تبليغاتX
عدالتخواهان

با نزدیک شدن به انتخابات شوراها بار دیگر زمزمه هایی از شروع جریان تخریبی و ادبیات سلبی به گوش می رسد. جمعی از فعالان مذهبی با وجود عدم حضور چهره های شاخص جناح چپ در شهرستانها به بزرگنمایی ایشان و خطر آنها همت گمارده اند و برخی دیگر به پیروی از ادبیات و منطق همسر دکتر الهام، قصد دارند تا قالیباف و هر آنچه –درست یا غلط- به او منتسب می شود را مورد هجمه قرار دهند و با ادبیاتی مشابه اصلاح طلبان از او بعنوان "نظامی مستعفی"، "کاندیدای پرهزینه انتخابات نهم"، "رضاخان حزب اللهی"و ... یاد می کنند!
سلسله سایتهای خدمت، رجانیوز، نوسازی و... که فعالان ستادهای احمدی نژاد بوده اند از بدو ورود قالیباف به شهرداری تهران و حتی پیش از شروع فعالیت وی این موضوع را به موضوع ثابت خود تبدیل کردند که جستجویی کوچک در این سایتها مبین آن خواهد بود.
در این میان نشریه همت وابسته به انصار حزب الله مشهد، هر چند از استقلال فکری و ادبیات سالمتری برخوردار بوده اما تحت تاثیر این موج به خبرسازی با ادبیاتی نادرست خصوصا با نزدیک شدن به انتخابات شوراها علیه قالیباف پرداخته است.
در شماره دوازدهم این نشریه هشت صفحه ای، شش خبر به قالیباف و شهرداری تهران اختصاص یافته که در آنها روزنامه همشهری رسانه تبلیغاتی قالیباف خوانده شده، به نقل از یک منبع آگاه چمران به خاطر حمایت از احمدی نژاد از لیست قالیباف حذف شده، از قول توکلی که گفته من روی خودم هم کنترل ندارم چه رسد به دیگران، نوشته شده روی قالیباف کنترلی ندارم ... و اخباری از این دست که به نظر می رسد در راستای توصیه رهبری برای عدم بکارگیری ادبیات تخریبی علیه یکدیگر قابل توجیه نباشد و صرفا بر اساس تحلیلی سیاسی که خطر پیروزی قالیباف و همفکرانش را مدام گوشزد می کند شکل یابند.
نکته حاشیه ای اینکه با وجود افزایش شایعات درباره لیست طیفی از طرفداران قالیباف در مشهد، گفته می شود، شیران، مسوول این ستاد بسیاری از آنها را رد کرده است.
امید آنکه گروههای مختلف حزب اللهی به جای حمله به مواضع رقبای خود به اعلام مواضع، نگاهها، راهبردها و برنامه های خود درباره شورای شهر بپردازند تا مخاطب بتواند از میان نظریات گوناگون به صورت آگاهانه نظرات قوی تر و بهتر را در فضایی آزاد انتخاب کند. ان شاء الله

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

معاون حقوقي و امور مجلس وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، در تازه ترین اظهاراتش گفته است که طي يك سال گذشته تعداد بسيار كمي از سايت‌‏ها كه به 10 سايت هم نمي‌‏رسد مسدود شده، زيرا در بعضي از اين سايت‌‏ها به شخصيت‌‏هاي مورد اعتقاد در كشور توهين شده است كه سياست فيلترينگ بر آنها اعمال شده است.وی در گفته است سايت‌‏هايي كه به اطلاع‌رساني مي‌‏پردازند هيچگاه مسدود نمي‌‏شوند. ممكن است نتوانسته باشيم يك سري از امكانات را در كشور ايجاد كنيم كه براي كل جامعه دسترسي يكسان به وجود آورد، اما در فضاي اطلاع‌رساني آزادترين كشور هستيم.واقعیت آنست که  آنچه در یک ساله گذشته در برنامه سیاست فیلترینگ دولت قرار داشته ،  سیاست حذف مخالفان حزبی و منتقدین ( ولو منصف و منطقی)  عرصه اطلاع رسانی و اینترنتی بوده که در مجموع  می توان این سایت ها را در5 الی 10 سایت خلاصه نمود که در تاج این سایت ها خبرگزاری انتخاب قرار دارد که همواره سعی کرده با حفظ حرمت ها و مد نظر قرار دادن منافع  و مصالح ملی و با به رسمیت شناختن کلیت دولت منتخب مردم و در پیش گرفتن سیاست شفاف و تحلیل های منطقی و اخبار غیر گزینشی به وظیفه اطلاع رسانی خویش  در قالب حفظ نظام اسلامی و تقویت و پاسداری از جمهوری اسلامی این ارمغان انقلاب و یادگار و امانت امام راحل در پیش مردم کشورمان به عنوان ثقلین نظام  ادامه دهد و اینک مقهور تعدادی از سایت های نزدیک به دولت همچون ..... گردیده است ، همانهایی که طرفدار تک صدایی در جامعه بوده و به تکثر در جامعه اطلاعاتی کشور ، اعتقادی نداشته  و از باب رقابت های رسانه ای دوست دارند تا اخبار و اطلاعات را نیز در انحصار خویش قرار دهند و در این مسیر اگر کسی  به خود و خوانندگانش اجازه اظهار نظری مخالف و مغایر با  دولت وقت را بدهد که دیگر وضع وخیم تر می شود و ارکان نظام اسلامی به خطر می افتد .متاسفانه حفظ نظام اسلامی برای عده ای چوب نان گردیده و فکر می کنند که با یک اظهار نظر  ، تحلیل و مقاله یکی از این سایت ها  ، نظام اسلامی به مخاطره می افتد  لذا به جرات می گویم اگر  نظام اسلامی با یک خبر ، مطلب و مقاله بخواهد ازمیان برود این نظام سست  و بی پایه از بیخ و بن نباشد بهتر است.به عبارتی اگر دولتمردان فکر می کنند که نظام اسلامی به واسطه وجود سایت های منتقد  به واسطه ضعف ایدئولوژی ممکن است به خطر بیفتد در اشتباهند چرا که در بنیانهای ایدئولوژی نظام جمهوری اسلامی که امام راحل معمار آن بوده شک و تردیدی وجود ندارد بلکه ضعف در ایدئولوژی افرادی  است که فکر می کنند با فیلترینگ سایت هایی همچون انتخاب می توانند به سر منزل مقصود که همان ماندن در قدرت می باشد نائل گردند ، فارغ از اینکه حفظ قدرت برای برخی به عنوان پارادوکسی در پوشش حفظ نظام بدل گردیده است . به جهت اینکه از دو سال گذشته با عزیزان  در خبرگزاری انتخاب همکاری دارم لذا لازم می دانم نکاتی را به مدیران وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات وافرادی که با فیلتر شدن انتخاب موافق بودند و در ورای فیلترینگ این سایت به  جشن و پایکوبی پرداخته اند متذکر گردم:
 ۱فيلترينگ درجهان اصولاً با 2 انگيزه اخلاقي و سياسي مورد توجه قرار مي‌گيرد، ولي ساختار سنتي و مذهبي جامعه ما كه در موارد پيشين هم (همانند ويدئو و ماهواره) از خطرات اخلاقي عبور كرده، اكنون نيز نمي‌تواند چندان موضوع هشدار جدي خطرات اخلاقي اينترنت باشد. در چنين فضايي است كه شائبه سياسي بودن فيلترينگ پررنگ‌تر مي‌شود، به ويژه اين كه در عمل نيز مصاديق بيشتري از سايت‌هاي سياسي درمقايسه با موارد غيراخلاقي ديده مي‌شود. البته برخي موارد چنان ابهام‌برانگيز است كه نمي‌توان هيچ قضاوت دقيقي ارائه نمود، مثلاً سايتي مانند انتخاب كه اساساً در هيچ يك از اين دو مقوله نمي‌گنجد، در ليست فيلترينگ مخابرات واقع گردیده  است و مسئولین فيلترينگ در مورد علل و انگیزه اصلی آن سکوت اختیار گزیده اند.
2- يك تحقيق اصولی  در مورد  محتواي مطالب  خبرگزاری انتخاب موید این مطلب است که 80 درصد مطالب اين سايت‌ را«خبر» تشکیل می دهد وبيش از 95 درصد  اخبار آن  با لحن رسمي روزنامه‌اي ارائه مي شود و زبان انتقادي و طنز در كمتر از 5 درصد آنها ديده مي‌شود واستفاده از الفاظ زشت و ركيك هم در هيچكدام از اخبار و مطالب آن مشاهده نشده است .اگر چه نمی توان موضع گیری تند این سایت در مورد مواضع و اظهارات گاه نسنجیده و غیر اصولی مصباح یزدی را  نادیده گرفت ولی به قطع این موضع گیریها نمی تواند از سیاست های اصولی این سایت در دفاع از اصل جمهوریت و اسلامیت نظام  بدور باشد و این حساسیت ها نه تنها نمی تواند دلیلی برای بستن چنین سایتی باشد بلکه قابل تقدیر نیز می باشد.
3) طبق اخبار موثق، در اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي ژنو ، ايران كم و بيش به اتهام سخت‌گيري در كنترل سايت‌هاي اينترنتي تحت فشار قرار داشت. و این امر به عنوان یکی از مصادیق عدم حقوق بشر در ایران قلمداد می شده است لذا از مدیران وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات انتظار می رود با اقدامات نسنجیده خویش بهانه به دست دشمنان نظام اسلامی و سازمان های بین المللی و حقوق بشر ندهند.
4- به هرحال واقعيت اين است كه در فضاي اينترنت فارسي، به دلیل نگاه منفی دولت نهم به مقوله اینترنت ،عرصه در حال تنگ شدن است و گزينه‌هاي انتخاب سایت هایی همچون انتخاب  نيز در حال محدودشدن می باشد لذا باید بگویم که این امر با طرح آزادی اطلاعات مجلس شورای اسلامی و با ذات اينترنت و شبكه‌هاي اطلاع‌رساني تباين دارد، علي‌الاصول با تعهد كشورمان در اجلاس WSIS نيز ناسازگار است. مطابق اين ميثاق جهاني، كشورها بايد براي گسترش و تعميق امكان دسترسي آزادانه عموم مردم به اطلاعات بكوشند.فهم غالب اين گردهمايي جهاني كه بعدها به ادبيات رايج در عرصه اطلاع‌رساني مبدل شد حاكي از آن است كه امكان دسترسي آسان و ارزان به اطلاعات، اكنون پاره اي از حقوق بشر است، و نمي‌توان در اجتماع و سياست، به هردليلي آن را ناچيز شمرد.
5- از چندین سال پيش كه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مصوبه‌اي وضعيت فيلترينگ اينترنت را مشخص كرد و تعيين مصاديق آن را به كميته‌اي سه‌نفره سپرد، وضعيت فيلترينگ در كشور دستخوش تحولات و تغييرات متفاوتي شده است. ناهماهنگي‌هاي اين حوزه و اعتراضات فراوان و در پاره‌اي مواقع به‌جا و صحيح كاربران در مورد اعمال فيلترينگ ناقص و اشتباه از مشكلات اين سيستم بود. متاسفانه اين كميته، کمیته‌ای است که متشکل از نهادهای دولتی متعددی است اما نماینده‌ای از بخش خصوصی فعال صنعتIT ایران و نماینده سایت ها و خبرگزاریهای رسمی و فعال  در آن حضور ندارد.
6)به اعتقاد بسياري از كارشناسان حقوقي ،قوانين مربوط به فيلترينگ بايد از طريق تنها نهاد قانون‌گذار كشور يعني مجلس شوراي اسلامي و مطابق با قانون اساسي تهيه و تصويب شود. در زمان حاضر فيلترينگ در كشور از لحاظ حقوقي جايگاه خاص قانوني ندارد و براي اعمال آن تنها به يك مصوبه استناد مي‌شود. اكنون فيلترينگ براساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي انجام مي‌شود اما اين مصوبه به تنهايي كفايت نمي‌كند؛ اين مساله در قانون جرايم رايانه‌اي بيان شده است و اگر اين قانون تصويب شود مشكلي از لحاظ وجود مبناي قانوني براي فيلترينگ وجود نخواهد داشت. لذا در اين راستا بايد استفاده از اينترنت و فيلترينگ سايت‌ها با مديريت واحد ساماندهي شود و از اعمال سليقه جلوگيري به ‌عمل آيد تا هم كاربران و هم قوه قضاييه و نيروي انتظامي تكليف‌شان به طور شفاف روشن شود. و متاسفانه احساس می شود که فیلترینگ خبرگزاری انتخاب نیز با همین سیاق انجام پذیرفته  و کسانی که تحمل شنیدن انتقاد هر چند سازنده را ندارند وجود چنین سایت هایی را موی دماغ دولت دانسته و دوست ندارند تا نقاط ضعف  دولت در آیینه افکار عمومی بازگشایی گردد لذا به تحریم اینگونه از سایت ها روی آورده اند.
وحید کاظم زاده قاضی جهانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رييس پليس امنيت كشور در جمع خبرنگاران عملكرد ۲۰ روزه مأمورانش را تشريح كرد.وی با اشاره به پخش سى دى جعلی که منتسب به يكى از بازيگران است،  گفت: از يك ماه پيش، اين سى دى پخش و پيگيرى هاى پليس جهت دستگيرى توزيع كنندگان آغاز شد، اما از زمانى كه شايعه اى در خصوص خودكشى وى در يكى از روزنامه ها منتشر شد، جامعه حساس شده و التهاباتى به وجود آمد.وى در ادامه افزود: تا پيش از انتشار اين شايعه، اين سى دى به صورت گسترده پخش نشده بود، اما پس از اعلام خبر كذب خودكشى فرد ياد شده، كنجكاوى مردم موجب پخش سى دى به صورت گسترده شد، از اين رو به همان اندازه كه توزيع كنندگان اين سى دى گناهكار هستند، انتشار دهندگان اين شايعه نيز گناهكار محسوب مى شوند.رييس پليس امنيت تهران بزرگ خاطرنشان كرد: متهم پرونده، هم اكنون در ايروان ارمنستان است و با اقداماتى كه صورت گرفته بزودى به كشور باز خواهد گشت و در خصوص اين پرونده شخص دادستان پيگيريهاى لازم را انجام مى دهد.وى با رد هرگونه اقدام به خودكشى اين بازيگر، تأكيد كرد كه وى هم اكنون آزاد است.وى با بيان اين كه اين بازيگر، تنها دو ساعت در اختيار پليس بود، گفت: ۲۰ تن در خصوص تهيه، تكثير و توزيع اين فيلم احضار شدند و با دستگيرى ۷ تن، هم اكنون چهار تن در زندان به سر مى برند.رييس پليس امنيت تهران بزرگ با بيان اين كه قبل از پايان رسيدگى به موضوع و بررسى ابعاد پرونده و انتقال متهم اصلى به تهران، بايد از گمانه زنى خوددارى شود، گفت: هنوز بررسى ها در صحت فيلم ادامه دارد.

متلاشى شدن باند اغفال دختران نوجوان
وى در ادامه گفت: به دنبال دريافت اطلاعاتى از برخى شهروندان مبنى بر اغفال دختران چند مدرسه راهنمايى در تهران، تيم واحد عمليات پليس امنيت به منظور پيگيرى و ردزنى متهمان تشكيل و پس از جمع آورى اطلاعات مشخص شد كه شبكه اى به عنوان باند على ميكروب اقدام به دوستى با دختران سنين پايين و سوءاستفاده از عواطف دخترانه آنها كرده و پس از انتقال آنها به خانه هاى شخصى با خوراندن آبميوه هاى بيهوش كننده و يا مشروبات الكلى، پس از اين كه آنها بيهوش و يا از حالت عادى خارج شده، آنها را مورد تعرض قرار داده و سپس از آنها فيلمبردارى كرده بودند.به گفته وى، بنا بر تحقيقات پليس، اعضاى اين باند، دختران نوجوان را تهديد كرده بودند كه در صورت عدم همكارى، فيلم ها را در مدرسه و منازلشان توزيع خواهند كرد.
وى در ادامه افزود: در حالى كه تحقيقات جهت دستگيرى اعضاى اين باند ادامه داشت، دختر نوجوانى با مراجعه به پليس اعلام كرد كه از سوى اعضاى اين باند مورد تعرض قرار گرفته است.بدين ترتيب با همكارى اين دختر و اطلاعاتى كه وى در اختيار پليس قرار داد، على ميكروب، آرش تى. ان. تى وحسن خروس،سه سركرده باند دستگير شدند و به دنبال آن، ۲۷ پسر ديگر شناسايى و در تهران دستگير شدند.رييس پليس امنيت تهران بزرگ افزود: اعضاى اين باند، پس از طرح دوستى با دختران نوجوان، آنها را در منازلى در تهران، كرج و شمال كشور كشانده و مورد تعرض قرار داده و پس از فيلمبردارى از دختران،آنها را تهديد كرده بودند كه در صورت عدم همكارى، فيلم را پخش خواهند كرد.تاكنون ۵ دختر نوجوان كه طعمه اعضاى اين باند قرار گرفته بودند، شناسايى شده اند.
قاچاق داروهاى كمياب
وى در ادامه از كشف ۵۴ هزار و ۶۵۰ قلم داروى كمياب مربوط به بيماران سرطانى و صعب العلاج خبر داد كه اعضاى باندى با نام و مهرهاى جعلى از هلال احمر دريافت كرده و به كشورهاى حوزه خليج فارس منتقل مى كردند.
وى گفت: چهار متهم از اهالى سيستان و بلوچستان كه در تهران اقدام به قاچاق داروهاى كمياب به كشورهاى حوزه خليج فارس كرده و در مقابل آن سلاح خريدارى مى كردند، دستگير شدند.وى افزود: از سوى ديگر طى دو عمليات جداگانه، ۳۵ قبضه سلاح كمرى و ۴۶۷ فشنگ از ۵ قاچاقچى سلاح كشف و ضبط شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

انتشار یک فیلم غیراخلاقی منتسب به یکی از هنرپیشه های کشورمان و اعلام اینکه فیلم مذکور متعلق به هنرپیشه مذکور نبوده است، در رسانه های خارجی بازتاب گسترده ای داشته است.خبرگزاری رویترز اعلام کرد: واقعا بعید است که در کشوری اسلامی که حتی هنرپیشه های زن در فیلم ها و سریال ها طبق قوانین شرعی باید حجاب اسلامی را رعایت کنند، فردی پیدا شود که به ایفای نقش در فیمی غیراخلاقی بپردازد.این خبرگزاری با جعلی توصیف کردن فیلم مذکور افزود: بررسی کارشناسانه فیلم غیراخلاقی منتسب به زهرا امیرابراهیمی نشان داده است که او دست به چنین کاری نزده و فریم های دریافتی نیز موید همین مطلب است.روزنامه گاردین چاپ لندن نیز نوشت: تکثیر غیرقانونی فیلم ها در ایران و حتی فروش سی دی و دی وی دی های زندگی خصوصی هنرپیشگان و افراد معروف این کشور به بازار مساعدی برای کسب درآمد افراد ناباب شده است.این روزنامه افزود: درست یا غلط بودن حرکت هنرپیشه ایرانی در فیلم غیراخلاقی منتسب به او اصلا مورد بحث نیست بلکه عملکرد فردی که دست به تکثیر چنین صحنه هایی زده باید تقبیح شود.گاردین افزود: حبس یک ساله و پرداخت جریمه 10 میلیون تومانی برای فردی که این سی دی را تکثیر کرده، نمی تواند مناسب باشد و به طور حتم باید راهکار بهتری برای شایعه پراکنان انتخاب کرد.خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز اعلام کرد: بسیاری از سازمان های غیردولتی اروپا با بررسی فیلم ها به این نتیجه رسیده اند که کیفیت هر یک با دیگری متفاوت است و ظاهرا فردی حرفه ای دست به تولید آنها زده است.نشریه "بک استیج" نوشت: با توجه به قوانین سفت و سخت ایران در مورد برقراری رابطه جنسی با فرد غریبه، بعید به نظر می رسد که این هنرپیشه زن که وارد دهه سوم زندگی اش شده و با پتانسیل بالایی که در عرصه هنر دارد دست به ایفای نقش در فیلم غیراخلاقی زده باشد.این نشریه هنری افزود: نویسندگان این نشریه از شدت کنجکاوی سریال های تلویزیونی این هنرپیشه را به دست آوردند و بعد از مشاهده فیلم غیراخلاقی منتسب به او از طریق یک سایت اینترنتی ایرانی نیز به صاحب Domain مذکور تذکر دادند که آنرا از روی صحنه پاک کند."بک استیج" خاطرنشان کرد: طبق پرس و جوهایی که از دست اندرکاران سینمای ایران انجام دادیم، این هنرپیشه زن آینده روشنی در انتظارش بود و اینگونه شایعات می تواند حرفه او را به مخاطره بیندازد.فرانس پرس اعلام کرد: زهرا امیرابراهیمی به تمام شایعات با مصاحبه با یک روزنامه هنری پایان داد و ادامه کار را به مقامات قضایی کشورش سپرد.این خبرگزاری افزود: باید منتظر مان و دید که این چهره هنری با وجود شایعات موجود خواهد توانست به فعالیت خود در عرصه سینما و تلویزیون ادامه دهد یا خیر؟این خبرگزاری با اعلام اینکه بعضی افراد در ایران اقدام به دامن زدن به اینگونه حوادث می کنند تاکید کرد: انتشار فیلم میهمانی ها و مراسم خصوصی افراد معروف در ایران ظاهرا عادی شده است زیرا چندی پیش فیلم و عکس عروسی علی دایی، میهمانی گروهی از بازیکنان تیم استقلال و ... نیز به صورت غیرقانونی انتشار یافته بود./

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 آبان1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

فرستنده نامه : سلمان اسدي

باسمه تعالی

آقای خامنه ای سلام

عید سعید فطر بر شما و خانواده محترمتان مبارک
من متولد 12 فروردین 58 هستم اما شناسنامه ام 17 شهریور 57 است .
نمی دانم نسل اول دوم و یا سوم انقلابم ؟ اما می دانم که سعی می کنم انقلابی باشم اما انقلابی بودن سخت است .
 نمی دانم چگونه شما هنوز هم انقلابی ماندید ، انقلابیون دنیا همه خسته شدند اما تو خسته نشدی ، آقا جان خسته نباشید .
 یک بار شما را دیدم واشک در چشمانم حلقه زد آن زمانی بود که در کلاس سوم راهنمائی تحصیل می کردم و به مناسبت روز دانش آموزبه عنوان دانش آموز ممتاز خدمت رسیدم چه روز زیبائی بود آن روز .
اما چرا برایتان نامه می نویسم .
 نمی دانم این نامه به دستتان می رسد یا نمی رسد ؟ آیا نامه را می خوانید یا نمی خوانید ؟ اما چرا می نویسم ؟

 آقا جان ! 17 سال است که پیر و مرادمان خمینی کبیر دیگر در بینمان نیست و سکان دار کشتی انقلاب در این چند سال شما بودی ، آقا جان خسته نباشی .
 نمی دانم تا به حال کسی به شما بابت این 17 سال خسته نباشید گفته یا نه اما من می گویم .
17 سال پر درد ورنج را گذراندی تا نامردان و نا اهلان انقلاب را از مسیر خود خارج نکنند و اگر تو نبودی معلوم نبود چه بر سر انقلاب می آمد پس آقا جان خسته نباشی ، خدا قوت.
نمی دانم که در سال های پس از امام از دوستان و دشمنان چه دیدی وچه شنیدی اما می دانم که در آسایش و آرامش نبودی ، آقا جان خسته نباشی .

 چند سالی را در یکی از کشورهای خارجی تحصیل می کردم صاحبخانه ام سرهنگ باز نشسته ای بود که در ناز ونعمت زندگی می کرد نمی دانم در نماز جمعه تهران چه گفته بودی که روزی در حالی که می گریست به من گفت : رهبر تو عزت اسلام است آنروز احساس غرور کردم اما معنای کلامش را نفهمیدم اما امروز درک می کنم که او چه گفت.

زمانی که به عربستان رفته بودم در مسجد النبی در روضه الرضوان مسلمانی کویتی تو را شمشیر اسلام نامید اما من معنای کلامش را نفهمیدم اما امروز درک می کنم .

 زمانی که در مسجد الحرام بودم شیعه ای بحرینی برایم گفت که چگونه شیعیان بحرین به خاطر هیبت و عظمت جمهوری اسلامی آزادانه زندگی می کنند و آن را از برکت وجود تو می دانست اما من معنای کلامش را نفهمیدم اما امروز درک می کنم که او چه گفت.

زمانی که در رستورانی در امارات متحده عربی با دوستان اماراتیم در مورد مسائل گوناگون صحبت می کردیم ایشان از فساد و زن بارگی شیوخ می گفتند و من احساس غرور می کردم .
 زمانی که در فرودگاهی لوکس جوان روسی را دیدم که وقتی فهمید ایرانی هستم پنهانی عکس خمینی را که داخل وسایلش بود نشانم داد بر خود لرزیدم و اشک در چشمانم حلقه زد . از او سئوال کردم تو مسلمانی ؟ گفت : نه ! مسیحی ارتودکسم . گفتم  : پس عکس ؟ گفت اگر خمینی آن میخائیل را تغییر نداد اما این میخائیل را آدم کرد . آنروز یاد جمله حضرت امام افتادم که گفت ما انقلابمان را به دنیا صادر می کنیم .

 در سعی صفا و مروه مسلمان الجزایری را دیدم که در حالی که آداب حج را به من می آموخت از نوه اش می گفت که به خاطر عشق به خمینی اسمش را روح ا... گذاشته بود به یاد گفته شما افتادم که فرمودید عشق به خمینی عشق به همه خوبیهاست.

 دوستی اتریشی دارم که مسلمان نیست اما آرزو می کند در ایران زندگی می کرد ، از او پرسیدم مگردر ایران ما چه داریم که تو نداری گفت : بوی خمینی .

 دوستی مالزیایی دارم که گاه گاهی با هم چت می کنیم او می گفت :  دکتر ماهاتیر محمد اگر ملت ایران را داشت دنیا را می گرفت .
آقا جان به خدا ملت خوبی داری . آرام ، صبور و استوار  و شما خوب می دانید ما دنیا را نمی خواهیم . آقا جان تو را به خدا به مسوولین کشور بگوئید گند نزنند و به حساب اسلام نگذارند !

ایران چشم و چراغ ملت آزاده دنیا ست . آقای من ، من نه بسیجیم نه حزب الهی نه گروه فشاری نه راستی نه چپی نه اصلاح طلب نه اصول گراو نه ملی مذهبی ، من دانشجو هستم  . نه بسیجی نه انجمنی نه تحکیم وحدتی نه اقلیت نه اکثریت من فدایی رهبرم فدایی آقایم سید علی همانگونه که اگر خمینی بود جانم در دستان او بود.

 آقا جان ! بعضی ها می گویند شما تنهایید ! بگویند ، نگویند ، هنوز ما زنده ایم و تا زنده ایم غیرت انقلابی داریم . ما اجازه نمی دهیم سلاله زهرای اطهر(س) و فرزند خلف خمینی تنها بماند .
آقا جان بگو که تنها نیستی .
 آقا جان ! آمریکا و اروپا ما را از تیر و تحریم می ترسانند به ایشان بگو سینه های ما سپر تیرهای آنان است .  به ایشان بگو ما وجب به وجب خاک ایران را از خون آنان سیراب می کنیم و از کشته هایشان پشته می سازیم و حسرت یک روز مستی در خاک ایران را به دلهایشان می گذاریم .

آقای من !  به خدا قسم که کسی را به شجاعت تو ندیدم . آقا جان اینها می دانند شهادت چیست؟ دو کوهه کجاست ؟ فکه ، طلائیه ، اروند کجاست ؟
 به خدا قسم که می دانند اما ........ مولای من به آنان بگو آن زمان که اراده کنند پوتین سربازانشان در خاک ما قرار گیرد ما با اراده و ایمانمان پیکر سربازانشان را تکه تکه می کنیم و بر پیکرهایشان می تازیم چرا که اراده کردند پا بر خاک ما بگذارند.

آقای من ! به آنان بگو ما اهل جنگ نیستیم ما به دنبال آرمان خمینی و اعتلای نام جمهوری اسلامی ایران در جهان هستیم اما واماندگان از قافله ایم و آن زمان که قافله سالارمان ندا دهد مرگ را در آغوش می گیریم و بر دشمن می تازیم و مگرتاکنون شربتی شیرین تر از شهادت در کام ما ریخته شده ؟

 مولای من !  به آنان بگو که چرا ما را از تیر هایشان می ترسانند ؟ مگر تاکنون پیکر های ما زخم تیر هایشان را نچشیده ؟

آقای من !  به خدا قسم که با پیکر هایمان  در مقابلشان می ایستیم اگر پاهایمان را قطع کنند با دست می ستیزیم و اگر دستهایمان را قطع کنند بدن هایمان را به آتش می کشیم تا آتش کینه مان پیکرشان را به خاکستر تبدیل کند .

مولای من ! به آنان بگو ما اهل جنگ نیستیم اما اگر بخواهند رویای چندین ساله شان را تعبیر کنند خواب ناز را از چشم هایشان می رباییم وآن چنان مرگ را در آغوش می گیریم که حسرت مرگ بر بستر بر دلهایشان بماند.

آقای من ! تو تنها نیستی تو ملتی داری به استواری کوه به وسعت دریا و به پاکی و زلالی آب و به کوبندگی رعد پس چرا ما را می ترسانند ؟
به خدا قسم که خلیج همیشگی فارس آرزوی رنگین کردن آبش با خون هایشان را دارد .

 مولای من !  به آنان بگو آن زمان که تو فرمانمان دهی صفیر گلوله هایمان گوش هایشان را نوازش می دهد و کینه چندین ساله مان چون آتشفشانی فوران می کند و آن چنان در آتش خشممان می سوزند که ازپیکرهاشان جز خاکستری بی ارزش باقی نماند .
 به ایشان بگو ما اهل صلحیم و سازش اما اگر بجنگیم و تو فرمانمان دهی آن چنان انتقام آن هشت سال آن هشت سالی که گلوله های آنان سینه های برادرانمان در کردستان و خوزستان را درید و خون مطهرشان را بر زمین ریخت می گیریم که صدای ضجه مادران سربازانشان گوش دنیا را کر کند .

مولای من !  قسم به روح رسول الله (ص) وقسم به فرق دریده علی (ع) و پهلوی شکسته زهرا(س) که ما گوش به فرمان توئیم و آن کاری را انجام می دهیم که تو بگوئی .
 قسم به خدا که تو شجاعت را از خمینی به ارث بردی مولای من به ایشان بگو آرزوی ما این است که نظام مقدس جمهوری اسلامی را به دستان مولا و آقایمان مهدی (عج)  بسپاریم و بر سر اعتقادمان سر می بازیم ( الهم عجل لولیک الفرج )

آقای من ! تو نه بت منی و نه من بت پرست . تو رهبر منی و من مطیع تو . همان گونه که سلمان مطیع محمد (ص) و علی (ع) بود من نیز فرمانبردار توام.
جانی دارم که آرزو دارم آ ن را در راه اسلام و محمد رسول الله (ص) فدا کنم پس جان من در دستان توست زیرا که می دانم تو در راه اسلام قدم بر می داری . هر زمان که اراده کنی جانم را فدای راه و هدف تو که همان راه و هدف خمینی کبیر است می کنم مولای من برایم دعا کن تا خدای  باریتعالی شهادت در راه اسلام را نصیبم فرماید و لایق سربازی در راه محمد رسول الله (ص) گردم .

آقا جان 17 سال گذشته  و گرد پیری بر رخسار مبارکت نشسته  ، خسته نباشی .

فرزند خمینی 

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

چندي قبل براي شركت در مباحثه‌اي پيرامون وضعيت آسيب‌شناسي جامعه ايران، از من خواسته شد كه نظرم را درباره فروپاشي اجتماعي مشابه مجموعه يادداشت‌هايي كه در اوايل سال 1381 در اين زمينه نوشتم بيان كنم و متن حاضر محورهاي اساسي و مباني نظري موضوعي است كه ارايه شد

ابتدا لازم مي‌دانم كه عقيده خود را به طور خلاصه بيان كنم. به نظر من جامعه ايران به لحاظ معيارهاي جامعه‌شناختي در معرض فروپاشي است، يا حداقل روند رو به ضعف بنيان‌هاي انسجام و وحدت اجتماعي آن طي سال‌هاي متمادي محسوس بوده است، و چون بيماري كه به مرور وضع وخيم‌تري مي‌يابد، مي‌توان منطقاً نتيجه گرفت كه دير يا زود چنين اتفاقي رخ خواهد داد مگر تحت شرايطي كه در ادامه خواهم گفت. آنچه كه جامعه ايران را به ظاهر سرپا نگهداشته است، عناصر و مولفه‌هاي دروني جامعه نيست، بلكه چسب قدرت و زور است كه اجزاي جامعه را به يكديگر پيوند داده است، آن هم پيوندي مكانيكي، چون آجرهاي يك ديوار نه چندان راست و نه چون سلول‌هاي يك بدن زنده و پويا. و اگر شرايطي پيش آيد كه خاصيت چسبندگي اين چسب از ميان برود يا تضعيف شود، آجرهاي اين ديوار به شكل غيرقابل انتظاري از يكديگر جدا خواهند شد، و جامعه ذره‌اي و غيراخلاقي چون دملي چركين سرباز خواهد كرد. قدرت چسبندگي اين چسب نيز كمابيش وابستگي مستقيم به درآمدهاي وصولي از لوله‌هاي نفت دارد و تا وقتي كه درآمدهاي كلان فعلي وجود دارد، طبعاً چسبندگي آن نيز مشهود است، اما به علت برون‌زا بودن متغير مذكور و نيز احتمال بروز متغيرهاي برون‌زاي ديگر از جمله افزايش تنش با جهان خارج، تصور مي‌رود كه چسبندگي اين چسب همواره در خطربي خاصيت شدن قرار دارد، و تنها راه جلوگيري از فروپاشي اجتماعي اصلاحات اجتماعي به نحوي است كه اين چسب اگر چه در كوتاه‌مدت قدرت مكانيكي چسبندگي خود را حفظ مي كند، اما همزمان شرايط را به نحوي بايد فراهم كرد كه نهادها و هنجارهاي اجتماعي مناسب در تمامي وجوه جامعه (اعم از سياست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع) شكل بگيرد و روابط ميان اجزاي جامعه از حالت مكانيكي و نيازمندي به چسب قدرت درآيد و به وحدت وانسجامي ارگانيك برسد كه قدرت و سياست نيز يكي از وجوه جامعه و در عرض ديگر وجوه آن قرار گيرد نه آن كه در رأس جامعه و غيرمرتبط با آن باشد، و به نظر من راهبرد سياسي موثر و صحيح هم از دل چنين تحليلي در مي‌آيد.
ماهيت فروپاشي
فروپاشي اجتماعي چيست؟احتمالا بتوان در اين زمينه تعاريف علمي و تئوريك ارايه داد، اما شايد بهتر باشد كه به مرور نمودهاي عيني رخ داده بسنده كنيم. اتحاد جماهير شوروي. عراق كنوني و ايران 1357، نمونه‌هاي مناسبي هستند. در اواسط دهه هشتادميلادي هيچ كس تصور نمي‌كرد كه در عرض چند سال امپراطوري شوروي چنان مضمحل شود كه براي سال‌هاي سال با بحران‌هاي داخلي و عظيمي مواجه گردد. اگر روزگاري مسكو مركز تصميم‌گيري درباره بسياري از كشورهاي جهان بود، پس از فروپاشي براي مدت‌ها، باندهاي جنايتكار بر اين شهر حاكم شدند، كه اتفاقاً بسياري از آنان هم روس‌تبار نبودندو از اقليتهاي تحت سلطه بودند. اگر در جوامع سوسياليستي و شوروي سابق فقر و بيكاري و احياناً جرم و جنايت نمود بيروني نداشت، به يك باره چنان شد كه در اين زمينه‌ها گويي سبقت را از تمامي كشورهاي ديگر ربودند. قدرت مركزي آن كه بر جهان اشراف داشت، نه تنها به پانزده جمهوري تجزيه شد كه از پس جمهوري‌هاي خودمختار كوچكي مثل چچن هم برنمي‌آيد. جامعه‌اي كه ادعا مي‏شد در پرتو سوسياليسم، انسان‌هاي طراز نوين توليد كرده است به نحوي كه همه مردم آموزش ديده و فرهيخته‌اند، چنان غرق جنايت و تروريسم (آن هم به شديدترين شكلي كه القاعده را شاگردان خلف و درس‌خوان آنان مي‌توان ناميد) شده است، كه گويي اين مردم هيچگاه چنانچه شايسته است اجتماعي نشده‌اند.
عراق كنوني هم گرچه گفته مي‌شود كه درگير نوعي جنگ داخلي است، اما جناياتي كه طرفين عليه هم انجام مي‌دهند، در واقع پژواك نظام بسته صدامي است كه با زور و سركوب از مردم عراق جامعه‌اي به ظاهر منسجم ساخته بود، اما در واقع چسب صدام بود كه آنان را در زير چتر عراق واحدو ملت واحد نگهداري مي‌كرد، و اكنون كه آن چسب از ميان رفت، ماهيت فروپاشيده اين جامعه به ظهور رسيده زيرا نيروهاي ائتلاف هم فاقد ماهيت سياسي قدرت صدام حسين در چسبندگي اجتماعي هستند. برخي‌ها معتقدند كه حضور اين نيروها موجب اين بحران‌ها شده است. اما دير يا زود و هنگامي كه قدرت صدام فرو مي‌پاشيد، اين فجايع و شايد بدتر از آن نيز بروز مي‌كرد، مگر آن كه فرآيندي اصلاحي مي‌توانست ماهيت ساختار قدرت در عراق را در مسيري متناسب با ساخت اجتماعي آن قرار مي‌داد.
ايران در اواسط دهه پنجاه نيز واقعيتي مشابه داشت، و هيچ كس تصور نمي‌كرد كه رژيم شاه با آن وضعيت در اندك مدتي دچار اضمحلال به معناي واقعي كلمه شود. اما اگر فروپاشي به شكل دو مورد قبلي رخ نداده، به علت بروز انقلاب بود كه در واقع ارايه‌كننده نظم بديل است و به سرعت يا همزمان جانشين نظم فروپاشيده مي‌شود، اما در هر حال عوارض خود را دارد. بحران‌هاي متعدد در كردستان، آذربايجان، گنبد، بلوچستان، جنوب و خوزستان و... نمودهاي اين بحران اجتماعي بودند كه در برابر نظم بديل شكست خوردند، در واقع هنگامي كه شاه مي‌گفت من اگر بروم ايران، ايرانستان مي‌شود، به يك تعبير درست مي‌گفت و اقرار عظيمي عليه خودش بود، چرا كه نظم اجتماعي را وابسته به قدرت و زور خود نموده بود و نظمي درون‌زا و خودجوش نبود. همچنان كه اين نظم در عراق نيز به صدام و در شوروي به حزب كمونيست وابسته بود. اما به تعبيري اظهارات شاه غلط بود، چرا كه در كنار فروپاشي رژيم وي، نظام بديل توانست مانع آن مسايل گردد، نه تنها چنين شد، بلكه انسجام و وحدت اجتماعي در انقلاب حتي در كوتاه‌مدت رشد كرده و ارتقا مي‌يابد و به نوعي نظم اجتماعي ماهيتي خودجوش و ارگانيك و پويا مي‏يابد.
آنچه كه گفته شد بدين معنا نيست كه جامعه پس از فروپاشي از ميان مي‌رود. ممكن است در مواردي به چند جامعه تجزيه شوند تا هر كدام برحسب شرايط خود نظم خودجوش و ارگانيكي را تجربه كرده و سامان دهند، ممكن است چنين تجزيه‌اي هم صورت نگيرد، (مثل روماني). اما در هر حال سال‌هاي متمادي و با صرف هزينه‌هاي مادي و معنوي فراوان مي‌توان جامعه را بازسازي كرد و نظمي خودجوش و پايدار و ارگانيك در آن ايجاد كرد.
بنابراين فروپاشي با اين مصاديق در واقعيت خارجي مشاهده شده است، و تبعات و عوارض رواني و مادي آن نيز فراوان است و چه بسا جامعه را براي سال‌هايي طولاني عقب بياندازد، اما علي‌رغم اين نكات ماهيت جامعه در حال فروپاشي به گونه‌اي است كه صاحبان قدرت و تصميم‌گيران را از خطرات در كمين غافل مي‌كند، و بسياري از آنان تصور نمي‌كنند چنين واقعه‌اي رخ دهد، به عبارت ديگر فروپاشي به موضوعي غيرقابل پيش‌بيني در عرف سياسي و اجتماعي تبديل مي‌شود، به خصوص اين كه براي جلوگيري از فروپاشي، ملات زور و قدرت در استحكام بناي جامعه به ميزان بيشتري بكار گرفته مي‌شود و همين امر موجب كاهش انسجام ارگانيك و همبستگي ميان اجزا و بيگانه شدن آنان با يكديگر مي‌شود. و هنگامي كه ملات زور براي حفظ اين ساختمان بيشتر شود، بازسازي همبستگي و انسجام ارگانيك نيز براي ساخت قدرت سخت‌تر و پرهزينه تر مي‌شود و در مسير بازگشت‌ناپذير قرار مي‌گيرد، مسيري كه بيش از پيش نيازمند ملات زور براي حفظ انسجام و نظم است.
دلايل فروپاشي
پرداختن به دلايل فروپاشي نيازمند مباحث مفصل و همه جانبه‌اي است، اما اجمالاً مي‌توان گفت كه وقتي روابط ميان اجزاي جامعه دچار اختلال و غيركاركردي شد، فضاي لازم براي اجتماعي شدن فرد نيز از ميان مي‌رود، و افراد كمابيش در موقعيت طبيعي جامعه رشد نمي‌كنند و تحت فشار قدرت سياسي حاكم نسبت به يكديگر تعاملي ظاهري را تجربه مي‌كنند. ساختار سياسي انسدادي با بستن فضاي جامعه ،اختلال ارتباطي واختلال در امر اجتماعي شدن را موجب مي شود، هر چقدر انسداد ايجاد شده از سوي حكومت داراي عمق و گستره بيشتري باشد، اختلال عميق‌تر و خطرناك‌تر است. منظور از عمق انسداد، ميزان استبداد و منع‌هاي رفتاري و مشاركت‌جويانه براي مردم است، و منظور از گستره انسداد، وجوه اجتماعي است كه انسداد شامل آن مي‌شود، مثلاً برخي از حكومت‌ها، انسداد را فقط در ساختار سياسي اعمال مي‌كنند و به ساختارهاي ديگر از جمله اقتصاد و اجتماع و تا حدي فرهنگ كاري ندارند، يا در دو وجه از چهار وجه انسداد ايجاد مي‌كنند، چنين نظام‌هايي كمتر با فروپاشي كامل مواجه مي‌شوند، زيرا تعامل اجتماعي در وجوه آزاد از انسداد كمابيش و به صورت طبيعي رخ مي‌دهد و نهادهاي اجتماعي و مدني لازم خود را نيز ايجاد مي‌كند و در نتيجه دير يا زود توسعه جامعه فشار لازم به وجه انسدادي براي باز شدن فضارا وارد مي‌كند و حتي ممكن است انقلاب يا جنبش‌هايي هم صورت گيرد اما در هر حال به فروپاشي منجر نخواهد شد. بنابراين فروپاشي عموماً گريبان نظام‌هاي ايدئولوژيك كه در همه وجوه جامعه دخالت مي‌كنند را مي‌گيرد و هنگامي كه عمق انسداد در چنين نظام‌هايي زياد شد، حتي اصلاح ساختار سياسي هم امكان‌پذير نخواهد شد.
در چنين شرايطي دو عنصر مهم اجتماعي يعني سرمايه رابطه‌اي و سرمايه نهادي كاملاً تضعيف مي‌شوند. مهم‌ترين ويژگي سرمايه رابطه‌اي، اعتماد (به خود، به حكومت، به ديگران و...) و ارزش‌هاي اجتماعي و رفتاري است. و سرمايه نهادي نيز شامل نهادها و سازمان‌هاي مدني مستقل از حكومت و نيز شيوه‌هاي متنوع مشاركت مدني مردم است.
مطالعات موجود معرف آن است كه سرمايه رابطه‌اي طي سال‌هاي اخير به مقادير بسيار نازلي سقوط كرده است. مطالعات جامع پيمايشي ارزش‌ها، نگرش‌هاي ايرانيان (سال‌هاي 1379 و 1382) به خوبي اين واقعيت را نشان مي‌دهد كه براي اطلاع از جزئيات بايد به آنها مراجعه كرد. در اين زمينه مي‌توان بدبيني شديد مردم را نسبت به وجود ارزش‌هاي اجتماعي يا ميزان واقعيت‌هاي ناخوشايند هم‌چنين احساس بسيار بد نسبت به وجود عدالت، پارتي‌بازي، برابري در برابر قانون، بي‌عدالتي قومي و نيز نسبت به آينده و فقدان بصيرت اجتماعي و... به عنوان معيارهاي مناسب براي فقدان اين سرمايه رابطه‌اي مثال آورد.
تقويت سرمايه نهادي نيز كه يكي از اهداف جنبش اصلاحي بود، با شكست اين جنبش و عقب‌گرد كامل به مرزهاي خطرناكي رسيده است. يكي از نهادهاي مهمي كه پيش از انقلاب هم استقلال خود را حفظ كرد و مثمرثمر واقع شد، نهاد دين و روحانيت بود، اما اين نهاد نيز طي سال‌هاي اخير چون نهادهاي ديگر به ساختار سياسي وابستگي يافته است، به طوري كه نمي‌توان براي آن استقلالي تأثيرگذار قايل شد

+ نوشته شده در  شنبه 20 آبان1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مدیر بلاگفا در اقدامی زیبا و  ارزشمند وبلاگ بوزینه های شهوت طلب را فیلتر کرد

در هفته ای که گذشت عده ای انسان نما با انتشار سیدی قصد تخریب چهر ه یکی از محبوب ترین هنرمندان کشورمان را داشتند که با هوشیاری بسیاری از وبلاگ نویسان و همچنین مردم عزیزمان در این راه ناکام ماندند .

+ نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

متهم پرونده فيلم جعلی منتسب به هنرپيشه زن سريال تلويزيوني که منجر به شکایت بازیگر سریال «نرگس» دستگير شد.به گفته منابع مطلع ، اين پسر جوان كه پس از تكثير و توزيع سي دي غير اخلاقي به دبي فرار كرده بود روز دوشنبه از سوي ماموران اينترپل دستگير شد.گفته مي شود قرار است اينترپل متهم دستگير شده را به پليس ايران تحويل دهد.

+ نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط  

درحالیکه برخی های محافل خبری وشایعه سازازحذف وممنوع التصویرشدن زهراامیرابراهیمی بازیگرجوان سریال نرگس خبرمیدهند,این بازیگرازاجرای یک تئاترتوسط خودش خبرداد. امیرابراهیمی در گفت و گویی که بایک نشریه هنری گفتگوکرده  است میگوید: به زودی در یک نمایش نقش آفرینی می کنم.این بازیگر سینما و تلویزیون افزود: نمایشنامه را خوانده ام و آمادگی خود را برای حضور در صحنه اعلام کرده ام.وی گفت: درحال حاضر فیلم سینمایی «حافظ» و «سفر به هیدالو» را به ترتیب به کارگردانی «ابوالفضل جلیلی» و «مجتبی راعی» آماده پخش دارم.امیرابراهیمی در مورد سی دی پخش شده و شایعه خودکشی اش توضیح داد: من از طریق پلیس امنیتی در حال پیگیری شایعات هستم.بازیگر سریال های «نرگس» و «کمکم کن» ادامه داد: من در سلامت کامل به سر می برم و هیچ دلیلی بر خودکشی نمی بینم و از تمام رسانه ها و اشخاصی که شایعه پراکنی کرده اند، شکایت کرده ام و مسوولان امنیتی در حال پیگیری این مساله هستند.وی در این گفت و گو که پیش از بیانیه اخیرش انتشار یافته با تکذیب تمامی مصاحبه هایی که در مورد این مساله از او در رسانه های گوناگون به چاپ رسیده و در سایت های اینترنتی درج شده، تاکید کرده است تا چند روز دیگر تکلیف تمامی این شایعات و مسائل مشخص خواهد شد

+ نوشته شده در  جمعه 19 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط  

جبهه اصلاحات پس از برگزاري يک نشست 35 نفره که شب گذشته در محل دفتر مجمع روحانيون مبارز مشهد برگزار شد در نهايت 11 نامزد  اصلي خود را جهت  شوراي اسلامي شهر مشهد ، برگزيد . سيد جواد حسيني ( فرماندار سابق مشهد ) ، درري ( نائب رئيس شوراي شهر اول مشهد ) ، حجت الاسلام طاهريان ، بتول گندمي ( عضو علي البدل شوراي فعلي ) ، مهندس بيدآبادي ( مشاور فني استاندار سابق ) ، عباس شيخ الاسلامي ( مشاور حقوقي شهردار فعلي ) ، مهندس آقامحمديان ، توتون چي ( يکي از شهرداران شهردار مشهد ) ، دکتر شهرياري ( صاحب بسياري از داروخانه هاي مشهد )  ، رضا حيدري ( مدير کل سابق امور اجتماعي استانداري ) ، غلامي ( عضو انجمن خاوري هاي مشهد )  ، اعضاي ليست اصلي جبهه اصلاحات در مشهد را تشکيل مي دهند .
آخرين شنيده هاحاکي از آن است که جبهه دوم خرداد در مشهد ، جهت پيشگيري از غافلگير شدن پس از اعلام اسامي رد صلاحيت شده ها ، اقدام به تهيه ليستي چندلايه نموده است که گويا اين 11 نفر لايه ي اصلي ليست آنان را تشکيل مي دهند .

همچنين تعدادي از سران جبهه اصلاحات صبح امروز سه شنبه ، طي جلسه اي طولاني با موحديان فرماندار مشهد ، اقدام به مذاکره جدي جهت حمايت از کانديداهاي خود نموده اند و گويا حضور فعال خود را در عرصه انتخابات جهت مشارکت حداکثري مردم منوط به تائيد نامزدهاي اصلي خود دانسته اند .

ُُفرماندار مشهد نيز در اين جلسه وعده پيگيري مطالبات آنان را داده است .عدم حضور برخي افراد شاخص در گروههاي اصلاح طلب ، نظير : فرزين ( مسئول اسبق روابط عمومي شهرداري مشهد ) ، حسين نوروزي ( شهردار سابق مشهد ) ، محمديان ، رهنما و رثايي ( اعضاي شوراي اول ) ، در ليست نهايي  اصلاح طلبان بازتاب نامناسبي در ميان آنان داشته است ، ضمن اينکه احتمال حضور اين افراد در ليست حزب اعتماد ملي با مسئوليت محمد صادق جوادي حصار 0 ( مدير مسئول روزنامه توقيف شده توس ) نيز قوت گرفته است

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

فريبا داودی مهاجر، رییس کمیته زنان سازمان دانش آموختگان ایران و دبير انجمن روزنامه ‌نگاران جوان به دادگاه انقلاب احضار شد. داودی مهاجر که از اعضای شورای سیاستگذاری سازمان نیز می باشد،  پيش از اين در جریان تجمع ۲۲ خرداد سال جاری زنان در میدان هفت تیر تهران از سوی شعبه‌ی ۱۴ بازپرسی دادسرای انقلاب احضار شده بود و سپس با قرار التزام آزاد شده بود.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1385ساعت 7 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

دولت احمدي‌نژاد سردرگمي‌هايي را براي كشور به ارمغان آورده است.>1 باز هم اشتباه نشود، اين جملات هرگز متعلق به مخالفان دولت اصولگرا در اردوگاه اصلاح‌طلبي نيست، كه منتقدان دولت نهم هرچقدر هم جسور باشند شايد به اين صراحت نتوانند دولتي كه مدعي و منادي عدالت‌گستري است را متهم به گسترش چنين ارمغان بديمني در كشور سازند.محمدرضا باهنر كه نامش بي‌هيچ ترديدي يادآور هنرنمايي‌هاي قدرتمندانه‌اش در ميدان سياست‌ورزي و سياست‌پيشگي است در گپي كوتاه با خبرنگاران يك جريده اقتصادي اينچنين بلند بر دولت متبوعش خرده روا داشت كه <رئيس‌جمهوري اعتقادي به حاكميت يك تئوري مشخص بر تصميم‌هاي اجرايي نداشته و ندارد و اين موضوع سردرگمي‌هايي را براي كشور به ارمغان آورده است.>در برشمردن هنر باهنر همين بس كه عقلانيت و درايت او بيش از خصايص دل‌آزاري كه آدمي را گريزي از آن نيست، زبانزد موافقان و مخالفانش شده و اينك راضي و ناراضي از كردار و گفتار و رفتار اين نايب‌رئيس شهرستاني پارلمان ايران خوب مي‌دانند كه او مرد اثرگذار سياست‌هاي پشت پرده اصولگرايان است، حتي اگر ره پيموده‌اش در انتخابات نهمين دوره رياست‌جمهوري به بن‌بستي سخت و شكستي سخت‌تر منتهي شده و كانديداي مورد حمايتش - علي لاريجاني- كمترين مقدار از آراي مطلوب و مقبول را از آن خود سازد، اما اين دليل نمي‌شود كه او نتواند همچنان لابي‌گر كهنه‌كار ميدان اصولگرايي باشد. از آن روز كه او سعي مي‌كرد تا در گپ و‌گفتش با خبرنگاران آتش اختلاف‌هاي طايفه اصولگرايان را <خاموش> كند، زمان زيادي نگذشته است، آنچنان كه از بيان قاطعش در مصاحبت با خبرنگار ايسنا هم زمان زيادي نگذشته است آنگاه كه مي‌گفت <باهنر سال 63 با باهنر سال 83 تغييري نكرده است.>2 اما آقاي باهنر - چه بخواهد و چه نخواهد - همچون بسياري ديگر از بازيگران عرصه سياسي كشور، در اين دو دهه تغييرات بسياري كرده است. باهنري كه روزگاري عضو جوان موتلفه بود، قطعا با باهنري كه موسس جامعه مهندسين شد، تفاوت بسياري داشت. همان‌گونه كه باهنر مجلس پنجم با باهنر مجلس هفتم در ميزان اختيارات، توانايي در سياست‌ورزي و حضور در اين عرصه تفاوت‌هاي چشمگيري داشت.لذا نمي‌توان ديده بر اين تغييرات ناگزير و چه‌بسا قابل‌تقدير بست چرا كه او تنها اندك زمان كوتاهي پس از مشاهده آراي اندك هواداران همراهش در بدنه اجتماعي جامعه، خود نيز به چرخش سياسي ديگر كمر همت گمارد و سبد سبك آراي كانديداي شكست‌خورده خود به زمين نهاد تا سبد سنگين آراي احمدي‌نژاد را به دست گيرد. چه كسي است كه نداند او در چينش كابينه رئيس دولت نهم چه شب‌نشيني‌هاي سياسي كه برپا نكرد و در ريزش آرا و امضاي استيضاح‌كنندگان وزراي همين كابينه نيز چه دورخيزها و رايزني‌ها كه از سر نگرفت و به فرجام رساند. مرد ساكت و تودار كرماني اگرچه از تقليد لهجه كرماني‌ها توسط عضوي از كابينه دولت نهم در نشست علني مجلس خشمگين شد اما هرگز به سان ساير عضو‌هاي كوچك اين طائفه بزرگ اصولگرايي، هيزم به آتش زير خاكستر اختلاف‌ها نريخت و هجمه به هيبت و هيمنه دولت اصولگرا روا مداشت، چرا كه باورش همين است كه اينك پس از آن همه حمايت پيدا و پنهان از دولت نهم بر زبان جاري ساخت: <نيازي به علني شدن اختلاف‌هاي اصولگرايان وجود ندارد.> اما امروز كه از عمر دولت مورد حمايت نايب‌رئيس مجلس، تنها يك سال و اندي گذشته است، باز هم تغييري ديگر بر پيكره اين حمايت نقش مي‌بندد و او علت شكست اقتصادي عصر حاكميت يكپارچه اصولگرايي را ناشي از نداشتن تئوري اقتصادي در دولت نهم اعلام مي‌كند و اين موضوع را انتقاد همواره مجلس هفتم از دولت احمدي‌نژاد مي‌داند. اما آيا اين دولتي كه اينك از سوي نايب‌رئيس متهم به عدم داشتن تئوري مشخص اقتصادي و در نهايت رواج سرگرداني در كشور است از همين مجلس هفتم براي چيدمان كابينه‌اش راي اعتماد نگرفته است؟ چرا اينك كه عمر اندكي از اين مجلس باقي است و فصل كسب آراي دوباره ساكنان مجلس از مردم در راه است دولت به عنوان ارمغان‌آور سرگرداني در كشور معرفي مي‌شود و او كه نيازي به رسانه‌اي و علني كردن اختلاف‌هاي دولت و مجلس نمي‌ديد اينك مسووليت بيان كردن چنين اتهام سنگيني را عهده‌دار شده است؟ ‌ آقاي باهنر از سال 1383 تا 1385 راهي طولاني را طي كرده است؛ از نمايندگي مردم كرمان تا انتصاب به سمت نايب‌رئيسي مجلس و تا تبديل شدن به مرد پشت‌پرده كابينه دولت نهم راهي طولاني است كه سياست‌مردي چون باهنر آن را در زمان اندكي پيموده است. و اينك اين‌طور به نظر مي‌رسد كه آقاي باهنر بايد يكي از سخت‌ترين مراحل زندگي سياسي خود را پشت سر گذارد: <نقد منصفانه اصولگرايي.> او كه به‌تنهايي وزنه سنگيني را در جناح اصولگرايان به خود اختصاص داده است، حال بايد آستين بالا بزند و مردانه به بررسي نقاط ضعف سياست‌هاي اصولگرايانه بپردازد، نه آنكه دولت را به تنهايي متهم كند و خود در كنار گود بايستد. شايد هيچكس به اندازه ليدر اصولگرايان شايستگي آن را نداشته باشد تا با نگاهي به درون، به بررسي باورهاي نظري و سياست‌هاي اجرايي اين جريان، با اتكا به تجربيات 15 ماه اخير بپردازد. انتقاد از خود، كاري سخت است كه تنها اندك‌شماري از قوي‌ترين آدميان از عهده انجام آن برمي‌آيند، ورنه يك روز پشت رئيس‌جمهوري با 17 ميليون راي ايستادن و روز ديگر او را در سرگرداني به وجود آمده تنها گذاشتن، هنر نيست آقاي باهنر!

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 آبان1385ساعت 7 قبل از ظهر  توسط  

نهضت آزادي ايران با توجه به آنچه که "تهديدهاي مؤدبانه يا تطميع‌هاي سخاوتمندانه اعضا و هواداران و تفتيش عقايد و همچنين ممانعتهاي غير قانوني از تشكيل جلسات نهضت آزادي به بهانه "حساس يا خطير بودن اوضاع" بر شمرده است در يک نامه اعتراض آميز به محسني اژه‌اي خواستار توقف اينگونه رفتارها شده است.

متن نامه نهضت آزادي را در ذيل مي آيد:

 حجت‌الاسلام و المسلمين جناب آقاي اژه‌اي

وزير محترم اطلاعات جمهوري اسلامي ايران

با سلام و آرزوي توفيق جلب رضايت حق و خدمت به خلق

اخيراً مأموران وزارت اطلاعات دامنه و گستره فشار بر نهضت آزادي ايران را افزايش داده، فعاليت‌هاي بسيار محدود آن را، محدودتر ساخته‌اند. اين گونه رفتارها علي‌الاطلاق خلاف قانون اساسي و ديگر قوانين ذي‌ربط، ازجمله قانون تأسيس وزارت اطلاعات، است.

وظيفه اصلي وزارت اطلاعات گردآوري اطلاعات است، نه عمليات امنيتي. به گفته رئيس جمهور سابق، آقاي سيدمحمد خاتمي، وزارت اطلاعات بايد چشم نظام باشد، نه مشت آن. در دوران استبداد سلطنتي، ساواك

ـ سازمان اطلاعات و امنيت كشور ـ تأسيس شد و كارنامه بسيار زشتي، دست كم در بعد داخلي، داشت. پس از پيروزي انقلاب، ضمن تشخيص ضرورت ايجاد يك نهاد اطلاعاتي، به هنگام بحث، بررسي و تصويب قانون وزارت اطلاعات در مجلس، به اين نكته توجه شده بود كه وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي به سرنوشت ساواك رژيم شاه دچار نشود. بنابراين، مقرر شد كه اولاً، در رأس آن يك مجتهد جامع‌الشرايط ـ ازجمله عادل و با تقوا و خداترس ـ قرار گيرد و ثانياً وظايف و اختياراتش در حوزه اطلاعات باشد، نه در حيطه‌هاي امنيتي.

وزارت اطلاعات بر طبق قانون موظف شده است كه در فرايند گردآوري و تحليل و پردازش اطلاعات، در صورت مشاهده حركاتي خلاف مصالح ملي و تهديد كننده امنيت كشور، اطلاعات و گزارشهاي مربوط به آنها را براي پيگيري و اقدام قضايي، در چارچوب مقررات قانوني، در اختيار قوه قضاييه قرار دهد.

اما، متأسفانه، مسئولان و مأموران آن وزارت از دايره اختيارات و وظايف قانونيشان خارج شده، در موضوعات و مسايلي كه هيچ ارتباطي با آن وظايف واختيارات ندارد وارد مي‌شوند و برپايه اطلاعاتي كه گردآوري مي‌كنند و صحت يا سقم آنها در يك نهاد قضايي مستقل از وزارت اطلاعات بررسي نشده است، به قضاوت مي‌نشينند، حكم صادر مي‌كنند و خود نيز آن را به اجرا مي‌گذارند.

مسئولان و مأموران وزارت اطلاعات بي‌پروا نهضت آزادي ايران را به "براندازي آرام" ، و تلاش در راستاي

"انقلاب مخملي" ، متهم مي‌كنند، درحالي كه وزير سابق اطلاعات در سال 1380، در جريان بازداشت گسترده فعالان و مسئولان نهضت آزادي ايران با صراحت اعلام كرد كه آن وزارتخانه نهضت آزادي را برانداز نمي‌داند. دادگاه انقلاب نيز، كه در ابتدا بازداشت شدگان را به براندازي متهم ساخته بود، در دادنامه صادره از اين موضع عقب‌نشيني و آن اتهام را حذف كرد.

اتهام و برچسب ناچسب انقلاب مخملي و براندازي آرام به نهضت آزادي از سوي مقامات وزارت اطلاعات علاوه بر آن كه فاقد وجاهت قانوني و شواهد قابل استناد است، منعكس كننده نگرشهاي آنان به جايگاه‌هاي قدرتي كه بر آنها نشسته‌اند، مي‌باشد. انقلاب مخملي واژه‌اي است كه براي نخستين بار در مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري در اوكراين، كه با اعتراضات گسترده مردمي همراه بود، به كار برده شد. سرشت و ماهيت اعتراض‌هاي مردم اوكراين اين بود كه كادرهاي قديم حزب كمونيست، به رغم فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و كسب استقلال اوكراين، حاضر به پذيرش نتايج انتخابات آزاد، ترك مسند قدرت و انتقال آن به برگزيدگان مردم نبودند . انقلاب ياد شده عليه نظام جمهوري اوكراين نبود، بلكه عليه گروه ويژه‌اي بود كه خود را معادل نظام مي‌دانست و به هيچ روي حاضر نبودند كه به نتيجه انتخابات آزاد تن در دهد. اين كه مقامات وزارت اطلاعات ايران واژه براندازي آرام و انقلاب مخملي را عليه نهضت آزادي ايران به كار مي‌برند جز اين چه پيامي دارد كه گروه حاكم تحت هيچ شرايطي آماده پذيرفتن نتايج يك انتخابات آزاد و جابه‌جايي قدرت نيست.

وزارت اطلاعات، برپايه چنين برداشت‌هاي نادرست، نهضت آزادي ايران را غيرقانوني مي‌داند و به استناد آن با به‌كارگيري امكانات گسترده‌اي كه فراهم آورده است از فعاليت‌هاي اين حزب 45 ساله جلوگيري مي‌كند. واين در حالي است كه در جريان بازداشت‌هاي گسترده سال 80، مسئولان ذيربط در وزارت كشور، ازجمله وزير وقت، صريحاً اعلام كردند كه نهضت آزادي ايران اگرچه غيررسمي است، اما غيرقانوني نيست.

اصل 26 قانون اساسي فعاليت احزاب را مشروط به دريافت مجوز يا پروانه نكرده است. قانون احزاب مصوب شهريور 1360 نيز، بر همان اساس، شرط فعاليت احزاب را داشتن پروانه ندانسته است. به موجب قانون اساسي، تفسير قوانين موضوعه با مجلس شوراي اسلامي است. مجلس دوره ششم، در جريان نظارت بر انتخابات شورا‌ها، صلاحيت نامزدهاي ثبت‌نام كرده نهضت آزادي ايران را تأييد كرد و به اين ترتيب، مجلس قانونگذار، مشروط نبودن فعاليت احزاب به كسب پروانه را مورد تأييد قرار داد.

در انتخابات دوره پنجم مجلس شوراي اسلامي نيز، شوراي نگهبان صلاحيت برخي از نامزدهاي عضو نهضت آزادي را تأييد كرده بود.

در صورتي كه وزارت اطلاعات خود را مقيد به رعايت قانون مي‌داند، مسئولان و مأموران آن با چه مجوز قانوني شهروندان را به خاطر عضويت در نهضت آزادي ايران يا علاقه‌مندي به آن زير فشار قرار مي‌دهند؟

حتي اگر مأموران آن وزارت ضابطان قوه قضائيه شناخته شوند، همانند ضابطين دادگستري حق ندارند كه هم مدعي نهضت آزادي ايران، هم صادركننده حكم و هم اجرا‌كننده آن باشند. اصل 36 قانون اساسي صراحت دارد كه حكم دادن به مجازات و اجراي آن بايد تنها ازطريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد. مأموران شما براي اثبات ادعاي غيرقانوني بودن نهضت آزادي ايران و توجيه فشارهايشان بر نهضت آزادي و اعضاي آن به رأي بدوي يكي از شعب دادگاه انقلاب استناد مي‌كنند. اما اين خلاف قانون است: زيرا‌ اولاً به موجب اصل 168 قانون اساسي دادگاه انقلاب صلاحيت محاكمه يك حزب سياسي را ندارد، ثانياً دادگاه انقلاب هيچگاه "نهضت آزادي ايران" رابه عنوان يك شخص حقوقي فراخوان و محاكمه نكرده است، ثالثاً متهمان از ديوان عالي كشور درخواست تجديدنظر كرده‌اند و پرونده‌هاي آنان به دادگاه تجديدنظر ارجاع شده و هنوز حكمي از جانب دادگاه تجديدنظر صادر يا اعلام نشده است و البته در صورت ابلاغ نيز آن حكم تا زماني كه تمام مراحل حقوقي و قانوني را در سطوح ديگر طي نكند نهايي نخواهد بود.

مأموران وزارت اطلاعات در تهران و شهرستانها، به طور منظم و مكرر اعضاي نهضت آزادي را احضار مي‌كنند و آنان را با تهديدهاي مؤدبانه يا تطميع‌هاي سخاوتمندانه به خروج از نهضت آزادي يا همكاري با وزارت اطلاعات دعوت و تشويق مي‌كنند.

در زير اصل 26 قانون اساسي آمده است كه هيچكس را نمي‌توان از شركت در احزاب و گروهها و انجمن‌هاي غيردولتي منع كرد و يا به شركت در آنها مجبور ساخت.

به موجب اصل 23 قانون اساسي، "تفتيش عقايد ممنوع است و هيچ كس را نمي توان به صرف داشتن عقيده‌اي مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد." اما مأموران وزارت اطلاعات در برخورد با اعضاي نهضت آزادي به قلمرو اعتقادات و انديشه‌هاي ديني آنان نيز وارد مي‌شوند و براساس آن بر سر راه فعاليت‌هاي فكري نيز موانع و محدوديت‌هايي ايجاد مي‌كنند.

مأموران وزارت اطلاعات با شيوه‌هاي غيرقانوني مانع تشكيل جلسات نهضت آزادي مي‌شوند. به عنوان نمونه، هنگامي كه نهضت آزادي ايران براي آموزش برخي از اعضاي جديدش جلسه‌اي داخلي در خانه يكي از اعضا ترتيب داده بود، مأموران اطلاعات با احضار و تهديد صاحب‌خانه، او را از برگزاري آن جلسه ممنوع ساختند.

اخيراً نيز، كه نهضت آزادي ايران براي تشكيل يك جلسه داخلي و محدود از اعضايش دعوت كرده بود، همين برنامه را تكرار كردند و يكي از دلايل آن را حساس بودن وضع كنوني كشور اعلام نمودند. متأسفانه، از آنجا كه در دهه‌هاي اخير كشورمان در مقاطع مختلف شاهد اوضاع بحراني و حساس، عمدتاً يا بعضاً به خاطر اتخاذ سياستهاي نادرست از سوي دولتمردان حاكم بوده است، مأموران حكومت همواره از بهانه "حساس يا خطير بودن اوضاع" براي محدود كردن فعاليت احزاب و گروههاي منتقد استفاده كرده‌اند، در حالي كه به موجب نص صريح اصل نهم قانون اساسي، آزادي را حتي به بهانه حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور نيز نمي‌توان محدود كرد.

به هر حال، شوراي مركزي نهضت آزادي ايران، پس از بررسي اين فشارها و تهديدها، ضمن تصويب تعويق اكراه‌آميز اين گردهمايي ارسال اين نامه و اعتراض به رفتارهاي غيرقانوني وزارت اطلاعات را مقرر كرد.

اصل 27 قانون اساسي تشكيل اجتماعات نه تنها در منازل و مكانهاي سربسته، بلكه در مكانهاي عمومي را، بدون حمل اسلحه، آزاد و مجاز شناخته است. وزارت اطلاعات با كدام محمل و دليل قانوني مانع تشكيل اين گونه جلسات داخلي نهضت آزادي ايران در خانه‌هاي اشخاص مي‌شود؟

جناب آقاي وزير

رفتارهاي امنيتي مأموران زير نظر جنابعالي خلاف قانون است. وزارت اطلاعات به موجب قانون تأسيس يافته است و وزير محترم آن با رأي مجلس شوراي اسلامي تعيين مي‌شود. مشروعيت فعاليت‌هاي وزارت اطلاعات تا زماني است كه در چارچوب اختيارات قانوني آن صورت گيرد.

نهضت آزادي ايران، با ارسال اين شكوائيه، انتظار دارد مقرر فرماييد كه به تمام اقدامات و فعاليت‌هاي خلاف قانون و فشارهاي نا صواب که واکنش نسبت به آ نها در صورت ضرورت قانوني خواهد بود، پايان داده شود و همه فعاليت‌هاي مقامات و مأموران آن وزارتخانه برطبق قانون صورت گيرد. كه چنين كاري هم به صلاح كشور و هم به سود دولت وحكومت خواهد بود. والعاقبه للمتقين

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

اولین باری که حرص عمومی برای سر در زندگی هم بردن را دیدم به دوران نوجوانی ام برمی گشت. سینه به سینه نقل می شد که :«فیلم م.ش رو دیدی؟». جناب «م.ش»، مجری توانای رادیو و تلوزیون بود !  
همان روزها شنیدم که فیلم این مجری، راه به محافل سیاسیون برده و حتی نمایندگان مجلس وقت، نسبت به آن موضع گرفته اند. بعد هم ایشان تا مدتها ممنوع التصویر شدند تا آنکه سالها گذشت و…
همین چند سال پیش بود که وزیر ارشاد وقت، جناب آقای مهاجرانی برای اخذ دومین رای اعتماد به جلسه استیضاح مجلس پنجم رفته بودند که مخاطب نطق آتشین آقای ح – نماینده تهران – قرار گرفتند. هنوز طنین این نطق پر هیاهو از گوش جامعه محو نشده بود که بازار شایعه گرم شد، در زندگی شخصی شان مبتلا به فتنه ای شدند. آبروی آبرومندی به عنوان غرامت پیچیدن به پای اهالی قدرت – در آن وقت – آنچنان ستانده شد که جبرانش تنها در ید خداست. اما آنچه موضوع این یادداشت است، همان «حرص عمومی» در گفتن و شنیدن از خلوت دیگری بود۱
از آن رخداد هم خیلی نگذشت که خود مقام عالی وزارت ارشاد – جناب آقای مهاجرانی-  مورد تفقد جامعه قرار گرفته اند. خاصه به لطف جراید «هماهنگ ِمتعهد» (بخوانید غیر زنجیره ای) و سیاستمداران متفاوت در جريان محافظه كار تنور صحبت پیرامون ایشان گرم گردید، که هردم از این باغ همسری می رسد. از هیچ کجای این مملکت مطهر هم صدایی بلند نشد که «به بنده و شما چه»! به قول لطیفی می فرمود اینها «مساله» است. هر صاحب مقام سیاسی نیز یک یا چند «مساله» دارد. حال اینکه چه وقت این «مساله» چماق شود، خدا عالم است. گلوله، گاهی از جنس باروت است و به صورت حجاریان می نشیند، گاهی از جنس جوهر است و بر آبروی مهاجرانی!  
چند هفته پیش بود که مداح پر شور تهرانی نیز طعمه ی همین «حرص عمومی» گردید. اینکه چه شد، این جوان آماج ترفند انتشار فیلم های خصوصی اش قرار گرفت را خدا میداند و برخی از مردم! اما آنچه همه میدانیم آن است که هیچ کدام حاضر نیستیم خلوتمان، دست به دست میان مردم منتشر شود. حال چه می شود که آنچه برای خود می پسندیم برای دیگری نمی پسنیدیم حکایتی دیگر است.
این سلسله ی شوم امروز هم دامن گیر بازیگر جوانی شده است که به واسطه انتشار تصاویر منتسب به او، موضوع حرفهای دم گوشی مردم قرار گرفته است. بسیاری از نخبگان، اندیشمندان، تحلیل گران حقوقی و… نسبت به این مهم اعلان موضع کرده اند و فراخور تخصص خود نسبت به تقبیح تعرض به آبروی دیگری، روشنگری کرده اند. لکن به نظر میرسد در این میان نکاتی همچنان مورد توجه قرار نگرفته است:
اول – آنچه در این میان جالب توجه است، «حرص عمومی» به اطلاع از خلوتهای یکدیگر است. حتی بسیاری از نخبگان جامعه نیز نخست دیده اند، بعد منتشر کننده را لعن کردند! البته شاید بفرمایند که طبیب بر بیمار محرم است و ایشان به نیت مداوا دیده اند. منکر نیستم، بلکه میخواهم بگویم در این جامعه ای که همه طبیبیم، چه بسا خود غافلیم از انکه به این بیماری جمعی مبتلاییم. آنچه باید مورد «فرهنگسازی» قرار گیرد آن است که باور کنیم کشف و دخول به احوال شخصی و حریم خصوصی شهروندان یک جامعه، لذیذ نیست!
دوم -  هرگاه سخن از «فرهنگسازی» به میان می آید یعنی با پدیده ای روبرو هستیم که ۱- متولی ندارد، ۲- تعریف ندارد، ۳- برنامه ندارد! لکن از باب خرق عادت باید عرض شود، منظور نگارنده از فرهنگسازی اشاعه آدابی است که هم متولی آن و هم مخاطب آن «حکومت» است. آنکه باید نخست بیآموزد که خط قرمزی بنام حریم خصوصی وجود دارد که از آن نباید گذشت، قوای حاکمه است. بی تردید این تمرین برای حاکمیت که ذاتا گرایش به بسط و حفظ خویش دارد ساده نیست، آنچنان که مدعیان رعایت حقوق شهروندی در سایر کشورها نیز از آن عاجز مانده اند، لکن توقع آن است که ما بر مبنای باورهای خود عمل نماییم.
سوم – این روزها حقوقدانان مختلفی در بحث انتشار فیلم خصوصی بازیگر زن صدا و سیما و عواقب کیفری منتشر کننده این تصاویر گفته اند و نوشته اند و هرکدام به سهم خویش سعی در تغلیظ و تشدید حکم داشته اند تا آنجا که حقوقدان برجسته ای مانند آقای دکتر نعمت احمدی در مقاله ی منتشر شده در روزنامه اعتماد ملی حکم اعدام را به جهت افساد فی الارض برای منتشر کننده تصاویر  استنباط کرده اند. بنده نیز به سهم خود و به عنوان یک حقوقدان مبتدی میخواهم عرض کنم آنچه اهمیت دارد «شدت حکم» نیست، بلکه «سرعت حکم» است. حکم هرآنچه می خواهد باشد، مهم آن است که تا وقتی التهاب جامعه نسبت به مساله کم نشده و نگاه عمومی بدین مبحث خیره است، شاهد مجازات مرتکب باشیم. مجازات به هنگام، حتی خفیف به مراتب موثر تر از مجازات دیرهنگام اما شدید است. بی تردید صیانت قضایی از حریم خصوصی و آبروی انسانها اوجب است.
حسام ایپکچی

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

در طول روزهاي گذشته اخبار جديدي از جدايي حاميان احمدي نژاد از اصولگرايان اصيل و با سابقه در رسانه ها منتشر شده است كه البته اين اخبار تازگي چنداني ندارد و حتي موجب تعجب فعالان سياسي و تحليگران نيز نشده است . چرا كه از همان روزهاي آغازين پيروزي محمود احمدي نژاد در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ، كاملاً مشخص بود كه ديگر حاميان رئيس جمهور تازه به قدرت رسيده حاضر نيستند تحت لواي كساني فعاليت كنند كه از نظر آنان به سن بازنشسگي سياسي رسيده اند . ضمن اينكه اين بهترين فرصت براي حاميان رئيس جمهور بود كه با حضور جدي تر در عرصه سياسي و فعاليت هاي انتخاباتي جاي پاي خود را در دايره قدرت محكم كنند و به تلاش خود را براي فتح سنگرهاي عالي تر قدرت ادامه دهند . اين تلاشها را البته نمي توان از  حركت آرام ، پيچيده و چند لايه 16 سال گذشته جريان منسوب به مصباح يزدي براي كسب كرسي هاي قدرت  جدا كرد . اين جريان سالهاست كه پس از ارتحال حضرت امام (ر،ه ) فرصت را براي احياي تفكرات متحجرانه خود آماده ديده و از هر فرصتي براي پيشروي در ميدان قدرت استفاده مي كند . انتخابات سوم تيرماه 1384 كه همراه با شائبه هايي جدي بود توانست اميد اين جريان را دو چندان كند تا جائيكه به كسب عالي ترين نها دهاي قدرت در ايران اميدوار شدند . زمانيكه سيد محمد خاتمي در حرم حضرت امام رضا (ع) در مورد جريان متحجر هشدار داد و اعلام كرد اين جريان روزي در برابر رهبري نظام نيز مي ايستد كمتر كسي بود كه چنين امري را باور كند . اما واقعيت هاي امروز عرصه سياسي چيزي جز واقعيت داشتن پيش بيني هاي خاتمي را نشان نمي دهد . شايد از همان روزي كه شيخ محمد تقي مصباح يزدي در همايش « دولت اسلامي » در مشهد مقدس به هوادران احمدي نژاد هشدار داد كه نبايد توقعي از دولت داشته باشند و اعلام كرد كه « سرمنشاء قدرت در جاهاي ديگري است » بايد اين مسئله مورد پرس و جو قرار مي گرفت كه مصباح به دنبال كدام سرمنشاء قدرت است كه ديگر كسب كرسي هاي مجلس و دولت را ناكافي مي داند ؟ اما تحركات روزهاي گذشته اين جريان چنان واضح است كه ديگر نياز چنداني براي تحقيق در گذشته اين جريان و اهداف آنان ندارد . اخيراً گروهي كه هدفش كسب كرسي هاي شوراهاي شهر توسط حاميان احمدي نژاد است اعلام موجوديت كرده است . اين گروه برغم هشدارهاي صريح ، شفاف و موكد مقام معظم رهبري حاضر به دست برداشتن از اقدام غير قانوني خود نيست و مردم ايران همچنان شاهد تداوم فعاليت عناصري از دولت نهم در عرصه انتخابات سومين دوره شوراها هستند . اين گروه در كمال شگفتي نام خود را حاميان « خط امام و ادبيات احمدي نژاد » قرار داده است . در واقع انشقاق در جناح محافظه كار كشور و رويارويي دو جريان محافظه كار كشور  تحت عناويني چون « خط امام و رهبري » و « خط امام و احمدي نژاد » نشان دهنده اين واقعيت است كه جريان حامي احمدي نژاد و مصباح يزدي هيچ واهمه اي از اينكه نام رهبري را از عنوان چندين ساله خود حذف كند وبه جاي آن نام احمدي نژاد را قرار دهد ندارد . بي ترديد اين بزرگترين شگفتي سياسي يك سال گذشته است كه برخی با ماسک جريان اصولگرايي چنان تندروي مي كند كه به راحتي از توصيه هاي رهبري عبور مي كند و حتي حاضر است احمدي نژاد را روبروي رهبري نظام قرار دهد . حتي نمي توان تصور كرد كه گروهی به جز حامیان دولت نهم، جریانی تشكيل دهند به اسم « خط امام و خاتمي » و يا « خط امام و هاشمي رفسنجاني » . بي هيچ شكي تشكيل چنين گروهي با واكنش يكپارچه همه محافظه كاران و نهادهاي قدرت روبرو مي شد . اما سكوت همه اصولگرايان در برابر چنين نامگذاري و عبور طيف صاحب قدرت اين جريان از رهبري نظام موجب تعجب بسياري از صاحبنظران سياسي شده است . اما پرسش اساسي اين است كه جريان حامياين احمدي نژاد و مصباح يزدي با كدام پشتگرمي دست به چنين اقداماتي مي زنند ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

اخبار دریافتی از مشهد حکایت از آن دارد که چهره‌هایی چون محمد رضا حیدری مدیرکل سابق دفتر سیاسی استانداری خراسان، خانم گندمی عضو سابق شورای شهر، فرزین رییس سابق شورای شهر و مشاور شهردار مشهد، دری عضو شورای شهر اول مشهد و سید جواد حسینی فرماندار سابق مشهد از سوی هیات اجرایی ردصلاحیت شده‌اند. این افراد کسانی بودند که طبق تصمیم ستاد ائتلافی اصلاح‌طلبان قرار بود در فهرست انتخاباتی قرار گیرند.در شایعه‌ای دیگر نیز شنیده شد که برخی نامزدهای درجه دوم و کمتر شناخته شده در مشهد به هیات اجرایی دعوت شده‌اند و از آنها خواسته شده تا برای آنکه با ردصلاحیت، سوءسابقه‌ای در پرونده‌شان ثبت نشود، خود از کاندیداتوری انصراف دهد. منابع رسمی هنوز این شایعات را که به شکل گسترده‌ای در محافل سیاسی مشهد منتشر شده، تایید یا تکذیب نکرده‌اند. این در حالی است که تماس خبرنگار آفتاب برای کسب خبر از منابع رسمی مربوطه در مشهد نیز به نتیجه‌ای نرسید

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

دیروز فیلمی از زضا هلالی و امروز زهرا امیر ابراهیمی ؟!

از انتشار این گونه فیلم ها  به جز بوزینه های شهوت طلب و لاشخورهای منفعت طلب هستند عده ای از افراطیون که خوشحال می شوند. افراطیونی که سالیان است تلاش میکنند از هنرمند چهره ای فاسد به نمایش بگذارند .

اما زهرا امیر ابراهیمی باید بداند که خواسته یا ناخواسته وارد جریانی شده است که اگر عقب نشینی کند دیگر هیچ هنرمند و هنر دوستی در امان نیست .  زهرا امیر ابراهیمی یا همان زهره شوکت این روزها باید فریاد بزند و از حیثیت خودش و حرفه اش دفاع کند . البته بداند که در این راه تنها نیست و هستند انسانهائی که هنوز هم حفظ ناموس دیگران برایشان از واجبات است . امیر ابراهیمی بداندکه امروز نام او نه تنها بر زبان بوزینه ها که بر زبان عده ای از افراطیون جاری است ان دسته که سالیان است تلاش میکنند به خانواده های ایرانی بگویند هنرمند همین است که در این فیلم دیده اید  و چه کمکی می کند این فیلم اگرامیر ابراهیمی سوکت کند .

اما مسئولین تا به حال کجا بوده اند و چه کرده اند ؟!

به یاد دارید که د رمقابل خبر فرار دختران و رفتن آنها به دبی مسئولین فقط  تکذیب کردند

اما ده نمکی که فقر رو فحشا را به نمایش گذاشت .............فیلمش توقیف وخودش بازداشت

حسی عباسی که از بی غیرتی بعضی مسئولین سخن گفت ........بازداشت و هزاران تهمت دیگر

خانه سبز کرج را که حقیقت جو افشا کرد............... از خود فاطمه حقیقت جو بپرسید که چه شد

امروز مسئولین چه می کنند نمی دانم ؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 آبان1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: