|
هيات نظارت بر مطبوعات روزدوشنبه روزنامهي شرق را به استناد تبصرهي مادهي 12 و بر اساس بندهاي 1،2،4 و به ويژه بند 8 مادهي 6 قانون مطبوعات توقيف و پروندهي آن را به دادگاه ارسال كرد. اين هيات همچنين در پنجاه و دومين جلسه از دهمين دورهي خود كه به طور فوقالعاده در روزهاي اوليه خرداد ماه سال جاري برگزار شد با اكثريت آرا، روزنامهي ايران را توقيف كرد. طبق تبصره ماده 12 قانون مطبوعات -استنادي هيات نظارت بر مطبوعات-، در مورد تخلفات موضوع ماده 6 به جز بند 3 و 4 و بند ب و ح و د و ماده 7، هيات نظارت ميتواند نشريه را توقيف نمايد و در صورت توقيف موظف است ظرف يك هفته پرونده را جهت رسيدگي به دادگاه ارسال نمايد. اين در حالي است كه برخي از اهالي سياست معتقدند كه اين رويه جديدي است كه پيش از اين و در دورههاي گذشته چندان معمول نبوده و با يكدستي تقريبي اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات شدت گرفته است. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايرن(ايسنا) كامبيز نوروزي مدرس حقوق مطبوعات در ارزيابي از جايگاه هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف نشريات به ايسنا گفت: اگرچه تفويض چنين اجازهاي(توقيف مطبوعات) به هيات نظارت از جهت حقوقي قابل نقد جدي است و به نظر نميرسد از نظر حقوقي شايسته باشد، هيات نظارت چنين اجازهاي داشته باشد اما به هر حال اين اجازهي قانوني وجود دارد. به اعتقاد من بهتر است هيات نظارت بر مطبوعات از اين اختيار خود كمتر استفاده كند و سياستي را به كار گيرد كه مواجهه با تخلفات مطبوعاتي بدون توقيف مطبوعات همراه باشد. رجبعلي مزروعي نيز در همين رابطه يادآور شد: طي چهار سالي كه به عنوان نماينده مجلس در هيات نظارت بر مطبوعات حضور داشتم به خاطر نميآورم كه نشريهاي از سوي اين هيات توقيف شده باشد زيرا برداشت اكثريت اعضاي هيات نظارت اين بود كه اگر نشريهاي تخلف دارد، پرونده آن بايد به دادگاه برود و دستگاه قضايي دربارهي آن تصميم بگيرد. اما ظاهرا با تغيير تركيب هيات نظارت بر مطبوعات و يكدست شدن تقريبي آن به نظر ميرسد مركز ثقل توقيف مطبوعات از دستگاه قضايي به هيات نظارت منتقل شده است. چراكه در دورهي جديد هر مطبوعهاي كه توقيف شده تقريبا توسط هيات نظارت بوده در حالي كه اين جزو وظايف قانوني هيات نظارت نيست اما چون با رايگيري اين كار انجام ميشود، يكدست شدن هيات نظارت منجر به بروز اين اتفاق شده داده است. رييس انجمن صنفي روزنامهنگاران ايران گفت: اقدام هيات نظارت بر مطبوعات مبني بر توقيف مطبوعات هيچ انطباقي با مفاد قانون مطبوعات ندارد و استناداتشان در اين زمينه كافي نيست؛ چراكه قانون تغيير نكرده و طي دورههاي گذشته نيز هيات نظارت بر مطبوعات با همين قانون فعاليت كرده است. وي در گفتوگو با ايسنا خاطرنشان كرد: توقيف نشريات چه تيراژ بالا داشته باشند و چه تيراژ پايين، يك پيام بيشتر ندارد؛ جلوي آزادي بيان و انديشه گرفته و مطبوعات - كه جزو چهار دموكراسي لقب گرفتهاند - ضعيف و پژمرده ميشوند و نميتوانند نقش خود را به خوبي ايفا كنند. طبيعتا وقتي نشريهاي با تيراژ بالا توقيف ميشود، مخاطبين آن در جامعه تاثر بيشتري ميپذيرند. وي با تاكيد بر اين كه نبايد فضاي محدوديت و فشار بر مطبوعات وجود داشته باشد، خاطرنشان كرد: در شرايط فعلي مطبوعات از آزادي قانوني - كه برايشان تعريف شده - برخوردار نيستند. كاري كه هيات نظارت انجام داده است، هيچ انطباقي با مفاد قانون مطبوعات ندارد و استناداتشان كافي نيست چرا كه قانون تغيير نكرده و در طي دورههاي گذشته نيز هيات نظارت بر مطبوعات با همين قانون كار ميكردند و چنين برداشتي از اين قانون نداشتند. وي با بيان اين اعتقاد كه " رسانههاي آزاد و مستقل غيردولتي عملا نقش تشريفاتي پيدا كردهاند" تصريح كرد: فضاي سانسور و خودسانسوري حاكم بر رسانهها و فشار ناشي از آن، قدرت مانور براي رسانهها را كم كرده و عملا رسانههاي آزاد مستقل غيردولتي نقش تشريفاتي پيدا كردهاند و به هيچ وجه نميتوانند رسالتي كه برايشان تعريف شده را انجام دهند. وي معتقد است: رسانهها امروز حتي آزادي به مفهوم انتشار اخبار حوادث را نيز ندارند و اين اتفاق نادري است كه در سالهاي پس از انقلاب رخ داده است. رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با تاكيد بر اينكه توقيف مطبوعات در نهايت به ضرر نظام خواهد بود، گفت: گروههاي مختلفي كه در حاكميت وجود دارند نگاه و تفسير مختلفي نسبت به اين موضوع (توقيف مطبوعات) دارند و حتما براي كساني كه اين كار را انجام ميدهند مفيد است، اما به نظر من در نهايت نظام متضرر خواهد شد. از سوي ديگر يك عضو شوراي سردبيري روزنامه رسالت گفت: هيات نظارت همانطور كه براي تقاضاي تاسيس نشريه مجوز صادر ميكند، ميتواند براساس همان مسووليتها نشريات را توقيف كند. محمدكاظم انبارلويي در گفتوگو با ايسنا اظهار داشت: اگر نشريات چارچوب قانوني كه براساس آن مجوز نشر ميگيرند را رعايت كنند، توقيف نميشوند و ما ميبينيم كه برخي روزنامهها حدود 20 سال سابقهي فعاليت دارند. وي با بيان اين ادعا كه " روزنامه شرق حدود 70 مورد تذكر از طرف هيات نظارت دريافت كرده بود كه نيمي از آنها در دوران دولت آقاي خاتمي بوده است" ادامه داد: متاسفانه اين همكاران به تذكرات توجهي نداشتهاند و حتي به آخرين رايزني كه هيات نظارت به آن نشريه داشت نيز توجه نكردند.در تذكر آخر هيات نظارت به روزنامه شرق با توجه به اين كه مدير مسوول و صاحب امتياز يك نفر بود و نميتوانست به مسووليت قانوني عمل كند، بايد فرد ديگري را معرفي ميكردند تا بتواند بهتر اعمال نظارت كند. انبارلويي توقيف روزنامهاي با تيراژ بالا را بدون تاثير در عرضه و فضاي رسانهاي كشور دانست و گفت: در حال حاضر دهها مجله، روزنامه و نشريه منتشر ميشود، بنابراين تاثير آنچناني نخواهد داشت اما از جهت ديگر اصحاب رسانهها به اين نتيجه ميرسند كه بايد در چارچوب و بدنه قانوني فعاليت كنند. وي علت توقيفها را مرتبط به منتقد بودن روزنامهها از دولت ندانست و در اين راستا توقيف روزنامهي ايران را به عنوان ارگان دولت يادآور شد. انبارلويي با بيان اينكه در حال حاضر همه روزنامهها احساس آزادي فعاليت دارند، افزود: بحث انتقاد از دولت به قانون مطبوعات ربطي ندارد زيرا طبق قانون هيچ نشريهاي حق تهمت، دروغ و افترا زدن ندارد اين قانوني است كه در همه كشورهاي دنيا وجود دارد. عضو شوراي سردبيري روزنامه رسالت در عين حال با بيان اين كه توقيف يك نشريه در هيچ نظامي نقطهي مثبت تلقي نميشود، خاطرنشان كرد: البته از ابتداي انقلاب تاكنون هميشه ارادهاي ميخواسته با كسب مجوز يك نشريه در آن مطالبي خلاف قانون مطبوعات منتشر كند و منجر به بسته شدن آن بشود و بعد عنوان كند كه در ايران آزادي مطبوعات و بيان وجود ندارد و بعد آن را بهانهاي براي مصداق نقض حقوق بشر در ايران كنند. وي در پايان تاكيد كرد كه روزنامه نگاران در كار حرفهاي خود اخلاق حرفهاي و احترام را در نظر بگيرند. محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نيز با اشاره به روند جديد توقيف مطبوعات در گفتوگو با ايسنا با بيان اينكه اين اقدام را بايد در چارچوب حركت همهجانبهاي كه به عقيده وي از شكلگيري مجلس هفتم آغاز شده و از يك سال پيش شدت گرفته تحليل كرد، افزود: آنان كه از فشارهاي روزافزون پشت پرده طي يك ماه اخير براي تعطيلي روزنامهي شرق اطلاع دارند به خوبي ميدانند كه استناد به چاپ كاريكاتور براي توقيف اين نشريه بهانهاي بيش نيست و اساسا هيأت نظارت بر مطبوعات از نظر قانوني حق توقيف نشريات را به بهانهي توهين به اين يا آن مسوول، ندارد، اگر چنانچه ميگويند كاريكاتوري كه از موجبات توقيف است، توهينآميز است، تشخيص اهانت و مصداق آن و تعيين ميزان مجازات به عهدهي دادگاه مطبوعات با حضور هيأت منصفه است.
وي با بيان اينكه اقدام هيأت نظارت بر مطبوعات دخالت آشكار در حيطهي قوهي قضاييه است، اظهار داشت: جاي تعجب است كه قوهي قضاييه كه زماني به بهانهي استقلال، حاضر به تمكين در برابر مجلس شوراي اسلامي و پذيرش تحقيق و تفحص نبود، امروز چگونه در برابر دخالت آشكار يك هيأت نظارتي در حيطهي مسووليتهاي خود سكوت پيشه كرده، اما ظاهرا با يكي شدن حاكميت تمام حساسيتهاي گذشته از بين رفته آنچنان كه ديگر تفكيك و استقلال قوا بلاموضوع است. آرمين در ادامه ابراز عقيده كرد: نكتهي ديگر دربارهي توقيف روزنامهي شرق اين كه اين روزنامه به عنوان روزنامهي نزديك به آقاي هاشمي رفسنجاني شناخته ميشود، بنابراين با توجه به احتمال شركت وي در انتخابات خبرگان، بستن اين روزنامه ظاهرا با انتخابات مجلس خبرگان و ادامهي حملات تخريبها طي ماههاي اخير با هدف منصرف كردن آقاي هاشمي از شركت در انتخابات بيارتباط نيست. همچنين همزماني توقيف روزنامهي شرق و رفع توقيف از روزنامهي ايران، شائبه سياسي بودن اقدام هيأت نظارت را تقويت ميكند. سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اظهار داشت كه سازمان متبوعش با محكوم كردن توقيف روزنامهي شرق و نشريات نامه، حافظ و خاطره از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نسبت به آنچه آنرا بسته شدن فضاي آزادي بيان و قلم و محدوديتهاي روزافزون در حوزهي مطبوعات و كتاب خواند، هشدار ميدهد. آرمين، همچنين درباره آثار توقيف نشريات گفت: توقيف نشريات با تيراژ بالا آثار مختلفي ميتواند بر جاي بگذارد كه مهمترين آن بياعتمادي مردم به رسانههاست، يعني با تعطيلي و توقيف روزنامههاي پرتيراژ، مسوولان ناخودآگاه به جامعه اين پيام را ميدهند كه هيچ نشريهي مستقل و داراي افكار و انديشههاي متفاوت با انديشهي رسمي امكان بقا و حيات ندارد. نتيجهي اين تصور نيز چيزي جز بياعتمادي به رسانهها و منتقل شدن ثقل اطلاعرساني و كسب اطلاع از خارج از مرزها و روي آوردن جامعه به رسانههاي بيگانه براي كسب اطلاعات بيشتر و دريافت حقايق نخواهد داشت. وي افزود: متأسفانه در پنج - شش سال اخير كه موج توقيف روزنامهها و نشريات آغاز شد، شاهد رشد چشمگير رسانههاي فارسيزبان در خارج از كشور هستيم، شبكههاي تلويزيوني ماهوارهاي هم به لحاظ كمي افزايش چشمگير و باورنكردني داشتند و هم به لحاظ ساعات برنامه، و روز به روز به ميزاني كه فضا براي مطبوعات ما محدودتر ميشود فضاي فعاليت اين رسانهها گستردهتر ميشود و تأثير اين رسانهها نيز بر افكار عمومي افزايش پيدا ميكند، اين تأثير آنچنان زياد است كه وزارت ارشاد، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي امنيت ملي ناگزير به صدور اطلاعيههايي مبني بر منع و دادن هشدار به كساني شدند كه با اين رسانهها مصاحبه ميكنند يا مقاله ارائه ميدهند و يا حتي تبليغات كالاي خود را به اين تلويزيونها ميدهند. سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ادامه داد: وقتي وزارت ارشاد اعلام ميكند كه هيچ صاحب كالا يا صاحب فيلمي حق ندارد كالاي خود را در تلويزيونهاي فارسي زبان خارج از كشور تبليغ كند به اين معناست كه بسياري از صاحبان كالا و توليدكنندگان داخلي احساس كردهاند تلويزيونهاي ماهوارهاي از بينندههاي بيشتري برخوردارند و ميتوانند كالاهاي خود را در آنجا تبليغ كنند، معني اين هشدارها و اطلاعيهها اين است كه برخي خود به تأثير تلويزيونهاي ماهوارهاي خارج از كشور بر افكار عمومي داخلي اعتراف ميكنند. به نظر من به جاي صدور اطلاعيههايي از اين دست بهتر است به عملكرد خودشان بينديشند و ببينند چه كردهاند كه نتيجهاش چنين شده است؟
مهدي رحمانيان مديرمسوول روزنامهي توقيف شدهي شرق نيز دربارهي روند توقيف نشريات از سوي هيات نظارت بر مطبوعات اظهار داشت: هيات نظارت اگر روزنامهي مسالهاي دارد بايد پروندهاش را به دادگاه بفرستد تا دادگاه در اين مورد تعيين تكليف كند.قانون موارد توقيف نشريات را براي هيات نظارت بر مطبوعات مشخص كرده است. مواردي مانند واكنش در مورد كاريكاتور جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست و نميتواند به اين دليل روزنامهاي را توقيف كند و طبق قانون اين مورد جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست. مديرمسوول روزنامهي اعتماد ملي نيز گفت: به نظر نميرسد استفاده از آخرين راه حل، در اولين فرصت، روش منطقي برخورد با مطبوعات و نخبگان جامعه باشد. محمدجواد حقشناس در گفتوگو با ايسنا گفت: مطمئنا در دنياي امروز در عرصه اطلاعرساني، انتقال انديشه به رسانههاي مكتوب محدود نميشود و با پيشرفت، توسعه و رشد روزافزون حوزه رسانه، طبيعتا جامعهاي كه به استفاده از توليدات فرهنگي نياز دارد، منتظر نميماند از يك حوزه ارتزاق كند و اتفاقي كه لاجرم ميافتد، اين است كه كساني كه در عرصه اطلاعرساني فعاليت ميكنند ممكن است به حوزههاي ديگر سر بزنند و استفاده از رسانههاي خارجي و اطلاعرساني بينالمللي را در دستور كار خود قرار دهند، از طرف ديگر، مخاطبان اين حوزهها نيز به حوزههاي ديگر رو ميآورند كه تضمين كننده منافع ملي و استقلال كشور نيست. وي افزود: متاسفانه تصميمگيرندگان اين ماجرا (توقيف مطبوعات) با يك نگاه سطحي به مساله نگريستند و سريع تصميم گرفتند، همچنين به عواقب چنين تصميماتي در بلندمدت توجه نكردند كه چه لطمه جبرانناپذيري را به منافع و امنيت ملي وارد ميكند. مديرمسوول روزنامه اعتماد ملي همچنين گفت: اتفاقي كه در يكي دو سال اخير در دستگاه قضايي رخ داده، مثبت است و از اين بابت بايد رضايت جامعه و حوزه مطبوعاتي را اعلام كنيم، اما از طرفي بايد به وضعيتي كه در هيات نظارت شكل گرفته نيز توجه كرد كه متاسفانه به جاي آنكه بتواند روند نظارتي و ارشادي خود را اعمال كند، به روشهاي يكطرفه و يك جانبه دست ميزند. وي همچنين با بيان اين كه حداقل تاثير توقيف نشريات با تيراژ بالا، ايجاد ياس در جامعه است، گفت: اين ماجرا ميتواند در حوزهي حداكثري مخاطب را به ساير حوزهها بكشاند، زماني كه اطلاعرساني از مجراي رسانهي شناخته شده، سد شود، پيچ راديوها و كانالهاي ماهوارهاي باز ميشود. مديرمسوول روزنامهي اعتماد ملي خاطرنشان كرد: از موضع يك كارشناس و ناظر به نظرم ميرسد اين مساله (توقيف مطبوعات) در بلندمدت نه براي دوستان تصميمگيرنده و نه براي منافع و امنيت ملي، سودآور نخواهد بود. دبيركل حزب موتلفهي اسلامي نيز گفت: هيات نظارت بر مطبوعات تا كنون هيچگاه از موازين قانوني و اختيارات خود پا را فراتر نگذاشته و سعيش بر بيطرفي كامل در برخورد با نشريات بوده است. محمدنبي حبيبي در گفتوگو با ايسنا گفت كه اين هيات هيچگونه برخورد جناحي و گروهي با مطبوعات نداشته و دقت نظر آن، ميتواند عاملي باشد كه نشريات در انتشار مطالب خود دقت بيشتري داشته باشند. وي با بيان اينكه اطلاع دقيقي از دلايل توقيفهاي اخير از سوي هيات نظارت ندارد، گفت: به نظر من نشريات موظف به رعايت قوانين هستند؛ زيرا اين اطمينان حاصل شده كه هيات نظارت برخورد جناحي با آنها ندارد. حبيبي دربارهي ميزان آزادي مطبوعات منتقد دولت نيز اظهار داشت: تا جايي نقد انجام ميشود و اتهام و دروغي در بين نيست، هيچ نشريهاي محدوديتي در ارتباط با انتقاد از دولت و يا دستگاههاي ديگر نخواهد داشت. وي توقيف برخي نشريات را موجب محدود شدن فضا براي ديگر نشريات ندانست و گفت: همهي ما بايد تابع قانون باشيم و وقتي هيات نظارت بر اساس قوانين رفتار ميكند، آن را محدوديت محسوب نكنيم. وي در پايان اظهار داشت: اگر اين توقيفها با رنگ جناحي و گروهي و نبود حسن نيت صورت گرفته باشد - كه من چنين چيزي سراغ ندارم – براي نظام مفيد نخواهد بود، اما حتي نشريات منتقد دولت و كساني كه برخي اعضاي هيات نظارت را قبول ندارند، تا كنون نتوانستهاند موردي در مورد اعضاي اين هيات عنوان كنند. حسين مرعشي نيز با انتقاد از رويه هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف نشريات تصريح كرد كه اين امر ميتواند نشاندهنده سياستي مبني بر محدودكردن اطلاعرساني و تاثيرگذاري بر فضاي انتخابات آينده باشد. عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي در گفتوگو با ايسنا افزود: با توقيف مطبوعات عدهاي از اهل فرهنگ شغلشان را از دست ميدهند، كساني كه قلم ميزنند و براي كشور كار فكري ميكنند احساس ناامني شغلي ميكند و مردم نيز به عنوان مخاطبان آنها امكان استفاده از تحليلها و نوشتههاي داخلي را از دست ميدهند. اين عضو حزب كارگزاران سازندگي با بيان اينكه در اين ميان دولت نيز ضرر ميكند، اظهار داشت: منتقدان دولت صداي ضعيفي در نقد دولت خواهند داشت و اين براي دولت نقص است، زيرا در درازمدت دولت نميتواند سياستهايش را درست ارزيابي كند و ممكن است مسيرهاي غلطي را طي كند. وي افزود: البته جامعه هم تحت تاثير سياستهاي غلط احتمالي ضرر ميكند و ناامني و ترس بر فضاي اطلاعرساني حاكم ميشود. مرعشي در ادامه با بيان اينكه مطبوعات چارهاي ندارند جز اينكه بر موضع انتقادي خود بمانند، اظهار داشت: آنها نميتوانند تسليم اين فضا شوند. اصحاب مطبوعات به اين تنشها عادت كردهاند و ميدانند راهي جز قلم زدن و اطلاعرساني صحيح نيست. عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي همچنين با بيان اينكه مجريان و مسوولان كشور بايد مدافع آزادي باشند و از نقد استقبال كنند، افزود: اين امر به نفع آنهاست، دستگاه قضايي نيز بايد در موضع بيطرفي بنشينند و صرفا بر اساس قانون با رعايت نظر هيات منصفه حكم كند. البته در روزنامهها و نشريات هم آزادي نشر و قلم نبايد به حرمتشكني تبديل شود، نبايد هرچه به ذهن فرد ميآيد به كاريكاتور يا مطلب تبديل شود، بايد حرمت جامعه، نظام، دين، اقليتها و مقامات حفظ شود. وي در عين حال با بيان اينكه متاسفانه در حوصلهي دولت و مسوولان در نقدپذيري نقص جدي وجود دارد، همچنين بيطرفي بخشهايي از دستگاه قضايي را ترديدپذير خواند و گفت: حدود 20 درصد مشكلات هم متوجه رعايتنكردن حرمتها در عرصهي مطبوعات است. سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات هم گفت: تاكنون نظام از توقيف نشريات و مطبوعات نه تنها نتيجهي مثبتي نگرفته است، بلكه اين برخوردها ايران را به دومين كشور توليدكنندهي وبلاگنويس تبديل كرده و ما يكي از بينظيرترين كشورهاي جهان در تعداد و كثرت رسانهاي اپوزيسيون فراسوي مرزها هستيم كه به زبان فارسي برنامه پخش ميكنند و متاسفانه در صفوف روزنامهنگاران موج مهاجرت قابل توجهي را شاهديم. ماشاءالله شمسالواعظين در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) يادآور شد: در دولت آقاي خاتمي به وزارت فرهنگ و ارشاد ايراد گرفته ميشد كه اگراين وزارتخانه و قوه مجريه مطبوعات را كنترل و به وظايف خود در اين زمينه عمل كنند، قوهي قضاييه ناچار نيست وارد عمل شود و معنايش اين بود كه تصميمگيري در مورد بستن و گشوده شدن مطبوعات نه يك امر قضايي است و نه امر اجتماعي بلكه يك امر سياسي است و در نتيجه احالهي آن به قوهي قضاييه يا مجريه اساسا غلط است و كساني كه با ساختار سياسي ايران آشنايي دارند، تعجب ميكنند اگر گفته شود كه اين برخوردها جنبهي قضايي دارد و يك روزنامه به اين دليل بسته شده است كه جرمي مرتكب شده است. وي معتقد است: با يكدست شدن دولت و دستگاه قضايي اين وظيفه بسيار روان و سليس به وزارت ارشاد و قوهي مجريه منتقل شده است و دروازهباني سياسي، به دروازهباني توليد خبر و توزيع و تقسيم آن گماشتهاند و آن دروازهبان، دروازهبان فرهنگي، رسانهاي نيست و دروازهباني سياسي است. لذا بسيار راحت هيات نظارت بر مطبوعات خود را در مقام قضايي ديده و راي صادر ميكند. همهي اتهاماتي كه به روزنامهي شرق نسبت داده شده قضاوت است. حال آنكه ماهيت هيات نظارت بر مطبوعات كاملا اداري – دبيرخانهاي است، ولي بر مسند قضاوت نشسته است و به موجب قضاوتش اقدام و در مورد نشريات هرگونه كه مايل است، عمل ميكند، هيچيك از اقداماتش هم مطابق قانون نيست. سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ادامه داد: پيش از اين وزارت ارشاد اعلام ميكرد توقيف مطبوعات به وسيلهي هيات نظارت بر مطبوعات برخلاف قانون است. اكنون همين وزارتخانه مدعي است كه مطابق قانون است. پس ما نظام قانوني حاكم بر رفتارهاي قوهي مجريه نداريم، بلكه ميزان نزديكي به يك انديشه و فرمانبرداري از يك ايده، تعيينكننده مناسبات است. اين روزنامهنگار معتقد است: در حال حاضر دولت به چيزي متوسل ميشود كه ديگران را در عرصهي بينالمللي از ارتكاب به آن پرهيز ميدهد. با اين روند در آينده مطبوعات ثناگو و بله قربانگو و هدايت شده زياد خواهد شد. توسل به رسانههاي برونمرزي توسط نخبگان براي رساندن پيامشان به بدنهي اجتماعي افزايش مييابد. بازار شايعات هم داغ خواهد شد. شمسالواعظين گفت: برخورد با مطبوعات حق انتشار آزادانهي مطبوعات را از آنها سلب ميكند، امنيت شغلي روزنامهنگاران را به خطر خواهد انداخت و حق دادرسي عادلانه را براي مطبوعات سلب ميكند. در كشور ما دروازهباني خبر و دروازهباني سياست يكي شده است. اين عرصه عرصهي تخصص و خبررساني نيست. دروازهباني سياسي، گماشته شده كه مواظب باشد گل نخورد، اين مساله در بازار نشر و نخبهگرايي تاثير منفي خواهد گذاشت. شمسالواعظين ابراز عقيده كرد: روزنامهي شرق تلاش ميكرد سياست معتدلي را در پيش بگيرد. عدم تحمل اين روزنامه آستانهي تحملپذيري موجود را ميدهد و بر تضعيف انسجام ملي موثر است. وي ضمن انتقاد نسبت به عملكرد دولت و وزارت ارشاد گفت: دولت با توقيف يك رسانهي مستقل يا نيمه مستقل ارتباطي را كه با اقشاري از مردم برقرارميشده است، قطع ميكند. اين بخش از بدنهي نخبهي كشور براي يافتن مواد رسانهاي خود به رسانههاي گروهي فراسوي مغزها متوسل ميشود. اين نگراني وجود دارد كه ارتباط موجود بين لايههاي مختلف اجتماعي قطع شود و حكومت نميتواند براي بازسازي اين ارتباط خود را جايگزين شرق كند و يا نميتواند نشانهي روزنامهي ديگري را بدهد و بگويد با اين رسانه همكاري كنيد. قطع اين ارتباط به زبان منافع ملي است. شوراي مرکزي جبهه مشارکت ايران اسلامي نيز در جلسهي اخير خود نسبت به ادامه آن چه برخوردهاي حذفي با رسانهها و توقيف همزمان جرايد مختلف در روزهاي اخير بهويژه وزنامه شرق و چند ماهنامه سياسي-فرهنگي از سوي هيات نظارت بر مطبوعات خوانده، ابراز نگراني و اين اقدام را محکوم كرده است.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
جبهه مشاركت ايران اسلامي درباره توقيف روزنامه شرق و چند نشريه ديگر اطلاعيهاي صادر كرددر اين اطلاعيه آمده است: انتشار خبر توقيف همزمان روزنامه شرق و سه ماهنامه سياسي-فرهنگي از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات، روز دوشنبه را به يكي از روزهاي تاريك تاريخ مطبوعات ايران تبديل كرد. شايد بعد از توقيف گسترده مطبوعات در ارديبهشت سال 79 سابقه نداشته است كه در يك روز اين تعداد نشريه بدون برگزاري تشريفات دادگاه صالحه و نظر هيأت منصفه، توقيف شوند.در ادامه اين اطلاعيه با انتقاد شديد از نحوه توقيف روزنامه شرق، به آنچه اعمال فشارهاي غيرقانوني و خارج از حيطه اختيارات هيأت نظارت بر مطبوعات و استدلالهاي غيرحقوقي، خوانده شده، اشاره و ابراز عقيده شده است كه اين امر نشاندهنده بدعتي آشكار و عزمي پيگير براي خاموشي صداهاي مخالف و منتقد به وسيله يك جريان است. جبهه مشاركت ايران اسلامي افزوده است: روزنامه شرق در سالهاي اخير به ويژه در يك سال گذشته با وجود همه فشارها و تضييقات پيدا و پنهان و در عين حال رعايت بسياري ملاحظات فراقانوني و تحميلي، به رسانهاي فراگير به ويژه براي نخبگان فکري كشور بدل شده بود و با تيراژي قابل قبول در سطح مطبوعات ايران روزنامهاي بود که تأثيرگذاري قابل ملاحظهاي در افكارعمومي ايران يافته بود و بيشك همين تأثيرگذار بودن اصليترين سبب براي برخورد يك جريان نسبت به آن بوده است. اين اطلاعيه افزوده است: اينك بر خلاف همه ادعاهاي پرطمطراق كساني كه ميخواستند آزاديها را از 2 درجه به 360 درجه برسانند، شاهد آن هستيم كه بيهيچ تعارف و رودربايستي، عدهاي تازيانه قدرت را بر پشت آزادي بيان فرود ميآورند و بدون آنكه به هيچ مرجعي پاسخگو باشند، يك شبه چندين نشريه را توقيف و صدها روزنامهنگار و خبرنگار و اهل مطبوعات را از كار بيكار و دهها هزار خواننده روزنامه را از دسترسي به آن چه حق مسلم آنان است، يعني اطلاعرساني هر چند محدود، محروم ميكنند. جبهه مشاركت با ابراز اين عقيده كه رويكرد دولت در برخورد با مطبوعات و آزادي بيان و حقوق منتقدان و مخالفان اظهر منالشمس است، افزوده كه آنچه برخورد وزارت ارشاد با موضوع اعطاي مجوز مطبوعاتي به احزاب رقيب، نامه اخير سخنگوي دولت به دستگاه قضايي براي برخورد با مطبوعات، امريههاي پيدا وپنهان پارهاي نهادها به مطبوعات و محدود كردن مطبوعات و روزنامهنگاران در امکان اطلاع رساني آزاد و مستقل ناميده، نشانههاي اين رويكرد است. در ادامه اين اطلاعيه با ابراز تأسف شديد نسبت به وجود اين رويكرد نسبت به عواقب خطرناك آن هشدار داده و با محكوم كردن توقيف روزنامه شرق و سه نشريه ديگر ابراز عقيده شده كه در آستانه برگزاري انتخابات خبرگان و شوراهاي اسلامي شهر و روستا اين حركت نشانه نگرانكنندهاي از وجود عزمي براي اعمال آن چه مداخله در انتخابات و محدود كردن جريان رقيب و سوق دادن نتايج به سمت و سويي خاص خوانده شده، است. جبهه مشاركت در پايان تصريح كرده است: در شرايطي که به دليل وضعيت پرونده هستهاي، افزايش ضريب يکپارچگي ملي بايد بيش از هر چيز مورد نظر باشد، متاسفانه توقيف يک روزنامه وزين و پرتيراژ، بدون ترديد، گامي در آن جهت تلقي نميشود. از اين رو بايد نسبت به حذف رقبا توسط پارهاي جريان هاي سياسي با بهانه جوييهاي مختلف هشيار بود و نسبت به حرکتهاي مخالف منافع ملي هشدار داد.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط
|
محمدعلی ابطحی در سایت شخصی خود نوشت: چند روز پیش - قبل از اینکه کسی حتی فکرکند میخواهند شرق را ببندند - جمعی از مسئولان روزنامه های اصلاح طلب در جلسه ای بودند. آقای کروبی هم بود. یکی از مسئولان روزنامه ها گرازش می داد که در این مدت چند ماهه قیمت کاغذ دو برابر شده است و عملاً روزنامه هایی که پشتوانه ی دولتی ندارند در آستانه ی تعطیلی قرار گرفته اند. تحلیل همه این بود که این راه خیلی مدنی تر از بستن فله ای مطبوعات توسط سیستم قضائی است. در کنار این بحران روزنامه ای، اگر حمله ی فراگیر نیروی انتظامی برای جمع آوری ماهواره و فیلترینگ مرتب سایت ها و نامه ی رئیس دفتر رئیس جمهور که از رسانه ها، شکایت به دادستانی را مورد توجه قرار داده اضافه کنیم، حلقه ی کاملی برای محدود شدن اطلاع رسانی در کشور ترسیم می شود. آقای کروبی می گفت این محدودیت در سالی که دو انتخابات در پیش است، و گروه های اصلاح طلب برعکس محافظه کاران از رسانه های بزرگ دولتی و نیمه دولتی بی بهره اند، معنادارتر است. طبعاً مسائل هسته ای ایران هم که در همه جای دنیا – به جز ایران – در صدر اخبار قرار دارد در این مسأله بی تأثیر نیست.در هر حال باید باور کرد که محدود کردن رسانه های اطلاع رسانی در دنیای کنونی که دنیای ارتباطات نام گرفته، اثری ندارد. سیل امکانات ارتباطی جدی تر از آن است که بتوان اطلاع رسانی را محدود کرد.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط
|
«رسول منتجبنیا» قائم مقام حزب اعتماد ملی و از سران ستاد انتخاباتی «مهدی کروبی» در انتخابات نهم با نقد سخنان «سیداحمد خاتمی» درباره کودتاچی بودن شکست خوردگان انتخابات ریاست جمهوری گفت: «آقای خاتمی باید متوجه جایگاه خود به عنوان امام جمعه موقت تهران باشند و حداقل موازین اخلاقی و فقهی را رعایت کنند تا در نظر مردم، سلب عدالتی در مورد ایشان صورت نگیرد». منتجبنیا اظهارات عضو مجمع مدرسین حوزه علمیه قم را «توهینآمیز» خواند و افزود: «ایشان و دوستان وی به خوبی میدانند که جریان دوم خرداد یک حرکت 100 درصد مردمی با حضور 30 میلیون نفر در صحنه و بیش از 20 میلیون رأی بود و هماینان بهتر میدانند که چه جریانی در انتخابات نهم شکل گرفت و رأی و سرنوشت مردم را دگرگون کرد». قائم مقام حزب اعتماد ملی در ادامه با بیان این مطلب که «اصلاحطلبان ناگفتههای زیادی از جریان انتخابات ریاست جمهوری دارند»،هشدار داد: «امروز که افرادی چون سیداحمد خاتمی بر اریکه قدرت هستند و همان نامزدهای شکست خورده کنار کشیده و در مقابل کار دولت سکوت کردهاند،نگذارند شکست خوردگان انتخابات نهم را کالبدشکافی کنند تا مشخص شود دولت کودتایی دولت هشت ساله خاتمی بود یا دولت فعلی؟»منتجبنیا در پایان تأکید کرد: «هر چند امروز اصلاحطلبان بر خلاف جریان مقابل که دسترسی کامل به تریبونهای عمومی و انحصاری دارد،در بیان مواضع خود بشدت محدودیت دارند،اما به هر حال تاریخ در مورد درستی چنین اظهاراتی قضاوت خواهد کرد».
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط
|
مسئول کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت به سخنان اخیر «سیداحمد خاتمی» درباره «موفق نشدن کودتاچیان در انتخابات نهم ریاست جمهوری» واکنش نشان دادسعید شریعتیاظهار داشت: «این بزرگوارن استاد آن هستند که کلمات را از بار معنایی خود تهی کنند زیرا در عرف ادبیات سیاسی جهان، کودتا عملی است که معمولاً توسط جریانات نظامی و شبه نظامی علیه دولت حاکم صورت میگیرد». وی افزود: ستادهای برنامهریزی و سازماندهی کودتا معمولاً در پادگانهای نظامی یا اماکنی مانند آن شکل میگیرند و با طرح و برنامه و استفاده از نیروهای نظامی یا شبه نظامی اقدام به انجام کودتا علیه دولت مستقر میکنند. شریعتی مهمترین کودتاهای موفق و ناموفق تاریخ معاصر ایران را «کودتای رضاخان در سال 1299»، «کودتای آمریکایی 28 مرداد 32 علیه دولت دکتر مصدق به سرکردگی ارتشبد زاهدی» و «کودتای نوژه در سال 59 علیه دولت جمهوری اسلامی توسط بازماندههای نظامی طرفدار سلطنت» نام برد و گفت: «در سال 1384 دولت در اختیار اصلاح طلبان بود بنابراین اصلاح طلبان که نمیتوانستند علیه دولت خود کودتا کنند». به گفته وی اگر آقایان معتقدند در سال 84 کودتایی علیه دولت وقت صورت گرفته یا قصد صورت دادن به آن بوده است باید ابتدا مشخص کنند که نیروهای نظامی و شبه نظامی سازمان یافته پشت سر چه کسانی بودند و از چه کسی حمایت میکردند. عضو ستاد انتخاباتی دکتر معین خاطر نشان کرد: «اگر مشخص شود که دولت آقای خاتمی به کدام یک از جریانات فعال در انتخابات گذشته ریاست جمهوری نزدیک بود آنگاه مشخص میشود که چه کسانی علیه چه کسانی قصد کودتا داشتهاند و آیا در این زمینه موفق شدهاند یا نه؟»
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط
|
يک روز پس از توقيف روزنامه شرق دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات با صدور اطلاعيهاي، ضمن تاكيد بر اينكه توقيف روزنامه شرق قانوني بوده است، تذكرهاي دادهشده به اين روزنامه رااعلام كرد.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط
|
علي دواني با انتشار نامه سرگشاده اي در واكنش به موضع گيري اخير دخترش (همسر الهام) آورده است: متاسفانه مقاله اخير دخترم دستاويزي مناسب براي بدخواهان داخلي و خارجي دولت خدمتگذار جناب آقاي دكتر احمدينژاد و تخريب آن در شرايطي شده است كه اين دولت به ويژه در عرصه سياست خارجي ميدرخشد و اميدها در دل مسلمانان و مستضعفان جهان ايجاد كرده است.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سردار زارعي، فرمانده انتظامي استان تهران چند روز پيش از برخورد با 40 مجلس "پارتي" ـ ميهماني شبانه و مختلط ـ و تشکيل 27 پرونده قضايي و 172 مورد تذکر در اين باره در يک ماه اخيرخبر داد؛ اما پارتي ها همچنان برگزار مي شوند و تعدادشان نيز کاهش نيافته است. در ايران معمولا برگزاري "پارتي" بين طبقات مرفه و متوسط شهري رواج دارد. عموما پارتي به جشن هايي اطلاق مي شود که دختران و پسران به بهانه هاي مختلف دور هم جمع مي شوند، مي رقصند، مي نوشند ـ نوشيدني هاي الکي و غيرالکلي ـ و خلاصه تا پاسي از شب گذشته به رقص و شادکامي مي پردازند. مي توان با مبلغي حدود 100هزار تومان يک پارتي معمولي برگزار کرد:يک گروه کوچک موسيقي، شام سبک، نوشيدني هاي الکلي و يک عده دختر و پسر دوست و فاميل، اجزاي يک پارتي معمولي و شاد به حساب مي آيند. اما اينگونه جشن ها علاوه بر محدوديت هاي قانوني با سخت گيري هاي والدين نيز همراه است و بيشتر هم شامل حال دختران مي شود. اما برغم اينها پارتي در ايران برگزار مي شود؛ حتي اگر نيروي انتظامي با آن برخورد کند و والدين فرزندان را از رفتن به چنين مجالسي منع کنند. بسياري از جوانان ايراني با وجود آگاهي از برخورد نيروي انتظامي و به قيمت دروغ به والدين در اين جشن ها شرکت مي کنند. تنها مشکل مي ماند محيطي که بايد در آن اينگونه جشن ها را برگزار کرد. در تهران به خاطر بزرگي شهر و عدم اشراف نيروي انتظامي به تمامي مناطق، بخصوص در شمال شهر تهران، برگزاري اين جشن ها تقريبا به دور از ديد پليس انجام مي شود اما در شهرستان ها قضيه تاحدود فرق مي کند. انتخاب محلي ساکت و دورافتاده و دور از دسترس پليس از اولويت هاي برگزاري اين جشن است. دکتر محمد علي حقيقي، پژوهشگر مسايل اجتماعي، در پاسخ به اين سئوال که چرا جوانان با تمام اين محدوديت ها اقدام به برگزاري پارتي هاي مختلط مي کنند به خبرنگار روز مي گويد: "اختلاف سنت و مدرنيسم و تمايل جوانان به زندگي کردن با مد روز موجب شده که چنين روابطي که شايد از نظر نسل قبلي و جامعه نامتعارف هم باشد در حوزه تعاملات اجتماعي جوانان مشاهده شود." به گزارش خبرگزاري سينا و طبق تحقيقي که مونا کاشفي، پژوهشگر اجتماعي بر روي 230 جوان و نوجوان دختر و پسر انجام داده معلوم شده است که نزديک به 56 درصد جوانان علاقه دارند همراه دوستانشان ـ دوست دختر يا پسر ـ در ميهماني هاي شبانه شرکت کنند. همچنين 6/43 از اين عده، بيش از يکبار در ميهماني هاي مختلط به همراه دوستانشان شرکت کرده اند. يافته هاي اين تحقيق نشان مي دهد، 88 درصد از افرادي که حضور در پارتي هاي مختلط را تجربه کرده اند، بدون اطلاع خانواده هايشان بوده است. 31 درصد از جوانان پاسخ داده اند که از ترس خانواده هايشان در چنين جشن هايي شرکت نمي کنند؛ و تنها 12 درصد از جوانان گفته اند تمايلي به حضور در ميهماني هاي مختلط ندارند. حتي مصطفي تاج زاده نيز به اين موضوع علاقه نشان مي دهد. او درپي اثبات اين نکته که ايرانيان با تمام اعتقاداتشان، اما سبک زندگي مخصوص به خود را دارند که با آن چيزي که حاکميت سعي در القاي آن دارد متفاوت است، در مقاله اي به تحقيق روي 18 هزار شهروند ايراني اشاره مي کند که به پاسخي در خصوص برگزاري مهماني و جشن هاي مختلف و شرکت درآن جواب مي دهند. در اين تحقيق 5/20 درصد مي گويند اشکال ندارد، 61درصد مخالفند اما کاري هم به اين قضيه ندارند، 4/7 درصد مخالفند و تذکر مي دهند، 6/6 درصد به مراجع ذيصلاح اطلاع مي دهند و 6/4 درصد هم برخورد مي کنند. اما نبود آزادي براي برگزاري اين جشن ها موجب مشکلات فراواني مي شود. به طور مثال واقعيت آن است که بسياري از پارتي ها در ايران، به علت وجود مشکلات فرهنگي محل آشنايي هايي است که به نتيجه مطلوبي ختم نمي شوند. وجود گروه هايي که با برگزاري پارتي هاي مختلف محل درآمدي بازکرده اند و بسياري از دختران و پسران را به کارهاي نامشروع مي کشانند نيز خطري است که خانواده ها را تهديد مي کند. همچنين گروه هايي با سوء استفاده از موقعيت به وجود آمده اند که با فريب جوانان در پارک ها و مکان هاي اجتماعي و ريختن طرح دوستي، آنها را به جشن هايي مي کشانند که هدفشان شادي نيست. فريد که يک نويسنده و برنامه ساز تلويزيون است در وبلاگ خود [چند کوچه بالاتر]از دختري مي نويسد که به علت نداشتن شغل به پيشنهاد يکي از بستگان به منزلي مي رود تا در آنجا مشغول به کاري پردرآمد شود. به نوشته اين برنامه ساز تلويزيون کار آن دختر اين بود که به پارک ها برود و دختراني را شناسايي کند و با دعوت از آنها به پارتي هاي شبانه، آنها را با مردان ثروتمند آشنا سازد. گذشته از وجود چنين پارتي هايي، جشن هاي ديگري هم برگزار مي شود که معروف به "اکس پارتي" هستند. در اينگونه پارتي ها جوانان با مصرف قرص هاي روانگردان و اعتياد آور و نوشيدن زياد از حد مشروبات الکلي دست به اقداماتي مسئله ساز مي زنند. جشن هايي که عموما با خسارت هاي جاني همراه است و شادي يک شبه را تبديل به غمي ابدي مي کند. دکتر محمد علي حقيقي براي جلوگيري از چنين وقايعي توصيه مي کند که والدين با فرزندانشان در وهله اول دوست باشند و سپس معقولانه به درخواست هاي آنان توجه نشان دهند. او با ذکر مثالي از رابطه خود و پسرش مي گويد: "پسري 14 ساله دارم که يک روز گفت مي خواهد موهاي سرش را بلند کند. من باآنکه مخالف سرسخت بلند کردن مو هستم اما چون اين خواسته را اقتضاي سن پسرم مي دانستم و از طرفي هم به او اطمينان داشتم اجازه چنين کاري را دادم . اما بعد از گذشت سه ماه، پسرم خودش خسته و از ادامه اين کار منصرف شد." دکتر حقيقي ادامه مي دهد: "اگر بدون ارائه توضيحات قانع کننده مانع انجام کاري شويم فرزندانمان را بيشتر مشتاق انجامش مي کنيم و آنها نيز ده ها راه پيدا مي کنند، حتي با دروغ، تا کاري را که از آن منع شده اند و در عين حال بسياري از همسن و سالانشان انجام مي دهند امتحان کنند." سال هاي دهه 60 در ايران حتي نمي شد عروسي ها را مختلط برگزار کرد، چون در آن صورت کميته هاي انقلاب با بدترين رفتارها عروسي را برهم مي زدند. اکنون نيز اگرچه بسياري از سالن هاي عروسي اجازه برگزاري جشن هاي مختلط را ندارند و برگزاري جشن هاي عروسي در هتل ها نيز به همين علت از رونق افتاده است، اما مکان هاي بسياري وجود دارد که عروسي هاي مختلط در آنها برگزار مي شود. بسياري از سالن هاي عروسي نيز براي اين کار به نوعي با مامورين نيروي انتظامي کنار آمده اند. اما در کشوري که حتي برگزاري مراسم عروسي بايد جدا باشد و نيروي انتظامي با هرچه که ارتباط دختر و پسر نام دارد برخورد قهري مي کند، و بخش سنتي جامعه نيز قادر به پذيرش اين مسئله نيست، بالا بودن ميزان برخوردها ـ آن طور که در گزارش هاي رسمي مي آيد ـ حکايت از تمايل رو به فزوني جامعه جوان ايران دارد
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط
|
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي تصريح كرد: «وقتي در سوم تير سال 1384 احمدينژاد انتخاب شد، مردم خواهان اين بودند كه با فقر و تبعيض مبارزه شود. تامين نياز مردم، نيازمند روابط تعاملآميز و همكاري با جامعه جهاني است.» الهه كولايي كه در اردوي تشكيلاتي - سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در دانشكده كشاورزي كرج سخن ميگفت، با اشاره به فضاي سياسي ايران و موقعيت استراتژيك آن، اظهار داشت: «با مرور تاريخ ايران ميبينيم كه ايران با توجه به موقعيت تاريخي خود هميشه در تحولات منطقه پيرامون خود نقش داشته است.» وي با بيان اينكه جهاني شدن فضاي جديدي را در دنيا ايجاد كرده است، گفت: «ما نميتوانيم نسبت به پيرامون خود بيتفاوت باشيم. به حكم جغرافيا و تاريخ كشوري كه در آن زندگي ميكنيم، اثرپذيريمان از كشورهاي ديگر هم بسيار بالاست. ما بايد بتوانيم آثار تحولات جهاني را بر كشورمان ارزيابي كنيم.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در ادامه با طرح اين سوال كه اهميت كشور ايران و تحولات ساختار قدرت جهان چه بوده است؟ خاطرنشان كرد: «بعد از انقلاب اسلامي شعار نه شرقي، نه غربي موقعيت ايران را مشخص كرد اما بايد ديد آيا به واقع اين شعار اجرا شده است؟ بعد از انقلاب اسلامي سياست ما بيشتر نه شرقي، نه شرقي بوده است و نتوانستيم توازن را در تنظيم رابطه با جهان حفظ كنيم.» اين فعال سياسي با اشاره به فروپاشي شوروي و وضعيت استراتژيك ايران، بيان كرد: «ايران از كشورهايي است كه شرايط اجازه نميدهد انزوا پيشه كند. موقعيت جغرافيايي ايران آن را به يك بازيگر تعيينكننده در سطح منطقه تبديل كرده است و مطمئنا جامعه جهاني بر روي كشوري كه دومين منابع انرژي را دارد حساب باز كرده است.» كولايي با اشاره به ثروت ايران و منابع نفتي آن، گفت: «مطمئنا ايران ميتواند بسياري از ملاحظات جهاني را پاسخگو باشد. حادثه 11 سپتامبر و تحولاتي كه در اين دوران رخ داده، توجه به ايران را افزايش داده است.» وي با اشاره به نظريه جنگ تمدنهاي هانتينگتون، يادآور شد: «حضور جهاني آمريكا و مداخلات آن در ديگر كشورها نشان داد كه آمريكا چه قدرتي در اين زمينه داشته است؟ ساختارهاي امنيتي دوران جنگ سرد، آنچه را كه به شوروي مربوط ميشد از بين برده و نفوذ ناتو را هرچه پررنگتر نشان داده است.» به گزارش خبرنگار ايسنا، كولايي در ادامه با اشاره به تهديدهاي جدي آمريكا عليه ايران، افزود: «اقدامات تهديدآميز آمريكا عليه ايران سعي كرد ايران را هدف قرار دهد.» وي ادامه داد: «عملكرد سياست خارجي ايران در آن زمان توانست ما را از اين موقعيت خطرناك دور كند.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه در 11 سپتامبر جهان با شرايط جديدي مواجه شد، ادامه داد: «چنين صحنههايي براي جهان تكاندهنده بود. امروز بسياري از شهروندان آمريكايي و اروپايي از ترس تكرار شدن حادثه مشابه 11 سپتامبر حاضر ميشوند تا حتي گفتوگوهاي خصوصيشان كنترل شود.» اين استاد دانشگاه تهران اظهار داشت: «با حوادث 11 سپتامبر، موضوع جديدي تحت عنوان حمله پيشگيرانه مطرح شد.» وي با اشاره به اتفاقات اخير لبنان، تصريح كرد: «جامعه جهاني در مقابل حمله اسرائيل به لبنان ابتدا با سكوت و سپس با تأمل برخورد كرد. حمله به قول بوش پيشگيرانه، تئوري بود كه بعد از 11 سپتامبر كشورهايي همچون آمريكا و اسرائيل از آن استفاده كردند و آمريكا ميگويد جايي كه منابع كانون تروريست است را ميتوانيم هدف قرار دهيم.» اين فعال سياسي ادامه داد: «نهادگراها و كساني كه از ارزشهاي انساني دفاع ميكنند دستاوردهايشان با تهديد مواجه شد و جنگ لبنان نشان داد كه بسياري از تلاشها به نتيجه نرسيده است.» كولايي در ادامه با بيان اينكه ايران قابل انكار شدن نيست، گفت: «فشارهاي آمريكا فرصتي براي رقباي ايران و آمريكا ايجاد كرد. مطمئنا نميتوان ايران را در اين فضاي سياسي حذف كرد و ناديده گرفت.» وي با اشاره به روابط خارجي ايران، تصريح كرد: «در داخل كشور عزم جدي براي تغيير سياست خارجي وجود ندارد. متأسفانه در دوران اصلاحات هم رابطه تخاصمآميز ادامه پيدا كرد و مخاصمه ايران و آمريكا به فرصتي براي كشورهاي ديگر تبديل شد.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي ادامه داد: «سهم كشورها در مذاكرات و معاملات، ارتباط مستقيمي با عوامل قدرت هر كشور دارد و ادامه تقابل ايران و آمريكا باعث ايجاد فرصتي براي استفاده كشورهاي رقيب شده است.» كولايي با اشاره به اينكه طالبان از سوي آمريكاييها به وجود آمدند، گفت: «آمريكاييها طالبان را حمايت كردند كه ايران نتواند انرژي را از مسير خود انتقال دهد. سپس آمريكاييها، خود، براي ساقط كردن طالبان اقدام كردند.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي ادامه داد: «در حال حاضر ما شاهد جنگ سرد جديدي هستيم. روسها دوباره به مدد قيمت نفت قد علم كردهاند و بعضيها روسيه را ابرقدرت انرژي قرن بيست و يكم ميدانند. در اين فضا ما بايد به اطراف و حوادث اطرافمان دقت كنيم و بازيهاي قدرت و انقلابهاي رنگي كشورهاي ديگر و پيامدهاي آن را مورد توجه قرار دهيم.» اين فعال سياسي گفت: «ايران برنامه و سند چشمانداز بيست سالهاي را تنظيم كرده و نيازهاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي را در اين راه مد نظر قرار داده است.» اين استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با طرح اين سوال كه تحقق اهداف سند چشمانداز بيست ساله چگونه ميسر است؟ اظهار داشت: «براي به وجود آوردن جامعهاي كه در آن جوانها بتوانند كار، شغل و تحصيل داشته باشند و با مفاسد و فقر فرهنگي - اقتصادي مبارزه شود، بايد با جامعه جهاني رابطه مناسب و سازنده داشت و اعتماد متقابل و سازنده را ايجاد كرد.» كولايي افزود: «بعضيها معتقدند همانگونه كه با شوروي برخورد شده است با ايران برخورد خواهد شد. بسياري از مشاوران بوش و خانم رايس شوروي شناس هستند. نو محافظهكاران آمريكايي منتظرند كه نارضايتي از درون شكل بگيرد.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: «با توجه به منابع عظيمي كه در اختيار داريم، ميتوانيم براي تامين نيازهاي مردم ايران اقدام كنيم. سياست خارجي ادامه سياست داخلي است. آقاي احمدينژاد كه ميخواهد به خواستههاي مردم پاسخ دهد نياز دارد كه سياست خارجي مناسب آن را طراحي و اجرايي كند.» وي سپس به به دوران اصلاحات اشاره كرد و افزود: «مسوولان در طراحي و اجراي سياستهاي خود در عرصه داخلي و خارجي چنانچه منافع مردم را در اولويت قرار دهند ميتوانيم شاهد تغييرات بسياري باشيم.»
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سعيد حجاريان در مقالهاي با عنوان "آشنايي با علم، بيگانگي با معرفت" كه در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجببيگي دانشكده فني دانشگاه تهران قرائت شد اظهار داشت: «بعد از آمدن و رفتن خاتمي، مردم به اين نتيجه رسيدند كه او نيز نتوانست كاري براي آنها بكند و اصلاحات فايدهاي نداشت و به خصوص بعد از رد صلاحيتهاي مجلس هفتم، اين نااميدي بيشتر شد.» سعيد حجاريان در اين مقاله اظهار داشت: آيا تا بحال از خود پرسيدهايد كه چرا يك كشاورز با فرآيند توليد خود بيگانه نيست؟ به علت اينكه او در تمام مراحل توليد خود دخيل است و به آن آگاهي دارد. به اين بيگانگي از فرآيند توليد، اليناسيون ميگويند. بر اثر انقلاب صنعتي و توسعه سرمايهداري، اليناسيون بيشتر در كار يدي مطرح بوده است و ماكس و وبرهم الينه شدن در كار يدي را مطرح كرده بودند. مقصود من، اليناسيون در كار دانشگاهي و ذهني و بيگانگي از فرآيند فكري است. وي سپس با طرح اين سوال كه عوارض اليناسيون فكري – دانشگاهي چيست؟ گفت: به طور مثال، وقتي در غرب از يك فرد متخصص پيشرفته در يك علم خاص پرسيده ميشود كه فرماندار ايالتت كيست، يا بر فرض نمايندهات در مجلس سنا كيست، نميداند. او حتي فرق بين ايران و عراق را هم كه تنها در يك حرف تفاوت دارند، نميداند. يادآوري ميشود كه علم خصلت انباشتگي دارد و بنابراين شما اگر بخواهيد در زمينهاي متخصص شويد، بايد حاصل سالها تحقيق و پژوهش را مطالعه كنيد تا بتوانيد به نكته جديدي برسيد. در غرب به يك سري افراد كه صرفا در يك زمينه تخصص دارند، افراد تك ساحتي ميگويند. حجاريان ادامه داد: اين در حالي است كه آدم داراي ابعاد بسيار متنوعي است. آدم هنر و زيبايي ميخواهد. شادي ميخواهد. ادبيات ميخواهد. محيط زيست ميخواهد. آيا آدم نبايد بداند همسايهاش چه كسي است و چه مشكلي دارد؟ كشورش چه مشكلي دارد؟ آيا او نبايد بداند چه كساني بر او حاكم هستند؟ در سطح كلان كشورش چه ميگذرد؟ آيا آدم حق حاكميت ندارد؟ وقتي ميخواهد رأي بدهد، نبايد بداند به چه كسي رأي بدهد بهتر است؟ عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با طرح اين پرسش كه چرا دولتها مشوق تيلوريسم هستند؟ الا رفتن توليد و ارزش افزوده و غير سياسي كردن دانشگاهها را دليل اين كار دانست و اظهار داشت: «در كشور ما با افزايش فشارهاي سياسي و اجتماعي، روندهايي اتفاق ميافتد كه يكي از آنها قطعا فرار مغزها ميباشد. عدهاي نيز در اين وضعيت تن به وضع موجود داده و به دنبال زندگي خود ميروند و حتي اخلاق را نيز كنار ميگذارند. عدهاي دچار افسردگي شده و به سمت انزواطلبي ميروند و يا منتظر منجي يا دست خارجي مينشينند. عدهاي ديگر به سمت اعراض، اعتراض و تعرض ميروند. اعراض به معني رويگرداني منفي، اعتراض به معني بيان كردن نارضايتي، و تعرض به معني عمل خشونتآميز است.» حجاريان سپس با طرح اين سوال كه براي همه اينها چه بايد كرد؟ گفت: «دولتها ميخواهند دانشگاهها و دانشجوها را غير سياسي كنند؛ يا بايد مروج سياستهاي آنها باشيد و يا ساكت باشيد. چرا ميانه آنها با رشتههاي علوم انساني به اندازه علوم دقيقه خوب نيست؟ چون علوم انساني كمتر قابليت الينه كردن آدمها را دارند، ولي علوم دقيقه بيشتر اين قابليت را دارند.» وي با بيان اينكه راه برونرفت از اين بحران در رشتههاي غير علوم انساني چيست؟ پاسخ داد: «ايجاد رشتههاي بين رشتهاي مثل مديريت صنعتي يا اقتصاد، بهداشت و... و ايجاد شبكه يا net بين رشتهها راه برونرفت از اين بحران است. در ايران اين كار را خود دانشجويان بايد بكنند و انجمنهاي اسلامي اين توانايي را دارند و بهخصوص در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، به علت تعدد و تكثر رشتهها اين امكان بيشتر وجود دارد. اين وظيفه شماست كه اين شبكه را بين رشتهها ايجاد كنيد. شما ميتوانيد با تهيه ليستي از كلاسهاي مفيد اساتيد مختلف در رشتههاي مختلف علوم انساني و كلاسهاي خارج دانشگاهي معرفت شناسي، ادبي، اعتقادي و ... و ارائه آن به دانشجويان علاقهمند، زمينه ايجاد اين شبكه را فراهم آوريد. حتي ديدن فيلم و تئاتر، و گوش كردن به انواع موسيقي و خواندن كتابهاي متنوع نيز در همين راستاست.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در ادامه سخنانش كه به صورت مقاله ارائه شد، اين پرسش را مطرح كرد كه بين اليناسيون علمي و فرآيند دموكراسي در جوامع چه نسبتي وجود دارد؟ حجاريان در پاسخ به اين پرسش گفت: دموكراسي داراي دو شاخص رقابت و مشاركت است. در غرب شاخص رقابت بالا رفته و شاخص مشاركت پايين آمده است. در آمريكا و انگليس، احزاب نخبهگرا هستند و آنها هستند كه با تبليغات، تودهها را سازماندهي ميكنند. بر فرض در شرق و غرب آمريكا كه خرده بوروژواها و كشاورزان بيشتر هستند، رأي دموكراتها پايينتر است و گرايش به سمت جمهوريخواهان بيشتر ديده ميشود. البته مساله نژاد سفيد و سياه و اقليتها در شرق و غرب آمريكا كه بيشتر به دموكراتها گرايش دارند نيز مطرح است، بنابراين تودهها براي جمهوريخواهان مهمتر و نخبگان براي دموكراتها مهمتر هستند. البته نخبگان در حال حاضر در آمريكا از نظر كمي، خود بدل به توده شدهاند. نخبگان در كشور ما با نخبگان غرب، متفاوت هستند.» وي ادامه داد: «نخبگان غرب الينه شده و از معرفت دور شدهاند. البته در جنوب اروپا به خصوص ايتاليا، اسپانيا، پرتغال، و يونان، معرفت بيشتري در ميان نخبگان ديده ميشود، و در واقع هرچه سرمايهداري شديدتر باشد، اليناسيون نخبگان بيشتر خواهد بود. در حقيقت تيلوريسم زاده كاپيتاليسم است. نخبگان ما نيز هنوز معرفت دارند، اهل سياست هستند و ميفهمند. در كشور ما، نيامدن نخبگان به صحنه انتخابات، به نفع دولت است.» وي ابراز عقيده كرد: «آنها احزاب پادگاني و قدرت بسيج تودهها را در دست دارند. در واقع دولتمردان ما در شعار مخالف غرب هستند ولي در واقع همانطور عمل ميكنند و نخبگاني را ميخواهند كه الينه شده باشند. علايمي هست كه نشان ميدهد كه ميخواهند نسل جديد ما را به سمت علمزدگي و خروج از دايره معرفت سوق دهند.» حجاريان گفت: «اين سؤال پيش ميآيد كه چرا ما ايرانيها دچار تيلوريسم علمي شديم، در حالي كه كشورهاي ديگر مثل لبنان، تركيه و ... با اينكه از ما پيشرفتهتر هستند اين قدر از سياستزده نشده و دچار تيلوريسم علمي نشدهاند. حتي مردم اين كشورها نيز از لحاظ معرفت ازما بهترند. دين، هنر، سينما، توليدات فرهنگي، شعر و ادبيات همه از نتايج معرفت در ميان مردم هستند. كشورهايي مثل چين و ژاپن نيز با اينكه از ما پيشرفتهترند، به لحاظ توليدات فرهنگي از ما قويترند. تفاوت ما با آنها چيست كه آنها اين چنين پيشرفته و از نظر معرفت برتر هستند ولي ايران را شايد بتوان از اين نظر با كشوري مثل امارات مقايسه كرد. يكي از علل، نفت است كه دست دولت را باز ميگذارد و باعث ميشود كه دولت احتياجي به ماليات مردم نداشته باشد. علت دوم آن است كه بعد از آمدن و رفتن خاتمي، مردم به اين نتيجه رسيدند كه او نيز نتوانست كاري براي آنها بكند و اصلاحات فايدهاي نداشت و به خصوص بعد از رد صلاحيتهاي مجلس هفتم، اين نااميدي بيشتر شد. ميتوانيم بگوييم، پس از اين وقايع، ما مادي گراتر شدهايم. مردم ما دچار مشكلات معيشتي شدهاند و هر كسي در اين دنياي وانفسا به دنبال حل مشكلات خود ميرود و حتي علمجويي و تمايل آنها براي ورود به دانشگاهها نيز براي دستيابي به ثروت و منزلت است.» وي افزود: «بنابراين از سه منبع كمياب موجود كه قدرت، ثروت و منزلت هستند، راه قدرت و سياست، در صورتي كه مروج سياست آنها نباشيد را باز گذاشتهاند. مسير معرفت نيز، كه شامل دينورزي هم ميشود، بسته شده است و ما در صورتي اجازه استفاده از اينها را خواهيم داشت كه بخشي از دستگاه ايدئولوژيك دولت بشويم.»
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
توقيف ناگهانی روزنامه شرق و نشريات نامه، حافظ و خاطره توسط هيات نظارت بر مطبوعات، نشانه آغاز دور جديدی از محدوديت های بيشتر در جهت اطلاع رسانی مستقل در ايران به شمار می رود. در واقع، تعطيلی دسته جمعی نزديک به صد نشريه در سال ۱۳۷۹ خورشيدی به آزادی نسبی اطلاع رسانی در نظام جمهوری اسلامی پايان داد، اما پس از آن نظام سياسی تصميم گرفت تا برای حفظ ظاهر، به نوعی اطلاع رسانی مستقل ولی به شدت محدود و کنترل شده تن در دهد. روزنامه شرق را شايد بتوان محصول چنين تصميمی دانست. در حقيقت روزنامه شرق در تمام طول سه سال انتشار خود، هيچگاه از فشارهای پيدا و پنهان محافل نظارتی و قضايی در امان نبود؛ فشارهايی که روزنامه شرق برای حفظ بقای خود به آنها تن در می داد و دست به خود سانسوری می زد. تن دادن روزنامه شرق به ميزان بالايی از خود سانسوری به نوبه خود انتقاد برخی از محافل منتقد حکومت را نيز به همراه داشت. اين محافل اغلب روزنامه شرق را متهم می کردند که برای حفظ بقای خود، برخی از خبرهای سياسی را به نحو مناسب پوشش نمی دهد. پاسخ مسئولان شرق به اين نوع انتقادها معمولا اين بود که با وجود همه محدوديت ها، انتشار شرق از عدم انتشار آن مفيدتر است و بنابراين، برای همين ميزان از اطلاع رسانی محدود نيز چاره ای جز تحمل پاره ای از فشارها وجود ندارد. توقيف شرق اما نشان داد که تصميم گيران نظام سياسی ايران، ديگر توان تحمل همين ميزان از اطلاع رسانی را هم ندارند و ترجيح می دهند که تمام مجموعه نظام اطلاع رسانی کشور را تحت کنترل و انقياد خود داشته باشند. توقيف شرق؛ چرا..؟ اينکه چه اتفاقی سبب شده است که جمهوری اسلامی صداهای محدود اما مستقل را نيز در ايران بيش از اين تحمل نکند، کاملا روشن نيست، ولی در اين باره می توان گمانههايی را مطرح کرد. گمانه نخست اين است که جمهوری اسلامی روزهای سختی را برای خود پيش بينی می کند و از همين رو در صدد برآمده تا صداهای مخالف سياست های رسمی حاکم را خاموش کرده و با انحصاری کردن اطلاع رسانی، افکار عمومی مردم ايران را به سمت و سوی مورد علاقه خود هدايت کند. نمونهای از اين گرايش را می توان در مورد نحوه اطلاع رسانی از جنگ ۳۴ روزه بين اسراييل و حزب الله لبنان مثال زد. در جريان جنگ لبنان، رسانه های حکومتی در ايران، اخبار واحد و يکنواختی را در باره رويدادهای جنگ منتشر کردند و رسانه های مستقل از جمله شرق به علت اطلاع رسانی بعضا متفاوتشان، مورد تهديد و فشار قرار گرفتند. حتی درج اظهارات حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان در روزنامه شرق، مبنی بر اشتباه محاسبه وی در ماجرای به اسارت گرفتن دو سرباز اسراييلی، باعث واکنش خشمگينانه روزنامه حکومتی کيهان شد که شرق را متهم به جعل خبر در آن مورد کرد. ظاهرا ماجرای جنگ لبنان، تصميم گيران در حکومت ايران را به اين نتيجه رسانده که در شرايط بحرانی، روزنامه مستقلی مانند شرق به رغم همه احتياط ها و محدوديتهايش، می تواند با اطلاع رسانی متفاوت خود، بر افکار عمومی تاثير بگذارد. اطلاع رسانی؛ 'ما' و ديگر هيچ.. با توجه به روشن نبودن چشم انداز مناقشه هسته ای ايران، به نظر می رسد نظام سياسی نمی خواهد جز اخبار مورد نظر خود، خبر ديگری به گوش مردم برسد، از همين رو در کنار فيلتر کردن بسياری از سايتهای اينترنتی و جمعآوری آنتنهای ماهواره در ماههای اخير، توقيف شرق و سه نشريه ديگر را می توان اقدامی در جهت کنترل اطلاع رسانی و به تبع آن افکار عمومی از سوی دولت تلقی کرد. گمانه دوم اما به موفقيت روزنامه شرق مربوط می شود؛ روزنامه ای که در طول سه سال انتشار خود توانست مخاطبان دائمی و به نسبت گسترده ای به دست آورد و در عين حال از لحاظ اقتصادی روی پای خود بايستد، امری که برای نشريات بخش خصوصی در ايران، موفقيت نادر و فوقالعاده ای به شمار می رود. موفقيت اقتصادی شرق به عنوان روزنامه تمام رنگی بخش خصوصی با حجم و کيفيت و تنوع قابل توجه مطالب آن، احتمالا باعث نگرانی محافل محافظهکار داخل نظام از تاثيرگذاری اين روزنامه بر روند انتخابات خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا در ماه های آينده شده است، بويژه اينکه شرق در يک سال اخير به يکی از تريبون های اصلی نيروهای اصلاح طلب درآمده بود. به هر حال، صرف نظر از انگيزه واقعی توقيف شرق و سه نشريه منتقد ديگر، اين اقدام را میتوان تنگ تر کردن راه تنفس اقشار فرهنگی جامعه ايران در دولت محمود احمدینژاد دانست؛ دولتی که آشکارا، در همه عرصه ها قشر روشنفکر و فرهنگی ايران را تحت فشار قرار داده است. احمد زيدآبادی
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مرگ ولي الله فيض مهدوي در زندان، به فاصله يک ماه و نيم از درگذشت اکبر محمدي طي دوره محکوميت خود، يک بار ديگر افکار عمومي را به شرايط ناگوار زندانيان ايراني جلب کرد. ترديد نيست که مسووليت جان تمام زندانيان، با مسوولان زندان است. طبق قانون، مسوولان زندان موظف هستند شرايط را به گونه اي فراهم کنند که يک فرد زنداني، با سلامت جسمي و رواني مدت حبس خود را سپري کرده و در پايان، به گونه اي طبيعي به جامعه باز گردد. مسوولان قضايي ما، با تأکيد بر مواردي چون "اعتصاب غذا" و "خودکشي" به عنوان دلايل مرگ هاي اخير زندانيان ايراني، به نوعي درصدد سلب مسووليت مستقيم خود در مورد آنچه پيش آمده هستند. اما اين مسووليت، به لحاظ حقوقي به هيچ وجه قابل تخفيف نيست. اگر يک زنداني، در زمان تحمل دوره حبس چنان تحت فشار قرار بگيرد که براي رساندن صداي اعتراض به دست اندرکاران زندان، چاره اي جز پايان دادن تدريجي يا فوري به زندگي خود در پيش رو نداشته باشد، مسووليت مستقيم چنين وضعيتي به عهده مسوولاني است که با زير پا گذاشتن صريح وظايف قانوني، موجبات به وجود آمدن چنين شرايط فاجعه باري را براي محبوسين شان فراهم آورده اند. بنا به تصريح قانون، دست اندرکاران قضايي و مسوولان زندان ها موظفند براي تمام زندانيان، امکان دادرسي عادلانه، دسترسي به وکيل، اقامت در سلول هاي داراي شرايط استاندارد و رسيدگي هاي پزشکي - بهداشتي لازم را فراهم آورند. به علاوه، مسوولان مربوطه، موظف به اجراي طرح "طبقه بندي زندانيان" بر حسب نوع جرايم آنها هستند. تمام اينها، بديهياتي قانوني هستند که عدم اجراي آنها، زندانيان بي شماري را در کشورمان به اعلام اعتراض از طريق مايه گذاشتن از جان و سلامت خود مجبور کرده است. اخبار پي در پي و پايان ناپذير حاکي از اعتصاب غذاي زندانيان ايراني، گواه بسيار روشني از شرايط نابهنجاري است که در زندان هاي ما وجود دارد. فاجعه اخير مرگ ولي الله فيض مهدوي در زندان گوهردشت کرج، يکي از تکان دهنده ترين نمونه هايي است که شرايط نابهنجار فوق را به افکار عمومي يادآوري مي کند. در مورد اين فاجعه، تاکنون اطلاعات مختلفي منتشر شده است. ولي شايد افراد بسيار کمي از اين واقعيت تلخ مطلع باشند که خواسته موکد فيض مهدوي – که به خاطر آن مدت ها در اعتصاب غذا به سر مي برد – چه بود؟ خواسته اصلي اين زنداني محکوم به اعدام - که مي دانست دير يا زود با مرگ رو به رو خواهد شد- چيزي نبود جز انتقال به زندان "اوين"! به عبارت ديگر، فضاي وحشتناک زندان گوهردشت- که محل نگهداري محکومان جرايمي چون قتل، تجاوز، شرارت ... است - چنان بر اين زنداني محکوم به مرگ فشار آورده بود که انتقال به زندان "اوين" (که به نوبه خود نام آن لرزه بر اندام همگان مي اندازد) براي وي آرزويي بزرگ محسوب مي شد. آنچنان بزرگ که براي دسترسي به آن، دست به اعتصاب غذا مي زد. خانواده هاي افرادي که در زندان هاي ايران اينچنين مورد ستم قرار مي گيرند، طبق قانون حق دارند که مسوولان سازمان زندان هاي ايران را به محاکمه بکشند و در اين صورت، حتي قوانين موجود ايران، هيچ شکي در محکوميت مسوولان مزبور باقي نخواهد گذاشت. اما البته، اين در حالي است که کشور ما، قانون – ولو همين قانون پر نقض فعلي – حاکم باشد . نه آن که جايگاه قانون، چنان در نزد صاحبان قدرت نازل تلقي شود که به عنوان نمونه، حتي پس از درگذشت يک زنداني سياسي، وکيل وي، با اعلام جرم عليه مسوولان زندان، به عنوان "متهم" مورد پيگرد دستگاه قضايي قرار بگيرد... اتفاقي که همين ديروز، در تهران در مورد "خليل بهراميان"، وکيل زنداني متوفي اکبر محمدي، به وقوع پيوست است. شیرین عبادی
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
ديروز بار ديگر جامعه مطبوعاتي در غم فرو رفت؛ هرچند كه سالهاست روزنامهنگار ايراني اينگونه غمها را بارها و بارها تجربه كرده است. ديروز 2 نشريه توقيف و 2 نشريه لغو امتياز شدند.از دلايل توقيف نشريه <نامه> و لغو امتياز نشريات <حافظ> و <خاطره> جزئيات خاصي منتشر نشده است. هرچند كه <نامه> و <حافظ> نشريات فكرياي بودند كه در دايره محدود خود مشكلي براي كسي ايجاد نميكردند.اما توقيف روزنامه <شرق> داستان ديگري دارد. اين روزنامه در طول عمر كوتاه خود به مدد نيروهاي حرفهاي و كارآزموده توانست خود را در زمره روزنامههاي استخواندار و معتبر جا بيندازد. گرايش اين روزنامه گرايشي اصلاحطلبانه بود اما مشي آن از همان ابتدا اعتدال و ميانهروي بود. روزنامهاي كه در كنار كار حرفهاي اصول نظام را به درستي رعايت ميكرد و در چارچوب قانون، حركتي منطقي با احترام به همه طيفها و گرايشها را دنبال ميكرد.اما <شرق> به اتهام چاپ يك كاريكاتور و تعلل در معرفي مديرمسوول جديد و آنچه بيتوجهي به تذكرهاي هيات نظارت بر مطبوعات خوانده شد به محاق توقيف رفت. هرچند كه بحثهاي حقوقي و قانوني در توقيف مطبوعات چه توسط مقامات قضايي باشد چه هيات نظارت بر مطبوعات، قصه تكراري و بيحاصلي شده است؛ قصهاي كه كمتر استدلالي را ميپذيرد و راهي را كه ميروند هميشه تنها راه صحيح و درست ميپندارند بيتوجه به تبعات داخلي و خارجي آن و بيتوجه به سود و زيان آن. فرق نميكند جرم يا تخلف متناسب با مجازات باشد و فرق نميكند كشور در چه مقطع حساس تاريخي قرار گرفته باشد، تا متناسب با آن تصميمات هيجاني و احساسي نگيرند.<شرق> روزنامهاي بود كه در طول 3 سال گذشته هرگاه در عرصه داخلي و به ويژه خارجي، دولت و نظام نياز به حمايت داشتند چيزي كم نگذاشت. همواره يار و مدد آنان بود؛ چه آن زمان كه با دولت اصلاحات هميار بود و چه در اين يك سال كه منتقدي منصف براي دولت نهم.اما ديروز آن را با كمترين سودي از عرصه افكار عمومي خارج كرديم. اين سوال هنوز بيپاسخ مانده است؛ چرا هياتي كه در آن تعدادي از مقامات عالي مملكتي نشستهاند و ميدانند نظام در اين مقطع حساس در حال جنگيدن و چانهزني در آن سوي مرزها است تا به حق قانوني خود برسد بايد در اين سو با توقيف يا لغو امتياز چهار نشريه جبههاي ديگر را بگشايند و اعتراض داخل و خارج را بلند كنند كه چرا در مقابل آزادي بيان و مطبوعات سختگيريهاي بيمورد ميكنيم. آن هم در دورهاي كه نظام به دوره امنيت، آرامش و تثبيت خود رسيده است. هنوز هم پس از سالها از تجربههاي ناموفق خود درس نميگيريم و با يك يا چند خطاي مطبوعاتي قيصريهاي را به آتش ميكشيم، آن هم بيتوجه به دادرسي عادلانه. چرا وقتي ميتوانيم با راهكارهاي منطقي و قانوني مشكلي را حل كنيم هزينهاي سنگين و گاهي جبرانناپذير به كل نظام تحميل ميكنيم؟! به راستي پشت اين گونه اقدامات چه منطق و استدلالي نهفته است؟!غير از اين است كه دهها نشريهاي كه در چارچوب نظام اسلامي منتشر ميشدند، در طول سالهاي اخير توقيف كرديم اما با اين كارها كمترين سود و ثمري را در سبد حكومت نريختيم، جز آنكه در اين فاصله و در خلال آن سايتها و كانالهاي ماهوارهاي بسياري ايجاد شدند كه ديگر كسي بر كار آنان نظارت نداشت و آنان نيز بدترين هتكحرمتها و اكاذيب را عليه حكومت گفتند و ميگويند.شايد قوه قضاييه با علم به اين مساله در طول سالهاي اخير ديگر كمتر وارد فاز توقيف مطبوعات شد، كمتر احكام سنگين صادر كرد و كمتر روزنامهنگاري را راهي زندان كرد؛ چون گويا تجربه كرد كه راههاي بهتر و درستتري براي برخورد با خطاهاي احتمالي روزنامهنگاران وجود دارد. اما گويا اين بار هيات نظارت فعلي در آخرين روز كاري خود خواست اين راه رفته را دوباره تجربه كند. تجربه تلخ و بيحاصلي كه بار ديگر صدها تن از همكاران ما را بيكار كرد سرمقاله اعتمادملي
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
توصيف و تشريح وقيحانه از صحنههاي غيراخلاقي و مسائل جنسي، خوانندگي و رقص زنان، اشاعه منكرات، تبليغ فرق ضاله و انديشههاي كفرآميز، حاكميت دينزدايي و غربگرايي، زير سوال بردن مظاهر اقتدار نظام از جمله سپاه و ارتش، حريمشكني اخلاق اسلامي، سياهنمايي و تضعيف نظام، گسترش فرهنگ لمپنيسم، تبليغ خودكشي، ترويج ابتذال كلامي و رفتاري، اشاعه پوچگرايي، اهانت به دفاع مقدس، استفاده ابزاري از تصاوير زنان، ترويج باورهاي مردستيزانه، ترويج خيانت، تضعيف ديانت، تبليغ رذالت و هر آنچه كه براي در تقبيح و تنبيه يك فرد يا مجموعه ممكن است به كار آيد، جملگي در يك جا جمع شدهاند تا نامش باشد گزارش تحقيق و تفحص مجلس هفتم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت خاتمي.همان تحقيق و تفحص پرماجرايي كه روزهاي تصويبش در صحن علني مجلس آنچنان تنشآفرين شد كه در نهايت به سكته قلبي رئيس كميسيون فرهنگي مجلس و روانه شدن او به بيمارستان انجاميد. اما اينك تنها عضو كوچكي از جامعه بزرگ ايران بودن كافي است تا با نگاهي گذرا به مجموعه واژگان سنگين اين پرونده قلب هر ايراني سخت به درد آيد؛ چرا كه اينك صحبت از خروار خروار اتهامي نيست كه در يك پرونده پشت هم به صف شدهاند تا گويي سنگر دشمن را فتح كنند بلكه صحبت از ذبح شدن اعتماد و قرباني شدن اصول و مباني در شيوه تحقيق و تفحصهايي است كه بيش از پيروي از <تخصص> بر پايهها و ستونهاي تسويهحسابهاي سياسي استوارند. از اين رو صحبت از بهخدمتگيري واژگاني است كه سنگر دوست و همسنگر سالهاي سخت را نشانه رفتهاند؛ ورنه تحقيق و تفحص و نظارت بر عملكرد اجرايي دستگاهها و نهادهاي دولت، بيچون و چرا خواست و مطالبه اصلي افكار عمومي از صاحبان آراي آنان در خانه ملت است. اين خانه با آراي حداقلي شكل گرفته باشد يا خالي از آراي بخش مهمي از جامعه باشد، مهم اين است كه مجلس ميبايد فارغ از نسبت خود با تنها بخش كوچكي از جامعه درصدد جلب اعتماد ملي برآيد نه آنكه از مجموعه تمام واژگان و عبارتهاي موجود در خزانه لغت آنان كه براي قبيح جلوه دادن يك مجموعه كافي است مدد بجويد و نامش را هم بگذارد تحقيق و تفحص.تحقيق و تفحصي كه در آن عليرغم روال هميشگياش جاي تخلفات مالي كلان خالي است اما به اندازه وفور جاي ادبيات احساسبرانگيز و تحريكآميز پر است، چه چيزي را به افكار عمومي ميدهد؟ غير از آنكه هراس را ناگزير روانه خانه دل اصحاب فرهنگ و انديشه سازد كه وقتي تفحص در عملكرد آناني كه سوابق و نسبت آنان با نظام ، انقلاب و روحانيت پيدا است اينچنين پر از واژههاي غريب است پس تكليف آنان كه تازه در راه برداشتن گامهاي نخست براي اعتلاي فرهنگ و انديشه كشورند چه خواهد بود؟وقتي وزير دولت اصلاحات كه تنها عضو جامعه روزنامهنگاران عرب است و از دوره وزارت او است كه نمايشگاه كتاب تهران نيز غرفهاي را به اين انجمن ضدصهيونيستي اختصاص ميدهد، اينچنين توسط نمايندگان مجلس ايران زير ذرهبين نه تخصصي كه تسويهحسابي قرار ميگيرد كه بگويند براي ترويج انديشههاي صهيونيستي تلاش كردهاند پس تكليف ديگران چيست؟آيا غير از اين است كه نخبگان و انديشمندان و فرهنگسازان در راه را به كنج انزوا و خانهنشيني از هراس چنين قضاوتي هدايت كند كه اتهام نفوذي و صهيونيست بودن، براي او كه سالهاي عمرش را در نشان دادن رذالتها و خشونتهاي اسرائيل گذاشته است اتهام كوچكي نيست. آنقدر اين ادعا بزرگ است كه بتوان پس از اثباتش، ملتي را عليه چنين كسي بسيج كرد.اما فراموش نشود اگر چنين ادعايي در مسير منطق و استدلال اهالي فرهنگ و انديشه دست خالي برگردد و به اثبات نرسد در مقابل، افكار عمومي ملتي عليه صاحبان اين ادعا بسيج خواهد شد؛ چرا كه افكار عمومي نخواهد پذيرفت كسي با اين همه بار اتهام، آسوده سر بر بالين خواب بگذارد آنچنان كه نميتواند بپذيرد چگونه كساني بدون اثبات اين همه اتهامات كلي آسودهخاطرند؟ يا بايد او كه وزارتخانه تحت نظارتش در دفاع از رژيم صهيونيستي سنگتمام گذارده به سزاي اعمالش برسد يا ديگران كه در اثبات اين اتهام بزرگ كوتاهي ميكنند ميبايد پاسخگوي اين پرسش بزرگ به جاي مانده در تاريخ پارلمان ايران باشند.تفحص در فرهنگ اصلاحات به راستي آيا بيهيچ تسويهحسابي بوده و يا در تمام اين 8 سال كه فرهنگ و انديشه كشور به تاراج ميرفت سياستگذاران كلان كشور هيچ نگفتند؟چه كسي متهم اصلي است؟ او كه مجموعه بزرگ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را به سمتي كه مجلس هفتم مدعي است هدايت به بيراهه كرده يا آنان كه طي اين سالها تنها به انتظار اهالي مجلس هفتم دست بر دست گذاشتند تا شايد فرجي باشند؛ يا اصلا اين همه، تنها هياهويي است براي هيچ.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
<كودتاي خزنده فرهنگي و سياسي طراحي شده در يك دهه گذشته با انتخابات نهم رياستجمهوري با شكست مواجه شد.>اين سخنان يك مقام امنيتي و يا نظامي نيست. يك سياستمدار هم اين سخنان را نگفته است. اينها را سيداحمد خاتمي عضو مجلس خبرگان رهبري بيان كرده است. او اين را هم گفته است كه انتخابات نهم رياستجمهوري، زلزله سونامي عرصه سياسي ايران بود.در اينكه اين انتخابات يك سونامي بوده است يا نه البته جاي ترديد وجود دارد چون در صورت درست بودن اين امر پيدا كردن نامهاي مشابه درباره وقايعي چون دوم خرداد 1376 و 18 خرداد 1381 سخت ميشود اما به هر حال اين پديده يك سونامي بود از آن جهت كه پس از اين واقعه اتفاقاتي افتاد كه تعجب همه را برانگيخته است.يكي از اين اتفاقات ادبيات جديد برخي از كساني است كه خود را طرفدار انقلاب و نظام معرفي ميكنند. در حالت طبيعي انتظاري كه از اين افراد ميرود حمايت از روند طي شده انقلاب اسلامي البته با يادآوري ضعفها و كاستيها است. قطعا اين يادآوري نميتواند دليلي براي تخطئه تاريخ انقلاب باشد.جالب اين است كه تخطئهكنندگان 16 سال گذشته كه جزئي مهم از تاريخ نظام است صرفا به دفاع از عملكرد يك سال گذشته ميپردازند و اين 16 سال را در ازاي يك سال واگذار ميكنند.سخنان عضو مجلس خبرگان رهبري داراي پارادوكسهايي است كه ميتواند تعريف واژههاي دانشنامه سياسي را دچار مشكل كند. ايشان احتمالا توجه دارند كه كودتاچيان طبق فرهنگ مصطلح، معمولا طي يك عمليات نظامي يا تركيبي از عمليات نظامي و گروههاي فشار مانند آنچه در كودتاي 28 مرداد اتفاق افتاد و با زور يك حكومت مردمي را سرنگون ميكنند.طبق تعريف، معمولا كودتاچيان كودتاي خود را به راي مردم نميگذارند كه مردم بخواهند با راي ندادن به آنها توطئه آنها را بر هم بزنند.از سوي ديگر طبق تعريف ايشان، اين كودتا در يك دهه گذشته برنامهريزي شده است و اين يك دهه رياستجمهوري خاتمي و قسمتي از رياستجمهوري هاشميرفسنجاني را شامل ميشود.معمولا كودتا عليه دولت حاكم انجام ميشود و با توجه به اينكه هاشميرفسنجاني رئيسجمهور اسبق كانديداي انتخابات رياستجمهوري بوده است، مهدي كروبي با سابقه اصلاحطلبي و انقلابي نيز كانديداي انتخابات بوده است و جريانات ديگر اصلاحطلب نيز در اين انتخابات حضور داشتهاند و به تعبير اين عضو مجلس خبرگان مردم با راي به فرد ديگري غير از اين افراد توطئه كودتا را خنثي كردهاند، مشخص نيست كه اين كودتا عليه چه كساني بوده است و به كدام دليل افرادي كه خود حاكم بودهاند ميخواستند عليه خود كودتا كنند؟
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محمد تقی مصباح یزدی روز دوشنبه در پاسخ به یکی از پرسشهای همفکرانش که در همايش دفتر پژوهشهاي فرهنگي در مشهد دور هم جمع شده بودند؛ ماجرای دیدار خود با هاشمی رفسنجانی در حاشیه اجلاس خبرگان را تعریف کرد و از رسانهها گلایه کرد که به این مساله «آب و تاب» دادهاند ماجرای این دیدار نخستین بار توسط یکی از همفکران و همکاران این روحانی مشهور اعلام شده بود. با این حال، مصباح یزدی چند روز بعد دیدار خود را با هاشمی رفسنجانی تکذیب کرد و آن را صرفاً یک سلام و احوال پرسی ساده دانست. او در این همایش که برای آمادگی این طیف در انتخابات مجلس خبرگان تشکیل شده بود، درباره ديدار خود با هاشمی رفسنجانی گفت: «اين چه اهميتي دارد كه رسانهها اينقدر به آن آب و تاب دادهاند! در اجلاسيه اخير خبرگان، همه آقايان بودند و همديگر را ديدند، بنده هم در راهروي مجلس به طور اتفاقي با ايشان ملاقات كردم». مصباح در ادامه توضیحات خود گفته است: من با ايشان از پنجاه و چهار سال پيش دوستي و رفاقت دارم. همكاريهايي هم داشتهايم. رفاقت ما احتياج به اين حرفها ندارد. ايشان از قديميترين دوستان من است. ما از سال 1332 تا كنون با همديگر رفيق هستيم، ولي از جهت فكري و مشي عملي، اختلافهايي داريم. رفاقت ديرين ما به اين معنا نيست كه در همه مسائل افكارمان همسو است. در برخی مسائل پس از انقلاب اختلاف نظر داريم. منشأ آن، گاه مسائل فقهي و گاه اجرايي است. در مسائلي از ولايت فقيه و مشي عملي در برخي امور ديدگاههاي ايشان را نميپسندم. هرچه وظيفه شرعي داريم عمل ميكنيم؛ رفاقت حجتآور نيست. ظاهراً مصباح یزدی در ادامه توضیحات خود پیرامون دیدار مزبور اشارهای هم به سید محمد خاتمی داشته و گفته است: در اجلاسيه قبلي مجلس خبرگان رهبري هم آقاي خاتمي كنار من نشستند و گفتند چرا با ما بيمهري ميكني؟ گفتم من بر اساس وظيفه شرعي خود عمل ميكنم، شما هم بر اساس وظيفه عمل كنيد. هر كس بايد حجت شرعي نزد خداي متعال داشته باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
استاد فاطمی نیا گفت: آیت الله العظمی بهجت قویاً موضوع خواب تولد قاتل امام زمان(عج) را رد نمودند.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
نشریه «نامه» که عموما مواضع، مقالات و دیدگاههای جریان ملی-مذهبی را منعکس میکرد، با حکم هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. درج یکی از اشعار «سیمین بهبهانی» در نشریه دلیل توقیف عنوان شده است. «علیرضا کرمانی» دبیر تحریریه ماهنامه «نامه»در این رابطه می گوید:«حکم توقیف نامه هفته گذشته از سوی هیات نظارت صادر شد و از کانال های غیر رسمی ما هم از این موضوع مطلع شدیم و با وجود اینکه تا امروز سکوت کردیم و از رسانه ای شدن آن خود داری کردیم تا توضیحات خود را به اعضای هیات نظارت ارائه دهیم، اما امروز مدیر کل مطبوعات داخلی رسما اعلام کرد که ماهنامه توقیف شده است».وی با اشاره به اتهام این نشریه در یکی از اشعار مندرج در ویِژه نامه نوروزی نامه گفت:«ما شعری از خانم سیمین بهبهانی چاپ کردیم که از یکی از کتاب های ایشان با عنوان بهارانه تر که با مجوز وزارت ارشاد در سال 84 چاپ شده بود انتخاب شد. که نه تنها ما نه هیچ یک از شعرا یا خوانندگانمان از این شعر برداشت توهین آمیز نداشتند».کرمانی ماهنامه نامه را نشریه ای تئوریک و تحلیلی خواند و تاکید کرد:«با توجه به ساختار تحلیلی و روند کلی حاکم بر نشریه ما نه نیازی به اهانت در قالب شعر داشتیم و نه اساسا روند و عملکرد ما تا کنون در راستای اهانت به افراد و مسئولان شکل گرفته بود».توقیف نشریه «نامه» همزمان با توقیف روزنامه «شرق» صورت می گیرد و همین همزمانی تحلیلهایی را در مورد ستاندن تریبونهای طیف مهمی از اصلاح طلبان و اپوزیسیون قانونی بوجود آورده است.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
توقيف روزنامه شرق به عنوان يكي از تاثيرگذارترين روزنامههاي اصلاحطلب بازتابهاي بسياري در ميان انجمنهاي صنفي مطبوعات، حقوقدانان و مديران مسوول مطبوعات و احزاب داشت.
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
خبر کوتاهی بود. شرق توقیف شد. دلایل مثل همیشه: ۷۰ شکایت مقامات رسمی و غیررسمی که در روزهای تصمیم به کار حقوقی می آید و پشتوانه ی عملیاتی میشود؛ نکته دیگر در ظاهر، به خاطر کاریکاتوری که باز هم معتقدند به افتخارات ترک زبانان و آذری ها جفا شده است. با توجه به بازگشایی مجدد روزنامه ایران، گویا کسانی هستند که همواره میخواهند ترکها را رویاروی اهل فرهنگ قرار دهند. اگر چنین باشد این از همه ی اهانت ها برای ترکهای با فرهنگ ایران توهین آمیزتر است. دلیل فنی تغییر مدیر مسئول هم که بنا به گفته ی مسئولان شرق قابل حل بود. اما جدای از این حرفها، شامه اهالی سیاست بفهمی نفهمی حس میکنند که روزنامه ها نباید از یک حد معینی در جامعه تأثیرگزارتر شوند؛ و در بعضی مسائل هم که اصلاً کسی نباید هیچ نوع اطلاع رسانی انجام دهد. شرق هم تأثیر گزار شده بود و هم تنها رسانه جدی و پرتیراژ مجموعه ای بود که قرار نبود حرفشان شنیده شود. سال انتخابات و روزهای سرنوشت ساز اتمی، شب سالگرد شرق و حضور همه ی اندیشمندانی که بهتر است نیندیشند و دفاع از خاتمی و پوشش مخالفت گسترده با هتاکان هم مثل رفیق بد و ذغال خوب نباید بی تأثیر باشند. ما که امیدواریم شرق دوباره منتشر شود، ولی اگر نشد تا همین جای کار هم شرقی ها در این دوران سخت که قرار نبوده صدای خیلی ها شنیده شود و آنها چنین کردند، کارشان کارستان بوده است. ملت ایران و تاریخ، قدر شناس بر و بچه های شرق خواهند بود. حیف شد. شرق واقعاً روزنامه بود!
+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مهدي رحمانيان در مورد انتشار كاريكاتور توهينآميز در يكي از شمارههاي اخير اين روزنامه كه در نامهي هيات نظارت بر مطبوعات ذكر شده است، گفت: انتشار كاريكاتور توهينآميز را قبول ندارم. مديرمسوول روزنامه شرق در گفتوگو با ايسنا با بيان اينكه هنوز تا لحظه ارسال خبر نامه توقيف روزنامه شرق از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات به دستش نرسيده است، اظهار داشت: در رابطه با تغيير مديرمسوول روزنامه، روز گذشته نامهاي به هيأت نظارت بر مطبوعات نوشتم و نامه ارسال شده است؛ اعتراض حق ماست و قطعا به اقدام هيأت نظارت بر مطبوعات اعتراض خواهيم كرد. وي دربارهي موضوع انتشار كاريكاتور توهينآميز كه در متن اطلاعيه هيات نظارت بر مطبوعات آمده است، گفت: در يكي از صفحات شمارههاي اخير روزنامه، صفحهي شطرنجي كشيده شد كه دو مهرهي سفيد و سياه در آن وجود داشت و براي ديده شدن و نمايان شدن مهرهي سياه بقيهي خانهها سفيد بود و هيچ مفهوم ديگري نداشت. رحمانيان، وارد جزييات مطلب و تاريخ انتشار كاريكاتور نشد و در مورد اين كه آيا درخصوص تخلفات متعددي كه در اطلاعيه هيات نظارت اشاره شده، اخطاريهاي دريافت كرده است؟ گفت: اخطاريهاي دريافت نكردم به جز يك مورد و موارد متعدد را قبول ندارم. مديرمسوول روزنامهي شرق، دربارهي روند توقيف نشريات در هيات نظارت بر مطبوعات اظهار داشت: اين كار را از طرف هيات نظارت بر مطبوعات نميدانم؛ هيات نظارت اگر مسالهاي دارد بايد اين پرونده به دادگاه برود و دادگاه در اين مورد تعيين تكليف ميكند. رحمانيان ادامه داد: قانون موارد توقيف نشريات را براي هيات نظارت بر مطبوعات مشخص كرده است. واكنش در مورد كاريكاتور جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست و نميتواند به اين دليل روزنامهاي را توقيف كند و طبق قانون اين مورد جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست. هيات نظارت بر مطبوعات روزنامهي شرق را به استناد تبصرهي مادهي 12 و بر اساس بندهاي 1،2،4 و به ويژه بند 8 مادهي 6 قانون مطبوعات توقيف و پروندهي آن را به دادگاه ارسال كرد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در متن ارسال شده از سوي دبيرخانهي هيات نظارت بر مطبوعات آمده است: «اين هيات در تاريخ 19/5/1385 و به منظور حمايت از ادامهي انتشار نشريهي شرق به صاحب امتياز فرصت داد تا ظرف يك ماه نسبت به معرفي مديرمسوول جديد كه امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه را داشته باشد اقدام نمايد كه صاحب امتياز در تاريخ 20/6/1385 با ارسال نامهاي تقاضاي مهلت دو ماه ديگر نمود. ليكن با توجه به تخلفات مكرر روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا با توجه به انتشار كاريكاتور توهينآميز در يكي از شمارههاي اخير آن نشريه به اتفاق آراء روزنامهي شرق را توقيف كرد و پروندهي تخلفات اين نشريه را به دادگاه ارجاع نمود.»
+ نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
روزنامه «شرق» توقیف شد.این روزنامه با دستور هيات نظارت بر مطبوعات توقيف و انتشار آن از فردا (سهشنبه) ممنوع شد. شنیده شده است، حکم توقیف روزنامه «شرق» به دلیل چاپ کاریکاتوری در صفحه آخر روز 16 شهریور این روزنامه صادر شده است.
+ نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
روابط عمومي ماهنامه سياسي نامه در اطلاعيهاي اعلام كرد كه اين نشريه بنا به راي هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شده است. بنا براعلام روز دوشنبه اين نشريه، تصميم اخيرهيات نظارت بر مطبوعات در جلسه سيزدهم شهريور ماه امسال اين هيات اتخاذ شده است. مجيد تولايي سردبير ماهنامه نامه دراينباره به ايرنا گفت: علت توقيف نشريه به دليل انتشار سرودهاي از سيمين بهبهاني ذكر شده است. وي افزود: اين شعر از يكي از كتابهاي اين شاعر كه براي دومين بار در سال گذشته مجوز تجديد چاپ را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دريافت كرده است ، برداشت شده بود و هيچ دخل و تصرفي در آن صورت نگرفته است. تولايي ادامه داد: هيات نظارت بر مطبوعات انتشاراين شعر را توهين به مقامات كشور تلقي كرده است. وي يادآورشد كه اگر اين شعر به لحاظ محتوايي ايراد داشت، بايد مجوز چاپ و تجديد آن از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارشاد صادر نميشد. سردبير ماهنامه نامه تصريح كرد: هيات نظارت بر مطبوعات اين حكم را به مسوولان نشريه ابلاغ نكرد و تنها رونوشت تصميم خود را كه به دادسراي ويژه كاركنان دولت و رسانهها ارسال شده بود، به دفتر ماهنامه ارسال شده است. تولايي ادامه داد: شعر بهباني در شمار ۴۸ماهنامه كه اسفند ماه ۸۴منتشر شد به چاپ رسيده است. كيوان صميمي بهبهاني مديرمسئول و صاحبامتياز نشريه نامه است و هماكنون در خارج از كشور به سر ميبرد. وي پيش از اين به اتهام تبليغ عليه نظام و اهانت به برخي نهادها به دادگاه احضار شده بود كه پرونده آن مختومه اعلام شد. هيات نظارت بر مطبوعات همچنين امروز راي به توقيف روزنامه "شرق" داد. روزنامه ايران ارگان رسمي دولت نيز بيش از ۱۰۰روز است كه با راي هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف موقت بسر ميبرد.
+ نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رييس جبهه مشاركت شاخه فارس گفت: اظهارات فاطمه رجبي در مورد سفر آقاي خاتمي به آمريكا جنبه تبليغاتي دارد و صرفاً براي مشهور شدن است.محمد گلرخيان در گفت و گو با فارس افزود: افراد نبايد با سوء استفاده از موقعيت خود ، حرفي بزنند كه بعدها بايد جواب آن را بدهند. وي اظهار داشت: خاتمي يك چهره شناخته شده بين المللي است كه نبايد غير كارشناسانه و حرف غير معمول و فقط بر اساس احساسات زد كه عواقب آن منفي باشد. گلرخيان ادامه داد: مسوولان ذيربط بايد درباره اينكه چرا در اين موقعيت چنين حرفي زده شده است و همچنين اثرات منفي داخلي و بين المللي، اظهارات خانم فاطمه رجبي را با دقت بررسي كنند. فاطمه رجبي طي اظهاراتي گفته بود كه آقاي خاتمي براي دريافت دستمزد هشت ساله اش از آمريكا به نيويورك سفر كرده و وي بايد خلع لباس شود.
+ نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
هیات دولت در مصوبهای اعلام کرد که «از اوايل سال 1386 مصرف قند و شكر در ادارات ممنوع خواهد بود و كاركنان دولت موظف هستند به جاي قند و شكر از خرمای خشك و كشمش استفاده كنند». پيش از اين نيز دولت طی بخشنامهای مصرف نوشابههای گازدار در ادارات دولتي را ممنوع و به جاي آن، مصرف دوغ و شربت آبليموی خنك را توصيه كرده بود. صدور این مصوبات با انتقاد روزنامه «کیهان» مواجه شد. این روزنامه در یادداشتی در شماره امروز دوشنبه خود نوشت:«ترديدي نيست كه مصرف خرماي خشك و كشمش به جاي قند و شكر و مصرف دوغ و شربت آبليموي خنك به جاي نوشابه هاي گازدار يك توصيه سودمند بهداشتي است و كساني كه به اين توصيه ها عمل مي كنند اگر پاداش معنوي و اخروي نداشته باشند- كه احتمالا دارند- به يقين از اجر مادی و دنيوی آن بي نصيب نمي مانند. اما سؤال اين است كه دولت به چای كارمندان چكار دارد كه با قند و شكر بنوشند يا خرماي خشك و كشمش!؟ و يا اين كه نوشابه گازدار مصرف كنند يا دوغ و شربت خنك آبليمو؟!» این روزنامه افزود:«ممكن است گفته شود اين توصيه ها از شدت دلسوزي دولت براي سلامت كاركنان خود و صد البته؛ تماميملت است كه «حرف حساب» است، اما نسنجيده و حساب نشده! چرا كه، امر و نهي رسمي و دولتی فقط در مورد اقدامات نامشروع و آنچه در قوانين كشور ممنوع اعلام شده مجاز است به عنوان مثال، در آموزه هاي اسلاميی كارهاي واجب «امر» و كارهاي حرام «نهی» مي شوند و هيچگاه ديده نشده- و معقول و شرعي و منطقي هم نيست- كه مردم را وادار به انجام يك كار «مستحب» كرده و يا ملزم به ترك يك «مكروه» كنند. كاركنان دولت هم بخشي از مردم هستند و به طور طبيعي و منطقي مشمول همين قاعده كلي خواهند بود». کیهان افزود:«شايد تصويب كنندگان مصوبههای ياد شده بر اين باور باشند كه اختيار كاركنان دولت در دست دولت است كه سخنی منطقي و قابل قبول است اما فقط در حوزه الزامات شرعي و قانوني و نه در همه امور و از جمله امور شخصي، چرا كه كاركنان دولت در اختيار دولت هستند ولي «برده» دولت نيستند كه دولت بتواند در حوزه كاملا شخصي و سليقه اي آنان دخالت كرده و امریه صادر كند. در اينگونه موارد، توصيه دولت بسيار مفيد خواهد بود. اما صدور امريه و الزام و اجبار كاركنان پسنديده نيست، همانطور كه در انجام مستحبات و ترك مكروهات فقط توصيه مي شود و نه اجبار». این روزنامه از دولت پرسيده:«در ميان منكرات موجود در جامعه، كه بسياري از آنها در حوزه مسئوليت دولت است، تنها مصرف قند به جاي خرمای خشك و استفاده از نوشابه گازدار به جای شربت آبليموي خنك، منكراتی هستند كه توجه دولت را به خود جلب كرده و درپي رفع آن برآمده است؟ اگر پاسخ منفي است- كه منفي است- چرا مبارزه با منكرات ديگر تا اين اندازه مورد توجه دولت محترم قرار نگرفته است؟!»
+ نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
«محمد تقی مصباح یزدی» در حالی فعالیت انتخاباتی خود و شاگردانش به شکل مستقل از اصولگرایان برای انتخابات آتی مجلس خبرگان را «توهم» خوانده، که در روزهای اخیر همایش تشکیلاتی حامیان وی در مشهد برگزار شده است. در این همایش که میزبانی آن را « سيد يوسف علمالهدي» امام جمعه مشهد و از همفکران مصباح برعهده داشت، در کنار مباحث تئوریک همچون «جایگاه رای مردم در تشکیل حکومت» و «رسالتهای خواص»، مباحث انتخاباتی داخلی این طیف نیز به بحث گذاشته شد.این، چندمین همایشی است که به عناوین مختلف و به میزبانی علم الهدی در مشهد برای مصباح و همفکرانش برگزار می شود. گفته می شود علم الهدی خود از کاندیداهای مورد حمایت طیف مصباح در انتخابات دوره چهارم خبرگان در استان خراسان رضوی است.این همایش درحالی برگزار می شود که در روزهای اخیر،روزنامه «کیهان» بعنوان محوری ترین روزنامه اصولگرایان،به حمایت جدی از مصباح و طیف وی برخاسته و به عناوین مختلف، تیتر و عکسهایی را از مصباح یزدی در صفحه اول شماره های اخیر خود درج کرده است. همچنین، مدیر مسؤول این روزنامه در مقالهای بشدت از اظهارات «علی اکبر محتشمی پور» عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز انتقاد کرده بود.
+ نوشته شده در دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مراسم بزرگداشت بيستوهفتمين سالگرد رحلت آيتا... سيدمحمود طالقاني عصر روز جمعهدر زادگاهش واقع در روستاي گليرد بخش طالقان ساوجبلاغ برگزار شد.در اين مراسم علي موسويگرمارودي شاعر و نويسنده در سخناني خواستار شناساندن هرچه بيشتر ابعاد شخصيتي و انديشههاي آيتا...طالقاني به مردم بهخصوص نسل جوان جامعه شد. وي گفت: در طول ساليان گذشته درمورد شخصيت اين عالم رباني سخنان فراواني از سوي بزرگان اهل علم و دين بيان شده اما هنوز مردم به ژرفاي حقيقي و حقوقي انديشههاي اين مجاهد نستوه آشنايي لازم را پيدا نكردهاند. وي افزود: كشورهاي مختلف از فعاليتهاي ديني و مذهبي مرحوم طالقاني بهخصوص تفسير كتاب آسماني قرآن كريم، براي هدايت جامعه خود و جذب نيروي جوان بهرهمندي مناسب را بردهاند اما نسل جوان اين مرز و بوم اسلامي هنوز با ابعاد شخصيتي اين سيد بزرگوار به درستي آشنا نيست. موسويگرمارودي تاكيد كرد: آيتا... طالقاني جايگاه رفيعي در تاريخ ايران اسلامي دارد و مسوولان بايد بستر مناسب را براي آشنايي هرچه بيشتر گروههاي سني مختلف با انديشههاي اين شخصيت بزرگ فراهم كنند. به گفته وي، رابطه صميمي آيتا... طالقاني با جوانان از ويژگيهاي منحصر به فرد ايشان بود و همين امر بحرانهاي مختلفي را در مناطق مختلف كشور اوايل پيروزي انقلاب اسلامي تبديل به آرامش كرد. وي اظهار داشت: آيتا... طالقاني با حمايت همهجانبه از امامخميني(ره) و انديشههاي آن حضرت در دوران خفقان در ايران توانست با زبان گوياي خود كه به تعبير امام راحل همچون شمشير مالكاشتر بود مردم و بهخصوص جوانان را در مبارزه با رژيم ستمشاهي ياري كند در ادامه بخوانید : رويه طالقاني، مشق سياسي آينده - محمد رضايي زندگي آيتالله طالقاني - احمد جلاليفراهاني روشنفكر روحاني - محمد اسفندياري ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در آن روز جوي را كه منافقين به وجود آورده بودند و شعارهايي كه در شهرستان ها و خيابان هاي تهران مي دادند و تحركاتي كه ايجاد مي نمودند، كاري مي كردند كه چهره هايي مانند شهيد بهشتي (ره) و آیت الله خامنه اي و حجت الاسلام هاشمي در جامعه ي ما مورد سوءظن قرار گيرند و از اين طريق انقلاب ما را منحرف كنند و تضعيف نمايند.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
ای شروع لطیف,جای الفاظ مجذوب تر خالی
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در پی محکومیت گسترده موضعگیری فاطمه رجبی ، سایت منتسب به همسر دکتر الهام در یادداشتی ضمن حمله به منتقدان بر مواضع پیشین تاکید کرد .
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حجة الاسلام والمسلمين مجيد انصاري، عوام گرايي ديني را آفتي كه دستگاهها بايد به صورت جد مراقب آن باشند برشمرده و با هشدار نسبت به اينكه امروز روي ديگر سكه انجمن حجتيه به ميدان مبارزه با انديشه اسلام ناب آمده است، تأكيد كرد: «امام زمان(عج) بسيار نزديكتر از اين است كه ما در چاه جمكران برايش نامه بفرستيم.» حجة الاسلام والمسلمين مجيد انصاري در گفتگو با ايسنا، اصل موضوع مهدويت را مسأله اي كه در باور و اعتقاد مسلمانان ريشه دارد، معرفي كرد و افزود: قاعده لطف اقتضا مي كند كه هيچ گاه، جامعه انساني بدون راهنما و راهبر نباشد، بعد از ختم نبوت هدايت انسان به وسيله ائمه هدي ادامه پيدا كرد تا بر اساس حكمت الهي و فلسفه خاصي كه در غيبت نهفته است امام دوازدهم ما حضرت مهدي ارواحنا الفداء براي مدتي كه خداوند زمان آن را مي داند در پرده غيبت قرار گرفتند. چند دهه از اين غيبت به عنوان غيبت صغري معرفي شد كه در آن دوران 4 نفر نيابت خاص امام زمان(عج) را عهده دار بودند و مردم از طريق آنها با امام زمان(عج) مرتبط بودند بعد از چهارمين آنها دوران غيبت كبري آغاز شد و مردم براي مسايل فقهي و شرعيشان به عالمان برجسته و فقيه و دين شناس واجد شرايط احاله شدند.وي ادامه داد: انسان هيچ زماني بي نياز از امام و هادي نيست. چه امام ظاهر و چه در پرده غيبت باشد بر اين اساس غيبت امام به معناي بي نيازي از هدايت و تأثيراتي كه پار ه اي از آنها براي ما ناشناخته است، نيست. اين عضو مجمع روحانيون با استناد به آيات و رواياتي كه در زمينه مهدويت وجود دارد، اظهار داشت: در برخي از كتب الهي پيشين از مكاشفاتي سخن گفته شده كه در آن براي برخي انبياء دوران زيباي ظهور حضرت مهدي(عج) ترسيم شده است و آنها آرزوي بودن در آن دوران را كرده اند كه خداوند هم به آنها مژده اين را داده است كه در آن زمان باشند و بيشتر ما مسلمانان هم معتقد هستيم كه همه آن وعده ها مربوط به آخرالزمان و امام زمان(عج) است. هم اكنون هم يهوديان منتظر دوران ظهور مصلح جهاني هستند. مسيحيان منتظرند كه مسيح برگردد و اصلاح گري جهاني را انجام دهد. حتي در ميان گروهها و مذاهب ديگر و نحله هاي ديگر مسأله اميد به آينده روشن و ظهور مصلح جهاني مورد قبول همه قرار دارد. اين عضو مجلس خبرگان با بيان اينكه خداوند زمان ظهور را تعيين نفرموده است، تأكيد كرد: خود امام عصر(عج) فرموده است: «دروغ گفته اند كساني كه وقت تعيين مي كنند»، اگر كسي تعيين وقت كرد و گفت، فلان روز و سال امام زمان(عج) خواهد آمد او را تكذيب كنيد. او دروغگو است. خداوند خواسته است زمان فرج امام عصر(عج) نامعلوم باشد تا هر لحظه اي انسانهاي منتظر احساس كنند ممكن است كه يك ساعت ديگر امام زمان (عج) ظاهر شود. وي همچنين تأكيد كرد: جامعه اي مي تواند امام زمان(عج) را تحمل كند كه عدالت اسلامي و ارزشهاي اسلامي به گوشش خورده باشد و عاشق اين ارزشها باشد. انسانها بايد داوطلبانه و آگاهانه به سمت زندگي ايده آل و زيباي دنياي فرج نگاه كنند.انصاري افزود: طي يكي دو قرن اخير استعمار و در رأس آن انگلستان به كمك بعضي از عالمان ديني سطحي و خشك مقدس و به تعبير امام(ره) احمق كه دين را در پوسته ظاهري آن مي ديدند سعي كردند عامل انتظار را كه عامل محرك اجتماعي است، خنثي كنند و در مرحله بعد از اين عامل محرك اجتماعي علل تخديري بسازند، لذا پا به ميان گذاشتند و تعبير هايي از انتظار فرج ارايه دادند كه به عامل تخدير تبديل شود. وي در ادامه با اشاره به برخي تفسير هاي انحرافي در زمينه ظهور امام زمان(عج) گفت: اين نگاه كه فساد در جامعه زياد شود و براي اصلاح حكومتها و جامعه نبايد كاري انجام داد تا ظهور امام زمان(عج) نزديكتر شود در تضاد و آشكار با تماميت اسلام و قرآن است، زيرا قرآن دستور امر به معروف و نهي از منكر و جهاد مي دهد. وي ادامه داد: با به ميدان آوردن مهدي هاي دروغين سوء استفاده هاي ديگري از اين بحث شده است. تاريخ پر از اين افراد است. مدعيان دروغيني كه بعضاً ابزار استعمار براي تفرقه افكني ميان مسلمانان شدند كه نظاير آن در فرقه هاي گمراه بابيت و بهائيت مشاهده مي شود. اين عضو مجلس خبرگان همچنين گفت: در حدود 50-40 سال گذشته نگاه انحرافي به انتظار فرج در قالب انجمن حجتيه به وجود آمد. آنها محافلي داشتند و دعاي ندبه برگزار مي كردند و اساس كار مبارزه خود را با بهائيت گذاشته بودند و همزمان به ساواك تعهد سپرده بودند كه به سياست و شاه كاري نداشته باشند، از هر كسي وارد انجمن حجتيه مي شد تعهد مي گرفتند كه در سياست دخالت نكند. وي گفت: امام(ره) به طور شفاف افشاگري كردند، انجمن حجتيه را رد و مبارزه با رژيم شاه را واجب اعلام كردند و مكتب انقلاب پوياي انتظار فرج را ارايه فرمودند كساني كه از روي علاقه جذب انجمن شده بودند انجمن را رها كردند و به صفوف انقلابي مردم پيوستند. ماهيت انجمن حجتيه افشا شد. انجمن حجتيه به عنوان يك تفكر انحرافي از اسلام و انتظار فرج مهدويت مطرح شد. انصاري ادامه داد: امروز روي ديگر سكه انجمن حجتيه به ميدان مبارزه با انديشه اسلام ناب آمده است. يعني اسلام خشونت طلب افراطي كه زباني جز طرد و لعن و تكفير و تخريب نمي شناسد و هر برداشت و انديشه اي غير از انديشه خود از اسلام را به مانند كفر مطلق و باطل محض مي پندارد.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
قائم مقام حزب موتلفه اسلامي گفت: توده مردم در انتخابات كاري به يك گروه از شاگردان آيتالله مصباح يا يك بخش از طرفداران هاشمي رفسنجاني ندارند اما من اين بحثها را لازمه يك فضاي باز سياسي ميدانم، به شرط آنكه ادب و اخلاق ايراني و اسلامي لحاظ شود. اسدالله بادامچيان در گفتوگو با ايلنا با اشاره به نحوه انتخاب مردم در انتخابات مجلس خبرگان رهبري، اظهار داشت: مردم در كل در انتخابات خبرگان به آهنگ ولايت فقيه گوش ميسپارند و در كلان به فرمايشات ايشان توجه ميكنند زيرا مقام معظم رهبري به طور مستقيم در انتخابات دخالت نميكنند. وي در مورد حضور برخي از شاگردان آيتالله مصباح يزدي در انتخابات خبرگان، گفت: بخشي از شاگردان آيتالله مصباح يزدي ديدگاههاي تندي دارند ولي بخش ديگري از دستپرودههاي اين استاد بزرگ حوزه، تفكرات ديگري دارند و نبايد كل شاگردان ايشان را يكسان دانست اما همانطور كه گفتم عامه مردم پيرو استراتژي كل نظام هستند كه اكثر گروههاي كشور نيز آن را مبنا قرار ميدهند. بادامچيان با اشاره به حضور هاشمي رفسنجاني در ليست نهايي جامعتين، اظهار داشت: ما قرار است از تصميم نهايي جامعتين به طور كامل حمايت كنيم و آنها هم نظرشان نسبت به حضور هاشمي رفسنجاني در فهرست مساعد بوده است، از جهتي به نظر ميرسد آقاي هاشمي هم قبول كنند كه در اين فهرست حضور يابند. سعي ما بر اين است كه از تجارب و تواناييهاي رفسنجاني در مجلس خبرگان نيز استفاده كنيم اما نظر نهايي مشروط به نظر جامعتين و خود هاشمي است. وي افزود: جامعتين با چنين ديدگاهي اصلا وارد بحثهاي حاشيهاي همچون ارتباط رفسنجاني و آيتالله مصباح نخواهند شد و براي آنها خدمتگزاري و مجموعهاي از تواناييهاي نامزدها مطرح است و اصل، التزام به قانون و وفادار بودن به نظام جمهوري اسلامي است.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
چندی پیش وزارت ارشاد با صدور اطلاعیهای، هرگونه همکاری با شبکههای ماهوارهای فارسی زبان خارج از کشور را غیر قانونی خواند و هشدار داد که عدم رعایت این امر دارای تبعات قانونی برای متخلفان خواهد بود. اطلاعیهای که موجی از واکنشها را در محافل خبری، سیاسی و فرهنگی برانگیخت.سعید ابوطالب»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب در مورد این اطلاعیه گفت: «متأسفانه ما در حال حاضر با نقص قانونی در این زمینه مواجه هستیم، چرا که آییننامه و اساسنامه شفافی در این زمینه وجود ندارد. برای شبکههای خبری آییننامه داریم اما برای شبکههای فرهگی خیر». ابوطالب با بیان این که «برخورد با شخص حقیقی وجهه قانونی ندارد و نمیتوان به کسی گفت، که مثلاً شما چرا مصاحبه کردهاید» گفت: «شبکههایی که در ایران دفتر دارند (چه فارسی زبان و چه غیر فارسی زبان) مجوز فعالیت دریافت کردهاند و آییننامهای را پذیرفتهاند که فعالیتهایشان را در چهارچوب آن انجام دهند. همکاری با این شبکهها هیچگونه مشکلی ندارد». وی تصریح کرد: «اما شبکههایی که در ایران دفتر ندارند، مجوز فعالیت نیز دریافت نکردهاند. فعالیت این شبکهها غیر قانونی است و طبعاً مقامات رسمی و شخصیتهای حقوقی نباید با آنها همکاری داشته باشند، چه به صورت مصاحبه و چه به صورت کمک در تهیه برنامه. تاکید میکنم که من نمیگویم برنامههای این شبکهها غیر اخلاقی، غیرفرهنگی و یا بر خلاف امنیت و مصالح ملی است، بلکه تنها غیر قانونی است. اما اینکه یک فرد عادی میتواند با این شبکهها همکاری کند یا خیر، این منع قانونی ندارد». عضو کمیسیون فرهنگی خاطر نشان کرد: «شبکههای فارسی زبان با اهداف متفاوت در حال رشد هستند و نمیتوان هم جلوی این رشد و گسترش را گرفت، ضمن اینکه به نظر من این کار اساساً درست نیست و ما نباید اصرار داشته باشیم که با گروههای فرهنگی که قصد گرفتن مجوز را دارند برخورد کنیم، بلکه برعکس باید آنها را مورد تشویق نیز قرار دهیم». وی گفت: «به اعتقاد بنده ما باید به سمتی حرکت کنیم که با تهیه و تنظیم آییننامههایی، به جای ممانعت از این فعالیتهای فرهنگی به آنها فرم بدهیم. یعنی مثل همه جای دنیا چهارچوبی را در نظر بگیریم که فعالیتها در آن چهارچوب انجام شود که این وظیفه، مستقیماً برعهده صدا و سیما و وزارت فرهنگ است». ابوطالب در مورد برخورد با برخی شبکههای ماهوارهای که درخواست مجوز دادهاند و یا برای مدتی مجوز فعالیت دریافت کردهاند اما پس از آن غیرقانونی اعلام شدند گفت: «بدون آییننامه نمیتوان با کسی برخورد کرد و در حال حاضر که این آییننامهها وجود ندارد و طبیعی است که اگر برخوردی صورت میگیرد سلیقهای باشد». این نماینده مجلس هفتم در پاسخ به این پرسش که آیا گروهها و احزاب داخلی میتوانند برای خود شبکههای ماهوارهای در خارج از کشور تأسیس کنند، گفت: «در کلیت این امر منعی ندارد و هر کس که بخواهد میتواند برای دریافت مجوز اقدام کند، ما هم باید از این روند حمایت کنیم».
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
وكيل مدافع خانواده اكبر محمدي از اعلام جرم عليه مسوولان زندان اوين خبر داد. خليل بهراميان در گفتوگو با ايسنا اظهار داشت: در رابطه با مرگ اكبر محمدي با اعلام اتهام قتل عمدي عليه مسوولان زندان اوين و مسوولان بهداري زندان اوين و ... در 12 صفحه اعلام جرم كردم و اين پرونده در شعبهي دوم بازپرسي دادسراي جنايي تهران در حال بررسي است. وي تصريح كرد: در رابطه با اين اعلام جرم، تشكيل كميسيون پزشكي با شركت پزشكان پزشكي قانوني و پزشكاني كه در طول مدت هفت سال از زمان بازداشت اكبر محمدي و هنگامي كه وي تحت معالجه قرار گرفته يا تشكيل تيم حقيقتياب متشكل از پزشكان غيردولتي، مستقل و صاحب نظران قضايي كه فعلا در دستگاه قضايي نيستند را درخواست كردهام.پيش از اين نعمت احمدي وكيل مدافع خانواده اكبر محمدي نيز از ثبت شكايت عليه سازمان زندانها، مسوولان بندي كه اكبر محمدي در آن به سر ميبرده، بهداري زندان و كسانيكه بدون در نظر گرفتن وضعيت جسمي وي دستور اعزام مجدد او را به زندان دادهاند در دادسراي جنايي تهران خبر داده بود. سهراب سليماني مدير كل زندانهاي تهران با اظهار بياطلاعي از شكايت ثبت شده عليه زندان، دربارهي شكايت احمدي به خبرنگار ايسنا گفته بود: طبيعي است كه هر كس احساس كند به وي ظلمي شده است ميتواند به مرجع قضايي شكايت كند.تاكنون چيزي دربارهي شكايت خانوادهي محمدي نشنيدهام
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
ششمين جلسه آسيبشناسي اصلاحات در حزب اعتماد ملي با حضور محمدرضا تاجيك مشاور سيدمحمد خاتمي و رئيس سابق مركز تحقيقات استراتژيك رياستجمهوري برگزار شد. محمدرضا تاجيك كه به دعوت شاخه جوانان و دانشجويي حزب اعتماد ملي قرار بود علل ناكامي اصلاحطلبان را بررسي كند قبل از هر سخني فقدان مانيفست اصلاحطلبي و مشكلات تشكيلاتي و در كنار آنها ايدئولوژيزدايي را عواملي دانست كه سرنوشت اصلاحطلبان را به تاريخ گره زد.او در سخنان خود در عين حال جريان اصلاحات را به خانهاي تشبيه كرد كه هرچند داراي ستونهاي بسيار زيباي جامعه مدني، جقوق شهروندي و دموكراسي بود ولي اين ستونها ماسهاي بودند كه فروريختند.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سيدمحمد خاتمي رئيسجمهور سابق ايران در ادامه سفر دو هفتهاياش به آمريكا در مصاحبهاي با مجله تايم گروگانگيري در سفارت آمريكا در سال 1979 را واكنشي انقلابي نسبت به نيم قرن استعمار و بهرهكشي ايران توسط آمريكا دانست.وي در عين حال درباره گروگانگيري در سفارت آمريكا در ايران در سال 1979 ميلادي ابراز تاسف كرد. خاتمي گفت من از بحران گروگانگيري متاسفم و با گروگانها و خانوادههاي آنان به دليل لطمات و زيانهايي كه ديدهاند، ابراز همدرديميكنم. به گزارش ايسنا، وي گروگانگيري 444 روزه 52 كارمند سفارت آمريكا در ايران را واكنشي نسبت به چندين دهه استعمار و بهرهكشي آمريكا از ايران دانست. وي در عين حال درباره گروگانگيري در سفارت آمريكا در ايران در سال 1979ميلادي ابراز تاسف كرد. خاتمي در بخش ديگر اين مصاحبه هولوكاست را يك واقعه تاريخي خواند و گفت: به عقيده من هولوكاست جنايت نازيسم است ولي اين احتمال وجود دارد كه هولوكاست كه يك واقعيت مطلق و تاريخي است مورد سوءاستفاده قرار گرفته باشد. هولوكاست نبايد به هيچوجه بهانهاي براي سركوب حقوق فلسطينيان باشد. خاتمي گفت من شخصا معتقدم كه وي (احمدينژاد ) وجود هولوكاست را نفي نميكند. وي خطاب به آمريكا هشدار داد كه هرگونه تجاوزي به ايران بهاي سنگيني براي آنان خواهد داشت. خاتمي تاكيد كرد: آمريكا بداند كه ميتواند براي حفظ منافعش از كشورهاي عربي و اسلامي كمك بگيرد. خاتمي در توصيهاي به جورج بوش رئيسجمهور آمريكا گفت: وي بايد صلح و عدالت و آشتي را در سراسر دنيا بگستراند. من معتقد، سياستهاي آمريكا نهتنها تروريسم را متوقف نكرده، بلكه مشكل را افزايش داده و وخيمتر كرده است زيرا ميتوانستيم مساله عراق را بدون حمله و اشغال و بدون از دست رفتن جان انسانها، زندگي آمريكاييها و جان و مال عراقيها حل كنيم؛ اگر آمريكا چنين غرور و نخوت و حتي تكبري نداشت، شايد اين مشكل حل ميشد. خاتمي در ادامه با اشاره به اينكه اشغال عراق بايد هرچه سريعتر خاتمه يابد گفت: به باور من نميتوان اين دولت دموكراتيك نوپا را در دستان تروريستها، شورشيان و جويندگان خشونت رها كنيم. بهترين راه تقويت و حمايت دولت سرويسهاي امنيتي و نيروهاي پليس آن است و بهترين راه براي تحقق آن كمك گرفتن از كشورهاي همسايه است. آمريكا بهتر است بداند كه ميتواند براي حفظ منافع خود از كشورهاي عربي و اسلامي كمك بگيرد. رئيسجمهور سابق كشورمان در ادامه اين مصاحبه در خصوص برونرفت از بحران هستهاي گفت: نگراني درباره گسترش سلاحهاي كشتارجمعي موجه است. اما در اين منطقه سه كشور داراي سلاحهاي هستهاي و صدها كلاهك هستهاي هستند. بزرگترين زرادخانه هستهاي از آن اسرائيل و سپس هند و پاكستان است. اگر نگرانيهايي جدي درباره سلاحهاي هستهاي وجود دارد، ابتدا بايد با از بين بردن سلاحهاي فعلي شروع كرد. وي افزود: هيچيك از اين سه كشور پيمان منع گسترش سلاحهاي هستهاي را امضا نكردهاند اما ايران عضو اين پيمان است. ايران حق دستيابي به انرژي هستهاي را دارد و ما آمادهايم تضمين دهيم كه از آن براي اهداف صلحجويانه استفاده خواهيم كرد ضمن اينكه آقاي احمدينژاد دستوري صادر كرده است تا توليد و انباشت سلاحهاي كشتارجمعي ممنوع شود.خاتمي در مورد حمله نظامي عليه ايران از سوي آمريكا يا اسرائيل گفت: هرگونه تجاوزي به ايران بهاي سنگيني براي آمريكا و پيش از آن براي ايران خواهد داشت. افكار عمومي دنيا و اكثريت مردم آمريكا از دخالت نظامي در ايران حمايت نخواهند كرد. وي تاكيد كرد: در ايران تماميت ارضي مساله اصلي است و هيچ گروه و حزب سياسي در حمايت از فعاليتها و اقدامات ايران ترديدي ندارد، اين اتحاد و اجماع ملي براي متجاوزان بسيار گران تمام خواهد شد. خاتمي در مورد مباحثي پيرامون اعمال تحريمها از سوي آمريكا عليه ايران گفت: تجربه نشان داده كه تهديدات، فشار و زور هرگز منجر به راهحل نشده و تحريمات موثر نبوده است. تحريمات و حتي بالاتر از آن، اقدام نظامي و استفاده از زور به ايجاد بحران بيشتر در ايران براي منطقه و دنيا منجر خواهد شد. ايران شايد تعليق را در طول مذاكرات بپذيرد اما با تنبيه نخواهد پذيرفت سيدمحمد خاتمي همچنين با حضور در كنفرانسي خبري در واشنگتن، از موج اسلامگريزياي كه در آمريكا به وجود آمده است انتقاد كرد. خاتمي رئيسجمهور سابق ايران گفت: در فاجعه 11 سپتامبر دو جنايت رخ داده؛ يكي كشتن مردم بيگناه و ديگري آن كه اين جنايت به نام اسلام صورت گرفت. تروريست، بشري فاقد اخلاقيات است كه به بهشت نخواهد رفت. وي كه پنج سال پس از 11 سپتامبر در مراسم گفتوگوي تمدنها كه از سوي <شوراي روابط آمريكا و اسلام> برگزار شده بود سخنراني ميكرد با اشاره به وقايع 11 سپتامبر اظهار داشت: مسلمانان آمريكايي بايد به هموطنان خود نشان دهند كه آنها نماينده اسلام هستند نه تروريستها.خاتمي افزود: به ديگران نشان دهيد آنچه كه در رسانهها دربارهاسلام گفته ميشود صحيح نيست و با موج اسلامگريزي و نفرت از اسلام كه متاسفانه امروز با آن مواجهيم، مبارزه كنيد. محمد خاتمي همچنين بر حق ايران براي دستيابي به تكنولوژي هستهاي براي مقاصد صلحآميز تاكيد كرد و خواهان گفتوگو به جاي تحريمات براي حل مسالههستهاي ايران شد. وي اظهار داشت: آنچه كه در دورهرياستجمهوري من صورت گرفت، تحقيق براي خودكفايي در انرژي هستهاي بود. ايران عضو انپيتي، پيمان عدم گسترش سلاحهاي هستهاي است و طبق ماده4 اين پيمان هر كشوري حق دستيابي به اين فناوري را دارد. خاتمي با اشاره به ضرورت حل مساله هستهاي ايران از طريق گفتوگو تاكيد كرد كه شايد ايران فعاليتهاي هستهاي را در روند مذاكرات متوقف كند اما هرگز در مقابل فشارهاي تنبيهي چنين نخواهد كرد. وي گفت: تا جايي كه من ميدانم روسيه، چين و فرانسه علاقهمند به ادامه گفتوگوهاي بدون پيششرط هستند و اين وضعيت درست و صحيحي است. خاتمي در ادامه اين كنفرانس خبري عنوان داشت: در جريان مذاكرات ميتوانيم حتي دربارهتعليق، ماهيت تعليق، زمان تعليق و دوره تعليق گفتوگو كنيم. به اعتقاد من، بهترين گفتمان آن است كه دربارهاين مسائل گفتوگو و مذاكره كنيم. احساس ميكنم كه استفاده از زور، تهديد به استفاده از زور و زبان تهديد هرگز براي اين مساله و مسائلي مشابه آن كارساز نبوده است.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
وزير كشور در آخرين ديدار خود با فرماندهان كل نيروي انتظامي نسبت به بروز جرايم <آزاردهنده عمومي> ابراز نگراني كرد و از فرمانده خواست كه با اينگونه جرايم بهشدت برخورد كنند.مصطفي پورمحمدي جانشين فرمانده كل قوا در نيروي انتظامي صبح پنجشنبه در همايش فصلي فرماندهان ناجا به سردار اسماعيل احمديمقدم فرمانده كل نيروي انتظامي دستور داد كه برخورد با جرايم <آزاردهنده عمومي> كه روح اجتماعي را آزرده ميكند در اولويت برنامههاي يگان تحت فرمانش قرار دهد.جرايم آزاردهنده موردنظر وزير كشور همان آدمربايي، رفتار علني قانونشكني، تجاوز و سرقت به عنف هستند كه بايد با تمركز بيشتر براي جلوگيري از اقدام به اين جرايم برنامهريزي شود.او معتقد است كه بايد كنترلهاي نيروي انتظامي روي شبكههاي جرم باشد، به نحوي كه از حادثه به سمت شناخت كامل جرم حركت نكنند، بلكه هر جا غفلت و ناامني مشاهده شد، بهسرعت فعال شود.پورمحمدي در تشريح اين شرايط كمي به روشهاي نيروي انتظامي نيز انتقاد كرد و گفت: گشتزني و افزايش ابزار انساني براي كنترل جرم كافي نيست بلكه بايد تجهيزات الكترونيك و مكانيك پليس توسعه يابد و اشراف پليس به موضوعات مختلف اجتماعي و جرايم براي نزديكي به اهداف مشخص بيشتر شود.او خطاب به فرماندهان گفت: در محيطهايي كه با عارضه ضدامنيت مواجه هستيم، ميتوانيم فشارهايي را به مراكز بحران وارد كنيم؛ زيرا هرگاه كنترلها و فشارها در محيطهاي آلوده بيشتر شده، به نتايج بهتري دست يافتهايم. در محيطهايي كه مسائل ضدامنيتي وجود دارد، افراد در امان نيستند. بنابراين بايد فشارهاي عمومي را در اين نقاط براي جلب همكاري عمومي افزايش داد.او بلافاصله پس از تشريح شرايط امنيتي گفت: نيروهاي انتظامي در ساماندهي مسائل اجتماعي كمتر به برخوردهاي خشن متوسل شده اما ماموران نيروي انتظامي بايد بدانند كه بهگونهاي برخورد كنند كه مجرمان در حاشيه امن قرار نگيرند و هميشه احساس ناامني داشته باشند.البته وزير كشور در كنار برخورد خشني كه از ماموران درخواست كرد رفتار آنها در جامعه را نيز تعريف كرد و گفت: رفتار نيروي انتظامي مهمترين عامل در ايجاد نظم است و بايد انضباط ظاهري و فرمي در تشكيلات و انضباط در برنامهها و ماموريتهاي ناجا افزايش يابد.بعد از اين تعاريف او به كاهش قابل توجه جرايم كاركنان نيروي انتظامي در سال جاري اشاره كرد و آن را نشانه فعاليت قابل توجه، حفاظت اطلاعات و سازمان عقيدتي- سياسي دانست. ماهواره و عدم تسلط شهروندان به زبانهاي خارجي انگار موضوع تخلف رفتاري و برنامهاي ماموران نيروي انتظامي خيلي مورد توجه است، آنچنان كه سردار اسماعيل احمديمقدم فرمانده نيروي انتظامي نيز در ابتداي صحبتهاي خود در اين همايش به آمار سازمان قضايي نيروهاي مسلح در مورد جرايم كاركنان نيروي انتظامي اشاره كرد و گفت: در 5 ماهه اول سال جاري، براساس آمار سازمان قضايي نيروهاي مسلح، ميزان جرايم كاركنان ناجا 6 درصد كاهش يافته است.با اينكه هم فرمانده و هم وزير كشور در ميان گفتههاي خود به تخلفات ماموران اشاره كردند اما احمديمقدم در جمع خبرنگاران، جرايم كاركنان را مرتبط با جامعه ندانست و گفت:جرايم كاركنان بيشتر ترك خدمت، فرار از خدمت و گم كردن تجهيزات بوده است و ميزان بدرفتاري با مردم و مشاركت در جرم از سوي ماموران بسيار پايين بوده است.به گفته او، در حال حاضر رسيدگي به پرونده ماموران پليس به روز شده است و اگر تخلفي گزارش شود، بهسرعت به آن رسيدگي ميشود.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
ابراهيم مددى ، عضو هيات مديره سنديكاى واحد در مصاحبه با دويچه وله، به تشريح موقعيت كاركنان اخراجى پرداخت. آقاى مددى شرايط بيكارشدگان چگونه است؟ آيا هيچ حقوقى برايشان از سوى صندوق تامين اجتماعى در نظر گرفته نشده است؟ ابراهيم مددى: بر خلاف قانون كار كه وزارت كارموظف است ظرف سى الی چهل روز به شكايت كارگران مراجعه كننده به وزارت كار، پاسخگويی انجام بشود، بيش از ۵۰ نفر از كارگران شركت واحد كه پس از اعتصابهاى صنفى خود در نيمه اول بهمن سال ۸۴ دستگير شدند و بعد از زندان اوين آزاد شدند، وقتى به محل كار خود در شركت واحد مراجعه كردند، با عدم پذيرش از طرف كارفرما مواجه شدند. اين رفتار كاملا بر خلاف قوانين داخلى كشور است. بعد از پيگيرىهاى مكرر، كارگران شكايتهاى خود را به اداره كارشرق تهران تسليم كردند اما متاسفانه در مدت بيش از ۸ ماه گذشته حتى از ثبت شكايت و دادن شماره پرونده شكايتی در وزارت كار خوددارى شده است. كارگران مكرر در مكرر با حضور و نامهنگارى به مقامات مختلف از جمله به آقاى رييس جمهور، شهردار تهران، رياست قوه قضاييه، مقامات وزارت كار خواستار برگشت به كار خود شدهاند اما متاسفانه هر چه بيشتر ما تلاش مىكنيم با درهاى بسته ترى مواجه مىشويم. بر همين اساس هم در طول مدت بيكارى، هيچگونه دستمزد يا حقوق بيمه كارگرى دريافت نكردهايم و علاوه بر اين دفترچههاى تامين اجتماعى ما به علت عدم پرداخت پول از طرف كارفرما فاقد اعتبار است و مسئله دوا و درمان خانوادههاى كارگران را تحت تاثير قرار داده است. همين موضوع نامعتبر بودن دفترچههاى بيمه تنها بخاطر عدم پرداخت چند ماهه است، يا اساسا موضوعى است تنبيهى و ايذايى؟ ابراهيم مددى: برابر قانون كارفرمايان موظفاند هر ماهه سهميه مبلغى را به عنوان حق بيمه به صندوق تامين اجتماعى بپردازند. اگر به هر دليل اين پرداخت قطع شود، كارگران اخراجى نمىتوانند از شرايط درمانى استفاده كند. همين شرايط براى كارگران ما پيش آمده و ما هر چه در ملاقاتهاى حضوري مراجعه مىكنيم همه مىگويند باشد انجام مىدهيم درخواست شما را. حتى ظرف پانزده شانزده روز گذشته از طرف معاون وزارت كار و مشاور وزير كار نامههايى براى اداره كل استان كار تهران فرستاده شده كه متاسفانه تا امروز رييس اداره كار استان تهران به كار ما رسيدگى نكرده است و ما بسيارى اوقات از صبح تا آخر وقت ادارى در ادارههاى مختلف حضور داريم ولى آخر وقت مىبينيم مقامات يا پليس امنيتى قصد دستگيرى يا بيرون كردن ما را از اداره كار دارند. قبلا تلاش شده بود تفرقهافكنى شود ميان كارگران اعتصابى و سايرين. الان اوضاع چگونه است؟ آيا همبستگى با شما و كسانى كه هنوز در شركت واحد شاغلند، وجود دارد؟ ابراهيم مددى: متاسفانه در يك رفتار كاملا غير قانونى و غير انسانى مسئولان حراست شركت واحد در صورت قصد كمك يا ديدار كارگران با ما، آنها را به سرعت فرامىخوانند و مورد بازجويى و تهديد قرار مىدهند و كارگران را از نزديك شدن به ما مىترسانند. با اين تفاصيل چه اميدى وجود دارد كه همكاران شما نگران نباشند از مجازاتهايى كه در انتظارشان است؟ ابراهيم مددى: بهر جهت ما نااميد نيستيم و فكر میكنيم با پيگيرى و ايستادگى روزى مواضع قانونى و موجه، حق اجرا خواهد شد. هستند همكاران و دوستانى كه با پذيرش اين خطر دست يارى به سوى ما دراز كردهاند و در همين مدت هم با ما تماسهايى داشته باشند و اگر شرايط عادى غيرپليسى به وجود آيد، ۹۵ درصد اين كارگران طرفدار سنديكا و خواهان حمايت از ما هستند. حال آقاى اسانلو چطور است؟ ابراهيم مددى: حال ايشان خوب است و روند معالجه بيماريهايشان را دارند طى میكنند و اميدواريم هر چه زودتر سلامتى خود را بازيابند. خود شما آيا تمام روز را مشغول پيگيرى مسائل صنفىتان هستيد يا كارى ولو در حاشيه براى گذران زندگى پيدا كردهايد؟ ابراهيم مددى: ما در طول روز در حال نوشتن نامهها، پيگيرى مسائل جامعه كارگرى شركت واحد و مراجعه به اداره كار هستيم. خوشبختانه من با كمك همسرم كه شاغل است، توانستهام اين دوره بيكارى را تا حدودى سپرى كنم اما اميدوارم هر چه زودتر مسئولان به اين فشارهاى اقتصادى پايان دهند و كارگران اخراجى واحد به سركار خود برگردند.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به يادداشت اخير همسر سخنگوي دولت، گفت: مدتهاست كه در ايران سياست از ارزشها و اخلاق فاصله گرفته است. محسن رضايي در گفتوگو با ايلنا، در خصوص يادداشت اخير فاطمه رجبي، همسر سخنگوي دولت نهم كه در آن مطالبي را عليه سيدمحمد خاتمي مطرح كرده بود، گفت: مدتهاست كه در ايران سياست از ارزشها فاصله گرفته است، به نظر بنده جناحهاي سياسي بايد در رفتار و برخورد خود با اين حادثه و حوادثي كه در سالهاي گذشته پيش آمده است، يك تجديد نظر و بازنگري كنند و فاصلهاي را كه امروز بين سياستها و ارزشها در ايران به وجود آمده و در حال عميقتر شدن است، بگيرند تا خدايي ناكرده شاهد تضعيف پايههاي انقلاب نباشيم. وي افزود: حادثه اخير (هجمه عليه سيدمحمد خاتمي) هم يكي از همان حوادثي است كه اتفاق افتاده و به نظرم بايد موجب نوعي بازنگري در برخورد جناحهاي سياسي در رابطه با يكديگر شود. رضايي اضافه كرد: جمهوري اسلامي در ايران بر پايه ارزشها, مردم و نخبگان شكل گرفته است، در دوره گذشته جدايي سياست از ارزشها و مردم دغدغه اصلي بود و امروز جدايي سياست از ارزشها و نخبگان دغدغه است، متاسفانه در هر دوه جدايي سياست از ارزشها وجود داشته است؛ در دوره قبلي با تاكيد بر آزادي، سياست از ارزش و مردم فاصله گرفت و امروزه با تاكيد بر مردم، سياست از ارزشها و نخبگان در حال فاصله گرفتن است. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: نظام سياسي كه در انقلاب اسلامي به نام جمهوري اسلامي پايهريزي شده است، بر هر سه پايه فوق يعني ارزشها, اخلاق, مردم و نخبگان استوار است و دولتمردان ايران و جناحهاي سياسي بايد مراقب باشند هيچكدام از پايههاي فوق تضعيف نشود.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مجمع روحانيون مبارز با انتشار بیانیهای درباره «موج جديد اهانت به شخصيتهاي ديني و سياسي کشور» به همه «دلسوزان» هشدار داد که «اگر از کنار اين جريان مشکوک که در پس اين قلمها و زبانهاي آلوده کمين کردهاند بيتفاوت بگذرند چه بسا روزي معلوم شود ريشه چنين مفسدههايي عميقتر از آن است که امروز سادهانگارانه به آن مينگرند». در این بیانیه تاکید شده است «اگر برخي نظرهاي خشن و داوريهاي افراطي درباره شخصيتهاي حقيقي و حقوقي در گذشته سخنهايي در حاشيه و از جنس نظر قلمداد ميشدند، امروز با استفاده از موقعيتهاي دولتي و ويژه خواريهاي رسمي به متن نظام اجرايي راه يافتهاند و در عداد رويکردهاي رسمي به حساب ميآيند». متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: 1- شيوههاي جديد و بديعي از توهين و افترا و تهديد و ارعاب در اين ايام روايج يافته است که دامنه و دايره و منشاء و زمان بروز آنها در خور تامل است. اگر چه متاسفانه عالمان روشنبين، روشنفکران مسوول و مديران لايق هيچگاه از گزند کجانديشان ، تنگ نظران و قدرناشناسان مصون نبودهاند اما تفاوتهاي مهمي اين موج جديد را از انواع مرسوم آن متمايز ميکند.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سلاحهاي شيميايي بهكار رفته از سوي صدام در جنگ تحميلي نهتنها در دوران دفاع مقدس خسارات زيادي برجاي گذاشت، بلكه پس از پايان جنگ هم جان بسياري از انسانهاي باصفا و بانشاط را گرفت و عده زيادي را نيز با عوارض آن همچنان - بهعنوان شاهدان جنايات رژيم بعثي صدام - برجاي گذاشته است.داوود كريمي يكي از چهرههاي فعال و صميمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود كه دو سال قبل بر اثر عوارض ناشي از كاربرد جنگافزارهاي شيميايي دشمن، در عمليات والفجر 8 و پس از ماهها رنج ناشي از آن، سرانجام به شهادت رسيد. او يكي از انقلابيون بنام و يكي از فرماندهان برجسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود كه نقش مهمي در تشكيل و سازماندهي و نيز در انجام ماموريتهاي آن، بخصوص در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي ايفا نمود. داوود كريمي كه تمام دوران عمر خود در زمان قبل از پيروزي انقلاب اسلامي را در مبارزه عليه رژيم شاهنشاهي گذرانده بود و تجربه خوبي در سازماندهي نيروها و نيز در تشخيص افراد كارآمد و كادرهاي مبارزه كسب كرده بود و خود، گروه فجر اسلام و گروه توحيدي صف را راهاندازي كرده بود تا بتواند افراد مقلد حضرت امام خميني را در مبارزه عليه شاه و نظام سلطنت بسيج نمايد، پس از پيروزي انقلاب اسلامي و پس از تشكيل كميته نازيآباد بلافاصله با نيروهاي خود وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد و سعي نمود تا به گسترش و توسعه اين نهاد انقلابي به منظور تثبيت انقلاب اسلامي كمك نمايد. در روزهاي اوليه تشكيل سپاه، او در تعيين فرماندهان مكتبي براي سپاه شهرهاي مختلف، تلاش زيادي كرد و جزو كساني بود كه سپاه كردستان را تشكيل داد تا بتواند در مقابل حوادثي كه در آنجا پيشبيني ميكرد، آمادگي لازم را كسب نمايد. وقتي كه جنگ شروع شد، او بلافاصله به جنوب شتافت و ستاد عملياتي جنوب را تشكيل داد. او ساختمان گلف را كه نام پايگاه منتظران شهادت را بر او گذاشتند، در اختيار گرفت و آنجا را تبديل به پايگاه عظيمي براي هدايت نيروهاي داوطلب مردمي در مقابل تجاوز ارتش بعثي قرار داد و با توجه به روحيه تشكيلاتي كه داشت، بخشهاي آموزش، اطلاعات، عمليات و لجستيك را در ساختمان گلف، راهاندازي نمود و ساختار مناسبي را براي سازماندهي نيروها ايجاد كرد، به طوري كه تا آخر جنگ، گلف محل اصلي فرماندهي واحدهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جبهه جنوب بود. او در پنج ماه اول جنگ كه اوضاع جبههها بسيار آشفته و نابسامان و ارتش بعثي در حال پيشروي در خاك ايران بود، ستاد عمليات جنوب را تشكيل داد و توانست به نحو شايستهاي، نقش سپاه را در دفاع در مقابل ارتش متجاوز صدام ارتقا بخشد.حاج داوود، اعتماد به نفس بسيار خوبي داشت و با سخنرانيهاي مهيجي كه ايراد ميكرد، توانست نيروهاي داوطلب را به خوبي براي رفتن در ميدان جهاد آماده كند. او از نخستين كساني بود كه نقش مخرب بني صدر - رئيس جمهور وقت - را در جبههها به خوبي تشخيص داده بود و در همه جا دست به افشاگري عليه او ميزد. داوود كريمي در يكي از جلسات شوراي عالي دفاع كه در جنوب تشكيل شده بود با خود حسن باقري را به جلسه برد و به او لقب ركن 2:20 دقيقه را داد و بعد از اينكه برادران ارتشي وضعيت جبههها را توضيح دادند، حاج داوود به بني صدر گفت حالا مسوول ركن 2:20 دقيقه سپاه، توضيح ميدهد.بني صدر با ديدن حسن باقري كه چهرهاش او را كمتر از سنش نشان ميداد، بسيار تعجب كرد كه او از دشمن چه ميخواهد بگويد، ولي وقتي حسن باقري با دقت و با احاطه كامل بر دشمن، شرايط جبهههاي جنگ را براي اعضاي شوراي عالي دفاع تشريح كرد، بني صدر و ساير اعضاي شوراي عالي دفاع پي بردند كه اطلاعات او بسيار جلوتر از اطلاعاتي بود كه تاكنون ارائه شده بود و لذا به مفهوم 2:20 دقيقه داوود كريمي پي بردند. داوود كريمي توانست مسائل جبهههاي جنگ را خيلي خوب به حضرت امام خميني(ره) منتقل و نيز براي نمايندگان مجلس واقعيتهاي موجود را با حضور و سخنراني در صحن مجلس شوراي اسلامي تشريح نمايد و نقش منفي بني صدر را در عدم انسجام نيروهاي خودي در جبهههاي جنگ توضيح دهد، به همين خاطر بود كه او هميشه مورد بغض بني صدر قرار داشت و بالاخره مجبور شد كه تحت اين فشارها جبهه جنوب را ترك كند و به ستاد مركزي سپاه بيايد. او در زماني كه در ستاد جنوب حضور داشت، دائم از پيروزي حزبا... سخن ميگفت و عنوان حزبا... را او بر سر زبانها جاري كرد، به طوري كه پس از شكست منافقين و فرار بني صدر اين مفهوم در بين آحاد مردم بسيار اوج گرفت. حاج داوود كريمي در اوايل انقلاب اسلامي كميته نازيآباد را تشكيل داد و در اواسط جنگ دوباره به كميته بازگشت و بخشي از كميته را تحت عنوان لشكر روحا... به جبهههاي جنگ آورد و در عمليات مرصاد به جنگ با منافقين پرداخت و بر اثر بمباران نيروي هوايي ارتش بعثي مجروح شد. وقتي جنگ مسلحانه منافقين در تهران شروع شد، او به فرماندهي سپاه تهران برگزيده شد و توانست تمام توان سپاه پاسداران را عليه منافقين بسيج نمايد و ظرف يك شب، به 40 خانه تيمي منافقين حمله و آنها را منهدم نمايد و منافقين را وادار به فرار از كشور كند. داوود كريمي در زماني كه در كميته بود، طرح جامعي را نيز براي مبارزه با مواد مخدر تهيه كرده بود كه شايد اگر اين طرح بهطور كامل به اجرا درميآمد، ايران شاهد گسترش اين معضل اجتماعي نبود.داوود كريمي فردي فهيم و تيزبين بود و نسبت به دشمن روحيه تعرضي داشت. هميشه سخن گفتنش همراه با طنز بود، نكاتي را ميگفت كه هميشه در ذهن انسان ميماند. او مسووليت را به لنگ حمام تشبيه ميكرد و به فرماندهان و مسوولان هميشه ميگفت كه زير اين لنگ، لباسي داشته باشيد تا اگر اين مسووليت را از شما گرفتند، دچار مشكل نشويد. او ذهن فعالي داشت و همه خاطرات دوران مبارزه و جهاد در ذهنش باقي بود و به خوبي آنها را بيان ميكرد. امام خميني(ره) را بسيار قبول داشت. خودش مقلد ايشان بود و با كساني كار ميكرد كه مقلد امام باشند. او امام را يك رهبر جامع و چندبعدي ميدانست و معتقد بود كه امام، متناسب با شرايط زمان، تكليف خود را انجام ميدهد. زماني كه لازم است جهاد ميكند و زماني كه لازم باشد تقيه ميكند. داوود كريمي انسان واقعا سادهزيستي بود. زندگي سادهاي داشت و هيچگاه زندگي در جنوب شهر را رها نكرد. او در حين انجام مسووليت هم، همراه با سايرين،هر كاري را كه نياز بود انجام ميداد. سردار بزرگواري، نقل ميكرد كه <او را روزي در گلف ديدم كه آستينها را بالا زده و راه دستشويي را كه گرفته بود باز ميكند.> هيچ در قيد و بند عنوان و مقام خود نبود. او مقام را براي انجام كار ميخواست و نه مقام را براي خود. در سالهاي قبل از شهادت با وي نامهربانيهاي زيادي شد لذا، او به كارگاه تراشكاري خود بازگشت و عملا از كارهاي نظامي و سياسي كنار كشيد ولي هيچگاه دهان به گلايه نگشود و از كسي شكوه نكرد. سخنش و رفتارش و حركاتش و مواضعاش براي بسياري الگو بود و آنچه در دل داشت به زبان بيان ميكرد و دل و زبانش يكي بود.
+ نوشته شده در شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حوالي نيمهشب بود كه دوستان با يك خبر، شتابزده خود را به بالين حاج داوود رساندند. با بدني سراسر از تب به تخت افتاده بود و از شدت درد چند دقيقه به چند دقيقه غرق در آب ميشد اما كلامي شكايت از اين درد جانكاه نميكرد.با تزريق مرفين اندكي آرام گرفت و از خاطراتش گفت، از مبارزات قبل از انقلاب، از شكلگيري گروههاي سياسي، از صبر و اميد و استقامت، از خودسازي و آرمانخواهي.از اينكه سالهاي سختي در پيش است و در زمستان هيچ برگي سبز نميشود و بايد به فكر تقويت ريشهها بود. از ملاقاتيهايش گفت، از كساني كه اين روزها آمده و رفتهاند. از همانهايي كه سالها او را فراموش كرده بودند و حتي از اسمش ميترسيدند و حتي سلام و عليكهاي گذشته را كتمان ميكردند. حاجي از گذشت گفت. از اينكه بايد مخالفان را بخشيد و حتي آنها را دوست داشت. نه به خاطر آنها، به خاطر خودمان تا يك دل داشته باشيم به اندازه دريا. پرسيديم: حاجآقا مگر ميشود؟ افترا و تهمت را چه ميكنيد؟ حاج داوود با بزرگواري خنديد و گفت: <من از هيچ كاري براي شكلگيري جمهوري اسلامي دريغ نكردم. براي تداوم و استقرار آن زحمت كشيدم. براي آنكه منحرف نشود، عافيتطلب نشود و ظلمستيز و عدالتطلب باقي بماند همه تلاشم را كردم و تنها يك بدهي ديگر به جمهوري اسلامي دارم و آن بدهي هم تشييع جنازهام است. اين آخرين بدهي من است.>و همه گريستند نه به حال حاج داوود كريمي كه براي خودشان براي فاصلهاي كه از آنهمه تقوا و بزرگمنشي داشتند. براي آن همه فداكاري بدون ادعا، سكوت و صبر با درد، آن همه خانهنشيني با تسليم و مناعت طبع و عشق به خدا و ورع كه در تمام طول زندگي تنها در او ديده بودند و بس، كه هركس كه تنها يك بار با او همكلام شده بود خداترسي را تا عمق وجود حس ميكرد. او از ايستادن و حركت رو به جلو ميگفت.كلامش آرامبخش بود و هيچ بايد و نبايدي براي ديگران به كار نميگرفت. هرچه بود انتخاب و شناخت توام با آزادي بود. درباره هيچكس قضاوت نميكرد و هيچكس را با چوب تكفير و تهمت از خود نميراند. خودش را برتر، بالاتر و مومنتر نميدانست و نسبت به اطرافيان تواضع ميكرد، منش حاج داوود بود كه در نهايت مخالفانش را بر زمين زد به گونهاي كه حتي آنها در تكريم شخصيتش نتوانستند سكوت كنند.حاجي را روي دست ميآورند، گويي دستها نسيم بودند و او با نسيم تا خدا همراه بود. گويي شهيدي تشييع ميشد و دوران همان دوران. گويي جواني از جبههها برگشته بود پر از زخم، پر از گلوله، پر از جاي زخم و تركش نامردميها.رفتنش هم به اندازه زندگياش عجيب بود. خيلي عجيب به اندازه زندانش غريب بود و به اندازه سالهاي بعد از زندانش قلبها را ميفشرد.همه آنهايي كه آنجا بودند ميدانستند چرا، اما به كلام نه با چشمانشان از اين حقيقت سخن ميگفتند. عجب دنياي غريبي است اين دنيا و مردمي غريبتر كه تاريخ را مينويسند.چرا كه هيچكس از زندان حاج داوود حرفي نزد و از همه مصيبتهايي كه بر او رفت. نه در منبر، نه در روزنامه، نه در مسجد. شايد حق دوستان اين بود كه در حاشيه خيابانها بايستند و تنها با اشك بدن مطهرش را بدرقه كنند.
+ نوشته شده در شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
هفده سال از پايان جنگ ايران و عراق ميگذرد. هفده سال است كه ديگر خاطرات شبهاي عمليات همچون لحظاتي فراموش نشدني در ذهن رزمندگان آن روزها ثبت شده و روايت رشادتها و جوانمرديهاي جوانان ايراني تنها از زبان آناني كه تجربه ارزشمند حضور در جبهههاي دفاع از ايران را داشتند گاهي شنيده ميشود.چه آنكه پايان جنگ، خود آغاز تجربهاي ديگر براي رزمندگان آن روزها بود به اين ترتيب گروهي ادامه رزمندگي را در مسووليتهاي اجرايي حكومت و دولت تعريف كردند و البته گروهي ديگر با پايان جنگ مهر پاياني بر حضور رسمي خويش در مصادر اجرايي زدند و گوشهاي نشستند و سكوت پيشه كردند. شهيد حاج داود كريمي نمونهاي اينچنيني از فرماندهاني بود كه پايان جنگ اگر چه خط پاياني كشيد بر دورهاي از زندگي سراسر عشق و ايثار او اما اين پايان ماجرا نبود كه حاج داود كريمي در كنه وجود خويش رزمنده بود و عاشق ايثار. كه مگر آموزش فن تراشكاري به جوانان بيسرپرست خود نشانهاي از عشق حاج داود به تعالي انسانها نميتواند باشد؟ كه مگر صرف باقيمانده عمر و اندوخته خويش براي كمك به نيازمندان معنايي جز ايثار در مردان خدا ميتواند داشته باشد؟ آري، حاج داود كريمي با حضور در مبارزات سياسي و جهادي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و حضور در فعاليتهاي سازمانهاي چريكي مسلمان و پيرو خط امام از يكسو و حضور در جبهههاي جنگ كوله باري بر تجربيات گذشته خويش افزود تا برگ ديگري بر كتاب رزمندگي در سالهاي پس از جنگ بيافزايد. حاج داود نفس خويش را كشت تا از رهاورد آن از اخلاق اسلامي راهنمايي براي فرداي زندگي بيافريند و اين چنين بود كه چه غريبانه چشم بست و از زمين به آسمان كوچ كرد. هم چنانچه سالهاي قبل از شهادت، غريبانه زيست و دم برنياورد كه گويي سكوت و لب فروبستن برگ ديگري از دفتر قطور رزمندگياي بود كه حاج داود كريمي براي ايرانيان آزاديخواه به يادگار گذاشت. حاج داود پس از جنگ سكوت اختيار كرد تا مبادا زبان به شكوه از ناملايمات روزگار بگشايد و به اين ترتيب با سينهاي سرشار از حرفهاي نگفته و گلايههاي سر به مهر پرواز كرد تا حداقل به همرزمان خويش بياموزد كه ميتوان گونهاي ديگر زيست حتي اگر به آساني گذشت دقايق آن حاصل نشود چه آنكه يك رزمنده هيچگاه خارج از ميدان جنگ نيست و البته نبرد با نفس ، نبردي سختتر و متعاليتر است. او از جنگ تركشي در قلب و شيميايي در خون را به يادگار برد. يادگاري كه سرانجام شهادت را براي حاج داود به ارمغان آورد. حاج داود كريمي سالها پس از جنگ و كيلومترها دورتر از سرزمينهاي جنگ در بيمارستان ساسان تهران چشم بر ديدنيهاي پيرامون بست هم چنانچه كه سالها بود كه زبان برگفتنيهاي بسيار بسته بود. حاج داود كريمي از نسل آرمانخواهان دهه شصت بود و شايد همين آرمانخواهي و انتقاد از دولتمردان وقت بود كه اين فرمانده بزرگ، زندان را تجربه كرد اگرچه سلولهاي زندان توان نگهداري روح بزرگ حاج داود كريمي را نداشتند اما سينه حاج داود گويي گنجايش ثبت تمامي ناملايمات را داشت. حاج داود كريمي تجسم كامل اسلامي بود كه به آن اعتقاد داشت. او هيچگاه خويش را گم نكرد كه البته هر روز در تعالي پلهاي بالاتر ميايستاد.
+ نوشته شده در شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در زمان حياتم همه چيز را مصادره كردند. فقط يك بدهي دارم و آن جسدم است كه آن را هم پس از مرگم مصادره خواهند كرد.حاج داوود از بين ما رفت در حالي كه كوله باري از خاطرات و آموزههايش همچنان در گوش ما صدا ميكند،هفتههاي آخرينش،در اين دنيا بود كه اين جملات را به ما گفت و توصيه كرد كه سخت نگيريد و بگذاريد كارشان را بكنند.بهار 82 در بيمارستان تهران با جمعي از فعالان دانشجويي به ديدارش رفتيم،ما در وضعيتي به حضورش رسيديم كه گويي همهچيز را از دست داده بوديم آرمانها، آرزوها، مطالعات و شعارهايمان رنگ پوچي گرفته بود، فضا را تيره و تار و مايوسانه تحليل ميكرديم. اما او با تن مجروح و پر از زخم براي ما گفت:از اميد، از روشني، از ايمان و استقامت بر سرعقيده از قرآن، نهجالبلاغه برايمان تلاوت كرد با تمام وجود ترجمه سخنان اميرالمومنين را برايمان ميگفت؛ توصيه به صبر و بردباري ميكرد و عدم مجوز براي بريدن و نااميد شدن؛ از روزهاي خوب آينده ميگفت... همگي پس از بيرون آمدن از جلسه دگرگون شده بودند، بچهها پر از شوق بودند،باورشان نميشد،از حاج داوود ميگفتند و همين يك جلسه دلبستگي آنان به او را آغاز نمود. در ماههاي آخر،دائما به روي تخت خوابيده بود و پيراهنش را مرتب عوض ميكردند چراكه از شدت درد خيس ميشد وليكن غدههاي متورم و مملو از چرك و خون و تن ضعيفشده او، لباني پر از لبخند را برايش به ارمغان آورده بود. آرام وكوتاه سخن ميگفت وليكن پر از انرژي و روحيه.درب خانهاش به روي همه باز بود، طيفها و گروههاي مختلف سياسي،به ديدارش ميرفتند. شايد برخي خود را گناهكار ميدانستند از آنچه بر سرش آوردند و برخي ديگر پشيمان از اينكه در دفاع از او كوتاهي كردند و مصلحت را به حقيقتي كه به آن معترف بودند ترجيح دادند.حاج داوود به نسل سوم و چهارم آموخت كه در بدترين اوضاع و احوال،ميتوان با دغدغهها و انديشههاي متعالي زيست و منفعل نبود و در صحنه ماند. اگر پاي عقيده در ميان باشد،نه كسي ميتواند او را حذف كند و هم تاثيرگذارياش فزوني مييابد. او در گوشهخانهاش در نازي آباد و يا بر روي تخت بيمارستان بود وليكن همچنان پرتاثير بود بر هركس كه يك لحظه او را ميديد و اين كافي بود براي نگراني برخي! از دنيا نصيبي نداشت وليكن بزرگترين نصيب براي آشنايان و علاقهمندانش بود.ما هم اينك و سالها به او احتياج داريم،سالگرد او بهانهاي است براي يادكردن از اين بزرگمرد او زنده ماند تا به اين دوران و خدا خواست در اين دوران پرغصه، او را پر از درد ببيند تا حجتي باشد بر حقجويان راهش ! بيترديد آرزويش، رفتن بود، هركس كه او را ميشناخت به اين معترف بود وليكن محكوم بود به تنها زيستن و ماندن با همه و همرزمانش همه رفتند، همت، باكري، جهانآرا و او اما ماند تا بياموزيم و ما جوانان درك كنيم فداييان عشق و حقيقت را. آنانكه غرق در خدا شده بودند و براي آزادي اين ملت از هستي خويش گذشتند و از نزديك لمس كنيم وجود نازنينشان را! و معدود همرزمانش كه در اين دنيا ماندهاند، مهر سكوت بر لبانشان دوختهاند و اين عامل نوشتن شد وگرنه ما را لياقت سخن گفتن از حاج داوود نيست.
+ نوشته شده در شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دو سال پيش، در چنين روزهايي پيكر نحيف بزرگمردي را در بهشت زهراي تهران به دست ابديت سپردند كه اگر او را نمونه برجستهاي از بندگان خاص خداوند بدانيم و بناميم، سخن به گزاف نگفتهايم.مگر بندگان خاص درگاه ربوبي چه ويژگيهايي دارند كه مرد بزرگ زمانه ما، شهيد داوود كريمي، فرزند شجاع، حقيقتطلب، فروتن، سلحشور و متدين ايران اسلامينداشت؟دو سال پيش، دوستداشتنيترين سردار سربلند، بدن انباشته از رنجي كه 57 سال با خود داشت، در اين دنياي بيوفا وانهاد و به عرش الهي پركشيد و از خويشتن <داوود كريمي>اي به يادگار گذاشت كه جز تكريم و تعظيم ارباب معرفت و اهل شجاعت براي خود ميراثي نداشت.
+ نوشته شده در شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پس از دور اول نوشتههاي فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت خبرنگار اعتماد ملي از الهام درباره استنباط از توهينآميز بودن سخنان همسرش و اينكه آيا ديگر خبرنگاران نيز حق استفاده از ادبيات شبيه به همسر خانم رجبي را دارند پرسيد و سخنگوي دولت اما گفت كه بيماري مردسالاري ندارد اما نداشتن اين بيماري كه حسن خوبي است را بايد حسنهاي ديگري افزون شود و آن توصيه خانواده به رعايت اخلاق سياسي و تلاش براي نيافتن در دام بيماريهاي سياسي است.به هر حال چند وقتي پس از اين مصاحبه نامه سخنگوي دولت به دادستان تهران منتشر شد و چندي پس از آن دور دوم نوشتههاي همسر سخنگوي دولت در سايتها. جالب آنكه براي مدعيان تبعيت از ولايت بيانات رهبر معظم انقلاب در آخرين نشست مجلس خبرگان آنقدر صريح است كه جاي ترديد و تفسير باقي نگذاشته باشد.اين نوشتهها بعد از اين سخنان نگرانيهايي را موجب ميشود؛ نگراني از عملكرد عدهاي كه هيچ حد و مرزي را براي تخريب نميشناسند و به هيچ توصيه و پندي پايبند نيستند.از كنار توهينهاي مطرحشده در نوشته فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت اگر بگذريم نگراني مهمي كه وجود دارد اين است كه او با كدام پشتيباني و فارغ از دغدغه قضايي، اينگونه شخصيتهاي نظام را به باد تخريب ميگيرد.جالبتر اينكه سفر خاتمي مورد خشم صهيونيستها و رسانههاي آنان قرار گرفته و شايد شايسته آن بود كه آناني كه اينگونه در مخالفت اسرائيل سخن ميرانند به زيردستان خود توصيه كنند كه اين خشم را با نوشتههاي خود كاهش ندهند.اينك كه سيدمحمد خاتمي ديگر سمتي دولتي ندارد و تخريب او بازهم ادامه دارد آيا ميتوان پرسيد كه چه كساني در پسپرده كارگردان كارشكني در دولت او بودهاند و اقدامات خاتمي به منافع آنان چه لطمهاي زده است كه اينك پس از دوري او از قدرت منويات دروني خود را آشكار ميكنند. * نماينده خلخال و كوثر و عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي
+ نوشته شده در شنبه 18 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اعوذ بالله من نفسي
+ نوشته شده در شنبه 18 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
نجیب محفوظ وصیت کرده بود، که در مسجد امام حسین در محله خان خلیلی قاهره بر او نماز خوانده شود. وصیت او مقامات را با دشواری رویارو کرده بود. برای نجیب محفوظ عملا دو مراسم تشییع برگزار شد و دو نماز میت هم بر او خوانده شد. همانگونه که به او عالیترین نشان رسمی مصر یعنی "قلاده نیل " را اعطاء کرده بودند، برایش مراسم تشییع نظامی-در حد مراسمی که برای روسای جمهور برگزار می شود- برگزار کردند، حسنی مبارک و نخست وزیر و شیخ الازهرطنطاوی و مفتی مصر دکتر جمعه و...در مراسم رسمی حاضر بودند، جنازه نجیب محفوظ را با یک عراده توپ که غرق گل بود و شش اسب آن را می کشید، تشییع کردند. مراسم آن چنان به فوریت اعلام شده بود که مردم قاهره و مصر نتوانستند آن گونه که باید نجیب محفوظ را تشییع کنند...وقتی در ساعت 8 و 5 دقیقه صبح چهارشنبه قلب محفوظ ایستاد، چند روزی بود که خاموش بود. چشمانش مطلقا نمی دید و گوش هایش هم اصلا نمی شنید. اما او جهان رنگین تماشایی ماندگاری را آفرید و بر جای نهاد. هشتاد سال اندیشید و نوشت.میراثی شگفت انگیز،حدود چهل رمان و نیز داستان های کوتاه و مقالات و آخرین کتابش که طنین غریبی دارد،احلام فتره النقاهه، اگر" نقش پرند" به آذین را به خاطر آورید، کتاب در همان روال است. البته در اوج ممکن. بی شک محفوظ، سلطان زبان بود.بی تردید زبان فاخر عربی در مجموعه آثار او گام بلندی به پیش بر داشته است.در نطق جایزه نوبل که توسط محمد سلماوی خوانده شد، در همان آغاز نوشته، محفوظ می گوید :" زبان عربی برنده جایزه شده است. برنده حقیقی زبان عربی است." مهاجرانی
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
درباره عملکرد دولت خاتمي و دولت فعلي در استان خراسان رضوي آماده مناظرهايم در قسمتي از اين اطلاعيه آمده است:گرچه معتقديم پرداختن به عملكرد دولت نهم و زير مجموعه آن هنوز زود است ليکن بنا گزير و براي پاسخگويي به حملات مقرر و مقدر، «کميته اطلاع رساني جبهه مشارکت ايران اسلامي - منطقه خراسان» آمادگي خود را جهت برگزاري يک ميزگرد زنده اقتصادي اجتماعي و انتقادي با حضور شخص استاندار خراسان رضوي در حضور خبرنگاران، اعلام ميدارد. در اين اطلاعيه با بيان اينكه مشارکت منطقه خراسان اميد ميبرد مسئولين سکوت منصفانه و موقت اصلاح طالبان و فرصت طلايي همسويي با تمام نهادهاي حکومتي را قدر نهند و به رفع مشکلات هر روز فزاينده مردم بپردازند و از زير بار مسوليتهاي حقوقي وحقيقي و شعارها و وعدههاي گزاف اعلام شده نگريزند افزوده است:ضمن اينکه از دولت مدعي مهرورزي و عدالت گستري انتظار ميرود در منظر و مرئاي عمومي به حداقلي از رعايت انصاف و عدل گردن نهد، که حضرت حق فرمود:« ولايجرمنکم شنئان قوم علي الاتعدلو اعدلوا هو اقرب للتقوي» : کينه به قومي شما را به بيعدالتي وادار نکند، عدالت بورزيد [که] آن به تقوا نزديکتر است. (مائده - 8) در اين اطلاعيه آمده است:بيش از يک سال از عمر دولت اصولگراي نهم ميگذرد و در اين يک سال و اندي، چنانکه از اخلاقگرايي و نجابت سياسي اصلاح طلبانه انتظار ميرفت، سکوت مثبت و نظارهگري نسبت به اتفاقات غريبي که رخ ميداد و در شرف وقوع بود، از سوي ما بهترين مشي ممکن تلقي شد. در اين اطلاعيه افزوده شده است:هياهوي تبليغاتي و کاذبانهاي که از سوي طيف برندگان انتخابات به راه افتاد، برغم توجه به ترکيب آراء مرحله اول و نيز شکنندگي آراء مرحله دوم و نيز با توجه به در اختيار داشتن همه امکانات تبليغاتي کشور اعم از ديداري و شنيداري و مکتوب و نيز تريبونهاي مذهبي و شبه مذهبي توسط جناح حاکم ما را بر آن نداشت تا حتي با توسل به امکانات به شدت محدود و تحت فشار همچون مصاحبه و سخنرانيهاي حزبي و محفلي، عکسالعملهايي متناسب با گرد و غبار برافروخته شده از خود نشان دهيم. کميته اطلاع رساني جبهه مشارکت - منطقه خراسان رضوي در اين نوشتار با بيان اينكه" اصلاح طلبان نه همچون رقباي عجول و بيتقواي خود پيشبيني 2 ماهه و 6 ماهه سقوط دولت را کردند و نه حتي از کمترين امکانات تبليغاتي موجودشان عليه دولت جديد بهره گرفتند"اظهار شده است:تحليل ما مبتني بر رعايت انصاف در نظر و عمل، اين بود که اين دولت بايد فرصت کافي براي پاسخ به همان 17 ميليون راي اعلام شده را داشته باشد، گو اينکه تحقق شعارهاي خارج از چهارچوب برنامههاي تعريف شده نظام تا حد زيادي غير عملي و ناممکن مينمود. در اين اطلاعيه با اشاره به اينكه" ظاهرا برخي دستاندرکاران کشوري و استاني دولت جديد، حتي تحمل سکوت اصلاح طلبان رانيز ندارند" افزوده شده است:اکنون آنچه از شعارهاي انتخاباتي آقاي احمدينژاد، همچون«انتقاد کنيد و جايزه بگيرد» بر جاي مانده ادعانامه شبه حقوقي سخنگوي آن عليه يکي ،دو روزنامه منتقد و نيز حملات گاه و بيگاه و «رجما بالغيب» برخي مسوولان کشوري و استاني به اصلاح طلبان است؛آنهم اصلاح طلباني که تا کنون حتي زبان به انتقاد نگشودهاند. اين اطلاعيه با بيان اينكه چندي است که استاندار فعلي خراسان رضوي اينجا و آنجا و به هر بهانه،مشکلات و نارسائيهاي ناشي از مديريت ضعيف موجود را معطوف به اصلاح طلباني ميکند که اکنون در حاشيه نشسته و نظارهگر وضع نابسامان موجودند؛ آمده است:در حالي که در سال جاري خريد گندم از کشاورزان خراسان رضوي کاهش چشمگيري پيدا کرده و صنايع استان و کشور بر اثر سياستهاي نادرست دولت نهم در تب رکود و تورم ميسوزد و دست و پا ميزند و بازار سرمايه کشور (بورس) گيج و سردرگم است، آقاي محمديزاده مثلا وعده حل بحران توانفرساي آب را براي پس از 15 مهر (يعني وقتي زوار مشهد راترک کردند!) ميدهد و آنگاه فرافکني کرده و ميفرمايد:« در سالهاي اخير ديديم گروههايي که نام توسعه سياسي، توسعه کشور را عقب نگه داشتند و چه کلاهي که بر سر مردم مانرفت [...]اکنون ماداريم کم کاري ديگران راجبران ميکنيم ...» اين اطلاعيه مي افزايد:پيشبيني ميشود استاندار خراسان رضوي و همکارانشان پس از اتمام دوره چهار ساله دولت جديد، باز هم مشکلات و بحرانهاي حل نشده را به گردن مردمي بياندازند که در سال 80 بيست و دو ميليون راي به سيد محمد خاتمي دادند.
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بعضی حرفهای مفید، آنقدر در کشور ما تکرار می شود که تبدیل به لقلقه ی زبان می شود، ولی وقتی پای عمل پیش می آید ، انگار نه انگار. جمیله کدیور
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
عضو فراكسيون اقليت مجلس گفت: مجلس هفتم مانند تمام دورههاي مختلف مجلس خارج از سياسيبازيها در عملكرد به قانون و تصويب مصوبات به خوبي عمل كرده و اين مجلس نيز با استقلال خود كار كارشناسي قابل تقديري داشته است. حجتالاسلام قدرتالله عليخاني در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به جلسهي سه شنبه شب مجلس و دولت با ابراز تاسف از برخي سخنان رييس جمهور در اين جلسه، گفت: انعكاس سخنان رييس جمهور بسيار اثر منفي بر روي نمايندگان گذاشته است و حتي برخي از دوستان اصولگرا نسبت به سخنان رييس جمهوري در اين جلسه ابراز تاسف كردهاند. وي تصريح كرد: زير سوال بردن زحمات گذشتگان اثر منفي خواهد گذاشت و سوال اينجاست كه در طول اين سال عملكرد دولت چه بوده است؟ آيا بسياري از اين طرحهاي عظيمي كه امروز مورد بهرهبرداري قرار گرفته است، دستاورد دولت نهم است يا دولتهاي گذشته؟ عليخاني با اشاره به افتتاح پروژهي آب سنگين اراك و مس آذربايجان، اظهار داشت: صدها پروژهاي كه امروز مورد بهرهبرداري قرار ميگيرد براي دولت بلكه براي نظام جمهوري اسلامي، امام (ره)، مقام معظم رهبري و مردم است و نبايد با سرمايههاي مردم اينگونه برخورد كرد. عليخاني با اشاره به بخش ديگري از سخنان رييس جمهور اظهار داشت: ايشان ميگويند ميخواهيم كار كنيم ولي مجلس به ما پول نميدهد، مجلس براي بودجهي سال 85 سه ميليارد تومان بيشتر از دولت خاتمي به دولت اختصاص داده است. دولت ميتواند تا شهريور ماه اين بودجه را خرج كند و لايحهي متمم بودجه به مجلس تقديم كند. دولت كجا توانسته اين مقدار بودجه را جذب كند و كدام يك از پروژهها به ثمر نشسته است؟ عضو فراكسيون اقليت، با بيان اينكه بسياري از بودجههاي دولت اجرايي نشده، اظهار داشت: مجلس امكانات لازم را به دولت داده ولي مجلس حساب و كتاب دارد. بسياري از نمايندگان اصولگرا در كار خود متخصص و كارشناس هستند و اين دولت است كه مشكل دارد. عليخاني تصريح كرد: برخي فكر ميكردند اين مجلس چون اصولگراست هر چه دولت بگويد تمكين ميكند، ولي اين مجلس اقتدار خود را نشان داده و روز به روز نشان ميدهد هر جا كه لازم باشد راي ميدهد و هر جا كه لازم نباشد، راي نميدهد. وي اظهار داشت: ايشان بيان كردند كه اين همه به ما انتقاد ميشود و ما هنوز پاسخ نداديم و هيچ وزيري حق پاسخ انتقادات را ندارد، مگر چه شده است؟ ميگويند در اين مدت از وزيران سوالهاي بسياري شده است، به نظر ميرسد دوستان با مساله نظارتي مجلس آشنا نيستند. عليخاني ادامه داد: آقاي موسويلاري در دولت اصلاحات و در مجلس اصلاحطلبان نزديك به 200 بار به مجلس دعوت و از او سوال شد. وقتي وزيري به وظيفهي خود عمل كند نمايندگان سوالي از آنها نميپرسند، وقتي وزرا به وظيفهي خود عمل نميكنند نمايندگان مجبور به سوال ميشوند. وي با تاكيد بر اينكه ما امروز نياز به وحدت و انسجام ملي داريم، اظهار داشت: بايد به گونهاي صحبت كنيم تا در ميان نمايندگان رنجش ايجاد نشود. امروز كه دشمنان قسم خورده منتظر بهانه و سوء استفاده هستند، نبايد اينگونه برخورد كنيم. وي با بيان اينكه آيا دولت در اين يك سال مشكل اشتغال و ازدواج جوانان را حل كرده است؟ تصريح كرد: در قزوين دولت قول داده بود كه در طول يك ماه مشكل كارخانجات را حل ميكند، آيا اين مشكلات حل شده است؟ به قول يكي از نمايندگان در برخي از استانها پنج درصد از وعدههاي رييس جمهور تحقق پيدا نكرده است. از نمايندگان قم و بوشهر بپرسيد كه آيا از مصوبات استان خود راضي هستند؟ عضو فراكسيون اقليت مجلس با تاكيد بر اينكه رييس جمهور به عنوان شخص دوم كشور بايد سنجيدهتر صحبت كنند، تصريح كرد: چرا بايد در ابتدا يك موضع تند بگيريم و پس از گذشت چند ماه بگوييم ما براي هيچ كشوري تهديد نيستيم، حتي براي رژيم صهيونيستي؟ نبايد موضعي بگيريم كه تبعات داشته باشد. وي همچنين با اشاره به تعطيلي صحن علني روزچهارشنبه، اظهار داشت: تا چندي پيش آقاي حدادعادل اعلام كرد كه براي نظم بيشتر كسي حق حضور در جايگاه هيات رييسه را ندارد. اين تدبير ايشان براي نظم مجلس است اين تدبير چه شد؟ چرا امروز مجلس تعطيل شده است؟ عليخاني تصريح كرد: اگر اين موضوع در گذشته اتفاق ميافتاد چه هياهويي ايجاد ميشد؟ بايد مشخص شود چه كساني هستند و چرا نميآيند.
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
آقای عمادالدین باقی، اخبار راجع به اعتصاب غذای زندانیان تا چه حد بهگوش مسئولان انجمن دفاع از حقوق زندانیان ایران میرسد؟ عمادالدین باقی: اخبار اعتصاب غذای زندانیان تا حدی بیش از آنچه از طریق رسانهها به دیگران منعکس میشود، ما دریافت میکنیم. چون برخی از آنها از طریق انتشار اطلاعیههای خود زندانی در سایتها و رسانههاست و بخشی هم از طریق تماس با خود زندانیها هست. به همین دلیل گاهی اوقات اخبار مربوط به زندانیهای غیرسیاسی هم واصل میشود، چون معمولا رسانهها و سایتها بیشتر در مورد زندانیهای سیاسی حساسیت نشان میدهند و اخبارشان را پیگیری میکنند. برای مثال، در اواخر سال گذشته یک زندانی در زنداني در کهکیلويه و بویراحمد که متهم مالی بود، دهان خودش را دوخته بود و اعتصاب غذا کرده بود که این به ما اطلاع داده شد. اینجور موارد معمولا در رسانهها منعکس نمیشوند. آنچه برای ما بعنوان انجمن مهم است صرفا اطلاع داشتن و اطلاع پیدا کردن نیست، اطمینان یافتن هم هست. چون موضوع اعتصاب غذا یک موضوع حساسیست از لحاظ حقوقی، از لحاظ انسانی و حتا سیاسی. از طرفی در مواردی پیش آمده که مثلا عدهای بصورت جمعی بعنوان زندانی اعلام اعتصاب غذا کرده اند در حالیکه در همانموقع که این بیانیه جمعی اعتصاب غذا منتشر شده، چند نفر از امضاکنندگان یا کسانی که نامشان در آن بیانیه بوده، اساسا در زندان نبودند و چندماهی بوده که در مرخصی بسر میبردند ولی چون رسانهها اطلاع نداشتند، آنرا بعنوان زندانیان در حال اعتصاب اعلام میکردند. یا حتا مواردی داشتیم که اسامی زندانیانی بعنوان اعتصاب کننده اعلام شده، بعد خودشان بصورت تلفنی یا کتبی نظر دیگری را به ما انعکاس دادند. لذا ما همانطور که به اطلاع رساني مقامات قضایی و مقامات زندانها نمیتوانیم بصورت یکجانبه اعتماد کنیم و معتقدیم که آنها جانبدارانه و بسود سازمان خودشان خبررساني میکنند، از طرف دیگربه هر خبری هم که از سوی طرف مقابل منعکس بشود لزوما اعتماد نمیکنیم و سعی میکنیم از همه طرقی که امکانپذیرهست تحقیق کنیم و در مورد وجود این اعتصاب اطلاعات مطمئنتری پیدا کنیم. بعد از اینکه مطلع و مطمئن شدید که چنین اقدامی صورت گرفته، چکار میکنید؟ عمادالدین باقی: ببینید، اولین کار ما این است که اگر دسترسی به زندانی پیدا کردیم یا واسطههایی پیدا کردیم که بتوانند زندانی را ملاقات کنند (مثلا خانواده) در درجه اول از خود زندانی تقاضا میکنیم بخاطر سلامتیاش اعتصاب خودش را بشکند. دلیلش هم این است که اساسا اعتصاب غذا از شکلهای بارز خشونت است، اما خشونت علیه خویش تلقی میشود و فعالان حقوق بشر هم در دنیا از اعتصاب غذا حمایت نمیکنند. به همین دلیل ما اولین اقداممان این است که سعی کنیم زندانی بخاطر سلامتی خودش و از آنطرف بخاطر اینکه در زندانها امکانات بسیار محدود و ناچیز هستند و ممکن است جان زندانی هم بخطر بیفتد، اعتصاب غذایش را بشکند. دوم اینکه ما در مورد زندانی به دلیل اینکه گاهی اوقات چون زندانی راهی جز اعتصاب غذا برای رساندن اعتراضش ندارد، شرایطی بوجود میآید که به خواستههای آنها توجه نمیشود، برای مثال، در همین روز گذشته آقای مهرداد لهراسبی، دانشآموزی که ترک تحصیل کرده بود و شغل دستفروشی داشت و در حوادث ۱۸ تیر سال ۷۸ بازداشت شد، دیروز ایشان تلفن زده بود و بسیار شاکی و خشمگین بود و میگفت، چرا کسی به خواستههای من توجه نمیکند، من به چه جرمی بایستی در زندان باشم. حتا اسم یکی از مسئولان کشور را میآورد و میگفت، جسم من هم مثل جسم ایشان از گوشت و پوست و استخوان تشکیل شده، من هم انسانم، من هم زندگی میخواهم، من هم دردم میآید، چرا به زندگی من توجه نمیشود، پاهایم درد میکند، بیماری دارم، توان ندارم و آیا من باید بمیرم تا متوجه من و مسایل من بشوند! یا مثلا موردی مثل مورد آقای موسوی خوئینی که بازداشت طولانی غیرمنطقی دارد و به خواستههای وکیل، خانواده و خودش توجه نمیشود یا وضعیتی که آقای باطبی دارد و یا متاسفانه در خیلی موارد احکامی صادر میشود که اصلا امکان تحقیق در مورد اینکه این حکم سنگین چقدر عادلانه هست یا نیست وجود ندارد، بخصوص زندانیان امنیتی. در یک چنین مواردی زندانیانی هستند که هیچ راهی جز اعتصاب غذا برایشان نمیماند. لذا ما برای رساندن صدای اعتراض آنها سعی میکنیم نامهنگاری کنیم، به مسئولان و مقامهای قضایی مسایل ایشان را منعکس کنیم یا دربارهاش اطلاعرسانی کنیم و این کار دومیست که انجام می دهیم. سوم اینکه درخواست ملاقات با زندانی میکنیم که حالا این ملاقات یا توسط ما یا خانواده یا وکیل زندانی صورت میگیرد که این درخواست را گاهی به صورت نامههای سربسته و گاهی نامههای سرگشاده مطرح میکنیم. چهارمین کاری که انجام میدهیم اطلاعرسانی در مورد امور زندانی است، بعد از اینکه اطلاعات دقیقتری کسب کردیم و بررسیهای لازم را انجام دادیم.
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
آقای شمس، در نامه وزارت ارشاد استناد به منابع مشکوک خبری برای نقل رویدادها ممنوع اعلام شده و در تعریف منابع مشکوک هم از جمله گفته شده، منابعی که روح مردمگرایی و ضد فساد و امپریالیسم ستیز دولت نهم و دستاوردهای جهش علمی یکسال اخیر را نادیده میگیرند. آیا با این تفاسیر میشود این دستورالعمل را نوعی اعلان جنگ دولت با مطبوعات قلمداد کرد؟ محمود شمسالواعظین: اعلان جنگ دولت با مطبوعات از سالها قبل آغاز شده است. از اردیبهشت ۷۹ تا بحال كه مطبوعات بعنوان پایگاه دشمن در ایران شناخته شدند و بدنبال آن حمله به نشريات و تعطیلی بیش از یکصد مجله پيش آمد، از آنزمان جنگی بیامان و خانمانسوز با مطبوعات آغاز شده كه تاکنون ادامه دارد. به نظر میرسد دولت نهم دارد آرام آرام خط سانسور رسمی را کاملا آشکار و بدون هیچ شرمندگی دنبال میکند. تا چندی پیش میگفتند در چه چیزهایی نباید وارد بشویم، ولی حالا جسارت این دولت آنقدر زياد شده که حتا میگوید چه چیزهایی باید بنویسی! ببینید معیارها و شاخصهایی از این قبیل که باورهای مردم را زیر سوال میبرد اینها هركدام تعریفهایی قانونی میخواهد و ما نه در قانون مطبوعات و نه در قانون اساسی در هیچکدام این تعریفهایی که دولت نهم برای رسالت مطبوعات قائل است یا جرمشناسی مطبوعات، چنين چيزهايى نداريم. بنابراین دولت نهم از خودش این تعریفها را کرده، بويژه آنکه دولت نهم یکی از خوششانسترین دولتهاى بعد از انقلاب است چرا که اصلا مورد تعرض مطبوعات و اینها قرار نمیگیرد. اگر میخواست قرار بگیرد این دولت باید تاكنون ساقط میشد. به نظر من این دولت کاملا بیکفایت ست و اگر یکدستی قوا و پشتیبانی سایر نهادهای بهاصطلاح انتصابی در کشور وجود نداشت، این دولت از همان روزهای اول ناکامی و ناتوانی خودش را برای اداره کشور ابراز میکرد و در نتیجه يا بوسیله مجلس برکنار میشد یا کنارهگیری میکرد. من نمى دانم در كدامين كتاب قانون و در كدام ادبيات قانونى كشور اين تعريف هايى را كه اينها براى مطبوعات قائل شدهاند، بايد پيدا كرد. ما كه جايى پيدايش نكرديم! برخى گمانهزنی میکنند که با تشدید فشار به ایران در مناقشه هستهای، دولت نهم خواسته افکار عمومی را با این محدودیتها کمتر در معرض اخبار شفاف قرار بدهد. صاحبان این عقیده حتا به بحث تحریم اقتصادی اشاره میکنند و اینکه چشم اسفندیار دولت نهم مشکلات اقتصادیاش هست. شما این نظر را تایید میکنید؟ محمود شمسالواعظین: پیش فرض این سوال این است که دولت نهم با برنامه عمل كرده و برای بلند مدت افقبینى و افقسازی میکند. اصلا اینجوری نیست! این برداشتهایی که از بیرون محیط به درون محیط صورت میگیرد برداشتهائى کاملا خطاست. ببینید، ما یک سند چشمانداز ۲۰ ساله داریم که این دولت حتا آن را نادیده گرفته است. چشماندازی که به تاييد مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده و حتا به تشخیص رهبری رسیده است. این چشمانداز توسط اين دولت کنار گذاشته شده یا بخشهای زیادی از آن نادیده گرفته شده است. این دولت بصورت کاملا روزمره منفعل است و در واکنش به مسایل دست به اینگونه اقدامات یا تدوین اینگونه مقررات میزند. من گمان نمیکنم چیزی تحت عنوان برنامه وجود داشته باشد. بايد بگويم به نظر من ارابه کشور هماکنون دارد سهچرخه حرکت میکند و چرخ چهارم این ارابه پنچر شده یا دستكم بوسیله حکومت آسیب دیده است. چرخ چهارم این ارابه که مطبوعات مستقل و آزاد و دمکراتیک هستند وجود ندارد. من بارها در مصاحبهها اعلام کردهام، روی این ارابه سهچرخه هیچ باری نمیشود گذاشت. نه به مقصد میرسد، و اگر برسد، با هزینههای بسیار زیادی همراه خواهد بود. انجمن دفاع از آزادى مطبوعات خواستار پیگرد قانونی تدوین کنندگان این نامه شده است. آیا شما درصدد طرح شکایت هستيد؟ اگر آری به همان دادستانی که خودشان ضابطین اینها هستند؟؟؟ محمود شمسالواعظین: اتفاقا همین پارادوکس الان وجود دارد. سوالتان کاملا حکیمانه است. از یکسو ما خواهان پیگرد قانونی تدوین کنندگان چنین نامهای هستیم، چون کاملا برخلاف مقررات و قوانین موجود است. و از سوی دیگر اگر بخواهیم شکایت بکنیم، باید به همان دادستانی شکایت بکنیم. ما فقط طرح موضوع کردهایم. یعنی در واقع ما از عنصر روشنگری استفاده کردهایم که تدوین کنندگان این نامه به لحاظ قانونی قابل پیگردند. اما، آیا نهادی وجود دارد که این مسئله یا این شکواییه را یا این دعوای حقوقی را مطرح بکند علیه دادستان تهران که دست به این اقدامات میزند یا علیه وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی و علیه شورای امنیت ملی و دبیرخانهاش؟ ما اکتفا میکنیم به عنصر روشنگری و افکار عمومی. انجمن دفاع از آزادی مطبوعات مى خواهد به افکار عمومی صرفا بگوید که این اقدامات دولت برخلاف نص صریح قانون است، برخلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر است که ایران امضاکننده آن است، برخلاف اصول اولیه کار مطبوعات و رسانههای موجود است که این دولت دارد مرتکب به آن میشود و نهادها حق دارند که مسئولین تدوینکنندگان چنین مقرراتی را تحت پیگرد قانونی قرار بدهند. دویچهوله
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
* اين تجمع از ساعت 8 صبح امروز در مقابل ساختمان مركزي وزارت صنايع و معادن آغاز شد كه تا كنون ادامه دارد و دريغ از عنايت حتي يك مقام مسوول در اين وزارتخانه؟!
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
ساخت و سازهای غیر قانونی سپاه پاسداران در شهرک «شهید محلاتی» با اعتراض نمایندگان مجلس مواجه شده است. «سلمان خدادادی»، «بیژن شهبازخانی» و «طاهر برزگر» سه تن از نمایندگان، طی تذکری به ریاست مجلس خواستار «جلوگیری سریع از ساخت و سازهای غیرقانونی توسط سپاه پاسداران» در این شهرک شدند.«امیر رضا واعظ آشتیانی»، عضو شورای شهر تهران نیز در گفتوگو با خبرنگار سیاسی آفتاب، ضمن بیان این نکته که «این تنها تذکر نمایندگان مجلس نیست، اعضای شورای شهر هم به شدت بر روی این مسئله حساس هستند که ساخت و ساز روی خط 1800 ممنوع است» گفت: «از نظر قانونی بین خط 1400 و 1600 تنها ساخت مکانهای تفریحی و پارک مجاز است و از این حد به بالاتر دیگر هیچگونه ساخت و سازی مجاز نمیباشد. این فضا دیگر وارد ارتفاعات شده و ساخت و ساز در آن به محیط زیست نیز آسیب میرساند». وی تصریح کرد: «در دیدار اعضای شورای شهر با مقام معظم رهبری نیز ایشان رهنمونهایی نسبت به خط 1800 داشتند و تأکید کردند که شهرداری و شورای شهر با هر ارگان و یا نهادی که در این منطقه اقدام به ساخت و ساز میکند به شدت برخورد کنند». آشتیانی افزود: «ضمن تشکر از نمایندگانی که به این مسئله توجه کردهاند باید بگویم که این نکته جدیدی نیست و اصولاً شهرداری مکلف است با این مسئله برخورد کرده و با راهکارهای قانونی جلوی هر ارگان و یا سازمانی را که به اینگونه ساخت و سازها اقدام میکنند بگیرد. در صورتی که در برابر شهرداری مقاومتی صورت بگیرد، شهردار مراتب را به شورای شهر گزارش میکند تا این شورا به مسئله رسیدگی کرده و آن را منعکس کند». این عضو شورای شهر در پاسخ به این پرسش که «آیا شهرداری در این مورد با مقاومتی روبرو شده است؟» گفت: «در مورد این مسئله هم من فکر میکنم که شهرداری در حال پیگیری است و اگر با مقاومتی مواجه شود به شورا گزارش خواهد داد که تا این لحظه چنین گزارشی به شورا ارسال نشده است».
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در جلسه روز گذشته اعضاي ارشد جامعه روحانيت مبارز، آنان درباره حضور هاشمي رفسنجاني در انتخابات آتي خبرگان با وي به رايزني پرداختند ، در اين جلسه كه در دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزار شد، اكثر اعضاي برجسته اين تشكل از جمله آيتالله مهدوي كني، آيتالله يزدي، آيت الله امامي كاشاني حضور داشتند و به علاوه محمدرضا باهنر، محسن غفوري فرد و اسدالله بادامچيان از اعضاي ارشد جبهه پيروان خط امام و رهبري نيز شركت كرده بودند.موضوع اصلي اين جلسه رايزني براي قطعي كردن حضور اكبر هاشمي رفسنجاني در انتخابات خبرگان، به ويژه پس از بيانات رهبر انقلاب درباره خودداري از تخريب شخصيتهاي روحاني نظام و نيز وجوب شرعي شركت واجدان شرايط در انتخابات خبرگان بود و آيتالله مهدوي كني با اشاره به اين موضوع، اظهار كرده كه با قصد قربت در جلسه حاضر شده است.هاشمي نيز با تشكر از حضور شركتكنندگان، گفته كه اين جلسه براي وي، مهم بوده و به زودي تصميم نهايي خود را اعلام خواهد كرد.در همين زمينه سخنگوي جامعه روحانيت مبارز تهران به خبرنگار «بازتاب» گفت: يكي از مسائلي كه در دفتر آيتالله هاشمي مطرح شد، مسئله اهانت به شخصيتهاي نظام بود. مجموعه اعضاي جامعه نسبت به اظهارنظرهاي تخريبي درباره شخصيتهاي برجسته نظام، اظهار نگراني و ناراحتي كرده و بر اين باورند كه اختلاف نظرهاي سياسي، نبايد منجر به تعرض به شخصيتها و كساني شود كه به نحوي به اين نظام خدمت كردهاند؛ از جمله جناب آقاي خاتمي، رئيسجمهور سابق.غلامرضا مصباحي مقدم، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: آقاي خاتمي با توجه به دعوتي كه صورت گرفته به آمريكا رفتهاند و اين موضوع و برخي مسائل ديگر، بهانهاي شده است تا ايشان باز مورد تعرض قرار گيرند. هرگز شايسته نيست كه نظام و مردم، نسبت به كساني كه به نحوي زحمت كشيده و در اين كشور خدمت كردهاند، متعرض شوند.وي ادامه داد: نكته ديگر حاشيه اين جلسه، مسئله ملاقات آقايان هاشمي و مصباح بود. آقاي هاشمي توضيحي كه در اين باره دادند، حكايت از آن داشت كه اينگونه ديدارها در جلسات خبرگان براي دوستان قديمي و همكاران خبرگان، امر متعارفي است.مصباحي مقدم در پايان خاطرنشان كرد: در اين جلسه، اعضاي جامعه روحانيت مبارز از آقاي هاشمي مصرانه خواستند كه در انتخابات كانديدا شده و مشاركت كنند و آقاي هاشمي پس از شنيدن دلايل اعضاي جامعه، قول مساعد دادند كه در تصميمگيري براي شركت و شركت نكردن در انتخابات مجلس خبرگان، اين ديدگاهها را نيز مد نظر قرار داده به آنها توجه كنند
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
یادداشت خارج از عرف و پرخاشگرانه اخیر سركار خانم فاطمه رجبی كه به دور از ادب این سرزمین خدایی و آداب قلم به «زیور طبع آراسته شده بود»، تا آن حد در وادی حریم شكنی به پیش رفته بود كه فارغ از مراتب تاسف و اعتراض عقلا و شخصیت های طرفدار منطق در همه جناح ها، موجب فاصله گیری پاره ای از «خودی های» نویسنده نیز شده است، روندی كه تداوم خواهد یافت. یادداشت فوق، بیش از آنكه نقدی باشد بر دوران یا دوره هایی، همان گونه كه متذكر شده اند كینه های انباشته ای در اندازه های یك «كوه» را حكایت می كند. عقده ها در طول زمانی كه او مایل است آن را «۱۶ساله» بخواند لیكن، با تحلیل زوایای كلام و دیگر نوشته های ایشان، می تواند حدودا ۲۷ ساله تلقی شود جمع و انباشت شده است. آن خشم فروخفته و كینه های انباشته سالیان ، ظاهرا دیگر «تاب مستوری» ندارند لذا، اینك به مدد «ظهور شرایط مناسب» سر باز كرده اند و لاجرم نمی توانند با متانت جاری شوند، تند و تفتیده پرتاب می شوند. نوشته خانم رجبی به جای طرح استدلالی و منطقی مطالب و دعوت از مردم برای داوری پیرامون آن به امید تنویر افكار عمومی، ناسزا نامه ای است آكنده از ایراد اتهامات. ذهن آشفته ای را دلالت می كند كه به ضرب افترا و دشنام می خواهد با «قاطعیت» به هر وسیله به «تكلیف» عمل كند. به این علت، به هیچ آداب و «تشریفاتی» پایبند نیست. مطالبی با این شمایل، مسلما نیازی به پاسخ نخواهد داشت و اگر ضرورتی نیز باشد، لابد دیگرانی به آن خواهند پرداخت، چنان كه پرداخته اند. مراد در این نوشتار اما، مروری است سریع بر مطالب یادداشت فوق، به امید تبیین بیشتر زوایای آن و... اینكه در فرازهایی به شیوه ای دیگر می توان با برخی از خواست های ایشان همداستان شد لازم به ذكر است كه در این قصه، موضوع، یادداشت ایشان خواهد بود، بدون هیچ تاكیدی بر ارتباط سببی و نسبی و وابستگی های سیاسی و عقیدتی و نیز نزدیكی ایشان به «محافل قدرت». ناگفته پیدا است كه آن ارتباط و این وابستگی ها، مسلما نمی تواند در نوشته مذكور و به ویژه لحن به كار رفته در آن، كم اثر فرض شود. ۱ یادداشت مملو است از عباراتی از این قبیل: «توسعه آن هم در كلیت و نه مثلا درك خاصی از «توسعه» آمریكایی است» و لابد آقای هاشمی مجری آن «اصلاح طلبی، برنامه ای برون مرزی است» و لابد آقای خاتمی مجری آن «اصلاح طلبان هیچ اختصاصی در «كلام» نیست، یعنی همه وابستگان و مزدوران فكری و سیاسی آمریكا هستند كه جز فروپاشی نظام و... طریقی دیگر را نمی پیمایند» «سردمداران مافیای قدرت و ثروت»، «جاهلان یا مقدس نمای بی شعور»، «فاسدان و مفسدان و دزدان بیت المال و جاسوس ها و ابتذال گرایان» و... عبارات، آنگونه كه خود می نمایانند، دشنام ها و تهمت هایی هستند كه بی پروا و لابد به «پشتگرمی هایی»، نثار كسان می شوند. ظاهرا، بیم از عقوبتی در این جهان نیست در غیر این صورت، ایشان تا این حد لگام گسیخته بر «دیگران» حتی اگر به زعم نویسنده، «اعوجاجاتی» داشته باشند نمی تاختند. «نفس مطمئنه» و یا حتی «لوامه» ای براساس قاعده، در لابه لای سطور هویدا نیست. نویسنده مدعی درك و تعهدی «اصیل» به اسلام است ولی كدام «اسلام» مگر نه آنكه جدال حتی با دشمنان به «احسن» باید باشد كدام «حسن» مگر نه آنكه بعثت نبوی، همانا اكمال و «اتمام مكارم اخلاق» بود، كدام «اخلاق» چه تناسبی در لحن و در كلام مطالب با سیره نبوی می توان یافت مگر نه آن كه حضرت امیر ع ناسزا گویان را دوست نداشت.... ۲ به گواه مطالب، مهم ترین دلیل «صدور» این یادداشت، سید محمد خاتمی است و دیگران، لابد شریك شدند تا در اینجا نیز، او تنها نباشد آیا به راستی «محمد خاتمی» به عنوان عامل اصلی اجرای اصلاح طلبی امروز قرار است دستمزد ۸ سال تلاش خود را از آمریكایی ها و به ویژه كاخ سفید بگیرد آیا به راستی، «حضور و جولان محمد خاتمی، سخنرانی پیرامون... و اسلام آمریكایی است» آیا واقعا، سخنرانی های خاتمی در آمریكا، «حركتی ضدملی» است و آیا این سفر «هدیه زهرآلود خاتمی» است به خانواده شهدا راستی را، آیا محمد خاتمی «اصول و ارزش های انقلاب اسلامی و بنیانگزاری های فكری و عملی حضرت روح اللهس را پیوسته و به استمرار لگدمال می كند» چگونه می توان چنین ناسزا و بی نیاز از اقامه «دلیل» یك انسان را این گونه پلشت مورد خطاب قرار داد به ویژه كه آن شخص «محمد خاتمی» است كه فارغ از سوابق درخشانش در خدمت به اسلام و ایران، حداقل تا به اكنون، بیش ازهر شخصیت دیگری، آرای مردم را در توشه دارد.زبانی اینچنین گزنده، شاید كه قرار است دل حاسدانی را شاد كند، اما بی تردید توهینی بزرگ و شاید غیرقابل بخشش است نه فقط به خاتمی و علاقه مندان به شخصیت او كه به مردم ایران و نیز به تمامی بزرگانی كه در مراحل مختلف، از او به نیكی یاد كرده اند از حضرت امام تا مقام رهبری و... عجب مصونیت پولادین و رشك برانگیزی دارد این خانم رجبی۳ خانم رجبی به حافظه تاریخی مردم ایران توهین می كنند والا كیست كه نداند مراد حضرت امامره از «اسلام آمریكایی» چه كسانی و چه روش هایی بود. چگونه و با چه واژگونگی ای می توان محمد خاتمی را به آن متهم كرد آیا واقعا ایشان مصادیق را فراموش كرده اند و یا اینكه... فقط چند سال از ارتحال امام گذشته استایشان قرار بوده است بزرگی بی مدعا چون خاتمی را لكه دار كنند، ظاهرا باید «جاده را صاف» می كردند تا بعضی بتوانند در نتیجه آن، زمینه تحرك پیدا كنند و سفر خاتمی به آمریكا آن «فرصت طلایی» را فراهم آورد اما به خامی و شتابزدگی تلف شد.۴ از منظری دیگر، برای حل این مسائل ناصواب می توان حداقل در مواردی با خانم رجبی همداستان شد و «از حوزه های علمیه، از مرجعیت عظیم الشان تا جامعه محترم مدرسین به ویژه وارستگان این تشكل» درخواست كرد تا در مورد سیدمحمد خاتمی و یادداشت های «حكیم فرموده» و سخنان تب آلود و حرمت شكنی هایی ازاین دست، داوری كنند، برخورد كنند، ارج گذارند یا تكلیف این دارنده لباس روحانی را ...روشن كنند.»خانواده محترم شهدا، یاران امام خمینیره و اصولا مردم ایران، درباره خاتمی كه امام او را «فرزند فاضل و باتقوای» خود خواند، در فوران این پرده دری ها، قضاوت كنند. آیا سفر خاتمی به آمریكا و سخنرانی های پرجاذبه او در محافل اسلامی، مذهبی و دانشگاهی، تلاشی روشنگرانه و موفق برای معرفی اسلام رحمانی است و یا باید به زشتی با عنوان «لگدمال كردن اصول و ارزش های انقلاب اسلامی و مبانی فكری عملی حضرت روح اللهس» مورد خطاب قرار گیرد.راستی را، حركت خاتمی با منافع ملی تباین دارد و یا سخنان بی مغز و آكنده از خرافه و یادداشت های «دستوری».«دانشگاهیان آزاداندیش از هر گروه، جناح و با هر سلیقه و عقیده» را چه شده است كه از سوی كسانی چون خانم رجبی مورد طمع قرار گرفته اند «باید» یعنی چه این «باید» از كدام «مقام علمی» صادر شده و نشان از كدام فرهنگ را با خود دارد آیا به راستی، فرهیختگان این سرزمین تلاش های خاتمی را در جهت تنویر افكار عمومی جهانی، افتخار ملی می دانند و یا خدای ناكرده «ضدملی» به واقع چرا به توان ذهنی و سطح آگاهی و شعور دانشگاهیان این گونه توهین روا می رود.تصور می كنم از عبارت «برخورد قهرآمیز» یادداشت باید با «كرامت» عبور كرد. می توان فرض كرد كه ایشان ناآشنا به بار كلمات و عبارات، نادانسته و در غلیان احساسات، آن را بر زبان و قلم جاری كرده اند. استفاده غیرمسئولانه از عباراتی نظیر «ضدملی» نیز در همین دامنه می تواند طبقه بندی شود.اگر این فرض خوشبینانه باشد به صورت جدی باید پرسید كه مسئله چیستدر تمامی متن سعی شد كه مفاهیم مورد نظر خانم رجبی در كمال امانت نقل شوند، در ادامه این بحث نیز سخن ایشان، عینا آورده می شود: «آیا نباید دانشگاهیان در این عرصه، با یك حركت ملی، عرق ایرانی بودن خود را به ارزیابی ملی بگذارند»باور كنید، با اهانت، خاتمی كوچك و كوچك ها بزرگ نخواهند شد، باور كنید این آرایش، آرایش پایدار و نهایی كشور نیست و... باور كنید «زمین به دور خورشید می گردد»، اگرچه گاهی كسی از اجبار، آن را در فصلی تكذیب كند. حسین نصیری
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
پيرو انتشار گسترده اخباري در رسانهها، مبني بر توصيه آيتالله سيستاني به نخستوزير عراق درباره الگوگيري از دكتر احمدينژاد، منابع نزديك به دفتر آيتالله سيستاني، اين اخبار را تكذيب كردند. با تحريف اظهارات يكي از نمايندگان مجلس هفتم در مصاحبه با شبكه «الكوثر» توسط برخي سايتهاي منتسب به دولت، اخباري مبني بر توصيه آيتالله سيستاني به نخستوزير عراق درباره الگوگيري از عملكرد دكتر احمدينژاد، رئيسجمهور ايران در سفرهاي استاني، به صورت گسترده در رسانههاي ايران منتشر شد، در حالي كه دفتر آيتالله سيستاني نسبت به اين اخبار اظهار بياطلاعي كرد.. نماينده مجلس هفتم با تأكيد بر اينكه اظهارات منتسب به وي در رسانههاي ايران تحريف شده است، گفت: خبرنگار شبكه «الكوثر» درباره تأثيرات داخلي و خارجي سفرهاي استاني دكتر احمدينژاد از اينجانب پرسيد و من نيز با اشاره به خبري كه در روزنامهها به نقل از آيتالله سيستاني در توصيه به دولت عراق درباره سفرهاي استاني مطالعه كرده بودم، اين توصيه را در راستاي تأييد اقدامات آقاي احمدينژاد دانستم.گفتني است، چندي پيش آيتالله سيستاني در ملاقات با دولت عراق با انتقاد از سفرهاي خارجي زياد مسئولان عراقي، به آنان توصيه كرده بود به جاي ماندن در خانههاي امن و سفرهاي خارجي به مناطق عراق، در ميان مردم حضور يابند و با مشكلات آنان از نزديك آشنا شوند.
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
توجه به این که همسر آقای الهام که اسمشان را هم نمی دانم، احساس کرده که می تواند به خاطر استفاده از ادبیات زشت، کوچه بازاری و توهین آمیز خطاب به روحانیت و بزرگان کشور کمی اسم در کند و مشهور شود، خواهشی از رسانه های اینترنتی و همینطور روزنامه ها دارم.کسی که تا سال پیش احدی نمی شناختش و حالا با سوء استفاده از موقعیت شوهر خود، هر چه از دهانش بیرون می آید نثار بزرگان می کند.دیگر نباید حتی کلمه ای از همسر آقای الهام در رسانه ها نوشت. این خانم با قلم خود که نشان از بی سوادی کامل ایشان دارد، قصد شهرت دارد. ایشان سایتی نیز راه اندازی کرده اند که قرار است ظرف چند روز آینده مصاحبه ای با خودشان انجام دهند.یعنی سوال را خود یا همسر گرامی شان می پرسند و خود هم پاسخ می دهند. این خانم که بهترین روزهای زندگی اش را سپری می کند، احتمالاً از مکه با خبرنگار سایت خود (احتمالاً فرزندش) در تهران تماس گرفته و گفته «آماده یک مصاحبه جنجالی از من باش! ببین می خوام بدجوری بترکونم.» او از همانجا دستور نوشتن يك يادداشت شديد در حمايت از خودش را به فرزندش داده تا مصاحبه اش بیشتر بازتاب داشته باشد.متاسفانه این خانم آنقدر بی نزاکت است که پس از هشدار رهبر فرزانه انقلاب در مورد عدم تخریب بزرگان نظام و روحانیت معزز، باز هم لجن پراکنی می کند و تمام فکر و ذکر خود را صرف شهرت بامزه اش کرده است. او کسی است که برای فرموده های رهبری معظم انقلاب هم ارزش قائل نیست! آخر سوء استفاده از جایگاه تا به کجا؟ چرا شخصیت دکتر احمدی نژاد رییس جمهور عزیز و دوست داشتنی ایران اسلامی را به بازی گرفته اید؟! کاش عزیزان دولتی پستی به ایشان می دادند، شاید مشکل همین باشد!فکر می کنم باید این خانم را به حال خود رها کنید تا هر چه می خواهد بگوید. حتی اگر همسر گرام ایشان هم در جلسه سخنگویی دولت به دلیل منافات با شان جلسه، از پاسخ به اتهامات همسرش امنتاع ورزیدند، باز هم چیزی از او منتشر نکنید.رسانه های گرامی! خواهش من و بسیاری از طرفداران انقلاب را بپذیرید که دیگر او را گنده تر از این نکنید که ممکن است فردا از مکه با بلیط فوری راهی تهران شود و در صورتی که پستی دردولت به او داده نشود، خود را برای شرکت در انتخابات شهر و روستا از علی آباد کتول که آروزی دیرینش است، آماده کند.
+ نوشته شده در جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اخيرا مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان فرمودند از تخريب شخصيتها پرهيز گردد اما متاسفانه اين روزها شاهد هجمههاي به دور از نزاكت به برخي از شخصيتهاي ارزشمند نظام ميباشيم.گويا پس از هاشمي امروز نوبت هتاكي به خاتمي رسيده است.حضور و درخشش خيرهكننده اين روحاني متفكر و انديشمند در سطح مجامع علمي، مذهبي و سياسي بينالمللي باعث گرديده باز هم حسادتها، عقدهها و كينهتوزيها سر باز كند و اين فرزند فاضل امام(ره) را آماج هتاكي قرار دهند.اين نكته جاي بسي تأمل دارد كه با اينكه اولين مخالف حضور خاتمي در عرصههاي جهاني را صهيونيستها و پس از آنها منافقين تشكيل ميدهند، اكنون نيز با حضور موفق و تاثيرگذار خاتمي در مجامع علمي و مذهبي آمريكا، متاسفانه افراد منسوب به تيم رئيسجمهور به جمع مخالفين پيوستند.سوال اينجاست كه چه اشتراكي در اين مخالفتها نهفته است. هر چند كه بايد صريحا اعلام نمايم كه مساله هاشمي و خاتمي نيست بلكه جريان خزندهاي با برنامه حسابشده به دنبال هتك حرمت و حذف روحانيت موثر از اركان نظام ميباشد. من از همين تريبون مقدس مجلس اعلام خطر ميكنم.حضرت امام(ره) فرمودند هر كجا ديديد حمله و تخريبي عليه شخصيتي صورت ميگيرد، بدانيد آن شخصيت براي اسلام و كشور موثر است. اما متاسفانه يا خوشبختانه، اين بار حمله تنها به يك جريان نبوده بلكه جريان اكثريت از رئيس مجلس و حتي محافظهكاران كشور همه مورد هجمه قرار گرفتند تا جايي كه براي سفرهاي استاني رئيس مجلس شوراي اسلامي حسادت ميشود تا چه رسد به حسادت براي سفر آقاي خاتمي به آمريكا.متاسفانه مقدمه اين حركت در سخنان آقاي رئيسجمهور در نشست مشترك قواي سهگانه آغاز شد. آقاي رئيسجمهور در آن نشست فرمودند مگر دولتهاي گذشته چه گلي بر سر مردم زدهاند؟آقاي رئيسجمهور بايد بدانند در 16 سال گذشته دو شخصيت برجسته روحاني و شاگردان حضرت امام(ره) سكان قوه مجريه كشور را در دست داشتند و بارها مورد حمايت مقام معظم رهبري قرار گرفتند. آقاي رئيسجمهور بايد بدانند كه خود در همين 16 سال گذشته، جزئي از بدنه مديريت كشور بوده و نبايد اين مساله را كتمان نمايند.آقاي رئيسجمهور بايد بداند در دنياي امروز، دفاع منطقي از اسلام و فكر و انديشه ميتواند مقبول مردم جهان واقع شود و از شعارهاي افراطي فقط دشمن بهرهمند ميشود ولي از فكر و انديشه جان مردم روشن ميشود. آقاي رئيسجمهور بايد بداند كه هنوز بسياري از وعدههاي ايشان تحقق نيافته و امروزه شاهد گرانيهاي سرسامآور در جامعه هستيم. از قيمت گوشت و مرغ گرفته تا آهنآلات؛ كجاست آن وعدههاي دولت محترم؟ كجا رفت اشتغال جوانان و حل مشكلات كارگران و وعدههاي جنابعالي در سفر به استان قزوين؟ قدرتا... عليخاني
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رسم اكرام سرشناسان و بزرگان هر قوم، ريشهاي ديرينه دارد. در اسلام نيز اين رسم پذيرفته شده است، ولي قرآن ميفرمايد هر بزرگياي دليل بر مقتدا قرار گرفتن نيست. در قوانين جاري اكثر كشورها، از جمله كشور ما نيز اين امر مورد توجه قرار گرفته است. طبق قانون استخدام كشوري كساني كه به مسئوليتهاي بالاي خدمت دولتي ميرسند، پس از پايان دوره يا جابجايي، حتي اگر سمت جديد از حيث اداري پايينتر باشد، برخي از پرداختها و منزلتها براي آنها باقي ميماند. منطق كار نيز روشن است، اينها سرمايههاي ملي هستند كه هر يك بايد در شكل متناسب، در هر جايگاهي كه هستند، براي ارتقاي ملت بهكار آيند. رؤساي جمهوري، در اين ميان، جايگاه ويژه دارند؛ زيرا اولاً بزرگي آنها نه تنها به سوابق سياسيشان و اين امر بستگي دارد كه شوراي نگهبان قانون اساسي آنان را رجل مذهبي و سياسي ميشمارد، بلكه اين تشخيص به تأييد اكثريت ملت نيز ميرسد. البته ممكن است فردي در عمل رئيس جمهوري موفقي از كار درنيايد، ولي اكرام وي به همان دو دليل، واجب باقي ميماند. هم به دليل شخصشان، هم به دليل جايگاه پيشين. احترام و اكرام چنين شخصيتهايي مطلقاً به معناي تقديس آنان و يا انتقاد نداشتن نسبت به آنان نيست. مگر جز معصومين عليهمالسلام ميتوان كسان ديگر را كاملاً مبراي از انتقاد دانست؟ اين روزها، چنان كه در كلام رهبر بزرگوار ما در ديدار با خبرگان آمده است، حمله به شخصيتهاي سياسي و يا ديني كشور به شكل معناداري رواج يافته است. كاري كه به شدت در كلام ايشان تقبيح شده است. حمله به جناب آقاي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري پيشين از اين قبيل است. آقاي خاتمي يا هر مسئول سابق و فعلي ديگري را ميتوان، و بايد، منصفانه نقد كرد، ولي تفاوت حمله و تخريب از نقد عاقلانه و عادلانه به راحتي قابل تشخيص است. اينجانب يكي از پيشتازان نقد آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي سيدمحمد خاتمي بودهام، چه وقتي در قدرت و مسئوليت خدمت ميكردند، و چه امروز، ولي در عين حال به آقاي دكتر احمدينژاد، رئيس جمهور محترم و عزتمند امروز، در رسانهها توصيه كردم در امور هستهاي و مسائل متناسب ديگر از مشورت اين برادران بهره گيرد. اينان و هر مسئول ديگري در جمهوري اسلامي، هر يك صاحب اثر و نفوذ و محبوبيتي هستند و به مثابه عامل پيوند احاد ملت با يكديگر عمل ميكنند، مشاوره با آنان و اكرامشان بر قدرت دولت در اداره امور ميافزايد و آن را نزد ملت محترمتر ميسازد. نكته آخر تذكر برادرانه به دولت است كه دامن خويش از خامان گزافهگو در اين عرصه بپالايد، مهرورزي، علاوه بر اصول ديگر اخلاقي، چنين اقتضا دارد احمد توكلي
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سفرهاي استاني رييس جمهور و اعضاء هيئت وزيران به استانهاي مختلف كشور ، با سفر رييس جمهور و تعدادي از وزيران به مراكز استانها آغاز مي شود و پس از چند روز ملاقات آقاي احمدي نژاد و مردم شهرستانهاي آن استان و سخنراني براي آنان ، با تشكيل هيئت دولت در آن استان در شب آخر سفر و اتخاذ تصميم براي آباداني آن استان ، خاتمه مي يابد. روال جاري در انجام اين سفرها چنين شده است كه تيم هاي كارشناسي در دولت ، از چند هفته به مسافرت اعضاء دولت به آن استان ، كارشناسي لازم را براي نيازهاي عمراني و فرهنگي و آموزشي آن استان و شهرستانها را برسي نموده و آنها را مشخص و نهايي مي كنند و بهمين دليل ، رييس جمهور كه سفر خود را به آن استان آغاز مي كند ، در بازديد از هر شهرستان كه چند ساعت بيشتر طول نمي كشد و براي مردم سخنراني مي كنند ، وعده هايي را براي اقدامات عمراني و رفاهي دولت به آن شهرستان به مردم مي دهند و بعد بلافاصله به شهرستان ديگر سفر مي كند و اين موضوع تكرار مي شود . در تمامي اين سخنراني ها رييس جمهور به مردم مي گويد كه اين اقدامات اقتصادي برشمرده ، همه در جلسه هيئت دولت در مركز استان برسي خواهد شد و به تصويب خواهد رسيد . و طبيعي است وقتي رييس جمهور قول بدهد ، بايد در هيئت دولت هم به تصويب برسد .اگر رييس جمهور در سخنراني هاي پرشور خود در جمع صميمي مردم هر شهرستان ، وعده هايي را براي احداث ورزشگاه و كارخانه پتروشيمي و سد و جاده و غيره به مردم بدهد و فرداي آن روز برسي در جلسه دولت مركز استان به تصويب نرسد، براي جايگاه رييس جمهور مناسب نيست و اگر به تصويب برسد كه براي هيئت دولت خوب نيست زيرا به نظر مي رسد كه تصميم از قبل گرفته شده در هيئت دولت به تصويب مي رسد . لذا پيشنهاد مي شود كه براي رفع اين مشكل ، جلسه هيئت وزيران در ابتداي ورود به هر استان تشكيل شده و طرحهائي را براي استان تصويب نمايند و پس از آن رييس جمهور سفرهاي خود را براي سخنراني در هر شهرستان آغاز نمايد . بدين ترتيب جايگاه رييس جمهور و هيئت وزيران بيشتر حفظ شده است و بنظر نخواهد آمد كه برخي تصميمات بطور فردي اتخاذ شده و بعداً به بررسي جمعي گذارده مي شود .
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي خبر داد كه در جلسهي شوراي سياسي اخير تشكل متبوعش اعضا مصوبات كنگره اخير سازمان، و همچنين نشر مطالب توهينآميز نسبت به سيدمحمد خاتمي را به عنوان مهمترين و بحث انگيزترين مسالهي روزهاي اخير مورد بررسي قرار دادند. محسن آرمين در گفتوگو با ايسنا اظهار داشت: حمله به آقاي خاتمي پديده جديدي نيست و در نه سال گذشته او و همفكرانش آماج شديدترين حملات و هتاكيها بودند. اين پديده تنها مربوط به داخل كشور نيست بلكه از سوي جريانات خارج از كشور نيز خاتمي و مشي اصلاح طلبي در معرض اتهامات و حملات مستمر قرار داشته است، و تاكنون نكتهي جالبي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه در داخل افراطيون اقتدارگرا و در خارج منافقين، لابي صهيونيستي و افراطيون نومحافظه كار آمريكايي البته با ادبيات مختلف در اين مورد مشترك بودند. وي افزود: در حالي كه افراطيون اقتدارگرا در داخل از فرداي دوم خرداد خاتمي را فتنه خواندند و شعار ميدادند كه در ايران هيچ چيز عوض نشده است، منافقين در جريان سفرهاي خارجي خاتمي به اروپا در دوره رياست جمهوري ايشان تجمعات و تظاهرات مختلفي را برگزار كردند و آنها نيز خاتمي را فتنه خواندند و ميگفتند جهان بايد باور كند كه در جمهوري اسلامي ايران چيزي عوض نشده است. اكنون نيز در كنار اعتراض شديد محافل صهيونيستي از جمله نشريهي اورشليم پست، اعتراض سناتورهاي جنگطلب آمريكايي نسبت به صدور رواديد از سوي دولت آمريكا براي آقاي خاتمي و عدم اجراي ترتيبات انگشتنگاري براي وي، افراطيون اقتدارگراي داخلي نيز بي سابقهترين حملات را متوجه او كردند. سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت: آنچه همسر سخنگوي دولت عليه خاتمي نوشته تنها مورد نيست، پيش از وي نيز يك روزنامه به خاتمي اعتراضي كرده بود مبني بر اينكه، در حالي كه آمريكا به وزير بهداشت ايران رواديد نداده سفر خاتمي به آمريكا چه معني دارد و سعي ميكرد به خوانندگان خود اين چنين القا كند كه بايد كاسهاي زير نيم كاسه باشد كه براي يك مقام رسمي دولت ايران رواديد صادر نميشود، اما براي خاتمي رواديد صادر ميشود. اين وحدت موضع ميان افراطيون داخلي با لابي صهيونيستي، منافقين و محافل تندروي آمريكايي البته به معناي وابستگي اينها به يكديگر نيست، بلكه به معناي يك وجه مشترك در ديدگاهها و ايدئولوژيهاي آنهاست. اين وجه مشترك همانا خشونتورزي و جنگ طلبي است. وي دامه داد: از اين روست كه مشاهده ميكنيم درباره ايران چه در داخل و چه در خارج از كشور هر حركتي در جهت صلح و آرامش و اجتناب از تنش، جنگ و خشونت صورت گيرد، افراطيون داخلي همصدا و همزمان با لابي صهيونيستي ومنافقين عليه آن بسيج ميشوند، وجه مشترك ديگر ميان اين محافل، نفي و انكار اسلام رحماني، اسلام مدارا و اسلام حامي آزادي و دموكراسي است. تمام تلاش افراطيون جنگ طلب آمريكايي و لابي صهيونيستي در سطح جهاني اين است كه ثابت كنند طالبانيسم و بنلادنيسم چهرهي واقعي اسلام است، تا جهاني را عليه دنياي اسلام بسيج كنند و افراطيون اقتدارگراي داخلي نيز شعار ميدهند كه اسلام رحماني اسلام مدارا و اسلام سازگار با آزادي اسلام آمريكايي است. وي يادآور شد: چندي قبل همين فرد عليه خاتمي و هاشمي نيزهمين حملات را با ادبيات ديگر صورت داده بود. آيا امتناع سخنگوي دولت در مصاحبهي مطبوعاتي اخيرخود از محكوم كردن اين اظهارات در وهن روساي سابق و اسبق دولت، نشانهي آشكاري بر تصادفي نبودن اين حركت نيست؟ اينكه سخنگوي دولت از يك سو به دادستاني نامهاي مينويسد و با متهم كردن مطبوعات و سايتها به اهانت و افترا عليه دولت خواستار برخورد با آنها ميشود و از سوي ديگر در پاسخ به خبرنگاران اظهار ميدارد كه درباره اهانت و توهين بودن گفتههاي همسرش نظري ندارد و قوه قضاييه بايد نظر دهد، آيا نميتواند نشانه روشني از سياست دوگانه و تاييد ضمني اين گونه حركات باشد؟ سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اظهار داشت: صرف نظر از ماهيت اين حركت و حاميان آن در داخل كشور، اين يك واقعيت است كه خاتمي يك سرمايه ملي و يك شخصيت فرا ملي براي كشور است وعلي رغم تمام بي مهريهايي كه در داخل كشور به ايشان شده او از سوي جامعه بينالملل به عنوان يك متفكر، مبلغ اسلام رحماني ، اسلام مدارا و سازگار با عقل و منطق و دموكراسي پذيرفته شده است و تنها معدودي از كشورهاي جهان هستند كه از نعمت وجود چنين شخصيتهايي برخوردارند. البته در چنين كشورهايي همواره سعي ميشود از ظرفيت چنين شخصيتهايي در جهت تامين منافع ملي و مصالح كشور استفاده شود. چرا بايد عدهاي سعي كنند كه ايران جزء معدود كشورهايي باشد كه نه تنها تمايلي براي استفاده از چنين سرمايههايي ندارد، بلكه از طرق مختلف سعي در بياعتبار كردن، تخفيف و كوچك نشان دادن اينگونه شخصيتها دارند. وي خاطرنشان كرد: در سفرهاي خاتمي استقبالي كه مقامات رسمي و غيررسمي، نهادهاي مدني و متفكران در خارج از كشور از ايشان ميكنند در داخل هيچ انعكاسي ندارد، بلكه برعكس است. سفارتخانهها نمايندگان سياسي خارج از كشور موظف ميشوند كه در سفرهاي خارجي خاتمي از هرگونه ارايه خدمت به او يا هرگونه فراهم آوردن تسهيلات براي او و يا حتي تماس با او خودداري كنند، اين امر البته نشان دهنده ضعف و بي تدبيري در استفاده از ظرفيتها و امكاناتي نظير ظرفيتي است كه آقاي خاتمي ميتواند براي كشور فراهم كند و از اين جهت بايد تاسف خورد. آرمين با ابراز اين عقيده كه مادامي كه رسما دولت اين اظهارات را محكوم نكند، موافق و حامي چنين اظهارات و مواضعي تلقي ميشود، ادامه داد: نكتهي ديگري كه در جلسه شوراي سياسي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران درباره آن بحث شد ادامه بازداشت علي اكبر موسوي خوييني نماينده مجلس ششم است كه دو ماه پيش دستگير شده و هنوز در بازداشت موقت به سر ميبرد و طبق آخرين اظهارات مجددا حكم بازداشت ايشان براي دو ماه ديگر تمديد شده است. مقامات قضايي تصريح كردند كه چشم انداز روشني درباره پرونده ايشان ندارند و نميتوانند بگويند چه زماني زمان دادگاه ايشان براي رسيدگي به اتهامات است. لذا اين برخورد در ادامه برخوردهاي سياسي ميباشد كه با شخصيتهاي منتقد سياسي صورت گرفته است. وي با بيان اينكه دستگيري موسوي خوييني در يك تجمع مساله پيچيدهاي نيست كه رسيدگي به آن نياز به چنين دوره طولاني داشته باشد، ادامه داد: به نظر ميرسد شايعاتي در خصوص دستگيري ايشان و طولاني شدن دورهي بازداشت وي مطرح است مبني بر اينكه بازداشت ايشان به خاطر نطقهاي پيش از دستور و فعاليتشان در مجلس ششم است كه به نظر ميرسد صحت نداشته باشد. وي تاكيد كرد: سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ضمن محكوم كردن طولاني شدن دوره دستگيري موسوي خوئيني و رسيدگي به پرونده ايشان خواهان اين است كه هرچه سريعتر به اين بازداشت پايان داده شود و اگر اتهامي به ايشان وارد است در يك دادگاه علني و با حضور خبرنگاران و نمايندگان رسانهها بررسي شود؛ چراكه اتهاماتي نظير تشويش اذهان عمومي اتهاماتي نيستند كه براي دستگيري و قطع ارتباط يك فرد با دنياي خارج داشته باشد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
نرگس : با پیگیری های مستمر خود احسان را از زندان آزاد خواهد کرد و محمود شوکترا به دام میاندازد شوکت:هم دردادگاه وقتی دستش رو شده سکته کرده و فوت می کند بهروز: دچار معضلاتی مثل اعتیاد و ایدز می شود نسرین: ضمن طلاق غیابی از بهروز با همکار احسان ازدواج می کند ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
ماجرای ثبت نام فرزند یکی از مداحان معروف کشور در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید دردسر ساز شد. گفته میشود هفته گذشته یکی از مداحان سرشناس تهران برای ثبت نام یکی از فرزندان خود به یک مدرسه در منطقه 12 آموزش و پرورش مراجعه میکند اما براساس روال قانونی موفق به ثبت نام وی نمیشود و مسئولان مدرسه اعلام میکنند که با توجه به مقررات آموزشی نمیتوانند از وی ثبت نام کنند. این موضوع با عصبانیت شدید مداح فوق مواجه شده و در حالی که عدهای از پرسنل مدرسه و اولیای دانش آموزان قصد آرام کردن وی را داشتند، وی اقدام به ضرب و شتم پرسنل مدرسه و تخریب برخی از وسایل و تجهیزات آنجا میکند. در این میان یکی از والدین دانش آموزان هم که قصد میانجیگری و آرام کردن اوضاع را داشته به شدت از سوی وی مورد ضرب و شتم قرار میگیرد. این موضوع در نهایت با دخالت پلیس 110 و تنظیم یک صورت جلسه به طور موقت به پایان رسید.
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
شنيديم كه بخش <حقوق زنان> سايت آيتا... العظمي صانعي از مراجع عظام تقليد مشمول فيلترينگ مخابرات شده است. به گزارش <نوانديش> در حالي كه صفحه اصلي و ساير بخشهاي اين سايت در دسترس كاربران اينترنتي ميباشد، بخش <حقوق زنان> سايت آيتا... العظمي صانعي از سوي isp هاي متعددي از جمله سپنتا و... فيلتر شده است. براساس اين گزارش، به نظر ميرسد علت اين فيلترينگ، برنامه غلط فيلترينگ مخابرات باشد كه براساس آن تمامي آدرسهايي كه در اينترنت با كلماتي نظير <> woman و <> girl و... همراه باشد، به طور اتوماتيك فيلتر ميشود.
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
درآمد: **** آقاي رجايي در اداره امور منزل به خصوص از لحاظ اقتصادي با تدبير خاصي عمل ميكرد. او اصولاً فرد قانعي بود و لزومي نميديد براي بعضي از نيازهاي حتي ضروري، خودش را به آب و آتش بزند و مثل بعضيها قرض بگيرد و براي خانه چيزي تهيه كند. تدبيرش اين بود كه در حد ممكن وسايل رفاهي خانواده را فراهم كند. روش او اين بود كه اگر امكاني نداشت، صبر و قناعت را پيشه ميكرد. اين رفتار و تدبير مرا دلگرم و اميدوار ميكرد، چون ميديدم به ميزاني كه وضع حقوقياش بهتر ميشود، به همان اندازه و نه بيشتر در رفاه خانواده تغييراتي ميدهد. **** در تمام مدتي كه من با او زندگي كردم، كمتر پيش ميآمد كه در خانه از من چيزي بخواهد. بارها او را ميديدم بلند ميشد و ميرفت آب ميخورد و دوباره به اتاق برميگشت. گاهي هم اگر چيزي را كه ميخواست پيدا نميكرد، باز نميگفت مثلاً يك ليوان به من بدهيد، ميگفت، «مثل اينكه ليوان نيست.» **** تا قبل از سال 1347 كه آقاي رجايي فرصت بيشتري داشت، هفتهاي يك بار با هم صحبت ميكرديم كه چه روشي را بايد در خانه و زندگي روزمره خود انتخاب كنيم تا در تربيت و روحيه بچهها تأثير مثبت داشته باشد. در اين نشستهاي هفتگي، ما روشهاي منفي خودمان را هم نقد ميكرديم. **** يك بار كه براي خريد لباس بچهها با اقاي رجايي به خيابان رفته بوديم، از صبح تا ظهر او را به در مغازهها ميبردم تا بلكه بتوانم لباس دلخواهم را پيدا كنم. رفتار او در اينگونه مواقع به رغم مشغله زيادي كه داشت، سكوت محض بود. با سكوتي كه ميكرد مرا وادار ميكرد در خريد عجله بكنم و با حالت تسليمي كه در مقابل من نشان ميداد، ميخواست به من بفهماند كه چقدر از دست من دلخور است، اما بدون اينكه كوچكترين اخمي بكند يا حرفي را به زبان بياورد، نشان ميداد كه دارد مرا تحمل ميكند. همين سكوتش مرا وادار ميكرد از خود بپرسم، چرا من بايد كاري بكنم كه او مجبور شود رفتار مرا تحمل كند، در حالي كه اگر كار به صحبت و جدل ميكشيد، من هيچ وقت به اين مسئله فكر نميكردم. ****آقاي رجايي در منزل، عقايدش را به من تحميل نميكرد و در ديدگاههايي كه داشت به من سخت نميگرفت. در عين آزادي دادن به ما، اگر كاري بر خلاف نظرش انجام ميشد، يا ميگفت نكنيد يا طوري وانمود ميكرد كه برايش مهم نيست. روش او اين بود كه در زندگي روي نقاط مشترك خود با من تكيه ميكرد. گاهي در شرايط خاصي محبت يا ناراحتي خودش را با خواندن يكي دو بيت شعر به ما تفهيم ميكرد. مهمترين مسئله در نظر او روابط مشترك من با او بود. من و او در مورد تربيت بچهها روزهاي شنبه هر هفته كه بچهها هنوز در خواب بودند مينشستيم و روشهايمان را در برخورد با بچهها ارزيابي ميكرديم. هر كس قيافه ظاهري او را ميديد فكر ميكرد آدم خشك و متكبري است، اما اگر با او زندگي ميكرد، ميفهميد نه اينطور نيست و خيلي افتاده و با محبت است. آقاي رجايي خيلي رعايت همسايهها را ميكرد و عملاً به ما ميآموخت كه احترام آنها را نگه داريم. او ميگفت، «ما بايد طوري با همسايگان برخورد كنيم كه اذيت و آزاري از ما نبينند.» مثلاً ميگفت سطل خاكروبه را در كوچه نگذاريد و ... ايشان به خصوص با اهل محل كه به مسجد ميرفتند، ملاطفت و نظر خاصي داشت و حتي با بچههاي آنها با گرمي و صميميت برخورد ميكرد. **** آقاي رجايي خيلي مهمان دوست بود و با اينكه حقوق يك معلم ساده را داشت، اما سالي چند بار مهمان دعوت ميكرد، مخصوصاً چون مرحوم پدرشان در 28 ماه رمضان فوت كرده بودند، هر سال به ياد ايشان به فاميل، افطاري ميداد كه اين رسم تا آخر عمرشان ادامه داشت. **** آقاي رجايي واقعاً قدرشناس بود. اگر كسي خدمتي هر چند كوچك به او ميكرد، هميشه به فكر بود كه به نوعي آن را جبران كند. چون در بدو ورود به تهران تا يك سال مانده به ازدواج در منزل برادر بزرگش مستقر شده بود و ميگفت به دليل اينكه با زن برادرم نامحرم بودم، او خيلي محدود ميشد و من مزاحم او بودم، وقتي منزلي در نارمك خريد و ازدواج كرد، پسر بزرگ برادرش را دو، سه سالي پيش خود آورد و از او نگهداري كرد و بر درس و تحصيل او مراقبت نمود. با اينكه او با من نامحرم بود و تازه ابتداي زندگي مشترك ما هم بود، اما از جهت علاقهاي كه مرحوم مادرش به اين فرزند داشت و همانطور كه من حدس ميزدم به نشانه قدرشناسي از آن سالها كه او در خانه برادرش بود، او را به منزل خود آورده بود تا از اين طريق كمكي به برادرش كرده باشد. **** آقاي رجايي در عين حال كه فرد قاطعي بود، ولي در عين قاطعيت، مؤدب بود و احترام همه را رعايت ميكرد. نسبت به افراد مسن خيلي احترام ميكرد. همان احترامي را كه به پدر و مادرشان ميگذاشت، براي پدر و مادر من هم قائل بود. هيچگاه نديدم حرفي كه باعث رنجش خاطر آنها بشود، بزند. **** انگيزه و علت اصلي تشكيل جلسه فاميلي كه آقاي رجايي مبتكر آن بود اين بود كه ايشان احساس ميكرد در بين جوانان فاميل كه كم هم نبودند، رفت و آمد خانوادگي زيادي وجود ندارد. بر اين اساس پيشنهاد كرد هر 15 روز يك بار، جوانهاي فاميل دور هم جمع بشوند و همديگر را ببينند و صرف ديدار باشد. تدريجاً كه اين جلسات ادامه پيدا كردند، پيشنهاد كرد براي اينكه صاحبخانه كه اين جلسه را تشكيل ميداد به خاطر شام و پذيرايي به زحمت نيفتند پذيرايي ساده بكنيم تا به دليل سبكي هزينهها و زحمات، جلسات بعدي ادامه پيدا كند. خود ما در اولين جلسهاي كه در منزلمان تشكيل شد، لوبيا چيتي داديم. بعد به تدريج جلسات را به سمت قرائت قرآن، خواندن احاديث، طرح مسائل سياسي و اجتماعي جهت داد. **** روش آقاي رجايي براي بيدار كردن بچهها براي نماز صبح با توجه به اينكه در سن نوجواني معمولاً خواب بچهها قدري سنگين است و به خصوص خواب صبح كه شيرين هم هست، اين بود كه بالاي سر بچهها ميايستاد و با شوخي و با صداي بلند ميگفت، بلند صحبت نكنيد كه بچه از خواب بيدار ميشود! بچههاي ما بين 6 تا 10 سال سن داشتند و چون خودشان هم مايل بودند و ذوق داشتند، لذا بلند ميشدند. تأكيد آقاي رجايي اين بود كه قبل از اينكه آفتاب بزند، آنها بيدار شوند. اگر ميديد آنها بيدار نميشوند، بالاي سر آنها مينشست و با محبت و شوخي شانههاي آنها را مالش ميداد و با آنها حرف ميزد كه با لطافت و ملايمت بيدار شوند و بنشينند. بعد كه بلند ميشدند شانه آنها را ميگرفت و آنها را تا نزديك دستشويي همراهي ميكرد و قبل از رسيدن به دستشويي با شوخي يك ضربه ملايم با كف دست به پشت آنها ميزد! با اين روشهاي بسيار عاطفي و توأم با مهر و محبت ميخواست فرزندانش به نماز عادت كنند و از اين امر هم خاطره تلخي نداشته باشند. **** آقاي رجايي اراده و استقامت خيلي قوي و خوبي داشت. وقتي ساواك ايشان را دستگير كرد و چند ماه زير شكنجه مستمر و طولاني و سخت قرار داد، تنها چيزي كه به من آرامش ميداد اراده قوي او بود. مطمئن بودم نميتوانند از او حرف بكشند و اعتراف بگيرند. از يك طرف وقتي به فكر شكنجههايي كه به او ميدادند، ميافتادم خيلي دلم ميسوخت، ولي از سوي ديگر خيالم راحت بود. ايشان وقتي راجع به مسئلهاي تصميم ميگرفت، چون جوانب آن را به دقت ميسنجيد و بررسي ميكرد روي آن تصميم و تا آخر، آن كار را دنبال ميكرد. **** عادت آقاي رجايي اين بود كه وقتي ميخواست ميوه بخرد، هيچ وقت ميوه نوبر نميخريد و به خانه نميآورد. نكته ديگر اينكه معمولاً براي اينكه چشم و دل بچهها سير و پر باشد، معمولاً با صندوق ميوه ميخريد و به منزل ميآورد. يك بار اتفاق جالبي افتاد. در موقعي كه من براي انجام كاري ضروري از منزل بيرون رفته و در منزل را قفل كرده بودم، پسر كوچكمان كمالالدين كه ديده بود در منزل تنهاست، از صندوق ميوه يكي يكي برداشته و به بچههاي محل داده بود تا از تنهايي بيرون بيايد! **** آقاي رجايي خيلي اعتقاد به خريد اسباببازي نداشت، اگر هم گاهي ميخريد، اسباببازي فكري ميخريد. يك بار كه براي دخترم جشن تكليف گرفته بوديم با اينكه خريد عروسك را به لحاظ اعتقادي درست نميدانست و از طرفي دخترم هم عروسك دوست داشت و توي دلش مانده بود كه عروسكي داشته باشد، آقاي رجايي به رغم عدم اعتقادي كه به خريد عروسك داشت، يك عروسك ساده و ارزان براي او خريد كه خيلي هم او را خوشحال كرد. **** آقاي رجايي خود را به كم غذايي عادت داده بود. غذايي را كه در بشقاب براي خود ميكشيد، اندازه مشخصي داشت و ته آن چيزي باقي نميماند. شبها معمولاً غذاي ساده و حاضري ميخورد. وقتي ظهر يك چيز پختني ميخورد، ديگر شب اصلاً پختني نميخورد، نهايت غذاي پختني او در شب، املت و نيمرو بود. گاهي كره با سيبزميني ميخورد. يك بار به شوخي به مادرم گفت، «دختر شما همهاش غذاي حاضري به من ميدهد.» مادرم كه شوخي او را باور كرده بود با تعجب از من پرسيد، «چرا؟» گفتم، «نه مادر! منظورش اين است كه هميشه شام او حاضر و آماده است!» صبحها هميشه نان و پنير و چاي يا كره ميخورد. يك بار گفت، «چرا ما بايد سر سفرهمان پنير و كره با هم باشد؟ در حالي كه بعضي حتي پنير آن را هم ندارند؟» لذا سعي ميكرد كه فقط پنير و چايي بخورد. وقتي از زندان آزاد شد، به قدري ساخته شده بود كه من ميگفتم، «خودش خوب بود، حالا انگار او را توي آب زمزم كرده و بيرون آوردهاند.» **** خيلي به ندرت پيش ميآمد كه آقاي رجايي پس از نماز صبح بخوابد. پس از اذان صبح كه از خواب بيدار ميشد تا نماز بخواند، ديگر نميخوابيد، مگر اينكه مهمان داشته باشيم يا برنامهاي پيش ميآمد كه دوباره بخوابد. بعد از نماز و قرآن قدري ورزش ميكرد و بعد ميرفت نان ميخريد. **** آقاي رجايي خيلي نسبت به رعايت حجاب و پوشش درست و صحيح خانمهاي فاميل و محارم خودش اهميت ميداد. ايشان تأكيد داشت آنها حتماً زير چادر لباس آستين بلند و جوراب ضخيم بپوشند چون براي خانمها احتمال ميرود چادرشان كنار برود و در غير اينصورت دست و پايشان در ديد نامحرم قرار ميگيرد. نسبت به رابطه و ارتباط محرمها با نامحرم خيلي سختگير بودند و خودشان هم موقع صحبت كردن با نامحرم و يا هنگامي كه در كوچه راه ميرفتند، سرشان كاملاً پايين بود كه مبادا چشمشان به چشم زن نامحرمي بيفتد. اگر با خانم نامحرمي صحبت ميكردند هيچگاه به صورت او نگاه نميكردند. بارها خانمهاي همسايه تعريف ايشان را ميكردند و ميگفتند اين آقاي رجايي شوهر شما چقدر آقاست از كوچه كه ميآيد و ميرود اصلاً سرش را از زمين بلند نميكند. **** واقعاً اراده عجيبي داشت. وقتي تصميم ميگرفت كاري را انجام دهد، در هر شرايطي كه پيش ميآمد آن را انجام ميداد. از جمله اين كه هر پنجشنبه روزه ميگرفت كه بخشي از آن، روزه قضاي مادرش بود و جنبه مستحبي داشت. گاهي كه پنجشنبهها به قزوين ميرفتيم ايشان همين نظم را رعايت ميكرد. تا نزديك غروب هيچ چيز نميخورد و قبل از غروب افطار ميكرد كه در سفر روزه نداشته باشد. وقتي به او ميگفتيم كه در مسافرت نميشود روزه گرفت، چون خيلي كم حرف ميزد و نميخواست عمل او جنبه ريا داشته باشد به گونهاي با حركاتش به ما ميفهماند كه روزه نيست، فقط ميخواهد اين عادت را ترك نكند. مدتها از ازدواج ما گذشت تا فهميدم پنجشنبهها را روز ميگيرد، چون هيچ وقت به من نميگفت روزه است. **** آقاي رجايي همشه قبل از ناهار نماز ميخواند. حتي اگر غذا آماده بود ايشان اول نماز ميخواند. اگر گاهي كاري پيش ميآمد كه نماز ايشان را از اول وقت كه به آن خيلي معتقد بود به عقب ميانداخت مينشست و بررسي ميكرد كه چه عاملي باعث شده برنامه او اينقدر طولاني بشود كه نماز او را هم تحت تأثير قرار بدهد و كاري ميكرد كه برنامههايش در نمازش اثري نگذارد. اگر گاهي اين وضع پيش ميآمد ايشان به تلافي اين امر ناهارش را نميخورد تا اينكه اول نماز بخواند. با خدا عهد كرده بود كه براي جريمه براي دير نماز خواندن دو روز روزه بگيرد. **** سر سال تمام اجناس و وجه نقدي را كه در منزل داشت به دقت و با احتياط زياد محاسبه و خمس آنها را پرداخت ميكرد. هميشه ميديدم بعد از اينكه محاسبه او تمام شود، به اين احتياط كه ممكن است چيزي از قلم افتاده يا يادش رفته باشد، مبلغي را اضافه ميكرد و وجوهات بيشتري را ميپرداخت. بعد از فوت مرحوم آيتالله بروجردي كه مقلد ايشان بود از حضرت امام تقليد ميكرد و به نمايندگان ايشان وجوهاتش را پراخت مينمود. **** آقاي رجايي دعاي صباح را كه دعاي حضرت علي(ع) است خيلي دوست ميداشت و صبحها آن را ميخواند. ايشان برخي از دعاهاي مفاتيحالجنان را از حفظ بود. **** در دوراني كه مشاور وزير آموزش و پرورش بود، با اينكه خيلي دير وقت به خانه ميآمد، اما هميشه همراه خودش پروندههاي زيادي ميآورد. اين پروندهها مربوط به كساني بود كه بايد به نحوي در مورد وضعيت ادامه خدمتشان تصميم ميگرفت. گاهي كه نزديك ميشدم، ميديدم پس از مطالعه پرونده، روي آنها مينويسد 5 يا 6 سال ارفاق. ميپرسيدم، «داريد چه كار ميكنيد؟» پاسخ ميداد، «بعضي از اينها ساواكي هستند. بايد حتي به آنها هم پول داد و از آنها خواهش كرد كه بازخريد شوند و كار نكنند.» بچهها كه خيلي كم پدرشان را ميديدند، دور او مينشستند تا حين بررسي پروندهها با او صحبت كنند. گاهي كه به دليل خستگي زياد چرت ميزد من دلم براي او و بچهها ميسوخت. يك بار كه به بچهها اشاره كردم كه با پدرتان حرف نزنيد و بگذاريد بخوابد، يكدفعه چرتش پاره شد و بلافاصله بلند شد و رفت دست و صورتش را شست و خطاب به بچهها گفت، «بابا جون حرفتان را بزنيد، گوش ميدهم.» **** از چيزهايي كه اول ازدواج خيلي نظر مرا به خود جلب كرد اين بود كه ميديديم كه شب جمعهاي نيست كه آقاي رجايي دعاي كميل را نخواند. مادر ايشان سواد نداشت، اما بعضي از دعاها را از حفظ بود. آقاي رجايي با بلند خواندن دعا براي مادرش اين امكان را فراهم ميكرد تا او هم دعاها را بخواند. نحوه دعا خواندن او روي ما تأثير خاصي داشت تا جايي كه وقتي به زيارت ميرفتيم من به ايشان ميگفتم كه زيارتنامه را شما بخوانيد. چون خواندن شما روي من اثر ديگري ميگذارد كه در خواندن خودم نيست. در ماه رمضان هر شب دعاي افتتاح را ميخواند. در ابتداي ازدواج نميديدم نماز شب بخواند، اما بعد از دو سه سال شاهد نماز شب او بودم. هر روز صبح چند آيه قرآن ميخواند و بيشتر روي آيات و تفسير آنها فكر ميكرد. تفسير مورد علاقه او تفسير پرتوي از قرآن و الميزان بود. **** با اينكه در ابتداي زندگي وضع مالي خوبي نداشتيم، اما او هميشه سعي ميكرد مواد و نياز ضروري و واجب مثل روغن، پنير، مرغ و گوشت را به بهترين شكل تهيه كند. مثلاً آن موقعها خيليها روغن حيواني ميخوردند كه براي ما هم از زنجان ميآوردند. در مورد خريد گوشت و ميوه، ايشان بر خلاف همه مردم كه سعي ميكنند گوشت خوبي بخرند يا ميوه را سوا كنند، اين چيزها را درهم ميخريد، چون اعتقاد داشت وقتي كسي گوشت و ميوه خوبي ميخرد عملاً ميخواهد بگويد گوشت و ميوه غير مرغوب را براي ديگران ميخواهد و اين عين خودخواهي است كه كسي خوب يك جنس بخرد و بخورد و بد آن را براي فرد فقير و مستضعف بگذارد. هميشه سعي ميكرد مثل همه مردم باشد. **** ما در منزل آيينه نداشتيم. يك روز با كمال تعجب ديدم آقاي رجايي دو آينه را جيوه كرده و به خانه آوردند. اين آيينهها مثل همه آيينهها نبود و حالت اوريب داشت. پرسيدم اين آينهها چرا اينطوري هستند و شكلشان اينجوري است گفت مال مسعود است و بعد چون ايشان كم حرف ميزد فهميدم از شيشه ماشينهايي است كه ديگر به درد نميخورد و او داده دو تا را برايش جيوه بكنند! **** آقاي رجايي هيچ وقت پول به دست من نميداد و هر وقت به پول نياز بود روي تاقچه اتاق ميگذاشت و ميگفت برداريد. گاهي هم ميگفت، «پول توي جيبم هست، برداريد.» وقتي ديد من به جيب ايشان دست نميزنم، پول را در دسترش ميگذاشت تا به هنگام ضرورت، استفاده كنم. صحيح نميديد كه پول را به دست كسي بدهد. هيچ به ياد ندارم به زبان بياورد كه وضع مالي من خوب نيست يا پولي در بساط ندارم، بلكه مديريتي كه در زندگي اعمال ميكرد باعث ميشد كه خودبهخود در هزينههايمان محدوديت قائل شويم. |