|
۱0 تن از شخصيتهاي سياسي، فرهنگي و حقوقي با انتشار بيانيهاي نسبت به روند جديد برخورد ب
+ نوشته شده در یکشنبه 7 آبان1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
ظهور دولت نهم در افق سیاسی جمهوری اسلامی ایران؛ بی تردید نقطه ای مهم در بوم سیاست داخلی کشور است که از پس آن دهها سوال و پاسخ بنیادین مطرح می گردد. بررسی و «بن شناسی» دولت نهم خود موضوع گفتاری مستقل است لکن یکی از خصایص این دولت را میتوان «حداقلی» بودن آن دانست. در عمر سه دهه ای انقلاب اسلامی، دکتر محمود احمدی نژاد تنها رئیس جمهوری است که حتی نتوانست نیمی از حائزین شرایط رای را به خود معتقد سازد. لذا غلط نیست اگر دولت نهم را نتیجه ی «رای ندادن» ها بدانیم تا رای دادن ها.اقلی بودن دولت پیامدهایی را به همراه خواهد داشت که مهمترین آن، تقلا برای همسو کردن آنانی که رای ندادند، برای فتح سنگرهای بعدی قدرت (شوراهای شهر / مجلس شورای اسلامی) خواهد بود که دولت نهم با تمام شدت و حدت بر این تقلا، اصرار دارد و بی تردید توفیقاتی نیز حاصل کرده است. سفرهای استانی، کمکهای نقدی مستقیم به کارمندان دولت، اتخاذ تصمیمات اطواری و نمایشی که مبین ساختار شکنی و نوگرایی باشد (مانند عدم اجرای تغییر ساعت، که حتی کارشناسان دولت نیز آن را فاقد توجیه می دانستند).
+ نوشته شده در یکشنبه 7 آبان1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
+ نوشته شده در یکشنبه 7 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
برای کاهش تعطیلات ایام عید نوروز، لزومی ندارد که تاریخ و فرهنگ ایران و ایرانی را مورد اهانت قرار داده و به زیر سوال برده؛ و از بهانه و حربه اعیاد اسلامی و اسلام استفاده کنیم. بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران اقتصادی اجتماعی و فرهنگی، با دلایل منطقی، تعطیلی سیزده روز عید را برای دانش آموزان و دانشجویان و بخش های مختلف تولیدی و صنعتی کشور، مضر و غیر عقلانی می دانند، و همان کارشناسان و با همان منطق و دلیل، اضافه کردن روزهای تعطیل را به تقویم موجود ایران، زیان آور و غیر منطقی تشخیص می دهند.عید و جشن نوروز، که توام با ثانیه های شروع فصل بهار آغاز می شود، در فرهنگ ایران و ایرانی، جایگاه و ارزش خاص خود را دارد، و اعیاد سعید و بزرگ قربان و فطر و غدیر خم و نیمعه شعبان نیز جایگاه خود را، و اما تقلید و پیروی از برنامه تعطیلات کشورهای عربی، که غدیر خم و نیمه شعبان را عید نمی دانند و جشن نمی گیرند و تعطیل رسمی اعلام نمی کنند، نمی تواند دلیل قانع کننده ای برای ملت ایران در جهت همسویی با کشورهای عربی باشد.حکومت های شیعه و غیر شیعه ای که در طول تاریخ بر قسمت هایی از ایران حکومت می کرده اند، احترام خاصی برای جشن و عید نوروز قائل بودند، و هیچگاه هیچ حکومتی و به هیچ بهانه ای، درصدد نادیده گرفتن عید نوروز در ایران برنیامده، و قصد مقابله با نوروز را در ایران نداشته است، و حال در شرایطی که بیش از هر زمان کشور ایران از جانب قدرتهای جهانی تهدید می شود، و مشکلات تورم و گرانی و بیکاری و فساد و تبعیض و فاصله طبقاتی، دولت را به مبارزه طلبیده است، زمزمه مقابله اعیاد و تعطیلات ایرانی با تعطیلات و اعیاد اسلامی، حرکت بسیار خطرناکی است، که می تواند منجر به ایجاد اختلاف و تقابل اسلامیت با ایرانیت گردد.کسی که وطن و حب وطن نداشته باشد، چگونه می تواند دین و حب مذهب داشته باشد؟ بفرموده بزرگان شیعه، عید روزی است که انسان در آن روز مرتکب گناه نشود، و حال اینکه هر انسانی ممکن است که در روز عید فطر و نوروز هم مرتکب گناه گردد، و اما توجیه یک اشتباه با یک اشتباه دیگر چه منطقی می تواند داشته باشد؟ و هیچگاه در زمان ارائه تحلیل، فراموش نکنیم، که تعطیلی ایام تاسوعا و عاشورا و بیست و یکم ماه رمضان در تقویم کشورهای عربی هیچ جای و جایگاهی ندارد.ایرانی در تقویم ایرانی، هم نوروز و جشن سده و چهارشنبه سوری را حفظ کرده است، و هم در کنار آن تعطیلات و اعیاد، اعیاد بزرگ اسلامی را جای داده است، و حال مطرح کردن تعطیلات اسلامی و ایرانی، یعنی نفاق و ایجاد اختلاف جدید.در اینکه کشور ایران بیش از هر کشوری در جهان تعطیلات دارد شکی نیست، اما راهکار کم کردن تعطیلات، اضافه کردن تعطیلات به بهانه های مذهبی نمی باشد.جهان امروز! جهان بهم پیوسته است، و در عصر اینترنت و ماهواره و زمان، نمی شود که خارج از قوانین جهان حرکت کرد و توقع موفقیت و پیروزی داشت، جهان صنعتی بر اساس دلایل منطقی و کارشناسانه و برای بهره وری بیشتر، بحث تغییر ساعت را تبدیل به قاعده کرده است، و عدم تابعیت و پیروی از قاعده تغییر ساعت جهانی، یعنی روزی دو ساعت قطع رابطه با جهان در فصل تابستان!در طول تاریخ و با تمام هجوم ها، ایرانی، اعیاد باستانی را حفظ کرده است، و احمدی نژاد و دولت نهم، در صورت مطرح کردن تعطیلات اسلامی در مقابل تعطیلات ایرانی، رو در روی ایران و تاریخ ایران قرار خواهند گرفت، و مطمئن هستیم که دولت نهم، برنامه ای برای رو در رو قرار دادن اسلامیت با ایرانیت ندارد و نخواهد داشت!
+ نوشته شده در شنبه 6 آبان1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
+ نوشته شده در شنبه 6 آبان1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط
توقف انتشار روزنامه ايران در حالي به پايان رسيده و طبق شنيدهها قرار است اين روزنامه از صبح شنبه بارديگر بر پيشخوان روزنامهفروشيها قرار بگيرد، كه منابع مطلع خبر از تغييراتي گسترده در تمامي بخشهاي اين روزنامه ميدهند. اين تغييرات از چنان دامنه گستردهاي برخوردار است كه ميتوان آن را عملا نوعي تسويه دروني كاركنان تلقي كرد. در حاليكه تعدادي از دبيران سابق اين روزنامه و خبرنگاران و كاركنان آن با فراخوان اجباري مديريت روزنامه خود را بازخريد كردهاند، حور گسترده نيروهاي سابق روزنامه كيهان در پستهاي كليدي به اين باور دامن ميزند كه روزنامه ايران قرار است تبديل به نسخهاي ديگر از روزنامه كيهان شود، روزنامهاي كه سردبير خود را هم اكنون روانه ساختمان وزارت ارشاد كرده است. براي درك دامنه گسترده و جهت گيري تغييرات صورت گرفته در ساختار روزنامهاي كه قرار است از اين پس همچنان با نام ايران منتشر شود، كافي است نگاهي به موارد زير بياندازيد:
+ نوشته شده در جمعه 5 آبان1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط
از گوشه و کنار اطلاع می رسد که تعطیلی بی مقدمه ی چهار روزه برای عید فطر، مقدمه ای است برای کم کردن تعطیلات نوروز. در بعضی سایت های نزدیک به دولت، از این حرکت به عنوان نماد اسلامگرایی و مبارزه با خرافات یاد شده است. اگر چنین باشد، تقابل سنت های ملی و مذهبی از بدترین و خطرناک ترین کارهای ممکن است که هم سنت های دینی و هم سنت های مذهبی را نابود می کند. اهمیت و عظمت تاریخی ایران و ایرانیان این بوده که آغوش خود را بر روی اسلام باز کرد و آسیا – که امروز بیشترین جمعیت مسلمان در آنجاست – را هم مسلمان کرد ولی دست از سنت های ملی خود برنداشت. زبان فارسی را به عربی تبدیل نکرد و به ایرانی بودن خود افتخار کرد. سمبل ماندگار ایرانی بودن هم در نوروز است. مبارزه با سنت های ملی مثل مبارزه با سنت های مذهبی است. همچنان که هیچ کس نمی تواند در ایران در مبارزه با دین موفق شود، کسی هم نتوانسته در مبارزه با ایرانیت و سمبل های آن توفیق یابد. نگرانی از این است که با شعارهای مذهبی به جنگ سنت های ملی بروند و در نتیجه ایران را به سمت بی هویتی دینی و تاریخی بکشانند. ابطحی
+ نوشته شده در جمعه 5 آبان1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
محافظه كاران جديد در آمريكا نبايد نگران پيشبرد برنامه سياسي خود در ايران باشند، چرا كه در داخل ايران عدهاي سخت مشغول زمينهسازي براي موفقيت آنهايند. اين عده، به آن چند چهره جنجالي كه نئوكانها دل به آنها خوش داشتهاند و مقامهاي امنيتي ايران نيز آنان را به عنوان پياده نظام آمريكا معرفي ميكنند، كمترين شباهتي ندارند و اساسا ظن و گماني هم به آنان نميروند. به گمان من، عدهاي كه براي موفقيت سياست محافظهكاران جديد آمريكا كمر همت بستهاند، در نهادهاي تصميمگيري ايران جا خوش كردهاند، كه نمونهاي از آنها هيئت نظارت بر مطبوعات است. ظاهرا كار اين هيئت محدود شده است به اينكه در بين جمعي جوان روزنامهنگار كه نه داعيه سياسي دارند و نه اصولا دنبال دردسر ميگردند، تخم كينه عليه نظام سياسي حاكم بپاشد. اگر جز اين است چه توجيهي ميتوان براي توقيف روزنامه بيآزار روزگار كه با هر سازي كه زدند، رقصيد، پيدا كرد؟ مسلما، اعضاي هئيت نظارت و بويژه معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد كه شهرت بسزايي در سانسور اهل قلم و فرهنگ به هم رسانده است، از اينكه جمع روزنامهنگاران بيكار شده، به دليل مزاج ملايم خود سر و صدايي به پا نميكنند، بسيار خوشحال خواهند شد و بالا رفتن از ديوار كوتاه اهل مطبوعات را براي خود بيهزينه خواهند يافت، اما اين خوشحالي نتيجه كوتهبيني است، زيرا در دل و روح تك تك كساني كه از كار حرفهاي خويش و آب باريكهاي براي امرار معاش خانواده خود محروم شدهاند، بغض و كينهاي نسبت به نظام سياسي ريشه خواهد زد كه در جاي خود بروز خواهد يافت.اگر تصميمگيران اين كشور و كساني كه از بد حادثه در جايگاهي مانند هيئت نظارت بر مطبوعات قرار گرفتهاند، كمترين دركي از تحولات جهان و روانشناسي اجتماعي داشتند، براي حفظ منافع و قدرت خود هم كه شده، به سمت بستن اندك روزنههاي تنفس جامعه حركت نميكردند، اما دريغ كه در بين بسياري از حكومتگران، فهم و آگاهي دوران قحطي خود را طي ميكند و تلاش فرهيختگان جامعه براي نجات آنها از اين قحطي زدگي نيز جرم تلقي ميشود. در چنين زمانهاي بهتر آن است كه خاموش بود تا واقعيت خود روزي به سخن آيد، اما گويا به قول عينالقضات همداني، اگر گويم نشايد و اگر خاموش گردم هم نشايد! احمد زید آبادی
+ نوشته شده در جمعه 5 آبان1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
(۳) برای رويارويی با اين وضعيت بحرانی چه بايد کرد؟ برای حلّ اين بحران دو چارچوب مختلف می توان اختيار کرد: يا می توان به اين مسأله از منظر آرمانی – اخلاقی نگريست، يا آن را در چارچوب واقعيت روابط بين المللی مورد بررسی قرار داد. از منظر آرمانی- اخلاقی، تمام انسانها، صرف نظر از تعلقات دينی، سياسی، منطقه ای، نژادی و غيره اخلاقاً موظفند از ارزشهای جهانشمول آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر دفاع نمايند. در اين چارچوب، موارد نقض حقوق بشرمطلقاً مسأله داخلی هيچ کشوری بشمار نمی آيد، و همگان موظفند نسبت به موارد نقض حقوق اساسی انسانها مسؤولانه واکنش نشان دهند، و در راه کاستن از درد و رنج انسانها تلاش کنند. از نظر اخلاقی مرزهای جغرافيايی اعتباری که کشورهای مختلف را از هم جدا می کند، در مقابل حيات و حقوق اساسی انسانهای واقعی هيچ ارزش و اعتباری ندارد. به اين ترتيب، تمامی جوامع و دولتها اخلاقاً موظفند از حقوق اساسی و مشروع مردم تحت ستم و سرکوب حکومتهای خودکامه دفاع کنند. اما اکنون مايلم نکاتی را درباره مسأله ايران بيان کنم: به نظر می رسد در حال حاضر مهمّترين نگرانی کشورهای غربی درخصوص ايران مسأله انرژی هسته ای است. اين نگرانی تا حدّ زيادی قابل فهم است. نظامهای خودکامه نظامهايی پنهانکار، مسؤوليت ناپذير، غير پاسخگو، و غير قابل اعتمادند. جاه طلبی های اتمی ايران در شرايط کنونی با منافع ملّی ايرانيان نيز سازگار نيست. به نظر می رسد که نظام جمهوری اسلامی برای تضمين امنيت و بقای خود امنيت و منافع ملّی ايرانيان را به گرو گرفته باشد. به بيان ديگر، پيام آشکار و پنهان جمهوری اسلامی اين است که يا دولتهای غربی، و خصوصاً آمريکا امنيت و بقای نظام جمهوری اسلامی را تضمين می کنند، يا دولت ايران آماده است آتش جنگ و ويرانی را به درون مرزهای ايران بکشاند. جمهوری اسلامی بقا و آبادانی ايران را در گرو دوام و بقای خود قرار داده است. اما برای مقابله با جاه طلبی های اتمی جمهوری اسلامی چه بايد کرد؟ مهمّترين شيوه مقابله با بلندپروازی های دولت جمهوری اسلامی دموکراتيزه شدن نظام سياسی ايران است. دموکراسی و حقوق بشر مهمّترين راه حل نگرانيهای بين المللی، و مهمّترين راه تأمين منافع ملّی ايرانيان است. (۱) جهان غرب بايد روشن کند که آيا در روابط خود با ايران در پی منافع کوتاه مدّت خود است يا به تأمين منافع دراز مدّت خود نظر دارد. اگر غرب منافع کوتاه مدّت خود را می جويد البته مسأله نفت، مبادلات تجاری، و انرژی هسته ای در صدر نگرانيهای آن قرار می گيرد. به بيان ديگر، ممکن است که دولتهای اروپايی ِ طرف مذاکره با دولت ايران به اين جمع بندی برسند که برای تأمين منافع اقتصادی خود بهترين شيوه آن است که تضمينهای امنيتی مورد درخواست دولت ايران را به آن دولت بدهند، و در عوض دولت ايران نيز متعهد شود که از پروژه های پنهانی خود در زمينه انرژی اتمی دست بردارد. به بيان ديگر، دولتهای غربی منافع اقتصادی و نگرانيهای امنيتی خود را به هزينه چشم پوشی از نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر در ايران تأمين نمايند. من در اينجا با اطمينان کامل اعلام می کنم که مردم ايران و روشنفکران و فرهيختگان ايرانی روند مذاکرات دولتهای غربی با جمهوری اسلامی را بر سر مسائل هسته ای به دقت تمام تعقيب می کنند. هرگونه سازشی که به قيمت ناديده گرفتن مسائل مربوط به حقوق بشر در ايران حاصل شود، از جانب مردم ايران غير قابل قبول و نابخشودنی است. مردم ايران دير يا زود آرمان دموکراسی را در جامعه خود تحقق می بخشند، و در آن هنگام در روابط خود با دولتهای غربی سوابق آنها را در حمايت از جنبش دموکراسی خواهی و حقوق بشر در نظر خواهند گرفت. ما اميدواريم که اروپا در مذاکرات خود با دولت ايران به دنبال طرحی نظير "طرح ليبی" نباشد: توافق بر سر مسائل هسته ای نبايد به هزينه ناديده گرفتن نقض حقوق بشر تمام شود. پيش شرط هرگونه توافق با دولت ايران بايد رعايت حقوق بشر و از جمله حق سلب ناشدنی آحاد مردم ايران در مشارکت سياسی و تعيين سرنوشت خود باشد. (۲) از سوی ديگر، راه حلهای نظامی از نوع مدل افغانستان و عراق نيز مطلقاً گره گشا نيست. هزينه سنگين و توانفرسای جانی و مالی جنگ مستقيماً بر دوش مردم بی گناه ايران قرار خواهد گرفت، و تأسيسات زيربنايی ايران که با صرف ميلياردها دلار درآمد ملّی ساخته شده است، يکسره ويران می شود. از سوی ديگر، حمله نظامی دست دولت را در سرکوب داخلی گشوده تر می کند، و بهانه ای برای نابودی هرچه بيشتر جامعه مدنی نوپای ايران به دست می دهد. وقتی که مسأله فوری زندگی مردم امنيت و حفظ جان باشد، مسأله دموکراسی و حقوق مدنی و سياسی به اموری حاشيه ای و کم اهميت تبديل می شود. از سوی ديگر، حمله نظامی به ايران خوراک تازه ای برای هيولای روبه رشد بنيادگرايی در منطقه فراهم می آورد، و انديشه های مبتنی بر مدارا، و نيز نيروهای ميانه رويی که مدافع حقوق و آزاديهای مدنی و سياسی هستند و در برابر ديکتاتوری و اقدامات سرکوبگرانه دولتهای منطقه مقاومت می ورزند، بيش از پيش به حاشيه رانده خواهند شد. دولتهای اروپايی از جمله مهمّترين شرکای تجاری ايران هستند. حجم مبالات تجاری اتحاديه اروپا با ايران از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ نزديک به دو برابر شده است. خصوصاً حجم مبادلات تجاری آلمان و ايتاليا با ايران بسيار چشمگير است. دولتهای اروپايی برای آنکه به نيروهای آزاديخواه و دموکرات ايران ثابت کنند که در مناسبات خود با ايران صرفاً در پی منافع اقتصادی و تضمين صدور نفت نيستند، بايد هرگونه روابط اقتصادی، سرمايه گذاری، و انتقال تکنولوژی به ايران را به رعايت موازين حقوق بشر، و رعايت قواعد رقابت سياسی دموکراتيک، و نيز حاکميت قانون در اين کشور مشروط کنند. نقض حقوق بشر در داخل مرزهای سياسی يک کشور را مطلقاً نمی توان از امور داخلی آن کشور بشمار آورد. حقوق بشر ارزشی جهانی است، و تمام دولتها و ملتها وظيفه دارند که به طور علنی و شفاف در دفاع از آن بکوشند. تاريخ اروپا گواهی می دهد که چگونه بی اعتنايی نسبت به نقض حقوق بشر توسط نازی ها در آلمان به فجايعی هولناک انجاميد، و چگونه آن آتش از درون مرزهای آلمان فراتر رفت و جهان را طعمه خود کرد. جامعه جهانی بايد در مورد مسأله حقوق بشر در ايران هم سو و يک صدا شود. اگر اروپا در زمينه حقوق بشر نقش مؤثر خود را ايفا کند، هم جمهوری اسلامی را به رعايت موازين حقوق بشر وامی دارد، و هم گروههای تندرو در سياست خارجی آمريکا را که مدافع برخوردهای نظامی هستند، وادار به عقب نشينی می کند. البته دفاع کشورهای غربی از حقوق بشر در ايران در صورتی نتيجه بخش تر و مؤثرتر است که اين دولتها خود در رعايت حقوق بشر جدّی تر و حساستر باشند. متأسفانه دولتهای آمريکا و انگليس در مبارزه با تروريسيم، و حمله نظامی به عراق و افغانستان در موارد زيادی موازين حقوق بشر را نقض کرده اند، و حتّی کوشيده اند برای توجيه اقدامات غيرانسانی خود در پاره ای مبادی انکارناپذير حقوق بشر رخنه بيفکنند. البته موارد نقض حقوق بشر در آمريکا، اروپا، يا اسرائيل مطلقاً نقض حقوق بشر در ايران را توجيه نمی کند، اما ناقضان حقوق بشر در ايران به آسانی می توانند از آن موارد بهانه و دستاويزی برای توجيه رفتارهای سرکوبگرانه خود فراهم کنند. (۳) از سوی ديگر، توجه به اين نکته ضروری است که وقتی در منطقه برخی از کشورها به سلاحهای هسته ای دسترسی دارند، ساير کشورها آشکارا يا پنهان برای دسترسی به سلاحهای اتمی وارد رقابت خواهند شد. اگر داشتن سلاح اتمی برای يک کشور موّجه دانسته شود، بايد همين حق را برای ساير کشورها نيز به رسميت شناخت. بنابراين، به نظر می رسد که بهترين شيوه برای مقابله با رقابت برای دستيابی به سلاحهای اتمی آن است که بکوشيم منطقه خاورميانه بزرگ را يکسره از سلاحهای اتمی بپيراييم. دسترسی به سلاحهای هسته ای مطلقاً ضامن امنيت و حافظ صلح نيست. اتحاد جماهيرسوسياليستی شوروی، علی رغم آنکه بزرگترين ارتش جهان را در اختيار داشت و از قدرتهای اتمی جهان بشمار می آمد، از هم فروپاشيد. امنيت و صلح در منطقه را می توان از طريق ترتيبات امنيتی منطقه ای، رژيم امنيت جمعی، امضای پيمانهای جمعی عدم تعرض و نظاير آن به نحو مسالمت آميز حل و فصل نمود. (۴) جامعه جهانی از راه ديگری هم می تواند به جنبش دموکراسی خواهی ايرانيان ياری برساند. متأسفانه دولت ايران تکنولوژی مربوط به سرکوب را به آسانی از طريق شرکتهای غربی فراهم می کند. برای مثال، امروزه دولت ايران به تکنولوژی پيشرفته شنود، فيلترينگ، و نيز اختلال در امواج ماهواره ای دسترسی دارد. دولت ايران از طريق اين تکنولوژيهای پيشرفته به آسانی می تواند نيروهای فعال در زمينه آزادی و حقوق بشر را تحت کنترل خود درآورد، و تمام مجاری ارتباط جامعه مدنی را مختل نمايد. دولتهای غربی نبايد اين گونه تکنولوژيها را در اختيار دولتهای خودکامه و سرکوبگر قرار دهند. (۵) اما اين سخن به معنای تجويز تحريم اقتصادی و تجاری عليه ايران نيست. تجربه بيش از يک دهه تحريم اقتصادی عراق و ليبی نشان داد که آن تحريمها خللی در ارکان قدرت حکومتهای خودکامه آن کشورها ايجاد نکرد، و تنها نتيجه آن تيره روزی و مرگ هزاران کودک و زن و مرد بيگناه در آن کشورها بود. قربانی اين تحريمها مردم ايران خواهند بود، نه حکومت جمهوری اسلامی. اين گونه تحريمها به لحاظ سياسی، در بهترين حالت بی ثمر، و به لحاظ انسانی فاجعه آميز خواهد بود. از همين رو ايرانيان دموکرات و آزاديخواه با هرگونه تحريمی که آثار و پيامدهايش متوجه مردم ايران شود،مخالف هستند. (۶) از سوی ديگر، نظام جمهوری اسلامی ايران، مانند تمام حکومتهای خودکامه و سرکوبگر در پی آن است که جامعه ايران را به جامعه ای تک صدايی تبديل کند، و برای اين منظور بجدّ می کوشد تا هژمونی رسانه ای خود را بر کشور تحميل نمايد. در اين شرايط بزرگترين کمکی که می توان به مردم ايران کرد درهم شکستن هژمونی رسانه ای رژيم ايران است. اين هژمونی بايد شکسته شود تا مردم ايران از حق دانستن که از حقوق انسانی بنيادين آنهاست، محروم نگردند، و بتوانند آزادانه به اخبار و اطلاعات صحيح و در خور اعتماد دسترسی بيابند. شکستن هژمونی رسانه ای نظام جمهوری اسلامی موجب می شود که صدای نيروهای صلح طلب و دموکرات ايران به گوش مردم ايران، و صدای مردم ايران به گوش جهانيان برسد. (۷) و سرانجام غرب بايد به طور جدّی از ورود ايران به سازمان تجارت جهانی حمايت نمايد. کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی ناگزيرند بسياری از قوانين خود را تغيير دهند و تابع قوانين سازمان تجارت جهانی شوند. اين فرآيند راههای رفت و آمد با جهان خارج را بر روی ايرانيان می گشايد، و جامعه بسته مطلوب حاکمان خودکامه را ناممکن می سازد. از همه مهمتر عضويت در سازمان تجارت جهانی منجر به شکل گيری بازار آزاد و بخش خصوصی می شود، و به اين ترتيب نهادهای مدنی مستقل از دولت امکان شکل گيری و دوام می يابند، و اين امر رفته رفته به رشد و گسترش جامعه مدنی پايدار و نيرومند می انجامد. دموکراسی نيازمند يک جامعه مدنی قوی و گسترده است. البته بدون ترديد تحقق دموکراسی و آزادی در ايران کار و وظيفه ما ايرانيان است. مردم ايران از اين رسالت به نيکی آگاهند، و خود به شايستگی می توانند از عهده اين وظيفه تاريخی برآيند. دموکراسی کالايی صادراتی نيست. ايرانيان خود بايد از طريق شجاعت و نافرمانی مدنی دموکراسی را در ايران تحقق بخشند. سخن گفتن از "تغيير رژيم" توسط غربيان، يا دامن زدن به تحرکات "تجزيه طلبانه"، بدون ترديد به زيان جنبش دموکراسی خواهی و به سود رژيم حاکم بر ايران است. در شرايطی که ايران با خطر حمله نظامی، احتمال تجزيه، يا دخالت بيگانگان روبرو باشد، راديکالترين مخالفان دولت ايران نيز حفظ تماميت ارضی، صلح و آرامش را بر دموکراسی و آزادی مقدم می دارند، و حتّی تا آنجا پيش می روند که در برابر خطر حمله نظامی بيگانگان با بنيادگرايان ناقض حقوق بشر همسو می شوند. من مايلم در اينجا به عنوان يک ايرانی صدای جنبش دموکراسی خواهی و صلح طلبی مردم ايران را به گوش شما برسانم. ممکن است اين صدا در زير آوار تبليغات رسانه های غربی، فرياد خشونت بار گروههای بنيادگرا، و سرکوب خشن حکومتی خودکامه وسلطانی محو و گنگ بنمايد، و اين خطر وجود دارد که واقعيت اين جنبش ناديده گرفته شود. جنبش دموکراسی خواهی مردم ايران جنبشی مسالمت آميز برای گذار به دموکراسی است. اين جنبش ضد خشونت است، و بنای آن برپا کردن چوبه های دار، و حذف مخالفان و رقيبان از صحنه اجتماع نيست. غايت آن برقراری نظامی است که در چارچوب رقابت سالم دموکراتيک فضايی برای همزيستی تمام گرايشهای سياسی و فکری فراهم آورد. اصل "ببخش و فراموش نکن" پيش شرط دموکراسی است. متأسفانه در شرايط کنونی حکومت ايران هيچ نوع مبارزه مدنی و مسالمت آميز را تحمل نمی کند، و تشکيل نهادهای مدنی و مبارزات قانونی را "براندازی نرم" يا "انقلاب مخملين" يا "جاسوسی برای غرب" می خواند، و هر نوع حرکت مدنی مستقل را سرکوب می کند. در اين شرايط مبارزه مسالمت آميز به معنای مبارزه قانونی نخواهد بود. در اين شرايط مبارزه مسالمت آميز به معنای نافرمانی مدنی است، يعنی مبارزه از طريق نقض قوانين ناعادلانه، ناحق و خلاف وجدان. اميدوارم مردم آزاديخواه و حساس به حقوق بشر در اروپا صدای اين جنبش را بشنوند، و دولتهای خود را ترغيب کنند که در مناسبات خود با دولت ايران مسأله حقوق بشر را در صدر مذاکرات خود قرار دهند، و از اتخاذ هر سياستی که به زيان منافع ملّی مردم ايران است، مطلقاً بپرهيزند.ايرانيان طالب آزادی، دموکراسی و زندگی ای شرافتمندانه در خور انسانهای کرامتمند هستند. صدای مردم ايران را بشنويد و حمايت اخلاقی و معنوی خود را از ايشان دريغ نداريد.
+ نوشته شده در پنجشنبه 4 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
پس از اعلام خبر تعطیلی روزهای چهارنشبه و پنجشنبه از سوی هیات دولت، موجی از نارضایتی در میان اقشار مختلف مردم دیده می شود.این مسئله که بدون برنامه ریزی قبلی از سوی دولت اعلام شد، کار و برنامه ی بسیاری از مردم را مختل کرد و باعث نارضایتی مردم در سطوح مختلف جامعه شد.یک دانشجو در این مورد می گوید: متاسفانه اعلام این خبر بیش از آن که باعث رضایت مردم شود، آنها را ناراحت و حتی عصبانی کرده است.وی گفت: ایران کشوری است که در بسیاری از نقاط دنیا، به عنوان کشور تعطیلات مطرح است. کشوری که سالیانه بیش از دو ماه تعطیل است.این دانشجو تصریح کرد: براساس اظهارات مسئولان، ایران باید به زودی به یکی از قدرت های علمی، فرهنگی و... جهان تبدیل شود، اما آیا با چنین تعطیلات فله ای امکان چنین اتفاقی است؟وی در پایان گفت: در اوج بدبینی می توان گفت که متاسفانه این تصمیم بوی عوامفریبی می دهد که البته با نارضایتی مردم هم روبه رو شده است.همچنین یک کاسب به اگر دولت حداقل از ابتدای هفته اعلام می کرد که قرار است روزهای پس از عید فطر را تعطیل کند، حداقل می توانستیم برای این روزها برنامه ریزی کنیم. اما متاسفانه دولت، چهارنشبه و پنجشنبه را تعطیل رسمی اعلام کرده و هیچ کاری نمی توان انجام داد.وی گفت: در سال های گذشته، دولت های وقت در چنین روزهایی تنها مدارس را تعطیل می کردند، اما من هنوز نفهمده ام که چرا دولت، چهارنشبه و پنجشنبه را تعطیل رسمی اعلام کرد. اصلاً چرا باید بانک ها و مراکز تجاری ، بازار و ... تعطیل باشند؟!وی ادامه داد: شاید تنها گروهی که از این تصمیم دولت بسیار خرسند شده اند، پسر بچه هایی باشند که به مدرسه می روند.اما دولت می توانست فقط مدارس را تعطیل کند.این «کاسب» در پایان از مسئولان پرسید که واقعاً با چه هدف و تفکری دست به چنین اقدامی زده اید؟همچنین یک نویسنده و روزنامه نگار می گوید: اعلام ناگهانی و احساسی، و غیر منتظره دو روز تعطیلی آخر هفته بمناسبت عید بزرگ و سعید فطر، از جانب دولت که عملا به چهار روز تعطیلی کشور بعد از پایان ماه رمضان منجر گشته، دارای چه منطقی بوده است؟!محمد رضا شوق الشعراء ادامه می دهد: در موقعیت حساس منطقه، و شرایطی که بدلیل واردات بی رویه، موج ورشکستگی و کمبود نقدینگی و کاهش فروش و تولید، بسیاری از کارخانجات و بنگاههای تولیدی را تهدید می کند، و آمار بیکاران و محرومان و فقیران و مستمندان، همراه با تورم و گرانی، مدام رو به افزایش است، جدا از ضرر و زیان بخش صنعت و تولیدی و کشاورزی کشور، دولت نیز خود با توجه به بودجه سی و هشت هزار میلیاردی تنظیمی، دچار زیان هشتاد میلیارد تومانی شده است!وی تصریح کرد: در حالیکه درصدی از کارمندان و حقوق بگیران دولت، چهار روز تعطیلی بهم پیوسته، باعث خوشحالی آنان شده، و عده ای از دانش آموزان و معلمان، برخورد خوبی با این تعطیلات بی قاعده داشته اند، زیان چهار روز تعطیلی و عدم انجام کار و کسب حقوق، برای کارگران روز مزد، و پیمانکاران و کارفرمایان بخش های غیر دولتی، غیر قابل جبران می باشد.شوق الشعراء اضافه کرد: دولت نهم، قادر است تا با استفاده از پول و ارز صادرات نفت و گاز، حقوق کارمندان و کارکنان و مدیران و نیروهای زیرمجموعه خود را بی هیچ تردید و واهمه ای پرداخت نماید، و اما بخش خصوصی و بنگاههای کوچک تولیدی و اصناف، از کدام محل و چگونه، نسبت به تامین ضرر و زیان و عدم تولید چند روزه اقدام خواهند کرد؟وی از دولتمردان پرسید: آیا فکر می کنید راه خودکفایی و رفاه و افزایش جمعیت و تولید و کاهش بیکاری، از راه افزایش تعطیلات و کاهش تولیدات می گذرد؟این نویسنده افزود: کشور پهناور و غنی ایران، از لحاظ صنعت و تولید و استعداد و قابلیت، با بسیاری از کشورهای کم جمعیت و ثروتمند عربی و مسلمان منطقه قابل مقایسه نیست، و پیروی در تعطیلات از کشورهای عربی کردن، به هیچ نحو منطقی و اصولی نمی باشد، هر چند که دیگر کشورهای عربی و اسلامی، مجموع تعطیلاتشان در طول سال، کمتر از تعطیلات ایران می باشد!شوق الشعراء تاکید کرد: کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان، که نسبت به مساحت و منابع، جمعیت و رشد اقتصادی بیشتری از ایران دارند، برای هر دقیقه و ساعت کار و فعالیت مردم و کشور برنامه دارند، و بدون اعلام نظر کارشناسان و در نظر گرفتن تمام جوانب امر و بررسی دقیق شرایط و موقعیت، یکدفعه و ناگهانی، با یک تصمیم احساسی، برنامه و روند کاری کشور را تغییر نداده، و دچار معضل و مشکل نمی کنند!وی با طرح این سوال که «اعلام تعطیلی چهارشنبه و پنجشنبه برای تداوم عید بزرگ فطر، وظیفه هیئت دولت بوده است یا مجلس؟ »، می گوید: دولت می تواند برای کارمندان و مجموعه حقوق بگیر خود، هرگونه که می خواهد و دوست دارد تصمیم گیری نماید، اما این تصمیم شتاب زده دولت، که با حربه مذهب صورت گرفته است، بر کل جامعه تاثیر داشته، و براستی دولت عدالت محور، حق گرفتن این تصمین را برای آحاد جامعه داشته است؟این روزنامه نگار در پایان گفت: میلیونها دانش آموز و دانشجو با اعلام این تعطیلی چند روزه، فرصت حضور در کلاس درس و استفاده از تدریس معلمان و اساتید را از دست داده اند، و مهمتر از همه اینکه، این تعطیلات پیوسته و چند روزه، بسیاری را تنبل کرده و به تنبلی و تعطیلات و کار نکردن و حقوق گرفتن، عادت می دهد، آیا دولت نهم می تواند که برای عید فطر سال آینده، به گونه ای دیگر جز امسال تصمیم بگیرد؟ تصمیم دولت نهم تا سالهای سال و حتی بر دولت های آینده نیز تاثیر خواهد گذاشت، و البته کشوری که دارای فاصله عمیق طبقاتی و قشر پرجمعیتی از فقیران و محرومان و بیکاران می باشد، افزایش جمعیت و تعطیلات را هم نیاز دارد، تا به جمعیت فقیران و محرومان و بیکاران و ورشکستگان، مدام اضافه گردد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
خبر آزادی موسوی خوئینی که با سربلندی دوران فشار و سختی را پشت سر گذاشت و حسرت یک اعتراف ساختگی یا توبه نامه زوری را به دل بازجویان و مسئولان پرونده گذاشت بسیاری از دوستان موسوی و آزادی خواهان را شادمان کرد. براستی موسوی با عزت به بازداشت رفت و با عزت بیرون آمد و بعنوان سمبل مقاومت و پایداری سابقه ای قابل تحسین از خود بجای گذاشت و از سوی دیگر دست اندرکاران پرونده یا بهتر بگویم پرونده سازان و اعتراف بگیران و تواب سازان مأیوس و نا امید با مقاومت آهنین مردی مواجه شدند که به اقدامات خود افتخار می نمود و هرگز تن به سناریوی کهنه و نخ نما شده ایشان نداد. مهندس سید علی اکبر موسوی خوئینی دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) و نماینده شجاع و وظیفه شناس دوره ششم مجلس شورای اسلامی دیشب پس از تحمل بیش از چهار ماه حبس در بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات دولت مهرورزی آزاد شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
معمولاً رمضان را به علی می شناسند. رمضان ماه علی است. نه از آن رو که علی را در شب قدر به شهادت رساندند، که قدر علی بیش از این تقارن، در اینست که او قرآن ناطق است. این را دشمنانش هم خوب می دانند. همانانی که در برابر او قرآن به نیزه کردند که: " لا حُکمَ الّا للّه ". و علی پاسخشان داد: " کلمه حَقٍّ یُرادُ بها الباطل ".
+ نوشته شده در چهارشنبه 3 آبان1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران 130 ش
+ نوشته شده در سه شنبه 2 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
میهمانان مراسم افطاری انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر امشب از پشت درهای بسته دانشکده برق افطار نکرده بازگشتند! مدیریت دانشگاه خواجه نصیر پس از آنکه از احتمال حضور مهندس سید علی اکبر موسوی خوئینی، عضو سابق انجمن اسلامی و مدیر سابق روابط عمومی این دانشگاه مطلع شد دستور بستن درهای دانشگاه به روی میهمانان مراسم افطاری را صادر کرد.دستوری که متاسفانه گویی با استقبال اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی این دانشگاه نیز همراه شد.چه آنکه هیچیک از اعضای انجمن اسلامی این دانشگاه زحمت حضور در مقابل درب ورودی و عذرخواهی از میهمانانی همچون دکتر حبیب الله پیمان، دکتر محمدجواد حق شناس( مدیر مسئول روزنامه اعتمادملی)،دکتر هرمیداس باوند، ابراهیم امینی، ابوالفضل بازرگان، عبدالفتاح سلطانی، بسته نگار، دادفر(نماینده مجلس ششم) واعضای سازمان ادوار تحکیم و دیگرانی پرتعداد که در مقابل دربهای بسته ایستاده بودند را به خود ندادند. این چنین شد که صحنه های زیبای دیدار میهمانان با مهندس سیدعلی اکبر موسوی خوئینی در مقابل درهای بسته دانشگاه و در غیاب اعضای انجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصیر به عنوان میزبانان مراسم رقم خورد و نهایتا نیز بازهم دفتر کوچک سازمان ادوار تحکیم پذیرای میهمان پشت در مانده برای افطار کردن روزه خود شد. مریم شبانی
+ نوشته شده در سه شنبه 2 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
شنیده شده است که «منصور ارضی» یکی از مداحان شناخته شده تهران که گرایش سیاسی تند و مشخصی دارد، اخیراً در یکی از مجالس خود حملات تندی علیه اکبر هاشمی رفسنجانی، سید محمد خاتمی و محسن رضایی انجام داده است گفته میشود اظهارت این مداح چنان توهینآمیز بوده که حتی با واکنش منفی برخی از حاظران نیز مواجه شده است.گفتنی است با فرا رسیدن ماه رمضان جلسات مداحی حاج منصور ارضی پس ازمدتی وقفه در مسجد ارک تهران از سر گرفته شد. ازدحام جمعیت در مراسم مداحی حاج منصور ارضی به ویژه در ماههای محرم و رمضان باعث شده بود که طبق شایعات، دادگاه شهدای آتش سوزی مسجد ارك از هیئت امناء مسجد و هیئت حسین جان در مورد تكرار حوادث مشابه تضمین بخواهد و تعطیلی جلسات حاج منصور هم در همین جهت بوده است. پیشتر در برخی از رسانهها، شایعاتی مبنی بر تعطیلی جلسات حاج منصور ارضی در پی انتفادات برخی علما و اعضای مجلس خبرگان از مداحان منتشر شده بود. با این حال، حاج منصور ارضی در مراسم دعای كمیل شب جمعه گذشته كه در همین مسجد برگزار شد، با اعلام كسالت به عنوان دلیل اصلی تعطیلی برنامه شب های گذشته، از مستمعین خواست به شایعات سیاسی و غیرسیاسی در این زمینه پایان دهند
+ نوشته شده در سه شنبه 2 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|