توافق رئيسجمهور با همه منصوبان وي، مشروط به عملكرد آنان بوده است، توسعه ارتباطات دكتر احمدينژاد با اين طيف از اصولگرايان و آگاهي از ريشه ها و انگيزه هاي آنان كه آيا در صدد تقويت دولت مي باشند يا به دنبال حذف اين چهار نفر و جايگزيني چهره هاي نزديك به خود هستند، وفاداري دكتر احمدينژاد به آرمانها و برنامههايي كه با استقبال قاطع مردم در انتخابات سوم تير روبهرو شد، نشان خواهد داد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سكوت نسبي و عدم اقدام عملي مراجع تقليد در دفاع از شيعيان مظلوم لبنان، اين پرسش را ايجاد ميكند كه آيا اهميت قتل عام شيعيان، كمتر از ورود زنان به ورزشگاههاست كه با واكنش و فتواي گسترده مراجع قم روبهرو شد؟
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رسول جعفريان نهضت مشروطه در سال 1324 ق / 1385 ش به وقوع پيوست و فرمان مشروطه روز نيمه شعبان آن سال صادر گرديد، اما براي اين که با جشن نيمه شعبان درآميخته نشود، روشنفکران مشروطه خواه، روز 14 مرداد را به عنوان سالروز صدور فرمان مشروطه اعلام کردند تا جشن مستقلي براي آن برگزار کنند و جنبه ملي آن حفظ شود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محمد منتظری بسم الله الرحمن الرحیم موضوعی که باید راجع به آن صحبت کنیم مسئله نهضت های آزادی بخش است. در این مورد ابتدا، اصولی را به عنوان مسائل اولیه بحث می کنیم، بعد راجع به مسائل جزئی تر بحث می کنیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سيد محمد خاتمي رييس موسسه بينالمللي گفتگوي فرهنگها و تمدنها در نامه سرگشادهاي به رهبران وشخصيتهاي بينالمللي از آنها براي براي تلاش مشترك در پايان دادن به فجايع خاورميانه و لبنان استمداد طلبيد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سيد "حسن نصرالله" دبيركل حزبالله لبنان گفت: جنگ زميني رژيم صهيونيستي و ورود اين رژيم به خاك لبنان مانع موشك باران شمال "اسراييل" نخواهد شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
عباس عبدي اين روزها و بعد از آزادي از زندان نه تنها صراحت خويش را کنار ننهاده ، بلکه طنز را نيز چاشني سخنان تند و تيز خويش کرده است. عضو هيات موسس جبهه مشارکت و نويسنده سه بيانيه هاي اين حزب در کنگره هاي اول تا سوم، روزنامه نگار و عضو شوراي سردبيري روزنامه هايي چون سلام ، نه به راه گنجي معتقد است و نه به راه اصلاح طلبان. او معتقد به در پيش گرفتن راه عباس عبدي است! عباس عبدي که امروز حتي از نقد حرکات اخير دوست و يار قديمي خويش، اکبر گنجي نيز ابايي ندارد و با صراحت به او مي تازد و راهبرد وي را بي نتيجه مي داند. آقاي عبدي شما حرکات اخير آقاي گنجي را چطور ارزيابي مي کنيد؟ فکر مي کنيد اتفاقي مي افتد؟ مگر اقاي گنجي حرکت خاصي انجام داده اند؟ خب ايشان و برخي افراد ديگر خواسته اند غذا نخورند و گرسنگي بکشند به من چه ربطي دارد؟ به هر حال اين مساله را شروع يک حرکت بزرگ تر مي دانند. چه حرکت خاصي مي خواهد انجام دهد که مثلا وضع ما تغيير کند. وضع همين طور که هست مي ماند. يعني استراتژي هايي که اعلام کرده اند مثل نافرماني مدني و عدم مشروعيت رژيم سلطاني و مبارزه براي تغيير حکومت در عين مخالفت با جنگ را غيرممکن ارزيابي مي کنيد؟ اولا که اين ها استراژتي هستند و نه استراتژي! ضمن اينکه اگر حکومتي اجازه چنين کارهايي را مي داد که ديگر کسي با آن حکومت مشکلي نداشت و بيکار هم نبود که دست به چنين اعمالي بزند. از طرف ديگر چنين حرکات و تجمعي خواه ناخواه باعث ايجاد خشونت مي شوند؛ مردم ايران هم به هيچ وجه خشونت را نمي پسندند و آن را تاب نمي آورند. حالا شما فکر مي کنيد بعد از برگشتن آقاي گنجي ايشان مي توانند در ايران نيز آزادي عمل داشته باشند و حرکات خويش را ادامه دهند يا اينکه باز هم از سوي حکومت دچار محدوديت خواهند شد؟ ببينيد اصلا حرکتي انجام نگرفته است. مثلا با جمع هاي 150 تا 200 نفري که جمع شده اند چه کاري مي شود کرد؟ حداکثر مي شود يک کوچه بن بست در تهران را تصرف کرد. پس شما اعمال آقاي گنجي را بي فايده مي دانيد؟ بله. اصلا با اين چيزها که نمي شود کاري کرد و راهي را به پيش رفت. آقاي عبدي، در مورد اصلاح طلبان چه فکر مي کنيد؟ آيا آنها مي توانند کاري را پيش ببرند؟ مگر اصلاح طلبان هم اعلام کرده اند که مي خواهند کاري کنند؟ بله، همان ادامه استراتژي سياست ورزي. اينکه سياست ورزي نيست. اين خفت ورزي ايست. عين همان هايي که اسم فقرا را مي گذاشتند گنج علي و اسم کور را مي گذاشتند عين علي. به اينکه سياست ورزي نمي گويند. پس چه بايد بکنند؟ ببينيد. اينها همه گاف داده اند. حالا بايد بنشينند اول گذشته را نقد کنند. ببينند قبلا چه کارهايي انجام داده اند. اگر اين کار را با صداقت انجام دادند؛ بعدا مي توان گفت مشغول انجام دادن کاري هستند. فکر مي کنيد مثلا تغيير دبيرکل مشارکت باعث ايجاد تحول خاصي در بين اصلاح طلبان مي شود؟ نه. اصلا اينها کاري نمي کنند. فقط مي گويند ما کار مي کنيم. با حلوا حلوا گفتن که دهان شيرين نمي شود. بايد واقعا دنبال کار رفت. اما اينها هيچ کاري انجام نمي دهند و مدعي اند. نميشود که منتظر ماند که چيزي از اسمان براي آدم برسد. مثل علي دايي که در زمين راه مي رفت و منتظر توپ بود. الان وضعيت اصلاح طلبان اين گونه است. يعني اصلاح طلبان چه کار کنند آقاي عبدي؟ هيچي. کاري نمي شود کرد. بايد بروند در خانه بنشينند. يا اينکه در خيابان راه بروند. همين؟ بله فقط همين. الان کار درست را آقاي احمدي نژاد مي کند. او دارد کار انجام مي دهد و مملکت را به جايي مي رساند که ديگر کاري نمي شود برايش کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
جمعی از مردم سیستان طی نامه ای خطاب به دکتر لنکرانی وزیر بهداشت، از عدم رسیدگی ایشان به شکایت مردم سیستان از یک بیمارستان زابل که منجر به شهادت دو نفر شده است، انتقاد کرده اند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
امير محبيان زوى بارل از تحليلگران شناخته شده روزنامه صهيونيستى هاآرتص در پاسخ به پرسش يکى از خوانندگان آن روزنامه مبنى بر اين که “آيا اسرائيل مىتواند در اين جنگ پيروز شود؟” پاسخ داده است: “پيروزى در جنگ مبتنى بر اهداف تعريف شده در جنگ ، معنا دارد. اگر هدف اين جنگ نابودى حزبالله باشد پس پيروزى دستنايافتنى خواهد بود؛ اگر هدف بازپسگيرى سربازان دستگير شده باشد اين کار با مذاکره امکانپذير بود و نيازى به جنگ نداشتيم؛ و اگر هدف رسيدن و ايجاد منطقه اى خنثى و بيطرف يا غير نظامى شده مابين اسرائيل و لبنان باشد، ما نيازمند طرف قدرتمند لبنانى هستيم که فعلا وجود ندارد.” زوى بارل در همين حال در مقالهاى ديگر که در همين روزنامه منتشر ساخته است پيرامون بحران ميان رژيم صهيونيستى و لبنان معتقد است:” در حال حاضر دو راهکار روى ميز است؛ نخست پيشنهاد آمريکاييان است که خواهان عقب کشيدن آشکار نيروهاى نظامى حزبالله از جنوب لبنان قبل از آتش بس مشروط به تعهد لبنان به گسترش ارتش خويش (به آن مناطق) است.اين مرحله در ادامه مکانيزمى بينالمللى را پديد خواهد آورد که قطعنامه 1559 شوراى امنيت را اجرايى نمايد که خلع سلاح حزبالله در آن ملحوظ شده ،اين پيشنهاد از سوى لبنانىها غير واقعى تلقى شده است (اين پيشنهاد آمريکا عملا باشکست مواجه شد و آمريکا مجبور شد تقدم آتش بس را بپذيرد.) دومين راهکار آنست که ابتدا آتش بس غير مشروط فورى برقرار شود سپس قطعنامه 1559 منوط به گفتگوهاى ميان احزاب لبنانى و اراده اسرائيل براى عقب نشينى از مزارع شبعا به اجرا درآيد. فرانسه در حال حاضر از اين گزينه دفاع مىکند.” شرايط و مطالعه آنچه که در گزينه هاى طرح شده در تحليل اسرائيلىها عنوان شده است چند نکته مهم را گوشزد مىکند. 1- هدف نهايى اسرائيل آنست که به هر قيمت (از آن جايى که حذف حزبالله را ناممکن مىداند) به تضعيف حزبالله دست زند و براى همين منظور مىکوشد در تمامى گزينههاى ممکن اجراى خلع سلاح حزب الله را با اتکاء به قطعنامه 1559 بگنجاند. 2- ايجاد منطقه حايل که يا نيروهاى ناتو يا سازمان ملل يا ارتش لبنان در آن مستقر شوند و اسرائيل را از بخش شمالى آسوده خاطر نمايند. 3- مشکل فعلى اسرائيل آنست که براى حذف حزبالله شريکهاى کارى قدرتمندى را درون دولت و عرصه سياست لبنان نياز دارد.اکنون فضا به گونهاى است که عملا افراد همسو با سياستهاى اسرائيل جرات عمل ندارند ولى خطر فعال شدن آنها وجود دارد. اين افراد و گروههاى فرصت طلب که از قدرتمند شدن حزب الله مىهراسند ممکن است پس از پايان آتشبس و يا حضور رايس فعال شوند ، بايد خطرآنها را دستکم نگرفت. 4-تصوير شکست ناپذير اسرائيل طى روزهاى اخير شديدا توسط حزب الله در هم شکسته شده است. بعيد نيست رژيم صهيونيستى براى احياء تصوير موهوم خود در آخرين لحظات پيش از آتش بس بکوشد ضربهاى سنگين را به حزب الله وارد نمايد. اتفاقا اين کارى است که حزب الله بايد انجام دهد؛ وارد آوردن يک ضربه سنگين به رژيم صهيونيستى پيش از هرگونه آتش بس احتمالي. در پايان ذکر اين نکته ضرورى است که حزب الله با مقاومت خود بستر بسيار مناسبى را براى مذاکرات و کسب امتيازهاى کليدى بهوجود آورده است نبايد گذاشت سياست بازان در فاز جديد دستاوردهاى حزب الله رامحل چانهزنىهاى فر صت طلبانه قرار دهند
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
استاندار تهران با اشاره به برخي انتقادات مطرح شده به جشنواره «زنان سرزمين من»، با نادرست خواندن اين انتقادات گفت: اگر افرادي رنگ بخصوصي از مانتوهاي معرفي شده در جشنواره را تحريك كننده اعلام كرده اند، بهتر است خود را اصلاح كنند تا با هر رنگي تحريك نشوند! كامران دانشجو در جلسه شوراي برنامه ريزي و توسعه استان تهران ضمن تقدير از تلاشهاي دست اندركاران جشنواره مذكور، رعايت حدود شرعي و تنوع در پوشش را از ديگر ملاكهاي طرحهاي ارايه شده در جشنواره بيان كرد و با بيان اين كه ديكته نوشته نشده، ايرادي ندارد و ايراد را بايد از كساني گرفت كه مشق و ديكته اي نمي نويسند، خاطرنشان كرد: ما انتقادات را براي بهينه كردن كار مؤثر و مفيد مي دانيم!استاندار تهران باگفت: در برگزاري اين جشنواره تمام دغدغه مسئولان برگزاري داشتن دغدغه دين،حفظ حجاب اسلامي و رعايت حدود شرعي و همچنين تنوع در پوشش بود. دانشجو افزود: براي اين منظور دبيرخانه جشنواره بطور دائم براي دريافت انتقادات،نظرات و پيشهادات نقاط قوت و ضعف آمادهاست تاگامبعدي را مطمئنتر و با حفظ بيشتر حدود شرعي بردارد. وي گفت:انگيزه برگزاري اين جشنواره دغدغه دين و فرهنگ در جامعه بوده و انتقادات در راستاي بهينه كردن كار موثر است .
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
وحید کاظم زاده قاضی جهانی حملات و تجاوزات رژیم صهیونیستی به خاک فلسطین و لبنان به بهانه به اسارت گرفته شدن یک سرباز اسرائیلی توسط حماس و دو سرباز دیگر توسط حزب الله لبنان ، لزوم وجود اهرم فشاری در لبنان همچون حزب الله به رهبری سید حسن نصر الله را صد چندان نمود.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
تلاش كنيم به دور از هرگونه ايدئولوژى پردازى فقط چند «واقعه»را مرور كنيم: ۱- سازمان نظاره گر حقوق بشر در گزارش ۵۴ صفحه اى جديدى كه روز ۲۳ ژوئيه ۲۰۰۶ (اول مرداد ۸۵) به انتشار رسانده است (لوموند ۲۳/۷/۲۰۰۶) با استناد به شواهد متعددى كه در عراق به دست آمده، نشان مى دهد كه شكنجه زندانيان عراقى پس از ماجراى زندان ابوغريب در سال ۲۰۰۴ و تا امروز همچنان به صورت سيستماتيك ادامه يافته است. جان سيفتون گزارشگر اين سند، شواهد خود را اظهارات سربازان آمريكايى و قربانيان مختلفى اعلام مى كند كه ظاهراً نشان مى دهند شكنجه به يكى از فرآيندهاى عادى بازجويى در عراق تبديل شده و اين درحالى است كه جورج بوش در ماه مه ۲۰۰۶ اعلام كرده بود كه بزرگترين اشتباه آمريكا در عراق شكنجه زندانيان ابوغريب بوده است. ۲- روزنامه گاردين در شماره ۴ آوريل ۲۰۰۶ خود در گزارش مبسوطى نشان مى دهد كه سقوط ارزش هاى دموكراتيك در جامعه آمريكا به مرزهايى باور نكردنى رسيده كه حتى از دوره مك كارتيسم در سال هاى دهه ۱۹۵۰ نيز بدتر است: يك اتحاديه دانشجويى، به دانشجويان جايزه اى صد دلارى مى دهد كه سخنان اساتيد «چپ» و ضدآمريكايى را در كلاس ها ضبط كنند و در اختيار رسانه ها بگذارند. اندرو جونز از رهبران اين اتحاديه خود وب سايتى باز كرده و در آن فهرستى از اين اساتيد را به نمايش مى گذارد كه اغلب پس از «افشا» شدن مورد تعرض پليس محلى و اشخاص ناشناس قرار مى گيرند. يك استاد دانشگاه راست گرا با نام ديويد هوروويتز از دانشجويان خواسته است دست به ثبت تمام «اظهارات مشكوك» بزنند و خود نيز سايتى با نام (discoverthenetworks.org) گشوده كه در آن تعداد بى شمارى از شخصيت هاى آمريكايى افشا شده اند و در طيفى از «چپ هاى احساساتى» (كسانى نظير هنرپيشگان باربارا استرايسند، جرج كلونى، مارتين شين) «چپ هاى معتدل»( بيل كلينتون) «چپى ها» (ادوارد كندى، هيلارى كلينتون، جسى جكسون) «چپ هاى ضد آمريكايى راديكال» (نوام چامسكى، مايكل مور، جين فوندا) و سرانجام «چپ هاى راديكال توتاليتر» (رمزى كلارك، لوئيس فراخان، آنجلا ديويس) طبقه بندى شده اند و براى هركدام پرونده هاى قطور تشكيل داده شده است. هوروويتز در پى به تصويب رساندن قوانينى جديد براى جلوگيرى از «تبليغات ايدئولوژيك» در دانشگاه هاى آمريكا است. ۳- دولت اسرائيل زير حمايت مستقيم و پيوسته دولت بوش به صورت سيستماتيك يك سياست آپارتايد داخلى را عليه بخشى از شهروندان خود اعمال مى كند و در سطح بين المللى نيز بيش از ۵۰ سال است خود را در يك موقعيت فراقانونى قرار داده است. اين دولت در آخرين اقدام خود به بهانه چند حمله موشكى و به اسارت گرفته شدن دو سرباز، در حال نابود كردن كامل يك كشور زير بمب هاى خود است در حالى كه جامعه بين المللى با خونسردى و بى عملى ناظر اين جريان است: بسيارى از مردم لبنان امروز در كوه ها زندگى مى كنند تا شايد از امواج بمباران گريزى بيابند. ۴- در افغانستان موقعيت اشغال و جنگ داخلى همچنان ادامه دارد. طالبان در بسيارى از نقاط بار ديگر به قدرت رسيده و تعارض هاى خود را به صورت روزمره ادامه مى دهد و آمريكا صرفاً در پى حفظ نقاطى كليدى براى استراتژى نظامى خود است. ۵- انفجارها و قتل عام مردم بيگناه در عراق از فرط تكرار به حوادثى «پيش پا افتاده » بدل شده است و آنچه قرار بود مدلى براى دموكراسى خاورميانه باشد، در واقع چيزى جز يك جنگ درازمدت داخلى نيست كه همچون هر جنگى داخلى به برادركشى و بى رحمى هاى غير قابل تصورى دامن زده و زندگى روزمره را در اين كشور در چشم اندازى نامعلوم به يك جهنم واقعى براى ساكنانش بدل كرده است. ۶- ما امروز در مردادماه هستيم و اين ماه براى همه ايرانيان خاطره يك كودتا را به همراه دارد كه روندى دموكراتيك را متوقف كرد و جامعه ايرانى را وارد دورانى طولانى از خشونت و ديكتاتورى كرد. و اين تنها يكى از كودتاهاى متعددى بوده كه در طول ۵۰ سال گذشته به وسيله ايالات متحده به انجام رسيده است. در طول اين ۵۰ سال تقريباً هيچ سالى نبوده است كه اين كشور درگير تعداد بى شمارى عمليات نظامى در سراسر جهان نباشد و همين امر بودجه نظامى آن را كه برابر با بودجه كل كشورهاى ديگر جهان است، توجيه مى كند: افزايش قدرت نظامى آمريكا تا به حدى پيش رفته است كه هرگونه مقابله نظامى را به صورت متقارن با آن ناممكن كرده و اين امر مستقيماً توجيه كننده سوق يافتن تروريسم بين المللى به سمت برنامه ريزى هاى نامتقارن و هدف گرفتن هدف هاى غيرنظامى با پيامدهاى نامعلوم و هر روز خطرناك تر است كه جهان را براى تمام ساكنانش هر روز ناامن تر مى كند. ۷- آمريكا مقروض ترين كشور جهان است و اين قرض البته به پول ملى خود اين كشور است كه نه تنها كل اقتصاد جهانى را در معرض تمامى تهديدهايى قرار مى دهد كه متوجه اقتصاد آمريكا شود، بلكه براى تداوم يافتن آن نياز به تداوم ابرقدرتى نظامى اين كشور وجود دارد. آمريكا با داشتن جمعيتى حدود يك بيستم جمعيت جهان، به تنهايى مصرف كننده يك چهارم كل انرژى دنيا است و براى تامين اين انرژى نياز عظيمى به منابع بيرونى دارد كه عمده آنها در منطقه خاورميانه متمركز هستند. در پايان تنها يك پرسش: در چنين شرايطى و با چنين كارنامه اى آيا دل بستن به برنامه «خاورميانه دموكراتيك» به محوريت سازمانى و فكرى و با هدايت آمريكا آيا سرابى نيست كه بايد هر چه زودتر از آن خارج شد و آيا وظيفه و رسالت روشنفكران براى افسون زدايى از اين سراب، بيش از ديگران نيست؟ سكوت و بى عملى در برابر آنچه امروز در خاورميانه مى گذرد و دل بستن به «روياى آمريكايى» در اين موقعيت آيا مى تواند معنايى جز يك خودكشى سياسى داشته باشد؟ دكترناصر فكوهى
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اين سركار خانم فاطمه رجبي (همان عيال آقاي الهام خودمان!) يكي از آن هواداران سرسخت آقاي احمدينژاد است و آنقدر در اين كار ثابتقدم كه احتمالا تا شعاع يك كيلومتري ايشان، كسي جرأت نميكند بگويد كه بالا چشم آقاي احمدينژاد ابروست. (بدبختي ما را ميبينيد؟ حالا اگر بگوييم بالاي چشم آقاي احمدينژاد ابرو نيست يا ابروهاي كمپشتي است، يك عده ديگر به دل ميگيرند و ميگويند ما با شكل و شمايل رئيسجمهور شوخي كردهايم!).
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
يك ساعت و نيم جلسه غيرعلني با حضور وزير اقتصاد و رئيس كل بانك مركزي هم نتوانست نمايندگان مجلس شوراي اسلامي را در مورد گرانيهاي اخير قانع كند، ظاهرا نمايندگان بنا ندارند بپذيرند گرانيهاي اخير ساخته و پرداخته رسانهها و جوسازي منتقدان بوده است، آنها حتي نتوانستند به خود بقبولانند كه فقط يك نفر توانسته است موجي از گرانيها را ايجاد كند. به نظر ميرسد دولت نهم و فرماندهان اقتصادي آن بايد به دنبال توجيهات تازهاي براي گراني باشند، هرچند كه كارشناسان اقتصادي مستقل، پيش از اين براساس اصول علم اقتصاد پيشبيني ميكردند كه چنين اتفاقي گريبان اقتصاد را سخت بگيرد. آنها در هشدارهاي شفاهي و كتبي خود، كه البته هرگز پاسخي درخور نيافت، به راهكارهاي گريز از اين بحران نيز اشاراتي كرده بودند كه دولتمردان ترجيح دادند بدون توسل به اين اصول علمي آن كنند كه خود ميخواستند و شايد امروز بهترين توصيف براي دولتمرداني كه به جلسات غيرعلني مجلس دعوت ميشوند تا درباره گرانيها توضيح دهند اين باشد كه خود كرده را تدبير نيست.حالا ديگر بايد دولت نهم بپذيرد كه بهرغم تمام شعارهايي كه در حوزه اقتصاد سر داده است به استناد آمار، شواهد عيني و واقعيتهاي موجود اقتصادي نتوانسته است اوضاع معيشتي مردم را بهبود بخشد و حتي با زير پا گذاشتن تمام تجربههاي بشري در حوزه اقتصاد به مخمصهاي در افتاده است كه بازگشت به اصول علم اقتصاد چاره آن است.استيصال در پاسخگويي در جلسهاي يك ساعت و نيمه ميتواند اين دستاورد را براي دولتمردان به همراه داشته باشد كه از اين پس حداقل در حوزه اقتصاد به صداهاي متكثر در جامعه نيز گوش فرادهند و با راهكارهاي مندرآوردي و توسل به مكانيسمهاي جواب پس داده به وضعي دچار نشوند كه نتيجه آن زيان ملي براي جامعه بزرگ ايران باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حجتالاسلام و المسلمين جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! شما خود يك روحاني انديشمند بوده و با روحيات حوزويان آشناييد طرح چندين سؤال از سوي طلاب و فضلاي حوزه زمينه گفتوگويي را باز خواهد كرد كه نتيجة آن بيترديد به نفع جنابعالي و نظام اسلامي خواهد بود كه خود از موثرترين آن بودهايد. سؤال اول از مهمترين مباني نظام اسلامي، موضوع ولايت فقيه و مشروعيت آن است. محتواي چندين مصاحبه از جنابعالي و چاپ آن در روزنامههاي مختلف پرسشهايي را به شرح زير مطرح مي سازد: اين سخن در خصوص ولايت فقيه از شماست و در نشريات مختلف از جمله روزنامة اعتماد (27/8/81 ص8) چاپ شده است: «ما از همان روز اول به پديدة قدرت نگاه زميني و واقعبينانهاي داشتهايم. كساني آمده و نگاه صرفاًَ متافيزيكي به قدرت را دامن زدهاند و آن را مطرح ميكنند كه آن را قبول نداريم. از همان ابتدا امام خميني هم همين را ميگفت، شما حرفهاي ايشان را ببينيد كه مشروعيت را به مردم ميدهد.» آقاي هاشمي! شما از ياران نزديك امام بودهايد و با مباني امام در مورد حكومت و ولايت فقيه به خوبي آشنا هستيد بر خلاف ادعاي شما آن اسلامشناس بزرگ، نه تنها مشروعيت ولايت فقيه را امري الهي ميدانست بلكه مشروعيت تمام اركان نظام، حتي رياستجمهوري را به اذن فقيه و در نتيجة مشروعيتي الهي تلقي مينمود؛ «قضية ولايت فقيه چيزي نيست كه مجلس خبرگان ايجاد كرده باشد، ولايت فقيه چيزي است كه خداي تبارك و تعالي ايجاد كرده است». (صحيفه نور، ج 1، ص 26) «حكومت كه شعبهاي از ولايت مطلقه رسول الله صليالله عليه و آله است يكي از احكام اولية اسلام است.» (صحيفة نور، ج 20 ص 170) «اگر رئيسجمهور به نصب وليفقيه نباشد طاغوت است» (همان ج 9 ص 352) اين سخنان نمونهاي از صدها فراز صحبت آن پير فرزانه در مورد منشاء مشروعيت قدرت و حكومت اسلامي است و اكنون آيا سخن شما تحريف سخنان امام راحل نيست؟ سوال دوم جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! طرح اين مطالب از سوي شما – پس از گذشت دو دهه از انقلاب – نه تنها در خصوص مشروعيت ولايت فقيه بلكه در خصوص رهبري و شوراي رهبري سؤالبرانگيز است. جنابعالي در اين مورد ميگوييد: «امام با شورا (شوراي رهبري) مخالف بود اما من و آقاي طالقاني طرفدار شورا بوديم و حذف شوراي رهبري از قانون اساسي درسال 68 بيخود بود.» (سالنامة شرق 83، ص 72) و براي اثبات مدعاي خود تصريح مي كنيد كه: «براي ادارة حكومت نميتوان به فتواي يك نفر خواه هر فردي باشد عمل كنيم. بايد شورايي در كشور باشد كه مسائل اساسي جامعه را بررسي كند تا نظرات اين شورا پشتوانة قوانين باشد.» (روزنامة مردمسالاري، 26/6/82 ص 3) هر چند اصل استدلال شما به دلائل مختلف مردود و باطل است و در اين مقام ما نيز در پي بحث و مناظره نيستيم، اما آنچه كه بيش از اصل مطلب جلب توجه ميكند، انگيزة طرح اين سخنان در اين مقطع از انقلاب است. همگان ميدانند كه رهبري داهيانة امام امت آشكارترين دليل بر بطلان رهبري شورايي و نظرية شما و مرحوم طالقاني است. ولي گويا شما هماكنون نيز با استدلال به اين سخن كه: «نميتوان حكومت را بافتواي يك نفر اداره كرد هر فردي كه ميخواهد باشد.» بر موضع خويش تأكيد ميكنيد به راستي جنابعالي ولو ناخواسته رهبري امام امت را زير سوال نميبريد؟ و آيا تصريح شما به غلط بودن حذف شوراي رهبري از قانون اساسي در سال 1368 اعتراضي ديگر بر عملكرد آن پير فرزانه نيست؟ آگاهان به تاريخ انقلاب و خود شما بيش از هر كس ديگر ميدانيد كه موضوع اصلاح قوانين مربوط به رهبري و ولايت فقيه در قانون اساسي تدبير هوشمندانة شخص امام راحل بود كه رسماً به رفراندوم آن نيز دستور دادند. علاوه بر مطالب فوق، انتصاب صفت «بيخود» به اين عملكرد صحيح امام و همة ملت در رأي به قانون اساسي، جاي بسي شگفتي و تأسف است. به هر حال، از سوي ديگر هماكنون با طرح شوراي رهبري و تأكيد بر آن در پي طرح كدام دعوي ميتوان بود؟ و چه انگيزه سبب طرح اين مطالب شده است؟ سؤال سوم يار ديرين انقلاب جناب آقاي هاشمي! هر چند گشودن پروندة انتخابات نهم رياست جمهوري ذائقة تمام دوستان را تلخ ميكند اما اشارهاي گذرا در بردارندة تذكاري مفيد است. در آن زمان در شعارهاي تبليغاتي، بيانية هشت مادهاي انتخاباتي، مصاحبهها و فيلمهاي تبليغاتي شما، به گونهاي ارزشها و آرمانهاي نظام اسلامي به حراج رفت كه سخن از آنها نبش گوري است نامطبوع. اما برخي مطالب بنيادين از سوي شما در آن زمان همچنان موجب بحث و نظر در خصوص هدف و انگيزه جنابعالي در طرح آن مطالب است. از جمله، هنگامي كه دربارة تفاوت دية زن و مرد سوال ميشود ميگوئيد: «الآن بحث است كه قانون مدني را كه دهها سال پيش نوشته شده بررسي و اصلاح كنيم.» و وقتي دربارة حكم اعدام ساب النبي صليالله عليه و آله مورد پرسش قرار ميگيريد بيان ميداريد: «بايد قانون را ديد اگر اشكال دارد بايد عوض شود». (آفتاب يزد 20/ 3/ 84) روشن است كه لازم نيست در اين مقام، عالمان حوزوي بر سر ديه و حكم ساب النبي صليالله عليه و آله و سلم كه از بديهيات بوده و مورد اجماع است صحبت كنند، تصريح كلام خداوند و روايات مستند و محكم و پشتوانة عقلاني قوي بر احكام فوق، سدّي نيست كه با شبههاي سست در هم شكند اما سخن بر سر آن است كه هر گاه دگرانديشان قصد لرزاندن پايههاي اسلام را دارند به تشكيك در اين اصول ميپردازند. آيا ترديد در حكم ساب النبي صليالله عليه و آله و سلم و نحوة برخورد اسلام با اين موضوع، نظام جزايي اسلام را تضعيف نميكند؟ و عملكرد قاطع امام در خصوص حكم اعدام سلمان رشدي را مخدوش نمينمايد؟ شما در مقام يك دانشمند حوزوي خوب ميدانيد كه در حكم اعدام ساب النبي صليالله عليه و آله حتي هيچ عالم سني مذهبي نيز تشكيكي نكرده است كه اكنون در خصوص آن شما بگوئيد: «اگر اشكال دارد بايد عوض شود.» آنچه شگفتي هر طلبه بلكه هر دانشجو و جوان فرهيختهاي را موجب ميشود آن است كه شما در پاسخ در مورد تساوي و تفاوت ديه زن و مرد به گذشت دهها سال از تدوين اين قانون در قانون مدني اشاره ميكنيد، به راستي اگر شما چنين بگوئيد چرا دشمنان را محكوم كنيم كه احكام اسلام را ناكارآمد و متعلق به هزار سال پيش ميدانند؟ اگر نبود نقل متعدد و مستند و متواتر اينگونه مطالب از شما و عدم تكذيب آن توسط خود يا دفترتان، هر آينه بايد دامن يك روحاني انقلابي همچون شما را از اين انحرافات پاك و مبرا ميدانستيم. سؤال چهارم آقاي هاشمي! آگاهان سياسي كشور به خوبي ميدانند كه مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري در دورة رياستجمهوري و زمامداري شما مأمن معاندين و دگرانديشاني نظير محسن كديور، عباس عبدي، شمسالواعظين و عناصر مطرود جريان منتظري و... عليه مباني ولايت فقيه و نظام مقدس جمهوري اسلامي بود و بخش عمدهاي از افسار گسيختگيهاي دورة حاكميت اصلاحطلبان بر عليه مقدسات اسلامي و آرمانهاي حضرت امام رحمتالله عليه حاصل تمهيدات و فعاليتهاي اين گروه در نهاد رياست جمهوري در دورة شما بوده است. كه البته دوستان امام و انقلاب با عنايت به سوابق شما اين ابهامات را توجيه و حمل بر غفلت شما از مسائل فرهنگي مينمودند ولي سؤال اين است كه جنابعالي بار ديگر با چه انگيزهاي همين مركز و مجموعه را در نهاد مجمع تشخيص مصلحت نظام داير نموده و با وجود تجربة تلخ اسفناك دورة حاكميت اصلاحطلبان، با سپردن مسؤوليت اين مجموعة حساس به آقاي خاتمي و عناصر و همفكران ايشان چه هدفي را دنبال ميكنيد؟ آيا اين پارادوكس و تناقض را چگونه ميتوان پاسخ داد كه از يكسو بگوييم مجمع تشخيص بازوي توانمند و مركز تبادل نظر و تصميمگيري مشاورين مورد اعتماد رهبري در خصوص معضلات و مسائل اساسي نظام اسلامي است و از سوي ديگر نظارهگر باشيم كه عقل منفصل همين تشكيلات يعني مركز تحقيقات استراتژيك به واسطة انتصابات و سياستهاي جنابعالي تحت سيطره و نفوذ عناصر دگرانديش و معاندين نظام اسلامي و مخالفين اصل ولايت فقيه قرار گيرد؟ آيا ميتوان هيچگونه تشابه و اشتراك نظري را بين آرمانها و اهداف بلند حضرت امام و مقام معظم رهبري و افكار پليد اين دسته از عناصر پيدا نمود؟ سؤال پنجم آقاي هاشمي! در شرايط فعلي كشور ديگر حتي براي كماطلاعترين افراد اين مرز و بوم ثروت عظيم و هنگفت فرزندان و بستگان درجة يك شما امري مجهول و قابل انكار نبوده به نحوي كه شما خود نيز تلويحاً در توجيه آن اين ثروت را نتيجة هوشمندي آنان قلمداد نمودهايد. البته ما هرگز نميخواهيم اين توجيه شما را به اين جمله معروف قارون در قران كريم كه «انما اوتيته علي علم عندي» (همانا اين اموال كثير به واسطة علم و دانش نصيبم شده است) تشبيه نمائيم. ولي از شما ميپرسيم آيا اين هوش و درايت را در اين كشور هفتاد ميليوني، خداوند فقط نصيب فرزندان و بستگان شما نموده و ديگران از آن سهمي نبردهاند؟ و اگر چنين نيست پس چرا بسياري از جوانان براي تأمين نيازهاي اولية زندگي خود همچون اشتغال، مسكن و ازدواج دچار مشكلات اساسي بوده و براي دستيابي به آن بايد از هفتخوان رستم بگذرند؟ و در خوشبينانهترين برداشت بايد پرسيد آيا ميتوان اين ثروتاندوزي عظيم را جز از ناحية استفاده از رانتهاي اطلاعاتي، سياسي، اقتصادي و غيره دانست؟ جناب آقاي هاشمي رفسنجاني! از شما كه از پشكسوتان اين نظام و انقلاب هستيد و 72 سال از عمرتان ميگذرد اين انتظار بيجايي نيست كه براي رفع اين ابهامات از ذهن مردم و جامعه و تبرئه خود و اطرافيانتان دست به كار شده و از مراكز نظارتي كشور و از جمله سازمان بازرسي در خواست نمود تا به اين موضوع رسيدگي كرده و به ابهاماتي نظير مالكيت شركت هوايي ايرماهان، شركت خودروسازي كرمان (دوو و هيونداي و…)، بانك پارسيان، موسسة موليالموحدين، مسائل مالي دانشگاه آزاد، و دهها مورد عظيم ديگر، پاسخي قانع كننده به افكار عمومي بدهد. جناب آقاي هاشمي! اگر نبود سوابق انقلاب شما و دلبستگي ديرين به جنابعالي و آرزوي آيندهاي درخشان برايتان همچون گذشتهاي افتخارآميز، هرگز قلم به نوشتن چنين رنجنامهاي (كه تنها چند سؤال از صدها سؤال موجود است) نمينموديم. آري بسياري از اموري كه اميدواريم عبرت بگيريم كه يادآور حوادث تلخ صدر اسلام است. توفيق روز افزون. طول عمر و تأييدات الهي را برايتان از خداوند منان خواهانيم. جمعي از طلاب و فضلاء حوزه علميه قم
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
علي محمدي ايروانلو واژة اصول گرايي در چند سال گذشته به گفتمان رايج ادبيات سياسي كشور تبديل شده است و در اين خصوص جريان هاي سياسي منتسب به جناح راست بدون ارائه مانيفست اصول گرايي با مصادرة اين واژه به نفع خود از آن به عنوان ابزاري براي مقاصد سياسي استفاده نموده اند. در واقع پيمايش تاريخي از رخدادها و رقابت هاي سياسي چند سال اخير بين جريان هاي سياسي دو جناح داخل نظام، نشان دهندة آن است كه رقباي سياسي جناح چپ با حربة اصول گرايي و تفسيرهاي جناحي، كليت جريان چپ را با اتهامهايي از قبيل غرب گرا، تجديد نظر طلب، سكولار و ... روبرو ساخته اند. براين اساس در اين نوشتار با نگاهي اجمالي به خاستگاه و ديدگاههاي دو جناح راست و چپ نظام كه مقام معظم رهبري آنها را به ‹‹دوبال نظام›› تشبيه نمودند، تلاش گرديده همسويي اين جناحها با اصول گرايي مورد بررسي قرار گيرد. اصول گرايي: اصول گرايي را بنياد گرايي هم ناميده اند كه داراي دو معناي متفاوت مي باشد و اين دو برداشت از اصول گرايي در نقطه مقابل هم قرار دارند. در معناي نخست عبارت است از اصولي و راست كيش بودن اعتقادات، باورها و تمسك به آنها و در معناي ديگر كه بيشتر بار ارزشي منفي دارد برابر نهاد قشريگري و تمسك به ظواهر مي باشد(1). همانطور كه گفته شد مدعيا ن اصول گرايي هنوز مانيفست آنرا ارائه نكرده اند ليكن فعالين و سران وابسته به هر دو جناح سياسي برداشت خود را از اصول گرايي كه بدور از تفسيرهاي جناحي نيست، ارائه نموده اند. بطوريكه طيف راديكال جناح راست، اصول گرايي را «حفظ اصول و ارزش هاي اسلامي و انقلابي مانند ولايت پذيري، شهادت طلبي، معنويت گرايي، عدالت خواهي، ساده زيستن، ظلم ستيزي و دفاع از مظلوم دانسته و با اين تفسير همه جريان هاي جناح چپ را خارج از اصول گرايي و در پوشش جريان تجديد نظر طلب››(2) معرفي نموده اند. از سوي ديگر جريان يا جناح مقابل نيز رويكرد مدعيان اصول گرايي را مترادف بنياد گرايي معرفي كرده و خود را تحت عنوان ‹‹اصلاح طلب›› بدور از بنياد گرايي دانسته اند و معتقدند ‹‹جريان بنياد گرا نگاه حداكثري به دين دارد در حالي كه جريان اصلاحي رويكردي واقع بينانه دارد، نگاه جريان بنياد گرا ايدئولوژيك است در حالي كه جريان اصلاحي به مداراي بيشتر معتقد است، جريان بنياد گرا حاكميت غيرالهي را طاغوت و غاصب و نابودي آنها را رسالت انبيا مي داند در حالي كه جريان اصلاحي حق حاكميت جوامع و ملل ديگر را به رسميت مي شناسد، جريان بنياد گرا به تشكيلات حزبي بي تفاوت است و دموكراسي را يكي از مظاهر كفر مي داند در حالي كه جريان اصلاحي در پي وجوهي از دموكراسي و آزادي به مفهوم جديد با موازين اسلامي است››(3). در واقع اصول گرايي كه بايستي معنا و بار ارزشي براي جريان هاي سياسي داخل نظام باشد با تفسيرهاي جناحي براي از ميدان به در كردن رقباي سياسي، بيشتر به سمت بار ارزشي منفي سوق داده شده است. با اين وجود اخيراً مقام معظم رهبري در ديدار با كارگزاران نظام با تشريح شاخصه هاي اصول گرايي «ايمان، هويت اسلامي و انقلابي، عدالت، استقلال، تقويت خود باوري و اعتماد به نفس، جهاد علمي، آزادي، آزاد انديشي و اصلاح طلبي» (4) عملاً معناي سازنده و واجد بار ارزشي اصول گرايي كه ريشه در انديشه هاي امام(ره) و روح انقلاب اسلامي دارد را بيان نمودند كه قطعاً اين شاخصه ها ترازويي براي انطباق تمامي جريان هاي سياسي داخل نظام با اصول گرايي خواهد بود. جناح هاي سياسي نظام و رويكرد آنها مفاهيم «چپ» و «راست» از ادبيات سياسي غرب وارد ساير كشورهاي آسيايي و جهان سومي شد كه در ايران نيز بازتاب هاي متفاوتي از خود نشان داده است. پر واضح است مفاهيم سياسي در غرب از جامعه اي به جامعه اي ديگر متفاوت است. بر اين اساس علاوه بر اينكه در تحليل مسائل غرب با احتياط قدم گذاشت، بايد دانست اين عناوين از تمدن و فرهنگ ديگري وارد عرصة سياسي ايران شده وطبيعتاً معاني اين گونه مفاهيم را بايد متفاوت از غرب ديد و نكتة قابل ذكر اينكه در ايران امروز آرايش نيروهاي سياسي به سرعت تغيير مي كند و به همين دليل هر گونه تقسيم بندي جناحي بيشتر وضع موجود را تحليل مي كند و آينده را عمدتاً در كوتاه مدّت پيش بيني مي نمايد. الف) جناح چپ: 1- جريان چپ سنتي: اين جناح را بايد برخاسته از «سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي»، «حزب جمهوري اسلامي » و «جامعه روحانيت مبارز» دانست كه بعد از فرار بني صدردرصحنة سياسي كشور ، حضور فعال يافت. اين طيف گرچه در زمان دولت بازرگان و بني صدر در گروههايي موسوم به «حزب الله» و در نهادهاي انقلاب حضور داشتند ليكن با روي كار آمدن دولت هاي رجايي و باهنر به سرعت دست به قبضة قدرت زد و پس از شهادت باهنر و رجايي دولت موسوي مأمور تشكيل كابينه شد كه نمود كامل تفكر «چپ سنتي» بود. اين طيف در سالهاي 60 الي 68 قدرت را در دست داشت و پس از ارتحال امام(ره) بتدريج از صحنة سياسي كشور كنار گرفت و در سال 76 بازگشتي دوباره را به قدرت تجربه نمود. طيف چپ سنتي در دهه 60 به تندرو، اصول گرا، خشونت گرا و سنت شكن معروف بودند(5). خاستگاه اين طيف خط امامي است بطوريكه بشدت تحت تأثير رهبري امام خميني(ره) بودند و بعد از ارتحال امام خميني (ره) بزرگترين ضربه به اين طيف وارد شد(6). اين طيف با استمداد از فهم خاصي از دين، گرايشات خاصي را در ايران بوجود آورد و به فقه پويا اعتقاد داشته ولي فهم خود را از دين مطلق عين نظام و انقلاب و اسلام فرض مي كرد و با مخالفين برخورد تندي اعمال مي نمود. از نظر اقتصادي نگرش سوسياليستي داشته و عدالت را از اين منظر مورد تأكيد قرار مي داد. در مقابل تهاجم فرهنگي و مظاهر آن عكس العمل تندي از خود نشان مي دهد و نگرش آنها به به مقولة فرهنگ بسته و تنگ نظرانه بوده است. در سياست خارجي داراي مواضع راديكال بوده و به تئوري توطئة اعتقاد دارند و «جبهه متحد ضد استكباري» را ترسيم مي نمايند. صدور انقلاب به هر نحوي از اهداف مهم آنها در سياست خارجي مي باشد. از نظر اين طيف نابرابري طبيعي انسانها، يك پديدة تاريخي است كه بايد از بين برود و در اين راه استراتژي « دولتي كردن » را تجويز مي كند(7). البته به نظر مي رسد از سال 75 اين طيف در نگرش هاي خود خصوصاً در حوزه هاي اقتصادي و فرهنگي تعديل نموده و به ميانه روي كشيده شده است. مهمترين تشكل طيف چپ سنتي در حال حاضر «مجمع روحانيون مبارز» و «مجمع نيروهاي خط امام» هستند. 2- چپ مدرن: اين طيف را بايد يك جريان نو پا و تازة، عرصة اجتماعي و سياسي ايران دانست. اين جريان كه اغلب از طيف « چپ سنتي » تشكيل شده است پس از دور ماندن از قدرت از سال 68 به بعد در اثر جبر زمانه و جبر ناشي از دوري قدرت و حضور در مراكز علمي و دانشگاهي، رو بسوي تجدد و نوآوري و بازنگري آورد. پايگاه اجتماعي اين جريان را بايد در طبقات متوسط، دانشجويان و اقشار مذهبي و بخش هاي روحانيون و روشنفكران مذهبي دانست. اين طيف از نظر فرهنگي اهميت زيادي به تبادل فرهنگي و تقويت و حفظ هويت ديني و ملّي براي ايجاد مصونيت اجتماعي در برابر تهاجم و ايجاد زمينه انديشه سازي مي دهد. در بعد اقتصادي اين طيف به سه بخش تعاوني، خصوصي و دولتي مندرج در قانون اساسي معتقد است در حاليكه «چپ سنتي» بر بحث دولتي شدن امور حتي در بخش تعاوني تأكيد مي كند. چپ مدرن بر آزادي مردم تا حدي كه به عدالت اجتماعي لطمه نزند تأكيد مي كند و در بُعد سياسي به مشاركت سياسي مردم در قالب نهادهاي مدني و احزاب اعتقاد دارد و بيش از ساير طيف ها به عنصر جمهوريت تأكيد ويژه دارد(8). به نظر مي رسد كه همين امر زمينة استحالة اعتقادي بعضي از معتقدين به اين جريان را به اسلاميت نظام فراهم كرده كه خود مستمسكي براي حملة رقباي سياسي فراهم نموده است. مهمترين اصول سياست خارجي اين طيف «تنش زدايي» مي باشد. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهة مشاركت ايران اسلامي را بايد در گروههاي منتسب به جريان چپ مدرن دانست. ب) جناح راست: 1- جريان راست سنتي : اين طيف ريشه دارترين و نيرومند ترين مجموعة نيروهاي مسلمان معتقد به نظام است كه عامل اختلاف آنها با طيف «چپ سنتي» را بايد در ديدگاه اقتصادي ديد و گرنه در بسياري از زمينه ها بويژه فرهنگي باهم همساني نزديك دارند. طيف راست سنتي از بدو انقلاب در مقابل «چپ» موضوع گيري نمود، اين طيف در دولت بعد از انقلاب كمترين نقش را ايفا نمود و در مجلس حضور نسبتا فعالي را از خود نشان داد. بدنبال تحولات سياسي و بين المللي اين طيف بتدريج كرسي هاي مجلس، دولت، و قوة قضائيه را بدست گرفت كه تا به امروز اين روند را در درجات متفاوت حفظ نموده است. اين طيف كه عده اي آن را ‹‹آرمان گراي واقع بين›› و يا ‹‹محافظه كار›› ناميده اند، بيشتر از هر چيز ديگري ريشه در انديشه سنتي شيعه دارند و به حاكميت علماي ديني بر دستگاه حكومتي تأكيد خاص مي كنند و محافظه كار و خواستار حفظ روابط سنتي اجتماعي هستند و تغيير در آن را خطري در جهت قدرت سياسي خود قلمداد مي كنند(9)، از نظر فرهنگي بسيار سنتي فكر مي كنند و «ديدگاه حذفي در مواجهه با آراء و مظاهر جديد و فرهنگ بيگانه دارند»(10) ديدگاه اقتصادي اين طيف سنتي را بايد در پايگاه اجتماعي اين جريان جستجو كرد كه اغلب در بين بازار، تجار و كشاورزان كه مناسبات سنتي آنها به هم نخورده وجود دارد. اين جريان به شدت از اقتصاد سنتي و تا حدودي سرمايه داري تجاري (واسطه اي) طرفداري مي كند و با هر گونه سرمايه گذاري خارجي و ادغام در بازارهاي جهاني و هر گونه اقدامي كه اين اقتصاد سنتي را متحول كند، مخالف است. بايد گفت نگرش فوق درست در مقابل «راست مدرن» قرار مي گيرد. اين جريان از نظر سياسي به آزادي هاي مدني و مشاركت بالاي سياسي مردم به ديد منفي نگاه مي كند و آزادي را تا حدي مي پذيرد كه به فقر و اصول تدوين شده اسلامي لطمه نزند. اين جريان بين «جمهوريت» و «اسلاميت» بيشتر به عنصر دوم توجه دارد و در سياست خارجي به شدت با هر نوع كشوري كه بخواهد روابط سنتي را به هم بزند مخالف است. جامعة روحانيت مبارز و حزب موتلفة اسلامي از مهمترين تشكل هايي هستند كه در اين جريا ن قرار مي گيرند. 2- راست مدرن: اين جريان را اغلب «عمل گرايان، واقع گرايان و تكنوكراتها» لقب داده اند. اين طيف به شدت از تغييرات سياسي و اقتصادي دفاع مي كند. طيف راست مدرن را بايد تلفيقي از افراد ميانه رو و واقع بين در جريان «راست سنتي» و «چپ سنتي» دانست كه به شدت تحت تأثير رهبري هاشمي رفسنجاني قرار دارند. اين طيف در عرصة فرهنگ چندان پاي بند به سنت ها نيست و دل در گرو مدرنيسم دارد، در زمينة اقتصادي به دست نامرئي بازار معتقد است و نوعي سرمايه داري صنعتي و توليدي را دنبال مي كند و در سياست خارجي به روابط مسالمت آميز پاي مي فشارد و به روش هاي بوروكراتيك و حق سالارانه بيش از روش هاي سياسي اعتقاد دارد بطوريكه گرچه معتقد به فضاي باز اقتصادي و سياسي است ولي در عمل اهميت را به فن و اقتصاد مي دهد.(11) اين طيف از جامعة مدني و عرفي طرفداري كرده و از جامعه توده وار و افراطي گريزان است. به نظر مي رسد اين طيف مبناي فكري و اعتقادي متقن و محكمي نداشته و ديدگاهشان در همة عرصه هاي اجتماعي در حال تغيير است به همين لحاظ پايگاه طبقاتي و اجتماعي اين جريان نوظهور و شكننده است كه اغلب در بين جوانان و دانشجويان قرار دارد. 3- راست افراطي: اين جريان نيز يك طيف نو ظهور است كه گرايش بيشتري به «راست سنتي» دارد امّا به مراتب تندتر و راديكال تر است. اين گروه از فقه و احكام اسلامي بعنوان سمبل و راهنماي جامعه نامبرده و هر گونه اقدام بر عليه اين احكام را به شدت نفي كرده و با هرگونه تساهل و تسامح فرهنگي و مظاهر غرب مخالفند و ترجيح مي دهند بيشتر از «دولت اسلامي» به جاي «جمهوري اسلامي» نام ببرند. در بعد فرهنگي معتقدند كه ‹‹فضاي كشور مي بايست همچون سالهاي دفاع مقدس، فضاي فرهنگي و معنوي باشد››(12) و به يك فرهنگ خاص سنتي اعتقاد دارند، در بُعد اقتصادي با كليه مناسبات ليبراليزم اقتصادي مخالفند و در بُعد سياسي مشاركت مردم را در قالب تظاهرات و راهپيمايي خلاصه كرده و از جامعة توده وار استقبال مي كنند و به مفاهيم «چپ» و «راست» اعتقادي نداشته و جامعه را به دو دسته «اصوال گرا» و ليبراليسم تقسيم بندي مي كنند. در سياست خارجي هر گونه ارتباط و گسترش روابط با كشورهاي غربي را با ديد ترديد نگاه مي كنند و صدور انقلاب از تأكيدات آنهاست. پايگاه اجتماعي اين طيف را بايد «در بين طبقة خاص به ويژه رزمندگان جامعه دانست»(13) اين گروه بعد از انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري براي نخستين بار توانسته حجم بالايي از قدرت را خصوصاً در قوة مجريه بدست آورد. نتيجه گيري: به نظر مي رسد جريان هاي سياسي موجود در هر دو جناح سياسي كشور همگي واجد ايمان و هويت اسلامي و انقلابي بوده و شاخصه هاي ديگر اصول گرايي كه مقام معظم رهبري بر آن تأكيد نموده اند را نيز به درجه هاي متفاوت در خود دارند. با اين وجود بايد گفت عده اي از جريان هاي سياسي مزبور «چپ مدرن و راست افراطي» در تأكيد به پاره اي از شاخصه ها مثل آزادي، اصلاح طلبي، وهويت انقلابي گاهی رويكرد راديكالي اتخاذ نموده كه به نظر مي رسد بايد در اين رويه تعديل لازم را به عمل آورده و افراد يا اشخاص تندرو را جهت حفظ ستون و اركان نظام مهار يا طرد نمايند. در اين خصوص نگارنده معتقد است جريان هاي سياسي درون نظام اختلافات زير بنايي با هم نداشته و نوع اختلاف، رو بنايي است بهمين لحاظ چتر اصول گرايي كه همة جريانها را در بر مي گيرد، بايد حلقة اتصال طيف هاي سياسي كشور قرار گيرد و بي شك استفاده از واژة اصول گرايي به عنوان ابزار سياسي در عرصة رقابت هاي سياسي توسط هر جناح، چيزي جز هزينه براي نظام در بر نخواهد داشت و در اين خصوص مقام معظم رهبري به حق فرمودند «تمامي جريانهاي سياسي كشور كه به مباني انقلاب علاقه مندند جزءِ اصول گرايانند.» علي محمدي ايروانلو - عضو شوراي شهر سلماس پي نوشتها: 1-حسن عليزاده ،فرهنگ خاص علوم سياسي ،انتشارات روزنه، تهران، 1377، ص129 2-حسين الله كرم، ‹‹مباني تصميمگيري اصولگرايان و تجديدنظر طلبان›› WWW.ADLROOM 3-محسن آرمين، شرق، سال سوم، شماره 806 4-شرق، سال سوم، شماره 788 5-حميد رضا ظریفي نيا، كالبد شكافي جناح هاي سياسي در ايران، تهران، انتشارات آزادي انديشه، 1378، ص68 6-عليرضا علوي تبار، ‹‹چپ مدرن، چپ سنتي››، راه نو، سال اول، شماره 3، ص6 7- حميد رضا ظریفي نيا، پيشين، ص81 8-همان، ص 124 9- سعيد برزين، ‹‹جناح بندي و توسعه سياسي››، سخنراني در موسسه شرق شناسي لندن (7مهرماه 1375) 10-عصر ما، سال اول، شماره 8، ص2 11-‹‹بررسي طيف راست مدرن››، عصر ما، سال اول، شماره 9، ص 2 12- يالثارت الحسين ،سال دوم ،شماره 23،ص17 13- حميد رضا ظریفي نيا، پيشين، ص 114
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
جمعيت ايران فردا در نامهاي سرگشاده به رييسجمهور از نامههاي وي به سران كشورهاي دنيا انتقاد كرد: اخيرا نامهنگاري جزيي از ابزارهاي ديپلماسي حضرتعالي در عرصه بينالمللي شده است، اين اقدام ابتكاري شما هر چند ميتوانست نقطه عطفي در روابط بينالمللي محسوب شود اما متاسفانه بيپاسخ ماندن نامهها از سوي رييسجمهوري آمريكا و صدر اعظم آلمان، ناكارآمدي اين نوع ديپلماسي را بيش از پيش نمايان كرده است. اين نامه ميافزايد: كشور ايران از چنان تمدني ديرينه و با قدمت چند هزار ساله برخوردار است كه روساي كشورهاي ديگر بايد افتخار كنند كه لحظهاي در كنار رييسجمهور ايران قرار بگيرند اما متاسفانه وضعيت به گونهاي شده است كه نامههاي جنابعالي نه تنها مورد استقبال قرار نگرفته است بلكه با بيحرمتي مخاطبان نامهها، هيچگونه جوابي هم داده نميشود. اين نامه تصريح ميكند: ما به عنوان نمايندگان بخشي از جامعه از حضرت عالي انتظار داريم يا از اساس در ارسال نامههاي بعدي به سران كشورها تجديد نظر نموده يا حداقل براي كساني نامه ارسال فرماييد كه از پاسخ آن پيشاپيش مطمئن هستيد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سرانجام پس از مدتها مماشات با فعاليت شبكه هاي ماهواره اي فارسي زبان كه از داخل كشور برنامه پخش مي كنند ديروز يك مقام رسمي دولتي از برخورد جدي دولت با اين شبكه ها خبر داد. عليرضا كريمي، مديركل دفتر تبليغات و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در جمع خبرنگاران گفت: تعدادي از اين شبكه ها براي فعاليت چند ماهه مجوز دريافت كرده اند، اما از يك سال پيش تاكنون مجوز فعاليت هيچ شبكه اي تمديد نشده است، به همين دليل همه شبكه هاي فارسي زباني كه در داخل كشور برنامه تهيه مي كنند، به صورت غيرمجاز به فعاليت خود ادامه مي دهند. وي با بيان اينكه وزارت ارشاد قصد تمديد مجوز فعاليت هيچ شبكه اي را ندارد، گفت: هرگونه همكاري با اين شبكه ها به دليل غيرقانوني بودن فعاليت آنان، تخلف محسوب مي شود و با متخلفان برخورد خواهيم كرد. كريمي سفارش آگهي و ساخت تيزر تبليغاتي يا نماهنگ براي اين شبكه ها را تخلف عنوان كرد و گفت: دستگاه ها و مسؤولان دولتي و استادان دانشگاه كه در استخدام وزارت علوم هستند، حق همكاري و مصاحبه با اين شبكه ها را ندارند. وي افزود: برخي افراد به صورت مخفيانه در ساخت برنامه هاي اين شبكه ها همكاري دارند كه در صورت دريافت گزارش، به صورت قاطع با آنان برخورد مي كنيم. كريمي با اشاره به حمايت كشورهاي خارجي از اين شبكه ها گفت: سؤال اينجاست كه با وجود بهاي نازل آگهيهاي تبليغاتي و پخش رايگان نماهنگ خوانندگان در اين شبكه ها، هزينه هاي اداره و پخش آنان چگونه تأمين مي شود؟ وي به نارضايتي بيشتر مردم از نحوه ارايه برنامه، پوشش عوامل و محتواي شبكه هاي ياد شده اشاره كرد و گفت: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حق مهر و موم كردن دفاتر اين شبكه ها را دارد و بزودي و با مكان يابي محل آنها دفاترشان را تعطيل خواهيم كرد. كريمي برخورد توأم به صورت ارسال پارازيت و جمع آوري ديشهاي ماهواره اي را براي برخورد با اين شبكه محتمل دانست و در عين حال تأكيد كرد امكان قطع فركانس آنها وجود ندارد
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مدیر مسوول نشریه مد و لباس«لوتوس» خبر از ساماندهی فشن اسلامی مدرن در پاییز سال جاری داد و با انتقاد از دو شوی لباس اسلامی «ریحانه» و «بانوی سرزمین من»گفت: «این دو نمایشگاه از این نظر که آغازی در حوزه لباس و مد بود،قابل تقدیر است،اما مسئولان امر پاسخ دهند که در این نمایشگاه چه چیز جدیدی به مردم ارائه دادند.»
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محدثه ثانی رژلب بايد چرب و متناسب با فرم و رنگ دندان خريدارى شود. سفيد بودن دندان ارتباط مستقيمى با زيبايى لب ها دارد. اگر به واسطه سيگارى بودن دندان هايتان زرد است از رژلب [..] استفاده نكنيد. رژلب [...] از رنگ زرد دندان ها كاسته و جلوى نمايان شدن آنها را مى گيرد. رژلب [...] هم چندان به سيگارى ها نمى آيد، بيشتر به افراد با دندان هاى مرواريد شكل پيشنهاد مى شود. روزنامه حرفه اي و نخبه پرور! شرق كه جناب قوچاني آن را به نوعي بهترين روزنامه كشور مي داند در آخرين عمليات نخبه گرايي و در جريان كار مطبوعاتي عوام پسندانه اقدام به آموزش آرايش متناسب با انواع تيپ ها، هيكل ها و چهره ها و برابر با آخرين وضعيت هوا شناسي كرده است تا ديگر ياد "اطلاعات هفتگي زمان قبل از انقلاب به سر حرفه اي خوان هاي كشور نيافتد. به بخش هايي از اين صفحه پربار و نخبه گير! در هفته نامه شرق توجه فرماييد:پس از ماليدن كرم پودر كمى پن كيك روشن را با قلم مو روى صورتتان بكشيد تا كاملاً پخش شود و دير عرق كند. اگر صورتتان پهن است از كشيدن يكنواخت پن كيك روى صورت خوددارى كنيد. نواحى كنار گوش محل رويش مو و زير چانه را پررنگ بزنيد تا صورتتان كوچك تر نشان داده شود. از پن كيك دو رنگ (تيره و روشن) نيز مى توان براى اين كار بهره گرفت...اگر هم به مد فكر مى كنيد، سراغ رنگ هاى استوايى برويد. سايه هاى سبز (چمنى، فيروزه اى و مرجانى)، بنفش و آبى آسمانى توصيه متخصصان زيبايى براى تابستان ۲۰۰۶ است. در اين مدل ريمل جايى ندارد و تنها از مداد مشكى و سايه براى آرايش چشم استفاده مى شود...اگر عينك مى زنيد، بيشتر از سايه هاى قهوه اى، آبى و بنفش استفاده كنيد. استفاده از سايه هاى روشن و صدفى باعث گم شدن چشم پشت عينك مى شود. اگر عينك تان فريم مشكى دارد حتى الامكان از ريمل استفاده كنيد و تا مى توانيد خط چشم نكشيد. اين گونه چشم تان بيشتر مورد توجه قرار مى گيرد.حتماً از ريمل يا خط چشم براى تكميل آرايش استفاده كنيد. در اين نوع آرايش براى بهتر جلوه كردن لب نيز از رژلب و مداد لب همزمان استفاده كنيد. مداد لب مى تواند فرورفتگى ها را بپوشاند و همانند ژل بوتاكس عمل كند.رژلب روشن و براق بيشتر براى لب هاى خيلى بزرگ و كشيدن مداد لب براى لب هاى باريك بسيار توصيه مى شود.گذشته از اينكه اسلام كيلويي چند و آرايش و آرايشگري براي بيرون از منزل و ملا عام چقدر مزه دارد خواندن يادداشت كوبنده! محمد قوچاني كه قرار است به زودي فيلمي بر اساس اين شخصيت ماندگار ساخته شود نيز خالي از لطف نيست: "مزيت اصلى شرق اعتماد نخبگان و فعالان مدنى به آن است، شرق اگرچه روزنامه اى دولتى نيست، اما سخنگوى جمعى ديگر از كسانى است كه با اعتقاد به ارزش هاى دينى و ملى با زبانى اصلاح طلبانه و صلح جويانه در چارچوب نظام جمهورى اسلامى سخن مى گويد." اما ماجرا به همين جا ختم نمي شود و اعضاي تحريريه روزنامه شرق پس از آن يادداشت تاريخي كه بيشتر به ضايع كردن خود شبيه بود از فرط خوشحالي در خلسه اي شيرين فرو رفته و به جاي آنكه در صفحه آخر روزنامه يكشنبه مورخ يكم مرداد مانند هر روز تصوير سياه و سفيد و به قول حرفه اي ها "ماكت" روي جلد روزنامه را كنار شناسنامه كار كنند باز هم ماكت جلد روز شنبه 31 تيرماه را تكرار كردند تا ضمن اعلان حرفهاي گري خود ثابت كنند اصلا براي فحش دادن به كيهان عجله و يا تقلايي در كار نبوده و همه چيز بر روي منطق و روال عادي حركت مي كرده است.زياد به ذهنتان فشار نياوريد نام فيلمي كه قرار است ساخته شود اين است: من قوچاني يازده سال دارم.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سپاهیان محمد(ص) درحال جمع آوری نیروهایی هستندکه برای اعزام به لبنان آمادگی خودرااعلام کرده اند.این گروه که هنوزوابستگی خودرابه هیچ نهادرسمی و یاغیردولتی تائیدنکرده است تاکنون باایجادصفحاتی برروی اینترنت ثبت نام خودرا ازاین طریق انجام داده است .درآخرین اطلاعیه این گروه که برروی اینترنت قرارگرفته ثبت نام برای اعزام نیرو شکل جدیدی بخودگرفته است .این گروه ضمن قراردادن فرم ثبت نام ذیل برروی اینترنت شماره تلفن 88938821 درتهران رانیزبرای ثبت آمادگی نیروهای داوطلب برای اعزام اعلام کرده است .سن 16سال وهمراه داشتن اصل شناسنامه درهنگام اعزام مهمترین شرایط این گروه اعلام شده است .
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مقام مسوول دراداره کل مبارزه بامفاسداجتماعی ناجاازطرح جمع آوری آنتن های ماهواره درسراسرکشورخبرداد.به گزارش البرز این مقام مسوول این طرح راناشی ازتصمیم قوای مجریه ومقننه دانسته که اجرای آن به ناجامحول شده است .اين نخستين باري است که بعد از شش سال کليه نهاده هاي اجرايي ، نظارتي و انتظامي توافق کرده اند که قانون ممنوعيت استفاده از ماهواره به نحو جامع ضمانت اجراهاي خود را بازيابد.این مقام مسوول بااشاره به نحوه عملکرد ناجادراین خصوص گفت : اداره کل اماکن نيروي انتظامي بدوا از مديران مجتمع هاي مسکوني دعوت کرده و مهلتي را براي جمع آوري کليه ماهواره ها از پشت بام به آنها مي دهد. در صورت جمع آوري در مهلت مقرر موجبي براي برخورد ثانوي نمي ماند ، اما در صورت عدم جمع آوري در مهلت مقرر ماموران انتظامي با دستور مقام قضايي اقدام به پاکسازي خانه ها از آنتن ها و تجهيزات ماهواره اي مي کنند.وي درباره زمان اجراي اين طرح توضيحي نداد و اما افزود: اجرای طرح مذکوردر سال جاري انجام مي شود ، ولي زمان دقيق آن تاکنون به ابلاغ نشده است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
جنبش عدالتخواه دانشجویی مسیر حرکت کاروان اعزامی دانشجویان را از قطعه شهدای نهضت جهانی اسلام بهشت زهرا به سمت شهرهای قزوین، زنجان، تبریز، ماکو، مرز بازرگان،ترکیه، سوریه و لبنان اعلام کرد. بنا به گفته مسئولان ثبت نام کننده حداقل مدت این سفر 3 روز و حداکثر چند ماه می باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
یونسکو اعلام کرد 7درصد از مردم ایران با در آمد کمتر از 2 دلار در روز ،در فقر مطلق زندگی می کنند .عضو برنامه عمران سازمان ملل متحد روز دوشنبه در یک نشست خبری، فقر جاری در ایران را با توجه به ثروت این کشور عجیب خواند و گفت:« پسنديده نيست كشوري با ثروت و قدمت تاريخ ايران هنوز هم در اجرا و اعمال بعضي از شاخصهاي سند اهداف توسعه هزاره با مشكل روبرو باشد» به این ترتیب اگر جمعیت ایران را در حال حاضر 70 میلیون نفر بر آورد کنیم ،بیش از 5 میلیون ایرانی در فقر مطلق به سر می برند ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
غلامعلی دهقان" سخنگوی حزب اعتدال وتوسعه گفت : همسر آقای الهام با سیاه نمایی و زیر سوال بردن دولت های 16سال گذشته کشور بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی را زیر سوال می برند به گونه ای که انگار بر روی شاخه نشسته اند و بن می برند. وی درباره مطالب و حملات اخیر فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت نهم به دولت های هاشمی و خاتمی، با خبرنگار سیاسی آفتاب گفت و گو می کرد، افزود: انتقاد از هر دولتی حق تک تک شهروندان است اما باید میان نقد منصفانه و ستیز دشمنانه تفکیک قائل شدوی ادامه داد: ادبیات خانم رجبی از نوع دوم یعنی ستیز دشمنانه است اما آیا نمی توان این ایرادات خانم رجبی را در سال های بعد به دولت آقای احمدی نژاد هم وارد دانست؟
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بنابه گزارش های رسیده از شهرستان رشت و برخی دیگر از شهرهای کشور، طی روزهای اخیر جمع آوری ماهواره و برخورد با دارندگان آن، روند رو به رشدی داشته این در حالی ست که این اقدامات و همچنین عملکرد کمیسیون فرهنگی در مورد ماهواره با روح شعارهای دولت در این مورد در تضاد و تناقض آشکار است، چرا که تنها چند روز پس از پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری، دکتر مهدی کلهر مشاور فرهنگی ایشان در پیش و پس از انتخابات، در گفت و گو با شبکه تلوزیونی مهاجر، تاکید کرد که براساس گفته های رییس جمهور، جمع آوری ماهواره هرگز در دستور کار دولت نهم نخواهد بود.وی در پاسخ به این سوال که «آیا سیاست دولت آقای احمدی نژاد، برخورد شدید با ماهواره است»، گفت: به هیچ وجه، مردم ما خودشان فرهنگ دارند، خود این ها (مردم) می آیند کانال های غیر اخلاقی را قفل می گذارند.این مردم، مردم باشعوری هستند، شما دارید به مردم توهین می کنید...کلهر تصریح کرد: تو وقتی می آیی می گویی «ماهواره نداشته باش»، یعنی تو شعور نداری بفهمی چه کانالی را باید ببینی و چه کانالی را نباید ببینی؟ آخر شما چقدر به این ملت اهانت می کنید، تو کی هستی که بیایی به من بگویی که شعورت از من بیشتره.مشاور فرهنگی دکتر احمدی نژاد اضافه کرد: این ممنوعیت های فرهنگی، به این معناست که «من شعورم از تو بیشتر است، تو نمی فهمی صلاح خودت را، من می دانم صلاح تو را!» مشکل ما این جاست، ما درست عکس این مسئله فکر می کنیم.وی با اشاره به این که با توجه به اظهارات اخیر دکتر احمدی نژاد، چنین مسائلی را مطرح می کنم»،افزود: ما معتقدیم حریم خصوصی به ما مربوط نیست، هیچ فایده ای هم ندارد. هر وقت دولتوارد حریم خصوصی شده نتیجه عکس داشته است.کلهر گفت: ما اصلا به این چیزها (برخورد با ماهواره، ورود به حریم خصوصی، برخورد با جوانان و...) معتقد نیستیم، به لحاظ علمی هم معتقد نیستیم، احمدی نژاد می گوید، «دولت من دولت علمی است»، رویکرد ما برداشتن فشار حکومت از عرصه فرهنگ و اجتماع است
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
۱- پس از تهاجم گسترده نيروهاى نظامى اسرائيل، از هوا و زمين و دريا به نوار غزه، به بهانه اسارت يك سرباز اسرائيلى توسط يك گروه شبه نظامى فلسطينى و كشتار بى رحمانه مردم غيرنظامى، از زن و مرد، پير و جوان، قطع خدمات شهرى، نظير آب و برق، تخريب راه هاى ارتباطى و مراكز شهرى، بازداشت نمايندگان مجلس و وزراى كابينه دولت فلسطين، بحران خاورميانه وارد فاز و مرحله تازه اى شده است. دولت اسرائيل به هيچ وجه حاضر به اجراى قطعنامه ۲۴۲ شوراى امنيت ملى سازمان ملل متحد و عقب نشينى از تمامى سرزمين هاى اشغالى در جنگ ۱۹۶۷ نيست. از طرف ديگر اسرائيل تحت فشار افكار عمومى مردم جهان و اتفاق نظرى كه در مورد اجراى اين قطعنامه و تشكيل دولت مستقل فلسطين، به عنوان آخرين و تنها راه حل آن براى بحران خاورميانه، قرار داد. بنابراين اسرائيل به دنبال بهانه اى است كه بازى را برهم بزند. بر اين اساس اسارت سرباز اسرائيلى توسط فلسطينى ها را بهانه اى براى يك حمله گسترده بى تناسب با آن قرار دارد. اين كه آيا اقدام نظامى يك گروه فلسطينى و اسارت يك سرباز اسرائيلى تا چه اندازه در راستاى منافع كلان مردم و دولت فلسطين است، بحث ديگرى است، اما همه شواهد حاكى از آن است كه اسرائيل از مدت ها قبل تدارك چنين حمله اى را مى ديده است و منتظر فرصت و بهانه بوده است. ۲ - در حالى كه ارتش سر تا پا مجهز اسرائيل از هوا و زمين و دريا، خون و خرابى در نوار غزه به راه انداخته بود و جهان هم كم و بيش با بى تفاوتى اين نسل كشى در غزه را نظاره مى كرد، حمله گروهى از رزمندگان حزب الله لبنان به يك پايگاه نظامى اسرائيل در مزرعه شبعا، ميان لبنان و سوريه، جبهه جديدى را گشود. در اين حمله دو سرباز اسرائيلى به اسارت نيروهاى حزب الله در آمدند و اين شد بهانه اى ديگر براى حمله گسترده نظامى اسرائيل به لبنان و تشديد بحران خاورميانه. البته حزب الله اين حركت خود را چنين استدلال مى كند كه بعد از جنگى كه در جنوب لبنان ميان نيروهاى حزب الله و اسرائيل صورت گرفت و منجر به خروج ارتش اسرائيل از اراضى جنوب لبنان شد، قرار بر اين بوده است كه اسرائيل اسيران لبنانى را آزاد سازد. اما اسرائيل به بهانه هاى گوناگون از انجام اين تعهد سرباز زده است. از طرف ديگر، آمريكا و همدستانش در شوراى امنيت سازمان ملل طى قطعنامه ۱۵۵۹ اولاً از دولت سوريه خواستند تا نيروهاى نظامى خود را از لبنان خارج سازد و ثانياً از دولت لبنان خواستند كه حزب الله را خلع سلاح سازد. دولت سوريه تحت فشارهايى نيروهاى خود را بعد از دو دهه از لبنان خارج ساخت. اما دولت لبنان حاضر نشد حزب الله را خلع سلاح سازد (شايد هم قادر به انجام آن نبود.) اكثريت مردم و دولت لبنان، حضور حزب الله مسلح در جنوب لبنان را براى حفظ تماميت ارضى لبنان ضرورى مى دانند. ۳ - دولت اسرائيل در حمله گسترده خود به لبنان دو خواسته را مطرح ساخته است: ۱ - آزادى دو سرباز اسرائيلى و ۲-خلع سلاح حزب الله. آيا اسرائيل با حمله نظامى خود موفق به تامين اين دو خواسته خواهد شد؟ چگونه؟ و اگر نشود چه پيامدهاى احتمالى وجود دارد؟ اسرائيل غير از دو خواسته بالا چندين هدف ديگر را نيز دنبال مى كند. اول آن كه دايره بحران و تشنج را از محدوده فلسطين خارج سازد و با افزايش سطح و عمق تشنج، افكار عمومى مردم جهان را از آنچه در غزه و كرانه غربى رود اردن مى گذرد منحرف سازد. دوم اين كه با بمباران هاى فراوان و ايجاد تلفات مادى و معنوى به مردم لبنان، دولت و مردم لبنان را عليه حزب الله بشوراند و حمايت هاى مردمى از حزب الله را كاهش داده و يا قطع كند. اما مشاهدات و گزارش هاى ناظرين بى طرف همه حاكى از آن است كه چنين چيزى اتفاق نيفتاده است و مردم و دولت لبنان همچنان از حزب الله حمايت مى كنند.در شرايط كنونى، به رغم حملات گسترده و سنگين، هيچ علايم و شواهدى وجود ندارد كه حزب الله دو سرباز اسرائيلى را آزاد سازد. چه بسا اين دو سرباز در جريان حملات هوايى اسرائيل به مراكز مسكونى و غيره آن كشته شوند. اگر چنين اتفاقى صورت بگيرد دامنه جنگ ميان اسرائيل و حزب الله گسترش پيدا خواهد كرد. اما اسرائيل چگونه مى خواهد به هدف ديگر خود، يعنى خلع سلاح حزب الله برسد؟ شوراى امنيت سازمان ملل و دولت هاى غربى، به خصوص آمريكا نمى توانند، اجراى قطعنامه ۱۵۵۹ و خلع سلاح حزب الله را از دولت لبنان بخواهند و يا انتظار داشته باشند دولت لبنان آن را، حتى اگر بتواند، اجرا كند. زيرا دولت اسرائيل هيچ يك از قطعنامه هاى سازمان ملل در مورد فلسطين را نپذيرفته و اجرا نكرده است. نه تنها قطعنامه ۲۴۲ و تخليه سرزمين هاى اشغالى در جنگ ۱۹۶۷ بلكه آخرين آنها را در مورد ديوار حائل در كرانه غربى رود اردن است ناديده گرفته است. علاوه بر اين پيمان هاى بين المللى (ژنو) با صراحت ادغام سرزمين هاى اشغال شده در جنگ به سرزمين اصلى توسط ارتش و دولت اشغالگر را به كلى منع مى كند. اما اسرائيل با تخلف آشكار از پيمان هاى بين المللى بخش هايى از بيت المقدس و غرب رودخانه اردن را به سرزمين اسرائيلى تبديل كرده است. وقتى اسرائيل زير بار قطعنامه هاى سازمان ملل نمى رود، چگونه انتظار دارند كه دولت لبنان قطعنامه مربوط به خلع سلاح حزب الله را اجرا كند. براى دولت لبنان آن هم در شرايط كنونى چنين امكانى وجود ندارد. يك راه حل غيرممكن ديگر اين است كه حزب الله داوطلبانه سلاح ها را بر زمين بگذارد اما هيچ دليلى وجود ندارد كه حزب الله اين كار را بكند! البته رهبرى حزب الله بارها اعلام كرده است كه در صورت عادى شدن شرايط در خاورميانه حاضر است به يك حزب سياسى تبديل شود اما چنان شرايطى هنوز در خاورميانه و لبنان به وجود نيامده است. راه حل محتمل ديگر اين است كه ارتش اسرائيل با ورود به خاك لبنان بخواهد حزب الله را خلع سلاح سا زد. با بمباران هاى هوايى و دريايى نمى توانند حزب الله را خلع سلاح سازند. بنابراين به نظر مى رسد تنها راه در برابر اسرائيل ورود به خاك لبنان است. اما احتمال پيروزى اسرائيل در يك نبرد زمينى با حزب الله بسيار ضعيف است. رهبران اسرائيل با توجه به تجربه جنگ گذشته و خروج اجبارى از لبنان چندين بار اشاره كرده اند كه از تجارب گذشته درس ها آموخته اند و نمى خواهند وارد خاك لبنان و درگير جنگ زمينى با حزب الله شوند. ورود ارتش اسرائيل به لبنان ماهيت جنگ را تغيير مى دهد. نيروى نظامى اسرائيل اگرچه مجهز است اما در هر حال يك ارتش كلاسيك است. نيروى نظامى حزب الله در مقايسه با ارتش اسرائيل على الاصول يك ارتش نامنظم است. ارتش كلاسيك به سرعت مى تواند در يك منطقه مثلاً جنوب لبنان وارد شود و پيشروى كند. اما ارتش نامنظم با استفاده از شيوه هاى جنگ پارتيزانى يا شورشگرى، ارتش كلاسيك را زمين گير مى سازد. علاوه بر اين جنگ در سرزمين لبنان صورت مى گيرد، مردم عادى از حزب الله حمايت مى كنند، حزب الله به وضعيت جغرافيايى منطقه به مراتب بيش از ارتش مهاجم آشنايى دارد . جنگ چريكى براى ارتش كلاسيك بسيار گران و پرهزينه است درحالى كه هزينه اش براى ارتش نامنظم به مراتب كمتر است. تحرك ارتش نامنظم به مراتب بيش از ارتش كلاسيك است. اينها و برخى ديگر از عوامل موجب آن خواهد شد كه ارتش اسرائيل در داخل خاك لبنان به گل بنشيند. ۴- اما به نظر مى رسد ورود به خاك لبنان تنها گزينه براى دولت اسرائيل است. دولت اسرائيل نمى خواهد آنچه را كه شروع كرده است در وسط كار متوقف سازد. هزينه اين توقف براى دولت اسرائيل بسيار سنگين خواهد بود. زيرا در درگيرى هاى اخير، حزب الله توانسته است با استفاده از انواع موشك هايى كه در دست دارد شهرهاى دور و نزديك اسرائيل را مورد حمله قرار دهد. اين حملات علاوه بر تخريب ساختمان ها و پيامدهاى اقتصادى سنگين، موجب تزلزل روحيه اسرائيلى ها مى شود. ساختار ذهنى و روانى مردم اسرائيل به گونه اى است كه يك جنگ فرسايشى را برنمى تابند. در تمام جنگ هاى گذشته ميان اسرائيل و اعراب، اسرائيل با حملات برق آسا توانسته است ارتش هاى عربى را متلاشى سازد و به اهداف نظامى- سياسى خود دست پيدا كند. اما اين وقتى است كه جنگ به داخل شهرها و مناطق مسكونى اسرائيل سر ايت نكند و خواب و خوراك و زندگى روزانه مردم را مختل نسازد. اما اگر قرار باشد جنگ فرسايشى و طولانى بشود و نظم و آرامش شهرهاى اسرائيل بر هم بخورد در آن صورت ميزان توان مقاومت مردم اسرائيل براى طولانى مدت مورد ترديد جدى است. اين امر مى تواند بر افكار عمومى مردم اسرائيل در حمايت از دولت اثرگذار باشد و درايت و فرزانگى سياست ها و برنامه هاى دولت و رهبرانشان را مورد سئوال جدى قرار دهند. هنگامى كه در يك انتخابات آزاد و با نظارت بين المللى، حماس اكثريت نمايندگان مجلس را به خود اختصاص داد و دولت را تشكيل داد، برخى از صاحب نظران و تحليلگران اسرائيل، دولت شارون را به خاطر امتناع از دادن امتياز بيشتر به محمود عباس ملامت كردند. اكنون هم برخى از صاحب نظران و فعالان سياسى اسرائيل دولت را به خاطر عدم شناسايى دولت حماس و تماس و مذاكره با آن، مورد ملامت قرار داده اند و معتقدند اسرائيل مى بايستى دولت حماس را كه منتخب مردم است به رسميت مى شناخت. به اين ترتيب ادامه جنگ ميان حزب الله و اسرائيل، به خصوص اگر حملات موشكى ادامه پيدا كند، در جبهه داخلى اسرائيل اثرات منفى بر جاى خواهد گذاشت. اينكه حزب الله تا چه مدت مى تواند حملات موشكى را ادامه دهد روشن نيست. به تعداد موشك هاى در دسترس بستگى دارد. ۵- ادامه حملات گسترده و سنگين اسرائيل به لبنان، نه تنها نتوانسته است ساختارهاى اساسى حزب الله را بر هم بزند و يا افكار عمومى مردم و دولت لبنان را عليه حزب الله بشوراند، بلكه سبب اعتراضات وسيع جهانى عليه اسرائيل شده است. جامعه جهانى، به شدت واكنش نشان داده است. آنچه در افغانستان و به خصوص عراق مى گذرد، موقعيت آمريكا را در نزد افكار عمومى مردم جهان به شدت متزلزل ساخته است. تظاهرات ضدآمريكايى- انگليسى سرتاسر جهان را گرفته است. اگرچه اين تظاهرات به بهانه حمايت بى قيدوشرط اين دو دولت از اسرائيل و توجيه جنايات اين دولت صورت مى گيرد، اما بخش اعظم آن از عمق كينه مردم جهان به عملكرد اين دولت سرچشمه مى گيرد. ۶- در كشورهاى عربى- اسلامى، وضعيت به گونه ديگرى است. دولت هاى اين كشورها سياست ها و مواضع دوگانه اى اتخاذ كرده اند. بخشى از اين مواضع دوگانه متاثر از رقابت ها و يا دشمنى هاى سابقه دار ميان شيعه و سنى است. شيعيان جهان بعد از قرن ها سركوب و انزوا، در آستانه ورود به سومين فاز از تاريخ خود مى باشند. مرحله اى كه همراه با كسب قدرت هاى سياسى، اقتصادى و اجتماعى است. در عراق دير يا زود، جنگ داخلى به سرانجام خواهد رسيد. پيروزى دموكراسى در عراق در ميان مدت، به تشكيل دولتى با اكثريت شيعه منجر خواهد شد. در لبنان شيعيان در تحولات سياسى و اقتصادى تعيين كننده شده اند، در ساير كشورهاى عربى، نظير كويت، بحرين، امارات، افغانستان، پاكستان و... شيعيان در حال بازسازى نيروهاى خود و ورود به عصر جديد هستند. نقش كليدى حزب الله شيعه در لبنان و خاورميانه، براى دولت عربى- سنى چندان دلچسب نيست. اما وضعيت در ميان مردم مسلمان، به خصوص اعراب فرق مى كند. عرب ها عموماً از شكست هاى شرم آور ارتش هاى عربى از اسرائيل به شدت ناراحت و دچار عقده حقارت شده اند. ايستادگى حزب الله در برابر اسرائيل و بيرون راندن ارتش اسرائيل از لبنان و امروز مقاومت در برابر دولت اسرائيل و بالاتر از آن، موشك باران شهرهاى اسرائيل، با استقبال مسلمانان و عرب ها روبه رو شده است. به دو نكته مهم در اين رابطه بايد توجه كرد: نكته اول اينكه، در حالى كه اسرائيل با تمام نيرو فلسطينيان اكثراً سنى مذهب را قتل عام مى كند، شبه نظاميان سنى مذهب در عراق، به جاى اعلام آتش بس در عراق و به كارگيرى امكاناتشان به نفع مردم فلسطين، همچنان به جنگ و آدم كشى خود عليه عراقى ها، به خصوص شيعيان ادامه مى دهند. اين امر شائبه دست داشتن قدرت خارجى، به خصوص اسرائيل را در كشتارهاى عراق تائيد مى نمايد. نكته دوم اين كه حزب الله شيعه لبنان از حماس و فلسطينيان سنى مذهب، به رغم آنچه در عراق مى گذرد، حمايت مى كند. ۷- فشار بر اسرائيل براى قبول آتش بس بى قيد و شرط رو به افزايش است. اسرائيل در بازى شطرنج سياسى- نظامى، در وضعيت آچمز قرار گرفته است. چه راهكارهايى در برابر اسرائيل قرار دارد: يك- پذيرفتن بى قيد و شرط آتش بس، دو- ادامه جنگ تا وقتى كه اولاً ذخيره موشك هاى حزب الله به اتمام برسد. در اين مورد مقامات اسرائيلى برآورد كرده اند كه اين ممكن است هفته ها يا حتى ماه ها طول بكشد. آيا اسرائيل مى تواند تا آن زمان بمباران هاى هوايى لبنانى را ادامه بدهد؟ ترديد هاى جدى وجود دارد. ثانياً، ورود اسرائيل به دهات مرزى لبنان و آغاز جنگ زمينى، در فرآيند جنگ، احتمالاً به نفع حزب الله، اثرگذار خواهد بود. سه- اسرائيل براى شكستن اين بن بست، قلمرو جنگ را توسعه دهد. هم اكنون اسرائيل و آمريكا، سوريه و ايران را مسئول حمايت از حزب الله لبنان اعلام كرده اند. تحليلگران وابسته به گروه فشار (لابى) اسرائيل در آمريكا مرتب ضرورت حمله به سوريه و ايران را مطرح مى سازند. توسعه قلمرو بحران خاورميانه يكى از اهداف استراتژيك اسرائيل محسوب مى شود. همان طور كه بحران غزه امروز به بحران اسرائيل و لبنان تبديل شده است، اين احتمال- اگرچه ضعيف- وجود دارد كه اسرائيل مراكز معينى را در سوريه و كشورهاى ديگر هدف قرار بدهد. حمله اسرائيل به سوريه ( يك كشور عربى- سنى، عضو اتحاديه عرب) شكاف ميان كشورهاى عربى با آمريكا و غرب را عميق تر مى سازد. دولت هاى عربى، اگر در مورد حمايت از حزب الله لبنان و دولت لبنان ملاحظاتى دارند، در مورد سوريه چنين ملاحظاتى وجود ندارد. روابط برخى از دولت هاى عربى با آمريكا، بر سر فشار هايى كه براى تحولات سياسى بر آنها وارد مى شود، چندان نزديك و حسنه نيست. بنابراين حمله اسرائيل به سوريه، ولو محدود، معادلات سياسى را به نفع سوريه و لبنان (و در نتيجه حزب الله) تغيير خواهد داد. سئوال اساسى اين خواهد بود كه اگر اسرائيل دامنه جنگ و بحران را در سوريه و حتى كشورهاى ديگر توسعه بدهد چه دستاوردى براى اسرائيل خواهد داشت؟ آيا سربازان اسير اسرائيلى آزاد خواهند شد؟ آيا حزب الله خلع سلاح خواهد شد؟ آيا مشكل اسرائيل با فلسطين حل خواهد شد؟ به نظر مى رسد تنها دستاورد اسرائيل از توسعه قلمرو بحران، به دست آوردن زمان و به تاخير انداختن راه حل نهايى بحران خاورميانه است: پذيرش و تن دردادن به تخليه تمام سرزمين هاى اشغالى در جنگ ۱۹۶۷ و به رسميت شناختن يك كشور و دولت مستقل فلسطينى در اين مناطق.
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اظهارات اخیر آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مبنی بر مخالفت امام خمینی با اندیشه های حزبی و دستور ایشان به تعطیلی حزب جمهوری اسلامی، دو پرسش را به اذهان متبادر می کند. سوال اول این است که آیا دستور انحلال حزب جمهوری اسلامی توسط امام صادر شد و پرسش مهم تر این است که اساسا آیا حضرت امام با اندیشه های حزبی و احزاب مخالف بودند یا خیر؟
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
هنوز یک سال و اندی از برنامه مدون و از قبل طراحی شده افراطیون سنتی در هم شکستن جبهه اعتدال نگذشته است ، افراطیونی که در لابلای اندیشه های آن می توان رگه هایی از اندیشه های حجتیه ای یافت که چه قبل و چه در دوران بعد از انقلاب به طریق و شیوه های مختلفی خون دل های زیادی بر امام راحل خورانده و بارها بر سر راه برنامه های اصلاحی و ابتکاری آن امام همام در مواقع ضروری و بحرانی تحت عنوان احکام حکومتی همچون تأیید صلاحیت کاندیداهای دوره سوم مجلس ، دستور ایجاد مجمع تشخیص مصلحت نظام و ... سنگ اندازی می نمودند.
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
طبق اخرین اخبار مخالفتهایی با اعزام کاروان شهادت طلب سپاهیان محمد ص شده است.من اگر جای دولتمردان بودم سریعا راه را برای استشهاد این دسته ادمهای ارمانگرا باز می کردم.اصلا نه اینکه راه را باز می کردم حتی با ساز و دقل بدرقه شان می کردم تا شهید شوند.چرا که نفع شهادت این دسته ادمها نسل جنگ و بخش جدیدی که به اسم های مختلف استشهادی و حزب اللهی و عدالتخواه و.... بیماری ارمانگرایی به انها نیز سرایت کرده منافع زیادی دارد که .........
۱- از شهات این عزیزان می شود فیلمهای مستند خوبی ساخت و به جای مسابقه های گل یا پوچ و مار پله و ... که تمام شبکه های تلویزیونی را پر کرده استفاده کرد. ۲- کشور که به حمد الله در دستان توانمند عزیزان اصول گراست و جناح بی!!!!... دیگر وجود خارجی ندارد و لزومی به وجود انها نیست البته این حرف به معنی ان نیست که این عزیزان تاریخ مصر ف دارند و یا خدای نکرده به درد پست های مدیریتی در دولت اصول گرا نمی خورند بلکه اگر شهید شوند برای خودشان خوب است .چون در بهشت هم حوری میدن هم می توانند کلی راهپیمائی را بیندازند و .... ۳-اصولا مفقود شدن این عزیزان بهتر از شهید شدنشان است چون باز شهید هزینه کفن ودفن و...دارد ولی البته از نظر بهر وری شهید شدنشان بهتر از جانباز شدن شان است. چون جانبازها هزینه نگهداری دارند و به بیت المال ضرر می زنند!!!!.تازه جانباز هم شهید اش خوب است چون باز می شود ار او مستند ساخت.اگر نشد جانباز ۷۰ درصد اش خوب است چون نه می تواند اعتراض کند نه راه برود وراهپیمائی کند و هفته جنگ هم میشود از او باز مستند ساخت... ۴-اگر این جور بچه ها بروند وشهید شوند دیگر نه موی دماغ اصلاح طلب ها می شوند نه موی دماغ عزیزان اصولگرا...که مدام از ارمان و عدالت وساده زیستی و افشاگری و از این جور بازی ها فشار و ضد فشار و ...در بیاورند.. ۵- خداوکیلی من هم از دست انها خسته شده ام و حالا که مستند می سازم دنبال سوژه میگشتم وگرنه ما را چه با عملیات استشهادی من اگر مرد عمل بودم در همان جنگ <ببخشید> دفاع مقدس استشهاد کرده بودم تا حالا دچار این جنگولک بازی های نشریه و سینما و مستند و وبلاگ و....نشوم. ۶-پیشنهاد می کنم بر ای حفظ منافع ملی و ایدئو لوژی زدائی از سیاست داخلی و خارجی و اقتصاد و فرهنگ و عدالت به فتوای شیخ حسن روحانی باب شهادت را بر روی این دوستان باز کنید تا حاج اقا حسن روحانی با خیال راحت بتواند انقلاب را برنزه <ببخشید با ارایشگاه و رنگ مو و...اشتباه گرفتم>لیبرالیزه کند. ۷-اگر امثال این دوستان نباشند راحت تر می توان غنی سازی کرد البته نه اورانیم را بلکه جیب بی انتهای خواص منحرف و ساقیان جامهای زهر را..... ۸-برای همه شما عزیزان شهادت طلب ارزوی شهادت کرده و قول می دهم نسبت به شما وفادار بود ومستند خوبی از شما بسازم و به تلویزیون بفروشم .
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
يوسف مولايي طرح مجدد پرونده هستهاي در شوراي امنيت سازمان ملل متحد بار ديگر مسائل ايران را در كانون توجه جهاني قرار داد. به نظر ميرسد كه ديپلماسي 5 عضو دائم شوراي امنيت و آلمان موسوم به 1+5 دستاوردي بيشتر از ديپلماسي تروئيكاي اروپايي بهدنبال نداشت. چرا كه نقطه اوج تحركات ديپلماتيك تروئيكاي اروپايي (فرانسه، انگليس و آلمان) موافقتنامه پاريس بود كه آن هم با موضعگيريهاي تند شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي (قطعنامههاي 24 سپتامبر 2005، فوريه 2006 و 4 آوريل 2006 البرادعي) و بيانيه 5 آوريل 2006 شوراي امنيت و از سرگيري فعاليتهاي غنيسازي ايران در اصفهان نتيجه مطلوبي از آن حاصل نشد. در 1+5 هم عدم همسويي كامل روسيه و چين با مواضع اروپا و آمريكا فضاي جديدي در روند مذاكرات هستهاي ايجاد كرده است. فعال شدن 5 عضو دائم شوراي امنيت به اضافه آلمان ديپلماسي هستهاي را تحرك بيشتري بخشيد. مجموعه سفرها و نشستهاي ديپلماتيك منتهي به ارائه مجموعهاي از پيشنهادها و مشوقها شد كه فصل جديدي در مناسبات هستهاي با خود به همراه آورد. بهرغم تشويق، ترغيب و حتي فشارهاي رواني جامعه جهاني، دولت جمهوري اسلامي ايران، در اعلام نظر نهايي نسبت به اين بسته عجلهاي به خود راه نداده و اعلام نظر نهايي را به پايان مردادماه واگذار نمود. اين شيوه برخورد به مذاق گروه 1+5 سازگار نيامد و نهايتا ارجاع مجدد و پرونده به شوراي امنيت در دستور كار 1+5 قرار گرفت كه در اجلاس گروه هشت نيز مهر تاييد خورد. اين امر پيام حقوقي و سياسي بسيار مهمي با خود به همراه دارد كه اميد است كه اين پيام در تماميت خود درك شده و مورد بررسي كارشناسانه قرار گيرد. به سهم خود تلاش ميكنم كه ابعاد مختلف اين پيام را در قالب ملاحظات فشرده فهرست كنم. 1- نخست بايد توجه كرد كه شوراي امنيت يك ركن سياسي است و از اينرو تصميمات اين نهاد نه متكي به عدالت است و نه بر مباني حقوقي استوار است چرا كه قطعنامه اين شورا در سلسله مراتب الزامات بينالمللي بر مسير تعهدات دولتي اولويت دارد و تصميمات شوراي امنيت نه تنها بخشي از نظام حقوق بينالملل تلقي ميگردد بلكه در صورت تعارض با ساير قواعد حقوق بينالملل، اين قطعنامهها حتي با نقض قواعد ديگر حقوق بينالملل ميبايستي به اجرا گذاشته شوند. از اينرو در شوراي امنيت عنصر قدرت عريانتر از حوزههاي ديگر بوده و از محدوديتهاي حقوقي ميگريزد. هنر ديپلماسي در مقابل توازن نيروها مجال زيادي براي خودنمايي پيدا نميكند. 2- تاكنون مداخله اعضاي دائم شوراي امنيت در پرونده هستهاي ايران به لحاظ حقوقي عمدتا در قالب حل و فصل مسالمتآميز اختلافات انجام ميگرفت و فرصت زيادي براي مذاكره، چانهزني، وجود داشت اما در چارچوب فصل هفتم منشور ملل متحد فقط اقدامات قهرآميز را به كار ميبندد و محلي براي چانهزني و تعديل مواضع باقي نميماند. از اينرو ارجاع پرونده به شوراي امنيت به خوديخود يك تهديد محسوب ميگردد. 3- غنيسازي اورانيوم براي فعاليتهاي هستهاي صلحآميز حق ايران است و اين حق هرگز مورد انكار يا ترديد هيچ نهاد بينالمللي و هيچ دولتي قرار نگرفته است. با اين وجود استفاده از اين حق منوط به رفع نگرانيها و جلب اعتماد جامعه جهاني شده است. ايران با تاكيد بر قانوني بودن فعاليت خود در چارچوب انپيتي براي آن بخش از قطعنامههاي شوراي حكام كه تهران را به همكاري بيشتر براي رفع نگرانيهاي جامعه جهاني و اعتمادسازي دعوت كرده است بهاي زيادي قائل نشده و آن را بخشي از جهتگيري سياسي قدرتهاي بزرگ قلمداد نموده است. ايران با تاكيد بر امكانات و فرصتهاي اقتصادي خود تلاش نموده است كه از اجماع 5 عضو دائم شوراي امنيت جلوگيري نموده و آنها را در مقابل هم قرار دهد. هرچند كه اين سياست تاكنون دستاوردهاي مثبتي به همراه داشته ولي با توجه به منافع درازمدت اعضاي دائم شوراي امنيت در زمينههاي اقتصادي، سياسي و امنيتي سياست استفاده از اختلافنظر اعضاي دائم شوراي امنيت داراي ظرفيتهاي محدود ميباشد و به نظر ميرسد كه ايران از حداكثر اين ظرفيت تاكنون استفاده نموده و تاريخ مصرف آن روبه پايان است. اتفاق 1+5 در بازگرداندن پرونده هستهاي به شوراي امنيت و تاكيد گروه هشت بر اين امر، نشان آشكاري از توجه قدرتهاي بزرگ به منافع درازمدت خود و كنار گذاشتن اختلافات تاكتيكي در پرونده هستهاي ايران ميباشد. ايران نبايستي در ارزيابي مناسبات بين قدرتهاي بزرگ دچار اشتباه محاسبه گردد. 4- ايران در منزوي كردن سياست آمريكا در قبال پرونده هستهاي تلاش زيادي براي جلب اعتماد تروئيكاي اروپايي و در مرحله بعد چين و روسيه به عمل آورد. موافقتنامه پاريس و مجموعه مشوقهاي پيشنهادي را بايستي سقف ظرفيت اين سياست قلمداد نمود. از اين رو طرح مجدد پرونده در شوراي امنيت، ايران را به تغيير سياستها و روشها واميدارد. 5- براي جلب اعتماد افكار عمومي و نهادهاي جامعه مدني جهاني سرمايهگذاري زيادي نشده است و فرصتهاي زيادي در اين خصوص از دست رفته است. وقت آن رسيده كه نهادهاي ذيربط در جمهوري اسلامي ايران از قبيل شورايعالي امنيت ملي، مجمع تشخيص مصلحت نظام، شوراي راهبردي روابط خارجي مركز پژوهشهاي مجلس و ... بدون فوت وقت با دعوت از صاحبنظران، كارشناسان، اساتيد و فعالان مدني به بررسي اين موضوع و نحوه سرمايهگذاري و سياستگذاري در اين قضيه بپردازند و هرچه سريعتر بستر مناسب براي آغاز ديالوگ سازنده و فعال بين نهادهاي جامعه مدني ايراني و افكار عمومي جهان را فراهم كنند، فونداسيون ساختمان اعتمادسازي در جهان، همبستگي ملي ميباشد.
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سيدمحمد باقر خرازي، دبير كل حزبالله ايران با همراهان خود به زودي در لبنان مستقر خواهند شد. مجتبي بيگدلي، سخنگوي حزبالله ايران در گفتوگو با ايلنا، با اعلام اين مطلب گفت: دبير كل حزب براي حمايت از حزبالله لبنان و ابراز همدردي با مقاومت و ملت مظلوم لبنان به زودي در اين كشور مستقر خواهد شد تا از نزديك در جريان امور قرار بگيرد. وي تصريح كرد: حدود 2500 نفر از كساني كه آمادگي كامل و همهجانبه براي عمليات استشهادي دارند، از طريق مجموعههايي كه با حزبالله ايران مرتبط هستند، ثبت نام كردهاند كه هماكنون ليست ما براي اعزام آماده است و تنها منتظر دستور مقام معظم رهبري هستيم. بيگدلي افزود: ما اوضاع و احوال منطقه و لبنان را لحظه به لحظه رصد ميكنيم و تا جايي كه دغدغهاي براي دولت و مسوولان ايجاد نشود، بيكار نخواهيم نشست و كمكهايمان را به مردم لبنان ادامه خواهيم داد. سخنگوي حزبالله ايران اظهار داشت: بسياري از شيعيان جهان، ملت ايران و احزاب و گروههايي كه به حمايت جدي از مقاومت لبنان علاقه دارند، امروز منتظر دستور مقام معظم رهبري هستند. امروز خاورميانه در بحران قرار گرفته و برخي كشورهاي عربي با چراغ سبز نشان دادن به رژيم صهيونيستي، به حزبالله و جنبش مقاومت انتفاضه خيانت ميكنند كه اين مساله به يقين بيپاسخ نخواهد ماند. بيگدلي خاطرنشان كرد: با توجه به مسائل به وجود آمده در لبنان، راهاندازي ماهواره اين تشكل در دستور كار قرار گرفته است كه سعي داريم با توجه به اين شرايط زودتر از برنامه زمانبنديشده، نسبت به راهاندازي اين ماهواره اقدام كنيم.
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مسيحعلينژاد سايتهاي اينترنتي اين بار خبري را منتشر ساختهاند كه براساس آن همسر سخنگوي دولت نهم طي نوشتهاي، سيدمحمد خاتمي، هاشميرفسنجاني، حسن روحاني و مهدي كروبي را با الفاظي نامأنوس و واژههايي غيرمتعارف مورد حمله و اعتراض قرار داده است. در هر دو تصوير، سايتهاي اينترنتي مبادرت به ورود در حريم خصوصي دولتمردان جديد كرده كه در ماجراي اول در يك فضاي كاملا غيراخلاقي به دنبال كشف و چگونگي تاريخ فوت پدر رئيسجمهور، اخباري در سايتها منتشر شد و در ماجراي دوم نيز چرايي و چيستي به كار گرفتن واژههايي غيراخلاقي در متن نوشته جنجالي همسر سخنگوي دولت نهم عليه سياستهاي دولتهاي قبلي منتشر شده است. اصحاب و اهالي روزنامهها نيز اگرچه اين سالها ديوار كوتاه بسياري از تنگنظران و ناصبوران حيطه تصميمگيري بودهاند اما در اثبات هويت واقعي و رسالت حرفهاي خويش، اصحاب و اهالي روزنامه را تاب سكوت در برابر اتهاماتي كه همسر سخنگوي دولت عليه دولتهاي خاتمي، هاشمي و اصلاحطلبان همراه آنان مطرح كرده بود نيامد و نه تنها اين خبر را از فضاي اينترنتي به صفحه روزنامه سوق دادند كه الهام را در مقام سخنگوي دولت به پاسخگويي در قبال آنچه همسرش نوشته است فرا خواندند تا دريابند همسر الهام براي نوشتن چنين اتهامات تندي عليه سياستهاي مورد تاييد نظام در گذشته از كجا الهام ميگيرد. از اين روي، ديگر موضوع را فراتر از حريم خصوصي ديدند و پيرامون آنچه او براي زشت نشان دادن مسوولان و منتخبان گذشته مردم به منظور زيبا نشان دادن منتخبان و مسوولان امروز حاكميت اصولگرايي نوشته است، از غلامحسين الهام سوال كردند، تا موضع دولت را در قبال لحن و ادبيات پرخاشگرانه و البته احساسي همسر سخنگو بدانند كه ناگهان الهام در برابر چنين پرسشي برافروخت و بيهيچ دفاع مشخصي از همسرش تنها خمي از عصبانيت بر ابرو آورد كه به نظر ميرسيد اين خود گواه نارضايتي او از اتهام نامهاي بود كه همسرش در يكي از سايتهاي اينترنتي نوشته است و ديگران آن را در حدي وسيع كه الهام سزاوارش نميدانست به روزنامهها كشاندهاند. چه كه اگر براي سخنگوي دولت، سيدمحمد خاتمي همانگونه كه همسرش نوشته است، «فريبكاري بود كه با لشكر اراذل و اوباش اصلاح طلب به آمريكاپرستي و ترويج فساد و فحشاي سياسي و فكري مبادرت ورزيده است»، قطعا ميبايد در مواجهه با خبرنگاران، گردنفراز ميساخت و با افتخار از ادبيات همسرش دفاع ميكرد. يا اگر براي الهام حقوقدان، ايراد اتهام همسرش عليه هاشميرفسنجاني كه او را «آغازگر فساد، بدحجابي، نابساماني فرهنگي و اقتصادي و تعرض آشكار به ولي فقيه خوانده است»، سنخيتي با مباحث حقوقي داشت، قطعا در مواجهه با خبرنگاران، همچون سنت ديرينه روابط خانوادگي ايراني، همسرش را زير پر و بال و چتر حمايتي خويش ميگرفت. اما الهام خوب ميدانست كه روشنفكران يك كشور را در چنين نوشتهاي، «دريوزگان، مفلوكان، تخطئهكنندگان دين و مذهب و اراذل و اوباش» خواندن در شأن صاحب قلم نيست و نيك ميدانست اينك در مقابل خبرنگاراني ايستاده است كه از منتقدان جدي و سرسخت هاشمي، كروبي، خاتمي، حسن روحاني و حتي اصلاحطلبان بودهاند اما واژههايي كه همسرش به خدمت گرفته است در خزانه لغت اين جماعت هرگز جايي ندارد و اينگونه شد كه دستهايش را در مقام دفاع از همسرش خالي ديد و خبرنگاران نيز تنها برافروختگياش را ديدند لذا بر ماست كه اينك سخنگوي برافروخته از ادبيات غيرحقوقي همسرش را به يك ليوان آب ميهمان كنيم كه ظاهرا او نيز نيك ميداند براي ستايش از رئيسجمهور اصولگرا، هيچ ضرورتي ندارد كه همانند همسرش، احمدينژاد را معجزه هزاره سوم بدانيم و دولتهاي گذشته را ملجأ و مأمن فساد و فحشا كه اين ره جز سرافكندگي و جاري شدن عرق شرم بر پيشاني او كه ميبايد پاسخگوي رفتار و كردار همسرش در محافل رسمي نيز باشد حاصلي ندارد. همسر الهام اگر فراموش كرده است روزهايي را كه كساني چون هاشمي و كروبي در زندان شاه بودهاند، پدر روحانياش در كسوت يك مورخ و گرداننده اصلي دارالتبليغ براي تاريخ اين كشور قلم ميزد، قطعا خود الهام آن روزها را فراموش نكرده است و تنها با يادآوري چهره شيخ علي دواني بوده است كه ترجيح داد به پاس ابهتي كه پدر همسرش براي قلم قائل بود هرگز از نوشتار امروز دختر او كه هيچ نشاني از ابهت قلم در آن نبود دفاع نكند. الهام حقوقدان اين روزها نيك ميداند سخني اگر پيرامون عملكرد رقيب دارد زبان نقد ببايد گشود نه زبان اتهام. از اينرو گلايه احتمالي همسرش در حريم كوچك خانه را به جان ميخرد تا مبادا در مقام دفاع از اين اتهامات گلايه حريم بزرگ جامعه را برانگيزد.
+ نوشته شده در سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رسول جعفريان پس از چندین هفته مداوم که از حملات خونین اسرائیل علیه منطقه غزه گذشت و آن بی شرفها که همه شما آنان را می شناسید، ساکت و آرام نظاره گر ماجرا بودند، یک عرب صاحب غیرت، دل به دریا زد و چنان اسرائیل را تحقیر کرد که در طول 57 سال تاریخچه این رژیم بی سابقه بود؛ ضربه ای که اسرائیل را یکباره دیوانه کرد و سبب شد تا دیوانه وار شروع به حمله به لبنان کند و از زمین و هوا، مردم این دیار را که فرزندان اسلام هستند، به خاک و خون بکشد.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سلام به تمامی دوستان
مدتی هست که ما مشغول به فعالیت شدیم و در این مدت کم سعی کردیم بهترین اخبار و مقالات را در اختیار شما دوستان قرار دهیم . دوستان یک سال پیش یکی از بچه ها من و سه تا از دوستان که از لحاظ سیاسی با هم تفاوت دیدگاه داریم رو دور هم جمع کرد و گفت بیاید و در کنار هم در همین محیط کوچک کار کنیم ماهم قبول کردیم البته کار سختی بود اما چون به این دوست اعتقاد داشتیم کار رو شروع کردیم اوایل کار سخت بود به شکلی که تمام اخبار و مقالات یک طرفه بود حتی در پیونده ها هم سایت های به خصوصی قرار گرفت اما این عزیز توانست تعادل رو در بین ما بر قرار کنه حالا کار نداریم که چقدر تلاش کرد . عزیزان این دوست ما امروز به شدت بیمار شده اون هم بیماری سخت من چند روز پیش با خبر شدم و خیلی حالم گرفته شد خیلی . باور کنید این جوان که البته خیلی هم معتقد و از قضا با من هم در مسائل سیاسی تفاوت دیدگاه داره خیلی اقا ست همین جوان که خودش به دولت نهم اعتقاد داره وقتی ما گفتیم بیائیم نقد هائی که از دولت می شه رو به گوش مردم برسانیم قبول کرد البته گفت که نقد هائی که منصفانه و عادلانه باشه حالا کار ندارم امروز این دوست در بستر بیماری افتاده بیائیم با هم برای سلامتش دعا کنیم به قول این دوست عزیز ماشاءالله حزب الله
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
وبلاگی که ازگوهردشت کرج فعالیت خودرا حدوددوسال است آغازکرده بشدت درترویج صیغه اینترنتی بواسطه تلفن و... اقدام مینماید. این وبلاگ رایک جوان 18ساله که تنهاشرح محصل رشته ریاضی فیزیک بودن راازخودارایه نموده ,هدایت میکند. وبلاگ مذکورآماربازدیدکنندگان خودازکشورهای مختلف رابه این شرح اعلام کرده است :
مديريت این وبلاگ هدف اصلي تاسيس اين وبلاگ و ترويج ازدواج موقت را "ازدواج موقت، ثواب كردن، بدعت شكني و زنده كردن سنت هاي رسول الله" عنوان كرده است و در بخش مشخصات خود به اين اطلاعات ناچيز بسنده كرده است كه 18 سال دارد و محصل رشته رياضي فيزيك است. یک مکالمه تلفنی انجام شده بایک ثبت نام کننده ... ذکرحدیث برای هدف وی در این بخش به نقل قول از پیامبران و امامان و بزرگان دین اسلام پرداخته است. ناگفته پیداست که او همه آن نوع نقل قول هایی را گردآوری کرده که در جهت تایید عدم ضرورت اجازه یا اذن "ولی" یا "پدر" برای ازدواج موقت است: بخش دوم به توصیه های مدیر وبلاگ به ترویج این وبلاگ و این عمل شرعی با ابزارها و روش های جوانانه و عامه پسند، اختصاص دارد. در این بخش مدیر این وبلاگ چگونگی راه های ترویج و تبلیغ این وبلاگ را به وسیله، SMS، مسنجر ... به کاربران توصیه کرده است و بخصوص برای هر چه بیشتر کاربردی بودن این توصیه ها، هر کدام از این توصیه ها را با چندین و چند نوع مثال همراه کرده است که تعدادی از آنها را در اینجا می خوانید:
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حسين شريعتمداري وقتي مقامات رژيم وحشي اسرائيل به دروغ ادعا مي كنند كه ايران اسلامي با اسلحه و مهمات و موشك هاي دوربرد حزب الله لبنان را مجهز كرده است، مقامات محترم و راستگوي كشورمان صادقانه اين خبر دروغ را تكذيب مي كنند و حق دارند و راست مي گويند. اما از شما چه پنهان كه اين خبر راست دلگيركننده است و نه فقط مردم ايران، بلكه ساير ملت هاي مسلمان و پاره اي از مردم غيرمسلمان اما آزادانديش جهان نيز آرزو مي كنند ادعاي دروغ اسرائيل، راست باشد و... 2- بسياري از شواهد و قرائن حكايت از آن دارند كه «روز حادثه» نزديك است و شايد اين روز كه بلنداي آن مي تواند بيشتر از چند روز و چند هفته و چند ماه و يا سال باشد از هم اكنون آغاز شده باشد. ماجرا پيچيده نيست و صورت مسئله خالي از ابهام است. ملت هاي مسلمان و بسياري از ملت هاي ديگر بر اين باورند كه در جغرافياي سياسي جهان، كشوري به نام اسرائيل وجود ندارد و آنچه امروزه با اين نام خوانده مي شود، دولتي غصبي و بي ريشه است كه با حمايت قدرت هاي استكباري حضور انگلي خود را بر منطقه و بر سرزمين فلسطين تحميل كرده است و هر روز جنايت تازه اي مي آفريند و انبوهي از زنان و مردان و كودكان بي گناه را به خاك و خون مي كشد و يا از سرزمين آباء و اجدادي آنان آواره مي كند. با توجه به اين «صورت مسئله» كه كمترين ابهامي در آن نيست، محو رژيم صهيونيستي نه فقط يك تكليف ديني و ملي، بلكه يك وظيفه انساني و همگاني است كه هيچ مسلمان و انسان آزاده اي را از آن گريزي نيست. 3- رژيم صهيونيستي بارها به صراحت اعلام كرده است كه داعيه «از نيل تا فرات» دارد و اگرچه با شكل گيري انتفاضه و حضور حزب الله در عرصه- كه همه از بركات انقلاب اسلامي است- امروزه صهيونيست ها به جاي اردوكشي به نيل و فرات، ديواري از ترس به دور خود كشيده اند ولي هرگز از آن ادعاي مسخره دست برنداشته اند. بنابراين، حماس و حزب الله به عنوان سنگرداران خط مقدم جبهه در مقابل دشمني ايستاده و مقاومت مي كنند كه چشم طمع به بخش بزرگي از جهان اسلام دوخته و سوداي حاكميت بر بسياري از كشورهاي اسلامي ديگر- عجالتاً از نيل تا فرات- را در سر مي پروراند. با اين حساب كه هيچ جاي آن ناحساب نيست، حمايت همه جانبه سياسي، تداركاتي، تسليحاتي از حماس و حزب الله و اعزام نيروي رزمنده به اين جبهه، كمترين هزينه اي است كه كشورهاي اسلامي بايد براي حفظ امنيت و استقلال خود بپردازند، چرا كه اگر حماس و حزب الله خط مقدم اين جبهه را خالي كنند، خاكريزهاي بعدي رژيم صهيونيستي در ساير سرزمين هاي اسلامي برپا خواهد شد. بنابراين كوتاهي كشورهاي اسلامي در كمك مالي و تسليحاتي و اعزام نيروي رزمنده براي مقابله با صهيونيست هاي وحشي نه فقط تكليف اسلامي بلكه ابتدايي ترين وظيفه ملي و پيش پا افتاده ترين اقدامي است كه دولت هاي حاكم بر اين كشورها بايستي براي حفظ استقلال كشور خود بپردازند نه آن كه كمك هاي مالي هر از چند گاه و آنهم به صورت اقلام خوراكي و كالاي بهداشتي و درماني را يك وظيفه اخلاقي و انسان دوستانه از نوع غربي آن تلقي كرده و با يك دنيا منت روانه اين جبهه كنند. اگر منتي هست- كه هست- منت حماس و حزب الله به ساير كشورهاي اسلامي است كه به جاي آنها در خط مقدم جبهه حضور دارند و در خون و آتش و دود از حاكميت و امنيت آنها پاسداري مي كنند. 4- آمريكا و بسياري از كشورهاي اروپايي نه فقط حمايت مالي و تسليحاتي خود به صهيونيست ها را پنهان نمي كنند بلكه با افتخار! از آن ياد كرده و در همان حال، هرگونه كمك مالي و يا حمايت سياسي از حماس و حزب الله را نقض قوانين بين المللي!! و دخالت در امور داخلي! يك كشور ديگر مي دانند! كدام كشور؟! كشوري كه مطابق قوانين بين المللي نمي تواند وجود خارجي داشته باشد؟... آيا براي جهان اسلام ننگ نيست كه مشتي صهيونيست بي سروپا و اراذل و اوباش آدمكش دست تعدي به جان و مال و نواميس مسلمانان دراز كنند و كشورهاي اسلامي در اين ميان فقط ناظر بي طرف! باشند؟! مگر تاسيس دولت بي ريشه اسرائيل نقض قوانين بين المللي و حمايت از آن، شركت در جنايت نيست؟ بنابراين چرا حمايت از مظلوم و كمك به محو اين رژيم خونريز، بايد غيرقانوني! تلقي شود؟! 5- اگرچه نبايد توان و امكانات دشمن را ناديده گرفت ولي اغراق درباره توانمندي دشمن نيز خطرآفرين است. برخي بر اين باورند كه حمله اخير اسرائيل به جنوب لبنان و تخريب زيرساخت ها و قتل عام مردم يك برنامه از قبل طراحي شده است. ولي برپايه شواهد و قرائن موجود با جرأت مي توان گفت كه صهيونيست ها بعد از اقدام دلاورانه حزب الله در حركتي انفعالي به ميدان آمده اند. حزب الله لبنان با اقدام خود، بن بست غزه را شكسته است و رژيم صهيونيستي را به ميداني كشيده كه تاب ماندن درازمدت در آن را ندارد. صهيونيست ها اولاً اندك و كم شمارند و ثانياً به شدت از مرگ هراسانند. بنابراين به آساني مي توان نتيجه گرفت كه اگر جنگ كنوني مدتي به درازا بكشد، آنها تمام مي شوند و ما همچنان تازه نفس در ميدان خواهيم بود. در اواخر دهه 60 نمايندگان كنيسه- پارلمان رژيم صهيونيستي- شيمون پرز نخست وزير وقت اسرائيل را براي پاسخ به اين پرسش فراخواندند كه چرا علي رغم اختصاص بودجه اي سنگين براي سركوب انتفاضه، اين جنبش هر روز ابعاد گسترده تري يافته است؟ به پاسخ شيمون پرز- به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس- توجه كنيد. پاسخ اين بود كه نقطه اوج قدرت ما، نقطه پايان مردان انتفاضه نيست، چرا كه آنان مرگ را پايان كار نمي دانند و از آن به عنوان شهادت و آغاز حيات جاودان استقبال مي كنند. اين ترجمان همان سخن حكيمانه امام راحلمان(ره) است كه دشمن به آن اعتراف مي كند؛ «ملتي كه شهادت دارد، اسارت ندارد». 6- حزب الله علاوه بر سازماندهي دقيق و پيچيده پارتيزاني و آموزش هاي فراوان چريكي، از موقعيت سوق الجيشي برجسته اي نسبت به رژيم صهيونيستي برخوردار است. نيروهاي حزب الله از طريق بلندي هاي جنوب لبنان، بسياري از شهرها و شهرك هاي صهيونيست نشين را زير آتش سنگين توپخانه، كاتيوشا و موشك هاي دوربرد خود دارد. ساعاتي پيش خبر رسيد كه حزب الله شهر استراتژيك «حيفا» را موشك باران كرده و با آتش گرفتن پالايشگاه و مخازن بزرگ سوخت اسرائيل، صهيونيست ها سراسيمه به مناطق جنوبي تر فلسطين اشغالي فرار مي كنند. و ساعاتي بعد خبر آمد كه «ناصريه» نيز هدف موشك هاي حزب الله قرار گرفته است... اخبار موثق ديگر از تلفات سنگين صهيونيست هاي مال و جان دوست در حملات چند روز اخير حزب الله حكايت مي كند. تلفاتي كه مقامات صهيونيستي براي پيشگيري از ترس بيشتر ساكنان شهرك هاي يهودي نشين و نيز به خاطر اجتناب از اعلام ناتواني خود به آن اعتراف نمي كنند. شهر حيفا در فاصله 35كيلومتري از مرز لبنان قرار دارد و فاصله ناصريه نزديك به 50كيلومتر است. شايد فردا نوبت «هرتسليا»، «نتانيا» و... تل آويو باشد... اسرائيل مايل است در مرحله مقدماتي ، حزب الله با شدت وارد عمل شود تا از اين طريق، اولاً؛ توان تسليحاتي حزب الله را تضعيف كند، ثانياً؛ صهيونيست هاي ساكن فلسطين را به جاي روند «ضعيف به شديد» كه دلهره آورتر است با روند «شديد به ضعيف» كه آرام بخش تر است روبرو سازد و... اما، خوشبختانه حزب الله نشان داده است كه از تاكتيك حريف باخبر است و از اين روي حملات خود را حساب شده و هربار هولناك تر از قبل دنبال مي كند و از سوي ديگر، شواهد حاكي از آن است كه اسرائيل براي ارزيابي توان تسليحاتي حزب الله نياز به زماني بسيار طولاني دارد. آنقدر طولاني كه شايد عمر اين رژيم وحشي به پايان برسد بي آن كه پايان توان حزب الله را ديده باشد. 7- ملت هاي مسلمان نبايد اجازه دهند كه درگيري در محدوده منطقه اي آن باقي بماند. صهيونيست ها در بسياري از نقاط جهان پراكنده اند و شناسايي و دسترسي به آنها چندان دشوار نيست. مي توان و بايد همه جاي دنيا را براي صهيونيست ها و مراكز سياسي، تجاري و... آنها ناامن كرد. اين كه ديگر به اجازه دولت ها نياز ندارد. 8- و سخن آخر- هرچند اين رشته سر دراز دارد- آن كه شواهد و قرائن موجود نشان مي دهد، رژيم صهيونيستي بسياري از اهرم هاي پيشين را از دست داده است. برانگيختگي ملت هاي مسلمان، استيصال آمريكا- حامي اصلي اسرائيل- در عراق و افغانستان، پيروزي حماس با تابلوي محو اسرائيل در انتخابات اخير، عزم حزب الله و همه مسلمانان براي نابودي رژيم صهيونيستي و... اسرائيل مي داند كه بايد شرايط جنگ ژوئن 1967را به فراموشي بسپارد. در شرايط كنوني تداوم جنگ براي رژيم صهيونيستي يك كابوس است بنابراين نبايد گريبان خود را از اين كابوس برهانند. شايد روز حادثه شروع شده و انتقامي سخت از صهيونيست هاي وحشي در راه باشد. انشاءالله.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
تشكل موسوم به انصار حزب الله به موضعگيري اخير حسين الله كرم درباره شيوه عملكرد جريان حزب الله در انتخابات خبرگان واكنش نشان داد.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پس از انتشار خبر «انتخاب» با عنوان «مصباح یزدی: بهترین حزبی که وجود داشت، امام تعطیلش کرد»، «جمعی از بازماندگان واقعه هفتم تير 1360»، به این خبر واکنش نشان دادند.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
24سال قبل- ژوئن سال 1982 ميلادي- هنگامي كه رژيم اشغالگر قدس حمله وحشيانه و گسترده خود به جنوب لبنان را آغاز كرد و تصور همگان اين بود كه هيچ قدرتي تاب مقاومت در برابر اين هجوم وحشيانه را ندارد، تعدادي جوان مسلمان كه بعدها در مصاحبه با خبرنگاران خارجي خود را «پيروان امام خميني» معرفي كردند، در منطقه «خلده» در جنوب بيروت راه را بر تانك ها و نظاميان اسرائيلي بستند و همزمان در مناطق جنوبي لبنان جواناني كه شماري از آنان تحت فرماندهي دكتر چمران آموزش نظامي ديده بودند و بعد از پيروزي انقلاب اسلامي دلي آكنده از عشق خميني(ره) داشتند با اسلحه سبك به شكار تانك ها و نظاميان اسرائيلي رفتند و بيش از 40 روز ارتش كلاسيك و مجهز به مدرن ترين تكنولوژي جنگي را زمينگير كردند و سرانجام اين منطقه يعني «ضاحيه» شيعه نشين تنها نقطه اي بود كه ارتش اسرائيل توان ورود به آن را نيافته بود.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محمدعلی ابطحی در سایت شخصی خود نوشت: تا آن جا که من به یاد دارم یکی از وظایف مهم وزارت خارجه ی هر کشوری این است که قبل از صدور بیانیه ای و یا شرکت در کنفرانسی تمهیدات و چانه زنی های لازم را انجام دهد؛ اختلافات را در قطعنامه ها حل و فصل کند و کارهای تشریفاتی را انجام دهد که دیدگاه های رئیس کشوری که قرار است سفر کند یا بیانیه بدهد مورد قبول قرار گیرد. در عرف دیپلماتیک بدترین کار آن است که رئیس کشوری بیانیه بدهد و یا در اجلاسی شرکت کند ولی با بی توجهی فرد یا اعضاء، مواجه گردد. من خاطرات فراوانی از مسئولان وزارت خارجه ی کشورهای مختلف دارم که قبل از اعلام نظر و یا سفر رئیس یک دولت، چه وسواس ها به خرج می دادند. حتماً بعضی از آن خاطرات را می نویسم.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حسين اللهكرم با بيان اينكه تشكلهاي حزبالله در جريان انتخابات به ارائة چارچوب، اصول و معيارهاي مورد نظر جامعة اسلامي ميپردازند، گفت: جريانهاي حزبالله در مورد كانديداها از نقد گذشتة آنها شروع و معيارهاي مورد نياز جامعة اسلامي را ارائه ميكنند. اللهكرم در گفتوگو با خبرنگار ايسنا، اظهار داشت: همانطور كه گفتم جريانهاي حزباللهي سعي ميكنند معيارهاي انتخاب اصلح را به مردم ارائه كنند، ولي از هيچ فرد، گروه يا حزبي حمايت نميكنند، بلكه در جهت مشاركت حداكثري مردم تلاش ميكنند. اين فعال سياسي در مورد اينكه ارائة فهرست مشترك از سوي كروبي، خاتمي و هاشمي رفسنجاني براي خبرگان مطلوب جبهه اصلاحات است و اشاره به بيانية اخير دفتر هاشمي در اين مورد اظهار داشت: با توجه به اين بيانيه كه در آن اين ديدگاه مورد پذيرش و تأييد قرار نگرفته است، بايد اين بحث را به آينده موكول كنيم، ولي اين فرض محتمل است كه گروههاي اصلاحطلب به سمت يك همسويي در دو انتخابات آتي پيش بروند. رئيس شوراي هماهنگي نيروهاي حزبالله در ادامه در مورد مطالب منتشرشده از زبان وي در مورد جريان «حزبالله ايران» نيز گفت: بنده در مصاحبهاي كه با يكي از سايتها داشتم عرض كردم «حزبالله ايران» كه همان «حزبالله قم» يا «حزبالله انديشه» است، سابقة رابطه با گروههاي مختلف و برگزاري جلسه با افراد متنفذ نظام را داشته است، همچنين گفتم كه حمايت «حزبالله ايران» از آقاي هاشمي در جريان قم، «فقط» در راستاي تفكر «حزبالله قم» بوده است. وي افزود: جريانهاي حزباللهي با توجه به رويكرد فرهنگي و اجتماعيشان اصولا معيارهاي لازم را مطرح ميكنند، ولي به جريان و افراد خاصي گرايش ندارند و اگر گروهي از جريانهاي حزبالله به احزاب و گروههاي خاصي اشاره كند، اينها در جرگة جريانهاي حزبالله با رويكرد اجتماعي و فرهنگي نخواهند بود. سردار الله كرم افزود: معتقدم حمايت «حزبالله ايران» از آقاي هاشمي تنها در چارچوب «انديشة حزبالله قم» بوده و تاكنون به احزاب خاص يا افراد خاص گرايش نداشته است، ما معتقديم كه «حزبالله ايران» همچنان در جرگة جريانهاي حزبالله قرار دارد. دكتر اللهكرم افزود: در مورد جريان قم دانشجويان حزبالله موضوع را مورد نقد قرار داده و ضمن وارد كردن اشكالاتي به افرادي كه در آن جلسه اعتراض خود را به صورت سوال اعلام كرده بودند، برگزاركنندگان جلسه را نيز زير سوال برده و معتقد بودند كه از آقاي هاشمي به عنوان ابزاري در خدمت جريان تبليغاتي پيش از انتخابات خبرگان استفاده شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
هفتهنامه «همّت» اين هفته مصاحبهاي با حجتالاسلام والمسلمين شفيعيكيا انجام داده است كه حاوي نكات روشنكنندهاي است. توجه شما را به متن كامل اين مصاحبه جلب مينماييم.حجتالاسلام والمسلمين شفيعيكيا، زخم جنگ تحميلي بر تن دارد و در پاسگاه زيد به خيل جانبازان شيميايي پيوسته است، بعد از جنگ سابقة تفحص پيكرهاي پاك شهدا را در جبهههاي جنوب داراست، وي كه 15 سال، طلبه است، اكنون به كار تحقيق و نويسندگي در موضوعات ديني و سياسي مشغول و از وي بيش از 100 مقاله در نشريات منتشر شده است. آقاي شفيعيكيا داراي دو فرزند خردسال دختر و پسر است. آرام و باوقار، با روي گشاده و خندان ما را ميپذيرد و از ماجراي 15 خرداد قم ميگويد. آنچه ميخوانيد مصاحبهاي است كه در اين باره، با ايشان كردهايم؛ پيرامون قضاياي 15 خرداد در قم كه شما و چندتن از روحانيان ديگر در آن، مورد اتهام قرار گرفتهايد، سخنان ضدونقيض بسياري گفته شده است، كه ارباب رسانهاي از همة جناحها، منتقد حركت شما بودهاند و آن را محكوم كردهاند، ارزيابي خودتان چيست؟ انسان عاقل و داراي تحليل سياسي در مواجهه با هر پديدة سياسي خصوصا اگر يك طرف اين پديده دستش از رسانه و بلندگوها كوتاه باشد، بايد در تحليل و قضاوت بيشتر دقت نمايد. در مورد اين ماجرا نيز آنهايي كه در بارة ما گفتند و نوشتند و جنجال راه انداختند يا مغرض بودند و يا اين كه به خود زحمت سؤال از ما براي روشن شدن اصل ماجرا را ندادند. اين همواره مشكل اساسي در راه شناخت حقيقت بوده است. اميدواريم حداقل خواص جامعه دچار اين شتابزدگي نشوند تا گرفتار فتنهها نگردند. وقتي مقام معظم رهبري بر آزادانديشي حوزهها و دانشگاهها تاكيد دارند، برخوردهاي اينچنيني در مقابل طرح سؤال از افراد با نفوذ سمّي مهلك است. برخي اشكال به كار شما ندارند، بلكه به زمان و نحوة سؤال در مراسمي رسمي انتقاد ميكنند، نظر شما چيست؟ امام علي عليهالسلام به مالك اشتر ميفرمايند: اگر ديدي مردم به تو بدگمانند عذر و پوزش از مردم بخواه، و آنان را از بدگماني نجات بده، چرا كه اين بدگماني آنان را نسبت به تو بياعتماد ميكند. 90 درصد مردم قم در انتخابات به آقاي هاشمي راي ندادهاند، من نگران آن بودم كه اين بياعتمادي به روز بزرگ 15 خرداد كه سرآغاز نهضت است سرايت كند. آيا بهتر نبود كه آقاي هاشمي اين بياعتمادي و بدگماني را رفع ميكرد و به سؤالات پاسخ ميگفت؟! حال آن كه رهبر معظم انقلاب بارها فرموده اند كه نظام به هيچ شخصيتي وابسته نيست و در سفرشان به همدان و زنجان و در چند سخنراني ديگر از مردم خواستند كه اگر نسبت به عملكرد مسؤولين ايراد اصولي داريد، با صداي بلند از ما در هر مقامي كه هستيم توضيح بخواهيد. ويا در روش رئيسجمهور خدمتگذار كه مورد تاييد رهبر معظم انقلاب نيز ميباشند پاسخگويي به يك فرهنگ اصيل در دولتمداري تبديل شده است تا آنجايي كه خطاب به مردم ميگويد اگر خطايي ديديد فرياد كنيد تا به گوش ما برسد. من نميدانم برادران دادگاه ويژه و منتقدان كملطف، در كدام فضا قرار دارند. ما دوازده روز بازداشت بوديم. در اين دوازده روز خيلي به ما فشار روحي آمد. به بازپرس گفتم خيال نكنيد با اين فشارها كار تمام ميشود. بدنة انقلاب از آقاي رفسنجاني سؤال دارند. ما كه با آقاي رفسنجاني دعوا نداريم. ايشان بيايند جواب بدهند. چرا در نظام جمهوري اسلامي تنها مسؤولي كه به سؤالات پاسخ نميدهد آقاي هاشمي است؟ اقدامات دختر ايشان فائزه هاشمي، در بها دادن به بيبندوباريهاي فرهنگي و همچنين بعد از حمايت ايشان در مقام رياستجمهوري از تشكيل حزب كارگزاران و سكوت توام با حمايت ايشان از دولت خاتمي، سؤالات فراواني در ذهن ايجاد كرده بود، كه حدود 10 سال جايگاهي براي مطرح كردن آن نديدم و با توجه به اين كه دسترسي به ايشان نيز ممكن نيست، مثلا يكبار در زيرزمين فيضيه ايشان با منتخب مبلغين جلسه داشت، خواستم بروم سؤال كنم، مرا راه ندادند، 15 خرداد را كه متعلق به حوزه و طلاب است جاي مناسبي ديدم، من اينجا فرصت سؤال كردن پيدا كردم. اگر از اين به بدسليقگي تعبير ميشود، آيا بيآبرو كردن چند طلبة انقلابي و در معرض شماتت بدخواهان حوزه قرار دادن و صدور احكامي چون زندان، شلاق و نفي بلد و انفصال از خدمات علمي، خوشسليقگي است؟! اين اهانتها پذيرفته نيست و اميد داريم آقاي هاشمي و حاميان ايشان آگاه بشوند. اشكال مشخص شما به آقاي هاشمي چيست؟ رهبر انقلاب مينشينند ساعتها به پرسش طلاب و دانشجويان پاسخ ميدهند. شأن ايشان كه اجل از رهبري انقلاب نيست. به هر حال آقاي هاشمي شخصيت و استوانهاي هستند، اما آيا حضرت امام سلام الله عليه، ملاك را حال فعلي افراد قرار ندادند؟! اين منطق امام است. بايد ببينيم چقدر روش امام چون سادهزيستي و زيطلبگي و خدمتگذاري به مردم و حفظ اصول انقلاب و اسلام پيگيري ميشود. هشت سال دولت در تاثيرگذارترين زمان دست آقاي هاشمي بود، در زمان ايشان رشد و توسعهاي در نظر گرفته شد كه در رويكرد به عدالت و معنويت كمگذاشت و دولت ايشان به خاتمي ختم شد. ايشان خاتمي را حمايت كردند و حتي در غائلة 18 تير 78 از ايشان سكوت معناداري ديديم. سؤال اينجاست كه چرا امروز هم هرجا دولت جديد به مشكلي بر ميخورد، با بزرگنمايي در گوشه و كنار، زخم زبان ميزنند. اين سؤال برانگيز نيست؟! آيا در شرايطي كه رژيم صهيونيستي ترور دكتر احمدينژاد را دنبال ميكند تخريب ايشان جايز است؟ ما سؤالهاي عميقي از آقاي هاشمي داريم. ده سال است كه مقام معظم رهبري دستور دادهاند؛ مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، مبارزه با نوكيسهگان دولتي، آقاي هاشمي به عنوان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام - كه رهبري در تعريف وظايف اين مجمع، آن را موظف به پيگيري سياستهاي رهبري و سياستهاي كلي نظام كردند - بايد عدالت را پيگيري ميكردند، با ابزارهايي كه دارند با فقر و فساد و تبعيض مبارزه كنند. چرا نكردند؟! چرا آقاي هاشمي سكوت كردهاند؟! سال 1382، مقام معظم رهبري در فرمان 8 مادهاي ميفرمايند سرفصل همة كارهاي اجرايي عدالت است. اگر در مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، موفق نشويم، القاي ناكارآمدي ميكند. محمد هاشمي - برادر ايشان كه عضو مجمع هم هست - ميگويد: اين حرفهاي نسنجيده، امنيت اقتصادي را بر هم ميزند! اين طور كه معلوم است اصلاً ايشان اعتقادي به اين مسأله ندارند و اگر اعتقاد داشته باشند؛ آن را در روند توسعه بديهي ميدانستند. آيا با اين تفكر و با اين شيوة مديريتي، معضلات اعتقادي، اقتصادي، اخلاقي براي مردم درست نميشود؟! آيا مردم به ديانت و حوزهها بدبين نميشوند؟ آقاي هاشمي در نامه به دادستان دادگاه ويژه روحانيت ميگويند: «اصولا با احساسي كه نسبت به زندانها و زنداني دارم، نميتوانم به حبس كسي رضايت بدهم...» شما چه ميگوييد؟ 12 روز ما در حبس بوديم، بدون جرم. حتي وثيقه را قبول نكردند. در حبس به چشم خودمان ديديم يك عده از مردم به خاطر سياستهاي غلط اقتصادي، گرفتار معضلات جزئي شده و زندانياند. اگر ايشان به حبس كسي رضايت ندارند نگاهي به زندانها بياندازند و ببينند دولتمردان و كارگزاران ايشان در 16 سال گذشته مردم را گرفتار چه معضلاتي كردهاند. گاهي به خاطر يك «چك» زندگيها فروپاشيده است. وقتي سرپرست يك خانواده به خاطر يك «چك» ناقابل زنداني ميشود و ديگر سر خانه و زندگياش نيست، ميدانيد چه بلايي بر سر دختر و پسر او ميآيد؟! اگر آقاي هاشمي به حبس كسي رضايت ندارند چرا در اين 16 سال عدالت را حكمفرما نكردند؟! آيا ريشة بسياري از بزهها ناشي از بيعدالتي نيست؟ شخصي دزدي كرده بود، آوردند پيش مأمون كه حد به او بزنند. آن شخص برگشت به مأمون گفت: دزد تويي! مامون عصباني شد و گفت حكم او را تشديد كنند و به امام رضا عليهالسلام نگاه كرد تا تاييد بگيرد. امام رضا عليهالسلام به اين مضمون فرمودند: راست ميگويد! اگر عدالت حكمفرما بود اين شخص دزدي نميكرد. امروز همه ميدانند بسياري از مراكز مهم اقتصادي هنوز دست كارگزارانِ حاميِ آقايِ هاشمي است، اگر از زندان و زنداني بدشان ميآيد چرا با دولت دكتر احمدينژاد همكاري نميكنند تا عدالت همهگير شود. وظيفة ايشان طبق دستور مقام معظم رهبري به تمام اركان نظام، حمايت است. قرآن به همسران پيامبر ميگويد خطاي شما دو خطا محسوب ميشود، اگر آقاي هاشمي خطايي بكنند مردم بايد بيشتر پيگير شوند، نبايد وضعيتي درست كنند كه كسي جرات سوال كردن و نزديك شدن به ايشان را نداشته باشد. بعضي از وابستگان آقاي هاشمي و اطرافيان خاتمي ميگويند: «اينها يك عده منافق هستند» در اين باره چه ميگوييد؟ اسم نشرية شما «همّت» است، شهيد همّت ميگويد: «زمان بازرگان به من برچسب «چريك فدايي» زدند،، زمان بنيصدر هم برچسب «منافق»، هر قدمي كه در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتيم برچسب بارانمان كردند. حالا روزي ده برچسب دشت ميكنيم، اما عزيزان من دلسرد نباشيد، حاشا كه بچهبسيجي ميدان را خالي كند.» متاسفانه افراد مقابل ما و فتنهگران به اخلاق پايبند نيستند.، اين چيزي نيست، رفتند پيش بزرگان قم گفتند: اينها چاقو كشيدند و فحش ركيك دادند! ميگفتند آقاي هاشمي دستور دادهاند و اينها آزاد شدهاند، در حالي كه ما در بازداشت بوديم. به شوخي در زندان به ما ميگفتند: «آزاد شدگان آقاي هاشمي»! ما دوازده روز در بازداشت تحت فشار روحي بوديم. تعجب من اين است چگونه در مقابل سخنان تفرقهانگيز و ضدامنيتي آقاي دكتر حسن روحاني كه مستقيماً به سياستهاي استكبارستيز امام و رهبري جسارت كرد وبه شخص رئيسجمهور - كه طبق قانون اساسي شخصيت دوم كشور است - متعرض ميشود، سكوت اختيار ميكنند، ولي در مقابل چند طلبه اين گونه شدّت و حدّت نشان ميدهند و برچسب اخلال در نظم به آنها ميزنند. آنها حتي كسي را كه عمامه مرا آورد را نيز دستگير كردند! و حتي ما را بدون لباس از زندان به دادگاه ميبردند.. چرا الآن آزاد هستيد؟ ما با قرار وثيقه آزاد هستيم. اگر چه قرار وثيقة ما را به قرار بازداشت موقت تبديل كرده بودند. اگر ما بعد از اين دوازده روز با وثيقه آزاد شديم، به دليل بازخورد اعتراضات عمومي است. نتيجه را چگونه ميبينيد؟ ما به عنوان يك طلبه وظيفة خودمان را انجام داديم. ادامه كار را به تقدير خدا واگذار ميكنيم. اگر براي فاش شدن خطوط انحرافي در نظام قرار به شلاق خوردن و حبس كشيدن است ما حاضريم. ما قيصريه را براي اين دستمال بيعدالتي به آتش نميكشيم. ميدانيم حق به حقدار ميرسد و ماهيت برخي مشخص ميشود. اصل براي ما رهبر معظم انقلاب و راه امام خميني و شهدا است و در اين راه افتخار ما شهادت است.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حسن روحاني، مسئول سابق پرونده هستهاي، در شماره جديد ارگان مركز تحقيقات مجمع تشخيص مصلحت نظام، كه به دست وي اداره ميشود، با انتقاد صريح از فضاي ايدئولوژيك سياست خارجي جمهوري اسلامي، خاطرنشان كرد: تا كي بخش اقتصادي ما ميخواهد، براي بخش سياسي و امنيتي يارانه پرداخت كند؟ آيا زمان آن نرسيده كه فضاي كشور را عوض كنيم و اين همه يارانه براي اين فضا پرداخت نكنيم؟
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
تو تنها مانده اي نصرالله! شرم الشيخ كوفه است و
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
میرزا هر چه دید داد فریا های او و اظهاراتش را باور نمی کنند گفت بابا ما ۵ نفر بودیم.شکنجه گران کوتاه امدند و گفتند ما که از اول گفتیم تو تنها نبودی! خوب بگو همدستان تو چه کسانی بودند ؟ میرزا در جواب گفت... می گویند وقتی میرزا رضای کرمانی شاه را ترور کرد در زندان به شدت اورا می زدند تا بگوید همدستانش چه کسانی بودند و به قول امروزی ها تیم عملیاتی را لو بدهد.اما هرچه اورا می زدند میرزا فریاد می زد که والله بالله من تنها بودم.اما دژخیم باور نمی کرد کسی به تنهایی بتواند وجرات ان را داشته باشد که شاه را ترور کند. میرزا هر چه دید داد فریا های او و اظهاراتش را باور نمی کنند گفت بابا ما ۵ نفر بودیم.شکنجه گران کوتاه امدند و گفتند ما که از اول گفتیم تو تنها نبودی! خوب بگو همدستان تو چه کسانی بودند ؟ میرزا در جواب گفت: <من بودم و سایم و فلانم و دو تا ...ام> با عرض معذرت از اینکه نکته تاریخی را سانسور کردم.. اما به هر حال ما امروز در لبنان شاهد هستیم که سید حسن نصر الله است و سایه اش و ........ قرار است همه ملتهای اسلامی به همراه دول خود یکصدا در همراهی حزب الله بگویند < اوا خدا مرگت بده اسرائیل چقده تو بدی!!!> البته یک گام دیگر برای کسانی که مثل میر زا رضا می اندیشند هست که بعدا می گویم.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
به دنبال شكست پروژه اعتصاب و تحصن توسط اكبر گنجي و استقبال ضعيف از اين حركت در مقابل سازمان ملل و ديگر شهرهاي اروپا و آمريكا، برخي عناصر و رسانههاي وابسته به اپوزيسيون، شكست پروژه او را به منزله پايان يافتن تاريخ مصرفش قلمداد كردند. اكبر گنجي كه پس از پايان دوران محكوميتش از چند هفته پيش روانه اروپا شده و از آنجا به آمريكا رفته است، از بدو ورود به اروپا طي مصاحبههاي متعدد با رسانههاي غربي از ايرانيان داخل و خارج كشور دعوت كرد تا براي آنچه كه آزادي زندانيان سياسي خواند، دست به تحصن و اعتصابي سه روزه از 23 تا 25 تيرماه جاري بزنند. دعوت گنجي به تحصن و اعتصاب در بدو امر با اعلام حمايت طيف عمدهاي از گروههاي اپوزيسيون و ضد انقلاب خارج كشور و نيز برخي گروههاي معارض داخل كشور مواجه شد و بسياري از سايتهاي اينترنتي وابسته به اين گروهها همراه با راديوهاي غربي نظير راديو فردا ، راديو صداي آمريكا ، راديو آلمان و راديو بي بي سي تبليغات گستردهاي را در اين باره آغاز كردند. همچنين در بسياري از شهرهاي اروپا و آمريكا نيز كميتههايي از سوي گروههاي حامي اعتصاب تشكيل شد، اما در روز 23 تير تنها تعداد انگشت شماري در شهرهايي چون استكهلم، پاريس، وين، برلين و ... در تحصن حضور يافتند. تعداد اندك افراد شركت كننده در اين تحصن بيانگر اين بود كه حتي اعضاي گروههاي دعوت كننده نيز خود در تحصن شركت نكردهاند. در شهر لندن كه اكبر گنجي اولين روز اعتصاب را در اين شهر مقابل ساختمان بي بي سي آغاز كرد، مسعود بهنود نيز در كنار او قرار گرفت و عدم استقبال از دعوت گنجي به گونهاي بود كه حتي راديو بي بي سي نيز به اندك بودن افراد شركت كننده اعتراف كرد. دو روز ديگر تحصن يعني 24 و 25 تير نيز به همين نحو پيش رفت و تعداد اندك افراد شركت كننده در تحصن موجب شد تا رسانهها و مطبوعات غربي عملا" توانايي مانور تبليغي درخصوص اين موضوع را نداشته باشند و از پوشش گسترده آن پرهيز نمايند. در اين دو روز، اكبر گنجي در مقابل دفتر سازمان ملل حضور يافت، اما در آنجا نيز تنها تعداد انگشت شماري از افراد، از جمله فاطمه حقيقتجو نماينده مجلس ششم كه او هم در آمريكا به سر ميبرد، وي را همراهي ميكردند. دعوت گنجي براي تحصن و اعتصاب غذا در داخل كشور هم با واكنش سرد فعالان سياسي مواجه شد و فقط در دفتر سازمان دانش آموختگان ايران (ادوار تحكيم) جلساتي با حضور حدود 50 نفر از اعضاي اين سازمان برگزار شد كه بازتاب چنداني در محافل سياسي و رسانهاي كشور نداشت. اكنون با شكست پروژه تحصن و اعتصاب سه روزه، كه در بدو امر تبليغات سنگيني در خارج كشور پيرامون آن صورت گرفته بود، عناصر اپوزيسيون انتقادات شديدي را عليه اكبر گنجي آغاز كردهاند. البته پيش از اين گروههايي چون حزب كمونيست كارگري ، سلطنت طلبها و منافقين عليه گنجي موضع گيري كرده و از وي به عنوان «عامل جمهوري اسلامي» ياد ميكردند اما اكنون افرادي كه پيش از اعتصاب سه روزه با گنجي ديدار و از او حمايت كرده بودند، انتقاد و اعتراض به وي را در دستور كار قرار دادهاند. در همين راستا «آرامش دوستدار» از عناصر لائيك ساكن اروپا كه قبل از شروع تحصن با گنجي عكس يادگاري گرفته بود، پس از شكست پروژه تحصن با انتشار مقالهاي در برخي سايتها، از مخاطبان خواسته است تا عكس يادگاري او با گنجي را به مثابه همفكرياش با وي تلقي نكنند. دوستدار همچنين از اكبر گنجي خواسته است تا به عنوان يك تكليف اخلاقي به ايرانيان خارج كشور توضيح دهد زماني كه در درون حاكميت بوده چه مسئوليتي بر عهده داشته است. وي در اين مقاله نوشته است: « تقريباً همه كساني كه در جبهه ستمكاران نبودهاند، از سوابق اكبر گنجي چيزي نميدانند. سكوت او در اين مورد قهراً او را مظنون جلوه ميدهد. اگر هيچ كس نداند، خود او ميداند كه در زمان خدمت به جمهوري اسلامي چه كرده است. تكليف اخلاقي اكبر گنجي ايجاب مينمايد كه بگويد در دوره خدمتش چه ميكرده است. با ستمديدگان و كلاً با ايرانيان مخالف جمهوري اسلامي است كه او را اگر خطايي كرده، ببخشند يا نه.» «عبدالستار دوشوكي» از ديگر عناصر ضد انقلاب هم كه او نيز قبل از شروع تحصن به ديدار گنجي رفته و از حركت او حمايت كرده بود، با انتشار مقالهاي در «انتقاد بي رحمانه» از گنجي، برخي ابهامات در مورد سوابق گنجي نظير عضويت او در سپاه و پست فرهنگي- اطلاعاتي او را در تركيه مورد اشاره قرار داده و تاكيد كرده است كه به اعتقاد برخي ايرانيان خارج كشور، خروج آزادانه گنجي از ايران و سفر او به اروپا و آمريكا مشكوك است. دوشوكي همچنين از تداوم ارتباط گنجي با اصلاح طلبان حكومتي و نيز شعارهاي او به شدت انتقاد كرده است. پس از شكست پروژه تحصن و اعتصاب گنجي و عدم استقبال از اين پروژه عليرغم تبليغات سنگين چند هفتهاي، پيشبيني ميشود بسياري از گروههاي اپوزيسيون كه قبلا" از گنجي حمايت ميكردند، اكنون به انتقادات شديدتري از او بپردازند.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مصطفی ابراهیمی خویشتنداری، استعانت از بازی های سیاسی، واژهایی که اکنون معنای واقعی خود را در معادلات ناممکن فلسطین و رژیم غاصب صهیونیستی از دست داده است. زمانی که نوار غزه آماج حملات بیرحمانه صهیونیستها قرار گرفت ، انتظار می رفت حزب الله تاب نیاورد و آنگونه که اکنون نبرد جانانه ای را آغاز کرده است، حملات کوبنده ای را بر علیه گستاخی های بی حد و حصر صهیونیستهای جنایتکار که حقیقتا دل هر انسان آزاد اندیشی را به درد می آورد، به عمل آورد. حتما می بایست صهیونیستها به خاک لبنان تجاوز کنند تا حزب الله وارد میدان شود!! به نظر میرسد جمله "اکنون زمان خویشتنداری به پایان رسیده است" و اینکه "دیگر آن زمان به پایان رسید که تنها رزمندگان حزب الله کشته و مجروح میدادند" که از سوی سید حسن نصرالله طی یک بیانیه اعلام گردید، میبایست زودتر از اینها اعلام میشد. هنوز سخنرانی های کوبنده شهید مطهری را فراموش نکرده ایم که سکوت مسلمانان را در رابطه با تحولات فلسطین خیانت به دین مبین اسلام میدانست. ملت مظلوم فلسطین هم اکنون تنها به خاطر رأیی که به جنبش حماس در کمال آزادی و دموکراسی که دائما از سوی دول غرب در بوق میشود، دادند اینقدر تحت فشار قرار گرفته اند. نتیجه منطقی این مسئله این است که معیارهای دموکراسی از دیدگاه غربیها تعیین میشود و در هر مکانی که دموکراسی خارج از معیارهای آنها استقرار یابد، آن دموکراسی متقلبانه تلقی میشود. با وجود این امیدواریم نبرد حزب الله با صهیونیستها آرزوی دیرینه فلسطینیهای رنجدیده را مبنی بر دستیابی به سرزمینهای اشغال شده شان تحقق بخشد و آه آن همه مادر فلسطینی موثر شود و صهیونیستهای غاصب برای همیشه از صحنه روزگار محو شوند. "اندکی صبر سحر نزدیک است" مصطفی ابراهیمی دانشجوی رشته حقوق
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
صدراعظم آلمان گفت رسما به نامه محمود احمدينژاد، رئيس جمهوري ايران پاسخ نميدهد. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري فرانسه، آنگلا مركل روز گذشته در مصاحبه با شبكه تلويزيوني زد.دي.اف آلمان تصريح كرد اين نامه حاوي انتقاد «كاملا غيرقابلقبول» از اسرائيل است. وي افزود، نامه احمدينژاد «دائما» حق موجوديت اسرائيل را «زير سوال ميبرد» و از هرگونه اظهار نظر درباره مسئله هستهاي ايران خودداري كرده است. صدراعظم آلمان گفت: «اين نامه بر اساس قاعده نيست و به همين دليل ارزش پاسخگويي ندارد.» «اولريچ ويلهلم»، سخنگوي مركل نيز روز گذشته در جمع خبرنگاران گفته بود: «اين نامه به برنامه هستهاي ايران و همچنين درگيري كنوني در لبنان اشارهاي نكرده است.» وي افزود اين نامه بيشتر به انتقاد از اسرائيل و حق موجوديت آن اختصاص يافته است. سخنگوي صدراعظم آلمان درباره محتواي اين نامه توضيحات بيشتري نداد و گفت دولت آلمان قصد ندارد متن آن را منتشر كند. وي افزود: «بسياري از اظهارات اين نامه براي ما قابل قبول نيست خصوصا مسائلي درباره اسرائيل، حق موجوديت اسرائيل و هولوكاست.» ويلهلم با بيان اينكه برلين به حمايت از تلاشهاي بينالمللي براي تعليق غنيسازي اورانيوم از سوي ايران ادامه ميدهد، گفت: «دولت آلمان قصد مكاتبه با رئيس جمهوري ايران را ندارد.»
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
هنوز چند روز از اظهارات سید حسن نصرالله در باره حمایت برخی از سران کشورهای عربی از اسرائیل برای نابودی حزب الله لبنان نگذشته، یک روزنامه اسرائیلی افشا کرد که یکی از سران عرب با نگارش نامه ای محرمانه به نخست وزیر اسرائیل، خواستار حمله این کشور به حزب الله برای نابودی این گروه شیعی شد. روزنامه یدیعوت آحارونت از ارسال نامه محرمانه یکی از سران عرب به نخست وزیر رژیم صهیونیستی خبر داد که در آن از تجاوزات وحشیانه این رژیم به لبنان و اقدامات تل آویو برای از بین بردن مقاومت حمایت کرده است. روزنامه السفیر لبنان به نقل از روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارونت اعلام کردکه یکی از رهبران عرب درنامه ای محرمانه به ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستی ضمن حمایت از تجاوزات وحشیانه این رژیم به لبنان، وی را به ادامه این حملات برای نابودی مقاومت اسلامی تشویق کرده است. این روزنامه نوشت: ایهود اولمرت نامه ای سری از رهبر یک کشور میانه رو عرب که روابط دیپلماتیک با اسرائیل ندارد، دریاتف کرده است که در آن گفته است : "ما از عملیات شما(کشتار مردم بی دفاع و تخریب تاسیسات زیربنایی) حمایت می کنیم و احساس کردیم دراین لحظه باید شما را تشویق کنیم. شما باید تا پایان ادامه دهید(به تجاوزات خود برای از بین بردن مقاومت). طرفهای متعددی در جهان عرب برای شما آرزوی موفقیت دارند." عمیر پرتز زویر جنگ رژیم اسرائیل در این باره گفته است :" این اولین بار است که حملات نظامی اسرائیل مورد تایید و حمایت به ویژه از سوی دولتهای عربی قرار می گیرد و ما می خواهیم که این تایید و متقاعد کردن افکارعمومی را به اینکه وجود حزب الله با این قدرت مانع از اجرای قطعنامه های بین المللی می شود، حفظ کنیم." روزنامه یدیعوت اعلام کرده است که این نامه که از طریق کانالهای دیپلماتیک به اولمرت رسیده است، هیچ کس را در قدس غافلگیر نکرده است. این روزنامه همچنین به نقل از یک منبع در وزارت امورخارجه رژیم اسرائیل اعلام کرد که طی هفته اخیر نامه هایی با همین مضمون از دولتهای عربی به رهبران اسرائیل رسیده است. منابع رژیم صهیونیستی اعلام کرده اند که حمایت برخی دولتهای عربی از حملات اسرائیل به لبنان حتی مقامهای این رژیم را شوکه کرده است. دراین نامه ها آمده است که " شما به حملات نظامی خود برای محو و نابودی حزب الله ادامه دهید و تنها اسرائیل این شجاعت را دارد که در مقابل سیدحسن نصرالله بایستد." این درحالی است که شبکه ان تی وی لبنان با ذلت بار خواندن مواضع برخی سران عرب در برابر تجاوزات وحشیانه رژیم صهیونیستی به لبنان تاکید کرده است که اگر نام این حاکم عرب را که برای اولمرت مخفیانه نامه فرستاده است، به دست آورد، لحظه ای در رسوا کردن نامش برای امت اسلام درنگ نخواهد کرد. برخی سران عرب درموضعی غیر مسئولانه و تحقیرآمیز، اقدام نیروهای مقاومت در اسارت دو نظامی صهیونیست به منظور وادار کردن رژیم اسرائیل به آزادی اسرای لبنانی را نوعی ماجراجویی خواندند. این درحالی است که بر خلاف سران عرب که با مواضع ذلت بار خود، اسباب رضایت صهیونیستها و آمریکا را فراهم کرده اند، مردم این کشورها نه تنها خشم و انزجار خود را از جنایات صهیونیستها در لبنان و فلسطین اعلام کرده اند،بلکه از وجود رهبران سازشکاری در کشورهای خود نیز اعلام برائت کرده اند؛ تظاهرات گسترده اخیر در اردن و مصر و محکومیت عبدالله دوم و حسنی مبارک به سبب همدستی آنها با صهیونیست ومواضع ذلت بارشان در برابر تجاوزات اسرائیل شاهدی بر این مدعاست.
+ نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||