تبليغاتX
عدالتخواهان

اعتراض دفترتحكيم‌وحدت به احضار گسترده دانشجويان دانشگاه تهران به كميته انظباطي :روابط عمومي دفتر تحكيم وحدت در اعتراض به احضار برخي دانشجويان دانشگاه تهران به كميته انضباطي اطلاعيه صادر كرد. در اين اطلاعيه اعتراضي آمده است: امروز دانشجويان را به بهانه شرکت در مراسم پاسداشت روز دانشجو به کميته انضباطي احضار مي‌کنند، گويي که 16 آذر روز دولت يا وزارت علوم‌اش است که ايشان اجازه حضور در پاسداشت آن را صادر كنند. كساني که سينه دانشجويان را مزين به ستاره مي‌کنند، امروز با شدت بخشيدن احضار دانشجويان به کميته‌هاي انضباطي بنا دارند نشان محروميت از تحصيل و توبيخ کتبي را نيز بر دوش آنان ضرب كنند. اگر تا ديروز نهادهاي امنيتي و دادگاه‌ها دانشجويان را به محکمه مي‌کشاندند، امروز اين کميته‌هاي انضباطي‌اند که اين رسالت را ايفا مي‌کنند. نويسندگان اين اطلاعيه احضار بي‌دليل دانشجويان را سرپوشي بر گسترش مشکلات دانشجويي ديگر دانستند. در اين اطلاعيه با اشاره به آنچه احضار دانشجويان به بهانه برپايي برنامه 15 آذر ‌خوانده شده، اعلام شده است: مسووليت برنامه فوق‌الذكر برعهده اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور(دفتر تحكيم وحدت- طيف علامه) است. لذا حمايت بي‌ دريغ خود را از اين دانشجويانِ اعلام مي‌كنيم و خواستار لغو هرچه سريع‌تر اين احضارها از طرف کميته انضباطي هستيم

قطعنامه محكوميت نفي هولوكاست، دستاورد همايش تهران؟:آمريكا پيش‌نويس محكوميت نفي هولوكاست را به سازمان ملل ارايه داده است و تاكنون چهل كشور نيز از آن حمايت كرده‌اند. قرار است اين قطعنامه روز 27 ژانويه؛ روز جهاني يادبود قربانيان هولوكاست، توزيع شود. اين در حالي است كه چندي پيش، شاهد برگزاري همايشي درباره هولوكاست در تهران بوديمهمايش بين‌المللي هولوكاست در تهران و توسط وزارت امور خارجه برگزار شد. اين در حالي بود كه بسياري از متخصصان و صاحب‌نظران عرصه سياست خارجي و نيز پژوهشگران موضوع هولوكاست، با آينده‌نگري و بر مبناي شناختي كه از حساسيت‌هاي غرب، به اين موضوع داشتند، مخالف سرسخت برگزاري آن دست‌كم توسط دستگاه رسمي ديپلماسي خارجي كشور بودند، آنها معتقد بودند كه اگر دولت به برگزاري چنين همايشي اصرار دارد، با برگزاري آن توسط يك مؤسسه غيردولتي، فوايد آن براي كشور و هزينه‌هاي آن براي اين مؤسسات خواهد بود.اين پژوهشگران و متخصصان در جلسات متعددي كه پيش از آغاز همايش يادشده در وزارت امور خارجه و دفتر مطالعات اين وزارتخانه برگزار شده بود. نسبت به رخدادهاي پس از برگزاري همايش، دست‌كم براي شركت‌كنندگان در آن هشدار داده بودند كه البته پس از برگزاري همايش و بي‌توجهي به اين هشدارها، شاهد تهديدات و فشارها بوديم. براي مثال؛ يكي از خاخام‌هاي يهودي، پس از بازگشت از همايش تهران، با فشارها و برخوردهاي زيادي حتي از جانب خانواده روبه‌رو شد. از سوي ديگر، فشارها و برخوردها با تجديدنظرطلبان هولوكاست افزايش يافت و حتي برخي خواستار برخورد با نفي‌‌كنندگان هولوكاست شدند.اما در آخرين تحول، آمريكا به تهيه و تدوين قطعنامه محكوميت نفي هولوكاست پرداخته و تاكنون چهل كشور هم از آن حمايت كرده‌اند و اين پيشنهاد به احتمال زياد در سازمان ملل هم تصويب خواهد شد كه عده‌اي از تحليلگران آن را دستاورد منفي برگزاري همايش هولوكاست توسط وزارت خارجه مي‌‌دانند.در تحولي ديگر، آلمان نيز پيشنهادي را به اتحاديه اروپا ارايه داده تا بر مبناي آن، انكار هولوكاست در كل كشورهاي اين اتحاديه، جرم تلقي شود.اين گزارش مي‌افزايد: هرچند تا پيش از اين، غرب نسبت به هولوكاست حساس بود و با تجديدطلبان درباره هولوكاست برخوردهايي مقطعي داشته است، اما هيچ گاه قطعنامه‌اي درباره محكوميت نفي هولوكاست در سطح كشورها و اتحاديه‌ها نداشته‌ايم، چه رسد به اين‌كه سازمان ملل رسما وارد شود كه در صورت تصويب قطعنامه پيشنهادي آمريكا كه احتمال آن بسيار بالاست، كشورهاي عضو سازمان ملل متحد كه ايران را نيز در بر مي‌گيرد، نه تنها اجازه ندارند در نفي هولوكاست سخن بگويند و موضع بگيرند، كه حتي بايد به محكوميت نفي‌كنندگان «هولوكاست» نيز بپردازند. موضعي كه حتي در چندين سال پس از جنگ جهاني دوم، به رغم حساسيت‌هاي بسيار بالاي افكار عمومي نسبت به هولوكاست در پيش گرفته نشده بود و امروز پس از برگزاري همايش نفي هولوكاست در تهران و مظلوم‌نمايي صهيونيست‌ها در افكار عمومي اعلام شد.تصويب اين قطعنامه، حتي مي‌تواند روزنه‌هاي بررسي و پژوهش درباره ابعاد هولوكاست را كه در چندين سال گذشته فراز و نشيب‌هايي را پشت سر گذاشته مي‌شد، نيز مسدود كند

محدوديت در پذيرش دانشجويان دختر !با افزايش آمار ورودي دانشجويان دختر نسبت به دانشجويان پسر در چند سال اخير، عده‌اي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي براي افزايش ورودي پسران به دانشگاه‌ها درصدد تهيه راهكار و برنامه‌اي جديد بوده و طرحي را در اين باره تهيه و ارائه داده‌اند.روز گذشته عده‌اي از نمايندگان طرح خود را در مجلس ارائه دادند كه اين طرح كه به استناد آمار سال تحصيلي 79-78 تهيه و تدوين شده است، نشان مي‌دهد آمار پذيرش دختران نسبت به پسران پيشي گرفته به طوري كه در حال حاضر 65 درصد دانشجويان دختر و 35 درصد پسر هستند.به اعتقاد اين گروه از نمايندگان اين مساله و اين شيوه ورود به دانشگاه مي‌تواند خطرات بسياري را براي كشور به همراه داشته باشد كه دولت و مجلس بايد هر چه زودتر توجهي جدي به اين قضيه داشته باشند.اين طرح كه چند سال پيش و يك بار در مجلس ششم هم مطرح شده بود، خيلي زود با واكنش وزارت علوم و بسياري از محققان و سياستمداران مواجه شد و حتي به طرح مساله به صحن علني نيز نكشيد. اما اين‌بار عده‌اي از نمايندگان مجلس به استناد آمار همان سال (79-78) يك بار ديگر خواستار محدوديت جنسي ورود به دانشگاه شدند.به گفته اين گروه از نمايندگان به ازاي هر دانشجوي دانشگاه دولتي در سال معادل يك ميليون و 600 هزار تومان از بيت‌المال هزينه مي‌شود كه دختران هر چه قدر هم تحصيل‌كرده باشند، با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي، نمي‌توانند در همه جاي اين كشور خدمت كرده و مشغول به كار شوند و اين به معناي هدر رفتن بيت‌المال است.از ديگر دلايل اين نمايندگان براي اعمال محدوديت جنسي ورود به دانشگاه‌ها، بالا رفتن سن ازدواج و افزايش طلاق است كه اين گروه معتقدند افزون شدن تعداد فارغ‌التحصيلان دختر در دانشگاه‌ها نسبت به پسرها، سن ازدواج و آمار طلاق را افزايش داده است.اين گروه از نمايندگان قداست خانواده را يادآور شده و احترام به اركان خانواده را يكي ديگر از دلايل طرح اين مساله عنوان كرده‌اند.به اعتقاد آنان قداست خانوادگي كه وجه امتياز اسلام به ديگر اديان و كشور ما به كشورهاي غربي است، نبايد به اين سادگي شكسته شود. براساس اين طرح، وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامي ملزم خواهند شد كه اجراي تعادل پذيرش براساس جنسيت را اعلام كنند.زادعلي طهماسبي نماينده لردگان و طراح اين موضوع با ارائه اين طرح به خبرنگار پارلماني «تهران‌امروز» معتقد است: واقعيت‌ها را بايد پذيرفت. وقتي دختران بدون اجازه پدر و همسر خود نمي‌توانند كار كنند و به شهرهاي دور بروند، ‌تخصص آنها به حال مملكت هيچ تاثيري ندارد. به گفته اين نماينده مجلس فقط تحصيلات دختران موجب افزايش اختلاف‌هاي خانوادگي و شكسته شدن حرمت خانواده مي‌شود.در مقابل شهريار مشيري، عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هفتم معتقد است، اساس انتخاب دانشجويان در مراكز آموزش عالي بايد برتري علمي و شايستگي و توانايي‌هاي علمي و عملي در ميان دختران و پسران باشد.به گفته وي اعمال اين نوع تبعيضات مربوط به زنان قرون‌وسطي است و در حال حاضر جهان نگاه جنسيتي را نمي‌پذيرد.از سوي ديگر انوشيروان محسني بندچي، نماينده چالوس و نوشهر در مجلس هفتم تاكيد دارد برخي از رشته‌ها مردانه است و طبيعي است وزارت علوم و تحقيقات از دانشجويان مرد در اين رشته‌هاي خاص استفاده مي‌كند و در رشته‌هاي زنانه نيز همين اتفاق رخ خواهد داد.طرح مذكور در شرايطي مطرح شده كه اعتراض گروهي ديگر از نمايندگان مجلس را برانگيخته است. اين طرح در شرايطي اعلام مي‌شود كه در سال 79 و با طرح نخستين‌بار اين مساله تاكيد شد فرصت ورود براي دختران و پسران به يك اندازه است و اين پسران هستند كه ترجيح مي‌دهند به جاي ورود به دانشگاه و پيوستن به خيل عظيم بيكاران فارغ‌التحصيل بعد از اتمام دوره متوسطه وارد بازار كار شده و از خير تحصيل بگذرند.

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط  

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط   | 

آیت الله سیستانی درپایگاه اینترنتی خودبه سوالاتی درخصوص ریش ومسایل مربوط به آن پاسخ داده است .ایشان درپاسخ به 28سوال شرعی دراین خصوص اینگونه پاسخ میدهد:

آيا تراشيدن موی صورت و باقی گذاشتن مو بر چانه حرام است؟
بنابر احتياط، ريش تراشی حرام است و تراشيدن موهای صورت كه بر روی دو فك روييده مشمول حكم ريش تراشی است امّا تراشيدن موی گونه ها، اشكال ندارد.

گاهی برخی شركت های اروپايی برای استخدام در شركت خود امتيازی برای افراد ريش تراشيده قايل می شوند آيا جايز است برای استخدام در آن شركت، ريش را تراشيد؟
بنابر حرمت ريش تراشی، چنانكه مقتضای احتياط است مطلب فرضی سؤال، جايز نمی شود.

من جوان هستم وبخشی از موی صورتم روييده آيا کوتاه کردن آن با پايينترين شماره ماشين اصلاح اشکال دارد؟
کوتاه کردن آن به مقداری که عرفا صدق ريش کند مانعی ندارد.
ريش زدن حرام است. البته با ماشين ته زن , يا با تيغ آيا کسی ازعلما هستند که احتياط واجب گفته باشند؟
زدن ريش , چه با تيغ وچه با ماشين ته زن, به احتياط واجب حرام است.

آيا والدين می توانند فرزندان خود را از گوش دادن به موسيقی روز ويا تراشيدن ريش منع کنند؟
حق دارند.

کوتاه کردن ريش با ماشين های ريش تراش برقی که ريش را از ته ميزند چه حکمی دارد آيا حرام است ؟
به احتياط واجب جايز نيست .

زدن ریش با ماشین که از ته نمیزند و چانه را با شماره کمتر چه حکمی دارد ؟
اگر به مقداری بماند که عنوان ریش صدق کند مانعی ندارد.

حد تحریم ریش زدن چقدر است ؟ آیا با ماشین زدن حرام است ؟
باید به مقداری موبماند که گفته شود ریش دارد.

آیا زدن ریش به وسیله دستگاه موزر اشکال دارد ؟
اگر به مقداری باشد که صدق ریش بکند اشکالی ندارد .

من طرفين صورتم را مى تراشم و قسمت چانه را باقى مى گذارم ـ ريش پروفسورى ـ آيا حرام است؟
به احتياط واجب جايز نيست.

زدن ريش با تيغ چه مساله دارد و در اين موضوع ميشه عدول كرد به مرجع ديگرى؟
بنا به احتياط واجب جايز نيست و نيست مجتهدى كه فتواى به حليّت داده باشد.

آيا گذاشتن ريش پروفسورى كافى است ؟
بنابر احتياط واجب كافى نيست .

تراشيدن ريش با تيغ در صورتى كه كل ريش را نزنيم چه حكمى دارد ؟
بنابر احتياط واجب كافى نيست .

آيا تراشيدن ريش با تيغ به نحوى كه مقدار بسيار كمى ريش بر روى صورت باقى بماند اشكال دارد ؟
اگر عرفاً صدق ريش بكند مانعى ندارد.

تراشيدن محاسن با ماشين ريش تراشى كه از ته مى زند اشكال دارد ؟
تراشيدن ريش به احتياط واجب جايز نيست .

احکام ريش چيست ؟ آيا زدن ريش اشکال دارد ؟
بنابر احتياط واجب جايز نيست .

در صورت حرمت تراشيدن ريش حدود آن كدام است؟
بنابر احتياط واجب نبايد تراشيده شود و در حدى ريش بگذارد كه در عرف گفته شود ريش دارد.

تراشيدن ريش با ماشين فيليپس چه حكمى دارد؟
بنابر احتياط واجب جايز نيست.

چرا تراشيدن ريش حرام است؟ منبع آن را لطفاً اعلام نمائيد.
بنابر احتياط واجب جايز نيست و دليل احتياط ممكن است وجود بعضى روايات غير معتبر و اجتناب از مخالفت مشهور و احتياط در دين.

تراشيدن ريش با تيغ يا با ماشين صفر آيا اشكال دارد؟ براى كسى كه صدق ريش نكرده چطور؟
بنابر احتياط واجب جايز نيست و تراشيدن موهاى نازكى كه از كودكى مىرويد اشكال ندارد.

آيا تراشيدن ريش از ته و يا بصورتى كه فقط در قسمت چانه حفظ شده و ما بقى تراشيده شود جايز است ؟
بنابر احتياط جايز نيست .

آيا گذاشتن ريش كه مستلزم حرج باشد جايز است ؟
اگر گذاشتن ريش مستلزم حرج باشد تراشيدن جايز است .

اقتداء كردن به كسى كه موى صورتش را با ماشين شماره صفر مى تراشد چه حكمى دارد؟
در جماعت بايد عدالت امام را احراز نمود

يك ملاك براى ريش بگوييد. آيا ريش مدل دار مجاز است؟
آنچه بنابر احتياط لازم است اين است كه مقدارى ريش بگذارد كه گفته شود ريش دارد.

آيا درآوردن توى ريش يعنى زدن تيغ در قسمت بالايى ريش و روى لپ ها حرام است يا خير؟
حرام نيست

آيا ريش پروفسورى كفايت مىكند؟ در صورتى كه بقيه صورت را با تيغ بتراشد؟
به احتياط واجب كافى نيست

تراشيدن ريش به اندازه اى كه صورت سفيد شود حكمش چيست؟
بنابر احتياط واجب جايز نيست.

تراشيدن ريش با تيغ يا با ماشين صفر آيا اشكال دارد؟ براى كسى كه صدق ريش نكرده چطور؟
به احتياط واجب جايز نيست ولى موهاى نرم كه قبل از بلوغ وجود دارد ريش نيست و تراشيدن آنها اشكال ندارد.

تراشيدن تمام صورت با لوازمى همچون تيغ صورت و … چه حكمى دارد ? در صورت حرمت حد مجاز آن چه مقدار مى باشد ؟
 بنا بر احتياط واجب جايز نيست و بنا بر احتياط بايد به مقدارى باشد كه صدق ريش كند .

زدن ريش بطوريكه بر روى چانه باقى باشد چه حكمى دارد ؟
بنا بر احتياط واجب جايز نيست

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

این است رسم مهرورزي؟ ؛ ما خناس و شما نخبه - مسيح علي‌نژاد: اينجا و اين صفحه، محل عبور و حضور كلماتي است كه مي‌بايد مهم‌ترين رخداد سياسي روز را تصويرگر باشند اما باور كنيم سخت است بر درگاه سياستكده‌اي ايستادن با كلماتي كه كمتر به كار مي‌آيند براي تاييد و تمجيد يا تشويق سياست‌پيشه‌گانش. و اين روزها سخت‌ترين روزهاست از اين جهت كه مهم‌ترين رخدادهاي سياسي به دست صاحبان دولتي شكل مي‌گيرد كه ما و كلماتمان براي تصويرگري آن رويداد، سخت در بيم و عتاب.عذاب از آن روي كه بي‌وقفه پي گامي، نامي، كلا‌مي يا تصميمي، تدبيري و تصويبي مي‌گرديم تا بي‌نقد و نفي، تنها در مدح و ستايش پديدآورندگانش قلم‌فرسايي كنيم اما يا نمي‌يابيم يا آنگاه كه مي‌يابيم و مي‌نگاريم، فردا همان تصميم و تصويب به دست خودشان ملغي مي‌شود.و عتاب از آن سوي كه ما را به واسطه نقد بسيار و گاه نق در گفتار و چه‌بسا سياه‌نمايي در كار، مورد عتاب و خطاب قرار مي‌دهند، غافل از آنكه اينجا صفحه سياست است و آنجا صحنه سياست و ما تنها آنچه در صحنه رخ مي‌دهد را به صفحه مي‌آوريم. يعني اگر صفحه به كرات از كردار و گفتار يكي سياه شد و پرطمطراق، فراموش نكنيم اين صحنه‌‌گردان است كه در عرصه قدرت و سياست هرگونه قدم زند، ما نيز بر صحنه سياست همانگونه قلم مي‌زنيم.اين همه مقدمه براي آن بود كه اين روزها باز هم صفحه‌هامان پر شد از صحنه‌گرداني رئيس دولت نهم آنگاه كه ميهمان ساكنان بهارستان بود و آنگاه دگر كه ميهمان اهالي جام‌جم.آقاي رئيس‌براي ميزبانان آن بزم نخست خويش، لا‌يحه بودجه سال آينده را برده بود و براي ميزبانان اين بزم دوم نيز گزارشي از عملكرد سال گذشته خويش.اما در اين هر دو رهگذر، رئيس دولت به بزنگاه‌هاي مهم و تاريخي رسيد كه مي‌بايد در كسوت بزرگ اين ديار ايفاي نقش مي‌كرد.هم در آن نشست اول كه او ترجيح داد در ميان نمايندگان معترض به پديده گراني، نشاني گوجه‌فروشان سر كوچه رئيس‌جمهور را بدهد و هم در اين نشست دوم كه باز هم ترجيح داد در برابر خبرنگاران نگران صدا و سيما بگويد نگران آينده كشور نيست، به اندازه كافي همفكران و همراهانش به اعتراض برخاستند اما آنچه مغفول مانده رفتار كاملا‌ شخصي و فردي آقاي رئيس‌جمهور است كه اندك تاملي در آن چه‌بسا روشنگر و بيانگر رفتارهاي اجتماعي و تصميم‌هاي سياسي شخص ايشان باشد.اگرچه در شرايط دشواري‌كه ايران و سياست‌ورزانش در ماجراي پرونده هسته‌اي و صدور قطعنامه و تحريم‌هاي مكرر طي مي‌كنند بر همه نقادان دلسوز است كه دولت را ياري رسانند تا مبادا تضعيف جايگاه اين دولت منجر به تضعيف جايگاه ايران پشت ميزهاي مذاكرات بين‌المللي شود اما آنگاه كه دولت در سطح كلا‌ن، خود را ملزم به بهره‌گيري از توان و ياري رساندن همه نيروهاي داخلي نمي‌داند، شايد گوش سپردن به برخي نكات خردتر بتواند حداقل راهي آسان‌تر را فراروي برخي تك‌روي‌ها قرار دهد.از جمله اين نكات خرد كه چه بسا بسياري از تصميمات كلا‌ن متاثر از آن خواهد بود، اعمال و رفتار شخصي و بروز رفتار يا كنشي از ناخودآگاه آدمي است. بي‌ترديد پيش‌تر و بيش‌تر از ما، در علوم و مباحث تخصصي و ديني تاكيد شده است كه انسان به ماهو انسان، در مقام بخشش و قضاوت آنگاه كه به <ديگري> مي‌رسد از غايت خويش ببخشد و آنگاه كه نوبت به <خود> او رسيد در راستاي همان تعالي شخصيت خويش <گذشت> پيشه كند و <تواضع.>از اين روي است كه در كنار معادلا‌ت خشك و مادي زندگي، چاشني اخلا‌ق مي‌تواند در برابر همه آن واكنش‌هاي بي‌سبب كه سايه‌اش بر عرصه‌هاي فردي و عمومي سنگيني مي‌كند، سببي باشد تا روند سخت زندگي اجتماعي را بر اهالي يك جامعه سهل سازد.با اين توضيح بنگريم به دو بزنگاه مهمي كه در حاشيه دو ميهماني آقاي رئيس‌جمهور پديد آمد تا هم ردي از اخلا‌ق بيابيم و هم رفتار و كردار بيروني و ظاهري ايشان را متاثر از اين خصيصه و خوي دروني تحليل كنيم. در ميهماني اول ، او براي آنكه تعريفي از يك غيرخودي <-ديگري-> ارائه دهد خزانه واژ‌گان خويش را بر اساس همان كنش دروني به گونه‌اي مي‌گشايد تا در پي آن <بدترين> القاب را به خدمت گيرد اما در ميهماني دوم براي آنكه تعريفي از <خود> ارائه دهد، <بهترين> القاب را به خدمت مي‌گيرد.يعني عامل گراني يا هر پديده ناميمون ديگر در روند فعاليت دولت ايشان <ديگري> است كه او با واژه <خناس> به خدمت‌شان مي‌رسد و عامل هرگونه نيكي و يا پديده ميمون از ديدگاه ايشان قطعا <خود> او است كه آقاي رئيس‌جمهور با واژه <نخبه> آن را به افكار عمومي معرفي مي‌كند.لبخند بر چهره ميزبانان اول رئيس دولت نهم در ساختمان بهارستان خشك شده بود آنگاه كه او قصور در دولت خويش را متوجه جماعت و اصحاب خبر كرد و به‌زعم خويش جاعلا‌ن خبر را <خناس> خواند. بدين‌ترتيب در ميهماني دوم نيز لبخند بر چهره ميزبانان ديگري خشكيد. آنگاه كه دو خبرنگار صدا و سيما از رئيس‌جمهور سوال كردند چرا از نخبگان كشور در اداره كشور بهره نمي‌گيريد و ايشان با نظم و ترتيب خاصي، نخبگان كشور را در 3 دسته خلا‌صه كرد. ابتدا با گفتن قيد اولا <خود> را به عنوان نخبه معرفي كرد، دمي بعد در نگاه پرسشگرانه خبرنگاران صدا و سيما ترديدي نبود كه حتما قيد دوم را به <ديگري> اختصاص مي‌دهد، اين اتفاق رخ داد اما اين بار مفهوم <ديگري> در دسته دوم و سوم تحت عنوان نزديكان آقاي رئيس در كابينه و فاميل‌هايي كه احمدي‌نژاد با آنها رفت و آمد خانوادگي دارد، گنجانده شد. به همين آساني اخلا‌ق غريب افتاد و كسي از رئيس دولتي اسلا‌مي نشنيد كه مومنانه بگويد: <دولت ما دست نياز به سوي همه نخبگان كشور دراز مي‌كند.> آري، به همين سادگي امروز باز ما مانديم و افزوني پرسش‌هايي ديگر بر انبان آن همه پرسش‌‌هاي بي‌پاسخ ديروزمان: آقاي رئيس‌جمهور! اين است رسم مهرورزي؟ ما <خناس> و شما <نخبه>؟ چگونه ممكن است اخلا‌ق، سرفصل رفتار يك مومن باشد اما مومنانه نگريستن به ديگران و فروتنانه نگريستن به خود در نگاه او غريب افتد.
آقاي رئيس جمهور،حرمت شهدا را نگه داريد!محمدجواد عليزاده:آقاي احمدي‌نژاد با اين‌كه در شعارهاي انتخاباتي خود و حتي در روزهاي نخست انتخاب خود، وعده داده بود، هر 45 روز يك بار در صحنه تلويزيون حاضر و گزارشي از اقدامات دولت بدهد، پس از مدت زمان طولاني و با گذشت نزديك به يك سال و نيم از رياست‌جمهوري‌اش، سه‌شنبه شب گذشته در «گفت‌وگوي ويژه خبري» شبكه دوم سيما حاضر و به سؤالات مطرح‌شده پاسخ داد. سؤال‌ها و جواب‌هايي كه پرسيده و پاسخ داده مي‌شد، صرف‌نظر از شيوه و نوع پرسش آنان كه به رغم طرح برخي مسائل، با حالت يك مصاحبه چالشي با رئيس‌جمهور فاصله زيادي داشت، جا دارد فرازهايي از آنها، نيز مورد چالش جدي قرار گيرد. اين نوشتار بر آن است تا يكي از محورهاي صحبت ايشان را كه در زمينه وضعيت سياست خارجي و اقدامات متقابل جهاني عليه ايران بود، مورد تجزيه و تحليل قرار دهد.محور اصلي اين فراز از سخنان رئيس‌جمهور، مراقبت بيشتر مسئولان در سخنان و مواضع خود بود و حال اين‌كه در سخنان همان شب رئيس‌جمهور، نشان چنداني از مراقبت و نگه داشتن حريم‌ها و مقدسات انقلابي به چشم نمي‌خورد. آقاي احمدي‌نژاد گفت: «افرادي كه در داخل هستند و مسئوليتي دارند بايد مراقب سخنان خود باشند. هر كس مي‌خواهد شهيد شود، لازم نيست در جنگ شهيد شود. هر كس براي خدا كار كند، در بستر بيماري نيز اگر فوت كند، شهيد مي‌شود».اين سخنان دكتر احمدي‌نژاد ناظر بر گفته‌هاي يكي از مسئولان كشور بود كه چند شب پيش، در برنامه گفت‌وگوي ويژه خبري، تهديد آمريكا و اقدامات مد نظر آنها را جدي ارزيابي و به لزوم هوشياري و دقت بيشتر در برخوردها تأكيد كرده بود.اين سخنان عالي‌ترين مقام اجرايي كشور از چند جنبه قابل ملاحظه است: حضرت اميرالمؤمنين و ديگر امامان ما اشتياق خود به شهادت در ميدان جنگ و در راه خدا را آنچنان به تصوير كشيده‌اند كه تنها نيم‌نگاهي به آنها، اهميت شهيد و شهادت را در اسلام و نوع نگاه اهل بيت(ع)، روشن مي‌سازد. از جمله اين‌كه اميرالمؤمنين(ع) در نهج‌البلاغه مي‌فرمايند: ان اكرم الموت القتل. و الذي نفس ابن ابي‌طالب بيده، لالف ضربة بالسيف، اهون علي من ميتة علي الفراش في غير طاعة الله. (خطبه 122): همانا گرامي‌ترين مرگ‌ها، شهادت است و سوگند به كسي كه جان پسر ابي‌طالب در دستان اوست، هزاران ضربه با شمشير، آسان‌تر است براي من از مردن در بستري كه براي غير طاعت خداست. آيا اين سخن آقاي رئيس‌جمهور با خلط بحثي كه ارايه كرده، به نوعي تضعيف جايگاه پيكار با دشمنان و سخناني كه در مذمت تن‌آسايي و راحت‌طلبي در بستر وارد شده،‌ نيست؟ آيا شعارها و آرمان‌هاي آقاي احمدي‌نژاد تغيير كرده و يا اين‌كه خداي ناكرده شك و شبهه‌اي نسبت به عملكرد اهل بيت و بزرگان براي ايشان به وجود آمده است؟
آقاي احمدي‌نژاد همانطور كه به صراحت و راحتي، در حالي كه قيمت مسكن در بدترين مناطق كشور هم با رشد بالاي 25 درصد روبه‌رو بوده است، رشد آن را 15 درصد ارزيابي كرد، يقينا در كمال راحتي و سهولت مي‌تواند، خطر تهديداتي را كه امنيت مرزي و اقتصادي كشور را تهديد مي‌كند، ناديده گرفته، دلسوزاني را كه هشدار برخاسته از تعقل و درايت مي‌دهند، به باد سخره و بي‌توجهي بگيرد. بلوكه كردن اموال ايران در بانك‌هاي معتبر خارجي، افت چشمگير قيمت نفت، اعزام كشتي‌هاي مين‌روب و ناوهاي هواپيمابر و بسياري موارد ديگر، اگر تهديد و نشانه اقدام جدي نيست، پس چيست؟
خود آقاي رئيس‌جمهور در سخنان خود مسئولان را زنهار مي‌دهند كه نسبت به مطالب و سخنان خود هشيار و مراقب باشند. پس چرا خود، بدون اندكي تعمق و تأمل، ارزش فرهنگ جهاد و شهادت، به عنوان اصلي ترين دستاورد دفاع مقدس را، با توجيه كار در راه خدا، به پشت‌ميزنشيني و دوري از صحنه پيكار با دشمنان واقعي تقليل مي‌دهند؟
آقاي احمدي‌نژاد اگر با جناح، فرد و يا گروهي خاص، مشكل سياسي و فكري دارد، دليل نمي‌شود كه حاصل خون قريب به سيصد هزار شهيد جنگ و نيم ميليون معلول و جانباز را كه در معركه نبرد، مردانه ايستاده و جان خود را فدا كردند، به باد لفاظي و شوخي گرفته، ندانسته و ناخواسته آن را انكار و نفي كند.
آقاي رئيس‌جمهور، چگونه در زمان انتخابات با چفيه و نمادهاي جنگ و شهادت در محافل حضور مي‌يافتيد و خود را وابسته و متعلق به شهدا به شمار مي‌آورديد، اما حال، ادامه دادن راه همان شهدا را در حالي كه كشور نياز به جان و مال مردم و مسئولان دارد، به ناسزا مي‌گيريد؟ اين سخنان شما در حالي ايراد شده كه ما در سالگرد «كربلاي 5»، عملياتي كه بيشترين شهيد و عزيز را از آغوش ملت جدا كرده، قرار داريم.
اين نكته را هم بايد خاطرنشان كرد كه خدا آن روز را نياورد، كه ديگر اصول و خطوط قرمز نظام، اسلام و انقلاب، اين‌چنين بازيچه كدورت‌هاي سياسي شده، به راحتي و در مقابل چشم هزاران مجاهد و عاشق، پايمال شده و از بين رود.
از اظهارات دكتر احمدي‌نژاد چنين برمي‌آمد كه عده‌اي به دنبال راه انداختن جنگ براي ايران هستند، تا نهايتا خود در آن شهيد شوند، اما يك واقعيت مهم در اين زمينه آن است كه معمولا عده‌اي خواسته يا ناخواسته منجر به آغاز جنگ مي‌شوند، اما آنان كه در اين ميدان خود را به آب و آتش انداخته، جان خود را بر سر دست گرفته و شهيد مي‌شوند، قهرمانان گمنام ديگري هستند، كه هيچ ادعا و سنخيتي با جنگ افروزان ندارند

+ نوشته شده در  شنبه 7 بهمن1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

همشهری- علي همائي نژاد - فاطمه عبدلي: مداحان موج نو ادعا مي‌كنند اگر اين كارها را نكنيم مردم جذب عزاداري نمي‌شوند.
روي صندلي نشستن برايش راحت نبود. از همان اول كه با مدير برنامه‌هايش (يا يك چيزي شبيه آن) آمد توي دفتر مجله، هنوز ده دقيقه نشده بود كه بنا كرد به جابه‌جا شدن روي صندلي و پايش را جمع كرد و تقريبا چهارزانو نشست.
بعدش هم در تمام مدت مصاحبه، همين كار را مي‌كرد. سه ربعي هم معطل شد تا مصاحبه شروع شد. سعي مي كرد خيلي دور و بر را نگاه نكند. آقاي منتظري هم حسابي ازش كار كشيد.
با نور و چادر مشكي و بازي‌هاي فرمي! هلالي زيرچشمي حواسش به همه چيز بود (البته فكر مي‌كرد ما نمي‌فهميم). خب اين‌جور حواس‌جمعي‌ها براي يك آدم مشهور، لازم است.  
از شهرت، لذت مي‌بريد؟
معصوم (ع) فرموده‌اند كه الشهره بلاء عظيم، يعني شهرت در مسير خوبش هم باشد، باز هم بلا است.
پس چرا از اين بلا جلوگيري نمي‌كنيد؟
دست ما نيست كه. بخواهيم يا نخواهيم در مسير شهرت قرار مي‌گيريم. همة آدم‌هايي كه زياد در انظار ظاهر مي‌شوند اين‌جوري‌اند.
بالاخره دست خودتان است. بعضي‌ مداح‌ها اجازه نمي‌دهند ازشان عكس و فيلم بگيرند.
اين كار خودخواهي است. اين كه من بخواهم خودم را در حيطة خودم نگه دارم به خاطر اين كه آسيب نبينم. اين مسأله آسيب دارد، اما نفع هم دارد. خيلي از جوان‌ها هستند كه به سمت ابي عبدالله آمده‌اند با همين چيزها. اگر صداي افرادي كه از ايشان صحبت مي‌كنيد پخش مي‌شد، شايد سببي مي‌شد براي جذب جوان‌ها.
اما اين جذب، جذب به مجلس امام حسين نيست، جذب به سبك و آهنگ شما است.
وظيفة ما آماده كردن دل جوان‌هاست. معارف، كار روحاني‌ها است. من بايد اين جوان را بياورم پاي روضة اباعبدالله بنشانم. بقيه‌اش ديگر كار منبري و سخنران است.
در مجالس شما كه حجم سخنراني، روضه و نوحه كم شده، همه‌ مجلس شما شده شور و از خود بيخود شدن.
اصلا اين‌طور نيست. اين سي‌دي‌ها را گلچين مي‌كنند و فقط شور را مي‌گذارند. چون مخاطب زيادي دارد. ما اول غزل امام زمان مي‌خوانيم، بعد زيارت عاشورا. بعد غزل مصيبت، روضه، واحد و شور. يعني يك برنامة كامل. قبل از جلسه قرآن مي‌خوانند. بعد احكام مي‌گويند براي بچه‌ها. بعد هم سخنراني.
پس اين را قبول نداريد كه جوان‌ها جذب سبك خواندن شما و همين هيجان و شور مي‌شوند، نه مجلس ابي‌عبدالله؟
نه اين‌طور نيست. ما جرقه‌ايم. بالاخره بايد يك جرقه‌اي باشد. من هم روز اول كه رفتم در دستگاه ابي‌عبدالله، رفتم دنبال قيمه! بعد رفتيم طبل و دهل را ديديم. بعد خدا رحمت كند شهيد صابري را، گفت شما صوتت قشنگ است قرآن بخوان. بعد كم‌كم مداح نداشتند مجبور شدم من بخوانم. دوازده ساله بودم و يادم است يك شعر «برمشامم...» را فقط آن موقع بلد بوديم. كه خواندم و خيلي هم خراب كردم و در رفتم!
اما يك‌سري هوادارهاي شما دقيقا به ديد موسيقي، نوار شما را مي‌خرند.
اين‌طور نيست كه همه براي موسيقي بيايند. من نمي‌گويم كه هر كي مي‌آيد جلسة من براي ابي‌عبدالله مي‌آيد. دليل‌هاي خودشان را دارند. رضا هلالي شايد براي ريا بيايد، ولي همه اين‌طور نيستند. دايرة امام حسين(ع)، از بعد هدايت و رحمت بسيار وسيع است؛ بنده كسان زيادي را ديدم كه تغيير و تحول پيدا كردند و به خدا رسيدند.
رضا هلالي مخاطباني را تربيت كرده كه بعضي از آن‌ها فقط به خاطر سبك مي‌آيند. مي‌آيند موسيقي گوش بكنند. احساس گناه هم نكنند..
من حداقل كاري كه كرده‌ام اين بوده كه 2 هزار تا جوان هر جمعه با ديدگاه‌هاي مختلف مي‌آيند در جلسة ابي‌عبدالله مي‌نشينند. همين كه دو سه ساعت دنبال خطا و خلاف نمي‌رود، دنبال اشتباه نمي‌رود، براي من افتخار است.
فرض كنيد من يك جوان معمولي هستم. مهم اين است كه هيجان دارم. وقتي شور در مجلس شما غالب است، مي‌آيم كه انرژي‌ام را تخليه كنم. شما حتي مثل بعضي پارتي‌ها بالا و پايين مي‌پريد.
اختصاص شور براي جلسه فقط يك ربع است.
واقعا؟
واقعا‌. شايد محرم بشود نيم ساعت. اما چون گلچين مي‌كنند و مي‌گذارند، فكر مي‌كنيد كه همه‌اش شور است. مثلا در هفتگي‌هايمان واحد نداريم و از نوحه مي‌رويم توي شور. چون برنامه‌مان، يك ساعت و نيم بيشتر نيست. ما بايد همة اين‌ها را در يك ساعت و نيم انجام بدهيم. نمي‌شود دوسه ساعت مردم را بنشانيم كه.
از اين يك ساعت و نيم چقدرش شور است؟
يك ربع. نهايتا بيست دقيقه. شما فكر كن همة اين‌ها را بخواهيم ما در اين زمان بگنجانيم، چقدر مي‌توانيم مردم را بنشانيم گريه كنند و سينه بزنند؟
يعني روضه و غزل و دعا و نوحه و زمينه و واحد به اضافة زيارت عاشورا در يك ساعت و نيم خوانده مي‌شود و يك پنجم آن شور است. يك پنجم زياد نيست؟
نه. بعضي موقع‌ها هم نشسته سينه مي‌زنند. مستمعين هم مختلف‌اند. خيلي‌ها مي‌گويند روضه كم مي‌خواني. يكي هم مي‌گويد آقا شور كم مي‌خواني. اين سليقه‌اي است.
ما مي‌توانيم جوان را به هر قيمتي به مجلس امام حسين بياوريم؟ با ترانه‌هاي عاشقانه يا حركت‌هاي صرفا احساسي؟
نه‌خير.
خب چرا مثلا شور آقاي [...] مي‌شود دو دقيقه و شور شما اين‌قدر طول مي‌كشد؟
چقدر مستمع دارند ايشان؟ در هفته شايد 60 نفر. آن هم با چه گروه سني. اما مستمع هفتگي ما حدودا دو هزار نفر است و غالبا جوان هستند. از هشت هزار نفر هم بيشتر مي‌شود.
اين چيزي را اثبات نمي‌كند. مگر جمعيت زياد بيايد مهم است؟ نحوه عزاداري مهم نيست؟
آقاي [...] استاد هستند و خيلي هم بزرگ هستند. اما ايشان اگر با آن سبك بخواهد بخواند، از 60 نفر مستمعين‌اش چند نفر جوان هستند؟ 20 نفر. حالا اين 2 هزار تا جواني كه به مجلس هلالي مي‌آيند، اگر مجلس هلالي نيايند و مجلس او هم نروند كجا خواهند رفت؟
ولي نبايد كه از يك وسيلة غلط براي هدف درستتان استفاده كنيد.
خب اين وسيلة غلط چيست؟
مثلا وقتي كه شما با آهنگ شادمهر نوحه مي‌خوانيد، در ذهن من همان ترانة عاشقانة او تداعي مي‌شود.
من نگفتم كه اشتباه نكردم، گفتم خوانده‌ام ولي به اندازة اين انگشت‌هاي دست هم نبوده. اين را هم اول يكي ديگر خواند، من واقعا‌ لذت بردم. نمي‌دانستم. گفتم اين را بده من بخوانم و بعد خواندم، چون من مشهور بودم، مشكل پيش آمد.
آقا هم نه دعوا كردند با كسي، نه گفتند كه اين‌هايي كه تا حالا خوانده‌اند اعدامي‌اند. خيلي قشنگ فرمودند شما كه مي‌توانيد سبك‌هايي ابداع كنيد و خودتان بخوانيد، بهتر است از اين استفاده كنيد. و من بعد از اين مسأله فكر نكنم چيزي خوانده باشم كه يك درصد مثلا آن‌ور آبي باشد. در ضمن مثلا خيلي از اين آهنگ‌ها، آهنگ‌هايي بوده كه از صدا و سيما و راديوي جمهوري اسلامي‌ پخش شده. من بيش از صدها سبك و ملودي خوانده‌ام تا الان. از اين تعداد همه گير داده‌اند به چي؟ به هميني كه اندازة انگشتان دست نيست كه گاهي ندانسته هم  بوده.
به هر حال اين كه شما شروع كنندة اين جريان بوده‌ايد و حالا بعضي‌ها همان روال را ادامه مي‌دهند، مسؤوليتي را متوجه شما نمي‌كند؟
من به آن‌ها تذكر داده‌ام كه اين كار را نكنيد. اگر هم من كردم اشتباه كردم. اما از من كه حرف شنوي ندارند.
يعني الان به اين دقت داريد كه كار خطايي نكنيد كه بعدا يكي از شما الگو بگيرد؟
البته اگر خودشان را رقيب ندانند. چون يكي از اين مداح‌ها مي‌گفت كه ما بالاخره نفهميديم كه ما اداي رضا هلالي را در مي‌آوريم يا رضا هلالي اداي ما را(!) من چطور مي‌توانم به اين بگويم كه فلان كار را نكن؟
آهنگ‌هاي بنيامين چطور؟ به نظر شما آيا سبك و مدل بنياميني شايستة مجلس امام حسين(ع) هست؟!
آن موقع هنوز نوارش نيامده بود. توي موبايل‌ها بود. ما فكر نمي‌كرديم كه اين بخواهد ترانة بدي باشد. آهنگ هم مال مثلا فلان خوانندة آن‌ور آبي نيست. مال خود ايران است. هنوز هم آقاي بنيامين در كار نبود. اگر هم بود اسمش وحيد بهادري بود كه در مجلس روضة آقاي [...]‌ مي‌آمد. پس هم موجه است اين شخص، هم آهنگش آن‌ور آبي نيست، ما هم استفاده كرديم و خوانديم. تا گل كرد، نوار آقاي بنيامين هم بعد از آن آمد بيرون. تقصير ما چيست آقا اين وسط؟
به نظرتان اين سبكي كه مي‌خوانند، يكي حسين حسين مي‌گويد و يكي رويش نوحه مي‌خواند كار درستي است؟
همه‌اش اتفاقي بوده. فــكر نكن كه ما نشســتيم با همديگر هماهنگ كــرديم كه من اين‌جا را مي‌خوانم شما اين‌جا را بخوان.
باور كردني نيست. دفعه اول ممكن است اتفاقي باشد، اما تعداد شورهايي كه با اين سبك خوانده شده‌اند كم نيست. نتيجه‌اش هم اين مي‌شود كه ماشيني كه از كنار من رد مي‌شود،  من همان دوپس دوپس را  مي‌شنوم. در حالي كه حسين حسين مي‌گويد.
خب اين هم يك سبك است آقا. يك سبك خواندن است.
البته ما كه فقط «سين»‌اش را مي‌شنويم.
نه. من نام حسين را كامل مي‌گويم.
اشعاري را كه به افراد توهين مي‌شود و به حيوان تشبيه مي‌شوند  مي‌پسنديد؟
من نمي‌خوانم. اما در مجلس خصوصي خودمان شايد. مي‌گويند انسان اشرف مخلوقات است چرا به‌اش مي‌گوييد سگ؟ من مي‌گويم شما انسان باش من همان سگ هستم.
شما مي‌گوييد نمي‌خوانيد ولي بعد مي‌گوييد اشكالي هم ندارد. اگر اشكالي ندارد پس چرا نمي‌خوانيد؟
چون عام نمي‌پسندد. شايد آن دركي كه من داشته باشم از اين مسأله، عام نداشته باشد.
فقط بحث عام است؟ علما اين كار را تأييد مي‌كنند؟ اين كار، با دين تعقلي منافات ندارد؟
خيلي از بزرگان ما بوده‌اند كه در اشعارشان كلب را آورده‌اند.
شعرهايي كه  در وصف خط و خال و چشم و ابروي اهل بيت گفته مي‌شود چطور؟
آقا فرمودند از شجاعت، دلاوري، عبادت، ايثار و اخلاص او بگوييد. حالا اگر يك بند هم از زيبايي او بگوييد...
و شما هم اين كار را كرديد؟ يعني واقعا اگر كسي نوحه‌هاي شما را گوش كند وجوه معنوي امام حسين(ع) را مي‌شنود؟
بله آقا. يك نمونة اين نوحه‌هاي خوب اين است. «استاد نبرد و ميدان/ بر جسم همه عالم جان/.../ بر تخت دليري سلطان.../ آن موج خروشان عشق/ آن صاحب دستان عشق/ روح و سر و سامان عشق»
با لطمه زدن به بدن موافق‌ايد، حتي اگر ادا باشد؟ صورت‌هاي بعضي‌ها كه از روضة شما و بعضي مداح‌هاي ديگر بيرون مي‌آيند، داغان است.
من كه نمي‌توانم جلوي شما را بگيرم بگويم كه داري لطمه مي‌زني يا داري ادا درمي‌آوري. ببين، در مجلس امام حسين(ع) ريا‌يش هم قبول مي‌شود. آن‌قدر بزرگوار هستند. ما بر طبق روايات حرف مي‌زنيم، من حرف نمي‌زنم. ما اصلا تباكي كردن داريم در مجلس اهل‌بيت. مثلا دارند روضه مي‌خوانند، حالت گريه را بگيريم ثواب دارد. من هم نمي‌توانم بگويم اين دارد الكي ادا درمي‌آورد يا اين كه دارد گريه مي‌كند. من وظيفه ندارم به ديگران نگاه كنم. من وظيفه‌ام اين است كه خودم درك كنم كه چه‌كار دارم مي‌كنم. آن‌هايي هم كه به سر و صورتشان لطمه مي‌زنند خودشان مسؤول كار خودشان هستند.
ببينيد، مقدار زيادي از توجه جوان‌ها در حوزة دينداري به جاي تعقل، دارد مي‌رود به سمت اين كه با مداحي حال كنند. يعني دنبال حرف حساب يك روحاني برجسته نمي‌روند.
خب، توي اين برهه چه چيزي هست كه اين جوان اگر برود به سمت آن بهتر است تا بيايد اين‌جا؟ روحاني‌ها بايد بيشتر كار مي‌كردند. اين ضعف از منبر بوده شايد. اگر آن منبري به نحو احسن وظيفة خودش را انجام مي‌داد، شايد الان وضع جامعه اين‌طوري نبود، بعضي‌ها مي‌خواهند تقصير همه مشكلات اجتماعي را به گردن چند تا مداح بيندازند. حالا كه ما باز هم در اين برهه توانستيم عده‌اي از اين‌ها را حفظ كنيم؛ الانش هم كه داريم مي‌گوييم آقا تشريف بياوريد منبر برويد، خيلي از آقايان نمي‌آيند. مثلا، به خاطر اين كه مي‌گويد  افت‌دارد. براي كساني صحبت كنم كه آمده‌اند براي رضا هلالي. مگر هلالي چه‌اش هست؟
به هر حال مداحي‌هاي امروز مي‌تواند كمكي بكند كه بار تعقل ديني تقويت بشود؟
به اندازه‌اي كه من بتوانم تأثيرگذاري داشته باشم روي مستمع خودم. اصل كار دست منبر است آقا! دست روحاني است. من هم در كنارش، به اندازة سنم.
وقتي دل رقيق مي‌شود و آمادة پذيرفتن معارف دين مي‌شود، اين روحاني كجاست كه بيايد و اين معارف را بگويد؟ يا هر كس ديگري كه قرار است اين كار را بكند. وظيفة رضا هلالي اين نيست كه هم احكام بگويد، هم منبر باشد و هم معلم و مربي تربيتي.
حتي اگر به گفته خودتان 8 هزار نفر مستمع داشته باشيد؟ شما و بقيه مداح‌ها به رسانه تبديل شده‌ايد. وقتي اين‌قدر برد داريد، بايد مراقب همه چيز باشيد.
آقا من قرار نيست هم بشوم شيخ حسين انصاريان و هم بشوم رضا هلالي. بچه‌هايي كه دارند مي‌آيند هيأت، بايد مقرب‌تر بشوند. بايد به سمت خدا بروند. بايد بندگي‌شان با وضوح‌تر بشود. من همة اين‌ها را قبول دارم. ولي اگر نشود قرار نيست من اعدام بشوم. چرا ما نبايد حمايت بشويم؟ بيايند مشكلات ما را بگويند، راهكارها را هم بگويند، كمك كنند. بعد از من هم بخواهند. بگويند اين كار را بكن، آن كار را بكن. من هم روي چشمم. شما بگو تو اين زمانه بد با چه بهانه‌اي مي‌توانيد 8 ، 10 هزار تا جوان را جمع كنيد يك‌جا؟
حالا برويم سراغ شايعاتي كه اطراف اسم شماست. جايي گفته بوديد قضية پرادوي شما شايعه است. از اول شايعه بوده يا الان شايعه شده؟!
نه. چون تو روزنامه يك شخصي آمد نوشت پابرهنه مي‌رويم كربلا با پرادوي هفتاد ميليون توماني برمي‌گرديم، شايعه شد. بعدش هم معذرت خواستند. اما چيزي عوض نشد، حرف ديگر افتاد تو دهن‌ها، بعضي‌ها هم دامن زدند...
قديم‌ها كه سوار مي‌شديد!
نه. يك بار در پرادوي كس ديگري و بغل دستش سوار شده بودم.
زانتيا چي؟
زانتيا چرا، سوار مي‌شدم.
 از كجا؟
براي كسي بود، امانت مدتي دست من بود 1 يا 2 ماه، اما به نام ما تمام شد. من 15 شب روي رفاقت رفتم خواندم. آمدند گفتند تو نوكر مادرمان هستي، بايد يك وسيله زير پايت باشد. خودشان آمدند يك ماشين براي ما گرفتند، سندي هم به نام ما نزدند. اما به نام ما تمام شد كه اين ماشين مال من است. در صورتي كه صاحب اين ماشين من نبودم.
اصـلا چرا قـبول كـرديد؟ اين‌جور كارها آدم را كم‌كم بــه مســائل حـاشيه‌اي نمي‌كشاند؟
من كه توي مجلس مي‌روم پول نمي‌گيرم. هر جا كه بخواهيم برويم كار كنيم، هم كه شأن ما نيست. چلوكبابي بزنيم، مي‌گويند رضا هلالي رفته چلوكبابي زده. بروم ساندويچي بزنم يك چيز مي‌گويند. بروم كار آزاد پوشاك بكنم، مي‌گويند هلالي فلان.
چه كار بكنم؟ بايد بروم تو يك دفتري بايستم مثلا 120 تومان 150 تومان، با يك ديپلم. بعد من چطوري مي‌توانم پاسخگوي اين همه چيز باشم. از رضا هلالي انتظار دارند كه تو خانه‌اش پر از گوني برنج باشد. كه يك نفر اگر آمد گفت آقاي هلالي من مستضعف‌ام، من گرفتارم، كمكش كند. همين‌طور خانوادة من. چرا پدر و مادر من هنوز بايد مستأجر باشند؟
مجموعة فرهنگي ما بايد يك فكري به حال رضا هلالي‌ها بكنند، يك برنامه‌اي براي رضا هلالي بريزند كه مجبور نباشد به خاطر گذشتن اموراتش هر چيزي را قبول كند.
الان چه ماشيني داريد؟
الان هيچي. به من مي‌گويند خانه‌ات پاسداران است. وضع مالي‌ شما توپ است يا ثانيه‌اي پول مي‌گيري، خدا شاهد است اصلا اين‌طوري نيست. الان تهران‌پارس مي‌نشينم. قبلا هم مجيديه بودم.
رابطه‌تان با مداح‌هاي ديگر چطور است؟
من با هيچ‌كدام از مداح‌ها الان رابطه ندارم. الان هيچ‌كدام از مداحان تحويلمان نمي‌گيرند...
چرا؟
به خاطر آن فيلمي كه از من پخش شد. كسي هم زنگ نزد از من بپرسد كه چي شده. چي هست چي نيست. انگار منتظر بودند.
مي‌شود راجع به ماجراي سي‌دي صحبت كنيم؟
آن فيلم كه از من پخش شد فيلم همسر شرعي و قانوني و دائم من بود كه ناجوانمردانه آن را دست عموم پخش كردند.
چه كسي فيلم‌برداري كرده بود؟
خواهر خانمم.
چطور خواهر زن شما فيلم را بيرون داد؟
خواهر زن من نداد بيرون. تلفن را برده بودند براي تعمير. از توي كارت حافظه كپي شده بود روي گوشي. بردند تعمير بكنند كه به بيرون درز كرد. و پاساژ[...] كه پخش سي‌دي‌هاي ما را مي‌كردند، متأسفانه يكي دو تا از اين مغازه‌هايشان آمدند سي‌دي را چاپ كردند به صورت وسيع و پنج هزار تا پنج هزار تا در ميادين شهر پخش كردند. كسي هم نيامد پيگيري بكند. ما كه نبايد مي‌گذاشتيم از خانواده‌مان فيلم بگيرند. ولي معلوم نشد اين حريم خصوصي فقط مخصوص بازيگرهاست يا شامل بقيه هم مي‌شود!
فرض كنيم شما در اين ماجرا كاملا مظلوم واقع شده‌ايد. آن موقع كه خواهر خانم‌تان داشت فيلم مي‌گرفت نبايد بيشتر حواستان را جمع مي‌كرديد؟
من نگفتم خطا نكردم. اما ديگر اين را فكر نمي‌كردم كه توي آشپزخانة خانة مادر خانمم كه نشسته‌ام، آن‌جا هم قرار است يك فيلمي در بيايد كه در كل ايران پخش بشود. خودم هم ديدم فيلم را داشت مي‌گرفت، گفتم چه كار داري مي‌كني، گفت دارم عكس‌هام را چك مي‌كنم. يعني دروغ به من گفت. حالا اشتباهي است كه كرده. فيلمي است كه پخش شده و همه هم ديده‌اند و هر كسي هم يك اظهارنظري كرده. اما الان بعد از گذشت اين همه مدت، چرا من را منع‌ام مي‌كنند از منبرها؟ چرا منع‌ام مي‌كنند از صدا و سيما كه نبايد پخش بشود؟
شما به عنوان يك مداح نمي‌توانيد بگوييد من هم اشتباه دارم مثل آدم‌هاي ديگر. وضع شما فرق مي‌كند.
بله حسنات الابرار سيئات المقربين. اما انسان ممكن‌الخطاست، براي يك دانش‌آموز كه تجديد مي‌گيرد، گوشش را مي‌كشند. نه سرش را ببرند. الان دارند سر من را مي‌برند.
شده تا حالا بگوييد كه من امسال مثلا يك چيز جديد جور كنم كه كف همه ببرد.
نه اصلا، ما براي رقابت يا پوززني نيامديم. اما امسال مي‌خواهم سبك را كمي عوض كنم. برنامه را آرام‌تر مي‌كنم؛ كه هم مستمعين و هم خودم كمتر اذيت بشويم.
پول هم مي‌گيريد؟
نه آقا صله مي‌گيرم. تعيين نمي‌كنم. صله يعني هديه، هديه را كه تعيين نمي‌كنند.
رقم بگوييد.
نه آقا تو رو خدا. استغفرالله.
در مورد مريد و مراد بازي نظري نداريد؟
خوشم نمي‌آيد. اصلا. جدا مي‌گويم.
لابد به‌اش دامن هم نمي‌زنيد؟
اصلا. سعي مي‌كنم تا آن‌جايي كه بتوانم مريد و مرادبازي راه نيندازم. چون نه به سن من مي‌خورد و نه جنبه‌اش را دارم.
اگر پيش بيايد جلويش را مي‌گيريد؟
شما همين ماجراي لباس را ببينيد، تا ديدم دارد مد مي‌شود عوضش كردم. اما من نمي‌توانم دل كسي را بشكنم. يعني هيچ‌وقت به خودم اين اجازه را نداده‌ام، نمي‌توانم طرف كه مي‌آيد جلو بگويم بلند شو برو. با اين كه مي‌دانم شايد به من ضربه بزند. دوست ندارم دل كسي را بشكنم. تا حالا هم نشكسته‌ام. هيچ وقت.
خوشتان مي‌آيد كه جوان‌هاي زيادي مدل ريش و لباس و تسبيح گرفتن شما را تقليد مي‌كنند؟
خوشحال‌ام. چون اين مدل ريش من و اين لباسي كه من مي‌پوشم اشتباها به اسم لباس شمشيري عبدالرضا هلالي معروف شده، مال بچه‌هاي جبهه بوده. متأسفانه به مرور زمان از يادها رفت. يعني تيپ مداحي شد كت و شلوار كه مال انگليسي‌ها است. حالا چرا نبايد اين تيپ مال خودمان باشد؟ تيپ بچه‌هايي كه فداكاري كردند براي دين‌مان، براي انقلاب‌مان. انگشتر خاصي هم نينداخته‌ام. محاسنم هم... آزادي است ديگر. ما دوست داريم كه اين‌طور باشد.
از محضر استادان استفاده مي‌كنيد؟
من از محضر تمام مداحان استفاده مي‌كنم. هر چيزي كه زيبا باشد من استفاده مي‌كنم.
نه، يعني اين كه برويد بگوييد آقاي فلاني من آمده‌ام تلمذ. من مداح هستم و اين همه به من اقبال شده، آمده‌ام از شما اصول را ياد بگيرم. اصلا استاد اخلاق داريد؟
قرار نيست بگويم كه آقا. بله. اسمش را نمي‌توانم بگويم.
اسمشان را نمي‌خواهيم، فقط مي‌خواهيم بدانيم داريد يا نه.
بله آقا، هستند. مگر مي‌شود من بدون اين كه كسي را داشته باشم، بخواهم بروم همين‌طوري. آدم بايد زانو بزند. بايد سر سفره بنشيند.
قبول داريد كه سليقة مردم را مي‌توانيد عوض كنيد؟
بله.
آيا غير از اين كه به اين فكر كنيد كه برنامه‌ام چطور پرمخاطب‌تر باشد و حس و حال بيشتري داشته باشد، به اين فكر مي‌كنيد كه هر بار كاملش كنيد و چيزي به آن تزريق كنيد؟
همة سعي و تلاشم بر همين است كه بتوانم جوان‌هاي بيشتري را بياورم پاي منبر امام حسين(ع). با اين دستگاه، با اين حركت، با همين بحث عاشورا بيشتر آشنا بشوند. فقط محدود به روزهاي دهه عاشورا نكنند. در كل سالشان بتوانند با امام حسين(ع) آشنا بشوند.
اگر روزي به اين نتيجه رسيديد كه اين سبك و سياق درست نيست و ضربه مي‌زند، يا ماندگار نيست و چيز مفيدي نيست، آيا حاضريد به همان سبك و سياق قديمي‌ها روضه بخوانيد، حتي اگر تا مدت‌ها هيچ مخاطبي نداشته باشيد؟
آدم هميشه بايد اشتباهات خودش را قبول كند. اگر اشتباهي مي‌كند آن‌قدر مرد باشد و شجاعت داشته باشد كه بگويد من اشتباه كردم. اما تا آن‌جايي كه فكر مي‌كنم، راه و هدفمان انشاءالله مسير امام حسين(ع) است. در مسيرمان هم اشتباهات زيادي داريم، داشتيم و خواهيم داشت. هميشه هم سعي بر تصحيح كارهايمان داشتيم.
 شما اين همه هوادار داريد و بعد ادعا مي‌كنيد از طرف بزرگان مهجورهستيد و جرياني كه شروعش با خودتان بوده از شما حرف شنوي ندارند. از اين وضعيت راضي هستيد؟
كسي كه مي‌خواهد كربلايي بشود، زندگي در دنيايش بدون بلا نيست.
حاضريد چه كاري بكنيد كه از اين وضع در بياييد؟
اين وضع خوب است آقا! بد نيست. فقط ناموسي‌اش يك خرده ناراحت كننده است. والّا تو سر من زدن و اين كارها يك چيزهاي طبيعي است. بگذريم كه يك عده هم از روي ناداني حركاتي مي‌كنند. اين را نبايد به پاي همه گذاشت. همة مردم اين‌طوري نيستند. خيلي هم به ما محبت دارند.
ببينيد، با تمام اتفاقاتي كه تا به حال افتاده و با آن چند هزار نفري كه مستمع داريد، اگر همين روال ادامه پيدا كند، فكر نمي‌كنيد رضا هلالي باز مي‌شود قهرمان و مي‌رود بالا؟
آخر ما دنبال قهرماني نيستيم.
شما كه مي‌گوييد اهل مريدپروري نيستم، جلوي اين موضوع را مي‌گيريد؟
چه‌جوري جلويش را بگيرم. جز سكوت و صبر؟
فكر نمي‌كنيد كه چند سالي برويد و نباشيد مثلا برويد خانه براي دل خودتان بخوانيد.
نمي‌شود. دوست ندارم. اگر وظيفه گردنم نبود اين كار را مي‌كردم. به چه قيمتي من بروم كنار؟ به اين قيمت كه خيلي از بچه‌هايي كه شايد ما را دوست دارند و مي‌خواهند با اين نواها به يك جايي برسند نااميد بشوند؟ شايد حس كنم كه مي‌توانم تقدير آن‌ها را تغيير بدهم. 
 اين را قبول داريد كه خيلي زود به شهرتي رسيديد كه بعدا پدرتان را درآورد؟
صد در صد. همين‌طور است. ما غوره نشده مويز شديم. البته خواست خداست هميشه. حالا نمي‌دانم چه حكمتي در كار بوده اما اين‌طوري شد ديگر. نمي‌دانم.
پيش خودتان نمي‌گوييد اي كاش به اين شهرت نمي‌رسيدم؟
اي كاش كه خالص بوديم در راه امام حسين(ع). اين بهتر است.

نظر مراجع و علما
مقام معظم رهبري
بنا مي‌كنند از چشم و ابروي آن بزرگوار تعريف كردن. مثلا قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌هاي قشنگش بوده؟ اصلا شما مگر اباالفضل را ديده‌ايد و مي‌دانيد چشمش چگونه بوده؟ قد رشيد كه خيلي در دنيا هست. ورزشكارهاي زيبايي اندام كه خيلي هستند.
يكي از برادران مداح گفت ما اگر از شعرهاي خوب و شعراي بزرگ، شعر انتخاب كنيم، مردم نمي‌فهمند؛ بنابراين مجبوريم از اين شعرها استفاده كنيم. اين‌طوري نيست. من اين را قبول ندارم. وقتي با زبان شعر با مردم حرف بزنيد، هر چه شعر پيچيده هم باشد، وقتي مداح با هنر مداحي خود توانست اين را كلمه به كلمه به مردم القا و مخاطبه كند، در دل مردم اثر مي‌گذارد.
من شنيده‌ام در مواردي از آهنگ‌هاي نامناسب استفاده مي‌شود. مثلا فلان خوانندة طاغوتي يا غيرطاغوتي، شعر عشقي چرندي را با آهنگي خوانده؛ حالا ما بياييم در مجلس امام حسين و براي عشاق امام حسين(ع)، آيات والاي معرفت را در اين آهنگ بريزيم و بنا كنيم آن را خواندن. اين خيلي بد است. خودتان آهنگ بسازيد.
آيت‌الله العظمي مكارم شيرازي
گاهي از گوشه و كنار زمزمه‌‌هايي مي‌شنويم كه خيلي زننده است. «لااله الا فاطمه الزهرا» يا «لا اله الا زينب» كسي كه اين سخن را مي‌گويد، اگر بفهمد كه چه مي‌گويد، استكاني كه از آن چاي مي‌خورد را بايد آب كشيد.
من خواهش مي‌كنم كه در مجالس خود، عزاداران را به درآوردن پيراهن تشويق نكنيد. چون اگر ناظر نامحرم در مجلس باشد، اين كار قطعا گناه است و اگر هم اين‌طور نباشد، مي‌دانيد كه ما در زماني زندگي مي‌كنيم كه اين صحنه‌ها به راحتي فيلم‌برداري مي‌شود و به سراسر دنيا فرستاده مي‌شود.
با دست خود به بدن آسيب‌ رساندن درست نيست. ما نبايد مردم را به اين كارها تشويق كنيم.
واعظ هنرمند و مداح هنرمند كسي است كه بتواند از كنار مصيبت رد شود و در همان حال مردم را تحت‌‌تأثير قرار دهد. خواندن روضه‌هاي سخت و سنگين براي گريه گرفتن از مردم هنر نيست، هنر آن است كه بتوان در حواشي مصيبت، مردم را بگريانيد.
مرحوم آيت‌الله العظمي تبريزي
مداحي و خواندن اشعار در مجالس اهل بيت(ع) بايد طوري باشد كه موجب وهن شيعه نباشد و بهانه به دست دشمنان شيعه ندهد. در مجالس اهل بيت(ع) بايد اشعاري خوانده شود كه فضايل آن بزرگواران بيان شود و مصائب و مظلوميت آن‌ها براي مردم گفته شود. ائمه از ما نخواسته‌اند كه خود را به صورت حيوان درآوريم. آن‌چه از ما خواسته‌اند اين است كه مؤمن صالح باشيم و اخلاق ما اخلاقي باشد كه از آن بزرگواران رسيده است.
آيت‌الله العظمي فاضل لنكراني
اگر اين آسيب‌هايي كه در برخي مجالس عزاداري هست ادامه يابد، من بر اصل كيان تشيع احساس خطر مي‌كنم. [...] اگر اين روند ادامه يابد،  بيم آن مي‌رود كه روند مجالس عزاداري به دست كساني بيفتد كه اصلا اهليت ندارند.
مرحوم حاج اسماعيل دولابي
«مداح جوان! سعي كن خود تو خرج آقا كني، نه آقا را خرج خودت. براي دلت بخون، براي مردم نخون. به خوندن عادت نكن، شيطون مي‌شه برات. از شهرت فرار كن.»
آيت‌الله محمود امجد
من كوچك همة مداح‌هاي اهل بيت(ع) هستم و دست همه‌شان را هم مي‌بوسم. اما چيزي كه مهم است و عرض من هم همين است، اين كه ما الان نياز به چه چيزي داريم؟ ما امام حسين(ع) مي‌خواهيم و معرفت امام حسين(ع). ما شعار نمي‌خواهيم، شعور مي‌خواهيم. شور نمي‌خواهيم، شعور مي‌خواهيم.
حجت‌‌الاسلام سيداحمد خاتمي
آسيب ديگر، طرح مسائل غلوآميز در عزاداري‌هاست. حسين اللهي شدن، زينب اللهي شدن و از اين رهگذر خود را مقدس جلوه دادن.
جا دارد كه از حوزه‌‌هاي علميه گله كنيم كه آيا اين همه كه از روضه‌هاي دروغ مي‌‌ناليد، آيا گامي در جهت تدوين روضه‌هاي درست برداشته‌ايد؟ سوگوارانه بايد گفت نه.
برخي مداحان، ترانه‌هاي طاغوتي ديروز يا ترانه‌‌هاي لس‌آنجلسي امروز را گوش مي‌دهند. آهنگ همان آهنگ است، محتوا را عوض مي‌كنند. اين قطعا حرام است. نمي‌توان به بهانة انجام مستحبي مرتكب حرام شد.

+ نوشته شده در  جمعه 6 بهمن1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

درخواست مناظره برخي نمايندگان مجلس با رئيس‌جمهور:پيرو پخش گفت‌وگوي ويژه خبري رئيس‌جمهور از شبکه دوم سيما، تعدادي از نمايندگان مجلس در تماس با مسئولان سازمان صداوسيما، آمادگي خود را براي انجام مناظره زنده تلويزيوني با رئيس‌جمهور يا نمايندگان دولت درباره صحت اطلاعات و آمار ارايه‌شده از سوي دکتر احمدي‌نژاد اعلام کردند.نمايندگان مذکور با اعلام تشکيک جدي نسبت به صحت ۷۰ درصد اطلاعات ارايه‌شده از سوي دکتر احمدي‌نژاد در مصاحبه زنده خود، اظهار کردند حاضرند با رئيس‌جمهور و يا نمايندگان دولت درباره صحت و اعتبار اطلاعات داده شده به مردم مناظره کنند

تحرک دوباره رایحه‌ای‌ها: گفته می‌شود طی هفته‌‌های گذشته جلسات متعددی بین گروه‌هایی که در انتخابات اخیر شوراها تحت شناسه «حامی دولت» فعالیت کردند برگزار شده است که مباحث مطرح در آنها مربوط به چگونگی سازماندهی و متشکل نمودن نیروها برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم بوده است. ظاهراً قرار است این جلسات که با محوریت ائتلاف رایحه خوش خدمت و گروه‌های پیرامونی آن مانند جمعیت خدمتگزاران برگزار می‌شود تا اواخر فروردین ماه سال 86 یا اوایل اردیبهشت ماه منتج به تشکیل مجموعه‌ای جدید گردد که با شعار «اعتقاد به ولایت، خدمت به کشور» فعالیت خود را آغاز خواهد کرد. گفته می‌شود که در جلسات اخیر این مجموعه که با حضور افرادی مانند «مهرداد بذرپاش»، «محمدعلی رامین»، «احمد خورشیدی» و... برگزار می‌شود تصمیم گرفته شده تا این گروه‌ها در انتخابات آینده مجلس هشتم به مانند انتخابات اخیر شوراها، افراد جوان و ناشناخته را با شعار حل مسائل اقتصادی و با دیدگاه‌های اجتماعی مطرح کنند.

ناگفته‌هایی از جلسه هاشمی:عصر چهارشنبه بیش از 100 نماینده مجلس هفتم در دیداری با رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام خواستار دخالت هاشمی رفسنجانی در پرونده هسته‌ای ایران شدند. یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتگو با خبرنگار سیاسی آفتاب ضمن بیان درخواست نمایندگان از هاشمی، گفت: عمده سخنان نمایندگان پیرامون مسایل هسته‌ای و بودجه امسال بود. داریوش قنبری ضمن بیان اینکه نمایندگان نگرانی بسیاری در مورد وضعیت پرونده هسته‌ای ایران و فشارهای نامشروع آمریکا دارند، گفت: نمایندگان مجلس نگرانی خویش بابت پرونده هسته‌ای و تهدیدات بین‌المللی را به آقای هاشمی ابراز داشتند و ایشان هم با تایید سخنان نمایندگان نگرانی خود را نسبت به تهدیدات اخیر بیان کرد. وی ادامه داد: هاشمی دغدغه بسیاری نسبت به مملکت داشت و عدم نگرانی برخی مقامات ارشد دولتی از تهدیدات بین‌المللی را از دو منظر ارزیابی کرد. ایشان گفت که این مسئولان یا برای قوت قلب دادن به مردم چنین مواضعی می‌گیرند و یا به دلیل عدم درک جامع از شرایط موجود چنین اظهاراتی می‌کنند. قنبری در تشریح این جلسه افزود: هاشمی البته در این جلسه تاکید کرد که میزان خسارات ناشی از تحریم کم‌تر از حمله نظامی نیست و حتی خطرناک‌تر از آن نیز است. بنا به گفته قنبری، ریيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در اين ديدار با اشاره به جدی بودن تهديدات عليه كشور گفته است که چندی پيش در جلسه‌ای كه به اتفاق گروهی از مسئولان خدمت رهبری بوده‌اند، كسی از جدی نبودن تهدیدات و عدم نگرانی سخن گفته كه حضرت آيت‌الله خامنه‌ای در پاسخ به او تأكيد كردند، تهديدات جدی است. 
جلسه مهم نمایندگان با هاشمی‌ [کلیک کنید]
هاشمی: فرصت‌سوزی خیانت است [کلیک کنید]

نماینده مردم ایلام در ادامه گفت: هاشمی همچنین با ابراز نگرانی از کاهش سطح تعاملات اقتصادی و کاهش تعامل بانک‌های جهانی، از افزایش میزان ریسک سرمایه‌گزاری در داخل کشور سخن گفت. قنبری مبحث دیگر این جلسه را بودجه امسال بیان کرد و گفت: دولت مکلف است که در جهت کاهش تصدی‌گری دولت گام بردارد اما متاسفانه مشاهده می‌شود که نه تنها در راستای کاهش تصدی‌گری دولت عمل نمی‌شود بلکه میزان آن نیز افزایش داده شده است. برای مثال بودجه شرکت‌های دولتی بیشتر شده و همچنین دولت در اجرای سیاست کلی اصل 44 روند کندی را طی می‌کند.قنبری، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام را هم‌عقیده با نمایندگان دانست و گفت: هاشمی در پاسخ به اظهارات نمایندگان دغدغه‌های خویش را بیان کرد و گفت که دولت در اجرای سیاست‌های کلی نظام، کاهش تصدی‌گری دولت و پرونده هسته‌ای برنامه به خصوصی ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

منطقه نارمک، محله‌ای قدیمی و پرجمعیت در حد فاصل شرق و شمال‌ شرق تهران است. جایی‌که «محمود احمدی‌نژاد» شهردار سابق تهران و رئیس جمهور فعلی ایران و خانواده‌اش تا همین چند ماه پیش در آن ساکن بودند و لابد براساس شناخت حاصل از سکونت چندین ساله در این منطقه بود که وقتی رئیس‌جمهور در هنگام تقدیم لایحه بودجه سال 1386 کل کشور به مجلس شورای اسلامی از سوی نمایندگان مجلس هفتم بابت گرانی‌های اخیر و به خصوص قیمت 3000 تومانی گوجه فرنگی مورد انتقاد قرار گرفت، به نمایندگان توصیه کرد که گوجه فرنگی را با قیمت کیلویی 1200 تومان از نزدیک منزل او خریداری کنند.اما حقیقا قیمت گوجه فرنگی در نارمک و به خصوص مناطق نزدیک به میدان 72 که روزگاری نه چندان دور محل سکونت رئیس جمهور و خانواده‌اش بود و امروزه به شعبه‌ای از دفتر ارتباطات مردمی نهاد ریاست جمهوری تبدیل شده، چقدر است؟ برای آگاه شدن از این مساله، باید خیابان «گلبرگ» در شمال میدان «هفت ‌حوض» را به سمت غرب پیاده طی کنید تا هم به نزدیکی منزل احمدی‌نژاد برسید و هم در طول مسیر قیمت گوجه فرنگی را از چهار ـ پنج میوه فروشی نسبتا بزرگی که در این خیابان قرار دارند، بپرسید. وارد اولین مغازه میوه فروشی که می‌شوم از فروشنده قیمت گوجه فرنگی‌ها را می‌پرسم. می‌گوید: دو مدل گوجه فرنگی داریم؛ یکی که این پایینه هر کیلو 500 تومان اما این بالایی‌ها 1500 تومان. نگاهی به گوجه فرنگی‌های 500 تومانی می‌اندازم، آیا اینها‌ واقعا قابل «خورده شدن» هستند؟ از فروشنده می‌پرسم: کسی هم این گوجه‌فرنگی‌ها را با این کیفیت از شما می‌خرد؟ می‌گوید: شاید در طول شبانه‌روز 15 کیلو از این گوجه فرنگی را بفروشیم اما گوجه فرنگی‌های 1500 تومانی را خیلی کمتر.
-قیمت گوجه‌فرنگی به نسبت هفته قبل گران‌تر شده یا ارزان‌تر؟
ـ الان سه چهار روزه که با گرم شدن هوا، گوجه فرنگی خیلی ارزان‌تر شده، هفته پیش همین گوجه فرنگی که الان کیلویی 1500 تومان قیمت داره، حداقل 2000 تومان بود. گوجه‌های 500 تومانی را هم 800 تا 1000 تومان می‌فروختیم. نگاه مجددی به گوجه‌های 500 تومانی! می‌اندازم. تصورم این است که در یک کیلو از این گوجه فرنگی‌ها شاید بتوان 100 گرم گوجه فرنگی قابل مصرف یافت. باقی میوه فروشی‌های خیابان گلبرگ هم شرایط مشابهی دارند. قیمت گوجه قابل مصرف چیزی بین 1200 تا 1600 تومان است اما مغازه داران تاکید می‌کنند که این قیمت‌ها در هنگام سخنان رئیس‌جمهور در مجلس مبلغی در حدود 1600 تا 2300 تومان و حتی گاه بیشتر بوده و پایین آمدن قیمت این محصول را ناشی از گرمای اخیر هوای تهران می‌دانند. پیدا کردن منزل رئیس جمهور در نارمک کار بسیار آسانی است. از هر کسی که نشانی را بپرسید، آدرس دقیق را به شما می‌دهد. با یکی از عابران که هم گام می‌شوم می‌پرسم «آیا شما در این محله گوجه‌فرنگی می‌خرید؟»: قمیت‌ها آنقدر بالا رفته که دیگر نمی‌توان میوه خرید. دل ما به همین گوجه فرنگی و پیاز و سیب‌زمینی خوش بود که دیگر توانایی خرید آنها را هم نداریم. سپس بدون اینکه من هیچ اشاره‌ای به سخنان رئیس‌جمهور داشته باشم، می‌گوید: منظور احمدی‌نژاد از گوجه فرنگی کیلویی 1200 تومان قیمت آن در بازار روز است که تازه نمی‌شود اصلا گوجه فرنگی‌های داخل میادین را مصرف کرد. سخنان او که تمام می‌شود خودم را در میدان 72 نارمک می‌بینم. میدانی دنج، خلوت و کوچک که تنها ازدحام آن عبور هر از چندگاه اتومبیل‌های تعلیم رانندگی و چند نفری است که در مقابل پنجره‌ای از منزل احمدی‌نژاد ایستاده‌اند تا نامه‌های خود را به شعبه‌ای از دفتر ارتباطات مردمی ریاست جمهوری تحویل دهند. دور تا دور میدان تنها دو مغازه کوچک چسبیده به هم وجود دارد که یکی سوپر مارکت و دیگری میوه فروشی است. با خود می‌اندیشم که لابد منظور رئیس جمهور از جایی که به نمایندگان مجلس برای خرید گوجه فرنگی از آن به قیمت کیلویی 1200 تومان، توصیه کرده بود همین میوه‌فروشی است.داخل مغازه که می‌روم متوجه می‌شوم که چیزی در حدود 10 کیلو گوجه‌فرنگی کل دارایی این مغازه از گوجه فرنگی‌های عالم است که فکر نکنم حتی کفاف مصرف خانه‌های اطراف را بدهد چه برسد به 290 نفر از نمایندگان مجلس و خانواده‌هایشان! صاحب میوه فروشی که پیرمردی صمیمی است می‌گوید که به علت همسایگی با رئیس جمهور تاکنون بیش از ده بار با رادیو و تلویزیون‌های خارجی مصاحبه کرده است. از او قیمت گوجه فرنگی را می‌پرسم: گوجه فرنگی قابل مصرف کیلویی 1200 تومان. البته ما گوجه فرنگی فاسد نمی‌آوریم تا پیش خلق‌الله شرمنده نشویم، همین مقدار کم گوجه فرنگی را هم خریداران می‌توانند «سوا» کنند. بدون پرسشی ادامه می‌دهد: گرانی بیداد می‌کند. سال پیش همین روزها پرتقال تامسون را حداکثر کیلویی 600 تا 700 تومان می‌فروختم اما امسال حداقل 1000 تومان. قیمت گوجه فرنگی هم آنقدر بالا بوده که تا همین چند روز پیش اصلا برای فروش خریداری نمی‌کردیم چون وقتی گوجه‌فرنگی را از میدان بار مرکزی تهران کیلویی 2600 تومان بخریم، معلوم نیست با چه قیمتی باید آن را به دست مردم برسانیم تا شرمنده نشویم. از فروشنده می‌پرسم: «آیا تاکنون شخص احمدی‌نژاد و خانواده‌اش از شما خرید کرده‌اند؟» پاسخ می‌دهد: تا همین چند ماه پیش چرا. اما حالا که از این محل رفته‌اند، دیگر نه. الان دیگر برای دیدن رئیس جمهور فقط صبح‌های جمعه‌ای که رئیس‌جمهور از شب قبلش به اینجا می‌آید، فرصت دارید تا پیش از رفتن او به نماز جمعه که نیم‌ساعتی با مردم خوش و بش می‌کند، احمدی‌نژاد را ببینید. تا نزدیک‌ترین میدان میوه و تره‌بار به محل سکونت سابق احمدی‌نژاد، پیاده حدود یک ربع ساعت طول می‌کشد. میدان میوه و تره‌بار «کرمان»، مکانی که انصافا از تمام مغازه‌های بیرون از میدان می‌توان گوجه فرنگی را با قیمت ارزان‌تر تهیه کرد یعنی کیلویی 640 تومان. هرچند که کیفیت این گوجه‌فرنگی‌ها قابل مقایسه با گوجه فرنگی‌های که در مغازه با قیمت 1200 تا 1600 تومان به فروش می‌رسند نیست اما سر فروشنده‌هایشان واقعا شلوغ‌تر است. مشغول بحث با یکی از فروشندگان هستم که خانم مسنی متوجه می‌شود من خبرنگارم. سر درددلش باز می‌شود: آقا تورو خدا بنویسید که قیمت میوه آنقدر بالا رفته که دیگر نه می‌توان پرتغال و سیب خرید نه گوجه فرنگی. دیگر حتی به زور می‌شود پیاز و سیب‌زمینی خرید. حال به مردمی که در اطرافم جمع شده‌اند و معلوم نیست که مخاطبشان من هستم یا دیگران و در حال اعتراض به گرانی‌ها هستند، پاسخی ندارم. از میدان تره‌بار که بیرون می‌‌آیم، کسی در گوشم زمزمه می‌کند: «بنویسید مردم اینجا احمدی‌نژاد را دوست دارند».

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پشت پرده های ویژه از افشاگری صفر اضافه در عوارض اصناف :صفر اضافه در محاسبه و گرفتن عوارض 10 برابر از واحدهای صنفی مشهدکه پس از طرح در جلسه دوشنبه هفته جاری شورای شهر مشهد ، جنجالی به پاکرد بلافاصله به سوژه داغ محافل شهری ، استانی و حتی کشوری مبدل شد که پشت پرده های جالبی داشت که مشهد شورا به برخی از آنها اشاره می کند.1. – شتابزدگی در جمع و جور کردن و رفع و رجوع موضوع باعث می شود که شورا به سرعت از موضوع بگذرد و همین امر باعث بیشتر شدن و پررنگ تر شدن ابهامات می شود و خبرنگارانی هم که بنا به رسالت خود به اطلاع رسانی صادقانه موضوع می پردازند پس از انعکاس اخبار خود مورد غضب رئیس شورا واقع می شوند به طوریکه گویا رزمی با برخی از این رسانه ها تماس گرفته و به شدت از خبر آنان گلایه می کند . روزنامه های قدس و خراسان از جمله رسانه هائی بودند که رزمی از آنها دلخور شده است.اما مگر قرار است رسانه ها فقط تریبون و تبلیغ کننده حضرات و توجیه گر اشتباهات مدیران باشند ؟2. – خبر 20:30 شبکه دو سیما خبر اشتباه تایپی و 10 برابر شدن عوارض را به نقل از خبرگزاری فارس مشهد منعکس می کند و بنابراین باز سوتی مدیران شهری مشهد ملی می شود.3. ( البته هیچ تعجبی ندارد اگر ارگان رایگان شهرداری شهرآرا اصل این بحث را در جلسه شورا به نفع رزمی که عضو هیئت امنای شهرآرا نیز هست مسکوت گذاشته یا به هر نحو ممکن توجیه کند به هر حال نشریه نیمه تبلیغاتی به کار چنین روزهائی می آید !) 4. - شنیده های مشهد شورا حاکی از آن است که بلافاصله پس از افشاگری صادقانه و صریح مدیر درآمدهای شهرداری ، به جای تشویق وی ، تلاشها و فشارها به شهردار برای برکناری او آغاز شده است و حتی بنی هاشمی را نیز تهدید به استیضاح کرده اند.5. - تحقیق ما نشان می دهد که از میان یک هزار و 51 گروه شغل شهری فقط عوارض شش نوع واحد صنفی به اشتباه 10 برابر شده و نه همه اصناف و مشاغل. فروشندگان غلات و حبوبات درجه دو و آموزشگاههای خیاطی و هنری و ... در زمره عوارض زیاد دادگان هستند که وعده احقاق حق آنان و حل مشکل، داده شده و هرچه زودتر باید عملی شود

حاشیه های افشاگری صفر اضافه در عوارض اصناف:پس از افشای اشتباه ناشی از وجود صفر اضافی در ابلاغ عوارض کسبه از سوی شورا و عدم توجه مسولان شهرداری ،بالاخره مسول کل درآمدهای مالی شهرداری مشهد صدایش در آمده وصادقانه با افشای آن اشتباه درجلسه شورا ( به جای تشویق و تقدیر ) با واکنش تند رئیس شورا مواجه شد. علی اکبر رزمی در ابتدای طرح موضوع ، آن را مثل لطیفه می داند و بلافاصله توپ را به زمین شهرداری می اندازد که اگر اشتباه تایپی بوده چرا شما طی دو سال گذشته متوجه اشتباه تایپی نشدید ؟
بلافاصله بعد از برخورد تند رزمی – رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری استان - ، حسین بشارتی نیز به حمایت از رزمی پرداخت. بشارتی ،  دیگر عضو شورای مشهد است که به علت دو شغله شدنش پس از احراز معاونت استانداری خراسان شمالی بسیاری تداوم حضور وی را در شورای شهر مشهد غیر قانونی می دانستند و البته با حمایت رزمی و جبهه همسو ، حضور وی در شورای شهر توجیه شدتا گندمی و مهاجرزاده غیر همسو که اعضای علی البدل شورا هستند وارد آن نشوند و اکنون بشارتی در حمایت از رزمی ، خطاب به داوریاری فریاد بر می آورد : اصناف و بازاریان مراقب هستند که یک ریال هم کلاه سرشان نرود شما چگونه مدعی می شوید که در تعئین تعرفه عوارض یک صفر توسط شورا به اشتباه اضافه شده است.
در قسمتی از جلسه داوریاری که تحت تاثیر  منطق اعضای شورا قرار گرفته آخرالامر مجبور می شود تا اصل نامه ابلاغی شورا را رو کند و خطاب به رزمی می گوید مگر این امضای شما نیست آقای رزمی ؟
رزمی در نهایت  با شبهه دانستن مدعای صفر اضافی می گوید : فقط یک درصد احتمال اشتباه وجود دارد ولی اگر اشتباهی انجام شده باشد به مصوبه جدید نیاز ندارد و خودمان اشتباه را رفع می کنیم.
غلامرضا بصیری پور که بسیاری او را مردمی ترین عضو شورا میدانند نیز وقتی می بیند فضای ماست مالی زاسیون بر شورا در حال حاکم شدن است و چیزی نمانده تا لایحه از دستور شورا خارج شود، می گوید : تکلیف حقوق مردم و پول های اضافه ای که گرفته اید چه می شود؟ که داوریاری در پاسخ می گوید : وجوه اضافی اخذ شده از مردم به آنها باز پس داده خواهد شد.
در نهایت ، لایحه از دستور شورا خارج می شود و برای بررسی و اعلام نظر در جلسه بعد شورا به کمیسیون برنامه و بودجه ارجاع می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 بهمن1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دومین ناو آمریکا در راه خلیج فارس:ناو هواپیمابر «استینس» و کاروان کشتی‌های جنگی همراهش روز سه‌شنبه بندر برمرتون در ایالت واشنگتن را ترک کردند تا به ناو هواپیمابر آیزنهاور در خلیج فارس ملحق شوند. نیکلاس برنز معاون وزیر امور خارجه آمریکا هدف از این اقدام را «مقابله با تسلط ایران بر خاورمیانه» عنوان کرده‌ است. این نخستین بار از زمان حمله آمریکا به عراق در سال 2003 است که نیروی دریایی این کشور به طور همزمان دو ناو هواپیمابر در خلیج فارس مستقر می‌کند. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس برنز که روز سه‌شنبه در موسسه مطالعاتی خلیج(فارس) واقع در دبی سخن می‌گفت با اشاره به این مطلب افزود: «از نظر ما(آمریکا) تسلط کشوری مثل ایران در منطقه‌ای مانند خاورمیانه پذیرفتنی نیست، دلیل حضور دو ناوهواپیمابر نیروی دریایی و کشتی‌های جنگی همراهشان در خلیج فارس نیز به همین دلیل است». معاون وزیر خارجه آمریکا با اشاره به اینکه «خلیج فارس چیزی بیشتر از یک آب‌راه معمولی است» ادعا کرد: «ما می‌خواهیم که آنها(ایران) اگر در مسیر مواجهه با ما گام برمی‌دارند این نکته را متوجه باشند که آمریکا در دفاع از منافع خود جدی است».برنز همچنین ضمن اشاره به اینکه ایالات متحده به دنبال آغاز جنگ با ایران نیست افزود: «تغییر سیاست آمریکا نسبت به تهران تا زمانی که غنی‌سازی(اورانیوم) هنوز متوقف نشده امکان‌پذیر نیست». روز سه‌شنبه از سوی نیروی دریایی آمریکا اعلام شد که کشتی مین روب «گلادیاتور» نیز به خلیج فارس رسیده تا به شش کشتی مین‌روب آمریکایی و انگلیسی دیگر در این منطقه ملحق شود، اقدامی که به نظر می‌رسد تلاش برای مقابله با تهدید احتمالی ایران مبنی بر مسدود ساختن تنگه هرمز در صورت شدت‌گرفتن بحران باشد.

هشدار مشرف درباره عواقب حمله به ایران:ژنرال پرویز مشرف، رئیس جمهور پاکستان در گفت‌وگویی با رئیس تحریریه روزنامه الاهرام مصر با اشاره به اینکه پاکستان یک کشور هسته‌ای مسئول است از تهران خواست تا گام‌هایی را در راستای فعالیت‌های هسته‌ای خود بردارد که موجب جلب اعتماد جامعه بین‌المللی شود. مشرف که در جریان سفرهای دوره‌یی‌اش به برخی از کشورهای خاورمیانه وارد مصر شده هدف از این سفرها را بررسی راه ‌کارهای لازم جهت آرامش اوضاع منطقه و جلوگیری از بروز جنگ و درگیری بیشتر در آن توصیف کرد. درخواست مشرف از ایران برای جلب اعتماد جامعه بین المللی در شرایطی صورت می‌گیرد که وی روز گذشته در گفت‌وگویی با شبکه تلویزیونی العربیه اعلام کرد که کشورش با هرگونه اقدام نظامی آمریکا بر ضد ایران به شدت مخالف است. مشرف همچنین با اشاره به اینکه اسلام آباد با قدرت در برابر هرگونه حمله نظامی آمریکا بر ضد ایران می‌ایستد درباره عواقب ناگوار هرگونه اقدام خصمانه آمریکا بر ضد ایران بر امنیت وثبات منطقه‌ای و بین المللی هشدار داد و تاکید کرد که منطقه آمادگی جنگ و درگیری جدیدی را ندارد.

نگرانی راکفلر از حمله به ایران:جان راکفلر، رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا از «احتمال اقدام جرش بوش، علیه ایران در شرایطی که هنوز تردیدها و چیزهای نامعلوم زیادی درباره نیات تهران درخاورمیانه وجود دارد» ابراز نگرانی کرد. راکفلر در مورد گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران گفت که با وجودی که درستی گزارش‌های اطلاعاتی افزایش یافته اما این گزارش‌های در مورد ایران و کره‌شمالی و جاهایی که دسترسی به آنها خیلی مشکل است کمکی نمی‌کنند. بنابر اظهارات راکفلر هرگونه حمله آمریکا به ایران در شرایطی که نیروهای این کشور در عراق و افغانستان پراکنده شده‌اند منطقی به نظر نمی‌رسد. رئیس 69 ساله کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا در مصاحبه با خبرگزاری رویترز با ابراز نگرانی از بی‌توجهی جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا به دیدگاه‌های مخالف در آمریکا گفت:‌ من نمی‌دانم که بوش به چه چیزی فکر می‌کند، حرف همه ما یکی است ولی به نظر می‌رسد که برای او فرقی نمی‌کند. راکفلر با اشاره به اینکه «مشاوران بوش همیشه حاضر نیستند که دیدگاههای مخالف را برای بوش بیان کنند» گفت: برای من خیلی عجیب است هنگامی افراد نظامی یا دولتی پایشان به کنگره می‌رسد ناگهان صدای خود را از دست می‌دهند. بنابر اظهارات راکفلر آنها آنچه را که واقعا به آن فکر می‌کنند  نمی‌گویند زیرا در صورتی که این کار را هم بکنند فکر نمی‌کنند که توجه زیادی به آنها شود. 
ابعاد حمله احتمالی آمریکا به ایران [کلیک کنید]
آمریکا به ایران حمله می‌کند اگر... [کلیک کنید]
دومین ناو آمریکا در راه خلیج فارس [کلیک کنید]
راکفلر همچنین با اشاره به مواضع مقابله جویانه بوش در قبال ایران در ماه‌های اخیر گفت: بوش هنوز هیچ نشانه‌ای مبنی بر اینکه توجهی به دیدگاه‌های مخالفی که در جریان دیدارش با دو حزب آمریکا در کاخ سفید بیان شد نشان نداده است. رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا در ادامه اظهارات خود با اشاره به غیر منطقی بودن هرگونه حمله آمریکا به ایران در حالیکه نیروهای آمریکا به طرز گسترده‌ای در عراق و افغانستان پخش شده‌اند گفت: من نمی‌توانم با توجه به شرایط سربازان ما تصور کنم که به چنین ماموریتی متعهد شویم ولی کاملا نمی‌توانم آنرا از ذهنم خارج کنم زیرا من نمی‌دانم که جرج بوش چگونه تصمیم‌گیری می‌کند. وی افزود: به زمانی بازگردید که بوش ما را درگیر عراق کرد. راکفلر همچنین با اشاره به اینکه کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا قصد دارد دور دوم تحقیقات خود را در اوایل تابستان امسال درباره نادیده گرفتن گزارش‌های اطلاعاتی قبل از جنگ با عراق دوباره به جریان بیاندازد گفت: چنین کاری نشان می‌دهد که سیاستمداران آمریکایی چگونه گزارش‌های اطلاعاتی که منجر به از بین رفتن دلایل آنها برای حمله به عراق می‌شد را نادیده گرفتند. وی در بخش دیگری از اظهارات خود با ابراز تردید از اینکه بوش و مشاورانش چیز زیادی از نیات ایران در خاورمیانه بدانند گفت: آنها چگونه می‌توانند ایران را درک کنند وقتی که ما به آنجا دسترسی نداریم. راکفلر با اشاره به اینکه بعد از آشکار شدن نادرستی ادعاهای دولت بوش مبنی بر وجود تسلیحات کشتار جمعی در عراق وضعیت گزارش‌های اطلاعاتی بهبود یافته گفت:‌ من فکر می‌کنم که گزارش‌های اطلاعاتی متمرکزتر و مطمئن‌تر شده و کمتر بر اساس فشارهای وارده ارائه می‌شود. وی در مورد گزارش‌های اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران گفت:‌ هر چند که درستی گزارش‌های اطلاعاتی افزایش یافته اما این گزارش‌های در مورد ایران و کره‌شمالی و جاهایی که دسترسی به آنها خیلی مشکل است کمکی نمی‌کنند

وزير خارجه: تهديدات جدي است:وزير خارجه، ساعتي پيش از گفت‌وگوي ويژه خبري شب گذشته رئيس‌جمهور، در جمع تعدادي از نمايندگان مجلس گفت: تهديدات جدي است.منوچهر متكي كه سه‌شنبه شب با تعدادي از نمايندگان مجلس جلسه داشت، اظهار كرد: تهديدات آمريكا، جدي و فراتر از عمليات رواني و تبليغاتي است.وزير خارجه در پاسخ به پرسش‌هاي نمايندگان درباره ميزان احتمال حمله محدود يا نامحدود آمريكا گفت: احتمال حمله هم به صورت محدود و هم به صورت نامحدود وجود دارد.متكي در زمينه تحركات اخير ديپلماتيك بين ايران و آمريكا گفت: برخي از سناتورهاي آمريكايي، از جمله «بايدن»، پيام‌هايي را براي ما فرستاده‌اند كه ما هنوز درباره واكنش به اين اقدام تصميمي نگرفتيم.
در اين جلسه، وزير خارجه با ارزيابي شرايط لبنان و عراق به عنوان نقاط قوت ايران در برابر آمريكا، از برخي توافقات بين عربستان و ايران نيز خبر داد

خطر حمله به ایران جدی است:دبیرکل اتحادیه عرب ادعا کرد «خطر انجام حمله نظامی از سوی آمریکا علیه ایران بسیار جدی است و می‌تواند به گسترش غیرقابل کنترل منازعات فرقه‌ای در خاورمیانه منجر شود». به گفته «عمرو موسی» جنگ علیه ایران می‌تواند به اختلافات فرقه‌ای در کشورهایی مانند لبنان، عربستان سعودی و بحرین دامن زده و فرآیند رشد اقتصادی در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس که امری حیاتی برای ثبات بلندمدت خاورمیانه است را به طور کامل مختل کند. به گزارش خبرگزاری رویتر، عمرو موسی که روز چهارشنبه در نخستین روز اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس سخن می‌گفت افزود: «احتمال این اقدام (حمله نظامی به ایران) در شرایط کنونی پنجاه ‌پنجاه است و من امیدوارم که چنین چیزی هیچگاه اتفاق نیافتد زیرا مطمئنا عواقب ویرانگری خواهد داشت». دبیرکل اتحادیه عرب با بیان این موضع که دستاورد گفتگو با ایران برای ایالات متحده بیشتر از اقدام نظامی علیه این کشور است گفت: «اگر چنین جنگی (بین ایران و آمریکا) اتفاق بیافتد غول‌های دیگری نیز از داخل بطری بیرون خواهند آمد و تاثیرات آن بر منطقه خلیج (فارس) و حاشیه مدیترانه قابل تصور نخواهد بود». این در‌حالی است که بقیه اعضای پانل خاورمیانه در اجلاس داووس نیز نسبت به تاثیرات منفی تشدید بحران بین ایالات متحده و ایران بر اقتصاد جهانی ابراز نگرانی‌کرده‌اند. عمر موسی همچنین با انتقاد از عملکرد ایالات متحده گفت: «عراق یک کشور درهم شکسته‌ است». وی خواستار آن شد که قانون اساسی عراق به شکلی که منافع تمام مردم این کشور را تضمین کند مورد بازنگری قرار گیرد. گفتنی است محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین کشورمان نیز در میان میهمانان ویژه اجلاس داووس حضور دارد

هدف آمریکا از اعزام ناو به منطقه:نیکلاس برنز، معاون وزیر خارجه آمریکا گفت‌وگوی مستقیم واشنگتن با تهران را رد کرد و گفت ایجاد روابط حسنه در روابط دو کشور تا زمانی که ایران فعالیت‌های هسته‌ای خود را به حال تعلیق در نیاورد ممکن نخواهد بود. برنز که در اظهارات خود از واژه «خلیج» به جای «خلیج ‌فارس» استفاده می‌کرد همچنین با اشاره به ورود یک ناو آمریکایی به خلیج فارس مدعی شد که این منطقه نباید توسط ایران کنترل شود. بنابر اظهارات برنز، هدف واشنگتن از اعزام دومین ناو هواپیما‌بر به منطقه فرستادن این پیغام به تهران است که از تلاش خود برای تسلط یافتن بر خاورمیانه دست بردارد. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس از دبی، مرد شماره سه وزارت خارجه آمریکا که در مرکز بانفوذ «مرکز مطالعات خلیج» صحبت می‌کرد با اشاره به اینکه خاورمیانه منطقه‌ای نیست که تحت تسلط ایران باشد گفت: خلیج آب‌راهی نیست که توسط ایران کنترل شود، به همین دلیل است که ما شاهد استقرار دو ناو هواپیمابر و کشتی‌های همراه آنرا در منطقه هستیم. برنز در ادامه افزود: ایران باید متوجه شود که ایالات متحده در صورتی که این کشور به دنبال مواجهه با ما باشد از منافع خود محافظت خواهد کرد. اظهارات معاون وزیر خارجه آمریکا در خصوص تلاش واشنگتن برای جلوگیری از نفوذ ایران در خاورمیانه در شرایطی صورت می‌گیرد که وی در جریان حضور اخیر خود در رژیم نامشروع اسرائیل خواستار افزایش فشارهای بین المللی بر ایران به منظور متوقف کردن فعالیت‌های هسته‌ای تهران شد. بنابر اظهارات برنز تحریم‌های اخیر شورای امنیت سازمان ملل تنها اولین مرحله از تلاش‌های وسیع جامعه بین‌المللی برای مقابله با فعالیت‌های هسته‌ای ایران است. بنابر اظهارات برنز آمریکا بر این باور است که تحریم‌ها تا زمانی که ایرانی‌ها متقاعد شوند که مجددا حساب کنند که فعالیت‌های هسته‌ای چقدر برای آنها هزینه دارد باید افزایش یابد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بازي نام‌ها در ميدان اصولگرايي - مسيح علي‌نژاد:اين روزها اگر كسي پاي به بازار شبهه و شايعه برپا شده در اردوگاه اصولگرايي بگذارد جز كالاي انشعاب و اختلاف چه مي‌توان در سبد نگاه تحليلگران يافت؟ ابتدا در راهروهاي مجلس كه اكثريت آن با اصولگرايان است شايعه چنين در مي‌گيرد كه طرح استيضاح با رئيس‌جمهوري در راه است و سپس شبهه بر اين شايعه نيز چنان ايجاد مي‌شود كه رئيس‌جمهور اصولگرا نيز اين طرح را آرزوي برخي جريان‌ها عنوان مي‌كند.كمي كه از عمر اين مجلس و آن دولت اصولگرا مي‌گذرد، بار ديگر يك راهروي خبرساز است و هزار اما و اگر بر خبرهاي به راه افتاده در اين راهرو. بدان معني كه پس از گذشت چند ماه از آن شايعه اوليه، اين بار باز طرح احضار رئيس‌جمهوري از اردوگاه اصولگرايان به مجلس از همين اردوگاه به گوش رسيد و بزنگاه‌هاي خبري را پررونق ساخت.ماجرا از اين قرار است كه هم در آن روزهاي نخستي كه آن طرح از طريق سايت‌هاي منتسب به جريان اصولگرايان وارد حوزه‌هاي خبري شد و هم امروز كه خبر از امضاي طيف چشمگيري از اصولگرايان پاي <احضارنامه رئيس‌جمهوري به مجلس> مي‌رسد، يك نكته پيش از اصل شكل‌گيري چنين اختلافاتي مغفول مانده و آن جايگاه احزاب و نقشي است كه تحزب مي‌تواند در چنين رويكردهاي كلان سياسي ايفا كند. همان حلقه مفقوده‌اي كه بيشترين آسيب به جريان سياسي از اين حلقه ريشه مي‌گيرد.در كشورهاي دموكراتيك آنگاه كه صحبت از نقد جدي دولت‌ها آن هم به واسطه ورود يك قوه نظارتي تحت عنوان پارلمان مطرح مي‌شود، قطعاً افكار عمومي دنبال ردي از يك نهاد و يا تشكيلات جدي سياسي مي‌گردد تا دريابد براساس كدام سازوكار تشكيلاتي رفتارها و عملكردهاي دولت مورد اعتراض، زير تيغ نظارت قرار گرفته است.چراكه افكار عمومي و يا توده مردم هرگز نمي‌تواند سنگيني و جديت يك نهاد نظارتي در مواجهه با عملكرد يك قوه اجرايي را ببيند اما بدون آنكه برنامه مدون و منسجمي را در نقد دولت ببيند، به مچ‌گيري‌ها و اعتراض‌هاي روزمره رضايت دهد و در نهايت نظاره‌گر قدعلم كردن برخي از منتقدان نوپا و تازه در برابر دولت شود. به زبان ساده‌تر، مردم هرگز نمي‌توانند بپذيرند در برهه‌هاي مختلف كساني بنا بر مصلحت و يا شرايط آني لباس منتقد و معترض بر تن بپوشند و در برابر دولت گردن‌فرازي كنند بي‌آنكه هيچ اتاق فكري براي اين منتقدان مصلحتي تازه متولد شده، راهبردهايي را برنامه‌ريزي كند.به عنوان مثال ملتي كه در ايام انتخابات پاي رسانه فراگير ملي نشست تا ببيند كساني در لباس اصولگرايي و تحت عنوان اصولگرايان مجلس به حمايت از احمدي‌نژاد به عنوان رئيس‌جمهور مورد حمايت اين تفكر برخاسته‌اند هم‌اكنون بايد پاي همان رسانه بنشيند و ببيند كه همان آقايان اينك لباس عوض كرده و در مقابل دوربين‌هاي صداوسيما ژستي متفاوت از خود ارائه مي‌دهند. اگر دولتي كه با حمايت همان چهره‌هاي شاخص مجلس هفتم عنان و اختيار قوه اجرايي را در دست گرفته اينك از سوي حاميان ديروزش غير‌كارآمد تشخيص داده مي‌شود، طبيعي است كه جامعه همراهي بي‌چون و چرا از مجلس را نمي‌پذيرد اما بي‌ترديد تنها چند چهره شاخص دولت را مقصر نمي‌پندارد و قطعا نشاني يك تشكيلات و تفكري كه چنين دولتي را به عرصه ظهور رساند مي‌خواهد. ورنه اين كار دشواري نيست كه يك روز بر اساس يك هيجان انتخاباتي، جماعتي به سمت صدا و سيما خيز بردارند و يك نفر را به عنوان نامزد كارآمد براي آينده كشور معرفي كنند و فردا كه او را دچار اشكال ديدند، بر اساس هيجان ناشي از انتخابات ديگري كه در راه است حساب خود را از دولت جدا سازند و مسووليت هدايت بخش‌هايي از آراي جامعه را نپذيرند. آنچه كه اين روزها در اردوگاه اصولگرايان در حال وقوع است چنين مي‌نمايد كه از يك سوي باور سنتي ساكنان اين اردوگاه به فعاليت‌هاي حزبي، وادارشان مي‌سازد كه همچنان تحزب را به عنوان پديده‌اي منفور و مطرود در جامعه نشان دهند و از سوي ديگر آنگاه كه دولت يا تفكر مورد حمايت خود را در خطر ديدند به راحتي مي‌توانند راه خود كج كرده و به گوشه‌اي دنج پناه آورند. غافل از آنكه اين سيكل معيوب ديگر پاسخ نخواهد داد، چرا كه بدنه اجتماعي جامعه‌اي كه وعده‌هاي شنيده شده از سوي يك جريان پيروز در انتخابات را بر آب ديد با هوشياري به كليت آن جريان مي‌نگرد تا دريابد پشت او كه اينك همه همراهان ديروز حساب خويش از او جدا مي‌سازند چه كساني خيمه زده‌اند. چرا‌كه در بزنگاه‌هاي مختلف انتخاباتي، با نام <اصولگرايي خلاق> يا <اصولگرايي خام> وارد ميدان شدن رسم سياست‌ورزي نيست كه اين بازي نام‌ها ديرگاهي است دلزدگي به ارمغان آورده و هراس اين وجود دارد كه در پس اين دلزدگي كوچك، رويگرداني بزرگتري پديد آيد

چرا <خناس>؟! - مريم شباني:محمود احمدي‌نژاد، رئيس دولت ايران، در هنگام تقديم لايحه بودجه سال آينده به مجلس در سخنان خود پس از بيان تمام ضروريات درباره لايحه بودجه اما سخني قابل تامل به زبان آورد؛ آنگاهي كه باز هم اصحاب رسانه و خبر با چنين جملاتي آماج حمله رئيس دولت قرار گرفتند: <من امروز مي‌بينم افرادي با جعل خبر قصد كدورت‌سازي و فاصله‌انگيزي (ميان دولت و مجلس) دارند.اينها <خناساني> هستند كه نمي‌خواهند كشور پيشرفت كند.>به اين ترتيب بازهم اين خبرنگاران بودند که به جرم پوشش اخبار و انتشار مواضع و سخنان سياسيون منتقد اين ديار "خناس" لقب گرفتند. اصحاب رسانه اما حتي پس از شنيدن واژه نامانوس "خناس" از زبان رييس دولت درنگ نکردند و سخنان احمدي نژاد در صحن علني پارلمان را تمام و کمال مخابره کردند اگرچه طنين صداي رييس دولت آنگاهي که از خبرسازان با بيان چنين واژه اي انتقاد کرد را ساعت ها در گوش مي شنيدند. اکنون اما فراغتي است تا خبرنگاران واژه "خناس" را معنا کنند و بيابند که اين واژه عربي نامانوس در کلام فارسي مفهومي جز"فتنه انگيز" ندارد شايد تامل در معناي لغوي "خناس" در زبان فارسي و "فتنه انگيز" ناميده شدن جماعت خبررسان است  که اينک تامل در گفته رييس دولت را نيز بيش از قبل ايجاب مي کند.اينگونه است که بارديگر اهل رسانه و قلم تنها به واسطه انتقال سخنان سياسيون و نمايندگان مجلس به فتنه انگيزي ميان دولت و مجلس متهم مي شوند و بازهم گويي اين "راوي" سخن است که به جاي سخنگو بايد انگشت اتهام نشانه گرفته به سمت خود را با بهت بنگرد و حتي مجال اين نيابد که منتقدين مجلس نشين را خطاب دهد که«آيا نقل سخنان انتقادآميز نمايندگان، مترادف با "جعل" خبر است که اکنون رييس دولت اتهام تفرقه افکني را اين چنين به عمد با بيان جملاتي نامانونس روانه جماعت خبررسان مي کند؟»اکنون اما مي توان رييس دولت را به تامل مجدد در به کارگيري واژه "خناس" دعوت کرد. چه آنکه احمدي نژاد نيز نيک مي داند که "فتنه انگيز" ابتدا هدفي نامشروع را براي خود ترسيم مي کند و بر مبناي آن هدف، فعاليت هايش را سامان مي دهد، اما جماعت خبرنگار مگر چه هدفي مي توانند از پي نقل اخبار و  سخنان مخالف و موافق دنبال کنند جز اين حقيقت که رسالت خبررساني، آنها را به انتقال صريح و سريع رويدادها و بيان مواضع موظف مي کند. اما همين رسالت نيز گويي بسياري مواقع چندان مذاق صاحبان قدرت را خوش نمي آيد و دراين وانفساي رقابت هاي سياسي و تعارفات معمول سياست مردان ايراني است که بازهم رسانه قرباني است و صاحبان قلم تقصير را بايد بر دوش کشند.پس اگر آتش "فتنه" در اجاقي ديگر مي سوزد اما "دود" آن تنها به چشم خبرنگاراني مي رود که يک روز محبوب آن سياستمدارند و ديگر روز مغضوب آن يکي صاحب قدرت.به اين ترتيب امروز اگرچه جماعت رسانه و خبر توسط رييس دولت "خناس" نام گرفتند و به تفرقه افکني در ساختار قدرت متهم شدند اما اين اتهام سنگين مانع از اين نمي شود که رييس فرهنگستان ادب و هنر که برکرسي رياست مجلس تکيه زده است را نسبت به استفاده رييس دولت از واژگاني نامانوس در صحن علني مجلس ، انذار دهند و درمقابل رييس دولت را به تامل در بيان دعوت کنند تا فردا روز جماعت رسانه نيز در استفاده از واژه "کذاب" براي سياسيوني که درعمل به وعده ها ناتوانند تامل کنند

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 بهمن1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

انشعاب برای احضار احمدی‌نژاد؟:یک ماه پس از انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا که توسط محمد رضا باهنر به «تکه تکه شدن» اصولگرایان تعبیر شد، به نظر می‌رسد که ابعاد اختلاف در این جناح به مراتب گسترده‌تر از هر زمان دیگری شده است. عمق اختلاف در جبهه اصولگرایان که در ابتدا به غلط توسط برخی رسانه‌ها به عنوان مجموعه یکدست حامی احمدی‌نژاد معرفی می‌شد تا آن جا پیش رفته است که فراکسیون اصولگرایان در مجلس شورای اسلامی را منشعب کرد و برخی از خوشنام‌ترین حامیان اولیه محمود احمدی‌نژاد یعنی عماد افروغ و محمد ‌خوش‌چهره را در مقابل محمد رضا باهنر (نماد حمایت سیاسی از دولت) قرار داد. محمد رضا باهنر یعنی کسی که اینک تابوت «فراکسیون یکدست اصولگرایان» را بر دوش خود می‌کشد همان کسی است که به مدد در گوشی‌ها و رایزنی‌های سیاسی توانسته است دولت را تاکنون از امواج بزرگ انتقادی اصولگرایان در پارلمان رهایی بخشد و وجهه‌ای آبرومند از همکاری دولت‌‌ـ‌ مجلس ارایه کند. او اما اکنون خود به هدف اصلی اصولگرایان منتقد تبدیل شده است. یعنی کسانی که می‌گویند حمایت‌های باهنر و یاران سیاسی‌اش از محمود احمدی‌نژاد و دولت نهم مانع تصحیح برخی رویکردهای توده‌گرا، غیر کارشناسی و حتی غیرقابل درک دولت در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی است. فراکسیون جدید اصولگرایان در مجلس هفتم روز یکشنبه در حالی اعلام موجودیت کرد که به گفته «سعید ابوطالب»، برخی چهره‌های خبرساز نظیر عماد افروغ، محمد ‌خوش‌چهره، حسن سبحانی و محمود مدنی عضو این ائتلاف جدید هستند. حساسیت این انشعاب بیشتر از آن جهت است که اغلب این انشعابیون روزی حامی سرسخت و پر و پا قرص محمود احمدی‌نژاد بوده‌اند. فراموش نکنیم که محمد خوش‌چهره همان مردی است که در میانه رقابت‌های انتخاباتی سال 84 به صدا و سیما آمد و در مقابل این نگرانی نماینده هاشمی رفسنجانی (نوبخت) که می‌گفت مدیران با تجربه و شخصیت‌های سرشناس حاضر به همکاری با محمود احمدی‌نژاد نخواهد بود؛ چهره‌ای خشم زده به خود گرفت و تاکید کرد «من خود در خدمت ایشان هستم». حساسیت انشعاب در فراکسیون اصولگرایان امّا فقط آن نیست که موج فاصله ‌گرفتن حامیان اصولگرای احمدی‌نژاد از او به دلیل عملکردش را به نمایش می‌گذارد. چرا که گفته می‌شود یکی از دلایل این انشعاب در فراکسیون اصولگرایان مجلس هفتم این است که هیات رییسه مجلس شورای اسلامی تلاش می‌کند نمایندگانی را که پای طرح احضار رییس جمهور به مجلس را امضا کرده‌اند متقاعد کند امضای خود را پس بگیرند. فراکسیون انشعاب کرده از فراکسیون اصولگرایان در مجلس متشکل از محمد خوش چهره،‌ عماد افروغ، حسن سبحانی،‌ سعید ابوطالب و .. می‌باشد که همگی پای طرح احضار رییس جمهور به مجلس را امضا کرده‌اند. به طوری که برخی از تحلیلگران سیاسی این فراکسیون انشعاب کرده را «فراکسیونی برای احضار رییس جمهور به مجلس» دانسته‌اند. پیش از این محمدرضا باهنر نایب رییس مجلس در گفت و گو با آفتاب با اشاره به اینکه برخی تلاش‌ها از سوی نمایندگان برای احضار رییس جمهور به مجلس وجود دارد گفته بود: « تلاش می‌کنیم مانع احضار رییس جمهور به مجلس شویم و مشکلات را از طریق گفت و گو رایزنی حل کنیم».
افروغ چه می‌گوید
عماد افروغ، رییس کمیسیون فرهنگی و یکی از چهره‌های شاخص منتقد احمدی‌نژاد‌ وجود فراکسیون اصولگرایان خلاق [فراکسیون انشعابی] را در فضای سیاسی ایران لازم دانست و در خصوص دلایل به وجود آمدن این فراکسیون گفت «ما احساس می‌کنیم که باید فعال‌تر و نقادانه‌تر برخورد کنیم و این موضوع نیازمند یک قرائت و تعبیر جدید از اصولگرایی است». افروغ با بیان این که «جامعه ایران در حال پوست انداختن است»‌ افزود: من بارها گفته‌ام که جامعه ایران اکنون در حال پوست انداختن است اما متأسفانه برخی نمی‌خواهند این پوست انداختن سیاسی را درک کنند و به مقابله با آن می‌پردازند و تنها چارچوب دوگانه چپ و راست را به عنوان طیف سیاسی قلمداد می‌نمایند. نماینده مردم تهران در ادامه سخنانش اصولگرایان را دو گروه دانست و گفت: اصولگرایی به دو بخش تقسیم می‌شود: «اصولگرایی خام و اولیه» و «اصولگرایی خلاق و انتقادی» که من خود را وابسته به دسته دوم می‌دانم.
واکنش باهنر به انشعاب اصولگرایان
جنجال خبری ناشی از انشعاب اصولگرایان در حالی است که محمدرضا باهنر رئیس فراکسیون اصولگرایان در واکنش به تشکیل «فراکسیون اصولگرایان خلاق» اعلام کرد «در جو عمومی مجلس چنین فضایی برای این فراکسیون وجود ندارد و ممکن است یک یا دو نمایند به دنبال تشکیل چنین فراکسیونی باشند اما سایر نمایندگان فراکسیون اصولگرا چنین نظری را ندارند». باهنر با بیان این که «باید ماهیت این فراکسیون را بررسی کرد» گفت:‌ باید دید که این دوستان با چند نفر می‌‌خواهند فراکسیون تشکیل دهند و اصولا به دنبال چه کاری در مجلس هستند؟ وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به خبر یکی از سایت‌ها که وی را به کارشکنی در طرح‌های استیضاح و تحقیق و تفحص متهم کرده بود، گفت: من این خبر را تکذیب می‌کنم و اساسا آن را دروغ می‌دانم.

محاكمه رسانه‌اي معاون ويژه! رئيس‌جمهور در نگاه يك:گفت‌وگوي صريح مجري برنامه «نگاه يك» با اسفنديار رحيم مشايي، معاون رئيس‌جهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري به محاكمه رسانه‌اي مشايي تبديل شد.بنا بر اين گزارش، زماني كه رئيس سازمان ميراث فرهنگي، در حال مقايسه ميزان درآمد ايران و تركيه از گردشگري بود، با پرسش مجري روبه‌رو شد كه درباره سفر جنجالي وي به تركيه و انتقادات مربوط به آن مطرح كردمشايي در پاسخ، به ضرورت گسترش گردشگري اشاره كرد و پس از درخواست سرعت مجري به علت تنگ بودن وقت، گفت: پيشرفت گردشگري، عزم دولت است و برخي مي‌خواهند جلوي اين مسئله‌ بايستند. عده‌اي با گذاشتن فيلم گزيده شده يک برنامه دوساعته گفتند: معاون رئيس‌جمهور رفته در يک مجلس رقص خصوصي. بعد هم گفتند: رايزني فرهنگي، ما را از رفتن به مراسم منع كرده، در حالي كه مراسم رسمي بوده و كنار دست من، دبيركل كنفرانس اسلامي نشسته بود. البته رقص در بسياري از مراسم‌هاي دنيا هست و معمولا مسئولان ما از مراسم خارج مي‌شوند.مشايي با توطئه ناميدن مواردي كه عليه او مطرح مي‌شود، اضافه كرد: مثلا چندي پيش، از قول من گفتند که حجاب آزاد است و مصاحبه يک خانم ترک را مطرح کردند. حال آن‌که من با اين خانم عکس دارم که حجابش از بانوان ايراني كمتر نيست. يا اين‌که به دروغ گفتند: مشايي در مورد شراب حرف‌هايي زده يا گفته زن و مرد با مايو مي‌توانند در ايران مسافرت کنند! در حالي كه من اگر دين هم نداشته باشم، در اين كشور و در مقابل اين مردم، كسي جرأت زدن چنين حرف‌هايي را ندارددقايقي بعد مجري برنامه كه گويا از توضيحات مشايي قانع نشده بود، به وي توصيه کرد به خاطر شأن و جايگاه معاونت رئيس‌جمهور و نيز فشاري که از جانب اقدامات او به دکتر احمدي‌نژاد وارد مي‌شود، دقت بيشتري در اقدامات و اظهارات خود داشته باشد، اما مشايي كه در اين‌باره توضيحاتي داده بود، با تعجب به مجري نگاه كرد و از وي پرسيد، منظور شما چيست؟ چگونه دقت كنم؟اين گزارش مي‌افزايد: در بخش ديگري از اين گفت‌وگو، مجري درباره تعداد هتل‌هاي پنج‌ستاره ايران كه به اعتقاد او از تعداد انگشتان دست كمتر است، از مشايي پرسيد، اما رئيس سازمان ميراث فرهنگي اظهار كرد كه تعداد دقيق آنها را نمي‌داند، اما قول مي‌دهد تا پايان چهار سال دولت نهم، تعداد هتل‌هاي پنج‌ستاره كشور قابل شمارش نباشد.در اين مقطع، اين مجري تلويزيون بود كه با شگفتي پرسيد، قابل شمارش نباشد؟ و مشايي دوباره تأكيد كرد: بله، آنقدر هتل مي‌سازيم كه قابل شمارش نباشد و افزود: اكنون ما 120 ميليارد تومان طرح تصويب‌شده براي ساخت هتل در انتظار دريافت تسهيلات بانكي داريم كه نشانه اعتماد بخش خصوصي استمعاون رئيس‌جمهور، همچنين از افزايش 70 درصدي گردشگري در سال جاري نسبت به سال گذشته خبر د‌اد.وي در پايان برنامه، با ابراز ناراحتي از پايان وقت آن، خواستار زمان ديگري شد كه مسائل گردشگري را براي مردم توضيح  دهد

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط   | 

براي يك پژوهشگر مسائل اجتماعي و خصوصا معضلات جوانان، قدم زدن چند ساعته در خيابان انقلاب كافي است تا او را با آخرين اخبار و تحولات مربوط به حوادث ناگوار اجتماعي آشنا كند؛ سي‌دي پارتي تيم ... ، سي‌دي خانم ... ، فيلم عروسي ... ، عكس‌هاي بازيگر فيلم ...، فيلم شب‌هاي ... خوابگاه دانشگاه ... و بسياري ديگر ... صداهايي هستند كه با گوش‌هاي محققي كه مي‌خواهد بيشتر و دقيق‌تر در جريان اتفاقات قرار گيرد، آشنا و مأنوسند.ميدان انقلاب، تنها اتاق كوچكي از اين عمارت بزرگ و ويران اخلاقي، اجتماعي امروز شهر تهران است. در گوشه‌هاي ديگر شهر هرچه ساعت‌هاي روزانه به دقايق و ثانيه‌هاي غروب و ساعات نخست شب نزديك مي‌شوند، بر تعداد چهره‌ها و قيافه‌هايي كه برخي از آنان را در هيچ فيلم و سريال خارجي هم نديده‌ايم، افزوده مي‌شود؛ از زنان و دختراني كه بر سر معابر مخصوص، در انتظار توقف ماشين مخصوص ايستاده‌اند تا پسران و مردان جواني كه با چشمان خمار و سيگارهاي آويخته بر لب، مشغول جمع‌آوري مشتري براي ترياك، ‌هروئين، كراك، شيشه و نورچيزك هستند. در حالي كه ما سال‌هاست در چنين محيطي زندگي مي‌كنيم و تا به حال صدها و شايد هزاران نفر، فغان دردمندانه به وضعيت كنوني اجتماع و غليان مظاهر شهوت و ضداخلاق،‌ سر داده‌اند، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در نامه‌اي به رئيس قوه قضائيه، خواستار برخورد با مفاسد اجتماعي شده‌اند؛ كاري كه در سال‌هاي اخير جسته و گريخته، اما بي‌نتيجه از سوي مسئولان و نمايندگان ديگر هم انجام شده است.در اين نامه كه به امضاي 180 نفر از نمايندگان رسيده، برخورد قاطع با مصاديق ترويج فساد و فحشا و ضرورت در پيش گرفتن راهكاري براي مقابله با شبيخون فرهنگي، از رئيس دستگاه قضا درخواست شده است. اين نامه محملي شد تا نكاتي را درباره مفاسد اجتماعي و وظيفه نهادهاي حكومتي در اين‌باره برشمارم:
1ـ تأكيد نمايندگان محترم در مقوله مفاسد اجتماعي كه در اين نامه به آن پرداخته شده، معطوف بر موضوع سوءاستفاده از دختران و تهيه فيلم و سي‌دي از آنان بوده است، اما آيا نمايندگان محترم، معضل توزيع و مصرف مواد مخدر را، كه به خاطر همجواري ما با مركز توليد مواد مخدر جهان، گريبانگير ما شده است، بحران نمي‌دانند كه با اقدامي قاطع و قانوني، درصدد مسدود كردن نزديك به هزاران كيلومتر مرز مشترك ايران و افغانستان برنمي‌آيند؟ اين در حالي است كه اولويت ابتدايي، قطع كوره‌راه‌هايي است كه قاچاقچيان افغان به راحتي از آنجا عبور و ايران را مسير ترانزيت مواد مخدر خود در سراسر دنيا كرده‌اند.
2ـ در اين نامه، نمايندگان محترم خواستار برخورد رئيس قوه قضائيه با اين‌گونه مفاسد ـ كه در حكم محاربه با خداوند ذكر گشته ـ شده‌اند، ولي به نظر فراموش كرده‌اند كه قوه قضائيه و مجريه، ‌عوامل اجرايي قوانين مصوب همين نمايندگان هستند! آيا زمان آن نرسيده كه كميسيون‌هاي مربوطه تشكيل شود و با تصويب قانون‌هاي بجا، به همراه پشتوانه مالي مناسب، اين دستگاه‌ها را در وظايف خود ياري رساند؟ بسياري مواقع قوه قضائيه و ضابطان مربوطه پس از دستگيري و برخورد با عوامل فساد به خاطر محدوديت وظايف و تنگناهاي موجود در مجاري قانوني، مجبور به آزاد كردن و به تبع آن جري شدن مفسدان مي‌شوند.
3ـ لحن نامه اين نمايندگان، نشان از كم‌توجهي آنان از برخورد ريشه‌اي با مفاسد اخلاقي جامعه دارد، چراكه در كنار قوه قضائيه، نام نهادهايي مانند وزارت كشور، اطلاعات، ارشاد، بسيج، سپاه و پليس آمده و اين؛ يعني بي‌توجهي به اين نكته كه بيش از نيمي از دختراني كه در دام مفاسد اخلاقي و جنسي گرفتار شده و به قول نمايندگان محترم در اختيار افراد مرفه قرار مي‌گيرند، به خاطر مشكلات مالي و اقتصادي به اين كار روي آورده‌اند. اگر وكلاي محترم ملت اندكي نيز در اين موضوع بينديشند كه راهكارهايي براي مقابله با گراني‌ها، حمايت از حقوق اقشار مستضعف و ساماندهي وضعيت معيشتي و تحصيلي كودكان بي‌بضاعت، بينديشند و به اين ترتيب، شكي نيست كه بسياري از مفاسد رخت بر بسته براي هميشه ريشه‌كن خواهند شد.در جامعه‌اي كه گراني بيداد مي‌كند، سرپرست خانواده تا كي مي‌تواند نگاه به چشم پرنياز فرزندش ببندد؟آی جز اینستکه فقر از هر دري كه وارد شد، ايمان از در ديگر خارج مي‌شود ونیز اینکه، مادر همه مفاسد، ‌گراني است!
4ـ از اين نكته نيز نبايد غافل بود كه كساني كه به صورت حرفه‌اي و حساب‌شده، اقدام به اعمال منافي عفت و تجاوز به نواميس مردم مي‌كنند، با كساني كه يك‌باره و بدون قصد و غرض، در دام چنين بليه‌اي گرفتار مي‌آيند، يكسان نيستند و چاره مشكل آنان را در جاي ديگري بايد جست. تصويب طرح و قانوني براي تسهيل ازدواج جوانان و در نظر گرفتن اقدامات منطقي و ريشه‌اي دولت براي كمك به اشتغال و معيشت آنان، بهترين راه براي خاموش كردن آتش گرايش به اعمال منافي عفت است.
آمارها حكايت از آن دارند كه جوانان شاغل و ورزشكار و نیز متأهلان ، اشتياق و گرايش بسيار كمتري از ديگران، نسبت به اعمال منافي عفت و بزهكاري‌هاي معمول اجتماعي دارند. شايسته است نمايندگان محترم با ديدي عميق‌تر و ريشه‌اي با معضلات اجتماعي برخورد كرده، راه قانوني شفاف و وسيع براي اعمال قانون، توسط مجريان و ضابطان قضائي، فراهم آورند.هر لحظه و ثانيه‌اي كه مي‌گذرد، بر حجم جواناني كه آلوده به مفاسد متداول اجتماعي مي‌شوند، افزوده مي‌شود و اين تاوان غفلت و بي‌توجهي كساني خواهد بود كه با قلم و سخن خود، مي‌توانند قانوني را به وضع و تصويب برسانند كه وضعيت جوانان و جامعه را از اين كه هست بدتر نكند.اختصاص بودجه‌ها و رديف‌هاي ويژه و منطقي در كنار دورانديشي قانونگذاران، مي‌تواند منجر به ايجاد مراكزي شود كه در عين توجه به اقتصاد و كمبودهاي مادي و اوليه مردم و به ويژه اقشار كم‌درآمد، جوانان را با فرهنگ‌سازي صحيح و تربيت اجتماعي مطلوب، مهياي ورود به عرصه مديريتي و اجرايي آينده كشور كنند.و در مقابل از كارهايي كه به نوعي عجين با واژه‌ها و رويكردهاي برخوردي است، بپرهيزيم و درصدد رفع زيربنايي مشكل برآييم؛ يعني به جاي آن‌كه مجبور شويم دستگاه قضائي، قوه مجريه، نيروهاي نظامي و انتظامي را ملزم به برخورد و دفع كنيم، با برنامه‌ريزي‌هاي درست و حساب‌شده،‌ مشكلات را از پيش روي برداشته و رفع كنيم.جايي كه مجال هر نوع خلافي فراهم باشد چطور مي‌توان جان و روح سالم به در برد؟ مسئولان بايد توجه داشته باشند كه فلسفه حكومت اسلامي، آماده كردن محيط جامعه براي پرورش يافتن و رشد انسانها مطابق فطرت انساني است. اين البته امر آساني نيست و به مدد تلاش تمام اعضاي جامعه و به‌ويژه مسوولان آنان امكان‌پذير است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 بهمن1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط   | 

بالاخره پروسه تعویض سرپرست کمیته امداد امام خمینی در هفته های اخیر به اوج خود رسید و کامل شد. تحرکاتی که طی چند سال اخیر توسط برخی مقامات مخصوصا آقای عسگراولادی نماینده ولی فقیه در امداد با اصلاح اساسنامه امداد شروع شد و باعث شد تا با یک حرکت از قبل تعیین شده بتواند دو عضو دیگر موتلفه اسلامی یعنی ترقی و انواری را در ابتدا با یک به عضویت شورای مرکزی امداد درآورد. بطوری که آقای عسگراولادی در توجیه این انتخاب در جمع کارکنان امداد می گوید: لیست 50 نفره ای را خدمت رهبری ارائه کردیم و ایشان انگشت خود را روی این دو نفر (حمیدرضا ترقی و انواری) گذاشتند و تاکید کردند که حتما این چهرهای آشنا در شورا باشند _در همان زمان آقای نیری (سرپرست امداد) در برنامه نگاه یک حاضر می شود و وقتی از ایشان دلیل چگونگی انتخاب این آقایان سئوال می شود می گوید چون چهره های آشنا بودند انتخاب کردیم و خدمت رهبری معرفی کردیم و ایشان هم فرمودند: هر که را می خواهید بگذارید ما قبول داریم. این سخنان متناقض هنگامی از سرپرست امداد و نماینده ولی فقیه شنیده می شود که با سخنان چند هفته پیش آقای عسگراولادی که مجددا در جمع کارکنان امداد انجام می گیرد وارد فاز تازه ای می شود. فازی که سرنوشت سرپرست امداد یعنی آقای نیری را رقم خواهد زد. آقای عسگراولادی که در فاز اول این برنامه یعنی وارد کردن دو یار موتلفه ای خود به شورای مرکزی موفق شده، این بار با خیزی بلند با اشاره به اصلاح اساسنامه و اینکه سرپرست باید حکم مجددی را دریافت کند، پیشنهاد برکناری سرپرست را عنوان می کند و با جایگزین شدن یکی از آقایان ترقی و انواری (بدلیل عضو شورا بودن ) به جای ایشان موج جدیدی ایجاد تا اولا فرصت چندماهه ای به آقای نیری بدهد و ثانیا شرایط عمومی امداد را برای انتخاب یکی از این دو نفربه عنوان سرپرست و قائم مقام سرپرست مهیا کند. بااشاره به این مطالب این سئوال در ذهن هر شنونده ای ایجاد می شود که چرا باید موتلفه نهاد امداد را در دست بگیرد و آیا اساسا فردی اگر موتلفه ای نباشد توانایی مدیریت ندارد؟ آیا شما به غیرحزبیهای خود اجازه حضور می دهید؟ آیا این همان دموکراسی است که شما از آن دم می زنید؟ آیا مدیران و معاونینی همچون حسینی, مقدم , پورهاشمی, بحیرایی و... توان مدیریتیشان از مدیران موتلفه ای شما کمتر است؟ قصد من در نوشتن این مطالب فقط اطلاع رسانی به مردم عزیز بوده است و بس.

باتشکر مهدی صالحی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سالهاست که بر تارک منبرهای مذهبی و دعای کمیل شب‌های جمعه، نام شيخ حسین انصاریان نقش بسته است. و چه بسيار بزرگان و مداحان سنتی و پرشور و نوايي، که خود را بزرگ شده در پای منبرهای این عالم ربانی ذکر کرده‌اند. به همین خاطر و با توجه به نزدیکی ماه محرم و اوج‌گيری شور و عزای امام حسین (ع)، مصاحبه‌ای با اين واعظ مشهور ترتيب داده‌ایم تا به تعدادی از سوالات و مسائل مربوط به تبلیغ صحیح دینی پاسخگو باشند.
بازتاب: به عنوان اولين سؤال، بفرماييد كه مقوله ابلاغ و تبليغ از نگاه اسلام چه جايگاهي را داراست؟ يعني آيا اصولا ديد اسلام به عنوان كامل‌ترين دين، به بحث انتشار و گسترش مفاهيم و موضوعات از راه‌هاي خاص، رويكرد و نظر مثبتي است يا خير؟
انصاريان: كلمه تبليغ، بلاغ، ابلاغ و همه مشتقاتش كه كرارا در قرآن و روايات و دعاها و زيارت‌ها ذكر شده به معناي رساندن است. رساندن به مردم. چه چيز را بايد به مردم رساند؟ وحي‌اي كه به صورت كتاب‌هاي آسماني به خصوص قرآن كه وحي شده به پيامبر ما. پيامبر اكرم بنا نبوده كه وحي را بگیرد و آنها را در خود حبس کند. پس وحي براي اين بوده كه عقايد سالم و اعمال صالح و اخلاق حسنه را بيان ‌كند. مسائل خانواده را، ضررها و زيان‌هايي كه در مسير زندگي مردم است را بيان كند. فقط فرمود ابلاغ كنيد و فرمان او را در حالی که در كنار ابلاغتان استقامت و صبر می كنيد، به مردم برسانید. چون معلوم بود انبيا وقتي مي‌خواهند دين را به مردم ابلاغ كنند، چون دين با عقايد انحرافي مبارزه مي‌كند، با اخلاق و اعمال انحرافي مبارزه مي‌كند، طبيعتا درگيري با انبيا پيش مي‌آيد. با توجه به اين‌كه خدا برايش معلوم بوده، درگيري پيش مي‌آيد تا بالاخره مردم قبول كنند، فلذا به پيغمبر در قرآن مي‌گويد: «واستقم كما امرت و اصبر كما صبر اولوالعزم من قبلك». اين استقامت براي چيست؟ در ابلاغ دين، صبر در ابلاغ دين. پس جايگاه ابلاغ، در دين خدا مهم‌ترين جايگاه است. چرا كه سلامت، سعادت، كرامت و آبادي‌ دنيا و آخرت مردم در اين است كه پيام به آنها رسانده شود، ابلاغ شود، تبليغ شود و آنها هم بپذيرند. لذا كسي كه ساكت است در تبليغ، مورد نفرت خداست. روايتي در كتاب شريف «اصول كافي» نقل مي‌كند از قول پيغمبر، با سند، كه حضرت مي‌فرمايد «اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه» در جايي كه عالم مي‌بيند مردم دچار مسائل انحرافي مي‌شوند واجب است كه دين خدا را براي آنها ابلاغ كند. اشتباهاتشان را بگويد و اگر سكوت كند، حالا به خاطر اين ‌كه حوصله ندارد يا ممكن است فكر كند تبليغ برايش دردسر ايجاد مي‌كند. ايشان مي‌فرمايد؛ چنين عالم ساكتي مورد لعنت خداست. اين جايگاه تبليغ است.

بازتاب: مبلغ، مخاطب و پيامي كه بايد انتقال داده شود از ديدگان اسلام، چيست و چه شرايطي دارد ؟
انصاريان: يقين بدانيد در قرآن و روايات، هر كسي حق تبليغ ندارد. لذا اين آيات امر به معروف، وقتي مورد دقت قرار مي‌گيرد، خداوند متعال در بعضي از آيات مي‌فرمايد، «و منهم» يعني بعضي از آنها. يعني كساني كه نشانه هاي امر به معروف و نهي‌از منكر در آنها هست. از شرايط بسيار مهمي كه بايد در يك مبلغ باشد، عالم به پيام خدا باشد. بنابراين بي‌سواد و آن‌كه آگاه به دين خدا نيست اگرچه اهل لباس باشد از نظر ائمه طاهرين تبليغ بر او حرام است. اين خودش مي‌شود يكي از انحراف‌دهندگان و مردم را منحرف‌تر مي‌كند. چون راهي را كه به مردم نشان مي‌دهد راه خدا نيست.يك شرط مبلغ اين است كه اسلام‌شناس باشد. اسلام‌شناسي هم به اين است كه كامل درس خوانده باشد تا جايي كه لازم باشد، آيات و روايات را به درستي بفهمد. خيلي‌ها نسبت به قرآن كج‌فهمند و تعابير غلط خود ايجاد انحراف مي‌كنند. بنابراين بايد فهمش از قرآن و روايات، فهمي درست و مستقيم باشد. از شرايط ديگرش اين است كه مثل انبياي خدا كه پرونده قبل از تبليغشان پاك بوده براي مردم بايد در بين مردم معروف به پاكي و درستي و به عمل صالح باشد و در يك كلمه، مبلغ غير از علم نياز به تقوا هم دارد. يعني مخاطباني كه مي‌خواهند حرفش را گوش دهند، بايد به او ايمان داشته باشد و در يك كلمه مبلغ غير از علم نياز به تقوا هم دارد. يعني مخاطبي كه مي‌خواهد حرفش را گوش دهد بايد به او ايمان داشته باشد. اگر ايمان به مبلغ نداشته باشد، يعني ايمان به فقه، دين‌شناسي، سلامت نفس و سلامت عمل و اخلاق و امور مالي مبلغ نداشته باشد، وقتي او دارد حرف دين را مي‌زند، مخاطب در دل مي‌گويد خود اين فرد كه بر عكس اين حرف‌ها عمل مي كند. پيام هم كه معلوم است. پيام، قرآن و فرهنگ اهل بيت است. يعني يك مبلغ چهارچوب تبليغش بايد هماني باشد كه پيامبر اكرم به عنوان دو گوهر گران‌بها به ما داده‌اند: «اني تارك فيكم الثقلين، كتاب الله و عترتي، ما ان تمسكتم بهما» نه «ما ان تمسكتم» به مقاله‌هاي اين و آن و فرهنگ‌هاي ديگر و مسائلي كه گاهي از راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها به منبر مي‌كشند، كه براي مبلغ قطعي بودنش تعيين نيست و نه اين، خواب‌هاي فراواني كه دروغ است و چند سال است در اين مملكت باب شده و نه شعرهاي بي‌محتوايي كه جز شكستن عظمت اهل بيت چيزي نيست، «تمسكتم بهما» يعني بايد قرآن و فرهنگ اهل‌بيت را به مردم معرفي كند.يعني اگر سياست مي‌خواهد بگويد، سياست بنا بر قرآن و اهل بيت را بگويد. اگر مسائل خانوادگي را مي‌خواهد بگويد، بنا بر قرآن و اهل بيت بگويد كه كامل است. هرچه را مي‌خواهد بگويد كه راستش و صحيحش را بخواهد بگويد در قرآن و فرهنگ اهل بيت موجود است. هيچ نيازي به گدايي از اين طرف و آن طرف ندارد. به قول قديمي‌ها هر رطب و يابسي را به هم ببافد و به عنوان دين تحويل مردم دهد.اما مخاطب مبلغ، كل مسلمان‌هاي جهان هستند. او بايد لحاظ كند كه به گونه‌اي قرآن و فرهنگ اهل بيت را به مخاطب ابلاغ كند كه مخاطب بپذيرد. بايد زمان‌شناس و مردم‌شناس باشد و تمام مطالبش را در مرحله اول، روي موج عاطفه و محبت به مردم انتقال دهد. چون عاطفه و محبت خيلي بيشتر از تندي و فرياد و عصبانيت جواب مي‌دهد. مخاطب يعني كل مردم جهان نه فقط مسلمان‌ها، چون قرآن مخاطبش «يا ايها الناس» است. براي همه آدم بايد بگويد. بنابراين جوري بايد بگويد كه همه به تناسب درك و ظرفيت خودشان داروي لازم را از مبلغ بگيرند و ادامه دهند.
بازتاب: پس «يا ايها الذين آمنوا»هايي كه در قرآن آمده براي چيست؟
انصاريان: آن يك مقدار محدود به محبت بيشتر است. يعني مرحله بعد از الناس كه جذب اوليه باشد مد نظر است.
بازتاب: مقوله آسيب‌شناسي اشعار مداحان و برخي خواب هايي كه توسط وعاظ نقل مي شود را مورد اشاره قرار داديد. به نظر شما دليل رواج اينگونه مسائل، خصوصا در ساليان اخير چيست؟
انصاريان: مردم دين‌شناس نيستند. اينها هم به اين خواب‌ها و شعرها رنگ دين مي‌دهند و توده مردم هم روي علاقه‌شان به دين، به عنوان اين‌كه از زبان مبلغ دين است، قبول مي‌كنند و داستان و قصه هم در مردم خوشايندتر است تا مطالب علمي.
بازتاب: توجيه كساني كه در مطالب تبليغي خود، از داستان و مطالب غيرعلمي استفاده مي‌كنند اين است كه قرآن هم از داستان استفاده كرده و قصه‌هاي قرآن، علت روي آوردن آنان به اين شيوه و استفاده از خواب و داستان است.
انصاريان: داستان‌هاي قرآن سراسر عبرت و پند است. چراكه حقيقي و واقعي مي‌باشند. شرح اتفاقات زندگي خوبان عالم، مثل يوسف و بدان عالم مثل فرعون و نمرود و امثال آن است. با بودن اينها هيچ نيازي نيست كه به خواب‌ها و داستان‌هاي دروغ متوسل شد.اگر كسي بخواهد داستان از قرآن و روايات بگويد، آن‌قدر هست كه بگويد و مردم را هم اشباع كند.
بازتاب: شايد يكي از علل روي آوردن مبلغان و دستگاه‌هاي تبليغي به داستا‌ن‌ها و مطالب خرافه، خشكي و عدم انعطاف برخي مفاهيم و مسائل دين است. يعني براي جذابيت بخشيدن به موضوعاتي كه در صدد تبليغ آن هستند از اين روش استفاده مي‌كنند.
انصاريان: قرآن مجيد تبليغ را به سه بخش تقسيم كرده است:
1ـ «ادعوا الي سبيل ربك بالحكمه» تبليغ بنا بر دليل. اين منبر كه بنا بر حكمت و دليل بايد برگزار شود، بايد براي دانشمندان و علما و دانشجويان باشد. معني آيه يعني مردم را به راه پروردگارت با دليل و حكمت فراخوان.
2ـ «و بالموعظه الحسنه» چون با واو عاطفه آورده شده، مي‌شود مرحله دوم، يعني موعظه نيكو. اين نوع موعظه مربوط به توده مردم است. يعني منبر و تبليغي كه دلنشين باشد. چنين تبليغي با آسان معنا كردن آيات و روايات و داستان‌هايي كه در خود قرآن است، تحقق پيدا مي‌كند. چراكه اين نوع وعظ و تبليغ مختص توده مردم است.
3ـ «و جادلهم باللتي هي احسن» مرحله سوم منبر و گفت‌وگوهاي مجادله‌اي، كه اين براي دشمنان دين و براي لجبازهاست. كه از مطالب خود آنها دليل و برهان بگيري، حرف و سخن از خودشان بگيري و به خودشان برگرداني. مثل مجادله‌اي كه حضرت رضا با پاپ مسيحيان داشتند.
در جلسه مأمون پاپ گفت به حضرت رضا كه شما شروع كنيد و حضرت رضا جواب دادند شروع از طرف پاپ باشد. كه پاپ سؤال كرد، نظرتان راجع به عيسي چيست؟ امام هشتم فرمودند: عيسي همه چيزش كامل بود و من همه آنها را قبول دارم. فقط دو عيب داشت، اول اين‌كه نماز نمي‌خواند، دوم اين‌كه روزه‌اش را مي‌خورد. پاپ مسيحيان خيلي عصباني شد و گفت كه چطور به شما مي‌گويند عالم، در حالي كه از مسيح خبر نداري. اگر اهل نمازي بخواهيم پيدا كنيم و در رده اول باشد، همانا حضرت مسيح است. اگر اهل روزه و بالاترين آن را بخواهيم بگوييم، همانا مسيح است. چگونه شما مي‌گويد كه حضرت مسيح نماز نمي‌خواند و روزه نمي‌گرفت؟
حضرت رضا فرمود: به خاطر اعتقادات خود شما. شما كه او را خدا مي‌دانيد. او اگر خداست ديگر براي چه كسي نماز بخواند و روزه بگيرد؟ اينجا آن پاپ مبهوت شد. اين را مي‌گويند منبر مجادله‌اي كه از فرهنگ ماترياليست، فرهنگ كمونيست، حرف بگيري، و بعد به خودشان برگرداني.
بازتاب: در لابه‌لاي سخنانتان به وعاظ و مبلغاني اشاره كرديد كه خودتان هم آنها را درك كرده‌ايد و آنان را نمونه خوبي براي تبليغ ديني به شمار آورديد. چه ويژگي‌ها و خصايصي در آنها وجود داشت، كه موجب ايجاد چنين ديدگاهي در شما شده است؟
انصاريان: آنهايي كه من ديده بودم، اولا در بين مردم رفتار و كردار و اعمال و شكل زندگي و خانه و اثاث منزلشان نشان مي‌داد كه آنها اهل تقوا هستند. و با جريانات و حوادث هم عوض نشدند. دوما در بين مردم فوق‌العاده محبوب بودند و مردم به آنان ايمان داشتند. سوم اين‌كه وقتي بر منبر تبليغ دين تكيه مي‌زدند، پيش از مستمع، خودشان تحت تأثير قرار مي‌گرفتند. به صورتي كه وقتي من بچه بودم و پاي منبر بعضي از آنها مي‌رفتم، اشك‌هاي آنها بيش از همه بر لباس‌هايشان مي‌غلطيد و آن را خيس مي‌كرد. خوب شما در نظر بگيريد، وقتي مردم اين سخنان و اين‌گونه تأثير بر خود واعظ را با ايماني كه به او دارند، مي‌بينند، چطور قبول نكنند؟ اين‌گونه افراد عجيب در مردم تأثير داشتند و من آنهايي را كه تربيت‌شده آن منبرها و مربي‌ها بودند را الان كم مي‌بينم. الان منبر زياد داريم ولي منبر مربي و تربيت‌كننده كم داريم. قبلا منبر كم داشتيم ولي همان تعداد كم، انسان‌ساز و مربي بودند.
بازتاب: آيا به نظر شما اين‌كه در ساليان اخير مبلغ واقعي تربيت نشده، ناشي از ضعف سيستم تربيتي و آموزشي تربيت مبلغان نيست. به عنوان مثال، حوزه علميه در چند دهه اخير، نتوانسته با وجود نظام‌مند شدن، به مانند گذشته انسان‌هاي عالم، عامل و آگاه براي تبليغ صحيح اسلام تربيت كند؟
انصاريان: در اين سي ساله اخير ما كمتر مثل گذشتگان مبلغ‌پروري داشتيم. نمي‌شود آن را گردن حوزه انداخت كه حوزه نتوانسته مبلغ به درون جامعه بفرستد.
بازتاب: اين‌كه سيستم مسبب چنين نقصي شده است را از اين رو گفتم كه در حال حاضر، تنها مرجع و مركز تربيت مبلغ، حوزه و نهادهاي وابسته به آن هستند. مسلما اگر روش‌هاي جديد و در عين حال،‌پايبند به مباني گذشته از سوي اين دستگاه اعمال شود، يقينا وضع بهتر خواهد شد.
انصاريان: ما هم‌اكنون بسياري اشخاص را داريم، كه به خوبي درس خوانده و دانشمند هستند اما به خاطر اين‌كه تقوا را به خوبي رعايت نكرده و اهل عمل نيستند. و به قول امام، زي‌طلبگي‌شان را رعايت نكرده‌اند، در مردم اثر نمي‌كنند. پس همه‌اش ضعف سيستم و نظام حوزه نيست، كم‌كاري و بي‌توجهي خود افراد، به خودسازي و پالايش درون هم يكي ديگر از عوامل اين موضوع است.
بازتاب: آيا به نظر شما اشخاص عالم و عامل كه از هر جهت مجهز به ابزارهاي لازم براي تبليغ صحيح ولي سنتي هستند، اينكه خود را با وسايل و تكنولوژي‌هاي روز همراه نكرده و حتي در بسياري مواقع، نيازهاي مردم را نمي‌شناسند تا بر آن تأكيد كنند، يكي از دلايل مهم عدم گيرايي تبليغ ديني در جامعه و رغبت نشان ندادن بسياري از مردم به آن نيست؟
انصاريان: در تبليغ دين، ما يك منبر طبيعي سنتي داريم كه آن، نياز به ابزارهايي كه مي‌گوييد، ندارد. اما اصل تبليغ، اين ابزارهاي لازم را براي رساندن پيام دين به نسل امروز، لازم دارد. در اين زمينه، فعاليت‌هاي بسياري در حال انجام است كه نبايد در حق آنها و زحمات حوزه علميه قم،‌ بي‌انصافي كرد. الان حوزه علميه قم، با تمام جهان صحبت مي‌كند.
خود من در يك گوشه قم مؤسسه‌اي دارم كه سايت اين مؤسسه با چهارده زبان با تمام دنيا صحبت مي‌كند. با اين‌كه اين مؤسسه عمر زيادي هم نداشته، اما در همين سه يا چهار ساله، شصت هزار سؤال از شبهات مختلف موجود درباره دين را به تمام جهان پاسخ داده است. تعدادي هم با اين سؤال‌ها شيعه شده‌اند. حتي افرادي كه در مقام استاد دانشگاهي هم بوده‌اند.
الان چون مخاطب همه جهان است، مسلما بايد به آن ابزارها مسلط شد. امام صادق(ع) در روايتي كه از فرمايشات معجزه‌آميز ايشان است، مي‌فرمايد: «دين را از همان راهي تبليغ كنيد كه دشمن از همان راه فرهنگ خود را تبليغ مي‌كند».
بازتاب: پس چرا با وجود اين فعاليت‌هايي كه شما ذكر كرديد، در محيط‌هايي كه نسل امروزي بيشتر در آنها حضور دارند، مانند دانشگاه‌ها، اقبال و توجه چنداني به شيوه‌هاي كنوني تبليغ و اشاعه فرهنگ ديني نمي‌بينيم؟
انصاريان: علتش را در زمان و حوادث زمان بايد ببينيد. ماهواره‌ها، سايت‌ها و مجلاتي كه از خارج مي‌آيد و فرهنگي كه بر مردم دنيا حاكم است، كه همان فرهنگ شهوت است. چون جاذبه ظاهري دارد. جاذبه‌اش 90 درصد است و دين و تبليغ محصولات معنوي، 10 درصد. اين 10 درصد مي‌خواهد با آن 90 درصد بجنگد و در اين جنگ هم طبيعتا 90 درصد مشتري بيشتري دارد.
بازتاب: صحبت بر سر جوان‌ها و اشخاصي كه از مسائل مذهبي و ديني رويگردانند، نيست. منظور قشري هستند كه ته‌‌مايه‌هاي مذهبي و علقه‌هاي اوليه ديني دارند و رغبت و تمايلي هم براي حضور در اين‌گونه مجالس دارند، اما مشكل اينجاست كه به عنوان مثال در شب‌هاي محرم و عاشورا به جاي نشستن در پاي منبر يك روحاني و منبري سنتي، پاي سخنان برخي افراد كه بعضا دانشگاهي هم هستند، مي نشينند و آنها در نهايت ثابت مي‌كند، قيام امام حسين،‌براي دنيا و اهداف مادي بوده است.
انصاريان: دليل اين موضوع، همان نكته‌اي است كه در اول صحبت‌هايم به آن اشاره كردم. غيرصالح كه داخل مسائل تبليغ بشود، همين مي‌شود. البته در اين چند دهه اخير خصوصا در پس از انقلاب، آنقدر عليه روحانيت و دستگاه‌هاي ديني تبليغ شده كه كم‌كم در باور برخي از مردم تأثير گذاشته و سبب شده تا منبرهاي اين طرف، خلوت‌تر از منبرها و تريبون‌هاي به اصطلاح تبليغ ديني آن طرف ماجرا شود.
بازتاب: نگرش مردم به روحانيت و علماي دين به عنوان منسوبان به دين الهي، مانند نگاه به يك صفحه كاملا سفيد است. آيا اين عملكرد برخي مبلغان و حرف‌هاي به دور از عمل آنها نيست كه موجب اين رويگرداني شده است؟ مردم مي‌بينند يك روحاني كه خود دعوت به دوري از زوايد دنيوي و به حاشيه راندن شهوات حيواني مي كند، خود در برخي امور وارد مي‌شود يا از مواردي ناصحيح و خلاف سخنانش از او سر مي‌زند.
انصاريان: بله. ‌عمده دليل اين‌گونه رويگرداني مردم، به خاطر صلاحيت نداشتن برخي از وعاظ و مبلغان ديني، به وجود آمده است.
بازتاب: با توجه به اين نابساماني‌ها در مقوله تبليغ ديني، شما چه راهكار و پيشنهادي را براي رفع اين معضل پيشنهاد مي كنيد. با توجه به اين‌كه در حال حاضر، نهادهاي موازي زيادي هستند كه هر يك به نوعي در مسير تبليغات اسلامي كار مي‌كنند. سازمان تبليغات اسلامي، دفتر تبليغات حوزه علميه قم و شوراي هماهنگي تبليغات و بسياري ديگر از ارگان‌ها. با توجه به اين‌كه اين سازمان‌ها، بودجه‌هاي هم كلاني در اختيار دارند، كه اختصاص به تبليغ و اشاعه فرهنگ ديني دهند.
انصاريان: ببينيد، قم يا نهادهايي كه در كار تبليغ هستند، بايد نوعي وحدت رويه را پيگيري كنند و با اطلاع هم، در طول سال از مبلغان به دردبخور، واجد شرايط و قابل قبول، دعوت كنند و افراد صاحب‌نظر و باتجربه و آگاهي در تبليغ را هم جمع كنند تا تجربيات خود را به اين مبلغان انتقال دهند. اين راه به نظر من بسيار مؤثر است. از سوي ديگر، بايد جلوي افراد غيرصالح را بگيرند تا از تريبون سوءاستفاده نكنند و مردم را به گمراهي و انحراف نكشاند. يعني نگذارند دزد لباس روحانيت يا بي‌لباس دزد، وارد اين جايگاه كه جايگاه انبيا و ائمه طاهرين است، بشود.
بازتاب: در بسياري منابر و تريبون‌هاي تبليغ ديني، مشاهده مي‌شود كه در برابر درخواست‌هايي كه در زمينه تغيير رويه و تطبيق علوم و معارف اهل بيت با مسائل روز مي‌شود، ذكر مي‌كنند كه قدما و مثلا شيخ انصاري و شيخ طوسي و... اين حرف‌ها را گفته و چنين عمل كرده‌اند. چگونه از من انتظار داريد كه تغيير منش و روش دهم؟ اين مشكل درك درست نياز مخاطبان، از سوي مبلغان را، چگونه بايد حل كرد؟
انصاريان: بايد تجربه‌داران منبر كه مقبول مردم هستند و جمعيت هم خوب دور منبرشان جمع مي‌شود، زمان‌شناسي و مخاطب‌شناسي را انتقال دهند و بگويند امروز با توجه به باز بودن درهاي همه كشورها به روي يكديگر، نياز مردم به چه نوع تبليغ است. كيفيت تبليغ را بايد عوض كرد.
بازتاب: وقتي كه در مراكز پرورش مبلغ و ارگان‌هاي مسئول تبليغ، محتوا، تغيير نمي‌كند و هم چنان، به منوال‌هاي گذشته عمل مي كنند، چگونه چنين چيزي امكان‌پذير است؟ مثلا شخص مبلغ كه از زبان‌هاي بيگانه غافل است و در علوم كامپيوتر و جامعه‌شناسي و مديريت، سررشته‌اي ندارد، با توجه به جريان اين علوم در جامعه، طبيعتا نمي‌تواند مردم را ارضا و اقناع كند.
انصاريان: يك زماني در حوزه‌هاي ما، شايد تا قرن دهم و يازدهم، همه علوم متداول زمان را درس مي‌دادند. يعني اطباي درجه يك قديم، مثل زكرياي رازي و شيخ‌الرئيس، اينها طلبه‌هاي حوزه‌هاي علوم اسلامي بودند. حتي در حوزه‌ها علوم رياضي به طور كامل ترديس مي‌شد.
حتي يكي از مراجع نجف، به نام آقاسيدابوتراب خوانساري كه علامه اميني هم از شاگردانش بوده، سؤال‌هاي پيچيده رياضي از اروپا مي‌آمده پيش ايشان در نجف و ايشان آنها را جواب مي‌داده است.
ولي الان متأسفانه، كه خود من هم در اين زمينه خيلي ناراحتم، اغلب درس‌هاي حوزه‌ها مقيد به فقه و اصول شده و طلبه‌ها با نيازهاي فكري و علمي مردم و علوم روز، آشنا نمي‌شوند.
بازتاب: با توجه به نزديك شدن ماه محرم و صفر، ارزيابي شما از شيوه‌هاي امروزي عزاداري براي حضرت سيدالشهدا(ع) چگونه است؟ يعني آيا اين وضعيت را كه عملا محور عزاداري‌ها را از وسايل معرفت‌شناختي و از دستان اهالي علم خارج و به دست مداحان سپرده است، درست مي‌دانيد؟ براي رفع اين آشفتگي‌ها بايد چه كرد؟
انصاريان: مراجع تقليد كه در اين زمينه از دو، سه سال قبا، مرتب هشدار مي‌دهند. ولي من از بيست سال قبل هشدارهايم را شروع كردم. در اين راه هم، خيلي رنج و آسيب ديدم.
اينها تازه و در حد چند سال است كه شروع كرده‌اند، ولي عيب كار اين است كه اينها نيروي اجرايي ندارند. بايد مراجع و نهادهايي كه مرتبط با تبليغند، يك نيروي اجرايي درست كنند تا با مسئله را محدود به اين كنند، كه به هر كسي كه مجوز داده مي‌شود، شايسته دعوت و مجاز به تبليغ در مجالس اقامه عزا و تبليغ دين باشد و آنهايي كه متقابلا تأييد نمي‌شوند، دعوت نشوند تا شايد خط دروغگوها و عوامل انحراف كور شود.
بازتاب: به نظر شما آيا اين اقدام، موجب پديد آمدن محيط بسته مذهبي نمي‌شود؟ يعني ممكن است كه شخصي كه در رأس فلان دستگاه مرتبط با تبليغ است، از كسي خوشش بيايد و يا بالعكس، و همين حب و بغض را در كارها و تأييداتش دخيل كند؟
انصاريان: چنين نمي‌شود. مگر ارتش، نيروي هوايي يا سپاه اجازه مي‌دهند كسي لباسش را بپوشد؟ اين وظيفه ارگان هاي مربوط است كه از خوزه وظايف تعريف شده خود دفاع كنند.
بازتاب: آنها وابسته به حكومت و به اصطلاح نظامي هستند و با امورات مذهبي و معنوي، كه همه‌گير و صددرصد شخصي و مردمي هستند، فرق مي‌كند.
انصاريان: اين كار، به هيچ وجه ديكتاتوري مذهبي نيست. اين حفظ شأن است. حفظ شأن اين‌گونه مجالس و حفظ شأن شخص و حفظ شأن دين است.
بازتاب: يعني شما معتقديد مانند مأموران نظامي، دستگاه‌هاي مربوطه هم در اين كار مأمور اجرايي، براي اعمال مقررات و نظارت بر خارج نشدن از محدوده صحيح قرار دهند؟
انصاريان: بله، تا از اين حالت لجام‌گسيختگي، بيرون بياورند. اينها را بخواهند و با يك شرايطي آنها را بسنجند. اگر واجد آن شرايط نبودند، بايد ممنوعشان كنند از اين‌كه تريبون دين را در اختيار بگيرند و عامل انحراف شوند.
بازتاب: در چند موردي كه به برخي از وعاظ و خصوصا مداحان تذكر داده شده بود تا از نقل مطالب ضعيف و بي پايه و يا خواندن اشعار و مقاتل موهن و خلاف شان اهل بيت خودداري كنند، آنها با انتقال اين تذكرها به مردم، طوري وانمود كرده بودند كه گويي قصد دارند جلوي عزاداري و سوگواري براي اهل بيت و خصوصا امام حسين(ع) را بگيرند و اين اثرات بدي بر روي شنوندگان مي‌گذارد.
انصاريان: خب اين عوارض دفاع از حقيقت دين و اصل عزاداري و بزرگداشتي كه مرضي اهل بيت است را بايد پذيرفت و جاهاي خالي انعكاس فرهنگ صحيح اهل بيت و روش درست عزاداري را با انتخاب و معرفي افراد دانا و باتقوا به مردم پر كرد.
بازتاب: در پايان به نظر شما با توجه به روايات وارده در اين باب، چگونه بايد براي سيدالشهدا عزاداري كرد؟ آيا اين شيوه عزاداري‌هايي كه هم‌اكنون انجام مي‌شود، درست است؟
انصاريان: البته اين عزاداري‌هايي كه به خصوص شب، در تهران انجام مي‌شود و نمي‌دانم در شهرهاي ديگر هم وجود دارد يا نه؟ كه فقط علم و كتل و دهل و سنج و آلات موسيقي و زنجيرزني است، اين عزاداري علمي و مستند نيست. اين عزاداري شعاري و عاطفي است و اين‌گونه سوگواري كاري براي دين صورت نمي‌دهد. اينها بايد اول بنشينند دين را بفهمند. از هدفي كه امام حسين(ع) براي آن شهيد شده آگاهي پيدا كنند، بعد بيايند در خيابان و عزاداري كنند. آن هم نه تا دير وقت. چون خود مزاحمت براي بيمارستان‌ها، آنها كه خوابند و يا ضعف اعصاب دارند، حرام است. يعني مستحبي است كه به حرام كشيده مي‌شود.كساني كه جلسات عزا اقامه مي‌كنند، اول يك مسئله‌گو استخدام كنند براي جوان‌ها مسائل شرعي بگويد و بعد يك روحاني دعوت كنند كه لازم نيست يك ساعت منبر برود، نيم ساعت دين براي اينها بگويد و بعد مردم بروند بيرون عزاداري كنند. ولي ساعت 9 شب ديگر تمامش كنند و مزاحم مردم نشوند. چرا در روزها بيرون نمي‌آيند و عزاداري نمي‌كنند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

لختی ها دروبلاگ ابطحی :محمدعلی ابطحی درتازه ترین مطلب خودبایادداشت یک خاطره برگرفته ازفرهنگ روستائیان یزدموضوع پرسش وپاسخ مردم ومسوولین رابااین خاطره گره زده است .وی دراین مطلب مینویسد:در یزد و اطراف آن، بیشتر خانم ها چادر می پوشند. در اصطلاح محلی، بی آنکه قصد توهینی داشته باشند، به خانم های مانتویی می گویند لختی. چندی پیش یکی از خانم های روستایی یزدی به تهران آمده بود و در منزل یکی از دوستانم بود. او را فرستاده بودند تا از سوپر سر کوچه خرید کند، در بازگشت گم شده بود. به یک خانم محترم مانتویی پناه آورده بود و او هم خانم روستایی یزدی را به منزلش رسانده بود. فردا که برای خرید مجدد رفته بود سوپر محل، یک خانم مانتویی ناشناسی هم در حال خرید بود. برای قدردانی از زحمات آن خانم دیروز برای آقای صاحب مغازه تعریف کرده بود که بله ما دیروز گم شدیم ولی خدا خیرش بدهد یک خانم لختی مثل همین خانمی که الان اینجاست من را به منزل رساند؛ خدا خیرش بدهد. خانم مانتویی محترمی که در سوپر مشغول خرید بود خیلی از اطلاق کلمه ی لختی بر خودش که اصلاً لختی هم نبوده، ناراحت شده بود. کلی داد و فریاد راه انداخت که این حرفها چیه؟ چرا شماها ادب ندارید؟ خانم روستایی یزدی هم بی آن که بفهمد از کلمه ی لختی، آن خانم ناراحت شده، هی توضیح می داد که خب باید از کسی که به آدم لطف کرده تشکر کرد. من هم دارم از آن خانم لختی دیروز تشکر می کنم. ماجرا آن جا فیصله یافته بود. دوستم می گفت در منزل هم هر چه تلاش کردیم دلیل ناراحتی آن خانم را توضیح دهیم، نشد.در عرصه های سیاسی و اجتماعی نیز ماجرا همین است. در خیلی از موارد مردم توضیحات مسئولان را نمی فهمند، مسئولان هم سؤالات مردم را

مشروح سوال اعلمی از وزیر علوم:پرویز زاهدی وزیر علوم، جهت پاسخگویی به دو سؤال اکبر اعلمی، نماینده مردم تبریز در مجلس حاضر خواهد شد. تعلیق و یا تحدید و تهدید فعالیت برخی از انجمن اسلامی دانشگاه‌ها و همچنین تعلیق و توقیف انتشار برخی از نشریات دانشجویی، انتصاب برخی از اساتید فاقد پایگاه دانشگاهی به ریاست دانشگاه‌ها، احضار مکرر برخی از دانشجویان به کمیته انضباطی و وضعیت دانشجویان موسوم به سه ستاره محورهای اصلی سئوالات اعلمی از وزیر علوم را تشکیل می‌دهند.  در سؤال اول اعلمی از زاهدی آمده است: دانشگاه و دانشجو به دلیل ویژگی‌های خاص و بهره‌مندی از ظرفیت‌های بسیار بالای خود همواره کانون و مبدأ بسیاری از تحولات فرهنگی، سیاسی،‌ اجتماعی و اقتصادی در جوامع مختلف از جمله ایران بوده و بر همین اساس، از جایگاه و منزلت ویژه‌ای برخوردار است. بدیهی است که هرگونه گفتار و کردار و اتخاذ تصمیمات ناپخته، ناثواب و مغایر با شئونات دانشگاهی‌ می‌تواند آثار زیانبار و غیرقابل جبرانی را برای کشور به همراه داشته باشد. به این اعتبار و نظریه جایگاه دانشگاه و دانشجو، پاسخ فرمایید که اولا انگیزه و مبنای قانونی تصمیمات و اقدامات زیر چیست؟ 
1- تعلیق و یا تحدید و تهدید فعالیت برخی از انجمن اسلامی دانشگاه‌ها و همچنین تعلیق و توقیف انتشار برخی از نشریات دانشجویی که با فعالیت خود ضمن نقد مشفقانه قدرت،‌ اسباب نشاط، پویایی و ایجاد انگیزش و مشارکت فعالانه دانشجویان در اداره کشور فراهم می‌سازد. 
2- احضار مکرر برخی از دانشجویان به کمیته انضباطی که در مواردی به اخراج و صدور احکام سنگین علیه آنها منتهی شده است. 
3- انتصاب برخی از اساتید فاقد پایگاه دانشگاهی به ریاست دانشگاه‌ها که در مواردی ضمن به مخاطره انداختن استقلال دانشگاه‌ها باعث افت کیفی آنها نیز شده است. ثانیا برخی از مطبوعات با استناد خبر منتشره از سوی یکی از خبرگزاری‌های دولتی به نقل از جنابعالی اتهاماتی را علیه جمعی از دانشجویان موسوم به ستاره‌دار درج کرده‌اند که در صورت صحت چنین خبری و عدم اثبات و احراز اتهامات مطرح شده می‌تواند مصداق بارز «قذف» محسوب شود. سوال دوم اعلمی از وزیر علوم به شرح زیر است: مستند به اصول 3(بندهای 3، 9 و 14) و 9، 20، 22، 30، 36 و 37 قانون اساسی دولت موظف است آموزش عالی را تسهیل و تامین نماید و وسایل تحصیلات عالی را تا سرحد خودکفایی کشور فراهم و گسترش دهد. به این اعتبار، تحصیل در سطوح عالی جزیی از حقوق شهروندی محسوب می‌گردد.و نظر به این‌که همه افراد به طور یکسان در حمایت قانون قرار دارند و می‌توانند با رعایت موازین مقرر در قانون اساسی از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار شوند، از این رو آزادند که از حق تحصیل به نحو مقتضی استفاده نمایند و هیچ مقامی حق ندارد حتی با وضع قوانین و مقررات، آزادی‌های مشروع از جمله استفاده ازحق تحصیل را سلب کند. از طرفی دولت مکلف است ضمن رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه تسهیلات لازم را به منظور ادامه تحصیل متقاضیان آن مهیا سازد. بنا به مراتب فوق‌الذکر و به رغم تصریح قانون مبنی بر تمهید شرایط لازم جهت ادامه تحصیل علاقه‌مندان، شواهد موجود و شکایات واصله از سوی دانشجویان محروم شده موسوم به سه ستاره حاکی از آن است که مقامات مسئول آن وزارت‌خانه مانع از ادامه تحصیل گروهی از دانشجویان شده‌اند و متاسفانه تذکرات برخی از نمایندگان نیز تا کنون نتیجه‌ای نداده است. دلیل این امر را بیان نمایید. چنانچه وزارت علوم به عنوان تنها متولی و مرجع رسمی مدعی است که دانشجویان محروم شده واجد شرایط قانونی نیستند، نظر به این‌که محروم کردن اشخاص از یک حد اجتماعی، نوعی مجازات تلقی می‌شود و مادامی که جرم افراد مذکور در دادگاه صالحه ثابت نشده، اصل بر برائت است و حکم این مجازات و اجرای آن نیز تنها از طریق دادگاه میسر است، پاسخ فرمایید مبنای قانونی تحمیل کیفر محرومیت از ادامه تحصیل در مقاطع عالی‌تر برای دانشجویان موصوف چیست و وزارت علوم با کدام مجوز چنین عملی را مرتکب شده است؟ ضمنا تعداد دانشجویان مذکور را با مشخصات کامل و نوع اتهاماتی که متوجه آنهاست بیان نمایید و پاسخ دهید که چرا به احکام صادره از سوی دیوان عدالت اداری که به نفع دانشجویان است، توجه و عمل نمی‌شود

ائتلاف هاشمی و خاتمی برای نجات کشور:«بهزاد نبوی» عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب در مصاحبه‌ای با روزنامه «فایننشیال تایمز» خبر از آن داد که ائتلافی با حضور اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی شکل گرفته تا از دخالت بيشتر محمود احمدی نژاد در پرونده هسته‌ای و بحرانی شدن اوضاع اقتصادی جلوگيری کند. هنوز منابع خبری رسمی داخل کشور درباره چنين ائتلافی موضع نگرفته و خبر آن را تکذيب یا تایید نکرده‌اند.بهزاد نبوی در گفت و گو با روزنامه فايننشال تايمز، اعلام کرده که ائتلاف جديد، ديگر درباره اختلاف بر سر «مسايل عقيدتی و سياسی» نيست و موضوع مهم تری چون «آينده نظام جمهوری اسلامی و سرنوشت کشور» مطرح است. روزنامه فايننشال‌تايمز با تکیه بر اظهارات نبوی در ادامه آورده است :فشارها به محمود احمدی نژاد در حالی افزايش پيدا کرده که مهلت ۶۰ روزه قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت رو به پايان است و فشارها به ايران از نظر بين المللی، سياسی و اقتصادی بالا رفته است. هر چند هنوز از نظر نظامی، برخوردی ميان ايران و آمريکا اتفاق نيفتاده، اما حمله نظاميان آمريکا به دفتر رايزنی روابط جمهوری اسلامی در اربيل را نيز می توان نشانه بالا گرفتن تنش ها ميان دو کشور دانست. این روزنامه چاپ انگلیس افزود: اين در حالی است که تحريم های ايران در حال اجرا است، و پس از تحريم بانک سپه توسط آمريکا، کامرزبانک، دومین بانگ بزرگ آلمان نيز روابط بانکی و مالی خود را با ايران قطع کرده و اتحاديه اروپا نيز فهرست تحريم های ايران را در دستور کار خود قرار داده است. به نوشته این روزنامه، اتحاديه اروپا تصميم دارد با گسترش روابط اقتصادی و بازار انرژی با کشورهای حاشيه خليج فارس، مانور ايران در بازار انرژی را محدود کند.

باهنر رئیس فراکسیون متلاشی!:«محمدرضا باهنر» برای سومین بار به عنوان رئیس فراکسیون اصولگرایان در مجلس هفتم انتخاب شد. صبح روز یکشنبه انتخابات هیات رئیسه فراکسیون اصولگرایان برگزار شد و در نتیجه آن،باهنر برای سومین بار به عنوان رئیس این فراکسیون انتخاب شمحمدرضا فاکر و علاءالدین بروجردی نیز به عنوان نواب اول و دوم این فراکسیون انتخاب شدند. همچنین احمد رسولی‌‌نژاد به عنوان کارپرداز و حسین نجابت، محمدرضا میرتاج‌الدینی و احمد بزرگیان به عنوان منشی انتخاب شدند. این انتخابات در حالی برگزار شد که حدود نیمی از اعضای فراکسیون اکثریت مجلس در مجمع عمومی این فراکسیون که هفته گذشته برگزار شد، شرکت نداشتند.تعدادی از چهره‌های شاخص مجلس نظیر «احمد توکلی»،«غلامرضا مصباحی‌مقدم»،«محمد خوش‌چهره»و«عماد افروغ» از جمله افرادی بودند که در مجمع عمومی حاضر نشدند. در پی این رخداد، یکی از نمایندگان مجلس از تشکیل فراکسیون مستقل‌ها با عضویت چهره‌های ناراضی فراکسیون اصولگرا خبر داده‌است. اتفاقی که عملا نشانه متلاشی شدن فراکسیون اکثریت مجلس هفتم در آخرین سال فعالیت این مجلس است و پیش‌بینی می‌شود شکاف شکل گرفته در دو انتخابات اخیر شوراها و ریاست‌جمهوری در میان اصولگرایان را در انتخابات آتی مجلس نیز فعال نگاه دارد.

اصولگرایان و طناب پوسیده دولت!:«جعفر کامبوزیا» نماینده مردم زاهدان در مجلس ششم در ارزیابی سخنان حداد عادل، رئیس مجلس مبنی بر نارضایتی مجلس از عملکرد اقتصادی دولت تاکید کرد که از آغاز بکار دولت نهم با تغییراتی که در بدنه کارشناسی مجموعه دولت و سازمان‌ها صورت گرفت مشخص بود که مسیر، مسیر مناسبی نیست و در همان زمان قابل پیش‌بینی بود که این روند کشور را دچار چالش‌های اقتصادی و مدیریتی خواهد کردکامبوزیا توضیح داد: مسیری که دولت نهم از ابتدا در پیش گرفت موجب نگرانی اقتصاددانان شد. به همین دلیل بود که 50 اقتصاددان طی بیانیه‌ای به دولت هشدار دادند که عملکرد دولت کشور را با چالش مواجه خواهد کرد اما متاسفانه دولت به جای توجه به این هشدار، این بیانیه را رد کرد و آنها را به «سیاسی کاری» متهم کرد. عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت افزود: شرایط کنونی بر آن پیش‌بینی‌ها صحه می‌گذارد به گونه‌ای که پس از گذشت 16 ماه از عمر دولت نهم، کشور از نظر اقتصادی به نقطه بحرانی رسیده است. کامبوزیا در ادامه خاطر نشان کرد: دولت نهم با خالی کردن ذخیره ارزی کشور و رشد بیش از 35 درصد بودجه، هم اکنون با کسری بودجه مواجه است. این در حالی است که کسی که کمی با عدد و رقم آشنا باشد، می‌داند که از این شرایط نمی‌توان انتظار معجزه داشت. به اعتقاد وی، تزریق بی‌رویه نقدینگی به جامعه که به سمت مسکن سرازیر شده است از عوامل دیگر وضعیت تورمی در کشور است و اگر تمام موارد ذکر شده را کنار هم بگذاریم، وضعیت اقتصادی کشور به گونه‌ای است که با تلنگری ممکن است بسیاری از اتفاقات بیفتد. وی تاکید کرد: هم اکنون وضعیت اقتصادی کشور به گونه‌ای است که تنها گروه‌های سیاسی منتقد و کارشناسان و اقتصاددانان مستقل نیستند که منتقد دولت هستند بلکه همفکران احمدی‌نژاد در مجلس هفتم نیز به منتقدان دولت پیوسته‌اند. ی در عین حال گفت که همفکران احمدی‌نژاد در مجلس متوجه این وضعیت بحرانی شده‌اند و با انتقادات خود تلاش می‌کنند که از دولت فاصله بگیرند و نمی‌خواهند با طناب پوسیده دولت به چاه بروند. بنابراین، دولت نهم باید هرچه سریعتر تکلیف خود را روشن کند و در سیاست‌های اقتصادی خود تجدید نظر کند. کامبوزیا معتقد است: انتقادهای اخیر درباره ناتوانی دولت در کنترل گرانی‌های اخیر نشان دهنده این است که دولت به طور خاص به خاطر عملکرد منفی‌اش در یک انزوای خاص قرار گرفته و می‌توان گفت که همسویی دولت و مجلس به سر آمده است. وی در پایان خاطر نشان کرد: مردم می‌دانند که چه کسانی و با چه نحوی کمک کردند که این دولت سرکار بیاید. بنابراین باید تمام این مسائل را پاسخگو باشند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

ما در پي شهادتيم! - ابوالفضل شكوري:سخنان امام حسين(ع) كه از مدينه تا مكه و از مكه تا كربلا و در كربلا نيز از هنگام استقرار تا روز عاشورا آنها را بر زبان رانده و در مناسبت‌هاي گوناگون بيان داشته است، بيش از هر چيز يك مطلب بنيادين را براي ما آشكار مي‌سازد و آن اينكه امام حسين(ع) و ياران او هدف‌هاي ديني، اجتماعي و سياسي گوناگوني داشته‌اند ولي يگانه هدف اصلي آنان كه همه اهداف ديگر را پوشش داده و در كانون هدف‌هاي ديگر قرار داشته مساله <شهادت‌طلبي> و استقبال از مرگ در راه خدا بوده است.بني‌اميه كه بنا به مصالح اجتماعي و سياسي اظهار اسلام نموده و اعتقاد قلبي به آن نداشتند، در طول ساليان دراز و با اعمال سياست‌هاي پيچيده شيطاني كوشيده بودند به دو هدف اصلي برسند، اول اينكه دين اسلام را در اختيار خود گرفته و آن را از محتوا خالي كنند، مفاهيم و ارزش‌هاي جاهلي را كه سخت ضد انساني و در عين حال مورد علاقه آ‌نان بود در قالب اسلام وارونه و دين دولتي ابزار شده به خورد مردم بدهند و با تاسف آنان به اين هدف خود رسيده بودند، به گونه‌اي كه در زمان آنان فقط ظاهري از اسلام و نامي از آ‌ن باقي مانده بود. حاكمان اموي حتي از اينكه نام پيامبر خاتم حضرت‌محمد(ص) در ضمن اذان هر روز براي همگان خوانده مي‌شد اظهار ناخشنودي مي‌نمودند(1)ولي هنوز قادر به حذف آن نگرديده بودند، اما اسلام در مشت آ‌نان تبديل به يك ابزار حكومتي شده و به اسارت درآمده بود كه فقط با آن مطامع سياسي و دنيوي خود را تامين مي‌كردند. هدف ديگر سياست امويان <استخفاف> و خوارسازي مردم و از خودبيگانه ساختن آنان بود كه با اعمال روش ناچيز شمردن مردم، تحقير آنان، ايجاد مضيقه معيشتي براي آنها، كشتن روح آزادگي و اعتراض، تضعيف و بلكه سلب اراده از ابناي ملت تحقق يافته بود و يك نوع فرمانبري برده‌وار را تحت پوشش دين و حرمت تمرد از خليفگان بر جامعه حاكم ساخته بودند. در نتيجه اين سياست‌ها بود كه اسارت اسلام و استخفاف مردم تحقق يافته بود و طبعاً همه اعتراض‌ها ممنوع، فريادها خاموش، اراده‌ها مسلوب، شخصيت‌ها منكوب، دل‌ها مرده، جان‌ها افسرده و امر به معروف و نهي از منكر از جامعه رخت بركنده بود و در مقابل چاپلوسي و تملق، تزوير و دروغ، ريا و تظاهر، قشري‌گري و تصلب، تحجر و مقدس‌مابي دروغين سكه رايج روز گرديده و سايه سنگين خرافه‌گرايي و حماقت رنگ و بوي قدسي گرفته و دين محمد(ص) به تاراج رفته بود. يعني يك‌نوع ارتجاع فرهنگي و بازگشت به جاهليت همانند خوره در جان‌هاي مردمان جاي گرفته و آتش بر خرمن هستي‌شان انداخته و توحيدشان را از بن و بيخ سوزانده بود.در چنين شرايطي بود كه امام حسين(ع) خروج و قيام در راه خدا و براي اصلاح امت رسول خدا(ص) را بر خود واجب شمرده و با تمسك به اصل امر به معروف و نهي از منكر، از مدينه بيرون آمده و اهداف خود را طي وصيت‌نامه‌اي كه نوشته و به برادر خود محمدبن حنفيه سپرده بود تشريح نموده بود.(2)هدف اصلي امام حسين آزادسازي اسلام از اسارت امويان و رفع استخفاف از ملت مسلمان بود. به هر طريق ممكن، چه از طريق تصرف اركان حكومت و اصلاح آن و چه از طريق شهادت و شكستن طلسم غفلت و پاره كردن تور استخفاف مردمان. او شهادت در اين راه را عين عبادت و پرستش خداوند و موجب بيداري مردم و اصلاح فكري و فرهنگي آنان مي‌دانست و شجاعانه براي استقبال از مرگ باعزت قدم برمي‌داشت. سيدبن طاووس فقيه و مقتل‌نويس بزرگ شيعه در مقام تحليل اين موضع اباعبدا... حسين(ع) مي‌گويد: <برخي از كساني كه كنه و حقيقت شرافت و سعادت موجود در <شهادت> را نمي‌فهمند، چنين پنداشته‌اند كه با استقبال مرگ و <كشته‌شدن> نمي‌توان خدا را پرستش نمود، غافل از آنكه خداوند در قرآن مجيد چنين مرگي را عين عبادت ناميده و بدان دستور داده و فرموده است: به سوي پروردگارتان توبه نموده و در راه او خود را بكشيد كه اين كار مايه خير براي شما در نزد خداوند مي‌باشد (سوره بقره، آيه 54). (3)روي اين اصل است كه امام حسين(ع) شهادت در راه خدا را در آن مقطع ويژه عين وظيفه ديني و عبادت دانسته و از همان لحظات نخستين آغاز نهضت آن را به همگان اعلام نموده و فرمود: <من كان باذلا فينا مهجته، موطنا علي لقاءا... نفسه، فليرحل معنا. يعني هر كس كه جانش آماده ديدار خداوند بوده و آمادگي ريخته شدن خون خود را دارد به همراه ما بيايد>. (4)بايد دانست كه همين ويژگي، نهضت امام‌حسين(ع) را از جنبش‌ها و قيام‌هاي معمولي ديگر متمايز گردانيده و آن را جاودانه ساخته است. به اعتقاد ما اين تحريف آشكار و بزرگي است كه بخواهيم خصوصيت شهادت‌طلبانه و استقبال از مرگ را كه جانمايه اصلي نهضت كربلا است از آن بگيريم و اين الگوي جاودانه تاريخ بشري را به حد يك شورش سياسي و نظامي معمولي تنزل بدهيم، در حالي كه خود امام حسين(ع) از همان مدينه تا روز عاشورا در كربلا بر محوريت عنصر شهادت‌طلبي تصريح و تاكيد مكرر فرموده است و ما در قسمت بعدي آن را نشان خواهيم داد. ‌

پي‌نوشت‌ها: ‌ 1- بررسي تاريخ عاشورا ص18، دكتر محمدابراهيم آيتي، با مقدمه علي‌اكبر غفاري. تهران كتابخانه صدوق 1347هـ..ش2- دمع السجوم ترجمه نفس‌المهموم، ص 34، مترجم ميرزاابوالحسن شعراني، تهران - كتابفروشي اسلاميه، 1374، هـ..ق ‌ 3- اللهوف علي قتلي الطفوف ص 28، ترجمه سيداحمد فهري‌زنجاني، تهران - انتشارات جهان. ‌ 4- مقتل الحسين (ع)، ص 94، تاليف مقرم، چاپ ق

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 بهمن1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر 

JavaScript Codes example: