تبليغاتX
عدالتخواهان

تناقض عجیب و غریب حامیان دولت :دفتر مرکزی حمایت‌های مردمی از اهداف رئیس جمهور (هیأت پیروان ولایت) که از اصلی‌ترین گروه‌های تشکیل دهنده ستادهای حامی احمدی‌نژاد است، قصد دارد تا با برگزاری همایشی نسبت به جذب و سازماندهی نیروهای انتخاباتی خود،‌ اقدام کند. در این آگهی تصریح شده که «از میان اعضای شرکت‌کننده در این همایش، افراد شایسته‌تر در لیست انتخاباتی حامیان دولت در انتخابات شورای شهر قرار می‌گیرند در آگهی تبلیغاتی این همایش که در روزنامه‌های جناح راست منتشر شده است، آمده است که «برای اولین بار در طول تاریخ انتخابات ایران، هیأت پیروان ولایت، دفتر مرکزی حمایت‌های مردمی از اهداف رئیس جمهور اقدام به برگزاری همایش در جهت انتخاب چهره‌های برتر و معرفی ایشان به مردم می‌نماید». در این آگهی تصریح شده که «از میان اعضای شرکت‌کننده در این همایش، افراد شایسته‌تر در لیست انتخاباتی حامیان دولت در انتخابات شورای شهر قرار می‌گیرند». دعوت به انتخاب افراد شایسته از میان عموم مردم! جهت نامزدی از سوی ستادهای حامی دولت در انتخابات شوراها در همان روزی صورت می‌گیرد که «مهرداد بذرپاش» رئیس این ستادها در مصاحبه‌ای با خبرگزاری دولتی ایرنا از نهایی شدن فهرست این ستادها تا هفته آینده خبر داده بود. بنابراین اکنون این پرسش مطرح است که چگونه همایشی که هنوز تاریخ برگزاری آن مشخص نشده است، قرار است نسبت به انتخاب کاندیداهای شوراها اقدام کند در صورتی که این کاندیداها تا چند روز آینده معرفی می‌شوند؟

انتشار لیست اعتماد ملی برای خبرگان:مهدي كروبي دبيركل حزب اعتمادملي از رايزينهاي آيت الله هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام براي تاييد صلاحيت برخي داوطلبان نامزدي انتخابات خبرگان خبرداد. كروبي در نشست با خبرنگاران خاطرنشان كرد كه هاشمي رفسنجاني در اين خصوص تا كنون ، سه ديدار با رهبر معظم انقلاب داشته و در كنار آن با برخي از اعضاي شوراي نگهبان رايزني كرده است . به گفته كروبي امروز شوراي نگهبان نظر نهايي خودرا در مورد برخي از ردصلاحيت‌شدگان انتخابات مجلس خبرگان رهبري اعلام مي كند. کروبي در اين نشست خبري با انتقاد از ردصلاحيت‌هاي صورت گرفته در انتخابات خبرگان اظهار داشت: اين ردصلاحيت‌ها باعث شده که رقابت در انتخابات خبرگان در برخي از استان‌‌ها وجود نداشته باشد.دبيرکل حزب اعتماد ملي گفت: در مجلس خبرگان بايد 86 نفر حضور داشته باشند؛ شوراي نگهبان در ابتدا 144 نفر را تاييد کردند،بعد از آن نيز 5 نفر ديگر را نيز تاييد کردند. در مجموع در اين انتخابات 149 نفر تاييد صلاحيت شده‌ اند که اگر دقت کنيم مشاهده مي ‌کنيم که افراد تاييد شده دو برابر نيز نيستند. وي با انتقاد از رد صلاحيت برخي از کانديداهاي حزب اعتماد ملي، از ردصلاحيت مجيد انصاري در تهران، ارسنجاني در فارس و عباسي در لرستان انتقاد کرد.دبيرکل حزب اعتماد ملي گفت: ما از شوراي نگهبان انتظار داريم که آقايان عباسي، انصاري، ارسنجاني، عرب و خزائلي را تاييد صلاحيت کند. کروبي خاطرنشان کرد: ما وقتي که خبرگان جديد نيز تشکيل شود نامه ‌نگاري خواهيم کرد و ديدگاه‌‌هاي خود را در مورد خبرگان نيز به اعضاي جديد اين مجلس ارايه خواهيم داد. کروبي اسامي ليست تهران اين حزب را براي انتخابات خبرگان  را چنين معرفي کرد:‌هاشمي رفسنجاني، مشکيني، محمد محمدي گيلاني، محسن قمي،‌هاشم‌زاده هريسي، محسن اسماعيلي، باقري کني، محسن خرازي، محسن موسوي تبريزي،‌هاشم بطحايي، امين سبزواري،‌هادوي، قائم‌مقامي، کازروني، حسن روحاني و فاضل گلپايگاني.وي با اشاره به ليست حزب اعتماد ملي براي مجلس خبرگان در تهران و اختلاف آن با ليست «جامعتين» گفت: در تهران 16 نفر بايد در مجلس خبرگان حضور داشته باشند و ما يک ليست 16 نفره تهيه کرده‌ايم که حدود 7 تن از آن‌ها با ليست جامعتين داراي شباهت‌هايي است ولي اکثريت آن‌ها از چهره‌‌هايي هستند که در ليست جامعتين حضور ندارند. کروبي در بخش ديگري از سخنانش به ليست حزب اعتماد ملي در استان‌هايي که احتياج به دو نفر کانديدا دارد، اشاره کرد و گفت: محمدي تاکندي و باريک ‌بين از استان قزوين، محسني گرگاني و ميرمحمدي از استان مرکزي، مجتهدي و شيخ‌ الاسلام از استان کردستان ـ که هردو اهل سنت هستند ـ زرندي و نريماني از کرمانشاه، علي رازيني و قياس ‌الدين محمدي از همدان، امينيان، قرباني، محفوظي و سيدعلي اشکوري از گيلان. وي هم‌چنين به ليست حزب اعتماد ملي در استان‌هايي که به يک نفر کانديدا احتياج دارند، اشاره کرد و گفت: آقاي محمدي که در حال حاضر عضو فعلي مجلس خبرگان نيز هستند از استان ايلام،سيد محمد سجادي اصفهاني از خراسان شمالي، رباني از خراسان جنوبي، حسيني بوشهري از بوشهر، ناصري از چهارمحال و بختياري، شاهچراغي از سمنان، آيت‌ الله ملک ‌حسيني از کهگيلويه و بويراحمد، صدر طباطبايي از يزد، عاملي و موسوي ننه‌ کران از اردبيل. دبيرکل حزب اعتماد ملي در ادامه اين نشست خبري به کانديداهاي اين تشکل در استان سيستان و بلوچستان اشاره کرد و گفت: يکي از کانديداهاي ما آقاي سليماني هستند که شيعه هستند و قرار است يک برادر اهل سنت براي اين استان انتخاب کنيم. کروبي گفت: ليست ما در 17 استان کامل است و ليست استان‌هاي ديگر را در آينده اعلام خواهيم کرد.دبيرکل حزب اعتماد ملي و رئيس سابق مجلس ششم گفت: در سال 61 که خبرگان رهبري اول تشکيل شد، وزنه‌هاي علمي زيادي و چند تن از مراجع تقليد در آن حضور داشتند. انتظار مي‌ رود که بعد از 28 سال از گذشت پيروزي انقلاب اسلامي، زمينه‌‌اي فراهم مي‌‌شد که افراد عالم و مجتهد بيشتري با شور و اشتياق بيشتري در انتخابات شرکت مي‌‌کردند ولي به دليل بعضي از محدوديت‌‌ها اين امر محقق نشده است.وي ادامه داد: من ضمن احترام به تمام کساني که اکنون در مجلس خبرگان حضور دارند، معتقدم که بايد خبرگان در آينده قوي‌تر و نيرومندتر باشد و محدوديت‌‌هايي که وجود دارد از بين برود. کروبي اظهار داشت: بارها در ارتباط با مجلس خبرگان حرف‌هايي زده و مکاتبه کرده و خواسته‌‌هاي خود را اعلام کرده‌‌ام و همانطور که گفتم، حرف‌هاي خود را به خبرگان آتي نيز خواهم گفت و به آنها نامه خواهم نوشت

اصولگرایان و ماجرای پس‌گردنی!:گفته می‌شود اظهارات اخیر «مهدی چمران» رئیس شورای شهر تهران مبنی بر اینکه «در صورت به وحدت نرسیدن اصولگرایان در انتخابات شوراها، خدا به آنها پس گردنی خواهد زد» واکنش برخی از حامیان احمدی‌نژاد را به دنبال داشته است.شنیده می‌شود یکی از مسئولان ستادهای حامی احمدی‌نژاد به چمران پیغام داده است که «پس گردنی خداوند را کسانی خواهند خورد که با پدرسالاری و قیم مآبی به دنبال انحصاری و تنگ کردن دایره اصولگرایی هستند»!لازم به ذکر است که چمران به عنوان سخنگوی ائتلاف آبادگران و رئیس شورای شهر تهران، یکی از اصلی ترین حامیان احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بود که بعد از آن با وقوع مسائلی که به شهردار شدن قالیباف انجامید، موجبات ناراحتی و دلخوری برخی حامیان احمدی‌نژاد به خصوص در اقلیت شورای شهر تهران را به وجود آورد

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

يك قتل، دو مرگ و سه خودكشي اصلي‌ترين تصويري است كه جامعه دانشگاهي كشور از يك هفته اخير خود در ذهن دارد. اگر تا ديروز اعتراض به رويكرد مسوولين وزارت علوم در محدودسازي فعاليت‌هاي سياسي و صنفي دانشجويان اولويتي انكارناپذير بود اما امروز بايد اين متوليان را به حفاظت از جان دانشجويان دعوت كرد كه مرگ دانشجو در صحن دانشگاه تابلوي غم‌انگيزي است كه تصوير آن به آساني از ذهن جامعه دانشگاهي محو نخواهد شد.دانشجوياني که در هفته‌هاي اخير حاکميت سکوت اجباري بر فضاي دانشگاه را پذيرفتند و با نگاه‌هايي معترض تنها به حضور در کلاس‌هاي درس بسنده ‌کردند، اکنون اما نگاه‌هايشان رنگ اضطراب مي‌گيرد وقتي پيکر نيمه‌جان دوست خويش را در مقابل دارند و در پشت سر اما چهره بي‌تفاوت مسوولين آموزشي را مي‌نگرند.حکايت امروز دانشگاه‌هاي ما، حکايت غم‌انگيزي است. دانشجويان روزي پيش‌تر بر «فکر و انديشه» خود مهر تعليق زدند تا شايد روزي ديگر خارج از فضاي ‌دانشگاه عرصه‌اي براي بروز يابد،که مسوولين فعلي دانشگاه‌ها تضارب فکر را نمي‌پسندند؛ همين دانشجويان اما امروز با چشماني اشکبار پيکر همکلاسي خويش را تشييع مي‌کنند و مي‌دانند که اگر به تبلور دوباره فکر محصورشده خود اميد بسته‌اند اما به جان يافتن دوباره همکلاسي اميدي نبايد ببندند. مرگ دانشجو در دانشگاه واقعيتي تلخ است اما تلخ‌تر از آن سخناني است که مسوولين وزارت علوم در توجيه آنچه اين روزها در حيطه مسووليت‌شان رخ مي‌نمايد به زبان مي‌آورند. چنانکه مديري در دانشگاه علامه، خيل دانشجويان متاثر که جان دادن دوست را با چشمان مضطرب ‌نگريستند، اين‌گونه تسلي مي‌دهد: «دانشگاه بيمارستان نيست که پزشک داشته باشد.» اکنون مي‌توان همزبان با اين مدير دانشگاهي مدعي شد که «دانشگاه بيمارستان نيست» اما نمي‌توان به راحتي در مقابل اين پرسش تن به سکوت داد که «چرا جسم نيمه‌جان يک دانشجو 45دقيقه بر کف کلاس درس رها مي‌گردد در حالي که فاصله نزديک‌ترين بيمارستان با دانشکده کمتر از 5 دقيقه است؟» مديران دانشگاه علامه بايد متوجه باشند که امدادرساني سريع به دانشجوي بيمار حتي اگر نمي‌توانست مانعي در مقابل مرگ او ايجاد کند اما حداقل تصوير مرگ لحظه به لحظه او را در ذهن دانشجويان ديگر به جاي نمي‌گذاشت و در نهايت مرگ دانشجويي را در محيط دانشگاه رقم نمي‌زد.اما شايد تاسف‌انگيزتر از اظهارنظر مسوول دانشگاه علامه طباطبايي، اين سخن معاون پارلماني وزير علوم باشد که در توجيه قتل يک دانشجو در دانشگاه سبزوار به زبان آورده است: «حوادثي نظير قتل يک دانشجو در جمع 3 ‌ميليون نفري دانشجويان کشور اجتناب‌پذير است.» گويي متوليان کنوني وزارت علوم هنوز به تصويري جامع و شايسته از فضاي علمي و دانشگاهي کشور دست نيافته‌اند که اينچنين آسان حريم ميان دانشگاه و جامعه را مي‌شکنند و وقوع قتل دانشجويي را اجتناب‌ناپذير مي‌خوانند. مگر نه اينکه سال‌ها است ديواري از جنس اخلاق و فضيلت دانشگاه و جامعه را جدا کرده و دانشجو را به عنوان سفير علمي و اخلاقي جامعه در سايه اين ديوار به تحصيل گماشته است؟ اجتناب‌ناپذير خواندن يک قتل دانشجويي تنها از تفکري برمي‌آيد که هنوز جايگاه رفيع دانشگاه را نشناخته و تنها گويي براي محدود ساختن فکر و انديشه به پشت اين ديوارهاي فرهنگي هدايت شده است. در سايه چنين تفکري است که جان آدمي نيز ارزشي نمي‌يابد و مرگ يک دانشجو در محيط دانشگاه آن‌طور که بايسته است مورد توجه قرار نمي‌گيرد که گويي مسوولين وزارت علوم سنگ‌هايي به مراتب سنگين‌تر براي جابه‌جايي در مقابل دارند. در اين تفکر است که حقوق شهروندي دانشجويان ايراني چنين آسان ناديده گرفته مي‌شود و دانشگاه به محيطي ناامن براي زندگي دانشجويي بدل مي‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

شهرستان قلعه گنج در جنوب استان كرمان به فاصله 400 كيلومتري از مركز استان و 75 كيلومتري كهنوج واقع شده است .. وسعت آن 14 هزار و 200 كيلومتر و طول جغرافيايي آن 331 كيلومتر مي باشد و داراي 390 پارچه آبادي وروستا است . اين شهرستان دو بخش و 5 دهستان دارد كه جمعيت آن 105 هزار نفر مي باشد. فقر و محروميت خشكسالي و مشكلات متعدد ديگر باعث شده كه 80 در صد مردم اين شهرستان زير خط فقر زندگي كنند و 20 در صد مابقي در حد بخور و نمير گذران زندگي مي كنند. بعضي از صحنه هاي زندگي مردم اين مناطق تصاوير ساكنان افريقا را در ذهن تداعي مي كند. روآوردن مردم به قاچاق مواد مخدر در اين منطقه ناشي از فقر و محروميت است ! وقتي درآمد سرانه هر خانوار در سال 18 هزار تومان باشد چگونه مي توان انتظار داشت با مشكلات كنار بيايند در اينجا دختر بچه كپرنشين با كوزه شكسته شاخه بوته ها و امثالهم دنياي شاد كودكانه خود را پر مي كند ودر جاي ديگر كودكاني هستند كه تنوع اسباب بازيهاي رنگارنگ آنها جايي براي خستگي و كسالت نمي گذارد! اينها هر دو فرزندان اين مرز و بوم هستند. وقتي كه رئيس جمهور محترم در سفر به استانهاي مختلف فرياد برمي آورند كه تمامي امكانات و امتيازاتي كه جوان تهراني اصفهاني و شيرازي دارد بايد تمام جوانان كشور داشته باشند وعده بسيار زيبايي است كه فرزندان كپرنشين استان كرمان منتظر تحقق آن هستند و اميدوارند كه در حد شعار نباشد. متاسفانه بعضي از ساكنان روستاهاي قلعه گنج هنوز فاقد شناسنامه هستند و از طرفي بخاطر نداشتن شناسنامه نمي توانند تحت پوشش كميته امداد امام (ره ) قرار بگيرند. پاهاي برهنه بچه ها بر روي خاكهاي كوير لطافت كودكانه آنها را شكسته وخانواده ها قدرت خريد يك جفت كفش پلاستيكي را هم ندارند. بزرگترها مي گويند چون سند نداريم نمي توانيم وام بگيريم از طرفي وام گرفتن ضامن كارمند مي خواهد كه ما نداريم پس تكليفمان چيست
رو آوردن مردم به قاچاق مواد مخدر در اين منطقه ناشي از فقر و محروميت است . روستائيان قلعه گنج با بافتن حصير و كشاورزي در زمينهاي ديگران امرار معاش مي نمايند وزندگي در زير كپرهايي كه حداكثر 15 متر مربع و حداقل 8 متر مربع است در سخت ترين شرايط وبدون حداقل امكانات از مشخصه هاي اين مردم محروم است . در اين شهرستان 12 هزار و 600 كپر شناسايي شده و اين به معني وجود 13 هزار و 600 خانوار بدون منزل مسكوني مي باشد . حسن مرادي فرماندار كهنوج بااعلام اينكه 4800 هكتار باغ اين منطقه در اثر هشت سال خشكسالي مدام خشك شده گفت : هزار حلقه چاه كشاورزي 72 رشته قنات 54 دهنه چشمه نيز خشكيده يا در حال خشك شدن است و هر قنات در يك روستا قرار دارد و در حال حاضر آب آشاميدني بوسيله تانكر براي مردم حمل مي شود. وي از تلف شدن 12 هزار راس دام در اثر خشكسالي در منطقه خبر داد و گفت : 70 در صد كودكان و 45 در صد بزرگسالان اين منطقه دچار سو تغذيه هستند و هفته ها وماهها مي گذرد از گوشت وميوه در اين خانواده ها خبري نيست .
فرماندار قلعه گنج با انتقاد از نرخ غيرواقعي بيكاري اعلام شده اظهار داشت : حدودا 40 در صد نرخ بيكاري پنهان داريم و اين عامل بروز بزهكاري اجتماعي مي گردد. مرادي خاطر نشان كرد : خدمات ورزشي در اين شهرستان صفر مي باشد و هنوز اين منطقه حتي در مركز شهرستان يك زمين چمن ندارد و جواني كه نه شغل دارد و نه امكانات ورزشي به ناچار به كارهاي خلاف رو مي آورد كه يكي از اين كارها بحث فروش مواد مخدر است و همجواري با دو استان سيستان و بلوچستان و هرمزگان فضاي مناسبي براي بارانداز قاچاق مواد مخدر در منطقه فراهم كرده است . فرماندار اين شهرستان عوامل فوق را موجب ايجاد ناامني و شرارت دانست و گفت : با اين شرايط جوان مستعدي كه مي تواند مفيد ومثبت باشد دست به اسلحه مي برد و به يك آدم شرور تبديل مي شود. وي نسبت به فعاليت وهابيت توسط كساني كه از كشورهاي حاشيه خليج فارس ساپورت مي شوند هشدار داد و افزود : در دهستان رمشك 12 هزار اهل سنت ساكن هستند كه وهابيون روي آنها كار مي كنند و تحت عنوان فعاليتهاي مذهبي و ساخت مسجد با اهدا كمكهاي نقدي و جنسي سعي دارند در جامعه شيعه فقير منطقه نفوذ كنند و ازدواج هايي كه در اين رابطه صورت مي گيرد گوياي اين مطلب است به اميد آنكه انشاالله شاهد حل مشكلات مناطق محروم از سرزمين اسلاميمان باشيم . روستائيان قلعه گنج با بافتن حصير و كشاورزي در زمينهاي ديگران امرار معاش مي نمايند وزندگي در زير كپرهايي كه حداكثر 15 متر مربع و حداقل 8 متر مربع است در سخت ترين شرايط وبدون حداقل امكانات از مشخصه هاي اين مردم محروم است.فقر و محروميت خشكسالي و مشكلات متعدد ديگر باعث شده 80 درصد مردم شهرستان قلعه گنج زير خط فقر زندگي كنند و 20 درصد مابقي در حد بخور و نمير گذران زندگي مي كنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

دبيركل ائتلاف خدمتگزاران مستقل ايران اسلامي گفت:حتي اگر كارگزارن در انتخابات شوراها اكثريت اعضا را به دست بياورند، قاليباف پيشنهاد شهرداري تهران را از ايشان نخواهد پذيرفت.
به گزارش ستاد اطلاع رساني ائتلاف خدمتگزاران مستقل ايران اسلامي، دبيركل اين تشكل با بيان اين مطلب افزود: اظهارات اعضاي شوراي مركزي كارگزاران مبني بر انتخاب قاليباف به عنوان شهردار منتخب اين حزب تنها يك ترفند انتخاباتي است. امير علي اميري تاكيد كرد: بر اساس آنچه مشخص بوده و در حوزه سياست‌گزاري احزاب از پيش تعيين شده است مي‌توان گفت كه اگر كارگزاران اكثريت آراء را بدست آورند قاليباف را به عنوان شهردار خود برنمي‌گزينند و چنانچه اين اتفاق بعيد هم بيفتد، با توجه به سوابق، سياست‌ها و عملكردهاي اين گروه، قاليباف اين سمت را از كارگزاران نخواهد پذيرفت

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

لیست انتخاباتی طیف اصلاح‌طلب تهران برای انتخابات شورای شهر و روستا تکمیل شد. بنابر اخبار رسیده مسئولین ارشد این طیف بعد از ظهر روز دوشنبه با مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی جلسه‌ای برگزار کردند و کروبی قبول کرده است که با اصلاح‌‌طلبان لیست کاملا مشترکی داشته باشد. دوستی، اوحدی و محقر از اعضای حزب اعتماد ملی هستند که در لیست اصلاح‌طلبان دیده می‌شوند.معصومه ابتکار نفر اول لیست این طیف به همراه محمدعلی نجفی، زهرا اعظم نوری،‌ شهاب طباطبایی، احمد نبوی،‌ هادی ساعی، غلامرضا تاج گردون، احمد مسجدجامعی، پیروز حناچی، اسحاق جهانگیری و تقی زاده خامسی اعضای لیست اصلاح‌طلبان هستند که ممکن است با تغییر حداکثر یک یا دو نفر فردا قطعی شود. یادآور می‌شود که این لیست با حزب اعتماد ملی صددرصد مشترک است و نهایتاً تا ظهر امروز سه شنبه قطعی خواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

ما ملت مرثيه و مويه‌ايم مگر كه اينچنين آ‌وار مرگ، چادر انداخت بر سرمان و دست‌بردار هم نيست؟مگر ديگر اشكي به چشمه چشمانمان مانده است كه اينچنين زار بر مزار مردگان خويش فراخوانده مي‌شويم، مكرر؟درست يك سال پيش در همين آذرماه سرد و سخت پاييز بود كه سر به ميز تحريريه مي‌كوفتيم و نوك تيز قلم بر پيشاني در سوگ عزيزانمان كه در همين آسمان آلوده شهر، دود از تن سوخته در آتش‌شان برخاسته بود. مگر مي‌شود فراموش كنيم كه چقدر حقير شديم و كوچك آنگاه كه پيكره هواپيماي فرسوده و پير سي1300 با پيكر جوان عزيزانمان در هم آ‌ميخت و با هم آتشي شدند بر سر اهالي ديگري از همين شهر آشفته تا بشوند 128 تن و جان‌سوخته در آتش؟مگر مي‌شود فراموش كنيم كه تنها 40 روز از آن همه ضجه‌ها و جامه دريدن‌ها و مويه‌هامان گذشته بود كه فالكن سپاه بار ديگر 11 همسنگر جبهه‌هاي جنگ را ميهمان آتش برافروخته از پيكره بيمار خويش كرد؟چگونه، آخر چگونه مي‌شود از ياد برد آ‌ن همه دل لرزيدن‌ها و سر به سينه پردرد افكندن‌هاي آ‌نان كه در شهريور همين سال سياه و عزا، 28 مسافر توپولوف را بار ديگر در آسمان مشهد در آغوش مرگ و آتش ديدند. ‌ يك‌سال، تنها يك‌سال گذشت و ما در همين يك سال كوتاه چشم‌مان به چهار پرواز نيمه‌تمام هموطنان خسته‌مان خيره ماند. ‌ چشم‌مان به اين آسمان آبي كه مي‌تواند زيبا باشد، چسبيده انگار. هر روز نگران آوار شدن تكه‌هايي از تن و جان سوخته‌خانواده بزرگ خويشيم و امروز باز هم 39 سرباز هر روز اين ديار بار ديگر در آتش ديگري از اين پروازهاي مرگ‌آلود سوختند.و ما چنانيم كه گويي هم چشمه اشكمان خشكيده و هم حنجره‌مان ديگر ناي ناليدن ندارد. ‌ اما يادمان نرود كه اين بار همه مردان معروف به اخلاص در دفاع از خاك اين سرزمين را به آتش ديديم و مبادا ديدن جنازه سوخته قربانيان و جامه‌دريدن‌هاي بازماندگان‌شان برايمان ديگر عادي شده باشد. شايد نگراني و دلهره براي خانواده‌هاي پاسداران اين آب و خاك ديگر عادي شده باشد اما مبادا امروز كه برگ آخر زندگي سرشار از هول و هراس آنان كه حريم كوچك خانواده‌شان پر از خاطرات و مخاطرات روزهاي جنگ بوده است در آتش سوخت بر اين مرگ‌هاي همواره عادت كرده باشيد. ‌ بگذار همچنان بر سطح سيماني اين شهر، ما باشيم پاي خسته كشيدن در پي اين گرامي‌پيكرها، بگذار همچنان كمر تا كنيم در زير اين تابو‌ت‌ها كه اينك ماييم و باز مرثيه‌ها، باز مويه‌ها تا مگر آسمان خسته شود از باراني كه دانه‌هايش پيكر عزيزانمان است

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

برخورد بسیار خشن پلیس با یک دانشجوی ایرانی تبار در دانشگاه کالیفرنیای آمریکا واکنش اعتراض آمیز بسیاری از فعالان حقوق بشر را در آمریکا و ایران برانگیخت. بی تردید این برخورد غیر انسانی پلیس آمریکا محکوم و از دید هر انسانی مذموم می باشد و پلیس حق نداشته در یک محیط علمی با یک دانشجو با دلیل یا بی دلیل موجه چنین رفتاری را روا دارد.
در همین روزها اتفاق دیگری در گوشه ای از دنیای ما و در شهر سبزوار می افتد ؛ عصر روز شنبه 27 آبان 1385 یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار به ضرب چاقو ی یک عضو بسیج دانشجویی این دانشگاه به قتل می رسد. شاهدان عینی گفته اند که مقتول با همسرش در محل ایستگاه اتوبوس دانشگاه در حال گفتگو بوده است که ضارب با این پرسش که نسبت شما چیست؟ درگیری را آغاز می نماید. بعد از درگیری لفظی، ضارب در اقدامی غیر انسانی با فرود اوردن چاقویی بر قلب مقتول وی را به قتل می رساند. به گواهی دانشجویان قاتل از اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه بوده که پیش از این نیزسابقه درگیری هایی از این نوع را داشته است. گفته می شود قاتل پس از دستگیری در پاسگاه نیروی انتظامی سبزوار ضمن اعتراف به انجام قتل انگیزه خویش را جریحه دار شدن احساسات مذهبی خود از گفتگوی دو جوان دختر و پسر در انظار عمومی دانسته است.
بی تردید حرکت وحشیانه وغیر انسانی عضو یک نهاد شبه نظامی در به قتل رساندن دانشجوی بی گناه در سبزوار باید محکوم شود و از نظر دور نماند. کسانیکه ضرب و جرح یک دانشجوی ایرانی تبار در آمریکا را بیش از حد بزرگ نمایی می کنند اما قتل یک دانشجوی ایرانی را در سبزوار یا نمی بینند و یا ساده از کنار آن می گذرند با وجدان خودشان صداقت ندارند و در پی فریب آن هستند.
از سوی دیگر قبول داریم که هیچ نقض حقوق بشر شدیدتری مجوزی برای نقض حقوق بشر در سطح خفیف تر نمی شود و به همان مقدار که ضرب و جرح دانشجوی ایرانی تبار در کالیفرنیا محکوم است قتل دانشجوی مظلوم در سبزوار نیز محکوم است و همنیطور ضرب و جرح دهها و بلکه صدها دانشجو در هجدهم تیر 1378 در کوی دانشگاه تهران توسط نیروی انتظامی و افراد شبه نظامی و لباس شخصی ها نیز باید مستمرا محکوم شود. نمی توان با ناقضین حقوق بشر گزینشی برخورد کرد و بخشی را دید و بخشی را نادیده گرفت و اساسا مقوله حقوق بشر نباید به دعواها و درگیریهای سیاسی داخلی و بین المللی آلوده شود که در آنصورت به قلب این مفهوم منجر خواهد شد و دیگر قداستی برای آن باقی نمی ماند.. نکته دیگر در بررسی این دو نمونه نقض حقوق بشر نحوه برخورد با آن بعد از وقوع است. در نمونه کالیفرنیایی که اتفاقا با تصویر برداری نیز همراه بوده است ریاست دانشگاه با به استخدام درآوردن یکی از بهترین وکلای کالیفرنیا به دفاع از حق نقض شده دانشجوی مذکور می پردازد و انجمنهای دانشجویی و دفاع از حقوق بشر در ایالت کالیفرنیا فردای آن تجمع اعتراض آمیز برگزار می کنند. در نمونه نقض حقوق بشر آنهم در سطح قتل و نه ضرب و جرح هیچ خبری از پیگیرها و اعتراضات صورت گرفته در نمونه کالیفرنیا نیست. از سویی بدست گرفتن دوربین فیلمبرداری در بسیاری موارد در سطح شهرهای ایران حتی برای توریستها نیاز به مجوز از اداره اماکن نیروی انتظامی دارد چه برسد به اینکه کسی اتفاقا از این حادثه فیلمبرداری نماید از سوی دیگر خبری مبنی بر پیگیری جدی رئیس دانشگاه آزاد یا دانشگاه تربیت معلم سبزوار حد اقل تا این روز انتشار نیافته است و آندو صرفا به یک مصاحبه کوتاه آنهم مبنی بر بسیجی نبودن ضارب و بی ارتباط بودن موضوع قتل به دانشگاه بسنده کرده اند. نکته جالبتر آنکه بلافاصله ضارب را فردی روانی اعلام کرده اند تا بتواند در مواجهه با دادگاه و قاضی از مجازات رهایی یابد. نقش رسانه ها نیز در بررسی این دو نمونه بسیار حائز اهمیت است. در نمونه نقض حقوق بشر کالیفرنیایی اکثر رسانه های محلی و ملی آمریکایی به آن اشاره می کنند و نشریات اروپائی نیز جسته و گریخته خبر آنرا منتشر می نمایند و با چاپ عکسی که از نمایی از فیلم برداشته شده به انتشار خبر آن می پردازند اما در نمونه قتل دانشجو در سبزوار فقط برخی سایتهای فارسی که در ایران فیلتر هستند به انتشار خبر آن پرداختند و عملا خبرگزاریهای رسمی و سایتهای مجاز از سوی جمهوری اسلامی تا این روز کمترین اشاره ای به این حادثه نکرده اند. اگر سخنگوی وزارت خارجه و رئیس مجلس شورای اسلامی و سایر سینه چاکان مصلحتی حقوق بشر به همان اندازه که برای دفاع از حق یک دانشجوی ایرانی تبار در دانشگاه کالیفرنیا حساسیت بخرج دادند، برای دانشجوی مقتول در سبزوار هم واکنش نشان می دادند می توانستیم صداقت ایشان را تأیید نمائیم در غیر اینصورت ایشان نیز در ردیف نقض کنندگان حقوق بشر می باشند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

کشته شدن یک دانشجو در سبزوار موجب تاثر شد اما پرداختن از زاویه دیگر به موضوع هم می تواند آموزنده باشد دوشنبه گذشته برنامه ای از سوي دكتر حسيني از اساتيد جامعه‌شناسي دانشگاه تهران و يكي از همكارانش در خصوص رعايت حقوق متهم و مجرم و خانواده وي در انجمن جامعه‌شناسي ايران برگزار و به اين موضوع بسيار مهم پرداخته شد. چرا مهم؟ شايد برخي تصور كنند در جامعه‌اي كه حقوق افراد محترم و عادي رعايت نشود، چه جايي براي بحث درباره رعايت حقوق مجرم و خانواده‌اش مي‌ماند؟ بدون اين كه قصد پاسخ دادن به اين سوال را داشته باشم، فقط مي‌خواهم به نكته‌اي كه در آن جلسه هم گفتم اشاره كنم، نكته‌اي كه با كشته شدن يك دانشجو در سبزوار بيش از پيش واجد اهميت شده است. تفاوت يك جامعه توسعه‌نيافته به لحاظ فكري و بينشي يا فرهنگي با جامعه توسعه‌يافته در چیست؟ يكي از تفاوت‌هاي آنها درنگرش آنها به مجرم و مجازات است. جوامع توسعه‌نيافته هنگامي كه با جرم و مجرم مواجه مي‌شوند، تمام كوشش خود را صرف مجازات هر چه سريع‌تر و هر چه شديدتر وي مي‌كنند و به نوعي در صدد انتقام گرفتن از وي هستند. مجرم را عامل مختار (صد درصد) مي‌دانند و هيچ توجيهي را براي رفتارش نمي‌پذيرند، و ارتكاب جرم را عموماً و صرفاً محصول اراده وي مي‌دانند كه اگر چنين باشد، طبعاًاجرای مجازات هم با سرعت و شدت شايسته اوست. در جوامع ديگر در عين حال كه فعلي را مذموم و جرم تلقي مي‌كنند و مجازات لازم را هم براي آن منظور مي‌دارند، و معمولاً هم با دقت اين كار را انجام مي‌دهند، اما مجرم را به تعبيري فعال مايشاء و داراي اراده بي‌نهايت نمي‌دانند، بلكه او را هم به نوعي قرباني قلمداد مي‌كنند، قرباني كه به اندازه سهم خودش بايد مجازات شود، ولي همزمان در صدد شناخت علل و عوامل و اسباب موثر بر ارتكاب فعل مجرمانه وي هستند تا از طريق اصلاح آنها، وظيفه خود را در بهبود شرايط اجتماعي انجام دهند. دادگاه‌هاي آنها از يك سو براي احقاق حق است، اما از سوي ديگرمحلی برای كالبد شكافي عميق جامعه‌اي است كه در آن زندگي مي‌كنند، اما اين كالبد شكافي چگونه صورت مي‌گيرد؟ بهترين وكلا و خبره‌ترين كارشناسان در دفاع از فرد متهم وارد ميدان دادگاه و جامعه مي‌شوند. فرض كنيد اتفاقي مثل قضيه پاكدشت (متهم آن مشهور به بيجه بود) درجامعه توسعه یافته ای رخ دهد، حساسيت جامعه دو بخش خواهد شد، يك بخش متوجه حس انتقام‌جويي و اجراي عدالت خواهد بود، اما بخش بزرگتر آن متوجه ريشه‌يابي است، و حتي ممكن است بسياري از وجدان‌هاي منصف هم خود را به دليل بي‌توجهي به اطرافشان كه موجب بروز اين وقايع و شكل‌گيري شخصيت مجرم شده است، گناهكار و مسئول بدانند. اين بخش مهم به وسيله وكيل و روان‌شناس و مطبوعات و ديگر كارشناسان در دفاع يا توجيه فعل ارتكابي متهم صورت مي‌گيرد و هيچ كس هم اين كارشناسان را در اجراي وظيفه خودشان شماتت نمي‌كند. در آن پرونده دفاع از خانواده مقتولين كار آساني بود و حتي نيازي به دفاع حقوقي نداشتند، جنايت به اندازه كافي گويا بود كه نيازي به توضيح واضحات نداشت، آن كس كه نيازمند وكيل بود متهم و مجرم بود، در واقع او مباشر جنايت بود، اما قاعدتاً سبب‌هايي هم در اين جنايت وجود دارند كه بايد در صندلي دوم و سوم مي‌نشستند، و چه بسا اين سبب‌ها اقوا از مباشر باشند كه بايد به صندلي اول اتهام بيايند، اين كار وكيل و روانشناس و روزنامه نگاربود كه در جامعه ايران كسي را ياراي انجام آن نيست. معمولاً چنين متهماني توان منطقي دفاع از خود را ندارند، و هر نوع دفاعي هم به منزله توجيه فعل ارتكابي تلقي و از جانب جامعه پذيرفته نخواهد شد، لذا دفاع اجتماعي از چنين متهميني راه را براي اصلاح امور جامعه باز مي‌كند. اجازه بدهيد چند مثال را در اين زمينه با هم مرور كنيم. ـ حدود 15 سال قبل يكي از افراد جوان منسوب به برخي نهادهاي حكومتي در اصفهان جوان ديگري را به دلايل مرسوم (بي‌قيدي و...) كشت و اين واقعه مدتي پس از سخنراني يكي از مسئولين رخ داد كه نيروهاي متعهد را دعوت به مقابله با عوامل فساد و نابساماني فرهنگي نمود. آن جوان قاتل محكوم به اعدام شد، گرچه از نهايت اجرا و عدم اجراي حكم مطلع نشدم، اما در همان زمان در روزنامه سلام نوشتم كه اين جوان نيز قرباني ديگر اين جنايت است و بايد آن سخنران كه از موضع قدرت چنين دستوري را صادر كرد به پاي ميز محاكمه كشيده مي‌شد.کسانی باید محاکمه شوندكه جوانان را تحريك مي‌كنندو پس از صدور حكم اعدام آنان به راحتي خود را كنار مي‌كشند، شتر ديدي نديدي. آنان سبب اين جرم هستند كه به معناي دقيق كلمه اقوا از مباشر كه مرتكب جرم شده هستند. وقتي كه مدتي قبل از آن واقعه حمله به كتاب‌فروشي مرغ آمين رخ داد و كسي بازداشت و مجازات نشد، اين تصور براي ديگران هم به وجود مي‌آيد كه در موارد ديگر هم اقدام كنند. ـ در قضيه قتل‌هاي محفلي كرمان هم بايد از اين زاويه اقدام مي‌شد، به عبارت ديگر وجود ماده‌اي قانوني كه فرد رأساً بتواند به گمان مهدورالدم بودن ديگري او را بكشد و اگر خطا كرده بود حداكثر ديه بپردازد، بيش از عامل مستقيم جرم، در جرم‌زايي نقش دارد. ـ هميشه شنيده‌ايد كه مأموران قلابي كسي را دستگير و به جايي مي‌برند و يا او را مي‌كشند يا از او اخاذي مي‌كنند، و به نظر من در بسياري از موارد مردم باور مي‌كنند كه آنان قلابي نيستند و صدايشان هم در نمي‌آيد و اعتراضي هم نمي‌كنند و در نتيجه خبرش هم درج نمي‌شود. اما ريشه اساسي اين اتفاق در اين است كه اگر مأموران غيرقلابي هم در بسياري از موارد همين طور عمل ‌كنند و كسي را ياراي سوال كردن از آنان نباشد، و هر سوالي مبني بر ارايه كارت يا دستور مقامات قضايي و... بتواند به قيمت بدتر شدن وضع منجر شودطبعا چنین جرائمی رخ خواهد داد. خوب در جامعه‌اي كه امنيت در برابر مأمور واقعي وجود نداشته باشد، بهترين راه براي ارتكاب جرم كه كمترين خطر را داشته باشد، قرار دادن متقلبانه خود در مقام مأمور است. چنين مجرماني كه بر اثر اين كار ديگران را به زحمت مي‌اندازند و خودشان هم به زندان مي‌روند و انگ مي‌خورند، آيا آنان قرباني جامعه‌اي نيستند كه به نام مأمور مي‌توان هر اقدامي را كرد؟ كدام را بايد محكوم كرد؟ يكي يا هر دو را؟ اگر مجرم محكوم شود و به عامل اصلي قضيه توجه نشود، باز هم مجرمان ديگري توليد خواهد شد. واقعه اخير سبزوار نيز از همين نوع است. بيش از آن كه تمام توان و توجه خود را معطوف به قاتل كنيم كه طبعاً بايد بخشي از اين توجه باشد، اما بايد توجه بيشتر را به زمينه هاي قانوني، فرهنگي و سياسي بروز اين نوع رفتارها معطوف نمود، و قاتل را نيز در كنار مقتول قرباني اين وضعيت نابهنجار دانست، گرچه به واسطه وجود حدي از عنصر اراده در رفتارش سزاوار سرزنش و مجازات است، اما نگاه انتقام‌گيرانه از او و امثال او صرفاً موجب پنهان شدن چهره كريه ناهنجاري‌هاي ساختاري جامعه ما خواهد شد. مبادا شعله‌ور شدن آتش انتقام، مانع ديدن ريشه‌هاي واقعي جرم و جنايت شود

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

امروز برای روز دوم دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک) شاهد اعتراضات دانشجویان بود. علی عزیزی، عباس حکیم زاده و مجید توکلی سه دانشجویی که به دستور دکتر علیرضا رهایی، ریاست دانشگاه امیرکبیر، ممنوع الورود شده اند؛ علیرغم اتخاذ تدابیر شدید امنیتی در اطراف دانشگاه بار دیگر موفق شدند با حمایت بی نظیر دانشجویان این دانشگاه وارد دانشگاه شده و به تجمع اعتراضی دانشجویان بپیوندند. گفتنی است تجمع امروز دانشجویان پلی تکنیک در اعتراض به مرگ سه دانشجو در عرض کمتر از 10 روز برگزار شد. مرحوم توحید غفارزاده، دانشجوی دانشگاه آزاد سبزوار هفته گذشته به دست یکی از دانشجویان بسیجی کشته شد. مرحوم مشکات راد نیز یک روز بعد از این حادثه در استخر دانشگاه علم و صنعت دچار حادثه شد و مراجعه دیرهنگام غریق نجات موجب از دست رفتن جان یک دانشجوی دیگر شد. دیروز نیز شفیع رضایتی دانشجوی حسابداری دانشگاه علامه دچار سکته قلبی شد و مراجعه با تاخیر 50 دقیقه ای آمبولانس موجب مرگ سومین دانشجو در یک هفته اخیر شد. اعتراض دانشجویان پلی تکنیک از آن جهت اوج گرفت که مسئولین وزارت علوم در موضع گیری های عجیبی دانشجوی مقتول در سبزوار را عامل ایجاد مزاحمت قلمداد کرده و عنوان کرده بودند دانشجوی بسیجی به وظیفه و اعتقاداتش عمل کرده است. این در حالی بود که عالی ترین مقامات کشوری در خصوص ضرب و شتم یک دانشجو در آمریکا موضع گیری کرده و این اقدام را محکوم کرده بودند. در ابتدای تجمع امروز در پلی تکنیک دانشجویان ابتدا در کنار حجله ای که به مناسبت مرگ این سه دانشجو برپا شده بود تجمع کردند. علی عزیزی، نایب دبیر انجمن اسلامی در ابتدا با اشاره به این که حجله همواره نماد عزاداری و گرامیداشت یاد درگذشتگان در ایران بوده است، گفت: ما امروز این حجله را به یاد سه دانشجوی از دست رفته بر پا کرده ایم و امروز اینجا جمع شده ایم تا یاد این سه عزیز را گرامی بداریم. عزیزی در ادامه با اعتراض شدید نسبت به مقامات مسئول در مجموعه دانشگاه ها و وزارت علوم عنوان کرد: امروز جایگاه و منزلت دانشجو در ایران تا حدی تنزل یافته و تضعیف شده که حاکمیت دیگر حتی به جان دانشجویان رحم نمی کند. دیروز شاهد مرگ عزت ابراهیم نژاد، اکبر محمدی در حوادث کوی دانشگاه بودیم و امروز شاهد مرگ سه دانشجو در عرض کمتر از یک هفته هستیم. واقعه ای سهمناک و حزن انگیزی که واکنش درخوری از سوی مقامات نداشته است. در ادامه تجمع عباس حکیم زاده، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی، در سخنان خود در این تجمع گفت: جای تعجب و تاسف است که دانشجویان سبزواری دو هفته پیش به علت عدم وجود امنیت در این دانشگاه تحصن مسالمت آمیز ترتیب دادند اما رئیس دانشگاه تربیت معلم با احضار دانشجویان متحصن به کمیته انضباطی با ایشان برخورد کرد. اکنون نیز پس از قتل یک دانشجو، بار دیگر مدیریت این دانشگاه دانشجویان را به کمیته انضباطی فراخوانده تا با گرامیداشت یاد دانشجوی مقتول نیز برخود نماید. حکیم زاده در ادامه با انتقاد از عملکرد مدیریت دانشگاه امیرکبیر گفت: مدیریت دانشگاه به جای این که رای و نظر دانشجویان را بپذیرد و به آن احترام بگذارد ترجیح داده تا با امنیتی کردن دانشگاه جلوی انتقاد و اعتراض دانشجو را بگیرد. امری که هیچ گاه در پلی تکنیک اجرا شده و بعد از این هم با حضور دانشجویان اجرا نخواهد شد. حکیم زاده در ادامه با انتقاد نسبت به روندی که مدیریت دانشگاه در خصوص انتخابات شورای صنفی در پیش گرفته گفت: دکتر رهایی قصد دارد همان برخوردی که با انجمن اسلامی انجام داد با شوراها نیز انجام دهد و بدین ترتیب کلیه نهادهای دانشجویی را در پلی تکنیک تعطیل کند. اما همان طور که ما تا اینجا نشان دادیم علیرغم خواست و اراده مدیریت، خوشبختانه انجمن فعال تر از هر سال در صحنه دانشگاه و کشور حضور دارد، خواب خفه کردن شوراهای صنفی نیز خوابی آشفته و تعبیرناشدنی است. مازیار کریمی، دبیر شورای صنفی دانشگاه، در ادامه این تجمع با اعلام این مسئله که شورای صنفی از حقوق حقه دانشجویان کوتاه نمی آید و اجازه نخواهد داد تا مدیریت خواست خود را بر رای دانشجویان تحمیل نماید، گفت: ما فردا از دکتر عطایی پور، معاونت دانشجویی دانشگاه، خواسته ایم در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان شرکت کند و انتظار داریم ایشان در مقابل محدودیت هایی که برای شوراهای صنفی ایجاد کرده اند پاسخگو باشند. دبیر شورای صنفی پلی تکنیک از کلیه دانشجویان دعوت کرد تا در جلسه پرسش و پاسخ فردا حضور یابند. در پایان نامه سه دانشجوی ممنوع الورود شده به دانشگاه، که خطاب به دانشجویان پلی تکنیک نوشته شده بود قرائت شد. لازم به ذکر است با توجه به حوادثی که دیروز در دانشگاه امیرکبیر اتفاق افتاد، به دستور دکتر رهایی امروز به شدت به نیروهای انتظامات دانشگاه افزوده شده بود و نیروهای انتظامات حتی در خیابان های اطراف دانشگاه نیز مشغول گشت زنی بودند. در تجمع اعتراض آمیز امروز در پلی تکنیک دانشجویانی که دیروز به سبب برخورد وحشیانه انتظامات مجروح شده بودند حاضر بودند. گفتنی است بابک زمانیان که از ناحیه پا به شدت آسیب دیده بود، با پای باندپیچی شده در این تجمع حاضر شده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آذر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

یک چهره اصلاح‌طلب پیش‌بینی کرد که در میان اصولگرایان سرانجام محمدباقر قالیباف از بدنه این طیف جدا می‌شود و به راه خود خواهد رفت. رسول منتجب‌نیا عضو حزب اعتماد  پیرامون اختلافات شدید اصولگرایان اظهار داشت: این گروه دچار اختلافات شدیدی است. چرا که تعریف مشخصی از اصولگرایی در میان آنان وجود ندارد و هر کدام از آنان می‌خواهند خود،‌این نام را یدک بکشند.  وی افزود: «گروه‌های سنتی در جناح اصولگرا حق خود می‌دانند که تعیین کننده و سرنوشت‌ساز باشند و همانگونه که تا به امروز در صحنه سیاسی و در هر انتخابات مؤثر بوده‌اند امروز هم می‌خواهند حرف آخر را بزنند. اما گروه‌های تازه به قدرت رسیده دچار توهم عجیبی شده‌اند و خود را مافوق همه گروه‌ها می‌دانند». این فعال سیاسی ادامه داد: «برای اصولگرایان سنتی قابل تحمل نیست که یک گروه بی‌ریشه و بی‌سابقه بیایند و زمام امور را از آنان که 27 سال است در انقلاب سابقه دارند و اثرگذار بوده‌اند بگیرند و آنان را به حاشیه برانند تا خود تعزیه‌گردان شوند». منتجب‌نیا با تأکید بر اینکه در درون جریان جدید هم شاخه‌های متفاوت به سرکردگی یکی از مسئولین کنونی یا پیشین فعال است، اختلاف موجود در میان اصولگرایان را بسیار شدیدتر از اختلاف میان اصلاح‌طلبان خواند و افزود: «اصلاح‌طلبان به هر حال به حداقلی از آزادی و فضای باز معتقدند و پذیرفته‌اند که در درون جناح،‌‌اختلاف سلیقه طبیعی است اما اصولگرایان این امر را نپذیرفته‌اند». وی ادامه داد:‌ «من احتمال زیاد می‌دهم که اصولگرایان منهای قالیباف در نهایت به وحدت برسند. امروز تفاوت منافع،‌ آنها را به جان هم انداخته‌ اما سرانجام جریان جدید با سنتی‌ها معامله می‌کنند. فقط مشکل آنها این است که در این جریان به سادگی نمی‌توانند قالیباف را بخرند و او را قانع کنند و جریان او در نهایت از بدنه اصولگرایان فاصله می‌گیرد».وی پیش‌بینی کرد: «اصولگرایان چه جدید،‌ چه قدیم، چه جوانان و چه پیران در نهایت با یک فرمان تشکیلاتی و یک معامله و داد و ستد سیاسی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند». این عضو حزب اعتماد ملی در پاسخ به این سوال که آیا احتمال نمی‌دهید این دو گروه در میان اصولگرایان با توجه به مشی نوآمدگان، در نهایت از هم جدا شوند گفت:‌ «احتمالش هست. اما جریان بی‌ریشه‌ای که امروز به وجود آمده و سوار موج شده را چه کسانی به میدان آوردند؟ درست که آنها از فضای تخریب سود جستند و از نهادهای حکومتی و امکانات بیت‌المال نهایت سوءاستفاده را کردند اما بستر به قدرت رسیدن آنان را گروه سنتی فراهم کرد. برای من قابل قبول نیست آنها در به وجود آوردن این جریان نقش نداشته باشند. اما جریان جدید چون ریشه و ارتباط مردمی ندارد باید متکی به راست سنتی و نیروهای ریشه‌دار باشد. اگر سنتی‌ها حمایتشان را از جریان جدید بردارند، اینها نابود می‌شوند و سقوط می‌کنند و حتی یک روز هم دوام نمی‌آورند». وی افزود: «عقلای راست این موضوع را می‌دانند و راضی نمی‌شوند که این جریان نوظهور از پا درآید. سنتی‌ها جریان جدید را تنها نمی‌گذارند. علیرغم آنکه احساس خطر می‌کنند و از برخی اقدامات ناراحت هستند ولی مصلحت سیاسی‌شان ایجاب می‌کند نگذارند جریان نوظهور ساقط شود ولو غیرمستقیم و نامریی از آنها حمایت می‌کنند. در نهایت عقلای این و جریان سنتی و جریان جدید با هم به تفاهم و تعامل می‌رسند. غیرممکن است یک فرمان تشکیلاتی صادر نشود و آنان میدان را به اصلاح‌طلبان و گروه‌های دیگر بسپارند». منتجب‌نیا در پایان گفت: «همانگونه که گفتم در نهایت تنها کسی که تسلیم این فشار نمی‌شود قالیباف است. او می‌خواهد زمینه‌ای برای آینده ایجاد کند و در نهایت خرجش را از اصولگرایان جدا می‌کند».

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

محمدرضا طورانی عضو ائتلاف جمعیت خدمتگزاران و سخنگوی «جبهه مردمی ایران اسلامی» که از حامیان سرسخت محمود احمدی‌نژاد محسوب می‌شود،تصریح کرد «یاران و حامیان احمدی‌نژاد عبور از جبهه پیروان خط امام و رهبری را آغاز کرده‌اند و به نظر می‌آید چهره‌هایی مانند عسگر اولادی، فدایی و باهنر دیگر هویتی برای ادامه فعالیت سیاسی در نقش محور اصولگرایان نخواهند داشت».این عضو ائتلاف جمعیت خدمتگزاران همچنین تاکید کرد کرد که تا پیش از پایان سال جاری «محمدباقر قالیباف» شهردار کنونی تهران دیگر در سمت خود قرار ندارد زیرا با پیروزی حامیان احمدی‌نژاد در انتخابات، شهردار دیگری اداره پایتخت ایران را برعهده خواهد گرفت. ویبا اشاره به تشکیل ائتلاف اصولگرایان اصلاح‌طلب (حامیان قالیباف که نام مرتضی طلایی فرمانده سابق پلیس پایتخت را در راس فهرست انتخاباتی خود قرار داده‌اند) افزود: «با توجه به محبوبیت فوق‌العاده احمدی‌نژاد و نیز انسجام عالی حامیان وی باید اذعان کرد که در این دوره از انتخابات شوراها در تهران و شهرهای بزرگ کشور این یاران احمدی‌نژاد هستند که وارد شوراها خواهند شد»! طورانی تصریح کرد: یاران و حامیان احمدی‌نژاد عبور از جبهه پیروان خط امام و رهبری را آغاز کرده‌اند و به نظر می‌آید چهره‌هایی مانند عسگر اولادی، فدایی و باهنر دیگر هویتی برای ادامه فعالیت سیاسی در نقش محور اصولگرایان نخواهند داشت. سخنگوی «جبهه مردمی ایران اسلامی» با بیان اینکه «مجموعه حامیان احمدی‌نژاد با یک لیست واحد پا به عرصه انتخابات شوراها خواهند گذاشت» اظهار داشت: هنوز هم دیر نیست تا حامیان قالیباف در شورای شهر و ستادهای انتخاباتی او با اتخاذ تمهیداتی به سوی ستادهای حامی احمدی‌نژاد بازگردند. وی با مقایسه نقش «مرتضی طلایی» در این دوره از انتخابات شوراها با «رسول خادم» که خارج از ائتلاف آبادگران به شورای شهر دوم راه یافت، افزود: حامیان احمدی‌نژاد که بدلیل ائتلاف آبادگران هستند در این انتخابات با عنوان جمعیت خدمتگزاران پا به عرصه انتخابات شوراها خواهند گذاشت. طورانی در عین حال شانس پیروزی حامیان قالیباف در انتخابات شوراها را «صفر» دانست و گفت: عنوان اصولگرایان اصلاح‌طلب به علت اینکه در لبه تیغ جریان اصلاح‌طلب با جریان اصیل اصولگرایی قرار دارد، نمی‌تواند چهره‌های شاخص دو جریان را جذب کند بنابراین محکوم به شکست است. عضو ائتلاف خدمتگزاران با اعلام این خبر که یک کفه 33 نفره از سوی حامیان احمدی‌نژاد برای انتخابات شورا، خبرگان و میاندوره‌ای مجلس معرفی خواهند شد، خاطر نشان ساخت: اگر جبهه پیروان خط امام و رهبری به ادامه حیات سیاسی خود علاقمند است باید به سوی حامیان احمدی‌نژاد بیایند. وی با بیان اینکه حامیان احمدی‌نژاد حتی لیست 15 نفر علی‌البدل شوراهای خود را هم ارائه خواهند داد، اظهار داشت: شانس اجماع اصلاح‌طلبان در شوراها با توجه به نقش حزب‌ اعتماد ملی در میان آنها «صفر» و شانس اجماع در جبهه پیروان «اندک» است اما در میان حامیان احمدی‌نژاد، این تجربه و مهارت «احمد خورشیدی» شور و شوق انقلابی «مهرداد بذرپاش» و سابقه انقلابی «حسین رضاخواه» است که مثلث پیروزی ایشان را تشکیل داده است. سخنگوی جبهه مردمی ایران اسلامی با تاکید بر ویژگی اعضای فهرست حامیان احمدی‌نژاد از قبیل ناشناخته بودن، جوان بودن، دارای کارکرد متفاوت و متعهد به تک شغله بودن، افزود: ارتباط ما با مردم رسانه‌ای نیست بلکه این ارتباط خانه به خانه و محله‌ای خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

عضو شوراى مركزى حزب كارگزاران سازندگى گفت: اگر اصلاح طلبان اكثريت كرسى هاى شوراها را در دست داشته باشند، قطعاً قاليباف را به عنوان شهردار معرفى خواهند كرد.
يدالله طاهرنژاد در گفت وگو با خبرنگار «ايران» در اين مورد افزود: جبهه اصلاحات و گروه هايى كه در درون جبهه هستند، ائتلاف دارند و برخى دوستان اصلاح طلب نيز معتقدند كه با جناح اصولگرايان اصلاح طلب كه منتسب به قاليباف است، مذاكره صورت گيرد ولى اين مسأله هنوز عملياتى نشده است.وى اظهار داشت: آنچه در جلسات اصلاح طلبان بيشتر قابل توجه است اينكه اگر اصلاح طلبان اكثريت كرسى هاى شورا را در تهران در اختيار داشته باشند، قاليباف را به عنوان شهردار معرفى خواهند كرد.طاهرنژاد همچنين بيان داشت: ائتلاف اصلاح طلبان نيز در آخرين رايزنى هاى انجام شده در حال شكل گيرى است و مشكلاتى كه برخى گروه ها براى عدم ائتلاف داشتند برطرف شده است.عضو شوراى مركزى كارگزاران افزود: به احتمال بسيار، تا پايان هفته جارى ليست منتخب جبهه اصلاحات قطعى مى شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

آخرین خبرها از روند تایید صلاحیت‌ها در انتخابات مجلس خبرگان رهبری حکایت از تایید صلاحیت احتمالی علی مصباح یزدی از وابستگان ایت‌الله محمد تقی مصباح یزدی در حوزه انتخابیه خراسان رضوی دارد. پیش از این اعلام شده بود که وی نمی‌تواند در انتخابات خبرگان شرکت کند. ظاهراً در برخی از حوزه‌های انتخابیه شهرستان‌ها در روند تایید صلاحیت‌ها تجدیدنظرهایی صورت گرفته است به گونه‌ای که حدود 20 نفر از کلاندیداهای ردصلاحیت شده در انتخابات تایید شده‌اند. آیت الله حسین زاده‌ یزدی از شاگردن آیت الله مصباح یزدی در میان کاندیداهایی است که در بررسی مجدد صلاحیت آنها برای شرکت در انتخابات خبرگان، صلاحیت او نیز ظاهراً مورد تایید قرار گرفته است. پیش از این محسن غرویان یکی دیگر از شاگردان نزدیک آیت الله مصباح یزدی نیز اعلام کرده بود که اگرچه از حوزه انتخابیه قم برای شرکت در انتخابات خبرگان ثبت نام کرده است اما پاره‌ا‌‌ی رایزنی‌ها برای انتقال وی به حوزه انتخابیه خراسان شمالی در جریان است. در صورتی که این رایزنی‌ها به نتیجه‌ای منجر شود غرویان با ارائه درخواست کتبی به وزارت کشور به این حوزه منتقل خواهد شد. با این وصف به نظر می‌رسد هواداران آیت الله مصباح یزدی برنامه ویژه‌ای را برای شرکت در انتخابات خبرگان رهبری از حوزه انتخابیه خراسان تدوین کرده‌اند. حوزه انتخابیه خراسان رضوی و برخی دیگر از نقاط این استان بیشتر تحت نفوذ هواداران آیت الله واعظ طبسی نماینده ولی فقیه و تولیت آستان قدس رضوی است. چندی پیش شایعه‌ای مبنی بر فوت آیت الله واعظ طبسی منتشر شد که وی با رد این شایعه آن را تلاش‌هایی در جهت انحراف اذهان عمومی و شکل دهی یک رقابت ناسالم در انتخابات دانسته بود. ناظران،‌ رویارویی میان هواداران آیت‌الله واعظ طبسی و آیت الله مصباح یزدی را در انتخابات خبرگان در حوزه انتخابیه خراسان شمالی و رضوی جدی ارزیابی می‌کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

گذشت يک روز از مرگ دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي در کلاس درس ،مديريت اين دانشگاه به جاي پاسخگويي نسبت به چرايي وقوع اين حادثه ، تمامي تلاش خود براي جلوگيري از اعتراض دانشجويان اين دانشگاه به کار بسته است. از صبح امروز نيروهاي انتظامات بيانيه اعتراضي انجمن اسلامي اين دانشگاه و خبر درگذشت اين دانشجو را از سطح دانشگاه جمع آوري کرده اند. همچنين شنيده مي شود حراست اين دانشگاه با ارسال نامه اي به آموزش دانشگاه علامه طباطبايي اعلام کرده است که کلاسهاي بعد از ظهر امروز اين دانشگاه بايد به هر شکل ممکن تشکيل گردد اين درحالي است که دانشجويان هنوز نسبت به سوء مديريت مسئولان دانشگاه که منجر به فوت اين دانشجو در کلاس درس شده است اعتراض دارند و از حضور در کلاس هاي درس ممانعت مي کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 آذر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

دلمان گرفته بود از رکودی که بر دانشگاه ها حاکم کرده اند. دلتنگ بودیم از اینکه دوستانمان اجازه ادامه تحصیل نمی یابند و ستاره ای آذین کارنامه تحصیلی خویش می بینند. قفل بردر انجمن های اسلامی دیدیم و یاد روزهای پر شور نه چندان دور گذشته را زنده کردیم و تاسف خوردیم از روزگار امروزین انجمن های اسلامی . سکوت خودخواسته شوراهای صنفی دانشجویی را دیدیم و باور کردیم که دیگر نه دانشگاه مجال حرکت می دهد و نه دانشجو شور اعتراض و تغییر در سر دارد. همه محدودیت ها را دیدیم، طعم تلخ برخوردها و بی مهری ها را چشیدیم تا حداقل دلیلی باشیم بر زنده بودن دانشجو و فرهنگ دانشجویی. اما اکنون گویی باید در آذرماه، ماه دانشجو، ماه تکریم مقام دانشجو، هر روز با چشمانی اشکبار جنازه دوست دانشجویی را در محیط دانشگاه همراهی کنیم که این روزها دیگر سخن از قداست مقام دانشجو گفتن سخنی گزاف است که جان دانشجو ارزشی برای متولیان فرهنگی کشور ندارد و در این وانفسا ، ناباورانه هر روز از محدودیت ها گله داریم و بر ممنوعیت ها اعتراض می کنیم.امروز جنازه دانشجو بر دستان همکلاس هایش در دانشگاه سبزوار و علامه طباطبایی حمل می شود تا تاکید مضاعفی باشد بر این حقیقت زنده که اگر دیروز فکر دانشجو به اضطرار روانه تابوت های مرگ شد امروز زمان وداع با جسم دانشجو رسیده است. دلتنگم از وضعیتی که دانشگاه های ما دچار آن شده اند. مهر سکوت باید بر لب زد تا دری برای تحصیل به رویت باز کنند. مهر سکوت و خودسانسوری باید بر لبان زد تا باور کنند که استادی کم خطر برای دانشجویانی و اجازه تدریس بیابی. حکایت امروز دانشگاه ما حکایتی غم انگیز است. اما غم انگیزترین حکایت از دانشگاه را اکنون باید نگاشت، لحظاتی که مرگ دانشجو در دانشگاه رقم می خورد. می توان فعالیت سیاسی نکرد، می توان به رکود اجباری تن داد، می توان سکوت کرد اما چگونه می توان فردا روز بر همان نیمکتی تکیه زد که روزی پیشتر جنازه همکلاسی خود را میزبان بود؟

مریم شبانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آذر1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط  

ای‌ خداوند!
به‌ علمای‌ ما مسوولیت
و به‌ عوام‌ ما علم‌ و به دینداران ما دین
و به‌ مومنان‌ ما روشنایی‌ و به‌ روشنفکران‌ ما ایمان‌
و به‌ متعصبین‌ ما فهم‌ و به‌ فهمیدگان‌ ما تعصب
و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌
و به‌ پیران‌ ما آگاهی‌ و به‌ جوانان‌ ما اصالت
‌و به‌ اساتید ما عقیده‌ و به‌ دانشجویان‌ ما نیز عقیده
و به‌ خفتگان‌ ما بیداری‌ و به‌ بیداران‌ ما اراده
و به نشستگان ما قیام‌ و به‌ خاموشان‌ ما فریاد
و به‌ نویسندگان‌ ما تعهد و به‌ هنرمندان‌ ما درد و به‌ شاعران‌ ما شعور
و به‌ محققان‌ ما هدف‌ و به مبلغان ما حقیقت
و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبینان‌ ما انصاف‌
و به‌ فحاشان‌ ما ادب‌
و به‌ فرقه‌های‌ ما وحدت‌
و به مردم ما خود آگاهی
و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصمیم‌ و استعداد فداکاری‌ و شایستگی‌ نجات‌ و عزت‌ ببخشا.
خدایا: خودخواهی را چندان در من بکُش ، یا چندان برکش
تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدایا: به مذهبی ها بفهمان که:

آدم از خاک است.

بگو که:

یک پدیده مادی نیز به همان اندازه خدا را معنی می کند که یک پدیده غیبی،
در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت.
و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید ، پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد.

«دکتر علی شریعتی»

(نیایش)


***********
خدایا:

کافر کیست؟ مسلمان کیست؟ شیعه کیست؟ سنی کیست؟
مرزهای درست هرکدام ، کدام است؟
من آرزو می کنم که روزی سطح شعور و شناخت مذهبی ، در این تنها کشور شیعه جهان ، به جایی برسد که سخنگوی رسمی مذهب ما‌ «فاطمه» را آنچنان که سلیمان کتانی - طبیب مسیحی - شناسانده است، و «علی» را آنچنان که دکتر جورج جرداق - طبیب مسیحی - توصیف میکند و «اهل بیت» را آنچنان که ماسینیون کاتولیک تحقیق کرده است و «ابوذر غفاری» را آنچنان که جودة السحار نوشته است و حتی «قرآن» را آنچنان که بلاشر - کشیش رسمی کلیسا - ترجمه نموده است و «پیغمبر» را آنچنان که ردنسن - محقق یهودی - میبیند، بفهمد و ملت شیعه و محبان اهل بیت و متولیان رسمی ولایت و مدعیان مذهب حقه جعفری روزی بتوانند به ترجمه آثار این کفار رسمی!! توفیق یابند.
خدایا این مردم شیعه اند ، شیعه علی ، تنها پیروان اهل بیت ، تنها ملتی که حق را تشخیص داده اند و چهره پرشکوه علی را و عظمت های خاندان علی را یافته اند؟؟
و دکتر بنت الشاطی ، استاد دانشگاه و نویسنده توانایی ، که قلمش و عمرش همه در خدمت زنان اهل بیت ، که میگفت:(من در این خانه زندگی میکنم )، سنی است؟
و بلاشر که روحانی رسمی مسیحیت بود و چهل سال در تحقیق و ترجمه قرآن رنج برد و بر روی آیات کور شد کافر است؟
و ماسینیون که دریایی از دانش بود و ۲۷ سال تمام در زندگی سلمان، نخستین بنیانگذار تاریخ شیعه در ایران، غرق شد و هرگاه از فاطمه ، از عرفان اسلامی و از سلمان سخن میگفت ، سراپا مشتعل میشد کافر است؟

خدایا:

به من بگو ، تو خود چگونه میبینی؟ چگونه قضاوت میکنی؟
آیا عشق ورزیدن به اسمها تشیع است؟ یا شناختن مسمّی ها؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 آذر1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

هرچند كه سخنگوي هيأت عالي نظارت بر انتخابات شوراها اعلام كرده كه حدود 700 نفر از رد صلاحيت شدگان توسط هيات اي نظارت بر انتخابات تاييد شده اند ولي به نظ مي رسد كه همچنان موضوع رد صلاحيت شمار زيادي از اصلاح طلبان تنها سوژه مورد بحث ميان احزاب و شخصيت هاي سياسي و مذهبي است .

 در اين راستا تعدادي از داوطلبان انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا كه توسط هيات‌‏هاي اجرايي و نظارت ردصلاحيت شده‌‏اند، روز جمعه، سوم آذر ماه در قم با آيت‌‏الله بيات زنجاني ديدار و گفت‌‏وگو كردند و اين در حالي است كه بنابر اخبار رسيده  اصلاح طلبان در برخي از شهرها قادر به ارائه ليست انتخاباتي نيستند . اما اين موضوع سبب نشده  تا احزاب از تب و تاب انتخاباتي كناره گيري كنند و گروه هاي سياسي و ائتلاف هاي انتخاباتي همچنان به اعلام مواضع و برنامه اي انتخاباتي خود مي پردازنند .  

حزب اعتماد ملي : در فرصت باقيمانده به انتخابات خبر مي رسد كه حزب اعتمادملي همچنان در حال رايزني با همفكران خود است . دبير شاخه‌ي روحانيون حزب اعتماد ملي در اين رابطه گفته : ما تلاش داريم كه همگام و همراه با ساير گروه‌ها عناصر را چينش كنيم. از اين رو رايزني‌هاي‌مان همچنان ادامه دارد و به نظر مي‌رسد كه به نتايج خوبي هم خواهيم رسيد.

سيدعلي ميرهادي با بيان اين‌كه "در مرحله‌ي تجديدنظر كه هنوز ادامه دارد برخي كانديداهاي مدنظر حزب تاييد صلاحيت شده‌اند" تصريح كرد: كانديداهاي شوراهاي حزب اعتماد ملي از جمله حسن الحسيني كه پيش از اين رد صلاحيت شده بود هنوز صلاحيتش در مرحله‌ي تجديدنظر تاييد نشده است اما برخي كانديداهايي كه خارج از حزب مدنظر ما بودند تاييد شده‌اند. ميرهادي با بيان اين‌كه "كانديداهاي خبرگان مدنظر حزب كه پيش از اين رد صلاحيت شده بودند، تغييري در وضعيت‌شان ايجاد نشده است" اظهار اميدواري كرد كه در چند روز باقيمانده صلاحيت اين افراد نيز تاييد شود.

ستاد ائتلاف اصلاح طلبان : اصلاح طلبان در كنار رد صلايت هاي گسترده نيروهاي خود برنامه هاي انتخاباتي شان را در تهران پيگيري مي كنند . دفترستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در حوزه جنوب تهران با سخنراني عبدالله رمضان‌زاده قائم مقام دبير كل جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي افتتاح مي شود .

در عين حال سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان  باز هم با ارائه تحليلي از فضاي انتخاباتي كشور اظهار داشته: فضاي انتخاباتي كم كم رو به بهبود است؛ البته در بين مردم هنوز شور چشمگيري مشاهده نمي‌شود، اما مي‌توان اميدوار بود.

مرتضي حاجي افزوده: اصلاح‌طلبان بنا را بر ارتباط چهره به چهره با مردم گذاشته‌اند؛ چراكه رسانه‌اي در اختيار ندارند؛ بنابراين تلاش مي‌كنند با برگزاري جلسات متعدد و سخنراني با مردم در تماس باشند.

جامعه روحانيت مبارز: خبر ديگر اينكه ليست جامعتين در آذربايجان شرقي و ايلام تكميل نشده است .

به گفته‌ي سخنگوي جامعه روحانيت مبارز، ليست جامعتين در دو استان آذربايجان شرقي و ايلام هنوز تكميل نشده است. غلامرضا مصباحي مقدم با اعلام اين خبر گفته: ليست جامعتين در تهران و مازندران به ترتيب با جايگزيني آيت‌الله باقري كني و حجت‌الاسلام مصباحي‌مقدم در تهران و حجت‌الاسلام معلمي در مازندران از سوي جامعه روحانيت مبارز تكميل شده است. وي تاكيد كرد: ليست نهايي پس از اعلام نتايج از سوي شوراي نگهبان و جابجايي كانديداها تكميل خواهد شد.

جمعيت ايثارگران : گروههاي اصولگرا همچنان دنبال وحدت هستند . در اين راستا قائم‌مقام جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي با بيان اين‌كه در حال حاضر گروه‌هاي اصولگرا بايد بر وحدت تاكيد كرده و از سهم‌خواهي بپرهيزند، گفته: آن‌ها بايد تلاش كنند كه شوراي كارآمدي را تشكيل دهند.

لطف‌الله فروزنده افزوده: انتخابات شوراها در حال حاضر صحنه‌ي آزمايش است و در اين انتخابات نيروي اصولگراي واقعي مشخص مي‌شود. هر جرياني كه در اين شرايط از سهم‌خواهي بپرهيزد و به وحدت اصولگرايان كمك كند اصولگراي واقعي است.

وي با بيان اين‌كه " در مورد رسيدن اصولگرايان به يك ليست واحد، نگراني نداريم" خاطرنشان ساخته : ما هرچه جلوتر مي‌رويم وقتي كه دوستان، توان رقيب را مشاهده مي‌كنند بر وحدت مصمم‌تر مي‌شوند.

جبهه مشاركت : علي رغم اخباري كه به گوش مي رسد معاون مناطق دبيركل جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي خبر داده كه در استان‌ها، احزاب و گروه‌هاي اصلاح‌طلب به ائتلاف كاملي رسيده‌اند. وي گفته : علي‌رغم اين‌كه رد صلاحيت‌ها در استان‌ها گسترده بوده است اما در مجموع نشان داد ائتلاف در مقطع تاريخي كشور به صورت بي‌نظيري صورت گرفته و روز به روز نزديك‌تر شده و با علاقمندي بيشتر دوستان به كار خود ادامه مي‌دهند.

حسين كاشفي افزود: نگرانيم از اين‌كه اقداماتي صورت بگيرد تا در برخي از استان‌ها ستادها همه‌ي راي خود را نداشته باشند اما با پيگيري‌هايي كه انجام و تذكراتي كه داده مي‌شود، اميدواريم كه اين نگراني‌ها كاهش پيدا كند؛ چراكه آراء مردم امانت است و نبايد در آن خيانت شود و مسوولان دولت بايد نشان دهند كه چگونه از اين آزمون بيرون مي‌آيند. همچنين محسن ميردامادي دبير كل اين حزيب طي سخناني در جلسه روساي مناطق جبهه‌ي مشاركت ايران اسلامي ضمن ارايه تحليلي از وضعيت سياسي كشور در آستانه‌ي انتخابات شوراها و خبرگان با اظهار اين عقيده ‌كه «ظرف يك سال گذشته فضاي سياسي كشور كاملا بسته‌تر شده است و برخورد با نشريات و روزنامه‌ها به نحوي است كه هرگز در دوران پس از انقلاب حتي در زمان جنگ هم سابقه نداشته است» ادامه داد:« با برخوردي كه در اين مدت صورت گرفته و عدم تحمل كمترين انتقاد از طرف دولتمردان كه شاهد هستيم، احتمال دارد در آينده فضا بسته‌تر هم بشود و بايد از حالا آماده روزهاي سخت‌ترهم باشيم ». ميردامادي اظهار داشته كه :« ماه عسل دولت هم رو به اتمام است و با انتظارات و مطالبات فراواني كه براي مردم ايجاد كردند و برآورد نشده سير نزولي آنها آغاز شده است.»

حزب نوانديشان ايران اسلامي : اين حزب نيز در تازه ترين موضع گيري خود اعلام كرده كه از ليست واحد اصولگرايان حمايت مي‌كند . امير محبيان عضو موسس حزب نوانديشان ايران اسلامي خبر داده كه در انتخابات شوراها از ليست واحد اصولگرايان حمايت مي‌كنند و در اين زمينه در حال رايزني و گفت‌وگو هستند .در عين حال وي افزوده : كه با توجه به تغييرات رخ داده در اساسنامه‌ي اين حزب و هم‌چنين تقاضاي كميسيون ماده 10 احزاب مبني بر كاهش تعداد اعضاي شوراي مركزي اين تشكل، حزب نوانديشان ايران اسلامي، اعضاي شوراي مركزي خود را از 20 نفر به 15 نفر تقليل داده است.

جبهه پيروان خط امام و رهبري : اما امروز جمعي از اصولگرايان در غالب جبهه پيروان خط اما و رهبري اولين بيانيه انتخابات خود را صادر كرده اند . در بخشي از اين بيانيه آمده است : جبهه پيروان خط امام و رهبري وحدت را عامل خير وبركت تلقي مي‌كند، ولي چنان‌چه به هر دليل تلاش‌هاي اين جبهه براي ارائه فهرست واحد به نتيجه نرسد تشكل‌هاي 14 گانه اين جبهه در صحنه حضور مي‌يابند و وظيفه خود را انجام مي‌دهند. اما به نظر مي رسد كه اين بيانه هديه تكميل شدن ليست 15 نفره جبهه‌ي پيروان خط امام و رهبري براي انتخابات شوراها است .  

مجمع روحاينون مبارز : اين گروه سياسي –روحاني كه برخي از اعضاي آن اعلام كرده بودند به علت ردصلاحيت كانديداهايشان براي خبرگان ليست نمي دهند همچنان دنبال تاييد صلاحيت مجيد انصاري مي باشند . در اين راستا محمد علي ابطحي اعلام كرده كه رد صلاحيت مجيد انصاري در مرحله تجديد نظر تغييري نكرده است . وي گفته: همچنان منتظر آخرين مهلت قانوني رسيدگي و تجديد نظر در تعيين صلاحيت كانديدا‌هاي رد صلاحيت شده هستيم.

ائتلاف نخبگان حوزه و دانشگاه : اسامي فهرست انتخاباتي حوزه و دانشگاه در حال تكميل شدن است .

سخنگوي ستاد نخبگان حوزه و دانشگاه اعلام كرده كه آيت‌الله مشكيني، آيت‌الله خوشوقت و آيت‌الله مصباح در صدر فهرست انتخاباتي نخبگان حوزه و دانشگاه در استان تهران قرار دارند.

جبهه‌ي اصول‌گرايان اصلاح‌طلب : اين ستاد كه از ائتلاف هاي تازه شكل گرفته انتخاباتي است  امروز سخنگوي ستاد خود را انتخاب كرده است . گفته مي شود كه محسن بهرامي سخنگوي ستاد انتخاباتي محمد باقر قاليباف در نهمين دوره‌ي انتخابات رياست‌جمهوري به عنوان سخنگوي ستاد انتخابات جبهه‌ي اصول‌گرايان اصلاح‌طلب منصوب شد. سيد علي ركني دبير كل اين ستاد نيز درباره مشي اين ستا توضيحاتي را ارائه كرده است . به گفته او اعلام موجوديت اين  ائتلاف را  مرتضي طلايي موجوديت بيان كرده است . 

جامعه مدرسين حوزه علميه قم: خبرها حاكي است كه تكميل ليست انتخاباتي جامعتين در سه استان با مشكل مواجه است . سخنگوي جامعه مدرسين حوزه علميه قم در اين رابطه گفته  : جامعتين در سه استان در مورد تكميل ليست انتخابات خبرگان داراي مشكل است.

نهضت آزادي : ابراهيم يزدي، دبيركل نهضت آزادي ايران كه همچون انتخابات گذشته به حضور در عرصه انتخابات تاكيد دارد، او با وجود اينكه نامزدهاي اين حزب از معدود كساني بودند كه در حوزه انتخابيه تهران ردصلاحيت شده‌‏اند و علي‌‏رغم انتقادات برخي جريانات مخالف شركت در انتخابات، حضور در عرصه انتخابات را فرصتي براي گام برداشتن در جهت دموكراسي مي‌‏داند.

يزدي همچنين مي‌‏گويد نهضت آزادي از ليست واحد اصلاح‌‏طلبان حمايت مي‌‏كند و حتي اگر نامزدهاي اين حزب ردصلاحيت نمي‌‏شدند، ممكن بود به نفع اصلاح‌‏طلبان كناره‌‏گيري كنند

ستاد حاميان دولت اسلامي: بذرپاش رييس ستاد رايح خوش خدمت كه همان حاميان دولت الامي هستند در اظهاراتي جديد اعلام كرده كه بايد جامعه را بسيج وار اداره كرد . وي  گفته: شور جواني همراه انديشه، انگيزه و روحيه‌ي بسيجي، شاخصه‌هاي اصولگرايي براي ساخت جهان‌شهر تهران است.

مهرداد بذرپاش افزوده : مشخصه‌ي بارز ائتلاف رايحه‌ي خوش خدمت، يك تلفيق زيبا و معنادار از ماهيت انقلاب اسلامي است. ما شور جواني را به همراه انديشه، انگيزه و روحيه‌ي بسيجي به عنوان شاخص اصولگرايي مي‌دانيم و اين همان چيزي است كه تمامي پتانسيل و كاركرد را براي ايجاد يك تحول مثبت به همراه خود دارد

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

يک هفته پس از قتل يک دانشجوي دانشگاه سبزوار توسط يکي از دانشجويان بسيجي اين دانشگاه بار ديگر يك دانشجوي حسابداري دانشگاه علامه طباطبايي بر اثر سكته قلبي در كلاس درس درگذشت.

اين اتفاق درحالي افتاد که به گفته شاهدان پيکر نيمه جوان اين دانشجو به مدت 15 دقيقه بر کف کلاس افتاده بود و هيچ امکان درماني براي امدادرساني به اين دانشجو وجود نداشت.

اين رويداد غم انگيز درحالي اتفاق افتاد كه كارشناسان بارها بر ضرورت تدوين پرونده پزشكي دانشجويان و احداث مراكز بهداشت در دانشكده‌ها تأكيد كرده‌اند.

پيكر بيجان «سيد شفيع رضايتي » دانشجوي ترم يك رشته كارشناسي حسابداري دانشكده مديريت ساعاتي پيش بر روي دستان دوستان و همكلاسانش تشييع شد.

دكتر طباطبايي معاون دانشجويي دانشكده مديريت و حسابداري دانشگاه علامه طباطبايي در اين باره به ايسنا گفت:« حال اين دانشجو در كلاس درس بهم خورده و دانشجويان با توجه به اين مساله، با اورژانس تماس گرفتند و زماني كه اورژانس رسيد اين دانشجو علائم حياتي را داشت ولي متاسفانه پس از 45 دقيقه تلاش، اين دانشجو فوت كرد.»

دكتر طباطبايي با اشاره به نبود خانه بهداشت در دانشكده، افزوده است:« دانشگاه علامه طباطبايي داراي يك خانه بهداشت متمركز در معاونت دانشجويي دانشگاه واقع در خيابان عباس آباد است ولي دانشكده‌هاي دانشگاه فاقد خانه بهداشت است و مسلما ايجاد خانه بهداشت در دانشكده‌ها امري ضروري است كه بايد مورد توجه قرار بگيرد. »

وي همچنين با اشاره به حضور پزشك خانه بهداشت دانشگاه بر بالين بيمار، گفت:« متاسفانه پزشك زماني رسيد كه دانشجو فوت كرده بود.»

هم كلاسي‌هاي اين دانشجو كه با ناباوري براي مرگ همكلاسي خود مي‌گريستند ؛ در باره اين حادثه گفتند: اين اتفاق در ساعت 8 و 40 دقيقه رخ داد و در ساعت 8 و 50 دقيقه نيز با اورژانس تماس گرفته شد اما متاسفانه تا ساعت 9 و 12 دقيقه خبري از آمبولانس نشد.

به گفته آنها، اين دانشجو در حالي جان باخت كه دانشكده فاقد جعبه كمكهاي اوليه و امدادگر است و هيچ يك از دانشجويان و پرسنل دانشگاه نيز با اقدامات احيا و امداد آشنايي نداشتند تا زمان رسيدن آمبولانس به بيمار كمك كند.

اين دانشجويان داغدار با ادعاي آنكه با تاخير آمبولانس، دانشجويان قصد رجوع به بيمارستان دي به دليل نزديكي به دانشكده و تقاضاي اورژانس داشتند ادامه دادند كه بامشاهده يكي از خودروهاي عبوري اورژانس در خيابان از امدادگران آن تقاضاي كمك كردند، ولي متاسفانه اقدامات امدادي موثر واقع نشد.

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

گفته می شود با توجه به شکل‌گیری یک مثلث در میان گروه‌هایی که خود را حامی احمدی نژاد در انتخابات شوراها می دانند، قرار است تا در هفته آینده یک جلسه مشترک با حضور مسئولان هر سه ضلع این مثلث برگزار شود تا در نهایت حداقل حامیان احمدی نژاد بتوانند با یک لیست مشترک در این انتخابات حاضر شوند.این در حالیست که تاکنون دو مجموعه دیگر حامیان قالیباف و جبهه پیروان خط امام و رهبری هم که هرکدام بخشی از بدنه اجتماعی و سیاسی اصولگرایان را نمایندگی می کنند، به صورت رسمی فعالیت‌های انتخاباتی خود را آغاز کرده اند. با این حال در جلسه هفته آینده مجموعه حامیان احمدی نژاد قرار است تا سه گروه «حامیان دولت اسلامی» به ریاست «مهرداد بذرپاش»، «جمعیت خدمتگزاران» به محوریت «احمد خورشیدی» و «حامیان امام اول و امام دوم انقلاب» با هماهنگی «حسین رضاخواه» به رایزنی بپردازند تا در نهایت یک لیست واحد با عنوان «یاران یا حامیان احمدی نژاد» در انتخابات شوراها معرفی شود. همچنین گفته می شود که برخی از شخصیت ها و رهبران این مجموعه، مخالفت قاطع خود را با قرار گرفتن نام «مهدی چمران» و «ابراهیم شیبانی» رئیس و عضو شورای شهر تهران در لیست انتخاباتی حامیان احمدی نژاد به علت حمایت های یک سال گذشته آنها از قالیباف اعلام کرده اند. لازم به ذکر است، آنگونه که از اخبار غیر رسمی بر می آید حامیان احمدی نژاد قصد دارند تا با الگو گرفتن از انتخابات دوره دوم شوراها و روش انتخاباتی «حرکت با چراغ خاموش» و استفاده از توان تشکیلاتی و سازماندهی فوق العاده خود، نام افرادی را در فهرست انتخاباتی خود قرار دهند که نه تنها در میان افکارعمومی که حتی در میان اهالی سیاست هم نا آشنا هستند. با این حال در صدر لیست حامیان احمدی نژاد نام «پروین احمدی نژاد» خواهر رئیس جمهور به چشم می خورد، «مهرداد بذرپاش» مشاور مستعفی احمدی نژاد و رئیس ستاد انتخاباتی حامیان دولت اسلامی دیگر چهره صدر این لیست است. «نجفی قدسی» و «فائزی» دبیرکل جبهه مردمی ایران اسلامی دو تن از ناشناخته ترین چهره هایی هستند که به احتمال زیاد در فهرست حامیان احمدی نژاد قرار دارند.همچنین با توجه به این مسئله که حامیان احمدی نژاد مایلند تا کمتر رنگ و بویی از شورای شهر دوم تهران در فهرست انتخاباتی آنها وجود داشته باشد تنها اسامی «امیررضا واعظ آشتیانی»، «نسرین سلطان خواه» و «حسن زیاری» را در این لیست می توان مشاهده کرد. گفتنی است که رقابت درونی حامیان احمدی نژاد برای تصدی سمت شهرداری تهران در صورت پیروزی در انتخابات هم میان «مهرداد بذرپاش»، «صادق محصولی» و «احمد خورشیدی» است.

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط  

غلامحسین امیری» رئیس ستاد انتخاباتی جبهه پیروان خط امام و رهبری (ائتلاف گروه‌های راست سنتی)  تایید کرد که «اصولگرایان با چندین لیست متفاوت در انتخابات شوراها حاضر خواهند شد» اما مشخص شدن تعداد دقیق این لیست‌ها را به هفته آخر انتخابات موکول کرد. اعلام رسمی «شکست اصولگرایان در ارایه یک فهرست انتخاباتی مشترک» در حالی صورت می‌گیرد که چندی پیش، اظهارات مهرداد بذرپاش رئیس ستاد حامیان احمدی‌نژاد مبنی بر قصد این گروه برای ارائه فهرستی جداگانه در انتخابات شوراها و نیز تاکید او بر لزوم خالص سازی نیروهای اصولگرا، بار دیگر واکنش انتقادی بزرگان اردوگاه اصولگرا از جمله محمدرضا باهنر را در پی داشتوی که با استعفای «حسن غفوری فرد» جانشین او در سمت ریاست ستاد انتخابات جبهه پیروان شده است،  دلیل استعفای غفوری فرد را «کاندیداتوری او در انتخابات میان دوره‌ای مجلس هفتم و مشغله‌هایی که وی به علت انجام سخنرانی‌ها و تبلیغات انتخاباتی خواهد داشت» بیان کرد. امیری هرچند تاکید کرد که «اختلافات اصولگرایان به علت سهم خواهی نیست» اما در عین حال افزود: جریانات مختلف اصولگرایی قصد دارند تا خود را در انتخابات نشان دهند در صورتی‌که اصل اصولگرایی این است که مدعیان آن به منافع بلند مدت فکر کنند و بدانند که رمز پیروزی آنها در وحدت است. رئیس ستاد انتخاباتی جبهه پیروان خط امام و رهبری همچنین هشدار داد که «اصولگرایان فاصله‌ای تا تکه تکه شدن ندارند و دود این مساله پیش از هر چیزی در چشم خود ایشان خواهد رفت». گفتنی است که محمدرضا باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین نیز هفته گذشته در واکنش به اظهارات بذرپاش به خبرنگار سیاسی آفتاب گفته بود «چنین اظهاراتی به معنی جدا شدن هر بخش اصولگرایان است و منجر به تکه پاره شدن اصولگرایان خواهد شد». امیری در عین حال تصریح کرد: امیدواریم در یک هفته آینده فرجی حاصل شود و اتفاقی بیفتد که همه اصولگرایان به وحدت برسند. شکست ائتلاف اصولگرایان در حالی است که منابع خبری همزمان از اختلافات داخلی گروه موسوم به حامیان احمدی‌نژاد و رقابت‌های درونی آنان پیرامون سهم‌گیری بیشتر از قدرت خبر می‌دهند. گفته می شود با توجه به شکل‌گیری یک مثلث در میان گروه‌هایی که خود را حامی احمدی نژاد در انتخابات شوراها می دانند، قرار است تا در هفته آینده یک جلسه مشترک با حضور مسئولان هر سه ضلع این مثلث برگزار شود تا در نهایت حداقل حامیان احمدی نژاد بتوانند با یک لیست مشترک در این انتخابات حاضر شوند. ظاهراً در جلسه هفته آینده مجموعه حامیان احمدی نژاد قرار است تا سه گروه «حامیان دولت اسلامی» به ریاست «مهرداد بذرپاش»، «جمعیت خدمتگزاران» به محوریت «احمد خورشیدی» و «حامیان امام اول و امام دوم انقلاب» با هماهنگی «حسین رضاخواه» به رایزنی بپردازند تا در نهایت یک لیست واحد با عنوان «یاران یا حامیان احمدی نژاد» در انتخابات شوراها معرفی شود.

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

وقتي دانشجوي ايراني مقيم آمريكا در مقابل خشونت پليس آمريكايي ضجه مي‌‌زد، شايد به ذهنش خطور نمي‌كرد كه انعكاس و امتداد ضجه‌هايش را از تمامي تريبون‌هاي سياسي ايران و به‌خصوص پارلمان كشورش بشنود.كش و قوس معادلات و تب‌و‌تاب انتخاباتي اين روزهاي سياست‌ورزان ايران، مانع از آن نشد كه داد و فريادهاي دانشجوي ايراني در سرزمين‌مدعي حقوق بشر بر زبان صاحبان قدرت كشورمان جاري نشود. آنچنان كه بحران بي‌انگيزگي و بي‌تفاوتي كه اين روزها در عرصه‌هاي اجتماعي، دامن بسياري از شهروندان اين سرزمين را آلوده است نيز مانع از آن نشد كه موجي از اندوه و درد در خانه‌ها و خانواده‌ها جريان نيابد. ‌ يافتن يك فرد، تنها يك فرد بي‌تفاوت از خيل عظيم همه آناني كه اين روزها نقل محفل‌‌شان، تصوير تلخ تحقير دانشجوي ايراني در بلاد ديگر است، دشوار مي‌نمايد و در اين ميان مجلس كه مي‌بايد انعكاس‌دهنده صدا و تصوير واقعي جامعه در نشست‌هاي رسمي و علني‌اش باشد چه خوب توانست بر اين وظيفه ذاتي‌اش استوار باشد، آنگاه كه حدادعادل در قباي رياست اين مجلس تريبون را در اختيار گرفت تا نفرت جامعه از رفتار خشونت‌آميز پليس آمريكايي در برابر دانشجوي بي‌پناه ايراني را به عنوان موضع رسمي پارلمان ايران اعلام كند. ‌ شايد آنگاه كه عضوي از پيكر ايراني را خاطيان منادي حقوق بشر به درد مي‌آوردند، نه‌تنها عضو به درد آمده بلكه دگر عضوهاي بي‌قرار را نيز انتظار اين نبود كه دامنه اين بي‌قراري تا ساختمان هرمي شكل واقع در ميدان بهارستان تهران امتداد يابد. چرا؟ ‌ به راستي چرا افكار عمومي و جامعه‌اي كه اينك از خشونت پليس آمريكايي به خشم آمده است، چندان اميدي به انعكاس اين خشم خويش از تريبون مجلس نداشت؟ و البته اين نه بدان معنا است كه اينك بر خرسندي ملتي كه همدمي مجلس را شنيده است، چشم پوشيده‌ايم بلكه در اين رضايتمندي مضاعف است كه طرح پرسشي اينچنين ضرورت مي‌يابد؛ چرا افكار عمومي ديگر در هر شرايطي كه حقوق بشر و يا حقوق شهروندي از سوي خاطيان خارجي و داخلي مورد نقض و تهديد قرار مي‌گيرد، چندان اميدي به اعلام موضع رسمي و دادخواهي از سوي وكلاي خويش در مجلس ندارد؟افكار عمومي يا همان جامعه‌اي كه اينك از خشونت پليس آمريكايي به خشم آمده است، بسيار شنيده است كه وكلاي آنان در عرصه تصميم‌گيري‌هاي كلان، نسبت به استفاده ابزاري غربي‌ها از مقوله حقوق بشر اعتراض كرده‌اند. از تريبون‌هاي متعددي به غربي‌ها تاخته و پرداخته شد كه چرا در مواجهه با رعايت حقوق بشر نگاه‌ها و گرايش‌هاي سياسي دخيل است و اين واژه تنها مستمسكي سياسي و ابزاري است براي بهره‌برداري‌هاي كلان‌تر.اما آيا براي باور اين اعتراض‌ها و ادعاها نبايد آنان كه خود معترض‌اند نسبت به استفاده ابزاري و سياسي از پديده حقوق بشر توجه و مراقبت بيشتري را در دستور كار قرار دهند؟ بدان معني كه اگر در همين چند قدمي ميدان بهارستان حقوق جمعيتي ديگر توسط برخي نهادها نقض شود آيا صداي ضجه يا اعتراض‌شان به همان‌رسايي صداي ضجه و اعتراض دانشجويي از بلاد غرب عالم در ساختمان بهارستان انعكاس مي‌يابد؟مجلس به لحاظ والايي جايگاهش در نظام دموكراتيك همواره مي‌بايد فارغ از گرايشات و تعلقات فكري اكثريت حاكم بر پارلمان، گوشش را براي شنيدن صداي ناله همه شهروندان باز بگذارد و چه‌بسا در اين رهگذر حتي دگرانديشان و صاحبان آراي متفاوت با اين مجلس نيز ناله خويش را در گوش ساكنان خانه ملت نجوا خواهند كرد.مگر نه اين است كه علي(ع) حتي بعد از جنگ نيز رضا نداد كه حقوق دشمنانش از محل بيت‌المال حذف شود، پس در سرزميني كه مولايش، دشمنان خويش را همچنان به چشم شهروندان امت اسلامي مي‌نگريست، توقع زيادي نيست كه ديگر براي دفاع از حقوق شهروندي نيز حد و مرز سياسي و جناحي تعريف و تعيين نشود.اين‌بار ديگر هيأتي عازم غرب نشد تا ببيند دانشجويي كه حقوقش مورد تضييع قرار گرفته است متعلق به كدام جريان فكري است تا از او دفاع شود، از اين‌روي وقتي صداي فريادي از آن سوي اقيانوس اطلس به ايران و بهارستان رسيد، باشد تا صداي آناني كه در همين حوالي تحقير مي‌شوند نيز به بهارستان برسد

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط   | 

 هاشمی رفسنجانی که این روزها در اوج فشارهای حامیان دولت بر دانشگاه آزاد اسلامی به اصفهان رفته است؛ در سخنانی که در واحد نجف‌آباد این دانشگاه ابراز شد تاکید کرد برخی فشارهایی كه اخیراً برای تسلط بر این دانشگاه آغاز شده است «شكست خواهد خورد» و اساتید و مدیران این دانشگاه را به «مقاومت» در برابر فشارهای غیرقانونی فراخواند.اظهارات هاشمی رفسنجانی در میان «اساتید دانشگاه آزاد» و نشست دفتر استانی حزب «اعتدال و توسعه» علاوه بر حمایت کامل و آشکار او از این دانشگاه اما حاوی چند پیام صریح دیگر هم بود که در نوع خود برای اولین بار توسط این سیاستمدار کهنه‌کار با این صراحت بیان ‌شد. نخستین پیام هاشمی تاکید او بر مقاومت جبهه طرفدار «اعتدال»، «اصلاحات» و «توسعه کشور» در مقابل تندروی‌های برخی جریان‌های نوظهور و تازه به قدرت رسیده بود. تا آن جا که هاشمی در جمع دانشگاهیان تاکید کرد «ما اگر قرار بود در مقابل این موارد عقب‌نشینی كنیم، باید به همان اتاق طلبگی برمی‌‏گشتیم و یا در روستاهایمان برای مردم مساله می‌‏گفتیم». پیام دیگر او نیز حاوی هشداری صریح به «تفکری» بود که به گفته هاشمی «برای کنارگذاشتن نیروهای قدیمی فعالیت می‌کند و از آن بدتر به دنبال بدنام کردن این افراد است». هاشمی در این زمینه هم با ابراز «مخالفت شدید» خود با این گونه اقدامات؛ تبعات خطرناک چنین رویکردی را یادآور شد، آن را «چراغ سبز نشان دادن به دشمن» نامید و گفت: با این تهدیدات که در خارج علیه کشورمان وجود دارد اگر نارضایتی‌های داخلی هم به آن اضافه شود، یا به بی‌تفاوتی تبدیل می‌شود و یا بدتر از آن چالش به وجود می‌آورد که هر دو اینها چراغ سبز نشان دادن به دشمن است.

سخنرانی در نجف آباد
رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رییس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی در سخنانی که در واحد نجف‌آباد این دانشگاه ابراز شد تاکید کرد «هیچ نهاد و شخصی حق پیشنهاد برای افزایش ظرفیت هیات موسس دانشگاه آزاد را ندارد». این موضع در حالی بیان شد که هاشمی رفسنجانی روز قبل از آن نیز در نخستین واكنش جدی به تلاش‌های برخی حامیان دولت نهم برای در تسلط بر دانشگاه آزاد، از برخی جوسازی‌ها علیه این دانشگاه به عنوان «شرارت» یاد كرده و گفته بود «امیدواریم شرارت‌هایی كه می‌شود تا دانشگاه آزاد را به عنوان واحد ملی و جهانی تضعیف كند، شرش از سر دانشگاه كوتاه شود».
هاشمی رفسنجانی با اشاره به موقعیت دانشگاه آزاد گفت: فارغ‌‏ التحصیلان دانشگاه آزاد، مجموعه‌‏ای از افتخارات ما هستند، اما ما در زمینه دستاوردهای دانشگاه آزاد اطلاع‌رسانی نكردیم، چرا كه فكر می‌كردیم لازم نیست و گل خود باید ببوید، اما امروز شرایط طوری است كه به دلیل برخی تخریب‌‏ها و رقابت‌‏ها، اطلاع‌رسانی درباره خدمات دانشگاه آزاد یك ضرورت است. وی به استادان این دانشگاه گفت: یكی از وظایف شما این است كه واقعیت‌‏های موجود درباره خدمات و دستاوردهای دانشگاه آزاد را بیشتر منعكس كنید و به برخی اظهارات معدود توجه نكنید. هاشمی رفسنجانی افزود: هدف مقدسی كه در نهایت افق دید ما در ابتدای تاسیس دانشگاه آزاد دیده می‌‏شد، امروز خود را نشان می‌‏دهد، ما ابتدا ستاره‌ای كم‌‏نور در كرانه‌‏های دور می‌‏دیدیم، اما امروز خوشحالم كه در عمر خود این دستاوردها را می‌بینم. و با تشریح دستاوردهای دانشگاه آزاد با طرح این پرسش که «بنده از منتقدان تاسیس دانشگاه آزاد سوال می‌‏كنم اگر دانشگاه آزاد نبود، این سه میلیون دانشجو، فارغ‌‏التحصیل و هیات علمی كجا بوده‌‏اند؟» گفت: اگر این جریان جهاد عظیم علمی را راه نمی‌‏انداختیم، فارغ‌التحصیلان امروز دانشگاه آزاد امروز دیپلم‌‏های بیكار بودند یا شغل‌‏های سطح پایین داشتند یا به دانشگاه‌‏های دنیا متواری می‌‏شدند یا از نرسیدن به سطوح بالای علمی سرخورده می‌‏شدند، پس چه جهادی بزرگ‌‏تر از كه چنین دستاوردهای پرباری داشته و ثمره آن به روستاها هم رسیده است. هاشمی با بیان این‌كه نادیده گرفتن دستاوردهای دانشگاه آزاد بی‌‏انصافی است، گفت: كیست كه پیشرفت ایران را نخواهد؟ ضعف جهان اسلام به خاطر عقب‌‏ماندگی در دانش است. وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به زمان تاسیس دانشگاه آزاد گفت: در ابتدای انقلاب به خاطر وجود برخی روحیات رادیكالی حاكم بر كشور كه به دلیل تبلیغات ماركسیستی به وجود آمده بود، بیشتر دولتمردان ما طرفدار دولتی‌شدن امور بودند و بخش خصوصی به عنوان متجاوز و با این‌‏گونه برچسب‌‏ها معرفی می‌‏شد. بنده در آن زمان برای تاسیس دانشگاه آزاد نزد امام(ره) رفتم و پس از مباحثه‌ای كوتاه و آماری كه ارائه دادم، اجازه تاسیس این دانشگاه را گرفتم كه جا دارد این جا از تیزبینی و هوش امام راحل‌(ره) به عظمت یاد كنم. ایشان كه از هر فرد انقلابی، انقلابی‌‏تر بود، با یك محاسبه كوچك و آمارهایی كه بنده ارایه كردم، با تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی موافقت كرد. وی ادامه داد: امام(ره) در همان زمان گفتند كه تحصیل دانشجویان در خارج از كشور و ادامه‌ندادن تحصیل جوانان را نمی‌‏پسندم و شما باید با استفاده از ظرفیت‌‏های خالی مردمی، این دانشگاه را راه‌‏اندازی كنید. امام (ره) حتی یك میلیون تومان به دانشگاه آزاد كمك كردند و این كمك را هم اعلام كردند كه این اعلام، راه سنگلاخی رفتن به سمت آموزش عالی غیردولتی را باز كرد. رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: در طول این سال‌‏ها كه از تاسیس دانشگاه آزاد می‌‏گذرد نیش زبان‌ها خیلی شنیدیم، اما خدمت كردن از این چیزها هم دارد و امروز در مقابل مردم و قضاوت تاریخ سربلندیم و باید این راه پرافتخار را همچنان ادامه دهیم.

وی با اشاره به سیر صعودی موفقیت‌های دانشگاه آزاد خطاب به حاضران گفت: برخی اقدامات كه نسبت به دانشگاه آزاد آغاز شده است، شكست خواهد خورد و شما باید مقاومت كنید، ما هم اگر قرار بود در مقابل این موارد عقب‌نشینی كنیم، باید به همان اتاق طلبگی برمی‌‏گشتیم و یا در روستاهایمان برای مردم مساله می‌‏گفتیم.
هاشمی رفسنجانی با اشاره به اعضای هیات موسس دانشگاه آزاد از مقام معظم رهبری، آیت‌‏الله موسوی اردبیلی، مهندس میرحسین موسوی و خودش به عنوان سران سه قوه و مرحوم حاج احمد خمینی و دكتر جاسبی به عنوان اعضای ابتدایی این هیات نام برد و گفت: هیات موسس به من وكالت داده بود كه امور مربوط به دانشگاه آزاد را شخصا پیگیری كنم كه من هم جز در مواردی خاص به آنها رجوع نمی‌‏كردم. پس از چندی هم حاج احمد آقا از بین ما رفت و رهبری هم به دلیل جایگاهشان درست نبود كه همچنان عضو هیات موسس باقی بمانند. رهبری گرچه رسما استعفا نكرده‌اند اما به بنده اعلام كرده‌‏اند كه نمی‌‏توانند مسوولیتی در این هیات داشته باشند. وی هم‌چنین اعلام کرد: تصمیم این شده است كه ظرفیت هیات موسس را پر و اعضای جدید آن را به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی كنیم. اساس‌‏نامه تنظیم‌‏شده هیات موسس خیلی محكم و دقیق است. در ماده 19 این اساس‌‏نامه آمده است هر تغییری در هیات امنای دانشگاه آزاد باید با پیشنهاد هیات موسس و تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت بگیرد، بنابراین هیچ نهاد و شخصی حق پیشنهاد برای افزایش ظرفیت هیات موسس دانشگاه آزاد را ندارند. امروز هم در مرحله‌‏ای قرار داریم كه باید برای افزایش ظرفیت این هیات، تصمیم‌‏گیری كنیم. وی گفت: افتخارات این دانشگاه می‌‏ماند و كسی نمی‌‏تواند منكر این افتخارات شود. دانشگاه آزاد در ایام انتخابات به سوژه سیاسی تبدیل می‌‏شود، بنابراین باید به مقتضای زمان مسلح شد و پاسخ این هجمه‌‏ها را داد.

سخنرانی درجمع فعالان سیاسی
آیت الله هاشمی رفسنجانی طی سفر اخیرش به اصفهان با برخی احزاب و تشکل‌های سیاسی در این استان دیدار کرد. به گزارش خبرنگار مهر از اصفهان، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیداری که به دعوت دفتر استانی حزب اعتدال و توسعه در اصفهان انجام شد، ضمن تاکید بر برگزاری سالم انتخابات 24 آذر، گفت: باید سعه صدر وجود داشته باشد و اجازه داد رقابت باشد و حرکت باندی نباید به نظام تزریق شود. هاشمی رفسنجانی در ادامه به بیان خاطراتی از دوران مبارزات انقلاب و جنگ هشت ساله پرداخت و تاکید کرد: مردم ما در مقاطع مختلف نشان داده اند که مسائل کشور برایشان با اهمیت است و در اکثر صحنه‌ها حضوری چشگیر دارند چرا که اکثر مردم وفادار به انقلاب و نظام هستند. رئیس مجمع تشخیص مصلحت گفت: من همیشه توصیه کرده‌‌ام تعادل درهمه‌ زمینه‌ها رعایت شود وعملا دردولتی که تشکیل داده بودم ازتمام نیروها با سلایق مختلف استفاده کردم و توصیه ام به وزیران کشورهمیشه این بود که تعادل درسلیقه‌ها رارعایت کنید و در انتخاب فرمانداران و استانداران از همه سلیقه‌ها استفاده کردیم ولی در حال حاضر با چه استدلالی می توان توجیه کرد که نیروهایی بزرگ، انبوه و پر از توان که افتخار روی پیشانی شان نوشته شده را برکنار کنیم.

وی در بخش دیگری از سخنانش تاکید کرد: امروز تفکری برای کنارگذاشتن نیروهای قدیمی فعالیت می‌کند و از آن بدتر به دنبال بدنام کردن این افراد است که ما با چنین فعالیت‌هایی به شدت مخالف هستیم.
وی با اشاره به وضعیت کشور در سطح بین‌المللی، اظهار داشت : با این تهدیدات که در خارج علیه کشورمان وجود دارد اگر نارضایتی‌های داخلی هم به آن اضافه شود، یا به بی‌تفاوتی تبدیل می‌شود و یا بدتر از آن چالش به وجود می‌آورد که هر دو اینها چراغ سبز نشان دادن به دشمن است. بنا بر این گزارش، در این جلسه که بخش عمده ای از آن به اعتراضات نمایندگان و اعضای احزاب و تشکل های اصلاح طلب اصفهان نسبت به رد صلاحیت اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر اصفهان اختصاص داشت، همچنین محمود واعظی، عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه، مواضع این حزب در انتخابات خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا را تشریح کرد.

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط  

حامیان محمدباقر قالیباف شهردار تهران با نام «ائتلاف خدمتگزاران مستقل ایران اسلامی» ‌ فعالیت خود را برای حضور در انتخابات شورای شهر و روستا آغاز کردند. به گفته یکی از مسئولان این تشکل مرتضی طلایی فرمانده سابق نیروی انتظامی پایتخت، امیرعلی امیری دستیار ارشد قالیباف و رسول خادم عضو شورای شهر فعلی مهمترین کاندیداهای «ائتلاف خدمتگزاران مستقل ایران اسلامی» برای حضور در سومین دوره انتخابات شورهای اسلامی شهر و روستا هستننکته جالب توجه اینکه بنا بر اعلام مسئولان این تشکل  محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در راس «ائتلاف خدمتگزاران مستقل ایران اسلامی» قرار دارد و رضا طلایی نیک، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز به عنوان سخنگوی این تشکل برگزیده شده است. در همین خصوص به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی ائتلاف خدمتگزاران مستقل ایران اسلامی، اعضا و مسئولان این تشکل روز جمعه با حضور در مرقد مطهر امام خمینی(ره) و گلزار شهدای بهشت زهرا(س) با آرمانهای امام راحل و حماسه آفرینان هشت سال دفاع مقدس و جنگ تحمیلی تجدید میثاق خواهند کرد. پس از این مراسم «محسن رضایی» در جمع گروه‌های وابسته به ائتلاف خدمتگزاران مستقل ایران اسلامی ‌ در شهر ری سخنرانی و افرادی را که قرار است در ایام انتخابات،‌ با ستادهای انتخاباتی این گروه همکاری کنند را توجیه خواهد کرد.
.

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

رئیس كمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران از همكاری یكی از مفسدان اقتصادی با شهرداری تهران در زمان صدارات محمود احمدی‌نژاد خبر داده و می‌گوید «چندی پیش آقای رئیس‌جمهور با نام بردن از فردی وی را به عنوان یك مفسد اقتصادی معرفی كرد كه در بررسی‌های ما مشخص شد فردی با همین نام و مشخصات در زمان مدیریت ایشان با شهرداری همكاری داشته است».نادر شریعتمداری در این رابطه تصریح كرد: این فرد حدود دو سال و به صورت مستقیم با فروشگاه‌های زنجیره‌ای شهروند در ارتباط بود و حتی در این مدت پروژه‌های بزرگی را طراحی و اجرا كرده است. عضو شورای شهر تهران می‌گوید: هنوز یكی بودن این دو نفر برای ما قطعی نشده است اما بررسی‌های اولیه تا حدودی به این سمت سوق یافته است. رئیس كمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر، هفته گذشته در جریان جلسه شورای شهر تهران نیز قصد ارائه تذكری در این زمینه را داشت كه به دلیل كمبود وقت میسر نشد اما مهدی چمران گفت: این تذكر در رابطه با فروشگاه‌های زنجیره‌ای شهروند است. گفته می‌شود دارایی‌های فروشگاه شهروند رقمی بالغ بر هفتصد میلیارد تومان است

+ نوشته شده در  شنبه 4 آذر1385ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

معشوقه یک خواننده لس آنجلسی واردشبکه تهران شد.این عنوان سومین سی دی توزیع شده ازروابطه خصوصی افراددرجامعه است که چندیست برروی برخی صفحات اینترنتی نیزقرارگرفته است .البرزدوسال پیش تصاویری ازاین دخترجوان  توزیع میشودکه باوجودنداشتن هیچ رابطه شرعی وقانونی انداختن دستان این خواننده به دورگردن وی ودرآغوش کشدنش رانشان میدهد.براساس این گزارش این دخترکه هیچ نسبتی با خواننده مذکورنداشته اقدام به برگزاری جشن تولدبرایخواننده محبوبش نموده وازوی نیزدعوت مینمایدودراین مراسم عکسهایی ازاوگرفته که این تصاویرچندی بعدبسرعت درقالب سی دی توزیع میشود.تصاویرپخش شده خواننده لس آنجلسی رامجبورمیکنددربرابرسوالات خبرنگاربی بی سی به این سوالها پاسخ بگوید.آقای "ش " دراین مصاحبه میگوید: هیچ رابطه ای بین این دخترواونیست واوتنها یک طرفدارمعمولی وی است .این خواننده درخصوص انتشاراین تصاویربه خبرنگاربخش فارسی بی بی سی میگوید:والاحدودسه ,چارسال پیش قبل ازاینکه ازایران خارج بشم ,یک دخترخانمی که طرفدارکارهام بودیک جشن تولدبرام ترتیب دادوخودم رودعوت کرد.اونجاعکس گرفتیم وویدیوگرفتیم ولی قرارنبودکه اینها برای همه پخش بشه .این خواننده که چندسال پیش ازایران خارج شدادامه میدهد: کسی بابت گرفتن یاپخش این فیلم وتصاویرازمن اجازه نخواست . حالهم که مسئله ای نیست ,یعنی مسئله مهمی نیست همزمان باانتشاراین تصاویرتصویردیگرازخروج این خواننده درفرودگاه منتشرمیشودکه ازآن بعنوان دروغ رابطه پنهانی بین این خواننده ودخترجوان یادمیشود.دراین تصویردخترجوان درکنارافرادنزدیک این خواننده درحال بدرقه اودرفرودگاه دیده میشود.منتشرکنندگان تصاویرفوق باطرح این سوال که این دخترکیست ؟به سریالی ازشبکه پنج سیما(شبکه تهران ) اشاره میکنندکه چندیست ازسوی این شبکه روی آنتن سیمای جمهوری اسلامی قرارگرفته است .ناشرین تصاویرمدعی هستنداین دخترکه درفیلم جشن تولدنیزدرکناراین خواننده باوضع نامناسبی حضورداشته واقدام به رقص مینمایدهمان بازیگرسریال مذکوراست که بتازگی ازاین شبکه درحال پخش است این سومین سی دی باموضوع ناهنجاریهای اجتماعی است که درمدت زمان کوتاهی درسطح جامعه منتشرشده وموجبات نگرانی کارشناسان مسایل اجتماعی ومسوولان امنیتی درناجارابهمراه داشته است .دوروزپیش سخنگوی قوه قضائیه بااشاره به حساسیت این قوه نسبت به ترویج این گونه مسایل درجامعه گفت :دادستان تهران برای توزیع کنندگان سی دی منتسب به یک بازیگردیگرتلویزیون درخواست حکم اعدام کرده است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام در نخستین واكنش جدی خود به تلاش‌های دولت نهم برای دردست گرفتن دانشگاه آزاد، از این تلاش‌ها بعنوان «شرارت» یاد كرد. هاشمی رفسنجانی كه ریاست هیات امنای دانشگاه آزاد را نیز برعهده دارد، در آیین آغاز به‌كار بزرگترین كتابخانه دانشگاه آزاد در نجف آباد گفت كه «امیدواریم شرارت‌هایی كه می‌شود تا دانشگاه آزاد را به عنوان واحد ملی و جهانی تضعیف كند، شرش را از سر دانشگاه كوتاه كنیم

طرح برکناری جاسبی ناکام ماند{کلیک کنید}
وی همچنین ابراز امیدواری كرد كه این دانشگاه رتبه مناسبی در دنیا كسب كند. هاشمی رفسنجانی با اشاره به اینكه دانشگاه آزاد اسلامی در حال حاضر بیش از سه میلیون دانشجو و فارغ ‌التحصیل دارد، به‌تجلیل از عملكرد مدیران دانشگاه آزاد پرداخت و تصریح كرد كه این امر كار كوچكی نیستهاشمی رفسنجانی با اشاره به گزارش عبدالله جاسبی رییس دانشگاه آزاد مبنی بر اینكه «اگر ‪ ۱۰‬درصد از سه میلیون نفری كه جذب دانشگاه آزاد شده‌اند، درنبود آن به خارج از كشور می‌رفتند ۵۰میلیاردتومان ارز از كشور خارج می‌شد»، گفت: این نكته تكان‌دهنده است و باید در كنار آن توجه كرد كه شاید بیش از این و ‪ ۲۰‬تا ‪ ۳۰‬درصد این افراد به خارج از كشور می رفتند. هاشمی رفسنجانی در ادامه به سوابق تاریخی تاسیس دانشگاه آزاد كه خود از مؤسسان آن است،پرداخت و از شروع كار دانشگاه آزاد بعنوان «یك جهاد» نام برد. هاشمی رفسنجانی گفت: تشكیل این دانشگاه در دهه اول انقلاب بر اساس تشخیص نیازها بوده است.وی با اشاره به اینكه در آن زمان كار غیر دولتی كردن نوعی كفر و برگشت از انقلاب دانسته می‌شد، خاطر نشان كرد : در آن زمان كه دانشگاه آزاد و غیر دولتی مطرح شد، مخاطره بزرگی بود كه مطرح و پذیرفته نشد. وی با اشاره به حمایت امام خمینی از تشكیل دانشگاه آزاد گفت این حمایت باعث شد زبان تند نیروهای انقلابی بسته شود ومخالفان سكوت كنند.رئیس مجمع تشخیص مصلحت با اشاره به اصل عرضه و تقاضا در زندگی انسانها، گفت :جایی كه تقاضا وجود داشته باشد و امكان عرضه هم باشد، عرضه بوجود می‌آید.  وی با بیان اینكه «تقاضای تحصیل در ایران بسیار بالا استما دو راه بیشتر در پیش رو نداشتیم یا باید وجود دیپلمه‌های بیكار كه مصیبتی بزرگ برای كشور بود و موجب سرخوردگی آنها می‌شد تحمل می‌كردیم یا گزینه رفتن آنها به خارج مطرح بود كه معمولا دریك دانشگاه سطح پایین در خارج از كشور قبول می‌شدند و تعداد زیادی از آنها به داخل باز نمی‌گشتند. رییس هیات امنای دانشگاه آزاد در ادامه گفت كه دانشگاه آزاد هیچ هزینه دولتی نداشته بلكه‌برای دولت درآمد زا نیز بوده است وبا انجام فعالتیهای عمرانی این دانشگاه كه نتیجه آن ‪ ۱۱‬میلیون متر مربع ساختمان بوده، زمینه اشتغال را نیز فراهم كرده است. هاشمی رفسنجانی با اشاره به برخی انتقادهای مطرح شده گفت: برخی می گویند نتیجه كار دانشگاه آزاد این بود كه دیپلم بیكار به لیسانس بیكار مبدل شده است، البته لیسانس بیكار بهتر از دیپلم بیكار است و دكتر بیكار بهتر از آن دو است چون فردی كه تحصیل می‌كند دارای شخصیتی می‌شود كه زاینده و سازنده است. هاشمی رفسنجانی در پایان تاكید كرد:«بدترین خیانت مسئولان یك كشور این است كه راه تحصیل افراد را ببندند». 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شکل‌گیری آرایش چند بعدی نیروها در انتخابات آتی و رشد گروه‌های نوظهور در میان اصولگرایان، بزرگان این جناح را به شدت نگران کرده است چرا که به درستی دریافته‌اند که با وجود لیست‌های متعدد در اردوگاه اصولگرایی و افزایش سطح اختلافات، احتمال پیروزی آنها، به شدت کاهش خواهد داد. بزرگان با نفوذ اصولگرا که اینک هر یک در نقاط تصمیم‌گیری و اجرایی کشور هستند، می‌کوشند تا فرزندان تازه از راه رسیده خویش را بر سر راه آورده و بتوانند با ائتلاف حداکثری، نیروهای اصولگرا را گرد یکدیگر جمع کنند. اما به نظر می‌رسد که این فرزندان نوظهور که نام حامیان احمدی‌نژاد را بر خود نهاده‌اند، قصد تبعیت از نظرات بزرگان خویش را ندارند و خواستار حضور مستقل در عرصه انتخابات شوراها هستند. همین ذهنیت و سرسختی و عدم همراهی آنان با بزرگان اصولگرا، دستیابی این طیف به فهرست واحد را مشکل کرده است و خشم برخی از بزرگان تشکل‌های با سابقه این جناح را به دنبال داشته است. اظهارات مهرداد بذرپاش رئیس ستاد حامیان احمدی‌نژاد مبنی بر قصد این گروه برای ارائه فهرستی جداگانه در انتخابات شوراها و نیز تاکید او بر لزوم خالص سازی نیروهای اصولگرا، بار دیگر واکنش انتقادی بزرگان اردوگاه اصولگرا از جمله محمدرضا باهنر را در پی داشته است.

سوابق نامزدی خواهر احمدی‌نژاد{کلیک کنید}

محمدرضا باهنر که اکنون بر کسی نایب رئیس مجلس تکیه زده است در واکنش به اظهارات بذرپاش به خبرنگار سیاسی آفتاب می‌گوید: این اظهارات را مفید نمی‌دانم چراکه چنین اظهاراتی به معنی جدا شدن هر بخش اصولگرایان است و منجر به تکه پاره شدن اصولگرایان خواهد شد. به نظر می‌رسد که وی در خصوص حامیان دولت نیز نظر چندان خوشایندی ندارد چرا که معتقد است: حامیان دو گروه هستند این گروه که اکنون با نام حامیان دولت فعالیت دارند به رئیس جمهور ظلم می‌کنند چرا که همه اصولگرایان حامی دولت هستند و این اقدام آنان ظلم ویژه به رئیس جمهور است.دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین که چندی پیش نیز سایر احزاب اصولگرا را به کناره‌گیری از ائتلاف و انتخابات در صورت ترسیدن اصولگرایان به یک لیست مشترک، تهدید کرده بود، هنوز بر سر حرف خود باقی است و معتقد است: تلاش برای رسیدن به لیست مشترک ادامه دارد اما اگر به فهرست واحد نرسیم جامعه مهندسین در انتخابات دخالتی نمی‌کند اما اگر به لیست مشترک برسند ما نیز از آنان حمایت خواهیم کرد. باهنر در ادامه به خبرنگار آفتاب می‌گوید: در صورت وجود چند لیست در بین اصولگرایان ما از انتخابات کناره‌گیری می‌کنیم و از هیچ لیستی نیز حمایت نخواهیم کرد. اما تلاش خود را برای به وحدت رسیدن اصولگرایان می‌کنیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

نماينده رسمی بي.ام.و در ايران - موسسه "ري" را، به عنوان شریک 50 درصدی خود در ایران نام برد.
وی که در دو سال گذشته حدود 3000دستگاه از مدل هاي فريبنده خودروساز برتر آلماني را وارد ايران كرده و سرگرم تجهيز تعميرگاه مركزي آن در حومه تهران است.سایت خبر خودرو در این باره نوشت: "نورياني براي تضمين سود واردات خود وادار شد تا با موسسه "ري" را كه تحت زعامت آستان شاه عبدالعظيم حسني(ع) قرار دارد همكاري كند؛ شايد نورياني شريكي بهتر از شركتي كه تحت هدايت حجت الاسلام و المسلمين ري شهري باشدرا پيدا نكرد. البته نورياني تاكيد مي كند كه اين شراكت به نفع هر دو گروه خواهد بود."نوریانی که اميدوار است بتواند رولزرويس را هم وارد ایران کند، گفت: بعضي از گمرك ها در گذشته،‌ به لحاظ نداشتن اطلاعات كافي از حقوق و عوارض ، ماشين هايي را ترخيص كردند كه حقوق و عوارض آنها درست پرداخت نشده كه مشكل اصلي ما با بازار آزاد هم از همين جا شروع شدو اختلافي بين قيمتهاي موسسه و بازار آزاد ايجاد كرده بود و در نتيجه مردم فكر مي كردند ما گران فروش هستيم.
وی افزود: در حال حاضر اين مشكل برطرف شده، زيرا مدتي است گمرك با ما همكاري بيشتري دارد و از ما استعلام مي گيرد و ما مشخصات دقيق هر خودرو را طبق آن به گمرك اعلام مي كنيم، به اين ترتيب مردم هم اطلاعات بيشتري نسبت به قبل كسب كردند و متوجه شدند كه دليل اصلي اختلاف قيمت ما با بازار آزاد چه بوده ، گرچه منجر به وقفه زماني در روند كار و پايين آمدن ميزان فروش ما شد.نماينده رسمی بي.ام.و در ايران ادامه داد: پدرم از 75 سال پيش عقيده داشتند اگر كالاي از طريق اين موسسه وارد ايران ميشود بايد در نوع خودش در دنيا بهترين باشد به همين دليل من هم سالها وقت صرف كردم تا بتوانم اتومبيلي وارد كنم كه در دنيا بهترين است؛ بهترين اتومبيل ، بهترين سرويس و بهترين نگهداري. ولي ميدانستيم كه حفظ اين ويژگي ها در ايران سخت تر است به همين علت 50 درصد سرمايه كمپاني را با سرمايه گذاري موسسه «ري» كه متعلق به آستان مطهر شاه عبدالعظيم حسني است، شريك شديم. وی در این باره توضیح داد: ما به ادامه اين همكاري با موسسه ري مفتخر و مصريم ، زيرا در اين صورت اطمينان خاطري هم براي طرفداران بي نصيب B.M.W ايجاد مي شود كه 50 درصد سهام اين كمپاني در زمان سوددهي ، صرف امور خيريه مي شودو همينطور براي آنها كه خريدار اين ماشين هستند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

 شنیده می‌شود، «محمود احمدی‌نژاد» رئیس جمهور در یکی از جلسات اخیر هیات دولت به وزرا، معاونین و اعضای کابینه خود دستور داده تا قبل از انجام هر دیدار و جلسه‌ای با مقامات عالی نظام، «غلامحسین الهام» رئیس دفتر او و «اسفندیار رحیم مشائی» رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را مطلع کنند. همچنین احمدی‌نژاد تاکید کرده که گزارش کامل این جلسات احتمالی هم پس از برگزاری حتما باید به اطلاع دو مقام فوق برسد. گفته می‌شود که دلیل صدور این دستور رئیس جمهور، ملاقات‌ و جلسات محرمانه برخی اعضای کابینه با مقامات عالی نظام است که محتوای آنها و اظهارات افراد فوق، مورد پسند احمدی‌نژاد قرار نگرفته است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 یک منبع نزدیک به «علی لاریجانی» خبر حمایت وی از ستادهای حامی احمدی‌نژاد در انتخابات شوراها را تکذیب کرد و گفت که لاریجانی در اظهار نظرات خود در خصوص انتخابات شوراها با حبیب‌الله عسگر اولادی و محمدرضا باهنر (چهره‌های کلیدی شورای بزرگان اصولگرا) هماهنگ استتکذیب این مساله به دنبال انتشار برخی اخبار در سایت‌ها و محافل نزدیک به حامیان احمدی‌نژاد صورت می‌گیرد که طی آنها گفته شده بود‌ «لاریجانی به بزرگان اصولگرا پیغام داده تا به علت محبوبیت بیشتر حامیان احمدی‌نژاد، تشکل‌های قدیمی جریان راست مانند جبهه پیروان خط امام و رهبری ( به ریاست عسگر اولادی) هم در انتخابات شوراها با هماهنگی ستادهای حامی دولت، عمل کنند». با این حال، این منبع مطلع تصریح کرد که لاریجانی به عنوان کاندیدای اختصاصی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب و جبهه پیروان خط امام و رهبری در انتخابات گذشته ریاست جمهوری، با عسگر اولادی و باهنر و دیگر بزرگان اصولگرا در انتخابات شوراها هماهنگ است. این منبع آگاه، شرط حمایت لاریجانی از ستادهای حامی احمدی‌نژاد را «حمایت شورای بزرگان اصولگرا به ویژه عسگر اولادی و باهنر از این ستادها» دانست و تاکید کرد که با توجه به شرایط کنونی این مساله تا اندازه زیادی منتفی است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حبیب الله عسكراولادی» باسابقه‌ترین عضو حزب مؤتلفه اسلامی در اظهاراتی از مواضع «محمود احمدی‌نژاد» رئیس‌جمهوری مبنی بر اینکه احزاب نقشی در پیروزی وی در انتخابات ریاست جمهوری نهم نداشته‌اند،انتقاد کرد. وی که به استان خراسان جنوبی سفر کرده‌بود،طی سخنانی در بیرجند تاکید کرد که « پایه انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری بر اساس احزاب بود و احزاب مردم را دعوت كردند كه به صحنه بیایند».رییس جبهه پیروان خط امام و رهبری افزود: اینكه رییس جمهوری می‌فرمایند من وامدار هیچ تشكلی نیستم حرف درستی است اما این به معنای این نیست كه هیچ تشكلی در انتخابات رییس جمهوری نقش یا سهمی نداشته است. وی گفت: بخشی از حركت مردم به جانب انتخابات ریاست جمهوری مربوط به احزاب اصولگرا است كه توانستند با هماهنگی آقای احمدی نژاد را به عنوان یكی از نامزدها معرفی كنند. عسكراولادی با بیان اینكه «هیچ تردیدی نیست كه احزاب در انتخابات موثرند»، افزود:البته رییس جمهوری حق دارد كه بگوید من وامدار هیچ حزبی نیستم، ما نیز از این مطلب استقبال می‌كنیم چون تقاضای وام كردن از ایشان كار درستی نیست. وی گفت: با توجه به اینكه احزاب بطور مثال از جامعه روحانیت و مدرسین آهنگ می‌گیرند باید بدون تعصب ، گزینه‌های مطرح را به مردم معرفی كنند قطعا مردم هم از احزاب آهنگ خواهند گرفت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 آذر1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

به دنبال وقايعي که اخيرا در مورد زهرا امير ابراهيمي بازیگر سینما و تلویزیون اتفاق افتاد، دو خواننده جوان به منظور همدردي با وي و در انتقاد از آناني که در اين زمينه به هر نحو عملکردي غيرقابل قبول داشته اند، ترانه اي تکان دهنده و حزن انگيز به سبک رپ را تنظيم کرده اند و از طريق اينترنت در دسترس علاقمندان قرار داده اند.
متن کامل اين ترانه تکان دهنده به شرح زير است. اميدواريم با خواندن آن بيشتر به خود بياييم....

هيشکي نگفت يه دختره

تنها تو اين شهر شلوغ

بين نگاه هرزه

مردم سرتاپا دروغ

چه حالي داشت وقتي همه

آرزوهاش مرده بودن

وقتي که دست هاي پليد

آبروشو برده بودن


هيشکي نفهميد چي کشيد

وقتي که مرگشو مي ديد

توي هجوم نعره ها

هيشکي صداشو نشنيد


بدون دروغ نيست

اين حرف ها داره صحت

همه ماها شديم

يه مار چهار و سه خط

ماييم وارث درد

ماييم باعث مرگ

غيرت ايراني ها رو

صاعقه زد

حرف ها بحث ها

رفت روي اعصاب

شد کابوس برگ

کم کم خواست به صدا دربياره ناقوس مرگ

دختر ايراني ناموس تو ناموس من

چرا کاري کرديم خودش بره به پابوس مرگ

چطوري دلمون اومد

با ابروي يه دختر

ما بازي کنيم

که زندگيش بشه مختل

تو کنج اتاق

تکيه داده اون تنها

خدا اشکو به اون

هديه داده بود شبها

ولي حالا شب و روز

چشم ها تشنه اشک

طوري که ديگه تموم شده بود

چشمه اشک

گقت به خدا

اي خداي من

فقط يه خواهش

به من بگو همه اينها فقط يه خوابه

ولي خواب نيست

دخترک بيدار بود

دخترک بازيچه جماعت بيکار بود

بيمار شد

از تهمت هاي کثيف و نابجا

اي خدا بده دخترو از دسيسه ها نجات


پس کجا رفته

غيرت مرداي اين شهر شلوغ

تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ


بيمار شد

از تهمت هاي کثيف و نابجا

اي خدا بده دخترو از دسيسه ها نجات

تا به حال همچين بلايي سرت نيومده

که اگه بياد مي گي بلا از اين بدتر اومده؟

ولي کدوم ما جامونو گذاشتيم جاش

که ببينيم چي مي کشه

ما هم بسوزيم پاش

کاش ياس مي مرد همچين روزي نبود

که غيرت بميره به دست يه خنجر عمود

خنجر به دست يکي بود

ماهمکارشيم

که توي جهنم

ما هم با اون هم بالشيم

خطاب به اون پسر

که چقدر مي توني کثيف باشي

کاري که تو کردي بدتر بود از اسيد پاشي


تو که حاضری خود را بکشی واسه حسین
تو که محرم، سیاه رو می‌پوشی واسه حسین
حسین گفت اگه دین نیست
باشیم آزاد مرد
نه واسه یه سی‌دی کثیف کنیم بازار رو گرم


اون دختر زحمتها کشيد

تا به شهرتي رسيد

واسه لذت بردن از اسمش

يه مهلتي بديد

گفتيد صحبتي جديده

نوبت همينه

با سرعتي عجيب

چه تهمتي زديد


پس کجا رفته

غيرت مرداي اين شهر شلوغ

تموم شهر پر شده از مردم سر تا پا دروغ


الکي تبصره نزن

خودتو تبرئه کني

تو عقل داشتي

خود تو رهبر خودي

ولي دونسته خودت رفتي عقب گناه

پس بشين تو منتظر غضب خدا


ولي نه، ماهي رو هر وقت که از آب بگيري تازه است

پس بدون که راه براي برگشت باز هست

بايد راه بست به تبليغ بيشتر

و سعي کرد براي تبديل خويشتن

به انسان واقعي

با همه صفات

با انصاف و واقع بين

حاضر واسه دفاع

مي گم به اونهايي

که واسه باقي حرف تشنه ان

شک نکن تو همين حالا سي دي رو بشکن

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط   | 

آنچه در پي مي آيد متن سخنان پرستو فروهر در هفتمين سالگرد شهادت فروهر هاست که در يکم آذر 84 در ميان جمعيت حاضر در منزل آنان ايراد شده است. سال گذشته وزارت کشور حاضر به تامين امنيت مراسم خارج از منزل فروهرها نشد و به ناچار اين مراسم در خانه آنان برگزار گرديد. در ابتدا از تمامي شما که اينجا گردآمده‌ايد، و تمامي آناني که در طول اين 7 سال تلخ ياد و نام داريوش و پروانه فروهر را گرامي داشتند و زبان اعتراض بر جنايتي که بر آنان رفت گشودند، سپاسگزاري مي‌کنم. بويژه از وکيل سرسخت و عدالتجويمان ناصر زرافشان که به ناحق زنداني است و روزنامه‌نگار مبارز اکبر گنجي که آزادي خويش فداي افشاي حقايق کرده.

آغاز مي‌کنم با سروده‌اي از عزيز مادرم پروانه فروهر:
اي آفريدگار
با من بگو که زير رواق بلندتر
آيا کسي هنوز
يک سينه آفتاب و يا يک ستاره دل
در خود سراغ دارد؟
با من بگو که اين شب تسخيرناپذير
آيا چراغ دارد؟
آيا هنوز رأفت در خود گريستن
با کسي مانده است؟
با من بگو که چيزي جز درد مانده است؟
با من بگو که گوي بلورين چرخ تو
آيا به قد مردمک چشمهاي ما
با گريه آشناست؟

7 سال است که سنگ فاجعه بر دوش مي‌کشم. 7 سال است که در لابلاي هزاران شايعه و دروغ که به ما گفتند، در جستجوي تکه‌هاي کوچک حقيقت مي‌گردم، تا در کنار هم بگذارمشان و شما را، اي عزيز پدر، اي نازنين مادر، بازيابم. در آخرين نفسهاي زندگيتان که در اين خانه به‌سر آمد، چه کرديد در حصار بسته اين خانه؟ کدام شيء حايل پيکرتان کرديد؟ کجاي اين خانه فريادتان به ديوار خورد؟ زير دستهاي اين جماعت پليد چگونه جان داديد؟در ميان اين جمع که اينجايند، بسيارند کسانيکه در شب يکم آذرماه در سال 77 که خبر قتلتان پيچيد، سر از پا نشناخته به کوچه خانه‌تان آمده‌اند و اشک بهت و ناباوري بر زمين اين کوچه ريخته‌اند. گاهي که ديروقت به خانه مي‌آيم در تاريکي و سکوت شب انگار ردپاي درد اين جماعت و همهمه ضجه‌آلود آن شب را مي‌شنوم که در اين کوچه چنبر انداخته. از ميان همهمه که مي‌گذرم، به در خانه که مي‌رسم، در که باز مي‌شود، اين پيکر زخم خورده‌‌تان است که، از اين خانه بيرون مي‌برند. من مي‌مانم و تکرار اين تصوير تلخ که در تاريکي شب محو مي‌شود، در آستانه قتلگاه شما، در آستانه خانه شما.در خانه مي‌بندم و در فاصله ابدي قدمهايم ردپاي بر سنگفرش حياط مي‌جويم در آن آخرين شب زندگيتان که پذيراي قاتلان خود شديد.روي پله‌هاي حياط قامت بلند شما را مي‌جويم که آغوش بر من مي‌گشاديد و اينک انگار حسرت تلخ اين آغوش چارچوبي است براي ورود من به اين خانه.در را که باز مي‌کنم آن صندلي خالي بر چشمهايم هردود مي‌کشد. همان صندلي که تو را اي قدر پدر روي آن نشسته ديدم در تصوير مرگت. همان صندلي که قاتلان، پيکر تو را هنگام کوفتن ضربه‌هاي دشنه بر سينه‌ات روي آن رو به قبله چرخانده‌اند. تنها نوار باريکي از پرچم ايران و چند قطره خون خشک شده‌ات نشان اين آخرين حضور جسم توستدر اين خانه‌ي تنها، ديگر از درون قابهاي عکس به من نگاه مي‌کنيد، به چشمهايتان خيره مي‌شوم در آرزوي سلامي، کلامي. چراغ که خاموش مي‌کنم چشمهيتان هنوز باز است و انگار از درون قابهاي عکس بدرقه‌ام مي‌کنيد تا بالاي پله‌ها تا آن زمين خالي، تا آن فرش خونين که پيکر بي‌جان تو عزيز مادرم بر آن افتاده بود.در اين خانه من هميشه بر تختي کنار اين مسلخ تو مي‌خوابم در آرزوي ديدن روياهاي تو که ديگر نخواهي ديد.اين مکان شريف که امروز ما در آن گرد آمده‌ايم آئينه‌اي است از سرزمينمان که خانه و مسلخ درهم‌آميخته.در جاي‌جاي اين خاک که خانه ماست و عزيز و بزرگ مي‌داريمش، هزاران هزار قرباني ستم خفته‌اند. نبض اين خاک با درد آنان مي‌زند. آنان که در گورهاي دسته‌جمعي و بي‌نشان دفن شدند، آنان که ريختن اشک بر مزارشان بر مادران منع شد. آنان که حتي سنگي بر مزارشان منع شد. آنان که طناب بر گلويشان کشيدند، آنان که دشنه بر پيکرشان نشاندند. اين خاک صبور پاس ميدارد اين فرزندان خويش را چون گنجينه‌اي در آغوش، تا آن روز موعود که ما زندگان همت و غيرت يافتن يابيم.و ما بازماندگان قربانيان، ما که زهر تلخ هزاران دشنام و نفرين در گلو داريم، ما که عزيزانمان را در خلوت دلهايمان از روزي به روزي و از سالگرد به سالگرد ديگر مي‌کشيم، چشم به راه آن روز موعوديم.و امروز در اين هفتمين سالگرد فاجعه و در اين مکان شريف که خانه و مسلخ است زنده‌داريم ياد يکايک قربانيان قتلهاي سياسي در ايران را از ياد دکتر کاظم سامي، تفضلي، برازنده، سعيدي سيرجاني، احمد ميرعلائي، زال‌زاده تا ياد پيروزدواني، مجيد شريف، حاجي‌زاده، ياد گلوي فشرده آن شاعر بزرگ محمد مختاري، محمدجعفر پوينده، ياد بدن زخم‌خورده زهرا کاظمي و ياد بزرگ داريوش و پروانه فروهر.ما اگرچه سالهاست که لب به اعتراض گشوده‌ايم و از عمق و ابعاد اين جنايتها، از شرم‌آوري چنين تفکر و عملکرد ضدبشري در جامعه‌مان گفته‌ايم اما در دور بسته‌اي از تکرار گفتار آمده‌ايم، بي‌آنکه صاحبان زورگوي قدرت را ذره‌اي اعتناي ما باشد.ما در حصار تنگي گير افتاده‌ايم. حصاري از دروغ، عوامفريبي و خشونت که فضاي انسان‌بودنمان را تنگ مي‌کند و حصاري از ترسها و ترديدهاي خودمان. و اين حصارها فاصله‌اي است ميان بندهاي ما و رهايي شما که نه تنها در مرگ که در زندگيتان رها زيستيد و چند نيک بختيد که زندگي و مرگتان همسوست. مرگ پاياني است، نقطه‌اي که در آخر خط نوشته زندگيمان مي‌نشيند، اما شما اي عزيز پدر، اي نازنين مادر حتي از اين حصار جستيد. زيرا که مرگتان دستمايه‌اي شد بس بزرگ براي تلاش در راه عدالت و آزادي. مرگتان داغ رسوايي بر آنان زد که دشمن مي‌دانستندتان، آنان که فرمان قتلتان دادند. آنان رو سياه تاريخ‌اند و شما بيرقي در دست مردم رو به آينده، رو به زندگي.و ما اگرچه هنوز توان گفتن آنچه شما گفتيد نداريم، هنوز همت چون شما بودن نداريم، اما يادتان را چون عزيزترين قصه‌ها زنده مي‌داريم. قصه‌هايي که بازگو مي‌شوند و از ما خاکيان فاصله ميگيرند و ما به مدد شما قصه‌گونه‌ها، روزمرگي شکستها و خردشدن‌هايمان را تاب مي‌آوريم، اميد به آينده مي‌بنديم و همت تلاش مي‌يابيم. ما اين دوران فترت را به مدد قصه‌گونه‌هايي چون شما سر مي‌کنيم، تا با زندگي بسازيم و ذره‌ذره زندگي را بسازيم.چند روز پيش اتفاقي همراه برادرم به يک کارگاه کوچک دست‌ساخته‌هاي چوبي رفته بودم. در يکي از محله‌هاي قديمي اين شهر عزيزمان در زير زمين مغازه، استادکار ميان‌سالي نشسته بود همراه شاگردش. برادرم که نامش را روي برگه خريد نوشت ما را شناخت که فرزندان شمائيم. روي پله ايستاده بودم که صدايم کرد، نگاهش را پرده اشک پوشانده بود و پرسيد دخترش هستي؟ و بعد بالاي سرش تابلوي نقاشي را نشانمان داد که خودش به ياد شما دو عزيز در سال 77 کشيده است با دو درخت تناور تبرخورده. او گفت فروهر پدر ما بود، پدر سرزمينمان بود و دست مهر بر درختها کشيد. و من چه بسيار شنيده‌ام چنين قصه‌هايي در رثاي شما، به ياد شما.به خانه که مي‌آيم در اين قتلگاه شما به چشمهايتان در قابهاي عکس خيره مي‌شوم و در سکوت ذهن خود اين قصه‌ها را بازگو مي‌کنم. اي کاش شنيده باشيد. يادتان همراه ايران، همواره پاينده‌باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در پی کشته شدن یک دانشجوی دانشگاه آزاد در شهر سبزوار ، انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک تهران با انتشار بیانیه ای خواستار مجازات عاملان و مسببان قتل این دانشجو و اخراج نهادهای شبه نظامی از دانشگاه ها شد.

متن این بیانیه به این شرح است : 

عصر شنبه ۲۷ آبان ماه، توحيد غفار زاده، دانشجوي دانشگاه آزاد سبزوار طي حمله اي وحشيانه از سوي يکي از عمال بسيج اين دانشگاه به قتل رسيد.مقتول که در ايستگاه اتوبوس دانشگاه مشغول گفتگو با هم دانشگاهي اش بوده است، با دخالت ضارب مواجه شده که از نسبت آن دو سوال مي پرسد. پس از درگيري هاي لفظي ميان اين دو فرد، قاتل با ضربه چاقو، توحيد غفار زاده را به قتل مي رساند. قاتل پس از دستگيري در مرکز انتظامي سبزوار، انگيزه قتل را جريحه دار شدن احساسات ديني از گفتگوي دو دانشجوي دختر و پسر در انظار عمومي عنوان مي کند.با وجود تاسيس دولت امنيتي نهم، و تشکيل کابينه امنيتي- نظامي آن، هيچ کس تصور نمي کرد که مستبدان تا اين حد از گستاخي و وقاحت پيش روند که دانشگاه را اين چنين تحت فشار قرار داده و با انواع مشکلات و جنايات روبرو سازند. جامعه دانشگاهي که حتي در دوره اصلاحات از امنيت برخوردار نبود، در اين دوره با تهديد جاني روبرو است. قتل دو دانشجو (يکي در زندان و زير شکنجه -اکبر محمدي- و ديگري در ملاء عام - توحيد غفارزاده-) کارنامه سياه عوام فريبان مهرورز دولت است که حفظ جان شهروندان در برنامه هاي عوام فريبانه شان جايي ندارد.انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران)، ضمن عرض تسليت به خانواده داغدار مرحوم توحيد غفار زاده و اظهار تاسف عميق از واقعه روي داده، لازم مي داند نکات ذيل را به اطلاع عموم برساند:۱- اين اتفاق نامبارک بطور کاملا مستقيم، محصول عملکرد محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري است که چندي پيش طلب فرياد از کساني کرده است که در ۸ سال دوران اصلاحات عربده کشان جوامع دانشگاهي بوده اند و اکنون به مدد حمايت هاي بي دريغ و همه جانبه مديران ارشد وزارت علوم از جريان شبه نظامي بسيج، مبدل به چاقو کشاني شده اند که در هر کوي و برزن دشنه بر قلوب پاک جوانان ايران زمين مي کنند. رئيس جمهوري، جاي دارد به جاي طلب عربده کشي در دانشگاهها براي تسويه حساب با اساتيد مستقل دانشگاهي، «شعبان بي مخ ها» را از ولگردي در فضاي عمومي دانشگاه برچيند و زحمت دانشجويان را در جمع آوري اين جريان لمپن شبه نظامي از عرصه عمومي دانشگاهها کم کند.۲- مسئوليت اين قضيه همچنين به عهده کساني است که با توجيهات قرون وسطايي و القاء تفکرات فاشيستي و بيمارگونه، راه وقوع فاجعه را هموار کرده اند. مفلوکان بيماري که تصور مي کنند با انجام جنايت، به تکليف شرعي خود عمل مي کنند، متهمان رديف دوم اند. اين اقدام به واقع تحقق خارجي احکام خشونت و جنايتي است که با بودجه مردم اين سرزمين و از منابر رسمي تبليغ مي شود. رييس نهاد رهبري در دانشگاه ها بايد در باره اين فاجعه پاسخگو باشد. کسي که چندي پيش خواستار برخورد شديد انضباطي با دانشجويان در دانشگاه ها شد و با مقدس خواندن فضاي مراكز علم و دانش و مکدر خواندن وضعيت اخلاقي دانشگاهها عنوان نمود که نقش نيروهاي متدين و با غيرت در دانشگاه‌ها نقض نمي‌شود.۳- چرخه «ناکامي-پرخاشگري» سالهاست دانشگاه و دانشگاهيان را مورد تعرض قرار داده است. فاجعه کوي دانشگاه، حمله به خوابگاه هاي دانشجويي، حمله به تجمعات دانشجويي توسط انصار، بازداشت و شکنجه فعالان دانشجويي، پاکسازي دانشگاه از حضور اساتيد مستقل، ممانعت از تحصيل دانشجويان منتقد و چندين مورد از موارد آشکار شده قتل دانشجويان (عزت ابراهيم نژاد، اکبر محمدي و توحيد غفارزاده)، پرخاشگري مطروداني است که با وجود در دست داشتن تمامي ابزار هاي قدرت، خشونت و جنايت، از آن بابت که نه تنها مورد توجه دانشجويان نيستند، بلکه همواره مورد نفرت آنان بوده اند، ناکامي هاي خود را جبران مي کنند. تفکرات شبه بسيجيان سالهاست در دانشگاه هاي ايران به زباله دان ها سپرده شده و بوي متعفن آن، آزار دهنده روحيه دانشجوياني است که راهي براي در امان نگاه داشتن حوزه خصوصي شان از تجاوز اين جريان لمپن شبه نظامي ندارند.۴- با رويگرداني ملت از ايفاي نقش سربازهاي حکومت استبداد، عمله هاي نظامي در سايه کثيف ترين سوء استفاده ها از دين و باورهاي اعتقادي جنايات گسترده اي را عليه اقشار مختلف ملت و سلب حقوق اوليه و انساني آنها صورت داده اند. دولت امنيتي و عوام فريب نهم، در اين زمينه، روي تمامي مستبدان اين سرزمين را در سابقه تاريخ سياست، سفيد کرده است. مدتهاست که در اين مملکت، دکان قتل و جنايت در حريم ديانت باز شده و معلوم نيست صبر دانشگاه تا کي اجازه خواهد داد تفکرات بيمارگونه به نام احساسات مذهبي و از راه جنايت بر عليه دانشجويان و دانشگاهيان، عقده گشايي کند.۵- کشتن يک دانشجوي ديگر توسط عمله استبداد ديني-طالباني در حالي صورت گرفته است که هنوز صداي اعتراض دولت نهم به ضرب و شتم دانشجوي ايراني در دانشگاه کاليفرنيا فراموش نشده و همچنان ادامه دارد. دولتي که عملکردش در حوزه دانشگاه، سراسر نقض حقوق شهروندي است و در منجلاب حذف دگرانديشان سياسي و غيرسياسي فرورفته است، در حالي مدعي نقض حقوق بشر در آمريکا شده است که در داخل کشور، نيروهاي بسيجي حامي او ديگر از قتل دانشجويان نيز ابايي ندارند.۶- قاتل، عضو سازمان نظامي بسيج، شاخه دانشجويي سپاه در دانشگاه بوده است. اين چهره واقعي و عريان عمال هواداران حکومت استبدادي طالباني است که هيچ ارزشي براي جان شهروندان و مردمش قائل نيست. سازمان بسيج، آموزش دهنده، مروج و محرک چنين فجايعي است. بي شک حضور نا مشروع و تحميلي اين نهاد فاسد و مروج توحش و خشونت، مانعي بزرگ بر سر راه رشد و توسعه و شکوفايي دانشگاه هاي ايران است. پرورش افراد پرخاشگر و بيماري که با ديدن دو دانشجوي دختر و پسر، چنان تحريک مي شوند که براي ارضاء خود دست به قتل مي زنند، ديگر قابل تحمل نيست.انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران)، مهمترين مساله را اين مي داند که با فاجعه اخير چگونه بايد برخورد شود تا چنين جناياتي مطلقاً امکان تکرار نداشته باشد. بي شک به بي دادگاه قضايي نمي توان اميد بست که سابقه آن در پاسداري از پايه هاي استبداد و خفقان بر همه آشکار است. اين خود دانشگاه است که براي حفظ امنيت خود و در گامهاي بعدي کسب آزادي و رهايي بايد اقدام نمايد. جنبش دانشجويي ايران بايد درس آموزنده و فراموش نشدني ديگري را در آستانه فرارسيدن آذرماه (ماه دفاع از مظلوميت دانشگاه) به دولت و عمال وابسته به آن بدهد. نخستين گام، حذف پايگاه فاسد و مروج اختناق در دانشگاه است: بسيج بايد از دانشگاه برود.

انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه صنعتي اميرکبير
(پلي تکنيک تهران)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

عصر شنبه گذشته، توحيد غفارزاده يكى از دانشجويان دانشگاه آزاد واحد سبزوار، به ضرب چاقوى يك دانشجوى عضو بسيج دانشجويى كشته شد. اين حادثه دردناك كه پس از يك درگيرى لفظى اتفاق افتاد، فعالان دانشجويى را بيش از پيش نسبت به امنيت فضاى دانشگاهى نگران كرده است. در همين ارتباط، روابط عمومى «دفتر تحكيم وحدت» نيز طى اطلاعيه‌اى با عنوان «عاقبت دشنه فرود آمد» نسبت به اين حادثه و پيامدهاى آن هشدار داده است. «دفتر تحكيم وحدت» در اطلاعيه خود از قول شاهدان عينى نقل مى‌كند كه درگيرى لفظى ميان دانشجوى بسيجى و توحيد غفارزاده، به دليل گفتگوى مقتول با همسر خويش و وارد شدن دانشجوى بسيجى به حريم خصوصى وى بوده است. دانشجوى بسيجى پس از مضروب كردن توحيد غفارزاده كه منجر به قتل او مى‌شود، به اقدام خود اعتراف كرده و انگيزه خود را از به قتل رساندن مقتول، «جريحه‌دار شدن احساسات مذهبى خود» خوانده است. «دفتر تحكيم وحدت» در اطلاعيه خود در اعتراض به اين حادثه دردناك از جمله نوشته است: «اگر تا دیروز جان دانشجویان دربند به شکرانه پایداری حکومت اسلامی ایمن نبود و زندان مسلخ بود و بوی خون پاک اکبر محمدی‌ها از آنسوی دیوارها به مشام دانشگاهیان می‌رسید؛ امروز دانشگاه خود رنگ خون گرفته و دانشجو به تیغ سلاخی جلادان متحجر سپرده شده است». البته «دفتر تحكيم وحدت» دانشجوى بسيجى را فقط قربانى انديشه‌هايى مى‌داند كه خشونت را در ايران بطور اعم و در دانشگاه‌ها بطور اخص ترويج مى‌كنند. على نيكونسبتى عضو شوراى مركزى «دفتر تحكيم وحدت» در همين رابطه مى‌گويد: ”ما این دانشجویی که این کار را کرده، خودش را یک قربانی می‌دانیم که قربانی افکار پلید گروههای متحجر در کشور شده و فریب افکار آنها را خورده. شما در نظر بگیرید که خود آقای مصباح یزدی بطور روزافزون دارد خشونت را در ایران تئوریزه می‌کند و وقتی رییس جمهور می‌گوید بروید بر سر اساتید سکولار فریاد بزنید، و عربده‌کشی را در دانشگاهها تبلیغ می‌کند، خب، خیلی طبیعی‌ست دانشجویی که تازه پا به دانشگاه گذاشته و در کلاسهای عقیدتی که سپاه برای بسیج تشکیل می‌دهد و این افکار را مدام ترویج می‌کند، گول این حرفها را بخورد و چنین اقدامی را انجام بدهد. حالا چه دولت این اقدام را محکوم بکند یا نکند، هیچ فرقی نمی‌کند. بهرحال این نتیجه سیاستهایی‌ست که این آقایان در پیش گرفته‌اند. بطور مستقیم خود آقای مصباح که رییس این جریان هستند و دارند این اعمال را تئوریزه می‌کنند و بعد آقای احمدی‌نژاد بعنوان رییس دولت هر روز دارند این را به انحای مختلف اشاعه می‌دهند و از تمام امکانات دولتی در جهت اشاعه‌ی این فکر استفاده می‌کنند، اینها محکوم هستند“. اما چرا چنين حادثه‌اى آن‌هم در محيط دانشگاه مى‌تواند رخ دهد؟ حوزه اختيارات بسيج دانشجويى كجاست و آيا دانشجويان بسيجى تا چه حدى حق دخالت در مسايل دانشجويان را دارند، گويا از پرسش‌هاى اصلى خود فعالان دانشجويى هم هست. مصطفى صداقت‌جو دبير سابق انجمن اسلامى دانشگاه سبزوار در همين مورد مى‌گويد: ”ما هم خیلی خوشحال و مشتاق‌ایم که بدانیم خط قرمز بسیج کجاست یا اینکه قانونمند است! اینکه مثلا، گاهی اوقات می‌بینید، در سطح شهرها یا به مغازه‌ای یکسری دانشجوها می‌ریزند، آیا اینها قانونمند است؟ این را باید نهادهای مسئول پاسخ بدهند. آیا صرف داشتن یک کارت عضویت در بسیج می‌تواند واقعا موجب این بشود که آن فرد بسیجی دست به هر کاری بخواهد بزند، و آیا این سپری قانونی‌ست برای افراد بسیجی؟ اینها اعمالی‌ست که واقعا برای ما جای سوال دارد. در داخل دانشگاه هم، جایی که باید رعایت حقوق بشر و امثال اینها را به دانشجویان یاد بدهند، مشق تیراندازی یاد می‌دهند یا کلاسهای تیراندازی و کار با اسلحه یاد می‌دهند. این واقعا دون شان دانشگاه است و دون شان دانشجو است. بالاخره ما باید حوزه دانشگاه را از حوزه‌ی مسایل نظامی و شبه نظامی جدا کنیم“. «دفتر تحكيم وحدت» در اطلاعيه خود مسئولان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامى را موظف به پاسخگويى در قبال قتل توحيد غفارزاده مى‌داند. اما چرا سپاه پاسداران بايد پاسخگوى عمل يك دانشجوى بسيجى باشد؟ پاسخ على نيكونسبتى: ”یک علت‌اش اين است كه بسيج نیروی شبه‌نظامی‌ست که حضورش در دانشگاه در نتیجه حركت‌‌هایی‌ست که سپاه پاسداران انجام می‌دهد، یعنی بسیج یک نیروی مستقل در فعالیتهای دانشجویی نیست که خودش تصمیم بگیرد، دستورات از طریق سپاه ابلاغ می‌شود و از طریق نهادهای بالای بسیج و براساس یک سلسله مراتبی به دانشگاهها ابلاغ می‌شود، یعنی از سطوح بالا تا پایین‌ترین‌شان اینها به صورت دستورالعملی اقدام می‌کنند. وقتی آموزشها توسط این گروهها داده می‌شود، خب نتیجتا وقتی این اقدامات هم صورت می‌پذیرد، در راستای همان افکاری که به اینها انتقال داده شده، آنها باید پاسخگو باشند. ما بازهم تکرار می‌کنیم یک دانشجویی که تازه وارد دانشگاه شده که کم سن و سال هم هست، وقتی این آقایان به این‌صورت تحریک‌اش می‌کنند و از او می‌خواهند که حالا برای، همانطوری که خودش هم گفته، برای عمل به دستورات شرعی برود این اقدام را انجام بدهد، خب خیلی طبیعی‌ست که این دانشجو گمراه می‌شود، ولی در نهایت آنها هستند که باید پاسخگو باشند. این دانشجو که واقعا یک عامل دست بیشتر نیست و از طریق کسی دیگر و یا کسی دیگر اینها را برایش مطرح ‌کرده“. در پايان اطلاعيه «دفتر تحكيم وحدت» با اشاره به حادثه دردناك قتل توحيد غفارزاده، عنوان شده است كه «تخم فاشيسم اسلامى بارور شده است». على نيكونسبتى در مورد اين جمله توضيح مى‌دهد: ”دولت نهم و تئوریسین‌های آن در سال گذشته کوشش کردند که کلیه منتقدین را در کشور ساکت بکنند. نشریات و روزنامه‌ها را در نظر بگیرید، فعالین سیاسی را در نظر بگیرید، جنبش زنان را در نظر بگیرید و کارگران را در نظر بگیرید که دیروز بعنوان مثال آن برخورد مجددی که با آقای اسانلو شد. اینها دارند به هر شیوه‌ای عمل می‌کنند که هیچ منتقدی صدایش درنیاید و یک ایدئولوژی فاشیستی که هر کسی خارج از آن بخواهد اقدام بکند بشدت سرکوب می‌شود را مدنظر قرار داده‌اند. در دانشگاهها هم سعی می‌کنند با کمک بسیج این عمل را تئوریزه بکنند و به مرحله اجرا بگذارند. برای همین ما این را بارورشدن همان اندیشه‌هایی می‌دانیم که سالها مردم به آن پشت کرده بودند، اما در نتیجه‌ی یک انتخاباتی که شبهه‌ی فراوانی هم در مورد آن مطرح است، رییس دولت آمد و کرسی اجرایی آن را در دست گرفت و حالا دارد این اقدامات را تئوریزه می‌کند، و با امکانات فراوان دولتی از آن حمایت می‌کند“.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

«محمود زمانی قمی» رئیس ستاد انتخاباتی حزب «اعتماد ملی» گفت که لیست خبرگان حزب متبوعش نهایی شده و در سراسر کشور 60 نفر در لیست اعتماد ملی قرار گرفتند. رئیس ستاد حزب «اعتماد ملی»با اعلام این خبر افزود: هاشمی رفسنجانی در صدر لیست اعتماد ملی برای انتخابات مجلس خبرگان قرار دارد. وی در ادامه درباره لیست اعتماد ملی برای انتخابات شوراها تصریح کرد: دراین باره رایزنی‌های لازم صورت گرفته و بزودی اعلام خواهد شد. زمانی قمی درباره وضعیت لیست مشترک حزب اعتماد ملی با ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: انشاءالله نتیجه رضایت‌بخش خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سخنان اخیر «مهرداد بذرپاش» رئیس ستاد انتخاباتی حامیان احمدی‌نژاد مبنی بر «لزوم خالص‌سازی جریان اصولگرایی» با واکنش شدید «محسن یحیوی» عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین و فراکسیون اصولگرایان مجلس، روبرو شد. وی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با «منحرفانه، خودپسندانه و خودخواهانه» دانستن این اظهارات، گفت: طیف اصولگرایان به مراتب وسیع‌تر از آن است که در این دیدگاه‌های تنگ نظرانه بگنجد.یحیوی افزود: تنوع و گوناگونی نظرات مختلف چه در بین اصولگرایان و چه در میان اصلاح‌طلبان، امر مطلوبی است اما اینکه شخص یا جریانی خود را معیار خلوص اصولگرایی بداند و دیگران را حذف کند، دیدگاهی به شدت انحرافی و غیر منطقی است. عضو شورای مرکزی جامعه اسلامی مهندسین تصریح کرد: باید از خود آقای بذرپاش پرسید که منظورش از بیان این سخنان چه بوده است اما این نگرش به شدت منحرفانه، خودپسندانه و خودخواهانه است که با تنوع عقاید اصولگرایانه مغایر است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

آیت الله «عباس واعظ طبسی» نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی و تولیت آستان قدس رضوی، نسبت به شایعه درگذشت خود واکنش نشان داد و تاکید کرد که «پاسخش به شایعه پراکنان، استدلال، منطق، حفظ متانت و اطمینان بر باورها است». این اظهار نظر وی پس از آن صورت می‌گیرد که با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات آینده مجلس خبرگان رهبری و در حالیکه نام واعظ طبسی در فهرست انتخاباتی جامعتین از استان خراسان رضوی قرار دارد، برخی محافل در شهر مشهد شایعات زیادی مبنی بر وفات او منتشر کرده‌اندواعظ طبسی که در جمع بسیجیان مشهد سخن می‌گفت با بیان اینکه «دشمنان برای شکستن قدرت دفاعی و ایجاد یاس در جامعه به دنبال شایعه پراکنی هستند» اظهار داشت: پاسخ ما به شايعه پراکنان منطق، استدلال، حفظ متانت و اطمينان بر باورهاست. وی همچنین با تاکید بر نقش مهم بسیجیان در انتخابات خبرگان و شوراها، افزود: دشمنان ما بايد بدانند اين انقلاب وابسته به هيچ فردی نيست و تعهد و پيمان ما با خداوند اين است که انقلاب و اسلام عزيز را با همه وجود پاسداری و به ياری خداوند جهانی کنيم و حرکت بسيج و ملت همين را بيان می‌کند. تولیت آستان قدس رضوی تصریح کرد: اين که می گوييم در فضای جامعه بايد تفکر بسجی حاکم شود به اين دليل است که اگر بسجيان و نيروهای وفادار و علاقه‌مند به اسلام در صحنه نبودند، نظام اسلامی حاکم نمی‌‌شد و در متن جامعه قرار نمی‌‌گرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 2 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

در حالیکه حدود دو هفته به آغاز تبلیغات انتخاباتی گروهها و افراد در انتخابات شوراها باقی مانده است کم کم تکلیف لیست گروههای مستقل نیز روشن می شود. در حالی که بخشی از فعالان ستاد احمدی نژاد به دنبال تهیه لیست مشترک با جبهه پیروان خط امام و رهبری می باشند گمانه زنی ها از تشکیل ائتلاف گروههای مردمی و سیاسی مستقل خبر می دهند.
این شنیده ها حاکی از آن اند که آقایان نصیری آذر، درهمی، سرویها، منشی زاده، مفیدی، وهاب رجایی، قدیری طرقی، عبدالاحد برادران خلخالی و شهرآئینی از گزینه های احتمالی این گروهها خواهند بود.
از نقی زاده، داوودآبادی، شیرمحمدی، توتونچی، طالبیان، شمقدری و مهدی برادران نیز به عنوان سایر گزینه های احتمالی نام برده می شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط   | 

گفته می شود آقایان طبسی، معصومی، خزعلی، هاشمی شاهرودی، فاکر و علم الهدی لیست جامعیتن را تشکیل می دهند و غرویان، عالمی، فردوسی پور و مدنی کاندیداهای مستقل هستند که برخی احتمال اقبال بیشتری نیز برای ایشان پیش بینی می کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط  

قراربود فردا چهارشنبه مراسم بزرگداشت داريوش و پروانه فروهر در هشتمين سالگرد ترور آنها به دعوت فرزندان‌شان و جمع كثيرى از شخصيت‌هاى سياسى اجتماعى و فرهنگی برگزار گردد. بعد از ظهر امروز خبر رسيد كه به اين مراسم كه قرار بود در خانه آنها برگزار شود، اجازه داده نشده و وزارت اطلاعات جمهورى اسلامى با احضار پرستو فروهر به او ابلاغ كرده كه حتى در چهارديواری خانه خود هم اجازه برگزارى مراسم پدرو مادرش را ندارند.

دویچه‌وله:  خانم فروهر، شما از روز دوشنبه، ۱۵ آبان، در تلاش برای برگزاری مراسم بزرگداشت پدر و مادرتان هستید. اما طبق خبری که به ما رسیده، پس از دوندگی زیاد نه تنها اجازه برگزاری مراسم یادبود آنها در هیچ مسجدی داده نشد، بلکه از برگزاری هر گونه مراسمی در خانه هم جلوگیری خواهد شد. چرا؟

پرستو فروهر:  باور کنید من خودم هم چرایی این قضیه را نمی‌دانم. دیروز وقتی به من چنین ابلاغی شد، گفتم من نمی‌دانم، دو آدم را به آن شکل کشتند، آنچه از اسناد سیاسی زندگی‌شان بود، دستنوشته‌هایشان بود از خانه‌‌ی‌شان غارت کردند و بردند، هر چه من دوندگی کردم پس ندادند، پرونده قتل‌شان به چنان سرانجامی رسید که هیچیک از عاملین قضیه معرفی نشدند، حتا، یک کتاب ما خواستیم در مورد زندگی اینها چاپ بکنیم، بعد از سانسورهای متعدد  آخرسرهم به ما مجوز ندادند. آخر نام اینها باید پاک بشود از صحنه‌ی تاریخ این مملکت؟ این آدمهایی که صرفا برای سربلندی و آزادی این مملکت زندگی کردند و جانشان را دادند، حتا دو ساعت در طول سال حق این را که در خانه‌ی خودشان بزرگ داشته بشوند، ندارند. منهم واقعا نمی‌دانم که در مقابل این ظلم چه باید بگویم.

دویچه‌وله:  خانم فروهر، ولی جمع کثیری از چهره‌های برجسته قصد داشتند که فردا برای این مراسم به خانه‌ی شما مراجعه کنند. حالا چه خواهید کرد؟

پرستو فروهر:  این مراسم طبق تمام سالهای گذشته نه تنها از سوی ما وابستگان خانوادگی آن دو عزیز، بلکه از سوی چهره‌های سیاسی‌ـ اجتماعی این جامعه اعلام شده و متاسفانه همانطور که در آن اطلاعیه شما خوانده‌اید، اینها صبر کردند تا ما اعلام عمومی بکنیم، در روزنامه‌ها چاپ شد و بعد از آن اعلام ممنوعیت کردند. من نمی‌دانم چرا قبل از آن نگفتند. من که از پانزدهم این تقاضانامه را داده بودم! اگر قرار بود ممنوع بشود، خب، قبلش می‌گفتند تا ما چاره‌ی دیگری بیاندیشیم. ولی بعد از اینکه دعوت انجام شد اظهار کردند و ممنوعیت را به صورت ‌کامل به من ابلاغ کردند.

دویچه‌وله: خانم فروهر، می‌توانید راجع به مراسم یادبود داریوش و پروانه فروهر در سالهای قبل برای ما کمی صحبت کنید؟

پرستو فروهر:  ببینید، در سالهای گذشته، در سالهای اولیه به ما مکان عمومی در مسجد فخر در نزدیکی خانه‌ی پدر و مادرم می‌دادند. پدر و مادرم در این محله‌ی قدیمی سالهای سال بود که ساکن بودند. علاقه داشتند به این محله‌ی قدیمی هدایت و فخرآباد. ما می‌خواستیم در همین محله مراسم‌شان برگزار بشود. بعد از آن ممانعت کردند. سالی در خانقاه صفی‌علیشاه گرفتیم که با هجوم نیروهای فشار متاسفانه روبه‌رو شد. بعد از آن در حسینه‌ ارشاد گرفتیم و در طی دو سال گذشته به ما مکان عمومی برای برگزاری این مراسم دیگر ندادند و ما در خانه این مراسم را برگزار می‌کردیم که امسال اینهم حتا ممنوع شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 آذر1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط   | 

JavaScript Codes example: