تبليغاتX
عدالتخواهان

سالها قبل ،وقتی در درس جامعه شناسی سیاسی ،دکتر بشیریه از بحرانهای جوامع مختلف صحبت می کرد، چندان متوجه مباحث مربوط به بحران انگیزه نمی شدم.به یمن سیاست های دولت نهم این قسمت از درس ها البته قدری با تاخیر کاملا برایم جا افتاد.امروزه روز هر چند سیاست های دولت، نگاه عوام محور دارد و بنای آنان بر اینست که مردم را با شعار و وعده و ترغیب و بسیج عمومی و خبرهای داغ و مهیج همواره آماده ودر صحنه نگه دارند و هر از چند گاه در یک استان مردم مشتاق وحاشیه نشین را راهی خیابانها کند و مانور قدرت دهد، ولی خواص و نخبگان جامعه عمدتا با بحران انگیزه مواجهند. و دولت نه فقط در ایجاد این بی انگیزگی موثر و دخیل است،بلکه برای بی انگیزه کردن اشخاص حقیقی و حقوقی خاص، مصر نیز می باشد.مثال در این زمینه فراوان است.از سیاست های دولت در قبال احزاب و گروههای سیاسی گرفته تا سازمانهای غیر دولتی تا نهادهای فرهنگی همچون حوزه نشر ومطبوعات و سینما تا حوزه ی اقتصادی تا ...این مقدمه را از این رو گفتم که بگویم به عنوان کسی که در کنار سایر فعالیت هایش به کار نشر نیز اهتمام داشته ، متاسفانه بعینه می بینم که دولتمردان "بی انگیزگی "را با" انگیزه ی" تمام به کام ناشران تزریق می کنند.وقتی که بعد از یک دوره ی 9 ماهه(از 12 بهمن سال گذشته) کتاب باغ فردوس مهاجرانی توسط بررسان غیر مجاز اعلام شد و نفری که می بایست دلیل آنرا اعلام نماید ،طی روزهای گذشته مفقود شده و در دسترس نمی باشد،این خبر را که ماهها قبل از کانال هایی درون وزارتخانه شنیدم که بر اساس بولتن منتشره در یکی از محافل خاص قرار نیست به کتابهای مهاجرانی مجوز چاپ داده شود،تایید شد.البته برای آنکه دوستان بررس تکلیف ما را زودتر روشن کنند کتاب بهشت خاکستری را هم برای تجدید چاپ هشتم به مامورین ارشاد تحویل دادیم تا ببینیم بعد از 7 چاپ کتاب در 3 سال گذشته برای چاپ هشتم آن چقدر ناشر را معطل می کنند.ضمن آنکه مشتاقانه منتظر نتیجه ی بررسی مجوزسایر کتابها هستیم.

جمیله کدیور

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

اکثر کسانی که در مورد انتشار نامه حضرت امام در مورد جنگ توسط آقای هاشمی رفسنجانی اظهار نظر کرده اند و عمدتاً از جناح محافظه کار بودند، بر محرمانه بودن و مصلحت نبودن انتشار آن پافشاری می کنند. در این میان آنچه که فراموش شده، دفاع از موضع امام است؛ همان امام بزرگواری که قرار است مبانی اندیشه ی او، محور اداره ی کشور باشد. اصولگرایان – این روزها – جوری حرف می زنند که انگاری از مواضع واقع بینانه ی امام در مسائل حساس شرمنده اند. از سوی دیگر آقای هاشمی رفسنجانی معتقد است این نامه محرمانه نبوده است. دفتر نشر آثار امام هم اعلام کرده است که این نامه دارای طبقه بندی رسمی محرمانه نبوده است. حالا که به هر دلیل نامه انتشار یافته است، مهم ترین فرصت برای دفاع و تشریح نظرات امام و انطباق آن با شرایط حساس فعلی است.

رسانه ها و روزنامه های محافظه کار، و نیز مرکز نشر آثار امام هم در این میان به جای دفاع از نظرات منطقی امام، از انتشار این نامه گلایه کرده اند. ای کاش وقتی نامه ی کاملاً محرمانه و سری امام خطاب به آیت الله منتظری که بعدها به نامه ی ۶/۱ معروف شد و همان روزها گفته شد از آن نامه یک نسخه وجود دارد که توسط پیک به آقای منتظری منتقل شده و دو روز بعد خود حضرت امام مصلحت دیدند متون آن را تعدیل نمایند منتشر شد، رسانه های محافظه کار و مرکز نشر آثار امام از انتشار آن اظهار تأسف می کردند.

ابطحی

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

انتشار نامه ی امام خمینی (ره) از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام, فارغ از تحلیل هایی که در باره ی آن نوشته یا گفته شده است. از جهات دیگری نیز قابل تامل است که به آن اشاره می کنیم.
بدون تردید نامه امام (ره) آن گونه که برخی در صدد القای آن هستند, جزو اسناد سری و محرمانه نبوده است, چرا که متن نامه قبلا در اختیار افراد متعدد و مسئولان دست چندم نظام قرار گرفته و حتی در  بخش اسناد کتاب خاطرات آقای منتظری و هم چنین در بسیاری از سایت های اینترنتی انتشار یافته است. علاوه بر این , انتشار این نامه بنابر آن چه متاسفانه آقای رئیس جمهور اعلام کرده اند, از روی بیت قوایی , خوخواهانه , به دور از تقوا و برای تلخ کردن کام ملت و ایجاد فرصتی برای دشمن نبوده است و لاجرم نمی تواند چراغ سبزی برای پذیرش تعلیق اتمی باشد, چرا که مفاد این نامه حاکی از آن است که دلیل پذیرش قعطنامه نداشتن امکانات و قدرت لازم برای ادامه ی جنگ بوده است, در حالی که امروز ایران اسلامی با طی دوران سخت سازندگی علاوه بر استحکام و ثبات اقتصادی در حوزه ی نظامی با گسترش نیرو و تجهیز ادوات و تولید تسلیحات پیشرفته جایگاه ممتازی یافته است و به حق در خاور میانه از حیث نظامی بی بدیل می باشد. برای اثبات این گفته می توان به اظهارات مقامات بلند پایه ی امریکایی و اسراییلی که هر بار بعد از آزمایش موشک های دوربرد و ... بیان می شود, استناد کرد. ضمن این که قابل انکار نیست که بخش عمده ای از این موفقیت ها در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رخ داده است. بر این اضافه کنید نظرات صریح آقای هاشمی در نماز جمعه ی تهران را که مذاکره به شرط تعلیق را مورد حمله قرار داده بود.حال با این همه چرا برخی افراد موجه چنین با احساس و پر خروش به آقای هاشمی حمله ور شده اند که گویی از قافله عقب مانده اند. آیا ایشان از مطالب ÷یش گفته بی اطلاعیند؟ یا درصدد پی ریزی طرح دیگری می باشند؟ در پاسخ بدین سئوال باید اذعان داشت که عده ای به هر دلیلی از آقای هاشمی نفرت دارند و حتی تلاش می کنند در صورت امکان ایشان را از قطار نظام پیاده کنند . سخنان رهبری هم تا زمانی برایشان محترم است که در مسیر خواست هایشان باشد, از این رو به هر بهانه ای برای نفی و انکار آقای هاشمی تلاش می کنند. بازتابی که در حول و حوش نامه ی امام راحل رخ داد, به خوبی بر تحلیل آقای هاشمی در دیدار آقای مهدوی کنی صحه می گذارد. ایشان در این دیدار اذعان داشتند که (به حضور من خیلی نیاز نیست, ترکیب خبرگان هم تغییر جدی نخواهد کرد. اگر هم وارد شوم , یک سری عزم تخریب بنده را دارند و یک سری هم وارد می شوند که بازی را به هم بزنند)1 انتشار نامه امام (ره) منفذی بود که تخریب گران فردای آقای هاشمی را به تحرک زود هنگام واداشت و بار دیگر با زبان بی زبانی بر این نکته تاکید کرد که هر چند یاوری هاشمی برای امام و رهبری قابل انکار نیست و هر چند سابقه ی مبارزات و زحماتش را نمی توان نادیده گرفت اما  با این همه نباید دیگر در عرصه ی سیاسی حضور داشته باشد. چرا که مبانی فکری ما – که عمدتا جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی آن را بر دوش می کشد –   حضور روحانی در عرصه های حکومتی را بر نمی تابد. کاش آنان که مدعی شفافیت در عرصه های سیاسی هستند روشن می کردند که در شورای مرکزی این جمعیت انقلابی چند روحانی وجود دارد و اصولا نگاه و نگرش آنها به روحانیت چگونه است؟ در هر صورت تحرکاتی که در اطراف نامه ی امام (ره) به وجود آمد بیانگر این موضوع است که مخالفان آقای هاشمی نسبت به وی کینه ی شتری دارند و به مقتضای آن, می توانند تقوا و دیانت را یک جا و به راحتی آب خوردن بر زمین  بگذارند.والسلام

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

با دستگيري حسام فيروزي، پزشک معالج احمد باطبي و تکذيب وجود دانشجويان ستاره دار توسط مسئولين وزارت علوم، برخورد با دانشگاهيان شتاب بيشتري گرفت. در طي چند روز گذشته فعالان جنبش دانشجويي با ارائه اسامي تعدادي از دانشجوياني كه با مانع ثبت نام در مقطع كارشناسي ارشد روبرو شده اند، نادرستي اظهارات وزير علوم مبني بر غير واقعي بودن اين موضوع را به اثبات رساندند. دستگيري دانشجويان، تعليق، احضار آنها به کميته هاي انضباطي و موضوع عدم ثبت نام از دانشجويان دو ستاره و سه ستاره مورد اعتراض اقشار مختلف جامعه از جمله حقوق دانان قرار گرفته است. محمد علي دادخواه در گفتگو با "روز"، اين برخوردها را خلاف قوانين داخلي و خارجي ذكر کرد.

دستگيري پزشك باطبي

نهادهاي امنيتي روز گذشته حسام فيروزي، پزشك معالج احمد باطبي را دستگير و به زندان اوين، بازداشتگاه 209 اطلاعات منتقل كردند. به گزارش واحد خبري کميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي و به گفته همسر دکتر فيروزي، ماموران وزارت اطلاعات که لباس شخصي به تن داشتند در ساعت 12 ظهر ديروز با مراجعه به منزل دکتر فيروزي، پس از تفتيش و بازرسي منزل، وي را بازداشت و وسائل شخصي اش را توقيف کردند. وي همچنين چند هفته قبل نيز توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و پس از چند ساعت آزاد شده بود. دکتر حسام فيروزي در پي بازداشت احمد باطبي در نامه سرگشاده اي وضعيت جسماني باطبي را وخيم خوانده و نسبت به سلامتي او ابراز نگراني کرده بود. در طي چند ماه گذشته تعداد ديگري از فعالان سياسي نيز پس از بازداشت به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل شده و در بعضي موارد مورد شكنجه قرار گرفته اند. احمد باطبي نيز هم اكنون در بند عمومي ۲۰۹ به سر ميبرد. او هفته اول مرداد ماه امسال به هنگام مرخصي استعلاجي بازداشت و به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات و سلول انفرادي منتقل گرديد.

تعليق و تهديد

عليرغم پيگيري هاي صورت گرفته و اعتراضات دانشجويان نسبت به رفتار وزارت علوم و نهادهاي امنيتي، همچنان روند سركوب دانشجويان و نهادهاي دانشجويي ادامه دارد. روز گذشته آسو صالح، يكي از اعضاي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه كردستان اعلام كرد كه به يك ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شده است. آسو صالح مدير مسوول نشريه دانشجويي دنگ و دبير كانون فرهنگي هژان دانشگاه كردستان در پي تاييد حكم خود در مرحله تجديد نظر به ايسنا گفت: "به نظر مي‌رسد اين حكم ادامه‌ جرياني باشد كه در دانشگاه كردستان با تعليق انجمن اسلامي دانشجويان و تعطيلي كانون‌هاي فرهنگي آغاز شد." به گفته آسو صالح اين حكم كه مربوط به تحصن ارديبهشت ماه دانشگاه كردستان در اعتراض به وضعيت فرهنگي دانشگاه است.

ستاره دار ها

اگر چه اسامي تعدادي از دانشجويان از جمله "حنانه عزيزي دانشگاه علامه طباطبايي، سيامك كريمي دانشگاه همدان، ياشار قاجار دانشگاه پلي تكنيك، زهرا جاني پور دانشگاه همدان، محسن فاتحي دانشگاه تهران، مهدي اميني زاده دانشگاه مفيد قم، حامد حسن دوست دانشگاه تربيت معلم تهران‏، پيمان عارف دانشگاه تهران"، كه از ادامه تحصيل محروم شده اند، مشخص است و عده ديگري نيز فعلا از انتشار اسامي خود خودداري مي کنند، اما مسئولين وزارت علوم همچنان وجود ستاره دارها را تکذيب مي کند. آن هم در شرايطي که هر روز اسامي ديگري به ليست دانشجويان ستاره دار اضافه مي شود. روزبه رياضي عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت، و از جمله دانشجويان ستاره گذاري شده، در همين ارتباط در گفتگو با روز به خواست و حق قانوني و طبيعي دانشجويان براي ادامه تحصيل اشاره مي كند و مي گويد: "همه انسانها دوست دارند ادامه تحصيل بدهند و مدارج تحصيلي بالاتري را طي بكنند و امكان پيشرفت و موقعيت شغلي بهتري در جامعه داشته باشند. و من هم جزو همين دسته هستم." عضو شوراي مركزي سازمان ادوار تحكيم مي گويد: "من هم جزو كساني هستم كه بعد از پذيرش در كنكور كارشناسي ارشد قادر به ثبت نام در دوره مقطع كارشناسي ارشد نشدم . من بعد از فارغ التحصيلي در مقطع كارشناسي در كنكور شركت كردم اما نامم در روزنامه اعلام نشد. تا اينکه در 4 مهرماه نامه اي بدستم رسيد كه در آن ذكر شده بود، صلاحيت من از طرف هيئت مركزي گزينش استاد و دانشجو بررسي شده و من حق ثبت نام ندارم و ذكر شده بود كه اگر اعتراضي داريد مي توانيد به صورت مكتوب اعلام كنيد." روزبه رياضي در پايان در ارتباط با نهاد صادر كننده اين نامه ها توضيح مي دهد: "صدور و امضا توسط رئيس هيئت گزينش استاد و دانشجو انجام مي گيرد كه اين هيئت بخشي است در وزارت علوم. اين نهاد بعد از مراجعه ما به آنجا پاسخ داد كه آنهايي كه اصولا اسمشان اعلام نشده و يا اسمشان اعلام شده اما بعدا از ثبت نام آنها خودداري شده ، به دليل اين بوده كه از نهادهاي امنيتي استعلام شده است." محسن فاتحي، يكي ديگر از دانشجويان سه ستاره اي پذيرفته‌‏شده در آزمون كارشناسي ارشد است كه از سوي هيات مركزي گزينش دانشجو رد صلاحيت شده است. او وضعيت را چنين تشريح مي کند: "به‌‏رغم آنچه وزير علوم در صحن علني مجلس درباره نبود هيچ دانشجوي ‏ستاره‌‏دار گفته است، اين دانشجويان وجود دارند. به عنوان نمونه من رتبه 55 آزمون كارشناسي ارشد را كسب كرده و در رشته جامعه‌‏شناسي دانشگاه شيراز پذيرفته شدم اما پيش از اعلام اسامي در روزنامه، نامه‌‏اي به تاريخ 28/6/85 و به امضاي مرتضي نوربخش، رييس دبيرخانه هيات مركزي گزينش به دست من رسيد كه در آن ذكر شده بود با توجه به ضوابط گزينش دانشجو، مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي، شما پذيرفته نشده‌‏ايد و ظرف يك ماه مي‌‏توانيد تجديد نظرخواهي كنيد." وي كه با خبرنگار "ايلنا" گفتگو مي كرد، با تاكيد بر اينكه به نظر مي‌‏رسد وزير علوم از زيرمجموعه خود چندان خبري ندارد، در ادامه گفت: "بيشتر از آنكه رد صلاحيت و قبول نشدن در گزينش براي من سخت باشد، انكارهاي وزير علوم و نوربخش درباره وجود چنين دانشجوياني سخت است." فاتحي دانشجوي رشته علوم اجتماعي دانشگاه تهران بود كه در ترم آخر تحصيل خود به دليل ناآرامي‌‏هاي كوي دانشگاه در سال 84 با حكم كميته انضباطي، يك ترم از تحصيل محروم شد.

پيگيري حقوقي

دانشجوياني که امروز با مانع بزرگي براي ادامه تحصيل روبرو شده اند، از همه راه هاي قانوني براي اعتراض به عدم ثبت نام خود استفاده مي كنند. پيگيري هاي حقوقي از مراجع مسئول و وزارت علوم توسط وكيل مدافع دانشجويان، يكي از مهمترين اقداماتي است كه براي حل مشكل دانشجويان انجام ميگيرد. در همين ارتباط محمد علي دادخواه وكيل دادگستري وكالت 17 دانشجوي ستاره دار را برعهده گرفته و براي بازگرداندن آنها به دانشگاه تلاش مي كند. محمد علي دادخواه در گفتگو با روز به پيگيري هاي خود اشاره دارد: "ما به مواضع قانوني و آئين دادرسي توسل جستيم. به نظر من هيچ طرز تفكري و هيچ روش و نظامي اين اقدامات را تاييد نمي كند كه كساني كه داراي استعداد كافي براي ورود به مرحله بالاتر هستند و آزمون هاي مشكل را هم طي كرده انداز حق مسلم شان محروم كنيم. اين برخلاف صراحت اصول دوم ، سوم و چهارم قانون اساسي است و همچنين برخلاف اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاق فرهنگي سياسي اجتماعي اقتصادي و مغاير با قانون مدني است كه معاهدات را در حكم قانون داخلي ذكر كرده و بالاخره اين مخالف ماده 27 كنوانسيون وين است كه اعلام داشته هيچ دولتي حق ندارد مقررات داخلي اش را توجيهي براي عدم اعمال مقررات جهاني قلمداد بكند." دادخواه مي افزايد: "بر اين اساس هر كس اين خبرها و اقدامات خردسوز را شنيده، نسبت به آن جبهه گرفته است. لذا با فشار افكار عمومي، كساني كه اين طرز تفكر را داشتند كه با دانشجويان برخورد كنند، ناچار به عقب نشيني شده اند. ما مي بينيم كه مدير كل آموزش و پرورش، رئيس سازمان سنجش و حتي وزير واكنش هايي نسبت به تغيير اين اوضاع نشان دادند و من اميدوارم حداكثر ظرف چند روز آينده همه اين دانشجويان عزيز و فرهيخته كه دانشجوي امروز هستند اما وجود فردا، بتوانند از امكاناتي كه حق قانوني آنهاست برخوردار بشوند." وكيل مدافع دانشجويان در ادامه صحبت هاي خود به وضعيت يكي از دانشجوياني مي پردازد كه با خطر زندان مواجه است: "هفته پيش محاكمه احسان منصوري، سردبير نشريه سحر بود كه فقط خبر دستگيري ياشار قاجار و عابد توانچه را داده بود. به همين دليل اداره حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران عليه وي طرح دعوا كرد و در بازپرسي دادسراي عمومي به پرونده اش رسيدگي شد. در آنجا براي او قرار مجرميت صادر شد و مي خواستند به بند ببرند كه من خودم كفالت اش را پذيرفتم و فعلا آزاد شده است."

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

جزيره کيش، واحه اي در ايران: صداي موسيقي فراوان شنيده مي شود، زنان جت اسکي مي کنند و بدون توجه به پوشش اسلامي با همسران خود در کنار ساحل به قدم زدن مشغولند. حتي اگر الکل و مايوي بيکيني نيز در اين جزيره قدغن باشد، ولي باز مي بينيم که کيش يک آزادي بديع و نسبي را در جمهوري اسلامي به وجود آورده است؛ که البته روز به روز نيز بيشتر مورد اعتراض و انتقاد فوق محافظه کاران در قدرت قرار مي گيرد. نسيم صحت 20 ساله ساکن تهران که با خانواده اش براي تعطيلات به کيش آمده مي گويد: "اکنون محدوديت هاي جديدي به وجود آمده. ديروز به من و خواهرم اجازه ندادند به غواصي برويم." اين جزيره زيبا در گذشته پلاژهاي مختلطي داشت که توريست هاي زن و مرد خارجي مي توانستند از آنها استفاد کنند، ولي اکنون اين پلاژها به دليل نقض قوانين اسلامي تعطيل شده اند. شهاب رضانيا 34 ساله اهل شيراز مي گويد: "محمود احمدي نژاد در بحبوحه بحران ديپلماتيک بر سر پرونده هسته اي، کارهاي ديگري براي انجام دارد و فعلاً وقت کافي براي رسيدگي به مسأله جزيره کيش ندارد." جزيره کيش که در خليج فارس و در 15 کيلومتري سواحل جنوب ايران واقع شده ، داراي پلاژهاي تفريحي بسياري است؛ زنان به راحتي مي توانند به همراه مردان به ورزش هايي مانند دوچرخه سواري، بولينگ و جت اسکي بپردازند و حتي در يک پارک آبي بازي دلفين ها را تحسين کنند. صنم عطاران 30 ساله مي گويد: "زنان و مردان مي توانند کنار ساحل بازي کنند. کسي مراقب نيست و من هم هيچ مأموري نديدم. در اينجا زنان مي توانند روسري خود را کامل بردارند. ولي اين حرکت کمي خطرناک است." منطقه آزاد کيش با وسعتي برابر 90 کيلومتر مربع به عنوان مرکزي براي تبادلات تجاري آزاد و صنعت توريسم شناخته مي شود و مجيد شايسته به عنوان مديرعامل سازمان منطقه آزاد کيش، توسط محمود احمدي نژاد به اين سمت انتخاب شده است. او مي گويد: "من وضعيت کنوني جزيره را حفظ خواهم کرد، مگر اينکه به من بگويند برخي از آزادي ها مغاير با موازين است. ما مي خواهيم يک محيط شاد و مسرت بخش داشته باشيم." تهران قصد دارد از کيش و موقعيت آزاد آن ازنظر اقتصادي استفاده و بدين طريق تا حدود زيادي از فرار سرمايه ها جلوگيري کند. بدين ترتيب همچنين مي توان هموطناني را که از فشار "محافظه کاري" در ايران به سوي امارات متحده عربي، به ويژه دوبي، مهاجرت کرده اند، جذب نمود. کيش داراي مراکز تجاري بسياري است که از پرداخت ماليات معاف هستند و به همين دليل هتل هاي لوکس روز به روز بيشتر به چشم مي خورند. قابل ذکر است که اقدامات ابتدايي براي ساخت يک مرکز گلف به ارزش 1.7 ميليارد يورو نيز اخيراً آغاز شده است. جزيره کيش که از سال 1989 به منطقه آزاد تبديل شده تأثيرات بسياري بر ديگر نقاط ايران دارد. در سال هاي 90، اصلاحات اجتماعي قبل از اجرا در تهران و جاهاي ديگر، در اين جزيره آزمايش شدند. به عنوان مثال، اجازه دوچرخه سواري براي زنان در ملأ عام، اولين بار در اين جزيره صادر شد و امروز اين حقي است که کليه زنان از آن بهره مندند. نسيم صحت مي افزايد: "کيش روز به روز بهتر و آبادتر مي شود. خيلي تلاش مي کنند که آن را زيبا کنند. ولي اينجا آزادي به حد کافي وجود ندارد. من شخصاً دوبي را ترجيح مي دهم."

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ارگان رسمي دفتر سياسي سپاه پاسداران از "احتمال افتادن خبرنگاران روزنامه ها و خبرگزاري هاي اصولگرا در دام سرويس هاي جاسوسي بيگانه" خبر داد. نشريه صبح صادق در شماره اخيرش نوشت: "اخبارو گزارشات جديدي از گستره فعاليت سفارتخانه هاي خارجي درتهران به دست آمده كه بر مبناي آن، برقراري ارتباط و جذب روزنامه نگاراني كه در رسانه هاي اصولگرا مشغول به كارهستند در دستور كار قرار گرفته است." دفتر سياسي سپاه منبع اين گزارشها را وزارت اطلاعات معرفي کرده و خبر داده که محسني اژه اي نيز در ديدار اخير با جمعي از "اصحاب مطبوعات" در اين زمينه به آنان هشدار داده است. و اتفاقا در چند ماه اخير چند نفر از "اصحاب رسانه هاي اصولگرا" دستگير شدند. البته به غير از يک نفر بقيه بعد از مدتي آزاد شدند. گفته مي شود پوريا نژاد ويسي، يکي از برنامه سازان تلويزيوني هنوز در بازداشت به سر مي برد.

دام جديد

دفتر سياسي سپاه پاسداران در شماره اخير ارگان رسمي اين دفتر، صبح صادق بخش قابل توجهي از مطالبش را به وضعيت مطبوعات و رسانه ها در حال حاضر اختصاص داده است. اين نشريه در يادداشتي با عنوان "دام جديد" خبر داده که در ديداري كه وزير اطلاعات اخيرا با جمعي ازاصحاب مطبوعات داشته است از سرمايه گذاري هاي جديد سفارتخانه هاي خارجي بر روي طيفي از خبرنگاران و روزنامه نگاران خبرداده و گفته است: "در ارزيابي گزارش هايي كه اخيرا به دست ما رسيده، معلوم شده كه سرويس هاي بيگانه مستقر در تهران، برنامه هاي گسترده اي را جهت برقراري ارتباط با روزنامه نگاران و خبرنگاران آغاز كرده اند." دفتر سياسي سپاه درباره چگونگي به دام انداختن "خبرنگاران اصولگرا" نوشته: "دعوت از اصحاب قلم و مطبوعات به بهانه برگزاري جشن ملي، آشنايي با نخبگان، تبادل فرهنگي، آموزش زبان، اعطاي بورس هاي مطالعاتي و... كه در محل اين سفارتخانه ها برگزار مي شود از جمله شگردهايي است كه در ماه هاي اخير به كار بسته شده است." ارگان سپاه با اشاره به اختصاص بودجه از سوي امريکا براي گسترش فعاليت رسانه اي بر عليه ايران ادعا کرده که: "در روزهاي اخير اخبار و گزارشات جديدي از گستره فعاليت سفارتخانه هاي خارجي درتهران به دست آمده كه بر مبناي آن، برقراري ارتباط و جذب روزنامه نگاراني كه در رسانه هاي اصولگرا مشغول به كار هستند در دستور كار قرار گرفته است." صبح صادق در ادامه براي اولين بار و برخلاف هشت سال اخير که روزنامه نگاران و خبرنگاران روزنامه هاي اصلاح طلب از سوي جناح راست به جاسوسي متهم مي شدند، از "تحليل جديد سرويس هاي امنيتي بيگانه" خبر داده و نوشته: "در تحليل جديد سرويس هاي امنيتي بيگانه، سرمايه گذاري بر روي خبرنگاران اصلاح طلبي كه اولا در كنترل نيروهاي امنيتي داخلي قرار دارند و ثانيا ارتباط نزديكي با مراكز حساس نظام ندارند و ثالثا با وجود برخي منابع موجود در ميان تجديدنظرطلبان كه اخبار دست اول تري را مي رسانند، ديگر نياز چنداني به مهره هاي سوخته و دست چندم احساس نمي شود، فايده چنداني ندارد." ارگان دفتر سياسي سپاه در ادامه تاکيد کرده که: "سرويس هاي امنيتي بيگانه جهت گشايش هاي جديد در منابع و مسيرهاي جذب اطلاعات، اقدام به برقراري ارتباط هاي محسوس و نامحسوس با برخي خبرنگاراني نموده اند كه اگر اصولگرا هم نباشند، لااقل در رسانه هاي وابسته به اصولگرايان مشغول به كار هستند." صبح صادق ادامه داده که: "در اين ميان دعوت از برخي آنها جهت سفر به كشورهاي غربي و آسياي شرقي به بهانه بازديد از مراكز خبري و رسانه اي آنها كه در اين روزها تعدادي از اين خبرنگاران[اصولگرا] هم در آن كشورها به سر مي برند، ازجمله اقداماتي است كه در هفته هاي اخير پررنگ تر شده است." ارگان دفتر سياسي سپاه"پادزهر اين دام جديد" را هوشياري مسئولان رسانه هاي اصولگرا، هوشمندي هر چه بيشتر خبرنگاران و "دقت نظر نيروهاي امنيتي كشور" اعلام کرده است.

باج گيري روزنامه نگاران اصولگرا

هفته نامه صبح صادق که به تجربه ثابت شده زمينه سازي و توجيه برخي تصميمات و پروژه هاي مخفيانه را برعهده دارد چندي پيش نيز از "شگردهاي فرهنگي براي باجگيري از وزير فرهنگ" خبر داد و ادعا کرد که برخي از "روزنامه نگاران کم تجربه" که "عضو ستاد انتخاباتي احمدي نژاد" نيز بوده اند، "پس از ناكامي در به دست آوردن ميز، با استفاده از شگردي فرهنگي، اقدام به تحت فشار قرار دادن وزير ارشاد براي باجگيري كرده اند." اين نشريه نوشته بود: "اين روزنامه نگاران[اصولگرا] به گمان اينكه پس از فعاليت در ستاد انتخاباتي دكتر احمدي نژاد بايد پست قابل توجهي به دست آورند، پس از ناكامي در به دست آوردن پست مربوطه، اقدام به انتشار شبنامه، شايعه پراكني و تخريب وزير ارشاد كرده تا صفار هرندي را مجبور كنند ميز سردبيري خبرگزاري ديني وابسته به وزارت ارشاد را به آنان تحويل دهد." ارگان دفتر سياسي که گفته مي شود برادر محمد حسين صفار هرندي نيز در آنجا حضور دارد در ادامه از ناکامي باجيگيري اين "روزنامه نگاران اصولگرا" خبر داد و نوشت که: "ناكامي در آرزوي دوم باجگيران فرهنگي نيز آنان را به ارسال نامه هاي درخواست پول به وزير ارشاد واداركرد كه پس از بي پاسخ بودن آنها، تخريب معاونان و مشاوران وزارت ارشاد از سوي اين افراد تشديد شد." نتيجه باجگيري روزنامه نگاران اصولگرا و عضو ستاد انتخاباتي احمدي نژاد هم به نوشته صبح صادق اين گونه بوده: "بنابر شنيده ها، «م ـ ح»، سركرده گروه باجگيران فرهنگي اخيرا پس از ناكامي هاي پياپي كه به دنبال آن در آستانه طرد از روزنامه اصولگرا و خبرگزاري مورد نظر قرار دارد، در آخرين تلاش ها، مي خواهد خود را خبرنگار ويژه منتسب به دفتر يكي از مقامات عالي رتبه نظام معرفي كند تا از اين ابزار به عنوان عاملي در جهت رونق باجگيري خود استفاده كند."

نوبت خودي ها رسيد

از ابتداي سال 85 و با تشديد اختلافات در جناح راست، چند نفر از اصحاب رسانه هاي اصولگرا در مظان اتهام قرار گرفته اند. علي شکوهي، از گردانندگان کيهان هوايي در دهه هفتاد و مدير فعلي "سايت فردا"، چند روزي توسط حفاظت اطلاعات ستاد کل نيروهاي مسلح بازداشت شد. نفر بعدي مدير سايت عارف نيوز، يکي از سايت هاي نزديک به دولت بود که در اخبار منتشر شده نامي از او نرفته است. مدير سايت عارف نيوز مدتي بعد از آزادي خود در اين سايت نوشت که بازداشت نشده بلکه براي توجيه و همفکري با نهادهاي نظارتي دعوت شده بود و اعلام کرد که در ادامه فعاليت، با نهادهاي نظارتي هماهنگ خواهد بود. آخرين مورد از بازداشت "اصحاب رسانه هاي اصولگرا" که با تحليل اخير دفتر سياسي سپاه مبني بر اينکه "سرويس هاي امنيتي بيگانه"در صدد به دام انداختن "روزنامه نگاران اصولگرا" هستند دستگيري پوريا نژاد ويسي است. سيامک سنجري يکي از زندانيان سياسي که خود نيز مدتي در بازداشت به سر برده چندي پيش به نقل از منابعي در زندان اوين خبر داد که شخصي با نام پوريا نژادويسي، از کارکنان بخش سياسي صدا وسيما به اتهام جاسوسي براي اسرائيل دستگير شده است. برخي منابع خبري او را سازنده گزارش جنجالي و مورد حمايت جناح راست درباره گوشتهاي آلوده و برخي او را يکي از همکاران حسين شريعتمداري در کيهان معرفي کرده اند. در هشت سال اخير اغلب دام نهادهاي امنيتي و اطلاعاتي جمهوري اسلامي براي روزنامه نگاران اصلاح طلب پهن بود و برخي از سران جناح راست همچون احمد جنتي و مصباح يزدي در تريبون هاي رسمي و از جمله نماز جمعه ها، بارها ورود چمدانهاي دلار براي روزنامه نگاران اصلاح طلب سخن گفته اند. اما حالا ظاهرا نوبت به خودي ها رسيده و "دام جديد" اين بار قربانيانش را از رسانه هاي اصولگرا برگزيده است.

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

عضو فراکسیون اقلیت مجلس هفتم گفت؛ متاسفانه مدیریت اجرایی کشور در یک سال گذشته روند خوبی را طی نکرده و نمی کندقدرت الله علیخانی، نماینده بویین زهرا در سخنرانی در تالار میثاق آبیک قزوین با انتقاد از دولت نهم، تصریح کرد؛ قبل از انتخابات ریاست جمهوری شعارهای زیبایی برای ازدواج و اشتغال جوانان می دادند اما تا آنجایی که من سراغ دارم، کاری انجام نگرفته است.نماینده بویین زهرا با اشاره به تجمع کارگران نازنخ در جلوی ساختمان ریاست جمهوری، گفت؛ اینها کارگران همان کارخانه ای هستند که رئیس جمهور گفته بود تا یک ماه مشکل آن را حل خواهد کرد اما چند ماه از سفر رئیس جمهور گذشته و کاری صورت نگرفته است.علیخانی خاطرنشان کرد؛ هم ما نماینده ها و هم مسوولان اگر بمیریم، کم است. این کارگران جلوی مجلس می آیند، فایده ای ندارد. جلوی ریاست جمهوری می آیند، فایده ای ندارد. جلوی استانداری می روند، فایده ای ندارد. پس چه کسی باید به وضع این کارگرها رسیدگی کند.وی افزود؛ یکی از کارگرها می گفت آنهایی که برای اجتماع به تهران نیامدند، پول کرایه ماشین نداشتند. یکی گفته بود من آمده ام با زروزور و قدرت مبارزه کنم. گفته بود حاضرم در این راه کشته شوم، حالا زر و زور هم در اختیار شماست، چه می توانید بکنید؟ برای این کارگران چه می توانید بکنید؟ ما نه وزیر داریم، نه دولت داریم، همه را گرفتید، ما چه می توانیم بکنیم. ما فقط زبان داریم.عضو فراکسیون اقلیت مجلس گفت؛ دولت برای توسعه صنعت ارز اختصاص داده است، اما این تسهیلات به سوی کدام کارخانه ها در حرکت است؟ به سوی آنهایی که در خدمت آقایان بوده اند.علیخانی گفت؛ می گویند آقای رئیس جمهور نان و پنیر می خورد. آقای رئیس جمهور که به کرج سفر کرد با چشم های خودم دیدم چهار تا پنج هلی کوپتر آمده بود.آقای خاتمی در پایان دوره خود یک هواپیما خرید که آقایان گفتند ما از آن استفاده نمی کنیم اما یکی از روزنامه ها عکس هواپیما را چاپ کرده و نوشته بود بعضی از وزیران و معاونانشان از آن استفاده می کنند.وی افزود؛ من آدم بسته ای (دگم) نیستم. یک هواپیما که نه، صد هواپیمای غربی بخرند. ما می گوییم شما که می خواهید استفاده کنید، چرا نمی گویید؟نماینده بویین زهرا با بیان اینکه مصوبات سفر ریاست جمهوری در قزوین اجرا نشده است، گفت؛ می گفتند می خواهیم صد روستا را گاز بکشیم، چه شد؟ حتی آنهایی که کلنگ زنی شده بود هم اجرا نشد.وی خطاب به دولتمردان تاکید کرد؛ اگر نمی توانید به وعده ها و مصوبات استانی عمل کنید، مگر واجب است به استان سفر کنید و وعده بدهید؟

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

در پی بالا گرفتن انتقادات از عملکرد اقتصادی دولت نهم و گرانی‌های اخیر که حتی واکنش مقام معظم رهبری و دبیر شورای نگهبان را در پی داشت، محمد خوش چهره نماینده سرشناس اصولگرای تهران و عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هفتم تاکید کرد که عامل اصلی گرانی‌های اخیر، برخی سیاست‌های اعمال شده از سوی دولت است.خوش‌چهره همچنین یادآور شد که دولت علاقه دارد از طریق «تحکم» و «دستور» قیمت‌ها را تثبیت کند و بنابر این در عمل، عوامل افزایش دهنده علی‌رغم تلاش‌های دولت باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود. وی تاکید کرد «تذکرات ما در مجلس که از آغاز سال شروع شد با نفی و انکار دولت و «توهم» خواندن این تذکرات فرصت را از دولت برای مبارزه با گرانی‌ها گرفت» و گفت: دولت باید در عملکرد اقتصادی خود بازنگری کند و بداند شعار عدالت یکی از قلمروهایش حفظ «قدرت خرید گروه‌های کم‌درآمد و ضعیف» یعنی محرومین و متعاقباً بازسازی «قدرت خرید» آنهاست.
متن گفتگوی «آفتاب» با دکتر محمد خوش‌چهره یعنی همان شخصیتی که در رقابت‌های انتخاباتی سال 84 به طرفداری از محمود احمدی‌نژاد در مناظره تلویزیونی با نماینده اکبر هاشمی رفسنجانی شرکت کرد در پی می‌آید:

آقای خوش چهره! به دنبال افزایش انتقادات از گرانی های اخیر، برخی حامیان دولت مثل آقای توکلی گفته‌اند که مسایل روانی و مطبوعات نقش بسزایی در تورم داشته. شما این نظر را قبول دارید؟
بحث تورم ابعاد مختلفی دارد و مجموع این عوامل در کشور ما در افزایش هزینه تولید در اقلام مختلف تأثیر داشته است. یکی از از دلایل گرانی، تورم ناشی از افزایش هزینه است. دلیل دیگر گردش پول است. به این مفهوم که گردش پول بالا در جامعه، افزایش تقاضا ایجاد می‌کند. در کنار اینها عوامل روانی تورم یا انتظارات تورمی است که این هم اثرگذار است اما تنها عامل نیست.

در گرانی‌ها اخیر کدام یک از این عوامل تأثیر بیشتری داشته است؟
در مورد گرانی‌های اخیر می‌توان گفت عامل اصلی آن، برخی سیاست‌های اعمال شده از سوی دولت است؛ اعم از سیاست‌های ایجابی یا سلبی. چرا که تاکنون برخی اقدامات اتخاذ شده از سوی دولت یا نامناسب بوده یا باید برخی کارهایی که بایستی انجام می‌شده اجرا نشده است.
تلاش دولت برای تثبیت قیمت‌ها از طریق دستوری، ناکارآمدی را در رابطه با کنترل قیمت‌ها ایجاد کرد. قیمت‌ها عموماً از قوانین تبعیت می‌کنند و «تحکم» نمی‌تواند قیمت‌ها را ثابت نگه دارد. مانند اقدامی که در مورد لبنیات انجام شد. دیدید به دلیل آن که هزینه تولید لبنیات بالا بود نتوانستند با «تحکم»قیمتآن را پایدار نگه دارنددولت علاقه دارد از طریق «تحکم» و «دستور» قیمت‌ها را تثبیت کند و لذا در عمل، عوامل افزایش دهنده علی‌رغم تعامل دولت باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود. بنابراین، مجموعه این عوامل ایجاد کننده تورم است. 
وقتی از تورم صحبت می‌کنیم منظور تغییر سطح عمومی قیمت‌ها است. در عین حال مواردی از تغییر قیمت‌ها هم می‌تواند ناشی از تغییرات فصلی یا مقطعی باشد که البته دولت نباید افزایش سطح عمومی قیمت‌ها به بهانه تغییرات فصلی یا موردی را نادیده بگیرد و آن را «توهم» تلقی کند. مثلا برخی اقلام خصوصاً مواد غذایی در ماه مبارک رمضان با افزایش تقاضا مواجه شده است که این افزایش تقاضا و قیمت، می‌توانند بر اثر ضعف نظارت و اختلالات ناشی از عدم توزیع نامناسب باشد و ربطی به هزینه تولید ندارد. 
به هر حال شرایط کنونی قیمت‌ها در اقلام مخصوصا مسکن و خوراک و امثالهم را باید ناشی از فشار هزینه تولید دانست که قطعا برای تثبیت قیمت و کنترل افزایش تورم، دولت به جای اقدام دستوری و نفی و انکار تورم باید به سمت اتخاذ سیاست‌های مناسب اقتصادی حرکت کند. البته در کنار تمام اینها برخی موارد گرانی یا تورم ناشی از تولید نیست بلکه گران فروشی است. 

تفاوت گرانی با گران فروشی را توضیح می‌دهید؟ 
اصولا قیمت یک کالا عبارت است از قیمت تمام شده هزینه تولید به علاوه سودطلبی. در گرانی، هزینه تولید افزایش می‌یابد اما در گرانفروشی سودطلبی هم افزایش می‌یابد. مفهوم گران‌فروشی سودطلبی بیشتر است. بنابراین، روند افزایش قیمت‌ها ناشی از افزایش هزینه تولید است اما در مواردی به دلیل ضعف نظارت و کنترل دستگاه‌های دولتی و نظارتی، سودطلبی و گرانفروشی حاکم می‌شود. تفکیک این قلمروها و اتخاذ سیاست‌های اقتصادی مناسب از جمله روش‌هایی است که توصیه می‌شود و در کنار تمام این‌ها احراز توانمندی دولت در مقابله با تورم که تاکنون به آن خدشه وارد شده، می‌تواند باور عمومی و یا اصطلاحاً انتظاراتی تورمی یا عامل روانی تورم را سامان ببخشد. 

آیا انتقادات مجلس هفتم در این زمینه مورد توجه دولت قرار گرفته است؟ تذکرات ما در مجلس که از آغاز سال شروع شد با نفی و انکار دولت و «توهم» خواندن این تذکرات فرصت را از دولت برای مبارزه با گرانی‌ها گرفت. 
مهمترین خطای دولت و متقابلا برخی دوستان، طرفداری غیرمنطقی از دولت در مجلس در جریان تذکرات سال گذشته تصویب بودجه بوده است. نادیده گرفتن این تذکرات، تزریق و پمپاژ پول و یا دادن مجوز برای پمپاژ پول به دولت مخصوصا در یک مورد که مجوز 40 میلیارد دلاری و تبدیل آن به ریال را به دولت داد متأسفانه پیش‌بینی ما را برای شرایط تورمی محقق کرد. 
بنابراین، بخشی از تورم ناشی از بودجه دولت است که در این سیاست‌ها، مجلس نقش بازدارنده خود را اعمال نکرد و با دادن مجوز به دولت در ایجاد شرایط تورمی از این منظر نقش داشته است. 

در شرایط فعلی چه پیشنهادی به دولت دارید؟
دولت باید در عملکرد اقتصادی خود بازنگری کند و بداند شعار عدالت یکی از قلمروهایش حفظ «قدرت خرید گروه‌های کم‌درآمد و ضعیف» یعنی محرومین و متعاقباً بازسازی «قدرت خرید» آنهاست که یکی از روش‌ها کنترل هزینه این اقشار در اقلامی مثل هزینه مسکن، خوراک، پوشاک، درمان و حمل و نقل است.

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

رئيس‌جمهور ديروز به دريافت‌كنندگان تسهيلات كلان از بانك‌ها هشدار داد در صورتي كه تا 15 روز ديگر اين وام‌ها را تسويه نكنند و پس از اين مدت گزارشي در مورد تسويه‌حسابشان دريافت نكند، به عنوان نماينده ملت اسامي آنها را اعلام مي‌كند.اين اولين بار نيست كه رئيس‌جمهور از افشاي اسامي كساني كه به قول او نمي‌گذارند عدالت اجرا شود، سخن مي‌گويد. هر بار كه انتقاد از رئيس‌جمهور و دولت نهم بالا مي‌گيرد، رئيس‌جمهور با چنين تهديدي به ميدان مي‌آيد.در روزهاي اخير بحث از گراني چنان دامنه وسيعي پيدا كرده است كه حتي در هشدارهاي دلسوزانه مقام معظم رهبري به دولت نيز مي‌توان از گراني سراغ گرفت و حتي آيت‌ا... جنتي خطيب محترم نماز جمعه تهران هم كه به حمايت از دولت نهم شهره است نيز از گسترش گراني ابراز نگراني مي‌كند.در چنين روزهايي كه انتقاد از دولت نهم به خاطر عدم توانايي‌اش در مهار گراني علي‌رغم شعارهاي اوليه‌اش، گسترش يافته است و همه دلسوزان نظام دنبال پاسخي منطقي از سوي رئيس دولت و همراهان او هستند، پس از هفته‌ها انكار اصل موضوع، وي ديروز بار ديگر همان تهديد قبلي را تكرار كرده است و 15 روز به كساني كه مانع عدالت هستند، فرصت داده تا نامشان را افشا كند. ‌ اگرچه مبارزه با مفاسد اقتصادي اقدامي بسيار ضروري است و طبيعي است كه به زعم تمام كارشناسان نبايد آن را به شعارهاي سياسي تبديل كرد و چون موضعي براي رقابت جناحي از آن سود جست، با اين حال از آقاي رئيس‌جمهور تفاضا داريم زودتر اين اسامي را اعلام كند زيرا از چندين ماه قبل اين اسامي بهانه‌اي شده است براي طفره رفتن از پاسخ‌هاي اصلي. ‌ از آقاي رئيس‌جمهور مي‌خواهيم اين اسامي را همين امروز اعلام كند اما در اعلام آن گزينشي عمل نكند و پرونده‌هاي فراموش شده امروز و ديروز را نيز اعلام كند. گذشته از اين زمينه براي ارائه گزارش تحقيق و تفحص از شهرداري تهران در دوره تصدي خودشان نيز فراهم شود. در چنين حالتي است كه مي‌توان شعار عدالت‌خواهي را باور كرد. ‌ با اين حال چه اين اسامي اعلام شود و چه اعلام نشود، پرسش‌هايي در ميان است كه وظيفه دولت پاسخ گفتن به آنهاست و نمي‌توان پاسخ‌ها را موكول به اعلام يا عدم اعلام اين اسامي كرد

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

بعد از انتشار نامه حضرت امام خطاب به مسوولان نظام در خصوص شرايط و وضعيت جنگي و علت قبول قطع‌نامه 598 شوراي امنيت توسط هاشمي ‌رفسنجاني كه به گفته دفتر روابط مجمع تشخيص مصلحت نظام به جهت جلوگيري از رفع هرگونه شبه در تاريخ، انتشار يافت اظهارنظرهاي متفاوتي از سوي افراد و گروه‌ها در خصوص انتشار اين نامه صورت گرفت، عده‌اي موافق انتشار اين نامه تا مرز گشايي پذيرش قطع‌نامه از آن ياد كردند و عده‌اي از اين نامه به‌عنوان نامه سري حضرت امام يكي از اسناد طبقه‌بندي شده نظام اسم بردند، در نوشته حاضر بنا دارم با تكيه بر قوانين موجود تعريفي از اسناد سري و طبقه‌بندي شده نظام را شرح دهم. قانون مجازات انتشار و افشاي اسناد محرمانه و سري دولتي مصوب 1353 و آيين‌نامه طرز نگهداري اسناد سري و محرمانه دولتي و طبقه‌بندي و نحوه مشخص نمودن نوع اسناد و اطلاعات مصوب 1/10/54 قوانين حاكم موجود مي‌باشد. برابر ماده 1 قانون - اسناد دولتي عبارتند از: هر نوع نوشته يا اطلاعات ثبت يا ضبط شده مربوط به - وظايف و فعاليت‌هاي وزارتخانه‌ها و موسسات دولتي و وابسته به دولت و شركت‌هاي دولتي از قبيل مراسلات، دفاتر، پرونده‌ها، عكس‌ها... اسناد دولتي سري نيز چنين تعريف شده است. اسنادي است كه افشاي آنها مغاير با مصالح دولت و يا مملكت باشد، اسناد دولتي محرمانه هم اين‌گونه تعريف شده است... اسنادي كه افشاي آن‌ها مغاير با مصالح خاص اداري سازمان‌هاي مذكور باشد. بنابراين بين سند محرمانه و سند سري تفاوت است علاوه بر آن نوع و طبقه هر سند برابر ماده 5 آيين نامه طرز نگهداري اسناد، درصدر و ذيل سند درج مي‌شود. طبقه‌بندي اسناد هم تعريف حقوقي خاص دارد و هر طبقه هر سند با توجه به مفاد آن تعيين مي‌شود و اين طبقه بندي هم به وسيله مسوول واحدي كه آن سند را تهيه كرده است تعيين مي‌شود در صورتي كه نظر مسوول واحد بر سري شناختن سند باشد بايد موافقت رييس سازمان يا مقام ماذون از طرف او نيز جلب شود. و در نهايت از سند سري يا محرمانه نبايد بيش از نسخ مورد لزوم تهيه شود.‌حال بايد ديد نامه حضرت امام جزو اسناد سري يا محرمانه مي‌باشد و اين مهم يعني سري بودن يا محرمانه بودن آن حسب ماده 3 آيين نامه طرز نگهداري اسناد به تاييد مسوول مربوطه رسيده و از نظر طبقه بندي در چه طبقه‌اي قرار مي‌گيرد پاسخ اين سوالات ساده است نامه به صورت عام و خطاب به مسوولان نظام نوشته شده و در زمان خود نسخ فراواني از اين نامه در اختيار افراد مختلف به تبع مسووليت آنان گذاشته شده بود مثلا آقاي غلامرضا مصباحي مقدم سخنگوي جامعه روحانيت مبارز در مورد نامه مي‌گويند...من اين نامه را كه نشان مي‌دهد حضرت امام براي پايان جنگ به موقع اقدام كردند در زمان خودش ديده بودم (كارگزاران شماره 128 صفحه اول) افراد مختلف ديگري هم از رويت نامه ياد كرده‌اند و بعد از پذيرش قطع‌نامه و اعلاميه تاريخي حضرت امام هم هيچ مرجع يا مسوول واحدي راجع به محرمانه بودن اين نامه و نوع طبقه بندي آن تصميم گيري نكرد اگر چنين اقدامي صورت گرفته بود وزارت خانه يا موسسه و سازماني كه اين سند محرمانه در آنجا نگهداري مي‌شد اولا نسبت به جمع‌‌آوري نسخ متعدد آن اقدام مي‌نمود ثانيا نوع وطبقه سند معين و درصدر و ذيل آن درج مي‌شد و از آنجايي كه مسووليت اسناد ‌مربوط به حضرت امام قاعدتا بر عهده موسسه حفظ و نشر آثار امام مي‌باشد اين موسسه ظرف اين چند روز موضع‌گيري مي‌كرد و مهم‌تر اين كه هيچ فردي به اندازه آقاي هاشمي رفسنجاني اشراف بر اين موضوع نداشت كه نامه حضرت امام طبقه بندي شده و جزو اسناد محرمانه مي‌باشد و يقينا دستور انتشار آن را نمي دانند آنچه از محتواي متن نامه بر مي‌آيد، حضرت امام اين نامه را براي روشنگري ذهن مردم و تفهيم علت آتش بس نوشتند و الا مسوولين نظام كه با حضرت امام مراوده داشتند و اين نامه با توجه - به نامه فرمانده سپاه پاسداران كه يكي از دهها گزارش سياسي، نظامي، كه به امام رسيده و سرانجام ايشان تصميم به پذيرفتن قطع‌نامه گرفته بودند نوشته شده بود و تنها مردم بايد در جريان قرار مي‌گرفتند والا مسوولين رده بالاي نظام با چشمي خونبار و قلبي مالامال از عشق به اسلام و ميهن اسلامي چنين تصميمي گرفته‌اند (نقل از نامه امام) نامه اي كه براي مردم نوشته شده بود و در هجدهمين سال نوشتن آن انتشار يافت و طبيعي است كه ديگر موضوع پوشيده و پنهاني باقي نمانده كه بتوان جداي از عنوان حقوقي اسناد محرمانه و طبقه‌بندي از نظر سياسي نيز به اين نامه عنوان محرمانه داد.‌

نعمت احمدي

+ نوشته شده در  جمعه 14 مهر1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

محمود احمدی نژاد رییس جمهوری برای دومین بار پیاپی اقدام هاشمی رفسنجانی مبنی بر انتشار نامه امام برای پذیرش آتش بس را مورد انتقاد قرار دارد. احمدی نژاد که بار نخست روز یکشنبه در جلسه هیات دولت نسبت به «شائبه سازی» درباره دفاع مقدس هشدار داده بود و به گفته سخنگوی دولت، اظهاراتش متوجه انتشار نامه بود،صبح سه شنبه و درمراسم تحلیف دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی بار دیگر لازم دید در این مورد موضع گیری کند و اقدام اخیر را «خود شیرینی برای دشمن» بنامد. احمدی نژاد در سخنان روز سه شنبه‌اش گفت: كسانی كه با خود خواهی و بی‌تقوایی بخواهند عظمت امام راحل و ملت ایران را با بازی های سیاسی خود زیر سؤال ببرند، محكوم به شكست هستند. 

اظهارات اولیه احمدی نژاد و الهام علیه هاشمی(کلیک کنید)

وی افزود: متاسفانه بعضی ها در داخل كشور با خود شیرینی برای دشمنان و تلخ كردن كام مردم مسائلی را مطرح می‌كنند كه ارتباط به امروز ندارد. احمدی نژاد با تاكید بر این كه «ملت ایران با هوش، بیدار و مصمم و آگاه ایستاده است» خاطرنشان كرد: هر كس بدون تقوا برای غیر خدا و بدون اتكا به ملت ایران بخواهد حركتی انجام دهد درحین اجرای تصمیم و در آینده شكست خورده و ذلیل است. احمدی نژاد تاكید كرد: امروز هر ایرانی یك سرباز آماده دفاع از كشور و آرمانهای انقلاب است،قوای نظامی و انتظامی ما در اوج آمادگی هستند،دولت و خدمتگزاران پا به ركاب ملت هستند و رهبری نظام سربلند و سرافراز ایستاده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ايران فشار بر روحانيان منتقد خواستار جدايى دين و دولت ادامه دارد. تبلور آن را در سركوب و تهديد عليه آيت الله سيد حسين كاظمينى بروجردى و خانواده و اطرافيان او مى‌توان ديد. به گفته آقاى بروجردى دست كم ۱۰۰ تن از اطرافيان ايشان را در هفته گذشته دستگير كرده‌اند. در پى تشديد فشارها آقاى بروجردى طى نامه‌هايى از جمله از سازمانهاى مدافع حقوق بشر خواستار آن شد كه سكوت نكرده و در جهت رفع اين فشارها بكوشند. در اين ميان سازمان عفو بين‌الملل اعضاى خود را به منظور فعاليت براى درخواست رفع فشار از اين روحانى ايرانى و اطرافيانش بسيج كرده است. براى آگاهى از علت تشديد فشار بر روحانى منتقد در اين برهه و چشم انداز آن از آقاى حسن شريعتمدارى، از اتحاد جمهوريخواهان ايران دعوت به مصاحبه كرديم كه خود به عنوان فرزند آيت‌الله سيدكاظم شريعتمدارى فشارهايى از اين دست را از نزديك تجربه كرده است. همزمان گفتگويی نيز با خود آقای سيد حسين كاظمينى بروجردى انجام داده‌ايم.

آقاى حسن شريعتمدارى، ارزيابى شما از فشارهايى كه بر آيت الله كاظمينى بروجردى و اطرافيان ايشان بخصوص در دو ماه اخير وارد مى‌آيد چيست؟

حسن شريعتمدارى: آقاى بروجردى صحبتى را كردند كه براى اين نظام در حكم تابو است. ايشان خواستار جدايى نهاد دين از نهاد دولت، جدايى دين از سياست شدند، و چون روحانى هستند، در حقيقت ساليان متمادى است كه در ايران روحانى‌اى پيدا نشده كه چنين خواستى را داشته باشد. به واقعيت پس از پدر من روحانى ديگرى كه چنين صريح خواستار جدايى دين از دولت بشود در ايران وجود نداشته است. ايشان با وجود اينكه مرجع نيستند و با وجود اين روحانى برجسته‌اى هستند، ولى نظام از اين مى‌ترسد كه چنين خواستهايى در روحانيت انعكاس پيدا كند، طرفداران زيادى را كه در روحانيت وجود دارد براى جدايى دين از دولت جرأت ببخشد و فعال كند و اين همان چيزى است كه اين نظام سعى دارد كه نشود. واقعيت اين است كه تعداد كثيرى از روحانيون امروز پى برده‌اند كه دولتى شدن دين منجر به اسارت روحانيان دگرانديش و آزادانديش در چنبره گفتمانى از دين مى‌شود كه دولت فقط خواستار آن است. اگر آنها بخواهند تعبير ديگرى را از دين اشاعه بدهند مواجه با عكس‌العملهاى خشن دستگاه حكومت مى‌شوند. به نظر من حكومت مى‌خواهد به قول معروف گربه را دم در حجله بكشد و با اعمال خشونت بى‌حد در حق ايشان اين پيام را به ديگر روحانيان بدهد كه اين عرصه‌اى نيست كه بدون دادن هزينه زياد بتوانند در آن وارد شوند.

بنابراين اين طور كه شما مى‌گوييد ترس دولت ايران بجاست؟

حسن شريعتمدارى: به اين معنى بجاست كه هنوز به اين مرحله از بلوغ فكرى و سياسى نرسيده كه اين به نفع مملكت، به نفع دين و به نفع سياست است. به اين معنى بجاست. وگرنه ترس بيجايى است و اين مسيرى است كه به هر صورت هم سياست و هم دين در ايران بايد برود.

شما فشار و سركوبى را كه بر پدر خودتان آيت‌الله شريعتمدارى و خانواده و اطرافيانشان اعمال شد را تجربه كرديد. مى‌توانيد براى ما مقايسه‌اى بكنيد زمان پدرتان را يا زمان كنونى، از نظر فشارها و سيستم موجود؟

حسن شريعتمدارى: البته اين مقايسه بسيار مشكل است. از يك سو پدر من چون يك مرجع تقليد برجسته و هم‌طراز با آقاى خمينى بود براى نظام بسيار سخت بود كه حدس بزند كه اين فشارها به چه نتايجى منجر خواهد شد. از سوى ديگر شخصيت خشن و سركوبگر آقاى خمينى در آن زمان همراه با نفوذى كه در توده مردم داشت و جنگ ايران و عراق جوى را در ايران بوجود آورده بود كه در آن جو اين نوع سركوبها ممكن مى‌شد. امروز به كلى وضعيت فرق كرده است. اولا اين نظام بتدريج تحت تأثير فشارهاى بين‌المللى است و وقتى سازمانها و نهادهاى بين‌المللى فشارهاى كافى مى‌آورند، در بسيارى موارد مجبور به عقب نشينى است. از سوى ديگر نظام تجربه بسيار زيادى براى پروژه‌هاى پيچيده امنيتى و فشار آوردن به افراد پيدا كرده است. آن موقع اين تجربه‌ها را نداشت. اكنون با پروژه‌هاى پيچيده‌اى نسبت به اطرافيان آقاى بروجردى و ديگران مى‌تواند جوى را بوجود آورد كه بدون دادن هزينه‌هاى زياد اين افراد را به شكست و تمكين وادارد. بنابراين درست است كه اين مقايسه سخت است، ولى در حقيقت اين مقايسه به ما اين هشدار را مى‌دهد كه ما بايد به وضع مؤثرترى از آقاى بروجردى و اطرافيانشان حمايت كنيم، سازمانهاى بين‌المللى را وادار كنيم كه فشار بياورند و نگذارند كه اين صدا در روحانيت خاموش بشود. ايشان با هر انگيزه‌اى كه اين صحبت را مى‌كنند، به هر پايگاه روحانيت كه مربوط هستند و در هر سلسله مراتبى از روحانيت هستند، مهم نيست. مهم اين است كه يك روحانى با هر انگيزه‌اى به اين نتيجه رسيده كه تداخل دين در دولت به نفع ايشان، به نفع دينشان و به نفع جامعه و كشورشان نيست و حاضر است بهاى سنگينى را بپردازد و اين خواست را با صداى بلند اعلام كند. خود اين چيز وظيفه سنگينى را براي دفاع از ايشان بر دوش ما مى‌گذارد و علاوه بر آن دفاع از انسانهاى ضعيف، انسانهايى كه زير فشار هستند در مقابل چنين دولت سبع و خشن و ضدانسانى وظيفه هر انسان آزاده است. من تعجب مى‌كنم با وجود اينكه ايرانيانى كه خواستار جدايى دين از دولت هستند، قشر سكولار جامعه، كه بايد از چنين خواستى در روحانيت استقبال شايانى بكند، در اين مورد سكوت كرده است. مهم نيست كه آقاى بروجردى روحانى است و آنها ممكن است خاطره خوشى از روحانيت نداشته باشند، مهم اين است كه اگر چنين انديشه‌اى در روحانيت شكوفا و بارور بشود، باعث رفرم و بازنگرى در دين مى‌شود و اين به نفع كشور و به نفع سياست و به نفع دين است. پيام مى‌دهم به همه نيروهاى سكولار جامعه و همه روشنفكران و روحانيان آزاده كه بدون ملاحظه از خواست و مظلوميت ايشان دفاع كنند و نگذارند اين صدا كه پس از سالها در ايران دوباره بلند مى‌شود دوباره خاموش بشود.

با توجه به اوضاع داخلى و بين‌المللى براى ايران چه چشم‌اندازى را براى خواستى كه آقاى بروجردى مطرح كرده است، مى‌بينيد؟

حسن شريعتمدارى: به نظر من اين خواست در ميان‌مدت قابل تحقق است. ولى متأسفانه فضاى فعلى بين‌المللى تحت تأثير مذاكرات ايران در مورد غنى‌سازى اورانيوم چنان فضا را معطوف به اين مذاكرات كرده است كه صداهايى كه خواهان رعايت حقوق بشر در ايران هستند در ذيل چنين مذاكراتى قرار مى‌گيرند و پژواك كافى پيدا نمى‌كنند. و دولتها بخاطر اينكه مبادا روابطشان در اين مذاكرات با ايران دچار مشكلاتى شود، آگاهانه به چنين صداهايى كمتر توجه مى‌كنند و در بعضى مواقع ناديده مى‌گيرند. بنابراين از طرف ما ايرانيان فشارهاى بسيار بيشترى به سازمانهاى بين‌المللى در اين موقعيت لازم است تا اين صدا خاموش نشود و در اين موقعيت شلوغ بين‌المللى تحت تأثير چنين مذاكراتى قرار نگيرد.

گفتگو با سيدحسين كاظمينى بروجردى

آقاى آيت الله بروجردى، دستگيريهاى روزهاى اخير اطرافيان شما به چه صورت بوده و اطلاع داريد كه از طرف چه كسانى انجام گرفته است؟

سيد حسين كاظمينى بروجردى: اينها مجموعا در اين دو ماه چند بار اراده به حمله به اينجا كردند، براى كشتار يا گروگان‌گيرى ما. با مقاومت كسانى روبرو شدند كه در اينجا بودند. اين است كه به شكست مى‌رسيدند و از اينها دستگير مى‌كردند و مى‌بردند. اخيرا تشديد كردند و تمام آنهايى را كه مى‌شناسند كه ياران ما هستند محض ورود و خروج دستگير مى‌كنند و به همان بازداشتگاه مخوف ۲۰۹ اوين كه محل شكنجه است مى‌برند. در اين ماه رمضان كه همه روزه هستند. تمام بچه‌هاى ما مؤمن‌اند و متدين‌اند و از آنها ايمانشان خيلى بيشتر است، حاضر نيستند آخرتشان را به دنيا بفروشند، سياسى نيستند. تشديد كارشان هم بخاطر اين است كه مى‌دانند به زودى قطعنامه‌اى در سازمان ملل تصويب می‌شود. اينها مى‌خواهند اقدام كنند و به نام ما چيزهايى پخش كنند. اينكه مثلا ما از خواستهايمان عدول كرده‌ايم. كه البته اين هيچ اعتبارى ندارد، آنچه به نام من باشد، وقتى كه من در دسترس نيستم.

آقاى بروجردى، گفتيد كه مدتى است اين دستگيريها شروع شده است. از چند روز پيش است؟

سيد حسين كاظمينى بروجردى: از اول هفته تشديد شده است، به صورتى كه بيرون، در دو سمت منزل ما كه دو خيابان فرعى كوچه‌مان را قطع مى‌كنند، چند ماشين ايستاده و به زور و با زدن اينها را سوار مى‌كنند و مى‌برند. بعضى از كسبه محل ديده‌اند و مى‌گويند كه به صورت ضرب و شتم است. چند نفر مى‌ريزند روى سر يك نفر و به زور دستبند مي‌زنند و مى‌برندش. در اين هفته تقريبا روزى ده بيست مورد ادامه دادند.

و در حدود چند نفر را اطلاع داريد، اسامى داريد كه دستگير كرده‌اند؟

سيد حسين كاظمينى بروجردى: حدود ۱۰۰ نفر بيشتر هستند. در طول اين هفته.

از اين عده كسانى هم هستند كه در اين ميان آزاد شده باشند؟

سيد حسين كاظمينى بروجردى: يكى دو نفر اين اواخر آزاد شدند كه يكى از آنها مريض بود و احتمال مرگ داده بودند. سن يكى از آنها پايين بوده است و شايد احتمال داده‌اند كه اين باعث تبليغ عليه‌شان بشود. ولى به اينها هم كه آزاد كرده‌اند مسائلى گفته‌اند به جهت جنگ روانى. اينكه حكم تير همه آمده و ما به زودى حمله مى‌كنيم. به برخى گفته‌اند كه ‌همكارى نكنيد با تير مى‌زنيم. همكارىشان هم گفته‌اند اين است كه غير از اينكه آمار داخل را بدهيد در آب شرب‌شان مواد بيهوش كننده بريزيد و سريع خبر دهيد تا بياييم.

اطلاع داريد كه به طور مشخص اين دستگيريها به توسط چه كسانى صورت گرفته است؟

سيد حسين كاظمينى بروجردى: اينها همه از دو جانب وزارت اطلاعات و دادگاه ويژه روحانيت است كه هر دو مسؤول آزار و اذيت و شكنجه اين چند ماهه ما و يارانمان بودند و ما از اينها شكايت كرديم كه به زودى در مجامع بين‌المللى اين دو نهاد بايد مؤاخذه بشوند. اخيرا هم شنيدم از طريق سازمان عفو بين‌الملل از جمله خواستار انحلال دادگاه ويژه روحانيت شده‌اند.

آقاى بروجردى، تا چه حد خبر اين دستگيريها در ايران بازتاب داشته است؟ در اين مورد اطلاعى داريد؟

سيد حسين كاظمينى بروجردى: در ايران كه رسانه‌هاى جمعى در سانسور كامل است، مخصوصا براى ما. اربابان جرايد چپ كه يك مقدارى ادعاى آزادى دارند، اينجا پيش من مى‌آيند و عذرخواهى مى‌كنند و مى‌گويند كه گفته‌اند كه اگر اسمى از شما بنويسيم روزنامه را می‌بندند. ولى تقريبا روزى دو سه هزار نفر من ديداركننده دارم كه اينها مى‌آيند و اعلام همدردى مى‌كنند و مى‌خواهند كه مقابله كنند، اما من اجازه نمى‌دهم. مى‌خواهند كه يك روز را به عنوان حركت عمومى در خيابان انجام بدهند كه من بخاطر اينكه خونريزى نشود، بخاطر اينكه طرفدار صلح و ثبات هستم، امنيت عمومى را می‌‌خواهم، وحدت ملى را دوست دارم، اجازه نمى‌دهم.

يعنى انتشار اين اخبار دهان به دهان صورت مى‌گيرد.

سيد حسين كاظمينى بروجردى: بله، چون اينها كه ماهواره‌ها را جمع كرده‌اند يا امواج در ماهواره‌ها مى‌اندازند و نمى‌گذارند كه اخبار برسد. اگر پشه‌اى در جايى از دنيا متولد شود مى‌گويند، اما اخبار به اين مهمى را پنهان مى‌كنند.

الان خود شما در چه وضعيتى به سر مى‌بريد؟

سيد حسين كاظمينى بروجردى: در وضعيت جنگى. يعنى اينجا ما در اين دو ماه وضعيت جنگى داشتيم، غير از جنگ روانى و عصبى مرتبا تهاجمات بوده و خانواده مورد تهديد بوده است. و الان كه ايام تحصيل است، بچه‌هاى ما نمى‌توانند براى تحصيل بيرون بروند، چون اعلام كرده‌اند كه مى‌دزدند. چون سابقه هم دارد. اينها ده سال قبل همسر مرا دزديدند و ده ساعت بيهوشى غيرمجاز به او دادند، كه الان آثارش در بيمار مغزى‌اى هست كه در باره آن اسناد و مدارك داريم. لكه‌هايى در مغز ايشان ايجاد شده و حدود بيست تا قرص ايشان بايد بخورد. فقط پيام ما را به ملتهاى جهان برسانيد كه ما از خداى آنها صحبت مى‌كنيم، خداى عيسى مسيح، خداى موساى كريم، خداى محمد امين، خداى زردشت. ما مى‌خواهيم خداپرستى در ايران بدون سياست باشد. همه سرمايه انسان خداى اوست. اگر عدالت، وجدان و انسانيت مى‌خواهيم، بايد زير سايه خدا باشد. ما اين را مي‌خواهيم كه دنيا از ما حمايت كند و قطعنامه‌اى در شوراى امنيت بشود به عنوان اينكه اين دو نهادى كه وحشى هستند و اذيت مى‌كنند و شكنجه مى‌دهند و آزادانه در خيابان مى‌ربايند و حق مسلم خود را كشتار مى‌دانند، اين دو نهاد تنبيه شوند.

دويچه وله

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام سخنگوی دولت که پیش از این نیز اهانت‌ها و اتهامات تندی را علیه محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی روسای جمهور پیشین مطرح کرده بود به جمع منتقدان انتشار نامه امام در مورد دلایل پایان جنگ پیوست و از تمام آنان یک گام جلوتر گذاشت. او در مطلبی که با عنوان «پرده ها کنار می‌روند» در سایت انصار حزب الله منتشر کرده، خواستار گرفتن تمام اسناد از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام شد!همسر سخنگوی دولت در مطلب خود با طرح این ادعا که «انتشار این نامه حیثیت نظام را بازیچه «قدرت و ثروت» قرار داده است» افزوده است: آن‌روز كه گفته شد ایجادكنندگان فضای مسموم، با همدستی و همدلی قیم‌مآبان برای افرادی خاص خط قرمز ایجاد كرده‌اند؛ وقتی اظهار گردید ماجرای 15 خرداد در قم و ضرب‌وشتم، دستگیری و مجازات سنگین برای چند طلبه به جرم درخواست پرسش از هاشمی به معنای ایجاد مصونیت الهی- سیاسی برای وی می‌باشد، وقتی انتقاد به سفر فاجعه‌بار خاتمی به آمریكا، تخریبی گسترده به وسیله راست و چپ را به همراه آورد؛ این همه، یعنی بقای حریم امن و مصونیت‌ساز برای چند نفر خاص.وی با بیان این که «از این روی منتشر شدن نامه محرمانه، نباید مسأله‌ای غیرقابل انتظار باشد» ادامه داده است: «مسأله انرژی هسته‌ای و ایستادگی احمدی‌نژاد در برابر زورگویی‌ها و باج‌خواهی‌های غرب،‌ ذلت‌پذیری‌های تعلیق سه‌ساله را بیش از گذشته نمایان ساخته است و اکنون تمام ملت نسبت به آن اظهار بیزاری می‌کنند. بنابراین افشا یا انتشار یكی از اسناد كاملاً محرمانه نظام پس از نزدیك به دو دهه فاصله راهكاری است كه در نظر این تشخیص‌دهندگان مصلحت نظام می‌تواند آب رفته را به جوی بازگرداند». نوشته همسر سخنگوی دولت نهم با این جمله پایان یافته است: «دفتر یا مركزی كه این گونه چوب حراج به منافع و مصالح ملی می‌زند،‌ صلاحیت نگهداشتن اسرار نظام را ندارد. و به نظر می‌رسد باید هرچه زودتر كلیه اسناد طبقه‌بندی شده ملی را از دست كسانی كه برای ثبات و بقای «قدرت» هر عملی را خودسرانه انجام می‌دهند، خارج كرد»! گفتنی است که چندی قبل پس از انتشار مقاله توهین آمیز فاطمه رجبی که موج بزرگی از انتقادات فعالان اغلب جناح‌های سیاسی کشور را در پی داشت؛ علي دواني پدر وی نیز در نامه سرگشاده‌ای تاکید کرد «ضمن عذرخواهي از آقايان محترمي كه در مقالات دخترم مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، به عنوان پدری كه بيش از بسياری از كسان با بيان و قلم به انقلاب و خط امام خدمت كرده است، به دخترم تذكر مي‌دهم از اين گونه موضع‌گيري‌ها در گفتار و نوشتار خودداری نموده و طوری نشود كه خدای ناكرده رابطه پدری و فرزندی ما قطع شود». وی در این نامه سرگشاده همچنین تصریح کرده است که تصور مي‌كند دكتر الهام همسر فاطمه رجبی نیز اين روش همسر خود راضی نباشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

حاج منصور ارضی هم به صف مخالفان انتشار نامه امام درباره پایان جنگ پرداخت. حاج منصور که سال گذشته در جریان انتخابات ریاست جمهوری از مخالفان هاشمی رفسنجانی بود، در تازه ترین اظهاراتش علت مطرح کردن دوباره قطعنامه و مساله آتش بس را «فشار بر دولت و رهبری برای پذیرش خواسته بیگانگان در مساله هسته‌ای» دانستاین مداح در حاشیه مراسم مناجات شب هشتم ماه مبارک رمضان در مسجد ارک تهران گفت که «این سخنان تنها از کسانی بر می‌آید که با فشار سیاسی همواره نظرات خود را اعمال می‌کنند». وی افزود: در حقیقت با طرح این مساله – چگونگی پذیرش قطعنامه 598 و ادامه جنگ - می‌خواهند نشان دهند که مقاومت سودی ندارد چرا که طوری وانمود می‌کنند که ما نتوانستیم با مقاومت در جنگ هشت ساله به پیروزی برسیم . پس در مساله هسته‌ای هم دیر یا زود باید کنار بیاییم. حاج منصور در پایان حرفهایش طیف هاشمی را هم تهدید کرد: ما پاسخ این افراد را در انتخابات آینده خواهیم داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

حمله لفظی غيرمستقيم اما بی ‌پروای محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، را می ‌توان نشانه دوران تازه‌ ای از نقش آقای رفسنجانی در نظام جمهوری اسلامی دانست. محمود احمدی‌نژاد به عنوان بالاترين مقام اجرايی جمهوری اسلامی طی دو روز گذشته بدون آنکه نامی از آقای رفسنجانی ببرد، دو بار او را به دليل اظهاراتش در باره جنگ هشت ساله ايران و عراق و انتشار نامه آيت ‌الله خمينی، مورد سرزنش قرار داده و او را به "خود شيرينی برای دشمنان" و "خود خواهی و بی‌ تقوايی" متهم کرده است. در تاريخ حيات جمهوری اسلامی، اين نخستين بار است که يک مقام بلند پايه جمهوری اسلامی، آقای رفسنجانی را با چنين الفاظ تندی مورد خطاب قرار می ‌دهد. اکبر هاشمی رفسنجانی از ابتدای پيروزی انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ خورشيدی يکی از متنفذترين چهره‌های نظام اسلامی بوده است، به گونه‌ ای که برخی او را نزديکترين شخصيت به آيت ‌الله خمينی دانسته ‌اند. از کارنامه سياسی آيت ‌الله خمينی و خاطرات آقای رفسنجانی چنين برداشت می ‌شود که رهبر پيشين ايران در تصميم‌گيری ‌های خود بيش از هر کس، متاثر از نظرات آقای رفسنجانی بوده و همين مساله باعث تقويت نفوذ او در نظام جمهوری اسلامی شده است.

ارتباط رفسنجانی با آيت الله خمينی

نفوذ آقای رفسنجانی در دوران حيات آيت ‌الله خمينی به اندازه ‌ای بود که او افزون بر رياست مجلس شورای اسلامی، به عنوان جانشين فرماندهی کل قوا در دوران جنگ با عراق نيز معرفی شد. با اين حال، آيت ‌الله خمينی در آخرين سال حيات خود بويژه پس از صدور فرمان قتل سلمان رشدی نويسنده هندی‌الاصل کتاب آيات شيطانی، مواضعی را در حوزه سياست داخلی و خارجی اتخاذ کرد که به نظر می ‌رسيد با نگاه آقای رفسنجانی برای اداره کشور پس از پايان جنگ همخوانی ندارد. در واقع، آقای رفسنجانی پايان جنگ را به معنای فصل تازه‌ ای در روابط ايران و غرب و تجديد نظر در سياست‌های اقتصادی و اجتماعی دوران جنگ می‌ ديد و اين مساله را مصاحبه‌ ای طولانی که به مناسبت سالروز پيروزی انقلاب ايران در بهمن ۱۳۶۷ صورت گرفته بود، مطرح کرد. آيت‌ الله خمينی در ماه های نخست پس از پايان جنگ، با ديدگاه های آقای رفسنجانی همسو به نظر می‌ رسيد، اما ناگهان به دلايلی که هنوز روشن نيست، تغيير رويه داد، تغييری که با صدور فرمان قتل سلمان رشدی، روابط ايران و اروپا را متشنج کرد و در حوزه داخلی نيز منجر به عزل آيت ‌الله منتظری از قائم مقامی رهبری و تاکيد بر سخت‌گيری ‌های اجتماعی شد. با اين همه، فوت آيت‌ الله خمينی در خرداد سال ۱۳۶۸ خورشيدی باعث شد اختلاف در حال ظهور او با ميانه‌روهای سياسی آن روز جامعه ايران به نمايندگی آقای رفسنجانی، چندان بر ملا و علنی نشود و ميدان سياست به دست آقای رفسنجانی و متحدانش بيفتد. اکبر هاشمی رفسنجانی دوران پس از آيت ‌الله خمينی را موقعيت مناسبی برای پياده کردن برنامه‌ های خود می ‌ديد؛ موقعيتی که با اصلاح قانون اساسی و افزايش اختيارات رياست جمهوری، زمينه را برای رياست جمهوری آقای رفسنجانی مهيا کرد.

رياست جمهوری پس از جنگ

در مقام رياست جمهوری، آقای رفسنجانی تشنج زدايی در روابط خارجی و کاهش کنترل دولت در زمينه ‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را سرلوحه کار خود قرار داد. در آن دوره، چپ ‌های اسلامی (اصلاح طلبان بعدی) مخالف آقای رفسنجانی و راست‌گرايان (اصول‌گرايان بعدی) متحد او محسوب می ‌شدند. با گذشت زمان اما، صفوف سياسی به هم خورد و راست‌گرايان سنتی و راديکال، به تدريج برنامه‌ های آقای رفسنجانی را به زيان موقعيت سياسی خود ديدند و با او در همه زمينه‌ ها از در مخالفت در آمدند. هر چه از زمان رياست جمهوری آقای رفسنجانی بيشتر می ‌گذشت، رويارويی راستگرايان تندرو با وی نيز علنی تر می ‌شد، به طوری که در دور دوم رياست جمهوری آقای رفسنجانی، او به دليل فشار علنی تندروها، از پيگيری برنامه ‌های خود منصرف شد. رويارويی تندروهای راستگرا با آقای رفسنجانی اما به نوبه خود سبب نزديکی چپ‌ های مذهبی به او شد، هر چند که اين نزديکی به اتحاد بين آنها منجر نشد، اما در انتخابات رياست جمهوری خرداد سال ۱۳۷۶ (1997 ميلادی) آقای رفسنجانی و حزب حامی او (کارگزاران سازندگی) عملا به حمايت از محمد خاتمی برخاستند. رياست جمهوری آقای خاتمی با يک جنبش اجتماعی مسالمت‌جويانه برای اصلاح نظام جمهوری اسلامی همراه شد و آقای رفسنجانی هم تا انتخابات مجلس ششم در زمستان سال ۱۳۷۸ (2000 ميلادی) مخالفتی با اين جنبش از خود نشان نداد.

انتخابات مجلس ششم؛ تيغ اصلاح طلبان

انتخابات مجلس ششم اما زمينه نزديکی آقای رفسنجانی با تندروها را که از آن به بعد محافظه کار خوانده می ‌شدند و درگيری ‌اش با چپ‌ های مذهبی که از آن پس ميانه‌رو و اصلاح طلب ناميده می‌شدند، فراهم آورد. برخی اصلاح طلبان حضور آقای رفسنجانی در مجلس ششم را مانعی بر سر راه اصلاحات می ‌دانستند و از همين رو، برای باز داشتن او از ورد به مجلس و به دست گيری رياست آن، او را به کمک به سرکوب سياسی و گسترش فساد اقتصادی در ايران متهم کردند. در واکنش به اين انتقادات آقای رفسنجانی که آخرين نفر فهرست سی نفره نمايندگان تهران بود، از رفتن به مجلس انصراف داد و از آن پس آشکارا در صف مخالفان اصلاحات قرار گرفت. ناکامی اصلاح طلبان در پيشبرد برنامه ‌های خود و تمايل تندروهای مذهبی به در دست گرفتن قدرت اجرايی، سبب شد که آقای رفسنجانی در انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۴ خورشيدی (2005 ميلادی) نامزد رياست جمهوری شود.

انتخابات 84؛ فصلی تازه

نامزدی آقای رفسنجانی برای رياست جمهوری صف او را از تندروهای مذهبی و نيز اصلاح طلبان جدا کرد، اما با ناکام ماندن مصطفی معين، نامزد اصلاح طلبان در دور نخست انتخابات، و ورود محمود احمدی نژاد و آقای رفسنجانی به دور دوم انتخابات، صفوف سياسی بار ديگر به هم خورد به طوری که اکثريت اصلاح طلبان به حمايت از آقای رفسنجانی برخاستند و تندروهای مذهبی از در مخالفت با او در آمدند. پيروزی آقای احمدی نژاد در انتخابات به اين صف بندی ادامه داد. آقای احمدی نژاد در مقام رياست جمهوری دولت‌ های آقای رفسنجانی و آقای خاتمی را به يکسان هدف حمله قرار داد و آنها را فاصله گرفتن از آموزه‌ های دينی متهم کرد. در يک سال و چند ماهی که از عمر دولت محمود احمدی نژاد گذشته است، مقابله با هواداران رفسنجانی در دستگاه دولت و اخراج آنها از مراکز تصميم‌گيری، يکی از اهداف مهم دولت وی بوده است. اين در حالی است که به نظر می ‌رسد نه آقای احمدی نژاد تا آن اندازه قدرتمند است که طيف طرفداران آقای رفسنجانی را به کلی از سيستم سياسی حذف کند و نه آقای رفسنجانی تا بدان پايه ضعيف است که در برابر اين تحولات مقاومتی از خود نشان ندهد. با اين همه، حمله لفظی بی‌ پروای آقای احمدی نژاد به آقای رفسنجانی نشان می‌ دهد که او موقعيت را برای تضعيف رقيب خود مناسب ديده و در صدد است که انتشار نامه آيت ‌الله خمينی در باره پايان جنگ هشت ساله را محملی برای تسويه حساب با آقای رفسنجانی قرار دهد. عاقبت اين نزاع هنوز روشن نيست، اما هر چه باشد فصلی تازه از نقش آقای رفسنجانی در نظام جمهوری اسلامی را رقم خواهد زد.

زیدآبادی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

انتشار نامه آيت‌الله خمينی در مورد ضرورت پايان دادن به جنگ با عراق از سوی دفتر هاشمی رفسنجانی، تا کنون پی‌آمدهای گسترده‌ای داشته و شواهد امر نشان می‌دهد که اين پی‌آمدها باز هم ادامه خواهد يافت. پرسشی که در اين روزها بسيار مطرح می شود اين است که اساسا اين نامه با چه انگيزه‌هایی منتشر شده است؟ به نظر بسياری از صاحب‌نظران سياسی و دست اندرکاران رسانه‌ها، اهميت اين اقدام نه فقط مربوط به محتوای نامه آيت‌الله خمينی بلکه مربوط به انتخاب زمان انتشار آن نيز هست. در حال حاضر جمهوری اسلامی ايران با بحران تصميم‌گيری در مورد پروژه هسته‌ای و مسئله تنش برانگيز مذاکره با آمريکا روبه‌روست که اهميت آن برای نظام کمتر از تصميم در مورد سرنوشت جنگ در سال 67 نيست. از سوی ديگر فرماندهان سپاه پاسداران در زمان جنگ عهده‌دار نقش درجه اول نظامی و شخص هاشمی رفسنجانی عهده‌دار نقش درجه اول سياسی بوده‌اند. بازی کنندگان اين دو نقش اکنون در موقعيت‌هائی متفاوت در ساختار قدرت قرار دارند و افشای واقعيت های دوران جنگ بر رقابت های کنونی درون نظام و از جمله در انتخابات نزديک مجلس خبرگان می‌‌تواند موثر باشد. شايد بی‌دليل نيست که هاشمی رفسنجانی به خاطر انتشار اين نامه هم مورد انتقاد شديد و هم مورد استقبال فراوان قرار گرفته است. گرچه آقای رفسنجانی در واکنش به انتقادات روزنامه‌های کيهان و رسالت که نامه را دارای طبقه‌بندی سری و افشای آن را به زيان نظام دانسته‌اند، گفته است که انتشار اين سند برای اولين بار نيست، اما جز نقل غير مستقيم نکاتی از اين نامه و آنهم از سوی خود او در سال 82، نشانه ای از انتشار کامل نامه در سال های گذشته به دست نيامده است. شايد منظور آقای رفسنجانی از انتشار قبلی نامه، اشاره به قرائت آن در جمع نسبتا وسيعی از مراجع و مقامات نظام در سال 67 به دستور خود آيت‌الله خمينی و برای کم‌رنگ کردن اين انتقاد باشد. هاشمی رفسنجانی چند روز قبل از انتشار نامه در يک مصاحبه اختصاصی با عنوان ناگفته‌های جنگ، به گوشه‌هائی از مسائل مهم مطرح در اين نامه اشاره کرده بود. برخی ناظران آن مصاحبه را دليل بر اطلاع وی از اهميت واکنش‌های بعدی و نوعی زمينه‌سازی برای انتشار نامه می‌دانند. اما مهم‌ترين مسائلی که در اين نامه آمده و قبل از انتشار آن برداشت‌های متفاوتی نسبت به آن ها تبليغ می‌شد، مربوط به موقعيت نظامی ايران در سال 67 و دلايل پذيرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی است. در نامه آيت الله خمينی به صراحت و با استناد به نامه های نخست وزير و فرمانده وقت سپاه آمده است که شکست های پی در پی در جبهه ها، برتری نظامی چشم گيرحريف، ناتوانی مالی نظام در تامين تجهيزات مورد انتظار سپاه، و فروکش انگيزه و شوق مردم در رفتن به جبهه ها، پذيرش قطعنامه را ناگزير کرده است. اين در حالی است که مقامات وقت و بويژه فرماندهان سپاه، پذيرش فطعنامه را همواره ناشی از پيروزی در جنگ و به عنوان يک ابتکار سياسی و از موضع قدرت تبليغ می کرده‌اند. طی سال‌های اخير نيز که چند بار از سوی برخی طرفداران اصلاحات در مورد ضرورت نقد دوران جنگ و اشتباهات قابل پرهيز در اين زمينه سخن رفت، واکنش تند محافظه کاران و فرماندهان سپاه برانگيخته شد. آن‌ها بويژه از طرح اين انتقاد مشخص در سطح جامعه نگرانند که ادامه جنگ پس از بازپس گرفتن خرمشهر و آمادگی عراق برای عقب‌نشينی کامل و پرداخت خسارت را يک اشتباه بزرگ می‌داند. نکته مهم ديگر اينکه در نامه آيت‌الله خمينی به طور گذرا از اشاره فرماندهان سپاه به ضرورت تجهيز به سلاح‌های ليزری و هسته‌ای سخن رفته است، و به نظر مخالفان انتشار نامه، اين مسئله می‌تواند تاکيد جمهوری اسلامی بر استفاده صلح‌آميز از فن‌آوری هسته‌ای را در موقعيت حساس کنونی خدشه دار کند. به اعتقاد بسياری از ناظران سياسی انتشار نامه آيت‌الله خمينی و پی‌آمدهای آن، بيش از همه سياست‌های محافل اصول‌گرا در جمهوری اسلامی را به چالش خواهد کشيد. شايد به همين دليل است که زمان انتشار نامه يک فرصت شناسی زيرکانه از سوی هاشمی رفسنجانی و مؤتلفين سياسی او تلقی شده است.

حسین علوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 مهر1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

اکبرهاشمی رفسنجانی، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رييس جمهوری سابق ايران، با انتشار بيانيه ای هدف خود از انتشار نامه ای از آيت الله خمينی را "پاسخ به شبهات" درباره علل ختم جنگ ايران و عراق اعلام کرد. در توضيح جديد آقای رفسنجانی که از طريق دفتر او در اختيار رسانه ها قرار گرفت، آمده است که نامه بنيانگذار جمهوری اسلامی به هيچوجه محرمانه نبوده است. از زمانی که آقای هاشمی رفسنجانی در هفته گذشته نامه آيت الله خمينی در باره دلايل پايان جنگ را منتشر کرد عده ای اين اقدام او را تحسين کردند و عده ای ديگر شديدا به مخالفت با آن برخاستند. مخالفان آقای رفسنجانی عمدتا گفتند که اين نامه محرمانه بوده و او نمی بايست آن را منتشر می کرد. سخنگوی دولت آقای احمدی نژاد نيز کار آقای رفسنجانی را نامناسب دانست. موافقان او در عوض استدلال کردند که انتشار اين نامه بسياری از مسائل را روشن کرد و از جمله آشکار شد که آيت الله خمينی رهبری واقع گرا بوده و موقعی که دريافت جمهوری اسلامی نمی تواند جنگ با عراق را ادامه دهد آتش بس را پذيرفت. آقای رفسنجانی که با حمله شديد مخالفان خود روبرو شده بود حال در دفاع از اقدام خود می گويد که اين نامه محرمانه نبوده و در گذشته در برخی از سايت های اينترنتی در دسترس بوده است. گرچه او مشخص نمی کند که اين نامه در کدام سايت منتشر شده بود. او همچنين می گويد که درباره علل ختم جنگ ابهاماتی ايجاد شده بود و او می خواست با انتشار نامه آيت الله خمينی به شبهات پاسخ دهد.

اختلاف بين سپاه و ارتش

آقای رفسنجانی در اين توضيح جديد خود بار ديگر تاکيد می کند که بين سپاه پاسداران و ارتش درباره چگونگی اداره جنگ اختلافاتی وجود داشته و اين موضوع پنهانی نبوده است. گرچه آقای رفسنجانی اقدام خود در انتشار نامه آيت الله خمينی را روشن کردن افکار عمومی عنوان کرده ولی ناظران امور ايران معتقدند که او ممکن است هدف های ديگری را نيز دنبال می کرده است. آقای رفسنجانی که زمانی از پرقدرت ترين رهبران جمهوری اسلامی محسوب می شد در سال های اخير و به خصوص از زمان انتخابات رياست جمهوری شديدا از سوی جناحی از محافظه کاران مورد حمله قرار گرفته و بعضی از اطرافيان او حتی احساس می کنند که عده ای قصد دارند که او را به تدريج از صحنه قدرت خارج کنند. از سوی ديگر قرار است که به زودی در ايران انتخابات مجلس خبرگان برگزار شود و آقای رفسنجانی مطمئن نيست که اگر نامزد شود حتما بار ديگر انتخاب خواهد شد. او اگر به هر دليلی به اين مجلس راه نيابد يکی ديگر از پايگاه های قدرت خود را از دست می دهد.

آماده برای مبارزه؟

به نظر می رسد که آقای رفسنجانی در اين وضعيت حساس در زندگی سياسی خود تصميم گرفته است تا با انتشار نامه آيت الله خمينی نشان دهد که او اولا اسرار زيادی در اختيار دارد که می تواند با هويدا کردن آنها بر جريانات سياسی کشور اثر بگذارد و ثانيا می خواهد به رای دهندگان ايرانی نشان دهد که برای مبارزه ای ديگر آمادگی دارد. ممکن است که آقای رفسنجانی با انتشار اين نامه هدف ديگری نيز داشته که به مناقشه ايران با قدرت های بزرگ جهان درباره برنامه هسته ای کشور بر می گردد. طرفداران آقای رفسنجانی در جريان هايی مثل حزب کارگزاران سازندگی و يا برخی از اصلاح طلبان بيشتر به اين دليل از انتشار اين نامه استقبال کردند چون تصميم آيت الله خمينی در مورد پايان دادن به جنگ را ناشی از واقعيت گرايی بنيانگذار جمهوری اسلامی دانستند و معتقدند در وضعيت کنونی نيز رهبر ايران بايد با واقعگرايی با قضيه هسته ای برخورد کند و از شعارگرايی پرهيز شود. فعالان سياسی بيرون از حاکميت نيز ضمن استقبال از اقدام آقای رفسنجانی در انتشار اين نامه و روشن شدن افکار عمومی در قضيه مهمی همچون چگونگی پايان جنگ ايران و عراق از او انتقاد می کنند که هدفش پيروز شدن در جنگ قدرت با رقيبانش بوده و نه خير خواهی برای ملت. در هر صورت اقدام آقای رفسنجانی در انتشار اين نامه احتمالا فاصله او با گروه های تندرو در جناح محافظه کار را بيشتر خواهد کرد و ممکن است که در آينده و به خصوص پيش از انتخابات مجلس خبرگان که در حدود دو ماه و نيم ديگر برگزار می شود نزاع بين آنها افزايش يابد.

صادق صبا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

آقای خجسته رحیمی آیا شما هم با اين نظر بعضی تحلیلگرها موافقید که انتشار نامه‌ی آیت‌اله خمینی در مورد قطعنامه ۵۹۸ توسط دفتر آقای رفسنجانی، بیش از آنکه محصول اختلاف آقای رفسنجانی با فرمانده سابق سپاه پاسداران باشد، هشداری‌ست به مسئولان کنونی جمهوری اسلامی در رابطه با مناقشه هسته‌ای؟

رضا خجسته رحیمی:  بله! دقیقا همینطور است که شما فرمودید. جناب آقاى هاشمی رفسنجانی با انتشار چنین نامه‌ای که از اهمیت ويژه‌ای برخوردار است و حتا بخش‌های عمده‌ای از اصولگرایان هم آن را نامه‌ای سری و محرمانه قلمداد و توصیف کرده‌اند، به نظر نمی‌رسد که قصد داشته باشد تنها پاسخی به آقای محسن رضایی فرمانده سابق سپاه داده باشد و به نظر می‌رسد پیام ایشان در حقیقت به چهره‌هایی فراتر از چهره آقای رضایی هست، چهره‌های درجه یک کشور و مقامات درجه یک کشور كه برخی شایعات هم مبنی بر این بوده که در ماههای گذشته و در یکساله‌ی گذشته آقای هاشمی رفسنجانی در خصوص مسایل هسته‌ای با آنها درگیری و چالش‌هایی جدی در مجالس خصوصی هم داشته است.

یعنی می‌شود اینطور گفت آقای خجسته رحیمی، که هفته جنگ، عملا بهانه‌ای بوده تا مسئله‌ی روز ایران یعنی چالش جمهوری اسلامی با غرب بر سر برنامه هسته‌ای، توسط آقای رفسنجانی به عرصه‌ی افکار عمومی کشیده شود؟

رضا خجسته رحیمی: البته من گمان نمی‌کنم که داستان انتشار این نامه صرفا به مسئله‌ هسته‌ای برگردد. آقای هاشمی رفسنجانی پس از انتخابات ریاست جمهوری گذشته سعی کردند با فشارهایی که روی ایشان بوده و در برابر تلاشهایی که برای حذف ایشان از عرصه سیاست توسط برخی از نواصولگرایان صورت گرفته است‌ دست به اقداماتی بزنند تا مصونيت ایشان را در سیستم جمهوری اسلامی ایران به‌نمایش بگذارد و نشان بدهد که ایشان دارای جایگاه بالایی در عرصه‌ی سیاست داخلی جمهوری اسلامی ایران هستند. انتشار چنین نامه‌ای که نامه‌ای بوده متعلق به حضرت امام از طرف آقای هاشمی رفسنجانی حاوی این پیام هست که ایشان به یکسری اسناد جمهوری اسلامی که تا پیش از این منتشر نشده دسترسی دارند و اگر قرار باشد فشارها بر ایشان ادامه پیدا بکند و ایشان نتوانند در پشت ‌پرده‌ی سیاست و در لابی‌های پنهان به نتایج دلخواه خودشان برسند، می‌توانند با انتشار چنین نامه‌هایی کمی فضای بازی را در حقیقت با چالش مواجه کنند. انتشار این نامه بدین ترتیب یک زنگ خطر هست، بدین مفهوم که آقای هاشمی رفسنجانی امکان تاثیرگذاری بالای خودشان را از این طریق در بازیهای سیاسی و دپیلماسی جمهوری اسلامی ایران نشان دادند و می‌توانند نشان بدهند.

آقای خجسته شما به مواردی از اختلاف نظرهای آقای هاشمی با برخی مقامات جمهوری اسلامی اشاره کردید. آیا انتشار نامه‌ی آیت‌اله خمینی توسط دفتر آقای رفسنجانی تاییدی بر این مدعا نیست که آقای رفسنجانی در شرایط کنونی موافق مصالحه بجای مقابله با غرب است و به بیان دیگر طرفدار دست‌کم تعلیق موقت غنی‌سازی اورانیوم؟

رضا خجسته رحیمی: آن چیزی که ما مطابق گزارشهای تایید نشده و از پشت پرده شنیده‌ایم، در یکی از جلسات غیررسمی و محرمانه هم آقای هاشمی رفسنجانی از ضرورت کوتاه‌آمدن در مسئله‌ی هسته‌ای صحبت کرده‌اند که برخی از مقامات عالی جمهوری اسلامی با این درخواست و پیشنهاد ایشان مخالف خودشان را اعلام کردند و آن را قابل قبول ندانستند. به نظر می‌رسد چنین واقعیتی وجود دارد، اما بازی بزرگان در کشور جمهوری اسلامی ایران چندان قابل پیش‌بینی نیست. به نظر می‌رسد که این فشار نامه‌ی آقای هاشمی رفسنجانی اگرچه حاوی این پیام به کشورهای غربی، حتا به سیاستمداران ایرانی هست که من با پیدایش شرایط  جنگی مخالفم و با اصرار در مسئله‌ی هسته‌ای اگر بخواهد به جنگ منتهی بشود، مخالف هستم، اما علاوه بر این به نظر می‌رسد حاوی یک پیام دیگری هم هست و آن پیام اصلی‌تر این است که آقای هاشمی رفسنجانی همانطور که گفتم می‌خواهد دست بالای خودش را در معادلات سیاسی ایران نشان بدهد. همانطور که سرمقاله‌نویس کیهان هم اشاره به این کرده که آقای هاشمی رفسنجانی نباید بخاطر دعواهای سیاسی در داخل کشور و اگر مورد برخى بی‌مهری‌ها قرار می‌گیرند،‌ یک سرى اسناد محرمانه و سری را فاش بکنند. و این نشان می‌دهد که اگرچه پاسخ به مسئله‌ی سیاسی و مراودات بین‌المللی هسته‌ای ایران هست، اما انتشار این نامه به جنگ قدرت در داخل ایران و مسایل سیاست داخلی هم کاملا مربوط است.

همانطور که شما هم اشاره کردید به موضوع روزنامه دولتی کیهان، می‌خواستم این پرسش را مطرح بکنم که این روزنامه پس از آنکه اقدام آقای رفسنجانی را «غیرقابل توجیه» خوانده و نامه‌ی آیت‌اله خمینی را جزو «اسناد طبقه‌بندی شده‌ی نظام» ارزیابی کرده،‌ این پرسش را مطرح کرده است که اگر قرار باشد انتشار اسناد اینچنینی به هر بهانه‌ای ادامه پیدا بکند،‌ «چه تضمینی برای امنیت و منافع ملی نظام قابل تصور است؟» این پرسش روزنامه کیهان است. تجربه هم نشان می‌دهد که مواضع کیهان باید بسیار جدی گرفته بشود. حالا، آیا اصولا این امکان وجود دارد که واقعا آقای رفسنجانی به دلیل «انتشار اسناد طبقه‌بندی شده‌ی نظام» مجبور به پاسخگویی در برابر مثلا شورای امنیت ملی و یا نهادهای قضایی یا امنیتی بشوند؟

رضا خجسته رحیمی:  مطابق دستور امام سخن گفتن در خصوص نامه‌ها و اسنادی که از ایشان منتشر می‌شود صرفا در صلاحیت دفتر نشر آثار امام هست و نهاد دیگری خارج از این نمی‌تواند در این مورد صحبت بکند. اما اینکه انتشار این نامه با چه واکنشی مواجه شده، دو مسئله و دو موضوع را می‌شود در حاشیه این اتفاق مطرح کرد. یکی اینکه نشان می‌دهد در یک نظامی که اطلاع رسانی آزاد وجود نداشته باشد و اخبار و اطلاعات بصورت رانتی و غیرآزاد توزیع بشود، انتشار نامه‌ای که دو دهه از انتشار آن می‌گذرد چنین دردسرساز می‌شود. در حالیکه به نظر نمی‌رسد در یک نظامی که اطلاع‌رسانی و و سیستم اطلاع رسانی آزاد و غیررانتی باشد چنین مشکلی بوجود بیاید. اما در عین حال،‌ همانطور که شما هم اشاره کردید، به نظر می‌رسد برخی جریانات به‌دنبال این هستند که پای آقای هاشمی رفسنجانی را به محاکم قضایی بکشانند. کما اینکه در روزهای گذشته هم برخی از نمایندگان مجلس اصولگرا و نواصولگرایان اشاره کردند که آقای هاشمی رفسنجانی باید مراقب کسانی که در دفتر ایشان حضور دارند و چهره‌هایی که دور و بر ایشان هستند باشند و این یادآور همان برخوردی‌ست که چندسالی پیشتر با آقای منتظری شد و به بهانه‌ی کسانی که با دفتر ایشان رفت و آمد داشتند، همچون آقای هادی هاشمی و مهدی هاشمی كه ايشان اعدام شدند،‌ در واقع آقای منتظرى از قائم مقامی رهبری برکنار شد و پای حضور ایشان از محافل حکومتی و سیاسی ایران توسط برخی از چهره‌های سیاسی بسته شد. هر چند آقای هاشمی رفسنجانی در آن داستان درحقیقت مقصر بودند و در پشت پرده‌ی آن داستان حضور داشتند تا آقای منتظری با چنین سرنوشتی مواجه بشود، به نظر می‌رسد عده‌ای دیگری هم الان درصدد هستند تا همان عاقبت را روبه‌روی آقای هاشمی رفسنجانی بگذارند و او را با چنین موقعیتی روبه‌رو بکنند. سرمقاله‌ی روزنامه کیهان هم به‌نوعی در حقیقت موید چنین فرضیه‌ای هست و نشان می‌دهد نواصولگرایان ایرانی به‌دنبال ایجاد فشار بیشتر قبل از انتخابات خبرگان و شوراها برای هاشمى رفسنجانى هستند تا ايشان را از همين اندك حضور و تاثيرگذارى در پشت پرده سياست ايران باز بدارند.

رادیو آلمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

نامه رهبرفقيد انقلاب درباره جنگ، توسط آيت الله هاشمي رفسنجاني دررسانه ها منتشر شد. خبرگزاري ايلنا، ‌ابتدا متن نامه را كامل منتشر كرد. اما ساعاتي بعدخبرگزاري ها يي چون فارس با حذف بخش هايي كه راجع به تاكيد فرمانده سپاه وقت بر بدست آوردن سلاح هاي ليزري واتمي براي دستيابي به پيروزي درسال71 بود، متن خبر را به صورت سانسور شده منتشر كردند. نومحافظه كاران سعي كردند حركت هاشمي رفسنجاني را عبور از خط قرمز نظام قلمداد كنند. خط قرمزي كه براساس يك اختلاف شخصي ميان آيت الله هاشمي رفسنجاني ومحسن رضايي فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي زير پا گذاشته شده است.مدير مسوول كيهان در سرمقاله خود با اين جمله كه "بزرگان نيز از خطا مصون نبوده اند"، حركت رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام را خطا ذكر كرده و حركت وي را در كنار سخنان محسن رضايي، ‌قابل سرزنش دانسته است. البته اين كه مسئولان نظام ويا يك فرد عادي چنين مواضعي در ارتباط با موضوعي داشته باشند، هيچ وفت نمي تواند محل اشكال باشد. اما گمان مي رفت اين حركت با حمله هاي صورت گرفته، به سرعت رو به خاموشي رود، كه سايت انتخاب به ناگهان اصل نامه را به دست خط رهبر فقيد انقلاب و بدون سانسور منتشركرد. بي ترديد انتشار دست خط رهبر فقيد انقلاب ايران دراين شرايط اين سوال را درافكار عمومي ايجاد مي كند كه چرا نامه اي به اين مهمي دراين شرايط بايد منتشرشود؟دراين ميان اما سردار محسن رشيد، معاون تحقيقات بنياد حفظ آثار و ارزشهاي دفاع مقدس در يك مصاحبه مطبوعاتي، نظراتي متفاوت با نظرات سرداران ديگر سپاه مطرح كرد و در مصاحبه كوتاهي پيرامون نامه آيت الله خميني براي خاتمه جنگ با عراق گفت: "اصرار وجود دارد كه نشان داده شود وضعيت كنوني ما در عرصه‌ي بين الملل بحراني است، اما به نظر من چنين نيست. ما الان تنها يك نزاع ديپلماتيك داريم و اين بحران محسوب نمي شود. يعني وارد وضعيت با ثبات در عرصه‌ي بين الملل شده‌ايم و در اين عرصه شفاف سازي مسايل جنگ قابل توجه است. وي درادامه مي افزايد: برخي مسايل مربوط به جنگ پيش از اين مطرح نمي شد، چون پتانسيل دفاعي كشورمان را به چالش مي كشيد و اين بحران ساز بود، اما امروز اين چالش وجود ندارد. علاوه بر اين كه مي تواند منشاء يك حركت اصلاحي هم باشد."تاكيد سردار رشيد درباره نامه مبني براين كه مي تواند منشاء يك حركت اصلاحي باشد - كه وي درمجموعه سپاه، ازهمفكران مهندس مير حسين موسوي محسوب مي شده – حاوي نکات مهمي است. سردار رشيد از سوي ديگر به حوزه نگراني هاي نومحافظه كاران وارد شده ومي گويد: "برخي معتقدند كه ممكن است شفاف سازي برخي مسايل جنگ در انتخابات خبرگان تاثير منفي بگذارد، كه به نظر من اين چنين نخواهد بود. مباحثي كه امروز مطرح مي شود در سطح نخبگان سه انديشه در حوزه جنگ است. يك سر شاخه‌ي انديشه آقاي هاشمي رفسنجاني است كه با اقدام اخير اين انديشه ابراز شده است. سر شاخه‌ي ديگر انديشه آقاي محسن رضايي است كه آن هم جسته و گريخته ابراز شده است، اما سرشاخه‌ي سوم مهندس ميرحسين موسوي است كه تاكنون سكوت كرده است. ما در سال هاي آخر دولت آقاي هاشمي ديداري خصوصي با مهندس موسوي داشتيم كه در آنجا ضمن تاكيد برادامه سكوت تنها به ذكر چند نكته جنگ، آن هم به صورت خصوصي پرداخت كه شايد روزي صلاح بدانند و آن را بيان كنند."بنابراين تقليل موضوع به اختلافات شخصي، آن هم ازسوي آيت الله هاشمي رفسنجاني، ‌نمي تواند نه براي افكار عمومي ونه براي نهادهاي انقلابي كه همواره برروي اين مسايل حساس بوده اند مفيد به فايده باشد. اختلاف اصلي حول دو سياست است كه درزمان جنگ نيز مورد اختلاف بوده است: 1- استراتژي سياسي كه بعد ازآزادي خرمشهر برسرنوشت جنگ حاكم شد. 2- استراتژي نظامي كه اشخاصي چون فرمانده سپاه معتقد بودند با اين استراتژي قادرند ايران را درجنگ به پيروزي برسانند. در استراتژي سياسي، جنگ وپيروزي درجبهه ها ابزاري براي پايان جنگ است. اما دراستراتژي نظامي، ‌نصر بالرعب و تفوق از طريق سلاح هاي كشتار جمعي هدف است. آنچه درنامه رهبر فقيد انقلاب مهم به نظر مي رسد اين است كه ايشان مي بايست با توجه به گزارش هاي ارائه شده، ميان اين دوسياست، يكي را به عنوان انتخاب استراتژيك برگزيند.

متن نامه آيت الله خميني نشان مي دهد كه:

1- محوراصلي تصميم رهبر انقلاب براي پذيرش قطعنامه 598، ‌نامه اي است كه فرمانده سپاه وقت درتاريخ 2/4/1367 نگاشته است.

2- پيروزي مورد نظر فرمانده وقت سپاه براي 5 سال بعد كه علاوه بر سلاح هاي متعارف، با سلاح هاي غير متعارف ليزري و اتمي محقق مي شود، دردرون خود واجد يك استراتژي جنگي تمام عيار بوده كه رهبر فقيد انقلاب با آن مخالفت مي كند.

3- انگيزه هاي مردم براي حضور درجبهه ها كه براساس گزارش ها پايين بوده حاكي ازآن است كه امكان مشاركت خودجوش مردم براي اداره جنگ امكان پذير نبوده است، و ماهيت طرح فرمانده وقت سپاه نيز نشان مي دهد به اين موضوع مهم اساسا توجهي ندارد.

با توجه به اين پارامترها بايد گفت حمله كنندگان به آيت الله هاشمي رفسنجاني به سه دليل عمده مخالف مطرح شدن اين نامه درشرايط كنوني كشور هستند:

1- ماهيت نامه آيت الله خميني در مخالفت با استراتژي جنگي بوده واين امر مي تواند درمخالفت كامل با عملكرد نظاميان درصحنه سياسي كشور نيز تلقي شود. ايشان همواره با ورود نظاميان درعرصه هاي سياسي مخالفت مي كردند.

2- نومحافظه كاران مايلند استراتژي جنگي را تحت يك ارزش مقدس ديني جلوه داده واز هرگونه نقد اين استراتژي ممانعت به عمل بياورند، تا ازاين طريق ابعاد ديگراين استراتژي درانتخابات شوراها وخبرگان رهبري تحقق يابد. ازاين منظر ورود کساني چون هاشمي رفسنجاني وسردار رشيد به اين موضوع، ‌سطح بحث را ازمسائل ارزشي – ديني به اختلاف درروش كه موضوعي علمي است تقليل داده و قضاوت در مورد درست ياغلط بودن روش هاي مربوطه را به افكار عمومي وامي گذارد. اين موضوع پاشنه آشيل نومحافظه كاران درآستانه انتخابات به شمار مي رود.

3- نو محافظه كاران كه نمي توانند حقايق ذکر شده درنامه آيت الله خميني را نفي كنند و نيز ‌نمي توانند بگويند رهبر فقيد انقلاب اشتباه كرده اند، در عوض مي کوشند با تهاجم به هاشمي رفسنجاني، عدم اجراي استراتژي خود را به گردن سياستمداران به رهبري وي بيندازند و از اين طريق مانع ايجاد يك همزاد پنداري خطرناك شوند. مبناي اين همزادپنداري دراين سوال تجلي مي يابد: اگر رهبر فقيد انقلاب، درقيد حيات بود و شرايط كشور اين گونه درمعرض تهديدات قرار داشت، ‌آيا ايشان با توجه به انگيزه هاي پايين مردم كه علي الخصوص تهديدات خارجي، بيكاري و گراني ها دراين باره نقش تعيين كننده دارد، ‌باز هم بر پي گيري سياست هاي هسته اي تاكيد مي كردند؟پاسخ اين پرسش با توجه به انتشار نامه رهبر فقيد انقلاب وعكس العمل نومحافظه كاران به آن احتمالا روشن است.

فروزان آصف نخعي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

تنها پس ازچند روز که دفترهاشمي رفسنجاني نامه آيت الله خميني رهبر انقلاب رادرخصوص پايان جنگ منتشر کرد، محمود احمدي نژاد درکنار ديگر محافظه کاران به انتقاد صريح از وي پرداخت. رييس جمهوردر جلسه هيات دولت هاشمي را به طور غير مستقيم به فقدان هوشمندي و توانايي متهم کرد. احمدي نژاد در جلسه روز يکشنبه دولت گفت: " کساني که تصور مي‌کنند مي‌توانند با زير سوال بردن ارزشهاي والا در اراده مستحکم ملت بزرگ ايران براي پيشرفت و سازندگي خللي ايجاد کنند، بايد بدانند نه تنها دراين راستا موفق نخواهند شد بلکه فقدان هوشمندي، توانايي و تعهد خود را ثابت مي‌کنند. "در شرايطي که رييس جمهوري که طي ماه هاي گذشته کوشيده است با تبديل مساله هسته اي به مساله ملي وبا مانورهاي نظامي گسترده ايران را آماده همه نوع شرايطي نشان دهد، عده اي معتقدند انتشار نامه آيت الله خميني در چنين برهه اي اززمان مي تواند هشداري از سوي هاشمي وهوادرانش باشد که حکومت نبايد بار ديگر به راهي پاي بگذارد که هزينه هاي بي فايده زيادي را براي آن ايجاد کند. شايد به همين جهت است که احمدي نژاد پنداري که چنين نامه اي درخطاب به عملکرد او منتشر شده است مي گويد به راهش ادامه مي دهد و چنين هشدار هايي را به بهايي نخواهد گرفت: "ملت ايران در مسير پرافتخاري که انتخاب کرده استوار و مستحکم است و با عزمي راسخ اين راه را ادامه خواهد داد و بازيهاي سياسي و جناحي تاثيري در ادامه اين راه نخواهد داشت."

الهام: دستگاه قضايي به محرمانه بودن نامه رسيدگي کند

با اين وجود، علي رغم اينکه بحث هنوز درخصوص ادامه جنگ وهمچنين پايان آن ادامه دارد، محافظه کاران که طي روزهاي گذشته سعي کردند که موضوع نامه را صرف نظر از محتواي آن به طبقه بندي آن ارجاع بدهند و هاشمي را به دليل انتشار نامه اي که محرمانه مي پندارند مورد شماتت قرار مي دهند. نکته اي که درسرمقاله شديداللحن روزنامه کيهان در روز دوشنبه مورد توجه قرار گرفت.در واکنشي جداگانه، ديروز سخنگوي دولت، غلامحسين الهام، وقتي در خصوص اصالت نامه مورد پرسش قرار گرفت، گفت: "اين مسئله مربوط به دفتر نشر آثار امام است که بايد در اين زمينه اظهار نظر کند و اين که نامه محرمانه يا غير محرمانه بوده مسائلي است که در شان دستگاه قضايي است. وقتي خبرنگار "مهر" از الهام خواست که نظرش را درباره نامه بگويد پاسخ سخنگوي دولت از اين قرار بود: " اين نامه به طور کلي مربوط به بحث جنگ و دوران دفاع مقدس است که رئيس جمهور هم در جلسه هيات دولت نسبت به اين مسئله واکنش نشان داده و نظرش را اعلام کرده است."

حميد انصاري: نامه درزمان جنگ محرمانه بوده است

ديروز همچنين قائم مقام "موسسه تنظيم و نشر آثار امام"، به پاسخگويي در خصوص محرمانه بودن نامه پرداخت. حميد انصاري گفت: "نامه منتشر شده بنيانگذار جمهوري اسلامي در مورد شرايط پذيرش قطعنامه 598 تنها در زمان جنگ محرمانه تلقي مي‌شده است." او درپاسخ به اين پرسش که آيا نامه داراي طبقه بندي بوده است يا نه تاکيد کرد: "اصولا نامه‌هاي حضرت امام به آن صورتي كه در منطق مكاتبات اداري و نظامي مرسوم است، داراي طبقه‌بنديهاي رسمي كه مثلا نامه داراي مهر محرمانه و سري باشد نيستند."آفتاب نيوز به نقل از انصاري نوشته است: "روال بر اين بود كه اگر حضرت امام (ره) مي‌خواستند نامه و نوشته‌ ايشان براي جمع محدود و يا فرد خاصي فرستاده شود و نظر به محرمانه بودن و يا عدم انتشار آن داشتند، شخصا بطور شفاهي و يا بعضا كتبي متذكر مي‌شدند. در مورد نامه منتشر شده اخير، يادگار حضرت امام طبق نظر امام نامه را در جلسه‌اي در جمع زيادي از مسئولين مختلف نظام در محل مجلس شوراي اسلامي عينا قرائت كردند. بنابر اين مستندي دال بر اعلام نظر شفاهي و يا كتبي امام در خصوص نوع طبقه‌بندي نامه و نظر ايشان درباره نحوه‌ انتشار آن در آينده در دسترس نمي‌باشد، اما به طورطبيعي با توجه به شرايط خاص دوران جنگ و مضمون نامه، طبعا درايام حساس دفاع مقدس محرمانه تلقي شده است."انصاري در عين حال ايرادي نيز به انتشار اين نامه مي گيرد، و آن اين است که چرا "بدون هماهنگي واستعلام از موسسه تنظيم و نشر آثار امام" چنين اقدامي صورت گرفته است؛ چرا که "بنا برحکم آيت الله خميني وقانون مصوب مجلس" تنها مرجع ذي صلاح براي انتشار اسناد وآثاروي، موسسه مزبور است.

بايد با شوراي امنيت ملي هماهنگ مي شد

روز سه شنبه، عبدالرضا رحماني فضلي قائم مقام دبير شوراي‌ عالي امنيت ملي نيز اظهار داشت: "انتشار اين نامه به مصلحت كشور نبود و با شوراي عالي امنيت ملي هم هماهنگ نشده بود. ‌طرح چنين موضوعاتي در شرايط كنوني امكان سوء استفاده به دشمن را براي تضعيف كشور مي‌دهد."او تلويحا اشاره کرد که اگر شوراي امنيت ملي مي دانست که چنين نامه اي قرار است منتشر شود، ازآن انتشار آن جلوگيري مي کرد: "اين كه براي انتشار اين‌گونه نامه‌ها حتماً بايد از شوراي عالي امنيت ملي مجوز صادر شود، چنين مساله‌اي وجود ندارد، اما اگر براي صدور و انتشار اين‌گونه نامه‌ها از شوراي عالي امنيت ملي تقاضاي استعلام كنند، شورا مي‌تواند آن را بررسي و اظهارنظر كند و اگر شورا احساس كند، نامه‌اي كه منتشر مي‌شود، برخلاف مصالح و امنيت ملي است، مي‌تواند مانع اين كار شود."

دفتر هاشمي: انتشار نامه، براي پاسخ به شبهات بود

از سوي ديگر، هاشمي رفسنجاني پاسخ به اين موضوع را که نامه محرمانه بوده است يا اينکه زمان چاپ آن مناسب نبوده است را به سرعت ارائه کرد تا نشان دهد براي بازي که آغاز کرده، آماده است. دفترهاشمي با ارسال نامه اي به مطبوعات به پاسخ انتقاداتي پرداخت که طي روزهاي گذشته وي را هدف گرفته اند. بيانيه دفتر هاشمي تاکيد داشت: "نامه‌ حضرت امام (ره) در آن تاريخ در جلسه‌اي در مقر رياست جمهوري با حضور جمع زيادي از مسوولان، نمايندگان، فرماندهان نظامي و علماي بلاد قرائت شد و نسخه‌هايي از دست خط ايشان به تعدادي از مسوولان داده شد. واژه‌ «محرمانه» در فرهنگ و ادبيات سياسي بار معنايي خاصي دارد. قاعده و قانون در تعريف اسناد طبقه‌بندي شده اين است كه به ميزان حساسيت سند، بر روي آن عبارت محرمانه و... تا سري حك مي‌شود. در صورتي كه اين نامه فاقد هرگونه طبقه‌بندي بوده است. "دفترهاشمي درادامه آورد: "توجه همگان را به اين نكته مهم جلب مي‌نماييم كه سال‌هاست اين نامه روي سايت‌هاي اينترنتي قرار گرفته و براي همگان نه تنها در داخل حتي در خارج از كشور قابل دسترسي بوده و هنوز هم در بعضي سايت‌ها هست. از محدوديت‌ها و شرايط و مقتضيات داخلي و بين‌المللي آن زمان برمي‌شمردند و متاسفانه در ماه‌هاي اخير شبهات ديگري نيز در مورد پذيرش قطعنامه مطرح گرديد كه براي نسل جديد ابهامات بيشتري ايجاد كرد. ضمنا انتشار اين پيام به منظور منفي نشان دادن گزارش فرماندهي سپاه در آن زمان براي مشخص كردن نيازهاي جبهه نبوده، بلكه دليل بر تاثير آن گزارش در واقع‌بيني مسوولان و كمك به تصميم‌گيري امام راحل است و حتي آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در مصاحبه‌ي راديويي روز ‌٥/٧/٨٥ پس از اشاره به نامه فرماندهي سپاه، با صراحت گفت: نيازهاي جبهه را در آن نامه مطرح كردند و حق‌شان بود."اطلاعيه دفتر هاشمي همچنين با طرح اين موضوع که مطالب بيان شده موضوعي نيست که تنها توسط هاشمي يا جديدامطرح شده باشد افزود: "مباحث مربوط به اختلافات تخصصي سپاه و ارتش و نامه‌ جناب آقاي محسن رضايي نيز مطلب تازه‌اي نبود كه برخي رسانه اعلام كرده‌اند: «اولين بار آيت‌الله هاشمي رفسنجاني دو سه هفته‌ قبل در خطبه‌هاي نمازجمعه به آن اشاره كرده‌اند». بلكه در چندين مصاحبه و سخنراني سال‌هاي قبل نيز به صورت كاملا مشروح به اين دو مسئله اشاره كرده بودند."اين نامه سپس مصاحبه هاشمي با کيهان را مورد توجه قرار داد و يادآور شد: "به عنوان نمونه در مصاحبه‌اي كه در تاريخ ‌١٥ بهمن ‌٨٢ در روزنامه كيهان چاپ شده بود، خبرنگار از آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در خصوص كيفيت اختلافات سپاه و ارتش پرسيد و ايشان در جواب گفت: اين اختلاف به گونه‌اي نبود كه ما به يك طرف سوءظن داشته باشيم. ارتش به خاطر آموزشها و روشهاي كلاسيك خود يك نوع عمليات خاصي را قبول داشت كه همه چيز بايد طبق كلاس انجام شود... سپاه در آن فاز نبود. شروع كارش از عمليات كوچك، غيرمتعارف، غافلگيري و ايثار در جنگ بود... يك اختلاف اين بود كه هر عملياتي را مطرح مي‌كرديم، اگر سپاه طرح مي‌كرد، با منطق ارتش جور در نمي‌آمد و بالعكس. "

اصرار کيهان: نامه سري بوده است

روزنامه کيهان، پس از درج جوابيه دفتر هاشمي در صفحه دوم خود، جايي که سرمقاله حسين شريعتمداري به چاپ رسيده بود، درانتهاي جوابيه آورد: "موضوع يادداشت روز كيهان 9/7/85، انتقاد به انتشار نامه سري حضرت امام(ره) بود و اين نكته كه آقاي هاشمي رفسنجاني پيش از آن هم به موضوع اختلاف نظر سپاه و ارتش در شيوه ادامه جنگ پرداخته بود، از نگاه كيهان پنهان نبوده و منظور بند ياد شده از يادداشت كيهان، اشاره به شروع مجادله اخير بوده است كه از نماز جمعه دو هفته قبل آغاز شد. و در هر دو حالت، انتقاد به انتشار نامه سري امام درجريان يك مجادله سياسي به قوت خود باقي است."بدين سان کيهان اعلام کرد که "مجادله سياسي" پيرامون کساني که جنگ را به مسيري غيرواقع بينانه اي بردند، ادامه خواهد داشت و ماجراي نامه با جوابيه دفتر هاشمي خاتمه نيافته است. کيهان ماجرا را به اينجا خاتمه نداد. در ستون کيهان وخوانندگان که بسياري معتقدند بسياري از پيام هاي آن مربوط به نقطه نظرات گردانندگان کيهان است تا خوانندگان آمده است: "از يادداشت روز آقاي شريعتمداري مورخه 9/7/85 تشكر مي كنم. تحليل آقاي شريعتمداري بسيار زيبا بود. اميدوارم آقاي رفسنجاني و رضايي با خواندن آن متوجه عملكرد خود شده باشند." درنوشته ديگري ازقول خوانندگان آمده است: "مگر آقاي محسن رضايي دركنار دست آقاي رفسنجاني در مجمع تشخيص مصلحت نيست؟ خب اين مسائل را بين خودشان و در همانجا حل و فصل كنند و اختلافات خود را به سطح جامعه نكشانند؟ مطرح كردن اين بحث چه فايده اي براي انقلاب و نظام داشت؟"

کارگزاران: هاشمي تنها نيست

در مقابل، روز گذشته، روزنامه کارگزاران ارگان حزب کارگزاران سازندگي در سرمقاله خود به حمايت ازانتشار نامه آيت الله توسط هاشمي پرداخت. سرمقاله نويس روزنامه کارگزاران با توجه به اينکه اين نامه به رويت بسياري ازسياستمداران رسيده است، تعمد برخي ازافراد را براي محرمانه خواندن نامه ابزاري سياسي براي فشار برهاشمي دانست و نوشت: "گروهي اصرار دارند با افزودن صفت «محرمانه» به نامه حضرت امام(ره) به جاي تحليل واقع‌بينانه استدلال‌هاي امام براي قبول قطعنامه، آن را به ابزاري سياسي براي فشار بر هاشمي رفسنجاني تبديل کنند؛ غافل از اينکه هاشمي در اين راه تنها نيست. باور نداريد، سخنان دو روز اخير مقام هاي سياسي و لشکري ايران را بشنويد که جملگي، شجاعت امام(ره) در اخذ يک تصميم تاريخي و نقش هاشمي در اين تصميم سازي و همچنين انتشار مجدد نامه حضرت امام(ره) را ستودند."در واکنشي جداگانه، محمدعلي ابطحي معاون سابق رييس جمهوري هم به طرفداري ازانتشار نامه پرداخت. محمد علي ابطحي مي گويد: ": انتشار نامه‌ حضرت‌ امام‌ در مورد پايان‌ جنگ‌ از سوي‌ آقاي ‌هاشمي‌ رفسنجاني‌ يك‌ كار شجاعانه‌ بود. خواص‌ عالم‌ سياست‌ كه‌ در ايام‌ جنگ‌ فعال‌ بودند، همه‌ از مضمون‌ نامه‌ مطلع‌ بودند ولي‌ اكنون‌ رسما انتشار يافته‌ است‌. در تمام‌ دنيا نامه‌هاي‌ سري‌ و محرمانه‌ تعيين‌ كننده‌ را بعد از گذشت‌ سالهاي‌ طولاني‌ منتشر مي‌كنند. امام‌ در همان‌ نامه‌ علني‌ كه‌ اعلام‌ كردند جام‌ زهر را نوشيدند گفته‌ بودند كه‌ در موضوع‌ جنگ‌ مسائلي‌ هست‌ كه‌ بايد سر فرصت‌ به‌ آنها توجه‌ كرد. انتشار اين‌ نامه‌ نشانه‌ آن‌ است‌ كه‌ آقاي‌هاشمي‌ رفسنجاني‌ به‌ عنوان‌ اداره‌ كننده‌ اصلي‌ جنگ‌ تحميلي‌ آن‌ فرصت‌ را در اختيار مردم‌ ايران‌ قرار داده‌ است‌. "سرانجام آن که بازتاب به نقل از يکي از نزديکان محسن رضايي دبيرتشخيص مصلحت نظام نوشته است که وي به زودي پاسخ هاشمي رفسنجاني را خواهد داد. بايد به انتظار نشست تا برگ ديگري ازحقايق روزهاي جنگ مشخص شود. حقايقي که با فشار تبليغاتي محافظه کاران طي سالهاي گذشته زير برگهاي تقدس گم شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

در حاليكه ماجراي عدم ثبت نام از تعدادي دانشجوي كارشناسي ارشد معروف به ستاره دارها به مراحل جدي تري رسيده و پرونده اكبر محمدي دانشجوي زنداني كه در نهمين روز اعتصاب غذا جان سپرد به جايي نرسيده است، دو دانشجوي ديگر به نام هاي محسن سهرابي و عليرضا داوودي در سال جديد تحصيلي از تحصيل محروم شدند. در راستاي تعطيلي تشكل هاي دانشجويي نيز دفتر انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بيرجند پلمپ شد.به گفته وحيد شيواني دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه، در حالي دفتر اين انجمن روز شنبه پلمپ شد كه عده ديگري در خواستي مبني بر تشكيل انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بيرجند به هيات نظارت دانشگاه داده اند.شيواني به ايسنا گفت: "تقاضاي برگزاري انتخابات انجمن اسلامي را در خردادماه به هيأت نظارت داديم اما تاكنون پاسخي به ما داده نشده است. اما روز شنبه که براي دريافت تقاضا به هيأت نظارت مراجعه كردم، شاهد حضور افرادي از تشكل ديگري بودم كه نامه هيأت مؤسس خود را براي تشكيل انجمن اسلامي به هيأت نظارت دادند ‌متأسفانه تمام وسايل انجمن اسلامي را هم از اتاق بيرون بردند و در انجمن را نيز پلمپ كردند."

اخراج

از ديگر وقايع دو روز گذشته، اخراج محسن سهرابي دانشجوي دانشگاه صنعتي اميرکبير در مقطع کارشناسي مهندسي شيمي توسط مديريت دانشگاه بود. وي که از دانشجويان فعال صنفي – سياسي پلي تکنيک تهران و از اعضاي با سابقه انجمن اسلامي دانشجويان است، در انتخابات اخير اين انجمن مسئوليت نظارت بر انتخابات را بر عهده داشت.به نوشته خبرنامه امير كبير، در پي اعتراضات دانشجويي اخير دانشگاه در ترم گذشته، نيروهاي امنيتي با حضور در منزل وي و تهديد اعضاي خانواده، تلويحا اخراج وي از دانشگاه را اعلام کرده بودند.سهرابي در ترم گذشته نيز بخاطر سخنراني در تريبون آزاد دانشجويي و انتقاد از سيستم مديريتي دانشگاه توسط معاون دانشجويي دانشگاه [مجيد عطايي پور] و با حکم کميته انضباطي از امکان ادامه تحصيل محروم شده بود.نشريه فرهنگي – سياسي دامون با مدير مسئولي وي چندي پيش با حکم توقيف از سوي مديريت مواجه شد. گفتني است نشريه دامون که با رويکردي متفاوت نسبت به فعاليتهاي دانشجويي و با نگاهي متفاوت به عرصه سياست منشر مي شد در پي درج مطلبي در رابطه با حقوق زنان توقيف و لغو مجوز شد.از سوي ديگر، عليرضا داوودي دانشجوي دانشگاه اصفهان و مديرمسوول نشريه دانشجويي "راه خاك" از سوي كميته انضباطي دانشگاه به دو ترم محروميت از تحصيل محكوم شد. عليرضا داوودي در همين ارتباط به ايسنا گفت: "حكم محروميت از تحصيل من به دليل چاپ مطالبي در نشريه راه خاك بود كه توسط كميته انضباطي دانشگاه از دو ترم تحصيل محروم شدم."

احضار

در پي احضارهاي گسترده دانشجويان به كميته هاي انضباطي، وكيل مدافع دو دانشجوي دانشگاه تهران از احضار موكلانش به كميته‌ انضباطي خبر داد.هوشنگ پوربابايي در گفت‌وگو با ايسنا اظهار داشت: "فريد هاشمي، دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه تهران و سيدمحمدپويا هيبت‌اللهي دانشجوي مقطع كارشناسي تهران هفت ماه پيش از سوي نهادهاي امنيتي به دليل فعاليتشان در دانشگاه بازداشت و پس از دادن تعهد آزاد شدند. اما آن دو جديدا به دليل فعاليت‌هايشان در جريان ناآرامي‌هاي خردادماه در كوي دانشگاه تهران به كميته‌ انضباطي احضار شدند."پوربابايي با اشاره به اينكه هاشمي بر اساس حكم صادره قبلي به دو ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شده بود، گفت: "اگر اين حكم قطعي شود به معني اخراج موكلم از دانشگاه خواهد بود. همچنين ديگر موكلم هيبت‌اللهي هفته‌ آينده به كميته‌ انضباطي مراجعه خواهد كرد تا رأي نهايي را دريافت كند." همچنين محمد علي دادخواه، وكيل رامين رضايي دانشجوي سابق دانشگاه شهرري، از احضار موكلش به شعبه‌ 26 دادگاه انقلاب خبر داد. وي اتهام مطروحه عليه موكلش را اقدام عليه امنيت كشور اعلام كرد و گفت:‌ "او بايد ظريف سه روز آينده در دادگاه حاضر شود." از طرفي ديگر، پرونده منصور طيوري‌‏نصب و حسين بوعذار، از دانشجويان دانشگاه شهيد چمران اهواز كه احكام 13 سال حبس آنها از سوي دادگاه تجديدنظر نيز تأييد شده بود، به شعبه 13 تشخيص ديوان عالي كشور ارجاع شد.سعيد نيسي، وكيل مدافع اين دو دانشجو در گفت‌‏وگو با خبرنگار "ايلنا"‌‏ با اعلام اين مطلب، اتهام موكلانش را شركت در حمل و مخفي كردن مواد منفجره و مهمات جنگي غيرمجاز، عضويت در جمعيت غيرقانوني به نام "اقلام الطلبه" و شركت در فعاليت تبليغي عليه نظام عنوان كرد و گفت: "پيش از اين موكلانم از سوي دادگاه بدوي به تحمل 16 سال حبس محكوم شده بودند اما با تجديدنظرخواهي ما اين محكوميت به 13 سال حبس تقليل پيدا كرد."وي افزود: "به دنبال ابلاغ حكم دادگاه تجديدنظر، نسبت به اين احكام تجديدنظرخواهي كرديم كه اين پرونده هم‌‏اكنون در شعبه 13 شعبه تشخيص ديوان عالي كشور در حال رسيدگي است و منتظر تصميم اين شعبه هستيم."

پرونده قديمي

در ماه هاي گذشته وقايع دانشجويي و سركوب دانشجويان شتاب بيشتري گرفته و روز به روز خبرهاي جديدي منتشر مي شود؛ در اين ميان اما دانشجوياني كه از سال ها قبل در زندان هستند و با وجود اينكه پرونده هاي آنها قديمي و كهنه شده است نيز به فراموشي سپرده نشده اند. احمد باطبي يكي از اين دانشجويان است كه از تيرماه سال 1378 در زندان به سر مي برد و در پي دستگيري اخيرش در هنگام مرخصي بار ديگر به بند امنيتي 209 منتقل شده است.همسر احمد باطبي بعد از مدتها موفق به ديدار با او شد اما پس از اين ملاقات، وي به نامطلوب بودن وضعيت احمد باطبي اشاره و عنوان كرد كه "مشكلاتي براي همسرش ايجاد شده است".احمد باطبي زماني هم سلولي اكبر محمدي بود. محمدي نيز مانند او طعم زندان را از تيرماه 1378 چشيده و چند ماه قبل در نهمين روز اعتصاب غذا جان خود را از دست داد. وكيل مدافع اكبر محمدي اخيرا از تقديم مجدد لايحه‌اي به دادسراي كاركنان دولت خبر داد تا پرونده‌اي كه در شعبه‌ دوم بازپرسي دادسراي امور جنايي تهران است هرچه سريع‌تر به دادسراي كاركنان دولت عودت داده شود و اطاله‌ي دادرسي به وجود نيايد.بهراميان كه عهده دار وكالت احمد باطبي و خانواده محمدي به طور همزمان است در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، در مورد پرونده اكبر محمدي گفت: "اين پرونده بايد تحت نظر مستقيم شخص بازپرس مورد رسيدگي قرار گيرد و استماع شهادت شهود و رسيدگي بي‌شائبه به پرونده ضرورت اقدام پيشرفته‌ي بازپرس پرونده را مي‌طلبد."

سرنوشت مبهم کيوان انصاري

گذشته از تمامي اتفاقات فوق، وضعيت دکتر کيوان انصاري استاد دانشگاه و عضو فعلی شورای مرکزی ادوار تحکيم وحدت نيز همچنان مبهم است. کيوان انصاری نايب دبير اسبق انجمن اسلامی اميرکبير بوده که بيش از دوهفته است بازداشت شده است. اتهام اين فعال سابق دفتر تحکيم وحدت هنوز مشخص نشده و هيچ مرجع قضايی و امنيتی پاسخی برای علت بازداشت وی نداده است. پيگيری های خانواده وی جهت مشخص شدن وضعيت او نيز به نتيجه ای نرسيده و مسوولان زندان اوين گفته اند نام وی در ليست زندانيان اوين ثبت نشده است. تنها چند روز پس از بازداشت، کيوان انصاری پيام کوتاهی بر روی پيام گير تلفن خود گذاشته و از حضور در انفرادی ۲۰۹ اطلاعات خبر داده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

به تازگي سازمان صدا و سيما جمهوري اسلامي در نظرسنجي ماهانه خود نظرات مردم را در خصوص عملكرد دولت جويا شده كه نتايج آن تفاوت فاحشي نسبت به نظرسنجي سال گذشته همين سازمان دارد.در اين نظرسنجي كه در سراسر كشور و با نمونه آماري كل كشور صورت گرفته است از مخاطبان سوال شده كه آيا از عملكرد اقتصادي، سياسي و اجتماعي دولت جديد رضايت دارند يا خير كه نتايج به دست آمده حاكي از نارضايتي حدود 65 درصد مخاطبان اين نظرسنجي از عملكرد دولت مي‌باشد.سازمان صدا و سيما سال گذشته اعلام کرده بود که بيش از 60 درصد پاسخگويان به يک نظرسنجي اين سازمان از عملكرد دولت جديد ابراز رضايت كرده اند.جندي پيش، خبرگزاري آفتاب نيز نتايج يک نظر سنجي اينترنتي را منتشر کرده که در آن 3368 نفر به اين پرسش جواب داده بودند که: "يك سال پس از انتخاب احمدي نژاد؛ وضعيت محبوبيت او را نسبت به آن زمان چگونه ارزيابي مي كنيد؟" از ميان اين تعداد 65.5 درصد نظر دهندگان گفته بودند "محبوبيتش كاهش يافته"، 25.4 درصد پاسخ داده بودند "محبوبيت احمدي نژاد افزايش يافته" و قريب به 9 درصد نظر دهندگان نيز معتقد بودند که اين محبوبيت "تغييري نکرده است".گفتني است که يک ماه پيش، "محمد پاریاب" معاون سخنگوي دولت در گزارشی از فعالیت های یک ساله دولت در جمع اعضا و هواداران انصار حزب الله، تصوب بيش از هزار مصوبه در يك سال گذشته، سفر رييس‌جمهور و هيات وزيران به بيش از 140 شهرستان و رسيدگي به 11 هزار نامه مردمي (به طور متوسط روزي 40 نامه) توسط "شخص ريييس جمهور" را از جمله موارد مهم عمکرد دولت بر شمرده بود. وي همچنين "مورد توجه قرار گرفتن احمدي‌نژاد در نظرسنجي‌هاي كشورهاي اسلامي" را از جمله ديگر موارد برجسته در کارنامه يک ساله رييس جمهور ذکر کرده بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط   | 

زنان ايراني شکل هاي مختلف مبارزه براي رفع تبعيض و خشونت زدايي را تجربه مي کنند. آموخته اند جامعه اي با انواع پيش داوري هاي ضد زن زود تغيير ماهيت نمي دهد. آموخته اند که در چنين جوامعي سنگ بزرگ علامت نزدن است و بر هر حرکت کوچک حق طلبانه اي نبايد نام "کارزار" گذاشت. اينک با انواع تجربه ها و آموخته هاي پشت سر، مبارزات زنان از قوه به فعل مي آيد و پراکندگي را وداع مي گويد.آخرين نمونه از اين دست راه اندازي کمپين تلاش براي الغاي قانون سنگسار در ايران است که چهل وکيل دادگستري بدون چشمداشت به نام آوري، دارند به آن سامان مي بخشند و "شادي صدر" گرداننده آن شده است.سنگسار مجازات خشونت باري است که در برخي اديان وجود داشته است. اما با رويکرد جوامع به جدايي دين از حکومت، در جوامع غير مسلمان از آن نشاني نمي بينيم. علت آن است که با وجود جدايي دين از حکومت، قانون گذاران مجاز نيستند قواعدي را که مربوط به هزاره هاي پيش است تبديل به قانون کنند.حاميان قانوني شدن مجازات هاي کهن بر اين باورند که مجازات سنگسار و مانند آن پاسخي است به گناهکاران و هدف پيشگيري از جرم و جنايت را دنبال نمي کند. بر اين پايه اولاً مهم نيست که از انقلاب به بعد با وجود مجازات هاي خشونت بار بر نرخ انواع زنا و زناي محصنه افزوده شده، و ثانياً انسان ها در شرايط اضطراري و در دشوارترين لحظات زندگي هم، چنانچه معصيت کنند بايد به اشد مجازات برسند. از اين ديدگاه سوءمديريت مديران در توزيع ثروت و درآمد ملي و عدالت گستري عذري براي گناه نيست و دولت ناکارآمد مي تواند بساط مجازات هايي چون سنگسار را گسترده کند و تن به پاسخگويي هم ندهد.صاحبان اين ديدگاه که لزوماً اسلامي نيست، بلکه تعصب آميز است و کرامت انساني را به رسميت نمي شناسد، مي گويند مجازات هر چه باشد، حتي سنگسار، خشونت تلقي نمي شود. به باور آنها همانگونه که اعدام در برخي جوامع غربي مرسوم است، سنگسار هم نوعي مجازات بوده و خشونت به شمار نمي رود. در منطقه مقابل کساني هستند که از يکسو معتقدند مجازات هاي خشونت آميز بر خشونت مي افزايد و از آسيب هاي اجتماعي نمي کاهد، و از ديگر سو تاکيد دارند مجازات هايي از نوع سنگسار و حتي اعدام کرامت انساني را مخدوش مي سازند. بايد چاره هايي انديشيد و از خشونت ورزي به بهانه مجازات پرهيز کرد.تاکنون در جوامع مسلمان کمتر به نظريه اخير توجه شده و حاکمان سنتي نه تنها با تدوين و اجرايي کردن برنامه هاي عام المنفعه از وقوع جرم و جنايت نکاسته اند، که از اصلاح تبهکاران هم سرباز زده اند. در اين کشورها گاهي قانون گذاران دچار توهم مي شوند و گمان مي کنند تکيه بر مسند "شارع" زده اند و خود محل نزول وحي شده اند. غافل از اينکه هر گاه قرار بود تجددگرايي در سياست و ايجاد پارلمان منجر بشود به اينکه نمايندگان مردم، جهنم توصيف شده در کتاب هاي مقدس را روي زمين باز سازي کنند، که ديگر "معاد" از اصول دين شناخته نمي شد. حاکمان شرع حتي گاهي به صدور حکم سنگسار با انواع تهميدات سرعت مي بخشند. مثلاً خود شاهد بوده ام که حاکم شرع متهم به زناي محصنه را سه بار از دادگاه بيرون فرستاده، دوباره به دادگاه فراخوانده و هر بار از او اقرار گرفته است. چرا؟ چون مي خواسته تند و بي مسووليت حکم سنگسار صادر کند و در آن بنويسد متهم چهار بار اقرار کرد. حال آنکه متهم بدبخت اصلاً نمي دانسته چه مي کند و مي پنداشته دارند به او کمک مي کنند. در نتيجه مثل اين بود که متهم در چهار جلسه و در تاريخ هاي مختلف در شرايط آزاد اقرار کرده باشد...البته بحث بر سر اين نيست که اگر سنگسار درست و دقيق اجرا بشود خيلي چيز خوبي است. بلکه بحث بر سر اين است که آدمکش ها، مرتکبين جنايت عليه بشريت و نسل کشي يا اصلاً مجازات نمي شوند يا به زندان رفته و در نهايت آنها را اعدام مي کنند. حال چه شده که زن يا مردي که آدم نکشته اند بايد سنگسار بشوند؟ آيا اين حرف ها با اسلام در تعارض نيست؟ خيلي ها معتقدند هست. مثلا آقاي مجتهد شبستري در کتاب "نقد قرائت رسمي از دين" به استناد همان اسلام نظر مي دهد قانون مجازات اسلامي نه تنها قابليت اصلاح دارد، بلکه اساساً بازنگري در آن ضروري است.حتي اعدام هم، اگرچه هنوز در بسياري کشورهاي جهان قانوني است، اما نبايد از نظر دور داشت که گروه هاي ضد اعدام در جهان غرب، عليه اين حکم، همه جانبه کار مي کنند و فعاليت شان هم قانوني است. حال آنکه در ايران آقاي عمادالدين باقي بابت چاپ يک مقاله بر ضد اعدام زنداني شد. گروه هاي ضد مجازات هاي خشونت آميز که در غرب "اعدام" نمونه منحصر به فرد آن است پياپي ضمن ايجاد شبکه هايي با پزشکان حقوق بشري در همکاري هستند تا اگر نمي توانند به مجازات اعدام پايان دهند و زورشان به دولت ها نمي رسد، دست کم فرمول هايي پيدا کنند تا محکوم به اعدام هنگام اجراي حکم کمتر درد و رنج جسمي و روحي تحمل کند. اعدام با صندلي الکتريکي، اعدام با تزويق، و ... را در دستور کار دارند تا شايد راهي پيدا کنند که از دردهاي جسم و روح محکوم بيشتر بکاهند. بنابراين همه جا هدف اين است که اگر ضرورت هاي اجتماعي يا لجاجت هاي حکومتي چنان است که اعدام حدف نمي شود، حداقل تدابيري بينديشند که انسان کمتر درد بکشد. حال آنکه در سرزمين ما بدون آنکه توانسته باشند از نرخ جرم و جنايت بکاهند، فقط مي خواهند انسان هاي "مجرم" درد بکشند. حتي انسان هايي که دست شان به خون کسي آلوده نيست و بيت المال را هم غارت نکرده اند. خداوند راه طلاق را پيش روي مرداني که زنانشان به نزد ديگري مي روند باز گذاشته است. مردان مي توانند همسر نجيب و شريف و بلاکش خود را هر گاه که بخواهند طلاق بدهند. چه نيازي بوده که قانون گذاران بنشينند و بر خيزند و دستور صادر کنند تا مردان يا زناني را با سنگ بکشند.سواي آنچه گذشت، سنگسار موضوعي بوده و هست که همواره از اعتبار دولت هاي ايران کاسته است. هر گاه مي خواهند چوب لاي چرخ منافع ملي ايران بگذارند فوراً يک فقره فيلم مستند يا غير مستند سنگسار را در تلويزيون هاي خود به نمايش مي گذارند و حيثيت ايران را بر باد مي دهند. درمان اين دردها ساده نيست. مادامي که انتخابات قانونگذاران آزاد نيست و نظارات استصوابي شوراي نگهبان در کار است به سهولت نمي تون قانون سنگسار را لغو کرد. فقط در صورت انتخابات آزاد و حضور همه نمايندگان مردم در پارلمان است که قوانين جزايي ايران با نيازهاي زمانه متناسب مي شود. اما تا آن روز که نمي توان دست روي دست گذاشت و نشست. بايد کاري کرد.کمپين تلاش براي لغو قانون سنگسار به همت 40 وکيل دادگستري ايران آغاز به کار کرده، اقدامي در همين جهت است. يکي از نکاتي که اين کمپين به آن اعتنا کرده و کاملاً تازگي دارد اين است که سنگسار در قوانين ايران خاص زنان نيست، بلکه مردان را نيز شامل مي شود. بنابراين کمپين، کرامت انساني را در مرکز توجه خود قرار مي دهد، نه فقط دفاع از حقوق زنان را.کاستن از درد و رنج انسان ها انگيزه تلاش هاي اين کمپين است که دست به سوي عموم انسان دوستان دراز مي کند و از حکومت وقت هم ياري مي طلبد. کمپين قصد ندارد بدون ايجاد پيش زمينه هاي لازم زمين و آسمان را به هم بدوزد. کارگردانان کمپين در کوره حوادث روزگاري که بر آنان گذشته آبديده شده اند و مي خواهند ناهمواري هايي را که پيش رو دارند، بخردانه از پيش پا بردارند. شتابزدگي هم در کارشان نيست. آنها را ياري کنيم، که نه تنها دل نگران حيثيت انساني هستند، بلکه براي رفع آنچه حيثيت ملي را جريحه دار کرده نيز، از سر آگاهي، حرکت آهسته و پيوسته اي را آغاز کرده اند.

مهرانگيز کار

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط  

سعيد ابوطالب با اشاره به جلسه‌ي روز گذشته كميسيون فرهنگي مجلس، به حضور چند تن از كارگردانان سينما و نيز معاون سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين جلسه اشاره كرد و گفت: آنچه در مورد تحقيق و تفحص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حدس مي‌زديم، ديروز با حضور كارگردانان سينمايي به قطعيت رسيد. اين عضو كميسيون فرهنگي مجلس در گفت‌وگو با ايسنا، اظهار داشت: در اين جلسه مشخص شد كه در گزارش تحقيق و تفحص از روش علمي استفاده نشده، با اين استدلال كه اگر قرار است در اين حوزه تحقيق و تفحص صورت گيرد، بايد صدها فيلمي كه در اين دوره و حوزه ساخته شده مورد بازنگري قرار گيرد و فيلم‌نامه‌هاي آن خوانده و نيز با اهالي سينما و مسوولان سينمايي سابق گفت‌وگو انجام شود. به گفته‌ي وي، در جلسه‌ي ديروز كميسيون فرهنگي مشخص شد كه در اين مورد حتي با يك نفر از اهالي سينما نيز حرفي زده نشده و بلكه ظاهرا چند مقاله و گزارش كه افرادي در قديم براي اهداف ديگري تهيه كرده بودند، مبناي گزارش قرار گرفته است. ابوطالب با بيان اينكه در اين جلسه مشخص شد كه تحقيق و تفحص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي رويكردي اثباتي نداشته است، گفت: من در آن جلسه به اهالي سينما گفتم و اكنون تأكيد مي‌كنم كه بابت اين تحقيق و تفحص از اهالي سينما عذرخواهي مي‌كنم، چون معتقدم كه بخشي از سينما كه متعلق به سينماي بعد از انقلاب است به آرمانهاي انقلاب، امام و اسلام پايبند بوده و هست و در فضايي غيرهمراه، همواره جهت تعالي سينما تلاش كرده است. به اعتقاد اين عضو كميسيون فرهنگي در همه‌ي سالها نه تنها از اين بدنه‌ي سينماي متعهد تقدير نشده، بلكه هركس آمده همه‌ي سينما را با يك چوب رانده است. وي افزود: گزارش تحقيق و تفحص از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي براي جرياني كه ابتذال در سينما زير سر آنهاست و عواملي كه در سينماي مبتذل سودهاي كلان كرده‌اند، منتفع بوده است. ابوطالب با بيان اينكه اين گزارش همه مجلس را در مقابل همه سينما قرار داد، اظهار داشت: تا كنون هم مجلس و هم سينماي متعهد ما در يك جبهه مشترك بودند، يعني همه حرف از طرد و مبارزه با سينماي مبتذل مي‌زدند، ولي وقتي اين اتفاق افتاد، سينماي مبتذل موفق شد كه مجلس را در برابر همه سينما قرار دهد. وي جلسه روز گذشته كميسيون متبوعش را به نوعي دلجويي از هنرمندان سينما دانست و با تاكيد بر ضرورت حمايت از سينماي متعهد چه در عمل و چه به لحاظ قانوني و بودجه‌اي، به بحث مطرح در همين جلسه در خصوص سفر كيش تعدادي از اعضاي كميسيون فرهنگي اشاره كرد و گفت: يكي از نتايج جلسه ديروز كميسيون اين بود كه مشخص شد سازمان ميراث فرهنگي قصد تخريب مجلس را داشته است. وي عملكرد اينچنيني اين سازمان را مسبوق به سابقه دانست و افزود: گه گاه كه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري زير تيغ نظارت كميسيون قرار مي‌گرفته است، به چنين كاري دست مي‌زده كه اين تيغ كند شود. به گفته وي، در جلسه ديروز آنها كه به اين سفر رفتند اظهار داشتند كه گمان مي‌كرده‌اند اين سفر ماموريت بوده و نمي‌دانستند كه قرار است سازمان هزينه‌هاي سنگيني را متحمل شود و نمي‌دانستند كه قرار است آنها را به هتل داريوش ببرند. وي با بيان اينكه اصولا كيش مربوط به سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نبوده، اين منطقه را تحت نظارت هيات مديره سازمان مناطق آزاد عنوان و خاطرنشان كرد: آنها كه به اين سفر رفتند، اظهار تاسف كردند و قرار شد كه هزينه‌هاي تحميل شده به بيت المال بازگردد و عامل اين جريان شناسايي شود. نماينده مردم تهران با اشاره به سفر حدود 80 تن از نمايندگان به مشهد كه دو سال پيش با همين رويكرد انجام شد، گفت: سازمان ميراث فرهنگي چه در زمان مديريت قبلي و چه در زمان مديريت جديد به جاي تعامل سازنده و مثبت با مجلس و اصلاح تخلفات خود، به چنين اقداماتي دست مي‌زند. به گفته وي، نمايندگان سفركرده به كيش، اعلام كردند كه هزينه‌هاي را به بيت المال برمي‌گردانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط  

گرانی‌ کالاهای اساسی در هفته‌های اخیر و در آستانه ماه رمضان به حدی رسید که رهبری نظام در افطاری خود که رئیس جمهوری و اعضای هیات دولت حضور داشتند نارضایتی و انتقاد خود را از این وضعیت اعلام کردند. سید محمود ابطحی عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با اشاره به این انتقادات به خبرنگار پارلمانی آفتاب گفت که گرانی‌ها روندی است که از آغاز سال جاری شروع شده، اما دولت تاکنون اقدامی انجام نداده استنماینده خمینی شهر توضیح داد: از اوایل سال شاهد افزایش قیمت خدمات و اقلامی که جنبه دولتی داشت بودیم و بارها بخاطر این مساله در مجلس همکاران تذکر دادند. ابطحی تصریح کرد: دولت بعد از گذشت 4 الی 5 ماه باید تمهیداتی بیاندیشید و هشدار جدی به وزارتخانه‌های بازرگانی و صنایع و معادن داده شود.

انتقاد رهبری از گرانی های اخیر (کلیک کنید)

وی اظهار داشت: مجلس تمام سعی خود را برای تثبیت قیمت‌ها انجام داده ولی اگر دولت اقدام جدی نکند مجلس از ابزاری که در اختیار دارد استفاد خواهد کرد. ابطحی به دولت هشدار داد: هرچند نمی‌خواهیم با دولت احمدی‌نژاد چنین کاری کنیم، ولی اگر مجبور باشیم از ابزار خود استفاده خواهیم کرد؛ مگر دولت قیمت‌ها را به قیمت اسفند 84 باز گرداند.  وی با اشاره به انتقاد مقام رهبری از گرانی‌ها گفت: به جز دولت، ما نمایندگان مجلس هم وظیفه داریم از جایگاه نمایندگی ملت ساز و کار مناسبی را ایجاد کنیم تا مردم از مشکلات اقتصادی آزار نبینند. وی درباره اقدامات مجلس در این خصوص گفت: مجلس شورای اسلامی سعی کرد با تثبیت قیمت، آب، برق، تلفن و گاز نگذارد هزینه خانوار بالا برود. البته برخی مصوبات مجلس در گرانی‌ها تاثیر بسزایی دارد ولی مجلس هفتم با تثبیت قیمت‌ها تلاش کرد فشاری به خانواده‌ها نیاید. نماینده خمینی شهر همچنین اظهارات اخیر «احمد توکلی» از نمایندگان شاخص مجلس را رد کرد که گفته بود«مطبوعات باعث دامن زدن به گرانی‌ها می‌شوند». وی گفت: این حرفها درست نیست و گرانی ها دلایل دیگری دارد. مثلا صنعتگران قیمت تمام شده را با مقایس جهانی رقم می‌زنند. در حالیکه فولادی که در کشور تولید می‌شود، نباید با بازار جهانی مقایسه شود.

انتقاد توکلی از موضع مطبوعات درباره گرانی (کلیک کنید)

ابطحی تاکید کرد: در مملکتی که حقوق ناچیز به ریال گرفته می‌شود نباید قیمت کالا ساخت داخل با قیمت جهانی رقم زده شود. با این قیمت‌ها دست صنعتگران دولتی داخل جیب مردم است

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 11 بعد از ظهر  توسط  

پس از 4 روز از انتشار نامه حضرت امام(ره) از سوي دفتر آقای هاشمي رفسنجاني، اين دفتر اطلاعيه‌اي منتشر كرد.
پس از انتشار نامه حضرت امام(ره) برخي اشخاص حقيقي و حقوقي و نشريات اظهار داشتند كه اين نامه جزو اسناد محرمانه بوده و چاپ آن در اين زمان مناسب نبود، درخصوص اين موضوع توضيحات ذيل ضروري به نظر مي‌رسد: 1- نامه حضرت امام(ره) در آن تاريخ در جلسه‌اي در مقر رياست جمهوري با حضور جمع زيادي از مسئولان، نمايندگان، فرماندهان نظامي و علماي بلاد قرائت شد و نسخه‌هايي از دست خط ايشان به تعدادي از مسئولان داده شد.
2- واژه «محرمانه» در فرهنگ و ادبيات سياسي بار معنايي خاصي دارد. قاعده و قانون در تعريف اسناد طبقه‌بندي شده اين است كه به ميزان حساسيت سند، بر روي آن عبارت محرمانه... تا سري حك مي‌شد؛ در صورتي كه اين نامه فاقد هرگونه طبقه بندي بوده است.
3- توجه همگان را به اين نكته مهم جلب مي‌نمائيم كه سالهاست اين نامه روي سايت‌هاي اينترنتي قرار گرفته و براي همگان نه تنها در داخل حتي در خارج از كشور قابل دسترسي بوده و هنوز هم در بعضي سايت‌ها هست.
4- ضمن احترام و ارج نهادن به رشادت‌ها و خدمات و زحمات همه فرماندهان بزرگوار و رزمندگان حماسه‌ساز هشت سال دفاع مقدس، فلسفه انتشار اين نامه صرفاً پاسخ روشن و بدون ابهام توسط شخص امام(ره) به شبهات و تشكيك‌هايي احتمالي بود كه در مورد علل ختم جنگ عنوان مي‌شد. برخي آن را ناشي از سياسي كاري سياسيون و برخي ناشي از مجموعه عواملي از محدوديت‌ها و شرايط و مقتضيات داخلي و بين‌المللي آن زمان بر مي‌شمردند و متاسفانه در ماه‌هاي اخير شبهات ديگري نيز در مورد پذيرش قطعنامه مطرح گرديد كه براي نسل جديد ابهامات بيشتري ايجاد كرد. ضمناً انتشار اين پيام به منظور منفي نشان دادن گزارش فرماندهي سپاه در آن زمان براي مشخص كردن نيازهاي جبهه نبوده، بلكه دليل بر تاثير آن گزارش در واقع بيني مسئولان و كمك به تصميم‌گيري امام راحل است، و حتي آيت الله هاشمي رفسنجاني در مصاحبه راديوئي روز 5/7/85 پس از اشاره به نامه فرماندهي سپاه، با صراحت گفت: نيازهاي جبهه را در آن نامه مطرح كردند و حقشان بود.
در ضمن، مباحث مربوط به اختلافات تخصصي سپاه و ارتش و نامه جناب آقاي محسن رضائي نيز مطلب تازه‌اي نبود كه برخي رسانه‌ها اعلام كرده‌اند:« اولين بار آيت الله هاشمي رفسنجاني دو سه هفته قبل در خطبه‌هاي نماز جمعه به آن اشاره كرده‌اند.» بلكه در چندين مصاحبه و سخنراني سالهاي قبل نيز به صورت كاملا مشروح به اين دو مسئله اشاره كرده بودند. به عنوان نمونه در مصاحبه‌اي كه در تاريخ 15 بهمن 82 در روزنامه كيهان چاپ شده بود، خبرنگار از آيت الله هاشمي رفسنجاني درخصوص كيفيت اختلافات سپاه و ارتش پرسيد و ايشان در جواب گفت:« اين اختلاف به گونه‌اي نبود كه ما به يك ظرف سوء ظن داشته باشيم. ارتش به خاطر آموزشها و روشهاي كلاسيك خود يك نوع عمليات خاصي را قبول داشت كه همه چيز بايد طبق كلاس انجام شد.. سپاه در آن فاز نبود. شروع كارش از عمليات كوچك، غير متعارف، غافلگير و ايثار در جنگ بود... يك اختلاف اين بود كه هر عملياتي را مطرح مي‌كرديم، اگر سپاه طرح مي‌كرد، با منطق ارتش جور در نمي‌ايد و بالعكس.» در خصوص نامه سردار رضايي نيز خبرنگار كيهان به نقل از يكي از فرماندهان سپاه گفت: وقتي امام (ره) اين نامه را خواندند، گفتند آقاي رضايي با اين نامه گفت كه ما ديگر نمي‌جنگيم و آيت الله هاشمي رفسنجاني در پاسخ گفت:« آن نامه نشانه اين بود كه با توجه به شرايط موجود، مي‌توانستيم بجنگيم.» با تجليل و گراميداشت ياد و خاطره شهداي بزرگوار 8 سال دفاع مقدس و قدرشناي از مجاهدت و رشادتهاي فرماندهان اين حماسه بزرگ و تاريخي ملت ايران

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط  

<روزنامه اعتماد ملي بي‌تقوايي كرده است.> اين جمله‌اي است كه روزي پيشتر وزير علوم دولت اصولگرا به خبرنگار روزنامه اعتماد ملي گفت تا شايد با بيان آن اندكي از بار نارضايتي خويش در باب پيگيري‌هاي اين روزنامه براي حل مشكل دانشجوياني كه ستاره‌دار خوانده مي‌شوند، بكاهد.

مشكلي كه اين روزها نحوه مواجهه با آن به اصلي‌ترين دغدغه مسوولين وزارت علوم تبديل شده است و البته گويي مسوولين اين وزارتخانه هنوز به اجماعي مشخص براي مواجهه با مشكل و پاسخگويي به پرسش‌هاي خبرنگاران و دانشجويان دست نيافته‌اند. چه آنكه روزهاي گذشته، از پس تكذيب‌هاي وزير، تاييد‌هاي معاون وزير منتشر شد و در نهايت نيز دانشجويان ستاره‌دار خود در نقش تابلوي حقيقت موجود حضور يافتند تا وزير علوم را به رعايت اخلاق در كهكشان علم‌آموزي توصيه كنند.اكنون اما محمدمهدي زاهدي جريده‌اي را به بي‌تقوايي متهم مي‌كند و البته اصرار خبرنگار براي زدودن غبار مقابل حقيقت را نمي‌پذيرد كه معتقد است <اعتماد ملي گناه كبيره‌اي مرتكب شده> كه به‌آساني نمي‌توان بر آثار مترتب آن چشم بست. اما حقيقتا ره‌آورد <بي‌تقوايي> مدنظر وزير علوم، حل مشكل و انجام ثبت‌نام تعداد زيادي از دانشجوياني است كه تا پيش از اطلاع‌رساني مطبوعاتي در مقابل نام خويش ستاره‌اي را آذين مي‌ديدند كه تمام اميدهاي آينده آنان را يك‌سر بر آب نقش مي‌كرد. ارمغان <بي‌تقوايي> مدنظر محمدمهدي زاهدي، فراهم كردن موجبات علم‌اندوزي تعدادي از دانشجوياني بود كه به ناحق از ادامه تحصيل منع شده و مهر تعليق بر كارنامه تحصيلي خود مي‌ديدند و متعجب و سرگردان از اين <حق‌ستاني> به <دادخواهي> مطبوعات اميد بسته بودند.دانشجوياني كه اكنون نيز اگرچه ره به مراسم آغاز سال تحصيلي نبرده‌اند تا حقيقت وجود خود را بر رئيس دولت آشكار كنند اما در فاصله‌اي دورتر شنيدند كه محمود احمدي‌نژاد در دانشگاه تهران از <حق> دستيابي ايران به انرژي هسته‌اي سخن گفت و از تلاش غرب براي محروم كردن ايران از حقوق حقه خود گلايه‌ها به زبان آورد. شايد اين گفته‌هاي رئيس دولت بود كه دانشجويان را به فكر فرو‌برد. چه آنكه محروم كردن دانشجويان از <حق> ادامه تحصيل مگر چه تفاوتي مي‌تواند با نقدهايي داشته باشد كه رئيس قوه مجريه از انحصار علم توسط قدرت‌هاي بزرگ بر زبان مي‌راند؟محروم كردن جمعي از دانشجويان از كسب علم و دانش البته اين روزها گمانه <حكومتي كردن علم و دانش> را در ذهن بسياري ايجاد كرده و اينچنين است كه دانشجويان هشدار مي‌دهند كه در صورت تداوم اين رويه بايد در آينده شاهد <علم حكومتي> به جاي <حكومت علمي> در محيط‌هاي دانشگاهي بود. علم و دانشي كه گويي از مخالفان فكري دريغ مي‌شود تا اولين اصول اخلاقي و علمي‌ كه همان تحمل مخالف است فراموش شود. دانشجويان ستاره‌داري كه تعدادي از آنان حتي از سال قبل هنوز اجازه ثبت‌نام نيافته‌اند بازهم از پشت درهاي دانشگاه شاهد آغاز سال تحصيلي جديد بودند همراه با ديگران سخنان محمود احمدي‌نژاد را شنيدند و همزبان با رئيس دولت بر‌حق ايران در نظام جهاني تاكيد كردند به اين اميد كه روزي نه‌چندان دور ما‌به‌ازاي داخلي اين <حق> را در محيط‌هاي علمي‌ و دانشگاهي كشور خود شاهد باشند. حقي كه البته گويي بيم آن مي‌رود كه در سايه حكومتي شدن علم در كشور به مرور رنگ مي‌بازد.به اين ترتيب اكنون در پس تكذيب‌هاي وزير علوم و چشم‌پوشي رئيس دولت و البته سكوت معنادار و منفعلانه چهره‌هاي سياسي اصلاح‌طلب هنوز هم تعدادي از دانشجويان همچنان حل مشكل خود را انتظار مي‌كشند- اگرچه محمدمهدي زاهدي از مشكل آنان اظهار بي‌اطلاعي مي‌كند - و در حاشيه بازهم خبرنگاران هستند كه به بي‌تقوايي و بزرگنمايي متهم مي‌شوند، اگرچه نتيجه انجام رسالت اطلاع‌رساني خود را به‌وضوح مي‌بينند و همراه با دانشجويان، مسوولين را به رعايت عدل و اخلاق دعوت مي‌كنند

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ثبت نام نکردن از دانشجويان كارشناسي ارشد به مراحل تازه اي رسيده است. از سويي وزير علوم خبرهاي منتشر شده مبني بر عدم ثبت نام از دانشجويان را رد كرده و اصل موضوع را دروغ محض دانسته است و از طرفي مرتضي نوربخش دبير هيئت مركزي گزينش، اقدامات صورت گرفته در مورد اخذ تعهد از دانشجويان و احضار آنها را تاييدي احتياط آميز كرده است. همچنين برخي از مسئولين "ستاره‌" گذاري دانشجويان را به كل تكذيب و ديگران را به نوعي توجيه مي‌كنند، اما دانشجويان با ارائه اسامي، اظهارات وزير علوم را نادرست مي خوانند.با شروع سال تحصيلي جديد، عدم ثبت نام از دانشجوياني كه در آزمون كارشناسي ارشد پذيرفته شده اند، و تعقيب، احضار و بازداشت فعالان دانشجويي و دانش آموختگان دانشگاهها موجي از نگراني ها را مبني بر اعمال مقررات محدود كننده و امنيتي در دانشگاه ها پديد آورده و چالش جدي ميان وزارت علوم و دانشجويان شكل گرفته است.در همين راستا بود كه محمد هاشمي، علي نيکونسبتي و مهدي اميني‌‏زاده سه فعال دانشجويي، صبح روز جمعه در دفتر خبرگزاري کار[ايلنا] حاضر شدند و مدارک مربوط به عدم ثبت نام برخي از دانشجويان پذيرفته شده در آزمون کارشناسي ارشد را ارائه کردند. آنان همچنين با رد اظهارات برخي از مسئولان وزارت علوم و تحقيقات در مورد ستاره گذاري دانشجويان، خواستار جلوگيري هرچه سريعتر از نقض حقوق اوليه دانشجويان توسط حاكميت و بركناري مسئولان متخلف در وزارت علوم شدند.

به زبان آمار

در اين كنفرانس خبري محمد هاشمي دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت با اشاره به مصاحبه هاي متعدد وزيرعلوم و معاونانش در مورد "مهرورزي با دانشجويان" گفت: "عليرغم اينكه آقايان مرتبا مي گويند از حقوق دانشجويان دفاع مي كنند و با آنها با رافت برخورد مي شود و برغم اينكه با نهادسازي هاي موازي مي خواهند فضاي دانشگاه را با نشاط جلوه دهند، آمارهايي كه در اختيار ماست حكايت ديگري دارد." هاشمي با اشاره به اينكه منبع اين آمارها خبرگزاري هايي است كه از نظر حاكميت رسمي شناخته مي شوند، آمار برخورد با جنبش دانشجويي در سال گذشته را چنين برشمرد: بيست و چهار مورد احضار و بازجويي دانشجويان در نهادهاي امنيتي، پنجاه و هفت مورد بازداشت، شصت و پنج مورد احضار به دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب، سي و هفت مورد محاكمه، پنجاه و سه مورد حكم قضايي، يكصد و شصت و هفت مورد احضار به كميته انضباطي كه صد مورد آن در تابستان و تعطيلي دانشگاه ها بوده، هشتاد و نه مورد حكم كميته انضباطي، بيست و پنج مورد تعطيلي نهادهاي مستقل دانشجويي، سي و نه مورد نشريه توقيف شده، بيست و هشت مورد مراسم لغو مجوز شد، هفت مورد اخراج از دانشگاه.هاشمي در مورد نهادهاي برخورد كننده با دانشجويان و نيز اساتيد هم توضيحاتي داد و اسامي آنها را چنين برشمرد: داخل دانشگاه: كميته انضباطي، هيات نظارت بر نشريات دانشجويي، هيات نظارت بر تشكل هاي دانشجويي، حراست، بسيج دانشجويي، رييس دانشگاه، معاون دانشجويي، نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها، جامعه اسلامي دانشگاهخارج از دانشگاه : نيروي انتظامي، وزارت اطلاعات، قوه قضاييه، شوراي نگهبان، ائمه جمعه، سپاه پاسداران، صدا و سيما، وزارت كشور و وزارت علوم .هاشمي در بخشي ديگر از صحبت هايش به محدوديت هايي كه متوجه نشريات دانشجويي است پرداخت: "عليرغم همه انتقاداتي كه به مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي داريم‏، مطابق همان آيين نامه ها نشريات بايستي پس از انتشار يك نسخه از نشريه خود را به هيات نظارت بدهند اما در حال حاضر هر نشريه بايد قبل از انتشار مطالب خود را به هيات نظارت ارائه دهد تا با تاييد آنها آن نشريه چاپ شود."هاشمي خطاب به وزير علوم گفت: "وزير علوم كه تنها به مصاحبه هاي پرطمطراق بسنده مي كند و تاكنون به ميان دانشجويان نيامده است چه جوابي براي اين پرسش ها و عملكرد خود دارد؟"

اسامي محرومان

در ادامه اين نشست علي نيكونسبتي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اشاره به پاسخ هاي متعددي كه مسئولان وزارت علوم تاكنون به مساله دانشجويان ستاره دار داده اند گفت: "اين تناقض گويي ها نشانه دروغگويي است. آقايان ابتدا منكر وجود دانشجويان ستاره دار بودند، سپس گفتند كه اين دانشجويان نقص پرونده دارند و بعد هم گفتند اين در مورد دانشجوياني است كه مسائل انضباطي دارند." نيكو نسبتي در ادامه در پاسخ به زاهدي وزير علوم كه چندي پيش گفته بود حتي اگر يك دانشجوي محروم از تحصيل وجود دارد اسم اش را اعلام كنند، ليست دانشجويان محروم از تحصيل در دوره كارشناسي ارشد را كه با وجود قبولي علمي در كارنامه هاي ارسالي، اسمشان اعلام نشده است، چنين اعلام كرد: "حنانه عزيزي دانشگاه علامه طباطبايي، سيامك كريمي دانشگاه همدان، ياشار قاجار دانشگاه پلي تكنيك، زهرا جاني پور دانشگاه همدان، محسن فاتحي دانشگاه تهران."وي همچنين اسامي دانشجوياني را كه با وجود ثبت نام در دانشگاه در سال گذشته با نظر وزارت اطلاعات، قبولي آنها در دانشگاه كان لم يكن تلقي شده است، چنين اعلام كرد: "مهدي اميني زاده دانشگاه مفيد قم، حامد حسن دوست دانشگاه تربيت معلم تهران‏، پيمان عارف دانشگاه تهران."نكونسبتي با تاكيد بر اين نكته كه مطابق ضوابط علمي اين دانشجويان قبول شده اند اما اسامي آنها اعلام نشده است‏، كارنامه خانم حنانه عزيزي را به خبرنگاران نشان داد كه مطابق آن در مقابل كد قبولي آن درج شده بود بند 2. نيكونسبتي آنگاه با قرائت بند 2 مربوط گفت: "اين دسته از دانشجويان دانشجوياني هستند كه صلاحيت علمي آنها تاييد اما صلاحيت آنها براي ادامه تحصيل از سوي كميته بررسي صلاحيت استاد و دانشجو در سازمان سنجش آموزش كشور تاييد نشده است." اين فعال دانشجويي نامه اي را از سوي كميسيون مذكور به خبرنگاران ارائه داد كه مطابق آن نداشتن صلاحيت هاي عمومي دليل اعلام نشدن قبولي يكي از دانشجويان ذکر شده بود.وي ادامه داد: "در مورد خانم زهرا جاني پور هيچ دادگاه و مرجع قضايي ادامه تحصيل ايشان را ممنوع نكرده است. همچنين آقاي محسن فاتحي هم كه مدتي به دلايل نامعلوم بازداشت شده بودند هيچگونه حكمي دريافت نكرده اند." نيكو نسبتي همچنين گفت "ياشار قاجار هم كه مدتي را در تابستان امسال بنا بر دلايل نامعلوم در بازداشت به سر برد هنوز در هيچ دادگاهي محكوم نشده است. خانم حنانه عزيزي و سيامك كريمي تاكنون هيچگونه محكوميتي حتي در كميته هاي انضباطي نداشته اند. در مورد خانم عزيزي به دليل اينكه ايشان فرزند آقاي عزيزي بني طرف از روزنامه نگاران هستند از تحصيل محروم شده اند." عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با "غير منصفانه" خواندن اينگونه برخوردها با دانشجويان گفت: "آقاي نوربخش چرا دروغ مي گوييد كه اين دانشجويان سابقه محكوميت داشته اند؟ آقاي وزير علوم شما گفتيد كه اگر يك اسم هم داريد اعلام كنيد اكنون اين اسامي اعلام شده است." نيكو نسبتي همچنين گفت: "آقاي محمدحسن نعيمي پور فرزند آقاي نعيمي پور نماينده مجلس ششم نيز در حالي كه هيچگونه سابقه اي ندارد در زمره دانشجوياني است كه از ثبت نام آنها جلوگيري مي شود و بي انصافي است كه به دليل عقايد سياسي انتقادي پدر يك دانشجو چنين برخوردي را با وي انجام دهند." نيكو نسبتي همچنين با ارائه نامه اي از كميسيون گزينش استاد و دانشجو كه در آن صراحتا به نظريه وزارت اطلاعات براي ممانعت از تحصيل آقاي حامد حسن دوست اشاره شده بود گفت: "آقاي حامد حسن دوست از اعضاي انجمن دانشگاه صنعتي اصفهان كه در دانشگاه تربيت معلم مشغول به ادامه تحصيل بوده اند و هيچگونه سابقه محكوميتي چه در داخل و چه در خارج از دانشگاه نداشته‌اند با استناد به نظر وزارت اطلاعات از ادامه تحصيل منع و از دانشگاه اخراج شده اند." وي افزود: "در يك اتفاق جالب توجه پس از اعلام قبولي يك دانشجو در روزنامه، كميته انضباطي بلافاصه براي وي حكم صادر كرده است. به اين ترتيب مي توانند از فردا براي هر كس كه مي خواهند ادامه تحصيل ندهد حكم كميته انضباطي صادر كنند." وي ادامه داد: "در يكي از دانشگاه هاي تهران رييس دانشكده يك دانشجو را كتك زده و فيلم آن موجود است اما جالب آنكه آن دانشجو در كميته انضباطي به دو ترم تعليق با احتساب سنوات محكوم مي شود." نيكونسبتي با اشاره به احضارهاي گسترده دانشجويان دانشگاه تهران گفت: "بسياري از اين دانشجويان به دليل اعتراض به انتصاب عميد زنجاني كه فاقد مدرك دانشگاهي است به رياست دانشگاه تهران، احضار شده اند." وي ادامه داد: "بله‏، كميته هاي انضباطي به اين شكل حكم صادر مي كنند و در آنها چيزي جز بازجويي و محاكمه پشت درهاي بسته اتفاق نمي افتد. بنده صراحتا بگويم در دانشگاه تهران آقاي غلامعلي زاده فعالان دانشجويي را ساعتها مورد بازجويي قرار مي دهد و اين نحوه فعاليت كميته هاي انضباطي است."

استعفا، محاكمه

عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت افزود: "اكنون ما خواهان عذرخواهي، استعفا و محاكمه مسئولان وزارت علوم به دليل نقض حقوق شهروندي دانشجويان هستيم. اين يك غده سرطاني در وزارت علوم است و همانطور كه خاتمي شجاعت آن را داشت كه با غده سرطاني در وزارت اطلاعات برخورد كند در حال حاضر نيز بايد با اين غده سرطاني و دروغگو در وزارت علوم برخورد شود."
نيكو نسبتي در پايان خواهان پاسخگوئي وزارت علوم شد و گفت: "من براي رييس دولت متاسفم، آقاي الهام سخنگوي دولت در اين مورد گفتند كه دولت آنقدر حقير نشده است كه با دانشجويان برخورد كند و من بايد بگويم بر اساس اين مدارك دولت از اين هم حقيرتر شده است و اين مدارك نشانه حقارت دولت است."

دخالت حكومت

در ادامه اين نشست خبري مهدي اميني زاده عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران گفت: "سال پيش هنگامي كه در اولين روز شروع كلاس ها بوديم از آموزش دانشگاه با من تماس گرفتند و گفتند بر اساس نامه كميسيون گزينش سازمان سنجش شما نمي توانيد ادامه تحصيل بدهيد. در مراجعات بنده به وزارت علوم و سازمان سنجش مشخص شد كه بر اساس اظهار نظر وزارت اطلاعات با اين ادعا كه من با گروههاي منتقد نظام رابطه دارم از ادامه تحصيل من جلوگيري كرده اند. بعدها در مراجعات حضوري به ما منعكس كردند كه از نظر وزارت اطلاعات بهتر است در همين مرحله با دانشجوياني مانند ما برخورد كنند و به اين شكل براي نظام هزينه كمتري دارد."اميني زاده افزود: "متاسفانه ما هنوز به استقلال دانشگاه نرسيده ايم و الان وضعيت دخالت حكومت در دانشگاه ها از قبل از انقلاب هم اسفناكتر شده است." وي در بخشي ديگر از صحبت هاي خود با اشاره به آيين نامه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد ممنوعيت از تحصيل دانشجويان گفت: "در اين آيين نامه تنها در دو مورد دانشجو را مي توان از ادامه تحصيل ممنوع كرد، يكي اعتياد به مواد مخدر و شهره بودن به فساد و ديگري عناد با نظام. آيين نامه، عناد را هم تعريف كرده كه شامل مبارزه مسلحانه و ترويج عقايد گروه هاي الحادي است."عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران سپس خطاب به محمود احمدي نژاد گفت: "آقاي رييس جمهور شما جز يكسري حقوق بيولوژيك مانند غذاخوردن و نفس كشيدن چه حقي براي ما قايل هستيد؟ آقاي رييس جمهور ما چه حقي براي زندگي داريم ؟ آيا شما هم معتقديد منتقدان بايد پاسپورت بگيرند و از كشور خارج شوند؟"
انقلاب فرهنگي

در اين كنفرانس خبري، خبرنگاري پرسيد: "پس از انقلاب براي تثبيت آن، انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها انجام شد به نظر شما اكنون اين برخوردها چه ضرورتي دارد؟"محمد هاشمي پاسخ داد كه: "در جمهوري اسلامي همواره مي خواسته اند به نحوي جلوي فعاليت هاي دانشجويان را بگيرند. با اين حال هيچگاه در اين امر موفق نبوده اند چراكه آقايان به اين دليل كه خود در دانشگاه نبوده اند با محيط آن آشنا نيستند و نمي دانند كه نقد قدرت و آرمان خواهي جزو ذات دانشگاه است. حتي پس از آنكه در دهه 60 همه تفكرات منتقد را از دانشگاه بيرون كردند، چون اين مساله در ذات دانشگاه است، دوباره جريان نقد قدرت در دانشگاه زاييده مي شود و بايد بدانند كه دانشگاه هيچگاه گوش به فرمان نخواهد بود و حاكميت بايستي نگاه امنيتي به دانشگاه را كنار بگذارد." مهدي اميني زاده هم در اين مورد گفت: "پيش از انقلاب فرهنگي در سفري كه برخي مسئولان به چين داشتند مقامات چيني كه چنين تجربه اي داشتند به ايشان گفته بودند كه از الگوي ما استفاده نكنيد، چون عواقب آن را ديده بودند؛اما متاسفانه اين كار انجام شد و اكنون نتايج ناگوار اجتماعي آن را مي بينيد كه نيروي متخصص كشور همگي به خارج از كشور رفته است."

لزوم پاسخگويي

خبرنگار ديگري پرسيد "آيا اين برخوردها در ادامه سخنان رييس جمهوري براي فرياد کشيدن بر سر سكولاريسم در دانشگاه ها نيست ؟" علي نيكو نسبتي پاسخ گفت: "آقاي احمدي نژاد در نيويورك به جاي آنكه به سئوالات مربوط به برخورد با دانشجويان و زنداني كردن و … پاسخ بدهد گفت اينها تقصير يك كارمند بوده و يك اشتباه بوده است. حال اگر ايشان با اين غده سرطاني در وزارت علوم برخورد نكند در اين صورت نقض قانون اساسي كرده و ادامه رياست جمهوري ايشان با مشكل مواجه است."
وي همچنين گفت: " آقاي احمدي نژاد پس از يكسال گويا قرار است به دانشگاه بيايند. ما به ايشان پيشنهاد مي كنيم به جاي آنكه در سالني وارد بشوند كه همه حاضران از پيش تنظيم شده باشند و برايشان سوت و كف بزنند به سئوالات نماينده دفتر تحكيم به عنوان بزرگترين تشكل دانشجويي در ايران پاسخ بگويند."

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

علي اکبر موسوي خوئيني، از اعضاي اصلاح طلب مجلس ششم که اکنون بيش از 100 روز است بدون هيچگونه اتهامي در زندان بسر مي برد، پنج شنبه گذشته براي حضور در مراسم يادبود پدر خود به طور موقت از زندان آزاد شد. به گفته وکلاي او و سازمان هاي حقوق بشر، وي در اين مراسم با فريادهاي خود پرده از شکنجه ها و اقدامات تندخويانه اي که در زندان ها جريان دارد برداشت.به نقل از حضاري که در مراسم يادبود پدر او حضور داشتند، خوئيني با صداي بلند فرياد مي زد: "در 20 روز گذشته مسؤولين زندان دست ها و پاهاي مرا با زنجير بسته بودند و تحت شکنجه هاي شديد بودم."وي فرياد مي زد: "مرا در سلول انفرادي حبس کرده اند و 4 مرتبه در روز بازجويي مي شوم. نيمه هاي شب مرا براي بازجويي بيدار مي کنند. مي خواهند مرا به يک بيمار رواني تبديل کنند." او با اشاره به آيت الله خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي، اظهار داشت: "آنها مرا مجبور مي کنند که اعلام کنم عقايدم باطل است و بخاطر فعاليت هايم بايد توبه کنم. آنها از من مي خواهند که از خامنه اي تقاضاي عفو و بخشش کنم."خوئيني، به عنوان پسر يک روحاني و يکي از اعضاي اصلاح انديش ايران، مدت هاست که درحال مبارزه با سيستم قضايي و سازمان هاي اطلاعاتي کشور مي باشد؛ دلايل مبارزه او: زيرپا گذاشتن حقوق بشر بين سال هاي 2000 تا 2004 [زماني که وي به عنوان قانونگذار در مجلس فعاليت مي کرده]. او در آن مدت به کرات از زندان ها بازديد به عمل آورد و همواره تلاش کرد تا مراکز مخفي را که به منظور بازداشت مخالفين و اعمال غيرانساني مورد استفاده قرار مي گرفت شناسايي کند. وي توسط روحانيون محافظه کار براي شرکت مجدد در انتخابات رد صلاحيت شد.به گفته مسؤولين ديده بان حقوق بشر و وکلايي که براي آزادي او درتلاش اند، خوئيني در تاريخ 12 ژوئن در زمان يک گردهمايي مسالمت آميز دستگير شد و از آن تاريخ تاکنون بدون امکان دسترسي به مشاور حقوقي در زندان اوين بسر مي برد. مطبوعات ايراني اظهار داشته اند که خانم زهره اسلاميان، همسر خوئيني، در يک ماه اخير نتوانسته او را ملاقات کند و تنها يک بار به صورت تلفني با همسر خود صحبت کرده است. به گفته ديده بان حقوق بشر، در مراسم چهلم پدر خوئيني، نگهبانان و محافظان اجازه ندادند که او همسر خود را ببيند. محمد شريف، يکي از وکلاي او، به آژانس خبري رويترز در تهران اظهار داشت: "همسر او متوجه آثار شکنجه و ضرب وشتم، به ويژه روي سر آقاي خوئيني شده است." رويترز به نقل از آقاي شريف مي نويسد: "خوئيني را تحت فشار قرار داده اند تا نامه اي را به منظور تقاضاي بخشش مکتوب نمايد."ديده بان حقوق بشر از آيت الله خامنه اي خواسته است تا سريعاً دستور آزادي بي قيد و شرط آقاي خوئيني را صادر کند. جو استورک، معاون رييس بخش خاورميانه اين سازمان، مي گويد: "سران جمهوري اسلامي موسوي خوئيني را بدون هيچ اتهامي بيش از 100 روز در زندان حبس کرده اند. عملکرد بدنام ايران درخصوص «توبه تحت شکنجه» که نسبت به زندانيان سياسي روا مي شود، بسيار زبانزد شده است."استورک مي افزايد: "همان دستگاه اطلاعاتي که خوئيني قصد داشت آن را محکوم کند، اکنون به شکنجه و آزار وي پرداخته است. مقامات جمهوري اسلامي بايد سريعاً اين انتقام گيري و مقابله به مثل را به پايان برسانند و او را آزاد کنند."اين درحالي است که از تاريخ 30 ژوئن تاکنون، دو زنداني که به دليل "عقايد سياسي توطئه آميز" در زندان بسر مي بردند، تحت شرايط بسيار مشکوکي که در زندان هاي ايران حاکم است، فوت کرده اند.هادي قائمي، يکي ديگر از مسؤولين اين سازمان، طي تماس تلفني با نيويورک اظهار داشت: "دولت تهران در انتظار يک فرصت مناسب بود تا او را دستگير کند و اين فرصت مناسب در زمان گردهمايي که براي حقوق زنان در تاريخ 12 ژوئن برگزار شده بود به دست آمد."علي افشاري، يکي از رهبران پيشين جنبش دانشجويي مي گويد که پس از شنيدن گزارش شکنجه خوئيني بسيار آزرده و نگران شده است. افشاري 33 ساله که 10 ماه پيش به ايالات متحده آمد، در مدت زمان سه سال، در حدود 400 روز، در سلول انفرادي محبوس بوده است.او مي گويد: "واقعاً خيلي تلخ است. زماني که از شکنجه هاي علي اکبر مطلع شدم، تجربيات خودم زنده شد. من مي دانم او در چه وضعيتي بسر مي برد." او و خوئيني [36 ساله] 10 سال پيش به عنوان اعضاي کميته مرکزي جامعه اسلامي دانشجويان که متشکل از فعالان دانشجويي بود، کار خود را آغاز کردند.انجمن هاي اسلامي دانشجويان يکي از سازمان هايي بود که توسط طرفداران آيت الله خميني تأسيس گرديد. اما سپس اين گروه وسيله اي شد براي اصلاح طلباني مانند خوئيني و افشاري که با رويکردها و خط مشي هاي مقامات جمهوري اسلامي به مبارزه برخيزند.

منبع: واشنگتن پست، 27 سپتامبر 2006

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

به دنبال فشارهر چه بيشتر بر فعالان جنبش دانشجويي وهمچنين در زندان نگاهداشتن موسوي خوييني ها دبير کل سازمان ادوار تحکيم و نماينده مجلس ششم، سايت خبري مستقل ادوار نيوز (ارگان سازمان ادوار تحکيم) نيز با تهاجم ماموران وزارت اطلاعات به دفتراين تشکل دانشجويي تعطيل شده است.سايت ادوار نيوز پس ازدستگيري موسوي خوييني ها و در حالي که بسياري از روزنامه هاي داخلي به دليل فشار دستگاه هاي امنيتي واطلاعاتي ازانتشار کامل خبرهاي زندانيان سياسي برحذر هستند، به پوشش کامل اخبار وي پرداخت و به عنوان يکي ازمراجع مهم خبري دراين زمينه عمل کرد. پيش ازاين مسئولان اين سايت درارديبهشت ماه اعلام کردند که سايت ياد شده به صورت گسترده اي درداخل کشور فيلترشده است. موضوعي که باعث اختلال در به روز رساني سايت شد. ادوار نيوز يکي از پرکارترين سايت هاي خبري در خصوص گزارش وضعيت دانشجويان زنداني شده درماه هاي گذشته به شمار مي رفت. تعطيلي سايت ادوار نيوز که در ادامه احضار ودستگيري اعضاي فعال سياسي دردانشگاه ها وهمچنين متوقف کردن فعاليت برخي از نشريات دانشجويي صورت مي گيرد، اعتراض گزارشگران بدون مرز را نيز به دنبال داشته است. اين سازمان حقوق بشري درگزارشي با ابراز نگراني از بسته شدن مجراهاي اطلاع رساني درايران آورده است: "مسدود سازي سايت مستقل ادوار نيوز نشانگر اراده حاکميت مبني بر ناپديد کردن سايت هاي مخالفان سياسي، جنبش زنان و مدافعان حقوق بشر از شبکه اينترنت ايران است. ما خواهان بازگشايي اين سايت که تنها سايت مستقل اطلاع رساني سانسور نشده در ايران بود، هستيم."برخورد با ادوار نيوز در شرايطي صورت مي گيرد که بيست وهفتم مرداد ماه دفتر مرکزي تشکل دانشجويي تحکيم وحدت توسط ماموران لباس شخصي پلمپ شد. سايت ادوار نيوز در اين دفتربه روز مي شد. ماموران ياد شده به روال همه تهاجم هايي از اين دست، همه اسناد ومدارک وسي دي هاي موجود را به همراه خود بردند. به دنبال اين تهاجم وتعطيلي دفتر، اين سايت خبري نيز از ادامه فعاليت بازماند.موسوي خوييني ها دبير کل سازمان ادوار تحکيم از 22 خرداد (سي ام جولاي) سال جاري پس ازانکه در مراسم اعتراضي زناني که درميدان هفتم تير برعليه قوانين ضد زن حضور به هم رسانده بودند دستگيرشد، تا کنون درزندان انفرادي به سر مي برد. وي اخيرا در جريان مرخصي چند ساعته درمراسم چهلم پدرش اعلام کرد که مورد آزار واذيت ماموران امنيتي قرار مي گيرد وشکنجه مي شود. موسوي ازجمله نمايندگاني بود که گزارشي درخصوص زندان هاي غيرقانوني ومخفي درايران منتشر کردند. گزارشي که باعث شد برخي ازاين زندان ها فعاليت خود را حداقل تا مدتي متوقف کنند. بسياري اززندانيان که طي سالهاي اخير ازميان روزنامه نگاران وفعالان دانشجويي وسياسي راهي اين زندان ها شده اند، از وضعيت بسيار ناهنجار آن سخن گفته اند.تعطيلي سايت ادوار نيوز در حالي صورت مي گيرد، که به دنبال اظهارات موسوي خوييني ها سخنگوي قوه قضاييه گفته بود که وي مي تواند شکايت کند؛ اما پس ازاينکه وي به زندان بازگردانده شده است، وي مدعي شده که موسوي از اينکه شکايت کند صرف نظرکرده است!

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در تحیر افعال جناب حاج شیخ مصباح یزدی و اقوال اخیرشان,سرانجام عنان از کف دادم و به بوته ی بحث و نقد افکار آن مقام بر این بستر نشستم...ریاست مؤسسه ی آموزشی امام ,عضو مجلس خبرگان رهبری و عضو ارشد جامعه مدرسین قم باز بر کج سلیقگی خود به قول ظریفی بیش از پیش صحه گذاردند. سالیان متمادی است که به اظهار فضل حضرت استادی در نشریات گوناگون من جمله پرتوی سخن, یالثارات ,شما و... گوش فرا داده و گاها نیز به سمع قبول پذیرفته ایم,لیکن اغلب موارد((صدی ,نود)) گوشهایمان را در و دروازه کرده ایم حاج شیخ مصباح یزدی مجری اشائه فرهنگ دعا برای نگاهبانی و نگاهداری ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد و ناشر بعضی رسوم فراموش شده از قبیل برده داری و مدعی اتصابی بودن حاکمبت, استاد اسبق مدرسه ی حقانی, دیگر به شاگردان مریدشان و نشریات اکتفا نمی کنند و شمشیر را از رو بسته و این بار کلیه اصول انقلاب را نیز نشان گرفته اند گویی در جهاد اکبر به سر میبرند!!!شاید شیخوخیت اصلاح طلب((حاج شیخ کروبی)) .و صاحب دولت کریمه ((هاشمی رفسنجانی)) نیز با یادآوری خاطراتشان در مطبوعه ی تازه به محاق رفته ی شرق و نوع افکار شیخ مصباح یزدی در زمان حکومت پهلوی, نیز هیمه ای افزون تر بر این آتش نهاد((اشاره به صحبتهای آقایان رفسنجانی و کروبی به تاریخ 6ماه قبل و تصریح آن مورد که شیخ مصباح در زمان حکومت طاغوتی که با امر انقلاب مخالفت می ورزیدند در صفحه ی اول مطبوعه شرق)) ذکر این نکته ضروری که بر فهم و دانش ایشان ودرک محاضر اساتید فن فقه , آیت لغوی نیست و هرگز نبوده است. چنانکه در این حدود ایشان اذعان داشته اند: که از23سالگی صاحبنظر بوده و از 28سالگی تقلید نمی کرده اند, همکاری ایشان با شهید صدوقی و بهشتی و...نیز مؤید همین امر است. اما ایشان عقبه ی خویش را نیز از یاد برده اند. و با شدت و حدت بیشتری بدعت ها را می آفرینند. در این کوتاه مدت یک سال و اندی,ایشان منادی حرکتی گشتند که ثمره اش دولت مهرورز و عدالت طلب است, حال آنکه چه مقدار آن شعار ها با واقعیات سنخیت دارد و دولت مهرورز و عدالت طلب تا کنون چه مقدار به شعارهایش جامعه ی عمل پوشانیده امریست مبرهن. , بماند که در کریدور های مجلس اینک چه میگذرد و چه سختی ها که در این کوتاه زمان بر نشریات, ناروا رفته است...قضاوت این دوران بماند با خرد جمعی و عقل سلیم تاریخ که انشالله از آن سربلند بیرون آئید... ایشان اصل ولایت فقیه را منصوب معصومین میدانند و فارغ از قانون اساسی حال حاضر کشور و اصول مصرحش((2,107,108,110)) کنه این امر و انتخاب را نه در حوزه ی دنیوی که در عالم لاهوت میجویند, مگر مرحوم امام خمینی (ره) میزان را رأی ملت ندانسته بود؟؟؟ و نیز حقیقت آنست که هر حاکمیتی برای حقانی گشتن خود نیاز مند مشروعیت از جانب مردم است. آیا شما نظریه ی تازه ای را مطرح می کنید!!!پاسخ شما در فرصت های دیگر بماند با اساتید اهل فن,لیک نکاتی چند را لازم به ذکر دیده که به شرح ذیل ذکر میگردند
آیت الله خامنه ای در اجوبه استفتائات ((دفتر نمایندگی رهبری)) می فرمایند:
عدم اعتقاد به اصل ولایت فقیه...موجب ارتداد و خروج از دین اسلام نمیگردد و کسانی که بر اساس عقل و استدلال و اقامه برهان به آن اعتقادی ندارند,معذورند و نیز واقفیم که آیات عظام خوانساری,اراکی و خویی موضعشان در تقابل با ولایت فقیه ((مقام مخالفت محض)) واین موضوع چه بوده است
همچنین است که مرحوم خمینی(ره) در الطهاره صفحه 325 اینچنین ذکر میکنند
انچه در حقیقت اسلام معتبر است و پذیرنده ی آن مسلمان محسوب میشود عبارت است از: اصل وجود خدا و یگانگی او و نبوت و اعتقاد به آخرت است...مابقی قواعد عبارتند از احکام اسلامی که دخالتی در اصل اعتقاد به اسلام ندارند
حال در چنین جایگاهی فصل الخطاب چیست؟؟؟
شیخ ,اینچنین که شما بر این کوس میکوبید ما نعوذبالله به مناقشه با معصومین پرداخته ایم! آیا خود را بر دیگر اساتید و آیات ,رجحان میدهید که اینچنین نو آورید؟ و آیا اقوالتان را چون دیگر آیات عظام عطف به ماسبق و مسبوق به سابق نمیدانید؟!!! در کدام جایگاه سخن میرانید؟ پشت سر پیر جماران و رهبر گرامی یا... نگارنده به دلیل اطاله ی کلام از ذکر اقوال آیات عظام و فقیهان شیعی در میگذرد ,لیکن جناب مصباح و شاگردان ایشان را به دو کتاب السرائر الحاوی تحریر الفتاوی((ابن ادریس/جلد دوم در زمان غیبت و اجرای حدود)) و جامع المدارک فی شرح المختصر النافع((مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری /ره)) تأویل داده و از آن مقام مستدعی است که نظری دوباره هرچند کوتاه من باب مسائلی چون اجرای حدود و ولایت در زمان غیبت بدآن انداخته و به غور بپردازند, تا ببینند فقهای شیعی نیز هستند که در مقام مخالف ایشان قرار گیرند...
شما همه چیز را مخلوط کرده و از آن بلغمی میسازید که راحت الحلقوم نیست و سخت هضم میگردد!!!
به گمان راقم سطور فوق هزاران نگفتنی مانده و گفتنی ها بسیار و این مجال مختصر
باشد که خداوند بندگانش را از کژی ها پاک دارد
حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود...با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت است

* رضا سلیمانی

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 مهر1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

<من هر روز صفحات اول روزنامه‌ها را مي‌خوانم... اگر دولت يك وزير را تغيير دهد، مي‌نويسند چرا يك وزير؟ اگر پنج وزير را را تغيير دهد، مي‌نويسند دولت متزلزل است، اگر اصلا تغييري ندهد، مي‌گويند مگر دولت قول نداده بود كه كابينه را اصلاح كند؟>

اين سخنان را حدادعادل رئيس مجلس وقتي در آخرين كنفرانس مطبوعاتي، خبرنگاران را حسابي مشعوف عطر گل ياسي ساخت كه بين آنان توزيع كرده بود، بر زبان جاري ساخت تا پس از توقيف چهار نشريه، كماكان بر اعتقاد دروني خويش مبني بر اينكه فضاي حاكم بر مطبوعات، فضاي توقيف و جلوگيري از آزادي نيست پاي فشارد و بگويد: <اين روزنامه‌ها هستند كه حتي به يك اقدام مثبت دولت اشاره نمي‌كنند.>رئيس آرام مجلس برخلاف بسياري از روزهايي كه با آرامش، اهالي قلم را متهم به تنش‌آفريني و بيهوده‌نويسي مي‌ساخت، اين بار از نكته‌اي بجا و نزديك به حقيقت سخن گفت، چرا كه حقيقت وجودي رسانه‌ها و دليل جاري بودن حيات و زندگي در شريان‌هاي مطبوعات بيش از آنكه نزديك به حس دروني اهالي قدرت به منظور مدح و ستايش آنان باشد متعلق به ناظران آنها در صحنه افكار عمومي است تا به كنكاش و واكاوي رفتار و اقدامات مسوولان عرصه تصميم‌گيري برآيند چرا كه در فاصله چندقدمي ميدان تصميم‌گيري‌هاي كلان كشوري ايستادن و با هر حركت موزون يا ناموزون اهالي اين ميدان، دست بر دست سائيدن به نشانه همراهي بي‌چون و چرا، نه كار ماست و نه مختص حال و هواي اين ميدان.از اين رو اگر دولت با هر گامي كه برداشت، صوتي به نشان <چه‌چه> و حركتي به نشان <به‌به> از دست و دهان اصحاب رسانه تقديم آناني كه وسط ميدان ايستاده‌اند نشد، بر سبيل اين برهان است كه مابين اين ميدان تا آن ميدان كه براي ميداندارانش چنين و چنان مي‌كنند تفاوت قائليم و حرمت. آنچنان كه توزيع گل ياس توسط سياست‌مردي ميان جماعتي را متفاوت از گل‌پاشيدن‌هاي مرسوم و معمول در ميدان‌هاي ديگر مي‌پنداريم و برايش قدر و احترام قائليم.حال اگر رئيس مي‌پندارد كه عطر اين گل بايد از فراز صد كش و قوس سياسي، گل از گل منتقدان بشكفد و بر صد غمزه سياسي اهالي قدرت‌ديده‌اي ديگر بگشايد تا از او بپذيرند كه از اين پس بايد تنها بر اقدامات مثبت دولت چشم بگشايند و ديده بر گفته‌ها و وعده‌هاي به زمين مانده ديروز بربندند، همان به كه مشام اصحاب قلم از اين عطر با غرض بي‌نصيب باشد و به مثابه چشمان ناظر افكار عمومي اينك كه اين فرصت را يافته‌اند تا در چند قدمي ميدان تصميم‌گيري‌هاي كلان كشور بايستد در مقابل هر عطر خوشي كه هديه مي‌گيرد تنها قدردان باشد.پس اگر گفتيم: آقاي رئيس! عطر ياس پيشكش، طعم انتقاد را حتي اگر تلخ باشد بايد چشيد، انتظار درك متقابل داريم نه آنكه هر روز صبح وقتي صفحه اول روزنامه‌ها از منظر مسوولان و تصميم‌گيران كشور عبور مي‌كند همواره به دنبال پايكوبي اهل قلم بر هر قدم خويش باشيد و آنگاه كه نيافتيد بر توقيف چهار نشريه در يك ماه چنين استدلال بياوريد كه <اصلا اين دولت هر كاري انجام دهد، نقدش مي‌كنند و اين روزنامه‌ها حتي به يك اقدام مثبت دولت اشاره نمي‌كنند...>فراموش نشود آن روز كه از طرح ضيافت‌ا... براي ارزاني كالاهاي مورد نياز به عنوان <اقدام مثبت> اشاره كرديم نتيجه آن شد كه فردا از <ضيافت مردم در گراني> بنويسيم و به گلايه‌ها و وا اسف‌هاي خود تصميم‌گيران بر بي‌نتيجه ماندن اين گام مثبت نيز اشاره كنيم. يا آن روز كه به نقل از رئيس مجلس هفتم از طرح تثبيت قيمت‌ها به عنوان <عيدي مجلس هفتم به مردم> نوشتيم آن شد كه فردا به اذعان همان كساني كه به تصويب اين طرح در همين مجلس آري گفته بودند از شكست اين طرح به عنوان <عيدي بديمن> بنويسيم. يا درست در روزهايي كه از قول رئيس‌جمهور احمدي‌نژاد مكلف مي‌شويم كه بنويسيم <گراني وجود ندارد اينها همه جوسازي است.> در مقابل رسالتمان حكم مي‌كند كه به نقل از رئيس مجلس در همين جلسه آخرش با خبر نگاران بنويسيم: <در مورد اصل اينكه گراني پديد آمده شكي نيست.> نوشتن از اقدامات مثبت كماكان ادامه داشت اما وقتي از اقدام مثبت رئيس‌جمهور در دستور ورود زنان به استاديوم نوشته مي‌شد، همه ياران دولت اصولگرا به سرزنش او و شتابزدگي و خامي اين تصميم خرده مي‌گيرند و اين <اقدام مثبت> هم توسط خود دولت زير سوال مي‌رود، در ديگر سو دعوت رئيس‌جمهور از دانشجويان و نخبگان و وعده‌اش براي نگاه غيرجناحي و غيرسياسي به اين بخش نيز وقتي به عنوان گام مثبت دولت ياد مي‌شود، همزمان دانشجويان پشت درهاي گزينش و ثبت‌نام جا مي‌مانند آنگاه اهالي رسانه و خبر مي‌مانند كه از گام‌ها و حرف‌هاي مثبت دولت نوشته‌اند تا زنان، دانشجويان و مردم را نسبت به تحقق مطالبات واقعي‌شان توسط دولت نهم اميدوار سازند اما زمان اندكي كافي است تا يا خود دولت گامي به عقب بگذارد يا همان اقدام دولت كه در مطبوعات برخلاف سخنان رئيس مجلس به عنوان <اقدام مثبت> ديده و از آن بسيار نوشته شد توسط يارانش در مجلس به باد انتقاد و اعتراض گرفته شود و در نهايت باز هم گامي به عقب گذارده شود.حال در قبال اين نكته كه حداد عادل در فضاي عطر ياس و يأس خويش از جماعت رسانه مي‌گويد: <اين روزنامه‌ها هستند كه حتي به يك اقدام مثبت دولت اشاره نمي‌كنند>، تكليف چيست؟ اساسا تشخيص مثبت ديدن يا منفي پنداشتن اقدامات دولت بر چه معياري است و در همين رويداد بركناري يك وزير از سوي رئيس‌جمهور، خوشايند رئيس مجلس كدام است كه ما از نوشتنش سر باز زديم؟آيا مي‌بايد چشم و دهان بسته بر جسارت رئيس‌جمهور در اتخاذ چنين تصميم بي‌نظيري قلم‌فرسايي مي‌كرديم و آن را مثبت مي‌پنداشتيم يا در راستاي وظيفه و رسالت تعريف شده خويش‌گذري يا نظري بر عملكرد ساير وزرا مي‌انداختيم و آنگاه به قياس و تطبيق عملكرد گفته‌هاي آنان در روزهاي نيازشان به راي اعتماد مجلس و روزهاي پس از راي اعتماد برمي‌آمديم تا مشخص شود كه آيا جسارت و شهامت دولت نهم در بركناري وزير، به ناكارآمدي او مرتبط است يا ناهماهنگي‌اش؟ و يا اين همه تنها پروسه‌اي است براي مشغول ساختن جماعتي كه منتظر تحقق شعارهاي ساده رئيس‌جمهوري در زندگي روزمره و رفاه و معيشت خويش بودند كه اينك بركناري وزير رفاه اقدام مثبتي خواهد بود براي مشعوف و مشغول ساختن آنان كه تغييري در رفاه و معيشت خويش نديدند. كدام را مي‌بايد انجام مي‌داديم؟ آنگاه كه ما از اقدام مثبت وزرا نوشتيم و اين اقدامات يكي پس از ديگري به دست خود آنان تغيير مسير يافت آيا باز هم ما مقصريم؟وقتي وزير كشور دولت نهم در جلسه بررسي راي اعتماد خود در مجلس گفت <نگاه تحولي به وزارت كشور خواهم داشت در سه ركن اساسي، يك ركن سياسي اجتماعي و دو ركن بهبود در خدمت‌رساني و امنيت فراگير>، ما از آن به عنوان گام مثبت ياد كرديم اما پس از اهداي 153 راي اعتماد مجلس و نشستن آقاي پورمحمدي بر صندلي وزارت كشور امنيت فراگير را در اقصي‌نقاط كشور اينگونه ديديم كه در فاصله زماني اندك، چندين فاجعه خونين در جنوب و شرق كشور[ تاسوكي، بم، كرمان، اهواز و...] رخ مي‌دهد و بهبود در خدمت‌رساني هم با همان جمله معروف پورمحمدي مبني بر اينكه <مردم خودشان را براي رياضت در يك دوره موقت آماده كنند> معناي ديگري مي‌يابد، آنگاه تكليف ما چيست؟ آيا حق اين پرسش از رئيس‌جمهور باقي نيست تا بپرسيم وزير كشوري كه تاكيد كرده است <فضاي سياسي نيازمند همدلي و تحمل است> و در نهايت مي‌گويد <آمار جوك‌هاي سياسي در ايران نشانگر فضاي باز سياسي است> چگونه توانسته است از دايره نظارت رئيس‌جمهور بر عملكرد وزرا نمره قبولي دريافت كند؟ آن هم وزيري كه حتي در در چينش استانداران و فرمانداران كه به برگ‌ريزان سياسي در بدنه وزارت كشور منتهي شده بود از سوي خود نمايندگان مجلس همسو با دولت متهم به <عدم تحمل> مديران باسابقه و <عدم همدلي> در مشورت شد تا آنجا كه بحران اعتراض مجلس به وزير كشور در نهايت به استعفاي دو نماينده اصولگرا ختم مي‌شود.از وزير جهاد كشاورزي آنگاه كه در نخستين كنفرانس مطبوعاتي، شماره تلفن همراه خود را در اختيار مردم قرار مي‌دهد مثبت نوشتيم اما گناه ما چيست كه اين وزير با اين اقدام مثبت خود فضايي را براي افكار عمومي ‌ترسيم كرد كه ملت ديگر توقع نداشت وزير محترمشان كه صاحب 214 راي اعتماد از مجلس است براي شادباش‌گويي عيد به نمايندگان مجلس، دست در جيب بيت‌المال ببرد و سكه‌هاي طلاي قديمي را تقديم نمايندگان اصولگرا كند تا آنجا كه صداي اعتراض رئيس مجلس هم در خردادماهي كه گذشت بلند شود و وقت طلاي چندين جلسه علني مجلس نيز مصروف پرداختن به ماجراي اين سكه‌هاي طلا شود؟ در حالي كه احمدي‌نژاد در جلسه معرفي وزرا به مجلس گفته بود: <اسكندري رزمنده و جانباز است و مي‌تواند موجب تحول در بخش كشاورزي شود> لذا طبيعي بود كه نمايندگان نيز به دنبال تحقق خواست مشروع خود توسط چنين وزيري باشند نه آنكه اسكندري نمايندگان سوال كننده از وزير را تهديد كند كه ديگر به حوزه‌هاي انتخابيه آنان سفر نمي‌كند و اين ماجرا هم چندين جلسه علني مجلس را پرتنش سازد و در نهايت با تندي رئيس، وزير تن به ارسال عذرخواهي مكتوب در جلسه علني مجلس دهد.وقتي از دانش‌جعفري با 216 راي اعتماد از مجلس كه در راس وزارت اقتصاد پولدار ترين دولت تاريخ ايران نشسته است در اولين كنفرانس خبري‌اش مي‌نويسيم <نرخ تورم قطعا امسال پايين‌تر از سال گذشته خواهد بود> و توجه ويژه‌اش به <رفاه اقتصادي در معيشت> را به عنوان گام مثبت وي تيتر مي‌زنيم، آيا امروز كه <داد مردم از بيداد گراني> را خود رسانه‌هاي اصولگرا هم باور دارند، اين مائيم كه روزنامه‌هاي صبح را به خبرهاي غيرمثبت از دولت مزين مي‌كنيم يا عملكرد خود دولت كه در نهايت حتي همين وزير را ناگزير مي‌سازد تا در همايش بانكداري اسلامي بگويد: <دولت نيز از رشد نقدينگي كه مي‌تواند منجر به رشد تورم شود نگران است؟>وقتي سعيدي‌كيا كه بيشترين آراي اعتماد مجلس هفتم از آن اوست مي‌گويد: <به هيچ وجه قيمت مسكن افزايش نيافته و اين عادت ما ايراني‌هاست كه يك كلاغ و چهل كلاغ كنيم> در حالي كه افزايش يا عدم افزايش مسكن هيچ ارتباط ارگانيكي با وزارت مسكن تحت نظارت او نداشت كه او در مقابل افزايش ناگزيرقيمت مسكن اينچنين مردم ايران را با يك ضرب‌المثل كوچه و بازاري نشانه رود، آنگاه دستمان براي مثبت نوشتن از او و دولتش خالي نمي‌ماند؟آيا فرداي روزي كه نتيجه بررسي عملكرد وزرا منجر به بركناري وزير رفاه مي‌شود نبايد از رئيس‌جمهور پرسيد؛ به سردار نجار وزير 50 ساله دفاع كه در مراسم معارفه‌اش گفته است: <قصد دارم زمينه را براي خدمات بيشتر به نيروهاي مسلح فراهم كنم> اما در مقابل در دوران وزارتش سقوط دو هواپيماي نظامي در فاصله زماني كمتر از دوماه به اين خدمت‌رساني رنگ و بوي خون و شهادت مي‌دهد، چه نمره قبولي داده است؟ مبادا توقع از اصحاب رسانه چنين باشد كه وزير علوم با راي ناپلئوني بر كرسي بنشيند، در سفرهاي متعددش به وصف و مدح بي‌حد رئيس‌جمهور برآيد تا آنجا كه در جمع دانشجويان ايراني در فرانسه بگويد <زن و بچه يكي از روساي جمهوري جهان طرفدار شديد احمدي‌نژاد هستند> و يا در توصيف استقبال مقامات عرب از رئيس‌جمهور ايران سنگ تمام بگذارد و ما تنها به نظاره اين حكايات و حكايت عدم ثبت‌نام دانشجويان بايستيم بيهيچ تحليلي چرا كه ممكن است هر طرح پرسشي درمورد نمره قبولي اين وزير، دل برنجاند كه چرا روزنامه‌هاي صبح براي مسوولان و ساكنان ميدان قدرت تا اين اندازه خاكستري‌اند و اقدام مثبت دولت را نمي‌بينند؟يا آنگاه كه صفار هرندي درآخرين روز مرداد گرم سال گذشته به ميان خبرنگاران مي‌رود تا از فضاي سرد حاكم بر مطبوعات در محاق توقيف چنين بگويد: <مشكل مطبوعات توقيف شده را حل مي‌كنم، مطبوعات بايد احيا شوند> ما نبايد يك سال بعد درست در روزهايي كه چهار نشريه به دستور هيات تحت رياست همين وزير محترم به جمع همان نشريات احيا نشده رفته‌اند، نمره قبولي وزير ارشاد را حداقل در عمل به اين وعده بپرسيم؟ حال بماند حال و اوضاع صاحبان نشر و صف طولاني نويسندگان پشت درهاي بسته اتاق صدور مجوز و بماند تطبيق عملكرد ساير وزرا با وعده‌هاي داده شده كه اينها تنها بخشي از زير سوال بردن گام‌هاي مثبت وزراي دولت نهم توسط خود وزرا بود نه زير سوال بردن از طريق نقد و تحليل منتقدان. بدان معني كه اينها انعكاس گفتار و كردار خود اهالي دولت بود و ما نيز در جهت دهي به آن بي نقش.آقاي رئيس! اينها ديگر جوسازي و سياه‌نمايي نيست، مستند است و موجود كه اثباتش تنها مروري كوتاه بر مشروح مذاكرات مجلس و رسانه‌هاي اصولگرا را مي‌طلبد، حال در فضاي پر يأسي كه عطر ياس‌تان هم ره به حال خرابمان نمي‌برد تكليف چيست؟ آيا كماكان ما متهميم به نا‌ديده انگاشتن اقدامات مثبت دولت يا اين اقدامات را تفكري بنيادين،چشم اندازي ديرين، باوري عميق، نگاهي دقيق و سرانجام عمري طولاني نيست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 1 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني رئيس هيات امناي پژوهشكده امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي در ضيافت افطاري رئيس و اساتيد و دانشجويان اين پژوهشكده اظهارات بسیار مهم و اسای را مطرح کرد.وی گفت: امام فقيه، عارف، سالك و سياستمدار بزرگ زمان خود بود ولي چيزي كه رهبر فقيد انقلاب را متمايز از ديگران مي‌كند، نگاه متناسب ايشان به اسلام است.سيدحسن خميني با طرح اين پرسش كه «بزرگ‌ترين ويژگي امام چيست؟» به تشريح تفاوت‌هاي كاريكاتور و واقعيت پرداخت و تفاوت اسلام واقعي و اسلام كاريكاتور را پيش كشيد و گفت: اگر ما در رفتارهايمان به قوانين اسلام همان‌طور كه خدا فرموده عمل كنيم، اسلام حقيقي را در پيش گرفته‌ايم. همان اسلامي كه همه قوانين الهي در آن بدون در نظر گرفتن منفعت يا ضرري اجرا مي‌شود و عوامل دنيوي تاثيرگذار نيستند ولي اگر به برخي قوانين عمل كنيم و برخي ديگر را آن‌طوري كه خدا فرموده، جدي نگيريم اسلام غيرحقيقي يا همان اسلام كاريكاتور را جايگزين فرمان خدا كرده‌ايم. كاري كه متاسفانه از گذشته تاكنون در همه سطوح جامعه انجام شده و مي‌شود. ‌ سيدحسن خميني گفت: در اين اسلام افراد درباره برخي مسائل حساسيت‌هايي را دارند كه خدا هم تا آن حد حساسيت ندارد اما نسبت به برخي مسائل كه خدا حساسيت دارد، حساسيت ندارند.فرزند يادگار حضرت امام(ره) افزود: خداوند حفظ آبروي مومن را بالاتر از كعبه دانسته است ولي آيا در نزد ما نيز اين فرمان خدا اينچنين است؟ اگر ادعا داريم كه اسلام ما حقيقي است پس اين همه تهمت و ريختن آبروي مومن از هر دسته و گروهي چه معني دارد؟ آيا ما در جامعه‌مان به همان اندازه كه به ناهنجاري‌ها اهميت مي‌دهيم و با آن به مبارزه مي‌پردازيم، براي ديگر فرامين خدا هم تعصبي اينچنين نشان مي‌دهيم؟ آيا برخورد با آدم دروغگو به همان اندازه برخورد با آدم بدحجاب است؟ سيدحسن خميني با اشاره به روايتي درباره فقر پرسيد: آيا حساسيت ما نسبت به فقر در جامعه به اندازه حساسيتمان نسبت به موهاي خانم‌ها است؟سيدحسن خميني در ادامه به خاطره‌اي از امام(ره) اشاره كرد و يادآور شد: بزرگواران نظام به ياد دارند زماني كه گروهي نزد امام رسيدند و از شنود مكالمات شخصي خبر دادند، ايشان بسيار از اين مساله ناراحت شد و به شدت با فرد خاطي برخورد كردند؛ چرا؟ چون در نزد ايشان حفظ آبروي مومن از هر چيزي بالاتر است.سيد حسن خميني با بيان اينكه در زندگي امام(ره) كسي جرات غيبت كردن نداشت به خاطره‌اي اشاره كرد و گفت: يكي از بزرگان حال حاضر كشور نزد امام آمدند و گفتند فلان گروه شما را قبول ندارند. حضرت امام گفتند مگر من اصول دين هستم كه حتما بايد من را قبول داشته باشند؟فرزند يادگار امام(ره) با بيان اينكه هر قومي گناه خاصي دارد، گفت: گناه اهل علم حسد و گناه سياسيون تهمت و غيبت است، كسي كه عالم باشد و اسلام متناسبي را پيشه كرده باشد، قطعا نسبت به اين گناه‌ها حساسيت ويژه‌اي خواهد داشت.مجيد انصاري رئيس پژوهشكده امام خميني(ره) و انقلاب اسلامي در اين مراسم كه آيت‌ا... توسلي، آيت‌ا... موسوي‌بجنوردي، آيت‌ا... بيات، محمدعلي سبحاني سفير سابق ايران در لبنان، نجفقلي حبيبي، محمدعلي حاضري، حجت‌‌الاسلام روحاني و جمعي از مسوولان از جمله محمد زاهدي وزير علوم و اعضاي هيات علمي پژوهشكده حضور داشتند در ابتدا گزارشي از اقدامات و برنامه‌هاي پژوهشكده ارائه و پيشنهاد تاسيس دانشگاه بين‌المللي امام خميني و انقلاب اسلامي را مطرح كرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمدعلي ابطحي در سايت شخصي خود نوشت: انتشار نامه حضرت امام در مورد پايان جنگ از سوي آقاي هاشمي رفسنجانيء يك كار شجاعانه بود. خواص عالم سياست كه در ايام جنگ فعال بودندء همه از مضمون نامه مطلع بودندولي اكنون  رسما انتشار يافته است. در تمام دنيا نامه هاي سري و محرمانه تعيين كننده را بعد از گذشت سالهاي طولاني منتشر مي كنند.امام در همان نامه علني كه اعلام كردند جام زهر را نوشيدندء گفته بودند كه در موضوع جنگء مسائلي هست كه بايد سر فرصت به آنها توجه كرد. انتشار اين نامه نشانه آن است كه آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان اداره كننده اصلي جنگ تحميلي آن فرصت را در اختيار مردم ايران قرار داده است. چنانچه مي توان از مضمون اين نامه فهميد كه بنابه انديشه امامء شجاعت تسليم شدن در برابر واقعيت ها كمتر از شجاعت دفاع و جنگ با دشمن نيست. اين يك مبناي جدي براي هر حكومتي است. گاهي تسليم شدن در برابر واقعيت هاء از هر نوع مقاومت و حمله اي شجاعانه تر است و بيشتر به نفع مردم و كشور و دين و ارزش هاست.اين شجاعت امام كمتر از شجاعت ايشان در ايستادگي در برابر رژيم گذشته نيست. روشن شدن شفاف و مستند تاريخ خيلي به بهتر خواندن آن كمك مي كند و جلو حرف و حديث هاي غير واقعي و احيانا مغرضانه از جنس شايعه را سد مي كند. فرمانده سابق سپاه هم اگر افتخار ارائه گزارش واقعي به امام را به نام خود ثبت كندء بهتر از روشي است كه در پيش گرفته است. در عالم سياست انتشار اين نامه از سوي هاشمي رفسنجاني هشدار نيز تلقي مي شود. هشداري  از سوي هاشمي به كساني كه او را ناديده مي گيرند. همه آشنايان به سياست مي دانند هاشمي برگه ها و خاطرات فراواني از اين دست در اختيار دارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 مهر1385ساعت 0 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مساله :

آيا هر نوع خوردن و آشاميدني باطل كننده روزه است ؟خير . مثلا غم خوردن و غصه خوردن چون ذاتي انسان فقير است و جزء لاينفك اوست بنابر اين روزه بدبخت با غم و غصه خوردن باطل نمي شود. ولي بر عكس غم خوردن و غصه خوردن چون براي قلب از ما بهتران مخصوصا مايه داران ضرر دارد از دو حيث باطل است هم از حيث آنكه اكل و شرب است و هم از حيث آنكه ضرر به نفس است.در مورد ساير مصاديق مانند زمين خوردن ، ليز خوردن و امثال آن احتياط واجب در ترك آن است. حكم مزبور براي فقرا علي الاحوط است.همچنين خوردن مال مردم نه تنها براي بعضي ها مبطل روزه نيست بلكه مستحب و در برخي احوال واجب نيز مي باشد. والله اعلم.

 مساله :

آيا هر نوع آشاميدني روزه را باطل مي كند؟خير ، مثلا آشاميدن خون ملت توسط برخي مباح بلكه مستحب نيز مي باشد.والله اعلم.

مساله :

ضيافت افطاري كه هر شب توسط برخي مسوولين داده مي شود چه حكمي دارد؟اگر از جيب خودشان باشد حرام است علي الاحوط ولي چنانچه از بيت المال باشد از اهم واجبات است.همينطور اگر مورد صرف آن يعني مدعوين وزرا و وكلا و قاضيان و قاريان و مداحان و مانند آن باشد لا باس به و لا اشكال فيه ولي چنانچه فقيران باشد حرمتش اظهر است.والله اعلم.

مساله:

اگر فقيري سحري نداشته باشد برخاستن سحر بازهم استحباب دارد؟آري خوردن سحري في نفسه مستحب است ولو خوردن غصه باشد.والله اعلم.

مساله:

من چند سالي است كارگر شهرداري هستم و بعد از سحر مجبوربه جارو كردن خيابان هستم آيا گرد و غبار غليظ آن روزه ام را باطل مي كند؟رساندن غبار غليظ به گلو باي نحو كان مبطل روزه است مگر آنكه  ضرورتي پيش آيد مثلا مقام مسوولي بخواهد از خيابان مزبور عبور كند.والله اعلم.

مساله:

دروغ گفتن در چه شرايطي موجب بطلان روزه است؟آنچه مسلم است دروغ بستن به خداي عز و جل  و رسول ص و ائمه ع روزه باطل مي كند با اين حال چنانچه دروغ مزبور به مصلحت اسلام و مسلمين باشد لا اشكال فيه مانند آنچه در مورد نجات قدس شريف توسط فردي به نام نصر (نصرالله) به پيامبر اعظم نسبت داده شده است .چنين احاديثي ولو علم به كذبش باشد اما چون به مصلحت جامعه اسلامي است مبطل روزه نيست.والله اعلم.

مساله :

در رساله عمليه حضرت عالي آمده كه سر زير آب كردن روزه را باطل ميكند آيا هر نوع سر زير آب كردني مبطل صوم است؟خير ، به عنوان مثال اگر مراد از سر زير آب كردن از بين بردن باشد مبطل روزه نيست جنانكه گويند سر فلان زنداني را زير آب كردند يعني او را كشتند. والله اعلم

وبلاگ بیچارگان

+ نوشته شده در  شنبه 8 مهر1385ساعت 2 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: