تبليغاتX
عدالتخواهان

زهرا اميرابراهيمي بازيگر سينما و تلويزيون در خصوص جريانات پيش آمده اخير كه در طي اين چند هفته از وي در محافل خبري و مطبوعاتي منتشر شده است ، در نوشته اي نسبت به اين اتفاقات واكنش نشان داد .
متن کامل یادداشت وی در پی می آید:
پاييز امسال ، پاييزي تر از هر سال ، ابري و باراني.
گاهي آفتاب فقط براي يادآوري وجود فصل هاي ديگر از لا به لاي ابرها مي تابد. سكوتم دليل اعتقاد به شما نبود ، خود را باور داشتم. قصد من يادآوري هيچ فصلي نيست.
نور كافي نيست ؛ اما هنوز مي توان تجربه تلخي را با كساني كه آسمان دلشان ابري تر از آسمان خاكستري شهر ماست تقسيم كرد.
شايد اين شرح يك تجربه است.
شايد اين يك شكايت است براي زهره شوكت و يا من مسوولي هستم با نام" زهرا اميرابراهيمي" براي دفاع از آن چه كه حتي به من مربوط نيست ؛ و شايد اين تلاشي بيهوده است براي حفظ حرمت يك انسان ، هنر و يا جامعه هنرمندان و شايد اين همه ، دلشوره ايست براي يك جامعه.آن چه با عنوان هاي مختلف مثلاً فيلم غير اخلاقي زهره شوكت از نيمه ماه مبارك رمضان جزو تنقلات روي كرسي برخي محافل همكاران ، منازل دوستان ، شهروندان و شهرستانها شده است ، چيزي نيست جز تاييدي بر تلاش بيهوده فردي ما در عرصه هنر و برداشتن گام هاي بي ثمر در جهت رشد.همه ما مي دانيم كه عدالت بدون قدرت هيچ است و قدرت بدون عدالت ، خشونت.آري ؛ اين قدرت ، قدرت جمعي ِ برخي از همكاران و همنوعان عزيزي است كه به بي عدالتي و خشونت تبديل شد.خشونتي كه حتي مي توانيم با دست خودمان زهره شوكت را به خودكشي واداريم و يا اعدام و شايد هم بدتر...پس براي دلداري دوستان ، آشنايان ِ خارج و داخل كشور و يا بهتر است بگويم براي آگاهيتان : هموطنان ، همكاران ، روزنامه عزيز ؛ زهرا اميرابراهيمي ( هنرپيشه مذكور به قول شما ) كه گويا تشابهي ظاهري دارد با شخص ديگري در فيلم غير اخلاقي كه در ماه مبارك رمضان دست به دست از نظرتان مي گذشت ( و تا كنون نيز هم ) ، در صحت و سلامت كامل به سر مي برد و خوشبختانه دليلي كافي براي خودكشي پيدا نكرده است و من زنده هستم ... هنوز.كساني كه با اين بي پروايي از بي حرمت كردن ديگران لذت مي برند ، در درجه اول انسانيت خودشان را با دست خود ، زودتر كشته اند.نجابت برخي هموطنان را كه چه عرض كنم ... اما هميشه خدا را سپاس. ماه پشت ابر نمي ماند.بالاخره در اين روزهاي ابري ، قانون براي تكذيب اين شايعه و فاجعه از لاي ابرها تابيد. جاي آن است كه تشكر و قدرداني كافي از توجه و پيگيري مستمر مسوولين قانون براي حفاظت از محارم و حيثيت و تكذيب اين شايعه بنمايم.انسانها ، متمدنين ، روشنفكران ، اشرفين مخلوقات و اي ديگران ؛ من اولين و آخرين نفري نخواهم بود كه شايعات و اكاذيبي اين چنين به او نسبت داده مي شود.بار سنگين بي حرمتي و تهمت را بر دوش ، با دليل بي گناهي تحمل كرديم. از ما كه گذشت ، اما سوال اين است ؛ اگر هتك حرمت هايي نه براي آدمي كه مي شناسيد ، نه براي مثلاً زهره شوكت ، كه براي شخصي عادي اتفاق بيافتد چه بايد بكنيم؟
 بني آدم اعضاي يك پيكرند
بعضي وقتها بد نيست كه خودمان را جاي ديگري بگذاريم ( اين درس تمام اديان است ) دقيقاً جاي ديگري و نه فقط به رسم دلسوزي. من به خاطر شما ، خودم را جاي پدري مي گذارم كه هر روز چشمهاي غمگين دخترش را براي دلداري مي بوسد و شايد نمي فهميم كه در خلوتش و خودم را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خودكشي جگرگوشه اش ممكن است همان لحظه قلبش را ببازد و خودم را جاي رفيقي مي گذارم كه شرمش را با غيرت مي خورد تا از حقي دفاع كند ...
گه گاهي خودم را جاي نارفيقان نيز مي گذارم ، شايد كه درس غيرت بگيرند و من خودم را جاي تمام وجود خودم نيز مي گذارم تا براي اثبات سلامتم ، جواب اين بي حرمتي ها را بر آيينه دلم ثيقل دهم.
و نهايتاً جايم را به شما مي دهم فقط براي يك لحظه ....
از ما كه گذشت ....
ايستاديم ،
بي پروا ، مي روم و مي تازم در مرز بي خوابي و رويا ،
در محمل ريا ، چنان مي روم كه گويي نه پسي دارم و نه پيش و ، چه شگفت !
اين ريا ديگران با من همواره همراه و هم پايند
باور كرده اندكه حقيقت بيش از اين رياي من نيست
چگونه برهانم آنان را زين خيال اين تَوَهُم
تنها فغان من است
دلشان مي شكند! اگر بگويي
ببنديد چشمان بي شرمتان را! حوصله شان سر مي رود!
اگر بگويم باز نكنيد زبانتان را حتي براي دلسوزي من
كه آن من ، خود هيچ است و اين هيچ ، پر شده است از من
و در نهايت اين من ِ من است كه مي نماياند خود را
براي هيچ و اين من ،
تنها زهرا هزاران تكه شده است براي شما

● زهرا امير ابراهيمي
این بازیگر سینما و تلویزیون همچنین در گفت و گو با اینا با انتقاد از جريانات اخير كه به وي نسبت داده شده است ، گفت : پاييز امسال برايم ياد آور بدترين خاطره ها را ساخت ، تلخ و وهن آور . به قول اخوان " ابرهاي همه عالم در دلم مي گريند "...چون من از اين اتفاق غير انساني در رنجم و خداي هنر را شاهد مي گيرم نه براي خودم و فرديت خودم ، بلكه براي آنكه حرمت يك انسان و يك زن چنين لگد مال شد زيرا براين باورم بار سنگين تهمت و بي حرمتي را به يك انسان تحميل كردن ، گناهي بس گران و درد آور است. وي افزود : در جامعه ما من اولين و آخرين قرباني اين گونه تهمت هاي ناروا و برچسب هاي غير انساني نيستم و نخواهم بود . چون تا زماني كه حس بي مسئوليتي و لاقيدي در بعضي انسانهاي كوته فكر و كوچك وجود داشته باشد اين اعمال شبه رواني هم رخ خواهد داد ، و جالب اينكه در ايران - ملقب و مشهور به سرزمين ناموس و كيان - چرا بايد چنين شهرونداني غير ايراني و بدون حميت و تعصب داشته باشيم . امير ابراهيمي در ادامه گفت : اين اتفاق صرفا به خاطر كسب پول و شايد هم نوعي تفنن غير اخلاقي باشد و به خيال خامشان ديگر قانون و چارچوبي نيست و جامعه افسار گسيخته و بي اصول شده است . اين بازيگر سينما و تلويزيون در بخش ديگري از صحبتهاي خود خاطر نشان كرد : بعضي وقت ها بد نيست ما مدعيان آزادي و انسانيت ؛ خود را لحظه اي به جاي ديگر ي بگذاريم و اين در هر دين و كيش و آئيني مر سوم است ؛ من هم بنا به اين رسم اديان ، دقيقا خودم را به جاي سه نفر گذاشتم . اول به جاي پدري گذاشتم كه هر روز چهره ي زرد و غمگين دخترش را مي بيند و شايد هم براي دلسوزي بر رخ سردش بوسه اي بزند و شايد هم نمي دانم در خفا و كنج خلوت از تيشه برداشتن مدعيان به سوي ناموسش بگريد و مردانه بار غم بر د وش كشد و يا خود را جاي مادري مي گذارم كه با شنيدن خبر خودكشي جگر گوشه اش همان لحظه قلبش باز ايستد كه در آرزوي مادر شدن دخترش روزگار را مي گذراند ،و يا خود را به جاي دوستي مي گذارم كه شرمش را با غيرت و شرف ايراني مي خورد تا كه شايد دست به كاري زند كه حقي را باز ستاند . در هر سه حال ، هر انساني كه بويي از انسانيت به مشامش رسيده باشد ؛ ناراحت مي شود . امير ابراهيمي درباره شايعات اخيري كه در خصوص خودكشي وي در برخي رسانه ها منتشر شده است ، گفت : من خودم را جاي تمام وجود خودم گذاشتم كه براي اثبات اين بي حرمتي به شخصيت زن و انسان به سان اشرف مخلوقات . رفتاري كالائي داشتن با آن ، فقط تصميم گرفتم كه بايستم و به حرمت شرف و كيان قهرماني ايران تاريخ ، بگويم و فرياد بزنم كه من " زنم و انسانم " و علاوه بر آن به عنوان يك هنرمند بايد به جلا و صلابت زن ايراني فكر كنم و از حرمت زنان و دختران هم كيش و زبانم دفاع كنم ... و تنها وسيله و لبزار من همان هنر من است . بازيگر نقش زهره در سريال نرگس خاطر نشان كرد :تكذيب من دردي را دوا نمي كند ، چه را تكذيب كنم ؟ وجود بلاهت را ؟.... من خود عين انكارم ! و مي دانم نسل نو و جوان و هم نسل خودم در ايران چنين عرصه را براي جولان بي غيرتان و عدوهاي ابله كيان و ناموس ايران ، فراهم نمي كنند . وي افزود : من ساكن كوچك وادي هنرم . عزمم را جزم كردم تا بيشتر از پيش در زمينه كاري ام فعال تر باشم و با نوجستن و تكاپو در عرصه هنر ، به عنوان يك زن ايراني حركت كنم . حركتي براي نو جستن و زيستن و آموختن ؛ فعلا قصد هيچ گفتگويي با رسانه اي را ندارم و فقط به مردمان سرزمين قمر و پروين و فروغ و بزرگان هنر و ادب مي گويم من زنده ام .

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

تحقيقات‌ ويژه‌ پليس‌ براي‌ دستگيري‌ عامل‌ اصلي‌ تكثير فيلم‌ خصوصي‌ يك‌ هنرپيشه‌ تلويزيون‌ با دستور دادستان‌ تهران‌ همچنان‌ ادامه‌ دارد.پس‌ از تكثير فيلم‌ خصوصي‌ از هنرپيشه‌ نقش‌ فرعي‌ يكي‌ از سريال‌هاي‌ پرطرفدار تلويزيون‌، پليس‌ امنيت‌ تهران‌ پيگيري‌ اين‌ موضوع‌ را در دستور كار خود قرار داد و ابتدا دختر جوان‌ تحت‌ بازجويي‌ قرار گرفت‌ و مشخا شد اين‌ فيلم‌ كه‌ با يك‌ دوربين‌ مخفي‌ تهيه‌ شده‌ مربوط‌ به‌ دو سال‌ پيش‌ است‌.پليس‌ پس‌ از بازجويي‌ از اين‌ هنرپيشه‌ او را آزاد كرد و تحقيقات‌ خود را براي‌ دستگيري‌ پسر جواني‌ كه‌ در كنار دختر در اين‌ فيلم‌ خصوصي‌ حضور داشت‌ ادامه‌ داد.در جريان‌ تحقيقات‌ صورت‌ گرفته‌ مشخص شد پسر جوان‌ كه‌ متهم‌ اصلي‌ تكثير فيلم‌ خصوصي‌ است‌ از كشور خارج‌ شده‌ و به‌ دوبي‌ گريخته‌ است‌.با مشخص شدن‌ اين‌ موضوع‌ چند مظنون‌ ديگر طي‌ روزهاي‌ گذشته‌ از سوي‌ پليس‌ امنيت‌ تهران‌ تحت‌ بازجويي‌ قرار گرفتند.آخرين‌ اخبار به‌ دست‌ آمده‌ درباره‌ اين‌ ماجراي‌ جنجالي‌ حكايت‌ از آن‌ دارد كه‌ سعيد مرتضوي‌ دادستان‌ تهران‌ كه‌ مسووليت‌ پيگيري‌ اين‌ پرونده‌ را به‌ عهده‌ گرفته‌ به‌ پليس‌ بين‌الملل‌ دستور داده‌ است‌ تا تحقيقات‌ خود را براي‌ دستگيري‌ متهم‌ فراري‌ آغاز كنند.پسر فراري‌ متهم‌ اصلي‌ اين‌ پرونده‌ است‌ كه‌ هم‌ به‌ لحاظ‌ جنبه‌ عمومي‌ و هم‌ جنبه‌ خصوصي‌ جرم‌ تحت‌ پيگيرد قرار دارد و از آنجا كه‌ او در ايران‌ مرتكب‌ جرم‌ شده‌ در صورت‌ دستگيري‌ در خارج‌ از كشور به‌ ايران‌ بازگردانده‌ مي‌شود تا تحت‌ محاكمه‌ قرار بگيرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

در روایات متفاوت و بسیاری در اسلام، به آبروی انسان بیش از هر چیز دیگری توجه و توصیه شده است ، به طوریکه «حثیبت» آدمی با «زندگی» وی هم وزن و همطراز است. حتی «حیثت و آبروی انسان ها» همردیف و همطراف با «کعبه» خوانده شده است. «آبروی» آدمی در اسلام، «تهمت»، «غیبت» و «تجسس در مسائل خصوصی مردم» در شمار بزرگترین گناهان است؛ گناهانی که ظاهراً، گناه مرسوم جامعه ی ماست.پخش فیلمی گسترده از فردی شبیه به هنرپیشه جوان سینما و تلویزیون، این روزها نقل هر محفلی شده است. بوی تعفن غیب و تهمت، اینروزها بسی بیشتر از روزهای گذشته به مشام می رسد، خداوند آن دسته از کسانی را که به زندگی خصوصی مردمان کار دارند و از خصوصی ترین لحظات زندگی هر کس هم نمی گذرند، به اشد مجازات برساند.حتی اگر هر کسی که ما «غیبتش» می کنیم ، گناهی هم مرتکب شده باشد، حتی «گفتن» و «نقل قول» آن حرام مطلق و گناه کبیره است. جرم اشاعه ی فحشا به مراتب بیشتر از «فحشا» است.شاید این روزها در همه جای شهر، «گناهان کبیره» با ارزانترین قیمت ها قابل دسترسی است، باید منتظر عذابی علیم بود.خشم خداوند، به خاطر بی اهمیتی «حثیبت» و «آبروی» هر کسی برای ما، بی شک بیش از آن است که انتظارش را داشته باشیم.خشم خداوند به دلیل بازی با «حیثبت» و «آبروی» انسان، شاید عذابی بزرگ در پی داشته باشد، عذابی که تر و خشک را با هم می سوزاند...

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 آبان1385ساعت 6 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

 «فهیمه خضرحیدری» نویسنده وبلاگ «حرفه؛خبرنگار» (fahimehkh.com) در مطلبی با عنوان «مسئله خصوصی یک زن یا حق مسلم ملی ؟»، می نویسد: بوی گند تعفن و خودبینی از همه جای این شهر بزرگ بی در و پیکر به مشام می رسد.نزدیک به 10 روز است که مسئله خصوصی یک «انسان» به احمقانه ترین شکل ممکن تبدیل شده به مسئله ملی کشور.به سوپرمارکت های سر هر کوچه که سر بزنید ، بسته به میزان وجدان و شعور انسانی شان ،فیلم خصوصی ترین لحظات زندگی یک دختر جوان بخت برگشته را که شبیه به یک هنرپیشه هم هست ،می توانید بخرید.از سوی دیگر در تمام طول این 10 روز زشت و پلید، عده ای از وبلاگ نویسان نامحترم که ظاهرا سوژه کم آورده اند یا در پی اطفای حریق درونی خود هستند این خانم جوان را کرده اند سوژه نوشته های کثیفشان.یک عده آدم بیکار و صد البته بیمار با عبارات احمقانه ای مثل «فیلم ...خواهر بهروز » یا ، « اینجا را دانلود کنید تا فیلم ... دختر شوکت را ببینید» زندگی این دختر جوان را چوب حراج زده اند و یک عده عابد و زاهد یک شبه هم نوشته اند : « دیدید که خانم هنرپیشه توزرد از آب درآمد و در فیلم های مستهجن دیده شد؟ »

چند پرسش :

1.چه کسی می تواند سنگ اول را بزند به « مریم مجدلیه»؟ آن کس که هیچ گناهی ندارد کیست که اولین سنگ را بردارد و بر فرق سر این خانم هنرپیشه بخت برگشته بکوبد؟
2.زاهدنماهایی که احتمالا به هنگام دیدن فیلم این خانم حالی به حالی هم شده اند بر اساس چه ملاکی او را گناهکار می دانند و متهم به عمل مستهجن می کنند؟ آیا رابطه جنسی زنان همچنان یک تابوی غیرقابل انعطاف است؟
3.اگر چه ورود به حریم خصوصی آدم ها چه زن و چه مرد یکی از کثیف ترین کارهای ممکن است، اما می خواهم بپرسم که آیا اگر این فیلم مربوط به ... یک مرد بود هم تا این حد کثافت به بار می آورد؟
4.موجود پستی که برای اولین بار این فیلم را همه جا منتشر کرده و حیوانات بیمار دیگری که در سایت ها و وبلاگ ها و میدان های شهر و سر کوی و برزن ها به بی حیثیت شدن این خانم دامن زده اند ،آیا یک لحظه فکر نکرده اند که چگونه زندگی یک انسان را نابود می کنند؟ به این فکر کرده اند که این آدم پدر، مادر، خواهر و برادر دارد و پس از این مفسده ای که برایش به راه می اندازند چگونه باید به زندگی خود ادامه دهد؟
5.آیا اگر زیگموند فروید زنده بود، جامعه ای بهتر از جامعه بیمار جنسی ما به عنوان نمونه آزمایشگاهی برای تحقیقاتش پیدا می کرد؟
6.آیا مردم سطحی نگری که برای دیدن ...یک هنرپیشه زن صف می کشند و لطیفه می سازند،همان نادان هایی نیستند که قتلی در سریال نرگس برایشان مهم تر و واقعی تر از قتلی در زندان اوین است؟همان مردمی که ذهن و حافظه شان فقط برای توجه به چنین مسائل سطحی و کم اهمیتی تربیت شده است؟
7.این دیگر سوال نیست.این یکی نفرین است : ننگ بر ماکه باهم چنین می کنیم.

+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مادر كودك بيمارش را با پرستار تنها مي‌گذارد به هواي آنكه پرستار نيز همانند او كودك تبدارش را با هزار بازي و مسابقه، دور خانه دنبال كند و او را راضي به خوردن داروي تلخ سازد اما حوصله فراخ مادر كجا و حوصله تنگ نامادري كجا؟رستار در زمان اندكي كه مسووليت نگهداري كودك بيمار را به او سپرده‌اند، حوصله گريه‌ها و بي‌تابي‌هاي كودك را ندارد و ديگر دنبال كودك و سرفه‌هايش نمي‌دود و كام كودك را تلخ نمي‌كند تا لحظه‌اش شيرين باشد و بي‌دردسر اما مادر هزار ضجه كودك براي خوردن داروي تلخ را به جان مي‌خرد تا مبادا تك سرفه‌هاي امروز كودك بيمارش به سرفه‌هاي سخت و تنگي نفس در فرداهاي پيش رو تبديل شود.حكايت ما و حكايت هر آنچه كه اين روزها بر ما مي‌رود بي‌نشان از روزهاي كودكي نيست.اقتصاد بيمار است، جامعه تب دارد، نظم سرفه مي‌كند، از گلوي جاده‌ها و گاه حتي اتوبان‌هاي شهر خون مي‌آيد، چشم‌هاي شهر از اين همه آلودگي آسمان مي‌سوزد، ويروس فقر از سر‌تا‌سر سفره نان، فرهنگ، انديشه و رفتار اهالي خانه بالا مي‌رود و ما به سان همان كودك تبدار، بي‌هراس از آينده، تمام طول خانه را مي‌دويم تا مبادا مادر به ما برسد و داروي تلخش كام لحظه‌مان را تلخ سازد. غافل از آنكه بدانيم او كه مي‌بايد پشت سر كودك بيمار بدود سال‌هاست كه ايستاده است و ما سرفه‌كنان در ميدان مسابقه پيش مي‌رويم.مجلس را به لحاظ جايگاه والايش در نظام دموكراتيك، اگر در اين قياس به‌سان <مادر> براي جامعه فرض كنيم، دولت را نيز مي‌توان به‌سان همان <پرستار> در نظر گرفت كه همپاي مادر وظيفه فراهم آوردن زمينه رشد، سلامت و شكوفا ساختن توانمندي‌هاي اهالي جامعه را عهده‌دار است و چه‌بسا در اين مسير مجلس نيز بر اساس وظايف تعريف‌شده‌اش در قانون اساسي چشمان ناظرش را همواره براي رصد كردن عملكرد دولت باز نگاه مي‌دارد تا مبادا پرستار را تاب بي‌تابي‌هاي زودگذر جامعه نباشد و در پيست مسابقه با كودك تبدار، داروي تلخ را دور بريزد و آينده را قرباني لحظه سازد.در ماجراي پر كش و قوس بنزين كه به يك سريال پر‌بيننده نيز تبديل شده بود، مجلس و دولت هزار ره پيموده و ناپيموده را رفتند تا شايد در آمد و رفت لايحه واردات بنزين، ميان اين دو قوه و مباحث مربوط به سهميه‌بندي بنزين در نهايت بيماري مربوط به اين حوزه اقتصادي را بهبود بخشند.يك روز وزير نفت، دو‌و نيم ميليارد دلار اختصاص داده شده در بودجه كل كشور را براي واردات بنزين كافي ندانست و از سهميه‌بندي بنزين خبر داد و روز ديگر كميسيون برنامه و بودجه مجلس افزايش يافتن بودجه مربوط به واردات بنزين را تا سقف مورد‌نظر دولت غير‌اصولي خواند و از سهميه‌بندي بنزين به عنوان پيشنهاد اين كميسيون خبر داد و در نهايت توپ سهميه‌بندي كردن بنزين هر روز از زمين مجلس به زمين دولت و برعكس پرتاب مي‌شد تا مبادا عواقب مربوط به اجرايي شدن اين اقدام منجر به كاهش آراي ساكنان اين دو قوه در توده مردمي ‌كه منتظر تحول در وضعيت معيشتي خود بودند، شود.دولت و مجلس هر دو مي‌دانستند كه خوراندن اين داروي تلخ در شرايطي كه كودك تبدار جامعه هر روز براي تحقق شعارهاي پوپوليستي و عوام‌گرايانه تفكر حاكم بر اين دو نهاد لحظه شماري مي‌كند، بسيار دشوار است و اين‌بار نه‌تنها پرستار بلكه مادر نيز ديگر دنبال كودك بيمارش ندويد تا تك‌سرفه‌هاي امروز اقتصاد بيمار كشور را در آينده‌اي نه‌چندان دور به تنگي نفس و آسم تبديل نسازد. گويي ساكنان دولت و مجلس اينك در <پيست پوپوليسم> به مسابقه‌اي ناگزير گرفتار آمده‌اند كه سرعت و سبقت هر‌يك از ديگري تنها راه برد است و كودك تبدار جامعه گوشه اين پيست خرسند از لحظه و بي‌خبر از آينده نظاره‌گر اين رقابت است.اساسا اين مسابقه از همان روزي آغاز شده بود كه برداشت‌هاي مكرر از حساب ذخيره ارزي براي كارهاي روبنايي و تبليغاتي به جاي كارهاي عمراني و زيربنايي، در دستور كار مجلس و دولت قرار گرفته بود، آنگاه كه به گفته خوش‌چهره، عضوي از اصولگرايان مجلس هفتم، تنها قرار گرفتن نام يك روستا، كميته امداد و بهزيستي كافي بود تا نه گفتن مجلس به دولت به معني ايستادن در مقابل روستاييان و محرومان تلقي شود لذا نمايندگان نيز بر سرعت خود افزودند تا مبادا در پيست پوپوليسم از آناني كه درخواست خالي كردن حساب ذخيره ارزي كشور را كرده‌اند عقب بمانند.بدين ترتيب تلاشي كه قرار بود براي واقعي كردن ميزان مصرف سوخت در كشور از طريق واقعي كردن قيمت بنزين صورت گيرد بي‌ترديد مي‌بايد ابتدا با واقعي كردن جايگاه ناوگان حمل‌و‌نقل عمومي‌ شامل اتوبوس، مترو و قطار بين‌شهري در مقايسه با كشور‌هايي مانند فرانسه، آلمان، ايتاليا، ژاپن و ديگر كشور‌هاي توسعه‌يافته صورت مي‌گرفت تا در استفاده از اين وسايل نقليه، انتخاب و رغبت جايگزين اجبار و بي‌رغبتي مي‌شد. طبيعي است آنان كه به تفكر تزريق دلارهاي نفتي در بخش‌هاي مصرفي جامعه معتقدند و اين شيوه را آسان‌ترين راه براي جلب نظر و رضايت توده مردم مي‌پندارند با قرار گرفتن در چنين پيستي از يكديگر سبقت خواهند گرفت غافل از آنكه اين روند به دليل آنكه مشخصا با توده مردم و نگاه‌هاي آنان به مسائل ساده و ملموس در ارتباط است در مدت زمان كوتاه وارد روند جديدي مي‌شود.اين‌گونه است كه عقلاي اقتصادي مجلس نسبت به‌سرعت همفكران خود در اين پيست ابراز نگراني كرده و دقيقا واژه <عوام‌گرايي> و تفكر <پوپوليستي> را در جريان واردات بنزين و بذل و بخشش از درآمد حاصل از نفت نهاده‌اند كه سلامت آتي كودك تبدار جامعه را قرباني دلخوشي‌هاي آني او كرده‌اند

+ نوشته شده در  شنبه 13 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

دومین خیز "جریان مصباح " برای تحقق اهداف مندرج در فاز دوم ، موسوم به " فاز منزوی کردن شاگردان امام و انقلابیون با سابقه ، برای تسلط برخبرگان وشوراها ،و آماده شدن برای حضور در جایگاه رهبری " از اوایل هفته جاری با تشکیل صدها ستاد  آغاز شد .حجه الاسلام والمسلمین سید عبدالحسین حسینی کاشف الغطا ، از مدرسان ومحققان حوزه، ضمن اعلام خبر فوق، یادآور شد: جریان اقای مصباح که به خاطر سابقه ی مخالفت با  انقلاب و امام و عدم حضور در مبارزات مردم وروحانیت در جریان های منجربه پیروزی انقلاب و نیز عدم حضور دردفاع هشت سال دفاع مردم،  در زمان امام در عزلت به سر می بردند ، پس از رحلت امام در یک برنامه ریزی وسیع و سازماندهی قوی و جلب حمایت های محافل قدرتمند ، توانست پس از 16 سال فعالیت آرام و اغفال کننده، گام نخست را در تسلط بر قوای سه گانه به استثناء قوه قضاییه بردارد، اینک گام دوم طرح بزرگ خود را عملیاتی کرده است .به گفته ی سید عبدالحسین کاشف العظا، جریان آقای مصباح یزدی پس از آنکه درماههای اخیر نتوانست تشکل های با سابقه روحانی مثل «جامعه مدرسین حوزه علمیه قم » و «جامعه روحانی مبارز تهران» را با به کار گیری انواع ترفندها و فشارها وادار به حذف امثال هاشمی رفسنجانی از لیست اعلامی کند.با به کارگیری همه امکانات وعده و استعداد خود در قالب ستادهای مخفی، پرتعداد ، و با امکانات، اطلاعات ، برنامه ها و حمایت های لازم، راساً شروع به انجام اقداماتی برای تحقق این هدف کرده است.این تحلیلگر حوزه و دانشگاه هشدار داد: روند اوضاع و نحوه ی آرایش جریان آقای مصباح و شکل سازماندهی و اقدامات اولیه آنان نشان می دهد که این گروه، فاز بزرگ دوم جریان خود را تسلط کامل بر مجلس خبرگان رهبری و نیز شوراهای شهر و روستا قرار داده و مصمم است با بهره گیری از عناصر متخصص و شگردهای جنگهای روانی ، با تحریک مردم علیه پاره ای شاگردان امام و سابقون انقلاب از طریق اتهام سازی و هتک آبروی این افراد؛ اولاً مانع حضور آنان در مجلس خبرگان شود (تا آنان در زمان مناسب بتوانند هر اقدامی را انجام دهند) و در ثانی : با ساخت و اشاعه ی شایعات و عملیات تخریبی چنان کنند که شاگردان امام و انقلابیون قدیمی و یاران قدیم و هوشیار رهبری را وادار به سکوت کرده،  و توپ و میدان را" با کلید طلایی کشور" به جریان مصباح یزدی واگذار کنند.سید عبدالحسین کاشف العظا، ارائه لیست های خاص از پاره های گروه های نو آمده و خلق الساعه مثل «نخبگان حوزه و دانشگاه» با شعارهای فریبنده ،" تحت عنوان لیست های بدون طبسی و هاشمی " انزوا و هتک دو تن از شاگردان بزرگ امام  و انقلابیون باسابقه را جهت گشایش آسان دروازه های خبرگان و شوراها به روی جریان مصباح یزدی ارزیابی کرد.
کاشف العظا ، همچنین انتشار شایعه ی بیماری شدید آیت الله واعظ طبسی تولیت آستان قدس رضوی و حتی ساخت و پرداخت خبرکذب ارتحال ایشان در سطح وسیع را ( که غیراخلاقی ترین نوع رقابت ارزیابی می شود ) را در جهت فرصت سازی برای فازهای بعدی جنگ روانی جریان خود، و گرفتن فرصت از رقیبان دانست.وی افزود: علاوه بر همه اینها گسترش حجم آتش توپخانه "جریان مصباح" علیه آیات هاشمی و طبسی را که به احتمال زیاد در روزهای آینده توسعه هم خواهد یافت، نشانه ی ترس همین جریان از آقایان طبسی و هاشمی  دانست،( که علاوه بر سوابق درخشان قبل و بعد از انقلاب، و نقش آن ها در حمایت از رهبری نظام و حمایت از اندیشه انقلاب و امام) از اطلاعات کامل امثال هاشمی و طبسی از این گروه در قبل و بعد از انقلاب و فعالیت های پشت پرده انها و اهداف خطرناک آینده" جریان مصباح " و نیز تاثیرسخن کسانی مثل ایه الله واعظ طبسی  و منزلت و احترام ایشان نزد رهبری معظم انقلاب( مدظله) و همچنین توان اجرایی این دوتن در جلوگیری از  دسترسی " جریان مصباح " به اهدافشان  دانست.وی در خاتمه ضمن اعلام بیدار باش  به همه انها که اهل تاثیر هستند، ضرورت اقدام همه نیروهای انقلاب برای مواجهه با جریان خزنده و مشکوکی قصد مصادره انقلاب را دارد  را تکلیفی دینی و ملی دانست .وی با لحن انتقاد امیزی  رشد نا موجه " و کودتا گونه "  جریان مصباح " را که به فتح دو قوه کشور و تسلط این گروه بر منابع اقتصادی کشور و امور مردم مظلوم ایران انجامید را  به طور و قطع و یقین  برخلاف مصالح عالی کشور  و برخلاف میل روح قدسی حضرت امام( قده) ارزیابی کرد و آن را به اهمال بزرگان انقلاب و سکوت و بی عملی فرزندان جنگ و انقلاب  مرتبط دانست و اذعان کرد : تنها سابقون انقلاب ، شاگردان امام و آنها که ارمانها و خواست های مردم و ارمانهای انقلاب را با همه وجود لمس کرده اند، خواهند توانست ضمن خنتی کردن توطئه های خزنده، کشور را به سوی آبادانی، رفاه و ....سوق دهند

+ نوشته شده در  جمعه 12 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط  

سید حسن خمینی فرزند یادگار امام (ره) چندی پیش اظهارات مهمی به زبان آورد که هنوز عده ای از بازتاب و انعکاس آن، می هراسند. وی گفت که  خداوند حفظ آبروي مومن را بالاتر از كعبه دانسته است ولي آيا در نزد ما نيز اين فرمان خدا اينچنين است؟ اگر ادعا داريم كه اسلام ما حقيقي است پس اين همه تهمت و ريختن آبروي مومن از هر دسته و گروهي چه معني دارد؟ آيا ما در جامعه‌مان به همان اندازه كه به ناهنجاري‌ها اهميت مي‌دهيم و با آن به مبارزه مي‌پردازيم، براي ديگر فرامين خدا هم تعصبي اينچنين نشان مي‌دهيم؟ آيا برخورد با آدم دروغگو به همان اندازه برخورد با آدم بدحجاب است؟
سيدحسن خميني با اشاره به روايتي درباره فقر پرسيد: آيا حساسيت ما نسبت به فقر در جامعه به اندازه حساسيتمان نسبت به موهاي خانم‌ها است؟ سيدحسن خميني در ادامه به خاطره‌اي از امام(ره) اشاره كرد و يادآور شد: بزرگواران نظام به ياد دارند زماني كه گروهي نزد امام رسيدند و از شنود مكالمات شخصي خبر دادند، ايشان بسيار از اين مساله ناراحت شد و به شدت با فرد خاطي برخورد كردند؛ چرا؟ چون در نزد ايشان حفظ آبروي مومن از هر چيزي بالاتر است.سيد حسن خميني با بيان اينكه در زندگي امام(ره) كسي جرات غيبت كردن نداشت به خاطره‌اي اشاره كرد و گفت: يكي از بزرگان حال حاضر كشور نزد امام آمدند و گفتند فلان گروه شما را قبول ندارند. حضرت امام گفتند مگر من اصول دين هستم كه حتما بايد من را قبول داشته باشند؟ فرزند يادگار امام(ره) با بيان اينكه هر قومي گناه خاصي دارد، گفت: گناه اهل علم حسد و گناه سياسيون تهمت و غيبت است، كسي كه عالم باشد و اسلام متناسبي را پيشه كرده باشد، قطعا نسبت به اين گناه‌ها حساسيت ويژه‌اي خواهد داشت.

....
آری، گناهانی کوچک این روزها در کشور ما «کبیره» شمرده شده و گناهان کبیره، بسیار کوچک. در مقابل هر گناه کوچکی چنان واکنشی نشان مدهیم که در برابر صدها گناه کبیره، چنین نم کنیم.
هر چند باید مرا به خاطر این صراحت ببخشید اما اگر بگویم، تهمت، غیبت، بازی با حیثیت مردم، ریاکاری و.... کم کم به فرهنگ ما ایرانیان می پیوندد، سخنی به گزاف نگفته ام.
روزی نیست و شاید ساعتی نباشد که ما «غیبت» نکنیم و دیگران را بدون هیچ آگاهی «متهم» نکنیم. نمونه اخیرش، بلایی است که بیشتر ما، بر سر بازیگر با استعداد سینما و تلویزیون آوردیم. پس از آن که فیلم غیر اخلاقی از فردی شبیه به او پخش شد، بی آنکه تحقیق کنیم چه کسانی درصدد پخش این فیلم و بازی با آبرو و زندگی یک هموطن ایرانی هستند، درصدد تماشای فیلمی برآمدیم که ناجوانمردان برای انعکاس آن، سنگ تمام گذاشتند.چه کرده مگر آن دخترکی تازه پایش به سینما باز شده و چهره ی محبوب شده؟ آخر گناهش چه بوده که باید با بی شرمی تمام، ابتدا به پخش و انعکاس گسترده یک فیلم جعلی پرداخته و سپس شایعات دیگر را شروع کنیم: شنیدم به دبی رفته، شنیدم به هلند رفته، راستی شنیدی که آن بازیگر سینما ممنوع التصویر شده، و دهها شایعه ی دیگری که از بیان آن شرم می کنم...
ناجوانمردانی که فیلم را با هدف تخریب یک مسلمان - اصلاً یک انسان - با تیراژ وسیع پخش کرده اند، البته می توانند با مال حرامی که گیرشان امده، سال ها آنسوی آب، هر چه می خواهند بکنند، اما آیا می دانند، چه بر سر دخترک معصومی آمده که در پاکی اش شکی نبود؟آیا می دانند، او امروز کجاست؟ ایا می دانند چند بار قصد خودکشی کرده؟ آیا می دانند چند بار کارش به بیمارستان کشیده؟ می دانند چه بر سر خانواده اش آمده؟ دهها و شاید صدها روایت از ائمه معصومین و پیامبر اکرم (ص) است که به آبروی یک مسلمان، اهمیتی صدبرابر داده است. چرا با وجود این همه روایت، باز هم آبروی مردم، برای ما پشیزی ارزش ندارد؟با تمام کسانی هستم که فیلم را پخش کرده و هموطنانی که فیلم را تماشا کرده و بی هیچ قصد و غرضی ! شروع به پخش شایعه کرده اند؛ آیا تا به حال، خود را جای آن دختر گذاشته اید؟ کافی ست لحظه ای خود را جای او بگذارید تا ببینید دخترکی که «عاشق بازیگری و حرفه اش» بود، اینک چه بر سرش آمده؟ آیا می تواند باز هم بازی کند؟ آیا حجب و حیای او اجازه می دهد که باز هم در جامعه حاضر شده و به علاقه اش بپردازد؟
آری! از او می خواهیم، همه چیز را فراموش کند به دنیای سینما بازگردد، قانع کردن این بازیگر به بازگشتش به عرصه ی بازیگری، شاید بتواند اندکی از گناهان بزرگ ما بکاهد.، برای خود او بیشتر دعا کنیم.دعا کنیم او با آسودگی تمام، به سینما بزارگدد و ما نیز گناهان مان آمرزیده شده و کمتر از این، گناهانی چنین بزرگ مرتکب شویم. الهی العفو...

+ نوشته شده در  جمعه 12 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط   | 

خودکشتی بازیگرسریال نرگس گام دوم برای تخریب چهره این بازیگرسینماوتلویزیون محسوب میشود.علیرغم تاکیدات اسلام مبنی برحفظ حریم اخلاقی وخصوصی افرادبرخی وب سایت ها وتولیدکنندگان سی دی های خانوادگی آخرین تیرخودرابسوی یک بازیگرجوان نشانه رفته اندتانگرانیهای اجتماعی ازحضورزنان درفعالیتهای روزانه را تشدیدنمایند.عصر ديروز از سوي منابع غير رسمي اعلام شد، يكي از هنرپيشه‌هاي زن سريال نرگس صبح ديروز هنگام تحقيق ماموران اقدام به خودكشي كرده است كه بلافاصله به بيمارستاني در شمال تهران منتقل شده است.یک موسسه تحقیقاتی بابررسی فیلم مذکورجعلی بودن این فیلم راموردتاکیدقرارداده است .گروه تحقیقاتی RESCUE SQUAD تاکیدداردباوجودشبهات بین این فردوبازیگرموردنظراین مطلب که این دویک نفرنیستندتردیدی نیست .ازسوی دیگرباشایع شدن خودکشی این بازیگرمحمد تورنگ رئيس مركز اطلاع‌رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ ضمن تکذیب هرگونه خودکشی ازسوی این بازیگرجوان گفت : اين هنر‌پيشه زن هم‌اكنون در سلامت كامل است و خبر خودكشي او هنگام بازجويي ماموران صحت ندارد.وی ادامه داد : هم اكنون تحقيقات در رابطه با صحت اين تصاوير و دليل انتشار آن از سوي ماموران ادامه دارد.امانکته قابل تامل حرکت شتابزده روزنامه جام جم درانعکاس این خبربودکه موجب نگرانی درمیان فعالین خبری وجامعه شناسان شده است .حرکتی که هیچ پایه صحتی رابدنبال نداشته وباوجودانتصاب این روزنامه به صداوسیما ورابطه این بازیگربامالک اصلی این نشریه نگرانی ازچنین فعالیتهایی درعرصه خبررا افزایش میدهدازسوی دیگرخبرمیرسددفترجرایم اینترنتیی قوه قضائیه وبلاگ منتشرکننده این تصاویررافیلترکرده وپرونده ای رادرهمین زمینه مفتوح کرده است .شاهدی ازمسوولان این دفتراین گونه برخوردهاراموجب به مخاطره انداختین امنیت روحی وروانی خانوداه ها دراجتماع دانست .وی افزود: قوه قضائیه عزم جدی رابرای برخوردباعامل یاعاملین این ماجرادنبال میکندبااین وجودهنوزخبری ازاینکه آیاباروزنامه جام جم نیزبه خاطرترویج این شایعه موردبازخواست قضایی قرارمیگیردیاخیرمنتشرنشده است

+ نوشته شده در  جمعه 12 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط  

از شهر مشهد شنیده می‌شود که پخش شایعاتی در چند روز گذشته که حاکی از فوت آیت‌الله «واعظ طبسی» تولیت آستان قدس رضوی بودند، بی‌ارتباط با انتخابات آینده مجلس خبرگان رهبری نیست این زمینه گفته می‌شود پخش این شایعه بسیار مشابه با پخش شایعه فوت آیت‌الله «مهدوی کنی» در نوروز سال جاری است که بر روی تلکس خروجی خبرگزاری ایرنا هم قرار گرفت و عامل آن بعدها در بولتن داخلی یکی از احزاب اصولگرا، نزدیکان یکی از کاندیداهای متنفذ انتخابات آینده مجلس خبرگان و هدف از آن سنجش میزان محبوبیت وی در میان شهروندان تهرانی عنوان شد. لازم به ذکر است که اخیرا یک لیست انتخاباتی با محوریت فرزند آیت‌الله «مصباح یزدی» و دیگر شاگردان وی در استان خراسان رضوی آغاز به فعالیت کرده است که در آن نام آیت‌الله واعظ طبسی وجود ندارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شنیده می‌شود آیت‌الله مهدوی كنی، رئیس دانشگاه امام صادق كه اعلام كرده بود در دیدار با مسوولان عالی رتبه اجرایی سعی می‌كند مشكل دانشجویان ستاره دار ثبت نام نشده را حل كند به آنان گفته نمی‌تواند در این زمینه كاری انجام دهد. در دیدار دانشجویان ستاره دار ثبت‌نام نشده كه حدود دو هفته قبل صورت گرفت، آیت الله مهدوی كنی از ایشان خواست مساله خود را بیش از این رسانه‌ای نكنند و قول داد تا عید فطر مشكل آنان را حل كند. اما در ابتدای هفته جاری یكی از نزدیكان وی به دانشجویان اعلام می‌كند: «با وجود اینكه ایشان با بسیاری از مسوولان و مقام‌های مرتبط با موضوع دیدار كرده است اما در نهایت به این نتیجه رسیده است كه نمی‌تواند به حل مشكل آنها كمكی نماید». یك منبع آگاه دانشجویی در این زمینه افزود: «منظور ایشان از این پیام این بود كه دیگر كسی به حرف ایشان هم كه از جمله شخصیت‌های قدرتمند و صاحب نفوذ بودند گوش نمی‌دهد».

+ نوشته شده در  پنجشنبه 11 آبان1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

براي حضور در انتخابات مجلس خبرگان
مجيد انصاري ردصلاحيت شد

مجيد انصاري،عضو مجمع روحانيون مبارز و از جمله نمايندگان اصلاح طلب‌‏ مجلس خبرگان رهبري و کانديداي انتخابات دوره چهارم اين مجلس توسط شوراي نگهبان ردصلاحيت شد. اسماعيل گرامي‌‏مقدم،‌‏ سخنگوي حزب اعتماد ملي با اعلام اين خبر گفت: پس از آنكه از مجيد انصاري براي شركت در آزمون كتبي اجتهاد نامزدهاي انتخابات خبرگان دعوت شد، شوراي نگهبان طي تماسي به ايشان گفت كه به نفع شما نيست در اين آزمون شركت و در انتخابات خبرگان حضور يابيد.وي افزود: مجيد انصاري نيز به دليل اين امر در آزمون كتبي شركت نكرد و در انتخابات خبرگان رد صلاحيت شد.به گفته گرامي‌‏مقدم برخي ديگر از چهره‌‏هاي شاخص غيرمحافظه‌‏كار نيز در انتخابات مجلس خبرگان رهبري رد صلاحيت شده‌‏اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اگر در آغازين روزهاي مهرماه جمعي از دانشجويان پشت درهاي بسته دانشگاه همسايه دچار بهت و حيرت شدند و همزمان ستاره‌اي را آذين كارنامه تحصيلي خويش ديدند تا باور كنند كه عزم بر محروميت آنان از كسب علم جزم شده است، اكنون در آغازين روزهاي آبان‌ماه اين استادان دانشگاه هستند كه مبهوتانه برخورد با جمعي از همكاران خويش را شاهدند و در حاشيه نوبت خود انتظار مي‌كشند كه گويي زمان مقابله با اساتيد دگرانديش نيز فرا رسيده است. چه آنكه اگر تعطيلات تابستاني فرصت كافي براي بررسي پرونده دانشجويان را به مسوولان وزارت علوم داده بود تا ليست ستاره‌داران محروم از تحصيل را كامل كنند، اكنون نيز گويي تعطيلات غيرمنتظره هفته قبل بهترين فرصت را در اختيار مديران دانشگاه تربيت مدرس گذاشته است تا سياهه استاداني را تكميل كنند كه متفاوت از قرائت رسمي مي‌انديشند و با زباني ديگر دانشجويان را مخاطب كلام و درس خود مي‌سازند. پس اگر چندماهي پيشتر حجت‌الاسلام عميد زنجاني حكم بازنشستگي اجباري چند تن از اساتيد دانشگاه تهران را به يكباره صادر كرد و روحاني ديگري در صدر دانشگاه علامه طباطبايي زنگ محدوديت تدريس جمعي از استادان اين دانشگاه را نواخت، اكنون قرعه به نام حجت‌الاسلام اكبريان رئيس دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس افتاده است تا او نيز حكم محدوديت تدريس جمعي از اساتيد اين دانشگاه را امضا كند و يا حتي در برابر حكم اخراج برخي از آنان سكوت نمايد. گويي پايان تعطيلات اهدايي دولت اصولگرا، آغاز فاز جديد تصفيه دانشگاه‌ها را رقم زده است، تصفيه‌هايي كه البته در هر دانشگاه با مستندات متفاوتي اعمال مي‌شود؛ همچنانكه مديريت دانشگاه تهران بازنشستگي اجباري اساتيد را مي‌پسندد و مديران دانشگاه تربيت مدرس ايجاد محدوديت تدريجي را همچون گام اول اخراج نهايي جمعي از اساتيد تعريف كرده و چه‌بسا مديران ديگر دانشگاه‌ها نيز هر يك در تدارك برنامه‌اي عملياتي براي برخورد با استادان دگرانديش مجموعه تحت امر خويش هستند. به اين ترتيب اگر چند ماهي پيشتر و در پي بازنشستگي اجباري استادان دانشگاه تهران، دانشجويان بناي اعتراض در مقابل تصميم مديران گذاشتند و هفته‌اي ناآرام را بر فضاي علمي دانشگاه حاكم ساختند، گويا خود دليلي بر دورانديشي اين گروه از ساكنان خانه علم و دانش بود كه محدوديت‌ها را به درست پيش‌بيني كردند و سكوت را جايز ندانسته و اعتراض پيشه ساختند. اعتراضي كه البته ساليان سال است بر نمايه بيروني فعاليت‌هاي دانشجويي نشسته است و دانشجويان امروزي به ياد مي‌آورند ديروزيان خود را كه در مقابل منع تدريس اساتيدي چون عبدالكريم سروش، سيدجواد طباطبايي و ديگراني صاحب‌فكر بناي اعتراض گذاشتند و البته تاوان اعتراض‌هاي خويش را نيز در اندك‌زماني بعد پس دادند. امروز نيز جمعي از دانشجويان ستاره‌دار درحالي كه مدارك محروميت خويش از تحصيل را در دست دارند، از پشت درهاي دانشگاه به اساتيدي چشم دوخته‌اند كه گويي در آينده نزديك بايد رخت تدريس را در فضايي بيرون از دانشگاه بر تن كنند و البته استادان داشنگاه تربيت مدرس نيك مي‌دانند اراده‌اي كه امروز اخراج آنان از شوراي تخصصي دانشگاه را رقم زده است، تا هنگامه خروج آنان از محيط دانشگاه آرام نخواهد گرفت. ديگر زمان آن گذشته است كه بر نحوه مواجهه با وارثان علم و دانش تاسف خورد كه در ساليان اخير بارها حرمت دانشگاه و دانشجو شكسته شده و ساكنان خانه علم‌آموزي لب فروبستن و انتظار كشيدن را نيك آموخته‌اند اما هر برگي كه از اين دفتر ورق مي‌خورد بار ديگر ذهن‌ها را به تاريكخانه جهل هدايت مي‌كند و بغضي ديگر انباشت قصه تكراري دانشگاه‌ها مي‌شود. اكنون اما در مواجهه با شيوه جديد برخورد با دانشگاهيان بايد تاسفي مضاعف را همراه نظاره خود كرد. اگر سال‌هايي پيشتر اين دانشجويان بودند كه يكصدا در مقابل برخورد با اساتيد مي‌ايستادند و اعتراض پيشه مي‌ساختند اما در مقابل بايد سكوت اخير اساتيد در داستان دانشجويان ستاره‌دار را با تامل نگريست و دانست كه گويي هدف غايي حكومت مردان فرهنگي كشور قطع ارتباط دوسويه استاد- دانشجو است تا شايد از اين طريق ركود را بر فضاي دانشگاه حاكم كرده و سكوت حاكم را نيز ماندگارتر سازند.اينچنين است كه اكنون دانشجويان معترض اين سال‌ها درهاي بسته دانشگاه را در مقابل چشم دارند و معدود اساتيد معترض نيز محدوديت‌ها و محروميت‌ها را انتظار مي‌كشند تا شايد آن‌گونه كه طراحان نقش زده‌اند در جايگاه نشيند و فراموشي ره‌آوردي براي فرداي دانشگاه باشد. به اين ترتيب اين روزها مي‌توان افزودن حلقه‌اي ديگر بر زنجيره را به وضوح به تماشا نشست و تحقير وارثان علم و دانش را شاهد بود كه به پاس همراهي با دانشجويان به بيرون دانشگاه هدايت مي‌شوند. گويي دانشجويان و استادان بايد كلاس‌هاي درس را زين‌پس خارج از فضاي دانشگاه‌ها تشكيل دهند و حلقه علم‌آموزي را در فضايي ديگر ترسيم كنند كه دانشگاه زين‌پس تنها نامي ‌براي مكان عرضه علم است و هر آنجا كه دانش توزيع شود مي‌توان نامي بر آن نهاد.
مریم شبانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بعد از اینكه جوانان اصولگرای اصفهان شامل جوانان انصار حزب الله معروف به «گروه كاوه» و همچنین جوانان اصولگرای سنتی كه با عنوان «هوای تازه» در اصفهان فعالیت می كنند، با اعتراض شدید خود و فشارهای مختلف همچون پخش شب‌نامه هائی علیه برخی افراد كه در لیست تهیه شده در ائتلاف اصولگرایان اصفهان به رهبری «علی اكبر پرورش» عضو ارشد حزب موتلفه اسلامی و وزیر سابق آموزش و پرورش در سالهای اولیه انقلاب اسلامی حضور داشتند، 5 نفر از لیست 11 نفره ائتلاف اصولگرایان حتی از ثبت نام در این انتخابات نیز منصرف شدند، بزرگان اصولگرا شامل اعضای شورای مركزی حزب موتلفه اسلامی و همچنین «محمد رضا باهنر» به عنوان نماینده جامعه اسلامی مهندسین روزهای سه شنبه و جمعه به اصفهان سفر می‌کنند تا بلكه بتوانند اختلافات عمیق پیش آمده را حل و فصل لیست 11 نفره ائتلاف اصولگرایان اصفهان به رهبری «علی اكبر پرورش» كه بعد از سالها دوری از صحنه سیاست بار دیگر به عنوان ریش سفید به صحنه سیاست بازگشته شامل: مهندس حاج رسولیها رئیس كنونی شورای اسلامی شهر اصفهان، سردار نصر اصفهانی عضو شورای شهر اصفهان، حجه الا سلام نیلی پور مدیر عامل بنیاد مهدی موعود(عج)، حجه الاسلام اژه ای، محمد رضا ساكت مدیرعامل باشگاه ورزشی فولاد مباركه سپاهان، دكتر منتظر القائم استاد علوم سیاسی دانشگاه اصفهان، حاجی رحیمیان دبیر شاخه جوانان جامعه اسلامی مهندسین استان اصفهان، مهندس كوهپایه استاندار سابق اصفهان، رحمانی دبیر جامعه اسلامی خانه كارگر، تحویل پور منشی شورای شهر و خانم سهرابی دبیر جامعه زینب(س) اصفهان بود. با انتشار این لیست دو گروه از جوانان اصولگرا شامل «گروه كاوه» یا انصار حزب الله اصفهان به رهبری روحانی جوانی به نام كمیل كاوه كه در سالهای اخیر با حركاتی همچون بر هم زدن و اختلال در نماز جمعه هایی كه به امامت آیت الله طاهری پیش از استعفای وی برگزار می شد، بر هم زدن كنسرت های مختلف موسیقی، آتش زدن برخی مجسمه های نصب شده در مكانهای عمومی شهر اصفهان ، اعتراض به حضور توریست ها در این شهر تاریخی و پخش شب نامه هایی علیه اصلاح طلبان كاملا شناخته شده هستند و همچنین گروهی از جوانان اصولگرایان به رهبری امیر حسین كمیلی با عنوان «هوای تازه» كه یاد آور تبلیغات علی لاریجانی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری است با اعتراضات شدید خود موجب شدند كه 5 نفر از لیست اصولگرایان اصفهان حتی از ثبت نام نیز منصرف شوند. این 5 نفر شامل: محمدرضا ساكت، رحمانی، دكتر منتظر القائم، حجه الاسلام نیلی پور و حجه الاسلام اژه ای هستند كه گفته می شود این افراد به دلیل وابستگی و گرایش به جناح سنتی جبهه اصولگرایان مورد اعتراض جوانان و مخصوصا انصار حزب الله قرار گرفته است. با توجه به اختلافات پیش آمده بین اصولگرایان اصفهان كه رهبری آن بر عهده حزب موتلفه اسلامی و جامعه اسلامی مهندسین است، سه شنبه و چهارشنبه تمامی اعضای شورای مركزی حزب موتلفه اسلامی و روز جمعه مهندس محمدرضا باهنر به اصفهان خواهند آمد تا با بررسی مشكلات موجود بتوانند جوانان اصولگرا را قانع كنند تا به حرف بزرگان گوش دهند و از ایجاد تفرقه و مخصوصا پخش شب نامه توسط این جوانان در روزهای اخیر در سطح شهر اصفهان بر علیه شورای اسلامی كنونی اصفهان كه به جز یك نفر تماما اصولگرا هستند،جلوگیری كنند. 

وضعیت اصلاح‌طلبان
اختلافات موجود بین اصولگرایان اصفهان در حالی رخ نموده که اصلاح طلبان اصفهان اتحاد کاملی را با عنوان «یاران باران» شکل داده‌اند.این ائتلاف به رهبری گروهی هفت نفره شامل آقایان دكتر شیرزاد عضو شورای مركزی حزب مشاركت، باستانی عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، فتح الله معین استاندار سابق خوزستان، دكتر فضل الله صلواتی رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران استان اصفهان، مدنیان عضو شورای منطقه اصفهان حزب مشاركت،توكل از انجمن اسلامی اصناف بازار و خانم معظمی از انجمن اسلامی معلمان فعالیت می كند و تا دو هفته آینده لیست كاندیداهای خود را اعلام خواهند كرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

این موضوع هنوز از حافظه کوتاه مدت مردم پاک نشده است که دولت جناب رئیس‌جمهور محمود احمدی‌نژاد و حامیان آن در اوایل تکیه بر مسند، موج گسترده‌ای از انتقاد به دولت‌های گذشته با هدف اثبات سوءاستفاده‌های مالی و ریخت و پاش‌های هنگفت «درباری»! را به راه انداختند. آن هنگام برای اثبات این مدعیات دو شاهد اساسی ارایه می‌شد. نخست؛ هواپیمای تشریفاتی خریداری شده توسط دولت قبلی برای سفرهای مهم مقامات عالی کشور. و دوم؛ خرید سه دستگاه خودروی ضدگلولهدر زمینه خرید هواپیمای تشریفاتی کار به جایی رسید که نشریه پرتو (نزدیک به آیت‌الله مصباح یزدی) در آذرماه 1384 خواستار آن شد که این هواپیما به «موزه سیار عملکرد مدعیان اصلاح طلبی تبدیل شود» و‌ نوشت: «خوب است ملت شریف ایران بین هواپیمای تشریفاتی محمدرضا شاه ملعون که حتی توالتش از طلا بود و هواپیمای تشریفاتی دولت اصلاحات مقایسه داشته باشند». درباره موضوع دوم یعنی خودروهای ضدگلوله نیز سرانجام محمود احمدی‌نژاد در یکی از سخنرانی‌های عمومی خود به افشاگری! پرداخت و لب به انتقاد از مسئولانی گشود که «خودروهای زرهی چند صد میلیونی» سوار می‌شوند. همان روزها یکی از سایت‌های به شدت حامی دولت در گزارشی ادعا کرد که قیمت این خودروها چهارصد میلیون تومان بوده است. و اما ماجرای خودروی زرهی؛ خودرویی که به عنوان مستند «ریخت و پاش‌های درباری»! دولت‌های قبلی مورد اشاره قرار می‌گرفت یک نوع BMW تشریفاتی از کلاس C (پایین‌ترین مدل موجود) بود که به قیمت 60 هزار یورو خریداری شد و البته حدود یک چهارم این مبلغ نیز صرف انتقال آن به ایران گشت. از این نوع خودرو مجموعاً سه دستگاه توسط یکی از وزارتخانه‌های مهم خریداری شد که خودروی سوم به دلیل برخورداری از امکانات بالاتر و قیمت گران‌تر، برای تشریفات سفر مقامات بلندپایه خارجی به ایران اختصاص یافت. دو خودروی اول نیز (همانطور که گفته شد هزینه این خودروها از برخی ماشین‌های معمولی‌ای که هم‌اینک در بازار ایران به فروش می‌رسد به مراتب کم‌تر بود) تحویل تیم حفاظت دو تن از مقامات ارشد کشور گشت. این مقامات البته پس از تحولات سیاسی تابستان 84 خودروهای فوق را به دولت بازگرداندند.
اکنون اما پس از گذشت یک سال خبر می‌رسد که BMW زرهی بار دیگر به خدمت فراخوانده شده است. با این وصف که این بار شانی کم‌تر پیدا کرده و در تیم «اسکورت» یکی از مقامات عالی‌رتبه اجرایی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در زمینه «هواپیمای تشریفاتی» نیز ظاهراً وضع به همین گونه است. به این معنا که پس از هزاران انتقاد و ارایه پیشنهاداتی چون «استفاده تجاری از این هواپیما»، «تبدیل آن به موزه»، «فروش آن به اعراب» و...، هواپیمای ایرباس 321 در نهایت توسط دولت محمود احمدی‌نژاد مورد همان استفاده‌ای قرار می‌گیرد که توسط دولت خاتمی با آن هدف خریداری شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

مجمع دانشجويان حزب ا... دانشگاه علم و صنعت ايران، بسيج دانشجويي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه زابل و مجمع دانشجويان عدالتخواه دانشگاه صنعتي اصفهان(آرمان) درباره جنبش دانشجويي و نقش آن در مطالبه عدالت، بيانيه صادر كردند. در اين بيانيه آمده است: اكنون نمايندگان مجلس در شرايطي خود را براي انتخابات دور بعد آماده مي كنند كه تنها رهاورد شعارهاي عدالت طلبانه آنان، تعدادي پرونده نيمه تمام تحقيق و تفحص از ارگا نهاي مختلف و البته تصويب برخي قوانين مفيد اما جزيي است. در ادامه اين بيانيه آمده است: دولت، كه وجودش مرهون اقبال ملت نسبت به شعارهاي عدالتخواهانه رئيس جمهور فعلي در ايام انتخابات است، اسير عدم صراحت و عدم جسارت در برخورد با مفسدان است. به طوري كه ليست دست اندازان به اموال بيت المال، از سال گذشته تاكنون در جيب محترم رئيس جمهور باقي مانده است . در اين بيانيه با اشاره به عملكرد دستگاه قضايي آمده است كه اگر دولت و مجلس لااقل در سر دادن شعار عدالت سنگ تمام مي گذارند، برخي مسؤولان قوه قضاييه حتي از شعار دادن در اين زمينه هم ابا دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

در آغازين روزهاي دومين ماه از سال تحصيلي دانشگاه‌ها، دفتر تحكيم و سازمان ادوار تحكيم مبتكر برگزاري نشست <اعتراض به سلب حق آزادانه تحصيل براي دانشجويان منتقد سياسي و صنفي دانشگاه‌ها> شدند تا به اين وسيله روند اعتراض خويش به عدم اعطاي مجوز ثبت‌نام به 15 نفر از دانشجويان پذيرفته‌شده در مقطع كارشناسي ارشد را تداوم بخشند. اعتراضي كه از يك ماه قبل و در پي تكذيب‌هاي مسوولان وزارت علوم در داستان دانشجويان ستاره‌دار شكلي علني به خود گرفت و افشاگري‌هاي دانشجويان را موجب شد.اما نشست <اعتراض‌آميز به سلب حق تحصيل دانشجويان> شنبه عصر در حالي در دفتر سازمان ادوار تحكيم برگزار شد كه فضاي دانشگاهي در اين روز تحت‌الشعاع محدوديت ايجادشده براي دو استاد دانشگاه تربيت مدرس يعني محسن كديور و سعيد حجاريان قرار گرفته بود. پس بي‌سبب نبود كه مجري مراسم در ابتداي سخن، اعتراض به روند برخورد با اساتيد را فراموش نكرد و البته ذكر اين حقيقت را نيز لازم دانست: <دانشجويان هميشه تاوان سنگيني براي دفاع از استادان و فعالان سياسي مي‌دهند اما آنان متاسفانه در مقابل تضييع حقوق دانشجويان سكوت كرده‌اند.>اين نشست اعتراضي كه هفته‌اي پيشتر به علت عدم حضور سخنرانان به روز دوشنبه موكول شده بود با حضور آقايان عبدالفتاح سلطاني، هرميداس باوند، بابك احمدي، رضا عليجاني و مهدي اميني‌زاده برگزار شد و غلامرضا ظريفيان كه نامش به عنوان ديگر سخنران اين برنامه از پيش اعلام شده بود تنها عضو غايب اين نشست اعتراض‌آميز نام گرفت. رضا عليجاني در اين جلسه سخنان خود را با انتقاد از فعالان سياسي آغاز كند: <در حالي كه دانشجويان ستاره‌دار چوب حمايت و اعتراض به محدوديت براي فعالان سياسي را مي‌خورند اما اين فعالان گويي خود دچار كرختي شده‌اند و هيچ واكنشي نسبت به اين مساله نشان نمي‌دهند. متاسفانه بسياري از نيروهاي سياسي با دانشگاه ابزاري برخورد مي‌كنند و اين بايد براي فعالان دانشجويي درس‌آموز باشد.>عليجاني دانشجو را <چراغ و دوربين> جامعه معرفي كرد و اخراج دانشجو را با حذف اين نيرو مترادف شمرد: <اكنون به نظر مي‌رسد عده‌اي سعي دارند انقلاب فرهنگي نرمي را با اهداف انقلاب فرهنگي در پيش گيرند.>عليجاني در سخنان خود تنها انتقاد از سكوت فعالان سياسي در مقابل برخورد با دانشجويان را كافي ندانست و خود منتقد فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي شد آن‌گاهي كه با بيان اين جملات نمايندگان اصلاح‌طلب مجلس را خطاب قرار داد: <شما از ما راي گرفتيد كه مقابل بدترها قرار بگيريد اما امروز چه مي‌كنيد؟ زمان استيضاح سكوت مي‌كنيد، زمان تصويب بودجه حرفي نمي‌زنيد، در بحث اخراج دانشجويان هيچ اقدامي انجام نمي‌دهيد، با اين اوصاف در دوره‌هاي بعد توقع راي نداشته باشيد.>

خطر ورشكستگي فكر جدي است

بابك احمدي ديگر سخنران نشست اعتراضي نسبت به سلب حق ادامه تحصيل دانشجويان بود. احمدي كه اين سال‌ها در مقام استادي روشنفكر هيچگاه دعوت دانشجويان را بي‌پاسخ نگذاشته است، اين بار در مقام سخنران در دفتر سا‌زمان ادوار تحكيم حضور يافت تا اينچنين اعتراض خود به برخوردهاي صورت گرفته با دانشجويان سياسي و منتقد را اعلام كند: <اين شرايط به نظر مي‌رسد كه از زمان انقلاب فرهنگي هم سخت‌تر و سنگين‌تر است و بايد عقلاني و بدون كارهاي راديكال از طريق مسالمت‌آميز براي رسيدن به حقوق خود تلاش كنيم.>بابك احمدي قشر فرهنگي و نخبه جامعه را افرادي ناميد كه از راه‌هاي دموكراتيك براي رسيدن به حقوق انساني خود تلاش مي‌كنند. اين استاد دانشگاه در ادامه سخن، مسوولان را به رعايت حقوق شهروندي دعوت كرد و ثبت‌نام دانشجويان ستاره‌دار را گامي عملي براي اجراي دعوت خويش خواند: <اين دانشجويان آخرين نسلي هستند كه مطالبات خود را آرام و با زبان خوش مطرح مي‌كنند اما دولت بداند كار در آينده سخت‌تر مي‌شود و بهتر است نصيحت ناصحان را گوش كند.>بابك احمدي در پايان سخن نحوه برخورد كنوني با اهالي فكر و انديشه را <ورشكستگي فكر> در كشور ناميد و اعتراض در مقابل اين روند را وظيفه اصلي دانشجويان برشمرد.

سكوت استادان جايز نيست

هرميداس باوند سخنان خود در اين نشست را با انتقاد از همكاران خويش در دانشگاه آغاز كرد و سكوت اساتيد و عدم توجه آنان به پديده دانشجويان ستاره‌دار را گناهي نابخشودني ناميد: <اساتيد ما امروزه محافظه‌كار شده‌اند و همين كه كاري به آ‌نان ندارند، راضي هستند. در حالي كه غافلند از اينكه اين جو گريبانگير خودشان خواهد شد.>اين استاد دانشگاه سپس دو پيامد را براي برخوردهاي قهري با دانشجويان برشمرد: <يك راه همان پديده فرار مغزها است و اتفاق ديگر پديده سرگرداني دانشجويان است كه هم‌اكنون بيش از پيش احساس مي‌شود.>اين استاد حقوق بين‌الملل همچنين با اشاره به تعهد ايران به معاهدات بين‌المللي، حق آزاد تحصيل را يكي از اين تعهدات برشمرد و حافظه تاريخي مسوولان را به روزهاي ابتدايي انقلاب اسلامي هدايت كرد: <در آغاز انقلاب دانشجويان صنوف اول تظاهرات را تشكيل مي‌دادند، حال چطور شده است كه به يكباره اين قشر از قداست خود خارج شده و حتي انجمن‌هاي اسلامي كه پسوند اسلامي دارند با محدوديت مواجه مي‌شوند؟>به اين ترتيب باوند پس از طرح پرسش فوق از مسوولان، بار ديگر اساتيد و فعالان سياسي را به برخورد مسوولانه با قضيه دانشجويان ستاره‌دار دعوت كرد.

سلب حق تحصيل مجازات نيست

در حالي كه محمدعلي دادخواه و عبدالفتاح سلطاني وكالت دانشجويان ثبت‌نام نشده را پذيرفته‌اند، در اين نشست اعتراض‌آميز عبدالفتاح سلطاني در مقام وكيل اين دانشجويان پس از اعتراض به نحوه برخورد با دانشجويان سياسي وضعيت حقوقي چنين اقدامي را تشريح كرد.سلطاني با تاكيد بر اين مساله كه محروميت از تحصيل نمي‌تواند جايگزين مجازات شود از قانون اساسي ايران براي گفته‌هاي خويش حجت آورد: <در قانون اساسي آ‌مده است كه دولت موظف است وسايل آ‌موزش و پرورش رايگان را براي همه فراهم كند كه اين موضوع در اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز مطرح شده است.> سلطاني البته تاكيد بر فراهم‌آوري حق آزادي تحصيل و آزادي بيان را مختص مخالفين نظام دانست چرا كه به اعتقاد اين حقوقدان موافقين در هيچ مقطعي مورد تعرض نبوده‌اند. ‌ به اين ترتيب سلطاني جلوگيري از حق ادامه تحصيل را جرم ندانست و البته مواردي را كه مي‌توان دانشجو را مجرم شمرد،‌چنين برشمرد: <توهين به مقدسات و رواج مطالب كذب كه البته براي اثبات هر يك از اينها بايد صراحت وجود داشته باشد.> سلطاني اما در پايان سخن با اشاره به آيين‌نامه زندان‌ها <محروميت از تحصيل> را از جمله مجازات‌ها ندانست و البته تشويق زنداني به ادامه تحصيل را اصل اساسي آيين‌نامه زندان‌ها دانست. ‌

خطر بازتوليد انقلاب فرهنگي

مهدي اميني‌زاده اما در اين نشست به نمايندگي از دانشجويان ستاره‌دار سخن گفت تا وجود عيني اين دانشجويان را به مسوولان وزارت علوم اثبات كند. اميني‌زاده كه خود از سال قبل مهر ممنوعيت از تحصيل بر كارنامه تحصيلي دارد اقدام اخير وزارت علوم را <بازتوليد انقلاب فرهنگي> ناميد و آن را مقدمه اجراي برنامه كنترل دانشگاه‌ها برشمرد.اميني‌زاده تعداد دانشجويان ثبت‌نام نشده در مقطع كارشناسي ارشد را 15 نفر اعلام و مسوولان را به بيان منطقي مشخص براي اين اقدام دعوت كرد. ‌ اين دانشجوي سياسي كه عضويت در شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت را نيز در كارنامه خود دارد در ادامه، اين‌گونه مسوولان را خطاب قرار داد: <ما دانشجو هستيم و در دوره‌اي فعاليت سياسي داشته‌ايم. اكنون هم قصد نداريم در اين كشور نماينده مجلس شويم و مسووليت دولتي بگيريم بلكه تنها خواسته ما اين است كه در اين كشور درس بخوانيم چرا كه شهروند آن محسوب مي‌شويم.> ‌ اميني‌زاده سپس با طرح يك پرسش سخنان خود را خاتمه بخشيد: <آيا مسوولان به ما اجازه درس خواندن مي‌دهند يا اينكه معتقدند هر كسي كه مخالف آنها است بايد پاسپورت بگيرد و از كشور خارج شود؟> ‌ نشست <اعتراض به سلب حق آزادانه تحصيل از دانشجويان صنفي و سياسي> در حالي به پايان رسيد كه گويي فاز جديد برخورد و ايجاد محدوديت در دانشگاه‌ها آغاز شده است. به اين ترتيب اكنون نوبت به اساتيد دانشگاه رسيده كه با برپايي نشست‌هاي اعتراضي برخوردهاي كنوني در عرصه علم و دانش را محكوم كنند. با اين حال باز هم اين دانشجويان سياسي بودند كه در حاشيه نشست اعتراض‌آميز خويش زنگ آغاز اعتراض به برخورد با اساتيد را نيز نواختند.
مریم شبانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 آبان1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

شورای امنیت سازمان ملل متحد روز دوشنبه بررسی پیش نویس قطعنامه پیشنهادی تروئیکای اروپا برای تحریم ایران را آغاز کرد. در این پیش نویس با طرح این ادعا که « آژانس قادر نیست در تلاش‌هایش برای ارایه تضمین نسبت به نبود مواد و فعالیت‌های هسته‌ای اعلام نشده در ایران پیشرفت حاصل كند» و تکرار اتهام بی‌‌‌توجهی ایران به در خواست‌های شورای امنیت، از همه کشورها خواسته شده است که از «از ارایه‌ هر گونه كمك یا آموزش فنی، كمك مالی، سرمایه‌گذاری،‌ واسطه‌گری و دیگر خدمات و انتقال منابع و خدمات مالی مربوط به برنامه‌های هسته‌‌‌ای و موشك بالستیك به ایران» خودداری کننداین قطعنامه همچنین خواستار مسدود شدن منابع مالی مرتبط با برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران و منع سفر دانشمندان و مقامات ایرانی مرتبط با این برنامه ها شده است. قطعنامه شورای امنیت با این وجود فعالیتهای مربوط به راه‌اندازی فاز نخست نیروگاه اتمی بوشهر را از این تحریم ها مستثنی کرده‌است.

متن کامل پیش نویس قطعنامه به شرح زیر است:

شورای امنیت
- بیانیه ریاست شورا مورخ 29 مارس 2006 و قطعنامه 1696 مورخ 31 ژوییه 2006 را یادآوری می‌كند. 

- بر تعهدش بر معاهده منع اشاعه‌ سلاح‌های هسته‌ای بار دیگر تاكید می‌كند و حق كشورهای عضو را مطابق با بند‌های 1 و 2 آن معاهده برای توسعه، تحقیق، تولید و استفاده از انرژی هسته‌ای با اهداف صلح آمیز بدون تبعیض یادآورمی‌شود. 

- باردیگر بر نگرانی جدی‌اش نسبت به بسیاری از گزارشات مدیركل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و قطعنامه‌های شورای حكام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌یی ایران كه از سوی مدیر كل آژانس به آن گزارش شده از جمله قطعنامه GOV/14/2006 شورای حكام تاكید می‌كند.

- نگرانی جدی‌اش را از این مساله اعلام می‌كند كه گزارش 27 فوریه‌ 2006 مدیر كل شامل فهرستی از مسایل به تعویق افتاده و نگرانی نسبت به برنامه هسته‌ای ایران است از جمله موضوعاتی كه می‌تواند بعدی هسته‌ای - نظامی داشته باشد و آژانس قادر نیست نتیجه بگیرد كه هیچ مواد یا فعالیت هسته‌ای اعلام نشده در ایران وجود ندارد.

- بار دیگر بر نگرانی جدی‌اش نسبت به گزارش 28 آوریل مدیر كل آژانس و یافته‌هایش از جمله اینكه پس از سه سال تلاشهای آژانس برای روشن ساختن همه‌ وجوه برنامهی هسته ای ایران، شكاف‌های موجود در میزان آگاهی‌ها، هم چنان موضوع نگرانی است تاكید می‌كند و تاكید می‌كند كه آژانس قادر نیست در تلاشهایش برای ارایه تضمین نسبت به نبود مواد و فعالیت‌های هسته‌ای اعلام نشده در ایران پیشرفت حاصل كند.

- با نگرانی جدی خاطرنشان می‌كند كه همانطور كه در گزارش‌های 8 ژوئن 2006 و 31 اوت 2006 تایید شده است، ایران تعلیق كامل و دایمی همه‌ی فعالیت‌های مربوط به غنی سازی و بازفرآوری را آنطور كه در قطعنامه‌ی 1696 مطرح شده برقرار نكرده است و نیز گام‌های دیگر مورد درخواست شورای حكام آژانس را برنداشته است، هم چنین به شروط قطعنامه 1696 شورای امنیت و آنچه برای اعتمادسازی ضروری است، پایبند نبوده است و خودداری تهران از برداشتن این گام‌ها را سرزنش می‌كند.

- تاكید می‌كند براهمیت تلاشهای سیاسی و دیپلماتیك برای یافتن راه‌حل از طریق مذاكره كه تضمین كند برنامه‌ هسته ای ایران منحصرا دارای اهداف صلح آمیز است و خاطر نشان می‌كند كه چنین راه‌حلی به سود منع اشاعه هسته‌ای است و از تداوم تعهد چین، فرانسه، آلمان، فدراسیون روسیه، انگلیس و ایالات متحده با حمایت نماینده عالی اتحادیه اروپا برای یافتن راه‌حل از طریق مذاكره استقبال می‌كند.

- مصمم به تاثیر گذاشتن بر تصمیماتش از طریق پذیرش معیارهای مناسب برای متقاعد ساختن ایران به پایبندی به قطعنامه‌ی 1696 و مطالبات آژانس و نیز اتخاذ معیارهای مناسب برای جلوگیری از توسعه فناوری هسته‌ای در ایران در حمایت از برنامه‌های هسته‌ای و موشكی بالستیك این كشور تا زمانی است كه شورای امنیت تشخیص دهد اهداف این قطعنامه بر آورده شده است.

- اسناد S/814/2006 و S/815/2006 شورای امنیت را یادآور می‌شود.

- از خطرات اشاعه‌ای كه برنامه‌ی هسته‌یی ایران مطرح می‌كند و در این راستا از تداوم شكست ایران در بر آوردن مطالبات شورای حكام آژانس و پایبندی به شروط قطعنامه 1696 شورای امنیت نگران است و به ضرورت مسوولیت نخستینش تحت منشور سازمان ملل برای پاسخگویی به تهدیدهای صلح و امنیت بین‌المللی واقف است.

- تحت فصل هفت منشور سازمان ملل اقدام می‌كند و معیارهایی را تحت بند 41 آن اتخاذ می‌كند

1- تاكید می‌كند كه ایران باید بدون تاخیر بیشتر گام‌های مورد درخواست شورای حكام آژانس در قطعنامه‌ GOV/14/2006 را بر دارد كه برای اعتمادسازی نسبت به ماهیت منحصرا صلح آمیز برنامه‌ی هسته‌ای‌اش و حل پرسش‌های باقی مانده ضروری است.

2- تصمیم می‌گیرد كه در این چارچوب ایران باید بدون تاخیر شروط پروتكل الحاقی را اجرا كند و معیارهای شفاف ساز را آن طور كه مدیر كل آژانس درخواست كرده اجرا كند؛ از جمله گزارش GOV/67/2006 كه تا فراتر از مطالبات رسمی توافقنامه‌ی پادمان و پروتكل الحاقی بسط می‌یابد و چنین دسترسی به افراد و اسناد مربوط به این روند، تجهیزات دو گانه، برخی كارگاه‌های متعلق به نیروی نظامی و اماكن تحقیق و توسعه آن طور كه ممكن است آژانس در حمایت از تحقیقات جاری‌اش درخواست كند را شامل شود و از ایران می‌خواهد فورا پروتكل الحاقی را تصویب كند.
3- هم چنین در این چارچوب تصمیم می‌گیرد كه ایران باید بدون تاخیر بیشتر، همه فعالیت‌های مربوط به غنی سازی و بازفرآوری از جمله تحقیق و توسعه را تعلیق كند یا مورد راستی آزمایی آژانس قرار گیرد و تصمیم می‌گیرد كه ایران باید كار بر روی همه‌ پروژه‌های مربوط به آب سنگین را از جمله ساخت یك راكتور تحقیقاتی كه با آب سنگین كار می‌كند، تعلیق كند.

4- تصمیم می‌گیرد كه همه كشورها باید معیارهای لازم را اتخاذ كنند تا از تامین فروش و انتقال مستقیم یا غیر مستقیم تمامی اقلام، مواد، تجهیزات، كالا و فن‌آوری كه می‌تواند به برنامه‌های هسته‌یی یا موشك بالستیك ایران منجر شود، از جمله آنهایی كه در اسناد S/815/2006 مطرح شده و نیز اقلام، مواد، تجهیزات، كالاها، و فن‌آوری كه شورای امنیت یا كمیته‌ی مقرر شده در پاراگراف 16 زیر مشخص كند، كه می‌تواند به برنامه‌های هسته‌ای یا موشك بالستیك ایران منتهی شود، از طریق كشورهای سوم و یا از طریق ملت‌هایشان یا استفاده از قایق‌ها یا هواپیماهای پرچم‌دار شان به ایران یا برای استفاده و یا به نفع ایران جلوگیری كنند.

5- تصمیم می‌گیرد كه همه كشورها باید هم چنین معیارهای لازم را اتخاذ كند تا از ارایه‌ هر گونه كمك یا آموزش فنی، كمك مالی، سرمایه‌ گذاری،‌ واسطه‌گری و دیگر خدمات و انتقال منابع و خدمات مالی مربوط به برنامه‌های هسته‌‌‌ای و موشك بالستیك ایران یا ارایه فروش و انتقال یا ساخت اقلام مواد تجهیزات كالاها و فناوری‌های مشخص شده در پاراگراف 4 بالا به ایران جلوگیری كند.

6- تصمیم می‌گیرد كه معیارهای تحمیل شده در پاراگراف 4 و 5 بالا نباید در جایی اعمال شود كه كمیته‌ در ابتدا و یا بر مبنای مورد به مورد مشخص می‌كند كه چنین تامین فروش، انتقال یا ارایه چنین موارد یا كمك‌هایی به وضوح به توسعه فناوری‌های حساس ایران در حمایت از برنامه‌های هسته‌ای و موشكی بالستیك ایران منجر نمی‌شود، از جمله در جایی كه چنین آیتم‌ها یا كمكی در زمینه‌ غذا، كشاورزی، پزشكی و دیگر اهداف بشری است.

7- تصمیم می‌گیرد كه همه‌ی كشورها باید معیارهایی را اتخاذ كنند كه برای جلوگیری از این موارد ضروری است: ورود و یا انتقال افرادی كه در ضمیمه این قطعنامه مشخص شده‌اند و نیز افرادی دیگر كه در شورای امنیت و یا كمیته مشخص شده‌اند كه در برنامه‌های هسته‌ای یا موشكی بالستیك ایران مشغولند یا از آن حمایت می‌كند، از جمله از طریق مشاركت در تهیه‌ اقلام، كالاها، تجهیزات، مواد یا فناوری مشخص شده تحت معیارهای پاراگراف 4 بالا مشروط بر آنكه هیچ چیز در این پاراگراف نباید كشوری را ملزم كند تا از ورود اتباع خود به قلمرواش جلوگیری كند.

8- تصمیم می‌گیرد كه معیارهای تحمیل شده در پاراگراف 7 بالا نباید در جایی اعمال شود كه كمیته بر مبنایی مورد به مورد تشخیص می‌دهد كه چنین مسافرتی بر مبنای نیاز بشری از جمله الزام مذهبی توجیه پذیر است یا در جایی كه كمیته نتیجه می‌گیرد كه وجود یك استثنا به پیش بردن اهداف قطعنامه‌‌ حاضر كمك می‌كند.

9 - تصمیم می‌گیرد كه همه كشورها باید فورا بودجه‌ها، دیگر سرمایه‌های مالی و منابع اقتصادی كه در قلمرو شان را در تاریخ تصویب این قطعنامه و یا در هر زمانی پس از آن مسدود كنند. این مواردی است كه متعلق به و یا تحت كنترل اشخاص و یا شركت‌هایی است كه در این ضمیمه ذكر شده است و نیز آن افراد و شركت‌هایی كه شورای امنیت و یا كمیته مطرح كرده در برنامه‌های هسته‌یی یا موشكی بالستیك ایران مشغولند و یا مستقیما به آن كمك می‌كند، و یا اشخاص و شركت‌هایی كه از جانب آنها و یا به دستور آنها اقدام می كنند، از جمله از طریق ابزارهای غیر قانونی و تصمیم می‌گیرد كه همه كشورها باید تضمین كنند كه از در دسترس قرار دادن هر گونه بودجه، سرمایه‌ مالی یا منابع اقتصادی به وسیله اتباع شان و یا هر گونه اشخاص یا شركت‌هایی كه در قلمروشان قرار دارند به و یا برای منفعت این اشخاص و شركت‌ها جلوگیری می‌شود.

10- تصمیم می‌گیرد كه معیارهای تحمیلی پاراگراف 9 بالا در مورد بودجه‌ها و دیگر سرمایه‌های مالی یا منابع اقتصادی كه كشورهای مربوطه یكی از موارد زیر را درباره‌اش تشخیص دهند ، اعمال نمی‌شود:

الف: برای مخارج بنیادی از جمله پرداختن هزینه‌ی مواد غذایی، اجاره یا رهن، پزشكی و معالجه دارویی، مالیات، حق بیمه، مخارج خدمات عمومی یا منحصرا پرداخت اجرت‌های منطقی حرفه‌ای و استرداد هزینه‌های به بارآمده مربوط به ارایه‌ خدمات حقوقی، یا اجرت‌ها یا هزینه‌های خدماتی مطابق با حقوق ملی برای حفظ بودجه‌های مسدود شده دیگر سرمایه‌های مالی و منابع اقتصادی پس از اعلام از سوی كشورهای مربوط به كمیته درباره‌ی قصد آنكه در جای مناسب اجازه‌ی دسترسی به چنین بودجه‌ها، دیگر سرمایه‌های مالی و یا منابع اقتصادی و در نبود تصمیم نفی كمیته ظرف پنج روز كاری از زمان چنین اعلامیه ای داده شود.
ب) برای حسابهای فوق‌العاده ضروری مشروط برآن كه چنین حساب‌هایی از سوی كشورهای مربوط به كمیته اعلام شود و از سوی كمیته تصویب شود.
ج) موضوع حق تصرف و یا قضاوت قضایی، اجرایی قرار گرفته باشد كه در آن بودجه‌ها، دیگر اندوخته‌های مالی و منابع اقتصادی ممكن است برای برآوردن آن حق تصرف یا قضاوت به كار رود مشروط بر آنكه آن حق تصرف یا قضاوت پیش از تاریخ قطعنامه‌ كنونی آغاز شده باشد و به نفع یك شخص یا شركت كه در پاراگراف 7 و 9 بالا مطرح شد نباشند و ازسوی كشورهای مربوطه به كمیته اطلاع داده شده باشد.

11) تصمیم می‌گیرد كه كشورها ممكن است اجازه دهند به حساب‌هایی كه متعاقب شروط پاراگراف 9 بالا مسدود شده‌اند، سود و یا درآمد مقتضی آن حساب‌ها و پرداخت‌هایی مقتضی تحت قراردادها توافقات یا الزاماتی كه پیش از آن تاریخ كه آن حساب‌ها هدف شروط این قطعنامه قرار گرفتند افزوده شود مشروط بر آنكه چنین سود، درآمد و پرداختی همچنان هدف آن شروط باشد و مسدود بماند.

12- تصمیم می‌گیرد كه معیارهای پاراگراف 9 بالا نباید مانع شود یك شخص یا شركت در نظر گرفته شده، تحت قراردادی به طور مقتضی پرداخت هزینه كند كه این قرارداد پیش از قرار گرفتن چنین شخص یا شركتی در فهرست اجرایی شده باشد؛ مشروط بر آنكه كشورهای مربوط تشخیص دهند كه :

الف ) قرارداد به هیچ اقلام ، مواد، تجهیزات، كالاها، فن‌آوری‌ها، كمك ، آموزش، كمك مالی، سرمایه‌گذاری، واسطه‌گری و خدمات اشاره شده در پاراگراف‌های 4 و5 بالا مربوط نمی‌شود. 
ب) این پرداخت هزینه به طور مستقیم یا غیر مستقیم به و یا برای نفع یك شخص یا شركت كه در پاراگراف 9 بالا در نظر گرفته شده نیست و پس از اطلاع كشورهای مربوط به كمیته درباره‌ی قصد دادن اجازه‌ی، در جایی كه مناسب باشد، آزاد كردن بودجه‌ها، سرمایه‌های مالی دیگر و یا منابع اقتصادی این هدف و در فقدان یك تصمیم منفی از سوی كمیته ظرف پنج روز كاری از مطرح شدن چنین اطلاعیه‌ای صورت می‌گیرد

13- تصمیم می‌گیرد كه كمك ارایه شده به ایران از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و یا تحت حمایت آن باید فقط در زمینه‌ غذا، كشاورزی، پزشكی یا دیگر اهداف بشردوستانه باشد یا درجایی باشد كه برای اعمال استانداردهای ایمنی ضروری باشد به استثنای جایی كه چنین همكاری به فعالیت‌هایی مربوط شود كه آژانس بین المللی انرژی اتمی یا شورای امنیت از ایران خواسته است آن را تعلیق و یا در آن تجدید نظر كند.

14 - در رابطه با ساخت واحد اول نیروگاه برق هسته‌یی غیر نظامی بوشهر و به شرط آنكه فعالیت‌های مطرح شده در زیر پاراگراف های (الف) تا (د) زیر، ظرف 10 روز پس از انجام به كمیته اطلاع داده شود تصمیم می‌گیرد كه

الف) معیارهای تحمیل شده در پاراگراف 4 و5 نباید برای تامین اقلام، مواد، تجهیزات، كالاها و فن آوری و یا برای فراهم كردن همكاری فنی یا آموزشی، كمك مالی، سرمایه‌گذاری، واسطه‌گری یا دیگر خدمات و انتقال منابع مالی مربوط به ساخت واحد اول بوشهر به كار رود كه در آنجا این‌ها به طورمستقیم به وسیله‌ فدراسیون روسیه فراهم می‌شود.
ب) معیارهای تحمیلی پاراگراف 7 بالا نباید در جایی به كار رود كه چنین سفرهایی مستقیما میان ایران و فدراسیون روسیه انجام می گیرد كه برای ساخت واحد اول بوشهر ضروری است.
ج) معیارهای تحمیلی پاراگراف 9 بالا نباید برای بودجه‌ها دیگر سرمایه‌های مالی یا منابع اقتصادی كه از سوی ایران به فدراسیون روسیه قابل پرداخت است و به ساخت واحد اول بوشهر مربوط می‌شود، اعمال شود.
د) معیارهای تحمیلی پاراگراف 13 بالا نباید برای كمك فراهم شده به ایران كه فقط از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در رابطه با ساخت بوشهر فراهم می‌شود اعمال شود.
ه) تمامی دیگر فعالیت‌های مر بوط به واحد اول بوشهر كه تحت معیارهای پاراگاراف 4، 5، 7 ، 9 و 13 بالا قرار دارد باید پیشاپیش و یا به صورت مورد به مورد از سوی كمیته تایید شود.

15 -تصمیم می‌گیرد كه همه‌ی كشورها باید آموزش و یا تعلیم تخصصی اتباع ایرانی را در قلمروهایشان و یا به وسیله‌ اتباع‌شان و یا در رشته‌هایی كه به برنامه‌های هسته‌ای و موشكی ایران منتهی می‌شود، ممنوع كنند؛ مشروط بر آنكه هیچ چیز از این پاراگراف نباید یك كشور را مجبور كند اتباعش را از چنین آموزش و یا تعلیمی محروم كند.

16- تصمیم می‌گیرد مطابق با قانون 28 از قوانین موقت آیین‌نامه‌ای اش یك كمیته شورای امنیت را برقرار كند كه متشكل از همه‌ اعضای شورا است تا وظایف زیر را انجام دهد:

الف) از همه كشورها به ویژه آن‌هایی كه در منطقه قرار دارند و آن‌هایی كه اقلام، مواد، تجهیزات، كالاها و فن‌آوری مربوط به پاراگراف 4 بالا را تولید می‌كنند. اطلاعاتی را در رابطه با اقداماتی كه از سوی آن‌ها برای اجرای كارآمد معیارهای تحمیل شده در پااگراف 4، 5 ، 7، 9 و 15 این قطعنامه انجام می‌دهند و هر اطلاعات بیشتری كه ممكن است در این رابطه مفید باشد در خواست كنند.
ب) از دبیرخانه‌ آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اطلاعاتی را در رابطه با اقدامات انجام گرفته از سوی آژانس برای تحقق كارآمد معیارهای تحمیلی پاراگراف 13 این قطعنامه و هر اطلاعات بیشتری كه ممكن است در این رابطه مفید باشد، درخواست كند.
ج اطلاعات مربوط به نقض های اظهار شده‌ی معیارهای تحمیلی پاراگراف 4، 5، 7، 9 و 15 این قطعنامه را بررسی و اقدام مناسبی براساس آن اتخاذ كند.
د) درخواست‌ها برای مستثنی كردن چیزی در پاراگراف‌های 6، 8، 10 و 14 را بررسی و مبتنی بر آن تصمیم گیری كند.
ه) اقلام، مواد، تجهیزات، كالاها و فن‌آوری بیشتری را كه مخصوص به هدف پاراگراف 14 بالاست مشخص كند.
و) افراد و یا شركت های بیشتری را كه هدف معیارهای تحمیلی پاراگراف‌های 7 و 9 بالاست، مشخص كند.
ز) خط مشی‌هایی را ترویج دهد كه ممكن است برای تسهیل اجرای معیارهای تحمیلی این قطعنامه ضروری باشد و در چنین خط مشی‌هایی در خواست از كشورها برای فراهم كردن اطلاعات ممكن درباره‌ی این كه چرا هر فرد و یا شركتی اعتباری كه در پاراگراف‌های 7 و 9 مطرح شد را دارد و یا هر گونه اطلاعات برای شناسایی را مطرح می‌كند.
ح) دست كم هر 90 روز یك بار درباره‌ی كارش به شورای امنیت گزارش دهد و ملاحظات و توصیه‌هایش را به ویژه درباره‌ی راه‌های تقویت كارایی معیارهای تحمیلی پارگراف‌های 4، 5، 7 ، 9 و 15 بالا ارایه كند.

17- این اعتقاد را دارد كه تعلیق مطرح شده در پاراگراف 3 بالا در صورتی كه كامل باشد پایبندی ایران به مطالبات مطرح شده از سوی شورای حكام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را راستی‌ازمایی می‌كند و به راه‌حل دیپلماتیك و از طریق مذاكره‌ منتهی می‌شود كه تضمین می‌كند برنامه‌ی هسته‌ای ایران منحصرا دارای هدف صلح‌آمیز است و بر تمایل جامعه‌ی بین‌المللی را برای كار كردن به شكلی مثبت برای رسیدن به چنین راه‌حلی تاكید می‌كند مطابق با شروط بالا ایران را به تعامل رویارویی جامعه‌ی بین‌المللی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ترغیب می‌كند و تاكید می‌كند كه چنین تعاملی به نفع ایران خواهد بود.

18 - ایران را به ویژه به پرداختن به پیشنهادات چین، فرانسه، آلمان، فدراسیون روسیه، پادشاهی انگلیس و ایالات متحده با حمایت نماینده‌ عالی اتحادیه‌ی اروپایی ترغیب می‌كند كه این پیشنهاد در قطعنامه‌ 1696 برای فراهم كردن ترتیبات جامع بلند مدتی كه توسعه‌ی روابط و همكاری با ایران مبتنی بر احترام دو جانبه و ایجاد اعتماد بین‌المللی نسبت به ماهیت منحصرا صلح‌آمیز برنامه‌ی هسته ای ایران را اجازه می‌دهد، مورد تایید قرار گرفت.

19) بر اراده‌اش برای تقویت دوباره‌ی اختیار روند آژانس بین‌آلمللی انرژی اتمی بار دیگر تایید می‌كند از نقش شورای حكام آ‌ژانس بین‌المللی انرژی اتمی حمایت می‌كند.
مدیر كل آژانس و دبیرخانه‌اش را به سبب تلاش‌های حرفه‌ای و بی‌طرفانه برای حل همه‌ مسایل باقی مانده در ایران در چارچوب آژانس، تحسین و ترغیب می‌كند، بر ضرورت تداوم فعالیت ‌آژانس برای روشن ساختن همه‌ مسایل باقی مانده‌ مربوط به برنامه‌ی هسته‌یی ایران تاكید می‌كند.

20- ظرف 30 روز گزارشی را از مدیر كل آژانس درباره‌ی این كه آیا ایران تعلیق كامل ودایمی همه‌ی فعالیت‌های ذكر شده در این قطعنامه را برقرار كرده یا خیر و نیز درباره‌ی روند پایبندی ایران به همه‌ی گام‌های مورد درخواست شورای حكام آژانس و پایبندی‌اش به همه‌ی شروط این قطعنامه می‌خواهد تا به شورای حكام و به موازات آن شورای امنیت برای ملاحظه‌اش ارایه شود.

21- تایید می‌كند باید اقدامات ایران را تحت بازنگری مستمر قرار دهد و باید برای بازنگری مناسب بودن معیارهای مطرح شده در این قطعنامه از جمله تقویت، تغییر، تعلیق و یا رفع معیارها آن طور كه ممكن است در راستای پایبندی ایران به شروط این قطعنامه لازم باشد، آمادگی داشته باشد.

22- قصدش را اعلام می‌كند مبنی بر این كه در صورتی كه ایران به این قطعنامه پایبند نبود معیارهای مناسب بیشتری را تحت بند 41 فصل هفت منشور سازمان ملل تصویب كند تا ایران را به پایبندی به این قطعنامه و مطالبات آژانس ترغیب كند و تاكید می‌كند كه تصمیمات بیشتری مورد نیاز خواهد بود اگر كه چنین معیارهای بیشتری ضروری باشد.

23- تایید می‌كند كه چنین معیارهای بیشتری در صورتی كه ایران به این قطعنامه پایبند باشد، ضرورتی نخواهد داشت.

24- تصمیم می‌گیرد كه همچنان موضوع را پیگیری كند.»

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط   | 

در ادامه برخوردهای دولت نهم با اساتید دانشگاه‌‏ها قرارداد سعید حجاریان و محسن كدیور با شورای علوم سیاسی و شورای فلسفه دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس در سال جدید تحصیلی دانشگاه‌‏ها تمدید نشد.به این ترتیب ارتباط سعید حجاریان با این دانشكده قطع خواهد شد اما محسن كدیور به عنوان عضو هیات علمی دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس كماكان به تدریس در این دانشگاه ادامه می‌‏دهد. كدیور که تا سال تحصیلی گذشته مدیریت گروه فلسفه دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس را بر عهده داشته است با تایید این خبر گفت: طبق ‌‏آیین‌‏نامه‌‏ها و مقررات دانشگاه‌‏ها همه اعضای گروه‌‏های علمی و آموزشی دانشگاه‌‏ها به عضویت شورای تخصصی این گروه‌‏ها درمی‌‏آیند. گروه آموزشی فلسفه دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس چهار عضو دارد كه از بین آنها تنها با من برای عضویت در شورای تخصصی گروه فلسفه قراردادی عقد نشده است. به گفته كدیور ،وی پیش از این از دیگر شوراهای این دانشگاه از جمله شورای تحصیلات تكمیلی و شورای نظارت دانشگاه‌‏ها نیز كنار گذاشته شده است. كدیور این برخورد را در ادامه برخوردهای صورت‌‏گرفته با دانشگاهیان و بازنشسته كردن اساتید ارزیابی كرد و گفت: چون سن من در حدی نیست كه بازنشسته شوم، برخورد با بنده را با این شیوه آغاز كرده‌‏اند پیش از این نیز مشكلاتی را برای سفرهای خارجی و ملاقات من با اساتید دیگر كشورها به وجود آورده بودند. كدیور با اشاره به برخورد مشابه با سعید حجاریان و كنار گذاشتن وی از شورای تخصصی علوم سیاسی دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس، گفت: از میان صد عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس ما دو نفر عنصر نامطلوب شناخته شده‌‏ایم. نمی‌‏دانم این اقدامات از داخل دانشگاه صورت می‌‏گیرد یا از بیرون دانشگاه و به وزارت علوم فشار وارد می‌‏شود. رییس دانشگاه حدود چهار ماه پیش به من گفت كه تحت فشار است البته نمی‌‏دانم این سخن صحت دارد یا نه؟ به گفته كدیور  به نظر می‌‏رسد اراده‌‏ای سیاسی در پی آن است كه دانشگاه‌‏ها را از اساتیدی كه از جریان دولتی حاكم متفاوت فكر می‌‏كند، پاك یا برای آنها محدودیت ایجاد كند. وی با بیان اینكه ظاهراً به سمتی پیش می‌‏رویم كه در دانشگاه‌‏ها هیچ تفكر منتقدی امكان بروز نداشته باشد گفت: برخی برخوردها با اساتید به دلیل پایگاه علمی و محبوبیت اساتید صورت می‌‏گیرد، اساتیدی مورد بغض قرار می‌‏گیرند كه به لحاظ علمی از جایگاه بالایی برخوردارند

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط  

JavaScript Codes example: