تبليغاتX
عدالتخواهان

سمينار "تاثير قوانين بر زندگي زنان" که قرار بود روز يک شنبه پنج مرداد ماه، در سالن موسسه توانبخشي رعد برگزار شود با دستور اداره اماکن نيروي انتظامي لغو شد. ساعاتي قبل از برگزاري مراسم، از نيروي انتظامي شهرک قدس (شهرک غرب) با مدير موسسه رعد تماس گرفته شده و به او دستور داده شد که از حضور برپا کنندگان اين سمينار که گروه هايي از فعالان جنبش زنان هستند جلوگيري شود. مسولان دليل اين امر را بي مجوز خواندن سمينار ذکر کرده اند. اين در حالي است که بنا بر قانون و آيين نامه هاي سازماني کشور، برپايي سمينارها نيازي به دريافت مجوز ندارد. اين سمينار براي معرفي کمپيني با عنوان "يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز" برنامه ريزي شده بود تا برگزار کنندگان به تشريح اهداف، برنامه ها و شيوه هاي کار اين کمپين بپردازند. قرار بود در پانل اول اين سمينار نماينده هايي از اعضاي کمپين به تبيين و توضيع کمپين و اهداف ان بپردازند. پيش بيني شده بود که پانل دوم نيز ميزبان حقوقدانان، نويسندگان، هنرمندان و انديشمنداني همچون شيرين عبادي، ناصر زرافشان، منيرو رواني پور، مهوش شيخ الاسلامي، شهلا لاهيجي و بابک احمدي باشد. اين کمپين در راستاي پيگيري اهدافي که در قطعنامه پاياني تجمع 22 خرداد 1385 در ميدان هفت تير ذکر شده بود، برنامه ريزي شده است. تجمعي که به خشونت کشيده شد و تعدادي از شرکت کنندگان در تجمع بازداشت شدند.از ساعت سه و نيم بعدازظهر، تعدادي از اعضاي کمپين در محل موسسه رعد حاضر شدند که لحظه به لحظه نيز بر تعداد آنها افزوده مي شد. راس ساعت چهار بعدازظهر مسولان موسسه به ناچار در ورودي موسسه را بستند و اعلام کردند که ساعت اداري کار آنها به پايان رسيده است. پنج تن از زنان عضو کمپين به نمايندگي از برگزار کنندگان سمينار راهي پاسگاه نيروي انتظامي شهرک غرب شدند تا با مسولان مربوطه گفتگو کرده و دلايل جلوگيري از برپايي سمينار را جويا شوند. رئيس پليس ناحيه 134، دليل ممانعت را دستور وزارت کشور و اداره اماکن اعلام کرده و اظهار کرد که برگزار کنندگان بايد قبل از برپايي سمينار نزد آنها رفته و موضوع را مطرح و مشورت مي کردند. اين سخنان در حالي ابراز مي شود که در کشور هيچ آيين نامه و قانوني نداريم که حاکي از اين باشد که برگزار کنندگان يک سمينار بايد پيش از هر اقدامي با ضابطين انتظامي هماهنگي به عمل آورند. گفت و گوها با مسئولان نيروي انتظامي به نتيجه اي نرسيده و مسولان تنها اجازه دادند که ميزبانان تا ساعت شروع سمينار در محل بمانند تا بتوانند به مهمان هاي خوداعلام کنند که برنامه سمينار لغو شده است.ساعت پنج بعدازظهر، بنا بر اعلام قبلي سخنرانان و تعدادي از شرکت کنندگان در محل حاضر بودند. نوشين احمدي خراساني، از فعالان جنبش زنان خبر لغو سمينار را اعلام کرده و کمپين "يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز" را کار گروهي در راستاي تلاش براي تغيير قوانين تبعيض آميز و همچنين تعامل و ارتباط هرچه بيشتر با گروه ها و اقشار مختلف اجتماع دانست. در ادامه، خديجه مقدم از ديگر چهره هاي فعال در حوزه زنان به تشريح چارچوب کلي اين کمپين و شيوه اصلي جمع آوري امضا که شيوه "چهره به چهره" است پرداخت. شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل و از حاميان طرح اين کمپين در سخنان کوتاهي اعلام کرد که لغو و برهم زدن تجمعات مسالمت آميز و سمينارها خلاف قانون اساسي است و تاکيد کرد که اين کمپين نيز همچون ديگر تجمعات مسالمت آميز زنان، اهدافي کاملا مدني و مسالمت جويانه را دنبال مي کند. همزمان، تعدادي از اعضا و برگزار کنندگان اين کمپين، در حالي که فرم هاي امضا و جزوه هاي توضيح قوانين را در دست داشتند ميان جمعيت حاضر به گفت و گو درباره نابرابري هاي قانوني و جمع آوري امضا مشغول بودند. ميزبانان همچين از علاقه مندان به عضويت و همکاري در اين کمپين نيز ثبت نام به عمل مي آوردند. در ميان حاضرين چهره هاي نام آشنا عرصه هاي ادبي، فرهنگي، هنري،سياسي و اجتماعي ديگري همچون فرزانه طاهري، عمران صلاحي، دکتر فريبرز رئيس دانا، فرهاد آئيش و فريده غيرت نيز حضور داشتند. شرکت کنندگان و برگزار کنندگان اين سمينار لغو شده، پس از حدود چهل دقيقه و جمع آوري تعدادي امضا محل را ترک کردند. اين کمپين بنا بر گفته دست اندرکاران آن طرحي طولاني مدت به منظور آموزش شهروندان و نيز تلاش و فشار به مسئولين امر براي تغيير در قوانين نابرابر فعلي است. برگزار کنندگان اين کمپين، درانتها بيانيه اي را ميان شرکت کنندگان توزيع کردند. دراين بيانيه آمده است: "ايران جامعه اي است که زنان آن تحصيل کرده تر از مردان هستند. بيش از 65 درصد از دانشجويان كشور دختر هستند و زنان توانسته‎اند در عرصه‎هاي مختلف توانايي خود را به اثبات برسانند. اين درحالي است كه مجموعه‎ قوانين موجود در ايران، زنان را جنس دوم قلمداد كرده و بر آنان تبعيض روا داشته است. در واقع قوانين موجود از فرهنگ و موقعيت زنان ايراني عقب‎تر است. درحالي‎ كه در همه جاي دنيا اعتقاد بر آن است كه قانون بايد يک پله از فرهنگ بالاتر باشد که بتواند فرهنگ را تعالي بخشد."اين بيانيه با اشاره به برخي تبعيض هاي جنسيتي در قانون آورده است: "طبق قانون يک دختر در سن نه سالگي مسئوليت کامل کيفري دارد و اگر مرتکب جرمي شود که مجازات آن اعدام است دادگاه، مي‎تواند آن دختر 9 ساله را به اعدام محكوم ‎كند، درحالي‎كه در عرف و فرهنگ مردم ما يك دختر 9 ساله، كودك محسوب مي‎شود. اگر زن و مردي در خيابان تصادف کنند و هر دو فلج شوند طبق قوانين موجود خسارتي که به زن مي دهند نصف خسارت مرد است. اگر حادثه‎اي جلوي چشم زن و مردي اتفاق بيافتد طبق قانون موجود مي‎گويند تو كه زن هستي نمي تواني شهادت بدهي ولي او چون مرد است مي تواند شهادت دهد. طبق قوانين ما، پدري مي‎تواند به‎راحتي از قوانين سوء استفاده كند و دختر 13 ساله‎ي خود را به عقد مردي 70 ساله درآورد. در قانون مدني ايران مادر، هيچ‎وقت نمي‎تواند سرپرست فرزندش باشد و تنها مي‎تواند قيم فرزند خود باشد يعني نمي‎تواند اداره‎ي امور مالي، تصميم در مورد تحصيل، محل زندگي، اجازه خروج از كشور، اظهار نظر و حتي اجازه در مورد مسائل درماني كودك را داشته باشد. يعني مثلا اگر مادري با پول خود براي كودك‎اش خانه‎اي بخرد، شوهر يا پدرشوهر آن زن مي‎تواند آن خانه را بفروشد و طبق قانون، مادر حتي نمي‎تواند اعتراضي بكند. طبق قوانين ما مردان مي‎توانند چند همسر بگيرند و هر موقع بخواهند زن‎شان را طلاق بدهند اما تقاضاي طلاق از سوي زن چنان مشروط به مواردي خاص شده است كه گاهي زنان 10 سال براي گرفتن طلاق بايد در دادگاه‎ها سرگردان شوند." در پايان اين بيانيه گفته شده است: "اين موارد تنها بخش كوچكي از نابرابري و تبعيض‎هاي موجود قانوني عليه زنان است و بي‎شك زناني كه در طبقات پايين جامعه قرار دارند يا جزو اقليت‎هاي قومي و مذهبي هستند از قوانين موجود بيش از ديگر زنان رنج مي‎برند. از اين‎رو ما امضاءكنندگان اين بيانه خواستار رفع تبعيض از زنان در كليه‎ي قوانين موجود در كشور هستيم و از قانونگزاران مي‎خواهيم كه هرچه سريع‎تر براي تغيير اين قوانين اقدام كنند."

منبع روز

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط   | 

«دیالوگ» در تعلیق؛ سرمقاله شرق

عقلانیت حزب الله؛ سرمقاله شرق

تكليف روشن دولت نهم؛ سرمقاله اعتمادملي

كابينه‌نهم،يك‌سال‌پس‌از تشكيل؛يادداشت‌روز كيهان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط   | 

برخی رسانه‌ها در روزهای اخیر خبر داده‌ بودند که چند تن از روحانیون و شخصیت‌های مذهبی به پخش برنامه یکی از مداحان صدا و سیما که تصاویری از زندگی شخصی او جنجال زیادی برانگیخته بود، اعتراض کرده‌اند. پیگیری‌های خبرنگار «آفتاب» از مسئولان صدا و سیما و تصمیمات احتمالی مدیران رسانه ملی در این زمینه به نتیجه نرسید. پیگیری های صورت گرفته از ریاست ارتباطات رسانه‌ای صدا و سیما، مدیریت شبکه 2 سیما و مدیرکل روابط عمومی سازمان صدا و سیما بی نتیجه بود و هیچ یک از مسئولین این سازمان درخصوص دلایل پخش برنامه مداحی وی در شب مبعث توضیح ندادند يکی از مسئولین ارشد این سازمان که خواست نامش ذکر نشود درخصوص نحوه عملکرد نظارتی این سازمان بر پخش برنامه‌های مذهبی به خبرنگار سیاسی‌ آفتاب گفت: «تاکنون شورایی با عنوان رسمی برای نظارت بر برنامه‌های مذهبی وجود نداشته، ولی به هرحال تمام برنامه‌های قبل از پخش توسط تشکیلاتی غیر رسمی ملاحظه می‌شود». سلطانی، مدیر کل روابط عمومی سازمان صدا و سیما نیز در گفت‌وگو با آفتاب در خصوص پخش این برنامه توضیحات مدیر شبکه دو را مستند دانست. این در حالی است که طی تماس‌های مکرر با پور‌حسین مدیر شبکه دو، وی یا دفتر ایشان توضیحی در این خصوص ندادند. سلطانی در ادامه، پخش اخبار «انتقاد روحانیون و شخصیت‌های مذهبی از عملکرد صدا و سیما» در حوزه برنامه‌های مذهبی را برنامه رسانه‌های معاند دانست و گفت: «صدا و سیما در مقامی نیست که بخواهد به چند وبلاگ معاند توضیح دهد». 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

به گزارش عدالتخانه  از هاآرتص، اسرائيل، ژنرال اليزار شکدي (Eliezer Shakedi )را به اين سمت منصوب کرد. شکدي فرمانده نيروي هوايي رژيم صهيونيستي به بوده و به ادعاي خودش از نسل بازماندگان هولوکاست است. وي مسئول هماهنگي اطلاعات جمع آوري شده توسط آژانس هاي نظامي امنيتي اسرائيل و ايالات متحده و فرماندهي تهاجم به ايران خواهد بود. هاآرتص مي افزايد تنها دو راه در ارتباط با ايران باقي مانده است، همزيستي و قبول ايران هسته اي و يا حملهء نظامي. اين گزارش به نقل از يک مشاور امنيتي اسرائيل ادامه مي دهد بهاي نابودي اسرائيل، نابودي نيمي از ايران خواهد بود. به نوشتهء اين روزنامه، بهترين استراتژي ممکن در اين جنگ، بمباران هوايي ايران با استفاده از جنگنده هاي آمريکايي مستقر در پايگاه هاي هوايي عراق خواهد بود، هر چند در مورد همکاري آمريکا در تهاجم اسرائيل بر عليه ايران هنوز ترديد هاي فراواني وجود دارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سریال نرگس این روزها پربیننده ترین سریال تلویزیون است و توانسته ۷۶ درصد مخاطب و ۹۶ درصد رضایت بیننده داشته باشد. نود شب پیاپی چهل دقیقه، پنجاه میلیون نفر بیننده، رویایی است كه برای خیل بسیاری از برنامه سازان تا آخر عمر هم دست یافتنی نخواهد بود. این جذب مخاطب بالا چنان حسرت و آرزویی در كارگردان ها ایجاد می كند كه خارج از تصور است. اخیرا یكی از دوستانم در مورد عزیزی كه بعد از عمری كار هنری، یكی از كارهایش گرفته و عنان اختیار از دست داده می گفت دلیل اش دیده شدن كار است. یعنی تا جایی كه كارهای آن كارگردان دیده نمی شد، همه چیز خوب بود و تا مخاطب آمد، اخلاق از پنجره رخت بربست. حكایت برنامه سازی كه بگوید مخاطب مهم نیست حكایت قمارباز شكست خورده است كه اگر نگوید بی خیال چه بگوید. نمی شود نرگس را كه برآورد دقیقه ای آن تقریبا نصف سریال های هفتگی است و باید روزی تقریبا دو برابر متوسط سریال هفتگی می گرفته، با نتیجه كار چنان سریالی مقایسه كرد. اینها دو طبقه و دو كلاس متفاوت اند و باید نرگس را در كلاس و چارچوب خودش نقد كرد. مواردی كه در زیر می آید تحلیلی است بر نرگس با دو پیش فرض گفته شده:


 1:بگذارید نظری به پربیننده ترین فیلم های سینمایی پس از انقلاب از جهت تماشاگر بكنیم

كلاه قرمزی، عقاب ها و مرد عوضی، اجاره نشین ها، شهر موش ها، عروس، قرمز، گل های داوودی، خواهران غریب. اگر از یكی دو فیلم این لیست بگذریم باقی كارها كارهای متوسط و میان مایه است. همین ماه ها و یك سال اخیر هم پرفروش ترین فیلم آتش بس بود نه چهارشنبه سوری كه تمام منتقدین و روزنامه نگاران و روشنفكران در حمایتش سینه زدند و گل سرسبد جشنواره فجر بود. از چیدن این فیلم ها كنار هم چنان كه برمی آید كه جامعه و مخاطب فیلم هایی را می پسندد كه سرراست تعریف شود و بیننده برای درك و هضم آن نیاز نداشته باشد، انرژی صرف كند. راحت الحلقوم. مخاطب آدم خوب های داستان را بداند، آدم بدها را بداند، قصه را بتواند در یك خط تعریف كند و فقط در انتظار بنشیند كه خب آخرش چه می شود گاهی وقت ها آخرش را مثل همین نرگس می تواند حدس بزند كه این دو خانواده در نهایت آشتی می كنند و این زوج به ساحل نجات می رسند و آدم خوب ها پیروز می شوند و آدم بدها شكست می خورند، فقط می نشیند تا حدس قریب به یقین صحیح خود را ببیند و در نهایت به شعور بالای خود احسنت بگوید و گله كند كه بد تمام شد. و چرا تكراری و آخرش همه چیز به خوبی تمام شد. حالا اگر آنچه مخاطب می گوید، برنامه سازی گول بخورد و انجام دهد از همان ابتدا باید به مخاطب بالا از جمله همان گوینده خداحافظی كند. پارادوكس جالبی است، نه


 استفاده از كلیشه های همیشه پاسخ داده شده، عشق دختر فقیر نسرین، پسر پولدار بهروز و مخالفت خانواده پولدار2:

خانواده پولدار پدر بهروز شخصیت منفی، تازه به دوران رسیده، مادی گرا، بی اخلاق و در عین حال بی فرهنگ است و در عوض خانواده فقیر خانواده نسرین خانواده ای خوب، معصوم، چشم و دل سیر كه چشم شان به پول خانواده پسر نیست و در عین حال ثروتمند و غنی از جهت فرهنگی و پیام های اخلاقی كلیشه ای كه پول خوشبختی نیست. واقعیت این است، در پس زمینه همه اینها سنت رایج فرهنگی ما نفی نه نقد سرمایه و به نوعی نگاه سوسیالیستی حاكم است. تقابل فقیر مظلوم و انسان دوست با ثروتمند ظالم و غیراخلاقی. همدردی عوامل تولید با خانواده فقیر تا به حدی می رسد كه برای آنكه خانه ای درست و درمان برای آنها دست و پا كنیم به ساده ترین بهانه ها اكتفا می كنیم كه آن خانه مجلل چند هزار متری كه آنها در آن نشسته اند، مال عموی ثروتمندشان است اما از آنجا كه باید آنها فقیر باشند، امرارمعاش آنها با خیاطی مادر با چرخی قدیمی صورت می گیرد و بیننده زحمت نمی دهد از خود بپرسد، اگر عمو همین خانه چند هزار متری را اجاره می داد، با اجاره بهای آن این خانواده فقیر دیگر وضع مالی خیلی مناسبی داشت و یك خانه مناسب هم اجاره می كرد. مهم این است كه آنها فقیر هستند و همه چیز باید به نفع شان باشد حتی كارگردان و نویسنده آنها باید فقیر باشند تا دل مخاطب برایشان بسوزد اما از طرفی همین آدم های خوب فقیر چی شان از خانواده بهروز كمتر است كه در خانه ای بزرگ زندگی نكنند برای همین كارگردان حامی مظلومین با تمهیدی ساده كه به فكر هیچ كس نمی رسد، این مشكل را حل می كند و بیننده هم نفس راحتی می كشد آلن آرمر معتقد است همیشه دو دسته آدم همذات پنداری و همدردی قطعی بیننده را به خود جلب می كنند، یكی عاشق، دیگری مظلوم. ۹ فیلم هیچكاك قصه متهم به قتلی است كه مرتكب قتل نشده است. یعنی مظلوم. در اینجا ما هم عشق داریم و هم خانواده مظلومی كه متهم شده، چشم اش پی پول خانواده ثروتمند است. همه اینها به جذب مخاطب و همراهی او با شخصیت ها بسیار كمك می كند.


۳ زنانه بودن داستان:

 نرگس، نسرین، مادر نرگس، مادر بهروز، زهره، پری قهرمان های زن داستان هستند و در مقابل فقط دو قهرمان مرد داریم. پدر بهروز و بهروز. دامادهای خانواده كه در حد آكسسوار صحنه هستند. همه چیز به نفع زن ها است. تقابل مرد ظالم پدر بهروز زن بی پناه و البته مستقل خانواده نرگس. بهروز هم كه خیلی قهرمان با ویژگی های مردانه نیست. بالاخص با انتخاب بازیگر مهدی سلوكی و جزئیات رفتاری او كه كمی زنانه می زند به این حس كمك شده. نگاه كنید به قهرمان مرد جوان فیلم های بیست، سی سال پیش تا متوجه تفاوت ها بشوید. فرق بهروز وثوقی با بهروز نرگس. از غروری مردانه و مردی قابل اتكا تبدیل شده به مردی متكی به زن. دیگر آن عناصر و وجوه مردانه خیلی واضح و روشن دیده نمی شود. جمله ای از ساموئل خاچیكیان نقل شده كه اگر زن های خانواده را پای فیلم ات كشاندی، همه را پای فیلم ات نشانده ای.
۴ هرشبه بودن پخش:

هیچ كدام از برنامه های هرشبه كمتر از پنجاه درصد بیننده نداشته، هرشبی بودن باعث می شود بیننده بعد از چند روز به دیدن عادت كند بالاخص ریسكی كه شده و به جای طنزهای نود شبی به سراغ ملودرام رفته اند. این ریسك هوشمندانه توانسته درصدی از بینندگان را كه علاقه مند به نوآوری و كار تازه است، جذب كند. به نظر می رسد با نرگس فصل جدیدی از برنامه های هر شبی و نود قسمتی باز شده باشد.


   5: ژانرملودرام وموضوع جوانان

 در صدر پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینما، ملودرام پرتعدادترین ژانر در میان باقی ژانرها است. از طرفی تمام سریال هایی كه در این سال ها جواب داده با محور جوانان بوده است. نرگس از هر دو پارامتر سود جسته است.
۶ واقعی بودن و رئال بودن ماجرا:

مخاطب ایرانی با این ماجرا و قصه ها چه در زندگی خود چه در زندگی اطرافیان خود آشنایی كامل دارد. بالاخص اینكه رابطه نسرین و بهروز بویی از نویی در تلویزیون دارد. اولین بار است كه بحث و اسم دوست دختر با این وضوح در تلویزیون مطرح می شود و به جای اینكه بحث نشده، رد شود به نقد و بررسی و تحلیل بنشینند.
۷ مرگ پوپك گلدره:

 مرگ گلدره مدت ها اسم این سریال را بر سر زبان ها انداخت و به جذب مخاطب كمك كرد. شخصیت پردازی نرگس از او دختری كاملا تك بعدی ساخته و او را از چندوجهی بودن درآورده. اگر گلدره در قید حیات بود، به نظر می رسد انتقادات به این شخصیت كم نبود. نبود تداوم حس در بازی ها در مجموعه زیاد است و جز عاطفه نوری، همه با این مشكل مواجه هستند. عاطفه نوری نشان داد می تواند آینده خیلی خوبی داشته باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 شهریور1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رئيس پليس امنيت تهران بزرگ گفت: در طول يك ماه اخير به 63 هزار و 963 نفر از تهراني‌ها تذكر ارشادي داده شده و در برخي از موارد از آنها تعهد اخذ شده است.محمد‌رضا عليپور صبح ديروز و در حاشيه نشست‌هاي خبري ماهانه پليس امنيت با اشاره به اين مطلب افزود: يكي ديگر از حوزه‌هاي فعاليت پليس امنيت تهران به بحث برخورد و مقابله با اراذل و اوباش مربوط است كه در اين بخش پليس امنيت تنها به صورت ضربتي و گذرا عمل نكرده بلكه به صورت جاري به اين امر مي‌پردازد. ‌ وي ادامه داد: در همين رابطه در مردادماه تعداد 86 نفر از مجرمان و اراذل و اوباش توسط پليس امنيت دستگير شده كه تعداد شش نفر از آنها در مناطق مختلف تهران چرخانده شدند تا باعث درس عبرت ديگران شوند. ‌ وي همچنين در خصوص يكي ديگر از ماموريت‌هاي هميشگي و وظيفه اصلي پليس امنيت كه به جمع‌آوري سلاح و مهمات مربوط مي‌شود اشاره كرد و گفت: در خصوص كشف و ضبط سلاح و مهمات نيز در يك‌ماه گذشته تعداد 50 قبضه انواع سلاح جنگي و شكاري از سطح شهر تهران جمع‌آوري شده است. ‌ عليپور خاطرنشان كرد: در كنار اين تعداد سلاح واقعي تعداد 120 قبضه سلاح قلابي نيز كه از نظر شكل ظاهري و حجم مطابق سلاح‌هاي واقعي بوده‌اند كشف و ضبط شد كه در مجموع 12 نفر در اين رابطه دستگير و به محاكم قضايي تحويل داده شدند. ‌ وي در خصوص مشروبات الكلي نيز با اشاره به اينكه تعداد 23 هزار و 17 بطري و قوطي انواع مشروبات الكلي كشف شده است، گفت: اين مشروبات از مرزهاي غربي كشور وارد شده و به تهران آورده مي‌شوند كه بيشتر حجم استفاده آن هم در بخش‌هاي غربي تهران است. ‌ رئيس پليس امنيت تهران همچنين در خصوص تجهيزات ماهواره‌اي نيز گفت: تعداد 48 هزار و 806 فقره انواع تجهيزات ماهواره‌اي مانند رسيور، ‌ LNB و سوئيچر از فروشندگان و سازندگان كشف و ضبط شده است كه در اين رابطه 36 نفر دستگير و به محاكم قضايي تحويل داده شده‌اند. ‌ وي همچنين با اشاره به اين مطلب كه پليس امنيت در ماه‌هاي گذشته اقدام به جمع‌آوري ‌CD هاي مستهجن و‌ CD فيلم‌هاي از پرده دزديده شده، كرده است، گفت: در ماه گذشته بالغ بر 95 هزار فقره انواع ‌ CD از سطح شهر جمع‌آوري شده است كه در اين رابطه با 65 نفر برخورد شده است. ‌ عليپور در خاتمه با اشاره به اينكه در خصوص خودروهايي كه ايجاد مزاحمت و آلودگي صوتي كرده و يا اقدام به سوار كردن افراد بي‌حجاب كرده‌اند نيز گفت: در اين رابطه 1149 مورد خودرو توقيف شده‌اند كه از بين يك ماه تا سه ماه اين توقيف ادامه خواهد داشت

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

جمع‌آوري ماهواره‌ها و چگونگي برخورد نيروي انتظامي با اين موضوع كماكان بحث داغ اين روزهاست. هر روز خبر تازه‌اي پيرامون اين موضوع مي‌رسد.ديروز 15 تن از نمايندگان مجلس كه در ميانشان برخي از نمايندگان اصولگرا نيز ديده مي‌شدند به شيوه جمع‌آوري آنتن‌‌هاي ماهواره‌اي توسط نيروي انتظامي به وزير كشور تذكر دادند. ‌ اين تذكر در حالي صورت مي‌گيرد كه اخبار و گزارش‌ها حاكي از پاره‌اي از برخوردهاي نامناسب در اين ماجراست. ورود به مجتمع‌هاي مسكوني و جمع‌آوري ماهواره از برخي پشت‌بام‌ها بدون اينكه صاحبان آنها آگاهي پيدا كنند، يكي از اين موارد است.نكته ظريف در چنين برخوردهايي نقض حقوق اساسي براي رعايت قانوني موضوعه يا به عبارت ديگر زير پا گذاشتن واجب براي رعايت مستحب است در حالي كه نمايندگان مردم به عدم رعايت موازين قانوني در اين زمينه معترض‌اند، خبرگزاري‌ها به نقل از رئيس‌پليس امنيت تهران از گام دوم جمع‌آوري ماهواره‌ها خبر داده‌اند، گام دومي كه ورود گسترده به حريم خصوصي مردم را نشانه رفته است. ‌ حال آنكه براي نيروي انتظامي به عنوان ضابط قانون‌، پسنديده نيست كه با ارتكاب به قانون‌شكني در پي اعمال قانون برآيد كه حرمت امام‌زاده را بايد متولي آن نگاه دارد. ضمن آنكه توسل به چنين رويكردي با ابزارهاي نوين اطلاع‌رساني از پيش معلوم است، هنوز بسياري طرح‌هاي ضربتي مبارزه با ويديو در سال‌هاي نه‌چندان دور و ميزان اثربخشي آنها را به ياد دارند. ‌به يادآوردن خاطرات سال‌هاي مبارزه شكست‌خورده با ويديو، تصويري مخدوش از اعمال زوري را به ياد مي‌آورد كه ذهن جامعه را آلوده ساخته و از متوليان آن تصويري متناسب با شأن ضابطان قانون و امنيت‌سازان جامعه به‌جاي نگذاشته است. ‌

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط   | 

مبناي نقض و عدم رعايت برخي از بندهاي ماده واحده قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي در مواجهه با بعضي از زندانيان و نيز مخالفت با بازديد جمعي از نمايندگان از بند 209 اوين" عنوان سوال اكبر اعلمي نماينده‌ي تبريز، اسكو و آذرشهر، اسماعيل گرامي‌مقدم نماينده‌ي بجنورد، محمدرضا تابش نماينده‌ي اردكان و ولي‌الله شجاع‌پوريان نماينده‌ي بهبهان از محسني‌اژه‌اي وزير اطلاعات است كه بناست در كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس مطرح شود.  در مشروح اين سوال كه در اختيار خبرنگاران قرار گرفت به بازديد برخي خبرنگاران مجلس از زندان اوين اشاره شده و آمده است: در اين بازديد و در ديدار با برخي زندانيان مشخص شد كه در بند 209 اين زندان برخي از بندهاي ماده واحده قانون احترام به آزادي‌هاي مشروع و حفظ حقوق شهروندي توسط مأموران اطلاعات نقض مي‌شود، چرا؟ در شرح اين سوال هم‌چنين به تماس‌هاي مكرر با معاونت پارلماني وزارت اطلاعات جهت بازديد از بند 209 اوين، علي‌رغم هماهنگي‌هاي به عمل آمده طي آن بازديد اشاره شده و آمده است: علي‌رغم اين متأسفانه بازديد نمايندگان مجلس از بند 209 ميسر نگرديد، پاسخ فرماييد مبناي قانوني اين عدم همكاري چه بوده است؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط   | 

دقيقا 8 روز پس از اعلام رسمي فرمانده نيروي انتظامي در مورد منع ورود ماموران نيروي انتظامي به حريم خصوصي، روز گذشته رئيس پليس امنيت تهران خبر ورود مامورانش را طي روزهاي آينده به تراس منازل براي جمع‌آوري ديش‌هاي ماهواره دادسردار عليپور رئيس‌پليس امنيت فرمانده انتظامي تهران بزرگ با اعلام جمع‌آوري 48 هزار و 806 دستگاه تجهيزات ماهواره‌اي از محله‌هاي <شهرك غرب>، <ونك>، <ولنجك>، <الهيه>، <تجريش>، <اكباتان> و دو منطقه در جنوب شهر براي اينكه ميزان جديت خود را در اين راه نشان دهد، گفت: <با توجه به اينكه برخي تجهيزات ماهواره خود را به تراس منازل منتقل كرده‌اند در مرحله بعدي، جمع‌آوري ماهواره از تراس ساختمان‌ها در دستور كار قرار مي‌گيرد.< >حريم خصوصي> مفهومي متعارض در دايره مفاهيم بخشي از حاكميت جمهوري اسلامي ايران به نظر مي‌آيد. در طول سال‌هاي گذشته مسائلي مثل فيلترينگ، ابهاماتي در مورد شيوه شنود مكالمات تلفني، نحوه ورود پليس يا نيروهاي شبه‌نظامي به مجالس خصوصي و ميهماني‌ها و حالا تازه‌تر از همه، شيوه جمع‌آوري ماهواره‌ها و ارسال پارازيت مضر براي سلامتي انسان، همگي مصاديقي از اين تعارض است.اگرچه دولت خاتمي آن هم با تاخير زياد در آخرين روز كار خود <لايحه حمايت از حريم خصوصي> را تقديم مجلس هفتم كرد اما مجلس هفتم در اولين روزهاي آبان 84 شتابزده و بي‌سروصدا براي اولين‌بار در تاريخ قانونگذاري ايران اين لايحه را به دولت <عودت> داد. چراكه از نظر قوانين مصوب مجلس، قانونگذار حق بازگرداندن لايحه به دولت را ندارد و فقط مي‌تواند لوايح را قبول، اصلاح و يا رد كند. گفته‌هاي مختلف صفارهرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي به شكل ملموسي به اعتماد به نفس بالاي رئيس پليس امنيت تهران مفهوم مي‌بخشد و اين شائبه را دامن مي‌زند كه عزم و قصدي براي ايجاد محدوديت‌‌هاي تازه در راه است.صفارهرندي در يك جا خبر از <اقداماتي> جديد براي <كنترل> محتواي سايت‌هاي ماهواره‌اي داده است. با در نظر گرفتن وجود كميته فيلترينگ كه صدا و سيما و وزارتخانه‌هاي <اطلاعات> و <ارشاد> عضو آن هستند، اين اقدام جديد كه وزير ارشاد از آن خبر مي‌دهد، جاي تامل و تحليل دارد.<ورود به حريم خصوصي> و <محدود كردن اطلاع‌رساني> دو اتفاقي است كه در جريان اقدامات صورت گرفته از اين جنس، با هم شكل مي‌گيرد. وزارت ارشاد در اقدامي مشابه ديروز با صدور اطلاعيه‌اي <هرگونه> همكاري با تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي فارسي‌زبان را ممنوع اعلام كرده و در مورد تعقيب قضايي متخلفان هشدار داد. براي لمس مساحت فراوان دربرگيري اين اطلاعيه همين بس كه در اين ممنوعيت آگهي‌دهندگان و صاحبان كالاهاي تجاري نيز ديده مي‌شوند اما هيچكدام از اين خبرها و اظهارنظرها در برابر اراده جمع‌آوري ماهواره‌ها توجهي را به سوي خود جلب نمي‌كند.اين آش به نظر مي‌رسد آنقدر شور شده كه داد نمايندگان مختلف مجلس را فارغ از گرايش‌هاي سياسي درآورده است و كار را به جايي رسانده كه 16 نماينده مجلس كه در ميان آنها اعضاي طيف‌هاي مختلف به چشم مي‌خورد، نسبت به نحوه جمع‌آوري ماهواره توسط نيروي انتظامي به وزير كشور تذكر دادند. ادبياتي كه سردار عليپور در گفته‌هاي ديروزش در جمع خبرنگاران به كار برد، جنسيكاملا متفاوت از صحبت‌هاي فرمانده نيروي انتظامي به عنوان مقام ارشدش دارد.سردار اسماعيل احمدي‌مقدم 28 مرداد گفته بود كه ماموران انتظامي براي جمع‌آوري آنتن‌هاي ماهواره‌اي حق ورود به حريم خصوصي شهروندان و سلب آسايش آنان را ندارند. او گفته بود: <به ماموران تذكر جدي داده‌ايم به هيچ‌وجه وارد منازل نشوند، حتي اگر حكم قضايي داشته باشند.> و حتي روز گذشته كاظم جلالي مخبر كميسيون امنيت ملي به نقل از وي گفت: <نيروي انتظامي هيچ عطش و استقبالي ندارد و اگر مجلس قانون را اصلاح كند يا اين وظيفه را از دوش اين مجموعه بردارد نيروي انتظامي استقبال مي‌كند. بحث حريم خصوصي كه در آخرين لايحه دولت خاتمي تحت سرفصل‌هاي <حريم خصوصي جسماني>، <حريم خصوصي اماكن و منازل>، <حريم خصوصي در محل كار>، <حريم خصوصي اطلاعات>، <اطلاعات شخصي در فعاليت‌هاي رسانه‌اي>، <حريم خصوصي ارتباطات> و <مسووليت‌هاي ناشي از نقض حريم خصوصي> دسته‌بندي شده بود از دغدغه‌هاي مغفول قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران است كه به صورت تلويحي يا مستقيم در اصول 22 تا 26 و 37 تا 39 مورد تاكيد قرار گرفته است.وقتي اين مبحث در قانون اساسي مورد توجه قرار نمي‌گيرد، ديگر اشاره به جايگاه حريم خصوصي در اعلاميه جهاني حقوق بشر كه 58 سال پيش به تصويب رسيد و هنوز به عنوان شاخص مدرني از حفظ حريم خصوصي در سطح بين‌المللي به شمار مي‌آيد، محلي از اعراب ندارد. ‌ اگرچه طرح چند نماينده در مورد حريم خصوصي در هفته آخر مردادماه در كميسيون اجتماعي مجلس شوراي اسلامي بار ديگر رد شد اما با توجه به اينكه اين مساله يكي از مصاديق <حقوق بشر> به شمار مي‌رود، دولت نهم ناگزير از چاره‌انديشي جدي در اين باره خواهد بود

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط   | 

خانواده دکتر «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت احمدی‌نژاد هفته‌های پرخبری را می‌گذرانند. چند هفته‌ای است که هر از چند روزی، یکی از آنها پاسخ آن دیگری را به شکل نامه یا مقاله‌ای می‌دهد و بحثی بر بحث‌های قبلی اضافه می‌کند. ماجرا اما از عضو مقاله نویس خانواده شروع شد؛ یعنی «فاطمه رجبی» همسر دکتر الهام در سلسله مقالاتی که در سایت‌های اینترنتی نزدیک به دولت منتشر کرد، با انتقاد شدید از سیاست‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دیپلماسی دولت‌های «هاشمی رفسنجانی» و «محمد خاتمی» به صراحت این دو نفر را عامل بسیاری از نابسامانی‌ها و معضلات فرهنگی کشور در 16 سال گذشته معرفی کرد. پس از آن بود که مشاجرات خانوادگی ـ سیاسی شروع شد و در مهمترین واکنش،«حسن رجبی» برادر زن الهام، در نامه‌ای خطاب به هاشمی، خاتمی و حسن روحانی ضمن عذرخواهی از این اشخاص به علت نوشته‌های خواهرش، اظهارات فاطمه رجبی را «احساسی» ، «پرخاشگرانه» و «به دور از نزاکت سیاسی» بیان کرد. او در نامه‌اش آورد که دلیل این کار، روشن ساختن تفاوت خود و نیز پدرش با دیدگاه‌های خواهر است. پدر زن الهام «علی دوانی» از روحانیون سنتی است که در نزد حوزویان و برخی حکومتگران صاحب ارج و قرب است. اما فاطمه رجبی که در زمان دولت خاتمی، نویسنده بسیاری از یادداشت‌های هفته نامه «یالثارات الحسین» ارگان انصار حزب‌الله بود سعی کرد تا همراه با نوشتن این مقالات در سایت‌های اینترنتی با انتشار کتابی تحت عنوان «احمدی‌نژاد، معجزه هزاره سوم» مخاطلبان عرصه کتاب خوانی را هم جلب نوشته‌های خود کند که البته در این امر بسیار هم موفق بود و کتاب وی به عنوان یکی از پرفروشترین کتاب‌های کشور مطرح گردید. 

عذرخواهی برادر زن الهام از هاشمی، خاتمی و روحانی (کلیک کنید)

البته شخص «غلامحسین الهام» هم در ماجرا ساکت نبود. چنانکه، هنگامی که در یکی از جلسات مطبوعاتی هفتگی خود درباره نوشته‌های همسرش مورد پرسش خبرنگاران قرار گرفت، این گفته‌ها را «حق همسرش» و ناشی از «وجود آزادی بیان در کشور» دانست. اما پاسخ حسن رجبی به فاطمه رجبی و دفاع وی از خاتمی و هاشمی پایان ماجراهای خانواده الهام نبود زیرا این‌ بار نوبت به پسر فاطمه رجبی و غلامحسین الهام یعنی «صادق الهام» رسید تا در مطلبی با عنوان «عذرخواهی از فرزندان حزب‌الله جهت حرکت حسن رجبی» ضمن دفاع از مادر خود تلویحاً پاسخی هم به عذرخواهی دایی‌اش از هاشمی و خاتمی داده باشد. در این مطلب که در سایت «نوسازی» به عنوان منبع دائم نوشته‌های خانواده دکتر الهام درباره هاشمی، خاتمی و روحانی به چاپ رسیده، صادق الهام با اشاره به تحقق وعده پیامبر اسلام به ابوذر مبنی بر اینکه «در آینده اشخاصی در امت اسلامی حضور خواهند یافت که نعمت‌های دنیوی راه چشم و گوش و فکر آن‌ها را بسته و غیر از ریزه‌خواری بر درگاه مافیای ثروت و قدرت انگیزه‌ای ندارند و برای خوشایند ارباب خود دست به هر کاری می‌زنند و حتی به راحتی روابط عاطفی را زیر پا می‌نهند!» اظهار داشته که این مسائل نشان دهنده «فرا رسیدن ایام آخر زمان است». پسر الهام سپس مادر خود را فردی توصیف کرده که در «طول این سال‌ها با شجاعت تمام در راه اهداف انقلابی خود قلم‌ زده و صدای مردم مومن و انقلابی را به گوش مسئولین رسانده است». صادق الهام سپس پاسخ دایی خود به مادرش را به دلیل این مساله بیان کرد که «چون مادر من به مانند بقیه دهانش با پول بسته نمی‌شود و قلمش با پست و مقام شکسته نمی‌شود، از این‌ رو حربه خانوادگی را در مورد او به امتحان گذارده‌اند و سعی دارند تا با کشاندن بحث به خانواده خود را از مقام پاسخگویی به سوالات محکم او برهانند، غافل از اینکه اگر امروز از مقام پاسخگویی فرار کنند تاریخ جرائم آنها را ثبت خواهد کرد و آیندگان به قضاوت خواهند نوشت». پسر الهام در پایان مطلب خود آورده است: «به عنوان یک دانشجو که در فضای آزاد سیاسی بزرگ شده‌ام امروزه از سوی دانشجویان بسیاری به جهت این حرکت سخیف (نوشته دایی خود) مورد انتقاد می‌باشم. بنابراین بنده اولاً حمایت قاطع خود و قشر کثیری از همفکران خود را از تفکرات، نوشته‌ها و ادبیات قوی، محکم و مستدل خانم فاطمه رجبی اعلام داشته و ثانیاً این لکه ننگ را از خود پاک کرده و از تمامی علما و بزرگانی که توفیق درک محضر آنها را یافته‌ام و از تمامی دانشجویان مومن و انقلابی و فرزندان خمینی کبیر عذر خواهی می‌کنم». حال از این پس باید منتظر ماند و مشاهده کرد که آیا شخص دیگری هم از جرگه خانواده الهام به این ماجراها می‌پیوندد یا اینکه نامه پسر الهام مهر پایانی بر ماجرا‌ها است؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط   | 

«نرگس» پايان غريبي دارد

 توقیف یک فیلم سينمايي به خاطر "بنیامین" و یک "بازیگر فیلم های پیش از انقلاب"

مهتاب كرامتي، سفير حسن نيت يونيسف


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط   | 

جلسه این هفته انصار حزب الله که روزهای یکشنبه برگزار می شود، میزبان «محمد پاریاب» معاون سخنگوي دولت بود. وی که به مناسبت هفته دولت در جمع انصار حزب الله حضور یافته بود، در این جلسه گزارشی از فعالیتهای یکساله دولت نهم را به اعضا و هواداران انصار حزب الله ارائه کرد. انصار حزب الله از گروههای اصلی حامی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم بود که با وجود توافق سران جناح اصولگرا برای حمایت از «علی لاریجانی» به فعالیت برای احمدی نژاد پرداختند. این رو، در اولین هفته دولت کابینه احمدی نژاد، معاون سخنگوی دولت وظیفه خود دید گزارشی از عملکرد یکساله را به اعضای انصار حزب الله ارائه کند. وی در این جلسه با اشاره به تصويب بيش از هزار مصوبه، ابلاغيه خاص در يك سال تلاش دولت اظهار داشت: تمام اين ابلاغيه با نگاه توجه به توده مردم تصويب شده است و هرچه از دولت بيرون مي‌آيد منافع توده مردم را مورد توجه قرار داده استپاریاب با بيان اين‌كه جهت‌گيري برنامه‌ها به سمت توجه به توده‌هاي مردم بوده است، اظهار داشت: دولت در اولين سال فعاليت خود تلاش كرد تا در برنامه‌ريزي‌ها، تصميمات و سفرهاي استاني اين مساله را به صورت جدي مورد توجه قرار دهد. سفر رييس‌جمهور به 18 استان اتفاق بي‌سابقه‌اي بوده است و براي اولين بار رييس‌جمهور و هيات وزيران به بيش از 140 شهرستان سفر و با مردم ديدار كرده و از نزديك با مشكلات آن‌ها آشنا شده‌اند. وي افزود: در اين دور نزديك به 11 هزار نامه مردمي به دستور شخص رييس‌جمهور مورد رسيدگي و پي‌گيري قرار گرفته است. يعني به طور متوسط ايشان روزي 40 نامه را شخصا مورد مطالعه قرار داده‌اند.
معاون سخنگوي دولت با بيان اين‌كه دولت در طول يك سال به اندازه تمام دولت‌هاي گذشته سفر استاني داشته است، تصريح كرد: در اين مدت تمام تلاش‌ها براي رفع محروميت‌ها و نيازهاي مردم در نقاط مختلف كشور صرف شده است و تمام مردم چه از دورترين نقاط تا پايتخت توانسته‌اند با رييس‌جمهور ارتباط برقرار كنند و اين در ساير دولت‌هاي قبل بي‌سابقه بوده است. وي رويكرد دیگر دولت را ايجاد آرامش در عرصه اجرايي كشور دانست و اظهار داشت: بناي دولت از ابتدا كار و خدمت بوده و دولت به دنبال بازي‌هاي سياسي بدون نتيجه و فرصت‌سوزي نبوده است. آرامش طي اين يك سال، نسبت به دوره گذشته تفاوت معني‌داري داشته است. معاون سخنگوي دولت با بيان اين‌كه طي يك سال گذشته دولت ديپلماسي فعالي داشته است، گفت: اگر ماه‌هاي آخر دولت قبلي را به ياد آوريم، خواهيم ديد در آن دوران نيروگاه‌هاي هسته اي و استفاده از فناوري هستهي به نام تعليق تعطيل بوده است و زمينه براي دخالت‌هاي خارجي فراهم شده و زمينه نااميدكننده‌اي در جهان اسلام نسبت به انقلاب اسلامي به وجود آمده بود. اما در طول اين يك سال مراكز هسته اي بازگشايي و پروژه آب سنگين افتتاح شد و با يك ديپلماسي عزتمند توجه ملت‌هاي اسلامي و جهان اسلام نسبت به انقلاب و جمهوري اسلامي بيشتر جلب شده است. وي با بيان اين‌كه «امروز احمدي‌نژاد در نظرسنجي‌هاي كشورهاي اسلامي مورد توجه قرا گرفته است»، تصريح كرد: استفاده از ظرفيت‌هاي نظام و اتخاذ ديپلماسي فعال و هدفمند از دستاوردهاي بزرگ دولت در اين دوره بوده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حضرت آيت‌الله خامنه‌اي روز دوشنبه همزمان با هفته‌ دولت در ديدار رييس‌جمهور و اعضاي هيات دولت، ضمن اشاره به رويكردهاي اصولگرايانه در كشور و تبيين شاخص‌هاي اصولگرايي، دوره كنوني را به لحاظ انطباق شعارها و اهداف دولت با مباني انقلاب اسلامي و امام خميني (ره)، اعتماد مردم به دولت، و هم‌چنين ابهت و عظمت كم‌سابقه بين‌المللي ملت ايران و نظام اسلامي، دوره‌اي استثنايي خواندند و تصريح كردند: دولت بايد با حداكثر استفاده از اين شرايط در جهت تحقق اهداف و شعارهاي اعلام شده حركت كند و وظيفه‌ همه دلسوزان انقلاب و نظام اسلامي نيز كمك و ياري دولت است رهبر انقلاب با تبريك سوم شعبان، سالروز ميلاد حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) و هم‌چنين گرامي‌داشت ياد و خاطره شهيدان رجايي و باهنر، تلاش بي‌وقفه براي خدمت به مردم را از نكات برجسته دولت نهم و به‌ويژه شخص رييس‌جمهور دانستند و در بيان شاخص‌هاي اصولگرايي به عدالت‌گستري و عدالت‌خواهي اشاره كردند و افزودند: تحقق عدالت بسيار دشوار و نيازمند مقدمات فراوان است كه از جمله آنها در نظر گرفتن عدالت جغرافيايي و طبقاتي، عدالت در مسائل اقتصادي و فرهنگي، عدالت در جايگزين شدن افراد و اعطاي مسووليت‌ها و عدالت در قضاوت‌هاست. ايشان با تأكيد بر اين‌كه كشور در شرايط كنوني به دليل شكاف طبقاتي به ارث رسيده از دوران سياه رژيم گذشته، به عدالت اقتصادي بيش از ديگر موارد نيازمند است، خاطرنشان كرد: البته اجراي عدالت بايد به صورت معقول و در چارچوب مورد نظر اسلام باشد. حضرت‌آيت‌الله خامنه‌اي انس با خدا و قرآن، فسادستيزي و سلامت اعتقادي و اخلاقي مسوولان، اعتزاز به اسلام و نهراسيدن از بيان صريح جهت گيري‌هاي اسلامي، ساده‌زيستي و مردم‌گرايي، تواضع و گرفتار غرور نشدن، اجتناب از اسراف، خردگرايي و حكمت در تصميم‌گيري وعمل، مسووليت‌پذيري و پاسخگويي، و اهتمام به علم و پيشرفت علمي را از ديگر شاخص‌هاي اصولگرايي بيان كردند و افزودند: سعه صدر و تحمل مخالف، اجتناب از هواي نفس شخصي و گروهي، شايسته‌سالاري، نظارت بر عملكرد زيرمجموعه، تلاش بي وقفه براي خدمت، قانونگرايي و شجاعت و قاطعيت در بيان و اعمال حق نيز از شاخص‌هاي اصولگرايي محسوب مي‌شوند. رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به گذشت يكسال از فعاليت دولت نهم و تاكيد رييس جمهور براي ارزيابي عملكرد يكساله دولت افزودند: در اين ارزيابي بايد نقاط قوت و ضعف بدون تعصب و با استفاده از نظرات افراد دلسوز مورد داوري قرار گيرند و متناسب با عملكرد هر بخش اقدام شود. ايشان با تأكيد بر لزوم مشخص شدن اولويت‌هاي كاري دولت و تمركز بر آن اولويت‌ها، سند چشم‌انداز بيست‌ساله را سياست‌هاي مورد تاييد خواندند و تصريح كردند: سياست‌هاي سند چشم‌انداز بايد در جهت‌گيري‌ها و برنامه‌هاي دولت لحاظ شود. حضرت آيت الله خامنه‌اي، با توصيه به همراه كردن سرعت در كارها با دقت و پرهيز از شتاب‌زدگي و هم‌چنين تدبير و درايت در تصميم‌گيري‌ها، سفرهاي استاني رييس‌جمهور و دولت را سفرهاي پربركت و اميدبخش براي مردم دانستند و تاكيد كردند: بايد با پي‌گيري و نظارت جدي تلاش شود تا وعده‌هايي كه در اين سفرها به مردم داده مي‌شود، به مرحله عمل برسد. ايشان با اشاره به محدوديت امكانات و منابع مالي كشور، در كنار مطالبات متراكم مردم، افزودند: در مواردي كه امكان برآورده شدن خواسته‌هاي مردم نيست بايد صادقانه به آنان گفته شود تا به توقعات مردم دامن زده نشود و با توجه به اعتماد مردم به دولت، قطعا مورد قبول آنان قرار خواهد گرفت. رهبر انقلاب اسلامي، با تاكيد بر لزوم اهتمام به طرح‌ها و اقدامات بلندمدت در كنار توجه به مشكلات و مسائل جاري و هم‌چنين استفاده از نظرات كارشناسان صادق و مومن در همه كارها، تعامل و هماهنگي سه قوه را ضروري دانستند و افزودند: در تعامل قوا، ملاك، قانون اساسي و وظايف و اختيارات مشخص شده در اين ميثاق ملي است. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، تعامل با نخبگان همفكر و با اخلاص، استفاده از ظرفيت مديريتي كشور و سالم‌سازي دستگاه عظيم اداري و ديواني را از نكات ضروري برشمردند و تاكيد كردند: با توجه به ابلاغ سياست‌هاي كلي اصل 44 به ويژه بندهاي الف و ب، دولت بايد تا آنجا كه امكان‌پذير است از تصدي‌گري خود به جز در وظايف حاكميتي بكاهد و از ورود به تصدي‌گري‌هاي جديد، پرهيز كند. ايشان ارايه مدل مشخص تمركززدايي بر اساس آمايش سرزمين و خصوصيات قومي و اقليمي، پي‌گيري جدي مبارزه با فساد و برخورد بي‌محابا و همراه با تدبير با تخلفات و فساد مالي، حفظ سرمايه‌هاي ملي به ويژه منابع طبيعي و پرهيز از سطحي‌نگري و عوام‌گرايي در مسائل فرهنگي را از ديگر نكاتي دانستند كه بايد مورد توجه دولت قرار گيرد. رهبر انقلاب اسلامي، لازمه پيشرفت علمي را توجه بيش از پيش به بودجه تحقيقات و پژوهش‌هاي علمي دانستند و تأكيد كردند: بايد ميزان بودجه تحقيقاتي از توليد ناخالص ملي مطابق آن‌چه در برنامه چهارم لحاظ شده، ‌رشد داشته باشد، ضمن آنكه راه‌اندازي بنياد نخبگان و دفتر ارتباط علم و صنعت و هم‌چنين تقويت صندوق حمايت از پژوهشگران بايد با سرعت مورد اهتمام بيش از پيش قرار گيرند. ايشان در خصوص عملكرد سياست خارجي دولت، لزوم حفظ تحرك موجود در ديپلماسي كشور و هماهنگي فعاليت‌هاي اقتصادي بين‌المللي با دستگاه ديپلماسي را ضروري خواندند و خاطرنشان كردند: اين تحرك ديپلماسي بايد همواره جهت‌دار، پخته و اثرگذار باشد. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي هم‌چنين با اشاره به اقدامات خوب اقتصادي دولت از جمله، طرح واگذاري سهام عدالت،‌ تسريع در اجراي طرحهاي نيمه‌تمام، در نظر گرفتن عدالت در اعطاي تسهيلات بانكي و تأسيس صندوق مهر امام رضا (ع) تأكيد كردند: بايد اين اقدامات خوب با شكلي هنرمندانه و قابل فهم براي مردم تشريح شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

هر سال در نخستین هفته شهریورماه، صفحات جراید و برنامه های رادیو تلویزیون مملو می شود از چهره دولتمردانی که از این شهر به آن شهر و از این استان به آن استان روان هستند. بعضی قیچی به دستند و با چیدن روبانها پروژه های عمرانی را افتتاح می کنند و بعضی کلنگ در دست، کلید پروژه های جدید را می زنند. برخی دیگر از مقامات دولتی هم، مشغول سخنرانی اند و از دستاوردهای دولت می گویند و چشم اندازهای آتی را به تصویر می‌کشند. امسال اما هفته دولت با یک ویژگی خاص همراه است. این ویژگی از بافت ویژه دولت کنونی و نیز جنس شعارهای آن برمی آید که آن را با دولتهای پیشین متمایز می کند. در مورد بافت دولت جدید باید گفت که تغییرات گسترده در سطوح مختلف دستگاه اجرایی، عملا دولتی کاملا متفاوت با دولتهای 16 سال گذشته (کابینه های هاشمی و خاتمی) را شکل داده است. دولتی به نسبت جوان تر که البته بخش مهمی از آن، از نهادهای انقلابی چون سپاه به آن پیوسته اند. این بافت متفاوت کاملا هماهنگ با شعارهای انتخاباتی رییس دولت در مقطع انتخابات ریاست جمهوری است. شعارهایی که در آن، از ضرورت بازگشت به قالبهای اجرایی اوایل انقلاب سخن می رفت و در همین چارچوب، دولتهای 16 سال گذشته (کابینه های هاشمی و خاتمی) نفی و نقد می‌شدند. دولتهایی که با فاصله گرفتن از فضای انقلابی دهه اول انقلاب، رویه‌هایی کارشناسی تر را در پیش گرفته بودند و به نوعی سعی داشتند جایگاه مدیران و دستگاه مدیریتی کشور را در نزد سیاستگزاران و مسؤولان عالی نظام بهبود بخشند. اما جریانی که دولت نهم را در اختیار دارد، در سالهای گذشته ضمن اعلام مخالفت با این نگاه، مدیران دولتی را به تجمل گرایی، دوری از ارزشهای انقلاب و حتی پیگیری برنامه‌های اجتماعی و اقتصادی مورد حمایت نهادهای بین المللی (و به زعم آنها «غربی») متهم می کرد.بر این اساس، نخستین هفته دولت برای کابینه نهم، زمان و بستر مناسبی است تا به این پرسش پاسخ داده شود که آیا قلب ماهیت دستگاه اجرایی و رویکرد بازگشت به نقطه نخست پاسخگو بوده است؟ رویکردی که در آن، تجربه های گرانقدر 16 سال گذشته کنار گذاشته شد و بسیاری از مدیران درجه اول کشور از دستگاههای مختلف حذف شدند و به قول «محمد علی نجفی»،معاون رییس جمهور پیشین، به آنان با نگاهی پر از اتهام و توهین نگریسته شد؛ چنانکه نام «مدیران خیابانی» (در اقتباس از «زنان خیابانی») شایسته آنان است!پرسش مقدر پیش روی دولت نهم این است که آیا این رفتارها و این تحولات انقلاب گونه، چنان که در زمان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری تبلیغ می شد، مؤثر بوده و گرهی از کار دستگاه اجرایی گشوده است یا تنها بهانه ای بوده برای کنارگذاشتن جمعی و پست دادن به جمعی دیگر؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

«جرياني در چارچوب يك فرقه سازمان يافته پا به عرصه گذاشته تا مجلس خبرگان را در قبضه خود نگه دارد... اين جريان، جريان آقاي مصباح يزدي است كه ممكن است كساني گمان كنند كه چون اين فرقه پايگاه مردمي ندارد نمي تواند خطري براي نظام باشد، اما نظر من غير از اين است، جرياني كه انديشه انجمن حجتيه داشته باشد همواره خطري براي مردم و نظام است...»
مطلب فوق بخشي از اظهارات آقاي علي اكبر محتشمي پور در نشست شاخه جوانان حزب اعتماد ملي است كه درباره آن گفتني هايي هست. اگرچه بخش ديگري از سخنان ايشان در نقد مدعيان اصلاحات و حمايت از فلسطين درخور تقدير است.

1-نقد مواضع سياسي آيت الله مصباح و هر شخصيت ديگري كه دستي در سياست دارد، حق طبيعي و قانوني آقاي محتشمي پور و ديگر شهروندان است و به يقين آيت الله مصباح نيز انتظار ندارند مواضع سياسي ايشان نقد نشود. نگارنده نيز ضمن احترام فراواني كه براي آيت الله مصباح قائل است و ايشان را دانشمندي فرهيخته و كم نظير و موهبتي الهي در نظام اسلامي تلقي مي كند، نسبت به برخي از مواضع سياسي ايشان انتقادهايي داشته و با صراحت بيان كرده است. اما اظهارات آقاي محتشمي پور عليه آقاي مصباح را اولاً؛ نمي توان نقد سياسي دانست زيرا ابتدايي ترين ويژگي نقد، ارائه دليل است كه اظهارات ايشان از اين ويژگي خالي است.
آقاي محتشمي پور در اظهارات خود- مانند بسياري از موارد ديگر- يك طرفه به قاضي رفته و آيت الله مصباح يزدي را با چند اتهام ناروا نواخته اند بي آنكه براي ادعاي خود نيازي به ارائه سند، دليل و يا حداقل، شاهد و قرينه اي احساس كنند.
از جمله اينكه؛
2- ادعا كرده اند كه آيت الله مصباح يزدي داراي انديشه انجمن حجتيه است! و اما، اصلي ترين محور انديشه انجمن حجتيه، «جدايي دين از سياست است» بنابراين بايد از آقاي محتشمي پرسيد انديشمندي كه دهها كتاب، صدها سخنراني و صدها مقاله علمي درباره ضرورت تشكيل حكومت اسلامي دارد و طي 50سال گذشته به گواهي آثار مكتوب، سخنان مضبوط و درس هاي ثبت شده در حوزه هاي علميه و دانشگاهها، «جدايي دين از سياست» را يك انحراف فكري دانسته و به روش علمي و مستند اثبات كرده است كه اين ديدگاه انحرافي از سوي قدرت هاي استكباري ترويج شده و مي شود و به همين علت از سوي رژيم شاه زنداني و شكنجه شده است و... چگونه مي تواند انديشه انجمن حجتيه داشته باشد؟!
سران انجمن حجتيه از مخالفان سرسخت امام راحل(ره) بودند و اين در حالي است كه آيت الله مصباح يزدي اولاً؛ از شاگردان برجسته امام(ره) بوده اند، ثانياً؛ در تمامي مبارزات ضد استبدادي و ضد استعماري امام(ره) در ركاب ايشان حاضر بوده اند، ثالثاً؛ از اولين مجتهداني بودند كه به صورت مكتوب و در فضاي خفقان و سياه سالهاي قبل از پيروزي انقلاب مرجعيت حضرت امام(ره) و اعلميت ايشان را تاييد كردند و امضاي وي پاي تمامي اعلاميه هاي حمايت از امام و مخالفت با رژيم ستمشاهي ديده مي شود و طي سالهاي بعد از پيروزي انقلاب بيشترين تلاش را براي اثبات حقانيت نظام جمهوري اسلامي ايران داشته اند تا آنجا كه مباحث علمي ايشان درباره «جمهوريت» به عنوان بهترين مدل براي حكومت اسلامي هنوز هم از دقيق ترين، علمي ترين و مستندترين آثار مورد مراجعه در حوزه هاي علميه و دانشگاههاست و...
حالا نوبت آقاي محتشمي است كه بفرمايند كدام يك از دوستان هم حزب و گروه ايشان در مخالفت با دكترين انحرافي «جدايي دين از سياست» و افشاي اين تز استعماري، -با عرض پوزش- به گرد پاي آقاي مصباح مي رسند؟ سوابق آيت الله مصباح در اين زمينه به گواهي اسناد موجود كاملاً روشن است، اما اگر آقاي محتشمي و دوستان هم حزب و گروه ايشان فقط اندكي از اين سوابق درخشان را در كارنامه خود دارند، بفرمايند ارائه كنند... و متاسفانه ندارند...
3- آقاي محتشمي ظاهراً فراموش كرده اند كه طي 8سال گذشته چگونه با تمام توان- و البته ناخواسته و از روي خامي و كم اطلاعي- در خدمت انجمن حجتيه و دشمنان تابلودار امام راحل(ره) بوده اند؟ آقاي محتشمي نبايد از اين سخن حق برآشوبند، چرا كه اين سخن مانند ادعاي ايشان عليه آيت الله مصباح، بي اساس نيست و با مستندات و دلايل غيرقابل انكاري همراه است.
بايد از آقاي محتشمي پور سؤال شود نظرشان درباره اين ادعاها كه درپي خواهد آمد چيست؟!
«وظيفه دين و دينداران حكومت كردن نيست!»، «اسلام روشي براي حكومت كردن ندارد!»، «حكومت ديني مانع رشد علمي مردم و پيشرفت جامعه است!»، «نظام اسلامي نيز مانند سلطنت مطلقه محمدرضا شاهي است و با اصلاحات و مدرنيته منافات دارد!»، «تركيب جمهوري اسلامي يك تركيب التقاطي است و نبايد در دام اين تفكر التقاطي افتاد!»، «تفكر شيعه موجب انحطاط مملكت ما و مانع دموكراسي است!»، «حكومت بايد از حيث ايدئولوژي خنثي باشد!»، «قوانين اسلامي متعلق به 14 قرن قبل است و جوابگوي جامعه امروزي نيست!»، «انقلاب اسلامي ايران شبيه استبداد قجري است!» و...
آيا جناب محتشمي فراموش كرده اند «نظرات» شرم آور فوق را كه فقط مشتي از خروارها و اندكي از بسيارهاست طي 8 سال گذشته از طريق مطبوعات تحت حمايت جناح خويش در جامعه تبليغ كرده اند؟ اگر فراموش كرده اند- كه نكرده اند- يك بار ديگر به اين اسناد مراجعه كنند تا خود اعتراف بفرمايند آنچه جناح ائتلافي ايشان طي 8 سال حاكميت خود عليه اسلام، انقلاب، امام و جمهوري اسلامي گفته اند و نوشته اند، پدر جد انجمن حجتيه هم جرات بيان آن را نداشته است. آيا غير از اين است؟!
فعاليت هاي تخريبي هم جبهه اي هاي سياسي آقاي محتشمي عليه نظام اسلامي و تلاش براي ترويج جدايي دين از سياست، پنهان نبود كه آقاي محتشمي و دوستان ايشان توان انكار آن را داشته باشند، بنابراين سؤال اين است كه اگر آقايان طرفدار انجمن حجتيه نبوده اند چرا در مقابل اين همه پلشتي و دشمني با اسلام و امام و نظام كمترين اعتراضي نكرده اند؟! مگر در برابر چشم ها و گوش هاي آنان دوستان هم حزب و گروهشان اعلام نكردند كه راه امام بايد به موزه تاريخ سپرده شود؟! مگر آشكارا نگفتند و ننوشتند كه شهادت امام حسين (ع) نتيجه خشونت طلبي جدش- رسول خدا (ص)- در صدر اسلام بوده است. چرا آقايان نه فقط كمترين اعتراضي نكردند، بلكه نشستند و برخاستند و مصاحبه و سخنراني كردند و از آنان آشكارا حمايت فرمودند؟! گفتني است كه در همان حال آيت الله مصباح سلسله مباحث نظر سياسي اسلام را در نماز جمعه مطرح مي كردند و از سوي جبهه ياد شده و راديوهاي بيگانه بيشترين ناسزاها را متحمل مي شدند.
4- آقاي محتشمي پور در سخنان خود به جبهه اصلاحات نيز اعتراض كرده و گفته است «ما در جمع اصلاح طلبان فرقه اي داشتيم كه معادل آن فرقه مصباحيه محسوب مي شود كه آنها مخالف جمهوريت نظام هستند همانطور كه مردم از فرقه مصباحيه كه آنان را در خدمت اهداف خود قرار داده است منزجرند با اين تفكر در جبهه اصلاحات هم مخالفند زيرا انديشه هاي اسلامي در عمق جان مردم است و نمي توان مردم را از باورهاي خود جدا ساخت...»
اگرچه هنوز هم آقاي محتشمي- همانگونه كه ملاحظه مي شود- در انتقاد از اصلاح طلباني كه به دشمني با اسلام و نظام برخاسته بودند با كنايه و محافظه كارانه سخن مي گويد ولي مي پذيريم كه به آنها انتقاد كرده است و اين انتقاد را قابل تقدير مي دانيم اما سؤال اين است كه حالا چرا؟!
چرا در آن هنگامه كه دوستان هم جناح ايشان عليه اسلام و امام و نظام آنگونه وقيحانه و آشكار تاخت و تاز مي كردند، ساكت بوديد؟! سكوت 8 ساله آقاي محتشمي در آن هنگام و انتقاد محافظه كارانه ايشان در حال حاضر، اين توهم را دامن مي زند كه آقاي محتشمي آن گاه كه هم حزبي ها و هم جبهه اي هاي خودرا در قدرت مي ديد، حمايت از امام و انقلاب را به مصلحت نمي ديد و در مقايسه ميان دفاع از امام و انقلاب و اعتراض به دوستان هم حزبي، دومي را ترجيح مي داد و اما، اكنون كه بساط قدرت آنان برچيده شده است اعتراض به پلشتي و نظرات شرم آور آنها را خالي از اشكال و بي خطر مي دانند!!... انشاءالله اينگونه نباشد و آقاي محتشمي واقعا از همراهي 8 ساله خود با آن جماعت پشيمان شده باشد ولي در هر دو حالت نتيجه يكسان است و آن، اين كه وي و برخي از دوستانشان طي 8 سال گذشته- ناخودآگاه- آب به آسياب دشمنان اسلام و امام ريخته اند و اكنون به جاي عذرخواهي از مردم و امام، ياران حضرت امام (ره) را به باد تهمت و افتراء مي گيرند.
5- نگارنده ترديدي ندارد كه آقاي محتشمي پور از دلسوزان اسلام و انقلاب است ولي كم نبوده و نيستند افراد دلسوزي كه به هر علت- از جمله بي تدبيري و نداشتن شناخت و مطالعه لازم- ناخواسته به دام دشمنان افتاده اند. آقاي محتشمي از يك سو به انجمن حجتيه مي تازند و در همان حال دانشمندي را كه امان انجمن حجتيه و دشمنان امام و انقلاب را بريده است به باد تهمت و افتراء مي گيرند اين تناقض تنها مي تواند از دو احتمال زير ريشه گرفته باشد.
اول؛ كم اطلاعي و عدم شناخت ديني و سياسي آقاي محتشمي كه باعث شده انجمن حجتيه و حاميان بيروني اين گروه انحرافي از وي براي انتقام از آيت الله مصباح سوءاستفاده كنند. و دوم؛ اين كه آقاي محتشمي- خداي نخواسته- به انجمن حجتيه دلبستگي داشته باشد!!... به يقين حالت دوم مردود است و حالت اول قابل قبول به نظر مي رسد، اگرچه تاسف آور نيز هست.
6- آقاي محتشمي از آيت الله مصباح و شاگردان ايشان به عنوان يك «فرقه»! ياد كرده اند و باز هم مثل هميشه توضيح نداده اند كه چرا؟! زيرا «فرقه» به گروهي اطلاق مي شود كه در مباني يك دين يا مذهب از پيروان آن دين و مذهب فاصله گرفته و عقيده اي متفاوت با آنان داشته باشند. بنابراين بايد پرسيد؛ آيا آيت الله مصباح كه به گواهي اسناد و آثار غيرقابل انكار بيش از 50 سال از عمر خويش را در تبيين علمي و فقهي اسلام ناب محمدي (ص) صرف كرده اند- هرچند برخي سلايق سياسي قابل نقد داشته باشند- يك فرقه محسوب مي شوند يا كساني كه حداقل طي 8 سال در يك جبهه با دشمنان اسلام و انقلاب و امام همراه بوده و در مقابل ياوه گويي هاي آنان دم برنياورده اند؟!
7- و بالاخره، اين رشته اگرچه سر دراز دارد و گفتني هاي فراوان ديگري هست كه ناگفته مانده است ولي بايد از آقاي محتشمي پور و دوستان ايشان خواست مراقب فريب دشمنان تابلودار اسلام و امام (ره) باشند و به بهانه اختلاف سليقه هاي سياسي، مورد سوءاستفاده آنان قرار نگيرند... و بايد از زبان سعدي به آنان گفت؛
به قول دشمن ،پيمان دوست بگسستي
ببين كه از كه بريدي و با كه پيوستي؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وقتي اين جانب از مطالعه ي مقاله ي (مجرم كيست؟ اين احكام از كجا صادر شده است؟) فارغ شدم، در نخستين وهله تصور كردم كه اين نوشته بخشي از هزاران بيانيه، اطلاعيه، شب نامه، مقالات و سخنراني هاي منافقين، ضد انقلاب خارج نشين و دشمنان تابلودار روحانيت است كه در استمرار دشمني كينه توزانه يشان به رشته ي تحرير در آمده است.ولي به زودي با مشاهده ي نام نويسنده متوجه شدم كه نه تنها چنين نيست، بلكه نويسنده ي اين مقاله كسي جز خانم فاطمه ي رجبي همسر دكتر الهام سخنگوي دولت و دختر استاد علي دواني نيست. خانم رجبي كه اينك داعيه دار بي چون و چراي اصولگرايي شده است، دير هنگامي است كه به بهانه هاي مختلف روحانيت طراز اول نظام اسلامي را در مظان اتهام نشانده و هم سو با طراحان انزواي روحانيت طي طريق مي كند. به راستي او كه همواره ازعشيره گرايي روحانيت حاكم مي نالد، مي توانست همين نوشته را بدون ارتباطات عشيره اي منتشر نمايد؟ و هرگونه توهين و افترايي را به ساحت عزيزان انقلاب روا دارد؟ روزگار غريبي شده است، كسي كه سنگ ولايت فقيه را به سينه مي زند و فريادهاي دفاع از روحانيتش، گوش فلك را كركرده است، جسارت هايي را به روحانيت مي كند كه مدعيان روحانيت ستيزي نيز چنين بي پروا مديريت روحانيت را به چالش نمي كشند. آيا شكوه هاي خانم رجبي و هم فكران ايشان از دادگاه ويژه با مواضع آقاي منتظري در بعد از دستگيري سيد مهدي هاشمي و سيد هادي هاشمي توسط دادگاه ويژه تفاوتي دارد؟ به راستي چه شده است كه وي به نمايندگي از سوي يك جريان فكري مدعي اصولگرايي و طرفداري از ولايت فقيه، به احكام صادره از سوي يك مرجع قانوني در نظام اسلامي تمكين نمي كند؟ و يا آن ديگري در قامت استاد حوزه و عضو جامعه ي مدرسين به ملاقات مجرم مي رود. آيا ايشان تنها تا زماني حامي دادگاه ويژه هستند كه در آن امثال آقايان سيد مهدي هاشمي، عبدالله نوري،  اشكوري و ... محاكمه شوند؟ اگر چنين هست كه بايد گفت، خانم رجبي و هم فكران ايشان به بيماري مدعيان اصلاحات دچار شده اند.بند بند نوشته ي تحليلي خانم رجبي در باره ي حاكميت شانزده سال گذشته، بخصوص دوران مديريت آقاي هاشمي با نظرات صريح رهبر معظم انقلاب اسلامي منافات دارد كه وي مي توانست با مراجعه به بيانات معظم له از آراي ايشان مطلع شود. ولي گويا نيازي به اين مطالعه نديده است و  اين در حالي است كه وي با عنوان دفاع از ولايت اين گونه گستاخي مي نمايد. ديروز با نام آزادي، آزادي حقيقي را كه اسلام تنها منادي آن است، به مسلخ مي بردند و امروز گويا قرار است با نام اصولگرايي، اصولگرايي حقيقي را كه مقام معظم رهبري معرف آن است را از ميان بردارند. اگر اصولگرايي آن چيزي است كه از قلم امثال خانم رجبي ها مي تراود، ما به آن كافريم و اگر اصولگرايي آن حقيقت مشعشعي است كه عزيز دل انقلاب آن را تعريف مي كند، ما سر و جان در راه آن خواهيم باخت. ديروز تندروهاي اصلاح طلب، درخت اصلاحات را قبل از جوانه زدن خشكاندند و امروز گويا تندروهاي اصولگرايي در صدد زمينه سازي تجربه ي آنها هستند.اگر بنا بر فرمايش معصوم (ع) انصاف نصف دين باشد، اينجانب از خانم رجبي مي پرسم كه به راستي جايگاه انصاف در نوشته هاي حضرتعالي كجاست؟ اگر شما به راستي براي انجام وظيفه شرعي و جلب رضايت الهي قلم بر كاغذ مي رانيد، لاجرم بايد خود را لااقل با ولي امر مسلمين هماهنگ نماييد كه ما اين هم سويي را در حضرتعالي نمي بينيم.
والسلام  
* مهدي شاهي لو

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

يكي از معاونان وزير بهداشت (منظورمان آن معاوني كه هر روز در يكي از شبكه‌هاي سيما ظاهر مي‌شود نيست، استثنائا يك معاون ديگري مراد است!) بله... يكي از معاونان وزارت بهداشت يك خبر خوشي داده كه پيشنهاد مي‌كنيم اگر مبتلا به فشار خون يا بيماري قلبي هستيد، اين خبر را نخوانيد. ايشان خبر داده كه وزارت بهداشت با برخي از عاملان توزيع داروي قاچاق در تهران برخورد كرده است. در اينجا ممكن است ذهن شما به سمت ناصرخسرو و داروفروش‌هاي آنجا برود و به ياد بياوريد كه چندي پيش، نيروي انتظامي با آنان برخورد كرده بود اما نكته كليدي در خبر جالبي است كه ايشان اعلام كرده و آن اين است كه «90 درصد داروخانه‌هاي تهران داروي قاچاق توزيع مي‌كردند». (بخوان مي‌كنند!)عرض نكردم اگر فشار خون يا ناراحتي قلبي داريد اين خبر را نخوانيد. حرف كه گوش نمي‌كنيد، حالا بفرماييد برويد بازار سياه داروي قاچاق تهيه كنيد تا تنبيه شويد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

افت چشمگير مقبوليت دكتر احمد توكلي در مجلس هفتم و اصولگرايان، نشان مي‌دهد كه بي‌ثباتي و فراز و نشيب سياسي، حتي چهره‌هايي را كه بيشترين سابقه سياسي و ارتباطات رسانه‌اي را نيز دارند، مصون نخواهد گذارد.يكي از اعضاي فراكسيون اصولگرايان مجلس، ضمن بيان اين مطلب اظهار داشت: دكتر توكلي كه در ابتداي تشكيل مجلس هفتم، از گزينه‌هاي جدي براي رياست مجلس هفتم و از بانفوذترين چهره‌ها در مجلس بود، به دليل عملكرد پرفراز و نشيب سياسي و مواضع خاص خود، دچار افت مقبوليت شديدي در ميان نمايندگان شده است، به گونه‌اي كه در انتخاب كميسيون ويژه نظارت بر اجراي اصل 44، با توجه به تخصص ايشان در حوزه اقتصاد، با رأي پايين به عضويت كميسيون برگزيده شد.اين نماينده مجلس گفت: همچنين رد تعدادي از طرح‌ها و لوايحي كه دكتر توكلي حامي جدي آن بود، نشان مي‌دهد كه نفوذ ايشان نسبت به دو سال گذشته، كاهش چشمگيري يافته است.وي برخي موضعگيري‌هاي دكتر توكلي در انتخابات رياست‌جمهوري، هنگام رأي اعتماد وزرا و همچنين مواضع غيرمنتظره وي در حمايت از برخورد دولت با مطبوعات را كه مغاير با نظر اكثريت نمايندگان در مجلس بود، از جمله دلايل افت مقبوليت دكتر توكلي دانست.وي ادامه داد: به نظر مي‌رسد دكتر توكلي نيز خود متوجه اين امر شده باشد و راه‌اندازي سايت و رايزني‌هاي گسترده با دولت براي انتخابات شوراها، از جمله اقدامات وي براي جبران اين مسئله است كه ظاهرا با توفيق جدي همراه نبوده و رئيس‌جمهور از پيشنهاد وي و نايب رئيس مجلس استقبال نكرده است.اين نماينده در پايان گفت: به نظر مي‌رسد ميان دكتر توكلي و چند نماينده هميشه همراه وي با اكثريت نمايندگان مجلس، شكاف جدي به وجود آمده است كه براي جبران آن، اين چهره باسابقه سياسي كه عنوان وزارت در دولت مهندس موسوي و دو بار مقام دومي در انتخابات رياست‌جمهوري را در سابقه‌اش دارد، لازم است در عملكرد خود تجديدنظر كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شبكه تلويزيوني سي ان ان در گزارشي اعلام كرد، در ايران كسي مشتاق جنگ  نيست ولي با بالا گرفتن تهديد ها بر سر برنامه هسته اي اين كشور مردم  ايران خود را آماده همه چيز مي كنند.
این شبكه تلويزيوني در ادامه گزارش خود افزود: درحالي كه محمود احمدي نژاد رئيس  جمهوري ايران اين كشور را با سياست خارجي خصمانه خود اداره مي كند، اکثر ايرانيان از وي حمايت می کنند. در حال حاضر ديپلمات ها پاسخ بيست و چهار صفحه اي ايران را كه برنامه هسته اي اين كشور را شرح مي دهد، بررسي مي كنند. در حالي كه اين گزارش زمينه را براي گفتگوهاي آينده باز مي كند، ولي  آمريكا مي گويد در اين اسناد به آنچه امريكا اميدوار بود پاسخ داده شود،  اشاره اي نشده است و از ديگر سو زمان هم در حال به سر آمدن است. شوراي  امنيت تا چند روز اينده از ايران درباره درخواست خود پاسخ خواهد خواست و  با گذشت هر روز اين نگراني تشديد مي شود كه ايران در تلاش براي ساختن  سلاح اتمي است ولي اين روز ها براي مردم ايران متفاوت است.در ادامه گزارش سي ان ان «انيش رامان» گزارشگر اين شبكه كه در تهران به سر  مي برد در حالي كه تصاويري از سخنراني احمدي نژاد پخش مي شد، گفت: در  ايران همه چيز ظاهرا بر وفق مراد دولت ايران است و جنگ يك ماهه حزب الله كه مورد حمايت ايران است با اسرائيل با پا بر جا ماندن حزب الله لبنان پايان گرفت و ايران هم در اين ميان ادعاي پيروزي را به ميان آورد.سي ان ان در ادامه گزارش خود در حالي كه بخشي از اظهارات احمدي نژاد  در انتقاد از امريكا و انگليس را پخش مي كرد، ادامه داد، اين اظهارات بخشي ديگر از اقداماتي است كه براي تحريك خشم مسلمانان از امريكا صورت مي گيرد. خشمي كه اكنون مي توان آن را در تظاهرات اندونزي و مالزي و پاكستان و عراق و ايران و كشورهاي ديگر ديد.
سي ان ان ادامه داد، در اين ميان فقط يك صدا بلندتر به گوش مي رسد و آن  صداي احمدي نژاد است كه پيشتر هم خواهان محو اسرائيل از صحنه روز گار  شده بود و شگفت آور هم نبود كه ايران چند روزي مانده به زمان ارائه پاسخ هسته اي خود حركاتي را نشان داد كه از عدم قبول اين بسته حكايت داشت و به جاي آن خواهان گفتگوهاي جديد براي حل و فصل آنچه تا كنون حل نشدني مي نمايد شده است و اين نوعي ديگر از گردنكشي است و قدرت منطقه اي جديد در حال به رخ كشيدن قدرت خويش است.سي ان ان افزود: ولي گردنكشي هزينه هم دارد و در حالي كه در سازمان ملل  بحث تحريم مطرح مي شود مردم ايران هم نظراتي متفاوت دارند.
سي ان ان در حاليكه تصاويري از تهران را پخش مي كند ادامه مي دهد: براي  بسياري از ايرانيان مسئله فعاليت هاي هسته اي مسئله غرور ملي است و در  ميان مردم اين كشور به ويژه جنوب شهر تهران نشاني از ضعف و پس كشيدن در  برابر غرب به چشم نمي خورد و مردم اين مناطق معتقدند دولتشان بايد در  اين باره مقاومت كند و اگر تصميمي اين چنيني گرفت، مردم ايران از دولت  ايران حمايت مي كنند و نگران تحريم نيستند.سي ان ان ادامه مي دهد ولي زماني كه سري به شمال شهر تهران مي زنيم كه  محل زندگي افرادي متمولتر و مرفه تر است نگراني ها به چشم مي خورد.  پژمان بيست و نه ساله مي گويد: مردم بسيار نگران هستند و مردم در  دانشگاه خانه و محل كار در اين باره بسيار نگران هستند و اين مسئله  بسيار مشهود است.سي ان ان ادامه مي دهد: براي هم نسلان پژمان تحريم اقتصادي زندگي را از  انچه هست دشوار تر خواهد كرد ولي به باور بسياري از مردم ايران كشورشان مي تواند زير بار تحريم قد راست كند، اما اين دورنماي رويارويي نظامي است كه نگران كننده است.سي ان ان در حالي كه تصاويري از مانور ضربت ذوالفقار پخش مي شد، ادامه داد: اين هفته ايران رزمايشي بسيار گسترده را برگزار كرد كه در بيش از  نيمي از استان هاي اين كشور در حال اجراست و گمان مي رود كه تا چند هفته آينده هم ادامه يابد و نشان از دكترين جديد نظامي ايران دارد. ولي نگراني عمده ايران و هدف از رزمايش هاي اين چنيني آماده شدن براي رويارويي با حمله هوايي غرب به تاسيسات اتمي است كه ممكن است ايران را به مقابله گسترده تر نظامي سوق دهد ولي برخي از مردم ايران نگراني از رويارويي نظامي را بي فايده مي دانند.سي ان ان ادامه داد: در ايران كسي مايل به جنگ نيست ولي در حالي كه دولت ايران بيش از پيش در خصوص مسئله هسته اي گردنكشي مي كند مردم خود  را آماده همه چيز مي كنند و در حالي كه اين منازعه ادامه دارد به نظر مي رسد برخي مسائل از جمله حقوق بشر مورد غفلت قرار گرفته باشد، شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل درباره دستگيري گروهي از همكاران خود و تلاش دولت ايران براي متوقف كردن تلاش هاي وي ابراز نگراني كرده بود.گزارشگر سی ان ان در انتها خاطر نشان می کند: دلايل زيادي وجود دارد كه دولت ايران نمي خواهد غني سازي اورانيوم را متوقف كند چرا كه معتقد است بهره گيري از انرژي هسته اي حق اين كشور است و اكنون ايرانيان منتظرند تا ببينند دولت آنها چه حركتي انجام مي دهد

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 حسن عباسی طی سخنانی در دانشگاه کرج گفت: چندی پیش در یکی از نشریات زرد می خوانم که برترین گلزن تاریخ ایران (علی دایی) که در دوره قبلی ریاست جمهوری از دست رییس جمهور نشانه درجه یک شجاعت گرفته بود ، در گفت و گو با این نشریه گفته بود،، بنز سوار می شوم، در 36 سالگی ازدواج کرده ام، در هامبورگ خانه دارم، در لاس وگاس هم دارم!
وی که از او با عنوان "استاد دانشگاه" یاد می شود، ادامه داد: این آقا، آخرش هم گفت که بسیار خوشحالم که از محبوبترین چهره سیاسی در زمان گفت و گو و تفاهم تمدنها جایزه گرفتم.این اظهارات وی دقیقاً زمانی بودکه مردم رای داده بودند به رییس سجمهوری که یک پژو درب و داغان دارد.عباسی اضافه کرد: این که این آقا در لاس وگاس و در کانون قمارخانه های دنیا خانه دارد و بسیار پول دار است به ما هیچ ربطی ندارد اما اگر قرار باشد عذابی نازل شود، اول در این شهر می آید،."تروخدا ببینید چنین آدمی می شود قهرمان یک حکومت دینی، قهرمان حکومت دینی استراحتش در بیت شیطان است، یکی بیاید اینها را بیدار کند از خواب، من واقعا متسم برای حکومت دینی"وی تصریح کرد: این خیلی فاجعه است، قهرمان قهرمانان حکومت دینی چنین افرادی باشند، قهرمان شجاعت را به فرماندهان جنگ ندادندولی این آقا می شود قهرمان قهرمانان.این آقا وقتی در بازیهای ملی در جام جهانی شکست خورد، تره برای طرفدارانش هم خرد نکرد و یک راست راهی لاس و گاس شد.
"بدبخت کسی برای آبی قرمز، تو سر خود می زنند.یک مشت ادم بی سواد در حاال اداره ی این باشگاهها هستند."وی با اشاره به این که «به کشور ما رحم شد که تیم ملی به ردهای بالای جام جهانی صعود نکرد»، گفت: پول ملت را درگلوی این فوتبالیست ها و قهرمانان پوشالی می ریزند تا قهرمان شوند، حماقت از این بالاتر ؟!عباسی در مورد خود گفت: یک رزمی کار، چترباز، قایقران و کوماندو  هستم و حتی الان هم از خیلی جوانان بیشتر انرژی دارم اما ورزش فوتبال آفت جامعه دینی است.عباسی گفت: برید فیلم " کدام پیروزی استقلال" ده نمکی را ببینید، بچه چند ساله با دمپایی پاره خودش را جر می دهد، و می گوید سلط علی ....وی همچنین گفت: ملت بدبخت برزیل باید بدود دنبال پله، ملت بدبخت آرژانین باید بدود به بدنبال ماردونای قاچاقچی. عباسی گفت: بیش از 20 سال پیش، در عروسی مارادونایی که قبل از ازدواج صاحب 2 فرزند شده بود، است رییس جمهورهای کشورهای مختلف شرکت کرده بودند، یعنی در عروسی یک زنا کار شرکت کرده بودند ! حتی بی بی سی در زمان بچه دار شدن بکهام، تمام بخش هایش را تعطیل کرد و وضعیت بچه ی بکهام رو با التهاب به گوش جهانیان می رساند.وی در مورد بازیهای جام جهانی و حرکت زیدان که منجر به اخراجش از بازی فینال جام جهانی شد، گفت: این ادم کثیف بی اخلاق پلید مسلمان نما که سالی 58 میلیون دلار پول می گیرد، فقط هنرش این است که 90 دقیقه در زمین خوب بازی می کند.عباسی در پایان گفت: من بارها حرکت زیدان را در تلوزیون دیدم، زیدان عین یک گاو، به سینه بازیکن مقابل رفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

-كلمه‌ آرماگدون‌ از كلمه‌ «مگيدو» (مجدّو) كه‌ شهر مهمي‌ در فلسطين‌ قديم‌ بود ريشه‌ گرفته‌ است‌. بسياري‌ از محققان‌ فكر مي‌كنند كه‌ آرماگدون‌ از «هرمجدون‌» به‌ معني‌ «تپه‌ مجدّو» گرفته‌ شده‌ باشد. اين‌ ناحيه‌ تاريخي‌ غني‌ دارد. حفاري‌هاي‌ انجام‌ شده‌، بيست‌ دوره‌ اشغال‌، از تاريخ‌ چهار هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد تا چهار صد و پنجاه‌ سال‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ (ع‌) را نشان‌ مي‌دهد. «مجدّو» در 18 مايلي‌ «بندر حيفا» در اسراييل‌ شمالي‌ و 55 مايلي‌ شمال‌ بيت‌ المقدس‌ واقع‌ است‌
2- چه‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ يوحنا به‌ آرماگدون‌ اشاره‌ شده‌ امّا چيزي‌ در باره‌ اينكه‌ نيروهاي‌ نظامي‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ در منطقه‌ به‌ يكديگر حمله‌ مي‌كنند بيان‌ نگرديده‌ است‌. ليكن‌ ذكر شده‌ كه‌ اين‌ نيروها در دشت‌ مگيدو جمع‌ شده‌ و از اين‌ منطقه‌ هموار و وسيع‌ به‌ عنوان‌ پهنه‌اي‌ جهت‌ آماده‌ شدن‌ براي‌ حمله‌ بزرگ‌ استفاده‌ مي‌كنند
3- از كتاب مقدس چنين برداشت مي شود كه نيروهاي خير و شر در اين منطقه باهم رو در رو خواهند شد و در نهايت حضرت عيسي (ع) پيروز و صلح و صفا را به ياري خداوند.در دنياحاكم خواهد كرد.
4- در عقايد صهيونيسم مسيحي اين عقيده رايج است كه هر ملتي عليه يهود باشد دشمن خداست و نيروهاي شر آرماگدون را تشكيل خواهند داد. ولي حقيقت اين است كه بطلان اين عقيده آنقدر آشكار است كه جاي بحث ندارد. به عبارات زير نگاه كنيد:
قوم يهود در زمان خود حضرت موسي (ع) نيز همواره با بهانه گيريهاي متعدد از اطاعت خداوند منحرف مي َشدند و در قرآن كريم به كرات به اين موضوع اشاره شده است.
اولين كساني كه رو در روي حضرت عيسي (ع) ايستادندقوم يهود بودند اگر چه مي دانستند اين پيامبر ظهور خواهد كرد. اگر چه در كتاب مقدس به ظهور خاتم الانبيا(ص) اشاره شده بودولي با ظهور ايشان ايمان نياوردندچرا كه انتظار داشتند آخرين پيامبر از يهود باشدوهمچون زمان حضرت موسي (ع)آنفدر عهد شكني كردند كه منجر به جنگهاي همچون غزوه بني نضير، خيبر شدند.
با توجه به مطالب فوق آشكار است چه كسي دشمن خداست. آيا خدا امر نكرد كه از مسيح (س) پيروي كنند؟ آيا خدا دستور نداد از محمد رسول الله (ص) اطاعت كنند؟
واضح است كه اين قوم دشمن خداست و روزي خواهد رسيد كه در مقابل منجي عالم بشريت (عج) و حضرت مسيح (س) خواهند ايستاد همچنانكه قبلا ايستادند. 
 
3 آرماگدون" كلمه‌ آرماگدون‌ از كلمه‌ «مگيدو» (مجدّو) كه‌ شهر مهمي‌ در فلسطين‌ قديم‌ بود ريشه‌ گرفته‌ است‌. بسياري‌ از محققان‌ در فكرندكه‌آرماگدون‌«هرمجدون‌» بمعني‌ «تپه‌ مجدّو» گرفته‌ شده‌ باشد. اين‌ ناحيه‌ تاريخي‌ غني‌ دارد. حفاري‌هاي‌ انجام‌ شده‌، بيست‌ دوره‌ اشغال‌، از تاريخ‌ چهارهزار سال‌ قبل‌ از ميلاد تا چهار صد و پنجاه‌ سال‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ (ع‌) را نشان‌ مي‌دهد. «مجدّو» در 18 مايلي‌ «بندر حيفا» در اسراييل‌ شمالي‌ و 55 مايلي‌ شمال‌ بيت‌ المقدس‌ واقع‌ است‌چه‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ يوحنا به‌ آرماگدون‌ اشاره‌ شده‌ امّا چيزي‌ در باره‌ اينكه‌ نيروهاي‌ نظامي‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ در منطقه‌ به‌ يكديگر حمله‌ مي‌كنند بيان‌ نگرديده‌ است‌. ليكن‌ ذكر شده‌ كه‌ اين‌ نيروها در دشت‌ مگيدو جمع‌ شده‌ و از اين‌ منطقه‌ هموار و وسيع‌ به‌ عنوان‌ پهنه‌اي‌ جهت‌ آماده‌ شدن‌ براي‌ حمله‌ بزرگ‌ استفاده‌ مي‌كنند  از كتاب مقدس چنين برداشت مي شود كه نيروهاي خير و شر در اين منطقه باهم رو در رو خواهند شد و در نهايت حضرت عيسي (ع) پيروز و صلح و صفا را به ياري خداونددر دنياحاكم خواهد كرد. در عقايد صهيونيسم مسيحي اين عقيده رايج است كه هر ملتي عليه يهود باشد دشمن خداست و نيروهاي شر آرماگدون را تشكيل خواهند داد. ولي حقيقت اين است كه بطلان اين عقيده آنقدر آشكار است كه جاي بحث ندارد. به عبارات زير نگاه كنيد:  قوم يهود در زمان خود حضرت موسي (ع) نيز همواره با بهانه گيريهاي متعدد از اطاعت خداوند منحرف مي َشدند و در قرآن كريم به كرات به اين موضوع اشاره شده است. -اولين كساني كه رو در روي حضرت عيسي (ع) ايستادندقوم يهود بودند اگر چه مي دانستند اين پيامبر ظهور خواهد كرد. اگر چه در كتاب مقدس به ظهور خاتم الانبيا(ص) اشاره شده بودولي با ظهور ايشان ايمان نياوردندچرا كه انتظار داشتند آخرين پيامبر از يهود باشدوهمچون زمان حضرت موسي (ع)آنفدر عهد شكني كردند كه منجر به جنگهاي همچون غزوه بني نضير، خيبر شدند.
با توجه به مطالب فوق آشكار است چه كسي دشمن خداست. آيا خدا امر نكرد كه از مسيح (س) پيروي كنند؟ آيا خدا دستور نداد از محمد رسول الله (ص) اطاعت
كنند؟ واضح است كه اين قوم دشمن خداست و روزي خواهد رسيد كه در مقابل منجي عالم بشريت (عج) و حضرت مسيح (س) خواهند ايستاد همچنانكه قبلا ايستادند. 

منبع:www.al-shia.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

هفته جاری جشن تولد یك سالگی دولت است. در این هفته رئیس جمهور بر شتاب سفر به شهرستان ها می افزاید، وزرا در برگزاری كنفرانس های مطبوعاتی از هم سبقت می گیرند و روابط عمومی دستگاه های دولتی به رقابت بر سر نشر و ارائه گزارش عملكرد یك ساله خود برمی خیزند. پارسال در چنین روز هایی ششمین رئیس جمهور كابینه را بست و با شعار عدالت گستری، تعالی و مهرورزی قدرت را به دست گرفت. محمود احمدی نژاد در برابر رقیبی كه نماد همه نظم موجود بود، ۱۷ میلیون رای از مردم گرفت. نفی ۱۶ سال گذشته نه از سفرهای استانی دولت كه بیست ماه پیش و از زمان دور خیز برای شركت در انتخابات نهم آغاز شده بود. احمدی نژاد در مقام صریح ترین و متفاوت ترین كاندیدا با ادعای تشكیل دولت اسلامی وعده انقلاب دوم را داد و به پشتوانه این مدعا به دولت رسید. دولت تلاش كرد تا در اجرای ادعای خود صادقانه رفتار كند. فهرست اولیه كابینه كه در مجلس با ریزش بیست درصدی مواجه شد موید همین نیت رئیس جمهور بود. اما تناقض درونی شعار دولت انقلابی در یك سال اخیر به خوبی جلوه گر شده است. نمایش تناقضات بی نظیر تصمیم های دولت نمایشگر تضاد ذاتی قرار گرفتن راس انقلابی بر بدنه بوروكرات تكنوكرات قوه مجریه است. چه آنچه از آن در تحلیل های گروه حاكم به عنوان ۱۶ سال گذشته و دولت های قبلی یاد می شود چیزی جز بدنه كارشناسی دولت نیست. تغییرات سریع و بنیادی در «ستاد» وزارتخانه ها به آسانی به قلب محتوای «صف» نخواهد انجامید. چهار برنامه توسعه و چشم انداز ۲۰ ساله كشور در چهار دولت با تركیب و ایده های متفاوت و بعضا متعارض نوشته شد. گرچه تدوین كنندگان برنامه چهارم همان منتقدان جدی برنامه های اول و دوم و تعدیل ساختاری اقتصاد بودند اما محصول و خروجی سازمان برنامه در همه ادوار مشابه و با استخوان بندی یكسان بود. پیش نویس چشم انداز نیز كه از سوی سازمان مدیریت خاتمی تقدیم رهبر انقلاب شد، مضمونی سازگار با متون برنامه ها داشت. به همین اعتبار ساختار بودجه های دولت نهم هم تفاوت معنی داری با ادوار گذشته نخواهد كرد. تخصیص اعتبارات محدود و چاره اندیشی برای منابع وعده های سخاوتمندانه رئیس جمهور به اقشار و اقوام مختلف پرسشی است كه اصولگرا و اصلاح طلب نشناخته و به چوب اقتصاد هر دو را می نوازد. سازمان مدیریت و برنامه ریزی در مقام هسته مركزی توزیع منابع سریع تر از دیگر دستگاه ها روسای آرمان گرا را با واقعیت های آماری آشنا می سازد و دیرتر از سایر وزارتخانه ها به تحركات و انقلابی تن می دهد. چنین است كه در سازمان برنامه احمدی نژاد هم تمامی معاونین و مدیران كل كلیدی از رسته مدیران ارشد دولتین خاتمی و هاشمی برگزیده یا ابقا شدند. شكاف بدنه كارشناسی و راس انقلابی در همه اجزای دولت به سود طرف اول در حال حل است. انبوه تصمیمات دولت كه با اصرار وزیر یا رئیس جمهور به بدنه تزریق شده و در میان مدت با نمایان شدن آثار منفی پس گرفته شده است نمادی از همین معضل است: وزیر بازرگانی در پاییز گذشته سیمان را به سبد حمایتی بازگرداند و دولت پس از روزها بحث تصمیم قطعی به ورود این كالا به بورس فلزات تهران گرفت. این مصوبه هیات وزیران تا امروز اجرا نشده است. وزارت كار با افتخار در نقش حامی كارگران حقوق و دستمزد آنان را به شكل بی سابقه ای افزایش داد. بالا رفتن هزینه نیروی كار برای كارفرما و موج اخراج كارگران نتیجه این تصمیم را به زیان طبقه كارگر تغییر داد. وزارت كار نیمی از مصوبه را در ابتدای تابستان پس گرفت. وزارت صنایع دو ماه پیش در یك حركت ضربتی ضمن اعلام چند برابر شدن تعرفه واردات تلفن همراه با یك كنسرسیوم داخلی موافقت نامه تولید گوشی امضا كرد. وزیر اعلام كرد كه با همكاری مخابرات جلو ورود دستگاه های قاچاق را خواهد گرفت. مخابرات اجرای این طرح را سخت و پرهزینه خواند و تعرفه تلفن همراه پس از چند روز تلاطم و رشد قیمت تغییری نكرد. شورای پول و اعتبار به ریاست رئیس كل بانك مركزی به اصرار رئیس جمهور سقف نرخ سود تسهیلات بانك های دولتی، خصوصی، موسسات اعتباری و لیزینگ ها را پایین آورد. مدیران عامل بانك های دولتی و معاونین بانك مركزی دولت نهم بارها نسبت به عواقب این تصمیم هشدار داده و در ارگان های رسمی و نشریات تخصصی مخالفت خود را ابراز كردند.عدم تغییر ساعت در شش ماهه اول سال به ابتكار دولت نهم اجرا شد. رشد ۱۴ درصدی مصرف برق و بحران تولید این محصول یارانه ای دولتی صنعت برق را با چالشی جدی مواجه كرده است. بدنه كارشناسی این وزارتخانه و مركز پژوهش های مجلس مخالفت خود را با این تصمیم علنی كرده اند. وزیر هم چیزی بیش از فقدان آمار سهم عدم تغییر ساعت در رشد مصرف بر زبان نرانده است. این سیاستگزاری تك نفره در تقابل با آرای كارشناسی، تولید و مصرف انرژی را با معضل مواجه خواهد كرد.به این فهرست می توان موارد دیگری هم افزود و امیدوار بود كه دولت انقلابی در سال دوم مقابل جمع بندی های تخصصی دستگاه ها نایستد و سیاستگزاری علمی تری در پیش گیرد. می توان خوشبین بود و چون داوود دانش جعفری توجیه كرد «باید دولتی را كه زود متوجه اشتباهات می شود و روند كارها را تصحیح می كند تشویق كرد.»

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 مسئول تيم محافظان وزير دفاع، در مراجعت از همدان به شهادت رسيد.بنا بر اين گزارش، روز جمعه گذشته و در بازگشت سرتيپ محمد نجار، وزير دفاع از همدان، خودرو پيشرو محافظان وي، واژگون و دچار سانحه تصادف شد. وي براي سخنراني به مناسبت هفته دولت به اين شهر سفر كرده بود در اين حادثه فراهاني، سرتيم محافظان وزير دفاع، بر اثر جراحات وارده درگذشت و امروز مراسم تشييع پيكر وي، برگزار شد.گفتني است، برخي ديگر از محافظان وزير دفاع هم در اين حادثه مجروح شده‌اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شيوه برخورد با برخي افراد و چهره‌ها در سال‌هاي گذشته از سوي دستگاه‌هاي قضايي و امنيتي همواره از ديدگاه‌هاي مختلف و بعضا متضاد مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. صادق زيباكلام در اين نوشته محور بحث خود را بر اين نكته معطوف كرده است كه برخوردهاي قهري با برخي افراد سبب شده از آنها چهره‌‌‌اي فراتر از ظرفيت واقعي‌شان در نزد افكار عمومي داخل و خارج ساخته شود.بديهي است كه اين نوشته ديدگاه شخصي صادق زيباكلام است و اعتماد ملي آمادگي طرح ديدگاه‌‌هاي مختلف در اين زمينه را دارد. از نظام اسلامي حاكم بر ايران ظرف 27 سال گذشته، تعاريف و تعابير متفاوتي صورت گرفته، اما هيچ كس تاكنون آن را به عنوان يك نظام <قهرمان‌پرور> توصيف نكرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

متأسفانه گروهي در جامعه اسلامي درصددند تا با ترويج شايعه دستاوردهاي نظام اسلامي را مخدوش كنند و براي رسيدن به اين هدف شوم، برخي از استوانه‌هاي نظام را هدف قرار دادند و يكي از شيوه‌هاي آنها انتساب شركت تأسيسات دريايي به خانواده هاشمي رفسنجاني است. شركت مهندسي و تأسيسات دريايي (سهامي خاص) براساس اساسنامه خويش در سال 1371 براي انجام كليه كارهاي مهندسي، طراحي، ساخت و نصب، تعمير و اجراي سازه‌هاي ثابت و متحرك دريايي (با نيروي محرك يا بدون نيروي محرك) تأسيس شده است. درابتدا 51 درصد از سهام آن متعلق به شركت نفت فلات قاره ايران و 49 سهم بقيه متعلق به سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران بوده است. سهام آن اخيراً اصلاح گرديد كه طي آن سهامداران جديد اين شركت عبارتند از: صندوق بازنشستگي و پس‌انداز و رفاه كاركنان صنعت نفت، سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران و شركت ساختمان و خدمات نوساز. جاي تأسف است كه به جاي بيان دستاوردهاي عظيم اين شركت با ادعاهاي دروغ انتساب آن به اشخاص حقيقي، باعث دلسردي كاركنان زحمت‌كش اين شركت شوند كه درگرما و سرما، در جنوب و شمال كشور مشغول خدمت به نظام اسلامي مي‌باشند.
شركت مهندسي و ساخت تأسيسات دريايي ايران
مسعود سلطانپور

از آنجا كه مجتمع فرهنگي، ورزشي و خدماتي رفسنجان ـ معروف به مركز اسناد، كتابخانه و موزه رئيس جمهور هاشمي رفسنجاني ـ به پيشنهاد دانشگاهيان رفسنجان و علي‌الخصوص دانشگاه ولي‌عصر(عج) به انجام رسيده است و براي تأمين هزينه و عدم فشار به بودجه عمومي كشور نسبت به ايجاد بخش خدماتي نيز اقدام گرديده است و در نهايت بخش مهمي از آن به وسيله دانشگاه ولي‌عصر(عج) رفسنجان كه دانشگاهي دولتي است، مديريت مي‌گردد و بخش اسنادي آن زيرنظر مركز اسناد كه وابسته به وزارت ارشاد است، مديريت مي‌گردد و به دانشگاهيان و عموم مردم رفسنجان تعلق داردبا استفاده از زمين‌هاي موقوفه حاج باقري در ابتداي پارك قطب‌آباد رفسنجان بخش مهمي از نيازهاي ورزشي، خدماتي، فرهنگي رفسنجان از قبيل؛ كتاب‌خانه 150 هزار جلدي، مركز پژوهش، مركز اسناد، گالري‌هاي مربوط به كارهاي نمايشگاهي و نمايشگاه رفسنجان‌شناسي، شهدا و ايثارگران رفسنجان، آمفي‌تئاتر، مسجد، رستوران، درياچه، استخر سرپوشيده و روباز، زمين‌هاي ورزشي تنيس، واليبال، بسكتبال، استاديوم كوچك 3 هزار نفري و ... در آن ديده شده است و هم‌اكنون مورد استفاده عموم قرار دارد.
ومن‌الله التوفيق
روابط عمومي دانشگاه ولي‌عصر(عج) رفسنجان

شركت تعاوني توليدكنندگان پسته رفسنجاني 10 سال قبل از پيروزي انقلاب يعني در سال 1347 با 200 نفر عضو پا به عرصه وجود گذاشت كه هدف اصلي آن جلوگيري از ضرر و زيانهاي پسته‌كاران و به تبع آن اقتصاد كشور در زمينه پسته بوده است.
1- كليه مسايل و تصميم‌گيرهاي مربوط به اين شركت تعاوني توسط اعضاي هيأت مديره اتخاذ مي‌شود و هيأت بازرسان قانوني شركت نيز بر كليه كارهاي آنها نظارت مي‌كند. 16 نفر به عنوان اعضاي هيأت مديره انتخاب مي‌شوند.در حال حاضر نيز 74 هزار نفر سهامدار مي‌باشند كه بيش از 100 ميليارد تومان سرمايه آن مي‌باشد. اين تعاوني نه تنها تحت تأثير هيچ فرد و گروهي نيست، بلكه بر اساس نظر اعضا و دارايي‌هاي خويش در برخي از شركت‌ها سرمايه‌گذاري مي‌كند. اميد آنكه با پرهيز از سخنان غيرواقعي، نگذاريم اقتصاد ايران از مواهب خدادادي اين محصول استراتژيك محروم شود. درباره اهميت شركت تعاوني پسته رفسنجان همين بس كه از 446 هزار هكتار سطح زير كشت پسته در ايران، 80 درصد در استان كرمان و شهرستان رفسنجان قرار دارد.  و بيش از سه ميليون نفر بطور مستقيم و غيرمستقيم در امر توليد و فراوري پسته اشتغال دارند.
• شركت تعاوني توليدكنندگان پسته رفسنجان

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

عصر روز یکشنبه نمایندگان سادات مجلس صحبت‌های «مصباح یزدی» را طی جلسه‌ای بررسی خواهند کرد. چندی پیش محمد تقی مصباح ‌یزدی طی سخنانی اعلام کرده بود «تمام سادات ارزش احترام گذاشتن را ندارند». در کرویدورهای مجلس شنیده شد سادات مجلس نسبت به این صحبت‌ها اعتراض دارند و طی جلسه‌ای این مساله را بررسی خواهند کرد.«سید محمد مهدی پورفاطمی» نماینده دشتی در مجلس هفتم و از سادات مجلسگفت: «من نسبت به این صحبت‌ها اعتراض دارم. آقای مصباح برای کوبیدن یک نفر نباید تمام افراد را زیر سوال ببرد». وی اظهار داشت: «بهتر است اصول را حفظ کنیم . "سادات" اسمی است که از پیامبر اسلام برجا مانده دور از انتظار است بخاطر مقاصدمان آن را زیر پا بگذاریم». پورفاطمی تاکید کرد: «اگر کسی با آقای خاتمی مشکل دارد یا راه خود را برای رسیدن به مقاصدش می‌خواهد هموار کند نباید یک جمع را زیر سوال ببرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

دفتر هفته ‌نامه بهار زنجان مورد حمله عوامل ناشناس قرار گرفت. مهاجمان شیشه‌های ساختمان این نشریه را در نیمه‌های شب فرو ریختنددکتر رحمت‌الله بیگدلی عضو حزب اعتماد ملی و مدیرمسئول نشریه بهار زنجان می‌گوید: چندی قبل نیز عده‌ای ناشناس مرا تهدید به قتل کرده‌ بودند که اسناد و مدارک لازم را در اختیار نیروهای امنیتی و قضایی قرار داده‌ام. به گفته وی درج برخی مطالب باعث این تهاجم شبانه شده است. بیگدلی می‌گوید: پیش از این نیز گروهی نزدیک به یک طیف سیاسی وی را تهدید کرده بودند که در صورت تداوم رویکرد انتقادی نشریه به قتل خواهد رسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

خاتمی: به نام موسي (ع) سرزميني اشغال مي‌شود، به‌نام عيسي(ع) سركوب می کنند، به نام محمد (ص) ترور مي‌ کنند و به بجاي لبخند بودا، اخم حاكم مي‌شود

سيد محمد خاتمي رييس جمهوري سابق ايران، در دانشگاه سازمان ملل در توكيو، در سخناني بر حق ايران براي دستيابي به انرژي هسته‌اي و سوخت آن براي مصارف صلح آميز، تاكيد كرد. وي پس از پايان سخنراني خود، در پاسخ به يكي از سوولات مطرح شده درباره برنامه هسته‌اي ايران و احتمال انزواي آن بر اثر اين مساله، گفت: ايران به هيچ وجه خواستار ساخت سلاح اتمي نيست و نيازي نيز به اين كار ندارد. خاتمي با اشاره به استفاده گسترده كشورهاي جهان از انرژي هسته‌اي، گفت: ايران حق دارد كه اين انرژي و سوخت آن را كه مايه اصلي‌اش است، داشته باشد، دانشمندان ايراني نيز تلاش كرده‌اند كه با وجود تحريمها به اين فناوري دست يابند. وي گفت: ديگران مي‌گويند كه سوخت شما را تامين مي‌كنيم، چه اعتمادي است كه بعد از ساختن چندين نيروگاه و خرج ميلياردها دلار براي اين منظور، ديگران با اعمال سليقه‌هاي سياسي، ايران را از داشتن انرژي محروم نكنند و به هر دليلي آن را مورد تحريم قرار ندهند. وي افزود: وقتي يك كشور اروپايي تعهد دارد و حتي پيش قسط آن را گرفته است كه هواپيماي مسافربري به ايران بدهد، با توجه به پير بودن ناوگان هوايي ما و خطراتي كه جان شهروندان ما را تهديد مي‌كند، اين كار يك معامله عادي در دنيا بود و نيز جنبه انساني داشت، اما بعد از 2 ‬و ‪ ۳‬سال گفت‌ وگو، بصراحت اعلام مي‌كند كه تحت فشار آمريكا حتي به شما هواپيماي مسافربري نمي‌دهم. در اين صورت، آيا تضمين آنها براي اينكه سوخت نيروگاه‌هاي اتمي ايران كه ميلياردها دلار بايد خرج ساخت آنها بكنيم، قابل اطمينان است. وي گفت: آيا اطمينان بخشي نيست كه براي حفظ منافع ملي خودمان، بتوانيم اين سوخت را همانند ساير كشورها چون ژاپن، كانادا و جاهاي ديگر، تامين كنيم. خاتمي افزود: اگر صحبت ساخت بمب اتمي است، ايران عضو پيمان "ان پي تي" مي‌باشد، با اين كه پروتكل الحاقي را امضا نكرده است، در زمان رياست جمهوري ام اين پروتكل بطور داوطلبانه كاملا اجرا شد و ايران زير نظر آژانس بين‌المللي انرژي اتمي مي‌باشد. وي تصريح كرد: اگر نگراني از بمب هسته‌اي است، چرا ما كه هنوز فناوري هسته‌اي صلح‌آميز را يعني توليد اورانيوم ‪ ۳/۵‬درصد غني شده را كه براي سوخت كارخانه اتمي بكار مي‌رود، تكميل نكرده‌ايم، قابل اطمينان نيستم و تحت فشار قرار مي‌گيريم، اما قدرتهايي در منطقه كه صدها كلاهك هسته‌اي دارند و در سال قادر به توليد دهها بمب هسته‌اي هستند، نه‌تنها تحت فشار قرار نمي‌گيرند، بلكه مورد حمايت نيز قرار مي‌گيرند. خاتمي اضافه كرد: آنچه در دنيا ديده مي‌شود، اين منطق دوگانه است و ما واقعا بايد بسوي دنيايي برويم كه با اتكا به ‌نيروهاي خودمان و توكل به ‌خدا نيازهاي خود را رفع كنيم. وي افزود: بنابراين برنامه هسته‌اي ايران كاملا صلح‌آميز و در ابتدايي‌ترين مراحل خودش است و بدون اتكا به خارجيها و تكيه بر توان داخلي بدست آمده و حفظ خواهد شد. خاتمي اضافه كرد: در عين حال، ايران همه تلاش خود را مي‌كند كه در چارچوب ضوابط بين‌المللي، مسايل بگونه‌اي حل شود كه به سوي بحران نرود، گرچه ديگران تلاش مي‌كنند كه اين مساله عادي و ساده را به يك بحران تبديل كنند، آن هم در منطقه‌اي كه ايجاد بحران مثل ريختن بنزين بر روي آتش است. وي گفت: ما با بحرانهاي بزرگي در خاورميانه مواجه هستيم و اميدوارم كه عقل و تدبير بشري به اين نتيجه برسد كه ايجاد يك بحران ديگر در اين منطقه مستعد فراگير شدن بحران، به صلاح نيست. خاتمي افزود: مساله مي‌تواند از طريق مذاكره و منطق حل بشود، دولت ايران نيز اعلام كرده است كه در هر شرايطي و به هر صورتي آماده مذاكره مي‌باشد. رييس جمهوري سابق ايران اضافه كرد: اگر معني انزوا اين است كه چند كشور تصميم مي‌گيرند درباره يك كشور كاري را انجام بدهند، متاسفانه اين نشانه بي‌عدالتي حاكم در جهان است. وي گفت: بايد از دولت و ملتهاي فراوان پرسيد كه آيا دراين زمينه در كنار ملت ايران و حق ملت ايران هستند و يا در برابر آن مي‌باشند. من هيچ احساس نمي‌كنم كه ايران در اين حق مسلم قانوني و منطقي خودش در دنيا منزوي باشد و مورد تهديد از سوي ملتها قرار بگيرد. خاتمي درباره علل بروز خشونت و جنگ در جهان بويژه در خاورميانه، اظهارداشت: معتقدم كه با كمال تاسف انديشه خشونت، انديشه حل مشكلات با توسل به زور و پرهيز از بكارگيري اخلاق و منطق در دنياي ما حاكم است. وي افزود: با وجود اين كه اين تصور مي‌شد كه با خلق دنيا مدرن همه مشكلات حل مي‌شود امادرقرن بيستم شاهد تبعيض، حاكميت منطق دوگانه، فقر و نابرابري در بخش‌هاي زيادي از جهان، تقسيم ناعادلانه ثروت و دارايي جهان، چپاول منابع و منافع اكثريت توسط اقليت و شاهد بدترين جنگ‌هاي بشري بوديم كه خود عوامل قبلي علت اصلي اين جنگ‌ها بودند. خاتمي اضافه كرد: با فروپاشي اردوگاه كمونيسم، در حالي كه‌ انتظار مي‌رفت كه جنگ سرد پايان يابد، جنگ سرد جديدي شروع شد و از دل آن پديده زشت و وحشت آور تروريسم در بدترين شكل آن درپايان قرن بيستم و شروع قرن ‪ ۲۱‬ظهور يافت. وي گفت: جنبه مدرن اين وضعيت اين است كه اين بار تنها كشورهاي فقير و محروم در معرض خطر و تهديد نبوده و اين تهديد شامل همه كشورها مي‌شود و الان هيچكس در هيچ كجاي دنيا كاملا برخوردار از يك زندگي آرام و امن نيست. وي افزود: اين مساله ريشه‌هاي مختلفي دارد كه در ضمن گفت وگو مي‌توان تا حدودي اين ريشه‌ها را يافت و به راه‌حلي‌ها رسيد و هدف از طرح گفت وگوي تمدن نيز تغيير پاردايمي مي‌باشد كه منجر به جنگ و درگيري مي‌شود و متاسفانه بر زندگي انسان حاكم بوده است، منطقي كه خشونت مي‌زايد و خشونتي كه جنگ و تروريسم را پديد مي‌آورد و اگر بتوانيم اين پاردايم، آن چارچوب و سرمشق را عوض كنيم شايد بتوانيم در جهان امني زندگي كنيم. خاتمي گفت: با پيدايش جهان جديد، علوم جديد و حاصل علم كه فناوري بود چهره جهان ونحوه زندگي و مناسبات آن عوض شد و بشر تصور مي‌كرد با دستيابي به علم و فناوري همه مشكلات در عرصه‌هاي مختلف حل مي‌كند، اگرچه دستاوردهاي بزرگي اين تحول داشت اما زندگي نيز به همان اندازه نگران‌كننده و مشكل شده است. وي اضافه كرد: چه چيزي در اين دنيا غايب است، علم و فناوري داريم، اما عدالت نداريم، علم و قدرت داريم، اما اخلاق نداريم، معتقدم در حالي كه علم و فناوري را بايد گرامي داشت و هيچ ملتي هم نمي‌تواند از دسترسي به‌ آن خودداري كند، غايبهاي بزرگ ما كه منشاء اين مشكلات شده است، عبارتند از لبخند بودا، محبت مسيح (ع)، اخلاق محمد (ص) و عدالت موسي(ع) اينها غايبهاي بزرگ روزگار ما هستند. وي گفت: بدتر از غيبت بزرگ آنها، اين است كه به نام موسي (ع) سرزميني اشغال مي‌شود و ميليونهاي آواره از سرزمين خود مي‌شوند ، به‌نام عيسي(ع) جنگ و سركوب به عنوان يك راهبرد براي حل مشكلات بكار گرفته مي‌شود و به نام حضرت محمد (ص) انسانهايي دست به ترور مي‌زنند و جان انسانهاي بيگناه را جاشني انفجاري مي‌كنند كه در آن انفجار هم هزاران نفر ديگر كشته مي‌شوند و بجاي لبخند بودا اخم و تلخي بر زندگي حاكم مي‌شود. خاتمي اضافه كرد: مشكل تنها در نبود آن عدالت، لبخند و آن اخلاق و محبت نيست، بلكه درد اين است كه آنها تبديل به قهر، خشونت، تزوير، سركوب شده‌اند. وي گفت: بايد علم، هنر، دين و همه مظاهر زندگي انسان‌ها را از چنگ انسانهاي قدرت طلب و خشونت گرا نجات داد اگر چنين كرديم، جهان نيز از خشونت بري خواهد شد و همه ما بايد در اين راه تلاش كنيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

نشست خبري اعتراض به ادامه بازداشت علي‌‏اكبر موسوي خوئيني صبح امروز با حضور محمد شريف، وكيل موسوي خوئيني؛ عزت‌‏الله سحابي, فعال ملي مذهبي؛‌‏ حسين انصاري‌‏راد, رييس كميسيون اصل 90 مجلس ششم؛ عبدالله مومني, سخنگوي ادوار تحكيم وحدت؛ فريد مدرسي، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و زهره اسلاميان، همسر موسوي خوئيني برگزار ‌‏شد. به گزارش ايلنا، در ابتداي اين نشست،‌‏ وكيل علي‌‏اكبر موسوي خوئيني از ادامه بازداشت وي بدون استناد به هيچ قانوني ابراز نگراني كرد. محمد شريف با بيان اينكه فكر نمي‌‏كردم زماني گزارش وضعيت يك نماينده سابق مجلس را از زندان بدهم، گفت: موسوي خوئيني در زمان نمايندگي همواره مدافع حقوق شهروندان بود، به ويژه در زمان بازداشت ملي- مذهبي‌‏ها براي روشن شدن وضعيت آنها تلاش زيادي كرد. وي با اشاره به اقدامات و پيگيري‌‏هاي موسوي خوئيني در زمان نمايندگي مجلس، گفت: مشخص است كه مهندس موسوي را از قبل نشان كرده بودند تا وي را بازداشت كنند و از ابتداي بازداشت هم برخورد با وي غيرقانوني بوده است. شريف با اشاره به اينكه بازداشت تنها از طريق ضابطين رسمي قضايي ميسر است، گفت: اين در حالي است كه بازداشت موسوي خوئيني از طريق ضابطين قضايي انجام نشده است، ضمن اينكه وي به زندان‌‏هاي شناخته‌‏شده كشور هم برده نشد. وكيل موسوي خوئيني با بيان اينكه موسوي خوئيني به اتهام شركت در تجمع غيرقانوني بازداشت شده است، گفت: زماني كه از اتهامات وي سوال مي‌‏كنم، به من مي‌‏گويند چيزهايي هست كه تو نمي‌‏داني. چرا من كه وكيل وي هستم، نبايد از اتهامات ديگر وي خبر داشته باشم. با توجه به تجربيات گذشته‌‏اي كه دارم، اين وضعيت بسيار نگران‌‏كننده است كه حبس موسوي خوئيني بدون توجيه قانوني ادامه مي‌‏يابد. شريف با اشاره به اينكه امكان ديدار وي با موسوي خوئيني فراهم نيست، گفت: فوت پدر مهندس موسوي ايجاب مي‌‏كرد كه مسوولان حداقل براي توجيه بازداشت وي تلاش كنند در حالي كه چنين اتفاقي رخ نداد. وي با اشاره به ديدار خود با رياست دادگستري استان تهران گفت: ايشان برخورد خوبي داشت اما اين برخورد خوب، آثار مثبتي در پي نداشته است. شريف با اشاره به مطرح شدن اعترافات جهانبگلو، گفت: اتهامات جهانبگلو از سوي مقامات ذي‌‏صلاح مطرح نشده است و من اعتباري براي اين اظهارات قائل نيستم زيرا حتي اگر اقاريري هم وجود داشته باشد، در وضعيت نامتعارف اخذ شده است و فاقد حداقل ارزش و اعتبار است. وكيل موسوي خوئيني درباره احتمال ارتباط دادن اقارير جهانبگلو با اتهامات موسوي خوئيني، گفت: اميدوارم چنين اتفاقي رخ ندهد. به گزارش خبرنگار "ايلنا"، عزت‌‏الله سحابي، رييس شوراي فعالان ملي مذهبي نيز در اين نشست،‌‏ خواستار بسيج همه نيروهاي سياسي براي حمايت از حقوق شهروندي علي‌‏اكبر موسوي خوئيني شد. سحابي گفت: به‌‏رغم اينكه گفته شد در رياست‌‏جمهوري احمدي‌‏نژاد حاكميت يكدست شده است اما گويا اين‌‏گونه هم نيست و دستگاه‌‏هاي امنيتي تسلط دارند . وي افزود: موسوي خوئيني به معناي واقعي يك نماينده مردم بود و حمايت‌‏هاي فراواني از ما در زمان بازداشت‌‏مان كرد كه اين نشانه پايبندي موسوي به اخلاق و وظايف انساني و شخصيت مستقل و شجاع وي است. سحابي با بيان اينكه همه ما وظيفه داريم از حقوق موسوي دفاع كنيم، گفت: بازداشت موسوي خوئيني از نمونه‌‏هايي كه موجب مخدوش شدن استقلال قوه قضاييه مي شود كه نتايج بدي براي حاكميت دارد. وي با اشاره به شعار مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، گفت: به نظر مي‌‏رسد در جامعه ما تبعيض اگر از سوي اقويا باشد، تبعيض محسوب نمي‌‏شود اما اگر از جانب ضعفا صورت بگيرد، همه قواي حاكميت براي مقابله با آن بسيج مي‌‏شوند. بر اساس اين گزارش،‌‏ حسين انصاري‌‏راد، رييس كميسيون اصل 90 مجلس ششم نيز بازداشت‌‏هاي غيرقانوني و بدون توجيه را مخالف قانون و شريعت اسلامي برشمرد و با بيان اينكه اگر تناقضات قانون اساسي حل و فصل شود، اين قانون مي‌‏تواند قانوني كاملا اسلامي باشد، گفت: اساس تعاليم قرآن و اسلام، عدالت است و يك مورد از فرعيات عدالت هم برخورداري متهم از حقوق قانوني و محاكمه عادلانه است. وي اصل عدالت را عدالت در توزيع قدرت دانست و گفت: در قانون اساسي قدرت از آن مردم است و مديريت با راي مردم مشروع و قانوني مي‌‏شود. انصاري‌‏راد با اشاره به دفاع موسوي خوئيني از حقوق زندانيان، گفت: شرع اجازه نمي‌‏دهد حتي يك ثانيه متهمي بدون حكم قانوني بازداشت شود اما امروز به نام عدالت، اقداماتي صورت گرفته كه همه اين مسائل لوث شده است. وي با تاكيد بر اينكه شرايط قانوني بازداشت براي موسوي خوئيني رعايت نشده است، گفت: هيچ‌‏كس حق ندارد پيش از اينكه حكمي در باره يك متهم در يك دادگاه عادلانه صادر شود، با آبروي كسي بازي كند بنابراين اتفاقي كه درباره جهانبگلو نيز افتاده، خلاف قانون و شرع است. انصاري‌‏راد با بيان اينكه بازداشت موقت براي متهمي است كه امكان فرار يا جلوگيري از شهادت شهود و از بين بردن مدارك جرم داشته باشد، گفت: جايز نيست كسي را بدون اين دلايل بازداشت موقت كنند. مگر موسوي خوئيني متهمي است كه فرار مي‌‏كند يا جلوي شهود را مي‌‏گيرد يا احتمال تباني دارد و مدارك جرم را از بين مي‌‏برد. وي با تاكيد بر آزادي اجتماعات بر اساس قانون اساسي، گفت: موسوي خوئيني بدون دليل و قانون در بازداشتي طولاني به سر مي‌‏برد و اين علاوه بر مغايرت با قانون، با شريعت نيز در تضاد است. اين نماينده مجلس ششم با اشاره به اينكه در جريان پرونده مهندس سحابي قرار داشته است، گفت: بدون شك اقداماتي از اين دست به حفظ و صيانت نظام اسلامي كمك نمي‌‏كند بلكه به حيثيت مسلمان و دوام نظام صدمه مي‌‏زند و اخلاق جامعه و روح ديانت را تضعيف مي‌‏كند. آيا علي ابن ابيطالب براي ادامه حكومت، به چنين اقداماتي دست زده است؟ رمز بقاي اسلام پايبندي به عدالت در همه معاني آن است و خدشه وارد كردن به عدالت بي‌‏شك به همه حيثيت ديني و نظام جمهوري اسلامي صدمه مي‌‏زند. به گزارش خبرنگار "ايلنا"، فريد مدرسي، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت نيز در اين نشست گفت: امروز بدترين ظلم‌‏ها به كساني مي‌‏شود كه هيچ تريبوني براي بيان ظلم‌‏هاي وارد بر خود ندارند. وي با بيان اينكه دفتر تحكيم وحدت اقداماتي براي اعتراض به ادامه بازداشت موسوي خوئيني در دستور كار دارد، گفت: اگر اين وضعيت ادامه يابد، به رغم همه موانعي كه وزارت علوم براي ما ايجاد مي‌‏كند، اقداماتي را در دستور كار خود داريم. مدرسي با بيان اينكه تا زماني كه اقداماتي براي دفاع از حقوق شهروندي صورت نگيرد، جنبش دانشجويي همه شعارهاي اصلاح‌‏طلبان را توخالي مي‌‏داند، گفت: امروز بعضي كارها از سوي كساني انجام مي‌‏شود كه داعيه اسلام آنها در همه دنيا پيچيده است و نامه‌‏هاي فلسفي به سران دنيا مي‌‏نويسند. همچنين زهره اسلاميان، همسر موسوي خوئيني با ارايه گزارشي از ملاقات‌‏ها و ديدارهايي كه با همسر خود داشته است، گفت: قول‌‏هاي فراواني درباره آزادي موسوي خوئيني به ما داده شده است كه هنوز عملي نشده است. اسلاميان درپاسخ به سوال خبرنگار ايلنا مبني بر اينكه آيا صحت دارد كه موسوي خوئيني گفته است حاضر به سكوت است تا او را آزاد كنند، گفت: وي گفته بود كه مجلس ختم جاي عزاداري است و نه كار سياسي و منظور ايشان صرفا سكوت در مجلس ختم بوده است. عبدالله مومني نيز بازداشت موسوي خوئيني را با اقدامات وي در دوران نمايندگي‌‏اش مرتبط دانست و گفت: هنوز مهمترين مساله‌‏اي كه فعالان سياسي ايران با آن مواجهند، نقض حقوق شهروندي و حقوق بشر است. وي تصريح كرد: وظيفه دفاع از حقوق شهروندان بر عهده نيروهاي سياسي و تحول‌‏خواه جامعه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

دبيركل نهضت آزادي ايران گفت: در دولت احمدي‌‏نژاد كه با شعار مهرورزي و عدالت روي كار آمد، آزادي‌‏هاي اساسي مردم -كه مصداق واقعي عدالت هستند- با مشكلات و محدوديت‌‏هاي متعددي روبرو شد. ابراهيم يزدي در گفت‌‏وگو با ايلنا، افزود: محدوديت‌‏ها به حدي است كه حتي سخنگوي دولت به طور رسمي و علني به دادستان نامه مي‌‏نويسد كه بايد با روزنامه‌‏هايي كه از دولت انتقاد مي‌‏كنند، مقابله شود. در صورتي كه دولت اگر خواهان رفع ضعف‌‏هايش است، بايد از روزنامه‌‏ها بخواهد كه نواقص و كمبودها را بگويند. اگر روزنامه‌‏ها كه چشم ملت هستند و بايد واقعيات را به آگاهي مردم برسانند، نتوانند انتقاد كنند، دولت چگونه بايد متوجه ضعف‌‏هايش شود. وي با بيان اينكه شاهد افزايش فشارها عليه روزنامه‌‏ها و روزنامه‌‏نگاران احزاب و حتي تشكل‌‏هاي دانشگاهي هستيم، ادامه داد: در سطح دانشگاهي اجازه فعاليت به انجمن‌‏هاي اسلامي نمي‌‏دهند و به دلايل مختلف از برگزاري انتخابات آنها جلوگيري مي‌‏كنند. يزدي تصريح كرد: حتي احزابي كه درون حاكميت بوده‌‏اند، اعضاي آنها نماينده مجلس و عضو هيات رييسه مجلس بوده‌‏اند و حزب رسمي با مجوز رسمي هستند، از داشتن روزنامه محرومند و حتي انتشار بولتن داخلي آن با تهديد مواجه است. دبيركل نهضت آزادي ايران با انتقاد از اينكه حزب متبوع وي پس از 45 سال هنوز نتوانسته است يك برنامه در سالن‌‏هاي عمومي برگزار كند، گفت: اين در حالي است كه قانون اساسي صراحت دارد به اينكه برگزاري مراسم در مكان‌‏هاي سر بسته، به دريافت مجوز نياز ندارد اما همواره از جاهاي مختلف از برگزاري مراسم‌‏هاي نهضت آزادي ممانعت مي‌‏شود. يزدي افزود: حتي در يك سال اخير شاهد بوديم كساني در زندان به دليل اعتراض به وضعيتشان اعتصاب غذا مي‌‏كنند و در اثر اين اعتصاب مي‌‏ميرند اما هيچ‌‏كس پاسخگوي اين مساله نيست. وي معتقد است كه برنامه دولت احمدي‌‏نژاد در زمينه آزادي‌‏هاي سياسي حتي در چارچوب همين قانون اساسي قابل قوبل نيست. يزدي دولت را در زمينه عدالت، توزيع عادلانه ثروت و كاهش شكاف طبقاتي موفق ندانست و گفت: در يك سال اخير نه تنها تورم كاهش نيافته است بلكه هيچ علامتي از رشد صنعت هم به چشم نمي‌‏خورد. درآمد نفت نيز صرف بيكاران نشده است بلكه صرف واردات ميوه، گوشت، برنج و اين جور كالاها شده است. اين خردمندانه نيست كه درآمد نفت به جاي اينكه سرمايه ملي شود، صرف واردات كالاهاي مصرفي شود. دبيركل نهضت آزادي ايران با انتقاد از عملكرد دولت در عرصه سياست خارجي، گفت: يك دولت بايد در عرصه بين‌‏الملل در چارچوب منافع ملي‌‏اش عمل كند. در دنيا دوست و دشمن دايم وجود دارد، سياست خارجي بايد به گونه‌‏اي باشد كه دشمن بالفعل را منفعل كند و حتي دشمن را به مخالف و سپس دوست تبديل كند، نه اينكه كاري كند كه وقتي آمريكا بحراني براي آن ايجاد مي‌‏كند، حتي كشورهاي دوستي مثل روسيه، چين و هند از آن حمايت نكنند؛ اين نتيجه سياست تنش‌‏زايي است. وي افزود: دولت‌‏ها بايد به دنبال تنش‌‏زدايي باشد نه ايجاد تنش در عرصه بين‌‏الملل.

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

از زمانی که خاتمی بارای بی سابقه در دوم خرداد پیروزشد، ما مرتب تحلیل می کردیم که رای به خاتمی به خاطر شعارهای متفاوت وی و مخالفت با روشهای نهادینه شدن آن روزها بود، عده ای می گفتند دلایل عقیدتی و در راس آن سیادت وی عامل رای بوده است. اخیرا آقای مصباح گفته که جعفر کذاب هم سید بوده وسیادت دلیل نمیشه! جدای از این تعابیر توهین آمیز که با امنیت کامل از سوی ایشان ابراز شده وهیچگاه توهین و فحاشی کسی را کم ارج نکرده و تنها نشانه ی بی ادبی گوینده است، بالاخره ثابت کرد که رای به خاتمی به معنای خواست تغییر در روشها بوده ونه فقط به خاطر سیادت او. لابد فکر هم می کنند مردم تحلیل های 8 ساله ی آنان را به یاد نمی آورند.البته این حرفها بر اساس مبنای آنان که مردم را گوسفند می شمارند همخونی کامل دارد.

منبع: وب نوشته ها

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

خدا هم مستند ساز است!

فیلم هایی که خدا می سازد بدون تروکاژ های سینمایی و همان سینما حقیقت است.اکران خصوصی ان هم فقط برای هنرپیشه های هرفیلم صورت می گیرد و  البته یک اکران جهانی - چیزی بسیار بزرگتر از جشنواره کن - برای آن در نظر گرفته شده که تماشای آن برای همه مجاز خواهد بود و مخاطب عام و خاص ندارد و سانسور و شطرنجی کردن و...هم لحاظ نم یشود..وبه صورت زبان اصلی است...وجماعت نیز در برابر دیدگان خلایق هنرنمائی های خود را خواهند دید و سیه روی شود هر که در او غش باشد..البته تا این اکران عمومی گه گاهی شبکه عرضه سی دی های قاچاق!کار خود را می کند  و فیلم سیاستمدار و گاه هنرپیشه و یا کارگردان سینمایی و یا فوتبالیستی و حتی امروزه مداحی وارد بازار می شود و دست به دست و تلفن به تلفن و گوش به گوش می چرخد تا اینکه این هنر پیشه مستند شده رسوا شود و  خلق الله کیف کنند...غافل از اینکه از اینطور مستند ها هر کس جز ائمه معصومین در شان خودش فراوان دارد اما نوبت او نرسیده ...اما  پخش فیلم اخیر  مداح معروف عبرتهایی هم دارد که چند مور د ان از این قرار است..۱- بادکنک هرچه پر بادتر می شود با کوچکترین تلنگر زودتر خواهد ترکید وهر چه پر باد تر باشد ترکیدن ان صدای بیشتری دارد مثل همین بادکنک ابروی این مداح و ان فوتبالیست و ان سیاستمدار و ان هنر پیشه و ان تاجر و...اما ترکیدن ابروی مداح و روحانی جماعت به پای دین تمام  می شود و خلق الله را بدبین می کند .به همین جهت کسانی که این بادکنک ها را باد می کنند از قبیل صدا وسیما و پا منبری ها و هواداران و...جورشان کمتر از اینها نیست..سطحی شدن و عوام گرایی در دنیای امروز همه گیر شده است.شان مجالس در قدیم به واعظ و عالم ان بود وامروز  به مداح  و سبک وصدای ان است...ومداحی هم امروز گرفتار همان مصیبت عالم موسیقی است که هر خوش چهره و خوش صدایی تریبون داری می کند .همانطور که شجریان وناظری می نالند پیران مداحی هم سالهاست از این بازار مکاره می نالند والبته برخی خود هم گرفتار و اتش بیار  این موج نو شده اند...انسانهای که خود را نساخته باشند و استاد  و پیر طریق نداشته باشند  و عالم نباشند هر چه مشهور تر می شوند شکننده تر اند وامروز این شکنندگی را در اخلاق و زبان انها می بینیم.هیچ چیز سر جای خودش نیست.فوتبالیست -سیاستمدار -تائید می کند .هنرپیشه سینما نظریه پردازی می کند ومداح جای عالم  و واعظ رامی گیر د تا اینگونه اسطوره های پوشالی ساخته شود وبا ترکیدنش صدای ان عالم را پر کند..۲-من  چهره برخی را از این رسوایی خندان می بینم اما من از این بابت خوشنود نیستم.گرچه از اول هم از این باد شدن ادم ها نگران بودم اما ریختن ابروی یک نفر ان هم کسی که  منتسب به مقدسات است لطمه است..راستی کسانی که در این باد کردن ادم ها از تریبون دادن و پوستر چاپ کردن و...نانشان در روغن بود چقدر پیش خدا شرمنده هستند..۳-این بازی روزگار تمامی ندارد.همه ما روی زمین لغزنده نفس راه می رویم.من کاری به راست یا دروغ بودن این فیلم ندارم اما می دانم نان خیلی ها در این تنور پخته شد...۴-خدایا من خودم را به تو می سپارم .مگذار عمل و زبان من  لطمه به دین و باور های مردم بزند.ابروی هیچ بنده ای را نریز  یا ستار العیوب

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پخش برنامه يكي از مداحان مشهور كه تصاوير جنجالي وي طي ماه‌هاي اخير در شهر تهران و برخي سايت‌هاي اينترنتي منتشر شده، در شب مبعث از شبكه دوم سيماي جمهوري اسلامي، نارضايتي از نابساماني سال‌هاي اخير در مديريت برنامه‌هاي مذهبي صداوسيما به اوج خود رسيده است.بنا بر اين گزارش، علاوه بر اظهار نارضايتي شديد برخي مراجع تقليد و جامعه مدرسين حوزه علميه قم از بخشي از عملكرد صداوسيما، برخي چهره‌هاي پيشكسوت مداحي كشور نيز از عملكرد رسانه ملي ابراز نارضايتي كرده‌اند.اين نارضايتي به دليل عملكرد سليقه‌اي در شبكه‌هاي مختلف سيما و همچنين افراطي‌گري در پخش اشعار غلوآميز درباره اهل بيت و همچنين اهانت به مقدسات اهل سنت صورت گرفته است.ترويج رويكرد عوامانه به دين و دامن زدن به سبك‌هاي مبتذل و كم‌توجهي به ذخاير غني عزاداري سنتي و پيرغلامان اهل بيت، از جمله موارد نارضايتي است.گفته مي‌شود بروز اين نارضايتي گسترده، طرح تشكيل شورايي براي ساماندهي امور مذهبي صداوسيما را كه نمايندگاني از حوزه علميه قم و پيشكسوتان مداحي اهل بيت(ع) در آن حضور داشته باشند، تقويت كرده است.
عملكرد ضعيف و سليقه‌اي بخش حج و زيارت صداوسيما، كه هم‌اكنون بخش عمده اين فعاليت‌ها را مديريت مي‌كند موجب تقويت احتمال تجديدنظر و ساماندهي اين فعاليت‌ها شده است.

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مي‌دانيم نه نامه الهام در كسوت سخنگوي دولت احمدي‌نژاد به دادستان‌تهران، دغدغه مردم است و نه پاسخ‌ها و دفاعيه‌ها در برابر اين نامه، اما يا از بخت بد اوست كه اين روزها به عجيب و غريب‌ترين روش‌هاي ممكن، صدرنشين خبرها مي‌شود و يا از بخت بد ما است كه در اوج يأس و سرخوردگي مردم از نزاع‌هاي سياسي، ناگزير به رفتن در ورطه پاسخگويي و دفاع در برابر نامه‌ها و بيانيه‌هاي الهام و همسرش مي‌شويم.اين بار صحبت از درخواست‌ الهام از دادستان تهران است كه نامش طي اين سال‌ها براي مطبوعات ايران‌آشناست، تا از اين پس هيچ رسانه و روزنامه‌اي عليه دولت و همراهانش دروغ و افترا ننويسد. شايد هنگامي كه الهام از سوي دولتي كه به ستوه آمده از آنچه دروغ و افترا ناميده‌اندش اين مسووليت را عهده‌دار شد تا با چنين نامه‌اي رسانه‌ها را هشداري داده باشد، هرگز به ذهنش خطور نمي‌كرد كه خويشاوندان فكري دولت در دايره اصولگرايي بيشترين معترضان اين شيوه و شگرد دولت اصولگرا باشند. از اين رو دور از ذهن نيست كه او خود را تنها براي شانه به شانه شدن با صاحبان رسانه‌و خبر مهيا ساخته باشد. غافل از آنكه ياران و همفكران دولت در مجلس اصولگرا جلودار صف معترضان به الهام و درخواستش از دادستان مرتضوي شدند و ما تنها ترسيديم.شايد همگان پس از شنيدن درخواست الهام از دادستان تهران براي برخورد با كساني كه <عليه دولت فعلي> مي‌نويسند، بر سكوت او در مقابل آنچه همسرش <عليه دولت‌هاي قبلي> نوشته بود، خرده گرفتند اما مبادا در اين قياس مع‌الفارق گرفتار آييم كه اين بار صحبت از <نقد> است تا <نفي.> صحبت از تحمل دولت در برابر <منتقدان> است تا تحمل دولت در برابر <تخريب‌گران> و صحبت از تحمل در برابر منتقدان منطقي است تا منتقدان مقطعي. اگرچه در دولت گذشته نيز ميزان هجمه و هجوم بر رئيس‌جمهور اصلاح‌طلب و يارانش تا آنجا بود كه امروز موافق و مخالف آن دولت، روزهاي دشواري كه بر اهالي دولت اصلاحات رفته است را فراموش نمي كنند اما در ارزيابي ميزان منتقدان و معترضان به رفتارها و عملكردهاي رئيس دولت فعلي و يارانش نيز بايد منصف باشيم.دولت احمدي‌نژاد نيز همانند دولت خاتمي صف كثيري از معترضان و منتقدان به عملكرد خويش را پيش رو دارد و چه بسا در يك نگاه منصفانه به رسانه‌هاي مكتوب و اينترنتي ناگفته پيداست كه منتقدان و معترضان دولت اصولگرا نيز حجم چشمگيري را در اختيار دارند. بر اين اساس نبايد بر الهام كه اينك قباي سخنگويي دولتي با چنين حجم منتقدان را بر تن دارد خرده گرفت و در ديگرسو دولت را براي كم‌صبري و ناشكيبايي در برابر منتقدانش مورد نكوهش قرار داد اما در مقابل بر خاتمي باليد كه <زنده‌‌باد صداي مخالف> را شعار دولتش ساخته بود. واقعيت اين است كه بايد ميان دولت قبلي و منتقدانش و دولت فعلي و منتقدانش تفاوت قائل بود و به تبع آن براي ميزان تحمل اين دولت‌ها در برابر منتقدان نيز تفاوت قائل شد.چنانچه در نظر بگيريم در تقسيم‌بندي ناظران و معترضان به عملكرد دولت‌ها، <منتقدان مقطعي> و <منتقدان منطقي> در دو اردوگاه متفاوت ايستاده‌اند آنگاه تحمل كداميك براي صاحبان دولت آسان‌تر است؟دولت‌ها كه همواره علاوه بر منتقدان، مردم و افكار عمومي را ناظر نهايي بر شيوه‌هاي نقد به خويش مي‌دانند، در برابر كدام جنس از منتقدان كاسه صبرشان لبريز خواهد شد؟آنجا كه منتقدان اهل توطئه و تخريبند و حتي گاه دست به اسلحه در مقابل ياران دولت اصلاحات مي‌برند، طبيعي است كه جنس و هويت واقعي منتقدان به‌راحتي براي افكار عمومي به عنوان ناظران نهايي، آشكار خواهد بود و تحمل در برابر مخالفاني از اين جنس نيز سند افتخار دولت خواهد شد و به مراتب آسان‌تر. اما آيا تحمل در برابر منتقداني كه هرگز اهل توطئه و تخريب نبوده، رفيق اسلحه و حذف نيستند و هويت آنها براي افكار عمومي روشن است نيز براي دولت فعلي آسان خواهد بود؟ اينجا ديگر صحبت از منتقداني است كه بي‌هيچ اتهامي به دولت جديد و اعضاي آن در دلسوزي و دغدغه اين دولت براي آباداني كشور ترديد نداشته و انگ وابستگي به بيگانگان نيز بر آنان نمي‌زنند. از اين رو تنها به روش‌ها منتقدند.لذا شايد تحمل كساني كه هريك تجربه عظيم حضور در اركان مختلف همين سيستم را داشته و اينك رسانه‌اي را در اختيار دارند تا به نقد دولت برآيند قطعا مشكل‌تر از تحمل كساني است كه بي‌هيچ تجربه‌اي تنها به واژه‌ها و ابزارهاي غيرمتعارف در نقد و اعتراض متوسل مي‌شوند.افكار عمومي در مواجهه با منتقدان مسلح به ادبيات و ابزار غيرمتعارف و غيراخلاقي قطعا به دولت مورد نقد حق مي‌دهد و كار تحمل اين منتقدان را نيز براي اين دولت آسان مي‌سازد اما در مواجهه با منتقدان نخبه و مسلح به ادبيات و ابزار متعارف و منطقي قطعا افكار عمومي حقي را براي دولت قائل نمي‌شود و در مقابل تحمل اين منتقدان را براي چنين دولتي دشوار مي‌نمايد. پس بر الهام و دولت متبوعش خرده مگيريم اگر در مقابل منتقدان منطقي مبادي آداب ناشكيبا هستند و لب به اعتراض مي‌گشايند اما در مقابل نامه‌اي سراسر توهين به شخصيت هاي نظام و دولت گذشته لب از لب نمي‌گشايند. چه كه آنها نيز مي‌دانند تحمل در برابر نقد نجيبانه به مراتب دشوارتر از تحمل در برابر نقد وقيحانه‌اي است كه تكليف افكار عمومي نيز با منتقداني از اين جنس روشن است.از اين رو بي‌آنكه در اين قياس مع‌الفارق به سرزنش دولت و عدم تحمل منتقدانش برآييم تنها بر ترس خود اعتراف مي‌كنيم كه اين هراس دلنشين تنها براي غريب افتادن منتقدان نجيب است و بس.

مسيح علي‌نژاد

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اتحاديه اروپا با صدور بيانيه اي ضمن ابراز نگراني در مورد وضعيت و شرايط زندانيان سياسي در ايران، خواستار تحقيقات مستقل درباره مرگ اکبر محمدي، دانشجوي زنداني ايراني شده است .در بيانيه اتحاديه اروپا، که از سوي فنلاند - رييس دوره اي اتحاديه - انتشار يافته نسبت به دسترسي اکبر محمدي به کمک هاي پزشکي مناسب ابراز ترديد شده است.اين بيانيه مي افزايد که گزارش هايي که در باره نحوه رسيدگي به پرونده اکبر محمدي دريافت شده حاکي از آن است که جريان محاکمه با نواقص جدي همراه بوده و در زندان نيز با وي "رفتار نا مناسبي" صورت مي گرفته است.اتحاديه اروپا در بيانيه خود از مقامات جمهوري اسلامي خواسته است تحقيقات مستقلي را در مورد مرگ اکبر محمدي انجام دهد و افزوده که از نزديک شرايط منوچهر محمدي، برادر اکبر که او نيز در ارتباط با حادثه کوي دانشگاه در زندان است، و ساير فعالان دانشجويي را که در زندان هاي ايران به سر مي برند، زير نظر دارد.در همين حال 405 تن از فعالان سياسي ، فرهنگي و دانشجويي با انتشار بيانيه اي خطاب به ملت ايران نسبت به درگذشت اكبر محمدي در زندان اوين اعتراض كرده و نسبت به وضعيت ساير زندانيان سياسي اعلام خطر كردند.

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اخيرا مطلع شدم يكي از دست اندركاران هفته نامه پرتو سخن ، طي نامه اي در اين هفته نامه جوابيه اي به مقاله اينجانب كه تحت عنوان « جريانشناسي حوادث اخير قم و هشدار به بزرگان » درباره حوادث 15 خرداد در روزنامه جمهوري اسلامي چاپ شده بود ، نوشته و در آن ضمن تكرار بعضي حرفها و سوالات مغالطه آميز و اتهامات ناروا به مدير مسئول و سردبير روزنامه جمهوري اسلامي و نگارنده ، آنها را مورد تهديد و ارعاب قرار داده است ، ناگزير شدم مطالبي را جهت تنوير اذهان عمومي يادآور شوم .
اين شخص در اين نامه و در ساير نوشته ها و اظهارات خود ، مرتب مغالطه كرده و تاكيد مي كند كه « آيا پاسخ به سئوال يك طلبه ، مشت و لگد و اهانت است » چنانكه بعضي دوستان وي نيز به اين مغالطه گرفتارند و اين را لقلقه زبان خود كرده اند.
بايد گفت : همانطور كه شواهد و قرائن بسياري وجود دارد ، قصد و هدف اخلالگران در مجلس مذكور هيچ وقت سئوال نبوده بلكه آنها هدف اهانت و برهم زدن مجلس را داشتند و حكم صادره از سوي دادگاه ويژه روحانيت نيز مويد آن است .
در عين حال آيه الله هاشمي رفسنجاني به سيره اميرالمومنين (ع ) عمل كردند و با كمال بزرگواري از حاضران خواستند تا بگذارند آنها حرفهايشان را بزنند ولي مردم مانع شدند، چنانكه پس از صدور حكم نيز ایشان طي نامه اي از رئيس محترم دادگاه خواستار عفو و اغماض و رافت اسلامي درباره مجرمان شدند.
وي در بخش ديگر اين نامه با برداشتهاي سليقه اي از نوشتار نگارنده ، بنده را متهم كرده است به اين كه به بيش از دو هزار فارغ التحصيلان ، اساتيد و اعضاي هيئت علمي موسسه امام خميني (ره ) اهانت نموده و آنها را مقصر و مورد هجوم تبليغاتي قرار داده و يا به خود وي تهمت و افترا و نسبت هاي ناروا بسته ام .
درحالي كه اولا : اينجانب هرگز چنين قصد و هدفي نداشته و ندارم ، بلكه اغلب دانشجويان ، طلاب ، فضلا ، اساتيد و مسوولين محترم اين موسسه را بري از اين امور مي دانم . همانطوري كه خود آنان اين حركت ناپسند در مجلس سخنراني را محكوم كردند و در انتخابات دوره اي و داخلي موسسه امام خميني به اين افراد متهم راي ندادند.
ثانيا : منظور نگارنده از طرح اين مسائل تنها يك هشدار بوده و هست . با توجه به تجربه سه دهه انقلاب هميشه اين گونه تندروي ها ، سماجت ها و جسارتها ، بالاخره منجر به درگيري با اصل نظام و ارگانهاي منسوب به آن مي شود و غائله هاي آنچناني را كه در سالهاي اوائل پيروزي شاهد بوديم پديدار مي كند. در اين ماجرا هم ديديم وقتي اينان دستگير شدند و يا هنگامي كه حكم دادگاه ويژه روحانيت صادر شد چه غوغايي براه انداختند!
بعضي از اين افراد با اظهارات خود ، ناخودآگاه در صف افراطيون و مشاركتي ها و دوم خردادي هاي تند قرار گرفتند و همان اتهامات ناروايي را كه آنها در سالهاي پيش به دادگاه ويژه روا مي داشتند ، تكرار كردند و اين درحالي است كه اغلب اين آقايان ادعا مي كنند : « بدون رضايت ولي فقيه ، هيچ عملي مشروعيت ندارد » و در همين آن با راي دادگاه ويژه روحانيت كه منصوب رهبري است اين چنين برخورد مي كنند ، مضافا به اين كه روشن شد و خود اينان هم مي دانند مقام معظم رهبري در ديدار با آيه الله هاشمي رفسنجاني نارضاتي خويش را نسبت به عملكرد اخلالگران ابراز و تاكيد فرمودند : بايد به اين موضوع رسيدگي جدي شود. بنابر اين هرگز قصد اينجانب اهانت و توهين و آنها را همانند گروه ها و جريان هاي منحرف دانستن نبوده بلكه هشدار و دلسوزي را مدنظر داشته ام .
فرد مزبور ، در ادامه جواب باز با برداشتهاي شخصي ديگر ، محتواي مقاله را اهانت به آيه الله مصباح يزدي دانسته و با استناد به فرمايشات رهبر معظم انقلاب حضرت آيه الله خامنه اي (مدظله العالي ) در تمجيد از معظم له و جمله معروف از شهيد آيه الله بهشتي « شما چراغ بزم دوستان هستيد » به دفاع از ايشان پرداخته است .
در اين مورد بايد تاكيد كنم : حقير هرگز چنين امري را به خود اجازه نمي دهم و معتقدم آيه الله مصباح يك شخصيت خوب حوزوي است. به نظر من تعريف و تمجيدهاي رهبر معظم انقلاب نيز بيشتر به اين بعد از شخصيت ايشان ناظر است.
ولي در عين حال ، ايشان را به عنوان يك شخصيت سياسي و فقهي نمي توانم قبول كنم و به اغلب موضع گيري هاي سياسي و نظرات فقهي ايشان اشكالهاي فراواني دارم كه در اين مورد اگر زمينه مساعد باشد نقدهايي را خواهم نگاشت.
اما در مورد فرمايش شهيد آيه الله بهشتي بايد گفت نويسنده نامه در اينجا هم دچار مغالطه گويي شده و موارد و مراحل را با هم خلط كرده است . چون هيچ مناقاتي ندارد اين دو بزرگوار در مرحله رفاقت و دوستي با هم خيلي صميمي باشند و آيه الله مصباح چراغ بزم محفل تلقي شود ولي از نظر طرز تفكر از هم فاصله داشته باشند. چنانكه همينطور نيز بودند و تاكيد نگارنده در مقاله هم همين بود و مي خواست فرق ميان مكتب مصباحي با مكتب بهشتي را در بعد تعليم و تربيت اجتماعي و موضع گيريهاي سياسي براي خوانندگان ترسيم كند.
در آخر اضافه مي نمايد نويسنده مقاله در اين مرحله ، طرز تفكر مقام معظم رهبري و آقاي هاشمي را به مكتب بهشتي نزديكتر مي بيند و معتقد است فقط با اين طرز تفكر است كه ما مي توانيم انقلابمان را صادر كرده و بهترين الگوي حاكميت اسلامي در جهان و مدعي راستين اداره بشر از گهواره تا گور باشيم والا در اداره يك دهكده كوچك يا در مديريت يك مجموعه محدود عاجز و ناتوان خواهيم ماند.

: ناصر اقدم فيضي ـ قم

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط   | 

 

در ادامه لطیفه های سریال نرگسی پریروزا در یک جلسه ای نشسته بودم که لرزش ویبراتوری تلفن اعلام کرد که sms دارم. یکی از دوستانم نوشته بود خیلی شرمنده، اگر گرفتار نبودم به شما رو نمی انداختم. میخواستم ببینم برای یک مدت کوتاهی، هفت، هشت میلیون میتوانید به من قرض بدهید، در اسرع وقت به شما برمیگردانم. میخواهم یک آپارتمان کوچک برای نر گس اجاره کنم تا دیگه شوکت او را اذیت نکند؟ وقتی خواندم لبخندی زدم و از شما چه پنهان از سخنرانیها هم خسته شده بودم، آن را برای چند نفر در جلسه forward کردم. یکی پاسخ داد دارم ولی تو رو خدا من را باشوکت طرف نکنید. یکی از نمایندگان مجلس هم که دو سه ردیف جلوتر از من نشسته بود خیلی جدی سرش را به طرف من برگرداند و اشاره کرد که الان جواب میدهم. تعجب کردم. جوک که جواب نداره. نگاهش کردم دیدم سخت مشغول جواب sms است. وقتی جواب داد دیدم نوشته خیلی شرمنده ام. من متاسفانه ندارم. ولی چندی پیش فلان آقای معروف که اسمش را هم نوشته بود از من پولی قرض گرفته که اگر پس بدهد در خدمتم. ظاهرا آخرش را نخوانده بود. این باعث شد که بعد از جلسه کلی خندیدیم. این هم تفریحات سالم ما! ولی واقعا سریال نرگس دیگه خیلی اعصاب داغون کن و تکراری شده. این سریالهای دنباله دار چه خوب بود اگر لبخندی را بعد از خستگی روزانه بر لبان ملت جاری میکرد. سهمیه ی غمگینی مردم که در خیلی از بخشهای دیگر تلویزیون تامین میشود.

ابطحی

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مشکلات ایجاد شده میان عبد الرضا هلالی- مداح مشهور تهرانی- و حسین الله کرم بالا گرفت شنیده ها حاکی است که حاج منصور ارضی خواستار پادرمیانی و حل این موضوع شده است.  چرا که هلالی درصدد ارایه طرح شکایتی از الله کرم به مراجع قضایی است.
این مداح اهل بیت(ع) پس از آن که در مراسم شهادت حضرت زهرا(س) توسط افراد شناخته شده مورد ضرب و شتم قرار گرفت، دادخواستی را برای مراجع قانونی تنظیم کرد.
این جریان از زمانی آغاز شد که نشریه متعلق به جریان الله کرم (موج اندیشه) طی یادداشتی در پیش شماره اول خود با عنوان"پابرهنه ها می رویم کربلا البته با پرادوی 60 میلیونی" خطاب به رضا هلالی یادداشتی را مبنی بر وجود اشرافی گری در زندگی وی نگاشت و تخم این فتنه را کاشت.
ظاهرا ریشه این اختلافات از به بوجود آمدن سبک های جدید در مداحی، ایجاد و دامنه این اختلاف سلیقه ها در میان هیات های مذهبی بالا گرفت و پیش از این به جز عبدالرضا هلالی، گریبان گیر سید جواد ذاکر را نیز شده بود البته به شکل حادتر!

+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

 

باهنر: ممكن‌است ملت از دولت بخواهد سلاح‌اتمي توليدكند

آمريكا: پاسخ ايران را بازنگري مي كنيم

رويتر: ايران تعليف غني‌سازي را نپذيرفته است

شيراك: پاسخ ايران كمي مبهم است

صدراعظم آلمان: از پاسخ ايران راضي نشده‌ايم

گفتگوي روسيه و آمريكا درباره پاسخ ايران

گفت‌وگوي پوتين و مركل درباره ايران

الهام:بزودي، اعلام پيشرفت‌هاي ‌‌جديد هسته‌اي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 4 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مجلس قانون صیانت از بیت المال را تصویب نکرد... هنوز اس ام اسی در باره قانون رد شده به دست کسی نرسیده... اساسا مجلسی که اصول گراست مگر می شود  قابلامه را بر دیش ترجیح دهد... استکبار مرا تحریک کرده تا علیه این قانون چیز پراکنی کنم... مسئولین با حال انقلابی و اصلاح طلب مگر می شود دزدی کنند..

اصلی مهم از قانون اساسی

از کجا آورده اید؟

همه در برابر قانون برابرند؟

به تو چه که از کجا آورده ایم

 

مجلس قانون صیانت از بیت المال را تصویب نکرد...

کنگره مشارکت با مشارکت همه اصلاح طلبان صیانت شد..

برای پیروزی حزب الله در جنوب لبنان امشب نور افشانی داریم..

مردی بر دروازه های قدس...حدیث جعلی اس ام اس مصلحتی است...

خدایا اسلام را بر کفر .راست را بر چپ.نرگس را بر شوکت پیروز کن..

دیش های ماهواره از کیسه بیت المال مهم تر است....

اساسا  چون دیش از قابلامه بزرگتر است...

هنوز اس ام اسی در باره قانون رد شده به دست کسی نرسیده...

اساسا مجلسی که اصول گراست مگر می شود  قابلامه را بر دیش ترجیح دهد...

ای کاش می شد یک تحصن راه انداخت مثلا در دفاع از لویح دوگانه ..

برج های دو قولو باید نابود می شد چون برجهای استکبار بلند تر از برج های برج سازان وطنی است...

فردا قرار است دو شرور را در محله ما با کله کچل بچرخوانند..

حاج اقا معین الرعایا از پشت پنجره برای غیرت ما دست تکان می دهد..

استکبار مرا تحریک کرده تا علیه این قانون چیز پراکنی کنم...

سیاه نمایی کار عوامل خود فروخته استکبار است..

مسئولین با حال انقلابی و اصلاح طلب مگر می شود دزدی کنند..

اقازاده ها موج ارسالی رسانه های دشمن بود که عده ای عوام به ان دامن زدند..

وگرنه کو اقا زاده بد..

ما یک اقا زاده داریم ان هم در سازمان انرژی هتای حق مسلم ماست..

می خواهیم زنجیر انسانی تشکیل دهم تا غنی سازی ۵ درصد یک یا حسین دیگر..

بی خیال پیام هشت ماده ای....

از کجا امده ام امدنم بحر چه بود به کجا مبرم اخر این همه را به تو چه..

قانون فقط از سران سه قوه می پرسد نه از همه...

پل صراط را هم که برداشته و دور برگردان زده اند از چه بترسیم..

بیت المال مال البیت است بر چشم بد لعنت..

نان در دعوای چپ و راست است...

دیش ماهواره نماد ازادی و حریت ملت ماست ..تیتر اول روزنامه هاست..

شتر دیدی ندیدی..

مسعود ده نمكي

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در اتوبوس خط انقلاب
ايستادن
مقدمه اي ست براي نشستن
و قيام
انتظاري براي توقف در ايستگاه هاي پيش رو
و پياده شدن آنهايي که زياد بر صندلي هاي چرمي تکيه زده اند
و بر در و ديوار صندلي هاي اتوبوس انقلاب
بيش از حد يادگاري نوشته اند
و صندلي هايش را جويده اند
و پوسته هاي تف آلود تخمه هايشان را
به کف اتوبوس هديه داده اند
... و حالا
تو!
اين آسياب
به نوبت به نوبت به نوبت به نوبت به نوبت
مي چرخد
اين!
قانون اتوبوس خط انقلاب است
اگر مي خواهي بنشيني
بايد
محکم و استوار
بايستي
قيام کرده
دستهايت را بالا ببري
محکم گره کني
ميله ها را
که
پياده شدن نشستگان نزديک است
ونشستن
سهم
حق
و البته
وظيفه ي قيام کنندگان است...
فرقي نمي کند کدام ايستگاه سوار شده باشي
اگر شرق سوار شده اي
شرق شرق
يادت نرود
و اگر
امام حسين
حسين حسين
و اگر
ميدان فردوسي
ايران ايران
و اگر
چهارراه وليعصر
آقا آقا...
فرقي نمي کند
اين خط ويژه اي که امتداد داده اند
رو به غرب مي رود
و سرانجام
به آزادي مي رسد
و از آنجا باز هم غرب
ملالي نيست
فقط يادت باشد
از ايستادن خستگي به خودت راه ندهي
و با نشستگان
دست به يقه و گلاويز نشوي
و بداني که بعضي ها براي بچه ها يشان جا گرفته اند
براي کساني که خارج از اتوبوس انقلابند
اما
ايستگاه کالج سوار خواهند شد
يادت باشد
نخواهي اتوبوس را به آتش بکشي
صبري!
که سرکه ي قيام
حلواي قعود را در خمره دارد
شيرين!
فاتحه ي که؟
و چه؟
به ما چه...؟!

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط   | 

شايد كمتر كسي بداند كه تمام مدت عمر رياست جمهوري شهيد رجايي به يك ماه نمي‌رسد. تا آنجا كه به ياد دارم، 12 مرداد ماه سال 60، مراسم تنفيذ وي در محضر امام در جماران بود و 8 شهريور هم عروج وي به آستان حضرت حق.

گاه كه به او مي‌انديشم و به ياد خاطراتي كه از وي در كتاب سيره شهيد رجايي ـ كه ماحصل سه سال مصاحبه با يكصد نفر از نزديكان، دوستان دوران جواني و همكاران و همراهان آن عزيز است ـ مي‌انديشم، آهي مي‌كشم و در خود فرو مي‌ريزم كه چقدر جاي او در بين ما خالي است!
هرگز اشك خواهرزاده وي آقاي مسعود رسولي را فراموش نمي‌كنم كه به من مي‌گفت: فلاني مي‌خواهي بداني دايي من تا چه حد ساده‌زيست و مردمي بود؟ و ادامه داد: در دوران نخست‌وزيري‌اش كه به منزل من سر مي‌زد، وقتي ديد آينه عقب يك ميني‌بوس را جيوه كرده‌ام و از آن به عنوان يك آينه تمام‌قد استفاده مي‌كنم، رو به من كرد و گفت: مبارك است، آينه خريده‌اي؟ وقتي توضيح دادم كه اين آينه از شيشه‌هاي ميني‌بوس‌هاي اوراقي است كه به آن جيوه زده‌ام، گفت: مسعود جان، مي‌شود يكي از اين آينه‌هاي اوراقي را هم براي من جيوه كني؟ مي‌گفت، شيشه‌اي را جيوه كردم كه كج بود و آدم بايد در جلوي آن كج مي‌ايستاد تا خودش را كامل ببيند (اين آينه الان در منزل و موزه شهيد رجايي موجود است).
هنگامي كه با برادرزاده‌اش؛ حسن، صحبت شد، اشكش جاري بود. او مي‌گفت: يك بار يك كلت را به گونه‌اي در زير لباسم جاسازي كردم كه حفاظت رياست‌جمهوري متوجه نشد. وقتي به اتاق عمويم وارد شدم، كلت را روي ميز او گذاشتم و گفتم: بفرما عمو جان و ادامه دادم: خودت بهتر مي‌داني من آدم بيكاري نيستم، حقوقي هم از تو نمي‌خواهم، ولي اين وضعيت حفاظت از توست؟ اجازه بده يكي از ما بيايد و آخرين رده حفاظت ورود افراد را به تو به عهده بگيرد. حسن مي‌گفت: عمويم مكثي كرد و گفت: نه حسن جان، از دلسوزي‌ات براي من تشكر مي‌كنم و ادامه داد: به بچه‌هاي حفاظت مي‌گويم بيشتر مواظبت كنند. وقتي اصرار من را ديد كه به او مي‌گفتم، نگران آن هستم خداي ناكرده در يك مورد مثل الان، دقت نشود و اينجا را منفجر كنند، گفت: تذكر مي‌دهم بيشتر دقت كنند و در ادامه، جمله‌اي گفت كه وجود من را هنوز كه هنوز است، به آتش مي‌كشد. عمويم گفت: حسن جان نمي‌خواهم فردا بگويند، رجايي فك و فاميلش را سر كار آورده است.
و يا آن شاگردي كه مي‌گفت، شاهد بوده در دوران معلمي شهيد رجايي كه وقتي شاگردان كلاس به دليل تعطيلي روزهاي آخر سال به مدرسه نيامده بودند، او مثل هميشه به كلاس درس وارد شد و پاي تخته درس رياضي‌اش را نوشت و زير آن هم به بچه‌ها فرا رسيدن سال نو را تبريك گفت و از كلاس خارج شد. نام وي انگشت‌باف است كه به من مي‌گفت، فلاني من شك كردم نكند واقعا بچه‌ها در كلاس حاضر هستند كه آقاي رجايي آن همه در كلاس مانده، ولي پس از رفتن شهيد رجايي كه به كلاس وارد شدم، با اين صحنه عجيب روبه‌رو شدم.
و يا سخني كه رفيعي طاري، مسئول دفتر شهيد رجايي در اين دوران 27 روزه به من گفت كه به آقاي رجايي گفتم، اين‌كه نمي‌شود تمام كساني كه به اينجا مي‌آيند، موافقان و دوستان ما و شما باشند. بعد نام چند نفر را بردم و گفتم، اگر اجازه بدهيد، از اين افراد كه نسبت به روند امور و برخي مسائل انتقاداتي دارند، هم در جلسه‌اي دعوت كنيم كه بيايند و حرفشان را بزنند. خيلي پسنديد و گفت، پيشنهاد جالبي است. بعد افرادي را هم خودش اضافه كرد و گفت: بگو اينها بيايند و ادامه داد: نام اين گروه را هم گروه «نق» مي‌گذاريم كه هر از چند وقتي بيايند به سر من «نق» بزنند و اعتراض كنند تا من يكطرفه و از يك نگاه و زاويه با مسائل روبه‌رو نباشم و ديدگاه‌هاي مخالف خودم را هم بشنوم.
اين روزها، هرچند مسائل هسته‌اي و مقاومت مردان حزب‌الله لبنان در سراسر حملات وحشيانه صهيونيسم غاصب بر مسائل داخلي سايه افكنده است كه البته در جاي خود براي دولتمردان ما فرصت مغتنمي است! من به سيره شهيد رجايي مي‌انديشم كه اين روزها بر پلاكاردهاي مراسم مختلف در شهرها در سفرهاي استاني رئيس‌جمهور محترم و دولت در منظر همگان خودنمايي مي‌كند كه «صل علي محمد، بوي رجايي آمد» و با خود مي‌گويم، شهيد رجايي در نخستين روزهاي يك ماهه رياست‌جمهوري خود، گروه «نق» را تشكيل داد و با دل دريايي‌اش با منتقدان سياست‌ها و برنامه‌هاي دولتش به گفت‌وگو نشست و از همگان خواست، اگر از او خلافي در جهت تحقق اصول اعلام شده‌اش ديدند، بر سر او فرياد بكشند و تذكر بدهند ـ البته به بيان او فريادي برادرانه ـ و مي‌انديشم اكنون كه يك سال از دوره رياست‌جمهوري برادرمان جناب آقاي احمدي‌نژاد مي‌گذرد، آيا ايشان گروه «نق» را تشكيل خواهد داد و منتقدان دردمند و دين‌مدار در ارائه نقدها و نق‌هاي خود به ايشان، راه به جايي خواهند برد؟ بايد به انتظار نشست.

غلامعلي رجايي

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

تصاوير جنجالي يكي از مداحان مشهور تهران روي برخي سايت‌هاي اينترنتي و برخي پاساژهاي تهران منتشر و مورد توجه ويژه اپوزيسيون خارج از كشور قرار گرفته استمداحي فرد مذكور كه از مداحان مشهور تهران است، به تازگي از سوي صداوسيماي جمهوري اسلامي نيز پخش مي‌شده است.پرونده اين مداح كه برخي از مقامات نيز در جلسات وي شركت كرده‌اند، چندي پيش، از سوي برخي مراجع نظارتي پيگيري شده بود.گفته مي‌شود، يكي از نهادهاي امنيتي، پيش از اين به مديريت سازمان صداوسيما درباره ترويج بي‌رويه عوام‌گرايي در مذهب هشدار داده بود.مراجع تقليد نيز بارها نارضايتي خود را از عملكرد تعدادي از مداحان اعلام كرده و خواستار جلوگيري از انحراف فرهنگ ديني توسط آنان شده بودند.برخي از مداحان مشهور، از جمله حاج منصور ارضي نيز به تازگي اين مداح متخلف را طرد کرده‌اند.وي در واکنش به تکثير CD مذکور اظهار داشته که اين تصاوير مربوط به همسر دوم و قانوني و شرعي وي بوده و به دليل اختلافات خانوادگي منتشر شده است.

نظر عده ای از عزیزان به این خبر جنجالی * اگر راست باشد كه اين خانم زن شرعي اوباشد!چه كسي جواب آبروي رفته يك مسلمانراميدهد.آياباديدن اين همه عكس هاي خانوادگي كه بدون اجازه برروي سايت هارفت وباعث آبروريزي افراد شد.بازهم درس عبرت نمي گيريم.آيا بهتر نيست اين مسائل را به مراجه پيگيري كننده بسپاريم؟
*  به نظر من باید فورا از فعالیت های مداحی این آدم جلوگیری شود

*  لطف كنيد نام اين مداح را براي مردم اعلام كنيد. اين چه وضع خبر رساني است؟

*  واي به روزي كه بگندد نمك !!
بسياري از جوانان و نوجوانان معصوم علاقمند اين قبيل افراد ظاهرساز هستند اميد مي رود نهاد هاي نظارتي بدقت فعاليت كنند.
بسياري از مداحان مشهور بسيار با ذكاوت برخورد مي كنند

*  خوشا به حال ان حضرات که این گونه افراد را پر و بال دادند .

* متاسفانه همين به اصطلاح مداح كه از همان اول خيلي از بزرگان با ادبيات مداحي وي مخالفت نمودند به راحتي تا صدا و سيما جولان داد و كسي به عاقبت كار اين گونه انسانهاي بي دين و بدون پشتوانه علمي فكر نميكرد حال سوال اينجاست كه آيا وقت آن فرا نرسيده است كه تصميمات جدي و عملي در زمينه مسايل فرهنگي و تبليغاتي گرفته شود تا حتي الامكان افرادي در اين وادي قدم گذارند كه شرايط آن را داشته باشند . نقل است كه روزي يكي از بزرگان با اصحاب خود از كوچه گل آلودي مي گذشت كه پسركي هم همراه آنان بود آن بزرگ به پسرك گفت : پسر جان مواظب باش در گل نروي پسرك گفت: تو مواظب باش كه اگر فرو روي خلقي را با خود در گل فرو برده اي .(( با توجه به اينكه ميدانم درج نمي شود ولي از روي دلسوزي و عصبانيت نوشتم))

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بالاخره شهردار تهران چیزی را که همه به آن رسیده بودند را رسما اعلام کرد و گفت: منوریل قابل اجرا نیست. همینکه این حرف از دهان آقای قالیباف درآمد یک عده از ژورنالیست های کم ظرفیت سر و صدا راه انداختند که پس تکلیف آن 12 میلیاردی که تا به حال هزینه شده چه می شود؟ خسارت مجری پروژه را کی می دهد؟ این گودال ها را کی پر می کند؟... و از این حرفها.
اتفاقا به نظر ما هرچند که منوریل قابل اجرا نیست، ولی پولی که تا بحال صرف آن شده نه تنها تباه نشده که فایده رسانی آن بسیار بیشتر از آن چیزی خواهد بود که برایش در نظر گرفته بودند. مگر برج کج پیزا صدها برابر بیشتر از برج های بزرگتر و راست تر به مردم ایتالیا سود نرسانده؟ مگر برج ایفل که در ابتدای ساخت به خاطر عدم کاربرد مورد انتقاد شدید پاریسی ها بود به نماد فرانسه و عاملی برای جذب میلیون ها توریست تبدیل نشده؟
چرا ما نتوانیم گودال های عظیم منوریل در صادقیه را به یک نماد تبدیل کنیم؟ مثلا نماد مدیریت ضرب الاجلی و تحقیقات الله بختکی! و روز 17 اسفند (روزی که شهردار وقت در سال82 به هر ضرب و زوری که بود طرح منوریل را در شورای شهر به تصویب رساند) در آنجا مراسم خاصی برگزار کنیم و همه با هم آواز بخوانیم:
هان ای دل عبرت بین از دیده نظر کن هان                  گودال منوریل را آیینه عبرت دان!
هان؟

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

از آنجایی که به حول و قوه الهی و با همت مسئولان در دولت نهم، هیچ شبهه ای و مشکلی در خصوص برگزاری انتخابات آتی نمانده است، كامران دانشجو، استاندار تهران در جمع فرمانداران و برخی از دست اندرکاران برگزاری انتخابات در استان تهران، تمام هم و غم خود را صرف تاکید بر حفظ مسایل شرعی توسط خواهران و برادران در هنگام اخذ رای کرد و به ویژه بر جداسازی صف های خانم ها و آقایان در آن هنگام تاکید کرد.
نظر به اهمیت این موضوع و در راستای کمک رسانی به دولتِ خیلی خدمت گذار، «کارشناس مسایل شرعی انتخاباتی» ستون دوربرگردان با هماهنگی استانداری تهران، به برخی از شبهات شرعی پاسخ می دهد:

سوال- اگر خواهری بخواهد به مرد اجنبی رای دهد تکلیف چیست؟
جواب- احتیاط واجب آنست که در هنگام رای دادن، دست ایشان با برگه تماس نداشته باشد.

سوال- آیا قرار داشتن صف خواهران و برادران به طور همزمان در محل اخذ رای جایز است؟
جواب- احتیاط مستجب در ترک آن است.

سوال- حکم شرعی استعمال عطر و مواد خوشبو کننده در وقت رای دادن چگونه است؟
جواب- نباید موجب مفسده شود و احوط ترک آنست.

سوال- آیا جایز است که رای خواهران در همان صندوقی ریخته شود که رای برادران ریخته می شود؟
جواب- اگر یقین حاصل شود که برخی برادران با برخی خواهران محرم نبوده اند، ماندن رای خواهران در صندوق خلوتی که رای برادران هم همانجاست ممکن است باعث مفسده شود و جایز نیست.

سوال- اگر خواهری به خواهری رای دهد و رای توسط برادر اجنبی خوانده شود حکم چیست؟
جواب- اگر قبل از خواندن رای نمی دانسته که فحوای آن چه بوده، مباح است و در غیر این صورت مکروه است.

(استفتائات بيشتر خود را با دفتر جناب ثقه‌الاسلام كامران دانشجو در ميان بگذاريد!)

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

قاليباف، شهردار تهران، اعلام كرد: تهران صاحب بزرگ‌ترين شهربازي خاورميانه خواهد شد. به نظر ما اين كار اصلا لازم نيست و نوعي بودجه تلف كردن است چرا كه تهران همين الان هم بزرگ‌ترين شهر بازي خاورميانه است و شهروندان با صرف هزينه‌هاي اندك، از پيشرفته‌ترين وسايل سرگرمي استفاده مي‌كنند از جمله:
تونل وحشت: وحشتناك‌ترين تونل‌هاي وحشت با امكان ريزش طبيعي كه شما را از ترس ميخكوب (يا مثل ميخ كوبيده!) مي كند مثلا تونل مترو در محدوده ميدان امام خميني.
ماشين‌بازي: طبيعي‌ترين و شلوغ‌ترين محوطه ماشين‌بازي با امكان ويراژ و تيك‌آف و بوق و به هم كوبيدن. در تمام خيابان‌ها و اتوبان‌هاي شهر.
عبور از موانع: خطرناك‌ترين و هيجان‌انگيزترين بازي عبور از موانع انساني و غيرانساني، با امكان ضرب و جرح صد درصد طبيعي! مياديني مثل انقلاب، امام حسين، ونك و...
صعود و سقوط: كاملا رايگان و صد درصد بي‌خطر توسط مسئولان ، به خصوص وقتي كه آحاد ملت را با وعده و وعيد و تعريف و تمجيد بالا مي‌برند و بعد رها مي‌كنند!
سُرسُره: صد درصد رايگان در بيشتر پل‌ها و معابر (مخصوص فصل زمستان) با امكان زمين خوردن سه بعدي!
سياه‌بازي: نمايشي هزينه‌بر كه ابتدا شما را مي‌خنداند و بعد ساعت‌ها باعث گريه‌تان مي‌شود. اجرا در بازارها و به خصوص خيابان جمهوري (راسته موبايل فروش‌ها!)

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

چندي پيش 150نفر از نمايندگان به شدت اصولگراي مجلس، درخواست بررسي خارج از نوبت طرح «استفاده مديريت‌شده از ماهواره» را امضا كردند. بر اساس اين طرح، صداوسيما موظف مي‌شود حداكثر تا شش ماه پس از تصويب قانوني، نسبت به دريافت و پخش آن دسته از برنامه‌هايي كه مغاير با ارزش‌هاي اسلامي و ملي نباشد، اقدام كند.
جالب اينجاست كه در اين طرح، تصويب شده كه صداوسيما «حداقل» بايد براي اين كار سه شبكه تلويزيوني جديد راه‌اندازي كند. جالب‌تر اينكه براي آن‌كه آقاي ضرغامي با خودش فكر نكند كه با مانيتور كردن چند صد شبكه ماهواره‌اي و سانسور و جرح و تعديل سر وقت و از روي فرصت، خواهد توانست اين شبكه‌‌ها را تغذيه كند، طراحان قيد دريافت و پخش «هم‌زمان» را هم در متن طرح قرار داده‌اند.
اينها همه در حالي است كه اين صداوسيماي مادرمرده، براي پخش استريليزه يك مسابقه فوتبال مردانه 90 دقيقه‌اي، صد بار از تصاوير جايگزين استفاده مي‌كند، حالا فكرش را بكنيد كه بخواهد 24 ساعته سه شبكه را «مستقيما» از شبكه‌هاي ماهواره‌اي تغذيه كند!
از همه عجيب‌تر آن‌كه ليدر نمايندگان براي تصويب اين طرح، يك آدم حزب‌اللهي دوآتشه است به نام سعيد ابوطالب! و لابد اگر از لابه‌لاي دست صداوسيما در آن دريافت و پخش كذا، يك‌دهم ثانيه تصوير نامربوطي در برود، همين جناب، خاك آنجا را به توبره خواهد كشيد!
(البته اين وسط يك راه‌حلي هم هست كه نه سيخ بسوزد و نه كباب و آن هم اين كه: صداوسيما، برنامه‌هاي برون‌مرزي خودش را از ماهواره بگيرد و «مستقيما» بفرستد روي آن سه تا شبكه!)

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اقدامات سياسي و جناحي آموزش و پرورش مازندران همچنان ادامه دارد و با وجود شعار هاي وزير آموزش و پرورش مبني بر حرام بودن فعاليتهاي سياسي و جناحي در آموزش و پرورش، برخوردهاي نامناسب با مديران در آموزش و پرورش مازندران نگران كننده و تعجب برانگيز است. در اقدامي ديگر فاضلي رئيس سازمان آموزش و پرورش مازندران ابلاغ آقاي ابوالقاسم عليزاده رئيس آموزش و پرورش شهرستان بابلسر را كه فقط دوماه به پايان خدمت 30 ساله اش در آموزش و پرورش مانده بود لغو كرد و نشان داد براي برخورد هاي سياسي در آموزش و پرورش هيچ چيز حتي سياستها و برنامه هاي اعلام شده توسط رياست محترم جمهوري و وزير آموزش و پرورش نيز جلودارش نيست. عليزاده از مديران بسيجي با سابقه بيش از 6 ماه حضور در جبهه و برادر سردار شهيد كاظم عليزاده فرمانده گردان موسي بن جعفر(ع)بوده است و چندين بار به عنوان مدير نمونه شهرستان و استان معرفي گرديد. وي همچنين در اجراي طرح تكريم ارباب رجوع دو بار به عنوان مدير نمونه استاني انتخاب شد. وي پس از لغو ابلاغ مجبور شده است تا زمان بازنشستگي را مرخصي بگيرد تا بتواند با همين مسئوليت بازنشسته شود. چندي پيش نيز ابلاغ آقايان سيد علي قاسمي برادر دو شهيد و رئيس آموزش و پرورش بهشهر، محمد جواد بابايي برادر شهيد و رئيس آموزش و پرورش ناحيه 1 ساري، رحيم رضوي راد برادر شهيد و رئيس آموزش و پرورش ناحيه ۲ ساري و نصرا... بزرگي برادر شهيد و رئيس آموزش و پرورش سوادكوه نيز لغو شده بود. البته بابايي رئيس آموزش و پرورش ناحيه ۱ ساري كه آخرين سال خدمت خود را مي گذراند پس از ۲۹ سال خدمت، مجبور شد سر از روستاي چهاردانگه در بياورد و در آنجا آخرين ماههاي خدمت خود را سپري كند. قابل ذكر است دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اخیرا در گردهمایی روسای آموزش و پرورش سراسر کشور در اردوگاه شهید باهنر گفت: برخي گروه بازيها و دسته بنديها زيبنده نظام اسلامي بويژه آموزش و پرورش نظام اسلامي نيست و بايد با تدبير مقابل اين دسته بنديها بايستيم. وی افزود: مسئولان آموزش و پرورش اجازه ندهند بازیهای سیاسی به نهاد مقدس آموزش و پرورش ضربه بزند و با تدبیر مناسب این گونه مسائل را از بین ببرند. همچنين فرشیدی وزیر آموزش و پرورش نیز گفت: آموزش و پرورش جايگاه فعاليتهاي سياسي جناحي و گروهي نيست. كسي كه لباس مديريت مي پوشد و در وزارت آموزش و پرورش فعاليت مي كند، حرام است كه فعاليت سياسي و جناحي داشته باشد. وی تاکید کرد: فعاليت سياسي و جناحي در وزارت آموزش و پرورش را تنها در حوزه امام خميني (س)، اسلام و رهبري مجاز مي دانيم و مواردي كه جنبه اعمال سليقه به خود بگيرد، در اين وزارتخانه جايي ندارد. سئوال اساسي و مهم اين است آيا اين سخنان فقط در حد شعار و سخنراني است و يا اينكه بايد محقق شود؟ براستي دولت احمدي نژاد تاكنون با كساني كه سياستها و برنامه هاي اعلام شده توسط ايشان را زير پا مي گذارند و هر كاري كه دلشان خواست را انجام مي دهند، چه برخوردي كرده است؟ سئوال آخر اينكه در دولت احمدي نژاد كه شعار مهرورزي و عدالت طلبي را سر مي دهد، با خانواده شهدا و مديران كارآمد و موفق ايثارگر اينگونه برخورد مي شود حال با افراد عادي و ..... بماند!؟

+ نوشته شده در  جمعه 3 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رتبه

کشور

تعداد ورودی

درصد

1 جمهوری اسلامی ايران

1637

86.56%

2 امارات

46

2.43%

3 انگلستان

31

1.63%

4 امريکا

28

1.48%

5 کانادا

26

1.37%

6 آلمان

15

0.79%

7 ترکيه

12

0.63%

8 فرانسه

10

0.52%

9 سوئد

9

0.47%

10 ايتاليا

9

0.47%

بقيه کشورها

68

3.59%

مجموع

1891

100%


+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پيش از پيروزي انقلاب در حوزه علميه قم نسبت به افكار و انديشه هاي دكتر علي شريعتي دو برخورد عمده به وجود آمد كه اوج تلاقي و تضارب اين دو برخورد و دو تفكر در ميان طلاب و فضلاي مدرسه حقاني متبلور شد. برخورد اول به رهبري و هدايت آيه الله مصباح انجام گرفت و ايشان بعضي نوشته هاي شريعتي را به كفر و الحاد نسبت داد و شخص او را منحرف و مستحق اشد مجازات دانست . در مقابل اين موضع گيري , تفكر آيه الله شهيد بهشتي قرار داشت و ايشان معتقد بودند كه مي شود عبارت هاي او را به صورت مثبت هم معنا كرد و مادامي كه زمينه برداشت مثبت وجود دارد ما حق نداريم عبارت هاي كسي را به گونه منفي و شبهه انگيز و كفرآميز تجزيه و تحليل كنيم . چنانكه آن شهيد بزرگوار در جمع طلاب مدرسه حقاني حاضر شد و بحث هاي شريعتي در مورد : « خاتميت » , « جايگزيني عقل به جاي شرع » و « تعدد زوجات » را به گونه صحيح و بي اشكال مطرح نمود و اشكال هايي را كه استاد مصباح در مورد عبارت پردازي هاي شريعتي داشت , غيروارد قلمداد كرد و بعد فرمود :
« خوب , موضع من در برابر دكتر شريعتي و كارهاي او , موضع بهره برداري صحيح است . نه لگدكوب كردن , نه لجن مال كردن و نه ستايش كردن و بالا بردن , بلكه حسن استفاده از سرمايه اي در خدمت هدفي ... جناب آقاي مصباح ! اجمالا به شما بگويم من در برابر دكتر شريعتي , نقد سالم خواهم داشت , چنانكه داشته ام و بعد از اين هم خواهم داشت ... » (1 )
همان طوري كه ملاحظه مي شود اين ماجرا , دو نوع طرز تفكر , دو نوع سليقه و روش برخورد را با يك پديده نشان مي داد. يكي برخورد هدايت گرانه و مثبت بود , ديگري برخورد پرخاشگرانه .
شهيد بزرگوار بهشتي ضمن دفاع از نوع نگرش و برداشت هاي خويش , نسبت به نوشته هاي ديگران , چون نوع نگاه طرف مقابل را از نظر « تعليم و تربيت » ناشايست و خطرناك مي ديد , خطاب به طلاب و فضلاي حاضر در اين جلسه , چنين هشدار داد :
« ... بحث من در اينجا با شما طلاب مدرسه است . به ايشان (استاد مصباح ) هم در اين ده ـ پانزده روز قبل عرض كردم , گفتم : آقا! بحث , بحث روش تربيتي مدرسه است . چون ما با ايشان دوستي هستيم كه با هم صريح حرف مي زنيم , همين حالا هم همين طور است . همين حالا هم كه دارم حرف مي زنم حرفي است كه دوست با دوست مي زند , مي گويم : شما طلاب مدرسه نمي توانيد با اين اسلوب بار بياييد وگرنه لااقل بنده نمي توانم در چنين مدرسه اي , ذره اي در كارها سهيم باشيم , مدرسه اي كه بخواهديك مشت انسان لجوج , پرخاشگر بي جا , متعصب تربيت كند كه نتوانند با همه , دو كلمه حرف بزنند , چه ارزشي دارد در اين صورت چه خدمتي به اسلام و به حق كرده اند به چه انگيزه اي » (2 )
آيه الله بهشتي و استاد مصباح اگرچه هر دو صاحب نظر و مجتهد مسلم بودند و هر دو به برداشت و وظيفه شرعي خود عمل مي كردند و هر دو در پيش خدا ماجور بودند ولي بحث در پيامدهاي مثبت و منفي اين دو طرز تفكر و سليقه بود. شهيد بهشتي مي گفت : روش تند و پرخاشگري و حالت عتاب و تحكم , نتيجه اي جز گمراهي و سقوط نخواهد داشت و بايد اصل هدايت و روشنگري مورد اهتمام باشد. او مي گفت :
« ... اما , موضع گيري جنجالي و جنجال آفريني و تحريكات دار كه با شدت وحدت همراه است , به نظر من با توجه به مجموع جوانب مختلف مربوط به اين بحث و اين شخص و اين عصر , نتيجه عكس دارد. اين نوع موضع گيري ها بسياري از افراد را به ياد چماق هاي تكفيري مي اندازد كه در تاريخ درباره عصر تفتيش عقايد كليسا و قرون وسطي خوانده اند و موجب مي شود كه زمينه هاي مثبت و ارزنده هدايت نسل جوان كه امروز دردسترس دوستان علاقمند قرار گرفته تباه شود و به زمينه هاي ضد تبديل شود... جناب آقاي مصباح در بحثي كه با ايشان داشتيم , فرمودند : من به عنوان اتمام حجت مي گويم , گفتيم : برادر! اتمام حجت چيست قبل از اتمام حجت , هدايت مطرح است , اگر هدايت آسيب ديد , چه اتمام حجتي » (3 )
اين دو بينش علاوه بر مدرسه حقاني , در ميان جامعه محترم مدرسين نيز جزو مسائل روز شده بود و در اينجا هم آقايان اغلب روش مثبت را برگزيده بودند. آيه الله محمد يزدي در بخشي از خاطرات خود مي نويسد :
« ... در جريان شريعتي ... جامعه مدرسين جلسات متعددي تشكيل داد و بحث هاي مبسوطي مطرح كرد. آقاي مصباح در آن ماجرا قائل به ديدگاه خاصي بود و بقيه اعضاي جامعه در برابر ايشان قرار داشتند... و بحث به مرز كفر و ايمان رسيده بود . » (4 )
همان طوري كه شهيد بهشتي و ساير آقايان در دفاع از مباني و تفكرات خود در اين عرصه مصمم بودند و طرف مقابل را به نقد مي كشيدند , از آن سوي استاد مصباح نيز به افكار و انديشه هاي خود در اين وادي پافشاري داشت و آن را بحق قلمداد مي كرد. آيه الله يزدي در بخش ديگر از خاطرات خود مي گويد :
« ... آيه الله مصباح يزدي جبهه گيري تندي عليه دكتر شريعتي نمود... بنده به ايشان عرض كردم كه من هم براين باورم كه شيوه شريعتي بسيار خطرناك است اما لزومي نمي بينم كه با تندي و صراحت با اين قضيه برخورد كنيم , آقاي مصباح گفت : قضيه حساس تر از اين حرفهاست كه شما گمان مي كنيد ... من دست از برنامه هايم عليه شريعتي برنمي دارم ... » (5 )
اين نوع برخوردها اختصاص به ماجراي شريعتي نداشت در ساير موارد و پديده ها نيز كم و بيش به چشم مي خورد و ادامه داشت . پس از پيروزي انقلاب اسلامي با فراگير شدن طرز تفكر شهيد آيه الله بهشتي , روحيه و مكتب پرخاشگري و لجاجت در انزواي كامل قرار گرفت و در كنج موسسه « در راه حق » محبوس شد. اين وضع بيش از يك دهه (يكي دو سال پس از رحلت امام ) ادامه پيدا كرد تا اين كه موسسه آموزشي امام خميني به مديريت و هدايت استاد مصباح شروع به كار كرد. از بدو تاسيس اين مركز , دوباره طرز تفكر پرخاشگري و جار و جنجال در مرحله شكل گيري مجدد قرار گرفت و به رشد و حيات خود ادامه داد.
اين نوع تعليم و تربيت افراطي طي يك دهه به طور نامرئي در لايه هاي مختلف موسسه امام خميني تحت مديريت آيه الله مصباح ريشه دواند و به سازماندهي خود پرداخت و در آستانه انتخابات مجلس نهم , ناگهان خود را به طور علني وارد صحنه سياسي كشور كرد. عناصر اصلي اين جريان , همسو با يك جريان فكري تند در مركز , انواع و اقسام تهمتها و افتراها را در مورد شخصيت بزرگواري مثل آيه الله هاشمي رفسنجاني بكار بستند و در يك حركت همگاني ايشان را تا حد ضد ولايت فقيه و ضد رهبري و عامل استكبار جهاني در منطقه متهم كردند.
پس از انتخابات نيز اين روند همچنان ادامه پيدا كرد. ايادي تندرو اين جريان افراطي در هفته نامه « پرتو سخن » و « ماهنامه پويا » ارگان اين موسسه , مرتب مقالات و تحليل هاي تندي را بر عليه معظم له به چاپ مي رساندند و سعي داشتند تا هر طور شده چهره سياسي و انقلابي آقاي هاشمي را در ميان مردم خدشه دار كنند و مانع از ورود ايشان به عرصه انتخابات مجلس خبرگان بشوند. اين روند تنها در بخش مطبوعات خلاصه نمي شد بلكه فعاليت هاي گروهي و محفلي آنان در شكل ها و گونه هاي مختلف به چشم مي خورد كه حركتهاي ناپسند و خفت بار آنان در به هم زدن مجلس سخنراني آيه الله هاشمي تير نهايي اين جريان افراطي بود و به خيال خام خود مي خواستند با اين اخلالگران , معظم له را براي هميشه از صحنه سياسي خارج كنند ولي سرشان به سنگ خورد و مچشان باز گرديد.
آنچه مسلم است اينست كه اين يك توطئه از پيش برنامه ريزي شده بود. اينها براي اجراي اهداف خود از قبل چند جلسه در دفتر پرتو سخن و پويا و جاهاي ديگر تشكيل دادند. يكي از سرشناسان و سردمداران اين جريان به نام قاسم روانبخش كه تندترين تحليل ها را بر ضد آقاي هاشمي مي نوشت و متاسفانه در شوراي اسلامي شهر قم نيز حضور دارد , از اين موقعيت سواستفاده نمود و از طرف شورا مانع از نصب پلاكارت هاي تبليغاتي مجلس سخنراني در ميادين شهر قم شد. بعلاوه او از همين موضع به شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي قم و توليت حرم , نسبت به دعوت از آيه الله هاشمي شديدا اعتراض نمود و تهديد كرد درصورت حضور سخنران , مجلس را به هم خواهد زد. در راستاي تكميل اين حركت ناشايست , اينان در موسسه امام خميني و دفتر پرتو سخن و پويا به سراغ افراد زيادي رفتند تا اين ماموريت تخريبي را برعهده آنها بگذارند و خود در پشت صحنه باشند ولي آنان به دلايلي از اين كار برائت جستند و هرگز حاضر نشدند در اين مجلس حاضر شوند بناچار فرد سرشناس ديگر اين جريان افراطي به نام علي ابوترابي , خود رهبري تشنج و اخلال در جلسه مزبور را برعهده گرفت و آن را به مرحله عمل رساند كه خوشبختانه مردم حاضر در جلسه , همه به حمايت از آيه الله هاشمي برخاستند و به اخلالگران فرصت ندادند و آنها را مفتضحانه از مجلس بيرون راندند.
جالب اينجاست با اين كه بلافاصله پس از انتشار خبر , اين حركت ناپسند از سوي اغلب مراجع تقليد , اساتيد بزرگ , جامعه مدرسين , شوراي عالي مديريت حوزه , دفتر تبليغات اسلامي و... محكوم شد و آنها به طور قاطع خواستار تعقيب و شناسايي عاملان پشت پرده اين ماجراي زشت گرديدند , يكي ديگر از تربيت يافتگان اين مكتب افراطي در يك موضع گيري عجولانه و ناشيانه , ضمن حمايت تلويحي از اخلالگران , به انتقاد از آيه الله هاشمي سماجت ورزيد. او در جمع هيئت فاطميون قم گفت : گرچه بهتر بود طلاب سوالات خود را پس از پايان سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني از ايشان مي پرسيدند ولي در هر صورت آقاي هاشمي هم بايد پاسخ آنها را مي داد ... كسي را نبايد به خاطر سوال پرسيدن دستگير كرد و مورد ضرب و جرح قرار داد... اين نوع برخورد با كساني كه سوال دارند , در سيره ائمه نبوده است و بزرگان انقلاب هم اين گونه رفتار نكرده اند . » (6 )
اين شخص كه اخيرا عنوان « استاد اخلاقي » را با خود به يدك مي كشد با اين حرفهاي بي پايه اصول و موازين اخلاقي را كاملا زير پا گذاشت . اگر وي قبل از اين اظهارات , نوار تصويري اين مجلس را نگاه مي كرد آن وقت در اين مورد , اين چنين قضاوت نمي نمود. اولا : وي خودش به خوبي مي داند هدف اين افراد برهم زدن مجلس بود و خيال مي كردند به مجرد اعتراض , مردم به آنها ملحق خواهند شد ولي اين گونه نشد. ثانيا : من خودم در مجلس حاضر و شاهد بودم , چون مردم از اهداف شوم اينها آگاه شدند , بيدرنگ قيام كردند و به حسابشان رسيدند. در اين هنگام آقاي هاشمي با كمال بزرگواري از مردم خواستند و فرمودند : « اجازه بدهيد حرفشان را بزنند » ولي مردم كه از آنها متنفر شده بودند , به اين توصيه عمل نكردند. اين مطلب را آقاي بنائي نماينده مردم قم نيز طي مصاحبه اي تصريح كرده است . من در اينجا از مسوولين صدا و سيما و معاونت فرهنگي حرم حضرت معصومه (س ) تقاضا دارم نوار صوتي و تصويري و سي دي اين مراسم را تكثير كرده و در اختيار مردم بگذارد تا « سيه روي شود هر كه در او غش باشد. »
در آخر به چند ويژگي اخلاقي اين افراد كه از نزديك شاهد آن بودم اشاره مي كنم . اولا : اغلب اين آقايان به يك نوع تكبر و غرور و خود بزرگ بيني فاحش دچار هستند. ثانيا : هنگام بحث به كوچكترين اصول اخلاقي پايبند نمي باشند و به راحتي تهمت , افترا به شخصيتهاي محترم مي بندند و به آساني سخن دروغ مي گويند. ثالثا : به رغم همه اينها , هميشه ژست اخلاقي و عرفاني به خود مي گيرند و با مخاطب طوري حرف مي زنند و غيرمستقيم به وي القا مي كنند كه گويا هم اينك از محضر حضرت ولي عصر(عج ) و رهبر معظم انقلاب آمده اند و بدين ترتيب هيچ احتمالي خطا و اشتباه در رفتار , كردارو گفتارهاي خود نمي دهند و خودشان را « قسيم الجنه والنار » تصور مي كنند كه اينها اوصاف مشترك رهبران وهابيت , بهائيت , گروه فرقان , منافقين و... در طول تاريخ بوده است .
فلذا عاجزانه از محضر مراجع عظام تقليد , اساتيد بزرگ حوزه , به خصوص از حضرت آيه الله مصباح درخواست دارم هرچه زودتر و پيش از اين كه عملكردهاي اين كانون نامتعادل در حوزه و موسسه امام خميني به مرحله خطرناك برسد به چاره انديشي اساسي اقدام كنند و تا دير نشده به كالبدشكافي اين جريان مشكوك بپردازند تا خداي ناكرده , دوباره شاهد تكرار تلخ تاريخ از قبيل غائله حزب خلق مسلمان و باند مهدي هاشمي معدوم در حوزه و كشور نباشيم و دامن روحانيت و حوزه هاي علميه از آلوده شدن به يك مشت آدمهاي « لجوج , پرخاشگر بي جا و متعصب » به تعبير شهيد بزرگوار آيه الله بهشتي , براي هميشه در امان باشد.
$ـ$
1 ـ شريعتي , جستجوگري در مسير شدن ـ شهيد آيت الله بهشتي . ص 64 و 65
2 ـ همان , ص 58
3 ـ همان , ص 80 و 81
4 ـ خاطرات آيت الله يزدي ص 481
5 ـ همان ص 227 و 483
6 ـ كيهان 85,3,20 صفحه 14

• قم ـ ناصر اقدم فيضي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مقصران اصلي تخريب آيت الله هاشمي رفسنجاني
• طلبه ي حوزه ي علميه ي قم ـ ح . د
«مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (ره) ابتدا كنار مرقد مطهر آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري (ره) تدريس مي كردند، در يكي از روزها هنگام درس، آقا متوجه شد كه يكي از شاگردان به قبر حاج شيخ عبدالكريم (ره) تكيه داده است، با تندي به او فرمود: آقا به قبر تكيه نكنيد، اين بزرگان براي اسلام زحمت كشيده اند، به آنها احترام بگذاريد.»1احترام به بزرگاني كه در راه اعتلاي كلمه الله و سربلندي اسلام زجرها كشيده و سختي ها متحمل شده اند، آموزه اي است كه مي توان آن را از ميان نصوص متواتر ديني استخراج كرد و به عنوان اصلي ماندگار در همه ي زمان ها و مكان ها به كار بست.متاسفانه چندي است كه برخي در كسوت روحانيت و اهل فضل، عالمانه و عامدانه اين اصل و سنت زيباي اخلاقي را زير پا گذاشته اند و با بي نزاكتي خاصي به تخريب و تخطئه ي حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني پرداخته اند. بي شك ايشان از زحمات طاقت فرسا و فداكاري هاي آقاي هاشمي در نهضت امام عزيز اطلاع دارند و از ماجراي مجاهدت هاي ايشان در راه تثبيت و استمرار انقلاب اسلامي آگاهند. اما با اين حال، هم چون آن شاگرد قدر ناشناس آيت الله بروجردي (ره) كه با تكيه زدن بر قبر پاك موسس حوزه ي علميه قم، به آن بي احترامي نموده بود، به آيت الله هاشمي ناسزاها مي گويند؟ سخن در اين نيست كه چرا اين افراد، آن هم در لباس روحانيت به عزيزترين يار امام (ره) و رهبري پرخاش مي كنند و بعد از ساليان طولاني منادي سخنان اصحاب ضدانقلاب و منافقين در حق فرزند برومند حوزه ي علميه، هاشمي عزيز مي شوند، بلكه سخن در اين است كه چرا بزرگان حوزه اين بي احترامي ها را بر مي تابند و چون آيت الله بروجردي (ره) بر شاگران خاطي حوزه ي علميه بر نمي آشوبند و آنها را به حفظ حرمت و احترام بزرگان و زحمت كشيدگان و جان نثاران اسلام و انقلاب وانمي دارند؟
آيا به راستي گناه بزرگان قم كمتر از طلاب و فضلايي است كه بغض و كينه چشمشان را كور كرده و به چيزي جز تخريب آقاي هاشمي، آن هم با هر وسيله اي نمي انديشند؟
امروز اگر بزرگان قم جلو اين بي حرمتي ها را نگيرند، فردا اين زخم چركين به راه، روش و اسلوبي رايج بدل خواهد شد و بنيان قداست روحانيت را خواهد سوخت. بي شك وقتي طلبه اي به خود اجازه دهد كه هر گونه افترا، دروغ و تهمتي را به رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام بزند و در نامه هاي سرگشاده وي را به دروغ گويي و... متهم نمايد، جوانان آتش مزاج حق دارند كه به فحاشي عليه مسئولان عالي رتبه نظام بپردازند و لعن و نفرين هاي خود را نثارشان كنند.
بنابراين بزرگان حوزه ي علميه ي قم ـ آنان كه مي توانند جلو اين فجايع را بگيرند ـ مقصران اصلي هتك حرمت آيت الله هاشمي رفسنجاني هستند، چرا كه با سكوتشان زمينه ساز اين بي احترامي ها مي شوند.
1 ـ  داستان راستان، نوشته ي محمد محمدي اشتهاردي، ص 258 .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آيت اله جعفر سبحاني در كتاب (كليات في علم الرجال) بعد از بحث از منابع اصول هشت گانه ي رجالي، به رجال ابن غضائري مي پردازد. وي در بخش (اعتبار علمي كتاب ضعفاء ابن غضائري) به طرح نظرات مختلف پرداخته و در انتهاي (پاسخ محقق شوشتري از نظريه ي چهارم) در باره ي روحيات ابن غضائري چنين مي نويسد: (ظاهرا ابن غضائري در دين خود بسيار متعصب بوده و از دينش دفاع مي كرده است، لذا وقتي از كسي چيز ناپسندي مي ديد، زشتي آن نزد او شديد جلوه مي نمود و بسيار او را قبيح مي پنداشت. از اين رو طعن و بدگويي و لعن بسيار نثار وي مي كرد و او را رسوا و خوار مي ساخت. شاهد بر اين سياق عبارت اوست. ملاحظه مي كنيد كه غير ابن غضائري در مقام تضعيف يك شخص ، فقط به كلماتي كه بيانگر ضعف اوست، بسنده مي كند، ولي او افسار قلم را رها مي كند و او را به خبث و هلاكت و لعن متهم مي كند، با تاكيد دو چندان او را تضعيف مي كند. اينك چند نمونه ي آن را براي شما ذكر مي نمايم. در باره ي مسمعي مي نويسد: او ضعيف و گفتارش بي اثر است . كتاب زيارات او دلالت بر خبث عظيم و مذهب متناقض او مي كند و از دورغ گويان اهل بصره به شمار مي رود. هم چنين در باره ي كتاب علي بن عباس مي نويسد: كتابي است كه دلالت بر خبث و بر نابودي مذهبش دارد. نبايد به وي و روايانش التفات و اعتنا نمود. در باره ي جعفر بن مالك گفته است: بسيار دروغگو است و تمام احاديث او متروك است. در مذهبش اهل غلو است و از ضعفاء و از افراد ناشناخته روايت نقل مي كند و تمام عيوب راويان ضعيف در او جمع است. نتيجه اين كه ابن غضائري امور كوچك را بسيار بزرگ مي كند و داراي روحيه ي خاصي بوده كه او را وادار مي كرده كه اين گونه عمل كند. گواه ما آن است كه بعضي از راويان را هم شيخ طوسي و نجاشي تضعيف كرده اند و هم غضائري، ليكن بين تعابير آنها تفاوت آشكاري وجود دارد. مثلا شيخ در باره ي عبدالله بن محمد گفته است: او واعظ و فقيه بود و نجاشي او را به اين بيات تضعيف كرده است: او ضعيف است. ولي غضائري با اين عبارت وي را تضعيف كرده است: او بسيار دروغگو و بسيار حديث جعل مي كرد و حديث او مورد التفات نيست و به او نبايد اعتنا كرد. هم چنين علي بن ابي حمزه ي بطائني را اهل رجال تضعيف كردند. شيخ او را واقفي مذهب معرفي كرده است و به گفته ي علامه او يكي از استوانه هاي واقفيه است. ولي غضائري مي نويسد: علي بن ابي حمزه – كه خدا او را لعنت كند – اساس مذهب واقفيه و شديدترين دشمن ولي خدا بعد از زمان امام موسي بن جعفر(ع) است. شبيه به اين سخن را در حق اسحاق بن احمد مكني بن ابي يعقوب اخي الاشتر نيز گفته است. نجاشي در حق او مي نويسد: وي معدن اساس خلط است و كتابي نير در تخليط نوشته است. ولي غضائري اين چنين نوشته است: مذهب او فاسد و در روايت    بسيار دروغگو است و جعل حديث مي كند و روايات او مورد التفات نيست 000 همان گونه كه گذشت وي داراي روحيه ي خاصي بود. وقتي امر ناپسندي را مي ديد، قبح آن نزد او شديد جلوه مي نموده و زشتي آن نزد وي به حد اعلا مي رسيده، لذا الفاظي را به كار مي برده كه بردن آن فقط نزد صاحب اين روحيه صحيح است. ولي نجاشي از اين جهت داراي اعتدال است، لذا فقط مقصود ابن غضائري را بدون استفاده از تعبيرات اغراق آميز و همراه با غلو او بيان كرده است. خلاصه اين كه نقص عمده ي كتاب رجال ابن غضائري در تضعيف بزرگان و افراد موثق مثل احمد بن مهران است. در مورد او مي نويسد: احمد بن مهران كه كليني از او  روايت نقل كرده است، ضعيف است. و حال آن كه ثقه الاسلام كليني از او بدون واسطه نقل حديث مي نمود و در حق او طلب رحمت كرده است. چنان كه در باب ولايت حضرت زهرا (ع) گفته است: احمد بن مهران و احمد بن ادريس به نقل محمد بن عبدالجبار الشيباني نقل كرده است و موارد ديگر از اين قبيل. از اين رو نمي توان به تضعيف هاي ابن غضائري اعتماد كرد، چه رسد به اين كه تضعيف او با توثيق نجاشي كه خبره ي اين فن است و با شيخ كه ستون علم است، معارضه نمايد. البته برخي مي گويند: توثيق هاي ابن غضائري در اعلا مراتب اعتبار و ارزش است، اما توثيق هاي او كم است. چنان كه از محقق داماد گذشت كه فرمود: كمتر كسي است كه از جرح او سالم مانده و كمتر ثقه اي است كه از قدح و خرده گيري او سالم مانده باشد. اما همان طور كه پيش از اين گفتيم000 اعتماد بر توثيق او، مثل اعتماد بر جرح اوست.) 1با اين مقدمه به طرح بحث اصلي مي پردازيم. آيت الله مصباح يزدي يكي از نوادر علماي حوزه است كه قله هاي بلند فضل و تقوا را فتح كرده و در معقول و منقول راه هاي طولاني پيموده است .با اين حال آيت الله مصباح يزدي با همه ي محسناتي كه دوست و دشمن به آن معترف است، در حوزه ي سياست به ضعف هايي مبتلاست. از جمله ضعف بزرگ ايشان داشتن روحيه اي همانند روحيه ي ابن غضائري است. اين روحيه كه از تعصب و غيرت ديني استاد ناشي مي شود، وي را وادار به مدح يا ذم افراد به گونه اي افراطي مي كند، به طوري كه حتي عوام مردم نيز به عدم تعادل در تضعيف ها و توثيق هاي معظم له پي مي برند. ايشان خود در اين باره سخناني دارد كه تا حدودي از عهده ي ايفاي آن چه مراد ماست، بر مي آيد. وي مي گويد: (بايد عرض كنم كه حساسيت همه ي مردم نسبت به همه ي مسايل يكسان نيست. در يك جامعه ، وقتي مشكل اقتصادي مثل تورم يا كاهش ارزش پول پيش بيايد، متخصصان رشته هاي مختلف يكسان واكنش نشان نمي دهند، بلكه متخصص اقتصادي است كه دورنماي بد آن را ترسيم مي كند، حساسيت نشان مي دهد، سخنراني و بحث مي كند و در باره ي آن مقاله مي نويسد و حتي گاهي بين وزير اقتصاد و رئيس بانك مركزي اختلاف نظر پديد مي آيد. در حالي كه وزير بهداشت و درمان چنين حساسيتي ندارد. در مسايل ديني هم كساني كه با اين مسايل بيشتر سر و كار دارند و اهميت آن را درك مي كنند، حساسيت نشان مي دهند. اين جانب هم اگر به مسايل عقيدتي و ديني حساسيت دارم از همين باب است كه همه در درك اين مسايل يكسان نيستند. بنده نسبت به مسايل ديني به طور عام و نسبت به مسايل اعتقادي به طور خاص خيلي حساس هستم.)2مثال واضحي را كه مي توان در باره ي برخورد آكنده از حساسيت استاد در مباحث اعتقادي بيان كرد، رويه اي است كه ايشان در مورد مرحوم دكتر علي شريعتي اتخاذ نموده است. شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي (ره) در تشريح مواضع تند آيت الله مصباح در مورد دكتر شريعتي مي گويد: (مطلب اساسي جناب آقاي مصباح در اين گفت و گو اين است كه در اين ايام خطري بزرگ اسلام و اصالت نهضت هاي اسلامي را تهديد مي كند و اين خطر عبارت است از تحريف تعاليم اسلام در شكل نوآوري و نوپردازي به منظور قابل قبول كردن اسلام براي كساني كه دست خوش افكار مادي شده اند، يا به منظور هاي غرض آلود ديگر. راجع به اين مطلب اصلي بايد بگويم كه اصل اين خطر و مهم بودن و بزرگ بودن اين خطر مورد تاييد كامل من هم هست، با اين تذكر كه اين خطر مربوط به امسال و پارسال و چهار – پنج سال و هفت – هشت سال اخير نيست . اين خطر لااقل در سال هاي زندگي من، سابقه اي خيلي طولاني داشته است000 بنابراين اصل خطر از ديرباز مورد توجه ما بوده و روي آن تكيه داشته ايم. ولي جناب آقاي مصباح در بحث خودشان، علاوه بر اصل مطلب، اين خطر را اصولا به اين شكل مطرح كرده اند كه خطر مربوط است به نوشته هاي مرحوم آقاي دكتر علي شريعتي.)3ايشان سپس به نقد و نظر استاد مصباح پرداخته و در بخشي از سخنانش موضع خود را در باره ي دكتر شريعتي چنين بيان مي كند: (موضع من در برابر دكتر شريعتي و كارهاي او موضع بهره برداري صحيح است، نه لگدكوب كردن ، نه لجن مال كردن و نه ستايش كردن و بالا بردن ، بلكه حسن استفاده از سرمايه اي در خدمت هدفي، با روشنگري بدون كمترين محافظه كاري براي تمام نقطه هاي ضعف او – كه من در اين زمينه تا كنون محافظه كاري نكرده ام و آن را روا نمي دانم. هر نقطه ي ضعفي در هر نوشته اي از دكتر مطرح شده و دوستان نشان داده اند، در جايي كه سخن خوبي بوده گفته ام خوب است و در جايي كه حرف بدي بوده گفته ام خطاست، غلط است، خام است و مكرر گفته ام و به خود ايشان هم گفتم كه دكتر اصولا روشت خطاست، روشت نقص دارد، روشت را كامل كن. ولي موضعم اين موضع است كه بايد از مجموعه ي كار او بهره برداري كرد، چون انصافا در نوشته هاي دكتر تنبهات جالب، زيبا، خوب و موثر فراوان است – در كنار خطاهاي بسيار و هيچ ضرورت و دليلي در يك موضع گيري حاد به جاي يك موضع گيري نقاد نمي بينم.)4آن چه از برخورد متفاوت شهيد بهشتي (ره) و استاد مصباح با دكتر شريعتي بر مي آيد، خصوصا با توجه به جايگاه خاص و بلكه ممتاز شهيد بهشتي (ره) ، اين مدعا تا حدودي به اثبات نزديك تر مي شود كه آيت الله مصباح داراي يزدي روحيه اي همانند روحيه ي ابن غضائري است. (روحيه ي خاصي كه او را وادار به تندروي مي كند و مسايل را بيش از حدود واقعي آن برايش جلوه گر مي سازد.)اما در حوزه ي سياست مباحث از شفافيت بيشتري برخوردار است و به وضوح از تندروي هاي استاد حكايت مي كند، صدق براي  اين ادعا به شواهدي از تضعيف ها و توثيق هاي معظم له در نهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري اشاره مي كنيم. در نهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري استاد مصباح به حمايت از رئيس جمهور محترم دكتر احمدي نژاد وارد صحنه ي انتخابات شد و هفته نامه ي (پرتو سخن) به نمايندگي از ايشان به طرفداري از وي پرداخت. ضمن آن كه تخريب آيت الله هاشمي رفسنجاني را به عنوان رقيب جدي كانديداي خود در دستور كار خود قرار داد. آيت الله مصباح ابتدا به طور ضمني و در اواخر صريحا به تضعيف رقيب دكتر احمدي نژاد پرداخت، از جمله در تضعيف هاي خود فرمود: (آيا ما هم بايد بنشينيم مصلحت سنجي كنيم كه چه كسي سابقه و تجربه اش بيش تر است و به او راي دهيم؟ فردا پيش خدا مي توانيم جواب بدهيم؟ 000 يك طرف كساني هستند كه اهداف آمريكا را محقق مي كنند و آمريكا از آمدن آنها خوشحال مي شود، چون راه برگشت خودش را در حكومت آنها مي بيند000 مجسم كنيد صحنه ي روز وفات پيغمبر اسلام صلي الله عليه و اله را، عده اي دور هم نشستند و گفتند چه كسي را جانشين پيغمبر كنيم؟ گفتند از پدر زن پيغمبر بهتر نداريم. از كساني است كه سابقه اي در اسلام دارند، ريش سفيد است، احترام او واجب است. بعدها كساني گفتند: علي! جواب دادند : علي جوان است، حالا دوران جواني را بگذراند، نوبت او هم مي رسد. آيا اين خيلي با منطق ما فرق دارد؟ واقعا اگر ما آن وقت بوديم، اين منطق را نمي پذيرفتيم؟ بايد از آن جريان براي امروزمان عبرت گرفته باشيم، ولي متاسفانه داريم همان منطق را تكرار مي كنيم.)5  همان طور كه از متن مزبور بر مي آيد، استاد مصباح، آيت الله هاشمي رفسنجاني را جزو ليست كساني قرار داده است كه اهداف آمريكا را محقق مي كند و آمريكا از آمدنش خوشحال مي شود و به همين دليل راه بازگشت خودش را در حكومت  ايشان مي بيند. ضمن اين كه وي را با خليفه ي اول كه از نظرگاه شيعه غاصب حكومت اميرالمومنين (ع) قلمداد مي شود، مقايسه كرده است. حال اين ديدگاه استاد را در ترازوي نظرات امام راحل (ره) و مقام معظم رهبري مي سنجيم تا بار ديگر بر عدم تعادل در تضعيف ها و توثيق هاي معظم له صحه بگذاريم. مقام معظم رهبري در باره ي رابطه ي امام عزيز با آقاي هاشمي مي گويد: (امام (ره) نهايت اعتماد و اطمينان را به رئيس جمهور ما – آيت الله هاشمي رفسنجاني – داشتند. امروز بحمدالله در راس دستگاه هاي اجرايي كشور، كسي است كه امام (ره) در تمام طول دوران انقلاب و قبل از آن و بيشتر از همه بعد از انقلاب تا لحظه ي وفاتشان، نهايت اعتماد و اطمينان را به او داشتند. رئيس جمهور ما، ايشان كسي است كه اينقدر مورد اعتماد امام (ره) بود، اينقدر به امام (ره) نزديك بود، حرف هاي امام (ره) را بيشتر از آنها شنيده، درد دل هاي امام (ره) را بيشتر از ديگران شنيده و خبر دارد.)6ايشان هم چنين بعد از اتمام دوره ي رياست جمهوري آقاي هاشمي مي فرمايد: (اين دوره ي هشت ساله براي كشور، يك دوره ي بسيار پركار و پرتلاش و پر عايد و حقيقتا دوره ي بازسازي بود000 حقيقتا كشور بازسازي شد، كشوري كه قبل از ويراني هاي جنگ هم، حقيقتا هيچ ميراث زيربنايي قابل توجه و قابل قبولي از رژيم گذشته000 نداشت000 بخش قابل توجهي از اين، به خصوصيات شخص آقاي هاشمي بر مي گردد، يعني واقعا برخي از خصوصيات در ايشان هست كه تاثير تام تمامي در اين موفقيتها داشته ، از قبيل برخورداري ايشان از روحيه ي كار – پركاري – روحيه ي ابتكار و نوآوري و ورود در ميدان هاي جديد و ناپيموده، همت بلند در امر سازندگي و نترسيدن از طرح هاي بزرگ و اقدام كردن شجاعانه در مورد كارهاي بزرگ، شيوه ي مديريت باز كه در ايشان وجود داشت و اين به همكارهاي ايشان امكان مي داد كه ابتكار و تلاش خودشان را به كار بيندازند و از آنها استفاده بكنند. ايمان عميق به توانايي خود نيز نقش زيادي داشت. هم چنين هوشمندي در شناخت مسايل و مضايق و پيدا كردن راه حل ها، بخشي از خصوصياتي است كه بلاشك موثر بود000 جناب آقاي هاشمي به عنوان يك روحاني انقلابي، كارآمد، متدين و متعبد براي مردم ما مطرح هستند و اين خصوصياتي است كه در ايشان هست000 بنده دايما شماها را در طول اين سال ها متمادي دعا مي كردم، شخص آقاي هاشمي را به نام و حداقل در هر شبانه روزي يك مرتبه و بيش از اين و شماها را هم همين طور معمولا دعا مي كردم. باز هم دعا خواهم كرد.)7و نيز معظم له در نخستين سخنان خود بعد از پايان انتخابات نهمين دوره ي رياست جمهوري مي فرمايد: (تعدادي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري مورد تخريب قرار گرفتند، تخريب هاي غيرمنصفانه و ناجوانمردانه، حتي شخصيت موجهي مثل آقاي هاشمي رفسنجاني كه شخصيت محترم و با سابقه اي است، از دم اين تخريب ها در امان نماند، اين حادثه ي بدي بود.)8همان طور كه ملاحظه مي شود، آخرين ديدگاه امام (ره) و رهبري در تعارض جدي با ديگاه استاد مصباح قرار دارد و همين جاست كه نمي توان به تضعيف هاي معظم له اعتماد كرد، چرا كه تضعيف ايشان با توثيق امام (ره) و رهبري معارضه مي كند. براي سهولت فهم اين موضوع، بخشي از نوشته ي استاد جعفر سبحاني را مجددا مي آوريم: (نمي توان به تضعيف هاي ابن غضائري اعتماد كرد، چه رسد به اين كه تضعيف او با توثيق نجاشي كه خبره ي اين فن است و با شيخ كه ستون علم است، معارضه نمايد.)
حال به توثيق هاي استاد مي پردازيم . آيت الله مصباح يزدي در ماجراي دفاع از دكتر احمدي نژاد مي گويد: (يكي از دوستان حاضر در جلسه نقل مي كرد: قبل از برگزاري مرحله ي اول انتخابات به محضر يكي از علماي اهواز رسيدم. ايشان گفت: نگران نباشيد، احمدي نژاد رئيس جمهور مي شود. ايشان گفته بود كه شخصي شب بيست و سوم ماه رمضان در حال احياء پيش از نيمه شب به خواب مي رود. در خواب به او ندا مي شود كه بلند شو براي احمدي نژاد دعا كن، وجود مقدس ولي عصر (عج) دارند براي احمدي نژاد دعا مي كنند. مي گويد من حتي اسم احمدي نژاد را نشنيده بودم و اصلا او را نمي شناختم.)9
اين در حالي است كه رهبر معظم انقلاب از رئيس جمهور محترم، تنها با عبارت دانشمند تمجيد كردند. در هر صورت همان طور كه از متن مطالب استاد بر مي آيد، ايشان در توثيق آقاي احمدي نژاد از خوابي كه متضمن دعاي حضرت ولي عصر (عج) ـ فارغ از سلسله ي سند راويان آن ـ است ، سود جستند و به عبارتي به گونه اي اغراق آميز و غيرواقعي از وي مدح كردند و به همين دليل توثيق هاي سياسي ايشان فاقد اعتبار است. براي تقريب به ذهن اين گفته، ناچار بخشي از نوشته ي آيت الله سبحاني را در مورد ابن غضائري مجددا مرور مي كنيم: (البته برخي مي گويند: توثيق هاي ابن غضائري در اعلا مراتب اعتبار و ارزش است، اما توثيق هاي او كم است000  اما همان طور كه پيش از اين گفتيم000 اعتماد بر توثيق او، مثل  اعتماد بر جرح اوست) و اين به خاطر عدم اعتدال و روحيه ي خاصي است كه ابن غضائري بدان مبتلاست. مثال روشني كه به عدم اعتماد و ناپايداري اين گونه توثيق ها مي توان زد، دستور رسمي رئيس جمهور مبني بر ورود بانوان به ورزشگاه ها و نگاه روشنفكري و صرفا عامه پسند ايشان در بحث مبارزه با بد حجابي است كه شايد از جمله اولين كساني كه در كمال ناباوري در برابر آن موضع گرفت، شخص آيت الله مصباح بود.
در هر صورت با پرهيز از اطاله كلام و قبل از اتمام بحث، اشاره به اين موضوع حائز اهميت است كه ميدان سياست مردان خود را مي طلبد و بلكه هر ساحتي نيازمند افراد متناسب با خود است. استاد مصباح در حوزه ي سياست مثل ابن غضائري در حوزه ي رجال است. اما بي شك ايشان در جايگاه علمي خود يكي از تاثيرگذارترين علماي حوزه هاي علميه محسوب مي شود، از اين رو ما در اين باره از مدافعان ايشان محسوب مي شويم و به آن افتخار مي كنيم. در پايان اگر اين نوشته به رنجشي دامن زند، پيشاپيش عذرخواهي نموده و مي گوييم ما ناچار به بازكاوي اين مباحث هستيم، چرا كه خود را نسبت به افكار عمومي و پاسداري از حريم حواريون امام (ره) و رهبري كه عمر خود را وقف انقلاب كردند، متعهد مي دانيم. ضمن اين كه نقد اساتيد گرانمايه را از باب آسيب شناسي و ترميم ضعف ها فرض قلمداد مي
كنيم. والسلام
منابع و ماخذ:
1 . كليات في علم الرجال، نوشته ي آيت الله جعفر سبحاني ، ص 80
WWW . MESBAHYAZDI . OYG2 .    
3 . دكتر شريعتي جستجوگري در مسير شدن، نوشته ي شهيد مظلوم آيت الله دكتر بهشتي (ره) ، ص 71 ـ 72 .
4 . همان ، ص 64 .
5 . هفته نامه ي پرتو سخن، 18 خرداد 84 ، ص 3 ، ش 282 .
6 . بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با آزادگان و ...، 11 مهر 69 .
7 . بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با آقاي هاشمي رفسنجاني و كابينه ي ايشان در پايان دوره ي رياست جمهوري، 9 مرداد 76 .
در باره ي عملكرد دولت هاي سابق، آيت الله مصباح نظر متفاوتي با رهبري انقلاب دارند، چنان كه در سخناني مي فرمايند: (اگر دولت هاي قبلي اسلامي و كارآمد بوده اند، پس اين نابساماني ها از كجاست و اگر نيست چگونه ما ديني را قبول مي كنيم كه دولت آن كارآمد نيست؟ 000 در پانزده شانزده سال اخير، مردم آنقدر نابساماني و ستم ديده اند كه به دنبال عدالت هستند.) هفته نامه ي پرتو سخن ، 12 مرداد 84 ، ص 2 ، ش 289 .
8 . بيانات مقام معظم رهبري در ديدار رئيس و مسئولان قوه ي قضاييه و خانواده ي شهداي فاجعه ي هفت تير، 7 تير 84 .
9 . هفته نامه ي پرتو سخن، 8 تير 84 ، صفحه ي آخر ،
• محمد خدابنده لو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

عضو اصلی و موثر ستاد مردمی دکتراحمدی نژاد که خواست نامش فاش نشود گفت: با توجه به اتفاقاتی که در حال رخ دادن است دقیقاً جهت گیری های انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری در حال شکل گیری است .وی  ادامه داد همانطور که در انتخابات سال گذشته راست سنتی و تیم هاشمی خواستار پیروز هر فردی غیر از دکتر احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بودند و حتی برخی از آنها با چراغ سبز اکبر هاشمی از لاریجانی و برخی دیگر با چراغ سبز آقایان خاموشی و هاشمی از باقر قالیباف حمایت کردند ، اینک نیز همان جریانات در حال تکرار است .وی به تخریب هایی که رقیبان دکتر احمدی نژاد در طول انتخابات و بعد از آن بر علیه ایشان انجام دادند اشاره کرد و افزود : حال آبادگران جوان نیز که در طول انتخابات ریاست جمهوری از حامیان دکتر احمدی نژاد بودند بعد از آنکه دیدند در دولت احمدی نژاد فقط مردم سهام دار هستند و هر کسی صرفاً به واسطه کمک به رئیس جمهور در طول انتخابات نمی تواند مسئولیت و پستی بگیرد و باید برای هر پستی شایستگی های لازم آن پست را داشته باشد به جمع مخالفین احمدی نژاد پیوستند و بازیچه دست حزب کارگزاران شدند .وی اضافه کرد : حزب کارگزاران، نزدیکان قالیباف، راست سنتی و همچنین آبادگران جوان که اینک از نزدیکان قالیباف و کارگزاران به شمار می رود درتلاش هستند تا هر فردی غیر از افراد مورد حمایت دکتر احمدی نژاد به شورای شهر راه یابد .وی ادامه داد : ظاهراً این دوستان حماسه های 27 خرداد و 3 تیر سال گذشته را که " نه " بزرگ مردم به احزاب و گروه های وقت سیاسی و " آری " به خدمت رسانی و مردم مداری بود را فراموش کرده اند .این عضو موثر ستاد مردمی دکتر احمدی نژاد در پایان ضمن اشاره به نظر سنجی های اخیر و رضایت مردم از دولت خدمتگزار دکتراحمدی نژاد و نارضایتی آنها از کارشکنی های برخی احزاب و گروه های سیاسی در خدمت گزاری دولت تأکید کرد : دوستان حزبی همانطور که درانتخابات سال گذشته فراموش کردند اینک نیز می خواهند فراموش کنند که جریان اصولگرایی با رأی مردم به نهضت خدمت رسانی که از شعار های اصلی اصولگرایان بود ، بوجود آمد و مردم عزیزمان هیچ گاه با هیچ حزب و گروهی عقد اخوت نبسته اند و حال نیز هر جریانی را که در مقابل خدمت رسانی دولت خدمتگذار قرار گیرد ، به راحتی کنار خواهد گذاشت .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شاید صریح‌ترین نقد بر روند مداحی و عزاداری کنونی را تابستان ۸۴ از زبان رهبری شنیده باشیم. که نظیر آن را تنها در نشریات دانشجویی می‌دیدیم و گاهی که در بحث با دوستان‌مان جدی و کمی عصبانی می‌شدیم به زبان می‌آوردیم. سخنانی که با صراحت فوق‌العاده در جمع مداحان ایراد شد. جمعی که در ادعای پیروی از ولایت و اطاعت و سرسپردگی خود را طلایه‌دار می‌داند، و همیشه خرده‌گیر عدم فرمان‌برداری دیگران است. اما این نقدهای بی‌واسطه در ادامه‌ی صحبت‌های قاطع آیت الله مکارم شیرازی و تنی چند از دیگر مراجع و علما مثل آیت الله فاضل لنکرانی نه تنها تاثیری بر دوستان متولی مجالس عزاداری نداشت، بلکه شنیده‌ها حاکی از چیز دیگری بود. موضع گیری عملی و نه چندان صریح آقایان در برابر علما و مراجع نشان از شانی بود که ایشان برای خود قائلند. شانی که در پرتو رویاهای صادقه‌ی دوستان، اقوام و همسایگان جناب مداح مشروعیت و مقبولیت می‌یابد.
در این میان، صحبت‌های حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خاتمی در اجلاس شورای خبرگان رهبری که جمعی بی‌نظیر از حیث علما و فرزانگان حوزه است، بسیار جالب توجه بود. سندیت، صراحت و انگشت نهادن بر نکات اساسی از ویژگی‌های این صحبت بود.
بی‌مناسبت ندیدیم تا نگاهی دوباره به این صحبت بیندازیم. لازم به توضیح است که ایشان تاکید داشتند که این سخنان موضع گیری علیه مداحان نیست، بلکه نقدی است بر روند فعلی عزاداری‌ها و تلاش برای اصلاح و درستی.

یک جانبه مطرح کردن اهل‌بیت
نکته‌ی اولی که ایشان بدان اشاره دارد، پرداخت یک سویه‌ی محافل به ملکوتی بودن امام است. تاکید بر شفاعت امام و ولایت تکوینی، فرد را از زندگی روزمره امام و الگویری از رفتار امام و تاسی به او دور می‌دارد. فی‌الواقع رفتار امام برای شخص بازگو نمی‌شود تا او به فکر پیروی و تاسی بیافتد.
مایه تاسف آن که اخیرا در بعضی مجالس حتی به جنبه‌ی ملکوتی و غیبی امام نیز پرداخته نمی‌شود. و تنها چیزی که روی آن تاکید می‌شود محبوب بودن امام است. این که امام مظهر تمام عشق و محبت دل‌بستگی فرد باشد. سخنی در این که می‌بایست امام را محبوب داشت نیست. اما شناخت و معرفت لازمه و شرط ابتدایی ایجاد علاقه است. امامی که تنها نامش و کنیه‌اش را می‌دانیم و بر مصائبی که بر او گذشته می‌گرییم، و شاعران خوش ذوق مجلس در وصف چشم او می‌سرایند را تا کجا و چگونه می‌توان دوست داشت. آیا این حب و علاقه پایه‌ی پیروی و ادامه‌ی راه یا نثار جان و آبرو در راه او خواهد بود؟
از طرفی این شدت و حدت در وصف چشم و ابروی امام و تمام کمالات امام را در آن خلاصه کردن، چیزی جز وهن مکتب نیست. از دید یک ناظر بیرونی که نگاه کنید، تمام و تنها دلیل پیروی این جماعت را ابروانی کشیده و چشمانی شهلا، قدی رعنا و قوای جسمانی فوق‌العاده خواهید یافت. که نمونه‌های اعلای هر یک را بنده بسیار جاهای دیگر دیده‌ام و احتمالا شما هم.
نگارنده اگر بخواهد کمی روان‌کاوانه این جریان را بررسی کند، آن را ناشی از خود باختگی در برابر ترانه‌سرایان لس‌آنجلسی می‌داند و شاید کم‌بودهایی در درون. نیازی که برآورده نشود و تقاضایش جدی باشد، لابد خودش را جای دیگر و به گونه‌ای دیگر بروز خواهد داد.

دروغ
به حمدالله به برکت تلاش‌های فراوان کسانی چون شهید مطهری و محدث نوری، بسیاری از دروغ گویی‌ها و تحریفات تاریخی از مجالس روضه‌خوانی رخت بربسته. دیگر سخن از 72 ساعت بودن عاشورا یا ملیونی بودن عدد سپاه کوفیان نیست. هر چند هنوز نمونه‌های نازلش را می‌توان جست. هیئات کوچک‌تر و شهرستان‌ها میزبان انواع و اقسام داستان‌های شفا، خواب و مکاشفه و ملاقات با امام زمانند و همه‌ی محافل درگیر بلای «زبان حال». الامان از این «زبان حال». مشکل عمده‌ی این «فرموده باشد» و «زبان حال» گویی‌ها، نسبت دادن سخنانی است که از عزت اهل بیت به دور است. جریان کربلا چه قبل و چه بعد از عاشورا، از مدینه تا شام سراسر عزت است. کوچک‌ترین ضعفی در عزای اهل بیت چه در جنگ و چه در اسارت در تاریخ ثبت نشده. آن وقت مداح عزیز به نام دوستی اهل بیت آن چنان ذلتی را برای یک کف آب نسبت می‌دهد که در شان خودش هم نیست، چه رسد به این اسوه‌های عزت.
یک نمونه‌اش مضطر و نالان خواندن عقیله‌ی بنی‌هاشم، حضرت زینب کبری سلام‌الله‌علیهاست آن زینبی که ما می‌شناسیم، دختر حیدر کرار است و مورخان در وصفش نوشته‌اند آن چنان صلابتی دارد که گاه باورش و هضمش بر انسان دشوار است. کسی که آن خطبه‌ها را در شام و کوفه خواند تمام قد ایستاده بود. صدایش نمی‌لرزید. دستش به هراس نمی‌جنبید. چنان با صلابت سخن می‌گفت که می‌گفتی در صدر مجلس است و قاضی، و حساب پس می‌گیرد از کوفیان و اهل شام. صدای زنی فرزند و برادر مرده نبود که داد تظلم سر داده. آن وقت این فریاد می‌کشد زینب مضطرم و نامش را به نالیدن می‌برد. والله انصاف نیکو و پسندیده است. ببین زینب چه کرده و چه گفته، آن وقت بگو نالان و مضطر؛ به کسی که وارث افتاء است بعد از امام.

خواب و مکاشفه
روزگاری فکر می‌کردم آن‌ها که خواب می‌بینند لابد سیم‌شان وصل است. هنوز هم چنین است. ولی این را نمی‌فهمم که چرا تمام رویاهای صادقه را یک عده و اطرافیانشان می‌بینند. چرا این خواب‌ها این قدر به مجالس مرتبط است، که فلان ذکر مورد تایید است و این خوب نیست و آن به‌تر است.
مهم‌ترين نکته‌ای که دوستان و عزیزان فراموش کرده‌اند، این است که مکاشفه و خواب برای صاحبش هم حجت نیست چه رسد به دیگران. مکتبی که پشتوانه‌های منطقی بسیار استوار دارد نیازی به خواب و مکاشفه برای حجیت و استدلال ندارد. این‌ها همه به جز دروغ‌هایی است که به اسم مکاشفه و خواب نحویل مردم می‌شود و راه را برای سودجویی و تحریف مذهب باز می‌کند.

اظهار مطالب موهن
اجازه بدهید نمونه‌ای از این مطالب را که حجت الاسلام سيد احمد خاتمی به عنوان مثال در اجلاس خبرگان مطرح کردند، ببینیم:
هر کی می‌خواد هر چی بگه
من سگ کوی زینبم
سلطنت جهان ز تو
من سگ کوی زینبم

آیت الله تبریزی در پاسخ به سوالی درباره‌ی این رفتار فرموده بودند: ائمه از ما نخواسته‌اند که خود را به صورت حیوان درآوریم. آن چه از ما خواسته‌اند این است که مومن صالح باشیم و اخلاق ما اخلاقی باشد که از آن بزرگواران رسیده.
گاه به این نتیجه می‌رسم که این عزیزان فوق العاده از واقعیات تاریخی دورند. آن طور که بنده در تاریخ دیده‌ام، ‌آن که به یوزان علاقه‌ی وافر داشت و یوزبانان متعدد، پسر هند بود نه کس دیگر.

اکتفا به سینه‌زنی
رونق مجالس و محافل عزاداری هر چند نشان از دل‌بستگی مردم این دیار به اهل بیت پیامبر خاتم دارد، اما ایراداتی را در آن می‌توان جست. وقتی حد فاصل دو خیابان بیست متری با شش تا هشت تکیه پر می‌شود، و رقابتی چشم گیر در نمایش رنگین تمثال‌های اهل بیت رخ می‌دهد، تنها چیزی که می‌ماند ساعتی سینه‌زنی شور است. نه ذکر مناقب اهل بیت، نه تعلیم معالم‌شان، نه حتی دو بیت شعر که آموزه‌ای داشته باشد. بماند مجالس بزرگتری که اساس را بر سینه‌زنی و جست و خیز گذارده‌اند.تنها از زبان مداح می‌شنویم که باید به امام و دوستانش عشق ورزید. چرایش را هم کسی نمی‌پرسد. لابد چون پدرانمان این گونه بوده‌اند.
اما این تمثال‌ها هم كه جاى آن پرده‏ها را گرفته، حكایتى است. آن وقت‏ها كه پرده‏ها را مى‏كشیدند، كسى كنارش مى‏ایستاد و تمام ماجرا را تعریف مى‏كرد كه اینجا حر آمد با سپاهش، آن‏جا على اكبر به میدان رفت، این‏جا عمر سعد تیر انداخت و... اما امروز فقط پارچه‏اى كه رویش یك صورت است مى‏بندیم به داربستى كه از قبل مهیا شده. هر چه تعدادش بیشتر باشد و بزرگ‏تر، آبروى هیات محل و اعتبارش بیشتر مى‏شود. نقاش هم كه مشخص است ساعاتى را صرف كشیدن چشمان سرمه كشیده و مژگان بلند كرده. احتمالا این هم راهى است براى نشر معارف اهل بیت. نمى‏دانم اگر مصطفى عقاد چهره‏ى امیرالمؤمنین را در غزوه‏ى بدر نشان داده بود، چه قدر در همین تكایا لعنش مى‏كردیم.
 راهكارها
در پایان راهكارهایى براى حل معضل پیشنهاد مى‏شود:
1- آن‏كه هم‏واره در این نقادى‏ها توجه داشته باشیم كه اصل عزادارى آسیب نبیند و برپاكنندگان آن دل‏سرد نشوند.
2- مقابله با این آسیب‏ها به تدریج صورت گیرد. نصیحت، موعظه و نطق، راه حل بسیارى از این نابسامانى‏هاست.
3- طرح این آسیب‏ها از سوى بزرگان صورت گیرد تا هنجار و ضد ارزش بودن آن‏ها بر همگان روشن شود.
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

• مقصران اصلي تخريب آيت الله هاشمي رفسنجاني
«مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (ره) ابتدا كنار مرقد مطهر آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائري (ره) تدريس مي كردند، در يكي از روزها هنگام درس، آقا متوجه شد كه يكي از شاگردان به قبر حاج شيخ عبدالكريم (ره) تكيه داده است، با تندي به او فرمود: آقا به قبر تكيه نكنيد، اين بزرگان براي اسلام زحمت كشيده اند، به آنها احترام بگذاريد.»1
احترام به بزرگاني كه در راه اعتلاي كلمه الله و سربلندي اسلام زجرها كشيده و سختي ها متحمل شده اند، آموزه اي است كه مي توان آن را از ميان نصوص متواتر ديني استخراج كرد و به عنوان اصلي ماندگار در همه ي زمان ها و مكان ها به كار بست.
متاسفانه چندي است كه برخي در كسوت روحانيت و اهل فضل، عالمانه و عامدانه اين اصل و سنت زيباي اخلاقي را زير پا گذاشته اند و با بي نزاكتي خاصي به تخريب و تخطئه ي حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني پرداخته اند.
بي شك ايشان از زحمات طاقت فرسا و فداكاري هاي آقاي هاشمي در نهضت امام عزيز اطلاع دارند و از ماجراي مجاهدت هاي ايشان در راه تثبيت و استمرار انقلاب اسلامي آگاهند.
اما با اين حال، هم چون آن شاگرد قدر ناشناس آيت الله بروجردي (ره) كه با تكيه زدن بر قبر پاك موسس حوزه ي علميه قم، به آن بي احترامي نموده بود، به آيت الله هاشمي ناسزاها مي گويند؟
سخن در اين نيست كه چرا اين افراد، آن هم در لباس روحانيت به عزيزترين يار امام (ره) و رهبري پرخاش مي كنند و بعد از ساليان طولاني منادي سخنان اصحاب ضدانقلاب و منافقين در حق فرزند برومند حوزه ي علميه، هاشمي عزيز مي شوند، بلكه سخن در اين است كه چرا بزرگان حوزه اين بي احترامي ها را بر مي تابند و چون آيت الله بروجردي (ره) بر شاگران خاطي حوزه ي علميه بر نمي آشوبند و آنها را به حفظ حرمت و احترام بزرگان و زحمت كشيدگان و جان نثاران اسلام و انقلاب وانمي دارند؟
آيا به راستي گناه بزرگان قم كمتر از طلاب و فضلايي است كه بغض و كينه چشمشان را كور كرده و به چيزي جز تخريب آقاي هاشمي، آن هم با هر وسيله اي نمي انديشند؟
امروز اگر بزرگان قم جلو اين بي حرمتي ها را نگيرند، فردا اين زخم چركين به راه، روش و اسلوبي رايج بدل خواهد شد و بنيان قداست روحانيت را خواهد سوخت. بي شك وقتي طلبه اي به خود اجازه دهد كه هر گونه افترا، دروغ و تهمتي را به رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام بزند و در نامه هاي سرگشاده وي را به دروغ گويي و... متهم نمايد، جوانان آتش مزاج حق دارند كه به فحاشي عليه مسئولان عالي رتبه نظام بپردازند و لعن و نفرين هاي خود را نثارشان كنند.
بنابراين بزرگان حوزه ي علميه ي قم ـ آنان كه مي توانند جلو اين فجايع را بگيرند ـ مقصران اصلي هتك حرمت آيت الله هاشمي رفسنجاني هستند، چرا كه با سكوتشان زمينه ساز اين بي احترامي ها مي شوند.
1 ـ  داستان راستان، نوشته ي محمد محمدي اشتهاردي، ص 258 .
• طلبه ي حوزه ي علميه ي قم ـ ح . د

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 دولت كريمه زير آوار اتهام ها
نفي و انكار دستاوردهاي انقلاب اسلامي در نهمين دوره ي انتخابات رياست جمهوري، اشتباهي بنياني و اساسي بود كه توسط كانديداها و به تبع ايشان طرفدارانشان انجام گرفت.  رهبر معظم انقلاب در نخستين سخنراني بعد از برگزاري دومين دوره انتخابات رياست جمهوري در اين زمينه فرمودند: (در خلال اين انتخابات، برخى كارهايى انجام گرفت كه بنده به عواملى كه اين كارها را انجام دادند، بدبينم؛ اين تخريبهايى كه صورت گرفت. بعضى از تخريبها البته از روى بى توجهى بود؛ بعضى از آقايان و نامزدها يا طرفداران آنها با محاسباتى، حرفهايى نسبت به نظام زدند كه واقع بينانه نبود؛ خيلى از مثبتات نظام، از كارهاى بزرگ نظام ناديده گرفته شد و سياه نمايى شد. و پيشرفتهاى عظيمى كه به وسيله ى دولتها در اين سالها به وجود آمده، نديده گرفته شد؛ اينها از روى غفلت بود.) 1
بعد از مواضع صريح مقام معظم رهبري انتظار طبيعي اين بود كه كساني كه در حلقه ي پيروان ولي فقيه قرار دارند، راه خود را از كساني كه چنين باور و ايماني را برنمي تابند، جدا كنند و بنابر بر نص فرمايشات ايشان، از تخريب پيشرفت هاي عظيمي كه طي سال هاي گذشته انجام گرفته است، اجتناب نمايند. اما متاسفانه نه تنها چنين نشد، بلكه عكس آن اتفاق افتاد. يعني معدودي از كساني كه مدعي اطاعت بي چون و چرا از ولايت فقيه بودند و در زمره ي پرچمداران اصولگرايي به شمار مي رفتند و به عنوان نمادهاي مدافعان سرسخت رهبري شمرده مي شدند، بر خلاف نظر صريح ايشان به سياه نمايي پرداختند و با ناديده گرفتن كارهاي بزرگي كه در دولت هاي گذشته انجام گرفته بود، به صورت كلي و بي انصافانه عملكردهاي دولت هاي پيشين، بخصوص دولت هشت ساله ي آيت الله هاشمي رفسنجاني را زير سوال بردند و در اين راه آنقدر پيش رفتند كه در تحليل نتايج انتخابات نهمين دوره ي رياست جمهوري گفته شد: (اگر دولت هاي قبلي اسلامي و كارآمد بوده اند، پس اين نابساماني ها از كجاست؟... در پانزده شانزده سال اخير، مردم آنقدر نابساماني و ستم ديده اند كه به دنبال عدالت هستند.)2
بي شك انتقاد دلسوزانه وظيفه اي است كه بر دوش آگاهان جامعه سنگيني مي كند و لذا رواست كه عملكرد افراد تاثير گذار، مسئولين و بخصوص دولت ها به زير تيغ نقادي هاي عالمانه رود تا از دامن گستردن اشتباهات و كج روي ها جلوگيري شود. اما زباني كه اين افراد با آن سخن مي گويند و قلمي كه با آن مي نويسند و بي تابي هايي كه از خود نشان مي دهند، هيچ كدام مؤيد نقدهاي دلسوزانه و خيرخواهانه نيست. بلكه بيشتر نوعي بغض و كينه اي عميق و فرو خفته را تداعي مي كند و از اين جهت بسيار مسموم، غيرطبيعي و نامتعادل جلوه مي نمايد. متاسفانه هم اينك نيز اين رويه ي ناپسند و دشمن شاد كن ادامه دارد و احتمال اين كه بر افكار جواناني كه اطلاع چندان كاملي از عملكرد دولت كريمه آيت الله هاشمي رفسنجاني ندارند، تاثير بگذارد، بسيار است. لذا رواست، جان كلام  مقام معظم رهبري از دولت سازندگي را به عنوان كسي كه در بالاترين مصدر حكومتي نشسته است و اطلاعات گسترده اي نسبت به مجموع اتفاقاتي كه در كشور رخ مي دهد، دارد را آورده و بدان احتجاج نماييم تا حجتي باشد براي كساني كه به نام دفاع از مقام معظم رهبري، فرمايشات صريح ايشان را انكار مي كنند و با هزار بهانه و استدلال تشخيص خود را بر تشخيص رهبري انقلاب ترجيح مي دهند. قبل از بررسي موضوع، اشاره به اين مهم حائز اهميت است كه به نظر مي رسد علت بخش عمده اي از اين اعتراضات، از آن جا نشات مي گيرد كه معترضين به جهت اشتغالات ديگر، كمتر در ميادين اداره ي كلان كشور قرار داشته و لذا سطح انتظاراتشان در بسياري از موارد با واقعيت هاي عيني هم خواني ندارد. براي تشريح بهتر اين گفته، از سخنان مقام معظم رهبري مدد مي گيريم. ايشان مي فرمايد. « اداره كشور و كار اجرايي، كار خيلي سختي است. مثال آن، اين است كه وقتي كسي از پاي تلويزيون كوهنوردي را مي بيند كه با زحمت و قدم به قدم جلو مي رود، با خودش مي گويد: يك ذرّه زودتر و تندتر قدم بردار تنبل! او پاي تلويزيون نشسته، در آن ارتفاع چندهزار متري و در آن وضعيت قرار ندارد كه ببيند اين كار چقدر عملي است. همين مثال بر كسي كه مسابقه كشتي يا فوتبال را از تلويزيون مي بيند، صدق مي كند. حتماً ديده ايد كه گاهي اوقات بعضي از تماشاگران فوتبال، دائم به بازيكنها و تيمهاي مورد علاقه خود دستور مي دهند: تنبل بزن! شوت كن! به هرحال، كار اداره كشور كار سختي است.»3
اما در بازگشت به موضوع اصلي، آيت الله هاشمي رفسنجاني در پاسخ به پرسشي مي گويد: «رهبري، دولت كريمه را كه متعلق به امام زمان (عج) است، به دولت من لقب دادند. مطمئنم ايشان وقتي حرف مي زنند، با دورانديشي خاصي كه از ايشان سراغ دارم، به همه ي جوانب توجه مي كنند. اگر شما در حرف هاي رهبري بگرديد، نود درصد تاييد مي بينيد و در آخر دوره ي من و در روز انتخابات رياست جمهوري بعد از من گفتند: كسي براي من هاشمي نمي شود. ايشان كارها را مي ديدند و اين حرف ها را مي زدند. در جلسه اي كه خدمت ايشان رفتيم و به عنوان تشكر قرآني را به من هديه كردند، حرف هايي زدند كه نظرشان را نشان مي دهد.»4
شايد اگر بخواهيم برآوردي از آخرين نظرات مقام معظم رهبري را، در باره ي دولت آيت الله هاشمي رفسنجاني بيان كنيم، به ناچار بايد به آخرين ديدار رهبري با هيات دولت آيت الله هاشمي مراجعه نماييم. معظم له در اين ديدار خطاب به اعضاي دولت مي فرمايد: « اين دوره هشت ساله، براي كشور، يك دوره بسيار پركار و پر تلاش و پر عايد و حقيقتاً دوره بازسازي بود. بازسازي براي ما يك آرزو بود. من فراموش نمي كنم، روزهاي بعد از جنگ در آن جلسه اي كه به دستور امام (ره) تشكيل شد، چند نفري براي طرح خطوط اصلي بازسازي كشور نشستيم؛ به نظر خودمان آرزوهاي بزرگي را در آن نوشته ها آورديم، بحث كرديم و تصور نموديم، كه ان شاءاللّه در طول چندين سال انجام گيرد. آنچه در اين هشت سال رياست جمهوري شما اتفاق افتاده، از آنچه كه آن روز ما آرزو داشتيم، بيشتر است و حقيقتاً كشور بازسازي شد.
كشوري كه قبل از ويرانيهاي جنگ هم، حقيقتاً هيچ ميراث زيربنايي قابل توجّه و قابل قبولي از رژيم گذشته - كه استقلال اين ملت را نشان دهد - نداشت. بسياري از آن چه را هم كه بود و در طول سالهاي متمادي به دست آمده بود، جنگ از دست ما گرفت. بعد از جنگ، ساختن و راه انداختن كشور، راه انداختن مردم و مشتعل كردن احساس كار و تلاش و ابتكار و نوسازي و بازسازي، همّت بلند و كار پرمرارتي را مي طلبيد، كه اين دولت، اين وظيفه را بر عهده گرفت و با موفّقيت انجام داد...  لازم مي دانم - بخصوص - نظر خودم را درباره بخشي از علل موفّقيت اين دولت ذكر كنم. هم اينها براي مردم نافع است، هم براي مسؤوليني كه در طول زمان - در آينده - حضور خواهند داشت، بلاشك نافع است. بخش قابل توجّهي از اين، به خصوصيّات شخص آقاي هاشمي برمي گردد؛ يعني واقعاً برخي از خصوصيات در ايشان هست كه تأثير تام و تمامي در اين موفّقيتها داشته؛ از قبيل برخورداري ايشان از روحيه كار - پركاري - روحيه ابتكار و نوآوري و ورود در ميدانهاي جديد و ناپيموده، همّت بلند در امر سازندگي و نترسيدن از طرحهاي بزرگ و اقدام كردن شجاعانه در مورد كارهاي بزرگ، شيوه مديريّت باز كه در ايشان وجود داشت و اين به همكاران ايشان امكان مي داد كه ابتكار و تلاش خودشان را به كار بيندازند و از آن استفاده كنند... يك مقدار هم به كابينه برمي گردد كه آن هم كاملاً قابل توجّه است.
بخشي از آن، مربوط به لياقتهاي آقاياني است كه در مجموعه دولت حضور داشتند - اعم از وزرا، معاونين و مسؤولان سازمانهاي مختلف و وابسته به رياست جمهوري - كه آنها در حدود متفاوتي است... جناب آقاي هاشمي، به عنوان يك روحاني انقلابي، كارآمد، متديّن و متعبّد، براي مردم ما مطرح هستند و اين خصوصيّاتي است كه در ايشان هست. من در تمام طول مدّت هشت سال، در جريان كارهاي شما آقايان قرار داشتم؛ هم به وسيله ي گزارشهاي مستقيم، هم از طرقي كه براي اطّلاع گيري، در دسترس من بوده است. علاوه بر اين كه به طور مستمر - اقلاً هفته اي يك بار - جناب آقاي هاشمي با من ملاقات مي كردند. در اين ملاقاتها و جلسات، گزارش كارها، طرح مسائل، طرح مشكلات، نظرخواهي و مشاوره در امور گوناگون نيز بوده است. اين جلسات، جلسات پربركتي بود... خوشبختانه شما آقايان خوب كار كرديد؛ خوب تلاش كرديد. .. بنده دائماً شما را در طول اين سالهاي متمادي دعا مي كردم؛ شخص آقاي هاشمي را به نام و حداقل در هر شبانه روزي يك مرتبه - و بيش از اين - و شما را نيز همين طور، معمولاً دعا مي كردم. باز هم دعا خواهم كرد... ارزيابي من از اين دوره خدمتي و كاري شما مثبت است.»5
اما اگر در صدد اين باشيم كه نظر رهبر انقلاب را در مورد دولت آيت الله هاشمي با واژگاني كوتاه و موجز بيان كنيم، شايد لقب دولت كريمه بتواند از عهده  آن بر آيد. اما دولت كريمه چيست و چه خصوصياتي دارد؟ رهبر انقلاب در تعريف دولت كريمه مي گويد: «دولت كريمه، دولتي است كه عزيز و سربلند و داراي اعتقاد راسخ به آن راهي است كه قانون اساسي و وظايف و سياستهاي نظام در مقابل او گذاشته است. نفوذناپذير است و متاع خودش را به خاطر سبك كردن ديگران سبك نمي بيند؛ همان نكته اي كه امام صادق (ع) ـ قريب به اين مضمون ـ به شيعه خود فرمودند كه اگر گوهري در دست تو باشد و همه ي دنيا بگويند اين خزف است، آيا عقيده ي تو برمي گردد و احساس حقارت مي كني؟ گفت نه؛ گفتند پس گوهرت را نگه دار. دولت كريمه داراي پيام است و براي دنيا حرف نو دارد. ما اين حرف نو را داريم.»6
مقام معظم رهبري به مناسبت هايي به دولت سازندگي، لقب دولت كريمه را دادند كه به نمونه هايي از آن اشاره مي كنيم. ايشان مي فرمايد: «امروز كشور در حال بازسازي است. شما نمي دانيد دشمنان اين ملت، در طول سلطنت خاندان منحوس پهلوي و قاجار، بخصوص در نيمه دوم سلطنت سلسله قاجاريه، با اين كشور چه كردند. منابع حياتي را تا آن جا كه توانستند بردند؛ بعضي را ضايع كردند و به بعضي هم دستشان نرسيد. راه آهني كه دولت كريمه جمهوري اسلامي شروع به ساختن آن كرد و چند روز قبل از اين، به فضل پروردگار، افتتاح شد، براي كشور لازم بود. در حالي كه از روز اوّلي كه راه آهن در اين مملكت آمد - بيش از يك قرن پيش - به آن هيچ اعتنايي نشده است. رفتند سراغ  راه آهني كه انگليس و روس لازم داشتند...  از اين قبيل كارهاي انجام نشده، خيلي هست. خوب؛ اين ويرانيها در كشور، بعد از افساد دشمنان و سلاطين دست نشانده و در طول حكومت رضاخان و محمّدرضا و قلدران نادان بي سواد بدون حمّيت تسليم قدرتهاي خارجي و عيّاش، انجام گرفته است. امروز انقلاب مي خواهد اينها را آباد كند. از عمر انقلاب، شانزده سال مي گذرد كه هشت سال از آن، مشغول جنگ بوده ايم. حال ببينيد ساختن اين كشور چقدر سخت است! »7
ايشان علاوه بر با بيان اين كه : « مردم شاهد موفّقيتهاي خوبي از نظام جمهوري اسلامي و دولت كريمه خدمتگزارند.»8 در ديدار با آيت الله هاشمي رفسنجاني و هيات دولت مي فرمايد: «اوّلاً لازم است به برادران عزيزمان، به خاطر شروع اين مسؤوليت جديد و بسيار مهم، تبريك عرض كنم. اگر چه وقتي انسان اين چهره هاي نوراني وزراي جمهوري اسلامي را مشاهده مي كند و نگاهي به طهارت و تقوا و خداترسي و دين باوري آنها مي اندازد، احساس مي كند كه اين تبريك را بايد به مردم گفت كه بحمداللّه مسؤوليني معتقد، متديّن، علاقه مند به كار و عاشق به خدمت دارند. اميدواريم كه ان شاءاللّه اين دولت، مصداقي باشد براي همان دولت كريمه اي كه در دعاي «افتتاح» مي خوانيم و از خداي متعال آن را درخواست مي كنيم. »9
و نيز  ايشان مي فرمايد: «ملتها، روشنفكران، دانشمندان، دانشگاهيان، جوانان و قشرهاي مختلف مردم در كشورهاي گوناگون، نسبت به نظام جمهوري اسلامي و اين دولت كريمه، چنين نظري دارند. همكاري با اين نظام در راه عزّت اسلام، براي هر كس مايه افتخار است. هر قدمي كه موجب عزّت نظام جمهوري اسلامي شود، در راه تعزيز اسلام و براي اسلام است. كساني كه در راه عزّت اين نظام و مسؤولان آن قدم بر مي دارند، بايد بدانند كه حسنه و كار براي خدا انجام مي دهند و اين، عبادت است. بعضي خيال نكنند كه اگر از عزّت مسؤولان جمهوري اسلامي، دلشان خون مي شود، اين ناراحتي نزد خداي متعال اجر دارد؛ نه! اينها خسرالدّنيا و الآخره اند. دنيايشان در غم ناشي از بد صفتي يا حسد ضايع مي شود و آخرتشان هم آخرت خوبي نيست. امروز به خاطر عزّت اسلام، بايد به اين مسؤولان كمك كرد.»10
روش مقام معظم رهبري حكايت از اين دارد كه ايشان در استخدام كلمات و اعطاي القاب بسيار محتاط و با دقت نظر عمل مي كنند، با اين حال لقب دولت كريمه را به دولت سازندگي اعطا كردند كه اين خود حاكي از منزلت بسيار بالاي دولت آيت الله هاشمي رفسنجاني در نزد معظم له است. البته كسي منكر اين نيست كه دولت سازندگي اشكالاتي داشته و نقدهايي بر آن وارد است، اما آن چه مهم مي باشد اين است كه ارزيابي نمودار مجموع عملكرد دولت سازندگي نه تنها قابل دفاع كه افتخارآميز مي باشد. بي شك رهبر انقلاب نيز در اعطاي عنوان دولت كريمه به دولت آيت الله هاشمي، به ضعف هاي دولت التفات داشته اند، اما با توجه به مجموع عملكرد آن، لقب دولت امام زمان (عج) را به دولت سازندگي داده اند.
با اين تفاسير جاي تعجب است كه كساني كه خود را پيرو رهبري انقلاب مي دانند و مدافعان جدي ولايت فقيه شمرده مي شوند و گاه بر حسب اقتضا، يك يك كلمات معظم له را به تفسير مي نشينند، بر خلاف نظرات صريح ايشان بي مهابا، متهورانه و به صورت كلي مجموع عملكرد دولت آيت الله هاشمي را زير شلاق انتقاد و بلكه اتهام مي گيرند و نه تنها هيچگونه نقش مفيدي را براي آن قايل نمي شوند كه آن را براي انقلاب مقدس اسلامي فاجعه قلمداد مي كنند و بدين وسيله نقشي از تناقض از شخصيت خود بر صفحات تاريخ انقلاب حك مي كنند. به راستي چگونه مي توان از يك سو در نقش جدي ترين مدافعان رهبري ظاهر شد و از ديگر سو بخشي از گفته ها و نوشته هاي ايشان را ناديده گرفت. به نظر مي رسد سه اشكال عمده بر افراد مزبور، در رابطه با موضوع بحث مترتب است.

1 ـ ايشان فاقد ملكه ي انصاف هستند، از اين رو در ارزيابي عملكرد دولت سازندگي نيز منصفانه عمل نمي كنند.
2 ـ اينها به هر دليلي نسبت به آيت الله هاشمي رفسنجاني داراي حسن ظن نمي باشند. تحليل هايشان نيز، متاثر از اين نوع نگاه مي باشد.
3 ـ افراد مزبور در باره ي به حق و بي اشكال بودن فكر و انديشه ي خود جزم دارند، از اين رو از كنار بخش هايي از بيانات رهبر معظم انقلاب كه با فهمشان ناسازگار است، بي اعتنا مي گذرند. والسلام
1ـ  بيانات مقام معظم رهبري  در ديدار رئيس و مسؤولان قوه قضائيه و خانواده هاى شهداى فاجعه هفتم تير، 7 / 4 / 84 .
2ـ  هفته نامه ي پرتو سخن ، 12 مرداد 84 ، ص 2 ، ش 289 .
3ـ   بيانات مقام معظم رهبري در ديدار جمعي از اعضاي تشكّلها، كانونها، نشريات، هيأتهاي مذهبي  و شماري از نخبگان دانشجويي،  15/8/1382
4 ـ  بي پرده با هاشمي رفسنجاني، قدرت الله رحماني، ص 169 .
«براي شخص من، هيچ كس آقاي هاشمي رفسنجاني نخواهد شد؛ اما اميدواريم براي ملت بشود و بتواند براي كشور همان طور شخصيتي باشد و همان طور تلاشي بكند و بلكه بيشتر و بهتر؛  چون باب رحمت الهي واسع است.» مصاحبه با خبرنگار صدا و سيما پس از رأي گيري انتخابات رياست جمهوري 2/3/1376
5 ـ  بيانات مقام معظم رهبري در ديدار آقاي هاشمي رفسنجاني و كابينه ايشان در پايان دوره هشت ساله رياست جمهوري، 9/5/1376
6 ـ  بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار رئيس جمهور و اعضاي هيأت دولت، 5/6/1380
7 ـ  بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اقشار مختلف مردم در صحن امام خميني» حرم حضرت علي بن موسي الرضا(ع) 3/1/1374
8ـ  بيانات مقام معظم رهبري در ديدار با رئيس جمهور و هيأت وزيران به مناسبت بزرگداشت هفته دولت، 8/6/1374
9ـ بيانات مقام معظم رهبري در ديدار هيأت دولت در آغاز كار دوره دوم رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني، 3/6/1372
10ـ  بيانات مقام معظّم رهبري در ديدار روحانيون و طلّاب ايراني و خارجي در صحن مدرسه فيضيّه قم» 16/9/1374
محمد خدا بنده لو ـ حوزه ي علميه ي قم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط   | 

محمدعلی ابطحی در سایت شخصی خود نوشت: داشتم سایت انصار حزب الله را نگاه میکردم؛ مدتها بود می خواستم درباره نگاه غلط بعضی ها که حساسیت مراجع دینی و روحانیون اصیل را در باره ی تظاهرهای رایج به دینداری نمیدانند مطلبی بنویسم. این خبر سازی را بهانه کردم. در قسمتی از خبر سایت انصار حزب الله آمده: دوستی تعریف می‌کرد که در اوایل ریاست جمهوری آقای خاتمی، او به همراه محمدعلی ابطحی (که آن موقع رئیس دفترش بود) سفری به شهر قم داشتند. در این سفر، خاتمی و ابطحی به دیدار جمعی از علما از جمله آیت‌الله جوادی آملی رفتند. در دیدار با آيت‌الله‌ جوادی آملی، خاتمی به معرفی ابطحی پرداخته و خیلی جدی می‌گوید: «ایشان پسر همان آقای ابطحی هستند که خدمت امام زمان(عج) مشرف می‌شوند!» (احتمالا" خاتمی می‌خواسته وزن علمایی دولت خود را بالا ببرد).
آیت‌الله جوادی آملی هم در پاسخ، لبخند بر لب می‌گوبد: « البته امام زمان(عج) خدمت ایشان می‌رسند!» و همین جمله استهزاء آمیز آیت‌الله کافی بود تا خاتمی به سرعت موضوع بحث را عوض کند و از خیر توصیف ارتباطات دولتش با امام زمان(عج) - آن هم به واسطه پدر ابطحی- بگذرد.
این دیدار البته مربوط به قبل از انتخابات بود و هنوز دفتر ریاست جمهوری در اختیار آقای خاتمی نبود که من رئیس آن باشم. آیت الله جوادی آملی و دیگرانی که آنجا بودند، من و طرز تفکرم را میشناختند، و لبخندی رد و بدل کردند. اما این طرز تفکر و برداشت انصار حزب الله ناشی از یک برداشت غلط است که گمان میکنند بزرگانی مثل جوادی آملی اینقدر ساده و کم عمق هستند که مثلا با این جملات نظرشان در مورد یک دولت و رئیس جمهور تغییر کند.
به همین دلیل مطلب را با یک تحلیل غلط آورده که خاتمی خواسته وزن علمایی خودرا بالا ببرد. آن هم آقای خاتمی که خود در بیت روحانیت بزرگ شده و خودش هم یک روحانی باسابقه است و به خوبی میداند با این حرفها وزن علمایی برای هیچ دولتی ایجاد نمیشود و نتیجه ی عکس میدهد.
آقای احمدی نژاد در طرح مسئله هاله ی نور در خدمت آیت الله جوادی آملی این اشتباه را کرد، پاسخ حضرت آیت الله در مورد انواع دروغ را شنید. چندی پیش نیز در قم فرزند یکی از معروفترین مراجع را دیدم. ایشان میگفت آقای احمدی نژاد پیغام داده اند که به آقا بگوئید من در فلان سخنرانی بین المللی و در دیدار با فلان مقامات مهم خارجی چند بار اسم امام زمان (عج) و چند بار اسم حضرت زهرا سلام الله علیها را برده ام. فرزند آیت الله میگفت وقتی به آقا گفتم، پاسخ دادند که آنها که مستعد شنیدن این مسائل نیستند؛ رئیس جمهور باید در مورد مسائل کشور با آنان صحبت کند. واقعیت این است که بزرگان اصیل دینی چنانکه بعضی ها تصور میکنند، در این مسائل آدمهای ساده ای نیستند. حساسیت به حق بعضی مراجع  و مسئولان اصلی کشور به ترویج خرافات به نام دین را باید در این چارچوب ارزیابی کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

پيش‌بيني خبرگزاری‌فرانسه از محتواي پاسخ‌ايران

فرانسه:شرط ‌گفتگو با‌ایران توقف‌غنی‌سازی است

درخواست آلمان براي تعليق غني‌سازي در ايران

رایس: ایران هسته ای منزوی می شود

گفتگو بوش با رايس درباره پاسخ ايران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

هفته نامه آمريكايي تايم در شماره آخر خود در گزارشي از تهران به بررسی سنت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایرانیان پراخته است.
به گزارش رجانیوز، آزاده معاونی خبرنگار این هفته نامه با در بیان واقعیت های ایران امروز می نویسد: اينكه بگوييم رييس جمهوري ايران يك فرد بی فکر است، باعث مي شود ما از درك فشارهاي واقعي ايران غافل شويم.
وی در ادامه می افزاید: اگر شما فكر مي كنيد ايران كشوري است كه درك آن بسياردشوار است، حق كاملا با شما است، زيرا در نهايت ايران كشوري است كه كتابي تحت عنوان «چه كسي ايران را اداره مي كند؟» را به خود اختصاص داده است.
به نوشته تايم، ديپلمات هاي غربي ميهماني هايي تشكيل مي دهند تا در مورد كشوري كه در آن هيچ كس نظرسنجي برگزار نمي كند، بحث كنند و ببينند تا چه اندازه گمراه شده اند!
بنابر اين گزارش، چنين فضاهايي به درك چهره متناقض و مبهمي كه ايران به جهان نشان مي دهد، كمك نخواهد كرد. ايران كشوري است كه همیشه در آن اتفاقات ضد و نقیض فراوان بوده است. به خصوص آن كه مردم ايران طي هشت سال در دو  انتخابات نسبتا آزاد و جداگانه رياست جمهوري ، به يك آزادكننده و هم به يك محافظه كاري كه هولوكاست را تكذيب كرده است، راي داده اند، انتخاباتي كه خود در يك كشور غیردموکراتیک اسلامي به نوعي عجيب است.
آزاده معاونی همچنین مدعی شده است، اکثر مردم ايران اسلام سياسي را قبول ندارند، به رژيم كنوني علاقه اي ندارندو همچنین خواستار بهبود روابط با غرب هستند و به خصوص ضدآمريكايي  نيستند ولي در عين حال اين مردم از محمود احمدي نژاد رييس جمهوري تندرو خود كه قول داده از طريق فن آوري هسته اي، ايران را قدرتمند سازد حمايت مي كنند!
تايم در ادامه نوشته است: براي درك درست از ايران بايد از دو دام دوري كرده و دو كليد را مورد استفاده قرار داد. يكي از دام هاي موجود اين است كه رييس جمهوري ايران را فردي بی فکر بدانيم كه خواستار فراهم كردن زمينه براي پايان دادن به جهان است.
اين هفته نامه در ادامه گزارش خود با اشاره به اينكه محمود احمدي نژاد فردي علاقمند به عرفان است، نوشته: اين مساله سياست هاي او را جهت دهي نمي كند. از زمان روي كار آمدن احمدي نژاد، تعداد زيادي گفته اند، احمدي نژاد قصد دارد با دستيابي و استفاده از تسليحات هسته اي پايان جهان را تسريع بخشد. اين شايعه به حدي در ميان مردم! رواج پيدا كرده بود كه عده اي گفته بودند: دليل اينكه احمدي نژاد31 مرداد را براي اعلام پاسخ خود به كشورهاي غربي انتخاب كرده اين است كه اين روز در تقويم اسلامي روزي فرخنده است و مي تواند روز مناسبي براي پايان دادن به جهان باشد.
تايم در ادامه با اشاره به اينكه احمدي نژاد نيز همچون اكثر شيعيان به ظهور امام دوازدهم (مهدي) براي مبارزه عليه شيطان اعتقاد دارد، نوشت: اين مساله وابسته به اعتقادات شيعي است و نبايد دليلي براي نگراني جامعه بين المللي باشد، به خصوص آنكه اكثر شيعيان معتقدند، چنين اعتقادي تنها مختص به اسلام نيست و ديگر اديان نبوي نيز خود داراي منجي هايي هستند و به روز قيامت اعتقاد دارند.
خبرنگار تایم در ادامه نوشته است: البته اين مساله حقيقت دارد كه احمدي نژاد در مقايسه با ديگر مقامات ايراني بیشتر با مساله امام دوازدهم مانوس است. علت آن نيز اين است كه او جوان تر است و متعلق به نسلي است كه چنين اعتقاداتي در ميان آنها رايج بوده است. به خصوص كه چنين اعتقاداتي در زمان جنگ هشت ساله ايران و عراق قوت يافته بود و جوانان ايراني بر اين باور بودند كه براي اسلام مبارزه  مي كنند.
به اين ترتيب اين اعتقادات بيشتر شبيه يك پرستش مقدس است و به اين معني نيست كه هم اكنون آخر زمان است يا فورا  اتفاق خواهد افتاد، زيرا هيچ فرد عاقل و تحصيل كرده اي در ايران بر اين اعتقاد نيست كه احمدي نژاد برنامه هسته اي را براي پايان دادن به جهان مي خواهد زيرا آن ها مي دانند انگيزه واقعي او ملي گرايي است.
در ادامه این مقاله نویسنده هفته نامه تایم با اهانت به فرهنگ های ملی و مذهبی ایرانیان می نویسد: دومين دامي كه بايستي از آن دوري كرد اين است كه  ايرانيان و شيعيان به صورت سنتي به سمت عدم راستگويي تمايل دارند! ديپلمات هاي ايراني را مي توان به خاطر مسائل مختلفي مقصر دانست زيرا آن ها به جاي اينكه به فكر پيروز شدن در كل بازي باشند، به فكر اين هستند كه در حركت بعدي خود پيروز شوند. در اين ميان سياست ايران نيز ممكن است به خاطر درگيري هاي فرقه اي و ناتوانايي مزمن براي دستيابي به اجماع مورد  انتقاد قرار گيرد.
تايم افزوده است: برخي از ناظران معتقدند اين ضعف ها از فرهنگ هميشگي عدم راستگويي ايرانيان (تعارف) سرچشمه مي گيرد، زيرا به اين ترتيب كشورهاي  خارجي نمي توانند درك كنند كه واقعا منظور ايرانيان چيست!
بنابر اين گزارش، يكي ديگر از دلايلي كه گفته مي شود ايرانيان بخاطرآن سعي مي كنند از افشاي حقيقت جلوگيري كنند، مساله اي به نام تقيه است كه  از اصول شيعي است. اين مساله مربوط به قرن هاي اوليه اسلام است كه در آن  مسلمانان شيعي بخاطر اينكه در اقليت بودند توسط سني ها به قتل مي رسيدند و به همين خاطر، شيعيان براي نجات جان خود، از افشاي اعتقادات واقعي خود خودداري مي كردند.
هفته نامه تايم در ادامه گزارش خود مساله وطن پرستي و تشنج در عادي سازي روابط را دو كليد اصلي براي درك نيات واقعي ايران دانسته و به بررسي آن ها پرداخته است.
نويسنده تايم اشاره دارد: طيف گسترده اي از فرقه هاي سياسي ايران، ازجمله اصلاح طلبان، از برنامه هسته اي به عنوان تنها راه حفظ موقعيت منطقه اي ايران ياد مي كنند. به عنوان مثال هرچند محمد خاتمي رييس جمهوري سابق ايران مسائل را با نرمي بيشتري مطرح مي كرد، ولي مدت ها پيش از روي كار آمدن محمود احمدي نژاد، در مورد برنامه هسته اي ايران اجماع وجود داشت.
هرچند در مورد اينكه ايران تا كجا بايد به اين مسير ادامه دهد و در ازاي چه امتيازهايي برنامه خود را متوقف كند اختلافاتي وجود دارد، ولي اين اعتقاد وجود دارد كه اگر ايران برنامه هسته اي در اختيار نداشته باشد، از تثبيت نفوذ رو به افزايش آن در منطقه جلوگيري خواهد شد.
به نوشته تايم ، پيش از جنگ آمريكا در افغانستان وعراق، رهبران ايراني اعتقاد داشتند نقش آن ها در منطقه متناسب با موقعيت جغرافيايي، جمعيت تحصيل كرده، منابع نفتي و تاريخ ملي مفتخر آنها نيست. با سقوط صدام حسين و طالبان، در حقيقت راه ميان بري در اختيار ايران قرار گرفت، تا به يك قدرت بسيار زياد در منطقه دست يابد. لذا سيستم تشكيلاتي ايران، برنامه هسته اي خود را به عنوان راهي براي رسيدن به اين آرزوها و اطمينان از  بقاي خود مي داند. لذا اگر جاه طلبي اصلي ايران يك انگيزه ملي براي برتري منطقه اي است، كاملا طبيعي است كه بپرسيم چرا نمي تواند از طريق يكسان كردن منافع خود با غرب و عادي سازي روابط با آمريكا به اين هدف دست يابد، گذشته از آن، استراتژي كه ايران هم اكنون به دنبال آن است، يعني حمايت از گروه هاي نظامي اسلامي، باقي نگهداشتن عراق در وضعيت هرج و مرج كنترل شده و استفاده از لفاظي هاي ضد آمريكايي و ضد اسراييلي اعراب سني، بسيار خطرناك و كوته نظرانه است.
نويسنده ايراني تايم افزوده است: اين يك استراتژي است كه بر اساس عدم تمايل به ايجاد ثبات منطقه اي يعني عدم خلع سلاح حزب الله، عدم دستيابي سوريه و فلسطينيان به توافق با اسراييل و ادامه هرج و مرج در عراق و تضعيف آمريكا در عراق به گونه اي كه نتواند به ايران توجه كند، بنا نهاده شده است.
نویسنده تایم در انتهای مقاله به ایرانی ها توصیه کرده: منافع بلند مدت واقعي ايران از طريق خاورميانه اي باثبات، به خصوص عراقي باثبات تامين خواهد شد كه البته به معني اين است  كه باور كنيم آمريكا يك تهديد نيست. تشكيلات حكومتي ايران متقاعد شده كه آمريكا نمي تواند به سادگي حكومت را در ايران سرنگون سازد و به همين خاطر اين كار را به مرور زمان انجام خواهد داد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط   | 

روزنامه «كيهان» در سرمقاله امروز خود با تأكيد بر لزوم تشكيل كميته ارزيابي عملكرد دولت، بر لزوم غيرجناحي و باندي بودن آن را تكذيب كرد.اين روزها دولت نهم يكمين سال فعاليت خود را پشت سر مي‌گذارد و وارد هفته دولت مي‌شود؛ در چنين زماني ارزيابي همه جانبه عملكرد يك سال گذشته اش عادي ترين انتظار همگان است و خواه و ناخواه عملكرد يكساله تمام دستگاه‌هاي اجرايي و نتايج ملموس آن در بوته نقد نهاده مي‌شود. علاوه بر اين، اولين هفته بزرگداشت دولت در عمر چهارساله دولت نهم، ميقاتي است كه برگزيده انتخابات شگفت سوم تير 84 با اعضاي كابينه اش تعيين كرده- و انتظار طبيعي رأي دهندگان آن انتخابات نيز همين است- تا به بررسي بي ملاحظه عملكرد يكساله آنان در حوزه تحت اداره شان بنشينند و سپس كمر همت به اصلاح و جبران هر نقص و قصوري در اين دوران وجود داشته، ببندد. احمدي‌نژاد بدرستي وعده داده بود در پايان نخستين سال - و هر سال- عمر دولتش، عملكرد وزرا و ساير اعضاي كابينه را متناسب با مفاد ميثاقي كه در آغاز راه با آنان بسته و نيز متناسب با نيازها، انتظارات و خواسته‌هاي برحقي كه مردم از دولت اصولگرا دارند، مورد بررسي قرار دهد. در خصوص اين بازنگري و ارزيابي محتوم نكاتي وجود دارد كه شايد در خور توجه باشد. نخست آن كه ضرورت‌ها و دلايل ارزيابي عملكرد يكساله كابينه بدرستي تعريف شده اند؟ بدون تبيين دقيق ضرورت‌ها و دلايل منطقي ارزيابي همه جانبه عملكرد اجزاي دولت، اين امر مهم و سرنوشت ساز لاجرم در دام تشريفات و پروپاگاند بي حاصل و اسراف در وقت، توان و سرمايه‌هاي ملي گرفتار خواهد شد.نتايج مورد انتظار از ارزيابي عملكرد يكساله مديران دولت كدامند؟ اين نتايج مي‌بايست براي هر يك از بخش‌ها و عرصه‌هاي فعاليت گسترده دولت اعم از اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، امنيتي، سياست و ديپلماسي به گونه اي تعريف شوند كه دستيابي به آنها براي اقشار مختلف مردم، نخبگان و دست اندركاران رسانه‌ها ملموس و قابل اندازه گيري باشد و براحتي بتوانند وجوه تمايز ميان دو دوره قبل و بعد از بازنگري را احصا كنند.آيا بازنگري فقط شامل اشخاص و عملكرد آنان خواهد بود؟ پاسخ مثبت به اين پرسش به خودي خود هيچ ايرادي ندارد و بلكه اقدامي سازنده تلقي مي‌شود، اما اهميت ارزيابي اهداف و سياست‌هاي اعمال شده در يك سال گذشته به هيچ وجه كمتر از آن نيست. آيا در جريان بررسي عملكردها ضرورتي ديده مي‌شود كه مقولاتي همچون سياست‌هاي ناصحيح، هدف گذاري‌هاي غيرواقعي و حتي ايراداتي همچون بخشي نگري، موازي كاري، تداخل وظايف و از همه خطرناك تر، «ناهماهنگي» ميان اجزاي دولت زير تيغ نقد قرار گيرند و در صورتي كه وجودشان احراز شود، مشمول بازنگري واقع شوند؟تركيب و اعضاي تيم منتخب براي ارزيابي و بازنگري عملكرد كابينه، آيا براي داوري داراي صلاحيت كافي هستند؟ اهميت پاسخ اين پرسش قابل انكار نيست. از همين رو شايد دقت در گزينش اين تيم از ميان كارآمدترين افراد درون دولت، جامعه اصولگرايان و حتي نخبگان منتقد و نيز مراقبت از آن كه تعلقات رنگارنگ سياسي، تشكيلاتي و غيره كمترين جايگاه را در بررسي‌ها نداشته باشد، توجه ويژه اي را اقتضا كند.برخورد سختگيرانه و بي ملاحظه در ارزيابي عملكردها ضرورتي حياتي دارد. هر نوع مسامحه در انطباق عملكرد افراد و دستگاه‌ها با معيارهاي روشن علمي و نيز ملاك‌هاي اصولگرايانه و مورد مطالبه عامه مردم و همچنين افتادن در دام مانورهاي تبليغاتي، آفتي مهلك براي كاركرد سالم دولت اصولگراست و بايد از آن دوري شود.دستگاه‌ها و مديراني كه در ارزيابي‌ها موفق شناخته مي‌شوند، داراي چه كارنامه اي هستند؟ اين كارنامه موفق بايستي به درستي توضيح داده شود، نتايج ملموس و عيني آن تشريح گردد و دلايل اصلي اين توفيق نيز تبيين شود.فرآيند ارزيابي و نتايج بازنگري، خواه و ناخواه به سطح رسانه‌ها و افكار عمومي خواهد آمد. از اين گذشته، مردم به معناي واقعي كلمه در اين فرآيند ذي نفع هستند و مي‌بايستي از آن مطلع شوند. ضرورت اعلام نتايج بررسي‌ها و تصميمات حاصله از آن چندان جاي مناقشه نيست و دولت و شخص رئيس جمهور بايد فضاي رسانه اي مربوط به اين موضوع را بخوبي اداره كنند. مديريت صحيح رسانه اي و تبليغاتي در اطلاع رساني از ارزيابي و بازنگري عملكرد يكساله دستگاه‌ها و مديران دولت، مي‌تواند دست بدخواهان را در تحريف و سياه نمايي تلاش صادقانه دولتمردان اصولگرا براي افكار عمومي رو كند و از مسموم شدن فضا پيشگيري بعمل آورد.به هرحال عملكرد يكساله اعضاي دولت در معرض ديد است و ارزيابي و بازنگري آن ضرورت دارد. اگر دولت اصولگرا اين كار را نكند، مردم، گروه‌هاي سياسي، رسانه‌ها و رقبا آن را به انجام مي‌رسانند. ارزيابي دولت از عملكرد خود، به هر ميزان عالمانه، صادقانه و دقيق باشد، مردم و دولت از نتايج ارزشمند آن بهره مند مي‌شوند. در اين صورت انتقادات و يا نامهرباني‌هاي مخالفان و حتي دوستان، جز بر درخشش هرچه بيشتر سيماي دولت خدمتگزار نخواهد افزود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط   | 

يك عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينكه هدف اصلي مبعث حكومت بود، تصريح كرد: در اسلام مردم به حكومت مشروعيت نمي‌دهند بلكه تنها در اجرا به حاكم كمك مي‌كنند. آيت‌الله خزعلي در گفت‌وگو با ايسنا، با بيان اين مطلب برداشت مردم از دين را متفاوت از برداشتي كه پيامبران از دين دارند دانست و گفت: مردم دين را براي توسل به خدا، رفع مشكلات و برآورده كردن حاجاتشان مي‌خواهند؛ آنها دين را وسيله‌اي براي ارتباط با خدا مي‌دانند اما از نظر انبياء حاكم فقط خداست و غير از مسائل تقرب و تعبد حكومتداري تنها از آن اوست و چنانچه او اجازه دهد اين حكومت به پيامبر يا هر شخص ديگري كه شايسته بداند منتقل مي‌شود و آنها نيز از حق حكومت كردن بهره‌مند مي‌شوند. وي تصريح كرد: بر اين اساس هر حكومتي كه بي‌اذن خدا باشد حتي اگر در اعلاء درجه‌ي سياسي قرار بگيرد ساقط است. زيرا بناي دين بر اين است كه تمام كارها اعم از امور اجتماعي، سياسي، اقتصادي، قضايي و حكومت بايد اول با اذن خدا همراه باشد. وي در ادامه با استناد به آيه‌ي 55 سوره‌ي مائده اظهار داشت: از نظر انبياء مهمترين مطلب حكومت بود و نه مسائل تربيتي، اقتصادي. البته همه‌ي اين موارد اهميت دارد اما نقش عمده بر عهده‌ي حكومت است. وي با اشاره به اقدام امام راحل در كنار زدن حكومت غاصب پهلوي، گفت: خدا و امام زمان به ايشان به عنوان يك فقيه اجازه داده بودند براين اساس امام حكومت پهلوي را كنار زد. اين عضو مجلس خبرگان همچنين با استناد به خطبه‌ي سوم نهج‌البلاغه كه در آن از زبان اميرالمومنين نقل شده مردم بر سر من ريختند و از من خواستند حكومت را بپذيرم، افزود: امام در اينجا مي‌فرمايد اگر فرمان خداوند مبني بر ياري رساندن به مظلومان نبود كنار مي‌كشيدند زيرا حكومت در نظر من ارزش بيش از آب بيني بزي ندارد اما چون وظيفه بر من وارد شده كه حكومت كنم تا ظلمي واقع نشود حكومت را پذيرفتم. وي در ادامه با تأكيد بر اينكه مسأله‌ي مبحث مسأله‌ي حكومت است، اضافه كرد: مگر مردم مكه كه با پيامبر(ص) مخالفت مي‌كردند نسبت به نماز خواندن و يا رو به كعبه ايستادن ايشان اعتراض داشتند. ابوسفيان خود را حاكم مي‌دانست و به پيامبر مي‌گفت شما آمده‌اي در مقابل حكومت من بايستيد از اين رو با ايشان مخالفت مي‌كردند. وي ادامه داد: اگر پيامبر به آنها مي‌فرمود كه به حكومت و ظلم و فساد آنها كاري ندارد مكيان شايد حتي دست ايشان را مي‌بوسيدند اما پيامبر (ص)فرموده بود من آمده‌ام ظلم را كنترل كنم لذا آنها جلوي ايشان ايستادند.
خزعلي در ادامه با استناد به فرمايشات حضرت علي (ع) كه بر مبناي آن ايشان فرموده‌اند اگر همه دنيا را به من بدهند حاضر نيستم برگ خشكيده‌اي را به ظلم از زبان موري بگيرم، افزود: اول مسأله در دين ما حكومت است و بالاترين مقامات كشور و آقاي احمدي‌نژاد و همچنين آقاي سيد حسن نصرالله نيز چنين اعتقادي دارند. آقاي نصرالله به خاطر نماز و روزه جلوي اسرائيل نايستاد آنها مي‌خواهند نفت و حكومت را خودشان داشته باشند لذا آمريكا و اسرائيل از اين مسأله به لرزه افتاده‌اند و اسرائيل مجبور شد سي و سه روز جنگ راه بيندازد تا حزب‌الله را از بين ببرد. وي افزود: مبناي مبعث پيامبر اين بود كه حكومت را از دست نااهلان بگيريم و اگر غير از اين باشد مظلومان و بي‌سرپرستان چه كار كنند؟ وي با تأكيد بر اينكه پايه‌ي حكومت در اسلام، الله است، ‌اظهار داشت: در حكومت مقام معظم رهبري و امام راحل نيز اگر اذن امام زمان نبود ما اين حكومتها را هم غاصب مي‌دانستيم اما امام زمان فرمود كساني كه از فقها مخالف هواي نفس باشند و دين را بشناسند و براي آن كار كنند من او را حجت قرار داده‌ام بر اين مبنا امام و مقام رهبري حاكم هستند. وي در ادامه با يادآوري فرمان امام در 22 بهمن 1357 به مردم ايران كه در شرايط حكومت نظامي از آنها خواسته بود در منزل نماندند، تصريح كرد: در آن روز همه‌ي مردم به دستور امام(ره) عمل كردند اما آيا اين به خاطر سيد بودن امام بود؟ مردم امام(ره) را نايب امام زمان مي‌دانستند بنابراين دستور ايشان را دستور امام زمان دانسته و به آن عمل كردند. اين عضو مجلس خبرگان رهبري در ادامه با انتقاد از افكاري كه دين را محدود به مسائل تعبدي و رفع حاجات مردم مي‌دانند، افزود: اولين قصد دين حكومت است زيرا برخورد با ظالمان و فاسدان جز از طريق برخورداري از حكومت امكانپذير نيست. وي در ادامه تأكيد كرد: در اسلام حكومت مشروعيتش را از خدا مي‌گيرد و مردم در اين حكومت براي اجرا بايد حضور داشته باشند.حضرت علي (ع) 25 سال در خانه نشست اما ايشان حاكم اسلامي بودند و مي‌فرمودند براي حركت به دست و پا نياز دارم كه دست و پاي من مردم هستند اما تا آنها نيايند من نمي‌توانم حركت كنم. وي در ادامه با تأكيد بر اينكه حاكم براي پيشبرد اهدافش به ابزار نياز دارد،‌ اظهار داشت: اين ابزار مردم هستند بنابراين مشروعيت حكومت از جانب مردم نيست بلكه اجرا از جانب آنهاست. خزعلي در ادامه با اشاره به روايتي كه بر مبناي آن طلحه و زبير خدمت امام علي آمدند و به ايشان گفتند مي‌خواهيم در حكومت شركت كنيم، گفت: امام اين درخواست آنها را نپذيرفت و به آنها فرمود شما مي‌توانيد تنها همانند ساير مردم در اجراي اين حكومت مشاركت داشته باشيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط   | 

در مذهب و آیینی که ما از اسلام می‌شناسیم هر کس که شهادتین را خواند مسلمان است. اینکه بخواهند گروه‌ها و احزاب شناخته‌ شده مسلمان را که بر اساس اساسنامه و مرامنامه خود به اسلام اقرار کرده‌اند و اعضایشان هم، در زندگی خصوصی خود عموماً پایبند به اخلاقیات و شعائر اسلامی هستند، این گونه مشکوک جلوه دهند و زیر سوال ببردند کار درستی نیست.
عضو شورای مرکزی حزب مشارکت گفت: «در حالی که هیچ ارگان و نهاد دولتی که دارای سالنی در حد برگزاری یک کنگره باشد، با حزب مشارکت و یا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی همکاری نمی‌کند چه کار دیگری از دست این احزاب بر می‌آید. ضمن اینکه همکاری یک مسجد و یک نهاد فرهنگی دینی با این احزاب جای خوشبختی است». راکعی تصریح کرد: «اگر بپذیریم که برخی احزاب به این تحلیل رسیده‌اند که آنقدر که جاهای دیگر فعال بوده‌اند در مساجد فعالیت نداشته‌اند، باید خوشحال باشیم و این امر نشان می‌دهد که این پویایی و نقد از خود وجود دارد. البته من اعتقاد ندارم که مسئله اینگونه بوده و اصلاح‌طلبان نسبت به این مسائل بی‌تفاوت بوده‌اند، بلکه باید گفت از آنجا که بیشتر فلسفی، فکری و فرهنگی کار می‌کردند، تحلیل‌شان این بود که ما باید با نخبگان ارتباط برقرار کنیم تا آن‌ها پیام ما را به جامعه برسانند». وی در پایان تاکید کرد: «به هر حال دلیل برگزاری این جلسات در مسجد این بود که نهادهای دولتی که زمانی با ما همکاری می‌کردند دیگر همکاری‌ نمی‌کنند و حاضر نیستند سالن‌های خود را در اختیار ما قرار دهند».

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط   | 

 

 

بولتون: براي قطعنامه‌ تحريم ايران آماده‌ايم

فرانسه: پاسخ ايران يك سند بسيارپيچيده است

   واكنش چين در مورد پاسخ ايران

    واكنش سولانا به پاسخ ايران  

ادعاي درخواست لاريجاني براي ميانجي‌گري ايتاليا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اين روزها مشاهده می شود از سوی برخی محافل بازی خورده و ساده لوح شب  نامه ها و کاغذ پاره هايي را که حاوی  مطالب موهن و توهين آميز و غير واقع است بر عليه هاشمی رفسنجانی تهيه وتدوين و از طريق بعضی سايت ها و هفته نامه ها و ماهنامه ها در سطح عموم انتشار می يابد .
اين گونه حرکت های نسنجيده  و احيانا القا شده از جانب دشمنان اسلام و روحانيت قبل از هرچيز دوران مظلوميت شخصيت های بزرگ تاريخ مثل  سيد جمال الدين اسدی آبادی امام موسی صدر و شهيد آيه الله دکتر بهشتی را در اذهان تداعی می کند و اين خود دليل محکمی است بر حقانيت افکار و انديشه ها و شخصيت آيه الله هاشمی که اين گونه تاريخ در مورد ايشان تکرار شده و به  طور ناجوانمردانه مورد حقد و کينه ی  دشمنان و مورد حسادت و کم لطفی برخی محافل تند خوی و بازی خورده ی داخلی قرار می گيرد . گويا اين سرنوشت انسان های مصلح و آرمان گرا در طول تاريخ است و هيچ گريزی از آن نيست .
اما ازآنجايی که صحنه گردانان اين گونه حرکتهای تخريبی با اين ترفند افکار عمومی مردم را به نفع دشمنان اسلا م و انقلاب تغيير می دهند و به تحريف چهره ی شخصيت های برجسته وخدوم انقلاب دامن می زنند چنانکه در صدر اسلام با تبليغات معاويه گونه، امام علی (ع) در ميان مردم تارک صلوه جلوه داده شده و چون آن حضرت در محراب نماز به شهادت رسيد همه به تعجب از هم پرسيدند مگر علی نماز می خواند تا در محراب عبادت کشته شده باشد از اين رو به عنوان يک روحاني برخورد لازم و واجب ديدم در برابر اين تهاجم غير منصفانه  نکاتی را روی کاغذ بياورم .
پيش از ورود به بحث اصلی يادآور می شوم در مورد عملکرد آيه الله هاشمی  مثل همه ی مسولين  و خدمتگذاران ديگر انتقاداتی وجود دارد که هيچ قابل انکار نيست و بايد در فرصت مناسب و به طور منصفانه به آن پرداخت وحتما يکی از منتقدان پر پا قرص ايشان نگارنده ی حقير خواهد بود ولی آنچه که اين روزها تحت عناوين «رنجنامه جمعی از طلاب » «طرح سوال در مجلس سخنرانی» و پخش شب نامه ها و کاغذ پاره های ديگر در جريان است به هيچ  وجه نمی تواند خيرخواهانه و خوشبينانه باشد وشواهد و قرائن بسياری حکايت از اين دارد که دست های پنهانی پشت اين ماجرا است و می خواهد  روحانيت اصيل و انقلابی را يکی پس از ديگری از صحنه ی سياست و اجرائی کشور برای هميشه خارج کند و متاسفانه در اين ميان عده ی قليلی هم که تعدادشان از عدد انگشتان يک دست بيشتر نيست بازی دشمن را خورده و آتش بيار معرکه شدند و نا خواسته آب به آسياب آنان می ريزند . چنانکه در طول تاريخ از اين گونه آدم های ساده لوح و فريب خورده در حوزه های علميه وجود داشته و موجب دردسرهايی در اين مکان  مقدس شده اند.
در شرح حال مصلح  بزرگ سيد جمال الدين اسد آبادی  می خوانيم وقتی در نجف به تحصيل علوم اسلامی مشغول بود علاوه بر دروس حوزوی به آموزش زبان فرانسه هم می پرداخت . هر روز در ساعت معينی جوانی راکه زبان فرانسه  بلد بود به حجره می آورد و در حجره را از پشت می بست و در آنجا به طور خصوصی و به دور از چشم حسودان زبان خارجی ياد می گرفت . از سوی ديگر چون بعضی آدم های ضعيف و حقير، رشد بالندگی و پيشرفت سريع او را نمي توانستند تحمل کنند شايع کردند که سيد هر روز جوان اجنبی را به حجره می آورد و با او ارتباط نا مشروع جنسی برقرار می کند . آنها به قدری  ماهرانه اين تهمت را جا انداختند که همه باورشان  آمد و کار به آنجا رسيد که سيد جمال الدين «طلبه ی فاضل و متقی» به اتهام ارتکاب عمل شنيع از مدرسه اخراج گرديد.
در صفحات ديگر تاريخ  می خوانيم در دو دهه ی  فعاليت و حضور امام موسی صدر در لبنان چه تهمت ها و افتراها را که به وی نبستند يک روز می گفتند وی جاسوس محمد رضا شاه در لبنان است و به اين جا آمده برای شاه جاسوسی می کند . روز ديگر او را به بی سوادی  متهم  می کردند . گاهی شايع می نمودند  او اصلا دين ندارد وتنها لباس دين به تن کرده است . يک زمانی انتشار دادند  دختر امام موسی صدر حجاب ندارد که هيچ، با امکانات و ماشين های مجلس اعلای شيعيان  به گردش در کنار دريا می رود و... گروه های چپی او را کمربند امنيتی اسرائيل و آمريکا در منطقه معرفی  می کردند. دسته های راستی هم می گفتند او عامل اتحاد جماهير شوروی در خاور ميانه است . بالاخره از همه سو او را می کوبيدند به طوری که هيچ کس جرات دفاع از وی نداشت و به قول معروف هرکس به وی دست می زد تمام اندامش نجس می شد.
اسف بارتر اين که در اين ماجرای غم انگيز بعضی از شخصيت های موجه روحانی و حوزوی مانند مرحوم محمد جواد مغنيه نيز جزو پيش قراولان اين جبهه ی تخريب شده بودند و با همه ی اخلاص و صداقتی که داشتند نا خواسته از دشمن بازی خورده و بر ضد امام موسی صدر موضع می گرفتند و او را به انواع  و اقسام تهمت ها و نسبت های ناروا متهم می ساختند . بسياری از اظهارات وی در  روزنامه های آن روز لبنان و در بعضی از آثارش تيتر و چاپ شده و در آرشيوها قابل دسترسی است .
پس از پيروزی شکوهمند انقلاب اسلامی وقتی شهيد بزرگوار آيت الله بهشتی با قبول مسووليت های خطير  مظهر کامل مديريت سياسی و حاکميت جامع اسلامی شد و کارآمدی روحانيت و حوزه های علميه را در عرصه ی سياسی و اجرائی به معرض نمايش گذاشت در اين هنگام حقد ها و کينه ها و حسادت ها در مورد ايشان هم تکرار شد . بعضی می گفتند زنش غير مسلمان و آلمانی است و بچه هايش هم اصلا  فارسی بلد نيستند . بعد شايع کردند بهشتی منزلی در تهران دارد از دم در حياط که وارد آن می شوی تا  ساختمان های  سر به فلک کشيده اش با ماشين ده دقيقه راه است . اگر پياده بروی که خيلی وقت می برد.
بعضی ديگر می گفتند او فئودال زاده است زندگی اعيان واشرافی دارد . بعضی گروها  او را از باب تحقير و تمسخر «اسقف بهشتی» خطاب می کردند . در اين ميان چند روحانی کج سليقه، تند خوی،  احساساتی و ظاهر نگر مثل شيخ علی تهرانی و شهيد شيخ محمد منتظری  و دوستانش که گوی سبقت از ديگران ربوده و در واقع از دشمن بازی خورده بودند به گونه ای  به شهيد بهشتی می تاختند و عرصه را بر وی تنگ می کردند و احساسات مردم را بر عليه اش تحريک می نمودند که گويا تمام اسلام در مقابل کفر قرار گرفته است . اين اظهارات در تاريخ ثبت شده و در آرشيو مجلات و روزنامه ها موجود است . البته مرحو م شهيد والامقام و روحانی زجر کشيده و کتک خورده ی دوران طاغوت،  شيخ محمد منتظری پس از اندکی به اشتباهات خود پی برد و بي درنگ گذشته ها را جبران کرد و با آن شهيد مظلوم همراه و همگام شد و با او نيز در يك سنگر به شهادت رسيد ولی بقيه هم چنان در منجلاب عناد و کله شقی و افراط و تفريط  غوطه ور شدند و به کينه توزی و خصومت ادامه دادند تا اين که  اراده ی و تقدير خداوند محقق شد و آنها  را رسوای  دو عالم ساخت.
حال تکرار تاريخ رقم خورده و نوبت به بازوی پرتوان امام و رهبری آيت الله  هاشمی رفسنجانی رسيد است. وقتی انسان به تهمت های ناروا و شبهات و سوالات اين افراد نگاه مي كند، می بيند دقيقا همان سوالات و شبهاتی  است که آن روز در مورد امام موسی صدر و دکتر بهشتی مطرح می شده است با اين تفاوت که مقداری  ادبياتش تغيير يافته و عبارت پردازی ها به روز شده است . چرا چنين می شود چون هاشمی به عنوان يک روحانی و فقيهی مطرح است که می تواند
در اين  دنيای پر آشوب کشتی نجات امت اسلامی را به ساحل آرام و امن رهنمود سازد . چون او توانست در دوران هشت سال دفاع مقدس مديريت جنگ و فرماندهی لايق و جامع خويش را به منصه ی ظهور برساند. چون او بود که توانست در شرايط حساس و دشوار کشور و انقلاب  مسووليت «مديريت بحران ها» را با کمال جرات و جسارت به دوش بگيرد و چون او بود که در دوران هشت سال رياست جمهوری به زير ساخت های کلان سياسی، اقتصادی، فرهنگی و دينی کشور پرداخت و کار آمدی نظام جمهوری اسلامی را برای هميشه بيمه کرد، به طوری که دولت هاشمی از جانب مقام معظم رهبری به عنوان «دولت کريمه» لقب گرفت  و به حق نيز چنين بود.  پس بايد يک چنين شخصيت نادر حوزوی  مورد حقد و کينه دشمنان و حسادت برخی محافل و اشخاص ساده انديش و بازی خورده قرار بگيرد و نوک تيز حملات و سوالات و افتراها به سمت و سويش نشانه رود.
چندی پيش مخالفان آقای هاشمی، ايشان را به بی سوادی متهم کرده و ضمن طرح آثار علمی خويش اين گونه دليل آوردند، که «آقای هاشمی آثارعلمی ندارد.» در اين جا بايد گفت اولا: معلوم نيست آثارعلمی شما از نوع علم نافع باشد بعضی قرائن و شواهد نشان می دهد، احتمالا  انبار اصطلاحات و الفاظ به شمار بيايد . چون اگر علم نافع بود نياز به تفاخر نداشت و شما نيز هرگز ديگران را به عدم علم متهم نمی کرديد . ثانيا:  بر فرض هم اگر علم نافع باشد بايد بدانيد که اين را در سايه مبارزات و فداکاری های شخصيت های مجاهد و مبارزی هم چون آيت الله هاشمی ها به دست آوريد .
شما خيلی خوب می دانيد اگر اين مبارزات و مقاومت ها  نبود، هرگز اين آرامش و امنيت به دست نمی آمد و شما ها اين گونه به راحتی نمی توانستيد آثار خودتان را تنظيم و تدوين كرده و مرتب  به چاپ  برسانيد . هم چنان که در صدر اسلام نيز اصحاب در زير سايه شمشير های مجاهدانی مثل مالک اشتر ها به عبادت و بندگی  خدا و خدمت به مردم  توفيق می يافتند . ثالثا:  اگر يادتان باشد انگ بی سوادی زدند به ديگران از روش های معروف شيخ علی تهراني بود که در مورد حضرت آيت الله  خامنه ای  به کار می بست .
اين آقايان از يک طرف  ادعای  پيروی  مطلق از ولايت فقيه دارند و اصرار می کنند تا از پای  مقام معظم رهبری ببوسند، ولی از سوی ديگر دست و بازوی پرتوان ولی فقيه را به اصرار و سماجت می شکنند . بنابراين يک  نوع  افراط و تفريط  و تناقض آشکار در رفتار و کردارشان  مشهود است که هر انسان منصفی را به تامل  وا می دارد . طبيعی است اين گونه افراط ها، اين چنين تفريط هايي  را  به دنبال خواهد داشت .  از يکی از اساتيد بزرگ نجف شنيدم كه می فرمود:  قبل ا ز پيروزی انقلاب شيخ علی تهرانی از پيروان سرسخت حضرت  امام (ره)  بود  و در مورد ايشان خيلی غلو  می کرد .
يک سفری که به نجف آمده  بود، می گفت: آمدم اول  به زيارت  آقای  خمينی مشرف  شوم و دستشان را ببوسم ،  بعد به حرم  امير المومنين بروم . درنقل ديگری از قول فيلسوف شرق  مرحوم سيد جلال الدين آشتيانی نقل می شود که می گفت: ايامی که من و حاج آقا مصطفی خمينی و آ قای تهرانی  با هم مباحثه می کرديم  روزی  آقای شيخ علی در مورد حضرت امام  خمينی (ره) غلو کرد و به ساير مراجع  هم  توپيد .  در اين  هنگام  حاج آقا مصطفی گفت: « آقای تهرانی اين جور که تو داری می روی،  می ترسم پس  از اندکی اولين دشمن سرسخت آقا هم خودت  بشوی.»  چنان که همين طور نيز شد و شيخ علی به  صدام  پناه  برد و در راديو عراق  به سخن پراکنی بر عليه حضرت امام (ره)  اقدام کرد.
از اين نمونه های  عبرت  انگيز در تاريخ  انقلاب  فراوان  به چشم  می خورد .
در همين اواخر
ديدم که چگونه  گروه «طبرزدی»  با شعار « امام خامنه ای»  وارد ميدان  شد و نشريه ای را  به عنوان مقدس  «بسيج دانشجويي»  به راه  انداخت و چه  قلم  فرسايي هايي  را  در  مدح  رهبری  و  ولايت فقيه انجام  نداد.  اما  پس از اندکی  شمشيرش  را از غلاف  بيرون کشيد و تبرش را  از پشت بر بازوان رهبری ـ آيت الله هاشمي رفسنجاني ـ فرود آورد و آن گونه  شد که  نبايستی می شد .  هدف از ذکر اين ما جراهای  تلخ تاريخی اين است که از آن درس عبرت بگيريم  و به دام افراط و تفريط گرفتار نشويم،  اصل انصاف را در  داوری ها رعايت  کنيم و حرمت شخصيت های بزرگ  انقلابمان  را  پاس بداريم . در اين مورد رفتار حکيمانه و منش منصفانه ی  رجال  سرشناس  حوزوی  همچون  آيت الله  شهيد بهشتی، حضرت  آيت الله جوادی آملی و حضرت آيت الله جعفر سبحانی می تواند بهترين الگو برای ما  طلاب و فضلا  و روحانيون
باشد . ببينيد اين بزرگان  در مورد  افکار و انديشه ها ، عملکرد و موضع گيری های افرادی  مثل: بنی صدر ، سروش و آغا جری چه رفتار و موضع گيری هايی  را  اتخاد فرمودند ،  شما بياببد  حداقل آن را در برخورد با آيت الله  هاشمی به کار بگيرد و اين گونه تند و تيز  عمل نکنيد  و  «اين همه به عالم و آدم بدبين نباشيد» که چندان عاقبت خوشی نخواهد داشت .  اميد است به  خود  بياييد ومانند شهيد  محمد منتظری  متنبه شويد و به جمع  انبوه  طلاب  و فضلای  خوش فکر ،  خيرانديش  و مثبت گرا بپيونديد . و الا به  سرنوشت شومی  دچار خواهيد شد که  از  خدای سبحان  می خواهم به لطف و کرمش هرگز اراده اش را به چنين سرنوشتی  متعلق  نفرمايد و همه ی ما را عاقبت بخير کند .آمين يا رب العالمين .
حوزه ی  علميه ي قم  ـ را ، الف

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

خاطرم هست كوچك تر كه بودم پيرمرد موقري در محله كوچكمان زندگي مي كرد كه هر از گاهي روايتي از حضرت رسول اكرم (ص) بدين مضمون نقل مي كرد كه سادات خوب را به خاطر خدا و سادات بد را به خاطر پيامبر احترام گذاريم  ، روايتي كه در صحت و تواتر آن شك مي كردم و با وجود نوجواني ، ادراك كودكي ام هرگز آن را هضم نمي نمود ، چه
اينكه باور نداشتم شخصيت بي نظير و عقل كل عالم امكاني همچون رسول گرامي اسلام با وجود آيات روشني كه حتي خود وي را در داشتن حقوق انساني با ديگران يكسان مي داند بتواند براي سادات بويژه سادات بد حاشيه امنيت و معنويت قضايي ايجاد نمايد. ديني كه برتري انسانها را به ميزان تقوي و ورع ايشان منوط و هيچ رنگ ، نژاد ، طايفه و مردمي را بدون دارا بودن روح پرهيز بر ديگران ترجيح نداده است و در سايه همين تقوي بوده است كه  اهل بيت عصمت و طهارت به درجات عالي راه يافته اند.  لذا وقتي سخنان اخير استاد محمد تقي مصباح يزدي را در مورد اينكه نبايستي به هر سيدي احترام گذاريم چرا كه جعفر كذاب نيز جزو سادات بود مرا در عزم خويش راسخ نمود و تشكيك در روايت آن پير فرتوت را در من فزوني بخشيد.آنچه بديهي است اينكه نه تنها هر سيد فاسدي همچون جعفر كذاب و يا رهبر فرقه اضاله بهائيت به عنوان قرار گرفتن در جرگه سادات نمي تواند قابل احترام باشد بلكه هر عالم ، روحاني و يا انديشمند نمايي كه مبلغ خشونت ، ايستايي ، تحجر ، كج روي ، تنگ نظري ، التقاط ، كوته بيني ، سنت دفع ، عدم سمحه وسهله ، اجماع و تعقل باشد و بخواهد اسلام را با افكار و منويات باطل خويش به تفسير كشيده و اسباب انحراف امت محمدي (ص) را فراهم سازد براي مردم قابل احترام نبوده و انزواي چنين عالمي از ضروريات مي باشد.آنچه از گويش استاد بر مي خيزد اينست كه استاد به دنبال تخريب شخصيت علمي و جهاني كسي جز سيد محمد خاتمي نيست ، شخصيتي كه گفتمان انديشه و پروسه گفتگوي تمدن ها به عنوان الگويي ديني در برابر گفتمان خشونت طلبانه انديشه طالباني و گروههاي منحرفي همچون القاعده را معرفي نمود و ائتلاف براي صلح را در مقابل ائتلاف براي جنگ آمريكا پيشنهاد نمود.اگر چه در اثر كارشكني ، سنگ اندازي و حملات ناجوانمردانه خوارج زمان و نيز تعدادي از دوستانش هرگز نتوانست در پيشبرد و نهاديه ساختن اين انديشه قرآني توفيق يابد ولي بايستي به استاد محترم گوشزد نمايم كه اگر آن سيد مورد اشاره ايشان رئيس جمهور سابق باشد اي كاش به آخرين ديدار  و نشست مقام معظم رهبري با اعضاى هيات دولت  سيد محمد خاتمي  در تاريخ 10/5/85 رجوع نموده و به عينه در مي يافتند ولي فقيهي كهايشان خود را حامي و طرفدار  واقعي آن مي دانند چه جملات زيبايي در وصف حال آن سيدي كه ايشان در مذمت وي چنين پريشان و مضطرب گرديده اند، ايراد نموده اند آنجا كه مقام معظم رهبري مي فرمايند:« لازم است از شخص جناب آقاى خاتمى هم صميمانه تشكر كنم. اين را به شما دوستان بگويم، به خود ايشان هم شايد بارها گفته ام؛ در طول هشت سالى كه ما با ايشان به طور مستمر و مداوم در ارتباط بوديم، رفاقت و صميميت ما با ايشان روزافزون بوده؛ خدا را شكر. الان پيوند عاطفى و محبت آميزى كه بين بنده و آقاى خاتمى هست، از آنچه در هشت سال پيش بوده، به مراتب مستحكم تر است؛ و اين ناشى از خصوصياتى است كه من در اين مدت در ايشان حس كردم. تدين و پايبندى و نجابت و روحيه نجيب ذاتى ايشان واقعاً جزء امتيازات و خصال برجسته در ايشان است. ايشان در اين مدت تلاش متراكمى انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و مى ديديم.در مقاطع زمانى مختلف، كشور و دولت و مسئولان با حوادثى مواجه شدند، و ايشان در يكى از حساس ترين مراكز اين مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل كردند؛ ان شاءالله خداى متعال اجر اين صبر و تحمل را خواهد داد.
در ميان خصوصيات ايشان، اگر من بخواهم روى يكى از آنها تكيه كنم، اين است كه ايشان در همه اين مدت، دشمنانى را كه كمين كرده و خيز برداشته بودند، نااميد كردند.
خيلى ها از سال ۷۶ - از اول تشكيل اين دولت - مى خواستند آقاى خاتمى را در موضع مقابله و مواجهه با نظام قرار دهند؛ خيلى هم تلاش كردند؛ ما شاهد بوديم. البته ريشه و مبنا و سلسله جنبان اين تلاش ها در بيرون از اين مرزهاست؛ منتها كسانى هم متأسفانه همان انگيزه هاى فاسد و پليد را در داخل انعكاس مى دادند. خيلى تلاش كردند، اما آقاى خاتمى حقيقتاً مقاومت كردند. آن روزى كه ايشان اعلام كردند وقتى مى گويم «جامعه مدنى»، مراد من مدينه النبى است - كه اتفاقاً ديروز يا پريروز در يكى از صحبت هاى ايشان  من اين را خواندم - خيلى خلاف انتظار بعضى ها شد؛ لذا به ايشان حمله كردند و فشار آوردند ».لذا بدينوسيله از استاد مصباح  يزدي عاجزانه مي خواهم كه قدري در گويش ها تأمل كنند و بدانند كه اين رسم حمايت و طرفداري از رهبر معظم انقلاب نيست، چرا كه به مدد الطاف الهي معظم له حي و زنده بوده و نمي توانيد ادعا كنيد كه همچون امام خميني (ره) كه مسئله جمهوري اسلامي را به اقتضاء و مصالح روز مطرح نموده اند تعريف و تمجيد رهبر فرزانه انقلاب از شخصيت سيد محمدخاتمي نيز به اقتضاء و مصالح روز بوده است چرا كه در اينصورت خداي ناكرده
شما ايشان را به تظاهر متهم ساخته و از پله ولايت ساقط نموده ايد.
لذا سخن تاريخي و حكمت آموز ارسطو در قبال مسائل و افكاري كه به زعم وي ، استاد بزرگش افلاطون درباره آنها دچار اشتباه گرديده بود متذكر مي كردم آن سان كه به استاد خويش گفت « استاد به نظر من خيلي محترم است اما حقيقت محترم تر ».

وحيد كاظم زاده قاضي جهاني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

چندي پيش يك نشريه ي شهرستاني در مورخ 13 تير 85، اطلاعيه اي با عنوان «جمعي از طلاب و فضلاء حوزه ي علميه ي قم به رياست مجمع تشخيص مصلحت» منتشر كرد. اين اطلاعيه كه پيشتر در جريان سفر و سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني به قم، در مراسم سالگرد 15 خرداد پخش شده بود، حاوي سئوالاتي از رييس مجمع تشخيص مصلحت است كه دفتر ايشان بدان پاسخ دادند و موارد غير صحيح آن را گوشزد كردند. فارغ از پرسش ها و پاسخ هاي مزبور، به هر كدام از اين دو مكتوب منتشره يك نقد وارد است كه به آنها مي پردازيم.
1 ـ دفتر آيت الله هاشمي رفسنجاني پاسخ خود به اطلاعيه منتشره را خطاب به طلاب حوزه هاي علميه سراسر كشور نوشته است كه اين عنوان به هيچ وجه صحيح نمي باشد. به نظر مي رسد متصديان دفتر مجمع تشخيص مصلحت خود نيز شايعات عده اي معدود از طلاب را كه به هر دليلي خيرخواه آقاي هاشمي نيستند، باور كرده اند و طلاب سراسر كشور را نسبت به عملكرد آقاي هاشمي منتقد و معترض قلمداد مي كنند، در حالي كه نه تنها چنين چيزي در عالم واقعيت صحت ندارد، بلكه خلاف آن مشهود و مشهور است. يعني اگر قرار باشد طلاب حوزه هاي علميه رنجنامه اي بنويسند، بدون ترديد سمت و سوي پرسش هاي آنها متوجه بخش معدودي از طلاب تندرو خواهد بود كه به خود حق مي دهند، يكي از روشن ضميرترين و فداكارترين روحانيان تاريخ شيعه را به اتهامات بي پايه و اساس بنوازند و به جاي اين كه خود با قلم هايشان ديواري در مقابل اين افتراها بسازند، پرچمدار شايعه پراكني ها مي گردند و اخلاق حوزوي را با اعمال   خود به چالش مي كشند. آيت الله هاشمي رفسنجاني و به تبع ايشان وي عوامل دست اندركار دفتر ايشان بايد بدانند كه بسياري از طلاب و دانش آموختگان حوزه هاي علميه، دل در گرو محبت ايشان دارند و لذا نبايد رفتارهاي عده اي خاص را كه خود را با هيچ كس حتي مقام معظم رهبري تنظيم نمي كنند، به حساب طلاب سراسر كشور بگذارند. البته طلاب به عنوان يك قشر فرهيخته هيچ گاه بدون دليل به كسي ارادت نمي ورزند كه سرچشمه ي محبت دوستداران آيت الله هاشمي را نيز بايد در يك عمر كار و تلاش ايشان در راه خدا جستجو كرد.
ضمن اين كه اطلاعيه نويسان و پرخاشگراني كه عليه آيت الله هاشمي در حوزه ي علميه ي قم فعاليت مي كنند، چهره هايي شناخته شده هستند و اگر بنا باشد اين طيف به بهانه هاي مختلف به تخريب هاي ناجوانمردانه ي خود ادامه دهند و از هر فرصتي در اين راه استفاده نمايند، بر مسئولان مربوطه است كه با همه ي كراهتي كه نسبت به معرفي رسانه اي ، خصوصيات و كارهاي ايشان دارند، ناچار به معرفي آنها اقدام كنند. چرا كه حفظ آبروي آيت الله هاشمي رفسنجاني به عنوان يار ديرين امام (ره) و مقام معظم رهبري بر آبروي چند طلبه ي نهايتا مخلص كج انديش ترجيج دارد. در اين رابطه به نقلي از علامه محمد حسين حسيني تهراني اكتفا كرده و به اين بحث خاتمه مي دهيم. « بنا شد در بحارالانواري كه طبع جديد مي شود، ايشان (علامه ي طباطبايي ره) يك دوره مرور و مطالعه نموده و هر جا كه نياز به بيان دارد تعليقيه بنويسند تا اين كتاب با ارزش با اين تعليقات مستواي علمي خود را حفظ كند. اين امر عملي شد و ايشان تا جلد ششم از طبع جديد را تعليقه ي نوشتند، ليكن به لحاظ يكي دو تعليقه اي كه صريحا در آنجا نظر علامه ي مجلسي (ره) را رد كردند، اين امر براي طبقه اي كه تا اين اندازه حاضر نبودند نظريات مجلسي (ره) مورد ايراد واقع شود، خوشايند نشد و متصدي و مباشر نشر، بنا به الزامات خارجيه از ايشان تقاضا كرد كه در بعضي از مواضع قدري كوتاه تر بنويسند و از بعضي از ايرادات صرف نظر كنند. علامه (ره) حاضر نشدند و فرمودند: در مكتب شيعه ارزش جعفر بن محمد الصادق (ع) از علامه مجلسي (ره) بيشتر است و زماني كه امر داير شود به جهت بيانات و شروح علامه مجلسي (ره) ايراد عقلي و علمي بر حضرات معصومين عليهم السلام وارد گردد، ما حاضر نيستيم آن حضرات را به مجلسي (ره) بفروشيم.»1
2 ـ در اطلاعيه اي كه به عنوان رنجنامه منتشر شده است، پرسش هاي معدودي مستمسكي براي نفي آيت الله هاشمي رفسنجاني قرار گرفته است. قبل از پرداختن به اين موضوع، اشاره به اين مهم با اهميت است كه نويسنده اين بيانيه حتي لازم نديده است كه در باره ي آن چه نگاشته، تحقيقي نموده و مطالعه اي نمايد و در حداقلي ترين صورت نيم نگاهي به مصاحبه ي چالشي روزنامه ي كيهان با آيت الله هاشمي رفسنجاني بياندازد تا شايد پاسخ پرسش هاي خود را بيابد. چه اگر چنين مي كرد شايد ناچار مي شد هم چون آقاي قدرت الله رحماني جانباز ويلچر نشين و دبير گفت و گوي روزنامه ي كيهان ـ در مقدمه ي قسمت پاياني كتاب (بخش ويژه، اموال و زندگي فرزندان هاشمي) ـ از سر صداقت بگويد كه «اعتراف مي كنم كم آوردم. سر آن داشتم كه ابهامات انباشته شده در كنج اذهان عوام را به تمامه طرح كنم به اميد گرفتن پاسخي شايسته و حتي المقدور قانع كننده و شهادت مي دهم هاشمي هم چون متهمي نشسته بر روي صندلي اتهام، از هيچ گونه پاسخ گويي دريغ نداشت. حال آن كه من سندي محكمه پسند نداشتم. شايد شبهه داران  بي غرض از لابلاي گفتار صريح من در مقام پرسشگر و پاسخ هاي روشن هاشمي به سوي حقيقت رهنمون شوند، اما به يقين مسئله داران مريض را اين گفت و شنود شفا نمي دهد.»2
در هر صورت نويسنده يا نويسندگان اين اتهامات در جايگاه خواص، اشتباه عوام را مرتكب شده و شنيده هاي خود را مكتوب كرده اند و با انتخاب آسان ترين راه يعني تخريب، حدود و اندازه ي تقوا و پرهيزكاري خود را با نشانه رفتن آبروي يكي از متشخص ترين چهره هاي روحاني كه همواره مورد اعتماد امام (ره) و رهبري بوده است، نشان داده اند. اما فارغ از اين مباحث، با سخني از شهيد مظلوم آيت الله بهشتي (ره) به طرح موضوع اصلي مي پردازيم. «دوستان، بايد اين حالت در ما تقويت شود كه در ارزيابي افراد و گروه ها عادت داشته باشيم مجموعه ي تاريخ زندگي آنها را ورق بزنيم و بشناسيم، ببينيم اين انسان و اين گروه از انسان ها در طول زندگي بيست ساله، چهل ساله ي اجتماعي خود چه راهي رفته اند، چه گذشته هايي داشته اند. اين قدر دهن بين نباشيم! اين قدر حالت بين نباشيم! در شناخت شخصيت ها و گروها بايد عميق تر باشيم. آيا آقايي كه عمري را در خدمت به طاغوت ها گذرانده، مي تواند با گفتن دو جمله لگدمال بشود؟ حتي بالاتر از اين، چهره هاي اصيل را در جامعه ي ما به آساني مي توان با بهتان و دروغ به لجن كشيد. چرا؟ چون ما از آن حس ششم كم بهره ايم. ما از اين عادت پسنديده كم بهره هستيم كه هر كس را در سيماي مجموع اعمال و رفتار و بينش گذشته و حالش بشناسيم. من خطرهاي ناشي از اين بي اعتنايي به اين اصل را در مراحل گوناگون زندگي امت خودمان با چشم مي بينم.»3
به راستي چگونه مي توان با طرح چند سئوال ـ كه بارها به آن پاسخ داده شده است ـ و يا حتي يافتن چند نقطه ضعف ـ كه هيچ كس از آن مبرا نيست ـ  شخصيتي را تخريب و انكار كرد و يا بدون دست يافتن به حقيقت ماجرا، آبروي شخصيت موجهي را سيبل تيرهاي كين خود قرار داد و آنگاه سجاده آب كشيد و ادعاي تقوا، پرهيزگاري، اخلاق و اتصاف به هزاران ارزش متعالي اسلامي كرد؟ آيا اين خود دليل مستقلي بر عظمت، بزرگي و سلامت آيت الله هاشمي رفسنجاني نيست كه با همه ي عناد و انتقادي كه برخي لجوجانه نسبت به ايشان روا مي دارند، از ميان تمام يك عمر مبارزه و داشتن بالاترين مسئوليت ها، تنها چند پرسش براي نقد ايشان يافته اند كه آنها هم بر بنياني سست استوار است. بي شك يك عمر مجاهدت در راه خدا را نمي توان با چند ابهام، مخدوش جلوه داد، خصوصا اگر اين ابهامات با مفهوم و منطوق بيانات امام (ره) و رهبري معارضه نمايد. امام (ره) در پيامي كه به مناسبت ترور آقاي هاشمي صادر كردند، فرمودند: « هاشمي زنده است، چون نهضت زنده است» شايسته است منتقداني كه با اتكا به اين جمله ي امام عزيز: «ميزان در هر كس حال فعلي اوست» حواري امام راحل را به هر اتهامي مي نوازند، پاسخ دهند كه منظور امام (ره) از جمله ي  « هاشمي زنده است، چون نهضت زنده است» چيست؟ و يا نظر ايشان در باره ي اين فرمايش مقام معظم رهبري كه آقاي راشد يزدي به نقل از معظم له مي گويد: «از خدا خواستم كه اگر بنا است براي فلاني (هاشمي) اتفاقي بيفتد، سراغ من بيايد.»4 چيست؟ و آن را چونه در عملگرد ولايت مدار خود متبلور مي كنند. ديروز شهيد مظلوم بهشتي (ره) هدف تيرهاي زهرآلود دشمنان دانا و دوستان نادان بود و گويا امروز نوبت به  آيت الله هاشمي رسيده است. گويي قرار است نمادهاي روحانيت مدير و انقلابي با هزاران نقشه و نيرنگ در چشم آحاد مردم خراب شده و از دور خارج شوند تا فردا كسي از اين قشر جرات نكند خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهد. قبل از اتمام بحث شايسته است خاطره اي از زبان سيدالشهداي انقلاب اسلامي بهشتي مظلوم آورده و در پرتو آن افكار عمومي و طلاب جوان را به فريب نخوردن، سطحي تحليل نكردن و دقت نظر داشتن دعوت كنيم. «يك نوجوان، در اهواز در آن سفر چند ماه قبل، آمده بود پيش من گفت: فلاني من مي خواهم از تو طلب عفو كنم. دل من را نسبت به تو بدبين كرده بودند، اين جا آمدي در همان برخوردهاي اول كه با تو داشتم، ديدم همه ي آن چيزهايي كه در باره ي تو از نظر كيفيت برخورد و كار و تماست مي گفتند، عينا فهميدم دروغ است. بعد اين را گفت: گفت نمي دانيد دشمن چقدر درباره ي شماها نيرنگ بازي مي كند. چند وقت قبل رفته بودم در يكي از محله هاي فقيرنشين اهواز، در يك خانه يك پيرزني، برق خانه اش را قطع كرده بودند، بعد رفته بودند در خانه اش و گفته بودند به اين كه مي داني چرا برقت را قطع كرده اند؟ بهشتي دستور داده برق خانه ي تو را قطع كنند... همين امروز صبح گزارش دادند كه دو نفر دختر جوان در سن دانش آموزي يا دانشجويي در خانه ها مي رفتند، سئوالات را يك طوري مطرح مي كردند كه چه كساني نمي گذارند در اين مملكت كار شود؟ و سئوال را طوري هدايت مي كردند كه اين سوا ل بيايد به طرف روحانيت و به طرف ماها مع اينها نمي گذارند در اين مملكت كار انجام بگيرد.»5 
 بدون هيچ ترديدي امروز آيت الله هاشمي رفسنجاني همانند ديروز شهيد مظلوم آيت الله بهشتي (ره) است . ديروز شهيد بهشتي (ره) با همه ي اتهاماتي كه به وي مي زدند ، سكوت وحدت بخش را انتخاب كرده  و مي فرمود: « اي پاسدار كميته ي انقلاب! كه ديشب برنامه ي تلويزيوني تو را از حومه ي آبادان، اين صحنه ي قهرماني ها را پخش كردند و صدايت را شنيدم كه آنجا با آهنگ قرآن و با دل پر احساست گفتي كه ما اين جا جانبازي مي كنيم، بگوييد مسئولان با هم يكي باشند. به خدا سوگند! كه در برابر شما از نقل هر گونه جمله اي كه بوي اختلاف دهد، احساس شرم مي كنم و به همين جهت تا آنجا كه ضرورت ايجاب نكند و امام (ره) و امت نخواهد، شعار من و ياران هم فكرمان فقط يك شعار است: سكوت ، سكوت ، سكوت الهام بخش وحدت.»6
امروز نيز آيت الله هاشمي با همه ي اتهاماتي كه به سويش سرازير شده، تنها سكوت الهام بخش وحدت را انتخاب كرده است. چرا كه او بيش از هر كس ديگري قيمت اين گوهر را مي داند و باز هم اوست كه بهتر مي داند، حفظ خون شهدا، پيروزي و بقاي نظام اسلامي در اين آشفته بازار دنيا، تنها از رهگذر وحدت كلمه امكان پذير است. سلام بر او و بر صبر جميلش.
1 ـ مهر خوبان، نوشته ي علامه آيت الله سيد محمد حسين حسيني تهراني، ص 36 .
2 و 4 ـ بي پرده با هاشمي رفسنجاني، قدرت الله ايماني ، ص 308 ،21 5
3 ، 5 و 6 ـ ولايت ، رهبري ، روحانيت، شهيد آيت الله دكتر بهشتي (ره)، ص 127 و 330 ـ 311

• جمعي از طلاب حوزه ي علميه ي قم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 5 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آفتاب آمد دليل آفتاب؛ آن هنگام كه جناب الهام در كسوت سخنگوي <دولت اسلامي> و در حضور اصحاب رسانه فضاسازي براي طرح سوالات تاييدآميز دوستان مي‌نمودند و از كنار برخي مي‌گذشتند، منتقدان را مجالي براي پرسش نمي‌ماند. از ابتدا مشخص بود كه از نظر دولت محترم رسانه‌ها دو دسته‌اند:دوستان كه بايد قدر ببينند و منتقدان كه خاموشي گزيده و عزلت‌نشين باشند؛ رويه‌اي كه از جانب دولت و سخنگويانش استمرار يافت. حركت اخير الهام به نمايندگي از دولت محترم بسيار تأمل‌برانگيز است كه در اين‌خصوص مواردي ذكر مي‌گردد.1- حركت در مسير اعتدال، تحمل، سعه‌صدر و درك واقعيات جامعه (پس از يك دوره بحث‌انگيز و تنش‌زا و سختگيرانه) در قوه قضاييه كه نشان از اقدامات مثبت رياست محترم اين قوه و همكاران ايشان در قبال مطبوعات مي‌باشد، قابل تقدير و تشكر است.2- اظهارات رياست محترم‌جمهور در ايام انتخابات و دعوت همه مردم در نقد عملكرد دولت و قدرت و دفاع ايشان از حقوق همه مردمان جهان و شعارهاي جهانشمول را چگونه مي‌توان با درخواست سخنگوي ايشان جمع كرد؟3- دولتمردان نهم زماني پاسخ منتقدان را موكول به آينده مي‌نمودند كه برنامه‌هاي ايشان به بار نشسته و منتقدان پاسخ خود را خواهند گرفت. اين‌گونه عنوان مي‌شد كه ورود به اين مباحث وقت دولت را خواهد گرفت و از كار و سازند‌‌گي بازمي‌دارد و معتقد بودند كه اينها تلاشي است براي وارد كردن دولت به بازي‌هاي بي‌ثمر سياسي و لذا دولت فريب نمي‌خورد و زماني كه كارها به‌سامان شد منتقدان پشيمان مي‌گردند. اما واقعيت‌ها حكايت از اين دارد كه اين آرمان حداقل پس از گذشت يك سال محقق نشده و درنتيجه بايد چاره ديگري انديشيد. استنباط مي‌شود كه اين نامه به‌نوعي پيشگيري از نقادي‌هاي كارشناسانه‌اي است كه پاسخ قانع‌كننده‌اي از طرف دولتمردان ندارد.4- عزيزان اصولگرا در دولت نهم كاش مروري بر نوشته‌ها، مصاحبه‌ها، موضعگيري‌ها و اقدامات خود و همفكرانشان در طول هشت سال دولت اصلاحات بالاخص رياست آن دولت داشته و امروز خود از سر انصاف قضاوت نمايند. البته پس از آن همه هتاكي‌ها و فحاشي هنوز خاتمي چهره‌اي محبوب در كشور است. اين نامه و درخواست به همان ميزان در نوع خود بي‌نظير و منحصر به فرد است كه شعار زنده‌باد مخالف من.۵- نقادي، پرسشگري و پاسخ‌خواهي را با حربه نشر اكاذيب، تهمت و افترا نشانه رفتن در شأن دولتي كه عدالت‌گستري و مهرورزي با بندگان خدا را اساس حركت و شعار خود مي‌داند، نيست. قطعا دولتي كه به تعبير بزرگان با نام مبارك دولت اسلامي به صحنه آمده مي‌بايست از اين‌گونه مسائل دوري جسته و آن را به عنوان اقدام شخصي محكوم نمايد.6- موضعگيري‌هاي پسنديده برخي چهره‌هاي اصولگرا در قبال نامه مذكور و دعوت دولت به تحمل و سعه‌صدر و ايجاد بستر مناسب براي نقد عملكرد دولت قابل ستايش است. ضمن اينكه نشان مي‌دهد همفكران دولت هم احساس خطر نموده‌اند.7- رويه جناب الهام در جلسات پرسش و پاسخ با خبرنگاران و اين نامه زماني قابل درك است كه نقطه‌نظرات و نوشته‌هاي سركار خانم رجبي همسر آقاي سخنگو را هم مدنظر قرار داده و به عنوان يك مجموعه تحليل نماييم. سخنگويي كه بر نقد مي‌تازد و نقادان را مستحق مجازات مي‌داند، چگونه مطالب همسر خويش را توجيه مي‌نمايد، جز اين مي‌توان گفت كه سخنان فوق منويات جناب ايشان است كه از حوزه سخنگويي نمي‌توانند بيان نمايند؟

 حسن رنجبر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 شهریور1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: