|
محمدعلي ابطحي در وبلاگ خود در مورد خبر كذب سايت نوسازي در مورد ديدار محمد خاتمي با رييس سازامان مديريت توضيحاتي داده است: پریشبا، جلسه مجمع روحانیون مبارز بود. قبل از شروع جلسه اخبار رد وبدل میشد. آقای محتشمی طبق معمول از لبنان گزارش داد. از سخنرانی بشار اسد که باعث تفرقه لبنانی ها شده هم انتقاد میکرد. من هم گزارشی از سمینار دین ومدرنیته دادم. با اینکه هیچیک از اعضای مجمع روحانیون در آن شرکت نکردند. گفتم اعتقاد دارم مجمع و آقای خاتمی در مناسبتهای مذهبی میتوانند در جلساتی عمومی با ارائه مباحث جدی حوزه دین فضای تازه ای ایجاد کنند. آقای موسوی لاری از آقای خاتمی پرسید اینکه در سایتها آمده که شما با آقای رهبر ملاقات داشتید وایشان از دولت فعلی انتقاد ونامه ی اقتصاد دانها در نقد دولت را تایید کرده و بعد رهبر تکذیب کرده چیست. کمی طول کشید تا معلوم شد منظور آقای موسوی لاری از رهبر، آقای رهبر رئیس سازمان مدیریت است. آقای خاتمی از این حرف وحدیث های سایتی اطلاع نداشت. توضیح دادم که در یک سایت محاظه کار خبر هایی از دیدار شما با قای رهبر منتشر کرده .همانها که موسوی لاری گفت ولی آقای رهبر گفته که در ملاقات این حرفها نبوده ودیدار دوستانه بوده است. اقای خاتمی خیلی ناراحت شد که این دروغها را از قول او نوشته بودند. میگفت حرف آقای رهبر درست است که جلسه دوستانه بوده واصلا مسئله نامه اقتصاد دانها و این مباحث در جلسه مطرح نشده است. کلی هم برای آقای رهبر دلسوزی کرد که این جلسه دوستانه باعث مشکلات احتمالی برایش شده و مجبور شده تکذیبیه بدهد. بعد هم از من خواست لا اقل در سایتم توضیحاتش را بنویسم. البته سایتی که این اکاذیب را نوشته خوشبختانه شامل نامه آقای الهام به دادستان نمیشود، چون همان سایتی است که مطالب پر اهانت خانم الهام در آن منتشر شده واصلا نسبت دروغ به آقای خاتمی چه دورانی که رئیس جمهور بود وچه الان، جرم نبود ونیست. منبع: وب نوشته ها
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط
|
بسياری از روزنامه های تهران روز يکشنبه عنوان اصلی و تيتر اول خود رابه انعکاس اعلام جرم سخنگوی دولت عليه روزنامه ها و سايت هائی اختصاص دادند که از دولت انتقاد کرده بودند. همزمان با آن چند روزنامه خطر کرده و پرسيدند که آيا تنها انتقاد و افترا به اعضای دولت فعلی جرم است و قابل شکايت و يا ديگران و از جمله اعضای دولت های سابق هم از اين حق برخورداند. تعجب محافل سياسی از آن است که نامه غلامحسين الهام که به لحنی غيرمعمول و از جايگاه وی در مقام استادی دانشگاه نوشته شده [مخاطب نامه سعيد مرتضوی دادستان تهران هم تا سال گذشته دانشجوی رشته فوق لیسانس بوده و الهام هم استاد همان رشته] در زمانی منتشر می شود که مجلس در نامه ای به شهرداری و شورای شهر تهران خواستار ارائه اسناد مربوط به 300 میلیارد تومان هزینه فاقد سند در شهرداری تهران دوران مدیریت محمود احمدی نژاد شده اند. موضوع ديگری که اين روزها بار ديگر مطرح گشته ماجرای دوازده ميليارد تومان پرداختی به اصرار شهردار سابق به يک شرکت خصوصی برای طرح غيرقابل اجرای مونوريل است که به گفته مسوولان شهرداری و شورای شهر کسی حاضر به دادن سندی درباره آن نیست. دو اشاره رييس دفتر رييس جمهور که نامی از روزنامه ای و سايتی را در نامه خود نبرده به جملاتی است که شبيه به آن ها، هفته گذشته در روزنامه سرمايه و سايت اينترنتی بازتاب آمده بود و از همين رو گفته می شود که به منزله تقاضای دور تازه ای از محدوديت عليه نشريات غيرهمسو با دولت است. فاقد سند نامه سخنگوی دولت تنها یک روز پس از سخنان قالیباف مبنی بر موجود بودن اسناد هزینه های فاقد در شهرداری منتشر شد. ماجرای 350 میلیارد تومان هزینه فاقد سند در شهرداری تهران،نخستین بار توسط نادر شریعتمداری،رییس کمیسیون برنامه و بودجه شهرداری تهران منتشر شد. شریعتمداری گفته بود از این مبلغ 50 میلیارد تومان مربوط به شورای شهر اول و 300 میلیارد تومان آن مربوط به شورای دوم و مدیریت احمدی نژاد در شهرداری تهران بوده است. مهدی چمران نیز مدتی بعد،با پذیرش وجود چنین هزینه هایی،از آنها به عنوان "هزینه فاقد" نام برد و به خبرنگاران گفت:[فاقد در شهردارى يك اصطلاح است و در مورد هزينه هاى صورت گرفته به كار برده مى شود، هزينه هايى كه در برنامه نيست و يا فراتر از برنامه است شامل اين تعريف مى شوند. ولى وقتى از كلمه "فاقد" استفاده مى شود ناخودآگاه اين مقوله به ذهن متبادر مى شود كه هزينه ها فاقد سند است]. مهدی چمران اما در عین حال گفت که:"بيشتر هزينه هاى فاقد در ديدار هاى مردمى شهردار خرج شده است. چون شهردار به يك منطقه مى رود و مردم منطقه درخواست احداث پارك دارند كه همان موقع شهردار دستور هزينه آن را صادر مى كند و اين بودجه مصرف مى شود".او همچنین گفت:"بخشى از اين فاقد ها در نجف و كربلا هزينه شده است و بخشى در خوابگاه دانشگاه تهران و دانشگاه الزهرا". چمران با اشاره به اینکه:"ارقام فاقدها مشخص نيست"،به خبرنگاران این را هم گفت که:[شهردارى نبايد "فاقد" هزينه كند، و به محض هزينه "فاقد" بايد به شورا اعلام شود كه شورا اين "فاقد "ها را تصويب كند.اما اين كار در زمان شهردار قبل به دليل روند اجرايى سريع و سرعت عمل در انجام پروژه ها به شوراى شهر گزارش نشده است". با ادامه ابهام در ماجرای 300 میلیارد تومان،به تدریج برخی از اعضای مجلس نیز وارد ماجرا شدند و از لزوم انجام تحقیق و تفحص از شهرداری تهران سخن گفتند.همزمان اما دوتن از طرفداران احمدی نژاد در شورای شهر،به دفاع از عملکرد شهردار سابق تهران پرداخته و دادن هشدار به منتقدان او پرداختند. امیر رضا واعظ آشتیانی با لحنی تهدید آمیز گفت:"به تمام کسانی که با دامن زدن به مسئله 350 میلیارد تومان بدون سند در زمان شهرداری احمدی نژاد،به دنبال سیاسی کردن بحث های بی مورد و بی محتوای خودشان هستند هشدار می دهم که اگر همچنان به این مباحث ادامه بدهند، اسناد و مدارک تخلفات مالی و زدوبندهای آنها را در رسانه ها افشا می کنم،تا آبرویی برای آنها باقی نماند". او حتا نمایندگان مجلس را نیز تهدید کرد و گفت:"در صورت تحقیق و تفحص از شهرداری تهران این کار باید از بررسی مالی سال 70 آغاز بشود،این گونه است که معلوم می شود شهردار پاک چه کسی است اما معلوم نیست تحقیق و تفحص از شهرداری تهران قانونی باشد". حسن بیادی نایب رئیس شورای شهر تهران نیز،در دفاع از احمدی نژاد اظهار داشت:"دامن زدن به این مسائل به نفع جامعه و مردم نیست".او در عین حال گفت:"این 350 میلیارد تومان بدون سند نیستند اما محمل قانونی این اسناد محل بحث است". با این وجود هفته گذشته اعلام شد که مجلس نیز بر اثر پافشاری برخی از اعضای خود در نامه ای به شورای شهر و شهرداری تهران خواستار توضیح و ارائه اسناد مربوط به هزینه 350 میلیارد تومان فاقد در شهرداری تهران شده است. دولت پاسخ گویی یا شکایت اگر چه در نامه دیروز سخنگوی دولت به دادستان تهران مبنی بر طرح شکایت علیه منتقدان اشاره روشنی به ماجرای 300 میلیارد تومانی شهرداری تهران نشده، اما غلامحسین الهام بر این نکته تاکید کرده است که:" تعابيري كه به اصطلاح در گزارشهاي پيوست ذكر شده است، مفهومي جز اختلاس يا تصرف غيرقانوني در وجوه دولتي دارد؟ و آيا بزهي بالاتر از اين دو متصور است؟"و این همان سخنی است که پیشتر امیر رضا واعظ آشتیانی نیز در دفاع از مدیریت احمدی نژاد در شهرداری تهران بیان کرده بود.آشتیانی استفاده از اصطلاح "فاقد سند" را اختلاس دانسته و آن را تهمت عنوان كرده بود. در اعلام جرم سخنگوی دولت بر علیه روزنامه ها و سایر رسانه ها که تحت عنوان "افترا و نشر اکاذیب"صورت گرفته،محور اصلی نامه غلامحسین الهام بر اخبار و گزارش های اقتصادی قرار گرفته است.این در حالی است که چندی پیش در جریان دیدار محمود احمدی نژاد با خبرنگاران که به مناسبت روز خبرنگار صورت گرفته بود،اخباری از دستور رییس دولت برای بازپس گیری شکایت وزارت صنایع از چند روزنامه منتشر شد. احمدی نژاد در آن جلسه و در پاسخ به سئوال چند خبرنگار درباره شکایت وزارت صنایع از روزنامه های شرق،دنیای اقتصاد و چند رسانه دیگر،از سخنگوی دولت خواست تا در تماس با طهماسبی از او بخواهد شکایت وزارت صنایع از این روزنامه ها را پس بگیرد. احمدی نژاد دربرابرخبرنگاران گفت:"شکایت از روزنامه ها،صورت خوبی ندارد.بخصوص اینکه به خاطر مسایل اقتصادی باشد". کمتر از دو هفته بعد از این ماجرا، سخنگوی دولت خود اقدام به شکایتی کلی و مبهم درباره رسانه ها و روزنامه ها کرده و مهم این که بیش از هر چیز بر گزارش ها و اخبار و حتا سر مقاله های اقتصادی روزنامه ها تاکید کرده و آنها را نشر اکاذیب دانسته است. آن هم در حالی که بزرگترین ابهام در این باره همان ماجرای 300 میلیارد تومان شهرداری است که نه از سوی رسانه ها، بلکه از سوی یاران پیشین رییس دولت در شورای شهر مطرح شده است.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط
|
يك هنرپيشه سينماي آمريكا در مصاحبه با راديوي ملي پاكستان اعلام كرد كه به دليل نحوه كمك رساني دولت پاكستان به فقراي اين كشور، به دين اسلام علاقه مند شده است.آنجلينا جولي كه به عنوان نماينده ويژه سازمان ملل متحد در امور كودكان به پاكستان اعزام شده بود، پرداخت صدقه مردم و صرف اين پولها براي كودكان بي بضاعت را مهم ترين دليل علاقه مندي به دين اسلام اعلام كرد.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
این سخن از فرط استعمال، دیگر مستعمل به نظر میرسد که «روزنامهنگاری در این سرزمین به راه رفتن در میدان مین میماند». حالا بحث بر سر این است که «لطفاً نقشه میدان مین را مرحمت فرمایید تا پایمان را جایی نابجا نگذاریم». سخن از ارزشها، اصول و قانون اساسی انقلاب اسلامی نیست که به آن پایبندیم. سخن از انتقادات سادهای است که وظیفه هر رسانه است و گاه از سوی قدرت اجرایی کشور که لاجرم باید هوادار رسانهها باشد، با غمزه و ترشرویی مواجه میگردد. نمونه این میدان مین بدون نقشه، نامه اخیر سخنگوی محترم دولت به دادستان تهران است؛ مبنی بر طرح دعوی و شکایت علیه آنچه «نشر اکاذیب به قصد تخریب دولت» نامیده شده است. مازیار خسروی
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
حجت الاسلام ابراهيمي، رييس مركز رسيدگي به امور مساجد كه اين روزها سخت (!) گرفتار برگزاري همايش هفته جهاني مسجد است در اظهاراتي عصر يكشنبه با اشاره به اينكه در دوران شهرداري گذشته از احمدي نژاد 8 ميليارد تومان پول گرفته به تازه ترين اقدام خود براي جمع آوري بيت المال اشاره كرده و گفته: در دوران يكساله قاليباف در شهرداري بيش از 9 ميليارد تومان اعتبار براي مساجد گرفته ايم.گذشته از اينكه اين آقاي رييس فراموش كرده اند دولت امسال بيش از 300 ميليارد تومان به شان بودجه اختصاص داده است ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه مركز رسيدگي به امور مساجد تنها متولي مساجد تهران است و با اين همه همواره مساجد تهران از ضعف امكانات و بودجه براي عمران و آبادي مساجد مي نالند و هيچ گاه تا به امروز از اين مركز 4 طبقه اي تحقيق و تفحص و بازرسي اموال و دخل و خرج صورت نگرفته است!نامبرده كه هموراه خود را متسب ولايت فقيه و مورد حمايت رهبري مي داند در ادامه افاضات خود افزوده است: امسال همايش بزرگ خود را در سالن اجلاس برگزار مي كنيم كه مجمع تقريب مذاهب هم ما را ياري مي كند! اين در حالي است كه مجمع تقريب مذاهب در حال برگزاري نوزدهمين كنفرانش بين الملي وحدت اسلامي است و امور مساجد با استفاده از يك سفره آماده خود را به كنفرانس رسانده و ...
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
پرسش را به هنگام نوجواني از استاد شهيد مرتضي مطهري پرسيده بودم، از مرحوم علامه جعفري و ديگران نيز، پاسخ ها دقيق بود و مستدل اما، آن شب پاسخي از نوع ديگر يافتم كه دلنشين بود و مصداق عيني آنچه بزرگان ياد شده با دلايل نظري گفته بودند.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
53 سال پس از كودتاي 28 مرداد، شعبان جعفري كه نامش به اين واقعه گره خورده بود، در كاليفرنياي جنوبي درگذشت. او هنگام مرگ 83 سال داشت و 30 سال پاياني زندگي خود را در آمريكا گذراند. در اين مدت بارها شايعاتي پيرامون زندگي و كارهايش در ايران پخش شد كه پارهاي به قصد تحقير و گاهي به قصد تطهير شخصيت او انجام ميگرفت.جز هفته گذشته كه عدهاي از ايرانيان مقيم لسآنجلس بزرگداشتي برايش برپا كردند، آخرين بار زماني نامش مجددا بر سر زبانها افتاد كه هما سرشار روزنامهنگار ايراني مقيم آمريكا به گفتوگو با او پرداخت و موضوع زندگي او را دستمايه كتابي كرد كه در ايران بيش از 7 برابر تيراژ رايج به فروش رفت. مردم فوجفوج كتابش را ميخريدند و ميخواندند. مهمتر از آن اينكه ناشر اصلي كتاب او از انتشار كتاب از سوي سه ناشر ايراني انتقاد كرد كه پس از چند روز نزاع بين نويسنده و ناشر به وزارت ارشاد ايران نيز رسيد. اما آنچه كه سرنوشت شعبان جعفري را براي مردم ايران خواندني كرد نقش او در كودتاي 28 مرداد بود و زباني بود كه در كتاب از آن استفاده ميكرد. زباني كه مردمان دهههاي گذشته با آن خاطرهها داشتند و متعلق به لومپنهاي جامعه ايران بود. شعبان جعفري كه در سالهاي جنبشملي شدن نفت به شعبان بيمخ معروف شد به روايت يك نويسنده همان سالها مانند <ويلان الدوله> سيدمحمدعلي جمالزاده از آن علفهاي هرزي بود كه فقط در خاك ايران ميتوانست سبز شود، رشد كند و صاحب اسم و شهرت شود. شعبان به سبب هيكل غولآسايش، به خاطر مهارتي كه در رشته چرخ در گود زورخانه پيدا كرده بود و بالاخره به علت دخالت در سياست در يك دوره از تاريخ معاصر ايران به چنان شهرتي رسيد كه كمتر كسي بود كه به مسائل سياسي توجه داشته باشد و اسم او را نشنيده باشد و از شنيدن اسمش لرزه بر اندامش نيفتاده باشد.او به روايت خودش يكي از نابترين لوطيهاي تهران بود، روزگاري در سالهاي پس از شهريور بيست در زورخانه سنگلج تهران (پاركشهر) پهلوان سر به زيري بود كه با احترام و تواضع به داخل گود ميرفت. هنرش حركت چرخ بود كه نامش را تنها در همان زورخانه بر سر زبانها انداخت اما جعفري كه ازآن دست آدمهايي بود كه براي هر نقشي كه نامش را پرآوازه كند سر و دست ميشكست به تدريج خود نقش ديگري را به عهده گرفت. حمله به دفاتر روزنامهها و احزاب چند سالي در كنار زورخانه شغل اصلي او به شمار ميآمد اما چندان نامش در ميان مطبوعات و مردم شناخته شده نبود. با اوجگيري جنبش ملي شدن نفت مدتي طرفداري از دكتر مصدق براي او اعتباري به دنبال آورد. اعتباري كه در همان زمان براي دكتر مصدق و يارانش مايه حقارت شد اما جعفري به رغم فعاليت چشمگيرش هرگز نتوانست اعتباري نزد او كسب كند. بيميلي دكتر مصدق و پرنسيب شخصيتي كه او داشت باعث شد به تدريج شعبان جعفري از خيل طرفداران او كنارهگيري كند اما همه چيز براي شعبان جعفري از 14 آذر 1330 آغاز شد. پنجشنبه 14 آذر 1330 ميتينگي در ميدان فوزيه از سوي هواداران دولت دكتر مصدق برپا شد. خيل جمعيت و مشتاقان دكتر مصدق در ميدان اجتماع كرده بودند و به سخنرانيهاي حسين مكي، دكتر مظفر بقايي و شمسالدين قناتآبادي گوش ميدادند كه ناگهان پهلواني كه حالا مردم با هيبت و هيكل غولآسايش بيشتر با او آشنا شده بودند سر رسيد.شعبان جعفري در آن ميتينگ اولين نفري بود كه دست به نقش جديدي زد و به بهانه حمايت از دولت به روزنامههاي مخالف دولت حمله برد. روزنامه طلوع هاشميحائري، آتش سيدمهدي اشرفي و فرمان عباس شاهنده مورد حمله و غارت شعبان جعفري قرار گرفت.از 15 آذر 1330، آنان كه مترصد چنين خطا و نقصاني از دولت بودند دست به كار شدند، ماشين تخريب و خرابكاري موقعيت دولت به كار افتاده و مدام مثل آتش توپخانه شليك ميكرد. مجلس مهمترين نهادي بود كه دولت را آماج حملههاي خود قرار ميداد. مهمترين آنها عبدالقدير آزاد، جمال امامي و سيدمهدي پيراسته چنان گرد و غباري در مجلس برپا كردند كه محبوبترين حاميان دكتر مصدق هم نتوانستند اين غبار را گردگيري كنند. آنان بر اين اعتقاد بودند كه مسبب اصلي اين آشوبها نه شعبان جعفري كه اطرافيان دولت مصدقاند. از ديدگاه آنان حسين مكي و مظفر بقايي در راس آنان قرار داشتند. از فرداي 17 آذر 1330 كه مجلس يك اولتيماتوم آتشين به دولت داد، حسين فاطمي در يك سو، مظفر بقائي در سخنرانيها و حسين مكي با مصاحبهها سعي كردند اين لكه ننگ را از تن دولت پاك كنند. اما همه اينها چه موافقان و چه مخالفان، نام جعفري را بيشتر بر سر زبانها ميانداخت. شعبان جعفري هر جا كه ميرفت از او به عنوان يك سياستمدار نام ميبردند. او به آرزوي خود رسيده بود و به تدريج از صحنه پهلواني كناره ميگرفت، بيشتر اهل معركه و سخنراني شده بود اما همو نيز به نام او را ماندگار نكرد. مثل يك شهابي بود كه به سرعت خاموش شد. صحنه سياسي به شدت تبآلود بود. هر روز وقايعي و حوادثي در تيتر درشت روزنامهها ميآمد و هرچند يك بار در يادداشت، سرمقاله يا حتي تيترهاي دوم و سوم مطبوعات آن روز نامي از شعبان جعفري بود. تاثير عملكرد او در خيابانها و مجامع و محافل سياسي به حدي افزايش يافته بود كه او را يكي از قطبهاي سياسي به شمار ميآوردند. حتي مجله پر تيراژ لايف آمريكا عكسي از او چاپ كرد كه بعدها از سوي هواداران دكتر مصدق به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. با اين همه گويي هنوز شعبان جعفري در زمين <ب> توپ ميزند و چندان نقش موثري كه از سوي فعالين سياسي موثر محسوب شود نداشت.نهم اسفند 1331، وقتي مصدق به آزاديهاي اجتماعي و سياسي كه به اعتبار او لطمه ميزد واقف شد با استفاده از اختيارات خود، قانون امنيت اجتماعي را تصويب كرد.فرمانداري نظامي تهران از 10 اسفند موظف شد كه ميتينگها، تظاهرات و اعتصابات را بيشتر مورد كنترل قرار دهد و احيانا پارهاي از آشوبگران را نيز بازداشت كند. پس از اين فرمان در اولين اقدامها شعبان جعفري دستگير شد و به حبس افتاد. او با همه نفوذي كه در اين مدت پيدا كرده بود نتوانست خود را از حبس نجات دهد. وقتي دادگاه او علني شد، روزنامهها چنان تيراژي به خود گرفتند كه كمبودهاي روزهاي گذشته را جبران ميكرد. دادگاه پس از يكي دو جلسه به پايان رسيد.شو و نمايش دادگاهي جعفري چندان كمكي به او نكرد و بر محكوميت بيشتر او نيز افزود. شعبان جعفري در حبس ماند تا ظهر 28 مرداد كه ماموران شهرباني و هدايتكنندگان كودتا او را از حبس بيرون كشيدند،همه چيز براي به صحنه كشاندن او آماده بود؛ ماشين، بلندگو، نوچههاي قديمي و اسكورت پنهان ماموران كودتا.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط
|
شعبان جعفري معروف به شعبان بيمخ مرد، در شامگاه 28 مرداد 1385 تا آلبوم خاطرات كودتايي تكميل شود كه 53 سال پيش در غروب 28 مرداد 1332 بر پيشاني پايتخت نشستاو نامي آشنا داشت براي تاريخي كه خوب ميشناسد راه و رسم لوطيگري و قداربندي را. نه از آن روي كه هميشه نگهبان آسايش مردم باشند بلكه از آن روي كه عربدهكشي و باد به بازو دواندن رسمي كهنه بوده است در اين ديار تا واليان خفته در فراسوي خواستهاي مردمي، خوابهاي شيرين را به صبح هديه دهند. شعبان غريبه نيست؛ آشنايي است كه داغ تابستان در 28 مرداد 1332 را جاودانه كرد تا روزي كه دست تقدير نفس را در گرماي 28 مرداد ديگري از او ربود. او در شامگاه بيستوهشتمين روز از گرماي مرداد زندگي را دفن كرد تا اين تراژدي تلخ را به واقعيت نزديك كند كه عليرغم غمگنانه بودن آواي مرگ، هستند آدمياني كه مرگ آنان برف شادي پخش ميكند و واژه عجب را نه از سير حيرت بلكه شايد از سر شادماني كوچكي روي زبان به چرخ درميآوردمرگ براي من بهتر از زندگي در كنار دشمنان شاه است> اين جمله را جعفري در نيمههاي ماه اوت سال 1953 هنگامي گفت كه در دادگاه حكومت ملي مصدق ايستاده بود. او ميخنديد و گاهي نيز آن قدر خشم را به چهره راه ميداد كه فريادي از سر تنفر در ميان صندليهاي دادگاه پخش ميكردآن روزگار شايد خود نيز هرگز گمان نميبرد كه ديرزماني بعد بايد نام <پهلوان سنگلج> را با شعارهاي تند انقلابيوني تعويض كند كه در صبح روز 22 بهمن 57 پادگان جمشيدآباد را به قصد يافتن او زيرورو ميكردند. شعبان با پاركشهر و گود زورآزمايي خداحافظي كرد؛ درست چند سال بعد از روزي كه او را به قصد ياري رساندن با كودتاچيان از زندان قصر عبور دادند و او از كوچههاي تنگ قلعه تا سراشيبيهاي تند دزاشيب قلندران را به ياري تاج و تخت و سلطنت كشانده بود.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط
|
پنجاه و سومين سالروز کودتاي 28 مرداد عليه دولت ملي مصدق اگرچه در سکوت گذشت اما هنوز آفتاب 28 مردادماه 1385 غروب نکرده بود که يک اتفاق سکوت خبري اين روز را شکست. اتفاقي که البته طنزي تلخ را نيز چاشني خود کرده بود. خبر اين بود:" شعبان جعفري، معروف به شعبان بي مخ، باني و باعث کودتاي 28 مرداد عليه دولت مصدق درگذشت." مريم شباني
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط
|
جرج بوش در مصاحبه ای پس از پذیرش توقف عملیات جنگی میان اسراییل و حزب الله به داوری در مورد جنگ اسراییل با لبنان پرداخت. اواعلام کرد که اسراییل در جنگ پیروز شده است.جنگ میان آزادی و تروریسم بود. پیداست جرج بوش خود آزادی و تروریسم را تعریف می کند و بر اساس تعریف خود در باره جنگ اسراییل و حزب الله داوری می کند.در باره داوری نخست بوش که اسراییل را پیروز جنگ می داند، می توان گفت که داوری او با داوری بسیاری از جمله داوری روزنامه نگاران و نویسندگان یهودی اسراییلی متفاوت است.من فقط به نمونه تامل انگیزی اشاره می کنم. وقتی سخنان اولمرت در کنیسه به پایان رسید، نتانیاهو به عنوان رهبر کروه مخالف و البته اقلیت گفت: " ما در خواب بودیم، صدای زنگ بیدار باش خواب را از سرمان پراند."
مهاجرانی ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط
|
نامة دفتر آقاي هاشمي بار ديگر «فرا مردميبودن هاشمي» را به اثبات رساند، چرا كه به جاي پاسخگويي شخص وي به سؤالات، دفترش به طلاب و فضلاي حوزه علمية پاسخ داده است. در اين حركت «فرا مردمي» و «فرا حوزوي» شعور ديني و عقلي طلاب حوزه در كنار «خفيفنگري به مردم» به سخره گرفته شده است. به نقل از پنجمين شماره هفتهنامه همّت
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
روز گذشته در مجلس شورای اسلامی، بحث لفظي اعلمي نماينده تبريز و كامران نماينده اصفهان به ميان خبرنگاران كشيده شد.اعلمي كه به استفاده كامران از خودروي زانتيا اعتراض داشت، گفت: آقاي كامران در ديدار با رهبر معظم انقلاب با خودروي زانتيا آمد.اما كامران پاسخ داد: من خودروي زانتيا ندارم و با خودروي آقاي احمدي نماينده ممسني به اين ديدار رفته بودم.اعلمي نيز در جمع خبرنگاران خطاب به كامران گفت: چرا جلوي ديگران جانماز آب مي كشي ولي در باطن خودت هم اهل منفعت و كسب حقوق بالا هستي.كامران كاغذ و قلمي حاضر كرد و خطاب به اعلمي گفت: در حضور خبرنگاران حاضري اموال و داراييهايت بررسي شود و اگر هر كدام از ما خودرو، ارز خارجي، مسكن، پاداش، زمين و هرگونه مزايا بيشتر از ديگري داشت به او ببخشد.اما اعلمي خطاب به كامران گفت: بهتر است اين نمايش ها را براي من اجرا نكني، من مسؤول سفرهاي خارجي هستم و بهتر مي دانم كه شما چقدر اصرار داريد به سفر نيويورك برويد.كامران پاسخ داد: من تا به حال به هيچ سفر خارجي نرفته ام اما چون احساس مي كنم حضورم در اين سفر مؤثر خواهد بود اصرار دارم. ضمن اينكه قطعاً هيچ ارزي هم دريافت نخواهم كرد.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
روز پس از آنكه غلامحسين الهام سخنگوي دولت در نامهاي به دادستان تهران خواستار پيگيري قانوني اكاذيب منتشره عليه دولت شد، نمايندگان مجلس واكنشهاي متفاوتي را ابراز كردند. بسياري از نمايندگان مجلس هفتم، در واكنش به اين نامه دولت را به سعهصدر و مدارا با مطبوعات دعوت كردند. برخي از اين نامه ابراز تعجب كردند و عدهاي ابراز نگراني. يك نماينده اصولگرا اين نامه را تهديد خواند و نماينده ديگري از همين طيف دولت را به پاسخگويي فراخواند. يك نماينده اقليت هم به دولت توصيه كرد كه نامه را پس بگيرد.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
نماينده دشتى و تنگستان و عضو فراكسيون اقليت در مجلس ، خواستار تجديد نظر دولت در شيوه فعلى سياست خارجى شد.
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
امیر محبیان عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت گفت: «متن نامه آقای الهام سخنگوی دولت به دادستان تهران، نشان دهنده ناراحتی شدید مسئولین دولتی از برخی بیانصافیها است اما آنها نبایددر این موارد واکنش احساسی نشان بدهند.وی افزود: «دولت باید قضاوت نهایی در مورد بیانصافیها را برعهده هوش و درایت مردمی بگذارد که علیرغم تمام تبلیغات علیه احمدینژاد او را انتخاب کردند». محبیان ادامه داد: «طبیعتا دولت در مسیر عمل با انتقاداتی مواجه میشود که پارهای از آنها کارشناسانه و منصفانه و در جهت رفع نقائص است که دولت باید در مواجهه با آنها، ضمن استقبال از این انتقادات، در عمل هم برای اصلاح رفتار و ساختار خویش مورد استفاده قرار دهد». مؤسس حزب نواندیشان ایران اسلامی اظهار داشت: «در مورد انتقاداتی که بعضا ممکن است از موضع غیرمنصفانه و ناشی از تعصبات سیاسی به دولت وارد شود هم بهتر است که دولت ضمن جداسازی عنصر کارشناسانه انتقاد از مواضع متعصبانه گروههای مخالف، از بحثهای کارشناسی بهره گیرد و تعصبات را به قضاوت نهایی مردم واگذارد». وی تصریح کرد: «ممکن است در پارهای از انتقادات، جرمی هم صورت بگیرد که دولت باید از این انتقادات متعصبانه و غیرمنصفانه با سعهصدر عبور کند اما اعتراض خود به انتقادات غیرقابل گذشت را به شکل قانونی پیگیری کند». محبیان تأکید کرد که در هر صورت برخورد سختافزاری با انتقادات نرمافزارانه، پاسخ مطلوبی به همراه نخواهد داشت. این روزنامهنگار اصولگرا در پاسخ به این پرسش که «دلایل تناقض سخنان اخیر رئیس مجلس مبنی بر نگران نبودن روزنامههای منتقد دولت و نامه سخنگوی دولت به دادستان تهران را چه میداند؟»، اظهار داشت: «ممکن است دیدگاههای متفاوتی در قبال مواضع مختلف از سوی رئیس مجلس و رئیس جمهور مطرح گردند که این امر لزوما به معنای اختلاف نظر نیست». عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت معتقد است که دولت باید از روشهای نرمتری در مقابل منتقدان خود استفاده کند زیرا ارائه چهره خشن از دولت به هیچ وجه نمیتواند زمینه را برای انعکاسی درست دیدگاهها و تلاشهای احمدینژاد آماده کند. محبیان تصریح کرد: «چهره جدی ولی مداراطلبانه احمدینژاد که در قالب صداقت عرضه شود بسیار ارزشمندتر و مؤثرتر از ارائه چهره اقتدارطلبانه و سرکوبگرانه از او ولو با ابزار قانون است».
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
به دنبال گفتههای محسنی اژهای وزیر اطلاعات مبنی بر اینکه «جریانی که ظرف یک سال گذشته از مصادر بر کنار شده قصد نفوذ در مساجد را دارد» رئیس مرکز رسیدگی به امور مساجد تاکید کرد «با تمام توان از نفوذ جریانهای سیاسی به درون مساجد جلوگیری میکنیم و به هیچ عنوان اجازه نخواهیم داد از مساجد استفاده سیاسی شود». حسین ابراهیمیافزود: «ما شواهد و قرائنی داریم که نشان میدهد برخی جریانات سیاسی که طبق ادعای خود مدتی از مساجد غفلت کرده بودند، قصد نفوذ به این مراکز را دارند اما مسجدیها، بسیجیان و مومنان هرگز اجازه این کار را نخواهند داد».
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
هفته گذشته دادگاه نظامی تهران، حسن عباسی را از تمام شکایات مطروحه علیه وی تبرئه کرد. عباسی چندی پیش در گفت و گویی به شرح ماجرای دادگاهش پرداخته است: ما هفت مرحله دادگاه داشتیم. دادگاه من به خاطر سخنرانی دانشگاه تهران بود. بخشی از اتهامات من، اقدام علیه امنیت ملی بود. در واقع جرم من این بود که «مایکل لدین»، استراتژیست ارشد جریان نئو محافظه کار آمریکا، سه روز بعد از سخنرانی من در دانشگاه تهران، مقاله ای در نقد سخنرانی نوشت و به شدت عصبانی شده بود. مایکل لدین که طراح حمله به عراق و افغاستان بود، 82 صفحه طرح حمله به ایران را به مدت سه ماه بر روی اینترنت گذاشته بود.وزارت اطلاعات از من شکایت کرد. اصل مقاله «لدین» را هم ضمیمه کرده بود. وزارت اطلاعات شکایت کرده بود که چرا باید کسی به گونه ای حرف بزند که این قدر به آقای «لدین» بربخورد!
+ نوشته شده در سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
طيف وسيعي از مطبوعات و رسانههاي دولتي و غيردولتي به عنوان حمايت از اصولگرايي از كليات دولت دفاع ميكنند و اين استدلال، استدلال درستي نيست كه دولت حمايت نميشود. سعيد ابوطالب در جمع خبرنگاران پارلماني درخصوص نامهي سخنگوي دولت به دادستان گفت: هم صدا و سيما به عنوان رسانهي ملي و هم اغلب روزنامهها كه عرق ملي مذهبي دارند، از كليت دولت حمايت ميكنند. منتهي دولت انتظار دارد كه اصلا نقد نشود و اين نكتهاي است كه تعجببرانگيز است كه چرا دولت از هر نقدي دلگير ميشود. به گفتهي وي، دولت رسانهي رسمي مثل روزنامه ايران را دارد و در حالي كه اين روزنامه بسته شده، افرادي در داخل دولت سايتهايي را تاسيس و حمايت ميكنند كه از نزديكان دولتمردان هستند كه اينها كاملا غيرقانوني هستند. وي افزود: نقد وظيفهي رسانه است و دولت فكر نكند اگر يك سري سايت رسمي و يا غيررسمي تاسيس كند به نفعش است؛ چون اينها چون در چارچوب قانون و بخشنامه عمل نميكنند، در درازمدت به اپوزيسيون تبديل ميشوند. عضو كميسيون فرهنگي تصريح كرد: اين سايتها از يك بخشي از دولت حمايت ميكنند. بخشهاي ديگر دولت را ميكوبند و چون اثر نقش تخريبي در درازمدت بيشتر است، نهادهاي مختلف دولتي، جاهاي ديگر دولت را تضعيف ميكنند. وي ادامه داد: اين اتفاق افتاد و سايتهايي كه ميشناسيد از بخشي از دولت حمايت ميكنند، يكي از رييسجمهور، يكي از سخنگو، ديگري از معاون رييسجمهور و اينها بخشهاي ديگر دولت را ميكوبند. لذا در مجموع دولت توسط همين سايتهايي كه توسط خودش حمايت ميشود تضعيف ميشود. ابوطالب تاكيد كرد: روزنامههاي رسمي چون در چارچوب نقد ميكنند و رسميت دارند و از آنها شكايت ميشود، قواعد را بيشتر رعايت ميكنند. ابوطالب اظهار داشت: دولت به جاي اينكه تاب نقد نياورد، به سمت قانونمند كردن اين سايتها برود و جلوي اين سايتهاي غيررسمي و جلوي احزاب دولتساخته را بگيرد. وي گفته يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه چون مطبوعات نظارهگر عملكرد دولت هستند و عملكرد دولت را با شعارها تطبيق ميدهند و آن را نقد ميكنند و دولت از اين موضوع گلهمند است را تاييد كرد.
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دیروز در سالگشت ۲۸ مرداد، شعبان جعفری معروف به شعبون بی مخ درگذشت. این همزمانی ظریفی بود. از ابتدای نوجوانی اسم شعبان بی مخ را شنیده بودم. در ایام انقلاب که گوشه و کنار چماق به دستان به تظاهرات مردم حمله می کردند، باز در بیانیه های سیاسی از این چماق به دستان به عتوان شعبان بی مخ های رژیم یاد می کردند. چند سال پیش که خاطراتش چاپ شد، دو بار آن را خواندم. با لهجه ی شیرین لاتی خاطراتش را تعریف کرده است. خودش در خاطراتش تعریف می کند، وقتی برای گرفتن جواز اقامت در آمریکا اقدام کرده بود، ضرورت داشت افراد در حد ابتدایی زبان انگلیسی بلد باشند. او که قدرت فراگیری ابتدایی زبان انگلیسی را نداشته به مترجم می گوید از هر ایرانی مقیم آمریکا بپرسید به من می گویند بی مخ. آدم بی مخ هم که نمی تواند زبان یاد بگیرد. وی از عوامل اصلی کودتای ۲۸ مرداد شناخته می شود. در حقیقت او – اگر چه خودش در خاطراتش خیلی قبول ندارد – از عوامل بازگشت دوباره ی خاندان پهلوی به حکومت و سقوط دولت مصدق بود. به عقیده ی من شعبان جعفری یک عنوان عبرت آموز تاریخ ماست. رژیمی که خود را به "بی مخ ها" مستظهر کند، و چاقوکشی و ضرب و شتم و لات منشی را ترویج نماید، حتماً در سراشیبی سقوط افتاده است. منبع :وب نوشت
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رييس انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران با اشاره به نامه سخنگوي دولت به دادستان تهران مبني بر پيگرد حقوقي منابع انتشار اخبار كذب عليه دولت گفت: بسيار عجيب است كه آقاي الهام با وجود اينكه دولت در دست ايشان است، با انتقاد مطبوعات از عملكرد دولت اينگونه برخورد كنند. رجبعلي مزروعي گفت:گويا برخي فراموش كردهاند كه در دولت گذشته خودشان يا دوستانشان چگونه عمل ميكردند و مطبوعات همفكر با ايشان دقيقا همين روشها را در برابر دولت قبل و اصلاحطلبان اتخاذ ميكردند، در حالي كه دولت قبل هيچگاه مدعي آنها نشد، شكايتي نكرد و نامهاي هم ننوشت، بنابراين امروز اين دوستان از روشي كه بنيانگذاري كردهاند، نميتوانند گله كنند. وي با تهديدآميز خواندن نامه يادشده گفت: دولت بايد به جاي اين موارد به پاسخگويي نسبت به مسائل بپردازد، طبعا اگر انتقادات ايرادي هم دارد و مستند نيست، دولت ميتواند به راحتي از طريق رسانههايي كه در اختيار دارد، از جمله صدا و سيما توضيح دهد. به عقيدهي من اگر انتقادات با واقعيت در جامعه تطبيق نداشته باشد، نميتواند تاثيرگذار باشد. رييس انجمن صنفي روزنامهنگاران با ابراز اين عقيده كه ظاهرا با آزادي مطبوعات و فعاليت گروهها و احزاب در فضاي انتقادي مخالفت وجود دارد، ادامه داد: اين نامه ميتواند نشانهي روشني براي اين باشد كه ميخواهند فضاي موجود را از اين بستهتر كند؛ چرا كه مطبوعات بينوا كه الان گرفتار سانسور و خودسانسوري هستند، نميدانند ديگر بايد چهكار كنند كه رضايت برخي را جلب كند. نمايندهي سابق مجلس شوراي اسلامي برخورد دولت با منتقدان را از طريق پاسخگويي مناسب دانست و خاطرنشان كرد: اگر منتقدان حرفهاي نادرست و يا مطالب غيرمستندي ارايه كردند، دولت بايد پاسخگويي كند، امكاناتي هم در اختيار دولت هست كه با امكانات منتقدان قابل مقايسه نيست؛ دولت رسانهي ملي را در اختيار دارد و مطبوعات اصولگرا او را همراهي ميكنند، از اين رو تهديد منتقدان ميتواند نشانه ضعف باشد. مزروعي در مقايسه وضعيت مطبوعات و رسانههاي منتقد دولت گذشته با دولت فعلي خاطرنشان كرد: اين شرايط در دولت فعلي با دولت گذشته قابل قياس نيست، مطبوعات اصلاحطلب امروز به حداقل رسيده و عمده امكانات رسانهاي در اختيار دولت است و بر همين تعداد كم مطبوعاتي كه در دست اصلاحطلبان است و موضع انتقادي دارند، سانسور و خودسانسوري حاكم است و با هزار «لطايفالحيل» مطالب را مطرح ميكنند، بنابراين به نظر من فضاي موجود به لحاظ سياسي و اجتماعي اصلا با دولت گذشته قابل مقايسه نيست.
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
معاون پارلماني رييسجمهور سابق با اشاره به عملكرد صدا و سيما در قبال دولت افزود:« صدا و سيما به عنوان پرمخاطبترين رسانه بر عكس دوران رياستجمهوري سيد محمد خاتمي كه رقيب اصلي دولت تلقي ميشد، امروز تنها به بنگاه تبليغاتي دولت تبديل شده است و اين امر تاكنون سابقه نداشته كه حتي صدا و سيما براي فعاليتهاي آتي و روزمرهي دولت هم در بين اخبار خود چيزي شبيه كليپ تبليغاتي بسازد.» اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز با بيان اينكه بيشترين روزنامههاي كشور نيز يا پيش از اين جزء طرفداران فكري محافظهكاران بودند، كه امروز در اردوگاه دفاع مطلق از دولت قرار دارند و يا اينكه بعد از آمدن دولت جديد به صورت طبيعي در اختيار دولت قرار گرفتهاند، گفت:« به جز دو تا سه روزنامه امروز هيچيك از روزنامهها به نقد دولت نميپردازند و كارشان فقط مداحي است.» وي ادامه داد:« با توجه به اين قضيه ما اعتقاد داشتيم كه دولتمردان در آستانهي هفتهي دولت مددي بطلبند تا از ميزان اين مداحيها كمي كاسته شده و دولت مورد نقد هم قرار گيرد، اما متأسفانه نه تنها چنين نشد، بلكه شاهد بوديم دولت تحمل همين دو سه تا روزنامه را كه گاهي مواقع نقدهايي مينويسند، نداشت و سيستم اجرايي كشور به دادستان تهران پناه برد تا از آن طريق، با روزنامهها برخورد شود.» ابطحي با بيان اينكه ما نيز قبول داريم هيچ رسانهاي نبايد دروغ منتشر كند يا تهمت بزند، در عينحال اضافه كرد:« خود آقاي سخنگوي دولت و دوستانشان به خوبي ميدانند كه دولت آقاي خاتمي چقدر از اين تهمتها و دروغها شنيد، اما با بزرگواري مسيرش را طي كرد و اين در حالي است كه شايد اين آقايان از منظر و منشأ اين دروغها به خوبي مطلع بودند، اما سكوت كردند.» اين فعال سياسي با اظهار اين جمله كه «اي كاش دوستاني كه امروز از اين روشها گله ميكنند، در دوران گذشته با اين نوع شيوهها مقابله ميكردند و يا تخريبگران دولت قبلي را تشويق نميكردند»، ادامه داد:« اين كه دولت چنين بيانيهاي ميدهد مفهوم آن به صورت طبيعي اين است كه چون مرز مشخصي بين نقد و آنچه ميگويند دروغ است، معلوم نيست، دوستان دولت چون قدرت بيشتري دارند آن را دروغ ميپندارند و همين تعيينكننده ميزان دروغ است.» اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز در ادامه خاطرنشان كرد:« البته اين قضيه باز كردن فضا براي دادستان تهران است كه دستور بسته شدن چند مطبوعه و سايت اينترنتي را بدهد.» ابطحي در پايان گفتوگوي خود با خبرنگار ايسنا اضافه كرد:« وقتي اكثريت رسانههاي اينترنتي و رسانههاي مكتوب و كل صدا و سيما تنها مداحي دولت را ميكنند، اين قضيه مشخص ميشود كه دولت در كشور تنها به مداحي علاقهمند است.»
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
شعبان جعفری از باستانی کاران مشهور ایران و از بازیگران اصلی وقایعی که به سرنگونی حکومت دکتر محمد مصدق در 28 مرداد 1332 انجامید، صبح روز شنبه 28 مرداد 1385 در سن 85 سالگی در بیمارستانی در شهر تارزانای کالیفرنیا درگذشت.
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
خبرنگار خبرگزاری «انتخاب» به نقل از یک منبع ملطع، گزارش داد: نامه هایی که طی روزهای اخیر خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی به نقل از جمعی از طلاب و علمای حوزه علمیه قم می رسد، پیش از انتشار به روئیت آیت الله مصباح یزدی رسیده است.بنابراین گزارش، اوایل ما گذشته جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم که هیچ هویت و نام و نشانی نیز از خود منتشر نکرده اند، در نامه ای که در یک نشریه مشهدی منتشر شد، انتقادات فراوان و شدیداللحنی از هاشمی رفسنجانی کردند.این منبع مطلع که از اعضای نشریه منتشر کننده نامه «جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم به هاشمی رفسنجانی» است، در تماس با خبرنگار «انتخاب»، با بیان این مطلب که «این نامه توسط برخی اعضای موسسه آموزشی وابسته به آیت الله مصباح یزدی نوشته شده»، گفت: پیش از انتشار این نامه در هفته نامه مذکور و ارسال به روزنامه ها، سایت ها و خبرگزاری های مختلف، متن این نامه به روئیت آیت الله مصباح یزدی رسیده و پس از تایید وی، منتشر شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مشاور مطبوعاتي رييسجمهور با اشاره به نامه سخنگوي دولت به دادستان تهران مبني بر پيگرد حقوقي منابع انتشار اخبار كذب عليه دولت گفت: به نظر ما رفتارهاي غيراخلاقي مانند دروغپراكني، هتاكي و ايراد افترا عليه دولت، نهادها و مقامات رسمي كشور به مثابه تزريق ويروس مهلك به فضاي آزاد در كشور است. «علياكبر جوانفكر» در گفتوگو با ايسنا، اظهار داشت: حفظ سلامت و امنيت فضاي آزاد در كشور مستلزم تعهد ملي و پايبندي اخلاقي و عملي همه افراد، مراجع، نهادها و دستگاههاي رسمي و غيررسمي كشور است و بيش از همه، دستگاه قضايي بايد مراقبت كند كه رفتار و گفتار غيرمسوولانه و غيراخلاقي به سلامت و امنيت فضاي كشور آسيب نزند. وي با بيان اينكه دولت نهم پيوسته بر اصول و مباني ارزشي و اسلامي و ترويج فرهنگ عدالتگستري، خدمتگزاري، مهرورزي، پاكدامني و سلامت نفس به ويژه در سطوح مديريتي كشور تأكيد ميكند، ادامه داد: بنابراين انصاف نيست كه برخي افراد، گروهها و رسانههاي وابسته به برخي از احزاب و گروههاي سياسي قدرتطلب با توسل به توهين، افترا و دروغپراكني، فضاي آزاد كشور را مسموم كنند و عليه دولت خدمتگزار به تخريب، تضعيف و تشويش اذهان عمومي دست بزنند و دستگاه قضايي هم با بيتفاوتي نظارهگر آن باشد. مشاور مطبوعاتي رييسجمهور همچنين گفت: به نظر ما رفتارهاي غيراخلاقي مانند دروغپراكني، هتاكي و ايراد افترا عليه دولت، نهادها و مقامات رسمي كشور به مثابه تزريق ويروس مهلك به فضاي آزاد در كشور است و قاطعيت دستگاه قضايي در برخورد با عوامل اين تهديدات به منزله تضميني براي حفظ سلامت و اطمينان و آرامش رواني جامعه خواهد بود. جوانفكر در ادامه درباره تاسيس وبلاگ از سوي دكتر محمود احمدينژاد، اظهار داشت: رييسجمهور نماد يك تفكر انقلابي است كه بعد از 27 سال، سر برآورده است و طيف وسيعي از مردم به ويژه جوانان، خواهان آشنايي هرچه بيشتر با اين تفكر هستند، ما معتقديم كه راهاندازي اين وبلاگ ميتواند نقش مؤثري در آشنايي جوانان با اين انديشهها داشته باشد. مشاور مطبوعاتي رييسجمهور با بيان اينكه رييسجمهور وبلاگنويس نشده است، گفت: وقتي اين وبلاگ ايجاد شد، عدهاي مطرح كردند كه رييسجمهور وبلاگنويس شده است كه برخورد خوبي نبود. رييسجمهور اين فرصت را ندارد كه وبلاگي داشته باشد و آن را اداره كند، بلكه اين وبلاگ ايجاد شده تا علاقهمندان با ديدگاههاي ايشان در عرصههاي مختلف آشنا شوند و به نحوي به نياز اطلاعاتي موجود در اين زمينه پاسخ داده شود. وي افزود: با طراحي اين وبلاگ، فضايي ايجاد شده كه جوانان به صورت مستقل و مستقيم با ديدگاههاي رييسجمهور آشنا شوند و اطلاعاتي در اين زمينه كسب كنند. جوانفكر ادامه داد: مطالب اين وبلاگ مانند هر سايت اطلاعرساني هرچند روز يك بار به طور طبيعي، نو و به روز ميشود. وي در مورد حملهي هكرهاي اسرائيلي به اين وبلاگ نيز گفت: طبيعي است كه دشمنان و بدخواهان نظام با توسل به هر وسيلهاي ميخواهند اين زمينه فراهم نشود كه ديدگاههاي ناب به مردم منتقل شود و اثر خود را بگذارد كه اين اقدام نيز در اين راستا بوده است. مشاور مطبوعاتي رييسجمهور در ادامه گفتوگو با ايسنا درباره جمعآوري آنتنهاي ماهواره با بيان اينكه اين مسأله ارتباطي با حوزهي كاري وي ندارد، گفت: طبق اعلام نيروي انتظامي، اين نيرو وارد هيچ خانهاي براي جمعآوري آنتن ماهواره نميشود؛ مگر اينكه داراي شاكي خصوصي باشد و جرم مشهودي در اين زمينه واقع شده باشد، وگرنه با زور وارد خانهاي نميشوند. وي در مورد آخرين وضعيت روزنامهي ايران نيز با بيان اينكه جلسهي دادگاه اين روزنامه در روز چهارشنبه برگزار شده، اظهار اميدواري كرد كه قاضي دادگاه به فعاليت مجدد روزنامهي ايران رأي دهد تا بار ديگر شاهد بازگشت اين روزنامه به خانواده مطبوعات باشيم و ايران مانند گذشته، نقش اطلاعرساني خود را ايفا كند.
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
انتخابات مجلس خبرگان رهبري 24 آذر در سراسر كشور برگزار خواهد شد. يك منبع نزديك به جامعه مدرسين گفته كه گنجاندن نام چند تن از شاگردان آيت الله مصباح در فهرست انتخاباتي اين تشكل با مخالفت مواجه شده و تنها نام آقاي مصباح در اين فهرست خواهد آمد. برخي روحانيون اصولگرا پيش از اين سعي داشتند با رايزني هايي، از ارائه چند فهرست انتخاباتي در جبهه اصولگرايان جلوگيري كنند. احتمال مي رفت با گنجانده شدن نام چند تن از نزديكان ايت الله مصباح در فهرست جامعه مدرسين، طرفداران اين استاد حوزه علميه قم از ارائه فهرست جداگانه اي خودداري كنند. هنوز معلوم نيست با مخالفت جامعه مدرسين با معرفي چند تن از شاگردان آيت الله مصباح، اين طيف سياسي و مذهبي فهرست جداگانه اي در انتخابات ارائه خواهد كرد يا خير. علاوه بر آيت الله مصباح يزدي، آيت الله هاشمي رفسنجاني نيز در فهرست انتخاباتي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت تهران حضور دارد. پيش بيني مي شود در صورت عدم اجماع در ميان اصولگرايان، انتخاباتي دو قطبي با محوريت اين دو روحاني شكل گيرد.
+ نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
غلامحسین الهام» روز شنبه طی نامهای از «قاضی مرتضوی» دادستان تهران، خواستار برخورد قانونی با «منابع منتشر كننده اخبار دروغين عليه دولت» شد. وی در این نامه به سرمقاله برخی نشریات و اخبار برخی سایتهای اینترنتی در مورد عملکرد دولت اشاره کرده و ضمن انتقاد از سکوت دادستانی تهران در مورد این مطالب، رسما اعلام جرم نموده و خواستار تعقیب عاملان این امر شد.
+ نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محمد خوش چهره ضمن انتقاد از این نامه این نامه گفت: «این سخنان به هیچ وجه سنجیده نیست و با منش و شعارهای دولت نیز همخوانی ندارد. حتی آن زمان که جناب احمدینژاد در شهرداری نیز حضور داشتند شعار "انتقاد کنید جایزه بگیرید" را مطرح کردند و با همین شعار مراسمی را هم برگزار کردند که البته من نمیدانم تا چه حد صوری و نمایشی بود». این نماینده مجلس هفتم با بیان این نکته که «ایجاد این فضا شایسته دولتی نیست که ادعای سعه صدر دارد و حتی از دولت خاتمی که شعارش زنده باد مخالف من بود انتقاد میکرد» تصریح کرد: «این نامه باید در کمیسیون فرهنگی مجلس بررسی شود و در صورتی که صحت داشته باشد وظیفه کمیسیون فرهنگی مجلس است که با آن برخورد کند و از وقوع چنین اتفاقی که مخل فضای باز در کشور است جلوگیری کند
+ نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
شنيده شده كه هكرهاي اسرائيلي براي تعطيلي وبلاگ اينترنتي احمدينژاد به آن حمله بردند. روزنامه السفير به نقل از روزنامه يديعوت آحارونوت چاپ فلسطين اشغالي گزارش داد، هكرهاي اسرائيلي توانستند به مدت 30 دقيقه وبلاگ احمدينژاد را تعطيل كنند اما اين وبلاگ مجددا فعاليت خود را از سر گرفت. اين روزنامه نوشت: علت ديگر تعطيلي موقت اين وبلاگ، اقدام هزاران كاربر اسرائيلي به بازديد از اين وبلاگ بود كه موقتا آن را از كار انداخت
+ نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
دادستان اخراجي سالهاي اول انقلاب مدعي شد رأس دولت برنامه خاص و جدي ندارد.سايت اينترنتي وابسته به شهردار تهران كه با گذشت زمان قابل توجهي از زمان آغاز به كار همچنان با بحران كاربر مواجه بوده و بدون اثرگذاري در فضاي رسانه اي و به مدد منابع مالي نامعلوم به حيات خود ادامه مي دهد گمانه زني پيرامون ترميم كابينه را به سوژه خبري خود تبديل كرده و به سراغ دادستان اخراجي انقلاب نيز رفته است.حسين موسوي تبريزي كه با اين سايت اينترنتي گفتگو مي كرد مدعي شد: فكر نمي كنم هيچ يك از كارگزاران دولت احمدي نژاد تمايل به اجراي برنامههاي دولت را نداشته باشد، بلكه اين راس دولت است كه برنامه خاص و جدي ندارد.
+ نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
امروزیک sms دریافت کردم، نوشته بود باشرکت در مراسم چهلم مادر نرگس، شوکت را ضایع کنیم. این اشاره به فراگیر بودن مخاطبان سریال نرگس است که میگویند از پر بیننده ترین سریالهای تلویزیونی است. اساسا سریالهایی که هرشب پخش میشود و موضوع دنباله داری است مورد استقبال خانواده ها قرار میگیرد وآن تنها حلقه وصلی میشود که معمولا همه ی اعضاء خانواده در مورد دیدن آن کانال توافق میکنند. سریال نرگس بدلیل آن که در فصل تابستان و بعد از مدتها تعطیلی سریالهای دنباله دارپخش میشود از شانس مخاطب بیشتری بر خورداراست. اما در چنین شرایطی که بیننده بخاطرکمبود فیلم وسریال تلویزیونی مجبور به دیدن این سریال است، دست اندرکاران باید تلاش کنند که از آفت همیشگی طول دادن های زیادی، کم سرعت بودن حوادث، تکراری وقابل پیش بینی شدن سکانسهای بعدی، ومواردی از ان قبیل که هم مخاطب وهم دست اندرکاران میدانند که شیوه پرداخت پول بر اساس دقیقه ی تولید، عامل این شکل ارائه کار است پرهیز نمایند. اگر نویسندگان و کارگردانان سریال نرگس که مخاطب فراوانی پیدا کره وجزئی از زندگی مردم شده است، این اعتماد وعلاقه را پاس دارند وبه مردم حرمت بگذارند، خودرا در دل وذهن جامعه محترم میکنند. به روان زنده یاد پوپک گلدره هم درود میفرستم ابطحی
+ نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
سخنگوي دولت در نامهاي به دادستان تهران با اشاره به آنچه آن را عدم پيگيري قانوني اكاذيب منتشره عليه دولت خوانده، از مدعيالعموم، پيگيري قانوني «انبوه خبرهاي دروغين منتشره عليه دولت» از سوي مراجع مسوول را خواستار شده است.دكتر «غلامحسين الهام» در نامه خود به «سعيد مرتضوي» با بيان اينكه عاملان انتشار اين اخبار مجعول، ظاهرا مصونيت دارند كه هر نوع افترايي را به دولت نسبت داده و از ارايه هرگونه مستندي خودداري ميكنند، پيگيري قانوني موضوع از سوي مسوولان دستگاه قضايي و احقاق حق دولت را خواستار شده است.
+ نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
فرض كن به عنوان عرض حال نويس، در حجره ات نشسته اي و چشم به آمدن مشتري داري. مشتريهايي كه كم و بيش به هم شباهت دارند و وجه شباهت قريب به اتفاقشان، همين گرفتاريهاي زمانه است. اين را از عريضه هاي زيادي كه طي سالها نوشته اي، دانسته اي. به جز يكي دو تا مزاحم و بيكار هميشگي، همه آدمهايي كه پا به حجره ات مي گذارند، به نوعي گرفتارند و اصلا از جماعت بي درد، كسي سراغ دخمه ترا نمي گيرد. نگاهت از داخل حجره، به بيرون است كه يك آن، دخترك لاغر و گرفته اي كه فقط گردي صورت زردش، از زير چادر پيداست، در چهارچوب در ظاهر مي شود و نگاهت مي كند. اول حدس مي زني كه دنبال كس و كارش به آنجا آمده. اما وارد حجره كه مي شود، فكر مي كني يكي از اين متكديان سيار است و هر آن انتظار داري كه كاسه كوچكش را، از زير چادر در بياورد. مي خواهي دست به جيب كني كه دخترك، با ادبي معصومانه، به جنابعالي سلام مي كند و مي گويد: «براي نوشتن نامه مزاحمتان شده ام» از خيالاتي كه درباره اش كرده اي، ناراحت مي شوي و خودت را ملامت مي كني. از طرفي هم باورت نمي شود كه او واقعا براي عريضه آمده باشد، در طول سالهاي آزگار، اين اولين باري است كه كسي به سن و سال او، براي عرض حال پا به حجره ات مي گذارد. از دخترك مي خواهي روي چهار پايه بنشيند. با ترديد نگاهي به چهره غمگينش مي اندازي و مي پرسي: دخترم! براي دادگستري نامه مي خواهي؟ اما او با صدايي شكسته مي گويد: «براي رئيس جمهور مي خواهم نامه بنويسم؛ آقاي احمدي نژاد» شگفت زده مي پرسي: واقعا مي خواهي براي رئيس جمهور مملكت نامه بنويسي؟! نكند خانم معلمتان گفته براي آقاي دكتر احمدي نژاد انشاء بنويسيد؟ دخترك با لحن اعتراض گونه اي پاسخ مي دهد: «انشا چيه آقا! من از ايشان سوال دارم» تعجبت بيشتر مي شود. مي پرسي: پدرت كجاست؟ لااقل با بزرگترت مي آمدي.دخترك اين بار، مثل گياه نازكي كه باد سموم به او زده باشد، در خودش جمع مي شود و مي گويد: «پدرم چند روزي است گوشه اتاق نشسته و اصلا حوصله ندارد. پول عريضه را با خودم آورده ام. خواهش مي كنم.» ديگر چاره اي جز نوشتن نداري. كاغذ و قلم را پيش مي كشي و مي پرسي: حالا چه بنويسم دخترم؟ دخترك از روي شرم، سرش را پايين مي اندازد و مي گويد؛ بعد از سلام و دعا بنويس:
+ نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
عكاسان و تصويربردارن گروه اعزامي خبري از تهران كه در سفر استاني رئيس جمهوري به اردبيل، احمدي نژاد را همراهي ميكردند، در آخرين شب اقامت رئيس جمهوري در اردبيل و در ميهماني شامي كه به مناسيت ديدار روحانيون استان اردبيل با رئيس جمهوري از سوي استانداري تدارك ديده شده بود ،عليرغم اينكه از سوي مسولان برگزاري و با هماهنگي براي پوشش خبر ي اين مراسم در محل ديدار حضور داشتند از سوي مسولان تشريفات نهاد رياست جمعوري به بهانه كمبود جا به بدترين شكل غير محترمانه از پاي سفره به بيرون هدايت شدند كه اين مساله با اعتراض نمايندگان رسانههاي جمعي روبرو شد. اين چندمين برخورد ناشايست با خبرنگاران در حوزه خبري رياست جمهوري است و پيش از اين نيز بارها و به شيوه هاي مختلف خبرنگاران مورد بي احترامي و بي توجهي قرار گرفتهاند.اين در حالي است كه وقتي مسولان با اعتراض روبرو شدند خواستار بازگشت خبرنگاران شدند تا پس از صرف شام مراسم را پوشش خبري دهند كه خبرنگاران به دليل اعتراض به اين شيوه برخورد به محل برگزاي مراسم نرفته و به محل اقامت خود بازگشتند.گفتني است خبرنگاران كه در سفرهاي استاني پا به پاي رئيس جمهوري و هيات همراه مسير طاقت فرساي سفر را براي پوشش خبري همراهي ميكنند برخي مواقع مورد بي احترامي و بي توجهي حفاظت و تشريفات رياست جمهوري قرار گرفتهاند و هنوز هيچ كس مسول پيگيري اين شيوه برخورد كه بي شك مورد تاييد رئيس جمهوري نيز نيست، نميباشد.
+ نوشته شده در یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
سینا شاید به خاطر این نوشته با من درگیر بشه و حتی کار مان بالا بگیره اما می نویسم چون باید بنویسم و بگم که چرا سینا دیگه به ما سر نمی زنه و حتی مسائل سیاسی رو هم رها کرده . به خدا سینا خیلی پسر معتقد و آقائی باور کنیدتو این مدت که من می شناسمش حتی یک مورد هم بدی ندیدم این ها را از سر چابلوسی و این حرفا نمی زنم نه به خدا همه رفقا همین رو می گن هر کاری که می تونه برا دوستا می کنه خلاصه امروز زنگ زدم اول که گوشی رو برنداشت تا این که براش اس ام اس زدم که کار واجبی دارم باور کنید وقتی گوشی رو برداشت نشناختمش از بس صداش گرفته بود فکر کنم گریه کرده بود ازش پرسیدم چی شده هیچی نگفت تا اینکه یک دفعه ضد زیر گریه و جریان رو برام گفت .دوستان سینا به شکل خاصی با دختری آشنا می شه البته بگم دختره ساکن شهر دیگه است بعد مدتی رابطه احساسی بین این دو نفر شکل می گیره و سینا هم خانواده اش رو در جریان می زاره و البته یکی از بهترین دوستاش رو که من نمی شناسم خلاصه کار این قدر پیش می ره که حتی سینا دو بار می ره شهر این دختر خانم و با هم در حضور خواهر بزرگترش صحبت می کنن هم چیز خوب پیش می رفته در اگثر موضوعات با هم تفاهم داشتن و خدا وکیلی این دختر خانم هم طوری که سینا می گفت کم نزاشته حتی خیلی هم مراقب سینا بوده چون می دونید که این رفیق ما بیماری قلبی داشته که من این رو هم امروز متوجه شدم اما یک روز سینا بر سر یک موضوع کوچیک که براش پیش می یاد دوباره بیماری میگرنش حاد می شه و این رو هم به دختر خانم می گه اما با واکنش خوبی رو به رو می شه که خوشحال می شه و این خانم می گه خوب می شه و مهم نیست .شما راست می گید من هم از سینا پرسیدم اخه چه مرگته این دختر به این خوبی هم جوره پا اخه چته که گفت حسین نمی خوام این دختر زندگی خودش رو خراب کنه اخه من مریض هم قلبم هم این درد سرها اخه چرا راستی تحصیلات این خانم هم از سینا بیشتر و این رو هم بگم که اهل خانواده اصیل و معتقدی است سینا خان ما هم می زنه و به قول خودش این خانم رو با کارهاش و البته اخر کاری هم با حرف بسیار زشتی که می زنه که من هم از شنیدن این حرف بسیار ناراحت شدم از خودش متنفر می کنه البته با کارهای سینا اون بنده خدا حق داره که بره به خدا خیلی هم تحمل کرده . سینا الان سه روز که داره فقط به خودش می پیچه از یک طرف درد سر هاش شروع شده و زیاد شده از طرفی هم نمی تونه این دوری رو تحمل کنه الان شما بگید این رفیق بی چاره ما چه کنه البته اگر شما هم خانم عزیز که سینا به شما خیلی بد کرده می دونم این مطلب رو می خونید راهی نشان بدید که این عزیز ما کمی ارام بشه چون اگر این طوری پیش بره خدا بخیر کنه راستی من هم خدا اخر و عاقبتم رو بخیر کنه فقط خدا کنه سینا این حرفها رو نخونه می دونم که خودش نمی یاد به وبلاگ سر بزنه مگر کسی به اون بگه پس رفقا نگید خواهش می کنم نگید یا علی
+ نوشته شده در شنبه 28 مرداد1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محمود دعايي مديرمسوول روزنامه اطلاعات و از همراهان امام خميني در نجف اشرف در همايشي در مشهد به بيان خاطرات خود از امام پرداخته است. دعايي كه از نزديكترين همراهان امام بوده در بيان خاطرات خود به طور مفصل به موضوع دكتر شريعتي پرداخته و در ضمن آن به نامه آيت الله مصباح يزدي درباره شريعتي و موضع امام خميني در اين باره اشاره كرده است. مديرمسوول روزنامه اطلاعات گفته است: «در جريان نگراني از شخصيت شريعتي افرادي از جمله آيتالله مصباح يزدي که از شاگردان عالم، فهميده و خوب امام و با يک سري تعصبات و متعهد و پايبند عميق نسبت به مباني بود، نامهاي نوشت . من حامل اين نامه بودم. در آن موقع امام تعبير ماندگاري کردند که اين بزرگوار به عالم و آدم بدبين هستند، ما در شرايطي نيستيم که نسبت به دانشگاهيان و روشنفكران با بدبيني نگاه کنيم.» خاطرات دعايي را كه خبرگزاري دانشجويان به تفضيل مخابره كرده به اين شرح است. دعايي با اشاره به روند آشنايياش با حضرت امام خميني (ره) با بيان اينكه تصويب قانون کاپيتولاسيون آغاز دوره جديد مبارزه حضرت امام بود، گفت: عکسالعمل جامعه پس از تبعيد امام (به تركيه) به انفجاري انجاميد که ترور نخستوزير وقت جزوي از آن بود. وي با بيان اينکه پس از اين واقعه، رژيم شاهنشاهي براي آرامش جامعه حضرت امام را به نجف تبعيد كرد، گفت: رژيم شاه معتقد بود فعاليت سياسي امام در حوزه علميه نجف برتابيده نميشود، اظهار داشت: رژيم شاه معتقد بود امام درنجف محدود به مرجعي ميشود که به حرم ميرود و زيارت ميکند و درسش را هم ميدهد. مديرمسوول روزنامه اطلاعات با اشاره به ورود حضرت امام به عراق گفت: امام در زمان عبدالرحمن عارف که از ناسيونالسيتهاي عرب و طرفدار جمال عبدالناصر بود وارد عراق شد و ايشان به عنوان شخصيتي که ميخواهد در عراق مقيم شود، مورد استقبال وزير مشاور در امور جوانان وقت عراق قرار گرفت، ولي امام استقبال را نپذيرفت. وي افزود: امام پس از ورود به کاظمين در مسافرخانهاي سکني گزيد و پس از زيارت عتبات عاليات به محل سکونت خود در نجف وارد شد. نماينده ولي فقيه در موسسه اطلاعات همچنين با اشاره به "زيارت دوره "امام در عتبات عاليات گفت: در اين سفرها امام مورد استقبال مردم قرار گرفتند. دعايي همچنين با بيان اينكه حرکت سياسي خارج از کشور حضرت امام در نجف با تاکتيک مبارزاتي ايشان در نجف آغاز شد، به اقدامات ايادي شاه براي انزوا و برخورد با امام(ره) اشاره کرد . وي به مراجع تقليد عظام آيتالله حکيم، آيتالله خويي و آيتالله شاهرودي به عنوان مراجع مسلم آن دوره در نجف اشاره كرد و گفت: اين سه بزرگوار در يک مرتبه علمي قرار داشتند، به علاوه مراجع ديگري چون سيد عبدالله شيرازي که در رتبه بعد قرار ميگرفتند، بودند . دعايي با اشاره به رقابت ميان علاقهمندان و طرفداران اين مراجع گفت: اين طرفداران گشايش کانون جديد را به ضرر مرجع خود ميدانستند . دعايي که به عنوان نماينده حضرت امام و مقام معظم رهبري در روزنامه و موسسه اطلاعات و مدير مسول اين روزنامه فعاليت ميکند، اظهار داشت: يکي از روشهاي قابل توجه امام در اين دوره، گريزاني ايشان از مقام و نام و بيتپروري و کانون محوري بود و براي خود حريم خاصي ايجاد نکردند . وي با بيان اينکه کانونهاي پيراموني در اين دوره اقدام به بروز احساسات کردند گفت: امام براي اينکه آنها را مطمئن کنند که داعيه اينكه از جمله مراجع مطرح باشند و حضورشان براي علماي ديگر تنگي ايجاد کند، ندارند، از پذيرفتن درس به مدت شش ماه خودداري کردند و به جز تشرف به حرم، اقدام ديگري انجام نميدادند. دعايي همچنين گفت: يکي از کانون هايي که نشان دهنده اقبال به مراجع است، نماز جماعت بود که ايشان در سالهاي اول از برگزاري نماز جماعت هم به غير از در منزلشان خودداري کردند. وي با اشاره به شهريه پرداختي مراجع به طلاب نيز گفت: امام در يکسال اولي که در نجف بودند نه شهريهاي پرداخت کردند و نه نماز جماعتي خارج از منزل اقامه نمودند . مديرمسوول روزنامه اطلاعات با بيان اين که کانونهاي علمي نجف از سطح بالاي علمي حضرت امام آگاهي داشتند، گفت: امام با تقاضاهاي حوزه نجف براي وارد شدن به تدريس اين امر را پذيرفتند و در حالي که در حوزه معقولات سرآمد بودند، براي اين که ويژگي علمي خود را به رخ ديگران نکشند، درسشان را با تدريس اصول شروع نکردند. دعايي افزود: ايشان در ابتداي درس اعلام کردند که اصرار ندارند کسي به درسش دعوت شود و کساني به عنوان علاقهمندانشان اقدام به تشويق و ترغيب براي حضور در درس کنند. وي با اشاره به توصيه افرادي چون شهيد محمد باقر صدر به شاگردانش براي استفاده از درس حضرت امام گفت: يکي از شاگردان ايشان آيت الله سيدمحمود شاهرودي، رييس قوه قضاييه هستند که از ياران و شاگردان شهيد صدر بودند و به توصيه ايشان در درس امام شرکت کردند. وي آغاز درس امام را آغاز خروج امام از انزوا دانست و با اشاره به سنت غير حسنهاي که در نجف حاکم بود و بر اساس آن طلاب درجه بندي شده و بر اين اساس شهريه دريافت ميکردند، گفت: در اين دوره به طلاب ايراني و عراقي شهريه بيشتري نسبت به طلاب افغان، پاکستاني و تبتي داده ميشد و امام در اين دوره اعلام کردند به شرطي شهريه ميپردازند که به همه به يک ميزان پرداخت شود، پس از اين اقدام ديگران نيز ملزم به اين اقدام شدند. مديرمسول روزنامه اطلاعات توطئههاي رژيم شاهنشاهي در دو سال اول حضور امام در نجف را خنثي شده دانست و گفت: رژيم شاهنشاهي فكر ميكرد علماي نجف به رژيم شاه با عنوان پادشاهي کشوري شيعه نگاه ميکنند و اعتراض به اين پادشاهي را محدود شدن تنها حکومت شيعي ميدانند، در مقابل امام قرار ميگيرند، اما اين مساله رخ نداد. وي با اشاره به اقدامات دولت عراق براي در اختيار قرار دادن امکانات فعاليتهاي سياسي به مخالفان رژيم شاه گفت: تيرگي روابط رژيم شاه و رژيم عراق ، عراقيها را بر آن داشت که به منظور فشار بر رژيم ايران، امکاناتي را در اختيار گروههاي ضد شاه چون جبهه ملي ، حزب توده و کنفدراسيون قرار دهند. دعايي به تيمور بختيار که موسس ساواک پس از 28 مرداد و خويشاوند همسر دوم شاه، ثريا، بود به عنوان يکي از گزينههاي مورد توجه دولت عراق اشاره کرد و گفت: يکي از گروهها زير نظر تيمور بختيار که موسس ساواک بود، اداره ميشد که در آن زمان در لبنان زنداني بود، اما با وساطت عراق آزاد شد. بختيار با شناخت فعاليتهاي سياسي خارج از کشور به دنبال ملاقات با امام بود، ولي امام از اين ديدار خودداري کرد، در پي گلهگذاري از امام درباره تبعيض قائل شدن بين وي و کليميان و مسيحيان با وساطت استاندار کربلا، بختيار موفق به ملاقات با امام شد، اما اين ديدار هيچ نتيجهاي براي بختيار نداشت. وي با اشاره به فرصتي که عراقيها در راديو فارسي عراق به ايرانيها به منظور اقدامات ضد رژيم داده بودند، گفت: از طريق آقا مصطفي به من گفته شد که عراقيها آمادهاند وقتي را در راديو عراق به ما بدهند که از آن طريق بيانيهها را بخوانيم، ايشان از اينکه تبعاتي از اين مساله شامل امام شود، نگران بود. وي افزود: در ابتدا بدون اطلاع امام تحت عنوان برنامه «نهضت روحانيت در ايران» روزانه 20 دقيقه برنامه در بخش راديو فارسي عراق داشتيم که البته در ايران با عکسالعملهاي مثبتي مواجه شد، چرا که تريبوني براي ابزار نظرات پيدا کرده بوديم. دعايي با اشاره به اطلاع حضرت امام از اين موضوع گفت: ايشان پس از اطلاع از اين مساله خواستار ارائه فهرست برنامههايي که اجرا شده بود، شدند و درباره بخشي از آنها تذکراتي اعلام کردند. ايشان اجتناب از دروغگويي و ارائه تحليلهاي منطقي و با نزاکت و ارائه مطالبي که نشان دهنده بياني عصبي نباشد را از جمله مسائل مورد توجه براي ارائه در اين راديو خواندند. بعد از آن موفق به دريافت موج مستقل راديويي در بغداد شديم. وي در بخشي ديگري از سخنانش با اشاره به مصلحت ندانستن مبارزات مسلحانه از سوي حضرت امام گفت: جنبش حرکت چريکهاي فدايي خلق به عنوان گروههاي مارکسيستي که سرخورده از فعاليت مارکسيستها بودند، مستقلا وارد ميدان شدند و عدهاي نيز كه سرخورده از فعاليتهاي نهضت آزادي و روحانيت بودند، با يک حرکت جديد تحت عنوان مجاهدين خلق ايران، فعاليتشان را شروع کردند. مديرمسوول روزنامه اطلاعات با اشاره به هسته اوليه سازمان مجاهدين خلق ايران گفت: اين حرکت در آغاز جديد و اميدوارکننده بود و آقاياني که آن زمان در زندان بودند و بسياري از شخصيتهاي فعلي نظام از آن دفاع کردند. وي از آيتالله طالقاني و آيتالله مطهري نام برد و افزود: اين علاقهمندي به حرکت سرنوشتسازي بود که با اهداف اسلامي آغاز شده بود. دعايي در ادامه با اشاره به لو رفتن بخشي از اقدامات مجاهدين خلق در دوبي و عراق گفت: پس از اين موضوع از طريق مرحوم طالقاني به امام پيغامي فرستاده شد تا ايشان در اين خصوص اقدام کنند، اما امام بعد گفتند هر چه فکر کردم مصلحت نديدم از عراقيها چيزي بخواهم. وي با بيان اينکه پس از ختم اين مساله که با اقدام "سازمان الفتح" به پايان رسيد، سازمان به اين نتيجه رسيد که بايد با امام وارد بحث شود گفت: آنها در 15 جلسه که به صورت حضوري و مکاتبهاي آنجام شد به بيان نظراتشان پرداختند. نماينده سابق مجلس با اشاره به جملاتي از حضرت امام گفت:ايشان گفتند در مسائل ايدئولوژيك آنها نکات مبهمي ميبينم که مساله معاد را آنطوري که ما قبول داريم، قبول ندارند . وي با اشاره به افزايش فشارها از سوي گروههاي سياسي و روحانيون به امام براي حمايت از اين گروه گفت: حتي مرحوم رباني شيرازي در سخني اعلام کرد عدم حمايت شما به انزواي روحانيت منجر ميشود. دعايي در ادامه به انحرافاتي که در اين گروه ايجاد شد پرداخت و گفت: بعد از افشاي ماهيت اينها و سير طبيعي که شروع کرده بودند و به نتيجه قطعي رسيد، مرحوم مطهري گفت ما همه لغزيديم و گمراه شديم و اگر خداي ناکرده باعث ميشد که اين رکن رکين هم ميلغزيد، هيچ در جامعه نداشتيم که به آن تکيه کنيم، همه ما اشتباه کرديم ولي بزرگ ما اشتباه نکرد. حجتالاسلام دعايي در بخش ديگر سخنانش با اشاره به «حرکت نو شريعتي» که متناسب با شرايط زمان آغاز شده بود، گفت: براي اين که نظرات امام درباره شريعتي در جايي ثبت شود اين موضوعات را ميگويم. روزي خدمت امام بودم، ايشان فرمودند از تهران فردي هزينه پرداخت کرده و آمده، نظر من را نسبت به دو شخصيت عوض کند؛ کتاب حجاب مطهري را گذاشته و گفته اين کتاب جنوب تهران را بيحجاب کرده و اسلامشناسي شريعتي را نشان داده و گفته اين کتاب جوانان را از دين منحرف کرده است. وي افزود: نسبت به اسلام شناسي (مشهد) دکتر شريعتي، امام خواستار قسمتهايي که آن فرد معتقد بود باعث انحراف جوانان است، شده بودند و پس از آن گفته بودند برخي قولهاي شاذ و نادر هست، ولي اين قولهاي نادر باعث انحراف نميشود. وي افزود:اين حرکت ابتدايي بود که امام در مورد شريعتي اظهار نظر کرد. دعايي با بيان اينکه حضرت امام تمام آثار دکتر شريعتي را مطالعه کردند، گفت: ايشان در فرصت مغتنمي که در نجف بودند، ساعاتي را به مطالعات متفرقه اختصاص ميدادند. مديرمسوول روزنامه اطلاعات ادامه داد: در جريان نگراني از شخصيت شريعتي افرادي از جمله آيتالله مصباح يزدي که از شاگردان عالم، فهميده و خوب امام و با يک سري تعصبات و متعهد و پايبند عميق نسبت به مباني بود، نامهاي نوشت . من حامل اين نامه بودم. در آن موقع امام تعبير ماندگاري کردند که اين بزرگوار به عالم و آدم بدبين هستند، ما در شرايطي نيستيم که نسبت به دانشگاهيان و روشنفكران با بدبيني نگاه کنيم. وي افزود: امام پاسخ آقاي مصباح را در سخنرانياي در نجف اشرف دادند و اعلام کردند توصيهام به دوستان اين است که اگر يک وقت بنا شد تحولي در كشور صورت بگيرد و نظامي تاسيس شود، ما طلبهها نميتوانيم اداره کنيم و طبيعتا بايد عناصر دانشگاهي باشند كه مسووليت ها را برعهده بگيرند، چرا اين عناصر را دور و فاصله ايجاد ميكنيد. دعايي ادامه داد: البته امام تذکراتي نيز درباره شريعتي و نظرات وي درباره علامه مجلسي و مباحثي پيرامون تشيع وي، داشتند، ولي بر نوعي وحدت بخشي نيز تاكيد داشتند. وي بارزترين عکسالعمل حضرت امام را در قبال رحلت شريعتي خواند و گفت: رژيم شاه ميخواست با استقبال از پيکر شريعتي از ايشان سوءاستفاده کند، اما دوستان انجمن اسلامي دانشجويان در اروپا تصميم گرفتند پيکر ايشان را در دمشق به امانت بگذارند. دعايي با اشاره به سفرش به سوريه براي شرکت در مراسم خاکسپاري دكتر شريعتي گفت: قبل از سفر از امام اجازه گرفتم و گفتم اگر اجازه ندهيد نميروم، ايشان گفتند شخصا برويد و از طرف من و يا گروه خاصي نباشد. دعايي تاثر حضرت امام در قبال شنيدن خبر درگذشت شريعتي را اين گونه بازگو کرد که: امام فرمودند به سه دليل متاسفم ؛ يكي اينكه در دوران فعاليتهاي تبليغي و ارشادي ايشان عدهاي توجه ايشان را به خودشان جلب كردند و درگيري با آنان، ايشان را مجبور به پاسخ دادن کرد، تاسف دوم اين است که ايشان خودشان را مجبور کردند در پاسخگويي به افرادي که در حاشيه صحبتهاي ايشان قرار داشتند و برخي روحانيون و بازاريها بودند كه اي كاش ايشان توجهش به آنها جلب نميشد و تاسف سوم امام از اين جهت بود که عمر ايشان کوتاه بود و توفيق اين را نيافتند که آنچه را احتياج به تجديد نظر داشت، تصحيح كنند. وي با بيان اينکه حضرت امام درباره مرگ شريعتي کلمه فقدان را به کار بردند، گفت: ايشان چون مطمئن نبودند که شريعتي به شهادت رسيده است و از سوي ديگر اطمينان به مرگ طبيعي ايشان نداشتند، از كلمه فقدان استفاده کردند. وي با اشاره به انتشار کتب شريعتي با برجسته شدن نکاتي که نشان دهنده برخورد ايشان با روحانيت بود گفت: در دورهاي سعي شد وي به عنوان فردي ضدروحاني مطرح شود، در اين دوره امام به مسوول ارشاد وقت اعلام کردند از ترويج آثار اينچنيني جلوگيري شود و در مقطع ديگري که در اين باره آقايان خاتمي و معاديخواه، وزراي فرهنگ و ارشاد اسلامي وقت ميتوانستند در اين باره اظهار نظر کنند، تاکيد کردند مانع چاپ آثار شريعتي نشويد و به آثار مفيد ايشان اجازه ترجمه و انتشار دهيد. وي با اشاره به مراسم تجليل از شريعتي در بيروت گفت: امام موسي صدر در آنجا گفت جامعه لبنان جامعهاي مرکب از اقوام مختلف است که براي ترجمه برخي آثار شريعتي که در آن درباره شخصيت امام علي(ع) و امام حسين(ع) غلو شده است، دچار مشکل ميشويم و ناگزير از تعديل در ترجمه آثار ايشان هستيم، در صورتي که در ايران ايشان را سني و بيتوجه به آرمانهاي تشيع ميشمارند. مدير مسوول روزنامه اطلاعات در بخش ديگري از سخنانش با اشاره به شرايط سختي که حضرت امام در دوران تبعيد در ترکيه داشتند، گفت: پس از ملحق شدن آقا مصطفي به امام، قدري از اين سختي مرتفع شد و با مباحثات علمي که امام با فرزندشان داشتند، قدري از آن فضا فاصله گرفتند . وي با بيان اينکه حضرت امام اصرار داشتند درسشان ساکت نباشد و سوال و طرح اشکال وجود داشته باشد، اظهار داشت: امام معتقد بودند مستشکل باعث رونق درس ميشود. دعايي در پاسخ به سوالي در باره ماندگارترين جمله از حضرت امام به لحظهاي اشاره کرد که امام(ره) از شهادت فرزندشان آقا مصطفي مطلع شدند و گفت: برخورد امام شکوهمندترين برخوردي بود که ايشان به عنوان انساني الهي انجام دادند . وي با بيان اينکه در اين زمان همه مضطرب بوديم افزود: امام لحظهاي که مطمئن شدند مصطفي را از دست دادهاند، براي لحظهاي به انگشتان دستشان که بر روي زمين قرار داشت، خيره شدند و بعد از گذشت چند دقيقه با گفتن ذکر «لا حول ولا قوه الا باالله العلي العظيم» تمام علاقهاي را که نسبت به فرزندشان داشتند از دل بيرون برده و حب الهي را در دل جاي دادند . وي افزود: امام در اولين جلسه درس پس از فوت آقا مصطفي در حالي که به ستوني که معمولا وي به آن تكيه مي دادند، نگاه کردند و گفتند درگذشت مصطفي، لطف خفيه الهي بود.
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
مجلس شوراي اسلامي با ارسال نامهيي به شوراي شهر، خواستار توضيح شوراي شهر و شهرداري تهران درخصوص وجود 350 ميليارد تومان هزينه »فاقد« در بودجه سالهاي اخير اين نهاد شد. هزينههاي »فاقد« در شهرداري تهران به معني مبالغي است كه خارج از بودجه مصوب شهرداري هزينه ميشود.
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
در حالی که موضوع سيصد ميليارد هزينه های بی سند شهرداری دوران محمود احمدی نژاد، بعد از گذشت سه ماه از افشای آن همچنان بی پاسخ مانده است، پرونده تازه ای روی ميز اعضای شورای شهر تهران قرار گرفته است. اين پرونده سئوالاتی را درباره دوازده ميليارد تومان پيش می آورد که در آستانه انتخابات رياست جمهوری گذشته، به بهانه پروژه (اکنون رها شده) مونوريل پرداخت شده، و در مقابل آن هيچ سندی در اختيار حسابرسان قرار نمی گيرد. گفته می شود اعضائی از انجمن شهر که تاکنون حاضر به هيچ نوع اظهار نظری در اين باره نبودند سرانجام پذيرفته اند که سئوالاتشان از مسوولان سابق شهرداری برای پاسخ گوئی درباره پروژه رها شده مونوريل که با وجود مخالفت شديد کارشناسان، با اصرار از سوی شهردار سابق تهران دنبال می شد، به جائی نرسيده و مديرانی که سال گذشته همزمان با آغاز به کار دولت جديد از شهرداری تهران رفته اند حاضر به قبول هيچ مسووليتی در اين باره نيستند. کارگزاران روزنامه وابسته به حزب کارگزاران سازندگی ، روز چهارشنبه در پاسخ به اظهار نظر يکی از اعضای شورای شهر که پروژه مونوريل و پرداخت های آن را مربوط به آخرين روزهای شهرداری غلامحسين کرباسچی دانسته بود، اين امر را تکذيب کرده و اعلام کرد که طرح مونوريل تهران در آن زمان مطرح و به دليل غيرعملی بودن رد شده است. سابقه ماجرا ماجرای مونوريل پائیز سال 82 بر می گردد که بحث بين عوامل شهرداری تهران – که مورد تائيد يکدست جناح راست و تندرو بودند – بر سر لزوم حل مشکل ترافيک تهران در گرفته بود و محمود احمدی نژاد در مقام شهردار تهران مخالفان خود را متهم کرد که در حالی که او راه حل ساده ای برای اين مشکل دارد در راه آن سنگ اندازی می کنند. و به اين ترتيب پروژه مونوريل به عنوان تک خال شهردار تهران روی ميزها قرار گرفت و گزارش ها و اظهار نظر کارشناسان مختلف در مورد نادرست بودن چنين پروژه ای برای تهران ناديده گرفته شد. مخالفت وزارت کشور که سرانجام به صورت مکتوب درآمد با پاسخ های درشت شورای شهر تهران که دولت خاتمی را متهم به سنگ اندازی در پروژه های مردمی می کرد مواجه شد و سرانجام، به درخواست وزير وقت کشور ديوان عدالت اداری فراخوانده شد تا درباره روايت شورای شهر تهران درباره اختيارات وزارت کشور در مورد پروژه های شهری اظهار نظر کند. سرانجام چند ماه مانده به انتخابات و در زمانی که آشکار شده بود که محمود احمدی نژاد قصد نامزدی در انتخابات رياست جمهوری را دارد، کلنگ اجرای مونوريل با وجود مخالفت وزارت کشور در غرب تهران به زمين زده شد و اعلام گرديد که يک شرکت خصوصی که دلايل انتخابش هرگز برای اعضای شورای شهر توضيح داده نشد مجری اين پروژه شده است. اما چند ماه بعد ماجرای مونوريل از سروصدا افتاد و هيچ فعاليت عملی هم صورت نگرفت، با انتخابات رياست جمهور و انتقال احمدی نژاد و مديران ارشد شهرداری تهران به رياست جمهوری، موضوع به فراموشی سپرده شد و تنها آن زمان بود که آشکار گرديد دوازده ميليارد تومان به عنوان مونوريل از خزانه شهرداری تهران خارج شده است. درحالی که محافل خبری در هفته های اخیر خبر از سهل انگاری هایی در پروژه موسوم به منوریل در تهران داده اند و کلیت این خبرها بدون بیان جزییات از سوی اعضای شورای شهر که آگاه به اطلاعات این پرونده هستند نیز مورد تایید قرار گرفته است، ادعاهاي تازه ای منتشر شده که سعی دارد سابقه اجرای این پروژه را به هشت سال پیش نسبت دهد اما مدیران وقت شهرداری این خبر را تکذیب می کنند. برخی محافل خبری روز گذشته با بیان این مطلب که قرارداد احداث منوریل به طول 4 کیلومتر میان شهردار منطقه 2 تهران و شرکت کنترل مکانیک در مسیر پارک تکنولوژی (بوستان گفت وگوی فعلی) به ارزش 12 میلیارد تومان منعقد شده است زمان عقد این قرارداد را ماه های پایانی فعالیت غلامحسین کرباسچی اعلام کرده و مدعي شده اند که اين پروژه به دلیل تغییر و تحولات مدیریتی در شهرداری تهران به فراموشی سپرده شده تا در سال 83 باردیگر اجرای آن در دستور کار قرار گرفته است. این در حالی است که مدیران وقت شهرداری عقد هرگونه قراردادی در آن مقطع زمانی را رد کردند. موقع مناسب در اوج فعاليت های انتخاباتی رياست جمهوری، خبرنگاری از مهدی چمران علت معطل ماندن پروژه پر سرو صدای مونوريل را پرسيد و وی در پاسخ گفت که کارشناسان شورای شهر مشغول بررسی امکان سنجی و پی آمدهای مثبت و منفی ناشی از اجرای اين پروژه هستند. خبرنگار وقتی به ياد وی آورد که سال گذشته چه ميزان استدلال از سوی شهرداری تهران وجود داشت که نشان می داد مونوريل تنها راه حل مشکل ترافيک تهران است و خواهد توانست سه ساله معضل ترافيک تهران را به نقطه تعادل برساند، پاسخ اين بود که به هر حال موضوع تحت بررسی است و انصرافی صورت نگرفته است. اما اينک آشکار شده است که توقف کارها به علت ديگری بوده است. جالب اين که در چهار ماه باقی مانده از شهرداری احمدی نژاد هيچ گونه اقدامی برای بازپس گرفتن و يا پی گيری دوازده ميليارد تومان پرداخت شده صورت نگرفته است. بعد از آن نيز کشمکش ها بر سر تعيين جانشين احمدی نژاد آغاز شد و در آن ميان يادی از مونوريل نشد به ويژه که مدير عامل شرکت خصوصی دريافت کننده دوازده ميليارد يکی از کسانی بود که نامش به عنوان نامزد يکی از وزارت خانه ها بر سر زبان افتاد. کارشناسان سياسی معتقدند که اين گونه پروژه ها و پرداخت ها علت اصلی مقاومت همفکران رييس جمهوری برای حفظ سنگر شورای شهر و ممانعت از ورود اصلاح طلبان در نوبت [از جمله مصطفی تاج زاده] به جمع اعضای شورا بوده است. با اين همه مانند مواردی ديگر که با گذشت زمان تضادهائی بين اعضای دومين دوره شورای شهر و دولت پيش آمد و زبان ها باز شد، در مورد مونوريل نيز از ابتدای کار محمد باقر قاليباف به عنوان شهردار، دو عضو شورای شهر خواستار آن شدند که شهرداری گزارش حسابرسی از پروژه مونوريل را به شورا ببرد. حتی نادر شريعتمداری رييس کميسيون حقوقی، برنامه و بودجه شورای شهر اعلام داشت که تخلفات گسترده ای در جريان پروژه مونوريل صورت گرفته که بايد شهرداری جزئیات آن را استخراج کرده و اعلام دارد. اما مقاومت مهدی چمران رييس شورای شهر تهران جالب بود که خود نيز در جريان کلنگ زدن مونوريل در ميدان صادقيه حضور داشت. وی بررسی مونوريل را به زمانی ديگر موکول کرد. با این همه محمد ابراهیم یاوری، مدیر عامل سازمان سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی شهرداری، اولين کسی بود که به صراحت از بروز تخلفات مالی در این پروژه خبر داد و اعلام کرد: سندی در این پرونده وجود ندارد که حسابرسی بتواند میزان کارهای انجام شده را محاسبه کند. بنابراین سندی وجود ندارد که بتوانیم براساس آن گزارش مالی را ارائه دهیم. یاوری همچنین درباره تکلیف سرمایه های هزینه شده مردم در این پروژه ،گفت: حسابرس درحال مشخص کردن این موضوع است اما هنوز نتوانسته به نتیجه ای برسد که پول های اخذ شده درحال حاضر کجاست. مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری و مشارکت های مردمی با اشاره به اینکه پروژه منوریل از نظر فنی و اقتصادی مورد تائید نیست، می گوید: اسناد مالی وجود ندارد و افراد مسوول در این ماجرا نیز حاضر به ارائه اسناد و مدارک مالی نشده اند. افشای اين خبر تکان دهنده جای هيچ گفتگوئی باقی نمی گذارد که مقامات شهرداری سابق مرتکب عملی شده اند که گفته يک حقوقدان تخلف مالی کمترين صفت آن است و در مواردی با اتهام بسيار کوچک تر از اين افرادی دستگير و محاکمه شده اند. و احتمال داده می شود حملات شديد لفظی رييس جمهور به مخالفانی که چشم ديدن موفقيت های دولت را ندارند و در راه آن سنگ اندازی می کنند – بهانه ای که از دوران شهرداری احمدی نژاد، بار ها در زمان مطرح شدن سئوال ها بر زبان وی جاری می شود – برای دور کردن افراد از تحقيق بيش تر در باره مواردی از تخلف های مالی و قانونی در شهرداری تهران سابق تهران است. تکذيب کرباسچی در حالی که گروه های سياسی پرهيز دارند که قبل از اظهار نظر قضائی به اين گونه پرونده ها نزديک شوند، روزنامه کارگزاران اخيرا سخن غلامحسین کرباسچی را درج کرد که واکنش به شايعه ارتباط مونوريل با دوران شهرداري خود مي گفت:« هیچ قراردادی برای احداث منوریل در تهران بسته نشد چراکه مطالعاتی که ما در زمان خودمان در مورد انواع وسایل حمل و نقل عمومی با توجه به جمعیت تهران و شیب بندی زمین انجام دادیم نشان می داد بهترین گزینه، استفاده از خطوط مترو و خط ویژه اتوبوس یا اتوبوس های برقی در مسیر شرقی - غربی است و به همین دلیل پروژه ای به نام منوریل در آن مقطع زمانی هیچ گاه در دستور کار شهرداری نبوده است که قراردادی برای آن منعقد شود.» به نوشته کارگزاران ابوالفضل موسوی، شهردار منطقه 2 هم که گفته شده، قرارداد احداث منوریل در زمان او منعقد شده با رد این خبر تاکید کرد که شهرداری منطقه 2 در مدت زمان فعالیت در زمان مدیریت آقای کرباسچی، هیچ قراردادی برای احداث خطوط منوریل نداشته و تنها پیشنهادی در این باره طرح شده بود که این پیشنهاد پس از بررسی های اولیه رد شد. حالا بايد دريافت که سهامداران و مديران شرکت کنترل مکانيک در مسير پارک تکنولوژی [بوستان گفتگوی فعلی] چه کسانی بوده اند، تا بتوان مسير دوازده ميليارد تومان و محل هزينه آن را معلوم کرد. گرچه عده ای معتقدند وقتی موضوع سيصد ميليارد تومان هزينه بدون سند همان دوران بدون پاسخ مانده و سخنگویان به پاسخ هائی نظير " افراد از معنای فاقد سند بی خبرند" اکتفا می کنند، دوازده ميليارد در مقابل آن ارزش چندانی ندارد. منبع روز
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
باره عيب و نقصهاي نظام اطلاع رساني در ايران بارها هشدار دادهام و شايد تكرار آن ملالآور باشد، اما به نظرم اينك كار از عيب و نقص گذشته و تبديل به فاجعه شده است. من گمان ندارم كه سران يك كشور قادر باشند بدون يك نظام اطلاع رساني قابل اتكاء و قابل اعتماد تصميم درستي بگيرند. همينطور بر اين باور نيستم كه افكار عمومي مردمي كه از دستيابي به اطلاعات صحيح و دقيق محروماند، به پشيزي بيارزد. بحث ما در ايران ديگر در باره ضرورت اظهار نظر امن و آزاد صاحبان انديشه و نظر و ارائه تحليلهاي انتقادي نيست، بحث بر سر اين است كه همين چند روزنامه مستقل اما تحت سانسور و فشار، حتي امكان چاپ خبري كه در سراسر عالم انتشار يافته است، ندارند. حكمرانان و رسانههاي تحت امر آنها، فقط خواستار درج اخباري در روزنامههايند كه مضمون آنها طبق ميلشان باشد و به طرزي حيرتانگيز درج اخبار خلاف ميل خود را همسويي با دشمن تلقي ميكنند! شايد پذيرش اين نوع قضاوت براي برخي افراد غير قابل باور باشد، اما هر كس باور ندارد، نوع پوشش خبري مطبوعات ايران از جنگ اسراييل و حزبالله در جنوب لبنان را ملاحظه كند. در روزهاي نخست جنگ، روزنامه شرق از ورود ارتش اسراييل به خاك لبنان خبر داد. اين خبر ساده و معمولي، چنان خشم روزنامه كيهان را برانگيخت كه در نوشتاري همكاران شرقي خود را نسبت به درج هر خبري كه نشانهاي از ضعف حزبالله داشته باشد، هشدار داد و از تهديد هم فروگذار نكرد. از آن پس، اطلاع رساني مطبوعات ايران در باره جنگ لبنان نه فقط به طور كامل يك سويه شد، بلكه عملا به صورت بخشي از ماشين جنگ رواني جمهوري اسلامي عمل كرد. متاسفانه بخشي از حكمرانان ايران هنوز نميدانند كه كارويژه رسانهاي با هدف اطلاع رساني با كارويژه رسانهاي با هدف جنگ رواني متفاوت است. يك مطبوعه مستقل هر چند كه ممكن است مدافع يك دولت يا يك گروه باشد، اما به لحاظ حرفهاي نبايد ابزار تبليغاتي آن دولت يا گروه باشد. جمهوري اسلامي اما همه رسانههاي مستقل را هم در خدمت كارزار تبليغاتي خود ميخواهد و اجازه نميدهد كه حداقلي از بيطرفي، آن هم نه در تحليلها، بلكه در ارائه خبرها رعايت شود. در جنگ بين اسراييل و حزبالله، در واقع همه رسانهها به نحوي تحت فشار قرار گرفتند كه اخبار خود را بر مبناي قدرت و عظمت حزبالله و ضعف و زبوني اسراييل تنظيم كنند، چنانكه گويي نتيجه جنگ در صفحههاي كاعذي مطبوعات ايران تعيين ميشد و نه در جنوب لبنان! شگفت آنكه، رسانههاي دولتي ايران براي اثبات ضعف و زبوني ارتش اسراييل در جريان جنگ و نشان دادن توان و شجاعت حزبالله به طور مرتب به نوشتههاي روزنامههاي اسراييلي استناد ميكردند و پي در پي از هاآرتص، جروزالم پست، معاريو و يديوت آهارانوت كد ميآورند، اما يك بار از خود نپرسيدند كه چطور مطبوعات كشوري كه خود طرف مستقيم جنگ است، ميتوانند بدون هر گونه هراس، سياست جنگي دولت خود را به باد حمله بگيرند و ضعفها و شكستهاي آن را آشكار كنند، اما مطبوعات ايران فقط به دليل اتحاد جمهوري اسلامي با حزبالله، حتي از زدن تيتري در باره ورود ارتش اسراييل به خاك لبنان هم بايد محروم باشند! در واقع، من به حمايت رسانههاي ايران از حزبالله، انتقاد ندارم، چرا كه اين حق به رسميت شناخته شده رسانههاست كه از هر كه ميپسندند، دفاع و حمايت كنند. اما حمايت، چه ربطي به اطلاع رساني يك سويه و جهتگيري آشكار سياسي در ارائه اخبار و اطلاعات دارد؟ اگر يك رسانه، اخبار مورد علاقه خود را بزرگ و يا جعل كند و اخبار خلاف گرايش خود را يكسره ناديده بگيرد، ديگر چه بهرهاي از اخلاق و حرفه اطلاع رساني برده است؟ در حالي كه در همه دنيا، رسانهها وظيفه خود را در مرحله نخست، اطلاع رساني دقيق به مخاطبان خود، مجرد از مثبت يا منفي بودن محتواي خبر ميدانند، چرا در ايران خبرها بايد طبق ميل عدهاي خاص ارائه شود؟ اين كار چه دليلي دارد؟ دليلش متاسفانه روشن است. گويا عدهاي نه فقط علاقمندند كه به چشم ديگران خاكستر بپاشند، بلكه مايلند به خود نيز دروغ بگويند. كساني كه به خود نيز دروغ ميگويند، از روبرو شدن با واقعيت هراس دارند. چنين كساني در بزنگاههايي كه نياز به واقع بيني است از واقعيت فرار ميكنند و به توهم پناه ميبرند. با توهم نميتوان تصميم درست گرفت، از اين رو بايد از آينده ايران زمين نگران بود. منبع: روز
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
سریال تلویزیونی نرگس مجموعه ای 90 قسمتی است که بیش از یک ماه است، هر شب از شبکه سه تلويزيون ايران پخش می شود. این سریال، ملودرامی خانوادگی است که يکی از پربیننده ترین مجموعه تلویزیونی سالهای اخير به شمار می رود. نرگس ساخته سیروس مقدم، داستان کشمکش خانواده ای ثروتمند با خانواده ای کم بضاعت بر سر ازدواج فرزندانشان است. شوکت پدر خانواده ثروتمند همچنان برای بازپس گرفتن پسرش می جنگد. نرگس پس از فوت پدر و مادر تنها حامی خواهرش نسرین است. نسرین پنهانی می کوشد که با پدر شوهرش شوکت، روابط دوستانه ای ایجاد کند تا از حمایت مالی او برخوردارشود. از سوی دیگر به موازات این ماجرا شاهد دلباختگی حسام به نرگس هستیم. حسام برادر دوست نرگس است که تازه متارکه کرده و پیش از این برای تحصیل در خارج از کشور زندگی می کرده است. در حال حاضر بهروز پسر شوکت در شرکت او کار می کند. این مساله شوکت را خشمگین کرده و اسباب آزار حسام را فراهم می کند. نقطه ضعف شوکت داشتن همسر دوم است. ماجرایی که شوکت از برملا شدن آن می ترسد. آنچه سریال نرگس را برای تماشاگران تا این حد جذاب کرده است، تنها پیگیری ماجرای یک ملودرام کلیشه ای نیست. بلکه حادثه ای تاثر برانگیز است که در روند تولید این مجموعه اتفاق افتاد. پوپک گلدره بازیگر نقش نرگس در اواسط ساخت این سریال در یک سانحه اتومبیل به کما رفت و پس از ماهها بستری بودن در بیمارستان جان باخت. ادامه نقش نرگس را ستاره اسکندری بازیگر تئاتر و تلویزیون ایفا کرده است. در سی و هفتمین قسمت این سریال مخاطبان به تماشای آخرین صحنه بازی پوپک گلدره نشستند. صحنه ای که با حرکت آهسته نشان داده شد. در ادامه ضمن پخش قسمتهای کوتاهی از مراسم خاکسپاری این بازیگر جوان، مصاحبه ای از خانواده گلدره، عوامل دست اندرکار ساخت این مجموعه و مردم پخش شد. به این ترتیب ضمن قدر دانی و بزرگداشت یاد پوپک، تماشاگران را برای پذیرفتن ایفای نقش نرگس توسط بازیگر جدید آماده کردند. واقعیت این است که ماجرای پوپک نه تنها تماشاگران بلکه حتی منتقدان را چنان متاثر ساخت که کمتر نقد واقع بینانه ای در ارتباط با این مجموعه نوشته شد. داستان این مجموعه یادآور ملودرامهایی با رنگ و بوی "فیلمفارسی" هايی است که به دستورالعمل های اخلاقی و مذهبی پس از انقلاب برای مردم، آمیخته شده است. شخصیت ها اغلب تک بعدی هستند. آدمهای خوب متدین هستند و لباسهای تیره، یا رنگهای ملایم و خنثی می پوشند. آدمهای بد نشانه ای از مذهبی بودن ندارند و لباسهایشان اغلب ترکیبی از رنگ قرمز و رنگهای تند و شاد دیگر است. در طراحی صحنه نیز مانند اغلب کارهای مقدم، کوشیده شده به مدد رنگهای تند و گرم، کسالت باری و کشداری صحنه ها جبران شود. در کادر بندی گاه شاهد خلاقیت کارگردان در دیدن برخی صحنه ها از زوایای خاص هستیم. مثلا در صحنه صبحانه خوردن، تازه عروس و داماد را از پس دو دریچه می بینیم که دوربین مدام بین آنها در رفت و آمد است. این صحنه را مانند بسیاری از صحنه های این سریال موسیقی ملایمی همراهی می کند. اما از مکث طولانی کارگردان بر روی چنین صحنه هایی کمتر به مفهوم خاصی در جهت پیشبرد ماجرا پی می بریم. بازيگری بازی بازیگران متناسب با توانايی و تجربه هر بازیگر از کیفیت متفاوتی برخوردار است. به عنوان مثال مهرانه مهین ترابی موفق شده نقش مادر بهروز را باور پذیر ارائه دهد. حسن پور شیرازی در نقش شوکت نیز لحظات درخشانی را آفریده است اما غلو آمیز بودن نقشش مانع از آن شده که به شخصیتی باور پذیر دست یابد. عاطفه نوری ایفاگر نقش نسرین پیش از این در سریال دوران سرکشی قابلیت بیشتری در بازیگری از خود بروز داده بود. اما پوپک گلدره علی رغم تک بعدی بودن نقشش کوشیده بود تا به مدد بازی هایش در سکوت به نقشش بعد و ژرفای بیشتری بدهد. در مجموع سریال تلویزیونی نرگس، علی رغم تمام کاستی هایش تاکنون با استقبال قابل توجهی از سوی تماشاگران تلویزیون رو به رو بوده است. این اولین مجموعه ای است که خارج از ساختار طنز، در قالب سریال های 90 قسمتی ساخته شده است. شناسنامه: نویسنده: مسعود بهبهانی کارگردان: سیروس مقدم تدوینگر: حسین غضنفری ، سودابه سعید نیا مدیر تصویر برداری: امیر معقولی صدابردار: مرتضی اصلان زاده مدیر تولید: اصلان مرتضایی طراح چهره پردازی: مهری شیرازی بازیگران: حسن پور شیرازی، مهرانه مهین ترابی، ستاره اسکندری، عاطفه نوری، پوراندخت مهیمن، زهره فکور صبور، مهدی سلوکی، زهرا امیر ابراهیمی، سپند امیر سلیمانی، علیرضا اشکان و... پوپک گلدره تهیه شده در شبکه سه سیما
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
شیخ محمد تقی مصباح یزدی رییس یک موسسه آموزشی در قم با اشاره به هشت سال گذشته و با بیان این که «نباید به هر سیدی احترام گذاشت»، گفت: خب جعفر کذاب هم سید بود، مگر هر سیدی احترام دارد؟!به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، مصباح یزدی که در جمع اعضای دفاتر نظارت و بازرسی بر انتخابات ایلام سخنرانی می کرد و متن سخنانش در نشریه وابسته به وی منتشر شده است، گفت: هشت سال لااقل در گوشمان خواندند که باید به جوان ها بها داد، یعنی وسایل بی بند و باری برایشان فراهم کنیم، اگر هم کسی چیزی می گفت، می گفتند «این مخالف آزادی است»؛ حتی گفتند اگر دین با آزادی در تعارض است، دین حذف خواهد شد!وی ادامه داد: ملت نجیب ما این ها را شنیدند، ولی کوشیدند آرامش کشورشان را حفظ کنند و بهانه به دست دشمن ندهند.خانواده شهدا و متدینین نذرها کردند تا بالاخره ورق برگشت و زمینه ای فراهم شد که اگر بخواهیم تا حدودی می شود به وظایف شرعیمان عمل کنیم.مصباح یزدی به پیروزی دکتر احمدی نژاد اشاره کرد و گفت: نباید این فرصت طلایی را از دست بدهیم، باز هم شیاطینی در لباس روحانیت و غیر روحانیت یا لباس سیادت بیایند ما را فریب دهند.بسیاری از مردم ساده دل می گویند که ما از حضرت زهراء خجالت می کشیم به کس دیگری رای بدهیم، وقتی سید باشد اول به سید رای می دهیم.وی در پاسخ به «مردم ساده دل» گفت: خب جعفر کذاب هم سید بود، مگر هر سیدی احترام دارد؟! نظراتی که در ادامه این خبر آمده هم جالب و خواندنی 1- در جامعه اي زندكي مي كنيم كه به قول سعدي عليه الرحمه سگ ها را باز كرده و سنكها را بسته اند . شيخ مصباح يزدي و امثالهم امروزه هر أنجه بكويند به مصداق سخنان ناب اسلام تلقي ميشود و اكر كسان ديكر احقاق حقوق اين ملت مظلوم و سرخورده از تاريخ را بنمايد به جرم اخلال در امنيت كشور به زندان مي افتند. اولا: آقای (سید) محمد خاتمی 8 سال ریاست جمهوری اش را در دوران رهبری (سید) علی خامنه ای رهبر معظم انقلاب و با تنفیذ ایشان سپری کرده است. بنا بر این آقای مصباح ندانسته (و چه بسا هم کاملا دانسته!!) با افاضات اخیر شان هر دو این سادات مکرم را زیر سئوال برده اند که البته با موج سازی هایی که چندی قبل برای تصدی گری مقام (رهبریت!!) توسط برخی شاگردان آقای مصباح می شد، بعید هم به نظر نمی رسد که حضرت ایشان هر دو سید (آقایان خاتمی و خامنه ای) را در این توهین مد نظر داشته باشند. با سلام به انتخاب و گردانندگان محترم با سلام
وقتی آقای رفسنجانی میشوند آیه الله، علامه بزرگوار و فیلسوف دشمن شناس و عالم چشم منافق کورکن یعنی حضرت آیه الله مصباح یزدی درنظر تنگ نظران میشوند شیخ محمدتقی..!بنده تاکنون بارها دراینخصوص اظهارنظرکرده ام اما سایت شما جگرش را نداشت تا نظرات بنده رامنعکس کند . ملت ایران فراموش نکرده اند که حضرت اما م ملاکی جاودانی وهمیشگی برای شناخت نیات واهداف دشمنان بیرونی وجاده صاف کنهای داخلی به ما داده اند . وآن اینکه هروفت دیدید دشمن ازشما تعریف کرد بدانید اشتباه کردید وهروقت ازشما عصبانی بود بفهمید درست عمل نموده اید . سوال بنده این است وجه اشتراک صهیونیست ها وامریکائیها بابرخی مدعیان راه امام در دشمنی ونزاع چندین ساله با حضرت ایه الله مصباح چیست ؟ بنده پس ازمقام معظم رهبری شخصیتی را به اندازه ایشان قوی درهمه زمینه ها ندیده ام . ملت ایشان را دوست دارند و ازدشمنان وبدخواهان ایشان بیزارند . شما ها اگر حرف سرتان میشد این همه شکست های پیاپی نصیبتان نمیگشت . مطمئن باشید درانتخابات خبرگان هم ملت جواب رد به سینه شما و همفکران صهیونیستتان خواهند زد. امید است کاربران محتر م حرف های ایشان را خیلی جدی نگیرند متاسفانه ایشان عادت دارند هر از چند گاهی با قصد قربت فضای دوستی و اخوت رادر این مملکت مسموم نمایند وبه نفع دشمنان اسلام و انقلاب که این روزها به خاطر پیروزی حزب الله لبنان به عزا نشسته اند متاسفانه ایشان در چنین حال وهوایی باز نغمه دیگری سازکرده اند و قصد دارند دشمنان را شاد کنند. جل الخالق !فتواي جديد آقاي مصباح!
بنام خدا
من نميدانم اگر امام خميني (ره) نبود و اگر امام مردم را به قيام و مبارزه دعوت نميكرد و انقلاب نميشد و دولت جمهوري اسلامي تشكيل نميشد و آقاي مصباح را عضو جامعه مدرسين حوزه نميكردند و تشكيلاتي از بيت المال و از صدقه سر زحمات امام خميني و به نام مبارك ايشان نبود ، اين شيخ بي ادب الان چه كسي را مدح ميكرد و چه كسي را ذم ؟ يادمان نرفته كه ايشان نه اعلاميه اي را امضا فرموده اند و نه زنداني رفته اند و فقط از قبل زحمت ديگران براي خود دكون و دستگاهي راه انداخته اند تا به بقيه فحش و ناسزا بگويند .من از خاتمي خوشم نمي آيد اما دليل نميشود به ايشان نا سزا بگويم و مطمئنم آقاي خاتمي قضاوت را به مردم فهيم و كيفر را خداوند متعال واگذار خواهند كرد .
عرض سلام و ادب و احترام بنده با تمام نقاط قوت و ضعفي كه سراغ دارم از طرفداران آقاي احمدي نژاد مي باشم.و به همين سبك و سياق نيز بعنوان عضو كوچك اين جامعه طرفدار آقاي خاتمي بوده و هستم. اما آنچه كه موجب مخدوش شدن چهره اين دو رييس جمهور در بين مردم شده و ميشود. غير از اعمال مخالفين. متاسفانه اعمال و توقعات جاهلانه و زياد خواهانه برخي به اصطلاح عاشقان سينه چاك بودكه؛ آن يكي رااعمال و تفكرات فرااصلاحي و بلكه بنيان برافكن و غربي محض انتظار داشتند و نسبت
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
معاون نخست وزير انگليس در ديدار خصوصی با نمايندگان مسلمان مجلس دولت بوش را کثافت و آشغالي بر سر راه فرآيند صلح ناميد و پس از آنكه حاضران به اين اظهار نظر خنديدند، وي به يكي از مسوولان حاضر در جلسه گفت كه اين مطلب در صورتجلسه ذكر نشود. پرسكات دولت بوش را را دولتی «چرند» و بوش را گاوچراني با كلاه كابويي بر سر خطاب كرده بود كه خنده حضار را بر انگيخت.وی همچنین گفت، به اين دليل از جنگ عراق حمايت كرد كه وعده داده شده بود تهاجم به عراق به حل بن بست در نقشه راه خاورميانه كمك ميكند.پرسكات كه گفته مي شود از تهاجم رژيم صهيونيستي به لبنان بسيار نگران بوده و در يكي از جلسات كابينه نيز از سياست خارجي بلر در مورد خاورميانه به شدت انتقاد كرده، در اين جلسه دولت بوش را دولتي «چرند» خواند. وي همچنين بوش را يك رئيس جمهور گاوچران توصيف كرداین در حالی است که پرسكات در اعلاميه اي گفت : اين گزارشي غير دقيق از يك مكالمه خصوصي است و نظر من نيست.سخنگوي او نيز گفت ما هرگز درباره مكالمات خصوصي و جلسات خصوصي اظهار نظر نمي كنيم.
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
بیش از پنجاه درصد جمعیت 6 میلیارد و 600 میلیونی نفری جهان با فقر دست و پنجه نرم می کنند وبیش از هشتاد درصد ازجمعیت فقیر جهان در قاره های افریقا و آسیا و امریکا ساکن می باشند و با نگاه به تاریخچه این سه قاره در خواهیم یافت که کار و تلاش و زندگی از ابتدای خلقت انسان در این سه قاره کهن وجود داشته است کشف تمدن چندین هزار ساله در کشور پرو از قاره امریکا و وجود اثار تمدن در کشورهای مصر و اتیوپی و چین و ایران همه شواهدی است در تایید این نظریه که مردمان این سه قاره دارای تاریخی کهن همراه با کار و تلاش بوده است و هیچگاه در پی تجاوز و تصرف خاک دیگر کشورها و استثعمار و استعمار مردمان دیگر نبوده اند. اما اروپاییان و ایالات متحده امریکا با تجاوز و تصرف خاک اغلب کشورهای این سه قاره مردمان ان را به استثعمارو استعمار بردند.
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
سرتيپ طلايي گفت: پليس با حكم قضايي به مشاعات كليه منازلي كه تجهيزات ماهواره آنها آشكار باشد، ورود پيدا مي كند.فرمانده انتظامي تهران بزرگ با تأكيد بر اين كه مأموران پليس به هيچ وجه به داخل واحدهاي مسكوني وارد نمي شوند گفت: مأموران پليس خودسرانه كاري انجام نمي دهند از اين رو با اخذ دستور قضايي وارد منازل مي شوند.سرتيپ طلايي اضافه كرد: جمع آوري ديش هاي ماهواره، موضوعي نبوده كه مربوط به امروز باشد و در استمرار پيگيري هاي گذشته پليس در برخورد با قاچاق و استفاده غيرمجاز از ماهواره است.وي جمع آوري ماهواره ها را از وظايف ذاتي پليس در راستاي برخورد با جرايم آشكار عنوان كرد و از شهروندان تهراني درخواست كرد كه خود نسبت به جمع آوري تجهيزات آشكار ماهواره اقدام كنند، پيش از آن كه عوامل پليس وارد عمل شوند.سرتيپ طلايي با تأكيد بر اين كه پليس به حريم خصوصي افراد وارد نمي شود، گفت: شهروندان در صورت مواجهه با چنين مواردي، مراتب را با مركز نظارت همگاني ناجا(197) در ميان بگذارند.فرمانده انتظامي تهران بزرگ تصريح كرد: پليس بر حسب ضرورت و با توجه به فراواني ماهواره كه قبح آن در جامعه شكسته شده، وارد عمل شده است.وي افزود: براين اساس مأموران پليس ابتدا از مدير، هيئت مديره ساختمان و يا ساكنين، درخواست مي كنند نسبت به تحويل تجهيزات ماهواره وارد عمل شوند و در غير اين صورت وارد مشاعات منازل كه شامل پشت بامها مي شود، شده و تجهيزات ماهواره را جمع آوري مي كنند.
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
+ نوشته شده در جمعه 27 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
برادران فرهنگی مجلس قصد دارند برنامه های ماهواره ای را به طور کنترل شده در اختیار عموم قرار دهند حال جای سئوال دارد که قرار است چه چیزی پخش شود !!آیا شبکه های ایرانی که بیشترین مخاطب را دارند و از صبح تا شب هم جز موسیقی های خاص خود چیزی برای پخش ندارند یا همین شبکه های مد از این فیلتر عبور کرده و برای مردم پخش خواهد شد !آقای ابوطالب که از فعالین این طرح می باشد به ما بگوید آیا اجازه می دهد اخباری پخش شود که تمامش حمله به مسئولین نظام از جمله شخص ایشان است .یا از جناب افروغ می پرسم چگونه می خواهید فیلم های زبان اصلی امریکائی یا هندی را برای مردم نمایش دهید !! ایا این عزیزان که به لباس پوشیدن دختران خودمان هم ایراد می گیرند فکری به حال لباس پوشیدن مجریان شبکه های خبری کرده اند ؟ اگر قرار است که چیزی هم پخش شود من فکر میکنم چیزی جز فیلم های سانسور شده و چند شبکه خبری آن هم از همین شبکه های عربی با کمی دست کاری و چند برنامه ورزشی که البته با سانسور آن قسمتهائی که مربوط به تماشاگران و خانم ها باشد به همراه چند برنامه مستند نباشد . عزیزان این که شد همین ویدئو کلوپ ها و تلویزیون خودمان چیز جدیدی نیست آیا فکر کردید با این طرح مردم از ماهواره دور می شوند ؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
لرزش اجسام و تولد اصوات همه زندگی ما را پر کرده است. موسیقی مخلوق پنجه انسان نیست، بلکه آفریده آفریدگار انسان است. آن روز که آلات لهو و لعب نبود، از جانب عقل علی الاطلاق که هیچ لغو و لهوی به آن منتسب نمی شود؛ جهانی خلق گردید که صامت نبود. کوبش آب بر سنگ، شرشر لطیفی را پدید می آورد که هزاران سال است هنوز انسان از آن خسته نشده و چهچه پرندگان دلها برده و نعره شیر زهره ها! موسیقی قبل از آنکه بر هفت خط «حامل» مستقر شود در عالم جاری بود و آوا، پیش از آنکه نت ابداع شود آمده بود همان گونه که انتقال معنی پیش از ابداع الفبا در انسانها ریشه داشته است. آنانکه در کتب فلاسفه قدیم تورقی کرده اند می دانند که موسیقی از شعب فلسفه است. بزرگان این وادی در بحث موسیقی قلم زده اند که شهیر ترین ایشان در فیلسوفان مسلمان ابونصر فارابی است که درباره موسیقی نوشته است. هرچند کوشش آهنگ سازان براي آنکه بي ارزشي محتوا را در ضربها و افکتهاي صوتي مستور کنند گاه افاقه مي کند و يا آنکه متنها بي آهنگ توسط خواننده با هزار مشقت آهنگين جلوه داده مي شود اما براي تامل لازم است متني که خوانده مي شود را فارغ از هياهوي صوتي پيرامونش ملاحظه فرماييد. حال شما بگوييد. اين شعر است؟ :
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
مرد امريکايي که به جرم قتل 3نفر به اعدام محکوم شده بود ، پس از صدور حکم اعدام در دادگاه عنوان کرد: من شيطان پرست هستم و به دستور شيطان مرتکب قتل شده ام.
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
آيتالله حسين نوري همداني در پيامي به مناسبت پيروزي غرورآفرين حزبالله لبنان اين فتح و ظفر را به مردم لبنان تبريك گفت و خريد و فروش كالاهاي اسرائيلي و آمريكايي را تحريم كرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
يادداشت روز كيهان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
سرمقاله شرق
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
رابطه دختر و پسري كه هدف آنها ازدواج باشد از نظر شرعي چگونه است ؟ مصاحبت و رفاقت پسر و دختر اگر به معنايي باشد كه ريشه از غرب گرفته و همراه با نگاه و نظرهاي تيز و همراه با لذت -چه رسد به خوش گذراني ها و عياشي هاي همراه با شهوت و خروج از عفت و پاكدامني- قطعاً حرام و گناه است امّا با هم صحبت كردن و نشست و برخاست نمودن در جاهايي كه مظنّه و محل گمان سلطه شيطان و هواي نفس و خروج از مسير عفت نباشد؛ يعني رفت و آمدهاي متعارف كه بين مردان و زنان و اقوام و اقارب وجود دارد، مخصوصاً آن كه به قصد ازدواج و شناخت يكديگر و درك همديگر باشد مانعي ندارد اما در عين حال رعايت جنبههاي اجتماعي و دوري از زمينههاي تهمت مخصوصاً براي دختر لازم است.
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط
|
کمبود و قطع آب در شهر مشهد که طی هفته های اخیر بصورت یک بحران جدی درآمده، اینروزها مردم و زائران مشهد الرضا را سخت می آزارد ؛ به گفته مسئول حوادث غیر مترقبه استان خراسان رضوی «هم اکنون آب شرب مشهد بحراني ترين دوران را سپري ميکند، وضعیت آب مشهد بحرانی تر هم خواهد شد»در ماههای گذشته سازمان آب مشهد با برنامه ریزی مناطق مختلف مشهد، آب را جیره بندی کرده و هر هفته به مدت یک روز از ساعت 9 صبح تا 6 بعد از ظهر آب منطقه مورد نظر را قطع می کردند.اما طی روزهای اخیر، با توجه به حضور 10 میلیونی زائران در مشهد - براساس اظهارات مسئولان سازمان آب مشهد - و اعلام این نکته که «تامین آب مورد نیاز جمعیت 2 میلیون نفر است»، در بخشی از مناطق مشهد بحران آب از وضعیت قرمز نیز عبور کرد و مردم و زائران، روزانه تنها 2 ساعت ( 2 الی 4) و در بخش های دیگر مشهد - بالاخص اطراف حرم حضرت رضا (ع) - تنها ساعات اولیه صبح و ساعات پایانی روز ، حق استفاده از آب دارند.این در حالی ست که این روزها کیفیت آب مشهد به شدت افت کرده و بسیاری پس از مصرف آب، راهی درمانگاهها شده اند.مدير گروه تخصصي بهداشت محيط و سلامت کار مرکز بهداشت استان خراسان رضوي در این مورد می گوید: به دليل وجود نيترات در آب برخي قسمتهاي شهر مشهد بهتر است براي شيرخواران از آب معدني استفاده شود. دكتر سيدمرتضي احتشامفر گفت: بهتر است از آب معدني براي تامين آب شرب شيرخواران استفاده شود. وي در ادامه با بيان اين که وجود نيترات از ٥٠ ميليگرم به بالا براي انسان ضرر دارد گفت: با توجه به اينكه آب مشهد از ٣٠٦ حلقه چاه و دو سد طرق و کارده تامين ميشود، بخشي از آن كه شامل بعضي چاهها ميشود نيترات بالاتر از حد مجاز دارد. وي افزود: در قسمتهاي پايين شهر به علت بافت اجتماعي و فرهنگي و تراکم جمعيت، آلودگي منابع آبي بيشتر است و در بخشهاي جنوبي هم به دليل وجود چاههاي جذبي و عدم اجراي سيستم اگو(فاضلاب) آلودگي با نيترات، بيشتر وجود دارد. وي مهمترين علت آلودگي آب با نيترات را نشت اين ماده از چاههاي فاضلاب به منابع آبي عنوان کرد و گفت: نيتروژن ماده آلي وارد آب ميشود و وجود آمونياک در آب يعني آب به تازگي آلوده شده و وجود نيتريد يعني کمي از آلودهشدن آب گذشته و وجود نيترات به معني آلودگي طولاني مدت است. احتشامفر در ادامه گفت: ميزان نيترات از يک حدي در آب بالاتر رود، كشنده است ولي ميزان نيترات آبهاي مشهد در اين حد نيست. وي افزود: اگر ميزان دريافت نيترات در آب از حد مجاز بالا ميرود، به مرور زمان روي سلامتي انسان و به خصوص کودکان اثر ميگذارد و باعث اختلالاتي در خونرساني به بافتها و ايجاد يک نوع خفگي سلولي ميشود. وي تصريح کرد: اگر فرد در دراز مدت در معرض نيترات خيلي بالا قرار بگيرد احتمال ابتلا به سرطان روده افزايش مييابد. مديرگروه تخصصي بهداشت محيط و سلامت کار مرکز بهداشت خراسان رضوي گفت: راههاي کاهش نيترات در آب نيترات زدايي و آببرداري از لايههاي پايينتر زمين است که نياز به حفر چاههاي عميق و هزينههاي سنگين دارد و عايقبندي جدار چاهها نيز باعث ميشود که آب آنها از آبمعدني مطلوبتر باشد. وي با اعلام اين که ١٦ حلقه چاه داراي نيترات بالا از رده خارج شدهاند، گفت: سازمان آب و فاضلاب خراسان رضوي نيترات تعداد ديگري از اين چاهها را پايين ميآورد. وي افزود: منابع آبي و چاههايي هم که در اختيار ساير سازمانها و ارگانها مثل شهرداري و نيروي انتظامي است براي تامين آب مشهد استفاده خواهند شد و در بخش کشاورزي نيز چاههاي داراي آب مطلوب با چاههاي نيتراته معاوضه ميشوند. وي همچنين گفت: ميزان استاندارد کلر در آب طبق دستورالعمل وزارت نيرو به سازمان آب و فاضلاب حداقل ٥ و حداکثر يک PPM ميباشد. وي با اعلام اين که در مشهد هم تقريبا همين ميزان کلر وارد آب ميشود گفت: در شرايط غيربحراني کلر آب مشهد ٢/٠ تا ٨/٠ ppm و در شرايط بحراني يك PPM است. وي افزود: وجود هر ماده شيميايي در آب از جمله کلر اگر از حد مجاز بالاتر رود سرطانزا است. شایان ذکر است، کارخانه های مختلف آب معدنی فعالیت تازه ای در مشهد اغاز کرده و با تهیه آب با کیفیت نامطلوب با قیمیت های سرسام آور، مردم و زائران مشهدالرضا را کلافه کرده است.
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط
|
برداشتي فرامتني نسبت به مجموعه تلويزيوني در حال پخش <نرگس> شايد بتواند تا اندازهاي بيشتر سياستگذاران فرهنگي صدا و سيما، ارشاد و... را متوجه آفات مجموعهها و برنامههاي به اصطلاح عامهپسند و تخديري و عاشقانه و هندي و... كند كه عليالظاهر صرفا با هدف سرگرمسازي و رواج كوتهنظري و امثالهم توليد و پخش ميشوند.
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط
|
یاداشت کیهان
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط
|
دبیر سرویس تاریخ روزنامه شرق با ارائه تحلیلی به رادیو دولتی انگلیس BBC اظهار داشت : ایران در برابر قطع نامه 1701 اسرائیل دچار تناقض شده است.در حالی که سید حسن نصرالله بخش هایی از قطع نامه شورای امنیت را ظالمانه خوانده، زیدآبادی از قول حزب الله مدعی پذیرش این قطع نامه شده است.وی دلیل نگرانی ایران را خلع سلاح حزب الله دانسته و بدون اشاره به شکست سهمگین رژیم صهیونیستی در برابر حزب الله لبنان گفته است:جمهوری اسلامی اينک حاصل يک ماه مقاومت سرسختانه حزب الله در برابر حملات ارتش اسرائيل را خلع سلاح متحد خود در لبنان می بينند.دبیر سرویس تاریخ روزنامه شرق پس از ارائه این تحلیل به حمله رسانه های اصول گرا پرداخته و نوشته است: با اين همه، روزنامه های وابسته به طيف تندرو سياسی در ايران، موضع شديدی در برابر قطعنامه ۱۷۰۱ اتخاذ کرده و آن را يکسره در خدمت اهداف اسرائيل دانسته اند.در ادامه این یادداشت زیدآبادی پیروزی حزب الله لبنان در جنگ خاورمیانه را انکار کرده و اظهار داشته: در حقيقت، رسانه های ايران بويژه رسانههای وابسته به محافل تندرو در طول جنگ يک ماهه بين اسرائيل و حزب الله همواره نيروهای حزب الله را پيروز قطعی و ارتش اسرائيل را شکست خورده قطعی نبرد معرفی کرده اند.زید آبادی در انتها به روزنامه کیهان توصیه کرده جايی برای تعديل موضع خود در برابر قطعنامه ۱۷۰۱ باز بگذارند تا با تناقضات بيشتر روبرو نشوند. در یک ماه گذشته روزنامه شرق جدال رسانه ای سنگینی با روزنامه کیهان درباره نحوه اطلاع رسانی از صحنه نبرد حزب الله و رژیم صهیونیستی داشته است و به نظر می رسد احمد زیدآبادی این بار رادیو دولتی انگلیس را محلی برای ادامه این جدال رسانه ای انتخاب کرده است.گفتنی است زیدآبادی در یک ماه گذشته در چند یادداشت متناقض ابتدا عملیات حزب الله در به اسارت گرفتن دو افسر اسرائیلی را حمله به ابتکار حسنی مبارک خوانده و حمله اسرائیل یه لبنان برای خلع سلاح حزب الله دفاع کرد. وی سپس جمهوری اسلامی را به خیانت به حزب الله لبنان متهم کرد و چندی حزب الله راب وطن فروش خواند و گفت: سید حسن نصرالله باید بین ایران و لبنان یکی را انتخاب کند.
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط
|
خیلی وقت ها پیش تلویزیون سریالی نشان می داد که اسمش یادم نیست اما یکی از بازیگرانش مدام جمله ای را تکرار می کردم که در ذهنم مانده است: «یه نفر چو انداخته بود که خیلی از لبو بدش میاد. همین بابا زد و شد لبوفروش»! امروز داشتم وبلاگ محمد علی ابطحی معاون پارلمانی دولت خاتمی را می دیدم که ناخودآگاه یاد تکه کلام آن بازیگر افتادم.ابطحی از جمله کسانی است که پس از روی کار آمدن احمدی نژاد حملات تندی علیه او و دولتش کرده ومی کند و خصوصا" تلاش می کند تا با متهم کردن احمدی نژاد به مسائلی چون ارتباط با امام زمان (عج) و ... او و دولتش را مرتجع و متحجر و عوام فریب معرفی نماید.از قضای روزگار چند وقت پیش حسن و تقی ابطحی پدر و برادر محمد علی ابطحی توسط یکی از نهادهای امنیتی دستگیر شدند. لابد همه می دانید که اتهام آنها چه بوده؟... ادعای ارتباط با امام زمان(عج) و راه اندازی دفتر و دستک در سراسر کشور و راه اندازی بساط مرید بازی و دریافت وجوهات از مریدان به این عنوان! دوستی تعریف می کرد که در اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی ، او به همراه محمدعلی ابطحی (که آن موقع رئیس دفترش بود) سفری به شهر قم داشتند . در این سفر ، خاتمی و ابطحی به دیدار جمعی از علما از جمله آیت الله جوادی آملی رفتند. در دیدار با جوادی آملی ، خاتمی به معرفی ابطحی پرداخته و خیلی جدی می گوید:« ایشان پسر همان آقای ابطحی هستند که خدمت امام زمان(عج) مشرف می شوند!» (احتمالا" خاتمی می خواسته وزن علمایی دولت خود را بالا ببرد).آیت الله جوادی آملی هم در پاسخ ، لبخند بر لب می گوبد: « البته امام زمان(عج) خدمت ایشان می رسند!» و همین جمله استهزاء آمیز آیت الله کافی بود تا خاتمی به سرعت موضوع بحث را عوض کند و از خیر توصیف ارتباطات دولتش با امام زمان(عج) - آن هم به واسطه پدر ابطحی- بگذرد. حالا دوستان عزیز پیدا کنند لبو فروش را!
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط
|
سرمقاله شرق از اشكوری
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط
|
هفته بعد از وارد کردن اتهام جاسوسي اينترنتي به رامين جهانبگلو از سوي روزنامه کيهان، روز گذشته روزنامه جمهوري اسلامي با چاپ يادداشتي با عنوان "در تدارک لشکر انقلاب مخملين" علاوه بر رامين جهانبگلو، چند تن از هنرمندان سرشناس ايران را به عنوان "عوامل شاخه فرهنگي کودتاي مخملين" معرفي کرد. لوريس چكناواريان [آهنگساز]، پرويز تناولي[مجسمه ساز]، كامبيز ـ د [ به نظرميرسدمنظور کامبيز درمبخش، كاريكاتوريست باشد]، پرويز شاپور[کاريکلماتوريست]، آيدين آغداشلو[نقاش]و عليرضا مشايخي، رهبر اركستر سمفونيك تهران از جمله هنرمندان سرشناسي هستند که اين روزنامه از آنها به عنوان "عوامل اين کودتا" نام برده است. هنرمندان در" سيبل" "در تدارك لشكر انقلاب مخملين" عنوان يادداشت ديروز روزنامه جمهوري اسلامي است که طي آن برخي از شخصيتهاي هنري کشور به عنوان عوامل انقلاب مخملين معرفي شدند. اين روزنامه با نام بردن از 5اين هنرمند مشهور کشور آنها را چنين معرفي کرد: "ارمني مشهور، لوريس چكناواريان، پرويز تناولي مجسمه و آفتابه سازي كه مشهورترين كارش ساختن آفتابه در ضريح بود كه حتي مجله فردوسي مامور اشاعه مدرنيسم نيز آنرا تاب نياورده و با نام نمايشگاهي از شارلاتانيزم از آن نام برد، كامبيز ـ د كاريكاتوريست مشهور تيم شاپور بختيار كه اخيرا كتاب هايش منتشر مي شود و با حمايت سفارت هاي خارجي نمايشگاه برپا مي دارد و آيدين آغداشلو از عناصر دفتر فرح كه بورس سفر مطالعاتي اش به فرانسه اخيرا باطل گرديد، هر روز در روزنامه هاي دولتي مطرح مي گردند و در نهايت نادر مشايخي كه به صورت مرموز رهبر اركستر سمفونيك تهران شده است كه هر روز اخبار كنسرت آتي اين اركستر به رهبري وي در آلمان از سوي راديو آمريكا و راديو فردا پيگيري و حمايت مي شود." علاوه بر اين روزنامه جمهوري اسلامي از "نشر ني" ناشر کتاب تازه رامين جهانبگلو که گفتگويي است با دکتر سيد حسين نصر ـ يکي از انديشمندان سرشناس جهان اسلام ـ نوشت: "در هفته گذشته كتابي با نام در جست وجوي امر قدسي ها گفتگويي مابين رامين جهانبگلو و سيدحسين نصر از سوي نشر ني وارد بازار كتاب مي گردد كه گفته مي شود داراي اشتباهات چاپي بسيار است و با عجله چاپ شده است." اين روزنامه بارديگر با واردآوردن اتهام "تدارک انقلاب مخملين" به رامين جهانبگلو، که نزديک به چهارماه است بدون دسترسي به وکيل در بازداشت به سر مي برد، در توصيف انقلاب مخملين نوشت: "انقلاب هاي مخملين، كودتاهاي نويني هستند كه توسط جوانان فريب خورده و هزينه هاي مالي بسيار، اخيرا در كشورهاي بلوك شرق سابق براي تغيير حاكميت هاي غيرهمسو با منافع غرب اعمال شده اند و در اغلب موارد موفق عمل كرده اند." نکته جالب در اين مقاله آن است که به رغم تاکيد نويسنده بر جوان بودن عوامل انقلاب مخملين، در ادامه مطلب هنرمنداني به عنوان "شاخه انقلاب مخملين ايران" معرفي شده اند که ميانگين سني آنها 60 سال به بالا است. در اين ميان سهم اتهامات وارد شده به دکتر سيد حسين نصر، يکي از اقوام رامين جهانبگلو نيز کمتر از ديگران نيست. نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي به گونه اي درباره سيد حسين نصر قلم فرسايي کرده و از "مطرح ساختن سيد حسين نصر" توسط "شاخه هاي به اصطلاح فرهنگي انقلاب مخملين" سخن گفته که به نظر ميرسد مقامات کشور، به اين انديشمند شناخته شده جهان اسلام به عنوان "آلترناتيو" خود مي نگرند. روزنامه جمهوري اسلامي که در ادامه ادعا کرده: "اخيرا عناصر فرهنگي بسياري در زمينه هاي موسيقي، نقاشي و حتي كاريكاتور نيز از غرب وارد كشور شده اند" نام هنرمنداني را آورده که بسياري از آنها هميشه ساکن ايران بوده اند. نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي حتي تا آنجا پيش رفته که روزنامه هاي اطلاعات و جام جم را به عنوان روزنامه هايي که از "بيت المال ارتزاق" مي کنند به تبليغ درباره سيد حسين نصر متهم کرده است. جالب اينکه روزنامه اطلاعات همانند کيهان توسط نماينده ولي فقيه و روزنامه جام جم توسط صدا و سيما و به سردبيري محمد مهاجري عضو سابق شوراي سردبيري روزنامه کيهان و از دوستان قديمي حسين شريعتمداري نماينده ولي فقيه در روزنامه کيهان، منتشر مي شود. و جالب تر اينکه يک روز پيش از وارد کردن اين اتهامات به هنرمندان کشور، حسين صفار هرندي وزير ارشاد در نمازجمعه تهران حاضر شده و با اعلام اينکه "آنچه تاکنون در عرصه فرهنگ و هنر کشور عرضه شده را ناشي از کم کاري ديگران بدانيد و به حساب من و همکارانم ننويسيد"، از خود رفع مسئوليت کرده است. نقطه مشترک بازداشت رامين جهانبگلو در اوايل ارديبهشت گذشته پيام روشني براي فعالان فرهنگي و روشنفکران ايران داشت. جهانبگلو از سوي وزير اطلاعات ابتدا به ارتباط با بيگانگان متهم شد. چند روز بعد هفته نامه صبح صادق، ارگان سپاه پاسداران در مقاله اي با مطرح کردن براندازي نرم در صدد زمينه سازي برخورد با روشنفکران بر آمد. "براندازي نرم" که معادل تازه "تهاجم فرهنگي" دهه هفتاد است، اندکي بعد سر از روزنامه هاي کيهان و جمهوري اسلامي در آورد و نويسندگاني با اسامي مستعار در صدد گسترش پروژه برخورد با روشنفکران بر آمدند. و سپس بعد از گذشت يک ماه از بازداشت جهانبگلو، او توسط همان روزنامه ها به تدارک انقلاب مخملين متهم شد. از آن جايي که رامين جهانبگلو در ميان اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي شخصيتي شناخته شده بود، در دومين ماه بازداشت وي، فيلمي از اعترافات اجباري اين محقق و نويسنده در اين شورا به نمايش در آمد. از يک هفته پيش هم بار ديگر بخشي از رسانه هاي جناح راست که در دوران فعاليت سعيد امامي همکاري مستقيمي با محفل او داشتند فعاليت مجدد خود را شدت بخشيدند. نقش روزنامه کيهان دراين بخش، انتشار اتهامات تازه بر عليه جهانبگلو بود. اين روزنامه نوشت: "يك مقام آگاه خبر داد رامين جهانبگلو كه به اتهام فعاليت عليه نظام جمهوري اسلامي ايران در بازداشت به سرمي برد، به تازگي اعتراف كرده كه وظيفه راه اندازي يك شبكه وسيع تحت وب را براي جمع آوري اطلاعات طبقه بندي شده ازجريان ها، گروه ها و عناصر فعال سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي برعهده داشته است." کيهان علاوه بر اين جهانبگلو را متهم کرد که "درصدد اجراي طرح شبكه جاسوسي "سايبر" به نام C. E. S در ايران بوده و گروهي از روزنامه نگاران سايبرنتيك، فعالان اينترنتي- ايراني در ياهو، گوگل و مديران چندين سايت فيلتر شده را براي اين كار ساماندهي كرده بود." اين روزنامه در ادامه، نيت اصلي خود از انتشار اين خبر فاش کرد و نوشت: "اگر چه هم اكنون كميته هاي ويژه جرايم اينترنتي و رايانه اي تشكيل شده اند اما اعتراف جهانبگلو، ضرورت اتخاذ تدابير ويژه براي جلوگيري از اجراي اين گونه طرح ها و برنامه هاي جاسوسي را دوچندان مي كند." خبر ويژه کيهان و گزارش منتشر شده در روزنامه جمهوري اسلامي در يک نقطه مشترک هستند. منبع آگاه روزنامه کيهان يک سايت اينترنتي بود که اين روزنامه از انتشار نام آن خودداري کرد. سايتي با عنوان "دپارتمان پژوهش هاي مجازي حقوق" که توسط يکي از جاسوسان جوان نهاد موازي اطلاعات در سالهاي قبل اداره مي شود. بر اساس اخبار منتشر شده اين گروه اينترنتي که قبلا زير نظر حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي فعاليت مي کردند، با انتصاب غلامحسين رمضاني به فرماندهي حفاظت اطلاعات سپاه فعاليت خود را در دفتري که در شمال تهران به آنها واگذار شده، ادامه مي دهند. گفته مي شود اين گروه با اسامي مستعار و ساخت سايت ها و وبلاگ هاي بي نام و نشان اقدام به ايجاد رابطه با فعالان اينترنتي در داخل و خارج از کشور ميکنند و از طريق اين روابط در صدد نزديکي به بعضي شخصيتها و تخليه اطلاعات و پرونده سازي براي آنهاهستند. نام "حسن جعفري" براي شمار زيادي از وبلاگ نويسان آشنا است. اغلب آنها اين شخصيت کذايي را به عنوان يک دوست وبلاگي و نديده مي شناسند. و جالب اينکه نويسنده روزنامه جمهوري اسلامي نيز چنين نامي را به عنوان نام مستعارش برگزيده است. يکي از انديشمندان اصلاح طلب در وبلاگش درباره "حسن جعفري" مي نويسد: "لازم است بدانيد اين لباس تازه هديه دوست عزيزي است که هيچگاه او را نديدهام و در اين روزگار وانفسا ندانستم چرا اينهمه وقت عزيز خود را صرف بنده حقير کرد." روزگار اهل فرهنگ کشور خوب نيست. برخي بر اين نظرند که اقدامات اخير رسانه هاي جناح راست، اقدامي براي ايجاد وحشت در ميان فعالان فرهنگي و اينترنتي است. برخي ديگر اين اقدامات را گامهايي براي برکناري چند چهره نزديک به اصلاح طلبان مي دانند از جمله سيد محمود دعايي در روزنامه اطلاعات و مير حسين موسوي در فرهنگستان هنر... هر چه هست اين را همه ميدانند که انقلاب مخملين به بهانه اي براي سرکوب فرهيختگان کشور تبديل شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط
|
دولت خبرنگاران اين حوزه را بهصف ميكند تا در پايان ضيافت شامي كه به مناسبت پاسداشت روز خبرنگار برپا كرده است،يك هزار توماني را با امضاي عضوي از كابينهاش، تقديم آنان سازد و اين رويداد در نوع خود از آنرو جذابيت پرداخت و توجه دارد كه تنها چند روز پيش از وقوعش، عضوي ديگر از كابينه دولت نهم به پديد آوردن رويدادي بديعتر شهره شده بود. آنجا كه علي سعيدلو در كسوت مشاور رئيسجمهوري در مواجهه با هزاران پرسش بيپاسخ رهامانده اهالي خبر تنها يك پرسش را بيكم و كاست و بيوقفه پاسخ ميدهد تا در پي آن پرسش، نمره دولت نهم را براي عملكرد يكسالهاش 20 اعلام كند. تحليل اين دو رويداد بيآنكه به تحليل رفتاري پديدآورندگان اين دو اتفاق انجامد، قطعا ممكن نخواهد بود. در نگاه اول شايد بتوان از كنار او كه خبرنگاران را در تنها روزي از سال كه به نامشان شده است، به صف ميكند تا يك هزار توماني ناقابل را در جيبشان گذارد بهسادگي گذشت، آنچنان كه ميتوان از كنار او كه در مواجهه با عملكرد دولت متبوع خويش چون معلمي خوشحساب و خوشنمره، نمره 20 را از آستين برون آورد، بيسادگي گذشت اما بيترديد تحليل رفتارشناسانه و كنكاشچرايي اين دو رويداد كه در يكي از پايينترين رقم و مقدار استفاده ميشود و در ديگري از بالاترين رقم و مقدار بهره برده ميشود، ضروري است. چراكه مجموعه اين خصايص جزئي و شخصي دولتمردان است كه كليت دولت و خروجي و توليد يك تصميم در سطح كلان اين دولت را براي ملت رقم ميزند. لذا آنگاه كه دولتمردان با اتكا به پيشينه و سوابق رفتاري خود اقدام به اتخاذ تصميمات كوچك در سطوح مياني ميكنند، قطعا ميتوان چشمانداز تصميمات و عملكردهاي مجموعه اين دولتمردان را با تحليل در رفتارهاي جزء آنان مورد بررسي قرار داد. با اين تعاريف و توصيف و در صورت درست بودن اين فرضيه كه گاه اقدامات و رفتارهاي <ناخودآگاه> معرف و روشنگر رفتارهاي <خودآگاه> انسان است، ميتوان رفتار اعضاي دولت نهم را در دو رويداد اخير مورد بررسي قرار داد. آنگاه كه اهالي دولت با پرسشي مبني بر نمره دادن به عملكرد دولت نهم مواجه ميشوند از ضمير خودآگاه يا ناخودآگاه پرسششونده، بيوقفه بالاترين مقدار برميآيد و دولت در مواجهه با خود از بهترين و بيشترين رقم بهره ميگيرد اما در سوي ديگر وقتي صحبت از بخشش به ديگري است، بازهم اعضاي دولت با الهام از ضمير <خودآگاه> يا <ناخودآگاه> خويش از كمترين مبلغ و مقدار در مواجهه با خبرنگاران بهره ميگيرند. چگونه ميتوان انتظار داشت آنان كه در رفتارهاي جزء خود سهمي برابر در بخشش به خودي و غيرخودي قائل نيستند تا آنجا كه در مواجهه با خود در سخاوت ميگشايند و در مواجهه با ديگري در خست، در تصميمات كلان نيز از اين قاعده و قانون نانوشته تبري بجويند. البته اگر اين رفتار برخاسته از باور دروني و اعتقادي صاحبان اين خصايص در دولت نهم نبوده و تنها نمايشي باشد نشان دادن چهرهاي موجه به افكار عمومي است كه اين قصه باز حكايت ديگري دارد. چنانچه نشان دادن اين نكته كه دولت از ريخت و پاشهاي اضافه پرهيز ميكند، قطعا راهش گذاشتن يك هزار توماني در كيسه خبرنگاران نبود و يا قابل ستايش نشان دادن عملكرد يكساله دولت نهم نيز راهش نمره 20 در كاسه اين دولت گذاشتن نيست. از اين روي مبادا در به صف كردن خبرنگاران و بخشش اسكناس هزار توماني مزين به امضاي عضو دولت نهم، ردي از ريا و تظاهر باشد. طبيعي است در اينجا هرگز صحبت از خرده گرفتن بر مبلغ ناچيز هديه به اصحاب خبر نيست كه ناگفته پيداست در اين سالها اين جماعت دل به خطر براي كسب خبر بسيار سپردهاند اما آيا كنكاش در چرايي اين اقدام نميتواند چند فرضيه را مورد بررسي قرار دهد؟ مثلا اينكه ممكن است دولت با دولتمرداني از اين جنس در آيندهاي نهچندان دور ملت را نيز در مواجهه با شعارها و وعدههاي كلان خويش به صف كند و در نهايت براي تحقق مطالبات ملت، پايينترين مقدار را به مثابه همان هزار تومان در نظر بگيرد و در مقابل، براي تقديس و توصيف گامهاي خود در حل مشكلات مردمي نيز بالاترين مقدار را به مثابه همان نمره 20 در نظر بگيرد.
+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط
|
سرمقاله شرق از احمدپورنجاتی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط
|
چند هفتهيي ميشود كه شبها ساعت يك ربع به يازده عادت كردهايم به تماشاي سريال نرگس. مجموعهيي 90 قسمتي كه 8 ماه فيلمبردارياش طول كشيد و در اين مدت خالي از اتفاق و حادؤه نبود. شهريور سال گذشته بازيگري كه نقش اصلي اين سريال را بازي ميكرد در يك سانحه رانندگي به كما رفت. پوپك گلدره در 37 قسمت »نرگس« بود و حالا بايد آماده شويم تا ستاره اسكندري را در اين نقش بپذيريم. اسكندري در اين گفتوگو از ترديدها، اضطرابها و ويژگيهاي نرگس ميگويد .
+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط
|
براي بسياري از مخاطبان ، پشت صحنه هميشه جذاب تر از خود صحنه است. گاه پرداختن به پشت صحنه ها کاري سبک محسوب مي شود، اما گاهي هم - که البته تعداد آن زياد نيست - ورود به چنين فضاهايي حس کنجکاوي مرتبط با حرفه اي به نام خبرنگاري را بشدت تحريک مي کند. مانند آنچه در پشت صحنه سريال «نرگس» رخ داد و حتما همه شما کمابيش آن را شنيده ايد يا جايي چند خطي درباره آن خوانده ايد.
+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
چهارشنبه شب اكبر گنجي روزنامهنگار ناراضي ايراني براي يك جمع هشتاد نفري سخنراني ميكرد كه از عقب سالن يك مرد مسن خوشقيافه، در حاليكه يك كاپشن سفيد بتن داشت، سئوالي را مطرح كرد. پرسش او، كه با متانت و بدون مكث مطرح شد، در باره سخنان تند و تهديدآميز رئيسجمهور ايران محمود احمدينژاد بود. ناگهان رنگ از روي مترجم گنجي پريد. او با صداي بلند گفت: "خدايا، شما وارن بيتي هستيد؟" بله او وارن بيتي بود به اتفاق همسرش آنت بنينگ، همراه با شان پن، براد پيت و سايرين- كه در خانه مجلل تهيهكننده افسانهاي مايك مداووي جمع شده بودند تا به سخنان اين روزنامهنگار پژوهشگر در باره وضعيت كنوني خاورميانه و به ويژه ايران گوش بدهند. او كه پس از گذراندن شش سال حبس به جرم "اقدام عليه امنيت كشور" و "نشر اكاذيب"، به تازگي از زنداني در ايران آزاد شده، اين تابستان را به سفر به دور آمريكا و جلب حمايت از جنبش اصلاحطلبش گذرانده است. او ماه گذشته دعوت كاخ سفيد را، به دليل نداشتن نمايندگي از هيچ حزب يا جناج سياسي خاص، رد كرد. اما در اين هفته در هاليوود به نظر احساس غربت نميكرد. همه چيز تا زماني خوب بود كه او شروع به صحبت در باره اسرائيل كرد. وقتي گنجي بنيادگرايي يهودي [و مسيحي] را با بنيادگرايي اسلامي برابر دانست، جمعيت حاضر، كه هنوز از گفتههاي تند ضد يهودي مل گيبسون آزرده بودند، عصبي شدند. گنجي، در تالاري كه با تابلوهاي جسپر جانز و ديگر هنرمندان پستمدرنيست تزئين شده بود، گفت: "آمريكا بايد از حمايت يك جانبه از اسرائيل دست بردارد." اين و بعضي ديگر از اظهارات گنجي گوشهاي حاضران، و از آنجمله غول رسانهاي حييم سبان، را تيز كرد و باعث شد كه او بپرسد: "آخرين باري كه شما يك مسيحي يا يهودي را ديديد كه مواد منفجره به كمر خود ببندد و سوار اتوبوس شود و زنان و كودكان بيگناه را بكشد كي بوده؟" با اين همه جمعيت در بيشتر مواقع با دقت به گفتههاي محكم و گاه شاعرانه گنجي، كه شخصيتي بين يك واقعگراي حسابگر و يك آرمانگراي هيپي داشت ـ به ويژه آنجا كه در مورد خلعسلاحي اتمي جهان براي صلح و عشق و تفاهم سخن ميگفت ـ گوش دادند. او احمدينژاد را فردي بياهميت به حساب آورد كه فقط سخنان حکومت را بازگو ميكند. او اين پرسش را مطرح كرد: "احمدينژاد كه گفته ميخواهد اسرائيل را نابود كند، آيا كسي اين مزحرف را باور ميكند؟ اينها شعارهاي توخالي براي فريب مردم است... شما نبايد از آن بترسيد، اما ما ايرانيان بايد از آن ترسان باشيم." ترس اصلي گنجي از آن بود كه ايران از بازار سياه، مواد اتمي تهيه كند و يك فاجعه زيست محيطي همچون چرنوبيل در كشورش ايران اتفاق بيافتد. شان پن كه به برگزاري اين سخنراني كمك كرده بود، گفت در جريان بازديدش از خاورميانه كه منجر به نگارش پنج مقاله براي روزنامه سانفرانسيسكو كرونيكل شد، بارها نام اكبر گنجي را شنيده بود. او گفت: "من هر كس را كه به من جرات حرف زدن بدهد دوست دارم." پس از سخنراني حاضران، در حاليكه از آنچه شنيده بودند متفكر بودند، به گفتگو با يكديگر پرداختند. اما يك نفر در آن جمع به دنبال چيز ديگري بود. مترجم گنجي با هيجان گفت: "بيا به ديدن وارن بيتي برويم"، و گنجي را به سرسرا برد تا با وارن بيتي عكس مشترك بگيرند. منبع: روز به نقل از تايم - 10 اوت 2006
+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط
|
حضرت آيت الله جناتي از مراجع بنام حوزه علميه ، از شاگردان مرجع فقید حضرت آیه الله شاهرودی (طاب ثراه) در هفته به پرسشهای بسیاری پاسخ می دهند که توجه به پاسخ های ایشان ، عمق توجه ایشان را به مبانی استنباط و نیز احاطه و توجه به دو عنصر «زمان و مکان» را به اثبات می رساند. 100. پرسش . لطفا برای ما که هزاران کیلومتر دورتر از میهن ودر غربت هستیم دعا بفرمایید؟
+ نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط
|
حضرت آيت الله جناتي از مراجع بنام حوزه علميه ، از شاگردان مرجع فقید حضرت آیه الله شاهرودی (طاب ثراه) در هفته به پرسشهای بسیاری پاسخ می دهند که توجه به پاسخ های ایشان ، عمق توجه ایشان را به مبانی استنباط و نیز احاطه و توجه به دو عنصر «زمان و مکان» را به اثبات می رساند. 5۰ پرسش . آيا مرد مسلمان مىتواند با زن غيرمسلمان دست بدهد؟
+ نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط
|
نقشه جغرافيايي فقر در كشور بر اساس تعيين خط فقر استاني تدوين شد.
+ نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط
|
گسترش روز افزون تكنولوژي و رشد فزاينده دستگاههاي ارتباطي ، اينترنت و ماهواره در كشورهاي صنعتي و توسعه يافته ، وجوب تجهيز كشورهاي در حال توسعه و تمايل جهاني براي نيل به مدرنيته ، همسويي با پيشرفت ، فن آوريها و قافله تحولات انساني را براي كشورمان الزامي ساخته است .
+ نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط
|
ائتلافات بينالهياتي ----------------------
+ نوشته شده در یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط
|
جنگ تمام عیار اسرائیل و حزب الله لبنان در كمال ناباوری تحلیلگران جهانی وارد دومین ماه خود شد. توجه گذرا به نكاتی در این مقوله ضروری است: ۱ این جنگ در حالی یك ماه طول كشیده كه یك سوی آن بزرگترین ارتش خاورمیانه قرار داشت كه نزدیك به ۴۰ سال پیش در ۶ روز ارتش های قدرتمند مصر و سوریه را شكست داده بود و جنگ خاتمه یافته بود. اما این بار با آنكه حتی ارتش لبنان نیز یك گلوله شلیك نكرد، حزب الله به عنوان یك حزب در برابر ارتش به مراتب قدرتمند تر اسرائیل مقاومت كرد و بعد از یك ماه نه تنها حزب الله شكست نخورده، بلكه اسرائیل را به زدن تل آویو تهدید می كند. این بی شك یك معجزه باورنكردنی برای دنیا و اسرائیل بود. اگر با هر شرایطی این جنگ خاتمه یابد، این پیروزی فراموش ناشدنی برای حزب الله است و در خاطره مردم مسلمان و عرب می ماند. ۲كشورهای عربی و به خصوص بعضی از رهبران مذهبی آنان جنگ لبنان و حزب الله را در چارچوب مقاومت یك گروه شیعه ارزیابی كردند و از ترس هلال شیعی با آن سرد و بی تفاوت و بعضا با واكنش منفی برخوردكردند. اما واقعیت قدرت و مقاومت غیرقابل پیش بینی حزب الله و حمایت همه جانبه مردم غیر شیعه جهان اسلام از مقاومت حزب الله نشان داد كه این مقاومت خیلی فراگیر تر از آن است كه فقط به طرفداران یك مذهب منتسب شود و به سرعت تبدیل به جنگ جهان اسلام و عرب و آزادگان دنیا علیه رژیمی شد كه در پنجاه سال گذشته تنها با قلدری و زیر پا گذاشتن ارزش های بشری رفتار كرده است. این دلیل خوبی بود كه ره |