|
عابدزاده، مدير عامل شركت هواپيمايي آسمان يكي از مديران محبوب هاشمي رفسنجاني است.بطوري كه هاشمي در زمان رياست جمهوري خود، مبلغ دو ميليارد تومان از بيت المال جهت آزادي وي از زندان به وثيقه گذاشت.علت بازداشت عابدزاده در آن زمان، سوء مديريت و كوتاهي در ماجراي سقوط هواپيما شركت آسمان در اصفهان بود. اما هاشمي رفسنجاني بعدها درباره اين وثيقه 2ميليارد توماني و عابدزاده گفت:«او مدير خوبي بود و تخلف نكرده بود، به همين خاطر من ضمانت او را كه 2 ميليارد تومان بود را وثيقه گذاشتم و وي آزاد شد.» عابدزاده، مدير محبوب و نور چشمي هاشمي، فردي فاسد و ناكارآمد است. وي با انتصاب افراد ضعيف و عدم اتخاذ برنامه و استراتژي مناسب، موجب منفي شدن تراز مالي شركت آسمان شده است كه اين مساله باعث وارد آمدن زيان چند ميليارد توماني به بيت المال گشته است.تخلفاتي كه در طول ساله مديريت عابدزاده صورت گرفته به حدي است كه قابل احصاء نمي باشد. يكي از آخرين تخلفات اين مدير محبوب هاشمي، تخلفات گسترده گمركي است. تأسيس شركت نصر آسمان كه از شركت هاي تابعه شركت هواپيمايي آسمان است از ديگر تخلفات وي است. عابدزاده با زيركي خاص و با لابي كردن با نمايندگان مجلس و برخي ديگر از مسئولين و حتي برخي از افراد متعهد و مورد اعتماد در نهادهاي انقلابي، از دست قانون مصون مانده است و حتي اهداف خود را با چابلوسي پيگيري كرده است. با آمدن دولت جديد يكي از نهاد هاي نظارتي زير مجموعه دولت، ضمن برخورد قاطع و بررسي تخلفات عابدزاده در شركت آسمان در حال آماده كردن مقدمات اخراج اين مدير دولتي و برخورد قضايي با وي است. عابدزاده پس از آن كه مطمئن شد در دولت جديد جايي ندارد در حال تاراج اموال شركت آسمان و بوجود آوردن زمين سوخته براي مديرعامل بعدي اين شركت است.
+ نوشته شده در شنبه 21 مرداد1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط
|
من در مقولهى خودِ مسألهى مشروطيت چند نكته در ذهنم هست، كه آنها را عرض مىكنم. آقاى نجفى درست گفتند كه اگر ما چشمانداز گذشته را درست تشخيص بدهيم، براى ترسيم چشمانداز آينده، خيلى مؤثر خواهد بود؛ و اصلاً معرفت و شناخت جريانها جز با اين كار ممكن نيست. بنابراين، نگاهى بكنيم و ببينيم چه اتفاقى در مشروطيت افتاد. البته با دوستان در دو سال قبل هم كه جلسه داشتيم، صحبتهايى در اين زمينهها شد و من، فىالجمله، در جريان تفكرات و اقدامات آقايان هستم، كه جهتگيرىهايشان كاملاً درست است؛ منتها حالا آنچه كه به ذهنم مىرسد،عرض كنم:
+ نوشته شده در شنبه 21 مرداد1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط
|
محمدرضا خاتمي از ديروز (جمعه) با استعفا از دبير كلي حزب مشكاركت، اين سمت را به محسن ميردامادي واگذار كرد.
+ نوشته شده در شنبه 21 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
من از بینندگان پر و پا قرص سریال نرگس هستم اما نه از این بابت که این سریال را دوست دارم و یا از دبدن آن لذت می برم ، بلکه از این بابت که مجبورم همراه فرزندانم باشم تا حد امکان تلاش کنم از اثر بد آموزی های این سریال بر ذهن آنان بکاهم.
+ نوشته شده در شنبه 21 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
نهمين كنگره سراسري حزب مشاركت كه صبح ديروز پنجشنبه برگزار شد با مسائل حاشيهاي نيز همراه بود. به گزارش فارس نهمين كنگره سراسري حزب مشاركت صبح ديروز پنجشنبه در حالي در محل مجتمع فرهنگي مسجد اميرالمومنين در بلوار مرزداران آغاز شد كه به گفته كاشفي قائم مقام دبيركل حزب مشاركت اين كنگره قرار بود تير ماه برگزار شود،اما بنا به دلايلي زمان برگزاري آن به مرداد موكول شد. * اولين نكته حاشيهاي مراسم ديروز حزب مشاركت حضور سيد محمدرضا خاتمي،محسن ميردامادي و الهه كولايي دبيركل و دو تن ديگر از اعضاي سرشناس عضو شوراي مركزي حزب مشاركت در كنار درب ورودي محل مراسم براي خوشامدگويي به ميهمانان و مدعوين بود كه در مراسم اينچنيني از سوي ديگر احزاب ديده نشده بود. * سيد محمد خاتمي رئيس جمهور سابق كه در زمان رياست جمهورياش در كنگرههاي حزب مشاركت حضور نمييافت، امروز در نهمين كنگره اين حزب حضور يافت كه اين حضور با استقبال شديد حضار مواجه شد و تقريباً همه حاضران در سالن روي پا ايستادند و با كف زدن از ورود وي استقبال كردند. * مراسم در زمان اعلام شده شروع شد، اما سخنراني افتتاحيه دبيركل از آنجا كه بسيار زياد بود، به درازا كشيد و از زمان مقرر فراتر رفت. * قبل از آغاز سخنان دبيركل، ورود سعيد حجاريان به محل برگزاري مراسم با استقبال شديد حاضران مواجه شد و جمعيت دوباره با ايستادن به شدت وي را تشويق كردند. * يك خودروي عبوري به رانندگي يك زن هنگام عبور از روبروي مسجد حضرت اميرالمومنين با خودروهايي كه سيد محمد خاتمي را به محل مراسم آورده بودند تصادف كرد كه اين تصادف نسبتاً هم شديد بود اما به كسي آسيبي نرسيد. * مصطفي معين در پاسخ به سوال يكي از جوانان حاضر در مراسم در خصوص برگزاري نشست اصلاحطلبان براي همبستگي با مردم لبنان گفت: ما از لحاظ اسلامي و انساني موظف به حمايت از مردم فلسطين و لبنان هستيم. وي همچنين به جوان مذكور گفت كه قطعا اگر حزبالله شكست بخورد هدف بعدي ايران خواهد بود. * حجاريان در هنگام پاسخ دادن به سوالات يكي از خبرنگاران كه از وي پرسيده بود آيا شما به اقدامات اكبر گنجي انتقاد داريد گفت:من به اقدامات گنجي انتقاد دارم و بعد با خنده ادامه داد من به اقدامات شما هم انتقاد دارم و اصلاً من از همه انتقاد دارم. * لطفالله ميثمي، بهزاد نبوي، سيد محمد خاتمي، صلاح زواوي(سفير فلسطين در ايران)، عبدالعلي بازرگان، محسن كديور، عباسعلي و محمد توسلي، مصطفي معين، مسعود نيلي، يوسفي اشكوري، عباس عبدي و تعداد ديگري از فعالين سياسي داخلي و جمعي از سفراي خارجي ميهمانان ويژه نهمين كنگره سراسري حزب مشاركت بودند.
+ نوشته شده در شنبه 21 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
یک مجموعه خبری در یک نظرسنجی از 30 امام جماعت مساجد بزرگ شهر تهران در مورد عملکرد مرکز رسیدگی به امور مساجد به نتایج جالبی دست یافته است: *** از سوی دیگر حجتالاسلام تقي قرائتي، مدير موسسه عمران مساجد معتقد است: آيتالله مهدوي كني طي نامهاي به رهبري خواستار توجه ويژه ايشان به مساجد شدند و ايشان نيز طي حكمي آيتالله مهدوي كني را مسئول رسيدگي به امور مساجد كردند. ايشان هم آيتالله انواري را به عنوان قائم مقام براي اين مركز تعيين كرد و اين تنها حكمي است كه از سوي رهبري به اين مركز اعطا شده و از آن زمان تاكنون رهبري نه اين مركز را تاييد و نه تشويق كرده است. *** این در حالی است که مرکز رسیدگی به امور مساجد هر ساله از دولت نزدیک به 300 میلیارد تومان بودجه دریافت می کند و تنها در ایام هفته جهانی مساجد ـ 31 مرداد تا 6 شهریور ـ با برگزاری همایشی و نمایشگاهی ـالبته با ضعیف ترین کیفیت ـ کلیه دیون خود را نسبت به خانه های خدا در روی زمین ادا می کند! در دیدار مسئولان و برگزارکنندگان هفته گرامیداشت مسجد در سال 84 با رهبری انقلاب، ایشان بر مبحث عمران معنوی مساجد تاکید کردند. باید از حجت الاسلام ابراهیمی که در هر محفلی از رهبری بعنوان پشتیبان اصلی خود و مرکز متبوعش خرج می کند پرسید در قبال همین یک جمله و در این یک سال چه کرده اند؟
+ نوشته شده در شنبه 21 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
ازدواج نیکل کیدمن هنرپیشه مشهورتئاتر منجرشده او رفتارش راتغییر ودیگرحاضرنشود بابدن عریان ظاهرشود.نیکل کیدمن اخیرایک پیشنهادمیلیونی را برای چاپ تصویری ازاو بصورت لخت برروی مجله پلی بوی ردکرده است وگفته دیگرقصدنداردباچنین شمایلی ظاهرشود.مدیراین مجله بشدت ازردپیشنهادش توسط کیدمن اظهارخشم کرده وگفته است :" او بعد از ازدواجش تغییر کرده و اگر من این پیشنهاد را چند ماه قبل به او می دادم او حتما آن را قبول می کرد.
+ نوشته شده در شنبه 21 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
اشاره : قريب به 5 بار با تلفن همراه ايشان تماس گرفتم. پس از امروز و فرداهاي مكرر توفيق يافتم تا ايشان را در بيت حاج آقاي ملايي ملاقات كنم.
+ نوشته شده در جمعه 20 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
امين حيايي و مريلا زارعي تا چند روز ديگر براي بازي در فيلم »اخراجيها« جلوي دوربين مسعود دهنمكي ميروند. به نوشته «اعتماد»، اخراجيها فيلمي با مضمون جنگ و در ژانر كمدي است كه امين حيايي در آن نقش يك دزد را بازي ميكند و مريلا زارعي هم نقش يك خبرنگار را به عهده دارد. به هر حال خبر جالبي است. چه كسي باور ميكرد مسعود ده نمكي روزي فيلم بسازد و سوپراستاري چون امين حيايي در آن فيلم بازي كند* اما مسعود ده نمكي بعد از مستند فقر و فحشا و كدام استقلال ، كدام پيروزي، حالا ميخواهد سومين اثرش در عرصه فيلمسازي را تجربه كند.
+ نوشته شده در جمعه 20 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رئيس جمهوري ايران آمريكا را به صدور اهداف امپرياليستي متهم كرد و از دولت اين كشور خواست رفتار خود را تغيير دهد. محمود احمدينژاد در مصاحبه با تلويزيون سيبياس امريكا گفت: «آمريكاييها ميخواهند يك امپراتوري ايجاد كنند.» وي افزود: «آمريكاييها نميخواهند در كنار ديگر ملتها با صلح زندگي كنند. اما براي من بسيار روشن است كه دولت آمريكا بايد رفتار خود را تغيير دهد آنگاه همه چيز حل ميشود.» رئيس جمهوري ايران با بيان اينكه دولت جرج بوش، رئيس جمهوري آمريكا رويكرد پستي را در قبال برنامه هستهاي ايران در پيش گرفته از قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل كه خواستار تعليق غنيسازي اورانيوم شده است، انتقاد كرد. وي افزود: «خوب، به ساختار دولت آمريكا و به رفتار دولت آمريكا نگاه كنيد. ببينيد چگونه آنها با ملت من صحبت ميكنند. به كلمات به كار رفته در قطعنامه اخير كه درباره مسئله هستهاي تصويب شد، نگاه كنيد.» احمدينژاد گفت ايران هنوز در حال بررسي بسته پيشنهادي غرب است. وي تاكيد كرد: «قدرتهاي غربي بستهاي را به ما پيشنهاد كردهاند كه ما در حال حاضر در حال بررسي آن هستيم. ما حتي به آنها تاريخي را براي ارائه پاسخمان اعلام كرديم. آنها بدون توجه به آن قطعنامهاي را صادر كردند.» رئيس جمهوري ايران همچنين از عدم پاسخ دولت آمريكا به نامهاي كه وي به جرج بوش در ماه مه ارسال كرده بود، ابراز نااميدي كرد.وي افزود: «خوب، من ميخواستم (با اين نامه) روزنهاي به سوي نور براي رئيس جمهوري باز كنم تا وي ببيند ميتوان از چشماندازي متفاوت به دنيا نگاه كرد.» احمدينژاد در اين مصاحبه از بوش به دليل رد دعوتش از وي در اين نامه انتقاد كرد. وي گفت: «ما همگي در انتخاب آزاديم. اما لطفا به او اين پيغام را بدهيد، آقا: افرادي كه دعوتي را رد ميكنند، سرنوشت يا پايان خوبي ندارند.» رئيس جمهوري ايران تاكيد كرد: «شما ميبينيد كه محبوبيت او هر روز كاهش مييابد. نفرت از رئيس جمهوري آمريكا هر روز در سراسر جهان افزايش مييابد.» احمدی نژاد گفت: "دوره بمب ها سپری شده است...امروز دوره اندیشه، گفتگو و تبادل فرهنگی است. حاکمان و دولتمردان در پایان دوره مسئولیت خویش باید سربلند پست خود را ترک کنند". وی روز سه شنبه این مصاحه را با "مایک ولز" خبرنگار معروف آمریکایی در تهران انجام داد. بخش هایی از این مصاحبه روز پنجشنبه و مصاحبه کامل روز یکشنبه از شبکه "سی بی اس" پخش خواهد شد. احمدي نژاد همچنين در گفتگو با روزنامه هندي هندو درباره ارسال نامه ها به سران کشورهاى جهان نیز با اشاره به اینکه قواعد دیپلماسى امروز جهان توسط غربیها تعریف شده است و هر کس در چارچوب این قواعد خود را محدود کند قطعاً مقهور آنان خواهد شد گفت: ما از ارسال این نامه ها اهدافى داشتیم که محقق شده است، ما در این نامه ها به روش خودمان و بر اساس فرهنگ و تمدن خود، آنان را به پذیرش حق و بازگشت به مسیر توحید و معنویت و عدالت و برقرارى صلح در جهان دعوت کردیم اما اینکه آنان پاسخ این نامه ها را ارسال نکردند موید این مطلب است که با صلح و عدالت مخالفند و مردم جهان این موضوع را درک کرده اند. وي همچنين گفت: از آنجا که فعالیت هاى ما در زمینه هسته اى، کاملا صلح آمیز و بر اساس قوانین بین المللى است، هیچ نگرانى از پیشرفت ها و ادامه فعالیت هاى خود نداریم. رییس جمهورى حوادث این روزهاى لبنان را بیانگر سلطه طلبى، ستمگرى و فساد رژیم صهیونیستى و برخى دیگر از حاکمان کشورهاى غربى دانست و با بیان اینکه رژیم اشغالگر قدس، رژیمى جعلى، ظالم و فاقد رابطه تاریخى و انسانى با ملت هاى منطقه است، تاکید کرد: دوره تجاوزگرى و ظلم و ستم در جهان به سرآمده و شکست هاى این رژیم از مقاومت اسلامى لبنان نیز ثابت کرد که براى پیروزى، فقط سلاح هاى پیشرفته و بمب هاى مهلک کافى نیست. رئیس جمهور، علت ناکامى سازمان ملل متحد و شوراى امنیت را در برپایى صلح و آرامش در جهان به ویژه در لبنان، تسلط برخى سلطه طلبان و حکام فاسد بر این نهادهاى بین المللى ارزیابى کرد و افزود: اینکه آمریکا و انگلیس با برقرارى آتش بس در لبنان مخالفت مى کنند بیانگر خوى جنگ طلبى و اشغالگرى این کشورها است، هرچند پیروزى نهایى در این درگیرى ها با ملت مقاوم لبنان و مقاومت اسلامى خواهد بود. دکتر احمدى نژاد در ادامه مخالفت برخى کشورهاى غربى با دستیابى ایران به فناورى هاى پیشرفته از جمله در موضوع هسته اى را نشانه دیگرى از خوى سلطه طلبى این کشورها دانست و با تأکید بر اینکه دشمنان ملت ایران در محروم کردن ایران از فناورى هاى پیشرفته، ناکام خواهند ماند، تصریح کرد: از آن جا که فعالیت هاى ما در زمینه هسته اى، کاملا صلح آمیز و براساس قوانین بین المللى است، هیچ نگرانى از پیشرفت ها و ادامه فعالیت هاى خود نداریم. رئیس جمهور، همزمانى صدور قطعنامه شوراى امنیت علیه ایران با زمان بررسى بسته پیشنهادى گروه 5+1 را بیانگر بى صداقتى و رفتار استعمارى برخى کشورها خواند و با بیان اینکه این قطعنامه از دید جمهورى اسلامى ایران اهمیت چندانى ندارد، خاطرنشان کرد: در صورتیکه این کشورها بخواهند حقوق ملت ما را تضییع کنند، متناسب با آن در سیاست هایمان براى همکارى با آژانس بین المللى انرژى اتمى تجدیدنظر خواهیم کرد. دکتر احمدى نژاد با تاکید بر اینکه در دنیاى معاصر دوران تاثیرگذارى سلاح و بمب در مناسبات انسانى و سیاسى به پایان رسیده است افزود: امروزه دوران فرهنگ و اندیشه آغاز شده است و آنچه که بشر امروز به آن نیاز دارد، افکار انسانى، صلح و عدالت است و در جهان کنونى بجز چند قدرت بزرگ که تشنه مسابقه تسلیحاتى هستند، همگان از بمب و جنگ و کشتار ابراز انزجار مى کنند. رییس جمهور در پاسخ به سئوال خبرنگار روزنامه "هندو" که درباره اولویت فعالیت هاى هسته اى براى ایران با وجود ضرورت توجه به بخش هاى دیگر پرسیده بود، گفت: ما معتقدیم کشور باید در عرصه هاى گوناگون به طور موازى پیشرفت کند و هیچ فعالیت تحقیقاتى و پژوهشى نباید جلوى پیشرفت کشور در سایر بخش ها را بگیرد.
+ نوشته شده در جمعه 20 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
الهي تا تو لبيك نگويي كجا من الهي گويم ؟! قطره هاي اشك تمام عرض صورتش رو مهتابي كرده فكر مي كنه دستاش رو به دعا بلند كرده اما بي خبره كه دعا دستاش رو به آسمون مي كشه .چيزي به سپيده نمونده هنوز تا پگاه دقايق مضطربي پيش روست ديگه فرصت به سراشيبي خودش رسيده يه حسي ميگه كه وقت داره تند وتند ميگذره انگار ثانيه هاي بي دغدغه بودن به دور از هياهوي شهر وفشار هاي انسان امروز دوباره تو راهه .
دونه هاي تسبيح تو دستاش غلت مي خورن وبالا وپايين میرن ودريا دريا ذكرهاي نوراني از دهانش جاري ونگاهش ميزبان نيازهاي معنوي انسان امروزيست. چه لحظه هاي مسيحائيه سه روز بي تعلق به دنيا معتكف بشي وفقط وفقط تن بيمارت رو به ناز دست طبيبي بسپاري كه طبيب همه طبيباست . آخه مي دوني ما آدما استعداد اون رو داريم كه آشوب وهياهو باشيم يا نه نغمه هماهنگي باشيم و اينجاست همين جا از سكوت مي توني خيلي نغمه هارو به گوش جان بخري يه صداي بي صدا كه ابديت جاريت مي كنه . احيا بگيري تا زدوده بشي ودل آيينه ايت رو براي نبردي دوباره با نفس و دنيا و ماديات شيشه اي كني . گام هات رو راسخ واستوار براي رفتن و عبور كردن از باران هاي بي اجازه همياري كني . دستهات رو براي علي گونه بودن , دلت رو مثل يك پنجره كه رو به باغ باز ميشه , روحت رو مثل سايه ناي بي خيال از دنيا . قلبت رو عاشقي بي توقع وبالاخره تنت رو لبريز از زندگي كني .... وهمه اينها رو مديون الهي هستي كه تا لبيك نگويد كجا تو الهي گويي.!
+ نوشته شده در جمعه 20 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
با اجراي طرح امنيت اجتماعي، تجهيزات ماهواره اي جمع آوري و با عوامل خريد و فروش و نصب آن برخورد مي شود.سرهنگ قاسم معنوي فر گفت: طرح امنيت اجتماعي به منظور پيشگيري از مفاسد اخلاقي و اجتماعي در جامعه در سراسر كشور در حال اجراست. وي خاطر نشان ساخت: با توجه به يكي از مفاد اجرايي اين طرح، تجهيزات ماهواره اي نصب شده در نقطه ديد عموم در ساختمانها و مجتمع هاي مسكوني كه به صورت علني و آشكار قابل رؤيت است جمع آوري مي شوند. قاسم معنوي فر به خبرنگاران گفت: اكيپهاي اطلاعاتي و عمليات پليس در اين طرح نسبت به شناسايي و دستگيري عوامل تهيه و توزيع تجهيزات ماهواره اي و همچنين نصابان آنتن ماهواره و كارگاههاي ساخت آن اقدام و برخورد قانوني به عمل خواهند آورد. وي به منظور توسعه امنيت اخلاقي پايدار در جامعه و پيشگيري از انحرافات اخلاقي و هنجارشكني هاي موجود در جامعه كه بي تأثير از نقش ماهواره ها نمي باشد از دارندگان ماهواره خواست تا نسبت به تحويل ريسيور و ساير تعلقات آن به واحدهاي انتظامي اقدام كنند. سرهنگ قاسم معنوي فر از شهروندان خواست از به كارگيري تجهيزات اهواره در محيط خانواده خودداري نمايند
+ نوشته شده در جمعه 20 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
روزنامه انگليسي «اينديپندنت» در گزارشي با نام «آخرين تانگو در پاريس»، از تنگ شدن عرصه بر صنعت فحشاي اين كشور خبر داده كه زماني به اين كار مشهور بوده است. نويسنده اشاره ميكند كه خانههاي فحشا، يكي از آرزوهاي ليبرالهاي افراطي پس از انقلاب فرانسه بوده، اما اكنون مردم و مديران شهري پاريس به اين نتيجه رسيدهاند كه به دلايلي، از جمله جلوگيري از گسترش ايدز، عرصه را بر فعالان اين تجارت كثيف تنگ كنند، به ويژه كه چندي پيش، هنگام برخورد با برخي از اين مراكز، تعداد زيادي جاسوس آلماني به دام افتادند!
+ نوشته شده در جمعه 20 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
كميته امداد امام خميني(ره)، مركز اصلي خود را در يكي از مناطق شمالي تهران، بنا كرده است.ستاد اصلي كميته امداد امام خميني در منطقه سوهانك در منتهي اليه شمال شرقي تهران واقع است. بنا اصلي و ساختمان هاي اين مركز بسيار اشرافي است و تنها براي يكي از تجهيزات حفاظتي آن بيش از صد ميليون تومان هزينه شده است.گفتني است، بسياري از محرومين براي مراجعه به اين محل دچار مشكل مي شوند و از دوري آن گله دارند
+ نوشته شده در جمعه 20 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
خطبه حضرت زینب در شام ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمد و خاندانش همگی. براستی که خدای سبحان درست فرموده که گوید: ُثمَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ اَساؤُالسُّوی اَن کَذَّبوُا بِایاتِ اللهِ وَ کانوُا بِها یَستَهزِؤن «سرانجام کسانی که عمل زشت انجام داده و کار بد کردند بدانجا می انجامد که آیات خدای را دروغ شمرده و آنها را مسخره و استهزاء می کنند.» ای یزید! آیا چنان پنداری اینک که فضای آسمان و زمین را بر ما تنگ کرده ای و ما را همانند اسیران به هر شهر و دیار سوق داده و کشانده ای، ما نزد خدا خوار و زبون هستیم و تو در پیشگاه خدا گرامی و عزیز هستی؟ و این تسلطی که بر ما پیدا کردی بخاطر مقامی است که پیش خدا داری؟ و بهمین جهت با غرور و نخوت به اطراف خود می نگری و مسرور و شادمانی از اینکه می بینی دنیا بر وفق مراد و کام توست و کارها طبق دلخواه تو روبراه شده و ملک و پادشاهی ما بر تو صافی و هموار گشته است! اندکی آرام تر و آهسته تر! مگر گفتار خدای عزوجل را فراموش کرده ای که فرماید: «آنانکه کافر شدند گمان نکنند مهلتی که ما به آنها داده ایم برای ایشان خوب است و خیر آنها را می خواهیم، بلکه ما آنها را مهلت دهیم تا بر گناه خود بیفزایند و عذابی خوارکننده در پیش دارند.» ای پسر آزاد شدگان! آیا این قانون عدل و انصاف است که زنان وکنیزان خود را پشت پرده جای دهی ولی دختران رسول خدا را به صورت اسیران بدین سوی و آن سوی کشانی؟ پرده ی حجاب ایشان را بدری و سر و رویشان را بگشایی و دشمنان، ایشان را از شهری به شهری ببرند و افراد بیگانه و فرو مایه چهره ی آنها را بنگرند؟ نه مردی برای سرپرستی آنها به جای گذارده ای و نه حمایت کننده ای دارند! آری چگونه می توان امید عاطفه و دلسوزی داشت از کسی که جگر پاکان را بجود؟ 1 و از دهان بیرون افکند و گوشتش از خون شهیدان اسلام روییده شده و چگونه از دشمنی و عداوت نسبت به ما کوتاهی کند کسی که همواره با دیده ی بغض و کینه به ما نگاه می کند؟ و آن وقت با کمال گستاخی اشعار پیروزی می خوانی و این اشعار را در حالیکه چوب بر ثنایای ابی عبد الله، سید جوانان اهل بهشت، می زنی قرائت می کنی؟ چرا چنین نگویی؟ تویی که با ریختن خون فرزندان پیغمبر(صلی الله علیه و آله) و ستارگان خاندان عبدالمطلب زخم دل را جریحه دار کردی و ریشه را سوزاندی؟ اکنون بزرگان خود را صدا می زنی و می پنداری که آنها ندایت را می شنوند و از آنها آفرین می خواهی؟ غافل از اینکه خودت نیز به زودی به آنها ملحق می شوی و آن وقت در آن جا آرزو می کنی که ای کاش دستت خشک شده بود و زبانت لال گشته بود. آنچه را گفتی نمی گفتی و آنچه را کردی انجام نمی دادی! بار خدایا! داد ما را از اینان بستان و انتقام ما را از این ستمگران بگیر و خشم خود را بر کسانی که خون ما را ریختند و یاران ما را کشتند فرو ریز! ای یزید! به خدا سوگند با این جنایت هایی که انجام دادی نشکافتی مگر پوست بدن خود را و پاره پاره نکردی مگر گوشت خود را و بزودی به نزد رسول خدا در آیی در حالی که بار سنگین ریختن خون او و هتک حرمت خاندان او و پاره های تن او را بگردن داری! در آن روزیکه خداوند پیغمبر و فرزندان و خاندانش را کنار یکدیگر جمع کند و پراکندگیشان را بر طرف سازد و داد آنها را از دشمنانشان باز ستاند. «گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند که آنها مرده اند بلکه آنان زنده اند و در پیشگاه پروردگارشان روزی می خورند!» و همین بس است که حاکم و قاضی خدا و دادخواه محمد(صلی الله علیه و آله) است و جبرئیل پشتیبان است. واین را هم بدان آن کسانی که کار را برای تو فراهم ساخته و تو را بر گردن مسلمانان سوار کردند به کیفر خود خواهند رسید و بدانند که ستمگران را بد کیفری در پیش است و خواهند فهمید کدامیک از شما بدبخت تر و سپاه کدامیک ضعیف تر است. و اگر مصیبت های روزگار کار مرا به اینجا کشانیده که ناچار شدم تو را طرف سخن قرار داده و با چون تویی گفتگو کنم با این حال ارزشی برای تو قائل نیستم و قدر و مقام تو را بسیار پست می دانم. اما چه کنم که با این حال چشم ها گریان و سینه ها در فراق عزیزان سوزان است و بیتابی ما بدان خاطر است نه آنکه از تو ترسی در دل داشته باشیم! آه! این ماجرا چقدر شگفت انگیز است که حزب خدا بدست حزب شیطان و آزادشدگان کشته می شوند و دست های شما به خون ما آغشته شود و گوشت های ما از دهن های شما بریزد و آن بدن های پاک را گرگان بیابان پاره پاره کنند و کفتارها در خاک بغلطانند. و اگر تو کشتن واسارت ما را امروز برای خود غنیمتی می دانی به همین زودی باید غرامت سنگین این کار را بپردازی، آن هنگامی که چیزی جز همانچه به دست خود فرستاده ای نیابی و پروردگار سبحان به بندگان ستم نمی کند! شکوه ی ما تنها به خدای تعالی است و بر او اعتماد داریم. ای یزید! اکنون هر نقشه و توطئه ای داری در باره ی ما انجام ده و از هر کوششی در این باره فروگذار مکن. اما به خدا سوگند هر چه کنی نمی توانی نام و نشان ما را محو کنی و سروش ما را بمیرانی و به حد ما نتوانی رسید و ننگ این اعمال ننگین و ستم ها را نتوانی شست و بدانکه رای و تدبیرت سست و روزگارت اندک و انگشت شمار و جمعیتت رو به پراکندگی است در آنروز که منادی خدا فریاد زند: اَلا لَعنَةُ اللهِ عَلَی الظالِمین (همانا لعنت خدا بر ستمکاران) و با این همه من خدای را ستایش می کنم که آغاز زندگی ما را به سعادت و آمرزش مقرر فرموده و پایان آن را شهادت و رحمت قرار داد و از خدای تعالی می خواهیم که پاداش نیک خود را بر شهیدان ما کامل گرداند که براستی او بهترین دوست می باشد واو ما را کافی است و بهترین مدافع و وکیل است. این خطبه در کتاب منتی الآمال شیخ عباس قمی(ره) در ص 795 الی 797 از ج اول بیان شده است. میون همه دلها امون از دل زینب غم اون همه آزار بین کوچه و بازار غم طعنه و دشنام غم سنگ لب بام غم و محنت و ناله غم مرگ سه ساله شده قاتل زینب امون از دل زینب
+ نوشته شده در جمعه 20 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
آقاي احمدينژاد به مناسبت روز خبرنگار با جمعي از خبرنگاران، ديدار و گفتوگو داشت.
خبرنگار: يه سؤال...؟
احمدينژاد: بهترين كاري كه ميتونم به شما خبرنگارها توصيه كنم، اينه كه مثل من بنشينيد نون و ماستتون رو بخوريد!
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محسن حدادي پنج ماه از سال بزرگداشت پيامبر اعظم(ص) گذشت و سکانداران فرهنگ اين مرز و بوم ثابت کردند «استراتژي فرهنگي»، گمشدهاي است که پيدا کردنش به اين زوديها و با اين آدمها تقريبا محال است. مديراني که بعضا در چهار تا ده سال، خيلي از کارهاي محوله و سازمانيشان را نتوانستهاند تمام و کمال انجام دهند. مديراني که بين ستاد و صف هيچ فرقي نميبينند، يا در حال نظريهپردازي در موضوعي که بايد اجرا شود، هستند و يا اجرا ميکنند کاري را که وظيفه زيرمجموعههاي (دولتي يا غير دولتي) آنهاست!
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
همان طور كه انتظار می رفت حملات اسرائیل به مرزهای جنوبی لبنان و به تلافی ربوده شدن دو سرباز اسرائیلی همچون همه موارد حملات اسرائیل كوبنده و ویرانگر بود و هست. همانند همیشه یك فرمول تكراری ارتش قدرتمند اسرائیل را درگیر كرده است. یعنی مقابله یك ارتش بسیار كلاسیك، قدرتمند و سازماندهی شده با یك تشكیلات چریكی و مردمی كه توان نظامی محدود و تعریف شده ای دارد، اما از حمایت مردمی قابل توجهی برخوردار است. نقطه قوت ارتش كلاسیك قدرت آتش، حجم حملات و دقت هدف گیری است. نقطه قوت ارتش چریكی نیز ریشه دوانیدن در عمق انسان هایی است كه برد و باخت برایشان مصداق همه یا هیچ است. آنچه گفته شد دقیقا رابطه ای تكراری است كه همواره همه سازمان ها و تشكیلات مسلح فلسطینی و عرب در مقابله با اسرائیل با آن مواجه بوده اند. حزب الله هیچ گاه این واقعیت نظامی را انكار نكرده است كه محل زندگی عادی غیرنظامیان در واقع همان پایگاهی است كه از آن به سوی تانك ها و شهرهای اسرائیلی ضدتانك و موشك دوربرد شلیك می شود و اسرائیلی ها نیز هرگز انكار نكرده اند كه در وارد آوردن ضربه به توان نظامی حزب الله، كمترین نگاه بشردوستانه ای را مورد ملاحظه قرار نداده اند. به عبارت دیگر سیمای دوم این نبرد، نبرد با مردمانی مذهبی از جنوب لبنان است كه انتظارات چندانی از زندگی ندارند و مردن در مسیر یك اعتقاد را به نوعی دوباره حیات یافتن می دانند. به رغم گفته فوق تجربه ای كه از چهار هفته جنگ ارتش قدرتمند اسرائیل با حزب الله برجا مانده واقعیات دیگری را نیز آشكار كرد و آن نگرانی اسرائیل از فعل و انفعال های جنوب لبنان در واقع جنوب لبنان طی ده سال گذشته شاهد تحولاتی بوده است كه عملا اسرائیل باید با توسل به بهانه ای نسبت به آن اقدام می كرده است. مقایسه فرمول كلی صحنه نبرد شاهد و بیانگر وقوع این تحولات جدید است. بسیاری از سربازان اسرائیلی بر این اعتقاد بودند كه همچون سال ۱۹۸۲ با روشن كردن موتور تانك هایشان به زودی در اتوبان های منتهی به بیروت قرار خواهند داشت. اما واقعیات درگیری حكایت دیگری را بیان می كند. سال ۱۹۸۲ ارتش اسرائیل پس از دو روز به فاصله ۱۶ كیلومتری حومه بیروت رسید و عملا تانك های اسرائیلی می توانستند اهدافی را به وضوح كامل در بیروت هدف قرار دهند. پس از ۲۴ سال تغییر صحنه نبرد به ترتیبی بوده است كه بعد از چهار هفته اسرائیلی ها نه تنها نتوانستند شهر های جنوبی را پاكسازی كنند، بلكه هنوز در حال محاصره، اشغال و بازپس دادن مراكز حساس در مناطق حول و حوش مرز لبنان هستند. بسیاری از نظامیانی كه تجربه دو جنگ سال های ابتدایی دهه ۸۰ و هفته های اخیر را دارند معتقدند كه ارتش اسرائیل با چریك هایی درگیر است كه عملا نقش سایه های رزمنده را بازی می كنند. حتی اگر ادعای منابع نظامی رژیم صهیونیستی را مبنی بر اینكه تاكنون ۴۵۰ رزمنده حزب الله در مقابل ۶۱ سرباز اسرائیل كشته شده اند بپذیریم فقدان امكان عملی برای اسرائیل و برای اینكه بتواند مرزها را به سمت مناطق میانی پاكسازی كند حاكی از حاكم شدن معادلاتی جدید در جنوب لبنان است. یعنی همان معادلاتی كه اسرائیل را واداشت تا به بهانه اسارت دو شهروند خود همه توان نظامی را بسیج و كل جنوب را گلوله باران كند. سرگرد یوسف نظامی بریگاد بارام كه سابقه ۱۶ سال نبرد در جنوب لبنان طی سال های ۱۹۹۰۱۹۸۰ را دارا است به شرط اینكه فقط به نام كوچك از او یاد شود دیروز به گزارشگر واشینگتن پست گفته است كه تفاوت حزب الله ۲۰ سال پیش با امروز مانند تفاوت مردانی است كه مسلح هستند با مردانی كه همانند یك ارتش سازماندهی و مجهز شده اند. وی كارشناس كشف تله های انفجاری و دور زدن مكان های مناسب برای كمین است. وی در مصاحبه خود گفته است چندی پیش در نزدیكی شهرك مرزی مارون الراس با یك انبار زیرزمینی به عمق حدود ۸ متر مواجه شده است كه چندین شبكه و كانال را به یكدیگر مرتبط می كرده كه همگی آنها به انبارهای بزرگ ذخیره مهمات منتهی می شدند. وی می گوید كلیه قسمت های این مخفیگاه و انبار سلاح با دوربینی مداربسته و اتاق كنترل مونیتور می شد. یك نمونه و عامل دیگری كه تا حدود زیادی صحنه های نبرد فعلی و جنگ ۲۰ سال پیش را متفاوت می سازد مجهز بودن حزب الله به مدرن ترین موشك های ضد تانك است كه عملا تانك های مدرن مركاوا را با چالش و تهدیدی جدی مواجه ساخته است. بریگاد موشكی كه طی آن حزب الله شهرها و شهرك های مرزی و نزدیك مرز و دورتر را هدف قرار داده است نمونه دیگری است كه عملا بر جاافتادن یك توان نظامی قابل توجه در جنوب لبنان دلالت می كند. مهم نیست كه سوریه، روسیه و یا كشورهای دورتر علاقه مند به جنوب لبنان توان موشكی حزب الله را تامین می كنند، حتی این نیز خیلی مهم نیست كه به زودی یا در میان مدت موشك های ضدتانك یا موشك های زمین به زمین حزب الله به انتها می رسد. بسیاری از موشك هایی كه به صورت دسته های ۲۰ یا ۳۰تایی به شهرهای اسرائیل شلیك می شوند و بعضا تعداد آنها در روز به ۳۰۰ هم رسیده است. اما نكته مهم این است كه پتانسیل نظامی ای كه موشك های قسام یا غیرقسام با برد كوتاه و میان برد آن را نمایندگی می كند، عملا و به تدریج تبدیل به یك توان نظامی بومی می شود. قبل از حزب الله، نیروهای حماس نیز با ساختن موشك هایی كه دقت چندانی هم نداشتند شهرك ها یا بیابان های اطراف شهرك ها را هدف قرار می دادند. اما به تدریج برد موشك ها و دقت شلیك آنها افزایش می یابد. این همان پتانسیلی است كه پیچیدگی چندانی ندارد و تكنولوژی های ساده حول و حوش مرزهای اسرائیل نیز قادر به ساخت و تامین قطعات آنها هستند. نبرد اخیر حزب الله و اسرائیل حداقل این واقعیت ساده را نشان داد كه هرچند ارتش اسرائیل هر روز قدرتمندتر می شود، اما به واسطه تحولات نظامی كه نمی توان مانع آن شد، امنیت شهرك های یهودی نشین كمتر و كمتر می شود و عملا اسرائیل در چنین چارچوبی اندكی بیش از گذشته باید مذاكره و مسامحه را مدنظر قرار دهد. اسرائیلی ها برای یك دوره كوتاه می توانند شهرك كریات شیمونه را تعطیل كنند و ساكنان آن را با حقوق و مزایا به تعطیلات اجباری بفرستند. اما به نظر می رسد احتمالا پارامترهای نظامی و امنیتی به نحوی غیرمحسوس در حال متحول شدن هستند. از سویی لبنان امروز یك لبنان تازه از جنگ داخلی برگشته نیست و نیز حزب الله دیگر یك گروه نظامی بی نام و نشان محسوب نمی شود. حزب الله در حال حاضر عهده دار تعدادی از وزارتخانه های كابینه لبنان است و نیز تعدادی از كرسی های پارلمان لبنان به آن تعلق دارد. مواضع سیاسی دولت لبنان در تماس با رایزنی های دیپلماتیك همگی حاكی از ملاحظه این پتانسیل نظامی امنیتی قابل توجه در لایه های سیاسی اجتماعی این كشور است. مواضع سیاسی دولت لبنان در قبال بحران جاری به گونه ای بوده است كه گویی نقش شاخه هماهنگ سیاسی یا شاخه هماهنگ دیپلماتیك حزب الله را بازی می كرده است و عملا در جریان این درگیری چهارهفته ای هیچ موضع گیری مخالفی علیه حزب الله اتخاذ نكرده است. از سویی موضع گیری حزب الله نیز برخلاف موضع گیری های دو دهه گذشته بسیار سیاسی تر و منطقی تر به نظر می رسد. گردانندگان حزب الله تاكنون ضمن اینكه نسبت به هرگونه خلع سلاح از خارج هدایت شده مقاومت كرده اند، از هر موضع گیری به نفع پایان مخاصمه و درگیری نیز استقبال كرده اند. معادلات سیاسی و منطقه ای و نیز فعال تر شدن بخش سیاسی حزب الله عملا در آینده ای نه چندان دور حزب الله را به سمت و سویی خواهد برد كه كاربرد سلاح برای تشكیلات آن اولین و در دسترس ترین گزینه نباشد. اما تجربه ای كه از نبرد چهار هفته گذشته باقی ماند، حاكی از آن است كه وزن سیاسی حزب الله نیز در چارچوب سیاسی لبنان به شدت ارتقا پیدا كرده و عملا حزب الله به دولتی نسبتا پذیرفته شده در داخل دولت لبنان تبدیل خواهد شد.گروه چریكی كه بتواند حتی برای یك روز ۳۰۰ موشك را به سوی اهدافی پراكنده در قلمرو دشمن شلیك كند، حزب سیاسی قدرتمندی است كه خوب یا بد در همه صحنه ها وزن خود را بر كل مجموعه سیاسی لبنان نشان خواهد داد. قطعنامه مشترك فرانسه و آمریكا احتمالا طی دو سه روز آینده به نحو جدی تری در شورای امنیت مورد مذاكره و احتمالا مورد توافق قرار خواهد گرفت. در این قطعنامه از حزب الله و اسرائیل خواسته شده به عملیات نظامی خاتمه داده شود تا زمینه برای تصویب قطعنامه های تكمیلی فراهم شود. اساسی ترین نكته در قطعنامه این است كه هیچ پیش شرطی مبنی بر آزادی بی قید و شرط دو سرباز گروگان گرفته شده اسرائیلی گنجانده نشده است. همین عاملی است كه نمایانگر حاكم شدن معادلات جدیدی در جنوب لبنان است. ممكن است تصویب قطعنامه چند روز دیگر به طول انجامد و بحث پیرامون آزادی زندانیان و روشن شدن تكلیف مزارع شبعا بحران را اندكی بیشتر كشدار نماید. با این حال حتی اگر ادامه رایزنی ها به این منجر شود كه حزب الله در یك چارچوب زمانی برای تن دادن به خلع سلاح مهیا شود، حتی پذیرش خلع سلاح از سوی حزب الله نیز از موضع قدرت آن بوده است نه از موضع ضعف.
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
وحيد كاظم زاده قاضي جهاني هنوز مدت زمان زيادي از ديدار ويژه مسئولين نظام با مقام معظم رهبري جهت ايجاد وحدت و همدلي در ميان دولتمردان ، گروه ها ، احزاب و سران نظام اسلامي كه در وراي اختلافات بوجود آمده در مورد بسته پيشنهادي كشورهاي 1+5 رخ داده بود نگذشته است ، جلسه فوق العاده اي كه بدون مناسبتي ويژه و بصورت ضرب الاجل و به ابتكار دفتر معظم له برگزار گرديده بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اى كعبه قلوب، و اى قلب كعبه; شعاع نورت بايد از ميان كعبه طلوع مى كرد كه غير آن لايق آينه دارى تو نبود. اى مولود كعبه،... بناى ملكوتى اين خانه ـ كه در بيت المعمور مطاف ملائك است ـ در زمين به دست انبياى اولوالعزم بنيان نهاده شد. خليل حق با فرزندش، خشت خشت آن را به دست خود چيدند و مردم جهان را دعوت عمومى دادند، تا قدمهاى تو بناى ايشان را مبارك گرداند و مردم به زيارت خاك پاى تو آيند. اى فرزند كعبه،... قدم نيكوى تو بنياد توحيد را استوار نمود و پايه هاى شرك را در هم ريخت، و نسلهاى شرك آلود بشر را مژده «لا اله الا الله» آورد. اى پدر شيعه،... محبّين تو كه خود را خاك پايت مى دانند، در جشن ولادت الهى تو، طوق بندگى به گردن نهاده ، دلهايشان در محبّت تو پر مى زند و به گرد تو طواف مى كند و در شعاع نور تو مى سوزد. اى عظيم آسمانها و ملكوتيان،... خدايت تبريك مى گويد، انبيا به زيارتت آمده اند، بانوان بهشت در ولادتت حضور يافته اند، ملايك آسمان سلامت رسانده اند، حوران بهشت مجلس آراى جشن ولادت تواند، و پيامبر(صلى الله عليه وآله)خريدار ناز توست. ميلاد با سعادت ، يگانه مولود كعبه، مولاي متقيان ، حضرت علي (ع) بر آسمانيان و زمينيان مبارك باد
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
وحيد خليلي اردلي اي معمار عدالت مظلوم
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
هاعلیٌ بشرٌ کیفَ بشرٌ ربه فیهِ تجلّی و ظهرَ زمزمه ولادتت، سوره مؤمنون بود روز نخستبر لبت ذكر خداستيا على
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رسول جعفريان تقسيمبندي اسلام به افراطي و غير افراطي يا اسلام محمدي و اموي، به لحاظ اصولي، مبناي درستي ندارد مگر آن که مقصود نوعي تلقي از اسلام در نگاه مسلمين باشد نه آن که اصل اسلام به اسلام محمدي و اموي تقسيم شود. بنابرين اگر با تسامح اين تعبير را به کار ببريم و مقصودمان في الواقع آن باشد که اسلام اصيل، همان اسلام محمدي و در مقابل، اسلامي که به نام «اسلام عثماني و اموي» شناخته مي شود، اسلام قلابي و دست ساخته امويان و سلف غير صالح است، ايرادي بر آن نيست.
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
خانواده شهيدان همت و باكري در يك اطلاعيه مشترك كه امروز منتشر كردند، با حمايت از هاشمي رفسنجاني به انتقاد از كساني پرداختند كه معتقدند تحت نام اين شهيدان بزرگوار، شبهاتي را به وي وارد ميكنند در بيانيه مشترك خانواده اين دو شهيد تاكيد شده است: در اين شرايط دشمنان قسم خورده داخلي و خارجي از هيچ تلاشي در جهت بيرنگ كردن و خداي ناكرده حتي از بين بردن ارزشهاي نظام، خصوصا در بين نسل جوان كوتاهي نميكنند. به همين علت نيز خانواده شهيد همت و باكري از كساني كه به تضعيف آيتالله رفنسجاني ميپردازند به شدت انتقاد كرده و وي را از جمله ياران امام و بزرگان انقلاب دانستهاند. خانواده شهيد همت در ذيل همين نامه آورده است: اخيرا مطلبي تحت عنوان رنجنامه در يكي از نشريات استان خراسان ذيل عنوان "همت" به چاپ رسيده است كه يكي از ياران امام و بزرگان انقلاب خونين ما را مورد بيحرمتي قرار داده است. از آنجايي كه اين نشريه به علت تشابه اسمي با شهيد بزرگوار عزيز و مظلوم شهيد همت براي عدهاي ايجاد شبهاتي كرده، بر خود لازم ميدانم كه خاطرات و گفتههايي چند از شهيد همت را درباره جناب آقاي هاشمي رفسنجاني بيان كنم. در ادامه اين بيانيه به نقل از همسر شهيد همت آمده است: شهيد همت ميفرمود در نمازهاي جمعهاي كه آقاي هاشمي خطبهها و نماز را بر عهده دارند، ما (شهيد همت و دوستان رزمنده) افسوس ميخورديم كه به علت ضرورت جنگ و حضور در جبهه نبرد، نميتوانيم در جلسات نماز شركت كنيم. همسر شهيد همت همچنين در نقل خاطرهاي از شهيد همت، يادآور شد: روزي اين شهيد بزرگوار به نزد امام رحمةاللهعليه رفتند. آقاي هاشمي نيز در آن جلسه حضور داشت كه به محض آنكه شهيد همت را ديدند، بلند شدند او را در بغل گرفتند. شهيد همت گفت؛ خدا شما را براي انقلاب نگهدارد. آقاي هاشمي در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود، گفتند كه اين انقلاب را شما به پيروزي رسانديد و شما هستيد كه با حضور در جبهه و جنگ آن را نگه داشتهايد. شهيد همت بعد از آن ديدار گفتند كه من هميشه براي سلامتي آقاي هاشمي دعا ميكنم زيرا ايشان از سرمايهها و اركان مهم انقلاب اسلامي ما هستند. همسر شهيد همت در خاطرهاي ديگر از اين شهيد بزرگوار به جلسات بررسي جنگ و عمليات پرداخته است: شهيد همت عنوان ميكرد درايت و تدبير آقاي هاشمي در اين جلسات هميشه باعث شگفتي همگان بود. در پايان اين اطلاعيه، يك بار ديگر خانواده اين دو شهيد تاكيد كردند: هيچ كس و تحت هيچ شرايطي اجازه ندارد از نام آن عزيزان براي هتك حرمت و تخريب ياران امام و بزرگان انقلاب خصوصا ايتالله هاشمي رفسنجاني استفاده نمايد.
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بره بی پناه خدا
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حرکت جالب زوج لاهیجانی موجب تعجب همه میهمانان شرکت کننده درجشن عروسی این زوج شد.وقتی ماشین عروس وارد کوچه شد همه دیدند بجای گل وروبان پرچم زرد رنگ حزب الله بهمراه تصاویری ازسیدحسن نصرالله برروی خودرونصب شده است این زوج لاهیجانی این اقدام خودرا باهدف حمایت ازمقاومت حزب الله وهدیه ای به مردم مظلوم فلسطین ولبنان اعلام کردند.زوج لاهیجانی همراه باپرچم حزب الله تصاویری ازسیدمقاومت "حسن نصرالله " رانیزبه این خودرو الصاق نمودند.آنهاگفتند:بااین حرکت میخواهندنشان دهندکه درشادیهایشان مظلومیت درلبنان وفلسطین رافراموش نکرده اند.گفتنی است عروس داماد هزینه تزئین خودروعروسی خودرابه مردم لبنان هدیه کردند.
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بيستم دي ماه 84 با سلام و صلوات يك نسخه آزمايشي از روزنامه "حزبالله" منتشر و به فجيعترين شكل پخش شد! چرا كه حرفه اي ها! تنها و تنها ميخواستند مجوزشان باطل نشود و يك شماره روزنامه روانه بازار كنند و حتي به مخيلهشان هم نرسيد كه بيستم دي ماه84 روز عرفه بهترين فرصتي است تا آن 2 يا 3 هزار نسخه از روزنامه را كه در طول يك ماه! بسته، تهيه و آماده شده بود در ميان خيل عظيم مردماني كه غروب آفتاب را در خيابانهاي اطراف چهارراه مخبرالدوله و زير پهناي آسمان دعاي عرفه را با صداي حاج منصور ارضي زمزمه ميكردند، پخش كند.همين بود كه نشان ميداد طعم اين روزنامه هر چه هست، نه حزباللهي است و نه حرفه اي. بيشتر به بودن به هر طريق و يا رو كمكني و يا تريبوني براي عدهاي مي مانست كه تب مطرح شدن و خودنمايي بدجوري اذيتشان ميكرد، درست مثل روزنامههاي قارچي دوم خرداد كه يك شبه متولد ميشدند و چند ماهه تعطيل و معلوم ميشد جريان است كه آنها را متولد ميكند و ميميراند و نه آنها. به قول قديميها: جريان سازي كار هر تازه واردي! نيست. گاو نر ميخواهد و عطريانفر و شريعتمداري و ...از دي ماه 84 تا سوم مردادماه 85 كه شماره دوم روزنامه باز هم بعنوان پيششماره!! منتشر ميشود، آنقدر فاصله هست كه حداقل بديهيات روزنامهنگاري را بشود ياد گرفت. 22 روز كه نيست، نزديك به 7 ماه است، آنهم نه در حالت اضطرار بلكه در آسودگي خيال. نه حمله غافلگيرانهاي در كار بوده و نه فشار احزاب و مسئولان. صاحب امتياز اين روزنامه موسسه خيريه امام حسن عسكري(ع) است كه ميگويند طاهريان نامي مدير آن است، همين فرد كه يد طولايي _ به اندازه يكي دو سال_ در عرصه مطبوعات و رسانه دارد، _روزنامه هاي سلام و حيات نو!! _ مأمور ميشود بهترين تيم خبري و كاري را براي روزنامه "حزب الله" جمعآوري كند! تيم انتخاب ميشوند: بيژن كيامنش – فال و گزارشنويس روزنامه ايران! سرويس اجتماعي، علي حق شناس، سرويس ورزشي، ع. واصف –بدون سابقه روزنامهنگاري- سرويس قرآن! مهدي رشكياني، شاگرد بيژن كيامنش! سرويس رسانه، حسين عليزاده _محقق_ سرويس انديشه، چند تازه خبرنگار وب سايت باز براي سرويس انديشه و چند نفر ديگر هم براي سرويسهاي ديگر! كه هيچكدام مطمئنا نه روزنامهنگار بودهاند و نه حزباللهي و شايد يا روزنامهنگار بودهاند يا حزباللهي! تنها و تنها تيم سياسي اين روزنامه چند نفر از بچههاي آشناي خبرگزاريها بوده اند، البته اين اطلاعات برميگردد به روزهاي بهاري سال 85 كه حزبالله زير نظر همان طاهريان و تحت مديريت دكتر مسعودي داشت شماره هاي داخلي منتشر ميكرد و به نوعي آزمون و خطا ميگرفت. اما آنسوي ميدان، حزبالله لبنان در معركهاي افتاد كه اصلا هيچ آمادگي –در ظاهر- براي مقابله با آن نداشت و چه جانانه و غرور آفرين به مقابله برخاسته و چه جانانهتر مقاومت ميكند. سوال اين است در اين ميان حزبالله ايران – همين روزنامه- ميخواهد چه كند؟ ميخواهد رقيبي براي شرق باشد با آن همه آدم حرفهاي و تيم كاري منسجم كه از يك عكس هم مي توانند تيتر يك بسازند و جريان راه بياندازند يا همراهي براي كيهان كه سالهاست يكهتاز جبهه اصولگرا در عرصه مطبوعات و البته ديده باني در رئوس مديريتي نظام است؟ مطمئنا هيچكدام. اين روزنامه كه بوي الرحمناش ماهها قبل به مشام رسيده بود، تنها و تنها ميخواهد باشد تا عدهاي دورافتاده از سياست و تبليغ و تصوير، خود را نمايان كنند و بار ديگر وارد صحنه شوند! كه بي ترديد ره به تركستان ميبرند! آن كس كه نشاني خبرگان و شوراها را به اين ذوب شدگان در ولايت _ به معناي روستا _ داده دلال خوبي بوده كه پول خوبي به جيب زده و ضرب المثل لباس هاي جديد امپراطور را نوسازي كرده تا بگويد در عصر ارتباطات هم خواب آلودگاني از بي اطلاعي چگونه بازيچه مي شوند و براي ماندن هر زوري مي زنند كه البته نه "يالثارات" مي شوند و "پرتو" و نه حتي جايگاه روزنامه هاي حزبي را پيدا مي كنند. چرا كه آنها حداقل مي دانند براي چه آمده اند و چه مي خواهند نه اينكه بيايند تا باشند! درست بر عكس سيد حسن عزيز.
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
یک نماینده مجلس با تماس با برخی از مسئولین دولتی با گستاخی در خواست رانت می کند.نماینده کنگان و عسلویه در مجلس شورای اسلامی در یک سال اخیر با معرفی دوستان و آشنایان خود به وزرا و معاونین آنان، در خواست رانت در قراردادهای اقتصادی و پست های کلیدی کرده است.در مقابل، وی نیز بخشی از قراردادها و امکانات منطقه اقتصادی عسلویه را به آن مقام و دستگاه پیشنهاد و بذل وبخشش می کند!قيصر صالحی بارها افراد مورد نظر و اقوام و نزدیکان خود را به دستگاه ها معرفی کرده است ولی صلاحیت آن اشخاص توسط وزارت اطلاعات برای پست های حساس و کلیدی رد شده است.این نماینده در چند مورد با مواجه با پاسخ منفی مقام مسئول در وزارتخانه با پر خاشگری و فحاشی به دستگاه های اداری، امنیتی و قضایی شأن نمایندگی مجلس را زیر پا گذاشته است.
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
فاطمه رجبی شخصي شدن رسانه ملي در دوره مديريت " ضرغامي" تكراري از تجربه نخستين نحوه رياست بر اين دستگاه حساس، پس از پيروزي انقلاب اسلامي است. به اين معنا كه پافشاري اولين رئيس صدا و سيما بر شخصي كردن رسانة ملي، سبب شد تا مردم راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي را بنام او صدا و سيماي قطبزاده بنامند. حضور پي در پي اين فرد در تلويزيون به شكلها و بهانههاي گوناگون آنچنان كه بعدها روشن شد، با هدف نامزدي رياست جمهوري بود. اما تنها راهكارهاي وي "تيري به سنگ بود"، بلكه نفرت عمومي را هم ثمر داد! از اين روي "بدعت" او شايد به دليل عقلي و منطقي تكراري آشكار و ملموس نداشت. اينك پس از گذشت نزديك به سه دهه، مديريت صدا و سيما در عمر نه چندان دراز خود، مسير شكست خوردة گذشته را بسيار گستردهتر دنبال مي كند، به نحوي كه "رسانه ملي" در منظر ملت، وسيلهاي شخصي براي ضرغامي تلقي ميشود.گرچه روند شخصي شدن صدا و سيما و به ويژه "سيما" براي تصوير و صداي "ضرغامي" از آغاز مديريت او آشكار شد، اما پس از انتخابات سوم نيز، گسترش و عمق بيشتري يافته است. به دور از تفصيل ميتوان "هوا"ها و "بهانه"هاي ضرغامي را در مديريت صدا و سيما، معيار و ملاك اصلي ديد.ضرغامي در تشييع جنازهها، ضرغامي در مجلس ختم، ضرغامي در ملاقات هنرمندان، ضرغامي در ديدار و گفتگو با هنرپيشگان، ضرغامي در بازديد مشتاقانه و مشوقانه "بررهاي"ها، ضرغامي و گفتگو با زنان فرهيخته، ضرغامي در نشست با دوبلورها، ضرغامي و اهداي جوايز به مناسبتهاي مختلف، ضرغامي در ديد و بازديدهاي گوناگون و ضرغامي در…به هر حال هر روز و هر ساعت، مردم بايد منتظر باشند تا در چند نوبت خبري و تحليلي و تفسيري گزارشي از "ضرغامي" داشته باشند. در اين گزارشات ممكن است دوربين، حتي در ميان جماعتي بگردد تا سيماي ضرغامي را ظاهر كند، و نيز راه رفتن، خنديدن، گريستن، نشستن و حرفزدن وي را با دقت به خاطر مردم بسپارد!اين اجبار صوتي و تصويري بدون هر گونه ارزش علمي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي به ملت تحميل ميشود. اينكه "هوا"هاي ضرغامي چه زماني پايان ميپذيرد، معلوم نيست، اما اين كه «رسانة شخصي» و نه «رسانة ملي» مجري موظف براي خواستهاي بيپايان اوست، يك امر محرز است! شايد در اين نوع مديريت تنها رسالت و مسئوليت «تنها رسانة ملي» ارضاي «هواها»ي مديريت باشد كه «بهانه»هاي هدفمند نيز آن را «هدفمندتر» ميكند!جالب آن كه دستاندركاران صدا و سيما با دقت و مسئوليت ويژه به تحقق آمال رياست ميپردازند. مثلاً بهترين ساعات عصر يك جمعه را شبكه پر بيننده 3 به سخنراني «ضرغامي» در جشنواره مديران صداي جمهوري اسلامي در اصفهان اختصاص ميدهد. در اين انتخاب ظريف، يك نكته مهم به مردم القا ميشود كه عبارت است از گستره توانمنديهاي خارقالعاده مدير فوقالعاده صدا و سيما؛ يعني ملت متوجه اين امر باشند كه ضرغامي همان مروج و مشوق فرهنگ «برره» اين انتلكتوئل عالم به تمامي مباني و علوم غربي است كه عصر جمعه شما را به شنيدن سخنراني عالمانه خود مزين ميكند. زماني ديگر ميليونها بيننده منتظر تماشاي فوتبال ايران و مكزيك در جام جهاني را مفتخر به ديدن سيماي ضرغامي بطور زنده ميكند، كه البته به طور اتفاقي لحظاتي جلو دوربين ميآيد و سخن ميگويد! اين نمونههاي ناچيز كه هر روز مردم شاهد تكرار آنها هستند، احتمال مُسرّي بودن بيماري «آقاي دوربيني» را قطعي ميكند!اما «ضرغامي» بهانههايي هم دارد، كه گاه شانس هم او را در دنبال كردن آنها كمك مي كند. واقعيت آن است كه ضرغامي از نخستين لحاظات پيروزي معجزهآساي «دكتر احمدي نژاد» ناسازگاري را با اراده پولادين ملت به نمايش گذارد. از آن زمان او حضور خبري رئيس جمهور محبوب را در تصميمات و اقدامات ملي، با حذف يا كمرنگي دنبال كرده است. مهمترين مسائل مردم كه در سفرهاي استاني رئيس جمهور مطرح ميشود، تا مدتها با سانسور روبرو بوده است. پس از اعتراضات و انتقادات گسترده مردمي، ناچار آنچه را امروز شاهدند، از اساسيترين مطالب مربوط به مردم در سيما انعكاس دارد.اما همين مسأله هم به بهانههاي گوناگون يا حذف ميگردد و يا به اشاره از آن عبور ميشود. از جمله بهانههاي ضرغامي، سقوط هواپيماي حامل خبرنگاران شد. اين «بهانه» ضرغامي را كمك كرد تا هم تصوير خود را در مراسم متنوع به كرات به نمايش گذارد، و هم از پيامدها و بازتاب جهاني آن سفر پراهميت، كمترين و ناچيزترين خبر را به اطلاع مردم برساند. سقوط هواپيماي فرماندهان شهيد در اطراف اروميه هم تكرار ماجراي قبل بود كه با يك سفر استاني رئيس جمهور متقارن شد. در هر دو مورد به جاي گزارش از سفر رئيس جمهور كه البته تحت الشعاع آن حادثههاي جانگداز قرار گرفته بود، تصاوير ضرغامي، پي در پي در ساعات مختلف و شبكههاي متعدد بمباران افكار عمومي را پي ميگرفت.قهر و خشم ضرغامي نسبت به اراده ملت در انتخاب احمدي نژاد، قابل كتمان نيست. اين كه او در رسانه شخصي خود، تمايل ندارد سخنان رئيس جمهور را در ارتباطات با مسايل مردم در اوقات مناسب پخش كند، و اين كه افتتاح «صندوق مهر رضا» را كه از ابتكارات ملي و بي سابقه احمدي نژاد در راستاي «محروميتزدايي» است، بايكوت ميكند، و اين كه سخنان رئيس جمهور در جمع استانداران كه با شجاعت و صراحت و قاطعيت امام (س) گونه، برخي پشت پردههاي مفاسد اقتصادي و سياسي را مطرح مينمايد بايد در آخرين ساعات شب، و البته پس از پخش سريال و ترانهها و آگهيهاي تجاري و غيره پخش شود، و اينكه آنچه «ميل» اوست از مصوبات دولت در جهت حل معصلات مردم، بايد به اطلاع مردم برسد. و حتماً با تفسير و تحليل خبري يا انجام ميزگرد كارشناسانه تخطئه و اين كه… مسائلي است كه مردم كوي و برزن ميدانند و نسبت به آن ابراز تنفر دارند.اما نكته برجسته ديگر تلاش در احياي اموات سياسي توسط ضرغامي در رسانه شخصي اوست. ضرغامي بدون توجه به پيام سوم تيرماه، تمام تلاش خود را وقف احيا و بازگرداندن «اصلاح طلبي برانداز» كرده است. چشم و گوش صدا و سيما را مسئول شنيدن و ديدن اخبار مربوط به خاتمي، هاشمي، روحاني و كارگزاران و مشاركتيها و ديگران نموده است. همه بخشهاي خبري، از اخبار بيارزش مربوط به اين طيف نشان دارد. كجا رفتند، چه گفتند، چه نوشتند، چه خواندند، و شايد چه خوردند و چگونه خوابيدند، در آينده؟!آخرين نمونه اخبار ساعت 14 روز شنبه است كه ورود «چاوز» رئيس جمهور ونزوئلا را با تصاوير خاتمي گزارش ميدهد؟! «بهانه» امداد رسان ضرغامي در اين روزها، مسأله لبنان است. ضرغامي در اين مسير به مثابه يك «حزب اللهي» از مقاومت اسلامي لبنان وارد عرصه شده است. قطعاً اخبار مربوط به رئيس جمهور ايران، و دولت و مسايل مردم در چنين شرايطي به كلي از رسانه ضرغامي حذف ميشود. اما جايگزين آن حضور اسمي، تصويري و تفسيري و خبري افرادي چون خاتمي، هاشمي و حتي دست چندمهاي اصلاحطلبي مطرود ملت است. كمي آنطرفتر، «محسن رضايي» به عنوان كارشناس جامعالاطراف در شبكههاي مختلف حضور دارد. او كه ديگر «دكتر رضايي» است پيش از جنگ لبنان، يا «كارشناس اقتصادي» بود «يا سياسي»، و همواره ثابت در تلويزيون. اين روزها بيشتر از گذشته با كارشناسيهاي سياسي، نظامي و فوق سياسي و نظامي همه شبكهها را تسخير كرده است. ضرغامي براي احياي دايره وسيع شده اصلاحطلبي حتي از «زهرا شجاعي» هم كمك مي گيرد تا درباره لبنان اظهار نظر سياسي كند! همچنين به بهانه خبرهاي حزبي، به بمباران نام اصلاحطلبان از كارگزاراني تا مشاركت مجاهدين انقلاب ميپردازد. شايد ضرغامي در هدف خود چيزي را دنبال ميكند كه يا همقطاران سابقش او را ياري كنند، و يا از اصلاحطلبي بر انداز مدد جويد، اما گناه ملت چيست؟سخن آخر اين كه اگر ضرغامي از سوم تيرماه و شگردها و ترفندها و هزينهها و تخريبها و تضعيفهاي قدرت طلبان عبرت نگرفته است، و اگر همچنان كه در آخرين روزهاي عمر حاكميت اصلاحطلبي خاتمي را برگ زرين انقلاب اسلامي ناميد، از «انقلاب» و «اسلام» چنين درخت بيحاصل يا بد حاصلي را در انديشه دارد، و اگر با هدفمندي ويژه «پاي خود را در زمين اصلاحطلبي گير كرده» ميبيند، بايد پاسخگوي ملت آگاه و هوشمندي باشد كه صبر و حوصلهشان در مشاهده تبديل «رسانه ملي» به رسانهاي در انحصار «هوا»ها و «بهانه»هاي او ظرفيت و محدوديت معيني دارد.
+ نوشته شده در سه شنبه 17 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
شهرداري كه رئيس جمهور شد / نوبت پاسخگويي احمدي نژاد فرا رسيده است
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
عليرضا آستانه برای لبنان و این اعراب نفتی خوش غیرت سالهاي بعد... مادری عرب در کنارگاهواره کودکی نشسته بود قصه می سرود لحن مادرانه اش خواب از چشم کودکش رماند... ...اه کودکم! زخمه میزنم به تار صوتی جهان ... گوش کن که شب گذشته است...روز می دمد سا لهای سال سرزمین بی سر و زمین ما آفتاب کهنه ای نداشت یا که پرچمی... تک ستاره ای برای کودکان به آسمان نبود در میان سینه ها ... قلب های مادران به خون نشسته بود ماه کوچه ها به سنگ فتنه ای شکسته بود جامه برادرت پاره پاره بود... داد از گلوی برادرت سرزمین ما به طعم سیم خاردار لقمه می جوید دزد نابکاره ای به کار بود... روی سینه اش ستاره ای روی دوش ارتش عرب جنازه ای... ـ آه بوی نفت... سوی بی فروغ شعله چراغ را به باد داد غیرت هزار ماهی به خاک در میان خنده های شاه مضحک حجاز ز یاد رفت... شیخ پیر مصر گزافه گفت... غیرت عرب کجاست؟ خواب مفتیان گوژپشت پیر در حجاز ... خلوت شیوخ نفتی خلیج فارس ... خفتن پرندگان نر به روی تخم ... دیدن آخرین مد لباس ... عیش و دمدمه ... شام تا به صبح ... صبح تا به شام... نامه های عاشقی شاهزادگان برای هم... آرزوی مفتی حجاز در تملک دختران آتشین بدن به مصر... ـ اه کودکم از همان زمان... ما درون گور خفته ایم از همان زمان حاجبان غیرت عرب خیمه ای سیاه روی سقف آسمان ما کشیده اند آه کودکم بی شمار مردمان صدایشان ـ در میان وز وز عبور نفت ـ مرده است حال قصه ای دگر... قصه ای که بوی نفت نمی دهد بعد از اين بخواب ... مادرت... مرد می شود ز گفتنش ... راستش ... گمان نکن که قصه است ... بغض های من در میان حرف حرف آن نشسته است ... در شبی چنین ... پرچم غرور از میان خاک های نم گرفته سرزمین اشک جوانه زد... شعله ای به سوی آسمان کشید آذری میان سینه ها نشست روز بر تمام سرزمین چکید باورت نمی شود... از صدای قلب های سرخ مادران زنده شد برادرت... ز خون هرشهید ... آه کودکم ... مادرت چه دید... دزد شب گریخت دزد شب زشک مادران گریخت ... حال... كودكم... از درخت سيب پرچم ات ميوه اي بچين...
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محمدقوچانی این روز ها به اندازه ای درباره سده مشروطه نوشته اند كه هر حرف و سخنی مكرر و ملال آور می نماید. اما استقبال دیروز نخبگان و جوانان و مردم تهران و شهرستانكه از راه دور به دارآباد آمده بودند از همایش اصلاح طلبان برای سده مشروطه چنان بود كه صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. در اوج گرمای تهران بر بام این شهر و در میانه تعطیلات دانشكده ها و مدرسه ها دو سالن كامل با ظرفیت بیش از ۶۰۰ نفر از خیل مشتاقانی پر شد كه نه آمده بودند در میتینگی سیاسی شعار دهند و نه می خواستند مطالبه ای اقتصادی را طلب كنند. موضوع بحث موضوع روز نبود، موضوعی تاریخی بود و پذیرایی از مهمانان در حداقل سطح خود در مقایسه با همایش های دولتی قرار داشت. همه مقامات شركت كننده در همایش دیروز نیز در زمره مقامات سابق كشور بودند كه تقدیم نامه و عریضه ای به آنها نیز در بسته ای را به روی كسی نمی گشود. با وجود این مخاطبان اصلاح طلبان دوباره به دعوت آنها پاسخ گفته بودند و گرد آمده بودند تا سخن ایشان را بشنوند، در حرف هایشان تامل كنند و مناقشه.حرف های اصلاح طلبان مدت ها است كه تكراری شده.اصلاح طلبان پس از شكست سیاسی در عسرت فكری افتاده اند.دیروز مردم آمده بودند تا از زبان اصلاح طلبان حرف تازه بشنوند درباره یك ماجرای كهنه.مشروطه ناتمام كه هنوز در پی گمشده های چهارگانه آن:عدالت،آزادی،قانون و پیشرفت می گردیم .مردم دیروز دوباره به حرف های اصلاح طلبان گوش كردند. آنها نمی خواستند به كسی رای دهند یا رای كسی را سلب كنند. می خواستند آگاهانه انتخاب كنند و تبار خویش را بشناسند. اگر جلسه دیروز را جلسه تبار شناسی اصلاح طلبان بنامیم بی راه نگفته ایم.در جلسه دیروز می شد به راحتی سنت ها را ردیابی كرد: سنت آخوند خراسانی، سنت علامه نائینی، سنت سیدین شریفین لقب احمد كسروی برای آقایان طباطبایی و بهبهانی و سنت روشنفكران و روزنامه نویسان صدر مشروطه. تاكنون اصلاح طلبان از ائتلاف بسیار دم زده اند اما ائتلاف حقیقی آنان نه ائتلاف بر سر فهرست های انتخاباتی كه ائتلاف بر سر مبانی فكری است. اگر مبانی فكری و تبار نظری اصلاحات تعریف شد نه راست روی و نه چپ روی رخ نخواهد داد. شعف و شادی ناشی از تكثر و كثرت حاضران جلسه چنان بود كه هنوز جلسه به نیمه نرسیده به احمد بورقانی گفتم: چه خوب می توان به جای ائتلاف های سیاسی این ائتلاف فكری را ادامه داد. بورقانی البته آنقدر خسته بود و زحمت كشیده بود كه با نگاه غضب آلود و دشنام شیرینی به خود دور شد اما من هنوز امیدوارم این راه ادامه داشته باشد، شاید تا فردا نظر احمد بورقانی هم برگردد
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
نهضت مشروطيت نقطه عطفى در تاريخ سياسى ايران معاصر است. هم به اين دليل كه انديشههاى مدرنيته وارد فضاى گفتمان سنّتى ايران مىشود و ارزشها و باورهايى متفاوت مطرح مىشود و هم اين كه اين مسأله به اعتراض و قيام مردم عليه استبداد - گرچه ناتمام ماند - منتهى مىشود. اين نهضت نقطه تلاقى انديشههاى مختلفى بود از جمله: 1) غرب زدگى و غرب گرايى و به تبع آن آزاد سازى جامعه از استبداد و سكولار كردن جامعه و حكومت؛ 2) اسلام گرايى سنّتى و مخالفت با مظاهر مدرنيته و تمدن غربى و در نتيجه همسويى با استبداد و 3) نوگرايى اسلامى كه در پى نسبت سنجى، تطبيق و تبيين باورها و انديشههاى غربى با انديشههاى اسلامى بود.
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سياست افزايش شديد نقدينگي در دو سال اخير، در حال تبديل شدن به بهمن بزرگي است كه اقتصاد ايران را در بر خواهد گرفت.يكي از صاحبنظران برجسته اقتصادي كشور، متأسفانه كساني كه اطلاع دقيقي از ساختار اقتصاد ايران و نيز درك درستي از شيوه واكنش اقتصاد ايران به تحريك شاخصهاي اقتصادي ندارند، همچنان بر سياست افزايش نقدينگي اصرار ميكنند، در حالي كه اين اقدام به ايجاد بهمن ويرانگري منجر خواهد شد كه پيامدهاي ناگواري براي جامعه به همراه خواهد داشت. با اشاره به آثار درازمدت افزايش نقدينگي گفت: هرچند دولت با استفاده از دو اهرم واردات و پرداخت يارانه، قصد دارد عوارض ناشي از نقدينگي و تورم برخاسته از آن را مهار كند، اما اين مسكن نه تنها در درازمدت مؤثر نخواهد بود، بلكه خود عوارض زيانباري بر پيكره اقتصاد كشور تحميل ميكند.اين صاحبنظر اقتصادي خاطرنشان كرد: افزايش بيرويه واردات كالاهاي صرفا مصرفي چون ميوه تا كالاهاي لوكس نظير «بي.ام.و»، باعث خواهد شد تا اولا توليد داخلي دچار آسيب جدي شده و لطمه بخورد و ثانيا ذخاير ارزي كشور غارت شود و ذخاير ارزي كشورهاي صادركننده را تقويت كند.وي ادامه داد: پرداخت يارانه به كالاهاي غيرحمايتي نيز تنها به معتاد شدن بازار مصرف و صنايع توليدي كشور و خروج آن از شرايط رقابتي منجر ميشود و همچنين نقدينگي ناشي از پرداخت يارانه تورم را از يك كالاي خاص مورد حمايت به حوزههاي ديگر اقتصاد منتقل خواهد كرد. براي نمونه؛ كشاورز يا كارخانهدار يا تاجري كه يارانه دريافت ميكند، ممكن است، قيمت جنس خود را ثابت نگه دارد، اما نقدينگي ناشي از يارانه به بازار زمين، مسكن، طلا يا ارز منتقل ميكند.وي افزود: آثار ناشي از افزايش بيرويه نقدينگي، پيچيده، درازمدت و گسترده است، اما اكنون ظاهربيني و بيتوجهي به ابعاد آن براي تأمين بودجه مورد نياز دولت به آن دامن ميزند.لازم به ذكر است، سال گذشته تنها حدود 200 ميليون دلار ميوه وارد كشور شد.
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
زهرا شريف زاده بيا آينه دل منجلي کن / درون سينه ات را صيقلي کن بزن قفلي به درب خانه دل / کليدش را به نام يا علي کن ضمن تبريك ولادت با سعادت بزرگ انسان عالم بشريت حضرت علي(ع) به تمامي نيكوكاران و خيرانديشان جهان، فرصت بجا و مقتضي پيش آمده تا با تعمق و نگرش از زواياي مختلف زندگي آن حضرت بتوان اين انسان بزرگ را شناخت. علي(ع) اين انسان بزرگ با روح پاك و با عظمت را بايد از لابلاي موضوعات و مطالب نهج البلاغه شناخت و شناساند نه از راه ستايش، آن هم ستايش افرادي كه او را نشناختند و نمي شناسند و فقط مي ستايند و مي سرايند. شناخت علي(ع) اين نيست كه او وصي و جانشين پيامبر اسلام(ص) است و جايگاه او نسبت به خلافت به منزله آن پايگاهي است كه گردش به دور آن مشكلات را از ميان مي برد و همچون گندم در زير سنگ آسيا خورد و آرد مي شود. علي(ع)آن نيست كه اكثر مردم قدرش را نشناخته و جلوه هاي مختلف او را نديده و عظمت و ارتباط الهي او را نفهميده اند. علي(ع)آن نيست كه پيشنهاد عبدالرحمن عوف را نمي پذيرد و از تكيه زدن بر مسند خلافت چشم مي پوشد و شخصيت و حقيقت انسانيت را بالاتر و والاتر از رياست وحكومت مي داند. علي (ع)آن نيست كه وقتي به خلافت خوانده مي شود مي گويد: "مرامعاف داريد و مانند هميشه ديگري را براي مسئوليت بزرگ انتخاب كنيد كه به هزاران رنگ قابل تغيير است. بگذاريد ديگري امير شود زيرا من هرگز از عدالت و انصاف صرفنظر نمي كنم و بر هوسهاي آلوده اشراف تكيه نمي زنم. مقررات مقدس اسلام واحكام را به دقت به موقع به اجرا مي گذارم و مردم ستمكار و متخلف را در هر شرايط و در هر مقام كيفر خواهم داد. براي شناخت علي(ع) زماني طولاني لازم است و راهي دراز بايد پيمود و چنين نيست كه كسي بتواند در عمر كوتاهش در باره علي(ع) اين جهان علم و عدالت اين دنياي سخن و فصاحت كاري را به سامان برساند. پس علي كيست؟ گمشده اي كه مي گويد اگر پرده برداشته شود چيزي به يقين من افزوده نمي شود. اين گمشده همراه و شاهد رسالت است. نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت / متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را جبران خليل جبران مي گويد: علي(ع)اول شخص عرب است كه در كنار روح كلي عالم، همسايه خداست. او علي است و چيزي جز علي هم نيست با يك ماهيت و يك رنگ. در راه خدا سخت تر از آن است كه كسي بتواند از او شكايت كند. پايه رسالت پشتيبان استوار نبوت و دانا به امور دين و دنياست. كسي كه در باره احكام الهي و اجراي آنها مسامحه و گذشت ندارد. رزمنده اي كه با نيروي علم و فضيلت پر و بال آراسته و به نام كسي كه خدا و رسولش او را دوست دارند پرچم نيروي اسلام را به دست مي گرفت. كسي كه با تاريكيهاي شب مانوس بود و در نميه هاي شب با خدايش به سخن مي نشست و اشك فراوان مي ريخت و در محراب عبادت با بياني دردناك و زباني سوزناك با درون خود سخن مي گفت و خداي را عبادت مي كرد. علي اي هماي رحمت تو چه آيتي خدا را / كه به ماسوا فكندي همه سايه هما را علي(ع) همان كسي است كه انگشتر خود را در حال نماز به سائل مي دهد. اين چه معنايي مي تواند داشته باشد؟ مگر نه اينكه علي همان كسي است كه وقتي پيكاني كه در جنگ به پايش فرو رفته بود در حال نماز از پاي او بيرون درآوردند پس چرا در حال نماز كه اينقدر از خود بي خود مي شود و ذكر و فكرش خداست، چنين عملي انجام مي دهد؟ با كمي تعمق مي توان دريافت كه اين رفتار حضرت بيانگر اهميت كمك مي باشد و ديگر آنكه آن شخص سائل شان و كرامت انساني اش محفوظ بماند. برو اي گداي مسكين در خانه علي زن / كه نگين پادشاهي ز كرم دهد گدا را علي(ع) همان كسي است كه با همه دانش ودانايي اش در كشور داري، حكومت و سروري مسلمين و آن همه اقتدار در تاريكي شب، غذا بر دوش به صورت ناشناس به فقرا و نيازمندان مراجعه مي كند و كمك مي نمايد. علي(ع) همان كسي است كه مي گويد: "من از ستمكاري بيزار و به اجراي عدالت سخت استوارم اگر آنچه در جهان است هفت اقليم با هر چه در زير آسمان آنهاست از آن علي قرار دهند تا پوست جويي را از دهان مورچه اي به ستم بيرون آورم به خدا سوگند كه به چنين كاري تن نمي دهم." علي(ع) همان شخصيتي است كه جرج جرداق» نويسنده اي مسيحي درباره شخصيت وی چنين مي نويسد: «من يك مسيحي هستم ولي اي كاش روزگار در هر قرن يك علي به ما تحويل مي داد. علي(ع) با همه بزرگي و بزرگ منشي اش، آن چنان در برابر پروردگار به تواضع مي ايستاد و سخن مي گفت كه دعاي او هم شگفتي ساز است. در برخي از دعاها مي گويد: «خدايا! اگر گناه كردم، تو بگذر، اگر به سوي تو برگشتم، تو هم به سوي من برگرد.» بخدا گه در دو عالم اثر از فنا نماند / چو علي گرفته باشد سر چشمه بقا را در پايان شايسته است كه از اين آستان عظمت نماي الهي كه سراسر كرم وعنايت است استدعاي مدد نماييم و ياري براي صفاي جان طلبيم. به اميد آنكه شايد برسد بخاك پايت / چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را آري آنجا كه انديشه ها مي شتابند و از درك فرو مي مانند جايگاه علي است موفق باشيد
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بازداشت برادر رئيس سازمان بازرسي كل كشور دردسرهاي زيادي را براي آقاي نيازي درست كرده است . برادر آقاي نيازي كه از كهنوج به رودان در حركت بوده است ، شك نيروهاي پليس را بر انگيخته و باعث تجسس اتومبيل وي توسط نيروها پليس مي شود. بنا به اين گزارش پس از بازرسي پليس 95 كيلوگرم ترياك و 45 كيلوگرم هروئين به دست مي آيد كه منجر به جلب فرد مذكور توسط پليس مي شود. گفتني است برادر آقاي نيازي در بازجويي ها اعتراف مي كند كه چندين بار ديگر نيز اقدام به اين كار كرده بوده است.
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بالاخره بعد از مدتها تلاش دوستان، همايش غير دولتي مشروطيت امروز برگزار شد. عليرغم نگرانيهايي كه داشتيم جمعيت فراواني آمده بود. اول صبح سالن اصلي پر شد. سخنران افتتاحيه آقاي خاتمي بود كه حتماً خبر آن را خبرگزاريها ميدهند. بعد از سخنراني ايشان و گزارش جلسه توسط بورقاني، خانم باقي همسر اقاي قوچاني و دختر آقاي عمادالدين باقي در مقام مجريگري، جمعيت را به استراحت كوتاهي دعوت كرد. در اين فاصله دكتر سروش را ديدم كه ميگفت ديروز آمده و چند سالي است كه ماه رمضان را ايران نبوده و قصد دارد چند ماهي بماند. قسمت دوم برنامه مقالات خوبي بود كه براي جلسه نوشته بودند. هيات رييسه خيلي ديپلماتيك انتخاب شده بود. مهندس نجفي وزير سابق آموزش و پرورش، دكتر آيينهوند به عنوان پژوهشگر، آقاي رحماني از روزنامه شرق به خاطر تلاشهاي روزنامه، مهندس جلاليزاده كه هم كرد بود و هم سني و هم مشاركتي، و سركار خانم طالقاني كه هم خود شخصيت قابل احترامي است و هم زن. آقايان نبوت، كامبيز نوروزي محمد جواد كاشي، حميد رضا جلاليپور و محمد نكوروح مقالات جالبي ارائه كردند. وقت همه خيلي فشرده بود. سخنان جلاليپور كه مشتركات جامعه فعلي با دوران مشروطيت و اختلافات آن را بررسي ميكرد، خيلي سخنانش صميمي و غير رسمي بود و در عين حال جالب توجه شد. فرق يك جامعهشناس با ديگران هم در اين است كه لااقل بتواند مخاطب را خوب جلب كند. خيلي صريح ميگفت اصلاح طلب با حكومت همكاري ميكند تا روشها را اصلاح كند و انقلابي به فكر نابودي رژيم است و دومي خيلي آسيب به حركت جامعه مدني ميزند.بيتوجهي به قانون را فصل مشترك همه دورانها از مشروطيت تا امروز دانست. با دكتر ابراهيم يزدي كه در كنار هم قرا رگرفتيم در مورد قانون اساسي خيلي حرف زديم كه آن را جداگانه مينويسم. آخر صحبت دكتر محمود نكوروح، برقها رفت ولي صداي بلندگو بود. ايشان هم داشت مقالهاش را از رو ميخواند دچار توقف شد و بقيهاش را از حافظهاش استفاده كرد. نشانه خوبي بود كه مقالهاش را خودش نوشته است! بعد هم به جاي آنكه برق بياد 5 دقيقهاي چراغهاي سالن چشمكزن شد كه آقاي مهندس نجفي گفت براي خالي نبودن فضا، از امور هنري رقص نوري هم در پايان تدارك ديده شد! وقتي بيرون آمديم نجفي گفت بعضي ميگفتند حق بود بگويي كه حركات موزون نور. قبل از اين كه از هم جدا شويم گفت قبل از انقلاب ميگفتند اگر خانم رقصندهاي كه در ايران معروف بود با اديسون ازدواج كند رقص نور به وجود ميآيد. اين سمينار تا فردا بعد از ظهر ادامه دارد و حركت بزرگ سازماندهي شده اوليه اصلاحطلبان بود. اميدوارم همه اصلاحطلبان باور كنند كه اگر باهم كار كنند شكي براي موفقيت در آينده نبايد داشته باشند.
+ نوشته شده در یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|
|