تبليغاتX
عدالتخواهان

آقاي وزير! جواب طلبكار يا زر است يا زاري-سيد حسين طاهري:  مي گويند جواب طلبكار يا زر است يا زاري اما باور كنيد وقتي طلبكار و مطالبه كننده طبقه فرهيخته فرهنگيان صبور و خويشتندار باشند نياز به زاري هم نيست. اندك درايت مي خواهد تا با توضيح حكيمانه و منطقي دايره حوصله اهالي معرفت و تربيت را توسيع بخشيد و نگذاشت بشود آنچه نبايد مي شد. نگذاشت حرمت ها بشكند و كساني كه پاي ثابت انقلاب بوده و مطمئنا خواهند بود روبروي خانه ملت براي نمايندگان خود شاخ و شانه بكشند. آموزش و پرورش اگر مديريت توانمند و فكوري داشت آن چه به نام اعتراض فرهنگيان و تهديد به اعتصاب و ارائه شعارهاي بعضا توهين آميز به مجلس و نمايندگان ملت شاهد بوديم را مي توانست حكيمانه و به درستي اداره كند تا حضور در مقابل مجلس تبديل به يك ضرورت نشود. مديريت توانمند مديريتي است كه با تدبير بتواند خواسته ها و مطالبات را بشنود. براي آن ها پاسخ منطقي بيابد تا خيلي راحت و به اين سادگي بر بلور صميميت بيست و نه ساله غبار ننشيند و مجلسي كه به فرموده امام راحل عصاره فضائل ملت است، اين گونه در معرض الفاظ و دست نوشته هاي شداد و غلاظ قرار نگيرد. مجموعه اي كه وظيفه انتقال فرهنگ انقلاب و سپردن امانتي كه به پاي آن خون بزرگاني چون باهنر و رجايي و هزارها معلم آزاده و مجاهد ريخته شده است را به عهده دارد، اگر خواسته هايش صبورانه شنيده نشود و مسائلش مدبرانه مورد كنكاش و ارزيابي و كارشناسي قرار نگيرد و زير سقف خانواده فرهنگ رتق و فتق نگردد، تقصير اين ناخويشتنداري به عهده كساني است كه كاروان دانش آموزي را نتوانسته اند آن گونه كه در خور آن است هدايت و اداره نمايند. همه ترس و نگراني اين است كه خداي نكرده كساني مديريت ها در سطوح مختلف اين وزارتخانه را در اختيار داشته باشند كه يك نمونه از خروجي فعاليت آن ها را در طرح سئوالات موهن آن هم در خصوص پيامبر گرامي اسلام در سال رسول اعظم (ص) شاهد بوديم. اگر فردي از خانواده مجبور شود حرف خود را بيرون از خانه ببرد حكما گوش شنوايي نبوده كه ناگزير به چنين اقدامي شده است. پرسش اين است كه آيا چنين گوش هاي شنوايي در آموزش و پرورش و در راس هرم مديريتي آن وجود داشته است؟ مطمئنا اگر وجود داشت اين گونه صبر معلمان لبريز نمي شد كه در شرايطي كه بيش از هر وقت نياز به انسجام داخلي است، فرياد اعتراض بلند كنند تا ديگراني در ينگه دنيا با بزرگ نمايي از آن، كلاهي براي سر سخيف خود بخواهند درست كنند. الزاما پاسخگويي بر آورده كردن فوري و تمام و كمال مطالبات نيست بلكه پالايش آن در جلسات مشترك و همسو نمودن افق نگاه ها در يك صف مشترك و اهتمام براي تحقق آن با تلاش براي از پيش رو برداشتن مشكلات است كه اي كاش قبل از اين اتفاقات در قالب سمينارها و همايش ها با حضور فرهنگيان مورد بررسي قرار مي گرفت تا همگان به وضوح به موانع موجود واقف شوند. عدم انجام مطالبات فرهنگيان و وقفه در آن دلايل مختلفي دارد كه اگر درست به آن ها منتقل مي شد با شناختي كه همه از اين طبقه ايثارگر داريم با خويشتنداري مواجه مي شد. اين ضعفي است كه مديريت عالي و سيستم اطلاع رساني وزارت آموزش و پرورش مسئول آن است. اگر توان مالي دولت و چالش هاي پيش رو به طور دقيق و شفاف به مردم گفته شود و وعده پشت وعده داده نشود مطمئنا اصحاب فرهنگ و آموزگاران بيش از ديگران آن را درك كرده و حساب خود را از دولت و مسائل و مشكلات آن جدا نمي كنند.

حمار بد عهد -مسعود بهنود :روزنامه کيهان در سرمقاله روز يکشنبه خود سازي غريب نواخته که براي کساني که در هفته هاي اخير ادعاها و مقالات و سرمقاله هاي اين روزنامه را دنبال مي کنند باعث تعجب و کمي نگراني است. آن جا که با نقل دو بخش از گزارش هاي نيويورک تايمز و واشنگتن پست که در آن ها نوشته شده فشارها باعث شد که سرانجام جمهوري اسلامي بر سر ميز مذاکره نشست، نويسنده سرمقاله ادعا کرده که عده اي در داخل براي تسويه حساب با دولت حرف هائي زده اند که غربي ها را به اين نقطه رسانده که جمهوري اسلامي ترسيده است.تعجب و نگراني از آن رو رواست که در هفته هاي اخير، و اصولا بنا به شيوه اين روزنامه که معمولا تندترين روش ها را بر مي گزيند و وقتي هم به سنگ خورد اصلا ناديده مي گيرد و سازي تازه کوک مي کند، همه نوشته ها و مقالات با سرمشق مدير اين روزنامه چنين بود که غرب شکست خورد و ما پيروز کامل شده ايم [ نگاه کنيد به سرمقاله دو روز قبل] و اصولا در کل ماجراهاي خاورميانه از کناره ارس تا آفريقا همه ذرات دارد گرد وجود جمهوري اسلامي مي گردد، در مقابل آمريکا موجود شکست خورده اي است که اميدش به مذاکرات با ايران است. اين شيوه تقريبا همه هفته ها و ماه هاي گذشته بود. اما حالا بايد پرسيد چه شد که کشتي با آن بزرگي با اظهار نظر پر از اما و اگر چند منقد دولت که با رعايت تمام مصالح ملي و خط قرمزها ابراز شده به گل نشست. آن هم چنان که باز ديد نويسنده سرمقاله روز يکشنبه منقدان مرتکب خيانت بزرگ شده اند، مگر چه اتفاقي افتاده که ما نمي دانيم.

اما پاسخ اتهام و ادعاي سرمقاله کيهان.

هفکران کيهان مدت هاست که همان را مي گويند که کيهان نوشت "عامل بسيار مهمي كه غرب براي توقف پيشرفت ايران به آن اميد بسته افزايش اختلاف هاي داخلي در ايران است. در واقع اين چيزي است كه امريكايي ها مدت هاست روي آن كار مي كنند. امريكايي ها اين عقيده خود را كه «مسئله ايران فقط راه حل داخلي دارد» هيچ وقت پنهان نكرده اند. از ديد امريكا مسئله ايران تنها زماني حل خواهد شد كه نظام و ملت ايران يا گروه هاي مختلف درون نظام، روبروي هم بايستند و يكديگر را متهم به تندروي و بحراني كردن اوضاع كشور بكنند. در اين صورت برنامه ايران پشتوانه اصلي خود را كه همان خواست ملي و اجماع گروه هاي داخلي است، از دست خواهد داد و از داخل مهار خواهد شد. " اما در کنار اين گفته ها نشاني نمي دهند که رييس دولت کارش ايجاد اختلاف و برانيگيختن دشمني هاست. جناب احمدي نژادست که وقتي از سر اکراه و اجبار به قم رفت پاسخ سرد شنيد چرا که امواج رحماتش به قم متحمل هم رسيده است. به تاکيد و با استناد به آرشيو گفته هاي رييس جمهور و نزديکانش، در نزديک دو سال گذشته هيچ عامل عمده اي براي ايجاد خط کشي و اختلاف در داخل کشور به جز همين ها وجود ندارد. غربي ها هم اگر به وجود اختلاف نظر در داخل پي برده اند نه از چند بيانيه و مصاحبه منقدان دولت است که از اين بيش ترش در خود آمريکا وجود دارد. بلکه از گفته هاي دولتمردان به اين نتيجه رسيده اند. در همه دنيا جز اين نيست. هزاري روزنامه ها و نمايندگان مجلس آمريکا عليه سياست هاي بوش بنويسند موجب نمي شود که کسي از اين ها استنباط به وجود اختلاف در حکومت آن کشور کند اما به محض آن که سخن تندي از رييس جمهور و يا وزيران و مشاورانش صادر شد فورا همه رسانه ها و از جمله کيهان دست به قلم مي شوند که چه نشسته ايد در حکومت آمريکا شکاف افتاد.اما يافتن علت اين که چرا دولت موجود چنين مي کند پيچيده نيست و آشکارتر از آن است که نياز به تبليغ داشته باشد. شکست در انجام وعده ها، دو راه بيش تر پيش پا نمي گذارد اول عذرخواهي از مردم [ که اين کار در فرهنگ صد در صدي ها نيست] و ديگر همين کاري که مي کنند و به اصطلاح فرافکني براي توجيه شکست ها. اين روش باعث شده که مدام تخم کينه و نفرت در کشور پاشيده شود و تا باتجربه هائي که رييس دولت فعلي هنوز از آن ها حرف شنوي دارد نتوانند اين را در گوش آقاي احمدي نژاد و کساني که ذوب در وي هستند، بخوانند همين روال ادامه خواهد داشت. و هر چه امثال کيهان بگويند بومرنگي است که به منظور و مقصود خودشان اصابت مي کند.اما اصل حکايتي که در بغداد مي گذرد، که ظاهرا بهانه سرمقاله کيهان است. چرا چنين شده است که بعض روزنامه نگاران آمريکائي از حضور ايران در اجلاس بغداد به اين نتيجه رسيده اند که فشارها موثر شد و ايران تن به مذاکره داد. مگر ايران در کنفرانس برپائي دولت فعلي افغانستان حاضر و فعال نبود. چرا در آن زمان چنين گفته نشد. مهم ترين دليل مي تواند تنها دليل باشد. واقعيت همين است که جمهوري اسلامي جز آن که در سياست خارجي تحت فشار قرار گرفته و قصد دارد آن فشارها را به نوعي خنثي کند، علتي ديگري ندارد که به اجلاس بغداد رفته تا به آمريکائي ها کمک کند براي استقرار امنيت در عراق. چه علتي جز اين مي تواند داشته باشد که دولت جمهوري اسلامي حلقه نجات براي دولت جورج بوش بفرستد. چه حقيقتي جز اين که آن ها ما را در شوراي امنيت گير انداخته اند. جز اين که در ايجاد اجماع جهاني عليه جمهوري اسلامي موفق بوده اند. اين ها حقيقت است. منتها حقيقت به همين روشني براي تندروهاي صد در صدي مشکل بزرگي ايجاد مي کند. آن ها مدام نوشته و گفته اند که هم در بحران هسته اي و هم در مقابله با آمريکا در طرح خاورميانه بزرگ، هم در لبنان، عراق و فلسطين بلکه در همه زمينه ها ايران به طور قاطع برنده شده است. مدام از شکست اتحاد بر سر تحريم ايران خبر داده اند. در چنين فضاي برساخته اي البته که تن دادن به مذاکره با آمريکا در قالب اجلاس عراق ماجرائي سخت است که پاسخ براي آن پيدا نمي شود.در عالم واقع چنين نيست. تصميم به شرکت در اجلاس بغداد تصميم درستي بود که اي کاش قبل از آن که آمريکائي ها به منطقه ناوهواپيمابر بياورند گرفته مي شد که به معناي ترس نباشد. گفتگو کردن با کشور بزرگي مانند آمريکا که براي اثبات ابرقدرتي اش منتظر راي مدير کيهان نيست، و دنيائي به آن اذعان دارند، از عاقلانه ترين کارها و اصلا نشانه ضعف و تسليم حکومت ايران نيست. گفتگوئي برابر و مانند دو کشور مستقل. اصلا چرا بايد منت حجت الاسلام عبدالعزير حکيم را کشيد که از موقعيت خود در عراق استفاده کند و توجيهي براي اين کار درست کند. اين بدهي براي چه ايجاد مي شود. حکومت چرا نمي تواند به وضوح به مردمش بگويد بر اساس منافع ملي تصميم به مذاکره با آمريکا گرفتم . هنوز ايران در شرايط ليبي قذافي نيست که سياست جديدش جز تسليم معنا ندارد. و در عين حال نمي تواند و نبايد از الگوي کره شمالي پيروي کند. منتهي داشتن مشاوران و دوستاني از نحله فکري کيهانيان، باعث مي شود که به سوداي سود بيش تر هميشه فرصت نيکو از دست برود. و اين چون وحدت رويه شد، براي ديگران هم خواندن اين بازي و کمين کردن براي مقابله با آن دشوار نيست.شما هر روز بنويس که دوستان ايران نمي گذارند اتحادي عليه جمهوري اسلامي در مجامع بين المللي شکل گيرد. وقتي مردم در خبرها مي خوانند که قطعنامه شکل گرفت و به اتفاق آرا هم تصويب شد. وقتي مي شنوند که روسيه [يکي از آن ها که قرارست به نفع ايران کار کند] در ماجراي همين تعهد داده شده خود پابرجا نيست و هر روز بابي جديد در کار نيروگاه بوشهر مي گشايد و در اين آخري روشي استالينستي پيش گرفته و بر اساس گفته هاي سعيدي معاون سازمان انرژي اتمي ايستاده که خير اصلا هيچ قراري نمي گذاريم و اگر پول ندهيد نيروگاه خبري نيست. خب بالاخره مردم عقل دارند و مي گويند اگر با اين تازي قصد شکار داري، بهتر آن که در خانه بماني.اما قصه اي که کيهان برساخته لايه پنهان ديگري هم دارد. فقط اشتباه محاسبه نيست. در حقيقت سناريوئي در ذهن بخشي از مشاوران امنيتي نظام مي گذرد که گويا هنوز آن را به تصميم سازان نفروخته اند اما مقدمه فروشش فراهم است.بر اساس اين پروژه، به بهانه اين که دولت مشغول مبارزه اي سخت است، و انتقاد از اين دولت فقط کار ستون پنجم دشمن، مي توان دهان ها را بست و قلم ها را شکست. جلوگيري از هر اعتراض و گلايه اي. روزنامه ها، سايت هاي اينترنتي، و هر روزنه ديگر. با تنگ کردن فضا اينان گمان دارند که از سرنوشت مقدر مي رهند. و گمان دارند که اگر در مردم نسبت به روزهاي اول دولت، برگشته اند، به دليل وسعت انتقادهاست. و در عين حال گمان دارند که اگر راه آب را در همين نقطه نبندند ديگر نمي توان بستنش به پيل.البته اين پروژه از حق نبايد گذشت که براي عقب انداختن علني شدن شکست دولت کارآمدست و يک چند اعلام رسمي شکست را به عقب مي اندازد، اما درمان کامل نيست بلکه به عکس، هزينه را بالا مي برد. اين که دولتي آمده و موفق نشده باشد اصلا ماجرائي نيست که نظامي از آن صدمه ببيند. دولت جورج بوش هم موفق نيست، مردم در نيمه راه به حزب مخالف راي دادند و تا اين جا قطعي است که دوره آينده دموکرات ها در کاخ سفيد خواهند بود. اما اگر دولت ناموفق، براي پنهان نگاه داشتن شکست خود، مردم را زير فشار بگذارد و از خزانه نظام خرج کند، در آن صورت مي توان گفت که اين تجربه معمولي براي نظام بسيار گران تمام شده است.نکته سوم اين که اگر انتقاد و بدگوئي از دولتي که در حال مبارزه با دشمن خارجي است چنان است که کيهانيان در نظر دارند، دولت هاي شانزده ساله قبل از احمدي نژاد مگر در تحريم و زير فشار نبودند چرا انتقاد از آن ها هنر بود و عين دينداري و وطن پرستي. اين کدام متر و ميزان است که هي به مناسبت سرما و گرما کش مي ايد يا جمع مي شود. اگر نوشته هاي يک دو روزنامه آمريکائي از اثر مجادلات داخلي است، نگاهي به آرشيو نشان مي دهد که در دوران دولت خاتمي حجم نوشته هاي همين روزنامه هاي آمريکائي درباره ايران و مجادلات داخلي اش ده ها برابر بود. در آن زمان چه، آيا باز هم به دليل خرده حساب هاي داخلي بود که براي دشمن چنين پيامي فرستاده مي شد. تا تنها اين قبا و اين استدلال براي دولت و دوران حاضر ساخته شده است.باري تعجب و نگراني اهل نظر از تغيير شيوه استدلال کيهان باقي است گرچه بار اول نيست.
به نظر مي رسد که خرانه کشور [صندوق ذخيره ارزي] که براي خريد محبوبيت در داخل و خارج مصرف شد، به ته رسيده و مانده است صرف کردن از صندوق ذخيره نظام [بهره گرفتن از قهر و داغ و درفش] براي پياده نشدن از حمار شيطان که الحق موذي حماري است. لگد زن و بدلگام و بدعهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 اسفند1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ماجرای مفقود شدن اسرار آمیز سردار علیرضا عسگری، معاون سابق وزارت دفاع ایران، همچنان در کانون اخبار رسانه های غربی قرار داردتایمز آنلاین در این باره ادعا کرد: یک ژنرال ایرانی که ماه گذشته به غرب پناهنده شد، از سال 2003 در ایران جاسوسی می کرد.تايمز آن لاين می افزاید: به نظر مي رسد سرتيپ عليرضا عسگري 63 ساله و معاون وزير سابق دفاع به همراه خانواده خود به پايگاه ناتو در آلمان پناهنده شده است و در آنجا تحت بازجويي قرار گرفته است.فرار جسورانه وي از طريق دمشق به وسيله آژانس هاي اطلاعاتي غربي سازماندهي شده و اين كار پس از قطعي شدن اين مساله كه وي ممكن است لو برود صورت گرفته است. به ادعاي تايمز آنلاين، وزارت اطلاعات ايران بر اين باور است كه وي از مدتها پيش براي اين كار آمادگي لازم را كسب كرده بود زيرا از 10 عضو خانواده وي هم اكنون هيچ يك در ايران نيستند. عسگري 2 پسر و يك دختر و چندين نوه دارد كه آنها و حتي 2 عروس وي نيز ايران را ترك كرده اند. در حالي كه مقصد نهايي آنان مشخص نيست. این همه در حالی است که برخی رسانه های ایران از حضور خانواده وی در ایران خبر می دهند.تایمز آنلاین می افزاید: گفته مي شود عسگري به همراه خود اسنادي از ارتباط ايران با تروريست هاي خاور ميانه به همراه دارد اما درباره داشتن اطلاعات سري از برنامه هاي هسته اي اين كشور ترديد وجود دارد.در همین باره روزنامه اسراييلي يديعوت آحارونوت نیز ادعا كرد سرويس امنيتي اسراييل موساد زمينه ساز فرار عسگري شده است. همچنين بر اساس برخي شواهد پايگاه موساد در استانبول در پنهان كردن عسگري پس از رسيدن وي به تركيه از طريق دمشق در ماه گذشته نقش داشته است.هنوز مشخص نيست وي براي چه سازماني جاسوسي مي كرده است، يك مقام دفاعي اسراييل گفت: او احتمالا براي موساد كار مي كرده اما اين احتمال نيز وجود دارد كه وي با آژانس هاي امنيتي اروپا همكاري داشته است.به نوشته تایمز آنلاین، فرار عسگري زنگ خطر را براي ايران به صدا در آورده است همانطور که يك مقام دفاعي اسراييل نیز گفته است: عسگري براي آژانس هاي اطلاعاتي و امنيتي غرب حكم معدن طلا را دارد، ما سالها او را دنبال مي كرديم به ويژه از اواخر دهه 80 ميلادي كه وي فرمانده نيروهاي سپاه در لبنان بود.تايمز آن لاين مي افزايد: عسگري در سال 1997 به عنوان معاون وزير دفاع ايران در امور تحقيقات داخلي منصوب شد. وي با كشف چندين نمونه اختلاس محبوبيت خود را از دست داد. پس از انتخاب احمدي نژاد به عنوان رييس جمهور ايران در سال 2006 عسگري به دليل اختلاف نظر با وي كنار گذاشته شد. اين دو سالها با هم رقابت داشتند و عسگري مي دانست دوران او به سر رسيده است. در جريان يك ماموريت خارجي در سال 2003 گفته مي شود وي با يك شريك تجاري كه در واقع يك مقام اطلاعاتي بوده ديدار كرده است. يك مقام ايراني گفت: عليرضا از ابتدا مردي متمول بود اما بعد از 2003 پولدارتر شد.وي هفتم فوريه يعني چهار روز پس از رسيدن به دمشق و اطمينان از اين كه خانواده اش در امنيت به سر مي برند به استانبول پرواز كرد. به او يك پاسپورت جديد داده شد و با اتومبيل تركيه را ترك كرد تا در سايه ها پنهان شود. در همین حال شبکه تلویزیونی فاکس نیوز هم که توسط نومحافظه کاران آمریکایی اداره می شود در برنامه ای به موضوع عسگری پرداخت و با اشاره به سوابق وی، فرار او را با حمله آمریکا به ایران مرتبط دانست و اعلام کرد: عسگری به خاطر آن فرار کرده است که می دانست آمریکا به ایران حمله می کند.روزنامه واشنگتن پست نیز با تاکید بر اینکه عسگری به غرب پناهنده شده، نوشت: فرمانده عسگری خواهان همکاری است و این اقدام او، مانند بمب در ایران صدا خواهد کرد.با همه این اوصاف، مقامات تهران تاکنون پناهنده شدن این سردار بازنشسته را تایید نکرده اند و نظریه رسمی این است که وی ربوده شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

در حالی که گروه 1+5 رایزنی‌های خود را برای تهیه پیش‌نویس دومین قطعنامه تحریم ایران شدت بخشیده است، سخنگوی دولت در اظهارنظری حیرت‌آور و بسیار عجیب اعلام کرد محمود احمدی‌نژاد تصمیم گرفته است برای دفاع از حقوق ملت ایران در زمینه بهره‌‏مندی از فناوری صلح‌‏آمیز هسته‌‏ای «شخصاً» در جلسه شورای امنیت حضور پیدا کند! به گزارش دبیرخانه شورای اطلاع‌‏رسانی دولت، غلامحسین الهام سخنگوی دولت با بیان این مطلب افزود: اگر جلسه شورای امنیت برای موضوع هسته‌‏ای ایران تشكیل شود، دكتر احمدی‌‏نژاد برای دفاع از حقوق ملت ایران در زمینه بهره‌‏مندی از فناوری صلح‌‏آمیز هسته‌‏ای شخصا در این جلسه حضور خواهد یافت. الهام هدف از حضور رییس جمهوری در جلسه شورای امنیت را دفاع از حقوق ملت ایران خواند و افزود: رییس‌‏جمهوری اسلامی ایران قصد دارد برای دفاع از حقوق ملت ایران در زمینه بهره‌‏مندی از فناوری صلح‌‏آمیز هسته‌‏ای در جلسه احتمالی كه شورای امنیت سازمان ملل احتمالا درباره موضوع هسته‌‏ای ایران تشكیل خواهد داد، حضور یابد. در همین رابطه، یک کارشناس روابط بین‌الملل ضمن «عجیب» و «غیرمنتظره» دانستن این اظهارنظر رسمی دولت تاکید کرد حضور رئیس‌جمهور یک کشور در شورای امنیت منوط به «دعوت رسمی اعضا» از وی و همچنین «تشکیل شورا در سطح روسای جمهور» دولت‌هاست. چرا که در غیر این‌صورت دولت ایالات متحده برای آقای احمدی‌نژاد ویزا صادر نمی‌کند و اگر هم بکند، حضور ایشان در آن جلسه و توضیحات یک رئیس‌جمهور برای چند دیپلمات‌ خارجی به شدت «وجهه»، «عزت» و «اعتبار بین‌المللی» ایران را کاهش خواهد داد.وی افزود: نکته عجیب دیگر این است که رئیس‌جمهور قبلاً تاکید کرده بودند قطعنامه شورای امنیت یک تکه کاغذ است و هیچ اهمیتی ندارد. سئوال این جاست که اگر قطعنامه‌های شورای امنیت یک تکه کاغذ است چه ضرورتی به سفر عالی‌ترین مقام اجرایی ایران به نیویورک وجود دارد و اگر کاغذ‌پاره نیست، پس مواضع قبلی را چگونه می‌توان توجیه کرد.این کارشناس با اشاره به این که حتی در جلسه تصویب حمله به عراق نیز شورای امنیت در سطح وزرای خارجه کشورها تشکیل جلسه داد، یادآور شد: من واقعاً نمی‌دانم رئیس‌جمهور چه چیزهایی می‌تواند بگوید که گفتن آن از عهده نماینده دایم ایران در سازمان ملل یا حداکثر وزیر خارجه ایران بر نمی‌آید؟! از این رو، این تصمیم آقای احمدی‌نژاد یا ناشی از بی‌اعتمادی مطلق به دیپلمات‌های جمهوری اسلامی است یا ناشی از رفتاری تبلیغاتی برای اثبات این شعار که در این کشور فقط و فقط احمدی‌نژاد است که می‌تواند حقوق هسته‌ای ایران را تضمین کند! وی در ادامه افزود: «با توجه به این که شورای امنیت در پرونده ایران هم‌اکنون در حد سفرای کشورها تشکیل جلسه می‌دهد و هیچ دعوتی از رئیس‌جمهور صورت نگرفته است، اجرای تصمیم آقای احمدی‌نژاد برای سفر به نیویورک نیازمند درخواست رسمی ایران است. در این صورت آيا دولت محترم بررسی کرده است که رد احتمالی درخواست رسمی ایران چه اثرات مخربی بر وجهه بین‌المللی ایران خواهد گذاشت. دولت آیا همچنین این موضوع را بررسی کرده است که توضیحات رئیس‌جمهور کشورمان برای چند دیپلمات خارجی چه اثر مخرب‌تری بر افکار عمومی جهانی درباره قدرت دیپلماسی ایران خواهد داشت».کارشناس مزبور با تاکید بر این که «رئیس‌جمهور حتما می‌دانند سفر به نیویورک اساساً با سفرهای استانی متفاوت است» گفت: مطمئنم که این تصمیم آقای احمدی‌نژاد نه توسط بدنه کارشناسی وزارت خارجه پیشنهاد شده و نه توسط افراد باسابقه در حوزه دیپلماسی تایید شده است. وی در پایان هشدار داد که «تضمین حقوق ایران نه تنها در حرکت‌های تبلیغاتی و فردی ممکن نیست که عمیقاً نیازمند اقدامات جمعی و کارشناسی همراه با مذاکرات فراگیر آن هم با مدیریت دیپلمات‌های برجسته و با سابقه است» و گفت: «از شخص آقای احمدی‌نژاد عاجزانه درخواست می‌کنم که به جای تمرکز بر ابعاد تبلیغاتی پرونده هسته‌ای، به ابعاد عظیم سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن توجه کنند و با حمایت از اقدامات اجماعی و بهره برداری از نظرات نخبگان، زمینه احقاق منافع ملی تحت فرماندهی رهبری انقلاب را مهیا سازند.» 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

 استقبال کم نظیر از اکران فیلم ضد ایرانی ۳۰۰ در آمریکا:با آغاز اكران سراسري فيلم ضدايراني 300 به كارگرداني زاك اسنايدر و استقبال خوبي كه از اين فيلم شده به نظر مي رسد سازندگان اين فيلم و كساني كه در پخش آن دستي داشته اند به اهداف خود نزديك شده انداين فيلم كه محصولي از كمپاني فيلم سازي برادران وارنر است در سالن هاي سينما با اقبال عمومي روبه رو شده است. كمپاني IMAX كه وظيفه پخش اين فيلم را بر عهده دارد گزارش داده كه در تمام سانس هاي پخش سالن ها مملو از جمعيت بوده و 300 به احتمال بسيار زياد موفقترين فيلم هفته هاي آتي از نظر جلب تماشاگر خواهد بود. "دان فلمان" مسئول پخش داخلي تايم وارنر نيز با ابراز خرسندي از اين استقبال كم نظير پخش اين كار را يكي از موفقيت هاي دوران كاري خود دانسته است. در هر حال، فيلم 300 كه اكران آن از 9 مارس (18 اسفند) در سينماهاي آمريكا آغاز شده تا كنون با نظرات مثبت بيشتري همراه بوده به نحوي كه بر اساس اعلام يكي از سايتها 61 درصد آن را مثبت ارزيابي كرده اند. البته در ميان منتقدان سينمايي نيز مانند هميشه اختلاف نظر وجود دارد؛ "تام چريتي" كارشناس هنري CNN بر اين باور است كه اين فيلم سراسر خشونت و نظامي گري چيزي براي مخاطبان ندارد به ويژه در زمان حاضر كه مردم از جنگ و خونريزي به ستوه آمده اند. ز سوي ديگر افرادي نيز از اين فيلم دفاع كرده اند، مايكل هنمان منتقد برجسته سينمايي در سايت اختصاصي خود با حمايت از فيلم، دست مايه خشن آن را عاملي مثبت در جهت شناسايي دلايل خشونت هاي كنوني و عوامل آن و همچنين يادآوري اين كه چه چيز سبب شده در جهان معاصر مردم جنگ زده شوند، داشته است. وی معتقد است زنان و مردان شجاع امريكايي در سراسر دنيا به واقع شخصيت هاي حاضر در 300 نيستند اما بايد پذيرفت كه جنگ بالذات چهره اي كريه دارد و جنگ ترموپيل ميان اسپارت ها و ايرانيان شايد نه تنها از اين قاعده مستثني نيست بلكه به مراتب زشت تر و ناپسندتر است.هنمان در ادامه به تفكر غلط برخي اشاره مي كند كه اين فيلم را با گلادياتور، برنده جايزه اسكار سال 2000 مقايسه مي كنند و بر اين باورند كه 300 بهتر و بزرگتر از اين فيلم ارزنده است. در مقام قياس بايد گفت نمي توان يكي از اين دو فيلم را از ديگري بهتر دانست زيرا اساسا آنها دو داستان و دو رويكرد متفاوت دارند. صرف حضور فرمانده اي كه فرياد مي زند و نيروهاي خود را براي جنگ تهييج مي كند -هر چند كه نگاهي به بازي درخشان راسل كرو و كارگرداني ريدلي اسكات تعيين كننده تفاوت هاي 2 فيلم است- نمي تواند سبب مقايسه دو اثر شود. 300 فيلمي است كه با صداگذاري سرصحنه و در برابر پردها هاي آبي و سبز ساخته شده كه بعدا محيط مورد نظر به آن افزوده شده است. در ابتدا به نظر مي رسد  اين فيلم يك كار كامپيوتري است كه صرفا براي پوشاندن جامه عمل به آرزوهاي سازندگان جلوه هاي ويژه ساخته شده اما با گذشت 10 دقيقه از آغاز فيلم تمام اين افكار از ذهن مخاطب رخت بر مي بندد.به نظر اين كارشناس سينمايي، شايد سال ديگر كه هاليوود اسامي فيلم هاي برگزيده خود را اعلام مي كند اثري از اين فيلم نباشد اما نبايد فراموش كرد كه بسياري اوقات بهترين فيلم ها آنهايي هستند كه از ديد هاليوود پنهان مي مانند و مي توان گفت صنعت فيلمسازي از درك آنها عاجز است. 300 فيلمي هيجان انگيز و تماشاگرپسنداست كه ارزش اختصاص زماني از وقت بيننده را دارد.استقبال از این فیلم ضد ایرانی به حدی زیاد بوده است که برخی سینماها در ساعت 30/2 دقیقه بامداد نیز برای نمایش آن سانس فوق العاده گذاشتند.در این فیلم که سراسر جعل تاریخ است، از ایرانیان چهره ای خشن، ضد انسانی و بسیار وحشی به نمایش گذاشته شده است.بسیاری از تحلیل گران معتقدند این فیلم، در راستای زمینه سازی روانی در میان افکار عمومی جهانیان برای حمله به ایران صورت می گیرد و در آن کوشیده شده است جرج بوش، به فرمانده سپاهیان آتنی که شجاعانه در برابر ایرانیان خطرناک و ضد صلح می جنگد، تشبیه شود.

«شرق» رفع توقیف شد:شعبه 76 دادگاه كیفری استان تهران، مهدی رحمانیان مدیرمسوول روزنامه شرق را به پرداخت جزای نقدی محكوم كرد و حكم به رفع توقیف این روزنامه داد. قاضی صارمی پس از رسیدگی به پرونده روزنامه شرق، مهدی رحمانیان مدیرمسوول این روزنامه را به پرداخت 9میلیون ریال جزای نقدی محكوم كرد. قاضی پرونده همچنین روزنامه شرق را رفع «توقیف» كرد. «مهدی رحمانیان» مدیر مسئول روزنامه شرق نیز  ضمن تایید این خبر، از اعلام زمان انتشار مجدد این روزنامه خودداری کرد و گفت که این موضوع پس از تبادل نظر با مسئولان مجموعه روزنامه شرق اعلام خواهد شد. اتهامات مدیرمسوول روزنامه شرق در این پرونده نشر مطالب خلاف موازین اسلامی، توهین به افرادی كه دارای حرمت شرعی هستند، اشاعه منكرات و مطالب خلاف عفت عمومی، اهانت به دین مبین اسلام و مراجع مسلم تقلید، تحریف سخنان دیگران (سیدحسن نصرالله)، توهین به رییس‌‏جمهور از طریق چاپ كاریكاتور و تبلیغ برای سازمان‌‏های مخالف نظام دایر بر شكایت مدعی‌‏العموم، هیأت نظارت بر مطبوعات و بنیاد حفظ و نشر آثار و ارزش‌‏های دفاع مقدس عنوان شده بود. پیش از این هیات نظارت بر مطبوعات در روز بیستم شهریور ماه سال جاری روزنامه شرق را با استناد به تبصره ماده 12 و بر اساس بندهای 1، 2 و 4 به ویژه بند 8 ماده 6 قانون مطبوعات توقیف كرده بود..

بازداشت آسو صالح فعال دانشجویی کردستان و نگرانی نسبت به وضعیت جسمانی وی در زندان :آسو صالح فعال دانشجویی دانشگاه کردستان که به عنوان خبرنگار هفته نامه سراسری دیدگاه در تجمع 8 مارس در سنندج شرکت کرده بود، در این تجمع بازداشت شده است.
آرش صالح برادر این فعال دانشجویی به خبرنگار ادوارنیوز گفت: اسو بعد از انتقال به زندان اعتصاب غذا کرده است. آرش صالح همچنین از تشدید بیماری ریوی برادرش خبر داد و نسبت به سلامتی این دانشج ابراز نگرانی کرد. بنا به گزارش ایلنا از سنندج نیز: روز پنج‌‏شنبه، هفدهم اسفند ماه جمعی از شهروندان سنندجی به مناسبت روز جهانی زن قصد برگزاری مراسم روز زن را داشتند که نيروی از برگزاری اين مراسم جلوگيری و عده‌‏ای را بازداشت کرد. يکی از شرکت‌‏کنندگان در اين مراسم به خبرنگار "ايلنا" گفت: قرار بود هشتم مارس به مناسبت روز جهانی زن، مراسم روز زن در خيابان پاسداران سه راه ادب برگزار شود اما نيروی انتظامی از برگزاری اين مراسم جلوگيری کرد و چند نفر را بازداشت کرد. وی اظهار داشت: عده‌ای از دستگيرشدگان عصر پنج‌‏شنبه و روز جمعه، ۱۸ اسفند آزاد شدند اما هنوز شش نفر ديگر به بنام‌های «آسو صالح»، «رويا تدين»، «پيمان نعمتی»، «الياس کريمی» و «صلاح زمانی» در بازداشت هستند. همچنين روز پنج‌‏شنبه ساعت ۵ بعد از ظهر عده‌‏ای از شهروندان سقزی به منظور برگزاری مراسم روز جهانی زن در ميدان جمهوری اين شهر تجمع کردند اما نيروهای انتظامی و امنيتی با حضور در محل، از تجمع ممانعت و خواستار پراکنده شدن آنان شدند. در اين تجمع کوتاه محمود صالحی، جلال حسينی و محمد عبدی‌‏پور، از فعالان کارگری شهر سقز در سخنانی کوتاه روز جهانی زن را گرامی داشتند و سپس شرکت‌‏کنندگان در اين مراسم راهپيمايی آرامی به سوی ميدان آزادی سقز انجام دادند. خانم «نجيبه صالح‌‏زاده»، يکی از شرکت‌‏کنندگان در اين مراسم گفت: اين تجمع با هدف گرامی‌‏داشت ۸ مارس، روز جهانی زن و دفاع از حقوق زنان برگزارشد و تجمع‌‏کنندگان خواستار رفع محدوديت‌‏ها و تبعيض‌های ناروا عليه زنان در جامعه هستند. وی افزود: چند روز قبل از فرمانداری درخواست مجوز کرديم اما متاسفانه با آن موفقت نشد و روزی که قصد برگزاری اين مراسم را داشتيم، چند نفر ما را به دادستانی احضار و از ما خواستند برای اينکه مشکلی پيش نيايد، از مردم بخواهيم که از تجمع خودداری کنند. صالح‌‏زاده ادامه داد: قرار بر اين بود در اين مراسم چند نفر سخنرانی کنند و قطعنامه‌‏ای قرائت شود

محکومیت یک عضو سازمان دانش آموختگان در همدان :شعبه اول دادگاه انقلاب شهر همدان به ریاست قاضی خزایی حمید رهگذر دانش آموخته شیمی دانشگاه بوعلی سینا در مقطع کارشناسی و عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت شعبه استان همدان را به دو سال حبس که به مدت دوسال به حالت تعلیق در امده محکوم کرد رهگذر عضو اسبق شورای مر کزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای بوعلی سینا وعلوم پزشکی بوده که بخاطر اتهام اقدام علیه نظام و امنیت کشور تحت عنوان اغتشاش در دانشگاه بوعلی سینا به این حکم محکوم گرددیده است وی بعد از تحمل 40 روز باز داشت در سال 82 با وثیقه پنجاه میلیونی ازاد شده بود پرونده نامبرده مرتبط با حوادث خرداد 82 دانشگاههای همدان بوده که تعداد زیادی از دانشجویان در ان باز داشت و به احکام سنگینی محکوم شده بودند پیش از این دانشجویان علیرضا خوشبخت یحیی صفی آریان مرتضی حسین زاده مهدی زمانی مجتبی افرند زهرا جانی پور محسن شکوهمند رضا کاکاوندی به حبس تعلیقی محکوم شده بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

ظهور طبقه جديد – 2ـ عذرخواهي حسين شريعتمداري از حيوانات -جلال يعقوبي:گفتيم كه نامه‌ي منع مجلس توسط رهبر ايران بر سر قانون مطبوعات ضربه‌اي تاريخي به اقتدار مجلس بود و پس از آن مجلس ششم در هر مصوبه‌اي كه گرايش رفورميستي داشت دچار مشكل مي‌شد. اوايل شهريورماه خبري منتشر شد که بنا بر آن کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس طرحي را با عنوان حذف تبصره (1) ماده (3) قانون اعزام دانشجو به خارج از کشور مصوب 1364 تصويب کرده بود. اين طرح که با امضاي سي نفر از نمايندگان تقديم هيأت رئيسه مجلس شد در صورت تصويب نهايي در مجلس امکان اعزام دختران غيرمتأهل دانشجو به خارج از کشور را نيز فراهم مي کرد. روز يکشنبه سيزدهم شهريور ماه نيز در جلسه‌‌ي بيست وششم مجلس دو طرح «عفو عمومي» و «لغو قانون گزينش» از طرف هيأت رئيسه مجلس اعلام وصول شد. در صورت تصويب طرح عفو عمومي، تمام کساني که بعد از انقلاب به خارج از کشور رفته و به دليل فعاليت هاي سياسي به کشور بازنگشته‌اند، امكان بازگشت به كشور را پيدا مي‌كردند. همچنين در طرح لغو قانون گزينش نيز پيش‌بيني شده بود که گزينش در اداره ها، سازمان ها ومراکز آموزشي تنها به صورت علمي و تخصصي صورت گيرد و سوالات عقيدتي و ايدئولوژيك حذف شود. در همان روزها طرح ممنوعيت ورود نيروي مسلح به دانشگاهها هم كه با توجه به بحران كوي دانشگاه تهيه شده بود اعلام وصول شد. ارائه اين طرح ها در مجلس، با واکنش تندمحافظه کاران مواجه شد. روزنامه جمهوري اسلامي روز چهاردهم شهريور در گزارشي که از مذاکرات مجلس منتشر کرد آن طرح ها را ضدامنيتي توصيف نمود.اين روزنامه همان روز در صفحه اول خود نوشته است: "لغو ممنوعيت اعزام دختران مجرد دانشجو به خارج برخلاف مصالح ملي و شرعي است." و از قول يک «محقق» نوشت: "اعزام دانشجويان دختر و پسر به خارج جز وابستگي فرهنگي و اجتماعي، هيچ ثمره‌اي براي ما نخواهد داشت." جمهوري اسلامي روز شنبه، نوزدهم شهريور نيز در سرمقاله خود با عنوان «مظاهر تجديدنظرطلبي» نوشت: "در هفته‌هاي اخير، چند طرح توسط عده‌اي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به هيأت رئيسه مجلس ارائه شده و بعضي از آنها مراحلي از تصويب را هم گذرانده‌اند که از آنها بوي تند «تجديدنظرطلبي» به مشام مي‌رسد. طرح ممنوعيت ورود نيروي مسلح و اطلاعاتي به دانشگاهها و مراکز آموزش عالي، طرح اعزام دختران مجرد دانشجو به خارج از کشور، طرح لغو گزينش و طرح عفو عمومي از آن جمله‌اند." جمهوري اسلامي در سرمقاله خود تأکيد داشت که "اين طرح ها « راه را براي مفاسد و ناهنجاري ها باز مي کنند» و« همين اشارات کوتاه به اين چند طرح، نشان مي‌دهد که متأسفانه اين طرح‌ها مظاهر تجديدنظرطلبي در اصول و معيارهاي انقلابي و ارزشي هستند و با مصالح جامعه انطباق ندارند."از طرفي ديگر روزنامه رسالت روز چهارشنبه، شانزدهم شهريور در ستون حاشيه‌ي مجلس خود، اين موضوع را از زاويه ديگري بررسي كرد. اين روزنامه از قول يکي از نمايندگان که در دوره پنجم نيز حضور داشته درباره طرح عفو عمومي نوشت: "اين طرح جديد نيست. عين همين طرح در ماه‌هاي آخر مجلس پنجم از سوي سي نفر از نمايندگان جناح اکثريت تقديم مجلس شد و در روزنامه ها هم به چاپ رسيد."! اما از عجايب آنکه رسالت، در ستون پيام مردم خود، درباره همين طرح که «در مجلس پنجم نيز از سوي جناح اکثريت» مطرح شده بود، نوشت: "عفو فله اي که اخيراً در طرح برخي از نمايندگان مطرح شده است به چه معنا است؟ اگر کسي گناهي و يا جرمي نکرده و به خارج رفته که نيازي به عفو ندارد. اگر جرمي مرتکب شده آقايان به نمايندگي از چه کسي آنها را عفو مي‌کنند. به نظر مي‌رسد اين طرح و همچنين طرح لغو گزينش در ادارات مربوط به کساني است که کاري به مشکلات اصلي کشور ندارند و در ضمن حرفي هم براي گفتن ندارند."البته حمله به مجلس تنها مربوط به طرح‌هاي قانوني نبود.رسالت در نوزدهم شهريور طي سرمقاله خود با عنوان «مجلس تحقيق و تفحص!» با يادآوري تصويب چند طرح تحقيق و تفحص در مجلس نوشته بود: "در صورتي که روند فعلي ادامه يابد، قطعاً مجلس محترم از وظايف اصلي و کلان خود در راهبردهاي برنامه‌اي و نظارتي عام بر مسائل اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي کشور بازخواهد ماند. درگير شدن نمايندگان به صورت مستمر در امور جزئي که متوليان خاص خود جهت رسيدگي هاي لازم را دارد، توجه مجلس را به سوي مسائل حاشيه اي و فرعي سوق خواهد داد."روزنامه کيهان تريبون بنيادگرايان حاكميت ايران نيز روز بيستم شهريور نوشت: "نمايندگان بايد مشکلات کشور را ارزيابي کنند، طرح بدهند، آيا مشکل کشور عفو عمومي فراريان و خارج نشينان است، به قول معروف، بايد به فکر نان باشند که خربزه آب است. اينها چرا اصل را رها کرده و فرع را چسبيده اند؟"اين روزنامه همان روز در ستون گفت و شنود خود و روز بعد نيز در ستون طنز خود، به هجو مجلس و نمايندگان آن پرداخت. كيهان بعدها كار را بجايي رساند كه با انتشار كاريكاتوري از مجلس جاي ژاي حيوانات را در حال ورود و خروج از آن كشيد و آنگاه كه مورد اعتراض قرار گرفت نماينده‌ي رهبر ايران و مدير مسئولش از چهارپايان عذرخواهي كرد كه چنين قياسي صورت گرفته است!بجز تريبونهاي محافظه‌كاران و بنيادگرايان، نهادهاي رسمي وابسته به محافظه‌كاران نيز در تخريب و حمله به مجلس از هيچ كوششي دريغ نكردند.فرضا در مورد يکي از طرح هاي مجلس مسئول گزينش و استخدام قضات قوه قضائيه طي سخناني در مراسم تحليف کارآموزان امر قضاوت گفته بود: "در هر دستگاهي براي انتخاب افراد و سپردن امور حکومتي به آنها مبنا بر صلاحيت قرار مي‌گيرد. اين حکم عقل و منطق و حتي غريزه است. حيوانات هم اگر بخواهند از چيزي استفاده کنند، دست به گزينش مي زنند. طرح لغو قانون گزينش توسط مجلس شوراي اسلامي مايه تعجب است و نمي دانم اين پيشنهاد بر اساس چه چيز مطرح گرديده است [...] اين طرح به جايي نخواهد رسيد و طراحان آن نيز به اين موضوع واقفند چرا که اصولاًامري خلاف عقل است. تصور نمي شد که در مجلس شوراي اسلامي، طرح هاي خلاف عقل تدوين شود."[كار و كارگر- بيست‌و سوم شهريور 1379]

نگاهی کوتاه بر حکم اجرای منشور حقوق زنان توسط رییس جمهور؛ بندهایی که اجرا نمی شوند -نفیسه زارع کهن:از همان روز که تاج السلطنه دختر دردانه ناصرالدین شاه، حسرت فعالیت زنان حقوق طلب (بخوانید حق طلب) فرنگی راخورد ودر خاطراتش نوشت که ما هم زن هستیم اما در محبس ! فعالیت زنان وتلاش برای استیفای حقوقشان به خطوط قرمز پیوسته بود. زنان از آن روز تاکنون در جامعه ایرانی نتوانسته اند برای اسیفای حقوق خود به آسانی گام بردارند وهرگاه اقدامی کرده اند با برخورد و..مواجه شده اند . هفته ای که گذشت اگرچه با ختم به خیر شدن تجمع مسالمت آمیز فرهنگیان که بخش اعظم آن را زنان تشکیل می دادند همراه بود ،اما باز هم زنانی بودند که شاید به اعتقاد برخی بر روی خطوط قرمز حرکت کردند وتنها به دنبال اعتراضشان به دادگاه چند فعال حقوق زنان به اوین فرستاده شدند. ولی هنوز یک روز از دستگیری 38 فعال حقوق زن نگذشت که محمود احمدی نژاد قانون حمایت از حقوق ومسئولیت زنان را به مرکز امور زنان وخانواده(همان مرکز مشارکت زنان) ریاست جمهوری ابلاغ کرد. طبق ابلاغیه آقای رییس جمهور ،دولت موظف است در راستای تحقق اصول بیست وبیست ویک قانون اساسی و سند چشم انداز زمینه های تبیین عملی حقوق زنان را مطابق با منشور حقوق ومسئولیت های زنان فراهم کند . منشوری که رییس جمهور حکم بر اجرای آن داده است متنی است مشتمل بر یک ماده واحده ،پنج فصل و148بند . طبق بند 114 این منشور زنان حق آزادی قلم ،بیان واجتماعات را با رعایت موازین دارند وهم چنین طبق بند 3آن زنان نسبت به آزادی اندیشه ،مصونیت از تعرض و عدم امنیت در داشتن اعتقاد حق دارند. از سوی دیگر اگرچه این منشور در آخرین سال دولت خاتمی تدوین یافت ودر آن یک سال هم چندان مورد توجه قرار نگرفت ،اما آنچه عجیب می نماید اقدام جدید محمود احمدی نژاد در ابلاغ حکم براجرای آن است. رییس جمهور تا پیش از این بار دیگردستوری مشابه این ابلاغیه صادر کرده بود. وی چندی پیش با اقدامی عامه پسند از مجوز حضور زنان در استادیوم خبر داد و آنگاه که با مخالفتهای فراوان از سوی علما ،مراجع ونمایندگان مجلس روبرو شد از گفته خود پشیمان شد ودستور خود را فراموش کرد. اکنون پس از گذشت چندین ماه از آن دستور رییس جمهور بار دیگر اقدام به صدور دستوری می کنند که طبق آن زنان حق آزادی بیان ،قلم وتجمعات را دارند؛ مواردی که یک روز قبل از دستور وی بسیاری از آنها نقض شد و38 نفر از فعالان حقوق زن دستگیر شدند. از این رهگذر و با توجه به ابلاغیه رییس جمهور ذکر چند نکته ضروری است: نخست آن که شاید این ابلاغیه بدون در نظر گرفتن محتوای آن و تنها در پی یک اقدام توده گرایانه و در نزدیکی روز جهانی زن با قصد خشنود سازی زنان صورت گرفته ولو به صورت موقت . دوم آنکه ابلاغیه اجرای این منشور با مطالعه کامل و اطمینان صادر شده است که با توجه به نگاه حاکم بر فعالیت زنان وتلاش آنها به برابری بعید می نماید. نگاه دیگر آن است که این منشور ابلاغ شده شاید با اندکی تغییر مواجه شود تا برخی بندهای آن به محاق برود. اما هرچه که می خواهد باشد ،برای زنان چندان فرقی نمی کند چه آن که زنان از این قوانین نوشته بر کاغذ که آرزو ی تححق یک بند از آنها در سرشان است ،بسیار دارند. پس بگذارید دستور اجرای بندی دیگر هم بر این بندهای نوشته شده دور از اجرا افزوده شود
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

بذرپاش؛ پله پله تا کجا؟:امیر جلیلی‌نژاد» دبیرجنبش عدالتخواه دانشجویی با انتقاد شدید از انتصاب «مهرداد بذرپاش» مشاور سابق رئیس جمهور و رئیس ستادهای «رایحه خوش خدمت» به سمت ریاست هیات مدیره شرکت پارس خودرو، گفت «متاسفم که واژه مقدس عدالتخواهی را اینگونه فدای منافع حزبی و رانتی می‌کنیم. این رفتارها ناعادلانه‌ترین و غیر منصفانه‌ترین برخوردهایی است که با عدالت و عدالتخواهی می‌شود»واکنش دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی به انتصاب مهرداد بذرپاش از نزدیک‌ترین افراد به «محمود احمدی‌نژاد» به سمت مدیر عاملی شرکت پارس خودرو صورت گرفته است. این انتصاب در حالی صورت می‌گیرد که بذرپارش پیش از روی کار‌ آمدن دولت نهم، هیچ گونه سابقه مدیریت اجرایی و صنعتی را در کارنامه خود نداشته است. جلیلی‌نژاد در ادامه سخنان خود در این خصوص افزود: باید تاسف خورد برای سیستمی که به اسم «جوانگرایی» فاتحه «شایسته سالاری» را خوانده و طی آن اشخاصی که شایستگی لازم و کافی برای برعهده گرفتن برخی‌ سمت‌ها را ندارند، پله‌های عجیب‌ و غریبی را با سرعت طی می‌کنند. وی در پاسخ به این پرسش که «آیا وقوع این ماجرا بدون اعمال نفوذ برخی محافل دولتی، امکان‌پذیر بود؟» اظهار داشت: به طور قطع در این مساله اصل شایسته سالاری رعایت نشده است. دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی ادامه داد: نمی‌شود باور کرد که یک جوان به سرعت پله‌های ترقی را جوری طی کند که شایسته ریاست بر یکی از بزرگترین کارخانه‌های اتومبیل‌سازی کشور شود در حالی‌که در همان شرکت هم سابقه چندانی ندارد. جلیلی‌نژاد تاکید کرد: متاسفم که واژه‌ مقدس عدالتخواهی را فدای منافع حزبی و رانتی خودمان کرده‌ایم زیرا این عمل ناعادلانه‌ترین و غیرمنصفانه‌ترین برخوردی است که می‌توان با عدالت انجام داد. گفتنی است که مدیر عامل سابق پارس خودرو، مهندس «سیدحسین امیری» بود که 11 اردیبهشت امسال، جایزه واحد نمونه صنعتی کشور در سال 84 را از احمدی‌نژاد دریافت کرده بود.

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

آقای جنتی چشم اگر بگشایید ،نقض حقوق بشر اشکار است -مریم شبانی:اين روزها پرده هاي احترام ميان مسئولين نظام جمهوري اسلامي كنار رفته و هر روز بايد شنواي انتقادات يكي عليه ديگري بود و درحاشيه تنها شنيد و لبخند زد كه ما را به منازعات اصحاب قدرت چه كار؟ چرا كه همين اصحاب كه امروز طبل انتقاد از ديگري را بلندتر به صدا درمي آورد، اگر روزي نقد و نظري از زبان شهروندان منتقد شنوند، همه تن يك جامه شوند و مخالف به زندان افكنند و شعار حفظ نظام سردهند كه مبادا انتقادهاي منطقي مخالفان روشي خود را مجبور به پاسخگويي شوند، كه اگر مجالي براي پاسخگويي ايجاد شود، نه از تاك نشان ماند و نه از تاكنشان.پس بايد انتقادهاي اخير هاشمي رفسنجاني از محمود احمدي نژاد را تنها شنيد و روزي ديگر پاسخ هاي رييس دولت به انتقادهاي ديروزين رييس مجمع تشخيص مصلت را از گوش گذراند و لبخندي زد و كار خود پي گرفت كه در منازعات قدرتمندان، مجالي براي عرض اندام شهروندان بي درجه تعريف نشده است. در اين مجادلات ، نه سخني از چرايي سركوب جنبش زنان است و نه انتقادي از برخوردهاي قرون وسطايي با كارگران سنديكاي شركت واحد. اين روزها نشنيديم كه مسئولي از حقوق فراموش شده معلمان و فرهنگيان بگويد، اصلا گويي مسئولين هنوز از سلسله تجمعات پرتعداد معلمان در بهارستان بي خبرند و فريادهاي اعتراض اين زحمتكشان را نشنيده اند آنگاهي كه گفتند و فرياد زدند:"28 سال گذشته، عدالت كجا رفته؟". در نزاع بزرگان نامي از زندانيان بي گناه اين سالها برده نمي شود، اصلا در اين منازعه "حقوق بشر" گنجينه اي ناياب است و ديگراني كه پرچم انتقاد از نقض حقوق بشر را بلند كرده اند، به گمان آقايان "لاابالي" اند و مامور بيگانه. دراين بازار مكاره اتهام زني است كه گويي اين حق را نيز نداريم كه بپرسيم "فلان سردار معاون وزيردفاع كه اكنون به آمريكا گريخته، حامل اطلاعاتي ذيقيمت براي بيگانه است يا زنان و كارگران و معلمان و دانشجوياني كه تنها حق زندگي انساني را خواستارند و بس." اين سالها صاحبان قدرت سخن گفتن ازحقوق بشر را براي شهروندان همچون يك "تابو" تصوير كردند و البته آن را نقطه اي مركزي براي دايره وحدت خويش ساختند. انتقاد از نقض حقوق بشر را مرادف وابستگي به بيگانه ساختند و دفاع از وضعيت موجود را حديث دلبستگي به انقلاب خواندند. چشم خود بستند و شهرونداني چشم و گوش بسته خواستند و در ميانه بهره مندي از لذت قدرت، گاهي رقيب را كنايه زدند و گوشه چشمي به شهروندان خموده افكندند تا آنان را به سر ذوق آرند و در حاشيه منتقدان را خاموش سازند؛ كه شهروندان منتقد ما را به كار نمي آيند. امروز وقتي سخنان جنتي در نمازجمعه تهران را خواندم بازهم لبانم به خنده اي تلخ باز شد. جنتي بازهم حديث تكراري ساليان اخير را بازخواني كرد و معترضين به نقد حقوق بشر را لاابالي خواند و غربيان را دعوت كرده تا از "نمازجمعه اي" ها درباره رعايت حقوق بشر در ايران بپرسند و قضاوت كنند. و من اكنون خطيب جمعه تهران را به خويشتنداري، عدالت ، تقوا و راست گويي دعوت مي كنم و مي پرسم:« جناب جنتي! لطفا تعداد دقيق افرادي كه امروز در صفوف نمازجمعه شركت كردند را اعلام كنيد تا مشخص شود كه چند درصد مردم تهران به زعم شما "نمازجمعه اي" اند و حرفشان حجت؟» وقتي دريك روز چندين معلم را تنها به جرم اعتراض به وضعيت نامناسب معيشتي بازداشت مي كنند، تمامي راههاي منتهي به ميدان بهارستان را مسدود مي كنند تا جلوي اجتماع معلمين را بگيرند، زنان شركت كننده در تجمع روز جهاني زن را به شديد ترين شكل ممكن ضرب و شتم و بازداشت مي كنند، تنها بي تقوايان و دروغگويان مي توانند اين چنين آسان انگشت اتهام به سوي منتقدان نشانه گيرند. اين تنها حديث يك روز نقض حقوق بشر در سرزميني است كه مسئولينش عزم جزم كرده اند تا چشم و گوش براين حقيقت موجود ببندند

برای مردان در روززنان :از خرداد گذشته نهضت برابری خواهی حقوق زنان وارد مرحله ی تازه ای گردیده است. حرکات این نهضت مدنی از هماهنگی و انسجام قابل توجه و تحسین برانگیزی برخوردار شده و خود را کاملا در کانون توجه حکومت ایران قرار داده است. از چهارم مارس نیز که بیش از سی تن از زنان و دختران برابری خواه به دلیل برگزاری تجمعی مسالمت آمیز روبروی دادگاه انقلاب تهران بازداشت گردیدند تا امروز که روز جهانی زن است این جنبش و آرمان هایش بخش مهمی از توجهات رسانه های داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است. به نظر من تضییع حقوق زنان سه جنبه داشته است.نخست جنبه ای که حاکمیت بر زنان تحمیل کرده است ود ر حقیقت ریشه ی شکل گیری تبیعضات علبه زنان قلمداد می شود. بعد از آن ظلم هایی که مردان جامعه بر زنان وارد آورده اند و سوم لطماتی که زنان با بی تفاوتی و عدم واکنش مناسب به دو عامل اول به حقوق طبیعی خود زده اند. جنبش پویایی که در برهه ی کنونی در ایران پدیدار شده و تبلور آن را در کمپین یک میلیون امضایی شاهد هستیم در حقیقت گامی است بلند برای فشار آوردن به تغییرات در فاکتور های اول و سومی که در بند بالا مورد اشاره قرار گرفت. بدین معنا که تحقق آرمان های کمپین در درجه اول به منزله پایان بی تفاوتی زنان به حقوق خویش که از سابقه ای تاریخی و باستانی در ایران برخوردار است می باشد و در مرحله ی بعد به این امیدوار است که حاکمیت تغییرات لازم را در قوانین حقوقی و اجتماعی و سیاسی که بر علیه زنان وضع شده است اعمال نماید. با این اوصاف فاکتور دوم که تضییع حقوق زنان که در متن و بطن خانواده ها و جامعه از سوی مردان ایران صورت می گیرد تا حدودی به فراموشی سپرده می شود. هر چند می توان اینگونه اندیشید که رفتار مردان ایرانی در تضعیع حقوق زنان می تواند کاملا متاثر از اختیارات گسترده ای باشد که قانون در حوزه های اجتماعی و عرفی در دست مردان قرار داده است اما نمی توان با این عذر از رفتارهای تبعیض آمیزی که مردان پارسی در قبال بدیهی ترین حقوق زنان انجام می دهند به سادگی گذشت. در حقیقت در خانواده و جامعه ی ایران به وفور رفتارهایی غیر مدنی از مردان سر می زند که می توان پیش بینی نمود حتی در صورتی که قوانین حقوقی علیه زنان تغییر یابد، باز هم سالها طول خواهد کشید تا آن قوانین به حوزه های شخصی و درونی مردان راه یابد.. چنین رفتارهایی از سنتی ترین طیف های مردان ایران آغاز می گردد و تا روشنفکرترین بخش های جامعه ادامه می یابد. برای مثال به سختی می توان تصور کرد که حتی بالاترین طبقات فرهنگی مردان ایران که دل در گروی برابری حقوق زنان دارند بتوانند از برخی خط قرمزهای که برای حقوق نزدیکان مونث خود کشیده اند چشم پوشی نمایند. بگذارید کمی خودمانی تر و با ذکر یک مثال وارد قضیه شویم. مردی را تصور کنیم که به شدت در فعالیت های سیاسی و مدنی خود بر یکسان و مشابه بودن حقوق زنان تاکید داشته است و حتی حاضر است که بر سر عقاید خود هزینه هایی نیز بردازد حال مرد را در موقعیتی در نظر می گیریم تا بتوانیم به صورتی غیرمعمول او را در بوته ی آزمایش قراردهیم: مرد مترقی شب به خانه باز می گردد و با دو نوار ویدئو بر روی میز کار خود مواجه می گردد. بر روی نوار اول نام پسر و بر روی نوار دوم نام دختر او که دوقلو نیز می باشند نوشته شده است. مرد نوار ها را به نمایش می گذارد. در نوار اول هم اغوشی پسر او با دختری به تصویر کشیده است و نوار دوم فرزند دختر این مرد را در حال عشق بازی با پسرکی غریبه نشان می دهد. اساسا دیدن چنین صحنه ای برای هر پدری حتی در آزاد ترین فرهنگ های غربی آزار دهنده است. اما سوال اساسی اینجاست که مردی که پرتره ای از تفکرات فمنیستی او را به تصور کشیده ایم چرا نمی تواند واکنشی مشابه نسبت به مشاهده ی محتوای این دو نوار نشان دهد. چگونه است که نوار اول احتمالا تنها او را ناراضی و مایوس می کند اما نوار دوم ممکن است او به طرزی جنون آمیز خشمگین کند؟ این مثال عینی و البته غیرمتعارف را از این جهت نزدم که در صداقت فعالیت های برابری خواه او تردیدی در خود راه دهیم بلکه مقصودم این است که مردان ایرانی حتی در بالاترین سطوح فرهنگی کماکان در فطرت خود تبعیضاتی را متوجه حقوق زنان می کنند. از طرفی شاید مثال قدری رادیکال نیز به نظر آید و عده ای بگویند تبعیضات در خانواده ها به قدری حاد است که چنین نمونه ای اصلا شاید تبعیض به حساب نیاید. من نیز کاملا با این دسته موافقم اما باید بگویم در مثال بالا هرقدر عمل منحصر به فرد به نظر می رسد به همان اندازه مردی که به کذا رفت نیز از متعالی ترین افکار حامی حقوق برابر زنان برخوردار است و از این روی کوشیدم تا میان کنش و واکنش تناسب برقرار کرده باشم. هرقدر از راس هرم ارادت مردان به حقوق زنان فاصله می گیریم حساسیت مردان به حقوق زنان نیز بیشتر می شود و تبعیضات اشکال نگران کننده تری به خود می گیرد و آنجا که به پایه های هرم می رسیم رفتارهای باورنکردنی را مشاهده می کنیم که مردانی با تفکرات سنتی و متحجرانه بر ضد نزدیکان زن خویش اعمال می کنند. اما آنچه از آغاز این یاداشت در پی بیانش بودم این است که ما مردان ایرانی دوشادوش قوانین تبعیض آمیز و همدست با آن به دور شدن زنان از حقوق خود دامن زده ایم. بسیار اهمیت دارد اگر در سر اندیشه های برابری خواهانه می پرورانیم آن را در زندگی شخصی و در برخورد خواهران، همسران و دلدادگان خویش جاری کنیم. به هیچ وجه کافی نیست که در مجادلات حقوقی در حوزه ی سیاست و اجتماع جانب زنان را بگیریم و از سویی در مجادلات خانوادگی و شخصی از حقوق مسلم زنان چشم پوشی کنیم. امروز را به نام زن نامگذاری کرده اند. شاید امروز همان روز مقدس و تاریخی باشد که تصمیم بگیریم قوانین حاکم بر ذات خویش را نیز به تدریج دستخوش تغییراتی بزرگ نماییم و در این مسیر سبز نه تنها باید از طعنه ی جامعه ی مردسالار هراس نداشته باشیم که بایسته است دیگر مردان را با هر تفکری ترغیب نماییم به تدریج در افکار خویش نسبت به حقوق زنان تجدید نظرهایی انجام دهند. زمان آن فرا رسیده است که محدوده ی محدودیت ها بر ضد زنان که مستقیما از سوی ما مردان صورت میگیرد به سرعت کوچک و کوچکتر شود. باید قبل از هر یک گامی که برای تغییر در قوانین حاکمیت بر می داریم ده گام به سوی ایجاد تغییرات زن ستیزانه ی درونی خویش برداریم و در این راه بسیاری از منافع نابجایی که در طول تاریخ بی سبب خود را صاحب آن دانسته ایم قربانی نماییم. امروز روزی است که باید ریاضت به فراموشی سپردن حقوق برتری دهنده به مردان را با گوشت و خون لمس کنیم تا در روزگاری سپید لذت بی همتای برابری که در کنار آزادی پاره خط انسانیت را شکل می دهد احساس کنیم.
وقت عمل کردن به اندیشه هایمان فرا رسیده است.

+ نوشته شده در  شنبه 19 اسفند1385ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

تجمع 8 مارس در میدان بهارستان با خشونت پلیس پایان یافت/ ضرب وشتم گسترده شرکت کنندگان توسط گارد ضد شورش :تجمع گروهی از فعالان سیاسی، دانشجویی و زنان به مناسبت 8 مارس در میدان بهارستان با حمله پلیس به خشونت کشیده شد. به گزارش شاهدان عینی در پی فراخوان برای تجمع اعتراضی در برابر مجلس شورای اسلامی در ساعت 2 بعد از ظهر امروز پلیس ضد شورش و نیروهای امنیتی با برقراری تدابیر شدید امنیتی( که از صبح امروز و به دنبال تجمع معلمان آغاز شده بود) اقدام به ضرب و شتم و پراکنده سازی جمعیت 300 نفره ای که در ضلع شمالی میدان بهارستان و در برابر ایستگاه مترو تجمع کرده بودند کرد. نیروهای گارد ویژه ناجا با خشونت چندین نفر از فعالان سیاسی و دانشجویی حاضر در تجمع از جمله عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ، مرضیه مرتاضی و فاطمه گوارایی را مورد ضرب و شتم قرار دادند. نیروهای امنیتی یکی از خبرنگاران حاضر در تجمع را نیز مورد ضرب و شتم قرار دادند. نیروهای امنیتی و انتظامی چندین مرتبه با هجوم به جمعیت اقدام به هدایت حاضران بسمت میدان بهارستان کردند با این وجود فعالان زن موفق شدند بیانیه خود به این مناسبت را توسط خانم شهلا انتصاری قرائت کنند.تعداد زیادی از زنان پلیس نیز در میدان بهارستان حضور داشتند. در پایان نیروهای انتظامی برای دقایقی شهلا انتصاری و دو نفر دیگر از فعالان زنان را بازداشت و سپس آزاد کردند.در این تجمع همچنین بابک احمدی و خشایار دیهیمی حضور داشتند
برخی اخبار از بازداشت 6 زن و 1 مرد در لحظات پایانی تجمع حکایت می کند. همچنین خبرگزاری فارس از ظهر امروز خبر داد که مجلس شورای اسلامی بعد از ظهر امروز جلسه علنی ندارد!

گزارش کامل سخنرانیهای انجام شده در مراسم 8 مارس در سازماندانش آموختگان :مراسم بزرگداشت 8 مارس روز جهانی زن با همکاری کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و سازمان دانش آموختگان ایران با حضور گسترده فعالان سیاسی، روشنفکران ، فعالان دانشجویی و فعالان جنبش زنان عصر امروز در محل سازمان دانش آموختگان ایران برگزار گردید. شدت استقبال از این میتینگ به گونه ای بود که بسیاری از مراجعین به محل برگزاری مراسم موفق به ورود به دفتر سازمان ادوار تحکیم نشده و بناچار محل را ترک کردند مهندس عباس امیر انتظام ، دکتر بابک احمدی، خشایار دیهیمی،دکتر ناظری، دکتر یوسف مولایی، کیوان صمیمی، اعضای کانون نویسندگان ایران از جمله:دکتر فریبرز رییس دانا و علیرضا جباری، اعضای کانون مدافعان حقوق بشر از جمله:دکتر محمد شریف و نسرین ستوده، اعضای ارشد سازمان دانش اموختگان ایران، اعضای شورای مرکزی و تهران دفتر تحکیم وحدت ،اعضای کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر، جمعی از وبلاگنویسان و فعالان کارگری از شرکت کنندگان در این برنامه بودند. اما نکته قابل توجه در این مراسم حضور تعداد زیادی از فعالان از بند آزاد شده زنان از جمله خانمها: آزاده فرقانی،نسرین افضلی، نیلوفر گلکار،پرستو دوکوهکی، زینب پیغمبرزاده،شهلا انتصاری، فریده انتصاری،مریم میرزا، ناهید کشاورز سمیه فرید بود ادامه بازداشت شادی صدر،ژیلا بنی یعقوب و محبوبه عباسقلی زاده و همچنین برخورد خشونت آمیز پلیس با تجمع ظهر پنج شنبه در میدان بهارستان ، ضرب و شتم حاضران و بازداشت دستکم 8 نفر از شرکت کنندگان موجب شده بود تا جوی اعتراضی و ملتهب بر فضای مراسم حاکم باشد به گونه ای که مجری برنامه خانم ثمینا رستگاری سخنان خود را اینگونه آغاز کرد: امروز در 8 مارس فعالان حقوق زنان در دیوارهای اوین محبوسند و ما از درون محبسگاهی بزرگتر یعنی ایران، بازداشت آنان را محکوم می کنیم. امروز روز بزرگداشت موجودی است که در طول تاریخ خاموش بوده است تاریخی که خدایش مرد بوده است، رسولانش مرد بوده اند و نویسندگانش نیز مرد بوده اند. ما اینک ساعاتی بعد از نواخته شدن توسط باتومهای حاکمیت درکنار هم جمع شده ایم تا این روز را پاس بداریم.

خشایار دیهیمی: گردهم آمدن و احساس ارتباط با یکدیگر در این ایام تیرگی بسیار مهم است
خشایار دیهیمی نویسنده و مترجم معاصر اولین سخنران این برنامه بود وی در سخنان کوتاهی با ابراز خوشوقتی از حضور در این برنامه گفت:در این ایامی تیرگی و ظلمت گردهم امدن به هر بهانه ای، احساس نفس یکدیگر و احساس ارتباط با یکدیگر که امروز می خواهند آن را از ما سلب کنند و احساس تنهایی را بر ما چیره کنند بسیار مهم و تاثیر گذار است.
بابک احمدی: هنگامی که شما بر خلاف اصول قانون اساسی حاکم برکشور، اینچنین با تجمعات افرادی که سلاحی جز هدف و آرمانشان ندارند برخورد می کنید این آغاز زوال تاریخی شماست دکتر احمدی با تبریک روز جهانی زن و اشاره به شرایط سخت حاکم بر جامعه گفت: البته این فضای سخت یاس آلود نیست. این سختیها و مرارتها و توهین ها خواهد گذشت و ما به دلیل ایستادگی و تحمل دردها و رنجها نهایتا پیروز خواهیم شد. روز پیروزی ما روزی است که حقوق زن و مرد مساوی باشد و حقوق بشر رعایت گردد. امروز شاهدیم که چگونه یک تجمع آرام در اعتراض به ظلم و نابرابری بدین شکل پراکنده می شود. امروز حاکمان بحشنامه می کنند که در هیچ دانشگاهی مراسم 8 مارس برپانگردد امروز در میان ما زنانی هستند که از زندان می آیند و توهینها و آزارهایی را تحمل کرده اند. و سال گذشته بر سر این زنان زباله ریختند و سخنان پلیدی را که خود در درجه اول لایق آنند به زنان نثار کردند. من امروز در میان زنانی هستم که همه در زندان هستند، زندان یک جامعه مردسالار با قوانین عقب افتاده ای که ربطی به زندگی امروزی ندارد. این ظلم همه جانبه به زنان، انان را در خط اول مبارزه قرار داده است. من خود در زمره زنجیر انسانی افرادی بودم که در اسفند 57 مسیر میدان انقلاب تا آزادی را در اعتراض به نقض حقوق زنان رفتیم . و زنان فریاد نه روسری نه توسری می دادند. اما در میدان ازادی به ما حمله کردند و ما را کتک زدند.و آن روز من 30 سال داشتم اما تا بدین روز جامعه ای آزاد را ندیدم با وجودی که این مردم هزینه های بسیاری چه در دهه های پیش و چه در این دهه برای آزادی خود داده اند.با تمام این وجود نا امید نیستم چراکه همین مقاومتها نشان از جهت درست حرکت ما دارد. مارتین لوتر کینگ در کوران مبارزات ضد نژاد پرستی خود جمله ای دارد که به شکل غریبی شامل حال وضعیت یک هفته اخیر جنبش زنان ایران است. لوترکینگ گفت: "هنگامی که ما نتوانیم قوانین ظالمانه را تغییر دهیم و هر حرکت ما بر علیه قوانین موجود سرکوب شود، آن روز روز زوال تاریخی حاکمان ماست". امروز ما از زبان زنان و دخترانی که در این یک هفته محبوس و تحقیر شدند خطاب به حاکمان خود همین جمله را می گوییم هنگامی که شما بر خلاف اصل 27 قانون اساسی اینچنین با تجمعات افرادی که سلاحی جز هدف و آرمانشان ندارند برخورد می کنید این آغاز زوال تاریخی شماست. ما تا اخر سعی می کنیم که شمارا قانع کنیم که حقوق شهروندان را رعایت کنید اما هیولاهایی که امروز تجمع کنندگان را کتک می زدند نمی توان قانع کرد و لاجرم اینگونه تصادمهای اجتماعی ایجاد می شود این تصادمها ناگوار است اما نا امیدکننده نیست.
زینب پیغمبرزاده: ما در بازداشتگاه 209 ، جو سنگین این زندان را شکستیم زینب پیغمبرزاده عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم یکی از بازداشت شدگان تجمع یکشنبه که به تازگی آزاد شده است نیز در سخنانی با تشریح روند بازداشت و نگهداری فعالان حقوقو زنان گفت: ما در روز یکشنبه بربر دادگاه انقلاب رفتیم تا به مقامات قضایی بگوییم که اگر قصد برخورد با تعدادی از فعالان زن را دارید باید با همه برخورد کنید چرا که ما همه در جریان تصمیمات و اقدامات جنبش زنان هستیم و همه با هم باید پاسخگو باشیم. تجمع ما کاملا آؤام بود بگونه ای که به در خواست پلیس ما از خیابان به پیاده رو رفتیم و حتی بعد از اینکه ماموران پلاکاردهای ما را ضبط کرده و پاره کردند شعاری ندادیم اما پلیس نهایتا به ما حمله کرد و به شکل وحشیانه ای حاضران را مورد ضرب و شتم قرار داد بگونه ای که نمونه این رفتار را در تجمع 22 خرداد میدان هفت تیر هم ندیده بودیم. پیغمبر زاده ادامه داد: از ابتدای ورود ما به اوین توهینها و تحقیرها آغاز شد و شهلا انتصاری را به انفرادی بردند و بعد از دو شب ما تصمیم به اعتصاب غذا گرفتیم ولی ماموران به روی خودشان نمی آوردند که ما در اعتصاب غذا هستیم اما نکته مهم آنجا بود که ما جو سنگین 209 را شکستیم چرا که ما 33 نفر بودیم و بجای اینکه ما تحت فشار باشیم این آنها بودند که زیر فشار بودند چرا که اگر کوچکترین فشاری بر یکی از زنان وارد می کردند 32 نفر بقیه شروع به اعتراض و سروصدا می کردند این درحالی بود که بازجوها تلاش موذیانه ای برای ایجاد تفرقه میان ما میکردند. آنها برای شکستن اتحاد ما، عده ای را به بند عمومی و گروهی را به سوئیتهای 209 بردند. و ما در این سوئیتها که قوه قضاییه بدان افتخار می کند تا صبح بدون پتو از سرما لرزیدیم و 3 نفر از زنان که بیماری داشتند موفق به معاینه توسط دکتر نشدند آنها بجای دکتر زنان را پیش بازجوها می بردند. پیغمبرزاده با اشاره به آزادی 13 تن از زنان در نیمه شب گفت: این بسیار جالب است که حاکمیتی که برای آزادی بازداشت شدگان و مدارک لازمه ، هزاران بهانه می اورد، به دلیل فشارهای فراوان بیرونی مجبور به آزادی زنان در نیمه شب می شود.
شهلا اعزازی: مشکل اصلی عامه زنان ایرانی در حوزه زندگی خصوصی و خانواده است شهلا اعزازی استاد دانشگاه با ابراز خوشحالی از آزادی فعالان زن گفت: موضوع صبت من در این جمع این است که اصولا مسئله زنان در ایران چیست؟ اعزازی گفت: متاسفانه مسئله اصلی زنان در ایران بقدری پیش پا افتاده است که شاید برای نخبگان اصولا مهم نباشد . مسئله اصلی عامه زنان ایران وجود آسیبهای اجتماعی در خانواده و خشونت در خانواده است. مسئله عمده زنان ما در سطح خانواده و حوزه خصوصی است. از ابتدای انقلاب مشروطه که اولین جوانه های ایده های مدرن در اران شکل گرفت زنان ما پیگیر حقوق خود بوده اند اما بجز حق آموزش عالی که آن هم امروز در تهدید قرار دارد بقیه خواسته ها لنگ لنگان به پیش آمده است. مسئله دیگر زنان چه در ایران و چه در جهان موقعیت نابرابر زنان و مردان در اجتماع است. در ایران دسترسی زنان به سلامت، اعتبار اجتماعی و قدرت کمتر از مردان است. در کل جهان سهم زنان از درآمد جهانی به 10 درصد نمی رسد. سهم زنان در استان بلوچستان از درآمد 5درصد است و 95 درصد درآمد به مردان تعلق دارد. در ایران 38 درصد زنان تها تحصیلات ابتدایی دارند و تنها 5 درصد زنان ایرانی تحصیلات عالیه دارند. بیکاری ر زنان همواره دوبرابر مردان بوده است زنان ایرانی با تحصیلات دبیرستانی 44 درصد و با تحصیلات عالیه 22 درصد بیکاری دارند تنها نرخ بیکاری در زنان روستایی ایرانی کم و نزدیک به 10 درصد است اما 60 درصد این زنان در قبال کارخود مزدی نمی گیرند و اعتبار و قدرت اجتماعی ندارند. اعزازی با اشاره به قوانین تبعیض آمیز در خصوص زنان گفت: زنان ما امروز تغییر کرده اند و تبعیض را قبول نداشته، می خواهند در زندگی خود تغییر دهند . عامه زنان ایرانی امروز واگذاری قدرت خانواده به مرد را رد می کنند در حالیکه قوانین ما هنوز مرد را در این مورد به رسمیت می شناسد. امروز زنان ما دیگر ازدواجهای سنتی را قبول نداشته و ازدواجهای معاشرتی را مورد توجه قرارمی دهند آنها می خواهند درس بخوانند و کار کنند. عزازی گفت: قانون ما بر سنتها و فرهنگهایی تکیه دارد که متعلق به یک جامعه کشاورزی بوده است و به استناد آن نمی توان مسائل امروزی را حل کرد. اعزازی با اشاره به بحث مهریه گفت: مادران ما اصلا به ذهنشان خطور هم نمی کرد که روزی بخواهند مهریه خود را بستانند اما امروز به دلیل سلب بسیاری از حقوق زنان ، آنان مجبور به تاکید بر مهریه بالا شده اند که اخیرا با عندالاستطاعه ساختن مهریه این اهرم هم از دست زنان خارج شده است. اعزازی در پایان با تاکبد بر لزوم تغییر بنیادین برخی قوانین گفت: ما نمی خواهیم کنترل مرد بر خانواده را کم و سهم زن را زیاد کنیم ما می خواهیم کنترل جای خود را به توانمندی دهد و هرکس در خانواده مسئول زندگی وجسم خود باشد.
اکبر گنجی: مطالبات اجتماعی از طریق مبارزات اجتماعی تحقق می یابد اکبر گنجی روزنامه نگار و مهمترین ناراضی سیاسی ایرانی نیز به صورت تلفنی در این میتینگ شرکت کرد. گنجی گفت: امروز دنیا و نهادهای حقوق بشری همه اخبار فعالیتهای زنان، معلمان و دانشجویان ایرانی را با نگرانی دنبال می کنند و توجه خاصی به این حرکتهای اجتماعی دارند. گنجی با انتقاد از کسانی که فعالیت سیاسی را در حضور صرف پای صندوقهای رای خلاصه می کنند گفت: حتی در کشورهای دموکراتیک نیز این حرف معنا ندارد و این استراتژی به هیچ نتیجه ای نرسیده است. گنجی گفت: در سال 1912 دو دختر امریکایی تصمیم گرفتند از طریق مبارزات اجتماعی برای کسب حق رای زنان تلاش کنند این مبارزات هدفمند و مسالمت امیز انان 8 سال یعد نتیجه داد بنابراین مطالبات اجتماعی باید از طریق مبارزات اجتماعی تحقق یابد.اینکه چانه زنی انجام شود درست اما آیا وقتی تمام تصمیمات شما را شورای نگهبان رد می کند دیگر جایی برای گفتگو باقی می ماند؟ امروز اگر در عرصه عمومی حاضر و متشکل نباشیم صدای ما به جایی نمی رسد . اما می بینیم که حوادث امروز ایران مورد توجه تمامی نهادها حقوق بشری و بزرگترین نخبگان و روشنفکران جهان است .گنجی گفت: در جامعه ما مطالباتی وجود دارد اما دولت مدعی است که او نماینده این مطالبات است و آنها را می فهمد بنابراین تقویت مطالبات اجتماعی از طریق مبارزه اجتماعی نهایتا دولت را مجبور به تن دادن به این خواسته ها خواهد کرد.
نسرین ستوده: بازجویان جهت ارعاب به زنان جوان بازداشتی گفته اند: اینجا محلی است که از زهرا کاظمی بازجویی صورت می گرفته است. نسرین ستوده عضو کانون مدافعان حقوق بشر و وکیل مدافع زنان بازداشتی با اشاره به سابقه تضییع حقوق زنان از تجمع 8 مارس سال گذشته تا کنون گفت: در تجمع دادگاه انقلاب که بنده از نزدیک شاهد بودم پلیس با ضرب و شتم که منجر به خونریزی دهان یکی از زنان شد افراد را بازداشت و به اوین منتقل کرد. ستوده با انتقاد شدید از عدم استفاده وزارت اطلاعات از بازجوی زن برای بازجویی از زنان گفت: چرا دختران جوان توسط بازجوهای مرد در نیمه های شب و در اتاقهای دربسته بازجویی های طولانی تا صبح صورت می گیرد و چرا دختران جوان باید اینگونه تهدید شوند که این اتقاها همان جایی است که از مرحومه زهرا کاظمی بازجویی صورت می گرفته است. ستوده با اشاره به ازادی 30 فعال زن گفت: متاسفانه در 48 ساعت گذشته فشارها امنیتی از سر گرفته شده و با 7 تن از فعالان زن تماس تلفنی تهدید آمیز صورت گرفته . ماموران شبانه وارد خانه دو فعال زن شده اند و حتی پدر یکی از فعالان جنبش زنان را تهدید به بازداشت کرده اند در حالیکه بستگان متهم از هرگونه تعرضی مصون هستند.. و ما این فشارها را مغایر با قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر می دانیم.
امیرانتظام: در ایران امروز هم حقوق زنان و هم مردان تضییع می شود عباس امیر انتظام سخنگوی دولت موقت نیز در سخنان کوتاهی با اشاره به تضییع حقوق زنان و مردان در جامعه بر لزوم اتحاد گروهها و اقوام مختلف مورد ظلم واقع شده برای تحقق مطالبات ملی شد. با سابقه ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی با اشاره به روزنه های امید برای تغییر وضعیت غیر دموکراتیک کشور تجمعات معلمان، زنان و دانشجویان را نمونه این روزنه ها دانست.
فاطمه صادقی: گفتاری که خود را ضد بدحجابی می داند چگونه بخود اجازه میدهد زنان را در خیابان کتک بزند و در اتاقهای بازجویی از زنان سوالان جنسی بپرسد؟ دکتر فاطمه صادقی استاد دانشگاه نیز در سخنانی که با تشویق شدید حضار همراه بود گفت: گفتاری که بر ضد مطالبات زنان شکل گرفته است سعی می کند مطالبتات زنان را که خواسته هایی کاملا انسانی است غربی، ضد اخلاقی و مروج فحشا جلوه بدهد این گفتار از سوی ارتجاعی ترین بخش روحانیت و دولت نمایندگی می شود. در حالیکه باید برای این علما تشریح شودکه بسیاری از اسناد بین المللی حوزه زنان برآمده از جوامع اسلامی است مثلا کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان ابتکار زنان افغانی بود که اقایان به آن وضع فجیع با ان برخورد کردند. صادقی گفت: گفتاری که در جامعه خود را مروج اخلاق می داند چقدر مشروعیت دارد؟ گفتاری که در بازجوییها فعالان زن را متهم می کند به اینکه شما در روابط خصوصی خود چنین و چنان هستید . گفتاری که با مطرح کردن روابط خصوصی در بازجویی های سیاسی نوعی تجاوز روحی را به متهم انجام میدهد. صادقی بازجویی در خصوص روابط جنسی را چشم چرانی جمعی دانست و گفت: میل سرکوب شده جنسی این جریان تجددستیز موجب اینگونه رفتارهاست و این افراد با مطرح کردن این مسائل به تحریکات جنسی خود پاسخ می گویند. گفتاری که خود را ضد بدحجابی می داند چگونه بخود اجازه میدهد زنان را در خیابان کتک بزند و در اتاقهای بازجویی از زنان سوالان جنسی بپرسد؟ صادقی گفت: بسیاری از این افراد نه به دنبال مبارزه با مطالبات زنان بلکه به دنبال تحریک میل سرکوب شده جنسی حود هستند.
بهاره هدایت: جنبش زنان مستقل از گروههای سیاسی است بهاره هدایت دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم به عنوان اخرین سخنران برنامه با تشکر از سازمان ادوار تحکیم جهت همکاری با این کمیسیون برای برگزاری این برنامه گفت: جنبش زنان از تمامی نهادها و افراد سیاسی و اجتماعی مستقل بوده و مطالبات و اهداف خود را در عین تعامل با سایر گروهها بر اساس مطالبات زنان جامعه ایران برنامه ریزی می کند. هدایت همچنین با اشاره به سخنرانیهای انجام شده مبنی بر لزوم تغییر بنیادین قوانین ضد زن این سوال را مطرح ساخت که راهکار تغییر این قوانین چیست و ایا برنامه های اجرایی نظیر کمپین برای تلاش زنان کفایت می کند؟ در این مراسم همچنین بیانیه کمیسیون حقوق بشر سازمان دانش اموختگان، بیانیه شماره2 فعالان زن و بیانیه جبهه ملی ایران به مناسبت 8 مارس قرائت شد.
+ نوشته شده در  جمعه 18 اسفند1385ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

وضعیت زنان در ایران: دیدگاه دو زن:آستانه روز جهانی زن ( هشتم مارس)، از دو زن جوان ایرانی سوالاتی در باره وضعیت زنان در ایران و چشم اندازهای پیش رو پرسیده ایم. فاطمه محرابی ۲۳ ساله دانشجوی علوم تربیتی دانشگاه الزهرا و دلارام علی ۲۴ ساله، مددکار اجتماعی در تهران از دو دیدگاه متفاوت به سوالات ما پاسخ داده اند: بطور کلی وضعیت زن در جمهوری اسلامی را چگونه می بینید؛ زن در این نظام از جایگاه مناسبی برخوردار است؟

فاطمه محرابی: با توجه به سبقه مذهبی در کشور ما، وضعیت زن در نظام جمهوری اسلامی باید مطابق با موازین اسلامی باشد. بنا بر آنچه شرع مشخص کرده و تفاسیر مراجع از مسائل دینی، وضعیت زن در جمهوری اسلامی باید مطابق با شرایط، مورد بحث قرار گیرد ولی بطور کلی من تصور می کنم ما چندان از وضعیت ایده آل دور نیستیم، چون زنان در این نظام از ارج و قرب بیشتری برخوردار هستند.

دلارام علی: من اصولا معتقدم که سرزمین ما مثل بسیاری نقاط دیگر در جهان از سرمایه داری و پدر سالاری رنج می برد و کشوری که هر دو خصوصیت را دارد، نمی تواند جای خوبی برای زنان باشد.در کشوری که قوانین، آداب و رسوم و سنت هایش همه ریشه در مردسالاری دارند چطور میشود از آزادی زنان حرف زد؟زنی که در قوانین ایران حتی از دیه برابر برخوردار نیست و حتی حق حضانت و ولایت بچه اش را ندارد، چطور احساس برابری و امنیت داشته باشد؟

آیا زنان پس از بیست و هفت سال توانسته اند به مطالبات خود دست یابند؟

فاطمه محرابی: خواسته های زنان ایرانی یا اکثریت آنها عمل به احکام اسلامی در زمینه های مختلف و جاری شدن آنها در سیستم قضایی و اجرایی کشور است، خوشبختانه در دو دهه گذشته به پیشرفت های خوبی دست یافته ایم و تصور می کنم تحقق اهداف زنان مسلمان ایرانی در سال های بعدی چندان به درازا نکشد و زنان ایرانی ضمن حضور در کلیه عرصه های علمی، اجرایی و تصمیم گیری در کشور پیگیر اجرای کامل قوانین اسلامی نیز باشند

دلارام علی: من فکر می کنم این بحث محدود به یک حکومت نیست، مگر وضعیت زنان در حکومت قبلی الزاما وضعِ خوبی بود؟من معتقدم که ریشه این معضلات بسیاربنیادی تر و عمیق تر از بحث یک حکومت است. یک حکومت فقط می تواند این ریشه ها را بخشکاند یا تقویت کند که متاسفانه ما می بینم که این فقط فرهنگ ما نیست که به ما ظلم می کند بلکه قانون ما هم دارد آن را تایید می کند، رسانه های ما هم دارند آن را تبلیغ می کنند و این یعنی آب دادن به ریشه های نهال مرد سالاری و زن ستیزی.ما وقتی بحث از قانون می کنیم یعنی از قانونگذار حرف می زنیم و وقتی می گویم قوانین نابرابر است یعنی قانونگذار عادل نبود یا عدالت را در این مورد لحاظ نکرده است. اینجا منظور از قانونگذار حکومت است، چرا که این مردم نیستند که قانون را می نویسند و مسئولیت قانون با قانونگذار است.کوتاه اینکه اکنون من معتقدم که متاسفانه وضعیت زنان در ایران وضعیت بسیار نامطلوبی است و زنان همه روزه از ابتدایی ترین حقوق خود نیز محروم می شوند و این بدین معنی ست که مدام به حاشیه رانده می شوند.

چه شواهدی از بهتر شدن و یا بدتر شدن وضع زن در سالهای گذشته در ایران دارید؟

فاطمه محرابی: در سال های اخیر پیشرفت های خوبی صورت گرفته است، قوانین خوبی برای حمایت از زنان تصویب شده است و زنان بدون هیچ منعی در تمام عرصه های علمی حضور دارند ، تشویق به حضور زنان در این عرصه ها حتی سبب افزایش تعداد زنان دانشجو نسبت به مردان نیز شده است. قوانینی مثل حق حضانت و اصلاح قوانین مربوط به ازدواج و طلاق و همچنین افزایش تعداد زنان در مجلس، پست های اجرایی و تصمیم گیری دولتی و توجه جدی تر به مسائل زنان از پیشرفت های قابل ذکر هستند

دلارام علی: من معتقدم که زنان ایرانی روند رو به رشدی را در پیش گرفته اند. شاید نتوان گفت که در طول این سالها مطالباتشان را کاملا به دست آورده اند اما به جرات می توان گفت که آگاه تر شده اند و قدم در راهی گذشته اند که رو به فردایی روشن است.مقدمه هر حرکت و هر حق خواهی آگاهی ست و زنان ایران امروز رفته رفته به این آگاهی رسیدند. من فکر می کنم این راهی ست که باید پیموده می شد تا زنان ایران اکنون اینجا ایستاده باشند. مطالبات یک شبه ایجاد نمی شوند و یک شبه نیزمحقق نمی شوند.در رابطه با وضعیت زنان من معتقدم که جنبش زنان در ایران رشد چشمگیری داشته و به دلیل پایگاه واقعی که در بین مخاطبانش دارد توانسته خیلی خوب جای خودش را پیدا کند.خوشبختانه موفق بوده که خاصیت جنبشی خودش را حفظ کند و شکل حزب هم به خودش نگیرد، در سالهای اخیر این روند تا جایی سریع پیش رفته که اکنون جنبش زنان یکی از مطرح ترین جنبش های داخلی شده و با وجود قدرتی که دارد هرگز به سمت اقتدارطلبی و وارد شدن به بازیهای حزبی و دست بندی ها نرفته و استقلال خودش را حفظ کرده است.اما در مورد وضعِ زنان ایران حرف های بسیاری هست. من فکر می کنم در مورد آزادیهای ظاهری وضع زنان نسبت به گذشته بهتر شده است. به طور مثال در مورد حجاب من معتقدم که اکنون نسبت به "دوران سازندگی" ( سالهای پس از پایان جنگ هشت ساله) ما در وضعیت بهتری هستیم .اما در رابط با آزادیهای مدنی وضع به گونه دیگریست و این آزادیها مدام محدودتر میشود.امکان فعالیت زنان در سالهای گذشته با این دوران قابل مقایسه نیست.اما در زمینه وضعیت زنان روستایی نیز من معتقدم که رشد نسبتأ خوبی داشتیم، به لحاظ آگاهی و نیز حداقل امکانات بهداشتی و.. ما نسبت به دوران گذشته وضعیت مطلوب تری داریم.اما به طور کلی با روند پیش رو و با عدم ثبات اقتصادی در ایران و وجود اختلاف فاحش طبقاتی در میان مردم، بر کسی پوشیده نیست که زنان در وضعیت بدتری هستند چون در ظلم مضاعف واقع شده اند : ظلم طبقاتی وجنسیتی.

قابلیت ها و یا ظرفیت های زنان ایرانی برای بهبود جایگاه خود را چه می دانید و پایه های آن کدام ها هستند؟

فاطمه محرابی: قابلیت های زنان ایرانی در همه عرصه ها در بهترین وجهی خود را نشان داده است، ما اکنون در همه زمینه های علمی، فرهنگی و سیاسی زنانی داریم که در عرصه های بین المللی شاخص و سرآمد هستند و این نشانگر آن است که زمینه های رشد خوبی برای زنان در ایران فراهم شده است.

دلارام علی: من قابلیت و ظرفیت زنان را در آگاهی می بینم و معتقدم که زنان به میزان زیادی به آن دست یافته و با پیشبرد طرح هایی مثل کمپین یک میلیون امضا باز هم بر میزان این آگاهی افزوده خواهد شدمن نقطه قوت جنبش زنان را در ترویج می بینم و فکر می کنم گسترش دامنه جنبش زنان و ریشه دار شدن آن در تمام شهرها و روستاها از اصلی ترین نقاط قوت آن است.

چه چشم اندازی برای وضعیت زنان در ایران در آینده نزدیک (مثلا سه چهار سال آینده) دارید؟

فاطمه محرابی: مشخص کردن آینده کار آسانی نیست، چون جامعه ما جامعه ای در حال تغییر است ولی تصور می کنم اهداف و برنامه های توسعه مشخص شده اند و اگر به همان طریق با توجه دقیق به احکام اسلامی مسیر طی شود، وضعیت زنان در پنج سال آینده نه تنها در بین کشورهای اسلامی و منطقه که همین حالا هم بهترین وضعیت است بلکه در سطح جهانی با این سطح از رشد علمی و فرهنگی و جایگاه اجتماعی در میان کشورهای پیشرفته جهان خواهد بود.

دلارام علی: جواب این سوال آسان نیست. به طور کلی من وضعیت زنان ایرانی را بسیار بهتر از قبل می بینم، نه به لحاظ آزادیهایی که حکومت به آنها خواهد داد، بلکه به لحاظ مبارزاتی که آنها برای احقاق حقوق خود خواهند کرد. من فکر می کنم روز به روز بر تعداد مبارزان حقوق زنان افزوده خواهد شد و این جنبش علی رغم تمام مشکلات پشت سر و پیش رو، آینده روشنی خواهد داشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

الله اکرم خطاب به زید ابادی: آقای لیبرال تو باید هم از هولوکاست دفاع کنی!/امروز وضع ما در عراق خوب است و آمریکا کشته می دهد :مناظره "حسين الله كرم"، "الهه كولايي"،" احمد زيدآبادي" و" محمود محمدي" در همايش «دموكراسي در بستر دين رحماني» در دانشكده فني دانشگاه تهران برگزار شد. در ابتداي اين مناظره طرفين درباره پرونده هسته‌‏اي ايران به اظهار نظر پرداختند كه در اين ميان الهه كولايي عضو شوراي مركزي جبهه مشاكرت ايران اسلامي ، گفت: انرژي هسته‌‏اي يا فسيلي يا هر نوع انتخاب ديگري به عنوان ابزارهاي متنوع براي رفع نيازهاي كشور است و حق هر ملتي است كه بخواهد اولويت‌‏هايش را در اين خصوص تنظيم كند. در عرصه بين المللي كشورها براساس دركشان از هم عمل مي‌‏كنند كه امروزه در عرصه بين الملل با بحث سوء برداشت از رفتارهاي ايران رو برو هستيم. كولايي ادامه داد: ما در موارد متعدد الزامات بازي را در عرصه بين المللي ، رعايت نكرده‌‏ايم و بايد قبول كنيم كه ما هم يك بازيگر هستيم و يك واحد در كنار ساير واحدهاي بين المللي ؛ انقلاب را-كه خواسته مردم بود تجربه كرده‌‏ايم- و در پيگيري انرژي هسته‌‏اي بايد اين مساله مورد توجه قرار گيرد. ما بايد راه‌‏هاي مناسب براي دفاع از حقوقمان را پيدا كنيم و به گونه‌‏اي عمل كنيم كه هم نيازهايمان عمل شود و هم كساني كه سر آشتي با انقلاب ندارند ، بهانه‌‏اي براي مسدود كردن اين راه پيدا نكنند.
وي افزود: برخي كج سليقگي‌‏ها باعث شده تعارضي كه ما با آمريكا از قديم به خاطر انقلاب داشتيم امروز به صورت تعارض با اجماع بين المللي شكل بگيرد به گونه‌‏اي كه آمريكا توانسته از اين اجماع استفاده كند و ما را به عنوان يك عامل تهديد در عرصه بين المللي مطرح كند. كولايي گفت: انرژي هسته‌‏اي بايد در خدمت رفع نيازهاي مردم باشد ، اما سوال اين است كه چطور اين مطالبه را مطرح كرده و امروز در چه شرايطي هستيم؟ "محمود محمدي"، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي ضمن تاييد ديدگاه كولايي مبني بر سوء برداشت از اهداف واقع بينانه مردم ايران درباره انرژي هسته‌‏اي ، گفت: اگر از شيوه‌‏هاي موثر و مناسب براي دستيابي به هدف را در پيش نگيريم ، نمي‌‏توان انتظار داشته باشيم كه به هدف خود برسيم. روش موثر براي تحقق اين هدف روشي با پيشگيري از مخاطرات آينده است. وي افزود: امروز ايران به ناحق به عنوان تهديد صلح و امنيت جهاني در شوراي امنيت مطرح است و شرايط فعلي ايران آن گونه نيست كه بتوانيم براساس ايده‌‏آل‌‏ها عمل كنيم بايد مواظب بود با توجه به شرايطي كه در عراق پيش آمد دشمن را دچار اشتباه محاسبه نكرد و خودمان هم دچار اشتباه محاسبه نشويم. محمدي گفت: روش‌‏هايي كه امروز در كشور به نمايش مي‌‏گذاريم طوري است كه نشان مي دهد خود را براي يك ستيز آماده مي‌‏كنيم اين درحالي است كه براي تحقق چنين اهدافي گزينه ستيز به هيچ عنوان مناسب نيست؛ رهبري ما را به مصلحت، حكمت و عزت در امور راهنمايي كرده و من هنوز اين مساله را در پرونده هسته‌‏اي نفهميده‌‏ام. در ادامه "احمد زيدآبادي" با اشاره به اينكه آنچه در ايران به عنوان انرژي هسته‌‏اي مطرح است چرخه سوخت هسته اي است نه نيروگاه برق ، گفت: ايران با قسم و آيه و اسرار مي‌‏گويد نمي‌‏خواهد بمب اتم بسازد و مي‌‏خواهد از راكتور براي برق و استفاده اقتصادي استفاده كند ، اما در شرايط فعلي با توجه به مخاطراتي كه وجود دارد اين قضيه به فايده‌‏اش نمي‌‏ارزد و موقعيت جمهوري اسلامي و نوع سياستش طوري است كه اسرار بر ايجاد چرخه سوخت هسته‌‏اي بسيار پرهزينه است. وي افزود: برخلاف نظر دوستان ايران دو راه بيشتر ندارد يا ستيز يا تسليم. در حالي كه مي‌‏شد راه‌‏هاي ديگري را تصور كرد ، اما ما طوري حركت كرديم كه اختياراتمان صلب شده و به گزينه اجبار رسيده‌‏ايم و طبق قطعنامه الزامي 1737 ايران ملزم است عمليات غني سازي را تعليق كند. اين فعال سياسي تصريح كرد: به عنوان يك ايراني با درك منافع ملي مي‌‏گويم بايد بدون تلف كردن حتي يك روز به سياست خارجي دولت خاتمي برگرديم ، يعني غني سازي را تعليق كنيم و مذاكرات را شروع كنيم.( اين اظهار نظر زيدآبادي با دست زدن حضار همراه شد) در ادامه اين مناظره حسين الله كرم ، گفت: در اواخر دوران خاتمي راهكارهاي هسته‌‏اي كشور عوض شد؛ از اين نوع رئاليسم تسليم طلبانه آدم حالش به هم مي‌‏خورد ؛ آدم‌‏هايي كه از روش‌‏هاي سياه و سفيد يا تسليم و ستيز استفاده مي‌‏كنند. اين ديدگاه انداختن موريانه ترس به جان مردم است. وي افزود: هم اكنون وضع ما در عراق بسيار خوب است و امروزه اين آمريكايي‌‏ها هستند كه در عراق كشته مي‌‏دهند و نتوانستند با هزينه هفتصد ميليارد دلاري به اهداف خودشان برسند. الله كرم با بيان اين مطلب كه اين را مي‌‏گويم تا آقاياني كه بين ليبراليسم و ماكياوليسم آويزان مانده‌‏اند آويزه گوششان كنند،گفت: آقاي خاتمي كه از "آبراهام لينكلن" به عنوان شهيد نام برد، آمريكا در همان زمان از ايران به عنوان محور شرارت نام برد و اين باعث شد كه سياست اعتماد سازي به سياست اعتماد متقابل بين ايران و آمريكا تبديل شود.
زيد آبادي در پاسخ به اظهار نظر الله كرم ، گفت: استفاده در مصارف كشاورزي ربطي به غني سازي اورانيوم ندارد، بحث تسليم شدن يك بحث اخلاقي و فردي است زماني امام حسن(ع) در جايگاه ملي تسليم شد ، اما امام حسين(ع) در جايگاه شخصي تسليم نمي شود و شهيد مي‌‏شود. انتخاب ملت در مورد پرونده هسته‌‏اي وقتي واقعي است كه همه حرف بزنند و كسي مثل الله كرم كه مي خواهد شجاعت را به ملت تزريق كند و كسي مثل من كه به قول آقايان كه مي‌‏خواهد ترس را تزريق كند، صحبت كنيم و بعد ملت انتخابشان را انجام دهند.
محمدي گفت: همه ما در يك چيز اشتراك نظر داريم و آن بحث بقاء نظام، كشور و دستاوردهاي انقلاب است و اگر دغدغه‌‏اي وجود دارد مخاطراتي است كه حكومت و نظام را تهديد مي‌‏كند.
وي با اشاره به داستاني از كنفسيوس كه از او پرسيده بودند" عامل بقاء حكومت چيست" و وي اسلحه، اقتصاد و اعتماد مردم را نام برده بود ، گفت:پيش از انقلاب اسلامي، شاه تسليحات داشت و ژاندارم منطقه بود ، اما به دليل عدم اعتماد مردم به او سقوط كرد ، برعكس امام(ره) تنها اعتماد مردم را داشت و در نهايت پيروز شد. وقتي كه راه‌‏هاي ديگري براي رسيدن به اهداف وجود دارد بايد بدون در خطر انداختن بقاء و دوام خود و با تاكيد بر عقل‌‏گرايي و خرد گرايي به اهداف برسيم تا اعتماد مردم را نيز ازدست ندهيم.
الله كرم گفت: سياست خارجي ما در اين زمان ادامه سياست خارجي خاتمي است ؛ در زمان خاتمي وقتي آمريكا ما را محور شرارت قرارداد بحث تنش زدايي و اعتماد سازي از بين رفت و بحث اعتماد متقابل مطرح شد و "يو سي اف" اصفهان راه اندازي شد. بعد از 11 سپتامبر كه ما جزء سياست جديد خارجي آمريكا قرار گرفتيم ، سياست ما هم به سمت يك سياست تهاجمي نرم افزاري حركت كرد و انتخابات سال 84 اين پيام را داشت كه سياست خارجي يك روي سكه سياست داخلي است.
در ادامه اين مناظره الهه كولايي گفت: يكي از معظلات جامعه ما در حل مسائل سياسي ساده سازي آنهاست در حالي كه رويكرد ما براي حل مساله بايد كاملا واقع بينانه و با درك ظرفيت‌‏هاي سياست خارجي كشور باشد.مردم در تير 84 براي اين به احمدي نژاد راي دادند كه او شعار زندگي بهتر را براي مردم داد كه اين شعارها سياست خارجي متناسب با خودش را مي‌‏خواهد، مردم مي‌‏خواهند زندگي كنند و نمي خواهند كه ايران نقش اتحاد جماهير شوروي را بازي كند؛ آمريكا به دنبال دشمن است و چرا ما بايد به دشمن آن تبديل شويم.
وي افزود: شجاعت با حماقت فرق دارد و شجاعت يعني اينكه براي صيانت از انقلاب اسلامي براساس واقعيات عمل كنيم.
در ادامه اين مناظره طرفين نظرات خود را درباره مساله هولوكاست مطرح كردند كه زيدآبادي در اين باره گفت: برخلاف نظرات آقاي احمدي نژاد ، هولوكاست دليل شكل گيري رژيم صهيونيستي نيست ، بلكه هولوكاست مساله مهاجرت يهوديان به فلسطين را در كنار ساير عوامل تسريع كرد. مبناي عمل اسرائيل در فلسطين چيز ديگري است و ما بايد بر مبناي آن اسرائيل را بشناسيم.
الله كرم گفت: در سياست خارجي بايد نقاط ضعف طرف مقابل را شناسايي كرد و از آن طريق فشار آورد ، اگر مي‌‏خواهيم بدانيم كه هولوكاست بحث سياست خارجي ما هست يا نيست ، بايد نقطه ضعف طرف مقابل را شناسايي كنيم.
محمدي درباره هولوكاست گفت: از نيات خير ما در مساله هولوكاست سوء استفاده شده است در مقطعي كه اولويت سياست خارجي ما مساله انرژي هسته‌‏اي است ، طرح هولوكاست فضاي بين المللي را نسبت به كشور و رئيس جمهور منفي كرد ما بايد در اين مساله ناشي‌‏گري و كم تجربگي را بپذيريم و اي كاش همان طور كه در يك سال گذشته رييس جمهور از اين مساله عبور كرده است ، اصلا وارد آن نمي‌‏شد.
كولايي در همين خصوص گفت: نبايد تجربه‌‏هاي ناكام ثبت شده تاريخي اتحاد جماهير شوروي را تكرار كنيم ، سياست خارجي كشور بايد در جهت رفع نيازهاي كشور باشد. هولوكاست يك بحث علمي و دانشگاهي است و به وزارت امور خارجه چه ربطي دارد كه در زمان صدور قطعنامه بيايد چنين بحثي را در يك مكان و موضع رسمي مطرح كند و سياست خارجي دولت را روي مساله‌‏اي متمركز شود كه هيچ ربطي به زندگي روزمره مردم ندارد، در حالي كه هر نوع حركتي چه در سياست خارجي و داخلي معيارش منفعت مردم است.
زيدآبادي درباره سياست خارجي ايران در مساله فلسطين گفت: هرچقدر تشكيل دولت فلسطيني به عقب بيفتد به ضرر فلسطيني هاست ما در داخل كشور خودمان مشكل نقض حقوق بشر را داريم و از طريق مساله فلسطين به غرب پاتك مي‌‏زنيم و چون آمريكا از اسرائيل حمايت مي‌‏كند و اسرائيل هم ناقض حقوق بشر است به آن فشار مي‌‏آوريم.
زيدآبادي تصريح كرد: اگر مساله ما در حمايت از فلسطيني‌‏ها مسلمان بودن آنان است چرا از بقيه مسلمانان كشورهاي ديگر مثل چچن و داغستان حمايت نمي‌‏كنيم؟
الله كرم در واكنش به صحبت هاي زيدآبادي گفت: پس از ليبرال بي محتوا ، چشم ما به واقع گرايي بي محتوا هم روشن شد ؛ يك واقع گرا بايد طرفدار منافع ملي باشد و آفرين بر شما كه مي‌‏گوييد در چچن چرا فعاليت نكرديد چون به نفع منافع ملي نبود.
وي افزود: من خودم شاگرد ليبرال‌‏ها بودم ، اما ليبرال‌‏ها به طور ظاهري از آزادي دفاع مي‌‏كنند و امروز مي‌‏گويند اگر آزادي بدهيم امثال حماس و احمدي نژاد روي كار مي‌‏آيند ، آقاي ليبرال(خطاب به زيد آبادي) تو بايد از قضيه هولوكاست دفاع كني. اشاره به هولوكاست يك سياست تهاجمي نرم افزارانه بود كه مي‌‏خواست ليبرال بي محتوا را عيان كند.
محمدي گفت: آقاي الله كرم مي‌‏گويد شاگرد ليبرال‌‏ها بوده است، اما من فكر مي‌‏كنم شاگرد خوبي نبوده‌‏اند. ديدگاه حضرت امام(ره) درباره دفاع از مردم فلسطين بعد از آنكه دولت‌‏هاي عربي در دفاع از حقوق مردم فلسطين وا ماندند به عنوان يك عزت و افتخار است ، ايران براساس تاثيري كه بر كشورهاي اسلامي دارد در جهت جهاني كردن انقلاب مي‌‏تواند از آن استفاده كند اما اينكه با سياست‌‏هاي فعلي ما چه مقدار اين كار را كرده‌‏ايم يا نه من مي‌‏گويم نه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

زنان در زندان-احمد زيدآبادي :"اگر چند مجرم آزاد باشند بهتر از آن است که يک بي گناه در بند باشند." اين سخن اميرالمومنين علي است، اما ظاهرا اصول گرايان مدعي پيروي از ايشان، علاقه و اصرار زيادي دارند که درست عکس اين سخن عمل کنند.در روزهاي اخير شهرام جزايري از دست ماموران زندان فرار کرده و متواري شده است. من نمي دانم جزايري تا چه اندازه گناهکار است، زيرا نه سير پرونده او را مطالعه کرده ام و نه به عدالت دستگاه قضايي کشورمان نسبت به مجرم شناختن يک متهم باور دارم.فرض مي گيريم اما که شهرام جزايري همانطور که مخالفانش ادعا مي کنند مفسد اقتصادي و گناهکار و پرونده او از هر نوع شائبه سياسي برکنار باشد.با اين حساب يک مجرم از مجازات فرار کرده است. آيا اين مساله آنقدر جريحه دار کننده است که مدعيان عدالت از هر گوشه و کنار به اعتراض برخيزند، ميتينگ برگزار کنند، اعتبار قوه قضاييه را براي 25 سال بر باد رفته بدانند و از آن سو، رئيس قوه قضائيه ابتدا هيئت تحقيق تشکيل دهد، سپس چند مقام قضايي مرتبط با پرونده را از کارشان برکنار کند و به هر حال چنان حساسيتي از خود بروز دهد که پنداري با فرار يک مجرم از مجازات، آسمان خدا به زمين آمده است.حال اين وضعيت را مقايسه کنيد با واکنش همان مدعيان نسبت به دستگيري دهها زن بي پناه اين کشور که براي حمايت از چند تن از دوستان و همکاران خود مقابل ساختمان دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند.اولا، رسانه هاي مدعي عدالت طلبي که فرار شهرام جزايري را به آن وسعت پو شش دادند، خبر دستگيري زنان را اساسا منعکس نکردند. ثانيا، دانشجويان بسيجي و همسويان آنها، که در سوگ فرار جزايري براي عدالت مجلس ختم گرفتند، ماجراي دستگيري زنان را به روي مبارک خود نياوردند. ثالثا، مقام هاي قضايي که فرار شهرام جزايري را لحظه به لحظه پيگيري کردند و فرار او را سبب از دست رفتن اعتبار دستگاه متبوع خود دانستند، در موضوع دستگيري دهها زن بي گناه اين مرز و بوم چنان رفتار کردند که گويي حادثه اي رخ نداده و يا اينکه دستگيري زنان براي دستگاه قضايي سبب کسب آبرو و اعتبار شده است!به اعتقاد من، در يک فضاي عادي و معقول فرار فردي مانند شهرام جزايري از مجازات، اعتبار دستگاه قضايي را از بين نمي برد چرا که در همه دنيا روزانه دهها مجرم خطرناک چه به دليل اهمال ماموران و حتي چه از طريق تباني با آنها فرار مي کنند و پس از آن هم يا دستگير يا براي هميشه مفقود و پنهان مي شوند.در يک فضاي عادي و معقول اما دستگيري دهها زن فرهيخته آن هم به دليل حمايت از همکارانشان، نه فقط اعتبار و آبروي دستگاه قضايي را به طور کامل بر باد مي دهد، بلکه موجبات سقوط يک دولت را نيز فراهم مي کند.در کشور ما اما آقايان عادت کرده اند که سرنا را از سر گشادش بنوازند. آزادي يک مجرم را تاب نمي آورند اما به نبد کشيدن دهها بي گناه را مجاز مي دانند. فرار يک مجرم را سبب بر باد رفتن اعتبار دستگاه قضايي مي دانند اما به زندان انداختن دهها بي گناه را مايه اعتبار آن دستگاه مي پندارند.دنياي حکومت گران ما وارونه شده است. بي سبب نيست که در اغلب مسائل عالم روندي معکوس جريان هاي بين المللي در پيش گرفته اند

سنّت تبعيض عليه زنان-محمد جواد اکبرين :سالهاي آغازين قرن نوزدهم ميلادي، سالهاي پاياني عمر "قاسم الامين" روشنفکر مسلمان مصري بود درحالي که نقد هايش بر "تفسير مردانه از دين" را به يادگار مي گذاشت. امين حتي به تفاوت وضعيت زنان آن روزگار نيز نگاه مثبتي نداشت و آن را تفاوتي بنيادين نمي دانست؛ اوبر اين باور بود که پاره اي از تغييرات، تنها صورتي دگرگون شده از بردگي زن است و هيچ اصلاح و تغييري خارج از چارچوب حاکميت و سيطره ي نگاه مردانه، اتفاق نيفتاده است. او در آثارش بسياري از آموزه هاي تبعيض آميز ديني ميان زن و مرد را با تکيه بر معارف برون ديني و درون ديني به نقد کشيد و به صراحت از آلوده شدن "تفسير احکام زنان" به "اغراض و عادات فقيهان" سخن گفت.قاسم الامين در سال 1908 درگذشت اما کمتر از 30 سال پس از مرگ او، "طاهر حدّاد" روشنفکر مسلمان تونسي، پروژه ي ناتمام أمين را دنبال کرد و "نسبيت" و "تاريخمندي" احکام زنان در اسلام را مطرح نمود و احکام تبعيض آميز موجود را حاصل تدبير شريعت در روزگار "عقب ماندگي زنان و فضيلت مردان" دانست.حدّاد تصريح کرد که "ذات" اسلام بر محور عدالت و برابري فرصت استوار است که "إعدلوا هو اقرب للتّقوي"؛ اما احکام تبعيض آميز آن از "عرضيات" دين و منحصر به تاريخ و جامعه اي مشخص است.طاهر حدّاد، آخرين دين شناس منتقد به ناعادلانه بودن احکام زنان نبود که قاسم الأمين نيز نخستين نبود و پيش از او استادش "علامه شيخ محمد عبده" اين باب را گشوده بود... تا امروز که اگرچه نزديک به يک قرن از آن روزگار مي گذرد اما هنوز همان دغدغه ها باقي مانده و در ضمير نگران روشنفکران مسلمان روزگار ما ادامه يافته است.مي توان نشانه هاي بهبود وضعيت حقوق زنان در ايران را، در سال هاي اخير بر شمرد و تلاش هاي فعّالان حقوق زنان و روشنفکران را گزارش کرد اما نمي توان مدّعي شد که گره هاي اصلي اين کلاف پيچيده را گشوده اند و راهي به رهايي از موانع عميق اين راه يافته اند.از جمله آن موانع، غلبه ي مطلق تفسير مردانه از متون ديني و نهادينه شدن اين تفسير در حکومت و جامعه ي اسلامي است که تقريباً هرگونه تغيير بنيادين در وضعيت حقوقي زنان را با انسداد مواجه کرده است."فقه مردانه"، بدون توجّه به تغيير همه جانبه ي شرايط زن در دنياي جديد، هنوز نيز درهمه ي احکام، مانند نفقه، ميراث، ديه، رابطه جنسي و... زن را تابعي از اراده ي مرد مي داند و با اينکه در خطبه ها و خطابه ها حکمت بسياري از احکام را "حفظ شأن و کرامت زن مسلمان" معرفي مي کند اما از توجه به اين نکته ي بديهي غافل است که "مرد را قيم زن دانستن" و يا "اصالت محدود کردن زن" به بهانه ي مراعات غرائز مردان، خود بدترين تحقير و توهين نسبت به شأن و کرامت او محسوب مي شود.فقه مردانه، رنجهاي زنان را زير آوار "تبعيض هاي فقهي و حقوقي" نديده مي گيرد و فراتر از اين، در مکتب ها و مدارس ويژه، زناني را آموزش مي دهد که توجيهات شرعي را فرا گيرند تا جنبش دفاع از حقوق زنان، مخالفاني از جنس خودشان داشته باشد.از سوي ديگر رابطه ي مشهور "فقيه - مقلّد" و عدم امکان گفتگوي انتقادي ميان فقيه و مردم باعث شده است که فقيه، خود را در برابر هر نوع برداشت از دين و انتشار آن به عنوان حکم خدا، پاسخگو نداند و به اطاعت جامعه اي که "مقلّد" نام گرفته است عادت کند.روشنفکران مسلمان باور داشته و دارند که احکام شرعي در عصر نزول، عادلانه و عقلايي بوده اند اما اگر دريابند که پاره اي از احکام در دنياي جديد، غير عادلانه و ضد عقلايي اند کشف مي کنند که آن احکام از سنخ احکام ثابت دين نبوده و از آغاز، موقّت و غير دائمي بوده اند و مي توانند از دائره ي التزام شرعي مسلمانان خارج شوند. اگر روزي "روشنفکري ديني" اجازه يابد که تفسير مردانه از دين را در معرض نقد همه جانبه بگذارد (و به ارتداد و نابودي محکوم نشود) مي توان مدّعي شد که يکي از گره هاي اصلي "سنّت تبعيض عليه زنان" گشوده شده است.مي ماند اختلاف مباني روشنفکران ديني و روشنفکران سکولار که نبايد مانع ائتلاف آنها در رسيدن به اهداف اصلاح طلبانه شود، زيرا هنوز آنقدر وجوه مشترک در راههاي نرفته و حقوق به دست نيامده وجود دارد که به اين زودي، نوبت به نقاط اختلاف نخواهد رسيد.

سایه سیاست بر مسائل اجتماعی زنان-کریم ارغنده پور:در آستانه روز جهانی زن، چند روزی است که درحال مطالعه بر روی مسائل زنان و با تمرکز بر مساله همسر آزاری هستم. می خواستم اختصاصا چیزی در همین زمینه بنویسم ولی بازداشت تعدادی از فعالان جنبش زنان در روزهای اخیر، سایر مسائل زنان را تحت الشعاع خود قرار داد. امیدوارم همه آنها هر چه زودتر آزاد شوند و توان و همت کشور مصروف مسائل اساسی شود نه صرف چیزی که با هر نگاهی، نباید حد آن برای نهاد قدرت در سطوح امنیتی تعریف شود و بر همین مبنا هم مورد اقدام قرار گیرد. مسائل زنان وجوه مختلفی دارد. میراثی تاریخی و جهانی است که فراز و نشیبهای زیادی داشته و با وجودی که در یکی دو سده اخیر گشایش خوبی را شاهد بوده ولی همچنان به عنوان یک مساله در همه جهان مطرح است اگرچه سطح آن در نقاط مختلف طبعا درجات یکسانی ندارد. مساله حقوق زنان و تلاش برای رفع تبعیض علیه آنها علی الظاهر موضوعی اجتماعی است ولی در بطن امر، در همه دنیا در زمره مسائل سیاسی هم طبقه بندی می شود. حتی تاکید بر خانه نشینی زنان و اولویت تیمارداری همسر و فرزندان نیز باوجودی که ظاهرا امری سنتی و در پاره ای موارد ایدئولوژیک می نماید ولی مساله ای بوده که در قرون گذشته علیرغم هجوم مدرنیته به تواتر در متن دنیای سرمایه داری و نیز در سایر نقاط پهنه گیتی مطرح بوده و هنوز هم درجاهایی هست. این فقره حتی در پاره ای برهه ها جزو شعارهای برخی احزاب هم بوده است. پس ماهیت اجتماعی ترین مسائل زنان بسته به شرایط، سیاسی هم هست. در ایران این مساله بارزتر است. گوآنکه باوجود مدرن شدن روزافزون جامعه، مسائل زنان در میان آن دسته از آداب و سنن که ثبات و پایداری بیشتری دارند؛ کاملا برجستگی دارد و به همین سبب تعصب بیشتری را نیز برانگیخته است . و با افزایش میزان فقر، پایین بودن سطح تحصیلات –به ویژه تحصیلات مردان-، شیوع جرم، آسیب های اجتماعی و فرهنگ خشونت، بسته بودن فضای جامعه، میانگین سنی بالا و مرد بودن تصمیم گیرندگان و امثال آنها دارای همبستگی است. تجربه گواه آن است که به میزانی که امکان بررسی مسائل زنان در حوزه های اصلی اش:"اجتماعی و حقوقی" بیشتر فراهم شود زمینه و امکان حل شدن آنها هم بیشتر و فراهم تر خواهد بود. به همین ترتیب به هر میزانی که مساله سیاسی تر شود امکان و مطلوبیت حل آنها هم کمتر خواهد بود. در کنار این، مسائل زنان مادامی که عمومی نشود و به عنوان خواسته درصد قابل توجهی از جامعه – اعم از زن و مرد و نه فقط از درون جامعه زنان- مطرح نگردد امکان پاسخگویی مثبت بخش های سیاسی هم به آنها طبعا چندان امیدوارکننده نخواهد بود. برای درک بیشتر بحث مثالی می زنم: دوستی به شوخی می گفت: "زن" اسم نیست بلکه فعلی امری است یعنی بزن!! این سخن مثل همه شوخی های دیگر متاسفانه ناظر به بخشهایی از واقعیت هم هست. یکی از مشکلات رایج زنان در سطوح مختلف اجتماعی، خشونت های خانگی علیه آنهاست. یافته های برخی پژوهش ها حاکی از وقوع زیاد آن در جامعه است به طوری که برخی فراگیری این نرخ را از 4/1 تا 3/1 دانسته اند. این نرخ مربوط به افرادی است که در معرض خشونت های جسمی یا روحی مستمر قرار دارند سهل است که چنانچه کل افرادی که به نحوی خشونت خانگی را تجربه کرده اند را در نظر بگیریم این رقم بسیار فراتر خواهد رفت. این تحقیقات نشان می دهند که این خشونت ها معمولا پنهان اعمال می شوند و بیشتر زنان آسیب دیده نیز خود ترجیح می دهند و حتی تلاش می کنند که مساله را از سایرین مخفی نگاه دارند. درنتیجه وقتی مساله نمی شود راه حلی هم برای آن پیدا نمی شود و جریان نابسامان آن در جامعه تداوم پیدا می کند. حال سوال این است که با توجه به اینکه شیوع این مساله تا این حد گسترده و پردامنه است چرا به عنوان یک مساله عمومی در میان جامعه زنان مطرح نیست؟ و چرا تقاضای اندیشیدن تدبیری برای فراهم شدن محیط های امن تر و تضمین یافته، چندان به چشم نمی آید؟ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر دکتر معین نسبت به 7 نامزد دیگر بیشترین شعار را در جهت احقاق حقوق زنان، رفع تبعیض ها و اعطای آزادی های بیشتر به جامعه زنان مطرح کرد. او حتی به طور سمبلیک سخنگوی خود را از میان زنان برگزید و در نشستهای مختلفی با فعالان حقوق زنان شرکت کرد و در اکثریت قریب به اتفاق موارد طرح شده با آنها همدلی کرد. در برابر، آقای احمدی نژاد در مقایسه با سایر نامزدها کمترین شعار را در جهت حقوق زنان مطرح کرد و حتی تمایل آشکاری را در جهت اولویت خانه نشینی زنان و همسر و فرزند داری نسبت به کار بیرون از خانه آنها از خود نشان داد. آنالیز تحلیلی رای دکتر معین نشان نمی دهد که زنان به نسبت معناداری بیشتر از مردان به دکتر معین رای داده باشند. درباره آقای احمدی نژاد هم عکس این پدیده رخ نداده است. این نتایج گواهی بر وجود یک شکاف گفتمانی و به تبع آن اختلال ارتباطی بین نخبگان و فعالان در این زمینه با عموم زنان جامعه است درنتیجه اساسا امکان انتقال پیام های ارتباطی در این زمینه دشوار است و ازسوی دیگر احتمالا استنتاج درستی است اگر بگوییم که عمومی شدن مسائل زنان بر سایر اقدامات در این زمینه مرجح است. بدون تردید در این صورت احتمال همراهی بخش های سیاسی هم با این مساله بیشتر و روان تر خواهد بود. سخن فوق به هیچ وجه به معنای کاستن از اهمیت تلاش های صورت گرفته و هزینه های من تبع آن نیست. بلکه درواقع تلاشی آسیب شناسانه در جهت امکان پذیرتر کردن رفع تبعیض علیه زنان، سهل تر کردن راه دستیابی به هدف و نهایتا کاهش هزینه های آن است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

تهديد براي جلوگيري از مراسم 8 مارس مصاحبه روز با شيرين عبادي:شيرين عبادي، برنده جايزه صلح نوبل، در گفتگو با روز، با مروري بر پرونده قضايي تعدادي از فعالان جنبش زنان، در مورد دستگيري هاي اخير، مي گويد: "روز 13 اسفند ماه از طرف وزارت اطلاعات به وکلای زنان اطلاع داده شده که تعداد تجمع 8 مارس را باید بر هم بزنند و تاکيد کرده اند که اگر روز 8 مارس کسی در مقابل مجلس تجمع نکند، شاید با دستگیرشدگان به شیوه ملایمتری رفتار بشود." وي تاکيد دارد: "مهمترین موضوعی که به نظر می رسد آرامش عده اي از مسوولان را بر هم زده، اعتراض گسترده ای است که زنان ایران از طریق حرکت هاي چون کمپین یک میلیون امضا اعلام کرده اند." با هم گفتگو با اين فعال حقوق بشر ايراني را مي خوانيم.

دستگيري دستجمعي 33 فعال زن ايراني در يکشنبه گذشته، در روز برگزاري دادگاه دستگيرشدگان تظاهرات 22 خرداد گذشته تهران صورت گرفت. ابتدا مروري بر پرونده دستگيرشدگان آن تجمع بکنید. ر تجمع 22 خرداد، که از سوی عده ای از فعالین حقوق زن در میدان هفت تير تهران برپا شد، حدود 70 نفر از زنان و همچنین آقای موسوی خویینی نماینده پیشین مجلس ششم دستگیر شدند. همه دستگیر شدگان منهای آقای خویینی بعد از دو روز آزاد شدند ولی برای آنها پرونده هایی تشکیل شد که تبعات آن بعدها نيز ادامه يافت. آقای موسوی خویینی حدود 4 ماه در زندان بودند. محاکمه خانم هایی که آزاد شدند هم در دادگاه انقلاب شروع شد. من وکیل تعدادی از خانم ها بودم که تاکنون دو نفر از آنها یعنی خانم دلارام علي و خانم عالیه اقدام دوست محاکمه آنها فرا رسید ولی به علت اینکه نماینده دادستان در دادگاه حاضر نشده، دادگاه تجدید شده است.

در ميان خانم هايي که اوايل اين هفته قرار بود در دادگاه انقلاب محاکمه شوند، وکالت چه کساني با شما بود؟ خانم ها پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی از موکلين من بودند که قرار بود روز 13 اسفند در دادگاه انقلاب محاکمه بشوند. در آن روز چند نفر دیگر هم قرار بود در همان دادگاه محاکمه بشوند که وکالت آنها بر عهده آقایان محمد علی دادخواه و محمد شریف بود، و خانم شادی صدر هم وکالت خانم شهلا انتصاری را بر عهده داشتند. من به علت قرار تعیین شده برای سخنرانی در باره وضعیت حقوقی زنان ایرانی، در ایتالیا بودم. همکاران من،خانم ها نسرین ستوده و لیلا علی کرمی که متفقاً وکالت پروین اردلان و نوشین احمدی خراسانی را به عهده داشتیم، در دادگاه حاضر شده بودند. سه روز قبل از محاکمه تعدادی از زنان، تصمیم گرفته بودند که در اعتراض به محاکمه افرادی که باید محاکمه بشوند، روز 13 اسفند، تجمع آرامی در مقابل دادگاه انقلاب برپا کنند. در آن روز حدود 40 نفر از فعالین حقوق زن که در پیاده روی مقابل دادگاه انقلاب به آرامش و سکوت نشسته بودند، ناگهان با اخطار و خشونت نیروی انتظامی مواجه شدند و همه آنها به علاوه افرادی که محاکمه می شدند و از دادگاه بیرون آمده بودند (جمعا 33 نفر) دستگیر شدند.

آنها مشخصا به چه اتهامي محاکمه مي شدند؟ اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع روز 22 خرداد.

اين اتهام را تا چه حد مبتني بر قانون مي دانيد؟ این اتهام را قبول ندارم. زیرا طبق قانون اساسی، اجتماعات به شرط آنکه مسالمت آمیز و بدون حمل اسلحه باشد، آزاد است. در روز 22 خرداد اجتماع کاملا مسالمت آمیز بوده است. بهتر بگويم: حتی قبل از همه جمع شوند، و در واقع به محض اینکه تعداد اندکی جمع شده اند، پلیس آنان را مورد ضرب و شتم قرار داده. در این ارتباط شکایتی هم از طرف موکلین من علیه نیروی انتظامی تنظیم و به دادسرای شهرستان تهران تقدیم شده که متاسفانه تا به امروز هیچ اقدام قضایی چشم گیری صورت نگرفته است. از طرف ديگر، دادگاه انقلاب مي گويد که زنان علیه قوانین اسلام اعتراض کرده اند و اعتراض آنها در حقيقت به قوانینی است که منشا آن در اسلام است و نتيجه آنها اسلام را زير سوال برده اند . حال آنکه این اتهام هم درست نیست...

بر چه مبنايي مي گوييد درست نيست؟ تجمع روز 22 خرداد در اعتراض به قوانین تبعیض آمیز ضد زن در ایران بوده است که بسیاری از این قوانین مورد قبول علمای اسلام هم نیست. از جمله در قانون مجازات اسلامی دیه زن نصف دیه مرد شناخته شده است و همچنین مواد مربوط به قیمومت و شهادت مورد اعتراض زنان بوده است. به استناد فتاوی برخي علمای بزرگ اسلام خصوصا آیت الله صانعی، اینها جزو قوانین اسلامی نیست و می توان آنها را تغییر داد. من تعجب می کنم که چطور یک اجتماع مسالمت آمیز برای اعتراض به قوانین تبعیض آمیز می تواند ابعادی به این گستردگی داشته باشد که شرکت کنندگان آن را در دادگاه انقلاب بخواهند به جرم اقدام علیه امنیت ملی محاکمه کنند. تا حدي که حتی اگر کسانی به این محاکمه اعتراض داشته باشند، آنها هم دستگیر شوند.

عده اي معتقدند که دستگيري گسترده فعالان زنان در 13 اسفند، براي جلوگيري از برگزاري موثر مراسم روز جهاني زن در 8 مارس بوده است... قبلا از طرف تعدادی از زنان اعلامیه ای برای دعوت به تجمع در روز 8 مارس در مقابل مجلس شورای اسلامی منتشر شده بود و در آن از زنان خواسته شده بود که در این روز به قوانين تبعيض آميز اعتراض کنند. اما روز 13 اسفند ماه از طرف وزارت اطلاعات به وکلای زنان اطلاع داده شده که تعداد تجمع 8 مارس را باید بر هم بزنند و تاکيد کرده اند که اگر روز 8 مارس کسی در مقابل مجلس تجمع نکند، شاید با دستگیرشدگان به شیوه ملایمتری رفتار بشود. در نتيجه، من هم اين ديدگاه را قبول دارم که جلوگیری از تجمع 8 مارس، یکی از مهمترین علل دستگیری تعدادی از زنان در روز 13 اسفند بوده است.

اصولا به نظر شما چرا مسوولان حکومتي اخيرا تا اين حد روي حرکت هاي زنان حساس شده اند و به اين نوع دستگيري هاي جمعي روي آورده اند؟ مهمترین موضوعی که به نظر می رسد آرامش عده اي از مسوولان را بر هم زده، اعتراض گسترده ای است که زنان ایران از طریق حرکت هاي چون کمپین یک میلیون امضا اعلام کرده اند. در این کمپین از زن و مرد ایران خواسته شده است که در اعتراض به قوانین تبعیض آمیز بیانیه ای را امضا کنند. استقبالی که از این طرح شد خیلی بیشتر از آن بود که انتظار مي رفت. به نظر من این موضوع ، خاطر بعضی از دولتمردان ایرانی را ناراحت کرده، چون تصور نمی کردند که زنان اینچنین منسجم به مخالفت با قوانین تبعیض آمیز برخیزند. مجموعه این عوامل و رفتارهاي اخير مسوولان نشان می دهد که متاسفانه تحمل حکومت برای پذیرش انتقاد نسبت به قوانین جاری در ایران بسیار کم شده است. به هر ترتيب، این نوع سختگيري با انتقادات قانوني در داخل کشور، در شرایط فعلی که خطرات جدي از خارج امنیت ایران را تهدید می کند، صحیح نیست. به جای اینکه حکومت شیوه ای در پیش بگیرد که همه مردم دست در دست هم به دفاع از مهین خودشان برخیزند، متاسفانه با این گونه رفتارهایی که مغایر قانون هم است، باعث نارضايتي مردم می شود و اين وضعيت در شرایط بحران فعلی بسیار به زیان کشور است

نبايد بين فمينيست هاي مسلمان و لاييک فاصله باشد مصاحبه با فاطمه حقيقت جو:فاطمه حقيقت جو نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي، در حالي از دانشگاه ام آي تي در شهر بوستون با ما به صحبت مي نشيند که در حال پيگيري اخبار زنان دستگير شده از طريق اينترنت است و تاثيرگذارترين کمک به شرايط بازداشت شدگان را انعکاس اخبار در دنياي بيرون مي داند. وي معتقد است اگر فشارهاي بين المللي نبود وضع از اين هم بدتر مي شد و شرايط کساني را که به زندان افتاده اما از حمايت رسانه اي برخوردار نشده اند را مثال مي زند که معمولا سال هاي دشواري را در حبس گذرانده اند. محقق حوزه ايران در دانشگاه ام آي تي در خصوص برخورد هاي اخير با فعالان زنان گفت و گويي با «روز» انجام داده است که در زير مي خوانيد.

خانم حقيقت جو از بازداشت فعالين حوزه زنان در ايران که خبر داريد. اين برخورد را چگونه ارزيابي مي کنيد؟همانگونه که مي دانيد متاسفانه نگاه دولت بعد از حاکم شدن نيروهاي نظامي به همه چيز به شدت امنيتي است که دليل آن هم امنيتي- نظامي بودن افراد دولتي در ايران است. وزير کشور شخصي امنيتي است، وزير سياسي وي يک فرد نظامي است، دستگاه اطلاعات هم که طبيعتا پيرو همين روال است. در نتيجه فضاي حاکم بر دولت آقاي احمدي نژاد به شدت امنيتي است و هرگونه فعاليت داخل ايران را وصل مي کنند به خارج از کشور و اين غفلت جدي اي است از تحولات درون کشور که صرفا اين تحليل را داشته باشد که هيچ چيز در تحولات دروني جامعه نيست و همه چيز از خارج از کشور است. با اين نگاه هر نوع تجمع، گردهم آيي و فعاليتي به شدت سرکوب مي شود که جنبش زنان هم يکي از آن فعاليت هاي صنفي است با نگاه امنيتي به آن نگاه مي شود. فعاليت زنان از سال گذشته با اعلام تجمع براي تغيير قوانين آغاز شد که دستگيري خيل گشترده اي از زنان را هم در پي داشت و مدت ها اين بازداشت به طول انجاميد تا آنکه سرانجام همه آنان آزاد شدند به جز نماينده سابق مجلس آقاي موسوي خوئيني که 5ماه را در زندان بودند. زناني که در آن زمان دستگير شده بودند امروز زمان دادگاهشان بود که ديگر خانم هاي فعال علاقمند بودند تا با تجمع در مقابل دادگاه، اعتراضشان را به دادگاه اين افراد اعلام کنند اما آن اتفاقي افتاد که در خبرها همه خوانديم و مي دانيم.

مهم ترين دليل اين نوع برخورد با زنان را چه مي دانيد؟ من فکر مي کنم دولت در صدد برخورد جدي با فعالان کمپين تغيير براي برابري و فعالان حوزه زنان، دانشجويان، کارگري، معلمي و... است و هر گونه فعاليت صنفي را به شدت سرکوب مي کند. اما سوال مهم در برابر اين خواست حکومت اين است که وظيفه ما در قبال اين افراد چيست؟ به نظر من فعالان داخلي خودشان را به خطر مي اندازند ما موظف به دفاع از حقوق فعالين و محکوم کردن اين رفتار هست. خصوصا که طي سال هاي گذشته نشان دهنده برآيند ميزان فشار خارجي به آنها بوده که اين هم بستگي به قدرت مطبوعات در بازتاب دادن حرکات نهادهاي امنيتي قضايي بوده است يعني هر چقدر اين قدرت بيشتر باشد اين دستگاهها مجبورند فشار بر جنبش هاي صنفي را کم کنند. به راستي اگر فشارهاي بين المللي در اين چند ساله نبود زندانها هر کدام مدت هاي خيلي طولاني تري داشتند کما اينکه متاسفانه زندانياني که صدايي در مطبوعات ندارند برخوردهاي به شدت خشني را تجربه مي کنند مثل همين جواني که هفته پيش خبرشان را خواندم که به خاطر شرکت در يک کارگاه مبارزه عليه خشونت هر کدام در يک دادگاه غيرعلني به 3 تا 5 سال حبس محکوم شدند. در مجموع هرچه گروه ها و نهاد هاي بين المللي به اين قضيه واکنش نشان بدهند دولت ايران از ميزان خشونت در اين زمينه کم خواهد کرد.

به چه نحو مي توان در به وجود آمدن اين توجه جهانيان نقش داشت؟ با انتشار همين اخبار به زبان انگليسي و استقاده از روزنامه هاي انگليسي زبان مي توان قدم بزرگي براي رسيدن به اين هدف باشد.

فکر نمي کنيد بيشتر شدن اين ميزان خشونت يک دليلش هم توجه جهانيان به مسايل هسته اي ايران و نگراني جمعي از وقوع جنگ باشد؟ چرا. متاسفانه اعتراضي که من هميشه به نهادها داشتم اين بوده که حقوق بشر در ايران دارد فداي مساله هسته اي مي شود در حالي که رعايت دموکراسي در ايران هم مي تواند تضمين دراز مدت تري براي مسئله هسته اي ايران باشد.

آينده اين بازداشت را چطور پيش بيني مي کنيد؟ فکر نمي کنم اين زنان را خيلي زياد در زندان نگه دارند. البته بستگي به ميزان مقاومت هر کدام از افراد در زندان دارد. هدف دولتيان ترساندن و تفرقه اندازي بين زنان فعال است همانطور که کيهان تعقيب مي کند يعني بين فمنيست هاي مسلمان و لائيک فاصله ايجاد کند.

8مارس امسال را چگونه مي بينيد؟ برنامه امسال را هم احتمالا بقيه فعالين برگزار مي کنند که کم هم نيستند. همان طور که بيشتر از 5 سال است که دانشجويان دانشگاه ها برگزار مي کنند. امسال هم بايد برنامه هاي 8مارس برگزار شود و به هر 3 کمپين، به منشور زنان و... توجه شود. توصيه من هم اين است که همه زنان فعال علاوه بر فاصله داشتن با يکديگر در بعضي از مسائل و طرز تفکرات، يک سرفصل هاي مشترکي هم دارند که بهتر است در آن سرفصل هاي مشترک با هم فعاليت کنند و همسو باشند و ساير مسائل را در ذائقه فکري خودشان پيش ببرند

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

دستگیری گسترده شبانه معلمان:در آخرين ساعات دیشب خبر رسید که ماموران اطلاعات در یک حرکت ناگهانی و همگانی با حمله خانه فعالان فرهنگیان پنح تن از آنان را دستگیر و به محل نامملومی منتقل کرده انددستگیری شبانه فعالان صنفی فرهنگیان به صورت گسترده از ساعت 11 شب به وقت تهران آغاز شد. تا ساعت چهار صبح به وقت تهران اين عده دستگیر شده اند :
1- علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان
2- محمود بهشتی لنگرودی سخنگوی کانون صنفی
3- علیرضا هاشمی دبیرکل سازمان معلمان
4- محمد داوری عضو شورای مرکزی سازمان معلمان
5- علی پورسلیمان عضو شورای مرکزی سازمان معلمان
آگاهان تعداد دستگیرشدگان را بیش از 20 نفر دانسته اند که در میان آنها فعالان صنفی کانونهای استانها و شهرستانها نیز حضور دارند که بعضی از آن ها در حال حرکت به سوی تهران برای شرکت در تحصن سکوتی بوده اند که قرارست امروز صبح در مقابل مجلس برپا شود

پیام تبریک رهبران بازداشت شده جنبش زنان از اوین به مناسبت 8 مارس : گفته افرادی که امروز به قید کفالت آزاد شدند پیامِ تبریکی از سوی فعالینِ دربند به مناسبت 8مارس اعلام می گردد:
پيام فعالين جنبش زنان از زندان اوين
جنبش زنان ايران، همواره با اتخاذ روش هاي مسالمت آميز، در پي دستيابي به مطالبات و خواسته هاي خود بوده است. ما، جمعي از فعالينِ اين جنبش، با پرهيز از خشونت، دشواري ها و هزينه هاي اين راه را به اميدِ جهاني ديگر، بر خود هموار مي کنيم، چرا که ما به آينده چشم دوخته ايم. بدين وسيله، ضمن اعلامِ پايبندي به مطالبات بر حق جنبش زنان، 8 مارس سال 85 را از درون زندان، به تمامي زنان تبريک مي گوييم.
گرامي باد 8 مارس، زنده باد جنبش زنان

نامه بيش از 600 فعال سياسي،اجتماعي به رييس قوه قضائيه در اعتراض به بازداشت فعالان زن متحصن در مقابل دادگاه انقلاب:بيش از 600 فعال سياسي و اجتماعي با انتشار نامه اي سرگشاده به هاشمي شاهرودي، رييس قوه قضاييه نسبت به بازداشت فعالين زن از مقابل دادگاه انقلاب اعتراض كردند. متن نامه به هاشمي شاهرودي بدين شرح است:
جناب آقاي هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضائيه
با سلام،
چنانكه مستحضرهستيد حدود 35 نفر از فعالان حقوق زنان متشکل از اساتيد دانشگاه، پژوهشگران، حقوقدانان، وکلا و روزنامه نگاران كه روز يكشنبه 13/12/85 در اعتراض به نحوه محاکمه ي5 تن از فعالان زن در مقابل دادگاه انقلاب تهران در اجتماعي مسالمت جويانه شرکت كرده بودند، بازداشت و طي چند روز گذشته در بند 209 زندان اوين، تحت مديريت وزارت اطلاعات، زنداني شده اند. در شرايطي که اين تجمع بر مبناي اصول 9 و 27 قانون اساسي ايران و همچنين ماده 20 اعلاميه جهاني حقوق بشر که "آزادي" و "حق برگزاري تجمعات غيرمسلحانه" را براي شهروندان به رسميت شناخته شده است، در حال انجام بود ماموران دادستاني به صورت سازمان يافته و خشونت آميز به مقابله با آن پرداختند. اصل نهم قانون اساسي ايران تصريح دارد:" درجمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک ناپذيرند و حفظ انها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران کمترين خدشه اي وارد کند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور آزاديهاي مشروع را، هرچند با وضع قوانين و مقررات، سلب کند.". اصل بيست و هفتم نيزتاکيد مي کند: "تشکيل اجتماعات و راهپيمائيها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مباني اسلام نباشد، آزاد است." جنابعالي اذعان داريد که جمهوري اسلامي ايران متعهد به اجراي اعلاميه جهاني حقوق بشر است. بر اساس بند يک ماده 20 اعلاميه جهاني حقوق بشر"هرشخصي حق دارد از آزادي تشکيل اجتماعات، مجامع و انجمنهاي مسالمت آميز بهره مند گردد." حقي که به طورمکرر در ديگر کنوانسيون هاي بين المللي و مصوبات مجمع عمومي سازمان ملل از جمله "اعلاميه حقوق ومسئوليت افراد، گروه ها وارگان هاي جامعه جهت ترويج و حمايت حقوق بشر و آزادي هاي اساسي شناسايي شده جهاني" بر آن تاکيد شده است. جنابعالي رئيس قوه اي هستيد که بر اساس اصل يکصد و پنجاه و ششم قانون اساسي بايد "مستقل" و "پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت" و عهده دار وظايفي چون "احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزادي مشروع" شهروندان و از جمله دستگيرشدگان اخير باشد. ما امضا كنندگان زير ضمن اعتراض به نقض قانون اساسي و اعلاميه جهاني حقوق بشر و نحوه ي برخورد، نگهداري و دادرسي اين فعالان حقوق زنان، خواستار آزادي سريع آنان و بازگرداندنشان به دامان خانواده، به ويژه نزد فرزندان خردسال و والدين سالخورده شان هستيم. 16/12/1385 بابک آذرآبادگان، فاطمه آرام نژاد، محسن آرمين، محمد آزادى، رضا آشفته، زهره آقاجري هاشم آقاجري، ساسان آقايي، سامر آقايي، رضا آل محمد، ناصر آملي، مسعود آقايى، غلام حيدرابراهيم باي‌سلامي، عباس ابوذري، سمانه ابوليپور، سحر ابونصر، فائزه اثني عشري، هادي احتظاظي، حميد احراري، طاهر احمدزاده، بهزاد احمدي نيا، حسن احمدي، محسن احمدي، نعمت احمدى، مهدي احمدي، محمود احمديان، بهمن احمدي اموئي، محمدرضا احمدي نيا، مصطفي اخلاقي،‌ بها الدين ادب، ساجد اردبيلي، علي رضا ارشادي فر، سعيد ارکانزاده يزدي، امير اسحاقي، بهروز اسدنژاد، ميلاد اسدي، حسن اسدي زيدآبادي، سعيد اسفنديار، احمد اسلامي، يدالله اسلامي، رشيد اسماعيلي، زهره اسلاميان، مرتضى اشفاق، حميد آصفى، سهيل آصفي، مرتضي اصلاح چي، سحر افاضلي، حسن افتخاراردبيلي، مهدي افروز منش، جلال اقتدارى، اعظم اكبرزاده، زهرا اكبرزاده، علي رضا اکبرزادگان، علي اکرمي، پروين امامي، مهسا امرآبادي، محمود امير احمدى، پارسا اميرپور، اکبر اميري، مهدي اميني زاده، اسدالله اميني ، حجت انصاري، حسين انصاري راد، حامد ايرانشاهي، اميد ايرانمهر اشناوري، اميرحسين ايرجي، مصطفي ايزدي، عمادالدين باقي، مجتبي بديعي، كمال الدين بازرگانى، مريم الله ياري، پروين بختيار نژاد، اكبر بديع زادگان، پرويز براتي، رحمت الله برهانى، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلي بازرگان، فرشته بازرگان، محمد نويد بازرگان، ملکه بازرگان، فتانه بازرگان، مسعود باستاني، مختار باطولي، روح‌اله باقرآبادي، ايرج باقرزاده، زينب بحريني، پروين بختيارنژاد، ايمان براتيان، محمد بذرپور، محمد بسته نگار، مهدي بسته نگار؛ کيومرث بليوند، محمد حسين بني اسدي، ترانه بني يعقوب، عماد بهاور، زهرا بهبودي، فاطمه بهدشتي، مريم بهرمن، محمد بهزادى، حميد بهشتى، محمد بهفروزى، احمد بورقاني، سهام الدين بورقاني، راضيه بوستانکار، مرضيه بوستانکار، جلال بهرامي، مجتبي بيات، صفا بيطرف، طاهره بيگدلي، مريم بيگلري، ايمان پاک نهاد، مسعود پدرام، محمود پرهامي، جعفر پناهي، داود پنهاني، عباس پوراظهرى، سعيد پورعزيزي، رضا پويان، محمود پيش بين، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، سيدمصطفى تاج زاده، عبدالرضا تاجيك، مهدي تاجيک، عباس تاج‌الديني، محمد علي تبرائي، حميد تاجرنيا، عبدالرضا تاجيک، نسرين تخيري، هادي تفنگچي، مصطفى تنها، رضا تهرانى، محمد تهوري، مرجان توحيدي، هدي توحيدي، غلامعباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، محمدعلي توفيقي، خالد توكل، محمد توكل، مجيد تولائى، مجيد جابرى، شهاب جزايري، کريم جعفري، شهلا جعفريان، حسن جعفري پور، پروين جلائي، حميدرضا جلائى پور، جلال جلالي زاده، علي جمالي، عباس جنگي، مجتبي جهاني، نرگس جودکي، ماندانا چترچي، حبيب حاج حيدري، رضا حاجى، مجيد حاجي بابائي، مرجان حاجي رحيمي، بهمن حافظى، مهدي حبيبي، سعيد حجاريان، طه حجازى، جلال الدين حجتي، حميد حديثي، حسين حريرى، حميد حسامي، آيدين حسنلو، آرش حسن نيا، زهرا حسيني، صديقه حسيني، فائزه حسيني، بهزاد حق پناه، جمشيد حقگو، زينب حقي، فاطمه حقيقت جو، وحيد حقيقي، على حكمت، منيژه حکمت، ابوالفضل حكيمى، عبدالكريم حكيمى، مجيد حكيمى، محمد رضا حمسى، محمد حيدري، فخرالدين حيدريان، جليل حيدريان يزدلي، جعفر خائف، هادي خانيكي، رضا خجسته رحيمي، ابراهيم خدادادى، امير خرم، مصطفي خسروي، فهيمه خضرمحمودي، حسين خطيبي، محمد خطيبي، الياس خلج، محمدحسين خليلي اردكاني ، مجتبي خندان، راوه خوارزمي، ابراهيم خوش سيرت سليمي، اسماعيل خوش محمدى، ناهيد خيرابي، مسعود خيراتي، هوشنگ خيرانديش،محمدعلى دادخواه، محمد دادفر، رسول دادمهر، محمدمهدى دانشيان، فريبا داودي مهاجر، احسان داوري، امين دربان، محمود درد كشان، سعيد درودى، محمود دل آسايى، اميرخسرو دليرثاني، علي دهقان، مسعود دهقان، عباس دهقان نژاد، مصيب دوانى، پروين دخت دفتري، ابراهيم دينوي، فاطمه راكعي، محمد صادق ربانى، تقي رحماني، ابراهيم رحمتي، شبنم رحمتي، جواد رحيم پور، سعيد رحيمي مقدم، محمدجواد رجائيان، عليرضا رجايى، طاهره رحيمي، سميرا رزاقي، سهراب رزاقي، امير رزاقي، سمينا رستگاري، مژگان رستمي، احمد رسول زاده، محمود رسول زاده، محمد صادق رسولي، احد رضائى، اصغر رضائى، بيوك رضائى، حميدرضا رضائي، سکينه رضائي، عبدالعلي رضائي، بهمن رضا خانى، سعيد رضوى فقيه، حسين رفيعى، عبدالله رمضان‌زاده، بنفشه رمضاني يگانه، علي رنجي پور، مسعود رهبري، مهدى رهنما، فرزانه روستائي، محمد حسين روشن، رضا رئيس طوسى، صديقه زارع، نفيسه زارع کهن، فياض زاهد، شيوا زرآبادي، جمال زره ساز، علي زرين، اکبر زماني، صديقه زماني، محمد ابراهيم زمانى، سجاد زند، پرويز زندى نيا، احمد زيدآبادى، محمد رضا زهدى، سيد مجتبي سادات، عليرضا ساريخانى، جليل سازگارنژاد، احمد ساعى، سجاد سالک، فرزانه سالمي، بنفشه سام گيس، مسعود سپهر، نسرين ستوده، عزت الله سحابى، فريدون سحابى، هاله سحابى، عيسي سحر خيز، نسيم سربندي، محمد سرچمى، اميد سرخي، محمدعلي سعدائي، محمود سعيدزاده، بيوک سعيدي، سعيده‌ سعيدي، عبدالفتاح سلطاني، مرتضي سلطانيه، آرمين سليماني، محمد جواد سليماني، علي سماواتيان، علي سميع نژاد، علي سياسي راد، علي اصغر سيدآبادي، سيد رضا سيدزاده، محمدعلي سيدنژاد، سيد محمد علي سيف‌زاده، هاله سينکي، سلمان سيما، محمود بصير شاددل، ابراهيم شاكرى، لاله شاکري، تقى شامخى، على شاملو، محمد محمد شانه چى، حسين شاه حسينى، سپيده شاه محمدي، مريم شباني، فهيمه شجاع، کاوه شجاعي، جعفر شرف خاني، شهلا شرکت، سعيد شريعتي، محمد شريف، حجت شريفي، سعيد شريفي، محمد شريفي، جواد شرف‌الديني، معصومه شفيعي، كاظم شكري، الله وردى شمبورى، محمود شمس الواعظين، احمد شهامت دار، حسن شهبازي، محمد شهرابي، ابراهيم شيخلو، نگين شيرآقايي، آمنه شيرافکن، احمد شيرزاد، سعيد شيركوند، فيروزه صابر، هدي صابر، محمد صاحب محمدي، محمد صادقي، هاشم صباغيان، مصطفي صداقت جو، احمد صدر حاج سيدجوادى، رضا صدر، احمد صدري، سميرا صدري، محمود صدري، صادق صدقگو، رضا صفري، لطيف صفري، مهدى صراف، عليرضا صفائي، عباس صفائي‌فر، يحيي صفي آريان، فضل الله صلواتى، كيوان صميمى، جليل ضرابي، على اشرف ضرغامى، فريدون ضرغامى، سيد شهاب الدين طباطبائي، مقداد طباطبائي، اعظم طالقانى، حسام طالقانى، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اكبر طاهرى، بهروز طاهري، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، نوشين طريقي، امير طيراني، کيوان ظهرابي، وحيد عابديني، ندا عبداللهي، علي عبدي، جمشيد عزيزي، احمد عبادي، سيد جعفر عباس زادگان، كريم عابديني، سيد منصور عامري، فريبا عباسقلي زاده، فرزانه عربي، فيض‌اله عرب سرخي، مهدي عربشاهي، فرزانه عربي، علي عزيزي، زهرا عصاريان، روئين عطوفت، سيد عظيم عظيمي فر، جواد علائي، باقر علائي، علي علوي، عليرضا علوى تبار، محمدباقر علوى، دلارام علي، سعيده عليپور، رضا عليجاني، امير عليزاده، طاهر عليزاده، على عليزاده نائينى، محمد جعفر عمادى، محمود عمرانى، فريدون عموزاده خليلي، فريده غائب، على اصغر غروى، عليرضا غروى، ماجد غروى، مسيح غروى، سعيد غفارزاده، مسعود غفاري، على غفرانى، مهدى غنى، فريده غيرت، محمدتقى فاضل ميبدى، ليلا فاضلي، باقر فتحعلي بيگي، علي فتوتي، نادر فتورچي، ليلي فرهادپور، گيسو فغفوري، مرتضي فلاح، ارسلان فلاح، ابراهيم فتاحي، مقصود فراستخواه، عذرا فراهاني، پناه فرهادبهمن، مهدي فخر، پويان فخرآيي، مهدي فخرزاده، مريم فرخي، غفار فرزدى، شهين فرزين پژوه، حسن فرح آبادي، مهرآوه فردوسي، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فريد اعلم، بهرام فياضي، احمد قابل، هادى قابل، ليلي قاسم زاده، حسن قاضي مرادي، عباس قائم الصباحي، علي قديمي، خسرو قشقايى، ماهرو قشقايى، رحمانقلى قلى زاده، رضا قلي زاده، مهدي قلي‌زاده اقدم، عبدالحسين قمي زاده، عبدالمجيد قندى زاده، نظام الدين قهارى، ، عبدالحسين قمي‌زاده، مصطفى قهرمانى، ميثم قهوه چيان، حجت الله قياسى، رحمان كارگشا، اسداله كارشناس، حسين کاظمي، مرتضى كاظميان، جعفر كامبوزيا، رسول کامرانزاده، سينا کاميار، هادي كحال‌زاده، محسن كديور، منوچهر كديور، جميله كديور، خسرو كردپور، مسعود كردپور، سارا کرمانيان، على كرمى، محبوبه کرمي، عليرضا كرماني، جميله کريمي، روزبه کريمي، حسن كسمايي، فريدون کشکولي، علي رضا کفشکنان، فاطمه كمالي احمدسرايي، ناصر كميليان، پروين كهزادى، الهه كولائي، يعقوب كوثرى، محمد كيانوش‌راد، بهناز كياني، اميد گشتاسبي، بيژن گل افرا، محمد حسن گلرخيان، مهديه گلرو، اکبر گنجي، مسعود لدنى، معصومه لقماني، حسين لقمانيان، مجتبي لطفي، فريده ماشيني، حميدرضا مالکي، احسان مالکي پور، سعيد متقي، محمد تقى متقى، رجبعلي مزروعي، حسين مجاهد، سعيد مجرب، کريم مجرب، زهره مجردي، احسان محرابي، محسن محققى، جلال محمدلو، نرگس محمدي، نوشين محمدي، محمد محمدى اردهالى، فخرالسادات محتشمي پور، جواد محمودي، سيد على محمودى، فهيمه محمودي، فريد مدرسي، حسين مدني، سعيد مدنى، احمد مدادي، ماشاءالله مديحى، ، پيمان مرتب، قاسم مرادي، فريد مرجائي، آرمين مروج، مصطفى مسكين، رضا مسموعى، ضيا مصباح، ليلا مصطفوى، مصطفى مصطفوى، عباس مصلحى، محمد جواد مظفر، عبدالحميد معافيان، محمود معتقد، مهدي معتمدي مهر، احمد معصومي، علي‌اكبر معين‌فر، اصغر معين فر، ضياء مصباح، احمد معصومي، سارا معصومي، ياسر معصومي، بدرالسادات مفيدى، خديجه مقدم، مرتضى مقدم، علي مقيمي، علي ملازمي، فهيمه ملتى، کاظم ملکي، مصطفي ملكيان، علي مليحي، احمد منتظرى، جواد منتظري، سعيد منتظرى، آذر منصوري، خسرو منصوريان، علي مهرداد، سهيل مهروزي، كيوان مهرگان، نبي موسا، سيد احمد موسوي، سيدرضا موسوى سعادتلو، مهدي موسوي، سيد علي موسوي خوئيني، اتابک موسوي نسب، شهيندخت مولاوردي، عبدالله مومني، على مومنى، محمود مومنى، امير ميرخانى، سراج الدين ميردامادي، مريم ميرزائي، فخرالسادات ميرفتاحي، وحيد ميرزاده، الله كرم ميرزايى، فرهنگ نادري، مهدي نارکي، بهنود نادري، سارا نادري، فرشته ناصرگيوه چى، الناز ناطقي، مهدي ناطقي، حسن نراقى، سياوش نژادپور، زهره نصرالله زاده، محمود نعيم پور، علي اكبر نجفي، احمد نعمت زاده، جعفر نقمي، محمود نكوروح، امير نكوفر، محمد تقى نكوفر، علي نکونسبتي، سيد حميد نوحى، امير حسين نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، کامبيز نوروزي، حسين نوري زاده، نوشين نوع پرست، صالح نيكبخت، علي نيکوئي، احمد هادوي، محمد هادي هاديان، هادى هادى زاده يزدى، محمد هاشمي، ناصر هاشمي، بهاره هدايت، سيدهاشم هدايتي، عليرضا هندى، احسان هوشمند، اكبر والى، رسول ورپايى، نسرين وزيري، منصور وفا، فرناز وفائي، باقر ولى بيك، جليل ولى بيك، اعظم ويسمه، رحيم ياورى، على فريد يحيايى، محمود يگانلي، حنيف يزداني، كاظم يزدى، ابراهيم يزدى، عاطفه يوسفي، هيوا يوسفي، حسن يوسفى اشكوري، رضا يوسفيان، حسن يوسفيان آراني

خشم برخی از چهره های اقتدارگرا از پخش برنامه ای به مناسبت درگذشت مصدق از سیما:برخي چهره‌هاي اقتدارگرا از اقدام صدا و سيما در پخش فيلمي به مناسبت سالگرد درگذشت مصدق، به شدت انتقاد كردند. به نوشته اعتماد، روح‌الله حسينيان رييس مركز اسناد انقلاب اسلامي در يادداشتي به شدت از عملكرد صدا و سيما در تجليل از مصدق انتقاد كرد و خواستار قطع شدن دست‌هاي نامريي از اين سازمان شد. وي با اشاره به برنامه اخبار 30/20 در 14 اسفندماه تجليل از مصدق اظهار داشت: صدا و سيما چطور ممكن است به تمجيد از مردي بپردازد كه خيانت او به نيروهاي مذهبي بر هيچكس پوشيده نيست، مردي كه امام خميني(ره) در مورد او فرمودند: او مسلم هم نبود.
ابرار هم به نقل از محمود كاشاني فرزند آيت‌الله كاشاني نوشت: به نظر مي‌آيد كه ضرغامي رييس سازمان صدا و سيما، ارتباطي با جبهه ملي دارد كه از موقعيت خود به منظور زمينه‌چيني براي ساخت برنامه‌هاي خلاف واقع و دروغين درباره مصدق، جبهه ملي و مسايل مربوط به ملي شدن صنعت نفت، استفاده مي‌كند... اقدام اخير صدا و سيما در تعريف و تمجيد از مصدق و جبهه ملي تازگي ندارد. صدا و سيما سال پيش هم فيلمي در مورد مصدق، آيت‌الله كاشاني و مسايل مربوط به نفت ملي شدن صنعت نفت نمايش داد كه در آن مسايلي سراسر دروغ درباره اين شخصيت‌ها و رخدادها منعكس شده بود... صدا و سيما در 28 سال گذشته به صورت مرتب به ساخت و پخش برنامه‌هاي خلاف واقع و دروغ درباره مصدق مشغول بود در حالي كه آيت‌الله كاشاني و وقايع واقعي نهضت ملي شدن صنعت نفت همواره با سانسور گسترده مواجه بودند... ابرار در ادامه گزارش خود نوشت: به‌رغم انتقادات شديد چند سايت اينترنتي مرتبط با دولت نهم و تعداد محدودي از شخصيت‌هاي غالبا نزديك با محمود احمدي‌نژاد، بسياري از شخصيت‌ها و محافل سياسي سابقه‌دار رويكرد جديد ضرغامي در صدا و سيما را مورد تحسين قرار مي‌دهند و تاكيد مي‌كنند اين رويكرد باعث جلب اعتماد بيشتر شهروندان و تامين منافع نظام جمهوري اسلامي خواهد شد. مدير بخش خبر راديو و تلويزيون ايران در سال‌هاي اوليه انقلاب ضمن استقبال از رويكرد جديد صدا و سيما گفت: اين رويكرد جديد به نظر من بسيار مثبت است و پيش از آن‌كه مديريت كنوني سيما را براي بازگشايي جسورانه آرشيوهاي موجود در صدا و سيما در مقام پرسش قرار دهيم، ابتدا بايد اين سوال را متوجه مديريت‌هاي پيشين اين سازمان كنيم كه چرا براي انتقال پيام‌هاي تاريخي در خلال واقعيت‌ها كه در آرشيو وجود داشته، اقدامي انجام نداده‌اند. حزب‌الله نوشته است: بخش پر مخاطب اخبار 30/20 سيما در انتهاي گزارش ويژه خود در اقدام كم سابقه‌اي به موضوع برگزاري چهلمين سالگرد درگذشت مصدق‌السلطنه پرداخت. تقدير از مصدق با تعبيراتي نظير آن عزيز سفر كرده و يادش گرامي در مورد مصدق در حالي انجام شد كه تعجب بسياري از بينندگان و محافل اصول‌گرا را برانگيخت. خراسان هم نوشت: پخش برخي برنامه‌ها از صدا و سيما كه تا چندي پيش از خط قرمزهاي اين رسانه به شمار مي‌رفت، با بهت توام با استقبال بسياري از ناظران مواجه شده است. پخش بخش‌هايي از دادگاه خسرو گلسرخي در ايام دهه فجر و همچنين تصاوير دكتر مصدق در سالگرد درگذشت وي، از اين‌گونه برنامه‌هاست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

شب زندان مبارکتان -مسعود بهنود:تک تکشان را مي شناسيم، دخترهاي دستگير شده، تک تکشان آشنايند براي همه کساني که دستي به قلم و دلي در آزادي ايران داشته اند در اين سال ها. حاضر در تمام لحظه هائي که همدلي مي طلبيد. حاضر در تمام لحظاتي که ايستادگي لازم بود. غيرت طلب مي شد. وجود اين بچه ها نمک هر اجتماعي بود.اول بار که اين داستان زنداني کردن روزنامه نگاران آغاز شد با دستگيري شمس الواعظين، جلائي پور، جوادي حصار و ابراهيم نبوي شد – محسن سازگارا در اتاق عمل قلب بود و بعد در همان سي سي يو تحت نظر شد - . همان موقع جمع شديم در خانه شمس و من در پيچ گلابدره ديدم چند دختر دارند تند تند حرف مي زنند و هن هن زنان سربالائي را مي آيند سوارشان کردم. همان بچه هاي خودمان بودند. باز همين پيچ زماني اتفاق افتاد که باز شمس را گرفته بودند و هنوز ما را نفرستاده بودند وردست آن ها، باز اما مهم تر اين که اين بار مهرانگيز کار را هم گرفته بودند. همين قدر که با بچه ها سربالائي گلابدره را طي مي کرديم چشممان به سيامک افتاده. او هم داشت مي آمد تا شرح اين درد بر جمع گويد که امروز که به ملاقات رفته مهري را به چه حال ديده است. وقتي در وسط اتاق نشيمن خانه شمس سيامک اين با بغض گفت قبل از همه کلاف خانم بديعي باز شد که مي پرسيد يعني چه. بايد همين طور نشست. و زور او به علي آقا مزروعي رسيد که هم نماينده مجلس بود آن موقع، و هم از تصادف مهيبي جان به در برده بود. بچه ها چنان مي غريدند که دوست و آشنا سرشان نمي شد. مي پرسيدند که شما اصلاح طلب ها چه مي کنيد پس. توقعشان اين بود که ...سرخط اين بچه ها دست مهرانگيز بود که در آن لحظه با تن رنجورش در سلول انفرادي 8 زيرزمين اوين چمباتمه زده بود در برابر ديوار سفيدي که هرگز بدين نزديکي با انسان نبوده است. از کجا مي دانم اين سلول به چه شماره بود.روزيکه نوبت به ما هم رسيد که از پيچ اوين بگذريم . بابک پاسبان وظيفه که داشت مرا عبور مي داد از راهرو تنگ انفرادي هاي آموزشگاه وقتي که گفت اين جا سلول هشت است در گوشم گفت سلول خانم کار. بعدها بود که يک روز موقع انفرادي از بابک پرسيدم مگر خانم ها هم در همين جا مي آيند. تعجب زده بودم که زندان زنان همان کنارست و زندانبانان زن خود را دارد. بابک گفت زنداني با زنداني فرق دارد. همه زن ها در زندان زنان هستند اما خانم کار اين جا بود. همين جا.آن جا که مي گويم – انفرادي هاي زير آموزشگاه از نظر ساختماني پهلوي زندان زندان است و صداي آن ها مي آيد که دائم آواز مي خوانند و از صدايشان پيداست که سلول هايشان بازست جز گاهي که خانم رييس بند سلولي را براي جريمه يک زندان جيغ جيغوي بريده مي بندد. در آن زمان است که صداي ترانه هاي محزون مايه ديگري مي گيرد. به نظرم سنگدل ترين دل ها را مي لرزاند. اما آن ها زنداني عادي هستند که گاه صداي بچه هايشان هم شنيده مي شود اصولا وجودشان فاجعه است. ظلم است و نشانه اي از ظلم هاي جاري در جامعه . اما خانم هاي محترم سياسي که آواز نمي خوانند. اين را بابک از من مي پرسد.مي خواهد من برايش جواب درست کنم که مهرانگيز کار و شيرين عيادي چطور آن سکوت انفرادي را تحمل مي کردند. من چه جواب دارم بدهم. به زندان انداختن خانم ها از دوم خرداد شروع شد و به قول يک بازجو پاداش آن شورو حال هاي دوم خردادي. و از آن پس در هر ماجرائي که ساخته شد زنان بودند، اگر نه جلوتر. اوجش هم آن جا که پروانه همراه داريوش کاردآجين شد. اوجش هم وقتي که زهرا کاظمي را مردان بي غيرت اوين کشتند، از ميان دوربين داران تا گفته باشند که رحمي در دل بي رحممان نيست به نظرم پروين تنها کسي از جمع بچه هاي آن روزي بود که قبل از دوخرداد هم سابقه داشت. وقتي در پرونده فرج سرکوهي گرفتار بود، مي ديدم که کرک سياه صورتش هنوز باقي، دارد تجربه مي گيرد. بقيه بچه ها بعد از دوم خرداد آموختند. در جريان عمل. عمل کدام بود. وقتي که پاي دخترکي که قرار بود سنگسار شوند گريه مي کردند. وقتي که مي دويدند تا خودشان را به دادگاه دخترکي برسانند که در بکا گرفتار بي عدالتي قاضي بيمار شده است. وقتي که مي دويدند تا مانع اعدام دختر هجده ساله شوند که براي آن که اعدامش کنند سن او را دو سال بالا برده بودندو از دوم خرداد بود که زنان جنبش شدند. جنبشي که نه ربطي به جريان جهاني فمينسم دارد و نه ربط وثيقي با دوم خرداد، به نظرم حاصل زمان است و از دل نيازهاي طبيعي و طبيعي ترين فريادها برخاسته است. و باز به باورم اگر حاکمان نتوانند ظرافت و در عين حال صلابت و اهميت جنبش زنان را درک کنند و کار را به دست هاي زمخت همان ها بسپارند که فرهنگ نمي شناسند و به گوششان جز سر و کلاه همه چيزي بيگانه است، حاصلي به دست خواهد آمد که چيزي نيست جز زيان حکومت. ورنه به نظر من خانم مرتاضي که در همايش دانشگاه ام آي تي هم طعنه مي شنوند که چرا در نوشته ات گفته اي که فمينسيم به روايت جهاني را در ماجراي زنان ايران امروز راهي نيست. طعنه مي شنوند که چرا در بوستون هم روسري به سر داريد، چه باکشان از اين که شبي را با دخترهاي روزنامه نگار همسخن و همبند شوند. همسر کسي که سال ها به بند بوده است بند را خوب مي شناسند. در جمع بچه ها – که برخي را خوب مي شناسم و شاگردانم بوده اند – بعضي بار اول است که با راهروهاي اوين آشنا مي شوند. خانواده شان حق دارند که نگران باشند. اما اين گذرگاهي است که همه بايد از آن بگذريم . حتي بعضي که تصوري جز زندانباني براي خود قائل نبودند هم گذرشان به آن جا افتاده است.باورمان بود که جنبش هاي ما ديگر از دل سلول ها به در نمي آيد. اما افسوس که چنين نماند. و داستاني که قرار بود بعد از انقلاب فراموش شود دوباره زنده شده و دوباره همان شعارهاي شير و زندان است. و بخت پايان داستان با ما نبود. مانده است براي بچه هاي نسل امروز که هم امروز در اوين بودند.ديشب صورتي که داشتم از دستگير شده ها، کوتاه تر بود. تلفن کردم به خانه بعضي ها براي دلداري پدر و مادرهاي آشنا. امروز صورت درازتر شد. بايد با هم مرور کنيم : آسيه اميني، شادي صدر، ژيلا بني يعقوب محبوبه عباسقلي زاده، محبوبه حسين زاده، سارا لقماني، زارا امجديان، مريم حسين خواه، جلوه جواهري، نيلوفر گلكار، پرستو دوكوهكي، زينب پيغمبر زاده، مريم ميرزا، ساغر لقايي، خديجه مقدم، ساقي لقايي، ناهيد كشاورز، مهناز محمدي نسرين افضلي، طلعت تقي نيا، فخري شادفر، مريم شادفر، الناز انصاري، فاطمه گوارايي، آزاده فرقاني، سميه فريد، مرضيه مرتاضي، سارا ايمانيان، ناهيد جعفري، سوسن طهماسبي، پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني و شهلا انتصاري،پرستو سرمدي.

باري مبارک باد بر زندانبابان که قدرتي نماياندند. و مبارک باد بر تمام زنان ايران

سکوت ما -عیسی سحرخیز:حزب پادگاني حاکم بر کشور طي يک سال گذشته حملات چند سويه اي را عليه حق حاکميت ملت و آزادي هاي مصرح در قانون اساسي ايران و همچنين اعلاميه جهاني حقوق بشر که جمهوري اسلامي متعهد به اجراي کامل آن است شکل داده است. در اين مسير جنبش زنان ايران به ويژه طي يک سال اخير مورد تهاجم و تاخت و تاز گسترده اي قرار گرفته و فعالان جنبش زنان هر روز به بهانه اي تازه حقوقشان نقض و خودشان دستگير، بازداشت و يا ممنوع الخروج مي شوند.در تازه ترين اقدام که با هدف تشديد فضاي رعب و وحشت در کشور و از هم پاشاندن تشکل هاي فعالان حقوق بشر و حقوق زنان سازمان يافته است، نيروهاي اطلاعاتي- امنيتي روز يکشنبه سيزدهم اسفند ماه 85 با برخوردي خشن، برنامه ريزي شده و سازمان يافته حدود 40 نفر از زنان دانشگاهي، حقوقدان، وکيل، روزنامه نگار و ديگر فعالان جنبش زنان را که در اعتراض به برخوردهاي غيرقانوني با همکارانشان و دادگاهي کردن آنها و همچنين "تداوم سياست هاي سرکوب گرانه عليه مطالبات بر حق زنان ايران" و "تبعات منفي امنيتي نمودن فضاي مسالمت آميز فعاليت هاي مدني جنبش زنان" در برابر دادگاه انقلاب تجمع مسالمت آميزي را شکل داده بودند، دستگير و در نهايت به بند 209 زندان اوين منتقل کرده و با گذشت 24 ساعت از بازداشت، هنوز آنان را آزاد نساخته اند و به نظر مي رسد که بنا ندارند چهره هاي شاخص آنان را تا روز جمعي يعني سپري شدن زمان برگزاري مراسم روز جهاني زن رها سازند.روح و مفاد قانون اساسي ايران، اعلاميه جهاني حقوق بشر و به ويژه مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل با عنوان "اعلاميه حقوق ومسئوليت هاي افراد، گروه ها وارگان هاي دست اندرکار ارتقاء وحمايت از حقوق بشر جهاني وآزادي هاي اساسي" که ايران متعهد به اجراي کامل آن است به فعالان جنبش زنان حق برگزاري چنين تجمع مسالمت آميزي را داده و برخورد کنندگان با آنان را مجرم و مستحق مجازات مي شناسد."در اصل نهم قانون اساسي ايران تصريح شده است: "درجمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي کشور از يکديگر تفکيک ناپذيرند و حفظ انها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامي حق ندارد به نام استفاده از آزادي به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي و تماميت ارضي ايران کمترين خدشه اي وارد کند و هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي کشور آزاديهاي مشروع را، هرچند با وضع قوانين و مقررات، سلب کند."در اصل بيست و هفتم قانون اساسي نيز آمده است: "تشکيل اجتماعات و راهپيمائيها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مباني اسلام نباشد، آزاد است." اين اصل از جمله معدود اصول قانون اساسي ايران است که در نحوه اجراي آن بحثي از "قانون" ويا تصويب "قانون تفصيلي" نيامده است. به معناي ديگر، اصل 29 ادامه طبيعي اصل 9 قانون اساسي است که اذعان دارد هيچ مقامي حق ندارد حتي با وضع قوانين و مقررات "آزادي مشروع تشکيل اجتماعات و راهپيمائيهاي غيرمسلحانه و مسالمت جويانه" را از آحاد ملت ايران سلب کند.تجمع کنندگان در برابر دادگاه انقلاب متعهد به اعلاميه خود، ديروز نه تنها دست به کوچکترين اقدام غيرمسالمت جويانه اي نزدند، بلکه حتي آگاهانه از دادن شعار هم خودداري کردند تا نشان دهند که در آستانه 8 مارس، روزجهاني زن، کماکان چيزي به جز اجراي قانون و تاکيد بر حقوق قانوني خويش نمي خواهند."راهپيمايي و تجمع مسالمت آميز" حقي است که در بند يک ماده 20 اعلاميه جهاني حقوق بشرنيز بر آن تاکيد شده است: "هرشخصي حق دارد از آزادي تشکيل اجتماعات، مجامع و انجمنهاي مسالمت آميز بهره مند گردد."در شرايطي که نقض حقوق اساسي ملت در حاکميت کنوني در حال نهادينه شدن است و فعالان حقوق بشر تحت فشارهاي فزاينده قرار دارند، آنان بايد با استناد به قوانين داخلي و بين المللي و از جمله مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل با عنوان "اعلاميه حقوق ومسئوليت افراد، گروه ها وارگان هاي جامعه جهت ترويج و حمايت حقوق بشر و آزادي هاي اساسي شناسايي شده جهاني" به پاسداري هرچه بيشتر از حقوق خود و همفکران و همراهان خود از جمله ساکنان جديد اوين بپردازند.اين مصوبه مجمع عمومي سازمان ملل دست مدافعان حقوق بشر و آزادي هاي سياسي را بازگذارده و درمقابل، دست دولت ها و حکام نقض کننده قانون را براي برخورد با آنان بسته است.

ماده 3 اين اعلاميه تعريف مشخصي ازکنشگران و مدافعان حقوق بشر، حق و حقوق و دامنه فعاليت هاي آنان دارد: "هركسي به طور فردي و در همكاري با ديگران، حق ترويج و كوشش براي حمايت و درك حقوق بشر و آزاديهاي اساسي در سطوح ملي و بين المللي را دارد"... "مدافعان حقوق بشر، عبارتند از افراد، گروهها و ارگانهايي از جامعه كه حقوق بشر وآزاديهاي اساسي شناخته شده بين المللي را در سطح جهاني ترويج وحمايت مي كنند. مدافعان حقوق بشر درصدد ترويج وحمايت حقوق مدني وسياسي، ترويج، توسعه وتحقق حقوق اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي مي باشند . مدافعان حقوق بشر، همچنين حقوق اعضاي گروههايي همانند جوامع بومي را ارتقاء داده وحمايت مي نمايند. تعريف ياد شده شامل افراد يا گروههايي كه مرتكب خشونت مي شوند يا در ترويج چنين اعمالي مي کوشند، نخواهد بود."در ماده ٥ اعلاميه جزئيات بيشتر نحوه فعاليت اين شخصيت هاي حقيقي و حقوقي تبيين شده است:
به منظور ارتقا وحمايت حقوق بشر و آزاديهاي اساسي، ‌هر كسي به طور فردي يا با همكاري با ديگران در سطوح ملي و بين المللي حق انجام فعاليتهاي زير را دارد:
الف ) تشکيل جلسات و يا گردهم آيي هاي صلح آميز؛
ب ) تشكيل، پيوستن وشركت در سازمانها، انجمنها يا گروههاي غيردولتي؛
ج ) ارتباط با سازمانهاي غير دولتي يا بين المللي. در مقابل، در ماده ٤ و ماده 12 اين اعلاميه، نه تنها دست دولت هاي ناقض حقوق بشر براي تفسير ويژه از قوانين داخلي و بين المللي در جهت خدشه وارد شدن به اهداف و اصول منشور ملل متحد و اعلاميه جهاني حقوق بشر بسته شده است، بلکه آنها را مجبور مي کند که خود زمينه ساز فعاليت آزاد کنشگران حقوق بشر و حقوق اساسي ملت ها باشند:

ماده 4
هيچ چيز در اعلاميه حاضر نمي تواند به صورتي تفسيرشود که موجب خدشه يا تناقض با اهداف و اصول منشور ملل متحد يا موجب محدوديت يا خدشه به مقررات اعلاميه جهاني حقوق بشر، ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر و ديگر اسناد بين المللي و تعهدات قابل اجرا در اين زمينه گردد.

ماده ١٢
١- هركسي به طور فردي يا در همكاري با ديگران، حق شركت در اقدامات فعال صلح آميز عليه نقض حقوق بشر و آزاديهاي اساسي را دارد.دولتها بايستي اقدامات لازم را جهت اطمينان خاطر از حمايت شدن کليه افراد - به طور فردي يا در همكاري با ديگران - درمقابل هر گونه نقض، تهديد، مقابله به مثل، تبعيض منفي قانوني يا عملي، فشار يا هر اقدام خودسرانه ديگر را به عمل آورند، تا افراد، در اجراي مشروع حقوقي كه در اعلاميه حاضر به آنها اشاره شده، با موارد فوق مواجه نشوند. علاوه بر اين در ماده 9 اعلاميه تصريح شده است کساني که حقوق و آزادي هاي اساسي آنان نقض مي شود از اين حق مسلم برخوردار هستند که در محاکم قضايي داخلي و بين المللي مجرمان را به پاي ميز محاکمه بکشانند.

ماده ٩
١- در اعمال و اجراي حقوق بشروآزاديهاي اساسي - از جمله ارتقاء وحمايت از حقوقي كه در اعلاميه حاضر به آن اشاره شده - هر كسي به طور فردي يا با همكاري با ديگران، استحقاق تمتع از ترميم و جبران خسارت موثر وهمچنين حمايت شدن در هنگام مواجهه با موارد نقض اين حقوق را دارد.٢- به همين منظور، افرادي كه حقوق وآزاديهاي آنان نقض شده، به طور شخصي يا ازطريق نماينده مجاز قانوني، حق شكايت دارند و آن شكايت بايد سريعا در پيشگاه يك دادگاه مستقل، بي طرف وصالح در رسيدگي علني يا مرجع ديگري كه قانون تاسيس کرده، رسيدگي شده واز چنين مرجعي حکمي را اخذ کند. در مواردي كه حقوق يا آزاديهاي افراد نقض شده، لازم است امکان جبران خسارت از جمله پرداخت غرامت فراهم گرديده و تصميم يا راي احتمالي بدون هيچ تاخير ناروائي اجرا شود.٣- به همين منظور،

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اعتراض نماینده سازمان ملل در تهران به بازداشت فعالان زن :كنوت استبي"هماهنگ كننده مقيم سازمان ملل متحد در جمهوري اسلامي ايران درباره دستگيري گروهي از زنان در تهران، بيانيه‌‏اي صادر كرد.  در اين بيانيه آمده است: هماهنگ كننده مقيم سازمان ملل متحد در ايران حمايت كامل و موافقت خود با بيانيه‌‏اي كه امروز از سوي كميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل، درباره دستگيري حداقل 31 فعال زن در حين گردهمايي صلح آميز روز 4 مارس 2007 برابر با 13 اسفند 1385 صادر شد، اعلام مي‌‏دارد. با دستگيري‌‏ها و رفتار اعمال شده به نگراني‌‏هاي جدي دامن مي‌‏زند، به ويژه به دليل اينكه اين زنان از حقوق خود در مورد شركت در اجتماعات صلح آميز و آزادي بيان برابر با اصل 27 قانون اساسي ايران، همچنين برابر با كنوانسيون‌‏هاي بين المللي كه به وسيله ايران امضا و تصويب شده است ، استفاده نمودند. اين موضوع همچنين به اين نگراني دامن مي‌‏زند كه دستگيري‌‏ها تنها چهار روز پيش از روز بين المللي زن (8 مارس برابر با 17 اسفند) اتفاق افتاده كه تاكيد آن بر پايان معافيت از مجازات درباره خشونت عليه زنان و دختران است. در سال‌‏هاي اخير پيشرفت قابل ملاحظه‌‏اي در مورد پاره‌‏اي از مسائل جنسيتي در ايران رخ داده به ويژه درباره حقوق اقتصادي و اجتماعي زنان مانند باسوادي، آموزش و سلامت. با اين حال در مورد حقوق مدني و سياسي هنوز ضعف هايي وجود دارد كه بايد برطرف شوند. پاره‌‏اي از آنها شامل نابرابري‌‏هاي جنسيتي در حقوق مدني و خانواده، حضور محدود زنان در پاره اي از نهادهاي دولتي مانند مجلس و خشونت مبتني بر جنسيت است. سازمان ملل در ايران از تلاش‌‏هاي دولت و جامعه مدني براي رفع اين ضعف‌‏ها حمايت مي‌‏نمايد. براساس برنامه چهارم توسعه ملي ايران، براي دستيابي به اهداف ملي در اين موارد تلاش‌‏هاي مشترك دولت و جامعه مدني لازم است و فرصت ها بايد به سازمان‌‏هاي جامعه مدني براي رسيدن به اين اهداف داده شود. همان گونه كه كميسر عالي گفته است ايران ترغيب مي‌‏شود به كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان CEDAW بدون هيچ شرطي بپيوندد. اين براساس توصيه سازمان كنفرانس اسلامي OIC به كشورهاي عضو در برنامه اقدام 10 ساله آنها مصوب در مكه مكرمه در دسامبر 2005 است. تا به امروز كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان به وسيله 185 كشور از 192 كشور عضو سازمان ملل متحد تصويب شده است.

بزرگداشت 8 مارس (روز زن) در سازمان دانش آموختگان ایران :مراسم بزرگداشت هشت مارس «روز زن» در سازمان دانش آموختگان ایران برگزار خواهد شد. به گزارش روابط عمومی، در این مراسم که از سوی کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و سازمان ادوار تحکیم وحدت، ساعت 17 روز پنجشنبه 17 اسفند در محل سازمان دانش آموختگان ایران برگزار خواهد شد، خانم ها دکتر شهلا اعزازی، دکتر فاطمه صادقی، نسیرین ستوده (عضو کانون مدافعان حقوق بشر)، هما مداح (عضو مرکز فرهنگی زنان) ، فرناز سیفی (عضو مرکز فرهنگی زنان) و سخنرانی خواهند کرد. نشانی: تهران، خ خواجه نصیر، نرسیده به میدان عشرت آباد(سپاه)، پلاک 201، طبقه سوم.

گزارش کامل تجمع اعتراضی نسبت به بازداشت زنان در دانشکده علوم اجتماعی و مدیریت دانشگاه تهران : ظهر امروز‏، سه شنبه ۱۵ اسفندماه، تجمع و تريبون آزادی در اعتراض به بازداشت ۳۳ نفر از فعالين جنبش زنان خصوصا دانشجويان بازداشت شده در مقابل دادگاه انقلاب در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در اين تجمع که حدود ۲۵۰ نفر از دانشجويان در آن شرکت کرده بودند، پلاکارد هايی که روی آنها جملاتی همچون "حقوق زن حقوق بشر است" و "دوستانمان را آزاد کنيد" نوشته شده بود، در دست گرفته بودند و اعتراض خود را نسبت به دستگيری زنان فعال نشان دادند. گفتنی است ۶ نفر از دستگير شدگان به نام های سارا لقايی، نيلوفر گلکار، زينب پيغمبر زاده، آزاده فرقانی، نوشين احمدی خراسانی و نسرين افضلی از جمله دانشجويان بازداشت شده هستند. در حاشيه اين تريبون نمايشگاه عکسی از تجمع ۲۲ خردادماه در ميدان هفت تير بر پا شده بود. در اين تجمع که توسط کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت برگزار شد، ابتدا فاطمه دهدشتی‏، يکی از اعضای کميسيون زنان دفتر تحکيم، بيانيه اين کميسيون را که در اعتراض به بازداشت ۳۳ نفر از فعالين زنان و لغو مجوز برنامه های مربوط به ۸ مارس، روز زن، صادر شده بود قرائت کرد. در بخشی از اين بيانيه آمده است: جمعی از فعالين جنبش زنان که در حمايت از متهمين پرونده ۲۲ خرداد ۸۵ در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند، توسط نيروهای امنيتی محاصره و مورد ضرب و شتم قرار گرفتتند و سپس کليه افراد شرکت کننده، متهمين و وکيل ايشان دستگير شدند. دستگيرشدگان ابتدا به پليس امنيت و از آنجا به مرکز مبارزه با مفاسد اجتماعی (ساختمان وزرا) منتقل شدند. با توجه به اين که نگه داری فعالين زن درچنين مکانی تناسبی با شان و جايگاه اجتماعی آن ها ندارد و طبق نص صريح قانون اساسی مذکور درماده ی ۲۷ شرکت در تجمع های اعتراض آميز مردمی مجاز شناخته شده است، چنين اقداماتی نقض آشکار حقوق بشر و خلاف قانون اساسی است. نگه داری دستگير شدگان بدون تفهيم اتهام به آنان بازداشت غير قانونی محسوب می شود. سپس کاوه مظفری، طی سخنانی با اشاره به شعار مورد ادعای حاکميت که انرژی هسته ای را حق مسلم مردم می داند، گفت: صلح، دموکراسی و آزادی جزء حقوق مسلم ماست. وی در ادامه با اشاره به اين که ملت ايران خواهان جنگ نيست و خواستار صلح است خاطرنشان کرد: جنبش زنان پای حقوق خود ايستاده و بازداشت گسترده و ايجاد محدوديت مانعی برای ادامه راه آنان ايجاد نخواهد کرد. در ادامه اين برنامه ديگر دانشجويان شرکت کننده به بيان نظرات خود پيرامون بازداشت گسترده فعالين زن پرداختند. در پايان مراسم هم بيانيه انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران و فراخوان فعالين زن جهت برگزاری تجمع مقابل دادگاه انقلاب قرائت شد. همچنين طوماری نيز در حمايت از افراد بازداشت شده تهيه شده بود که به امضا دانشجويان شرکت کننده در تجمع رسيد. پس از اين تجمع‏، تجمع و تريبون آزاد ديگری با همين موضوع در دانشکده مديريت دانشگاه تهران برگزار شد. اين تجمع که در يکی از آمفی تئاترهای اين دانشکده برگزار شده بود با استقبال دانشجويان مواجه شد. در اين تجمع چند نفر از دانشجويان در حمايت از فعالين زن بازداشت شده سخنرانی کردند. همچنين سخنرانان ابراز اميدواری کردند که افراد بازداشت شده‏، خصوصا خانم نيلوفر گلکار‏، دانشجوی دانشکده مديريت دانشگاه تهران‏، هر چه سريعتر آزاد شود. يکی از دانشجويان در سخنان خود از حضور کمرنگ دانشجويان دختر در اين تجمع انتقاد کرد. پس از آن فريد هاشمی‏، يکی از اعضای انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران‏، با انتقاد از اين موضع بعضی از سخنرانان که اين تجمع را غيرسياسی و صرفا صنفی می خواندند‏، گفت: تجمع ما سياسی و در اعتراض به عملکرد حاکميت است. وی سپس با انتقاد از نحوه برگزاری تجمع گفت: در مقابل اين حرکت بی سابقه حاکميت واکنش درخورتری بايد نشان داد و تجمع بايستی در فضای باز دانشکده برگزار شود و تجمعی که در فضای در بسته برگزار شود مورد قبول ما نيست. فريد هاشمی سپس از دانشجويان شرکت کننده در اين تجمع خواست که به صحن دانشکده مديريت بروند و ادامه تجمع را در صحن برگزار نمايند. دانشجويان شرکت کننده در تجمع با جمع شدن در صحن دانشکده مديريت اقدام به خواندن سرود «ای ايران» و «يار دبستانی» کردند. در انتهای برنامه بهنام سپهرمند‏، عضو ديگر انجمن دموکراسی خواه، در سخنان کوتاهی از دانشجويان شرکت کننده در تجمع تشکر کرد. همچنين عباس حکيم زاده‏، يکی از دانشجويان دانشگاه اميرکبير‏، طی سخنانی گفت: حاکميت اقتداگرا با سياستی که در پيش گرفته نشان داده است که هر زمان فعالين مدنی و فعالين اجتماعی يک گام عقب بنشينند‏، حاکميت در راستای تضييع حقوق حقه مردم يک گام به جلو بر می دارد. حکيم زداه در ادامه افزود: اگر ديروز ۵۴ نفر از دانشجويان دانشگاه اميرکبير از دانشگاه اخراج شدند و به سربازخانه اعزام شدند، امروز شاهد هستيم که ۳۳ نفر از فعالين زنان را بی هيچ دليل موجهی بازداشت می کنند. اين دانشجوی دانشگاه پلی تکنيک در پايان به مقاومت مدنی جنبش های اجتماعی ايران اشاره کرد و گفت: تنها راه مقابله با فشارها، تسليم نشدن و ادامه مقاومت است.

3 تجمع اعتراض آمیز در دانشگاه تهران نسبت به بازداشت فعالان جنبش زنان : دانشگاه تهران در آستانه هشت مارس روز «زن» و در اعتراض به بازداشت فعالان زن امروز صحنه اعتراضات دانشجویی در قالب چند تجمع بود. در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، تجمعی از سوی کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت برگزار شد. در این تجمع صدها دانشجو شرکت داشته و خواستار آزادی هرچه سریعتر فعالان زن شدند. در این تجمع بیانیه کمیسیون زنان دفتر تحکیم و نیز بیانیه جمعی از دانشجویان لیبرال دانشگاه تهران قرائت شد. در تریبون آزادی که در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران نیز برگزار شد تجمع کنندگان خواستار آزادی فعالان جنبش زنان به ویژه نیلوفر گلکار دانشجوی این دانشکده شدند. همچنین تجمعی دیگری نیز به مناسبت 8 مارس در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 
اعتصاب غذاي زنان در زندان:چهل وهشت ساعت پس ازبازداشت سي وسه تن ازفعالان حوزه زنان، هشت تن ازآنها به نام هاي پرستو دوکوهکي، سارا لقايي، ساقي لقايي، نيلوفر گلکار، پرستو سرمدي، ناهيد انتصاري، فريده انتصاري و سارا ايمانيان با قيدقرارکفالت آزاد شدند. شب گذشته همچنين با خانواده هاي چندين تن ديگر اززندانيان ياد شده تماس تلفني برقرارشده تا امروزبا قرارکفالت آزاد شوند. ازجمله اين افراد مي توان به ناهيد کشاورز، ناهيد جعفري، آسيه اميني، سميه فريد و زينب پيغمبرزاده اشاره کرد. اين درحالي است که پروين اردلان و مهناز محمدي ازبيماري "ام اس" و خديجه مقدم از بيماري قلبي رنج مي برند و فعالان حقوق زنان، به شدت نسبت وضعيت سلامت آنان در زندان - که در صورت عدم مصرف داروهاي لازم به وخامت خواهد گراييد - ابراز نگراني مي کنند. يکي از افراد آزاد شده ديروز به "روز" گفت که محبوبه حسين زاده روزنامه نگار وعضو سازمان غيردولتي کنشگران نيز به لحاظ روحي در زندان تحت فشار قرار گرفته است. محبوبه حسين زاده پيش از اين در روزنامه هاي مختلف و از جمله اعتماد مشغول به فعاليت بوده است.شيرين عبادي برنده جايزه صلح نوبل، در گفتگو با روز در مورد علت دستگيري گسترده فعالان زنان در سيزدهم اسفند مي گويد: "مهمترین موضوعی که به نظر می رسد باعث اين برخورد شده باشد، اعتراض گسترده جنبش زنان ایران از طریق کمپین یک میلیون امضا نسبت به قوانين تبعيض آميز موجود است." عبادي مي افزايد: "استقبالی که از این طرح شد خیلی بیشتر از آن بود که همگان انتظارش را داشتند. به نظر من این موضوع ، خاطر بعضی از دولتمردان ایرانی را ناراحت کرده، چون تصور نمی کردند که زنان اینچنین منسجم به مخالفت با قوانین تبعیض آمیز برخیزند." لازم به يادآوري است که از ميان دستگير شدگان، افرادي چون پروين اردلان، نوشين احمدي خراساني وسوسن طهمباسبي طي ماه هاي گذشته بارها توسط مسئولين براي بازجويي درخصوص فعاليت هاي مسالمت آميزي که درحوزه زنان انجام مي دهند براي بازجويي احضار شده بودند. درآخرين مورد هنگامي که سوسن طهماسبي ازسفر خارج ازکشور بازمي گشت، پاسپورت وي توسط مسئولين توقيف شده بود. مجموعه اي ازافراد ياد شده، فعاليت کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين ضد زن را همراهي مي کردند. محبوبه عباسقلي، مديرسابق انتشارات جامعه ايرانيان وسردبيرفصلنامه فرزانه نيزهمراه باشادي صدر روزنامه نگار و وکيل دادگستري کمپين "قانون بدون سنگسار" را طي ماه هاي گذشته پي گيري مي کردند. سايت کنشگران ديروز با انتشارخبري اعلام کرد براي برخي از زندانيان وثيقه هاي سنگين تعيين شده که با مخالفت آنها روبه روشده است. سايت زنستان نيز خبر از اعتصاب غذاي زنان زنداني داده است. به نوشته اين وب سايت "نوشين احمدي خراساني، درتماس تلفني که با همسرش داشته است اعلام کرده است که از امروز ظهر بنا بر تصميمي دسته جمعي همه سي و سه زن بازداشت شده اعتصاب غذا را شروع کردند. احمدي خراساني به همسرش، جواد موسوي خوزستاني گفته است که اين تصميم گروهي را به اين دليل اخذ کرده اند که مسولان قول مساعد داده بودند که امروز همه دستگير شدگان جوان را آزاد کنند و چون اين اقدام صورت نگرفته است، در اعتراض اعتصاب غذا را آغاز کرده اند."

گفت وگوي يکي ازآزادشدگان با "روز"يکي ازآزاد شدگان روز گذشته درگفت وگو با روز گفت: "پس ازدستگيري، حدود هشت ساعت دراداره اماکن خيابان وزار بوديم. همه اين مدت درزيرزمين به سر برديم. بعد از آن ما را به وسيله دودستگاه ماشين ون به بند 209 زندان اوين منتقل کردند. تا رسيدن به بند 209 چشمانمان باز بود. اما پيش از رفتن به اين بند چشم بند زدند.کلا سي وسه نفر بوديم. آنها ما را به صف کردند تا به داخل سلول ها برند. حدود يک ساعت دريک راهروکنار ديوار با چشمان بسته ايستاده نشسته بوديم. براي شام به ما نان وپنير وچاي دادند. درحالي که چشمانمان بسته بود. همه به وضعيتي که آنجا داشتيم اعتراض کرديم، اما درپاسخ به ما فحش دادند. فحش محبوبشان که خيلي مي گفتند اين بود: «پدرسگ هاي ضد انقلاب». تا اينجا کساني که با طرف بودند همه مرد بودند. بعد تحويلمان دادند به خواهر ها. يکي از زن ها شادي صدر وکيل دادگستري وروزنامه نگار را شناخت. به گفت احوال شما خانم صدر؟ شادي صدر که چشم بند داشت گفتم که شما را نمي بينم. بعد به شادي گفت که چشم بندت را بردار. بعد دهان به دهان رسيد که همان پليس امنيت صبح در جلوي درب دادگاه انقلاب بوده است."وي درخصوص وضعيت سلول ياد شده گفت: "همه با چشم بند درسالن بوديم. بعد هرچهار پنج نفر را به يک سلول فرستادند. بستگي به فضاي سلول. شنيدم يکي هم شش تايي بوده است. سلوال ما توالت داشت. اما شنيدم که بقيه توالت نداشتند. به نظرم کاملا سلول انفرادي بود که براي چند نفر استفاده مي کردند. من کمتر ازيک ساعت درسلول انفرادي بودم که من را براي بازجويي صداکردند. بازجويي ازساعت 11:30 شب تا سه ونيم صبح طول کشيد. بازجويي هاي تک تک بود. ""درحين بازجويي بي احترامي نشد. حداقل به من. بازجوها مرد بودند. زني دراتاق نبود ودرمورد اينکه قراراست نگهمان دارند نيز صحبتي نکردند. شنيدم به برخي از افراد ديگر هم خبرداده اند که فردا (چهارشنبه) آزاد مي شوند. "

مخالفت با دستگيري گسترده زنان خبر دستگيري زنان انعکاس زيادي دررسانه هاي خارجي داشته است ازجمله روزنامه هاي نيويورک تايمز وواشنگتن پست به انعکاس گسترده اخبار اين دستگيري عجيب پرداخته اند. برنامه نظارت بر حمايت مدافعين حقوق بشر (به عنوان برنامه اي مشترک از "سازمان جهاني مبارزه عليه شکنجه" و "فدراسيون بين المللي حقوق بشر") و نيز سازمان عفو بين الملل با انتشار بيانيه هايي دستگيري زنان را محکوم کرده خواستار آزادي آنها شده اند.در داخل ايران نيز، گروه هاي هاي مختلف به واکنش نسبت به اين واقعه ادامه داده اند. در يکي از آخرين واکنش ها، کانون مدافعان حقوق بشردراعتراض به اين دستگيري ها آن را غيرقانوني اعلام کرده است. نرگس محمدي سخنگوي اين کانون گفته است: "بازداشت فعالان جنبش زنان از سوي نيروي انتظامي امري خلاف قانون است، چرا كه طبق اصل 27 قانون اساسي هرگونه اجتماعي به شرط آن كه مخل به مباني اسلام و مسلحانه نباشد، آزاد است، بنابراين تجمع فعالان جنبش زنان يك تجمع مسالمت‌‏آميز و در راستاي قانون بود و برخورد كنندگان با اين تجمع، امري خلاف قانون انجام داده‌‏اند." نرگش محمدي که خود ازفعالان حوزه زنان است با اشاره به ماده بيستم اعلاميه جهاني حقوق بشراضافه کرده است: "اين اعلاميه برگزاري هرگونه اجتماعي را از حقوق بنيادين و اساسي بشر معرفي كرده كه جمهوري اسلامي ايران نيز متعهد به اجراي اين اعلاميه است، چرا كه اين اعلاميه از سوي ايران پذيرفته شده و تمامي دولت‌‏ها در ايران نيز بايستي تابع اين اعلاميه باشند و خود را ملزم به اجراي مفاد آن بدانند. او همچنين محمدي، برخورد با زنان تجمع كننده مقابل دادگاه انقلاب تهران در آستانه هشتم مارس (روز جهاني زن) را اقدامي نگران كننده براي جوامع و فعالان حقوق بشري دانست: " ر طول سال‌‏هاي اخير با تجمعات زنان در هشتم مارس، 22 خرداد و نشست آنها براي كمپينگ يك ميليون امضا براي رفع قوانين تبعيض‌‏آميز عليه زنان برخورد شده است كه اين امري نگران كننده است."

ابهام در وضعیت 34 فعال جنبش زنان : حالی که بستگان فعالان دستگير شده جنبش زنان، از صبح روز دوشنبه، ۱۴ اسفند، درمقابل زندان اوين، منتظر دريافت خبری در مورد آنان هستند، سهراب سليمانی، مديرکل زندان‏های استان تهران، اعلام کرد: بازپرس درحال انجام تحقيقات در مورد زنان بازداشت ‏شده در تجمع مقابل دادگاه انقلاب است، و پس از انجام تحقيقات در اين خصوص، تصميم‏گيری می‏کند. نيروی انتظامی، صبح روز يکشنبه، ۱۳ اسفند، بيش از ۳۵ نفر از فعالان جنبش زنان را در برابر دادگاه انقلاب بازداشت کرد. فعالان جنبش زنان با برگزاری تجمع مسالمت آميزی درمقابل دادگاه انقلاب درخيابان شريعتی، به احضار و محاکمه اعضای جنبش مدافع حقوق زنان معترض بودند. دراين ميان، روزنامه اعتماد ملی، درگزارشی، به نقل از يک مقام آگاه در دادستانی تهران نوشت: حدود هفت تا هشت زن در مقابل دادگاه انقلاب تجمع کرده بودند، که به دليل اخلال در نظم و امنيت منطقه، به دستور مقام قضايی و با استناد به ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی توسط ماموران نيروی انتظامی بازداشت و به بازداشتگاه قانونی منتقل شدند. بر اساس اين گزارش، در ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی، آمده است: «هر گاه دو نفر يا بيشتر، اجتماع و تبانی نمايند که جرائمی بر ضد امنيت داخلی يا خارجی کشور مرتکب شوند يا وسايل ارتکاب آن را فراهم نمايند، در صورتی که عنوان محارب به آنان صادق نباشد، به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهند شد.» همچنين، محمود سالارکيا، معاون امور زندان‏های دادستانی تهران در گفت و گو با خبرگزاری کار، ايلنا، از تعداد بازداشت‏ شدگان، و اينکه آيا قراری برای آنها صادر شده است يا خير، ابراز بی‏اطلاعی کرد و گفت: وضعيت بازداشت‏شدگان، ظرف امروز و فردا مشخص می‏شود. محمود سالارکيا، معاون امور زندان‏های دادستانی تهران در گفت و گو با خبرگزاری کار، ايلنا، از تعداد بازداشت‏ شدگان، و اينکه آيا قراری برای آنها صادر شده است يا خير، ابراز بی‏اطلاعی کرد و گفت: وضعيت بازداشت‏شدگان، ظرف امروز و فردا مشخص می‏شود. سخنان آقای سالارکيا در حالی عنوان شد، که به نوشته روزنامه اعتماد ملی، اداره اماکن نيروی انتظامی شمار بازداشتی ها را ۳۲ نفر، و بستگان زنان دستگير شده، شمار آنها را بيش از ۳۵ نفر ذکر کرده اند. ضمن آنکه، برخی از رسانه های ايرانی، اسامی ۳۵ تن از دستگير شدگان را که در ميان آنها، روزنامه نگاران هم به چشم می خورند، منتشر کرده اند. به گزارش رسانه های ايرانی، اسامی بازداشت شدگان عبارت است از: پرستو سرمدی، شادی صدر، ژيلا بنی ‏يعقوب، آسيه امينی، محبوبه عباسقلی ‏زاده، مريم حسين ‏خواه، نيلوفر گلکار، جلوه جواهری، پرستو دوکوهکی، زينب پيغمبرزاده، ساغر لقايی، مريم ميرزا، خديجه مقدم، محبوبه حسين‏زاده، زارا امجديان، ساقی لقايی، سارا لقمانی، مهناز محمدی، ناهيد کشاورز، سارا ايمانيان، نسرين افضلی، فخری شادفر، مريم شادفر، طلعت تقی ‏نيا، فاطمه گوارايی، مينو مرتاضی، سميه فريد، سوسن طهماسب، آزاده فرقانی، پروين اردلان، نوشين احمدی خراسانی، الناز انصاری، شهلا انتصاری و ناهيد جعفری. در همين حال، همسر يکی از دستگير شدگان به راديو فردا گفت که مقام های زندان اوين و نيروی انتظامی از دادن هر گونه اطلاعات به بستگان دستگيرشدگان خودداری کرده اند، و می گويند که زنان دستگير شده در اختيار وزارت اطلاعات هستند و لذا آنها هيچ اطلاعی از وضعيت شان ندارند. وی که خواست نامش فاش نشود افزود: «به نظر می رسد، که دستگير شدگان، حداقل تا روز هشتم مارس، ۱۷ اسفند، که روز جهانی زن است، در زندان بمانند. زيرا قرار بود فعالان جنبش زنان، تجمعی را در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی برگزار کنند. بنابراين، مقام های اطلاعاتی گمان می کنند که با نگه داشتن دستگير شدگان در زندان، مانع از برگزاری اين تجمع خواهند شد.»
انتقاد از دستگيری فعالان جنبش زنان کانون مدافعان حقوق بشر، بازداشت جمعی از فعالان جنبش زنان را خلاف قانون دانست و خواستار آزادی هر چه سريع تر آنان شد. همسر يکی از دستگير شدگان به راديو فردا گفت که مقام های زندان اوين و نيروی انتظامی از دادن هر گونه اطلاعات به بستگان دستگيرشدگان خودداری کرده اند، و می گويند که زنان دستگير شده در اختيار وزارت اطلاعات هستند و لذا آنها هيچ اطلاعی از وضعيت شان ندارند. نرگس محمدی، سخنگوی اين کانون در گفت‏وگو با ايلنا،‏ با اشاره به جلسه صبح روز دوشنبه، ۱۴ اسفند، شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق‏ بشرگفت: «بازداشت فعالان جنبش زنان از سوی نيروی انتظامی، امری خلاف قانون است، چرا که طبق اصل ۲۷ قانون اساسی، هرگونه اجتماعی، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام و مسلحانه نباشد، آزاد است. بنابراين تجمع فعالان جنبش زنان، يک تجمع مسالمت ‏آميز و در راستای قانون بود، و برخورد کنندگان با اين تجمع، امری خلاف قانون انجام داده ‏اند.» همچنين، عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان ايران(ادوار تحکيم وحدت)، برخورد نيروهای امنيتی و انتظامی با تجمع مسالمت آميز زنان در برابر دادگاه انقلاب و بازداشت فعالان جنبش زنان را محکوم کرد. آقای مومنی گفت: «برخورد با اين تجمع مسالمت آميز اعتراضی، که بر اساس قانون اساسی و ميثاق های بين المللی، از حقوق طبيعی شهروندان محسوب می شود، نشاندهنده عزم جدی حاکميت برای سرکوب يکی از فعالترين طيف های جامعه مدنی ايران يعنی جنبش زنان است.» جبهه مشارکت ايران اسلامی از تشکل های اصلاح طلب نيز در بيانيه ای با ابراز تاسف شديد از برخورد با تجمع زنان خواستار اتخاذ تدابير مقتضی، توام با درک عميق از مطالبات زنان ايران شده است . اين تشکل اصلاح طلب در بيانيه خود اشاره کرده است که « اتخاذ تدابير امنيتی و محدود سازی در مواجهه با مطالبات و حقوق انسانی زنان در ايران، همواره به عنوان اولين و بهترين پاسخ به کار گرفته مي شود، همانطور که در تجمع ۲۲ خرداد ماه و اقدامات اعتراضی ديگر زنان به شکلی خشونتآميز پاسخ داده شد.» به گفته جبهه مشارکت ايران، «اگر با اين خواسته کاملاً انسانی و در قالب يک حرکت اعتراضی مسالمت جويانه برخوردهای امنيتی و محدود سازی صورت گيرد، در آينده ای نه چندان دور اين مسأله مي تواند تبديل به بحران های اجتماعی غيرقابل کنترل شود، که نمونه های آن را در اجتماع و به وفور و در گسترش آسيب ها و مشکلات اجتماعی مي توان مشاهده نمود.»

تجمع دانشجویان دانشگاه هنر در اعتراض به محدودیتهای پوششی برای دانشجویان :بعد ازظهر امروز، دانشجويان دانشگاه هنر تهران در اعتراض به ايجاد محدوديت‌‏هاي پوشش مختص دانشجويان اين دانشگاه، تجمع كردند. اعتراض اين دانشجويان به تعهد اجباري بود كه در اول ترم از دانشجويان اخذ شده و در آن دانشجويان متعهد مي‌‏شوند كه از مانتو, شلوار و مقنعه استفاده كنند و كسي نبايد پوشش روسري داشته باشد. براساس اين گزارش، يكي از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه، از دلايل ديگر تجمع دانشجويان به برخورد توهين‌‏آميز حراست و انتظامات دانشگاه با دانشجويان و مشكلات آموزشي مبني بر نبود استاد با صلاحيت اشاره كرد. وي تصريح كرد: دانشجويان متحصن با توجه به اينكه دانشجويان تئاتر و سينما بوده و پوشش خاص خود را دارند، خواهان دارا بودن پوشش متعارف با جامعه هستند. اين دانشجوي عضو انجمن اسلامي دانشگاه هنر تهران, افزود: دانشجويان خواستار لغو اين قانون توسط رياست دانشگاه هستند

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اسفند1385ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: