|
براي تهيه اين عنصر بيمصرف كافي است مقداري اسيد دروغگويي با سولفات كلك مخلوط و
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
کافي است تا روزنامه نگار يک حوزه پر اما و اگر باشي و نيز در اين وانفساي امنيت حرفه اي و آرامش محيطي، شاهد يک تصميم عقلاني در حوزه تامين امنيت باشي تا آنگاه چندين برابر آنان که در ستايش عقلانيت نوشته اند، قلم خويش به ستايش اين شيوه در مقوله تامين امنيت واداري.
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
عنان: حالا يه قدم بيا جلو محمود جون، چيزي كه ازت كم نميشه!... کاش من هم رئيسجمهور جيبوتي بودم تا دم در هم مياومدي دنبالم!
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
همين چند روز قبل بود كه محمود احمدينژاد آنگاهي كه به پرسشهاي خبرنگاران پاسخ ميگفت در پي تاكيدي چندباره برحق دستيابي ايران به انرژي هستهاي اما پيشنهادهاي غرب در بسته 1+5 را پيشنهادهايي كماهميت خواند وقتي در اينباره خطاب به خبرنگاران گفت: <آنها ميخواهند با پيشنهادهايي كماهميت همچون خريد هواپيما و خرت و پرتهايي از اين دست ما را از دست يافتن به انرژي هستهاي باز دارند.> اما گويي گذشت مدتي كوتاه كافي بود تا بار ديگر تعدادي از هموطنان، قرباني ناوگان هوايي فرسوده ايران شوند تا شايد مسوولين را اين باور حاصل آيد كه اگرچه دستيابي به انرژي هستهاي حق ايران است اما تجهيز ناوگان هوايي و خريد هواپيما نيز نه اقدامي بياهميت كه البته نياز فوري و ضروري كشور است. نيازي كه بهرغم پراهميت بودن آن ساليان طولاني است از ديدرس مسوولان دور مانده و اكنون نيز رئيس دولت اصولگرا نهتنها ضرورت آن را احساس نميكند كه در مقابل افكار عمومي، هواپيما را <خرت و پرتي> مينامد كه تنها به كار سرگرم كردن ايران ميآيد.طنز تاريخ اما اينجاست كه درست چند روز پس از سخنان رئيس قوه مجريه، هواپيماي توپولف در فرودگاه مشهد به دليل نقص فني آتش گرفت تا شايد قرباني شدن بيش از 30 تن از شهروندان ايران زنگ خطري مجدد را در گوش مسوولين بنوازد. زنگ خطري كه اگرچه ساليان سال است كه بانگ آن خواب راحت را از چشمان ايرانيان مسافر ربوده است اما گويي هر سقوط و هر مرگ ظرفيت ذهني مسوولين را براي پذيرش مرگهاي بعدي افزايش داده است كه اگر چنين نبود شايد هيچگاه استاندار خراسان رضوي در گفتوگو با خبرگزاريها اظهارنظري اينچنيني براي آمار كشتهشدگان اين سانحه را لازم نميديد: <تنها 28 نفر در اين حادثه كشته شدهاند.> به اين ترتيب در روزگاري كه تامين امنيت شهروندان از جمله اهداف حكومتها شناخته ميشود، ناديده انگاشتن مرگ 28 نفر در حادثهاي كه البته با درايت ميتوان از وقوع آن پيشگيري كرد چندان عاقلانه نمينمايد. بنابراين اكنون بايد مسوولين را به درايت دعوت كرد تا شايد بار ديگر اهميت حفاظت از جان انسانها جايگاهي شايسته در تصميمسازيهاي آنان يابد و براي رئيس قوه مجريه هم اين ضربالمثل قديمي را تكرار كرد كه: <آن چيز كه خوار آيد / يك روز به كار آيد.> چه آنكه <خرت و پرت>ها هميشه هم كماهميت نيستند و گاهي حتي اهميتي زايدالوصف مييابند.مریم شبانی
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
امروز برخي از كساني كه حكومت اسلامي را به دست گرفتهاند و از امكانات آن استفاده ميكنند متوجه نيستند كه اين حكومت را بايد براي امام زمان برنامهريزي كنند.» دكتر تلوري، مدرس دانشگاه كه در جلسه هفتگي انصار حزبالله سخن ميگفت، با اشاره به وظايف شيعيان در قابل امام عصر (عج) از اينكه كتابهاي كمي پيرامون اين موضوع تأليف شده، ابراز تأسف كرد و گفت: نويسندگان اين موضوعات يا فقط به نوشتن زندگينامه امام بسنده ميكنند و يا حداكثر يك فصل را به وظيفهي شيعه اختصاص ميدهند. وي همچنين با انتقاد از دوري برخي افراد از عقلگرايي در بحث مهدويت، گفت: عليرغم اينكه منابع فقه شيعه 4 مورد هستند اما عملا از مورد چهارم كه همان عقل است، هيچ استفادهاي نميكنيم. اين مدرس دانشگاه در ادامه با بيان اينكه وظيفهي تك تك شيعيان در قبال امام عصر(عج) يكسان نيست، گفت: يك فرد ثروتمند با يك فرد فقير در اين زمينه داراي مسووليت يكسان نيستند، ما بايد براي هر شيعه در اين زمينه برنامه داشته باشيم. وي همچنين با اظهار تاسف از تحقيقنكردن دربارهي امام زمان (عج) از كساني نيز كه بر منبرها پيرامون امام عصر سخن نميگويند، انتقاد كرد. تلوري گفت: امروز برخي از كساني حكومت اسلامي را به دست گرفتهاند و از امكانات آن استفاده ميكنند متوجه نيستند كه اين حكومت را بايد براي امام زمان برنامهريزي كنند. وي در ادامه دربارهي ضرورت تشكيل حكومت اسلامي گفت: امام خميني(ره) مرجعي بود كه بر خلاف مراجع زمان خود تشكيل حكومت اسلامي را سرلوحهي كار خود قرار داد، اما متأسفانه هنوز هم بعضي از مراجع ضرورتي براي تشكيل حكومت نميبينند. اين مدرس دانشگاه همچنين با انتقاد از وضعيت فعلي جامعه ابراز عقيده كرد: وضعيت به گونهاي است كه بساط گناه فراهم است و بسياري از جوانان ناخودآگاه به گناه آلوده ميشوند كه البته مقصر اصلي نيستند. تلوري افزود: سيستم بايد طوري طراحي شود كه زمينهي گناه وجود نداشته باشد، آن وقت اگر كسي گناه كرد او را مجازات كنيم. وي در ادامه دربارهي سازمان استعدادهاي درخشان توضيحاتي داد و گفت: متأسفانه در كشور ما جاي خاصي كه بتواند استعدادهاي افراد را از دوران خردسالي شناسايي و پرورش دهد وجود ندارد و به همين خاطر بسياري از اين استعدادها از بين ميروند. تلوري همچنين به تبيين حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) پرداخت و گفت: براي حكومت جهان بايد انديشههايمان جهاني باشد و داراي مسوولاني با صبر و حوصله باشيم، اما متأسفانه بسياري اين گونه نيستند. وي همچنين به نبود روحيهي انتقادپذيري در بسياري مسوولان اشاره كرد و گفت: وقتي نتوانيم در كشوري كه همهي مردمش شيعه هستند انتقادپذير باشيم، چگونه ميخواهيم در كنار مردم ديگر كشورها كه اديان مختلفي هم دارند، زندگي كنيم. تلوري در ادامه خطاب به مسوولان سيستم آموزشي كشور گفت: با توجه به وضع فرهنگي اجتماعي كشور من نميدانم مشاوران مدرسه، معلمان ديني و نظام آموزشي چه ميكنند؟ وي اظهار داشت: برخي از كساني كه در جنگ شركت داشتند و يا در انقلاب حاضر و حتي شكنجه هم شدند، بعد از انقلاب خود را باختند و متأسفانه راه ديگري را پيش گرفتند. اين مدس دانشگاه افزود: با وجود گذشت حدود 27 سال از انقلاب و داشتن فرصتهاي فراوان براي ساخت كشور هنوز كارهاي زيادي صورت نگرفته است و بسياري از مسوولان ما مثل شهدايمان عمل نكردند. وي همچنين با اشاره به وضعيت حوزههاي علميه گفت: خيليها در مقابل تغييراتي كه قرار بود در حوزه رخ دهد، مقاومت كردند كه البته خوشبختانه تغييراتي رخ داد، اما اين تغييرات آنقدر كندند كه ممكن است خسته شويم.
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دو روحانی ارشد از كنار هم می گذرند. همدیگر را می بینند. به قول علما، «معانقه» می كنند و احتمالا احوال اهل البیت را جویا می شوند. آن وقت دو روز بعد خبری روی یك خبرگزاری منتشر می شود و در صفحات اول روزنامه های یك جناح نقش می بندد كه «دیدار گرم و دوستانه مصباح یزدی و هاشمی رفسنجانی». قابل پیش بینی است كه چنین خبری از سوی یك یا دو سوی ماجرا تكذیب شود. اتفاقی كه دیروز هم افتاد و دفتر مصباح یزدی ماجرا را «كذب محض» خواند و سایت نزدیك به وی، اقدام «مرتضی مقتدایی» نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اعلام این خبر را «ساختن یك ملاقات از یك جواب سلام ساده» دانست. این اتفاق البته به همین سادگی هم كه نقل شد نیست و در مقام تحلیل، می توان زوایا و سطوحی را بر آن برشمرد. سطح اول ماجرا یا همان سطح تحلیل خرد، اقدامی است كه شخص نایب رئیس جامعه مدرسین با همكاری یك خبرگزاری همسو انجام داده و البته استقبال و تبلیغات روزنامه های همفكر را هم برانگیخته است. در این زاویه تحلیلی، ماجرا از بعد «رسانه ای» نگریسته می شود. اینكه چطور ماجرایی عادی كه میان هر یك از دو عضو مجلس ۸۴نفره خبرگان رهبری ممكن الوقوع است، با نگاهی متفاوت نگریسته و در نتیجه برجسته می شود. تا آنجا كه اهمیتی چون تیتر دوم چند روزنامه اصلی سیاسی كشور را پیدا می كند. ضرب المثل ساختن «كوه از كاه» در چنین مواردی مصداق دارد. گرچه، برخی از اصحاب رسانه چنین شیوه ای را روامی دارند و از آنجا كه برخلاف دیگر مطبوعات، چندان نیازی به پاسخگویی ندارند و حتی احساس مصونیت می كنند، این شكل و شیوه را از حالت استثنا به قاعده درآورده اند و هر آنچه «می پسندند»، «واقعیت می بخشند». عینیت بخشیدن به ذهنیت ها، از طریق ابزار خبری غیرپاسخگو شیوه ای است كه در سال های گذشته، كمتر روزی را می توان سراغ گرفت كه از سوی این رسانه ها علیه اصلاح طلبان، دگراندیشان و اپوزیسیون قانونی به كار گرفته نشده باشد. این رویكرد، حتی فرمولی رسانه ای هم پیدا كرده بود و می توان موارد مختلفی را برشمرد كه خبری در قالب «شنیده می شود» و «شایعه» و «منابع آگاه» می گویند، از سایتی اینترنتی به روزنامه ای درجه دوم از جریان مخالف اصلاح طلبان رفته و از آنجا در روزنامه های معتبرتر و حتی بخش های خبری صداوسیما انعكاس یافته است. حال آنكه در بسیاری موارد، روشن شده كه خبر اولیه آن سایت یا آن روزنامه كم تیراژ مبنا و مستندی واقعی نداشته و یا حتی در مواردی رسما تكذیب شده است. با این حال، امتیازات خاص و به عبارت دقیق تر، «حق ویژه» این رسانه ها در برابر جریان های منتقد، وضعیتی را به وجود آورده كه نسبت به چنین اقداماتی پاسخگو نباشند و در نتیجه، روالی شكل گرفته كه حتی احزاب، گروه ها و شخصیت هایی كه این شایعات علیه آنها منتشر می شود، دیگر چندان به آن حساسیتی نشان نمی دهند و از تكذیب و تائید و پیگیری خودداری می كنند. بااین حال، همیشه در بر روی یك پاشنه نمی چرخد و گهی زین به پشت می رود. چنین است كه وقتی همان روال جریان رسانه ای موصوف به جای اصلاح طلبان و دگراندیشان و اپوزیسیون قانونی، برای روحانیون عالی مقام به كار می رود، نه تنها از زاویه اخلاقی و حرفه ای بر آن شبهه وارد می شود كه از لحاظ سیاسی هم، آن رسانه ها را با چالش و مشكل مواجه می سازد. چرا كه این رسانه ها، تخم مرغ خود را در سبدی چیده اند كه ته ندارد. دومین سطح ماجرا، زاویه «سیاسی تشكیلاتی» ماجراست. زاویه ای كه در آن می توان دو تشكل روحانی جریان راست یعنی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز را مورد تحلیل قرار داد. تشكل هایی كه چند ماه است در دوراهی انتخاب میان «اكبر هاشمی رفسنجانی» و «محمدتقی مصباح یزدی» برای تهیه فهرست انتخابات خبرگان رهبری مانده اند. البته سخنگویان هر دو تشكل از «وحدت اصولگرایان» سخن می گویند و تاكید دارند كه هم هاشمی و هم مصباح در فهرست انتخاباتی شان قرار دارند. با این حال، اختلافات میان این دو چهره برجسته روحانی مبنایی تر از آن است كه با قرار گرفتن در فهرستی مشترك برطرف شود. دامنه این اختلافات در یك سال اخیر از سطوح فكری نظری به حوزه «سیاست عملی» تسری پیدا كرده است. انتخابات گذشته ریاست جمهوری به ویژه در دور دوم صحنه رقابت غیرمستقیم هاشمی رفسنجانی و متحدانش در روحانیت سنتی با مصباح یزدی و روحانیت جوان همسوی او بود كه به حمایت از «محمود احمدی نژاد» پرداخته بودند. نگاهی به مطالب مندرج در نشریه وابسته به موسسه تحت مدیریت مصباح یزدی در آن مقطع زمانی، به خوبی ابعاد اختلافات فكری دو جریان را هویدا می سازد. این اختلافات اما چنان گسترده است كه تنها در ایام انتخابات ظهور و بروز نمی یابد. چنانكه در ماه های اخیر، جلسه سخنرانی هاشمی رفسنجانی در قم برهم خورد و پس از آن هم، جمعی از طلاب با انتشار رنج نامه هایی خطاب به هاشمی رفسنجانی نقدهایی بر دیدگاه های وی در حوزه های مشروعیت حكومت، تركیب مجلس خبرگان، مسئله ولایت فقیه و اظهارات وی درباره شورای رهبری وارد ساختند كه یك بار هم از سوی هاشمی پاسخ گفته شد. از آن سو، هاشمی رفسنجانی و جریانات روحانی همسو با وی، هم صدا با روحانیون اصلاح طلب در ماه های اخیر فراوان به انتقاد از اظهارات و تئوری پردازی های مصباح یزدی و برخی شاگردان شاخص وی چون «محسن غرویان» پرداخته اند. این اختلافات فكری سیاسی، هرچند با توصیه ها و نصیحت هایی در سطوح عالی روحانیت همراه شده و ضرورت وحدت میان دو طیف سنتی و رادیكال روحانیت حاضر در ساختار سیاسی بارها محل اشاره بوده، اما در عمل نتیجه ای حاصل نشده است. گویی این توصیه ها در حكم خشت زدن بر آب بوده است. با این حال، آنچه از گفت وگوهای پیاپی اعضای جامعه روحانیت و جامعه مدرسین با رسانه ها برمی آید، آن است كه «نمایش وحدت اصولگرایان» به هر شكلی كه هست، باید در انتخابات آتی خبرگان اكران عمومی شود. اما به نظر می رسد تدارك این نمایش دشوارتر از آن است كه در بدو امر به ذهن سناریونویسانش می آید چنان كه در همان ابتدا، دست كم یكی از دو سوی ماجرا، حتی حاضر نیست خبر ملاقاتی ساده با طرف مقابل را تایید كند و یا لااقل از كنارش با سكوت بگذرد. این وضعیت، نشانی از آن است كه شكاف میان آنچه «روحانیت اصول گرا» نامیده می شود، گسترده تر از آن است كه پنداشته می شود. در واقع، اكنون نشانه ها حكایت از آن دارد كه هاشمی رفسنجانی اگر قرار باشد برای انتخابات خبرگان نامزد شود، با فهرست اصلاح طلبان قرابتی بسیار بیشتر دارد. از این رو، شاید بهتر آن باشد كه تهیه كنندگان فهرست جامعتین، به جای امید بستن به تهیه فهرستی با نام های مشترك هاشمی و مصباح، با نظر اعلام شده از سوی هاشمی، مبنی بر احتمال نامزد نشدن در انتخابات خبرگان همراه شوند تا دست كم در غیاب او، دو دستگی شان در عرصه انتخابات هویدا نشود. كاری كه به نظر می رسد از بزرگنمایی جز یك معانقه و احوالپرسی عادی و پررنگ كردن آن در سطح یك ملاقات عالی سیاسی، منطقی تر باشد. شرق
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
به دنبال به کار افتادن وب لاگ محمود احمدی نژاد چهره تازه ای روی صحنه خبری ظاهر شد به عنوان مشاور رسانه ای رييس جمهور، و خبری مخابره شد به اين مضمون"ما معتقدیم كه راه اندازی این وبلاگ می تواند نقش مؤثری در آشنایی جوانان با این اندیشه ها داشته باشد" تا اين جا تبليغ و تملقی است که در سال گذشته فراوان خوانده و شنيده شده و جای اشکال ندارد و اگر هم داشته باشد موضوع مهمی نيست. اما مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور در ادامه اين خبر "با بیان اینكه رئیس جمهور وبلاگ نویس نشده است، گفت: وقتی این وبلاگ ایجاد شد، عده ای مطرح كردند كه رئیس جمهور وبلاگ نویس شده است كه برخورد خوبی نبود. رئیس جمهور این فرصت را ندارد كه وبلاگی داشته باشد و آن را اداره كند، بلكه این وبلاگ ایجاد شده تا علاقه مندان با دیدگاه های ایشان در عرصه های مختلف آشنا شوند و به نحوی به نیاز اطلاعاتی موجود در این زمینه پاسخ داده شود" به اين ترتيب سئوال ها پيش آمد چه رسد که خبر حاکی بود "آقای جوانفكر ادامه داد: مطالب این وبلاگ مانند هر سایت اطلاع رسانی هرچند روز یك بار به طور طبیعی، نو و به روز می شود..." هر کس با دنیای مجازی اينترنت سروکاری دارد از همین سطور در می یاید که آقای جوانفکر هيچ آشنائی با اينترنت ندارد. تفاوت وب لاگ و سايت را نمی داند و در ضمن تعریف سايت اطلاع رسانی را نمی شناسد. می گوید وب لاگ رييس جمهور برای ارتباط است اما آقای رييس جمهور وب لاگ نویس نشده و آن ها که اين را گفته اند برخورد خوبی نکرده اند – خب چرا- نوضيج داده که رييس جمهور فرصت ندارد که وب لاگی داشته باشد – سئوال پس چرا درست کرده است – می گويد وب لاگ درست شده تا به نياز اطلاعاتی موجود در اين زمينه پاسخ داده شود – سئوال: کدام زمينه. مگر در اين وب لاگ چه نوشته شده که نياز موجود برطرف کند. و بعد افزوده که این وب لاگ مانند هر سایت اطلاع رسانی هر چند روز یک بار به طور طبیعی نو و به روز می شود – صد سئوال: چرا وب لاگ همان سایت اطلاع رسانی است. سئوال ديگر مگر همه سایت ها به فرض آن که وب لاگ باشند هر چند روز یک بار نو می شوند. سئوال ديگر: به طور طبیعی یعنی چی. یعنی دستور صادر می شود که وب لاگ ها سایت باشند و هر چند روز یک بار پست شوند، نه کمتر و نه بیشتر. نتيجه نهائی اين که مشاور مطبوعاتی رييس جمهور هيچ از اين دنیا نمی شناسد. حالا سئوال ديگر: اگر مشاوران اقتصادی هم از اقتصاد همين قدر بدانند، مشاوران ديپلوماسی هم همين اندازه بدانند، در عين حال هم دستگاه آن قدر خودمحور باشد که هيچ نقدی را نپذيرد و هر نقادی را به اتهام های تند سرکوب کند، چنان که در مورد اظهار نظرهای تند و جنجالی رييس جمهور در ماه های اول رياست درباره مسائل بين المللی اتفاق افتاد، چنان که در مورد کاهش نرخ بهره ، ساعت رسمی کشور، افزايش حقوق کارگران، دستور فروش هواپيمای تشريفاتی رخ داد و در بعض موارد کشور دارد زيانش را می دهد، آيا تصمیم گیری با مشاورانی این چنین نتیجه ای بهتر از این می دهد که رخ داده است. آن وقت رييس دفتر نامه ای به دادستان می نویسد که متنش طلبکارانه است وحقوقی نيست و قبل از ارسال نامه از خود سئوال نمی کند که اگر افترا جرم است نوشته دو هفته پيش همسرم در سایت مربوطه چیست. تازه همسر ايشان همچنان به کار خود ادامه می دهد و تازه از جنجال آفرينی خوشش آمده و ضمن توهين به مجلس که عملا می نويسد محلی از اعراب ندارد، پیشنهاد خلع لباس کسی را صادر می کند که هم دیروز ده هزار نفر از مسلمانان و مخالفان سیاست های جنگ طلبانه بوش در آمریکا پای سخن وی حاضر بودند . از متن چان بر می آید که ایشان به مثل پارسی سايه ديوار را با دم خود اشتباه می گيرد و به روحانيون و مراجع و حوزه های علميه هم فرمان می دهد و حکم صادر می کند. جالب این است که در خبرها آمده که مشاوران جوان رييس جمهورآهسته آهسته رانده شده اند، همان ها که اول کار احمدی نژاد دستور به جلب و جذب آنان داد و از وزيران هم خواست چنین مشاورانی داشته باشند. مشاوران جوان تنها کسانی بودند و هستند که نمی توانند تقلبی باشند، به هر حال جوانند و از احوال جوانان با خبر، اما به آرامی پرونده جوانان را گذاشته اند زير بغلشان و تنها مشاوران طبیعی هم مرخص شده اند. اگر بقیه مشاوران هم به صدا در آیند و سخن بگویند – کاری که آقای جهانفکر کرد – به نظرم فاش خواهد شد يکی از علل آن اتفاقی که افتاده است، چيست. منبع: روز
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
عالیجناب کوفی عنان دبیر کل محترم سازمان ملل متحد سفر شما به ایران موجب شد تا نامه ای برای شما بنویسم و شرایط وخیم و نامعلوم همسر خود، احمد باطبی را که در بازداشت به سر می برد، به اطلاع شما برسانم و از آن مقام محترم خواستار رسیدگی به وضعیت وی شوم. احمد باطبی در ژولای 1999 (18 تیرماه 78) در ماجرای حمله پلیس به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران بازداشت شد. علت بازداشت شرکت او در تظاهرات اعتراضی دانشجویان بود. ابتدا در یک دادگاه غیر علنی حکم اعدام برای او صادر شد و سپس در دادگاه تجدید نظر به 15 سال حبس محکوم شد. احمد 6 سال از بهترین دوران جوانی اش را در زندان به سر برد و شدت فشارها و شکنجه های روحی و جسمی در زندان به حدی بود که وضعیت جسمانی وخیمی پیدا کرد و پس از تحمل 6 سال حبس، سال گذشته به مرخصی استعلاجی فرستاده شد و از آن زمان تا یکماه پیش مشغول مداوای خود بود تا اینکه در 7 مرداد 1385 ماموران مسلح پس از بازرسی کامل منزلمان، همسرم را بازداشت و بسیاری از وسایل شخصیمان را توقیف کردند. احمد باطبی در اعتراض به بازداشت مجدد و بدون دلیلش دست به اعتصاب غذا زد به گونه ای که جانش در معرض تهدید قرار گرفت و دکتر حسام فیروزی پزشک معالج وی گزارشی از وضعیت جسمانی همسرم ارایه داد و هشدار داد در صورتي كه اعتصاب غذای ايشان پايان نپذيرد و جهت ادامه درمان به خارج از زندان منتقل نشود، خطر مرگ وی را تهدید می کند. متاسفانه از زمان بازداشت مجدد همسرم بیش از یک ماه می گذرد و مراجعات مکررم به زندان و نامه نگاری هایم به مسولان قضایی ایران پاسخی در بر نداشته است و احمد باطبی همچنان در وضعیت نامعلومی در سلول انفرادی به سر می برد. تاکنون تنها توانسته ام او را دوبار در حضور ماموران زندان ملاقات کنم و به دلیل قطع درمان و فشارهای وارده در سلول انفرادی از شرایط مناسب جسمی و روحی برخوردار نبود، توان او تحلیل رفته بود، وزنش به شدت کاهش پیدا کرده و بسیار رنجور و رنگ پریده شده بود. احمد باطبی از ابتدایی ترین حقوق شهروندی برخوردار نبوده، حق ملاقات و یا تماس تلفنی با وکیل خود نداشته و تا کنون دستگاه قضایی ادله بازداشت او را اعلام نکرده است. همچنین امکان دسترسی به پزشکان متخصص معالج ندارد. عالیجناب کوفی عنان همانگونه که می دانید اکبر محمدی دانشجوی زندانی سیاسی که وضعیت مشابه همسرم را داشت در اعتراض به بازداشت مجددش دست به اعتصاب غذا زد و سرانجام پس از 9 روز اعتصاب، در زندان اوین درگذشت. بیم آن دارم که فشارهای وارده بر احمد و وضعیت نامعلوم وی، سرنوشت ناگواری را برای وی رقم زند. از آن مقام محترم می خواهم در طی سفر خود به ایران کمیته حقوقی برای رسیدگی و پیگیری وضعیت نامناسب احمد باطبی و دیگر زندانیان سیاسی تشکیل دهد تا ایشان از حقوق اولیه انسانی خود برخوردار شوند و آزادانه به زندگی خود ادامه دهند. با احترام فراوان سمیه بینات، همسراحمد باطبی دانشجوی زندانی سیاسی 10/6/1385 ( 2006-09-01 )
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
گذشت بيش از ده سال از ورود دختر رئيسجمهور اسبق ايران به عرصه سياسي، كه موجب وارد آمدن هزينههايي به هاشمي رفسنجاني شد، فعاليتهاي سياسي همسر رئيس دفتر رئيسجمهور، دكتر احمدينژاد را با موجي از انتقادات روبهرو كرده استعملكرد فائزه هاشمي و فاطمه رجبي در دفاع افراطي از رؤساي جمهور وقت، موجب شده است تا با توجه به احساساتي بودن مواضع سياسي آنان و روابط خانوادگي اين دو زن، عملكرد آنان، اثر منفي بر جايگاه رئيسجمهور وقت بگذارد.اين كارشناس افزود: اين در شرايطي است كه هم آقاي هاشمي رفسنجاني و هم آقاي احمدينژاد، عملكرد اين دو زن را مستقل از خود ارزيابي كرده و ميكنند، اما تجربه قضاوت افكار عمومي نشان ميدهد كه در پايان عملكرد اين افراد به حساب رؤساي جمهور گذاشته خواهد شد و مردم، استفاده از مواضع افراطي زنان را تفكيكي براي كاهش هزينه حمله به منتقدان ميدانند.وي در پايان گفت: به هر اندازهاي ورود فائزه هاشمي به مجلس پنجم و فعاليت سياسي در درازمدت در جهت منافع و مصالح آقاي هاشمي رفسنجاني تمام شد فعاليت سياسي فاطمه رجبي و حضور وي در جريانات سياسي به نفع دكتر احمدينژاد تمام ميشود.
+ نوشته شده در سه شنبه 14 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
گفتههای عالیترین مقام سیاسی و مذهبی کشور در دیدار هفته گذشته اعضای مجلس خبرگان بار دیگر نگاههای ناظران را به سمت و سوی روندی جلب کرد که مدتهاست «جریان سازمان یافته تخریب» نامیده میشود. ابراز «تاسف شدید» مقام نخست جمهوری اسلامی از «برخوردهاي تخريبي با هر انگيزه و علتي» كه باشد و اطلاق واژه «جمع كوچك» به حامیان پروپاگاندای بلشویکی بار دیگر نشان داد که بر خلاف فضاسازی همان جمع کوچک، نظام شدیداً و با حساسیت مخالف هرگونه تخریب سازمان یافته است. انتقاد رهبری نظام از «برخوردهای تخریبی» تکرار دوباره انتقادات پیشین و تاکید مجدد بر همان مواضع گذشته است. با این حال، نزدیکی به دو انتخابات مهم و بحران هستهای ایران باعث میشود که این آفت از دیدگاهی دیگر مجدداً مورد بازخوانی قرار گیرد. اوّل ـ در میان «چهرههای سياسی، ديني و انقلابي» مشخصاً سه چهره سرشناس وجود دارند که در چند سال اخیر به صورت متمرکز توسط جریانهای تخریبی تعقیب شده و با شدیدترین اتهامات و دشنامها روبرو بودهاند: اکبر هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی و نهایتاً سید محمد خاتمی. سه ضلع این مثلث به رغم تمام تفاوتهایی که دارند، از شباهتهایی غیر قابل انکار نیز برخوردارند. هر سه آنها به عنوان چهرههایی میانهرو و طرفدار توسعه همه جانبه کشور شناخته میشوند. هر سه بر ضرورت گذار از «انقلاب اسلامی» به «جمهوری اسلامی» تاکید میکنند. و هر سه طرفدار گفتمانی هستند که در عین پایبندی به اصول بنیادین انقلاب اسلامی، روابط ایران با جامعه جهانی را بهبود بخشیده و چهرهای قدرتمند و صلحطلب از حاکمیت ایران ارایه کند. این سه تن ویژگی مشترک دیگری هم دارند: سوابق گذشته تمام آنها و نوع حضورشان در کاست قدرت نشان میدهد که در هر شرایطی، وفاداری خود به انقلابی که از دست اندرکارانش بودهاند را حفظ خواهند کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
لطف الله فروزنده» قائم مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در پاسخ به سؤالي درباره اظهارات اخير «فاطمه رجبي»درباره سفر خاتمی به آمريكا گفت: «يك اصولگرای واقعي، همواره متين، مؤدب و منطقي است و خيلي بعيد به نظر ميرسد خبر منسوب به همسر سخنگوي محترم دولت صحت داشته باشد». وي در گفت و گو با سايت رسمي اين جمعيت تأكيد كرد: حفظ حرمت شخصيتهای نظام به ويژه در اين مقطع تاريخی بر همه لازم است و همه مدعيان اصولگرايي بهتر است دستور اكيد رهبر معظم انقلاب اسلامي را در اين باره مرور كنند.فروزنده همچنين از رسانهها خواست از انتشار چنين اخبار تفرقه برانگيزي كه احتمال اشتباه و يا غلو آن زياد است، بپرهيزند تا فضاي سياسي جامعه از غوغا و جنجالهاي بیحاصل دور بماند. وي در پايان اضافه كرد: طبيعي است هركس چنين موضعي اتخاذ كرده باشد از نظر ما محكوم است.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مرتضی تمدن در خصوص اظهارات اخیر همسر سخنگوی دولت درباره نحوه تعامل قوای مقننه و مجریه گفت: احتمالا خانم فاطمه رجبی از مباحث درون مجلس و تعامل این نهاد با دولت اطلاع ندارد که چنین اظهارنظری کرده است. به گزارش مهر، مرتضی تمدن نماینده شهرکرد در مجلس شورای اسلامی که در پایان جلسه علنی امروز با خبرنگاران گفتگو می کرد، اظهار داشت: رابطه دولت و مجلس سالم وسازنده است و رئیس جمهور و سخنگوی دولت از این مسائل رضایت دارند. وی تاکید کرد: مجلس هرگز در مقام تضعیف دولت بر نیامده وهیچ کس نمی تواند حق انتقاد را از نمایندگان ملت سلب کند.این عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم متذکر شد: آقای احمدی نژاد در جلسات مختلف به صورت مکرر انتقاد نمایندگان در برخی زمینه ها را مفید و سازنده تلقی کرد و آن را از حقوق نمایندگان دانست.تمدن در خاتمه با بیان اینکه برای اظهارنظر درباره قوا باید از اطلاعات جامع برخوردار بود، اظهار داشت: زیبنده نیست کسی از طرف رئیس جمهور بخواهد قوا را زیر سئوال برده و محکوم نماید.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلسهفتم در واكنش شديدالحني به اظهارات فاطمه رجبي، همسر سخنگوي دولت گفت: اگر بعضي از دولتمردان خودشان اين جسارت و شهامت را ندارند كه مجلس را نقد كنند، اين كار صحيحي نيست كه به طور غير مستقيم اين كار را انجام دهند. به گزارش ايلنا، عشرت شايق در جمع خبرنگاران پارلماني در خصوص اظهارات همسر غلامحسين الهام در انتقاد از عدم تعامل مجلس با دولت احمدينژاد در برخورد دوگانه مجلس هفتم با دولت احمدينژاد و خاتمي تصريح كرد: تفكر خانم رجبي، تفكر خاص خودش است و ما نقد مجلس را از طرف ايشان كارشناسي نميدانيم.وي ادامه داد: شعار دولت عملي نميشود، آن وقت احساس ميكنند مجلس چوب لاي چرخ دولت ميگذارد، در حالي كه برخي از دولتمردان لاي چرخ دولت فولاد گذاشته اند.نماينده تبريز با اشاره به اين كه هرچند الهام عنوان كرده است كه خانم رجبي نظرات و ديدگاههاي خود را دارد، گفت: اينقدر اظهار نظر خانم رجبي سبك و سطح پايين است كه نيازي نميبينم با ايشان در اين مورد هم صحبت شوم يا مناظره داشته باشم.شايق تاكيد كرد: هيچ كس نبايد به خود اجازه دهد به ستونهاي انقلاب اهانت كند. درست نيست هر كس نظرات و ديدگاههاي شخصياش را به عنوان نظر سياسي تحويل مردم دهد.خبرنگاري از شايق پرسيد، با توجه به اين كه فاطمه رجبي در اظهاراتش مطالبي را در خصوص خاتمي بيان كرده است، آيا خاتمي را به عنوان ستون انقلاب ميشناسيد، گفت: بله چرا نبايد ستون انقلاب باشد، مگر مبارزاتش كم بوده است.وي ادامه داد: ما در زمان خاتمي به دولت انتقاد داشتيم، امروز هم انتقاد داريم براي پيشبرد اهداف نظام و رشد و تعالي و عمل به قانون اساسي در عين حالي كه كارهاي مهم دولت را مورد تشويق قرار ميدهيم، با منطق و قدرت كارشناسي بدون عقده گشايي و سازنده انتقاد ميكنيم.شايق خاطرنشان كرد: من منتقد دولت خاتمي هم بودم اما اين دليل نميشود كه صددرصد يك طرف را به دليل انتقادها رد كنيم.عضو فراكسيون اصولگرايان مجلسهفتم گفت: اين يك اشتباه بزرگ است كه يك نفر را مثل بت بپرستيم و طرف ديگر را كاملا طرد كنيم.عضو هيات رئيسه كميسيون اصل نود ادامه داد: حق نداريم براي اثبات خود ديگران را تخريب كنيم. هنر مديريت اين است كه خود را به اثبات برسانند نه اين كه ديگران را تخريب كند.وي با بيان اين كه حق انتقاد سازنده را از كسي نميتوان گرفت، گفت: پيش از اين كتابهاي خانم رجبي را خواندهام. آن موقع واقعنگرتر بودند. به اين شكل حملهكردن كار يك تحليلگر نيست.شايق در خصوص تعامل فعلي مجلس و دولت خاطرنشان كرد: بين مجلس و دولت جنگي نميبينم. اگر قرار باشد حرف من نماينده به مشابه مبارزه باشد، اين خوب نيست. در دولت قبلي هم يك سري از لوايح و طرحها رد ميشد اما در دولت فعلي شايد يك تفاوتي وجود داشته باشد و آن اين كه در بدنه دولت ضعفهايي وجود دارد.نماينده تبريز با بيان اين كه راي موافق يا مخالف مجلس دليل بر رد يا حمايت مطلق از دولت نيست، در خصوص حضورش در جلسه دولت و مجلس گفت: در اين جلسه شركت نكردم، چون نوع دعوت و برنامه به گونهاي بود كه ما در سردرگمي بوديم كه آيا نشست در مجلس برگزار ميشود يا در دولت.شايق گفت: دعوت نمايندگان مجلس براي جلسه مشترك با دولت به مناسبت هفته دولت با بيتدبيري و به صورت ديمي انجام گرفت.در ادامه شايق با اشاره به اظهارات غلامعلي حدادعادل، رييس مجلسهفتم مبني بر اين كه دادن نامههاي مردم به مسوولان سنت غلطي است، گفت: يكي از مشكلات نمايندگان پاسخ به نامههاست كه به دستگاههاي اجرايي ميرود. وقتي معاونين پارلماني دولت در مجلس حضور ندارند چگونه ميتوانيم مشكلات مردم را به گوش دولت برسانيم.شايق تاكيد كرد: با رصدكردن جايگاه معاونين پارلماني كه بخش عمدهاي از بودجه دولت را به خود اختصاص ميدهند، متوجه ميشويم كه به غير از چند معاون پارلماني وزرا كه غالبا وزراي وزارتخانههاي آنها نسبت به بقيه فعالتر هستند، در مجلس حضور دارند اما بقيه غايب هستند.عضو فراكسيون اصولگرايان مجلسهفتم تصريح كرد: اگر در حال حاضر معاون پارلماني دولت وسع و ظرفيت وجودياش نميرسد كه هفته اي سه روز در مجلس حضور يابد، اين مشكل اوست، مشكل مجلس نيست.نماينده تبريز خاطرنشان كرد: يكي از دلايل فاصله بين مجلس و دولت جريان عدم حضور فعال تعداد كثيري از معاونين و مديران كل مجلس است، اگر قرار باشد پاسخ نامههاي نمايندگان در سيكل اداري داده شود، پس معاون پارلماني به چه دردي ميخورد؟!وي با اظهار تعجب از پاسخ دولت در مورد عدم حضور معاون حقوقي و پارلماني رياستجمهوري در مجلس گفت: ايشان در 58 جلسه علني مجلس حضور نداشته است، اين موضوع مفهومش چيست؟شايق در پاسخ به خبرنگاري كه گفت عنوان ميشود آقاي موسوي كسالت دارد، تصريح كرد: من هم همان بيماري ايشان را دارم، اين مشكل مجلس نيست، يك مشكل شخصي است. اگر ايشان نميتواند در مجلس حضور يابد و بخواهيم شعار خدمت به مردم بدهيم، نميتوانيم توجيهات شخصي داشته باشيم و بايد جايگزين تعيين شود.وي ادامه داد: چگونه است اين مشكل جسماني در سفرهاي استاني و... خود را نشان نميدهد اما براي مجلس وجود دارد.نماينده تبريز تصريح كرد: ما حرفمان را ميزنيم. اگر نزنيم مردم ما را به سازش متهم ميكنند. مردم به خاطر عدالت دور دولت جمع شدند اما اكنون هم سرمايهگذاران فلج شدهاند هم مردم عادي.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
نوشته اخیر «فاطمه رجبی» همسر «غلامحسین الهام» سخنگوی دولت نهم در انتقاد شدید از سفر«سید محمد خاتمی» رئیس جمهور پیشین به آمریکا و ذکر این جمله که «خاتمی به عنوان مجری اصلی اصلاح طلبی با سفر به آمریکا دستمزد 8 سال تلاش خود را از آمریکاییها و به ویژه کاخ سفید می گیرد» با انتقاد شدید «سید رضا اکرمی» عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز تهران مواجه شد.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رییس دفتر «محمد تقی مصباح یزدی» خبر ملاقات مصباح يزدی و هاشمی رفسنجانی در حاشيه اجلاس خبرگان را تكذيب کرد. سایت «رجا نیوز» که به عنوان ارگان اینترنتی مصباح فعالیت می کند، به نقل از جلالي زاده مسئول دفتر مصباح يزدي نوشت: «آيتالله مصباح فرمودند اين خبر كذب محض است». گفتنی است خبر دیدار مذکور را آقای مقتدایی نایب رییس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم (که مصباح یزدی از اعضای آن است) در گفت و گو با خبرگزاری فارس منتشر کرده بود و آن را «دیداری خيلي دوستانه» خوانده بود.خبر، روز یکشنبه به شکل پررنگی در رسانه های جناح راست منتشر شد. بطوریکه روزنامه های «رسالت»،«کیهان»و«جام جم» آن را با عکس های خندان هاشمی و مصباح منعکس کرده بودند. این درحالی است که سایت منتسب به مصباح در خبر خود از مقتدایی انتقاد کرده و نوشته: «وي سعي داشت از رد و بدل شدن يك جواب سلام ساده در راهروي مجلس يك ملاقات بسازد». «رجا نیوز» در این مورد گزارش داده است: «هر چند پيش از اين برخی اخبار از اختلاف در جامعه مدرسين حوزه علميه قم در خصوص قرار گرفتن نام رئيس مجمع تشخيص مصلحت و برخي ديگر افراد در ليست انتخاباتي خبرگان منتشر شده بود اما مقتدايي به عنوان يكي از نيروهاي نزديك به هاشمي رفسنجاني در جامعه مدرسين، حداكثر تلاش خود را براي وارد نمودن اين اسامی به ليست بكار بسته است».
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
براساس نظرسنجي سايت خبري-تحليلي "نوانديش" ، 90% از كاربران اينترنتي شركت كننده در اين نظرسنجي معتقدند "وضعيت اقتصادي بدتر شده است" . به گزارش "نوانديش" در اين نظرسنجي كه به مدت 15 روز در جريان بوده است از كاربران اينترنتي سئوال شده بود "ارزيابي شما از عملكرد اقتصادي يكساله دولت چيست؟"پاسخ هاي بالغ بر 3500 شركت كننده در اين نظرسنجي بدين شرح مي باشد: وعده هاي دولت تحقق يافته است : 3 % گفتني است اين نظرسنجي تا يك هفته ديگر در صفحه اول سايت "نوانديش" ادامه خواهد داشت
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در پي نامه سخنگوي دولت نهم به دادستان تهران، سعيد مرتضوي دستور رسيدگي به پرونده روزنامه مردمسالاري و سايت اينترنتي بازتاب را در شعبه دوم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت صادر كرد. نامه سخنگوی دولت با دستور دادستان تهران به شعبه دوم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت ارجاع شد كه بر اين اساس، هماكنون رسیدگی به پرونده روزنامه مردمسالاري و سايت اينترنتي بازتاب در اين شعبه آغاز شده است.غلامحسين الهام چندي پيش در نامهاي خطاب به سعيد مرتضوي با اشاره به عدم پيگيري قانوني «اكاذيب منتشره عليه دولت از سوي مدعيالعموم»، خواستار «پيگيري قانوني انبوه خبرهاي دروغين منتشره عليه دولت» از سوي مراجع مسوول شد و علیه این دو رسانه اعلام جرم کرد
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دبير كل سازمان ملل ابراز نگراني خود را از برپايي نمايشگاه كاريكاتور هولوكاست در ايران به اطلاع مقامات اين كشور رساند. به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري «آسوشيتدپرس»، «احمد فوزي»، سخنگوي كوفي عنان گفت: وي اين مسئله را در گفتوگو با منوچهر متكي، وزير امور خارجه ايران مطرح كرده است. عنان گفت: «ما بايد از هر اقدامي كه منجر به نفرت ميشود، خودداري كنيم.»فوزي تاكيد كرد: عنان كاريكاتورهاي هولوكاست را نديده است اما «از آنچه كه شنيده آن را بسيار ناخوشايند يافته همانطور كه كاريكاتورهاي دانماركي از پيامبر محمد را كه در آن زمان قويا محكوم كرد، وي را ناراحت كرد.» وي بدون اشاره به پاسخ متكي گفت: «در حالي كه عنان به حق آزادي بيان احترام ميگذارد اما معتقد است اين مسئله بايد با احترام به احساسات مردم مسئولانه استفاده شود.»
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در روزهاي گذشته بسياري از روزنامه ها به نقل از وزير محترم بازرگاني اعلام كردند كه كالاهاي مورد نياز مردم در ماه مبارك رمضان گران نخواهد شد اين سخن دروغي نيست و يقينا مايحتاج عمومي مردم در ماه رمضان گران نمي شود ولي درد اين است كه مردم تا رسيدن ماه رمضان چه كنند كه هر روز بايد شاهد افزايش قيمت ها خصوصا در بخش مواد پروتئيني باشند آيا درست است سخن وزير محترم بازرگاني را اينگونه تعبير كنيم كه قيمت ها در يك ماهه مانده به ماه رمضان به حال خود رهاست و حتي اگر هر كيلو گوشت مرغ به 20000 ريال هم رسيد باكي نيست ولي در ماه رمضان از اين رقم بيشتر نخواهد شد ! يا اينكه وزير محترم مسكن و شهرسازي هم در گفتگو با خبرنگاران از آنهايي كه از عدم موفقيت وزارتخانه براي تثبيت و كنترل قيمت مسكن و اجاره بها در سال جاري سخن به ميان آوردند انتقاد كردند و حتي از تلنگر ويرانگر و پس از آن از تبليغات اعطاي وامهاي 30 ميليون ريالي و 120 ميليون ريالي وزارت مسكن هم دفاع كردند. با اين وضع ديگر چگونه مي توان گوش شنوايي يافت و مردم هم چاره اي ندارند كه قبول كنند همانگونه كه تصميم اول و آخر را در بسياري موارد دولت مي گيرد اگر اشكالي در روند كنترل قيمت ها هم پيش آيد همه مقصر هستند جز وزارتخانه هاي مقتدر دولت ! نمونه هاي فوق را اگر در كنار انبوهي از ديگر موارد گراني كالا و خدمات حداقل در هشت ماهه اخير بگذاريم در خواهيم يافت كه نظام حساب شده و اقتصادي كنترل قيمت ها از مسير عادي خود خارج شده و مويد اين مساله هم اعلام رسمي بانك مركزي مبني بر رشد 8 درصدي نقدينگي تنها در 4 ماهه گذشته است در حاليكه هدف برنامه چهارم در مجموع سال اول رشد 22 درصدي نقدينگي بوده كه اين رقم آن هم براساس مستندات بانك مركزي 36 3 درصد رشد داشته است . يقينا عدم پذيرش واقعيت تورم يكي از بدترين نوع مديريت است كه نظر مردم را نسبت به مديران جامعه برمي گرداند و ديگر سخنان آنها را هم باور نخواهند كرد زيرا مردم اصل گراني را با گوشت و پوست و استخوان خود حس مي كنند و نيازي به تبليغ بودن يا نبودن آن ندارند و در مقابل انتظار معجزه را هم از سوي مسئولان ندارند. پس در اين مسير بيان صادقانه مشكلات و از طرف مقابل پذيرش صادقانه وجود گراني همزمان با تلاش براي حل آن بهترين راه ممكن براي همراهي و همگامي دولت و مردم است تا هريك با پذيرش بار مسئوليت خود مرحله گذار موردنظر دولت را بدون عدم اعتماد به همديگر طي نمايند. قول كاهش تورم يكي از تعهدات ريشه اي و تبليغاتي دولت بوده است كه همزمان با شعار ايجاد عدالت اجتماعي و تامين معيشت مردم و اشتغال در هر لحظه بيان مي شد كه البته در اين راه تلاش هاي چشمگيري هم انجام شده كه جاي تقدير است اما آنچه بيش از همه ما به نگراني است اين است كه برخي از دولتمردان مايل به پذيرش واقعيت ها نيستند و تورم را توهم ساخته رسانه ها فرض مي كنند و يكبار ديگر با بيان اين سخنان از مردم فاصله مي گيرند. در اين ميان وقتي پاي درد دل مردم مي نشينيم آنها در آستانه فصل مدارس و ماه مبارك رمضان بيشتر از وجود گراني گله مي كنند و خواستار توجه بيشتر مسئولان به شعارهاي خود خصوصا درباره مهارگراني مي شوند.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
صادق زيبا کلام چند روزي پيشتر با نگارش مقاله "قهرمان سازي کاذب" بر آن شد تا شيوه در پيش گرفته شده توسط نظام جمهوري اسلامي در مقابل مخالفين سياسي را به نقد بنشيند، نقدي که البته در نهايت صورت تخريب به خود گرفت؛ چه آنکه در مقاله "قهرمان سازي کاذب" صادق زيبا کلام نه نشاني از "صداقت بيان "بود و نه ردپايي از "زيبايي کلام " در آن ديده مي شد. زيباکلام اما عمده مقاله خود را بر نقد اکبر گنجي استوار ساخته و البته در اين نقد آنچه در زمينه ذهن خويش داشته را نيز در قامت واژه هايي مکتوب به خوانندگان عرضه کرده و از اين زاويه است که او حتي براي نوشتن درباره گنجي همچون پاره اي از منتقدان کنوني ابتدا سابقه گنجي در تسخير سفارت و مبارزه با آمريکا را به ياد آورده است. به اين ترتيب است که مي توان پاسخ زيباکلام به انتقاد از عملکرد گنجي را نيز به شيوه نوشتار او آغاز کرد و به ياد آورد روزهايي که "گنجي و همفکرانش سفارت آمريکا را اشغال کرده بودند" و در خياباني آنسوتر زيباکلام و ديگر همکاران همفکرش پرونده هاي جمع زيادي از اساتيد دانشگاه و دانشجويان را از پنجره به بيرون مي ريختند تا گام هاي انقلاب فرهنگي بدون نقص برداشته شود.از يادآوري اين واقعيت که بگذريم صادق زيباکلام به نقد رفتار کنوني گنجي نشسته است. نقدي که البته حق طبيعي او و هر منتقد ديگري است اما بازهم در اين نقد فرضياتي نادرست اسباب نتيجه گيري زيباکلام را فراهم ساخته است. زيباکلام "راه حل آقاي گنجي" براي مقابله و حتي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي "را "تدوين يک استراتژي زير چتر سه زنداني سياسي يعني اصانلو، جهانبگلو و موسوي خوئيني " معرفي مي کند. اما با نگاهي گذرا به اقدامات گنجي در سفر اخير به اروپا و آمريکا نه تنها چنين رويکردي را نمي توان يافت که البته آزادي اصانلو و جهانبگلواز زندان را نيز مي توان دليل ذهني بودن فرضيه اين استاد دانشگاه به حساب آورد. جالب اما اين جاست که صادق زيباکلام پس از تدوين استراتژي فوق براي اکبرگنجي خود براين نکته تاکيد مي کند که :« حتي يک محصل سال اول دبستان هم در ايران نمي تواند استراتژي بر مبناي اصانلو و موسوي خوئيني و جهانبگلو را جدي بگيرد.» و اکنون تعجب اين جاست که چگونه اين استراتژي همچون يک سناريو در ذهن استاد دانشگاه شکل گرفته و بيان مي شود؟ از گنجي که بگذريم زيباکلام اما از رامين جهانبگلو به عنوان " جديدترين چهره اي که ايران اسلامي از آن يک شخصيت جهاني ساخته" نام برده و اين پرسش را مطرح کرده که بر مبناي کدام تاليفات و سخنان جهانبگلو را مي توان انديشمندي جهاني دانست؟ يافتن پاسخ براي اين پرسش را مي توان به عهده شخص دکتر زيباکلام گذاشت تا حداقل با نگاهي گذرا به کتابخانه دانشکده محل تدريس خود تاليفات و کتب جهانبگلو را رويت کند و با جستجويي کوتاه در اينترنت متن سخنان او را در سمينارها و مجامع بين المللي بخواند و فهرست چهره هايي جهاني را که جهانبگلو با آنان قبل از به زندان افتادن ديدار و دوستي داشته است را تکميل کند. به اين ترتيب حق اين بود که صادق زيباکلام در مقام يک استاد دانشگاه در مقابل زنداني شدن استاد دانشگاهي ديگر از موضعي آکادميک نسبت به برخورد با چهره هاي علمي و فرهنگي اعتراض مي کرد و حداقل خواستار اعطاي آزادي هاي آکادميک به قشر فرهيخته و دانشگاهي کشور مي شد و در کاربرد اين جملات کمي احتياط به خرج مي داد:« جهانبگلو به سرعت پس از دستگيري بدل شد به يک انديشمند و روشنفکر که آرا و انديشه هايش پايه هاي نظام را لرزه درآورده است...» که به واقع دکتر صادق زيباکلام خود نيز به درستي اين جملات معترف نمي تواند باشد. اين چنين است که اکنون مقاله صادق زيباکلام را بايد نگاشته اي شتاب زده براي قضاوت درباره چند چهره زنداني خواند. چه آنکه اگر هدف نقد شيوه برخورد حکومت با مخالفين سياسي بوده است که مي توان به گونه اي مناسب تر و البته متقن اين شيوه را به نقد نشست و نيازي نيز به سناريوسازي براي اثبات نوشته ها و گفته ها احساس نکرد. مي توان باب نقد را به گونه اي ديگر باز کرد و کساني را که براي پايداري بر عقيده و هدف خويش هزينه هاي سنگيني را متحمل شده اند، قرباني نقادي خود از حکومت نساخت. اين منصفانه نيست که براي نقد عملکرد بخش هايي از حکومت کمر به تخريب کساني بست که خود نيز بيشترين آسيب را از آن ناحيه همان بخش ها متحمل شده اند. پس اکنون با بازخواني مقاله صادق زيباکلام تنها يک چراغ در ذهن روشن مي شود. زيباکلام هشت سال قبل و پس از روي کار آمدن دولت اصلاحات و در روزهايي که بحث هاي انتقادي درباب انقلاب فرهنگي در جريان بود مقاله اي نگاشت در ماهنامه "ايران فردا" با عنوان "صداقت صادق" و در آن توبه کرد از آنچه در انقلاب فرهنگي انجام داده است، اکنون اما با تغيير دولت بار ديگر زيباکلام مقاله اي نگاشته که البته مي توان بازهم بدبينانه ردپاي توبه ديگري را در آن يافت.گويي صادق زيباکلام با هر تغيير دولت در ايران، تغيير در گفتمان را شرط اصلي بقا مي داند.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مقاله دکتر زيبا کلام [قهرمان سازي هاي کاذب] در عين حال که گنجايش بالاي نقد و همه گيرشدن نقادي صريح و بي پرده را در گفتمان رايج جامعه نويد مي دهد و از اين جهت بايسته است که مورد توجه قرار گيرد، اما بدون توجه به چند نکته ابتر مي ماند. آقاي زيبا کلام در يک کلام جمهوري اسلامي را به جهت سياست هاي سخت گيرانه در مقابله با دانشجويان، روزنامه نگاران، اصلاح طلبان و روشنفکران به قهرمان پروري متصف کرده و با آوردن اسامي بعض از زنداني ها و حتي کشته شدگان نامدار سال هاي اخير که فهرست نقص حقوق بشر در ايران را طولاني کرده اند، به اين نتيجه رسيده که هيچ کدام – يا بيش تر آن ها - اگر زنداني و يا کشته نمي شدند چنين اقبالي از سوي مراکز بين المللي به آن ها رو نمي آورد. از فرج سرکوهي آغاز کرده تا رامين جهانبگلو. نوشته مناقشه برانگيز اين استاد دانشگاه ، به نظر من اگر در کليات مي ماند و به ذکر مصاديق و مثال ها نمي رسيد، بيشتر جاي تامل داشت، چه رسد به داخل پرانتزهائي که از اساس جاي انکار دارد. مانند آن جا که در نقد گفتار اکبر گنجي به طعنه مي نويسد " البته از حق نبايستي گذشت وآقاي گنجي ... يك راه حل جديد نيز از زمان رهايي از اوين مطرح كردهاند" و با اين مقدمه اضافه مي کند که "راه حل آقاي گنجي " تدوين يك استراتژي و حركت تازه براي سرنگوني نظام به رهبري و زير چتر آقايان اصانلو، سيد علي اكبرموسوي خوئيني و رامين جهانبگلو[ست]. آقاي اصانلو به عنوان نماينده مبارزات كارگري، موسوي خوئيني به عنوان نماينده جنبش دانشجويي و بالاخره رامين جهانبگلو به عنوان سمبل جريان روشنفكري و دگرانديشي در ايران. انسان واقعا حيران ميماند كه آيا گنجي جدي است و اين را به عنوان يك راه حل جدي و عملي براي تغيير نظام در ايران دارد مطرح ميكند" من در حالي که به روش روزنامه نگاري آقاي گنجي انتقادها دارم که به زمان خود که زبان همه مان باز بود مطرح کرده ام اما از اين مغالطه نمي توانم گذشت. سخني از اساس نادرست. آقاي گنجي چنان که هر کس فعاليت هاي سه ماهه اخير وي را دنبال کرده مي داند هيچ استراتژي زير چتر آقايان نامبرده براي تغيير نظام مطرح نکرده است بلکه خيلي ساده و روشن گفته است که از حقوق اين افراد به دليل اين که به تازگي دستگير شده اند و بدون محاکمه و وکيل در زندانند سخن گفته به همين جهت هم مورد نقادي فراوان قرار گرفته و هر کس به مقتضاي مرام وي بر او خرده گرفته که چرا از فلاني نام نبردي. از حقوق شهروندي و قانوني زندانيان – به ويژه سه تن نام برده - بسياري در ايران گفته اند. شوخ چشمي با چنين کاري، و جا زدن آن به عنوان استراتژي براي تغيير نظام، بي بنياد ساختن سخني است که در اصل مي تواند موجب تفکرها شود و حظي از واقعيت داشته باشد. چنين سهل انگاري در ساير مثال ها و مصداق هاي مقاله هم وجود دارد تا جائي که طعم مقالات تندروترين مخالفان اصلاحات در کشور را به خود مي گيرد. چنان که در مورد خانم زهرا کاظمي هم – که به درست به اشتباه کاري ها در جريان رسيدگي به مرگ وي اشاره کرده اند – باز اين سئوال که مگر آن خانم چه فعاليت روزنامه نگاران مشعشعي کرده بود وتاکيد بر اين که او روزنامه نگار ناواردي بود چون نمي دانست بايد در سالگرد هجده تير دم زندان اوين عکاسي کند، پس چرا بايد چنين قهرمان مي شد، سئوال مرتبطي نيست چون کسي در جهان خانم زهرا کاظمي را به عنوان روزنامه نگار برگزيده معرفي نکرده بلکه همه جا سخن از حقوق شهروندي، و نقص حقوق بشر در جريان دستگيري و اعمال منتهي به قتل وي بوده است. نويسنده مقاله "قهرمان سازي هاي کاذب" با مجموع کردن مثال هائي که به هم ارتباطي نمي برند، گويا تنها سعي داشته کليت مقاله خود را زير سئوال ببرد. همانند اشاره اي که به فعاليت هاي خانم عبادي کرده که تمام اين ها با يک سئوال مي تواند منتفي شود. مگر جناب دکتر موارد ديگري را که در جهان به افرادي جوايز و عنوان هائي تعلق گرفته مطالعه کرده و مطمئن شده اند که در آن موارد نيز برگزيدگان از همه همگنان خود سر بوده اند. در حالي که در مقابل استدلال ايشان مي توان ده ها تن از برندگان جايزه صلح نوبل را اسم برد که يک ده خانم عبادي فعال نبوده و اثري ننهاده اند. کساني که نهادهاي حقوق بشري جهان در پي احقاق حقوقشان بوده اند گاهي يک دهم منتخبان ايراني درد و رنج نکشيده اند. آقاي رامين جهانبگلو مثال آخرين و زنده مصداق هاي نويسنده نه من حيث فعاليت هاي سياسي و حتي فرهنگي خود بلکه به دليل اين هر روزه موضوع بيانيه ها و اظهار نظرهاي مجامع حقوق بشري است که به دلايلي غيرقابل قبول – که آقاي زيبا کلام هم به بعضي از آن ها اشاره کرده اند در بند و در جاني نامعلوم، جان و آزادي و حيثيتش در خطر دانسته مي شود. ذکر اين نکته که سخن بعضي از نامبردگان مقاله تازه نيست و بارها گفته شده – و اشاره تند آقاي زيبا کلام که خواست هاي فلان آزادي خواه را فلان گروه بدنام مسلح هم مي گويد – خالي از وجه است، چرا که هر سخني بايسته را نمي توان به هواي اين که قبلا گفته شده ناگفته گذاشت. مردم جهان قرن هاست که از آزادي مي گويند و آن را مي جويند، کي گفته است که يک بار بس است و اگر گفتيد و نشنيدند ديگر نبايد تکرار کرد. اما از اين ها که بگذريم به نکته اي مي رسيم که ناگفته گذاشتن آن زيبنده نويسنده "ما چگونه ما شديم " نبود. اين که در سعودي و اردن و نقاط ديگري از جهان، آزادي ها در حد ايران وجود ندارد و به قول ايشان يکي از امثال روزنامه هاي غيردولتي ايران در آن جا ها نيست، همان حفره اي است که اشاره مي کنند بدون آن که به علت آن برسند. جهان حق دارد به نبود آزادي در جوامعي که مردمش هم تمايلي به داشتن آن ابراز نمي کنند، بي توجه بماند. چنان که جهان حق دارد از نبود آزادي مطبوعات، در بعضي از نقاط دنيا که مسائل جدي تري مانند فقر مهلک و جنگ دارند، ننالد. چرا که اصولا از آن جوامع ناله اي شنيده نمي شود و يا اگر هست مربوط به اين مقولات نيست. جهان در حقيقت مي گويد حکيم مسيحادم است و مشفق ليک چو درد در تو نبيند کرا دوا بکند. آمبولانس فقط براي کسي فرستاده مي شود که از حال بد خود اورژانس را با خبر مي کند، در همان حال هم البته کساني مشغول جان دادند که کس خبر ندارد. در تلو اين واقعيت، نکته اي مي گذرد که مقاله آقاي زيباکلام نگفته مي گذارد. جامعه ايران به هزار دليل که ايشان خوب مي داند جامعه متحولي است. جمع طبقه متوسط طالب آزادي در آن فراوان است. دانشجويان و آزادي طلبانش در هر نسل فراوانند و در قرني که گذشت بارها برخاستند و تکاني به جامعه دادند. انقلاب صدسال پيش مشروطه، تحولات متعدد ديگر و از جمله جنبش اصلاحات دوم خرداد همه نشان از جامعه اي دارد که مي جوشد. اين جوشش جهان را متوجه مي کند و از ديدها پنهان نمي ماند. پس نورافکن ها از همين رو بر جامعه ايراني متمرکزست. اين تنها حکومت ايران نيست که موجب قهرمان سازي ها مي شود، مردم ايران هم به عطشي که نشان مي دهند زمينه ساز آن توجه جهاني هستند که مقاله آقاي زيباکلام به نقدش پرداخته اما در تحليلش دچار سرگرداني شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 13 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
علی شکوهی در ديدار خبرگان با رهبر معظم انقلاب ، ايشان بر نکته اي تاکيد کردند که تامل برانگيز است و توجه به جوانب آن ضرورت دارد. ايشان فرمودند: «هدف و مقصود اساسي از تشکيل مجلس خبرگان ، موضوعي کاملا ملي يعني انتخاب رهبري نظام در زمان لازم است بنابراين شان اين مجلس بالاتر از مسايل خطي و جناحي است البته صاحبان عقايد مختلف سياسي مي توانند در خبرگان حضور يابند اما نبايد اين مجلس را به محل بروز انگيزه هاي سياسي و جناحي تبديل کنند». براي تبيين اين کلام ، چند نکته را مورد توجه قرار مي دهيم : اول : جناح بندي سياسي در نظام ديني مبتني بر اصل ولايت فقيه ، در سطحي پايين تر از رهبري ايجاد مي شود و قطعا نبايد به مقوله ولايت فقيه هم تسري يابد. نيروهاي سياسي نمي توانند و نبايد مواضع و عملکرد رهبري را به جناحي خاص نسبت دهند. همان گونه که رهبري نيز هرگز براساس مصالح جناحي خاص ، تصميم نمي گيرد و عمل نمي کند. جايگاه رهبري در ساختار جمهوري اسلامي ، جنبه ملي و فراجناحي دارد و هر کسي در اين جايگاه قرار گيرد ، براي تامين مصالح کلي نظام فراجناحي عملي خواهدکرد. دوم : جناحهاي سياسي کشور به هنگام معرفي افراد صالح و شايسته به مردم ، بايد نگاهي ملي داشته باشند و مساله خبرگان را متفاوت با ديگر رقابت هاي انتخاباتي تلقي کنند. در رقابت هاي رايج انتخاباتي و به اقتضاي موضوع انتخابات ، مسايل گوناگوني چون گرايش سياسي ، مواضع اقتصادي ، ارتباط تشکيلاتي و مواردي از اين دست ، معيار و ملاک مهمي براي معرفي نامزدهاي انتخاباتي به حساب مي آيند اما در انتخابات مجلس خبرگان اين گونه ملاکها ، ناکارآمدند و نبايد مورد توجه قرار گيرند. مساله مهم در انتخابات خبرگان ، صلاحيت هايي است که بايد نامزدها داشته باشند تا در انتخاب رهبري نظام ، درست و بهنگام عمل کنند. خبرگان ، رهبري را براساس ملاکهايي چون گرايش خطي و جناحي انتخاب نمي کنند و خودشان هم نبايد با اين گونه ملاکها برگزيده شوند. سوم : تاييد صلاحيت ها از سوي فقهاي شوراي نگهبان نيز نمي تواند تابع گرايش هاي حزبي و جناحي باشد. اين امر حتي در انتخابات مجلس و رياست جمهوري هم صادق است اما براي تاييد صلاحيت نامزدهاي مجلس خبرگان ، بايد به صورت مضاعف مورد تاکيد قرار گيرد. حاصل بررسي شوراي نگهبان در زمينه صلاحيت نامزدهاي مجلس خبرگان بايد به گونه اي باشد که صالحان و شايستگان فارغ از گرايش سياسي و جناحي مورد تاييد قرار گيرند و مردم نيز امکان انتخاب از ميان نامزدهاي داراي گرايش هاي سياسي متفاوت و نيز مستقل هاي واجد صلاحيت را داشته باشند. چهارم : فضاي تبليغات انتخاباتي مجلس خبرگان را نيز بايد به صورتي متفاوت سامان داد تا آثار تخريبي ديگر رقابت هاي انتخاباتي را به همراه نداشته باشد. اصل منطقي در رقابت هاي انتخاباتي اين است که گروهها و جناحها به معرفي نامزد خود مبادرت کنند و از تخريب چهره رقبا بپرهيزند اما متاسفانه به اين امر توجه نمي شود و بسياري از بداخلاقي ها و خلاف شرع ها رخ مي دهد. در تبليغات انتخابات خبرگان ، بايد مساله را از منظري ديگر ديد. ما ممکن است با عملکرد و مواضع يک فرد ، مخالف باشيم و حتي براي تصدي مسووليت هاي ديگر به او راي نداده باشيم اما بزرگي و جايگاه او را انکار کردن ، موجه نيست و صلاحيت او را براي عضويت در مجلس خبرگان با اين ملاکها نمي توان زير سوال برد. قرار نيست با خبرگان هم با همان منطقي مواجه شويم که با رقباي انتخاباتي مجلس و رياست جمهوري مواجه شده ايم. بگذريم که بسياري از آن برخوردها نيز شرعا قابل دفاع نيست. پنجم : نکته پاياني به عملکرد و کارکرد خبرگان مربوط است. شان خبرگان ، انتخاب رهبري و نظارت بر اوست و اين ، امري ملي و فراجناحي است. خبرگان در زمان مقتضي از ميان واجدان صلاحيت رهبري ، بايد شايسته ترين را برگزينند و اين مسووليت با نگرش تنگ خطي و جناحي سازگار نيست. تشخيص ولي فقيه واجد صلاحيت از ميان کساني که در مظان رهبري اند ، کاري دشوار و مسووليتي سنگين است و با انتخاب نماينده مجلس و رئيس جمهور و وزير و... فرق اساسي دارد. البته تجربه جمهوري اسلامي در اين امر ، تنها يک نمونه دارد اما همگان شاهد بوديم که نمايندگان عضو مجلس خبرگان اول در گزينش رهبر معظم انقلاب پس از رحلت حضرت امام ، چگونه با تدبير عمل کردند. در آن ماجرا ، غالب کساني که از نظر خط و ربط جناحي و سياسي در طيفي ديگر دسته بندي مي شدند ، از صلاحيت ايشان براي رهبري ، دفاع کرده و مساله ولايت و رهبري را فراتر از جناح بندي رايج سياسي ارزيابي کرده بودند.
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پیش از سفر در صدد بودم کتابی همراهم بردارم.سفر طولانی بود. در فرودگاه آمستردام هم می بایستی سه چهار ساعت در انتظار بمانم.مشغول تکمیل کتاب "میناگران" هستم. سفر به همان مناسبت است. دوست داشتم به لبنان هم بروم، از لارناکا تا بیروت ، پرواز بیست دقیقه طول می کشد. به همین دلیل در احوال ابن سینا نوشته اند که شبی در جزیره طرطوس بود. سپیده دم آواز خروس های قبرس را می شنید!...دو تا مجله همراهم دارم. شماره تازه مجله اکونومیست ، که تصویر سید حسن نصرالله را روی جلد چاپ کرده است. جوانی با تی شرت سیاهرنگ پوستر نصرالله را مثل آینه بزرگی روی دوش گرفته، می خواهد تصویر کاملا پیدا باشد، انگشت هایش مثل گیره، حد اقلی از پوستر را پوشانده است.بالای تصویر نوشته شده است:" نصرالله جنگ را برد." پرچم حزب الله که این روزها مشهورترین پرچم دنیاست، شده است زمینه طرح پوستر. المجله، نگاه دیگری دارد. روی جلد تصویر پیرزنی لبنانی است، دستهایش را سوی آسمان برده، از خداوند داد خواهی می کند و پشت سرش ویرانه ها و سیم های سر در گم برق مثل کلاف در هم پیچیده شده است. روی جلد نوشته شده است:" جنگ تمام شد، لبنان باخت و هیچکس پیروز نشد." مهاجرانی
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در پي پخش و انتشار گسترده CD تصاويري از عبدالرضا هلالي مداح مشهور در تهران و شهرستان ها، وي در يادداشتي در خصوص انتشار تصاوير مذكور، اظهار داشت: فيلم را برادر همسرم با استفاده از تلفن همراه خود گرفت و زماني كه گوشي خود را براي تعمير داده بود، متاسفانه يكي از كاركنان تعميرگاه اقدام به سرقت فيلم خصوصي خانوادگي و پخش آن كرده است
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط
|
این اجتماع هرروزشاهدتصاویری عجیب است ,این تصویردختری است که برای کسب نان خودواحتمالاچندنفردیگردرخانواده اش غیرتش رااینگونه درمعرض لنزدوربین قرارداده تابگوید"غیرت دخترانه گل میکند,اگرجامعه غیرت نکند"
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط
|
يك خبرنگار رسانههاي اصلاحطلب به رييسجمهور پيشنهاد انجام" يك مصاحبه بدون سانسور" را داد.به گزارش" ايلنا" پيشنهاد" مناظره بدون سانسور" از سوي محمود احمدينژاد، رييسجمهوري اسلامي ايران به بوش و بازتاب داخلي و خارجي اين پيشنهاد، مسيح علينژاد، خبرنگار روزنامه اعتماد ملي از روزنامههاي اصلاحطلب را بر آن داشت تا به جاي پيشنهاد برگزاري" يك مناظره بدون سانسور" پيشنهاد يك "مصاحبه بدون سانسور" با احمدينژاد را بدهد.علينژاد در پيشنهاد خود با تاكيد بر اين نكته كه رييسجمهوري اسلامي ايران به خاطر چهره منفي آمريكا در جهان، پيروز مناظره با رييسجمهوري آمريكاست، آورده است: اگر اين دعوت را بپذيريد، هم افتخار پذيرفتن يك مصاحبه بدون سانسور را به بوش مدعي آزادي دادهايد و هم از پيامدهاي ناخوشايند پاسخ ندادن احتمالي بوش به دعوتتان در امان ماندهايد... آيا دعوت مرا ميپذيريد؟
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
۱/تجمع مبتلايان به ايدز در تهران ۲/وزيرارشاد: مخاطب عمده نامه سخنگوي دولت به دادستان تهران برخي از سايتها بودهاند ۳/بدهكاري هفت ميلياردي دولت به پيمانكاران حرم حضرت معصومه(س) ۴/استعفاى رئيس دانشگاه الزهرا (س) ۵/برخورد با ۴۰ مجلس پارتی و دستگیری یكصد زن خیابانی ۶/۵ محافظ احمدينژاد مجروح شدند ۷/سفر استانی و فرماندار دروغگو ۸/نامه وزیر ارشاد به روزنامه ها! ۹/دستگیری دو خواننده زن در اسلامشهر ۱۰/ اين ماه حقوق ١٤ هزار توماني اين سريازان را به اسم كمك به مردمان (.....) كسر كرده اند ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
در حالي كه فردي كه وزير اطلاعات، شخصا وي را به جاسوسي و كوشش براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي متهم ميكند، پس از سه ماه بازداشت آزاد ميشود، سرنوشت فردي كه به دليل مبارزه با مفاسد اقتصادي، بيش از شش ماه است در بازداشت به سر ميبرد، نامعلوم است.
جمال بهادري پس از مجروحيت در جنگ رامين جهانبگلو
اين در حالي است كه برخي منابع، بازداشت و برخورد اينگونه با جمال بهادري را در راستاي افزايش هزينه ارائه اطلاعات درباره مفاسد اقتصادي به رهبر انقلاب ميدانند.
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
یک هفته نامه که بتازگی فعالیت خودراشروع کرده است درحرکتی عجیب پیام تسلیتی برای روزنامه شرق منتشرکردهفته نامه همت در شماره ششم خود و در صفحه اول آگهی تسلیتی منتشر کرده که در نوع خود بی نظیر بوده و تعجب عده ای را برانگیخته است. متن این آگهی به شرح ذیل می باشد: " هلاکت بیش از 150 نظامی و مجروح شدن بیش از 500 نظامی دیگر اسرائیلی ، نابودی نزدیک به 200 دستگاه تانک میرکاوا،غرق شدن 2 ناوچه و یک قایق نظامی ارتش صهیونیست ،سقوط 4 بالگرد آپاچی و دو هواپیمای شناسایی،هلاکت نزدیک به صد شهروند صهیونیست ،خسارت 11 میلیارددلاری رژیم صهیونیستی ،دق مرگ شدن خانواده های نظامیان اشغالگر قدس از نگرانی،ریختن آبروی نداشته سران دولت صهیونیستی و خفه شدن مقامات آمریکایی از رایس و بولتون و ... گرفته تا بوش را کاملا و در هم،صمیمانه و از ته قلب به جناب ابلیس،استکبار جهانی،شورای امنیت،مشارکتی ها،عزیزان لیبرال دموکرات کارگزارانی بویژه برو بچه های سایت آفتاب نیوز و روزنامه شرق و همشهری جوان تسلیت عرض نموده و محشور شدن صاحبان عزا با نظامیان جوان مرگ اسرائیلی در آن دنیا را از درگاه احدیت مسئلت می نماییم. "
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
يك هواپيما متعلق به شركت «ايرانايرتور» در فرودگاه مشهد آتش گرفت و تا مأموران هميشه در صحنه آتشنشاني اين فرودگاه آمدند به خودشان بجنبند، سي، چهل، پنجاه، شصت، هفتاد نفري (منابع مختلف آمارهاي متفاوتي را منتشر كردهاند!) در آتش سوختند. متأسفانه اين بار خلبان و كادر پروازي صحيح و سالمند و «هيأت تحقيق و تفحص» احتمالا نميتواند بعد از چند ماه تحقيق و تفحص، تقصير را گردن «مرحوم خلبان» بيندازد. ما ضمن تسليت به خانوادههاي جانباختگان، توصيه ميكنيم زياد دنبال مقصر نگردند، اين راه بنبست است.
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
هر زني بالاخره يك روز از كوره درميرود و بايد يك جوري آرامش كرد. در خانواده ما، نوع آرام كردن يك خانوم، بستگي مستقيم دارد به سن و سال وي. مثلا اگر بانوي عصباني در دوران جواني باشد، با داروهاي آرامشبخش، آرامش ميكنند و اگر در دوران ميانسالي باشد، گلگاوزبان و قندآب به عنوان آرامش بخش استفاده ميشود.براي خانمهاي پير و پرسنوسال هم معمولا از قليان تنباكوي برازجاني استفاده ميشود كه جدا خوب جواب ميدهد. در همين فاميل ما كه ذكرش رفت، دخترخانمهاي جوان معمولا به خاطر لااباليگري نامزدشان يا مشروط شدن در دانشگاه يا رد شدن براي هفتمين بار در امتحان راهنمايي و رانندگي و اينجور چيزها عصباني ميشوند و خانمهاي ميانسال به خاطر مسائلي مثل دو تا شدن شلوار آقا، پررويي عروس خانم، قرض بالا آوردن آقازاده و اين جور چيزها از كوره در ميروند و ... خلاصه باعث و باني عصبانيت هر خانومي، يك مسئله پيشپاافتاده و يك آدم معمولي است كه به همين خاطر، مسئله با آب و قلياني و ديازپام رفع و رجوع ميشود.اما بعضي از عصبانيتها، آنقدر علتهاي درشتي دارد كه اگر تمام آبها و گلگاوزبانها و قليانها و آرامبخشهاي شيميايي دنيا را هم به خانم عصباني بدهند، افاقه نميكند. مثل همين عصبانيت عيال آقاي الهام از دست آقاي خاتمي كه گويا دليلش خيلي بيشتر از اخراج از آموزشوپرورش در دوران اصلاحات است! براي اينكه فكر نكنيد همينجور هوايي يك چيزي ميگويم، به قسمتهايي از يادداشت مشعشع ايشان در سايت نوسازي توجه كنيد:
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
از ابتداي شكل گيري فلسفه سياسي در ايران و يونان باستان يكي از مهم ترين مسايل و دغدغه ها «مهار قدرت»بوده است.دغدغه مهار قدرت بر دو پايه استوار است؛اول اين كه غير از عده اي از برگزيدگان و صلحا و اوليا،بقيه ابنا بشر ذاتا دچار اشتباه و گناه مي شوند و دوم اين كه قدرت فساد پذير و محرك گناه و فزون طلبي است،بنابراين در كنار هر قدرت و هر قدرت مندي بايد ساز و كارهايي براي كنترل وجود داشته باشد تا سلامت جامعه بشري حفظ گردد. در مسير پيشرفت بشري و تجربه الگوهاي متنوع حكومت داري،ابزارهاي كنترل قدرت نيز متحول شده است و امروزه بنا به نظر و تاييد عقل جمعي،وجود «احزاب» و «رسانه» ها مي تواند دو ابزار كنترلي كارآمد باشد.نتيجه منطقي اين گزاره چنين است كه در صورت تحديد احزاب و رسانه ها،ميزان مهار پذيري حكومت كاهش يافته و احتمال فساد در آن افزايش مي يابد. با اين مقدمه،نامه سخنگوي محترم دولت به دادستان تهران براي برخورد قضايي با منتقدين دولت در زماني كه «حاكميت يكدست» تحقق يافته و در درون دستگاه حكومتي همه دولت مردان متعلق به طيف خاصي از جناح هاي سياسي كشور هستند و طبعا نقادي و پرسش گري درون حكومتي به حداقل خود رسيده است چگونه قابل تحليل مي باشد؟ آن چه نوشته شدن چنين نامه اي را زير سوال مي برد مغايرت آن با ذات حكومت داري است؛حكوت داري يعني با برنامه اي تدوين شده به رتق و فتق امور پرداختن.دو عنصر حكومت داري يعني «برنامه» و «مجري» هر دو ممكن الخطا هستند و تنها ضامن سلامت آن دو نقد است. در صورتي كه مطبوعات و متتقدين براي هر نقدي مجبور به پاسخ گويي قضايي باشند باب نقد در كشور بسته مي شود و اشتباهات احتمالي كتمان و يا انباشته خواهد شد و نتيجه منطقي اين وضعيت از دست رفتن فرصت ها و تباه شدن منافع ملي است. و نكته جالب توجه آن كه وظيفه سخنگوي دولت پاسخ به انتقادات و حتي شايعات است و اساسا براي اين كار استخدام شده و حقوق دريافت مي كند.حال چه شده است كه سخنگوي دولت مي خواهد وظايفش را به دادگاه محول كند؟امري كه در دولت هاي گذشته سابقه نداشته است.
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
اينجانب در هفته گراميداشت كرامت، منزلت و مقام معلم ( 4 ارديبهشت 85) به دليل ايراد اتهام از سوي يك مدير! از دبيرستان اخراج ميشوم. همكاران و بيش از 700 دانش آموز از اين عمل مدير! متحير ميشوند. شب همان روز افكار عمو مي700 نفره به بيش از چند هزار نفر افزايش مييابد. همكاران، دانش آموزان و اولياي آنها از خود ميپرسند: كه اين معلم چه كار كرده بود كه از زنگ دوم تدريس و 20 روز مانده به امتحانات نهائي و... از مدرسه اخراج ميشود؟ سرنوشت دانش آموزاني كه آماده امتحانات نهايي بودند چه ميشود؟ اگر دانش آموزان به خاطر اين اخراج متضرر شدند و آمار مردودي بالا رفت چه كسي بايد جبران كند؟ آِيا كرامت و منزلت معلم را كه ميگفتند، همين بود؟ آيا همه بديها يك شبه به وجود آمده بود؟ آيا مسئولين منطقه معلمي را كه چهار سال است در آن دبيرستان خدمت ميكند، يك شبه شناختند و راي به محكوميت ايشان دادند؟ دبيري كه در سوابق خدمتياش (دبير رسمي و يازده سال سابقه خدمت دارم) پنج سال معاونت دبيرستان، معاونت پرورشي، پنج سال فرماندهي پايگاه بسيج دانشآموزي، 17 مورد تشويق و بيش از 1200 ساعت آموزش ضمن خدمت در كارنامهاش ديده ميشود و دهها سؤالي كه به ذهن افكار عمومي ميرسيد و حيرتزده از اين عمل منتظر پيدا كردن پاسخي براي آنها بوده و هستند.
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
يكي از خصوصيات بارز مهندس محمدرضا باهنر ، نائب رئيس مجلس شوراي اسلامي و دبير كل جامعه اسلامي مهندسين ، داشتن مزاج هاي مختلف فكري و سياسي است كه در دوره هاي مختلف از انقلاب و متناسب با وضعيت و موقعيت سياسي حاكم بر كشور تغيير كرده است لذا گاه در نظر محافظه كاران چنان راه تفريط در پيش گرفته كه حتي براي دوستان نزديكش نيز غير قابل تصور بوده است همچون زمان دولت سيد محمد خاتمي كه بواسطه برخي از مصاحبه هاي منصفانه در ميان اصلاح طلبان به قرار گرفتن در صف عقلاي راست مفتخر گرديده است و گاه همچون زمان انتخابات نهم چنان راه افراط را در نورديده و با گرفتن ژست حق به جانبي ، چنان وانمود مي كند كه گويي تمامي مشكلات عالم و آدم به سياستهاي اقتصادي آقاي هاشمي رفسنجاني بر مي گردد و لذا خود را متعهد مي داند تا از اين مانع عظيم عبور نموده و با برنامه ريزي گروهي در انتخابات وي را با شكست روبرو سازد اگر چه در اين انتخابات هرگز نتوانست نامزد مورد نظرش را بر مسند قدرت بنشاند.
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
ناگهان در باند فرودگاه مشهد هواپیما دو نیم شد، ۴۰ نفر از سرنشینان از هواپیما بیرون آمدند، بیش از ۱۰۰ نفر از مسافران داخل هواپیما بودند و وحشت زده می خواستند هرچه سریع تر خود را به خارج از هواپیما برسانند، اما در یك لحظه هواپیما آتش گرفت و شعله هایش گسترده شد. دود غلیظی آسمان فرودگاه مشهد را فراگرفت و مسافران زنده زنده در آتش سوختند.»این حادثه هواپیما ساعت ۴۵۱۳ دیروز در فرودگاه مشهد به وقوع پیوست. هواپیمای توپولف ایران ایرتور با ۱۴۸ سرنشین از بندر عباس عازم مشهد بود. در پی این حادثه حدود ۸۰ نفر از مسافران جان باخته اند و ۵۰ نفر نیز نجات پیدا كردند. این هواپیما در حالی كه در فرودگاه مشهد در وضعیت فرود قرار داشت با تركیدگی چرخ جلو روبه رو شد كه بر اثر برخورد با موانع كناره باند دچار حریق شد. دقایقی بعد گروه های نجات و امداد آتش نشانی در محل حادثه حاضر شدند و تلاش برای انتقال مجروحان به مراكز درمانی و مهار آتش سوزی را آغاز كردند. رضایی یكی از خبرنگاران كه در محل حادثه حضور داشت به شرق گفت: این هواپیما ظهر دیروز با دو ساعت تاخیر از فرودگاه بندرعباس به پرواز درآمد. در آسمان خلبان و كمك خلبان متوجه نقص فنی در چرخ های هواپیما شدند. ساعت ۴۵۱۳ هواپیما روی باند فرودگاه مشهد نشست كه ناگهان هنگام فرود چرخ جلوی هواپیما از بدنه هواپیما جدا شد. در این وضعیت خلبان، كمك خلبان و خدمه پرواز از هواپیما خارج شدند، چند دقیقه بعد ناگهان هواپیما آتش گرفت و تنها لاشه های آن به جا ماند.بعد از این حادثه ستاد بحران فرماندهی انتظامی مشهد تشكیل شد. دقایقی بعد ماموران آتش نشانی در محل حادثه حاضر شدند و آتش را خاموش كردند. اورژانس فرودگاه هم مجروحین را به مراكز درمانی در مشهد انتقال داد. مردم وحشت زده در اطراف محل حادثه تجمع كرده بودند كه ماموران سعی می كردند آنها را پراكنده كنند. سپس دورتادور محل حادثه نوار پیچیدند تا از تجمع و ورود مردم خودداری كنند.بسیاری از خانواده های كشته شدگان كه برای استقبال اقوامشان به فرودگاه آمده بودند، بسیار وحشت زده شده بودند و بی اختیار گریه می كردند.در این حادثه ۱۲ كودك جان باختند كه بسیاری از آنها نوزاد بودند. همچنین یكی از مجروح شدگان كه دست و پایش سوخته بود آنقدر از لحاظ روحی آسیب دیده بود كه قادر نبود به سئوالات خبرنگاران پاسخ بدهد. علت حادثه همچنین سرهنگ عالی پور رئیس مركز فوریت های پلیسی ۱۱۰ درباره این حادثه گفت: هواپیمای توپولف از شركت هواپیمایی ایران ایر تور كه از بندرعباس پرواز كرده بود، در فرودگاه مشهد دچار نقص فنی و در هنگام فرود دچار تركیدگی لاستیك جلو شد كه با این وضعیت از باند خارج و پس از برخورد به موانع فیزیكی سمت چپ باند فرود در فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد طعمه حریق شد. وی افزود: نیروهای امدادی در منطقه حاضر شدند و كار امداد رسانی را آغاز كردند. رئیس مركز فوریت های پلیسی ۱۱۰ كشور ادامه داد: بیش از ۶۰ جسد از این هواپیما خارج شده و تعدادی از مسافران سالم از این هواپیما بیرون آمدند و كمك رسانی به مجروحان آغاز شد. سرهنگ عالی پور گفت: علت این حادثه طبق بررسی های اولیه تركیدگی لاستیك جلوی هواپیما و خارج شدن هواپیما از سمت چپ باند و اصابت به موانع فیزیكی بوده است. علت حادثه مشخص نیست مدیركل فرودگاه های استان خراسان رضوی گفت: هنوز علت اصلی و دقیق این حادثه مشخص نیست. این هواپیمای توپولف ایران ایر تور ۱۵۴ به شماره پرواز ۹۴۵ پس از خارج شدن از باند پرواز به مانع برخورد و دچار حریق شد. اسامی ۴۳ نفر از مصدومان سانحه دكتر اورعی مدیر مقیم اتاق بحران اورژانس كشور گفت: اسامی این مصدومان كه عصر دیروز از محل حادثه به مراكز درمانی شهرستان مشهد انتقال یافته اند بدین شرح است: علی فانی، فرخنده نیرومند، سهیلا رحیمی، صدیقه ابراهیمی، امیرحسین داروغه، بهمن غلامیان، راضیه غریب شاهی، صفا گلستان، صغری باران پور، امیر عباسی، راضیه اباذری، علی باغبان، محمد حسین كافی، فاطمه مجیدی، اردشیر حیدری، قدرت الله قدرتی، فاطمه اباذری، مهناز صالحی، علی صالحی، محمد صالحی، علی درخشان، سهیل درخشان، ستار درخشان، سارا آخوندی، خاتون محرم زاده، گودرز جابریان، الهه جابریان، زهرا جابریان، هادی غفار، فاطمه ابرزی، احسان داوودی، سلطان رئیسی، وجیهه رئیسی، محدثه رئیسی، فاطمه كریمی، جمیله كریمی، سحر كریمی پور، خاتون محسنی، محمد كریمی، مهدی دست پیما، محمد علی ترابی نژاد، سیدامیر حسینی و مرضیه امام قلی كه عمدتا از ناحیه دست، پا و... دچار سوختگی یا شكستگی شده اند. همچنین دكتر دهقانپور رئیس ستاد هماهنگی و اطلاع رسانی حوادث اورژانس كشور گفت: مصدومان این حادثه به اورژانس بیمارستان های امدادی، امام رضا، ثامن الائمه، هاشمی نژاد و بیمارستان قائم منتقل شدند. دكتر دهقانپور ادامه داد: بیشترین مصدومیت های اعلام شده ضربه به كمر، دست، پا، تنگی نفس و سوختگی بوده است. وی افزود: امدادهای هوایی نیز وارد عمل شدند و از تمام افراد حاضر در صحنه می خواستند برای كمك به امدادگران، با ازدحام در مسیرهای منتهی به فرودگاه راهبندان ایجاد نكنند. به گفته رئیس ستاد هماهنگی و اطلاع رسانی حوادث اورژانس كشور، ترافیك منطقه بر وضعیت امداد رسانی اثر منفی گذاشته و سیر انتقال مصدومان به مراكز اورژانس را با كندی مواجه كرده است. آماده باش بیمارستان های مشهد مدیر اورژانس استان خراسان رضوی از آماده باش تمامی بیمارستان های مشهد برای پذیرش مصدومان حادثه آتش سوزی هواپیمای توپولف خبر داد. دكتر علی صمدی در پایان دیروز گفت: تمامی بیمارستان ها و آمبولانس های اورژانس مشهد تا زمان عادی شدن شرایط، كار مداوای مجروحان را دنبال می كنند. صمدی افزود: تا زمانی كه ستاد حوادث غیرمترقبه خراسان رضوی وضعیت عادی اعلام نكند، اورژانس و تمامی آمبولانس ها در خدمت مصدومان حادثه خواهند بود. شناسایی ۲۹ جنازه حادثه هواپیمای توپولف بنابر اعلام معاون عملیات امداد و نجات هلال احمر تاكنون جنازه ۲۹ نفر از جان باختگان حادثه آتش سوزی هواپیمای توپولف در پزشكی قانونی شناسایی شده است.دكتر علیرضا پرند گفت: تعداد مسافران هواپیمای توپولف سانحه دیده ۱۴۸ نفر بوده كه تاكنون ۵۰ نفر از مسافران سالم از هواپیما بیرون كشیده شده و نجات یافته اند.وی افزود: طبق آخرین اخبار از میان كشته شدگان ۲۹ جنازه قابل شناسایی است و ۴۴ جان باخته نیز در آخرین لحظات دیروز تاكنون شناسایی نشده اند. اعلام آمادگی سازمان انتقال خون سازمان انتقال خون استان خراسان رضوی در خصوص اهدای خون به مصدومان حادثه آتش سوزی هواپیمای توپولف اعلام آمادگی كرد. مدیرعامل سازمان انتقال خون استان خراسان درباره حادثه آتش گرفتن یك فروند هواپیمای توپولف شركت هواپیمایی ایران ایرتور در پرواز بندرعباس مشهد اعلام كرد: هنوز از این سازمان درخواست انتقال خون نشده است. دكتر خیامی افزود: این سازمان برای انتقال خون به مجروحان آمادگی كامل دارد. اظهارات استاندار خراسان رضوی اما استاندار خراسان رضوی در گفت وگو با فارس تعداد كشته های حادثه فرودگاه مشهد را ۲۸ نفر اعلام كرد. محمد جواد محمدی زاده با اعلام این خبر افزود: عملیات امداد و نجات در فرودگاه بین المللی مشهد به پایان رسیده و از ساعاتی بعد از حادثه فرودگاه فعالیت خود را از سر گرفت.وی كه در فرودگاه مشهد حضور داشت در ادامه گفت: اجساد ۲۸ قربانی این سانحه تحویل بهشت رضا ع مشهد شده است كه احتمال می دهیم این آمار افزایش پیدا نكند.وی با اشاره به اینكه ۴۳ نفر مجروح حادثه در بیمارستان های مشهد تحت مداوا قرار گرفته اند، گفت: بقیه مسافران و خدمه پرواز از حادثه جان سالم به در بردند.استاندار خراسان رضوی درباره علت حادثه گفت: به طور قطع نمی توان درباره علت حادثه اظهارنظر كرد. چرخ های هواپیما به طور كامل از هواپیما جدا شده كه باید بررسی شود این موضوع هنگام فرود هواپیما رخ داده یا پس از منحرف شدن به سمت خارج از باند.به گفته وی گروه بررسی سانحه در راه مشهد هستند و پس از ورود به فرودگاه بررسی های خود را آغاز می كنند. نادرترین سانحه هوایی رئیس ستاد حوادث غیر مترقبه وزارت كشور این سانحه را یكی از نادرترین سوانح هوایی دانست كه در آن تمام خدمه پرواز سالم هستند.عباس جزایری افزود: در این حادثه هواپیما به دو نیم تقسیم شد كه قسمت عقب هواپیما دچار حریق شد. وی افزود: در پی این حادثه استاندار خراسان رضوی در محل حاضر شد و خود فرماندهی عملیات را برعهده گرفت.جزایری تعداد كشته های حادثه را ۸۰ نفر اعلام كرد. اما سرپرست سازمان هواپیمایی كشور آخرین آمار تعداد كشته ها را ۲۹ نفر و تعداد مجروحان را ۴۳ نفر دانست. ۶۰ جسد در محل حادثه كشف شده است معاون عملیات نیروی انتظامی با تائید این خبر به شرق گفت: این حادثه عصر جمعه هنگامی به وقوع پیوست كه هواپیمای توپولف در لحظه فرود از باند فرودگاه مشهد خارج و دچار حریق شده است. سردار مومنی افزود: بلافاصله بعد از وقوع ماجرا موضوع به اطلاع پلیس رسید و ماموران به محل حادثه اعزام شده و كنترل محل را در دست گرفتند.به گفته رئیس پلیس ۱۱۰ كشور از سوی دیگر تمام واحدهای امدادرسانی و اورژانس در محل حادثه حاضر شدند. بعد از آغاز كار امدادرسانی حدود ۴۰نفر از مجروحان حادثه به بیمارستان امدادی كه نزدیك ترین بیمارستان به فرودگاه مشهد است منتقل شدند.سردار مومنی تعداد كشته های حادثه را تا لحظه انجام گفت وگو ۶۰ نفر اعلام كرد و گفت: تاكنون اجساد ۶۰ تن از قربانیان این حادثه در محل كشف شده و احتمالا این آمار افزایش خواهد یافت. وی با بیان اینكه هم اكنون كار امداد و نجات به پایان رسیده است، گفت: فرودگاه به حالت عادی خود بازگشته است.به گفته معاون عملیات نیروی انتظامی هواپیمای حادثه دیده دچار ۷۰ درصد خسارت شده است. در حالی كه سردار مومنی آمار كشته های این حادثه را ۶۰ نفر اعلام كرده بود سردار بت شكن فرمانده پلیس فرودگاه های كشور این تعداد را ۴۰ نفر اعلام كرد.وی گفت: بعد از وقوع حادثه ماموران پلیس فرودگاه فعالیت خود را آغاز كرده و اقدامات لازم در خصوص تامین امنیت فرودگاه، پیشگیری از جرایم و مقابله با افراد فرصت طلبی كه در وقوع چنین حوادثی از موقعیت سوءاستفاده می كنند را انجام دادند. علت دقیق حادثه به زودی اعلام می شود از سوی دیگر رضا جعفرزاده مدیر روابط عمومی و سخنگوی سازمان هواپیمایی كشور درباره علت وقوع این حادثه به شرق گفت: تا این لحظه نظرهای متفاوتی درباره علت وقوع این سانحه اعلام شده است كه من هیچ كدام از این اظهارنظرها را تایید نمی كنم چرا كه كارشناسی نیست و هم اكنون كارشناسان سازمان هواپیمایی برای بررسی علت حادثه به محل اعزام شدند. وی افزود: كارشناسان ما بعد از بررسی تمام پارامترها از جمله مكالمات خلبان با برج مراقبت نظر نهایی خود را اعلام می كنند و ما تا اعلام نظر نهایی آنها علت وقوع حادثه را اعلام نمی كنیم. جعفرزاده در ادامه گفت: هنوز آمار دقیقی از تعداد كشته ها و مجروحان این حادثه در دست نیست و ما منتظر آمار دقیق هستیم. شرق
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
سفر محمد خاتمی رئيس جمهور سابق ايران به آمريکا با انتقاد روزنامه تندرو کيهان روبرو شده است. کيهان با اشاره به عدم صدور رواديد برای مقامهای ايرانی از جانب آمريکا از آقای خاتمی پرسيده است: "با وجود اين همه رفتارهای توهين آميز از جانب آمريکا نسبت به مقامات جمهوری اسلامی .... آقای خاتمی به چه دليل و با کدام توجيه از کنار اين بی حرمتيها به سادگی گذشته و اين گونه فارغ بال قصد سفر به ينگه دنيا دارد؟" محمد خاتمی که به دعوت کليسای ملی واشنگتن برای سخنرانی درباره "درک ميان تمدنها و فرهنگها" به آمريکا سفر کرده است، برنامه ديدار با مقامهای رسمی اين کشور را ندارد. حتی گفته می شود که آقای خاتمی درخواست جيمی کارتر رئيس جمهور پيشين آمريکا را برای ديدار و گفتگوی دو جانبه نپذيرفته است، ديداری که اگر صورت می گرفت، صرف نظر از اهميت سياسی آن، می توانست گامی در جهت شکستن تابوی تماس بين چهره های سرشناس سياسی دو کشور باشد. احتمالاً انتقاد کيهان از سفر محمد خاتمی به آمريکا، در احتياط وی برای برقراری تماس با چهره های سياسی آن کشور بی تأثير نبوده است، چراکه در ايران معمولاً چنين فرض می شود که روزنامه کيهان فقط رسانه ای مطبوعاتی نيست، بلکه ديدگاه برخی از محافل قدرتمند سياسی و امنيتی داخل نظام ايران را مطرح می کند. اين فرضيه البته در سالهای اخير تا اندازه ای رنگ باخته است، چراکه به نظر می رسد کيهان گاهی اوقات به انتقاد از مسائلی می پردازد که مورد حمايت رهبران عالی جمهوری اسلامی قرار دارد و چه بسا سفر آقای خاتمی به آمريکا نيز از همان نوع مسائل باشد. به هر حال، سفر محمد خاتمی به آمريکا در شرايطی که روابط تهران و واشنگتن بحرانی است، نمی تواند بی اهميت تلقی شود. خاتمی هر چند که رئيس جمهور سابق است و اکنون مسئوليت رسمی در نظام سياسی ايران ندارد، اما دست کم در ظاهر، همچنان به عنوان چهره مورد اعتماد نظام معرفی می شود، گرچه در حقيقت چنين موضوعی شک و ترديد جدی وجود دارد. محمد خاتمی که طرفدار گفتگوی بين تمدنها و فرهنگها، از جمله بين فرهنگ اسلامی و غربی است، به نظر می رسد از اوج گرفتن تخاصم بين ايران و غرب بشدت نگران شده است. گرچه آقای خاتمی در طول هشت سال رياست جمهوری بر ايران به رغم ميل خود نتوانست گامی عملی در جهت گفتگوی ايران و غرب و نزديکی بين آنها بردارد، اما اينک که از فشارهای فزاينده جناحهای تندرو حکومت بر او کاسته شده، بر اين تصور است که در مقام روحانی و انديشمند اسلامی قادر است با حضور در مجامع جهانی به طرح گفتگوی بين فرهنگها کمک کند. شايد بزرگترين مشکل محمد خاتمی در اين ميان، زبان ناشفاف و غيرصريحی است که برای بيان ديدگاههای خود به خدمت می گيرد، زبانی که فارغ از ميل ذاتی او به محافظه کاری، موقعيت سياسی اش در ايران به او تحميل می کند. شايد همين مسئله سبب شود که آقای خاتمی از سفرش به آمريکا بهره لازم را نبرد. او قاعدتاً علاقمند است که صدای اسلام ميانه رو با مشی سياسی غيرخشونت آميز در دنيای غرب بويژه آمريکا همراه باشد، اما احتياط خارق العاده او در انتقاد از پاره ای از رفتارهای جمهوری اسلامی و دفاع قاطع او از برخی ديگر از سياستهايی که بخصوص مورد نگرانی دولتهای غربی است، ممکن است او را در معرض بدگمانی قرار دهد. به هر صورت بيان لطيف محمد خاتمی به بخشی از جامعه آمريکا اين پيام را خواهد داد که صداهای ملايم در ايران خاموش نشده است، هر چند که اين صداها، نه آنقدر صريح است که بتواند مبنای تعاملی جدی قرار گيرد و نه تا آن اندازه قدرتمند و مؤثر است که قادر باشد روند رو به تزايد خصومت بين ايران و غرب را مانع شود. احمد زيدآبادی / بي بي سي
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
...و چقدر تلخ است اين تجربهاي كه همچنان تكرار ميشود و همچنان گس ميكند دهان ساكنين سرزمين ايران را از طعمي كه مرگ ناگهان روي آسمان پهن ميكند. باز هم اتفاق افتاد، اتفاقي كه 15 آذرماه سال 84 را جاودانه سياه كرد و گفتيم همان روزها كه ميهمانان 130- C آخرين مسافران پرنده آهنين مرگ در ميان ابرهاي ايران هستند اما نشد اين آرزو جامه واقعيت بربايد و حالا يك بار ديگر اين خاطره نقش ميخورد و مسافريني به راه مشهد سوخت ميشوند، در آتشي كه هيچكس نميگويد چرا شعلهور شده است و هيچكس نميداند چگونه ميتوان شعلههاي آن را مهار كرد. شايد اينبار آخرين باري باشد كه هواپيمايي از اوج آسمان مسافران خود را بر زمين ميكوبد. يعني چارهاي نمانده جز اينكه باز هم دوره كنيم اين آرزو را كه اي كاهش اين آخرين پرنده آهنيني باشد كه آتشي از انسانهاي مسافر را به تصوير ميكشد. چه؛ بدونشك حالا ديگر همه شهروندان خسته شدهاند و پير شدهاند و به ستوه آمدهاند از بس كه رسانه ملي مجرياني با پزهاي تلخ را نشان داده است و آنها هم با بغضي در گلو از مرگ خبر دادهاند و در نهايت نيز همان مديران هميشگي پس از چندي روايتي بر طبيعي بودن چنين مردنهايي روايت كردهاند، ميگويند، يعني همان متوليان اقتصادي و اجتماعي ميگويند كه تنها در زير آسمان ايران و روي جادهها و بزرگراههاي كشور هر سال نزديك به 25 هزار نفر جان را بر زمين ميگذارند. تحليلگران بيرون از مدار دولت نيز مرگ مسافران را چرتكه رفتهاند و هر از گاهي فرياد برميآورند كه هر يك ساعت 3 نفر در اثر تصادفهاي جادهاي در ايران جان ميدهند. حالا با چنين ارقامي و محاسبه تعداد مرگ و ميرهاي آسماني ميتوان گفت كه چقدر ساده ميتوان در اين ديار جان را به حراج گذاشت كه انگاري هنوز نميتوان باور كرد يا شايد فهميد كه انسان پديدهاي است غيرقابل انكار و ميتواند روي شانههاي خود توسعه، رشد و هرآنچه آرزوي انسان امروزي است را بار كند. حالا كه به اين سادگي و با چنان آسودگي ميتوان مرد تا شعارهاي سياسي، تحريمهاي اقتصادي را در بوق كنند و بر بزرگي اندام رفتارهاي خود غره شوند شايد بتوان پرسيد كه آيا تا به حال به اين تمثيل نيز فكر شده است كه انسان اصليترين نياز و آخرين نياز براي رسيدن به مقصدي است كه در آن تمام گروههاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي و جمودهاي فكري به راحتي باز ميشوند؟ خبر باز هم مثل ساير خبرهايي كه مرگ را ارمغان ميآورند كوتاه بود و ديروز رفت در عمق تاريخ تا ديگر 15 آذرماه سال گذشته به تنهايي نايستد. در پايان نماي تازه سقوط، تنها اين تصوير به ذهن مينشيند كه چند روز پيش رئيسجمهور گفت كه در پيشنهاد اروپاييها چيز خاصي نبود جز خرت و پرتهايي نظير هواپيما و... البته اين موضوع هيچ ربطي به سقوط توپولف ندارد. آيا اينگونه نيست؟ اعتماد ملی
+ نوشته شده در یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط
|
رييس مجلس خبرگان رهبري در جريان افتتاح شانزدهمين اجلاس دوره اي اين مجلس حکومت جمهوري اسلامي را تنها حکومت مشروع دنيا دانست و گفت: "نظام ما متصل به خداست و رهبر مقتدر ما منصوب از جانب خداست و سپاه، بسيج و ارتش جندالله هستند. جوانان ما حزبالله هستند و اكثريت ملت ما اولياءالله هستند كه باعث افتخار ماست." به نظر مي رسد هر چه چتر فقر در ايران بزرگتر سفره مردم تهي تر مي شود، مقامات حکومتي خود را به آسمان نزديک تر مي بينند. موج آسماني شدن مقامات جمهوري اسلامي هر روز گسترده تر مي شود تا جايي که به نظر مي رسد رقابتي ميان مقامات دولتي بر سر ادعاي برگزيدگي راه افتاده است. مشکيني: حکومت مورد تاييد معصومين است خبرگزاري هاي ايرنا و ايسنا ديروز سخنراني آيت الله علي مشکيني در شانزدهمين اجلاس دوره اي خبرگان رهبري را منتشر کرده و از قول او نوشتند که: "حكومت جمهوري اسلامي ايران تنها حكومت مشروع در جهان است و تمام نهادهاي نظام زير نظر و فرمان رهبر معظم منصوب از جانب خدا فعاليت ميكنند كه اين مسأله به ما مشروعيت بخشيده است." مشکيني که رياست مجلس خبرگان رهبري را نيز بر عهده دارد، با اشاره به اين که "رهبر، فقيهي واجد شرايط است و جريان امور بايد در دست علما باشد" بر اين نکته تاکيد کرد که "تمام اركان حكومت ما مورد تاييد و امضاي معصومين هستند. هر فرد ملت ما اين سعادت را دارد كه هر قانوني را با قصد قربت عمل كند ثواب كرده اما اگر خلاف قانون عمل كند گناه كرده است." او در ادامه مدعي شد که "نظام ما متصل به خداست و رهبر مقتدر ما منصوب از جانب خداست و سپاه، بسيج و ارتش جندالله هستند. جوانان ما حزبالله هستند و اكثريت ملت ما اولياءالله هستند كه باعث افتخار ماست." با اين همه رييس مجلس خبرگان حمايت ملت از "نظام و رهبر مقتدر" جمهوري اسلامي را واجب اعلام کرد و از مردم خواست که "حقوق خبرگان رهبري را كه حافظان رهبر و حاميان قانون اساسي و دين و قرآن هستند را رعايت كنند و در انتخابات خبرگان با كمال علاقه پاي صندوقهاي راي حاضر شوند و خبرگان خوش سابقه را انتخاب كنند و در اين راه مسامحه نكنند." ادعاي معجزه و اتصال به منابع غيبي رييس مجلس خبرگان، تنها مربوط به حکومت ايران نبود؛ چرا که او در ادامه سخنانش با اشاره به حوادث اخير در منطقه، مدعي شد که حادثهي جنگ لبنان و پيروزي حزبالله يك پديدهي الهي و معجزهي تاريخي است. او گفت "اين حادثه براي جوانان حزبالله معجزهي الهي است و باعث سرفرازي مسلمين و جهاد عليه كفر و غلبهي جندالله و پيروزي حزبالله است. اين حادثه باعث ذلت اسرائيل شد و خدا را شكر كه آنان مانند افسانهي هولوكاستشان در اين زمينه نيز شكست خوردند." علي مشکيني در بخش ديگري از سخنانش با تجليل از سيد حسن نصرالله به عنوان "مرد شجاع عرب" سران کشورهاي اسلامي را مورد نکوهش قرار داد و گفت: "آنها فقط به تماشاي اين حادثه پرداختند و در حالي كه در قلب كشورهاي اسلامي رژيمي قلدر به آنها حمله ميكند، فقط سكوت كردند، اف بر اين مسلمين". او همچنين گفت: "رزمايش جندالله ايران را كه كاشف از توان سپاهيان ايراني است را تبريك ميگويم." مشكيني در بخش ديگري از سخنانش به تفاوتهاي انسان و حيوان اشاره كرد و گفت: "خداوند انسان را در ميان همهي حيوانات متفاوت آفريده و يكي از تفاوتهاي انسان و حيوان اين است كه همهي حيوانات دهان خود را به سوي غذا ميبرند ولي انسان غذا را به سوي دهان ميبرد." رييس مجلس خبرگان خداوند را به خاطر دادن امکان سخنراني به انسان شکر کرد و گفت که: "سخنراني فرد در اجتماع در عالم آخرت هم واقع ميشود. به طوري كه پس از آنكه همهي خلايق از حساب فارغ شدند پيامبر سخنراني مبسوطي ميفرمايد و بعد ابراهيم خليل و بعد علي ابن ابيطالب سخنراني ميكنند، شيطان هم براي پيروان خودش سخنراني ميكند." رييس مجلس خبرگان در بخش ديگري از سخنانش سال قمري را با سال شمسي مقايسه کرده و گفت: "سال قمري سرشار از رحمت الهي است و داراي روزهاي شريف، هفتههاي متبرك و ماههاي پرفضيلت است كه يكي از آنها را در سال شمسي پيدا نميكنيد. تمام دارايي سال شمسي در نوروز است. سال قمري سه ماه حج، سه ماه عبادت و چهار ماه حرام دارد و مومنان در رجب به عمره ميروند و اعتكاف ميكنند و ملت عزيز ما به ويژه جوانها اين سنت حسنه را احياء كردند." اين اول بار نيست که آيت الله مشکيني به طور ضمني از ارتباط خود و برخي از مقامات حکومتي با منابع آسماني سخن مي گويد و از تاييد اقدامات حکومتي توسط معصومين حرف مي زند. رييس مجلس خبرگان پيشتر در جريان انتخابات مجلس هفتم نيز ادعا کرده بود اسامي نمايندگان مجلس هفتم به "تاييد امام زمان" رسيده است. احمدي نژاد: من ويژه ام همزمان، محمود احمدي نژاد نيز در برابر ده ها خبرنگار و در سخناني که از تلويزيون به طور مستقيم پخش شد، چندين بار بر "ويژه" بودن خود و دولتش تاکيد کرد. او در پاسخ به سوال خبرگزاري فارس درباره زمان تحقق شعار"آوردن پول نفت بر سر سفرههاي مردم، مبارزه با مافياي قدرت و ثروت و اصلاح نظام بانكي و اداري" به صراحت گفت که انتخابش "ويژه" بوده و تاکيد کرد که: "شما شاهد شكلگيري دولت بوديد كه پيچيده بود. اين دولت بدون اتكا به تبليغات گسترده و حزب و گروه متكي به خواست مردم شكل گرفت". . . "مردم با نذر و دعا و خرج كردن از جيب خود و پير و جوان با يك جوشش ملي، دولت را سر كار آوردند." احمدي نژاد يک سال پس از نشستن بر کرسي رياست جمهوري، بدون اين که زماني را براي تحقق شعارهاي خود تعيين کند بار ديگر ادعا کرد که: "برپايي دولت ويژهي ويژه بود، رأي اعتماد به كابينه، بررسي لوايح مربوط به بودجه و نحوهي برخورد با اين دولت حاكي از ويژهبودن روي كار آمدن آن دارد. به نوع برخورد برخي مطبوعات و اظهارنظرهايي كه صورت ميگرفت توجه كنيد." از سوي ديگر، غلامحسن الهام، سخنگوي دولت همزمان با علي مشکيني و احمدي نژاد، ديروز در سخناني در کرج ادعا کرد که: "انتخابات مرحله دوم يك لطف و عنايت ويژه الهي و يك معجزه بود". فاطمه رجبي همسر الهام پيشتر کتابي با عنوان "احمدي نژاد معجزه هزاره سوم" را روانه بازار کرده و در سايت نوسازي نوشته بود: "ظهور دکتر احمدي نژاد در عرصه انتخابات رياست جمهوري نهم، معجزۀ هزارۀ سوم بود، که هم جهانيان را متحير ساخت و هم اميد و نويد احياي گفتمان اسلام ناب محمدي را براي ملت ايران در خود داشت". رجبي که دختر حجت الاسلام دواني از پژوهشگران مهدويت است، اگر چه با پدرش درباره "معجزه بودن احمدي نژاد" اختلاف نظر دارد، اما به نقل از "آگاهان، به ويژه خواص در حوزه معرفت قرآني و تاريخ اسلام" اعلام کرده که "برآمدن احمدي نژاد را با روش و منش اسلامي – انقلابي، از دل دمکراسي، يک پديده شگفت آور" است. مقامات دولتي در رقابت با روحانيان براي اتصال به منابع آسماني ادعاهاي ديگري نيز داشته اند. از جمله سخنان جنجال بر انگيز محمد رضا رحيمي رييس ديوان عدالت محاسبات. رحيمي، درجريان حضور احمدي نژاد در همايش اين ديوان، خطاب به وي و در جمع ده ها نفر گفته بود "در سوريه، در شهر تاريخي بصرا كه اسم آن را بعضا ممكن است نشنيده باشيد، يكي از مسلمانان به من گفت كه من معتقدم اگر بنا بود بعد از پيامبر، پيامبري بيايد، آن پيامبر احمدي نژاد است و اين ابراز احساسات براي ما افتخار بزرگي است. در حلب ما افتخار ميكرديم؛ چرا كه در اين شهر وقتي راه ميرفتيم همه به ما احترام ميگذاشتند و به بركت وجود شما، ما را مورد نوازش و احترام قرار ميدادند و حتي در جاهايي ما را به چاي و بستني دعوت ميكردند." رييس ديوان محاسبات در ادامه پيامبر خواندن احمدي نژاد، دولت او را از حسابرسي معاف کرده و اعلام کرده بود: "مطمئن هستم دولت جنابعالي مملو از وزيران كارآمد، كاردان و پاكدامن است كه تخلفات در آن به شدت كاهش پيدا ميكند." فهرست بلند بالاي ادعاهاي انتساب احمدي نژاد به منابع آسماني، در يک سال گذشته کم نبوده است. ادعاي ديدن هاله نور در هنگام سخنراني سازمان ملل و پلک نزدن 28 دقيقه اي سران ساير کشورها و ادعاي آيت الله جنتي دبير شوراي نگهبان مبني بر اين که "نامه احمدي نژاد به جورج بوش الهام خداوند بود" از آن جمله اند. چنين ادعاهايي سر انجام تبديل مي شود به وعده هاي آسماني تازه و از جمله اين که احمدي نژاد اعلام کرده که: "بايد خودمان را براي اداره جهان آماده کنيم چون اسلام دين سلامت همه ي جهان است و در هر جايي که حکومت اسلام تشکيل شود، همه مي توانند آنجا زندگي کنند". . . "دولت اسلامي مقدمه ي تشکيل يک جهان اسلامي ست." برخي تحليل گران معتقدند ادعاي اتصاي به منابع آسماني، اگر چه در روزهاي اول براي مقامات دولتي وسيله اي بود براي ايجاد محبوبيت، اما يک سال پس از ان همه شعار مبني بر رفع فقر، و گسترش عدالت و مبارزه با فساد اقتصادي، حالا به سنگري بدل شده که دولت براي فرار از پاسخ گويي به آن پناه مي برد. منبع روز
+ نوشته شده در شنبه 11 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بقالي، چقالي، نمره تيليفون، اون راه، حديث خوشمزه، نومه نويسي و ... و ديگر واژه هايي كه با تلفظ و لحني غريب و نامأنوس با رسالت رسانه ملي، از زبان مجري محترم كوله پشتي اين شب ها شنيده مي شود، هر چند در جاي خودش جا براي چون و چرا دارد اما فعلأ آن را داخل هلالين مي گذاريم تا وقتش برسد. و اما آنچه بيش از اين ها باز هم از زبان همين مجري محترم جلب توجه مي كند و ناخودآگاه آدم را به ياد تشخص هايي مي اندازد كه يك انقلاب براي حذف آن اقامه شده است، صفت متكبرانه و پر نخوت «خان» است كه مد شده اين روزها خيلي ها را به آن متصف كنند. خان – صورت قديم خاقان – عنواني است كه به سران قبائل ترك و مغول و بعدها ايراني و همچنين برخي ملاكين و اربابان كه داراي موقعيت خاص قومي بودند اطلاق مي شده است ... اين عنوان موروثي بوده است ... در تاريخ 12مرداد ماه 1314 كه سالروز اجباري شدن نام فاميل و حذف عنوان هایي مانند «خان» است اين كلمه به چالش كشيده مي شود كه تا امروز در اين خصوص اقدام عملي براي حذف آن حداقل در گفتار و نوشتارهاي رسمي صورت نگرفته است. لازم به اشاره است كه در كشورهاي غربي اين عنوان را به رسميت شناخته و تابعيت قانوني به آن داده اند؛ از جمله در بريتانيا با تاسيس مجلس اعلأ در كنار مجلس عوام كه در اين مجلس «سر» هاي – و در اصل خان هاي – كشور بريتانيا عضويت دارند. اين كار در كشور ما در زمان پارتيان (اشكانيان) با تاسيس مجلس مهستان سال ها پيش تر از ديگر نقاط جهان انجام شده است. در كشورهاي عرب به اين مجلس، مجلس شيوخ گفته مي شود كه به دليل همراه نبودن با مجلس عوام با مشكلاتي براي عامه رو به رو است. در افغانستان اين كار به عهده «لويه جرگه» مي باشد. براي تكميل مطلب خوب است به ذكر عنوان هاي مشابه در كشورهاي اروپايي بپردازيم. ايتاليا و اسپانيا: دن بريتانيا: سر فرانسه: كنت معادل هاي «خان» هستند.... البته ممكن است كلمه خان در ديگر فرهنگ ها مفهومي ممدوح داشته باشد اما در فرهنگ ما كلمه اي است كه خاطراتي بس ناخوشايند را تداعي مي كند. خان و خان بازي يادگار دوران ارباب - رعيتي و تقسيم ملت به اقليتي گردن كلفت و دانه درشت، رو در روي اكثريتي محروم و مظلوم است كه مجبور به اطاعت و تحمل زور و جبر از جانب اين طبقه بوده اند. «خان» نماد نوعي استبداد در جوامع متعدد و بسته بوده است كه در دوران حاكميت فئودال ها و قبل از توسعه زندگي صنعتي و شهري به نوعي سلطنت مي كرده است. مطالعه تاريخ ايران در مقطعي طولاني حكايت تلخ و حوادث ناگواري از اين طبقه را در صفحات خود ثبت كرده است. نمونه هايي از سلوك و نوع تعامل خان ها را ما خلال سال هاي گذشته بارها در سريال هاي خوب و آموزنده تلوزيوني كه از سيماي جمهوري اسلامي پخش شده است مشاهده كرده و به هر چه خان و خان زاده ظالم لعن و نفرين فرستاده ايم. حال با عنايت به اين پيشينه ذهني طبيعي است وقتي اين واژه را آن هم از تريبون رسانه ملي كه به فرموده حضرت امام راحل رحمه الله عليه، حكم دانشگاه را دارد از زبان مجري و در مقام مدح مي شنويم زورمان مي آيد آن را بپذيريم و به نوعي حالت استنفار دچار مي شويم. متعجب مي شويم چرا در جايگاهي كه رسالت آموختن و ياد دادن به مردم را بر عهده گرفته از اين قبيل غفلت ها صورت مي گيرد. آن هم درزبان وسيع و ادبيات گسترده و غني فارسي كه انواع و اقسام كلمات براي تكريم و احترام به افراد موج مي زند. آيا بهتر نيست به جاي اين كه فلان كارگردان و بازيگر كه ترديدي هم در مقام شامخ هنري او وجود ندارد را با القابي چون آقا، جناب، استاد و از اين قبيل الفاظ خوش سابقه به جاي «خان» كه شديدأ بدنام است، نام ببريم. آيا بهتر نيست وقتي مي خواهيم از يك مربي زحمتكش در عرصه ورزش كشور ياد كنيم از كلماتي غير از «خان» كه يادآور رذائل است تا فضائل استفاده كنيم؟! براي اين كه قضاوتي دور از انصاف نكرده باشيم پاسخ اين پرسش را به شما مخاطبان اين مقال واگذار مي كنيم، باشد كه گزيده و سنجيده سخن گفتن را سرلوحه كار خود آن هم در جايي چون رسانه ملي قرار دهيم. شب گذشته مجري محترم برنامه خوب كوله پشتتي از بزرگواراني با عناوين عزت الله خان.... ابراهيم خان ..... خسرو خان ..... نام مي بردند كه دريغم آمد اين تذكر دوستانه را به آن عزيز ندهم......
+ نوشته شده در شنبه 11 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سيد حسن نصرالله دبير كل حزبالله لبنان گر چه از ايدئولوژي رسمي نظام حاكم بر ايران تبعيت ميكند، اما فضاي متنوع و متكثر سياسي و مذهبي لبنان موجب شده است كه او با مقامهاي سياسي و مذهبي كشور ما توفير جدي داشته باشد. من به ياد نميآورم كه در طول 27 سال گذشته يكي از سران و تصميم گيران ايران حاضر شده باشد با صراحت و شفافيت، تصميمي را كه خود در اتخاذ آن دخالت داشته و براي كشور مصيبت به بار آورده است، نادرست و مبتني بر ارزيابي اشتباه از شرايط بداند. اگر هم به ندرت گاهي دولتمردي از برخي تصميمهاي فاجعه بار انتقادي تلويحي به عمل آورده، بلافاصله تلاش كرده است تا نقش خود را در اتخاذ آن تصميم كم رنگ نشان داده و ديگران را متهم كند. در واقع، همين سيره سياسي دولتمردان جمهوري اسلامي سبب شده است كه بسياري از ايرانيان، از اعتراف صريح نصرالله به ارزيابي اشتباه از پيامدهاي به اسارت گرفتن دو سرباز اسراييلي، در شگفت شوند و او را تحسين كنند بويژه اينكه رفتار نصرالله ميتواند معياري براي سنجش رفتار مقامهاي جمهوري اسلامي به دست دهد. بيجهت نيست كه رسانههاي محافظه كار ايراني آن بخش از اظهارات نصرالله را كه ناظر بر عدم پيش بيني وي از واكنش ويرانگر اسراييل به عمليات ربودن دو سرباز آن كشور بود، سانسور كردند و مهمتر از آن روزنامه كيهان كه خود را نه فقط مالك الرقاب اين ملك كه صاحب جهان تصور ميكند، به جنگ معدود رسانههاي مستقلي برخاست كه خبر اظهارات سيد حسن نصرالله را به نقل از صدها رسانه خبري معتبر جهان نقل كردند. كيهان مدعي در دست داشتن متن سخنان نصرالله و تحريف آن سخنان توسط رسانههاي عربي شد، غافل از اينكه نصرالله خود زبان و حزبالله چندين سخنگو دارد كه براي تكذيب كردن خبرهاي نادرست منتصب به آنها، لحظهاي درنگ نميكنند، حال آنكه در اين ميان چيزي را تكذيب نكردند. باري، سخن بر سر نصرالله و پيروان او نيست كه خود فساد و صلاح خود را ميدانند، سخن بر سر سرنوشت اين كشور باستاني است كه عدهاي با قلب حقايق عيني پيرامون ما، ميخواهند آن را به راه ويراني بكشانند. به گمان من، افرادي موثر در نظام سياسي كشور، با بياهميت نشان دادن خطراتي كه كشور را تهديد ميكند، در چشم خود و مردم خاكستر ميپاشند. من از اينكه آنان در چشم مردم خاكستر بپاشند كمتر خشمگين ميشوم تا اينكه ديد خودشان را نيز نسبت به واقعيتها تيره و تار كنند! اينكه مردم از خطرات يك تصميم آگاه باشند يا خير، در كشوري مثل ايران شايد چندان مهم نباشد چرا كه ظاهرا آگاهي مردمي كه تاثيري بر چرخش اوضاع ندارند، در كشور ما جز افسردگي در پي ندارد. اما ناآگاهي تصميم گيران از پيامدهاي تصميماتشان فاجعه بار است. آنان معمولا با تصميم خود سرنوشت كشور را رقم ميزنند. سيد حسن نصرالله با تصميم خود براي به اسارت گرفتن دو سرباز اسراييلي، ناخواسته بهانه لازم را در اختيار دولت اهود اولمرت گذاشت تا بدون فشار بينالمللي، جنوب لبنان را به ويرانهاي تبديل سازد. هر چند كه نصرالله نتيجه جنگ را پيروزي تاريخي و استراتژيك حزبالله ناميد، اما اينك ويرانهها، او را به سمت اظهار سخنان متفاوت رهنمون كرده است.همين مقدار هم از نصرالله كافي است تا هشداري باشد براي تصميمگيران كشور ما، ولي گويا محافلي قدرتمند از سخن او به خشم آمدهاند و از جانب او تكذيبيه صادر ميكنند. با اين شيوه، من از آن ميهراسم كه بر اثر تصميمهاي نادرست، روزي قحطي و گرسنگي مردم ما را از پا در آورد و يا حمله نظمي كشورمان را به خرابهاي تبديل سازد و آنگاه تعدادي بر فراز ويرانهها خطاب به مردمي نحيف و گرسنه و رنگ پريده بانگ برآورند كه ما پيروز شديم، اين پيروزي را جشن بگيريد! منبع: روز
+ نوشته شده در شنبه 11 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
8 سال خون دل خوردیم که «توسعه برنامه ای آمریکایی» است و در صدد حاکمیت فرهنگ و سیاست و اقتصاد امریکای جنایتکار در ایران است. همچنان که در دیگر نقاط جهان شوم آن را دنبال کرده است. 8 سال دیگر فریاد برآوردیم که اصلاح طلبی برنامه برون مرزی است و اصلاح طلبان وابستگان یا مزدوران فکری و سیاسی آمریکا هستند که جز فروپاشی اساس نظام و اصالت باورهای دینی و فرهنگی را در عرصه سیاست مدنظر ندارند و جز این راه، طریقی را نمی پیمایند، اما ثمره اش از سوی دارندگان حزب و گروه، باند و جناح، پست و مقام یعنی همان مجریان دارنده مسئولیت، ایراد اتهام و برچسب فراوان و گوناگون بود.یا تند رو شدیم یا افراطی، یا خشونت طلب بودیم یا بنیادگرا یا توهم توطئه داشتیم و از محافلی دستور می گرفتیم. به تازگی هم که بی نزاکت و پرخاشگر گردیده ایم.انتظاری از سردمداران مافیای قدرت و ثروت نبوده و نیست، و عناصر ذلیلی هم که از ته مانده غارت و چپاول آنان سفره های خود را رنگین می کنند، مورد توجه نیستند. اما جاهلان یا مقدس نماهای بی شعور یا به فرموده حضرت امام، رفاه طلبان و عافیت جویان بی درد را نباید مبرا کرد که با تجمع برگرد رقیب دکتر احمدی نژاد در معجزه هزاره سوم ـانتخابات نهمـ تصمیم گرفتند تا فاسدان و مفسدان و دزدان بیت المال و جاسوس ها و ابتذال گرایان را برای شب اول قبر خود بسیج کنند که به جای آنها پاسخ گوی نکیر و منکر باشند! این افراد که سران توسعه و اصلاحات را با توجیه منافقانه تنها به دلیل داشتن لباس روحانیت، محترم می دانستند و به همین دلیل آنان را از گام نهادن در مسیرخیانت به دین و کشور و ملت تبرئه می کردند. امروز که خیل برانداز با اندیشه و گفتمان، تئوری و عملی و مجری و مسئول، در رستاخیز الهی مردم، قهرآمیز رانده شده اند و اسلام و انقلاب اسلامی و استقلال کشور و عزت ملت از تندباد امریکایی نجات یافته است، آن عافیت طلبان یا جاهلان به روشنی شاهد باطن پلید حرکت ضد اسلامی و ضد ملی آنان می باشند كه در راهكارها و مراكز و محافل خارج از دولت دنبال مي شود. واقعيت آن است كه رفتن محمد خاتمي به واشنگتن با استقبال كاخ ننگين سفيد در صدور ويزا و مهياسازي شرايط براي سخنراني و دعوت و ميهماني در دانشگاهها حتي در مخيله وابستگان رژيم ننگين پهلوي هم نمي گنجيد. واقعيت آن است كه محمد خاتمي به عنوان عامل اصلي اجراي اصلاح طلبي امروز دستمزد 8 سال تلاش خود را از آمريكايي ها به ويژه كاخ سياه مي گيرد. اگر چه اين گام هم در كارنامه درخشان انديشه گري وي نمره اي ديگر را اضافه مي كند، اما اگر او همگام با عناصري چون اكبر گنجي، شيرين عبادي و... به حساب آيد نه تنها گردي از عملكردش بر دامن نظام اسلامي و ملت ايران نمي نشيند بلكه بيانگر عظمت بيش از پيش ملتي است كه بالاخره پس از 8 سال و بلكه 16سال عقبه آمريكايي ويرانگري ها را به درستي شناخت و با امداد حضرت ولي عصر (عج) به طرد واخراج آن از عرصه حاكميت راي داد اما: 1- بر حوزه هاي علميه، از مرجعيت عظيم الشان تا جامعه محترم مدرسين، به ويژه وارستگان اين تشكل كه قداست روحانيت شيعه را فراتر و بالاتر از همگرايي صنفي و سياسي مي دانند و طيف عظيم بالنده طلاب حقيقي مكتب امام صادق(ع) است كه پيشگام قشرهاي ملت گرديده تكليف اين دارنده لباس روحاني را در اين حركت ضد ملي روشن كنند. آيا روحانيت و مرجعيت شيعه در ستيز با اسلام ستيزان و دشمنان قسم خورده اسلام و مسلمين در عرصه نظر وعمل همواره سربداران عزت و شرف و عظمت اسلام و تشيع نبوده اند و آيا دولت آمريكا وكليساهاي دين سوز وابسته آمريكا، سياسيون و به اصطلاح انديشه گران تدوين كننده برنامه هاي جنايتكارانه كاخ سفيد و كشيش هاي خائن به مسيح (ع) و مسيحيت آن، امروز جنايت بارترين حملات را عليه بشريت به ويژه مسلمانان در سراسر جهان به اجرا نگذارده اند؟ اشغال و جنايت در افغانستان و عراق و فجايع و نسل كشي حزب الله لبنان بر كدام بشر آزاده پوشيده است و كدام انسان در اقصي نقاط جهان آمريكاي جنايتكار را عامل اصلي تئوريك و عملي آن نمي داند؟ آيا حضور و جولان «محمد خاتمي» در شهرهاي آمريكا و سخنراني هاي او پيرامون «اسلام مدرن» -اسلام مورد قبول وي- كه اسلام تعيش و تكسب، اسلام اشرافيت، اسلام رفاه طلبي، اسلام عافيت جويي و در يك كلمه اسلام آمريكايي است، عذر بدتر از گناه براي يك دارنده لباس روحانيت شيعه نيست؟ 2- مجمع تشخيص مصلحت به دليل جايگاه خاص بايد در پيشگاه ملت پاسخگو باشد. اين مجمع و تك تك اعضاي آن كه نسبت به ايجاد «مثلث ناميمون» در مركز تحقيقات استراتژيك سكوت و بي تفاوتي پيشه كردند، از سوي ملت امروز مورد مواخذه اند، كه چرا «محمد خاتمي» در حركت ضدملي خود براي ورود به خاك آمريكا با استقبال بي سابقه كاخ ننگين سفيد، به عنوان «يك مقام رسمي» اعلان مي شود. آيا اين «مقام» به معناي حضور او در آن «مثلث» نيست؟ و آيا برنامه اين حركت از سوي آن مثلث مورد قبول واقع نشده است؟ آيا مجمع تشخيص مصلحت هرگونه پيوند فكري و اعتقادي و سياسي با ملت را قطع كرده كه به گفته روزنامه «واشنگتن پست» در «شديدترين برخورد آمريكا عليه دولت جديد ايران»، «خاتمي» منادي «عشق و محبت» نسبت به آمريكا شده است؟ 3- خانواده هاي عزيز شهداي انقلاب اسلامي، به ويژه شهيدان ماهها، روزها و شب ها و لحظه هاي خونبار سال 56 و 57، و در راس آنان، وارثان آزاده شهداي 17 شهريور، به طور قطع اين هديه زهرآلود «خاتمي» را در آستانه سالگرد «17 شهريور» با خشم و قهر به خود وي و همفكران آمريكائيش باز خواهند گردانيد. آيا «محمد خاتمي» در استمرار لگدمال كردن اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي و بنيانگذاري هاي فكري و عملي حضرت روح الله (س)، در آستانه «هفدهم شهريور» با ورود به آمريكا، چه پيامي به ملت ايران ابلاغ مي كند؟ آيا استقبال گرم دولت حيوان صفت «بوش جنايتكار» از «خاتمي» در شهريور ماه، نشانه تمسخر خاتمي نسبت به شهدایی نیست که مظلومانه توسط هلی کوپتر های آمریکایی و اسرائیلی به رگبار مستقیم بسته شدند؟ بالاتر آن که اگر جیمی کارتر قصاب اصلی ملت ایران درسال های 56 به بعد، تماس خاتمی برای دیدار را بپذیرد، باید گفت که خانواده های شهدای انقلاب و شهدای 17 شهریور بزرگترین هدیه مسموم را از محمد خاتمی دریافت کرده اند، که البته هدیه ويژه ای نیز هست. 4- وفاداران به حضرت روح الله، حزب الله این فرزندان معنوی رسول الله به فرموده حضرت امام، چگونه می توانند با آرامش و تحسین جولان خاتمی را در شهر های امریکا نظاره کنند و سخنوری های تکراریش را در مدح و ستایش اندیشه و تمدن و تجدد غرب به سرکردگی آمریکا در دانشگاه های تئوری پرداز جنایات آمریکا، تمجید نمایند و آن ها را در راستای صلح اسلامی و گفتگوی دینی و ملی تلقی نمایند؟ آیا حزب الله چگونه می تواند فریادهای پیامبرگونه حضرت خمینی (ره) را به فراموشی بسپارد که آمریکا دشمن شماره یک بشریت است و آمریکا تروریست بالذات است و کارتر دشمن ملت ایران و منفورترین افراد نزد ملت ایران است، همان گونه که کندی در جنایات خود علیه ایران چنین بود؟ آیا حزب الله همچون اصلاح طلبان آن چنان محو جمال آمریکا و کاخ سفید و جنایات سیاه تمدنی آن شده اند که از خاطر برده اند فریاد رهایی بخش امام را که « اگر آمریکا لا اله الا الله هم بگوید ما پذیرای او نیستیم و باور نخواهیم کرد.» 5- دانشگاهیان آزاد اندیش از هر گروه و جناح و با هر سلیقه و عقیده باید نسبت به حرکت ضد ملی خاتمی برخورد قهرآمیز داشته باشند، آیا انبوه توهین و تحقیر ملی آمریکاییان نسبت به ایرانی بالنده برای آنان احساس دردی به وجود نیاورده است؟ آیا دانشگاههیان که در روزهای گذشته از سوی آدم کشان آمریکایی اجازه ورود علمی به خاک آن کشور و حضور علمی در دانشگاه های آن را نیافتند، نسبت به احترام ویژه و دوستی انحصاری کاخ سفید و دولت جنایتکار بوش برای شخص محمد خاتمی ابراز تنفر و انزجار ندارند؟ آیا خاتمی نماینده دانشگاهیان و دارای جایگاه علمی است؟ آیا نباید دانشگاهیان در این عرصه، با یک حرکت ملی عرق ایرانی بودن خود را به ارزیابی ملی بگذارند؟ 6- ملت از وزارت خارجه که یک سال گذشته هرگز همپا و همگام با مواضع عزتمند و خردمندانه دکتر احمدی نژاد حرکت نکرده، انتظار دارد تا اگر خبرمنتشره ایسنا درباره ضیافت شام ظریف برای خاتمی صحت دارد، نماینده ایران در سازمان ملل را که هنوز سر در هوای اصلاح طلبی برانداز دارد،چرا که وی منتخب دولت خاتمی است، به دلیل برپایی ضیافت ضد اسلامی و ضد ملی برای خاتمی در نیویورک سریعا عزل کند. تنها در این صورت است که ملت خط میان خیانت و امانت را در مرکز دیپلماسی ترسیم کرده و نسبت به آن اعتماد خواهند داشت زیرا این نماینده سیاسی جشن ورود خاتمی به دیار کاخ سفید را در حالی از جیب ملت برپا کرده که نسبت به عدم صدور ویزا برای وزیر بهداشت که نماینده حقیقی ملت ایران است و دانشگاهیان دانشگاه شریف که فرزندان نخبه ایران اسلامی هستند، هیچ اخمی بر ابرو نيانداخت و قانون مند! از کنار ددمنشی آمریکایی ها علیه ملت خود گذشت. 7- از مجلس انتظاری نیست. عملکرد دوبخشی و دوگانه مجلس هفتم با دولت خاتمی و احمدی نژاد برای عموم ملت، اصول و تعهدات آن را آشکار کرده است. مجلس به راه خود برود، رئیس آن به سفرهای استانی برود و به مردم القا کند که مجلس دولت را مکلف می کند که چه بکند و چه نکند؟! ویقیناً ملت راه خود را خواهد رفت
+ نوشته شده در شنبه 11 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بسمه تعالي ج- مشروعيت فيالجمله از آن يعني براي مواقع اضطراري همانند جنگهاي طولاني جزء مسلمات مذهب شيعه است و اساساً همان طرز كه مرقوم شده مشروعيتش براي موارد اضطرار است و عامل جلوگيري از فساد در همان زمينه ميباشد و جلوگيري از فحشاء و منكرات با نماز واقعي كه قرآن ميفرمايد:« إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ» و تربيت صحيح و ترويج نكاح دائم و تكثير آن و غير آنها از عوامل بازدارنده ميباشد و بنظر اينجانب نه تنها متعه نميتواند مانع فساد باشد بلكه اگر از مورد فيالجملهاش خارج شود و در عرض ازدواج دائم قرار گيرد اساس زندگي و كانونهاي گرم خانواده را به خطر و نابودي انداخته و بيبندوباري ناشي از آن جامعه را به سقوط، از جهات عديده ميكشاند و اگر مشكلات و مفاسد از ناحيه عدم عمل به شرائط و احكام و فرهنگ ازدواج در اسلام باشد ميتوان با عمل به فرهنگ صحيح ازدواج و آگاه كردن و اطلاع نسبت به آن قوانين جلو مفاسد را گرفت و امّا اگر مفاسد از ناحيه ديگري باشد مثل عدم وجود كار و در آمدي كه مرد با آن مخارج زندگي را تأمين نمايد ... ولو فرهنگ ازدواج هم درست باشد و درست عمل شود باز نميتوان مفاسد را ريشه كن كرد و بايد فكري براي رفع آن موانع نمود، آري براي تسهيل ازدواج بايد سختگيريهاي غير عقلايي را كنارگذاشت و خانواده ها اگر تمكّن مالي دارند وسيله ازدواج جوانها را فراهم و مدتي كه آنها تحصيل ميكنند مئونه زندگي آنها را تأمين نمايند تا آنها هم بتوانند درس بخوانند. حضور قضات زن در دادگاههاي خانواده يكي از مواردي است كه برخي از حقوقدانان و قضات، بر لزوم آن تاكيد دارند؛ گروهي از صاحبنظران عنوان ميكنند كه حضور قاضي زن در حد مشاور در دادگاهها ضرورت دارد و گروهي نيز تاكيد ميكنند كه اگر در صورت اجازهي شرع، زن بر مصدر قضاوت قرار گيرد، ميتواند راي صادر كند. پاسخ آيتالله العظمي صانعي:
+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دیشب مراسم سومین سالگرد روزنامه شرق بود. شاید به دلیل اهمیت جایگاهی که روزنامه شرق در عرصه سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور پیدا کرده است و مدیران اندیشمند و باهوش و کادر محتوائی نواندیش آن، در شرایط سخت فعلی کشور قابلیت و ظرفیت کم نظیری از خود ارائه کرده اند، در مراسم سالگشت تأسیس آن تقریباً همه چهره های تأثیر گذار جدی کشور حضور داشتند. در بدو ورود با شمس الواعظین برخورد کردم، نگذاشت وارد سالن اصلی شوم و مرا با خودش به محوطه باز کنار سالن برد. از هوای خوب و گعده های گوناگون البته در فضای باز بهره بردم ولی از مراسم اصلی سالن بی بهره ماندیم. اولین حلقه ای که برخورد کردم، آقای دولت آبادی، نویسنده نامدار کشور، محور آن بود. می گفت خودم را خانه نشین کرده ام. ناشرم در حال ورشکستگی است چون اجازه چاپ نمی دهند؛ اعلام کرده ام که تغییرات مورد نظر آنان را هم اعمال کنیم، ولی باز هم مجوز نمی دهند. اضافه شدن سحرخیز به آن جمع باعث شوخی و بحث در مورد حکم زندانی شدن او شد که اخیراً اعلام شده. رضا خاتمی می گفت که باید خود را برای اعتصاب غذای تو آماده کنیم که ظاهراً تصمیم اعتصاب غذا نداشت! به مصطفی تاجزاده تعارف کردند که بین شمس و سحرخیز بنشیند، قبول نکرد. مثل همیشه یک چیزهایی گفت که معمولاً چون صدای خنده ی مصطفی بلندتر از حرفهایش هست، مفهوم نشد. بر و بچه های سازمان مجاهدین انفلاب هم در حلقه ی دیگری بودند. بحث بود که آیا جمعیت این ها بعد از کنگره به یک مینی بوس رسیده یا همچنان به اندازه ی فولکس واگن است. محمد عطریان فر و رحمانیان و محمد قوچانی و جهانبخش، مدیران خوب روزنامه شرق با مهربانی سر میزها حاضر می شدند و خوش آمد می گفتند. گمانم بر این است که در کشور کمتر جلساتی پیدا می شود که این گونه همه در آن حضور یابند. افتخار این کار برای شرقیان مبارک است. من به دلیل آن که می خواستم در مراسم عروسی دختر آقای عبدالعلی زاده، وزیر سابق مسکن هم شرکت کنم زودتر خداحافظی کردم. دیدیم سعید حجاریان که نه خوب راه می رود و نه خوب می تواند حرف بزند نزدیک در ورودی نشسته بود که خسته نشود. دیدن سعید با این حال زار برای دوستانش خیلی سخت است. از داخل سالن صدای مراسمی می آمد که گویا جوائزی می دادند. من هم منتظرم خبر اصلی مراسم سالروز شرق را در رسانه ها بخوانم. هوای خوب بیرون سالن و رفیق بد، بی آن که زغال خوبی در کار باشد، مانع از این شد که بفهمیم به چه کسانی جایزه دادند. دورادور مبارکشان باشد. حضور محمد رضا جلائی پور و دوستان جوان همراهش هم که سمینار دین و مدرنیته را برگزار کرده بودند و بیشتر آنان با شرق همکاری می کردند باعث شد تا بار دیگر یاد تلاش های کم نظیر آنان برای برگزاری سمیناری که همه خوبی هایش در اثر تلاش این دوستان بود بیفتم. راستی آقای کیمیائی، کارگردان نامدار سینما هم چه آدم افتاده و درویش مسلکی است. می گفت وقتی با آقای خاتمی در نیویورک بودیم، او هم در آن جا بوده و خاطرات آن ایام را بازگو می کرد. حاتمی کیا هم مثل همیشه محجوب و آرام نشسته بود. همسر آقای مهندس موسوی خوئینی و فرزندش هم آنجا بودند؛ پرسیدم خبری از ایشان ندارید، گفت نه.کاش زودتر آزادشود. شرق، انصافاً روزنامه ای است که همه شاخص های یک روزنامه خوب را دارد. سالگرد تاسیسش مبارک و از گزند تعطیل و تعقیب مصون باشد الهی. ابطحی
+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
نامه اخیر آقای الهام سخنگوی دولت به دادستان تهران در رابطه با پی گیری قانونی اکاذیب منتشره علیه دولت توسط مسئولان قضایی و احقاق حق دولت از زوایای مختلف قابل بررسی است: جمیله کدیور
+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
از 148 مسافر هواپيما 28 نفر کشته، 43 نفر مجروح و 62 نفرسالم مانده اند.وضعيت 15 نفر از مسافران همچنان نامعلوم است ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
داستان زنان محصور در چهار دیواری خانه مدتها است که به پایان رسیده است. زنان امروز بسیاری مرزها را در نوردیدهاند. مرز کره خاکی یکی از آخرین آنهااست که گرچه پیشتر توسط زنان دیگر سرزمینها پیموده شده بود اما این بار توسط یک زن ایرانی فرو میشکند. انوشه انصاری نخستین زن و نخستین ایرانی خواهد بود که مرز زمین را در می نوردد و از از فضای بیکران به کره خاکی نگاه خواهد کرد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سريال نود قسمتي "نرگس" از روز پنج شنبه وارد مباحث مربوط به "انرژي هسته اي" شد.در قسمت هاي گذشته و در حاشيه موضوع اصلي سريال ، اين مجموعه به مسائل مربوط به افزايش مصرف انرژي برق مي پرداخت اما از قسمتي كه روز پنج شنبه پخش گرديد ، به تشريح دلايل استفاده از انرژي هسته اي پرداخته شد در اين قسمت از سريال "نرگس" با نمايش راكتور هسته اي تهران ، به زمان آغاز فعاليت هاي مرتبط با انرژي هسته اي در ايران اشاره و بر بومي شدن اين انرژي تاكيد شد. در بخش پاياني مرتبط با مبحث انرژي هسته اي در قسمت پنج شنبه شب سريال نرگس ، يكي از هنرپيشگان پس از شنيدن توضيحات فوايد استفاده از انرژي هسته اي گفت : وقت آن رسيده تا مشرق زمين به پا خيزد .
+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 4 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در هفتههاي گذشته جهان شاهد تبلور مكتب تشيع و آزادگي و راست قامتي روحانيت اصيل شيعه بود. غرب اعم از آمريكا و و اروپا و اسرائيل، و جهان اسلام با همه فرق مختلف آن، عظمت و اوج عزتخواهي و شهادت طلبي اسلام و تشيع را لمس كرد. حزبالله لبنان به رهبري سيدحسن نصرالله حماسه سازان اين عرصه ماندگار و شگفت آفرين بودند.اسرائيل نماد كامل تمدن وحشي غرب، در برابر شهادت طلبان حزب الله، مجبور به تحمل شكست شد و آمريكا و انگليس، پيروزي فرهنگ و تمدن شيعي را بر گفتمان تجاوز، قتل عام و ويرانگري غرب ذليلانه پذيرا شدند.افكار عمومي جهان آزادانديش، وجدان بيدار بشريت متنفر از تجدد و توحش غرب در دل آمريكا، انگليس و حتي اسرائيل عليه اين جنايتكاران قيام كرد. «چفيههاي لبناني- فلسطيني»علاوه بر سر و گردن بسياري از زنان و مردان جهان گردن نخستوزير اسپانيا را هم مزين ساخت. اين مهم رستاخيز فكري و تمدني بشريت آزاده را در برابر تفكر و تمدن مدرن خبر مي دهد.«سيدحسن نصرالله» تبلور تمامعيار روحانيت اصيل شيعه عاشوراي حسيني(ع) را افتخارآفرين دنبال كرد و كاخ آروزهاي آمريكا و انگليس و اسرائيل و ديگر ددمنشان غربي را ويران نمود. آيا به اعتراف سران جنايتكار اين نخستين شكست اسرائيل در جنگهاي چندگانه با كشورهاي اسلامي منطقه نبود!؟به درستي بايد اذعان نمود كه رخداد شگرف پيروزي حزب الله مديون تمسك به قرآن كريم همراه با شعار برخاسته از شعور «لبيك يا حسين» نصرالله بود. نصرالله كه به عنوان حقيقت روحانيت اصيل شيعه، فرزند راستين حضرت روحالله(س) و پيرو واقعي مقام ولايت در كربلاي لبنان در مصاف با يزيديان پرچم بالنده ي تشيع را بارديگر به اهتزاز درآورد.اين كه نظر سنجيهاي كشور مصر، سيدحسن نصرالله و احمدينژاد شيعي را محبوبترينها در قلبهاي ميليونها مصري اهل سنت اعلان ميدارد، بارزه ي رستاخيز الهي تمدن و تفكر اسلامي است كه تمدن وحشي و ضد بشري غرب را به چالش جدي گرفته است.و اين يعني غلبه ي گفتمان بشرساز اسلام ناب محمد(ص) بر گفتگوي دژخيمانه تجدد يا مدرنيته.وقايع لبنان يك نكتة مهم و اساسي را آشكار ساخت و آن اين كه «خداوند نگهبان و پشتيبان روحانيت شيعه در يورش بلاها، بيماريها و بيماران غربزده و غربزدگيها و دنياپرستها و سياست بازيهاست. طبيعي است كه «سيدحسن نصرالله» دينباور چنين باور امدادي را عميقاً احساس كند و آن را با عبارت زيباي «من دستان ولي امر مسلمين جهان، حضرت آيت الله خامنهاي را مي بوسم، و به اين بوسه افتخار مي كنم» اظهار دارد.واقعيت آن است كه در امالقراي جهان اسلام – ايران- برخي دارندگان لباس روحانيت چندي است ناقل ويروس «غربزدگي و غربگرايي» شدهاند. آنانكه قدرت و سياست را آئين خود ميدانند و بر مدار آن تفكر، ايمان و ارزشهاي خود را تنظيم ميكنند و البته پاداش مادي و غيرمادي آن را هم دريافت ميكنند. كافي است به مسأله اي در روزهاي اخير اشاره شود كه به دو چهره شاخص اين طيف مربوط ميشود:1-اين سخنان هاشمي رفسنجاني در يكي از ديدارهاي پرترافيك او در يك ساله ي اخير است.وي با اعلان اينكه «فكر و عقيده را نميتوان تحميل كرد» به القای اجباري «حاكميت غیرالهی» پرداخته،و در پي جابجايي تحميلي و جبري «مشروعيت الهي حاكميت اسلامي و ولايت فقيه» با مفاهیم پوشالي و دروغين غرب است. وي با تبليغ تأكيدي «تحزب»، آن را «راهكار درست دمكراسي و مردمسالاري» خوانده و اخطار ميكند كه «دنيا به طرف آزادي و حاكميت مردم پيش ميرود و نميتوان جلوي اين مسير را گرفت.»البته «شعور مردم» در درك كُنه ماجرا توانمند است. نه گذشته را فراموش ميكند و نه محفل تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت را ناديده ميگيرد. آيا ملت نميدانند اين بيماري روشنفكري در كسوت روحانيت از ثمرات تجمع عناصري چون حجاريان و گروه او در آن محفل است؟ هرچند كه از راهكارهاي دوران انتخابات نهم هم هست با آنكه از سوي ملت با طرد و قهر مواجه شد!2- مسأله ديگر «ميزباني كاخ سفيد و ميهماني خاتمي است» بهدور از هر تفصيل، جملاتي از صفحة اول يك روزنامه از ده ها روزنامه دوم خردادي! را بايد مرور كرد كه با افتخار چنينآورده است: «روزنامة واشنگتن پست در يادداشتي به سفر قريب الوقوع سيدمحمدخاتمي به واشنگتن اشاره كرده است.»در اين يادداشت ميخوانيد: با وجود اختلافات قديمي ميان ايران و آمريكا كه بر سر مسائل هستهاي ايران تشديد هم شده، دولت بوش پذيرفته تا در مورد دادن ويزا به محمد خاتمي رئيس جمهوري سابق ايران براي سخنراني در كليساي جامع واشنگتن بررسيهاي لازم را صورت دهد اين بررسي ها در زماني صورت ميگيرد كه روابط آمريكا با مسئولان تهران تيرهتر شده است. «نيكلانس برنز» جانشين وزير خارجه آمريكا روز جمعه اعلام كرد كه آمريكا آماده اجراي جرائم جديد جامعه جهاني عليه ايران است در صورتيكه ايران بسته پيشنهادي را نپذيرد. جالب اينكه اداره خود «برنز» با اهداي ويزا به آقاي خاتمي موافقت كرده است. آقاي خاتمي در 1998 اعلام كرد كه بايد براي شكستن ديوار بياعتمادي ميان ايران و آمريكا تلاش كرد.»در همين نوشته آمده است: «دولت جديد ايران مخالفت خود را با بودجه 75ميليون دلاري دولت بوش براي تبليغات عليه ايران اعلام كرده است».سخن اصلي آن است كه «كاخ سفيد» و دولت بوش به «خاتمي» ويزاي ورود ميدهد و شادمان است كه او نخستين مقام رسمي ايران است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي از واشنگتن ديدار ميكند. همان كاخ سفيدي كه بمبهاي ويرانگرش در چنگالهاي اسرائيل هزاران شيعه لبناني را به خاك و خون كشيد و منطقه مسكوني آنان را با خاك يكسان كرد. بنابراين «كاخ سفيد و دولت بوش» براي نصرالله و حزب الله لبنان هم «هديه» داشت كه در هفتههاي گذشته به آنها اهدا كرد!نكته ديگر آنكه برخی دانشگاهيان ايران اگرچه در دو دهه گذشته «سياست زدگي» را پذيرا شده و تفكر و علم را برده سياست و سياسي كاران كردند، و با اهداي دكترا به هاشمی و خاتمي، به آبرو و حيثيت اين مركز علمي ضربه زدند و امروز در اعلان مواضع خصمانه برخي از آنان نسبت به «فرزند واقعي دانشگاه» دكتر احمدينژاد معناي ارزشگذار علمي را واژگونه و بياعتبار ميكنند، اما بايد در برابر «هدية كاخ سفيد به خاتمي» ساكت ننشينند، و اين پرسش را مطرح کنند که چگونه کاخ سیاه آمریکا با ندادن ویزا به نخبگان دانشگاه شریف، توهين عليه ملت ايران و تمدن و تفكر و علم ايراني را آشكار كرد اما اين چنين دلباخته خاتمي است كه براي درخواست ويزاي او اعلام آمادگي ميكند؟ ديگر آنكه روحانيت وارسته و پاسدار حقيقي شريعت محمد(ص) هرچه زودتر به علاج بيماري غربزدگي در حوزهها پرداخته و دارندگان لباس مقدس روحانيت را كه مروج فرهنگ غربي شده و با چشمداشت به پذيرش و حمايت جنايتكاران غربي تئوريسين «مشروعيتهاي بيمبناي مردمي» عليه «مشروعيت الهي» گرديدهاند و به اصطلاح دمكراسي و حقوق بشر و آزادي تمدن سوز و غربي را در اين لباس ديني نشر ميدهند و ميدان سياست را عرصه تاخت و تاز به نام دين كردهاند اعلان موضع نمايند!نكته سوم حكايت مثلث مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت است كه دو ضلع آن را «هاشمي» و «خاتمي» تشكيل ميدهند. از اين روي بايد در مواضع و مباني عقيدتي و سياسي اين افراد تأمل بسيار نمود و «هدية كاخ سفيد» را به يكي از اضلاع اصلي با دقت و كنجكاوي بيش از پيش نگريست. آيا ميتوان در راس مجمع تشخيص مصلحت پذيراي تفكري بود كه «حاكميت الهي» را در مصاف انديشة «دنيا مدارانه» به حاشيه ميراند ومفاهیم بی ارزش را به عنوان جايگزين آن ترويج ميكند؟ و آيا مي توان پذرفت «خاتمي» رئيس مركز يا محفل استراتژيك مجمع تشخيص مورد استثنايي استقبال شده از سوي «كاخ سفيد» باشد و «هديه» اين خانه شيطاني براي او آماده باشد و واشنگتن ميزبان او گردد
+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
۱/خيرانديش نسبت فاميلی را تکذيب نکرد مدیر مسئول سایت عارف نیوز علی خیر اندیش
۲/وزير نفت ،انتصاب شوهر خواهر هاشمی ثمره در بزرگترين قرارداد نفتی را تاييد کرد
چندی پیش سایت "عارف نیوز" از انتصاب علی خیراندیش (شوهر خواهر هاشمی ثمره) در بزرگترین قرارداد نفتی تاریخ کشورمان خبر داده بود که وی با ارسال نامه ای ، این خبر را رد کرده بود به گزارش سایت "عارف نیوز" سیدكاظم وزیری هامانه وزیر نفت در مصاحبه خود با خبرنگاران به مناسبت هفته دولت این خبر را تایید کرد.در این مصاحبه خبرنگاری از وزیر نفت می پرسد: آقای خیراندیش كیست. راست است كه می گویند با آقای هاشمی ثمره رابطه فامیلی دارد که وزیر نفت پاسخ می دهد : «ایشان مسئول پروژه ایران LNG است. درباره مابقی اش هم نمی دانم.» در ادامه خبرنگار روزنامه شرق می پرسد: راست است می گویند ایشان نماینده رئیس جمهور در قضیه كرسنت است که وزیری هامانه در پاسخ می گوید:«اینكه می گویند ملاك نیست.»
۳/خاندان هاشمي ثمره برگزار كننده شوي لباس
چندی پیش ، نمايشگاهي در خيابان حجاب برگزار شد كه عنوان " شوي لباس اسلامي " از طرف برخي رسانه ها به خود گرفت كه واكنش هاي بسياري را برانگيخت . به گزارش سایت "عارف نیوز" اين "شوي لباس" با حمايت و پشتيباني مجتبي هاشمي ثمره مشاور عالي رييس جمهو كه مجوزهاي برگزاري اين حركت را پيگري مي كرد و هاشمي ثمره معاون امور اداري مالي وزارت صنايع كه امور طراحي و ارتباط با مراكز فني را پيگيري مي كرد ، برگزار شد. بر همين اساس قند فروش،همسرهاشمي ثمره كه اكنون مشاور زنان استان تهران است دبير اين حركت راكه"شوي لباس اسلامي " نام گرفته بود را عهده دار بود . آيت ا.. سيد احمد خاتمي با انتقاد از اين نمايشگاه گفته است : متاسفانه آنچه به نمايش گذاشته شد و در مطبوعات و جرايد مشاهده كرديم ، بيشتر جلوه زيوروزينت زنان بود و نه پوشش آنها . عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم در اين جلسه افزود است : قرآن كريم مي فرمايد زنان بايد زينتشان را براي محارم خود نمايش دهند و خود را از غير بيپوشانند ، ولي متأسفانه آنچه در اين نمايشگاه ديديم ، چندان نسبتي با پوشش اسلامي نداشت و نبايد آن را به اشتباه پوشش اسلامي تلقي كرد . لازم به ذكر است همزمان با اين نمايشگاه كه در خيابان حجاب برگزار شد ، نمايشگاه ديگري به همت نيروي انتظامي برگزار شد كه داراي ابعاد فرهنگي مثبتي بود . همچنين يحيي زاده نماينده مجلس شوراي اسلامي در تذكر به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ،خواستار ممانعت از برگزاري شتابزده اينگونه نمايشگاهها براي جلوگيري از سلب اعتماد مردم و به ترديد افتادن كار آمدي طرح مد ولباس شد
۴/هاشمی ثمره، عارف نيوز را فيلتر کرد
انتشار اخبار فامیل سالاری در دولت نهم باعث فیلتر شدن سایت "عارف نیوز" شد. پس از انتشار خبر انتصاب علی خیراندیش – شوهر خواهر هاشمی ثمره (مشاور عالی رییس جمهور) – به عنوان متولی قرارداد 100 میلیارد دلاری “NIOC LNG” در سایت "عارف نیوز"،هاشمی ثمره دستور فیلترینگ این سایت را به وزیر ارتباطات وفناوري اطلاعات (پست وتلگراف وتلفن) داد. در پی این موضوع وزارت ارتباطات وفناوري اطلاعات به ISPها اعلام کرد نسبت به فیلترینگ اقدام کنند. هفته گذشته که مسوولان سایت "عارف نیوز" همکاری مناسبی با برخی مراجع قانونی در مورد منابع خبری اش داشت، خبر انتصابات فامیلی در پروژه 100 میلیارد دلاری صادرات گاز به چین را منتشر کرد ،خیراندیش – شوهر خواهر هاشمی ثمره با ارسال جوابیه ای اعلام کرد که سوابقی در صنعت نفت وگاز دارد اما نسبت فامیلی وحضور خود در این پروژه میلیاردی را تکذیب نکرد. انتشار این خبر با واکنش هاشمی ثمره ،مشاور عالی رییس جمهور، مواجه شد که وی ضمن درخواست از رییس جمهور دستور فیلترینگ سایت "عارف نیوز"را داد. سایت "عارف نیوز" پیش از این از انتصاب برادران هاشمی ثمره در ارکان مختلف دولت خبر داده بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در پي پخش و انتشار گسترده CD تصاويري از عبدالرضا هلالي در تهران و شهرستانها، توضیحات وی در پی می آید:
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مدتي پس از انتشار مقالات و نوشتههاي تخريبي عليه برخي شخصيتهاي روحاني نظام كه به ويژه در برخي سايتها و جرايد برخي مراكز آموزشي قم پيگيري ميشد، رهبر انقلاب امروز در سخنان صريح خود، خواستار پايان اين اقدامات شدندرهبر انقلاب اسلامي در ديدار خبرگان منتخب ملت ، مجلس خبرگان رهبري را ذخيرهاي معنوي و پشتوانهاي عظيم براي نظام خواندند و پرهيز از تضعيف خبرگان،حفظ اعتماد مردم به اين مجلس، برخورداري اعضاي مجلس خبرگان از وزانت علمي، ديني، سياسي و اجتماعي و پرهيز از اعمال مسائل جناحي و خطي را از الزامات حفظ جايگاه بسيار مهم مجلس خبرگان برشمردند و هرگونه تخريب شخصيتهاي سياسي و علما را با هر انگيزهاي كاري غيرشرعي و غيرعقلاني دانستند. رهبر انقلاب اسلامي بااشاره به در پيش بودن انتخابات خبرگان،از برخوردهاي تخريبي با هر انگيزه و علتي كه صورت گيرد به شدت انتقاد كردند و افزودند: جمع كوچكي با اين كارهاي به شدت تاسف انگيز، فضاي جامعه را تخريب ميكنند اما همگان بايد مراقب باشند كه فضاي انتخابات خبرگان به برخوردهاي تخريبي و مخدوش كردن چهره افراد آلوده نشود. ايشان تخريب چهرههاي سياسي ديني و انقلابي و نيز علماي محترم و روحانيان حوزههاي علميه را به دور از هرگونه منطق شرعي و عقلي ارزيابي و تاكيد كردند: راه ابراز مخالفت با جهت گيريهايي كه به نظر انسان اشتباه ميآيد، اهانت و تخريب نيست بلكه تبيين روشنيها و تاريكيها، آن هم بدون نام آوردن از اشخاص است. آيتالله خامنهاي ، اتهام و افترا و بيان مطالب غيريقيني را درباره افراد برخلاف منطق قرآن خواندند و افزودند: حتي اگر هدف، مقابله با خطي انحرافي باشد، روشهاي تخريبي، اين هدف را محقق نخواهد كرد بنابراين بايد از تخريب و اتهام با هر انگيزهاي دوري كرد. ايشان همچنين با تأكيد بر حضور حداكثري روحانيون در كانديداتوري، صاحبان صلاحيت را به حضور در ميدان انتخابات خبرگان فراخواندند و افزودند: هركس كه خود را براي عضويت در مجلس خبرگان صاحب صلاحيتهاي لازم ميداند، وظيفه شرعي دارد كه خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهد. آيتالله خامنهاي،شركت مردم را در انتخابات خبرگان وظيفهاي عمومي و عامل حفظ اعتبار مجلس خبرگان دانستند و افزودند:انشاءالله در وقت لازم، درباره انتخاب خبرگان، با مردم بيشتر صحبت خواهم كرد. به دوربودن مجلس خبرگان از مسائل خطي و جناحي نكته ديگري بود كه رهبر انقلاب اسلامي آن را براي حفظ جايگاه مجلس خبرگان ، ضروري برشمردند.ايشان در اين ديدار كه صبح روز پنجشنبه انجام شد، با تبريك ماه شعبان و اعياد مبارك اين ماه، وظيفه اصلي مجلس خبرگان يعني انتخاب رهبر در هنگام فقدان يا خلا رهبري را مسئوليتي منحصر به فرد برشمردند و افزودند : اگر مجلس خبرگان هميشه آماده، حاضر و از لحاظ تحليلي، مسلط بر اوضاع كشور نباشد در ساعت فقدان رهبري هيچ دستي گره گشاي اين بحران و مشكل نخواهد بود و اهميت مجلس خبرگان از همين امر آشكار ميشود. رهبر انقلاب برخورداري نمايندگان مجلس خبرگان را از وزانت علمي ـ ديني، سياسي و اجتماعي، از ديگر الزامات حفظ جايگاه اين نهاد دانستند و افزودند: كساني كه به مجلس خبرگان راه مييابند بايد از وزانت لازم برخوردار باشند تا در روزي كه براي انتخاب رهبري تصميم ميگيرند مردم با خاطرجمعي، اين تصميم را بپذيرند. به نظر ميرسد در حالي كه حدود 3 ماه تا انتخابات خبرگان باقي است، سخنان مهم رهبري نقش مهمي در تلطيف فضاي اين انتخابات و حضور حداكثري روحانيون از جناحهاي مختلف و مردم در آن ايفا كند
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط
|
فعالیت های تخریبی عليه چهرههاي سیاسی و فرهنگی منتقد و اصولگرا صورت تازهتری پیدا کرده استبه تازگي برخي با سوء استفاده از تريبون يك موسسه باسابقه فرهنگي، ديني دکتر عماد افروغ رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس را مورد هجمه ها و حملات شديدي قرار دادهاند، امري كه به نظر ميرسد بدون اطلاع مسوولان اين موسسه صورت گرفته است.بنابر اين گزارش، در شماره 25 و 26 ويژهنامههايي كه به عنوان «مواضع و ديدگاهها» توسط دفتر سياسي دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم منتشر ميشود، مطالبي به صراحت عليه افروغ، به چاپ رسيده بود که پس از نامه نگاری عماد افروغ، رئیس دفتر تبلیغات قول عذرخواهی و جبران می دهد که در شماره 27 نه تنها جبران نمی شود که دوباره بدتر از قبل اهانت و هتک صورت می گیرد. در همین زمینه عماد افروغ به خبرنگار بازتاب گفت: در ماجراي پخش شبنامه براي من یقين حاصل شده بود كه توسط يك دستگاه حكومتي انجام شده، اما متأسفانه دوباره شاهد اين هستيم كه يك دستگاه دولتي و ديني ديگر اقدام به تخريب بنده كردند. اگر يك شخصيت حقيقي بود من هيچ شكايتي نداشتم. ولي احساس من اين است كه در بخشهايي از حاكميت ما، متأسفانه مقابله با نقد و نقادي به صورت يك عادت درآمده يا در حال درآمدن است و من امروز واقعا خطر يك ديكتاتوري مطلقه منتخب قدسي را كه هيچ ربطي هم به ولايت امر مسلمين ندارد، گوشزد ميكنم. بنده معتقدم اگر تاكنون اتفاقات ناگواري رخ نداده، مرهون نظارتهاي رهبري است و من حسب وظيفه تاريخي موظفم كه تذكر بدهم.بنا به این گزارش در شماره 25 مجله منتشره دفتر تبليغات در مورد دکتر افروغ آمده است كه:« تعداد انبوهي هستند كه در كسوت اصولگرايي ظاهر شدهاند ولي برخلاف ديگر اصولگرايان هيچ سابقه مبارزاتي و سياسي در پرونده خود پيش يا پس از انقلاب اسلامي ندارند و با وجود گمنامي از محيط بسته كرسي تدريس و كتابخانه به ميدان باز سياست و حكومت روي آورده و به موقعيتي دست يافتهاند اما به علت ناشيگري و كمتجربگي در خدمت جريانهاي سياسي رقيب قرار گرفته هر روز سخنان ناسنجيده آنان تيتر روزنامههاي زنجيرهاي ميشود و هيچ از خود نميپرسند كه چرا اين همه مورد اقبال اينگونه مطبوعات اند.» و باز در شماره 26 همان نشریه آمده است:« باري، كساني كه ميگويند رئيسجمهور از موضع بالاتر از خود سخن گفته (مربوط به نامه به بوش است) سخن ناروايي گفتهاند ولي بايد به اين سؤال پاسخ دهند كه خود آنان از چه جايگاهي رئيسجمهور را مورد عتاب و خطاب قرار ميدهند؟ اينان كه بر خلاف ادعاي عقلانيت، هيجاني و احساسي و متعصبانه با دولت جديد برخورد ميكنند و در اوهام روشنفكري غرقند، آيا از خود پرسيدهاند كه مردمي كه به آنان رأي دادهاند براي پزهاي روشنفكري رأي دادهاند يا براي حل مشكلات و تحقق مطالباتشان؟ راستي اينان وكيل مردمند يا وكيل شخص خود؟ دکتر افروغ در پاسخ به اینکه چه اقداماتی برای جلوگیری از این اعمال انجام داده است؟ گفت؛ من پس از اينكه شماره 26 را ديدم چون شماره 25 را كه خيلي هتاكانهتر بود نديده بودم، نامهاي به آقاي رباني، رئيس محترم دفتر تبليغات قم نوشتم، در تاريخ 18/4/85 به اين مضمون و در آن آوردم که: حضرتعالي كه يكي از عبارات مقاله بنده را كه به طور غير مستقيم ناظر بر نقد يكي از روساي جمهور كشور بود در فصلنامه شماره 23 علوم سياسي بود، با حساسيت بسيار حذف كرديد، چگونه هم اكنون در برابر چاپ اين عبارات صريح به راحتي عبور كرديد؟ بحمدالله بر بنده روشن شد كه دفاع ما از عالمان حوزه هاي علميه يك طرفه است و در زمان ضرورت، نه تنها نبايد شاهد دفاعي از مراكز و كانون هاي مورد انتظار باشیم، كه بايد منتظر حمله اي ديگر نيز از سوي اين كانون ها باشيم . وی هم چنین گفت؛ من نمي دانم گناهم چيست؟ به من بگويند آيا من نامه اي به رياست جمهوري نوشته ام؟ سفارشي كرده ام؟ كسي را معرفي كرده ام؟يا سعي كردم با ملاك ومعيارهاي به دست آمده از انقلاب اسلامي به نقد سياستها و رفتارهاي مديران بپردازم؟رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس درباره سوابق سیاسی و مبارزاتی اش گفت؛ من ديپلم رياضي را در دبيرستان رازي شيراز و در يك خانواده متوسط رو به پايين گرفتم. سپس براي تحصيل در رشته راه و ساختمان، حول و حوش سال55-54 عازم انگلستان شدم. در تمامي تظاهرات و اعتصاب هايي كه در خارج كشور برگزار مي شد حضور داشتم كه از قضا، با آقاي عباس سليمي نمين با هم از انگليس اخراج شديم و باهم در يك سلول در انگليس زنداني بوديم.در سال 56 مرخصي تحصيلي گرفتم و آمدم ايران تا به خيل تظاهر كنندگان بپیوندم . اما چون احساس مي كردم ممكن است نبرد مسلحانه اي شكل بگيرد بار ديگر به انگليس برگشتم و از آنجا به سوريه و سپس لبنان رفتم و مدت هفت ماه آموزش نظامي ديدم و در قلعه ارنون در نزديكي هاي شهر نبطيه جنگيدم. و افتخار مي كنم كه با اسرائيلي ها نه در شعار كه در عمل جنگيده ام. و پس از انقلاب دوباره براي ادامه تحصيل به انگليس برگشتم. و در همان ایام، در تابستان و تظاهراتي كه جلوي سفارت انگليس داشتم دستگير و پس از 45 روز بازداشت و 17 روز اعتصاب غذاي خشك (به همراه آقای سلیمی نمین) از انگلیس، اخراج شدم . در ايران هم منطقه محروم سيستان را، به رغم در خواست وزارت خارجه و ارشاد براي فعاليت هاي آموزشي و عقيدتي خود انتخاب كردم. بعد ازدواج هم به شيراز آمدم و به عضويت شوراي فرماندهي سپاه در آمدم و تا پايان جنگ با ارگان های انقلابی همكاري داشتم.
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط
|
نشریه ارگان انصار حزب الله با انتشار گزارشی از برخورد یک مامور پلیس با یک زن ناهی منکر در میدان قدس تهران، اعلام کرد که این تشکل از پیگیریهای خود برای برخورد نیروی انتظامی با مساله بدحجابی توبه کرده و از این پس تنها خواستار آن است که پلیس برای برخورد با زنانی که به این مسایل تذکر می دهند، از پلیس زن استفاده کند! این مطلب که با نگاهی طنزآلود و شدیداً انتقادی نوشته شده در عمق خود بیانگر تغییر رویکردی است که گروههای نه چندان شناخته شده موسوم به «انصار حزبالله» را با خود درگیر کرده استمتن گزارشی که نشریه «یالثارات الحسین» در شماره اخیر خود درج کرده، چنین شروع میشود: «ساعت 5/10 شب مورخه 2/6/85، میدان قدس روبروی بیمارستان شهدای تجریش. جوانکی خیابانی سوار بر پژو 206 مقابل یک مانکن خیابانی ترمز و طرف را سوار میکند. خانمی جا افتاده و میانسال دخترک مانکن را خطاب قرار داده و نهی از منکر میکند، اما از سوی دختر مانکن چند فحش آبدار میشنود». در ادامه این گزارش آمده: «گروهبان کماکان با خونسردی مشغول تماشاست! و هنگامی که زن ناهی از منکر به تنگ آمده از تهدید و فحاشی متخلفین، خواستار برخورد او (یعنی همان گروهبان!) با متخلفین میشود که گروهبان به یک باره جوش آورده و پس یقه خانم ناهی از منکر را گرفته و پس از یک تکان اساسی نامبرده را به درون اتاقک نگهبانی هل میدهد! بر اساس گزارشات شهود عینی گروهبان نامبرده در تمامی مدت عملیات انتظامی فوق از جوانک و مانکن خیابانی متخلف حمایت کرده و خانم ناهی از منکر را به جوسازی و بر هم زدن نظم متهم مینموده است!»
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط
|
وقتي كه بهناز محسنيان دوره تدريس انگليسي خود در موسسه نجداد را در بهار شروع كرد، دختران و پسران در يك كلاس درس ميخواندند. ماه پيش كلاس دختران از پسران جدا شد و هريك در روزي جداگانه به موسسه ميآمدند. كمي بعد، بنا به درخواست دولت، معلمان با چادر سركلاس حاضر شدند. و اكنون بحث برسر جدا كردن ساختمان محل آموزش دختران است. يك سوم شاگردان ديگر به اين موسسه زبان نميروند. او ميگويد: "انگار مشغول قطع حقوق ما هستند. گويا ما نميتوانيم رفتاري عادي داشته باشيم و لازم است مدام ما را كنترل كنند." ظرف چند ماه گذشته، بخشهاي مختلف حكومت ايران بي سر و صدا مشغول محدود كردن آزاديهاي فردي، جداسازي مجدد جنسيتي در موسسات آموزشي و اعمال شئونات اسلامياي هستند كه از دهه 1990 تا اندازهاي كنار گذاشته شده بود. اين محدوديتها به خودي خود تازگي ندارند. اما روش اعمال گاهبهگاه و ملايم آنها تازگي دارد. بجاي اعلام محدوديتها و اعزام تيمهاي پليس به خيابانها، نظام از روشهاي ظريفتر براي وادار كردن مردم به رعايت آنها استفاده ميكند. اين حركت خزنده به سوي طالبانيگري به قدري پنهان انجام ميشود كه من فقط هفته پيش هنگام رفتن به آرايشگاه متوجه آن شدم. اين بار خبري از عكس مدلهاي مو بر ديوار آرايشگاه نبود. ماموران دو هفته قبل به آرايشگاه حمله كرده و دستور جمعآوري عكس زنان بيحجاب را داده بودند. آنچه كه موجب نگراني است چرخش در ديدگاهست. در زمان خاتمي بيشتر شئونات محدود كننده، به ويژه آناني كه با هدف دلسرد كردن زنان از مشاركت در زندگي مدني وضع شده بودند، كنار گذاشته شدند. براي مثال زنان ميتوانستند بصورت همخواني آواز بخوانند. اخيرا در يك كنسرت در ساري، گروه زنان همخوان به پشت يك پرده سياه منتقل و در كنسرت بعدي بكلي حذف شدند. علامتهاي هشداردهنده ديگري نيز هست. يك ماه پيش مسئول يك كافيشاپ به ما اعلام كرد كه زنان حق كشيدن سيگار در آن محل را ندارند. در هنگام مراجعه به باشگاه ورزشي، مسئول پذيرش به من گفت كه مقامات در بازديد از آن محل اخطار كردهاند كه درصورت عدم رعايت پوشش شديدتر اسلامي محل را خواهند بست. بارديگر اخطارهاي رسمي به شكلي ملايم اما موثر اعمال ميشود. درهمين زمان به فروشندگان مانتوهاي زنانه اخطار شده از فروش مانتوهاي كوتاه خودداري كنند. چه كسي در پشت اين محدوديتهاي جديد است؟ در ابتداي پيروزي احمدينژاد هيچ چيز تغيير نكرد. در آن زمان تحليلگران اين را به حساب زيركي احمدينژاد ميگذاشتند: با عدم مداخله در زندگي خصوصي مردم، او از حمايت همگان در برنامه اتمي كشور برخوردار ميشود. بعضي ميگويند اين دستور احمدينژاد نيست، بلكه كار مديران مذهبي افراطي است كه در تمام سطوح كشوري گمارده شدهاند. بعضي ديگر معتقدند كه تندروها از پيروزي حزبالله لبنان جسور شدهاند و آنرا نشانهاي از پيروزي اسلام تندرو و درستي نظرات راديكال خود ميبينند. به نظر امير محبيان، آنها از رئيسجمهور انتقاد ميكنند كه مايل به "وارد كردن فشار بر مردم نيست. اما زماني كه جو داغ ميشود، بعضي از مقامات سليقههاي شخصي خود را اعمال ميكنند." آنچه كه روشن است هرروز بر فشارها افزوده ميشود. همين هفته گذشته كاميونهاي مملو از ديشهاي ماهواره در تهران براه افتادند. هنوز روشن نيست آيا اين اقدامات موقتي هستند يا نه. تا اين لحظه به نظر نميرسد كه عدم علاقه عمومي نسبت به معيارهاي اسلامي، خللي در عزم مقامات وارد كرده باشد. در شب آتشبس لبنان، مقامات چنان جشن گرفتند كه انگار پيروزي نظامي ايران بوده است. رسانههاي دولتي از مردم خواستند كه در ساعت معين به پشتبامها بروند و اللهاكبر بگويند. اما تعداد كمي اين دعوت پاسخ دادند و در بيشتر نواحي تهران سكوت برقرار بود. منبع: روز به نقل از مجله تايم – 24 اوت 2006
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رئیس جمهوری اسلامی ایران روز گذشته در شرایطی جرج بوش را به مناظره دعوت کرد که تنها با گذشت چند ساعت مشخص شد دعوت او این بار هم پاسخی در پی نخواهد داشت. جدا از ابعاد نمادین چنین دعوتی (در صورتی که آن را تنها اقدامی تبلیغاتی تلقی کنیم و نه سیاست واقعی دستگاه دیپلماسی کشور) پرسشهایی مطرح میشود که سیاستمدار ارشد ایرانی بایستی پیش از آنکه به عنوان منتخب ملت؛ از بوش که خصمانهترین رویکردها را نسبت به جمهوری اسلامی ایران داشته برای مناظره دعوت کند، به آنها پاسخ میداد. مهران قاسمی
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در پي كنفرانس مطبوعاتيِ اخيرِ رييسجمهور ايران، يكي از خبرنگاران خارجي حاضر در جلسه، كه از طرف يك خبرگزاري بينالملليِ اروپايي در اين كنفرانس حضور داشت، ضمن استعفا از خبرگزاري مذكور، خواستار استخدام در يكي از رسانههاي ايراني شد. وي دلايل اين تصميم را در قالب نامهاي براي يكي از همكاران سابقش نوشته و قبل از ارسال در اختيار ما قرار دادهاست كه در پي ميآيد: م.ف
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
۱محمد حسینی رفت ؟!! ۲جمع آوری 48هزارماهواره درتهران ۳همزمان با جمعآوري ماهوارهها در پايتخت:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
امروز هشتم شهريور است؛ چند ساعتي بيشتر نمانده تا رسانههاي ما كه روش برخورد مناسبتي را در پيش گرفتهاند، با شهيد رجايي و شهيد باهنر خداحافظي كنند و ياد و نام آنان را كه از بزرگترين سرمايههاي معنوي اين ملك و آيين هستند، تا سال بعد به خدا ميسپارند! غلامعلي رجايي
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اگر ما اين مسئله را در نظر داشته باشيم كه هفتهى آينده شوراى امنيت به سوى اقدامى شديدتر عليه ايران میرود كه مىتواند تحريم اقتصادى و يا در واقع محدوديتهاى مسئولين دولتى باشد، آن موقع احتمال داده مىشود در يك فضاى تشنجآميز برخورد با جريانهاى سياسى و فعالان مطبوعاتى و دانشجويى و همينطور فعالان جنبش زنان و نهادهاى مدنى شديدتر و شديدتر بشود.” عيسى سحرخيز عضو كانون دفاع از آزادى مطبوعات به چهار سال حبس تعزيرى و پنج سال محروميت از مسئوليتهاى مطبوعاتى محكوم شد. اين خبر ديروز در رسانههاى ايران انعكاس يافت. به عيسى سحرخيز اتهاماتى نظير ”تبليغ عليه نظام، انتشار مطالبى عليه اصول قانون اساسى و نشر اكاذيب عليه صدا و سيماى جمهورى اسلامى” زده شده او در اعتراض به اين اتهامات و روند محاكمهاش گفت در جلسات دادگاهى كه براى براى روزنامهى ”اخبار اقتصاد“ و ”مجلهى آفتاب“ طى شد، بويژه در جلسات دوم و سوم جلوى دفاعيهى كامل او را گرفتند و عجله داشتند كه هر چه زودتر دادگاه را خاتمه دهند. به نظر سحرخيز اين نشان مىدهد: در واقع يك ارادهى سياسى پشت قوهى قضايى ايستاده كه سريعتر و شديدتر حكمى را عليه من صادر بكنند. اين اراده، ارادهاى بود كه شش ـ هفت سال پيش، پشت توقيف فلهاى مطبوعات ايستاد و با طرح موضوع «پايگاه دشمن»، دستور داد كه روزنامهها را توقيف بكنند و ما در كمتر از ۴۸ ساعت شاهد توقيف حدود ۲۰ روزنامه و مجله بوديم و طبيعى است كه چنين ارادهاى در واقع حضور و وجود خودش را در رأى صادرهى دادگاه هم نشان داد.” سحرخيز معتقد است آنچه به عنوان اتهام به وى نسبت داده شده تنها بهانهاى است براى محدود كردن فعاليتهاى مطبوعاتى و فعاليتهاى سياسى او و از همه مهمتر تهديدى است عليه تلاشهاى وى براى آزادى بيان و آزادى قلم. او میگويد: ”در چند سال گذشته من را بصورت غير مستقيم ممنوعالقلم كرده بودند، بصورت مستقيم جلوى سفر من به كشورهاى ديگر را گرفته بودند و من را در خاك ايران بگونهاى زندانى كرده بودند و در واقع اين اراده كه از شخص آقاى خامنهاى ظهور و بروز پيدا مىكند، در پى اين بود كه به هر حال جلوى صحبتها، مصاحبهها و فعاليتهاى مطبوعاتى و سياسى من را بگيرد و سعى مىكرد، همانند افراد ديگر كه براى آنها يك محمل قانونى درست مىكنند و حكم دلخواه خودشان را صادر مىكنند، در مورد من از پروندهى اخبار اقتصاد و مجلهى آفتاب استفاده بكنند و شديدترين حكمى را كه مىتوانند، صادر بكنند.” به نظر عيسى سحرخيز اين روند قابل پيشبينى بود و به همين دليل نيز او و بسيارى ديگر كه براى حفظ و گسترش آزاديها در ايران تلاش میكنند همواره سعى كرده اند بر اين حقيقت تاكيد كنند كه: ”هر گونه تغيير حاكميت دوگانه به حاكميت يكدست و جريان جنگافروز مىتواند، كشور را از لحاظ داخلى به فضاى خفقان سير بدهد.” عيسى سحرخيز اولين، آخرين و تنها فردى نيست كه با اتهاماتى مانند «فعاليت عليه نظام» در معرض تهديد و زندان قرار گرفته. از هنگام روى كار آمدن جريانى كه او از آن به عنوان «جريانى يكدست و جنگ افروز» نام میبرد، دست اندركاران مطبوعات، وكلاى زندانيان سياسى، مدافعان حقوق بشر و فعالان مسايل زنان و جنبش دانشجويى با محدوديتها، دستگيرى ها و اعمال فشارهاى مختلف روبرو هستند. به گفته عيسى سحرخيز: ”بسيارى از فعالان سياسى را داريم، حتى سران احزاب و گروهها را كه آنها احكامى را برايشان صادر كردند يا دادگاهى را تشكيل دادند يا الان در مسير رفت و آمد بين دادگاه هستند و براى آنها هم شمشيرهايى را بالاى سرشان دارند آمده مىكنند. به هر حال من فكر مىكنم كه شخص آقاى خامنهاى دستور داده تا براى تمام مخالفين و اپوزيسيون قانونى خودش پروندهسازى بشود، دارد احكام آنها را آماده مىكند تا در شرايط مناسب، در شرايط آمادگى فضاى داخلى و بينالمللى و در صورتيكه حس بكند كه قدرت خودش در خطر هست، از اين احكام استفاده بكند و افراد بيشترى را به زندان بفرستد.” به عقيده عيسى سحرخيز مجموعه تحولاتى كه از يكسال گذشته تاكنون در ايران رخ داده چشمانداز تيرهاى را پيش روى مىگذراد: ”اگر ما در كنار اين موضوع، مباحث مربوط به حقوق بشر و انرژى هستهاى را در نظر بگيريم و اين مسئله را در نظر داشته باشيم كه هفتهى آينده شوراى امنيت به سوى اقدامى شديدتر عليه ايران كه مىتواند تحريم اقتصادى و يا در واقع محدوديتهاى مسئولين دولتى باشد، آن موقع طبيعتا در يك فضاى تشنجآميز با برخوردهاى بيشتر احتمال داده مىشود كه برخورد با جريانهاى سياسى و فعالان مطبوعاتى و دانشجويى و همينطور فعالان جنبش زنان و نهادهاى مدنى شديدتر و شديدتر بشود.” به نظر او اين خطاى بزرگى است كه دنيا بر روند نقض دمكراسى و حقوق بشر در ايران چشم بپوشد و تنها به برنامه هستهاى جمهورى اسلامى بپردازد. ددويچه وله
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
جمعيت ايران فردا در نامهاي به رييسجمهور از اظهارات سخنگوي دولت مبني بر خواندن و پيگيري 11 هزار نامه مردم توسط شخص رييسجمهور و اعلام جرم وي عليه برخي مطبوعات انتقاد كرد. به گزارش "ايلنا"، در بخشي از اين نامه آمده است: به نظر ميرسد سخنگوي محترم دولت به جهت دوشغله بودن، فرصت مطالعه و بررسي لوايح را ندارند، به همين منظور عموما مطالبي كه از سوي الهام اعلام ميشود، جدي گرفته نميشود. براي مثال همين موضوع خواندن حدود يازده هزار نامه توسط شخص رييسجمهور كمي غيرمنطقي به نظر ميرسد. اگر خواندن و پيگيري هر نامه توسط رييسجمهوري تنها 10 دقيقه به طول انجامد، به راستي رييسجمهور چند هزار دقيقه از وقت خود را صرف پيگيري اين نامهها نموده است؟ اين نامه ميافزايد: آقاي رييسجمهور به منظور اعتبار بيشتر دادن به مصوبات و طرحهاي هيات دولت پيشنهاد ميشود به الهام توصيه كنيد از بين دو نهاد شوراي نگهبان و هيات دولت، يكي را برگزيند. به طور مسلم در صورت اتفاق افتادن اين موضوع، الهام از اين پس مقتدرتر و با مطالعه بيشتر اظهار نظر خواهد كرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل در سال 2003 ميلادي از دريافت يك نامه تهديدآميز خبر داد و اعلام كرد كه در اولين فرصت نسبت به پيگيري اين نامه اقدام خواهد كرد. شيرين عبادي در گفتوگو با ايلنا با اعلام اين مطلب، گفت: امروز نامهاي توسط پست به دفتر بنده آمد كه در آن از يك آدرس جعلي، شخصي كه خود را يك خانم معرفي كرده است، مرا به قتل تهديد و اعلام كرد كه ليستي تهيه شده كه در آن تعداد سه هزار و 470 نفر در آن درج شده و نام بنده نيز در آن ليست قرار داد و من به زودي به سزاي اعمالم خواهم رسيد. وي افزود: مشابه اين نامه نيز پيش از اين براي من ارسال شده بود، اين مساله نشان از اين دارد كه عدهاي قصد دارند با ايجاد ارعاب، مانع از فعاليتهاي مدافعين حقوق بشر در ايران شوند، به همين علت بنده به كليه افرادي كه احتمالاً چنين نامهاي را دريافت ميكنند، اعلام ميكنم كه نبايستي مرعوب اينگونه اقدامات شوند و فعاليتهاي خود را كاهش دهند زيرا هدف از ارسال چنين نامههايي ارعاب فعالين حقوق بشر است. عبادي تصريح كرد: بنده در اولين فرصت و بعد از مراجعه از كنفرانس صلح كه در هيروشيماي ژاپن برگزار ميشود، مبادرت به پيگيري قضايي نامه مزبور خواهم كرد. رييس كانون مدافعان حقوق بشر ادامه داد: گرچه ميدانم پيگيري قضايي اين نامه نتيجهاي در بر نخواهد داشت اما به عنوان يك حقوقدان وظيفه خود ميدانم كه با اعلام مراتب به مراجع قضايي و انتظامي تكليف آنها را در خصوص حفظ امنيت شهروندان يادآور شوم. وي افزود: مهمترين وظيفه هر حكومتي حفظ امنيت است و پس از آن بايد مباحث ديگري طرح و مورد توجه قرار گيرد.گفتني است چند روز پيش نه نفر از برندگان جايزه صلح نوبل در اطلاعيهاي از تهديد شيرين عبادي و مخالفت با تشكيل كانون مدافعان حقوق بشر انتقاد كرده بودند.
+ نوشته شده در پنجشنبه 9 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پناهندگی یک مجری تلویزیون به قبرس ۲پنج خواننده پاپ ممنوع صداشد۳«نرگس»، هر روز بدتر از دیروز
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
همه چيز به نفع دولت؛ سرمقاله اعتمادملي دولت و ركن چهارم؛ سرمقاله شرق جوانايراني و افقهايبلند؛يادداشتروز كيهان ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط
|
پس از گذشت چند هفته از نمایش یک فیلم کوتاه بر روی سایتهای مختلف اینترنتی که جنجال زیادی را در محافل دینی، سیاسی و هئیتهای مذهبی کشور برپا کرده بود، «عبدالرضا هلالی» مداحی که سوژه اصلی تمام این جنجالها بود، نسبت به پخش این فیلم و تبعات آن برای وی، واکنش نشان داد. وی که در شب میلاد حضرت ابوالفضل (ع) در حسینیه قهرودیها، مداحی جشن مربوط به این شب را بر عهده داشت، در ابتدای مراسم و در میان تشویقهای مکرر نزدیک به دو هزار نفر از هوادارانش گفت: «آن چیزی که در گوشیهای موبایل و cdهای کامپیوتری در این روزها علیه من وجود دارد، از بیتقوایی کسانی است که به اسم امام حسین (ع) و حضرت زهرا (س) دست به تخریب دوستداران اهل بیت میزنندهلالی با صدایی بغض آلود افزود: «معلوم نیست هزینه پخش و تکثیر در تیراژ چند هزاری این cdهای دروغین از کجا تامین میشود؟ چگونه میشود در یک روز بیش از پنج هزار cd در میدانهای تهران به صورت رایگان علیه من پخش شود؟» گفت و گو با نزدیکان هلالی تیپهای متفاوت در حسینیه
+ نوشته شده در چهارشنبه 8 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|
|