تبليغاتX
عدالتخواهان

محمدعلي ابطحي در وبلاگ خود در مورد خبر كذب سايت نوسازي در مورد ديدار محمد خاتمي با رييس سازامان مديريت توضيحاتي داده است: پریشبا، جلسه مجمع روحانیون مبارز بود. قبل از شروع جلسه اخبار رد وبدل میشد. آقای محتشمی طبق معمول از لبنان گزارش داد. از سخنرانی بشار اسد که باعث تفرقه لبنانی ها شده هم انتقاد میکرد. من هم گزارشی از سمینار دین ومدرنیته دادم. با اینکه هیچیک از اعضای مجمع روحانیون در آن شرکت نکردند. گفتم اعتقاد دارم مجمع و آقای خاتمی در مناسبتهای مذهبی میتوانند در جلساتی عمومی با ارائه مباحث جدی حوزه دین فضای تازه ای ایجاد کنند. آقای موسوی لاری از آقای خاتمی پرسید اینکه در سایتها آمده که شما با آقای رهبر ملاقات داشتید وایشان از دولت فعلی انتقاد ونامه ی اقتصاد دانها در نقد دولت را تایید کرده و بعد رهبر تکذیب کرده چیست. کمی طول کشید تا معلوم شد منظور آقای موسوی لاری از رهبر، آقای رهبر رئیس سازمان مدیریت است. آقای خاتمی از این حرف وحدیث های سایتی اطلاع نداشت. توضیح دادم که در یک سایت محاظه کار خبر هایی از دیدار شما با قای رهبر منتشر کرده .همانها که موسوی لاری گفت ولی آقای رهبر گفته که در ملاقات این حرفها نبوده ودیدار دوستانه بوده است. اقای خاتمی خیلی ناراحت شد که این دروغها را از قول او نوشته بودند. میگفت حرف آقای رهبر درست است که جلسه دوستانه بوده واصلا مسئله نامه اقتصاد دانها و این مباحث در جلسه مطرح نشده است. کلی هم برای آقای رهبر دلسوزی کرد که این جلسه دوستانه باعث مشکلات احتمالی برایش شده و مجبور شده تکذیبیه بدهد. بعد هم از من خواست لا اقل در سایتم توضیحاتش را بنویسم. البته سایتی که این اکاذیب را نوشته خوشبختانه شامل نامه آقای الهام به دادستان نمیشود، چون همان سایتی است که مطالب پر اهانت خانم الهام در آن منتشر شده واصلا نسبت دروغ به آقای خاتمی چه دورانی که رئیس جمهور بود وچه الان، جرم نبود ونیست.

منبع: وب نوشته ها

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط   | 

بسياری از روزنامه های تهران روز يکشنبه عنوان اصلی و تيتر اول خود رابه انعکاس اعلام جرم سخنگوی دولت عليه روزنامه ها و سايت هائی اختصاص دادند که از دولت انتقاد کرده بودند. همزمان با آن چند روزنامه خطر کرده و پرسيدند که آيا تنها انتقاد و افترا به اعضای دولت فعلی جرم است و قابل شکايت و يا ديگران و از جمله اعضای دولت های سابق هم از اين حق برخورداند. تعجب محافل سياسی از آن است که نامه غلامحسين الهام که به لحنی غيرمعمول و از جايگاه وی در مقام استادی دانشگاه نوشته شده [مخاطب نامه سعيد مرتضوی دادستان تهران هم تا سال گذشته دانشجوی رشته فوق لیسانس بوده و الهام هم استاد همان رشته] در زمانی منتشر می شود که مجلس در نامه ای به شهرداری و شورای شهر تهران خواستار ارائه اسناد مربوط به 300 میلیارد تومان هزینه فاقد سند در شهرداری تهران دوران مدیریت محمود احمدی نژاد شده اند. موضوع ديگری که اين روزها بار ديگر مطرح گشته ماجرای دوازده ميليارد تومان پرداختی به اصرار شهردار سابق به يک شرکت خصوصی برای طرح غيرقابل اجرای مونوريل است که به گفته مسوولان شهرداری و شورای شهر کسی حاضر به دادن سندی درباره آن نیست. دو اشاره رييس دفتر رييس جمهور که نامی از روزنامه ای و سايتی را در نامه خود نبرده به جملاتی است که شبيه به آن ها، هفته گذشته در روزنامه سرمايه و سايت اينترنتی بازتاب آمده بود و از همين رو گفته می شود که به منزله تقاضای دور تازه ای از محدوديت عليه نشريات غيرهمسو با دولت است. فاقد سند نامه سخنگوی دولت تنها یک روز پس از سخنان قالیباف مبنی بر موجود بودن اسناد هزینه های فاقد در شهرداری منتشر شد. ماجرای 350 میلیارد تومان هزینه فاقد سند در شهرداری تهران،نخستین بار توسط نادر شریعتمداری،رییس کمیسیون برنامه و بودجه شهرداری تهران منتشر شد. شریعتمداری گفته بود از این مبلغ 50 میلیارد تومان مربوط به شورای شهر اول و 300 میلیارد تومان آن مربوط به شورای دوم و مدیریت احمدی نژاد در شهرداری تهران بوده است. مهدی چمران نیز مدتی بعد،با پذیرش وجود چنین هزینه هایی،از آنها به عنوان "هزینه فاقد" نام برد و به خبرنگاران گفت:[فاقد در شهردارى يك اصطلاح است و در مورد هزينه هاى صورت گرفته به كار برده مى شود، هزينه هايى كه در برنامه نيست و يا فراتر از برنامه است شامل اين تعريف مى شوند. ولى وقتى از كلمه "فاقد" استفاده مى شود ناخودآگاه اين مقوله به ذهن متبادر مى شود كه هزينه ها فاقد سند است]. مهدی چمران اما در عین حال گفت که:"بيشتر هزينه هاى فاقد در ديدار هاى مردمى شهردار خرج شده است. چون شهردار به يك منطقه مى رود و مردم منطقه درخواست احداث پارك دارند كه همان موقع شهردار دستور هزينه آن را صادر مى كند و اين بودجه مصرف مى شود".او همچنین گفت:"بخشى از اين فاقد ها در نجف و كربلا هزينه شده است و بخشى در خوابگاه دانشگاه تهران و دانشگاه الزهرا". چمران با اشاره به اینکه:"ارقام فاقدها مشخص نيست"،به خبرنگاران این را هم گفت که:[شهردارى نبايد "فاقد" هزينه كند، و به محض هزينه "فاقد" بايد به شورا اعلام شود كه شورا اين "فاقد "ها را تصويب كند.اما اين كار در زمان شهردار قبل به دليل روند اجرايى سريع و سرعت عمل در انجام پروژه ها به شوراى شهر گزارش نشده است". با ادامه ابهام در ماجرای 300 میلیارد تومان،به تدریج برخی از اعضای مجلس نیز وارد ماجرا شدند و از لزوم انجام تحقیق و تفحص از شهرداری تهران سخن گفتند.همزمان اما دوتن از طرفداران احمدی نژاد در شورای شهر،به دفاع از عملکرد شهردار سابق تهران پرداخته و دادن هشدار به منتقدان او پرداختند. امیر رضا واعظ آشتیانی با لحنی تهدید آمیز گفت:"به تمام کسانی که با دامن زدن به مسئله 350 میلیارد تومان بدون سند در زمان شهرداری احمدی نژاد،به دنبال سیاسی کردن بحث های بی مورد و بی محتوای خودشان هستند هشدار می دهم که اگر همچنان به این مباحث ادامه بدهند، اسناد و مدارک تخلفات مالی و زدوبندهای آنها را در رسانه ها افشا می کنم،تا آبرویی برای آنها باقی نماند". او حتا نمایندگان مجلس را نیز تهدید کرد و گفت:"در صورت تحقیق و تفحص از شهرداری تهران این کار باید از بررسی مالی سال 70 آغاز بشود،این گونه است که معلوم می شود شهردار پاک چه کسی است اما معلوم نیست تحقیق و تفحص از شهرداری تهران قانونی باشد". حسن بیادی نایب رئیس شورای شهر تهران نیز،در دفاع از احمدی نژاد اظهار داشت:"دامن زدن به این مسائل به نفع جامعه و مردم نیست".او در عین حال گفت:"این 350 میلیارد تومان بدون سند نیستند اما محمل قانونی این اسناد محل بحث است". با این وجود هفته گذشته اعلام شد که مجلس نیز بر اثر پافشاری برخی از اعضای خود در نامه ای به شورای شهر و شهرداری تهران خواستار توضیح و ارائه اسناد مربوط به هزینه 350 میلیارد تومان فاقد در شهرداری تهران شده است.

دولت پاسخ گویی یا شکایت اگر چه در نامه دیروز سخنگوی دولت به دادستان تهران مبنی بر طرح شکایت علیه منتقدان اشاره روشنی به ماجرای 300 میلیارد تومانی شهرداری تهران نشده، اما غلامحسین الهام بر این نکته تاکید کرده است که:" تعابيري كه به اصطلاح در گزارش‌هاي پيوست ذكر شده است، مفهومي جز اختلاس يا تصرف غيرقانوني در وجوه دولتي دارد؟ و آيا بزهي بالاتر از اين دو متصور است؟"و این همان سخنی است که پیشتر امیر رضا واعظ آشتیانی نیز در دفاع از مدیریت احمدی نژاد در شهرداری تهران بیان کرده بود.آشتیانی استفاده از اصطلاح "فاقد سند" را اختلاس دانسته و آن را تهمت عنوان كرده بود. در اعلام جرم سخنگوی دولت بر علیه روزنامه ها و سایر رسانه ها که تحت عنوان "افترا و نشر اکاذیب"صورت گرفته،محور اصلی نامه غلامحسین الهام بر اخبار و گزارش های اقتصادی قرار گرفته است.این در حالی است که چندی پیش در جریان دیدار محمود احمدی نژاد با خبرنگاران که به مناسبت روز خبرنگار صورت گرفته بود،اخباری از دستور رییس دولت برای بازپس گیری شکایت وزارت صنایع از چند روزنامه منتشر شد. احمدی نژاد در آن جلسه و در پاسخ به سئوال چند خبرنگار درباره شکایت وزارت صنایع از روزنامه های شرق،دنیای اقتصاد و چند رسانه دیگر،از سخنگوی دولت خواست تا در تماس با طهماسبی از او بخواهد شکایت وزارت صنایع از این روزنامه ها را پس بگیرد. احمدی نژاد دربرابرخبرنگاران گفت:"شکایت از روزنامه ها،صورت خوبی ندارد.بخصوص اینکه به خاطر مسایل اقتصادی باشد". کمتر از دو هفته بعد از این ماجرا، سخنگوی دولت خود اقدام به شکایتی کلی و مبهم درباره رسانه ها و روزنامه ها کرده و مهم این که بیش از هر چیز بر گزارش ها و اخبار و حتا سر مقاله های اقتصادی روزنامه ها تاکید کرده و آنها را نشر اکاذیب دانسته است. آن هم در حالی که بزرگترین ابهام در این باره همان ماجرای 300 میلیارد تومان شهرداری است که نه از سوی رسانه ها، بلکه از سوی یاران پیشین رییس دولت در شورای شهر مطرح شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط   | 

 

يك هنرپيشه سينماي آمريكا در مصاحبه با راديوي ملي پاكستان اعلام كرد كه به دليل نحوه كمك رساني دولت پاكستان به فقراي اين كشور، به دين اسلام علاقه مند شده است.آنجلينا جولي كه به عنوان نماينده ويژه سازمان ملل  متحد در امور كودكان به پاكستان اعزام شده بود، پرداخت صدقه مردم و صرف اين پولها براي كودكان بي بضاعت را مهم ترين دليل علاقه مندي به دين اسلام اعلام كرد.
وي در مصاحبه با اين راديو گفت:  قبل از سفر به پاكستان از اينكه ريسك كرده بودم و پيشنهاد حضور در آنجا را پذيرفته بودم، هراس داشتم اما آنجا همه مرا مي شناختند و مرا با نام آنجلينا صدا مي زدند.
اين هنرپيشه سينماي آمريكا در پاسخ به اين سئوال كه در مورد آينده كاري خود چه تصميمي گرفته است گفت: قصد دارم فعلا در يونيسف به فعاليتم ادامه دهم تا وجدانم كمي راحت شود. بعد از افغانستان هم به كمك غير نظاميان لبنان خواهم رفت تا كمك هاي مالي مسلمانان پاكستان را به برادران لبناني شان تحويل بدهم.وي در پاسخ به اين سئوال كه آيا قصد مسلمان شدن دارد يا خير گفت: فكر نمي كنم كه اين سئوال نيازي به جواب داشته باشد زيرا مسلماني فقط به صرف اعلام كردن آن نيست بلكه بايد در عمل مسلمان بود.جولي كه پيش از ورود به پاكستان و درون هواپيما حجاب خود را آماده كرده بود، بعد از ورود به اين كشور مورد استقبال شديد مردم قرار گرفت.اين هنرپيشه آمريكايي ، ميزان كمكهاي نقدي مردم پاكستان را قابل ملاحظه اي به مردم لبنان كرده اند و اميدوارم كه ديگر كشورهاي اسلامي نيز كمكهاي خود را هرچه سريعتر به اين كشور اهدا كنند.گفتنی ست، مصاحبه وی با رادیو پاکستان در هیچ رسانه ی غربی بازتاب نداشته است.
آنجلینا جولی، متولد 4 ژوئن ۱۹۷۵در لس آنجلس، بازیگر و مدل آمریکایی و «سفیر حسن نیت» سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است.آنجلینا هنگامی که یک سال داشت پدرش جان ویت و مادرش مارچلینا برت رانر (مدل وبازیگر) از یکدیگر جدا شدند.او فعالیت به عنوان مدل را از دوازده سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس آنجلس مدل مشهوری شد. او در جوانی در کلیپهای خوانندگانی چون رواین استون، میت لوف، لنی کراویز، انتولینو وندیتیو بازی کرد. اولین نقش سینمایی وی در فیلم «هکرها» بود که داستان پنج دانش‌آموز هکر را روایت می‌کندآنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آورارگان و پناهندگان مشغول است.همسر او وی جان لی میلر که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد. همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند، ولی سرانجام بعد از 3 سال ازدواجشان به جدایی انجامید.پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او با برد پیت آشنا شده و سرانجام در سال 2006 صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.
آنجلینا جولی همچنین یک پسربچه یتیم کامبوجیایی به نام مدوکس و یک دختر یتیم افریقایی به نام زهرا را به فرزندی قبول کرده است و با آنها زندگی می‌کند.

فیلم‌ها
فهماندن نقشه (2006) (‎Atlas Shrugged)
چوپان خوب (2006) (‎The Good Shepherd)
آقا و خانم اسمیت (2005) (‎Mr. & Mrs. Smith)
اسکندر (2004) (‎Alexander)
کاپیتان اسکای و دنیای فردا (2004) (‎Sky Captain and the World of Tomorrow)
داستان کوسه (کارتون) (2004) (‎Shark Tale)
گرفتن زندگی‌ (2004) (‎Taking Lives)
فراتر از مرزها (2003) (‎Beyond Borders)
لارا کرافت تامب‌رایدر: مهد حیات (2003) (‎Lara Croft Tomb Raider: The Cradle of Life)
زندگی یا چیزی چون آن (2002) (‎Life or Something Like It)
گناه واقعی (2001) (‎Original Sin)
لارا کرافت: سواره بر گور (2001) (‎Lara Croft: Tomb Raider)
رفته در شصت ثانیه (2000) (‎Gone in Sixty Seconds)
دختر از هم گسیخته(1999) (‎Girl, Interrupted)
کلکسیونر استخوان (1999) (‎The Bone Collector)
بازی با قلب (1998) (‎Playing by Heart)
آشپزخانه جهنمی ( 1998) (‎Hell's Kitchen)
جیا (1998) (‎Gia)
بازی مقدس (1997) (‎Playing God)
عشق است همه آنچه هست (1996) (‎Love Is All There Is)
هکرها (1995) (‎Hackers)
بدون مدرک (1995) (‎Without Evidence)

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

 این سخن از فرط استعمال، دیگر مستعمل به نظر می‌رسد که «روزنامه‌نگاری در این سرزمین به راه رفتن در میدان مین می‌ماند». حالا بحث بر سر این است که «لطفاً نقشه میدان مین را مرحمت فرمایید تا پایمان را جایی نابجا نگذاریم». سخن از ارزش‌ها، اصول و قانون اساسی انقلاب اسلامی نیست که به آن پایبندیم. سخن از انتقادات ساده‌ای است که وظیفه هر رسانه‌ است و گاه از سوی قدرت اجرایی کشور که لاجرم باید هوادار رسانه‌ها باشد، با غمزه و ترشرویی مواجه می‌گردد. نمونه این میدان مین بدون نقشه،‌ نامه اخیر سخنگوی محترم دولت به دادستان تهران است؛ مبنی بر طرح دعوی و شکایت علیه آن‌چه «نشر اکاذیب به قصد تخریب دولت» نامیده شده است.
گر چه سخنگوی دولت در جلسه روز دوشنبه خود با خبرنگاران‌ تلاش کرد با ذکر درخواست‌هایی همچون «نقد همراه با قوت و قدرت دولت در هفته دولت» در مسیر نوازش رسانه‌ها گام بردارد، اما همان نامه چند سطری کافی است تا حریف، عطای نقد را به لقای شکایت ببخشد و سپر بیاندازد. چرا که جماعت روزنامه‌نگار به تجربه دریافته‌اند که این تعارفات می‌گذرد و آنچه مفتوح می‌ماند همان شکایت کذایی است.
فقط می‌ماند چند «ای کاش» و چند نکته، که البته چندان هم تازگی ندارد. 
نخست آنکه،‌ ای کاش‌ سخنگوی محترم دولت که از درج مطالبی که بخش مهمی از آن، از قضا در یکی از سایت‌های نزدیک به هواداران دولت منتشر شده اینچنین بر می‌آشوبد، خود پیش قدم می‌شد و خط مشخصی میان انتقاد و افترا به دولت ترسیم می‌کرد. چرا که بر مبنای اظهارات ایشان هنوز کسی آدرس معبر این میدان پرخطر را در جیب ندارد. 
دوم آنکه «ای کاش» آنچه را بر خود نمی‌پسندیم بر دیگران نیز روا نمی‌داشتیم. جناب الهام خود نیک به خاطر دارند که متعلقه محترمه‌شان چندی پیش در مطلبی که موجب عذرخواهی برادرشان نیز شد، شمشیر را بر دولت‌ها و دولتمردان گذشته از رو بستند. آنچه خواستند و می‌اندیشیدند بر زبان آوردند که البته «گفتن» حق‌ ایشان بود. واکنش طرف مقابل اما تنها چند انتقاد و مقاله بود، نه شکایت و طرح دعوی. 
طرفه آنکه سخنگوی محترم دولت در کنفرانس هفتگی با خبرنگاران،‌ نوشتار متعلقه محترمه خویش را مصداق آزادی بیان دانسته و با لبخند از کنار آن گذشتند.
در این زمینه البته گفتنی‌های دیگری هم هست که بایستی آنها را نوشت و یادآور شد: 
اول ـ این قلم معتقد است که نامه جناب آقای الهام نشانه‌‌ای ضعیف از همان چیزی است که توسط برخی ناظران،‌ «بی‌تجربگی و کم تحملی در اداره امور»‌ نامیده شده است. 
سخنگوی محترم دولت کافی است نگاهی به آرشیو روزنامه‌های کشور در بیست و هفت سال اخیر بیندازند و آشکارا تأیید کنند که دولت نهم نه تنها در معرض تاخت و تاز قرار ندارد، که اتفاقاً از بیشترین حمایت رسانه‌ای نیز برخوردار است. 
گمان نمی‌رفت که چند انتقاد کوچک،‌ دولت منادی «مهرورزی» را این‌گونه به «شکایت‌ورزی» وادارد. 
دوم ـ بی‌شک هیچ یک از اصحاب رسانه در ایران،‌ حاکمیت اخبار دروغ بر فضای رسانه‌ای و تاخت و تاز «افتراء‌ و تهمت» در صحن اطلاع‌رسانی کشور را مقبول و مورد پسند نمی‌داند. با این حال مشاهده می‌شود که تقریباً تمام دست‌اندرکاران رسانه در کشور با تمام تعلقات و گرایش‌های سیاسی به انتقاد صریح یا تلویحی از این نامه برخاسته‌اند. علت روشن است. این نامه می‌تواند زمینه‌ساز برداشت‌های شخصی از ساحت افتراء باشد. راستی بر مبنای اعلام جرم جناب آقای دکتر الهام،‌ دیگر کدام انتقاد است که مشمول «افتراء»‌ نباشد و به عنوان «نقد مشفقانه رسانه‌ها» مورد ارزیابی قرار گیرد. پاسخ سخنگوی محترم به این سئوال امری حیاتی است.
سوم ـ‌ جناب آقای دکتر الهام حتما تأیید می‌کنند که اغلب انتقادات وارد شده به ایشان توسط فعالان سیاسی اصولگرا و اتفاقاً حامیان دکتر احمدی‌نژاد صورت گرفته است. در «آفتاب» که لااقل این گونه بوده است. با این وصف باید پرسید این چه تصمیم و رفتاری است که حتی حامیان دولت را به اظهار نگرانی وادار می‌کند. 
چهارم ـ از جناب آقای الهام سؤال می‌شود که آیا علیه متعلقه خود هم اعلام جرم خواهند کرد؟ این انتقاد که «دولت نهم در زمینه‌هایی ناکارآمد است» بزرگتر است یا این اتهام که دولت‌‌های قبلی نعوذ بالله غالبا «فاسد»، «جاسوس»،‌ «مطیع بیگانه»، «ضد‌ دین»، «ضدولایت فقیه» و ... بوده‌اند. این را بگذاریم و بگذریم.
پنجم ـ و آخر این که اتفاقاً یکی از اقدامات به جا و شایان تقدیر دولت نهم، تصمیم بخشی از وزرا و دستگاه‌های دولتی (مثلاً وزارت کشور) مبنی بر پس گرفتن کلیه شکایات گذشته از مطبوعات است. اقدامی این چنین از سوی دولت نشانه‌ای مثبت و عملی از انتقاد پذیری کابینه محسوب می‌شود. از همین روست که گمان می‌رود حمایت واقعی از دولت در گرو تقدیر از این تصمیم پیشین است؛ نه سکوت یا تایید نامه سخنگوی محترم که تقریباً از سوی تمام طیف‌ها با بهت و حیرت مواجه شده است.  

مازیار خسروی

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

حجت الاسلام ابراهيمي، رييس مركز رسيدگي به امور مساجد كه اين روزها سخت (!) گرفتار برگزاري همايش هفته جهاني مسجد است در اظهاراتي عصر يكشنبه با اشاره به اينكه در دوران شهرداري گذشته از احمدي نژاد 8 ميليارد تومان پول گرفته به تازه ترين اقدام خود براي جمع آوري بيت المال اشاره كرده و گفته: در دوران يكساله قاليباف در شهرداري بيش از 9 ميليارد تومان اعتبار براي مساجد گرفته ايم.گذشته از اينكه اين آقاي رييس فراموش كرده اند دولت امسال بيش از 300 ميليارد تومان به شان بودجه اختصاص داده است ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه مركز رسيدگي به امور مساجد تنها متولي مساجد تهران است و با اين همه همواره مساجد تهران از ضعف امكانات و بودجه براي عمران و آبادي مساجد مي نالند و هيچ گاه تا به امروز از اين مركز 4 طبقه اي تحقيق و تفحص و بازرسي اموال و دخل و خرج صورت نگرفته است!نامبرده كه هموراه خود را متسب ولايت فقيه و مورد حمايت رهبري مي داند در ادامه افاضات خود افزوده است: امسال همايش بزرگ خود را در سالن اجلاس برگزار مي كنيم كه مجمع تقريب مذاهب هم ما را ياري مي كند! اين در حالي است كه مجمع تقريب مذاهب در حال برگزاري نوزدهمين كنفرانش بين الملي وحدت اسلامي است و امور مساجد با استفاده از يك سفره  آماده خود را به كنفرانس رسانده و ...همچنين آقاي رييس عصر روز شنبه در يك برنامه زنده در راديو معارف زماني كه خبرنگار پس از گلايه هاي بي شمار مردم از عدم رسيدگي به مساجد، از او ‍پرسيد تا به امروز چه كرده ايد و اعتبارات صرف چه اموري شده اند، گفت: من بايد يك تلفن مهم بزنم و ديگر فرصتي ندارم. اين حركت با برخورد تند مجري برنامه مواجه شد كه راه به جايي نبرد و حاج آقا گوشي را قطع كردند!شايان ذكر است مركز رسيدگي به امور مساجد از سال 68 تاسيس شده است و تعداد مساجد تهران نيز 3 هزار و 84 مسجد است. حالا حساب كنيد به هر مسجد چه مقدار اعتبار مي رسد و چه مقدار اعتبار رسيده است؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

 پرسش را به هنگام نوجواني از استاد شهيد مرتضي مطهري پرسيده بودم، از مرحوم علامه جعفري و ديگران نيز، پاسخ ها دقيق بود و مستدل اما، آن شب پاسخي از نوع ديگر يافتم كه دلنشين بود و مصداق عيني آنچه بزرگان ياد شده با دلايل نظري گفته بودند.
آن شب اولين شب موشك باران تهران بود. اولين موشك ساعتي به غروب مانده در خيابان شيخ هادي فرود آمده و بيمارستاني را ويران كرده بود. مردم هنوز نمي دانستند كه آن غرش ها و انفجارهاي مهيب پي درپي ناشي از موشك پراني عراق است. تصور مي كردند بمباران هوايي است، مثل دفعات قبل و در تعجب بودند كه چرا مثل هميشه قبل از بمباران آژير قرمز كشيده نمي شود. ما در سپاه مي دانستيم كه موشك هاي عراقي - بخوانيد توليد مشترك شوروي سابق، آمريكا و انگليس- است كه با افزايش برد به تهران رسيده است. خيابان هاي تهران خلوت بود و موشك ها هراز چندگاه با غرشي بلند به آسمان تهران مي رسيد و چند ثانيه بعد، صداي انفجاري مهيب در فضا مي پيچيد... آخر شب بود كه موشك ديگري از راه رسيد، خط آتش آن نشان مي داد كه به سمت كوههاي شمال تهران مي رود و بعد... انفجاري مهيب در همان حوالي... دوستي كه در كنارم بود با رنگ پريده پرسيد؛ جماران؟!... هر دو به دلشوره افتاديم... با برادران سپاه در جماران تماس گرفتيم... خبري نبود. راستي اگر آن شب يكي از موشك ها به جماران و خانه محقر و بدون پناهگاه امام اصابت مي كرد چه مي شد؟ تصور فاجعه نيز هولناك بود... اگر امام مي رفت؟ ... آن شب اين سؤال در ذهن نگارنده با نگراني چرخيد و چرخيد تا به اينجا رسيد كه اگر موهبتي به نام خميني نبود چه مي شد؟... ما مي مانديم و دنياي پر از پلشتي ها و آدم ها و مكتب هاي بدرد نخوري كه بودند و هستند، ريگان و آمريكا با ليبرال دموكراسي خفن و سردمداران بي شخصيت و عفن، شوروي و ماركسيسم انسانيت سوز، انگليس و نوادگان دزدان دريايي كه در آن به حكومت رسيده بودند... دنيايي با اين رنگ و بو و مكتب هايي با اين سمت و سو به چه دردي مي خورد؟... كم كم به پاسخ آن سؤال نزديك شده بودم... اگر رسول خدا(ص) نبود و محمد مصطفي(ص) به پيامبري مبعوث نشده بود بودن در دنيا با كدام بهانه اي توجيه پذير بود؟... و خلقت مردمان و آفرينش زمين و آسمان را چه سود؟!...هيچ!... و اين پاسخ و توضيح خالي از ابهامي براي آن كلام نوراني بود كه خدا خطاب به رسول گرامي اسلام فرموده بود... «لولاك لما خلقت الافلاك... اگر تو نبودي، جهان را نمي آفريدم...»
امير مومنان (ع) در وصف او مي گويد «طبيبي است كه با طب خود به اين سوي و آن سوي مي رود، داروي او بيماران را بهترين درمان است و داغ او سوزان، آن را به هنگام نياز بر دل هايي مي نهد كه حق را نمي بينند، گوش هايي كه ناشنوايند و زبان هايي كه ناگويا... با داروي خود دلهايي را مي جويد كه در غفلت افتاده اند و يا از هجوم شبهه ها در حيرت...» و باز، علي (ع) از دوراني خبر مي دهد كه در پيش است، دوراني كه شايد «جاهليت مدرن» واژه گويايي در وصف آن باشد. علي (ع) از آن دوران اينگونه ياد مي كند «... كالبدهايي مي بينم بي جان و جان هايي بي كالبد، عبادت كنندگاني راه صلاح ناپيموده، بازرگاناني از تجارت سود نبرده، بيداراني كه در خوابند، حاضراني كه غايبند، نگاه كنندگاني كه نمي بينند، شنوندگاني كه ناشنوايند، گويندگاني ناگويا... پرچم گمراهي را مي بينم چون درختي تناور برپاي مانده و شاخ و برگ به هر سو دوانده...» و پس از وصف آن دوران كه در پيش است به هشدار مي نشيند كه «هر رفته را بازآمدني است، پس حق را از عالم رباني و خداشناس خود بشنويد و دلهاتان را آماده كنيد، هنگامي كه شما را فرا مي خواند آماده شويد و...»
امروز، فقط نيم نگاهي به آنچه در جاي جاي جهان جريان دارد كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه «عصر خميني» بازگشتي دوباره به «عصر رسول خدا(ص)» است و گويي با پيروزي انقلاب اسلامي «بعثت» ديگري آغاز شده است. اين بار از ايران، اما نه آن كه دين جديد و يا دعوتي بيرون از حلقه بعثت رسول خدا (ص) باشد. اين، همان است. بار ديگر بازگشتي است به هزاروچهارصدو چند سال پيش. گويي باز هم رسول خداست كه امير كاروان است و مردم را از «جاهليت مدرن» به راه فراموش شده خدا مي خواند. امام راحل ما (ره)، اسلام ناب محمدي (ص) را غبارزدايي كرد و آنچه امروزه در ميدان است، همان است كه رسول خدا (ص) بعد از بعثت به ميدان آورده بود...
روزنامه انگليسي و معروف تايمز در اين باره مي نويسد؛ «خبر انقلاب اسلامي در ايران، به سرعت سراسر جهان را درنورديد و در پائيز 1978 بود كه دنياي غرب بار ديگر اسلام را كشف كرد. اسلامي كه پس از ده ها قرن دوباره در اوج استقبال مردمي به ميدان آمده بود.» و ميشل جانسون استراتژيست برجسته در نشريه ژئوپوليتيك تاكيد مي كند كه «انقلاب اسلامي در ايران، تجديد حيات دوباره اسلام است. در اين انقلاب هيچيك از ايسم هاي متداول نظير ناسيوناليسم، كاپيتاليسم، كمونيسم و سوسياليسم كمترين نقشي نداشته است، دنياي غرب با اسلامي روبروست كه قرن ها در ميان مسلمانان فراموش شده بود...
... الله اكبر يعني خدا بزرگ است. اين همان شعار مسلمانان در آغاز ظهور پيامبر اسلام است، خميني تكرار اوست» و...
امروز ملت هاي مسلمان بعثت رسول خدا(ص) را برخلاف دهها قرن اخير، در غربت به جشن نمي نشينند. رسول (ص) رفته است اما رسالت او بار ديگر و در اوج دلدادگي امت به ميدان آمده است. نبي(ص) در ميان ما نيست اما «نبأ» باقي است، پرشكوهتر از هميشه... باز هم بدر و احد و حنين و احزاب به تكرار نشسته است و شواهد موجود از فتح خيبر، خبر مي دهد و فتح اكبر كه در پيش است... نشانه هاي ورود فوج فوج مردمان به دين خدا را مي توان ديد...
با پيدايش انقلاب اسلامي، آنچه رسول خدا(ص) در بعثت از خدا گرفته بود، غبارزدايي شد و اسلام ناب محمدي(ص) بر بال انديشه ها نشست، مرزهاي جغرافيايي را فراتر از نقشه جغرافيا درنورديد و به اين سوي و آن سوي دنيا رسيد... تا اين طوفان توفنده، بعد از ايران، عراق، فلسطين، لبنان و... رهسپار كدام ديار باشد... و به قول خواجه شيراز؛
گر زلف پريشانت در دست صبا افتد
هر جا كه دلي باشد در دام بلا افتد
ما كشتي صبر خود در بحر غم افكنديم
تا آخر از اين طوفان هر تخته كجا افتد؟
حسين شريعتمداري

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

53 سال پس از كودتاي 28 مرداد، شعبان جعفري كه نامش به اين واقعه گره خورده بود، در كاليفرنياي جنوبي درگذشت. او هنگام مرگ 83 سال داشت و 30 سال پاياني زندگي خود را در آمريكا گذراند. در اين مدت بارها شايعاتي پيرامون زندگي و كارهايش در ايران پخش شد كه پاره‌اي به قصد تحقير و گاهي به قصد تطهير شخصيت او انجام مي‌گرفت.جز هفته گذشته كه عده‌اي از ايرانيان مقيم لس‌آنجلس بزرگداشتي برايش برپا كردند، آخرين بار زماني نامش مجددا بر سر زبان‌ها افتاد كه هما سرشار روزنامه‌نگار ايراني مقيم آمريكا به گفت‌وگو با او پرداخت و موضوع زندگي او را دستمايه كتابي كرد كه در ايران بيش از 7 برابر تيراژ رايج به فروش رفت. مردم فوج‌فوج كتابش را مي‌خريدند و مي‌خواندند. مهم‌تر از آن اينكه ناشر اصلي كتاب او از انتشار كتاب از سوي سه ناشر ايراني انتقاد كرد كه پس از چند روز نزاع بين نويسنده و ناشر به وزارت ارشاد ايران نيز رسيد. اما آنچه كه سرنوشت شعبان جعفري را براي مردم ايران خواندني كرد نقش او در كودتاي 28 مرداد بود و زباني بود كه در كتاب از آن استفاده مي‌كرد. زباني كه مردمان دهه‌هاي گذشته با آن خاطره‌ها داشتند و متعلق به لومپن‌هاي جامعه ايران بود. ‌ شعبان جعفري كه در سال‌هاي جنبش‌ملي شدن نفت به شعبان بي‌مخ معروف شد به روايت يك نويسنده همان سال‌ها مانند <ويلان الدوله> سيدمحمدعلي جمالزاده از آن علف‌هاي هرزي بود كه فقط در خاك ايران مي‌توانست سبز شود، رشد كند و صاحب اسم و شهرت شود. ‌ شعبان به سبب هيكل غول‌آسايش، به خاطر مهارتي كه در رشته چرخ در گود زورخانه پيدا كرده بود و بالاخره به علت دخالت در سياست در يك دوره از تاريخ معاصر ايران به چنان شهرتي رسيد كه كمتر كسي بود كه به مسائل سياسي توجه داشته باشد و اسم او را نشنيده باشد و از شنيدن اسمش لرزه بر اندامش نيفتاده باشد.او به روايت خودش يكي از ناب‌ترين لوطي‌هاي تهران بود، روزگاري در سال‌هاي پس از شهريور بيست در زورخانه سنگلج تهران (پارك‌شهر) پهلوان سر به زيري بود كه با احترام و تواضع به داخل گود مي‌رفت. هنرش حركت چرخ بود كه نامش را تنها در همان زورخانه بر سر زبان‌ها انداخت اما جعفري كه ازآن دست آدم‌هايي بود كه براي هر نقشي كه نامش را پرآوازه كند سر و دست مي‌شكست به تدريج خود نقش ديگري را به عهده گرفت. حمله به دفاتر روزنامه‌ها و احزاب چند سالي در كنار زورخانه شغل اصلي او به شمار مي‌آمد اما چندان نامش در ميان مطبوعات و مردم شناخته شده نبود. با اوج‌گيري جنبش ملي شدن نفت مدتي طرفداري از دكتر مصدق براي او اعتباري به دنبال آورد. اعتباري كه در همان زمان براي دكتر مصدق و يارانش مايه حقارت شد اما جعفري به رغم فعاليت چشمگيرش هرگز نتوانست اعتباري نزد او كسب كند. بي‌ميلي دكتر مصدق و پرنسيب شخصيتي كه او داشت باعث شد به تدريج شعبان جعفري از خيل طرفداران او كناره‌گيري كند اما همه چيز براي شعبان جعفري از 14 آذر 1330 آغاز شد. پنجشنبه 14 آذر 1330 ميتينگي در ميدان فوزيه از سوي هواداران دولت دكتر مصدق برپا شد. خيل جمعيت و مشتاقان دكتر مصدق در ميدان اجتماع كرده بودند و به سخنراني‌هاي حسين مكي، دكتر مظفر بقايي و شمس‌الدين قنات‌آبادي گوش مي‌دادند كه ناگهان پهلواني كه حالا مردم با هيبت و هيكل غول‌آسايش بيشتر با او آشنا شده بودند سر رسيد.شعبان جعفري در آن ميتينگ اولين نفري بود كه دست به نقش جديدي زد و به بهانه حمايت از دولت به روزنامه‌هاي مخالف دولت حمله برد. روزنامه طلوع هاشمي‌حائري، آتش سيدمهدي اشرفي و فرمان عباس شاهنده مورد حمله و غارت شعبان جعفري قرار گرفت.از 15 آذر 1330، آنان كه مترصد چنين خطا و نقصاني از دولت بودند دست به كار شدند، ماشين تخريب و خرابكاري موقعيت دولت به كار افتاده و مدام مثل آتش توپخانه شليك مي‌كرد. مجلس مهم‌ترين نهادي بود كه دولت را آماج حمله‌هاي خود قرار مي‌داد. مهم‌ترين آنها عبدالقدير آزاد، جمال امامي و سيدمهدي پيراسته چنان گرد و غباري در مجلس برپا كردند كه محبوب‌ترين حاميان دكتر مصدق هم نتوانستند اين غبار را گردگيري كنند. آنان بر اين اعتقاد بودند كه مسبب اصلي اين آشوب‌ها نه شعبان جعفري كه اطرافيان دولت مصدق‌اند. از ديدگاه آنان حسين مكي و مظفر بقايي در راس آنان قرار داشتند. از فرداي 17 آذر 1330 كه مجلس يك اولتيماتوم آتشين به دولت داد، حسين فاطمي در يك سو، مظفر بقائي در سخنراني‌ها و حسين مكي با مصاحبه‌ها سعي كردند اين لكه ننگ را از تن دولت پاك كنند. اما همه اينها چه موافقان و چه مخالفان، نام جعفري را بيشتر بر سر زبان‌ها مي‌انداخت. شعبان جعفري هر جا كه مي‌رفت از او به عنوان يك سياستمدار نام مي‌بردند. او به آرزوي خود رسيده بود و به تدريج از صحنه پهلواني كناره مي‌گرفت، بيشتر اهل معركه و سخنراني شده بود اما همو نيز به نام او را ماندگار نكرد. مثل يك شهابي بود كه به سرعت خاموش شد. صحنه سياسي به شدت تب‌آلود بود. هر روز وقايعي و حوادثي در تيتر درشت روزنامه‌ها مي‌آمد و هرچند يك بار در يادداشت، سرمقاله يا حتي تيترهاي دوم و سوم مطبوعات آن روز نامي از شعبان جعفري بود. تاثير عملكرد او در خيابان‌ها و مجامع و محافل سياسي به حدي افزايش يافته بود كه او را يكي از قطب‌‌هاي سياسي به شمار مي‌آوردند. حتي مجله پر تيراژ لايف آمريكا عكسي از او چاپ كرد كه بعدها از سوي هواداران دكتر مصدق به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. با اين همه گويي هنوز شعبان جعفري در زمين <ب> توپ مي‌زند و چندان نقش موثري كه از سوي فعالين سياسي موثر محسوب شود نداشت.نهم اسفند 1331، وقتي مصدق به آزادي‌هاي اجتماعي و سياسي كه به اعتبار او لطمه مي‌زد واقف شد با استفاده از اختيارات خود، قانون امنيت اجتماعي را تصويب كرد.فرمانداري نظامي تهران از 10 اسفند موظف شد كه ميتينگ‌ها، تظاهرات و اعتصابات را بيشتر مورد كنترل قرار دهد و احيانا پاره‌اي از آشوبگران را نيز بازداشت كند. پس از اين فرمان در اولين اقدام‌ها شعبان جعفري دستگير شد و به حبس افتاد. او با همه نفوذي كه در اين مدت پيدا كرده بود نتوانست خود را از حبس نجات دهد. وقتي دادگاه او علني شد، روزنامه‌‌ها چنان تيراژي به خود گرفتند كه كمبودهاي روزهاي گذشته را جبران مي‌كرد. دادگاه پس از يكي دو جلسه به پايان رسيد.شو و نمايش دادگاهي جعفري چندان كمكي به او نكرد و بر محكوميت بيشتر او نيز افزود. شعبان جعفري در حبس ماند تا ظهر 28 مرداد كه ماموران شهرباني و هدايت‌كنندگان كودتا او را از حبس بيرون كشيدند،همه چيز براي به صحنه كشاندن او آماده بود؛ ماشين، بلندگو، نوچه‌هاي قديمي و اسكورت پنهان ماموران كودتا.
سناريوي 28 مرداد در همان غروب غم‌افزاي آن براي كودتاچيان پايان يافت، شعبان جعفري هم دو‌سه نقش بازي كرد. بعدها از سوي شاه و زاهدي پاداش‌هايي گرفت اما چندان بدان قناعت نكرد. او در سال‌هاي بعد، نقش‌هاي بيشتري را طلب كرد اما از سوي حاكميت چندان توجهي به او نشد. اما همان اعتباري كه كسب كرد باعث مي‌شد كه از سوي دربار به كشورهاي ديگر سفر كند، بازديد و ملاقات‌هاي پي‌درپي داشته باشد و سفرايي را به ايران دعوت كند تا از زورخانه او ديدار كنند.بعدها وقتي كه گرد زمان در حافظه‌اش نشست، كمتر نقشي براي خود در كودتا قائل بود. يكي از مهم‌ترين دفاعيات او اين بود كه من تا بعدازظهر 28 مرداد در زندان بودم، چگونه مي‌توانستم در كودتا نقش داشته باشم.كتاب صميمي خاطرات شعبان جعفري از زبان خودش بخشي از اين غبارهاي حافظه را گردگيري كرد آنجا كه اين قهرمان شاهنشاهي در مورد كريمپور شيرازي، روزنامه‌نگار دهه 30 مي‌گويد <هيچي، اينم آنجا (زندان) بود. اومدن به من گفتن و منم خودمو زدم به مريضي و رفتم تو بيمارستان. كريمپور رو اونجا ديدم و همونجا حسابش را رسيدم... آره حسابي حسابش رسيدم، بله... كسي نمي‌توانست جلوي ما را بگيره...آخه باور كن خانم، اون موقع من هر كاري مي‌خواستم تو تهران بكنم، مي‌تونستم، خدمت شما عرض كنم كه الان يادم نيست كجاست، اما اينو مي‌دونم چيه، ما اين توده‌اي‌ها رو كه مي‌گرفتيم گاهي سراشونو مي‌زديم( >صص 161، 136 و 178 شعبان جعفري) و باز از شاهد تاريخي 28 مرداد مي‌شنويم كه مي‌گويد <من فرمانده بودم، خودم دنبال روزنامه‌ها بودم. خلاصه همه چيزاشون رو ريختم و بهم زدم. ديگه گفتم پاشنه اون دكونو بايد در بيارين... اونجا بچه‌ها همه را از بيخ و بن كندن و بردن، بعد همه داغون شدن و ما از اونجا رفتيم. البته پليس و موليس اينها بود ولي هيچكدام جلو نمي‌آمدن...>
اعتماد ملی

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط   | 

شعبان جعفري معروف به شعبان بي‌مخ مرد، در شامگاه 28 مرداد 1385 تا آلبوم خاطرات كودتايي تكميل شود كه 53 سال پيش در غروب 28 مرداد 1332 بر پيشاني پايتخت نشستاو نامي آشنا داشت براي تاريخي كه خوب مي‌شناسد راه و رسم لوطي‌گري و قداربندي را. نه از آن روي كه هميشه نگهبان آسايش مردم باشند بلكه از آن روي كه عربده‌كشي و باد به بازو دواندن رسمي كهنه بوده است در اين ديار تا واليان خفته در فراسوي خواست‌هاي مردمي، خواب‌هاي شيرين را به صبح هديه دهند. شعبان غريبه نيست؛ آشنايي است كه داغ تابستان در 28 مرداد 1332 را جاودانه كرد تا روزي كه دست تقدير نفس را در گرماي 28 مرداد ديگري از او ربود. او در شامگاه بيست‌وهشتمين روز از گرماي مرداد زندگي را دفن كرد تا اين تراژدي تلخ را به واقعيت نزديك كند كه علي‌رغم غمگنانه بودن آواي مرگ، هستند آدمياني كه مرگ آنان برف شادي پخش مي‌كند و واژه عجب را نه از سير حيرت بلكه شايد از سر شادماني كوچكي روي زبان به چرخ درمي‌آوردمرگ براي من بهتر از زندگي در كنار دشمنان شاه است> اين جمله را جعفري در نيمه‌هاي ماه اوت سال 1953 هنگامي گفت كه در دادگاه حكومت ملي مصدق ايستاده بود. او مي‌خنديد و گاهي نيز آن قدر خشم را به چهره راه مي‌داد كه فريادي از سر تنفر در ميان صندلي‌هاي دادگاه پخش مي‌كردآن روزگار شايد خود نيز هرگز گمان نمي‌برد كه ديرزماني بعد بايد نام <پهلوان سنگلج> را با شعارهاي تند انقلابيوني تعويض كند كه در صبح روز 22 بهمن 57 پادگان جمشيدآباد را به قصد يافتن او زيرورو مي‌كردند. شعبان با پارك‌شهر و گود زورآزمايي خداحافظي كرد؛ درست چند سال بعد از روزي كه او را به قصد ياري رساندن با كودتاچيان از زندان قصر عبور دادند و او از كوچه‌هاي تنگ قلعه تا سراشيبي‌هاي تند دزاشيب قلندران را به ياري تاج و تخت و سلطنت كشانده بود.
كه چه فرجامي داشت اين تاج و تخت و سلطنت كه قلدران شبگرد حاميان او بودند و براي رنگ و برقش سينه چاك مي‌زدند.
شعبان را وقتي حاميان دولت ملي به زندان مي‌بردند هنوز فرياد در گلو داشت و صاحبان چرخ‌هاي ملي دولت را وعده مي‌داد به شامي با چاقوي آويخته در سرسراي خانه‌اش. او راست مي‌گفت، و غرق بود در روياي صندلي خوش‌رنگ سلطنت كه وعده داده بودند او را به آسايش در سايه‌اش؛ سايه‌اي كه هرچه كردند تانك‌هاي نظامي و گزن‌هاي لوطيان به گل نشست و شعبان در خاطرات دنياي ديروز غرق شد. امروز نام او درست مثل چرخ‌زدن‌هايش در گود زورخانه چرخ مي‌زند چون در 28 مرداد چشم فروبست تا اين جمله دكتر حسين فاطمي رنگي از واقعيت بربايد؛ وقتي روي صندلي لهستاني ايستاده بود و در ميدان بزرگ بهارستان لردهاي انگليسي را فرمان به خروج از ايران مي‌داد. فاطمي همان روز وقتي شنيد كه چماق‌هاي قلندران سرگردان در ميان شهرند در گوش يكي از مريدانش به نرمي خواند كه مزدوران هم مي‌ميرند اما نه در بهاري كه مردي از جنس مردم برايشان شمع روشن كنند. اين را حسين‌خان روزنامه‌چي گفت و آرزو كرد كه اي‌كاش اين پرده آخر سرمشقي باشد براي لوطياني كه از روي دست گزمه‌هاي مست، مشق مي‌نويسند.
حالا از آن روزها فاصله گرفته‌ايم. شعبان بي‌مخ مرد بعد از 85 سال زندگي كه همه‌اش از سر تا آخر ماجرايي داشت و ماجرايي بود براي تاريخ كه حكومتيان هي در آن روي سه‌پايه سلطنت ايستاده‌اند و در پايين قلندران زيادي براي آنان سرناي جاودانگي در بوق كرده‌اند. اين تراژدي بسيار پرمعماست كه چگونه ابديت و ابدي ماندن نقشي از خيال مي‌شود؛ آن قدر كه بعضي از آدميان بازوبند خدايي به دست مي‌گيرند. اين خيال، خيال شعبان هم بود. خودش اين را زماني گفت كه از بيمارستان به خانه آمد.
سال‌هاي نخست دهه 50؛ يك روز صبح وقتي داشت دايره بزرگ پارك‌شهر را به رسم قلدري چرخ مي‌زد با گلوله‌هاي آواره <وحيد افراخته> و <عزت شاهي> از جوانان سازمان مجاهدين خلق مواجه شد. او نمرد تا روي تخت بيمارستان به رفقاي درباري‌اش بگويد كه جاودانه است چون به جاودانگي سلطنت ايمان دارد. فرح ديبا در همان روزها برايش گل‌هاي آفتابگردان بزرگي فرستاد و آنها را به اين پيغام مزين كرد كه به او مي‌بالند چون پهلوان پهلوي است، اما اين سودا برجاي نماند تا روزي كه ديد زورخانه بزرگش در همسايگي پارك‌شهر به آتش انقلاب شعله‌ور شده است. ‌و بدين گونه داستان خداگونه‌اش سر به پايين خم كرد تا شعبان جعفري كه در كوچه <باجي‌‌مالوها> يا محله <روغني‌ها> در <سنگلج> زاده شده بود با همان صفت <بي‌مخ> راهي گود تاريخ شود. جايي كه نقش او را روي كودتاي 28 مرداد حك كرده‌اند. او آن روز آمد و 28 مرداد امسال نيز راه خود كج كرد و براي هميشه نام بر جاي نهاد و جسم از جان برگرفت و از زندگي بدرود را به غنيمت گرفت؛ هرچند كه تلخي نامش خاطره كودتا را در دهان گس مي‌كند و سوزش خنجرش در پهلوي حسين فاطمي قلب را به زحمت مي‌اندازد. اما اين درس را روي تابلوي اجتماع از خود به يادگار گذاشت كه راه رفته او و ديگر قلدراني كه چرخ مي‌زنند جمال و جبروت قدرت را جز به كوره‌راهي سياه، خط پايان نمي‌گيرد و چه درس بزرگي است كه اين معلم بر آن همت گماشت هرچند كه مشق‌نويسان فراموش مي‌كنند صفاي پرعظمت تاريخ را؛ پس نيكو باشد اگر براي او آرزوي آرامش كنيم كه به ما و به تاريخ ما نشان داد كه ظلم و همواركنندگان غربال زور هر دو واقعيت دارند اما نه اين خواهد ماند و نه آن شادماني از زندگي به عاريت خواهد گرفت، كه اين يك رسم آسماني است. رسمي كه پايان يك كودتاچي توانست نقش خيال آن را به تصوير واقعيت بدوزد.
علي دهقان

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط   | 

پنجاه و سومين سالروز کودتاي 28 مرداد عليه دولت ملي مصدق اگرچه در سکوت گذشت اما هنوز آفتاب 28 مردادماه 1385 غروب نکرده بود که يک اتفاق سکوت خبري اين روز را شکست. اتفاقي که البته طنزي تلخ را نيز چاشني خود کرده بود. خبر اين بود:" شعبان جعفري، معروف به شعبان بي مخ، باني و باعث کودتاي 28 مرداد عليه دولت مصدق درگذشت."
خبر درگذشت شعبان جعفري اما مانند هر خبر درگذشت ديگري نه بغض که بهت را به همراه آورد وقتي که در پنجاه و سومين سالروز تولد سياسي او، چرخ زندگي هشتاد و پنج ساله اش از حرکت بازايستاد و به اين ترتيب تيترهاي غيرواقعي روزنامه هاي نيم قرن قبل تهران که مرگ شعبان بي مخ را خبر داده بودند اکنون رنگ واقعيت به خود گرفته است.شعبان جعفري که در جريان اغتشاشات خياباني عليه هواداران حزب توده ظهور کرد خيلي زود از جانب دولتيان وقت به عنوان نيروي مکمل پليس در اغتشاشات خياباني به کارگرفته شد و نهايتا به عنوان عامل اصلي اجراي نقشه کودتاي 28 مرداد ايفاي نقش کرد. او وعده کرده بود که " گوش مصدق را مي برم و براي کاشاني مي برم!" پس هدايت حمله کنندگان به منزل نخست وزير ملي ايران را برعهده گرفت تا دو روز پس از کودتا اولين دسته گل را به محمدرضاشاه تقديم کند. اگرچه جعفري در سال هاي پاياني زندگي خويش همچنان يک مدعا را تکرار مي کرد:" من اصلا در عمرم زير بليط کسي نرفتم."اکنون اما در سالروز کودتاي 28 مرداد اين تنها نزديکان جعفري هستند که دسته گل بر مزار او مي گذارند تا پرونده حضور شعبان بي مخ در تاريخ معاصر ايران را براي هميشه ببندند. پرونده اي که اگرچه قهرمان اصلي آن ديگر زنده نيست اما در تاريخ سياسي اين کشور شعبان جعفري نامي آشنا خواهد ماند چه آنکه او اگرنه باني اما رواج دهنده تفکري بود که هنوز هم در ذهن و عمل بعضي از سياسيون اين سرزمين جاي دارد.اين چنين است که اگرچه شعبان جعفري خود سال هاي طولاني بود که در حاشيه زمين سياست زندگي عادي خود را مي گذراند اما نام و البته مرام او در متن سياست ايران زنده مانده و هنوز هم گاهي ايفاي نقش مي کند.به اين ترتيب امروز تنها مي توان با لبخندي تلخ کودتاي مرگ بر عليه شعبان جعفري را در تقارن با کودتاي 28 مرداد به نظاره نشست و اميد بست که به آنکه شايد تفکر "شعبان بي مخ پروري" نيز به حاشيه سياست ورزي رانده شود

مريم شباني

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط   | 
جرج بوش در مصاحبه ای پس از پذیرش توقف عملیات جنگی میان اسراییل و حزب الله به داوری در مورد جنگ اسراییل با لبنان پرداخت. اواعلام کرد که اسراییل در جنگ پیروز شده است.جنگ میان آزادی و تروریسم بود. پیداست جرج بوش خود آزادی و تروریسم را تعریف می کند و بر اساس تعریف خود در باره جنگ اسراییل و حزب الله داوری می کند.در باره داوری نخست بوش که اسراییل را پیروز جنگ می داند، می توان گفت که داوری او با داوری بسیاری از جمله داوری روزنامه نگاران و نویسندگان یهودی اسراییلی متفاوت است.من فقط به نمونه تامل انگیزی اشاره می کنم. وقتی سخنان اولمرت در کنیسه به پایان رسید، نتانیاهو به عنوان رهبر کروه مخالف و البته اقلیت گفت: " ما در خواب بودیم، صدای زنگ بیدار باش خواب را از سرمان پراند."
مهاجرانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط   | 

نامة دفتر آقاي هاشمي بار ديگر «فرا مردمي‌بودن هاشمي» را به اثبات رساند، چرا كه به جاي پاسخگويي شخص وي به سؤالات، دفترش به طلاب و فضلاي حوزه علمية پاسخ داده است. در اين حركت «فرا مردمي» و «فرا حوزوي» شعور ديني و عقلي طلاب حوزه در كنار «خفيف‌نگري به مردم» به سخره گرفته شده است. 2.  در مسألة ولايت فقيه كه در رنجنامة طلاب مبناي ديني آن از منظر هاشمي مورد پرسش واقع شده، به صورتي سطحي‌، تحريف‌آميز و بي‌منطق‌ پاسخ داده شده است. گمان مي‌رفت هاشمي در اين پاسخ كه به فاصلة بسيار زياد و قطعاً با تدبير و مطالعة بسيار نوشته شده، از آگاهان به مباني ديني و سخنان امام رحمة الله عليه كمك مي‌گرفت.كافي است بدانيم «مبناي مشروعيت ولايت فقيه» از ديد آقاي هاشمي در اين نامه، نه خداوند و قرآن و نه ولايت‌ معصوم (عليه‌السلام) و احاديث است، بلكه «مردم» از نوع اصلاح‌طلبي آن پايه و مايه ديده شده است. اين نگاه كاملاً غيرديني و غيرعقلي فاقد مشروعيت و مقبوليت و حتي نقد و بررسي است.آيا آقاي هاشمي ابتداي كتاب مبارك ولايت‌فقيه امام را نديده است كه مي‌فرمايند: «ولايت فقيه، ولايت رسول‌الله  (صلي‌الله عليه و آله و سلم) است. تصديقش تصديق رسول‌الله است و تكذيبش تكذيب آن مي‌باشد؟استناد ايشان به سخنان امام (سلام الله عليه)، براي اثبات «ولايت فقيه» بر مبناي «مشروعيت مردمي» طنزي متناقض است. اين سخن امام كه «خيال نكنيد ملت نمي‌فهمد چيزي، نخير ملت بهتر از ماها مي‌فهمد.» چه ارتباط عقلي، منطقي با مسالة «ولايت فقيه» به ويژه «مبناي مشروعيت» آن دارد؟باقي استدلال‌ها از اين هم فاجعه‌بارتر است مانند اين كه الهي بودن و ديني بودن مبناي ولايت فقيه را در كمال جهل و البته عوام‌فريبانه به «مبارزه با نفس امام (سلام‌الله عليه)» ارتباط داده و از آن بهرة بي‌حاصل و سؤال‌برانگيز برده است. اين مسأله به تنهايي كافي است كه فقها، شوراي نگهبان، مراجع بزرگوار تقليد  و جامعة مدرسين دربارة شايستگي حضور ايشان در انتخابات خبرگان رهبري به جهات فقهي و اعتقادي بررسي بيشتري انجام دهند. نگاه ايشان به ديه زنان و تساوي زن و مرد هم اضافاتي بر اين نكته است.3.  پاسخ دفتر آقاي هاشمي به ثروت‌اندوزي هم سؤال‌برانگيز است. مگر چقدر از انتخابات سوم تير گذشته است كه در آن آقاي هاشمي ثروت فرزندانش را نتيجة نبوغ و استعداد ذاتي آنان در «اقتصاد» مي‌داند و امروز آنان را مشغول «كشاورزي»؟4. در مورد مسؤوليت‌هاي فرزندان ايشان، ملّت بيش از گذشته به عشيره‌سالاري پي برده است. آيا تخصص خانم فائزه در ورزش، تخصص فاطمه خانم در بيماري‌هاي خاص و تخصص آقا ياسر در علم استراتژي و تخصص آقا مهدي  بهينه‌سازي مصرف سوخت و... است؟ آيا همة مردم ايران مي‌توانستند با مدارك پايين، مانند فرزندان آقاي هاشمي در اين مناصب قرار گيرند؟ مردم مي‌پرسند چگونه در زمان جنگ، نياز كشور به آقا محسن رفتن او به كشور كانادا را ثمر داد و سپس با تحصيل نيمه‌كاره در موشك‌سازي سپاه مشغول گرديد و اينك مديرعامل مترو؟5. آقاي هاشمي و دفتر ايشان ظاهراً خواهان بررسي ثروت بي‌حساب اين خانواده شده‌اند، سؤال اينجاست كه چرا اكنون با ايجاد جوّ تخريب، تضعيف، ترور شخصيت و بسيج ده‌ها روزنامه، سايت، وبلاگ، نامه‌پراكني، چماقداري و زندان و محكوميت، به دولت عدالت‌محور احمدي‌نژاد اجازه چنين كاري را نمي‌دهند؟ وقتي چند طلبه را به جرم  درخواست سؤال به احكام شگفتي‌آور محكوم مي‌كنند، معلوم است كه حكم رسيدگي‌كننده به پرونده‌هاي بزرگ مالي چه خواهد بود.6. به مسألة «اسكله‌»ها اشاره كرده‌اند و آن را تخصص و خدمت فرزندشان مي‌دانند. آيا اين اسكله‌ها همان فساد مالي عظيمي نيست كه در مجلس ششم «كروبي» باز كردن پروندة آن را كه اموال يكي از آقازاده‌ها است اخطار داد.  7. پاسخ دفتر آقاي هاشمي به ورود گروه برانداز به مركز استراتژيك هم، پذيرفتني نيست. در پاسخ دفتر آقاي هاشمي به رنجنامه آمده است: «در خصوص افرادش هم معلوم نشد به حضور چه كساني اعتراض داريد.» «عضويت بسياري از افرادي كه نام برديد كذب محض است.» در رنجنامه نام معاندين و دگرانديشاني نظير محسن كديور، عباس عبدي، شمس‌الواعظين و عناصر مطرود جريان منتظري و... آمده است. اگر «بسياري» را از آن كم كنيم كدام مي‌مانند؟8.  اين نامه نشان مي‌دهد كه يا آقاي هاشمي بيشتر از اين اندوخته ندارند،  و يا دفتر و فرزندانشان بر ايشان مسلّط هستند و اجازه پاسخ‌گويي صريح و منطقي و عقلي را به وي نمي‌دهند.9.  آنچه در نامه آمده،‌ «فيلم سوم» آقاي هاشمي است. بنابراين اگر فيلم اول و دوم «كارساز» بود، مي‌توان «فيلم سوّم» را كه البته با كتك‌زدن و زنداني كردن طلبه‌هاي حوزه علميه قم و تخريب و تهاجم به هر منتقد همراه است را «كارآمد» ديد.

به نقل از پنجمين شماره هفته‌نامه همّت

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

روز گذشته در مجلس شورای اسلامی، بحث لفظي اعلمي نماينده تبريز و كامران نماينده اصفهان به ميان خبرنگاران كشيده شد.اعلمي كه به استفاده كامران از خودروي زانتيا اعتراض داشت، گفت: آقاي كامران در ديدار با رهبر معظم انقلاب با خودروي زانتيا آمد.اما كامران پاسخ داد: من خودروي زانتيا ندارم و با خودروي آقاي احمدي نماينده ممسني به اين ديدار رفته بودم.اعلمي نيز در جمع خبرنگاران خطاب به كامران گفت: چرا جلوي ديگران جانماز آب مي كشي ولي در باطن خودت هم اهل منفعت و كسب حقوق بالا هستي.كامران كاغذ و قلمي حاضر كرد و خطاب به اعلمي گفت: در حضور خبرنگاران حاضري اموال و داراييهايت بررسي شود و اگر هر كدام از ما خودرو، ارز خارجي، مسكن، پاداش، زمين و هرگونه مزايا بيشتر از ديگري داشت به او ببخشد.اما اعلمي خطاب به كامران گفت: بهتر است اين نمايش ها را براي من اجرا نكني، من مسؤول سفرهاي خارجي هستم و بهتر مي دانم كه شما چقدر اصرار داريد به سفر نيويورك برويد.كامران پاسخ داد: من تا به حال به هيچ سفر خارجي نرفته ام اما چون احساس مي كنم حضورم در اين سفر مؤثر خواهد بود اصرار دارم. ضمن اينكه قطعاً هيچ ارزي هم دريافت نخواهم كرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

روز پس از آنكه غلامحسين الهام سخنگوي دولت در نامه‌اي به دادستان تهران خواستار پيگيري قانوني اكاذيب منتشره عليه دولت شد، نمايندگان مجلس واكنش‌هاي متفاوتي را ابراز كردند. بسياري از نمايندگان مجلس هفتم، در واكنش به اين نامه دولت را به سعه‌صدر و مدارا با مطبوعات دعوت كردند. برخي از اين نامه ابراز تعجب كردند و عده‌اي ابراز نگراني. يك نماينده اصولگرا اين نامه را تهديد خواند و نماينده ديگري از همين طيف دولت را به پاسخگويي فراخواند. يك نماينده اقليت هم به دولت توصيه كرد كه نامه را پس بگيرد.
خوش چهره: شعار «انتقاد کنید، جایزه بگیرید» احمدی نژاد، نمایشی بود؟
«خوش‌چهره» در گفت و گو با آفتاب ضمن انتقاد از انتشار این نامه گفت: «این سخنان به هیچ وجه سنجیده نیست و با منش و شعارهای دولت نیز همخوانی ندارد. حتی آن زمان که جناب احمدی‌نژاد در شهرداری نیز حضور داشتند شعار "انتقاد کنید جایزه بگیرید" را مطرح کردند و با همین شعار  مراسمی را هم برگزار کردند که البته من نمی‌دانم تا چه حد صوری و نمایشی بود». این نماینده مجلس هفتم با بیان این نکته که «ایجاد این فضا شایسته دولتی نیست که ادعای سعه‌ صدر دارد و حتی از دولت خاتمی که شعارش زنده باد مخالف من بود انتقاد می‌کرد» تصریح کرد: «این نامه باید در کمیسیون فرهنگی مجلس بررسی شود و در صورتی که صحت داشته باشد وظیفه کمیسیون فرهنگی مجلس است که با آن برخورد کند و از وقوع چنین اتفاقی که مخل فضای باز در کشور است جلوگیری کند».

ابوطالب: دولت توسط سايت‌هايي كه خودش حمايت مي‌كند، تضعيف مي‌شود
سعيد ابوطالب نماينده آبادگر تهران نيز با بيان اينكه صدا و سيما به عنوان رسانه ملي و اغلب روزنامه‌ها كه عرق ملي- مذهبي دارند، از كليت دولت حمايت مي‌كنند ادامه داد: دولت انتظار دارد كه اصلا نقد نشود و اين نكته‌اي است كه تعجب‌برانگيز است كه چرا دولت از هر نقدي دلگير مي‌شود.وي تاسيس و حمايت از برخي سايت‌ها از سوي افرادي در داخل دولت را كاملا غيرقانوني ارزيابي كرد كه چون در چارچوب قانون و بخشنامه عمل نمي‌كنند، در درازمدت به اپوزيسيون تبديل مي‌شوند. همچنان كه بخشي از اين سايت‌ها از دولت حمايت مي‌كنند، يكي از رئيس‌جمهور، يكي از سخنگو، ديگري از معاون رئيس‌جمهور و اينها بخش‌هاي ديگر دولت را مي‌كوبند. لذا در مجموع دولت توسط همين سايت‌هايي كه توسط خودش حمايت مي‌شود تضعيف مي‌شود. ‌ اين عضو كميسيون فرهنگي به دولت توصيه كرد به جاي اينكه تاب نقد نياورد، به سمت قانونمند كردن اين سايت‌ها برود و جلوي اين سايت‌هاي غيررسمي و جلوي احزاب دولت‌ساخته را بگيرد. ‌
یحیی زاده: این نامه بوي تهديد داشت
سید جلال یحیی زاده عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: نشریات در اطلاع رسانی کاملا آزاد هستند و هیچ چیز نباید آنها را در انجام این رسالت محدود کند. یحیی زاده که در حاشیه جلسه علنی امروز با خبرنگاران سخن می گفت، در خصوص نامه سخنگوی دولت به دادستان تهران برای برخورد با مطبوعاتی که علیه دولت دروغ پراکنی می کنند، اظهار داشت : نظر مجلس و دولت، دو اعتقاد جدا، اما مرتبط با یکدیگر است.این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس متذکر شد: مطبوعات نه تنها  نباید محدود شوند ، بلکه باید به دنبال اطلاع رسانی صحیح و شفاف باشند.نماینده تفت و میبد تصریح کرد: موضع گیری رسمی دولت به خاطر عملکرد چند روزنامه، مغایر اطلاع رسانی آزاد است و شاید از درخواست عام کسی که قدرت را در دست دارد، بوی تهدید به مشام برسد که این مسئله به نفع دولت نیست.یحیی زاده  ادامه داد: بهتر بود سخنگوی دولت اسامی آن دسته از روزنامه ها که مورد گلایه هستند را اعلام می کرد تا از درخواست او تلقی کلی نشود.این عضو فراکسیون اکثریت مجلس هفتم در خاتمه با تاکید بر برخورد قانونی با مطبوعات از سوی دولت، گفت: شاید اعلام این مسئله به صورت نامه و توصیه به یک مسئول عالیرتبه کار جالبی نباشد و موارد خاص که اقدام به نشر اکاذیب می شوند، باید عاملان آن معرفی شوند.
• قدرت‌الله علیخانی:  الهام نامه خود را پس بگیرد
عضو فراکسیون اقلیت مجلس هفتم ‌نامه آقای الهام به دادستان تهران را نشانه عدم انتقاد پذیری دولت دانست.قدرت‌الله علیخانی نماینده بوئین‌زهرا در خصوص نامه اعلام جرم سخنگوی دولت تصریح کرد؛ در هیچ دولتی تاکنون چنین رفتاری را مشاهده نکرده بودیم که در برابر انتقادها متوسل به قوه قضائیه شوند. علیخانی با تأکید بر اینکه مدعی‌العموم خودش صاحب تشخیص است و اگر مطبوعات و رسانه‌ای ادعای کذب کند خودش موظف به برخورد است گفت: برای این موضوع نیازی نبود سخنگوی دولت نامه بنویسید. عضو کمیسیون امنیت ملی با تأکید بر اینکه بهتر است الهام نامه خود را پس بگیرد گفت: دولتی که مدعی مهرورزی است چطور تحمل انتقاد را ندارد و اینگونه واکنش نشان می‌دهد.
وی اظهار داشت:‌ به فرض اینکه یک روزنامه مطلب خلافی علیه دولت هم نوشته باشد این وظیفه معاون حقوقی ریاست جمهوری است که پیگیری کند و آقای الهام به عنوان سخنگوی دولت نباید این نامه را می‌نوشت.

تمدن: لزوم سعه‌صدر بيشتر ‌
مرتضي تمدن عضو شوراي مركزي فراكسيون اكثريت از دولت خواست نسبت به رسانه‌ها سعه‌صدر بيشتري داشته باشد و فضاي نشريات را از طريق منطقي تعديل نمايد. ‌وي با بيان اينكه انتشار اخبار نادرست درباره دولت مساله جديدي نيست و همه دولت‌ها با اين امر سروكار داشته و كنار آمده‌اند، به مهر گفت: نمي‌توان مرز مشخصي براي تشخيص اخبار واقعي و جعلي تعيين كرد.چنانچه دولت بخواهد موضوعات مربوط به مطبوعات را از طريق دستگاه قضايي پيگيري كند، دو قوه از قوا را گرفتار وضعيتي مي‌كند كه خروج از آن به راحتي ميسر نيست.به اعتقاد وي، دولت مي‌تواند به جاي طرح مسائل مطبوعاتي در قوه قضاييه، از مجراي تفاهم و مذاكره و هم‌انديشي با اصحاب رسانه و ارائه تذكرات از نشر اخبار فاقد صحت جلوگيري كند. فضاي حاكم بر ركن چهارم دموكراسي را مي‌توان از طريق منطقي تعديل كرد.
• شجاع پوریان: نشانه نگراني دولتمردان از نقادي
ولي‌ا... شجاع‌پوريان نماينده بهبهان با اعتقاد بر اينكه سخنگوي دولت نشان داد كه خواهان تداوم سكوت يك‌ساله رقبا و مخالفان دولت است به ايسنا گفت: دولت انتظار دارد كه پس از يك سال از عمرش تعارض گفتار، كردار و ناتواني آن در انجام يك‌چهارم از برنامه‌ها و وعده‌هاي داده شده، به اطلاع مردم رسانده نشود.وي با اظهار نگراني از اين نامه و اينكه نمي‌توان به‌سهولت از كنار آن گذشت ادامه داد: اين نامه واهمه دولت و دولتمردان جديد را از مقوله نقد و نقادي و حساب‌كشي جدي صاحبنظران و مطبوعات و افكار عمومي نشان مي‌دهد. ‌ به گفته وي، دولت خواهان يك فضاي يكسويه است كه در آن هميشه به تعريف و تبليغ دولت پرداخته شود و از بيان ضعف‌ها و كاستي‌ها پرهيز گردد. ‌ اين عضو فراكسيون اقليت افزود: اصلاح‌طلبان از روي منطق و نجابت به نقد زودرس دولت نهم روي نياوردند و يك سال به مديران جديد مهلت دادند. نامه سخنگوي دولت نشان داد كه اين كار به كام آنها مزه داده و بدعادتشان كرده است و لذا انتظار داشتند تا آخر دوره، ماه و سال عسل آنان تداوم يابد. ‌
وي نگراني سخنگوي دولت و لزوم رفع اتهام و افترا به تعبير ايشان را با وجود رسانه‌هاي متعدد و خبرگزاري‌ها و تريبون‌هاي عمومي كشور از جمله نماز جمعه‌ها و رسانه عمومي، در دفاع از عملكرد دولت بي‌مورد دانست و گفت: امروز وضعيت دولت از جهت همسويي و حمايت همه اركان و نهادهاي حاكميت بي‌نظير بوده و دسترسي آن به امكانات رسانه‌اي و تبليغ بيش از حد نياز است. مضاف بر اينكه دولتي كه معتقد است تا‌كنون بهترين عملكرد و كاركرد را از خود نشان داده، چرا بايد از حساب‌كشي بيم داشته باشد؟ ‌شجاع‌ پوريان با بيان اينكه غالب نقدهاي متوجه دولت نهم از اردوگاه همفكران آنان است، افزود: براي آقاي الهام اين مطلب بايد نگران‌كننده باشد كه چگونه دولت نتوانست حتي خرد جمعي اصولگرايان را نيز راضي نگه دارد. ‌
مشیری: به جاي شكايت پاسخ دهيد
شهريار مشيري نماينده بندرعباس نيز اين اقدام دولت را مانعي در برابر نقدهاي سازنده خواند و به آفتاب گفت: به نظر من اين كار باعث خواهد شد تا آنان هم كه قصد انجام انتقادات سازنده دارند منصرف و محدود شوند. نمي‌توان تمامي‌ منتقدين دولت را متهم كرد كه از روي غرض و مرض اين كار را انجام مي‌دهند و بايد توجه داشت كه طيف عظيمي ‌از منتقدين دولت را خود اصولگرايان تشكيل مي‌دهند. مثلا انتقاد نمايندگان نسبت به امور اقتصادي، ضعف در ديپلماسي خارجي و عدم انتشار اخبار مربوط به مذاكرات هسته‌اي با دول خارجه. ‌
به اعتقاد وي بهتر است دولت به جاي شكايت كردن پاسخ شفافي به انتقادات بدهد تا افكار عمومي‌ راضي و قانع شود. چرا كه عدم پاسخ شفاف به انتقادات شبهاتي ايجاد مي‌كند.وي گفت: البته برخورد با كساني كه به دولت اتهامات ناروايي مي‌زنند بايد در مورد تمامي ‌دولت‌ها صورت پذيرد كه هم ملت خوشحال مي‌شود و هم مجلس. ولي هنگامي‌ كه يك دولت عوض شده و دولت ديگري جايگزين مي‌شود، معمولا اتهامات شديدي به آن وارد مي‌شود اما دولت‌هاي قبلي هيچگاه شكايت نكرده‌اند. ‌به‌ويژه در برابر اين همه نشر اكاذيب در مورد دولت‌هاي قبلي، دستگاه قضايي همواره ساكت بوده است.
• حاجی بابایی: دولت مدارا كند
حميدرضا حاجي‌‌بابايي نماينده همدان دولت را به مدارا با رسانه‌ها و مطبوعات منتقد توصيه كرد چراكه مدارا بهتر از شكايت است. ‌ وي مطبوعات را نيز به نگاه مسوولانه و واقع‌بينانه دعوت كرد و به ايسنا گفت كه لازم است واقعيت‌ها ديده شود و بر حسب نقاط مثبت و منفي، نقد منصفانه داشته باشند. چراكه نقد منصفانه منجر به اصلاح مي‌شود و دولت نيز قطعا از آن استقبال مي‌كند. ‌
اين عضو فراكسيون اكثريت با تاكيد بر اينكه اگر در مسائل سعه‌صدر نشان داده شود، بهتر مي‌توان كار كرد، يادآور شد: البته نشان دادن سعه‌صدر، مانع دفاع دولت از حق قانوني‌اش مي‌شود. عضو كميسيون امنيت ملي مجلس ضمن موافقت خود در جهت برخورد با هرگونه تهمت و افترا به دولت فعلي و حتي دولت‌هاي گذشته‌خاطرنشان كرد: اگر قرار است كه با اخبار كذب و شايعه‌هاي منتسب به دولت فعلي برخورد شود، اين برخورد شامل حال كساني كه به دولت‌هاي گذشته افترا و دروغ مي‌بندند نيز خواهد شد.
• مزروعی: اين نامه تهديدي عليه مطبوعات بود
علي مزروعي رئيس انجمن صنفي روزنامه‌‌نگاران ايران نامه سخنگوي دولت به دادستان تهران را زدن چوب آخر به تن مطبوعات تعبير كرد و گفت: اين نامه تهديدي عليه مطبوعات بود.
وي تصريح كرد: مطبوعات ايران در شرايط سخت و دشواري قرار دارند و سانسور و خودسانسوري بر همه آنها حاكم است و اين نامه هم چوب آخر به تن مطبوعات بود تا آنها را از هر نوع انتقادي تهي كنند و مجبور كنند كه تنها به وضعيت آب و هوا بپردازند.وي با بيان اينكه اين نامه با توجه به دست به عصا بودن امروزي مطبوعات نمي‌‌تواند پيامد چنداني داشته باشد، گفت: البته با اين‌گونه برخوردها و اين فضا چندان بعيد نيست كه يكي دو رسانه منتقد دولت حتي در درون جريان اصولگرا بسته شود تا بقيه رسانه‌ها تكليف خود را بدانند.رئيس انجمن صنفي روزنامه‌‌نگاران ايران گفت: كساني كه اكنون در جايگاه دولت هستند، اعتقاد دارند كه همه انتقادات بايد دقيق و مستند باشد اما به نظر مي‌‌رسد كه قبلا چنين اعتقادي نداشتند. اينكه دولت به جاي پاسخگويي به انتقادات به چنين روشي متوسل مي‌‌شود، نشان‌‌دهنده ضعف دولت است.مزروعي ادامه داد: زماني كه دولت اين مسووليت را پذيرفت، بايد به اين موضوع هم توجه مي‌‌كرد كه ممكن است لزوما همه انتقادات مستند و دقيق نباشد اما دولت وظيفه دارد به همه آنها پاسخ دهد.وي افزود: ظاهرا آقاي الهام فراموش كرده‌‌اند كه خود و دوستانشان در دولت قبلي در چه جايگاهي بودند و چه مواضعي داشتند اما دولت قبلي هيچ‌گاه چنين برخوردهايي با مطبوعات نداشت.
ابطحی: دولت تنها به مداحی علاقه‌منداست
سيدمحمدعلي ابطحي در اظهارنظري بهترين هديه به دولتمردان را در آستانه هفته دولت، نقد دولت دانسته و با اشاره به اقدام اخير سخنگوي دولت در ارائه نامه به دادستان تهران گفت:‌ما توقع داشتيم در آستانه هفته‌دولت، دولتمردان مددي بطلبند كه از ميزان مداحي‌‌ها براي دولت كمي كاسته شود و دولت مقداري هم نقد شود، نه اينكه براي خاموش كردن منتقدان به دادستان پناه ببرند. ‌ وي نامه اخير سخنگوي دولت به دادستان تهران را بيشتر با جنبه پيشگيرانه دانسته تا دولت هيچگاه مورد نقدهاي وسيع و مختلف قرار نگيرد. ‌ ‌ابطحي با بيان اينكه ما نيز قبول داريم هيچ رسانه‌اي نبايد دروغ منتشر كند يا تهمت بزند، درعين‌حال اضافه كرد: خود آقاي سخنگوي دولت و دوستانشان به خوبي مي‌دانند كه دولت آقاي خاتمي چقدر از اين تهمت‌‌ها و دروغ‌ها شنيد، اما با بزرگواري مسيرش را طي كرد و اين در حالي است كه شايد اين آقايان از منظر و منشأ اين دروغ‌ها به خوبي مطلع بودند اما سكوت كردند. ‌ وي ادامه داد: <اي كاش دوستاني كه امروز از اين روش‌ها گله مي‌كنند، در دوران گذشته با اين نوع شيوه‌ها مقابله مي‌كردند و يا تخريب‌‌گران دولت قبلي را تشويق نمي‌كردند.

• شمس‌‏الواعظين: دولتی که نتواند چند انتقاد را تحمل کند بايد استعفا دهد
ماشاءالله شمس‌‏الواعظين گفت: مجلس بايد دولتی را که از مقامات قضايی برخورد با مطبوعات را می‌‏خواهد، استيضاح کند. اين روزنامه‌‏نگار در گفت‌‏وگو با "ايلنا"، با اشاره به نامه الهام به دادستان تهران، گفت: دولت بهتر است به جای ترميم کابينه، به طور کلی استعفا کند، زيرا دولتی که نتواند چند انتقاد را تحمل کند، دولتی ساقط‌‏شده است.وی با بيان اينکه دولت فعلی يک تور ايرانگردی است، گفت: اين چه دولتی است که به جای فعال کردن بدنه اجرايی کشور، هيات و کاروان راه انداخته و استان‌‏ها را می‌‏گردد.
شمس‌‏الواعظين مطبوعات را رکن چهارم دموکراسی خواند و گفت: اينها متوجه نيستند بر روی ارابه‌‏ای که سه چرخ دارد، نمی‌‏توان بار گذاشت. جامعه امروز ايران هم يک ارابه سه چرخه شده است و چرخ چهارم آن را ساقط کرده‌‏اند.وی دولت را به ناتوانی و بی‌‏کفايتی متهم کرد و گفت: اگر مجلس واقعا يک مجلس مردمی است، بايد دولتی را که برای هر سفرش فقط ميلياردها تومان هزينه حفاظت آن می‌‏شود، استيضاح کند.به اعتقاد شمس‌‏الواعظين، امروز مطبوعات کاملا سرکوب شده‌‏اند و با اين کار می‌‏خواهند جنازه‌‏ای را که روی دست‌‏شان مانده است، دفن کنند اما روزنامه‌‏نگاران اجازه چنين کاری را نمی‌‏دهند و خودشان را بازتوليد می‌‏کنند. وی تصريح کرد: خاموش کردن فرياد مطبوعات آزاد امکان‏پذير نيست زيرا حتی ديکتاتورهای تاريخ معاصر هم با آن همه زروگويی و استبداد نتوانستند فرياد مطبوعات را خاموش کنند.
دبيركل جامعه‌زينب‌(س) نيز در اظهار نظري عملكرد مطبوعات در دولت احمدي‌نژاد را همانند عملكردشان در دولت خاتمي دانست و گفت: در دولت گذشته نيز انتقادات تندي از سوي برخي مطبوعات نسبت به دولت صورت مي‌گرفت. ‌ مريم بهروزي با اشاره به نامه سخنگوي دولت به دادستان تهران مبني بر پيگرد حقوقي منابع انتشار اخبار كذب عليه دولت، افزود: طبق قانون اساسي رئيس‌جمهور و وزراي او و آحاد مردم، حقيقي و حقوقي، در صورتي كه مورد اتهامي قرار بگيرند بايد اين اتهامات از سوي دستگاه قضايي پگيري شود. ‌بهروزي با بيان اينكه عملكرد اكثريت مطبوعات را آن‌گونه كه از سوي سخنگوي دولت مطرح شده، نمي‌داند، گفت: در مطبوعات و رسانه‌ها نديدم كه به بهانه نقد اتهامي را عنوان كرده باشند، البته در صورت چنين اتهاماتي بايد پيگيري شود. ‌ معاون پارلماني صدا و سيما در واكنش به نامه غلامحسين الهام، سخنگوي دولت، به دادستان تهران گفت:‌‌ در صدا و سيما معتقديم رسانه‌‌ها همسايه ديوار به ديوار هم هستند و راه‌‌هاي بهتري براي انتقاد وجود دارد ولي استفاده از قوه قهريه در عرصه اطلاع‌‌‌رساني آخرين راه است

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

نماينده دشتى و تنگستان و عضو فراكسيون اقليت در مجلس ، خواستار تجديد نظر دولت در شيوه فعلى سياست خارجى شد.
سيد محمد مهدى پورفاطمى در نطق پيش از دستورجلسه علنى روز گذشته مجلس گفت: آنچه كه امروز در شرايط دشوار جهانى براى ما اهميت دارد،حفظ ثبات داخلى و خارجى و صيانت از وجهه و اعتبار بين المللى ايران است. وى با اشاره به اين كه سيد محمد خاتمى رييس جمهورى پيشين با رويكردى مدبرانه توانست كشورهاى جهان را به باور مثبتى از ايران براساس اصول عزت و حكمت و مصلحت مورد نظر مقام معظم رهبرى رهنمون كند، گفت: انتظار مى رود دولت كنونى نيز در حفظ آن دستاوردهاى درخشان اهتمام ورزد. عضو فراكسيون اقليت مجلس باابراز تاسف ازاينكه بى توجهى دراين امر تاكنون جز خسران ملى، سودى در برنداشته است، پيشنهاد كرد كه براى جلوگيرى از انزواى ايران درعرصه بين المللى سياست تنش زدايى به صورت پررنگ، سر لوحه كار دولت قرارگيرد و در شيوه فعلى تجديد نظر شود.
عضو كميسيون صنايع و معادن در بخش دوم نطق پيش از دستور خود فرار سرمايه ها به علت عدم ثبات و امنيت اقتصادى و سقوط شاخص ها و بورس را مهم ترين نگرانى بخش هاى اقتصادى و آگاهان سياسى برشمرد. وى گفت: نامساعد شدن فضاى سرمايه گذارى در ايران و خروج ميلياردها دلار سرمايه از كشور به خاطر افزايش ريسك سرمايه گذارى و افزايش تعرفه هاى بازرگانى از هيچ منطقى برخوردار نيست. نماينده دشتى و تنگستان با ذكر مثال درمورد افزايش قيمت كالاهاى اساسى و تعيين كننده، مانند آهن و سيمان را ناشى از فقدان سياستگذارى و برنامه ريزى در رفتار اختصاصى و سياسى دولت ذكر كرد. وى درعين حال افزود: اين درحالى است كه هدف سازمان تجارت جهانى كاهش و به حداقل رساندن موانع تجارى و تعرفه گمركى ميان كشورهاست.
پورفاطمى دربخش ديگرى ازسخنان خود با انتقاد شديد از وضعيت گرانى و مشكلات اقتصادى و معيشتى، گفت: متاسفانه دولت برنامه مشخصى در برون رفت از اين مشكلات و مهارقيمت ها نداشته و سازوكار مشخصى براى مصرف كنندگان و قشر آسيب پذير در كشور ارايه نمى دهد.
عضو فراكسيون اقليت مجلس خطاب به منتقدانى كه با فشار به دولت خاتمى در برابر افزايش قيمت گوشت و مرغ دولت را محكوم به سكوت مى دانستند، گفت:پس چرا امروز چشم خود را در برابر اين همه گرانى بسته ايد.
وى ادامه داد: با وجود اين همه گرانى آشكار، رييس جمهورى در گزارش عملكرد دولت در رسانه ملى همه اين گرانى ها را انكار مى كند و آن را ساخته و پرداخته ذهن مخالفان دولت مى داند و به عنوان موج دروغين گرانى ياد مى كند. پورفاطمى با انتقاد از اين كه براى رفع مشكلات اقتصادى نبايد فورا به سراغ ذخيره ارزى رفت، گفت: برداشت پول از ذخيره ارزى براى رفع موقتى مشكلات آن هم بدون حساب و كتاب نه تنها هنر محسوب نمى شود، بلكه در درازمدت باعث تورم، رشد نقدينگى و عقب ماندگى بيشتر كشور درعرصه جهانى و تداوم فقر و نابرابرى و محروميت درعرصه داخلى مى گردد.
عضو كميسيون صنايع ومعادن مجلس به فروش نفت ارزان قيمت به كشورهاى فقير كه اين روزها به دستور رييس جمهورى در وزارت نفت در حال پيگيرى است، اشاره كرد و گفت: آيا كشورى كه با ۷‎/۵ميليون نفر جمعيت زير خطر فقر با مشكلات عديده اقتصادى و معيشتى دست و پنجه نرم مى كند،حراج ثروت و سرمايه ملى آن امرى مقبول و منطقى است ؟ وى با تاكيد براينكه هيچ فرد و مقامى حق ندارد، سرمايه هاى ملى را حراج كند، گفت: اين نقد به مثابه همان چراغى است كه به خانه بيشتر رواست تا به مسجد. پورفاطمى با اشاره به اين كه دولت قرار بود نفت را بر سر سفره هاى مردم خودمان بياورد نه بر سرسفره هاى ديگران، گفت: اين در حالى است كه از همان آغاز در اجراى اين شعار محورى انتخاباتى عاجز مانده اند. نماينده دشتى و تنگستان در بخش آخر سخنان پيش از دستور جلسه علنى مجلس از عزل و نصب هاى بى رويه و فله اى در استاندارى بوشهر و ادارات و سازمانهاى دولتى اين شهر به شدت انتقاد كرد. وى بابيان اينكه پس از روى كارآمدن دولت جديد و انتصاب استاندار بوشهر تاكنون ۹۰درصد مديران كل و روساى ادارات سازمانهاى دولتى عزل و نصب شده اند، گفت: اين حركت در قلع و قمع مديران بى سابقه بوده است. عضو فراكسيون اقليت خطاب به رييس جمهورى گفت: به كارگيرى افرادى
بى تجربه در امور مديريتى كلان نه تنها شما را از تحقق بخشيدن به شعارهاى عدالت محورى و مهرورزى دور مى كند،بلكه در رسيدن به اهداف و شعارهايى كه ريشه در اعتقادات مذهبى مردم داشته آسيب مى رساند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

امیر محبیان عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت گفت:‌ «متن نامه آقای الهام سخنگوی دولت به دادستان تهران،‌ نشان دهنده ناراحتی شدید مسئولین دولتی از برخی بی‌انصافی‌ها است اما آنها نبایددر این موارد واکنش احساسی نشان بدهند.وی افزود: «دولت باید قضاوت نهایی در مورد بی‌انصافی‌ها را برعهده هوش و درایت مردمی بگذارد که علیرغم تمام تبلیغات علیه احمدی‌نژاد او را انتخاب کردند». محبیان ادامه داد:‌ «طبیعتا دولت در مسیر عمل با انتقاداتی مواجه می‌شود که پاره‌ای از آنها کارشناسانه و منصفانه و در جهت رفع نقائص است که دولت باید در مواجهه با آنها، ضمن استقبال از این انتقادات،‌ در عمل هم برای اصلاح رفتار و ساختار خویش مورد استفاده قرار دهد». مؤسس حزب نواندیشان ایران اسلامی اظهار داشت:‌ «در مورد انتقاداتی که بعضا ممکن است از موضع غیرمنصفانه و ناشی از تعصبات سیاسی به دولت وارد شود هم بهتر است که دولت ضمن جداسازی عنصر کارشناسانه انتقاد از مواضع متعصبانه گروه‌های مخالف،‌ از بحث‌های کارشناسی بهره گیرد و تعصبات را به قضاوت نهایی مردم واگذارد». وی تصریح کرد: «ممکن است در پاره‌ای از انتقادات،‌ جرمی هم صورت بگیرد که دولت باید از این انتقادات متعصبانه و غیرمنصفانه با سعه‌صدر عبور کند اما اعتراض خود به انتقادات غیرقابل گذشت را به شکل قانونی پیگیری کند». محبیان تأکید کرد که در هر صورت برخورد سخت‌افزاری با انتقادات نرم‌افزارانه،‌ پاسخ مطلوبی به همراه نخواهد داشت. این روزنامه‌نگار اصولگرا در پاسخ به این پرسش که «دلایل تناقض سخنان اخیر رئیس مجلس مبنی بر نگران نبودن روزنامه‌های منتقد دولت و نامه سخنگوی دولت به دادستان تهران را چه می‌داند؟»،‌ اظهار داشت: «ممکن است دیدگاه‌های متفاوتی در قبال مواضع مختلف از سوی رئیس مجلس و رئیس جمهور مطرح گردند که این امر لزوما به معنای اختلاف نظر نیست». عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت معتقد است که دولت باید از روش‌های نرم‌تری در مقابل منتقدان خود استفاده کند زیرا ارائه چهره خشن از دولت به هیچ وجه نمی‌تواند زمینه را برای انعکاسی درست دیدگاه‌ها و تلاش‌های احمدی‌نژاد آماده کند. محبیان تصریح کرد: «چهره جدی ولی مداراطلبانه احمدی‌نژاد که در قالب صداقت عرضه شود بسیار ارزشمندتر و مؤثرتر از ارائه چهره اقتدارطلبانه و سرکوب‌گرانه از او ولو با ابزار قانون است».

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

به دنبال گفته‌های محسنی اژه‌ای وزیر اطلاعات مبنی بر اینکه «جریانی که ظرف یک سال گذشته از مصادر بر کنار شده قصد نفوذ در مساجد را دارد» رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد تاکید کرد «با تمام توان از نفوذ جریان‌های سیاسی به درون مساجد جلوگیری می‌کنیم و به هیچ عنوان اجازه نخواهیم داد از مساجد استفاده سیاسی شود». حسین ابراهیمیافزود: «ما شواهد و قرائنی داریم که نشان می‌دهد برخی جریانات سیاسی که طبق ادعای خود مدتی از مساجد غفلت کرده بودند، قصد نفوذ به این مراکز را دارند اما مسجدی‌ها، بسیجیان و مومنان هرگز اجازه این کار را نخواهند داد». 
وی ادامه داد: «مساجد جایی برای بازی‌های سیاسی ندارند. اینکه عده‌ای می‌گویند ما از مساجد غفلت کرده بودیم یعنی چی؟ یعنی می‌خواهند پس از رفع غفلت‌هایشان به درون مساجد نفوذ کنند؟» 
ابراهیمی با بیان این مطلب که «وزیر اطلاعات بدون اطلاعات صحیح سخن نمی‌گوید» اظهار داشت: «مساجد هیچ‌گاه به دنبال جریانات سیاسی نبوده‌اند و با زد و بندهای سیاسی ارتباطی ندارند، مساجد تنها پیرو ولایت هستند». عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز خاطرنشان کرد: «جریانات زیادی هستند که قصد حضور در مساجد را دارند، چه در این دولت، چه در دولت سابق و چه حتی در دولت‌های قبل اما نیت این جریانات برای ما مهم است». وی ادامه داد: «برخی می‌خواهند با حضور در مساجد و سوءاستفاده از صفا و خلوص مسجدی‌ها به امیال سیاسی خود برسند و جریان سازی بکنند. اما ما هرگز اجازه این کار را به آنها نخواهیم داد». ابراهیمی درباره انتقادات برخی اصلاح طلبان که از عدم صدور اجازه برگزاری مراسم مذهبی گلایه می‌کنند، گفت: «آنها هم می‌توانند مثل بقیه مردم در مسجد حاضر شوند و اعمال مذهبی خود را انجام دهند». رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد در عین حال تصریح کرد: «اما اگر مراسم مذهبی آنها جهت‌دار، سیاسی و دارای پشت پرده باشد، طبیعی است که اجازه این کار را به آنها نخواهیم داد». 
وی افزود: «چه معنی دارد که گروه‌های سیاسی بخواهند در مساجد برای زندانیانی که با نظام مساله دارند، دعای کمیل یا توسل بخوانند؟ محال است که اجازه این کار را به اینها بدهیم».

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

هفته گذشته دادگاه نظامی تهران، حسن عباسی را از تمام شکایات مطروحه علیه وی تبرئه کرد.
وزارت اطلاعات، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و مدعی العموم شاکیان حسن عباسی بوده اند و لی نتوانسته اند اتهامات خود را بر علیه او اثبات کنند.

عباسی چندی پیش در گفت و گویی به شرح ماجرای دادگاهش پرداخته است:

ما هفت مرحله دادگاه داشتیم. دادگاه من به خاطر سخنرانی دانشگاه تهران بود. بخشی از اتهامات من، اقدام علیه امنیت ملی بود. در واقع جرم من این بود که «مایکل لدین»، استراتژیست ارشد جریان نئو محافظه کار آمریکا، سه روز بعد از سخنرانی من در دانشگاه تهران، مقاله ای در نقد سخنرانی نوشت و به شدت عصبانی شده بود. مایکل لدین که طراح حمله به عراق و افغاستان بود، 82 صفحه طرح حمله به ایران را به مدت سه ماه بر روی اینترنت گذاشته بود.وزارت اطلاعات از من شکایت کرد. اصل مقاله «لدین» را هم ضمیمه کرده بود. وزارت اطلاعات شکایت کرده بود که چرا باید کسی به گونه ای حرف بزند که این قدر به آقای «لدین» بربخورد!
من به بازپرس دادگاه گفتم: شما «مایکل لدین» را می شناسی؟ گفت: نه. گفتم: «مایکل لدین» چنین شخصی است و این هم طرح حمله اش به ایران است. من در سخنرانی ام گفته ام: ما سلاح اتمی نیاز نداریم و شما 6 هزار سلاح اتمی زیر خاکتان دارید و از این حرف ها.خود وزارت اطلاعات معتقد است 20 میلیون نسخه CD از سخنرانی من در دانشگاه تهران در بین مردم وجود دارد. مردم خوششان آمده است که این CD ها را دیده اند و روحیه ی سلحشوری در مردم به وجود آمده است. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران شکایت کرده که چرا شما«مایکل لدین» را ناراحت کرده اید. آقای نادر طالب زاده در تلویزیون برنامه داشت و درباره مایکل لدین صحبت می کرد و می گفت او آدم چنینی است. یکبار آمد پیش من و گفت شنیده ام به خاطر «مایکل لدین» از تو شکایت کرده اند. این جرم امنیت ملی من بود. بستن مرکز ما، ممنوع التصویر، ممنوع التدریس و ممنوع  ازسخنرانی کردن، به خاطر صحبت علیه مایکل لدین.آن چیزی که در مشهد رخ داد، جرم عمومی من بود. یک بخش از آن این بود که شما نشر اکاذیب کرده اید. نشر اکاذیب هم سه بخش داشت، یعنی من سه تا چیز کذب گفته بودم.
قسمت اول این بود که گفتند شما گفته اید یک میلیارد و پانصد میلیون تومان هزینه افتتاح فرودگاه امام شده که بعدا معلوم شد و سند به دادگاه دادیم که یک میلیارد و هشت صد و نود میلیون تومان هزینه شده و ما 190 میلیون تومان تخفیف داده بودیم. این هزینه یک میلیارد و هشتصد و نود میلیون تومان را هم معاون رئیس جمهور وقت امضا کرده بود.نکته دوم این بود که پرسیدند چرا گفته اید 400 نفر در قطار نیشابور کشته شده اند، که بعدا معلوم شد540 نفر کشته شده اند.
و مساله آخر هم مسئله دخترهای «دبی» بود که مدارک زیادی را تحویل دادگاه دادم و چندی پیش دیدم تمام سایت ها و مجله ها و یالثارات از قول سایت "عارف نیوز" مطلبی نقل کرده اند و قیمت دختر 14 تا 20 ساله را مشخص کرده اند.
حالا دیگر کسی نمی گوید که عباسی کذب می گوید. الان رئیس پلیس، وزیر اطلاعات، قوه قضائیه، نمی گویند این حرف کذب و این یک مرحله دادگاه ما بود.مانده قسمت توهین به مسئولین،  و شکایت آنهایی که می گفتند ما در دولتمان از هیچ کس شکایت نکردیم و اهل گفت و گو هستیم. اتهام اصلی من در این پرونده سیاسی این است که گفتم چرا پاسخگو نیستید. گفتم اسلام مدنیت ندارد اسلام هجر دارد. گفتم گفت و گوی تمدن ها موضوعیت ندارد و مرکز عریض و طویل گفت و گوی تمدن ها نه تنها پاسخ ما را نداد بلکه رفتند و شکایت هم کردند.
جوان ها ببینند عاقبت بازی سیاسی این است، آن آدم ها کجا هستند؟ شیرینی و حلاوت مقام و مسولیت مثل لُنگ می ماند، وای به روزی که از آدم در میان انظار بیفتد!اگر فکر کردید با خانه نشین کردن عباسی، تحقیقات استراتژیک عباسی زمین می ماند، قطعا همچنین چیزی نیست. اگر فکر  کردید برای پست و مقام این فریادها را زدیم، بحمدلله این مسایل از ما به دور است.
خودتان می گویید حاصل جمع آن سخنرانی در تیراژ 50 میلیون در میان مردم پخش شده است. توهین من به مسولین این است که گفته ام اگر دختران شما را هم ببرند، شما سر راحت بر زمین می گذارید؟ ما می گوئیم آقای فلانی فکر کنید که اینها دختران خود شما هستند. مقام مسئول باید فکر کند که اینها دختران و پسران خود او هستند.من چهار بار از ماده قیاس گفته ام: فکر کنید این ها دختران شما هستند. اگر مقام مسئول در حکومت دینی فکر نکند که اینها فرزندان خودش هستند، ایستادنش در آن مقام، شانیت شرعی ندارد.
 کل جرم مساله توهین به مسئولین با توجه به ماده 609 قانون جزا، 6 ماه زندان دارد و 200 هزار تومان جریمه نقدی. اگر پارسال زندان رفته بودیم 200 تومانش را هم داده بودیم، آخر پاییز 84 زندانمان تمام شده بود. منتها آنها می خواهند قضیه را کش دهند.جمال شفیعی، قائم مقام وزیر اطلاعات دولت وقت در تاریخ 1/9/83 نامه ای نوشت که زود با حسن عباسی برخورد کنید که دارد از روی CD های او کپی برداری می شود.
وزارت اطلاعات کارش، برآورد دادن است. باید می گفت اگر از حرف های فلانی استقبال شده حتما بین مردم خبری است. وزارت اطلاعات باید معین می کرد که چه کسی از صندوق رای بیرون خواهد آمد. جهت گیری ها باید این گونه باشد چون آنها اطلاعات دارند اما به جای این کار می گویند: زود باشید برخورد کنید. لحن سخنران ها این ور و آن ور، تند شده است!برخورد کنید! برخورد کنید! دوست دارم بعد از انتخابات، یک نفر قیافه آقای جمال شفیعی  را ببیند. این ها درس عبرت است. کسی که سواد اطلاعاتی ندارد و می آید می شود قائم مقام وزیر، این بلا هم سرش می آید. اینها نکاتی است که بوده و ما هم پای قضیه ماندیم . اگر در حکومت اسلامی من را دار هم بزنند به حکم دستگاه قضایی حکومت دینی گردن می نهم و به طناب دار بوسه خواهم زد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

طيف وسيعي از مطبوعات و رسانه‌هاي دولتي و غيردولتي به عنوان حمايت از اصولگرايي از كليات دولت دفاع مي‌كنند و اين استدلال، استدلال درستي نيست كه دولت حمايت نمي‌شود. سعيد ابوطالب در جمع خبرنگاران پارلماني درخصوص نامه‌ي سخنگوي دولت به دادستان گفت: هم صدا و سيما به عنوان رسانه‌ي ملي و هم اغلب روزنامه‌ها كه عرق ملي مذهبي دارند، از كليت دولت حمايت مي‌كنند. منتهي دولت انتظار دارد كه اصلا نقد نشود و اين نكته‌اي است كه تعجب‌برانگيز است كه چرا دولت از هر نقدي دلگير مي‌شود. به گفته‌ي وي، دولت رسانه‌ي رسمي مثل روزنامه ايران را دارد و در حالي كه اين روزنامه بسته شده، افرادي در داخل دولت سايت‌هايي را تاسيس و حمايت مي‌كنند كه از نزديكان دولتمردان هستند كه اينها كاملا غيرقانوني هستند. وي افزود: نقد وظيفه‌ي رسانه است و دولت فكر نكند اگر يك سري سايت رسمي و يا غيررسمي تاسيس كند به نفعش است؛ چون اينها چون در چارچوب قانون و بخشنامه عمل نمي‌كنند، در درازمدت به اپوزيسيون تبديل مي‌شوند. عضو كميسيون فرهنگي تصريح كرد: اين سايت‌ها از يك بخشي از دولت حمايت مي‌كنند. بخش‌هاي ديگر دولت را مي‌كوبند و چون اثر نقش تخريبي در درازمدت بيشتر است، نهادهاي مختلف دولتي، جاهاي ديگر دولت را تضعيف مي‌كنند. وي ادامه داد: اين اتفاق افتاد و سايت‌هايي كه مي‌شناسيد از بخشي از دولت حمايت مي‌كنند، يكي از رييس‌جمهور، يكي از سخنگو، ديگري از معاون رييس‌جمهور و اينها بخش‌هاي ديگر دولت را مي‌كوبند. لذا در مجموع دولت توسط همين سايت‌هايي كه توسط خودش حمايت مي‌شود تضعيف مي‌شود. ابوطالب تاكيد كرد: روزنامه‌هاي رسمي چون در چارچوب نقد مي‌كنند و رسميت دارند و از آنها شكايت مي‌شود،‌ قواعد را بيشتر رعايت مي‌كنند. ابوطالب اظهار داشت: دولت به جاي اين‌كه تاب نقد نياورد، به سمت قانونمند كردن اين سايت‌ها برود و جلوي اين سايت‌هاي غيررسمي و جلوي احزاب دولت‌ساخته را بگيرد. وي گفته يكي از خبرنگاران مبني بر اين‌كه چون مطبوعات نظاره‌گر عملكرد دولت هستند و عملكرد دولت را با شعارها تطبيق مي‌دهند و آن را نقد مي‌كنند و دولت از اين موضوع گله‌مند است را تاييد كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دیروز در سالگشت ۲۸ مرداد، شعبان جعفری معروف به شعبون بی مخ درگذشت. این همزمانی ظریفی بود. از ابتدای نوجوانی اسم شعبان بی مخ را شنیده بودم. در ایام انقلاب که گوشه و کنار چماق به دستان به تظاهرات مردم حمله می کردند، باز در بیانیه های سیاسی از این چماق به دستان به عتوان شعبان بی مخ های رژیم یاد می کردند. چند سال پیش که خاطراتش چاپ شد، دو بار آن را خواندم. با لهجه ی شیرین لاتی خاطراتش را تعریف کرده است. خودش در خاطراتش تعریف می کند، وقتی برای گرفتن جواز اقامت در آمریکا اقدام کرده بود، ضرورت داشت افراد در حد ابتدایی زبان انگلیسی بلد باشند. او که قدرت فراگیری ابتدایی زبان انگلیسی را نداشته به مترجم می گوید از هر ایرانی مقیم آمریکا بپرسید به من می گویند بی مخ. آدم بی مخ هم که نمی تواند زبان یاد بگیرد. وی از عوامل اصلی کودتای ۲۸ مرداد شناخته می شود. در حقیقت او – اگر چه خودش در خاطراتش خیلی قبول ندارد – از عوامل بازگشت دوباره ی خاندان پهلوی به حکومت و سقوط دولت مصدق بود.

به عقیده ی من شعبان جعفری یک عنوان عبرت آموز تاریخ ماست. رژیمی که خود را به "بی مخ ها" مستظهر کند، و چاقوکشی و ضرب و شتم و لات منشی را ترویج نماید، حتماً در سراشیبی سقوط افتاده است.

منبع :وب نوشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رييس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران با اشاره به نامه سخنگوي دولت به دادستان تهران مبني بر پيگرد حقوقي منابع انتشار اخبار كذب عليه دولت گفت: بسيار عجيب است كه آقاي الهام با وجود اين‌كه دولت در دست ايشان است، با انتقاد مطبوعات از عملكرد دولت اين‌گونه برخورد كنند. رجبعلي مزروعي گفت:گويا برخي فراموش كرده‌اند كه در دولت گذشته خودشان يا دوستانشان چگونه عمل مي‌كردند و مطبوعات همفكر با ايشان دقيقا همين روش‌ها را در برابر دولت قبل و اصلاح‌طلبان اتخاذ مي‌كردند، در حالي كه دولت قبل هيچ‌گاه مدعي آنها نشد، شكايتي نكرد و نامه‌اي هم ننوشت، بنابراين امروز اين دوستان از روشي كه بنيان‌گذاري كرده‌اند، نمي‌توانند گله كنند. وي با تهديد‌آميز خواندن نامه يادشده گفت: دولت بايد به جاي اين موارد به پاسخگويي نسبت به مسائل بپردازد، طبعا اگر انتقادات ايرادي هم دارد و مستند نيست، دولت مي‌تواند به راحتي از طريق رسانه‌هايي كه در اختيار دارد، از جمله صدا و سيما توضيح دهد. به عقيده‌ي من اگر انتقادات با واقعيت در جامعه تطبيق نداشته باشد، نمي‌تواند تاثيرگذار باشد. رييس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران با ابراز اين عقيده ‌كه ظاهرا با آزادي مطبوعات و فعاليت گروه‌ها و احزاب در فضاي انتقادي مخالفت وجود دارد، ادامه داد: اين نامه مي‌تواند نشانه‌ي روشني براي اين باشد كه مي‌خواهند فضاي موجود را از اين بسته‌تر كند؛ چرا كه مطبوعات بينوا كه الان گرفتار سانسور و خودسانسوري هستند، نمي‌دانند ديگر بايد چه‌كار كنند كه رضايت برخي را جلب كند. نماينده‌ي سابق مجلس شوراي اسلامي برخورد دولت با منتقدان را از طريق پاسخگويي مناسب دانست و خاطرنشان كرد: اگر منتقدان حرف‌هاي نادرست و يا مطالب غيرمستندي ارايه كردند، دولت بايد پاسخگويي كند، امكاناتي هم در اختيار دولت هست كه با امكانات منتقدان قابل مقايسه نيست؛ دولت رسانه‌ي ملي را در اختيار دارد و مطبوعات اصول‌گرا او را همراهي مي‌كنند، از اين رو تهديد منتقدان مي‌تواند نشانه ضعف باشد. مزروعي در مقايسه وضعيت مطبوعات و رسانه‌هاي منتقد دولت گذشته با دولت فعلي خاطرنشان كرد: اين شرايط در دولت فعلي با دولت گذشته قابل قياس نيست، مطبوعات اصلاح‌طلب امروز به حداقل رسيده و عمده امكانات رسانه‌اي در اختيار دولت است و بر همين تعداد كم مطبوعاتي كه در دست اصلاح‌طلبان است و موضع انتقادي دارند، سانسور و خودسانسوري حاكم است و با هزار «لطايف‌الحيل» مطالب را مطرح مي‌كنند، بنابراين به نظر من فضاي موجود به لحاظ سياسي و اجتماعي اصلا با دولت گذشته قابل مقايسه نيست.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

معاون پارلماني رييس‌جمهور سابق با اشاره به عملكرد صدا و سيما در قبال دولت افزود:« صدا و سيما به عنوان پرمخاطب‌ترين رسانه بر عكس دوران رياست‌جمهوري سيد محمد خاتمي كه رقيب اصلي دولت تلقي مي‌شد، امروز تنها به بنگاه تبليغاتي دولت تبديل شده است و اين امر تاكنون سابقه نداشته كه حتي صدا و سيما براي فعاليت‌هاي آتي و روزمره‌ي دولت هم در بين اخبار خود چيزي شبيه كليپ تبليغاتي بسازد.» اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز با بيان اين‌كه بيشترين روزنامه‌هاي كشور نيز يا پيش از اين جزء طرفداران فكري محافظه‌كاران بودند، كه امروز در اردوگاه دفاع مطلق از دولت قرار دارند و يا اين‌كه بعد از آمدن دولت جديد به صورت طبيعي در اختيار دولت قرار گرفته‌اند، گفت:« به جز دو تا سه روزنامه امروز هيچ‌يك از روزنامه‌ها به نقد دولت نمي‌پردازند و كارشان فقط مداحي است.» وي ادامه داد:« با توجه به اين قضيه ما اعتقاد داشتيم كه دولتمردان در آستانه‌ي هفته‌ي دولت مددي بطلبند تا از ميزان اين مداحي‌ها كمي كاسته شده و دولت مورد نقد هم قرار گيرد، اما متأسفانه نه تنها چنين نشد، بلكه شاهد بوديم دولت تحمل همين دو سه تا روزنامه را كه گاهي مواقع نقدهايي مي‌نويسند، نداشت و سيستم اجرايي كشور به دادستان تهران پناه برد تا از آن طريق، با روزنامه‌ها برخورد شود.» ابطحي با بيان اين‌كه ما نيز قبول داريم هيچ رسانه‌اي نبايد دروغ منتشر كند يا تهمت بزند، در عين‌حال اضافه كرد:« خود آقاي سخنگوي دولت و دوستانشان به خوبي مي‌دانند كه دولت آقاي خاتمي چقدر از اين تهمت‌ها و دروغ‌ها شنيد، اما با بزرگواري مسيرش را طي كرد و اين در حالي است كه شايد اين آقايان از منظر و منشأ اين دروغ‌ها به خوبي مطلع بودند، اما سكوت كردند.» اين فعال سياسي با اظهار اين جمله كه «اي كاش دوستاني كه امروز از اين روشها گله مي‌كنند، در دوران گذشته با اين نوع شيوه‌ها مقابله مي‌كردند و يا تخريب‌گران دولت قبلي را تشويق نمي‌كردند»، ادامه داد:« اين كه دولت چنين بيانيه‌اي مي‌دهد مفهوم آن به صورت طبيعي اين است كه چون مرز مشخصي بين نقد و آن‌چه مي‌گويند دروغ است، معلوم نيست، دوستان دولت چون قدرت بيشتري دارند آن را دروغ مي‌پندارند و همين تعيين‌كننده ميزان دروغ است.» اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز در ادامه خاطرنشان كرد:« البته اين قضيه باز كردن فضا براي دادستان تهران است كه دستور بسته شدن چند مطبوعه و سايت‌ اينترنتي را بدهد.» ابطحي در پايان گفت‌وگوي خود با خبرنگار ايسنا اضافه كرد:« وقتي اكثريت رسانه‌هاي اينترنتي و رسانه‌هاي مكتوب و كل صدا و سيما تنها مداحي دولت را مي‌كنند، اين قضيه مشخص مي‌شود كه دولت در كشور تنها به مداحي علاقه‌مند است.»

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

شعبان جعفری از باستانی کاران مشهور ایران و از بازیگران اصلی وقایعی که به سرنگونی حکومت دکتر محمد مصدق در 28 مرداد 1332 انجامید، صبح روز شنبه 28 مرداد 1385 در سن 85 سالگی در بیمارستانی در شهر تارزانای کالیفرنیا درگذشت.
شعبان جعفری معروف به شعبان بی‌مخ که خود را یک «شاه پرست» به تمام معنا می دانست، علت بازیگری در وقایع 28 مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق را تنها و تنها علاقه به «شاه» می دانست!
برخی نیز معتقدند که وی را در جریان کودتای 28 که از دولتهای انگلیس و آمریکا برای سرنگونی مصدق پول گرفته است. شعبان بی مخ، همچنان مورد علاقه ی سلطنت طلبان است و وی را به عنوان قهرمان و نماد سلطنت طلبی می دانند.چندی پیش، کتابی از سوی هما سرشار نویسنده ایرانی مقیم آمریکا در ایران منتشر شد که در آن، شعبان بی مخ در مصاحبه ای هفتاد ساعتی به بیان زندگی خود پرداخته و ضمن تایید حضور در وقایع 28 مرداد 32 به عنوان یکی از بازیگران اصلی، از اقدامات خود دفاع کرد.
کتاب خاطرات او که منبع دست اولی برای شناخت وی است چندین سال پیش به کوشش خانم هما سرشار انتشار یافت که تا مدتها از پرفروشترین آثار منتشره در ایران بود.
 وی در آخرین گفت و گوی خود برای که سهراب اخوان برای تهیه فیلم زندگی وی تهیه کرده است، می گوید: با آقای مصدق، مخالفت برنامه ریزی شده ای نداشتم.کارگردان این اثر ادعا می کند که او یک وفادار واقعی به شاه بود و در قلبش یک شاه وجود دارد به عنوان یک سمبول مملکتی و وقتی دید شاهش را دارند بیرون می کنند، خلقش تنگ شد!

** زندگینامه ی شعبان بی مخ

شعبان جعفری متولد ۱۳۰۰ در محله سنگلج تهران ميباشد.او پس از تحصيل در مدارسي چون عنصري، بصيرت و اسلام ، تحصيل را رها كرده و به ورزش باستاني روي می آورد.در سن ۱۵ سالگی به خاطر شرکت در يک نزاع به زندان می رود . در سال ۱۳۱۹ به نظام وظيفه فراخوانده می شود ليک با ورود متفقين به ايران در شهريور ۱۳۲۰ درهای پادگانها گشوده می شود .وی پس از چندی بهمراه حبيب بلوری در ميدان شاهپور باشگاه ورزشی آهن را راه اندازی می کند و درمسابقات قهرماني ورزشهاي باستاني كشور سال ۱۳۲۲ به قهرماني در رشتة كباده و چرخ دست می يابد.جعفري از سال ۱۳۲۶ در نمايش مردم به كارگرداني عبدالحسين نوشين در تئاتر فردوسي، و در حضور محمد ساعد مراغه ائی ( نخست وزير وقت ) اخلال ايجاد می کند و درنتيجه به لاهيجان تبعيد شد و بعد از يک سال به تهران باز می گردد . بعد از اين جريانات به هواداران کاشانی و نواب صفوی و گروه فدائيان اسلام می پيوندد که البته این ادعا از سوی گروه فداییان اسلام تکذیب شده است.
با شروع نخست وزيری دکتر محمدمصدق به هواداران او می پيوندد.
در ۱۴ آذر ۱۳۳۰ حزب توده بر عليه دکتر مصدق دست به تظاهرات در ميدان بهارستان تهران می زد . جعفری و دوستانش با به هم زدن تظاهران و حمله به دفتر روزنامه های مخالف مانند چلنگر، مردم، شورش، بدر و... حمله كرده و در حمايت از مصدق وارد عمل می شود.پس از آزاد شدن بار ديگر راه خود را در پيش گرفت، در جريان ۳۰ تير ۱۳۳۱ به فعاليت براي بازگرداندن دكتر مصدق بر مسند نخست‏ وزيري پرداخت. اما رفته از جبهه ملی فاصله می گيرد و به جمع مخالفان می پيوندد. در اين ميان شعبان به همکاری با حزب زحمتکشان به رهبری دکتر مظفر بقائی و خليل ملکی پرداخته در مينيگ های آنان شرکت می کند . در روز ۹ اسفند ۱۳۳۱ محمدرضا پهلوی اعلام می دارد که قصد خروج از ايران را دارد محمد مصدق به پيشوازمی رود . آقايان نوری و سيد محمد بهبهانی خود را برای انصراف سفر به دربار ميرساند و سيد ابوالقاسم کاشاني در خمايت دربار اعلاميه صادر ميکند .شعبان جعفری که به مخالفان پيوسته با جيپ بهداری ارتش به درب خانه مصدق می کوبد و تظاهرات کنندگان به داخل خانه وارد می شوند شهربانی وارد عمل می شود و شعبان جعفری و فضل اله زاهدی و سرهنگ رحيمی دستگيرمی شوند.در ظهر ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به حكم زاهدي از زندان آزاد شد و جريان هدايت گروهی به رهبری نوری و بهبهانی به همراهی - طيب حاج رضائی و حسين رمضون يخی- عباس کاووسی - محمد مسگر -اصغر استاد قلی خانی ( سسکی ) - قاسم گلوبندگی - ناصر حسن خانی ( معروف به ناصر جگرکی(  و تعدادی ديگر بعهده ميگيرد و از ميدان امين الدوله و گمرک شروع کرده از سبزه ميدان به طرف  بالا ( ؟ ) راه افتاده و با تخريب کيوسکها و عکسهای و دفتر روزنامه ها به سوی خانه دکتر مصدق می روند، شعبان جعفری (بی مخ) بهمراه حميد رضا پهلوی به وارد خانه مصدق می شوند ولی محمد مصدق از حياط پشتی به خانه دکتر معظمی رفته بود .دسته ديگرهم به رهبری خانم ملکه اعتضادی و رقيه آزادپور به همراه روسپيان شهرنو ( قلعه ) از ميدان گمرک راه افتادند و در خيابانهای شاه آباد - استامبول - نادری و سراسر خيابان شاه شعار می دادند و ميدان ارک به مابقی گروه ها پيوستند . کودتاگران هم رهبری ارتشبد فضل ا... زاهدی ، با کمک سرتيپ گيلانشاه و ۳۵ تانک و گارد ارتش مراکز مهم تهران را تحت کنترل گرفته و روانه مرکز بيسيم تهران( پيچ شمرون ) می شوند .اردشير زاهدی به اصفهان رفته با همراهی سرهنگ ضرغامی مقرر می شود در صورت شکست کودتا لشکر اصفهان وارد عمل شود . سپهبد تيمور بختيار هم يک تيپ به حمايت کودتا از لشکر کرمانشاه را به تهران می فرستد .   امير مختار کريمپور شيرازی مدير روزنامه شورش و از هواداران مصدق توسط جعفری دستگير و با کتف شکسته روانه زندان می شود .پس از كودتاي ۲۸ مرداد به تاجبخش شهرت يافت. پس از اين خدمت، بنابه پيشنهاد تيمسار زاهدي با شاه ملاقات كرد و زميني براي تاسيس باشگاه ورزشي به وي اهدا شد، در ضمن در همين ملاقات از شاه اجازه گرفت تا جمعيتي به نام جمعيت جوانان جانباز تشكيل دهد.در اسفند ۱۳۲۸، دكتر حسين فاطمي دستگير شده و شعبان جعفري با دستة خود به مقابل شهرباني رفته و زماني كه فاطمي از شهرباني خارج ميشد به وي حمله كرده و او را مورد ضرب و شتم قرار ميدهند.ساخت باشگاه جعفري سه سال طول كشيد و محمدرضا پهلوي خود آن را افتتاح كرد. مدتي نيز تيمور بختيار رياست افتخاري آن را برعهده داشت.در مراسم ۴ آبان ، هر سال جعفري به نمايش ورزشهاي باستاني در ورزشگاه امجديه، در مقابل شاه مي‏پرداخت. بسياري از مهمانان خارجي حكومت به باشگاه او دعوت مي‏شدند و در آنجا ورزش باستاني اجرا مي‏شد.در جريان وقايع ۱۵خرداد ۱۳۴۲، باشگاه جعفري آتش زده ميشود. جعفري نيز با جمعيت جوانان جانباز خود به تلافي در روز ۱۶خرداد به خيابانها می آيند. از طرف ديگر مراسم روضه‏ خواني در ماه محرم در تكية دباغخانه بود که ترتيب وی داده و آقايان کاشانی و فلسفی در آن حاضر می شوند  .
با آغاز انقلاب اسلامي، به ژاپن آلمان، اسرائيل، فرانسه، انگليس و تركيه رفته در تركيه با گروه ارتشبد آريانا به فعاليت می پردازد و در این اواخر صاحب يک چلوکبابی در شهر لوس انجلس می باشد .  

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» به نقل از یک منبع ملطع، گزارش داد: نامه هایی که طی روزهای اخیر خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی به نقل از جمعی از طلاب و علمای حوزه علمیه قم می رسد، پیش از انتشار به روئیت آیت الله مصباح یزدی رسیده است.بنابراین گزارش، اوایل ما گذشته جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم که هیچ هویت و نام و نشانی نیز از خود منتشر نکرده اند، در نامه ای که در یک نشریه مشهدی منتشر شد، انتقادات فراوان و شدیداللحنی از هاشمی رفسنجانی کردند.این منبع مطلع که از اعضای نشریه منتشر کننده نامه «جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم به هاشمی رفسنجانی» است، در تماس با خبرنگار «انتخاب»، با بیان این مطلب که «این نامه توسط برخی اعضای موسسه آموزشی وابسته به آیت الله مصباح یزدی نوشته شده»، گفت: پیش از انتشار این نامه در هفته نامه مذکور و ارسال به روزنامه ها، سایت ها و خبرگزاری های مختلف، متن این نامه به روئیت آیت الله مصباح یزدی رسیده و پس از تایید وی، منتشر شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 مشاور مطبوعاتي رييس‌جمهور با اشاره به نامه سخنگوي دولت به دادستان تهران مبني بر پي‌گرد حقوقي منابع انتشار اخبار كذب عليه دولت گفت: به نظر ما رفتارهاي غيراخلاقي مانند دروغ‌پراكني، هتاكي و ايراد افترا عليه دولت، نهادها و مقامات رسمي كشور به مثابه تزريق ويروس مهلك به فضاي آزاد در كشور است. «علي‌اكبر جوانفكر» در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار داشت: حفظ سلامت و امنيت فضاي آزاد در كشور مستلزم تعهد ملي و پايبندي اخلاقي و عملي همه افراد، مراجع، نهادها و دستگاههاي رسمي و غيررسمي كشور است و بيش از همه، دستگاه قضايي بايد مراقبت كند كه رفتار و گفتار غيرمسوولانه و غيراخلاقي به سلامت و امنيت فضاي كشور آسيب نزند. وي با بيان اين‌كه دولت نهم پيوسته بر اصول و مباني ارزشي و اسلامي و ترويج فرهنگ عدالت‌گستري، خدمتگزاري، مهرورزي، پاكدامني و سلامت نفس به ويژه در سطوح مديريتي كشور تأكيد مي‌كند، ادامه داد: بنابراين انصاف نيست كه برخي افراد، گروهها و رسانه‌هاي وابسته به برخي از احزاب و گروههاي سياسي قدرت‌طلب با توسل به توهين، ‌افترا و دروغ‌پراكني، فضاي آزاد كشور را مسموم كنند و عليه دولت خدمتگزار به تخريب، تضعيف و تشويش اذهان عمومي دست بزنند و دستگاه قضايي هم با بي‌تفاوتي نظاره‌گر آن باشد. مشاور مطبوعاتي رييس‌جمهور هم‌چنين گفت: به نظر ما رفتارهاي غيراخلاقي مانند دروغ‌پراكني، هتاكي و ايراد افترا عليه دولت، نهادها و مقامات رسمي كشور به مثابه تزريق ويروس مهلك به فضاي آزاد در كشور است و قاطعيت دستگاه قضايي در برخورد با عوامل اين تهديدات به منزله تضميني براي حفظ سلامت و اطمينان و آرامش رواني جامعه خواهد بود. جوانفكر در ادامه درباره تاسيس وبلاگ از سوي دكتر محمود احمدي‌نژاد، اظهار داشت: رييس‌جمهور نماد يك تفكر انقلابي است كه بعد از 27 سال، سر برآورده است و طيف وسيعي از مردم به ويژه جوانان، خواهان آشنايي هرچه بيشتر با اين تفكر هستند، ما معتقديم كه راه‌اندازي اين وبلاگ مي‌تواند نقش مؤثري در آشنايي جوانان با اين انديشه‌ها داشته باشد. مشاور مطبوعاتي رييس‌جمهور با بيان اين‌كه رييس‌جمهور وبلاگ‌نويس نشده است، گفت: وقتي اين وبلاگ ايجاد شد، عده‌اي مطرح كردند كه رييس‌جمهور وبلاگ‌نويس شده است كه برخورد خوبي نبود. رييس‌جمهور اين فرصت را ندارد كه وبلاگي داشته باشد و آن را اداره كند، بلكه اين وبلاگ ايجاد شده تا علاقه‌مندان با ديدگاههاي ايشان در عرصه‌هاي مختلف آشنا شوند و به نحوي به نياز اطلاعاتي موجود در اين زمينه پاسخ داده شود. وي افزود: با طراحي اين وبلاگ، فضايي ايجاد شده كه جوانان به صورت مستقل و مستقيم با ديدگاههاي رييس‌جمهور آشنا شوند و اطلاعاتي در اين زمينه كسب كنند. جوانفكر ادامه داد: مطالب اين وبلاگ مانند هر سايت اطلاع‌رساني هرچند روز يك بار به طور طبيعي، نو و به روز مي‌شود. وي در مورد حمله‌ي هكرهاي اسرائيلي به اين وبلاگ نيز گفت: طبيعي است كه دشمنان و بدخواهان نظام با توسل به هر وسيله‌اي مي‌خواهند اين زمينه فراهم نشود كه ديدگاههاي ناب به مردم منتقل شود و اثر خود را بگذارد كه اين اقدام نيز در اين راستا بوده است. مشاور مطبوعاتي رييس‌جمهور در ادامه گفت‌وگو با ايسنا درباره جمع‌آوري آنتن‌هاي ماهواره با بيان اين‌كه اين مسأله ارتباطي با حوزه‌ي كاري وي ندارد، گفت: طبق اعلام نيروي انتظامي، اين نيرو وارد هيچ خانه‌اي براي جمع‌آوري آنتن ماهواره نمي‌شود؛ مگر اين‌كه داراي شاكي خصوصي باشد و جرم مشهودي در اين زمينه واقع شده باشد، وگرنه با زور وارد خانه‌اي نمي‌شوند. وي در مورد آخرين وضعيت روزنامه‌ي ايران نيز با بيان اين‌كه جلسه‌ي دادگاه اين روزنامه در روز چهارشنبه برگزار شده، اظهار اميدواري كرد كه قاضي دادگاه به فعاليت مجدد روزنامه‌ي ايران رأي دهد تا بار ديگر شاهد بازگشت اين روزنامه به خانواده مطبوعات باشيم و ايران مانند گذشته، نقش اطلاع‌رساني خود را ايفا كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

انتخابات مجلس خبرگان رهبري 24 آذر در سراسر كشور برگزار خواهد شد. يك منبع نزديك به جامعه مدرسين گفته كه گنجاندن نام چند تن از شاگردان آيت الله مصباح در فهرست انتخاباتي اين تشكل با مخالفت مواجه شده و تنها نام آقاي مصباح در اين فهرست خواهد آمد. برخي روحانيون اصولگرا پيش از اين سعي داشتند با رايزني هايي، از ارائه چند فهرست انتخاباتي در جبهه اصولگرايان جلوگيري كنند. احتمال مي رفت با گنجانده شدن نام چند تن از نزديكان ايت الله مصباح در فهرست جامعه مدرسين، طرفداران اين استاد حوزه علميه قم از ارائه فهرست جداگانه اي خودداري كنند. هنوز معلوم نيست با مخالفت جامعه مدرسين با معرفي چند تن از شاگردان آيت الله مصباح، اين طيف سياسي و مذهبي فهرست جداگانه اي در انتخابات ارائه خواهد كرد يا خير. علاوه بر آيت الله مصباح يزدي، آيت الله هاشمي رفسنجاني نيز در فهرست انتخاباتي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت تهران حضور دارد. پيش بيني مي شود در صورت عدم اجماع در ميان اصولگرايان، انتخاباتي دو قطبي با محوريت اين دو روحاني شكل گيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

غلامحسین الهام» روز شنبه طی نامه‌ای از «قاضی مرتضوی» دادستان تهران، خواستار برخورد قانونی با «منابع منتشر‌ كننده‌ اخبار دروغين عليه دولت» شد. وی در این نامه به سرمقاله برخی نشریات و اخبار برخی سایت‌های اینترنتی در مورد عملکرد دولت اشاره کرده و ضمن انتقاد از سکوت دادستانی تهران در مورد این مطالب، رسما اعلام جرم نموده و خواستار تعقیب عاملان این امر شد. 
اما به نظر «شهریار مشیری»، نماینده مردم بندرعباس در مجلس هفتم، این اقدام دولت مانعی در برابر نقدهای سازنده پدید خواهد آورد. وی در گفت و گو با خبرنگار سیاسی آفتاب در مورد نامه سخنگوی دولت به دادستان تهران گفت: «به نظر من این کار باعث خواهد شد تا آنان هم که قصد انجام انتقادات سازنده را دارند منصرف و محدود شوند، ما نمی‌توانیم تمامی منتقدین دولت را متهم کنیم که از روی غرض و مرض این کار را انجام می‌دهند. باید توجه داشت که طیف عظیمی از منتقدین دولت را خود اصولگرایان تشکیل می‌دهند». 
مشیری با بیان اینکه «اکثر انتقادات به دولت از جانب اصولگرایان و به ویژه نمایندگان مجلس صورت می‌گیرد» گفت: «برای مثال می‌توان به انتقاد نسبت به امور اقتصادی، ضعف در دیپلماسی خارجی و عدم انتشار اخبار مربوط به مذاکرات هسته‌ای با دول خارجه، که نمایندگان همواره نسبت به آن معترض بوده‌اند که چرا باید اخبار آن را از طریق مطبوعات و رسانه‌ها پیگیری کنند اشاره کرد». 
این نماینده مجلس هفتم تصریح کرد: «به نظر من بهتر است دولت به جای شکایت کردن پاسخ شفافی به انتقادات بدهد که در این صورت افکار عمومی راضی و قانع خواهند شد. اما اگر این پاسخ شفاف به انتقادات داده نشود، شبهات ایجاد شده همچنان در اذهان عمومی باقی خواهد ماند». 
وی گفت: «البته برخورد با کسانی که به دولت اتهامات ناروایی می‌زنند باید در مورد تمامی دولت‌ها صورت پذیرد. مخصوصا اینکه هنگامی که یک دولت عوض شده و دولت دیگری جایگزین می‌شود، معمولا اتهامات شدیدی به آن وارد می‌شود اما دولت‌های قبلی هیچ‌گاه شکایت نکرده‌اند». 
مشیری با اشاره به ماجرایی که در محافل خبری و سیاسی کشور به عنوان تخریب چهره هاشمی رفسنجانی از آن یاد می‌شود خاطر نشان ساخت: «چه در مورد شخص آقای هاشمی و چه در مورد فرزندانشان تا چه حد اتهامات اثبات نشده وارد ساختند و با توزیع CD و انتشار در مطبوعات به ایشان حمله کردند؟ اما ایشان هیچ‌گاه شکایت نکردند و دستگاه قضایی هم ساکت باقی ماند». 
وی افزود: «در برابر این همه نشر اکاذیب در مورد دولت‌های قبلی، دستگاه قضایی همواره ساکت بوده، حال اگر قرار است رسیدگی به این اتهامات صورت گیرد بسیار خوب است که در مورد همه دولت‌ها، از دولت جناب موسوی گرفته تا آقایان هاشمی و خاتمی این بررسی و برخورد با اتهامات بی‌پایه صورت پذیرد». 
مشیری با اشاره بر لزوم برخورد یکسان با دولت‌های مختلف کشور گفت: «اگر به صورت عادلانه و منصفانه این رسیدگی در مورد تمامی دولت‌ها صورت گیرد هم مردم خوشحال خواهند شد و هم مجلس استقبال خواهد کرد. اما اگر به صورت یکجانبه و فقط در مورد این دولت انجام شود منصفانه نخواهد بود، چرا که دولت حاضر بر سر کار است و می‌تواند نسبت به این مسائل پاسخگو باشد اما دول قبلی این توانایی را ندارند. نباید اتهاماتی را که به دولت‌های پیشین وارد شد را فراموش کنیم و باید بررسی کنیم که چه کسانی این اتهامات را وارد می‌کردند و این شایعه‌ها را دامن می‌زدند». 
این نماینده مجلس در پایان خاطرنشان ساخت: «به هر حال من امیدورام که این امر مساله‌ای نباشد تا کسی دیگر جرأت انتقاد سازنده را هم نداشته باشد».

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمد خوش چهره ضمن انتقاد از این نامه این نامه گفت: «این سخنان به هیچ وجه سنجیده نیست و با منش و شعارهای دولت نیز همخوانی ندارد. حتی آن زمان که جناب احمدی‌نژاد در شهرداری نیز حضور داشتند شعار "انتقاد کنید جایزه بگیرید" را مطرح کردند و با همین شعار  مراسمی را هم برگزار کردند که البته من نمی‌دانم تا چه حد صوری و نمایشی بود». این نماینده مجلس هفتم با بیان این نکته که «ایجاد این فضا شایسته دولتی نیست که ادعای سعه‌ صدر دارد و حتی از دولت خاتمی که شعارش زنده باد مخالف من بود انتقاد می‌کرد» تصریح کرد: «این نامه باید در کمیسیون فرهنگی مجلس بررسی شود و در صورتی که صحت داشته باشد وظیفه کمیسیون فرهنگی مجلس است که با آن برخورد کند و از وقوع چنین اتفاقی که مخل فضای باز در کشور است جلوگیری کند

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شنيده شده كه هكرهاي اسرائيلي براي تعطيلي وبلاگ اينترنتي احمدي‌نژاد به آن حمله بردند. روزنامه السفير به نقل از روزنامه يديعوت آحارونوت چاپ فلسطين اشغالي گزارش داد، هكرهاي اسرائيلي توانستند به مدت 30 دقيقه وبلاگ احمدي‌نژاد را تعطيل كنند اما اين وبلاگ مجددا فعاليت خود را از سر گرفت. اين روزنامه نوشت: علت ديگر تعطيلي موقت اين وبلاگ، اقدام هزاران كاربر اسرائيلي به بازديد از اين وبلاگ بود كه موقتا آن را از كار انداخت

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

دادستان اخراجي سالهاي اول انقلاب مدعي شد رأس دولت برنامه خاص و جدي ندارد.سايت اينترنتي وابسته به شهردار تهران كه با گذشت زمان قابل توجهي از زمان آغاز به كار همچنان با بحران كاربر مواجه بوده و بدون اثرگذاري در فضاي رسانه اي و به مدد منابع مالي نامعلوم به حيات خود ادامه مي دهد گمانه زني پيرامون ترميم كابينه را به سوژه خبري خود تبديل كرده و به سراغ دادستان اخراجي انقلاب نيز رفته است.حسين موسوي تبريزي كه با اين سايت اينترنتي گفتگو مي كرد مدعي شد: فكر نمي كنم هيچ يك از كارگزاران دولت احمدي نژاد تمايل به اجراي برنامه‌هاي دولت را نداشته باشد، بلكه اين راس دولت است كه برنامه خاص و جدي ندارد.
وي كه گويا همچنان از اخراج خود از دادستاني انقلاب كه با دستور مستقيم حضرت امام (ره) صورت گرفت ناراضي به نظر رسيده و نسبت به هرگونه تغيير و تحول مديريتي حساسيت پيدا كرده است، همچنين افزود: اگر انتخاب از اول درست بود، در عرض يك سال دولت به اين نتيجه نمي رسيد كه دربدنه خود تغيير ايجاد كند و از اين رو من معتقدم كه مشكل دولت نهم با تغيير كارگزارانش حل نخواهد شد.موسوي تبريزي كه تاكنون تلاش هاي بي نتيجه زيادي براي ورود بانوان به مجلس خبرگان انجام داده است در اين زمينه گفت: اگر خانم ها چهره‌هاي مجتهد خود را به ما معرفي كنند ما هم آنها را در ليست مجمعين قرار خواهيم داد.گفتني است مسائل اخلاقي و ارتباط با عطيه اي در دفتر دادستاني! علت اصلي دستور امام (ره) در خصوص اخراج موسوي تبريزي از مقام دادستاني انقلاب بود كه با اين وجود كشف علت تلاش بي وقفه وي در زمينه ورود بانوان به مجلس خبرگان چندان دشوار به نظر نمي رسد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

امروزیک sms دریافت کردم، نوشته بود باشرکت در مراسم چهلم مادر نرگس، شوکت را ضایع کنیم. این اشاره به فراگیر بودن مخاطبان سریال نرگس است که میگویند از پر بیننده ترین سریالهای تلویزیونی است. اساسا سریالهایی که هرشب پخش میشود و موضوع دنباله داری است مورد استقبال خانواده ها قرار میگیرد وآن تنها حلقه وصلی میشود که معمولا همه ی اعضاء خانواده  در مورد دیدن آن کانال توافق میکنند. سریال نرگس بدلیل  آن که در فصل تابستان و بعد از مدتها تعطیلی سریالهای دنباله دارپخش میشود از شانس مخاطب بیشتری بر خورداراست. اما در چنین شرایطی که بیننده بخاطرکمبود فیلم وسریال تلویزیونی مجبور به دیدن این سریال است، دست اندرکاران باید تلاش کنند که از آفت همیشگی طول دادن های زیادی، کم سرعت بودن حوادث، تکراری وقابل پیش بینی شدن سکانسهای بعدی، ومواردی از ان قبیل که هم مخاطب وهم دست اندرکاران میدانند که شیوه پرداخت پول بر اساس دقیقه ی تولید، عامل این شکل ارائه کار است پرهیز نمایند. اگر نویسندگان و کارگردانان سریال نرگس که مخاطب فراوانی پیدا کره وجزئی از زندگی مردم شده است، این اعتماد وعلاقه را پاس دارند وبه مردم حرمت بگذارند، خودرا در دل وذهن جامعه محترم میکنند. به روان زنده یاد پوپک گلدره هم درود میفرستم

ابطحی

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

سخنگوي دولت در نامه‌اي به دادستان تهران با اشاره به آن‌چه آن را عدم پي‌گيري قانوني اكاذيب منتشره عليه دولت خوانده، از مدعي‌العموم، پي‌گيري قانوني «انبوه خبر‌هاي دروغين منتشره عليه دولت» از سوي مراجع مسوول را خواستار شده است.دكتر «غلامحسين الهام» در نامه خود به «سعيد مرتضوي» با بيان اين‌كه عاملان انتشار اين اخبار مجعول، ظاهرا مصونيت دارند كه هر نوع افترايي را به دولت نسبت داده و از ارايه هرگونه مستندي خودداري مي‌كنند، پي‌گيري قانوني موضوع از سوي مسوولان دستگاه قضايي و احقاق حق دولت را خواستار شده است.
متن اين نامه بدين شرح است:
جناب آقاي مرتضوي
دادستان محترم عمومي و انقلاب تهران
سلام عليكم
« آزادسازي پرشتاب پول از بودجه دولتي و انتقال آن به برخي از نقاط ...» « كمك‌هاي ابهام‌آميز مازاد بر نياز به موسسات غيردولتي، عقد قرارداد‌هاي صوري»، « خارج نمودن بخش قابل توجهي از بودجه از سيستم نظارتي ذيحسابي...» و نهايتا « هزينه براي مصارف انتخاباتي» تعابيري كه به اصطلاح در گزارش‌هاي پيوست ذكر شده است، مفهومي جز اختلاس يا تصرف غيرقانوني در وجوه دولتي دارد؟ و آيا بزهي بالاتر از اين دو متصور است؟
آيا حضرتعالي به عنوان دادستان مي‌توانيد نسبت به اين امور بي تفاوت باشيد؟
عاملان اعلام و نشر اين اخبار بايد مستندات و دلايل خود را به مراجع قضايي ارايه كنند و مراجع قضايي در خصوص اين جرايم بايد دقيق و قاطع موضوع را تعقيب كنند. دولت هيچ حقي در اغماض از « يك ريال » حيف و ميل و تصرف در اموال عمومي و دولتي ندارد و نسبت به آن پاسخگوست.
اما عاملان انتشار اين اخبار مجعول، ظاهرا مصونيت دارند كه هر نوع افترايي را به دولتي كه شعار و رفتار آن تنزه و پاكي است، وارد كنند. در روزنامه‌اي به راحتي سرمقاله نوشته مي‌شود و رييس‌جمهور كشور را كه در داخل و خارج كشور به پاكدامني و سلامت مالي شهره است، متهم مي‌كنند؟ و سايتي با انتشار اخبار جعلي، تمام دولت را تبهكار مالي معرفي مي‌كند؟ و دادستان معظم تهران لابد منتظر شكايت است!
اگر چنين است سخنگو و رييس شوراي اطلاع رساني دولت اعلام جرم مي‌كند و تقاضاي تعقيب عاملان افترا و نشر اكاذيب را طبق موازين شرعي و قانوني دارد.»

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

فرض كن به عنوان عرض حال نويس، در حجره ات نشسته اي و چشم به آمدن مشتري داري. مشتريهايي كه كم و بيش به هم شباهت دارند و وجه شباهت قريب به اتفاقشان، همين گرفتاريهاي زمانه است. اين را از عريضه هاي زيادي كه طي سالها نوشته اي، دانسته اي. به جز يكي دو تا مزاحم و بيكار هميشگي، همه آدمهايي كه پا به حجره ات مي گذارند، به نوعي گرفتارند و اصلا از جماعت بي درد، كسي سراغ دخمه ترا نمي گيرد. نگاهت از داخل حجره، به بيرون است كه يك آن، دخترك لاغر و گرفته اي كه فقط گردي صورت زردش، از زير چادر پيداست، در چهارچوب در ظاهر مي شود و نگاهت مي كند. اول حدس مي زني كه دنبال كس و كارش به آنجا آمده. اما وارد حجره كه مي شود، فكر مي كني يكي از اين متكديان سيار است و هر آن انتظار داري كه كاسه كوچكش را، از زير چادر در بياورد. مي خواهي دست به جيب كني كه دخترك، با ادبي معصومانه، به جنابعالي سلام مي كند و مي گويد: «براي نوشتن نامه مزاحمتان شده ام» از خيالاتي كه درباره اش كرده اي، ناراحت مي شوي و خودت را ملامت مي كني. از طرفي هم باورت نمي شود كه او واقعا براي عريضه آمده باشد، در طول سالهاي آزگار، اين اولين باري است كه كسي به سن و سال او، براي عرض حال پا به حجره ات مي گذارد. از دخترك مي خواهي روي چهار پايه بنشيند. با ترديد نگاهي به چهره غمگينش مي اندازي و مي پرسي: دخترم! براي دادگستري نامه مي خواهي؟ اما او با صدايي شكسته مي گويد: «براي رئيس جمهور مي خواهم نامه بنويسم؛ آقاي احمدي نژاد» شگفت زده مي پرسي: واقعا مي خواهي براي رئيس جمهور مملكت نامه بنويسي؟! نكند خانم معلمتان گفته براي آقاي دكتر احمدي نژاد انشاء بنويسيد؟ دخترك با لحن اعتراض گونه اي پاسخ مي دهد: «انشا چيه آقا! من از ايشان سوال دارم» تعجبت بيشتر مي شود. مي پرسي: پدرت كجاست؟ لااقل با بزرگترت مي آمدي.دخترك اين بار، مثل گياه نازكي كه باد سموم به او زده باشد، در خودش جمع مي شود و مي گويد: «پدرم چند روزي است گوشه اتاق نشسته و اصلا حوصله ندارد. پول عريضه را با خودم آورده ام. خواهش مي كنم.» ديگر چاره اي جز نوشتن نداري. كاغذ و قلم را پيش مي كشي و مي پرسي: حالا چه بنويسم دخترم؟ دخترك از روي شرم، سرش را پايين مي اندازد و مي گويد؛ بعد از سلام و دعا بنويس:
آقاي احمدي نژاد! ما يك خانواده پنج نفره هستيم و پدرم در يكي از كوره هاي آجرپزي كار مي كند. نمي خواهم سوءاستفاده كنم، ولي باباي من دو سال هم سابقه جبهه دارد. وقتي عكسهاي جبهه اش را نگاه مي كنم، مي بينم قيافه اش با الان خيلي فرق دارد. البته بيشتر به خاطر حال مادرم مي باشد. مادرم پنج سال است كه از يك بيماري سخت رنج مي برد و حتما بايد عمل بشود. پدرم با درآمدي كه دارد، از عهده اين كار بر نمي آيد و ناچار به بانكها مراجعه كرده است. ولي با شرايطي كه آنها اعلام مي كنند، موفق به گرفتن وام نمي شود. مبلغ مورد نياز ما زياد نيست. شايد بانكها حق دارند كه سختگيري كنند(!) فقط پانصد هزار تومان كه البته رئيس بانك مي گويد؛ پنج ميليون ريال. آنها اعلام كرده اند كه بايد مدارك پزشكي و تشخيص دكتر هم، ضميمه درخواست وام بشود. اما پدرم خجالت مي كشد و غيرتش قبول نمي كند كه راجع به بيماري مادرم، چيزي به نامحرم بگويد. چند شب پيش از شما شنيدم كه بعضي از افراد، وامهاي بزرگي چند سال قبل گرفته اند و مايل نيستند آن را برگردانند. به احتمال زياد، اين افراد نه خودشان مثل باباي من كارگر بودند و نه همسرانشان مثل مامان من مريض و بدحال. اگر هم خداي نكرده مريض باشند، نيازي به پانصد هزار تومان وام ندارند. البته از خدا مي خواهم كه همسرانشان مشكل مادر من را نداشته باشند. ولي به عنوان دخترتان مي خواهم بپرسم؛ چرا در مملكت ما مادر مريض من معطل پانصد هزار تومان وام از همان بانك هايي است كه ميلياردها تومانشان در جيب كساني است كه به اين راحتي خيال پرداخت كردن آن را ندارند. من اين نامه را براي كمك گرفتن از شما ننوشته ام. ولي از شما خواهش مي كنم؛ اسم و نشاني اين آقايان را برايم بنويسيد، تا سوالاتم را از خودشان بپرسم- خدا نگهدارتان».
منصور ايماني

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

 

عكاسان و تصويربردارن گروه اعزامي خبري از تهران كه در سفر استاني رئيس جمهوري به اردبيل، احمدي نژاد را همراهي مي‌كردند، در آخرين شب اقامت رئيس جمهوري در اردبيل و در ميهماني شامي كه به مناسيت ديدار روحانيون  استان اردبيل با رئيس جمهوري از سوي استانداري تدارك ديده شده بود ،عليرغم اينكه از سوي مسولان برگزاري و با هماهنگي براي پوشش خبر ي اين مراسم در محل ديدار حضور داشتند از سوي مسولان تشريفات نهاد رياست جمعوري به بهانه كمبود جا به بدترين شكل غير محترمانه از پاي سفره به بيرون هدايت شدند كه اين مساله با اعتراض نمايندگان رسانه‌هاي جمعي روبرو شد. اين چندمين برخورد ناشايست با خبرنگاران در حوزه خبري رياست جمهوري است و پيش از اين نيز بارها و به شيوه هاي مختلف خبرنگاران مورد بي احترامي و بي توجهي قرار گرفته‌اند.اين در حالي است كه وقتي مسولان با اعتراض روبرو شدند خواستار بازگشت خبرنگاران شدند تا پس از صرف شام مراسم را پوشش خبري دهند كه خبرنگاران به دليل اعتراض به اين شيوه برخورد به محل برگزاي مراسم نرفته و به محل اقامت خود بازگشتند.گفتني است خبرنگاران كه در سفرهاي استاني پا به پاي رئيس جمهوري و هيات همراه مسير طاقت فرساي سفر را براي پوشش خبري همراهي مي‌كنند برخي مواقع مورد بي احترامي و بي توجهي حفاظت و تشريفات رياست جمهوري قرار گرفته‌اند و هنوز هيچ كس مسول پيگيري اين شيوه برخورد كه بي شك مورد تاييد رئيس جمهوري نيز نيست، نمي‌باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

سینا شاید  به خاطر این نوشته با من درگیر بشه و حتی کار مان بالا بگیره  اما می نویسم چون باید بنویسم و بگم که چرا سینا دیگه به ما سر نمی زنه و حتی مسائل سیاسی رو هم رها کرده . به خدا  سینا خیلی پسر معتقد و آقائی باور کنیدتو این مدت که من می شناسمش حتی یک مورد هم بدی ندیدم این ها را از سر چابلوسی و این حرفا نمی زنم نه به خدا همه رفقا همین رو می گن هر کاری که می تونه برا دوستا می کنه خلاصه امروز زنگ زدم اول که گوشی رو برنداشت تا این که براش اس ام اس زدم که کار واجبی دارم باور کنید وقتی گوشی رو برداشت نشناختمش از بس صداش گرفته بود  فکر کنم گریه کرده بود  ازش پرسیدم چی شده هیچی نگفت تا اینکه یک دفعه ضد زیر گریه و جریان رو برام گفت .دوستان سینا به شکل خاصی با دختری آشنا می شه البته بگم دختره ساکن شهر دیگه است بعد مدتی رابطه احساسی بین این دو نفر شکل می گیره و سینا هم خانواده اش رو در جریان می زاره و البته یکی از بهترین دوستاش رو که من نمی شناسم خلاصه کار این قدر پیش می ره که حتی سینا دو بار می ره شهر این دختر خانم و با هم در حضور خواهر بزرگترش صحبت می کنن هم چیز خوب پیش می رفته در اگثر موضوعات با هم تفاهم داشتن و خدا وکیلی این دختر خانم هم طوری که سینا می گفت کم نزاشته حتی خیلی هم مراقب سینا بوده چون می دونید که این رفیق ما بیماری قلبی داشته که من این رو هم امروز متوجه شدم اما یک روز سینا بر سر یک موضوع کوچیک که براش پیش می یاد دوباره بیماری میگرنش حاد می شه و این رو هم به دختر خانم می گه اما با واکنش خوبی رو به رو می شه که خوشحال می شه و این خانم می گه خوب می شه و مهم نیست .شما راست می گید من هم از سینا پرسیدم اخه چه مرگته این دختر به این خوبی هم جوره پا اخه چته که گفت حسین نمی خوام این دختر زندگی خودش رو خراب کنه اخه من مریض هم قلبم هم این درد سرها اخه چرا راستی تحصیلات این خانم هم از سینا بیشتر و این رو هم بگم که اهل خانواده اصیل و معتقدی است سینا خان ما هم می زنه و به قول خودش این خانم رو با کارهاش و البته اخر کاری هم با حرف بسیار زشتی که می زنه که من هم از شنیدن این حرف بسیار ناراحت شدم  از خودش متنفر می کنه البته با کارهای سینا اون بنده خدا حق داره که بره به خدا خیلی هم تحمل کرده . سینا الان سه روز که داره فقط به خودش می پیچه از یک طرف درد سر هاش شروع شده و زیاد شده از طرفی هم نمی تونه این دوری رو تحمل کنه الان شما بگید این رفیق بی چاره ما چه کنه البته اگر شما هم خانم عزیز که سینا به شما خیلی بد کرده می دونم این مطلب رو می خونید راهی نشان بدید که این عزیز ما کمی ارام بشه چون اگر این طوری پیش بره خدا بخیر کنه

راستی من هم خدا اخر و عاقبتم رو بخیر کنه فقط خدا کنه سینا این حرفها رو نخونه می دونم که خودش نمی یاد به وبلاگ سر بزنه مگر کسی به اون بگه پس رفقا نگید خواهش می کنم نگید

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمود دعايي مديرمسوول روزنامه اطلاعات و از همراهان امام خميني در نجف اشرف در همايشي در مشهد به بيان خاطرات خود از امام پرداخته است.  دعايي كه از نزديكترين همراهان امام بوده در بيان خاطرات خود به طور مفصل به موضوع دكتر شريعتي پرداخته و در ضمن آن به نامه آيت الله مصباح يزدي درباره شريعتي و موضع امام خميني در اين باره اشاره كرده است. مديرمسوول روزنامه اطلاعات گفته است: «در جريان نگراني از شخصيت شريعتي افرادي از جمله آيت‌الله مصباح يزدي که از شاگردان عالم، فهميده و خوب امام و با يک سري تعصبات و متعهد و پايبند عميق نسبت به مباني بود، نامه‌اي نوشت . من حامل اين نامه بودم. در آن موقع امام تعبير ماندگاري کردند که اين بزرگوار به عالم و آدم بدبين هستند، ما در شرايطي نيستيم که نسبت به دانشگاهيان و روشنفكران با بدبيني نگاه کنيم.»

خاطرات دعايي را كه خبرگزاري دانشجويان به تفضيل مخابره كرده به اين شرح است.

دعايي با اشاره به روند آشنايي‌اش با حضرت امام خميني (ره) با بيان اين‌كه تصويب قانون کاپيتولاسيون آغاز دوره جديد مبارزه حضرت امام بود، گفت: عکس‌العمل جامعه پس از تبعيد امام (به تركيه) به انفجاري انجاميد که ترور نخست‌وزير وقت جزوي از آن بود. وي با بيان اين‌که پس از اين واقعه، رژيم شاهنشاهي براي آرامش جامعه حضرت امام را به نجف تبعيد كرد، گفت: رژيم شاه معتقد بود فعاليت سياسي امام در حوزه علميه نجف برتابيده نمي‌شود، اظهار داشت: رژيم شاه معتقد بود امام درنجف محدود به مرجعي مي‌شود که به حرم مي‌رود و زيارت مي‌کند و درسش را هم مي‌دهد. مديرمسوول روزنامه اطلاعات با اشاره به ورود حضرت امام به عراق گفت: امام در زمان عبدالرحمن عارف که از ناسيونالسيت‌هاي عرب و طرفدار جمال عبدالناصر بود وارد عراق شد و ايشان به عنوان شخصيتي که مي‌خواهد در عراق مقيم شود، مورد استقبال وزير مشاور در امور جوانان وقت عراق قرار گرفت، ولي امام استقبال را نپذيرفت. وي افزود: امام پس از ورود به کاظمين در مسافرخانه‌اي سکني گزيد و پس از زيارت عتبات عاليات به محل سکونت خود در نجف وارد شد.

نماينده ولي فقيه در موسسه اطلاعات هم‌چنين با اشاره به "زيارت دوره "امام در عتبات عاليات گفت: در اين سفرها امام مورد استقبال مردم قرار گرفتند. دعايي هم‌چنين با بيان اين‌كه حرکت سياسي خارج از کشور حضرت امام در نجف با تاکتيک مبارزاتي ايشان در نجف آغاز شد، به اقدامات ايادي شاه براي انزوا و برخورد با امام(ره) اشاره کرد . وي به مراجع تقليد عظام آيت‌الله حکيم، آيت‌الله خويي و آيت‌الله شاهرودي به عنوان مراجع مسلم آن دوره در نجف اشاره كرد و گفت: اين سه بزرگوار در يک مرتبه علمي قرار داشتند، به علاوه مراجع ديگري چون سيد عبدالله شيرازي که در رتبه بعد قرار مي‌گرفتند، بودند . دعايي با اشاره به رقابت ميان علاقه‌مندان و طرفداران اين مراجع گفت: اين طرفداران گشايش کانون جديد را به ضرر مرجع خود مي‌دانستند . دعايي که به عنوان نماينده حضرت امام و مقام معظم رهبري در روزنامه و موسسه اطلاعات و مدير مسول اين روزنامه فعاليت مي‌کند، اظهار داشت: يکي از روش‌هاي قابل توجه امام در اين دوره، گريزاني ايشان از مقام و نام و بيت‌پروري و کانون محوري بود و براي خود حريم خاصي ايجاد نکردند . وي با بيان اين‌که کانون‌هاي پيراموني در اين دوره اقدام به بروز احساسات کردند گفت: امام براي اينکه آنها را مطمئن کنند که داعيه‌ اينكه از جمله مراجع مطرح باشند و حضورشان براي علماي ديگر تنگي ايجاد کند، ندارند، از پذيرفتن درس به مدت شش ماه خودداري کردند و به جز تشرف به حرم، اقدام ديگري انجام نمي‌دادند. دعايي هم‌چنين گفت: يکي از کانون هايي که نشان دهنده اقبال به مراجع است، نماز جماعت بود که ايشان در سال‌هاي اول از برگزاري نماز جماعت هم به غير از در منزلشان خودداري کردند. وي با اشاره به شهريه پرداختي مراجع به طلاب نيز گفت: امام در يکسال اولي که در نجف بودند نه شهريه‌اي پرداخت کردند و نه نماز جماعتي خارج از منزل اقامه نمودند .

مديرمسوول روزنامه اطلاعات با بيان اين که کانونهاي علمي نجف از سطح بالاي علمي حضرت امام آگاهي داشتند، گفت: امام با تقاضاهاي حوزه نجف براي وارد شدن به تدريس اين امر را پذيرفتند و در حالي که در حوزه معقولات سرآمد بودند، براي اين که ويژگي علمي خود را به رخ ديگران نکشند، درسشان را با تدريس اصول شروع نکردند. دعايي افزود: ايشان در ابتداي درس اعلام کردند که اصرار ندارند کسي به درسش دعوت شود و کساني به عنوان علاقه‌مندانشان اقدام به تشويق و ترغيب براي حضور در درس ‌کنند. وي با اشاره به توصيه افرادي چون شهيد محمد باقر صدر به شاگردانش براي استفاده از درس حضرت امام گفت: يکي از شاگردان ايشان آيت الله سيدمحمود شاهرودي، رييس قوه قضاييه هستند که از ياران و شاگردان شهيد صدر بودند و به توصيه ايشان در درس امام شرکت کردند. وي آغاز درس امام را آغاز خروج امام از انزوا دانست و با اشاره به سنت غير حسنه‌اي که در نجف حاکم بود و بر اساس آن طلاب درجه بندي شده و بر اين اساس شهريه دريافت مي‌کردند، گفت: در اين دوره به طلاب ايراني و عراقي شهريه بيشتري نسبت به طلاب افغان، پاکستاني و تبتي داده مي‌شد و امام در اين دوره اعلام کردند به شرطي شهريه مي‌پردازند که به همه به يک ميزان پرداخت شود، پس از اين اقدام ديگران نيز ملزم به اين اقدام شدند.

مديرمسول روزنامه اطلاعات توطئه‌هاي رژيم شاهنشاهي در دو سال اول حضور امام در نجف را خنثي شده دانست و گفت: رژيم شاهنشاهي فكر مي‌كرد علماي نجف به رژيم شاه با عنوان پادشاهي کشوري شيعه نگاه مي‌کنند و اعتراض به اين پادشاهي را محدود شدن تنها حکومت شيعي مي‌دانند، در مقابل امام قرار مي‌گيرند، اما اين مساله رخ نداد. وي با اشاره به اقدامات دولت عراق براي در اختيار قرار دادن امکانات فعاليت‌هاي سياسي به مخالفان رژيم شاه گفت: تيرگي روابط رژيم شاه و رژيم عراق ، عراقي‌ها را بر آن داشت که به منظور فشار بر رژيم ايران، امکاناتي را در اختيار گروههاي ضد شاه چون جبهه ملي ، حزب توده و کنفدراسيون قرار دهند. دعايي به تيمور بختيار که موسس ساواک پس از 28 مرداد و خويشاوند همسر دوم شاه، ثريا، بود به عنوان يکي از گزينه‌هاي مورد توجه دولت عراق اشاره کرد و گفت:‌ يکي از گروه‌ها زير نظر تيمور بختيار که موسس ساواک بود، اداره مي‌شد که در آن زمان در لبنان زنداني بود، اما با وساطت عراق آزاد شد. بختيار با شناخت فعاليتهاي سياسي خارج از کشور به دنبال ملاقات با امام بود، ولي امام از اين ديدار خودداري کرد، در پي گله‌گذاري از امام درباره تبعيض قائل شدن بين وي و کليميان و مسيحيان با وساطت استاندار کربلا، بختيار موفق به ملاقات با امام شد، اما اين ديدار هيچ نتيجه‌اي براي بختيار نداشت. وي با اشاره به فرصتي که عراقي‌ها در راديو فارسي عراق به ايرانيها به منظور اقدامات ضد رژيم داده بودند، گفت: از طريق آقا مصطفي به من گفته شد که عراقي‌ها آماده‌اند وقتي را در راديو عراق به ما بدهند که از آن طريق بيانيه‌ها را بخوانيم، ايشان از اينکه تبعاتي از اين مساله شامل امام شود، نگران بود. وي افزود: در ابتدا بدون اطلاع امام تحت عنوان برنامه «نهضت روحانيت در ايران» روزانه 20 دقيقه برنامه در بخش راديو فارسي عراق داشتيم که البته در ايران با عکس‌العملهاي مثبتي مواجه شد، چرا که تريبوني براي ابزار نظرات پيدا کرده بوديم. دعايي با اشاره به اطلاع حضرت امام از اين موضوع گفت: ايشان پس از اطلاع از اين مساله خواستار ارائه فهرست برنامه‌هايي که اجرا شده بود، شدند و درباره بخشي از آنها تذکراتي اعلام کردند. ايشان اجتناب از دروغ‌گويي و ارائه تحليل‌هاي منطقي و با نزاکت و ارائه مطالبي که نشان دهنده بياني عصبي نباشد را از جمله مسائل مورد توجه براي ارائه در اين راديو خواندند. بعد از آن موفق به دريافت موج مستقل راديويي در بغداد شديم. وي در بخشي ديگري از سخنانش با اشاره به مصلحت ندانستن مبارزات مسلحانه از سوي حضرت امام گفت: جنبش حرکت چريک‌هاي فدايي خلق به عنوان گروه‌هاي مارکسيستي که سرخورده از فعاليت مارکسيستها بودند، مستقلا وارد ميدان شدند و عده‌اي نيز كه سرخورده از فعاليت‌هاي نهضت آزادي و روحانيت بودند، با يک حرکت جديد تحت عنوان مجاهدين خلق ايران، فعاليتشان را شروع کردند.

مديرمسوول روزنامه اطلاعات با اشاره به هسته اوليه سازمان مجاهدين خلق ايران گفت: اين حرکت در آغاز جديد و اميدوارکننده بود و آقاياني که آن زمان در زندان بودند و بسياري از شخصيت‌هاي فعلي نظام از آن دفاع کردند. وي از آيت‌الله طالقاني و آيت‌الله مطهري نام برد و افزود: ‌اين علاقه‌مندي به حرکت سرنوشت‌سازي بود که با اهداف اسلامي آغاز شده بود. دعايي در ادامه با اشاره به لو رفتن بخشي از اقدامات مجاهدين خلق در دوبي و عراق گفت: پس از اين موضوع از طريق مرحوم طالقاني به امام پيغامي فرستاده شد تا ايشان در اين خصوص اقدام کنند، اما امام بعد گفتند هر چه فکر کردم مصلحت نديدم از عراقي‌ها چيزي بخواهم. وي با بيان اين‌که پس از ختم اين مساله که با اقدام "سازمان الفتح" به پايان رسيد، سازمان به اين نتيجه رسيد که بايد با امام وارد بحث شود گفت: آنها در 15 جلسه که به صورت حضوري و مکاتبه‌اي آنجام شد به بيان نظراتشان پرداختند.

نماينده سابق مجلس با اشاره به جملاتي از حضرت امام گفت:‌ايشان گفتند در مسائل ايدئولوژيك آنها نکات مبهمي مي‌بينم که مساله معاد را آنطوري که ما قبول داريم، قبول ندارند . وي با اشاره به افزايش فشارها از سوي گروه‌هاي سياسي و روحانيون به امام براي حمايت از اين گروه گفت: حتي مرحوم رباني شيرازي در سخني اعلام کرد عدم حمايت شما به انزواي روحانيت منجر مي‌شود. دعايي در ادامه به انحرافاتي که در اين گروه ايجاد شد پرداخت و گفت: بعد از افشاي ماهيت اينها و سير طبيعي که شروع کرده بودند و به نتيجه قطعي رسيد، مرحوم مطهري گفت ما همه لغزيديم و گمراه شديم و اگر خداي ناکرده باعث مي‌شد که اين رکن رکين هم مي‌لغزيد، هيچ در جامعه نداشتيم که به آن تکيه کنيم، همه ما اشتباه کرديم ولي بزرگ ما اشتباه نکرد.

حجت‌الاسلام دعايي در بخش ديگر سخنانش با اشاره به «حرکت نو شريعتي» که متناسب با شرايط زمان آغاز شده بود، گفت:‌ براي اين که نظرات امام درباره شريعتي در جايي ثبت شود اين موضوعات را مي‌گويم. روزي خدمت امام بودم، ايشان فرمودند از تهران فردي هزينه پرداخت کرده و آمده، نظر من را نسبت به دو شخصيت عوض کند؛ کتاب حجاب مطهري را گذاشته و گفته اين کتاب جنوب تهران را بي‌حجاب کرده و اسلام‌شناسي شريعتي را نشان داده و گفته اين کتاب جوانان را از دين منحرف کرده است. وي افزود: نسبت به اسلام شناسي (مشهد) دکتر شريعتي، امام خواستار قسمت‌هايي که آن فرد معتقد بود باعث انحراف جوانان است، شده بودند و پس از آن گفته بودند برخي قول‌هاي شاذ و نادر هست، ولي اين قول‌هاي نادر باعث انحراف نمي‌شود. وي افزود:اين حرکت ابتدايي بود که امام در مورد شريعتي اظهار نظر کرد. دعايي با بيان اين‌که حضرت امام تمام آثار دکتر شريعتي را مطالعه کردند، گفت: ايشان در فرصت مغتنمي که در نجف بودند، ساعاتي را به مطالعات متفرقه اختصاص مي‌دادند.

مديرمسوول روزنامه اطلاعات ادامه داد: در جريان نگراني از شخصيت شريعتي افرادي از جمله آيت‌الله مصباح يزدي که از شاگردان عالم، فهميده و خوب امام و با يک سري تعصبات و متعهد و پايبند عميق نسبت به مباني بود، نامه‌اي نوشت . من حامل اين نامه بودم. در آن موقع امام تعبير ماندگاري کردند که اين بزرگوار به عالم و آدم بدبين هستند، ما در شرايطي نيستيم که نسبت به دانشگاهيان و روشنفكران با بدبيني نگاه کنيم. وي افزود: امام پاسخ آقاي مصباح را در سخنراني‌اي در نجف اشرف دادند و اعلام کردند توصيه‌ام به دوستان اين است که اگر يک وقت بنا شد تحولي در كشور صورت بگيرد و نظامي تاسيس شود، ما طلبه‌ها نمي‌توانيم اداره کنيم و طبيعتا بايد عناصر دانشگاهي باشند كه مسووليت ها را برعهده بگيرند، چرا اين عناصر را دور و فاصله ايجاد مي‌كنيد. دعايي ادامه داد: البته امام تذکراتي نيز درباره شريعتي و نظرات وي درباره علامه مجلسي و مباحثي پيرامون تشيع وي، داشتند، ولي بر نوعي وحدت بخشي نيز تاكيد داشتند. وي بارزترين عکس‌العمل حضرت امام را در قبال رحلت شريعتي خواند و گفت: رژيم شاه مي‌خواست با استقبال از پيکر شريعتي از ايشان سوءاستفاده کند، اما دوستان انجمن اسلامي دانشجويان در اروپا تصميم گرفتند پيکر ايشان را در دمشق به امانت بگذارند. دعايي با اشاره به سفرش به سوريه براي شرکت در مراسم خاکسپاري دكتر شريعتي گفت: قبل از سفر از امام اجازه گرفتم و گفتم اگر اجازه ندهيد نمي‌روم، ايشان گفتند شخصا برويد و از طرف من و يا گروه خاصي نباشد.

دعايي تاثر حضرت امام در قبال شنيدن خبر درگذشت شريعتي را اين گونه بازگو کرد که: امام فرمودند به سه دليل متاسفم ؛ يكي اينكه در دوران فعاليتهاي تبليغي و ارشادي ايشان عده‌اي توجه ايشان را به خودشان جلب كردند و درگيري با آنان، ايشان را مجبور به پاسخ دادن کرد، تاسف دوم اين است که ايشان خودشان را مجبور کردند در پاسخگويي به افرادي که در حاشيه صحبت‌هاي ايشان قرار داشتند و برخي روحانيون و بازاري‌ها بودند كه اي كاش ايشان توجهش به آنها جلب نمي‌شد و تاسف سوم امام از اين جهت بود که عمر ايشان کوتاه بود و توفيق اين را نيافتند که آن‌چه را احتياج به تجديد نظر داشت، تصحيح كنند. وي با بيان اين‌که حضرت امام درباره مرگ شريعتي کلمه فقدان را به کار بردند، گفت: ايشان چون مطمئن نبودند که شريعتي به شهادت رسيده است و از سوي ديگر اطمينان به مرگ طبيعي ايشان نداشتند، از كلمه فقدان استفاده کردند. وي با اشاره به انتشار کتب شريعتي با برجسته شدن نکاتي که نشان دهنده برخورد ايشان با روحانيت بود گفت: در دوره‌اي سعي شد وي به عنوان فردي ضدروحاني مطرح شود، در اين دوره امام به مسوول ارشاد وقت اعلام کردند از ترويج آثار اين‌چنيني جلوگيري شود و در مقطع ديگري که در اين باره آقايان خاتمي و معاديخواه، وزراي فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت مي‌توانستند در اين باره اظهار نظر کنند، تاکيد کردند مانع چاپ آثار شريعتي نشويد و به آثار مفيد ايشان اجازه ترجمه و انتشار دهيد. وي با اشاره به مراسم تجليل از شريعتي در بيروت گفت: امام موسي صدر در آنجا گفت جامعه لبنان جامعه‌اي مرکب از اقوام مختلف است که براي ترجمه برخي آثار شريعتي که در آن درباره شخصيت امام علي(ع) و امام حسين(ع) غلو شده است، دچار مشکل مي‌شويم و ناگزير از تعديل در ترجمه آثار ايشان هستيم، در صورتي که در ايران ايشان را سني و بي‌توجه به آرمان‌هاي تشيع مي‌شمارند.

مدير مسوول روزنامه اطلاعات در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به شرايط سختي که حضرت امام در دوران تبعيد در ترکيه داشتند، گفت: پس از ملحق شدن آقا مصطفي به امام، قدري از اين سختي مرتفع شد و با مباحثات علمي که امام با فرزندشان داشتند، قدري از آن فضا فاصله گرفتند . وي با بيان اينکه حضرت امام اصرار داشتند درسشان ساکت نباشد و سوال و طرح اشکال وجود داشته باشد، اظهار داشت: امام معتقد بودند مستشکل باعث رونق درس مي‌شود. دعايي در پاسخ به سوالي در باره ماندگارترين جمله از حضرت امام به لحظه‌اي اشاره کرد که امام(ره) از شهادت فرزندشان آقا مصطفي مطلع شدند و گفت: برخورد امام شکوهمندترين برخوردي بود که ايشان به عنوان انساني الهي انجام دادند . وي با بيان اينکه در اين زمان همه مضطرب بوديم افزود: امام لحظه‌اي که مطمئن شدند مصطفي را از دست داده‌اند، براي لحظه‌اي به انگشتان دستشان که بر روي زمين قرار داشت، خيره شدند و بعد از گذشت چند دقيقه با گفتن ذکر «لا حول ولا قوه الا باالله العلي العظيم» تمام علاقه‌اي را که نسبت به فرزندشان داشتند از دل بيرون برده و حب الهي را در دل جاي دادند . وي افزود: امام در اولين جلسه درس پس از فوت آقا مصطفي در حالي که به ستوني که معمولا وي به آن تكيه مي دادند، نگاه کردند و گفتند درگذشت مصطفي، لطف خفيه الهي بود.

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ با ارسال‌ نامه‌يي‌ به‌ شوراي‌ شهر، خواستار توضيح‌ شوراي‌ شهر و شهرداري‌ تهران‌ درخصوص‌ وجود 350 ميليارد تومان‌ هزينه‌ »فاقد« در بودجه‌ سال‌هاي‌ اخير اين‌ نهاد شد. هزينه‌هاي‌ »فاقد« در شهرداري‌ تهران‌ به‌ معني‌ مبالغي‌ است‌ كه‌ خارج‌ از بودجه‌ مصوب‌ شهرداري‌ هزينه‌ مي‌شود.
بحث‌ تخصيص هزينه‌هاي‌ فاقد و وجود احتمالي‌ 350 ميليارد تومان‌ هزينه‌ اينچنيني‌ و بدون‌ سند چندي‌ پيش‌ در خردادماه‌ توسط‌ يكي‌ از اعضاي‌ شوراي‌ شهر تهران‌ در جلسه‌ علني‌ اين‌ نهاد مطرح‌ شد.
نسبت‌ دادن‌ هزينه‌كرد اين‌ مبلغ‌ كلان‌ به‌ دوره‌ شهرداري‌ »محمود احمدي‌نژاد«، رييس‌ جمهوري‌ همزمان‌ با طرح‌ اين‌ مباحث‌ باعث‌ شد، نوك‌ تيز پيكان‌ انتقاد منتقدان‌ دولت‌ را نشانه‌ گيرد، اما دولت‌ با پيشه‌ كردن‌ سياست‌ سكوت‌ اين‌ بحث‌ را براي‌ مدتي‌ مسكوت‌ نگاه‌ داشت‌.
در اين‌ مدت‌ بحث‌ و مذاكره‌ ميان‌ اعضاي‌ مختلف‌ شوراي‌ اسلامي‌ و همچنين‌ نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ بر سر سنديت‌ هزينه‌ها و همچنين‌ زمان‌ خرج‌ اين‌ مبالغ‌ بالا گرفت‌ تا اينكه‌ در هفته‌ جاري‌ هيات‌ رييسه‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ با ارسال‌ نامه‌يي‌ به‌ مهندس‌ چمران‌ رييس‌ شوراي‌ شهر خواستار ارايه‌ اسناد و مدارك‌ مربوط‌ به‌ وجود 350 ميليارد تومان‌ »فاقد« در بودجه‌هاي‌ اين‌ نهاد شد. گفته‌ مي‌شود مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در اين‌ نامه‌ خواستار ارايه‌ جزييات‌ و نحوه‌ هزينه‌ اين‌ مبلغ‌، خارج‌ از بودجه‌ مصوب‌ شهرداري‌ تهران‌ شده‌ است‌.
پس‌ از مطرح‌ شدن‌ بحث‌ هزينه‌هاي‌ بدون‌ سند در دوره‌ شهرداري‌ احمدي‌نژاد، علي‌ سعيدلو، معاون‌ اجرايي‌ رييس‌ جمهوري‌ كه‌ در آن‌ دوره‌ معاونت‌ مالي‌ و اداري‌ شهرداري‌ را عهده‌دار بود، ادعاي‌ تخلف‌ ميلياردي‌ شهرداري‌ را كذب‌ خواند.
وي‌ صريحا اعلام‌ كرد: اين‌ ادعاها كذب‌ محض‌ است‌ و چه‌ در زمان‌ حضور آقاي‌ احمدي‌نژاد و چه‌ در زمان‌ سرپرستي‌ اين‌ جانب‌ در شهرداري‌ تهران‌ هيچ‌ هزينه‌يي‌ بطور غيرقانوني‌، غير مستند و خارج‌ از ضوابط‌ و محدوده‌ مسووليت‌هاي‌ شهرداري‌ انجام‌ نشده‌ است‌. وي‌ همان‌ زمان‌ مطالب‌ درج‌ شده‌ در مطبوعات‌ را سخنان‌ تحريف‌ شده‌ عضو شوراي‌ شهر عنوان‌ كرد و اظهار داشت‌: منظور اين‌ عضو محترم‌ شوراي‌ شهر تهران‌ از كلمه‌ »فاقد«، غيرقانوني‌ بودن‌ و يا فاقد سند بودن‌ هزينه‌هاي‌ انجام‌ شده‌ نبوده‌ است‌ بلكه‌ منظور وي‌ فاقد اعتبار بودن‌ اين‌ هزينه‌ها بوده‌ است‌. سعيدلو كه‌ به‌عنوان‌ ياور هميشگي‌ احمدي‌نژاد در بخش‌هاي‌ مختلف‌ شهرداري‌ و همچنين‌ دولت‌ بوده‌ است‌، با دفاع‌ از عملكرد وي‌ گفت‌: همه‌ فعاليت‌هاي‌ مالي‌ شهرداري‌ تهران‌ زيرنظر شوراي‌ اسلامي‌ شهر تهران‌ و ذي‌حسابي‌ منتخب‌ آن‌ شورا انجام‌ شده‌ و شوراي‌ شهر هم‌ هميشه‌ با ظرافت‌ و دقت‌ خاصي‌ بر اين‌ هزينه‌كردها نظارت‌ داشته‌ است‌ و در زمان‌ شهرداري‌ آقاي‌ احمدي‌نژاد حتي‌ يك‌ ريال‌ هم‌ هزينه‌ بدون‌ سند و بدون‌ استناد و اتكا به‌ قانون‌ وجود ندارد.
وي‌ همچنين‌ در جايي‌ ديگر بار ديگر به‌ دفاع‌ از عملكرد صورت‌ گرفته‌ در شهرداري‌ تهران‌ پرداخت‌ و گفت‌: بنده‌ به‌عنوان‌ معاون‌ اداري‌مالي‌ شهرداري‌ تهران‌ در زمان‌ آقاي‌ احمدي‌نژاد تمام‌ مسووليت‌هاي‌ مالي‌ شهرداري‌ تهران‌ را در آن‌ دوره‌ و طبعا در زمان‌ سرپرستي‌ خود برعهده‌ مي‌گيرم‌، زيرا ايشان‌ به‌ دليل‌ اعتمادي‌ كه‌ به‌ بنده‌ داشتند همه‌ امور را به‌ اين‌جانب‌ محول‌ كرده‌ بودند و مجددا تاكيد مي‌كنم‌ كه‌ هيچ‌گونه‌ عملكرد خلاف‌ ضابطه‌ و خارج‌ از نظارت‌ شوراي‌ شهر انجام‌ نشده‌ است‌.
اگرچه‌ برخي‌ ديگر از اعضاي‌ شوراي‌ شهر تهران‌ نيز برخلاف‌ ادعاي‌ مطرح‌ شده‌ از سوي‌ »حسن‌ بيادي‌«، عضو آبادگر شورا به‌ دفاع‌ از عملكرد شهرداري‌ تهران‌ در دوره‌ گذشته‌ پرداختند اما پافشاري‌ بيادي‌ و همچنين‌ برخي‌ از نمايندگان‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ در نهايت‌ منجر به‌ تشكيل‌ كميته‌ تحقيق‌ و تفحا و ارسال‌ نامه‌يي‌ براي‌ ارايه‌ مدارك‌ كامل‌ در اين‌ خصوص‌ از سوي‌ شوراي‌ شهر تهران‌ شد.
در اين‌ ميان‌ برخي‌ از اعضاي‌ شورا اعلام‌ كردند: 50 ميليارد تومان‌ از مجموعه‌ اين‌ هزينه‌هاي‌ »فاقد«، متعلق‌ به‌ پيش‌ از دوران‌ فعاليت‌ شوراي‌ شهر دوم‌ بوده‌ است‌ و 300 ميليارد تومان‌ آن‌ نيز سال‌هاي‌ 82 و 83 يعني‌ سال‌هاي‌ شهرداري‌ احمدي‌نژاد هزينه‌ شده‌ است‌.
پس‌ از انتشار اين‌ خبر، نمايندگان‌ مجلس‌ با تهيه‌ طرحي‌ خواهان‌ تحقيق‌ و تفحا از شهرداري‌ تهران‌ شدند و اين‌ پيگيري‌ منجر به‌ ارسال‌ نامه‌يي‌ به‌ شوراي‌ شهر تهران‌ شد تا چگونگي‌ هزينه‌كرد اين‌ مبلغ‌ خارج‌ از بودجه‌هاي‌ مصوب‌ شهرداري‌ مشخص شود

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

در حالی که موضوع سيصد ميليارد هزينه های بی سند شهرداری دوران محمود احمدی نژاد، بعد از گذشت سه ماه از افشای آن همچنان بی پاسخ مانده است، پرونده تازه ای روی ميز اعضای شورای شهر تهران قرار گرفته است. اين پرونده سئوالاتی را درباره دوازده ميليارد تومان پيش می آورد که در آستانه انتخابات رياست جمهوری گذشته، به بهانه پروژه (اکنون رها شده) مونوريل پرداخت شده، و در مقابل آن هيچ سندی در اختيار حسابرسان قرار نمی گيرد. گفته می شود اعضائی از انجمن شهر که تاکنون حاضر به هيچ نوع اظهار نظری در اين باره نبودند سرانجام پذيرفته اند که سئوالاتشان از مسوولان سابق شهرداری برای پاسخ گوئی درباره پروژه رها شده مونوريل که با وجود مخالفت شديد کارشناسان، با اصرار از سوی شهردار سابق تهران دنبال می شد، به جائی نرسيده و مديرانی که سال گذشته همزمان با آغاز به کار دولت جديد از شهرداری تهران رفته اند حاضر به قبول هيچ مسووليتی در اين باره نيستند. کارگزاران روزنامه وابسته به حزب کارگزاران سازندگی ، روز چهارشنبه در پاسخ به اظهار نظر يکی از اعضای شورای شهر که پروژه مونوريل و پرداخت های آن را مربوط به آخرين روزهای شهرداری غلامحسين کرباسچی دانسته بود، اين امر را تکذيب کرده و اعلام کرد که طرح مونوريل تهران در آن زمان مطرح و به دليل غيرعملی بودن رد شده است.

سابقه ماجرا

ماجرای مونوريل پائیز سال 82 بر می گردد که بحث بين عوامل شهرداری تهران – که مورد تائيد يکدست جناح راست و تندرو بودند – بر سر لزوم حل مشکل ترافيک تهران در گرفته بود و محمود احمدی نژاد در مقام شهردار تهران مخالفان خود را متهم کرد که در حالی که او راه حل ساده ای برای اين مشکل دارد در راه آن سنگ اندازی می کنند. و به اين ترتيب پروژه مونوريل به عنوان تک خال شهردار تهران روی ميزها قرار گرفت و گزارش ها و اظهار نظر کارشناسان مختلف در مورد نادرست بودن چنين پروژه ای برای تهران ناديده گرفته شد. مخالفت وزارت کشور که سرانجام به صورت مکتوب درآمد با پاسخ های درشت شورای شهر تهران که دولت خاتمی را متهم به سنگ اندازی در پروژه های مردمی می کرد مواجه شد و سرانجام، به درخواست وزير وقت کشور ديوان عدالت اداری فراخوانده شد تا درباره روايت شورای شهر تهران درباره اختيارات وزارت کشور در مورد پروژه های شهری اظهار نظر کند. سرانجام چند ماه مانده به انتخابات و در زمانی که آشکار شده بود که محمود احمدی نژاد قصد نامزدی در انتخابات رياست جمهوری را دارد، کلنگ اجرای مونوريل با وجود مخالفت وزارت کشور در غرب تهران به زمين زده شد و اعلام گرديد که يک شرکت خصوصی که دلايل انتخابش هرگز برای اعضای شورای شهر توضيح داده نشد مجری اين پروژه شده است. اما چند ماه بعد ماجرای مونوريل از سروصدا افتاد و هيچ فعاليت عملی هم صورت نگرفت، با انتخابات رياست جمهور و انتقال احمدی نژاد و مديران ارشد شهرداری تهران به رياست جمهوری، موضوع به فراموشی سپرده شد و تنها آن زمان بود که آشکار گرديد دوازده ميليارد تومان به عنوان مونوريل از خزانه شهرداری تهران خارج شده است. درحالی که محافل خبری در هفته های اخیر خبر از سهل انگاری هایی در پروژه موسوم به منوریل در تهران داده اند و کلیت این خبرها بدون بیان جزییات از سوی اعضای شورای شهر که آگاه به اطلاعات این پرونده هستند نیز مورد تایید قرار گرفته است، ادعاهاي تازه ای منتشر شده که سعی دارد سابقه اجرای این پروژه را به هشت سال پیش نسبت دهد اما مدیران وقت شهرداری این خبر را تکذیب می کنند. برخی محافل خبری روز گذشته با بیان این مطلب که قرارداد احداث منوریل به طول 4 کیلومتر میان شهردار منطقه 2 تهران و شرکت کنترل مکانیک در مسیر پارک تکنولوژی (بوستان گفت وگوی فعلی) به ارزش 12 میلیارد تومان منعقد شده است زمان عقد این قرارداد را ماه های پایانی فعالیت غلامحسین کرباسچی اعلام کرده و مدعي شده اند که اين پروژه به دلیل تغییر و تحولات مدیریتی در شهرداری تهران به فراموشی سپرده شده تا در سال 83 باردیگر اجرای آن در دستور کار قرار گرفته است. این در حالی است که مدیران وقت شهرداری عقد هرگونه قراردادی در آن مقطع زمانی را رد کردند.

موقع مناسب

در اوج فعاليت های انتخاباتی رياست جمهوری، خبرنگاری از مهدی چمران علت معطل ماندن پروژه پر سرو صدای مونوريل را پرسيد و وی در پاسخ گفت که کارشناسان شورای شهر مشغول بررسی امکان سنجی و پی آمدهای مثبت و منفی ناشی از اجرای اين پروژه هستند. خبرنگار وقتی به ياد وی آورد که سال گذشته چه ميزان استدلال از سوی شهرداری تهران وجود داشت که نشان می داد مونوريل تنها راه حل مشکل ترافيک تهران است و خواهد توانست سه ساله معضل ترافيک تهران را به نقطه تعادل برساند، پاسخ اين بود که به هر حال موضوع تحت بررسی است و انصرافی صورت نگرفته است. اما اينک آشکار شده است که توقف کارها به علت ديگری بوده است. جالب اين که در چهار ماه باقی مانده از شهرداری احمدی نژاد هيچ گونه اقدامی برای بازپس گرفتن و يا پی گيری دوازده ميليارد تومان پرداخت شده صورت نگرفته است. بعد از آن نيز کشمکش ها بر سر تعيين جانشين احمدی نژاد آغاز شد و در آن ميان يادی از مونوريل نشد به ويژه که مدير عامل شرکت خصوصی دريافت کننده دوازده ميليارد يکی از کسانی بود که نامش به عنوان نامزد يکی از وزارت خانه ها بر سر زبان افتاد. کارشناسان سياسی معتقدند که اين گونه پروژه ها و پرداخت ها علت اصلی مقاومت همفکران رييس جمهوری برای حفظ سنگر شورای شهر و ممانعت از ورود اصلاح طلبان در نوبت [از جمله مصطفی تاج زاده] به جمع اعضای شورا بوده است. با اين همه مانند مواردی ديگر که با گذشت زمان تضادهائی بين اعضای دومين دوره شورای شهر و دولت پيش آمد و زبان ها باز شد، در مورد مونوريل نيز از ابتدای کار محمد باقر قاليباف به عنوان شهردار، دو عضو شورای شهر خواستار آن شدند که شهرداری گزارش حسابرسی از پروژه مونوريل را به شورا ببرد. حتی نادر شريعتمداری رييس کميسيون حقوقی، برنامه و بودجه شورای شهر اعلام داشت که تخلفات گسترده ای در جريان پروژه مونوريل صورت گرفته که بايد شهرداری جزئیات آن را استخراج کرده و اعلام دارد. اما مقاومت مهدی چمران رييس شورای شهر تهران جالب بود که خود نيز در جريان کلنگ زدن مونوريل در ميدان صادقيه حضور داشت. وی بررسی مونوريل را به زمانی ديگر موکول کرد. با این همه محمد ابراهیم یاوری، مدیر عامل سازمان سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی شهرداری، اولين کسی بود که به صراحت از بروز تخلفات مالی در این پروژه خبر داد و اعلام کرد: سندی در این پرونده وجود ندارد که حسابرسی بتواند میزان کارهای انجام شده را محاسبه کند. بنابراین سندی وجود ندارد که بتوانیم براساس آن گزارش مالی را ارائه دهیم. یاوری همچنین درباره تکلیف سرمایه های هزینه شده مردم در این پروژه ،گفت: حسابرس درحال مشخص کردن این موضوع است اما هنوز نتوانسته به نتیجه ای برسد که پول های اخذ شده درحال حاضر کجاست. مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی با اشاره به اینکه پروژه منوریل از نظر فنی و اقتصادی مورد تائید نیست، می گوید: اسناد مالی وجود ندارد و افراد مسوول در این ماجرا نیز حاضر به ارائه اسناد و مدارک مالی نشده اند. افشای اين خبر تکان دهنده جای هيچ گفتگوئی باقی نمی گذارد که مقامات شهرداری سابق مرتکب عملی شده اند که گفته يک حقوقدان تخلف مالی کمترين صفت آن است و در مواردی با اتهام بسيار کوچک تر از اين افرادی دستگير و محاکمه شده اند. و احتمال داده می شود حملات شديد لفظی رييس جمهور به مخالفانی که چشم ديدن موفقيت های دولت را ندارند و در راه آن سنگ اندازی می کنند – بهانه ای که از دوران شهرداری احمدی نژاد، بار ها در زمان مطرح شدن سئوال ها بر زبان وی جاری می شود – برای دور کردن افراد از تحقيق بيش تر در باره مواردی از تخلف های مالی و قانونی در شهرداری تهران سابق تهران است.

تکذيب کرباسچی

در حالی که گروه های سياسی پرهيز دارند که قبل از اظهار نظر قضائی به اين گونه پرونده ها نزديک شوند، روزنامه کارگزاران اخيرا سخن غلامحسین کرباسچی را درج کرد که واکنش به شايعه ارتباط مونوريل با دوران شهرداري خود مي گفت:« هیچ قراردادی برای احداث منوریل در تهران بسته نشد چراکه مطالعاتی که ما در زمان خودمان در مورد انواع وسایل حمل و نقل عمومی با توجه به جمعیت تهران و شیب بندی زمین انجام دادیم نشان می داد بهترین گزینه، استفاده از خطوط مترو و خط ویژه اتوبوس یا اتوبوس های برقی در مسیر شرقی - غربی است و به همین دلیل پروژه ای به نام منوریل در آن مقطع زمانی هیچ گاه در دستور کار شهرداری نبوده است که قراردادی برای آن منعقد شود.» به نوشته کارگزاران ابوالفضل موسوی، شهردار منطقه 2 هم که گفته شده، قرارداد احداث منوریل در زمان او منعقد شده با رد این خبر تاکید کرد که شهرداری منطقه 2 در مدت زمان فعالیت در زمان مدیریت آقای کرباسچی، هیچ قراردادی برای احداث خطوط منوریل نداشته و تنها پیشنهادی در این باره طرح شده بود که این پیشنهاد پس از بررسی های اولیه رد شد. حالا بايد دريافت که سهامداران و مديران شرکت کنترل مکانيک در مسير پارک تکنولوژی [بوستان گفتگوی فعلی] چه کسانی بوده اند، تا بتوان مسير دوازده ميليارد تومان و محل هزينه آن را معلوم کرد. گرچه عده ای معتقدند وقتی موضوع سيصد ميليارد تومان هزينه بدون سند همان دوران بدون پاسخ مانده و سخنگویان به پاسخ هائی نظير " افراد از معنای فاقد سند بی خبرند" اکتفا می کنند، دوازده ميليارد در مقابل آن ارزش چندانی ندارد.

منبع روز

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

 باره عيب و نقص‌هاي نظام اطلاع رساني در ايران بارها هشدار داده‌ام و شايد تكرار آن ملال‌آور باشد، اما به نظرم اينك كار از عيب و نقص گذشته و تبديل به فاجعه شده است. من گمان ندارم كه سران يك كشور قادر باشند بدون يك نظام اطلاع رساني قابل اتكاء و قابل اعتماد تصميم درستي بگيرند. همينطور بر اين باور نيستم كه افكار عمومي مردمي كه از دستيابي به اطلاعات صحيح و دقيق محروم‌اند، به پشيزي بيارزد. بحث ما در ايران ديگر در باره ضرورت اظهار نظر امن و آزاد صاحبان انديشه و نظر و ارائه تحليل‌هاي انتقادي نيست، بحث بر سر اين است كه همين چند روزنامه مستقل اما تحت سانسور و فشار، حتي امكان چاپ خبري كه در سراسر عالم انتشار يافته است، ندارند. حكمرانان و رسانه‌هاي تحت امر آنها، فقط خواستار درج اخباري در روزنامه‌ها‌يند كه مضمون آنها طبق ميل‌شان باشد و به طرزي حيرت‌انگيز درج اخبار خلاف ميل خود را همسويي با دشمن تلقي مي‌كنند! شايد پذيرش اين نوع قضاوت براي برخي افراد غير قابل باور باشد، اما هر كس باور ندارد، نوع پوشش خبري مطبوعات ايران از جنگ اسراييل و حزب‌الله در جنوب لبنان را ملاحظه كند. در روزهاي نخست جنگ، روزنامه شرق از ورود ارتش اسراييل به خاك لبنان خبر داد. اين خبر ساده و معمولي، چنان خشم روزنامه كيهان را برانگيخت كه در نوشتاري همكاران شرقي خود را نسبت به درج هر خبري كه نشانه‌اي از ضعف حزب‌الله داشته باشد، هشدار داد و از تهديد هم فروگذار نكرد. از آن پس، اطلاع رساني مطبوعات ايران در باره جنگ لبنان نه فقط به طور كامل يك سويه شد، بلكه عملا به صورت بخشي از ماشين جنگ رواني جمهوري اسلامي عمل كرد. متاسفانه بخشي از حكمرانان ايران هنوز نمي‌دانند كه كارويژه رسانه‌اي با هدف اطلاع رساني با كارويژه رسانه‌اي با هدف جنگ رواني متفاوت است. يك مطبوعه مستقل هر چند كه ممكن است مدافع يك دولت يا يك گروه باشد، اما به لحاظ حرفه‌اي نبايد ابزار تبليغاتي آن دولت يا گروه باشد. جمهوري اسلامي اما همه رسانه‌هاي مستقل را هم در خدمت كارزار تبليغاتي خود مي‌خواهد و اجازه نمي‌دهد كه حداقلي از بي‌طرفي، آن هم نه در تحليل‌ها، بلكه در ارائه خبرها رعايت شود. در جنگ بين اسراييل و حزب‌الله، در واقع همه رسانه‌ها به نحوي تحت فشار قرار گرفتند كه اخبار خود را بر مبناي قدرت و عظمت حزب‌الله و ضعف و زبوني اسراييل تنظيم كنند، چنانكه گويي نتيجه جنگ در صفحه‌هاي كاعذي مطبوعات ايران تعيين مي‌شد و نه در جنوب لبنان! شگفت آنكه، رسانه‌هاي دولتي ايران براي اثبات ضعف و زبوني ارتش اسراييل در جريان جنگ و نشان دادن توان و شجاعت حزب‌الله به طور مرتب به نوشته‌هاي روزنامه‌هاي اسراييلي استناد مي‌كردند و پي در پي از هاآرتص، جروزالم پست، معاريو و يديوت آهارانوت كد مي‌آورند، اما يك بار از خود نپرسيدند كه چطور مطبوعات كشوري كه خود طرف مستقيم جنگ است، مي‌توانند بدون هر گونه هراس، سياست جنگي دولت خود را به باد حمله بگيرند و ضعف‌ها و شكست‌هاي آن را آشكار كنند، اما مطبوعات ايران فقط به دليل اتحاد جمهوري اسلامي با حزب‌الله، حتي از زدن تيتري در باره ورود ارتش اسراييل به خاك لبنان هم بايد محروم باشند! در واقع، من به حمايت رسانه‌هاي ايران از حزب‌الله، انتقاد ندارم، چرا كه اين حق به رسميت شناخته شده رسانه‌هاست كه از هر كه مي‌پسندند، دفاع و حمايت كنند. اما حمايت، چه ربطي به اطلاع رساني يك سويه و جهت‌گيري آشكار سياسي در ارائه اخبار و اطلاعات دارد؟ اگر يك رسانه، اخبار مورد علاقه خود را بزرگ و يا جعل كند و اخبار خلاف گرايش خود را يكسره ناديده بگيرد، ديگر چه بهره‌اي از اخلاق و حرفه اطلاع رساني برده است؟ در حالي كه در همه دنيا، رسانه‌ها وظيفه خود را در مرحله نخست، اطلاع رساني دقيق به مخاطبان خود، مجرد از مثبت يا منفي بودن محتواي خبر مي‌دانند، چرا در ايران خبرها بايد طبق ميل عده‌اي خاص ارائه شود؟ اين كار چه دليلي دارد؟ دليلش متاسفانه روشن است. گويا عده‌اي نه فقط علاقمندند كه به چشم ديگران خاكستر بپاشند، بلكه مايلند به خود نيز دروغ بگويند. كساني كه به خود نيز دروغ مي‌گويند، از روبرو شدن با واقعيت هراس دارند. چنين كساني در بزنگاههايي كه نياز به واقع بيني است از واقعيت فرار مي‌كنند و به توهم پناه مي‌برند. با توهم نمي‌توان تصميم درست گرفت، از اين رو بايد از آينده ايران زمين نگران بود.

منبع: روز

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

"ماهواره ها به تلویزیون می آیند" از شرق

اعراب بر دو راهي انتخاب؛ سرمقاله اعتمادملي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

سریال تلویزیونی نرگس مجموعه ای 90 قسمتی است که بیش از یک ماه است، هر شب از شبکه سه تلويزيون ايران پخش می شود. این سریال، ملودرامی خانوادگی است که يکی از پربیننده ترین مجموعه تلویزیونی سالهای اخير به شمار می رود. نرگس ساخته سیروس مقدم، داستان کشمکش خانواده ای ثروتمند با خانواده ای کم بضاعت بر سر ازدواج فرزندانشان است. شوکت پدر خانواده ثروتمند همچنان برای بازپس گرفتن پسرش می جنگد. نرگس پس از فوت پدر و مادر تنها حامی خواهرش نسرین است. نسرین پنهانی می کوشد که با پدر شوهرش شوکت، روابط دوستانه ای ایجاد کند تا از حمایت مالی او برخوردارشود. از سوی دیگر به موازات این ماجرا شاهد دلباختگی حسام به نرگس هستیم. حسام برادر دوست نرگس است که تازه متارکه کرده و پیش از این برای تحصیل در خارج از کشور زندگی می کرده است. در حال حاضر بهروز پسر شوکت در شرکت او کار می کند. این مساله شوکت را خشمگین کرده و اسباب آزار حسام را فراهم می کند. نقطه ضعف شوکت داشتن همسر دوم است. ماجرایی که شوکت از برملا شدن آن می ترسد. آنچه سریال نرگس را برای تماشاگران تا این حد جذاب کرده است، تنها پیگیری ماجرای یک ملودرام کلیشه ای نیست. بلکه حادثه ای تاثر برانگیز است که در روند تولید این مجموعه اتفاق افتاد. پوپک گلدره بازیگر نقش نرگس در اواسط ساخت این سریال در یک سانحه اتومبیل به کما رفت و پس از ماهها بستری بودن در بیمارستان جان باخت. ادامه نقش نرگس را ستاره اسکندری بازیگر تئاتر و تلویزیون ایفا کرده است. در سی و هفتمین قسمت این سریال مخاطبان به تماشای آخرین صحنه بازی پوپک گلدره نشستند. صحنه ای که با حرکت آهسته نشان داده شد. در ادامه ضمن پخش قسمتهای کوتاهی از مراسم خاکسپاری این بازیگر جوان، مصاحبه ای از خانواده گلدره، عوامل دست اندرکار ساخت این مجموعه و مردم پخش شد. به این ترتیب ضمن قدر دانی و بزرگداشت یاد پوپک، تماشاگران را برای پذیرفتن ایفای نقش نرگس توسط بازیگر جدید آماده کردند. واقعیت این است که ماجرای پوپک نه تنها تماشاگران بلکه حتی منتقدان را چنان متاثر ساخت که کمتر نقد واقع بینانه ای در ارتباط با این مجموعه نوشته شد. داستان این مجموعه یادآور ملودرامهایی با رنگ و بوی "فیلمفارسی" هايی است که به دستورالعمل های اخلاقی و مذهبی پس از انقلاب برای مردم، آمیخته شده است. شخصیت ها اغلب تک بعدی هستند. آدمهای خوب متدین هستند و لباسهای تیره، یا رنگهای ملایم و خنثی می پوشند. آدمهای بد نشانه ای از مذهبی بودن ندارند و لباسهایشان اغلب ترکیبی از رنگ قرمز و رنگهای تند و شاد دیگر است. در طراحی صحنه نیز مانند اغلب کارهای مقدم، کوشیده شده به مدد رنگهای تند و گرم، کسالت باری و کشداری صحنه ها جبران شود. در کادر بندی گاه شاهد خلاقیت کارگردان در دیدن برخی صحنه ها از زوایای خاص هستیم. مثلا در صحنه صبحانه خوردن، تازه عروس و داماد را از پس دو دریچه می بینیم که دوربین مدام بین آنها در رفت و آمد است. این صحنه را مانند بسیاری از صحنه های این سریال موسیقی ملایمی همراهی می کند. اما از مکث طولانی کارگردان بر روی چنین صحنه هایی کمتر به مفهوم خاصی در جهت پیشبرد ماجرا پی می بریم.

بازيگری

بازی بازیگران متناسب با توانايی و تجربه هر بازیگر از کیفیت متفاوتی برخوردار است. به عنوان مثال مهرانه مهین ترابی موفق شده نقش مادر بهروز را باور پذیر ارائه دهد. حسن پور شیرازی در نقش شوکت نیز لحظات درخشانی را آفریده است اما غلو آمیز بودن نقشش مانع از آن شده که به شخصیتی باور پذیر دست یابد. عاطفه نوری ایفاگر نقش نسرین پیش از این در سریال دوران سرکشی قابلیت بیشتری در بازیگری از خود بروز داده بود. اما پوپک گلدره علی رغم تک بعدی بودن نقشش کوشیده بود تا به مدد بازی هایش در سکوت به نقشش بعد و ژرفای بیشتری بدهد. در مجموع سریال تلویزیونی نرگس، علی رغم تمام کاستی هایش تاکنون با استقبال قابل توجهی از سوی تماشاگران تلویزیون رو به رو بوده است. این اولین مجموعه ای است که خارج از ساختار طنز، در قالب سریال های 90 قسمتی ساخته شده است.

شناسنامه:

نویسنده: مسعود بهبهانی

کارگردان: سیروس مقدم

تدوینگر: حسین غضنفری ، سودابه سعید نیا

مدیر تصویر برداری: امیر معقولی

صدابردار: مرتضی اصلان زاده

مدیر تولید: اصلان مرتضایی

طراح چهره پردازی: مهری شیرازی

بازیگران:

حسن پور شیرازی، مهرانه مهین ترابی، ستاره اسکندری، عاطفه نوری، پوراندخت مهیمن، زهره فکور صبور، مهدی سلوکی، زهرا امیر ابراهیمی، سپند امیر سلیمانی، علیرضا اشکان و... پوپک گلدره

تهیه شده در شبکه سه سیما

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

شیخ محمد تقی مصباح یزدی رییس یک موسسه آموزشی در قم با اشاره به هشت سال گذشته و با بیان این که «نباید به هر سیدی احترام گذاشت»، گفت: خب جعفر کذاب هم سید بود، مگر هر سیدی احترام دارد؟!به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، مصباح یزدی که در جمع اعضای دفاتر نظارت و بازرسی بر انتخابات ایلام سخنرانی می کرد و متن سخنانش در نشریه وابسته به وی منتشر شده است، گفت: هشت سال لااقل در گوشمان خواندند که باید به جوان ها بها داد، یعنی وسایل بی بند و باری برایشان فراهم کنیم، اگر هم کسی چیزی می گفت، می گفتند «این مخالف آزادی است»؛ حتی گفتند اگر دین با آزادی در تعارض است، دین حذف خواهد شد!وی ادامه داد: ملت نجیب ما این ها را شنیدند، ولی کوشیدند آرامش کشورشان را حفظ کنند و بهانه به دست دشمن ندهند.خانواده شهدا و متدینین نذرها کردند تا بالاخره ورق برگشت و زمینه ای فراهم شد که اگر بخواهیم تا حدودی می شود به وظایف شرعیمان عمل کنیم.مصباح یزدی به پیروزی دکتر احمدی نژاد اشاره کرد و گفت: نباید این فرصت طلایی را از دست بدهیم، باز هم شیاطینی در لباس روحانیت و غیر روحانیت یا لباس سیادت بیایند ما را فریب دهند.بسیاری از مردم ساده دل می گویند که ما از حضرت زهراء خجالت می کشیم به کس دیگری رای بدهیم، وقتی سید باشد اول به سید رای می دهیم.وی در پاسخ به «مردم ساده دل» گفت: خب جعفر کذاب هم سید بود، مگر هر سیدی احترام دارد؟!

نظراتی که در ادامه این خبر آمده هم جالب و خواندنی

 
واقعا متاسفم خاتمی هر چه بود اخلاق خوش و چهره رحمانی از دین را ارائه می داد به عنوان فردی مقید به دین هرگز حاضر نیستم از اسلام طالبانی و داغ و درفش تبعیت کنم خاتمی اشتباهاتی داشت که منجر به آن شد که آن اسلام رحمانی و چهره زیبای دین جای خود را به کسانی بدهد که جز چهره خشن از دین چیزی به مردم نشان ندادند اقتصاد ممکلکت هم همینک در وضعیت وخیمی است و در آستانه تحریم بین المللی است اگر بخواهم خاتمی را سرزنش کنم فقط برای این امر سرزنش می کنم که ملایمت بیش از حد شما باعث شد چنین وضعی برای مملکت پیش آید هر چند در همین امر هم خاتمی را نمی توان مقصر اصلی دانست. من هر چه در سیره پیامبر مطالعه کردم جز اخلاق خوش و چهره رحمانی چیزی از ایشان ندیدم حال کدامیک از این دو نفر به سیره پیامبر بیشتر عمل می کرد.
علی

1- در جامعه اي زندكي مي كنيم كه به قول سعدي عليه الرحمه سگ ها را باز كرده و سنكها را بسته اند . شيخ مصباح يزدي و امثالهم امروزه هر أنجه بكويند به مصداق سخنان ناب اسلام تلقي ميشود و اكر كسان ديكر احقاق حقوق اين ملت مظلوم و سرخورده از تاريخ را بنمايد به جرم اخلال در امنيت كشور به زندان مي افتند.
2- خاتمي با همه انتقاداتي كه داشت يك اثر جاودانه بر جاي كذارد و آن سعه صدر, روشن بيني ,اعتدال و أزاد انديشي بود. در يك كلام تحمل مخالف يكي از بزركترين جالشهاىي كه در جامعه ما وجود دارد را آموخت. و مي بينيم كه امروز جه اندازه محبوب ترشده است , زيرا با روش و منش خود درسي را به اين ملت داد كه در سالهاي سال حتي بعد از انقلاب مفهومي نداشت و آن عدم تحمل مخالفين بود. اين دارو دسته جديد سعي دارند تا به هر وسيله اي آثار اين روند را مخدوش كنند, در حاليكه خودشان روز بروز مضمحل تر از كذشته شده اند. كويي همين ديروز بود كه در كاريكاتوري او را به تمساح تشبيه كردند و بعد با داغ و درفش روزنامه و كايكاتوريست رابه سياهي كشندند كه به مذاق ایشان خوش نيامده بود. ولي نتيجه بي اعتباري اين دسته از لإقايان در جامعه همان است كه لإن روزنامه مي كفت و شايد هم شديد تر  
ابراهیمیان

اصل كلام گم شد آيا واقعا هر شخصي به صرف سيد بودن داراي احترام است؟ضمنا از كجاي اين كلام شما به خاتمي رسيديد؟ خاتمي و مصباح نه معصومند نه خالي از اشتباه.هر كس كار اجرايي بكند حتما اشتباه هم خواهد داشت .سايت انتخاب هم معلوم است كه دشمني ديرينه اي با مصباح دارد.خيلي از افراد هستند كه صحبت ها و حرفهاي عجيبتري مي زنند اما هيچ واكنشي از اين سايت ديده نمي شود.كاش كساني كه خيلي دلشان براي سيادت و سادات مي سوزد و رگهاي غيرتشان ورم كرده است يادي از روزنامه هاي دوم خردادي مي كردند كه در آنها هرچيزي كه فكرش را بكنيد به پيامبر و خاندان پيامبر بستند و يكي هم ككش نگزيد.....
سيد علي مصطفوي نيا

اولا:  آقای (سید) محمد خاتمی 8 سال ریاست جمهوری اش را در دوران رهبری (سید) علی خامنه ای رهبر معظم انقلاب و با تنفیذ ایشان سپری کرده است. بنا بر این آقای مصباح ندانسته (و چه بسا هم کاملا دانسته!!) با افاضات اخیر شان هر دو این سادات مکرم را زیر سئوال برده اند که البته با موج سازی هایی که چندی قبل برای تصدی گری مقام (رهبریت!!) توسط برخی شاگردان آقای مصباح می شد، بعید هم به نظر نمی رسد که حضرت ایشان هر دو سید (آقایان خاتمی و خامنه ای) را در این توهین مد نظر داشته باشند.
ثانیا: از آنجا که آگاه ترین افراد به سیره و افکار هرکسی اعضای خانواده و خلوتیان اویند،  دعوت سید حسن آقا خمینی از آقای خاتمی برای انتقال دفتر کارشان به جماران و همجواری بیت امام (پس از آنکه چندی پیش آقای احمدی نژاد عذر ایشان را خواستند) را چگونه باید توجیه کرد؟
آیا این دعوت که بدیهتا نشانگر عمق علاقه و نزدیکی فکری اهالی بیت مکرم امام (ره] با آقای خاتمی بود را باید همسویی فکری خانواده امام با یک جعفر کذاب ثانی (به تعبیر آقای مصباح) تلقی کرد؟!... و یا عناد آقای مصباح با نزدیک ترین افراد با اخلاق و سیره و دیدگاه های امام راحل(ره) و نیز سرسپردگان (سید) روح الله سفرکرده که در راس آنان مقام معظم رهبری قرار دارند؟!!
تقی نیشابوری

با سلام به انتخاب و گردانندگان محترم
با خواندن اظهارات حکیمانه حضرت استاد معظم آشیخ محمدتقی مصباح بیاد اولین چیزی که میافتم، توصیه های بزرگان دین به ادب، نزاکت، حلم،بردباری و رعایت نزاکت در کلام است. اگر حضرت ایشان نیم نگاهی به کلام ا...داشته باشند(که ظاهرا اشتغالات سیاسی و دنیاگردیهای لاینقطع مانع از آن شده!) بخوبی خواهند دید که در تمام متن کلام خدا ذره ای اهانت دیده نشده. اما بخوبی بخاطر دارم یکی از دلایل اقبال ستاد نماز جمعه و گردانندگان آن به ایشان در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی،روش هتک حرمت ایشان نسبت به خاتمی و جریان اصلاحات بود. ایشان در آن دوران هرچه خواستند گفتند و صد البته اظهارات ایشان مصداق توهین،افترا و تشویش اذهان عمومی و بلندگویی بیگانگان!!نبود تا از سوی قضات محترم و متشرع مورد تعقیب واقع شوند!
بهر تقدیر ایشان هرچه دلش خواسته و میخواسته گفته و میگوید و احدی هم جلودار ایشان و جناحشان نیست چون به آب کر وصل هستند و مصونیت تام و تمام دارند. معافیت و مصونیتی که حتی از قانون و عرف نیز بالاتر و برتر است!!!
ایشان و جناحشان بسیار بهتر است بجای فحاشی و لجن پراکنی علیه خاتمی که بحق در دوره خویش و هم اکنون مایه عزت،افتخار و سربلندی شیعه،ایران و تفکر پویای اسلام علوی است به اندیشه های متحجر و پوسیده خود و جناحشان نگاهی داشته باشند که یادآور اسلام طالبانی و اموی است. اگر نبود بی قانونی و هرج و مرج قضایی آیا ایشان فرصت آنرا می یافت تا اینگونه چندین سال فحاشی کرده و تهمت بزند و کسی هم یارای پاسخگویی به ایشان را نداشته باشد؟؟
بهتر است ایشان بخاطر داشته باشند که همه ما به معاد و قیامت و حساب و کتاب معتقدیم و چون در این دنیا دستمان از پاسخگویی به اظهارات ایشان بشکل علنی و از تریبونهای عمومی ممکن نیست شکایت ایشان را به جد همان سید برده و در پل صراط از ایشان دست نخواهیم کشید.
ما که معتقدیم به حساب کشی قیامت،انشاءا...که ایشان و همفکرانش نیز باشند!!!
سید رضا سمیع زاده

با سلام

اقاي مصباح و دارو دسته اش يادشان رفته كه خودشان فقط و فقط با استفاده از بيت المال و اموال دولتي ارتزاق ميكنند . ايشان به چه مناسبتي و با چه جايگاهي براي اعضاي هيات نظارت سخنراني ميكند ؟ با چه پولي به اين طرف و آن طرف و خارج از كشور سفر ميكند ؟ كچا كار كرده و درآمد و پس اندازي كرده است كه امروزه مفت مفت ميگردد و فحاشي ميكند ؟ آيا جز اين است كه از بيت المال استفاده ميكند ؟ ايشان فقط و فقط به فاشيسم اسلامي معتقد است نه دين اسلام . دنيا و مردم شريف ايران  دين ادعائي مصباح و امثال ايشان بيزارند . تبليغ فاشيسم ديني دردستور كار ايشان قرار دارد و براي همين هم با پول همين ملت براي همين ملت اينگونه ناسپاسي ميكند . سيد بزرگوار خاتمي بزرگوارتر از آن است كه با فحاشي امثال مصباح خدشه اي به شخصيت ايشان وارد شود .خدواند عمر با بركت به خاتمي عنايت كند و شر امثال مصباح را نيز به خودشان برساند.  
علی

 

وقتی آقای رفسنجانی میشوند آیه الله، علامه بزرگوار و فیلسوف دشمن شناس و عالم چشم منافق کورکن یعنی حضرت آیه الله مصباح یزدی درنظر تنگ نظران میشوند شیخ محمدتقی..!بنده تاکنون بارها دراینخصوص اظهارنظرکرده ام اما سایت شما جگرش را نداشت تا نظرات بنده رامنعکس کند . ملت ایران فراموش نکرده اند که حضرت اما م ملاکی جاودانی وهمیشگی برای شناخت نیات واهداف دشمنان بیرونی وجاده صاف کنهای داخلی به ما داده اند . وآن اینکه هروفت دیدید دشمن ازشما تعریف کرد بدانید اشتباه کردید وهروقت ازشما عصبانی بود بفهمید درست عمل نموده اید . سوال بنده این است وجه اشتراک صهیونیست ها وامریکائیها بابرخی مدعیان راه امام در دشمنی ونزاع چندین ساله با حضرت ایه الله مصباح چیست ؟ بنده پس ازمقام معظم رهبری شخصیتی را به اندازه ایشان قوی درهمه زمینه ها ندیده ام . ملت ایشان را دوست دارند و ازدشمنان وبدخواهان ایشان بیزارند . شما ها اگر حرف سرتان میشد این همه شکست های پیاپی نصیبتان نمیگشت . مطمئن باشید درانتخابات خبرگان هم ملت جواب رد به سینه شما و همفکران صهیونیستتان خواهند زد.
عامی آگاه

امید است کاربران محتر م حرف های ایشان را خیلی جدی نگیرند متاسفانه ایشان عادت دارند هر از چند گاهی با قصد قربت فضای دوستی و اخوت رادر این مملکت مسموم نمایند وبه نفع دشمنان اسلام و انقلاب که این روزها به خاطر پیروزی حزب الله لبنان به عزا نشسته اند متاسفانه ایشان در چنین حال وهوایی باز نغمه دیگری سازکرده اند و قصد دارند دشمنان را شاد کنند.
به حال انتخابات مجلس خبرگان هم نزدیک است وشاید آن جناب فکر می کنند برای پیروزی بر حریفان باید به چنین شیوه ناپسندی متوسل شوند ؟ ااااا زهی خیال باطل .
سید حسین موسوی

آقای مصباح چه زشت و شنیعانه خاتمی را مورد هدف قرار می دهد (جعفر کذاب!!) معلوم است که منظورشان خاتمی است چون در این دوره هیچکدام از کاندیداها سید نبودند... کذاب کسانی هستند که در زمان طاغوت یکروز سابقه زندانی شدن و در زمان جنگ یک روز سابقه جبهه رفتن ندارند اما امروز چنان کاسه داغتر از آش شده اند که پیش کسوتان قیام و مبارزه را بیشرمانه مورد هجمه قرار داده اند.... کذاب کسانی هستند که بعد از 8 سال تخریب و تهمت بی وقفه به کارگزارن نظام جمهوری اسلامی هنوز آتش کینه شان فروکش نکرده و خود را تنها وارثان اسلامی معرفی میکنند که جز خشونت و جزم اندیشی محصولی ندارد و...

ببین اب  دارد چقدر سر بالا می رود . خداوندا آیا داد ما گوش شنوایی خواهد یافت ؟ در همین یک سالی که آقای احمدی اداره امور کشور را به دست گرفته چنان روزگار مردم به تیرگی گراییده که به گمانم در تمامی سالهای پس از انقلاب بی سابقه باشد و انگاه خودشان می فرمایند چنان نرخ تورم را پایین اورده اند که در چهل سال گذشته بی سابقه است ؟ می خواهم از وجدانهای بیدار بپرسم آیا خاتمی اطلاعات نادرست را چنین بی پروا به مردم ارائه می کرد؟ مطمئن باشید که خیر . می دانید چرا ؟ چون ان بنده خدا اگر اولاد پیامبر هم نبود / بر خلاف بعضی ها / باز به خود اجازه نمی داد با فریبکاری و عوام فریبی به ارزوهای بزرگ خود برسد . یا رب  این نودولتان را بر خر خودشان نشان . آمین یا رب العالمین .

جل الخالق !فتواي جديد آقاي مصباح!
هنوز ده روز از تمجيد و تملق شاگردانش نمي گذرد .آقاي مصباح خوب ميدانند كه ترفند قبلي سازگار نبود پس خواستنددست بكار شده و اين گونه با حمله به ديگران بخصوص آقاي هاشمي و خاتمي شايد!!!! جايي براي خود باز كنند .آقاي مصباح سوءاستفاده از اعتقادات مردم ساده دل  و به سوال كشيدن آن كار اخلاقي نيست . من در دانشگاه با وجود رشته نامرتبط چند واحد اخلاق پاس كرده ام .حتما شما در حوضه بمراتب بيشتر از ان را گذرانده ايد.آقاي خاتمي با بيست ميليون راي انتخاب شد حتي اگر شركت ايشان در انتخابات نهم از نظر قانوني امكان داشت مطمئنا راي بيشتري از آقاي احمدي نژاد مي آورد.آقاي هاشمي نيز از مسئولين تراز اول و هدايتگر كشور در دوران حساس و نفس گير جنگ بود،چگونه اينها را ناديده ميگيريد.مسئله ديگر اينكه شما بر خلاف آنچه مي پندارين با اين كارها محبوبيت آقايان هاشمي و خاتمي را زيادتر ميكنيد اول بگذاريد دولت شما به اندازه 20% دولتهاي قبلي كار كند سپس به آنها حمله كنيد .نكته آخر اينكه در شرايط امروزي جامعه ايران اكثريت قريب به اتفاق خانواده ها هر چند ساده دل و عوام ، فرزند دانشجويي دارند تا واقعيات مسائل را براي خانواده روشن كند.
اين ره كه تو ميروي به تركستان است!!!!
با تشكر از تبريز
ليلا

 

بنام خدا
گاهگاهي مصباح يزدي مثالهائي مياورد كه كاملاصحيح است كه من بان اضافه ميكنم سيد هائي در جامعه هستند كه هيچ كاره و مسئوليتي ندارند بنابراين در كل بايد دروغگوها وكذابيني كه دروغ روزانه تحويل ملت ميدهند مثل مسئولان مملكت زير سئوال بروند كه ضربه به اسلام ميزنند مثل احمدي نژاد كه هرشهري ميرود همه بيكاران شاغل ميشوند يعني در بيست شهر بيكار نخواهيم داشت!!جز گيلان وچند استان ديگر!!كه مرا به ياد شعار مردم شهر خمام  حومه انزلي در سفر رفسنجاني به گيلان مياندازد كه سبز بود احتياجي به كمك نداشت چون به شهر خمام نرفت مردم شعار خود را عوض كردند دسته گل محمدي   به ك.. ما نيامدي.الله لا يحب الكاذبين كه ميتواند خميني يا خامنه اي يا هركس ديگر باشد    ومژده و بشارت خدا به كسانيكه صادقند وجز حق چيزي نميگويند يا نمينويسند.تابعد  
یوسف

 

من نميدانم اگر امام خميني (ره) نبود و اگر امام مردم را به قيام و مبارزه دعوت نميكرد و انقلاب نميشد و دولت جمهوري اسلامي تشكيل نميشد و آقاي مصباح را عضو جامعه مدرسين حوزه نميكردند و تشكيلاتي از بيت المال و از صدقه سر زحمات امام خميني و به نام مبارك ايشان نبود ، اين شيخ بي ادب الان چه كسي را مدح ميكرد و چه كسي را ذم ؟ يادمان نرفته كه ايشان نه اعلاميه اي را امضا فرموده اند و نه زنداني رفته اند و فقط از قبل زحمت ديگران براي خود دكون و دستگاهي راه انداخته اند تا به بقيه فحش و ناسزا بگويند .من از خاتمي خوشم نمي آيد اما دليل نميشود به ايشان نا سزا بگويم و مطمئنم آقاي خاتمي قضاوت را به مردم فهيم و كيفر را خداوند متعال واگذار خواهند كرد .
آقاي مصباح جهت اطلاع شما عرض ميكنم كه در دولت آقاي احمدي نژاد شوهر خواهر معاون اولش آقاي داودي كه ايشان نيز از مريدان شماست به مدير عاملي پست بانك منصوب شده است و هنوز هشت ماه از انتصابش نگذشته كه منزل 300 مليوني تهيه كرده است چشم و گوشتان را باز كنيد تا ببينيد اطرافيانتان چه ها ميكنند و آنوقت دهان باز كرده و حرفهاي نسنجيده بيرون بريزيد .
امير ميانجي

 

عرض سلام و ادب و احترام
اتفاقا ایشان اینبار تذکر بجایی دادند ولی چون ایشان سید نیستند به سید ها اینبار گیر دادند.خب خدمت ایشان و همه پیروان صادق ایشان مثل برادرانی که درس خود را در مراسم 15 خرداد امسال در قم به نیکی پس دادند .و حضراتی که با اتصال به بدنه دولت و از مقام همسری .....از عمل ناشایست آنان دفاع جانانه کردند .عرض کنم که همانطور که نباید به هر سیدی اعتماد کرد.همینطور نباید به هر شیخ و معممی اعتماد کرد .چون طبق روایات معتبر شیعه اولین گروهی که مورد مذمت و برخورد شدید آن امام عزیز تر از جان قرار می گیرند ،گروهی هستند روحانی و معمم دین .پس هواس همه عزیزان باشد که پشت کدام روحانی قرار دارند .که خدای نکرده جزو آن گروهقرار نگیرند .انشالله
جانم فدای رهبر.مرگ بر اسرائیل
ممنون از سایت وزین انتخاب
جانباز دفاع مقدس

بنده با تمام نقاط قوت و ضعفي كه سراغ دارم از طرفداران آقاي احمدي نژاد مي باشم.و به همين سبك و سياق نيز بعنوان عضو كوچك اين جامعه طرفدار آقاي خاتمي بوده و هستم. اما آنچه كه موجب مخدوش شدن چهره اين دو رييس جمهور در بين مردم شده و ميشود. غير از اعمال مخالفين. متاسفانه اعمال و توقعات جاهلانه و زياد خواهانه برخي به اصطلاح عاشقان سينه چاك بودكه؛  آن يكي رااعمال و تفكرات فرااصلاحي و بلكه بنيان برافكن و غربي محض انتظار داشتند و نسبت
ميدادند و ميخواستند. و اين يكي را امثال اين شيخ فرستاده خدا و اعمال معجزه آسا نسبت ميدهد و طلب ميكند.
گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد
گو تو خوش باش كه ما گوش به نادان نكنيم.
ناصر افشار    

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

معاون نخست وزير انگليس در ديدار خصوصی با نمايندگان مسلمان مجلس دولت بوش را کثافت و آشغالي بر سر راه فرآيند صلح ناميد و پس از آنكه حاضران به اين اظهار نظر خنديدند، وي به يكي از مسوولان حاضر در جلسه گفت كه اين مطلب در صورتجلسه ذكر نشود. پرسكات دولت بوش را را دولتی «چرند» و بوش را گاوچراني با كلاه كابويي بر سر خطاب كرده بود كه خنده حضار را بر انگيخت.وی همچنین گفت، به اين دليل از جنگ عراق حمايت كرد كه وعده داده شده بود تهاجم به عراق به حل بن بست در نقشه راه خاورميانه كمك مي‌كند.پرسكات كه گفته مي شود از تهاجم رژيم صهيونيستي به لبنان بسيار نگران بوده و در يكي از جلسات كابينه نيز از سياست خارجي بلر در مورد خاورميانه به شدت انتقاد كرده، در اين جلسه دولت بوش را دولتي «چرند» خواند. وي همچنين بوش را يك رئيس جمهور گاوچران توصيف كرداین در حالی است که پرسكات در اعلاميه اي گفت : اين گزارشي غير دقيق از يك مكالمه خصوصي است و نظر من نيست.سخنگوي او نيز گفت ما هرگز درباره مكالمات خصوصي و جلسات خصوصي اظهار نظر نمي كنيم.

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

بیش از پنجاه درصد جمعیت 6 میلیارد و 600 میلیونی نفری جهان با فقر دست و پنجه نرم می کنند وبیش از هشتاد درصد ازجمعیت فقیر جهان در قاره های افریقا و آسیا و امریکا ساکن می باشند و با نگاه به تاریخچه این سه قاره در خواهیم یافت که کار و تلاش و زندگی از ابتدای خلقت انسان در این سه قاره کهن وجود داشته است کشف تمدن چندین هزار ساله در کشور پرو از قاره امریکا و وجود اثار تمدن در کشورهای مصر و اتیوپی و چین و ایران همه شواهدی است در تایید این نظریه که مردمان این سه قاره  دارای تاریخی کهن همراه با کار و تلاش بوده است و هیچگاه در پی تجاوز و تصرف خاک دیگر کشورها و استثعمار و استعمار مردمان دیگر نبوده اند. اما اروپاییان و ایالات متحده امریکا با تجاوز و تصرف خاک اغلب کشورهای این سه قاره مردمان ان را به استثعمارو استعمار بردند.
در قاره افریقا برده داری را رواج دادند و با انتقال مردم افریقا به کشورهای خود و خرید وفروش انسان را به عنوان برده به یک تجارت با سود کلان تبدیل کردند و در چین و هند مردم را  به بیگاری و یا کار با حقوقی ناچیز وادار کردند و بر منابع ملی و ذخایر زیرزمینی این ملت ها خیمه زدند و تا پنجاه سال پیش به چپاول ذخایر و منابع ملی این کشورها مشغول بودند که نمونه آن صنعت نفت ایران بود که برای ملی شدن و واگذار شدن حقوق و منافع ان به ملت ایران نخست وزیر وقت مرحوم زنده یاد دکتر محمد مصدق باید برای دفاع از این حق مسلم ملت به دادگاه بین المللی لاهه شکایت می برد و یا اینکه ملت هند باید برای دفاع از تولیدات خود به جنگ با سربازان انگلیسی می پرداخت و در افریقای جنوبی آپارتاید سیاسی با حمایت همه جانبه دولت بریتانیا از سفید پوستان  و نادیده گرفتن حق سیاه پوستان وجود داشت .
کشورهایی که امروز مدعی دمکراسی و تمدن هستند در روزگاری نه چندان دور به چپاول و تجاوز به حقوق ملت های جهان مشغول بودند و امروز می خواهند دمکراسی و عدالت را در جهان گسترش دهند جهانی که زخم های کهنه و عمیقی را  به علت عملکرد این کشورها بر تمامی اندام خود دارد.
آیا براستی جهان امروز از نبود دمکراسی رنج می برد و یا از وجود فقر و تنگدستی نیمی از ساکنان خود؟ایا کودکانی که به علت وجود فقر قادر نیستند به مدرسه بروند و درس بخوانند و نوجوانانی که در ابتدای راه به علت وجود فقر از تحصیل باز می مانند چگونه می خواهند دمکراسی را تعریف کنند. ایا می توان برای مردم افریقا که هر روز تعدادی از کودکان خود را به علت کمبود اذوقه و مواد غذایی و شیر از دست می دهند دمکراسی را تعریف کرد؟ ایا می توان برای مردم مصیبت عراق که هر روز شاهد کشته شدن دهها نفر از فرزندان خود هستند دمکراسی را تعریف کرد. آیا دمکراسی برای مردمی که نیازشان نان شب است معنا و مفهومی دارد؟
از سال 1988 تا اگوست 2006 سازمان ملل متحد بیش از 1134 قطعنامه صادر کرده است و باید از سازمان ملل متحد سوال کرد چه تعداد از قطعنامه های صادره در جهت رفع تبعیض نزادی و از بین بردن و یا کاهش فقر و تنگدستی در جهان بوده است و باید سوال کرد چه تعداد از این قطعنامه های صادره در جهت کوتاه کردن و یا کاهش دست اسثعمار و استعمار از کشور های تحت سلطه بوده است در کجای تاریخ سازمان ملل متحد با صدورقطعنامه و فشار سیاسی دست متجاوزی را از تجاوز کوتاه کرد. براستی سازمان ملل کی و کجا وظایف و مسولیت خود را و آنچه را که به عهده دارد به درستی انجام داده است ؟ آیا سرنگونی صدام حسین وظیفه ملت عراق بود و یا وظیفه ارتش های انگلستان و امریکا بود؟آیا اگر امریکا و انگلستان و فرانسه از صدام حسین حمایت نمی کردند ایا صدام حسین می توانست در مقابل ملت خود اینگونه قدعلم کند و به فکر تجاوز به همسایگان خود باشد.
ایا هر ملتی برای پیشرفت و پیشبرد اهداف و برنامه های خود باید از دولت های قدرتمند جهان همچو امریکا و انگلستان اجازه و مجوز بگیرد؟ ایا ملت ایران برای حفظ امنیت و حراست از کشورشان و دست یابی به اخرین تکنولوزی و پیشرفت جهانی می بایستی از سازمان ملل و یا کشورهای قدرتمند که پیوسته کلامشان و گفتارشان آمیخته به زورگویی است مجوز و اجازه بگیرند؟ در طول تاریخ کهن ایران کدامین بار ملت ایران به خاک و حریم کشور دیگری تجاوز کرده است؟
اینها که دولت های زورگوی جهان می گویند همه بهانه است و نباید برای آن هیچ بهایی قایل شد به دلیل اینکه اگر هر ملتی مسیر و راه پیشرفت را پیدا کند و موفق به طی مسیر پیشرفت و ترقی شود راه را بر اسثعمار و استعمار خود می بندد و سپس در گفتگو و معامله ایی برابر و یکسان شرکت می کند و نمی توان از ملتی که مسیر پیشرفت و ترقی را طی می کند امتیاز های نابرابر و ناعادلانه گرفت و لذا به همین دلیل در مقابل پیشرفت و ترقی ملت ایران به عناوین مختلف ایجاد مانع می کنند و حتی برای جلوگیری از از پیمودن راهی که ملت ایران مصمم به ادامه آن است سازمان ملل متحد را وارد میدان می نمایند همانطور که در مورد داستان ملی شدن صنعت نفت ایران سازمان ملل متحد در حمایت از انگلستان وارد میدان شد و با صدور قطعنامه قصد ممانعت از ملی شدن صنعت نفت ایران را داشت وگرنه برای رفع دلنگرانی ها و تردیدها در مورد موضوع فن اوری هسته ایی ایران راههایی به مراتب اسان تر و سهل تر نزد کشور های قدرتمند و سازمان ملل و سازمان جهانی انرزی اتمی وجود دارد.

• احمد علیپور

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

سرتيپ طلايي گفت: پليس با حكم قضايي به مشاعات كليه منازلي كه تجهيزات ماهواره آنها آشكار باشد، ورود پيدا مي كند.فرمانده انتظامي تهران بزرگ با تأكيد بر اين كه مأموران پليس به هيچ وجه به داخل واحدهاي مسكوني وارد نمي شوند گفت: مأموران پليس خودسرانه كاري انجام نمي دهند از اين رو با اخذ دستور قضايي وارد منازل مي شوند.سرتيپ طلايي اضافه كرد: جمع آوري ديش هاي ماهواره، موضوعي نبوده كه مربوط به امروز باشد و در استمرار پيگيري هاي گذشته پليس در برخورد با قاچاق و استفاده غيرمجاز از ماهواره است.وي جمع آوري ماهواره ها را از وظايف ذاتي پليس در راستاي برخورد با جرايم آشكار عنوان كرد و از شهروندان تهراني درخواست كرد كه خود نسبت به جمع آوري تجهيزات آشكار ماهواره اقدام كنند، پيش از آن كه عوامل پليس وارد عمل شوند.سرتيپ طلايي با تأكيد بر اين كه پليس به حريم خصوصي افراد وارد نمي شود، گفت: شهروندان در صورت مواجهه با چنين مواردي، مراتب را با مركز نظارت همگاني ناجا(197) در ميان بگذارند.فرمانده انتظامي تهران بزرگ تصريح كرد: پليس بر حسب ضرورت و با توجه به فراواني ماهواره كه قبح آن در جامعه شكسته شده، وارد عمل شده است.وي افزود: براين اساس مأموران پليس ابتدا از مدير، هيئت مديره ساختمان و يا ساكنين، درخواست مي كنند نسبت به تحويل تجهيزات ماهواره وارد عمل شوند و در غير اين صورت وارد مشاعات منازل كه شامل پشت بامها مي شود، شده و تجهيزات ماهواره را جمع آوري مي كنند.

+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

...و خيبر در پيش است؛ يادداشت شريعتمداري

نوزاد ناقص‌الخلقه دموکراسي؛ مقاله رسالت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 27 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

برادران فرهنگی مجلس قصد دارند برنامه های ماهواره ای را به طور کنترل شده در اختیار عموم قرار دهند حال جای سئوال دارد که قرار است چه چیزی پخش شود !!آیا شبکه های ایرانی که بیشترین مخاطب را دارند و از صبح تا شب هم جز موسیقی های خاص خود چیزی برای پخش ندارند یا همین شبکه های مد از این فیلتر عبور کرده و برای مردم پخش خواهد شد !آقای ابوطالب که از فعالین این طرح می باشد به ما بگوید آیا اجازه می دهد اخباری پخش شود که تمامش حمله به مسئولین نظام از جمله شخص ایشان است .یا از جناب افروغ می پرسم چگونه می خواهید فیلم های زبان اصلی امریکائی یا هندی را برای مردم نمایش دهید !! ایا این عزیزان که به لباس پوشیدن دختران خودمان هم ایراد می گیرند فکری به حال لباس پوشیدن مجریان شبکه های خبری کرده اند ؟ اگر قرار است که چیزی هم پخش شود  من فکر میکنم چیزی جز فیلم های سانسور شده و چند شبکه خبری آن هم از همین شبکه های عربی با کمی دست کاری و چند برنامه ورزشی که البته با سانسور آن قسمتهائی که مربوط به تماشاگران و خانم ها باشد به همراه چند برنامه مستند نباشد . عزیزان این که شد همین ویدئو کلوپ ها و تلویزیون خودمان چیز جدیدی نیست آیا فکر کردید با این طرح مردم از ماهواره دور می شوند ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

 

لرزش اجسام و تولد اصوات همه زندگی ما را پر کرده است. موسیقی مخلوق پنجه انسان نیست، بلکه آفریده آفریدگار انسان است. آن روز که آلات لهو و لعب نبود، از جانب عقل علی الاطلاق که هیچ لغو و لهوی به آن منتسب نمی شود؛ جهانی خلق گردید که صامت نبود. کوبش آب بر سنگ، شرشر لطیفی را پدید می آورد که هزاران سال است هنوز انسان از آن خسته نشده و چهچه پرندگان دلها برده و نعره شیر زهره ها! موسیقی قبل از آنکه بر هفت خط «حامل» مستقر شود در عالم جاری بود و آوا، پیش از آنکه نت ابداع شود آمده بود همان گونه که انتقال معنی پیش از ابداع الفبا در انسانها ریشه داشته است. آنانکه در کتب فلاسفه قدیم تورقی کرده اند می دانند که موسیقی از شعب فلسفه است. بزرگان این وادی در بحث موسیقی قلم زده اند که شهیر ترین ایشان در فیلسوفان مسلمان ابونصر فارابی است که درباره موسیقی نوشته است.

نمی دانم از کجا بود که موسیقی مقهور حاکمان شرع شد. فعلا قصد بحث در این وادی نیست و فقط به همین بسنده می کنم که اگر انسان بی اخلاقی فحاشی کرد هيچ منصفي الفبا را تحریم نمی کند. در شریعت من قرآنش با آهنگ نازل شده است و امامش موزون و آهنگین سخن می گفته است. حال اگر بزرگان شریعت تفسیر دیگری دارند به دیده احترام می شنویم و می اندیشیم و عمل میکنیم.

فنآوري مدرن و موسيقي:
فنآوری های سده اخیر همه چیزمان را متحول کرده است. اگر به فرض محال فنآوری فقط  «اینترنت» بود کافی بود که بپذیریم همه داشته هامان از دین، اخلاق، هنر، خانواده، روابط اجتماعی، روابط جنسی، پژوهش، صنعت، اقتصاد و… متاثر از فنآوری است.  من اینجا میخواهم فقط از تاثیر اینترنت بر موسیقی بنویسم.امروز دیگر انتشار موسیقی و شهرت خوانندگان و نوازندگان با ابزار دیروز محقق نمی شود. ارشاد مجوز بدهد یا ندهد مهم نیست. صدا و سیما تبلیغ بکند یا نکند افاقه ای ندارد. اینترنت معدن موسیقی است و اگر در سایتهای شمارنده بازدید، نگاهی سرسری بی اندازیم واضح است که سایتهای موسیقی پر بیننده ترین سایتهایند.خوانندگان اینترنتی برخلاف هم صنفهای پیشین خود هیچ ممیزی را پیش رو ندارند. هیچ سنجشی نیست تا خواننده خود را مقید بداند که جهت توفیق در این محک، سطح کاری خویش را ارتقا دهد. همه چیز بر مدار «مشتری» می گردد. پس دیگر موسیقی ابزار تعالی شنونده نیست بلکه خوانند، خود یک قدم عقب تر از شنونده است. چشم نگران به خواننده می نگرد تا اگر ابتذال می خواهد مبتذل بخواند و اگر روضه می خواهد، مصیبت را با تار و تنبک بخواند و البته این هم ابتذالی دیگر است.منظور از ابتذال آن است که هیچ اندیشه ای بر آن بار نشده و فقط خوانده اند که خوانده باشند. والاترین آرمانی مبتذل خوانی رسیدن به حداکثر تیراژ است. تیراژ برای شهرت.عکسهای پسران ابروبرداشته و مو پریشان و  و یا گاه با ژستهای غم آلود و بعد هم… ! این شیوه خواندن ابداعی در موسیقی به همراه ندارد. حتی نیازی به صدای متبحر و حنجره کار آموخته هم نیست. به مدد افکتهای رایانه ای شما هرچه میخواهی بخوان و هر چیز دیگری که میخواهی تحویل بگیر. طراوت ارکستر در این سبک جایی ندارد و یک «سینتی سایزر» بار همه ی هنر موسیقی را می تواند به دوش بکشد.نکته جالب تر مضمون این شیوه خواندن است. آنچه خوانده می شود شعر نیست. وزن ندارد. معنای ندارد. اگر هم معنا داشته باشد به قدری سخیف و کثیف است که ارزش تدبر و غور ندارد. انچه شرح داده می شود خیانت است و رذالت:

«دو ته سیگار/
مونده رومیز /
یه ماتیکی /
یکی تمیز»

و آنچه به مخاطب منتقل می شود هرزگی است و مخاطب معشوقه ای که «زاده گناه» است و در نوای درد مندانه ای می شنود:

«جور و پلاساتو ببر/
بیرون ز خونه ی دلم».

هرچند کوشش آهنگ سازان براي آنکه بي ارزشي محتوا را در ضربها و افکتهاي صوتي مستور کنند گاه افاقه مي کند و يا آنکه متنها بي آهنگ توسط خواننده با هزار مشقت آهنگين جلوه داده مي شود اما براي تامل لازم است متني که خوانده مي شود را فارغ از هياهوي صوتي پيرامونش ملاحظه فرماييد. حال شما بگوييد. اين شعر است؟ :

« آدم بده حالم بده /
حالم بده, حالم بده /
آخه خيلي وقته دلم براي گريه لک زده  /
قلبي که از آهن باشه انگار تو حبس ابده /
امشب درجه ي تبم روي هزار و سيصده /
اما شايد به چشم تو اين تب فقط يه عدده»!

وزن؟ استعاره؟ معنا؟ صنایع ادبی؟ نه انکه اگر وزن و صنایع ادبی داشت دیگر تمام و کامل بود! بالعکس چه بسیار سروده هایی که شکل زیبایی دارند؛ ولی بی معنی! متبحر ترین شاعران از این دست کلمات زیبا و خوش آهنگی را «فقط بخاطر تو» پشت سر هم می چینند که ساعتها از خواندنشان حظ میبری اما اگر بعد از این چند ساعت بپرسند چی عایدت شده است؟ حرفی نداریم که بزنیم…
من این شیوه خوانندگی را “آوای لمپنیسم” نامیده ام. هیاهوی نابخردانه ای که نه ارزش شکلی دارد و نه ارزش ماهوی. صد البته این بدان معنا نیست که یک خوانند فقط مبتلا به لمپن خوانی است و دیگری بری بلکه هر خواننده ای می تواند در کنار آثار ارزشمندنش در این چاه ویل هم بلغزد و لذا نمی تواند به راحتی حکم کلی صادر کرد.
تعالي آوا:
آن زمان که خواندن برای خواننده «طریقیت» دارد و نه «موضوعیت»؛ یعنی وسیله ای است برای رسیدن به هدف و نه آنکه خود به عنوان هدف باشد. بستر تعالی برای موسیقی فراهم شده است. حال هرچه این هدف بار «تعقلی» بیشتر داشته باشد ارزشمند تر و دلنشین تر خواهد بود.
هم وطنم! ناراحت نباش اگر در دیار اسلامی ما هرج و مرج موسیقی به حداعلی رسده است و آوای لمپنیسم از هر کنج به گوش می رسد. کسی ، متولد دیار من و تو، کسی از تبار آذربایجان، کسی که بزرگ شده سرزمین طاغوت (بریتانیا) است و هم سال ما، در سن ۲۶ سالگی وقتی در ایالات متحده بر روی سن می رود آنچنان جمعیت مستمعین منقلب می شوند که هفته نامه TIME  واکنش مخاطبین را با مستمعین «الویس پریسلی» قیاس می کند. این جوان کسی نیست جز «سامی یوسف» که برخی از کلیپهای او را از صدا و سیما خودمان دیده ایم.هرچند لازم است در آخر هم یادآور شوم که قصد بت سرشتی نداریم. بعید نیست فردا سامی هم حنجره اش را در «لمپن خوانی» هدر دهد اما آنچه تا امروز دیده ایم آنقدر هست که آرزوم کنیم کاش معرفت واگیر دار باشد و برخي نوخوانندگان امروز ایران نیز از ایشان مبتلا شوند.
حسام ايپكچي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

مرد امريکايي که به جرم قتل 3نفر به اعدام محکوم شده بود ، پس از صدور حکم اعدام در دادگاه عنوان کرد: من شيطان پرست هستم و به دستور شيطان مرتکب قتل شده ام.
به گزارش سايت خبري نيوز تواني فوز در سال 1962 پليس اوهايو با کشف جسد 3 مرد 61 ، 68 و 69 ساله که با ضربات چاقو به قتل رسيده بودند ، تحقيقات گسترده اي را آغاز کرد و سرانجام پس از پيگيري ها متوجه شد هر سه مقتول از سوي فردي که داراي اعتقادات خاص بوده ، به قتل رسيده اند. با به دست آمدن اين سرنخ ، پليس در مرحله بعد با استفاده از اظهارات يکي از شاهدان موفق شد چهره فرضي قاتل را که براي آخرين بار همراه يکي از قربانيان مشاهده شده بود ، ترسيم کند و سرانجام او را که يک مرد 28 ساله به نام «دارل فرگوسن» بود ، دستگير کند
. با دستگيري متهم و در بازرسي از محل سکونت وي ، مقاديري از اموال مسروقه که متعلق به 3 قرباني بود ، کشف و ضبط شد. با اعتراف اين متهم به قتل ، وي در طول محاکمات عنوان مي کرد من پيرو شيطان هستم و به دستور او مرتکب قتل شده ام زيرا او مدام مرا وسوسه مي کرد تا آدمها را بکشم.با صدور حکم محکوميت متهم از سوي دادگاه عالي اوهايو ، وي به مجازات مرگ محکوم شد و تقاضاي تخفيف مجازات متهم که از سوي وکلاي وي به دادگاه ارائه شده بود ، مورد قبول واقع نشد و سرانجام اين شيطان پرست روز گذشته مقابل خانواده قربانيان با تزريق سم اعدام شد. يادآور مي شود ، شيطان پرستي در امريکا رواج چشمگيري پيدا کرده است و هر روز در بخشهاي مختلف اين کشور ، رسانه ها خبري را از جنايت اين فرقه به اطلاع مردم مي رسانند. به دنبال مجازات مرد شيطان پرست خانواده قربانيان اين حادثه در گفتگو با يکي از روزنامه هاي چاپ اوهايو عنوان کردند در چند سال گذشته بسياري از مجرماني که به طرز دلخراش اقدام به قتل مردم و به خصوص کودکان مي کنند تحت تاثير برخي از اوهامات مربوط به فرقه هاي مختلف که تبعات ناخوشايندي از خود باقي مي گذارد امنيت مردم را به صورت جدي با چالش روبرو مي کنند و اي کاش کمي هم دولتمردان امريکايي به فکر امنيت مردم باشند يعني کساني که به دولت ماليات پرداخت مي کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

آيت‌الله حسين نوري همداني در پيامي به مناسبت پيروزي غرورآفرين حزب‌الله لبنان اين فتح و ظفر را به مردم لبنان تبريك گفت و خريد و فروش كالاهاي اسرائيلي و آمريكايي را تحريم كرد.
در اين پيام آمده است: شما در سايه‌ ايمان به خدا و صلابت و شجاعت اسلامي، يكجا عزت و افتخار را براي جهان اسلام فراهم كرديد. وي در اين پيام با بيان اين كه حزب‌الله افسانه‌ شكست‌ناپذير بودن رژيم جعلي هولوكاستي و منطق قرآن و آيه «ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت» را ثابت كرد، آورده است كه شما داغ تأسيس خاورميانه بزرگ را بر دل آمريكاي جنايتكار نهاديد. نوري همداني در ادامه اين پيام افزوده است: اين فتح و ظفر را كه دلهاي سراسر مسلمانان و آزادانديشان را شاد كرد به شما تبريك مي‌گوييم و دست توانا و پربركت شما را مي‌بوسم. وي در ادامه پيام با اشاره به آشكار شدن ماهيت رژيم پليد صهيونيستي و آمريكا سردمدار استكبار جهاني آورده است: در بازسازي كشور لبنان با سرعت اقدام كرده و كمك به همه‌ دردمندان و رنج‌كشيدگان را در نظر بگيريد و با رحم و عواطف اسلامي زخم‌ها را التيام بخشيد. نوري همداني از علماي اسلام خواسته است كه فتواي تحريم خريد و فروش كالاهاي اسراييلي و آمريكايي را صادر كنند و تاكيد كرده است: اينجانب اين كالاها را تحريم كرده و از مسلمانان مي‌خواهم كه تبعيت كنند. وي در پايان از كشورهاي اسلامي خواسته است از فروش نفت خود به دولت‌هايي كه با اسلام و مسلمانان مي‌جنگند، خودداري كنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 
يادداشت روز كيهان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 
سرمقاله شرق
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

رابطه دختر و پسري كه هدف آنها ازدواج باشد از نظر شرعي چگونه است ؟

مصاحبت و رفاقت پسر و دختر اگر به معنايي باشد كه ريشه از غرب گرفته و همراه با نگاه و نظرهاي تيز و همراه با لذت -چه رسد به خوش گذراني ها و عياشي هاي همراه با شهوت و خروج از عفت و پاكدامني- قطعاً حرام و گناه است امّا با هم صحبت كردن و نشست و برخاست نمودن در جاهايي كه مظنّه و محل گمان سلطه شيطان و هواي نفس و خروج از مسير عفت نباشد؛ يعني رفت و آمدهاي متعارف كه بين مردان و زنان و اقوام و اقارب وجود دارد، مخصوصاً آن كه به قصد ازدواج و شناخت يكديگر و درك همديگر باشد مانعي ندارد اما در عين حال رعايت جنبه‏هاي اجتماعي و دوري از زمينه‏هاي تهمت مخصوصاً براي دختر لازم است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

امیرحسین ترکش دوز


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط   | 

کمبود و قطع آب در شهر مشهد که طی هفته های اخیر بصورت یک بحران جدی درآمده، اینروزها مردم و زائران مشهد الرضا را سخت می آزارد ؛ به گفته مسئول حوادث غیر مترقبه استان خراسان رضوی «هم اکنون آب شرب مشهد بحراني ترين دوران را سپري مي‌کند، وضعیت آب مشهد بحرانی تر هم خواهد شد»در ماههای گذشته سازمان آب مشهد با برنامه ریزی مناطق مختلف مشهد، آب را جیره بندی کرده و هر هفته به مدت یک روز از ساعت 9 صبح تا 6 بعد از ظهر آب منطقه مورد نظر را قطع می کردند.اما طی روزهای اخیر، با توجه به حضور 10 میلیونی زائران در مشهد - براساس اظهارات مسئولان سازمان آب مشهد - و اعلام این نکته که «تامین آب مورد نیاز جمعیت 2 میلیون نفر است»، در بخشی از مناطق مشهد بحران آب از وضعیت قرمز نیز عبور کرد و مردم و زائران، روزانه تنها 2 ساعت ( 2 الی 4) و در بخش های دیگر مشهد - بالاخص اطراف حرم حضرت رضا (ع) -  تنها ساعات اولیه صبح و ساعات پایانی روز ، حق استفاده از آب دارند.این در حالی ست که این روزها کیفیت آب مشهد به شدت افت کرده و بسیاری پس از مصرف آب، راهی درمانگاهها شده اند.مدير گروه تخصصي بهداشت محيط و سلامت کار مرکز بهداشت استان خراسان رضوي در این مورد می گوید: به دليل وجود نيترات در آب برخي قسمت‌هاي شهر مشهد بهتر است براي شيرخواران از آب معدني استفاده شود. دكتر سيدمرتضي احتشام‌فر گفت: بهتر است از آب معدني براي تامين آب شرب شيرخواران استفاده شود. وي در ادامه با بيان اين ‌که وجود نيترات از ‌٥٠ ميلي‌گرم به بالا براي انسان ضرر دارد گفت: با توجه به اينكه آب مشهد از ‌٣٠٦ حلقه چاه و دو سد طرق و کارده تامين مي‌شود، بخشي از آن كه شامل بعضي چاه‌ها مي‌شود نيترات بالاتر از حد مجاز دارد. وي افزود: در قسمت‌هاي پايين شهر به علت بافت اجتماعي و فرهنگي و تراکم جمعيت، آلودگي منابع آبي بيشتر است و در بخش‌هاي جنوبي هم به دليل وجود چاه‌هاي جذبي و عدم اجراي سيستم اگو(فاضلاب) آلودگي‌ با نيترات، بيشتر وجود دارد. وي مهم‌ترين علت آلودگي آب با نيترات را نشت اين ماده از چاه‌هاي فاضلاب به منابع آبي عنوان کرد و گفت: نيتروژن ماده آلي وارد آب مي‌شود و وجود آمونياک در آب يعني آب به تازگي آلوده شده و وجود نيتريد يعني کمي از آلوده‌شدن آب گذشته و وجود نيترات به معني آلودگي طولاني مدت است. احتشام‌فر در ادامه گفت: ميزان نيترات از يک حدي در آب بالاتر رود، كشنده است ولي ميزان نيترات آب‌هاي مشهد در اين حد نيست. وي افزود: اگر ميزان دريافت نيترات در آب از حد مجاز بالا مي‌رود، به مرور زمان روي سلامتي انسان و به خصوص کودکان اثر مي‌گذارد و باعث اختلالاتي در خون‌رساني به بافت‌ها و ايجاد يک نوع خفگي سلولي مي‌شود. وي تصريح کرد: اگر فرد در دراز مدت در معرض نيترات خيلي بالا قرار بگيرد احتمال ابتلا به سرطان روده افزايش مي‌يابد. مديرگروه تخصصي بهداشت محيط و سلامت کار مرکز بهداشت خراسان رضوي گفت: راه‌هاي کاهش نيترات در آب نيترات زدايي و آب‌برداري از لايه‌هاي پايين‌تر زمين است که نياز به حفر چاه‌هاي عميق و هزينه‌هاي سنگين دارد و عايق‌بندي جدار چاه‌ها نيز باعث مي‌شود که آب آن‌ها از آب‌معدني مطلوب‌تر باشد. وي با اعلام اين که ‌١٦ حلقه چاه داراي نيترات بالا از رده خارج شده‌اند، گفت: سازمان آب و فاضلاب خراسان رضوي نيترات تعداد ديگري از اين چاه‌ها را پايين مي‌آورد. وي افزود: منابع آبي و چاه‌هايي هم که در اختيار ساير سازمان‌ها و ارگان‌ها مثل شهرداري و نيروي انتظامي است براي تامين آب مشهد استفاده خواهند شد و در بخش کشاورزي نيز چاه‌هاي داراي آب مطلوب با چاه‌هاي نيتراته معاوضه مي‌شوند. وي هم‌چنين گفت: ميزان استاندارد کلر در آب طبق دستور‌العمل وزارت نيرو به سازمان آب و فاضلاب حداقل ‌٥ و حداکثر يک PPM مي‌باشد. وي با اعلام اين که در مشهد هم تقريبا همين ميزان کلر وارد آب مي‌شود گفت: در شرايط غيربحراني کلر آب مشهد ‌٢/٠ تا ‌٨/٠ ppm و در شرايط بحراني يك PPM است. وي افزود: وجود هر ماده شيميايي در آب از جمله کلر اگر از حد مجاز بالاتر رود سرطان‌زا است. شایان ذکر است، کارخانه های مختلف آب معدنی فعالیت تازه ای در مشهد اغاز کرده و با تهیه آب با کیفیت نامطلوب با قیمیت های سرسام آور، مردم و زائران مشهدالرضا را کلافه کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط   | 

برداشتي فرامتني نسبت به مجموعه تلويزيوني در حال پخش <نرگس> شايد بتواند تا اندازه‌اي بيشتر سياستگذاران فرهنگي صدا و سيما، ارشاد و... را متوجه آفات مجموعه‌ها و برنامه‌هاي به اصطلاح عامه‌پسند و تخديري و عاشقانه و هندي و... كند كه علي‌الظاهر صرفا با هدف سرگرم‌سازي و رواج كوته‌نظري و امثالهم توليد و پخش مي‌شوند.
ماجراي <نرگس> از اين قرار است كه خانواده‌اي به حيات خود در روندي عادي و طبق سنت‌هاي رايج ادامه مي‌دهد. در اين شرايط پسر (بهروز) برخلاف خواهراني كه به ورطه روزمرگي و جبر زندگي زناشويي و شوهرداري و... افتاده‌اند، با رسيدن به مرحله خاص سني، به آگاهي و رشد، احساساتي تازه و خواسته‌ها و مطالباتي جديد نايل شده كه به نسبت گذشته صورتي هنجارشكن دارد و مستعد بر هم زدن وضعيت موجود به شمار مي‌رود. او حاضر به گذشتن از ايده‌آل‌هاي فردي‌اش نيست،‌اما از سوي ديگر سنت قدر قدرت كه در تك تك اعضاي خانواده نيز نفوذ كرده و به عادت و احكامي اوليه بدل گشته، مانع و سد بزرگي بر سر راه اوست. با اين وجود عشق - و آگاهي و دانايي توام با آن - مانعي نمي‌شناسد و جوان نيز تن به مبارزه با اين رسم مي‌دهد و در جدالي نابرابر با بنيادهاي ريشه‌دار سنت قرار مي‌گيرد. با اين تصميم ارادي كه لحظه به لحظه بر جنبه دانايي آن افزوده مي‌شود، آرامش محيط به هم خورده و وضع موجود دستخوش تنش مي‌شود. قدرت محافظه‌كار و مستبد، احساس خطر و ناامني مي‌كند. فرد مخالف خوان كه در جماعتي هم شكل، فرديت خود را طلب مي‌كند، طرد شده، غيرخودي لقب مي‌گيرد و كم كم با دورشدن از مركز، بدل به اپوزيسيون مي‌شود. پدر (سنت و قدرت) كه تصور بروز تجدد و دگرخواهي و هنجارگريزي از هر دست را نداشته، ضعف‌ها و كاستي‌هايش را بروز مي‌دهد و با از كف‌دادن وجاهت سابق تا آستانه فروپاشي پيش مي‌رود. او كه همه چيز را در حال از دست رفتن مي‌بيند، تنها به حفظ قدرت مي‌انديشد و تلاش مي‌كند از همه ابزارهاي موجود (اخلاقي و غيراخلاقي) مانع تحولات نوگرايانه‌اي شود كه اساس‌ها، باورها و ايدئولوژي‌هاي حاكم را زير پا گذاشته و سرير قدرت را هدف گرفته است. در واقع حفظ وضعيت سابق از جانب پدر و برهم زدن شرايط و دستيابي به خواسته‌هاي نوين ضدسنت از سوي پسر دغدغه‌هاي طرفين درگير را تشكيل مي‌دهد.
فراموش نكنيم كه پدر همواره <پدر> و نقطه اتكا و ستون خانواده و نماينده نسلي قديم‌تر است و پسر تعلق به دنيايي ديگر دارد. شباهت بي‌حد و حصر پدر به نام داستاني‌اش (شوكت) كه عنواني قدرتمدار و پرجلال و جبروت و هم‌وزن قدرت و مكنت و مالكيت است و از يك سو با هيچ‌گونه دگرگوني و نوخواهي خارج از چارچوب‌هاي از پيش تعيين شده سازگاري ندارد و از سوي ديگر قرابت ظاهري بهروز با معاني درون اسمش كه نامي معادل روزآمدنگري و به روزانديشي و بهترخواهي را دارد و به فردي خارج شده از نظام حاكميت يا آنتي‌تزي منتج شده از ذات تز (خانواده شوكت) تبديل شده است. اتفاقات فوق‌الذكر اين مجال را به نگارنده مي‌دهد تا با رويكردي شبه نشانه شناختي و با تكيه بر نمادهايي خودساخته به كنكاش در بنيادها، زيرساخت‌ها و ماهيت كشمكش‌ها، جريانات سياسي و پديده‌هاي رواني - اجتماعي جامعه معاصر ايران بپردازد.اينكه مجموعه <نرگس> با سستي‌هاي عديده‌اي در فيلمنامه و شخصيت‌پردازي (نظير تيپ‌سازي‌هايي كه دستمايه اين قلم نيز قرار گرفته) همراه است، بر ما پوشيده نيست،‌اما آنچه نظر را بيش از هر چيز به خود جلب مي‌كند، نحوه آرايش نيروهاي موافق و مخالف (خانواده‌هاي دوطرف)، صف‌بندي دگرانديش و محافظه‌كار (پسر و پدر)، قدرت مسلط و نهادهاي وابسته به آن (در مقاطعي مادر و خواهران بهروز)، سوءاستفاده‌گران مترصد التهاب و ستيزه (مجيد و زهره)، مزدبگيران وابسته (ابراهيمي)، مصلحان و عقلاي قوم (مادر و خواهر نسرين)، زيردستان، مطيعان ناگزير و درمانده و توده‌هاي عقب نگاه داشته شده (باز هم مادر بهروز و فرزندان) و تقابل‌هايي از اين دست است كه نمودي آشكار و دردآور از وضعيت رقت‌انگيز روزگار مردمان تيره‌بخت و تيره روز تحت سلطه سنن تاريخي و ناگزير را به منصه ظهور مي‌رساند.
شوكت نرگس را مخالف و معاند اول و آخر تلقي مي‌كند و به همين منظور تمام تلاش خود را براي محو و نابودي او به انگيزه پاكسازي جهان پيرامون - و در نتيجه حفظ سرير قدرت - به كار مي‌بندد. شوكت به نيكي واقف است كه حرف‌ها و موضع‌گيري‌هاي كاملا جديد و جسورانه بهروز از آبشخوري مايه مي‌گيرد كه منشايي جز آگاهي و بيداري عالمانه ندارد. در واقع رقابت، كينه و دشمني او با جنبه فرهيخته و روشنگرانه نسرين است و نه وجهه تقابل‌جويانه و داد و فريادهاي عاشقانه شورانگيز و احساسي بهروز. او ريشه مشكلات را در سر چشمه‌اش مي‌جويد و به همين منظور نرگس را كه تجسم دانايي و تجدد و نوخواهي است، نشانه مي‌گيرد. پدر با اين وصف از الگوهاي سابقا تكرارشده در مجموعه‌‌ها و قصه‌هاي تلويزيوني ايراني (نظير محمدعلي كشاورز در <پدرسالار> و يا داريوش ارجمند در <ازدواج به سبك ايراني> و...) فاصله مي‌گيرد و جدالي از سطحي مافوق پديده‌هاي زندگي فردي و اجتماعي را عيان مي‌سازد.
به هر روي تيپ‌هايي كه بعضا كاريكاتوري و اغراق شده مي‌نمايند (به بدجنسي‌ها و شرارت‌هاي ابراهيمي، بلاهت و سادگي عموي نسرين، خشونت و جنون‌هاي آني پدر، مادر بيمار و نحيف و رنج كشيده و دل نگران و حتي نرگس با آن شمايل قدسي و آرماني‌اش دقت شود)، ايجاد دو جبهه خير و شر، توسل جستن به شگرد مجموعه‌هاي پرتعليق تلويزيوني - با استانداردهاي جهان سومي - ناپختگي شخصيت دامادهاي خانواده شوكت و پري و زهره و مهم‌تر از همه ضعف در بازي اغلب بازيگران از جمله عواملي است كه نگاه جدي و جامعه‌شناختي به اثر را با دشواري همراه مي‌سازد. با اين وجود تاملي از سر درد - دردي كه از رهگذر مشاهده چندين و چندباره تنازعات ديرين فرهنگي و اجتماعي ما ايرانيان شامل حال مي‌شود - كافي است كه مروري كنيم به روزگار سپري شده مردمان تيره روز سالخورده‌اي كه توان و حال و روز زندگي بدون سايه را در خود

*روزنا/ جواد ماه‌زاده

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط   | 
یاداشت کیهان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط   | 

 دبیر سرویس تاریخ روزنامه شرق با ارائه تحلیلی به رادیو دولتی انگلیس BBC اظهار داشت : ایران در برابر قطع نامه 1701 اسرائیل دچار تناقض شده است.در حالی که سید حسن نصرالله بخش هایی از قطع نامه شورای امنیت را ظالمانه خوانده، زیدآبادی از قول حزب الله مدعی پذیرش این قطع نامه شده است.وی دلیل نگرانی ایران را خلع سلاح حزب الله دانسته و بدون اشاره به شکست سهمگین رژیم صهیونیستی در برابر حزب الله لبنان گفته است:جمهوری اسلامی اينک حاصل يک ماه مقاومت سرسختانه حزب‌ الله در برابر حملات ارتش اسرائيل را خلع سلاح متحد خود در لبنان می‌ بينند.دبیر سرویس تاریخ روزنامه شرق پس از ارائه این تحلیل به حمله رسانه های اصول گرا پرداخته و نوشته است: با اين همه، روزنامه ‌های وابسته به طيف تندرو سياسی در ايران، موضع شديدی در برابر قطعنامه ۱۷۰۱ اتخاذ کرده و آن را يکسره در خدمت اهداف اسرائيل دانسته ‌اند.در ادامه این یادداشت زیدآبادی پیروزی حزب الله لبنان در جنگ خاورمیانه را انکار کرده  و اظهار داشته: در حقيقت، رسانه‌ های ايران بويژه رسانه‌های وابسته به محافل تندرو در طول جنگ يک ماهه بين اسرائيل و حزب‌ الله همواره نيروهای حزب ‌الله را پيروز قطعی و ارتش اسرائيل را شکست خورده قطعی نبرد معرفی کرده‌ اند.زید آبادی در انتها به روزنامه کیهان توصیه کرده جايی برای تعديل موضع خود در برابر قطعنامه ۱۷۰۱ باز بگذارند تا با تناقضات بيشتر روبرو نشوند. در یک ماه گذشته روزنامه شرق جدال رسانه ای سنگینی با روزنامه کیهان درباره نحوه اطلاع رسانی از صحنه نبرد حزب الله و رژیم صهیونیستی داشته است و به نظر می رسد احمد زیدآبادی این بار رادیو دولتی انگلیس را محلی برای ادامه این جدال رسانه ای انتخاب کرده است.گفتنی است زیدآبادی در یک ماه گذشته در چند یادداشت متناقض ابتدا  عملیات حزب الله در به اسارت گرفتن دو افسر اسرائیلی را حمله به ابتکار حسنی مبارک خوانده و حمله اسرائیل یه لبنان برای خلع سلاح حزب الله دفاع کرد. وی سپس جمهوری اسلامی را به خیانت به حزب الله لبنان متهم کرد و چندی حزب الله راب وطن فروش خواند و گفت: سید حسن نصرالله باید بین ایران و لبنان یکی را انتخاب کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط   | 

خیلی وقت ها پیش تلویزیون سریالی نشان می داد که اسمش یادم نیست اما یکی از بازیگرانش مدام جمله ای را تکرار می کردم که در ذهنم مانده است: «یه نفر چو انداخته بود که خیلی از لبو بدش میاد. همین بابا زد و شد لبوفروش»! امروز داشتم وبلاگ محمد علی ابطحی معاون پارلمانی دولت خاتمی را می دیدم که ناخودآگاه یاد تکه کلام آن بازیگر افتادم.ابطحی از جمله کسانی است که پس از روی کار آمدن احمدی نژاد حملات تندی علیه او و دولتش کرده ومی کند و خصوصا" تلاش می کند تا با متهم کردن احمدی نژاد به مسائلی چون ارتباط با امام زمان (عج) و ... او و دولتش را مرتجع و متحجر و عوام فریب معرفی نماید.از قضای روزگار چند وقت پیش حسن و تقی ابطحی پدر و برادر محمد علی  ابطحی توسط یکی از نهادهای امنیتی دستگیر شدند. لابد همه می دانید که اتهام آنها چه بوده؟... ادعای ارتباط با امام زمان(عج) و راه اندازی دفتر و دستک در سراسر کشور و راه اندازی بساط مرید بازی و دریافت وجوهات از مریدان به این عنوان! دوستی تعریف می کرد که در اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی ، او به همراه محمدعلی ابطحی (که آن موقع رئیس دفترش بود) سفری به شهر قم داشتند . در این سفر ، خاتمی و ابطحی به دیدار جمعی از علما از جمله آیت الله جوادی آملی رفتند. در دیدار با جوادی آملی ، خاتمی به معرفی ابطحی پرداخته و خیلی جدی می گوید:« ایشان پسر همان آقای ابطحی هستند که خدمت امام زمان(عج) مشرف می شوند!» (احتمالا" خاتمی می خواسته وزن علمایی دولت خود را بالا ببرد).آیت الله جوادی آملی هم در پاسخ ، لبخند بر لب می گوبد: « البته امام زمان(عج) خدمت ایشان می رسند!» و همین جمله استهزاء آمیز آیت الله کافی بود تا خاتمی به سرعت موضوع بحث را عوض کند و از خیر توصیف ارتباطات دولتش با امام زمان(عج) - آن هم به واسطه پدر ابطحی- بگذرد.

حالا دوستان عزیز پیدا کنند لبو فروش را!

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط   | 
سرمقاله شرق از اشكوری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط   | 

هفته بعد از وارد کردن اتهام جاسوسي اينترنتي به رامين جهانبگلو از سوي روزنامه کيهان، روز گذشته روزنامه جمهوري اسلامي با چاپ يادداشتي با عنوان "در تدارک لشکر انقلاب مخملين" علاوه بر رامين جهانبگلو، چند تن از هنرمندان سرشناس ايران را به عنوان "عوامل شاخه فرهنگي کودتاي مخملين" معرفي کرد. لوريس چكناواريان [آهنگساز]، پرويز تناولي[مجسمه ساز]، كامبيز ـ د [ به نظرميرسدمنظور کامبيز درمبخش، كاريكاتوريست باشد]، پرويز شاپور[کاريکلماتوريست]، آيدين آغداشلو[نقاش]و عليرضا مشايخي، رهبر اركستر سمفونيك تهران از جمله هنرمندان سرشناسي هستند که اين روزنامه از آنها به عنوان "عوامل اين کودتا" نام برده است.

هنرمندان در" سيبل"

"در تدارك لشكر انقلاب مخملين" عنوان يادداشت ديروز روزنامه جمهوري اسلامي است که طي آن برخي از شخصيتهاي هنري کشور به عنوان عوامل انقلاب مخملين معرفي شدند. اين روزنامه با نام بردن از 5اين هنرمند مشهور کشور آنها را چنين معرفي کرد: "ارمني مشهور، لوريس چكناواريان، پرويز تناولي مجسمه و آفتابه سازي كه مشهورترين كارش ساختن آفتابه در ضريح بود كه حتي مجله فردوسي مامور اشاعه مدرنيسم نيز آنرا تاب نياورده و با نام نمايشگاهي از شارلاتانيزم از آن نام برد، كامبيز ـ د كاريكاتوريست مشهور تيم شاپور بختيار كه اخيرا كتاب هايش منتشر مي شود و با حمايت سفارت هاي خارجي نمايشگاه برپا مي دارد و آيدين آغداشلو از عناصر دفتر فرح كه بورس سفر مطالعاتي اش به فرانسه اخيرا باطل گرديد، هر روز در روزنامه هاي دولتي مطرح مي گردند و در نهايت نادر مشايخي كه به صورت مرموز رهبر اركستر سمفونيك تهران شده است كه هر روز اخبار كنسرت آتي اين اركستر به رهبري وي در آلمان از سوي راديو آمريكا و راديو فردا پيگيري و حمايت مي شود." علاوه بر اين روزنامه جمهوري اسلامي از "نشر ني" ناشر کتاب تازه رامين جهانبگلو که گفتگويي است با دکتر سيد حسين نصر ـ يکي از انديشمندان سرشناس جهان اسلام ـ نوشت: "در هفته گذشته كتابي با نام در جست وجوي امر قدسي ها گفتگويي مابين رامين جهانبگلو و سيدحسين نصر از سوي نشر ني وارد بازار كتاب مي گردد كه گفته مي شود داراي اشتباهات چاپي بسيار است و با عجله چاپ شده است." اين روزنامه بارديگر با واردآوردن اتهام "تدارک انقلاب مخملين" به رامين جهانبگلو، که نزديک به چهارماه است بدون دسترسي به وکيل در بازداشت به سر مي برد، در توصيف انقلاب مخملين نوشت: "انقلاب هاي مخملين، كودتاهاي نويني هستند كه توسط جوانان فريب خورده و هزينه هاي مالي بسيار، اخيرا در كشورهاي بلوك شرق سابق براي تغيير حاكميت هاي غيرهمسو با منافع غرب اعمال شده اند و در اغلب موارد موفق عمل كرده اند." نکته جالب در اين مقاله آن است که به رغم تاکيد نويسنده بر جوان بودن عوامل انقلاب مخملين، در ادامه مطلب هنرمنداني به عنوان "شاخه انقلاب مخملين ايران" معرفي شده اند که ميانگين سني آنها 60 سال به بالا است. در اين ميان سهم اتهامات وارد شده به دکتر سيد حسين نصر، يکي از اقوام رامين جهانبگلو نيز کمتر از ديگران نيست. نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي به گونه اي درباره سيد حسين نصر قلم فرسايي کرده و از "مطرح ساختن سيد حسين نصر" توسط "شاخه هاي به اصطلاح فرهنگي انقلاب مخملين" سخن گفته که به نظر ميرسد مقامات کشور، به اين انديشمند شناخته شده جهان اسلام به عنوان "آلترناتيو" خود مي نگرند. روزنامه جمهوري اسلامي که در ادامه ادعا کرده: "اخيرا عناصر فرهنگي بسياري در زمينه هاي موسيقي، نقاشي و حتي كاريكاتور نيز از غرب وارد كشور شده اند" نام هنرمنداني را آورده که بسياري از آنها هميشه ساکن ايران بوده اند. نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي حتي تا آنجا پيش رفته که روزنامه هاي اطلاعات و جام جم را به عنوان روزنامه هايي که از "بيت المال ارتزاق" مي کنند به تبليغ درباره سيد حسين نصر متهم کرده است. جالب اينکه روزنامه اطلاعات همانند کيهان توسط نماينده ولي فقيه و روزنامه جام جم توسط صدا و سيما و به سردبيري محمد مهاجري عضو سابق شوراي سردبيري روزنامه کيهان و از دوستان قديمي حسين شريعتمداري نماينده ولي فقيه در روزنامه کيهان، منتشر مي شود. و جالب تر اينکه يک روز پيش از وارد کردن اين اتهامات به هنرمندان کشور، حسين صفار هرندي وزير ارشاد در نمازجمعه تهران حاضر شده و با اعلام اينکه "آنچه تاکنون در عرصه فرهنگ و هنر کشور عرضه شده را ناشي از کم کاري ديگران بدانيد و به حساب من و همکارانم ننويسيد"، از خود رفع مسئوليت کرده است.

نقطه مشترک

بازداشت رامين جهانبگلو در اوايل ارديبهشت گذشته پيام روشني براي فعالان فرهنگي و روشنفکران ايران داشت. جهانبگلو از سوي وزير اطلاعات ابتدا به ارتباط با بيگانگان متهم شد. چند روز بعد هفته نامه صبح صادق، ارگان سپاه پاسداران در مقاله اي با مطرح کردن براندازي نرم در صدد زمينه سازي برخورد با روشنفکران بر آمد. "براندازي نرم" که معادل تازه "تهاجم فرهنگي" دهه هفتاد است، اندکي بعد سر از روزنامه هاي کيهان و جمهوري اسلامي در آورد و نويسندگاني با اسامي مستعار در صدد گسترش پروژه برخورد با روشنفکران بر آمدند. و سپس بعد از گذشت يک ماه از بازداشت جهانبگلو، او توسط همان روزنامه ها به تدارک انقلاب مخملين متهم شد. از آن جايي که رامين جهانبگلو در ميان اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي شخصيتي شناخته شده بود، در دومين ماه بازداشت وي، فيلمي از اعترافات اجباري اين محقق و نويسنده در اين شورا به نمايش در آمد. از يک هفته پيش هم بار ديگر بخشي از رسانه هاي جناح راست که در دوران فعاليت سعيد امامي همکاري مستقيمي با محفل او داشتند فعاليت مجدد خود را شدت بخشيدند. نقش روزنامه کيهان دراين بخش، انتشار اتهامات تازه بر عليه جهانبگلو بود. اين روزنامه نوشت: "يك مقام آگاه خبر داد رامين جهانبگلو كه به اتهام فعاليت عليه نظام جمهوري اسلامي ايران در بازداشت به سرمي برد، به تازگي اعتراف كرده كه وظيفه راه اندازي يك شبكه وسيع تحت وب را براي جمع آوري اطلاعات طبقه بندي شده ازجريان ها، گروه ها و عناصر فعال سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي برعهده داشته است." کيهان علاوه بر اين جهانبگلو را متهم کرد که "درصدد اجراي طرح شبكه جاسوسي "سايبر" به نام C. E. S در ايران بوده و گروهي از روزنامه نگاران سايبرنتيك، فعالان اينترنتي- ايراني در ياهو، گوگل و مديران چندين سايت فيلتر شده را براي اين كار ساماندهي كرده بود." اين روزنامه در ادامه، نيت اصلي خود از انتشار اين خبر فاش کرد و نوشت: "اگر چه هم اكنون كميته هاي ويژه جرايم اينترنتي و رايانه اي تشكيل شده اند اما اعتراف جهانبگلو، ضرورت اتخاذ تدابير ويژه براي جلوگيري از اجراي اين گونه طرح ها و برنامه هاي جاسوسي را دوچندان مي كند." خبر ويژه کيهان و گزارش منتشر شده در روزنامه جمهوري اسلامي در يک نقطه مشترک هستند. منبع آگاه روزنامه کيهان يک سايت اينترنتي بود که اين روزنامه از انتشار نام آن خودداري کرد. سايتي با عنوان "دپارتمان پژوهش هاي مجازي حقوق" که توسط يکي از جاسوسان جوان نهاد موازي اطلاعات در سالهاي قبل اداره مي شود. بر اساس اخبار منتشر شده اين گروه اينترنتي که قبلا زير نظر حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي فعاليت مي کردند، با انتصاب غلامحسين رمضاني به فرماندهي حفاظت اطلاعات سپاه فعاليت خود را در دفتري که در شمال تهران به آنها واگذار شده، ادامه مي دهند. گفته مي شود اين گروه با اسامي مستعار و ساخت سايت ها و وبلاگ هاي بي نام و نشان اقدام به ايجاد رابطه با فعالان اينترنتي در داخل و خارج از کشور ميکنند و از طريق اين روابط در صدد نزديکي به بعضي شخصيتها و تخليه اطلاعات و پرونده سازي براي آنهاهستند. نام "حسن جعفري" براي شمار زيادي از وبلاگ نويسان آشنا است. اغلب آنها اين شخصيت کذايي را به عنوان يک دوست وبلاگي و نديده مي شناسند. و جالب اينکه نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي نيز چنين نامي را به عنوان نام مستعارش برگزيده است. يکي از انديشمندان اصلاح طلب در وبلاگش درباره "حسن جعفري" مي نويسد: "لازم است بدانيد اين لباس تازه هديه دوست عزيزي است که ‏هيچگاه او را نديده‌ام و در اين روزگار وانفسا ندانستم چرا اينهمه وقت عزيز خود را صرف بنده ‏حقير کرد." روزگار اهل فرهنگ کشور خوب نيست. برخي بر اين نظرند که اقدامات اخير رسانه هاي جناح راست، اقدامي براي ايجاد وحشت در ميان فعالان فرهنگي و اينترنتي است. برخي ديگر اين اقدامات را گامهايي براي برکناري چند چهره نزديک به اصلاح طلبان مي دانند از جمله سيد محمود دعايي در روزنامه اطلاعات و مير حسين موسوي در فرهنگستان هنر... هر چه هست اين را همه ميدانند که انقلاب مخملين به بهانه اي براي سرکوب فرهيختگان کشور تبديل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط   | 

دولت خبرنگاران اين حوزه را به‌صف مي‌كند تا در پايان ضيافت شامي كه به مناسبت پاسداشت روز خبرنگار برپا كرده است،‌يك هزار توماني را با امضاي عضوي از كابينه‌اش، تقديم آنان سازد و اين رويداد در نوع خود از آن‌رو جذابيت پرداخت و توجه دارد كه تنها چند روز پيش از وقوعش، عضوي ديگر از كابينه دولت نهم به پديد آوردن رويدادي بديع‌تر شهره شده بود. آنجا كه علي سعيدلو در كسوت مشاور رئيس‌جمهوري در مواجهه با هزاران پرسش بي‌پاسخ رها‌مانده اهالي خبر تنها يك پرسش را بي‌كم ‌و كاست و بي‌وقفه پاسخ مي‌دهد تا در پي آن پرسش، نمره دولت نهم را براي عملكرد يك‌ساله‌اش 20 اعلام كند.

تحليل اين دو رويداد بي‌آنكه به تحليل رفتاري پديدآورندگان اين دو اتفاق انجامد، قطعا ممكن نخواهد بود. در نگاه اول شايد بتوان از كنار او كه خبرنگاران را در تنها روزي از سال كه به نامشان شده است، به صف مي‌كند تا يك هزار توماني ناقابل را در جيب‌شان گذارد به‌سادگي گذشت، آنچنان كه مي‌توان از كنار او كه در مواجهه با عملكرد دولت متبوع خويش چون معلمي خوش‌حساب و خوش‌نمره، نمره 20 را از آستين برون آورد، بي‌سادگي گذشت اما بي‌ترديد تحليل رفتارشناسانه و كنكاش‌چرايي اين دو رويداد كه در يكي از پايين‌ترين رقم و مقدار استفاده مي‌شود و در ديگري از بالاترين رقم و مقدار بهره برده مي‌شود، ضروري است. چراكه مجموعه اين خصايص جزئي و شخصي دولتمردان است كه كليت دولت و خروجي و توليد يك تصميم در سطح كلان اين دولت را براي ملت رقم مي‌زند. لذا آنگاه كه دولتمردان با اتكا به پيشينه و سوابق رفتاري خود اقدام به اتخاذ تصميمات كوچك در سطوح مياني مي‌كنند، قطعا مي‌توان چشم‌انداز تصميمات و عملكردهاي مجموعه اين دولتمردان را با تحليل در رفتارهاي جزء آنان مورد بررسي قرار داد.

با اين تعاريف و توصيف و در صورت درست بودن اين فرضيه كه گاه اقدامات و رفتارهاي <ناخودآگاه> معرف و روشنگر رفتارهاي <خودآگاه> انسان است، مي‌توان رفتار اعضاي دولت نهم را در دو رويداد اخير مورد بررسي قرار داد.

آنگاه كه اهالي دولت با پرسشي مبني بر نمره دادن به عملكرد دولت نهم مواجه مي‌شوند از ضمير خودآگاه يا ناخودآگاه پرسش‌شونده، بي‌وقفه بالاترين مقدار برمي‌آيد و دولت در مواجهه با خود از بهترين و بيشترين رقم بهره مي‌گيرد اما در سوي ديگر وقتي صحبت از بخشش به ديگري است، بازهم اعضاي دولت با الهام از ضمير <خودآگاه> يا <ناخودآگاه> خويش از كمترين مبلغ و مقدار در مواجهه با خبرنگاران بهره مي‌گيرند. ‌چگونه مي‌توان انتظار داشت آنان كه در رفتارهاي جزء خود سهمي برابر در بخشش به خودي و غيرخودي قائل نيستند تا آنجا كه در مواجهه با خود در سخاوت مي‌گشايند و در مواجهه با ديگري در خست، در تصميمات كلان نيز از اين قاعده و قانون نانوشته تبري بجويند. ‌

البته اگر اين رفتار برخاسته از باور دروني و اعتقادي صاحبان اين خصايص در دولت نهم نبوده و تنها نمايشي باشد نشان دادن چهره‌اي موجه به افكار عمومي است كه اين قصه باز حكايت ديگري دارد. چنانچه نشان دادن اين نكته كه دولت از ريخت و پاش‌هاي اضافه پرهيز مي‌كند، قطعا راهش گذاشتن يك هزار توماني در كيسه خبرنگاران نبود و يا قابل ستايش نشان دادن عملكرد يك‌ساله دولت نهم نيز راهش نمره 20 در كاسه اين دولت گذاشتن نيست. از اين روي مبادا در به صف كردن خبرنگاران و بخشش اسكناس هزار توماني مزين به امضاي عضو دولت نهم، ردي از ريا و تظاهر باشد. ‌

طبيعي است در اينجا هرگز صحبت از خرده گرفتن بر مبلغ ناچيز هديه به اصحاب خبر نيست كه ناگفته پيداست در اين سال‌ها اين جماعت دل به خطر براي كسب خبر بسيار سپرده‌اند اما آيا كنكاش در چرايي اين اقدام نمي‌تواند چند فرضيه را مورد بررسي قرار دهد؟ ‌

مثلا اينكه ممكن است دولت با دولتمرداني از اين جنس در آينده‌اي نه‌چندان دور ملت را نيز در مواجهه با شعارها و وعده‌هاي كلان خويش به صف كند و در نهايت براي تحقق مطالبات ملت، پايين‌‌ترين مقدار را به مثابه همان هزار تومان در نظر بگيرد و در مقابل، براي تقديس و توصيف گام‌هاي خود در حل مشكلات مردمي نيز بالاترين مقدار را به مثابه همان نمره 20 در نظر بگيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط   | 
سرمقاله شرق از احمدپورنجاتی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط   | 

چند هفته‌يي‌ مي‌شود كه‌ شب‌ها ساعت‌ يك‌ ربع‌ به‌ يازده‌ عادت‌ كرده‌ايم‌ به‌ تماشاي‌ سريال‌ نرگس‌. مجموعه‌يي‌ 90 قسمتي‌ كه‌ 8 ماه‌ فيلمبرداري‌اش‌ طول‌ كشيد و در اين‌ مدت‌ خالي‌ از اتفاق‌ و حادؤه‌ نبود. شهريور سال‌ گذشته‌ بازيگري‌ كه‌ نقش‌ اصلي‌ اين‌ سريال‌ را بازي‌ مي‌كرد در يك‌ سانحه‌ رانندگي‌ به‌ كما رفت‌. پوپك‌ گلدره‌ در 37 قسمت‌ »نرگس‌« بود و حالا بايد آماده‌ شويم‌ تا ستاره‌ اسكندري‌ را در اين‌ نقش‌ بپذيريم‌. اسكندري‌ در اين‌ گفت‌وگو از ترديدها، اضطراب‌ها و ويژگي‌هاي‌ نرگس‌ مي‌گويد .

پريچهر باقري‌/ اعتماد

چطور براي‌ بازي‌ در نقش‌ نرگس‌ انتخاب‌ شدي‌*
اوايل‌ شهريور كه‌ اين‌ حادؤه‌ براي‌ پوپك‌ اتفاق‌ افتاد گروه‌ فيلمبرداري‌ سكانس‌هايي‌ كه‌ پوپك‌ بازي‌ نداشت‌ را شروع‌ كرد. همه‌ اميدوار بودند تا او از كما خارج‌ شود ولي‌ خبرهاي‌ پزشكي‌ خيلي‌ اميدواركننده‌ نبود. كارگردان‌، تهيه‌كننده‌ و تمام‌ عوامل‌ كار شوكه‌ بودند و تصميم‌ داشتند كه‌ كار را متوقف‌ كنند. هيچ‌كس‌ از نظر روحي‌ در شرايط‌ خوبي‌ نبود. پس‌ دست‌ به‌ انتخاب‌ بازيگر زدند. براي‌ ادامه‌ نقش‌ نرگس‌ چند نفر كه‌ از نظر سني‌ مناسب‌ بودند كانديدا شدند. يكي‌ از كانديداها من‌ بودم‌. از قبول‌ مسووليت‌ مي‌ترسيدم‌. رفتم‌ و با عوامل‌ كار و همبازي‌هاي‌ پوپك‌ صحبت‌ كردم‌. وقتي‌ فهميدم‌ قرار است‌ ارزش‌ بازي‌ پوپك‌ حفظ‌ شود قبول‌ كردم‌.
قبل‌ از اينكه‌ اين‌ پيشنهاد را بپذيري‌ بازي‌ پوپك‌ را هم‌ ديدي‌*
نه‌، اصلا. بعد از صحبت‌ها قرار شد يك‌ پلان‌ هم‌ ببينم‌. چون‌ به‌ لحاظ‌ حسي‌ نمي‌توانستم‌ خودم‌ را كنترل‌ كنم‌، متاؤر بودم‌ و فقط‌ براي‌ حفظ‌ بازي‌ پوپك‌ پيشنهاد را پذيرفتم‌. ما زياد وقت‌ نداشتيم‌ من‌ هم‌ كه‌ نمي‌توانستم‌ اداي‌ بازي‌ پوپك‌ را در بياورم‌. فكر كردم‌ مردم‌ همانطور كه‌ اين‌ واقعيت‌ را مي‌پذيرند با اين‌ تغيير هم‌ كنار مي‌آيند. شخصيت‌ نرگس‌ چارچوب‌ مشخصي‌ داشت‌ و به‌ نظرم‌ بازي‌ها خيلي‌ متفاوت‌ از هم‌ نشده‌ است‌. قرار بود از قسمت‌ 37 به‌ بعد اين‌ نقش‌ را بازي‌ كنم‌. فيلمنامه‌ را كامل‌ خواندم‌ و به‌ نظرم‌ آنقدر كشش‌ و جذابيت‌ داشت‌ كه‌ اين‌ تغيير ناگهاني‌ مشكل‌ در روند سريال‌ ايجاد نكند.
خودتان‌ سريال‌ را تا الان‌ دنبال‌ كرده‌ايد*
بله‌، از قسمت‌ اول‌ البته‌ به‌ جز چند قسمت‌ كه‌ سفر بودم‌.
حالا كه‌ بازي‌ پوپك‌ را ديده‌يي‌، به‌ نظرت‌ چقدر اين‌ نقش‌ يكدست‌ شده‌*
قضاوت‌ سخت‌ است‌. ماه‌ها از فيلمبرداري‌ اين‌ سريال‌ گذشته‌، سريالي‌ كه‌ الان‌ مي‌بينيم‌ خيلي‌ متفاوت‌ است‌ با زماني‌ كه‌ مشغول‌ بازي‌ در آن‌ بودم‌.
الان‌ قضاوت‌ راحت‌تر است‌، اما همان‌طور كه‌ قبلا گفتم‌ نقش‌ نرگس‌ چارچوب‌ مشخصي‌ دارد با اين‌ توضيح‌ كه‌ بين‌ بازي‌ پوپك‌ و من‌ هم‌ تفاوت‌هايي‌ هست‌. به‌ نظرم‌ هرگونه‌ تقليدي‌ از بازي‌ پوپك‌ بي‌معني‌ مي‌شد.
فكر مي‌كنيد چقدر مردم‌ با بازي‌ ستاره‌ اسكندري‌ در نقش‌ نرگس‌ ارتباط‌ برقرار مي‌كنند*
خيلي‌ طبيعي‌ است‌ كه‌ مردم‌ چند قسمت‌ اول‌ واكنش‌ منفي‌ داشته‌ باشند. خود من‌ تا آخرين‌ لحظه‌يي‌ كه‌ اين‌ نقش‌ را بپذيرم‌ اميد داشتم‌ كه‌ پوپك‌ از حالت‌ كما خارج‌ مي‌شود و براي‌ ادامه‌ كار برمي‌گردد. حتي‌ آن‌ لحظه‌يي‌ كه‌ رفتم‌ بالاي‌ سر او (در بيمارستان‌) تا اجازه‌ بگيرم‌ خيلي‌ اميدوار بودم‌. شايد اگر الان‌ اين‌ پيشنهاد به‌ من‌ مي‌شد با احتياط‌ بيشتري‌ تصميم‌ مي‌گرفتم‌. اما يك‌ مساله‌ براي‌ من‌ ؤابت‌ شده‌، اينكه‌ مردم‌

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط   | 

 

براي بسياري از مخاطبان ، پشت صحنه هميشه جذاب تر از خود صحنه است. گاه پرداختن به پشت صحنه ها کاري سبک محسوب مي شود، اما گاهي هم - که البته تعداد آن زياد نيست - ورود به چنين فضاهايي حس کنجکاوي مرتبط با حرفه اي به نام خبرنگاري را بشدت تحريک مي کند. مانند آنچه در پشت صحنه سريال «نرگس» رخ داد و حتما همه شما کمابيش آن را شنيده ايد يا جايي چند خطي درباره آن خوانده ايد.
حالا براي کامل شدن جزييات اين ماجرا و اين که مرحوم پوپک گلدره چگونه در اين سريال حضور يافت و ماجرا چگونه شد، به سراغ مهدي گلستانه ، دستيار اول کارگردان اين سريال رفتيم. گلستانه از نزديک درگير ماجرايي بوده که دست کم براي من به عنوان يک خبرنگار کنجکاوي زيادي به همراه داشته است. اين مصاحبه را با حذف پرسش هاي آن مي خوانيد ؛ پرسش هايي که در ويرايش نهايي حذف شد تا با متني روان تر مواجه شويد.سخت ترين مرحله سريال «نرگس» کار اين بود که چه کسي بايد نقش نرگس را بازي کند.
از نظر سيروس مقدم ، کارگردان سريال ، بازيگر مورد نظر پوپک گلدره بود، اما هيچ چيز بي دردسر نبود. از وقتي من با او تماس گرفتم و او را دعوت به حضور در لوکيشن کردم ، دست کم 30 تماس تلفني با ما گرفته شد که همه آنها تاکيد مي کردند پوپک گلدره اين کاره نيست و اين بازيگر حوصله و انرژي کارهاي طولاني را ندارد و اگر در کار شما حضور پيدا کند، کار شما را خراب مي کند و.....
بر حسب وظيفه ، اين مسائل را به کارگردان منتقل کردم. افرادي که تماس مي گرفتند خيلي تاکيد داشتند که او نمي تواند مدت 8 ماه سر کاري حضور داشته باشد ؛ البته خدا رحمتش کند. در مدتي که با ما همکاري داشت ، عکس اين مساله را به شخص من ثابت کرد. او بازيگر بسيار منظم و مرتبي بود. در همان مراحل پيش توليد جلسات تمرين و روخواني متن را با حضور بازيگران ديگر داشتيم و او مصر بود که از اول تا پايان جلسات حضور داشته باشد. مرحوم گلدره بازيگر تکنيکي نبود و بسيار حسي کار مي کرد و خيلي نگران بود که نتواند جنس بازيش را به بازي ديگران نزديک کند.
حدود يک ماه تمرين داشتيم. افشين سنگ چاپ ، بازيگردان در جلسات تمرين و همزمان گروه صحنه هم فضاها را براي کار آماده مي کرد و ساخت و ساز دکور را انجام مي داد. مرحوم گلدره خيلي مصر بود که پيش از آغاز تصويربرداري رابطه عاطفي و خواهرانه اي ميان او و عاطفه نوري ايجاد کند که البته عاطفه نوري نسبت به اين مساله چندان انعطاف نداشت.

يک نقش ناب

هميشه تاکيد داشت که نرگس از معدود نقشهايي است که او را از نظر رواني ارضائ کرده و مي گفت اين بهترين انتخابي است که تا اين لحظه انجام داده است. در آغاز کار با انرژي زيادي جلو آمد و بزودي خود را با شرايط کار تطبيق داد. براي تک تک پلان مايه مي گذاشت. گاه پيش مي آمد که در يک سکانس او بايد گريه مي کرد و فرياد مي زد. احساساتي مي شد و... شيوه کار اين گونه بود که پس از چند بار تمرين براي ضبط صحنه نهايي آماده مي شديم.
معمول کار در چنين سکانس هايي اين است که بازيگر در تمرين ها انرژي چنداني نمي گذارد و گريه و داد و فرياد را که انرژي زيادي مي برد براي برداشت نهايي مي گذارد.
حالا به اينها اضافه کنيد شيوه سکانس پلان کارگردان را که يک صحنه حسي را از ابتدا تا انتها در قالب يک پلان مي گيرد و معتقد است در وسط اين صحنه ها نبايد کات داد، چون اگر کات بدهيم تداوم حسي از ميان مي رود. در چنين وضعيتي گلدره عين 4 تمرين را گريه مي کرد و جيغ مي زد.کارمان را از خانه محتشم آغاز کرديم. نرگس ، نسرين و مادر بازيگران اول بودند. برنامه کاري اين گونه بود که 15 روز خانه محتشم کار مي کرديم و 15 روز خانه شوکت. در اين مسير خانم پوراندخت مهيمن هم يک بار سکته کرد و به همين دليل مجبور شديم در برنامه کاريمان تغييري ايجاد کنيم.
جالب است بدانيد در فاصله اي که در خانه شوکت کار مي کرديم پوپک گلدره با ما در ارتباط بود و گاهي سر صحنه هم مي آمد. مي گفت مي خواهد اين ارتباط را با گروه حفظ کند، چون مي ترسد اگر اين رابطه تداوم پيدا نکند او هم يادش برود که نرگس کيست و حس او نسبت به اين نقش تغيير کند.شرايط خاص نقش و فيلمنامه باعث شده بود فشار کاري زيادي روي برخي بازيگران باشد.
حسن پور شيرازي هم يکي از اين بازيگران بود که ارتباط حسي زيادي با نقش برقرار کرده بود. روزي آمد و تقاضاي چند روز مرخصي کرد. مي گفت مي خواهد کمي از شوکت دور باشد.در همين زمان بود که پوپک گلدره هم آمد و تقاضاي 2روز مرخصي کرد. مي گفت مي خواهد به شمال برود. با الهام غفوري ، برنامه ريز کار صحبت کردم. قرار شد هفته بعد به او مرخصي بدهيم. پنجشنبه آينده ، روز تعطيل گروه بود. قرار شد روز چهارشنبه هم به گلدره مرخصي بدهيم تا در اين 2 روز به شمال برود و بيايد، البته در تاريخ مذکور او نرفت و بعد هم به ما خبر داد که تهران است و مي تواند سر کار بيايد.
کار ما طبق برنامه ادامه داشت تا اين که هفته بعد از آن مرخصي خواست که همان 2روز را به شمال برود. طبق جدول برنامه ريزي روز جمعه صبح بايد سر کار حاضر مي شد. وقتي به او گفتم که مرخصي او مشکلي ندارد از خوشحالي آنچنان جيغي زد که ته دل خود من لرزيد. به او گفتم فقط تو را به خدا مواظب باش. او بعد از الهام غفوري تشکر کرد و او را بغل کرد و بوسيد و از اين مساله که به قولمان نسبت به او عمل کرده بوديم ، تشکر کرد.
وقتي آن روز پوپک گلدره از در بيرون رفت ، خانم غفوري گفت: اين جيغي که او کشيد کمي مرا نگران کرد. همان شب زنگ زدم و گفتم براي ساعت 2 بعداز ظهر روز جمعه آماده باشد که بيايد سر صحنه. پوپک به مسافرت رفت و ما هم کارمان را ادامه داديم. روز جمعه که او قرار بود ساعت دو بعد از ظهر آفيش باشد براي او برنامه اي نداشتيم.
خواستم به او اطلاع دهم که جمعه تعطيل هستيم و او مي تواند بيشتر از تعطيلاتش استفاده کند، اما هر چه با تلفن همراهش تماس گرفتم خاموش بود. به تلفن ديگري هم دسترسي نداشتيم. به دفتر سپردم که اگر او زنگ زد به او بگويند که جمعه تعطيل است و بازي ندارد. وقتي پنجشنبه شب آمدم دفتر تا وسايلم را بگذارم و بروم خانه ، از آبدارچي دفتر پرسيدم خانم گلدره زنگ نزد؟ گفت: زنگ زد و خيلي هم عصباني بود و گفت فردا من کي آفيش هستم که گفتم فردا شما آفيش نيستي. البته ظاهرا در ميانه صحبت به دليل قطع و وصل شدن مکرر، صدا قطع شده بود و او مطمئن نبود که مرحوم گلدره صدايش را درست شنيده باشد.به همين علت فردا صبح به راننده سرويس سپردم که برود دم خانه اش و اگر بود او را سر صحنه بياورد و نگويد آفيش نيستي.
راننده هم رفت و ديد نيست و گفتم خدا را شکر که حتما شنيده است آفيش نيست.

دلشوره ها آغاز شد

ماجرا از اين به بعد شکل ديگري پيدا کرد. براي آفيش شنبه با او تماس گرفتم اما تلفن همراهش خاموش بود. تماسهاي ما شروع شد. تماس ، تماس ، تماس و تلفن همراه او هم خاموش خاموش و خاموش بود.کم کم دلشوره به سراغ ما آمد. البته علت اين دلشوره اين نبود که اتفاقي افتاده ، بلکه همه ما از اين مي ترسيديم که نکند حرفهايي که آدمهاي ديگر درباره او مي زدند، درست از آب درآمده باشد. نکند گلدره در اين ماجرا کم آورده باشد و ديگر نخواهد بيايد.
مساله همه در مورد او اين بود که کاراکتر او حذف شدني نبود و با فرض درست بودن حرفهاي ديگران درباره او، واقعا نمي شد شخصيت او را از سريال حذف کرد و مثلا با بيان اين که او حالا جراحي پلاستيک کرده است بازيگر ديگري را جايگزين او کرد. اولين مساله اي که به ذهن من رسيد احتمال وجود مشکل مالي بود؛ مساله اي که شايد در نيامدن مرحوم گلدره نقش داشت.
گلدره نسبت به مسائل مالي حساس بود و اگر پرداخت هايي که به او صورت مي گرفت دچار بي نظمي مي شد ممکن بود دلگير شود. به همين دليل با ايرج محمدي ، يکي از تهيه کنندگان کار تماس گرفتم ، اما ايرج محمدي گفت که طبق قراردادي که با او داشتم هر 15 روز يکبار با او تسويه حساب مالي مي کردم و آخرين پرداخت هم به او طبق قرار قبلي صورت گرفته است و البته اين خبر براي ما خيلي شنيدني بود، چون بيشتر عوامل حدود 2ماه از طرح طلبکار بودند و حقوق نگرفته بودند.حالا شرايط ما را فرض کنيد که با عدم حضور بازيگر اصلي مان براي آفيش روزهاي بعد چه مشکلي داريم. شنبه را با هر بدبختي که وجود داشت پشت سر گذاشتيم. يکي از راننده ها را هم فرستاديم دم خانه آنها که وقتي برگشت گفت نگهبان ساختمان گفته از خانم گلدره خبري نيست.
در اين شرايط بود که تصميم گرفتم به خانه پدري او بروم ؛ البته نشاني خانه آنها را بلد نبودم. مي دانستم که حول و حوش ميدان هروي است. يک بار که او مي خواست به خانه پدرش برود با سرويسي آمد که مرا مي برد و من هم فقط همين را مي دانستم.
با هر بدبختي که بود رفتيم و خانه آنها را پيدا کرديم. پشت اف.اف به پدرش گفتم که حدود 3 روز است از خانم گلدره خبر نداريم شما از او خبر داريد؟ او شماره من را گرفت و گفت اگر خبري شد به شما اطلاع مي دهم.روز بعد پدر مرحوم گلدره تماس گرفت و گفت او هم خبري ندارد. بعد از ما پرسيد که آيا در گروه با کسي مشکلي نداشته يا با کسي دعوا نکرده است و درباره اين مسائل به او اطمينان دادم. او هم گفت که پوپک هميشه از اين کار تعريف مي کرد و همين مساله براي من هم عجيب است. ديگر به سراغ يافتن راههاي ديگر رفتيم.
افشين سنگ چاپ خواهرزني داشت که رئيس اورژانس گيلان و مازندان بود. او هم پيگير ماجرا شد و مهران مهام ، تهيه کننده ديگر کار هم تلاشهاي خودش را آغاز کرد. اين ماجراها ادامه داشت تا اين که يک روز صبح از کردستان از يک شماره با من تماسي گرفته شد و 3دقيقه بعد هم همان شماره به افشين زنگ زد. کسي که پشت خط بود گفت از ما نشنيده بگيريد چون براي ما بد مي شود، اما بدانيد که پوپک گلدره تصادف کرده و در بيمارستاني در آمل بستري است.
شوکه شديم. همان زمان مهران مهام و پدر پوپک گلدره را از ماجرا باخبر کرديم ؛ البته نمي دانستيم او در کدام بيمارستان است؟ تماس تلفني مهران مهام نتيجه داد و فهميديم او در بيمارستان 17 شهريور بستري ، اما به کما رفته است. همان روز پدر مرحوم گلدره به همراه پسر خاله او از يک طرف و مهران مهام از طرف ديگر راهي شمال شدند.

اما ماجراي تصادف چگونه بود؟

جاده محمودآباد تا نور يک جاده کفي است که در آن هميشه خيلي تصادف مي شود. دو ماشين مسافرکش خطي تهران آمل در اين مسير با هم تصادف مي کنند. همه سرنشينان اين دو ماشين مسافر بودند و يکي از آنها هم پوپک گلدره بود. اين دو ماشين با هم شاخ به شاخ مي شوند و بر اثر اين حادثه از 10 نفر سرنشين هر دو ماشين 9 نفر فوت مي کنند و تنها کسي هم که زنده مي ماند و به کما مي رود پوپک گلدره بوده است.
او رديف عقب و عکس جهت راننده نشسته بوده و به همين دليل آسيب ديدگي اش کمتر بوده است.پس از گذشت 2 روز از تصادف ، تازه وسايل او که در تصادف پخش و پلا شده بود، پيدا مي شود.
خوشبختانه چهره او قابل شناسايي بوده و به دليل ايفاي نقش در سريال دنياي شيرين دريا که محبوبيت زيادي در شمال داشت ، مورد توجه قرار مي گيرد.
حالا همه آن زمان به دنبال يافتن بستگان او بودند. شماره تلفني در کيف او پيدا مي کنند که متعلق به دوستي بوده که در کردستان در حال ساخت يک فيلم بوده است. او قرار بود با مرحوم گلدره همکاري کند. وقتي به او زنگ مي زنند و مي گويند شماره اش را در کيف خانم گلدره پيدا کرده اند.
نسبت به شناخت مرحوم گلدره ابراز بي اطلاعي مي کند و مي گويد او را نمي شناسد و بعد با ما تماس مي گيرد. پس از ورود به آمل پدر پوپک اصرار مي کند که او را به تهران منتقل کنند.
آمبولانس مجهزي از تهران راه مي افتد و بعد او را تا بيمارستان مهر مي برند.وقتي ما به بيمارستان رسيديم او در بخش مراقبت هاي ويژه بود. شنيدن وضعيت او از زبان دکترها دردناک بود.
جفت دست و پا و لگنش شکسته بود. ضربه مغزي هم شده بود. فک او شکسته بود. دندان هايش خرد شده بود و دکتر او هم تاکيد داشت که اگر او سالم بماند و به وضعيت عادي برگردد، از زماني که به هوش مي آيد دست کم 2 سال طول مي کشد تا بتواند به زندگي عادي بازگردد.با اين حرف ، آب پاکي روي دست سيروس مقدم ريخته شد. او تاکيد داشت کار تعطيل شود تا تکليف پوپک معلوم شود.
اعتقاد داشت اين نقش را فقط پوپک مي تواند ايفائ کند. در همين زمان مادر پوپک هم از امريکا آمد. خواهرش هم که ساکن همين کشور بود مرتب در تماس بود و از حال او با خبر مي شد. مادر هم که هميشه بالاي سر او بود و برايش داستان مي خواند. مي گفت دلم مي خواهد وقتي چشم باز مي کند مرا بالاي سر خودش ببيند ؛ هرچند او اعتقاد داشت که پوپک فوت مي کند و اگر زنده مانده براي اين است که در اين زمان تطهير شود. پدرش اعتقاد ديگري داشت و مي گفت او زنده مي ماند. کم کم کار به جايي رسيد که ديگر مطمئن شديم پوپک را نداريم. به همين دليل با کسب اجازه از پدر و مادر او به اين نتيجه رسيديم که بازيگر ديگري را جايگزين او کنيم.
در اين مرحله با بازيگران زيادي تماس گرفتيم که متاسفانه خيلي از آنها در کمال بي معرفتي گفتند فقط در شرايطي حاضر به همکاري هستند که از ابتدا کار تصويربرداري شود و آنها هم از ابتدا نقش نرگس را بازي کنند. وقتي مساله را به سيروس مقدم انتقال داديم به هيچ وجه زير بار نرفت و گفت احتمال دارد اين سريال آخرين کار پوپک باشد. ممکن است او چند ماه ديگر حالش خوب شود و من دوست دارم در طول 2 سالي که دوران نقاهت را طي مي کند شاهد پخش اين کار باشد. در همين زمان يکي از نامزدها اعلام کرد که حاضر است نقش پوپک را ادامه دهد.
ستاره اسکندري در آن زمان با کار بوي گلهاي وحشي قرارداد بسته بود و پيش پرداخت هم گرفته بود، اما به دليل دوستي با گلدره دوست داشت کار او را ادامه دهد. در نهايت او پذيرفت که پس از مذاکره ميان شبکه 3 و شبکه 2به کار ما ملحق شود. در اين زمان تا قسمت 37 کامل کار کرده بوديم و تا قسمت 44 هم رج زده بوديم. ابتدا مي خواستيم از قسمت 37 به بعد کار را تکرار کنيم ، اما ستاره اسکندري اصرار داشت تا قسمت 44 هم که پوپک حضور داشته کار ادامه يابد، حتي در برخي صحنه ها که رج زده بوديم که مثلا يک جايي پوپک از در بيرون مي رفت ستاره اسکندري راضي به حذف اين صحنه ها نشد.

جاودانه شد

يکي از کارگردان هايي که با پوپک گلدره کار کرده مي گويد او کشف من بوده ، اما سابقه نداشته اين جوري بازي کند. اگر مي دانستم جنس بازي او اين است حتما کاري که با او کردم جنسش فرق مي کرد و من نمي دانستم که او توانايي اش در اين حد و اندازه بوده است. به نظر من اين بازي جاودانه ترين بازي مرحوم گلدره است.
در دوراني که او در کما بود 2 سريال روح مهربان و مرواريد سرخ از او پخش شد، اما هيچکدام از اين سريال ها مثل نرگس با استقبال مواجه نشد.
در حال حاضر ماندگاري او با ايفاي اين نقش تضمين شده است. مرحوم گلدره دفتري داشت که در آن اتفاق هاي تلخ و شيرين زندگي خود را مي نوشت. 3 ماه و نيم پيش از آن تصادف هرچه درباره سريال نرگس نوشته خوب بوده و از آن به عنوان دوست داشتني ترين کار زندگي خود نام برده است.
بارها از اين مساله ياد کرده که من نرگس هستم و اين ذهنيت بايد در کار ديده شود. او نوشته تا به حال سابقه نداشته اينقدر به نقش وابسته شود و چند بار تاکيد کرده که اين کار بايد به واسطه حضور من کار پر بيننده اي شود. حالا اين اتفاق افتاده و خوشحالم که او به خواسته قلبي اش رسيده است.

• رضا استادي

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

چهارشنبه شب اكبر گنجي روزنامه‌نگار ناراضي ايراني براي يك جمع هشتاد‌ نفري سخنراني مي‌كرد كه از عقب سالن يك مرد مسن خوش‌قيافه، در حاليكه يك كاپشن سفيد بتن داشت، سئوالي را مطرح كرد. پرسش او، كه با متانت و بدون مكث مطرح شد، در باره سخنان تند و تهديد‌آميز رئيس‌جمهور ايران محمود احمدي‌نژاد بود. ناگهان رنگ از روي مترجم گنجي پريد. او با صداي بلند گفت: "خدايا، شما وارن بيتي هستيد؟"

بله او وارن بيتي بود به اتفاق همسرش آنت بنينگ، همراه با شان پن، براد پيت و سايرين- كه در خانه مجلل تهيه‌كننده افسانه‌اي مايك مداووي جمع شده بودند تا به سخنان اين روزنامه‌نگار پژوهش‌گر در باره وضعيت كنوني خاورميانه و به ويژه ايران گوش بدهند. او كه پس از گذراندن شش سال حبس به جرم "اقدام عليه امنيت كشور" و "نشر اكاذيب"، به تازگي از زنداني در ايران آزاد شده، اين تابستان را به سفر به دور آمريكا و جلب حمايت از جنبش اصلاح‌طلبش گذرانده است. او ماه گذشته دعوت كاخ سفيد را، به دليل نداشتن نمايندگي از هيچ حزب يا جناج سياسي خاص، رد كرد. اما در اين هفته در هاليوود به نظر احساس غربت نمي‌كرد.

همه‌ چيز تا زماني خوب بود كه او شروع به صحبت در باره اسرائيل كرد. وقتي گنجي بنياد‌گرايي يهودي [و مسيحي] را با بنيادگرايي اسلامي برابر دانست، جمعيت حاضر، كه هنوز از گفته‌هاي تند ضد يهودي مل گيبسون آزرده بودند، عصبي شدند. گنجي، در تالاري كه با تابلوهاي جسپر جانز و ديگر هنرمندان پست‌مدرنيست تزئين شده بود، گفت: "آمريكا بايد از حمايت يك جانبه از اسرائيل دست بردارد." اين و بعضي ديگر از اظهارات گنجي گوش‌هاي حاضران، و از آنجمله غول رسانه‌اي حييم سبان، را تيز كرد و باعث شد كه او بپرسد: "آخرين باري كه شما يك مسيحي يا يهودي را ديديد كه مواد منفجره به كمر خود ببندد و سوار اتوبوس شود و زنان و كودكان بي‌گناه را بكشد كي بوده؟"

با اين همه جمعيت در بيشتر مواقع با دقت به گفته‌هاي محكم و گاه شاعرانه گنجي، كه شخصيتي بين يك واقع‌گراي حسابگر و يك آرمانگراي هيپي داشت ـ به ويژه آنجا كه در مورد خلع‌سلاحي اتمي جهان براي صلح و عشق و تفاهم سخن مي‌گفت ـ گوش دادند. او احمدي‌نژاد را فردي بي‌اهميت به حساب آورد كه فقط سخنان حکومت را بازگو مي‌كند. او اين پرسش را مطرح كرد: "احمدي‌نژاد كه گفته مي‌خواهد اسرائيل را نابود كند، آيا كسي اين مزحرف را باور مي‌كند؟ اينها شعارهاي توخالي براي فريب مردم است... شما نبايد از آن بترسيد، اما ما ايرانيان بايد از آن ترسان باشيم." ترس اصلي گنجي از آن بود كه ايران از بازار سياه، مواد اتمي تهيه كند و يك فاجعه زيست محيطي همچون چرنوبيل در كشورش ايران اتفاق بيافتد.

شان پن كه به برگزاري اين سخنراني كمك كرده بود، گفت در جريان بازديدش از خاورميانه كه منجر به نگارش پنج مقاله براي روزنامه سانفرانسيسكو كرونيكل شد، بارها نام اكبر گنجي را شنيده بود. او ‌گفت: "من هر كس را كه به من جرات حرف زدن بدهد دوست دارم." پس از سخنراني حاضران، در حاليكه از آنچه شنيده بودند متفكر بودند، به گفتگو با يكديگر پرداختند. اما يك نفر در آن جمع به دنبال چيز ديگري بود. مترجم گنجي با هيجان گفت: "بيا به ديدن وارن بيتي برويم"، و گنجي را به سرسرا برد تا با وارن بيتي عكس مشترك بگيرند.

منبع: روز به نقل از تايم - 10 اوت 2006

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط   | 

حضرت آيت الله  جناتي از مراجع بنام حوزه علميه ، از شاگردان مرجع فقید حضرت آیه الله شاهرودی (طاب ثراه) در هفته به پرسشهای بسیاری پاسخ می دهند که توجه به پاسخ های ایشان ، عمق توجه ایشان را  به مبانی استنباط و نیز احاطه و توجه به دو عنصر «زمان و مکان» را به اثبات می رساند.

100. پرسش . لطفا برای ما که هزاران کیلومتر دورتر از میهن ودر غربت هستیم دعا بفرمایید؟
پاسخ: امیدوارم در کمال تندرستی وامنیت واز گزند ناملایمات در امان باشید.

99. پرسش . آیا صیغه ازدواج (چه دائم وچه موقت) را می توان به زبانی غیر از عربی خواند؟
پاسخ: اشکالی ندارد.

98. پرسش . در ماه رمضان اگر مدت اقامت در جایی کمتر از ده روز باشد، آیا امکان روزه گرفتن وجود دارد؟
پاسخ: روزه با نیت کمتر از ده روز صحیح نیست.

97. پرسش . اگر گرفتن روزه باعث کم شدن شیر در یک زن با بچه شیری گردد، آیا می تواند روزه نگیرد؟
پاسخ: بله می تواند روزه نگیرد.

96. پرسش . آیا هنگام روزه می توان مسواک زد؟
پاسخ: مانعی ندارد.

95. پرسش . اگر شخص روزه دار در خواب محتلم شود، حکم روزه او چیست؟
پاسخ: اشکالی به روزه او وارد نمی شود وتنها غسل جنابت بر شما واجب می گردد.

94. پرسش . کسانی که هر روز برای تحصیل یا کار بین دو شهر رفت وآمد می کنند، نماز و روزه شان چگونه است؟
پاسخ: نماز و روزه آنها تمام است.

93. پرسش . آیا شرط بندی در مسابقات اسب سواری وتیراندازی اشکالی دارد؟
پاسخ: شرط بندی در مسابقات اسب سواری وتیراندازی وغیر آنها از چیزهایی که در جنگ ودفاع از حدود اسلامی کاربرد دارند، اشکالی ندارد.

92. پرسش . نظر حضرتعالی در مورد قمه زدن چه می باشد؟
پاسخ: اگر باعث سوء استفاده دشمنان می گردد، باید خودداری شود.

91. پرسش . آیا عزاداری وسینه زنی برای اهل بیت در حالی که نیم تنه عزاداران عریان می باشد اشکالی دارد؟
پاسخ: برای مردان لخت بودن نیم تنه در مراسم عزاداری مانعی ندارد.

90. پرسش . نظر حضرتعالی در مورد ازدواج مردی با زنی که با برادرش لواط کرده چیست واگر این ازدواج انجام شده باشد وفرزندی متولد شده باشد، تکلیف چیست؟
پاسخ: اگر بالغ با کسی لواط کند، خواهر او را نمی تواند به ازدواج خود درآورد وازدواج باطل است واگر حکم شرعی را نمی دانستند وازدواج انجام شده وفرزندی متولد شده باشد، آن فرزند حلال زاده است.

89. پرسش . اگر شخصی مشروب بنوشد، آیا صحیح است که نمی تواند چند روز نماز بخواند؟
پاسخ: خیر صحیح نیست ولی نوشیدن آن حرام است.

88. پرسش . آیا می توانم بین دو مرجع از قاعده تبعیض در تقلید پیروی کنم؟
پاسخ: تبعیض در تقلید جایز است.

87. پرسش . آیا زنان برای اقامه نماز حتما باید چادر بر سر کنند یا با روسری ولباس معمولی هم نمازشان صحیح است؟
پاسخ: در نماز باید بدن زن به گونه کامل پوشیده باشد وپوشش با هرچه که باشد اشکالی ندارد.

86. پرسش . آیا سودی که بانک ها ماهیانه به حساب های کوتاه مدت وبلند مدت می دهند اشکالی دارد وآیا به پول موجود در این حساب ها وسود آن خمس تعلق می گیرد؟
پاسخ: سودی که بانک ها می دهند اشکالی ندارد واگر زندگی شما به آن پول وسود آن نیاز دارد، خمس هم ندارد.

85. پرسش . من در آمریکا زندگی می کنم و می خواستم نظر شما را در باره زنان وشوهرانی که طبق حکم دادگاه های آمریکا از هم طلاق می گیرند بدانم. تکلیف آنها در مورد طلاق شرعی چیست؟
پاسخ: طلاق شرعی را هر جا که باشند (خودشان یا وکیلشان) می توانند جاری کنند که شرایط آن در رساله توضیح المسائل بیان شده است.

84. پرسش . آیا بر من که کارمند وفاقد خانه ولوازم اولیه زندگی امروزی هستم با سرمایه جزیی در حد چند صد هزار تومان حج واجب می گردد؟
پاسخ: حج بر شخصی واجب می شود که هزینه آن را مالک باشد ورفتن او به حج به زندگی او لطمه ای وارد نکند.

83. پرسش . بستن پابند یا زنجیرپا توسط خانم ها چه حکمی دارد؟
پاسخ: فی نفسه مانعی ندارد.

82. پرسش . نظر شما در باره الکل چیست؟
پاسخ: الکلی که معلوم باشد از انواع مایعات مست کننده است، نجس می باشد ولی اگر معلوم نباشد که از انواع مایعات مست کننده است، محکوم به طهارت می باشد.

81. پرسش . آیا پوشش موی سر خانم ها الزامی است؟
پاسخ: بله الزامی است.

80. پرسش . من از کسی تقلید نمی کنم وخودم توسط عقل ومنطق تصمیم می گیرم لطفا نظر خود را بفرمایید؟
پاسخ: در اصول دین تقلید از کسی جایز نیست وباید از راه عقل ومنطق صحیح باشد ولی در فروع باید یا از راه اجتهاد ویا از راه احتیاط ویا از راه تقلید باشد واین از باب رجوع به فردی دانا برای پرسیدن مساله ای است که نمی دانیم ومانند مراجعه بیمار به پزشک و... می باشد.

79. پرسش . با توجه به آیه (لا اکراه فی الدین) آیا مسلمان (مسلمان زاده) می تواند دین دیگری انتخاب کند؟
پاسخ: خیر نمی تواند.

78. پرسش . آيا به كسى كه امر ضرورى و حكمى را بر اساس دليل علمى به نظر خود انكار مى‏كند، اطلاق مرتد مى‏شود يا خير؟
پاسخ: بر او اطلاق مرتد نمى‏شود و همچنين داراى حكم آن نمى‏باشد، زيرا مرتد بر كسى اطلاق مى‏شود كه ضرورى از ضروريات دين را بدون دليل انكار كند.

77. پرسش . تكليف حاكم در برابر كسى كه حكمى را بر اساس دليل ناقص غيرعلمى انكار مى‏كند چيست؟
پاسخ: تكليف او آن است كه بر اساس دليل معتبر آن شخص را قانع كند و اين توسط آگاهان امكان‏پذير است.

76. پرسش . كسى كه مسأله ضرورى دينى را بر اساس اعتقاد انكار مى‏كند و نه براساس عناد، آيا حكم مرتد بر او جارى است يا خير؟
پاسخ: حكم مرتد را ندارد.

75. پرسش . آيا اين گفتار درست است كه بعضى اجراى حكم مرتد را مشروط به حضور امام معصوم(ع) و منوط به اذن او دانسته‏اند؟
پاسخ: بله برخى از فقهاى معروف اين را قائل مى‏باشند.

74. پرسش . چه كسى مى‏تواند عوامل و اسباب تحقق ارتداد و شرايط آن را مشخص نمايد؟
پاسخ: كسى مى‏تواند آنها را مشخص نمايد كه داراى شرايط ذيل باشد:
1 . آگاهى كامل از عوامل و اسبابى كه باعث ارتداد مى‏شود؛
2 . آگاهى كامل از ادله مرتد و بررسى آنها از نظر اعتبار و حجيت و سنجيدن و مقايسه آنها با آياتى كه دلالت دارند بر اينكه بايد مردم را راهنمايى كرد و تذكر داد ونه‏چيز ديگر؛
3 . توان بر درك واقعيت‏هاى زمان و مقتضيات و شرايط آن تا در نتيجه آن بتواند نتايج و پيامدهاى حكم خود و اجراى آن را در جامعه بفهمد.

73. پرسش . شيوه آگاهان و عالمان در زمان پيامبر(ص) و پس از ايشان در برابر آنانى كه مسائل ضرورى را انكار مى‏كردند و يا القاى شبهه بين مردم مى‏نمودند، چگونه‏ بود؟
پاسخ: شيوه آگاهان و عالمان در زمان پيامبر (23 سال) و عصر صحابه (100 سال) و زمان تابعين (70 سال) بسيار نيكو و پسنديده بود، زيرا اولا آنان را در جلساتى كه داشتند مى‏پذيرفتند و ثانيا اشكالات آنها را با دليل و منطق پاسخگو بودند و شبهه را از اهل‏شبهه برطرف مى‏كردند. براى اثبات اين مدعى مى‏توانيد به كتاب‏هاى تاريخى مراجعه فرماييد كه شيوه خوب پيامبر را در برابر كافران و ملحدان در مسجد مدينه (اسطوانةالوفود) بيان مى‏كنند. شيوه حضرت امير(ع) در مدينه و كوفه با ابن كواع وامثال او و شيوه امام صادق(ع) با ابن ابى‏العوجا، در برابر اشكالاتى كه بر مسائل اعتقادى و احكام شرعى اسلام داشتند همين گونه بود و با آن شيوه پاسخ مى‏گفتند و شبهه‏هاى آنان را برطرف مى‏كردند.

72. پرسش . آيا طرح شبهه معقول از طرف صاحب‏نظرى عليه يك مسأله ضرورى در اسلام باعث ارتداد او مى‏شود؟
پاسخ: طرح شبهه در برابر يك مسأله ضرورى اگر به گونه معقول باشد و بر طريقه عناد و دشمنى نباشد، باعث ارتداد نمى‏شود، زيرا با توجه به اشكالات و شبهاتى كه در جلسات رسول خدا(ص) و حضرت امير(ع) و امام صادق(ع) ايراد مى‏شد و پاسخى كه آنان با شيوه‏اى پسنديده مى‏دادند، اين نكته دريافت مى‏شود كه طرح شبهه معقول از طرف دانشمند و صاحب‏نظر و انديشه - از هر مقوله‏اى كه باشد - موجب ارتداد نمى‏شود و بر عالمان فقه و تفسير و كلام امروز است كه آنها را همانند عالمان زمان پيامبر و صحابه و تابعين، با دليل پاسخ دهند و شبهات را از آنان برطرف كنند، زيراپاسخ بدون دليل و منطق تأثير ندارد و شبهه را از پرسش‏كننده برطرف نمى‏كند. بدين جهت، سيره رسول خدا و امامان در مقام پاسخ به پرسش‏ها هميشه همراه با دليل بود و هرگز موردى وجود ندارد كه آنان روش ديگرى را اتخاذ كرده باشند.

71. پرسش . لطفا ضرورى دين را تعريف كنيد؟
پاسخ: ضرورى دين چيزى است كه براى آن نياز به دليل و برهان نباشد و به سخن ديگر آنچه كه آگاهى از آن در دين بديهى باشد و نياز به تأمل نداشته باشد و مى‏توان در تعريف آن گفت ضرورى دين عبارت است از هر امرى كه انكار آن با انكار نبوت و يا توحيد ملازم باشد. بر اين اساس آنچه كه از ضروريات دين به شمار مى‏آيد، انكار آن به گونه مستقل در تحقق پديده ارتداد داراى نقش و تأثير نيست و براى آن موضوعيت ندارد، بلكه نقش و موضوعيت آن در تحقيق ارتداد به طور استلزام مى‏باشد. پس انكار آن ضرورى در دين باعث تحقق پديده ارتداد مى‏شود كه با انكار خدا و نبوت ملازمه داشته باشد و نه غير آن. پس اگر كسى ضرورى دينى را انكار نمايد ولى خدا و پيامبر او را قبول داشته باشد، نمى‏توان بر چنين كسى اطلاق مرتد نمود. به عنوان مثال اگر كسى امروزه زكات را انكار نمايد با اين دليل كه اداره فقيران و نيازمندان بر عهده دولت است و ماليات نوعى زكات است و يا اينكه اجراى حدود مختص به عصر تشريع است و يا فلان حكم نمى‏تواند جزء دين باشد، نمى‏شود چنين فردى را مرتد دانست.

70. پرسش . بر كسى كه نماز نمى‏خواند و روزه نمى‏گيرد، اطلاق مرتد مى‏شود؟
پاسخ: مجرد نماز نخواندن و روزه نگرفتن باعث ارتداد نمى‏شود.

69. پرسش . اگر شخصى ادعا كند آنچه را كه از ضرورى دين انكار كرده، از روى جهل و نادانى بوده و نه از روى علم و عناد، آيا مى‏شود اين ادعا را پذيرفت يا خير؟
پاسخ: بله مى‏توان پذيرفت و نمى‏توان به مرتد بودن وى حكم كرد.

68. پرسش . آيا در حكم به ارتداد شخصى كه مسأله‏اى از مسائل ضروريات دين را انكار كرده، بلوغ، خرد، اختيار و قصد معتبر است يا خير؟
پاسخ: بله معتبر است واگر يكى از شرايط مذكور نباشد ارتداد محقق نمى‏شود واحكام آن را دارا نمى‏باشد.

67. پرسش . شما كه تأثير ونقش زمان ومكان واحوال آدميان وشرايط آنها را در تحول اجتهاد براساس ادله قائل مى‏باشيد ومسائل فراوانى را براساس آن مورد بررسى قرار داده‏ايد واحكامى را براى آنها با اينكه خلاف مشهور بوده بيان كرده‏ايد، آيا برايتان ميسر است كه مسأله مرتد وكيفرهايى را كه براى وى معين شده ونيز مسائل ديگر را بر اساس قانون تحول اجتهاد با تحول زمان و شرايط آن و نيز بر اساس ادله، مورد بررسى قرار دهيد؟

پاسخ: بله از نظر خودم بايد در مبانى فقهى اين مسأله و مسائل ديگر بازنگرى وتجديدنظر با توجه به شرايط زمان به عمل آيد وبايد اذعان داشت كه تحول زمان وشرايط آن و مكان و شرايط و احوال انسان‏ها كه در تحول ويژگى‏هاى درونى و بيرونى موضوعات احكام و در برخى موارد در ملاكات آنها داراى تأثيرند، در تحول اجتهاد - بر اساس مبانى - داراى نقش مى‏باشند وحكم ديگرى را مى‏طلبند.

66. پرسش . شما پس از امام خمينى نخستين شخصى مى‏باشيد كه قانون تحول اجتهاد با تحول زمان و شرايط آن را پذيرفتيد و ده‏ها مسأله را بر اساس آن و عناصر اصلى استنباط بررسى كرده و مطابق آن احكامى را بيان كرده‏ايد، آيا امكان دارد كه مسأله محارب و كيفرهايى كه براى وى در منابع حديثى و مبانى فقهى تعيين شده براساس اين قانون مورد بررسى قرار دهيد تا شايد بتوانيد حكم او را به گونه و كيفيت ديگرى بيان فرماييد؟

پاسخ: بله مى‏توان اين مسأله را بر اساس تأثير و نقش تحول زمان و شرايط آن در تحول اجتهاد و بر اساس عناصر اصلى استنباط مورد بررسى قرار داد، ولى بايد اذعان داشت اين قانون تحول اجتهاد بر اساس مبانى معتبر شرعى، شرايط و موازين خاصى دارد و بايد مسائلى كه در كوران اين تحول اجتهاد قرار مى‏گيرند و با آن درگير مى‏شوند، داراى آن شرايط و موازين خاص باشند و اين گونه نيست كه هر مسأله‏اى را بتوان در حدود آن قانون مطرح كرد. پس بايد اولا بررسى شود كه آيا مسأله مورد نظر داراى آن شرايط هست يا خير و ثانيا بايد بازنگرى كامل در ادله كرد و اين نياز به وقت زيادى دارد، فعلا حكم محارب همان مى‏باشد كه در كتاب‏هاى فقهى ذكر شده است.

65. پرسش . نظر معظم له در مورد حلول ماه نو واینکه با چشم مسلح یا غیر مسلح دیده شود، چیست؟
پاسخ: حلول ماه نو با دیدن ماه با چشم ولو اینکه با ابزار خاصی باشد، ثابت می شود.

64. پرسش . آيا به نظر شما ورود خانم ها به استاديوم های ورزشی مثلا برای ديدن مسابقات فوتبال وغيره مجاز است؟
پاسخ: اگر شرایط اسلامی رعایت شود وهیچ مفسده ای بر آن مترتب نشود، ورود آنها به استاديوم های ورزشی وديدن مسابقات مانعی ندارد.

63. پرسش . نظر حضرت عالی در باره سجده بر مهر چیست؟
پاسخ: سجده باید بر روی زمین ویا خاک باشد ومهر هم چون از خاک است، سجده بر آن صحیح وبی اشکال است.

62. پرسش . من می خواهم مرجع تقلید خود را تغییر دهم، آیا این کار مجاز است؟
پاسخ: بله جایزاست، با رعایت شرایطی که در رساله توضیح المسائل بیان نموده ایم.

61. پرسش . خانواده های طبقه متوسط در همه جای جهان (کارمند، کارگر، اشخاص با درآمد کم و...) باید چند سال کار کنند وپس انداز نمایند تا بتوانند سرانجام پس از گذشت سالها، خانه ولوازم زندگی وخودروی متناسب با شان خود را خریداری نمایند، آیا به این پس انداز جمع شده درطی سالها خمس تعلق میگیرد؟
پاسخ: در مفروض سوال خمس تعلق نمی گیرد.

60. پرسش . يک شخص برای داشتن خانه ووسايل منزل وماشين بايد با پس انداز وصرف مدت زمان زيادی (فرضا ده سال) آنها را تهيه کند، آیا پرداخت خمس در اين مدت واجب است؟
پاسخ: در مفروض سوال خمس تعلق نمی گیرد.

59. پرسش . خانواده ای که زن ومرد کارمند میباشند وطی چندین سال با پس انداز مبلغی از حقوق خود جهت خرید منزل برنامه ریزی مینمایند، آیا به این پس انداز سالانه خمس تعلق میگیرد یا نه؟
پاسخ: در مفروض سوال خمس تعلق نمی گیرد.

58. پرسش . کارمندان وکارگران معمولی (در همه بخش های دولتی وخصوصی و...) مالیات می دهند وحقوق ماهیانه اندکی دریافت می کنند واکثرا اجاره نشین هستند وشرایط اقتصادی وزندگی سختی دارند و قسط خانه وماشین می دهند وبه قول معروف هشت آنها گروی نه آنهاست، آیا اینها مشمول پرداخت خمس هم می شوند؟
پاسخ: در مفروض سوال خمس تعلق نمی گیرد.

57. پرسش . آيا كسي كه خانه ندارد وتنها راه برايش پس انداز در طي چندين سال مي باشد وضمنا اين پس انداز درآمد مازاد محسوب نمي شود وبه دليل كم پولي نمي تواند ظرف يك سال خانه بخرد، بايد خمس بدهد؟
پاسخ: در مفروض سوال خمس تعلق نمی گیرد.

56. پرسش . آيا سرمايه ای كه انسان با منافع وعوايد آن هزينه ومخارج زندگى را تأمين می كند خمس دارد؟
پاسخ: سرمايه به مقدارى كه انسان بتواند با منافع وعوايد آن هزينه ومخارج زندگى را تأمين كند خمس ندارد.

55. پرسش . آیا انجام تجارت وداد وستد معمولی به کمک امکانات الکترونیکی و شبکه اینترنت جایز است؟
پاسخ: فی نفسه مانعی ندارد.

54. پرسش . آیا پرداخت ودریافت پول بابت بازدید از یک سایت یا دیدن یک آگهی تبلیغاتی در اینترنت جایز است؟
پاسخ: فی نفسه مانعی ندارد.

53. پرسش . کسب درآمد از راه انواع گوناگون سیستمهای شبکه ای اینترنتی وغیراینترنتی (مانند پنتاگونو، گلدکوییست و...) انجام می گردد وافراد شرکت کننده و وارد شده به این سیستم حتما باید اشخاصی را به راهی که خود رفته اند ترغیب نموده وبه دنبال خود بکشانند تا بتوانند سودی از سرمایه گذاری خویش به دست آورند. این کسب درآمد تحت عناوین مختلف (از دریافت پول صرفا به دلیل افزایش تعداد افراد زیرمجموعه تا دریافت سکه طلا در قالب طرح فروش سکه طلا) وبا ملیت ایرانی وغیر ایرانی شرکتهای مربوطه انجام می گردد واشخاص سرمایه ای میگذارند وبدست آوردن سود ناشی از این سرمایه گذاری بستگی زیادی به شانس وشارلاتان بازی دارد (تاکنون که اینگونه بوده است)، نظر حضرت عالی در این باره چیست؟ آیا نوعی قمار به حساب نمی آید؟
پاسخ: چون این موضوع با همه جوانب آن برای ما مشخص نگردیده است، تاکنون پاسخی نداده ایم.

52. پرسش . آيا به نظر شما خوردن گوشت ذبايح حلال گوشت اهل كتاب (زرتشتى، يهودى ومسيحى) جايز است؟
پاسخ : بله خوردن گوشت ذبايح حلال گوشت اهل کتاب جایز است ولی پیش از خوردن از آن بسم الله را بگویید‏.

51. پرسش . نظر شما در باره طهارت یا نجاست غیرمسلمانان چیست؟
پاسخ: غيرمسلمانان از هر نوع وقسمى كه باشند (اهل كتاب، مشركين وملحدين) ذاتا واز نظر جسمى وبدنى پاک هستند واگر از چيزهايى كه در نظر مسلمانان نجس میباشند، اجتناب كنند، نجاست عرضى هم ندارند

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط   | 

حضرت آيت الله  جناتي از مراجع بنام حوزه علميه ، از شاگردان مرجع فقید حضرت آیه الله شاهرودی (طاب ثراه) در هفته به پرسشهای بسیاری پاسخ می دهند که توجه به پاسخ های ایشان ، عمق توجه ایشان را  به مبانی استنباط و نیز احاطه و توجه به دو عنصر «زمان و مکان» را به اثبات می رساند.

5۰ پرسش . آيا مرد مسلمان مى‏تواند با زن غيرمسلمان دست بدهد؟
پاسخ : در مجالس رسمى اگر دست دادن مرد مسلمان با زن غيرمسلمان امر ضرورى باشد، اشكال ندارد.

49. پرسش . حکم دست دادن مرد با زن به گونه کلی چیست؟
پاسخ : دست دادن مرد با زن با دستكش يا از وراى يك پارچه یا پوششی دیگر که تماسى با دست برقرار نمى‏كند، اشکالی ندارد.

48. پرسش . آيا ازدواج مرد مسلمان با دختر یا زن اهل کتاب مانند زرتشتی، یهودی ومسیحی جايز است؟
پاسخ : جايز است، چه به صورت موقت و چه به صورت دائم.

47. پرسش . آيا ازدواج مرد مسلمان با دختر یا زن (غیر اهل کتاب) مانند مشرك یا بت‏پرست یا ملحد (منکر خدا) جايز است؟
پاسخ : مطلقا جايز نيست، نه به صورت موقت و نه به صورت دائم.

46. پرسش . آیا دختر مسلمان می تواند با پسر غیرمسلمان ازدواج کند؟
پاسخ: خیر نمی تواند.

45. پرسش . آیا نوشیدن نوشابه های حاوی درصد کمی از الکل جایز است؟
پاسخ: خیر جایز نیست.

44. پرسش . در ازدواج مرد مسلمان با زنى از اهل كتاب، اگر بدون مهر راضى باشد، آيا معين كردن مهر و دادن مهر به او واجب است؟
پاسخ : بله واجب است هر چند كه مقدار آن كم باشد.

43. پرسش . در برخى از كشورهاى غيراسلامى كه از اهل كتاب نمى‏باشند، آيا قبل از عقد زنى غير مسلمان لازم است در مورد كتابى بودن او تحقيق شود؟
پاسخ : بله بايد تحقيق شود زيراازدواج با غير كتابى جايز نيست.

42. پرسش . اگر مرد مسلمان بخواهد زنى از اهل كتاب را به عقد موقت یا دائم خود درآورد، با اينكه مى‏داند او عقيده‏اى به اين گونه ازدواج ندارد، آيا اين عقد صحيح است؟
پاسخ : اگر او اعلام آمادگى كند صحيح است.

41. پرسش . نظر کلی حضرت آیت الله العظمی جناتی درباره روابط دختران وپسران چیست؟
پاسخ: با حفظ موازین اسلامی مانعی ندارد.

40. پرسش . اگر ريش براى كسى حرجى باشد، آيا مى‏تواند آن را بتراشد؟
پاسخ : گذاشتن ريش اگر براى شخصى حرجى يا ضررى داشته باشد، تراشيدن آن اشكال ندارد.

39. پرسش . مستدعى است نظر خود را در مورد زمان بلوغ دختران به گونه واضح و روشن بيان فرماييد؟
پاسخ : از نظر من زمان پيدايش بلوغ دختران سن خاص نيست، نه سن نه سالگى كه معروف است و نه سن سيزده سالگى كه فيض كاشانى قائل است و نه سن پانزده سالگى كه شيخ طوسى مى‏گويد و نه سن هيجده سالگى كه اعلاميه حقوق بشر مى‏گويد ونه سن هيجده سالگى كه ابوحنيفه قائل شده ونه سن پانزده سالگى كه حنبليان و شافعيان تعيين كرده‏اند، بلكه زمان پيدايش بلوغ دختران را عادت ماهانه مى‏دانيم، زيرا تا تخمك در رحم پيدا نشود توانايى بر توليد مثل پيدا نمى‏شود و نمايانگر پيدايش آن همان حيض است. اما دخترانى كه بر اثر عوارض مزاجى عادت ماهانه ندارند، زمان بلوغشان هنگامى است كه دختران خويشان و فاميل و محل، عادت ماهانه مى‏شوند.

38. پرسش . نظر شما در مورد سن يائسگى زنان چيست؟
پاسخ : از نظر ما سن خاصى براى يائسگى زن ملاك نيست. زيرا يائسگى امرى طبيعى است وزمانى زن يائسه مى‏شود كه رحم او قابليّت انعقاد نطفه ورشد ونمو آن را نداشته باشد وبه اين جهت نمى‏توان سن خاصى را علامت يائسگى قرار داد. بنابراين قرار دادن سن 50 سال به عنوان علامت يائسگى در زن غيرسيده وسن 60 سال به عنوان علامت يائسگى در زن سيده، مورد پذيرش اينجانب نمى‏باشد.

37. پرسش . آيا يك دختر بالغ وعاقل مى‏تواند بدون اجازه پدر با مردى ازدواج كند؟
پاسخ : اگر دختری بتواند مصلحت ومفسده را برای خود به گونه کامل درک کند وتحت تاثیر احساسات وعواطف قرار نگیرد وبر اساس مصلحت قطعی ازدواج نماید، مانعی ندارد. البته در این امر باید دقت شود.

36. پرسش . حكم شرعى درمورد صوفى، درويش وعلى اللّهى چيست؟
پاسخ : صوفى و درويش حكم مسلمان را دارند ولى على اللّهى داراى اين حكم نمى‏باشد، البته آنهايى كه واقعا امام على را خدا مى‏دانند نه ‏هر شخص كه بر او على اللّهى اطلاق شود؛ زيرا بسيارى از آنها نماز مى‏خوانند و روزه مى‏گيرند و امور اسلامى را رعايت مى‏كنند.

35. پرسش . آيا نسخه‏بردارى بدون اذن صاحبان آنها جايز است؟
پاسخ : نسخه‏بردارى و تكثير نوارهاى ويديويى بدون اذن از صاحبان آنها، اشكال‏دارد و هرگاه كسى بدون اذن آن را انجام دهد مسئول است، ولى در صورتى كه آن را از نوار محو كند، بر او چيزى نيست.

34. پرسش . آيا حق تأليف براى مؤلف ثابت است؟
پاسخ : بله ثابت است و براى مؤلف جايز است مبلغى به عنوان حق تأليف از كسى كه مى‏خواهد آن را چاپ كند بگيرد.

33. پرسش . آيا حق نشر (كپى رايت) حق شرعى به شمار مى‏آيد؟
پاسخ : حق نشر براى مؤلفان و محققان و مبتكران حق مشروع به حساب مى‏آيد زيرا توليدات فكرى و انديشه‏اى آنان كه معنوى به حساب مى‏آيند ماليت دارند. چون‏عنوان عينيت براى ماليت شرط نيست، بلكه ماليت و ارزش هر چيزى در گرو منفعت داشتن و كارايى آن در زندگى مى‏باشد كه عقلا در برابر آن مال پرداخت مى‏كنند، اعم از اينكه آن از اشياى مادى باشد و يا از اشياى معنوى. پس با اين حساب آنچه كه از ديد عقلا و مردم فايده ندارد - هر چند كه از اعيان خارجى باشد - مال نيست و هر چيزى كه فايده دارد - هر چند كه از اعيان خارجى نباشد - مال به حساب مى‏آيد.

32. پرسش . از نظر حضرت عالى استعمال مواد مخدر حرام است؟
پاسخ: استعمال مواد مخدر مانند هرويين، مرفين و مارى‏جوانا، چه به گونه خوردن و آشاميدن باشد و چه به گونه دود كردن و شياف نمودن باشد حرام است.

31. پرسش . آيا خريد و فروش و حمل و نقل مواد مخدر حرام است؟
پاسخ: اگر خريد و فروش و حمل و نقل آنها براى استفاده ضرردار باشد يا در مسير فساد افراد جامعه قرار گيرد حرام است و اگر براى مريضى باشد كه پزشك برايش تجويز كرده است جايز مى‏باشد.

30. پرسش . زراعت و كشت مواد مخدر آيا جايز است؟
پاسخ: اگر كشت آنها براى استفاده طبى و مصارف دارويى ضرورى باشد، درصورتى كه از كانال‏هاى رسمى باشد اشكال ندارد.

29. پرسش . كشيدن ترياك براى تفريح جايز است يا خير؟
پاسخ: به ملاحظه پيامدهايى كه ترياكى شدن دارد جايز نيست.

28. پرسش . برخى بر اثر گفته‏هايى مانند اينكه كشيدن ترياك قند خون را پايين مى‏آورد به كشيدن آن رو مى‏آورند و باعث اعتياد آنان مى‏شود، آيا اين گفته باعث جواز كشيدن آن مى‏شود؟
پاسخ: باعث جواز كشيدن آن نمى‏شود.

27. پرسش . كشيدن سيگار از نظر شما اشكال دارد؟
پاسخ: كشيدن آن مانعى ندارد ولى بهتر است از آن پرهيز شود و كسى به آن اعتياد پيدا نكند، زيرا بدون ضرر نيست.

26. پرسش . اگر كارشناسان گوناگون كشيدن سيگار را براى سلامتى انسان از نظر جسمى و روحى مضر بدانند، آيا در اين صورت كشيدن آن جايز است يا خير؟
پاسخ: در صورت ياد شده كشيدن آن جايز نيست.

25. پرسش . آيا خريد و فروش موادى كه از نوع مواد مخدر نباشند مانند توتون و مانند آن اشكال دارد يا خير؟
پاسخ: خريد و فروش توتون و مانند آن و نيز استعمال آنها فى نفسه اشكال ندارد ولى اگر ضرر قابل ملاحظه‏اى براى انسان داشته باشد جايز نمى‏باشد.

24. پرسش . نظر کلی حضرت آیت الله العظمی جناتی در باره موسیقی چیست؟
پاسخ: از نظر معظم له موسيقى اگر به گونه لهوى يا مقرون به كلمات باطل باشد يا انسان را از ياد خدا غافل كند، حرام است و اما اگر داراى اينها نباشد، اشكال ندارد. همچنین صرف خوش آمدن افراد از برخى آهنگ‏ها باعث حرام شدن آنها نمی گردد وزمانى حرام است كه شنيدن آن از انسان به كلى سلب اختيار كند. همچنین اگر آهنگى كه حلال است با ارتكاب فعل حرام همراه باشد، شنيدن آن حرام مى‏شود، مانند اينكه موسيقى در مجلسى نواخته شود كه زنان ومردان بدون رعايت حدود شرعى در آن حضور دارند يا حاضران در مهمانى به همراه نواختن موسيقى، به ميگسارى بپردازند. در اين صورت اساسا شركت در چنين جلسه‏اى حرام است ودر نتيجه گوش دادن به موسيقى در آن نيز اشكال دارد.

23. پرسش . با توجه به نياز انسان به شادى آيا هنوز هم مى‏توان موسيقى طرب‏آور را حرام دانست؟ آيا چنين محدوديت‏هايى دور كردن انسان از فضاى با نشاط نيست؟
پاسخ : هيچكس نمى‏تواند مطلق طرب و شادى را از نظر شرع حرام اعلام كند، زيرا نفس شادى و طرب براى انسان حرام نيست و تنها در صورتى مى‏توان آن را حرام دانست كه شادى و طرب به سبب شنيدن سرودهاى مقرون با آلات، به گونه‏اى باشد كه شنونده نتواند خود را كنترل كند و اعتدالش را از دست بدهد. در اين صورت است كه مى‏توان به حرام بودن آن حكم كرد و البته بعيد مى‏دانم در شنونده آواز هنرمندان داراى چنين تأثيرى باشد.
مرحوم آية اللّه كاشف الغطاء مى‏گويد: «الموسيقى الغنائى ولو كانت مقرونة بالآلات حلال مالم يستخف السامع الى حد يخرجه من الاعتدال» يعنى موسيقى غنايى اگرچه مقرون به آلات باشد، در صورتى كه آن را از حد اعتدال خارج نكند حلال است.

22. پرسش . نظر شما در باره حجاب زنان چیست؟
پاسخ: براى زن پوشيدن تمام بدن به استثناى چهره و دو دست، از نامحرم واجب است، ولى نوع خاصى از پوشش براى آن مطرح نيست. با هر وسيله‏اى كه حاصل شود كفايت مى‏كند، ولى در اينكه چادر براى زنان، پوششى خوبى است جاى ترديد نيست، اما براى زنان شاغل در مراكز ادارى، درمانى، دانشگاهى و صحنه‏هاى سياسى و اجتماعى، پوشش اسلامى (مانتو) در صورتى كه به گونه كامل شرايط آن رعايت شود از پوشش‏هاى ديگر بهتر است، زيرا پوششى كه رعايت آن بر زنان واجب شده، با آن بهتر مى‏توانند حفظ كنند.

21. پرسش . معروف اين است كه در مبانى اسلامى پوشيدن لباس سياه رنگ مورد منع و مذمت قرار گرفته ولى لباسى كه داراى رنگ سفيد، سبز، زرد، آبی و... است، مورد امر و مدح قرار گرفته است، با اين وضع چه عاملى باعث شد كه رنگ بد جايگزين رنگ خوب گردد؟
اينكه معروف است در مبانى استنباطى پوشيدن لباس سياه رنگ مورد مذمت و منع است و پوشيدن لباس سفيد رنگ و سبز و زرد و... درآنها مورد مدح و ستايش است صحيح مى‏باشد. اما جايگزين شدن لباس‏هاى سياه رنگ به جاى لباس‏هاى سفيد رنگ و سبز و زرد و... براساس عناصر اصلى استنباط و پايه‏هاى معتبر شناخت نيست، بلكه براساس سنت‏هاى محيطى و اجتماعى يا پيش‏داورى‏هاى ذهنى و يا ذوق و سليقه‏هاست و اگر حكمى در حوزه استنباطى براساس آنها بيان شود حكم خداوند به حساب نمى‏آيد و هيچ‏گونه ارزش و اعتبارى ندارد.

20. پرسش . امروزه ديده مى‏شود برخى از ارگان‏هاى رسمى و غيررسمى، فرهنگى و غيرفرهنگى، جوانان را به واسطه نوع آراستن موى سر مورد مؤاخذه قرار مى‏دهند، به نظر شما اين برخوردها ريشه اسلامى دارند؟
پاسخ: خير اين برخوردها ناشى از سليقه و ذوق شخصى آنهاست و ريشه اسلامى ندارند، زيرا در مبانى اسلامى آراستن و مرتب كردن مو و شانه زدن آن مورد مدح و ستايش قرار گرفته و مراقبت از آن را لازم دانسته‏اند.
حضرت رسول(ص) فرموده‏اند: زيباترين زيبايى‏ها موى نيكو است كه پوششى الهى است و بايد آن را گرامى بداريد و در ادامه فرمودند: بعد از موى نيكو بهترين زيبايى‏ها آهنگ صداى نيكو است كه از مواهب الهى است و خداوند صداى نيكو را دوست مى‏دارد.
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: كسى كه مايل است داراى موى بلند باشد بايد از آن به خوبى مراقبت نمايد و اگر در باره آن كوتاهى نمايد، بايد آن را بتراشد و فرمودند: موى زيبا جزء كرامت‏هاى الهى است، آن را گرامى داريد.

19. پرسش . شما اين را قبول داريد كه برخى از نظرات در جامعه به عنوان اسلام مطرح است با اينكه اسلام از آن بيزار است؟
پاسخ : بله مورد پذيرش ماست، متأسفانه برخى از نظرات در جامعه اسلامى به عنوان اسلام مطرح و آنها را به عنوان حكم الهى مى‏شناسند، درصورتى كه چنين نيست و ما نمونه‏هاى زيادى را در اين زمينه داريم و اين از عواملى است كه ضربات سهمگينى بر پيكر اسلام در طول تاريخ وارد نموده و اين نظرات، پوستينى وارونه بر قامت فقه اسلام مى‏پوشاند كه طبايع سالم را از آن متنفر نموده است.

18. پرسش . حق اظهار نظر فقاهتى در مقابل رويدادهاى زندگى (به ويژه رويدادهايى كه امروزه پديد آمده است) از آن چه كسانى مى‏باشد؟
پاسخ : از آن كسانى است كه به گونه كامل از عناصر اصلى استنباط وموازين اجتهاد وشرايط آن آگاهى دارند، نه براى كسانى كه داراى اين آگاهى و شناخت نيستند و اين گونه نيست كه گفته و فرمان هر شخص به عنوان حكم شرعى به حساب آيد.

17. پرسش . به نظر من بيشتر كسانى كه تصدى امور را در مسائل و احكام شرعى داشته‏اند، داراى شرايط لازم نبوده‏اند، آیا اين نظريه را جنابعالى قبول داريد؟
پاسخ : بله مورد قبول ما مى‏باشد و اين موجب تأسف است كه هم در طول تاريخ و هم در دوره معاصر بيشتر كسانى كه متصدى اين مسئوليت‏ها و امور بوده‏اند، شرايط ياد شده را نداشته‏اند و برخى از ناآگاهان و عالم‏نماها و متعصبان نادان و مقدس‏مآب‏هاى بى‏ادراك و پاره‏ايى از متفقهان كه هيچ‏گونه آگاهى از مبانى معتبر شرعى نداشته‏اند و كاملا تحت تأثير عوامل غلط محيطى و اجتماعى و نيز عوامل ذهنى و خارجى قرار داشته‏اند، در طرح مبانى فكرى خود به آن عوامل اعتماد و تكيه مى‏كردند. آنچه تأسف ما را افزون مى‏كند آن است كه اين ناآگاهان در طول تاريخ آرا و نظرات خويش را به عنوان ديدگاه اسلام بيان كرده‏اند و مردم هم آنها را به عنوان اسلام‏شناس و سخنگويان اسلام پذيرفته‏اند و ذهنيت آنان بر اساس همان انديشه‏ها شكل گرفته است.
از اين رو بايد درصدد برآمد تا ذهنيت‏هاى نادرست كه بر اساس آراى نادرست پديد آمده، به ذهنيت‏هاى آگاه وانديشه‏هاى روشن (بر اساس مبانى معتبر اجتهادى) بدل شود و تحول يابد.

16. پرسش . بر همگان واضح است كه حرام خدا را نمى‏توان حلال و حلال خدا را نمى‏توان حرام كرد، آيا صورتى كه بر خلاف اين باشد موردى دارد؟
پاسخ : هر حكمى در شرع اسلام براى هر موضوعى، بر اساس ملاكى ثابت است و مادامى كه آن موضوع وجود داشته باشد و تحولى در اصل آن و يا ويژگى‏هاى داخلى و خارجى آن (در نتيجه تحول زمان) پديد نيامده باشد، آن حكم از هر نوع و قسمى كه باشد براى آن ثابت و قابل تغيير نمى‏باشد. ولى اگر تحولى در خود آن و يا ويژگى‏هاى درونى و بيرونى آن پديد آمده باشد، بايد حكم آن تغيير پذيرد، زيرا بقاى حكم بدون موضوع امكان ندارد، همان گونه كه عرض بدون معروض امكان وجود آن نيست و حكم ديگرى به مقتضاى اصل ديگر شرعى بر آن قرار مى‏گيرد و واضح است كه اين حكم جديد براى موضوع اول نيست تا اينكه گفته شود حكمى كه در شرع براى آن معين شده، تغيير يافته است، بلكه براى موضوع جديدى مى‏باشد كه در نتيجه تحول زمان پديد آمده است، لذا منافاتى با «حلال محمد حلال الى يوم القيامة و حرام محمد حرام الى يوم القيامة» ندارد و در صورتى با آن منافات دارد كه بدون تحول اصل موضوع و يا ويژگى‏هاى آن حكم ديگرى بر آن بار شود.

15. پرسش . در شبهات مصداقيه عنوانى كه حرام است، همه بايد قائل به مباح بودن و جواز آن باشند، پس چگونه بعضى به گونه فتوا و يا احتياط واجب اجتناب از آن را لازم دانسته‏اند؟
پاسخ : همان گونه كه نمى‏توان حرام خدا را حلال كرد، حلال خدا را هم نمى‏توان حرام كرد و رسول خدا(ص) فرموده‏اند: «المحرّم حلال اللّه كالمحلّل حرام اللّه» يعنى آنكه حلال خدا را حرام مى‏كند همانند كسى است كه حرام خدا را حلال مى‏كند.

14. پرسش . حضرت آية اللّه اكنون باعث تأسف است كه در جامعه ما حرام گفتن بسيار آسان و حلال گفتن از امور بسيار مشكل است، با اينكه قضيه بايد برعكس باشد، آيا حضرت عالى اين گفته ما را قبول داريد؟
پاسخ : بله مورد قبول است، زيرا در شبهات مصداقيه كه از مصاديق حرام بودن آنها مورد شك و شبهه است، بايد طبق موازين فقه اجتهادى حكم به مباح و حلال بودن آنها شود و ما در اين حكم ترديدى نداريم. به عنوان نمونه غنا و آوازى كه موضوع براى حرمت است آن آوازى است كه به گونه لهوى و داراى الفاظ باطل باشد، پس اگر در غنا و آوازى شك شود كه داراى ويژگى‏هاى ياد شده هست (تا حكم به حرمت آن شود) يا داراى آن ويژگى‏ها نيست (تا حكم به مباح و حلال بودن آن شود) چون در آن موضوع حرمت محرز نيست، بايد با اجراى اصل برائت، شنيدن آن آواز را بى‏اشكال دانست.

13. پرسش . معروف است كه وظيفه فقيه حكم‏شناسى است نه موضوع‏شناسى، آيا اين نظريه از نگاه شما درست است يا خير؟
پاسخ : از نظر من اين نظريه صد در صد نادرست و ناتمام است، زيرا شناخت برخى از موضوعات مانند مواقيت حج ونصاب در باب زكات و آب كر و مانند اينها كه تنها وظيفه فقيه است و بايد او آنها را معين نمايد و احكام آنها را بيان كند.
واما در غير اينها نيز بر او لازم است كه آنها را يا خودش (در صورتى كه آگاهى داشته باشد) و يا از طريق افراد كارشناس و متخصص، تعيين و مشحص كند، زيرا تا موضوع مشخص نشود ممكن نيست حكم آن براساس ادله شرعى مشخص شود، پس موضوع‏شناسى بايد پيش از حكم‏شناسى انجام شود.

12. پرسش . براساس نظريه‏اى كه حضرت عالى داريد، فقيه از علوم جديد كه موضوع‏ساز هستند (مانند فيزيك، شيمى، رياضى و...) بايد آگاهى داشته باشد؟
پاسخ : ما چون موضوع‏شناسى را پيش از حكم‏شناسى لازم مى‏دانيم از اين‏رو بر اين باوريم كه امروزه با پيدايش موضوعات جديد و پيشرفت دانش و فن‏آورى در ابعاد گوناگون زندگى (كه مانند كارخانه‏هاى توليدى براى حوزه استنباطى موضوع مى‏سازند)، فقيه بايد از علوم جديد مانند علم شيمى كه در آن بحث از تركيب اجسام و علم فيزيك كه در آن بحث از حالات و اوصاف و علم رياضى كه در آن بحث از اعداد و نسبت و مقادير مى‏شود و نيز از علوم ديگر آگاهى داشته باشد و اگر نداشته باشند (كه‏ندارند)، بايد در كنار او افراد متخصص باشند تا آنان براى او موضوع را مشخص كنند و او براساس عناصر اصلى شناخت، حكم آن را معين كند.
11. پرسش . امروزه چه نوع فقيهى در برابر موضوعات و ويژگى‏هاى جديد آنها، احساس مسئوليت دارد؟
پاسخ : امروزه فقيهى در باره آنها احساس مسئوليت مى‏كند كه داراى شيوه اصولى در مقام عمل و فتوا باشد، زيرا او تا موضوع را مشخص نكند و ادله را به گونه كامل مورد بررسى قرار ندهد و شرايط زمان و مكان و عرف و نياز جامعه و احوال آدميان و واقعيت زمان و عينيت‏هاى خارج را درك نكند، فتوا صادر نمى‏كند. و اما فقيهى كه داراى شيوه اخباريگرى و يا شيوه اصولى احتياطى در مقام عمل و فتوا هست، هيچ‏گاه در اين زمينه احساس مسئوليت نمى‏كند، لذا بدون توجه به كارشناسى و بررسى موضوع حكم از نظر ويژگى‏هاى درونى و يا بيرونى آن (كه تحول زمان در تحول آن داراى نقش است) و نيز بدون بررسى احاديث از نظر زمان صدور آنها و شرايط مخاطبان آنها و نيز بدون توجه به موضوعات جديدى كه از راه علوم جديد در همه شئون زندگى پديد آمده است، فتوا به گونه احتياطى صادر مى‏كند.
10. پرسش . آيا با شيوه احتياطى در مقام بيان احكام مى‏توان مشكلات جامعه را حل كرد يا خير؟
پاسخ : با شيوه احتياطى در مقام بيان احكام هيچ مشكلى از مشكلات جامعه را نمى‏توان حل كرد و اين شيوه را بيشتر فقهاى متقدمين در مقام فتوا دارا نبوده‏اند، مگر برخى از آنها. به هر حال ما بارها در مقاله‏ها و سخنرانى‏ها و كتاب‏هاى تأليفى خود گفته‏ايم كه اين گونه احتياطها در نظام اسلامى در ارتباط با مسائل جامعه، ضد احتياط است و بايد تنها احكام شرعى موضوعات براساس ادله معتبر و قطعى آنها بيان شود. خلاصه اينكه بيان احكام الهى براى موضوعات قديم و جديد بايد براساس ادله معتبر شرعى و مطابق موازين اجتهاد، پس از مشخص شدن موضوع توسط كارشناس و بررسى ويژگى‏هاى درونى و بيرونى آن (كه با تحول زمان، مكان، عرف، احوال آدميان و نياز جامعه تحول مى‏پذيرد) تحقق يابد.
9. پرسش . آيا بر زنان الزامى است كه داراى حجاب چادر مشکی باشند؟
پاسخ: چادر براى زنان حجاب خوبى است ولى الزامى نيست، آن چيزى كه براى زنان الزامى است، پوشاندن خودشان به استثناى چهره ودو دست از نامحرم مى‏باشد ونوع ورنگ خاصى از پوشش براى آن مطرح نيست وبا هر وسيله‏اى كه حاصل شود كفايت مى‏كند.
8. پرسش . آیا تصدی مقام قضاوت توسط زنان را جایز می دانید؟
پاسخ: تصدى مقام قضاوت توسط زن در صورتى كه شرايط آن را دارا باشد، مانعى ندارد.
۷. پرسش . آیا تصدى مقامات اجتماعى، سياسى و... توسط زنان را جایز می دانید؟
پاسخ: تصدى مقامات اجتماعى، سياسى، علمى، فرهنگى، هنرى، مديريتى، رياست‏ها و... در صورتى كه در انجام آنها توانايى داشته باشند، اشكال ندارد.
6. پرسش . آیا مطابق احکام شرعی زن مى‏تواند حق طلاق را در اختيار بگيرد؟
بله زنان مى‏توانند در ضمن عقد شرط كنند كه از طرف شوهر وكيل در طلاق خود باشند.
5. پرسش . نظر شما در مورد انجام بازى هایی مانند نرد، پاسور، شطرنج، بیلیارد و... فقط با انگیزه سرگرمی چیست؟
پاسخ: بازى كردن با آلاتی مانند نرد، پاسور، شطرنج، بیلیارد و... در صورتى كه به عنوان ورزش فكرى، تقويت بنيه رياضى يا سرگرمى باشد ودر آن برد وباخت نباشد اشكال ندارد، حتى اگر عنوان آلت قمارى از آنها زايل نشده باشد.
4. پرسش . آیا نوشیدن نوشابه های حاوی درصد کمی از الکل جایز است؟
پاسخ: خیر جایز نیست.
3. پرسش . نظر شما در مورد استمنا چیست؟
پاسخ: جایز نیست.
2. پرسش . آيا زنى را كه مدعى نداشتن شوهر است مى‏توان عقد نمود؟
پاسخ : بله مى‏شود او را به عقد خود درآورد.
1. پرسش . اگر مردى شيعه زنى از اهل سنت را به عقد متعه درآورد، آيا اين عقد صحيح است؟
پاسخ : بله صحيح است اگر اعلام آمادگى براى آن نمايد

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط   | 

نقشه جغرافيايي فقر در كشور بر اساس تعيين خط فقر استاني تدوين شد.
به گزارش ايسنا، چندي پيش خط فقر مناطق شهري و روستايي از سوي وزارت رفاه به ترتيب براي مناطق شهري 162 هزار تومان در ماه و مناطق روستايي 130 هزار تومان اعلام شد.
در جديدترين تحقيقي كه در زمينه خط فقر تدوين شده، براي نخستين بار خط فقر در سال 83 به تفكيك استان‌ها، تعيين و وضعيت هر يك، جداگانه مشخص شده است.
نتايج اين بررسي درصد فقر در سال 70 در مناطق شهري را 36/0 و روستايي 44/0، در سال 71 به ترتيب 42/0 و 59/0، سال 72، 33/0 و 46/0، سال 73، 29/0 و 43/0، سال 74، 35/0 و 42/0، سال 75، 32/0 و 43/0، سال 76، 31/0 و 3/0، سال 77، 34/0 و 44/0، سال 78، 24/0 و 37/0، سال 79، 3/0، 39/0، سال 80، 19/0 و 36/0، سال 81، 25/0، 33/0، سال 82، 28/0 و 24/0 و سال 83، 29/0 و 28/0 نشان مي‌دهد.
بر اساس اين مطالعه همچنين شكاف نرمال شده فقر كه نشان دهنده فاصله افراد فقير از خط فقر است از 12/0 براي مناطق شهري و 25/0 براي مناطق روستايي در سال 70 به 1/0 و 15/0 در سال 75، 07/0 و 13/0 در سال 78، 05/0 و 12/0 در سال 80 و 08/0 و 08/0 براي مناطق شهري و روستايي در سال 83 كاهش يافته است.
هرچه اين رقم بالاتر باشد نشان مي‌دهد كه فقرا فاصله بيشتري از خط فقر دارند.
بر اساس اين مطالعه كه به تفكيك وضعيت خط فقر در هريك از استان‌ها انجام شده، خانوارهاي 5 نفره شهري در استان سيستان و بلوچستان براي تأمين حداقل نيازهاي زندگي نيازمند 171 هزار و 856 تومان هستند كه اين استان در ميان استان‌هاي كشور پايين‌ترين ميزان درآمد مورد نياز براي تأمين حداقل نيازهاي خانوار در ماه را به خود اختصاص مي‌دهد.
همچنين به ترتيب اين خط فقر براي استان كردستان، 216 هزار و 256 تومان، فارس 244 هزار و 584 تومان و اصفهان 283 هزار و 611 تومان تعيين شده است.
خانوارهاي 5 نفره استان تهران نيز، حداقل نيازمند 394 هزار و 943 تومان درآمد در ماه براي خروج از فقر مطلق هستند.
براساس اين خط فقر در استان‌هاي مختلف، نقشه جغرافيايي فقر در كشور تعيين شده است. البته به اعتقاد ابراهيمي، مدون نقشه فقر، به دليل نبود اطلاعات دقيق در برخي استان‌ها، علي‌رغم انتظار، ميزان فقر پايين‌تر آمده است كه از آن جمله استان ايلام با وجود انتظار فقر قابل توجه؛ ولي به دليل نقص در اطلاعات موجود در استان جزء فقيرترين استان‌ها محسوب نشده است.
بررسي اين نقشه نشان ‌مي‌دهد كه استان خراسان (قبل از تقسيم)،‌ گرگان، زاهدان، زنجان با 4/0 درصد فقرا داراي فقيرترين روستاييان و استانهاي سمنان، قم،‌اراك، يزد، ياسوج، بندرعباس و كرمانشاه با ميزان فقراي 3/0 تا 4/0 در رتبه بعدي قرار دارد.
همچنين روستاييان ساكن در استان‌هاي كرمان، شيراز، اصفهان، شهركرد،اهواز، همدان، سنندج و تبريز با ميزان فقراي بين 2/0درصد و 3/0 در رتبه بعدي در خصوص تعداد فقرا قرار دارند.
از سويي ديگر، استانهاي ساري، تهران، رشت، قزوين، اردبيل، اروميه، خرم‌آباد، ايلام و بوشهر با كمترين جمعيت فقرا (كمتر از 2/0 درصد) داراي كمترين روستايي فقير هستند.
وضعيت پايين‌ترين لايه‌هاي جامعه تغيير چنداني نيافته است
نقشه فقر كشور همچنين نشان مي‌دهد: ساكنين مشهد، گرگان، زاهدان و كرمانشاه با بيشتر از 3/0 درصد فقير، فقيرترين ساكنان مناطق شهري استان‌ها و سمنان، اصفهان، شهركرد، يزد، كرمان، اراك، همدان، زنجان، سنندج، تبريز و اروميه با جمعيت فقير بين 2/0 درصد تا 3/0 درصد در رتبه بعدي قرار دارند.
همچنين استان‌هاي تهران، رشت، بندرعباس، شيراز،‌ اهواز و خرم آباد با جمعيت فقير بين 2/0 تا 1/0 درصد در رتبه چهارم و استان‌هاي ساري، قزوين، قم، اردبيل، ايلام، ياسوج و بوشهر با كمتر از 2/0 درصد فقير جزو استانهاي داراي كمترين فقير ساكنين شهري هستند.
نتايج اين بررسي در مجموع نشان مي‌دهد كه شمار فقراي مناطق روستايي از شهري بيشتر است . همچنين در طول سال‌هاي 70 تا 83 علي‌رغم كاهش ميزان فقر ولي وضعيت پايين‌ترين لايه‌هاي درآمدي جامعه تغيير چنداني نيافته است و اين لايه از بهبود شرايط بي‌نصيب مانده‌اند و تنها خانوارهاي نزديك خط فقر وضعيت بهتري يافته و از فقر مطلق خارج شده‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 

 

گسترش روز افزون تكنولوژي و رشد فزاينده دستگاههاي ارتباطي ، اينترنت و ماهواره در كشورهاي صنعتي و توسعه يافته ، وجوب تجهيز كشورهاي در حال توسعه و تمايل جهاني براي نيل به مدرنيته ، همسويي با پيشرفت ، فن آوريها و قافله تحولات انساني را براي كشورمان الزامي ساخته است .
يكي از فناوريهاي ارتباطي روز استفاده از اينترنت و برنامه شبكه هاي ماهواره اي مي باشد كه در اوج هنجار به يك وسيله ناهنجار اجتماعي بدل گرديده و به جاي استفاده بهينه از آن در زمينه هاي علمي ، فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي به كانالي جهت تبليغ   پارادايم هاي غربي در قالب برنامه هاي مبتذل تغيير جهت داده و اسباب تهاجم فرهنگي به قول مقام معظم رهبري شبيخون فرهنگي غرب را فراهم ساخته است.
اين قلم فارغ از تمامي مضرات ، مسائل در پس و اثرات جانبي برنامه هاي ماهواره به دنبال پاسخگويي به سوالاتي است كه در وراي استفاده از اينترنت و ماهواره پديد آمده است و در پي آن است كه به سوالات زير پاسخ دهد :

1- آيا اصولاً تمامي برنامه هاي ماهواره اي خاصيت و جنبه بدآموزي دارند؟

2- از نظر علمي و عملي قادر به كنترل امواج بوده و مي توان با موج شكن ناكارآمد گرفتن و بستن ، تب ماهواره و اينترنت را كنترل نمود؟
3- و بالاخره اينكه چه عواملي در رويكرد جامعه به سمت ماهواره نقش اساسي ايفا  مي نمايند؟

اين قلم آثار سوء و مخرب روحي ، رواني و جسمي برنامه هاي مبتذل ماهواره اي را نيك مي داند و به لحاظ جنبه هاي مهيج جنسي برخي از برنامه هاي ماهواره اي ، بر مسخ ارزشها ، بيگانگي فرهنگي و تهي شدن انسان از هويت معنوي  ، ايمان كامل دارد ولي با همه اينها معتقد است كه تكنولوژي ارتباطي مانند ماهواره و اينترنت در كنار بدآموزيهايش منافع فراواني هم دارد كه نمي توان به راحتي از آنها صرفنظر نمود لذا بر اين نكته تأكيد مي كنم كه جمع آوري و محدود كردن ماهواره به منظور پيشگيري از مفاسد اخلاقي و اجتماعي و هنجار شكني هاي موجود در جامعه با عنوان اجراي طرح امنيت اجتماعي از نظر روانشناختي نه تنها صحيح نبوده بلكه امري غير عملي و محال مي باشد، غير عملي از آن لحاظ كه نيروي انتظامي نمي تواند خانه به خانه مردم را تحت نظر بگيرد و محال از آن نظر كه كسي قادر به كنترل و مهار امواج تصويري و صوتي نبوده و به نقل از رسانه هاي خارجي تا چند سال ديگر در منطقه خاورميانه مردم قادر خواهند بود بدون استفاده از ديش و بشقاب هاي ماهواره اي با تلويزيون هاي معمولي قادر به رويت صدها  شبكه ماهواره اي خواهند بود و ذكر اين نكته ضروري است كه در حالت فعلي چهارده استان مرزي و بيش از نيمي از مردم كشورمان از برنامه هاي ماهواره اي كه در داخل كشور از آن نگران هستيم بدون ديش استفاده مي كنند، همچنين طبيعت انسان چنان است كه وقتي از چيزي طرد و منع شود نسبت به آن شيء حريص تر و كنجكاوتر مي گردد و دوست دارد بيشتر بكاود .
لذا به باور اين قلم نيروي انتظامي و در رأس آن وزارت كشور و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در جمع آوري ديش از بام منازل و مجتمع هاي مسكوني نتيجه مثبتي اخذ نخواهد كرد چرا كه در اواخر دهه شصت نتيجه آن را در مورد جمع آوري دستگاههاي ويدئوئي به عينه تجربه كرده و موفقيتي كسب ننموده است.
تنها راه مقابله با برنامه مخرب ماهواره اي اينست كه اصل را بر واكسينه كردن گذاشته و با تنظيم امور و آموزشهاي همگاني لازم ، استفاده صحيح و درست از اين دستگاههاي ارتباطي را به نسل جوان كشورمان منتقل نمائيم. همچنين مي توان با نگاهي نو و تغيير حاكميت نوعي خاص از نگرش سياسي و فرهنگي بر صدا و سيماي كشورمان كه به خاطر سطح پوشش و قدرت تاثير بخشي اش از اهميت ويژه اي برخوردار است از ميزان رويكرد جامعه به استفاده از آنتن هاي ماهواره اي كاست و آن تا زماني كه امكان تنوع ، تكثر واقعي  و انطباق زماني مهيا نگردد ميسر نبوده و تا وقتي كه صدا و سيما نتواند در هر لحظه از شبانه روز مخاطبين برنامه هاي متنوع از سريالها و فيلم هاي ايراني و خارجي گرفته تا برنامه هاي ورزشي ، سرگرمي و مسابقات ، مجموعه هاي كمدي و خنده دار ، برنامه هاي علمي متنوع ماهواره اي ، برنامه هاي سياسي بدون گرايش جناحي و صدها موضوع ديگر را راضي و خرسند نگه دارد نمي توان انتظار داشت تا رويكرد نسل جوان كشور به استفاده از آنتن هاي ماهواره اي تغيير كند.
در خاتمه لازم  مي دانم به رده هاي فرماندهي نيروي انتظامي گوشزد نمايم كه نمي توان بدون مجوز قانوني به حريم خصوصي افراد تجاوز نمود هر چند اگر اين دستگاههاي ماهواره اي در داخل خانه افراد جا سازي شده باشد و ادامه اين سياست ،جز اتلاف منابع نتيجه ديگري عايد نظام نخواهد كرد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 

ائتلافات بين‌‌الهياتي
از دوران كودكي و پيشينه اجدادي حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان، اطلاعات چنداني در دسترس نيست و اگر هم بود، چندان به كار ما نمي‌آمد. همين‌قدر كه بدانيم نام ايشان، از ابتدا «حبيب‌الله» بوده كفايت مي‌كند و تازه اگر هم غير این باشد، به هر حال «كاسب، حبيب خداست» و از اين جهت، بي‌شك سياستمداري كه امروز ما با نام «عسكراولادي» مي‌شناسيم، حبيب‌الله است، حتي اگر ـ به فرض محال ـ نامش «بنيامين» باشد!
در همين رابطه حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان، داراي يكي از طولاني‌ترين و اسلامي‌ترين نام‌ها در ميان رجال سياسي ايران است، به طوري كه هر پنج بخش نام او، عربي و اسلامي هستند.
و اما از اينها كه بگذريم، بايد حضور تاريخي عسكراولادي را در هيأت‌هاي مذهبي دهه‌هاي 30 و 40 سراغ گرفت. آن زمان هيأت‌هاي مذهبي قدرتمندي در تهران حضور داشتند كه اسم سه تاي آنها از اين قرار بود: جبهه مسلمانان آزاده، اصفهاني‌هاي مقيم مركز و برادران مسجد شيخ علي. و همانطور كه حدس زده‌ايد، حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان كه هم آزاده بود و هم خيلي مسلمان و هم اهل جبهه و جنگ (هرچند آن سال‌ها هنوز دوران جبهه و جنگ نرسيده بود و اين خود نشان مي‌دهد كه آقاي عسكراولادي از زمان خودش جلوتر بوده!) عضو جبهه مسلمانان آزاده بود. اين هيأت‌ها آن اوايل خيلي كوچك بودند و با وجود همفكري‌هايي كه داشتند، با هم متحد و مؤتلف نبودند، تا اين‌كه در اوايل دهه 40 تصميم گرفتند كه يك كار اساسي بكنند و در نتيجه ائتلاف كردند و از آن به بعد هر كسي كه مي‌خواست هيأت ائتلافي جديد را صدا بزند مي‌گفت «هيأت ائتلافي جبهه مسلمانان آزاده و اصفهاني‌هاي مقيم مركز و برادران مسجد شيخ‌علي».
اما اين اسم خيلي طولاني بود و كساني كه سر و كاري با اين هيأت داشتند، به اندازه كافي از اسم بلندبالاي حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان خسته مي‌شدند و ديگر حال و حوصله تكرار آن اسم چهارده‌كلمه‌اي را نداشتند، بنابراين آن اسم طولاني را خلاصه كردند به هيأت‌هاي مؤتلفه اسلامي.
اعضاي اين هيأت‌ها اكثرا اهل بازار و مذهبي بودند، پس هم لوازم دنيوي را در دست داشتند و هم دستشان از آن دنیا كوتاه نبود، در نتيجه براي خودشان كيا بيا و قدرتي داشتند و اهل مبارزه با رژيم هم بودند. بهترين و كم‌دردسرترين شيوه مبارزه هم رساندن پول به خانواده زندانيان سياسي بود كه عسكراولادي در اين كار، به قول معروف «دست بِدِه» داشت. البته همانطور كه حكماي اقتصاد و تجارت هم بارها گفته‌اند، هر دادني منوط به گرفتني است و در نتيجه اين دست بدهء جناب عسكراولادي لاجرم مستلزم وجود «دست بگير»ي بوده است كه در اين هيچ شكي نيست. منتها عسكراولادي شناسان بر دو دسته اند: بعضی معتقدند جورِ این دستِ بدهء را برادر حبيب‌الله عسكراولادي، یعنی اسدالله عسکر اولادی (ايضا مسلمان)، مي‌ كشيده است كه اين ماجرا تا امروز هم ادامه يافته است(1) و بعضي هم با استناد به «از هر دست كه بدهي از همان دست مي‌گيري» معتقدند خود جناب حبيب‌الله خان دست بگير لازم را داشته است.
به هر حال، كم‌كم روند مبارزات جدي‌تر و تندتر شد تا آنجا كه بعضي از اعضاي اصلي هيأت‌هاي مؤتلفه و از جمله حبيب‌الله عسكراولادي دستگير شدند و به زندان افتادند. عسكراولادي زندان و سختي‌هاي آن را مثل كوهي تحمل مي‌كرد و دم برنمي‌آورد. او مبارز نستوهي بود كه به جاي آن‌كه مثل بعضي از زنداني‌هاي سياسي، به فكر يافتن راه‌هايي ـ مثلا فرض كنيد شركت در مراسم شاهنشاهي و عرض تبريك و آرزوي سلامتي و از اين كارها! ـ براي خلاصي از زندان باشد، تنها به وظيفه خودش فكر مي‌كرد. اتفاقا در جريان يكي از همين تفكرات بود كه او با خودش گفت: «آقای حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان!(2) باسلام و آرزوي توفيق روزافزون... حاج آقا هيچ فكرشو كردين وظيفه شما كمك به زندانيان سياسي می باشد؟ و اگر در زندان بمانيد، علاوه بر اين وظيفه مهم مبارزاتي، ممكنه است حجره هم آسيب ببيند؟!» بعد از اين كشف و شهود مهم، عسكراولادي تصميم گرفت كه از زندان بيرون بيايد و آمد.(3)
بعد انقلاب شد.
زندگي تحت فشار چپ
هم‌زمان با پيروزي انقلاب اسلامي، جايگاه اعضاي جمعيت هيأت‌هاي مؤتلفه اسلامي پررنگ‌تر از گذشته شد. برخي از اعضاي اين جمعيت، عبارت بودند از (اين يكي عسكراولادي + آن يكي عسكراولادي) مسلمان(4)، بادامچيان، حبيبي، غفوري فرد، ترقي، نيري، شفيق، اماني و رفيق‌دوست (البته محسن‌شان!).
مؤتلفه‌اي‌ها مصداق بارز عشق به خدمت بودند و در اين راه شور و اشتياق و ولع عجيبي از خودشان نشان مي‌دادند. مثلا آنها هم مي‌خواستند در دولت باشند و هم بازار را بچرخانند، هم هيأتي‌ عمل كنند و هم حزب داشته باشند و البته وراي همه اينها، هرجا سخن از پول بود، نام مؤتلفه مي‌درخشيد! كه البته نبايد از اين حرف برداشت بد كرد و بهترين شاهد اين مدعا اين است كه تقريبا تمام پست‌هاي كليدي كميته امداد (كه يك نهاد خيريه بوده و هست) در اختيار اعضا و يا نزديكان مؤتلفه‌اي‌ها قرار داشته و دارد.
عسكراولادي در زمان حيات حزب جمهوري اسلامي در اين حزب ثبت نام كرد و چند دوره هم عضو شوراي مركزي اين حزب بود. بعد از تعطيلي حزب جمهوري اسلامي، عسكراولادي و بقيه اعضاي اصلي مؤتلفه، جمعيت مؤتلفه را دوباره راه‌اندازي كردند و موتور آن را به حركت درآوردند (با سيستم احتراق درون‌سوز) كه اين موتور، به رغم چند بار گريپاژ تا به امروز از حركت نايستاده است. حبيب‌الله عسكراولادي در كابينه به شدت چپي اول ميرحسين موسوي با ضرب و زور جناح راست مجلس، به عنوان وزير بازرگاني انتخاب (يا به عبارت بهتر چپانده) شد. اين كابينه همان كابينه‌اي بود كه موجوداتي چپي ترسناكي مثل بهزاد نبوي در آن جولان مي‌دادند كه از چشم يك آدم اهل بازار و طرفدار اقتصاد باز، از مار غاشيه وحشتناك‌تر مي‌آمدند، اما حبيب‌الله عسكراولادي كه لابد با خودش گفته بود «ما كه مسئله زندان شاه را با زبان خوش، حل كرديم، ان‌شاءالله از پس اين مشكل هم برمي‌آييم». استخوان در چشم و خار در گلو، در كابينه ماند.
در وزارت بازرگاني هم قلب رئوف و دست بده‌ي عسكراولادي همچنان فعال بود و او بسياري از پست‌ها و موقعيت‌هاي اقتصادي و بازرگاني را به خانواده زندانيان و يا خود زنداني‌هاي سياسي رژيم گذشته ـ كه تصادفا از ياران قديم هم بودند ـ واگذار كرد. اما بعضي‌ها كه دچار سوءتفاهم و كج‌فهمي بودند، داد و هوار راه انداختند كه اي داد و بيداد، همه چيز افتاده دست مؤتلفه‌اي‌ها. بعد هم مشكلاتي در عرضه آرد و نان پيش آمد و همه اينها دست به دست هم داد و شرايطي را به وجود آورد كه حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان، به رغم علاقه شديدي كه به مردم به ويژه از نوع بازاري و گرايش مؤتلفه‌اي داشت، عطاي وزارت بازرگاني را به لقاي چپي‌ها ببخشد و از دولت كناره بگيرد.
بعد از كناره‌گيري عسكراولادي و چند نفر ديگر از راستي‌ها از وزارت بازرگاني، كابينه يك‌دست چپ شد و آن زمان كه هنوز چپي‌ها طرفدار جامعه چندصدايي و مخالف انحصارگرايي نشده بودند(5) به هر وسيله‌اي كه بود، بالاخره مجلس را هم در اختيار گرفتند (قوه قضائيه را هم كه در اختيار داشتند) و خلاصه از در و ديوار چپيّت(!) مي‌باريد. در همين دوران كه دنيا در نظر راستي‌ها تيره و تار شده بود، عسكراولادي چرتكه‌اي برداشت و بعضي از سنگرهايي كه هنوز از دست مؤتلفه‌اي‌‌ها خارج نشده بود، مثل بنياد مستضعفان، كميته امداد، اتاق بازرگاني و جامعه انجمن‌هاي اسالمي بازار و اصناف را با هم جمع زد. حاصل جمع آن‌قدر وحشتناك بود كه چرتكه حاج‌آقا آتش گرفت و دود شد رفت هوا!
سهام در سازندگي
آن زمان كه چپ‌ها تا آنجا كه در توان داشتند، نمي‌گذاشتند راستي‌ها و به خصوص جناح راست بازار نفس بكشند، مؤتلفه از تك و تا نيفتاد، چه رسد به دوران روي كار آمدن دولت سازندگي و افول قدرت چپ‌ها.
حاج‌حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان در هر دو كابينه هاشمي رفسنجاني، به خاطر همان «دست بده»اي كه داشت در وزارتخانه‌هايي كه به نحوي با پول و تجارت و بازرگاني در ارتباط بودند، نمايندگاني داشت و از آن سو، همچنان در كميته امداد به محرومان كمك مي‌كرد و از آنجايي كه اين كمك‌ها بدون هيچ چشمداشت و انگيزه تبليغاتي صورت مي‌گرفت، بسياري از مديران كميته امداد (كه ناگفته پيداست مؤتلفه‌اي بودند) در انتخابات مجلس پنجم توانستند به مجلس راه پيدا كنند (راه «ترقي» مؤتلفه در مجلس، از همين زمان باز شد!) در اين ايام، اعوان و انصار عسكراولادي رشد خوبي هم در دستگاه قضائي داشتند و جمعيت هيأت‌هاي مؤتلفه، با نزديك شدن به دوم خرداد 76 چشم‌انتظار فتح هرچه بيشتر دولت بود، اما يك نفر ديگر رئيس‌جمهور شد و معادلات را به هم ريخت و اين زماني بود كه حاج حبيب به تدريج عادت كرده بود به جاي چرتكه، از ماشين‌حساب استفاده كند!
دوران اصلاحات
با روي كار آمدن دولت اصلاح‌طلبان، حاج حبيب و ياران احساس مسئوليت مضاعفي كردند و با تمام توان سعي كردند تا در جهت تقويت دولت نوپا و كم‌تجربه عمل كنند.
يكي از بهترين راه‌هاي تقويت بنيه و ازدياد تجربه، از قديم‌الايام ايجاد موانع گوناگون و تمرينات سخت و فراهم آوردن شرايط شبه‌جنگي است كه باعث مي‌شود مثلا يك سرباز باتجربه و ورزيده شود. مؤتلفه و اعوان و انصار(6) هم با كمال حسن نيت و البته زحمت فراوان هرچند روز يك بار اين شرايط آموزشي تمرين را براي دولت و ملت فراهم مي‌كردند، اما متأسفانه از اين مجاهدت‌هاي ايشان قدرداني نمي‌شد و بعضي‌ها (مردم و دولت) فكر مي‌كردند خداي ناكرده قصد و غرض خاصي در پس اين كارهاست.
در همين دوران و در حالي كه نفت به پايين‌ترين قيمت خود رسيده بود (حدودا بشكه‌اي 7 دلار كه 5 دلارش پول بشكه خالي بود!) حاج حبيب همچنان سنگر بازار را داشت و چراغ آن (يعني مؤتلفه) را زنده نگه داشته بود.
خدمات ارزنده شخص حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان شامل قوه قضائيه هم شد و او عضو دائمي و مادام‌العمر هيأت منصفه مطبوعات بود (هست ـ خواهد بود) و پرونده ده‌ها و بلكه صدها نشريه و روزنامه گمراه و اصلاح‌طلب با مشاورت وي بسته شد و هزاران نفر از قلم به دستان مزدور، از قلم و مزد مربوطه دور شدند.
عسكراولادي در ماجراي حكم اعلام براي هاشم آقاجري هم كه از طرف يك قاضي همداني و در رابطه با يكي از سخنراني‌هاي آقاجري صادر شده بود؛ عملكردي خيرخواهانه داشت و سعي بليغي كرد تا با اجراي حكم اعدام، غائله را ختم به خير كند، اما اين دفعه، استثنائا نظر او اعمال و اجرا نشد.
اما گذشته از فعاليت‌هاي خيرخواهانه در بازار و قوه قضائيه، عسكراولادي همچنان در حوزه سياست هم فعال بود و حتي پيرانه سرش عشق جواني به سر افتاد و با جمعي از دوستان، جمعيت هيأت‌هاي مؤتلفه اسلامي را به حزب مؤتلفه اسلامي تبديل كردند و بعد كه از اين كار فارغ شدند، ديدند چيزي به پايان دوره رياست جمهوري نمانده و قوه مجريه مثل هلويي است كه منتظر رفقتن به گلوي جريان راست است.
خدا گر ز حكمت ببند دري...
بز، از معدود جانوراني است كه وقتي مي‌خواهد بيايد، پير و جوان نمي‌شناسد. مؤتلفه‌اي‌هاي دنياديده هم كه جوان‌ترينشان چلوكباب ِ سلطانیِ سه توماني را خورده بود (در جناح راست سنتي بازار، سن و سال را اينطوري اندازه مي‌گيرند!) در انتخاب رياست‌جمهوري سال 84 شديدا دچار بزبياري شدند. آنان در مرحله اول از لاريجاني حمايت كردند كه بين هفت نفر، ششم شد و در مرحله دوم از هاشمي رفسنجاني حمايت كردند كه او هم در ميان دو نفر، دوم شد!
در اين هنگام خيلي‌ها فكر كردند كه كار مؤتلفه‌اي‌ها تمام است اما حاج‌حبيب باز هم مثل كوه ايستاده بود و نه تنها مؤتلفه زمين نخورد كه حتي به فاصله چند روز بعد از اعلام نتايج، ناگهان از طرف مؤتلفه كشف و اعلام شد كه رئيس‌جمهور جديد خيلي هم‌سو با مؤتلفه بوده و از اول هم نظر اين حزب روي ايشان بوده است!
در همين دوران بود كه نتايج آينده‌نگري و فعاليت‌هاي بلندمدت و از همه مهم‌تر «دست بده» عسكراولادي عيان شد. مثلا او در زمان تصدي وزارت بازرگاني، جواني به نام «سعيدلو» را كشف كرده بود و آنقدر پرورده بود كه در دولت جديد، پاي راست رئيس‌جمهور بود (البته معمولا می گویند فلانی دست راست فلان مقام است ولی او به اين خاطر که هاشمي ثمره، دست راست و زري‌بافان دست چپ رییس جمهور را از آن خود كردند، سعیدلو توانست پاي راست رئيس‌جمهور شود كه خودش کم مقامی نیست!)
يا، نامه‌نگاري‌هايي نه چندان دوستانه ميان عسكراولادي و محمدرضا خاتمي در ساليان اصلاحات صورت گرفته بود، طي يك فرآيند شيميايي زمان‌بر، منجر به ديدار و گفت‌وگوي به شدت دوستانه ميان حزب مؤتلفه و حزب مشاركت شد(7)؛ كه تمام اينها ناشي از هوش سرشار و ضمير صاف و روشن و در دست داشتن مظنه بازار و نفس قدسي حاج حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان است.
حاج‌حبيب‌الله در حال حاضر اندكي مريض احوال است و به تجويز پزشك، روزي بيشتر از چهار ساعت فعاليت ندارد ولي همچنان حبيب خداست و ضمنا برای حساب و کتاب ها از کامپیوتر استفاده می کند.

----------------------
پانویس ها:
1ـ شايد به همين خاطر است كه در سال‌هاي بعد از انقلاب، همواره حبيب‌الله عسكراولادي ركن ركين كميته امداد امام خميني(ره) بوده است در حالي كه اسدالله عسكراولادي در واردات و صادرات كالاهاي گوناگون بوده است.
2ـ آقاي حبيب‌الله عسكراولادي مسلمان، در تمام گفت‌وگوها، حتي گفت‌وگو با خودشان، متخلق به اخلاق اسلامي بوده و هستند و شيرين‌كلامي ايشان، مشهور خاص و عام و دوست و دشمن است.
3ـ همانطوري كه گفته آمد، شيرين‌كلامي ايشان، مشهور خاص و عام و دوست و دشمن بود!
4ـ به اين عمل فاكتورگيري مي‌گويند كه هم در رياضيات كاربرد دارد و هم در اقتصاد تجارت!
5ـ اصولا اين جور چيزها مخصوص دوراني است كه رقيب پرزورتر است والّا تكثر و مدارا كيلو چند بود؟!
6ـ اين انصار، الزاما ربطي به اون انصار ندارد!
7ـ با توجه به این دیدار و اینکه حاج حبیب همیشه مثل کوه ایستاده بود، به نظر می آید ضرب المثل "کوه به کوه نمی رسد..." اشکال مبنایی داشته باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط   | 

جنگ تمام عیار اسرائیل و حزب الله لبنان در كمال ناباوری تحلیلگران جهانی وارد دومین ماه خود شد. توجه گذرا به نكاتی در این مقوله ضروری است: ۱ این جنگ در حالی یك ماه طول كشیده كه یك سوی آن بزرگترین ارتش خاورمیانه قرار داشت كه نزدیك به ۴۰ سال پیش در ۶ روز ارتش های قدرتمند مصر و سوریه را شكست داده بود و جنگ خاتمه یافته بود. اما این بار با آنكه حتی ارتش لبنان نیز یك گلوله شلیك نكرد، حزب الله به عنوان یك حزب در برابر ارتش به مراتب قدرتمند تر اسرائیل مقاومت كرد و بعد از یك ماه نه تنها حزب الله شكست نخورده، بلكه اسرائیل را به زدن تل آویو تهدید می كند. این بی شك یك معجزه باورنكردنی برای دنیا و اسرائیل بود. اگر با هر شرایطی این جنگ خاتمه یابد، این پیروزی فراموش ناشدنی برای حزب الله است و در خاطره مردم مسلمان و عرب می ماند. ۲كشورهای عربی و به خصوص بعضی از رهبران مذهبی آنان جنگ لبنان و حزب الله را در چارچوب مقاومت یك گروه شیعه ارزیابی كردند و از ترس هلال شیعی با آن سرد و بی تفاوت و بعضا با واكنش منفی برخوردكردند. اما واقعیت قدرت و مقاومت غیرقابل پیش بینی حزب الله و حمایت همه جانبه مردم غیر شیعه جهان اسلام از مقاومت حزب الله نشان داد كه این مقاومت خیلی فراگیر تر از آن است كه فقط به طرفداران یك مذهب منتسب شود و به سرعت تبدیل به جنگ جهان اسلام و عرب و آزادگان دنیا علیه رژیمی شد كه در پنجاه سال گذشته تنها با قلدری و زیر پا گذاشتن ارزش های بشری رفتار كرده است. این دلیل خوبی بود كه ره