|
+ نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
تحقيقات ويژه پليس براي دستگيري عامل اصلي تكثير فيلم خصوصي يك هنرپيشه تلويزيون با دستور دادستان تهران همچنان ادامه دارد.پس از تكثير فيلم خصوصي از هنرپيشه نقش فرعي يكي از سريالهاي پرطرفدار تلويزيون، پليس امنيت تهران پيگيري اين موضوع را در دستور كار خود قرار داد و ابتدا دختر جوان تحت بازجويي قرار گرفت و مشخا شد اين فيلم كه با يك دوربين مخفي تهيه شده مربوط به دو سال پيش است.پليس پس از بازجويي از اين هنرپيشه او را آزاد كرد و تحقيقات خود را براي دستگيري پسر جواني كه در كنار دختر در اين فيلم خصوصي حضور داشت ادامه داد.در جريان تحقيقات صورت گرفته مشخص شد پسر جوان كه متهم اصلي تكثير فيلم خصوصي است از كشور خارج شده و به دوبي گريخته است.با مشخص شدن اين موضوع چند مظنون ديگر طي روزهاي گذشته از سوي پليس امنيت تهران تحت بازجويي قرار گرفتند.آخرين اخبار به دست آمده درباره اين ماجراي جنجالي حكايت از آن دارد كه سعيد مرتضوي دادستان تهران كه مسووليت پيگيري اين پرونده را به عهده گرفته به پليس بينالملل دستور داده است تا تحقيقات خود را براي دستگيري متهم فراري آغاز كنند.پسر فراري متهم اصلي اين پرونده است كه هم به لحاظ جنبه عمومي و هم جنبه خصوصي جرم تحت پيگيرد قرار دارد و از آنجا كه او در ايران مرتكب جرم شده در صورت دستگيري در خارج از كشور به ايران بازگردانده ميشود تا تحت محاكمه قرار بگيرد.
+ نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
منتظر عذابی باشم که «تر» و «خشک» را با هم بسوزاند ( در حاشیه شایعات گسترده در مورد بازیگر سریال «نرگ
در روایات متفاوت و بسیاری در اسلام، به آبروی انسان بیش از هر چیز دیگری توجه و توصیه شده است ، به طوریکه «حثیبت» آدمی با «زندگی» وی هم وزن و همطراز است. حتی «حیثت و آبروی انسان ها» همردیف و همطراف با «کعبه» خوانده شده است. «آبروی» آدمی در اسلام، «تهمت»، «غیبت» و «تجسس در مسائل خصوصی مردم» در شمار بزرگترین گناهان است؛ گناهانی که ظاهراً، گناه مرسوم جامعه ی ماست.پخش فیلمی گسترده از فردی شبیه به هنرپیشه جوان سینما و تلویزیون، این روزها نقل هر محفلی شده است. بوی تعفن غیب و تهمت، اینروزها بسی بیشتر از روزهای گذشته به مشام می رسد، خداوند آن دسته از کسانی را که به زندگی خصوصی مردمان کار دارند و از خصوصی ترین لحظات زندگی هر کس هم نمی گذرند، به اشد مجازات برساند.حتی اگر هر کسی که ما «غیبتش» می کنیم ، گناهی هم مرتکب شده باشد، حتی «گفتن» و «نقل قول» آن حرام مطلق و گناه کبیره است. جرم اشاعه ی فحشا به مراتب بیشتر از «فحشا» است.شاید این روزها در همه جای شهر، «گناهان کبیره» با ارزانترین قیمت ها قابل دسترسی است، باید منتظر عذابی علیم بود.خشم خداوند، به خاطر بی اهمیتی «حثیبت» و «آبروی» هر کسی برای ما، بی شک بیش از آن است که انتظارش را داشته باشیم.خشم خداوند به دلیل بازی با «حیثبت» و «آبروی» انسان، شاید عذابی بزرگ در پی داشته باشد، عذابی که تر و خشک را با هم می سوزاند...
+ نوشته شده در یکشنبه 14 آبان1385ساعت 6 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
«فهیمه خضرحیدری» نویسنده وبلاگ «حرفه؛خبرنگار» (fahimehkh.com) در مطلبی با عنوان «مسئله خصوصی یک زن یا حق مسلم ملی ؟»، می نویسد: بوی گند تعفن و خودبینی از همه جای این شهر بزرگ بی در و پیکر به مشام می رسد.نزدیک به 10 روز است که مسئله خصوصی یک «انسان» به احمقانه ترین شکل ممکن تبدیل شده به مسئله ملی کشور.به سوپرمارکت های سر هر کوچه که سر بزنید ، بسته به میزان وجدان و شعور انسانی شان ،فیلم خصوصی ترین لحظات زندگی یک دختر جوان بخت برگشته را که شبیه به یک هنرپیشه هم هست ،می توانید بخرید.از سوی دیگر در تمام طول این 10 روز زشت و پلید، عده ای از وبلاگ نویسان نامحترم که ظاهرا سوژه کم آورده اند یا در پی اطفای حریق درونی خود هستند این خانم جوان را کرده اند سوژه نوشته های کثیفشان.یک عده آدم بیکار و صد البته بیمار با عبارات احمقانه ای مثل «فیلم ...خواهر بهروز » یا ، « اینجا را دانلود کنید تا فیلم ... دختر شوکت را ببینید» زندگی این دختر جوان را چوب حراج زده اند و یک عده عابد و زاهد یک شبه هم نوشته اند : « دیدید که خانم هنرپیشه توزرد از آب درآمد و در فیلم های مستهجن دیده شد؟ »
+ نوشته شده در شنبه 13 آبان1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در شنبه 13 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
+ نوشته شده در جمعه 12 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط
سید حسن خمینی فرزند یادگار امام (ره) چندی پیش اظهارات مهمی به زبان آورد که هنوز عده ای از بازتاب و انعکاس آن، می هراسند. وی گفت که خداوند حفظ آبروي مومن را بالاتر از كعبه دانسته است ولي آيا در نزد ما نيز اين فرمان خدا اينچنين است؟ اگر ادعا داريم كه اسلام ما حقيقي است پس اين همه تهمت و ريختن آبروي مومن از هر دسته و گروهي چه معني دارد؟ آيا ما در جامعهمان به همان اندازه كه به ناهنجاريها اهميت ميدهيم و با آن به مبارزه ميپردازيم، براي ديگر فرامين خدا هم تعصبي اينچنين نشان ميدهيم؟ آيا برخورد با آدم دروغگو به همان اندازه برخورد با آدم بدحجاب است؟
+ نوشته شده در جمعه 12 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط
|
+ نوشته شده در جمعه 12 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
شنیده میشود آیتالله مهدوی كنی، رئیس دانشگاه امام صادق كه اعلام كرده بود در دیدار با مسوولان عالی رتبه اجرایی سعی میكند مشكل دانشجویان ستاره دار ثبت نام نشده را حل كند به آنان گفته نمیتواند در این زمینه كاری انجام دهد. در دیدار دانشجویان ستاره دار ثبتنام نشده كه حدود دو هفته قبل صورت گرفت، آیت الله مهدوی كنی از ایشان خواست مساله خود را بیش از این رسانهای نكنند و قول داد تا عید فطر مشكل آنان را حل كند. اما در ابتدای هفته جاری یكی از نزدیكان وی به دانشجویان اعلام میكند: «با وجود اینكه ایشان با بسیاری از مسوولان و مقامهای مرتبط با موضوع دیدار كرده است اما در نهایت به این نتیجه رسیده است كه نمیتواند به حل مشكل آنها كمكی نماید». یك منبع آگاه دانشجویی در این زمینه افزود: «منظور ایشان از این پیام این بود كه دیگر كسی به حرف ایشان هم كه از جمله شخصیتهای قدرتمند و صاحب نفوذ بودند گوش نمیدهد».
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
مجيد انصاري،عضو مجمع روحانيون مبارز و از جمله نمايندگان اصلاح طلب مجلس خبرگان رهبري و کانديداي انتخابات دوره چهارم اين مجلس توسط شوراي نگهبان ردصلاحيت شد. اسماعيل گراميمقدم، سخنگوي حزب اعتماد ملي با اعلام اين خبر گفت: پس از آنكه از مجيد انصاري براي شركت در آزمون كتبي اجتهاد نامزدهاي انتخابات خبرگان دعوت شد، شوراي نگهبان طي تماسي به ايشان گفت كه به نفع شما نيست در اين آزمون شركت و در انتخابات خبرگان حضور يابيد.وي افزود: مجيد انصاري نيز به دليل اين امر در آزمون كتبي شركت نكرد و در انتخابات خبرگان رد صلاحيت شد.به گفته گراميمقدم برخي ديگر از چهرههاي شاخص غيرمحافظهكار نيز در انتخابات مجلس خبرگان رهبري رد صلاحيت شدهاند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اگر در آغازين روزهاي مهرماه جمعي از دانشجويان پشت درهاي بسته دانشگاه همسايه دچار بهت و حيرت شدند و همزمان ستارهاي را آذين كارنامه تحصيلي خويش ديدند تا باور كنند كه عزم بر محروميت آنان از كسب علم جزم شده است، اكنون در آغازين روزهاي آبانماه اين استادان دانشگاه هستند كه مبهوتانه برخورد با جمعي از همكاران خويش را شاهدند و در حاشيه نوبت خود انتظار ميكشند كه گويي زمان مقابله با اساتيد دگرانديش نيز فرا رسيده است. چه آنكه اگر تعطيلات تابستاني فرصت كافي براي بررسي پرونده دانشجويان را به مسوولان وزارت علوم داده بود تا ليست ستارهداران محروم از تحصيل را كامل كنند، اكنون نيز گويي تعطيلات غيرمنتظره هفته قبل بهترين فرصت را در اختيار مديران دانشگاه تربيت مدرس گذاشته است تا سياهه استاداني را تكميل كنند كه متفاوت از قرائت رسمي ميانديشند و با زباني ديگر دانشجويان را مخاطب كلام و درس خود ميسازند. پس اگر چندماهي پيشتر حجتالاسلام عميد زنجاني حكم بازنشستگي اجباري چند تن از اساتيد دانشگاه تهران را به يكباره صادر كرد و روحاني ديگري در صدر دانشگاه علامه طباطبايي زنگ محدوديت تدريس جمعي از استادان اين دانشگاه را نواخت، اكنون قرعه به نام حجتالاسلام اكبريان رئيس دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس افتاده است تا او نيز حكم محدوديت تدريس جمعي از اساتيد اين دانشگاه را امضا كند و يا حتي در برابر حكم اخراج برخي از آنان سكوت نمايد. گويي پايان تعطيلات اهدايي دولت اصولگرا، آغاز فاز جديد تصفيه دانشگاهها را رقم زده است، تصفيههايي كه البته در هر دانشگاه با مستندات متفاوتي اعمال ميشود؛ همچنانكه مديريت دانشگاه تهران بازنشستگي اجباري اساتيد را ميپسندد و مديران دانشگاه تربيت مدرس ايجاد محدوديت تدريجي را همچون گام اول اخراج نهايي جمعي از اساتيد تعريف كرده و چهبسا مديران ديگر دانشگاهها نيز هر يك در تدارك برنامهاي عملياتي براي برخورد با استادان دگرانديش مجموعه تحت امر خويش هستند. به اين ترتيب اگر چند ماهي پيشتر و در پي بازنشستگي اجباري استادان دانشگاه تهران، دانشجويان بناي اعتراض در مقابل تصميم مديران گذاشتند و هفتهاي ناآرام را بر فضاي علمي دانشگاه حاكم ساختند، گويا خود دليلي بر دورانديشي اين گروه از ساكنان خانه علم و دانش بود كه محدوديتها را به درست پيشبيني كردند و سكوت را جايز ندانسته و اعتراض پيشه ساختند. اعتراضي كه البته ساليان سال است بر نمايه بيروني فعاليتهاي دانشجويي نشسته است و دانشجويان امروزي به ياد ميآورند ديروزيان خود را كه در مقابل منع تدريس اساتيدي چون عبدالكريم سروش، سيدجواد طباطبايي و ديگراني صاحبفكر بناي اعتراض گذاشتند و البته تاوان اعتراضهاي خويش را نيز در اندكزماني بعد پس دادند. امروز نيز جمعي از دانشجويان ستارهدار درحالي كه مدارك محروميت خويش از تحصيل را در دست دارند، از پشت درهاي دانشگاه به اساتيدي چشم دوختهاند كه گويي در آينده نزديك بايد رخت تدريس را در فضايي بيرون از دانشگاه بر تن كنند و البته استادان داشنگاه تربيت مدرس نيك ميدانند ارادهاي كه امروز اخراج آنان از شوراي تخصصي دانشگاه را رقم زده است، تا هنگامه خروج آنان از محيط دانشگاه آرام نخواهد گرفت. ديگر زمان آن گذشته است كه بر نحوه مواجهه با وارثان علم و دانش تاسف خورد كه در ساليان اخير بارها حرمت دانشگاه و دانشجو شكسته شده و ساكنان خانه علمآموزي لب فروبستن و انتظار كشيدن را نيك آموختهاند اما هر برگي كه از اين دفتر ورق ميخورد بار ديگر ذهنها را به تاريكخانه جهل هدايت ميكند و بغضي ديگر انباشت قصه تكراري دانشگاهها ميشود. اكنون اما در مواجهه با شيوه جديد برخورد با دانشگاهيان بايد تاسفي مضاعف را همراه نظاره خود كرد. اگر سالهايي پيشتر اين دانشجويان بودند كه يكصدا در مقابل برخورد با اساتيد ميايستادند و اعتراض پيشه ميساختند اما در مقابل بايد سكوت اخير اساتيد در داستان دانشجويان ستارهدار را با تامل نگريست و دانست كه گويي هدف غايي حكومت مردان فرهنگي كشور قطع ارتباط دوسويه استاد- دانشجو است تا شايد از اين طريق ركود را بر فضاي دانشگاه حاكم كرده و سكوت حاكم را نيز ماندگارتر سازند.اينچنين است كه اكنون دانشجويان معترض اين سالها درهاي بسته دانشگاه را در مقابل چشم دارند و معدود اساتيد معترض نيز محدوديتها و محروميتها را انتظار ميكشند تا شايد آنگونه كه طراحان نقش زدهاند در جايگاه نشيند و فراموشي رهآوردي براي فرداي دانشگاه باشد. به اين ترتيب اين روزها ميتوان افزودن حلقهاي ديگر بر زنجيره را به وضوح به تماشا نشست و تحقير وارثان علم و دانش را شاهد بود كه به پاس همراهي با دانشجويان به بيرون دانشگاه هدايت ميشوند. گويي دانشجويان و استادان بايد كلاسهاي درس را زينپس خارج از فضاي دانشگاهها تشكيل دهند و حلقه علمآموزي را در فضايي ديگر ترسيم كنند كه دانشگاه زينپس تنها نامي براي مكان عرضه علم است و هر آنجا كه دانش توزيع شود ميتوان نامي بر آن نهاد.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
بعد از اینكه جوانان اصولگرای اصفهان شامل جوانان انصار حزب الله معروف به «گروه كاوه» و همچنین جوانان اصولگرای سنتی كه با عنوان «هوای تازه» در اصفهان فعالیت می كنند، با اعتراض شدید خود و فشارهای مختلف همچون پخش شبنامه هائی علیه برخی افراد كه در لیست تهیه شده در ائتلاف اصولگرایان اصفهان به رهبری «علی اكبر پرورش» عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی و وزیر سابق آموزش و پرورش در سالهای اولیه انقلاب اسلامی حضور داشتند، 5 نفر از لیست 11 نفره ائتلاف اصولگرایان حتی از ثبت نام در این انتخابات نیز منصرف شدند، بزرگان اصولگرا شامل اعضای شورای مركزی حزب موتلفه اسلامی و همچنین «محمد رضا باهنر» به عنوان نماینده جامعه اسلامی مهندسین روزهای سه شنبه و جمعه به اصفهان سفر میکنند تا بلكه بتوانند اختلافات عمیق پیش آمده را حل و فصل لیست 11 نفره ائتلاف اصولگرایان اصفهان به رهبری «علی اكبر پرورش» كه بعد از سالها دوری از صحنه سیاست بار دیگر به عنوان ریش سفید به صحنه سیاست بازگشته شامل: مهندس حاج رسولیها رئیس كنونی شورای اسلامی شهر اصفهان، سردار نصر اصفهانی عضو شورای شهر اصفهان، حجه الا سلام نیلی پور مدیر عامل بنیاد مهدی موعود(عج)، حجه الاسلام اژه ای، محمد رضا ساكت مدیرعامل باشگاه ورزشی فولاد مباركه سپاهان، دكتر منتظر القائم استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، حاجی رحیمیان دبیر شاخه جوانان جامعه اسلامی مهندسین استان اصفهان، مهندس كوهپایه استاندار سابق اصفهان، رحمانی دبیر جامعه اسلامی خانه كارگر، تحویل پور منشی شورای شهر و خانم سهرابی دبیر جامعه زینب(س) اصفهان بود. با انتشار این لیست دو گروه از جوانان اصولگرا شامل «گروه كاوه» یا انصار حزب الله اصفهان به رهبری روحانی جوانی به نام كمیل كاوه كه در سالهای اخیر با حركاتی همچون بر هم زدن و اختلال در نماز جمعه هایی كه به امامت آیت الله طاهری پیش از استعفای وی برگزار می شد، بر هم زدن كنسرت های مختلف موسیقی، آتش زدن برخی مجسمه های نصب شده در مكانهای عمومی شهر اصفهان ، اعتراض به حضور توریست ها در این شهر تاریخی و پخش شب نامه هایی علیه اصلاح طلبان كاملا شناخته شده هستند و همچنین گروهی از جوانان اصولگرایان به رهبری امیر حسین كمیلی با عنوان «هوای تازه» كه یاد آور تبلیغات علی لاریجانی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است با اعتراضات شدید خود موجب شدند كه 5 نفر از لیست اصولگرایان اصفهان حتی از ثبت نام نیز منصرف شوند. این 5 نفر شامل: محمدرضا ساكت، رحمانی، دكتر منتظر القائم، حجه الاسلام نیلی پور و حجه الاسلام اژه ای هستند كه گفته می شود این افراد به دلیل وابستگی و گرایش به جناح سنتی جبهه اصولگرایان مورد اعتراض جوانان و مخصوصا انصار حزب الله قرار گرفته است. با توجه به اختلافات پیش آمده بین اصولگرایان اصفهان كه رهبری آن بر عهده حزب موتلفه اسلامی و جامعه اسلامی مهندسین است، سه شنبه و چهارشنبه تمامی اعضای شورای مركزی حزب موتلفه اسلامی و روز جمعه مهندس محمدرضا باهنر به اصفهان خواهند آمد تا با بررسی مشكلات موجود بتوانند جوانان اصولگرا را قانع كنند تا به حرف بزرگان گوش دهند و از ایجاد تفرقه و مخصوصا پخش شب نامه توسط این جوانان در روزهای اخیر در سطح شهر اصفهان بر علیه شورای اسلامی كنونی اصفهان كه به جز یك نفر تماما اصولگرا هستند،جلوگیری كنند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
مجمع دانشجويان حزب ا... دانشگاه علم و صنعت ايران، بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه زابل و مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي اصفهان(آرمان) درباره جنبش دانشجويي و نقش آن در مطالبه عدالت، بيانيه صادر كردند. در اين بيانيه آمده است: اكنون نمايندگان مجلس در شرايطي خود را براي انتخابات دور بعد آماده مي كنند كه تنها رهاورد شعارهاي عدالت طلبانه آنان، تعدادي پرونده نيمه تمام تحقيق و تفحص از ارگا نهاي مختلف و البته تصويب برخي قوانين مفيد اما جزيي است. در ادامه اين بيانيه آمده است: دولت، كه وجودش مرهون اقبال ملت نسبت به شعارهاي عدالتخواهانه رئيس جمهور فعلي در ايام انتخابات است، اسير عدم صراحت و عدم جسارت در برخورد با مفسدان است. به طوري كه ليست دست اندازان به اموال بيت المال، از سال گذشته تاكنون در جيب محترم رئيس جمهور باقي مانده است . در اين بيانيه با اشاره به عملكرد دستگاه قضايي آمده است كه اگر دولت و مجلس لااقل در سر دادن شعار عدالت سنگ تمام مي گذارند، برخي مسؤولان قوه قضاييه حتي از شعار دادن در اين زمينه هم ابا دارند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
خطر ورشكستگي فكر جدي است بابك احمدي ديگر سخنران نشست اعتراضي نسبت به سلب حق ادامه تحصيل دانشجويان بود. احمدي كه اين سالها در مقام استادي روشنفكر هيچگاه دعوت دانشجويان را بيپاسخ نگذاشته است، اين بار در مقام سخنران در دفتر سازمان ادوار تحكيم حضور يافت تا اينچنين اعتراض خود به برخوردهاي صورت گرفته با دانشجويان سياسي و منتقد را اعلام كند: <اين شرايط به نظر ميرسد كه از زمان انقلاب فرهنگي هم سختتر و سنگينتر است و بايد عقلاني و بدون كارهاي راديكال از طريق مسالمتآميز براي رسيدن به حقوق خود تلاش كنيم.>بابك احمدي قشر فرهنگي و نخبه جامعه را افرادي ناميد كه از راههاي دموكراتيك براي رسيدن به حقوق انساني خود تلاش ميكنند. اين استاد دانشگاه در ادامه سخن، مسوولان را به رعايت حقوق شهروندي دعوت كرد و ثبتنام دانشجويان ستارهدار را گامي عملي براي اجراي دعوت خويش خواند: <اين دانشجويان آخرين نسلي هستند كه مطالبات خود را آرام و با زبان خوش مطرح ميكنند اما دولت بداند كار در آينده سختتر ميشود و بهتر است نصيحت ناصحان را گوش كند.>بابك احمدي در پايان سخن نحوه برخورد كنوني با اهالي فكر و انديشه را <ورشكستگي فكر> در كشور ناميد و اعتراض در مقابل اين روند را وظيفه اصلي دانشجويان برشمرد. سكوت استادان جايز نيست هرميداس باوند سخنان خود در اين نشست را با انتقاد از همكاران خويش در دانشگاه آغاز كرد و سكوت اساتيد و عدم توجه آنان به پديده دانشجويان ستارهدار را گناهي نابخشودني ناميد: <اساتيد ما امروزه محافظهكار شدهاند و همين كه كاري به آنان ندارند، راضي هستند. در حالي كه غافلند از اينكه اين جو گريبانگير خودشان خواهد شد.>اين استاد دانشگاه سپس دو پيامد را براي برخوردهاي قهري با دانشجويان برشمرد: <يك راه همان پديده فرار مغزها است و اتفاق ديگر پديده سرگرداني دانشجويان است كه هماكنون بيش از پيش احساس ميشود.>اين استاد حقوق بينالملل همچنين با اشاره به تعهد ايران به معاهدات بينالمللي، حق آزاد تحصيل را يكي از اين تعهدات برشمرد و حافظه تاريخي مسوولان را به روزهاي ابتدايي انقلاب اسلامي هدايت كرد: <در آغاز انقلاب دانشجويان صنوف اول تظاهرات را تشكيل ميدادند، حال چطور شده است كه به يكباره اين قشر از قداست خود خارج شده و حتي انجمنهاي اسلامي كه پسوند اسلامي دارند با محدوديت مواجه ميشوند؟>به اين ترتيب باوند پس از طرح پرسش فوق از مسوولان، بار ديگر اساتيد و فعالان سياسي را به برخورد مسوولانه با قضيه دانشجويان ستارهدار دعوت كرد. سلب حق تحصيل مجازات نيست در حالي كه محمدعلي دادخواه و عبدالفتاح سلطاني وكالت دانشجويان ثبتنام نشده را پذيرفتهاند، در اين نشست اعتراضآميز عبدالفتاح سلطاني در مقام وكيل اين دانشجويان پس از اعتراض به نحوه برخورد با دانشجويان سياسي وضعيت حقوقي چنين اقدامي را تشريح كرد.سلطاني با تاكيد بر اين مساله كه محروميت از تحصيل نميتواند جايگزين مجازات شود از قانون اساسي ايران براي گفتههاي خويش حجت آورد: <در قانون اساسي آمده است كه دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه فراهم كند كه اين موضوع در اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز مطرح شده است.> سلطاني البته تاكيد بر فراهمآوري حق آزادي تحصيل و آزادي بيان را مختص مخالفين نظام دانست چرا كه به اعتقاد اين حقوقدان موافقين در هيچ مقطعي مورد تعرض نبودهاند. به اين ترتيب سلطاني جلوگيري از حق ادامه تحصيل را جرم ندانست و البته مواردي را كه ميتوان دانشجو را مجرم شمرد،چنين برشمرد: <توهين به مقدسات و رواج مطالب كذب كه البته براي اثبات هر يك از اينها بايد صراحت وجود داشته باشد.> سلطاني اما در پايان سخن با اشاره به آييننامه زندانها <محروميت از تحصيل> را از جمله مجازاتها ندانست و البته تشويق زنداني به ادامه تحصيل را اصل اساسي آييننامه زندانها دانست. خطر بازتوليد انقلاب فرهنگي مهدي امينيزاده اما در اين نشست به نمايندگي از دانشجويان ستارهدار سخن گفت تا وجود عيني اين دانشجويان را به مسوولان وزارت علوم اثبات كند. امينيزاده كه خود از سال قبل مهر ممنوعيت از تحصيل بر كارنامه تحصيلي دارد اقدام اخير وزارت علوم را <بازتوليد انقلاب فرهنگي> ناميد و آن را مقدمه اجراي برنامه كنترل دانشگاهها برشمرد.امينيزاده تعداد دانشجويان ثبتنام نشده در مقطع كارشناسي ارشد را 15 نفر اعلام و مسوولان را به بيان منطقي مشخص براي اين اقدام دعوت كرد. اين دانشجوي سياسي كه عضويت در شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت را نيز در كارنامه خود دارد در ادامه، اينگونه مسوولان را خطاب قرار داد: <ما دانشجو هستيم و در دورهاي فعاليت سياسي داشتهايم. اكنون هم قصد نداريم در اين كشور نماينده مجلس شويم و مسووليت دولتي بگيريم بلكه تنها خواسته ما اين است كه در اين كشور درس بخوانيم چرا كه شهروند آن محسوب ميشويم.> امينيزاده سپس با طرح يك پرسش سخنان خود را خاتمه بخشيد: <آيا مسوولان به ما اجازه درس خواندن ميدهند يا اينكه معتقدند هر كسي كه مخالف آنها است بايد پاسپورت بگيرد و از كشور خارج شود؟> نشست <اعتراض به سلب حق آزادانه تحصيل از دانشجويان صنفي و سياسي> در حالي به پايان رسيد كه گويي فاز جديد برخورد و ايجاد محدوديت در دانشگاهها آغاز شده است. به اين ترتيب اكنون نوبت به اساتيد دانشگاه رسيده كه با برپايي نشستهاي اعتراضي برخوردهاي كنوني در عرصه علم و دانش را محكوم كنند. با اين حال باز هم اين دانشجويان سياسي بودند كه در حاشيه نشست اعتراضآميز خويش زنگ آغاز اعتراض به برخورد با اساتيد را نيز نواختند.
+ نوشته شده در چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
شورای امنیت سازمان ملل متحد روز دوشنبه بررسی پیش نویس قطعنامه پیشنهادی تروئیکای اروپا برای تحریم ایران را آغاز کرد. در این پیش نویس با طرح این ادعا که « آژانس قادر نیست در تلاشهایش برای ارایه تضمین نسبت به نبود مواد و فعالیتهای هستهای اعلام نشده در ایران پیشرفت حاصل كند» و تکرار اتهام بیتوجهی ایران به در خواستهای شورای امنیت، از همه کشورها خواسته شده است که از «از ارایه هر گونه كمك یا آموزش فنی، كمك مالی، سرمایهگذاری، واسطهگری و دیگر خدمات و انتقال منابع و خدمات مالی مربوط به برنامههای هستهای و موشك بالستیك به ایران» خودداری کننداین قطعنامه همچنین خواستار مسدود شدن منابع مالی مرتبط با برنامههای هستهای و موشکی ایران و منع سفر دانشمندان و مقامات ایرانی مرتبط با این برنامه ها شده است. قطعنامه شورای امنیت با این وجود فعالیتهای مربوط به راهاندازی فاز نخست نیروگاه اتمی بوشهر را از این تحریم ها مستثنی کردهاست.
+ نوشته شده در سه شنبه 9 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط
|
+ نوشته شده در سه شنبه 9 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط
|
|