|
+ نوشته شده در یکشنبه 30 مهر1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
شب گذشته دكتر محمود احمدي نژاد به صورت سرزده با حضور در دانشگاه امام صادق عليه السلام به ديدار و بحث و گفتگو با دانشجويان پرداخت.
+ نوشته شده در یکشنبه 30 مهر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در شنبه 29 مهر1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
همزمان با راهپیمایی روز قدس و برگزاری نماز جمعه تهران، حداقل دو شبنامه علیه دولتهای سید محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی در میان نمازگزاران و تظاهرکنندگان توزیع شد! این شبنامهها که با اسامی مجعولی چون «جمعی از جانبازان انقلاب اسلامی»، «جمعی از ایثارگران جوان» و « جمعی از خانواده های شهدا» به چاپ رسیده بودند، با دفاع شدید از عملکرد محمود احمدینژاد شدیدترین اتهامات و دشنامها را نثار مسئولین کنونی و پیشین جمهوری اسلامی ایران کردهاند. پخش این شبنامههای موهن که البته «اعلامیه»! نامیده شده بودند، چند روز پس از آن صورت میگیرد که رهبری انقلاب اسلامی انتقادات شدیدی را علیه «اقدامات تخریبی» یک «گروه کوچک» و تندرو مطرح کردند. این «اعلامیهها»! در تیراژی وسیع در مناطق مختلف مسیرهای راهپیمایی بزرگ روز قدس، خیابانهای منتهی به دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه پخش شد. در یکی از این شبنامهها عدهای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی «باج خور» و دولتهای سابق جمهوری اسلامی فاسد وخائن خوانده شدهاند! در این اعلامیه که ظاهراً در دفاع از محمود احمدینژاد نوشته شده (و در عمل وجهه ایشان را تخریب میکند) ادعا شده است: «دولت قبل برای اینکه دولت جدید در تنگنا قرار بگیرد از هیچ اقدامی فروگذار نکرد ... دولت خاتمی تا توانست به استقراض خارجی تن داد با علم به اینکه بدهیهای خارجی کمر دولت جدید را بشکند و این بدهیها هم اکنون یکی از راهآوردهای دولت قبل است که مشکلات فراوانی را برای دولت اصولگرا ایجاد کرده است»! اعلامیه مزبور که امضای مجعول «جمعی از ایثارگران جوان» را در پای خود دارد؛ با تکرار موکد این ادعا که مافیای نفتی، افراد فاسد و... نمیگذارند دولت نهم وعدههای خود را عملی کند! به گونهای ناشیانه کوشیده است دکتر احمدینژاد و دولت نهم را بسیار کارآمد نشان داده و مشکلات موجود را معلول سنگاندازی و عدم همکاری دستگاههای خارج از کنترل دولت معرفی کند. به عنوان نمونه، در بخشی از این اعلامیه تلویحاً ادعا شده است که طرح ضربتی دولت برای رفع بیکاری میتوانست این مشکل بزرگ ملی را کاملاً حل کند و صرفاً به خاطر عدم همکاری دستگاههای خارج دولت ناکام مانده است! در این اعلامیه همچنین با دفاع اغراقآمیز از برخی برنامهها و اقدامات دکتر محمود احمدینژاد نظیر «سفرهای استانی»، «برکناری وزیر رفاه»، «سفرها و مذاکرات خارجی رئیس دولت نهم» و... ؛ این اقدامات «سند افتخار و پاکی دولت» خوانده شده و رسانهها تهدید شدهاند اگر دست از تضعیف و تخریب دولت برندارند به زودی پیرامون آنها افشاگری خواهد شد.
+ نوشته شده در شنبه 29 مهر1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
روزنامه "روزگار" طبق تصمیم مسئولان قرار است از فردا (شنبه) منتشر شود. خبر انتشار مجدد روزنامه روزگار خبری خوش بود اگرچه این انتشار مجدد با ممنوعیت حضور محمد قوچانی، رضا خجسته رحیمی، محمدجواد روح و احمد زیدآبادی در تحریریه این روزنامه همراه شده است. عدم حضور این نویسندگان خواسته معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد از مدیرمسئول روزنامه بوده است. اکنون حسی متناقض دارم. انتشار هر روزنامه حسی خوشایند است و اما ممنوع شدن چند روزنامه نگار سیاسی از نوشتن حسی تلخ. دوم: این روزها دوستان و همسر مهندس سیدعلی اکبر موسوی خوئینی در تدارک تهییه وثیقه سنگینی هستند که برای آزادی موسوی مطالبه شده است. 400 میلیون تومان میزان وثیقه درخواستی قوه قضاییه برای آزادی سیدعلی اکبر موسوی خوئینی است. می شود گفت این روزها امید به آزادی موسوی هر روز رنگ بیشتری می گیرد اگرچه تهیه وثیقه درخواستی خود مشکلی بزرگ است مریم شبانی
+ نوشته شده در جمعه 28 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
هشتاد و يک تن از نمايندگان مردم در دور ششم مجلس، با انتشار نامه اي خواستار آزادي هرچه سريعتر سيدعلي اکبر موسوي خوئيني، نماينده مردم تهران در مجلس ششم و دبير کل سازمان دانش آموختگان ايران شدند . متن اين نامه به اين شرح است : بيش از چهار ماه از بازداشت مهندس سيد علياكبر موسوي خوئيني نماينده پيشين مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي ميگذرد اما متاسفانه وي همچنان در بازداشت موقت به سر ميبرد اين در حالي است كه وكيل مدافع ايشان و بسياري ديگر از حقوقدانان مستقل معتقدند دلايل اعلام شده در مورد بازداشت موقت ايشان و اتهامات نسبت داده شده ، نميتواند اين بازداشت موقت را توجيه نمايد .ما جمعي از نماينگان دوره ششم مجلس نكات ذيل را به اطلاع مقامات قضائي و امنيتي و شهروندان گرامي ميرسانيم : 2) برگزاري تجمعات بدون حمل سلاح مطابق قانون اساسي آزاد است و شركت در اين تجمعات نميتواند سبب تعقيب قضائي گردد و آزادي سريع 69 نفر ديگر از كساني كه در اين تجمع بازداشت شده بودند نيز نشانگر اين واقعيت است كه صرف شركت در اين تجمع از نظر مقامات قضائي نميتواند توجيهگر بازداشت مهندس موسوي خوئيني به مدت بيش از سه ماه باشد لذا ما ضمن ياداوري اصول قانون اساسي و حقوق شهروندي مصوب مجلس به مقامات قضائي اعلام ميكنيم كه ادامه اين بازداشت هيچ مبناي قانوني ندارد . 3) اتهام مهندس موسوي در ابتداي بازداشت شركت در تجمع غيرقانوني اعلام شد و پس از چند روز مطالب مندرج در يكي از سخنرانيهاي ايشان در زمان نمايندگي مجلس به عنوان اتهام ايشان عنوان شد و پس از چندي يكي از مقامات بلندپايه امنيتي از ارتباط ايشان با خارج از كشور سخن گفت اين موضعگيريهاي مقامات قضائي و امنيتي نشان ميدهد كه ايشان از ابتدا با اتهام خاصي كه بازداشت ايشان را توجيه نمايد روبرو نبوده و پس از بازداشت سعي شده دلايلي براي ادامه بازداشت ايشان گرداوري شود در حالي كه قاعدتاً اگر اقدامات فردي خلاف قانون و يا مخل امنيت تشخيص داده شود بايد پس از تحقيقات لازم اتهام وي و دلايل اتهام به متهم تفهيم شود و در صورتي كه بيم تباني و يا از بين بردن دلايل اتهام و يا فرار در مورد وي وجود داشته باشد اقدام به صدور قرار بازداشت گردد اين در حالي است كه هيچ يك از اين مراحل در مورد ايشان رعايت نشدهاست . با توجه به مطالب فوقالذكر امضاء كنندگان اين نامه كه همگي از نمايندگان دوره پيشين مجلس شوراي اسلامي بودهاند ضمن يادآوري جايگاه ايشان معتقديم اينگونه اقدامات علاوه بر تضييع حقوق شهروندي مردم تبعات منفي فراواني نيز براي وجهه كشور و نظام دارد اگر دستگاه قضائي و امنيتي تحمل فعاليت نمايندگان پيشين مجلس را نداشته باشد چگونه ميتوان توقع داشت كه با اتهام نقض حقوق بشر روبرو نشويم لذا از مقامات مسئول ميخواهيم كه به سرعت زمينه آزادي ايشان از زندان و اعاده حيثيت از ايشان فراهم گردد. *امضا کنندگان: 1-غلام حيدر ابراهيمباي سلامي 2- عيسي قلي احمدي نيا 3- محمود اخوان بازارده 4- بهاالدين ادب 5- جواد اطاعت 6- مقصود اعظمي 7- بهروز افخمي 8- علي اکبرزاده 9- شهربانو اماني 10- حسين انصاري راد 11- محمد باقر باقريان نژاد 12- غلامحسين فروغي نيا(برزگر) 13- احمد بورقاني 14-سهراب بهلولي قشقايي 15-رحمان بهمنش 16-محمد پيران 17-علي تاجرنيا 18-علي تقي زاده 19-غلامحسين تکفلي 20-علي اکبر جعفري 21-جلال جلالي زاده 22-سيد مسعود حسيني 23-فاطمه حقيقت جو 24-عبدالرضا حيدري زادي 25-محمد رضا خاتمي 26-ناصر خالقي 27-محمد حسين خليلي اردکاني 28-مرتضي خيرآبادي 29-محمد دادفر 30-حاصل داسه 31-فاطمه راکعي 32-طاهره رضازاده 33-احمد رمضانپور نرگسي 34-احمد رهبري 35-حسن زحمتکش 36-جليل سازگارنژاد 37-محمد علي سعدايي 38-داوود سليماني 39-بهيار سليماني 40-عبدا... سهرابي 41-سيد علي سيد آقاميري 42-جاسم شديدزاده 43-علي شکوري راد 44-سيد ماشاا... شکيبي 45-احمد شيرزاد 46-رضا صالح جلالي آستانه 47-ذبيح ا...صفايي 48-محسن صفايي فراهاني 49-مصطفي طاهري نجف آبادي 50-سيد مهدي طباطبايي 51-علي ظفرزاده 52-پيمان عاشوري بندري 53-حميده عدالت 54-صلاح الدين علايي 55-محمد رضا علي حسيني عباسي 56-کريم فتاح پور 57-علي قنبري فارسان 58-سيد ناصر قوامي 59-جعفر کامبوزيا 60-محمد علي کوزه گر 61-الهه کولايي 62-حميد کهرام 63-محمد کيانوش راد 64-حسين لقمانيان 65-امرا... محمدي جزي 66-احمد مرادي 67-علي مزروعي 68-اکرم مصوري منش 69-مير طاهر موسوي (کرج) 70-مير طاهر موسوي (تبريز) 71-سيد مجتبي موسوي اجاق 72-احمد ميدري 73-محسن مير دامادي 74-منصور ميرزاکوچکي بروجني 75-عبدالمحمد نظام الاسلامي 76-محمد نعيمي پور 77-علي محمد نمازي 78-سراج الدين وحيدي مهرجردي 79-سيد شمس الدين وهابي 80-رضا يوسفيان 81-مير محمود يکانلي
+ نوشته شده در جمعه 28 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در جمعه 28 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
شورای شهر فعلی مشهد که یکی از افراد اصلی موثر در شکل گیری لیستهای جبهه پیروان خط امام و رهبری! بارها درباره برخی افراد حاضر در این شورا گفته بود : اگر می دانستیم اینها رای خواهند آورد محال بود آنها را وارد لیست کنیم، یکی از بامزه ترین شوراهای شهر کشور محسوب می شود.
+ نوشته شده در جمعه 28 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
* این روزها مردم مشهد شاهد آسفالت پیاپی خیابانهای شهر خود هستند. شنیده ها حاکی از آنند یکی از اعضای شورای شهر به مدیری از شهرداری گفته بود: امسال سال انتخابات است همه فعالیت ها را معلق کنید و فعلا به آسفالت ها برسید !
+ نوشته شده در جمعه 28 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در جمعه 28 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
به گفته ایشان شاکی این پرونده مدعی العموم بوده و پرونده ایشان در رابطه با فعالیتهای دوره نمایندگی و نطق های پیش از دستور ایشان است رسیدگی به موارد اتهامی اقای لقمانیان بر عهده ی قاضی طائفی است
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
دو تن از دوستاني كه اخيرا پايشان از زندان 209 به بيرون باز شده است، از قول بازجوهايشان براي من پيغام آوردند كه به فلاني – نگارنده اين سطور – بگوييد كه "تنش ميخارد، پروندهاي برايش درست كردهايم كه رويش يك وجب روغن است و به زودي با او برخورد خواهيم كرد." نميدانم كه اين، يك تهديد به منظور ارعاب است يا اينكه واقعا نقشهاي برايم دارند. هر چه باشد، بچههاي من از هنگامي كه با كنجكاوي كودكانه خود، از موضوع بو بردهاند، خاطرات تلخ سالهاي 1379 و 1382 براي آنها زنده شده و دل كوچكشان لرزيده است. پارساي كوچك ما از به ياد آوردن آن سالها هراسان ميشود. مادرش به ياد ميآورد كه بار دومي كه مرا به زندان بردند، آهسته به پيش دوستش آذين خزيد و در گوش او گفت: "امروز باباي مرا دستبند زدند، بردند زندان." مادرش ميگويد پسرك از شدت اضطراب، آن شب هشت بار رختخوابش را خيس كرد. ميدانم كه مانند هميشه خواهند گفت؛ اين نوع نوشتن، بازي با عواطف است. هر كس خربزه ميخورد بايد پاي لرزش هم بنشيند! ميپرسم اما، ما كدام خربزه را خوردهايم كه بايد چنين لرزي را تحمل كنيم؟ ما مردماني اهل قلم و سخنايم، و بيش از اين را نه نياز داريم و نه علاقه و نه شايد توان. ولي ما را در زندانهاي مخوف امنيتي با چنان وضعي نگه داشتند كه گويي چريكهاي مسلح خطرناكي را با انباري از مهمات به دام انداختهاند! در اين يكي دو سال اخير بارها گفتهام كه من با اين قوم، سر ستيز و درگيري ندارم و حتي ديگر در پي اصلاح كارشان هم نيستم. آنان را به خدا واگذاشتهام تا بر مبناي قانوني كه براي هستي و طبيعت و جامعه و انسان نهاده، سرنوشت آنان را رقم بزند. از همين روست كه طي اين سالها به همه محروميتهاي اجتماعي كه بر من رواداشتهاند، تن دادهام و نسبت به مالي كه بردند و پس ندادند، اعتراض علني نكردم و در مقابل سردواندم براي پس گرفتن يا تجديد گذرنامهاي كه صدها ساعت وقت مرا گرفت و به جايي نرسيد، سر و صدايي نكردم. تنها كار من اينك شده است نويسندگي براي دو سايت مسدود شده، كه در يكي از موضعي حرفهاي و بيطرفانه مسائل منطقه را تحليل كارشناسي ميكنم و در ديگري - همين سايت روز - تك مضرابهايي در اعتراض به نقض حقوق شهروندان ايراني و يا هشدار نسبت به پيامدهاي فاجعه بار برخي سياستها مينوازم. احمد زید آبادی
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
- اگر انتخابات اخير غير آزاد باشد ممكن است مثل مجلس هفتم بگوييم در آن شركت نميكنيم و مثل برخي گروهها نيستيم كه از ابتدا دلسرد باشيم و انتخابات را تحريم كنيم. مسیح علی نژاد
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
از 120 روز هم گذشت. چهار ماه از بازداشت مهندس سیدعلی اکبر موسوی خوئینی گذشت. دیگر به روزگار غریبی است... هم زهرای کوچک حق دارد که سایه پدر را بالای سر خود داشته باشد و روزهای کودکی خود را در حسرت دوری پدر نگذراند و هم پدری که سیاست را پیشه ساخته وحاضر است تا هزینه تحقق هدف را نیز شخصا بپردازد...اما می دانم که در این آشفته بازار سیاست ایران باید حق بیشتری برای زهرای مهندس موسوی قایل شد. همان زهرایی که از دوران نمایندگی مجلس پدر نیز تنها بیدارخوابی های شبانه برای دیدار پدر را به یاد می آورد و بس... روزگار غریبی است... ای کاش بهانه گیری های امیرحسین را پایانی باشد و آزادی پدر نیز آبی باشد بر آتش خشم زهرای کوچکی که تحمل هزینه های سنگین حضور در دایره بسته سیاست را خود انتخاب نکرده است. طعم تلخ سکوت در برابر ظلم /فاطمه حقیقت جو نامه همسر مهندس موسوي خوئيني همزمان با شبهاي قدر
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
رئيسجمهور طي دستوري سازمان مديريت و برنامهريزي استانها را به استانداريها واگذار كرد. آنچه در اين ابلاغيه بسيار جلب توجه كرد موضوع تمركززدايي بود كه درواقع محور اين اقدام رئيسجمهور قرار گرفته است.اين تصميم رئيسجمهور از چند منظر قابل تعمق است. نخست آنكه اين تصميم بهسرعت و در عين حال بدون توجه به نظرات بدنه كارشناسي سازمان مديريت و برنامهريزي اتخاذ شده است. در حال حاضر در بدنه سازمان مديريت و برنامهريزي كشور آنقدر كارشناس زبده وجود دارد كه بتوانند چنين طرحي را از جوانب گوناگون مورد بررسي قرار داده و محاسن و معايب آن را جهت اتخاذ يك تصميم كارشناسي و منطقي در اختيار دولت قرار دهند. حتي اگر دولت قصد نداشته باشد كه مديران قبلي سازمان را هرچند باتجربه و آگاه در چنين بازي بزرگي دخالت دهد، لااقل امكان استفاده از كارشناسان مورد تاييد و حاضر در سازمان وجود داشت تا چنين تصميمي را هرچه بيشتر به مدارهاي منطقي نزديك كند. در كشور ما حتي اقدام سادهاي چون تاسيس يك دبيرستان روستايي چندكلاسه نيز با وجود چند مشاور صورت ميگيرد چه رسد به تغيير ساختار سازمان مهم و پرسابقهاي چون سازمان مديريت و برنامهريزي كشور. بدين ترتيب رئيسجمهور با اتخاذ چنين تصميمي نتوانسته است انتظار بدنه كارشناسي بهخصوص در خود سازمان مديريت را تامين كند. تصميم به تغيير ساختار سازمان مديريت و برنامهريزي آنقدر حائز اهميت است كه انتظار داشته باشيم يك خرد جمعي در پشت آن به حمايت برخاسته و از آن دفاع كند در حالي كه واكنشها به تصميم رئيسجمهور چنين چيزي را نشان نميدهد.تصميم رئيسجمهور از منظر حقوقي و قانوني نيز قابل تأمل است. رئيسجمهور با استفاده از اختيارات قانوني خويش كه در چارچوب قانون اساسي آمده چنين دستوري را صادر كرده است. اما بايد به اين نكته توجه داشت كه قانون اساسي اختيارات رئيسجمهور را در حوزه برنامه و بودجه محدود به امور بودجه كرده است. حال آنكه واگذاري سازمانهاي مديريت و برنامهريزي استاني مربوط به تشكيلات است و بدين ترتيب به لحاظ تشكيلاتي حتي قانون اساسي نيز رئيسجمهور را مجاز به تغيير ساختار و تشكيلات نميداند.سازمان مديريت و برنامهريزي استانها به حكم قانون تشكيل شده و قوانين متعدد اختيارات گوناگوني را در اختيار اين سازمانها قرار داده است كه با توجه به اين تغيير ساختار بايد از ديد حقوقي مورد بررسي قرار گيرد. البته اين اقدام قبلا هم در سازمان مديريت مطرح شده بود و مورد بررسي قرار گرفت اما در نهايت كارشناسان اعلام كردند كه چنين تغييري حقوقي و در چارچوب قانون نيست. بنابراين حتي اگر بنا باشد اين تصميم به اجرا گذاشته شود بايد مراقب بود تا اخذ چنين تصميمهايي بدعت گذاشته نشود. اين تغيير ساختار پيچيدگيهايي را در حوزه اختيارات شورايعالي اداري و بخشهاي مختلف و مرتبط سازمان ايجاد خواهد كرد و در عين حال ابهامات متعددي را در رابطه با احكام برنامه چهارم ايجاد ميكند كه متوليان اين تصميم بايد آنها را پاسخگو باشند. سومين نكتهاي كه در اين رابطه مطرح است هدف اتخاذ چنين تصميمي است. اگر هدف را از صدور اين دستور خوشبينانه مورد بررسي قرار دهيم و همعقيده با رئيسجمهور به بحث تمركززدايي تاكيد كنيم هم، باز نميتوان واژه تمركززدايي را در اين قالب تعريف كرد و بهتر بود براي توجيه اهداف اين طرح از واژه تمركززدايي استفاده نميشد. تمركززدايي در تمام دنيا تعريف خاص دارد و اينكه سازمانهاي مديريت تحت نظر استانداريها قرار گرفته و به استانها رفتهاند را نميتوان تمركززدايي دانست. در عين حال كه اگر بخواهيم اين واژهرا به معناي واقعي آن تعريف كنيم حتي بايد تا سرحد واگذاري امور به بخش خصوصي و مردم نيز پيش رويم. دولت چنانچه به دنبال افزايش اختيارات استانها با هدف تمركززدايي باشد، چنين هدفي اكنون نيز در جريان است و با اقدامات صورتگرفته ساليان اخير اختيارات استانها نيز در نظامهاي بودجهريزي افزايش يافته است. در چنين شرايطي دولت بايد گام بعدي را برداشته و اختيارات خود را به مردم واگذار كند نه آنكه تمام اختيارات را در يك نقطه متمركز كرده و در اختيار استانداران قرار دهد. به نظر ميرسد چنين اقدامي را نهتنها نميتوان تمركززدايي ناميد كه بايد آن را تبلور واقعي تمركزگرايي در دولت دانست. بدين ترتيب دولت ميتوانست براي اين اقدام خود از واژه ديگري چون تراكمگرايي استفاده كند و به واسطه آن افرادي را در استانها و مناطق برگزيند تا به نيابت از رئيسجمهور امين وي بوده و امور را در استانها هدايت كنند. بنابراين نبايد اين حركت را تمركززدايي ناميد. دولت با اين اقدام يك نهاد مهم برنامهريزي را در اختيار نهادهاي امنيتي- سياسي قرار داده است. اگرچه تغيير نقش استانداران و جدايي آن از وزارت كشور در برنامه چهارم مورد تاكيد قرار گرفته اما دولت دقيقا برعكس عمل كرده است. سازمان مديريت استانها اكنون از زير تابلوي رئيسجمهور خارج ميشود و تحت پرچم مقامي قرار ميگيرد كه مهمترين مشي فعاليت آن امنيتي- سياسي است. در حالي كه در كشورهاي در حال توسعه آنچه حائز اهميت است نهادهايي است كه موضع آنها بايد در مسير توسعه رعايت شود. اقدامي كه دولت انجام داده است در بلندمدت قطعا فساد اداري در دولت و در رابطه با مردم، بزرگ شدن دولت و چسبندگي بيش از اندازه مسوولان محلي به دولت مركزي را در پي خواهد داشت. * معاون اقتصادي سازمان مديريت و برنامهريزي كشوردر دولت خاتمي
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
تحمل پرسش های مخالف تا اندازه ی مباحث جدی اعتقادی و پاسخگویی منطقی و آرام به آنها, با قصد هدایت انسان ها سیره و روش همیشه ی ائمه ی اطهار بوده است که جامعه ی ما امروز بدان نیازمند است .
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بدعتها و اقدامات غريب رئيس دولت نهم را گويا بنايي بر پايانيافتن نيست و هر دم از اين باغ بري ميرسد چرا كه ارسال يك نامه از سوي يك جوان كه غير از نامش نشاني ديگر از او نيست، ميتواند روند يكي از اقداماتي كه دولت نهم ابتكار جديد خود ميداند را تغيير دهد و از سوي ديگر اظهارنظر صدها كارشناس دانشگاهي و مدير باتجربه گذشته به هيچ انگاشته شود.محمود احمدينژاد در وبلاگ شخصي خود از تغيير در روند سفرهاي استاني دولت خود در پي پيام يك جوان خبر داد. پيامي كه اشارهاي به محتوايش نشده است. اين اقدام رئيس دولت نهم را شايد بتوان در زمره حركتهاي تبليغاتي اين دولت براي بها دادن به جوانها و اهميت دادن به نظرات مردم قلمداد كرد اما رئيس دولت نهم بايد به اين نكته نيز توجه داشته باشند كه هرچند نظرخواهي از مردم به پيشبرد و بهتر انجام شدن امور كمك شاياني ميكند اما شايستهتر آن است كه اين نظرخواهي در قالب يك ساختار مشخص كارشناسي شود تا از اشتباهات احتمالي جلوگيري شده و بابت اين اشتباهات احتمالي هزينه به بيتالمال و مردم تحميل نشود. اين در حالي است كه رئيسجمهور در مقابل بسياري از انتقاداتي كه درباره هزينههاي اين سفرها، اجرايي نشدن مصوبات استاني هيات دولت و وعدههاي دادهشده به مردم ميشد همچنان از اين سفرها دفاع كرده و در مقابل هزينههاي اين سفر ماجراي معروف نان و پنير خوردن اعضاي هيات دولت را پيش كشيد. حال پس از گذشت يك سال تمام آن انتقادها راه به جايي نبرده و يك نامه خواننده وبلاگ رئيسجمهور باعث تغيير روند سفرهاي استاني ميشود. اين تغيير هرچند كه جزئي و كوچك باشد پردهاي ديگر از عقبنشيني دولت از برخي اقدامات كارشناسي نشده خود است هرچند كه پذيرش اين پيشنهاد خواننده نيز خود مكانيسمي غيركارشناسي دارد. تعجببرانگيزتر اينكه رئيسجمهوري كه به نظرات خوانندگان گمنام وبلاگ خود تا اين حد توجه دارد چگونه از توجه به نظرات كارشناسان مختلف اجتناب ميكند. چند ماه پيش نامه 50 اقتصاددان به رئيسجمهور درباره برنامههاي اقتصادي دولت به هيچ انگاشته و با عتاب برخي تشكلهاي حامي رئيسجمهور مواجه شد به گونهاي كه كميته اقتصادي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي درباره اين نامه اعلام كرد كساني كه فرصتهاي بسياري از اقتصاد ايران را بر باد دادند و در برابر سياستهاي متناقض اقتصادي مسوول هستند، امروز به جاي پاسخگويي در برابر محافل كارشناسي و افكار عمومي، حربه فرار به جلو را برگزيدهاند. عدم توجه به نظرات كارشناسان، مربوط به غيرخوديها نيز نميشود و چه بسيار اصولگراياني نيز كه دولت نهم بهرهاي از نظرات آنان نميجويد. سخنان رئيسجمهور درباره بانكها از جمله آخرين سخناني بود كه اعتراض برخي از تئوريسينهاي اقتصادي اصولگرايان از جمله احمد توكلي را برانگيخت اما رئيس دولت نهم اين اعتراضها را تاب نياورد و در جلسهاي با اعضاي جبهه پيروان خط امام و رهبري كنايهاي را نصيب او كرد. برخورد وزرا و سخنگوي دولت احمدينژاد درباره مساله گرانيها هنوز فراموش روزنامهنگاران نشده است كه اسكندري در پاسخ به خبرنگاراني كه درباره گراني پرسيدند به خبرنگاران پاسخ داد كه مگر شما نماينده مردم هستيد. به هر حال دولت نهم با رويههاي جديد خود بنايي بر استفاده از نظرات كارشناسان ندارد اما استفاده رئيس دولت نهم از نظرات خوانندگان وبلاگش ميتواند جوانان را اميدوار كند كه بنشينند و تفكر كنند و نظراتشان را در اختيار رئيس دولت نهم قرار دهند تا در پيشبرد امور كشور استفاده كنند شايد اين نكته راهي را پيش روي هزاران جوان بيكار بگشايد. البته به دليل نبودن مكانيسم مشخص براي حق ايدهپردازي، جوانان نميتوانند از اين ايدهپردازي خود چشمداشت مالي داشته باشند
+ نوشته شده در سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
ظاهراً حتی توصیههای سران نظام و انتقادات تمام جناحهای سیاسی کشور از نویسنده کتاب «احمدینژاد؛ معجزه هزار سوم» نیز باعث نمیشود که او از ایراد اتهام و دشنام به اغلب مقامات کشوری صرفنظر کند. این گونه است که در سکوت دستگاه قضایی (که برای مطالبی به مراتب منطقیتر اصلاحطلبان را به دادگاه میکشاند) و نیز در سکوت معنادار سخنگوی دولت نهم، فاطمه رجبی در نوشتار! جدیدش حتی نمایندگان مجلس و عزتالله ضرغامی و رؤسای مجلس و قوه قضائیه را به باد ناسزا میگیرد. او در آخرین مطلب خود که با عنوان «گرانی» در سایت نوسازی منتشر شده، آورده است: «به راستی به استثنای سیاسی کاران و قدرت طلبان و باندهای قدیم و جدید مافیایی و هواداران نامزدهای پرمساله با پروندههای مالی سنگین در انتخابات نهم، چه کسی در این کشور منکر آن است که احمدی نژاد برای خدمت به مردم و اجرای عدالت یک لحظه آرام ندارد؟ چه کسی انکار میکند که اگر وکلای مجلس با داشتن ماشین های مدل بالا و حقوق و مزایا و سفرهای خارجی و پی در پی و مرخصیهای بی حساب، گاه موکلان خود را نظاره میکنند، دکتر احمدی نژاد و مردان دولتش با بسیاری از افراد دیگر حضوراً ملاقات دارند، دردهای آنها را میشنوند و مشکلات شخصی ایشان را رسیدگی میکنند». در ادامه این مطلب آمده است: «واقعیت آن است که هر دو جناح مسیر آلودهای را در پیش گرفتهاند. نامش را هرچه بگذارند و پوشش آن را هر رنگی بدهند، مطمئن باشند مردم «بنیان ها» را دریافته و بر آن تامل دارد. روند تخریب گری فاجعه آمیز انتخابات به شهادت ملت حتی یک لحظه هم پس از پیروزی دکتر احمدی نژاد توقف نداشته است... اما اراده الهی به این «وحدت تخریب و ترور» پاسخ داد و آرای مردم را معجزهآسا بر گرد احمدی نژاد رقم زد و این یعنی ایستادگی آگاهانه و یکپارچه ملت در برابر مافیای خطرناکی که با همه وجود ملت را به مصاف گرفته بود». فاطمه رجبی نوشته است: «حزب ها، گروهها، باندها، مطبوعات، راست، چپ، صاحبان قدرت پیشین همه و همه به برکت صدا و سیمای ضرغامی هرچه تیر در ترکش داشتند و دارند به سوی احمدی نژاد پرتاب میکنند. چرا؟ ملت به درستی واقعیت را دریافته است: احمدی نژاد نه تنها خارج از حلقه مافیاگران است، بلکه در اندیشهاش قطع دست این اژدهای هفت سر را میپروراند. از این روی باید فرصت های او را سوزاند، کاه را کوه کرد، هر سخن و قدم و عمل را تخریب نمود و هرکاری انجام داد تا نیمه راه احمدی نژاد از پای بیفتد و مافیا دوباره بر مسند کار قرار بگیرد... الحق که ضرغامی هم برای مافیا ابزار خوبی است و در بست پوشش همه چیز را توام با کمرنگ کردن، حذف، تضعیف و تخریب دولت دنبال میکند». در ادامه این مطلب چنین آمده است: «امروز رییس دولت سازندگی با نوعی دهن کجی به مردم ازعدالت به توزیع فقر تعبیر میکند و آن را خیانت میخواند... امروز درد مردم حتی خاتمی را هم دردمند کرده تا بیاد بیاورد که به احمدی نژاد پیرامون توزیع فقر هشدار داده بود. امروز رییس قوه قضاییه به دولت اخطار میدهد که گرانی بیرویه!؟ را رفع و فتق کند. امروز رییس مجلس مدام اعلام خطر میکند، هشدار میدهد اما او وقت خواندن مقالههای انتقادی نسبت به کارکرد مجلس را ندارد و مردم را هم از دادن نامه به مسولان توبیخ میکند. امروز وکلا، مردم دوست شده اند...». همسر سخنگوی دولت و نویسنده کتاب «احمدینژاد؛ معجزه هزار سوم» سپس با تقدیر تلویحی از احمد توکلی مینوسید: «خوش چهره که از آغاز بکار دولت نهم حتی یک جمله جز ناسزا و تخریب و تضعیف علیه دولت از او شنیده نشده 16 سال روند سکولار کردن جامعه را از خاطر برده به همین دلیل اینک به هراس افتاده است... از او میپرسم عملکرد مجلس چطور؟ شهرداری چطور؟ شورای شهر؟ آیا مردم فقط یک چشم دارند و مقدار کمی شعور که آن را هم به عملکرد دولت طبق روال کار حزبها و باندها و تخریبها و تضعیفها نموده اند؟ آیا مجلس را و تصویب و رد لوایح را و نطقها را و خط و نشان کشیدنها را و تخریبها و دشنامها را و ... ملت را از دستور کار خود خارج کرده است؟» رجبی در بخش دیگری از مقالهاش با ذکر مواردی درباره مجلس و برخی نمایندگان آورده است: «ملت از رییس مجلس و وکیلان چه انتظاری دارد؟ تنها میتوان گفت مردم خشم رییس مجلس در برابر اظهار اعلان لیست 70 نفره مفسدان اقتصادی توسط رییس جمهور از یاد نخواهد برد. هر چند که پی در پی تیترهای روزنامههای چپ و راست از فریادهای ضد گرانی او پر شود.... من و بسیاری از موکلان متاسفانه یا خوشبختانه نمیتوانیم فراموش کنیم که شما (یکی از نمایندگان مجلس که نام آن ذکر نشده است) از نخستین کسانی بودید که در برابر مخالفت دکتر توکلی با گرفتن موبایل نمایندگان در آغاز بکار مجلس اصولگرای هفتم با همین خشم فریاد برداشتید: من اولین کسی هستم که در برابر مخالفین خواهم ایستاد؟ و باز هم فراموش نمی کنیم که شما بارها با رقیب احمدی نژاد با صراحت و قاطعیت حتی پس از پیروزی احمدی نژاد تجدید بیعت نمودهاید». نویسنده کتاب «احمدینژاد؛ معجزه هزار سوم» سپس مینویسد: «مردم مراقب رفتار قوای مقننه و قضاییه هستند. مطبوعات را بخوبی میشناسند. رسانه ضرغامی را بی اعتماد طرد میکنند. مردم واقعیت ها را درک میکنند و آنها را با سخن و عمل صادقانه مخلصانه و به دور از هر شایبه احمدی نژاد ارزیابی مینمایند».
+ نوشته شده در سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
وجود گذشت نزديک به يک ماه از آغاز سال تحصيلي جديد هنوز تعدادي از دانشجويان پذيرفته شده در مقطع کارشناسي ارشد موفق به ثبت نام نشده اند. اين درحالي است که مسئولين وزارت علوم وجود اين تعداد از دانشجويان را انکار مي کنند.عـضـو شـوراي مـركـزي دفـتـر تـحـكـيـم وحـدت با اشاره به گفتههاي اخير رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مبني بر اين كه دانشجويان سه ستاره مردود علمي بودهاند، اظهار داشت:آقاي عباسپور در حالي ادعا ميكنند كه اين دانشجويان مردود علمي هستند كه كارنامه آنها روي سايت سازمان سنجش قابل مشاهده است. به گفته علي نيكونسبتي "متأسفانه صادق نبودن به يكي از شاخصههاي برخي جريانات تبديل شده است و جاي تأسف دارد كه در روزهاي ماه مبارك رمضان برخي مسوولان حتي حرمتهاي حداقلي را هم نگه نميدارند و آنچه را كه شفاف است، تكذيب ميكنند." اين فعال دانشجويي ادامه داد: ما در روزهاي آينده علاوه بر 5 اسمي كه پيش از اين به عنوان دانشجويان سه ستاره منتشر كرديم 10 اسم ديگر را به علاوهي اسنادي از تخلفات مسوولان در برخورد با تشكلهاي دانشجويي اعلام خواهيم كرد. متأسفيم با وجود اينكه مسلم شده است اين دانشجويان به دليل فعاليت منتقدانه در تشكلهاي دانشجويي از ادامه تحصيل محروم شدهاند مسوولان همچنان اين مسأله را منكر ميشوند. وي ادامه داد: بسياري از دانشجويان معروف به سه ستاره فاقد هرگونه حكم از سوي كميته انضباطي و دادگاههاي ذيصلاح هستند و هيچكدام از آنها حكمي ندارند كه دادگاهي رأي به عدم صلاحيت ادامه تحصيل آنها داده باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
+ نوشته شده در سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در دوشنبه 24 مهر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حكومت امام علي (ع)، تجلي حكومت انساني و معرف حقيقي روح عدالت و مساوات اسلام است و نگاه امام علي (ع) به سياست، نگاهي توحيدي و الهي است... از ديدگاه امام علي (ع)، جهاد با دشمنان و تأمين امنيت جامعه اسلامي، به سامان آوردن اوضاع اجتماعي و فرهنگي و تربيتي مردمان و رونق اقتصادي و آباداني سرزمينها، غايت حكومت اسلامي به شمار ميآيد.حضرت علي(ع) در بهرهگيري از بيتالمال مسلمانان بنا بر قانون، اهميت بسزايي قايل بود و به كارگزارانش توصيه به بهرهگيري معقول و قانوني از بيتالمال ميكرد و آنان را از خطرها و آفتهاي قانونشكني در بيتالمال، بر حذر ميداشت. سياست اقتصادي علي (ع)، در همه اعصار و قرون، يكي از اصوليترين سياستهاي اقتصادي است، به گونهاي كه علي (ع) درباره استفاده غيرقانوني «عثمان بن عفان» و نزديكان او از بيتالمال، ميفرمايند:«هنگامي كه عثمان به خلافت قيام كرد، خويشاوندانش پا ايستادند و بيتالمال را مانند شتر مهار بريدهاي كه گياهان بهاري را بچرد، خوردند و بر باد دادند».
+ نوشته شده در یکشنبه 23 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
مفاهیم و دستورات وارد شده در شب های قدر، خصوصا شب بیست و یک ماه رمضان حکایت از پایه گذاری مفاهیمی بلند و عمیق برای انتقال و پی گیری آنها در تمامی قرون و زمانها دارد. از جمله عبارات وارده و تاکید شده در شب قدر تکرار صد مرتبه « اللهم العن قتله امیرالمومنین. خدایا قاتلان امیرالمومنین را لعنت کن » است که سفارشات بسیاری بر مداومت و گفتن آن در این شبها وارد شده است. این جمله که در نگاه اول ناشی از اظهار برائت شیعیان و موالی امیرالمونین نسبت به اعدا و بدخواهان امام اول شیعیان است، با نگاه دقیق و مو شکافانه تر موضوعی بسیار دقیق را در ذهن تداعی می کند. برای روشن تر شدن موضوع باید گفت که؛ در بیان حدود و ثغور بسیاری از عبادات و طاعات علاوه بر تاکیدات فراوان بر انجام آنها اموری نیز به عنوان خطوط قرمز و سوزاننده آثار آنها بیان شده است. مانند اینکه در روایات اسلامی وارد شده است که « رب تال القرآن و القرآن یلعنه» یعنی ، چه بسیار افرادی که قرآن را تلاوت می کنند اما قرآن وی را، علی رغم تلاوت خود، لعنت می کند. و این مضامین نه به خاطر زیر سوال بردن عبادات و اعمال سفارش شده، بلکه به دلیل حساسیت بیش از حد و تمییز سره از ناسره ایست که در انجام طاعات خالصانه و غیر خالصانه باید مد نظر باشد. یعنی چه بسا افرادی که در شبانه روز به طور مداوم مشغول قرائت قرآن هستند اما با توجه به اعمالی که انجام می دهند به طور صد درصد متناقض با تعالیم قرانی حرکت و انجام وظیفه می کنند، یعنی به طور آشکارا و کاملا نفاق گونه، فرامین و دستورات قرآن را زیر پا می گذارند. یکی از این افراد که خبط عظیمی را مرتکب شد، عبدالرحمن ابن ملجم مرادی بود که بنا بر نقل تواریخ، آن قدر شبانه روز را به عبادت و نماز خواندن و قرائت قرآن گذرانده بود که پیشانی اش پینه بسته و هر از چند گاهی مجبور به کندن و زدودن پینه ها از پیشانی خود می شد. اعمال و حرکات ابن ملجم مرادی نشانه های بسیار خوبی را برای آگاهان و افراد تیز بین می تواند داشته باشد. اما آنچه که بیش از حد مورد توجه واقع شده است افراط و تفریطی است که او در حرکات و سکنات خود روا می داشت. و همین امر نیز در آخرالامر او را به جایی کشاند که خلیفه و امام مسلمین را به شهادت رساند. با توجه به مسائل مطرح شده باید گفت، اینکه قاتلان امیرالمومنین جمع آورده شده و علی رغم اینکه این واقعه در گذشته رخ داده، اما به صورت استمراری و برای آینده به کار رفته است، یعنی جماعت قاتلان حضرت علی در همیشه تاریخ لعنت شده اند، نشان از وجود واقعیتی تلخ به نام تکرار تاریخ در تمامی لحظات و قرون و اعصار دارد. یعنی با توجه به صفاتی که در زمینه ضعف نفس و افراط و تفریط های ابن ملجم ذکر شده است، در تمامی زمان ها و ادوار هر کسی که پا را فراتر از حریم گذاشته و مرتکب همان اعمال و لغزش ها شود در گناه قاتلان امیرالمومنین شریک بوده و به نوعی با گفتن « اللهم العن قتله امیرالمومنین» در این شبها خود و اعمال خویش را به باد لعنت و نفرین الهی می سپارد.چرا که خود نیز در جرگه قاتلان امام اول شیعیان داخل و به حساب می آید.
+ نوشته شده در یکشنبه 23 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
سخن گفتن درباره علي (ع) بينهايت دشوار است، زيرا به عقيده من، علي (ع) يك قهرمان يا يك
+ نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بسم الله الرحمن الرحيم
+ نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
لینک صوت بخش اول:
+ نوشته شده در شنبه 22 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|
|