تبليغاتX
عدالتخواهان

روزنامه انگلیسی «گاردین» در گزارشی مدعی شد با وجود این که مقامات آمریکایی تصمیم برای حمله به ایران را انکار می‌کنند، پنتاگون به تدوین طرح‌هایی پیشرفته در این زمینه پرداخته و حتی لیست اهداف احتمالی را نیز تهیه کرده است! در این گزارش با اشاره به اینکه حمله احتمالی به ایران قبل از اتمام دوران ریاست جمهوری بوش صورت می‌گیرد آمده است «همه اقداماتی که در چند هفته اخیر انجام گرفته منطبق با همان چیزی است که قبل از حمله هوایی صورت می‌گیرد، ما باید این تصور را که آمریکا چون خیلی در عراق زمین‌گیر شده نمی‌تواند چنین اقدامی را انجام دهد دور بیاندازیم زیرا این یک حمله هوایی است».روزنامه دست‌چپی گاردین، در گزارشی به نقل از منابع مطلع در واشنگتن مدعی شد با وجود انکارهایی که توسط مقامات دولت بوش صورت می‌گیرد، طرح‌های آمریکا برای حمله هوایی به ایران در مرحله پیشرفته‌ای هستند. بنابر این گزارش، افزایش توان نظامی آمریکا در خلیج‌فارس ایالات متحده را قادر خواهد ساخت تا در فصل بهار اقدام به حمله به ایران کند. بنابر اظهارات منابع مطلعی که گاردین گزارش خود را بر اساس اظهارات آنها تدوین کرده در صورتی که حمله‌ای صورت بگیرد به احتمال زیاد در سال آینده و قبل از خروج جرج بوش از کاخ سفید صورت خواهد گرفت. در ادامه این گزارش با اشاره به اینکه نئومحافظه‌کاران در آمریکا مخصوصا در موسسه آمریکن اینترپرایز درخواست گشایش جبهه جدیدی از بوش علیه ایران را دارند آمده است: دیک‌چنی، معاون رئیس جمهور آمریکا یکی از این افراد است ولی وزارت خارجه آمریکا، پنتاگون و در همین حال دموکرات‌ها و اکثریت جمهوریخواهان مخالف تحقق چنین اقدامی هستند. بنابر اظهارات منابع مذکور جرج بوش هنوز در این خصوص تصمیم‌گیری نکرده است. گاردین در ادامه گزارش خود با اشاره به اینکه رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا روز گذشته در کنفرانس خبری بعد از نشست وزرای دفاع ناتو در اسپانیا تاکید کرد که بوش، رایس و شخص او بارها بر عدم تمایل آمریکا به اقدام نظامی علیه ایران اذعان کرده‌اند به نقل از «وینست کانیسترارو» تحلیلگر اطلاعاتی می‌نویسد: باوجود انکار این موضوع توسط گیتس طرح‌های پیشرفته‌ای در این خصوص تدوین شده است.وی در ادامه اظهارات خود با اشاره به اینکه «حتی لیست اهداف مورد نظر نیز انتخاب شده‌اند» گفت: ادوات نظامی مورد نظر برای بمباران سایت‌های هسته‌ای در حال مستقر شدن هستند. «کانیسترارو» در ادامه هشدار داد: ما در حال برنامه‌ریزی برای جنگی هستیم که به طرزی باورنکردنی خطرناک است. وی که سابقه همکاری با سازمان جاسوسی CIA و شورای امنیت ملی آمریکا را دارد با این حال گفت‌: هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده است. سرهنگ «سام گاردینر» یکی از افسران سابق نیروی هوایی آمریکا نیز با تایید اینکه طرح‌هایی برای حمله هوایی به ایران وجود دارد به گاردین گفت: «رابرت گیتس، وزیر دفاع گفت که که هیچ طرحی برای جنگ وجود ندارد، ما می‌دانیم که چنین چیزی حقیقت ندارد، منظور او احتمالا این بوده که هیچ طرحی برای حمله فوری وجود ندارد». 
زمینه‌چینی بوش برای حمله به ایران [کلیک کنید]
آمریکا ماه مارس به ایران حمله می‌کند [کلیک کنید]
رهبر انقلاب: مردم از جنگ و تحریم نمی‌ترسند [کلیک کنید]
وی در ادامه افزود: همه اقداماتی که در چند هفته اخیر انجام گرفته منطبق با همان چیزی است که قبل از حمله هوایی صورت می‌گیرد، ما باید این تصور را که آمریکا چون خیلی در عراق زمین‌گیر شده نمی‌تواند چنین اقدامی را انجام دهد دور بیاندازیم زیرا این یک حمله هوایی است. گاردین در ادامه گزارش خود با اشاره به دستور بوش برای استقرار دومین ناو هواپیمابر در منطقه، استقرار سیستم‌های ضد موشک پاتریوت و نیز تصمیم اخیر بوش برای افزایش ذخایر استراتژیک نفت آمریکا که نشانه‌ای از تحرکات در حال اجراست نوشت: خطر افزایش حضور نظامی آمریکا این است که می‌تواند به منجر به جرقه‌زدن یک جنگ تصادفی شود. این گزارش گاردین در حالی منتشر می‌شود که هفته گذشته خبرگزاری آسوشیتدپرس در مقاله‌ای جنجالی ادعا کرد «مواضع جدید جرج بوش رئیس جمهور آمریکا در قبال ایران و تقویت ساختار نظامی این کشور در خلیج‌فارس یادآور برخی از صداهایی است که قبل از حمله آمریکا به عراق در سال 2003 در آمریکا شنیده می‌شد».به نوشته آسوشیتدپرس ، منتقدان دولت آمریکا چنین می‌گویند که کاخ سفید با اغراق در خصوص وجود ارتباطی میان تهران و حملات به نیروهای آمریکایی در این کشور (همانطور که گزارش‌های سازمان‌های اطلاعاتی را دست‌کاری کرد) در حال توجیه کردن حمله احتمالی آینده به ایران است. در همین خصوص مایکل اوهانلون تحلیلگر سیاست‌خارجی در موسسه بروکینگز و یکی از مشاوران گروه مطالعات عراق به این خبرگزاری آمریکایی گفت: بوش با ساده‌نگری که به جهان دارد دوباره متقاعده شده که در مسیر درست قرار داد و در حال جنگ با نیروهای شیطان است. بنابر اظهارات اوهانلون بوش برای نشان دادن عزم خود در حال انجام دادن کاری است که فکر می‌کند درست است. 

رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح روز پنج‌شنبه در دیدار فرماندهان و هزاران نفر از اعضای نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با اشاره به شایعه حمله آمریکا به ایران تأکید کردند: ملت ایران را با این مسائل نترسانند، زیرا مگر تا به حال آمریکا به ایران حمله نکرده است؟ ضمن آنکه، دشمنان خوب می‌دانند که هرگونه تعرض، عکس العمل همه جانبه ملت ایران را نسبت به متعرضان و منافع آنها در همه نقاط جهان به دنبال خواهد داشت. ایشان در همین زمینه افزودند: معتقدیم هیچ کس، چنین بی‌عقلی و خطایی نخواهد کرد و کشور و منافع خود را به خطر نخواهد انداخت؛ البته برخی می گویند رئیس جمهور آمریکا، اهل محاسبه و در نظر گرفتن عواقب کارهایش نیست، اما اینجور اشخاص را هم می‌توان سرعقل آورد و تحلیلگران و سیاست سازان آمریکایی این را می‌فهمند که ملت ایران، هیچ تعرضی را بدون پاسخ نخواهد گذاشت.

+ نوشته شده در  شنبه 21 بهمن1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ممانعت از خروج مومني و آقاجري را محکوم کرد:شوراي مرکزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي با انتشار بيانيه اي نسبت به ممنوع الخروج کردن عبدالله مومني سخنگوي اين سازمان و هاشم آقاجري اعتراض کرد.متن بيانيه بدين شرح است: در پي دعوت دانشگاه MIT  امريکا جهت شرکت در سمينار «تاريخچه دمکراسي و جنبش اصلاحات در ايران » ، ماموران امنيتي روز شنبه چهاردهم بهمن، در اقدامي كاملا غيرقانوني و غيرموجه مانع از سفر آقايان عبدالله مومني عضو شوراي مركزي و سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحکيم وحدت) دكتر هاشم آقاجري استاد دانشگاه، به خارج از كشور شدند و گذرنامه ايشان را بدون ارائه هرگونه مجوزي جلب كردند. اين اقدام غيرقانوني  پيش از هر چيزتاكيدي دوباره بر اين شعار متوليان قدرت است كه «هيچ صدايي از ايران جز صداي ما نبايد شنيده شود» ، كه با توسل به هر ابزاري و دست يازيدن به بين‌ترين اعمال نافي قانون، سعي در سركوب بيان هرگونه انديشه منتقدي دارد و در وهله بعد نتيجه بدست گرفتن امور كشور توسط جرياني است كه حتي در نقض قوانين داخلي و دخالت در امور دستگاه قضايي نيز مرزي براي خود نمي شناسد. از منظر قوانين جاري كشور (ماده 133 قانون آيين دادرسي كيفري) تنها هنگامي مي توان مانع خروج احدي از كشور شد كه اولا در جريان تحقيقات مقدماتي و ثانيا در تكميل يك قرار تاميني و ثالثا با دستور يك مقام قضايي چنين قراري صادر شده باشد، در حالي كه هيچ يك از اين شروط در مورد آقايان مومني و آقاجري قابل انتساب نيست. از سوي ديگر متصديان مربوطه در مبادي خروجي كشور براساس فهرستي كه دستگاه قضايي در اختيار آنها مي‌گذرد چنين محدوديتي را اعمال مي كنند و درحالي كه گذرنامه آقايان مومني و آقاجري  ممهور به مهر خروج از كشور نيز شده است، اقدام غيرمتعارف ماموران امنيتي، جز يك عمل خودسرانه نمي تواند تعبير شود،  چرا كه هيچ گونه مجوز قانوني براي آن نمي توان تصور نمود. مطابق اعلاميه جهاني حقوق بشر و ديگر اسناد حقوق جهاني بشر كه دولت ايران بدانها ملزم است آزادي رفت و آمد حق هر انساني است و «هركس حق دارد هر كشوري و از جمله كشور خود را ترك كند …» (بند دوم از ماده 13 اعلاميه جهاني حقوق بشر)، اصل سي و سوم قانون اساسي نيز بر همين مضمون اشاره دارد. مع الوصف آنچه قابل رويت است آنكه، طيفي از حاكميت كه به بسياري از  تعهدات حقوقي خود در زمينه حقوق شهروندان خود مطابق قوانين داخلي و تهعدات بين المللي بي‌اعتنا است، از سوي ديگر پروژه ايزوله‌سازي فعالان سياسي در ايران را نيز پي‌گيري مي‌كند چنانكه مشابه اقدام اخير چندي پيش در رابطه با سفر آقاي تقي رحماني نيز رخ داد. منع از آزادي رفت و آمد شهروندان و تعدي به اين حق طبيعي و بديهي، شاهكاري است كه تنها مي‌توان از قدرتمداراني سراغ گرفت كه «النصربالرعب» را سرلوحه امور خود قرار داده اند و مطابقت با تفكر حاكم را تنها حق و تكليف اتباع خود مي دانند.مسئولان پي‌گير چنين شيوه هايي نبايد از ياد ببرند كه اعمال اين روش‌ها نه تنها منجر به ايجاد تكصدايي و وحدت‌ نظر جعلي نخواهد شد بلكه تعدي و تجاوز به حقوق ذاتي شهروندان، عاملي در جهت تضعيف همبستگي ملي و توسيع شكاف ميان حكومت و ملت خواهد بود.  


شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)

 

دوربين مخفي در دانشگاهها :اخيراً گزارشهايي منتشر شده که حاکي از کار گذاشته شدن دوربين مخفي در برخي دانشگاه‌هاست. بر همين اساس، پايگاه خبري دانشجويان اميركبير خبر داده است كه مرتضي محمديون، معاون دانشجويي و فرهنگي دانشگاه صنعتي شاهرود در واکنش به اين خبر گفته است: اين دوربينها جهت خدمات و نظارت بهتر به دانشجويان در دانشگاه دوربين‌هايي در كتابخانه‌ها، محل سلف سرويس و مراكز كامپيوتر نصب مي‌شوند و به عنوان مثال علت نصب دوربين سلف‌سرويس اين است كه نظارت كافي بر نحوه توزيع غذا و فعاليت‌هاي قبل از توزيع غذا وجود داشته باشد!

 وي تاكيد كرده كه هدف اين طرح، تجسس در امور دانشجويان نيست

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 بهمن1385ساعت 6 بعد از ظهر  توسط  

نفت تنها سرمايه ايران نيست! - مسيح علي‌نژاد:تصوير اول:اين روزها چشم اگر بر تصاوير سياه و سفيد تلويزيون ايران تنگ شود تا ديده در اين تمركز فيزيكي گشاده‌تر شود، قطعا چهره بسياري از پيران و بزرگان عرصه‌هاي تصميم‌گيري، در روزهاي شكل‌گيري انقلا‌ب اين كشور شناسايي مي‌شود.تصوير دوم:هيچ نيازي براي فشار آوردن به چشم و ديده نيست تا ردي از حضور بزرگان و پيران همين كشور در شبكه‌هاي ديگر رسانه ملي يافت شود تا اينك بتوان پس از گذشت 27 سال از انقلا‌ب جمهوري اسلا‌مي ايران، همه آن بزرگان را بر سر سفره مشتركي به نام <منافع ملي> گردهم ديد، چرا كه سال‌هاست يا توان ساختن چنين تصاويري نيست يا عزمي كه معتقد به قرار دادن صاحبان افكار متعدد در يك قاب مشترك باشد، وجود ندارد. در هر دو تصوير اما دغدغه مشترك، همان منافع ملي است اما با تعاريفي غيرمشترك. بدان ‌معني كه در تصوير اول منافع مشترك ملت آن‌قدر ارجح‌تر از منافع فردي و تك‌روي‌هاي حزبي و سياسي قلمداد مي‌شود كه صاحبان ايده و تفكرات متعدد، مشت خويش براي يك فرياد مشترك گره مي‌كنند اما در تصوير دوم صاحبان انديشه‌هاي متعدد يا تماما از صحنه صدا و تصوير رسانه ملي حذف شده‌اند يا هرگز براي منفعت ملي و مشترك در كنار يكديگر ظاهر نشده‌اند. در حالي كه اين روزها، روزهاي درد مشترك است و روزهاي رسيدن به هدف مشترك.آناني كه 27 سال پيش، همه خيابان‌هاي اين ديار را شرمنده از حجم حضور خود كرده بودند، اينك بيراهه نايستاده‌اند اگر دگر باره در خيابان‌هاي همين ديار فصل برداشت را انتظار مي‌كشند. براي ملتي كه به گاه تهديد و تحقير ملي، ديده بر اختلا‌فات و بگو و مگوهاي روزمره و كوچك خويش مي‌بندد تا سيل حضور به راه اندازد اينك آيا زمان آن نرسيده كه با طرح پرسشي عيان سراغ آنچه كه كاشته است را از صاحبان باغ بگيرد؟چند سال است كه كلنگ هسته‌اي شدن ايران به صدا درآمد؟ حتما نيازي به تكرار مكررات نيست تا تاكيد شود آنچه اين روزها به نام ورود ايران به مرحله ابرقدرتي علمي و تكنولوژيكي مطرح مي‌شود حاصل تلا‌ش اين دولت يا دولت قبلي نيست كه اين هم سفره مشتركي است گشوده به دست دولت‌هايي كه ملت از چندين سال گذشته آنان را براي دستيابي به چنين قدرتي برگزيده است. چنانچه دولت نخستين در آغاز بر شكل‌گيري عزمي براي رسيدن به دانش هسته‌اي پاي فشرد، دولت بعدي بر اجرايي شدن آن اصرار ورزيد و بي‌هياهو و جنجال‌رسانه‌اي و تبليغاتي زمام كار به دست دولتي ديگر داد كه اينك فصل بهره‌برداري آن است.حال چه خوشمان آيد و چه خوشمان نيايد صدرنشين خبرهاي تلخ و تند عرصه‌هاي بين‌المللي شده‌ايم و چه‌بسا كوچك‌ترين و خردترين خطاي خواسته يا ناخواسته، منتهي به اجماعي جهاني عليه ايران و دستيابي‌اش به دانشي شود كه حاصل تلا‌ش چندين ساله است.با اين همه اما قابل تقدير است اگر دولتي در اوج ناآرامي‌ها و ناامني‌ها و يا به تعبير همواره خود همان جنگ رواني ايجاد شده عليه ايران سر به آسمان گيرد و از نگراني‌ها سخن نگويد تا مبادا ملتي را از نگراني موجود، هراسان سازد اما قابل تقديرتر است كه در كنار اين تصميم، تدبيري هم انديشه كند تا مبادا آنان كه جنگ رواني مي‌سازند در خلا‌ء آن عدم تدبير، پيروز ميدان شوند و ملتي را اسير بلا‌تكليفي و سردرگمي سازند.آري، بازهم چه خوشايند صاحبان دولت‌ها باشد و چه نباشد اين روزها آسمان كشور را ابر خاكستري ايهام و ابهام دربر‌گرفته است. حال چه فرقي مي‌كند جمعي از بزرگان بگويند نگران آينده‌اند و جمعي ديگر بگويند كه نگراني بي‌معناست. مهم آن است كه همين نزاع بر سر اينكه بايد نگران بود يا نه، خود نگراني‌آفرين است و حاصلش طرح يك پرسش ساده و شايد خالي از تحليل در بدنه توده مردمي است كه نظاره‌گر بازي، سياستمدارانند؛ <بالا‌خره جنگ مي‌شود يا نه؟>در اين ميان نيز دوربين رسانه‌هاي تصويري جهان بر فراز كميته روابط خارجي سناي آمريكا مي‌چرخد و حاصلش حضور وزراي خارجه سابق و اسبق آمريكا در نشست مشتركي با اعضاي دولت فعلي اين كشور است تا در مورد ايران به نتيجه مشتركي برسند غافل از آنكه اينجا هنوز كسي به اين نتيجه نرسيده است كه به گاه شكل‌گيري چنين اجماعي عليه ايران بايد سفره مشترك گشود و تمامي نيروها و صاحبان تجارب در دولت‌هاي سابق و اسبق اين ديار را پاي اين سفره فراخواند.در آستانه 28 ساله شدن انقلا‌ب ملتي به سر مي‌بريم كه نيك مي‌داند براي هر درد مشتركي بايد به فريادي مشترك تبديل شد و اين توقع زيادي نيست كه همين ملت از مسوولا‌ن و صاحبان عرصه تصميم‌گيري نيز رفتاري متقابل را انتظار كشد تا درست در روزهايي كه ممكن است هر اشتباه تاكتيكي، فرصت تاريخي ملتي را بر باد دهد، فهرستي از بزرگان و پيراني كه در همين نظام و در همين كشور به انباني از تجربه دست يافته‌اند تهيه شود تا روندي كه اينك ايران در پرونده هسته‌اي طي مي‌كند حاصل هم‌انديشي همه كساني باشد كه بر اساس عرف ديپلماتيك بايد از تجارب آنان بهره جست نه آنكه تك صدايي پيشه كرد و خود را بي‌نياز از تجاربي دانست كه طي اين سال‌ها نزد بسياري از اهالي همين نظام اندوخته شده است. براي تهيه اين فهرست نيز نياز به صرف زمان فراوان نخواهد بود كه يافتن اين چهره‌هاي آشنا قطعا كار دشواري نيست. هيچ‌كس بر اين دولت خرده نمي‌گيرد اگر در روزهاي بحران و اضطرار بر اساس عرف ديپلماتيك دست نيازش را به سوي كساني چون علي‌اكبر ناطق‌نوري، حبيب‌ا... عسگراولا‌دي، محمد يزدي، مهدي كروبي، علي‌اكبر هاشمي‌رفسنجاني، سيدمحمد خاتمي، سيدمحمد موسوي‌خوئيني‌ها، ميرحسين موسوي، حسن روحاني و ديگراني كه انباني از تجربه‌اند و سرمايه، دراز كند.باور كنيم كه ملت ايران نفت را تنها سرمايه كشورش نمي‌داند و اگر امروز دولت را براي نياوردن پول نفت بر سفره‌هاي خويش سرزنش نكند بي‌ترديد پراكنده كردن سرمايه‌هاي ديگر اين كشور را از كنار اين سفره مشترك، مورد نكوهش قرار خواهد داد. چه كه اين روزها اگرچه در قاب تلويزيون تنها چهره‌هاي سياه و سفيد اين سرمايه‌ها را گردهم مي‌بيند اما ديرزماني است كه طرد شدن و برخاستن بزرگان را از كنار اين سفره، ناباورانه به نظاره نشسته است

موعد انتقاد يا آسيب شناسي؟ - مريم شباني:در 27 سال گذشته رسم بر اين است كه هرساله در روزهاي دهه فجر، سياسيون اين ديار اختلاف‌هاي روشي و فكري خود را تاحد امكان به كناري نهاده و فارغ از دسته بندي‌هاي سياسي مرسوم در زير يك سقف سالگردي ديگر از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در بهمن 57 را به جشن مي‌نشينند و بازخواني دستاوردهاي سال‌هاي گذشته از انقلاب را هم‌چون اصلي ترين دستوركار اين روزها تعريف مي‌كنند.امسال اما درگذر روزهاي منتهي به سالگرد انقلاب، چندان نشاني از عمل به رسم مالوف هرساله سياستمداران ايراني نمي‌توان يافت؛ چه آنكه اين روزها "انتقاد" از عملكرد دولت جايگزين "افتخار" به دستاوردهاي يك سال گذشته انقلاب شده و در ميانه اين انتقادها است كه نگاه‌هاي نگران جماعت ايراني نيز، منظري مطمئن براي نظاره نمي يابد.سكوت و نگراني چهره‌هاي سياسي كشور در روزهايي كه بايد همچون هميشه از دستاوردهاي نظام بگويند اكنون نشانه‌اي عيني از "سنت شكني" البته ناميموني است كه بر فضاي سياسي ايران حاكم شده است."ناميمون" از آن حيث كه در افق سنت شكني امروز سياستمداران ايراني تنها ترسيم نگراني روبه تزايدي  خودنمايي مي‌كند. نگراني از اين واقعيت پيش روي كه اين روزها خارج از مرزهاي ايران صداي موافقي به گوش نمي رسد و در داخل از مرزها نيز آواي همنوايي، "سرود وحدت" انقلاب نمي شود.

به اين ترتيب گزافه نمي تواند باشد اگر دهه فجر امسال را از جمله حساس ترين روزهاي تاريخ 27 ساله انقلاب اسلامي ايران دانست و سياستمداراني را كه امروز البته ضرورتا، عمل به سنت چندين ساله انقلاب را به كناري نهاده و پا در ميدان انتقاد نهاده‌اند را با اين پرسش خطاب قرار داد كه "مگر دولت فعلي نيز همچون دولت‌هاي پيشين برآمده و محصول تداوم روند 27 ساله انقلاب نيست كه اكنون سكانداران اين دولت راهي متفاوت برگزيده اند و در كناره اما اسباب نگراني ديگر مسافران كشتي انقلاب را فراهم آورده‌اند؟" اين چنين است كه اكنون شايد روا باشد تا سياستمداران را در مجاورت انتقادهاي درست خويش به تامل نيز فراخواند. تامل در اين حقيقت كه اهداف و آرمان‌هاي دولت اصولگراي فعلي تاچه ميزان با اهداف انقلاب در تضاد است و تا چه ميزان نيز در تعامل با آن آرمان‌ها همراه مي شود. براي يافتن پاسخ براين پرسش نيز شايد بتوان سياسيون اين سالها را به بازخواني آسيب شناسانه پرونده 27 ساله انقلاب اسلامي فراخواند كه از پس اين بازخواني تاريخي است كه مي‌توان به ترسيم راهكاري براي برآمدن از وضعيت كنوني اميد بست. شايد اكنون "نقد گذشته تنها چراغ راه آينده "سياست ايران باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 بهمن1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط   | 

خانم فاطمه رجبی!

نامه سرگشاده شما به مقام معظم رهبری را دیدم، نتوانستم خود را قانع کنم و بدون پاسخ آن را رها کنم. ای کاش حوصله و مجال این بود تا برای خوانندگان محتوای اظهارات شما کالبد شکافی می شد و انگیزه های نهان و آشکار آن معلوم می گشت. ابتدا لازم می دانم ضمن گرامیداشت ایام الله دهه مبارک فجر و تبریک فرا رسیدن سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به پیشگاه حضرت بقیه الله الاعظم و نایب بر حق ایشان و همچنین تمامی مردم سلحشور و جان برکف، یاران دیرین امام راحل، سربازان با معرفت، پر مهر و عدالتخواه نسل سوم انقلاب، این نکته را یادآور شوم که از منظر امام راحل، شگردهای دشمن را در دو رویکرد کلان می توان بررسی نمود: اول اینکه دشمن همیشه در صدد بوده تا دولتی ناکارآمد و ضعیف در ایران روی کار بیاید و یا اینکه دولتهای مردمی و مقتدر حاکم را بسیار ضعیف و ناکارآمد جلوه دهد. از طرفی به منظور تضعیف باورهای دینی مردم و عدم توانایی اداره حکومت با آموزه های دینی، هجوم سازماندهی شده ای را به مبانی اعتقادی و دینی در دستور کار خود قرار داده و تمام سیاستگذاری های خود را بر این اصل استوار کرده است. دشمن هم اکنون نیز با استفاده از اساسی ترین شگرد خود برای دین ستیزی، تهاجم فرهنگی، از مبارزه با اسلامیت نظام ما و آرمانهای متعالی آن دست برنداشته، با وارونه جلوه دادن حقیقت ها، دگرگون ساختن باورها و ارزش ها، بیشترین توان و سرمایه خود را برای هجوم بر نسل جوان بکار بسته است. دشمن با شناسایی و جذب افراد جاه طلب، ناراضی و برجسته ساختن چهره های آنان در حد قهرمانان ملی!! و جایگزین نمودن آنان به جای چهره های دینی و مذهبی، در صدد تربیت شخصیت هایی است تا در دستگاههای حکومتی نفوذ کرده و صاحب مقام و منصب شوند و با ایجاد سیلان و بی ثبات جلوه دادن موفقیت های دینی، بی هویت نمودن ارزشها، تساهل و تسامح در شناخت آنها و در نتیجه تخریب و تضعیف غیرت دینی مسلمانان، ضربات سنگینی را بر پیکره این شجره طیبه وارد آورد. آنچه باید سرلوحه تکالیف دینی و شرعی ما قرار گیرد فرمایش گوهربار حضرت امام خمینی(ره) است که فرمودند: حفظ نظام از اوجب واجبات است. علی ایحالٍ بر خود فرض می دانم تا نکاتی را به استحضار خوانندگان محترم برسانم، شاید شما (خانم رجبی) هم متوجه شوید که خواسته یا ناخواسته قدم در چه راهی گذاشته اید؟

1_ بحمدالله در این رجزخوانی موفق شده اید خوب خودتان را معرفی کنید ولی ظاهراٌ برای شما این شائبه پیش آمده که منجی بشریت هستید! نعوذبالله. نمی خواستم اینطور شروع کنم ولی گیریم پدرتو (خدا رحمتش کند) بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل؟ اگر آنچه نوشته اید را حاصل زحمات آن پدر بدانید در حق وی جفا کرده اید. سوء استفاده از نام و آبرو و اعتبار دینی و علمی چنین بزرگانی که در سلسله شجره نامه خود از آنها یاد کرده اید، جز لرزه بر تن آنان انداختن چه سود دیگری دارد؟ کدامیک از این بزرگان تاکنون چنین بی منطق سخن از زبان و قلمشان جاری شده است.

2_ از شیوه های قدیمی و سوخته منتقدان و نویسندگانی که با مظلوم نمایی قبل از بیان ادعاهایشان عاقبت خود را پیش بینی می کنند، استفاده نموده اید که بسیار ناپسند و غیر معقول است. خود را خیلی دست بالا فرض کرده اید و اول مجازات خویش را تعیین کرده و منت آن را بر سر خواننده گذاشته اید. از همه مهمتر، برای مهم جلوه دادن خود که شاید ناشی از یک ... روحی و روانی و نشات گرفته از برخی ناکامی هاست، با بالاترین مقام جهان اسلام و تشیع مکاتبه کرده اید؟! ولی مطمئن باشید که هیچکدام ارزشی به اظهارات نسنجیده و متناقض شما نخواهد بخشید. چطور به خود اجازه می دهید خود را منتسب به فرهیختگانی نمائید که از کوچکترین صفات زشت و ناپسند مبرا می باشند، در حالی که سخنان شما تماما از روی کینه است؟ شاید درآن سال و یا حتی دیگر سنوات از کسی یا کسانی حقی ضایع شده باشد آیا تمام آنها این امکان را دارند تا هر وقت که هوس نمایند، برای هرکسی، هرچه بخواهند بنویسند؟ بنظر شما اگر در پناه چتر مصونیتی که برایتان فراهم است، نبودید بازهم می توانستید آسمان و ریسمان را به هم ببافید و نتیجه دلخواهتان را بگیرید.

3_ اگر واقعاٌ به استخاره ای که کرده اید اعتقاد داشته باشید، این بار علت خوب آمدن آن برای این بوده تا با لسان و قلم خودتان؛ خود را معرفی نمائید و ظاهر فریبی های امثال شما بر ملا شود. چطور به خود اجازه می دهید مردمی را که امام از آنها بعنوان ولی نعمت یاد کرده، به واسطه انتخاب روسای جمهور مورد علاقه اشان در 16 سال گذشته گمراه خطاب کنید و الان هدایت یافته!؟ استفاده ابزاری از ایمان و صداقت مردم تا کی؟ آیا باور ندارید دوران داس و چکش به سر آمده است؟! مجاهدت ها و پیشرفت های گوناگون علمی و ... که در سایه هدایت و رهبری امامان فرزانه، معمار کبیر انقلاب و رهبرمعظم بدست آمده است به فراموش کرده اید. آیا نقش همیاری و همدلی مسئولان عالیرتبه نظام را می توان نادیده گرفت؟ گروههای ملحد مانند فرقان و منافقین بعد از اینکه از ادامه ترور و حذف یاران امام و انقلاب ناامید و مایوس شدند، دست به ترور شخصیت آنان زدند، با وارونه جلوه دادن برخی اختلاف سلایق، سعی کردند در ذهن مردم مسئولین را مقابل یکدیگر صف آرایی نمایند تا از این آب گل آلوده ماهی صید کنند، غافل از اینکه مردم هر روز آگاهتر و هوشیارتر، فقط چشم در دهان رهبر و مقتدای خویش دوخته و اجازه فرصت طلبی و خیانت رابه کسی نمی دهند.

4_ دایه مهربان تر از مادر شده اید، بیشتر از علمدار مبارزه با شبیخون فرهنگی دلتان برای حفظ نظام مقدس ج.ا.ا می تپد و در این راه با استفاده از اصل تجاهل، عموم مسئولین خدوم و زحمتکش مملکت را زیر سئوال برده اید! این شائبه هایی که شما در ذهن خود پرورانده اید و روسای جمهور 16 سال قبل را نشان گرفته اید به کجا ختم می شود؟ بنظر می رسد هدف اصلی، مقام عظمای رهبری است؟ جرات نشانه روی مستقیم را نداشتید.

5_ بنده خدا دکتر احمدی نژاد و از او مظلوم تر مردمی که به ایشان رای داده اند که بایستی شاهد دفاعیات و حمایتهایی از این دست باشند.

چقدر زیبا گفته اند که دشمن دانا به از نادان دوست ( با فرض دوست پنداشتن شما).

6_ شما مرجع تقلید هستید؟! یا قیم مردم؟ چگونه تشخیص دادید احکام اسلامی را به تعدیل کشانده اند؟ شما از چه کسی تقلید می کنید؟ بجز یک نفر از به اصطلاح مراجع معلوم الحال که بعضاٌ در مصاحبه با سایت ها و خبرگزاری های ضد انقلاب و ... حرفهایی شبیه به فرمایشات شما را می زند، تاکنون از مرجع عالیقدر دیگری چنین شنیده نشده است.

7_ شما با تمسک جویی به آیت ا... زاده بودن خود، خواسته یا ناخواسته آیت ا... زاده هایی را به باد انتقاد گرفته اید که وجدان آگاه و بیدار مردم خدمات ارزنده آنها به انقلاب و اسلام را فراموش نخواهد کرد. چطور مدعی هستید که قصد تخریب چهره های اصلی نظام مقدس ج.ا. را ندارید؟ این بخش از نوشته های شما شبیه به آن تهمت ها و افتراهایی است که اول انقلاب به امثال مرحوم شهید والا مقام دکتر بهشتی می زدند و بر اساس همین قبیل اقدامات بود که امام راحل فرمود بهشتی مظلوم زیست ، مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود. آیا روشنفکر مآبان آن زمان را که از صف همراهی مبارزه با مردم خارج شدند، در یاد ندارید؟ لااقل از دیگران پرس و جو کنید.

8_ با دین و اعتقادات مردم چنین بازی نکنید! که امروز فردی را نعوذ بالله تنها عبد صالح خدا در بین سایرین معرفی کنید، از او بت بسازید و فردا رجبی نامی تیشه به ریشه همه بزند. جواب خون شهدا و امام راحل را فردای قیامت چه خواهید داد؟ آیا از اینکه در شرایط کنونی آب به آسیاب دشمن بریزید و حتی موفق شوید در حلقه اتحاد مردم، جدایی و تفرقه بیافکنید، لذت می برید؟ آیا بر فرض اینکه برخی از ادعاهای شما قابل تامل و بررسی هم باشد، الان وقت بازکاوی آنها است؟ فکر نمی کنید برای دشمن خواسته یا ناخواسته نقش ستون پنجم را بازی می کنید؟ آیا فکر کرده اید در صورت استیلا و برتری دشمن بر نظام حاکم اسلامیمان، چگونه مزد افرادی چون شما پرداخت خواهد شد ؟ هدف شما از نبش قبر برخی از جریانات و اتفاقات گذشته که توسط برخی از نزدیکان و منسوبین به مسئولین عالیرتبه نظام به وقوع پیوسته چیست؟ چرا می خواهید با یادآوری و زنده نمودن برخی خاطرات تلخ، شیرینی حاصل از تلاشها و مجاهدتهای امت حزب الله در سیاستهای داخلی و خارجی را از کام آنها بربایید؟ از کجا معلوم ضربه ای که اجرای طرح هایی مثل دوچرخه سواری بانوان در معابر عمومی و ... به نظام مقدس ج.ا. وارد کرده، کمتر از این جریان و خط فکری که شما خواسته یا ناخواسته بازیچه آن قرار گرفته اید نباشد که البته کمتر است؟ اگر در آینده بگویند امثال شما برای سرپوش گذاشتن بر ناتواناییهایشان، عدم شجاعت در اظهار عجز و دست یاری طلبیدن از دوستان و یاران اصلی انقلاب؛ دست به این بازی خطرناک سیاسی زده اند چه پاسخی خواهید داد؟ آیا شنیده اید کار غلط انجام دادن بهتر از دست روی دست گذاشتن است؟ حداقل با شهامت از کسانی که به زعم شما شجاعت انجام کارهای غلط را داشته اند دعوت به همکاری کنید.

9_ در سیاست برخی معتقدند که دروغ هم بگویند عیبی ندارد ولی خانم محترم، قسم دروغ در هر صورت معصیت است. شما هست و نیست افراد را با هر انگیزه ای، درست یا غلط، به قلم کشیده اید بعد هم قسم می خورید که قصد پرده دری ندارم!!

10_ چطور برای توجیه برخی از بافته های ذهنی اتان به برخورداری نظام مقدس ج.ا از نعمت بزرگ ولایت فقیه و هدایت های آگاهانه و مدبرانه معظم له استناد می جویید و لیکن حمایت ها و دفاعیات رهبر معزز و فرزانه انقلاب از دولت های پیشین را به فراموشی سپرده و آنها را متهم به خیانت و کم فروشی می کنید و در مقابل این خیانت ها، رهبری را متهم به سکوت یا چشم پوشی و غمض عین می نمائید؟ آیا می توان گفت هدف شما از طرح این مسائل دولتمردان پیشین نبوده بلکه هدف چیز دیگری است؟! در پایان از خداوند متعال خواستارم تا چهره هایی واقعی و پنهان پشت نوشته شما را برای مردم شهید پرور و زجر کشیده و برای خود شما هویدا و آشکار سازد .(انشاالله)

سرباز کوچک ولایت

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

تفکیک جنسیتی بد هم نیست!یک نماینده زن مجلس هفتم گفت که در برخی موارد طرح تفکیک جنسیتی رشته‌ها در دانشگاه قابل توجیه،‌ جایز و امری پسندیده است. فاطمه رهبر با بیان اینکه طرح سهمیه‌بندی جنسیتی برای ورود به دانشگاه‌ها و ایجاد یک سقف مشخص برای ورود خانم‌ها هنوز به مجلس نیامده است در عین حال گفت: «بحث سهمیه‌بندی جنسیتی بحثی نیست که ما تازه به آن رسیده باشیم. چند سالی است که این بحث به این صورت مطرح است که در برخی رشته‌ها به بعضی دلایل از جمله سختی کار و یا زیان‌بار بودن نوع اشتغال بعد از تحصیل مانند رشته معدن یا رشته صنایع سنگین برای خانم‌ها و ناهمخوانی آن با فیزیک و خلق و خوی بانوان بهتر است به نوعی برنامه‌ریزی صورت بگیرد که آقایان بیشتر در این رشته حضور یابند». وی افزود: «تجربه نشان داده است که آقایان در این‌گونه رشته‌ها موفق‌تر هستند. یا مثلا در رشته زنان و زایمان دین مبین اسلام هم تأکید دارد که در این گونه رشته‌ها اولویت با حضور خانم‌هاست». عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد: «اگر طرح تفکیک جنسیتی برای تحصیل دانشجویان دختر و پسر هدفمند و با ادله منطقی باشد قابل پذیرش است. ولی اگر از بابت تعداد دانشجویان و بدون دلیل مطرح شود من هم آن را تأیید نمی‌کنم». فاطمه رهبر با بیان اینکه شاید این بحث به این دلیل مطرح شده باشد که قریب 62 درصد از قبولی دانشگاهیان ما خانم‌ها هستند، این امر را باعث افتخار نظام جمهوری اسلامی دانست و افزود: «اینکه خانم‌ها می‌توانند در صحنه‌ها و عرصه‌های مختلف تحصیل و فعالیت کنند باعث مباهات است». وی در پایان اظهار داشت: «بنابراین به نظر نمی‌آید کلیت طرح تفکیک جنسیتی مورد تأیید مجلس باشد اما در برخی رشته‌ها ممکن است این به مصلحت خانم‌ها و آقایان بوده و بنابراین امری جایز و پسندیده است». پیش از این نفیسه فیاض‌بخش یک نماینده عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس طرح سهمیه‌بندی جنسیتی برای دانشجویان دختر برای ورود به دانشگاه را ظالمانه خوانده بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 بهمن1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پست‌های بعدی زریبافان و محصولی:‌شنیده ها از جریان عزل و نصب‌ها پس از معرفی غلامحسین الهام به سمت وزیر دادگستری حاکی است که انتصاب دو چهره دیگر از نزدیکان رییس جمهور به پست های دولتی قطعی شده است. بر اساس این تصمیمات صادق محصولی به زودی به عنوان دبیر هیات دولت معرفی خواهد شد. وی از نزدیکان رییس جمهور و یکی از گزینه‌هایی است که وی برای تصدی پست وزرات نفت به مجلس معرفی کرده بود ولی مجلس هفتم با طرح پرسش‌هایی درباره میزان ثروت و سابقه وی به او رای اعتماد نداد. محصولی تا پیش از این در نقش‌های مشاوره‌ای در دولت حاضر بوده است. از سوی دیگر مسعود زریبافان نیز در روزهای آینده از سوی احمدی نژاد به سمت ریاست دفتر رییس جمهور منصوب خواهد شد. او نیز یکی از نزدیکان رییس جمهور است که در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا از حوزه انتخابیه تهران کاندیدا شده بود ولی موفق به ورود به این شورا و کسب آرای لازم نشد. هنوز مشخص نیست که آیا صادق محصولی نقش سخنگویی دولت را نیز به عهده خواهد گرفت یا آنکه رییس جمهور فرد دیگری را برای این سمت معرفی خواهد کرد. شنیده می‌شود پس از رفتن الهام به وزارت دادگستری در صورتی که خود وی این سمت را به عهده نگیرد رییس جمهور قصد ندارد فرد دیگری را برای سخنگویی دولت معرفی کند.

کشف دو اختلاس در دولت نهم:روابط عمومی و امور بین‌الملل دیوان محاسبات کشور از کشف دو فقره اختلاس در دولت و ارائه آن به دادگاه مفاسد اقتصادی خبر داد. این روابط عمومی با ارسال نمابری به آفتاب اعلام کرد: با تلاش حسابرسان دیوان محاسبات استان تهران دو فقره اختلاس وجوه دولتی کشف و علاوه بر ارسال پرونده آنها به دادسرای دیوان محاسبات پرونده متهمین به دادگاه مفاسد اقتصادی ارسال شده است. براساس رسیدگی‌های به عمل آمده بالغ بر 1845 میلیون ریال از اعتبارات تملک دارایی‌های سرمایه‌ای مربوط به یکی از سازمان‌های دولتی به صورت غیرقانونی از حساب دولتی برداشت و به حساب اشخاص حقیقی واریز شده، چک‌های صادره شده این دستگاه دولتی در وجه حساب شخصی ذیحساب دستگاه مربوط و یک بنگاه معاملات به منظور خرید اتومبیل مدل بالا صادر شده است. بنابراین گزارش، این دستگاه دولتی همچنین با تهیه اسناد صوری و غیرواقعی و با صدور چک‌های سفید امضا از واریز مانده وجوه به حساب خزانه به مبلغ 46771 میلیون ریال به حساب خزانه خودداری کرده است. دیوان محاسبات همچنین از اختلاس در آموزش و پرورش تهران خبر داد و اعلام کرد: رسیدگی‌های دیوان محاسبات استان تهران حاکی از این است که در یکی از نواحی آموزش و پرورش استان رقمی بالغ بر 628 میلیون ریال از اعتبارات هزینه‌ای توسط عامل ذیحساب و کارشناس رایانه با اضافه نمودن مشخصات و شماره حساب فرزندان عامل ذیحساب و همسر کارشناس رایانه به انتهای لیست حقوق کارکنان آموزش و پرورش در دیسکت ارسالی به بانک در وجه حساب شخصی آنها پرداخت شده است.

هاشم آقاجري و عبدالله مومني ممنوع‌‏الخروج شدند:هاشم آقاجري و عبدالله مومني، دو فعال سياسي كه صبح امروز براي شركت در يك كنفرانس بين‌‏المللي قصد سفر به كشورآمريكا را داشتند در فرودگاه ممنوع الخروج خود خبردار شدند. آقاجري و مومني صبح امروز براي شركت در كنفرانسي با عنوان «گذشته و آينده اصلاحات» در دانشگاهMIT عازم آمريكا بودند كه پس از طي همه مراحل قانوني و درج مهر خروج از كشور در گذرنامه آنها در فرودگاه، از خروجشان جلوگيري شد.هاشم آقاجري در اين باره گفت: كساني كه از خروج ما جلوگيري كردند، نام هيچ مرجع مشخصي را نبردند و هيچ حكمي نيز به ما نشان ندادند و تنها به ما گفتند كه «شما ممنوع‌‏الخروج هستيد». آنها بليط و پاسپورت‌‏هاي ما را گرفتند، ضمن اينكه براي بازگرداندن بارهاي ما هواپيما را نيم ساعتي معطل كردند و در نهايت نيز ورقه‌‏اي به ما دادند كه در آن قيد شده است كه پس از هفتاد و دو ساعت به آدرسي در خيابان آفريقا مراجعه كنيم. در سربرگ اين ورقه «امور گذرنامه دفتر رياست‌‏جمهوري» قيد شده است.اين استاد دانشگاه با تاكيد بر اينكه اين اقدام با هيچ منطقي سازگار نيست و هيچ كشور دومي در دنيا اين‌‏گونه عمل نمي‌‏كند، گفت: در دنيا مجرمان تحت تعقيب، دزدان، سارقان يا قاتلان فراري جزو افرادممنوع‌‏الخروج هستند و معلوم نيست چرا من و امثال من بايد ممنوع‌‏الخروج شويم.آقاجري تصريح كرد: ما براي شركت در يك كنفرانس دانشگاهي شفاف و علني به آمريكا مي‌‏رفتيم و قرار بود روز سه‌‏شنبه سخنراني من در MIT و روز پنج‌‏شنبه در گروه دانشجويي مطالعات ايراني برگزار شود. ضمن اينكه دانشگاه MIT از دانشگاه‌‏هاي منتقد و مستقل آمريكايي است و روشنفكران و استادان آن به افرادي كه در قبال حاكميت و دولت آمريكا موضع انتقادي دارند، مشهورند و كساني همچون «نوآم چامسكي» در آن تدريس مي‌‏كنند. موضوع سخنراني من نيز «دين و دموكراسي» بود تا مدافع اين تز باشم كه دين و دموكراسي با هم سازگار است و اسلام با دموكراسي تعارض ندارد.همچنين عبدالله مومني، ديگر فعال سياسي و دانشجويي كه صبح امروز از خروج وي جلوگيري شد، با بيان اينكه قرار بود در اين كنفرانس با عنوان «جنبش دانشجويي و دموكراسي‌‏خواهي؛ موانع و برون‌‏رفت‌‏ها» سخنراني كند، گفت: هيچ دليل حقوقي وجود ندارد كه كساني كه پرونده مفتوح ندارند، ممنوع‌‏الخروج شوند زيرا مرسوم است براي افرادي كه پرونده در حال رسيدگي دارند و به واسطه رسيدگي، دسترسي به متهم لازم است، با حكم قضايي و به دستور قاضي ممنوع‌‏الخروج مي‌‏شوند اما ما هيچ پرونده مفتوحي نداريم و حكم قضايي نيز در اين زمينه وجود ندارد.وي با اشاره به اينكه نام افراد ممنوع‌‏الورود در اختيار پليس فرودگاه قرار دارد، گفت: وقتي تمام تشريفات پرواز ما انجام و مهر خروج نيز در پاسپورت‌‏هاي ما قيد مي‌‏شود، به معناي اين است كه نام ما به عنوان افراد ممنوع‌‏الخروج در اختيار پليس فرودگاه نيست.سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) افزود: خروج از كشور بر مبناي قانون اساسي و حقوق بشر حق طبيعي هر فردي است و هر كس حق دارد در هر زمان كه مي‌‏خواهد هر كشوري يا كشور خود را ترك كند يا به آن بازگردد و اين حق طبيعي شهروندان است كه آزادانه رفت و آمد كنند اما صبح امروز در فرودگاه از خروج ما جلوگيري شد، پاسپورت‌‏هاي ما توقيف شد و به سوالات ما در خصوص مرجع دستوردهنده هيچ اعتنايي نشد.گفتني است عليرضا رجايي و مرضيه مرتاضي لنگرودي نيز به اين كنفرانس دعوت شده‌‏اند كه توانستند از كشور خارج شوند.

روزنامه اخبار با سردبيري محمد قوچاني منتشر مي شود:روزنامه "اخبار" به سردبيري "محمد قوچاني" به زودي منتشر مي‌شود. سردبير شرق در گفت و گويي کوتاه با روزآنلاين، جزييات اين خبر را اعلام کرده که در ادامه مي خوانيد:
آقاي قوچاني از شرق چه خبر؟
پرونده شرق در دادگاه است ولي متاسفانه وقت رسيدگي براي آن تعيين نشده است. به نظرم مي‌رسد اراده‌اي وجود نداشته باشد كه وضعيت شرق روشن شود.
محمد قوچاني با اين وضعيت نامشخص چه مي کند؟
با احترام به آن چيزي كه به عنوان شرق منتشر شده، بنده و برخي از همكارانم به زودي روزنامه جديدي را به نام "اخبار" منتشر خواهيم كرد. روزنامه اخبار در گذشته منتشر مي‌شده است كه متاسفانه دچار يك توقيف طولاني مدت شد ولي اخيراً مجوز انتشار اين روزنامه صادر شده است و فكر مي‌كنم كه بزودي بتوانيم روزنامه اخبار را با نگاهي به تجربه شرق اما به عنوان يك روزنامه مستقل با تعريف خاص خودش منتشر كنيم.
"اخبار" چه زماني منتشر مي شود؟
سعي‌مان بر اين است كه انشاء الله تا قبل از عيد نوروز روزنامه را منتشر كنيم. 
روزنامه اخبار هم ويژگي هاي شرق را خواهد داشت؟
بر اين عقيده هستم که بايد روزنامه‌اي را منتشر كنم كه بتواند به تمام نيازهاي مخاطب پاسخ دهد.بر اين اساس روزنامه اخبار يك روزنامه صرفاً سياسي نخواهد بود. روزنامه اخبار روزنامه‌اي است كه به همه حوزه‌هاي "فرهنگ، اجتماع، سياست، ورزش و اقتصاد" توجه خواهد داشت. همچنين شعار 5 روزنامه در يک روزنامه را با محتواي "سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ورزشي"، انشاءالله در "اخبار" پيگيري خواهيم كرد.پس پايان سکوت قوچاني که از آن به عنوان "بزرگترين جمله معترضه" ياد کرديد، نزديک است؟ بنده به عنوان يك تعهد اخلاقي و احترام به مخاطبان روزنامه شرق، از هنگام توقيف تا به حال صبركرده‌ام و هيچ كاري را انجام نداده‌ام. اگر دقت كرده باشيد به جز يك گزارش به مخاطبان شرق و يك مقاله كوتاه در باب انتخابات كه در روزنامه اعتماد ملي منتشر شد، من با هيچ رسانه ديگري همكاري نكردم و در همين جا به صراحت مي‌گويم كه رسانه‌هاي ديگري بودند كه قصد داشتند شبيه "شرق" منتشر شوند. اما من به نمايندگي از تحريريه شرق و دوستاني كه زندگي‌شان را در گرو شرق گذاشتند، اعلام مي‌كنم كه هيچ رسانه‌اي تا به حال نتوانسته جايگزين شرق باشد و نخواهد شد. خيلي روشن و صريح عرض مي‌كنم همه كساني كه سعي كردند به شرق، تشبه پيدا كنند، به نظر من سعي‌شان بي‌حاصل بوده است. من از كارنامه 3 ساله شرق دفاع مي‌كنم. هر چند در جزييات انتقادهايي دارم و مي‌توانم در اين جزييات، مواردي را پيدا كنم كه مي‌توانستيم بهتر عمل كنيم، مثل هر انسان ديگري كه به گذشته خود نگاه مي‌كند.ما در تاريخ مطبوعات ايران، رسانه‌هاي دولتي بسيار خوبي داشته ايم، مثل روزنامه‌هاي همشهري و ايران و همچنين روزنامه‌هاي شبه دولتي مثل كيهان و اطلاعات. البته رسانه‌هاي غيردولتي بسيار خوبي هم داشتيم مثل روزنامه‌ صوراسرافيل، باختر امروز، صبح امروز و خرداد. اين‌ها روزنامه‌هايي بسيار پرنفوذ بودند ولي در تمام تاريخ مطبوعات ما، رسانه‌هاي حرفه‌اي كه نه حكومتي باشند و نه ضدحكومتي، متاسفانه به تعداد انگشتان يك دست هم نمي‌رسند. وي تصريح کرد: در كنار روزنامه‌هايي مثل جامعه و يا روزنامه اطلاعات در آغاز انتشارش، مي‌توانم ادعا كنم كه روزنامه شرق هم يك روزنامه‌ حرفه‌اي مستقل بود و از اين رو به كارنامه شرق افتخار مي‌كنم.شماره يك شرق با شماره پاياني خودش تفاوت‌هاي بسيار زيادي پيدا كرده بود و حتماً اين تفاوت‌ها را از فرم صفحات، عكس‌ها، مطالب، مقالات، محتواي موضوعات و..." مي‌توانيد ملاحظه كنيد. روزنامه جديدي هم كه ما منتشر مي‌كنيم مثل روز اول شرق نخواهد بود بلكه مثل روز پاياني شرق خواهد بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 بهمن1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: