تبليغاتX
عدالتخواهان

 

هيات نظارت بر مطبوعات روزدوشنبه روزنامه‌ي شرق را به استناد تبصره‌ي ماده‌ي ‌12 و بر اساس بندهاي ‌1،‌2،‌4 و به ويژه بند ‌8 ماده‌ي ‌6 قانون مطبوعات توقيف و پرونده‌ي آن را به دادگاه ارسال كرد. اين هيات هم‌چنين در پنجاه و دومين جلسه از دهمين دوره‌ي خود كه به طور فوق‌العاده در روزهاي اوليه خرداد ماه سال جاري برگزار شد با اكثريت آرا، روزنامه‌ي ايران را توقيف كرد. طبق تبصره ماده 12 قانون مطبوعات -استنادي هيات نظارت بر مطبوعات-، در مورد تخلفات موضوع ماده 6 به جز بند 3 و 4 و بند ب و ح و د و ماده 7، هيات نظارت مي‌تواند نشريه را توقيف نمايد و در صورت توقيف موظف است ظرف يك هفته پرونده را جهت رسيدگي به دادگاه ارسال نمايد. اين در حالي است كه برخي از اهالي سياست معتقدند كه اين رويه جديدي است كه پيش از اين و در دوره‌هاي گذشته چندان معمول نبوده و با يكدستي تقريبي اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات شدت گرفته است. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايرن(ايسنا) كامبيز نوروزي مدرس حقوق مطبوعات در ارزيابي از جايگاه هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف نشريات به ايسنا گفت: اگرچه تفويض چنين اجازه‌اي(توقيف مطبوعات) به هيات نظارت از جهت حقوقي قابل نقد جدي است و به نظر نمي‌رسد از نظر حقوقي شايسته باشد، هيات نظارت چنين اجازه‌اي داشته باشد اما به هر حال اين اجازه‌ي قانوني وجود دارد. به اعتقاد من بهتر است هيات نظارت بر مطبوعات از اين اختيار خود كمتر استفاده كند و سياستي را به كار گيرد كه مواجهه با تخلفات مطبوعاتي بدون توقيف مطبوعات همراه باشد.

رجبعلي مزروعي نيز در همين رابطه يادآور شد: طي چهار سالي كه به عنوان نماينده مجلس در هيات نظارت بر مطبوعات حضور داشتم به خاطر نمي‌آورم كه نشريه‌اي از سوي اين هيات توقيف شده باشد زيرا برداشت اكثريت اعضاي هيات نظارت اين بود كه اگر نشريه‌اي تخلف دارد، پرونده آن بايد به دادگاه برود و دستگاه قضايي درباره‌ي آن تصميم بگيرد. اما ظاهرا با تغيير تركيب هيات نظارت بر مطبوعات و يكدست شدن تقريبي آن به نظر مي‌رسد مركز ثقل توقيف مطبوعات از دستگاه قضايي به هيات نظارت منتقل شده است. چراكه در دوره‌ي جديد هر مطبوعه‌اي كه توقيف شده تقريبا توسط هيات نظارت بوده در حالي كه اين جزو وظايف قانوني هيات نظارت نيست اما چون با راي‌گيري اين كار انجام مي‌شود، يكدست شدن هيات نظارت منجر به بروز اين اتفاق شده داده است. رييس انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران گفت: اقدام هيات نظارت بر مطبوعات مبني بر توقيف مطبوعات هيچ انطباقي با مفاد قانون مطبوعات ندارد و استنادات‌شان در اين زمينه كافي نيست؛ چراكه قانون تغيير نكرده و طي دوره‌هاي گذشته نيز هيات نظارت بر مطبوعات با همين قانون فعاليت ‌كرده است. وي در گفت‌وگو با ايسنا خاطرنشان كرد: توقيف نشريات چه تيراژ بالا داشته باشند و چه تيراژ پايين، يك پيام بيشتر ندارد؛ جلوي آزادي بيان و انديشه گرفته و مطبوعات - كه جزو چهار دموكراسي لقب گرفته‌اند - ضعيف و پژمرده مي‌شوند و نمي‌توانند نقش خود را به خوبي ايفا كنند. طبيعتا وقتي نشريه‌اي با تيراژ بالا توقيف مي‌شود، مخاطبين آن در جامعه تاثر بيشتري مي‌پذيرند. وي با تاكيد بر اين كه نبايد فضاي محدوديت و فشار بر مطبوعات وجود داشته باشد، خاطرنشان كرد: در شرايط فعلي مطبوعات از آزادي قانوني - كه برايشان تعريف شده - برخوردار نيستند. كاري كه هيات نظارت انجام داده است، هيچ انطباقي با مفاد قانون مطبوعات ندارد و استناداتشان كافي نيست چرا كه قانون تغيير نكرده و در طي دوره‌هاي گذشته نيز هيات نظارت بر مطبوعات با همين قانون كار مي‌كردند و چنين برداشتي از اين قانون نداشتند. وي با بيان اين اعتقاد كه " رسانه‌هاي آزاد و مستقل غيردولتي عملا نقش تشريفاتي پيدا كرده‌اند" تصريح كرد: فضاي سانسور و خودسانسوري حاكم بر رسانه‌ها و فشار ناشي از آن، قدرت مانور براي رسانه‌ها را كم كرده و عملا رسانه‌هاي آزاد مستقل غيردولتي نقش تشريفاتي پيدا كرده‌اند و به هيچ وجه نمي‌توانند رسالتي كه برايشان تعريف شده را انجام دهند. وي معتقد است: رسانه‌ها امروز حتي آزادي به مفهوم انتشار اخبار حوادث را نيز ندارند و اين اتفاق نادري است كه در سال‌هاي پس از انقلاب رخ داده است. رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران با تاكيد بر اين‌كه توقيف مطبوعات در نهايت به ضرر نظام خواهد بود، گفت: گروه‌هاي مختلفي كه در حاكميت وجود دارند نگاه و تفسير مختلفي نسبت به اين موضوع (توقيف مطبوعات) دارند و حتما براي كساني كه اين كار را انجام مي‌دهند مفيد است، اما به نظر من در نهايت نظام متضرر خواهد شد.

از سوي ديگر يك عضو شوراي سردبيري روزنامه رسالت گفت: هيات نظارت همانطور كه براي تقاضاي تاسيس نشريه مجوز صادر مي‌كند، مي‌تواند براساس همان مسووليت‌ها نشريات را توقيف كند. محمدكاظم انبارلويي در گفت‌وگو با ايسنا اظهار داشت: اگر نشريات چارچوب قانوني كه براساس آن مجوز نشر مي‌گيرند را رعايت كنند، توقيف نمي‌شوند و ما مي‌بينيم كه برخي روزنامه‌ها حدود 20 سال سابقه‌ي فعاليت دارند. وي با بيان اين ادعا كه " روزنامه شرق حدود 70 مورد تذكر از طرف هيات نظارت دريافت كرده بود كه نيمي از آن‌ها در دوران دولت آقاي خاتمي بوده است" ادامه داد: متاسفانه اين همكاران به تذكرات توجهي نداشته‌اند و حتي به آخرين رايزني كه هيات نظارت به آن نشريه داشت نيز توجه نكردند.در تذكر آخر هيات نظارت به روزنامه شرق با توجه به اين كه مدير مسوول و صاحب امتياز يك نفر بود و نمي‌توانست به مسووليت قانوني عمل كند، بايد فرد ديگري را معرفي مي‌كردند تا بتواند بهتر اعمال نظارت كند. انبارلويي توقيف روزنامه‌اي با تيراژ بالا را بدون تاثير در عرضه و فضاي رسانه‌اي كشور دانست و گفت: در حال حاضر دهها مجله، روزنامه و نشريه منتشر مي‌شود، بنابراين تاثير آن‌چناني نخواهد داشت اما از جهت ديگر اصحاب رسانه‌ها به اين نتيجه مي‌رسند كه بايد در چارچوب و بدنه قانوني فعاليت كنند. وي علت توقيف‌ها را مرتبط به منتقد بودن روزنامه‌ها از دولت ندانست و در اين راستا توقيف روزنامه‌ي ايران را به عنوان ارگان دولت يادآور شد. انبارلويي با بيان اين‌كه در حال حاضر همه روزنامه‌ها احساس آزادي فعاليت دارند، افزود: بحث انتقاد از دولت به قانون مطبوعات ربطي ندارد زيرا طبق قانون هيچ نشريه‌اي حق تهمت، دروغ و افترا زدن ندارد اين قانوني است كه در همه كشورهاي دنيا وجود دارد. عضو شوراي سردبيري روزنامه رسالت در عين حال با بيان اين كه توقيف يك نشريه در هيچ نظامي نقطه‌ي مثبت تلقي نمي‌شود، خاطرنشان كرد: البته از ابتداي انقلاب تاكنون هميشه اراده‌اي مي‌خواسته با كسب مجوز يك نشريه در آن مطالبي خلاف قانون مطبوعات منتشر كند و منجر به بسته شدن آن بشود و بعد عنوان كند كه در ايران آزادي مطبوعات و بيان وجود ندارد و بعد آن را بهانه‌اي براي مصداق نقض حقوق بشر در ايران كنند. وي در پايان تاكيد كرد كه روزنامه نگاران در كار حرفه‌اي خود اخلاق حرفه‌اي و احترام را در نظر بگيرند.

محسن آرمين سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي نيز با اشاره به روند جديد توقيف مطبوعات در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اين‌كه اين اقدام را بايد در چارچوب حركت همه‌جانبه‌اي كه به عقيده وي از شكل‌گيري مجلس هفتم آغاز شده و از يك سال پيش شدت گرفته تحليل كرد، افزود: آنان كه از فشارهاي روزافزون پشت پرده طي يك ماه اخير براي تعطيلي روزنامه‌ي شرق اطلاع دارند به خوبي مي‌دانند كه استناد به چاپ كاريكاتور براي توقيف اين نشريه بهانه‌اي بيش نيست و اساسا هيأت نظارت بر مطبوعات از نظر قانوني حق توقيف نشريات را به بهانه‌ي توهين به اين يا آن مسوول، ندارد، اگر چنان‌چه مي‌گويند كاريكاتوري كه از موجبات توقيف است، توهين‌آميز است، تشخيص اهانت و مصداق آن و تعيين ميزان مجازات به عهده‌ي دادگاه مطبوعات با حضور هيأت منصفه است.

وي با بيان اين‌كه اقدام هيأت نظارت بر مطبوعات دخالت آشكار در حيطه‌ي قوه‌ي قضاييه است، اظهار داشت: جاي تعجب است كه قوه‌ي قضاييه كه زماني به بهانه‌ي استقلال، حاضر به تمكين در برابر مجلس شوراي اسلامي و پذيرش تحقيق و تفحص نبود، امروز چگونه در برابر دخالت آشكار يك هيأت نظارتي در حيطه‌ي مسووليت‌هاي خود سكوت پيشه كرده، اما ظاهرا با يكي شدن حاكميت تمام حساسيت‌هاي گذشته از بين رفته آن‌چنان كه ديگر تفكيك و استقلال قوا بلاموضوع است. آرمين در ادامه ابراز عقيده كرد: نكته‌ي ديگر درباره‌ي توقيف روزنامه‌ي شرق اين كه اين روزنامه به عنوان روزنامه‌ي نزديك به آقاي هاشمي رفسنجاني شناخته مي‌شود، بنابراين با توجه به احتمال شركت وي در انتخابات خبرگان، بستن اين روزنامه ظاهرا با انتخابات مجلس خبرگان و ادامه‌ي حملات تخريب‌ها طي ماههاي اخير با هدف منصرف كردن آقاي هاشمي از شركت در انتخابات بي‌ارتباط نيست. همچنين همزماني توقيف روزنامه‌ي شرق و رفع توقيف از روزنامه‌ي ايران، شائبه سياسي بودن اقدام هيأت نظارت را تقويت مي‌كند. سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اظهار داشت كه سازمان متبوعش با محكوم كردن توقيف روزنامه‌ي شرق و نشريات نامه، حافظ و خاطره از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نسبت به آن‌چه آن‌را بسته شدن فضاي آزادي بيان و قلم و محدوديتهاي روزافزون در حوزه‌ي مطبوعات و كتاب ‌خواند، هشدار مي‌دهد. آرمين، هم‌چنين درباره آثار توقيف نشريات ‌گفت: توقيف نشريات با تيراژ بالا آثار مختلفي مي‌تواند بر جاي بگذارد كه مهم‌ترين آن بي‌اعتمادي مردم به رسانه‌هاست، يعني با تعطيلي و توقيف روزنامه‌هاي پرتيراژ، مسوولان ناخودآگاه به جامعه اين پيام را مي‌دهند كه هيچ نشريه‌ي مستقل و داراي افكار و انديشه‌هاي متفاوت با انديشه‌ي رسمي امكان بقا و حيات ندارد. نتيجه‌ي اين تصور نيز چيزي جز بي‌اعتمادي به رسانه‌ها و منتقل شدن ثقل اطلاع‌رساني و كسب اطلاع از خارج از مرزها و روي آوردن جامعه به رسانه‌هاي بيگانه براي كسب اطلاعات بيشتر و دريافت حقايق نخواهد داشت. وي افزود: متأسفانه در پنج - شش سال اخير كه موج توقيف روزنامه‌ها و نشريات آغاز شد، شاهد رشد چشمگير رسانه‌هاي فارسي‌زبان در خارج از كشور هستيم، شبكه‌هاي تلويزيوني ماهواره‌اي هم به لحاظ كمي افزايش چشمگير و باورنكردني داشتند و هم به لحاظ ساعات برنامه، و روز به روز به ميزاني كه فضا براي مطبوعات ما محدودتر مي‌شود فضاي فعاليت اين رسانه‌ها گسترده‌تر مي‌شود و تأثير اين رسانه‌ها نيز بر افكار عمومي افزايش پيدا مي‌كند، اين تأثير آن‌چنان زياد است كه وزارت ارشاد، شوراي عالي انقلاب فرهنگي و شوراي عالي امنيت ملي ناگزير به صدور اطلاعيه‌هايي مبني بر منع و دادن هشدار به كساني شدند كه با اين رسانه‌ها مصاحبه مي‌كنند يا مقاله ارائه مي‌دهند و يا حتي تبليغات كالاي خود را به اين تلويزيون‌ها مي‌دهند. سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ادامه داد: وقتي وزارت ارشاد اعلام مي‌كند كه هيچ صاحب كالا يا صاحب فيلمي حق ندارد كالاي خود را در تلويزيون‌هاي فارسي زبان خارج از كشور تبليغ كند به اين معناست كه بسياري از صاحبان كالا و توليدكنندگان داخلي احساس كرده‌اند تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي از بيننده‌هاي بيشتري برخوردارند و مي‌توانند كالاهاي خود را در آنجا تبليغ كنند، معني اين هشدارها و اطلاعيه‌ها اين است كه برخي خود به تأثير تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي خارج از كشور بر افكار عمومي داخلي اعتراف مي‌كنند. به نظر من به جاي صدور اطلاعيه‌هايي از اين دست بهتر است به عملكرد خودشان بينديشند و ببينند چه كرده‌اند كه نتيجه‌اش چنين شده است؟

مهدي رحمانيان مديرمسوول روزنامه‌ي توقيف شده‌ي شرق نيز درباره‌ي روند توقيف نشريات از سوي هيات نظارت بر مطبوعات اظهار داشت: هيات نظارت اگر روزنامه‌ي مساله‌اي دارد بايد پرونده‌اش را به دادگاه بفرستد تا دادگاه در اين مورد تعيين تكليف ‌كند.قانون موارد توقيف نشريات را براي هيات نظارت بر مطبوعات مشخص كرده است. مواردي مانند واكنش در مورد كاريكاتور جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست و نمي‌تواند به اين دليل روزنامه‌اي را توقيف كند و طبق قانون اين مورد جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست.

مديرمسوول روزنامه‌ي اعتماد ملي نيز گفت: به نظر نمي‌رسد استفاده از آخرين راه حل، در اولين فرصت، روش منطقي برخورد با مطبوعات و نخبگان جامعه باشد. محمدجواد حق‌شناس در گفت‌وگو با ايسنا گفت: مطمئنا در دنياي امروز در عرصه اطلاع‌رساني، انتقال انديشه به رسانه‌هاي مكتوب محدود نمي‌شود و با پيشرفت، توسعه و رشد روزافزون حوزه رسانه‌، طبيعتا جامعه‌اي كه به استفاده از توليدات فرهنگي نياز دارد، منتظر نمي‌ماند از يك حوزه ارتزاق كند و اتفاقي كه لاجرم مي‌افتد، اين است كه كساني كه در عرصه اطلاع‌رساني فعاليت مي‌كنند ممكن است به حوزه‌هاي ديگر سر بزنند و استفاده از رسانه‌هاي خارجي و اطلاع‌رساني بين‌المللي را در دستور كار خود قرار دهند، از طرف ديگر، مخاطبان اين حوزه‌ها نيز به حوزه‌هاي ديگر رو مي‌آورند كه تضمين كننده منافع ملي و استقلال كشور نيست. وي افزود: متاسفانه تصميم‌گيرندگان اين ماجرا (توقيف مطبوعات) با يك نگاه سطحي به مساله نگريستند و سريع تصميم گرفتند، هم‌چنين به عواقب چنين تصميماتي در بلندمدت توجه نكردند كه چه لطمه جبران‌ناپذيري را به منافع و امنيت ملي وارد مي‌كند. مديرمسوول روزنامه اعتماد ملي هم‌چنين گفت: اتفاقي كه در يكي دو سال اخير در دستگاه قضايي رخ داده، مثبت است و از اين بابت بايد رضايت جامعه و حوزه مطبوعاتي را اعلام كنيم، اما از طرفي بايد به وضعيتي كه در هيات نظارت شكل گرفته نيز توجه كرد كه متاسفانه به جاي آن‌كه بتواند روند نظارتي و ارشادي خود را اعمال كند، به روش‌هاي يكطرفه و يك جانبه دست مي‌زند. وي هم‌چنين با بيان اين كه حداقل تاثير توقيف نشريات با تيراژ بالا، ايجاد ياس در جامعه است، گفت: اين ماجرا مي‌تواند در حوزه‌ي حداكثري مخاطب را به ساير حوزه‌ها بكشاند، زماني كه اطلاع‌رساني از مجراي رسانه‌ي شناخته شده، سد ‌شود، پيچ راديوها و كانال‌هاي ماهواره‌اي باز مي‌شود. مديرمسوول روزنامه‌ي اعتماد ملي خاطرنشان كرد: از موضع يك كارشناس و ناظر به نظرم مي‌رسد اين مساله (توقيف مطبوعات) در بلندمدت نه براي دوستان تصميم‌گيرنده و نه براي منافع و امنيت ملي، سودآور نخواهد بود.

دبيركل حزب موتلفه‌ي اسلامي نيز گفت: هيات نظارت بر مطبوعات تا كنون هيچ‌گاه از موازين قانوني و اختيارات خود پا را فراتر نگذاشته و سعيش بر بي‌طرفي كامل در برخورد با نشريات بوده است. محمدنبي حبيبي در گفت‌وگو با ايسنا گفت كه اين هيات هيچ‌گونه برخورد جناحي و گروهي با مطبوعات نداشته و دقت نظر آن، مي‌تواند عاملي باشد كه نشريات در انتشار مطالب خود دقت بيشتري داشته باشند. وي با بيان اين‌كه اطلاع دقيقي از دلايل توقيف‌هاي اخير از سوي هيات نظارت ندارد، گفت: به نظر من نشريات موظف به رعايت قوانين هستند؛ زيرا اين اطمينان حاصل شده كه هيات نظارت برخورد جناحي با آنها ندارد. حبيبي درباره‌ي ميزان آزادي مطبوعات منتقد دولت نيز اظهار داشت: تا جايي نقد انجام مي‌شود و اتهام و دروغي در بين نيست، هيچ نشريه‌اي محدوديتي در ارتباط با انتقاد از دولت و يا دستگاه‌هاي ديگر نخواهد داشت. وي توقيف برخي نشريات را موجب محدود شدن فضا براي ديگر نشريات ندانست و گفت: همه‌ي ما بايد تابع قانون باشيم و وقتي هيات نظارت بر اساس قوانين رفتار مي‌كند، آن را محدوديت محسوب نكنيم. وي در پايان اظهار داشت: اگر اين توقيف‌ها با رنگ جناحي و گروهي و نبود حسن نيت صورت گرفته باشد - كه من چنين چيزي سراغ ندارم – براي نظام مفيد نخواهد بود، اما حتي نشريات منتقد دولت و كساني كه برخي اعضاي هيات نظارت را قبول ندارند، تا كنون نتوانسته‌اند موردي در مورد اعضاي اين هيات عنوان كنند.

حسين مرعشي نيز با انتقاد از رويه هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف نشريات تصريح كرد كه اين امر مي‌تواند نشان‌دهنده سياستي مبني بر محدودكردن اطلاع‌رساني و تاثيرگذاري بر فضاي انتخابات آينده باشد. عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي در گفت‌وگو با ايسنا افزود: با توقيف مطبوعات عده‌اي از اهل فرهنگ شغلشان را از دست مي‌دهند، كساني كه قلم مي‌زنند و براي كشور كار فكري مي‌كنند احساس ناامني شغلي مي‌كند و مردم نيز به عنوان مخاطبان آنها امكان استفاده از تحليل‌ها و نوشته‌هاي داخلي را از دست مي‌دهند. اين عضو حزب كارگزاران سازندگي با بيان اين‌كه در اين ميان دولت نيز ضرر مي‌كند، اظهار داشت: منتقدان دولت صداي ضعيفي در نقد دولت خواهند داشت و اين براي دولت نقص است، زيرا در درازمدت دولت نمي‌تواند سياست‌هايش را درست ارزيابي كند و ممكن است مسيرهاي غلطي را طي كند. وي افزود: البته جامعه هم تحت تاثير سياست‌هاي غلط احتمالي ضرر مي‌كند و ناامني و ترس بر فضاي اطلاع‌رساني حاكم مي‌شود. مرعشي در ادامه با بيان اين‌كه مطبوعات چاره‌اي ندارند جز اين‌كه بر موضع انتقادي خود بمانند، اظهار داشت: آنها نمي‌توانند تسليم اين فضا شوند. اصحاب مطبوعات به اين تنش‌ها عادت كرده‌اند و مي‌دانند راهي جز قلم زدن و اطلاع‌رساني صحيح نيست. عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي همچنين با بيان اين‌كه مجريان و مسوولان كشور بايد مدافع آزادي باشند و از نقد استقبال كنند، افزود: اين امر به نفع آنهاست، دستگاه قضايي نيز بايد در موضع بي‌طرفي بنشينند و صرفا بر اساس قانون با رعايت نظر هيات منصفه حكم كند. البته در روزنامه‌ها و نشريات هم آزادي نشر و قلم نبايد به حرمت‌شكني تبديل شود، نبايد هرچه به ذهن فرد مي‌آيد به كاريكاتور يا مطلب تبديل شود، بايد حرمت جامعه، نظام، دين، اقليت‌ها و مقامات حفظ شود. وي در عين حال با بيان اين‌كه متاسفانه در حوصله‌ي دولت و مسوولان در نقدپذيري نقص جدي وجود دارد، هم‌چنين بي‌طرفي بخش‌هايي از دستگاه قضايي را ترديد‌پذير خواند و گفت: حدود 20 درصد مشكلات هم متوجه رعايت‌نكردن حرمت‌ها در عرصه‌ي مطبوعات است.

سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات هم گفت: تاكنون نظام از توقيف نشريات و مطبوعات نه تنها نتيجه‌ي مثبتي نگرفته است، بلكه اين برخوردها ايران را به دومين كشور توليدكننده‌ي وبلاگ‌نويس تبديل كرده و ما يكي از بي‌نظيرترين كشورهاي جهان در تعداد و كثرت رسانه‌اي اپوزيسيون فراسوي مرزها هستيم كه به زبان فارسي برنامه پخش مي‌كنند و متاسفانه در صفوف روزنامه‌نگاران موج مهاجرت قابل توجهي را شاهديم. ماشاءالله شمس‌الواعظين در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) يادآور شد: در دولت آقاي خاتمي به وزارت فرهنگ و ارشاد ايراد گرفته مي‌شد كه اگراين وزارتخانه و قوه مجريه مطبوعات را كنترل و به وظايف خود در اين زمينه عمل كنند، قوه‌ي قضاييه ناچار نيست وارد عمل شود و معنايش اين بود كه تصميم‌گيري در مورد بستن و گشوده شدن مطبوعات نه يك امر قضايي است و نه امر اجتماعي بلكه يك امر سياسي است و در نتيجه احاله‌ي آن به قوه‌ي قضاييه يا مجريه اساسا غلط است و كساني كه با ساختار سياسي ايران آشنايي دارند، تعجب مي‌كنند اگر گفته شود كه اين برخوردها جنبه‌ي قضايي دارد و يك روزنامه به اين دليل بسته شده است كه جرمي مرتكب شده است. وي معتقد است: با يكدست شدن دولت و دستگاه قضايي اين وظيفه بسيار روان و سليس به وزارت ارشاد و قوه‌ي مجريه منتقل شده است و دروازه‌باني سياسي، به دروازه‌باني توليد خبر و توزيع و تقسيم آن گماشته‌اند و آن دروازه‌بان، دروازه‌بان فرهنگي، رسانه‌اي نيست و دروازه‌باني سياسي است. لذا بسيار راحت هيات نظارت بر مطبوعات خود را در مقام قضايي ديده و راي صادر مي‌كند. همه‌ي اتهاماتي كه به روزنامه‌ي شرق نسبت داده شده قضاوت است. حال آن‌كه ماهيت هيات نظارت بر مطبوعات كاملا اداري – دبيرخانه‌اي است، ولي بر مسند قضاوت نشسته است و به موجب قضاوتش اقدام و در مورد نشريات هرگونه كه مايل است، عمل مي‌كند، هيچ‌يك از اقداماتش هم مطابق قانون نيست. سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ادامه داد: پيش از اين وزارت ارشاد اعلام مي‌كرد توقيف مطبوعات به وسيله‌ي هيات نظارت بر مطبوعات برخلاف قانون است. اكنون همين وزارتخانه مدعي است كه مطابق قانون است. پس ما نظام قانوني حاكم بر رفتارهاي قوه‌ي مجريه نداريم، بلكه ميزان نزديكي به يك انديشه و فرمانبرداري از يك ايده، تعيين‌كننده مناسبات است. اين روزنامه‌نگار معتقد است: در حال حاضر دولت به چيزي متوسل مي‌شود كه ديگران را در عرصه‌ي بين‌المللي از ارتكاب به آن پرهيز مي‌دهد. با اين روند در آينده مطبوعات ثناگو و بله قربان‌گو و هدايت شده زياد خواهد شد. توسل به رسانه‌هاي برون‌مرزي توسط نخبگان براي رساندن پيام‌شان به بدنه‌ي اجتماعي افزايش مي‌يابد. بازار شايعات هم داغ خواهد شد. شمس‌الواعظين گفت: برخورد با مطبوعات حق انتشار آزادانه‌ي مطبوعات را از آن‌ها سلب مي‌كند، امنيت شغلي روزنامه‌نگاران را به خطر خواهد انداخت و حق دادرسي عادلانه را براي مطبوعات سلب مي‌كند. در كشور ما دروازه‌باني خبر و دروازه‌باني سياست يكي شده است. اين عرصه عرصه‌ي تخصص و خبررساني نيست. دروازه‌باني سياسي، گماشته شده كه مواظب باشد گل نخورد، اين مساله در بازار نشر و نخبه‌گرايي تاثير منفي خواهد گذاشت. شمس‌الواعظين ابراز عقيده كرد: روزنامه‌ي شرق تلاش مي‌كرد سياست معتدلي را در پيش بگيرد. عدم تحمل اين روزنامه‌ آستانه‌ي تحمل‌پذيري موجود را مي‌دهد و بر تضعيف انسجام ملي موثر است. وي ضمن انتقاد نسبت به عملكرد دولت و وزارت ارشاد گفت: دولت با توقيف يك رسانه‌ي مستقل يا نيمه مستقل ارتباطي را كه با اقشاري از مردم برقرارمي‌شده است، قطع مي‌كند. اين بخش از بدنه‌ي نخبه‌ي كشور براي يافتن مواد رسانه‌اي خود به رسانه‌هاي گروهي فراسوي مغزها متوسل مي‌شود. اين نگراني وجود دارد كه ارتباط موجود بين لايه‌هاي مختلف اجتماعي قطع شود و حكومت نمي‌تواند براي بازسازي اين ارتباط خود را جايگزين شرق كند و يا نمي‌تواند نشانه‌ي روزنامه‌ي ديگري را بدهد و بگويد با اين رسانه همكاري كنيد. قطع اين ارتباط به زبان منافع ملي است.

شوراي مرکزي جبهه مشارکت ايران اسلامي نيز در جلسه‌ي اخير خود نسبت به ادامه آن چه برخوردهاي حذفي با رسانه‌ها و توقيف همزمان جرايد مختلف در روزهاي اخير به‌ويژه وزنامه شرق و چند ماهنامه سياسي-فرهنگي از سوي هيات نظارت بر مطبوعات خوانده، ابراز نگراني و اين اقدام را محکوم كرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

جبهه مشاركت ايران اسلامي درباره توقيف روزنامه شرق و چند نشريه ديگر اطلاعيه‌اي صادر كرددر اين اطلاعيه آمده است: انتشار خبر توقيف همزمان روزنامه شرق و سه ماهنامه سياسي-فرهنگي از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات، روز دوشنبه را به يكي از روزهاي تاريك تاريخ مطبوعات ايران تبديل كرد. شايد بعد از توقيف گسترده مطبوعات در ارديبهشت سال 79 سابقه نداشته است كه در يك روز اين تعداد نشريه بدون برگزاري تشريفات دادگاه صالحه و نظر هيأت منصفه، توقيف شوند.در ادامه اين اطلاعيه با انتقاد شديد از نحوه توقيف روزنامه شرق، به آن‌چه اعمال فشارهاي غيرقانوني و خارج از حيطه اختيارات هيأت نظارت بر مطبوعات و استدلال‌هاي غيرحقوقي، خوانده شده، اشاره و ابراز عقيده شده است كه اين امر نشان‌دهنده بدعتي آشكار و عزمي پي‌گير براي خاموشي صداهاي مخالف و منتقد به وسيله يك جريان است. جبهه مشاركت ايران اسلامي افزوده است: روزنامه شرق در سال‌هاي اخير به ويژه در يك سال گذشته با وجود همه فشارها و تضييقات پيدا و پنهان و در عين حال رعايت بسياري ملاحظات فراقانوني و تحميلي، به رسانه‌اي فراگير به ويژه براي نخبگان فکري كشور بدل شده بود و با تيراژي قابل قبول در سطح مطبوعات ايران روزنامه‌اي بود که تأثيرگذاري قابل ملاحظه‌اي در افكارعمومي ايران يافته بود و بي‌شك همين تأثيرگذار بودن اصلي‌ترين سبب براي برخورد يك جريان نسبت به آن بوده است. اين اطلاعيه افزوده است: اينك بر خلاف همه ادعاهاي پرطمطراق كساني كه مي‌خواستند آزادي‌ها را از 2 درجه به 360 درجه برسانند، شاهد آن هستيم كه بي‌هيچ تعارف و رودربايستي، عده‌اي تازيانه قدرت را بر پشت آزادي بيان فرود مي‌آورند و بدون آن‌كه به هيچ مرجعي پاسخگو باشند، يك شبه چندين نشريه را توقيف و صد‌ها روزنامه‌نگار و خبرنگار و اهل مطبوعات را از كار بيكار و ده‌ها هزار خواننده روزنامه را از دسترسي به آن چه حق مسلم آنان است، يعني اطلاع‌رساني هر چند محدود، محروم مي‌كنند. جبهه مشاركت با ابراز اين عقيده كه رويكرد دولت در برخورد با مطبوعات و آزادي بيان و حقوق منتقدان و مخالفان اظهر من‌الشمس است، افزوده كه آن‌چه برخورد وزارت ارشاد با موضوع اعطاي مجوز مطبوعاتي به احزاب رقيب، نامه اخير سخنگوي دولت به دستگاه قضايي براي برخورد با مطبوعات، امريه‌هاي پيدا وپنهان پاره‌اي نهادها به مطبوعات و محدود كردن مطبوعات و روزنامه‌نگاران در امکان اطلاع رساني آزاد و مستقل ناميده، نشانه‌هاي اين رويكرد است. در ادامه اين اطلاعيه با ابراز تأسف شديد نسبت به وجود اين رويكرد نسبت به عواقب خطرناك آن هشدار داده و با محكوم كردن توقيف روزنامه شرق و سه نشريه ديگر ابراز عقيده شده كه در آستانه برگزاري انتخابات خبرگان و شوراهاي اسلامي شهر و روستا اين حركت نشانه نگران‌كننده‌اي از وجود عزمي براي اعمال آن چه مداخله در انتخابات و محدود كردن جريان رقيب و سوق دادن نتايج به سمت و سويي خاص خوانده شده، است. جبهه مشاركت در پايان تصريح كرده است: در شرايطي که به دليل وضعيت پرونده هسته‌اي، افزايش ضريب يکپارچگي ملي بايد بيش از هر چيز مورد نظر باشد، متاسفانه توقيف يک روزنامه وزين و پرتيراژ، بدون ترديد، گامي در آن جهت تلقي نمي‌شود. از اين رو بايد نسبت به حذف رقبا توسط پاره‌اي جريان هاي سياسي با بهانه جويي‌هاي مختلف هشيار بود و نسبت به حرکت‌هاي مخالف منافع ملي هشدار داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط   | 

محمدعلی ابطحی در سایت شخصی خود نوشت: چند روز پیش - قبل از اینکه کسی حتی فکرکند میخواهند شرق را ببندند - جمعی از مسئولان روزنامه های اصلاح طلب در جلسه ای بودند. آقای کروبی هم بود. یکی از مسئولان روزنامه ها گرازش می داد که در این مدت چند ماهه قیمت کاغذ دو برابر شده است و عملاً روزنامه هایی که پشتوانه ی دولتی ندارند در آستانه ی تعطیلی قرار گرفته اند. تحلیل همه این بود که این راه خیلی مدنی تر از بستن فله ای مطبوعات توسط سیستم قضائی است. در کنار این بحران روزنامه ای، اگر حمله ی فراگیر نیروی انتظامی برای جمع آوری ماهواره و فیلترینگ مرتب سایت ها و نامه ی رئیس دفتر رئیس جمهور که از رسانه ها، شکایت به دادستانی را مورد توجه قرار داده اضافه کنیم، حلقه ی کاملی برای محدود شدن اطلاع رسانی در کشور ترسیم می شود. آقای کروبی می گفت این محدودیت در سالی که دو انتخابات در پیش است، و گروه های اصلاح طلب برعکس محافظه کاران از رسانه های بزرگ دولتی و نیمه دولتی بی بهره اند، معنادارتر است. طبعاً مسائل هسته ای ایران هم که در همه جای دنیا – به جز ایران – در صدر اخبار قرار دارد در این مسأله بی تأثیر نیست.در هر حال باید باور کرد که محدود کردن رسانه های اطلاع رسانی در دنیای کنونی که دنیای ارتباطات نام گرفته، اثری ندارد. سیل امکانات ارتباطی جدی تر از آن است که بتوان اطلاع رسانی را محدود کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط   | 

«رسول منتجب‌نیا» قائم مقام حزب اعتماد ملی و از سران ستاد انتخاباتی «مهدی کروبی» در انتخابات نهم با نقد سخنان «سیداحمد خاتمی» درباره کودتاچی بودن شکست خوردگان انتخابات ریاست جمهوری گفت:‌ «آقای خاتمی باید متوجه جایگاه خود به عنوان امام جمعه موقت تهران باشند و حداقل موازین اخلاقی و فقهی را رعایت کنند تا در نظر مردم، سلب عدالتی در مورد ایشان صورت نگیرد». منتجب‌نیا اظهارات عضو مجمع مدرسین حوزه علمیه قم را «توهین‌آمیز» خواند و افزود:‌ «ایشان و دوستان وی به خوبی می‌دانند که جریان دوم خرداد یک حرکت 100 درصد مردمی با حضور 30 میلیون نفر در صحنه و بیش از 20 میلیون رأی بود و هم‌اینان بهتر می‌دانند که چه جریانی در انتخابات نهم شکل گرفت و رأی و سرنوشت مردم را دگرگون کرد». قائم مقام حزب اعتماد ملی در ادامه با بیان این مطلب که «اصلاح‌طلبان ناگفته‌های زیادی از جریان انتخابات ریاست جمهوری دارند»،هشدار داد: «امروز که افرادی چون سیداحمد خاتمی بر اریکه قدرت هستند و همان نامزدهای شکست‌ خورده کنار کشیده و در مقابل کار دولت سکوت کرده‌اند،نگذارند شکست خوردگان انتخابات نهم را کالبدشکافی کنند تا مشخص شود دولت کودتایی دولت هشت ساله خاتمی بود یا دولت فعلی؟»منتجب‌نیا در پایان تأکید کرد: «هر چند امروز اصلاح‌طلبان بر خلاف جریان مقابل که دسترسی کامل به تریبون‌های عمومی و انحصاری دارد،در بیان مواضع خود بشدت محدودیت دارند،اما به هر حال تاریخ در مورد درستی چنین اظهاراتی قضاوت خواهد کرد».

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط   | 

مسئول کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت به سخنان اخیر «سیداحمد خاتمی» درباره «موفق نشدن کودتاچیان در انتخابات نهم ریاست جمهوری» واکنش نشان دادسعید شریعتیاظهار داشت: «این بزرگوارن استاد آن هستند که کلمات را از بار معنایی خود تهی کنند زیرا در عرف ادبیات سیاسی جهان، کودتا عملی است که معمولاً توسط جریانات نظامی و شبه نظامی علیه دولت حاکم صورت می‌گیرد». وی افزود: ستادهای برنامه‌ریزی و سازماندهی کودتا معمولاً در پادگان‌های نظامی یا اماکنی مانند آن شکل می‌گیرند و با طرح و برنامه و استفاده از نیروهای نظامی یا شبه نظامی اقدام به انجام کودتا علیه دولت مستقر می‌کنند. شریعتی مهمترین کودتاهای موفق و ناموفق تاریخ معاصر ایران را «کودتای رضاخان در سال 1299»، «کودتای آمریکایی 28 مرداد 32 علیه دولت دکتر مصدق به سرکردگی ارتشبد زاهدی» و «کودتای نوژه در سال 59 علیه دولت جمهوری اسلامی توسط بازمانده‌های نظامی طرفدار سلطنت» نام برد و گفت: «در سال 1384 دولت در اختیار اصلاح ‌طلبان بود بنابراین اصلاح طلبان که نمی‌توانستند علیه دولت خود کودتا کنند». به گفته وی اگر آقایان معتقدند در سال 84 کودتایی علیه دولت وقت صورت گرفته یا قصد صورت دادن به آن بوده است باید ابتدا مشخص کنند که نیروهای نظامی و شبه نظامی سازمان یافته پشت سر چه کسانی بودند و از چه کسی حمایت می‌کردند. عضو ستاد انتخاباتی دکتر معین خاطر نشان کرد: «اگر مشخص شود که دولت آقای خاتمی به کدام یک از جریانات فعال در انتخابات گذشته ریاست جمهوری نزدیک بود آنگاه مشخص می‌شود که چه کسانی علیه چه کسانی قصد کودتا داشته‌اند و آیا در این زمینه موفق شده‌اند یا نه؟»

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط   | 

يک روز پس از توقيف روزنامه شرق دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات با صدور اطلاعيه‌‏اي، ضمن تاكيد بر اينكه توقيف روزنامه شرق قانوني بوده است، تذكرهاي داده‌‏شده به اين روزنامه رااعلام كرد.
در اين اطلاعيه آمده است: همان طور كه در اطلاعيه مورخ 21/6/85 هيات نظارت بر مطبوعات اعلام شد روزنامه شرق از آغاز انتشار در موارد متعددي از قانون مطبوعات تخلف كرده است و از جمله در 30/1/84 در دولت سابق هيات نظارت وقت با ارسال آخرين اخطار در مورد درج مطالب تحريك‌‏آميز و تضعيف همبستگي ملي به آن نشريه تذكر نهايي داده است.
با اين حال و عليرغم تخلفات متعدد آن نشريه هيات نظارت بر مطبوعات در دولت نهم كه 5 تن از 7 عضو آن از اعضاي هيات نظارت در دولت هشتم نيز بوده‌‏اند، اميد آن داشت تا پس از آخرين اخطار مورخ 30/1/84 آن روزنامه نسبت به اصلاح رويه خود اقدام نمايد كه متاسفانه نه تنها روند اصلاحي مشاهده نشد بلكه تخلفات متعدد ادامه يافت تا اينكه آن نشريه در 17/3/85 مجددا در همان موضوع تضعيف همبستگي ملي و درج مطالب مغاير وحدت ملي مطلبي در توهين به ستارخان سردار ملي منتشر كرد و هيات نظارت كه روزنامه ايران را به دليل چاپ كاريكاتوري كه بعدها دادگاه عمدي بودن و اهانت‌‏آميز بودن آن را مورد خدشه قرارداد، توقيف كرد.
براي آخرين بار و به منظور حمايت از تداون انتشار روزنامه به صاحب امتياز شرق پيشنهاد داد تا نسبت به معرفي فرد جديدي به عنوان مديرمسوول اقدام نمايد كه نه تنها اين پيشنهاد تا روز آخر پاسخي نگرفت بلكه صاحب امتياز در آخرين روز مهلت پيشنهادي تقاضاي مهلت جديدي نمود كه هيات با توجه به رويه نشريه در طول يك ماه اخير و تداوم و تخلفات همان طور كه در جلسه 19/5/85 اعلام كرده بود، پرونده روزنامه شرق مفتوح مي‌‏ماند نسبت به بررسي پرونده اقدام و به اتفاق آرا و مطابق با قانون و رويه‌‏اي كه تاكنون و در دولت‌‏هاي مختلف نيز بدان عمل شده، نسبت به توقيف روزنامه و معرفي آن به دادگاه صالحه اقدام نمود.
با توجه به اينكه مديرمسوول روزنامه شرق از تخلفات اين روزنامه اظهار بي‌‏اطلاعي كرده‌‏اند، ذيلا به برخي از اين تخلفات اشاره مي‌‏شود. ضمن اعلام اين خبر از سوي برخي از سياست‌‏گذاران اين روزنامه كه از سه روز قبل از تشكيل هيات نظارت از احتمال تعطيلي آن باخبر بوده‌‏اند، اين شائبه را تقويت مي‌‏كند كه شايد تخلفات اخير روزنامه با هدف تعطيل شدن روزنامه و به دليل برخي از مسايل داخلي آن نشريه صورت گرفته است كه البته هيات نظارت بدون توجه به اين گونه مسايل، نسبت به وظيفه خود اقدام نموده است.
لازم به ذكر است فهرست تذكرات داده شده به روزنامه شرق از سوي هيات نظارت بر مطبوعات به پيوست اين اطلاعيه آمده است كه موارد آن به اين شرح است:
- 10/4/82 : درج گزارشي حاوي رواج روابط جنسي پيش از ازدواج
-13/9/82: استهزا انقلاب اسلامي ايران
- 11/10/82 :بيان مطلبي در مورد فرزندان نامشروع مغاير با احكام دين
-28/11/82 :تذكر در مورد مقاله‌‏اي حاوي تصويري ناصحيح از جمهوري اسلامي ايران و تعرض به حضرت امام (ره)
-20/5/83 :مصاحبه با سفير يك كشور خارجي و اظهار نظرهاي مداخله‌‏گرايانه وي همراه با تصويري مثبت از وي
-30 و 31 /6/83 : مصاحبه آريل شارون نخست وزير اسرائيل (رژيم صهيونيستي) با اين تيتر: "اسرائيل يتيم نيست"
-31/6/83: تحليل غيرواقعي از نسبت ميان حكومت و حوزه‌‏هاي علميه
-13/10/83 : داستاني حاوي تصويري نامناسب از دفن شهدا
-30/1/84 : آخرين اخطار در مورد عدم درج مطالب تحريك‌‏آميز و مطالب منجر به تضعيف همبستگي ملي
-19/5/84 : امتيازدهي به مصرف الكل در يك پرسشنامه
-14/7/84 : تمسخر احكام ديني
-11/10/84 : معرفي بنگاه سخن‌‏پراكني BBC به عنوان منبع قابل اعتماد و مصاحبه با يكي از كاركنان آن
-10/12/84 : تبليغ يكي از فيلم‌‏هاي ممنوع كه به سياه‌‏نمايي درباره جمهوري اسلامي پرداخته است
-14/1/85 : ترويج انديشه‌‏هاي ماركسيستي
-30/1/85: چاپ تصوير مغاير با شئونات اخلاقي
-فروردين 85: تحريف تاريخ و اتهام حمايت از شاه به يكي از مراجع مسلم تقليد
-17/2/85 : مقاله‌‏اي حاوي تحليلي ناروا و توهين‌‏آميز نسبت به امام خميني
-13/4/ 85: يادداشتي تحريك‌‏آميز در مسايل قوميتي
-17/4/85 : توهين به ستارخان كه موجب ناراحتي شديد مردم غيور مناطق مختلفي از ايران گرديد و منجر به تذكر شديد و اخطار نهايي به روزنامه شد
-3/6/ 85 : تمسخر مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره ممنوعيت پخش فيلم‌‏هاي مروج سكولاريسم
-16/6/ 85: درج كاريكاتور موهن

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 8 بعد از ظهر  توسط   | 

علي دواني با انتشار نامه سرگشاده اي در واكنش به موضع گيري اخير دخترش (همسر الهام) آورده است: متاسفانه مقاله اخير دخترم دستاويزي مناسب براي بدخواهان داخلي و خارجي دولت خدمتگذار جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد و تخريب آن در شرايطي شده است كه اين دولت به ويژه در عرصه سياست خارجي مي‌درخشد و اميدها در دل مسلمانان و مستضعفان جهان ايجاد كرده است.
در غياب اينجانب كه در سفر مشهد مقدس بودم، مقاله‌اي به قلم دخترم خانم فاطمه رجبي پيرامون سفر جناب آقاي خاتمي رئيس جمهوري سابق به آمريكا انتشار يافته است. از آنجا كه اين جانب مبتلا به كسالت‌هاي حاد هستم، فرزندانم اين گونه اخبار را به ملاحظه حالم به من نمي‌دهند ؛ لذا مقاله مزبور و بازتاب آن را از من كتمان كرده بودند. اخيرا به طور اتفاقي از آن باخبر شدم و به جهت كسالت نتوانستم آن را بخوانم فقط مضمون كلي آن را به من گفتند كه براي چندمين بار ناراحت شدم.

هم‌اكنون چند نكته را لازم به توضيح مي‌دانم:

دخترم در زمان رياست جمهوري جناب آقاي خاتمي چند بار مقالاتي در انتقاد از عملكرد ايشان نوشته بود كه فقط يك بار آن را مطلع شدم و همان موقع به نشريه «يالثارات» به سبب چاپ آنها گلايه كردم و آن نشريه نيز گلايه مرا چاپ كرد. چندي پيش هم اين دخترم طي مقاله‌اي بر ضد جناب آقاي هاشمي رفسنجاني، جناب آقاي خاتمي، و جناب آقاي كروبي و ديگران موضع گرفته بود كه آن را هم فرزندانم از من پنهان داشتند و پيامدي داشت كه قضيه مسكوت ماند.
همان موقع نامه‌اي خطاب به آقاي كروبي نوشتم ولي روزنامه ايشان (اعتماد ملي) آن را به ايشان نداد.
در آن نامه نوشته بودم و در اينجا نيز مي‌گويم قضاوت پيرامون عملكرد دولت‌هاي گذشته و كنوني و آينده را مردم فهيم و بيدار ايران اسلامي مورد نقض و ابرام قرار مي‌دهند، و نيازي به امثال ما كه دور از وقايع هستيم، ندارد. و براي يك زن باحجاب اسلامي (چادر) و از يك خانواده روحاني و مذهبي، ورود به اين عرصه چندان تناسب ندارد و يا لااقل در ديدگاه من اگر غير از دخترم هم بود اين نظر را داشتم و دارم.
بارها به فرزندانم (ذكورا و اناثا) گفته‌ام و سفارش اكيد كرده‌ام كه راضي نيستم به هيچ وجه در امور سياسي وارد جناح‌بندي‌ها شده و با طيفي يا كسي طرف شوند و از وي نام ببرند، و در گفتار و رفتار و نوشتار بر ضد آنها موضع‌گيري كنند، چون با مشي من منافات دارد و از آن رنج مي‌برم. از اين‌معني بسياري اطلاع دارند. به حمدالله عملكرد فرزندانم از ابتداي انقلاب اسلامي تاكنون نيز چنين بوده است؛ چه آنها كه سوابق انقلابي و مبارزاتي و زنداني سياسي پيش از انقلاب داشته‌اند، و چه آنها كه در فضاي پاك انقلاب اسلامي نشو و نما يافته‌اند. اما اين دخترم به واسطه احساسات فوق‌العاده و تعصب بسيار شديد كه به امام فقيد و خط آن بزرگوار و رهنمودهاي ايشان دارد، طوري است كه از حالت عادي هم فراتر رفته است، به گونه اي كه وقتي خبر ارتحال حضرت امام را شنيد با شيون و فرياد غش كرد و نقش بر زمين شد و روانه بيمارستان گرديد. وي از سال اول وفات آن بزرگوار تاكنون هرساله مراسم ارتحال امام را در خانه خود با دعوت از بسياري از مومنين و شخصيت‌ها برگزار مي‌كند و مراسم عزاداري و اطعام دارد. بارها به او گفته‌ام اين عرض ارادت براي همان دو سه سال اول كافي است، ولي او همچنان اين رويه را ادامه مي‌دهد.او در سخنراني‌ها و نوشته‌هايش روي همان احساسات شديد، به نظر خود احساس وظيفه مي‌كند كه در برابر آنچه به اعتقاد وي خطر انحراف از راه امام و انقلاب است موضع‌ بگيرد و به دفاع از مظلومان برخيزد، آن هم با آن حال و هوايي كه دارد. به همين جهت با همه سفارشي كه به وي كرده و مي‌كنم به راه خود ادامه مي‌دهد و تحمل ترك آن را ندارد. تصور مي‌كنم با شناختي كه از منش، خصوصيات و خلق و خوي پسنديده آقاي دكتر الهام دارم، ايشان هم از اين روش همسر خود راضي نباشد. نقد عملكرد دولتمردان گذشته و اقدامات فعلي آنها و موضع‌گيري تند بر ضد آنان نه تنها خدمت به دولت مردمي و كاري جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد نيست، بلكه ممكن است به زيان ايشان تمام شود؛ به ويژه پس از آنكه مقام معظم رهبري دامت بركاته به سبب شرايط فعلي و انتخابات مجلس خبرگان كه در پيش است، همگان را از اين امر برحذر داشته‌اند. چنان كه شنيده‌ام متاسفانه مقاله اخير دخترم دستاويزي مناسب براي بدخواهان داخلي و خارجي دولت خدمتگذار جناب آقاي دكتر احمدي‌نژاد و تخريب آن در شرايطي شده است كه اين دولت به ويژه در عرصه سياست خارجي مي‌درخشد و اميدها در دل مسلمانان و مستضعفان جهان ايجاد كرده است. درخاتمه ضمن عذرخواهي از آقايان محترمي كه در مقالات دخترم مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، به عنوان پدري كه بيش از بسياري از كسان با بيان و قلم به انقلاب و خط امام خدمت كرده است، به دخترم تذكر مي‌دهم از اين گونه موضع‌گيري‌ها در گفتار و نوشتار خودداري نموده و طوري نشود كه خداي ناكرده رابطه پدري و فرزندي ما قطع شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سردار زارعي، فرمانده انتظامي استان تهران چند روز پيش از برخورد با 40 مجلس "پارتي" ـ ميهماني شبانه و مختلط ـ و تشکيل 27 پرونده قضايي و 172 مورد تذکر در اين باره در يک ماه اخيرخبر داد؛ اما پارتي ها همچنان برگزار مي شوند و تعدادشان نيز کاهش نيافته است. در ايران معمولا برگزاري "پارتي" بين طبقات مرفه و متوسط شهري رواج دارد. عموما پارتي به جشن هايي اطلاق مي شود که دختران و پسران به بهانه هاي مختلف دور هم جمع مي شوند، مي رقصند، مي نوشند ـ نوشيدني هاي الکي و غيرالکلي ـ و خلاصه تا پاسي از شب گذشته به رقص و شادکامي مي پردازند. مي توان با مبلغي حدود 100هزار تومان يک پارتي معمولي برگزار کرد:يک گروه کوچک موسيقي، شام سبک، نوشيدني هاي الکلي و يک عده دختر و پسر دوست و فاميل، اجزاي يک پارتي معمولي و شاد به حساب مي آيند. اما اينگونه جشن ها علاوه بر محدوديت هاي قانوني با سخت گيري هاي والدين نيز همراه است و بيشتر هم شامل حال دختران مي شود. اما برغم اينها پارتي در ايران برگزار مي شود؛ حتي اگر نيروي انتظامي با آن برخورد کند و والدين فرزندان را از رفتن به چنين مجالسي منع کنند. بسياري از جوانان ايراني با وجود آگاهي از برخورد نيروي انتظامي و به قيمت دروغ به والدين در اين جشن ها شرکت مي کنند. تنها مشکل مي ماند محيطي که بايد در آن اينگونه جشن ها را برگزار کرد. در تهران به خاطر بزرگي شهر و عدم اشراف نيروي انتظامي به تمامي مناطق، بخصوص در شمال شهر تهران، برگزاري اين جشن ها تقريبا به دور از ديد پليس انجام مي شود اما در شهرستان ها قضيه تاحدود فرق مي کند. انتخاب محلي ساکت و دورافتاده و دور از دسترس پليس از اولويت هاي برگزاري اين جشن است. دکتر محمد علي حقيقي، پژوهشگر مسايل اجتماعي، در پاسخ به اين سئوال که چرا جوانان با تمام اين محدوديت ها اقدام به برگزاري پارتي هاي مختلط مي کنند به خبرنگار روز مي گويد: "اختلاف سنت و مدرنيسم و تمايل جوانان به زندگي کردن با مد روز موجب شده که چنين روابطي که شايد از نظر نسل قبلي و جامعه نامتعارف هم باشد در حوزه تعاملات اجتماعي جوانان مشاهده شود." به گزارش خبرگزاري سينا و طبق تحقيقي که مونا کاشفي، پژوهشگر اجتماعي بر روي 230 جوان و نوجوان دختر و پسر انجام داده معلوم شده است که نزديک به 56 درصد جوانان علاقه دارند همراه دوستانشان ـ دوست دختر يا پسر ـ در ميهماني هاي شبانه شرکت کنند. همچنين 6/43 از اين عده، بيش از يکبار در ميهماني هاي مختلط به همراه دوستانشان شرکت کرده اند. يافته هاي اين تحقيق نشان مي دهد، 88 درصد از افرادي که حضور در پارتي هاي مختلط را تجربه کرده اند، بدون اطلاع خانواده هايشان بوده است. 31 درصد از جوانان پاسخ داده اند که از ترس خانواده هايشان در چنين جشن هايي شرکت نمي کنند؛ و تنها 12 درصد از جوانان گفته اند تمايلي به حضور در ميهماني هاي مختلط ندارند. حتي مصطفي تاج زاده نيز به اين موضوع علاقه نشان مي دهد. او درپي اثبات اين نکته که ايرانيان با تمام اعتقاداتشان، اما سبک زندگي مخصوص به خود را دارند که با آن چيزي که حاکميت سعي در القاي آن دارد متفاوت است، در مقاله اي به تحقيق روي 18 هزار شهروند ايراني اشاره مي کند که به پاسخي در خصوص برگزاري مهماني و جشن هاي مختلف و شرکت درآن جواب مي دهند. در اين تحقيق 5/20 درصد مي گويند اشکال ندارد، 61درصد مخالفند اما کاري هم به اين قضيه ندارند، 4/7 درصد مخالفند و تذکر مي دهند، 6/6 درصد به مراجع ذيصلاح اطلاع مي دهند و 6/4 درصد هم برخورد مي کنند. اما نبود آزادي براي برگزاري اين جشن ها موجب مشکلات فراواني مي شود. به طور مثال واقعيت آن است که بسياري از پارتي ها در ايران، به علت وجود مشکلات فرهنگي محل آشنايي هايي است که به نتيجه مطلوبي ختم نمي شوند. وجود گروه هايي که با برگزاري پارتي هاي مختلف محل درآمدي بازکرده اند و بسياري از دختران و پسران را به کارهاي نامشروع مي کشانند نيز خطري است که خانواده ها را تهديد مي کند. همچنين گروه هايي با سوء استفاده از موقعيت به وجود آمده اند که با فريب جوانان در پارک ها و مکان هاي اجتماعي و ريختن طرح دوستي، آنها را به جشن هايي مي کشانند که هدفشان شادي نيست. فريد که يک نويسنده و برنامه ساز تلويزيون است در وبلاگ خود [چند کوچه بالاتر]از دختري مي نويسد که به علت نداشتن شغل به پيشنهاد يکي از بستگان به منزلي مي رود تا در آنجا مشغول به کاري پردرآمد شود. به نوشته اين برنامه ساز تلويزيون کار آن دختر اين بود که به پارک ها برود و دختراني را شناسايي کند و با دعوت از آنها به پارتي هاي شبانه، آنها را با مردان ثروتمند آشنا سازد. گذشته از وجود چنين پارتي هايي، جشن هاي ديگري هم برگزار مي شود که معروف به "اکس پارتي" هستند. در اينگونه پارتي ها جوانان با مصرف قرص هاي روانگردان و اعتياد آور و نوشيدن زياد از حد مشروبات الکلي دست به اقداماتي مسئله ساز مي زنند. جشن هايي که عموما با خسارت هاي جاني همراه است و شادي يک شبه را تبديل به غمي ابدي مي کند. دکتر محمد علي حقيقي براي جلوگيري از چنين وقايعي توصيه مي کند که والدين با فرزندانشان در وهله اول دوست باشند و سپس معقولانه به درخواست هاي آنان توجه نشان دهند. او با ذکر مثالي از رابطه خود و پسرش مي گويد: "پسري 14 ساله دارم که يک روز گفت مي خواهد موهاي سرش را بلند کند. من باآنکه مخالف سرسخت بلند کردن مو هستم اما چون اين خواسته را اقتضاي سن پسرم مي دانستم و از طرفي هم به او اطمينان داشتم اجازه چنين کاري را دادم . اما بعد از گذشت سه ماه، پسرم خودش خسته و از ادامه اين کار منصرف شد." دکتر حقيقي ادامه مي دهد: "اگر بدون ارائه توضيحات قانع کننده مانع انجام کاري شويم فرزندانمان را بيشتر مشتاق انجامش مي کنيم و آنها نيز ده ها راه پيدا مي کنند، حتي با دروغ، تا کاري را که از آن منع شده اند و در عين حال بسياري از همسن و سالانشان انجام مي دهند امتحان کنند." سال هاي دهه 60 در ايران حتي نمي شد عروسي ها را مختلط برگزار کرد، چون در آن صورت کميته هاي انقلاب با بدترين رفتارها عروسي را برهم مي زدند. اکنون نيز اگرچه بسياري از سالن هاي عروسي اجازه برگزاري جشن هاي مختلط را ندارند و برگزاري جشن هاي عروسي در هتل ها نيز به همين علت از رونق افتاده است، اما مکان هاي بسياري وجود دارد که عروسي هاي مختلط در آنها برگزار مي شود. بسياري از سالن هاي عروسي نيز براي اين کار به نوعي با مامورين نيروي انتظامي کنار آمده اند. اما در کشوري که حتي برگزاري مراسم عروسي بايد جدا باشد و نيروي انتظامي با هرچه که ارتباط دختر و پسر نام دارد برخورد قهري مي کند، و بخش سنتي جامعه نيز قادر به پذيرش اين مسئله نيست، بالا بودن ميزان برخوردها ـ آن طور که در گزارش هاي رسمي مي آيد ـ حکايت از تمايل رو به فزوني جامعه جوان ايران دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط   | 

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي تصريح كرد: «وقتي در سوم تير سال 1384 احمدي‌نژاد انتخاب شد، مردم خواهان اين بودند كه با فقر و تبعيض مبارزه شود. تامين نياز مردم، نيازمند روابط تعامل‌آميز و همكاري با جامعه جهاني است.» الهه كولايي كه در اردوي تشكيلاتي - سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در دانشكده كشاورزي كرج سخن مي‌گفت، با اشاره به فضاي سياسي ايران و موقعيت استراتژيك آن، اظهار داشت: «با مرور تاريخ ايران مي‌بينيم كه ايران با توجه به موقعيت تاريخي خود هميشه در تحولات منطقه پيرامون خود نقش داشته است.» وي با بيان اينكه جهاني شدن فضاي جديدي را در دنيا ايجاد كرده است، گفت: «ما نمي‌توانيم نسبت به پيرامون خود بي‌تفاوت باشيم. به حكم جغرافيا و تاريخ كشوري كه در آن زندگي مي‌كنيم، اثرپذيري‌مان از كشورهاي ديگر هم بسيار بالاست. ما بايد بتوانيم آثار تحولات جهاني را بر كشورمان ارزيابي كنيم.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در ادامه با طرح اين سوال كه اهميت كشور ايران و تحولات ساختار قدرت جهان چه بوده است؟ خاطرنشان كرد: «بعد از انقلاب اسلامي شعار نه شرقي، نه غربي موقعيت ايران را مشخص كرد اما بايد ديد آيا به واقع اين شعار اجرا شده است؟ بعد از انقلاب اسلامي سياست ما بيشتر نه شرقي، نه شرقي بوده است و نتوانستيم توازن را در تنظيم رابطه با جهان حفظ كنيم.» اين فعال سياسي با اشاره به فروپاشي شوروي و وضعيت استراتژيك ايران، بيان كرد: «ايران از كشورهايي است كه شرايط اجازه نمي‌دهد انزوا پيشه‌ كند. موقعيت جغرافيايي ايران آن را به يك بازيگر تعيين‌كننده در سطح منطقه‌ تبديل كرده است و مطمئنا جامعه‌ جهاني بر روي كشوري كه دومين منابع انرژي را دارد حساب باز كرده است.» كولايي با اشاره به ثروت ايران و منابع نفتي آن، گفت: «مطمئنا ايران مي‌تواند بسياري از ملاحظات جهاني را پاسخگو باشد. حادثه 11 سپتامبر و تحولاتي كه در اين دوران رخ داده، توجه به ايران را افزايش داده است.» وي با اشاره به نظريه جنگ تمدنهاي هانتينگتون، يادآور شد: «حضور جهاني آمريكا و مداخلات آن در ديگر كشورها نشان داد كه آمريكا چه قدرتي در اين زمينه داشته است؟ ساختارهاي امنيتي دوران جنگ سرد، آنچه را كه به شوروي مربوط مي‌شد از بين برده و نفوذ ناتو را هرچه پررنگ‌تر نشان داده است.» به گزارش خبرنگار ايسنا، كولايي در ادامه با اشاره به تهديدهاي جدي آمريكا عليه ايران، افزود: «اقدامات تهديدآميز آمريكا عليه ايران سعي كرد ايران را هدف قرار دهد.» وي ادامه داد: «عملكرد سياست خارجي ايران در آن زمان توانست ما را از اين موقعيت خطرناك دور كند.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اينكه در 11 سپتامبر جهان با شرايط‌ جديدي مواجه شد، ادامه داد: «چنين صحنه‌هايي براي جهان تكان‌دهنده بود. امروز بسياري از شهروندان آمريكايي و اروپايي از ترس تكرار شدن حادثه مشابه 11 سپتامبر حاضر مي‌شوند تا حتي گفت‌وگوهاي خصوصي‌شان كنترل شود.» اين استاد دانشگاه تهران اظهار داشت: «با حوادث 11 سپتامبر، موضوع جديدي تحت عنوان حمله پيشگيرانه مطرح شد.» وي با اشاره به اتفاقات اخير لبنان، تصريح كرد: «جامعه‌ جهاني در مقابل حمله اسرائيل به لبنان ابتدا با سكوت و سپس با تأمل برخورد كرد. حمله به قول بوش پيشگيرانه، تئوري بود كه بعد از 11 سپتامبر كشورهايي همچون آمريكا و اسرائيل از آن استفاده كردند و آمريكا مي‌گويد جايي كه منابع كانون تروريست است را مي‌توانيم هدف قرار دهيم.» اين فعال سياسي ادامه داد: «نهادگراها و كساني كه از ارزشهاي انساني دفاع مي‌كنند دستاوردهايشان با تهديد مواجه شد و جنگ لبنان نشان داد كه بسياري از تلاش‌ها به نتيجه نرسيده است.» كولايي در ادامه با بيان اينكه ايران قابل انكار شدن نيست، گفت: «فشارهاي آمريكا فرصتي براي رقباي ايران و آمريكا ايجاد كرد. مطمئنا نمي‌توان ايران را در اين فضاي سياسي حذف كرد و ناديده گرفت.» وي با اشاره به روابط خارجي ايران، تصريح كرد: «در داخل كشور عزم جدي براي تغيير سياست خارجي وجود ندارد. متأسفانه در دوران اصلاحات هم رابطه‌ تخاصم‌آميز ادامه پيدا كرد و مخاصمه ايران و آمريكا به فرصتي براي كشورهاي ديگر تبديل شد.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي ادامه داد: «سهم كشورها در مذاكرات و معاملات، ارتباط مستقيمي با عوامل قدرت هر كشور دارد و ادامه‌ تقابل ايران و آمريكا باعث ايجاد فرصتي براي استفاده كشورهاي رقيب شده است.» كولايي با اشاره به اينكه طالبان از سوي آمريكايي‌ها به وجود آمدند، گفت: «آمريكايي‌ها طالبان را حمايت كردند كه ايران نتواند انرژي را از مسير خود انتقال دهد. سپس آمريكايي‌ها، خود، براي ساقط كردن طالبان اقدام كردند.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي ادامه داد:‌ «در حال حاضر ما شاهد جنگ سرد جديدي هستيم. روسها دوباره به مدد قيمت نفت قد علم كرده‌اند و بعضي‌ها روسيه را ابرقدرت انرژي قرن بيست و يكم مي‌دانند. در اين فضا ما بايد به اطراف و حوادث اطرافمان دقت كنيم و بازيهاي قدرت و انقلابهاي رنگي كشورهاي ديگر و پيامدهاي آن را مورد توجه قرار دهيم.» اين فعال سياسي گفت: «ايران برنامه و سند چشم‌انداز بيست ساله‌اي را تنظيم كرده و نيازهاي فرهنگي، اقتصادي و سياسي را در اين راه مد نظر قرار داده است.» اين استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با طرح اين سوال كه تحقق اهداف سند چشم‌انداز بيست ساله چگونه ميسر است؟ اظهار داشت: «براي به وجود آوردن جامعه‌اي كه در آن جوانها بتوانند كار، شغل و تحصيل داشته باشند و با مفاسد و فقر فرهنگي - اقتصادي مبارزه شود، بايد با جامعه‌ جهاني رابطه مناسب و سازنده داشت و اعتماد متقابل و سازنده را ايجاد كرد.» كولايي افزود: «بعضي‌ها معتقدند همانگونه كه با شوروي برخورد شده است با ايران برخورد خواهد شد. بسياري از مشاوران بوش و خانم رايس شوروي‌ شناس هستند. نو محافظه‌كاران آمريكايي منتظرند كه نارضايتي از درون شكل بگيرد.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: «با توجه به منابع عظيمي كه در اختيار داريم، مي‌توانيم براي تامين نيازهاي مردم ايران اقدام كنيم. سياست خارجي ادامه‌ سياست داخلي است. آقاي احمدي‌نژاد كه مي‌خواهد به خواسته‌هاي مردم پاسخ دهد نياز دارد كه سياست خارجي مناسب آن را طراحي و اجرايي كند.» وي سپس به به دوران اصلاحات اشاره كرد و افزود: «مسوولان در طراحي و اجراي سياست‌هاي خود در عرصه داخلي و خارجي چنانچه منافع مردم را در اولويت قرار دهند مي‌توانيم شاهد تغييرات بسياري باشيم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سعيد حجاريان در مقاله‌اي با عنوان "آشنايي با علم، بيگانگي با معرفت" كه در «افتتاحيه اردوي تشكيلاتي فرهنگي آموزشي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران» در تالار شهيد رجب‌بيگي دانشكده فني دانشگاه تهران قرائت شد اظهار داشت: «بعد از آمدن و رفتن خاتمي، مردم به اين نتيجه رسيدند كه او نيز نتوانست كاري براي آنها بكند و اصلاحات فايده‌اي نداشت و به خصوص بعد از رد صلاحيت‌هاي مجلس هفتم، اين نااميدي بيشتر شد.» سعيد حجاريان در اين مقاله اظهار داشت: آيا تا بحال از خود پرسيده‌ايد كه چرا يك كشاورز با فرآيند توليد خود بيگانه نيست؟ به علت اينكه او در تمام مراحل توليد خود دخيل است و به آن آگاهي دارد. به اين بيگانگي از فرآيند توليد، اليناسيون مي‌گويند. بر اثر انقلاب صنعتي و توسعه سرمايه‌داري، اليناسيون بيشتر در كار يدي مطرح بوده است و ماكس و وبرهم الينه شدن در كار يدي را مطرح كرده بودند. مقصود من، اليناسيون در كار دانشگاهي و ذهني و بيگانگي از فرآيند فكري است. وي سپس با طرح اين سوال كه عوارض اليناسيون فكري – دانشگاهي چيست؟ گفت: به طور مثال، وقتي در غرب از يك فرد متخصص پيشرفته در يك علم خاص پرسيده مي‌شود كه فرماندار ايالتت كيست، يا بر فرض نماينده‌ات در مجلس سنا كيست، نمي‌داند. او حتي فرق بين ايران و عراق را هم كه تنها در يك حرف تفاوت دارند، نمي‌داند. يادآوري مي‌شود كه علم خصلت انباشتگي دارد و بنابراين شما اگر بخواهيد در زمينه‌اي متخصص شويد، بايد حاصل سال‌ها تحقيق و پژوهش را مطالعه كنيد تا بتوانيد به نكته جديدي برسيد. در غرب به يك سري افراد كه صرفا در يك زمينه تخصص دارند، افراد تك ساحتي مي‌گويند. حجاريان ادامه داد: اين در حالي است كه آدم داراي ابعاد بسيار متنوعي است. آدم هنر و زيبايي مي‌خواهد. شادي مي‌خواهد. ادبيات مي‌خواهد. محيط زيست مي‌خواهد. آيا آدم نبايد بداند همسايه‌اش چه كسي است و چه مشكلي دارد؟ كشورش چه مشكلي دارد؟ آيا او نبايد بداند چه كساني بر او حاكم هستند؟ در سطح كلان كشورش چه مي‌گذرد؟ آيا آدم حق حاكميت ندارد؟ وقتي مي‌خواهد رأي بدهد، نبايد بداند به چه كسي رأي بدهد بهتر است؟ عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت با طرح اين پرسش كه چرا دولت‌ها مشوق تيلوريسم هستند؟ الا رفتن توليد و ارزش افزوده و غير سياسي كردن دانشگاه‌ها را دليل اين كار دانست و اظهار داشت: «در كشور ما با افزايش فشارهاي سياسي و اجتماعي، روندهايي اتفاق مي‌افتد كه يكي از آنها قطعا فرار مغزها مي‌باشد. عده‌اي نيز در اين وضعيت تن به وضع موجود داده و به دنبال زندگي خود مي‌روند و حتي اخلاق را نيز كنار مي‌گذارند. عده‌اي دچار افسردگي شده و به سمت انزواطلبي مي‌روند و يا منتظر منجي يا دست خارجي مي‌نشينند. عده‌اي ديگر به سمت اعراض، اعتراض و تعرض مي‌روند. اعراض به معني رويگرداني منفي، اعتراض به معني بيان كردن نارضايتي، و تعرض به معني عمل خشونت‌آميز است.» حجاريان سپس با طرح اين سوال كه براي همه‌ اينها چه بايد كرد؟ گفت: «دولت‌ها مي‌خواهند دانشگاه‌ها و دانشجوها را غير سياسي كنند؛ يا بايد مروج سياست‌هاي آنها باشيد و يا ساكت باشيد. چرا ميانه آنها با رشته‌هاي علوم انساني به اندازه‌ علوم دقيقه خوب نيست؟ چون علوم انساني كمتر قابليت الينه كردن آدمها را دارند، ولي علوم دقيقه بيشتر اين قابليت را دارند.» وي با بيان اينكه راه برون‌رفت از اين بحران در رشته‌هاي غير علوم انساني چيست؟ پاسخ داد: «ايجاد رشته‌هاي بين رشته‌اي مثل مديريت صنعتي يا اقتصاد، بهداشت و... و ايجاد شبكه يا net بين رشته‌ها راه برون‌رفت از اين بحران است. در ايران اين كار را خود دانشجويان بايد بكنند و انجمن‌هاي اسلامي اين توانايي را دارند و به‌خصوص در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، به علت تعدد و تكثر رشته‌ها اين امكان بيشتر وجود دارد. اين وظيفه شماست كه اين شبكه را بين رشته‌ها ايجاد كنيد. شما مي‌توانيد با تهيه ليستي از كلاس‌هاي مفيد اساتيد مختلف در رشته‌هاي مختلف علوم انساني و كلاس‌هاي خارج دانشگاهي معرفت شناسي، ادبي، اعتقادي و ... و ارائه آن به دانشجويان علاقه‌مند، زمينه ايجاد اين شبكه را فراهم آوريد. حتي ديدن فيلم و تئاتر، و گوش كردن به انواع موسيقي و خواندن كتاب‌هاي متنوع نيز در همين راستاست.» عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در ادامه سخنانش كه به صورت مقاله ارائه شد، اين پرسش را مطرح كرد كه بين اليناسيون علمي و فرآيند دموكراسي در جوامع چه نسبتي وجود دارد؟ حجاريان در پاسخ به اين پرسش گفت: دموكراسي داراي دو شاخص رقابت و مشاركت است. در غرب شاخص رقابت بالا رفته و شاخص مشاركت پايين آمده است. در آمريكا و انگليس، احزاب نخبه‌گرا هستند و آنها هستند كه با تبليغات، توده‌ها را سازمان‌دهي مي‌كنند. بر فرض در شرق و غرب آمريكا كه خرده بوروژواها و كشاورزان بيشتر هستند، رأي دموكرات‌ها پايين‌تر است و گرايش به سمت جمهوريخواهان بيشتر ديده مي‌شود. البته مساله نژاد سفيد و سياه و اقليت‌ها در شرق و غرب آمريكا كه بيشتر به دموكرات‌ها گرايش دارند نيز مطرح است، بنابراين توده‌ها براي جمهوري‌خواهان مهمتر و نخبگان براي دموكرات‌ها مهمتر هستند. البته نخبگان در حال حاضر در آمريكا از نظر كمي، خود بدل به توده شده‌اند. نخبگان در كشور ما با نخبگان غرب، متفاوت هستند.» وي ادامه داد: «نخبگان غرب الينه شده و از معرفت دور شده‌اند. البته در جنوب اروپا به خصوص ايتاليا، اسپانيا، پرتغال، و يونان، معرفت بيشتري در ميان نخبگان ديده مي‌شود، و در واقع هرچه سرمايه‌داري شديدتر باشد، اليناسيون نخبگان بيشتر خواهد بود. در حقيقت تيلوريسم‌ زاده‌ كاپيتاليسم است. نخبگان ما نيز هنوز معرفت دارند، اهل سياست هستند و مي‌فهمند. در كشور ما، نيامدن نخبگان به صحنه انتخابات، به نفع دولت است.» وي ابراز عقيده كرد: «آنها احزاب پادگاني و قدرت بسيج توده‌ها را در دست دارند. در واقع دولت‌مردان ما در شعار مخالف غرب هستند ولي در واقع همان‌طور عمل مي‌كنند و نخبگاني را مي‌خواهند كه الينه شده باشند. علايمي هست كه نشان مي‌دهد كه مي‌خواهند نسل جديد ما را به سمت علم‌زدگي و خروج از دايره معرفت سوق دهند.» حجاريان گفت: «اين سؤال پيش مي‌آيد كه چرا ما ايراني‌ها دچار تيلوريسم علمي شديم، در حالي كه كشورهاي ديگر مثل لبنان، تركيه و ... با اينكه از ما پيشرفته‌تر هستند اين قدر از سياست‌زده نشده و دچار تيلوريسم علمي نشده‌اند. حتي مردم اين كشورها نيز از لحاظ معرفت ازما بهترند. دين، هنر، سينما، توليدات فرهنگي، شعر و ادبيات همه از نتايج معرفت در ميان مردم هستند. كشورهايي مثل چين و ژاپن نيز با اينكه از ما پيشرفته‌ترند، به لحاظ توليدات فرهنگي از ما قويترند. تفاوت ما با آنها چيست كه آنها اين چنين پيشرفته و از نظر معرفت برتر هستند ولي ايران را شايد بتوان از اين نظر با كشوري مثل امارات مقايسه كرد. يكي از علل، نفت است كه دست دولت را باز مي‌گذارد و باعث مي‌شود كه دولت احتياجي به ماليات مردم نداشته باشد. علت دوم آن است كه بعد از آمدن و رفتن خاتمي، مردم به اين نتيجه رسيدند كه او نيز نتوانست كاري براي آنها بكند و اصلاحات فايده‌اي نداشت و به خصوص بعد از رد صلاحيت‌هاي مجلس هفتم، اين نااميدي بيشتر شد. مي‌توانيم بگوييم، پس از اين وقايع، ما مادي گراتر شده‌ايم. مردم ما دچار مشكلات معيشتي شده‌اند و هر كسي در اين دنياي وانفسا به دنبال حل مشكلات خود مي‌رود و حتي علم‌جويي و تمايل آنها براي ورود به دانشگاه‌ها نيز براي دستيابي به ثروت و منزلت است.» وي افزود: «بنابراين از سه منبع كمياب موجود كه قدرت، ثروت و منزلت هستند، راه قدرت و سياست، در صورتي كه مروج سياست آنها نباشيد را باز گذاشته‌اند. مسير معرفت نيز، كه شامل دين‌ورزي هم مي‌شود، بسته شده است و ما در صورتي اجازه‌ استفاده از اينها را خواهيم داشت كه بخشي از دستگاه ايدئولوژيك دولت بشويم.»

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

توقيف ناگهانی روزنامه شرق و نشريات نامه، حافظ و خاطره توسط هيات نظارت بر مطبوعات، نشانه آغاز دور جديدی از محدوديت‌ های بيشتر در جهت اطلاع رسانی مستقل در ايران به شمار می ‌رود. در واقع، تعطيلی دسته جمعی نزديک به صد نشريه در سال ۱۳۷۹ خورشيدی به آزادی نسبی اطلاع رسانی در نظام جمهوری اسلامی پايان داد، اما پس از آن نظام سياسی تصميم گرفت تا برای حفظ ظاهر، به نوعی اطلاع رسانی مستقل ولی به شدت محدود و کنترل شده تن در دهد. روزنامه شرق را شايد بتوان محصول چنين تصميمی دانست. در حقيقت روزنامه شرق در تمام طول سه سال انتشار خود، هيچگاه از فشارهای پيدا و پنهان محافل نظارتی و قضايی در امان نبود؛ فشارهايی که روزنامه شرق برای حفظ بقای خود به آنها تن در می‌ داد و دست به خود سانسوری می ‌زد. تن دادن روزنامه شرق به ميزان بالايی از خود سانسوری به نوبه خود انتقاد برخی از محافل منتقد حکومت را نيز به همراه داشت. اين محافل اغلب روزنامه شرق را متهم می ‌کردند که برای حفظ بقای خود، برخی از خبرهای سياسی را به نحو مناسب پوشش نمی ‌دهد. پاسخ مسئولان شرق به اين نوع انتقادها معمولا اين بود که با وجود همه محدوديت ‌ها، انتشار شرق از عدم انتشار آن مفيدتر است و بنابراين، برای همين ميزان از اطلاع رسانی محدود نيز چاره ‌ای جز تحمل پاره ‌ای از فشارها وجود ندارد. توقيف شرق اما نشان داد که تصميم ‌گيران نظام سياسی ايران، ديگر توان تحمل همين ميزان از اطلاع رسانی را هم ندارند و ترجيح می ‌دهند که تمام مجموعه نظام اطلاع رسانی کشور را تحت کنترل و انقياد خود داشته باشند.

توقيف شرق؛ چرا..؟

 اينکه چه اتفاقی سبب شده است که جمهوری اسلامی صداهای محدود اما مستقل را نيز در ايران بيش از اين تحمل نکند، کاملا روشن نيست، ولی در اين باره می ‌توان گمانه‌هايی را مطرح کرد. گمانه نخست اين است که جمهوری اسلامی روزهای سختی را برای خود پيش بينی می ‌کند و از همين رو در صدد برآمده تا صداهای مخالف سياست‌ های رسمی حاکم را خاموش کرده و با انحصاری کردن اطلاع رسانی، افکار عمومی مردم ايران را به سمت و سوی مورد علاقه خود هدايت کند. نمونه‌ای از اين گرايش را می‌ توان در مورد نحوه اطلاع رسانی از جنگ ۳۴ روزه بين اسراييل و حزب‌ الله لبنان مثال زد. در جريان جنگ لبنان، رسانه‌ های حکومتی در ايران، اخبار واحد و يکنواختی را در باره رويدادهای جنگ منتشر کردند و رسانه ‌های مستقل از جمله شرق به علت اطلاع رسانی بعضا متفاوتشان، مورد تهديد و فشار قرار گرفتند. حتی درج اظهارات حسن نصرالله رهبر حزب ‌الله لبنان در روزنامه شرق، مبنی بر اشتباه محاسبه وی در ماجرای به اسارت گرفتن دو سرباز اسراييلی، باعث واکنش خشمگينانه روزنامه حکومتی کيهان شد که شرق را متهم به جعل خبر در آن مورد کرد. ظاهرا ماجرای جنگ لبنان، تصميم ‌گيران در حکومت ايران را به اين نتيجه رسانده که در شرايط بحرانی، روزنامه مستقلی مانند شرق به رغم همه احتياط‌ ها و محدوديت‌هايش، می‌ تواند با اطلاع رسانی متفاوت خود، بر افکار عمومی تاثير بگذارد.

اطلاع رسانی؛ 'ما' و ديگر هيچ..

با توجه به روشن نبودن چشم‌ انداز مناقشه هسته ‌ای ايران، به نظر می رسد نظام سياسی نمی ‌خواهد جز اخبار مورد نظر خود، خبر ديگری به گوش مردم برسد، از همين رو در کنار فيلتر کردن بسياری از سايت‌های اينترنتی و جمع‌آوری آنتن‌های ماهواره در ماههای اخير، توقيف شرق و سه نشريه‌ ديگر را می توان اقدامی در جهت کنترل اطلاع رسانی و به تبع آن افکار عمومی از سوی دولت تلقی کرد. گمانه دوم اما به موفقيت روزنامه شرق مربوط می ‌شود؛ روزنامه ای که در طول سه سال انتشار خود توانست مخاطبان دائمی و به نسبت گسترده ‌ای به دست آورد و در عين حال از لحاظ اقتصادی روی پای خود بايستد، امری که برای نشريات بخش خصوصی در ايران، موفقيت نادر و فوق‌العاده ‌ای به شمار می ‌رود. موفقيت اقتصادی شرق به عنوان روزنامه تمام رنگی بخش خصوصی با حجم و کيفيت و تنوع قابل توجه مطالب آن، احتمالا باعث نگرانی محافل محافظه‌‌کار داخل نظام از تاثيرگذاری اين روزنامه بر روند انتخابات خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا در ماه های آينده شده است، بويژه اينکه شرق در يک سال اخير به يکی از تريبون های اصلی نيروهای اصلاح طلب درآمده بود. به هر حال، صرف نظر از انگيزه واقعی توقيف شرق و سه نشريه منتقد ديگر، اين اقدام را می‌توان تنگ ‌تر کردن راه تنفس اقشار فرهنگی جامعه ايران در دولت محمود احمدی‌نژاد دانست؛ دولتی که آشکارا، در همه عرصه‌ ها قشر روشنفکر و فرهنگی ايران را تحت فشار قرار داده است.

احمد زيدآبادی

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مرگ ولي الله فيض مهدوي در زندان، به فاصله يک ماه و نيم از درگذشت اکبر محمدي طي دوره محکوميت خود، يک بار ديگر افکار عمومي را به شرايط ناگوار زندانيان ايراني جلب کرد. ترديد نيست که مسووليت جان تمام زندانيان، با مسوولان زندان است. طبق قانون، مسوولان زندان موظف هستند شرايط را به گونه اي فراهم کنند که يک فرد زنداني، با سلامت جسمي و رواني مدت حبس خود را سپري کرده و در پايان، به گونه اي طبيعي به جامعه باز گردد. مسوولان قضايي ما، با تأکيد بر مواردي چون "اعتصاب غذا" و "خودکشي" به عنوان دلايل مرگ هاي اخير زندانيان ايراني، به نوعي درصدد سلب مسووليت مستقيم خود در مورد آنچه پيش آمده هستند. اما اين مسووليت، به لحاظ حقوقي به هيچ وجه قابل تخفيف نيست. اگر يک زنداني، در زمان تحمل دوره حبس چنان تحت فشار قرار بگيرد که براي رساندن صداي اعتراض به دست اندرکاران زندان، چاره اي جز پايان دادن تدريجي يا فوري به زندگي خود در پيش رو نداشته باشد، مسووليت مستقيم چنين وضعيتي به عهده مسوولاني است که با زير پا گذاشتن صريح وظايف قانوني، موجبات به وجود آمدن چنين شرايط فاجعه باري را براي محبوسين شان فراهم آورده اند. بنا به تصريح قانون، دست اندرکاران قضايي و مسوولان زندان ها موظفند براي تمام زندانيان، امکان دادرسي عادلانه، دسترسي به وکيل، اقامت در سلول هاي داراي شرايط استاندارد و رسيدگي هاي پزشکي - بهداشتي لازم را فراهم آورند. به علاوه، مسوولان مربوطه، موظف به اجراي طرح "طبقه بندي زندانيان" بر حسب نوع جرايم آنها هستند. تمام اينها، بديهياتي قانوني هستند که عدم اجراي آنها، زندانيان بي شماري را در کشورمان به اعلام اعتراض از طريق مايه گذاشتن از جان و سلامت خود مجبور کرده است. اخبار پي در پي و پايان ناپذير حاکي از اعتصاب غذاي زندانيان ايراني، گواه بسيار روشني از شرايط نابهنجاري است که در زندان هاي ما وجود دارد. فاجعه اخير مرگ ولي الله فيض مهدوي در زندان گوهردشت کرج، يکي از تکان دهنده ترين نمونه هايي است که شرايط نابهنجار فوق را به افکار عمومي يادآوري مي کند. در مورد اين فاجعه، تاکنون اطلاعات مختلفي منتشر شده است. ولي شايد افراد بسيار کمي از اين واقعيت تلخ مطلع باشند که خواسته موکد فيض مهدوي – که به خاطر آن مدت ها در اعتصاب غذا به سر مي برد – چه بود؟ خواسته اصلي اين زنداني محکوم به اعدام - که مي دانست دير يا زود با مرگ رو به رو خواهد شد- چيزي نبود جز انتقال به زندان "اوين"! به عبارت ديگر، فضاي وحشتناک زندان گوهردشت- که محل نگهداري محکومان جرايمي چون قتل، تجاوز، شرارت ... است - چنان بر اين زنداني محکوم به مرگ فشار آورده بود که انتقال به زندان "اوين" (که به نوبه خود نام آن لرزه بر اندام همگان مي اندازد) براي وي آرزويي بزرگ محسوب مي شد. آنچنان بزرگ که براي دسترسي به آن، دست به اعتصاب غذا مي زد. خانواده هاي افرادي که در زندان هاي ايران اينچنين مورد ستم قرار مي گيرند، طبق قانون حق دارند که مسوولان سازمان زندان هاي ايران را به محاکمه بکشند و در اين صورت، حتي قوانين موجود ايران، هيچ شکي در محکوميت مسوولان مزبور باقي نخواهد گذاشت. اما البته، اين در حالي است که کشور ما، قانون – ولو همين قانون پر نقض فعلي – حاکم باشد . نه آن که جايگاه قانون، چنان در نزد صاحبان قدرت نازل تلقي شود که به عنوان نمونه، حتي پس از درگذشت يک زنداني سياسي، وکيل وي، با اعلام جرم عليه مسوولان زندان، به عنوان "متهم" مورد پيگرد دستگاه قضايي قرار بگيرد... اتفاقي که همين ديروز، در تهران در مورد "خليل بهراميان"، وکيل زنداني متوفي اکبر محمدي، به وقوع پيوست است.

شیرین عبادی

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ديروز بار ديگر جامعه مطبوعاتي در غم فرو رفت؛ هرچند كه سال‌هاست روزنامه‌نگار ايراني اين‌گونه غم‌ها را بارها و بارها تجربه كرده است. ديروز 2 نشريه توقيف و 2 نشريه لغو امتياز شدند.از دلايل توقيف نشريه <نامه> و لغو امتياز نشريات <حافظ> و <خاطره> جزئيات خاصي منتشر نشده است. هرچند كه <نامه> و <حافظ> نشريات فكري‌اي بودند كه در دايره محدود خود مشكلي براي كسي ايجاد نمي‌كردند.اما توقيف روزنامه <شرق> داستان ديگري دارد. اين روزنامه در طول عمر كوتاه خود به مدد نيروهاي حرفه‌اي و كارآزموده توانست خود را در زمره روزنامه‌هاي استخوان‌دار و معتبر جا بيندازد. گرايش اين روزنامه گرايشي اصلاح‌طلبانه بود اما مشي آن از همان ابتدا اعتدال و ميانه‌روي بود. روزنامه‌اي كه در كنار كار حرفه‌اي اصول نظام را به درستي رعايت مي‌كرد و در چارچوب قانون، حركتي منطقي با احترام به همه طيف‌ها و گرايش‌ها را دنبال مي‌كرد.اما <شرق> به اتهام چاپ يك كاريكاتور و تعلل در معرفي مديرمسوول جديد و آنچه بي‌توجهي به تذكرهاي هيات نظارت بر مطبوعات خوانده شد به محاق توقيف رفت. هرچند كه بحث‌هاي حقوقي و قانوني در توقيف مطبوعات چه توسط مقامات قضايي باشد چه هيات نظارت بر مطبوعات، قصه تكراري و بي‌حاصلي شده است؛ قصه‌اي كه كمتر استدلالي را مي‌پذيرد و راهي را كه مي‌روند هميشه تنها راه صحيح و درست مي‌پندارند بي‌توجه به تبعات داخلي و خارجي آن و بي‌توجه به سود و زيان آن. فرق نمي‌كند جرم يا تخلف متناسب با مجازات باشد و فرق نمي‌كند كشور در چه مقطع حساس تاريخي قرار گرفته باشد، تا متناسب با آن تصميمات هيجاني و احساسي نگيرند.<شرق> روزنامه‌اي بود كه در طول 3 سال گذشته هرگاه در عرصه داخلي و به ويژه خارجي، دولت و نظام نياز به حمايت داشتند چيزي كم نگذاشت. همواره يار و مدد آنان بود؛ چه آن زمان كه با دولت اصلاحات هميار بود و چه در اين يك سال كه منتقدي منصف براي دولت نهم.اما ديروز آن را با كمترين سودي از عرصه افكار عمومي خارج كرديم. اين سوال هنوز بي‌پاسخ مانده است؛ چرا هياتي كه در آن تعدادي از مقامات عالي مملكتي نشسته‌اند و مي‌دانند نظام در اين مقطع حساس در حال جنگيدن و چانه‌زني در آن سوي مرزها است تا به حق قانوني خود برسد بايد در اين سو با توقيف يا لغو امتياز چهار نشريه جبهه‌اي ديگر را بگشايند و اعتراض داخل و خارج را بلند كنند كه چرا در مقابل آزادي بيان و مطبوعات سخت‌گيري‌هاي بي‌مورد مي‌كنيم. آن هم در دوره‌اي كه نظام به دوره امنيت، آرامش و تثبيت خود رسيده است. هنوز هم پس از سال‌ها از تجربه‌هاي ناموفق خود درس نمي‌گيريم و با يك يا چند خطاي مطبوعاتي قيصريه‌اي را به آتش مي‌كشيم، آن هم بي‌توجه به دادرسي عادلانه. چرا وقتي مي‌توانيم با راهكارهاي منطقي و قانوني مشكلي را حل كنيم هزينه‌اي سنگين و گاهي جبران‌ناپذير به كل نظام تحميل مي‌كنيم؟! به راستي پشت اين گونه اقدامات چه منطق و استدلالي نهفته است؟!غير از اين است كه ده‌ها نشريه‌اي كه در چارچوب نظام اسلامي منتشر مي‌شدند، در طول سال‌هاي اخير توقيف كرديم اما با اين كارها كمترين سود و ثمري را در سبد حكومت نريختيم، جز آنكه در اين فاصله و در خلال آن سايت‌ها و كانال‌هاي ماهواره‌اي بسياري ايجاد شدند كه ديگر كسي بر كار آنان نظارت نداشت و آنان نيز بدترين هتك‌حرمت‌ها و اكاذيب را عليه حكومت گفتند و مي‌گويند.شايد قوه قضاييه با علم به اين مساله در طول سال‌هاي اخير ديگر كمتر وارد فاز توقيف مطبوعات شد، كمتر احكام سنگين صادر كرد و كمتر روزنامه‌نگاري را راهي زندان كرد؛ چون گويا تجربه كرد كه راه‌هاي بهتر و درست‌تري براي برخورد با خطاهاي احتمالي روزنامه‌نگاران وجود دارد. اما گويا اين بار هيات نظارت فعلي در آخرين روز كاري خود خواست اين راه رفته را دوباره تجربه كند. تجربه تلخ و بي‌حاصلي كه بار ديگر صدها تن از همكاران ما را بيكار كرد

سرمقاله اعتمادملي

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

توصيف و تشريح وقيحانه از صحنه‌هاي غيراخلاقي و مسائل جنسي، خوانندگي و رقص زنان، اشاعه منكرات، تبليغ فرق ضاله و انديشه‌هاي كفر‌آميز، حاكميت دين‌زدايي و غرب‌گرايي، زير سوال بردن مظاهر اقتدار نظام از جمله سپاه و ارتش، حريم‌شكني اخلاق اسلامي، سياه‌نمايي و تضعيف نظام، گسترش فرهنگ لمپنيسم، تبليغ خودكشي، ترويج ابتذال كلامي و رفتاري، اشاعه پوچ‌گرايي، اهانت به دفاع مقدس، استفاده ابزاري از تصاوير زنان، ترويج باورهاي مردستيزانه، ترويج خيانت، تضعيف ديانت، تبليغ رذالت و هر آنچه كه براي در تقبيح و تنبيه يك فرد يا مجموعه ممكن است به كار آيد، جملگي در يك جا جمع شده‌اند تا نامش باشد گزارش تحقيق و تفحص مجلس هفتم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت خاتمي.همان تحقيق و تفحص پرماجرايي كه روزهاي تصويبش در صحن علني مجلس آنچنان تنش‌آفرين شد كه در نهايت به سكته قلبي رئيس كميسيون فرهنگي مجلس و روانه شدن او به بيمارستان انجاميد. اما اينك تنها عضو كوچكي از جامعه بزرگ ايران بودن كافي است تا با نگاهي گذرا به مجموعه واژگان سنگين اين پرونده قلب هر ايراني سخت به درد آيد؛ چرا كه اينك صحبت از خروار خروار اتهامي نيست كه در يك پرونده پشت هم به صف شده‌‌اند تا گويي سنگر دشمن را فتح كنند بلكه صحبت از ذبح شدن اعتماد و قرباني شدن اصول و مباني در شيوه تحقيق و تفحص‌هايي است كه بيش از پيروي از <تخصص> بر پايه‌ها و ستون‌هاي تسويه‌حساب‌هاي سياسي استوارند. از اين رو صحبت از به‌خدمت‌گيري واژگاني است كه سنگر دوست و همسنگر سال‌‌هاي سخت را نشانه رفته‌اند؛ ورنه تحقيق و تفحص و نظارت بر عملكرد اجرايي دستگاه‌ها و نهادهاي دولت، بي‌چون و چرا خواست و مطالبه اصلي افكار عمومي از صاحبان آراي آنان در خانه ملت است. اين خانه با آراي حداقلي شكل گرفته باشد يا خالي از آراي بخش مهمي از جامعه باشد، مهم اين است كه مجلس مي‌بايد فارغ از نسبت خود با تنها بخش كوچكي از جامعه درصدد جلب اعتماد ملي برآيد نه آنكه از مجموعه تمام واژگان و عبارت‌هاي موجود در خزانه لغت آنان كه براي قبيح جلوه دادن يك مجموعه كافي است مدد بجويد و نامش را هم بگذارد تحقيق و تفحص.تحقيق و تفحصي كه در آن علي‌رغم روال هميشگي‌اش جاي تخلفات مالي كلان خالي است اما به اندازه وفور جاي ادبيات احساس‌برانگيز و تحريك‌آميز پر است، چه چيزي را به افكار عمومي مي‌دهد؟ غير از آنكه هراس را ناگزير روانه خانه دل اصحاب فرهنگ و انديشه سازد كه وقتي تفحص در عملكرد آناني كه سوابق و نسبت آنان با نظام ، انقلاب و روحانيت پيدا است اينچنين پر از واژه‌هاي غريب است پس تكليف آنان كه تازه در راه برداشتن گام‌هاي نخست براي اعتلاي فرهنگ و انديشه كشورند چه خواهد بود؟وقتي وزير دولت اصلاحات كه تنها عضو جامعه روزنامه‌نگاران عرب است و از دوره وزارت او است كه نمايشگاه كتاب تهران نيز غرفه‌اي را به اين انجمن ضدصهيونيستي اختصاص مي‌دهد، اينچنين توسط نمايندگان مجلس ايران زير ذره‌بين نه تخصصي كه تسويه‌حسابي قرار مي‌گيرد كه بگويند براي ترويج انديشه‌هاي صهيونيستي تلاش كرده‌اند پس تكليف ديگران چيست؟آيا غير از اين است كه نخبگان و انديشمندان و فرهنگ‌سازان در راه را به كنج انزوا و خانه‌نشيني از هراس چنين قضاوتي هدايت كند كه اتهام نفوذي و صهيونيست بودن، براي او كه سال‌هاي عمرش را در نشان دادن رذالت‌ها و خشونت‌هاي اسرائيل گذاشته است اتهام كوچكي نيست. آن‌قدر اين ادعا بزرگ است كه بتوان پس از اثباتش، ملتي را عليه چنين كسي بسيج كرد.اما فراموش نشود اگر چنين ادعايي در مسير منطق و استدلال اهالي فرهنگ و انديشه دست خالي برگردد و به اثبات نرسد در مقابل، افكار عمومي ملتي عليه صاحبان اين ادعا بسيج خواهد شد؛ چرا كه افكار عمومي نخواهد پذيرفت كسي با اين همه بار اتهام، آسوده سر بر بالين خواب بگذارد آنچنان كه نمي‌تواند بپذيرد چگونه كساني بدون اثبات اين همه اتهامات كلي آسوده‌خاطرند؟ يا بايد او كه وزارتخانه تحت نظارتش در دفاع از رژيم صهيونيستي سنگ‌تمام گذارده به سزاي اعمالش برسد يا ديگران كه در اثبات اين اتهام بزرگ كوتاهي مي‌كنند مي‌بايد پاسخگوي اين پرسش بزرگ به جاي مانده در تاريخ پارلمان ايران باشند.تفحص در فرهنگ اصلاحات به راستي آيا بي‌هيچ تسويه‌حسابي بوده و يا در تمام اين 8 سال كه فرهنگ و انديشه كشور به تاراج مي‌رفت سياست‌گذاران كلان كشور هيچ نگفتند؟چه كسي متهم اصلي است؟ او كه مجموعه بزرگ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را به سمتي كه مجلس هفتم مدعي است هدايت به بيراهه كرده يا آنان كه طي اين سال‌ها تنها به انتظار اهالي مجلس هفتم دست بر دست گذاشتند تا شايد فرجي باشند؛ يا اصلا اين همه، تنها هياهويي است براي هيچ. ‌
 مسيح علي‌نژاد

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

<كودتاي خزنده فرهنگي و سياسي طراحي‌ شده در يك دهه گذشته با انتخابات نهم رياست‌جمهوري با شكست مواجه شد.>اين سخنان يك مقام امنيتي و يا نظامي ‌نيست. يك سياستمدار هم اين سخنان را نگفته است. اينها را سيد‌احمد خاتمي ‌عضو مجلس خبرگان رهبري بيان كرده است. او اين را هم گفته است كه انتخابات نهم رياست‌جمهوري، زلزله سونامي ‌عرصه سياسي ايران بود.در اينكه اين انتخابات يك سونامي‌ بوده است يا نه البته جاي ترديد وجود دارد چون در صورت درست بودن اين امر پيدا كردن نام‌هاي مشابه درباره وقايعي چون دوم خرداد 1376 و 18 خرداد 1381 سخت مي‌شود اما به هر حال اين پديده يك سونامي‌ بود از آن جهت كه پس از اين واقعه اتفاقاتي افتاد كه تعجب همه را بر‌انگيخته است.يكي از اين اتفاقات ادبيات جديد برخي از كساني است كه خود را طرفدار انقلاب و نظام معرفي مي‌كنند‌. در حالت طبيعي انتظاري كه از اين افراد مي‌رود حمايت از روند طي شده انقلاب اسلامي‌ البته با ياد‌آوري ضعف‌ها و كاستي‌ها است‌. قطعا اين ياد‌آوري نمي‌تواند دليلي براي تخطئه تاريخ انقلاب باشد.جالب اين است كه تخطئه‌كنندگان 16 سال گذشته كه جزئي مهم از تاريخ نظام است صرفا به دفاع از عملكرد يك سال گذشته مي‌پردازند و اين 16 سال را در ازاي يك سال واگذار مي‌كنند.سخنان عضو مجلس خبرگان رهبري داراي پارادوكس‌هايي است كه مي‌تواند تعريف واژه‌هاي دانشنامه سياسي را دچار مشكل كند. ايشان احتمالا توجه دارند كه كودتاچيان طبق فرهنگ مصطلح، معمولا طي يك عمليات نظامي‌ يا تركيبي از عمليات نظامي ‌و گروه‌هاي فشار مانند آنچه در كودتاي 28 مرداد اتفاق افتاد و با زور يك حكومت مردمي ‌را سرنگون مي‌كنند.طبق تعريف، معمولا كودتا‌چيان كودتاي خود را به راي مردم نمي‌گذارند كه مردم بخواهند با راي ندادن به آنها توطئه آنها را بر هم بزنند.از سوي ديگر طبق تعريف ايشان، اين كودتا در يك دهه گذشته برنامه‌ريزي شده است و اين يك دهه رياست‌جمهوري خاتمي‌ و قسمتي از رياست‌جمهوري هاشمي‌رفسنجاني را شامل مي‌شود.معمولا كودتا عليه دولت حاكم انجام مي‌شود و با توجه به اينكه هاشمي‌رفسنجاني رئيس‌جمهور اسبق كانديداي انتخابات رياست‌جمهوري بوده است‌، مهدي كروبي با سابقه اصلاح‌طلبي و انقلابي نيز كانديداي انتخابات بوده است و جريانات ديگر اصلاح‌طلب نيز در اين انتخابات حضور داشته‌اند و به تعبير اين عضو مجلس خبرگان مردم با راي به فرد ديگري غير از اين افراد توطئه كودتا را خنثي كرده‌اند، مشخص نيست كه اين كودتا عليه چه كساني بوده است و به كدام دليل افرادي كه خود حاكم بوده‌اند مي‌خواستند عليه خود كودتا كنند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمد تقی مصباح یزدی روز دوشنبه در پاسخ به یکی از پرسش‌های همفکرانش که در همايش دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي در مشهد دور هم جمع شده بودند؛ ماجرای دیدار خود با هاشمی رفسنجانی در حاشیه اجلاس خبرگان را تعریف کرد و از رسانه‌ها گلایه کرد که به این مساله «آب و تاب» داده‌اند ماجرای این دیدار نخستین بار توسط یکی از همفکران و همکاران این روحانی مشهور اعلام شده بود. با این حال، مصباح یزدی چند روز بعد دیدار خود را با هاشمی رفسنجانی تکذیب کرد و آن را صرفاً یک سلام و احوال پرسی ساده دانست. او در این همایش که برای آمادگی این طیف در انتخابات مجلس خبرگان تشکیل شده بود، درباره ديدار خود با هاشمی رفسنجانی گفت: «اين چه اهميتي دارد كه رسانه‌ها اين‌قدر به آن آب و تاب داده‌اند! در اجلاسيه اخير خبرگان، همه آقايان بودند و همديگر را ديدند، بنده هم در راهروي مجلس به طور اتفاقي با ايشان ملاقات كردم». مصباح در ادامه توضیحات خود گفته است: من با ايشان از پنجاه و چهار سال پيش دوستي و رفاقت دارم. همكاري‌هايي هم داشته‌ايم. رفاقت ما احتياج به اين حرف‌ها ندارد. ايشان از قديمي‌ترين دوستان من است. ما از سال 1332 تا كنون با همديگر رفيق هستيم، ولي از جهت فكري و مشي عملي، اختلاف‌هايي داريم. رفاقت ديرين ما به اين معنا نيست كه در همه مسائل افكارمان همسو است. در برخی مسائل پس از انقلاب اختلاف نظر داريم. منشأ آن، گاه مسائل فقهي و گاه اجرايي است. در مسائلي از ولايت فقيه و مشي عملي در برخي امور ديدگاه‌هاي ايشان را نمي‌پسندم. هرچه وظيفه شرعي داريم عمل مي‌كنيم؛ رفاقت حجت‌آور نيست. ظاهراً مصباح یزدی در ادامه توضیحات خود پیرامون دیدار مزبور اشاره‌ای هم به سید محمد خاتمی داشته و گفته است: در اجلاسيه قبلي مجلس خبرگان رهبري هم آقاي خاتمي كنار من نشستند و گفتند چرا با ما بي‌مهري مي‌كني؟ گفتم من بر اساس وظيفه شرعي خود عمل مي‌كنم، شما هم بر اساس وظيفه عمل كنيد. هر كس بايد حجت شرعي نزد خداي متعال داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

استاد فاطمی نیا گفت: آیت الله العظمی بهجت قویاً موضوع  خواب تولد قاتل امام زمان(عج) را رد نمودند.
استاد فاطمی نیا از نزدیکان و شاگردان آیت الله العظمی بهجت طی سخنرانی در مسجد آیت الله انگجی تبریز  ضمن حمله به شایعاتی که در صدد خدشه دار ساختن اصل مهدویت است، اظهار داشتند بنده اخیرا در دیداری که با ایشان داشتم مسئله خواب را پرسیدم و آیت الله العظمی بهجت قویاً موضوع خواب تولد قاتل امام زمان(عج) را رد نمودند.
وی در این سخنرانی از مردم خواست تا به شایعات یاوه گویان اهمیتی ندهند.
اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ موضوعاتی در مورد علائم ظهور این چنین نقل قول نموده بودند که  چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند در همين لحظه قاتل امام زمان(عليه السلام)  در اصفهان متولد شده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

نشریه «نامه» که عموما مواضع، مقالات و دیدگاههای جریان ملی-مذهبی را منعکس می‌کرد، با حکم هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. درج یکی از اشعار «سیمین بهبهانی» در نشریه دلیل توقیف عنوان شده است. «علیرضا کرمانی» دبیر تحریریه ماهنامه «نامه»در این رابطه می گوید:«حکم توقیف نامه هفته گذشته از سوی هیات نظارت صادر شد و از کانال های غیر رسمی ما هم از این موضوع مطلع شدیم و با وجود اینکه تا امروز سکوت کردیم و از رسانه ای شدن آن خود داری کردیم تا توضیحات خود را به اعضای هیات نظارت ارائه دهیم، اما امروز مدیر کل مطبوعات داخلی رسما اعلام کرد که ماهنامه توقیف شده است».وی با اشاره به اتهام این نشریه در یکی از اشعار مندرج در ویِژه نامه نوروزی نامه گفت:«ما شعری از خانم سیمین بهبهانی چاپ کردیم که از یکی از کتاب های ایشان  با عنوان بهارانه تر که با مجوز وزارت ارشاد در سال 84 چاپ شده بود انتخاب شد. که نه تنها ما نه هیچ یک از شعرا یا خوانندگانمان از این شعر برداشت توهین آمیز نداشتند».کرمانی ماهنامه نامه را نشریه ای تئوریک و تحلیلی خواند و تاکید کرد:«با توجه به ساختار تحلیلی و روند کلی حاکم بر نشریه ما نه نیازی به اهانت در قالب شعر داشتیم و نه اساسا روند و عملکرد ما تا کنون در راستای اهانت به افراد و مسئولان شکل گرفته بود».توقیف نشریه «نامه» همزمان با توقیف روزنامه «شرق» صورت می گیرد و همین همزمانی تحلیلهایی را در مورد ستاندن تریبونهای طیف مهمی از اصلاح طلبان و اپوزیسیون قانونی بوجود آورده است.
همچنین، بنابر اعلام هیات نظارت بر مطبوعات،مجوز نشريات «حافظ » و «خاطره» به استناد تبصره‌ي ‌‌١١ قانون مطبوعات لغو شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

توقيف روزنامه شرق به عنوان يكي از تاثيرگذارترين روزنامه‌‏هاي اصلاح‌‏طلب بازتاب‌‏هاي بسياري در ميان انجمن‌‏هاي صنفي مطبوعات، حقوق‌‏دانان و مديران مسوول مطبوعات و احزاب داشت.

- روزنامه شرق توقيف شد
هيات نظارت بر مطبوعات روزنامه شرق را به استناد تبصره ماده 12 و براساس بندهاي 1 و 2 و 4 به ويژه بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات توقيف و پرونده آن را به دادگاه ارسال كرد .

دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات در تاريخ 19/5/85 و به منظور حمايت از ادامه انتشار شرق به صاحب امتياز فرصت داد تا ظرف يك‌‏ماه نسبت به معرفي مدير مسوول جديد اقدام كند تا امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه داشته باشد كه صاحب امتياز در تاريخ 20/6/85 با ارسال نامه‌‏اي تقاضاي مهلت دو ماهه كرد، ليكن با توجه به تخلفات مكرر از روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا انتشار كاريكاتور توهين آميز در يكي از شماره هاي اخير آن نشريه روزنامه شرق را توقيف و پرونده تخلفات آن نشريه را به دادگاه ارجاع كرد .

روز 16 مرداد ماه سال جاري نيز هيأت نظارت بر مطبوعات در پنجاه و هشتمين نشست خود، طي تذكري به روزنامه شرق اخطار داد تا ظرف مهلت يك ماه نسبت به معرفي مديرمسوول جديد خود اقدام كند كه با عدم تغيير مديرمسوول روزنامه شرق، هيأت نظارت بر مطبوعات در جلسه صبح امروز خود به دليل عدم رعايت اخطار اين هيأت، روزنامه شرق را توقيف موقت كرد.

دبيرخانه هيات نظارت بر مطبوعات در جلسه پنجاه و هشتم خود اعلام كرده بود كه اين هيات براي سومين ‌‏بار پرونده روزنامه شرق را مورد بحث و بررسي قرار داد و با توجه به صدور بيش از 70 اخطار و تذكر به اين نشريه و نيز انتشار مطالب الحادي در اين روزنامه، انتشار مطالب تفرقه آميز مشتمل بر توهين به شخصيت‌‏هاي ديني, سياسي و ملي، انتشار مطالب مغاير با مصوبات شوراي عالي امنيت ملي و همچنين به منظور حمايت از انتشار نشريات، مقرر كرد به اين روزنامه مدت يك ماه مهلت داده شود تا نسبت به معرفي مديرمسوول جديد كه پس از تصويب هيات نظارت بر مطبوعات دقت بيشتري در انتشار مطالب داشته باشد, اقدام كند.

اين در حالي است كه مهدي رحمانيان، مديرمسوول روزنامه شرق با ارسال نامه‌‏اي به هيات نظارت بر مطبوعات معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در رابطه با تغيير مديرمسوولي اين روزنامه، ضمن پذيرش حكم اين معاونت خواستار فرصتي دو ماهه (حداكثر تا پايان زمان قانوني ارائه‌‏شده در اين حكم) براي جمع‌‏بندي و انتخاب مديرمسوول جديد شده بود.

پرونده روزنامه شرق در خصوص شكايت هيأت نظارت بر مطبوعات هم‌‏اكنون در شعبه ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت مفتوح است.

********
وكيل روزنامه شرق:
تاكنون حتي يك تذكر هم از هيأت نظارت بر مطبوعات دريافت نكرده‌‏‌‏ايم
وكيل مدافع روزنامه شرق گفت: هيأت نظارت بر مطبوعات در حالي روزنامه شرق را توقيف كرده است كه حتي يك تذكر هم به دفتر روزنامه ابلاغ نشده است.
عليزاده طباطبايي در گفت‌‏وگو با "ايلنا" با بيان اين مطلب گفت: در نامه اول هيأت نظارت بر مطبوعات هم كه به ما ابلاغ شده، آمده بود كه اين هيأت تاكنون بيش از 70 تذكر به روزنامه شرق داده است، در حالي كه تاكنون ابلاغي در اين خصوص به ما نشده است و دريافت اين ميزان تذكر كذب محض است.
وي افزود: هيأت نظارت بر مطبوعات مكلف است ظرف مدت يك هفته پرونده روزنامه شرق را جهت رسيدگي به دادگاه ارجاع كند.
وكيل روزنامه شرق تصريح كرد: با توجه به اينكه پرونده روزنامه شرق در شعبه ششم بازپرسي دادسراي كاركنان دولت مفتوح است، احتمال دارد اين پرونده نيز به شعبه مزبور ارجاع شود.
عليزاده طباطبايي گفت: هنوز نظر هيأت نظارت بر مطبوعات در خصوص توقيف روزنامه شرق به دفتر روزنامه ابلاغ نشده است.
*******
مديرمسوول روزنامه شرق:
اقدام هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف روزنامه شرق عجولانه است
مديرمسوول روزنامه شرق گفت: هنوز نامه رسمي توقيف روزنامه شرق به دست ما نرسيده است.
مهدي رحمانيان در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اشاره به توقيف موقت روزنامه شرق به خاطر درج يك كاريكاتور، گفت: اين كاريكاتور هيچ توهين و افترايي را متوجه كسي نكرده است، خبري هم در كنار آن نبوده كه بتوان از آن برداشت توهين يا افترا كرد بنابراين نمي‌‏دانيم چگونه بر اساس اين كاريكاتور حكم توقيف روزنامه را داده‌‏اند.
وي با بيان اينكه اقدام هيات نظارت بر مطبوعات وزارت ارشاد هم در مورد روزنامه ايران و هم در مورد روزنامه شرق عجولانه تصميم گرفته است، گفت: توقيف شرق قانوني نيست زيرا تعويض مديرمسوول در حيطه اختيارات هيات نظارت نيست، هر چند ما براي حفظ شرق به اين خواسته تمكين كرديم اما به نظر مي‌‏رسد دوستان هيات نظارت اين را هم نپذيرفتند و حاضر نشدند به ما مهلت بدهند.
رحمانيان ادامه داد: تعويض مديرمسوول روزنامه‌‏اي مانند شرق كار ساده‌‏اي نيست كه بتوان به راحتي روزنامه را به دست كسي ديگري سپرد، اين كار زمان مي‌‏برد.
وي با اشاره به بندهايي از قانون كه بر اساس آن هيات نظارت مي‌‏تواند روزنامه‌‏اي را توقيف كند، گفت: آن موضوعاتي كه هيات نظارت ما را به خاطر آن به دادگاه فرستاد -نظير موضوع ستارخان- جز مواردي نيست كه در حيطه اختيارات هيات نظارت باشد و بر اين اساس نمي‌‏توانند روزنامه را توقيف كنند.
********
توقيف روزنامه شرق و عدم پاسخگويي مسوولان معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
مسوولان معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حاضر به پاسخگويي در خصوص كم و كيف توقيف روزنامه شرق نيستند .
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه خبرگزاري كار ايران , ايلنا, در پي توقيف موقت روزنامه شرق، خبرنگار اين خبرگزاري با حضور در معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي , خواستار پاسخگويي مسوولان اين معاونت در رابطه با اين امر شد كه متاسفانه "علي رضا مختارپور" به عنوان دبير هيات اجرايي هيات نظارت بر مطبوعات و "علاء الدين ظهوريان"، مدير كل مطبوعات داخلي معاونت مطبوعاتي حاضر به پاسخگويي در اين زمينه نشدند و اظهار داشتند اخبار اين هيات بايد توسط اعضا آن پاسخ داده شود و نماينده ارشاد در اين هيات نيز هيچ دخالتي در راي نهايي هيات نظارت براي توقيف روزنامه شرق نداشته است .
گفته مي‌‏شود كاريكاتور توهين‌‏آميزي كه در بيانيه هيات نظارت به آن اشاره شده است در نشريه روز پنج‌‏شنبه 16 شهريور روزنامه شرق به چاپ رسيده كه به گمان اعضا اين هيات، بيم توهين به يكي از مسوولان ارشد كشوري در آن به چشم مي خورد .
*******
ماشاءالله شمس‌‏الواعظين:
دولت‌‏ با چرخ چهارم دموكراسي اين‌‏گونه بازي نكند
انجمن دفاع از آزادي مطبوعات توقيف روزنامه شرق را محكوم كرد.
به گزارش ايلنا ،ماشاءالله شمس‌‏الواعظين، سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با اشاره به توقيف روزنامه شرق، گفت: اين حركت هيات نظارت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قابل پيش‌‏بيني بود، از آن جهت كه همه مطبوعات دگرانديش كه موزاييكي بودن عرصه رسانه‌‏ها را در ايران به نمايش مي‌‏گذارند، از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي تحت فشار بودند و يكايك آنها به بهانه‌‏هاي مختلف به توقيف و تعطيل كشانده شدند.
وي با بيان اينكه نامه هيات نظارت در ارتباط با روزنامه شرق يكي از بي‌‏نظيرترين اقدامات غيرقانوني يك وزارت خانه است، گفت: اين نامه به سه بند اشاره مي‌‏كند شامل «نشر مطالب الحادي»، «توهين به شخصيت‌‏هاي ملي» و «انتشار مطالب خلاف مصوبات شوراي عالي امنيت ملي»؛ در واقع وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي خود را در اين زمينه محكمه فرض كرده و در مورد اتهامات شرق راي قطعي داده است.
شمس‌‏الواعظين با تاكيد اينكه روزنامه شرق نه اولين روزنامه توقيف‌‏شده است و نه آخرين آن، تصريح كرد: انجمن دفاع از آزادي مطبوعات ضمن محكوم كردن اين عمل هيات نظارت، اعلام مي‌‏كند كه دولت احمدي‌‏نژاد سياست زمين سوخته را در عرصه رسانه‌‏هاي گروهي دنبال مي‌‏كند و به هيچ‌‏يك از مقررات و قوانين موجود از جمله حق انتشار آزادانه مطبوعات و حق برخورداري از امنيت شغلي براي روزنامه‌‏نگاران احترام نمي‌‏گذارد.
وي ادامه داد: دولت احمدي‌‏نژاد در اين زمينه دچار يك سياست شتاب‌‏زده و دور باطل شده است زيرا از يك سو مطبوعات دگرانديش را مي‌‏بندد و در نتيجه شخصيت‌‏ها و لايه‌‏هاي نخبه كشور براي ابراز نظر و اجراي مسووليت ملي خويش به رسانه‌‏هاي فراسوي مرزها پناه مي‌‏برند و از سوي ديگر ساير نهادهاي امنيتي و سياسي اين شخصيت‌‏ها را به دليل همكاري با رسانه‌‏هاي بيگانه تحت پيگرد قرار مي‌‏دهند.
سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با بيان اينكه پيش‌‏بيني مي‌‏شود با تعطيلي روزنامه شرق، آخرين حلقه رسانه‌‏اي اصلاح‌‏طلبان و بدنه اجتماعي به وسيله دولت محافظه‌‏كار احمدي‌‏نژاد اشغال شود، گفت: فقط همين دولت است كه بايد پيامدها و عواقب اين‌‏گونه اقدامات خود را بپذيرد.
وي همچنين به توقيف نشريه نامه اشاره كرد و گفت: اميدواريم دولت احمدي‌‏نژاد از گذشته عبرت بگيرد و با رسانه‌‏هاي گروهي و ركن چهارم دموكراسي اين‌‏گونه بازي نكند.
شمس‌‏الواعظين جامعه ايران را ارابه‌‏اي خواند كه با سه چرخ حركت مي‌‏كند و گفت: چرخ چهارم اين ارابه به وسيله دولت نابود شده است و اولين زيان‌‏ديده اين حركت نيز خود دولت است زيرا چرخ چهارم ارابه دموكراسي -يعني مطبوعات و رسانه‌‏هاي گروهي- به حركت جامعه اعتدال و توازن مي‌‏بخشد.
وي تصريح كرد: دولت احمدي‌‏نژاد نمي‌‏تواند روي ارابه سه‌‏چرخه هيچ باري بگذارد و اگر بگذارد، به مقصد نمي‌‏رسد، اگر هم برسد، بسيار پرهزينه مي‌‏شود.
سخنگوي انجمن دفاع از آزادي مطبوعات با بيان اينكه به دولت‌‏ها توصيه مي‌‏كنيم با چرخ چهارم دموكراسي اين‌‏گونه بازي نكنند، گفت: نتايج مخاطره‌‏آميز و دود شعله‌‏هاي آن نخست به چشم خود دولت‌‏ها مي‌‏رود.
وي افزود: هم‌‏اينك پسگرد ناشي از رعايت حقوق بشر در ايران به جايي رسيده است كه هيچ‌‏يك از عناصر ملي قادر به دفاع از هيچ جاي سياست‌‏هاي دولت نيستند و زيان اين‌‏گونه اعمال نخست حكومت و دولت را هدف قرار مي‌‏دهد.
********
رييس انجمن صنفي روزنامه‌‏نگاران ايران:
هيات نظارت حق توقيف روزنامه شرق را نداشت
رييس انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران گفت: هيات نظارت بر مطبوعات حق توقيف روزنامه شرق را نداشته و اگر به قانون مطبوعات رجوع كنيد هيات نظارت تنها در يك مورد خاص آن هم توهين به رهبري و مقدسات چنين حقي را دارد.
رجبعلي مزروعي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت‌‏: هيات نظارت اگر دليل توقيف روزنامه شرق را در محتوا يا كاريكاتور روزنامه شرق مطرح كرده‌‏ است، اين دلايل كافي نيست و بايد هيات نظارت پرونده روزنامه شرق را به دادگاه ارجاع دهد.
مزروعي گفت‌‏: انجمن صنفي نسبت به تعطيلي روزنامه شرق بيكار نمي‌‏نشيند و با صدور بيانيه‌‏, اين مورد خاص را پيگيري خواهد كرد البته مواردي كه براي توقيف روزنامه شرق مطرح شده، همانند مواردي است كه براي توقيف روزنامه ايران مطرح كرده‌‏اند.
*******
سردبير آفتاب يزد:
نبايد به خاطر يك اشتباه احتمالي روزنامه‌‏اي را توقيف كرد
سردبير روزنامه آفتاب يزد در مورد توقيف موقت روزنامه شرق اظهار داشت: آيا وقتي يك قاضي يا مدير اشتباه كند، او را سريع بركنار يا اعدام مي‌‏كنند كه در مورد اشتباهات احتمالي يك روزنامه اين طور برخورد مي‌‏كنند.
مجتبي واحدي در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، گفت: طبق قانون مطبوعات هيات نظارت بر مطبوعات تنها در صورتي مي‌‏تواند حكم توقيف يك روزنامه را صادر كند كه روزنامه يا به رهبري اهانت كرده باشد يا به مراجع عظام تقليد.
وي اضافه كرد: در روزنامه احتمال بروز اشتباه از هر نهاد و ارگاني بيشتر است زيرا مطالب روزنامه در كوتاه‌‏ترين زمان ممكن جمع‌‏آوري مي‌‏شود و بايد طبق يك زمان مشخص حجم معيني از مطالب جمع‌‏آوري شود و انتشار يابد لذا فكر مي‌‏كنم نبايد به خاطر يك اشتباه با كل روزنامه برخورد و آن را توقيف كرد البته اميدوارم مساله توقيف روزنامه شرق برطرف شود و اين روزنامه مجدد به عرصه مطبوعاتي كشور بازگردد چرا كه روزنامه شرق از روزنامه‌‏هاي تاثيرگذار چند سال گذشته بوده است و اگر اشتباهي نيز از جانب اين روزنامه صورت گرفته است، بايد به ترتيبي ديگر با آن برخورد شود.
سردبير روزنامه آفتاب يزد در پايان ابراز اميدواري كرد كه حكم توقيف موقت روزنامه شرق لغو شود و همچنين اين توقيف سر آغاز برخورد با ساير مطبوعات اصلاح‌‏طلب نباشد.
********
دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران:
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران توقيف روزنامه شرق را محكوم مي كند
انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران توقيف روزنامه شرق را محكوم و پس از تشكيل جلسه هيات مديره اعلام موضع خواهد كرد.
"بدرالسادات مفيدي"، دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه ايلنا, در رابطه با توقيف موقت روزنامه شرق تصريح كرد‌‏: پس از توقيف تعداد بسياري از روزنامه‌‏هاي كشور در سال 79 ،روند برخورد با مطبوعات با فراز و نشيب‌‏هاي بسياري توسط جريان تندرويي در بدنه حاكميت پيگيري مي شود .
وي افزود : اين جريان با ترسي كه نسبت به خطر آفرين بودن فضاي آزاد مطبوعات براي خود داشته طي سال هاي اخير برخوردهاي گوناگوني را با روزنامه هاي كشور انجام داده است كه در دولت "خاتمي" مستقيما از سوي دستگاه قضايي و دادستاني پيگيري مي شد، به طوري با سود جستن از برخي ابزارهاي شبه قانوني و با استناد به مواد 12 و 13 اقدامات قانوني و ترتيبي كه مصوب سال 1333 و مربوط به قاتلان و افراد خطرناك بود آنان را مورد خطاب قرار مي دادند .
دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران گفت‌‏: اما با توجه به يكسان سازي تركيب هيات نظارت در يك‌‏سال اخير اين روند برخورد به گونه‌‏اي ديگر متصور شد .
وي خاطر نشان كرد‌‏: به اعتقاد من اگر قرار است با تخلف مطبوعه اي برخورد شود بايد با تشكيل دادگاه مطبوعات صورت گيرد تا انگيزه‌‏ها و نيت هايي كه در پس اين مساله وجود دارد روشن شود و در رابطه با كاريكاتور اخير روزنامه شرق نيز بايد با حضور صاحبنظران و كارشناسان و همچنين مدير مسوول روزنامه استنادات ارائه اين اثر مشخص شود .
وي با اشاره به تصميم هيات نظارت بر مطبوعات در خصوص تغيير مدير مسوولي روزنامه شرق افزود: درخواست "رحمانيان" براي تقاضاي مهلت دو ماهه به لحاظ حمايتي كه در خصوص اين روزنامه وجود داشت، بود؛ چرا كه مسلما مدير مسوول جديد روزنامه شرق بايد فردي جامع الاطراف باشد كه احاطه كاملي به موضوعات اطراف خود در مباحث سياسي و فرهنگي داشته باشد و علاوه بر آن توانايي اداره روزنامه مهمي چون شرق با تعداد صفحات بالا و حجم كار فراوان را دارا باشد .
دبير انجمن صنفي روزنامه نگاران با بيان اينكه بايد با تقاضاي "رحمانيان" با تسامح بيشتري برخورد مي شد،گفت: در بحث كاريكاتور و طرحي كه هيچ توضيحي در خصوص آن وجود ندارد نيز برداشت هاي متفاوتي مي تواند وجود داشته باشد‌‏, اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات بايد اجازه مي دادند كه اين كاريكاتور با يك فعاليت كارشناسي مورد ارزيابي قرار مي گرفت و با استناد به ماده 12 كه در آن به موارد ماده 6 و موضوع الهادي اشاره مي كند را دستاويز تصميم خود قرار نمي دادند، چرا كه توهين‌‏آميز بودن اين اثر موضوعي نيست كه با يك برداشت ساده قابل اثبات باشد .
********
مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي:
تعطيلي روزنامه شرق سبب آثار زيان باري در حوزه اطلاع رساني خواهد شد
در زماني كه كشور با مسائل فراوان جهاني سر در گريبان است، گشودن حوزه‌‏هاي فردي جديد حاصلي جز انحراف افكار عمومي و فشار مضاعف بر تيم مذاكره كننده ندارد كه اين امر نيز با منافع ملي و تدابير درست آن ناسازگار است.
"محمدجواد حق شناس"، مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي در گفت‌‏وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و انديشه خبرگزاري كار ايران‌‏, ايلنا , در رابطه با تصميم اخير هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف روزنامه شرق تصريح كرد: در مرحله اول تعطيلي يك روزنامه در صنفي كه كارشان از مصاديق فعاليت هاي سخت و زيان آور است را محكوم مي كنم.
وي افزود: ثانيا عدم انتشار روزنامه وزين , جدي و پر مخاطبي كه با تلاش فراوان در عرصه اطلاع رساني به چاپ مي رسيد را تصميم گيري همراه با عجله ارزيابي مي كنم كه داراي آثار زيان باري در امر اطلاع رساني خواهد بود .
مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي گفت‌‏: در اين مقطع زماني كه تمامي نگاه هاي جهاني متوجه ايران است و پرونده هسته اي آن در دستور شوراي امنيت سازمان ملل قرار دارد هر خبر جديد مي تواند سبب تضعيف موضع مذاكره كنندگان پرونده هسته‌‏اي در مذاكره با نمايندگان اتحاديه اروپا باشد.
******
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت:
توقيف روزنامه منتقد دولت تلاش براي خاموش كردن باقيمانده نغمه‌‏هاي غيرهمسوست
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي گفت: توقيف مهمترين روزنامه منتقد دولت، تفسير اجتناب‌‏ناپذيري از تلاش جناح حاكم براي خاموش كردن باقيمانده نغمه‌‏هاي غيرهمسوست.
كريم ارغنده‌‏پور در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"، با اشاره به توقيف روزنامه شرق تصريح كرد: در شرايطي كه حدود سه ماه به انتخابات خبرگان و شوراها باقي مانده است، خاموش كردن اثرگذارترين رسانه غيرهمسو با جناح حاكم، محدود كردن فضاي ارتباطي و يك طرفه كردن جاده انتخابات به نظر مي‌‏رسد.
وي افزود: نوع برخورد جناح حاكم با منتقدان خود شاخص‌‏ترين معيار و محك ميزان آزادي در كشور و برجسته‌‏ترين نقطه در كارنامه آنها در زمان حاكميت يكپارچه است. از سوي ديگر به نظر مي‌‏رسد فارغ از جنبه‌‏هاي قانوني و سياسي، از زاويه مصلحت‌‏سنجي نيز در شرايطي كه به واسطه حساسيت‌‏هاي بين‌‏المللي در زمينه پرونده هسته‌‏اي منطقا اتحاد و تقويت همبستگي در داخل بايد مهمترين مولفه در جهت تامين منافع و امنيت ملي محسوب شود، توقيف مهمترين رسانه منتقد امري فاقد درايت بوده است.
ارغنده‌‏پور با بيان اينكه به نظر مي‌‏رسد تلقي جناح حاكم از افكار عمومي، پديده‌‏اي بدون روح است كه مي‌‏توان با تبليغات غالب و يك سويه آن را به هر سو كه اراده مي‌‏كنند، سوق دهند، تصريح كرد: اين تلقي توهين‌‏آميز از افكار عمومي اگر درست باشد، نشانگر اختلال اساسي در نحوه نگرش آنها از پديده افكار عمومي است، پديده دوم خرداد، شاهدي قوي در اين باره است ولي متاسفانه عبرت‌‏آموزي از تاريخ در كشور ما امري غريب است.
وي افزود: متاسفانه فضاي رسانه‌‏اي كشور روز به روز به سستي مي‌‏رود كه امكان‌‏پذيري روزنامه‌‏نگاري مستقل و اطلاع‌‏رساني مطلوب را منتفي نشان مي‌‏دهد.
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي راي هيات نظارت بر مطبوعات در مورد روزنامه شرق را فاقد وجاهت قانوني خواند و گفت: هيات نظارت بايد به اين پرسش پاسخ دهد كه طبق كدام مجوز قانوني، در خصوص يك نشريه واحد اختيار رد صلاحيت مديرمسوولي را كه قبلا احراز صلاحيت‌‏شده دارد؟ تفسير موسع از قانون معمولا مربوط به زماني است كه به نفع شهروندان و در جهت توسعه آزادي‌‏هاي جامعه و محدود كردن عناصر قدرت است ولي ظاهرا در كشور ما مساله برعكس است و متاسفانه پاره‌‏اي نهادها برخلاف روح قانون اساسي و شيوه مردم‌‏سالارانه پذيرفته شده در آن، به اقداماتي دست مي‌‏زنند كه به جاي توسعه آزادي در جهت قبض آن و توسعه محدوديت قانون را تفسير مي‌‏كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

خبر کوتاهی بود. شرق توقیف شد. دلایل مثل همیشه: ۷۰ شکایت مقامات رسمی و غیررسمی که در روزهای تصمیم به کار حقوقی می آید و پشتوانه ی عملیاتی میشود؛ نکته دیگر در ظاهر، به خاطر کاریکاتوری که باز هم معتقدند به افتخارات ترک زبانان و آذری ها جفا شده است. با توجه به بازگشایی مجدد روزنامه ایران، گویا کسانی هستند که همواره میخواهند ترکها را رویاروی اهل فرهنگ قرار دهند. اگر چنین باشد این از همه ی اهانت ها برای ترکهای با فرهنگ ایران توهین آمیزتر است. دلیل فنی تغییر مدیر مسئول هم که بنا به گفته ی مسئولان شرق قابل حل بود. اما جدای از این حرفها، شامه اهالی سیاست بفهمی نفهمی حس میکنند که روزنامه ها نباید از یک حد معینی در جامعه تأثیرگزارتر شوند؛ و در بعضی مسائل هم که اصلاً کسی نباید هیچ نوع اطلاع رسانی انجام دهد. شرق هم تأثیر گزار شده بود و هم تنها رسانه جدی و پرتیراژ مجموعه ای بود که قرار نبود حرفشان شنیده شود. سال انتخابات و روزهای سرنوشت ساز اتمی، شب سالگرد شرق و حضور همه ی اندیشمندانی که بهتر است نیندیشند و دفاع از خاتمی و پوشش مخالفت گسترده با هتاکان هم مثل رفیق بد و ذغال خوب نباید بی تأثیر باشند. ما که امیدواریم شرق دوباره منتشر شود، ولی اگر نشد تا همین جای کار هم شرقی ها در این دوران سخت که قرار نبوده صدای خیلی ها شنیده شود و آنها چنین کردند، کارشان کارستان بوده است. ملت ایران و تاریخ، قدر شناس بر و بچه های شرق خواهند بود. حیف شد. شرق واقعاً روزنامه بود!

محمد علی ابطحی

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مهدي رحمانيان در مورد انتشار كاريكاتور توهين‌آميز در يكي از شماره‌هاي اخير اين روزنامه كه در نامه‌ي هيات نظارت بر مطبوعات ذكر شده است، گفت: انتشار كاريكاتور توهين‌آميز را قبول ندارم. مديرمسوول روزنامه شرق در گفت‌وگو با ايسنا با بيان اينكه هنوز تا لحظه ارسال خبر نامه توقيف روزنامه شرق از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات به دستش نرسيده است، اظهار داشت: در رابطه با تغيير مديرمسوول روزنامه، روز گذشته نامه‌اي به هيأت نظارت بر مطبوعات نوشتم و نامه ارسال شده است؛ اعتراض حق ماست و قطعا به اقدام هيأت نظارت بر مطبوعات اعتراض خواهيم كرد. وي درباره‌ي موضوع انتشار كاريكاتور توهين‌آميز كه در متن اطلاعيه هيات نظارت بر مطبوعات آمده است، گفت: در يكي از صفحات شماره‌هاي اخير روزنامه، صفحه‌ي شطرنجي كشيده شد كه دو مهره‌ي سفيد و سياه در آن وجود داشت و براي ديده شدن و نمايان شدن مهره‌ي سياه بقيه‌ي خانه‌ها سفيد بود و هيچ مفهوم ديگري نداشت. رحمانيان، وارد جزييات مطلب و تاريخ انتشار كاريكاتور نشد و در مورد اين كه آيا درخصوص تخلفات متعددي كه در اطلاعيه هيات نظارت اشاره شده، اخطاريه‌اي دريافت كرده است؟ گفت: اخطاريه‌اي دريافت نكردم به جز يك مورد و موارد متعدد را قبول ندارم. مديرمسوول روزنامه‌ي شرق، درباره‌ي روند توقيف نشريات در هيات نظارت بر مطبوعات اظهار داشت: اين كار را از طرف هيات نظارت بر مطبوعات نمي‌دانم؛ هيات نظارت اگر مساله‌اي دارد بايد اين پرونده به دادگاه برود و دادگاه در اين مورد تعيين تكليف مي‌كند. رحمانيان ادامه داد: قانون موارد توقيف نشريات را براي هيات نظارت بر مطبوعات مشخص كرده است. واكنش در مورد كاريكاتور جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست و نمي‌تواند به اين دليل روزنامه‌اي را توقيف كند و طبق قانون اين مورد جزو وظايف هيات نظارت بر مطبوعات نيست. هيات نظارت بر مطبوعات روزنامه‌ي شرق را به استناد تبصره‌ي ماده‌ي 12 و بر اساس بندهاي 1،2،4 و به ويژه بند 8 ماده‌ي 6 قانون مطبوعات توقيف و پرونده‌ي آن را به دادگاه ارسال كرد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در متن ارسال شده از سوي دبيرخانه‌ي هيات نظارت بر مطبوعات آمده است: «اين هيات در تاريخ 19/5/1385 و به منظور حمايت از ادامه‌ي انتشار نشريه‌ي شرق به صاحب امتياز فرصت داد تا ظرف يك ماه نسبت به معرفي مديرمسوول جديد كه امكان نظارت بيشتر بر مطالب نشريه را داشته باشد اقدام نمايد كه صاحب امتياز در تاريخ 20/6/1385 با ارسال نامه‌اي تقاضاي مهلت دو ماه ديگر نمود. ليكن با توجه به تخلفات مكرر روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا با توجه به انتشار كاريكاتور توهين‌آميز در يكي از شماره‌هاي اخير آن نشريه به اتفاق آراء روزنامه‌ي شرق را توقيف كرد و پرونده‌ي تخلفات اين نشريه را به دادگاه ارجاع نمود.»

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

روزنامه «شرق» توقیف شد.این روزنامه با دستور هيات نظارت بر مطبوعات توقيف و انتشار آن از فردا (سه‌شنبه) ممنوع شد. شنیده شده است، حکم توقیف روزنامه‌ «شرق» به دلیل چاپ کاریکاتوری در صفحه‌ آخر روز 16 شهریور این روزنامه صادر شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

روابط عمومي ماهنامه سياسي نامه در اطلاعيه‌اي اعلام كرد كه اين نشريه بنا به راي هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شده است. بنا براعلام روز دوشنبه اين نشريه، تصميم اخيرهيات نظارت بر مطبوعات در جلسه سيزدهم شهريور ماه امسال اين هيات اتخاذ شده است. مجيد تولايي سردبير ماهنامه نامه دراين‌باره به ايرنا گفت: علت توقيف نشريه به دليل انتشار سروده‌اي از سيمين بهبهاني ذكر شده است. وي افزود: اين شعر از يكي از كتابهاي اين شاعر كه براي دومين بار در سال گذشته مجوز تجديد چاپ را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دريافت كرده است ، برداشت شده بود و هيچ دخل و تصرفي در آن صورت نگرفته است. تولايي ادامه داد: هيات نظارت بر مطبوعات انتشاراين شعر را توهين به مقامات كشور تلقي كرده است. وي يادآورشد كه اگر اين شعر به لحاظ محتوايي ايراد داشت، بايد مجوز چاپ و تجديد آن از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارشاد صادر نمي‌شد. سردبير ماهنامه نامه تصريح كرد: هيات نظارت بر مطبوعات اين حكم را به مسوولان نشريه ابلاغ نكرد و تنها رونوشت تصميم خود را كه به دادسراي ويژه كاركنان دولت و رسانه‌ها ارسال شده بود، به دفتر ماهنامه ارسال شده است. تولايي ادامه داد: شعر بهباني در شمار ‪ ۴۸‬ماهنامه كه اسفند ماه ‪ ۸۴‬منتشر شد به چاپ رسيده است. كيوان صميمي بهبهاني  مديرمسئول و صاحب‌امتياز نشريه نامه است و هم‌اكنون در خارج از كشور به سر مي‌برد. وي پيش از اين به اتهام تبليغ عليه نظام و اهانت به برخي نهادها به دادگاه احضار شده بود كه پرونده آن مختومه اعلام شد. هيات نظارت بر مطبوعات همچنين امروز راي به توقيف روزنامه "شرق" داد. روزنامه ايران ارگان رسمي دولت نيز بيش از ‪ ۱۰۰‬روز است كه با راي هيات نظارت بر مطبوعات در توقيف موقت بسر مي‌برد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رييس جبهه مشاركت شاخه فارس گفت: اظهارات فاطمه رجبي در مورد سفر آقاي خاتمي به آمريكا جنبه تبليغاتي دارد و صرفاً براي مشهور شدن است.محمد گلرخيان در گفت و گو با فارس افزود: افراد نبايد با سوء استفاده از موقعيت خود ،‌ حرفي بزنند كه بعدها بايد جواب آن را بدهند. وي اظهار داشت: خاتمي يك چهره شناخته شده بين المللي است كه نبايد غير كارشناسانه و حرف غير معمول و فقط بر اساس احساسات زد كه عواقب آن منفي باشد. گلرخيان ادامه داد: مسوولان ذيربط بايد درباره اينكه چرا در اين موقعيت چنين حرفي زده شده است و همچنين اثرات منفي داخلي و بين المللي، اظهارات خانم فاطمه رجبي را با دقت بررسي كنند. فاطمه رجبي طي اظهاراتي گفته بود كه آقاي خاتمي براي دريافت دستمزد هشت ساله اش از آمريكا به نيويورك سفر كرده و وي بايد خلع لباس شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

هیات دولت در مصوبه‌ای اعلام کرد که «از اوايل سال 1386 مصرف قند و شكر در ادارات ممنوع خواهد بود و كاركنان دولت موظف هستند به جاي قند و شكر از خرمای خشك و كشمش استفاده كنند». پيش از اين نيز دولت طی بخشنامه‌ای مصرف نوشابه‌های گازدار در ادارات دولتي را ممنوع و به جاي آن، مصرف دوغ و شربت آبليموی خنك را توصيه كرده بود. صدور این مصوبات با انتقاد روزنامه «کیهان» مواجه شد. این روزنامه در یادداشتی در شماره امروز دوشنبه خود نوشت:«ترديدي نيست كه مصرف خرماي خشك و كشمش به جاي قند و شكر و مصرف دوغ و شربت آبليموي خنك به جاي نوشابه هاي گازدار يك توصيه سودمند بهداشتي است و كساني كه به اين توصيه ها عمل مي كنند اگر پاداش معنوي و اخروي نداشته باشند- كه احتمالا دارند- به يقين از اجر مادی و دنيوی آن بي نصيب نمي مانند. اما سؤال اين است كه دولت به چای كارمندان چكار دارد كه با قند و شكر بنوشند يا خرماي خشك و كشمش!؟ و يا اين كه نوشابه گازدار مصرف كنند يا دوغ و شربت خنك آبليمو؟!» این روزنامه افزود:«ممكن است گفته شود اين توصيه ها از شدت دلسوزي دولت براي سلامت كاركنان خود و صد البته؛ تماميملت است كه «حرف حساب» است، اما نسنجيده و حساب نشده! چرا كه، امر و نهي رسمي و دولتی فقط در مورد اقدامات نامشروع و آنچه در قوانين كشور ممنوع اعلام شده مجاز است به عنوان مثال، در آموزه هاي اسلاميی كارهاي واجب «امر» و كارهاي حرام «نهی» مي شوند و هيچگاه ديده نشده- و معقول و شرعي و منطقي هم نيست- كه مردم را وادار به انجام يك كار «مستحب» كرده و يا ملزم به ترك يك «مكروه» كنند. كاركنان دولت هم بخشي از مردم هستند و به طور طبيعي و منطقي مشمول همين قاعده كلي خواهند بود». کیهان افزود:«شايد تصويب كنندگان مصوبه‌های ياد شده بر اين باور باشند كه اختيار كاركنان دولت در دست دولت است كه سخنی منطقي و قابل قبول است اما فقط در حوزه الزامات شرعي و قانوني و نه در همه امور و از جمله امور شخصي، چرا كه كاركنان دولت در اختيار دولت هستند ولي «برده» دولت نيستند كه دولت بتواند در حوزه كاملا شخصي و سليقه اي آنان دخالت كرده و امریه صادر كند. در اينگونه موارد، توصيه دولت بسيار مفيد خواهد بود. اما صدور امريه و الزام و اجبار كاركنان پسنديده نيست، همانطور كه در انجام مستحبات و ترك مكروهات فقط توصيه مي شود و نه اجبار». این روزنامه از دولت پرسيده:«در ميان منكرات موجود در جامعه، كه بسياري از آنها در حوزه مسئوليت دولت است، تنها مصرف قند به جاي خرمای خشك و استفاده از نوشابه گازدار به جای شربت آبليموي خنك، منكراتی هستند كه توجه دولت را به خود جلب كرده و درپي رفع آن برآمده است؟ اگر پاسخ منفي است- كه منفي است- چرا مبارزه با منكرات ديگر تا اين اندازه مورد توجه دولت محترم قرار نگرفته است؟!»

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

«محمد تقی مصباح یزدی» در حالی فعالیت انتخاباتی خود و شاگردانش به شکل مستقل از اصولگرایان برای انتخابات آتی مجلس خبرگان را «توهم» خوانده، که در روزهای اخیر همایش تشکیلاتی حامیان وی در مشهد برگزار شده است. در این همایش که میزبانی آن را « سيد يوسف علم‌الهدي» امام جمعه مشهد و از همفکران مصباح برعهده داشت، در کنار مباحث تئوریک همچون «جایگاه رای مردم در تشکیل حکومت» و «رسالتهای خواص»، مباحث انتخاباتی داخلی این طیف نیز به بحث گذاشته شد.این، چندمین همایشی است که به عناوین مختلف و به میزبانی علم الهدی در مشهد برای مصباح و همفکرانش برگزار می شود. گفته می شود علم الهدی خود از کاندیداهای مورد حمایت طیف مصباح در انتخابات دوره چهارم خبرگان در استان خراسان رضوی است.این همایش درحالی برگزار می شود که در روزهای اخیر،روزنامه «کیهان» بعنوان محوری ترین روزنامه اصولگرایان،به حمایت جدی از مصباح و طیف وی برخاسته و به عناوین مختلف، تیتر و عکسهایی را از مصباح یزدی در صفحه اول شماره های اخیر خود درج کرده است. همچنین، مدیر مسؤول این روزنامه در مقاله‌ای بشدت از اظهارات «علی اکبر محتشمی پور» عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز انتقاد کرده بود. 
مقاله حسین شریعتمداری در دفاع از مصباح (کلیک کنید)
اظهارت مصباح درباره خبرگان و ولایت فقیه
اما در همایشی که با عنوان «خواص؛ رسالت ها و مسووليت ها در تحقق اهداف اسلامي و گام هاي پيش رو» در مشهد برگزار شد، مصباح یزدی خود سخنران افتتاحیه بود. او در سخنانش بار دیگر مشروعیت مردمی ولی فقیه را نفی کرد و گفت:«ولي فقيه به صورت عام از سوي امام معصوم (ع) نصب شده . مردم به وسيله خبرگان منتخب خود، از ميان افراد محدودي که به عنوان عام توسط امام معصوم (ع) نصب شده اند، ولي فقيه را شناسايي و معرفي مي کنند». مصباح يزدي در مورد انتخابات خبرگان نیز گفت: در ديدار اخير رهبر معظم انقلاب اسلامي با اعضاي مجلس خبرگان رهبري، ايشان فرمودند افرادي که صلاحيت ورود به خبرگان را دارند، واجب است خود را در معرض قرار دهند. يعني شخصيت حقوقي آنان با ارزش است. وي وجود افراد با صلاحيت را براي تصدي جايگاه هاي مديريتي ارزشمند عنوان کرد و بيان داشت: اگر افرادي به ناحق پست ها را تصدي کردند، بايد آنان را از اين پست ها پايين آورد و شايستگان را بر جايشان نشاند. نبايد ضرورت جايگاه را به ضرورت شخص، نسبت دهند. اگر گفته مي شود نظام اسلامي ضرورت دارد، افرادي مي گويند ما نظام اسلامي هستيم و وجودمان ضروري است. اين نادرست است. 
عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان برخي روايات، نياز جامعه به خواص شايسته را بيش از نيازهاي مادي دانست و ادامه داد: اگر افراد نالايق، پستي را به ناحق تصدي کنند، علاوه بر اين که آن را غصب کرده اند، جامعه را از برکات افراد شايسته محروم نموده اند. مانند پزشکي که داروي اشتباه براي بيمار تجويز کند که گاه منجر به مرگ وي مي شود. چنين افرادي نه تنها مورد تقدير و تشکر نيستند، بلکه وظيفه مردم، شناسايي و برکنار کردن اين افراد است. وي نظريه دموکراسي را در محافل فلسفه سياسي جهان مورد نقد جدي توصيف و تصريح کرد: يکي از اشکالات اين است که اگر پنجاه درصد مردم به اضافه يک نفر، به فردي راي دهند، اطاعت از او بر همه لازم است. چرا اين فرد بر پنجاه درصد منهاي يک نفر ديگر بايد حکومت کند؟ اين يک نفر خيلي شناور است؛ با اين حال آنان مي گويند پاسخي بهتر از اين نداريم. اين نظريه به شدت لرزان چگونه مي تواند سرنوشت ملل را تعيين کند؟ جالب اينجاست که ليبرال دموکراسي را اوج تمدن بشر مي دانند. 
اظهارات معاون مصباح علیه احزاب و خاتمی
«سيد احمد رهنمايي» معاون اطلاع رساني مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خمينی که مدیریت آن برعهده مصباح یردی است، در سخنان خود به انتقاد از احزاب پرداخت و گفت: در طول دو دهه گذشته انقلاب اسلامي، برخي احزاب از مقام ولايت خود را جلوتر دانستند و برخي عقب‌تر حركت كردند؛ ولي گروهي سعي كردند پا به پاي ولايت حركت كنند. وي تصريح كرد: گروه اول، خود را هم‌شأن رهبري دانستند و گروه ديگر، هر چه سعي كردند نتوانستند موفقيت كسب كنند؛ اما افرادي كه پا به پاي ولايت حركت كردند، امروز در تلاشند تا اهداف اسلامي را در دولت اجرا كنند. رهنمایی با انتقاد از حزب کارگزاران گفت:«حزبي كه از بيت‌المال ارتزاق كرد، امروزه با كمال جسارت اعلام مي‌كند گرچه ما مسلمان هستيم ولي ليبرال دموكرات مي‌باشيم.اين انحراف بزرگي است و بايد جلوي آن گرفته شود». وي همچنین از درخواست «سید محمد خاتمي» مبني بر ملاقات با كارتر به شدت انتقاد كرد.
مختصات اصولگرایی
علم الهدی میزبان همایش هم در سخنان خود به انتقاد از جریانهای مخالف پرداخت و گفت:« طبق آموزه‌هاي قرآني، افرداي كه ازآبشخور انديشه‌هاي غربي تغذيه مي‌كنند، از ساختار اصول‌گرايي خارج هستند. اصول‌گرايي آن است كه گرايش‌ها، دوستي‌ها و دشمني‌هاي خود را بر اساس اصول، ايمان و احكام و آموزه‌هاي اسلام، مبتني كنيم». وی افزود:«امروزه، دو جريان عمده در كشور وجود دارد؛ جريان اسلام‌گرا؛ كه ملاك آن در عرصه‌هاي انديشه‌اي، رفتاري و آموزه‌ها و دستورهاي اسلام است. جريان ديگر، جريان قرار داد اجتماعي است كه گرايش آن به ساختار جامعه بر اساس يك قرارداد اجتماعي مي‌باشد». 
گفتني است اين همايش به دعوت دفتر پژوهش‌هاي فرهنگي وابسته به مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قم برگزار شد. اين همايش در سه كميسيون با عنوان‌هاي «راهكارهاي فرايند تحقق اهداف اسلامي در مرحله تشكيل دولت اسلامي»، «نقش انتخابات در تحقق اهداف اسلامي» و «اصولگرايي؛ مباني، شاخصه‌ها، لوازم و موانع» برگزار شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 شهریور1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مراسم بزرگداشت بيست‌و‌هفتمين سالگرد رحلت آيت‌ا... سيدمحمود طالقاني عصر روز جمعه‌در زادگاهش واقع در روستاي گليرد بخش طالقان ساوجبلاغ برگزار شد.در اين مراسم علي موسوي‌گرمارودي شاعر و نويسنده در سخناني خواستار شناساندن هرچه بيشتر ابعاد شخصيتي و انديشه‌هاي آيت‌‌ا...‌طالقاني به مردم به‌خصوص نسل جوان جامعه شد. وي گفت: در طول ساليان گذشته درمورد شخصيت ‌اين عالم رباني سخنان فراواني از سوي بزرگان ‌اهل علم و دين بيان شده اما هنوز مردم به ‌ژرفاي حقيقي و حقوقي انديشه‌هاي اين مجاهد نستوه آشنايي لازم را پيدا نكرده‌اند. وي افزود: كشورهاي مختلف از فعاليت‌هاي ديني و مذهبي مرحوم طالقاني به‌خصوص تفسير كتاب ‌آسماني قرآن كريم، براي هدايت جامعه خود و جذب نيروي جوان بهره‌مندي مناسب را برده‌اند اما نسل جوان اين مرز و بوم اسلامي هنوز با ابعاد شخصيتي اين سيد بزرگوار به درستي آشنا نيست. موسوي‌گرمارودي تاكيد كرد: آيت‌‌ا... طالقاني جايگاه رفيعي در تاريخ ايران اسلامي دارد و مسوولان بايد بستر مناسب را براي آشنايي هرچه بيشتر گروه‌هاي سني مختلف با انديشه‌هاي اين شخصيت بزرگ فراهم كنند. به گفته وي، رابطه صميمي آيت‌ا... طالقاني با جوانان از ويژگي‌هاي منحصر به فرد ايشان بود و همين امر بحران‌هاي مختلفي را در مناطق مختلف كشور اوايل پيروزي انقلاب اسلامي تبديل به آرامش كرد. وي اظهار داشت: آيت‌ا... طالقاني با حمايت همه‌جانبه ‌از امام‌خميني‌(ره) و انديشه‌هاي آن حضرت در دوران خفقان در ايران توانست با زبان گوياي خود كه به تعبير امام راحل همچون شمشير مالك‌اشتر بود مردم و به‌خصوص جوانان را در مبارزه با رژيم ستم‌شاهي ياري كند

در ادامه بخوانید :

رويه طالقاني، مشق سياسي آينده - محمد رضايي

زندگي‌ آيت‌الله طالقاني - احمد جلا‌لي‌فراهاني

روشنفكر روحاني - محمد اسفندياري


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در آن روز جوي را كه منافقين به وجود آورده بودند و شعارهايي كه در شهرستان ها و خيابان هاي تهران مي دادند و تحركاتي كه ايجاد مي نمودند، كاري مي كردند كه چهره هايي مانند شهيد بهشتي (ره) و آیت الله خامنه اي و حجت الاسلام هاشمي در جامعه ي ما مورد سوءظن قرار گيرند و از اين طريق انقلاب ما را منحرف كنند و تضعيف نمايند.
كما اين كه در يك جريان در خراسان عده اي بر عليه اين سه شخصيتي كه نام بردم شعار داده بودند و در يك ملاقات كه من با امام (ره) داشتم، امام (ره) فرمودند: اينها كه عليه بهشتي و خامنه اي و هاشمي شعار مي دهند نظرشان به اين سه نفر نيست. نظرشان من هستم، بلكه من هم نظر آنها نيستم، نظر آنها اسلام است.»
آري! آنها با انقلاب اسلامي مخالفند ولي چون نمي توانند عليه انقلاب اسلامي، عليه رهبر حرفي بزنند، لذا به چهره هاي بعد از امام (ره) مي چسبند و مي خواهند آنها را لكه دار كنند و در نتيجه از طريق لكه دار كردن آنان و كوبيدن و ترور شخصيت آنها، انقلاب را در واقع ترور كنند و منحرف نمايند.»
مطالب فوق بخشي از خاطرات حجت الاسلام و المسلمين فردوسي پور است كه به مناسبت هفت تير در مجله ي پاسدار اسلام ـ مورخ تيرماه 1362، صفحه ي 56 ـ منتشر شده است.  
مداقه در نوشته ي اخير خانم فاطمه ي رجبي، همسر سخنگوي دولت و نويسنده ي كتاب (احمدي نژاد معجزه ي هزاره ي قرن سوم) سخنان حكيمانه ي امام راحل را بار ديگر در ذهن تداعي مي كند.
به راستي چگونه است كه وي به عنوان مدعي ولايت مداري و اطاعت پذيري از مقام معظم رهبري، تنها با فاصله ي يك از فرمايشات معظم له در ديدار اعضاي مجلس خبرگان كه فرمودند: « بعضى با انگيزه‏هاى سياسى و بعضى با انگيزه‏هاى حتّى دينى اشخاص - چهره‏هاى سياسى، چهره‏هاى دينى، چهره‏هاى انقلابى، موجّهين حوزه‏هاى علميه و حتّى محترمين از علما و روحانيون - را مورد تخريب قرار ميدهند. اين چه كارى است؟!
اين نه منطق شرعى دارد و نه منطق عقلايى؛ نه شرع با اين كار موافق است، نه عقل. اگر واقعاً انسان از يك جهتگيرى‏اى كه خيال ميكند فلان كس يا فلان كسان در آن جهتگيرى هستند، ناراضى است، راهش تخريب و اهانت به اشخاص نيست، راهش اسم آوردن از اين و آن نيست، راهش تبيين است. از اول، حركت انقلاب بر اساس تبيين به وجود آمد و حقايقى تبيين شد. وقتى انسان يك جايى روشنايى را معرفى كرد، تاريكى به خودى خود معرفى خواهد شد. عيبى ندارد تاريكى را هم معين كنند. اسم آوردن از اشخاص، تخريب كردن چهره‏هاى محترم و موجّه، منطق عقلى ندارد.»
به دوران مديريت روحانيت در شانزده سال گذشته مي تازد و از جايگاه متجري سياسي مي نويسد: «واقعيت آن است كه محمد خاتمي به عنوان عامل اصلي اجراي اصلاح طلبي امروز دستمزد 8 سال تلاش خود را از آمريكايي ها به ويژه كاخ سياه مي گيرد.
اگر چه اين گام هم در كارنامه درخشان انديشه گري وي نمره اي  ديگر را اضافه مي كند، اما اگر او همگام با عناصري چون اكبر گنجي ... به حساب آيد نه تنها گردي از عملكردش بر دامن نظام اسلامي و ملت ايران نمي نشيند بلكه بيانگر عظمت بيش از پيش ملتي است كه بالاخره پس از 8 سال و بلكه 16سال عقبه آمريكايي ويرانگري ها را به درستي شناخت و با امداد حضرت ولي عصر (عج) به طرد و اخراج آن از عرصه حاكميت راي داد.» و نيز مي نويسد: « مجمع تشخيص مصلحت به دليل جايگاه خاص بايد در پيشگاه ملت پاسخگو باشد.
اين مجمع و تك تك اعضاي آن كه نسبت به ايجاد مثلث ناميمون ـ هاشمي، خاتمي، روحاني ـ در مركز تحقيقات استراتژيك سكوت و بي تفاوتي پيشه كردند، از سوي ملت امروز مورد مواخذه اند، كه چرا «محمد خاتمي» در حركت ضد ملي خود براي ورود به خاك آمريكا با استقبال بي سابقه كاخ ننگين سفيد، به عنوان «يك مقام رسمي» اعلان مي شود.
آيا اين «مقام» به معناي حضور او در آن «مثلث» نيست؟ و آيا برنامه اين حركت از سوي آن مثلث مورد قبول واقع نشده است؟ آيا مجمع تشخيص مصلحت هرگونه پيوند فكري و اعتقادي و سياسي با ملت را قطع كرده كه به گفته روزنامه «واشنگتن پست» در «شديدترين برخورد آمريكا عليه دولت جديد ايران»، «خاتمي» منادي «عشق و محبت» نسبت به آمريكا شده است؟»
او اين همه ناسزا و اتهام را بر خلاف نص صريح مقام معظم رهبري منتشر مي كند، آنگاه آواي حمايت از رهبري سر مي دهد. راستي چگونه مي توان صداقت كسي را باور كرد كه در ميدان عمل هيچ گونه توجه و التزامي به منويات رهبري نمي كند؟، به نظر مي رسد خانم رجبي نه با هاشمي، خاتمي و روحاني كه با شخص رهبر معظم انقلاب مشكل دارد.
ولي چون نمي تواند مستقيما به ايشان بتازد، ناچار ياران وي را سيبل تيرهاي كين آلود خود قرار مي دهد. آيا شانزده سال رياست جمهوري هاشمي و خاتمي مورد تنفيذ و حمايت مقام معظم رهبري قرار نگرفته است؟
و آيا دولت هاشمي از سوي رهبري به دولت كريمه ـ دولت امام زمان (عج) ـ ملقب نشده است؟ و آيا دكتر حسن روحاني از نماينده ي رهبري در شوراي امنيت ملي نمي باشد؟ نتيجه اين كه اگر ايشان به فرموده ي خانم رجبي  داراي عقبه ي آمريكايي هستند، بايد رهبري بنا به مسئوليتي كه در قبال روند صحيح نظام دارد، مقصر اصلي قلمداد شود، چراكه نتوانسته و يا نخواسته از انحراف نظام جلوگيري كند.
به راستي خانم رجبي چگونه مي تواند با اين روحيه ي آتشين و حماسي خود، دوستدار چنين رهبري باشد؟ بنابراين پذيرفتني نيست كه هدف خانم رجبي تنها متهم كردن هاشمي، خاتمي و روحاني باشد، بلكه هدف و حداقل ثمره ي كارهاي ايشان به تضعيف رهبري منجر مي شود.

* حوزه ي علميه ي قم ـ علي موسوي

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 

ای شروع لطیف,جای الفاظ مجذوب تر خالی

در این 2/3 هفته ی اخیر خبرگزاری های داخلی چنان حول محور تذکار خانم فاطمه رجبی گشته اند,که هم ایشان به مشتاق رسیده اند و هم دوستانی در بزنگاه نقد, ره افسانه زدند...
بارها میخوانم و میشنوم,همسر الهام! به زعم نگارنده این شخص متعلقاتی دارد,که یکی از آنها نام و نشان است!به اعتقاد خویش میخواهیم به او وقعی ننهیم,پاسخ آن همه مطالب پارادوکسیکال و التقاطی را نه به وی که همسرش میدهیم!!!
برادران,خواهران به مولا آب در هاون میکوبید!!نقد آنست که روشن گری کنیم نه بر ظلمتی بیفزائیم!این ماجرا و افکار خانم رجبی آنچنان پیچیده و مواج نیست که درباره ی آن چنین ,قلم فرسایی کنیم!
همگان مستحضرید که ایشان هدفشان نامی شدن است و چه دیواری کوتاه تر از مرد بحران و سید خندان!!!
از آنسوی هرگاه دم از آن میزنیم که به دلیل بی اهمیت بودن نوشتار ایشان درباره آن به خیمه ی بحث و گفتگو نمی نشینیم,از سوی دیگر هر روز افرادی مختلف پاسخ ایشان را به انحاء گوناگون میدهند!خود نمیدانید که در آتش خانم رجبی,هیمه ی فزون تری می افکنید
همانگاه که نوشتار ایشان منتشر شد,عملا میتوانستیم با کم محلی خود به این نوشتار پاسخی کوبنده دهیم همانا که جواب ابلهان خاموشیست!
اما در عوض چه کردیم؟در این هفته ها چه نوشته ایم,متذکران برای بی اهمیت کردن خانم رجبی نام او را نیز به جملاتشان اضافه نمی نمودند,در حالی که این همان میلی است که ایشان بدان مشتاق بوده اند!!
شخص خانم رجبی عقبه ای دارد,با صبغه و عقبه ی ایشان,پاسخ دهید و طرح سؤال کنید!
بپرسید از آن زمان که در آموزش و پروش مشغول بوده اند چه کرده اند؟؟؟
روشمند نقادی کنیم و پاسخی در حد وی دهیم,خود را به در دیوار می کوبیم و استعانت از اعمه می جوئیم,مگر به جنگ کفر میرویم,این موضوع آنقدر کژی دارد که احتیاج به قراین و شواهد و آیات و احادیث برای پاسخ ندارد!خاصه انکه هر انچه می نویسیم از اخلاق اسلامی متأثر از معصومین و انبیاء است!
مدعی باید مدلل و مدعای خود را تبیین کند, نه مدعی علیه!!!
و در آخر کلامی با خانم فاطمه ی رجبی,شما را نه خواهرم مینامم,نه مادرم و نه...
ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست...................عرض خود میبری و زحمت ما میداری

والسلام

رضا سلیمانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در پی محکومیت گسترده موضعگیری فاطمه رجبی ، سایت منتسب به همسر دکتر الهام در یادداشتی ضمن حمله به منتقدان بر مواضع پیشین تاکید کرد .

در یادداشتی که در این سایت به قلم شخصی با نام مستعار محسن حق طلب درج شده ، آمده است:

شکی نیست که درخواست خاتمی از کارتر برای دیدار در آمریکا یکی از جالب ترین نمایش های سیاسی خاتمی برای معرفی خود به عنوان نماینده اسلام لیبرالیستی در جهان غرب بوده است.در این یادداشت همچنین ادعا شده که نومحافظه کاران وزارت خارجه آمریکا قصدی پلید برای پذیرایی از خاتمی داشته اند و سپس سوال شده است: چه چیزی خاتمی را مجبور کرد تا درخواست دیدار با کارتر را مفتضحانه پس بگیرد؟و در جواب به این پرسش آمده است: خاتمی باز هم ترسید، مانند تمام روزهای دوران هشت ساله ریاست جمهوری اش! ترسید از این که دو تا بسیج دانشجویی علیه اش بیانیه بدهند. ترسید از این که تعدای پابرهنه پس از نمازجمعه تهران و قم و اصفهان شعار بدهند، خاتمی خاتمی خجالت خجالت!خاتمی نه این که نمی خواست بلکه نمی توانست آرزوهای نومحافظه کاران آمریکایی و ساختارشکنان داخلی را محقق سازد!در ادامه با اشاره به درخواست رجبی برای خلع لباس خاتمی آنده است: فاطمه رجبی خواستار خلع لباس خاتمی شده است! آیا این برای کسی که این چنین بازیچه دست نومحافظه کاران آمریکایی شده است کیفر بزرگی است؟سپس به مدیر مسوول "کیهان" حمله شده و با اشاره به مطلب این روزنامه مبنی بر حمایت نهاد ریاست جمهوری از کتاب "احمدی نژاد معجزه هزاره سوم" نوشته رجبی آمده است: ... کاش حسین شریعتمداری لحظه ای از قضاوتهاي غير اخلاقي خود دست بر مي داشت و تماسی حتي تلفني با معاون سابقش که اکنون بر مسند وزارت ارشاد تکیه زده است می گرفت.آن گاه حسين صفار هرندی برای حسین شریعتمداری تعریف می کرد که این کتاب چگونه منتشر شده و این را هم حتما می گفت که یکی از کاندیداهای انتخابات گذشته پس از انتشار این کتاب محسنی اژه ای را فراخوانده و به او گفته است: باید کتاب را جمع آوری کنی!در اينصورت وزیر ارشاد حتما شنیدنی های دیگری هم به شریعتمداری می گفت!در این یادداشت با اشاره به محمد علی ابطحی آمده است: لمپن ترین سیاسی ایران هم به جمع فحاش ها پیوسته و به سبک عشرت شایق گفته است: فاطمه رجبی ارزش پاسخ گویی ندارد. بهتر است ایشان به جای پاسخ گویی به سرکار خانم فاطمه رجبی درباره مسائل باارزش تر مثل دیدار پاییز 83 رئيس نيروي انتظامي وقت و خاتمی درباره رفت و آمدهاي وی و یا ماجراهای سواحل بیروت و یا ماجرای خانم کاملیا انتخابی فر (خبرنگار اسوشيتدپرس ،راديو فردا و روزنامه زن ) و یا ماجرهای دیگر حرفی بزند!

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حجة الاسلام والمسلمين مجيد انصاري، عوام گرايي ديني را آفتي كه دستگاهها بايد به صورت جد مراقب آن باشند برشمرده و با هشدار نسبت به اينكه امروز روي ديگر سكه انجمن حجتيه به ميدان مبارزه با انديشه اسلام ناب آمده است، تأكيد كرد: «امام زمان(عج) بسيار نزديكتر از اين است كه ما در چاه جمكران برايش نامه بفرستيم.» حجة الاسلام والمسلمين مجيد انصاري در گفتگو با ايسنا، اصل موضوع مهدويت را مسأله اي كه در باور و اعتقاد مسلمانان ريشه دارد، معرفي كرد و افزود: قاعده  لطف اقتضا مي كند كه هيچ گاه، جامعه  انساني بدون راهنما و راهبر نباشد، بعد از ختم نبوت هدايت انسان به وسيله  ائمه  هدي ادامه پيدا كرد تا بر اساس حكمت الهي و فلسفه  خاصي كه در غيبت نهفته است امام دوازدهم ما حضرت مهدي ارواحنا الفداء براي مدتي كه خداوند زمان آن را مي داند در پرده  غيبت قرار گرفتند. چند دهه از اين غيبت به عنوان غيبت صغري معرفي شد كه در آن دوران 4 نفر نيابت خاص امام زمان(عج) را عهده دار بودند و مردم از طريق آنها با امام زمان(عج) مرتبط بودند بعد از چهارمين آنها دوران غيبت كبري آغاز شد و مردم براي مسايل فقهي و شرعيشان به عالمان برجسته و فقيه و دين شناس واجد شرايط احاله شدند.وي ادامه داد: انسان هيچ زماني بي نياز از امام و هادي نيست. چه امام ظاهر و چه در پرده  غيبت باشد بر اين اساس غيبت امام به معناي بي نيازي از هدايت و تأثيراتي كه پار ه اي از آنها براي ما ناشناخته است، نيست. اين عضو مجمع روحانيون با استناد به آيات و رواياتي كه در زمينه  مهدويت وجود دارد، اظهار داشت: در برخي از كتب الهي پيشين از مكاشفاتي سخن گفته شده كه در آن براي برخي انبياء دوران زيباي ظهور حضرت مهدي(عج) ترسيم شده است و آنها آرزوي بودن در آن دوران را كرده اند كه خداوند هم به آنها مژده اين را داده است كه در آن زمان باشند و بيشتر ما مسلمانان هم معتقد هستيم كه همه آن وعده ها مربوط به آخرالزمان و امام زمان(عج) است. هم اكنون هم يهوديان منتظر دوران ظهور مصلح جهاني هستند. مسيحيان منتظرند كه مسيح برگردد و اصلاح گري جهاني را انجام دهد. حتي در ميان گروهها و مذاهب ديگر و نحله هاي ديگر مسأله  اميد به آينده  روشن و ظهور مصلح جهاني مورد قبول همه قرار دارد. اين عضو مجلس خبرگان با بيان اينكه خداوند زمان ظهور را تعيين نفرموده است، تأكيد كرد: خود امام عصر(عج) فرموده است: «دروغ گفته اند كساني كه وقت تعيين مي كنند»، اگر كسي تعيين وقت كرد و گفت، فلان روز و سال امام زمان(عج) خواهد آمد او را تكذيب كنيد. او دروغگو است. خداوند خواسته است زمان فرج امام عصر(عج) نامعلوم باشد تا هر لحظه اي انسانهاي منتظر احساس كنند ممكن است كه يك ساعت ديگر امام زمان (عج) ظاهر شود. وي همچنين تأكيد كرد: جامعه اي مي تواند امام زمان(عج) را تحمل كند كه عدالت اسلامي و ارزشهاي اسلامي به گوشش خورده باشد و عاشق اين ارزشها باشد. انسانها بايد داوطلبانه و آگاهانه به سمت زندگي ايده آل و زيباي دنياي فرج نگاه كنند.انصاري افزود: طي يكي دو قرن اخير استعمار و در رأس آن انگلستان به كمك بعضي از عالمان ديني سطحي و خشك مقدس و به تعبير امام(ره) احمق كه دين را در پوسته  ظاهري آن مي ديدند سعي كردند عامل انتظار را كه عامل محرك اجتماعي است، خنثي كنند و در مرحله  بعد از اين عامل محرك اجتماعي علل تخديري بسازند، لذا پا به ميان گذاشتند و تعبير هايي از انتظار فرج ارايه دادند كه به عامل تخدير تبديل شود. وي در ادامه با اشاره به برخي تفسير هاي انحرافي در زمينه  ظهور امام زمان(عج) گفت:  اين نگاه كه فساد در جامعه زياد شود و براي اصلاح حكومتها و جامعه نبايد كاري انجام داد تا ظهور امام زمان(عج) نزديكتر شود در تضاد و آشكار با تماميت اسلام و قرآن است، زيرا قرآن دستور امر به معروف و نهي از منكر و جهاد مي دهد. وي ادامه داد: با به ميدان آوردن مهدي هاي دروغين سوء استفاده هاي ديگري از اين بحث شده است. تاريخ پر از اين افراد است. مدعيان دروغيني كه بعضاً ابزار استعمار براي تفرقه افكني ميان مسلمانان شدند كه نظاير آن در فرقه هاي گمراه بابيت و بهائيت مشاهده مي شود. اين عضو مجلس خبرگان همچنين گفت: در حدود 50-40 سال گذشته نگاه انحرافي به انتظار فرج در قالب انجمن حجتيه به وجود آمد. آنها محافلي داشتند و دعاي ندبه برگزار مي كردند و اساس كار مبارزه خود را با بهائيت گذاشته بودند و همزمان به ساواك تعهد سپرده بودند كه به سياست و شاه كاري نداشته باشند، از هر كسي وارد انجمن حجتيه مي شد تعهد مي گرفتند كه در سياست دخالت نكند. وي گفت: امام(ره) به طور شفاف افشاگري كردند، انجمن حجتيه را رد و مبارزه با رژيم شاه را واجب اعلام كردند و مكتب انقلاب پوياي انتظار فرج را ارايه فرمودند كساني كه از روي علاقه جذب انجمن شده بودند انجمن را رها كردند و به صفوف انقلابي مردم پيوستند. ماهيت انجمن حجتيه افشا شد. انجمن حجتيه به عنوان يك تفكر انحرافي از اسلام و انتظار فرج مهدويت مطرح شد. انصاري ادامه داد: امروز روي ديگر سكه انجمن حجتيه به ميدان مبارزه با انديشه  اسلام ناب آمده است. يعني اسلام خشونت طلب افراطي كه زباني جز طرد و لعن و تكفير و تخريب نمي شناسد و هر برداشت و انديشه اي غير از انديشه خود از اسلام را به مانند كفر مطلق و باطل محض مي پندارد.
وي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: اما اين روز ها شاهديم كه خيلي ها در پي سوء استفاده از علاقمندي مردم به امام زمان(عج) و مريد پروري هستند. يكي خواب ديدار با امام زمان(عج) را نقل مي كند و ديگري ادعاي ديدار علني با ايشان دارد. در جمكران كه مسجدي است همانند ساير مساجد چاه درست كرده اند كه شكايت در آن بيندازند. واقعاً اينها توهين به امام زمان(عج) و سوء استفاده از عواطف ديني مردم است. آدرس غلط امام زمان(عج) را دادن بزرگترين خيانت به مردم و احساسات پاك ديني آنها و به موضوع انتظار فرج است. وي تأكيد كرد: امام زمان(عج) به يكي از نواب خاصشان فرمودند: «آگاه باشيد هر كس ادعاي مشاهده و ملاقات من را كرد كذاب و درغگو است.» امام زمان(عج) نمي فرمايد كسي من را ملاقات نمي كند، مي فرمايند كسي كه كه ادعاي مشاهده كرده است دروغگو است. ترديدي نيست كه عالمان بزرگ و افراد برجسته همانند حضرت امام خميني(ره) در دوران غيبت ارتباطات وثيقي با امام زمان(عج) داشتند، اما كساني كه به اين مرتبه رسيدند محال است سخني بر زبان بياورند. آنها اهل ادعا نيستند. مردم به دستور امام زمان(عج) هر كس كه ادعا كرد ارتباط ويژه اي با امام زمان(عج) دارد كه ديگران ندارند را تكذيب كنند. امام زمان(عج) بسيار نزديكتر از اين است كه ما در چاه جمكران برايش نامه بفرستيم، زيرا وجود مقدس ايشان مانند خورشيد تابان است. وي در ادامه گفت: عوام گرايي ديني آفتي است كه دستگاهها بايد واقعاً مراقبت كنند. عالمان برجسته  ديني ما بايد بيشتر روشنگري كنند و با مردم حرف بزنند. دستگاههاي تبليغي ما به خصوص صدا و سيما كه رسانه  بسيار اثرگذاري است بايد متوجه رفتار و كردارش باشد. صدا و سيما غرضي ندارد. 6 شبكه تلويزيوني است كه در ايام مختلف مي خواهند برنامه پخش كنند. گاه افرادي سخنراني مي كنند كه در آن به برخي خرافات دامن مي زنند. وي ادامه داد: چرا آدرس امام زمان(عج) در كنار مزار شهدا، مرقد امام، در جنوب لبنان در كنار سيد حسن نصرا... و رزمندگان مبارز حزب ا... عليه صهيونيستها را نمي دهند. چرا آدرس ايشان را در كتابخانه  دانشگاه اسلامي يا آسايشگاه جانبازان نمي دهند. آدرس امام زمان(عج) را بايد در محيط هاي خدمت به مردم و اسلام داد نه در كنج انزوا، اين با روايات ما منطبق است. اين عضو مجلس خبرگان رهبري تأكيد كرد: امام زمان(عج) سخنگو ندارد. ما نبايد سعي كنيم خود را درموضع و جايگاه سخنگويي امام زمان(عج) قرار دهيم و نسبت به اينكه بگوييم امام زمان(عج) فلان چيز را امضا كرده يا مي كند و اينكه ايشان شخصي را تأييد كرده يا نكرده است سخن بگويم. امام زمان(عج) امام همه عصر ها و مظهر فيض خدا در عالم وجود است. حتماً ايشان نسبت به جمعيت عظيمي كه در محيطي زندگي كرده اند كه آيين آنجا اسلامي نبوده، اما عشق به خدا، دين، معنويت و انسانيت دارند بي توجه نيست. نمي شود گفت «كه هر كسي كه ادعاي اسلاميت و شيعه گري كرد مورد تأييد و امضاي امام زمان(عج) است» چه بسيار افرادي كه اين ادعاها را دارند، اما ممكن است امام زمان(عج) از آنها متنفر باشد. شايد رمز اينكه حضرت مسيح(ع) همزمان با امام زمان(عج) ظهور مي كند و پشت سر حضرت نماز مي خواند اين باشد كه بيشتر جهان مسيحيت به غير از زورگويان به امام زمان(عج) ايمان خواهند آورد. وي با اظهار تأسف نسبت به سخناني كه موجب وهن و مسخره كردن موضوع انتظار مي شود، گفت: دولت ها، مجلس ها و گروههاي سياسي مي آيند و مي روند،  آنجايي كه درست كار كردند بايد تشكر كنيم و منصفانه برخورد كنيم، اما اينكه بگوييم يك جريان سياسي ميهمان خصوصي امام زمان(عج) است و فلان جريان سياسي منفور ايشان، درست نيست. ما كي از نزد امام زمان(عج) آمده ايم كه اينگونه اظهار نظر كنيم؟ اينها لطمه مي زند البته معيار هايي داريم كه بر اساس آن كساني كه در قول و عمل به پاكي و درستي عمل مي كنند بيشتر مورد توجه امام زمان(عج) هستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

قائم مقام حزب موتلفه اسلامي گفت: توده مردم در انتخابات كاري به يك گروه از شاگردان آيت‌‏الله مصباح يا يك بخش از طرفداران هاشمي رفسنجاني ندارند اما من اين بحث‌‏ها را لازمه يك فضاي باز سياسي مي‌‏دانم، به شرط آنكه ادب و اخلاق ايراني و اسلامي لحاظ شود. اسدالله بادامچيان در گفت‌‏وگو با ايلنا با اشاره به نحوه انتخاب مردم در انتخابات مجلس خبرگان رهبري، اظهار داشت: مردم در كل در انتخابات خبرگان به آهنگ ولايت فقيه گوش مي‌‏سپارند و در كلان به فرمايشات ايشان توجه مي‌‏كنند زيرا مقام معظم رهبري به طور مستقيم در انتخابات دخالت نمي‌‏كنند. وي در مورد حضور برخي از شاگردان آيت‌‏الله مصباح يزدي در انتخابات خبرگان، گفت: بخشي از شاگردان آيت‌‏الله مصباح يزدي ديدگاه‌‏هاي تندي دارند ولي بخش ديگري از دست‌‏پروده‌‏هاي اين استاد بزرگ حوزه، تفكرات ديگري دارند و نبايد كل شاگردان ايشان را يكسان دانست اما همانطور كه گفتم عامه مردم پيرو استراتژي كل نظام هستند كه اكثر گروه‌‏هاي كشور نيز آن را مبنا قرار مي‌‏دهند. بادامچيان با اشاره به حضور هاشمي رفسنجاني در ليست نهايي جامعتين، اظهار داشت: ما قرار است از تصميم نهايي جامعتين به طور كامل حمايت كنيم و آنها هم نظرشان نسبت به حضور هاشمي رفسنجاني در فهرست مساعد بوده است، از جهتي به نظر مي‌‏رسد آقاي هاشمي هم قبول كنند كه در اين فهرست حضور يابند. سعي ما بر اين است كه از تجارب و توانايي‌‏هاي رفسنجاني در مجلس خبرگان نيز استفاده كنيم اما نظر نهايي مشروط به نظر جامعتين و خود هاشمي است. وي افزود: جامعتين با چنين ديدگاهي اصلا وارد بحث‌‏هاي حاشيه‌‏اي همچون ارتباط رفسنجاني و آيت‌‏الله مصباح نخواهند شد و براي آنها خدمتگزاري و مجموعه‌‏اي از توانايي‌‏هاي نامزدها مطرح است و اصل، التزام به قانون و وفادار بودن به نظام جمهوري اسلامي است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

چندی پیش وزارت ارشاد با صدور اطلاعیه‌ای، هرگونه همکاری با شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان خارج از کشور را غیر قانونی خواند و هشدار داد که عدم رعایت این امر دارای تبعات قانونی برای متخلفان خواهد بود. اطلاعیه‌ای که موجی از واکنش‌ها را در محافل خبری، سیاسی و فرهنگی برانگیخت.سعید ابوطالب»، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس هفتم در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب در مورد این اطلاعیه گفت: «متأسفانه ما در حال حاضر با نقص قانونی در این زمینه مواجه هستیم، چرا که آیین‌نامه و اساسنامه شفافی در این زمینه وجود ندارد. برای شبکه‌های خبری آیین‌نامه داریم اما برای شبکه‌های فرهگی خیر». ابوطالب با بیان این که «برخورد با شخص حقیقی وجهه قانونی ندارد و نمی‌توان به کسی گفت، که مثلاً شما چرا مصاحبه کرده‌اید» گفت: «شبکه‌هایی که در ایران دفتر دارند (چه فارسی زبان و چه غیر فارسی زبان) مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند و آیین‌نامه‌ای را پذیرفته‌اند که فعالیت‌هایشان را در چهارچوب آن انجام دهند. همکاری با این شبکه‌ها هیچ‌گونه مشکلی ندارد». وی تصریح کرد: «اما شبکه‌هایی که در ایران دفتر ندارند، مجوز فعالیت نیز دریافت نکرده‌اند. فعالیت این شبکه‌ها غیر قانونی است و طبعاً مقامات رسمی و شخصیت‌های حقوقی نباید با آن‌ها همکاری داشته باشند، چه به صورت مصاحبه و چه به صورت کمک در تهیه برنامه. تاکید می‌کنم که من نمی‌گویم برنامه‌های این شبکه‌ها غیر اخلاقی، غیرفرهنگی و یا بر خلاف امنیت و مصالح ملی است، بلکه تنها غیر قانونی است. اما اینکه یک فرد عادی می‌تواند با این شبکه‌ها همکاری کند یا خیر، این منع قانونی ندارد». عضو کمیسیون فرهنگی خاطر نشان کرد: «شبکه‌های فارسی زبان با اهداف متفاوت در حال رشد هستند و نمی‌توان هم جلوی این رشد و گسترش را گرفت، ضمن اینکه به نظر من این کار اساساً درست نیست و ما نباید اصرار داشته باشیم که با گروه‌های فرهنگی که قصد گرفتن مجوز را دارند برخورد کنیم، بلکه برعکس باید آن‌ها را مورد تشویق نیز قرار دهیم». وی گفت: «به اعتقاد بنده ما باید به سمتی حرکت کنیم که با تهیه و تنظیم آیین‌نامه‌هایی، به جای ممانعت از این فعالیت‌های فرهنگی به آن‌ها فرم بدهیم. یعنی مثل همه جای دنیا چهارچوبی را در نظر بگیریم که فعالیت‌ها در آن چهارچوب انجام شود که این وظیفه، مستقیماً برعهده صدا و سیما و وزارت فرهنگ است». ابوطالب در مورد برخورد با برخی شبکه‌های ماهواره‌ای که درخواست مجوز داده‌اند و یا برای مدتی مجوز فعالیت دریافت کرده‌اند اما پس از آن غیرقانونی اعلام شدند گفت: «بدون آیین‌نامه نمی‌توان با کسی برخورد کرد و در حال حاضر که این آیین‌نامه‌ها وجود ندارد و طبیعی است که اگر برخوردی صورت می‌گیرد سلیقه‌ای باشد». این نماینده مجلس هفتم در پاسخ به این پرسش که آیا گروه‌ها و احزاب داخلی می‌توانند برای خود شبکه‌های ماهواره‌ای در خارج از کشور تأسیس کنند، گفت: «در کلیت این امر منعی ندارد و هر کس که بخواهد می‌تواند برای دریافت مجوز اقدام کند، ما هم باید از این روند حمایت کنیم».

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وكيل مدافع خانواده اكبر محمدي از اعلام جرم عليه مسوولان زندان اوين خبر داد. خليل بهراميان در گفت‌وگو با ايسنا اظهار داشت: در رابطه با مرگ اكبر محمدي با اعلام اتهام قتل عمدي عليه مسوولان زندان اوين و مسوولان بهداري زندان اوين و ... در 12 صفحه اعلام جرم كردم و اين پرونده در شعبه‌ي دوم بازپرسي دادسراي جنايي تهران در حال بررسي است. وي تصريح كرد: در رابطه با اين اعلام جرم، تشكيل كميسيون پزشكي با شركت پزشكان پزشكي قانوني و پزشكاني كه در طول مدت هفت سال از زمان بازداشت اكبر محمدي و هنگامي كه وي تحت معالجه قرار گرفته يا تشكيل تيم حقيقت‌ياب متشكل از پزشكان غيردولتي، مستقل و صاحب نظران قضايي كه فعلا در دستگاه قضايي نيستند را درخواست كرده‌ام.پيش از اين نعمت احمدي وكيل مدافع خانواده اكبر محمدي نيز از ثبت شكايت عليه سازمان زندان‌ها، مسوولان بندي كه اكبر محمدي در آن به سر مي‌برده، بهداري زندان و كساني‌كه بدون در نظر گرفتن وضعيت جسمي وي دستور اعزام مجدد او را به زندان داده‌اند در دادسراي جنايي تهران خبر داده بود. سهراب سليماني مدير كل زندان‌هاي تهران با اظهار بي‌اطلاعي از شكايت ثبت شده عليه زندان، درباره‌ي شكايت احمدي به خبرنگار ايسنا گفته بود: طبيعي است كه هر كس احساس كند به وي ظلمي شده است مي‌تواند به مرجع قضايي شكايت كند.تاكنون چيزي درباره‌ي شكايت خانواده‌ي محمدي نشنيده‌ام

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آيت‌‏الله يوسف صانعي در پاسخ به سؤالي در رابطه با رواج جراحي زيبايي ميان زنان و دختران و نظر اسلام در اين خصوص گفت: «اسلام زيبايي‌‏طلب است كما اينكه فطرت بشر هم فطرت زيبايي‌‏خواهي است و بر اساس همين فطرت زيبايي‌‏طلب است كه عده‌‏اي سراغ جراحي زيبايي سر و صورت مي‌‏روند و به نظرم اين عمل في حد نفسه هيچ منافاتي با اسلام نداشته و حرام نيست چون اصل عملي در اسلام و عقول بشر بر برائت است آري اگر داراي ضررهاي معتنابه نظر عرف و توده مردم باشد يا موجب مفسده اجتماعي گردد حرام و غير جايز است».
اين مرجع تقليد که با كانال چهار تلويزيون اسپانيا گفتگو مي کرد در خصوص همزيستي دين و سياست نيز اظهار داشت: «سياست به معناي اداره امور جامعه و تامين رفاه و آسايش مردم، لازمه انسانيت است و اسلام هم طبعا موافق چنين سياستي است و از آن جدا نيست.»
آيت الله صانعي در ادامه با بيان اينكه تعامل و تاثير مذهب بر سياست آن‌‏گونه كه خواسته اسلام است، هنوز محقق نشده است، گفت: «خواسته مذهب در سياست اين است كه هيچ ظلم و فشاري و هيچ اذيّت و صدمه‌‏اي از ناحيه صاحبان قدرت به مردم نرسد و هيچ انسان بي‌‏گناهي هم گرفتار زندان و شكنجه نشود».
وي با تفكيك دستورات فردي و اجتماعي دين از يكديگر گفت: «عمده قوانين و دستورات دين در خصوص روابط اجتماعي مردم با يكديگر و در خصوص اداره جامعه و مملكت است بنابراين در يك جامعه ديني معنا ندارد كه بگوييم دين از سياست جداست»
آيت‌‏الله صانعي در بخش ديگري از سخنانش و در خصوص موانع استحكام پيوند دين و سياست، گفت: «بر اساس قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي، قوانين مصوب مجلس بايد برخلاف متد و موازين شرع نباشد و بناي كار هم از ابتدا بر همين امر بوده است، منتها مشكلي كه وجود دارد و به نظرم مانع استحكام پيوند دين و سياست شده، اين است كه برخي آقايان به جاي متدها و روش‌‏هاي اسلام، نظرات و برداشت‌‏هاي خودشان را مطرح مي‌‏كنند و اين امر در اجرا مشكلاتي را به وجود آورده است.»

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ششمين جلسه آسيب‌شناسي اصلاحات در حزب اعتماد ملي با حضور محمد‌رضا تاجيك مشاور سيد‌محمد خاتمي ‌و رئيس سابق مركز تحقيقات استراتژيك رياست‌جمهوري برگزار شد. محمد‌رضا تاجيك كه به دعوت شاخه جوانان و دانشجويي حزب اعتماد ملي قرار بود علل ناكامي ‌اصلاح‌طلبان را بررسي كند قبل از هر سخني فقدان مانيفست اصلاح‌طلبي و مشكلات تشكيلاتي و در كنار آنها ايدئولوژي‌زدايي را عواملي دانست كه سرنوشت اصلاح‌طلبان را به تاريخ گره زد.او در سخنان خود در عين حال جريان اصلاحات را به خانه‌اي تشبيه كرد كه هرچند داراي ستون‌هاي بسيار زيباي جامعه مدني، جقوق شهروندي و دموكراسي بود ولي اين ستون‌ها ماسه‌اي بودند كه فروريختند.
رئيس سابق مركز تحقيقات استراتژيك رياست‌جمهوري نواختن سازهاي مخالف از سوي اصلاح‌طلبان را آفت جريان اصلاح‌طلبي در ايران دانست و تاكيد كرد: در ايران هرگاه نسيم اصلاحات وزيده است، ديري نپاييده كه دست‌هايمان از هم جدا شده و در درونمان شروع به دگر‌سازي كرده‌ايم.وي افزود: هنوز تعريفي از اصلاحات ارائه نداده‌ايم، خودي و غيرخودي‌مان را مشخص نكرده‌ايم، تناسبمان را با ساير نحله‌هاي فكري و استراتژي‌مان را مشخص نكرده‌ايم اما در اولين گام‌ها دست‌هايمان از هم جدا مي‌شود و به جرياني كه مي‌تواند اميدهاي بر‌‌باد ‌رفته‌يك ملت را شكوفا كند جفا مي‌كنيم.وي خاطرنشان كرد: ما از دموكراسي، مردم‌سالاري و جامعه مدني و دگرپذيري خوب سخن مي‌گوييم اما رفتار ما چندان متفاوت از گروه‌هاي توتاليتري كه همه‌چيز را به خودشان ختم مي‌كنند، نيست. دوست داريم دور نظر و گفتمانمان ديگران طواف كنند. آستانه تحملمان آستانه شنيدن نغمه‌هاي همنواست.
وي يكي از ضعف‌هاي اصلاح‌طلبان را عدم تجربه‌پذيري آنان ناميد و گفت: پروژه‌اصلاحي‌مان را هم با مشرب انقلابي تعريف مي‌كنيم بدون اينكه مسير تاريخي را طي كرده باشيم، مي‌خواهيم از بطن و متن دنياي پست‌مدرن سر درآوريم، غافل از اينكه دنياي غرب سه قرن تجربه را طي كرده است. حوصله سه قرن تجربه را نداريم و دفعتا نيروهاي اجتماعي كه پشت سرمان جمع كرده‌ايم را در يك مدت قليل در كاسه رقيب مي‌ريزيم و دوباره به شروع برمي‌گرديم اما تاريخ منتظر انسان‌هايي كه مدام شروع دارند، نمي‌ماند بلكه خط سير خودش را دارد و چيزي كه باقي مي‌ماند عمارت ايران است كه تا بياييم دوباره بسازيم شرايط ديگري ايجاد شده است. ما منفعليم و تحولات تاريخ توسط ما اجرا نمي‌شود.
تاجيك توضيح داد: تا زماني كه ما به فرهنگ اصلاحات مزين نشويم نمي‌توانيم اميدوار باشيم كنش‌هاي ما از هنجارهاي اصلاحي تبعيت كند. اصلاحات بايد به شكل رفتارهاي اوليه ما تبديل شود. رفتار اصلاحي در ما نهادينه نشده است. ما مي‌توانيم توتاليترهاي كوچك در بطن و متن نظام توتاليتر بزرگ‌تر باشيم.
وي سپس به فقر تئوريك اصلاح‌طلبان اشاره كرد و ادامه داد: وقتي فرهنگ اصلاحات را نداريم، فقر تئوريك هم در ما ايجاد مي‌شود. تئوري‌ها بايد مشخص‌كننده‌كنش و واكنش‌هاي ما باشد. بايد مشخص كند كدام استراتژي را به كار گيريم.تاجيك ايراد ديگر حركت اصلاحات را عدم تدوين مانيفست اصلاحات دانست و افزود: به صورت مشخص تحليلي از مرحله‌عمل سياسي نداشتيم. استراتژي و منشور يك حزب چيزي نيست كه يك بار و براي تمامي ‌مراحل و زمان‌ها نوشته شده باشد. بازيگران سياسي بايد فرزندان زمانه خود باشند و متناسب با تغييرات زمانه دچار تحول شوند زيرا نمي‌توان شاه‌كليدي داشت كه با آن تمام قفل‌ها را باز كرد.
تاجيك با تاكيد بر اينكه شرايط گاه استراتژي ديگري را طلب مي‌كند، گفت: هر مرحله سياسي مقتضاي متفاوتي دارد كه نيازمند مانيفست و گفتمان متفاوت است و شايد يكي از علل ناكامي ‌اصلاح‌طلبان نيز اين بود كه گفتمانشان در زمان ماند و زمان رفت.وي به انتقاد از اصلاح‌طلباني پرداخت كه معتقد بودند بايد تحولات زمان خود را با آنها هماهنگ سازد و افزود: گفتمان اصلاح‌طلبان همان بود كه هشت سال قبل تافته و بافته شده بود. توقع داشتيم زمان خود را با ما هماهنگ كند.
تاجيك در ادامه انتقادات خود گفتمان دوران اصلاحات را يكشبه‌گفتمان ناميد كه دقايق و ستون‌هايي از جنس ماسه و درون‌تهي داشت و تصريح كرد: گفتمان اصلاحات ستون‌هاي بسيار زيبا، حقوق شهروندي، تحمل مخالف، دموكراسي و‌... دارد اما غافل از اينكه اين مفاهيم معناي خود را درون گفتمان‌ها پيدا مي‌كنند و يك معناي عام ندارند. ما واژه‌ها را گرفتيم اما در ريختن آنها در مظروف معرفتي كم آورديم.وي با اعتقاد به اينكه نخبگان اصلاحات دچار ساده‌انديشي و سطحي‌نگري روشنفكري شد‌ند ناكامي ‌اصلاحات را تا حد زيادي متوجه نخبگان دانست و گفت: نخبگان فكري وظيفه دارند به گفتمان‌ها عمق ببخشند تا ستون‌ها در جايي با صلابت قرار گيرند اما كساني كه بايد متولي تئوري‌پردازي و تدوين مانيفست گفتمان مي‌شدند به وظيفه خود عمل نكردند و بنابراين جنبش اصلاحات تولد‌نايافته به سرير قدرت نشست و در حالي كه مقتضيات قدرت با مقتضيات حركت جنبش متفاوت بود باعث شد تا اصلاح‌طلبان از از تعميق تئوريك بازمانند.وي تاكيد كرد: در سايه اين عملكرد اصلاح‌طلبان، يك جنبش به نظام تبديل شد و مردان فكر و انديشه به مردان سياست و قدرت مبدل شدند و تنها به اين فكر مي‌كردند كه چگونه مي‌توانند بر سرير قدرت ماندگار شوند و بر اين اساس جنبش اصلاحات در زمان طفوليت رشد ديالكتيكي كرد و فربه شد. در دو سالگي يك انسان 30040 ساله مي‌نمود و كاريكاتوريزه شد. در حالي كه بايد به صورت موزون رشد مي‌كرد، مستعد آفت و ويروس شد.
وي سپس به انتقاد از عدم سازماندهي تشكيلاتي اصلاح‌طلبان پرداخت و تاكيد كرد: ما مشكل تشكيلاتي هم داشتيم و نتوانستيم يك سامان سياسي ايجاد كنيم كه همگان زير چتر آن قرار گيرند. پس در اين دوران صداهاي متفاوتي از يك گفتمان بيرون مي‌آمد و تشكيلات ما وصله پينه‌اي بود كه از هر گوشه آن نوايي برمي‌خاست. اين گوشه حتي مي‌توانست كميته مركزي و كادر رهبران باشد كه از ميان آنها هركس به گونه‌اي سخن مي‌گويد‌. همه مدعي‌اند و مي‌خواهند گزاره جدي از آن آنها باشد. گفتمان آنها گفتمان مسلط باشد. اين مشكلي بود كه مانع شد تا تشكيلات جدي شكل بگيرد.
وي با اشاره به اينكه خط قرمز و نارنجي اصلاحات تعيين نشده بود به انتقاد از تشكيلات بدون مرز اين جنبش پرداخت و افزود: هركس مي‌خواست وارد مي‌شد و در كنار اصلاح‌طلبان قرار مي‌گرفت و اين جريان وارد شده، كل جريان اصلاحات را مصادره مي‌كرد. بسياري از اين تازه‌وارد‌ها همان كساني بودند كه در زمان طراحي جنبش اصلاحات ناشناس بودند ولي در فضاي ژورناليستي تبديل به چهره‌هايي شدند كه به علت بلندي صدايشان هر حرفي كه مي‌زدند بر پيشاني اصلاحات ثبت مي‌شد.
وي ديگر خصوصيات اين جريان را حركت سينوسي آنان دانست كه سبب شد تا آنها از سوپرمذهبي به سوپرآمريكايي تبديل شوند و حيثيت اصلاحات را به باد دهند.تاجيك مشكل ديگر اصلاح‌طلبان را فقر ارتباطي‌شان عنوان كرد و در اين زمينه اظهار داشت: ارتباطات‌مان خوب نبود. ما بايد طرف مردم برويم، نه اينكه بخواهيم مردم به طرف ما بيايند. حتي مثلا برخي براي انجام كار انتخاباتي و سخنراني انتخاباتي هم حوصله ندارند به شهرستان بروند و مي‌گويند آنها بيايند. ‌
وي افزود: متاسفانه بخشي از روشنفكران اصلاحات پروژه ايدئولوژي‌زدايي را در دستور كار خود گذاشتند و اصلاح‌طلبان مردان و زناني توليد كردند كه متعلق به فصل بهار هستند و با اين نيروها مي‌خواهند در مقابل كساني بايستند كه مردان چهار فصل هستند و اين اكثريت تنها در شرايط خاصي وارد ميدان مي‌شود و در زماني كه نياز به هزينه كردن است همديگر را جا مي‌گذارند. ‌
تاجيك در برابر عده‌اي كه معتقدند يكي از علل ناكامي‌اصلاحات فقدان رهبري بود در مورد رهبري اصلاحات گفت: جنبش اصلاحات زيادي رهبر داشت و آقاي خاتمي‌ در مقابل بخشي از اصلاح‌طلبان كه از بخشي از اصلاحات عبور كردند بسيار دل‌نگران شد. ايشان همواره مي‌گفت من رئيس‌جمهور تمام مردم هستم. نمي‌توانم بگويم رئيس‌جمهور اصلاح‌طلبانم. ايشان معتقد بودند جنبش اصلاحات نياز به حركت آهسته دارد كه بايد براي تحقق آن نهادينه‌سازي شود اما دوستان ما خيلي تحمل نداشتند و در اين فضاها به شكل ديگري گام برداشتند. ايشان هم خيلي تمايل نداشت كه رهبري جنبش اصلاحات را بر عهده بگيرد؛ چون رئيس‌جمهور بود.
در ادامه تاجيك با اشاره به انتخابات رياست جموري اخير در‌حالي كه تاكيد مي‌كرد اصلاح‌طلبان بايد در پي شناسايي راه‌هاي جديد باشند به تشكيل حزب اعتماد ملي اشاره كرد و گفت: بخشي از اصلاح‌طلبان به خاطر اينكه كانديداي خودشان بر سر كار بيايد، كروبي به عنوان فردي روحاني و پدر معنوي اصلاحات را در زمان انتخابات رياست‌جمهوري مورد انتقاد قراردادند و حتي طرح 50 هزار توماني را به شوخي مي‌گرفتند ولي كروبي با شناسايي نيازهاي جامعه فضاي ديگري را در مسير اصلاحات پيدا كرده است

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سيدمحمد خاتمي رئيس‌جمهور سابق ايران در ادامه سفر دو هفته‌اي‌اش به آمريكا در مصاحبه‌اي با مجله تايم گروگانگيري در سفارت آمريكا در سال 1979 را واكنشي انقلابي نسبت به نيم قرن استعمار و بهره‌كشي ايران توسط آمريكا دانست.وي در عين حال درباره گروگانگيري در سفارت آمريكا در ايران در سال 1979 ميلادي ابراز تاسف كرد. خاتمي گفت من از بحران گروگانگيري متاسفم و با گروگان‌ها و خانواده‌هاي آنان به دليل لطمات و زيان‌هايي كه ديده‌اند، ابراز همدردي‌مي‌كنم. به گزارش ايسنا، وي گروگانگيري 444 روزه 52 كارمند سفارت آمريكا در ايران را واكنشي نسبت به چندين دهه استعمار و بهره‌كشي آمريكا از ايران دانست. وي در عين حال درباره گروگانگيري در سفارت آمريكا در ايران در سال 1979ميلادي ابراز تاسف كرد. خاتمي در بخش ديگر اين مصاحبه هولوكاست را يك واقعه تاريخي خواند و گفت: به عقيده من هولوكاست جنايت نازيسم است ولي اين احتمال وجود دارد كه هولوكاست كه يك واقعيت مطلق و تاريخي است مورد سوءاستفاده قرار گرفته باشد. هولوكاست نبايد به هيچ‌وجه بهانه‌اي براي سركوب حقوق فلسطينيان باشد. خاتمي گفت من شخصا معتقدم كه وي (احمدي‌نژاد ) وجود هولوكاست را نفي نمي‌كند. وي خطاب به آمريكا هشدار داد كه هرگونه تجاوزي به ايران بهاي سنگيني براي آنان خواهد داشت. خاتمي تاكيد كرد: آمريكا بداند كه مي‌‌تواند براي حفظ منافعش از كشورهاي عربي و اسلامي كمك بگيرد. ‌ خاتمي در توصيه‌اي به جورج بوش رئيس‌جمهور آمريكا گفت: وي بايد صلح و عدالت و آشتي را در سراسر دنيا بگستراند. من معتقد، سياست‌‌هاي آمريكا نه‌تنها تروريسم را متوقف نكرده، بلكه مشكل را افزايش داده و وخيم‌‌تر كرده است زيرا مي‌توانستيم مساله عراق را بدون حمله و اشغال و بدون از دست رفتن جان انسان‌ها، زندگي آمريكايي‌ها و جان و مال عراقي‌‌ها حل كنيم؛ اگر آمريكا چنين غرور و نخوت و حتي تكبري نداشت، شايد اين مشكل حل مي‌‌شد. خاتمي در ادامه با اشاره به اينكه اشغال عراق بايد هرچه سريع‌‌تر خاتمه يابد گفت: به باور من نمي‌‌توان اين دولت دموكراتيك نوپا را در دستان تروريست‌‌ها، شورشيان و جويندگان خشونت رها كنيم. بهترين راه تقويت و حمايت دولت سرويس‌هاي امنيتي و نيروهاي پليس آن است و بهترين راه براي تحقق آن كمك گرفتن از كشورهاي همسايه است. آمريكا بهتر است بداند كه مي‌تواند براي حفظ منافع خود از كشورهاي عربي و اسلامي كمك بگيرد. ‌ رئيس‌جمهور سابق كشورمان در ادامه اين مصاحبه در خصوص برون‌رفت از بحران هسته‌اي گفت: نگراني درباره گسترش سلاح‌‌هاي كشتارجمعي موجه است. اما در اين منطقه سه كشور داراي سلاح‌‌هاي هسته‌اي و صدها كلاهك هسته‌اي هستند. بزرگ‌ترين زرادخانه هسته‌اي از آن اسرائيل و سپس هند و پاكستان است. اگر نگراني‌هايي جدي درباره سلاح‌‌هاي هسته‌اي وجود دارد، ابتدا بايد با از بين بردن سلاح‌هاي فعلي شروع كرد. وي افزود: هيچيك از اين سه كشور پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي را امضا نكرده‌اند اما ايران عضو اين پيمان است. ايران حق دستيابي به انرژي هسته‌اي را دارد و ما آماده‌‌ايم تضمين دهيم كه از آن براي اهداف صلح‌جويانه استفاده خواهيم كرد ضمن اينكه آقاي احمدي‌نژاد دستوري صادر كرده است تا توليد و انباشت سلاح‌هاي كشتارجمعي ممنوع شود.خاتمي در مورد حمله نظامي عليه ايران از سوي ‌آمريكا يا اسرائيل گفت: هرگونه تجاوزي به ايران بهاي سنگيني براي آمريكا و پيش از آن براي ايران خواهد داشت. افكار عمومي دنيا و اكثريت مردم آمريكا از دخالت نظامي در ايران حمايت نخواهند كرد. وي تاكيد كرد: در ايران تماميت ارضي مساله اصلي است و هيچ گروه و حزب سياسي در حمايت از فعاليت‌ها و اقدامات ايران ترديدي ندارد، اين اتحاد و اجماع ملي براي متجاوزان بسيار گران تمام خواهد شد. خاتمي در مورد مباحثي پيرامون اعمال تحريم‌ها از سوي آمريكا عليه ايران گفت: تجربه نشان داده كه تهديدات، فشار و زور هرگز منجر به راه‌حل نشده و تحريمات موثر نبوده است. تحريمات و حتي بالاتر از آن، اقدام نظامي و استفاده از زور به ايجاد بحران بيشتر در ايران براي منطقه و دنيا منجر خواهد شد. ‌

ايران شايد تعليق را در طول مذاكرات بپذيرد اما با تنبيه نخواهد پذيرفت

سيدمحمد خاتمي همچنين با حضور در كنفرانسي خبري در واشنگتن، از موج اسلام‌گريزي‌اي كه در آمريكا به وجود آمده است انتقاد كرد. خاتمي رئيس‌جمهور سابق ايران گفت: در فاجعه 11 سپتامبر دو جنايت رخ داده؛ يكي كشتن مردم بيگناه و ديگري آن كه اين جنايت به نام اسلام صورت گرفت. تروريست، بشري فاقد اخلاقيات است كه به بهشت نخواهد رفت. وي كه پنج سال پس از 11 سپتامبر در مراسم گفت‌وگوي تمدن‌ها كه از سوي <شوراي روابط آمريكا و اسلام> برگزار شده بود سخنراني مي‌كرد با اشاره به وقايع 11 سپتامبر اظهار داشت: مسلمانان آمريكايي بايد به هموطنان خود نشان دهند كه آنها نماينده اسلام هستند نه تروريست‌ها.خاتمي افزود: به ديگران نشان دهيد آنچه كه در رسانه‌ها درباره‌اسلام گفته مي‌شود صحيح نيست و با موج اسلام‌گريزي و نفرت از اسلام كه متاسفانه امروز با آن مواجهيم، مبارزه كنيد. محمد خاتمي همچنين بر حق ايران براي دستيابي به تكنولوژي هسته‌اي براي مقاصد صلح‌‌آميز تاكيد كرد و خواهان گفت‌‌وگو به جاي تحريمات براي حل مساله‌هسته‌اي ايران شد. ‌ وي اظهار داشت: آنچه كه در دوره‌رياست‌جمهوري من صورت گرفت، تحقيق براي خودكفايي در انرژي هسته‌‌اي بود. ايران عضو ان‌پي‌تي، پيمان عدم گسترش سلاح‌‌هاي هسته‌‌اي است و طبق ماده‌4 اين پيمان هر كشوري حق دستيابي به اين فناوري را دارد. ‌خاتمي با اشاره به ضرورت حل مساله هسته‌اي ايران از طريق گفت‌وگو تاكيد كرد كه شايد ايران فعاليت‌هاي هسته‌اي را در روند مذاكرات متوقف كند اما هرگز در مقابل فشارهاي تنبيهي چنين نخواهد كرد. وي گفت: تا جايي كه من مي‌دانم روسيه، چين و فرانسه علاقه‌مند به ادامه گفت‌وگوهاي بدون پيش‌شرط هستند و اين وضعيت درست و صحيحي است. ‌ خاتمي در ادامه اين كنفرانس خبري عنوان داشت: در جريان مذاكرات مي‌‌توانيم حتي درباره‌تعليق، ماهيت تعليق، زمان تعليق و دوره تعليق گفت‌وگو كنيم. به اعتقاد من، بهترين گفتمان آن است كه درباره‌اين مسائل گفت‌وگو و مذاكره كنيم. احساس مي‌كنم كه استفاده از زور، تهديد به استفاده از زور و زبان تهديد هرگز براي اين مساله و مسائلي مشابه آن كارساز نبوده است. ‌

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وزير كشور در آخرين ديدار خود با فرماندهان كل نيروي انتظامي نسبت به بروز جرايم <آزاردهنده عمومي> ابراز نگراني كرد و از فرمانده خواست كه با اين‌گونه جرايم به‌شدت برخورد كنند.مصطفي پورمحمدي جانشين فرمانده كل قوا در نيروي انتظامي صبح پنجشنبه در همايش فصلي فرماندهان ناجا به سردار اسماعيل احمدي‌مقدم فرمانده كل نيروي انتظامي دستور داد كه برخورد با جرايم <آزاردهنده عمومي> كه روح اجتماعي را آزرده مي‌كند در اولويت برنامه‌هاي يگان تحت فرمانش قرار دهد.جرايم آزاردهنده موردنظر وزير كشور همان آدم‌ربايي، رفتار علني قانون‌شكني، تجاوز و سرقت به عنف هستند كه بايد با تمركز بيشتر براي جلوگيري از اقدام به اين جرايم برنامه‌ريزي شود.او معتقد است كه بايد كنترل‌هاي نيروي انتظامي روي شبكه‌هاي جرم باشد، به نحوي كه از حادثه به سمت شناخت كامل جرم حركت نكنند، بلكه هر جا غفلت و ناامني مشاهده شد، به‌سرعت فعال شود.پورمحمدي در تشريح اين شرايط كمي به روش‌هاي نيروي انتظامي نيز انتقاد كرد و گفت: گشتزني و افزايش ابزار انساني براي كنترل جرم كافي نيست بلكه بايد تجهيزات الكترونيك و مكانيك پليس توسعه يابد و اشراف پليس به موضوعات مختلف اجتماعي و جرايم براي نزديكي به اهداف مشخص بيشتر شود.او خطاب به فرماندهان گفت: در محيط‌هايي كه با عارضه ضد‌امنيت مواجه هستيم، مي‌توانيم فشارهايي را به مراكز بحران وارد كنيم؛ زيرا هرگاه كنترل‌ها و فشارها در محيط‌هاي آلوده بيشتر شده، به نتايج بهتري دست يافته‌ايم. در محيط‌هايي كه مسائل ضدامنيتي وجود دارد، افراد در امان نيستند. بنابراين بايد فشارهاي عمومي را در اين نقاط براي جلب همكاري عمومي افزايش داد.او بلافاصله پس از تشريح شرايط امنيتي گفت: نيروهاي انتظامي در ساماندهي مسائل اجتماعي كمتر به برخوردهاي خشن متوسل شده اما ماموران نيروي انتظامي بايد بدانند كه به‌گونه‌اي برخورد كنند كه مجرمان در حاشيه امن قرار نگيرند و هميشه احساس ناامني داشته باشند.البته وزير كشور در كنار برخورد خشني كه از ماموران درخواست كرد رفتار آنها در جامعه را نيز تعريف كرد و گفت: رفتار نيروي انتظامي مهم‌ترين عامل در ايجاد نظم است و بايد انضباط ظاهري و فرمي در تشكيلات و ا‌نضباط در برنامه‌ها و ماموريت‌هاي ناجا افزايش يابد.بعد از اين تعاريف او به كاهش قابل توجه جرايم كاركنان نيروي انتظامي در سال جاري اشاره كرد و آن را نشانه فعاليت قابل توجه، حفاظت اطلاعات و سازمان عقيدتي- سياسي دانست.

ماهواره و عدم تسلط شهروندان به زبان‌هاي خارجي

انگار موضوع تخلف رفتاري و برنامه‌اي ماموران نيروي انتظامي خيلي مورد توجه است، آنچنان كه سردار اسماعيل احمدي‌مقدم فرمانده نيروي انتظامي نيز در ابتداي صحبت‌هاي خود در اين همايش به آمار سازمان قضايي نيروهاي مسلح در مورد جرايم كاركنان نيروي انتظامي اشاره كرد و گفت: در 5 ماهه اول سال جاري، براساس آمار سازمان قضايي نيروهاي مسلح، ميزان جرايم كاركنان ناجا 6 درصد كاهش يافته ا‌ست.با اينكه هم فرمانده و هم وزير كشور در ميان گفته‌هاي خود به تخلفات ماموران اشاره كردند اما احمدي‌مقدم در جمع خبرنگاران، جرايم كاركنان را مرتبط با جامعه ندانست و گفت:‌جرايم كاركنان بيشتر ترك خدمت، فرار از خدمت و گم كردن تجهيزات بوده است و ميزان بدرفتاري با مردم و مشاركت در جرم از سوي ماموران بسيار پايين بوده است.به گفته او، در حال حاضر رسيدگي به پرونده ماموران پليس به روز شده است و اگر تخلفي گزارش شود، به‌سرعت به آن رسيدگي مي‌شود.
فرمانده نيروي انتظامي پس از آنكه رفتار ماموران خود را خوب توصيف كرد بار ديگر به پرسش‌هاي خبرنگاران در مورد طرح ضربتي برخورد با ماهواره و جمع‌آوري آن پاسخ داد، ا‌لبته او اين‌بار اظهارنظرهاي جديدي كرد.احمدي‌مقدم گفت: متاسفانه در كشور ما از ماهواره استفاده مفيد نمي‌شود و به دليل عدم تسلط مردم به زبان خارجي از شبكه‌هاي آموزنده كمتر استفاده مي‌شود. متاسفانه بيشتر از بخش‌هاي ضدفرهنگي و برنامه‌هاي مستهجن ماهواره استفاده مي‌شود كه بخشي از اعضاي خانواده آن را به سايرين تحميل مي‌كنند.به گفته او، كانال‌هاي ايراني ماهواره كه در خارج و با پشتيباني آمريكا و انگليس فعاليت مي‌كنند به شايعه‌پراكني و بحران‌سازي در كشور مي‌پردازند.فرمانده نيروي انتظامي اين اقدامات را در راه ايمن‌سازي محيط خانواده از منبع فساد دانست و گفت: ‌مجلس در حال ايجاد راهكاري براي استفاده از بخش‌هاي مجاز ماهواره است تا زمينه استفاده صحيح از ماهواره فراهم شود. اما او بازهم به رفتار و نحوه برخورد ماموران تحت فرمانش براي اجراي اين طرح اشاره‌اي نكرد و حتي به خاطر نياورد كه نمايندگان مجلس از او و وزير كشور در اين مورد توضيح خواسته بودند.پس از اين پاسخ‌ها، آنچه كه فرمانده نيروي انتظامي در كارنامه خود براي وزير كشور و ديگر فرماندهان تحت امرش تشريح كرد، همه حكايت از كاهش آمار نسبت به سال گذشته داشت.به گفته احمدي‌مقدم، در 5 ماهه اول سال جاري در مقايسه با مدت مشابه سال قبل، ميزان كشف جرايم حدود 14 درصد افزايش يافته است. بر اين اساس، در سال جاري كشفيات مشروبات 58 درصد، سلاح 19 درصد و مواد مخدر 26 درصد افزايش يافته است و تاكنون 175 تن انواع مواد مخدر در كشور كشف شده كه 145 تن آن به‌وسيله ماموران نيروي انتظامي كشف شده ا‌ست.در كنار اين آمار، در 5 ماهه گذشته سرقت منزل 14 درصد، بانك 41 درصد، احشام 29 درصد و اتومبيل 2 درصد كاهش يافته ا‌ست.آلبته به گفته فرمانده، با كاهش 3 درصدي وقوع قتل در سال جاري امسال كشف قتل در كشور 12 درصد افزايش يافته ا‌ست اما اين كاهش آمار در تصادفات جبران شده است، او همچنين از افزايش تلفات رانندگي ابراز نگراني كرد و گفت: بر اساس آمار پزشكي قانوني، در سال جاري كشته‌هاي ناشي از تصادفات 3 درصد رشد يافته و بستن كمربند ايمني و استفاده از كلاه ايمني باعث شده مرگ‌و‌مير ناشي از ضربه به سر كاهش يابد.نگراني فرمانده نيروي انتظامي را وزير كشور نيز مورد اشاره قرار داد و گفت: در سال گذشته حدود 16 درصد بر تعداد وسايط نقليه ناوگان حمل‌ونقل افزوده شد كه اين مساله خود به افزايش ميزان تصادفات منجر مي‌شود. بنابراين تصادفات طي پنج ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته 3 درصد رشد يافته و ا‌ين در حالي است كه در مدت مشابه سال گذشته، اين رقم شش درصد بوده است.وزير كشور حجم تصادفات وقوعي را فوق‌العاده نگران‌كننده اعلام كرد و گفت:‌بحث زيرساخت، مقاومت خودروها، فرهنگ ترافيك و رانندگي در افزايش تصادفات بسيار جدي است و سهم مديريت حمل‌ونقل كه در اختيار نيروي انتظامي بوده، در اين ميان بسيار قابل توجه است، از اين‌رو بايد تمركز بيشتري روي اين موضوع صورت گيرد.به گفته او، تقويت تجهيزات، وجود ابزار و پليس مخفي، دوربين‌ها و رادارها در كاهش تصادفات نقش بسزايي ايفا مي‌كند و از اين‌رو بايد با جديت به كار گرفته شوند.‌

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ابراهيم مددى ، عضو هيات مديره سنديكاى واحد در مصاحبه با دويچه وله، به تشريح موقعيت كاركنان اخراجى پرداخت.

آقاى مددى شرايط بيكارشدگان چگونه است؟ آيا هيچ حقوقى برايشان از سوى صندوق تامين اجتماعى در نظر گرفته نشده است؟

ابراهيم مددى: بر خلاف قانون كار كه وزارت كارموظف است ظرف سى الی چهل روز به شكايت كارگران مراجعه كننده به وزارت كار، پاسخگويی انجام بشود، بيش از ۵۰ نفر از كارگران شركت واحد كه پس از اعتصاب‌هاى صنفى خود در نيمه اول بهمن سال ۸۴ دستگير شدند و بعد از زندان اوين آزاد شدند، وقتى به محل كار خود در شركت واحد مراجعه كردند، با عدم پذيرش از طرف كارفرما مواجه شدند. اين رفتار كاملا بر خلاف قوانين داخلى كشور است. بعد از پيگيرى‌هاى مكرر، كارگران شكايت‌هاى خود را به اداره كارشرق تهران تسليم كردند اما متاسفانه در مدت بيش از ۸ ماه گذشته حتى از ثبت شكايت و دادن شماره پرونده شكايتی در وزارت كار خوددارى شده است.

كارگران مكرر در مكرر با حضور و نامه‌نگارى به مقامات مختلف از جمله به آقاى رييس جمهور، شهردار تهران، رياست قوه قضاييه، مقامات وزارت كار خواستار برگشت به كار خود شده‌اند اما متاسفانه هر چه بيشتر ما تلاش مى‌كنيم با درهاى بسته ترى مواجه مى‌شويم. بر همين اساس هم در طول مدت بيكارى، هيچگونه دستمزد يا حقوق بيمه كارگرى دريافت نكرده‌ايم و علاوه بر اين دفترچه‌هاى تامين اجتماعى ما به علت عدم پرداخت پول از طرف كارفرما فاقد اعتبار است و مسئله دوا و درمان خانواده‌هاى كارگران را تحت تاثير قرار داده است.

 همين موضوع نامعتبر بودن دفترچه‌هاى بيمه تنها بخاطر عدم پرداخت چند ماهه است، يا اساسا موضوعى است تنبيهى و ايذايى؟

ابراهيم مددى:  برابر قانون كارفرمايان موظف‌اند هر ماهه سهميه مبلغى را به عنوان حق بيمه به صندوق تامين اجتماعى بپردازند. اگر به هر دليل اين پرداخت قطع شود، كارگران اخراجى نمى‌توانند از شرايط درمانى استفاده كند. همين شرايط براى كارگران ما پيش آمده و ما هر چه در ملاقات‌هاى حضوري مراجعه مى‌كنيم همه مى‌گويند باشد انجام مى‌دهيم درخواست شما را. حتى ظرف پانزده شانزده روز گذشته از طرف معاون وزارت كار و مشاور وزير كار نامه‌هايى براى اداره كل استان كار تهران فرستاده شده كه متاسفانه تا امروز رييس اداره كار استان تهران به كار ما رسيدگى نكرده است و ما بسيارى اوقات از صبح تا آخر وقت ادارى در اداره‌هاى مختلف حضور داريم ولى آخر وقت مى‌بينيم مقامات يا پليس امنيتى قصد دستگيرى يا بيرون كردن ما را از اداره كار دارند.

 قبلا تلاش شده بود تفرقه‌افكنى شود ميان كارگران اعتصابى و سايرين. الان اوضاع چگونه است؟ آيا همبستگى با شما و كسانى كه هنوز در شركت واحد شاغلند، وجود دارد؟

ابراهيم مددى:  متاسفانه در يك رفتار كاملا غير قانونى و غير انسانى مسئولان حراست شركت واحد در صورت قصد كمك يا ديدار كارگران با ما، آنها را به سرعت فرامى‌خوانند و مورد بازجويى و تهديد قرار مى‌دهند و كارگران را از نزديك شدن به ما مى‌ترسانند.

با اين تفاصيل چه اميدى وجود دارد كه همكاران شما نگران نباشند از مجازات‌هايى كه در انتظارشان است؟

ابراهيم مددى:  بهر جهت ما نااميد نيستيم و فكر می‌كنيم با پيگيرى و ايستادگى روزى مواضع قانونى و موجه، حق اجرا خواهد شد. هستند همكاران و دوستانى كه با پذيرش اين خطر دست يارى به سوى ما دراز كرده‌اند و در همين مدت هم با ما تماس‌هايى داشته باشند و اگر شرايط عادى غيرپليسى به وجود آيد، ۹۵ درصد اين كارگران طرفدار سنديكا و خواهان حمايت از ما هستند.

حال آقاى اسانلو چطور است؟

ابراهيم مددى: حال ايشان خوب است و روند معالجه بيماري‌هايشان را دارند طى می‌كنند و اميدواريم هر چه زودتر سلامتى خود را بازيابند.

خود شما آيا تمام روز را مشغول پيگيرى مسائل صنفى‌تان هستيد يا كارى ولو در حاشيه براى گذران زندگى پيدا كرده‌ايد؟

ابراهيم مددى:  ما در طول روز در حال نوشتن نامه‌ها، پيگيرى مسائل جامعه كارگرى شركت واحد و مراجعه به اداره كار هستيم. خوشبختانه من با كمك همسرم كه شاغل است، توانسته‌ام اين دوره بيكارى را تا حدودى سپرى كنم اما اميدوارم هر چه زودتر مسئولان به اين فشارهاى اقتصادى پايان دهند و كارگران اخراجى واحد به سركار خود برگردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به يادداشت اخير همسر سخنگوي دولت، گفت: مدت‌‏هاست كه در ايران سياست از ارزش‌‏ها و اخلاق فاصله گرفته است. محسن رضايي در گفت‌‏وگو با ايلنا، در خصوص يادداشت اخير فاطمه رجبي، همسر سخنگوي دولت نهم كه در آن مطالبي را عليه سيدمحمد خاتمي مطرح كرده بود، گفت: مدت‌‏هاست كه در ايران سياست از ارزش‌‏ها فاصله گرفته است، به نظر بنده جناح‌‏هاي سياسي بايد در رفتار و برخورد خود با اين حادثه و حوادثي كه در سال‌‏هاي گذشته پيش آمده است، يك تجديد نظر و بازنگري كنند و فاصله‌‏اي را كه امروز بين سياست‌‏ها و ارزش‌‏ها در ايران به وجود آمده و در حال عميق‌‏تر شدن است، بگيرند تا خدايي ناكرده شاهد تضعيف پايه‌‏هاي انقلاب نباشيم. وي افزود: حادثه اخير (هجمه عليه سيدمحمد خاتمي) هم يكي از همان حوادثي است كه اتفاق افتاده و به نظرم بايد موجب نوعي بازنگري در برخورد جناح‌‏هاي سياسي در رابطه با يكديگر شود. رضايي اضافه كرد: جمهوري اسلامي در ايران بر پايه ارزش‌‏ها, مردم و نخبگان شكل گرفته است، در دوره گذشته جدايي سياست از ارزش‌‏ها و مردم دغدغه اصلي بود و امروز جدايي سياست از ارزش‌‏ها و نخبگان دغدغه است، متاسفانه در هر دوه جدايي سياست از ارزش‌‏ها وجود داشته است؛ در دوره قبلي با تاكيد بر آزادي، سياست از ارزش و مردم فاصله گرفت و امروزه با تاكيد بر مردم، سياست از ارزش‌‏ها و نخبگان در حال فاصله گرفتن است. دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: نظام سياسي كه در انقلاب اسلامي به نام جمهوري اسلامي پايه‌‏ريزي شده است، بر هر سه پايه فوق يعني ارزش‌‏ها, اخلاق, مردم و نخبگان استوار است و دولتمردان ايران و جناح‌‏هاي سياسي بايد مراقب باشند هيچ‌‏كدام از پايه‌‏هاي فوق تضعيف نشود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مجمع روحانيون مبارز با انتشار بیانیه‌ای درباره‌ «موج جديد اهانت به شخصيت‌هاي ديني و سياسي کشور» به همه «دلسوزان» هشدار داد که «اگر از کنار اين جريان مشکوک که در پس اين قلم‌ها و زبان‌هاي آلوده کمين کرده‌اند بي‌تفاوت بگذرند چه بسا روزي معلوم شود ريشه چنين مفسده‌هايي عميق‌تر از آن است که امروز ساده‌انگارانه به آن مي‌نگرند». در این بیانیه تاکید شده است «اگر برخي نظرهاي خشن و داوري‌هاي افراطي درباره‌ شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي در گذشته سخن‌هايي در حاشيه و از جنس نظر قلمداد مي‌شدند، امروز با استفاده از موقعيت‌هاي دولتي و ويژه خواري‌هاي رسمي به متن نظام اجرايي راه يافته‌اند و در عداد رويکردهاي رسمي به حساب مي‌آيند». متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

1- شيوه‌هاي جديد و بديعي از توهين و افترا و تهديد و ارعاب در اين ايام روايج يافته است که دامنه و دايره و منشاء و زمان بروز آن‌ها در خور تامل است. اگر چه متاسفانه عالمان روشن‌بين، روشنفکران مسوول و مديران لايق هيچ‌گاه از گزند کج‌انديشان ، تنگ نظران و قدرناشناسان مصون نبوده‌اند اما تفاوت‌هاي مهمي اين موج جديد را از انواع مرسوم آن متمايز مي‌کند.
اکنون دولتي بر سر کار است که بر خلاف گذشته از پشتوانه‌ي يکپارچگي و يکدستي همه‌ ارکان حکومت برخوردار است، در عين حال کشور با مسايل مهم بين المللي و ملي روبرو است که بيش از هميشه به جلب مشارکت عمومي، حفظ آزادي‌هاي سياسي و پاسداشت سرمايه‌هاي معنوي و ملي نيازمند است بويژه آن که آثار و عوارض مديريت‌هاي نادرست به سرعت عرصه‌هاي اقتصادي و اجتماعي کشور را فرا گرفته است.
علاوه بر اين، کشور در آستانه تدارک برگزاري انتخابات مجلس خبرگان و شوراهاي اسلامي شهر و روستا قرار دارد. در چنين شرايطي که اولا؛ نظريه پردازي‌هاي خشونت‌گرا، فرصت‌ها و امکانات رسمي و دولتي براي نشر و اشاعه يافته‌اند و ثانيا؛ به جاي نهادها و تشکل‌هاي آشکار و مستقل، نوعي سازمان‌ها و نهادهاي غيررسمي اعمال قدرت و سياست مي‌کنند، نمي‌توان از کنار اين رويه‌ها و تلاش‌هاي مخرب و موهن به سادگي گذشت.
اگر برخي نظرهاي خشن و داوري‌هاي افراطي درباره‌ شخصيت‌هاي حقيقي و حقوقي در گذشته سخن‌هايي در حاشيه و از جنس نظر قلمداد مي‌شدند، امروز با استفاده از موقعيت‌هاي دولتي و ويژه خواري‌هاي رسمي به متن نظام اجرايي راه يافته‌اند و در عداد رويکردهاي رسمي به حساب مي‌آيند، بويژه آن که با بي‌تفاوتي و بي‌اعتنايي و سکوت بسياري از مسوولين هم روبه رو هستند، پس کوچک شمردن اين سنت‌هاي ناروا، به هردليل و با هر انگيزه اکنون روا نيست چون مي‌تواند مقدمه‌اي بر بزرگ شدن و رواج رسمي آن‌ها و تمهيدي براي از ميدان به در کردن هر انديشه مستقل و متفاوت و هر شخصيت و فعاليت موثر در دور و نزديک کشور باشد.
2- هجوم و اهانت بي‌سابقه به حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي همزمان با سفرهاي علمي و فرهنگي موفقيت‌آميز ايشان به خارج از کشور، انتشار ادعانامه‌هاي جناحي عليه دولت اصلاحات در قالب گزارش‌هاي رسمي، هتک حرمت بزرگان انقلاب و علماي خوش نام و با سابقه کشور و ايجاد محدوديت‌هاي جديد سياسي در محيط‌هاي علمي و فرهنگي و از همه مهمتر آلودگي فضاي اخلاقي و ديني جامعه به تهمت و افترا و تهديد، مصاديق بارز اين آفت بزرگ آيين و ملک و ميهن است، که مقابله با آن وظيفه‌اي خاص بر دوش همه‌ي آگاهان و دلسوزان جامعه، با هر سليقه و گرايش سياسي که داشته باشند، قرار مي‌دهد.
طبيعتا زنده بودن و حيات جامعه‌ي ديني، اخلاقي و سياسي ما ايجاب مي‌کند که در برابر اين‌گونه مخاطرات با نهايت تدبير و تاثير چاره‌انديشي شود.
جناب آقاي خاتمي گذشته از آن که روحاني و عالم ديني با تقواست و در مسووليت‌هاي مختلف در طول عمر جمهوري اسلامي با پاکي و سلامت و صداقت خدمت کرده است، فردي است که ملت ايران دو بار و در دو دوره پي در پي با بيش از بيست ميليون راي به وي اعتماد کرده و سکان اداره کشور را به دست وي سپرده است و پس از پايان دور اول براي بار دوم با آراي بيشتر وي را به عنوان رييس‌جمهوري برگزيده است و در تمام اين سال‌ها و پس از پايان هشت سال رياست جمهوري در همه جا و در همه شهرهاي کشور مورد احترام اقشار مختلف از علما و دانشگاهيان و مسوولان طراز بالا و عموم مردم از بازاريان و کارگران و کشاورزان و ... بوده و هست، و آيا هتاکي و اهانت به امثال خاتمي اهانت به شعور و عزم و اراده يک ملت نيست؟
هتاکان و جريان مشکوک پشت صحنه آنان به کجا مي روند و براي آيين و ملک و ملت چه خواب‌هاي خطرناکي ديده اند؟
3- مجمع روحانيون مبارز چنان‌که بارها اعلام کرده است به اعتبار جايگاه و نقش ويژه‌اي که براي انديشه‌ ديني در جامعه و نظام سياسي کشور قايل است، آسيب‌ها و آفت‌هايي را که از اين معبر متوجه نظام و جامعه مي‌داند، داراي اهميت و حساسيت مضاعف مي‌بيند. تحجر و جمود، بي ترديد از آفت‌هاي مهم ديانت است که متاسفانه اکنون با هيات و کسوت جديدي در کشور ما بروز و ظهور يافته است.
اگر زماني امام خميني (قدس سره) از کسان و جريان‌هايي نام مي‌برد که با «ژست تقدس مآبي چنان تيشه به ريشه دين و انقلاب مي‌زنند که گويي وظيفه‌اي غير از اين ندارند» و با صراحت از خطر «تحجرگرايان و مقدس نمايان» نام مي‌برد، ما امروز با تمامي وجود تلاش ويرانگر فکري و عملي آنان را در مشوه کردن چهره رحماني و مردمسالار دين و در هدم دستاورهاي فراوان انقلاب و اصلاحات شاهد هستيم، انديشه و تلاشي که عملا همسو و در کنار دين ستيزان و دشمنان انقلاب در ايران و جهان قرار مي‌گيرد.
اکنون بيش از هر زمان جامعه ما نيازمند آن است که عالمان و مجتهدان روشن‌بين و روشنفکران مسوول و متعهد، سيماي منور و شاداب و آزاد دين را از اين گونه پيرايه‌هاي سازمان يافته بزدايند و نگذارند که صورت‌هاي جديد و بومي از تحجرگرايي‌هاي جهاني وجه غالب و رسمي در جامعه ما بيابد.
دفاع از مواريث دين و انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي والاي امام راحل در گرو حساسيت بيشتر و اساسي‌تر در برابر تحجر سازمان يافته‌اي است که امروز مي‌کوشد تا به زبان رسمي سخن بگويد و از جايگاه‌هاي رسمي انتشار و رواج يابد.
4- آن‌چه امروز برجسته‌تر است مسووليت کسان و نهادهايي است که به حسب قانون اساسي و شرع، پاسدار حقوق اساسي ملت و مسوول پاسداشت سرمايه‌هاي ملي کشور هستند، سکوت و بي‌تفاوتي در برابر چنين نظرها و اقدام‌ها، نه تنها حيات سياسي و اخلاقي امروز جامعه ما را به مخاطره مي‌اندازد بلکه موجد و موجب پيدايش واکنش‌هايي است که نمي‌توان براي آن حد و حريمي براي توقف قايل شد.
اگر امروز روساي جمهور و دولت‌هاي پيشين صريحا و رسما مورد وهن و افترا قرار مي‌گيرند چه نهادها و شخصيت‌هايي در آينده از آسيب چنين شيوه‌ها و جريان‌هايي در امان خواهند ماند؟
مجمع روحانيون مبارز با کاربرد اين‌گونه شيوه‌ها و عملکردها، هميشه و در همه جا و نسبت به هر فرد و جرياني مخالف بوده و خواهد بود و با تاکيد بر ضرورت وجود آزادي‌هاي قانوني، نقد منصفانه و روحيه‌مدارا را بهترين و کارسازترين راه چاره رشد اخلاقي و توسعه همه جانبه کشور مي داند.
از اين رو براي حفظ سلامت ديني و سياسي جامعه و پيشگيري از عواقب سوء آلودگي دين و اخلاق به آفات قدرت و سياست، موکدا و مجددا مسووليت‌هاي شرعي و قانوني کسان و نهادهايي را که مي‌توانند و بايد امروز کاري کنند، يادآور مي‌شود و به همه دلسوزان کشور هشدار مي‌دهد که اگر از کنار اين جريان مشکوک که در پس اين قلم‌ها و زبان‌هاي آلوده کمين کرده‌اند بي‌تفاوت بگذرند چه بسا روزي معلوم شود ريشه چنين مفسده‌هايي عميق‌تر از آن است که امروز ساده‌انگارانه به آن مي‌نگرند.
از مردم شريف ايران مي‌خواهيم که در بررسي و تحليل جريان‌هاي سياسي حرکت‌هاي پيدا و پنهان مخرب و ويرانگر را شناسايي کنند و به آن‌ها مجال نفوذ در ذهن و باورها را ندهند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سلاح‌هاي شيميايي به‌كار رفته از سوي صدام در جنگ تحميلي نه‌تنها در دوران دفاع مقدس خسارات زيادي برجاي گذاشت، بلكه پس از پايان جنگ هم جان بسياري از انسان‌هاي باصفا و بانشاط را گرفت و عده زيادي را نيز با عوارض آن همچنان - به‌عنوان شاهدان جنايات رژيم بعثي صدام - برجاي گذاشته است.داوود كريمي يكي از چهره‌هاي فعال و صميمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود كه دو سال قبل بر اثر عوارض ناشي از كاربرد جنگ‌افزارهاي شيميايي دشمن، در عمليات والفجر 8 و پس از ماه‌ها رنج ناشي از آن، سرانجام به شهادت رسيد. او يكي از انقلابيون بنام و يكي از فرماندهان برجسته سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود كه نقش مهمي در تشكيل و سازماندهي و نيز در انجام ماموريت‌هاي آن، بخصوص در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي ايفا نمود. داوود كريمي كه تمام دوران عمر خود در زمان قبل از پيروزي انقلاب اسلامي را در مبارزه عليه رژيم شاهنشاهي گذرانده بود و تجربه خوبي در سازماندهي نيروها و نيز در تشخيص افراد كارآمد و كادرهاي مبارزه كسب كرده بود و خود، گروه فجر اسلام و گروه توحيدي صف را راه‌اندازي كرده بود تا بتواند افراد مقلد حضرت امام خميني را در مبارزه عليه شاه و نظام سلطنت بسيج نمايد، پس از پيروزي انقلاب اسلامي و پس از تشكيل كميته نازي‌آباد بلافاصله با نيروهاي خود وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد و سعي نمود تا به گسترش و توسعه اين نهاد انقلابي به منظور تثبيت انقلاب اسلامي كمك نمايد. در روزهاي اوليه تشكيل سپاه، او در تعيين فرماندهان مكتبي براي سپاه شهرهاي مختلف، تلاش زيادي كرد و جزو كساني بود كه سپاه كردستان را تشكيل داد تا بتواند در مقابل حوادثي كه در آنجا پيش‌بيني مي‌كرد، آمادگي لازم را كسب نمايد. وقتي كه جنگ شروع شد، او بلافاصله به جنوب شتافت و ستاد عملياتي جنوب را تشكيل داد. او ساختمان گلف را كه نام پايگاه منتظران شهادت را بر او گذاشتند، در اختيار گرفت و آنجا را تبديل به پايگاه عظيمي براي هدايت نيروهاي داوطلب مردمي در مقابل تجاوز ارتش بعثي قرار داد و با توجه به روحيه تشكيلاتي كه داشت، بخش‌هاي آموزش، اطلاعات، عمليات و لجستيك را در ساختمان گلف، راه‌اندازي نمود و ساختار مناسبي را براي سازماندهي نيروها ايجاد كرد، به طوري كه تا آخر جنگ، گلف محل اصلي فرماندهي واحدهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در جبهه جنوب بود. او در پنج ماه اول جنگ كه اوضاع جبهه‌ها بسيار آشفته و نابسامان و ارتش بعثي در حال پيشروي در خاك ايران بود، ستاد عمليات جنوب را تشكيل داد و توانست به نحو شايسته‌اي، نقش سپاه‌ را در دفاع در مقابل ارتش متجاوز صدام ارتقا بخشد.حاج داوود، اعتماد به نفس بسيار خوبي داشت و با سخنراني‌هاي مهيجي كه ايراد مي‌كرد، توانست نيروهاي داوطلب را به خوبي براي رفتن در ميدان جهاد آماده كند. او از نخستين كساني بود كه نقش مخرب بني صدر - رئيس جمهور وقت - را در جبهه‌ها به خوبي تشخيص داده بود و در همه جا دست به افشاگري عليه او مي‌زد. داوود كريمي در يكي از جلسات شوراي عالي دفاع كه در جنوب تشكيل شده بود با خود حسن باقري را به جلسه برد و به او لقب ركن 2:20 دقيقه را داد و بعد از اينكه برادران ارتشي وضعيت جبهه‌ها را توضيح دادند، حاج داوود به بني صدر گفت حالا مسوول ركن 2:20 دقيقه سپاه، توضيح مي‌دهد.بني صدر با ديدن حسن باقري كه چهره‌اش او را كمتر از سنش نشان مي‌داد، بسيار تعجب كرد كه او از دشمن چه مي‌خواهد بگويد، ولي وقتي حسن باقري با دقت و با احاطه كامل بر دشمن، شرايط جبهه‌هاي جنگ را براي اعضاي شوراي عالي دفاع تشريح كرد، بني صدر و ساير اعضاي شوراي عالي دفاع پي بردند كه اطلاعات او بسيار جلوتر از اطلاعاتي بود كه تاكنون ارائه شده بود و لذا به مفهوم 2:20 دقيقه داوود كريمي پي بردند. داوود كريمي توانست مسائل جبهه‌هاي جنگ را خيلي خوب به حضرت امام خميني(ره) منتقل و نيز براي نمايندگان مجلس واقعيت‌هاي موجود را با حضور و سخنراني در صحن مجلس شوراي اسلامي تشريح نمايد و نقش منفي بني صدر را در عدم انسجام نيروهاي خودي در جبهه‌هاي جنگ توضيح دهد، به همين خاطر بود كه او هميشه مورد بغض بني صدر قرار داشت و بالاخره مجبور شد كه تحت اين فشارها جبهه جنوب را ترك كند و به ستاد مركزي سپاه بيايد. او در زماني كه در ستاد جنوب حضور داشت، دائم از پيروزي حزب‌ا... سخن مي‌گفت و عنوان حزب‌ا... را او بر سر زبان‌ها جاري كرد، به طوري كه پس از شكست منافقين و فرار بني صدر اين مفهوم در بين آحاد مردم بسيار اوج گرفت. حاج داوود كريمي در اوايل انقلاب اسلامي كميته نازي‌آباد را تشكيل داد و در اواسط جنگ دوباره به كميته بازگشت و بخشي از كميته را تحت عنوان لشكر روح‌ا... به جبهه‌هاي جنگ آورد و در عمليات مرصاد به جنگ با منافقين پرداخت و بر اثر بمباران نيروي هوايي ارتش بعثي مجروح شد. وقتي جنگ مسلحانه منافقين در تهران شروع شد، او به فرماندهي سپاه تهران برگزيده شد و توانست تمام توان سپاه پاسداران را عليه منافقين بسيج نمايد و ظرف يك شب، به 40 خانه تيمي منافقين حمله و آنها را منهدم نمايد و منافقين را وادار به فرار از كشور كند. داوود كريمي در زماني كه در كميته بود، طرح جامعي را نيز براي مبارزه با مواد مخدر تهيه كرده بود كه شايد اگر اين طرح به‌طور كامل به اجرا درمي‌آمد، ايران شاهد گسترش اين معضل اجتماعي نبود.داوود كريمي فردي فهيم و تيزبين بود و نسبت به دشمن روحيه تعرضي داشت. هميشه سخن گفتنش همراه با طنز بود، نكاتي را مي‌گفت كه هميشه در ذهن انسان مي‌ماند. او مسووليت را به لنگ حمام تشبيه مي‌كرد و به فرماندهان و مسوولان هميشه مي‌گفت كه زير اين لنگ، لباسي داشته باشيد تا اگر اين مسووليت را از شما گرفتند، دچار مشكل نشويد. او ذهن فعالي داشت و همه خاطرات دوران مبارزه و جهاد در ذهنش باقي بود و به خوبي آنها را بيان مي‌كرد. امام خميني(ره) را بسيار قبول داشت. خودش مقلد ايشان بود و با كساني كار مي‌كرد كه مقلد امام باشند. او امام را يك رهبر جامع و چندبعدي مي‌دانست و معتقد بود كه امام، متناسب با شرايط زمان، تكليف خود را انجام مي‌دهد. زماني كه لازم است جهاد مي‌كند و زماني كه لازم باشد تقيه مي‌كند. داوود كريمي انسان واقعا ساده‌زيستي بود. زندگي ساده‌اي داشت و هيچگاه زندگي در جنوب شهر را رها نكرد. او در حين انجام مسووليت هم، همراه با سايرين،هر كاري را كه نياز بود انجام مي‌داد. سردار بزرگواري، نقل مي‌كرد كه <او را روزي در گلف ديدم كه آستين‌ها را بالا زده و راه دستشويي را كه گرفته بود باز مي‌كند.> هيچ در قيد و بند عنوان و مقام خود نبود. او مقام را براي انجام كار مي‌خواست و نه مقام را براي خود. در سال‌هاي قبل از شهادت با وي نامهرباني‌هاي زيادي شد لذا، او به كارگاه تراشكاري خود بازگشت و عملا از كارهاي نظامي و سياسي كنار كشيد ولي هيچگاه دهان به گلايه نگشود و از كسي شكوه نكرد. سخنش و رفتارش و حركاتش و مواضع‌اش براي بسياري الگو بود و آنچه در دل داشت به زبان بيان مي‌كرد و دل و زبانش يكي بود.
سرتيپ پاسدار حسين علايي

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حوالي نيمه‌شب بود كه دوستان با يك خبر، شتابزده خود را به بالين حاج داوود رساندند. با بدني سراسر از تب به تخت افتاده بود و از شدت درد چند دقيقه به چند دقيقه غرق در آب مي‌شد اما كلامي شكايت از اين درد جانكاه نمي‌كرد.با تزريق مرفين اندكي آرام گرفت و از خاطراتش گفت، از مبارزات قبل از انقلاب، از شكل‌گيري گروه‌هاي سياسي، از صبر و اميد و استقامت، از خودسازي و آرمان‌خواهي.از اينكه سال‌هاي سختي در پيش است و در زمستان هيچ برگي سبز نمي‌شود و بايد به فكر تقويت ريشه‌ها بود. از ملاقاتي‌‌هايش گفت، از كساني كه اين روزها آمده و رفته‌اند. از همان‌هايي كه سال‌ها او را فراموش كرده بودند و حتي از اسمش مي‌ترسيدند و حتي سلام و عليك‌هاي گذشته را كتمان مي‌كردند. حاجي از گذشت گفت. از اينكه بايد مخالفان را بخشيد و حتي آنها را دوست داشت. نه به خاطر آنها، به خاطر خودمان تا يك دل داشته باشيم به اندازه دريا. پرسيديم: حاج‌آقا مگر مي‌شود؟ افترا و تهمت را چه مي‌كنيد؟ حاج داوود با بزرگواري خنديد و گفت: <من از هيچ كاري براي شكل‌گيري جمهوري اسلامي دريغ نكردم. براي تداوم و استقرار آن زحمت كشيدم. براي آنكه منحرف نشود، عافيت‌طلب نشود و ظلم‌ستيز و عدالت‌طلب باقي بماند همه تلاشم را كردم و تنها يك بدهي ديگر به جمهوري اسلامي دارم و آن بدهي هم تشييع جنازه‌ام است. اين آخرين بدهي من است.>و همه گريستند نه به حال حاج داوود كريمي كه براي خودشان براي فاصله‌اي كه از آن‌همه تقوا و بزرگ‌منشي داشتند. براي آن همه فداكاري بدون ادعا، سكوت و صبر با درد، آن همه خانه‌نشيني با تسليم و مناعت طبع و عشق به خدا و ورع كه در تمام طول زندگي تنها در او ديده بودند و بس، كه هركس كه تنها يك بار با او همكلام شده بود خداترسي را تا عمق وجود حس مي‌كرد. او از ايستادن و حركت رو به جلو مي‌گفت.كلامش آرامبخش بود و هيچ بايد و نبايدي براي ديگران به كار نمي‌گرفت. هرچه بود انتخاب و شناخت توام با آزادي بود. درباره هيچكس قضاوت نمي‌كرد و هيچكس را با چوب تكفير و تهمت از خود نمي‌راند. خودش را برتر، بالاتر و مومن‌تر نمي‌دانست و نسبت به اطرافيان تواضع مي‌‌كرد، منش حاج داوود بود كه در نهايت مخالفانش را بر زمين زد به گونه‌اي كه حتي آنها در تكريم شخصيتش نتوانستند سكوت كنند.حاجي را روي دست مي‌آورند، گويي دست‌ها نسيم بودند و او با نسيم تا خدا همراه بود. گويي شهيدي تشييع مي‌شد و دوران همان دوران. گويي جواني از جبهه‌ها برگشته بود پر از زخم، پر از گلوله، پر از جاي زخم و تركش نامردمي‌ها.رفتنش هم به اندازه زندگي‌اش عجيب بود. خيلي عجيب به اندازه زندانش غريب بود و به اندازه سال‌هاي بعد از زندانش قلب‌ها را مي‌فشرد.همه آنهايي كه آنجا بودند مي‌دانستند چرا، اما به كلام نه با چشمانشان از اين حقيقت سخن مي‌گفتند. عجب دنياي غريبي است اين دنيا و مردمي غريب‌تر كه تاريخ را مي‌نويسند.چرا كه هيچكس از زندان حاج داوود حرفي نزد و از همه مصيبت‌هايي كه بر او رفت. نه در منبر، نه در روزنامه، نه در مسجد. شايد حق دوستان اين بود كه در حاشيه خيابان‌ها بايستند و تنها با اشك بدن مطهرش را بدرقه كنند.
فريبا داوودي‌مهاجر

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

هفده سال از پايان جنگ ايران و عراق مي‌گذرد. هفده سال است كه ديگر خاطرات شب‌هاي عمليات همچون لحظاتي فراموش نشدني در ذهن رزمندگان آن روزها ثبت شده و روايت رشادت‌ها و جوانمردي‌هاي جوانان ايراني تنها از زبان آناني كه تجربه ارزشمند حضور در جبهه‌هاي دفاع از ايران را داشتند گاهي شنيده مي‌شود.چه آنكه پايان جنگ، خود آغاز تجربه‌اي ديگر براي رزمندگان آن روزها بود به اين ترتيب گروهي ادامه رزمندگي را در مسووليت‌هاي اجرايي حكومت و دولت تعريف كردند و البته گروهي ديگر با پايان جنگ مهر پاياني بر حضور رسمي خويش در مصادر اجرايي زدند و گوشه‌اي نشستند و سكوت پيشه كردند. شهيد حاج داود كريمي نمونه‌اي اين‌چنيني از فرماندهاني بود كه پايان جنگ اگر چه خط پاياني كشيد بر دوره‌اي از زندگي سراسر عشق و ايثار او اما اين پايان ماجرا نبود كه حاج داود كريمي در كنه وجود خويش رزمنده بود و عاشق ايثار. كه مگر آموزش فن تراشكاري به جوانان بي‌سرپرست خود نشانه‌اي از عشق حاج داود به تعالي انسان‌ها نمي‌تواند باشد؟ كه مگر صرف باقي‌مانده عمر و اندوخته خويش براي كمك به نيازمندان معنايي جز ايثار در مردان خدا مي‌تواند داشته باشد؟ ‌ آري، حاج داود كريمي با حضور در مبارزات سياسي و جهادي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي و حضور در فعاليتهاي سازمانهاي چريكي مسلمان و پيرو خط امام از يكسو و حضور در جبهه‌هاي جنگ كوله باري بر تجربيات گذشته خويش افزود تا برگ ديگري بر كتاب رزمندگي در سال‌هاي پس از جنگ بيافزايد. حاج داود نفس خويش را كشت تا از رهاورد آن از اخلاق اسلامي راهنمايي براي فرداي زندگي بيافريند و اين چنين بود كه چه غريبانه چشم بست و از زمين به آسمان كوچ كرد. هم چنانچه سال‌هاي قبل از شهادت، غريبانه زيست و دم برنياورد كه گويي سكوت و لب فروبستن برگ ديگري از دفتر قطور رزمندگي‌اي بود كه حاج داود كريمي براي ايرانيان آزاديخواه به يادگار گذاشت. حاج داود پس از جنگ سكوت اختيار كرد تا مبادا زبان به شكوه از ناملايمات روزگار بگشايد و به اين ترتيب با سينه‌اي سرشار از حرف‌هاي نگفته و گلايه‌هاي سر به مهر پرواز كرد تا حداقل به همرزمان خويش بياموزد كه مي‌توان گونه‌اي ديگر زيست حتي اگر به آساني گذشت دقايق آن حاصل نشود چه آنكه يك رزمنده هيچگاه خارج از ميدان جنگ نيست و البته نبرد با نفس ، نبردي سخت‌تر و متعالي‌تر است. او از جنگ تركشي در قلب و شيميايي در خون را به يادگار برد. يادگاري كه سرانجام شهادت را براي حاج داود به ارمغان آورد. حاج داود كريمي سال‌ها پس از جنگ و كيلومترها دورتر از سرزمين‌هاي جنگ در بيمارستان ساسان تهران چشم بر ديدني‌هاي پيرامون بست هم چنانچه كه سال‌ها بود كه زبان برگفتني‌‌هاي بسيار بسته بود. حاج داود كريمي از نسل آرمانخواهان دهه شصت بود و شايد همين آرمانخواهي و انتقاد از دولتمردان وقت بود كه اين فرمانده بزرگ، زندان را تجربه كرد اگرچه سلول‌هاي زندان توان نگهداري روح بزرگ حاج داود كريمي را نداشتند اما سينه حاج داود گويي گنجايش ثبت تمامي ناملايمات را داشت. حاج داود كريمي تجسم كامل اسلامي بود كه به آن اعتقاد داشت. او هيچگاه خويش را گم نكرد كه البته هر روز در تعالي پله‌اي بالاتر مي‌ايستاد.
محمدجواد حق‌شناس

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در زمان حياتم همه چيز را مصادره كردند. فقط يك بدهي دارم و آن جسدم است كه آن را هم پس از مرگم مصادره خواهند كرد.حاج داوود از بين ما رفت در حالي كه كوله باري از خاطرات و آموزه‌هايش همچنان در گوش ما صدا مي‌كند،هفته‌هاي آخرينش،در اين دنيا بود كه اين جملات را به ما گفت و توصيه كرد كه سخت نگيريد و بگذاريد كارشان را بكنند.بهار 82 در بيمارستان تهران با جمعي از فعالان دانشجويي به ديدارش رفتيم،ما در وضعيتي به حضورش رسيديم كه گويي همه‌چيز را از دست داده بوديم آرمان‌ها، آرزو‌ها، مطالعات و شعارهايمان رنگ پوچي گرفته بود، فضا را تيره و تار و مايوسانه تحليل مي‌كرديم. اما او با تن مجروح و پر از زخم براي ما گفت:از اميد، از روشني، از ايمان و استقامت بر سرعقيده از قرآن، نهج‌‌البلاغه برايمان تلاوت كرد با تمام وجود ترجمه سخنان اميرالمومنين را برايمان مي‌گفت؛ توصيه به صبر و بردباري مي‌كرد و عدم مجوز براي بريدن و نااميد شدن؛ از روز‌هاي خوب آينده مي‌گفت... همگي پس از بيرون آمدن از جلسه دگرگون شده بودند، بچه‌ها پر از شوق بودند،باورشان نمي‌شد،از حاج داوود مي‌گفتند و همين يك جلسه دلبستگي آنان به او را آغاز نمود. در ماه‌هاي آخر،دائما به روي تخت خوابيده بود و پيراهنش را مرتب عوض مي‌كردند چراكه از شدت درد خيس مي‌شد وليكن غده‌هاي متورم و مملو از چرك و خون و تن ضعيف‌شده او، لباني پر از لبخند را برايش به ارمغان آورده بود. آرام وكوتاه سخن مي‌گفت وليكن پر از انرژي و روحيه.درب خانه‌اش به روي همه باز بود، طيف‌ها و گروه‌‌هاي مختلف سياسي،به ديدارش مي‌رفتند. شايد برخي خود را گناهكار مي‌دانستند از آنچه بر سرش آوردند و برخي ديگر پشيمان از اينكه در دفاع از او كوتاهي كردند و مصلحت را به حقيقتي كه به آن معترف بودند ترجيح دادند.حاج داوود به نسل سوم و چهارم آموخت كه در بدترين اوضاع و احوال،مي‌توان با دغدغه‌ها و انديشه‌هاي متعالي زيست و منفعل نبود و در صحنه ماند. اگر پاي عقيده در ميان باشد،نه كسي مي‌تواند او را حذف كند و هم تاثيرگذاري‌اش فزوني مي‌يابد. او در گوشه‌خانه‌اش در نازي آباد و يا بر روي تخت بيمارستان بود وليكن همچنان پرتاثير بود بر هركس كه يك لحظه او را مي‌ديد و اين كافي بود براي نگراني برخي! از دنيا نصيبي نداشت وليكن بزرگترين نصيب براي آشنايان و علاقه‌مندانش بود.ما هم اينك و سال‌ها به او احتياج داريم،سالگرد او بهانه‌اي است براي يادكردن از اين بزرگمرد او زنده ماند تا به اين دوران و خدا خواست در اين دوران پرغصه، او را پر از درد ببيند تا حجتي باشد بر حق‌جويان راهش ! بي‌ترديد آرزويش، رفتن بود، هركس كه او را مي‌شناخت به اين معترف بود وليكن محكوم بود به تنها زيستن و ماندن با همه و همرزمانش همه رفتند، همت، باكري، جهان‌آرا و او اما ماند تا بياموزيم و ما جوانان درك كنيم فداييان عشق و حقيقت را. آنانكه غرق در خدا شده بودند و براي آزادي اين ملت از هستي خويش گذشتند و از نزديك لمس كنيم وجود نازنينشان را! و معدود همرزمانش كه در اين دنيا مانده‌اند، مهر سكوت بر لبانشان دوخته‌اند و اين عامل نوشتن شد وگرنه ما را لياقت سخن گفتن از حاج داوود نيست.
سعيد ا... بداشتي

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دو سال پيش، در چنين روزهايي پيكر نحيف بزرگمردي را در بهشت زهراي تهران به دست ابديت سپردند كه اگر او را نمونه برجسته‌اي از بندگان خاص خداوند بدانيم و بناميم، سخن به گزاف نگفته‌ايم.مگر بندگان خاص درگاه ربوبي چه ويژگي‌هايي دارند كه مرد بزرگ زمانه ما، شهيد داوود كريمي، فرزند شجاع، حقيقت‌طلب، فروتن، سلحشور و متدين ايران اسلامي‌نداشت؟دو سال پيش، دوست‌داشتني‌ترين سردار سربلند، بدن انباشته از رنجي كه 57 سال با خود داشت، در اين دنياي بي‌وفا وانهاد و به عرش الهي پركشيد و از خويشتن <داوود كريمي>اي به يادگار گذاشت كه جز تكريم و تعظيم ارباب معرفت و اهل شجاعت براي خود ميراثي نداشت.
رنجي يتيمي‌در هشت سالگي، رنج ترك تحصيل كه به آن عشق مي‌ورزيد، رنج كارهاي سخت در كارگاه تراشكاري، رنج فقر و محروميت، رنج ناشي از نگراني براي بچه‌هاي نازي‌آباد و رنج ظلم‌هايي كه در جامعه مي‌ديد اين فرزند مخلص جنوب تهران را تا 16‌سالگي پيش آورد و او را همپاي روح آزادانديش و عشق رهايي، به حوزه مبارزه در جبهه امام‌خميني سپرد تا از او رزمنده و فرماندهي بسازد كه همگان را به تعجب وا دارد.
حاج داوود كريمي، همچنان نوجوان بود كه به هيات‌هاي مذهبي راه پيدا كرد و در پرتو ذهن جست‌وجوگر و حافظه قوي، به‌سرعت به جمع متدينين با‌سواد و فهميده پيوست و اين حلقه اتصال او با نهضت اسلامي‌ رو به رشد در مهين اسلامي‌مان شد.داوود در سن 26 سالگي كه خود را آماده رويارويي با ظالمان و ستمگران حاكم بر ايران مي‌ديد، به سازمان مجاهدين خلق رسيد و به عضويت آن درآمد اما اين تشكيلات پرآوازه را عرصه فعاليت خالصانه از موضع دينداري عزتمند نديد. هر‌چند دو سال مستقيما با سازمان همكاري داشت اما وقتي كه احساس كرد سازمان مجاهدين به بيراهه مي‌رود، با آن وداع گفت و با گردآوري جمعي از دوستان و هم‌انديشان خويش كه زمينه‌هاي گوناگون فعاليت چريكي را داشتند، سازمان فجر اسلام را پي نهاد و از آن پس خود را در مسير مبارزه وقف اسلام نمود و تا آخر عمر بر اين پيمان مقدس پايدار ماند.
1- حاج داوود كريمي، سازمان چريكي و سياسي نيمه مخفي فجر اسلام را با مساعدت مادي و معنوي روحانيون مبارزي چون آيت‌ا... محمدرضا مهدوي كني و شهيد دكتر سيد محمد‌حسين بهشتي، رونق بخشيد و دلير مردان با كفايتي براي مبارزات اسلامي ‌پرورش داد.وي در اين‌باره مي‌گويد: نام مجاهدين خلق آن اوايل طوري بود كه ما خيلي آرزو مي‌كرديم جزو اينها باشيم ما با رفقا از 46، 47 كوهنوردي و غارنوردي زيادي مي‌رفتيم و سال 52 بالاخره به اينها (مجاهدين خلق) ملحق شديم. آموزش‌هاي سياسي و تشكيلاتي مي‌ديديم و كارهايي را كه لازم بود به ما مي‌گفتند ما اجرا مي‌كرديم. تا اينكه سال‌هاي 53354 ماجراي تغيير مواضع ايدئولوژيك در سازمان به وجود آمد و متاسفانه بسياري از دوستان ما برگشتند و ماركسيست يا فراري شدند. ما يك تعدادي سرگردان مانديم. شايد بدترين دوران زندگي من همان سال‌ها باشد. سال‌هاي 54455 كه دائم در وحشت و نگراني و سرگرداني بوديم، انگار همه آمال و آرزوهايمان به هم ريخته بود. از دو سه سالي كه من اين‌طور فعاليت داشتم، خاطرات بسياري دارم كه از آنها مي‌گذرم. سال 55 با چند نفر از دوستان تشكلي را به وجود آورديم كه ظرف يك سال اسمش شد <ارتش آزاديبخش> ‌اسمش بزرگ بود و ماها همه كوچك. همين تشكل بعد تبديل شد به سازمان <فجر اسلام>‌و <‌صف.> شاخه نظامي ‌آن را برادراني مثل شهيد بروجردي و آقاي كنگرلو و ديگر دوستان اداره مي‌كردند. ما حدود 500 نفر نيرو داشتيم. داوود، تراشكاري و فعاليت سياسي‌اش را در تهران تا سال 1355 ادامه داد و براي فراگيري فنون چريكي و بهره‌گيري از تجربه مبارزات چريكي به لبنان و فلسطين رفت و در كنار مبارزان و مجاهدان پرآوازه‌اي چونان دكتر مصطفي چمران و استاد محمد منتظري ايستاد و آموزش ديد.كريمي ‌پرتلاش و با انگيزه در ديار مبارزه، به عنوان مربي نيروهاي چريكي لبنان فعاليت مي‌كرد و اين فعاليت موثر و سازنده را تا اواخر سال 1356 كه چشمه مبارزات فراگير اسلامي‌در ايران جوشيد، ادامه داد و به ايران بازگشت. اين بار نازي‌آباد محروم و عقب نگه‌داشته شده. يار شريف و سرافراز خود را با آغوش باز پذيرفت تا براي بسياري از راه‌هاي نا‌رفته، راهنمايي سترگ و فهيم و بي‌باك داشته باشد.‌ حاج داوود در آغازين روزهاي بازگشت از لبنان به نازي‌آباد، چاره را در اين ديد كه ديگران را متدين و مبارز بار آورد. لذا در اندك مدتي، چهار هيات مذهبي براي سازماندهي و بالابردن روحيه ديني و مبارزاتي جوانان تشكيل داد و منطقه مستعد نازي‌آباد را به تحرك واداشت و جريان عظيمي‌را عليه رژيم پهلوي در جنوب تهران به راه انداخت.محبوبيت داوود كريمي، به دليل ويژگي‌هاي قابل تحسين او، وي را به چهره‌اي موثر در جريان مبارزات اسلامي‌ عليه شاه و آمريكا مبدل كرد.
2- او اهل كار و تلاش بود. براي مردم خصوصا جوانان احترام زيادي قائل بود و از هر نوع مساعدت در راه رفع مشكلات آنان فروگذار نمي‌كرد. پس از آنكه انقلاب اسلامي‌ به پيروزي رسيد، با همدستي دوستان و جوانان محل اعم از دانشجو و دانش‌آموز و كارگر و كاسب، كميته انقلاب اسلامي‌منطقه 13 را در نازي‌آباد تاسيس كرد و مسووليت آن را به عهده گرفت.سعيد حجاريان كه در تشكيل اين كميته با او همراه بود، مي‌گويد: حاج داوود هر كسي را كه مي‌توانست كاري انجام دهد، در كميته به كار مي‌گرفت تا جايي كه مادر مرا هم به كميته برده بود و مسووليت بازجويي زناني كه در قاچاق مواد مخدر دست داشتند را به عهده او سپرده بود. حاج داوود كريمي ‌مرد تحول و پايه‌گذاري بود. هر جا كه ضرورت داشت بنيادي نهاده شود يا ماموريت فوق‌العاده پيش مي‌آمد، او حاضر و آماده بود. در اوائل سال 58 به همراه چند نفر از نيروهاي با‌تجربه از جمله برادر كوچك خود كه بعدها فرمانده سپاه سنندج شد به كردستان رفت و سپاه آن منطقه را پايه‌گذاري كرد و خود فرمانده سپاه كردستان را در شرايط بسيار سخت و ناامن كه ضد‌انقلاب ايجاد كرده بود، به عهده گرفت. سپاه كردستان كه به سامان رسيد، حاج داوود عازم آذربايجان شرقي شد و به كمك مرحوم دادمان، سپاه پاسداران آن استان را از آشفتگي به درآورد و آن را با سازماندهي مجدد به سطح مورد قبول رساند. همزمان با آغاز جنگ تحميلي، شهيد كريمي ‌از تبريز به تهران آمد و بلافاصله عازم جنوب كشور شد و مسووليت عمليات جنوب را پذيرفت و همزمان به تشكيل منطقه 8 سپاه اقدام نمود. او به همراه علي شمخاني كه آن‌ موقع فرمانده سپاه خوزستان بود، در مدت كوتاهي محورهاي نظامي‌ خوزستان را انسجام داد و منطقه را محوربندي نموده و هر محور را به يك فرمانده سپرد و اين در شرايطي بود كه نيروهاي سپاه از ابتدايي‌ترين تجهيزات نظامي‌ بي‌بهره بودند اما ايماني كه در دلشان بود، به پيروزي اميدوار بودند. ‌
3- او مي‌گويد: سلاح‌هاي ام‌يك و برنو كه به دست آورديم برايمان بسيار ارزشمند بود. كم‌كم ارتباطاتي برقرار كرديم و الحمدلله بعد از مدت كوتاهي محورهاي نظامي‌خوزستان انسجام خوبي پيدا كرد. آن زمان به قول برادرها همه ما هم‌قد همديگر بوديم. آقاي جعفر اسدي، آقا رحيم، آقا رشيد، آقاي حسين خرازي، آقاي اسماعيل دقايقي، آقاي احمد كاظمي‌و دوستان ديگر همه مجموعه خوبي بوديم. حاج داوود در جريان شكست حصر آبادان اثر‌گذارترين نيروي سپاه پاسداران بود به‌گونه‌اي كه مورد توجه ويژه حضرت امام خميني(ره) قرار گرفت.آبادان كه از حصر درآمد، حاج داوود پس از دو سال حضور در منطقه عملياتي به تهران آمد و مسووليت آموزش سپاه پاسداران را پذيرفت، سپس به دليل حساسيت پايتخت كشور اسلامي، فرماندهي سپاه تهران را به او سپردند. مدتي هم خارج از كسوت نظامي‌ به خدمتگزاري در بنياد شهيد به رياست مهدي كروبي پرداخت و در وزارت پست و تلگراف و تلفن همكار سيد محمد غرضي شد.در دوران پاياني جنگ تحميلي، حاج داوود كريمي‌ به منطقه عملياتي بازگشت و در دو عمليات مهم والفجر هشت (‌تسخير فاو‌) و مرصاد حضور يافت و گردان‌هاي رزمي- مهندسي جها‌د را فرماندهي كرد. اين مرد بزرگ و خاضع و پايدار در ايمان راستين، در فاو مجروح شيميائي شد و در عمليات مرصاد تركشي در قلبش نشست اما او از پاي ننشست و خدمتگزاري را در سنگرهاي ديگر ادامه داد. ‌ وي درفاصله سال‌هاي 65 تا 67 با در دست داشتن فرماندهي قرارگاه مركزي محمد رسول‌ا... و قرارگاه تاكتيكي تابعه شرق كشور به مبارزه با قاچاقچيان مواد مخدر مي‌پرداخت و از اين راه توانست به اقدامات مهمي‌ دست بزند و اجراي طرح <والعاديات> را با موفقيت به انجام رساند.داوود سال 68 را در شرايط ديگري كه توام با رنجي جديد بود، آغاز كرد. دفاع او از حقيقتي كه به آن پايبند بود، باعث شد كه از بسياري از درجات عالي دنيائي كه همرزمان و همقطارانش به آن نائل آمدند، صرفنظر كند و راه پيشين خود را همان كارگاه تراشكاري و اين بار با تني مجروح و دردي جانكاه كه در جسم و سينه داشت، ادامه دهد. 15 سال آخر عمر حاج داوود، 15 سال عبرت‌آموز بود. همچون دوران جواني‌اش، در جنوب تهران در يك كارگاه قالب‌سازي سوخت و ساخت. او كه مي‌توانست به عنوان سرداري نظامي ‌چهره كند و از مواهب آن بهره گيرد، در جاده بهشت زهرا - صالح‌آباد در كارگاه صنعتي تراشكاري و قالب‌سازي به كارگري مشغول شد، ‌اما باز هم روح حقيقت طلب او، نارواهاي وارد ‌
4- آمده بر يكي از استوانه‌هاي انقلاب را برنتابيد و بر سلوك هميشگي خود كه دفاع از اسلام و انقلاب بود پايداري و پايمردي كرد و با همرزمان و دوستان ديرين خود به چالش ايستاد. اما چون آنها قدرت داشتند و قهرمان زحمتكش ما بي‌يال و كوپال بود، او را به دردسر انداختند. عليه داوود فضاسازي كردند و مدتي نيز در همين دوراني كه او كارگر بود و همراهان جبهه‌اي‌اش با درجات عالي نظامي ‌روز مي‌گذراندند، مزد ايستادگي بر آرمان‌هايش را به شيوه خودش دريافت كرد. اين مرد رشيد و پاك و شايسته كه ميشود با واژه‌هاي <‌استغنا از خلق و صبر در مصائب آنرا> توصيف مي‌كند،‌روزهاي سخت ناشي از دردهاي متعدد بدن و قلب را بدون هيچ چشمداشت و توقع با قناعت و صبوري در كارگاه كوچك خويش و مدتي هم در يكي از بيمارستان‌هاي تهران به پايان رساند و همه دنيا را با مزاياي فراوانش كه حاضر نشد ذره‌اي از آن را با حق معاوضه كند براي اهلش وانهاد (‌شهريور 1383‌) اما تاريخ خواهد گفت كه حق هميشه با <حاج داوود كريمي‌> بود. رحمه‌ا... عليه.

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پس از دور اول نوشته‌هاي فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت خبرنگار اعتماد ملي از الهام درباره استنباط از توهين‌آميز بودن سخنان همسرش و اينكه آيا ديگر خبرنگاران نيز حق استفاده از ادبيات شبيه به همسر خانم رجبي را دارند پرسيد و سخنگوي دولت اما گفت كه بيماري مردسالاري ندارد اما نداشتن اين بيماري كه حسن خوبي است را بايد حسن‌هاي ديگري افزون شود و آن توصيه خانواده به رعايت اخلاق سياسي و تلاش براي نيافتن در دام بيماري‌هاي سياسي است.به هر حال چند وقتي پس از اين‌ مصاحبه نامه سخنگوي دولت به دادستان تهران منتشر شد و چندي پس از آن دور دوم نوشته‌هاي همسر سخنگوي دولت در سايت‌ها. جالب آنكه براي مدعيان تبعيت از ولايت بيانات رهبر معظم انقلاب در آخرين نشست مجلس خبرگان آن‌قدر صريح است كه جاي ترديد و تفسير باقي نگذاشته باشد.اين نوشته‌ها بعد از اين سخنان نگراني‌هايي را موجب مي‌شود‌؛ نگراني از عملكرد عده‌اي كه هيچ حد و مرزي را براي تخريب نمي‌شناسند و به هيچ توصيه و پندي پايبند نيستند.از كنار توهين‌هاي مطرح‌شده در نوشته فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت اگر بگذريم نگراني مهمي ‌كه وجود دارد اين است كه او با كدام پشتيباني و فارغ از دغدغه قضايي، اين‌گونه شخصيت‌هاي نظام را به باد تخريب مي‌گيرد.جالب‌تر اينكه سفر خاتمي ‌مورد خشم صهيونيست‌ها و رسانه‌هاي آنان قرار گرفته و شايد شايسته آن بود كه آناني كه اين‌گونه در مخالفت اسرائيل سخن مي‌رانند به زير‌دستان خود توصيه كنند كه اين خشم را با نوشته‌هاي خود كاهش ندهند.اينك كه سيد‌محمد خاتمي‌ ديگر سمتي دولتي ندارد و تخريب او باز‌هم ادامه دارد آيا مي‌توان پرسيد كه چه كساني در پس‌پرده كارگردان كارشكني در دولت او بوده‌اند و اقدامات خاتمي ‌به منافع آنان چه لطمه‌اي زده است كه اينك پس از دوري او از قدرت منويات دروني خود را آشكار مي‌كنند.

* نماينده خلخال و كوثر و عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اعوذ بالله من نفسي
سركار خانم فاطمه رجبي
سلام عليكم
خواهر عزيز قصه اين مردم قصه سرگذشت غم و اندوه و رنج است . چه گاهي به نام اسلام و گاهي به نام حكومت فاسد شاهنشاهي .
البته منظوره من از اسلام نه آن اسلامي است كه هديه محمد نبي  كه در آن  نه از تهمت  خبري بود نه از افترا و دروغ .
منظوره من همان اسلامي است كه سيد حسن خميني نوه آن پير جماران  آن را اسلام كاريكاتوري خواند .در اين اسلام كذائي انواع تهمت ها به شكل شرعي هزاران افترا به شكل قارچ گونه جاي دارد.
همسر جناب آقاي الهام نمي دانم لحن سخن من با شما چگونه باشد از يك سوء حكم مادري بر من داريد و از سوي ديگر دهان شما به سوي  ستون ها و پايه هاي انقلاب  به تهمت و افترا باز شده است.
از يك سوء حساب زن  بودن شماست از سوي ديگر گستاخي شما نسبت به فرمايشات ولايت فقيه.همسر  سخنگوي رئيس جمهور به كلمه كلمه آيه هاي قرآن اگر نبود گستاخي هاي شما به ذخيره هاي انقلاب اين نوشته را نمي نوشتم اما چه كنم كه در مقابل خدايم در مقابل پيغمبرم و در مقابل امير المومنينم و ائمه اطهار و روح الله و ارواح طيبه شهدا مسئولم نه من بلكه همه مردم ايران مسئولند.
همه علماء و مراجعه در مقابل صحبتهاي شما مسئولند رياست جمهوري در مقابل صحبتهاي شما مسئول است. توهين هاي شما نسبت به يك شخص نيست نسبت به اكثريت مردم ايران است و زماني كه نسبت به اكثريت يك ملت توهين شود بايد رياست جمهوري ‌ملت  در مقابل توهين ايستادگي كند.  
خواهر عزيز تر از جانم فكر ميكنم زماني است كه ديداري داشته باشيم از كتاب مولايمان علي آنجا كه در روز جمعه سال 68 هجري پس  از پايان جنگ در مسجد در نكوهش مردم بصره فرمود: شما سپاه يك زن و پيروان حيوان‌‍ منظور ازپيروان حيوان  شتر عايشه است ، بوديد تا شتر صدا مي كرد مي جنگيديد و تا دست و پاي آن قطع گرديد فرار كرديد اخلاق شما پست و پيمان شما از هم گسسته و آب آشاميدني شما شور و ناگوار است كسي كه ميان شما زندگي مي كند به كيفر گناهانش گرفتار مي شود و آن كس كه از شما دوري كند مشمول آمرزش پروردگار است.....
خواهر گرامي به والله اگر نيم نگاهي به كتاب علي ع مي انداختيد امروز با اين ادبيات فرزند زهرا را مجرم و بي دين خطاب نمي كرديد شما چگونه و از روي چه حسابي آن كتاب كذائي و سراسر دورغ را معجزه هزاره سوم خوانديد هرچه بيشتر اين مطالب كتاب را مطالعه ميكنم متوجه بي ارزش بودن مطالبش مي شود جمله جمله اين كتاب چنان بچه گانه نوشته شده است كه هر كس نشناسد نويسنده را گمان ميكند كودكي خردسال آن را نوشته.
اگر در آن زماني كه خميني كبير مي فرمود نگذاريد كه اين انقلاب به دست نا اهلان بيفتد ومن كه ن زمان به دليل كودكيم متوجه نمي شدم اما امروز به يقين معني اين فرمايش  رهبر پيامبر روش را متوجه شدم.دايه  دلسوز تر از مادر شديد دم از امام و انقلاب مي زنيد خود را ولايت مدار مي ناميد اگر اينچنين هستيد سخت در اشتباه هستيد و بنده به شما توصيه مي كنم  به آمريكا پناهنده  شويد چون آنها به دشمنان ملت و  ولايت فقيه آسان ويزا ميدهند و شما مي توانيد در آمريكا  آزادانه فعاليت نمائيد.
خانم محترم بهتر است نيم نگاهي به مطالب كتاب شما بيندازيم. در مطلبي از اين كتاب نوشته اي داريد به اين شرح: در مجلس پنجم (كه رياست آن با ناطق نوري بود) براي نخستين بار موج ارزش ستيزي و دين‌زدايي به راه افتاد و در زمان حيات آن، خاتمي با هزينه بالاي اقتصادي و سياسي كارگزاران رئيس جمهور شد! (ص31)نمي دانم شما چه علاقه اي داريد به اين كه هرگاه مي خواهيد نامي از خاتمي بياوريد او را دين ستيز مي ناميد.
من از خدمت شما يك سئوال دارم در هشت سال مديريت قابل دفاع انديشمند محترم سيد محمد خاتمي زماني كه بحث ورود خواهران به ورزشگاه مطرح شد مگر  اولين كسي كه در مقابل اين طرح مخالفت كرد خود خاتمي نبود اما .......خود دستور ورود خواهران به ورزشگاه را داد.
دستور عدم برخورد با بد حجابان را چه شخصي صادر كرد البته اين را هم بگويم كه من هيچ مخالفتي  با آزاديهاي قانوني ملت ندارم منظورم فقط مثال زدن است.سعي بر اين است كه تا حد ممكن احترام شما پا برجا باشد براي همين بيشتر صحبتهايم از كتاب علي است و اما خطبه 29 امير در علل شكست كوفيان:اي مردم كوفه بدن هاي شما سست و افكار و خواسته هاي شما پراكنده است سخان ادعايي شما سنگهاي سخت را مي شكند ولي رفتار سست شما دشمنان را اميدوارمي سازد در خانه هايتان نشستيد ادعا ها و شعارهاي تند سر ميدهيد اما در روز نبرد مي گوئيد اي جنگ از ما دور شو..
و اما در قسمت ديگر كتاب:
. "در ششمين انتخابات همانگونه كه تصور مي‌شد هاشمي رفسنجاني در ميدان سياست باقي ماند. مهم‌ترين چرخش‌ هاشمي رفسنجاني در اصول رويكرد به « خردرايي» و جايگزيني آن به جاي «دين مداري» بود. در ديپلماسي خارجي اصل نه شرقي و نه غربي به مصلحت‌گرايي تبديل شد. فرهگ انقلابي و بسيجي كه آموزه امام بود به اضمحلال رفت، تغيير فاحش ديپلماسي خارجي از اقتدار و عزت‌طلبي به عقب‌نشيني، تسليم و پذيرش مصلحت‌گرايانه و پي در پي، آقاي هاشمي و كارگزاران حكومتي تحت عنوان خردگرايي، گذشته تابناك انقلاب و انديشه امام را مورد تهاجم علمي و نظري قرار دادند. بي‌بند و باري و اباحه‌گري اخلاقي و سياسي در سياستگذاري‌هاي دولت بازتاب‌هاي بارز دوران سازندگي است: سر كار خانم رجبي چنان دم از ولايت فقيه و امام مي زنيد كه هر كس مطالب شما را ببيند فكر ميكند فدائي ولايت فقيه هستيد اما نمي داند كه اينطور نيست مگرفرموش كرديد كه  حضرت امام در مورد آيت الله رفسنجاني  فرمودند من براي سلامتي آقاي رفسنجاني گوسفند نذر كردم والله باور كنيد نمي دانم روي چه حسابي اين كتاب را نگاشتيد.
خواهر گرامي، ايا بي بند و باري در دوران رياست جمهوري آقاي  رفسنجاني بود يِا در زمان معجزه هزاره سوم كه در نطق تلوزيوني مشاور فرهنگي اقاي احمدي نزاد صريحا به آزاد بودن استفاده از ماهواره و دعوت از خوانندگان آن طرف آبي اشاره شده است.در پايان اين نامه قضاوت را به مردم مي سپارم و از درگاه خداوند مهربان در اين روزهاي عزيز خواستار هدايت بي آگاهان مي نمايم.اقسام مردم چهار گونه هستن كه يكي از آن گروه دين را براي به دست آوردن مال دنيا تباه كردن كه يا رئيس و فرمانده گروهي شوند يا به منبري فرا رفته و خطبه بخوانند.خطبه 32.موفق باشيد.
مرتضي ابدالي تكلو

+ نوشته شده در  شنبه 18 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

نجیب محفوظ وصیت کرده بود، که در مسجد امام حسین در محله خان خلیلی قاهره بر او نماز خوانده شود. وصیت او مقامات را با دشواری رویارو کرده بود. برای نجیب محفوظ عملا دو مراسم تشییع برگزار شد و دو نماز میت هم بر او خوانده شد. همانگونه که به او عالیترین نشان رسمی مصر یعنی "قلاده نیل " را اعطاء کرده بودند، برایش مراسم تشییع نظامی-در حد مراسمی که برای روسای جمهور برگزار می شود- برگزار کردند، حسنی مبارک و نخست وزیر و شیخ الازهرطنطاوی و مفتی مصر دکتر جمعه و...در مراسم رسمی حاضر بودند، جنازه نجیب محفوظ را با یک عراده توپ که غرق گل بود و شش اسب آن را می کشید، تشییع کردند. مراسم آن چنان به فوریت اعلام شده بود که مردم قاهره و مصر نتوانستند آن گونه که باید نجیب محفوظ را تشییع کنند...وقتی در ساعت 8 و 5 دقیقه صبح چهارشنبه قلب محفوظ ایستاد، چند روزی بود که خاموش بود. چشمانش مطلقا نمی دید و گوش هایش هم اصلا نمی شنید. اما او جهان رنگین تماشایی ماندگاری را آفرید و بر جای نهاد. هشتاد سال اندیشید و نوشت.میراثی شگفت انگیز،حدود چهل رمان و نیز داستان های کوتاه و مقالات و آخرین کتابش که طنین غریبی دارد،احلام فتره النقاهه، اگر" نقش پرند" به آذین را به خاطر آورید، کتاب در همان روال است. البته در اوج ممکن. بی شک محفوظ، سلطان زبان بود.بی تردید زبان فاخر عربی در مجموعه آثار او گام بلندی به پیش بر داشته است.در نطق جایزه نوبل که توسط محمد سلماوی خوانده شد، در همان آغاز نوشته، محفوظ می گوید :" زبان عربی برنده جایزه شده است. برنده حقیقی زبان عربی است."
البته مناسب است اشاره کنم که در کشور ما که داوری ها معمولا شتابزده است، روزنامه ای نوشته بود، به این خاطر به نجیب محفوظ نوبل دادند که با فتوای امام خمینی در باره سلمان رشدی مخالفت کرد. جایزه نوبل در13 اکتبر1988 اعلام شد. و در8 دسامبر 1988 متن نوشته محفوظ در مراسم اعطای جایزه خوانده شد. فتوای امام در 14 فوریه 1989 اعلام شد...ادوارد سعید که منتقد ادبی بی نظیری بود در دسامبر2001 مقاله با اهمیتی در باره محفوظ منتشر کرد، تعبیر درخشانی برای جهان داستانی محفوظ به کار برد:" داستان های تماشایی!" انصاف این است که می توان داستان های محفوظ را بی نیاز به گفتگو ها درست مثل یک فیلم سینمایی بی دیالوگ به خاطر آورد. این دنیای رنگین تماشایی بر بال زبان پرواز می کند.زبان وتصویر آنچنان در هم آمیخته شده اند که انگار مرز زبان و تصویر پیدا نیست.
رق الزجاج و رقت الخمر
فتشابها و تشاکل الخمر...
بن داستان های محفوظ،هویت و روح مصری است، به درستی او را با داستایفسکی و دیکنز و بالزاک مقایسه کرده اند. آن سه هر کدام نماینده و نشانه ابدی روح روسی وانگلیسی و فرانسوی بودند.با محفوظ، مصر نماینده هویت و تاریخ و فرهنگ خود را عرضه کرد.به تعبیر ادوارد سعید محفوظ رنج ویرانگرخاطره را ثبت کرد، رنجی که بسیاری از آن می گریزند، تاب تحملش را ندارند. تا به سوزن بر کنند این کوه قاف... او هر روز یک عبارت بیشتر نمی نوشت. اما همه روز و شب با آن عبارت زندگی می کرد. در خلوت عظیم خود بود. به دور از این سو و آن سو رفتن های بی حاصل، به دور از برق فلاش دور بین ها، با زندگی یی که مثل ساعت سویسی تنظیم شده بود.نوشتن قلب ساعت بود...طنطاوی در مراسم تشییع او گفت،محفوظ یک شخصیت گرانمایه جهانی ست، او ادبیات عرب را جهانی کرد.دکتر علی جمعه گفت:محفوظ مصر و مردم مصر و اهل بیت را دوست داشت، وصیت کرد بر او در مسجد امام حسین نماز بخوانند. مسجدی که شاهد ولادت او بود. شاهد نهایت او هم بود.مفتی مصر با بلاغت تعبیری را به کار برده که نام یکی از رمان های محفوظ است: بدایه و نهایه، سر بنه آنچا که باده خورده ای...ممکن است این سخن در ابتدا غریب جلوه کند، اما واقعیت این است که محفوظ عشق و مهری عمیق به اسلام داشت. او هویت خود را ، هویت مصری را از هویت اسلامی جدا نمی دانست.در متن سخنرانی نوبل او دفاع جانانه ای از اسلام شده است. یادتان باشد که برخی از نویسندگان صاحب نام ما از مسلمانی خود یا سخنی نمی گویند و یا شرمنده اند که نامشان احمد بوده است و.." من فرزند دو تمدن هستم، تمدن مصری و تمدن اسلامی، این دو تمدن در طول تاریخ در کشور من آمیختگی شور آفرینی داشته اند. تمدن نخست هفت هزار سال پیشینه دارد و تمدن اسلامی 1400 سال از عمر آن می گذرد...در تمدن اسلامی در جنگ با رومیان مسلمانان اسرای جنگی را با کتاب های پزشکی و ریاضی و فلسفی مبادله کردند."
او می دانست که در کجا قرار دارد، قدر موقعیت خود را به عنوان یک داستان نویس می دانست. از این رو با "قدرت" و " حکومت" همیشه زاویه و فاصله قابل توجهی داشت. شکیبایی و خلاقیت مدام ، سرانجام او را در تاریخ ادبیات مصر و جهان تثبیت کرد. صبوری شگفت انگیزی است که رمان " اولاد حارتنا" که یک رمان جهانی و یکی از صد رمان برتر تاریخ ادبیات جهان است، بیش از پنجاه سال در مصر ممنوع الانتشار باشد و نویسنده خم به ابرو نیاورد و همچنان در کار آفرینندگی خویش ذره ای از تلاش مدامش کاسته نشود. او در طول زندگی اش بارها طعم سانسور را چشید.منتها با کار بی وقفه سانسور را زمینگیر کرد. در مراسم تشییع جوانی از مفتی مصر پرسید:" حضور شما و طنطاوی نشانه این است که دیگر بین ادبیات و الازهر فاصله ای نیست؟" قیطانی وارد بحث شد که حالا که وقت این حرف ها نیست. حضور مفتی و طنطاوی به خوبی نشان می داد که نمی توان محفوظ را ندید. در جایگاهی قرار گرفته است که عالیترین مقام های دینی و حکومتی به او نیازمندند. یک نیاز عقلانی و عاطفی. نیاز به اعلام دوستی و محبت و وابستگی به کسی که نماد هویت تاریخی و فرهنگی مصر بود.تردیدی نیست که در گذر زمانه به تعبیر قرآن مجید،" فاما الزبد فیذهب جفا و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض" کف به کناری می رود . هیاهو دوره اش تمام می شود، و آب زلال و خوشگوار باقی می ماند. می توانید امتحان کنید!اگر گذرتان به قاهره و خان خلیلی افتاد، از روزنامه فروش ها بپرسید:" اولاد حارتنا" می خواهید. چاپ های مختلف کتاب با قیمت های متفاوت وجود دارد. اصلا برخی از همین جوانان و خانواده هایشان از طریق " اولاد حارتنا" و داستان های دیگر محفوظ زندگی می کنند.وقتی رمان "حرافیش" محفوظ منتشر شد، راپورت چی ها به جمال عبدالناصر گزارش دادند ، که رمان علیه اوست. داستان راننده سر به هوای قطاری که مسافران و قطار را به فاجعه می کشاند. عمر فرید ابو حدید مقاله ای نوشت که رمان به گونه ای ، داستان تقابل غرب و شرق را بیان می کند.وقتی فاجعه شکست جنگ 1967 پیش آمد.در ذهن خوانندگان این داوری، سنگینی می کرد که دیدی راننده قطار آن ها را به فاجعه کشانید! وقتی رمان" ثرثره فوق النیل" منتشر شد، مشیر عبدالحکیم عامر مقام امنیتی درجه اول مصر، نجیب محفوظ را تهدید کرد. کار بالا گرفت. ناصر از ثروت عکاشه ادیب مصری خواست، رمان را بخواند و نظرش را به ناصر بگوید. عکاشه گفت، محفوظ در این رمان قصد براندازی ندارد! این اندازه از آزادی که نویسنده شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه خود را نقد کند، ضرورت ادبیات است. اگر این آزادی نباشد که ادبیات می میرد. ناصر مانع آزار محفوظ توسط دستگاه امنیتی خود شد...رمان "میرامار" محفوظ که قرار بود در مجله رادیو –تلویزیون چاپ شود، به صلاحدید هیکل چاپ نشد. احمد بهاءالدین جلو انتشار رمان" الحب تحت المطر"-عشق در زیر باران- را گرفت. وقتی رمان " اولاد حارتنا" در شماره های پی در پی در اهرام منتشر شد. برای انتشار کامل متن به صلاحدید ناصر قرار شد رمان در خارج مصر چاپ شود!وقتی محفوظ جایزه ادبیات نوبل گرفت، انور الجندی در مجله" اعتصام" وابسته به اخوان المسلمین نوشت:ادبیات محفوط تمامش فسق و فجور است...اساسا داستان نویسی یک هنر استعماری برای مخالفت با اسلام و قرآن است." حالا پس از سالها قرار است، اولاد حارتنا- بجه های محله ما- با مقدمه کمال ابوالمجد متفکر بزرگ مصری توسط دارالشروق منتشر شود.نمی دانم انور الجندی رمان اولاد حارتنا را خوانده بود یا نه؟ جوانی که با نام جعلی حمد ناجی محمد در سال1995 به بهانه سلام و احوالپرسی سمت محفوظ رفت و با کارد به محفوظ یورش برد و به گردن و بازویش زخم زد، در بازپرسی گفت هیچ یک از کتاب های محفوظ را نخوانده است...در این دریای شور و تیره قدرت و جهالت، ادبیات مثل رودخانه ای شیرین جاری است. با رنج ها و درد ها و مصیبت هایش در جنوب و شرق جهان. محفوظ درس غریبی را به همه اهالی ادبیات آموخت. کار بی وقفه؛ عرقریزان ابدی روح ...چگونه می شود این سخن او را فراموش کرد؟ " واژه ها در داستان مثل نت در موسیقی و رنگ در نقاشی است.یک نت نا به جا، یک انحراف کوچک قلم موی نقاش کار را ویران می کند. من بارها عبارت را در ذهنم می نویسم. با عبارت زندگی می کنم. دنبال واژه می گردم. رمان را می بینم، صدای رمان را می شنوم، آن وقت مثل دریا می شوم که موج می زند."" ما داستان نویس ها کارمان این است که به یاد بیاوریم. هم خودمان به یاد بیاوریم و هم این یاد آوری را ثبت کنیم که مردم هم به یاد بیاورند و روشنایی امید را گم نکنند." جمله آخر اولاد حارتنا را یاد آوری کردم:"محله درفضای ترس و کینه وآدمکشی غرقه بود،مردم ستم را تحمل می کردند، شکیبایی پیشه کردند، به آینده امید بستند، هرگاه مصیبت ها رخ می داد، می گفتند" به ناگزیر روزی ستم تمام می شود،شب به روز می انجامد، در محله مان شاهد خیزش و تابش نور و شگفتی ها خواهیم بود..."(اولاد حارتنا، ص:552)

مهاجرانی

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

درباره عملکرد دولت خاتمي و دولت فعلي در استان خراسان رضوي آماده مناظره‌ايم

در قسمتي از اين اطلاعيه آمده است:گرچه معتقديم پرداختن به عملكرد دولت نهم و زير مجموعه آن هنوز زود است ليکن بنا گزير و براي پاسخگويي به حملات مقرر و مقدر، «کميته اطلاع رساني جبهه مشارکت ايران اسلامي - منطقه خراسان» آمادگي خود را جهت برگزاري يک ميزگرد زنده اقتصادي اجتماعي و انتقادي با حضور شخص استاندار خراسان رضوي در حضور خبرنگاران، اعلام مي‌دارد. در اين اطلاعيه با بيان اينكه مشارکت منطقه خراسان اميد مي‌برد مسئولين سکوت منصفانه و موقت اصلاح طالبان و فرصت طلايي همسويي با تمام نهادهاي حکومتي را قدر نهند و به رفع مشکلات هر روز فزاينده مردم بپردازند و از زير بار مسوليت‌هاي حقوقي وحقيقي و شعارها و وعده‌هاي گزاف اعلام شده نگريزند افزوده است:ضمن اينکه از دولت مدعي مهرورزي و عدالت گستري انتظار مي‌رود در منظر و مرئاي عمومي به حداقلي از رعايت انصاف و عدل گردن نهد، که حضرت حق فرمود:« ولايجرمنکم شنئان قوم علي الاتعدلو اعدلوا هو اقرب للتقوي» : کينه به قومي شما را به بي‌عدالتي وادار نکند، عدالت بورزيد [که] آن به تقوا نزديکتر است. (مائده - 8) در اين اطلاعيه آمده است:بيش از يک سال از عمر دولت اصولگراي نهم مي‌گذرد و در اين يک سال و اندي، چنانکه از اخلاق‌گرايي و نجابت سياسي اصلاح طلبانه انتظار مي‌رفت، سکوت مثبت و نظاره‌گري نسبت به اتفاقات غريبي که رخ مي‌داد و در شرف وقوع بود، از سوي ما بهترين مشي ممکن تلقي شد. در اين اطلاعيه افزوده شده است:هياهوي تبليغاتي و کاذبانه‌اي که از سوي طيف برندگان انتخابات به راه افتاد، برغم توجه به ترکيب آراء مرحله اول و نيز شکنندگي آراء مرحله دوم و نيز با توجه به در اختيار داشتن همه امکانات تبليغاتي کشور اعم از ديداري و شنيداري و مکتوب و نيز تريبونهاي مذهبي و شبه مذهبي توسط جناح حاکم ما را بر آن نداشت تا حتي با توسل به امکانات به شدت محدود و تحت فشار همچون مصاحبه و سخنراني‌هاي حزبي و محفلي، عکس‌العملهايي متناسب با گرد و غبار برافروخته شده از خود نشان دهيم. کميته اطلاع رساني جبهه مشارکت - منطقه خراسان رضوي در اين نوشتار با بيان اينكه" اصلاح طلبان نه همچون رقباي عجول و بي‌تقواي خود پيش‌بيني 2 ماهه و 6 ماهه سقوط دولت را کردند و نه حتي از کمترين امکانات تبليغاتي موجودشان عليه دولت جديد بهره گرفتند"اظهار شده است:تحليل ما مبتني بر رعايت انصاف در نظر و عمل، اين بود که اين دولت بايد فرصت کافي براي پاسخ به همان 17 ميليون راي اعلام شده را داشته باشد، گو اينکه تحقق شعارهاي خارج از چهارچوب برنامه‌هاي تعريف شده نظام تا حد زيادي غير عملي و ناممکن مي‌نمود. در اين اطلاعيه با اشاره به اينكه" ظاهرا برخي دست‌اندرکاران کشوري و استاني دولت جديد، حتي تحمل سکوت اصلاح طلبان رانيز ندارند" افزوده شده است:اکنون آنچه از شعارهاي انتخاباتي آقاي احمدي‌نژاد، همچون«انتقاد کنيد و جايزه بگيرد» بر جاي مانده ادعانامه شبه حقوقي سخنگوي آن عليه يکي ،دو روزنامه منتقد و نيز حملات گاه و بيگاه و «رجما بالغيب» برخي مسوولان کشوري و استاني به اصلاح طلبان است؛آنهم اصلاح طلباني که تا کنون حتي زبان به انتقاد نگشوده‌اند. اين اطلاعيه با بيان اينكه چندي است که استاندار فعلي خراسان رضوي اينجا و آنجا و به هر بهانه،مشکلات و نارسائي‌هاي ناشي از مديريت ضعيف موجود را معطوف به اصلاح طلباني مي‌کند که اکنون در حاشيه نشسته و نظاره‌گر وضع نابسامان موجودند؛ آمده است:در حالي که در سال جاري خريد گندم از کشاورزان خراسان رضوي کاهش چشمگيري پيدا کرده و صنايع استان و کشور بر اثر سياستهاي نادرست دولت نهم در تب رکود و تورم مي‌سوزد و دست و پا مي‌زند و بازار سرمايه کشور (بورس) گيج و سردرگم است، آقاي محمدي‌زاده مثلا وعده حل بحران توانفرساي آب را براي پس از 15 مهر (يعني وقتي زوار مشهد راترک کردند!) مي‌دهد و آنگاه فرافکني کرده و مي‌فرمايد:« در سالهاي اخير ديديم گروههايي که نام توسعه سياسي، توسعه کشور را عقب نگه داشتند و چه کلاهي که بر سر مردم مانرفت [...]اکنون ماداريم کم کاري ديگران راجبران مي‌کنيم ...» اين اطلاعيه مي افزايد:پيش‌بيني مي‌شود استاندار خراسان رضوي و همکارانشان پس از اتمام دوره چهار ساله دولت جديد، باز هم مشکلات و بحرانهاي حل نشده را به گردن مردمي بياندازند که در سال 80 بيست و دو ميليون راي به سيد محمد خاتمي دادند.

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بعضی حرفهای مفید، آنقدر در کشور ما تکرار می شود که تبدیل به لقلقه ی زبان می شود، ولی وقتی پای عمل پیش می آید ، انگار نه انگار.
یکی از این صحبت های ارزشمند شناخت فرصت برای انجام هر کاری ست. به عبارت ساده تر اینکه وقت هر چیز را بدانیم و متناسب با مقتضیات آن زمان، حرف بزنیم یا حرف نزنیم و سکوت کنیم؛ مسئولیت بپذیریم یا نپذیریم؛ در صحنه بمانیم یا به موقع از صحنه (اعم از سیاست، ورزش، امامت چمعه یا هر نوع تکلیف شرعی دیگر ) خارج شویم و...
اعلام مباحث و مواضع نابهنگام و نامتناسب هر از چندگاه از سوی مسئولین رسمی دولتی یا دینی ، عدم ترک به موقع صحنه های سیاسی و غیر سیاسی ، یا عدم تناسب برخی صاحب منصبان با مسئولیت ها گاه مشکلات کشور را دو چندان می کند. این مشکل کهنه ایست که ما در ایران با آن مواجهیم.
امام جمعه ای سالها قبل در نماز جمعه ای گفته بود:باید امریکایی ها را در هر جای دنیا کشت. امام خمینی(ره) به نزدیکانشان می گویند:به همین خاطر خارجی ها وقتی حرف می زنند از روی نوشته می خوانند.
سخنان اخیر آیت الله مشکینی بعد از طی دوران بیماری، در افتتاحیه ی اخیر خبرگان از چمله ی مصادیق این مدعاست .به اظهار نظرهای دیگر مقامات درجه دوم و سوم مملکتی به دلیل نگرانی از نامه اخیر در رابطه با نشر اکاذیب اشاره ای نمی کنم.
آلفرد هیچکاک کارگردان نامی سینما سالها قبل گفته بود :هنرپیشه ی خوب هنرپیشه ایست که بموقع از صحنه خارج شود.به نظرم خروج بموقع از صحنه باید مورد توجه همه اعم از هنرپیشه ها،سیاستمداران،ورزشکاران،و...قرارگیرد. حال که در بسیاری از سمت های ما مثل مشاغل رسمی بازنشستگی به هنگام به عنوان یک امر پذیرفته شده،وجود ندارد، کاش آقایان به موقع زمان خروج خود را ازصحنه به عنوان حداقل" وقت شناسی" مورد توجه قرار می دادند.یا در رابطه با مقاماتی که اظهارنظرهایشان بارمعنایی خاصی پیدا می کند، خواندن از روی نوشته در جلسات مهم و کلیدی مورد توجه قرار می گرفت. یا به "قل و دل" در گفته های خود کفایت می کردند.
به عبارتی اگر مسئولین ما به دلیل تکلیف شرعی نمی توانند مثل ماهاتیر محمد در مالزی یا جیانگ زمین در چین کمونیست یا ماندلا در افریقای جنوبی به موقع مسئولیت را به نسل جوانترواگذار کنند،لااقل با اقدامات جنبی آسیب های ناشی از کبر سن را کاهش دهند.
کلام ارزشمندی از جامعه پسر داوود پیامبر دیدم که خوبست نصب العین همه قراربگیرد.می گوید:"للکلام وقت...وللسکوت وقت...وللفرح وقت و للحزن وقت...وللهم وقت...وللغضب وقت ولکنه لا یاخذ عنه الکل باطل..."

جمیله کدیور

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

عضو فراكسيون اقليت مجلس گفت: مجلس هفتم مانند تمام دوره‌هاي مختلف مجلس خارج از سياسي‌بازي‌ها در عملكرد به قانون و تصويب مصوبات به خوبي عمل كرده و اين مجلس نيز با استقلال خود كار كارشناسي قابل تقديري داشته است. حجت‌الاسلام قدرت‌الله عليخاني در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به جلسه‌ي سه شنبه شب مجلس و دولت با ابراز تاسف از برخي سخنان رييس جمهور در اين جلسه، گفت: انعكاس سخنان رييس جمهور بسيار اثر منفي بر روي نمايندگان گذاشته است و حتي برخي از دوستان اصولگرا نسبت به سخنان رييس جمهوري در اين جلسه ابراز تاسف كرده‌اند. وي تصريح كرد: زير سوال بردن زحمات گذشتگان اثر منفي خواهد گذاشت و سوال اينجاست كه در طول اين سال عملكرد دولت چه بوده است؟ آيا بسياري از اين طرح‌هاي عظيمي كه امروز مورد بهره‌برداري قرار گرفته است، دستاورد دولت نهم است يا دولت‌هاي گذشته؟ عليخاني با اشاره به افتتاح پروژه‌ي آب سنگين اراك و مس آذربايجان، اظهار داشت: صدها پروژه‌اي كه امروز مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرد براي دولت بلكه براي نظام جمهوري اسلامي، امام (ره)، مقام معظم رهبري و مردم است و نبايد با سرمايه‌هاي مردم اينگونه برخورد كرد. عليخاني با اشاره به بخش ديگري از سخنان رييس جمهور اظهار داشت: ايشان مي‌گويند مي‌خواهيم كار كنيم ولي مجلس به ما پول نمي‌دهد، مجلس براي بودجه‌ي سال 85 سه ميليارد تومان بيشتر از دولت خاتمي به دولت اختصاص داده است. دولت مي‌تواند تا شهريور ماه اين بودجه را خرج كند و لايحه‌ي متمم بودجه به مجلس تقديم كند. دولت كجا توانسته اين مقدار بودجه را جذب كند و كدام يك از پروژه‌ها به ثمر نشسته است؟ عضو فراكسيون اقليت، با بيان اينكه بسياري از بودجه‌هاي دولت اجرايي نشده، اظهار داشت: مجلس امكانات لازم را به دولت داده ولي مجلس حساب و كتاب دارد. بسياري از نمايندگان اصولگرا در كار خود متخصص و كارشناس هستند و اين دولت است كه مشكل دارد. عليخاني تصريح كرد: برخي فكر مي‌كردند اين مجلس چون اصولگراست هر چه دولت بگويد تمكين مي‌كند، ولي اين مجلس اقتدار خود را نشان داده و روز به روز نشان مي‌دهد هر جا كه لازم باشد راي مي‌دهد و هر جا كه لازم نباشد، راي نمي‌دهد. وي اظهار داشت: ايشان بيان كردند كه اين همه به ما انتقاد مي‌شود و ما هنوز پاسخ نداديم و هيچ وزيري حق پاسخ انتقادات را ندارد، مگر چه شده است؟ مي‌گويند در اين مدت از وزيران سوال‌هاي بسياري شده است، به نظر مي‌رسد دوستان با مساله نظارتي مجلس آشنا نيستند. عليخاني ادامه داد: آقاي موسوي‌لاري در دولت اصلاحات و در مجلس اصلاح‌طلبان نزديك به 200 بار به مجلس دعوت و از او سوال شد. وقتي وزيري به وظيفه‌ي خود عمل كند نمايندگان سوالي از آنها نمي‌پرسند، وقتي وزرا به وظيفه‌ي خود عمل نمي‌كنند نمايندگان مجبور به سوال مي‌شوند. وي با تاكيد بر اينكه ما امروز نياز به وحدت و انسجام ملي داريم، اظهار داشت: بايد به گونه‌اي صحبت كنيم تا در ميان نمايندگان رنجش ايجاد نشود. امروز كه دشمنان قسم خورده منتظر بهانه و سوء استفاده هستند، نبايد اينگونه برخورد كنيم. وي با بيان اينكه آيا دولت در اين يك سال مشكل اشتغال و ازدواج جوانان را حل كرده است؟ تصريح كرد: در قزوين دولت قول داده بود كه در طول يك ماه مشكل كارخانجات را حل مي‌كند، آيا اين مشكلات حل شده است؟ به قول يكي از نمايندگان در برخي از استان‌ها پنج درصد از وعده‌هاي رييس جمهور تحقق پيدا نكرده است. از نمايندگان قم و بوشهر بپرسيد كه آيا از مصوبات استان خود راضي هستند؟ عضو فراكسيون اقليت مجلس با تاكيد بر اينكه رييس جمهور به عنوان شخص دوم كشور بايد سنجيده‌تر صحبت كنند، تصريح كرد: چرا بايد در ابتدا يك موضع تند بگيريم و پس از گذشت چند ماه بگوييم ما براي هيچ كشوري تهديد نيستيم، حتي براي رژيم صهيونيستي؟ نبايد موضعي بگيريم كه تبعات داشته باشد. وي همچنين با اشاره به تعطيلي صحن علني روزچهارشنبه، اظهار داشت: تا چندي پيش آقاي حدادعادل اعلام كرد كه براي نظم بيشتر كسي حق حضور در جايگاه هيات رييسه را ندارد. اين تدبير ايشان براي نظم مجلس است اين تدبير چه شد؟ چرا امروز مجلس تعطيل شده است؟ عليخاني تصريح كرد: اگر اين موضوع در گذشته اتفاق مي‌افتاد چه هياهويي ايجاد مي‌شد؟ بايد مشخص شود چه كساني هستند و چرا نمي‌آيند.

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آقای عمادالدین باقی، اخبار راجع به اعتصاب غذای زندانیان تا چه حد به‌گوش مسئولان انجمن دفاع از حقوق زندانیان ایران می‌رسد؟

عمادالدین باقی: اخبار اعتصاب غذای زندانیان تا حدی بیش از آنچه از طریق رسانه‌ها به دیگران منعکس می‌شود، ما دریافت می‌کنیم. چون برخی از آنها از طریق انتشار اطلاعیه‌های خود زندانی در سایت‌ها و رسانه‌هاست و بخشی هم از طریق تماس با خود زندانی‌ها هست. به همین دلیل گاهی اوقات اخبار مربوط به زندانی‌های غیرسیاسی هم واصل می‌شود، چون معمولا رسانه‌ها و سایت‌ها بیشتر در مورد زندانی‌های سیاسی حساسیت نشان می‌دهند و اخبارشان را پیگیری می‌کنند. برای مثال، در اواخر سال گذشته یک زندانی در زنداني در کهکیلويه و بویراحمد که متهم مالی بود، دهان خودش را دوخته بود و اعتصاب غذا کرده بود که این به ما اطلاع داده شد. اینجور موارد معمولا در رسانه‌ها منعکس نمی‌شوند. آنچه برای ما بعنوان انجمن مهم است صرفا اطلاع داشتن و اطلاع پیدا کردن نیست، اطمینان یافتن هم هست. چون موضوع اعتصاب غذا یک موضوع حساسی‌ست از لحاظ حقوقی، از لحاظ انسانی و حتا سیاسی. از طرفی در مواردی پیش آمده که مثلا عده‌ای بصورت جمعی بعنوان زندانی اعلام اعتصاب غذا کرده اند در حالیکه در همانموقع که این بیانیه جمعی اعتصاب غذا منتشر شده، چند نفر از امضاکنندگان یا کسانی که نامشان در آن بیانیه بوده، اساسا در زندان نبودند و چندماهی بوده که در مرخصی بسر می‌بردند ولی چون رسانه‌ها اطلاع نداشتند، آنرا بعنوان زندانیان در حال اعتصاب اعلام می‌کردند. یا حتا مواردی داشتیم که اسامی زندانیانی بعنوان اعتصاب کننده اعلام شده، بعد خودشان بصورت تلفنی یا کتبی نظر دیگری را به ما انعکاس دادند. لذا ما همانطور که به اطلاع رساني مقامات قضایی و مقامات زندانها نمی‌توانیم بصورت یکجانبه اعتماد کنیم و معتقدیم که آنها جانبدارانه و بسود سازمان خودشان خبررساني می‌کنند، از طرف دیگربه هر خبری هم که از سوی طرف مقابل منعکس بشود لزوما اعتماد نمی‌کنیم و سعی می‌کنیم از همه طرقی که امکانپذیرهست تحقیق کنیم و در مورد وجود این اعتصاب اطلاعات مطمئن‌تری پیدا کنیم.

بعد از اینکه مطلع و مطمئن شدید که چنین اقدامی صورت گرفته، چکار می‌کنید؟

عمادالدین باقی: ببینید، اولین کار ما این است که اگر دسترسی به زندانی پیدا کردیم یا واسطه‌هایی پیدا کردیم که بتوانند زندانی را ملاقات کنند (مثلا خانواده) در درجه اول از خود زندانی تقاضا می‌کنیم بخاطر سلامتی‌اش اعتصاب خودش را بشکند. دلیلش هم این است که اساسا اعتصاب غذا از شکل‌های بارز خشونت است، اما خشونت علیه خویش تلقی می‌شود و فعالان حقوق بشر هم در دنیا از اعتصاب غذا حمایت نمی‌کنند. به همین دلیل ما اولین اقداممان این است که سعی کنیم زندانی بخاطر سلامتی خودش و از آنطرف بخاطر اینکه در زندانها امکانات بسیار محدود و ناچیز هستند و ممکن است جان زندانی هم بخطر بیفتد، اعتصاب غذایش را بشکند. دوم اینکه ما در مورد زندانی به دلیل اینکه گاهی اوقات چون زندانی راهی جز اعتصاب غذا برای رساندن اعتراضش ندارد، شرایطی بوجود می‌آید که به خواسته‌های آنها توجه نمی‌شود، برای مثال، در همین روز گذشته آقای مهرداد لهراسبی، دانش‌آموزی که ترک تحصیل کرده بود و شغل دستفروشی داشت و در حوادث ۱۸ تیر سال ۷۸ بازداشت شد، دیروز ایشان تلفن زده بود و بسیار شاکی و خشمگین بود و می‌گفت، چرا کسی به خواسته‌های من توجه نمی‌کند، من به چه جرمی بایستی در زندان باشم. حتا اسم یکی از مسئولان کشور را می‌آورد و می‌گفت، جسم من هم مثل جسم ایشان از گوشت و پوست و استخوان تشکیل شده، من هم انسانم، من هم زندگی می‌خواهم، من هم دردم می‌آید، چرا به زندگی من توجه نمی‌شود، پاهایم درد می‌کند، بیماری دارم، توان ندارم و آیا من باید بمیرم تا متوجه من و مسایل من بشوند! یا مثلا موردی مثل مورد آقای موسوی خوئینی که بازداشت طولانی غیرمنطقی دارد و به خواسته‌های وکیل، خانواده‌ و خودش توجه نمی‌شود یا وضعیتی که آقای باطبی دارد و یا متاسفانه در خیلی موارد احکامی صادر می‌شود که اصلا امکان تحقیق در مورد اینکه این حکم سنگین چقدر عادلانه هست یا نیست وجود ندارد، بخصوص زندانیان امنیتی. در یک چنین مواردی زندانیانی هستند که هیچ راهی جز اعتصاب غذا برایشان نمی‌ماند. لذا ما برای رساندن صدای اعتراض آنها سعی می‌کنیم نامه‌نگاری کنیم، به مسئولان و مقامهای قضایی مسایل ایشان را منعکس کنیم یا درباره‌اش اطلاع‌رسانی کنیم و این کار دومی‌ست که انجام می دهیم. سوم اینکه درخواست ملاقات با زندانی می‌کنیم که حالا این ملاقات یا توسط ما یا خانواده یا وکیل زندانی صورت می‌گیرد که این درخواست را گاهی به صورت نامه‌های سربسته و گاهی نامه‌های سرگشاده مطرح می‌کنیم. چهارمین کاری که انجام می‌دهیم اطلاع‌رسانی در مورد امور زندانی است، بعد از اینکه اطلاعات دقیق‌تری کسب کردیم و بررسی‌های لازم را انجام دادیم.

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آقای شمس، در نامه وزارت ارشاد استناد به منابع مشکوک خبری برای نقل رویدادها ممنوع اعلام شده و در تعریف منابع مشکوک هم از جمله گفته شده، منابعی که روح مردم‌گرایی و ضد فساد و امپریالیسم ‌ستیز دولت نهم و دستاوردهای جهش علمی یکسال اخیر را نادیده می‌گیرند. آیا با این تفاسیر می‌شود این دستورالعمل‌ را نوعی اعلان جنگ دولت با مطبوعات قلمداد کرد؟

محمود شمس‌الواعظین:  اعلان جنگ دولت با مطبوعات از سالها قبل آغاز شده است. از اردیبهشت ۷۹ تا بحال كه مطبوعات بعنوان پایگاه دشمن در ایران شناخته شدند و بدنبال آن حمله به نشريات و تعطیلی بیش از یکصد مجله  پيش آمد، از آنزمان جنگی بی‌امان و خانمانسوز با مطبوعات آغاز شده كه تاکنون ادامه دارد. به نظر می‌رسد  دولت نهم دارد آرام آرام خط سانسور رسمی را کاملا آشکار و بدون هیچ شرمندگی دنبال می‌کند. تا چندی پیش می‌گفتند در چه چیزهایی نباید وارد بشویم، ولی حالا جسارت این دولت آنقدر زياد شده که حتا می‌گوید چه چیزهایی باید بنویسی! ببینید معیارها و شاخص‌هایی از این قبیل که باورهای مردم را زیر سوال می‌برد اینها هركدام  تعریف‌هایی قانونی می‌خواهد و ما نه در قانون مطبوعات و نه در قانون اساسی در هیچکدام این تعریفهایی که دولت نهم برای رسالت مطبوعات قائل است یا جرم‌شناسی مطبوعات، چنين چيزهايى نداريم. بنابراین دولت نهم از خودش این تعریف‌ها را کرده، بويژه آنکه دولت نهم یکی از خوش‌شانس‌ترین دولتهاى بعد از انقلاب است چرا که اصلا مورد تعرض مطبوعات و اینها قرار نمی‌گیرد. اگر می‌خواست قرار بگیرد  این دولت باید تاكنون ساقط می‌شد. به نظر من  این دولت کاملا  بی‌کفایت ‌ست و اگر یکدستی قوا و پشتیبانی سایر نهادهای به‌اصطلاح انتصابی در کشور وجود نداشت، این دولت از همان روزهای اول ناکامی و ناتوانی خودش را برای اداره کشور ابراز می‌کرد و در نتیجه يا بوسیله مجلس برکنار می‌شد یا کناره‌گیری می‌کرد. من نمى دانم در كدامين كتاب قانون و در كدام ادبيات قانونى كشور اين تعريف هايى را كه اينها براى مطبوعات قائل شده‌اند، بايد پيدا كرد. ما كه جايى پيدايش نكرديم!

برخى گمانه‌زنی می‌کنند که با تشدید فشار به ایران در مناقشه هسته‌ای، دولت نهم خواسته افکار عمومی را با این محدودیت‌ها کمتر در معرض اخبار شفاف قرار بدهد. صاحبان این عقیده حتا به بحث تحریم اقتصادی اشاره می‌کنند و اینکه چشم اسفندیار دولت نهم مشکلات اقتصادی‌اش هست. شما این نظر را تایید می‌کنید؟

محمود شمس‌الواعظین: پیش فرض این سوال این است که دولت نهم با برنامه عمل كرده و برای بلند مدت افق‌بینى و افق‌سازی می‌کند. اصلا اینجوری نیست! این برداشتهایی که از بیرون محیط به درون محیط صورت می‌گیرد برداشتهائى کاملا خطاست. ببینید، ما یک سند چشم‌انداز ۲۰ ساله داریم که این دولت حتا آن را نادیده گرفته است. چشم‌اندازی که به تاييد مجمع تشخیص مصلحت نظام رسیده و حتا به تشخیص رهبری رسیده است. این چشم‌انداز توسط اين دولت کنار گذاشته شده یا بخش‌های زیادی از آن  نادیده گرفته شده است. این دولت بصورت کاملا روزمره منفعل است و در واکنش به مسایل دست به اینگونه اقدامات یا تدوین اینگونه مقررات می‌زند. من گمان نمی‌کنم چیزی تحت عنوان برنامه وجود داشته باشد. بايد بگويم

به نظر من ارابه کشور هم‌اکنون دارد سه‌چرخه حرکت می‌کند و چرخ چهارم این ارابه پنچر شده یا دستكم بوسیله حکومت آسیب دیده است. چرخ چهارم این ارابه که مطبوعات مستقل و آزاد و دمکراتیک هستند وجود ندارد. من بارها در مصاحبه‌ها اعلام کرده‌ام، روی این ارابه سه‌چرخه هیچ باری نمی‌شود گذاشت. نه به مقصد می‌رسد، و اگر برسد، با هزینه‌های بسیار زیادی همراه خواهد بود.

انجمن دفاع از آزادى مطبوعات خواستار پیگرد قانونی تدوین کنندگان این نامه شده است. آیا  شما درصدد طرح شکایت هستيد؟  اگر آری به همان دادستانی که خودشان ضابطین اینها هستند؟؟؟

محمود شمس‌الواعظین: اتفاقا همین پارادوکس الان وجود دارد. سوالتان کاملا حکیمانه است. از یکسو ما خواهان پیگرد قانونی تدوین کنندگان چنین نامه‌ای هستیم، چون کاملا برخلاف مقررات و قوانین موجود است. و از سوی دیگر اگر بخواهیم شکایت بکنیم، باید به همان دادستانی شکایت بکنیم. ما فقط طرح موضوع کرده‌ایم. یعنی در واقع ما از عنصر روشنگری استفاده کرده‌ایم که تدوین کنندگان این نامه به لحاظ قانونی قابل پیگردند. اما، آیا نهادی وجود دارد که این مسئله یا این شکواییه را  یا این دعوای حقوقی را مطرح بکند علیه دادستان تهران که دست به این اقدامات می‌زند یا علیه وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی و علیه شورای امنیت ملی و دبیرخانه‌اش؟ ما اکتفا می‌کنیم به عنصر روشنگری و افکار عمومی. انجمن دفاع از آزادی مطبوعات  مى خواهد به افکار عمومی صرفا بگوید که این اقدامات دولت برخلاف نص صریح قانون است، برخلاف اعلامیه جهانی حقوق بشر است که ایران امضاکننده آن است، برخلاف اصول اولیه کار مطبوعات و رسانه‌های موجود است که این دولت دارد مرتکب به آن می‌شود و نهادها حق دارند که مسئولین تدوین‌کنندگان چنین مقرراتی را تحت پیگرد قانونی قرار بدهند.

دویچه‌وله

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

* اين تجمع از ساعت 8 صبح امروز در مقابل ساختمان مركزي وزارت صنايع و معادن آغاز شد كه تا كنون ادامه دارد و دريغ از عنايت حتي يك مقام مسوول در اين وزارتخانه‌‏؟!
* تجمع كنندگان كه نيمي از آنان را (75) زنان تشكيل مي دادند از صبح امروز در مقابل ساختمان شيشه‌‏اي وزارت صنايع تجمع كردند تا شايد مسوولان صنايع به جمع آنان بيايند اما زماني كه مايوس شدند به مطبوعات و خبرگزاريها متوسل گرديدند‌‏!
* تجمع كنندگان با خود زير انداز آورده بودند‌‏, گويي مي‌‏دانستند كه حالا حالاها بايد صبر كنند تا مسوولان به مشكلات آنان رسيدگي كنند؟!
* كارگران كه بيشترشان خسته از سفر بودند, گرسنه و تشنه گوشه‌‏اي نشسته بودند و هر از چند گاهي نان و پنيري ميل كرده و خدا را شاكر بودند كه چنين مسوولان دلسوزي دارند‌‏!!
* كارگري مي‌‏گفت كه از نهادهاي خيريه كمك مي گيريم تا زندگي آبرومندانه‌‏اي داشته باشيم , به مسوولان بگوييد كه آفرين بر شما عزيزان!
* خانم كارگري مي گفت‌‏: در دولت عدالت محور احمدي‌نژاد‌‏, حسابي ما را شرمنده محبت هايشان مي كنند‌‏! براستي بايد اينجا باشيد و معنا و مفهوم مهرورزي و عدالت گستري را درك كنيد .
* رانندگان خودروهاي عبوري هز ار چند گاهي تجمع كنندگان را مورد محبت الفاظ خود قرار مي دادند و به قول معروف , متلكي مي گفتند و عبور مي كردند ! اينجا بود كه مفهوم جمله معروف" بني آدم اعضاي يكديگرند" را به عينه مشاهده كردم ؟!
* نيروهاي پر تلاش انتظامي تمام تلاش خود را به كار بسته بودند تا اين تجمع اخلالي در نظم و ترتيب مقابل ساختمان وزارت صنايع ايجاد نكند‌‏, به آنان نيز خسته نباشيد مي گوييم .
* كاركنان صنايع و معادن از طبقات مختلف شاهد و ناظر اين تجمع بودند و هر از چند گاهي سر تكان مي دادند و شايد به حال اين بندگان خدا تاسف مي خوردند !
* طبق آخرين خبر كارگران تجمع كننده كه از عنايت هاي ويژه مسوولان صنايع و معادن بي بهره شده اند , روي سنگ فرش خيابان مقابل اين وزارتخانه در حال چرت زدن هستند !
* دوستي مي گفت‌‏: ديروز كارگران قزوين ( نازنخ ) اينجا بودند و امروز كارگران رشتي آمده اند , راستي اگر قرار بود كه به مشكلات اين كارگران رسيدگي شود‌‏, كه ديگر مسوولان وقت سرخاراندن نداشتند !
* و رهگذري مي گفت‌‏: كارگران مظلوم هستند و بي پناه و به ياد مطالب آن حقوق دان افتادم كه مي گفت هر دو مظلوم اند ؛ كارگر و قانون كار !
* و قابل توجه مسوولان كه اين تجمع فردا نيز ادامه دارد و كار و بار ما حسابي پر رونق و گوش برخي آقايان همچنان بسته‌‏؟!

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ساخت و سازهای غیر قانونی سپاه‌ پاسداران در شهرک «شهید محلاتی» با اعتراض نمایندگان مجلس مواجه شده است. «سلمان خدادادی»، «بیژن شهبازخانی» و «طاهر برزگر» سه تن از نمایندگان، طی تذکری به ریاست مجلس خواستار «جلوگیری سریع از ساخت و سازهای غیرقانونی توسط سپاه پاسداران» در این شهرک شدند.«امیر رضا واعظ آشتیانی»، عضو شورای شهر تهران نیز در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب، ضمن بیان این نکته که «این تنها تذکر نمایندگان مجلس نیست، اعضای شورای شهر هم به شدت بر روی این مسئله حساس هستند که ساخت و ساز روی خط 1800 ممنوع است» گفت: «از نظر قانونی بین خط 1400 و 1600 تنها ساخت مکان‌های تفریحی و پارک مجاز است و از این حد به بالاتر دیگر هیچگونه ساخت و سازی مجاز نمی‌باشد. این فضا دیگر وارد ارتفاعات شده و ساخت و ساز در آن به محیط زیست نیز آسیب می‌رساند». وی تصریح کرد: «در دیدار اعضای شورای‌ شهر با مقام معظم رهبری نیز ایشان رهنمون‌هایی نسبت به خط 1800 داشتند و تأکید کردند که شهرداری و شورای شهر با هر ارگان و یا نهادی که در این منطقه اقدام به ساخت و ساز می‌کند به شدت برخورد کنند». آشتیانی افزود: «ضمن تشکر از نمایندگانی که به این مسئله توجه کرده‌اند باید بگویم که این نکته جدیدی نیست و اصولاً شهرداری مکلف است با این مسئله برخورد کرده و با راه‌کارهای قانونی جلوی هر ارگان و یا سازمانی را که به این‌گونه ساخت و سازها اقدام می‌کنند بگیرد. در صورتی که در برابر شهرداری مقاومتی صورت بگیرد، شهردار مراتب را به شورای شهر گزارش می‌کند تا این شورا به مسئله رسیدگی کرده و آن را منعکس کند». این عضو شورای شهر در پاسخ به این پرسش که «آیا شهرداری در این مورد با مقاومتی روبرو شده است؟» گفت: «در مورد این مسئله هم من فکر می‌کنم که شهرداری در حال پیگیری است و اگر با مقاومتی مواجه شود به شورا گزارش خواهد داد که تا این لحظه چنین گزارشی به شورا ارسال نشده است».

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در جلسه روز گذشته اعضاي ارشد جامعه روحانيت مبارز، آنان درباره حضور هاشمي رفسنجاني در انتخابات آتي خبرگان با وي به رايزني پرداختند ، در اين جلسه كه در دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزار شد، اكثر اعضاي برجسته اين تشكل از جمله آيت‌الله مهدوي كني، آيت‌الله يزدي، آيت الله امامي كاشاني حضور داشتند و به علاوه محمدرضا باهنر، محسن غفوري فرد و اسدالله بادامچيان از اعضاي ارشد جبهه پيروان خط امام و رهبري نيز شركت كرده بودند.موضوع اصلي اين جلسه رايزني براي قطعي كردن حضور اكبر هاشمي رفسنجاني در انتخابات خبرگان، به ويژه پس از بيانات رهبر انقلاب درباره خودداري از تخريب شخصيت‌هاي روحاني نظام و نيز وجوب شرعي شركت واجدان شرايط در انتخابات خبرگان بود و آيت‌الله مهدوي كني با اشاره به اين موضوع، اظهار كرده كه با قصد قربت در جلسه حاضر شده است.هاشمي نيز با تشكر از حضور شركت‌كنندگان، گفته كه اين جلسه براي وي، مهم بوده و به زودي تصميم نهايي خود را اعلام خواهد كرد.در همين زمينه سخنگوي جامعه روحانيت مبارز تهران به خبرنگار «بازتاب» گفت: يكي از مسائلي كه در دفتر آيت‌الله هاشمي مطرح شد، مسئله اهانت به شخصيت‌هاي نظام بود. مجموعه اعضاي جامعه نسبت به اظهارنظرهاي تخريبي درباره شخصيت‌هاي برجسته نظام، اظهار نگراني و ناراحتي كرده و بر اين باورند كه اختلاف نظرهاي سياسي، نبايد منجر به تعرض به شخصيت‌ها و كساني شود كه به نحوي به اين نظام خدمت كرده‌اند؛ از جمله جناب آقاي خاتمي، رئيس‌جمهور سابق.غلامرضا مصباحي مقدم، نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: آقاي خاتمي با توجه به دعوتي كه صورت گرفته به آمريكا رفته‌اند و اين موضوع و برخي مسائل ديگر، بهانه‌اي شده است تا ايشان باز مورد تعرض قرار گيرند. هرگز شايسته نيست كه نظام و مردم، نسبت به كساني كه به نحوي زحمت كشيده و در اين كشور خدمت كرده‌اند، متعرض شوند.وي ادامه داد: نكته ديگر حاشيه اين جلسه، مسئله ملاقات آقايان هاشمي و مصباح بود. آقاي هاشمي توضيحي كه در اين باره دادند، حكايت از آن داشت كه اين‌گونه ديدارها در جلسات خبرگان براي دوستان قديمي و همكاران خبرگان، امر متعارفي است.مصباحي مقدم در پايان خاطرنشان كرد: در اين جلسه، اعضاي جامعه روحانيت مبارز از آقاي هاشمي مصرانه خواستند كه در انتخابات كانديدا شده و مشاركت كنند و آقاي هاشمي پس از شنيدن دلايل اعضاي جامعه، قول مساعد دادند كه در تصميم‌گيري براي شركت و شركت نكردن در انتخابات مجلس خبرگان، اين ديدگاه‌ها را نيز مد نظر قرار داده به آنها توجه كنند

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

یادداشت خارج از عرف و پرخاشگرانه اخیر سركار خانم فاطمه رجبی كه به دور از ادب این سرزمین خدایی و آداب قلم به «زیور طبع آراسته شده بود»، تا آن حد در وادی حریم شكنی به پیش رفته بود كه فارغ از مراتب تاسف و اعتراض عقلا و شخصیت های طرفدار منطق در همه جناح ها، موجب فاصله گیری پاره ای از «خودی های» نویسنده نیز شده است، روندی كه تداوم خواهد یافت. یادداشت فوق، بیش از آنكه نقدی باشد بر دوران یا دوره هایی، همان گونه كه متذكر شده اند كینه های انباشته ای در اندازه های یك «كوه» را حكایت می كند. عقده ها در طول زمانی كه او مایل است آن را «۱۶ساله» بخواند لیكن، با تحلیل زوایای كلام و دیگر نوشته های ایشان، می تواند حدودا ۲۷ ساله تلقی شود جمع و انباشت شده است. آن خشم فروخفته و كینه های انباشته سالیان ، ظاهرا دیگر «تاب مستوری» ندارند لذا، اینك به مدد «ظهور شرایط مناسب» سر باز كرده اند و لاجرم نمی توانند با متانت جاری شوند، تند و تفتیده پرتاب می شوند. نوشته خانم رجبی به جای طرح استدلالی و منطقی مطالب و دعوت از مردم برای داوری پیرامون آن به امید تنویر افكار عمومی، ناسزا نامه ای است آكنده از ایراد اتهامات. ذهن آشفته ای را دلالت می كند كه به ضرب افترا و دشنام می خواهد با «قاطعیت» به هر وسیله به «تكلیف» عمل كند. به این علت، به هیچ آداب و «تشریفاتی» پایبند نیست. مطالبی با این شمایل، مسلما نیازی به پاسخ نخواهد داشت و اگر ضرورتی نیز باشد، لابد دیگرانی به آن خواهند پرداخت، چنان كه پرداخته اند. مراد در این نوشتار اما، مروری است سریع بر مطالب یادداشت فوق، به امید تبیین بیشتر زوایای آن و... اینكه در فرازهایی به شیوه ای دیگر می توان با برخی از خواست های ایشان همداستان شد لازم به ذكر است كه در این قصه، موضوع، یادداشت ایشان خواهد بود، بدون هیچ تاكیدی بر ارتباط سببی و نسبی و وابستگی های سیاسی و عقیدتی و نیز نزدیكی ایشان به «محافل قدرت». ناگفته پیدا است كه آن ارتباط و این وابستگی ها، مسلما نمی تواند در نوشته مذكور و به ویژه لحن به كار رفته در آن، كم اثر فرض شود.

۱ یادداشت مملو است از عباراتی از این قبیل:

«توسعه آن هم در كلیت و نه مثلا درك خاصی از «توسعه» آمریكایی است» و لابد آقای هاشمی مجری آن

«اصلاح طلبی، برنامه ای برون مرزی است» و لابد آقای خاتمی مجری آن

«اصلاح طلبان هیچ اختصاصی در «كلام» نیست، یعنی همه وابستگان و مزدوران فكری و سیاسی آمریكا هستند كه جز فروپاشی نظام و... طریقی دیگر را نمی پیمایند»

«سردمداران مافیای قدرت و ثروت»، «جاهلان یا مقدس نمای بی شعور»، «فاسدان و مفسدان و دزدان بیت المال و جاسوس ها و ابتذال گرایان» و...

عبارات، آنگونه كه خود می نمایانند، دشنام ها و تهمت هایی هستند كه بی پروا و لابد به «پشتگرمی هایی»، نثار كسان می شوند. ظاهرا، بیم از عقوبتی در این جهان نیست در غیر این صورت، ایشان تا این حد لگام گسیخته بر «دیگران» حتی اگر به زعم نویسنده، «اعوجاجاتی» داشته باشند نمی تاختند. «نفس مطمئنه» و یا حتی «لوامه» ای براساس قاعده، در لابه لای سطور هویدا نیست.

نویسنده مدعی درك و تعهدی «اصیل» به اسلام است ولی كدام «اسلام» مگر نه آنكه جدال حتی با دشمنان به «احسن» باید باشد كدام «حسن» مگر نه آنكه بعثت نبوی، همانا اكمال و «اتمام مكارم اخلاق» بود، كدام «اخلاق» چه تناسبی در لحن و در كلام مطالب با سیره نبوی می توان یافت مگر نه آن كه حضرت امیر ع ناسزا گویان را دوست نداشت....

۲ به گواه مطالب، مهم ترین دلیل «صدور» این یادداشت، سید محمد خاتمی است و دیگران، لابد شریك شدند تا در اینجا نیز، او تنها نباشد آیا به راستی «محمد خاتمی» به عنوان عامل اصلی اجرای اصلاح طلبی امروز قرار است دستمزد ۸ سال تلاش خود را از آمریكایی ها و به ویژه كاخ سفید بگیرد

آیا به راستی، «حضور و جولان محمد خاتمی، سخنرانی پیرامون... و اسلام آمریكایی است»

آیا واقعا، سخنرانی های خاتمی در آمریكا، «حركتی ضدملی» است و آیا این سفر «هدیه زهرآلود خاتمی» است به خانواده شهدا

راستی را، آیا محمد خاتمی «اصول و ارزش های انقلاب اسلامی و بنیانگزاری های فكری و عملی حضرت روح اللهس را پیوسته و به استمرار لگدمال می كند»

چگونه می توان چنین ناسزا و بی نیاز از اقامه «دلیل» یك انسان را این گونه پلشت مورد خطاب قرار داد به ویژه كه آن شخص «محمد خاتمی» است كه فارغ از سوابق درخشانش در خدمت به اسلام و ایران، حداقل تا به اكنون، بیش ازهر شخصیت دیگری، آرای مردم را در توشه دارد.زبانی اینچنین گزنده، شاید كه قرار است دل حاسدانی را شاد كند، اما بی تردید توهینی بزرگ و شاید غیرقابل بخشش است نه فقط به خاتمی و علاقه مندان به شخصیت او كه به مردم ایران و نیز به تمامی بزرگانی كه در مراحل مختلف، از او به نیكی یاد كرده اند از حضرت امام تا مقام رهبری و... عجب مصونیت پولادین و رشك برانگیزی دارد این خانم رجبی۳ خانم رجبی به حافظه تاریخی مردم ایران توهین می كنند والا كیست كه نداند مراد حضرت امامره از «اسلام آمریكایی» چه كسانی و چه روش هایی بود. چگونه و با چه واژگونگی ای می توان محمد خاتمی را به آن متهم كرد آیا واقعا ایشان مصادیق را فراموش كرده اند و یا اینكه... فقط چند سال از ارتحال امام گذشته استایشان قرار بوده است بزرگی بی مدعا چون خاتمی را لكه دار كنند، ظاهرا باید «جاده را صاف» می كردند تا بعضی بتوانند در نتیجه آن، زمینه تحرك پیدا كنند و سفر خاتمی به آمریكا آن «فرصت طلایی» را فراهم آورد اما به خامی و شتابزدگی تلف شد.۴ از منظری دیگر، برای حل این مسائل ناصواب می توان حداقل در مواردی با خانم رجبی همداستان شد و «از حوزه های علمیه، از مرجعیت عظیم الشان تا جامعه محترم مدرسین به ویژه وارستگان این تشكل» درخواست كرد تا در مورد سیدمحمد خاتمی و یادداشت های «حكیم فرموده» و سخنان تب آلود و حرمت شكنی هایی ازاین دست، داوری كنند، برخورد كنند، ارج گذارند یا تكلیف این دارنده لباس روحانی را ...روشن كنند.»خانواده محترم شهدا، یاران امام خمینیره و اصولا مردم ایران، درباره خاتمی كه امام او را «فرزند فاضل و باتقوای» خود خواند، در فوران این پرده دری ها، قضاوت كنند. آیا سفر خاتمی به آمریكا و سخنرانی های پرجاذبه او در محافل اسلامی، مذهبی و دانشگاهی، تلاشی روشنگرانه و موفق برای معرفی اسلام رحمانی است و یا باید به زشتی با عنوان «لگدمال كردن اصول و ارزش های انقلاب اسلامی و مبانی فكری عملی حضرت روح اللهس» مورد خطاب قرار گیرد.راستی را، حركت خاتمی با منافع ملی تباین دارد و یا سخنان بی مغز و آكنده از خرافه و یادداشت های «دستوری».«دانشگاهیان آزاداندیش از هر گروه، جناح و با هر سلیقه و عقیده» را چه شده است كه از سوی كسانی چون خانم رجبی مورد طمع قرار گرفته اند «باید» یعنی چه این «باید» از كدام «مقام علمی» صادر شده و نشان از كدام فرهنگ را با خود دارد آیا به راستی، فرهیختگان این سرزمین تلاش های خاتمی را در جهت تنویر افكار عمومی جهانی، افتخار ملی می دانند و یا خدای ناكرده «ضدملی» به واقع چرا به توان ذهنی و سطح آگاهی و شعور دانشگاهیان این گونه توهین روا می رود.تصور می كنم از عبارت «برخورد قهرآمیز» یادداشت باید با «كرامت» عبور كرد. می توان فرض كرد كه ایشان ناآشنا به بار كلمات و عبارات، نادانسته و در غلیان احساسات، آن را بر زبان و قلم جاری كرده اند. استفاده غیرمسئولانه از عباراتی نظیر «ضدملی» نیز در همین دامنه می تواند طبقه بندی شود.اگر این فرض خوشبینانه باشد به صورت جدی باید پرسید كه مسئله چیستدر تمامی متن سعی شد كه مفاهیم مورد نظر خانم رجبی در كمال امانت نقل شوند، در ادامه این بحث نیز سخن ایشان، عینا آورده می شود: «آیا نباید دانشگاهیان در این عرصه، با یك حركت ملی، عرق ایرانی بودن خود را به ارزیابی ملی بگذارند»باور كنید، با اهانت، خاتمی كوچك و كوچك ها بزرگ نخواهند شد، باور كنید این آرایش، آرایش پایدار و نهایی كشور نیست و... باور كنید «زمین به دور خورشید می گردد»، اگرچه گاهی كسی از اجبار، آن را در فصلی تكذیب كند.

حسین نصیری

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پيرو انتشار گسترده اخباري در رسانه‌ها، مبني بر توصيه آيت‌الله سيستاني به نخست‌وزير عراق درباره الگوگيري از دكتر احمدي‌نژاد، منابع نزديك به دفتر آيت‌الله سيستاني، اين اخبار را تكذيب كردند. با تحريف اظهارات يكي از نمايندگان مجلس هفتم در مصاحبه با شبكه «الكوثر» توسط برخي سايت‌هاي منتسب به دولت، اخباري مبني بر توصيه آيت‌الله سيستاني به نخست‌وزير عراق درباره الگوگيري از عملكرد دكتر احمدي‌نژاد، رئيس‌جمهور ايران در سفرهاي استاني، به صورت گسترده در رسانه‌هاي ايران منتشر شد، در حالي كه دفتر آيت‌الله سيستاني نسبت به اين اخبار اظهار بي‌اطلاعي كرد.. نماينده مجلس هفتم با تأكيد بر اين‌كه اظهارات منتسب به وي در رسانه‌هاي ايران تحريف شده است، گفت: خبرنگار شبكه «الكوثر» درباره تأثيرات داخلي و خارجي سفرهاي استاني دكتر احمدي‌نژاد از اينجانب پرسيد و من نيز با اشاره به خبري كه در روزنامه‌ها به نقل از آيت‌الله سيستاني در توصيه به دولت عراق درباره سفرهاي استاني مطالعه كرده بودم، اين توصيه را در راستاي تأييد اقدامات آقاي احمدي‌نژاد دانستم.گفتني است، چندي پيش آيت‌الله سيستاني در ملاقات با دولت عراق با انتقاد از سفرهاي خارجي زياد مسئولان عراقي، به آنان توصيه كرده بود به جاي ماندن در خانه‌هاي امن و سفرهاي خارجي به مناطق عراق، در ميان مردم حضور يابند و با مشكلات آنان از نزديك آشنا شوند.

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

توجه به این که همسر آقای الهام که اسمشان را هم نمی دانم، احساس کرده که می تواند به خاطر استفاده از ادبیات زشت، کوچه بازاری و توهین آمیز خطاب به روحانیت و بزرگان کشور کمی اسم در کند و مشهور شود، خواهشی از رسانه های اینترنتی و همینطور روزنامه ها دارم.کسی که تا سال پیش احدی نمی شناختش و حالا با سوء استفاده از موقعیت شوهر خود، هر چه از دهانش بیرون می آید نثار بزرگان می کند.دیگر نباید حتی کلمه ای از همسر آقای الهام در رسانه ها نوشت. این خانم با قلم خود که نشان از بی سوادی کامل ایشان دارد، قصد شهرت دارد. ایشان سایتی نیز راه اندازی کرده اند که قرار است ظرف چند روز آینده مصاحبه ای با خودشان انجام دهند.یعنی سوال را خود یا همسر گرامی شان می پرسند و خود هم پاسخ می دهند. این خانم که بهترین روزهای زندگی اش را سپری می کند، احتمالاً از مکه با خبرنگار سایت خود (احتمالاً فرزندش) در تهران تماس گرفته و گفته «آماده یک مصاحبه جنجالی از من باش! ببین می خوام بدجوری بترکونم.» او از همانجا دستور نوشتن يك يادداشت شديد در حمايت از خودش را به فرزندش داده تا مصاحبه اش بیشتر بازتاب داشته باشد.متاسفانه این خانم آنقدر بی نزاکت است که پس از هشدار رهبر فرزانه انقلاب در مورد عدم تخریب بزرگان نظام و روحانیت معزز، باز هم لجن پراکنی می کند و تمام فکر و ذکر خود را صرف شهرت بامزه اش کرده است. او کسی است که برای فرموده های رهبری معظم انقلاب هم ارزش قائل نیست! آخر سوء استفاده از جایگاه تا به کجا؟ چرا شخصیت دکتر احمدی نژاد رییس جمهور عزیز و دوست داشتنی ایران اسلامی را به بازی گرفته اید؟! کاش عزیزان دولتی پستی به ایشان می دادند، شاید مشکل همین باشد!فکر می کنم باید این خانم را به حال خود رها کنید تا هر چه می خواهد بگوید. حتی اگر همسر گرام ایشان هم در جلسه سخنگویی دولت به دلیل منافات با شان جلسه، از پاسخ به اتهامات همسرش امنتاع ورزیدند، باز هم چیزی از او منتشر نکنید.رسانه های گرامی! خواهش من و بسیاری از طرفداران انقلاب را بپذیرید که دیگر او را گنده تر از این نکنید که ممکن است فردا از مکه با بلیط فوری راهی تهران شود و در صورتی که پستی دردولت به او داده نشود، خود را برای شرکت در انتخابات شهر و روستا از علی آباد کتول که آروزی دیرینش است، آماده کند.

* حامد معظمی

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اخيرا مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان فرمودند از تخريب شخصيت‌ها پرهيز گردد اما متاسفانه اين روزها شاهد هجمه‌هاي به دور از نزاكت به برخي از شخصيت‌هاي ارزشمند نظام مي‌باشيم.گويا پس از هاشمي امروز نوبت هتاكي به خاتمي رسيده است.حضور و درخشش خيره‌كننده اين روحاني متفكر و انديشمند در سطح مجامع علمي، مذهبي و سياسي بين‌المللي باعث گرديده باز هم حسادت‌ها، عقده‌ها و كينه‌توزي‌ها سر باز كند و اين فرزند فاضل امام(ره) را آماج هتاكي قرار دهند.اين نكته جاي بسي تأمل دارد كه با اينكه اولين مخالف حضور خاتمي در عرصه‌هاي جهاني را صهيونيست‌ها و پس از آنها منافقين تشكيل مي‌دهند، اكنون نيز با حضور موفق و تاثيرگذار خاتمي در مجامع علمي و مذهبي آمريكا، متاسفانه افراد منسوب به تيم رئيس‌جمهور به جمع مخالفين پيوستند.سوال اينجاست كه چه اشتراكي در اين مخالفت‌ها نهفته است. هر چند كه بايد صريحا اعلام نمايم كه مساله هاشمي و خاتمي نيست بلكه جريان خزنده‌اي با برنامه حساب‌شده به دنبال هتك حرمت و حذف روحانيت موثر از اركان نظام مي‌باشد. من از همين تريبون مقدس مجلس اعلام خطر مي‌كنم.حضرت امام‌(ره) فرمودند هر كجا ديديد حمله و تخريبي عليه شخصيتي صورت مي‌گيرد، بدانيد آن شخصيت براي اسلام و كشور موثر است. اما متاسفانه يا خوشبختانه، اين بار حمله تنها به يك جريان نبوده بلكه جريان اكثريت از رئيس مجلس و حتي محافظه‌كاران كشور همه مورد هجمه قرار گرفتند تا جايي كه براي سفرهاي استاني رئيس مجلس شوراي اسلامي حسادت مي‌شود تا چه رسد به حسادت براي سفر آقاي خاتمي به آمريكا.متاسفانه مقدمه اين حركت در سخنان آقاي رئيس‌جمهور در نشست مشترك قواي سه‌گانه آغاز شد. آقاي رئيس‌جمهور در آن نشست فرمودند مگر دولت‌هاي گذشته چه گلي بر سر مردم زده‌اند؟آقاي رئيس‌جمهور بايد بدانند در 16 سال گذشته دو شخصيت برجسته روحاني و شاگردان حضرت امام(ره) سكان قوه مجريه كشور را در دست داشتند و بارها مورد حمايت مقام معظم رهبري قرار گرفتند. آقاي رئيس‌جمهور بايد بدانند كه خود در همين 16 سال گذشته، جزئي از بدنه مديريت كشور بوده و نبايد اين مساله را كتمان نمايند.آقاي رئيس‌جمهور بايد بداند در دنياي امروز، دفاع منطقي از اسلام و فكر و انديشه مي‌تواند مقبول مردم جهان واقع شود و از شعارهاي افراطي فقط دشمن بهره‌مند مي‌شود ولي از فكر و انديشه جان مردم روشن مي‌شود. آقاي رئيس‌جمهور بايد بداند كه هنوز بسياري از وعده‌هاي ايشان تحقق نيافته و امروزه شاهد گراني‌هاي سرسام‌آور در جامعه هستيم. از قيمت گوشت و مرغ گرفته تا آهن‌آلات؛ كجاست آن وعده‌هاي دولت محترم؟ كجا رفت اشتغال جوانان و حل مشكلات كارگران و وعده‌هاي جنابعالي در سفر به استان قزوين؟

قدرت‌ا... عليخاني

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رسم اكرام سرشناسان و بزرگان هر قوم،‌ ريشه‌اي ديرينه دارد. در اسلام نيز اين رسم پذيرفته شده است، ولي قرآن مي‌فرمايد هر بزرگي‌اي دليل بر مقتدا قرار گرفتن نيست.

در قوانين جاري اكثر كشورها، از جمله كشور ما نيز اين امر مورد توجه قرار گرفته است. طبق قانون استخدام كشوري كساني كه به مسئوليت‌هاي بالاي خدمت دولتي مي‌رسند، پس از پايان دوره يا جابجايي، حتي اگر سمت جديد از حيث اداري پايين‌تر باشد، برخي از پرداخت‌ها و منزلت‌ها براي آن‌ها باقي مي‌ماند. 

 منطق كار نيز روشن است، اين‌ها سرمايه‌هاي ملي هستند كه هر يك بايد در شكل متناسب، در هر جايگاهي كه هستند، براي ارتقاي ملت به‌كار آيند. رؤساي جمهوري، در اين ميان، جايگاه ويژه دارند؛ زيرا اولاً بزرگي‌ آن‌ها نه تنها به سوابق سياسي‌شان و اين امر بستگي دارد كه شوراي نگهبان قانون اساسي آنان را رجل مذهبي و سياسي مي‌شمارد، بلكه اين تشخيص به تأييد اكثريت ملت نيز مي‌رسد. البته ممكن است فردي در عمل رئيس جمهوري موفقي از كار درنيايد، ولي اكرام وي به همان دو دليل، واجب باقي مي‌ماند. هم به دليل شخص‌شان، هم به دليل جايگاه پيشين. احترام و اكرام چنين شخصيت‌هايي مطلقاً به معناي تقديس آنان و يا انتقاد نداشتن نسبت به آنان نيست. مگر جز معصومين عليهم‌السلام مي‌توان كسان ديگر را كاملاً مبراي از انتقاد دانست؟

اين روزها، چنان كه در كلام رهبر بزرگوار ما در ديدار با خبرگان آمده است، حمله به شخصيت‌هاي سياسي و يا ديني كشور به شكل معناداري رواج يافته است. كاري كه به شدت در كلام ايشان تقبيح شده است. حمله به جناب آقاي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري پيشين از اين قبيل است. آقاي خاتمي يا هر مسئول سابق و فعلي ديگري را مي‌توان، و بايد، منصفانه نقد كرد، ولي تفاوت حمله و تخريب از نقد عاقلانه و عادلانه به راحتي قابل تشخيص است. اينجانب يكي از پيشتازان نقد آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي سيدمحمد خاتمي بوده‌ام، چه وقتي در قدرت و مسئوليت خدمت مي‌كردند، و چه امروز، ولي در عين حال به آقاي دكتر احمدي‌نژاد،‌ رئيس جمهور محترم و عزتمند امروز، در رسانه‌ها توصيه كردم در امور هسته‌اي و مسائل متناسب ديگر از مشورت اين برادران بهره گيرد. اينان و هر مسئول ديگري در جمهوري اسلامي، هر يك صاحب اثر و نفوذ و محبوبيتي هستند و به مثابه عامل پيوند احاد ملت با يكديگر عمل مي‌كنند، مشاوره با آنان و اكرامشان بر قدرت دولت در اداره امور مي‌افزايد و آن را نزد ملت محترم‌تر مي‌سازد. نكته آخر تذكر برادرانه به دولت است كه دامن خويش از خامان گزافه‌گو در اين عرصه بپالايد، مهرورزي، علاوه بر اصول ديگر اخلاقي، چنين اقتضا دارد

احمد توكلي    

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سفرهاي استاني رييس جمهور و اعضاء هيئت وزيران به استانهاي مختلف كشور ، با سفر رييس جمهور و تعدادي از وزيران به مراكز استانها آغاز مي شود و پس از چند روز ملاقات آقاي احمدي نژاد و مردم شهرستانهاي آن استان و سخنراني براي آنان ، با تشكيل هيئت دولت در آن استان در شب آخر سفر و اتخاذ تصميم براي آباداني آن استان ، خاتمه مي يابد. 

روال جاري در انجام اين سفرها چنين شده است كه تيم هاي كارشناسي در دولت ، از چند هفته  به مسافرت اعضاء دولت به آن استان ، كارشناسي لازم را براي نيازهاي عمراني و فرهنگي و آموزشي آن استان و شهرستانها را برسي نموده و آنها را مشخص و نهايي مي كنند و بهمين دليل ، رييس جمهور كه سفر خود را به آن استان آغاز مي كند ، در بازديد از هر شهرستان كه چند ساعت بيشتر طول نمي كشد و براي مردم سخنراني مي كنند ، وعده هايي را براي اقدامات عمراني و رفاهي دولت به آن شهرستان به مردم مي دهند و بعد بلافاصله به شهرستان ديگر سفر مي كند و اين موضوع تكرار مي شود . در تمامي اين سخنراني ها رييس جمهور به مردم مي گويد كه اين اقدامات اقتصادي برشمرده ، همه در جلسه هيئت دولت در مركز استان برسي خواهد شد و به تصويب خواهد رسيد . و طبيعي است وقتي رييس جمهور قول بدهد ، بايد در هيئت دولت هم به تصويب برسد .اگر رييس جمهور در سخنراني هاي پرشور خود در جمع صميمي مردم هر شهرستان ، وعده هايي را براي احداث ورزشگاه و كارخانه پتروشيمي و سد و جاده و غيره به مردم بدهد و فرداي آن روز برسي در جلسه دولت مركز استان به تصويب نرسد، براي جايگاه رييس جمهور مناسب نيست و اگر به تصويب برسد كه براي هيئت دولت خوب نيست زيرا به نظر مي رسد كه تصميم از قبل گرفته شده  در هيئت دولت به تصويب مي رسد . لذا پيشنهاد مي شود كه براي رفع اين مشكل ، جلسه هيئت وزيران در ابتداي ورود به هر استان تشكيل شده و طرحهائي را براي استان تصويب نمايند و پس از آن رييس جمهور سفرهاي خود را براي سخنراني در هر شهرستان آغاز نمايد . بدين ترتيب جايگاه رييس جمهور و هيئت وزيران بيشتر حفظ شده است و بنظر نخواهد آمد كه برخي تصميمات بطور فردي اتخاذ شده و بعداً به بررسي جمعي گذارده مي شود .

ناصر ايماني

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي خبر داد كه در جلسه‌ي شوراي سياسي اخير تشكل متبوعش اعضا مصوبات كنگره اخير سازمان، و هم‌چنين نشر مطالب توهين‌آميز نسبت به سيدمحمد خاتمي را به عنوان مهم‌ترين و بحث انگيز‌ترين مساله‌ي روزهاي اخير مورد بررسي قرار دادند. محسن آرمين در گفت‌وگو با ايسنا اظهار داشت: حمله به آقاي خاتمي پديده جديدي نيست و در نه سال گذشته او و همفكرانش آماج شديد‌ترين حملات و هتاكي‌ها بودند. اين پديده تنها مربوط به داخل كشور نيست بلكه از سوي جريانات خارج از كشور نيز خاتمي و مشي اصلاح طلبي در معرض اتهامات و حملات مستمر قرار داشته است، و تاكنون نكته‌ي جالبي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه در داخل افراطيون اقتدارگرا و در خارج منافقين، لابي صهيونيستي و افراطيون نومحافظه كار آمريكايي البته با ادبيات مختلف در اين مورد مشترك بودند. وي افزود: در حالي كه افراطيون اقتدارگرا در داخل از فرداي دوم خرداد خاتمي را فتنه خواندند و شعار مي‌دادند كه در ايران هيچ چيز عوض نشده است، منافقين در جريان سفر‌هاي خارجي خاتمي به اروپا در دوره رياست جمهوري ايشان تجمعات و تظاهرات مختلفي را برگزار كردند و آن‌ها نيز خاتمي را فتنه خواندند و مي‌گفتند جهان بايد باور كند كه در جمهوري اسلامي ايران چيزي عوض نشده است. اكنون نيز در كنار اعتراض شديد محافل صهيونيستي از جمله نشريه‌ي اورشليم پست، اعتراض سناتور‌هاي جنگ‌طلب آمريكايي نسبت به صدور رواديد از سوي دولت آمريكا براي آقاي خاتمي و عدم اجراي ترتيبات انگشت‌نگاري براي وي، افراطيون اقتدار‌گراي داخلي نيز بي سابقه‌ترين حملات را متوجه او كردند. سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي گفت: آن‌چه همسر سخنگوي دولت عليه خاتمي نوشته تنها مورد نيست، پيش از وي نيز يك روزنامه به خاتمي اعتراضي كرده بود مبني بر اين‌كه، در حالي كه آمريكا به وزير بهداشت ايران رواديد نداده سفر خاتمي به آمريكا چه معني دارد و سعي مي‌كرد به خوانندگان خود اين چنين القا كند كه بايد كاسه‌اي زير نيم كاسه باشد كه براي يك مقام رسمي دولت ايران رواديد صادر نمي‌شود، اما براي خاتمي رواديد صادر مي‌شود. اين وحدت موضع ميان افراطيون داخلي با لابي صهيونيستي، منافقين و محافل تندروي آمريكايي البته به معناي وابستگي اين‌ها به يكديگر نيست، بلكه به معناي يك وجه مشترك در ديدگاه‌ها و ايدئولوژي‌هاي آن‌هاست. اين وجه مشترك همانا خشونت‌ورزي و جنگ طلبي است. وي دامه داد: از اين روست كه مشاهده مي‌كنيم درباره ايران چه در داخل و چه در خارج از كشور هر حركتي در جهت صلح و آرامش و اجتناب از تنش، جنگ و خشونت صورت گيرد، افراطيون داخلي همصدا و هم‌زمان با لابي صهيونيستي ومنافقين عليه آن بسيج مي‌شوند، وجه مشترك ديگر ميان اين محافل، نفي و انكار اسلام رحماني، اسلام مدارا و اسلام حامي آزادي و دموكراسي است. تمام تلاش افراطيون جنگ طلب آمريكايي و لابي صهيونيستي در سطح جهاني اين است كه ثابت كنند طالبانيسم و بن‌لادنيسم چهره‌ي واقعي اسلام است، تا جهاني را عليه دنياي اسلام بسيج كنند و افراطيون اقتدارگراي داخلي نيز شعار مي‌دهند كه اسلام رحماني اسلام مدارا و اسلام سازگار با آزادي اسلام آمريكايي است. وي يادآور شد: چندي قبل همين فرد عليه خاتمي و هاشمي نيزهمين حملات را با ادبيات ديگر صورت داده بود. آيا امتناع سخنگوي دولت در مصاحبه‌ي مطبوعاتي اخيرخود از محكوم كردن اين اظهارات در وهن روساي سابق و اسبق دولت، نشانه‌ي آشكاري بر تصادفي نبودن اين حركت نيست؟ اين‌كه سخنگوي دولت از يك سو به دادستاني نامه‌اي مي‌نويسد و با متهم كردن مطبوعات و سايت‌ها به اهانت و افترا عليه دولت خواستار برخورد با آن‌ها مي‌شود و از سوي ديگر در پاسخ به خبرنگاران اظهار مي‌دارد كه درباره اهانت و توهين بودن گفته‌هاي همسرش نظري ندارد و قوه قضاييه بايد نظر دهد، آيا نمي‌تواند نشانه روشني از سياست دوگانه و تاييد ضمني اين گونه حركات باشد؟ سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اظهار داشت: صرف نظر از ماهيت اين حركت و حاميان آن در داخل كشور، اين يك واقعيت است كه خاتمي يك سرمايه ملي و يك شخصيت فرا ملي براي كشور است وعلي رغم تمام بي مهري‌هايي كه در داخل كشور به ايشان شده او از سوي جامعه بين‌الملل به عنوان يك متفكر، مبلغ اسلام رحماني ، اسلام مدارا و سازگار با عقل و منطق و دموكراسي پذيرفته شده است و تنها معدودي از كشور‌هاي جهان هستند كه از نعمت وجود چنين شخصيت‌هايي برخوردارند. البته در چنين كشور‌هايي همواره سعي مي‌شود از ظرفيت چنين شخصيت‌هايي در جهت تامين منافع ملي و مصالح كشور استفاده شود. چرا بايد عده‌اي سعي كنند كه ايران جزء معدود كشورهايي باشد كه نه تنها تمايلي براي استفاده از چنين سرمايه‌هايي ندارد، بلكه از طرق مختلف سعي در بي‌اعتبار كردن، تخفيف و كوچك نشان دادن اين‌گونه شخصيت‌ها دارند. وي خاطرنشان كرد: در سفر‌هاي خاتمي استقبالي كه مقامات رسمي و غيررسمي، نهاد‌هاي مدني و متفكران در خارج از كشور از ايشان مي‌كنند در داخل هيچ انعكاسي ندارد، بلكه برعكس است. سفارت‌خانه‌ها نمايندگان سياسي خارج از كشور موظف مي‌شوند كه در سفر‌هاي خارجي خاتمي از هرگونه ارايه خدمت به او يا هرگونه فراهم آوردن تسهيلات براي او و يا حتي تماس با او خودداري كنند، اين امر البته نشان دهنده ضعف و بي تدبيري در استفاده از ظرفيت‌ها و امكاناتي نظير ظرفيتي است كه آقاي خاتمي مي‌تواند براي كشور فراهم كند و از اين جهت بايد تاسف خورد. آرمين با ابراز اين عقيده كه مادامي كه رسما دولت اين اظهارات را محكوم نكند، موافق و حامي چنين اظهارات و مواضعي تلقي مي‌شود، ادامه داد: نكته‌ي ديگري كه در جلسه شوراي سياسي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران درباره آن بحث شد ادامه بازداشت علي اكبر موسوي خوييني نماينده مجلس ششم است كه دو ماه پيش دستگير شده و هنوز در بازداشت موقت به سر مي‌برد و طبق آخرين اظهارات مجددا حكم بازداشت ايشان براي دو ماه ديگر تمديد شده است. مقامات قضايي تصريح كردند كه چشم انداز روشني درباره پرونده ايشان ندارند و نمي‌توانند بگويند چه زماني زمان دادگاه ايشان براي رسيدگي به اتهامات است. لذا اين برخورد در ادامه برخورد‌هاي سياسي مي‌باشد كه با شخصيت‌هاي منتقد سياسي صورت گرفته است. وي با بيان اين‌كه دستگيري موسوي خوييني در يك تجمع مساله پيچيده‌اي نيست كه رسيدگي به آن نياز به چنين دوره طولاني داشته باشد، ادامه داد: به نظر مي‌رسد شايعاتي در خصوص دستگيري ايشان و طولاني شدن دوره‌ي بازداشت وي مطرح است مبني بر اين‌كه بازداشت ايشان به خاطر نطق‌هاي پيش از دستور و فعاليت‌شان در مجلس ششم است كه به نظر مي‌رسد صحت نداشته باشد. وي تاكيد كرد‌: سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ضمن محكوم كردن طولاني شدن دوره دستگيري موسوي خوئيني و رسيدگي به پرونده ايشان خواهان اين است كه هرچه سريعتر به اين بازداشت پايان داده شود و اگر اتهامي به ايشان وارد است در يك دادگاه علني و با حضور خبرنگاران و نمايندگان رسانه‌ها بررسي شود؛ چراكه اتهاماتي نظير تشويش اذهان عمومي اتهاماتي نيستند كه براي دستگيري و قطع ارتباط يك فرد با دنياي خارج داشته باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

نرگس : با پیگیری های مستمر خود احسان را از زندان آزاد خواهد کرد و  محمود شوکترا به دام میاندازد

شوکت:هم دردادگاه وقتی دستش رو شده سکته کرده و فوت می کند

بهروز:  دچار معضلاتی مثل اعتیاد و ایدز می شود

نسرین: ضمن طلاق غیابی از بهروز با همکار احسان ازدواج می کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ماجرای ثبت نام فرزند یکی از مداحان معروف کشور در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید دردسر ساز شد. گفته می‌شود هفته گذشته یکی از مداحان سرشناس تهران برای ثبت نام یکی از فرزندان خود به یک مدرسه در منطقه 12 آموزش و پرورش مراجعه می‌کند اما براساس روال قانونی موفق به ثبت نام وی نمی‌شود و مسئولان مدرسه اعلام می‌کنند که با توجه به مقررات آموزشی نمی‌توانند از وی ثبت نام کنند. این موضوع با عصبانیت شدید مداح فوق مواجه شده و در حالی که عده‌ای از پرسنل مدرسه و اولیای دانش آموزان قصد آرام کردن وی را داشتند، وی اقدام به ضرب و شتم پرسنل مدرسه و تخریب برخی از وسایل و تجهیزات آنجا می‌کند. در این میان یکی از والدین دانش آموزان هم که قصد میانجیگری و آرام کردن اوضاع را داشته به شدت از سوی وی مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد. این موضوع در نهایت با دخالت پلیس 110 و تنظیم یک صورت جلسه به طور موقت به پایان رسید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شنيديم كه بخش <حقوق زنان> سايت آيت‌ا... العظمي صانعي از مراجع عظام تقليد مشمول فيلترينگ مخابرات شده است. به گزارش <نوانديش> در حالي كه صفحه اصلي و ساير بخش‌هاي اين سايت در دسترس كاربران اينترنتي مي‌باشد، بخش <حقوق زنان> سايت آيت‌ا... العظمي صانعي از سوي ‌ isp هاي متعددي از جمله سپنتا و... فيلتر شده است. براساس اين گزارش، به نظر مي‌رسد علت اين فيلترينگ، برنامه غلط فيلترينگ مخابرات باشد كه براساس آن تمامي آدرس‌هايي كه در اينترنت با كلماتي نظير <‌> woman و <‌> girl و... همراه باشد، به طور اتوماتيك فيلتر مي‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

درآمد:
«آنچه در پي مي‌خوانيد بازنويسي شده پاره‌اي از خاطرات خانم عاتقه صديقي همسر شهيد رجايي است كه پس از نگارش مورد بازبيني وي قرار گرفته است. دقت بالاي خانم صديقي در تصحيح متن كه در مواردي به مرز وسواس نزديك مي‌شد، نشان از دغدغة واقع‌نمايي سيره و منش شهيد رجايي دارد كه در خور تقدير است. با سپاس از ايشان كه فرصتي را براي تنظيم اين متن جهت درج در يادمان حاضر اختصاص دادند.»
آقاي رجايي فرد عاقلي بود و پخته و سنجيده حرف مي‌زد. در ابتداي نامزدي ما چون يك معلم ساده بود و در آن زمان خريد طلا و جواهر براي همسر رسم بود، ايشان كه وضع مالي خوبي نداشت اين قضيه را جوري مطرح نمي‌كرد كه اثر بدي داشته باشد كه چون پول ندارد نمي‌تواند اينها را بخرد. موارد ضروري را مي‌خريد و در مورد طلا و جواهر مي‌گفت، اينها باشد بعد برويم با فرصت و وقت مناسب و با سليقه يكديگر بخريم. من هم كه مي‌فهميدم، دلم به حال او مي‌سوخت و از طرفي هم خوشم ‌مي‌آمد كه چنين عزت نفس و مناعت طبعي دارد. به جز اين، رسم بود كه چند قواره پارچه و كيف و چند چيز ديگر بخرند كه ايشان هر وقت به منزل مي‌آمد دو سه قلم از اين چيزها را مي‌گرفت و به خانه مي‌آورد. اين برخوردها نشان مي‌داد كه خيلي در مسائل ماديش با تدبير و برنامه است.

****

آقاي رجايي در اداره امور منزل به خصوص از لحاظ اقتصادي با تدبير خاصي عمل مي‌كرد. او اصولاً فرد قانعي بود و لزومي نمي‌ديد براي بعضي از نيازهاي حتي ضروري، خودش را به آب و آتش بزند و مثل بعضي‌ها قرض بگيرد و براي خانه چيزي تهيه كند. تدبيرش اين بود كه در حد ممكن وسايل رفاهي خانواده را فراهم كند. روش او اين بود كه اگر امكاني نداشت، صبر و قناعت را پيشه مي‌كرد. اين رفتار و تدبير مرا دلگرم و اميدوار مي‌كرد، چون مي‌ديدم به ميزاني كه وضع حقوقي‌اش بهتر مي‌شود، به همان اندازه و نه بيشتر در رفاه خانواده تغييراتي مي‌دهد. 

****

در تمام مدتي كه من با او زندگي كردم، كمتر پيش مي‌آمد كه در خانه از من چيزي بخواهد. بارها او را مي‌ديدم بلند مي‌شد و مي‌رفت آب مي‌خورد و دوباره به اتاق برمي‌گشت. گاهي هم اگر چيزي را كه مي‌خواست پيدا نمي‌كرد، باز نمي‌گفت مثلاً يك ليوان به من بدهيد، مي‌گفت، «مثل اينكه ليوان نيست.»  

****

تا قبل از سال 1347 كه آقاي رجايي فرصت بيشتري داشت، هفته‌اي يك بار با هم صحبت مي‌كرديم كه چه روشي را بايد در خانه و زندگي روزمره خود انتخاب كنيم تا در تربيت و روحيه بچه‌ها تأثير مثبت داشته باشد. در اين نشستهاي هفتگي، ما روشهاي منفي خودمان را هم نقد مي‌كرديم.
قبل از ازدواج، يعني در مرحله خواستگاري و صحبت‌هاي مقدماتي،‌ خيلي صادقانه و خالصانه با من برخورد كرد، طوري كه خيلي از خصوصيات خودش را براي اينكه من آگاهانه اين وصلت را انتخاب كنم برايم مطرح كرد، يعني وظيفه خود مي‌دانست من از همه چيز او با اطلاع باشم. يادم هست يكي از خصوصيت‌هاي خود را عصباني بودن مي‌دانست. من بعد متوجه شدم اين مسئله در آن حدي نبود كه او مي‌گفت، چون هيچ وقت عصبانيت خود را ظاهر نمي‌كرد، بلكه در اينگونه مواقع عكس‌العمل او رفتار خيلي خشك، اما متين بود. 

****

يك بار كه براي خريد لباس بچه‌ها با اقاي رجايي به خيابان رفته بوديم،‌ از صبح تا ظهر او را به در مغازه‌ها مي‌بردم تا بلكه بتوانم لباس دلخواهم را پيدا كنم. رفتار او در اينگونه مواقع به رغم مشغله زيادي كه داشت، سكوت محض بود. با سكوتي كه مي‌كرد مرا وادار مي‌كرد در خريد عجله بكنم و با حالت تسليمي كه در مقابل من نشان مي‌داد، مي‌خواست به من بفهماند كه چقدر از دست من دلخور است، اما بدون اينكه كوچك‌ترين اخمي بكند يا حرفي را به زبان بياورد،‌ نشان مي‌داد كه دارد مرا تحمل مي‌كند. همين سكوتش مرا وادار مي‌كرد از خود بپرسم، چرا من بايد كاري بكنم كه او مجبور شود رفتار مرا تحمل كند، در حالي كه اگر كار به صحبت و جدل مي‌كشيد، من هيچ وقت به اين مسئله فكر نمي‌كردم. 

****آقاي رجايي در منزل،‌ عقايدش را به من تحميل نمي‌كرد و در ديدگاه‌هايي كه داشت به من سخت نمي‌گرفت. در عين آزادي دادن به ما، اگر كاري بر خلاف نظرش انجام مي‌شد، يا مي‌گفت نكنيد يا طوري وانمود مي‌كرد كه برايش مهم نيست. روش او اين بود كه در زندگي روي نقاط مشترك خود با من تكيه مي‌كرد. گاهي در شرايط خاصي محبت يا ناراحتي خودش را با خواندن يكي دو بيت شعر به ما تفهيم مي‌كرد. مهم‌ترين مسئله در نظر او روابط مشترك من با او بود. من و او در مورد تربيت بچه‌ها روزهاي شنبه هر هفته كه بچه‌ها هنوز در خواب بودند مي‌نشستيم و روش‌هايمان را در برخورد با بچه‌ها ارزيابي مي‌كرديم. هر كس قيافه ظاهري او را مي‌ديد فكر مي‌كرد آدم خشك و متكبري است، اما اگر با او زندگي مي‌كرد، مي‌فهميد نه اينطور نيست و خيلي افتاده و با محبت است. 

آقاي رجايي خيلي رعايت همسايه‌ها را مي‌كرد و عملاً به ما مي‌آموخت كه احترام آنها را نگه‌ داريم. او مي‌گفت، «ما بايد طوري با همسايگان برخورد كنيم كه اذيت و آزاري از ما نبينند.» مثلاً مي‌گفت سطل خاكروبه را در كوچه نگذاريد و ... ايشان به خصوص با اهل محل كه به مسجد مي‌رفتند، ملاطفت و نظر خاصي داشت و حتي با بچه‌هاي آنها با گرمي و صميميت برخورد مي‌كرد. 

****

آقاي رجايي خيلي مهمان دوست بود و با اينكه حقوق يك معلم ساده را داشت، اما سالي چند بار مهمان دعوت مي‌كرد، مخصوصاً چون مرحوم پدرشان در 28 ماه رمضان فوت كرده بودند، هر سال به ياد ايشان به فاميل، افطاري مي‌داد كه اين رسم تا آخر عمرشان ادامه داشت.

****

آقاي رجايي واقعاً قدرشناس بود. اگر كسي خدمتي هر چند كوچك به او مي‌كرد، هميشه به فكر بود كه به نوعي آن را جبران كند. چون در بدو ورود به تهران تا يك سال مانده به ازدواج در منزل برادر بزرگش مستقر شده بود و مي‌گفت به دليل اينكه با زن برادرم نامحرم بودم، او خيلي محدود مي‌شد و من مزاحم او بودم، وقتي منزلي در نارمك خريد و ازدواج كرد، پسر بزرگ برادرش را دو، سه سالي پيش خود آورد و از او نگهداري كرد و بر درس و تحصيل او مراقبت نمود. با اينكه او با من نامحرم بود و تازه ابتداي زندگي مشترك ما هم بود، اما از جهت علاقه‌اي كه مرحوم مادرش به اين فرزند داشت و همانطور كه من حدس مي‌زدم به نشانه قدرشناسي از آن سالها كه او در خانه برادرش بود، او را به منزل خود آورده بود تا از اين طريق كمكي به برادرش كرده باشد. 

****

آقاي رجايي در عين حال كه فرد قاطعي بود، ولي در عين قاطعيت، مؤدب بود و احترام همه را رعايت مي‌كرد. نسبت به افراد مسن خيلي احترام مي‌كرد. همان احترامي را كه به پدر و مادرشان مي‌‌گذاشت، براي پدر و مادر من هم قائل بود. هيچگاه نديدم حرفي كه باعث رنجش خاطر آنها بشود، بزند.
آقاي رجايي اهل محاسبه بود و در كارهاي كوچك و بزرگ دقيقاً محاسبه مي‌كرد. مثلاً وقتي عده زيادي از افراد فاميل و نزديكان از ايشان سئوال مي‌كردند كه شما چرا با مشغله‌اي كه داريد، براي خودتان ماشين نمي‌خريد؟ پاسخ مي‌داد، «ماشين داشتن مايه دردسر است و به جاي اينكه ماشين براي ما باشد با مشكلاتي كه پيش مي‌آورد، ما در خدمت او قرار مي‌گيريم!» بعد به شوخي مي‌گفت، «ولي الان همه ماشين‌هاي تهران مال ماست. هر جا كه بخواهيم برويم و تا دستمان را بلند مي‌كنيم، فوري جلوي ما مي‌ايستند و ما را سوار مي‌كنند و تا هر جا كه بخواهيم مي‌برند...! با اين حساب چرا خودمان را به دردسر بيندازيم. پول مي‌دهيم و دردسر نمي‌كشيم.» واقعاً حساب كرده بود كه نداشتن ماشين براي او بهتر از داشتن است. 

****

انگيزه و علت اصلي تشكيل جلسه فاميلي كه آقاي رجايي مبتكر آن بود اين بود كه ايشان احساس مي‌كرد در بين جوانان فاميل كه كم هم نبودند، رفت و آمد خانوادگي زيادي وجود ندارد. بر اين اساس پيشنهاد كرد هر 15 روز يك بار، جوانهاي فاميل دور هم جمع بشوند و همديگر را ببينند و صرف ديدار باشد. تدريجاً كه اين جلسات ادامه پيدا كردند، پيشنهاد كرد براي اينكه صاحبخانه كه اين جلسه را تشكيل مي‌داد به خاطر شام و پذيرايي به زحمت نيفتند پذيرايي ساده بكنيم تا به دليل سبكي هزينه‌ها و زحمات، جلسات بعدي ادامه پيدا كند. خود ما در اولين جلسه‌اي كه در منزلمان تشكيل شد، لوبيا چيتي داديم. بعد به تدريج جلسات را به سمت قرائت قرآن، خواندن احاديث، طرح مسائل سياسي و اجتماعي جهت داد. 

****

روش آقاي رجايي براي بيدار كردن بچه‌ها براي نماز صبح با توجه به اينكه در سن نوجواني معمولاً خواب بچه‌ها قدري سنگين است و به خصوص خواب صبح كه شيرين هم هست، اين بود كه بالاي سر بچه‌ها مي‌ايستاد و با شوخي و با صداي بلند مي‌گفت، بلند صحبت نكنيد كه بچه از خواب بيدار مي‌شود! بچه‌هاي ما بين 6 تا 10 سال سن داشتند و چون خودشان هم مايل بودند و ذوق داشتند، لذا بلند مي‌شدند. تأكيد آقاي رجايي اين بود كه قبل از اينكه آفتاب بزند، آنها بيدار شوند. اگر مي‌ديد آنها بيدار نمي‌شوند، بالاي سر آنها مي‌نشست و با محبت و شوخي شانه‌هاي آنها را مالش مي‌داد و با آنها حرف مي‌زد كه با لطافت و ملايمت بيدار شوند و بنشينند. بعد كه بلند مي‌شدند شانه آنها را مي‌گرفت و آنها را تا نزديك دستشويي همراهي مي‌كرد و قبل از رسيدن به دستشويي با شوخي يك ضربه ملايم با كف دست به پشت آنها مي‌زد! با اين روشهاي بسيار عاطفي و توأم با مهر و محبت مي‌خواست فرزندانش به نماز عادت كنند و از اين امر هم خاطره تلخي نداشته باشند. 

****

آقاي رجايي اراده و استقامت خيلي قوي و خوبي داشت. وقتي ساواك ايشان را دستگير كرد و چند ماه زير شكنجه مستمر و طولاني و سخت قرار داد، تنها چيزي كه به من آرامش مي‌داد اراده قوي او بود. مطمئن بودم نمي‌توانند از او حرف بكشند و اعتراف بگيرند. از يك طرف وقتي به فكر شكنجه‌هايي كه به او مي‌دادند، مي‌افتادم خيلي دلم مي‌سوخت، ولي از سوي ديگر خيالم راحت بود. ايشان وقتي راجع به مسئله‌اي تصميم مي‌گرفت، چون جوانب آن را به دقت مي‌سنجيد و بررسي مي‌كرد روي آن تصميم و تا آخر، آن كار را دنبال مي‌كرد.

****

عادت آقاي رجايي اين بود كه وقتي مي‌خواست ميوه بخرد، هيچ وقت ميوه نوبر نمي‌خريد و به خانه نمي‌آورد. نكته ديگر اينكه معمولاً براي اينكه چشم و دل بچه‌ها سير و پر باشد، معمولاً با صندوق ميوه مي‌خريد و به منزل مي‌آورد. يك بار اتفاق جالبي افتاد. در موقعي كه من براي انجام كاري ضروري از منزل بيرون رفته و در منزل را قفل كرده بودم، پسر كوچكمان كمال‌الدين كه ديده بود در منزل تنهاست، از صندوق ميوه يكي يكي برداشته و به بچه‌هاي محل داده بود تا از تنهايي بيرون بيايد! 

****

آقاي رجايي خيلي اعتقاد به خريد اسباب‌بازي نداشت، اگر هم گاهي مي‌خريد، اسباب‌بازي فكري مي‌خريد. يك بار كه براي دخترم جشن تكليف گرفته بوديم با اينكه خريد عروسك را به لحاظ اعتقادي درست نمي‌دانست و از طرفي دخترم هم عروسك دوست داشت و توي دلش مانده بود كه عروسكي داشته باشد، آقاي رجايي به رغم عدم اعتقادي كه به خريد عروسك داشت، يك عروسك ساده و ارزان براي او خريد كه خيلي هم او را خوشحال كرد. 

****

آقاي رجايي خود را به كم غذايي عادت داده بود. غذايي را كه در بشقاب براي خود مي‌كشيد، اندازه مشخصي داشت و ته آن چيزي باقي نمي‌ماند. شبها معمولاً غذاي ساده و حاضري مي‌خورد. وقتي ظهر يك چيز پختني مي‌خورد، ديگر شب اصلاً پختني نمي‌خورد، نهايت غذاي پختني او در شب، املت و نيمرو بود. گاهي كره با سيب‌زميني مي‌خورد. يك بار به شوخي به مادرم گفت، «دختر شما همه‌اش غذاي حاضري به من مي‌دهد.» مادرم كه شوخي او را باور كرده بود با تعجب از من پرسيد، «چرا؟» گفتم، «نه مادر! منظورش اين است كه هميشه شام او حاضر و آماده است!» صبح‌ها هميشه نان و پنير و چاي يا كره مي‌خورد. يك بار گفت، «چرا ما بايد سر سفره‌مان پنير و كره با هم باشد؟ در حالي كه بعضي حتي پنير آن را هم ندارند؟» لذا سعي مي‌كرد كه فقط پنير و چايي بخورد. وقتي از زندان آزاد شد،‌ به قدري ساخته شده بود كه من مي‌گفتم،‌ «خودش خوب بود، حالا انگار او را توي آب زمزم كرده و بيرون آورده‌اند.»

****

خيلي به ندرت پيش مي‌آمد كه آقاي رجايي پس از نماز صبح بخوابد. پس از اذان صبح كه از خواب بيدار مي‌شد تا نماز بخواند، ديگر نمي‌خوابيد، مگر اينكه مهمان داشته باشيم يا برنامه‌اي پيش مي‌آمد كه دوباره بخوابد. بعد از نماز و قرآن قدري ورزش مي‌كرد و بعد مي‌رفت نان مي‌خريد. 

****

آقاي رجايي خيلي نسبت به رعايت حجاب و پوشش درست و صحيح خانمهاي فاميل و محارم خودش اهميت مي‌داد. ايشان تأكيد داشت آنها حتماً زير چادر لباس آستين بلند و جوراب ضخيم بپوشند چون براي خانمها احتمال مي‌رود چادرشان كنار برود و در غير اينصورت دست و پايشان در ديد نامحرم قرار مي‌گيرد. نسبت به رابطه و ارتباط محرم‌ها با نامحرم خيلي سخت‌گير بودند و خودشان هم موقع صحبت كردن با نامحرم و يا هنگامي كه در كوچه راه مي‌رفتند، سرشان كاملاً پايين بود كه مبادا چشمشان به چشم زن نامحرمي بيفتد. اگر با خانم نامحرمي صحبت مي‌كردند هيچگاه به صورت او نگاه نمي‌كردند. بارها خانمهاي همسايه تعريف ايشان را مي‌كردند و مي‌گفتند اين آقاي رجايي شوهر شما چقدر آقاست از كوچه كه مي‌آيد و مي‌رود اصلاً سرش را از زمين بلند نمي‌كند. 

****

واقعاً اراده عجيبي داشت. وقتي تصميم مي‌گرفت كاري را انجام دهد، در هر شرايطي كه پيش مي‌آمد آن را انجام مي‌داد. از جمله اين كه هر پنج‌شنبه روزه مي‌گرفت كه بخشي از آن، روزه قضاي مادرش بود و جنبه مستحبي داشت. گاهي كه پنجشنبه‌ها به قزوين مي‌رفتيم ايشان همين نظم را رعايت مي‌كرد. تا نزديك غروب هيچ چيز نمي‌خورد و قبل از غروب افطار مي‌كرد كه در سفر روزه نداشته باشد. وقتي به او مي‌گفتيم كه در مسافرت نمي‌شود روزه گرفت، چون خيلي كم حرف مي‌زد و نمي‌خواست عمل او جنبه ريا داشته باشد به گونه‌اي با حركاتش به ما مي‌فهماند كه روزه نيست، فقط مي‌خواهد اين عادت را ترك نكند. مدتها از ازدواج ما گذشت تا فهميدم پنج‌شنبه‌ها را روز مي‌گيرد، چون هيچ وقت به من نمي‌گفت روزه است.

****

آقاي رجايي همشه قبل از ناهار نماز مي‌خواند. حتي اگر غذا آماده بود ايشان اول نماز مي‌خواند. اگر گاهي كاري پيش مي‌آمد كه نماز ايشان را از اول وقت كه به آن خيلي معتقد بود به عقب مي‌انداخت مي‌نشست و بررسي مي‌كرد كه چه عاملي باعث شده برنامه او اينقدر طولاني بشود كه نماز او را هم تحت تأثير قرار بدهد و كاري مي‌كرد كه برنامه‌هايش در نمازش اثري نگذارد. اگر گاهي اين وضع پيش مي‌‌آمد ايشان به تلافي اين امر ناهارش را نمي‌خورد تا اينكه اول نماز بخواند. با خدا عهد كرده بود كه براي جريمه براي دير نماز خواندن دو روز روزه بگيرد.  

****

سر سال تمام اجناس و وجه نقدي را كه در منزل داشت به دقت و با احتياط زياد محاسبه و خمس آنها را پرداخت مي‌كرد. هميشه مي‌ديدم بعد از اينكه محاسبه او تمام شود، به اين احتياط كه ممكن است چيزي از قلم افتاده يا يادش رفته باشد، مبلغي را اضافه مي‌كرد و وجوهات بيشتري را مي‌پرداخت. بعد از فوت مرحوم آيت‌الله بروجردي كه مقلد ايشان بود از حضرت امام تقليد مي‌كرد و به نمايندگان ايشان وجوهاتش را پراخت مي‌نمود. 

****

آقاي رجايي دعاي صباح را كه دعاي حضرت علي‌(ع) است خيلي دوست مي‌داشت و صبح‌ها آن را مي‌خواند. ايشان برخي از دعاهاي مفاتيح‌الجنان را از حفظ بود. 

****

در دوراني كه مشاور وزير آموزش و پرورش بود، با اينكه خيلي دير وقت به خانه مي‌‌آمد، اما هميشه همراه خودش پرونده‌هاي زيادي مي‌آورد. اين پرونده‌ها مربوط به كساني بود كه بايد به نحوي در مورد وضعيت ادامه خدمتشان تصميم مي‌گرفت. گاهي كه نزديك مي‌شدم،‌ مي‌ديدم پس از مطالعه پرونده، روي آنها مي‌نويسد 5 يا 6 سال ارفاق. مي‌پرسيدم، «داريد چه كار مي‌كنيد؟» پاسخ مي‌داد، «بعضي از اينها ساواكي هستند. بايد حتي به آنها هم پول داد و از آنها خواهش كرد كه بازخريد شوند و كار نكنند.» بچه‌ها كه خيلي كم پدرشان را مي‌ديدند، دور او مي‌نشستند تا حين بررسي پرونده‌ها با او صحبت كنند. گاهي كه به دليل خستگي زياد چرت مي‌زد من دلم براي او و بچه‌ها مي‌سوخت. يك بار كه به بچه‌ها اشاره كردم كه با پدرتان حرف نزنيد و بگذاريد بخوابد، يكدفعه چرتش پاره شد و بلافاصله بلند شد و رفت دست و صورتش را شست و خطاب به بچه‌ها گفت،‌ «بابا جون حرفتان را بزنيد،‌ گوش مي‌دهم.»
خيلي پر كار بود. در مدت 20 سال كه با او زندگي كردم، خيلي كم و به ندرت اتفاق افتاد كه پس از نماز صبح بخوابد. اگر هم چنين حالتي براي او پيش مي‌آمد خيلي خودش را سرزنش مي‌كرد كه دفعه بعد اين كار را تكرار نكند. 

****

از چيزهايي كه اول ازدواج خيلي نظر مرا به خود جلب كرد اين بود كه مي‌ديديم كه شب جمعه‌اي نيست كه آقاي رجايي دعاي كميل را نخواند. مادر ايشان سواد نداشت، اما بعضي از دعاها را از حفظ بود. آقاي رجايي با بلند خواندن دعا براي مادرش اين امكان را فراهم مي‌كرد تا او هم دعاها را بخواند. نحوه دعا خواندن او روي ما تأثير خاصي داشت تا جايي كه وقتي به زيارت مي‌رفتيم من به ايشان مي‌گفتم كه زيارتنامه را شما بخوانيد. چون خواندن شما روي من اثر ديگري مي‌گذارد كه در خواندن خودم نيست. در ماه رمضان هر شب دعاي افتتاح را مي‌خواند. در ابتداي ازدواج نمي‌ديدم نماز شب بخواند، اما بعد از دو سه سال شاهد نماز شب او بودم. هر روز صبح چند آيه قرآن مي‌خواند و بيشتر روي آيات و تفسير آنها فكر مي‌كرد. تفسير مورد علاقه او تفسير پرتوي از قرآن و الميزان بود.

****

با اينكه در ابتداي زندگي وضع مالي خوبي نداشتيم، اما او هميشه سعي مي‌كرد مواد و نياز ضروري و واجب مثل روغن، پنير، مرغ و گوشت را به بهترين شكل تهيه كند. مثلاً آن موقع‌ها خيلي‌ها روغن حيواني مي‌خوردند كه براي ما هم از زنجان مي‌آوردند. در مورد خريد گوشت و ميوه،‌ ايشان بر خلاف همه مردم كه سعي مي‌كنند گوشت خوبي بخرند يا ميوه را سوا كنند، اين چيزها را درهم مي‌خريد، چون اعتقاد داشت وقتي كسي گوشت و ميوه خوبي مي‌خرد عملاً مي‌خواهد بگويد گوشت و ميوه غير مرغوب را براي ديگران مي‌خواهد و اين عين‌ خودخواهي است كه كسي خوب يك جنس بخرد و بخورد و بد آن را براي فرد فقير و مستضعف بگذارد. هميشه سعي مي‌كرد مثل همه مردم باشد. 

****

ما در منزل آيينه نداشتيم. يك روز با كمال تعجب ديدم آقاي رجايي دو آينه را جيوه كرده و به خانه آوردند. اين آيينه‌ها مثل همه آيينه‌ها نبود و حالت اوريب داشت. پرسيدم اين آينه‌ها چرا اينطوري هستند و شكلشان اينجوري است گفت مال مسعود است و بعد چون ايشان كم حرف مي‌زد فهميدم از شيشه ماشين‌هايي است كه ديگر به درد نمي‌خورد و او داده دو تا را برايش جيوه بكنند!
در مسائل مادي حداكثر بهره‌وري را داشت و واقعاً مو را از ماست مي‌كشيد. هرچند وقت يك بار به كوه مي‌رفت، ولي با همان كفش‌هايي كه داده بود تخت آنها را عوض كنند. خيلي صرفه‌جو بود. 

****

آقاي رجايي هيچ وقت پول به دست من نمي‌داد و هر وقت به پول نياز بود روي تاقچه اتاق مي‌گذاشت و مي‌گفت برداريد. گاهي هم مي‌گفت، «پول توي جيبم هست، برداريد.» وقتي ديد من به جيب ايشان دست نمي‌زنم، پول را در دسترش مي‌گذاشت تا به هنگام ضرورت،‌ استفاده كنم. صحيح نمي‌ديد كه پول را به دست كسي بدهد. هيچ به ياد ندارم به زبان بياورد كه وضع مالي من خوب نيست يا پولي در بساط ندارم، بلكه مديريتي كه در زندگي اعمال مي‌كرد باعث مي‌شد كه خودبه‌خود در هزينه‌هايمان محدوديت قائل شويم.
او واقعاً يك مرد به تمام معني بود. پسرم در كودكي در مدرسه علوي درس مي‌خواند و از هيچ كس حتي مدير مدرسه حساب نمي‌برد، اما از پدرش خيلي حساب مي‌برد. كافي بود آقاي رجايي يك نگاه به او بكند سر جايش مي‌نشست. روش خاص خودش بود. گاهي با نگاه، گاهي با لبخند، گاهي با اخم و سكوت طرف را مجبور به تغيير رفتار مي‌كرد. من از اين حالات او كه بيشتر به رفتار معلمها شبيه بود، ناراحت مي‌شدم و مي‌گفتم، «من همسر شما هستم. شاگرد شما نيستم.» اما حقيقتش را هم كه مي‌خواستم به زبان بياورم برايم مشكل بود، چون او واقعاً جدي بود. 

****

آقاي رجايي با اشتغالاتي كه قبل از انقلاب داشت، به من توصيه مي‌كرد كه بچه‌ها را به پارك ببرم. خودش هم هر وقت كه وقتي پيش مي‌آمد، مخصوصاً وقتي مي‌ديد من خيلي حوصله اين كار را ندارم، آنها را مي‌برد. يكي از حرفهايي كه مي‌زد اين بود كه مي‌گفت،‌ «در اين وضع و شرايط، چون تفريحگاههاي ما سالم نيستند، اگر برنامه سالمي پيش آمد، بايد براي تفريح بچه‌ها استفاده كنيم.» البته به هر پاركي نمي‌رفت. 

****

بعد از آزادي از زندان قزوين كه 50 روز طول كشيد، تدارك يك برنامه سفر دسته‌جمعي به مشهد را ديد تا روحيه من و مادرش بهتر شود. او خيلي خوش‌سفر بود و در سفر مشهد كه عده‌اي از فاميل هم بودند در بيشتر اوقات كار آشپزي جمع را به عهده مي‌گرفت، چون مي‌ديد در آن جمع كه برخي با عده ديگر نامحرم بودند، كار آشپزي براي خانمهاي فاميل با حضور مردان مشكل است. البته آشپزي بلد نبودند، ولي از ما مي‌پرسيد كه چه كار كند! روحيه او در سفر اين بود كه اگر مي‌ديد خانمها با انجام كاري به زحمت مي‌افتند،‌ خودش پيشقدم مي‌شد و انجام آن كار را به عهده مي‌گرفت. 

****

خيلي نظيف و پاكيزه بود. لباسش را اگر من وقت نمي‌كردم خودش اتو مي‌كرد و بدون لباس اتو شده بيرون نمي‌رفت. كفشهايش را خودش واكس مي‌زد. حتي يك بار نديدم با لباس اتو كرده در منزل بنشيند تا مبادا خط اتوي لباس او خراب شود. چون مقيد بود با لباس اتو كرده و تميز سر كلاس برود.
اگر از بيرون مي‌آمد و به دليل بارندگي چند قطره گل به شلوارش چسبيده بود، قبل از هر چيز لك روي شلوار و لباس خود را مي‌شست و لباسش را عوض مي‌كرد.
هميشه سر و وضع مرتبي داشت. يك روز در ميان حمام مي‌رفت چون ما در خانه حمام نداشتيم هفته‌اي دو بار حمام بيرون مي‌رفت. بعد كه به زندان رفت، ما با طلبهاي ايشان از ديگران حمامي در منزل ساختيم.
از زندان كه بيرون آمد به دليل كمبود نفتي كه در اوايل انقلاب بود هنگامي كه در حياط منزل ورزش مي‌كرد، در آن فصل سرما زير دوش آب سرد مي‌رفت. 

****

خيلي به مادرش علاقه داشت و ناز مادرش را مي‌كشيد. ايام اعياد كه مي‌شد عطر مي‌خريد و به خانه مي‌‌آورد، اگر ايام تولد و شادي بود، مادرش را عطر مي‌زد و ديده‌بوسي مي‌كرد. به نشانه احترام دست و صورتش را مي‌بوسيد و اگر احساس مي‌كرد از چيزي ناراحت است،‌ ناز او را مي‌كشيد و سعي مي‌كرد با شوخي دل او را به دست بياورد. 

****

پس از اينكه آقاي رجايي از زندان بيرون آمد خيلي دنبال كار مسائل مبارزه و انقلاب بود، به طوري كه فرصتي پيش نمي‌آمد كه بنشينيم و با هم حرفي بزنيم. بعد از انقلاب هم همينطور شد. به گونه‌اي كه فرصت نمي‌شد به او بگويم بچه‌ها در منزل دارند چه كار مي‌كنند، چون من بيشتر نگران فرزندم كمال بودم كه به مراقبت پدرش احتياج داشت و رفتارش از كنترل من خارج بود. يك روز كه خيلي به من فشار آمد، به ايشان گفتم، «اين هم شد زندگي كه من نمي‌توانم در مورد درس و تربيت بچه‌ها با شما چند كلمه حرف بزنم؟» آقاي رجايي جمله را شنيد و در حالي كه به دم در منزل رسيده بود و قصد داشت از منزل خارج شود، خنديد و گفت، «ما اصلاً زندگي نمي‌كنيم!» اين را گفت و از منزل خارج شد.

****

چون مادر آقاي رجايي وصيت كرده بود كه پنج سال براي او نماز بخوانند و روزه بگيرند، آقاي رجايي به خاطر اينكه اين فشار به تنها به برادر بزرگشان وارد نشود، هر چند از لحاظ شرعي قضاي نماز و روزه مادر حتي به پسر بزرگ‌تر هم واجب نيست چه رسد به پسر كوچك‌تر، ولي ايشان به برادر بزرگشان پيشنهاد كردند كه هر يك از آنها دو سال براي مادرشان نماز و روزه بخوانند و بگيرند و يك سال باقي مانده را هم بين خواهرانشان تقسيم كردند. در اين دو سال مي‌ديدم كه صبح و ظهر و شب، ايشان نماز قضاي مادرشان را مي‌خواند و هر پنجشنبه را هم روزه مي‌گيرد. 

****

هميشه همين كه از بيرون منزل مي‌آمد و لباسش را درمي‌آورد، فوري سراغ مادرش مي‌رفت و دست و صورت او را مي‌بوسيد و او را نوازش مي‌كرد. گاهي هم سرش را روي پاي مادرش مي‌گذاشت و دراز مي‌كشيد، مي‌‌گفت، «آدم پير هم كه مي‌شود، در برابر مادرش احساس مي‌كند هنوز بچه است.» اگر گاهي مي‌ديد مادرش كمي گرفته و ناراحت است، سعي مي‌كرد با رفتار ملاطفت‌آميز و شوخي‌هاي مناسب او را از آن حالت بيرون آورد. 

****

از همان ابتداي زندگيش با من، سعي مي‌كرد براي من كمكي بگيرد. با اينكه وضع مالي خوبي نداشتف اما كاملاً حس مي‌كردم وضع مرا درك مي‌كند، حتي اگر نمي‌توانست به خواسته خود جامه عمل بپوشاند. از اول زندگي يادم هست هيچ وقت لباس نشسته‌ام. هميشه كسي مي‌‌آمد و لباسها را مي‌شست. براي پاك كردن شيشه و در و ديوار هم همينطور بود. چون بچه‌هاي ما هم شير به شير بودند و ايشان وضع مرا مي‌ديد، اصرار داشت كه حتماً كسي را بگويد بيايد و كمك كند. خيلي به اين امر معتقد بود. البته من به حسب تربيت خانوادگي كه داشتم، چون وضع مالي ايشان را مي‌ديدم هيچ خواسته‌اي را به زبان نمي‌آوردم تا مبادا به دليل نداشتن، احساس خجالت و شرمساري بكند. 

****

در اوايل زندگي، نظر او اين بود كه وظيفه هر مرد اين است كه در كارهاي خانه به همسرش كمك كند، اما من چون كمك او را در شستن ظروف نمي‌پسنديدم به او مي‌گفتم نمي‌خواهم كار كنيد، خودم مي‌شويم. بچه‌ها كه كوچك بودند، اگر نصف شب بيدار مي‌شدند و گريه مي‌كردند، مرا بيدار نمي‌كرد، بلكه بچه‌ را مي‌گرداند تا آرام شود،‌ مگر اينكه خودم بيدار مي‌شدم و بچه را از او مي‌گرفتم و شير مي‌دادم. 

****

آقاي رجايي از فرصت چند ساله زندان، در جهت تكميل و اصلاح روشهاي خود در زندگي، بسيار استفاده كرده بود. از جمله،‌ پس از آزادي مي‌گفت در زندان در مورد رفتار خود با بچه‌ها بسيار فكر كرده و از اين رفتار يك ارزيابي كامل و دقيق نموده است. مثلاً مي‌گفت من در زندان متوجه شدم سخت‌گيريهايي كه در مورد كمال مي‌كرده‌ايم بيجا بوده است و اضافه مي‌كرد چقدر خوب بود آزادي عمل بيشتري به او مي‌داديم تا بعضي از رفتارها را به دليل محدوديتي كه براي او ايجاد كرده بوديم، مرتكب نشود. 

****

تازه از عروسي خواهر زاده‌ام به منزل برگشته بوديم كه تلفن زنگ زد. برادرم گوشي را برداشت و تا شنيد كه پرسيد، خانم رجايي نيست؟ گوشي را به من داد و گفت، «مثل اينكه از دوستان آقاي رجايي است.» گوشي را گرفتم و سلام كرد. جواب دادم. احوالپرسي مختصري كرد و چون تلگرافي حرف مي‌زد، فكر كردم يكي از دوستان اوست كه از زندان آزاد شده و دارد ما را خبر مي‌كند. بدون اينكه خودش را معرفي كند گفت، «من آمده‌ام و مغازه حسن آقا بقال سر كوچه هستم.» باز من فكر كردم رمز مي‌گويد و من بايد اين كدها را حفظ كنم تا در ملاقات آقاي رجايي به او بگويم. پرسيد، «خوب چيزي نمي‌خواهيد بخرم؟» من تازه فهميدم اين خود آقاي رجايي است كه از زندان آزاد شده است. گفتم، «نه، چيزي نياز نداريم.» توي فكر بودم كه ايشان آزاده شده كه ديدم زنگ منزل را به صدا درآورد. در را كه باز كردم، ديدم با لباس زندان است و لباسهاي خودش را داخل ساك گذاشته است. 

****

قبل از اينكه آقاي رجايي را دستگير كنند، يك شب كه در منزل،‌ نشريه مخفي سازمان مجاهدين را كه به دليل ارتباطي كه با كادر مركزي داشت، به او مي‌رساندند مطالعه مي‌كرد، ناگهان ديدم در فكر فرو رفته و حالت خاصي پيدا كرده است. پرسيدم، «جريان چيست؟» گفت، «اينها بسم‌الله الرحمن الرحيم را از روي نشريه خود انداخته‌اند.» بعد فهميدم به آنها تذكر داده و آنها كه داشتند جو بيرون را موقعيت سنجي مي‌كردند تا اگر حساسيتي نباشد كلاً بسم‌الله را حذف كنند، وقتي متوجه حساسيت آقاي رجايي شدند دستپاچه شده به او گفتند از دستمان در رفته و عمدي نبوده است،‌ ولي آقاي رجايي به اين حركت با ديده ترديد مي‌نگريست تا اينكه به زندان افتاد. پس از اينكه قضاياي انحراف عقيدتي سازمان بر همگان روشن شد، در زندان اوين در يك ملاقات به من گفت،‌ «از قول من به محسن بگو از اين اتفاقي كه براي من پيش آمده است خيلي ناراحت نباشد. كار خدا بود، چون اگر من در بيرون از زندان بودم و اين قضيه تغيير مواضع سازمان پيش آمده بود،‌ سرنوشت من مثل مجيد شريف واقفي و مرتضي صمديه لباف مي‌شد. من زير بار انحراف نمي‌رفتم و مرا هم مثل آنها از بين مي‌بردند. 

****

وقتي نشانه‌هاي تغيير مواضع در سازمان مجاهدين خلق ديده شد، از صحبتهايي كه آقاي رجايي مي‌كرد اين‌طور برداشت كردم كه اميد داشت اينها اصلاح شوند، چون هم كادر اوليه رهبري سازمان را از دوران دانشكده خود مي‌شناخت و هم پس از دستگيري و اعدام آنها كه رهبري به دست افراد جوان‌تر و كم‌تجربه‌تري رسيد با آنها در ارتباط بود. نظرش اين بود كه اينها شروع كارشان است و كم تجربه هستند.

****

يك‌بار كه فقط به بچه‌هاي كوچك زير 9 سال ملاقات حضوري مي‌دادند، دختر بزرگم را كه نسبت به پدر علاقه خاصي داشت به بهانه اينكه سن او بالاي 10 سال است، براي ملاقات نپذيرفتند و او هم از اين جهت خيلي رنج كشيد. وقتي دو تاي ديگر كه سنشان زير 9 سال بود به ملاقات پدرشان رفته بودند ‌آقاي رجايي يك شكلات به آنها داده بود و گفته بود از قول من به جميله سلام برسانيد و اين شكلات را به او بدهيد. اين حركت هر چند كوچك و معمولي بود، اما تأثير زيادي روي جميله گذاشت، چون مي‌ديد پدرش حتي در زندان به او توجه دارد و تا مدتها اين شكلات را به عنوان يادگاري زندان پدر نگه داشت. 

****

بعد از دستگيري آقاي رجايي تا سه ماه از او كلاً بي‌خبر بوديم. پس از اين مدت يك ملاقات مصلحتي به ما دادند آن هم با اين خيال كه از اين ملاقات در جهت منافع خودشان استفاده كنند. چون قبل از ملاقات از من و خواهر ايشان سئوالاتي كردند كه شايد چيزي دستگيرشان بشود ولي هيچ نتيجه‌اي نگرفتند. به آقاي رجايي نگفته بودند ترا براي ملاقات مي‌بريم. لذا ايشان تصور مي‌كرد كه مانند روزهاي قبل دوره جديد بازجويي و شكنجه را در پيش رو دارد. وقتي ايشان را آوردند از صورتش پيدا بود كه در اين مدت نور نديده است. بسيار لاغر و ضعيف شده بود. چون در اين ملاقاتها خانواده‌ها معمولاً براي زنداني خود جز آب ميوه نمي‌توانستند چيزي بياورند ما هم همين كار را كرديم و در يك فلاكس چاي كه به اندازه دو ليوان مي‌شد آب ميوه آورده بوديم. وقتي آب ميوه را در ليوان ريختيم كه به آقاي رجايي بدهيم به مأموريني كه ايشان را از سلول آورده بودند اشاره‌اي كرد و گفت، اول بدهيد اين آقايان بخورند بعد من مي‌خورم. 

****

وقتي ساواك كسي را دستگير مي‌كرد، بعد از چند ماه كه او را شكنجه مي‌داد و از او اعترافي مي‌گرفت و مطمئن بود كه همه حرفهايش را زده است، پرونده‌اش را براي محاكمه اول به دادگاه مي‌فرستاد. پس از يك ماه محاكمه دوم را تشكيل مي‌داد و براي زنداني حكم قطعي محكوميت صادر مي‌كرد. پس از اين زنداني را به زندان قصر يا زندان ديگري مي‌بردند. وقتي دادگاه اول آقاي رجايي تشكيل شد، برخلاف انتظار ديديم دادگاه دوم او تشكيل نشد. چند ماه طول كشيد و چون وضعيت خيلي غير عادي بود، دچار شك و نگراني شديم. بعد متوجه شديم ساواك، منيژه اشرف‌زاده كه عضو سازمان مجاهدين خلق بود و تغيير ايدئولوژي داده بود و در زندان اوين محكوم به اعدام بود و به او قول داده كه اگر عليه آقاي رجايي اعتراف كند، يك درجه به او تخفيف مي‌دهند و حكم اعدام او را به حبس ابد تبديل مي‌كنند. او هم فريب خود و براي اينكه اعدام نشود،‌هر چه را كه از آقاي رجايي و سازمان مي‌دانست براي ساواك بيان كرد. اين اعترافات باعث شد آقاي رجايي مجدداً به زير شكنجه برده شود و اين بار بر مبناي اطلاعات اشرف‌زاده تحت بازجويي قرار گيرد. 

****

در سال 1342 كه آقاي رجايي در زندان بود، خواهرزاده او در منزل، پيش من و مادرش بود تا مردي در خانه باشد، چون مادر آقاي رجايي خيلي از اين واقعه ناراحت بود، گاهي ايشان را براي تنوع و تجديد روحيه به پارك هفت حوض نارمك كه نزديكي منزلمان بود، مي‌برديم. يك شب كه به خانه بازگشتم، پس از چند دقيقه ديدم صداي در بلند شد. پشت در رفتم و گفتم، «كيه؟» جواب دادند، «آقاي رجايي منزل هستند؟» گفتم، «خير، مگر شما نمي‌دانيد ايشان پنجاه روز است كه دستگير شده‌اند و در زندان هستند؟» كمي كه صحبت كرد فوري فهميدم خود آقاي رجايي است كه صدايش را تغيير داده و قصدش اين است كه با شوخي به منزل وارد شود. شوخي‌هاي او واقعاً جالب بودند. با خيلي‌ها شوخي مي‌كرد. اما خودش نمي‌خنديد. او محبتش را نسبت به فاميل و اقوام با شوخي اظهار مي‌كرد. بعد فهميديم از زندان كه بيرون آمده، چون ديده ما در منزل نيستيم در مغازه لبنيات فروشي سر كوچه نشسته است تا ما هر جا كه رفته‌ايم،‌ برگرديم. بعد كه ديده ما داريم به منزل مي‌رويم، بلافاصله چند قدم با ما حركت كرده و گذاشته وارد منزل بشويم كه به صورت غير منتظره‌اي همديگر را نه در كوچه كه در منزل ببينيم.

****

آقاي رجايي با كادر مركزي و رهبري اوليه سازمان مجاهدين خلق در ارتباط بود، اما هيچ‌گاه عضو سازمان نبود، ولي سازمان به عنوان يك واسطه مهم روي او حساب مي‌كرد. زماني كه رضا رضائي از زندان فرار كرد و در خانه‌هاي تيمي مخفيانه زندگي مي‌كرد، آقاي رجايي مستقيماً با او رابطه داشت، به گونه‌اي كه يك شب به منزل ما پناه آورد و آقاي رجايي به‌رغم مخاطراتي كه اين كار داشت او را پناه داد. يك بار كه رضا به منزل ما آمده بود، چون مي‌خواست دنبال كاري برود و شك داشت كه ساواك او را تحت نظر گرفته است يا نه، آقاي رجايي لباس خود را به او داد، او هم قدري خود را گريم كرد و بعد من و آقاي رجايي او را به عنوان يك مريض از خانه بيرون برديم و جوري وانمود كرديم كه دنبال نسخه او هستيم. بارها مي‌شد كه به خانه مي‌آمدم و مي‌ديدم كه شرايط منزل تغيير كرده است و مي‌فهميدم كه به فرد يا افرادي پناه داده است.  

****

آقاي رجايي به اصل مخفي‌كاري در مبارزه اعتقاد زيادي داشت. در ابتدا كه احساس مي‌كرد من بايد زمينه و آمادگي بيشتري براي ورود در كار مبارزه پيدا كنم، از من خواست به تلفن‌ها پاسخ ندهم و از رفت آمد به منزل از او پرسشي نكنم. البته اين براي من كه همسرش بودم خيلي سنگين بود، ولي تحمل مي‌كردم، تا اينكه كم كم نسبت به من اطمينان خاطر بيشتري پيدا كرد و مسائل مبارزه را با من در ميان مي‌گذاشت. بعد كه ديد من اصول مخفي‌كاري را رعايت مي‌كنم، تدريجاً كارهاي مهم‌تري را به عهده من گذاشت‌، از آن جمله، رونويسي يك جزوه بود كه با مشقت زياد نوشته مي‌شد، چون هر لحظه امكان داشت ساواك در بزند و وارد شود، لذا اگر يك درصد هم احتمال مي‌دادم، ساواك در مي‌زند، فوراً بايد آن را جاسازي مي‌كردم. 

****

ابتدا ملاقات با آقاي رجايي غير ممكن بود. ما هفته‌هاي متمادي به در زندان كميته مشترك ضد خرابكاري مي‌رفتيم ولي بي هيچ نتيجه‌اي و پس از ساعتها معطلي به خانه برمي‌گشتيم. پس از مدتي كه اجازه ملاقات دادند به هركس يك برگه ملاقات مي‌دادند كه آن را پر مي‌كرد و در هنگام ورود از در نگهباني زندان آن كاغذ را از او مي‌گرفتند. من يك بار كه اطراف را به دقت بررسي كردم كاغذ را به نگهبان ندادم، وقت ملاقات كه شد، بدون اينكه نگهبان زندان كه فردي به نام صارمي بود متوجه شود دوباره كاغذ را نشان دادم و نزد آقاي رجايي رفتم. وقتي ايشان را براي ملاقات مجدد آوردند، چون احساس كرده بود لابد ما از مسئولين زندان براي اين ملاقات خواهشي كرده‌ايم خيلي نگران شده بود. من هم نتوانستم براي او توضيح بدهم كه سر مأمورين زندان را كلاه گذاشته‌ و از غفلت آنها سوء استفاده كرده‌ام. دو، سه بار كه اين كار را كردم، ديدم چهره‌اش درهم كشيده شد و ناراحت به نظر مي‌رسد و به من گفت، تو كه الان ملاقات داشتي. چطور شد كه دوباره آمدي و به تو ملاقات داده‌اند؟» من هم چون مي‌ديدم با اين ملاقات اضافي تا يك هفته بعد نگران است و از طرفي هم خيلي نمي‌شود آن وضعيت را توجيه كرد، اين كار را تكرار نكردم. 

****

آقاي رجايي خيلي مقاوم بود، چه از نظر جسمي و چه از نظر روحي. سعي مي‌كرد جسمش را با ورزش تقويت كند. كم مي‌خورد، ولي صحيح مي‌خورد، غذاهايي را مي‌خورد كه برا جسمش ضروري ولازم بود و همين مسئله باعث مي‌شد كه هميشه سالم باشد. كمتر به ياد دارم كه مريض شده باشد، فقط سردرد بود كه گاهي به آن دچار مي‌شد. تا قبل از انقلاب كه مسئوليتش كم بود، تحمل مي‌كرد و قرص نمي‌خورد، چون معتقد بود قرص خوردن عوارض دارد، اما بعد از انقلاب با اينكه بسيار مقيد بود قرص نخورد، قرص مي‌خورد تا سردردش خوب شود و بتواند به كارها برسد.

****

براي اينكه بتواند هميشه درد مستضعفين را احساس كند با همه امكاناتي كه داشت و مي‌توانست از زندگي متوسطي برخوردار باشد، اما زندگيش را هميشه در سطح متوسط پايين نگه مي‌داشت و در زندگي هر چيزي را سعي مي‌كرد از متوسط آن بخرد نه درجه يك و نه بهترينش را. اگر با تشريفات مخالفت مي‌كرد نه به آن دليل كه خودش غرق در آن شود. به آن حد رسيده بود كه واقعاً طلا و خاك برايش يكسان بود.
او دنيا را سه طلاقه كرده بود واين را كسي مي‌گويد كه بيست سال با او زندگي كرد و رجايي براي او منافع مادي نداشت.  

****

در دوران نخست‌وزيري كه ترورهاي منافقين اوج گرفته بود، همسايه‌ها بدون اينكه به ما چيزي بگويند براي پنجره بيروني اتاق ما كه در كوچه باز مي‌شد توري فلزي خريدند و با ميخ به جلوي آن كوبيدند تا مبادا منافقين از طريق آن به داخل اتاق نارنجك پرتاب كنند. ما نمي‌دانستيم كار چه كساني است، ولي آنها خودجوش روي عشق و علاقه‌اي كه به آقاي رجايي داشتند اين كارها را مي‌كردند.

****

پس از انقلاب طبيعي بود به دليل فعاليت و تبليغات بعضي گروه‌ها و گروهكهاي سياسي، بعضي از جوانان و افراد فاميل نسبت به نظريات آنها، گرايشاتي پيدا مي‌كردند كه معمولاً در جلسات فاميلي كه خود آقاي رجايي مبتكر تشكيل آن بود، اين نظريات مطرح مي‌شدند. برخورد آقاي رجايي با اينها در صورتي كه تشخيص مي‌داد گرايش‌شان به فلان گروهك غير اسلامي به دليل جوان بودن آنها و از روي كم تجربگي است،‌ اين بود كه با استدلال و منطق و ملاطفت، آنها را نسبت به خط مشي غير صحيحي كه برگزيده بودند،‌ آشنا كند و نظرات و تجارب خود را در مورد آن گروهك براي آنها بيان نمايد. لذا ديده مي‌شد كه آنها پس از مدتي از آن طرز فكر بريده مي‌شدند. البته اگر هم گاهي احساس مي‌كرد اين انتخاب عقيده انحرافي آگاهانه و حساب شده است، برخوردش به گونه‌اي ديگر بود. 

****

يك‌بار كه آقاي رجايي از يك سفر كاري به تهران آمد و از فرودگاه يكراست مي‌خواست به آمريكا برود تا در سازمان ملل سخنراني كند،‌ از دفترش به منزل تلفن زدند و گفتند باراني آقاي رجايي را آماده كنيد تا به فرودگاه ببرند. ما هم ديديم يك لكه روي اين باراني است چون وقت نبود يا بنزين لكه را برطرف كرديم بعد آمدند آن باراني را كه تا حدي بوي بنزين مي‌داد بردند! آقاي رجايي روي پوشاك و لباس خود خيلي حساس بود. آن موقع خياطها يقه پيراهن و مچ زاپاس و اضافي درست مي‌كردند و همراه لباس به مشتري مي‌دادند ما هم وقتي يقه و مچ پيراهنشان خراب مي‌شد آن را در منزل تعويض مي‌كرديم، چون روي تميزي لباسش خيلي حساس بود و اگر احياناً لكه‌اي روي آن پيدا مي‌شد، بايد آن لكه را فوراً برطرف مي‌كرديم. هفته‌اي دو بار پيراهنش را عوض مي‌كرد. سه،‌ چهار پيراهن و دو دست كت و شلوار قهوه‌اي رنگ داشت كه به تناوب از آنها استفاده مي‌كرد. 

****

پس از شهادت آقاي رجايي، خواهرزاده‌اش كه ديده بود ما در منزل حمام نداريم مي‌گفت، براي من عجيب بود كه مي‌ديدم شما در منزل حمام نداشتيد، اما دايي جان از حقوق خود به من قرض مي‌داد تا در منزلم حمام بسازم. ايشان واقعاً از روي صداقت و عقيده اين ايثارها را مي‌كرد و من اين را درك مي‌كردم كه هدف او اين نيست كه ما را محروم كند يا به ما بي‌علاقه است، بر عكس، در اينگونه مواقع غبطه مي‌خوردم كه چرا من اين روحيه را ندارم.

منبع: ماهنامه «شاهد یاران»

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

جبهه مشاركت ايران اسلامي با صدور اطلاعيه‌‏اي از انتشار مطالب توهين‌آميز عليه سيدمحمد خاتمي اظهار تاسف كرد و نسبت به عواقب اين اقدام هشدار داد. به گزارش ايلنا، در اين اطلاعيه آمده است: جبهه مشاركت ايران اسلامي با ابراز تاسف شديد از انتشار اتهامات و افترائات تحريك‌آميز و خشونت‌‏طلبانه همسر رييس دفتر رييس‌‏جمهور عليه حجت‌الاسلام‌والمسلمين سيدمحمدخاتمي و حضور موفقيت‌آميز و موثر ايشان در آمريكا، نسبت به زمينه‌ها، مناسبات، ادبيات و عواقب اين اقدام موهن و مخرب هشدار مي‌دهد. اين اطلاعيه مي‌‏افزايد: اگرچه امروز منزلت فكري و اجتماعي خاتمي در ايران و جهان و درميان نخبگان و آحاد مسلمانان به گونه‌اي است كه اين قبيل شيوه‌ها و تلاش‌‏ها اندكي نيز از آن نمي‌كاهد اما «ويژه‌خواري» نويسنده كتاب احمدي‌نژاد «معجزه هزاره‌ سوم» از موقعيت‌هاي رسمي، سكوت و طفره رفتن مسوولان بلندپايه اجرايي در پاسخگويي و جلوگيري از تضيع حقوق شهروندي و تخريب سرمايه‌هاي معنوي و ملي و نيز همخواني و همزماني اين اقدام با گفته‌ها و نوشته‌هاي آيت‌الله مصباح يزدي و نهادهاي وابسته به وي و گسترش فضاي توهين و تهديد عليه علما، روحانيون و فعالان سياسي اصلاح‌طلب و مستقل در آستانه انتخابات مجلس خبرگان و شوارهاي اسلامي شهر و روستا، نشانه‌هاي بروز خطري جدي است كه در صورت ادامه مي‌تواند هم عرصه سياسي و هم فضاهاي اخلاقي و ديني جامعه را از هرگونه مبنا و معياري تهي كند. جبهه مشاركت در اين اطلاعيه شكل‌گيري فضاي حرمت‌‏شكني و ايجاد رعب و وحشت را كه به اعتقاد اين حزب در زبان رسمي و شبه‌‏رسمي آغاز شده است، خطر مهم امروز دانست و تصريح كرد: جبهه مشاركت در عين احترام به ديدگاه‌هاي متفاوت‌، منتقد و مخالف در عرصه انديشه و سياست و دفاع از همه آزادي‌هاي قانوني‌، خواستار توجه همه دلسوزان جامعه به عواقب اين كار است و توسل به شيوه‌هاي قضايي را در تعارف و حتي اقدام‌هاي صوري و رسمي را در اين مسير جز طفره از مسووليت‌هاي مصرحه قانوني مسوولان و دادن نشاني‌هاي نادرست نمي‌داند. اميد آنكه شخصيت‌هاي ديني و سياسي و احزاب و تشكل‌هاي سياسي فارغ از جهت‌گيري‌ها و رقابت‌هاي روزمره، نسبت به ابعاد اين خطر جديد بيش از پيش عنايت كنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 پانزده سال پیش موج جدید فمینیسم در آمریکا شروع شده است. این موج به عنوان ادامه فعالیت جنبش زنان و مبارزه در راه برابری حقوقی آنان تعریف می‌گردد. فعالان این موج راه خود را ادامه‌ی تاریخ فمینیسم در آمریکا می‌دانند. به گزارش "دويچه وله" از زمانی که در اواسط قرن نوزدهم میلادی زنان مبارز در آمریکا علیه تبعیض جنسیتی در قوانین بپا خاستند، مسُله خواست برابری حقوق زنان دراین کشور و در برخی از کشورهای دیگر نیز بطور علنی مطرح شد. موج اول فمینیسم در زمانی به اوج خود رسید که در سال ١٩٢٠ میلادی زنان در آمریکا حق شرکت در انتخابات را یافتند. در به اصطلاح موج دوم، در سال‌های ١٩٦٠ و ٧٠ میلادی، مبارزات زنان در آمریکا برای رفع تبعیض و بدست آوردن برابری حقوقی در جامعه ادامه یافت. شروع موج سوم فمینیسم در سال ١٩٩٢ بود. در زمانی که گروه کوچکی از زنان فمینیست بنیادی را برای کمک به جوانانی تأسیس کردند که هر گونه علیه بی عدالتی اجتماعی مبارزه می‌کنند. از پانزده سال پیش این بنیاد کمک هزینه تحصیلی به زنان و مردان جوانی می‌دهد که در این راه مبارزه می‌کنند. رفته رفته حرکت کوچکی در این جهت آغاز گشت که پیش از همه در محافل فمینیستی شناخته شده بود. امی ریچاردس یکی از بنیانگذاران این بنیاد در جواب این پرسش که چرا آن‌ها واژه فمینیسم را برای معرفی فعالیت خود بکار نمی‌برند، می‌گوید:"آنان از سویی خود را مرتبط با جنبش فمینیسم می‌دانند اما از سوی دیگر با استفاده از این واژه مشکلاتی دارند. به نظر عده‌ای این واژه قدیمی است و برخی دیگر آن را مرتبط با گروه خاصی از زنان برگزیده سفید پوست می‌دانند. اما همه  بر این عقیده هستند که "موج سوم" ارتباطی را با فمینیسم نشان می‌دهد، بدون آنکه این واژه را مستقیم برای تعریف فعالیت‌های خود مورد استفاده قرار دهد. این موضوع بدین معنی نیست که موج سوم به تاریخ فمینیسم بی توجه است، بلکه می‌باید افکار پیشروی را نشان دهد که بدنبال گسترش حوزه مبارزاتی است که از معنی لغوی فمینیسم فراتر می‌روند."این بنیاد، موسسه کوچکی است که مقر آن در نیویورک واقع است و در حال حاضر شش کارمند دائمی دارد. بودجه این بنیاد که نزدیک به یک میلیون دلار در سال است از طریق کمک‌های افراد خصوصی و حمایت بنیادهای دیگر تأمین می‌شود. کسانی که پروژه‌ای را علیه هر گونه تبعیض جنسی، نژاد پرستی، تبعیض قومی، فرهنگی و تبعیضات مالی به انجام می‌رسانند، این امکان را دارند که از کمک‌های مالی بنیاد موج سوم بهره مند گردند. بنابراین اهداف و محتوای کار این موج جدید وسیعتر از اهداف جنبش زنان است. "مشکلات برای انسان‌ها در جوامع مختلف گوناگونند. موج سوم دو خصیصه عمده را نشان می‌دهد: از یک طرف توجه به ارزش‌های  دیگری در جامعه برای بوجود آورن تغییرات اجتماعی، همطراز با اهمیت دادن به مسائل سیاسی، و از سوی دیگر برداشتن نه فقط قدم‌های بزرگ به منظور ایجاد دگرگونی در قوانین اجتماعی، بلکه کوشش در جهت یافتن راه‌های ویژه خود حتی در حوزه‌های کوچک." اینکه موج سوم که تا بحال فقط در جوامع صنعتی غرب و پیش از همه در آمریکا مطرح بوده، گسترش جهانی می‌یابد  یا نه، امری است نامعلوم که باید منتظر شد و دید. به این ترتیب  شاید در نهایت اصلا مهم نباشد که این موج، موج اول، دوم، سوم و یا هفتم نام نهاده شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

غلامعلي حداد عادل رييس مجلس شوراي اسلامي گفت : راي نياوردن برخي لوايح دولت در مجلس به معناي عدم همكاري و تعامل مجلس با دولت نيست. حداد عادل روز چهارشنبه در نشست هفتگي خود با خبرنگاران داخلي افزود:رابطه دولت و مجلس همواره مهم ، ظريف و شكننده است و اين مساله در هر مجلس و هر دولتي وجود داشته است. وي با تاكيد براينكه اين خصوصيت در دولت احمدي نژاد هم وجود دارد ، تصريح كرد : دولت علاقه به كار شتابان و ايجاد تحول مثبت دارد اما طبيعت مجلس‌اين‌است كه كارها را با صبر و حوصله‌و با بررسي‌هاي كارشناسي انجام دهد. رييس مجلس خاطرنشان كرد: در جلسه مشترك سه قوه نيز گفتم كه در مجلس اراده‌اي براي‌مخالفت با دولت و تضعيف‌آن وجود ندارد و اگر گاهي دولت لايحه‌اي را به مجلس عرضه مي‌كند و به‌تصويب نمي‌رسد اين به معناي تضعيف دولت نيست. حداد عادل اظهار داشت : راي نياوردن فوريت لايحه واردات بنزين نيز به معناي عدم همكاري مجلس با دولت نيست. وي، روال كلي مجلس را همكاري‌با دولت دانست و گفت:اگر در مواردي گله هايي وجود داشته باشد قابل حل است. رييس مجلس همچنين ، هماهنگي دولت با مجلس و دولت با قوه قضائيه را يك همت دانست كه در كشور وجود دارد. حدادعادل، تصويب لايحه بودجه سال ‪ ۸۵‬را بارزترين نشانه تعامل مجلس با دولت خواند وافزود:دراين لايحه به بيشترين درخواستهاي دولت راي‌مثبت داديم. وي خاطرنشان كرد:ما دست دولت را در اجراي مقاصد نبستيم و عموما لوايح دولت در مجلس تصويب مي‌شود. رييس مجلس حضور فراوان وزرا درمجلس را نشانه عدم همكاري مجلس با دولت ندانست و تصريح كرد : تاكنون حداقل ‪ ۸‬مورد توضيحات وزرا براي نمايندگان قانع‌كننده بوده كه اين آمار در تاريخ مجلس ايران بي‌سابقه و نشانه ديد مشترك مجلس و دولت است. غلامعلي حداد عادل در ادامه گفت‌وگوي هفتگي خود با خبرنگاران پارلماني ، در خصوص نامه همسرالهام گفت:من وقت خود را صرف‌خواندن اين طور مطالب نمي‌كنم ومعتقدم‌بايد از ايجاد، توسعه و تقويت و تشديد هر نوع تنش در كشور جلوگيري كنيم. حداد عادل با تاكيد بر اينكه ملت از جارو جنجال واقدامات تنش‌زا منزجر است، افزود: ما جار و جنجال را به سود كشور نمي‌دانيم و ملت هم از اينگونه اقدامات مبرا است. وي در خصوص تذكر نمايندگان مجلس مبني براينكه چرا رييس جمهوري با اين اقدام برخورد نمي‌كند و جلوگيري از بيان اينگونه تذكرات در صحن مجلس گفت : مطابق قانون تذكر بايد در حيطه وظايف قانوني هركس باشد و ما نمي‌توانيم نصيحت اخلاقي را در قالب تذكر از صحن مجلس پخش كنيم. رييس مجلس تصريح كرد : اگر كسي كه منصوب به همكاران رييس جمهوري است حرفي را بزند، نمي‌توانيم به رييس جمهوري تذكر قانوني بدهيم كه جلوي اين كار را بگيرد. حداد عادل خاطرنشان كرد : رييس جمهوري موظف نيست جلوي يكي از منسوبان همكاران خود را بگيرد. گرچه اين كار پسنديده‌اي است اما قانوني نيست. وي درباره توصيه‌هاي مقام‌معظم‌رهبري در خصوص حفظ حرمت مسوولان‌و جلوگيري ازتخريب آنان گفت : هركس خود را پيرو رهبري مي‌داند بايد نصيحت مشفقانه و رهنمود خردمندانه رهبري را بپذيرد و از آن اطاعت كند. رييس مجلس افزود: اگر مقام معظم رهبري هم اين تذكر را نمي‌دادند بايد رعايت مي‌كرديم چه بهتر كه رهبري هم آن را فرموده‌اند. حداد عادل تاكيد كرد: شما در روزنامه‌ها، ما در اظهار نظرها و ديگران در نامه‌ها خود بايد اين مساله را رعايت كنند. غلامعلي حداد عادل رييس مجلس شوراي اسلامي درباره تقديم لايحه متمم بودجه از سوي دولت به مجلس گفت : مجلس بايد به اين احساس برسد كه به متمم بودجه نياز است. حداد عادل در ادامه گفت‌وگوي خود با رسانه‌هاي داخلي ، افزود: مجلس بايد براي تصويب متمم بودجه از عملكرد دولت در اصل قانون بودجه سال ‪ ۸۵‬مطمئن شود و به اين نتيجه برسد كه اين متمم آثار مثبت خواهد داشت. وي در خصوص قطع بودجه احزاب اظهار داشت: به‌طور منطقي بودجه‌خانه احزاب بايد از طريق مشتركان آن تامين شود. برخي نيز معتقدند دولت بايد بودجه را براي خانه احزاب اختصاص دهد كه البته فعلا اين مساله بلا تكليف است و هنوز تدبير قانع‌كننده‌اي در اين زمينه شنيده نشده است. حداد عادل در خصوص اظهارات خود درباره نامه‌هاي‌مردم به مسوولان اجرايي واقدام رييس جمهوري در تشويق مردم براي دادن اين نامه ها، گفت : علت اين تفاوت ديدگاه در متفاوت بودن وظايف رييس جمهوري و رييس مجلس است. رييس مجلس تصريح كرد: رييس جمهوري براي تامين نيازهاي مردم بودجه خاص در اختيار دارد كه رييس مجلس فاقد آن است. وي از مردم خواست با انبوه نامه‌ها وقت مسوولان را از توجه به حل مشكلات كلي كشور منحرف نكنند. حداد عادل درباره سرنوشت باغ قهلك و بازپس‌گيري آن از سفارت انگليس گفت: اين موضوع بايد ثابت‌شود و نمي‌توان بر اساس حرف روزنامه‌ها تصميم‌گيري كرد. رييس مجلس خاطرنشان كرد : اگر محكمه‌اي با بررسي دلايل اين پرونده نظر حقوقي بدهد طبعا راه براي دخالت مجلس و ديوان محاسبات باز مي‌شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 شهریور1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

همه چیز از اینجا شروع می شود            طرف نوشته :پسری هستم خوشگل ۲۴ ساله و البته دانشجو

طرف داره قسم می خوره که ۱۷ سال بیشتر نداره       خدا کند این گونه تمام شود .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اسماعیل گرامی مقدم» سخنگوی حزب اعتماد ملی و عضو فراکسیون اقلیت مجلس در نطق پیش از دستور امروز پارلمان از برخی اظهارات اخیر رییس جمهور انتقاد کرد. وی بویژه به این جمله احمدی نژاد انتقاد کرد که گفته: «از سال 63 و 64 انحرافي بزرگ در مديريت كشور رخ داده است». عضو فراكسيون اقليت مجلس هفتم گفت: رييس‌‏جمهور توضيح دهد كه منظورش از اين سخن چيست. گرامي‌‏مقدم در نطق پيش از دستور خود گفت: در هفته دولت شاهد بهره برداري و افتتاح دهها طرح و پروژه كه در دولت‌‏هاي گذشته شروع و اجرا شده است، بوديم و اميدوارم در يك سال گذشته نيز اقدامات موثر از ايجاد طرح‌‏هاي جديد و تكميل پروژه‌‏هاي قديم صورت گرفته باشد تا دولت‌‏هاي بعدي از بركت دولت امروز افتتاح و بهره برداري نمايند.وي اضافه كرد: در حالي كه رييس‌‏جمهور محترم در هر سخنراني و به ويژه جلسه مشترك سه قوه اظهار داشته‌‏اند كه ما كاري به جنجال هاي سياسي نداريم ولي بلافاصله در همين نشست بسان سال گذشته، دولت‌‏هاي قبلي را با اين سخن كه«چه گلي در شانزده سال گذشته به سر ملت زدند»، زير سوال برده است. وي افزود: بايد پرسيد كه اولا، اين همه افتخار كه نصيب ملت ايران شده و دهها پروژه كه امروز جنابعالي افتتاح كرديد را دشمنان ملت انجام داده‌‏اند؟ ثانيا، در اين سالها كه رهبري مديريت كشور را هدايت مي‌‏كردند، اين همه حمايت ايشان از دولت‌‏هاي گذشته را چگونه تعبير مي‌‏كنيد؟ همچنين اين ادعا كه اساسا از سال 63 و 64 انحرافي بزرگ در مديريت كشور رخ داده است را توضيح دهيد؟ وي افزود: اين انحرافي كه شما مطرح كرديد، دوراني را شامل مي‌‏شود كه امام بزرگ هدايت كشور را به عهده داشته و مقام معظم رهبري رييس‌‏جمهور بوده و همه دلسوزان نظام در تكاپوي مقاومت و ايستادگي بوده‌‏اند و پس از حضرت امام هم شاگرد شايسته ايشان سكانداري رهبري كشور را برعهده داشتند، همه از اين انحراف كشف شده توسط حضرت‌‏عالي غافل مانده‌‏اند و از آن جلوگيري نكردند. نماينده بجنورد در مجلس هفتم افزود: من واقعا به عنوان يكي از نمايندگان ملت از جنابعالي و اساتيد همفكر تقاضا دارم اين شبهه را براي ملت روشن نماييد و در صورتي كه پاسخ نگيريم ما منظور و مقصود شما را خواهيم گفت. نماينده بجنورد افزود: اميد است ادبيات بكار گرفته شده توسط هر مسوولي در خورشان ملت ايران با هفت هزار سال ديرينگي و تمدن باشد و اكنون كه از اخلاق و روش شهيد رجايي سخن مي‌‏گوييم، انتظار است ادبيات و سلوك و منش بزرگوارانه او الگو باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

گرچه در يك سال گذشته نام فاطمه رجبي به واسطه انتصاب همسر او غلامحسين الهام به سخنگويي دولت محمود احمدي‌نژاد بيش از پيش به گوش مي‌خورد اما رجبي براي خوانندگان نشريات تندرو در دهه گذشته نام ناآشنايي نيست. فاطمه رجبي فرزند علي دواني محقق و نويسنده آثار ديني و تاريخي است گرچه ظاهراً جز نسبت خانوادگي با پدر و نيز برادرانش نسبتي ديگر ندارد و حتي يكي از برادرانش با انتشار نامه‌اي سرگشاده از ديدگاه‌هاي خواهرش درباره هاشمي، خاتمي و كروبي از طرف خود و پدرش اعلام برائت كرد. ديدگاههاي فاطمه رجبي بيشتر در نشرياتي مانند «صبح» به مديريت مهدي نصيري و نيز «يالثارات» به مسئوليت انصار حزب‌الله چاپ شده است. نشرياتي كه نسبت به مطبوعات محوري راستگرايان در ايران نيز تندتر به حساب مي‌آيند. شايد به همين دليل است كه مقالات رجبي تقريباً هيچ‌كدام از رجال سياسي ايران (به جز محمود احمدي‌نژاد و غلامحسين الهام) را بي‌نصيب نمي‌گذارد. به جز چند مقاله اخير رجبي از او چند كتاب درباره مفاهيمي مانند فمينيسم و ليبراليسم از سوي انتشارات كتاب صبح چاپ شده است. آخرين كتاب او «احمدي‌نژاد معجزه هزاره سوم» نام دارد كه در بيش از سيصد صفحه كليه رجال سياسي ايران را به باد نقد و اتهام كشيده است. فاطمه رجبي، كه ظاهراً از نزديكترين همفكران رئيس‌جمهور است، در آغاز كتاب مي‌نويسد: «دموكراسي به لحاظ مبنا، انگيزه و هدف بشرانگارانه با اديان الهي به ويژه اسلام ناسازگاري دارد.» (ص 15) در حالي كه رهبري جمهوري اسلامي واژه مردم‌سالاري ديني را معرف نظام سياسي ايران معرفي كرده‌اند. رجبي مي‌نويسد: «واژگان دموكراسي اسلامي، مردم‌سالاري ديني، اصلاح‌طلبي ديني و... تنها در عرصه سياست صرف كارآمدي دارد. كارنامه 16 سال گذشته ايران اسلامي مويد ادعاي فوق است. نمي‌توان از اين قالب غربي، انتظار محتوايي اسلامي داشت و نبايد و نمي‌توان نواقص، چالش‌ها و پيامدهاي دين‌ستيز اين ظرف را در همين قالب و محتوا پيگيري كرد و به نتيجه رسيد.» (ص16) در واقع فاطمه رجبي نماينده‌اي از طرز فكري است كه سنت‌گرايي را به بنيادگرايي تبديل كرده و عمده بلكه همه مظاهر تجدد را در ستيز با تدين مي‌بيند. سخنان رجبي بارها از سوي افرادي مانند محمدتقي مصباح‌يزدي تئوريزه شده است. فاطمه رجبي تبارشناسي جريان احمدي‌نژاد را به انتخابات مجلس ششم بازمي‌گرداند. آنجا كه مي‌نويسد: «يكي از علل عدم اعتماد ملت به سلامت انتخابات مجلس ششم حضور چهره‌هاي سرشناس و موجه در فهرست جناح مقابل اصلاح‌طلبان بود. به عنوان مثال برخي از نامزدهاي اين فهرست در تهران عبارت بودند از دكتر احمدي‌نژاد، دكتر توكلي، دكتر الهام، مهندس جهرمي، دكتر محسن رضايي، دكتر دانش‌جعفري و... اين اسامي در برابر منتخبيني كه اكثراً ناشناخته بوده و به لحاظ اعتقادي و سياسي مورد قبول مردم نبودند، حيرت ملي را به وجود آورد.» (ص32) تركيبي كه فاطمه رجبي به آن اشاره مي‌كند همان شكست‌خوردگان انتخابات مجلس ششم هستند كه هم‌اكنون تركيب دولت نهم را تشكيل مي‌دهند. فاطمه رجبي از منتقدان جدي هاشمي‌رفسنجاني است. از نظر او: «ثمره دوران حاكميت هاشمي دگرگوني ارزش‌ها، خدشه در اصول، ترويج ليبراليسم و به‌كارگيري مديراني غيرانقلابي بود... مهم‌ترين چرخش هاشمي‌رفسنجاني در اصول، رويكرد به خردگرايي و جايگزيني آن به جاي دين‌مداري بود.» (ص47) با وجود اين رجبي منتقد افرادي مانند احمد توكلي نيز هست: «چرخش ديدگاه اقتصادي وي اطمينان به ثبات نظر او را در عرصه‌هاي مختلف براي آگاهان خدشه‌دار ساخته بود.» (ص52) در جايي ديگر رجبي برنامه انتخاباتي توكلي را اين‌گونه معرفي مي‌كند: «نبود پيام اسلام‌خواهي و فقدان راهكار جدي و بنيادين عدالت‌طلبي در برنامه‌ها و شعارهاي توكلي براي مردم اميدواري عملي را به همراه نداشت.» (ص61) فاطمه رجبي در نقد سران جناح راست به ناطق‌نوري نيز مي‌پردازد: «براي ملت، هاشمي و ناطق‌نوري از حيث ديدگاه، برنامه و راهكار دو روي يك سكه بودند.» (ص58) فاطمه رجبي در نقد اصلاح‌طلبان تا جايي پيش رفته است كه درباره ترور سعيد حجاريان (تروري كه همه جناح‌هاي سياسي آن را محكوم كردند) چنين اظهارنظر مي‌كند: «بيدادي كه حجاريان رئيس شوراي شهر تهران و عضو مركزيت حزب مشاركت عليه دين و فرهنگ ملت برپا كرد به ترور او منجر شد.» (ص69) رجبي در كتاب خود شيوه قدرت گرفتن همان حلقه شكست‌خورده در انتخابات مجلس ششم را اين‌گونه گزارش مي‌كند كه: «از آنجا كه احمدي‌نژاد منتخب شوراي شهري بود كه با نام آبادگران به صحنه آمده بودند او پايه و مايه آبرو و اعتلاي سياسي و ديني اين گروه شد... گروه‌هاي پشت صحنه آن بيش و پيش از هر مسئله با محوريت احمدي‌نژاد بود.» (ص74) رجبي در ادامه با انتقاد از بي‌توجهي ديگر اصولگرايان به نقش احمدي‌نژاد در تشكيل مجلس هفتم مي‌نويسد: «اما آيا در عمل اين مجلس طريق اصولگرايي را پيمود؟ يا اينكه حركت مجلس با انتظار و اميد ملت همخوان و همسو بود؟ اينها پرسش‌هايي است كه در آراي ملت به مجلس هفتم پاسخ داده خواهد شد.» (ص74) بر همين اساس است كه فاطمه رجبي به انتقاد از افرادي مانند احمد توكلي مي‌پردازد كه تا پايان مرحله اول انتخابات رياست جمهوري با نامزدي محمود احمدي‌نژاد مخالف بودند. او عملكرد احمد توكلي را به ياد مي‌آورد و مي‌پرسد: «آيا توكلي كه سابقه چرخش‌هاي كلان نگرشي داشت و رفتارها و شعارهايش در انتخابات گذشته با آنچه پس از انتخابات از او مشاهده مي‌شد در تعارض بود مي‌توانست گزينه نهايي مردم باشد؟» (ص82)

فاطمه رجبي در ميان نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري سال گذشته بيش از همه منتقد محمدباقر قاليباف است: «قاليباف با استعفاي كامل از سپاه پاسداران قاطعانه خود را مهياي گرفتن پست رياست‌جمهوري كرد. اين كار گرچه اجراي قانون بود ولي از ديد افكار عمومي و از منظر شاخص‌هاي ارزشي مردم نامطلوب تلقي گرديد.» (ص84) با اين وجود به نظر رجبي تاييد صلاحيت قاليباف در شوراي نگهبان قابل انتقاد است چرا كه او «رجل سياسي» نبود و «رجل نظامي» به حساب مي‌آمد: «با اينكه قاليباف نهايتاً در شوراي نگهبان تاييد صلاحيت شد اما اين پرسش سرنوشت‌ساز همچنان باقي ماند كه آيا مصلحت‌سنجي‌هاي مقطعي معضل‌ساز آينده نخواهد بود؟» (ص85) بدين‌ترتيب روشن مي‌شود فاطمه رجبي قاليباف را معضل آينده مي‌داند. در ادامه اين تاريخ‌نگاري، رجبي به انتقاد از تاييد صلاحيت مصطفي معين به دستور مقام رهبري مي‌پردازد: «اما با اعلام اسامي نامزدهاي تاييد صلاحيت شده [در انتخابات رياست‌جمهوري سال 84] كه نام معين در ميان آنان نبود يك حركت عجيب و بي‌سابقه رخ داد. حدادعادل رئيس مجلس شوراي اسلامي با نگاشتن نامه‌اي به محضر مقام معظم رهبري تاييد صلاحيت برخي از رد صلاحيت‌شدگان را درخواست نمود!» (ص 86) فاطمه رجبي كه در نامه اخير خود از غلامعلي حدادعادل نيز انتقاد كرده است به نقد علي لاريجاني نيز مي‌پردازد: «وي در فيلم تبليغاتي خود گام تندتر برداشت و از شيرين عبادي به‌عنوان برنده جايزه نوبل نام برد و او را ستود. اين حركت كه از نظر سياسي و فرهنگي پيامدي منفي در پي داشت برخلاف انتظار او ضربه بزرگي به او وارد كرد.» (ص112) رجبي در تحليل راي لاريجاني مي‌نويسد: «يك و نيم ميليون راي لاريجاني در جاي خود پيام‌هايي داشت: ناخرسندي شديد و مبنايي مردم نسبت به عملكرد 10ساله وي بر رسانه ملي. اين امر كه در سال‌هاي گذشته به روشني از سوي گروه‌هاي مردمي ابراز مي‌شد تفاوت يا تعارض نگاه لاريجاني با مردم را در فرهنگ‌سازي تبيين مي‌كرد.» (ص126) رجبي حمايت توكلي از قاليباف در مرحله اول انتخابات را به نقد مي‌كشد و مي‌نويسد: «افكار عمومي به روشني شاهد آن بود كه افرادي چون دكتر توكلي با شعارهاي تند عدالت‌خواهي و انتقاد و اعتراض و حمله به حيف و ميل و سوءاستفاده از بيت‌المال توسط كارگزاران سازندگي نامزدي چون قاليباف را برگزيده‌اند. اين گزينش بار محتوايي داشت. پرسش بنيادين و تاثيرگذار مردم اين بود كه چگونه ايثارگران و آبادگران و اشخاصي مانند دكتر توكلي در مورد محتوا، شيوه و هزينه سرسام‌آور تبليغاتي نه تنها به قاليباف اعتراض ندارند بلكه او را مورد حمايت همه‌جانبه خود قرار داده‌اند؟» (ص 122) فاطمه رجبي تحليل آراي قاليباف را بهانه توهين به احزاب و مجلس اصولگرا قرار مي‌دهد و مي‌نويسد: «حزب‌هايي كه در چرخش سريع و صريح قاليباف را رئيس‌جمهور قطعي و حتمي مي‌دانستند (منظور جمعيت ايثارگران و آبادگران است) فاقد پايگاه قابل توجه اجتماعي هستند... چهره‌هاي شاخص حامي قاليباف كه در كسوت نمايندگي مجلس تمام توان خود را در حمايت از وي به كار بردند (منظور افرادي مانند توكلي و افروغ است) داراي كمترين نقطه اشتراك و ارتباط فكري و سياسي با ملت مي‌باشند.» (ص 125) فاطمه رجبي حتي به روزنامه‌هايي مانند رسالت و كيهان هم رحم نمي‌كند: «روزنامه رسالت از اردوگاه اصولگرايان يا جناح موسوم به راست در ارديبهشت‌ماه تخريب احمدي‌نژاد را آشكارا... آغاز كرد.» (ص 183)

«روزنامه كيهان به‌رغم آن كه غيرجناحي بودن خود را به اثبات رسانيده بود در نهمين انتخابات رياست‌جمهوري با دكتر احمدي‌نژاد برخوردي مسئله‌ساز داشت... نوشته‌ها و سرمقاله‌هاي شبهه‌ناك روزنامه كيهان را هم در مسير مخالف احمدي‌نژاد قرار داد... خود شريعتمداري هم نمي‌دانست قاليباف بيشترين بخت را دارد يا احمدي‌نژاد.» (ص 186)

***

فاطمه رجبي يك شخص نيست. او نه تنها همسر سخنگوي دولت بلكه يكي از نزديك‌ترين همفكران رئيس‌جمهور است. رئيس‌جمهوري كه معتقد است بدون حمايت هيچ‌يك از احزاب سياسي به قدرت رسيده است و اكنون يكي از همفكران او حتي اصولگرايان را با انتخابات مجلس هشتم تهديد مي‌كند. جناحي در راه است كه هم به حذف راست و هم به حذف چپ مي‌انديشد، هم خاتمي و هم ناطق‌نوري و حتي احمد توكلي و علي‌ لاريجاني را رد مي‌كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

عصر يكي از روزهاي- احتمالاً پائيز- اواخر دهه 70 بود كه آقاي حشمت الله طبرزدي تلفني با نگارنده تماس گرفت. آن روزها آقاي طبرزدي هفته نامه اي با عنوان «پيام دانشجوي بسيجي» را منتشر مي كرد كه بعدها با اعتراض بسيج به «پيام دانشجو» تغيير نام داده بود. اين هفته نامه در مؤسسه كيهان چاپ مي شد. آقاي طبرزدي گله داشت كه مسئول چاپخانه كيهان از چاپ نشريه اش خودداري كرده و گفته است، شما اجازه چاپ نمي دهيد و مي پرسيد آيا صحت دارد؟ پاسخ نگارنده مثبت بود. آقاي طبرزدي علت را پرسيد. به ايشان گفتم؛ شما در فلان مقاله و فلان گزارش و... نشريه تان به بهانه انتقاد از شخصيت ها و مسئولان نظام، دروغ پردازي كرده و تماميت نظام و انقلاب را به باد تهمت و افتراء گرفته ايد، از جمله مطلب اخيري كه عليه رئيس جمهور وقت نوشته ايد. با تعجب گفت؛ از شما بعيد است چون خود شما بيشترين انتقادها را نسبت به تجمل گرايي و برنامه هاي اقتصادي دولت- وقت- داشته و داريد. گفتم؛ نقد با دروغ پردازي و تهمت زدن متفاوت است شما، آگاهانه يا ناخودآگاه، خواسته دشمن را زير تابلوي دوست مطرح مي كنيد و ما فرصتي براي سوءاستفاده دشمن باقي نمي گذاريم...
سخن آن روز ما به درازا كشيد، شايد نزديك به يك ساعت و نتيجه آن كه به ايشان گفتم؛ اگر اجازه چاپ نشريه شما در كيهان را بدهم، براي فرداي قيامت پاسخي در چنته ندارم... آخرين كلام آقاي طبرزدي قريب به اين مضمون بود كه شما محافظه كار شده ايد و براي حفظ جايگاهتان بيشتر از اسلام و انقلاب و مبارزه با آمريكا ارزش قائليد! و آخرين سخن نگارنده به ايشان اين كه «مي ترسم در ادامه اين راه به دامان دشمن برويد و در اردوگاه آمريكا خيمه بزنيد»...
و امروز آقاي طبرزدي نه فقط انكار نمي كند كه در حلقه انقلاب نيست بلكه افتخار هم مي كند كه در جمع اپوزيسيون نظام و ابواب جمعي آمريكاست... هرچند ديگر تاريخ مصرفش گذشته است و دشمنان بعد از بهره برداري از وي خيلي راحت او را دور انداخته اند و...
اگرچه گفته اند «در مثل مناقشه نيست» و مثل فقط براي تقريب ذهن است بي آن كه الزاما، با ممثل يكي باشد، ولي به عنوان يك برادر- تا حدودي تجربه اندوخته- به خود حق مي دهم براي خواهر ديني و انقلابي خويش سركار خانم فاطمه رجبي نگران باشم و با توجه به يادداشت ها و مقاله هايي كه اين روزها در نقد - كه چه عرض كنم- در هجو برخي از مسئولان بلندپايه اسبق و سابق ولاحق نظام مي نويسد خطاب به ايشان بگويم؛ خواهر گرامي! بيم آن دارم كه اگر خداي سبحان دستت را نگيرد و از راهي كه برگزيده اي باز ندارد، سرنوشتي نه چندان خوشايند، نظير آنچه در صدر اين وجيزه به آن اشاره كردم در انتظارت باشد.
خانم رجبي اگرچه از سويداي دل مي گويد و مي نويسد ولي متاسفانه، در بسياري از نوشته ها- با عرض پوزش- حرمت مسئولان و نظام را پاس نمي دارد، «شعار» را به جاي استدلال مي نشاند، بين «صفر» و «صد» نقطه ديگري نمي شناسد و از اين روي به اغراق روي مي آورد و يا «همه» را «هيچ» مي انگارد!
خانم رجبي در نوشته هاي اخير خود ضمن اشاره به نكات سودمندي كه متاسفانه در يادداشت هاي ايشان كمياب است، تهمت هاي ناروايي به مسئولان بلندپايه سابق و لاحق نظام اسلامي روا داشته اند كه در اين نوشته مختصر مجال پرداختن به همه آنها نيست، بنابراين آخرين نمونه را به عنوان اندكي از بسيارها مي آوريم.
خانم رجبي در نوشته اي مفصل از سفر آقاي خاتمي به آمريكا انتقاد كرده و وظيفه هريك از مراكز نظام را در برخورد با ايشان گوشزد فرموده اند! و از جمله خواستار خلع لباس آقاي خاتمي شده اند! كه بايد گفت؛ آقاي خاتمي دو دوره متوالي رئيس جمهور كشور بوده است آنهم با آراء بالا و كم نظير و از سوي ديگر، ظاهرا خانم رجبي مي دانند كه دوره هاي مختلف رياست جمهوري، حلقه هاي بهم پيوسته نظام است و نظام حاصل جمع آنهاست - صرفنظر از مورد استثنايي بني صدر كه از سوي همين نظام عزل شد- بنابراين ايشان با كدام منطق عقلي و شرعي رئيس جمهور منتخب مردم و مورد تاييد بالاترين مقام رسمي و ديني نظام را وابسته به آمريكا مي دانند؟! و از موضعي نه فقط فراتر از همه مردم و تماميت نظام بلكه در جايگاهي برتر از رهبري نشسته و دستور خلع لباس آقاي خاتمي را صادر مي فرمايند؟!
آيا ايشان عقل سياسي، شعور ديني و بينش اسلامي خود را برتر از همه مي دانند؟ و آيا بر اين باورند كه تماميت مردم و مراجع و رهبري و... از درك آنچه ايشان درك فرموده اند عاجزند؟! و يا معتقدند آنان نيز مانند ايشان فكر مي كنند اما به اندازه خانم رجبي جرأت بيان و شجاعت عمل به وظيفه ديني و سياسي خود را ندارند؟!... سركار خانم رجبي براي اين سؤال چه پاسخي دارند، جز آن كه خود را سرور نظام، عقل كل ايران اسلامي و يگانه پيشواي ديني و سياسي امت مسلمان تلقي بفرمايند؟!...
اميدوارم خواهرم خانم رجبي از سخن نگارنده آزرده خاطر نشوند ولي چاره اي جز گفتن نيست كه در گذشته اي نه چندان دور- با عرض پوزش- نوشته ها و اظهارات ايشان جايگاه و اهميت چنداني نداشت و البته امروز هم. و تنها تفاوت امروز و ديروز آن است كه امروز خانم رجبي همسر برادر فرهيخته جناب آقاي دكتر الهام هستند، سخنگوي رسمي دولت. خانم رجبي در برابر اعتراض ها مي فرمايند «من با مسئوليت خود مي نويسم»! و توجه ندارند كه اگر همسر ايشان سخنگوي دولت نبود، اظهارات و نوشته هاي ايشان اهميتي براي مطرح شدن نداشت. با اين حساب، آيا سركار خانم رجبي ترديدي دارند كه از «رانت سياسي» استفاده مي كنند؟! آن هم با شرحي كه گذشت؟!...
ما هم در كيهان به آقاي خاتمي انتقاداتي داشته ايم و به آن پرداخته ايم و به سفر اخير ايشان نيز، اما... حرمت ايشان را به نفع دشمنان اسلام و نظام نشكسته ايم و حتي هنگامي كه برخي از گروه هاي به ظاهر طرفدار آقاي خاتمي، عليه ايشان به ناحق موضع مي گرفتند، كيهان به دفاع از وي پرداخته بود. تشبيه ايشان به گورباچف!، اتهام شاه سلطان حسين صفوي به وي و... از جمله اين موارد است تا آنجا كه وقتي اطلاعيه اي در چند صفحه با ظاهر اسلامي عليه ايشان پخش شد و عكس هايي از آقاي خاتمي را در كنار ميز شراب نشان مي داد، كيهان تنها روزنامه اي بود كه به طور مستدل اين اتهام را رد كرد و در همان حال دوستان به ظاهر سينه چاك آقاي خاتمي ساكت بودند...
كاش خانم رجبي براي چند ساعت از برج عاج فرود مي آمدند و تنها با يك نگاه گذرا به وضوح مي ديدند كه دشمنان ايران اسلامي و جريانات مخالف نظام و دولت اصولگرا، چگونه نوشته هاي ايشان را بر صدر مي نشانند! و قدر مي دانند! و از خوشحالي قند در دلهاشان آب مي كنند! و صد البته، نه به خاطر جايگاه خانم رجبي و اهميت نوشته ها و اظهارات ايشان، بلكه تنها به اين دليل كه خانم رجبي همسر سخنگوي دولت است و هرچه برادر عزيز و فرهيخته جناب دكتر الهام مي كوشد اين وابستگي را بي ارتباط با نوشته هاي خانم رجبي بداند، كسي زير بار نمي رود، چرا...؟ براي آن كه اگر انتساب ايشان به سخنگوي دولت از نوشته هاي خانم رجبي حذف شود، ديگر نوشته هاي وي براي مطرح كردن و سوءاستفاده اهميتي ندارد...
اميد است، خانم رجبي خود را - خداي نخواسته- برتر از همه نظام ندانند كه البته در تئوري نمي دانند اما عملكرد ايشان جز اين تفسيري ندارد!
سخني هم با دولت محترم در ميان است كه اگر اظهارات و نوشته هاي كساني را با مشي خود همخوان نمي دانند و در همان حال، اين اظهارات با تابلوي حمايت از دولت و يا رئيس جمهور محترم مطرح مي شود، بي تفاوت ننشينند و خداي نخواسته به تمجيدهاي اغراق آميز از رئيس جمهور و هجو ناپسند و بيرون از انصاف گذشتگان دل نبندند و اندازه نگهدارند... گفته مي شود كتاب اغراق آميز خانم رجبي با عنوان «احمدي نژاد، معجزه هزاره سوم» از حمايت نهاد محترم رياست جمهوري برخوردار بوده است كه...!
و كلام آخر آن كه انشاءالله سركار خانم رجبي از اين نوشته آزرده خاطر نشوند- كه احتمالا مي شوند- و اين سخن برادرانه را به گوش دل بسپارند كه مفهوم در خط امام و رهبري بودن، پيروي از آنان است و نه از جايگاه رفيع آنها سخن گفتن و امريه صادر كردن، آنهم به ناحق... و در اين باره باز هم گفتني هايي هست كه مي گذاريم و مي گذريم...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مشاور مطبوعاتي رييس‌جمهور گفت: اين پسنديده نيست كه برخي افراد يا رسانه‌ها تلاش كنند تا هزينه‌هاي اظهارات شخصي افراد غيرمرتبط با دولت به نحوي از كيسه‌ي دولت پرداخت شود، چراكه مسووليت اظهارات و موضع‌گيري هر كس بر عهده‌ي خود اوست و خود او بايد پاسخگو باشد. علي‌اكبر جوانفكر در گفت‌وگو با ايسنا با تاكيد بر اين‌كه " نظرات سركار خانم رجبي نظرات كاملا شخصي است و هيچ ارتباطي با دولت ندارد" اظهار داشت: همه‌ي ما بايد مراقبت كنيم كه بي‌دليل پاي دولت خدمتگزار به عرصه‌ي مسائل حاشيه‌اي كشيده نشود. من قبلا نيز تاكيد كرده‌ام كه دولت و رسانه‌ها اعضاي يك خانواده‌اند و ما بايد يار، ياور و پشتيبان يكديگر براي خدمت به آرمان‌ها و اهداف بلند ملت ايران باشيم. وي افزود: دولت سرگرم انجام كارها و خدمات بزرگي است و مسووليت بسيار سنگيني را در عرصه‌ي اداره‌ي كشور در ابعاد داخلي و خارجي بر عهده دارد بنابراين رسانه‌ها بايد دولت را در اين مسير پشتيباني كنند و بديهي است وقتي پاي دولت به مسائل حاشيه‌اي كشانده شود اولين آسيب و ضرر آن متوجه مردم مي‌شود. مطمئنيم كه هيچ رسانه‌ي دلسوز و علاقمند به منافع مردم راضي به چنين وضعيتي نيست. مشاور مطبوعاتي رييس‌جمهور ادامه داد: اميدوارم همه‌ي كساني كه به تريبون‌هاي عمومي دسترسي دارند، از خط اعتدال، منطق، عقلانيت و احترام به ديگران و احترام به آراء آن‌ها عدول نكنند. موفقيت و پيشرفت سلامت ما هنگامي تضمين مي‌شود كه بتوانيم بر پايه‌ي تحكيم دوستي‌ها، از بين بردن كدورت‌ها و همكاري و همدلي حركت كنيم و اصولا در چنين فضايي است كه ميزان تاثيرگذاري و تاثيرپذيري نسبت به نظرات و ديدگاه‌هاي مطرح افزايش پيدا مي‌كند. جوانفكر در پايان تاكيد كرد: ما يك ملت واحد و يكپارچه هستيم و همه بايد مراقبت كنيم كه تفرقه، تشتت و چنددستگي در ميان ما مجال بروز پيدا نكند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

انتشار خبر استقبال كم نظیر مسلمانان آمریكا از خاتمی و بازتاب گسترده آن در جهان و به خصوص در میان مسلمانان با مخالفت تند لابی صهیونیست ها، منافقین و لایه افراطی محافظه كاران در داخل روبه رو شد. در این میان انتشار نامه خانم فاطمه رجبی، همسر رئیس دفتر رئیس جمهور و سخنگوی رئیس دولت، به نحو بی سابقه ای ركورد اهانت و فحاشی و بی ادبی را، در میان همه نوشته های پر از فحاشی و اهانت و تهمت های سال های گذشته، به خود اختصاص داده است.
گرچه جایگاه نویسنده نامه شخصا از اهمیتی برخوردار نیست كه به آن پرداخته شود ولی به دلیل آنكه نویسنده نامه همسر سخنگوی دولت است و رانت نزدیكی به كانون قدرت ریاست جمهوری باعث انتشار آن شده است باید به چند نكته پراهمیت توجه كرد:
۱ سفر آقای خاتمی به آمریكا در میان مسلمانان و صلح دوستان ادیان دیگر جهان بسیار پراهمیت بوده است. مسلمانان و آزادیخواهان تحقیر شده سیاست های دولت بوش، با استقبال بی نظیر از خاتمی و قطع مكرر سخنان او، با تشویق های مكرر و برپایی چادر در مكان های مجاور، برای حضور هزاران نفری كه اضافه بر برنامه پیش بینی شده برای سخنرانی خاتمی آمده اند، نشانه آن است كه مسلمانان دنیا از رهبران دینی می خواهند كه با زبان و ادبیات صلح جویانه و قابل فهم برای بشریت از آنان دفاع كنند، كاری كه خاتمی در طول مدیریت سیاسی اش همیشه به خوبی از عهده آن برآمده است.
۲ استواری پایه های جامعه مدنی در دنیا، یكی دیگر از دلایل استقبال از خاتمی است. خاتمی هیچ پست سیاسی ندارد. در كشورش دفتر كار و امكانات اولیه یك مدیر عادی را ندارد. همسر رئیس دفتر رئیس جمهور كشورش خواهان تغییر سفیر ایران در سازمان ملل می شود چون رئیس جمهور سابق كشورش را در دفتر نمایندگی ایران به یك وعده شام دعوت كرده است. این مسائل را همه دنیا می دانند. مردم ایران هم می دانند، اما از خاتمی به دلیل آنكه از اسلام، از ایران و از منافع ملی كشورش با زبانی كه مورد قبول دنیاست دفاع می كند استقبال می كنند و به سخن او كه قابلیت شنیدن دارد گوش می سپارند. این نشانه مدنی شدن جوامع دنیاست. رسانه های دنیا به جز تلویزیون ایران هم پوشش كم نظیری به این حضور مدنی داده اند.
۳ اینكه خاتمی بی آنكه پست و جایگاه رسمی ای داشته باشد هم چنان كابوس جدی بخشی از افراد در جناح حاكم است، نشانه كارآمدی اندیشه اصلاح طلبی در جامعه ایرانی است. مردم ایران راه آرام اصلاح طلبانه را آغاز كرده اند، حضور یك مجموعه با ادبیات رجبیه و تفكرات مصباحیه در راس قدرت اجرایی، به معنای پایان اندیشه و تفكر اصلاح طلبی نیست. زنده بودن خاتمی نشانه زنده بودن اسلام رحمانی، نگاه صلح طلبانه به دین و سربلندی ایران است. گمان من بر این است كه هر چه زمان بگذرد كابوس خاتمی، اقتدارگرایان را بیشتر به خود مشغول می كند.
۴ اهانت ها و فحاشی های خانم الهام به فرزند فاضل و باتقوای امام و انتشار اولیه آن در سایت نزدیك به دولت، درست چند روز پس از آنكه آقای الهام علیه رسانه ها به دادستان تهران شكایت رسمی برده است، بسیار پرمعناست.خاتمی از این حرف ها هیچ گاه آسیب ندیده است. سرمایه اصلی خاتمی در این است كه همواره تحمل شنیدن بدترین تهمت ها و كارشكنی ها را داشته است. این نوشته كه در استخدام الفاظ بی ادبانه كم نظیر بود به دلیل ارتباط مستقیم آن با حوزه ریاست جمهوری، درصورت سكوت، به معنای رضایت تلقی می شود و از حرمت دولت و رئیس جمهور در ذهن مردم ادب شناس كشور می كاهد و طبیعی ترین اثرش این است كه اگر قرار باشد رئیس جمهوری كه با اكثریت بی سابقه انتخاب شد و همواره به رغم گلایه هایی كه وجود داشته در ذهن مردم محترم بوده است، چنین مورد هتاكی همسر سخنگوی دولت فعلی قرار گیرد، طبیعی است كه جایگاه رئیس جمهوری كه با رای كمتر و در مرحله دوم به قدرت رسیده در ذهن مردم چگونه خواهد بود.
اگر روزی كه همسر آقای الهام كتاب معجزه هزاره سوم را در فضیلت احمدی نژاد می نوشت، بنا به كلام مولا، خاك بر دهان متملقان می پاشیدند، امروز همه دستاوردهای ۲۷ساله انقلاب توسط فرد ناشناسی كه همسر آقای آدم شناخته شده دولت فعلی است زیر سئوال نمی رفت.

۵ در پایان البته هیچ یك از علاقه مندان آقای خاتمی از آقای الهام نمی خواهند كه خدای ناكرده صاحب این قلم پراهانت و فحاشی را به دادگاه معرفی كند. از مقامات قضایی هم نیز نمی خواهند كه از نویسنده این نامه شكایت كند. خاتمی از این اهانت ها آسیبی نمی بیند.
محمدعلی ابطحی / شرق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

موضع گیری فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت واكنش نمایندگان مجلس را نیز برانگیخت. این واكنش ها بیشتر نفی اظهارات فاطمه رجبی و دفاع از سفر خاتمی به آمریكا و نوع روابط دولت و مجلس بود. نمایندگان عضو فراكسیون های سه گانه اصولگرایان، وفاق و كارآمدی و اقلیت مجلس چنین مواضعی را نوعی اهانت به مقامات سابق و فعلی كشور قلمداد كردند و از همین رو خواستار اقدام مناسب برای جلوگیری از اهانت به مقامات كشور شدند. محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس و رئیس فراكسیون اصولگرایان شاخص ترین چهره مجلس بود كه به انتقاد تلویحی از فاطمه رجبی پرداخت و از سفر سیدمحمد خاتمی به آمریكا دفاع كرد و در عین حال خواستار كنترل تندروی ها در كشور شد. وی در گفت وگویی با ایسنا خاتمی را چهره ای شناخته شده و شخصیت برجسته نظام جمهوری اسلامی ایران معرفی كرد كه می تواند آینه ای از فرهنگ ملت ایران باشد. وی سفر سیدمحمد خاتمی به آمریكا را در راستای اشاعه طرح گفت وگوی تمدن ها در جهان بین المللی دانست و افزود: از آنجا كه جمهوری اسلامی ایران و شخص آقای خاتمی پایه گذار گفت وگوی تمدن ها است، به نتیجه رساندن آن افتخار بزرگ ملت ایران خواهد بود.رئیس فراكسیون اصولگرایان این گونه سفرها را مثبت ارزیابی كرد و گفت: اینكه فرهیختگان و فرهنگیان كشور بتوانند به بهانه های مختلف با ملت ها گفت وگو و رفت و آمد كنند هیچ ضرری نداشته و بسیار مثبت خواهد بود. باهنر تصریح كرد: رفت و آمد و صحبت های مقامات سابق و كسانی كه شخصیت سیاسی هستند، پسندیده ترین نوع ارتباط است.نایب رئیس مجلس در ادامه به وجود گروه های افراطی و تفریطی در كشور نیز اشاره كرد و گفت: هر زمانی كه تندروهایی در هر جناح و گروهی به متن تصمیم گیری ها نفوذ كرده اند، خسارت هایی به كشور وارد آمده است، لذا ضرورت دارد با توجه به وجود افراد تندرو در هر جناحی مجموعه عقلایی از تصمیم گیران و تصمیم سازان جمع شوند و این گونه تندروی ها را به حاشیه برانند. علی عسگری نماینده مشهد و نایب رئیس كمیسیون اصل نود مجلس هم از دیگر نمایندگانی بود كه به انتقاد از فاطمه رجبی پرداخت و از وجود یك جریان هدایت شده برای تخریب چهره های سرشناس كشور سخن به میان آورد. عسگری از جمله نمایندگان مدافع هاشمی رفسنجانی در مجلس به شمار می آید نماینده ای كه صراحتا این مسئله را بر زبان جاری می كند و از جریاناتی كه علیه هاشمی رفسنجانی سخن پراكنی می كنند انتقاد به عمل می آورد. عسگری در تازه ترین دفاعیه خود از هاشمی رفسنجانی به بخشی از یادداشت رجبی اشاره كرد و گفت: از وجود جریاناتی برای تخریب برخی شخصیت های مورد احترام از جمله هاشمی رفسنجانی متاسفم. عسگری تصریح كرد: امیدوارم خانم رجبی نماینده چنین جریاناتی نباشد هر چند در موارد قبلی كه ایشان اظهارنظرهایی كردند فكر می كردیم اشتباهی رخ داده و دیگر تكرار نخواهد شد اما ظاهرا این گونه نبوده و شاید قرار است فعالیت تخریبی علیه چهره های نظام باشیم. حسین آفریده نماینده شیروان و یك عضو فراكسیون اقلیت مجلس هفتم هم خاتمی را چهره ای شناخته شده در سطح جهان معرفی كرد كه تماما در راستای كمك به اهداف نظام جمهوری اسلامی ایران حركت می كند. عضو كمیسیون انرژی خاتمی را شخصیتی با صحبت های دلنشین توصیف كرد كه طی ۸ سال ریاست جمهوری اش توانست اقتصاد كشور را رونق دهد و راه را برای سرمایه گذاری های خارجی باز كند. آفریده دولت فعلی را وارث دستاوردهای دولت خاتمی خواند و گفت: عده ای ناآگاه با ساده اندیشی درصدد تخریب چهره رئیس جمهور سابق بر آمده اند. وی افزود: دنیا به خاتمی اعتماد دارد به همین دلیل او می تواند با پیگیری سیاست تنش زدایی فشارها بر ایران را كاهش دهد. علی ریاض نماینده تهران و یك عضو دیگر فراكسیون اصولگرایان هم خاتمی را به خاطر طرح گفت وگوی تمدن ها شخصیتی مردمی، مقبول و موردپسند افكار عمومی جهانی توصیف كرد. وی به ایسنا گفت: باید از ظرفیت دیپلماتیك شخصیت خاتمی استفاده مثبت كنیم و همین كه وی در مسیر استراتژی كلی نظام گام برمی دارد، كافی است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در یکی دو روز گذشته، خبرگزاری فارس (متعلق به اردوگاه بزرگ اصولگرایان) ، با انتشار خبر ویژه ای برروی خروجی های خود، باعث خرسندی تمام عقلای قوم ، و امیدوارتر شدن و خوشحالی عمده عناصر جریان بزرگ اصولگرا شد . این شادمانی اما ، چون دولت مستعجل ، بیش از چندین ساعت دوام نیافت و با هزار تاسف ،موضع اتخاذ شده توسط جناب آقای مصباح برپیچیدگی اوضاع  افزود و آتش اختلافات بی فایده و بل بس خطرناک در این اوضاع و احوال را شعله ورتر ساخت.
موضع گیری جناب آقای مصباح هم از جهت متعلق و هم کیفیت به گونه شگفت آور، بی معنا و ناسازگار با بدیهیات بود که ظرف چند ساعت به خبرنخستین همه پایگاههای خبری تبدیل شد.
نگارنده به رغم آنکه مدتهاست  دستی به قلم نبرده و درعزلت و انزوای اجباری خود، تنها و شگفت زده ، اوضاع کشور و مردم را رصد می کند و اتفاقات خوشایند و گاه تاسف بار را نظاره می کند، از پس وقوع این اقدام عجیب ، ناموجه و برخلاف همه موازین ، از «سر پیمان برفت  برسر پیمانه شد»
دراین نکته تردید نیست که مسئولان محترم و ارزش دوست «فارس» با انگیزه ای «اصولگرایانه و کاملا منطبق بر روش و منش رهبرمعظم انقلاب اسلامی اقدام به انتشارخبر»  ملاقات مصباح يزدي و هاشمي رفسنجاني درحاشيه اجلاس خبرگان کرده اند .  از این روبایستی به همه متولیان تولید و نشر چنین خبری دست مریزاد گفت و دغدغه ها و نیات خیرخواهانه و اصولگرایانه آنها را در تولید و انتشار چنین اخباری ، ستود و برای آنها توفیق و سعادت آرزو کرد و برتوجه آن ها به فرجام خطرناک این بازی ارج نهاد . بی شک پیشوای فرزانه انقلاب نیز به خاطر این دغدغه ها ،آنها را ازدعاهای خیرسحرگاهان خود محروم نخواهند ساخت .
آنچه در این میان به طور قطع و یقین با اولیات شریعت، اندیشه حاکم برانقلاب اسلامی ، خط ماندگار حضرت امام (قده) و زلال و لباب افکار و رهنمودهای حضرت آیه الله خامنه ای (لازال مویدا بروح القدس) مغایرت دارد و هیچ شریعت خواه ولایتمدار و وطن دوستی ، بر آن صحه نمی گذارد ، بلکه اورا هم شرمگین و هم آزرده خاطر می سازد.
نگارنده در مورد چرایی و کیفیت این اقدام در پاسخ به سئوال های بسیاری عاجز مانده، مثلا در شگفت است که این خبر  اگر از سوی « دفتر » جناب آقای مصباح ، آن هم به این صورت و با این ادبیات  تکذیب نمی شد ، چه ثلمه خطرناکی به شریعت وارد می شد ؟
به راستی جناب آقای مصباح با این تکذیب متهورانه که «دیدار من با رفسنجانی کذب محض است ، با هاشمی اختلاف داریم» قصد دفاع جانانه از چه اصلی از اصول اسلام عزیز را داشته اند ؟ و اگر خدای نکرده این خبر چنین با سرعت و شدت و حدت تکذیب نمی شد ، بایستی منتظر چه فاجعه ای در ام القری جهان اسلام می بودیم  ، و برچه انحراف خطرناک و بدعت وحشتناکی در اصول دیانت و فروع شریعت چشم می پوشاندیم ؟
مخفی نماند که:  نگارنده انتقادهای فراوانی را متوجه آقای هاشمی رفسنجانی می داند، اما بر این باور است که هیچ صاحب انصاف اندکی «هاشمی» را چنین تنزل نمی دهد ، یا او را سزاوار یکسان انگاری با پاره ای افراد  نمی داند ، چه رسد به آنکه با جناب آقای مصباح در چنین خود بزرگ بینی شگفت آور و نامعقولی هم داستان شود و هاشمی را آن قدر تنزل دهد که خبر «ملاقات آقای هاشمی  با جناب اقای مصباح» را آن هم  از سوی یکی از افراد موسسه و دفتر آقای مصباح قابل تکذیب بداند.

* مهدی حیطه ای

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

افروغ در خصوص نامه خانم رجبي گفت: من معتقد به نقد هستم و شايد بتوان گفت يكي از كساني هستم كه تلاش كرده‌ام نقد را در دوران جديد تئوريزه كنم، اما بين نقد و به‌كارگيري الفاظ غيراخلاقي و غيرروشمند تفاوت قائل هستيمعماد افروغ در جمع خبرنگاران تصريح كرد: نقد را در جمهوري اسلامي مطرح مي‌كنيم و جمهوري اسلامي ايران يك حكومت اخلاقي است و كاملا بايد از عبارات اخلاقي استفاده كرد و اصطلاحات و عباراتي كه به كار گرفته مي‌شود بايد اخلاقي باشد، ولي اين بدان معنا نيست وقتي قرار است از مفاهيم اخلاقي استفاده شود، نقد نكنيم. وي تأكيد كرد: در جمهوري اسلامي نقد مضاعف است هم ناظر بر مقبوليت است هم ناظر به حقانيت؛ و نقد در جمهوري اسلامي ايران بر خلاف نقد در كشورهاي اروپايي، دو لايه است. نماينده تهران با بيان اين‌كه از نقد درون گفتماني و از سعه صدر و تحمل و مدارا مي‌گوييم و نقد مي‌كنيم كه بعضا سعه صدر لازم وجود ندارد، تصريح كرد: عبارات قابل دفاعي در نامه خانم رجبي مشاهده نكردم، حداقل اين‌كه برخي عبارات قابل دفاع نبود. به گفته‌ي وي، اين نوع عبارات تأثير عكس دارد و نقض غرض است و باعث شهرت افراد مي‌شود تا نقض افراد؛ و اگر قرار است چهره‌اي را برملا كنيم و پرده‌اي را كنار زنيم اين كار نتيجه عكس مي‌دهد و تاكنون نيز ثابت شده است. وي تأكيد كرد: نقد بايد عالمانه، اخلاقي و متناسب با موازين انقلابي و جمهوري اسلامي ايران باشد. رييس كميسيون فرهنگي در پاسخ به اين‌كه آيا اين نامه پيگيري حقوقي نيز دارد؟ گفت: بنده شخصا، معتقد هستم اين نقدها را اجتماعي كنيد. پاي قوه قضاييه را وسط نكشيد. همانطور كه در نقد نامه آقاي الهام گفتم حتي نظامي كه سعه صدر دارد از افترا و تخطئه نيز بايد استفاده كند چون اينها مي‌توانند موجبات رشد نظام باشند. وي تصريح كرد: من به بحث‌هاي حقوقي و قضايي كاري ندارم. ولي اگر قرار است نامه آقاي الهام اثر حقوقي داشته باشد، نامه خانم رجبي نيز مي‌شود پيگرد و اثر حقوقي داشته باشد، ولي من توصيه نمي‌كنم و معتقدم بايد به اين مسائل نگاه فرهنگي و اجتماعي داشت. افروغ خاطرنشان كرد: توصيه كنيم كه خانم رجبي از اين عبارات استفاده نكند و ما پيگيري حقوقي آنان را نيز توصيه نمي‌كنيم و انشاءالله كه نقد با ادبيات عالمانه و اخلاقي عرضه شود. افروغ با اشاره به ديدار روز گذشته كميسيون فرهنگي با مقام معظم رهبري گفت: در اين ديدار گزارشي از طرح‌ها و لوايح را خدمت ايشان ارائه داديم و يكسري رهنمود از ايشان كسب كرديم. رييس كميته فرهنگي فراكسيون اصولگرايان مجلس با تأكيد بر اين‌كه چالشها را با ايشان در ميان گذاشتيم، تصريح كرد: ايشان رهنمودهاي لازم را دادند و قرار شد در جلسه كميسيون فرهنگي فرمايشات مقام معظم رهبري را جمع‌بندي كنيم. وي ادامه داد: مقام معظم رهبري كاملا در جريان فعاليت‌هاي ما بودند و اين سرمايه و اندوخته مباركي براي ما بود، و توشه‌اي شد براي ادامه كار و فعاليت ما. افروغ تصريح كرد: ما مسائل خود را اولويت‌بندي كرده بوديم كه مي‌خواستيم نظرات ايشان را نيز نسبت به آن داشته باشيم كه ايشان اين موضوع را به خود كميسيون محول كردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

• رضا علوي

«به كجا مي رويم؟»

بدون ترديد در جمهوري اسلامي ايران و در سايه دولتي كه محوري‌ترين شعارش را "مهرورزي به بندگان خدا" ناميده، اگر كسي مي‌خواست طوق اتهام و ناسزاگويي را بر گردن خود آويزد و با چنگ زدن به چهره رؤساي جمهور پيشين، كوتولگي سياسي خود را با عباراتي سخيف و مشمئزكننده به اثبات برساند، هيچ كس به پاي فاطمه رجبي همسر رئيس دفتر رياست جمهوري نمي‌رسيد. عجيب آنجاست كه در مقدمه مجموعه «احمدي‌نژاد معجزه هزاره سوم»، ایشان ناخودآگاه به اين واقعيت اعتراف كرده كه هيچ كس از عوامل تهيه كتاب مذكور حاضر نشده‌اند نام آنها در اين اثر بديع برده شود! از اين جهت دست‌كم بايد خانم رجبی به وجدان بيدار و آگاه اين افراد غبطه بخورد كه حاضر نشدند شرافت انساني خود را به مسلخ‌گاه تازه به دوران رسيده‌هايي ببرند كه زبح وجدان انساني براي آن‌ها در سايه دولت مهرورزي ظاهراً امري متعارف و اخلاق‌گونه تلقي مي‌شود! شايد اين قسمت از نوشته، الهام كنندگان «معجزه هزاره سوم» را برآن دارد كه در چاپ‌هاي بعدي با خلق اسامي جعلي، اين عيب بزرگ را ماله‌كشي كنند اما مهم نيست. در يك نگاه سطحي به مندرجات «معجزه هزاره سوم» آنچه كه بيش از همه چيز جلوه‌گري مي‌كند ناظر بر اين است كه هست و نيست نظام جمهوري اسلامي ايران زير سؤال رفته تا شخص آقاي احمدي‌نژاد مطرح شود. واقعاً اگر غير از اين است دليل ناسزاگويي و ايراد اتهام به دولتمردان گذشته كشور و كليه رقباي انتخاباتي احمدي‌نژاد از هاشمي، كروبي و معين گرفته تا قاليباف، محسن رضايي و لاريجاني چيست؟! در اين مجموعه به جز شوراي نگهبان، تمام دستگاه‌هاي مختلف كشور اعم از صدا و سيما و مجلس هفتم تا نهادهاي عالي حكومتي و زعماي جامعه مدرسين و جامعه روحانيت به دليل آنچه تلويحاً در اين كتاب آمده، يعني «بي‌توجهي به احمدي‌نژاد» با ادبياتي ناموزون و تحريف شده زير علامت سؤال قرار گرفته‌اند! البته وصف حال فردي كه هنوز تاريخ تجديدنظر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را به بركت داشتن همسري حقوق‌دان كه سال‌ها سخنگو و عضو شوراي نگهبان بوده، نمي‌داند و براي دوخت و دوز مطالب خود مجبور شده، سال 1368 را تحريف تاريخي نمايد و حتي با جعل چند ميليون آراي سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور محبوب سابق كشور، رأي قاطع ملت به وي را «آراي اموات» خطاب كند و در سوي ديگر نيز با جعل بيش از يك ميليون آراي هاشمي رفسنجاني در مرحله نخست انتخابات نهم رياست جمهوري، عمق كينه خود را حتي در مواجهه با واقعيتها نتواند كتمان كند، جايي ديگر براي سخن باقي نمي‌ماند و بهترين پاسخ را شايد بتوان در كلام عرب جستجو كرد. آنجا كه مي‌گويد:«الباطلٌ يَموتِ بموتِ ذكر». با اين حال اين مسئله مانع از آن نخواهد بود كه به اين واقعيت اشاره نشود كه امروز در سايه سكوت نهادهاي قانوني و شايد در سايه مهرورزي دولت، بي پروايي همسر سخنگوي دولت به جايي رسيده كه اخیرا با زشت‌ترين كلمات، مقامات عالي نظام را مورد هتك حرمت قرار مي دهد و حتي در جديدترين افاضات خود، خواستار خلع لباس خاتمي شده است! متاسفانه ابراز اين مطالب در حالي صورت مي‌گيرد كه مقام معظم رهبري در ديدار اخير خود با نمايندگان مجلس خبرگان رهبري، صريحا در خصوص تخريب شخصيتهاي نظام موضع گرفتند. اما گويا اين جماعت خود را از شمول اين سخنان به كلي خارج فرض نموده‌اند كه استمرار آن را با شدتي به مراتب بيشتر در دستور كار قرار داده‌اند. با پوزش فراوان از كليه كساني كه ناجوانمردانه در مجموعه "معجزه هزاره سوم" مورد هتك‌حرمت واقع شده‌اند، ناچاريم خلاصه‌اي مستند از اين كتاب را كه با روح صريح قانون اساسي، اخلاق و شريعت محمدي(ص) ناسازگار است، بازخواني نماييم تا «سيه روی شود هر كه در او غش باشد.»

 "در يك واقعيت عيني پديده احمدي‌نژاد هزاره سوم را غافلگير كرد!" (ص 9)

 "انتخابات نهم منجر به انقراض سلطنت در قوه اجراييه شد!" (ص 12)

 "انتخاب و راه‌يابي چهره‌هاي ناصالح به مجلس خبرگان قانون اساسي اولين ظهور و معايب دمكراسي بود!" (ص18)

 "تضعيف و حذف تدريجي مباني فكري و شيوه عالي حضرت امام نتيجه 16 سال عملكرد خاتمي و هاشمي!" (ص19)

 "مجلس سوم در كارنامه خود مصوباتي چون ايجاد مدارس غيرانتفاعي، مناطق آزاد، وام خارجي و ... را ثبت كرد؟"!(ص30)

 "در مجلس پنجم (كه رياست آن با ناطق نوري بود) براي نخستين بار موج ارزش ستيزي و دين‌زدايي به راه افتاد و در زمان حيات آن، خاتمي با هزينه بالاي اقتصادي و سياسي كارگزاران رئيس جمهور شد! (ص31)

 موضع‌گيري‌هاي دين‌ستيز فائزه هاشمي بارها موجب راهپيمايي مردم شد" (ص31)

 "يكي از علل عدم اعتماد مردم به سلامت انتخابات مجلس ششم حضور چهره‌هاي سرشناس چون دكتر احمدي‌نژاد و دكتر الهام و مهندس جهرمي و .. در فهرست جناح مقابل اصلاح‌طلبان بود!" (ص 32)

 "مردم براي انتخاب نخستين رئيس جمهور كشور ناباورانه با ده‌ها نامزد طالب قدرت رويارو شدند كه از حيث تفكر و گرايشات سياسي و انتخاب شيوه‌هاي غربي تفاوتي با هم نداشتند. اين افراد عبارت بودند از حسن حبيبي، بني‌صدر، صادق طباطبايي و ..." (ص 34)

 "نامزدهاي رقيب شهيد رجايي، اعضاي شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي بودند. (اعضاي اين حزب شهيد بهشتي، آيت‌الله خامنه‌اي، هاشمي رفسنجاني، شهيد باهنر، ... بودند) (ص40)

 "در سومين دوره انتخابات رياست جمهوري، حزب جمهوري اسلامي و همسويان، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را نامزد كردند."(ص 42)

• "انتخاب اصلح براي ملت پيش از برگزاري انتخابات سومين دوره رياست جمهوري مشخص شده بود و آيت‌الله مهدوي كني نامزد رقيب مقام معظم رهبري هنگام انداختن راي به صندوق در پاسخ به خبرنگار تلويزيون كه خواهان معرفي نامزد انتخاباتي ايشان شده بود گفت: معلوم است «آقاي خامنه‌اي‌»"(ص43) • "در شرايط پنجمين انتخابات وضع كاملاً دگرگون شد. بازماندگان شهدا و اسرا و جانبازان و خسارت‌ديدگان، ويراني‌هاي برجامانده از جنگ كه باري مضاعف براي مسايل جاري كشور بود و ... ضرورت وجود رئيس جمهور آشنا به مسايل جنگ(!) را ايجاب مي‌كرد. با ورود هاشمي رفسنجاني به عرصه انتخابات، كاملاً محسوس بود كه منتخب مردم كسي جز او نمي‌تواند باشد." (ص 45) • "رقيب هاشمي در انتخابات پنجم دكتر شيباني بود. نحوه ورود وي در اين انتخابات مانند ديگر دوره‌هاي رياست جمهوري براي همگان روشن ساخت كه وي با هدف خاصي به ميدان مي‌آيد كه همان پيش‌گيري از انتخابات تك نامزدي است!"(ص 46) • "در ششمين انتخابات همانگونه كه تصور مي‌شد هاشمي رفسنجاني در ميدان سياست باقي ماند. مهم‌ترين چرخش‌ هاشمي رفسنجاني در اصول رويكرد به « خردرايي» و جايگزيني آن به جاي «دين مداري» بود. در ديپلماسي خارجي اصل نه شرقي و نه غربي به مصلحت‌گرايي تبديل شد. فرهگ انقلابي و بسيجي كه آموزه امام بود به اضمحلال رفت، تغيير فاحش ديپلماسي خارجي از اقتدار و عزت‌طلبي به عقب‌نشيني، تسليم و پذيرش مصلحت‌گرايانه و پي در پي، آقاي هاشمي و كارگزاران حكومتي تحت عنوان خردگرايي، گذشته تابناك انقلاب و انديشه امام را مورد تهاجم علمي و نظري قرار دادند. بي‌بند و باري و اباحه‌گري اخلاقي و سياسي در سياستگذاري‌هاي دولت بازتاب‌هاي بارز دوران سازندگي است."ص47 • "در بررسي اجمالي ايران در دوران سازندگي ارزيابي يك پژوهشگر چنين است: جمهوري اسلامي ايران تحت مديريت رييس جمهور هاشمي رفسنجاني به تلاش براي جستجوي گزينه هاي راديكال در راهبردهاي توسعه اقتصادي پايان داده ...... سياستهاي جديد بر آن بود تا روش توده گرايي دهه 1980 را كنار گذاشته و همگرايي مستحكم تري را در سيستم اقتصاد سرمايه داري جهان پيدا كند". ص 48 و49 • "بانك جهاني و صندوق بين‌المللي پول دراين دوران (سازندگي) مسير نفوذ آنها به نظام اسلامي را بازگشايي كرد. وام گرفتن و كمك خواستن از اين دو منبع مالي سلطه‌گر نتيجه ... سيطره گام به گام بر عرصه‌هاي مختلف .... را نويد مي‌داد. آيا بازسازي جنگ........ ارزش آن را داشت كه چنين بهايي ....... پرداخت شود؟" (ص 50) • "در دوره دوم هاشمي رفسنجاني با رقيباني چون احمد توكلي و ... به صحنه آمد. خاطره ملت از او (احمد توكلي) به ويژه كارگزاران در ديدگاه حمايت از سرمايه‌داري وي خلاصه مي‌شد. پس از وزارت او در گردانندگي روزنامه رسالت وابستگي يا همسويي فكري و سياسي خود را به جناحي خاص آشكار كرد. سپس با گرفتن بورسيه تحصيلي در دوران نخست رياست جمهوري هاشمي، براي ادامه تحصيل عازم انگلستان شد." (ص 51) • "احمد توكلي از نسل انقلاب، زندان كشيده بود. اما چرخش ديدگاه اقتصادي وي اطمينان به ثبات نظر او را در عرصه‌هاي مختلف، براي آگاهان خدشه‌دار ساخته بود."(ص 52) • "به طور كلي چهار سال دوم رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني اجراي برنامه توسعه بود... مي‌توان دگرگوني فرهنگي را كه در پروژه عقلانيت يا خردگرايي ترويج و عمل مي‌شد، بزرگ‌ترين عامل فاجعه يا گسست تقريبي مردم از دولت برشمرد. "(ص 54) • "انتخاب ششم، محمد خاتمي نامزد طيف غرب‌زدگان و روشنفكراني بود كه اساس تفكر اسلام ناب محمدي (ص) را به چالش كشيده بودند" .(ص 56) • "به طور كلي عوامل مهم پيروزي خاتمي را مي‌توان در نكات ذيل ديد: عدم حضور يك وزنه سياسي معتبر و غيرجناحي در صحنه، عوام فريبي، تبليغاتي ساده زيستي و نشان دادن چهره دور از نخوت و تكبر از خاتمي و اميددهي به مردم نسبت به استمرار آن در حاكميت، ناآشنايي ملت نسبت به ديدگاه‌هاي سياسي و اقتصادي خاتمي و عدم شناخت مديريت وي در گذشته" (ص 8-57) • "در انتخابات هشتم رياست جمهوري همه ده نامزد با صرف مبالغ هنگفتي ديوانه‌وار تبليغ مي‌كردند." (احمد توكلي، شمخاني، جاسبي، كاشاني، غفوري‌فرد، رضوي، صدر، فلاحيان و هاشمي طبا و خاتمي، ده نامزد انتخاباتي بودند) (ص 60) • "در اين دوره «نبود پيام اسلام‌خواهي و فقدان راهكار جدي و بنيادين عدالت طلبي در برنامه‌ها و شعارهاي توكلي براي مردم اميدواري عملي به همراه نداشت."(ص 61) • "مردم تجربه چهارسال اول رياست جمهوري خاتمي را با ثمرات زيانبار آن تحمل كردند. دين‌ستيزي، حاكميت تبارگرايي و خويشاوندسالاري، حيف و ميل بي حد و حصر بيت‌المال، افزايش بي‌رويه سفرهاي خارجي دولتمردان، حاكميت بلامنازع حزبي در ادارات و ..." (ص 62) • "ترويج اين فريب كه دست‌هايي نمي‌گذارند كار انجام بشود، بدون آن كه هرگز به صاحبان آن دست‌ها حتي اشاره شود (از جمله دلايل پيروزي مجدد خاتمي بود)" (ص 63) • "بت‌سازي از خاتمي به عنوان چهره‌اي انديشه‌گر و سياستمدار در سطح جهاني و اميدواري ملت به توانمندي‌هاي او در آينده‌اي موهوم مثل طرح بي‌محتواي گفت‌وگوي تمدن‌ها كه .... محملي براي توجيه سير ذلت و عقب‌نشيني از منافع و مصالح ملي در عرصه سياست خارجي گرديد." (ص 64) • "بسياري از صاحب‌نظران آزادانديش طرح گفت‌وگوي تمدن‌هاي خاتمي را تقليد و رونويسي از طرح گفت‌وگوي فرهنگ‌ها فرح ديبا را دانستند." • "آراي 22 ميليوني خاتمي، اعلام چهار ميليون افزايش نسبت به دوره قبل بود كه دستاويز بيشتر اصلاح‌طلبان بود!" (ص 65) • "بنابر اين بايد پرسيد آراي 22 ميليوني خاتمي در دوره دوم چگونه به دست آمد؟... در آخرين هفته مانده به انتخابات، رئيس سازمان ثبت و احوال كشور در مصاحبه‌اي نسبت به وجود پنج ميليون شناسنامه اموات در دست مردم هشدار داد." (ص 66) • "محمدرضا خاتمي برادر رئيس جمهور پيش از انتخابات هشتم اعلام كرده بود، محمد خاتمي بايد با 22 ميليون رأي پيروز شود." (ص 66) • "حذف نام خالد استانبولي يكي از اقدامات ضدانقلابي و ارزش‌ستيز اين شورا بود. (در حالي كه ....)" (ص 68) • "بيدادي كه حجاريان عليه دين و فرهنگ ملت برپا كرد به ترور او منجر شد. اين كار با تمام فضاسازي و تشنج‌آفريني و تخريب‌گري دولتيان كه در رأس آنها شخص رئيس جمهوري خاتمي قرار داشت، كمترين واكنش ........... را درپي نداشت." (ص 69) • "نبود ابزار نظارتي در انتخابات (دور دوم شوراها) پليدترين عناصر فكري و سياسي را در فهرست گروه‌هاي مذكور جاي داد از عنصري چون تاج‌زاده و ...، كرباسچي و ... سران نهضت آزادي." (ص 70) • "عملكرد دكتر احمدي‌نژاد در دو سال شهرداري تهران، وي را نهاد اصول‌گرايي محض معرفي نمود... به اين جهت بود كه احمدي‌نژاد اسطوره احياي فرهنگ انقلاب اسلامي پس از دو دهه حذف آن از حيطه دولت و روند دولتمردان بود."(ص 73) • "واقعيت آن است كه مردم بيشتر اسامي موجود در ليست مجلس هفتم را نمي‌شناختند و از ماهيت فكري و نگرش سياسي آنها اطلاع دقيقي نداشتند.... محمدرضا باهنر نايب رئيس مجلس در ايام انتخابات رياست جمهوري به پرسش‌هاي بي‌شماري درباره كنار نهادن دكتر احمدي‌نژاد از سوي شوراي هماهنگي چنين پاسخ داد: «واقعيت آن است كه 90 درصد موفقيت آبادگران در انتخابات مجلس هفتم، مديون شخص دكتر احمدي‌نژاد است. با اين وجود نامزد براي رياست جمهوري دكتر لاريجاني است؟!»(ص 74) • "بنابراين مجلس هفتم در برابر چشمان حيرت‌زده اصلاح‌طلبان و حاميان خارجي آنها، با اصول‌گرايان شكل گرفت. اما آيا در عمل اين مجلس طريق اصول‌گرايي را پيمود؟ ... اينها پرسش‌هايي است كه در آراي ملت به مجلس هشتم پاسخ داده خواهد شد. گرچه عدم رويكرد مردم به نامزدهاي مورد حمايت گروه‌هاي مجلس در انتخابات رياست جمهوري بزرگ‌ترين پاسخ صريح و شفاف بود."(ص 74) • "رويكرد دين‌گرايانه خاتمي در سال‌هاي پاياني از راه‌كارهايي بود كه واكنش ناباورانه مردم را درپي داشت." • "در اين دوره انتخابات..... وعده‌هايي چون استمرار توسعه اقتصادي... تسليم‌پذيري ديپلماتيك در سطح بين‌الملل و اجراي تعهدات زورمدارانه غربي كم و بيش از سوي همه نامزدها (مطرح) مي‌شد." (ص 78) • ورود قاليباف به ضد انتخابات يكي از دو مساله بود كه چالش‌هاي بسياري را موجب شد... پيش‌تر محسن رضايي و علي شمخاني با حضور در انتخابات مجلس شوراي اسلامي و رياست مجلس هشتم مرزشكني كرده بودند. محسن رضايي بهاي گزاف استعفا از سپاه پاسداران را هم پرداخته بود اما علي شمخاني از پرداخت چنين هزينه‌اي جان سالم به در برده بود؟!" (ص 83) • "اقداماتي كه با فرماندهي قاليباف در نيروي انتظامي انجام گرفته بود... ابزارهاي مديريت و توانمندي او شد. اما آيا رجل سياسي بودن و اشراف به ديگر سياست‌هاي مديريت كشور، همين ابزارها را نياز داشت؟" (ص 83) • "قاليباف با استعفاي كامل از سپاه پاسداران قاطعانه خود را مهياي گرفتن پست رياست جمهوري كرد. اين كار گرچه اجراي قانون بود ولي از ديد افكار عمومي و از منظر شاخص‌هاي ارزشي مردم نامطلوب تلقي گرديد." (ص 84) • "اما پاسخ هواداران قاليباف فاقد پشتوانه فكري و يا حقوقي قوي بود. اين گروه تلاش مي‌كردند با بزرگ‌نمايي اقدامات قاليباف در نيروي انتظامي، يك شبه از او سياست‌مداري مدير و خلاق بيافرينند. به هر حال قاليباف نيز از سوي شوراي نگهبان تاييد شده ولي اين بحث در اذهان مردم باقي ماند..." (ص 84) • "ستاد حاميان قاليباف با بهره‌گيري از ابزارهاي مخرب سعي مي‌كرد تا صلاحيت سياسي نامزد خود را حتي بالاتر از تاييد شوراي نگهبان معرفي كرد." (ص 85) • "با اين كه قاليباف نهايتاً در شوراي نگهبان تأييد صلاحيت شد، اما اين پرسش سرنوشت‌ساز هم‌چنان باقي ماند كه آيا مصلحت‌سنجي‌هاي مقطعي معضل‌ساز آينده نخواهد بود؟" (ص 85) • "مسأله ديگر عدم تأييد صلاحيت معين بود... حداقل انتظار مردم اين بود كه معين با دفاع سرسخت از روابط با آمريكا و محكوم نمودن ملت به جرم دفاع از حق انرژي هسته‌اي و سردادن شعارهاي سلطنت‌طلبانه رد صلاحيت شود... اما حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي با نگاشتن نامه‌اي به محضر مقام معظم رهبري، تأييد صلاحيت برخي از رد صلاحيت‌شدگان را درخواست نمود. پاسخ مقام معظم رهبري تجديدنظر شوراي نگهبان را نسبت به تأييد صلاحيت معين و مهرعليزاده اعلام داشت. "(ص 86) • "واقعيت آن بود كه بسياري از نامزدها و طيف‌هاي حامي آن‌ها، حملات گسترده‌اي به دوران توسعه مي‌نمودند. استدلال‌هاي آنها پيرامون زيان‌هاي اساسي اين دوران به كشور و ملت مورد تأييد مردم بود. "(ص 88) • "به طور قطع انتخابات نهم به لحاظ عدم سلامت فضا و شرايط سياسي در تاريخ انقلاب اسلامي بي‌سابقه بوده است." (ص 90) • "واژه عقلانيت يا خردگرايي يكي از شعارهاي دوران سازندگي بود." (ص 92) • "از آفت‌هاي اين دوره، ترويج خردگرايي به گونه‌اي بود كه گويي در حاكميت جمهوري اسلامي هرگز عقلانيت ظهور و بروز نداشته است. "(ص 92) • "آنان با تكرار مكرر مديريت خردمندانه، برنامه‌هاي عقلاني، مواضع مبتني بر خردورزي اهداف خاتمي را دنبال مي‌كردند."(ص93) • "واقعيت اين‌گونه بود كه اصلاح‌طلبي به سردمداري محمد خاتمي از آزادي عليه دين و شريعت و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي‌، يك چماق ساخت و آن را مكرر بر فرق ملت فرود آورد."(ص 95) • "ميزان انطباق سازگاري و همگرايي آزادي اصلاح‌طلبانه با دين، شريعت و ارزش‌ها در تبيين آشكار شخص خاتمي آشكار شد، آنگاه كه فرياد برآورد: «اگر دين در مقابل آزادي بايستد درهم خواهد شكست نيز اگر عدالت هم در برابر آزادي ايستادگي كند درهم شكسته خواهد شد. همانگونه كه در مشروطه چنين شد.» در چهار سال اول حاكميت اصلاح‌طلبي خاتمي پيشگام اين نوع آزادي بود." (6-95) • "هاشمي رفسنجاني در وعده انتخاباتي خود درباره آزادي اين‌گونه گفت: «بايد اسلام واقعي را به مردم معرفي كنيم. سخت‌گيري در مسايل فرهنگي، پاسخگو نيست و جامعه را از درون منفجر مي‌كند. من سخت‌گيري در مسايل فرهنگي و اجتماعي را نمي‌پسندم." (ص96) • "واژه ديگري كه در انتخابات نهم در كنار آزادي و دمكراسي كاربرد نمادين داشت حقوق بشر بود. اين واژه بدون هيچ‌ توجيه و پوشش، پذيرش سلطه غرب را آشكار در تهاجم بنيادين فرهنگي تأييد مي‌كرد." (ص 101) • "خاتمي بارها اعلام داشت كه در حضور او شعر مرگ بر آمريكا سر داده نشود! اين دستور در هشت سال حاكميت او اجرا شد!" (ص 103) • "آغاز خدشه در ديپلماسي الهي امام(ره) پيرامون آمريكا مانند ديگر مسايل به دوران سازندگي باز مي‌گردد. هاشمي رفسنجاني سال‌ها پيش از ارتباط با آمريكا استقبال كرد و قطع آن را عاقلانه ندانسته بود." (ص 104) • "محسن رضايي كه در جنگ تحميلي هشت ساله فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را عهده‌دار بود، در فيلم تبليغاتي خود وحشت از آمريكا را با اين جمله اظهار كرد كه: «آمريكا پدر درمي‌آورد»"(ص106) • "اما احمدي‌نژاد در همه جا يك اصول‌گراي ثابت قدم بود."(ص 106) • "زن و جوان به عنوان ابزار پيشبرد اهداف سياسي از دوران سازندگي به صحنه آورده شدند."(ص110 ) • "مهدي كروبي خيلي آسان و دور از هر تأمل و تعمق اعلام كرد: «كلمه رجال سياسي در قانون اساسي به معناي مرد نيست. بلكه شامل زنان نيز مي‌شود. براين اساس من معتقدم نامزدي زنان براي انتخابات رياست جمهوري هيچ ايرادي ندارد.» "(ص 111) • "هاشمي رفسنجاني به پرسش خبرگزاري فرانسه درباره اين كه آيا شما موافق رياست جمهوري زنان هستيد، پاسخ داد: «از نظر شرعي مخالفتي ندارم. ضمن اين كه معتقدم منظور از رجل مرتبت و جايگاه است و صرفاَ مربوط به جنسيت نمي‌شود.»" (ص 111) • "او (هاشمي) در پاسخ ديگر خود درخصوص حضور زنان در كابينه آتي‌اش گفت: «بله كساني هستند كه قابليت اين كار را دارند.»" (ص 111) • "محسن رضايي.... اعلام نمود كه وزير خارجه‌اي از ميان زنان انتخاب خواهد كرد تا در مقابل خانم رايس وزير خارجه قرار گيرد و وي هم دو وزارت‌خانه و يك معاون رئيس جمهور را هم براي زنان كنار گذاشته بود!!"(ص112) • "علي لاريجاني به عنوان يك روشنفكر تمام عيار... در فيلم تبليغاتي خود گام تندتر برداشت و از شيرين عبادي به عنوان برنده جايزه نوبل نام برد و او را ستود." (ص 112) • "در اين ميان احمدي‌نژاد همچنان بنيان‌هاي سياسي فكري خود را پاس مي‌داشت و نسبت به اين شعارهاي ابزاري بي‌تفاوت بود."(ص 113)• "ثبات نظر و قدم و ... عدم استفاده ابزاري از موضوعات و مسايل و بنيان‌ها در تبليغات، ويژگي منحصر به فرد دكتر احمدي‌نژاد بود. شيرين عبادي به عنوان يك اصلاح‌طلب اينچنين به اين پديده شگفت اعتراف مي‌كند: «احمدي‌نژاد تنها كانديدايي بود كه حرف خود را عوض نكرد.»" (ص113) • "در گفتمان اصلاح‌طلبي اساس جمهوري اسلامي به خطر افتاد. جداسازي جمهوريت از اسلاميت و لزوم حفظ جمهوريت نظام از ساز و كارهاي فريبكارانه در اين گفتمان به شمار مي‌رود" (ص 114) • "دكتر احمدي‌نژاد يكي از اعضاي مؤسس جامعه اسلامي مهندسين بود و عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران بود. ولي اراده الهي در اين انتخابات چنين رقم خورد كه هر دو تشكل از نامزدهاي ديگر حمايت كنند." (ص 120) • "شوراي هماهنگي متشكل از نام گروه‌هاي مخالف اصلاح‌طلبان بود. اين شورا در همايش بيست و هشتم خود نامزدهايي را معرفي كرد كه نام احمدي‌نژاد در ميان آنها وجود نداشت. "(ص 120) • "آبادگران شوراي شهر در حركتي مستقل از نامزدي احمدي‌نژاد حمايت كردند... اما اعلام آنها با جبهه‌گيري، پرخاشگري و حمله تمام عيار جناح راست مواجه شد. مريم بهروزي و منيره نوبخت! لحني تندتر از ديگران سخني گفتند... آبادگران مجلس نيز از اين حمايت اظهار برائت كردند!! "(ص 120) • "آبادگران مجلس هم كه اميد قطعي به پيروزي قاليباف داشتند حاميان جدي و پرتلاش او شدند. به اين ترتيب دو گروه فوق يا چرخش بنيادين، اصول و معيارهاي خود را به نمايش گذاردند." (ص 121) • "افكار عمومي به روشني شاهد آن بود كه افرادي چون دكتر توكلي با شعارهاي تند عدالتخواهي و انتقاد و اعتراض و حمله به حيف و ميل ... نامزدي چون قاليباف را برگزيده‌اند" (ص 122)

• "پرسش بنيادين و تاثيرگذار مردم اين بود كه چگونه ايثارگران و آبادگران و اشخاصي مانند دكتر توكلي در مورد محتوا، شيوه و هزينه سرسام‌آور تبليغاتي نه تنها به قاليباف اعتراض ندارند، بلكه او را مورد حمايت همه‌جانبه خود قرار دادند." (ص 122)

• "در اين ميان راهكار جامعه مدرسين دور از انتظار مردم بود. اميد آن بود ..... اميد آن بود كه جامعه مدرسين و جامعه روحانيت به دعوت مردم براي مشاركت در انتخابات بسنده كنند اما اين اميد نقش بر آب شد." (ص 123).

• "پنج ميليون آراي هاشمي [به استناد نتايج نهايي انتخابات، ‌‌‌‌‌‌آراي هاشمي در دوره اول انتخابات نهم 6000159 راي و آراي احمدي نژاد 5071354 راي بود.] ثمره امتيازات و امكانات بي نظير او بود". (ص124) • ناخرسندي شديد و مبنايي مردم نسبت به عملكرد ده ساله وي بر رسانه ملي ....... تفاوت يا تعارض نگاه لاريجاني با مردم را در فرهنگ سازي تبيين مي كرد".(ص126) • "آبادگران مجلس هم كه در دور نخست در كنار ايثارگران بودند به سرعت تغيير جهت دادند ...... توكلي ، عماد افروغ،نادران،خوش چهره، دهقان و ..... نامزد دوره دوم خود را دكتر احمدي نژاد دانستند". (ص 129) • "بدين ترتيب پرسشي كه ذهن تاريخ را همچنان به خود مشغول مي دارد آن است كه چگونه امتيازات و ويژگيهاي دكتر احمدي نژاد تا مرحله دوم بر آبادگران مجلس و جمعيت ايثارگران پنهان مانده بود"؟(ص131) • "باهنر كه به شدت از لاريجاني حمايت مي كرد پس از 28 خرداد به حمايت از (احمدي نژاد ) برخاست".(ص 131) • "با كمال تعجب پس از پيروزي دكتر احمدي نژاد ملت شاهد صف بندي مجلسيان در برابر او بود........ عماد افروغ نماينده اي از آبادگران مجلس و حامي سرسخت قاليباف با شيوه اي تند ...... به رييس جمهور حمله ور شد".(ص 149) • "حاجي بابايي نماينده همدان و عضو هيات رييسه مجلس ....... درباره پيشنهاد رييس جمهور درباره نام گذاري سالي به نام مهرورزي به بندگان خدا گفت: " .... اين پيشنهاد مي تواند مكمل پيشنهائ آقاي خاتمي در نام گذاري سال گفت و گوي تمدنها باشد. شايد به اندازه آن تاثيرگذار نباشد،اما بي تاثيرهم نيست".(ص150) • "پيش از آن دكتر حداد عادل در يك سخنراني به ميهمان نوازي از رييس جمهور پرداخت. او كه ميزبان نخستين حضور رييس جمهور در مجلس بود،با لحني تند "بايدها" و "نبايدهايي" را مطرح ساخت و خواستار عدم تغعيير مديران دوم خردادي شد! ريس مجلس در اين نطق گام بلندي هم برداشت و رييس جمهور را تهديد كرد كه اگر جنين كاري صورت بگيرد شخصا و همگام با مجلس در برابر او خواهد ايستاد". (ص151) • عدم راي اعتماد مجلس به چهار وزير احمدي نژاد استقبال مجلس از ريس جمهور بود151! • "موضع گيري برخي دانشگاهيان نمره منفي بزرگي براي آنها به جاي گذارد. بدين معني كه دكتر احمدي نژاد نماد كامل و برجسته اي از استاد فرهيخته و دانشمند بود ....... دانشگاهيان سياسي كار در راهكارهاي سياسي چنين نماد ويژه اي را ناديده گرفتند يا به معارضه با او برخاستند". (ص 155) • "تعدادي ديگر كه خود را اصول گرا مي دانستند با وجود چنين شخصيت برجسته اي گرد يك نظامي سياسي شده حلقه زدند و وجهه علمي خود را به پاي او ريختند".(156) • "در حمايت از هاشمي اطلاعيه هايي صادر شد كه افرادي چون حاتمي‌كيا و كمال تبريزي از امضا كنندگان مشهور آن بودند". (157) • "اشخاصي كه در اين بخش از آنان ياد مي شود به اين معنا نيست كه داراي ارزش و جايگاهي در خور توجه هستند. بلكه بسياري از آنها اصولا فاقد ارزش جايگاه مردمي ، سياسي يا ديني اند". [اين افراد عبارتند از: حجت الاسلام كروبي،آيت اله هاشمي رفسنجاني،آيت اله نورمفيدي،آيت اله طاهري اصفهاني،آيت اله اسداله بيات، آيت اله موسوي تبريزي،همسر شهيد رجايي.] (ص159) • "مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از رياست جمهوري احمدي نژاد به فكر تدوين آيين نامه جديد افتاد". [شايان ذكر است كه مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام در خصوص نظارت بر حسن اجراي سياستهاي كلي نظام در جلسه 21/3/84 مجمع يعني 15 روز قبل از مشخص شدن نتيجه انتخابات رياست جمهوري به تصويب رسيد و رهبر معظم انقلاب آن را در 20/6/84 به سران سه قوه ابلاغ كردند. ] • "اين مصوبه كه در هشت سال گذشته نيازي به تصويب آن ديده نشد و با پيروزي دكتر احمدي نژاد و تشكيل دولت اسلامي او تصويب و اجراي آن ضروري گرديد!. ...... اساسي ترين پرسش ملت اين بود كه احمدي نژاد به كدامين گناه بايد چنين مجازات مي‌شد؟" ص(170-171) • ".............. بدون پرداختن به محتواي (نامه همسر شهيد رجايي) اشاره مي شود كه همسر شهيد رجايي در سالهاي نخست رياست جمهوري محمد خاتمي در تاييد او سخني داشت كه تيتر برخي از روزنامه هاي دوم خردادي شد. اين سخن عبارت بود از " همان عشقي را كه به رجايي داشتم به سيد محمد خاتمي دارم".(ص177) • "صدا و سيما به عنوان تنها رسانه ملي در انتخابات نهم عملكردي ويژه داشت....... و به گونه هاي مختلف حضور احمدي نژاد را در انتخابات حضوري خطرناك منعكس مي كرد." (ص 179) • يكي از جنجالي ترين اقدامات صدا و سيما در مرحله نخست پخش پيوسته اخبار وزارت كشور به صورت زيرنويس و غيره بود ..... علت مهمي كه مهدي كروبي را در تهاجم به نظام اسلامي گستاخ تر كرد همين برخورد سوال برانگيز صدا و سيما در شمارش آرا بود".(ص180) • "نوشته ها و سرمقاله هاي شبهه‌ناك، روزنامه كيهان را هم در مسير مخالف احمدي نژاد قرار داد. شايد اين مخالفت روي مصلحت سنجي هاي سياسي بود كه همواره حق در ميدان آن به مسلخ مي رود". (ص185) • مشهور ترين شايعه از توافق حداد عادل با هاشمي خبر مي داد مبني بر اينكه اصول گرايان توكلي و احمدي نژاد را از صحنه خارج كنند و در مقابل هاشمي هم نيايد. شايعه اي كه احتمالا صحت و سقم آن به عنوان يكي از رازهاي انتخابات سال 84 باقي خواهد ماند".(215) • "كار به جايي رسيد كه مهندس چمران اعلام كرد: فشارهاي گسترده اي براي انصراف احمدي نژاد وارد مي شود . همه دوست دارند احمدي نژاد كنار برود ولي خودشان حاضر نيستند كنار بروند".(217) متاسفانه تطبيق واستناد به مطالب موهن و كذب اين كتاب به اندازه‌اي فراوان است كه ذكر همه آنها در اين مقال نمي گنجد. در پايان از آنجا كه عمده مطالب اين كتاب در خصوص زير سوال بردن دولت سازندگي و تخريب شخصيت روئساي جمهور پيشين كشور بوده، جا دارد به دو نكته در اين زمينه اشاره شود. • مقام معظم رهبري در تاريخ 27/12/1375 كه سال‌هاي آخر دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني بود، در بخشي از حكم انتصاب اعضاي جديد مجمع اعلام داشتند: «اكنون كه به حمدالله با حضور پرحماسه ملت عظيم الشان در همه ميدان‌هاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي و با همت بلند مسؤولان كشور در قواي سه‌گانه نظام مقدس جمهوري اسلامي از استوار و موفقيت و عزتي كه شايسته آن است برخوردار گرديده مقتضي است....» به اين ترتيب مشخص مي شود، ابراز اين جملات نظر صريح مقام معظم رهبري درخصوص وضعيت كشور در پايان سال 1375 بوده است كه صريحا با تمام مطالب اين كتاب منافات دارد. • توفيقات عظيم كشور در عرصه فناوريهاي پيشرفته، بدون ترديد مرهون تلاشهاي دولتهاي گذشته بوده و امروز دولت نهم برسر سفره‌اي نشسته است كه تمام تداركات آن از قبل مهيا شده بود. حضرت آيت الله خامنه‌اي در تاريخ 4/6/81 با تجليل از همت رئيس جمهور(خاتمي) براي تحقق اهداف نظام اسلامي ، دولتمردان و مسئولان اصلي كشور را افرادي مومن ، انقلابي و علاقمند به خدمت به مردم برشمردند و افزودند دولت آقاي خاتمي تلاشهاي فراوان و توفيقات زيادي داشته است. اما مردم از خيلي از آنها مطلع نيستند".

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 شهریور1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: