تبليغاتX
عدالتخواهان

مهندس سید علی اکبرموسوی (خوئینی) نماینده مردم تهران در دوره ششم مجلس و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوارتحکیم وحدت) از بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات در اوین آزاد شد.
زهره اسلامیان همسر مهندس موسوی خوئینی با اعلام این خبر گفت : همسرم سرانجام پس از 130 روز بازداشت غیرموجه، شامگاه شنبه 29/7/85 با قرار وثیقه یکصد و پنجاه میلیون تومانی و بهمراه یک کفالت معادل آن آزاد شد. همچنین مهندس علی اکبر موسوی خوئینی ساعاتی پس از آزادی در اظهارات کوتاهی ضمن رد مجدد کلیه اتهامات منسوب به خود ، اظهار داشت : بازداشتم را تاوان فعالیت های مفید و موثر خود در دوران نمایندگی مردم تهران و جنبش دانشجویی در مجلس ششم، پی گیری امور زندانیان وبازداشتگاه های غیرقانونی، نقد عملکرد صاحبان مقام و قدرت و ایفای مسئولیت در سازمان ادوارتحکیم وحدت به ویژه نقد عملکرد دولت نهم در مدیریت پرونده هسته ای و ... می دانم. دبیرکل سازمان ادوارتحکیم وحدت در ادامه گفت : لازم می دانم از کلیه اشحاص حقیقی و حقوقی از جمله همه احزاب و تشکل ها، عزیزان و فعالان سیاسی – اجتماعی ، جامعه تخصصی و دانشگاهی و بویژه سازمان متبوع خود ، جنبش دانشجویی و در راس آن دفتر تحکیم وحدت و وکلای گرامیم (سرکار خانم شیرین عبادی ، آقایان دکتر محمد شریف و دکترعبدالفتاح سلطانی) که به انحاء مختلف در دفاع از حقوق شهروندی و آزادی اینجانب تلاش نموده اند، قدردانی و سپاسگزاری نمایم. موسوی خوئینی افزود: با توجه به رد اتهامات غیر موجه که عمدتا مربوط به ایفای وظایف دوران نمایندگی و فعالیت های قانونی پس از آن بوده ، امیدوارم قضاتی منصف حکم منع تعقیب و برائت اینجانب را صادر نمایند. وی خاطرنشان کرد: انشاا... همچنان فعالیت هایم درعرصه های اجتماعی ، حقوق بشری و سیاسی بر مدار قانون و با مشی مسالمت آمیز و مدنی در چارچوب استراتژی های عقل جمعی در سازمان ادوارتحکیم وحدت در کنار فعالیت های تخصصی و حرفه ای ام ادامه خواهد یافت

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

شب گذشته دكتر محمود احمدي نژاد به صورت سرزده با حضور در دانشگاه امام صادق عليه السلام به ديدار و بحث و گفتگو با دانشجويان پرداخت.
دكتر احمدي نژاد در بدو ورود خود در خوابگاه دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) حضور يافت و سپس در حالي كه از سوي دانشجويان همراهي مي شد، در زیر باران شدید در حالی به مسجد اين دانشگاه رفت که وی،همراهانش و دانشجویان کاملا در زیر باران خیس شده بودند. احمدی نژادسپس دقایقی را صرف خشک کردن سر و صورت خود نمود وپس از آن به پرسش و پاسخ با دانشجويان پاسخ گفت. در اين ديدار 11 نفر از دانشجويان به بيان نقطه نظرات سياسي، فرهنگي، اقتصادي و صنفي خود پرداختند. در این میان اكثر دانشجويان خواستار افشاي مفاسد اقتصادي و برخورد شديد دولت با مفسدان بودند.
دكتر احمدي نژاد هم پس از سخنان دانشجویان در سخنانی که نزدیک به دو ساعت به طول انجامید گفت: بدون ترديد انتقادپذيرترين دولت پس از انقلاب همين دولت است. هيچ دولتي در يكسال اول به اين مقدار در تيتر اول روزنامه ها تخريب نشده است. سابقه نداشته دولتي مورد تندترين انتقادات قرار بگيرد و عكس العمل هم نشان ندهد. دولت قبل در چهار سال اولش مورد انتقاد قرار نگرفت. من خودم اهل نظر بودم. مقاله مي نوشتم؛ سخنراني مي كردم. امابا اینکه ما بسيار ملاحظه دولت و مسئولين دولت را مي كرديم،يادم هست كوچكترين انتقاد به دولت اينگونه جواب داده مي شد که مي گفتند باند جنايتكار ضد توسعه سياسي و ضد مردم مي خواهد عليه دولت توطئه كند.
احمدی نژاد افزود:يك هفته در رسانه ها دروغ، تهمت، افترا مي زدند، آقاي دكتر الهام نيم ساعت جواب مي دهد، همان جواب را در روزنامه هايشان نمي نويسند... بعضي ها رقابت را با دشمني اشتباه گرفته اند. خيال مي كنند حالا كه احمدي نژاد رئيس جمهور شده، آبروي خودش و وزرا و يارانش مباح است. تهمت مي زنند، دروغ مي گويند، ما حتي جواب اين را هم نمي دهيم. آن وقت ما انتقادپذير نيستيم.  بگویند كجا، دولت عليه منتقدين خودش يك جمله گفته است.
بعد از يكسال من گفتم چرا شما به زور مي خواهيد بحران اقتصادي ايجاد كنيد.
رئیس جمهور ادامه داد: من كانون بحران را مي شناسم. من مي دانم كجا جلسه مي گذارند و چه تصميم هايي مي گيرند. بسياري از منابع اقتصادي دست خودشان است و با آن توطئه مي كنند. از طرف ديگر رسانه هم دست خودشان است و گردن دولت مي اندازند.
احمدی نژاد با اشاره به اتهام به دولت نهم مبنی بر حمله به دولتهای گذشته گفت : دولت قبلي وقتي سركار آمد، عليه رئيس دولت سابقش كتاب نوشتند؛ صدها مقاله طرفداران دولت قبلي نسبت به دولت قبل ترش نوشتند. اين چه حرفي است كه باب انتقاد از دولت قبلي را اين دولت باز كرد. در اولين جلسه اي كه من به مجلس رفتم، مي خواستم بگويم كه در چه شرايطي دولت را تحويل مي گيرم، دولت چه وضع سياسي، اقتصادي و فرهنگي دارد. با دوستان مشورت كرديم، گفتند ممكن است دو دستگي ايجاد شود و فضا قطبي و جناحي شود. و ما از اين حق خودمان گذشتيم. در حالي كه اين حق دولت بود كه بگويد ثروت در كجا متمركز است؛ حق دولت بود كه سياست هاي گذشته اقتصادي را به نقد بكشد؛ حق دولت بود كه از آمارهاي دولت قبلي تصويري به مردم ارائه بدهد. ولي ما انجام ندادیم.
رئیس جمهور در ادامه سخنانش با اشاره به درخواست دانشجویان مبنی بر افشای متجاوزین به بیت المال گفت : كساني را كه دنبال انحصارطلبي، تسلط بر منابع مردم و دست اندازي در بيت المال هستند را افشا خواهم كرد و در مقابلشان خواهم ايستاد. (تكبيرحضار)
وی در این زمینه همچنین افزود : مي خواهم يك خاطره بگويم البته قصد مشابهت ندارم ولي مي خواهم از نتيجه اخلاقي اش استفاده كنم: رضاخان به شهيد مدرس پيغام داد كه پايت را از دم ما بردار! مدرس پاسخ داد: آقا شما محدوده دمت را مشخص كن! (خنده حضار)
ما هر كجا كه فسادي مي بينيم و اقدام مي كنيم، يك عده مي گويند عليه ما كار شده است. شما هم محدوده تان را مشخص كنيد؛ هر جا كه ما مي خواهيم اشكالي را برطرف كنيم مي گویند دولت عليه ما شده است. شما كي هستيد؟ چرا هرجا اشكالي هست رد پاي شما هست؟ آمده اند بانكي را كه بيش از 1000 ميليارد تومان به آن بدهكارند، مي خواهند با طراحي دور بزنند و تصاحب كنند. دولت با اين مساله برخورد مي كند. مي گويند دولت با ما برخورد مي كند. بعضي از آنها هم جرأت ندارند مي گويند دولت ضد بخش خصوصي كار مي كند.
ما اولين دولتي هستيم كه تصميم گرفتيم توسعه سرمايه گذاري دولتي را محدد كنيم. از سال 1370 كه تصميم به خصوصي سازي گرفته شد، تا سال 82 كه آمار گرفته اند، دولت ها مقداري سهام فروختند و برخي شركت هاي دولتي را واگذار كردند. اما آمارها مي گويد در هر صنعتي از 10 تا 530 برابر آنچه خصوصي سازي شده، سرمايه گذاري دولتي انجام گرفته است.
احمدی نژاد همچنین در ادامه در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان که خواستار سعه صدر بیشتر دولت در برابر انتقادات شده بود گفت : من ندیدم کسانی که از دولت انتقاد می کنند ، انگ خاصی بخورند. شما دیده اید؟ سه شنبه قبل ما خدمت مقام معظم رهبری بودیم. ایشان حرکت های دولت را مورد تایید قرار دادند و گفتند حتی اگر یک دولتی ناکارآمد باشد حق القا ندارید، چه برسد به این که این دولت کارآمد و کوشا است. اما فردایش مطبوعات چه نوشتند؟ حتی یک تیتر مثبت هم نبود. حتی یک تیتر نبود که این جمله را منعکس کند.  یکی دو روزنامه به عنوان سوتیتر زده بودند. البته در این میان این را هم من قبول دارم که دولت به لحاظ اطلاع رسانی قوی عمل نمی کند.
من در روزنامه ها دیدم یک نفر که اتفاقا عنوانش را هم استاد دانشگاه امام صادق (ع) گذاشته بودندگفته بود: رئیس جمهور کارشناسان بانک مرکزی را تحت فشار قرار داده که آن چه من می گویم به عنوان نرخ تورم اعلام شود. این افترا است. یعنی نسبت دادن یک فعل مجرمانه به رئیس جمهور.
من به رئیس بانک مرکزی گفتم: اگر شما اشتباهی در اعلام نرخ تورم کنید هم در آن دنیا سیلی خواهید خورد هم در این دنیا. ما با کسی شوخی نداریم و نمی خواهیم خودمان را فریب بدهیم.
کارشناسان بانک مرکزی از 310 قلم کالا نرخ تورم رادر آورده اند و گفتند نرخ تورم پایین آمده است. ضمن این که ما برنامه ای که دولت گذشته نوشته، اجرا می کنیم. من در زمان تدوین برنامه چهارم مخالف برخی مفاد آن بودم. چون آن را علیه منافع ملی می دیدم. اما بالاخره در مراجع رسمی تایید شده است و ما هم تابع قانونیم.
در انتخابات یک نفر گفت من ماهی 50 هزار تومان به هر نفر می دهم. یک آقایی همان موقع مقاله نوشته بود و از این اقدام دفاع کرده و آن را علمی دانسته بود. اما همین آقا الان داد می زندکه دولت نقدینگی را بالا برده و نرخ تورم هم بالا رفته است.
ما نقدینگی را در کارهای عمرانی بالا بردیم. سد و راه و فرودگاه و .. می سازیم که اقدامات زیربنایی است و گرنه در حال کاهش هزینه های مصرفی دولت هستیم. البته در این زمینه هنوز نتوانستیم بسیاری از ریخت و پاش ها را هم جمع کنیم.
در نهاد ریاست جمهوری 500 دستگاه موبایل دست کسانی بود که اصلا کارمند آن جا نبودند و فقط ماه به ماه قبض موبایل آن جا می آمد. یک جا همه را قطع کردیم. صدای بعضی درآمد. هنوز بسیاری از خودروهای دولتی با پلاک شخصی دست کسانی است که قبلا رئیس بودند و وقتی می گویی باید بازگردانی می گویند: دست زن و بچه ام است!
هنوز ریخت و پاش است و متاسفانه تبدیل به فرهنگ هم شده است! در این کشور برای افتتاح یک پروژه 2میلیارد تومان هزینه کردند. مبارزه با این فرهنگ، زمان بر است.
احمدی نژاد در ادامه با اشاره به بد اخلاقیهای صورت گرفته در برابر دولت گفت : بعد از این همه که علیه دولت نوشتند، یک نفر پیدا شده چیزی علیه آن ها گفته. بعد آمدند، دیدند ایشان نسبتی با یکی از اعضای دولت دارد. آن را گذاشتند کنار، فحشش را به دولت می دهند. اینها همان کسانی هستند که می گفتند همه اشخاص برای خودشان مستقل اند. حالا یک خانمی آمده و مردانگی کرده است. خدا شاهد است من  نه دیدم ، نه خواندم و نه در جریان بودم. در روزنامه هایشان نوشتند که دولت پول داده امکانات داده که به کسانی حرفی زده شود. این دروغ است. حتی من شنیدم وزارت ارشاد احتیاط کرده و آن امکانات معمولی و عادی را که به همه می داده به ایشان نداده است.
البته من می دانم چرا به این دولت این قدر فحش می دهند. اگر این دولت شکست خورده و ضعیف و ناکارمد بود که نیاز به فحاشی نداشت. می نشستند کنا ر تا دولت خودش زمین بخورد اما همین مساله نشان می دهد دولت قوی و کارآمد است.
رئیس جمهور در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان که از وی درباره اتهامات وارده به دولت نهم درباره تصمیم گیریها پرسیده بود نیز گفت : کارشناسانه ترین تصمیمات را این دولت می گیرد. البته شما گفتید ساختارهای اجرایی کشش این تحولات را ندارد و این حرف درستی است. نمونه اش هم سازمان مدیریت است. صدها مقاله علیه نظام سازمان مدیریت و برنامه ریزی نوشته شد اما کسی جرات جراحی نداشت.
بعضی می گویند باید مساله تغییرات در سازمان مدیریت و برنامه ریزی را در رسانه ها مطرح می کردیدتا همه اظهار نظر کنند. حرف، حرف قشنگی است و لی نتیجه اش منفی است. این معنایش این است که ما مطلبی را که 10 سال رویش کار شده و ابعادش دقیقا مشخص است را به رسانه ها ببریم تا یک شبکه سازمان یافته آن قدر جو سازی کند که نگذارد اصلاحات انجام شود.
من دیدم آقایی در برنامه سیما نشسته و مجری از وی می پرسد: نظرت درباره دولت چیست؟ گفت: دولت حرص عجیبی برای کار کردن و خدمت رسانی دارد. پرسید: اشکالش چیه؟ گفت:  باید عمقش را بیشتر کند! من می خواستم بگویم شما یک مثالی بزن . نمی گویم دولت عیب و اشکال ندارد. من روزی اشکالات دولت را خواهم گفت تا همه ببینند برخی منتقدان چقدر دور افتاده اند. گفتن اشکالات برای توی سر برخی افراد زدن و رای جمع کردن هم نیست؛ اشکال ها را می گوییم تا برطرف شود و این از حقوق مردم است.
احمدی نژاد درباره دیدگاه اقتصادی دولت در باره بخش خصوصی ومبارزه با فساد افزود : ما می گوییم بخش خصوصی یعنی مردم، نه بخش اختصاصی، که عده ای مملکت را به خودشان اختصاص دهند. می گویند: ما خودمان است. هر کاری دلمان بخواهد می کنیم. الان چنین چیزی نیست. اگر هم بوده، دیگر گذشته!
با فساد مبارزه می کنیم. می گویند جلوی توسعه اقتصادی گرفته شده است. اتفاقا توسعه اقتصادی در مبارزه با فساد اتفاق می افتد. رشد قتصادی هم در محیط سالم ممکن است نه در فساد.
بعضی می گویند کار جلو برود اشکالی ندارد اگر آلودگی مالی هم باشد. من یادم هست در باره مدیری(که بعدا سر و صدا کرد و مسائلی هم در حاشیه اش ایجاد شد) به مدیر بالاتر او اعتراض کردیم. گفتیم یک پروژه را می شود با 100 واحد هزینه انجام داد این ها با 200 واحد انجام می دهند . آن مدیر گفت: اشکال ندارد کار بکند حالا مقداری هم ولخرجی و دزدی هم بکند اشکالی ندارد! این جور که نمیشود. اگر سیستم آلوده شد دیگر حرکت به وجود نمی آید. اگر بخواهی برای ایجاد یک کارگاه صدمیلیون تومانی 50 میلیون زیر میزی بدهی که کار پبش نمی رود.
احمدی نژاد همچنین با اشاره به جریان اتهام سازی علیه دولت نهم  درباره چگونگی برخورد دولت با این جریان افزود: ما با همکارانمان در دولت قرار گذاشتیم که به هیچ تهمت و افترایی پاسخ ندهیم. چرا که احساس می کنیم وقت خدمت به مردم را می گیرد اما اگر کسی با طراحی و سازمان دهی به حق مردم تجاوز کند طبیعی است که دولت نمی تواند سکوت کند. ما دست چنین کسانی را قطع خواهیم کرد. جلسه می گذارند و علیه مردم نقشه می کشند، اما دولت در مقابل آن ها ایستاده است. دولت انجازه نخواهد دادکسانی نقشه بکشند در صنعت یا عمران اتفاق منفی بیفتد.
دكتر احمدي نژاد در ادامه سخنانشان تاکید کردند: یکی از مشکلات اصلی ما سیستم بانکی است. همه از سیستم بانکی گله دارند. چندین سال است که ما می گوییم بخش نامه بانکداری اسلامی صادر شده است. اما حاصلش وضعیت کنونی است. اگر از بانک ها بخواهیم خودشان، خودشان را اصلاح کنند، غیر ممکن است.
البته برای بانکداری اسلامی زحمات زیادی کشیده شده اما چرخ دنده های بانک داری بر اساس مفاهیم غیر اسلامی تنظیم شده است.
حالا اگر 18 درصد سود را پایین بیاوریم و 16 درصد کنیم و باز پایین بیاوریم و 14 درصد کنیم. باز هم اسلامی نیست. چون سازه و اساسش را بر ربا گذاشته اند.
طرح ما این بود که یک نظام موازی بانک ها را طراحی کنیم. آن نظام مبانی اش خودی باشد. وقتی آن نظام رشد کرد، سیستم بانکی مجبور به اصلاح خودش می شود. چون نمی تواند دوام بیاورد.
آن نظام چند سرفصل داشت که یکی از آن ها صندوق مهر امام رضا بود. لایحه ای که ما به مجلس دادیم منابع ریالی و ارزی اش مشخص شده بود. کار این صندوق حمایت از ازدواج و اشتغال و... از طریق قرض الحسنه است. الان کشورهایی هستند که سیستم بانکی شان با سود صفر وام می دهد. چرا ما این کار را نکنیم. این سیستم ماست. نمی گویم از عقود استفاده نکنیم. عقود اسلامی باید در میان مردم رواج داشته باشد. عقد مضاربه  که فقط رابط مردم و بانک نیست. این ها نباید پوششی برای ربا باشد. هرچند که عملا مضاربه هم انجام نمی شود. این همه بانک ها تحت عنوان عقود اسلامی وام دادند، حتی یک بار هم نشده یک بانک ضرر را پذیرفته باشد.
اگر شخصی تحت عنوان عقد مضاربه وام گرفته و کار کرده و از قضا متضرر شده ، بانک نه تنها ضرر را نمی پذیرد بلکه به عنوان دیرکرد تادیه، جریمه هم می گیرد. این قطعا اسلامی نیست. ما می گوییم صندوق مهررضا(ع) یک وجهش حمایت از ازدواج جوان هاست اما وجه اصلی اش رواج فرهنگ قرض الحسنه است.
الان یک عده می کوشند تا اختیارات دولت را سلب کنند و دولت را ضعیف و ناکارآمد کنند. ما الان به سیستم بانکی فشار آورده ایم که باید سود را پایین بیاوری و منابع را سهمیه بندی کنی و سهم مناطق محروم را بیشتر کنی. اگر کسی راه بهتری بلد است بگوید!
در برنامه چهارم نوشته اند، سهمیه بندی منابع بانکی ممنوع است. می گویند این بانک ها مستقلند. ما می گوییم بانک ها ملی و دولتی هستندو مدیر عاملش را دولت نصب می کند. این چه استقلالی است؟ بله، آن ها می خواهند بانک ها آزاد باشند و به هر کسی که آن ها خواستند وام بدهد اما نیازمندان پشت در بمانند.
یکی از برنامه های مهم دولت ، توسعه قرض الحسنه است. به جای روابط خانمان برانداز ربوی باید قرض الحسنه را رواج یابد. من ندیدم کسانی که درباره مسائل فرهنگی فریاد می زنند، راجع به ربا که اشد من الزنا است، یک کلمه حرف بزنند. ربا بزرگترین گناه کبیره است. چون ربا بنیان های جامعه را متلاشی می کند. تا حالا چند فریاد درباره ربا شنیده اید؟
اگر بخواهیم اقتصاد سالم داشته باشیم، باید آفت ها را ازمیان برد و ربا بزرگترین آفت اقتصاد است.
احمدي نژاد در باره اين ادعاي برخي سياسيون كه «چون شعار دولت اسلام و عدالت است، اگر دولت زمین بخورد ، اسلام و عدالت هم زمین می خورد»گفت: این حرف قشنگی است اما همه حرف این نیست. اگر این حرف را بپذیریم زیر هیچ پرچم ارزشی نباید بایستیم. چون بالاخره آن شعار به عملکرد انسان ها بر می گردد. حتی عنوان جمهوری اسلامی را باید برداریم. چون اگر جمهوری اسلامی ناکارآمد بود، مردم از اسلام بر می گردند. باید برای کار عنوان ارزشی گذاشت و برای کارآمدی آن تلاش کرد.
سال گذشته اول تشکیل دولت یک بازی رسانه اي به نام وبا راه انداختند. هر روز صدر اخبار درباره وبا بود. تا وزیر بهداشت معرفی شد، یک بسیج بهداشت در سراسر کشور شکل گرفت. نتیجه اش این بود که معلوم شد که یک عده مسافرین پاکستانی در مسیری رفته اند و آلود گی هایی درست شده است. 86 نفر به به بیمارستان معرفی شده اند و 9 نفر نیز از دنیا رفته اند. این را تبدیل به یک بحران کردند. ما آمارهای سال های گذشته را گرفتیم، معلوم شد در هر تابستان به علت بيماريهاي ناشي از گرمازدگی شدید، از 30 تا 200 نفر جان باخته اند. اما بحران به وجود نیامد. همین مساله باعث شد ما بیش از 35 میلیارد خسارت به سبزیکاران دادیم.
من شخصا از سیما دیدم که گزارش می دادند بحران اقتصادی به وجود آمده و قیمت سکه به 205 هزار تومان رسیده است. در حالیکه حتی اگر به 210 هزار تومان هم رسیده باشد بحرانی به وجود نمی آید. سکه که شاخص اقتصادی و شاخص قیمت های کشور نیست.
می دانید که بانک مرکزی قیمت سکه و ارز را تعیین می کند. در بانک کارگشایی حراج نامحدود می کند. قیمت پایه می گذارد و سکه را حراج می کند. این قیمت گذاری در بانک کارگشایی ثبت و صورت جلسه می شود و نمایندگانی از دولت و قوه قضاییه و مجلس هم بر آن نظارت می کنند.
ان روزی که گفتند قیمت سکه 210 هزار تومان شده ، گزارش بانک کار گشایی این بود که ما قیمت پایه سکه را 165 هزار تومان گذاشتیم و به دلیل قیمت بالا فروش نرفت و قیمت را پایین آوردیم. این را هم بگویم که عرضه سکه در بانک کارگشایی نامحدود است. گفتند نه ما رفتیم در بازار جایی که مردم داد و ستد می کنند گزارش کرفتیم، انگار که مردم (نعوذ بالله) ساده هستند و از جایی که قیمت سکه 165 هزار تومان است خرید نمی کنند و می روند سکه 210 هزار تومانی می خرند. وقتی هم که سئوال می کنیم چرا بحران مصنوعی ایجاد می کنید، می گویند، دولت از ما می خواهد قیمت های غیر واقعی اعلام کنیم. چه زمانی دولت چنین درخواستی از شما داشت. ما که آرایش روبروی خودمان را خوب می شناسیم.
احمدی نژاد در ادامه سخنان خود درباره آرایش سیاسی کشور سخن گفت: من از سال 52 با جریانات سیاسی گره خوردم. سال 54 که وارد دانشگاه شدم، با وجود فضای خفقان از معدود کسانی بودم که از ترم اول با جریانات سیاسی مخفی رفیق شدیم. تقریبا تمام فعالان سیاسی کشور را می شناسم و روحیات و ارتباطاتشان را می دانم. جلساتشان را می شناسم. الان هم که در دولت هستم، خبرهای بیشتری به ما می رسد. بالاخره می دانیم چه خبر است. جبهه بندی سیاسی چگونه است. سال گذشته من گفتم وارد منطقه ممنوعه شده ام. گفتم که باندبازی های داخل کشور را قبول ندارم و اتفاقا فرا جناحی ترین دولت را دولت نهم مي دانم.
رئیس جمهور درباره توقعات برخی افراد که نرسیدن به آنها را بهانه ای برای تخریب دولت نموده اند گفت: واقعا توقعات عجیب از این دولت است. بعضی ها ابراز ناراحتی و نارضایتی می کنند. کسی را فرستادم تا مشخص شود چرا ناراحت است و آخر حرفش چی است؟ دیدیم ته حرفش این بود که چرا فلانی ما را تحویل نمی گیرد. تحویلش هم معنایش این است که هر هفته 2 ساعت وقت بگذاری با آقا گفتگو کنی و چهارتا امر و نهی کند. بعضی وقت ها هم نظریه ای دارند و می گویند حتما باید نظریه ما را اجرا کنی و وقتی استدلال می کنی که نظریه شما کارآمد نیست می گوید باید اجرا کنی و گرنه تو غیر کارشناسی. بعدش هم می روند در رسانه ها و مصاحبه می کنند.
وی در خصوص موضع گیری های متضاد و سوال برانگیز قبل و بعد از انتخابات بعضی از افرادسیاسی کشور گفت: بعضی ها که مرتب علیه دولت حرف می زنند( البته ما نباید این ها را بگوییم) آمدند پیش من که ما را باید وزیر کنی! من هم بینی و بین الله آنها را ارزیابی کردم. نه این که ارزیابی من صد در صد در ست است اما در حد تشخیص خودم. ارزیابی من این این بود که نمی تواند. به او گفتم شما سابقه کار اجرایی نداری. یک فهرست بلند برای من آورد که همه اش سخنرانی و شرکت در کنفرانس علمی بود! من گفتم: برادر عزیز شما یکی از حساس ترین وزارتخانه های این مملکت را می خواهید. نمی شود. شما آشنا به زیر و بم کار اجرایی نیستی. الان هر دو هفته یکبار ایشان یک تیتر اول منفی تند علیه دولت دارد. من می توانم بگویم که این آقا برای من نامه نوشته که فلان وزارتخانه را به من بده و من ندادم!
احمدی نژاد درباره بروکراسی حاکم بر فضای مدیریتی کشور بیان داشت:شخصا از پایین ترین سطوح مدیریتی این نظام، تجربه مدیریتی دارم. بخشدار مرکزی، معاون فرماندار، فرماندار، معاون استاندار، استاندار و شهردار بوده ام.ساختار را دیده ام. میدانم وقتی رئیس جمهور بخشنامه می کند وقتی پایین می رود چه بلایی سرش می آید.
رئیس جمهور افزود:طبق قانون، بودجه نویسی، وظیفه دولت است. مجلس فقط بایدبا قوانین بالا دستی منطبقش کند، نه اینکه بودجه دولت را کنار بگذارند و از صفر یک بودجه جدید بنویسند. من به مجلس گفتم: این بودجه ما نیست ولی ما اجرایش می کنیم.
رئیس جمهور تاکید کرد: مبارزه با فساد و ایجاد تحول، برنامه و تدبیر می خواهد. چون مخالف زیاد است. روزی که می خواستم وارد این عرصه شوم از خدا خواستم که اگر مقدر است این مسئولیت بر عهده من باشد، بی منت باشد. یعنی منت و در خواست هیچ گروه و حزبی بر عهده من نباشد.
احمدی نژاد در ادامه در مورد توصیه یکی از دانشجویان که از وی خواسته بود دربرابر زیاده خواهیهای جریانها کوتاه نیاید، گفت: برادران تذکر خوبی دادند که کوتاه نیایید. خدا شاهد است که ما برای تبلیغ دولت و یا ماندن و یا توجیه در مقابل هیچکس کوتاه نیامده ایم. اگر می خواستیم کوتاه بیاییم که راحت بود. من فرمول راضی کردن خیلی ها را بلدم. بهتر از خودشان هم بلدم.
می شود زد و بند کرد. نه اینکه نیامدند سهم خواهی کنند. البته بله خیلی جاها به زور گرفته اند. البته نه از من! که انشاالله آنها را هم پس می گیریم.
وی تاکید کرد: من به شما می گویم این برادر کوچک شما تا قطع دست همه تجاوزگران و غاصبان به بیت المال تا آخر ایستاده است. (تکبیر جمعیت) این برادر شما تا محو همه اندیشه های انحرافی و التقاطی و انشاءالله جایگزینی اسلام ناب ایستاده است.(تکبیر- شعار «احمدی احمدی حمایتت می کنیم») ما هنوز حرف نزده ایم که اینها سراسیمه شده اند. به لطف خدا بسیاری از پرونده ها در کشوی میز ماست. اگر بنا به حرف زدن شود، خیلی ها از خانه شان نمی توانند بیرون بیایند. اصلا جلو زن و بچه شان هم نمی توانند سر بلند کنند.
چند نمونه برایتان می گویم. لواسان و اوشون فشم از بهترین و خوش آب و هوا ترین مناطق تهران است. گروه تشکیل بدهید و بروید ببینیداین زمین های طبیعی و غیر طبیعی میان چه کسانی تقسیم شده است.
اینها را بروید و ببینید، آن وقت می فهمید کجا را باید نقد کنید تا وضعیت عوض شود. بروید و ببینید که ده هزار متر، ده هزار متر چگونه برخی از مسئولین ویلا ساخته اند و دارند باغداری می کنند!
وی افزود: یک موسسه درست کرده اند برای پشتیبانی از فعالیت های فرهنگی یک کانون دیگر! روش را ببینید. تا امروز صدها میلیارد تومان از موسسه را گرفته اند و مال خود كرده اند. بخشی را در خارج از کشور سرمایه گذاری کرده اند بعد با پر رویی آمدند پیش ما که شما چند صد میلیارد تومان دیگر به ما وام بده تا طرح ها به نتیجه برسد، بعد همه را یکجا پس می دهیم!
من خدمت مقام معظم رهبری این ها را معرفی کردم،ایشان هم فرمودند بروید اموال مردم را پس بگیرید.
احمدی نژاد افزود : اول باید گردن کلفتان داخل حاکمیت را ادب کرد. از این نمونه ها کم نیستند. طبیعی هم است که از برخورد دولت ناراحت و عصبانی می شوند. خوب عصبانی بشوند!
عده ای می آیند و دلسوزانه می گویند، شما کار به این ها نداشته باشید. مگر جمهوری اسلامی درست شده که عده ای به نان و نوایی برسند. جمهوری اسلامی برای ماموریت الهی در ست شده است. رمز ماندگاری ما عدالت است.
وی در مورد درخواست دانشجویان برای افشای نام مفسدان اقتصادی افزود: برادری گفتند افشا کنید. افشا می شود انشاالله. من پشت در سازمان های رسیدگی کننده، پرونده تخلفات صد در صدی را نمی گذارم که پانزده سال معطل کنند، آخرش هم چیزی گیر ملت نیاید. آن مقداری که قانون به من اجازه بدهد افشا و البته اقدام می کنم.
وی تاکید کرد: بالاخره سخنان ما را سانسور می کنند. طرفداران آنها نمی آیند حرف های ما را منتشر کنند. اما بالاخره کسانی دیگر هستند  که این کارها را می کنند. وی افزود: افشاگری اگر به معنای احساسیش باشد، فایده ای ندارد. ما می خواهیم فساد را ریشه کن کنیم. نمی خواهیم قهرمان شویم، به همین خاطر شخصا بسیاری از جزئیات را برای مردم تشریح می کنم تا خود مردم به میدان بیایند.
احمدی نژاد تاکید کرد: قبول دارم که برخی مدیران با سیاست های دولت هماهنگ نیستند. مثلا گزارش داده اند یک کسی پیدا شده که وقتی مردم به او مراجعه کرده اند گفته است: همین شما مردم بودید که به احمدی نژاد رای دادید تا رئیس جمهور شود حالا هم بروید خواسته هایتان را از خودش بگیرید.
من به صراحت به وزرا گفته ام اگر کسی درون سیستم به سیاست ها دهن کجی کند، بدون تعارف کنار گذاشته خواهد شد.
رئیس جمهور در پاسخ به سوالی در مورد زمینه سازی دولت برای ظهور گفت: یکی از موانع ظهورمدعیان بی مایه است. یک آقایی که ادعا دارد و می شناسیدش( برای اینکه شخصیتش مخدوش نشود نام او را نمی برم) پیغام داده و گفته: جدی جدی شما فکر می کنید امام زمان(عج) و جود خارجی دارد؟! و دیگری پیغام فرستاده این امام زمان(عج) که می گویند نه یک آدم است که وجود خارجی دارد بلکه نعوذا بالله یک مفهوم است!احمدي نژاد گفت:زمينه سازي ظهور يعني ساختن جامعه اسلامی به صورت الگو و حركت در جهت برقراري عدالت تاسرحد توان در آن و انشاءالله دولت اسلامي در اين مبارزه بي امان هیچگاه از پایداری صرفنظر نخواهد نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

جمعه‌اي كه گذشت آخرين روز از مهلت تعيين شده رئيس‌جمهور بود تا به وعده خود در جمع مردم كرج عمل كند. ديروز پايان 15 روز مهلت تعيين شده بود تا احمدي‌نژاد براي افشاي نام آناني كه با وام‌هاي بانكي كلان، اجراي عدالت در دولتي كه شعارش توزيع عدالت بوده را دچار خدشه كرده‌اند، تريبوني را در اختيار گيرد.اما چنين نشد و تريبوني كه ديروز در اختيار رئيس‌جمهور احمدي‌نژاد قرار گرفت هرگز به افشاگري اختصاص نيافت. حال صرف‌نظر از آنكه آيا افكار عمومي و يا حداقل همان جمعيتي كه رئيس‌‌جمهوري در حلقه آنان تاريخ مشخصي را به منظور افشاگري تعيين نموده بود، في‌الواقع منتظر چنين پديده‌اي بودند يا خير، تبعيت ساير اقشار جامعه از چنين روند و رويكردي تامل‌برانگيز است.بر اين اساس اگر فرض بر اين محور باشد كه ديروز هيچ كس منتظر تحقق وعده رئيس‌جمهور نبوده و اساسا براي چنين وعده‌اي روزشمار را يكي پس از ديگري ورق نزده است تا ببيند و بشنود رئيس دولت نهم در مقام افشاگري، نام چه كساني را بر زبان جاري مي‌سازد اما نميتوان از كنار تبعيت و تاسي‌ ناگزير سطوح مختلف جامعه از چنين رويكردي در دولت نهم به سادگي گذشت. درست در همان روزهايي كه احمدي‌نژاد وعده افشاگري مي‌دهد، دانشجويان ستاره‌دار كه پشت هفت‌خوان پر اما و اگر ثبت‌نام و گزينش ايستاده‌اند نيز تهديد به افشاگري مي‌كنند. نتيجه آن مي‌شود كه يكي تنها در حد همان حرف مي‌ماند و 15 روز بعد هيچ اتفاق جديدي رخ نمي‌دهد، ديگري اما در مواجهه با تكذيب مكرر مسوولان، اسامي دانشجويان ستاره‌داري كه بدون هيچ حكمي از كميته انضباطي يا دادگاه ذيصلاح تعهد داده‌اند را به افكار عمومي معرفي مي‌كند. و نكته حيرت‌انگيز اينجاست اين بار ادبيات دانشجوياني كه براي ادامه تحصيل و علم‌آموزي‌شان هم بايد و نبايد تعيين شده با ادبياتي كه همواره در بزنگاه‌هاي مختلف سياسي از اين قشر ديده مي‌شد، متفاوت است. دانشجو در مقابل مسوولان و تصميم‌گيران دولتي واژگان نامانوسي را از چنته برون مي‌آورد كه شايد در خزانه لغت اقشاري كه همواره به عنوان مرجع معتبري از سوي توده مردم شناخته مي‌شوند هرگز نمي‌بايد ديده شود. اما واقعيت اين است، دولتي كه رئيس آن در جمع مردم، تهديد به افشاگري مي‌كند، دير يا زود بايد منتظر نهادينه شدن اين پديده بديع در سطوح مختلف جامعه باشد و لذا نبايد شگفت‌زده شد يا خم به ابرو آورد كه چرا دانشجويان ستاره‌دار به يكباره تبديل به كساني شده‌اند كه به جاي رايزني و ارائه استدلال حقوقي و منطقي، انگشت اتهام و افشا به سوي دولتي كه خود چنين مي‌كند، نشانه مي‌گيرند. وقتي دولتي كه رئيس آن در جمع دانشجويان علوم انتظامي آنگاه كه با انتشار نامه امام پيرامون پذيرش آتش‌بس مواجه مي‌شود منتشركننده نامه را با همه آن سوابق انقلابي و اسلامي‌اش متهم به <خودشيريني براي دشمن و بي‌تقوايي> مي‌كند، دير يا زود بايد منتظر تسري اين رفتار در همان دانشجويان باشد و لذا نبايد خم به ابرو آورد آنگاه كه دانشجويان در مقابل افشاي اسامي نام ستاره‌دارها، واژگان نامانوس <بي‌تقوا>، <دروغگو>، <بي‌ثبات> و <توهين‌كنندگان> را در مواجهه با مسوولان دولتي به كار مي‌گيرند. چرا كه دانشجويان و يا ساير مخاطبان در عصر جديد حاكميت اصولگرايي در مواجهه با دولت و تصميم‌گيرانش آن‌گونه رفتار مي‌كنند كه مي‌بينند و چه‌بسا همواره يك گام جلوتر از آنان. يعني رئيس‌جمهور تنها تهديد به افشاگري مي‌كند و در پايان مهلت از خير اين پديده نامعقول و تبعات منفي آن مي‌گذرد اما دانشجويان هم تهديد به افشاگري مي‌كنند، هم عمل به آن و هم با ادبياتي از جنس پديده افشاگري، سر سخن با مسوولان و تصميم‌گيران مي‌گشايند كه آنگاه راه هر نقدي بر ادبيات و هياهويي كه اين روزها در مسير عدم ثبت‌نام از دانشجويان ستاره‌دار باز شده، بسته مي‌ماند كه اين در برابر آن همه هياهوي به پا شده توسط كساني كه به اثرگذاري رفتار خويش در جامعه توجه نمي‌كنند، هيچ است

+ نوشته شده در  شنبه 29 مهر1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

همزمان با راهپیمایی روز قدس و برگزاری نماز جمعه تهران، حداقل دو شبنامه‌ علیه دولت‌های سید محمد خاتمی و اکبر هاشمی رفسنجانی در میان نمازگزاران و تظاهرکنندگان توزیع شد! این شبنامه‌ها که با اسامی مجعولی چون «جمعی از جانبازان انقلاب اسلامی»، «جمعی از ایثارگران جوان» و « جمعی از خانواده های شهدا» به چاپ رسیده بودند، با دفاع شدید از عملکرد محمود احمدی‌نژاد شدیدترین اتهامات و دشنام‌ها را نثار مسئولین کنونی و پیشین جمهوری اسلامی ایران کرده‌اند. پخش این شبنامه‌های موهن که البته «اعلامیه»! نامیده شده بودند، چند روز پس از آن صورت می‌گیرد که رهبری انقلاب اسلامی انتقادات شدیدی را علیه «اقدامات تخریبی» یک «گروه کوچک» و تندرو مطرح کردند. این «اعلامیه‌ها»! در تیراژی وسیع در مناطق مختلف مسیرهای راهپیمایی بزرگ روز قدس، خیابان‌های منتهی به دانشگاه تهران و محل برگزاری نماز جمعه پخش شد. در یکی از این شبنامه‌ها عده‌ای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی «باج خور» و دولت‌های سابق جمهوری اسلامی فاسد وخائن خوانده شده‌اند! در این اعلامیه که ظاهراً در دفاع از محمود احمدی‌نژاد نوشته شده (و در عمل وجهه ایشان را تخریب می‌کند) ادعا شده است: «دولت قبل برای این‌که دولت جدید در تنگنا قرار بگیرد از هیچ اقدامی فروگذار نکرد ... دولت خاتمی تا توانست به استقراض خارجی تن داد با علم به اینکه بدهی‌های خارجی کمر دولت جدید را بشکند و این بدهی‌ها هم اکنون یکی از راه‌آوردهای دولت قبل است که مشکلات فراوانی را برای دولت اصولگرا ایجاد کرده است»! اعلامیه مزبور که امضای مجعول «جمعی از ایثارگران جوان» را در پای خود دارد؛ با تکرار موکد این ادعا که مافیای نفتی، افراد فاسد و... نمی‌گذارند دولت نهم وعده‌های خود را عملی کند! به گونه‌ای ناشیانه کوشیده است دکتر احمدی‌نژاد و دولت نهم را بسیار کارآمد نشان داده و مشکلات موجود را معلول سنگ‌اندازی و عدم همکاری دستگاه‌های خارج از کنترل دولت معرفی کند. به عنوان نمونه، در بخشی از این اعلامیه تلویحاً ادعا شده است که طرح ضربتی دولت برای رفع بیکاری می‌توانست این مشکل بزرگ ملی را کاملاً حل کند و صرفاً به خاطر عدم همکاری دستگاه‌های خارج دولت ناکام مانده است! در این اعلامیه همچنین با دفاع اغراق‌آمیز از برخی برنامه‌ها و اقدامات دکتر محمود احمدی‌نژاد نظیر «سفرهای استانی»، «برکناری وزیر رفاه»، «سفرها و مذاکرات خارجی رئیس دولت نهم» و... ؛ این اقدامات «سند افتخار و پاکی دولت» خوانده شده و رسانه‌ها تهدید شده‌اند اگر دست از تضعیف و تخریب دولت برندارند به زودی پیرامون آن‌ها افشاگری خواهد شد.
پرونده هسته‌ای ایران نیز یکی دیگر از موضوعات ذکر شده در اعلامیه مجعول «جمعی از ایثارگران جوان» است. در این اعلامیه تلاش‌های تیم سابق هسته‌ای با بی حرمتی و طرح اتهامات ناراحت کننده به باد استهزا گرفته شده و این گونه ادعا شده است که به خاطر «سیاست‌های شخصی» دکتر احمدی نژاد، «ملت ایران اکنون در اوج افتخارات هسته‌ای قرار دارد و همه به خاطر این پیروزی‌های بزرگ و عظیم مدیون ایشان هستند»!
به نظر می‌رسد که پخش این شبنامه‌ها گام نخست از دورخیز گروه‌های تندرو و افراطی‌ای احتمالاً شناخته شده‌ای است که برای دو انتخابات خبرگان و شوراها خود را آماده می‌کنند. این گروه‌ها با آن که متاسفانه هیچ گاه از سوی دستگاه‌های متولی نظیر وزارت اطلاعات، وزارت کشور، نیروی انتظامی، دستگاه قضایی و... معرفی نشده‌اند، در چند انتخابات گذشته با پخش وسیع شبنامه، لوح فشرده و... در شهرهای مختلف، اتهامات سنگین بسیاری را در هیات «اصولگرایی» متوجه رقای خود، دولت‌های گذشته و عناصر معتدل جمهوری اسلامی کرده و از نامزدهای شناخته شده‌ای که برخی از آن‌ها هم‌اینک در قدرت قرار دارند، حمایت کرده‌اند.
فعالیت این گروه‌ها که در تضاد صریح با مواضع رهبری انقلاب و مصالح ملی قرار دارد، در حالی مجدداً آغاز شده که خبرگزاری‌های بزرگ کشور روز جمعه عملاً در قبال این اقدام سکوت پیشه کرده و صرفاً به پوشش مصاحبه خبرنگاران خود با مقامات مختلف در جریان راهپیمایی پرداختند. در این میان، «خبرگزاری مهر» تنها خبرگزاری مشهوری بود که با انتشار گزارشی به شدت منتقدانه و صریح پیرامون این رخداد، از محمود احمدی‌نژاد خواست «با توجه به توصیه‌های صریح مقام معظم رهبری بدون تعارف و برای حفظ سلامت انتخابات صریحا و سریعا دستور بررسی عوامل این اقدامات را به دستگاههای متولی صادر کند». در بخشی از گزارش خبرگزاری مهر آمده است: «از آنجا که این افراد در سایت‌ها و یا اینگونه شبنامه‌های بی نام و نشان خود را مدعی طرفداری از رئیس جمهور محترم معرفی می کنند؛ جدا به نظر می‌رسد دکتر احمدی نژاد برای حفظ جایگاه ملی و شان فراگیر ریاست جمهوری و مصالح کشور و نظام، بایستی جلوی این موج نامقدس اتهام پراکنی و تولید نفرت در بدنه نظام را بگیرد و این باندها را از خویش برانند». 

+ نوشته شده در  شنبه 29 مهر1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

روزنامه "روزگار" طبق تصمیم مسئولان قرار است از فردا (شنبه) منتشر شود. خبر انتشار مجدد روزنامه روزگار خبری خوش بود اگرچه این انتشار مجدد با ممنوعیت حضور محمد قوچانی، رضا خجسته رحیمی، محمدجواد روح و احمد زیدآبادی در تحریریه این روزنامه همراه شده است. عدم حضور این نویسندگان خواسته معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد از مدیرمسئول روزنامه بوده است. اکنون حسی متناقض دارم. انتشار هر روزنامه حسی خوشایند است و اما ممنوع شدن چند روزنامه نگار سیاسی از نوشتن حسی تلخ.

دوم: این روزها دوستان و همسر مهندس سیدعلی اکبر موسوی خوئینی در تدارک تهییه وثیقه سنگینی هستند که برای آزادی موسوی مطالبه شده است. 400 میلیون تومان میزان وثیقه درخواستی قوه قضاییه برای آزادی سیدعلی اکبر موسوی خوئینی است. می شود گفت این روزها امید به آزادی موسوی هر روز رنگ بیشتری می گیرد اگرچه تهیه وثیقه درخواستی خود مشکلی بزرگ است

مریم شبانی

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

هشتاد و يک تن از نمايندگان مردم در دور ششم مجلس، با انتشار نامه اي خواستار آزادي هرچه سريعتر سيدعلي اکبر موسوي خوئيني، نماينده مردم تهران در مجلس ششم و دبير کل سازمان دانش آموختگان ايران شدند .

متن اين نامه به اين شرح است :

بيش از چهار ماه از بازداشت مهندس سيد علي‌اكبر موسوي خوئيني نماينده پيشين مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي مي‌گذرد اما متاسفانه وي همچنان در بازداشت موقت به سر مي‌برد اين در حالي است كه وكيل مدافع ايشان و بسياري ديگر از حقوقدانان مستقل معتقدند دلايل اعلام شده در مورد بازداشت موقت ايشان و اتهامات نسبت داده شده ، نمي‌تواند اين بازداشت موقت را توجيه نمايد .ما جمعي از نماينگان دوره ششم مجلس نكات ذيل را به اطلاع مقامات قضائي و امنيتي و شهروندان گرامي مي‌رسانيم :

 ۱ علي اكبر موسوي خوئيني ازجمله نماينگان پركار، مسئوليت‌شناس و شجاع مردم در مجلس شوراي اسلامي‌بوده و همواره سعي داشت از حقوق مختلف موكلينش دفاع نمايد بويژه آن بخش از موكلين كه كمتر مدافعي در ساختار قدرت داشتند . و از اين رو مدافع جدي حقوق زندانيان بويژه زندانيان سياسي بود ، كوشش‌هاي مداوم ايشان و تعدادي ديگر از نمايندگاه دوره ششم مجلس ششم سبب شد كه بسياري از بازداشتگاههاي غيرقانوني كه بدون هيچ نظارتي بسياري از زندانيان سياسي را در خود جاي داده‌بود تعطيل و يا تحت نظارت سازمان زندانها قرار گيرد و اين اقدام منجر به ارتقاء جايگاه كشور از نظر احترام به حقوق بشر و ارائه تصويري مناسبتر از كشور گرديد از سوي ديگر وي همواره زبان گوياي مردم در مقابلبي‌عدالتي‌ها وبي‌تدبيري‌ها بود از نظر ما اين اقدامات موسوي خوئيني در راستاي ايفاي وظيفه نمايندگي وي بوده‌است و مطابق قانون از مصونيت پارلماني برخوردار بوده و ادامه بازداشت وي در ارتباط اين فعاليتها مسلماً خلاف قانون بوده و از نظر ما به هيچ وجه پذيرفته نيست .

 

2) برگزاري تجمعات بدون حمل سلاح مطابق قانون اساسي آزاد است و شركت در اين تجمعات نمي‌تواند سبب تعقيب قضائي گردد و آزادي سريع 69 نفر ديگر از كساني كه در اين تجمع بازداشت شده بودند نيز نشانگر اين واقعيت است كه صرف شركت در اين تجمع از نظر مقامات قضائي نمي‌تواند توجيه‌گر بازداشت مهندس موسوي خوئيني به مدت بيش از سه ماه باشد لذا ما ضمن ياداوري اصول قانون اساسي و حقوق شهروندي مصوب مجلس به مقامات قضائي اعلام مي‌كنيم كه ادامه اين بازداشت هيچ مبناي قانوني ندارد .

 

3) اتهام مهندس موسوي در ابتداي بازداشت شركت در تجمع غيرقانوني اعلام شد و پس از چند روز مطالب مندرج در يكي از سخنراني‌هاي ايشان در زمان نمايندگي مجلس به عنوان اتهام ايشان عنوان شد و پس از چندي يكي از مقامات بلندپايه امنيتي از ارتباط ايشان با خارج از كشور سخن گفت اين موضع‌گيري‌هاي مقامات قضائي و امنيتي نشان مي‌دهد كه ايشان از ابتدا با اتهام خاصي كه بازداشت ايشان را توجيه نمايد روبرو نبوده و پس از بازداشت سعي شده دلايلي براي ادامه بازداشت ايشان گرداوري شود در حالي كه قاعدتاً اگر اقدامات فردي خلاف قانون و يا مخل امنيت تشخيص داده شود بايد پس از تحقيقات لازم اتهام وي و دلايل اتهام به متهم تفهيم شود و در صورتي كه بيم تباني و يا از بين بردن دلايل اتهام و يا فرار در مورد وي وجود داشته باشد اقدام به صدور قرار بازداشت گردد اين در حالي است كه هيچ يك از اين مراحل در مورد ايشان رعايت نشده‌است .

 

با توجه به مطالب فوق‌الذكر امضاء كنندگان اين نامه كه همگي از نمايندگان دوره پيشين مجلس شوراي اسلامي بوده‌اند ضمن يادآوري جايگاه ايشان معتقديم اينگونه اقدامات علاوه بر تضييع حقوق شهروندي مردم تبعات منفي فراواني نيز براي وجهه كشور و نظام دارد اگر دستگاه قضائي و امنيتي تحمل فعاليت نمايندگان پيشين مجلس را نداشته باشد چگونه مي‌توان توقع داشت كه با اتهام نقض حقوق بشر روبرو نشويم لذا از مقامات مسئول مي‌خواهيم كه به سرعت زمينه آزادي ايشان از زندان و اعاده حيثيت از ايشان فراهم گردد.

 

*امضا کنندگان:

 

1-غلام حيدر ابراهيمباي سلامي

2- عيسي قلي احمدي نيا

3- محمود اخوان بازارده

4- بهاالدين ادب

5- جواد اطاعت

6- مقصود اعظمي

7- بهروز افخمي

8- علي اکبرزاده

9- شهربانو اماني

10- حسين انصاري راد

11- محمد باقر باقريان نژاد

12- غلامحسين فروغي نيا(برزگر)

13- احمد بورقاني

14-سهراب بهلولي قشقايي

15-رحمان بهمنش

16-محمد پيران

17-علي تاجرنيا

18-علي تقي زاده

19-غلامحسين تکفلي

20-علي اکبر جعفري

21-جلال جلالي زاده

22-سيد مسعود حسيني

23-فاطمه حقيقت جو

24-عبدالرضا حيدري زادي

25-محمد رضا خاتمي

26-ناصر خالقي

27-محمد حسين خليلي اردکاني

28-مرتضي خيرآبادي

29-محمد دادفر

30-حاصل داسه

31-فاطمه راکعي

32-طاهره رضازاده

33-احمد رمضانپور نرگسي

34-احمد رهبري

35-حسن زحمتکش

36-جليل سازگارنژاد

37-محمد علي سعدايي

38-داوود سليماني

39-بهيار سليماني

40-عبدا... سهرابي

41-سيد علي سيد آقاميري

42-جاسم شديدزاده

43-علي شکوري راد

44-سيد ماشاا... شکيبي

45-احمد شيرزاد

46-رضا صالح جلالي آستانه

47-ذبيح ا...صفايي

48-محسن صفايي فراهاني

49-مصطفي طاهري نجف آبادي

50-سيد مهدي طباطبايي

51-علي ظفرزاده

52-پيمان عاشوري بندري

53-حميده عدالت

54-صلاح الدين علايي

55-محمد رضا علي حسيني عباسي

56-کريم فتاح پور

57-علي قنبري فارسان

58-سيد ناصر قوامي

59-جعفر کامبوزيا

60-محمد علي کوزه گر

61-الهه کولايي

62-حميد کهرام

63-محمد کيانوش راد

64-حسين لقمانيان

65-امرا... محمدي جزي

66-احمد مرادي

67-علي مزروعي

68-اکرم مصوري منش

69-مير طاهر موسوي (کرج)

70-مير طاهر موسوي (تبريز)

71-سيد مجتبي موسوي اجاق

72-احمد ميدري

73-محسن مير دامادي

74-منصور ميرزاکوچکي بروجني

75-عبدالمحمد نظام الاسلامي

76-محمد نعيمي پور

77-علي محمد نمازي

78-سراج الدين وحيدي مهرجردي

79-سيد شمس الدين وهابي

80-رضا يوسفيان

81-مير محمود يکانلي

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دو سال پیش بود که صدای یک نفس «حسین حسین» مداحی گمنام توجه همه را به سبک خاص و تازه‌ای از نوحه‌سرایی جلب کرد. گرچه بسیاری این سبک خاص مداحی را به دلیل شباهت‌های آن با برخی ملودی‌های لس‌آنجلسی در شان مجالس عزاداری نمی‌دانستند اما سبک مداحی عبدالرضا هلالی برای جوانانی که هر کدام به نوعی شیفته امام حسین ‌هستند، جذابیت بسیاری داشت. چند ماه بعد به سرعت سپری شد. حالا تقریبا همه بچه هیاتی‌ها  او را می‌شناختند. کار هلالی چنان بالا گرفت که در ماه محرم در تمام فروشگاه‌های لوازم صوتی و تصویری، صدا و تصویر او خود‌نمایی می‌کرد. 
حتی آنهایی که چندان اهل گوش دادن به مداحی نبودند هم مبهوت سبک، نوع حرکات، صدا و تنالیته نوحه‌های هلالی می‌شدند...اما این شهرت برای هلالی چندان خوش یمن نبود. پخش عکس و فیلم کوتاهی که او را همراه زنی نشان می‌داد نقطه سیاه بزرگی بر کارنامه مداح جوان نهاد و هلالی را یک شبه از اوج محبوبیت به زیر کشید. هرچند هلالی با انتشار بیانیه‌ای آن زن را همسر شرعی خویش نامید، این جنجال بزرگ اما فروکش نکرد و دامنه شایعات و بازی‌های رسانه‌ای برخی سایت‌های اینترنتی جنجالی به سرعت به «وضعیت مالی» و «روابط سیاسی» این مداح نیز کشیده شد! او نیز که به گفته خودش وضعیت روحی بدی را می‌گذراند دیگر بالای منبر نرفت و پاسخ «دشمنان»‌اش را به گفته خود «به امام حسین(ع) واگذار کرد».اکنون به نظر می‌رسد پس از گذشت چند ماه از این ماجرا هلالی بار دیگر خودش را پیدا کرده است. او در شب‌های قدر دوباره مداحی را آغاز کرد. هلالی در گفتگو با خبرنگار آفتاب بسیار نامنظم سخن می‌گوید، طوری که گاهی فکر می‌کنی پشت تلفن در حال اشک ریختن است. با گلایه از برخی رسانه‌ها می‌گوید: «نمی‌دانم چقدر باید جواب پس بدهم و با چند نفر مبارزه کنم.» از او درباره شایعاتی که در مورد وضعیت مالی‌اش این روزها بر سر زبان‌ها است می‌پرسم. می‌گوید: «والا من چند میلیون بدهکارم ، همه می‌توانند زندگی‌ام را کندوکاو کنند و ببیند. من ضعیف‌ترین خواننده! از نظر مالی هستم، خیلی از آقایون خواننده تا الان صاحب خانه شده‌اند و از همه کس پول می‌گیرند. باید از آنها پرسید شما با حقوق 170 هزار تومان چطور توانسته‌اید خانه در بالای شهر و ماشین آخرین مدل داشته باشید. حتما کسانی هستند که شما را ساپورت می‌کنند ولی من بعد از این همه سال ،امسال توانسته‌ام خانه‌ای با قرض و وام در خیابان 13 آبان برای پدر و مادرم بخرم تا بتوانند در آن راحت زندگی کنند. آن وقت آقایان می‌گویند که هلالی «پرادو»دارد ...».از او در مورد عکس‌ها و فیلمی که سر منشا ماجرا بود می‌پرسم. می‌گوید: «عکس زنم را که پیراهن رکابی پوشیده بود پخش کرده‌اند. همه می‌گویند من باید بیشتر دقت می‌کردم. قبول دارم که یک سری اشتباهات داشته‌ام. شما هم اشتباه می‌کنید اما این درست است که پخش شود؟ این کار حرام است...». هلالی چندان دل خوشی هم از مداحان دیگر ندارد: «من به اندازه سنم می‌توانم بفهمم .هم صنفی‌های من چشم دیدنم را ندارند، خانواده ما عرب است و قلیون از رسوم ما به حساب می‌آید مگر خود آقایان سیگار یا قلیون نمی‌کشند خیلی از این‌ها پای ... هستند و پاکت‌های چند میلیون تومانی از مداحی می‌گیرند، کسی هست که برای فردی به نام .... می‌‌خواند... نه این‌ها تنها برای پول مداحی اهل بیت را می‌کنند.» به نظر می‌رسد دردسر های هلالی تمامی ندارد: «من را تکفیر کرده‌اند، یک شب در میدان ولیعصر کتکم زدند وسط خیابان یقه‌ام را پاره کردند و من گریه سر دادم آن وقت گفتند که هلالی چون پرادو داشته و دختر بازی می‌کرده کتک خورده. آقای الله کرم هم در مجله موج نوشت که هلالی پرادو دارد، یکی نپرسید این پرادو کجاست اگر من ماشین داشتم آن قدر شجاع بودم که اعلام کنم.» هلالی ماجرای بازگشت دوباره خود به دنیای مداحی را اینگونه شرح می‌دهد: «هر کس دیگری بود نمی‌توانست دیگر در خیابان راه برود، این لطف امام حسین بود که به من شهامتی دوباره داد. البته حوزه‌های علمیه و علما به من زنگ زدند و گفتند که دوباره مداحی کن. در این مداحی که برای امیرالمؤمنین(ع) بود، جوانان با حضورشان قیامتی برپا کردند. شب آخر 6 هزار نفر جمعیت آمده بود اما در همان شب به پلیس زنگ زدند و گفتند که این جرثومه فساد را بیرون بیاندازید گفتند که بمب‌گذاری کرده‌ایم...» هلالی درمورد منبع تامین هزینه‌های هیاتش می‌گوید: «هیچ ارگانی به ما پول نمی‌دهد ، ما تمام خرج‌ها از جمله شام و غیره را از جیب خودمان می‌دهیم». هلالی در ادامه ممنوع‌المنبر شدن خود را تکذیب می‌کند و می‌گوید: «به اختیار خودم چند وقتی منبر نرفتم ، وضعیت روانی بسیار بدی داشتم، دوستان نیز می‌گفتند تا چند وقت به منبر نروم».
 این مداح جنجالی مصرانه معتقد است عده‌ای غرض‌ورزانه با او مبارزه می‌کنند و از این که جوانان به هیأتش می‌آیند ناراحت می‌شوند: «در کرج یک چیزی توی استکان چایم ریخته بودند که تا 6 ماه نمی‌توانستم مداحی کنم تو تمام این مدت هیچ کس حالی از ما نپرسید...»
 مهسا امرآبادی

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

شورای شهر فعلی مشهد که یکی از افراد اصلی موثر در شکل گیری لیستهای جبهه پیروان خط امام و رهبری! بارها درباره برخی افراد حاضر در این شورا گفته بود : اگر می دانستیم اینها رای خواهند آورد محال بود آنها را وارد لیست کنیم، یکی از بامزه ترین شوراهای شهر کشور محسوب می شود.
در جلسه 143 این شورا که در آن مباحث متعددی از جمله تعیین تکلیف وضعیت زمینهای شامل طرح تفصیلی مشهد مطرح شده بود، به هنگام رای گیری اتفاق جالب و البته احتمالا بسیار تکرار شده ای رخ داده است که ویژه نامه خراسان رضوی روزنامه خراسان آنرا به شرح زیر درج کرده است.
" در هنگام رای گیری در مورد اراضی واقع در طرح تفصیلی شهر مشهد، رئیس شورای شهر، تنها فردی بود که دست خود را به علامت موافقت با این طرح بالا نبرد. پس از آن جلیل موفق از رزمی خواست دلایل مخالفت خود را بیان کند. پس از توضیحات رزمی، موفق گفت : ما فکر کرده بودیم شما موافق این طرح هستید. رزمی نیز در پاسخ وی گفت : من مثل شما نیستم که طرح ارائه دهم، بعد با آن موافقت کنم! همچنین رزمی از صدیقه قنادی که به این طرح رای داده بود، پرسید: چرا با وجود مخالفت با این طرح به آن رای دادید!؟ قنادی گفت : دیدم همه موافق هستند، به این دلیل به آن رای دادم. "
جالب اینکه برخی افراد شورای فعلی چون دکتر رزمی که رئیس جناح راست نیز می باشد برای کاندیداتوری در انتخابات دور بعد مجلس آماده می شوند و افراد دیگر چون جلیل موفق و بصیری پور و ... برای بار دیگر قصد دارند، خود را کاندیدای انتخابات شوراها کنند!
البته نیت ها خیر است و احتمالا برای خالی نشدن صحنه از نیروهای توانمند و پیروی عملی از رهبری و از همه مهتر شاد شدن مردم این کار صورت خواهد گرفت!

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

* این روزها مردم مشهد شاهد آسفالت پیاپی خیابانهای شهر خود هستند. شنیده ها حاکی از آنند یکی از اعضای شورای شهر به مدیری از شهرداری گفته بود: امسال سال انتخابات است همه فعالیت ها را معلق کنید و فعلا به آسفالت ها برسید !
* در حالی که بسیاری از جمعها و فعالان سیاسی مدعی تهیه ملاک ها و نگاه نظام مند و نه سلیقه ای هستند لیکن به نظر می رسد در عمل و هنگام انتخاب مصادیق این ملاکها فراموش شده و باورهای قلبی و روشهای امتحان شده سابق مورد توجه قرار می گیرند!
* در حالی که دکتر خاجی استاد علوم سیاسی دانشگاه فردوسی – که البته ارتباطش با شورای شهر مانند علت سقوط هواپیماهای مسافربری ، هنوز مشخص نشده است- کاندیدای جناح راست در مشهد خواهد بود! مصاحبه های پیاپی شبکه های رادویی و تلویزیونی استانی با وی جای تعجب دارند.
* جمعی تحت عنوان مجمع یاران انقلاب که گفته می شود فعالان ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در مشهد می باشند با ساماندهی جدی نیروهای خود وارد عرصه انتخابات شوراها شده اند . این جمع که در گام اول برگه هایی را برای تبیین ملاکهای انتخاب اعضاء و ویژگی های آنان منتشر ساخته نشان داده که از عقبه نسبتا مناسب فکری نیز برخوردار است. گفته می شود لیست مدنظر ایشان عمدتا از میان اساتید دانشگاه و نیروهای علمی انتخاب شده اند.
* استعفای مهرداد بذرپاش که از طرف بسیاری اصولگرایان با انتقاد مواجه شده بود و اعلام شد که صوری بوده و دوباره پس از انتخابات برگشت خواهد کرد و این اتفاقا آغاز روند غلط دخالت دولتی ها در انتخابات های مختلف خواهد بود با پاسخ منطقی(!) و قاطع وی همراه شد. وی منتقدان خود را وابسته به جریانی معرفی کرد که از حضور بدنه فعال مردمی! در انتخابات گذشته متضرر شده اند!
* با وجود زمینه بسیار زیاد حضور سالم بدنه مذهبی در انتخابات معلوم نیست که در چه زمانی ، فضلا و خواص شهر مشهد برای دعوت مردم و نخبگان مشهد برای رای به اصلح و بررسی همه کاندیداها بر اساس ملاکها و نهایتا تبلیغ نیروهای قوی تر توسط همگان ، تلاش خواهند کرد! آیا آنقدر که شورای شهر فعلی در چهار سال گذشته، مردم را به اسلام و انقلاب، بدبین کرد ، ایشان با فعالیت هایشان مردم را خوش بین کرده اند که چنین بی تفاوت می نمایند؟

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اولين پيش شماره <روزگار> من را به فضاي خوشِ مطالعه <شرق> در نيمه هاي شب برد.  ‌
پس از به محاق رفتن شرق، رسانه مكتوبي آنچنان كه با روحيات منتقد ما همخواني داشته باشد، نيافتم؛ تا اينكه بار دگر روزگار چون شكر آمد‌‌!اگرچه <عطريانفر>1  ارتباط <شرق> با <روزگار>   را تكذيب كرده بود، ليك آنان كه در عرصه  روزنامه نگاري دستي بر آتش دارند، با نگاه اول به تيترها و نوع صفحه آرايي <روزگار> بدين ارتباط پي مي‌برند.  ‌سرمقاله اين روزنامه خبري - تحليلي كه بي نام درج شده، بي‌شك متعلق به محمد قوچاني، سردبير شرق است؛ اگر چه ستون مربوطه جاي خودش را با ستون تيترها عوض كرده، اما در نوع قلم و محتوا تفاوتي نيست.متون نگارنده‌هايي همچون اكبر منتجبي، ايرج جمشيدي، دكتر دهشيار، بنفشه سام گيس، مصطفي قوانلوقاجار، سعيده اسلاميه و عكس هايي از مهدي حسني و عباس كوثري بر روزگاري با درون مايه شرق، مهر تاييد مي زند. قبل از آن كه چشمم به روزگار بيفتد، با رئيس بانك پارسيان(سيستان و بلوچستان )  پيرامون تعويض مدير عامل بانك مذكور سخن گفته و گريزي نيز به سازمان مديريت و برنامه ريزي و استعفاي 3 معاون آن زديم؛ با خود انديشيدم كه اگر شرق مي بود، كناره گيري اين 3 معاون به تيتر يك مبدل مي‌گشت كه پس از ديدن اين تيتر برصفحه اول روزگار، از شم خبري و نيز رجعت شرق خشنود گشتم. آنچه ما را به اين گونه نشريات نزديك مي گرداند هويت مستقل و منتقدانه آنان است؛ استقلالي كه فرزانه خرقاني2 در اولين پيش شماره بر آن تاكيد ورزيده است.
رفع توفيق شرق تا پس از انتخابات خبرگان و شوراها بعيد به نظر مي آيد. در اين ميان خلاء شرق را روزگار پر خواهد نمود؛ روزگاري به مثابه شرق‌!

+ نوشته شده در  جمعه 28 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

حسین لقمانیان نماینده دوره ششم مردم همدان در مجلس شورای اسلامی و عضو شورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران، به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی به دادسرای کارکنان دولت احضار شد.

 

 به گفته ایشان شاکی این پرونده مدعی العموم بوده و پرونده ایشان در رابطه با فعالیتهای دوره نمایندگی و نطق های پیش از دستور ایشان است رسیدگی به موارد اتهامی اقای لقمانیان بر عهده ی قاضی طائفی است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دو تن از دوستاني كه اخيرا پايشان از زندان 209 به بيرون باز شده است، از قول بازجوهايشان براي من پيغام آوردند كه به فلاني – نگارنده اين سطور – بگوييد كه "تنش مي‌خارد، پرونده‌اي برايش درست كرده‌ايم كه رويش يك وجب روغن است و به زودي با او برخورد خواهيم كرد." نمي‌دانم كه اين، يك تهديد به منظور ارعاب است يا اينكه واقعا نقشه‌اي برايم دارند. هر چه باشد، بچه‌هاي من از هنگامي كه با كنجكاوي كودكانه خود، از موضوع بو برده‌اند، خاطرات تلخ سال‌هاي 1379 و 1382 براي آنها زنده شده و دل كوچكشان لرزيده است. پارساي كوچك ما از به ياد آوردن آن سال‌ها هراسان مي‌شود. مادرش به ياد مي‌آورد كه بار دومي كه مرا به زندان بردند، آهسته به پيش دوستش آذين خزيد و در گوش او گفت: "امروز باباي مرا دستبند زدند، بردند زندان." مادرش مي‌گويد پسرك از شدت اضطراب، آن شب هشت بار رختخوابش را خيس كرد. مي‌دانم كه مانند هميشه خواهند گفت؛ اين نوع نوشتن، بازي با عواطف است. هر كس خربزه مي‌خورد بايد پاي لرزش هم بنشيند! مي‌پرسم اما، ما كدام خربزه را خورده‌ايم كه بايد چنين لرزي را تحمل كنيم؟ ما مردماني اهل قلم و سخن‌ايم، و بيش از اين را نه نياز داريم و نه علاقه و نه شايد توان. ولي ما را در زندان‌هاي مخوف امنيتي با چنان وضعي نگه داشتند كه گويي چريك‌هاي مسلح خطرناكي را با انباري از مهمات به دام انداخته‌اند! در اين يكي دو سال اخير بارها گفته‌ام كه من با اين قوم، سر ستيز و درگيري ندارم و حتي ديگر در پي اصلاح كارشان هم نيستم. آنان را به خدا واگذاشته‌ام تا بر مبناي قانوني كه براي هستي و طبيعت و جامعه و انسان نهاده، سرنوشت آنان را رقم بزند. از همين روست كه طي اين سال‌ها به همه محروميت‌هاي اجتماعي كه بر من رواداشته‌اند، تن داده‌ام و نسبت به مالي كه بردند و پس ندادند، اعتراض علني نكردم و در مقابل سردواندم براي پس گرفتن يا تجديد گذرنامه‌اي كه صدها ساعت وقت مرا گرفت و به جايي نرسيد، سر و صدايي نكردم. تنها كار من اينك شده است نويسندگي براي دو سايت مسدود شده، كه در يكي از موضعي حرفه‌اي و بي‌طرفانه مسائل منطقه را تحليل كارشناسي مي‌كنم و در ديگري - همين سايت روز - تك مضراب‌هايي در اعتراض به نقض حقوق شهروندان ايراني و يا هشدار نسبت به پيامدهاي فاجعه بار برخي سياست‌ها مي‌نوازم.

گويا اما همين مقدار را نيز برنمي‌تابند و در پي آزارم هستند.

آنها ظاهرا چنين مي‌پندارند كه چون آمريكا و اسراييل براي پيشبرد سياست‌هاي خود مرتكب جنايت مي‌شوند، پس كسي نبايد نسبت به نقض حقوق شهروندان ايراني حساس باشد! آنها همچنين بر اين گمانند كه چون با آمريكا درگيرند، پس اگر آمريكا اعلام كرد كه زغال سياه است، ضرورتا همه بايد تاكيد كنند كه زغال سفيد است و گرنه همسوي دشمن‌اند! چنين پندار و گماني، بي‌ترديد باطل است. در هر كجاي اين زمين هر فاجعه‌اي به هر ميزان از وسعت كه رخ دهد، مجوزي براي نقض حقوق هر فردي در نقطه‌اي ديگر از جهان محسوب نمي‌شود. در عين حال، دنياي امروز سياه و سفيد نيست كه بتوان گفت سياست‌هاي يك كشور هميشه و در همه جا زيانبار و از ديگري هميشه و همه جا مفيد است. دنياي امروز سرشتي بس پيچيده و درهم تنيده دارد و فقط مورد به مورد مي‌توان در باره سياست كشورها به داوري نشست. بنابراين، اگر از من مي‌خواهند كه در برابر نقض حقوق شهروندان ايراني ساكت باشم و يا تسليم نگاه مطلق انگارانه و سياه و سفيد آنها نسبت به سياست بين‌الملل شوم، خواستي بيهوده دارند كه هرگز اجابت نخواهد شد.هر انساني براي خود مرامي دارد كه بدون پايبندي بدان، انسان نخواهد بود و مرامي كه من در مكتب علي و حسين آموخته‌ام، دفاع از حقوق انسان‌هاي جامعه خود و سپس جوامع ديگر، و اعتراض به نقض حقوق آنان از سوي هر گروه و دسته و دولتي است، هر چند كه تاثير عملي نداشته باشد. نمي‌گويم كه در دفاع از حقوق ديگران بي‌باك و فعال بوده و هستم، اما در اين مورد براي خود اصولي دارم كه آنها را زير پا نخواهم گذاشت. افزون بر اين، آقايان به صرف اينكه زمام حكومتي را به دست گرفته‌اند، حق ندارند روايت منجمد و تنگ نظرانه‌اي از مذهب و تاريخ و فلسفه و سياست و اقتصاد و روابط بين‌الملل را به همه ايراني‌ها تحميل كنند و از آنها بخواهند كه طوطي‌وار آن را تكرار كنند. كشور ما كره شمالي نيست، اينجا ايران زمين است. درست است كه سابقه‌ استبداد در آن طولاني است، اما هرگز توتاليتر نبوده و نخواهد بود. به ياد دارم روزي را در سال 1379 كه به بازجويم گفتم: پس از همه اين حرف‌ها از من چه مي‌خواهي؟ گل از گلش شكفت و گفت: تازه رسيديم سر اصل مطلب، پس تو مي‌خواهي بداني كه چه بگويي و از اينجا خلاص شوي؟ گفتم: حالا بحث خلاص را رها كن و بگو چه مي‌خواهي؟ گفت: مي‌خواهيم كه نادم شوي! گفتم: بسيار خوب، حالا مطلب روشن شد، اما اين غير ممكن است! گفتم كتاب مردي براي تمام فصول را خوانده‌اي؟ با اندكي مكث گفت كه خوانده است، اما از مكثش دانستم كه نخوانده، ولي فكر مي‌كند كه اگر بگويد كتابي را نخوانده، برايش ضعف تلقي مي‌شود.
گفتم: "اگر خوانده‌اي، پس مي‌تواني مرا نيز مانند توماس مور فرض كني، من به سبك خاص خويش، آدمي عارف مسلكم. در زندگي اجتماعي دايره‌اي براي انعطاف قائلم و دايره‌اي براي مقاومت. هر كس از دايره نخست با من برخورد كند، مرا راحت و منعطف و بذله‌گو و شوخ طبع خواهد يافت، اما آنكه بخواهد از دايره دوم بر من وارد شود و شخصيت انساني‌ام را تباه كند، مرا سخت و عبوس و جدي و انعطاف ناپذير خواهد ديد، حتي اگر گردنم مانند توماس مور به زير گيوتين رود، نادم نخواهم شد، مي‌تواني بيازمايي!"

احمد زید آبادی  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

- اگر انتخابات اخير غير آزاد باشد ممكن است مثل مجلس هفتم بگوييم در آن شركت نمي‌كنيم و مثل برخي گروه‌ها نيستيم كه از ابتدا دلسرد باشيم و انتخابات را تحريم كنيم.
2 - در مجلس ششم حداقل يك نماينده از جريان راست در هيات نظارت حضور داشت اما الان اصلاح‌طلبان را در هيات نظارت راه نمي‌دهند چون نمي‌خواهند انتخابات آزاد برگزار كنند .
در روزهايي كه جريان موسوم به اصولگرايان، كرسي‌هاي قدرت كشور را - فرقي نمي‌كند به همت شوراي نگهبان و نهادهاي نظامي و بسيجي يا با اتكا به نقاط ضعف اصلاح‌طلبان- يكي پس از ديگري در اختيار گرفت و اينك پس از پيروزي در انتخابات شوراها، مجلس هفتم و رياست‌جمهوري با فراغ بال بيشتري براي برداشتن گام چهارم در انتخابات مجلس خبرگان برنامه‌ريزي مي‌كند، اصلاح‌طلبان همچنان اندرخم يافتن مقصر نهايي براي شكست‌هاي پياپي خود در گام‌هاي پسين‌اند غافل از آنكه اين شيوه برداشتن يك گام به پيش نيست. ‌ اعتراف مي‌كنم كه اين نزاع عبث را ديگر نه افكار عمومي ميلي به استماع دارد و نه هيچ تحليلگر سياسي رقبتي به كنكاشش از ابتدا دارد، من نيز تنها به عنوان يك روزنامه‌نگار كه رسالتش ديدن است و نقد و نقب و نشر هرآنچه كه ديده، خوب مي‌دانم كه اين مقاله هم از حوصله خسته آنان كه در اين سال‌ها همواره صاحبان آراي خود را در نزاع ديدند خارج است و چه بسا ارزش خواندن هم نداشته باشد اما نمي‌شود قلم به دست داشت و تنها از ضعف‌هاي رقيب و بي‌حاصلي تصميمات پرفريب و تاثيراتش در آينده‌اي قريب سخن گفت اما چشم بر نقش رفيق در سرآغاز و سرانجام اين روند بست كه در دايره اصلاح‌طلبي اصل بر نقد شفاف است و نه نقدهاي درگوشي. ‌
فصل انتخابات است و باز، بازار احزاب و گروه‌هاي سياسي درتب و تاب مختص اين فصل گرمتر از بازار جامعه است و همين عدم توازن نيز كافي است تا مسووليت احزاب در برابر وظيفه ذاتي‌شان براي ساماندهي آراي سرگردان جامعه سنگين‌تر باشد. بر اين اساس آنگاه كه جملات متناقض بالا اين روزها از اردوگاه جرياني كه همواره درماجراي بررسي صلاحيت داوطلبان در انتخابات‌هاي مكرر قرباني داده است به گوش رسيد، ذهن را ناخواسته به سمت مسووليت سنگين اصلاح‌طلبان براي ساماندهي آراي از دست داده‌شان در بدنه جامعه سوق مي‌دهد اما به جاي آن هنوز قصه تكراري نزاع تحريمي‌ها و اصلاح‌طلبان است كه از اين اردوگاه به گوش مي‌رسد و همچنان در هر اظهارنظر وااسف‌هايي كه قرار است براي شكست اصلاح‌طلبان در انتخابات نهمين دوره رياست‌جمهوري مطرح شود گويي يك سيلي هم بايد حواله صورت سرد آناني شود كه بر عدم حضورشان در انتخابات نام تحريم را نهادند. ‌ حال صرف‌نظر از آنكه آيا هرگز بي ابزار و امكانات فراگير تبليغ، تلاش جماعتي براي تحريم، مي‌توانست اثرگذار باشد كه اينك جماعتي ديگر، مسووليت بخش عظيمي از شكست خود در انتخابات را متوجه تحريمي‌ها سازند بايد در اين نوع مقصريابي تامل كرد تا پاياني باشد بر تداومش. در جمله شماره يك، قيد مكلف شده تا در صدر كلام قرار گيرد براي آنكه اثبات شود بخشي از اصلاح‌طلبان مثل بخش ديگري نيستند كه از دلسرد باشند و انتخابات را تحريم كنند بلكه اگر انتخابات غيرآزاد باشد در آن حضور نمي‌يابند. علي‌رغم متهم ساختن جماعتي به دلسردي از و تحريم كردن انتخابات براساس اين دلسردي شاهديم بلافاصله در جمله دوم نتيجه‌گيري شده است كه در هيات‌هاي نظارت انتخابات اخير، اصلاح‌طلبان را راه نمي‌دهند پس انتخابات غير آزاد است. ‌ حال در اينجا آيا تكليف آن قيد اگر از هم اكنون يا به تعبيري از روشن نيست؟ اصلاح‌طلباني كه ديگران را متهم به دلسردي از ابتدا و تحريم انتخابات مي‌كنند در اينجا چه نامي مي‌توان بر اين دلسردي ناگزير كه پيش از برگزاري انتخابات سايه بر تصميم و تحليل خودشان هم گذارده است، نهاد؟ مهم‌تر از همه آنكه دلسردي اين بخش از اصلاح‌طلبان از اين است كه چرا اندك اصلاح‌طلبان باقيمانده در مجلس هفتم را در هيات نظارت راه نمي‌دهند تا آنها نسبت به سلامت برگزاري يك انتخابات آزاد يقين داشته و مثل انتخابات مجلس هفتم ديگر ناگزير نشوند كه بگويند در انتخابات شركت نمي‌كنيم؟يعني كساني كه ديروز خودشان در انتخابات مجلس هفتم حضور نيافته و براي اين عدم حضور تبليغ رسمي نيز كرده‌اند، اينك چشم اميد به نتيجه آن انتخابات داشته و ازعدم ايفاي نقش همين اندك اصلاح‌طلبان مجلس هفتم در هيات‌هاي نظارت نگرانند و چه بسا از ابتدا دلسرد. ‌ اين چه زنجيره خطرناكي است كه در دايره اصلاح‌طلبي پاپيچ ميدانداران شده است؟ در انتخابات مجلس هفتم طيفي از اصلاح‌طلبان كه قصد شركت در انتخابات را داشتند با آن طيفي كه قصد ترك ميدان را داشتند، روبه‌روي يكديگر مي‌ايستند و نزاعي آغاز مي‌شود كه در نهايت بخش چشمگيري از اصلاح‌طلبان حاضر به شركت در انتخابات نمي‌شوند. اين كشمكش اصلاح‌طلبان را به دو نيمه تبديل ساخت كه در انتخابات رياست‌جمهوري هر نيمه پي يك كانديدا رفتند اما همان اتفاق كهنه اين بار براي نيمه‌اي كه خود روزي به توصيه بزرگانش براي حضور در انتخابات عمل نكرده بود رخ داد. بدان معني كه در انتخابات رياست‌جمهوري اين بخش از اصلاح‌طلبان خود به دو دسته ديگر تقسيم شد و كساني كه خود در انتخابات مجلس هفتم شركت نكرده بودند طيف ديگر را در گروه خود داشتند كه حاضر نبودند در انتخابات رياست‌جمهوري شركت كنند. اين روزها نيز نسبت اصلاح‌طلبان با يكديگر بر اساس همان رخداد مشابه تعريف مي‌شود. زنجيره‌اي كه در آن اصلاح‌طلبان با القابي همانند سنتي، پيشرو و جنبش دانشجويي يكديگر را مورد عتاب و خطاب قرار مي‌دهند و هر يك ديگري را در از دست دادن بزنگاه‌هاي مهم انتخاباتي مقصر قلمداد مي‌كنند تا در نهايت ديوار آنان كه از قدرت كمتري در عرصه‌هاي كلان برخوردارند كوتاه‌تر از ديگران مي‌نمايد و محكوم به سرزنش ابدي باشند. غافل از آنكه در هياهوي چنين كشمكش‌هايي آن هم در فصل سرد انتخابات، اين برندگان‌اند كه همواره سور عزاي بازندگان را به سفره مي‌نشينند و در نهايت آن بخش از بدنه جامعه كه انديشه‌اي غير از انديشه برندگان انتخابات‌هاي اخير را مي‌پسندد، با بازندگان شقه‌شقه شده در اردوگاه اصلاح‌طلبي مواجه مي‌شود كه ممكن است ديگر نسبت به هر خيزش و تصميم اين جريان از همان دلسرد باشد. ‌ جماعتي كه خود چشم اميد به نمايندگان مجلسي دوخته كه خود در انتخاباتش حضور نيافته بود هرگز نمي تواند جماعت ديگري را به دليل عدم حضورشان در انتخابات رياست‌جمهوري مقصر بداند، در صدر آنها نيز طيفي ديگري از اصلاح‌طلبان، اين هردو را مقصر قلمداد كند و آنگاه انتظار رود هواداران اين تفكر در جامعه، گزينه خاموشي را در برابر جماعتي با اين همه قصور برنگزينند. جامعه‌اي كه از يك سوي دلش از تصميمات آزمون و خطايي آناني كه در عرصه‌هاي مديريتي، مشغول كسب تجربه‌اندوزي‌اند، گرفته و از سوي ديگر تاب تحقير و تهديد از سوي جامعه بين‌المللي را هم ندارد، با اين همه هرگز تاب شنيدن اين همه بگومگوهاي دل آزار صاحبان آراي ديروز خود را هم نخواهد داشت، پس بايد راهي را برگزيد كه بيش از اين بر آمار آناني كه ابتدا ديگران را متهم به دلسردي مي‌كنند و بعد رفته‌رفته خودشان به جمع دلسردان مي‌پيوندند افزوده نشود تا نتيجه‌اش ابقاي اين فصل سرد باشد و بس.

مسیح علی نژاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

روزنامه روزگار پس ازانتشار سه شماره بنابر اعتراض معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد و تصميم گيري مسئولين روزنامه منتشر نخواهد شد.معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد با اعتراض به مديرمسئول روزنامه روزگار مبني بر اينکه مجوز اين روزنامه براي انتشار مطالب اجتماعي و فرهنگي صادر شده است درخواست انتشار اين روزنامه بدون صفحات سياسي را کرده است.اعتراض معاونت مطبوعاتي درحالي صورت مي گيرد که برطبق قانون مطبوعات روزنامه هايي با موضوعات اجتماعي و فرهنگي نيز حق انتشار 2 صفحه مطالب سياسي را دارند که اکنون اين حق از روزنامه روزگار سلب شده است.از سوي ديگر شنيده شده است که معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد روزنامه روزگار را از چاپ و انتشار اخبار انتخابات شوراها منع کرده است.اين اقدام درحالي صورت مي گيرد که مسئولين ارشد کشور همواره بر تشويق حضور مردم براي حضور در انتخابات هاي مختلف تاکيد کرده اند.به اين ترتيب گويي مسئولين روزنامه روزگار تصميم برعدم انتشار اين روزنامه گرفته اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

از 120 روز هم گذشت. چهار ماه از بازداشت مهندس سیدعلی اکبر موسوی خوئینی گذشت. دیگر به بهانه گیری های امیرحسین عادت کرده ایم اما این روزها نگرانی دیگری  چشم هایمان را نمناک می کند. زهرا، دختر 9 ساله مهندس موسوی به کودکی سراسر خشم تبدیل شده است. خشم از سیاست و سیاستمداران. با همه کوچکی اش از دنیای سیاست بیزار است و در ذهن خود محکمه ای به وسعت زمین بازی سیاسی ایران دایر کرده است و تاسف این جاست که پدر نیز در محکمه او نقش اولین متهم را بازی می کند.

روزگار غریبی است... هم زهرای کوچک حق دارد که سایه پدر را بالای سر خود داشته باشد و روزهای کودکی خود را در حسرت دوری پدر نگذراند و هم پدری که سیاست را پیشه ساخته وحاضر است تا هزینه تحقق هدف را نیز شخصا بپردازد...اما می دانم  که در این آشفته بازار سیاست ایران باید حق بیشتری برای زهرای مهندس موسوی قایل شد. همان زهرایی که از دوران نمایندگی مجلس پدر نیز تنها بیدارخوابی های شبانه برای دیدار پدر را به یاد می آورد و بس...

روزگار غریبی است... ای کاش بهانه گیری های امیرحسین را پایانی باشد و آزادی پدر نیز آبی باشد بر آتش خشم زهرای کوچکی که تحمل هزینه های سنگین حضور در دایره بسته سیاست را خود انتخاب نکرده است.

طعم تلخ سکوت در برابر ظلم /فاطمه حقیقت جو

نامه همسر مهندس موسوي خوئيني همزمان با شب‌هاي قدر

 مریم شبانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

كمتر از دو سال از روزي كه احمدي‌نژاد در كسوت شهردار تهران با لحني غيرمتعارف و به زعم عده‌اي دون شأن رئيس‌جمهوري، سخنان خاتمي را كه از ترافيك و آب و شل شهر به هنگام بارندگي ناليده بود، به سخره گرفت و رئيس‌جمهور وقت را به بالاشهرنشيني و كاخ‌نشيني و در نتيجه بي‌خبري از مشكلات مردم)!( متهم كرد، مي‌گذرد.سه‌شنبه گذشته، ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما در اقدامي مشابه، احمدي‌نژاد را رئيس‌جمهوري گرفتار توصيف كرد كه نه خود توان داوري درستي نسبت به عملكرد صدا و سيما دارد و نه تيم رسانه‌اي او توان انتقال صحيح رويدادها و تجهيز اطلاعاتي رئيس‌جمهور را دارند. بر اساس خبرها، رئيس‌جمهور در ارائه گزارش عملكرد يك‌ساله دولت، رسانه‌ها ازجمله صدا و سيما را از عوامل تشديد گراني‌هاي اخير در كشور دانست. اين همان حرفي بود كه پيش از اين توسط اطرافيان رئيس‌جمهور نظير رئيس دفتر وي و سخنگوي دولت به زبان آورده شده بود. اما پاسخ رئيس راديو و تلويزيون در حاشيه جلسه مجلس شوراي اسلامي كه گفت ما نمي‌توانيم گوشت كيلويي 5500 تا 6000 تومان را به مردم 3900 تومان اعلام كنيم و از آنها سلب اعتماد نماييم، نشان داد كه در دولت جديد در مقايسه با دولت‌هاي گذشته، تا چه اندازه سطح و شأن مناسبات دولت و ساير دستگاه‌ها نزول كرده است. ضرغامي همچنين با طعنه و كنايه به <رئيس‌جمهور گرفتار> كه امكان تماشاي همه برنامه‌ها را ندارد و بنابراين نمي‌تواند داوري درستي از ماجرا داشته باشد اشاره كرد و اين شبيه همان سخناني بود كه احمدي‌نژاد دو سال قبل خطاب به رئيس‌جمهور وقت عنوان كرده بود. پوشيده نيست كه حتي در دولت قبل با رهبري خاتمي هم انتقاد‌هاي فراواني از سوي هواداران دولت و اصلاح‌طلبان نسبت به رسانه ملي صورت گرفت اما كمتر مي‌توان به خاطر آورد كه شخص رئيس‌جمهور در تقابل با اين رسانه سخن تلخي بر زبان آورده و به عبارتي كم‌ظرفيتي نشان داده باشد و اين در حالي است كه فاصله فكري و عقيدتي خاتمي - لاريجاني به مراتب بيش از فاصله ميان احمدي‌نژاد - ضرغامي به نظر مي‌رسد. آنچه در اينجا مهم مي‌نمايد دفاع از شأن و جايگاه رئيس‌جمهوري است و تذكر اين موضوع لازم است كه احمدي‌نژاد بايد بيش از اين در خود و مجموعه دولت و اطرافيان خود ظرفيت‌سازي كند تا نقدها و نقص‌ها پذيرفته شود و ... سابقه كمتر نشان مي‌دهد كه ميان رئيس‌جمهور مملكت و يك دستگاه حكومتي و ملي، جدلي اين چنين در عرصه عمومي رخ داده باشد؛ آن هم درباره موضوعي چون گران شدن سكه و مرغ و گوشت! شأن كشور، مردم و رسانه‌ها و به ويژه رياست‌جمهوري فراتر از گزك گرفتن از يكديگر و برنتافتن موضوع و علني كردن آن است. رئيس‌جمهور بايد براي زيرمجموعه خود و بلكه همه ساكنان اين سرزمين پدري كند و رفتاري مهربانانه و مهرورزانه بروز دهد. از سوي ديگر ارزيابي جدل احمدي‌نژاد- ضرغامي و يا دولت- صدا و سيما از زوايه‌اي ارتباطي قابل تامل است. در چارچوب سلسله مراتب ارتباطي در ايران يك مقام رسمي و بالادست مي‌تواند در محافل داخلي و خصوصي به صورت شفاف و صريح و بي‌پرده اظهارنظر كند اما عرصه بيروني و عمومي، عرصه رويدادهاي نسبتا غيرقابل پيش‌بيني و در نتيجه احتياط در اظهارنظر است، عرصه آداب رسمي و رفتار و گفتار خاص است،جايي است كه فرد بايد احساس و عقيده راستين خود را در كنترل بگيرد و به سخنانش ظاهري عمومي و مناسب ببخشد. البته معناي اين كلام اين نيست كه فرد در عرصه عمومي مغاير عرصه خصوصي سخن بگويد كه آن دروغ است؛ بلكه اين توصيه‌اي است ارزشي و برخاسته از فرهنگ ملي و ديني ايرانيان كه فرد با كنترل جنبه‌هاي بيروني رفتارش مي‌تواند خود را از خطر دور نگه دارد و باطنش را حفظ كند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

نشريه پرتو سخن كه وابسته به موسسه آيه الله مصباح يزدي در قم است در شماره پنجم مهرماه 85 خود سخناني از ايشان منتشر كرده است كه بعضي از قسمتهاي آن احتياج به حاشيه دارد.

حديقه اولي : ايشان مي گويد : « شايد كمتر كسي باشد كه در دوران بعد از انقلاب تاكنون و در دوران قبل از آن درباره ولايت فقيه به اندازه بنده حرف زده يا مطلب نوشته باشد بحث و مناظره كرده باشد و... »

حاشيه : چون بزرگان مي فرمايند علم به تنهائي مشكل انسان را حل نمي كند از جناب استاد آيه الله مصباح سئوال مي كنيم :

اولا آيا شما بيشتر فقه خوانده ايد يا همان فردي (آقاي منتظري ) كه در همين سخنراني تعرض آميز به او اشاره كرده ايد و گفته ايد سادگي مخصوصي داشت و تحت تاثير بعضي از روشنفكرمآب ها بخصوص نهضت آزادي چنين و چنان گفت من گمان نمي كنم احدي از علماي حوزه شما را در تخصص فقهي همطراز مشاراليه بداند حتي در مسئله ولايت فقيه هم بايد به دليلي ثابت شود كه شما بيشتر از ايشان كار كرده ايد.

ثانيا آيا شما بيشتر براي ولايت فقيه در ميدان عمل كار كرده ايد و زحمت كشيده ايد يا آن شخص ديگري (آقاي هاشمي رفسنجاني ) كه به او هم در همين سخنراني تعرض زده و گفته ايد مي گويد : « نه آقا ولايت امر زميني و با راي مردم است » در اين مورد هم گمان نمي كنم احدي از كساني كه براي حكومت اسلامي ايران مبارزه كرده اند و مبارزان را مي شناسند نقش شما را كه انشاالله نقش داشته ايد به اندازه يك دهم بلكه يك صدم نقش ايشان بدانند.

پس ملاحظه فرموديد كه اين دو فردي كه نام آنها از همين سخنراني شما به دست آمد يكي از آنها يقينا بيشتر از شما درباره فقه و ولايت فقيه كار كرده است اما علم كثير او فايده اي كه بايد ببخشد نبخشيد و ديگري احتمالا كمتر از شما فرصت كار علمي اصطلاحي داشته است اما به درجات بيشتر از شما براي حكومت اسلامي و ولايت فقيه كار كرده و موثر بوده است و به همين خاطر و به دليل امتيازات ديگر از دست بنيانگذار تيزبين و آدم شناس جمهوري اسلامي يعني امام خميني (ره ) چندين مدال افتخار گرفته است (البته منظورم مدال طلا و اينجور چيزها نيست ).

حديقه 2 ـ آقاي مصباح مي گويند : « اگر بنده در زمينه مسائل ولايت فقيه احساس كردم روزنه اي وجود دارد كه دشمن مي تواند از آنجا نفوذ كند آيا بايد بگويم يا نه »

حاشيه : از جناب آقاي مصباح مي پرسيم چگونه است كه احساس خطر فقط به شما دست داده است و اينهمه مراجع و علما و فقها و انديشمندان چنين احساسي ندارند بلكه برخي از آنها از رويه و موضعگيري هاي تند و احساسي شما ناراحت و ناراضي اند موضعگيري هاي تند و بيش از حد لازم شما در سالهاي پيش از انقلاب درباره دكتر شريعتي فراموش نشده است . همان زمان حتي يك عالم موجه با شما همراه و هماهنگ نبود. من از بزرگان ناراضي از رويه شما در قصه شريعتي يكي از گذشتگان را نام مي برم كه سيدالشهداي انقلاب اسلامي آيت الله بهشتي شهيد مظلوم است و يكي هم از احيا كه حضرت آيه الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب دام ظله مي باشد.

حديقه 3 ـ ايشان گفته اند : « آيا به پزشكي كه مي داند مثلا ايدز از اينجا سرايت مي كند ديگران تشخيص نمي دهند و شايد اصلا نمي دانند چه هست بايد گفت آقا براي اينكه برخي ناراحت نشوند شما وسواس نيانداز بگذار مردم زندگيشان را بكنند. پزشك اگر نگويد خيانت كرده است » .

حاشيه : جناب آيه الله مصباح همه مي دانند عرفا و عادتا غيرممكن است كه هجوم بيماري خطرناكي را فقط يك پزشك بفهمد و ديگران حتي پس از اينكه او سالها داد و فرياد مي زند پي نبرند. اگر چنين حالتي اتفاق افتاد خوب است چنين پزشكي در تشخيص خود ترديد كند و در مقدمات علمي و روحي خود بازنگري نمايد و براي خود و ديگران زحمت درست نكند. جناب آقاي مصباح آيا انصافا اين درست است كه شما درباره همه علما و بزرگان كه در ميان آنها مراجع عظام تقليد و مقام معظم رهبري قرار دارند بگوييد « ديگران تشخيص نمي دهند و شايد اصلا نمي دانند چه هست » ! به نظر شما اين نوعي خود بزرگ بيني و به حساب نياوردن ديگران نمي باشد

حديقه 4 ـ آقاي مصباح گفته اند : « اصلا فلسفه وجود من اين است كه اگر جايي خطر بيماري را احساس كردم هشدار بدهم كه مواظب باشيد بيماري دارد مي آيد » .

حاشيه : اگر اين كار فلسفه وجودي شماست پس فلسفه وجود رهبر در نظام اسلامي چه مي باشد احدي از آحاد ملت حق ندارد بر رهبري جلو بيفتد. آيا رهبري از عملكرد و موضعگيري هاي شما راضي است ما قرائني داريم كه نه شما اگر دليلي بر رضايت ايشان از عملكرد خودتان داريد ذكر فرمائيد. البته اينكه ايشان به موسسه شما كمك مالي بكنند يا شما در دفتر ايشان سخنراني بكنيد دليل نمي شود.

از اين كه بگذريم آيا پزشك وظيفه دارد كه بدون مراجعه مريض به او مرض بيمار را با داد و فرياد بيان كند اين جامعه كه شما او را در معرض مثلا ايدز دانسته ايد كي و كجا و چگونه به شما مراجعه كرد و از شما درخواست معالجه نمود آيا اميرالمومنين عليه السلام در دوران عدم مسئوليت ظاهري و ائمه ديگر ـ جز امام حسين عليه السلام در سال آخر عمر شريفش و آن هم به دلايلي خاص ـ با ا ينكه جامعه را در معرض خطرها و به قول شما ايدزها و برتر از ايدز مي ديدند رفتار شما را داشتند

حديقه 5 ـ ايشان مي گويند : « اگر از صدر اسلام تاكنون يك فقيه را پيدا كنيد كه گفته باشد مشروعيت ولي فقيه از راي مردم است من تمام دارايي ام را به او مي بخشم » .

حاشيه : اولا مگر يكي از شرايط درست بودن يك نظر فقهي يا غيرفقهي اين است كه اين نظر پيش از آن مظرح شده باشد علامه حلي ـ بنابر معروف فتوا داد كه آب چاه با ملاقات نجس متنجس نمي شود درحالي كه كسي از فقهاي شيعه پيش از اين چنين حرفي نزده بود.

ثانيا رهبر معظم حفظه الله كه شما به ايشان خيلي ابراز ارادت مي كنيد همانگونه كه با نظر شما درباره شريعتي موافقت نداشتند با اين نظر و تحليل و برداشت شما درباره ولايت فقيه هم نظر موافقي ندارند. ايشان در مقاله اي كه خودشان آن را در سومين كنفرانس انديشه اسلامي در بهمن ماه 1363 قرائت كردند مي فرمايند : « ... آن كسي كه اين معيارها را داردو از تقوي و صيانت نفس و دينداري كامل و آگاهي لازم برخوردار است آنوقت نوبت مي رسد به قبول ما. اگر همين آدم را با همين معيارها مردم قبول نكردند باز مشروعيت ندارد . چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم » . (1 )

ملاحظه مي فرماييد كه ايشان مشروعيت حكومت ولي فقيه را به راي و قبول مردم مي دانند. اگر بگوييد مراد ايشان از « مشروعيت » در اين جا « قانوني بودن » مي باشد خواهيم گفت خير صدروذيل سخن ايشان اين تفسير را نفي مي كند. ايشان در چند سطر قبل از اين گفته اند : « نظر مردم تعيين كننده است اما نسبت به آن انساني كه داراي معيارهاي لازم است . اگر معيارهاي لازم در آن انسان نباشد انتخاب نمي تواند به او مشروعيت ببخشد. » معلوم است كه مراد از « مشروعيت » در اين جمله قطعا مشروعيت به معناي شرعي بودن است والا قانوني بودن كه قابل نفي نمي باشد.

حكومت امريكا و انگليس را هم نمي توان نامشروع به معناي غيرقانوني دانست . پس معلوم مي شود همين معنايي كه ايشان از كلمه « مشروعيت » در اين جمله اراده كرده اند همين معنا را از اين كلمه در چند سطر بعد به قرينه صدرو ذيل و وحدت سياق قصد كرده اند. بخصوص كه در دنباله سخنانشان مي گويند : « چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم » اين جمله صريح در اين است كه حكومت كسي كه مردم او را قبول ندارند مشروع به معناي شرعي و اسلامي نيست . البته بنده خواهان جايزه و مال و دارايي كسي نيستم اما خواستم عنايت فرمائيد و در مسائلي كه اينچنين جزمي به آنها مي نگرديد تجديدنظر فرمائيد.

ثالثا بر فرض كه رهبري و هيچكس ديگر هم چنين حرفي نزده باشد بنده به عنوان يك طلبه با بضاعتي مزجاه عن جهد و اجتهاد عرض مي كنم ولايت فقيه دو معنا دارد. يكي ولايت بر امور حسبه و غيب و قصر در حكومت طاغوت مشروط به اينكه اعمال ولايت در اين امور مستلزم خطر و ضرري از جانب حكومت جائر نباشد; و همچنين درحكومت حقه مشروط به اينكه حكومت روي آنها دست نگذاشته باشد مثل مال مجهول المالكي كه به دست كسي برسد يا يتيمي كه در فلان نقطه احتياج به سرپرست دارد و دسترسي به حكومت ندارد يا دارد و نمي خواهد مراجعه كند وامثال اينها ـ در اينگونه موارد فقيه جامع الشرايط بنابر نصب عام امام معصوم عليه السلام ولايت دارد و مي تواند دخل و تصرف نمايد و راي مردم در اين ولايت تاثيري ندارد. ادله نصب هم بيش از اين معنا را ثابت نمي كند.

معناي ديگر ولايت فقيه حكومت بر مردم است . حكومت بر مردم فرع بر قبول مردم است و حكومت بر مردم بدون قبول مردم اصلا معقول نيست . معقول كه نبود مشروع هم نيست مگر اينكه كسي بخواهد بازور بر مردم حكومت كند كه اين هم مشروع نيست رهبري هم فرمودند : « چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم » . بنابر اين چنانچه كسي بگويد حكومت فقيه بر مردم بدون قبول مردم مشروعيت ندارد سخن گزافي نيست و هيچ اصل و فرعي از اصول و فروع دين زير پا گذاشته نشده است . حالا چه باعث شده است كه جنابعالي اين مسئله وجداني و معقول را با مطالعات پنجاه ساله خود اينچنين مي پيچانيد و خود و ديگران را به زحمت مي اندازيد نمي دانم .

حديقه 6 ـ جناب آيه الله مصباح مي فرمايند : « مردم در مقابل سربازهاي شاه سينه خود را باز مي كردند و مي گفتند بزن و در شرح آن مي گفتند كه مرجع تقليد ما دستور داده است . آيا اگر امام نفرموده بود مردم اين كار را انجام مي دادند چرا مردم اين كار را كردند چون به او راي داده بودند ! چه كسي راي داده بود ! اين جز فرهنگ مردم بوده است كه اين نايب امام وقتي دستور بدهد بايد اطاعت كنيم ... اگر مردم معتقد بودند كه بايد اول راي بدهند تا امام مشروعيت پيدا كند آيا چنين كارهايي انجام مي شد ! »

حاشيه : در اين سخنان مثل اينكه مغالطه اي صورت گرفته باشد البته انشاالله بر اثر غفلت گوينده محترم . آن مغالطه اين است كه ايشان اطاعت را لازمه ولايت دانسته اند درحالي كه چنين نيست . مثلا فرزند از پدر خود اطاعت مي كند و بايد اطاعت كند درحالي كه هيچكس نگفته است كه پدر بر فرزند حكومت دارد. اين مثال مثال اطاعت شرعي بود. مثالي هم از اطاعت هاي عرفي بزنيم و آن اطاعت اهل يك عشيره يا فاميل يا محله از بزرگ آن عشيره يا فاميل يا محله است . در اينگونه موارد اطاعت هست بي آنكه ولايتي در كار باشد. نمونه ديگري از اطاعت اطاعت مريد از مراد و اطاعت عاشق از معشوق است آيا هيچكس گفته است مراد بر مريد خود و معشوق بر عاشق خود ولايت شرعي دارد پس اطاعت كساني از كسي دليل بر حكومت او بر آنان آن هم از نوع حكومت الهي و آسماني نيست .

جناب آيه الله مصباح با مطالعات 50 60 ساله خود درباره ولايت فقيه حتما مي دانند كه ولايت فقيه به اين معنا كه واجب است همانگونه كه از امام معصوم اطاعت مي شود از فقيه عادل اطاعت شود را اكثر فقهاي شيعه قبول ندارند و شيخ اعظم انصاري رحمه الله عليه مي فرمايد : « دونه خرط القتاد » . آنچه را كه مي توان گفت مخالف چنداني ندارد شانيت فقيه جامع الشرايط براي حكومت و اولويت و احقيت او بر ديگران در اين امر است و براين اساس مردم وظيفه دارند فقيه جامع الشرايط را به حكومت برگزينند. وجوب اطاعت پس از انتخاب مردم و راي آنهاو قبول آنها تحقق پيدا مي كند اما قبل از آن نه وجوب اطاعتي در كار نيست .

با توجه به آنچه عرض كرديم اين سخن جناب مصباح درهمين سخنراني كه مي گويند : « مردم اطاعت از ولي فقيه را وظيفه الهي مي دانند » حاشيه اي لازم دارد و آن اينكه : آنچه اولا و با لذات وظيفه شرعي و الهي مردم است برگزيدن فقيه جامع الشرايط (در زمان غيبت ) براي حكومت است . اين موضوع كه تحق يافت وجوب اطاعت به عنوان يك وجوب تبعي بر آن مترتب مي شود. در نتيجه چنانچه مردم اين انتخاب را صورت ندهند مواخذه خواهند شد كه چرا فقيه جامع الشرايط را به حكومت انتخاب نكرديد نه اينكه چرا از او اطاعت نكرديد. او قبل از برگزيده شدن براي حكومت واجب الاطاعه نيست .

حديقه 7 ـ آقاي مصباح در ادامه مي گويند : « اگر وظيفه اي باشد كه خودشان براي خودشان تعيين كنند خب فردا راي نمي دهند... مي گويند راي نمي دهيم و راي خود را پس مي گيريم » .

اين سخن ايشان هم حاشيه مي خواهد و آن اينكه : آنچه ما گفتيم اين بود كه مردم وظيفه دارند فقيه جامع الشرايط را در زمان غيبت امام معصوم به حكومت برگزينند و وظيفه دارند بر راي خود باقي بمانند و وجوب اطاعت بر اثر اين پذيرش و قبول و راي و قرارداد متوجه آنان مي شود.

اما مي دانيم آقاي مصباح با جملات بالا چه مي خواهند بگويند. آيا مي خواهند بگويند اگر مردم گفتند : « ديگر راي نمي دهيم و راي خود را پس مي گيريم » بايد با توپ و تانك سراغ آنها رفت و آنها را مجبور به راي دادن و پس نگرفتن راي نمود ! خدا كند چنين چيزي منظور ايشان نباشد كه چنين حكومتي همانطور كه رهبري فرمودند در اسلام نداريم .

حديقه 8 ـ آيه الله مصباح يزدي گفته اند : « اگر كسي بگويد نه آقا ولايت امر زميني و با راي مردم است ... آيا بايد سكوت كرد !... به فرض او يقين دارد كه مسئله همان است كه او گمان مي كند و به صلاح اسلام است خب بنده هم يقين دارم كه اين بهترين راهي است كه آمريكا مي تواند به اسلام ضربه بزند آيا توصيه بردار است كه كسي بگويد شما بيائيد با هم توافق كنيد چه توافقي مسئله مرگ و حيات است . او مي گويد اگر اين كار را بكنيم مرگ است من مي گويم اگر آن كار را بكنيم مرگ است حالا چه كار كنيم اينجا جاي توصيه نيست ... من پنجاه شصت سال در اين مسئله ريش سفيد كرده ام و اگر سكوت كنم فرداي قيامت خداوند جلوي من را مي گيرد و مي گويد... چرا سكوت كردي »

حاشيه : اولا از حاشيه بندهاي 5 و6 معلوم شد كه در برابر چنين حرفي بايد سكوت كرد زيرا كسي كه چنين حرفي بزند كافر نشده و سخني برخلاف هيچيك از ضروريات دين نگفته است . البته ممكن است جناب آقاي مصباح هيچ اعتنائي به آنچه گفته شد نكنند و وظيفه خودشان بدانند كه گوينده چنين حرفي را تكفير كنند و بنده كمترين صرفنظر از هر كس ديگري خودم معتقد به آنچه گفتم هستم و آنها را از روي دليل شرعي به دست آوردم ولي چون حوصله تكفير شدن ندارم و سرم براي دعوا درد نمي كند فعلا از اينكه نام خودم را به طور كامل در ذيل اين نوشته بياورم خودداري مي كنم .
ثانيا شما كه مي فرماييد : « او مي گويد اگر اين كار را بكنيم مرگ است من مي گويم اگر آن كار را بكنيم مرگ است ... اگر سكوت كنم فرداي قيامت خداوند جلوي من را مي گيرد و مي گويد... چرا سكوت كردي » خواهشمند است براي لحظه اي هم كه شده خودتان را به جاي طرف مقابل بگذاريد و منصفانه بفرماييد كه چنانچه او هم مثل شما عمل مي كرد چه مي شد آيا جوي خون راه نمي افتاد ! مگر شما نمي گوييد كه او هم آنچه را شما مي گوييد « مرگ » مي داند و مگر نمي گوييد « او يقين دارد كه مسئله همان است كه او گمان مي كند و به صلاح اسلام است من هم يقين دارم كه ... » . آقاي مصباح آيا مي پسنديد كه او هم با شما همانطوري كه شما با او رفتار مي كنيد رفتار كند كه اگر چنين كند آتشي برپا خواهد شد و خانمانهايي را خواهد سوزاند و دود آن هم به چشم اسلام خواهد رفت و دشمنان اسلام شاد خواهندشد.
من نمي دانم چرا آقاي مصباح كه معلوم مي شود آدم زحمت كشيده اي هستند و پاي درس بزرگان نشسته اند توجه به اين نكات ندارند. ما در نجف گاهگاهي شاهد اينطور برخوردها بوديم و رنج مي برديم اما برخوردهاي آقاي مصباح آنها را تحت الشعاع قرار مي دهد خدا كند اين روحيه به طلبه هاي ديگر سرايت نكند.

ما فعلا به همين هشت حديقه اكتفا مي كنيم اگرچه در اين سخنراني و سخنراني هاي سياسي ديگر آيه الله مصباح اشكالات فراوان ديده مي شود اما حوصله ما و شما بيش از اين ظرفيت ندارد.

در اين ماه رحمت بايد همه از خدا بخواهيم كه ما را از خواب غفلت بيدار كند و حجابهاي جهلي و علمي و نفسي را از پيش چشم ها بردارد و دلهاي ما را با نور ايمان و علم حقيقي روشن بفرمايد و چنانچه صلاحيت مستجاب شدن اين دعاها را نداريم اقلا اسلام و مسلمانها از ضرر ما محافظت فرمايد.

پاورقي :
(1 ) حكومت در اسلام مقالات سومين و چهارمين كنفرانس انديشه اسلامي انتشارات اميركبير چاپ دوم ص .33
حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب :
آن كسي كه اين معيارها را دارد از تقوي و صيانت نفس و دينداري كامل و آگاهي هاي لازم برخوردار است آنوقت نوبت مي رسد به قبول اگر همين آدم را با همين معيارها مردم قبول نكردند باز مشروعيت ندارد. چيزي به نام حكومت زور در اسلام نداريم

به تاريخ 85 7 21 برابر 19 شهر صيام
اقل الطلاب نزيل قم ـ ع . ل / جمهوري اسلامي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رئيس‌جمهور طي دستوري سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان‌ها را به استانداري‌ها واگذار كرد. آنچه در اين ابلاغيه بسيار جلب توجه كرد موضوع تمركززدايي بود كه درواقع محور اين اقدام رئيس‌جمهور قرار گرفته است.اين تصميم رئيس‌جمهور از چند منظر قابل تعمق است. نخست آنكه اين تصميم به‌‌سرعت و در عين حال بدون توجه به نظرات بدنه كارشناسي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي اتخاذ شده است. در حال حاضر در بدنه سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور آنقدر كارشناس زبده وجود دارد كه بتوانند چنين طرحي را از جوانب گوناگون مورد بررسي قرار داده و محاسن و معايب آن را جهت اتخاذ يك تصميم كارشناسي و منطقي در اختيار دولت قرار دهند. حتي اگر دولت قصد نداشته باشد كه مديران قبلي سازمان را هرچند باتجربه و آگاه در چنين بازي بزرگي دخالت دهد، لااقل امكان استفاده از كارشناسان مورد تاييد و حاضر در سازمان وجود داشت تا چنين تصميمي را هرچه بيشتر به مدارهاي منطقي نزديك كند. در كشور ما حتي اقدام ساده‌اي چون تاسيس يك دبيرستان روستايي چندكلاسه نيز با وجود چند مشاور صورت مي‌گيرد چه رسد به تغيير ساختار سازمان مهم و پرسابقه‌اي چون سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور. بدين ترتيب رئيس‌جمهور با اتخاذ چنين تصميمي نتوانسته است انتظار بدنه كارشناسي به‌خصوص در خود سازمان مديريت را تامين كند. تصميم به تغيير ساختار سازمان مديريت و برنامه‌ريزي آنقدر حائز اهميت است كه انتظار داشته باشيم يك خرد جمعي در پشت آن به حمايت برخاسته و از آن دفاع كند در حالي كه واكنش‌‌ها به تصميم رئيس‌جمهور چنين چيزي را نشان نمي‌دهد.تصميم رئيس‌جمهور از منظر حقوقي و قانوني نيز قابل تأمل است. رئيس‌جمهور با استفاده از اختيارات قانوني خويش كه در چارچوب قانون اساسي آمده چنين دستوري را صادر كرده است. اما بايد به اين نكته توجه داشت كه قانون اساسي اختيارات رئيس‌جمهور را در حوزه برنامه و بودجه محدود به امور بودجه كرده است. حال آنكه واگذاري سازمان‌هاي مديريت و برنامه‌ريزي استاني مربوط به تشكيلات است و بدين ترتيب به لحاظ تشكيلاتي حتي قانون اساسي نيز رئيس‌جمهور را مجاز به تغيير ساختار و تشكيلات نمي‌داند.سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان‌ها به حكم قانون تشكيل شده و قوانين متعدد اختيارات گوناگوني را در اختيار اين سازمان‌ها قرار داده است كه با توجه به اين تغيير ساختار بايد از ديد حقوقي مورد بررسي قرار گيرد. البته اين اقدام قبلا هم در سازمان مديريت مطرح شده بود و مورد بررسي قرار گرفت اما در نهايت كارشناسان اعلام كردند كه چنين تغييري حقوقي و در چارچوب قانون نيست. بنابراين حتي اگر بنا باشد اين تصميم به اجرا گذاشته شود بايد مراقب بود تا اخذ چنين تصميم‌هايي بدعت گذاشته نشود. اين تغيير ساختار پيچيدگي‌هايي را در حوزه اختيارات شوراي‌عالي اداري و بخش‌هاي مختلف و مرتبط سازمان ايجاد خواهد كرد و در عين حال ابهامات متعددي را در رابطه با احكام برنامه چهارم ايجاد مي‌كند كه متوليان اين تصميم بايد آنها را پاسخگو باشند. سومين نكته‌اي كه در اين رابطه مطرح است هدف اتخاذ چنين تصميمي است. اگر هدف را از صدور اين دستور خوش‌بينانه مورد بررسي قرار دهيم و هم‌عقيده با رئيس‌جمهور به بحث تمركز‌زدايي تاكيد كنيم هم، باز نمي‌توان واژه تمركززدايي را در اين قالب تعريف كرد و بهتر بود براي توجيه اهداف اين طرح از واژه تمركززدايي استفاده نمي‌‌شد. تمركززدايي در تمام دنيا تعريف خاص دارد و اينكه سازمان‌هاي مديريت تحت نظر استانداري‌ها قرار گرفته و به استان‌ها رفته‌اند را نمي‌توان تمركززدايي دانست. در عين حال كه اگر بخواهيم اين واژه‌را به معناي واقعي آن تعريف كنيم حتي بايد تا سر‌حد واگذاري امور به بخش خصوصي و مردم نيز پيش رويم. دولت چنانچه به دنبال افزايش اختيارات استان‌ها با هدف تمركززدايي باشد، چنين هدفي اكنون نيز در جريان است و با اقدامات صورت‌گرفته ساليان اخير اختيارات استان‌ها نيز در نظام‌هاي بودجه‌ريزي افزايش يافته است. در چنين شرايطي دولت بايد گام بعدي را برداشته و اختيارات خود را به مردم واگذار كند نه آنكه تمام اختيارات را در يك نقطه متمركز كرده و در اختيار استانداران قرار دهد. به نظر مي‌رسد چنين اقدامي را نه‌تنها نمي‌توان تمركززدايي ناميد كه بايد آن را تبلور واقعي تمركزگرايي در دولت دانست. بدين ترتيب دولت مي‌توانست براي اين اقدام خود از واژه ديگري چون تراكم‌گرايي استفاده كند و به واسطه آن افرادي را در استان‌ها و مناطق برگزيند تا به نيابت از رئيس‌جمهور امين وي بوده و امور را در استان‌ها هدايت كنند. بنابراين نبايد اين حركت را تمركززدايي ناميد. دولت با اين اقدام يك نهاد مهم برنامه‌ريزي را در اختيار نهادهاي امنيتي- سياسي قرار داده است. اگرچه تغيير نقش استانداران و جدايي آن از وزارت كشور در برنامه چهارم مورد تاكيد قرار گرفته اما دولت دقيقا برعكس عمل كرده است. سازمان مديريت استان‌ها اكنون از زير تابلوي رئيس‌جمهور خارج مي‌شود و تحت پرچم مقامي قرار مي‌گيرد كه مهم‌‌ترين مشي فعاليت آن امنيتي- سياسي است. در حالي كه در كشورهاي در حال توسعه آنچه حائز اهميت است نهادهايي است كه موضع آنها بايد در مسير توسعه رعايت شود. اقدامي كه دولت انجام داده است در بلندمدت قطعا فساد اداري در دولت و در رابطه با مردم، بزرگ شدن دولت و چسبندگي بيش از اندازه مسوولان محلي به دولت مركزي را در پي خواهد داشت.

* معاون اقتصادي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشوردر دولت خاتمي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

تحمل پرسش های مخالف تا اندازه ی مباحث جدی اعتقادی و پاسخگویی منطقی و آرام به آنها, با قصد هدایت انسان ها سیره و روش همیشه ی ائمه ی اطهار بوده است که جامعه ی ما امروز بدان نیازمند است .

با امید به این که کشور عزیزمان در همه ی زمینه ها به ارزش های متعالی و اصیل اسلامی باز گردد , گفت و گویی از حضرت امام متقیان علی (ع) را با یک دانشمند یهودی می آوریم , انشاءالله که مورد پسند خوانندگان گرامی قرار گیرد .

((در زمان خلافت ابوبکر, روزی یکی از دانشمندان یهودی پیش او آمد و پرسید : تو خلیفه ی پیامبر اسلامی ؟
: آری .
دانشمند : ما در تورات خواندیم که جانشینان پیامبران از تمام پیروان او داناترند, ممکن است شما بفرمائید که خداوند در آسمان است یا در زمین ؟
- خدا در آسمان است بر عرش .
دانشمند : بنابراین, زمین از خدا خالی است و خداوند در یک جا هست و در یک جا نیست ؟
- : این حرف افراد بی دین است, آدم دیندار این طور حرف نمی زند. دور شو, و گرنه تو را خواهم کشت .
مرد یهودی با شگفتی از جای بر خاست و در حالی که اسلام را مسخره می کرد  از پیش ابوبکر بازگشت, بین راه با علی (ع) برخورد کرد, امام به او فرمود من فهمیدم که تو از ابوبکر چه پرسیدی و او به تو چه پاسخی داد, ولی بدان که ما معتقدم که خداوند مکان را به وجود آورده و بنابراین نمی تواند مکان داشته باشد و برتر از آن است که مکانی او را در خود جا دهد, ولی با این وصف, خدا همه جا هست بدون این که با چیزی تماس پیدا کند, یا در کنار چیزی واقع شود, از نظر علمی به تمام مکان ها احاطه دارد و هیچ یک از موجودات از تدبیر او خالی نیست .
اگر از کتب خودتان مطلبی را نقل کنم که به درستی آن چه گفتم گواهی دهد, مسلمان می شوی ؟
دانشمند : آری .
امام : در یکی از کتاب های مذهبی شما این مطلب نیست که : موسی بن عمران روزی نشسته بود که ناگاه فرشته ای از طرف مشرق آمد, موسی از او پرسید :
از کجا آمده ای ؟
فرشته : از پیش خدا .
فرشته ی دیگری از غرب آمد, موسی پرسید تو از کجا آمدی ؟
گفت : از پیش خدا .
فرشته ی دیگری آمد, موسی پرسید : تو از کجا آمده ای ؟
پاسخ داد : از زمین هفتم و از پیش خدا .
موسی با دیدن این منظره با شگفتی گفت, پاک است آن خدایی که هیچ جا از او خالی نیست و به جایی نزدیک تر از جای دیگر نمی باشد .
پس از نقل این داستان, دانشمند یهودی گفت :
گواهی می دهم که آن چه گفتی کاملا صحیح است و به جانشینی پیامبرت سزاوارتری .))1

* حوزه ی علمیه ی قم – علی مصطفوی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مداح هیات رزمندگان غرب تهران درحاشیه مراسم این هیات بمناسبت شبهای ماه مبارک رمضان به برخی نکات درخصوص حاشیه کشاندن مداح اشاره وخواستارحل اینگونه مسایل درهیات های مذهبی شد.وی گفت :علیرغم ارادت کاملی که به حاج منصورارضی دارم دخالت هایش دراموراجرایی هیات راموجب ضرربه مداحی وی میدانم .حدادیان افزود: نقش هیات امنادرهیاتهای مذهبی نقش غیرقابل انکاری است که بایدتقویت شده تامداح راازحاشیه رانی جداسازد.وی افزود: این حاشیه ها موجب ناراحتی درمداح وانتقال آن به مستمع میکند.وی برنظارت فرهنگی درخصوص آنچه ازهیئات تحت عنوان محصولات فرهنگی خارج میشودتاکیدکرده واین مسئله راموجب کاهش حواشی ازمداحی ها مینماید.وی استفاده ازامکانات روزبرای هیاتهاراضرورتی غیرقابل انکاردانسته وخاطرنشان کرد: هیات رزمندگان غرب تهران ازهیاتهای به روزکشوراست که پتانسیلها وامکانات فراوانی رادرخودجای داده است .وی ادامه داد: همانگونه مجریان تلویزیون هم اکنون رایانه درمقابل خودگذاشته ومتون راازاین طریق دریافت وقرائت میکنندمن هم تصمیم گرفتم بایکدستگاه رایانه همراه (لپ تاپ) روی جایگاه حاضرشده ومداحی کنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بدعت‌ها و اقدامات غريب رئيس دولت نهم را گويا بنايي بر پايان‌يافتن نيست و هر دم از اين باغ بري مي‌رسد چرا كه ارسال يك نامه از سوي يك جوان كه غير از نامش نشاني ديگر از او نيست، مي‌تواند روند يكي از اقداماتي كه دولت نهم ابتكار جديد خود مي‌داند را تغيير دهد و از سوي ديگر اظهار‌نظر صدها كارشناس دانشگاهي و مدير با‌تجربه گذشته به هيچ انگاشته شود‌.محمود احمدي‌نژاد در وبلاگ شخصي خود از تغيير در روند سفرهاي استاني دولت خود در پي پيام يك جوان خبر داد‌. پيامي‌ كه اشاره‌اي به محتوايش نشده است‌. اين اقدام رئيس دولت نهم را شايد بتوان در زمره حركت‌هاي تبليغاتي اين دولت براي بها دادن به جوان‌ها و اهميت دادن به نظرات مردم قلمداد كرد اما رئيس دولت نهم بايد به اين نكته نيز توجه داشته باشند كه هر‌چند نظر‌خواهي از مردم به پيشبرد و بهتر انجام شدن امور كمك شاياني مي‌كند اما شايسته‌تر آن است كه اين نظر‌خواهي در قالب يك ساختار مشخص كارشناسي شود تا از اشتباهات احتمالي جلوگيري شده و بابت اين اشتباهات احتمالي هزينه به بيت‌المال و مردم تحميل نشود‌. اين در حالي است كه رئيس‌جمهور در مقابل بسياري از انتقاداتي كه درباره هزينه‌هاي اين سفرها، اجرايي نشدن مصوبات استاني هيات دولت و وعده‌هاي داده‌شده به مردم مي‌شد همچنان از اين سفرها دفاع كرده و در مقابل هزينه‌هاي اين سفر ماجراي معروف نان و پنير خوردن اعضاي هيات دولت را پيش كشيد. حال پس از گذشت يك سال تمام آن انتقادها راه به جايي نبرده و يك نامه خواننده وبلاگ رئيس‌جمهور باعث تغيير روند سفرهاي استاني مي‌شود‌. اين تغيير هر‌چند كه جزئي و كوچك باشد پرده‌اي ديگر از عقب‌نشيني دولت از برخي اقدامات كارشناسي نشده خود است هر‌چند كه پذيرش اين پيشنهاد خواننده نيز خود مكانيسمي‌ غير‌كارشناسي دارد‌. تعجب‌بر‌انگيز‌تر اينكه رئيس‌جمهوري كه به نظرات خوانندگان گمنام وبلاگ خود تا اين حد توجه دارد چگونه از توجه به نظرات كار‌شناسان مختلف اجتناب مي‌كند‌. چند ماه پيش نامه 50 اقتصاد‌دان به رئيس‌جمهور درباره برنامه‌هاي اقتصادي دولت به هيچ انگاشته و با عتاب برخي تشكل‌هاي حامي‌ رئيس‌جمهور مواجه شد به گونه‌اي كه كميته اقتصادي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي‌ درباره اين نامه اعلام كرد كساني كه فرصت‌هاي بسياري از اقتصاد ايران را بر باد دادند و در برابر سياست‌هاي متناقض اقتصادي مسوول هستند، امروز به جاي پاسخگويي در برابر محافل كارشناسي و افكار عمومي، حربه فرار به جلو را برگزيده‌اند. عدم توجه به نظرات كارشناسان، مربوط به غير‌خودي‌ها نيز نمي‌شود و چه بسيار اصولگراياني نيز كه دولت نهم بهره‌اي از نظرات آنان نمي‌جويد. سخنان رئيس‌جمهور درباره بانك‌ها از جمله آخرين سخناني بود كه اعتراض برخي از تئوريسين‌هاي اقتصادي اصولگرايان از جمله احمد توكلي را بر‌انگيخت اما رئيس دولت نهم اين اعتراض‌ها را تاب نياورد و در جلسه‌اي با اعضاي جبهه پيروان خط امام و رهبري كنايه‌اي را نصيب او كرد‌. برخورد وزرا و سخنگوي دولت احمدي‌نژاد درباره مساله گراني‌ها هنوز فراموش روزنا‌مه‌نگاران نشده است كه اسكندري در پاسخ به خبرنگاراني كه درباره گراني پرسيدند به خبرنگاران پاسخ داد كه مگر شما نماينده مردم هستيد‌. به هر حال دولت نهم با رويه‌هاي جديد خود بنايي بر استفاده از نظرات كارشناسان ندارد اما استفاده رئيس دولت نهم از نظرات خوانندگان وبلاگش مي‌تواند جوانان را اميدوار كند كه بنشينند و تفكر كنند و نظراتشان را در اختيار رئيس دولت نهم قرار دهند تا در پيشبرد امور كشور استفاده كنند شايد اين نكته راهي را پيش‌ روي هزاران جوان بيكار بگشايد‌. البته به دليل نبودن مكانيسم مشخص براي حق ايده‌پردازي، جوانان نمي‌توانند از اين ايده‌پردازي خود چشمداشت مالي داشته باشند

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

ظاهراً حتی توصیه‌های سران نظام و انتقادات تمام جناح‌های سیاسی کشور از نویسنده کتاب «احمدی‌نژاد؛ معجزه هزار سوم» نیز باعث نمی‌شود که او از ایراد اتهام و دشنام به اغلب مقامات کشوری صرفنظر کند. این گونه است که در سکوت دستگاه قضایی (که برای مطالبی به مراتب منطقی‌تر اصلاح‌طلبان را به دادگاه می‌کشاند) و نیز در سکوت معنادار سخنگوی دولت نهم، فاطمه رجبی در نوشتار! جدیدش حتی نمایندگان مجلس و عزت‌الله ضرغامی و رؤسای مجلس و قوه‌ قضائیه را به باد ناسزا می‌گیرد. او در آخرین مطلب خود که با عنوان «گرانی» در سایت نوسازی منتشر شده، آورده است: «به راستی به استثنای سیاسی کاران و قدرت طلبان و باندهای قدیم و جدید مافیایی و هواداران نامزدهای پرمساله با پرونده‌های مالی سنگین در انتخابات نهم، چه کسی در این کشور منکر آن است که احمدی نژاد برای خدمت به مردم و اجرای عدالت یک لحظه آرام ندارد؟ چه کسی انکار می‌کند که اگر وکلای مجلس با داشتن ماشین های مدل بالا و حقوق و مزایا و سفرهای خارجی و پی در پی و مرخصی‌های بی حساب، گاه موکلان خود را نظاره می‌‌کنند، دکتر احمدی نژاد و مردان دولتش با بسیاری از افراد دیگر حضوراً ملاقات دارند، دردهای آنها را می‌‌شنوند و مشکلات شخصی ایشان را رسیدگی می‌کنند». در ادامه این مطلب آمده است: «واقعیت آن است که هر دو جناح مسیر آلوده‌ای را در پیش گرفته‌اند. نامش را هرچه بگذارند و پوشش آن را هر رنگی بدهند، مطمئن باشند مردم «بنیان ها» را دریافته و بر آن تامل دارد. روند تخریب گری فاجعه آمیز انتخابات به شهادت ملت حتی یک لحظه هم پس از پیروزی دکتر احمدی نژاد توقف نداشته است... اما اراده الهی به این «وحدت تخریب و ترور» پاسخ داد و آرای مردم را معجزه‌آسا بر گرد احمدی نژاد رقم زد و این یعنی ایستادگی آگاهانه و یکپارچه ملت در برابر مافیای خطرناکی که با همه وجود ملت را به مصاف گرفته بود». فاطمه رجبی نوشته است: «حزب ها، گروه‌ها، باندها، مطبوعات، راست، چپ، صاحبان قدرت پیشین همه و همه به برکت صدا و سیمای ضرغامی هرچه تیر در ترکش داشتند و دارند به سوی احمدی نژاد پرتاب می‌‌کنند. چرا؟ ملت به درستی واقعیت را دریافته است: احمدی نژاد نه تنها خارج از حلقه مافیاگران است، بلکه در اندیشه‌اش قطع دست این اژدهای هفت سر را می‌‌پروراند. از این روی باید فرصت های او را سوزاند،  کاه را کوه کرد، هر سخن و قدم و عمل را تخریب نمود و هرکاری انجام داد تا نیمه راه احمدی نژاد از پای بیفتد و مافیا دوباره بر مسند کار قرار بگیرد... الحق که ضرغامی هم برای مافیا ابزار خوبی است و در بست پوشش همه چیز را توام با کمرنگ کردن، حذف، تضعیف و تخریب دولت دنبال می‌‌کند». در ادامه این مطلب چنین آمده است: «امروز رییس دولت سازندگی با نوعی دهن کجی به مردم ازعدالت به توزیع فقر تعبیر می‌‌کند و آن را خیانت می‌‌خواند... امروز درد مردم حتی خاتمی را هم دردمند کرده تا بیاد بیاورد که به احمدی نژاد پیرامون توزیع فقر هشدار داده بود. امروز رییس قوه قضاییه به دولت اخطار می‌‌دهد که گرانی بی‌رویه!؟ را رفع و فتق کند. امروز رییس مجلس مدام اعلام خطر می‌‌کند، هشدار می‌‌دهد اما او وقت خواندن مقاله‌های انتقادی نسبت به کارکرد مجلس را ندارد و مردم را هم از دادن نامه به مسولان توبیخ می‌‌کند. امروز وکلا، مردم دوست شده اند...». همسر سخنگوی دولت و نویسنده کتاب «احمدی‌نژاد؛ معجزه هزار سوم» سپس با تقدیر تلویحی از احمد توکلی می‌نوسید: «خوش چهره که از آغاز بکار دولت نهم حتی یک جمله جز ناسزا و تخریب و تضعیف علیه دولت از او شنیده نشده 16 سال روند سکولار کردن جامعه را از خاطر برده به همین دلیل اینک به هراس افتاده است... از او می‌‌پرسم عملکرد مجلس چطور؟ شهرداری چطور؟ شورای شهر؟ آیا مردم فقط یک چشم دارند و مقدار کمی شعور که آن را هم به عملکرد دولت طبق روال کار حزبها و باندها و تخریب‌ها و تضعیف‌ها نموده اند؟ آیا مجلس را و تصویب و رد لوایح را و نطق‌ها را و خط و نشان کشیدن‌ها را و تخریب‌ها و دشنام‌ها را و ... ملت را از دستور کار خود خارج کرده است؟» رجبی در بخش دیگری از مقاله‌اش با ذکر مواردی درباره مجلس و برخی نمایندگان آورده است: «ملت از رییس مجلس و وکیلان چه انتظاری دارد؟ تنها می‌‌توان گفت مردم خشم رییس مجلس در برابر اظهار اعلان لیست 70 نفره مفسدان اقتصادی توسط رییس جمهور از یاد نخواهد برد. هر چند که پی در پی تیترهای روزنامه‌های چپ و راست از فریادهای ضد گرانی او پر شود.... من و بسیاری از موکلان متاسفانه یا خوشبختانه نمی‌توانیم فراموش کنیم که شما (یکی از نمایندگان مجلس که نام آن ذکر نشده است) از نخستین کسانی بودید که در برابر مخالفت دکتر توکلی با گرفتن موبایل نمایندگان در آغاز بکار مجلس اصولگرای هفتم با همین خشم فریاد برداشتید: من اولین کسی هستم که در برابر مخالفین خواهم ایستاد؟ و باز هم فراموش نمی کنیم که شما بارها با رقیب احمدی نژاد با صراحت و قاطعیت حتی پس از پیروزی احمدی نژاد تجدید بیعت نموده‌اید». نویسنده کتاب «احمدی‌نژاد؛ معجزه هزار سوم» سپس می‌نویسد: «مردم مراقب رفتار قوای مقننه و قضاییه هستند. مطبوعات را بخوبی می‌‌شناسند. رسانه ضرغامی را بی اعتماد طرد می‌‌کنند. مردم واقعیت ها را درک می‌‌کنند و آنها را با سخن و عمل صادقانه مخلصانه و به دور از هر شایبه احمدی نژاد ارزیابی می‌‌نمایند».

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 وجود گذشت نزديک به يک ماه از آغاز سال تحصيلي جديد هنوز تعدادي از دانشجويان پذيرفته شده در مقطع کارشناسي ارشد موفق به ثبت نام نشده اند. اين درحالي است که مسئولين وزارت علوم وجود اين تعداد از دانشجويان را انکار مي کنند.عـضـو شـوراي مـركـزي دفـتـر تـحـكـيـم وحـدت با اشاره به گفته‌هاي اخير رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مبني بر اين كه دانشجويان سه ستاره مردود علمي بوده‌اند، اظهار داشت:آقاي عباسپور در حالي ادعا مي‌كنند كه اين دانشجويان مردود علمي هستند كه كارنامه‌ آنها روي سايت سازمان سنجش قابل مشاهده است. به گفته علي نيكونسبتي "متأسفانه صادق نبودن به يكي از شاخصه‌هاي برخي جريانات تبديل شده است و جاي تأسف دارد كه در روزهاي ماه مبارك رمضان برخي مسوولان حتي حرمت‌هاي حداقلي را هم نگه نمي‌دارند و آنچه را كه شفاف است، تكذيب مي‌كنند." اين فعال دانشجويي ادامه داد: ما در روزهاي آينده علاوه بر 5 اسمي كه پيش از اين به عنوان دانشجويان سه ستاره منتشر كرديم 10 اسم ديگر را به علاوه‌ي اسنادي از تخلفات مسوولان در برخورد با تشكل‌هاي دانشجويي اعلام خواهيم كرد. متأسفيم با وجود اينكه مسلم شده است اين دانشجويان به دليل فعاليت منتقدانه در تشكل‌هاي دانشجويي از ادامه‌ تحصيل محروم شده‌اند مسوولان همچنان اين مسأله را منكر مي‌شوند. وي ادامه داد: بسياري از دانشجويان معروف به سه ستاره فاقد هرگونه حكم از سوي كميته‌ انضباطي و دادگاه‌هاي ذيصلاح هستند و هيچكدام از آنها حكمي ندارند كه دادگاهي رأي به عدم صلاحيت ادامه‌ تحصيل آنها داده باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

هیات محبان الرضا (ع)که بدلیل عدم رضایت حسینیه قهرودی ها ازاین هیات مدتی فعالیت نکردولی بامساعدت شهرداری تهران این هیات دوباره به فعالیتش بازگشت . بر پایه این گزارش ، هلالی در نظر داشت به دلایل برخی مشکلات پیش آمده به کاشان نقل مکان کرده و در آن شهر بساط عزاداری مهیا کند . هیات الرضا (ع) در نخستین سلسله جلسات خود ، احیای شب های قدر و شهادت مولی الموحدین (ع) را در حسینیه شهدای صباغچی واقع در خیابان دماوند -تهران نو- برگزار کرد و قرار است از این پس تمامی جلسات این هیات در محل جدید برپا شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمود احمدی‌نژاد شنبه شب همنشین جمعی از فعالان سیاسی حامی دولت و اعضای شورای مرکزی احزاب و تشکل‌های اصول‌گرا بود که با عنوان «افطاری اعضای جامعه اسلامی مهندسین و گروه‌های جبهه پیروان خط امام و رهبری» برنامه‌ریزی شده بود. در این مراسم افطار که در مسجد سلمان نهاد ریاست جمهوری برگزار شد علاوه بر حضور شخصیت‌های تاثیر گذار جناح اصول‌گرا، محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین،حسن غفوری‌فرد رییس ستاد انتخاباتی جبهه پیروان خط امام و رهبری،حبیب الله عسگراولادی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه و دبیرکل جبهه پیروان خط امام و رهبری درباره مسایل سیاسی کشور سخنرانی کردند و پس از آن احمدی‌نژاد طی سخنانی به تشریح سیاست‌های هسته‌ای دولت پرداخت. این مراسم هم مانند بسیاری از برنامه‌های نیمه‌خصوصی محمود احمدی‌نژاد با چند خبر رسمی و آبرومندانه از سوی خبرگزاری‌های دولتی و نیمه‌دولتی کشور اعم از «ایسنا» و «مهر» و «فارس» پوشش یافت. با این حال، پایگاه خبری «ایرانیوز» که به عنوان یکی از رسانه‌های نزدیک به محمد باقر قالیباف شناخته می‌شود در خبری با عنوان «روايت متفاوت ايرانيوز از سخنان خبرساز و جديد محمود احمدی نژاد» نشان داد که آقایرئیس‌جمهور چندان هماتوکشیده سخنرانی نکرده است. این خبر به گفته این پایگاه خبری‌-‌تحلیلی توسط «خبرنگار ايرانيوز که اين بار توانسته بود در کنار رسانه‌های دولتی سخنان رئيس دولت را پوشش دهد» نوشته شده است که آفتاب بخش‌های اصلی آن را  «عیناً» برای اطلاع خوانندگان خود منتشر می‌کند. احمدی‌نژاد در ابتدای سخنان خود ضمن يادآوری ديدار سال گذشته‌اش با جامعه اسلامی مهندسين گفت: به شما گفته بودم که موج دوم انقلاب، گسترده‌تر و سهمگين‌تر از موج نخست برپا شده و امسال فکر می‌کنم بايد نمونه‌هايی از اين رويداد را برای شما يادآوری نمايم. رئيس دولت نهم ضمن ذکر خاطراتی از سفرهای خود به کشورهای مختلف دنيا طی سال گذشته تصريح کرد: چندی پيش که برای شرکت در اجلاس گروه ۸ به اندونزی سفر کرده بودم، بخشی از اين تغيير و تحول را مشاهده کردم و اين خاطره‌ای جالب و شنيدنی است. وی ادامه داد: در هتل محل اقامت ما چيزی قريب به يکصد دانشجوی دختر و پسر که هيچکدام پوشش و تيپ حزب‌الهی هم نداشتند! به کارآموزی مشغول بودند. يکی از شب‌ها که بسيار دير وقت به هتل بازمی‌گشتم، متوجه شدم که دوره کارآموزی اين افراد به پايان رسيده و آنها در چی چی هتل! (در اين هنگام تعدادی از مستمعين خطاب به احمدی‌نژاد کلمه لابی را يادآوری کردند) منتظر مانده‌اند تا برگه‌های کارآموزی‌شان را من امضاء کنم! احمدی‌نژاد ادامه داد: من به آنها گفتم برگه‌های کارآموزی‌تان به من چه ارتباط دارد و آنها اصرارکردند که مگر تو احمدی‌نژاد نيستی؟ پس بايد برگه‌های ما را امضا کنی! جالب اينجا بود که اين کارآموزان همه جثه و اندامی چون خود من داشتند يعنی ريزه و کوچک بودند اما در ميانشان فردی بود که اندامی بزرگ و چهره‌ای متفاوت داشت. به او گفتم: اهل کجايی و او پاسخ داد آلمانی هستم. گفتم، خوب حرف حسابت چيست او گفت: استقامت کنيد؛ آمريکا هيچ غلطی نمی‌تواند بکند.
رئيس دولتنهم در اين هنگام تصريح کرد: اينها اتفاقات و مواردی هستند که حتماً نمی‌توان از طريق اخبار به شکل درست آنها را منتشر کرد، رسانه‌ها و اخبار از پوشش اين موارد ناتوانند. دکتر احمدی‌نژاد در ادامه سخنان خود با هدف تأکيد بر گسترش موج دوم انقلاب به ذکر خاطراتی ديگر از سفرهای خارجی خود پرداخت. وی گفت: در ادامه همان سفر به جزيره بالی وارد شديم، برنامه‌ها به شدت متراکم و فشرده بود، اجلاس عمومی، مذاکرات دوجانبه، جلسات خصوصی و ... در اين ميان تعدادی زيادی از دانشجويان هندو به ديدار ما آمدند. آنها فرياد می‌زدند Ahmadinejad, we love you (احمدی‌نژاد ما عاشق تو هستيم). اين وضعيت را ما يک ماه بعد در کشور چين هم داشتيم. جايی که دانشجويان نيمه شب به ديدار ما آمدند و برنامه‌ريزی کردند و سازماندهی کردند و ابراز علاقه به ما می‌کردند. دکتر احمدی‌نژاد همچنين به ذکر خاطراتی از سفر خود به آمريکا نيز پرداخت و گفت: در جريان سفر به آمريکا نيز وضعيت همين بود. آنجا از طرف دانشگاه کلمبيا مدام به ما فشار می‌آوردند که می‌خواهيم يک بحث علمی با شما در دانشگاه داشته باشيم. من ابتدا مخالفت می‌کردم چون مجبور بوديم يک روز بيشتر بمانيم و بر همين اساس می‌گفتم به دليل مشغوليت فراوان نمی‌توانيم بياييم. منتها بعد از ورود ما به آمريکا، ديگر از طرف دانشگاه آمدند و گفتند شما حتماً بياييد. خلاصه ما قبول کرديم. ولی من همان موقع به اطرافيان گفتم که دولت آمريکا اجازه نخواهد داد اين جلسه برگزار شود چرا که سخنان ما همه چيز آنها را به هم خواهد ريخت. بعد هم ديديد که اجازه ندادند و گفتند نمی‌توانيم امنيت دانشگاه را تأمين کنيم. در آمريکا يک نکته جالب ديگر هم بود. آنها گفتند هواداران اسرائيل می‌خواهند عليه ما تجمع کنند. بعد ما ديديم که نهايتاً ۸۰۰ نفر در حمايت از اسرائيل به نيويورک آمده بودند، آن هم نيويورکی که تحت سيطره صهيونيست‌ها است. تازه بعد فهميديم ۲۰۰ نفر از مخالفان اسرائيل هم آنجا رفته‌اند و خلاصه کلی با هم دعوا و زد و خورد کرده‌اند. همين هم شد که من به خبرنگارانشان گفت: شما با اتوبوس آدم آورديد که از اسرائيل دفاع کنند، آيا پول نهارشان را هم داده‌ايد؟ احمدی‌نژاد ادامه داد: دانش‌آموزان آمريکايی می‌گفتند اينجا نمی‌گذارند ما صدای شما را بشنويم. اين دانش‌آموزان به من شماره تلفن‌هايشان را دادند و گفتند شما زنگ بزنيد ما صدايتان را پشت بلندگوی مدرسه می‌گذاريم تا همه بفهمند شما چه می‌گوييد. وی تصريح کرد: خلاصه اينکه اينها همه نشانه تحول است. يعنی همان چيزی که گفتم، يعنی دنيا به سمت تحول در مبانی فکری‌اش حرکت کرده. در اين ميان ما دو وظيفه مهم داريم. اول اينکه بايستيم و پايداری کنيم و دوم آنکه الگو بدهيم. دکتر احمدی‌نژاد در ادامه با بيان اينکه می‌خواهد با جمع حاضر و برخی دوستان شوخی کند، گفت: خيلی وقت‌ها در موضوع هسته‌ای من به دوستان می‌گويم نگران نباشيد، اينها فقط هارت و پورت می‌کنند اما دوستان باور نمی‌کنند و می‌گويند تو به جايی وصل هستی! من مدام می‌گويم الان غرب در برابر ما خلع سلاح شده و نمی‌داند چگونه موضوع را جمع کند اما دوستان می‌پرسند تو حرف‌های آسمانی می‌زنی! بعد ما را مسخره می‌کنند! باور کنيد ما از لحاظ حقوقی و از ديد افکار عمومی امروز کاملاً موفق بوده‌ايم. من اينها را از روی اطلاع می‌گويم. يکی از من پرسيد «فلانی می‌گويند تو ارتباط داری». گفتم بله دارم. پرسيد واقعاً ارتباط داری؟ با چه کسی؟ و من گفتم با خدا ارتباط دارم. مگر خدا نگفته که هيچ راهی از کفار بر مؤمنين باز نمی‌شود. خوب مگر اينکه ما مومن نباشيم و الا خداوند که گفته‌اند شما پيروزيد. اما همين دوستان می‌نشينند و می‌گويند احمدی‌نژاد حرف‌های عجيب و غريب می‌زند. خداوند اگر ما مومن باشيم، اين پيروزی و اين معجزه را نشان می‌دهند. مگر حتماً بايد در اين قرن از دل کوه شتر بيرون بيايد تا دوستان قبول کنند معجزه را. مگر همين انقلاب معجزه نبود؟ مگر امام (ره) معجزه نبود؟
احمدی‌نژاد در ادامه صراحتاً به انتقاد از سخنان و مواضع تعدادی از چهره‌های اصولگرا پرداخت و گفت: به اعتقاد من يکی از مشکلات اصلی ما در اين روزها بالا بودن نرخ سود بانک‌ها است. برادری که دوست ماست، دو سال پيش وحشتناک‌ترين و آتشين‌ترين انتقادات را از سيستم سود بانک‌ها می‌کرد اما همين که ما وارد موضوع شديم، حالا از دست ما ناراحت است يا چيزی ديگر، بدترين حرف‌ها را در باره ما زده‌اند و ۱۰ جا مصاحبه کرده‌اند. يا برادری ديگر که در دوره قبل فرياد می‌زدند چرا اسامی مفسدين را علام نمی‌کنيد، حالا که دولت می‌خواهد اسامی را اعلام کند، می‌گويد اين چه حرفی است که دولت می‌زند و شما داريد امنيت سرمايه‌گذاری را زير سؤال می‌بريد. عجب! عجب! واقعاً چه شده؟ حالا ما آمديم، اشکال ندارد ۴ سال ديگر هم شما می‌آييد، يا اصلاً کس ديگر می‌آيد؟ مگر چه شده؟ احمدی‌نژاد تصريح کرد: به اعتقاد من الان زمانی است که جريان انقلاب دارد از يک صافی عبور می‌کند و اين روزها در واقع روزهای جهش و کمال انقلاب است. ديگر ما عنوان و تابلو نمی‌خواهيم. الان مهمترين مسأله اين است که ما خالص باشيم. وی خطاب به جامعه اسلامی مهندسين گفت: البته اين موارد را در جمع شما دوستان می‌گويم. ما خودمان کلی در شهر تهران برای شما تراکت و تبليغ چسبانده‌ايم تا به مجلس برويد – البته قبل از شهرداری – چون الان رسانه‌ها اين حرف‌ها را منتشر می‌کنند. دکتر احمدی‌نژاد بخش ديگری از سخنرانی خود در مسجد سلمان فارسی را به انتقاد از جرج بوش اختصاص داد و گفت: اين رئيس جمهور آمريکا هم مثل ماست. يعنی به ايشان هم الهام می‌شود. البته نه از نوع آقای الهام خودمان (خنده جمع) بلکه الهام از نوع شيطانی‌اش. شيطان به رئيس جمهور آمريکا الهام می‌کند. او (جرج بوش) گفته جامعه جهانی در مورد ايران اعتقاددارد که فلان و بهمان. ما می‌گوييم شما که نماينده جامعه جهانی نيستی!شما نماينده مردم خودت هم نيستی. اگر راست می‌گويی به يک شهر کوچک برو در ميان مردم تا ببينی در مورد تو چه می‌گويند. اصلاً مردم شما اگر شما نباشيد خوشحال هم می‌شوند. شما استعفا بدهيد تا ببينيد مردم‌تان خوشحال می‌شوند يا ناراحت. احمدی‌نژاد با اشاره مجدد به موضوع انرژی هسته‌ای گفت: آنها (غرب) دو کار زشت کرده‌اند. اول آنکه به لبنان حمله کردند تا از ما امتياز بگيرند، دوم آنکه موضوع را به شورای امنيت بردند. البته آنها خودشان الان در منجلاب مانده‌اند يعنی نمی‌دانند با ما چه کنند. ما هم يک ميلی‌متر عقب نمی‌رويم. اول به اين دليل که اگر کمی عقب بنشينيم يعنی حتی اگر تعليق را برای يک روز قبول کنيم، آنها می‌گويند پس اينها تحت فشار عقب‌نشينی می‌کنند و دوم آنکه اگر چنين کنيم آنها به همه دنيا می‌گويند که اينها غنی‌سازی‌شان را بالاخره متوقف کردند. مگر ما در دوره پيش همه چيزمان را متوقف نکرديم! خوب چه چيزی به دست آورديم؟ البته همان زمان خيلی‌ها می‌گفتند خوب اصلاً اگر کل کار هم متوقف شود مگر چه اتفاقی می‌افتد؟ ما چه چيزی را از دست می‌دهيم؟ من الان می‌گويم که ما به لطف خدا بسياری از مسير را جلو آمده‌ايم و شما هم مطمئن باشيد که آنها جرأت حمله به ما را ندارند. وی در پايان با اشاره به اخبار منتشر شده در خصوص حرکت دو ناو آمريکايی به سمت آب‌های خليج فارس گفت: اين هم از آن حرف‌هاست. من الان می‌گويم که خيالتان راحت باشد. ۲ ناو می‌آيند که بيايند. حالا برخی در ايران اين خبرها را در بوق کرده‌اند که ۲ ناو دارند می‌آيند. چرا ۲ ماه پيش که ۱۴۰ ناو آنها می‌رفتند چيزی نمی‌گفتيد؟ اتفاقاً من اعتقاد دارم همين که آنها می‌آيند يعنی ممکن نيست اتفاقی بيافتد، اگر آنها از منطقه بروند خطرناک است و معلوم می‌شود نقشه‌ای دارند. مشابه همين چندوقت پيش که در جلسه شورايعالی امنيت ملی گفتم «مطمئن باشيد رفتن اين ناوهای آمريکايی از خليج فارس، شروع يک اتفاق بد است» و بعد هم ديديم که جنگ لبنان را پيش آوردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 مهر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حكومت امام علي (ع)، تجلي حكومت انساني و معرف حقيقي روح عدالت و مساوات اسلام است و نگاه امام علي (ع) به سياست،‌ نگاهي توحيدي و الهي است... از ديدگاه امام علي (ع)، جهاد با دشمنان و تأمين امنيت جامعه اسلامي‌‌، به سامان ‌آوردن اوضاع اجتماعي و فرهنگي و تربيتي مردمان و رونق اقتصادي و آباداني سرزمين‌ها،‌ غايت حكومت اسلامي‌ به شمار مي‌‌آيد.حضرت علي(ع) در بهره‌گيري از بيت‌المال مسلمانان بنا بر قانون، اهميت‌ بسزايي قايل بود و به كارگزارانش توصيه به بهره‌گيري معقول و قانوني از بيت‌المال مي‌كرد و آنان را از خطرها و آفت‌‌هاي قانون‌شكني در بيت‌المال، بر حذر مي‌‌داشت. سياست اقتصادي علي (ع)، در همه اعصار و قرون، يكي از اصولي‌ترين سياست‌‌هاي اقتصادي است، به گونه‌اي كه علي (ع) درباره استفاده غيرقانوني «عثمان بن عفان» و نزديكان او از بيت‌المال، مي‌‌فرمايند:«هنگامي‌ كه عثمان به خلافت قيام كرد، خويشاوندانش پا ايستادند و بيت‌المال را مانند شتر مهار‌ بريده‌اي كه گياهان بهاري را بچرد، خوردند و بر باد دادند».
و به خاطر همين اصل در بهره‌گيري از اموال است كه به مالك اشتر توصيه مي‌كند كه خود و نزديكان او در استفاده از اموال عمومي‌‌، حريم قانون را حفظ كنند. «بپرهيز از اين كه چيزي را به خود مخصوص داري كه بهره همه مردم در آن (بيت‌المال) يكسان است».همچنين مي‌‌فرمايد: «والي، نزديكان و خويشاونداني دارد كه خوي برتري‌جويي دارند و گردن‌فرازي ... ريشه ستم اينان را با بريدن اسباب آن درآور و به هيچ يك از اطرافيان و خويشاوندانت زميني را به بخشش وامگذار».و به كساني كه غيرمنتظره صاحب ثروت يا خانه و زميني مي‌شدند، دستور مي‌داد به سرعت منبع درآمد او را جست‌وجو كنند و به اين ترتيب، اگر كارگزاري به ناحق از بيت‌المال سهم افزون‌تري براي خود مي‌‌گرفت، با برخورد تند علي ـ عليه‌السلام ـ روبه‌رو مي‌شد. علي (ع) نهايت توجه خود را در حفظ و حراست از بيت‌المال و بهره‌گيري درست از آن به كار مي‌گرفت، تا آنجا كه به كارگزارانش دستور مي‌داد حتي در نوشتن نامه‌ها از اسراف بپرهيزند.
سيره حكومت علوي (ع)، روشن‌ترين تجلي حكومت انساني و معرف حقيقي روح عدالت و مساوات اسلامي‌ است. بخشش‌هاي نارواي بيت‌المال و تقسيم غيرعادلانه آن در حكومت علوي، مردود و مطرود است. سياست علي ـ عليه‌السلام ـ درباره بهره‌گيري از بيت‌المال و حفظ و حراست از اموال عمومي‌‌، تنها تئوري نيست كه آن را بنويسيم و در كناري بگذاريم، بلكه دستور‌العملي است براي كشورداري كه بايد همه كارگزاران آن را ملاك عمل خود قرار دهند، چراكه با رعايت اين قبيل دستورالعمل‌ها، افراد بي‌خانمان و نيازمند، سامان مي‌گيرند و عدالت اجتماعي، تحقق مي‌يابد. علي كسي بود كه استانداراني را كه بنا بر روابط منصوب شده بودند، عزل كرد وكارگزاران شايسته‌اي را براي انجام امور گماشت و بر پايه توانايي، مسئوليت به آنان مي‌داد و در تأمين حقوق كارمندان و تلاش براي بهبود وضعيت معيشتي ايشان به مالك اشتر چنين دستور مي‌داد:«به كارمندان حقوق فراوان بده، زيرا اين كار، آنان را در اصلاح خويش تقويت مي‌كند و به دنبال خيانت و رشوه مي‌روند و از خيانت در اموالي كه در اختيار آنهاست، بي‌نياز مي‌سازد. به علاوه، چنانچه از دستور تو سرپيچي كردند و در امانت خيانت ورزيدند، حجت بر آنها تمام است و مي‌تواني متخلف را تنبيه كني».و در قبال مديران ارشد نظام تأكيد داشت تا هم‌سطح قشر ضعيف جامعه باشند، چرا كه:«خداوند بر پيشوايان دادگر واجب گردانيده است كه زندگي خود را با طبقه ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر، مستمندان را ناراحت نكند».عدالت هرچند شيرين است، اجراي آن سخت است. ايجاد حكومت عدل و عدالت‌پرور از آرزوهاي ديرينه بشري بوده است كه در هر زماني، تحقق چنين حكومتي را در سر داشته و دارند، اما در عرصه عمل، جوامع دچار تنش‌ها و تضادها و تبعيض‌هاي ناروايي هستند كه موجب ايجاد شكاف و گسست طبقات در جامعه مي‌شود. در حالي كه گسترش عدل و عدالت در جامعه، همواره موجب امنيت و آسايش و حفظ جامعه از مفاسد اخلاقي و ناراحتي‌هاي روحي و رواني است. هنگامي‌ كه مردم جامعه احساس كنند كه امكان استفاده از بيت‌المال و امكانات اقتصادي جامعه بنا بر سعي و تلاش صحيح و شايسته‌سالاري است، اميد به زندگي و حركت و رشد و توسعه در جامعه، افزون‌تر مي‌‌شود و اگر مجري حكومت، گسترش عدل و عدالت را در جامعه، سرلوحه كار خويش قرار دهد و بخواهد دست طمعكاران و متجاوزان را از بيت‌المال قطع كند، اين امر براي عده‌اي كه به سوءاستفاده از بيت‌المال و دست‌اندازي به مال مردم و رفاه و خوشگذراني و امتيازات طبقاتي دل خوش كرده‌اند، بسيار سخت و ناگوار خواهد آمد. دوران حكومت علي(ع)، نمونه بارز برخورد و واكنش چنين خواصي است. در حالي كه انگيزه علي(ع) در پذيرش حكومت، اصلاح وضع نابسامان جامعه و رفع تبعيض از عرصه اجتماع و گسترش عدالت اجتماعي در جامعه بود، با اقدام قاطعانه و بيعت و حمايت مردمي‌ علي (ع) وارد عرصه عمل شد و در صحنه سياست عدالت‌گستري و برنامه‌هاي اصلاحي او با دشمني‌ها و مخالفت‌‌ها و كارشكني‌هاي فراوان در عرصه عمل روبه‌رو شد. در حقيقت عملكرد علي (ع) براي اشراف و صاحبان زر و زور و تزوير قابل قبول نبود، اما علي (ع) در ميان خواص و عوام بر پايه تكليف الهي، مسير عدالت را همواره كرد تا شهد شيرين «عدالت اجتماعي» را در جامعه گسترش دهد و در اين راه، بدون هيچ بيم و هراسي به انجام تكليف الهي و وظيفه حكومتي خود پرداخت و همين ايستادگي و مقاومت علي (ع) در برابر خواص بود كه به قيمت جانش تمام و موجب شد مجري عدالت را در محراب عشق به شهادت رسانند و جماعتي را در سوگ شهيد عدالت بنشانند.
غروب مولود کعبه در محراب مسجد کوفه، شهادت اسطوره ‌ايمان و عشق و عدالت، مولاي متقيان حضرت علي (ع) تسليت باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

مفاهیم و دستورات وارد شده در شب های قدر، خصوصا شب بیست و یک ماه رمضان حکایت از پایه گذاری مفاهیمی بلند و عمیق برای انتقال و پی گیری آنها در تمامی قرون و زمان‌ها دارد. از جمله عبارات وارده و تاکید شده در شب قدر تکرار صد مرتبه « اللهم العن قتله امیرالمومنین. خدایا قاتلان امیرالمومنین را لعنت کن » است که سفارشات بسیاری بر مداومت و گفتن آن در این شبها وارد شده است. این جمله که در نگاه اول ناشی از اظهار برائت شیعیان و موالی امیرالمونین نسبت به اعدا و بدخواهان امام اول شیعیان است، با نگاه دقیق و مو شکافانه تر موضوعی بسیار دقیق را در ذهن تداعی می کند. برای روشن تر شدن موضوع باید گفت که؛ در بیان حدود و ثغور بسیاری از عبادات و طاعات علاوه بر تاکیدات فراوان بر انجام آنها اموری نیز به عنوان خطوط قرمز و سوزاننده آثار آنها بیان شده است. مانند اینکه در روایات اسلامی وارد شده است که « رب تال القرآن و القرآن یلعنه» یعنی ، چه بسیار افرادی که قرآن را تلاوت می کنند اما قرآن وی را، علی رغم تلاوت خود، لعنت می کند. و این مضامین نه به خاطر زیر سوال بردن عبادات و اعمال سفارش شده، بلکه به دلیل حساسیت بیش از حد و تمییز سره از ناسره ایست که در انجام طاعات خالصانه و غیر خالصانه باید مد نظر باشد. یعنی چه بسا افرادی که در شبانه روز به طور مداوم مشغول قرائت قرآن هستند اما با توجه به اعمالی که انجام می دهند به طور صد درصد متناقض با تعالیم قرانی حرکت و انجام وظیفه می کنند، یعنی به طور آشکارا و کاملا نفاق گونه، فرامین و دستورات قرآن را زیر پا می گذارند. یکی از این افراد که خبط عظیمی را مرتکب شد، عبدالرحمن ابن ملجم مرادی بود که بنا بر نقل تواریخ، آن قدر شبانه روز را به عبادت و نماز خواندن و قرائت قرآن گذرانده بود که پیشانی اش پینه بسته و هر از چند گاهی مجبور به کندن و زدودن پینه ها از پیشانی خود می شد. اعمال و حرکات ابن ملجم مرادی نشانه های بسیار خوبی را برای آگاهان و افراد تیز بین می تواند داشته باشد. اما آنچه که بیش از حد مورد توجه واقع شده است افراط و تفریطی است که او در حرکات و سکنات خود روا می داشت. و همین امر نیز در آخرالامر او را به جایی کشاند که خلیفه و امام مسلمین را به شهادت رساند. با توجه به مسائل مطرح شده باید گفت، اینکه قاتلان امیرالمومنین جمع آورده شده و علی رغم اینکه این واقعه در گذشته رخ داده، اما به صورت استمراری و برای آینده به کار رفته است، یعنی جماعت قاتلان حضرت علی در همیشه تاریخ لعنت شده اند، نشان از وجود واقعیتی تلخ به نام تکرار تاریخ در تمامی لحظات و قرون و اعصار دارد. یعنی با توجه به صفاتی که در زمینه ضعف نفس و افراط و تفریط های ابن ملجم ذکر شده است، در تمامی زمان ها و ادوار هر کسی که پا را فراتر از حریم گذاشته و مرتکب همان اعمال و لغزش ها شود در گناه قاتلان امیرالمومنین شریک بوده و به نوعی با گفتن « اللهم العن قتله امیرالمومنین» در این شبها خود و اعمال خویش را به باد لعنت و نفرین الهی می سپارد.چرا که خود نیز در جرگه قاتلان امام اول شیعیان داخل و به حساب می آید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 مهر1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

سخن گفتن درباره علي (ع) بي‌نهايت دشوار است، زيرا به عقيده من، علي (ع) يك قهرمان يا يك شخصيت تاريخي تنها نيست. هر كس درباره علي (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسي كند، خود را نه تنها در برابر يك فرد، يك فرد برجسته انساني در تاريخ مي‌بيند، بلكه خود را در برابر معجزه‌اي و حتا در برابر يك مساله علمي، يك معماي علمي «‌اين خلقت» احساس مي‌كند. بنابراين درباره علي (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن مي‌آيد، درباره يك شخصيت بزرگ سخن گفتن نيست، بلكه درباره معجزه‌اي است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاريخ متجلي شده است. علي (ع) يكي از شخصيت‌هاي بزرگي است كه به نظر من بزرگترين شخصيت انساني است (پيغمبر (ص) را بايد جدا كرد كه رسالت خاصي دارد) كه از همه وقت، امروز ناشناخته مي‌بود، بدشناخته‌تر است كه كيست، محققين او را براي اولين بار مي‌شناختند. گاه علي (ع) را كه توي اين جنگ‌ها يك قهرمان شمشيرزن است، توي شهر يك سياستمدار پرتلاش حساس است و توي زندگي يك پدر و يك همسر بسيار مهربان و بسيار دقيق است و يك انسان زندگي است و در همه ابعادش مي‌بينيم، تاريخ مي‌گويد، تنها در نيمه‌ شب‌ها، توي نخلستانهاي اطراف مدينه مي‌رفته و نگاه مي‌كرده كه كسي نبيند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو مي‌برده و مي‌ناليده! هرگز، من نمي‌توانم قبول كنم كه رنج‌هاي مدينه و رنج‌هاي عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامي و حتا يارانش، اين روحي را كه از همه اين آفرينش بزرگ‌تر است وادار به چنين ناليدني بكند، هرگز! درد علي (ع) خيلي بزرگ‌تر است و آن درد خيلي بايد درد نيرومندي باشد، كه اين روح را اين اندازه بي‌تاب بكند! مسلما اين همان درد انساني است كه خود را در اين عالم زنداني مي‌بيند، انساني است كه خود را بيشتر از اين عالم مي‌بيند و احساس خفقان در اين عالم مي‌كند. مسلما هر كسي كه انسان‌تر است، پيش از آنچه هست در خود نياز احساس مي‌كند، انسان است، اين است كه مي‌بينيم علي (ع) قهرمان متعالي سخن گفتن و زيبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالي شهامت و گستاخي در جنگ است، نمونه عالي پاكي روح در حد اساطير و تخيل فرضي انسان در طول تاريخ است، نمونه اعلاي محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالي دوست داشتن در حد نمونه‌هاي اساطيري است، نمونه عالي عدل خشك دقيقي است كه حتا براي مرد خوبي مانند عقيل ـ برادرش - قابل تحمل نيست، نمونه اعلاي تحمل است در جايي كه تحمل نكردن، خيانت است و نمونه اعلاي همه زيبايي‌هايي است و همه فضايلي است كه انسان همواره نيازمندش بوده و ندانسته. علي (ع) نه تنها امام است، در طول تاريخ هيچ شخصيتي با اين امتياز را نداشته كه يك خانواده امام (ع) است، يعني خانواده اساطيري است، خانواده‌اي كه پدر علي (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسين (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زينب (س) است. چهرهايي كه مي‌خواهم، در قرن بيستم، به عنوان سمبل و تجسم يك ايدئولوژي مطرح و عنوا كنم، داراي اين خصوصيات است. البته اين كامل‌ترين خصوصياتش نيست، اما اساسي‌ترين آنهاست علي (ع) نخستين نسل در انقلاب اسلامي، علي (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پيغمبر (ص) و علي (ع)، علي (ع) مظهر جهاد و رهبري جنگ، علي (ع)، ‌مرد سياست و مسؤوليت اجتماعي، علي (ع) مرد كار يدي، كشاورزي و توليد، علي (ع) ‌مظهر نثر و شعر علي (ع) بهترين سخنور و سخنگو، علي (ع) ‌فيلسوف، علي (ع) مظهر بينش‌ها و ابعاد متضاد، علي (ع) ‌زهد انقلابي و عبادت، ‌تكيه بر عدالت، علي (ع) تساوي در مصرف، علي (ع) امام و مظهر حقيقت‌ها و ارزش‌ها، علي (ع) نفي مصلحت به خاطر حقيقت، نفي شخصيت، علي (ع) انسان‌دوستي. درد علي (ع) دو گونه است: يك درد، دردي است كه از زخم شمشير ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس مي‌كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه‌هاي شب خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردي مي‌گرييم كه از شمشير ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس مي‌كند. اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله درآورده است، «تنهايي» است كه ما آن را نمي‌شناسيم! بايد اين درد را بشناسيم، ‌نه آن درد را كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي‌كند و ... ما درد علي (ع) را احساس نمي‌كنيم. ما ملتي كه افتخار بزرگ انتصاب به علي (ع) و مكتب علي (ع) را داريم و اين بزرگترين افتخار تاريخي است كه مي‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترين سرمايه، اميدي است كه مي‌تواند به وسيله آن نجات پيدا كرده، ‌به آگاهي، بيداري، حركت و رهايي برسد، اما در عين حال مي‌بينيم كه با داشتن علي (ع) و با داشتن «عشق به علي» هم نرسيده‌ايم! در صورتي كه «شيعه علي (ع) بودن» از «چون علي (ع) عمل كردن» شروع مي‌شود و اين مرحله‌اي است پس از شناخت و پس از عشق. بنابراين ما يك ملت «دوستدار علي (ع) » ‌هستيم، اما نه «شيعه علي (ع) »‌! چراكه شيعه علي (ع) همچنان كه گفتم علي (ع) ‌وار بودن، علي (ع) ‌وار انديشيدن، علي (ع) ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علي (ع) وار مسؤوليت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علي (ع) ‌وار زيستن، علي (ع) ‌وار پرستيدن و علي (ع) ‌وار خدمت كردن است

+ نوشته شده در  شنبه 22 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بسم الله الرحمن الرحيم
در توصيف وضعيت مولي الموحدين حضرت علي عليه السلام در سالها و ماه ها و روزهاي آخر عمر مباركشان آمده است كه آنحضرت از خداي متعال تمناي مرگ مي كردند. بعد از ضربت خوردن نيز فرمودند « فزت و رب الكعبه » و شوق خود را به رفتن از اين دنيا ابراز نمودند. اينكه چرا اميرالمومنين چنين خواسته اي داشتند نيز در شرح حال آنحضرت توضيح داده شده است . براساس اين توضيحات رفتار مردم و عدم همراهي آنها با حضرت جهت تحقق اهداف والاي اسلامي عامل اصلي سير شدن از زندگي بود. مردم چرا با مولاي متقيان همراهي نكردند چرا وجود درخشان و گوهر تابناكي همچون اميرالمومنين علي عليه السلام در جامعه صدر اسلام يعني زماني كه هنوز فقط دو دهه از طلوع خورشيد اسلام گذشته بود و بلافاصله بعد از رحلت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم منزوي گرديد و راه براي روي كار آمدن امثال معاويه هموار شد
مورخان و اصحاب تحليل تاريخ براي اين واقعه دردناك و اين ضربه كاري كه بر اسلام وارد شد عوامل متعددي را مطرح مي كنند كه برآيند همه آنها « جهل » است . در خطبه هاي خود اميرالمومنين عليه السلام نيز اشاره به « جهل » به عنوان ريشه دوري مردم از حق بسيار است . رويدادهاي غمبار دوران اميرالمومنين نيز اين واقعيت تلخ را به اثبات مي رساند كه جهل مردم زمينه را براي به حكومت رسيدن عناصر فاسد منحرف و نالايق فراهم ساخت و جامعه را از بركات وجود صالح ترين عبد خدا مظهر عدالت و تقوا و منبع علم و حكمت و تدبير محروم ساخت . درست است كه دنياخواهي و قدرت طلبي يكي از عوامل مهم برپائي فتنه ها و گرايش عده اي از دانه درشت ها به سوي باطل بود ولي واقعيت ديگري كه متاسفانه به كمك اهل باطل شتافت و زمينه را براي انزواي اميرالمومنين فراهم ساخت پذيرش شايعات و تبليغات معاويه اي توسط مردم بود. آنان كه در صفين اميرالمومنين را وادار كردند فرمان توقف جنگ صادر كند و به مالك اشتر دستور دهد شمشير در نيام نمايد آنان كه علي عليه السلام را وادار به پذيرش تحكيم كردند آنان كه بعد از واقعه سياه تحكيم به سرزنش اميرالمومنين پرداختند و فتنه خوارج را بنيان نهادند و در نهايت جنگ نهروان را ترتيب دادند و با پيشاني هاي پينه بسته از كثرت نماز و سجده به روياروئي با حجت خدا پرداختند همه و همه اعضاي لشكر جهل بودند. بنابر اين اگر علي عليه السلام نتوانست عدالت را تحقق بخشد به دليل جهل مردم بود اگر شجاعت علي كه در سالهاي اول ظهور اسلام پيامبر اكرم را ياري كرد و دين خدا را مستقر نمود در دوران حكومت خود علي ديگر كارساز نبود به دليل مواجه شدن با مانع بزرگي به نام جهل بود و اگر معاويه و عمرو عاص توانستند حكومت را دردست بگيرند و سرنوشت حاكميت اسلامي را به آنچه در كاخ هاي خضرا و حمرا ميگذشت گره بزنند به دليل جهل مردم بود. سايه جهل بقدري سنگين بود كه مردم شام پذيرفته بودند علي نماز نميخواند و به مسجد هم نمي رود! همان علي كه پيامبر خدا او را برادر خود دانسته بود و فرموده بود « انامدينه العلم و علي بابها فمن ارادالمدينه فلياتها من بابها » . هنگامي كه خبر شهادت مولا را به شام بردند و به مردم گفتند كه اين واقعه در محراب مسجد كوفه رخ داده شاميان باور نكردند و گفتند علي اهل نماز نبود و به مسجد نمي رفت اگر ميگفتيد در مكان ديگري او را كشته اند مي پذيرفتيم ولي چون ميگوئيد در مسجد او را كشته اند نميتوانيم باور كنيم ! جهل در طول تاريخ اسلام ضربه هاي كاري زيادي به دين خدا وارد كرده و راه را بر پيشرفت مسلمانان بسته است . بزرگترين عامل انحطاط مسلمانان بعد از درخشش اوليه جهل بود. موثرترين ابزاري كه در دوران جديد به استعمارگران كمك كرد تا كشورهاي اسلامي را زير سلطه خود بگيرند جهل بود. امروز نيز بزرگترين مانع وحدت امت اسلامي جهل است . در هر كشوري كه قدرتهاي سلطه گر موفق ميشوند عوامل خود را به حاكميت برسانند و آنرا به جزيره ثبات براي پيشبرد اهداف غارتگرانه خود تبديل كنند ابزار اصلي آنها جهل مردم است . در هر كشوري كه بخواهند مقاومت ها را درهم بشكنند و سلطه خود را به آن باز گردانند و تحكيم نمايند پراكندن جهل بويژه از طريق تبليغات و شايعات موثرترين ابزاري است كه در اختيار ميگيرند.امكانات تبليغاتي و شايعه پراكني با گسترش وسايل ارتباط جمعي بويژه از نوع الكترونيكي آن در عصر حاضر بسيار فراوان و ارزان است . تعهد تقوا و خداترسي تنها عواملي هستند كه ميتوانند مانعي بر سر راه اين خطر بزرگ ايجاد كنند. تعهد و تقوا و خداترسي نيز از جنس امور بخشنامه اي نيستند. مردم اين امور را از عملكرد مسئولان و ميزان پاي بندي آنها به آنچه ميگويند و به آنچه تعهد كرده اند فرا ميگيرند. دشمن با تمام توان درحال برنامه ريزي و اجراي توطئه هاي رنگارنگ براي ناكارآمد جلوه دادن نظام اسلامي و نيروهاي برپا دارنده اين نظام و پيشگامان اين نهضت است . ايادي دنياخواه و قدرت طلب داخلي نيز به دشمن كمك مي كنند. اگر اطلاع رساني دقيق از مردم دريغ شود باتوجه به عوامل جهل پراكني در جامعه كه امروز بسيار زياد است مظلوميت دوران اميرالمومنين عليه السلام يكبار ديگر تكرار خواهد شد. امروز مهمترين وظيفه همه وفاداران به امام خميني (ره ) انقلاب اسلامي و نظام مقدس جمهوري اسلامي مبارزه با جهل و عوامل جهل پراكن در جامعه است . ظاهرگرائي ترويج خرافات اشاعه سطحي نگري و سرگرم كردن مردم به خواب و خيال و دروغ و در نهايت گسترش عوام زدگي عوامل اصلي پراكنده شدن جهل در جامعه هستند. تا اين عوامل ريشه كن نشوند بايد نگران اصل اسلام و انقلاب و نظام و كساني كه پايه گذاران اين نظام خدائي محسوب ميشوند بود. اگر ميخواهيم وقايع دوران اميرالمومنين تكرار نشود بايد جهل و همه عوامل گسترش جهل را ريشه كن نمائيم . آيا درسي بالاتر از اين ميتوان از شهادت مظلومانه علي عليه السلام گرفت !

+ نوشته شده در  شنبه 22 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ساعت 5/3 روز سه‌شنبه خبري دهان به دهان گشت و در شهر فراگير شدشركت نواي رامشه يا همان رامشه موزيك پلمب و مجتبي شاه‌علي مديرعامل آن توسط ماموران دستگير شد. به گفته مسوولان وزارت ارشاد ظاهرا پشت صحنه اين اقدام بي‌ارتباط با فعاليت‌هاي غيرقانونی، شبكه‌هاي فارسي زبان موسيقي پاپ داخل نبوده است. چند ماه قبل بود كه فعاليت‌ تمامي شبكه‌هاي ماهواره‌اي كه اقدام به پخش آهنگ‌ها و كليپ‌ها و موسيقي اكثرا پاپ توليد داخلي مي‌كردند، از طرف مجلس و وزارت ارشاد ممنوع اعلام شد و مجلس درصدد تهيه برنامه و قوانين در جهت پخش برنامه‌هاي ماهواره‌اي براي ايرانيان داخل كشور برآمد. طبق گفته‌ها و شنيده‌ها زماني كه مسوولان شبكه ايران موزيك كه از مسوولان شركت نواي رامشه هستند، اين تذكرات و بخشنامه‌ها را جدي نگرفته‌اند و با برخورد عملي ماموران اطلاعات روبه‌رو شده‌اند. براي اينكه تكليف شبكه‌هاي ماهواره‌اي موسيقي پاپ داخل و شركت نواي رامشه مشخص شود، بايد به انتظار روزهاي بعد نشست

+ نوشته شده در  شنبه 22 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

حجت الاسلام «انجوی نژاد» خطیب برگزیده کشور در سال 80 و مدیر بزرگترین NGO مذهبی جوانان در جهان، به دلیل انتقادات شدیداللحن از پاره ای از سیاستها، ازمراسم دولتی حذف شده است .
 صدا و تصویر سخنرانی وی که منجر به  انزوای اجباری  وی شد، بدون هیچ گونه توضیحی در پی می آید:

 

لینک صوت بخش اول:
http://www.rahpouyan.info/negar/download.php?image_id=248

لینک صوت بخش دوم:
http://www.rahpouyan.info/negar/download.php?image_id=249

لینک صوت بخش سوم:
http://www.rahpouyan.info/negar/download.php?image_id=250

لینک صوت بخش چهارم:
http://www.rahpouyan.info/negar/download.php?image_id=251

فیلم کامل اظهارات وی در مورد « انسان آرمانی»
http://www.alghaem.org/movie/ensane%20ideal.dat

گفتنی ست، گزیده ای از سخنرانی های وی به صورت ویدئویی از طریق www.rahpouyan.org قابل دسترس است

+ نوشته شده در  شنبه 22 مهر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: