|
+ نوشته شده در سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
از ما ست که بر ما ست ؟!---نويسنده : مصطفی معین:وبلاگ دکتر معین:گراميداشت دوازدهم فروردين:
+ نوشته شده در سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
خاطرات زنان ايراني چقدر مي ارزد؟:در حاليکه خاطرات ملوان زن انگليسي، تا همين جا براي وي چند ده هزار پوند عايدي داشته است، زنان ايراني يکي بعد از ديگري به صورت "تلفني" به دادگاه انقلاب احضار مي شوند. يک شيوه احضار غيرقانوني و همراه با تهديد: "اگر نياييد، بازداشت مي شويد."به دنبال دستگيري چند تن از فعالان زن ايراني در روز 13فروردين در پارک لاله، به اتهام جمع آوري امضا، به گزارش سايت "کانون زنان ايراني" تعداد ديگري از فعالان جنبش زنان"در چند روز گذشته به صورت تلفني به دادگاه انقلاب احضار شدند". اين زنان اعلام کرده اند که چون"اين شيوه غير قانوني است، آنها در دادگاه حاضر نمي شوند." زينب پيغمبرزاده که در آخرين روزهاي سال 85 درمقابل دادگاه انقلاب دستگير شد، از جمله اين زنان است که چهار شنبه گذشته به صورت تلفني احضار شده است.اودرباره شيوه احضارش گفته است: "با تلفن همراهم تماس گرفتند و گفتند از دايره ويژه امنيت زنگ مي زنندو من بايد صبح يکشنبه به دادگاه بروم." او از رفتن به دادگاه خودداري کرده اما پس از چند روز دوباره با پدر او تماس گرفته و گفته اند:" اگر صبح دوشنبه در دادگاه حاضر نشود بازداشت خواهد شد". ناهيد جعفري هم از ديگر فعالان امور زنان است که به صورت تلفني احضار شده است. در اين احضار تلفني، شخصي که ادعا مي کرده "نماينده دادگاه انقلاب" است در برخورد با اين سئوال که چرا احضار کتبي نيست، به اين بسنده کرده که:"درصورت عدم حضور جلب خواهي شد و از احضاريه کتبي هم خبري نيست." فرناز سيفي، ديگر فعال جنبش زنان نيز تجربه مشابهي داشته است: "به من هم گفتند اگر نياييد با حکم جلب به سراغت خواهيم آمد." سخناني که در گفت و گوي تلفني با سارا لقماني ،جلوه جواهري و ژيلا بني يعقوب نيز تکرار شده است. هيچکدام از احضارشدگان در دادگاه حاضر نشده اندT زيرا "احضار تلفني اشخاص به دادگاه غير قانوني است" [فريده غيرت، وکيل دادگستري] هر چند خانم غيرت معتقد است: "اما چون در اين مرحله دادگاه انقلاب روشي را پيش گرفته که استدلال ما را نمي پذيرد، شايد بد نباشد كه احضار شدگان به دادگاه مراجعه وآنجا اعلام کنند که ما براي اثبات حسن نيت خود و تعيين تکليف پرونده مان به دادگاه آمده ايم.اما مي دانيم اين شيوه احضارمان غير قانوني است."احضار تلفني از مدت ها پيش در سيستم قضايي ايران رايج شده است. پرسروصداترين احضارهاي تلفني، مربوط به پرونده سيامک پور زند، روزنامه نگار هفتاد و چند ساله بود که منجر به احضار بيش از صدها نويسنده، روزنامه نگار، فيلمساز، فيلسوف، نقاش ...به اداره اماکن نيروي انتظامي شد. محمد علي سفري، روزنامه نگار و وکيل دادگستري، بعد از اين احضار ها بر اثر سکته قلبي درگذشت. در آن دوره نيز تعدادي از احضارشدگان با استناد به اينکه احضار تلفني، عيرقانوني است از حضور در اداره اماکن خودداري ورزيدند و با رسانه اي کردن اين موضوع، کار گردانندگان ماجرا را اگر چه متوقف نکردند، اما سخت کردند. خانم غيرت در همين ارتباط و در پاسخ به اين سئوال که در صورت خودداري احضارشدگان از حضور دردادگاه، آيا امکان جلب و زنداني كردنشان وجود دارد،مي گويد:"بله مي توانند اين کار را بکنند.وقتي دو نفر را در سيزده بدر به خاطر جمع آوري امضا جلب مي کنند، لابد اين کار هارا نيز قادرند انجام دهند..."راستي اگر روزي زنان ايراني، و البته همراه با مردان ايراني، فقط خاطرات اين احضار هاي غير قانوني را بنويسند، ارزش مالي آن چقدر خواهد بود؟
اعتراضات معلمان همدانی نسبت به بازداشت 45 معلم در این شهر :به دنبال بازداشت بیش از 40 معلم در همدان از سوی نهادهای امنیتی در عصر روز شنبه 18 فروردین ماه، فرهنگیان این شهر دیروز و امروز با حضور در اداره آموزش پرورش شهر همدان نسبت به بازداشت همکاران خود اعتراض کردند. به گزارش خبرنگار ادوارنیوز صبح یکشنبه خانواده بازداشت شدگان فرهنگی به همراه تعدادی از معلمان با مراجعه به رییس اموزش پرورش این شهر درخواست آزادی افراد بازداشت شده را کرده اند که در جریان این تجمع در اداره آموزش و پرورش یکی دیگز از فرهنگیان به نام زارعی نیز بازداشت شده است. همچنین تعدادی از معلمان همدانی از صبح امروز در اعتراض به این بازداشتها از حضور در کلاسهای درس امتناع کردند و مدارس این شهر در نوبت صبح در حالت نیمه تعطیل بوده است. اسامی تعدادی از بازداشت شدگان روز شنبه که از طریق منابع نزدیک به شورای هماهنگی کانونهای صنفی فرهنگیان در اختیار ادوارنیوز قرار کرفته سات به شرح زیر است: نادرقدیمی، زارعی،نجفی،فروزانفر،جلیلیان،رفاهیت، نادری،پیرتاج،قدیمی،جباری،آزمند،غلامی. خبرهای تکمیلی از آزادی 6 تن از 45 معلم بازداشتی در روز شنبه حکایت دارد
انتشار مطلب توهین امیز نسبت به عزت ابراهیم نژاد شهید کوی دانشگاه و خانواده اش در وبلاگ مسعود ده نمکی :مسعود ده نمکی یکی از اعضای برجسته سابق گروههای فشار که به استناد گزارش دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به همراه سایر دوستان چماقدارش در حمله به کوی دانشگاه تهران شرکت داشته است، با انتشار مطلبی در وبلاگ شخصی اش به قلم فردی به نام علیرضا آستانه به عزت ابراهیم نژاد شهید فاجعه کوی دانشگاه تهران و خانواده وی توهین کرد.ده نمکی که این روزها با توجه به فروش بالای فیلم اخراجی ها که داستان حضور گروهی اوباش در جبهه های جنگ را به تصویر می کشد، در کانون توجه محافل خبری قرار گرفته است،در وبلاگ خود اورده است : "....چه کسی بهانه برای ازرونق انداختن نقد حاکمان ایجاد کرد تا اصلاح طلبی معادل ترسو بودن و ضعف تعبیر شود و تصویر مصلحی چون محمدخاتمی به کاریکاتور محمدچاخان مبدل شود.تا چه گورا هازنده شوند و بیایند وفحش بردرو دیوار بنویسند.یا مثلا چه کسی عزت ابراهیم نژاد را از خواب بیدارکرد و گفت :جای خواب مفت گیر اوردی..بیا عوض اینهمه مفت خوری بجنگ!...."......اگر می دانستم نام آن کسی را که برای جای خواب ابراهیم نژاد ، مرگش را به عوض می خواست میرفتم و یقه اش را می گرفتم.ابراهیم نژاد یک شاعر بود.قراربود که دست مارا هم به سیدعلی صالحی برساندکه فرصت نداد مرگ.خانواده اش چکارمی کنند الان؟از طبقه فرودست جامعه.درشهر پلدختر لرستان.که از طریق ساختن میل باستانی و چماق امرار معاش می کردند.با در آمدی حداکثر ماهی صدهزارتومان.شیرین خانم عبادی شاید نوبلش را مدیون وکالت مرگ عزت باشد.اما بعد از جایزه چندمیلیون تومان از آن پول یک میلیارد تومانی را هم از خانواده ابراهیم نژاد دریغ داشت .تا در مرگ تدریجی نلولند.اما کسی مگر از شیرین خانم می تواند چنین طلبی کند؟اهداف صلح آمیز پس از دست برود؟ لازم به ذکر است اکبر محمدی یکی از دانشجویان بازداشت شده در حادثه کوی دانشگاه که به 15 سال حبس محکوم شده بود تابستان گذشته بر اثر اعتصاب غذا در زندان اوین درگذشت واحمد باطبی یکی دیگر از دانشجویان بازداشتی که به اعدام محکوم شده بود هنوز در زندان بسر می برد.
تاجزاده:تازماني كه به شكايتم از جنتي رسيدگي نشود، از خود دفاع نميكنم:مصطفي تاجزاده كه با شكايت مدعيالعموم و يك شاكي خصوصي به اتهام نشر اكاذيب و توهين، به دادگاه احضار شده است، اعلام كرد كه به احترام قانون در دادگاه حاضر ميشود اما در اعتراض به بيعدالتي صورتگرفته و عدم تشكيل دادگاه آيتالله جنتي كه تاجزاده در مورد همين پرونده شاكي اوست، از خود دفاع نخواهد كرد. مصطفي تاجزاده در گفتوگو با خبرنگار "ايلنا"، با بيان اينكه در احضاريهاي كه به دستش رسيده، زمان تشكيل دادگاه 26 فروردين اعلام شده است، گفت: تا جايي كه اطلاع دارم، شاكي من آقاي غفوري، سخنگوي نماينده آيتالله جنتي در هيات نظارت بر انتخابات مجلس ششم در شهرستان تهران است كه گزارش غيرمنصفانه وي منجر به مخدوش شدن آراي مردم تهران شد چراكه جنتي با استناد به گزارش سراسر كذب وي، اقدام به ابطال غيرقانوني حدود 700 هزار راي شهروندان تهراني كرد. وي تصريح كرد: سه سال پيش قاضي مرتضوي مرا به اين استناد احضار كرد و من در همان جا اعلام كردم تا زماني كه آقاي جنتي محاكمه نشود، من به عنوان اعتراض از خودم دفاع نخواهم كرد و لذا قاضي هرگونه كه مايل است ميتواند در اين زمينه حكم صادر كند. تاجزاده خاطرنشان كرد: همزمان با شكايت جنتي از من, من نيز از جنتي به اتهام مخدوش كردن آراي مردم و ابطال غيرقانوني 700 هزار راي شهروندان كه منجر به تغيير نتيجه آرا و راهيابي حداد عادل -كه راي نياورده بود- به جاي عليرضا رجايي به مجلس ششم شد، شكايت كردم كه به شكايت جنتي رسيدگي و دادگاه من تشكيل شد اما به شكايت من عليه جنتي رسيدگي نشد. وي اظهار داشت: امروز كه نماينده آيتالله جنتي اعلام كرده است به او توهين كردهام و از من به شكايت كرده، براي احترام به قانون در دادگاه حاضر خواهم شد اما در اعتراض به اينكه چرا تاكنون دادگاه جنتي تشكيل نشده است، از خودم دفاع نخواهم كرد. عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي افزود: در صورت محاكمه جنتي و تشكيل دادگاه و صدور حكم براي وي، من نيز از خودم دفاع خواهم كرد اما مادامي كه جنتي محاكمه نشود، چون قصد دفاع از خود را ندارم، در اين پرونده وكيلي اختيار نخواهم كرد
+ نوشته شده در سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
کشاورز و حسين زاده سريعا آزاد شوند:برنامه نظارت بر حمايت مدافعين حقوق بشر، برنامه اي مشترک از "سازمان جهاني مبارزه عليه شکنجه" [OMCT] و "فدراسيون بين المللي حقوق بشر" [FIDH]، اطلاعات جديدي را درخصوص دو تن از فعالان حقوق زن در ايران دريافت کرده است.اطلاعات جديد:برنامه نظارت از سوي منابع قابل اطمينان، از جمله انجمن ايراني دفاع از حقوق بشر مطلع شده است که خانم ناهيد کشاورز و خانم محبوبه حسين زاده، به عنوان دو تن از اعضاي کميته رسانه "کمپين يک ميليون امضا" مجدداً دستگير و بازداشت شده اند. با توجه به اطلاعات رسيده، خانم ناهيد کشاورز و خانم محبوبه حسين زاده در تاريخ 2 آوريل 2007 درحال جمع آوري امضا براي عريضه مبارزه با تبعيض حقوق زنان در پارک لاله تهران دستگير شده اند. ازطرف ديگر، خانم سارا ايمانيان، آقاي همايون نامي و خانم سعيده امين، به عنوان سه عضو ديگر اين کمپين، پس از گذراندن يک روز بازداشت [در اداره پليس] آزاد شده اند. در تاريخ 3 آوريل 2007، خانم ناهيد کشاورز و خانم محبوبه حسين زاده به دادگاه انقلاب برده شده و در مدت بازجويي از آنها خواسته شده تا موافقت خود را مبني بر خاتمه دادن به فعاليت هايشان در "کمپين" اعلام کنند. و زماني که از انجام اين کار سرباز زده اند، آنها را به "اقدام عليه امنيت ملي" محکوم کرده و به زندان اوين منتقل کرده اند. آن دو درحال حاضر در بند 209 اين زندان بسر مي برند.به علاوه، به آنها گفته شده که خواسته هاي "کمپين" برخلاف موازين اسلامي است. اين خواسته ها عبارتند از: رعايت حقوق مساوي زنان در مقوله وراثت؛ ارزش برابر بين زن و مرد به عنوان شاهد در دادگاه؛ پرداخت ديه مساوي براي زن و مرد؛ لغو داشتن چند همسر در آن واحد [براي مردان]. قابل ذکر است که خانم ناهيد کشاورز همچنين يکي از اعضاي مرکز فرهنگي زنان مي باشد که به طور مرتب گزارشات و مقاله هايي را براي وب سايت اين سازمان غيردولتي مهم [www.herlandmag.info] و وب سايت "کمپين" [www.weforchange.net] تهيه و تنظيم مي کند. به علاوه، خانم کشاورز به عنوان يک جامعه شناس با نشريات مهم کشور نيز همکاري مرتب دارد. خانم محبوبه حسين زاده نيز يکي از اعضاي مرکز آموزش و تحقيقات سازمان جامعه مدني ايران است که اخيراً توسط نيروي انتظامي بسته شد [www.koneshgaran.net]. وي به عنوان روزنامه نگار وب سايت اين سازمان غيردولتي برجسته با هدف تحکيم و تعميق جامعه مدني فعاليت داشته است. اطلاعات اوليه: در تاريخ 4 مارس 2007، تعداد 33 فعال حقوق زن به دنبال يک گردهمايي مسالمت آميز و آرام در مقابل دادگاه انقلاب تهران که به منظور يادآوري روز بين المللي زن [8 مارس] انجام شده بود دستگير و بازداشت شدند. انگيزه ديگر اين گردهمايي اعتراض به محاکمه شش مدافع حقوق زن بود که به گردهمايي مسالمت آميز ژوئن 2006 و "کمپين يک ميليون امضا"يي مربوط مي شد.قابل ذکر است که خانم ناهيد کشاورز، خانم محبوبه حسين زاده و همچنين خانم سارا ايمانيان در ماه مارس، يعني قبل از اينکه به قيد وثيقه آزاد شوند، دستگير شده بودند. اقدامات مورد درخواست: 1. تحت هر شرايطي، سلامت روحي و جسماني خانم ناهيد کشاورز و خانم محبوبه حسين زاده را تضمين کنند.2. اطمينان دهند که اين اشخاص هر چه سريعتر و بي قيد و شرط آزاد خواهند شد، زيرا که محکوميت آنها کاملاً مستبدانه است.3. سريعاً به هرگونه اتهامات خودکامه عليه اين دو و 31 فعال ديگر که آنها نيز در زندان بسر مي برند پايان دهند. 4. سريعاً به هرگونه اقدام تهديدآميز و آزاردهنده عليه تمامي مدافعين حقوق بشر در ايران پايان دهند. 5. به مواد بيانيه مدافعين حقوق بشر، تصويب شده توسط مجمع کل سازمان ملل در تاريخ 9 دسامبر 1998، احترام گذاشته و آن را رعايت کنند. به ويژه ماده پنجم آن [قسمت اول] که مي گويد: "هر شخصي به صورت فردي يا گروهي و به هدف حمايت و ارتقاي حقوق بشر و آزادي هاي اصلي، اين حق را دارد که در سطوح ملي و يا بين المللي اقدام به تجمع مسالمت آميز نمايد" و همچنين ماده 8.2 که مي گويد: "هر شخصي به صورت فردي يا گروهي اين حق را دارد که در راستاي عملکرد بهتر و ترقي سازمان ها و ارگان هاي دولتي کشورش و همچنين حمايت از حقوق بشر و تحقق بخشيدن به آزادي هاي اصلي پيشنهاد يا انتقادهايي را مطرح نمايد".6. به طور کلي، تحت هر شرايطي اطمينان دهند که در ايران مفاد حقوق بشر و آزادي هاي اصلي مطابق با استانداردهاي بين المللي حقوق بشر و ديگر دستگاه هاي بين المللي که توسط ايران نيز تصويب شده رعايت خواهند شد. براي معلمين هم "رافت اسلامي" نشان دهيد:شروين اميدوار45 تن از معلمان همداني شامگاه شنبه در محل برگزاري جلسه کانون صنفي معلمان همدان بازداشت شدند. به گزارش سايت آفتاب ماموران نيروي انتظامي در ساعت 20 وارد محل برگزاري جلسه اين معلمين شدند و 30 نفر حاضريندر جلسه را دستگير کردند. ماموران سپس با مراجعه به منازل 15 تن ديگر از معلمان آنها را نيز بازداشت کردند و به اين ترتيب تعداد معلمان بازداشت شده به 45 نفر رسيد. کانون هاي صنفي معلمان استان هاي شمال و شمال غرب ايران در بيانيه اي ضمن تاييد خبر بازداشت اين معلمان، اعلام کردند: "بار ديگر دولت مهرورز از سر مهرورزي و عدالت مداري دستان پر قدارت خود را براي آزار و اذيت مورد اعتمادترين قشر جامعه ايران اسلامي باز نموده و با بازداشت همكاران ما نسبت به عدم توانايي خود در عمل به وعده وعيد هاي رئيس دولت و وزير ناتوان، قصد فرافكني مشكلات جامعه صبور فرهنگيان را دارند". در اين بيانيه همچنين آمده: "تبليغات پوچ ولي هدفدار صدا و سيماي ضرغامي همراه با ناتواني و ضعف شديد تيم مسئول وزارت آموزش و پرورش در طي دوران خدمت دولت نهم اين ذهنيت را در بين فرهنگيان كشور تداعي نموده كه دولت و وزير آموزش و پرورش به هيچ وجه قصد كاهش مشكلات جامعه فرهنگيان را نداشته بلكه با جور و ستم قصد پاسخگويي به مردان و زناني دارند كه 28 سال با سيلي صورت خود را سرخ نگهداشته و در تمامي مشكلات كشوري در صف اول ايستاده ولي در تقسيم بودجه كشوري هميشه از ياد و خاطره مسئولان بدور بوده اند". کانون هاي صنفي معلمان شمال و شمال غرب کشور همچنين با تاکيد بر عملي نشدن "هيچ کدام از وعده و وعيدهاي" احمدي نژاد در بيانيه خود نوشته اند:" با كمال تاسف باب توهين و حرمت شكني در دولت ايشان باز گشته و در طول يك ماه گذشته بيش از هزار نفر از معلمان ايراني مزه تلخ توهين، ضرب و شتم و دستگيري و بازداشت و زندان را چشيده اند". اين بيانيه ضمن محكوم کردن اين عمل دولت احمدي نژاد "از تمامي آزاد مردان و زنان و كليه انسانهاي آزاده" خواسته است كه با "محكوم كردن اين رسم غلط اجازه ندهند يكي از مهمترين مراكز تمدن بشري در كارنامه خود چنين اعمال زشتي را ثبت نمايد". ادامه اعتراض معلمانبازداشت معلمان همداني در ادامه سياست سرکوب اعتراضات صنفي معلمان است که روز 23 اسفند با بازداشت بيش از 1000 معلم در مقابل مجلس شوراي اسلامي به اوج خود رسيد. تعدادي از معلمان بازداشت شده در اواخر اسفند از زندان آزاد شدند، اما گروهي از چهره هاي شناخته شده معلمان تعطيلات نوروزي را در زندان باقي ماندند. گزارش هاي انتشار يافته در رسانه هاي کشور حاکي از آن است که خانواده 9 تن از معلمان براي آزاديشان در هفته دوم فروردين 290 ميليون تومان وثيقه به دستگاه قضائي سپرده اند. علي اکبر هاشمي، دبيرکل سازمان معلمان ضمن تاييد اين خبر گفته است: "شش نفر از معلمان بازداشتي از اعضاي كانون صنفي معلمان ايران و سه نفر از اعضاي سازمان معلمان ايران بودند كه در اواسط نوروز آزاد شدند". براساس اعلام دبيرکل سازمان معلمان "براي هر يك از اعضاي كانون صنفي معلمان، وثيقه ۳۰ ميليون توماني و براي اعضاي سازمان معلمان به دليل انتشار سئوالات موهن وثيقه ۵۰ ميليون توماني تعيين شد". شوراي سراسري تشکل هاي صنفي معلمان سراسر کشور در 10 فروردين جلسه اي براي بررسي وضعيت درخواست هاي معلمان در تهران تشکيل داد که در آن اعلام شد: "در اعتراض به برخوردهاي غير قانوني نهاد هاي امنيتي و انتظامي با فرهنگيان در مقابل مجلس وبازداشت معلمان تهران و کرمانشاه؛در روزهاي يکشنبه و دوشنبه 26 و 27 فروردين 86، ضمن حضور در دفترمدارس، عليرغم ميل خود از حضور در کلاس هاي درس امتناع خواهيم کرد". کانون هاي صنفي معلمان سراسر کشور در عين حال اعلام کردند روز يک شنبه 9 ارديبهشت 86 ضمن حضور در مدارس از حضور در کلاس هاي درس خودداري مي کنند و روز 12 ارديبهشت همزمان با روز معلم در شهرستان ها در مقابل ادارات اموزش و پرورش و در مراکز استان ها در محل سازمان هاي آموزش و پرورش دست به تجمع مي زنند. شوراي هماهنگي تشکل هاي صنفي معلمان سراسر کشورهمچنين تاکيد کرده که در صورت عدم تحقق خواسته هاي صنفي فرهنگيان، روز سه شنبه 18 ارديبهشت از ساعت 13 تا 17 معلمان سراسر کشور در مقابل مجلس شوراي اسلامي اقدام به تجمع گسترده کشوري خواهند کرد. "اجراي لايحه مديريت خدمات کشوري"، "عذرخواهي دولت از ضرب و شتم معلمان در وقايع 23 اسفند 85" که معلمان آن را "روز سياه تعليم و تربيت در ايران" نامگذاري کرده اندو"عزل وزير آموزش و پرورش" سه خواسته اصلي معلمان معترض اعلام شده است. استيضاح فرشيدي در ابهامدر همين حال طرح داريوش قنبري، يکي از اعضاي فراکسيون اقليت مجلس ديروز به خبرنگاران پارلماني گفت طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش با 50 امضاء آماده ارائه به مجلس است. محورهاي استيضاح احتمالي محمود فرشيدي براساس اعلام نماينده ايلام در مجلس"نمود برخي افکار تحجرآميز در آموزش و پرورش"، "سئوالات توهينآميز در آزمون ضمن خدمت فرهنگيان"، "سوءمديريت"، "عمل نکردن به وعدههايي که هنگام رأي اعتماد گرفتن از مجلس داده شد"، "عملي نشدن وعده دو ماه پاداش به فرهنگيان و عدم اقدام جدي در اين راستا"و "بيتوجهي به وضعيت معيشتي فرهنگيان" است. به گفته داريوش قنبري نمايندگاني که خواهان استيضاح وزير آموزش و پرورش هستند قرار است روز دوشنبه جلسه اي كاري به منظور تقسيم كار داشته باشند. شهريار مشيري يکي ديگر از نمايندگان مجلس نيز دو روز پيش با بحق خواندن مطالبات معلمان گفت:" اين درست نيست كه در كشوري كه نام جمهوري اسلامي دارد به خاطر درخواست معلمان براي افزايش مطالباتشان عدهاي از آنها دستگير و روانه زندان شوند". وي با تاکيد بر اينکه دولت در تحقق مطالبات معلمان كوتاهي كرده است و حاضر نيست نارساييهاي خود را در اين مورد بپذيرد، اظهار اميدواري كرد:"رأفت و عطوفت اسلامي كه شامل حال ملوانان انگليسي شد شامل معلمان بازداشتشده هم شود". محمود فرشيدي اما چندي پيش در سفري که به قم داشت و در آن از سوي مراجع نيز به وي توصيه شد که به وضعيت معيشتي معلمان و خواسته هاي آنان توجه کند، در پاسخ به خبرنگاران درخصوص استيضاح خود در مجلس شوراي اسلامي و درخواست برخي نمايندگان براي استعفا پاسخي نداد و تنها گفت: "بااين سئوال كام خود را تلخ نكنيم". عبدالله مومنی ادامه بازداشت ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده را محکوم کرد :عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران، ادامه بازداشت ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده از فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین ضد زن را محکوم کرد. عبدالله مومنی، در گفتگو با خبرنگار ادوارنیوز با اعلام این مطلب گفت: بازداشت فعالان جنبش زنان در آخرین روز تعطیلات نوروزی سال جدید نشان دهنده ادامه خط سرکوب جنبش های اجتماعی و فعالان مدنی در سال جدید برخلاف اصول مصرح قانون اساسی و تعهدات بین المللی جمهوری اسلامی است. مومنی گفت: حاکمیتی که مسالمت آمیز ترین حرکات فعالان اجتماعی مانند جمع آوری امضا برای تغییر قوانین را بدین شکل سرکوب و فعالان مدنی را به زندان می افکند چگونه انتظار اتحاد و انسجام گروه های مختلف را دارد. عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران، با اشاره به آزادی ملوانان انگلیسی گفت: دولت جمهوری اسلامی که برای سرپوش گذاشتن بر اشتباهات راهبردی خود در سیاست خارجی با اجرای نمایشنامه های مضحک تلویزیونی مدعی رافت و بخشش نسبت به نظامیان خارجی است اما فعالان اجتماعی و سیاسی جامعه مدنی ایران که به روش های مسالمت آمیز اعتراض خود را نسبت به سیاست ها و قوانین ناعادلانه بیان می کنند، هیچ سهمی از این رافت ادعایی ندارند. عبدالله مومنی در پایان با محکومیت ادامه فشارهای وارده بر فعالان حقوق زنان خواستار آزادی دو تن از فعالان بازداشتی حقوق زنان و پایان روند برخوردهای امنیتی با فعالیتهای مدنی زنان شد.
+ نوشته شده در دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
عفو از سر اقتدار يا از ترس؟--حمید احدی :با گذشت دو روز از آزاد سازي نمايشي ملوانان بريتانيائي و در حالي که اعترافات آن ها به آزارشان در مدت اقامت در ايران آثار اوليه شادماني رسانه هاي اروپائي را پاک کرده و به جايش انتقادهائي نشانده است رسانه هاي فارسي زبان نيز زبان به انتقاد گشوده و به ويژه درباره نحوه تبليغاتي و نمايشي اعلام خبر آزادي آن ها سئوالاتي پرسيده اند. گفته مي شود نماينده محافظه کار مجلس نيز آماده مي شود که در اين باره همين هفته سئوالاتي مطرح کننددر ميان سوال هائي که آرام ارام از سايت هاي اينترنتي شروع شد و به روزنامه ها کشيد تنها روزنامه هايي چون کيهان و ايران و رسالت لب به تحسين دولت گشوده و به عنوان دليل مسائلي را مطرح کرده اند که خود موجب برخاستن موج تازه اي از انتقاد از دولت شده است. روزنامه ايران به آزاد کردن ملوان ها نام "عفو مقتدرانه" داد و همان روز سايت بازتاب پرسيد چرا اگر مقتدرانه بود در مهلت تعيين شده توني بلر انجام شد. و اگر اين ها متجاوز بودند به کدام حکم قضائي آزاد شدند و در حالي که سپاه آن ها را بازداشت کرده بود که تحت نظر فرماندهي کل قواست و رسيدگي به کارشان به عهده قوه قضاييه بود چرا ازادي آن ها به دستور و با اغلام رييس جمهور صورت گرفت. مهم نبود! حسين شريعتمداري در سرمقاله کيهان، در پاسخ به منقدان اصل ماجرا را نفي کرده و نوشته "ورود نيروهاي نظامي - مخصوصا نيروهاي گشتي- يك كشور به آب هاي سرزميني كشور ديگر، به ويژه در مناطقي نظير آبراهه ها كه آب هاي سرزميني دو كشور همسايه با يكديگر فاصله اي نداشته و يا فاصله چنداني ندارند، پديده دور از انتظاري نيست و در اينگونه موارد، چنانچه عملياتي - چه نظامي و چه از نوع جاسوسي و جمع آوري اطلاعات- صورت نپذيرفته باشد، گشتي هاي تعرض كننده بعد از بازجويي با اتخاذ تعهد از كشور متبوع آنها آزاد مي شوند..."نوشته کيهان به خصوص زماني اهميت مي گيرد که روز بعد از آن چاپ مي شود که کيهان درگزارش تظاهرات بسيجي ها در مقابل دانشگاه، از زبان آن ها محاکمه ملوانان و حتي اعدام ملوانان را خواسته بود. همان سخني که به نوشته روزنامه گاردين به زبان يکي از ملوانان آزاد شده جاري شده که درباره فشارهاي رواني بر روي تنها زن حاضر در ميان دستگير شدگان سخن گفته و افزوده في ترني از بقيه جدا نگه داشته شد و در زمان هائي به وي گفته شد که اعدام خواهد شد.في ترني که رييس جمهور در مصاحبه مطبوعاتي وي برايش به عنوان اين که مادري است که به خاطر درآمد بيش تر، بچه اش را رها کرده و به دريا و جنگ فرستاده شده [آخر اين چه دولتي است که چنين کارهائي مي کند] اولين کس از ميان ملوانان بود که با نوشتن نامه اي به مردم و مجلس بريتانيا گفت که در آب هاي ايران دستگير شده و خواستار خروج ارتش بريتانيا از عراق شد. انتقادهاي روزنامه هاي تهران و اروپا بيش تر درباره نحوه آزادي ملوان هاست و ترتيب دادن برنامه اي که روزنامه هاي بريتانيا "نمايش يک نفره" لقب دادند و گاردين از قول يکي از ملوانان نوشت "نمايشي بود که همه در تاريکي بودند جز يکي که فرمان مي داد".در ايران اولين روزنامه اي که انتقاد را آغاز کرد آفتاب يزد که در سرمقاله خود با اشاره به مصاحبه نمايشي رييس جمهور و همزماني آن با مهلت تعيين شده توسط بلر نوشت احساس غرور نکردم.همزمان با اين انتقادات رئيس كميسيون فرهنگي مجلس هفتم هم گفته : ابهامات و سوالات اساسي براي نخبگان نسبت به آنچه در پشت صحنه وقايع آزادسازي نظاميان انگليسي وجود دارد.عماد افروغ نماينده تهران در خصوص وقايع رخ داده در آزادسازي نظاميان انگليسي گفته از نظر مخاطب عام رافتي اتفاق افتاده است و تعدادي آزاد شده و خانوادههايي خوشحال هستند و جلوي تنشهاي بعدي گرفته شده است. اما نخبگان خاص به اين نتايج ذكر شده بسنده نميكنند و ميخواهند پرسشي از آن واقعيت و روند و فرآيند پشت صحنه داشته باشند، پرسشي كه كماكان پاسخ روشني هم پيدا نكرده است. نماينده تهران گفته : سوالات اساسي اين است كه ميزان نقض قوانين بينالمللي و قصد و نيت اين نقض از سوي انگليس چه بوده است؟! اگر قصد جاسوسي بوده، آزادسازي متجاوزان آن هم با اين شكل و شمايل موجه است؟! اگر قصد جاسوسي نبوده است، پس بحثهاي قبلي و آن شعارهاي تندروانه كه بعضا حتي اعدام نظاميان انگليسي را به ميان ميكشيد، چه توجيهي پيدا ميكند؟مقاله سايت بازتاب هم مانند عماد افروغ اين سئوال را مطرح کرده بود که آيا بين آن اولتيماتوم دولت انگليس و اين آزادسازي رابطه وجود دارد؟! يا به گفته افروغ اگر عذرخواهي دولت انگليس صورت گرفته بود، نيازي به آن شكل خاص از بدرقه نبود، گفت: زيبنده يك نظام نيست كه هيات دولت و در راس آن رياست جمهوري با آن هيمنه 15 نظامي عادي را با آن وضعيت بدرقه كنند. صالح آبادي سردبير روزنامه همبستگي هم در سرمقاله روز شنبه آن روزنامه ضمن آن كه آزادي ملوانان بريتانيائي را گام مثبت ونشان از درايت ارزيابي خواند نوشت اما كارنامه و تراز سود و زيان اين رويداد مهم كه مدت ها آثار و سايه آن بر روابط خارجي از يك سو و فعاليتهاي اقتصادي و حتي زندگي مردم در داخل از سوي ديگر باقي خواهد ماند،بايد بررسي شود. به نوشته محمد صالح آبادي بر خلاف آن که صدا و سيما جمهوري اسلامي تلاش ميكند اين اقدام را صددرصد پيروزي براي ايران و داراي منفعت براي مردم معرفي كند، بايد کارشناسان به بررسي بپردازند که فايده و زيان بازداشت 15 ملوان انگليسي كه 450 متر به داخل آبهاي ايران نفوذ كرده بودند، چه بود.سايت بازتاب که در اين روزها بار ديگر توسط دولت فيلتر شده در مقاله خود از جمله پرسيده که چرا رييس جمهور وارد ماجرائي شده که حل آن به علي لاريجاني سپرده شده بود و در حوزه مسووليت نيروهاي مسلح و قوه قضاييه بود؟ استعفاي معاون حسين مرعشي سخنگوي حزب کارگزاران سازندگي در سايت خود نوشته اي دارد که روزنامه هاي روز شنبه هم آن را نقل کرده بودند. وي نوشته که دهقان معاون رييسجمهور و رييس بنياد شهيد و ايثارگران استعفا داده است و افزوده: ظاهرا آقاي دهقان به آقاي رئيس جمهور اعتراض کرده که چرا در جلسه اي که با عنوان مصاحبه مطبوعاتي و راديو تلويزيوني رئيس جمهور و در واقع براي آزادي نظاميان انگليسي تشکيل شده بود است ، دعوت نشده اند. آقاي دهقان قصد داشته براي تکميل مهر ورزي سخاوتمندانه دولت ارزشي ، به نظاميان متجاوز انگليسي ، به هر کدام از ايشان اعم از زن و مرد يک کارت آزادگي ، تقديم کند!حسين مرعشي در ادامه آورده است: البته من به دهقان حق ميدهم، در شرايطي كه نظاميان متجاوز انگليسي، يك باره آنقدر عزيز ميشوند كه خبر آزادي آنان در بالاترين سطح ممكن و در جمع صدها خبرنگار داخلي و خارجي و توسط رييس قوه مجريه ايران اعلام و جمع آنان بدون اينكه پيامي از رهبران خود داشته باشند، در ساختمان رياستجمهوري با آقاي احمدينژاد ملاقات و بعد هم با بدرقه رسمي مديركل وزارت خارجه دولت كريمه و از طريق پاويون يا ساختمان تشريفات رسمي كشور و با در دست داشتن هداياي سپاه و دولت ايران، ايران را ترك ميكنند، چرا آقاي دهقان به وظيفه خود عمل نكند؟در واکنشي ديگر، پيمان مقدم در مقاله اي در اعتماد ملي با عنوان "به ما هم سهمي ميدهيد؟" با ذکر اين که برخلاف همفكرانش هيچ نقدي بر آزادي ملوانها ندارد به طعنه نوشته: اگر ما قديمترها همچنين قاطع اما رئوف بوديم شايد كه سردار قادسيه براي چنان هجومي به آب و خاك سرزمين مان پر و بال نميگرفت. وي سپس خطاب به احمدي نژاد نوشته پس ميشود نويسندهاي، منتقدي و سخنوري هم اگر كلامي به نقد گفت و نوشت او را همسان مزدوري متجاوز محسوب نكرد. سوغات و صنايعدستي از زندان هم پيشكش، هر كدام ما كه گذارش به آنجا بيفتد ترجيح ميدهد كه هيچگاه دست از پا خطا نكند اما نميدانم بخشي از همكاران ما كه كولهباري از تهمت و توهين را به واسطه افكار و عقايد و نوشتهها، نثار اشخاص ميكنند و از كسي اگر خطايي سر زد او را دربست مهره و عامل و نفوذي و كارگزار متجاوزين بيگانه بر ميشمارند و مستحق عقوبتي سخت مينامند، در باب عطوفت و رافت اسلامياي كه شما جاري ساختيد چه نظري خواهند داشت؟ين سوال که اشاره اي است به واکنش روزنامه هاي تندرو هوادار دولت احمدي نژاد با واکنش روزنامه هاي حزب الله و جمهوري اسلامي معنا پيدا مي کند که دو روز پي در پي سکوت اختيار کردند در حالي که روزهاي قبلي در مقالات آتشين خواستار محاکمه و قطع روابط و تکرار اشغال سفارت آمريکا شده بودند. دواي تلخ کودک مسيح علي نژاد در مقاله خود وضع کودکي را تجسم کرده بود که تب دارد كودك، وقتي سرفه ميكند نفسش پس مي رود و چيزي از سينه زخمش كنده ميشود، به نوشته حكايت ما و احمدينژاد و ملوانان انگليسي و دستگيري و دستور ناگهاني عذرخواهي و فرمان ناگهانيتر عفو و آن همه بيا و بروها و بگير و ببندها، حكايت همين كودك تبدار است و داروي تلخ و شيريناش. نويسنده اعتماد ملي اضافه کرده دوازده روز دنبال كودك تبدار دويديم تا از گلوي زخم كشور خون نيايد، دوارده روز هر آنكه طبعش مادرگونه بود و دلش نگران سرفههاي سخت جامعه، جام دارو به دست، دنبال اين رخداد دويد، تا آنكه ناگهان يكي دارويي با طعم دلچسبتر آورد و رئيس دولت ايران نيز آن را يكنفس تا ته سر كشيد و سپس چشم به چشم و دهان جهان دوخت تا به تشويق و تمجيد اين شاهكارش برآيند كه عجب خوب خوردي دارويت را بيآنكه مادر را اذيت كني.از روز اولي که ازادي ملوان ها رخ داد، و حتي قبل از آن که روزنامه هاي اروپائي به انتقاد بپردازند وب لاگ هاي فارسي زبان شروع کردند به طرح سووالاتي که گاه هم با طعنه و طنز همراه بود . از جمله: از آزادي باشکوه متجاوزين محترم انگليسي شادماني بسيار به ما مسلمانان غيور دست داد و آن را حاصل بمب هاي صوتي و بلوک هاي سيماني مي دانيم که به طرف سفارت انداختيم البته گفته مي شود که سفارت استعماري صورت حساب همه اين ها را براي وزارت خارجه ميفرستد و وزارت خارجه ما هم که کم نانخور ندارد و از شدت رافت و مهرورزي هم فربه شده فورا اين ها را مي پردازد. بنابراين هر سنگي که انداخته مي شود دو جا صورت حسابش به دولت مي رسد و از خزانه پرداخت مي شود.يک وبلاگ نويس در اظهار نظري جداگانه در اين ارتباط نوشته است: چرا بدون محاکمه و مشخص شدن جرم آنها مورد عفو قرار گرفتند؟ يا چرا اين عطوفت و عفو شامل مردم خودمان نميشود؟ مگر رييس جمهور هم ميتواند عفو کند آن هم به اين سرعت و بدون رعايت رويه هايي که براي عفو مجرمين مورد عمل قرار ميگيرد؟ چرا خاتمي نمي توانست عفو کند؟ چرا مردم خودمان براي ديدن رييس يک اداره هم بايد مدتها پشت درها باشند، ولي رييس جمهور به اتفاق چند عضو هيات دولت به ديدن "متجاوزين" ميرود؟ ی:
+ نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
فوت ۴۰نفر درقم به دلیل مصرف مشروبات الکلی: در روز 13 فروردين در يكي از محله هاي قم بيش از 50 نفر از جوانان بعلت مصرف عرق ناخالص دچار مسموميت شديد شده كه نزديك به 40 نفر آنان كشته شده و حال بقيه به شدت وخيم است. افراد بيمار در بيمارستانهاي قم( نكويي- كامكار - خرمي و..) بستري هستند.
+ نوشته شده در یکشنبه 19 فروردین1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
حذف روزنامه نگاران مستقل در روزنامه های اصلاح طلبان:در نخستين روز کاری سال جديد، الياس حضرتی مدير مسئول روزنامه "اعتماد"، عبدالرضا تاجيک، دبير سرويس سياسی اين روزنامه را با وجود مخالفت مدير عامل و سردبير روزنامه اخراج کرده است. روزنامه "اعتماد" که در ماه های اخير با ورود جمعی از روزنامه نگاران مستقل و طرفدار اصلاحات در ايران، به روزنامه اول اصلاح طلبان تبديل شده بود. سرويس سياسی روزنامه "اعتماد"، پيش از اين اخبار تمامی فعالان سياسی داخل و خارج از حاکميت، فعالان دانشجويی، مدافعان حقوق بشر، فعالان زنان، اقليت های قومی و فعالان کارگری را به نحو مطلوبی پوشش می داد و دبير سياسی اين روزنامه کارنامه موفق و قابل دفاعی در حوزه اطلاع رسانی دارد. بر اساس برخی اخبار که توسط کارکنان روزنامه اعتماد تاييد شده است چاپ برخی از اين اخبار و همچنين چاپ مقالات تعدادی از صاحب نظران مخالف مشی سياسی مدير مسئول روزنامه اعتماد با مخالفت حضرتی و در بعضی از مواقع با حذف اين موارد مواجه می شد. حذف بی دليل اخبار و مقالات با واکنش دبير سياسی مواجه می شده به گونه ای که او از مدير مسئول دليل اين اقدام را جويا می شده است. تاجيک پيش از توقيف موقت روزنامه شرق دبير سياسی اين روزنامه بود. ز سوی ديگر کسری نوری که تا پايان سال ۱۳۸۵ سردبير روزنامه "اعتماد ملی" ارگان حزب اعتماد ملی بوده از ابتدای سال جاری جای خود را به حجت الاسلام شکوری عضو حزب اعتماد ملی داد. پيش از اين از ضرورت آمادگی حزب اعتماد ملی برای انتخابات مجلس هشتم خبر داده می شد. الياس حضرتی روابط خوبی با حزب اعتماد ملی دارد. همچنين شايع است که حضرتی با قاليباف شهردار تهران نيزارتباط دارددر شرايط کنونی که احزاب و فعالان سياسی با ديدگاه های متفاوت از ديدگاه رسمی از امکان رسانه ای محروم هستند و با سانسور شديد حاکميت و فشار روز افزون دولت بر رسانه های مستقل، تعداد بسيار اندکی از اين رسانه ها استقلال خود را از حاکميت حفظ کرده اند و همچنين خطرات بسيارزيادی که کشور را تهديد می کند، حذف روزنامه نگاران مستقل و حافظ منافع تمام دلسوزان کشور با انتقاد فعالان سياسی و فرهنگی مواجه شده است
+ نوشته شده در شنبه 18 فروردین1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
ماجرای ملوان های انگلیسی و توهین به شعور یک ملت----علی باقری:از همان زمانی که در روز جمعه سوم فروردین ماه سال جاری ماجرای دستگیری ملوان های انگلیسی که به گفته مقامات مسئول کشورمان به آب های سرزمینی ایران وارد شده بودند، به وقوع پیوست، با توجه به شرایط جهانی کشورمان و مجموعه تهدیدهای بالقوه و بالفعلی که از رهگذر مسائل هسته ای، دامنگیر کشور شده است، نوع اقدام ایران در این واقعه برای بسیاری از تحلیل گران غیرقابل قبول و توأم با ابهامات و سوالات گوناگونی بود. عرف معمول مواجهه کشورها با چنین پدیده هایی که با توجه به عدم وضوح مرزهای آبی چندان امر عجیبی نیز نیست، آن است که با اعلام اخطار به نیروهای متجاوز، خروج آنان را از محدوده مورد نظر خواستار می شوند و معمولاً این اخطارها با اجابت نیروهای مقابل مواجه شده و موضوع خاتمه می یابد، مگر آنکه نیروهای متجاوز با ورود به محدوده قانونی طرف دیگر و یا امتناع از خروج پس از اخطار از آن محدوده، یا متقابلاً نیروهای مدافع با اعمال برخورد شدید و بدون اخطار قبلی، به دنبال بهانه ای برای ایجاد تنش و تخاصم با طرف دیگر باشند. براین اساس هرچند ورود نیروهای انگلیسی به آب های سرزمینی کشورمان اقدامی غیرقابل دفاع و در شرایط کنونی می تواند اقدامی تحریک آمیز به حساب آید، ولی انتظار آن بود تا با درکی مناسب نسبت به شرایط، با رفتار و پاسخی سنجیده تر و درعین حال مبتنی بر دفاع از مرزهای مقدس کشورمان مواجه شود تا هم اراده جدی ما در دفاع از ثغور کشور به نمایش درآید و هم امکان سوءاستفاده و افزایش دامنه تنش ها داده نشود. زیرا در شرایطی که تهدیدات جهانی علیه کشور ابعاد جدیدی یافته، هرگونه افزایش تنش ها بین ایران و جهان می تواند به زیان ما بوده و شرایط را مخاطره آمیزتر کند، کمااینکه دستگیری ملوان های انگلیسی آن هم به دلیل ورود به آب های سرزمینی کشور در حالی که طرف مقابل نیز منکر وقوع آن بود، به نحو قابل توجهی تنش ها در روابط سیاسی کشور با جهان را افزایش داده، موجب صدور بیانیه ای از جانب شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز شد. به هر حال در 10 روز ابتدایی این بحران 12 روزه، در کنار رفتار و گفتار تهدید آمیز انگلیس و آمریکا که شاید این واقعه را به مثابه مجال خوبی برای افزایش فشارها بر ایران و گستراندن دایره تخاصم ها تلقی می کردند، متأسفانه تبلیغات رسمی صورت گرفته و هدایت شده در داخل نیز در بسیاری از مواقع هماهنگ با اهداف ماجراجویانه انگلیس و آمریکا شکل گرفت. از به راه انداختن تظاهرات در مقابل سفارت انگلیس و حمله به این مکان تا به میان آمدن مسئله محاکمه افراد دستگیر شده و تهدید انگلیس به اینکه چنانچه لحن تهدیدآمیز خود را تغییر ندهد، ملوانان دستگیرشده آزاد نخواهند شد. در این میان هرچند در 2 روز پایانی این بحران، تغییر لحن ایران، حکایت از آن داشت که موضوع به سمت حل و فصل شدن پیش می رود، اما روز قبل از پایان بحران، نخست وزیر انگلیس با لحنی تهدیدآمیز ضرب العجلی 48 ساعته را برای آزادی دستگیرشدگان تعیین کرد و اظهار داشت چناچه در این مهلت این افراد آزاد نشوند، اقدامات دیگری از سوی دولت متبوعش به مرحله اجرا درخواهد آمد. در چنین شرایطی بود که روز گذشته و در جریان مصاحبه رییس جمهور با خبرنگاران خارجی، ضمن اعطای نشان شجاعت به فرمانده مرزبانی دستگیرکننده ملوان های انگلیسی، اعلام شد که این افراد به مناسبت میلاد نبی مکرم اسلام مورد عفو واقع شده اند. در این میان فارق از اصل ماجرا، نوع تبلیغات رسانه ملی نیز در انعکاس اصل و حواشی این خبر جای تأمل بسیار دارد. طی ساعات گذشته، گویندگان بخش های مختلف خبری رسانه ملی همزمان با نمایش صحنه هایی که ملوان های اسیر انگلیسی با لباس های رسمی و مرتب در یکی از اتاق های ریاست جمهوری در حال ملاحظه مصاحبه مطبوعاتی رییس جمهور هستند، اعلام می نمایند که این افراد با شنیدن خبر آزادی خود غافلگیر و شوکه شده اند، درحالی که عکس العمل سرد و عادی آن ها در این صحنه ها، به خودی خود حکایت از طراحی از پیش انجام شده و ناشیانه ای دارد و علی الظاهر اساساً دست اندر کاران تبلیغاتی کشور تصور نمی کنند ممکن است این سوال مطرح شود که آیا این افراد اینقدر کودن و گیج هستند که از انتقال خود با لباس های رسمی به محل نهاد ریاست جمهوری پی به چرایی امر نمی برند و یا هیچیک از مسئولین سفارت انگلیس که در آن صحنه حضور دارند نیز چیزی از ماجرا به آنان نگفته اند؟ بنابراین ما باید باور کنیم که تنها همزمان با اعلام آزادی آنان توسط احمدی نژاد است که متوجه موضوع شده و به قول تنظیم کننده خبر رسانه ملی همگی غافلگیر و شوکه می شوند و لابد در دل خود به رییس جمهور مهرورز درود می فرستند. همچنین رسانه ملی طی 24 ساعت گذشته مرتباً با بازگویی انعکاس خبر این واقعه در رسانه های کشورهای جهان که نام بسیاری از این رسانه ها تا کنون به گوش کسی نیز نرسیده است، مکرراً خبر از غافلگیری و استقبال جهانیان از این اقدام می دهد و ایران را برنده این ماجرا معرفی می کند. براین اساس لابد ما ملت نیز قرار است که احساس پیروزی کنیم و به پیروی از تیتر روزنامه دولت( ایران) مبنی بر " شگفتي جهان از ديپلماسي تهران"؟! ما نیز از درایت و تیزهوشی مسئولین دستگاه دیپلماسی کشور تعجب زده شویم و از داشتن چنین دولتمردانی به خود ببالیم؟؟!!!! البته نگارنده با تمام وجود خوشحال است که این ماجرا قبل از آنکه باعث ایجاد هزینه هایی بیشتر از کیسه ملت و اعتبار و غرور ملی ما شود خاتمه یافت اما در این وسط کسی نیست تا به این سوالات ساده پاسخ دهد که این ماجرا از اساس چرا و براساس چه تحلیلی تا به اینجا کشیده شد که اکنون مجبور باشیم کمتر از 24 ساعت پس از اعلام ضرب العجل نخست وزیر انگلیس، دستگیرشدگان را عفو نماییم؟ منافع و امتیازات کسب شده ما چیست؟ آیا دولت انگلستان حتی راضی به انجام عذرخواهی شد؟ آیا به راستی تصورمان این بود که با این اقدام، ضربه شصتی وارد می کنم که موجب تنبه قدرت های روبرو با خود در بحث هسته ای می شویم؟ در این میان تکلیف غرور ملی چه می شود؟ تکلیف احساسات، عواطف و باورهای کسانی که آنان را در روزهای تعطیلات نوروزی به مقابل سفارت انگلیس آوردیم تا اوج خشم و غضب خود را با پرتاب سنگ و دادن شعارها و خواسته های آتشین ابراز کنند چه می شود؟ و همچنین این توهین آشکاری که مسئولین تبلیغات رسمی دولت و رسانه ملی به شعور یک ملت بزرگ می کنند را چه کسی پاسخگو است؟ بدون تیتر ----جمیله کدیور:بالاخره رافت اسلامی نتیجه بخشید و رئیس جمهور اصولگرای کشورمان احمدی نژاد قبل از پایان اولتیماتوم 48 ساعته بلر به ایران در روز سه شنبه، در جریان مصاحبه مطبوعاتی روز چهارشنبه خود که با یک روز تاخیر که حتما دلیل خاصی نداشته، با اقتدار تمام، 15 ملوان انگلیسی را به مناسبت میلاد پیامبر اسلام و عروج حضرت مسیح به عنوان هدیه ملت ایران به بریتانیا عفو و آزاد کرد.البته ما که بالاخره متوجه نشدیم این "هدایا "! در آبهای سرزمینی ایران بوده اند یا عراق .البته خیلی مسایل دیگر هم برایمان روشن نشد؛مثلا اینکه آیا این رافت اسلامی با اولتیماتوم 48 ساعته چه نسیتی داشت؟یا با اخبار ملاقات یک دیپلمات ایرانی با گروگانهای بازداشتی در اربیل؟یا با آزادی یک دیپلمات ایرانی در عراق در روز گذشته؟و دهها سوال دیگر. اگر مجالی پیش آمد ،در آینده به این موارد خواهم پرداخت.مطلب زیر در ویژه نامه روزنامه اعتماد قبل از اعلام خبر آزادی 15 ملوان انگلیسی چاپ شد.
+ نوشته شده در شنبه 18 فروردین1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
مغضوبين درگاه ---فرید مدرسی:برگه احضاريه به كميته انضباطي ناگهان رنگ از رخسار دانشجو ميبرد و آينده تحصيل او را در هالهيي از ابهام قرار ميدهد. او دانشجويي است كه همچون چندين دانشجوي ديگر به نظر نميرسد، انتقاد، اعتراض و گلايه از مسوولان دانشگاه و مديران بيرون از دانشگاه جزء لاينفك زندگي او شده است. او شنيده بود كه دانشجو بايد سياسي باشد، انتقاد كند و همچون جوانان ديگر نباشد، اما گويي تمامي شنيدههاي او دروغي بزرگ بيش نبوده است. اما نه، همچنان وزير يا به عبارتي «رئيس بزرگ» دانشگاهها در ميان سخنان خود از «فعاليت سياسي» دانشجويان ميگويد و هر از چند روزي وزير علوم خطاب به دانشجويان فرياد ميزند: «شما بايد سياسي باشيد، البته نه حزبي». خطاب «رئيس بزرگ» به دانشجوياني است كه در اطراف او حلقه زدهاند، حلقهيي كوچك كه با كارت دعوت در كنار او قرار گرفتهاند. دانشجوياني كه سيمايشان با ديگر دانشجويان تفاوتي دارد و رفتارهاي «رئيس بزرگ» و «رئيس بزرگتر» يعني رئيسجمهور را ميپسندند و حتي در انتخابات قبلي از آنان حمايت كردند و آنان را بر كرسي وزارت و صدارت قرار دادند. مگر دانشجو در كلام «رئيسبزرگ» نبايد غيرحزبي باشد؟ پس چرا آن دانشجويان حلقه زده در اطراف وزير علوم در محافل حزبي رفت و آمد ميكنند و در آستانه هر انتخاباتي ستادهاي احزاب و گروههاي سياسي را مديريت ميكنند و نام تشكل خود را در كنار ساير احزاب قرار ميدهند؟ مگر حزبي بودن از سوي وزير علوم ناشايست نيست، پس چگونه وزير و دوستانش در ميهماني احزاب همفكر شركت ميكنند و حتي گزارشي از فعاليتهاي وزارت علوم را در اختيار آنان قرار ميدهند؟ گويي گفتار و رفتار با يكديگر متفاوت است و وزير از يك واژه و الگو دفاع ميكند و رفتار خود را به گونهيي ديگر به تصوير ميكشد. به هرحال تمامي اين سخنان روساي بزرگتر، بزرگ و كوچك پيامدي ديگر داشته است. پيامدي كه در حكمها و احضارهاي كميتههاي انضباطي نهفته است و فضاي دانشگاهها را سيمايي دگرگون با روزهاي قبل از رياست آنان ترسيم كرده است. فضايي كه باعث شده است در سال گذشته از «محمود احمدينژاد» رئيسجمهور، «مصطفي پورمحمدي» وزير كشور، «محمدمهدي زاهدي» وزير علوم، «محمدرضا باهنر» نايبرئيس مجلس و ديگر مديران به گونهيي خاص در دانشگاهها پذيرايي شود و فضايي تند و اعتراضآلود محيط علمي را دربرگيرد. چرا كه دانشجويان سياسي هنوز انتقاد و اعتراض از سبك مطلوب مديران را دوست ميدارند و حاضر نيستند، در برابر رفتارها و گفتارهاي متناقض سر در بغل قرار دهند و مهر سكوت را بر لبان خود بزنند. اين انتقاد و اعتراض در ميان دانشجويان سياسي عضو خانهيي به نام «انجمنهاي اسلامي دانشجويان» طرفداران جدي داشته است. آنان حتي زماني كه «رئيسجمهور پيشين» را با دستان خود بر كرسي رياست نشاندند، پس از چند سالي رفتارهاي او را نپسنديدند و در برابر رفتارهاي او و همفكرانش اعتراض كردند. اعتراض آنان آنگونه بود كه همان دانشجويان انجمني كه تا ديروز در راه حمايت از «محمد خاتمي» و شعارهاي اصلاحطلبانه او هيچ چيز را دريغ نكرده بودند، در جبهه مقابل «همفكران رئيسجمهور وقت» قرار گرفتند. اگر تا ديروز جبهه مقابل اصلاحطلبان به زبان طرد آنان مسلح بود، از آغاز اعتراض و انتقاد به دولت اصلاحات اين شيوه برخورد با انجمنها مورد پسند همفكران محمد خاتمي قرار گرفت. از آن روزي كه دولت ديروز جاي خود را به دولت امروز داد، همان شيوه انجمنها ادامه يافت. اما دولتمردان جديد آتششان تندتر از ديروزيها بود و از همان روزهاي اول روساي دانشگاهها و مديران وزارت علوم تمامي رفتارهايشان به برخورد با اين خانههاي كوچك در دانشگاهها متمركز شد. تخريب دفاتر انجمن اسلامي دانشگاههاي «پليتكنيك»، «لرستان»، «شهيد رجايي»، انحلال انجمنهاي اسلامي «همدان و علوم پزشكي»، «پليتكنيك»، «صنعتي اصفهان»، «بيرجند»، «اروميه»، «لرستان»، «اصفهان و علوم پزشكي» و «سبزوار» و غيرقانوني اعلام كردن انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي تا به حال توسط دستان مديران وزارت علوم و روساي منصوب اين وزارتخانه انجام شده است. همچنين فعاليتهاي برخي از انجمنهاي اسلامي همچون «علوم پزشكي شهركرد»، «رازي كرمانشاه»، «سيستان»، «مازندران» و«شهيد رجايي» را نپسنديدند و آن را «معلق» كردند. در ساير انجمنهاي اسلامي برخي موانع همچون عدم انطباق اساسنامه و مرامنامه با آييننامه مورد پسند مديران دانشگاهها در برابر اعضاي اين انجمنها قرار گرفته است و اجازه برگزاري انتخابات داده نميشود. اگر هم داده شود، بايد صلاحيت تكتك كانديداهاي شوراي مركزي اين انجمنها به تاييد مديران دانشگاهها برسد كه خداي ناكرده افراد ناهماهنگ با آنان در ساختار اين انجمن قرار نگيرند. از سوي ديگر در برابر برخورد با انجمنهاي اسلامي، انجمنهاي اسلامي منتخب مديران نيز شكل گرفته است. انجمنهايي كه اعضاي برخي تشكلهاي هوادار سياستهاي دولت در آن خانه كردهاند. اين مساله در برخي دانشگاهها همچون دانشگاه پليتكنيك، اروميه و لرستان اجرايي شده است. اين برخوردها تنها ميوه وزارت علوم دولت نهم در مواجهه با «انجمنهاي اسلامي» نبوده است، بلكه حتي پس از فارغالتحصيلي اعضاي سابق اين تشكل در دانشگاهها و قبول در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا با مولود جديدي به نام «ستارهدارها» روبهرو شدند. البته مولودي كه متولد شده است و اكنون نزديك به 20 نفر از اين عنوان بهره ميبرند و دهها نفر با تعهد از اين عنوان گذر كردهاند، همچنان از سوي «رئيسبزرگ» تكذيب ميشود و حتي او اعتراض «ستارهدارها» را در كنار دفترش نديد و بار ديگر آن را «دروغ رسانهها» تفسير كرد. اين بيخانمانها كه دفتر ندارند و ستارهدار شدهاند، هنوز در آمد و رفت به اتاقي در دانشگاهها به نام «كميته انضباطي» هستند. كميته انضباطي دانشگاهها شايد فعالترين اتاق در اين دو سال اخير به حساب ميآيد كه فقط انجمنها را به ميهمانيهاي خود دعوت نميكند، بلكه اعضاي شوراهاي صنفي، كانونهاي علمي و حتي دانشجوياني كه بر سر غذا يا اتاق كوچك و نامناسب خود معترضاند هم به اين اتاق كوچك ميروند تا به سوالات صاحبان اين اتاق پاسخ گويند. اما داستان حضور انجمنيها در كميتههاي انضباطي داستاني بلندتر و غمانگيزتر است. هر بار در طول اين دو سال به سايتهاي خبري رسمي همچون «ايسنا» و «ايلنا» مراجعه ميشود، كمتر روزي را ميتوان سراغ گرفت كه خبري از احضار يك فعال انجمني در آن ديده نشود. اين مساله در حالي است كه بسيار دانشجوياني، براي حل اين معضل و عدم محكوميت و ادامه تحصيل از اعلام خبر احضار و حتي محكوميت خود پرهيز ميكنند. با اين حال داستان همچنان بلند و غمانگيز است. مروري به احضار و محكوميت دانشجويان دانشگاهي كه رئيسجمهور در آن حضور يافت و اعتراض شديد دانشجويان را نظارهگر شد، فصلي كوچك از اين داستان است. «مهدي مشايخي، متين مشكين، توحيد علي اشرفي، حامد ابراهيمي، علي كميجاني، نسيبه حاجيلري، علي عزيزي، احسان منصوري، عباس حكيمزاده، عليرضا قرهگوزلو، سهيل ضيايي، علي صابري، سميه ميرآشه، آرمين سلماسي، بابك زمانيان، بيژن پوريوسفي، صديقه بيگدلي، فرهاد نوري، نويد دلبري، علي كارگر، محسن سهرابي، نريمان مصطفوي و مصطفي غفوري» در 11 شهريور 85 زماني كه دفتر انجمن اسلامي تخريب شده بود و تلاشها براي شكلدهي انجمن جديد و انحلال انجمن منتخب دانشجويان، متمركز شده بود، به كميته انضباطي احضار شدند تا «گربه دم حجله كشته شود». سه تن از دانشجويان ممنوعالورود و متين مشكين و محسن سهرابي اخراج شدند، عباس حكيمزاده و مجيد توكلي هم در زمره محرومان از تحصيل قرار گرفتند. البته همچنان در طول سال هم احضار دانشجويان در دستور قرارگرفته بود. دانشجوياني همچون «محمد سلمانپور، ابراهيم رحماني و سامان خسروي» در زمره احضارشوندگان حين تحصيل به حساب آمدند. همچنين در كنار احضار دانشجويان در دانشگاه پليتكنيك، احضار والدين و تحت فشار قرار دادن اولياي دانشجويان هم يك راهكار جديد بود كه از سوي مديران اين دانشگاه ابداع شده بود. در دانشگاه تهران هم بازي در اين وادي قرار گرفت. دانشگاهي كه مادر دانشگاههاي ايران به حساب ميآيد، «رئيس بزرگ»، «رئيس» اين دانشگاه را منصوب ميكند و از همان ابتداي «معارفه» عميد زنجاني مورد پسند دانشجويان قرار نميگيرد. چرا كه آنان به اينگونه رفتار مديران وزارت علوم انتقاد داشتند. در اين دانشگاه در طول اين يك سال نزديك به 60 دانشجو به كميته انضباطي دعوت شدند. دانشجوياني هم حكم خود را از كميته انضباطي دريافت كردند، دانشجوياني همچون «زينب پيغمبرزاده و حسين جاوداني» به دو ترم محروميت از تحصيل، «فريد هاشمي، جولان فرهادي و محمدپويا هيبتاللهي» به يك ترم محروميت از تحصيل و «وحيد عابديني» به تذكر كتبي و درج در پرونده. در دانشگاه اصفهان نيز در كنار احضار دانشجويان به كميته انضباطي، احكام برخي از آنان همچون «عليرضا داوودي» به دو ترم محروميت از تحصيل و «محمدامين مهدوش، امين قعلهيي و احمد ميرزايي» به يك ترم محروميت از تحصيل رخنمايي كرد. در دانشگاه علامه در كنار احضار دانشجويان انجمني همچون «ميثم قهوهچيان»، فعالان شوراهاي صنفي و دانشجويان معترض به وضعيت خوابگاه هم وجود داشتند كه تنها در دانشكده علوم اجتماعي اين دانشگاه 7 نفر با حكم يك ترم محروميت از تحصيل تا اخراج دانشجوي دختري از خوابگاه روبهرو شدند كه نصيب دبير انجمن اسلامي علامه «مرتضي اصلاحچي» نيز يك ترم محروميت از تحصيل شد. در دانشگاه تربيت معلم تهران نيز «فاروق معروفي» عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه به مدت يك ترم از تحصيل محروم شد. در دانشگاه همدان 5 نفر احضار شدند و در علوم پزشكي همدان هم 11 نفر با يك ترم و دو ترم محروميت از تحصيل روبهرو شدند. و هنوز «محمد جواد دردكشان، سيامك نادعلي و آرش خاندل» سه انجمن دانشگاه لرستان با وجود نقض حكم از سوي ديوان عدالت اداري در گذران دو ترم محروميت از تحصيل خود هستند كه حتي با توجه به دو ترم محروميت با شگرد مسوولان دانشگاه و عدم اجازه ورود آنان به دانشگاه، ترم صدور حكم هم به آن اضافه شد و به سه ترم محروميت افزايش يافت. در دانشگاه كردستان «آسو صالح» يك ترم از تحصيل محروم شد و در دانشگاه فردوسي مشهد «حسين نجفي» با حكمي همچون دانشجوي كردستاني مواجه كه در كنار اين حكم از خوابگاه هم اخراج شد. «سيدحسين ميركريمي» نيز در دانشگاه سهند تبريز از سوي كميته انضباطي اين دانشگاه به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم شد و در دانشگاه بزرگ «تبريز و علوم پزشكي» هم 20 نفر به كميته انضباطي احضار شدند كه در پي اين احضارها «حامد محقق» به توبيخ كتبي و درج در پرونده، محروميت از تسهيلات رفاهي و يك ترم تعليق از تحصيل با احتساب سنوات محكوم شد و دانشجوي ديگري هم يك ترم از تحصيل محروم شد. دانشجويان انجمني سبزوار هم در اين مسير قرار گرفتند. «مهسا فوقاني، احمد نورحسيني، شيوا دستگير، مريم مهرآذر، سعيد قربانيان، حسن سهيليفر، كاظم حسينزاده و اصغر محمودزاده» به كميته انضباطي به دليل اعتراض به قتل يك دانشجو احضار شدند. سه عضو ارشد انجمن اسلامي علوم پزشكي شيراز به نامهاي «محمدمهدي احمدي، نادر ديناري و روحالله زاليمقدم» نيز در پي اعتراضهاي صنفي به اين اتاق ساخته شده در دانشگاه تحت عنوان «كميته انضباطي» دعوت شدند. در دانشگاه اروميه با وجود انحلال انجمن اسلامي، فعالان اين انجمن با احضار و محكوميتهايي همچون تذكر كتبي و درج در پرونده تا اخراج از دانشگاه روبهرو شدند و سجاد نيكنام دبير انجمن اسلامي اين دانشگاه تا به حال 4 بار به كميته انضباطي احضار شده است. در علوم پزشكي شهركرد 18 دانشجوي انجمني به كميته انضباطي احضار شدند و در دانشگاه شهركرد «مجتبي كريمي، رسول فتاحي و محمد تقديري» هم همينطور. همچنين 4 دانشجوي اين دانشگاه با حكم تذكر كتبي و درج در پرونده مواجه شدند. در دانشگاه اهواز دو عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي اين دانشگاه با محكوميت كميته انضباطي روبهرو شدند كه 3 فعال دانشجويي ديگر نيز در زمره آن دو قرار گرفتند. از سوي ديگر اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه مازندران همچون «صادق خوشحال، بيژن صباغ، ضيا نبوي، سعيد يعقوبينژاد و گيتا آذري» به ميهماني اعضاي كميته انضباطي دعوت شدند كه در پي اين دعوتها، يك فعال دانشجويي به يك ترم محروميت از تحصيل و 14 نفر به توبيخ كتبي و درج در پرونده محكوم شدند. اين گوشهيي از برخورد كميته انضباطي دانشگاهها با فعالان انجمنهاي اسلامي بود چرا كه آنان همچنان به «انتقاد و اعتراض» معتقدند و اگر آينده تحصيليشان هم با مشكل روبهرو شود، حاضر نيستند كه «محبوب درگاه» باشند. آنان «مغضوبين درگاه» مديران فعلي وزارت علوم و دانشگاههاي سراسر كشور هستند؛ از تبريز تا بيرجند، از مازندران تا اهواز و حتي تهران و پليتكنيك كه در بطن پايتخت قرار دارند تحفه جعفريه---سيدعليرضا حسيني بهشتي:اين روزها در اثناي تنظيم مجموعه گفتارها و نوشتارهاي شهيد آيتا... دكتر بهشتي در ارتباط با اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان در اروپا (كه به خواست خدا بهزودي از سوي بنياد نشر آثار و انديشههاي شهيد آيتا... دكتر بهشتي منتشر خواهد شد) به روايتي از امام جعفر صادق(ع) برخورد كردم كه در پيامي كه ايشان خطاب به نشست سالانه اتحاديه دانشجويان مسلمان اروپا فرستاده بودند، بدان اشاره كرده بودند. شايان ذكر است كه اتحاديه مذكور تشكلي گسترده بود كه دانشجويان مسلمان مقيم اروپا از مليتها و اقوام مختلف (عرب، ترك، افغاني، ايراني و...) و مذاهب گوناگون (تسنن، شيعه، زيديه، قاديانيه و...) را در برميگرفت و فراگيرتر از گروه فارسي زبان (كه زيرمجموعه آن بهشمار ميرفت) بهشمار ميرفت. روايت مورد اشاره را در جلد سوم اصول كافي مرحوم كليني (كتاب ايمان و كفر، باب درجات ايمان) يافتم و از خواندن آن چنان مشعوف شدم كه دريغم آمد ديگران را در شعف خود سهيم نسازم و چنين شد كه تصميم گرفتم در سالروز ميلاد آن اسوه بزرگ، روايت مذكور را دستمايه بحثي كنم كه از نظر من طرح آن در روزگار ما اهميتي بسيار دارد، اما ترجمه روايت:مردي سراج (زين ساز) كه از ياران امام بود، ميگويد: زماني كه امام صادق(ع) براي انجام كاري در حيره بسر ميبرد، مرا با گروهي از يارانش براي انجام كاري فرستاد. هنگامي كه بازگشتيم، در حالي كه بسيار خسته بودم، به بستر خود كه در زيرزمين منزلي كه در آن بوديم، رفتم. امام صادق(ع) به كنار بستر من آمد و از من گزارش ماموريتي كه برعهده داشتيم را خواست كه ارائه كردم و ايشان هم خداي را بر موفقيتي كه به دست آمده بود، سپاس گفت. پس از آن سخن از گروهي به ميان آمد و من گفتم فدايت شوم، ما از آنها بيزاريم، چون به آنچه ما عقيده داريم، عقيده ندارند. فرمود: دوستدار ما هستند و چون آنچه شما ميگوييد را نميگويند، از آنها بيزاري ميجوييد؟ عرض كردم: آري. فرمود: ما هم عقايدي داريم كه شما نداريد، آيا سزاوار است كه ما هم از شما بيزاري بجوييم؟ عرض كردم نه قربانت گردم. فرمود: نزد خداوند هم حقايقي هست كه نزد ما نيست، گمان داري كه خدا ما را به اين سبب از خود ميراند؟ عرض كردم به خدا سوگند نه، قربانت گردم. پس چه كنيم؟ فرمود آنها را دوست بداريد و از آنها بيزاري مجوييد، چرا كه برخي از مسلمانان يك سهم، برخي دو سهم، برخي سه سهم، برخي چهار سهم، برخي پنج سهم، برخي شش سهم و برخي هفت سهم از ايمان دارند. پس سزاوار نيست، آنكه دو سهم دارد، بر آنكه يك سهم دارد، آنكه سه سهم دارد، بر آنكه دو سهم دارد، آنكه چهار سهم دارد بر آنكه سه سهم دارد، آنكه پنج سهم دارد بر آنكه چهار سهم دارد، آنكه شش سهم دارد بر آنكه پنج سهم دارد و آنكه هفت سهم دارد بر آنكه شش سهم از ايمان دارد، سخت بگيرد.پيش از توضيح متن روايت، نكتههاي جالبي در مقدمه روايت وجود دارد كه ذكر آنها گوشههايي از چگونگي زيست اجتماعي امامان بزرگوار را به نمايش ميگذارد. نخست اينكه آنان چنان با مردم نشست و برخاست ميكردند كه پيامبر اكرم(ص) ميكرد (و مگر از بهترين تربيتشدگان مكتب نبوي جز اين انتظار ميرود؟:) به دور از تشريفات يا خدم و حشمي كه ميان آنها و مردم فاصله بيندازد و زمينه را براي متملقان و چاپلوسان و واسطهگري اين و آن فراهم سازد. دوم اينكه چنين نبوده است كه پيشوايان ديني در خانههاي خود محبوس مانده و ارتباط با پيرامون خود را منحصر به گزارشات اطرافيان نموده و از شناخت تحولات جامعه پيرامون خود غافل بمانند.نكته سوم به شناخت بهتر از ياران و اطرافيان ائمه اطهار(ع) مربوط ميشود. چنانچه ديديم، راوي روايت سراج است، يعني كسي كه به چرمدوزي اشتغال دارد. اين نشاندهنده آن است كه ياران امام (همچون خود او) هر يك براي گذران عمر به حرفه يا پيشهاي مشغول بودهاند و چنين نبوده كه اداره امور ديني را محل ارتزاق خود قرار دهند. بايد اذعان كرد كه سيماي زندگي اين الگوهاي مجسم سيره نبوي با شيوه زندگياي كه در ميان بسياري از عالمان ديني كه به داعيه شاگردي مكتب اهل بيت(ع) به تبليغ دين پرداختهاند، رواج پيدا كرده، آشكارا متفاوت است. اما آنچه به متن روايت مربوط ميشود، توجه امام صادق(ع)، بهعنوان يك پيشواي اجتماعي، به واقعيت وجود تعدد و تنوع در فهم دين است. بيان اين مساله از سوي امام همراه با استدلالي روشن است كه اينگونه تفاوتها را ناشي از درجات مختلف آگاهي ميشمرد، اما هرچه هست، اينگونه تفاوتها نميتواند و نميبايست موجب تكفير و تفسيق اين و آن گردد. تاريخ گواهي ميدهد كه در آن زمان، به دلايل گوناگوني كه ذكر آنها در اين مجال كوتاه نميگنجد، فرقههاي مختلف مذهبي در ميان مسلمانان پديدار گشته بودند كه هر يك بر حقانيت خوانش خاص خود از كتاب و سنت پاي ميفشردند. متاسفانه در متن روايت، نامي از فرقهاي كه سراج (يار نزديك امام) از آنها برائت جسته به ميان نيامده، ولي قدر مسلم اين است كه پيروان فرقه مذكور در عين حال كه نسبت به اهل بيت(ع) احترام قائل بودهاند، باورهايي داشتهاند كه با عقايد پيروان امام صادق(ع) به آن اندازه ناسازگار بوده كه سراج را به بيزاري از آنها وا داشته است. با اين همه، امام به شيوهاي روشنگر، او را از اينگونه موضعگيري برحذر ميدارد. نكته فرعي اما قابل توجه ديگر اينكه امام صادق(ع) به صراحت بر محدود بودن دانش خود اشاره ميكند. شايد گستردگي علم امام و نيز شيفتگي يارانش زمينه را براي غلو مهيا ميكرده است كه امام آشكارا بر محدود بودن دانش خود به آنچه اراده الهي بر آن قرار گرفته تاكيد ميكند. به هرحال پيام آشكار اين روايت دعوت به اذعان به تعدد خوانشها و تفاسير از دين و مداراپيشهگي نسبت به اين واقعيت است. امام صادق(ع)، بهعنوان يك پيشوا و رهبر داراي درايت، ميداند كه ميدان زندگي جمعي جايگاه همزيستي اجتماعي است نه هنگامه نبرد بين حقانيت تفاسير مختلف از دين. در حقيقت، درست است كه پيروان هر قرائت ديني ميتوانند (و بلكه بايد) به حقانيت باور خود ايمان داشته باشند (چرا كه در غيراين صورت پايبندي به آن ديدگاه بيمعنا خواهد بود)، اما اداره اجتماع اصولا با طرح حقانيتها سروكاري ندارد. به بيان ديگر، در قلمروي اداره اجتماع آنچه مطرح است يافتن راهحلي معقول براي همزيستي صلحآميز است كه اين خود از طريق يافتن اشتراكاتي است كه امكان اجماعي گسترده برآنها ممكن باشد؛ اجماعي كه هرچه گستردهتر باشد پايداري اطمينانزا و استمرار اميدبخش را بهدنبال خواهد داشت. اين درسي است كه امروزه همه بايد پاي آن بنشينند و ظرايف و دقايق آن فراگيرند و كمر همت بندند تا جامه عمل بپوشد. بيتوجهي به اين درس بزرگ است كه اين روزها راه را بر تشديد اختلاف، تفرقه و خصومت در ميان پيروان امت اسلامي باز كرده است. دامن زدن به اختلافات فرقهاي از طرف كوتهبينان و متعصبان فرقهگرا (اعم از شيعه و سني)، تخطي از يكي از اساسيترين و بنياديترين درسهاي مكتب وحي است. جاي آن است كه با مرحوم كاشفالغطا همصدا شويم كه بنيان اسلام را در دو كلمه ميدانست: كلمه توحيد و توحيد در كلمه. اما فهم درست ماهيت اين وحدت كلمهاست كه راهگشاي امت اسلامي از شرايط مرارتبار كنوني است: وحدت در عين كثرت؛ همزيستي اجتماعي سازگار با تعدد و تنوع. وحدت ناشي از سكوت (ارادي يا اجباري) وحدتي است شكننده، ميرا و ناپايدار. وحدتي ميتواند پايه و مايه اداره اجتماع باشد كه برگفتوگوي عقلايي ميان مكاتب گوناگون استوار باشد. اجماع برخاسته از مفاهمه است كه ميتواند گلهاي بوستان اتحاد راستين را شكوفا سازد و عطر اميد و زندگي بر جان آدميان بريزد، وگرنه سكوت گورستان تنها ميتواند ما را به عبرت از كوتهبيني گذشتگان فراخواند و بس
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
لباس ضخيم بپوشيد!:براساس دستورالعمل جديدي كه در پايان سال 85 و همزمان با ترم دوم تحصيلي دانشگاهها، در دانشگاه شاهرود تصويب وبه دانشجويان اعلام شد، دانشجويان بايد درنحوه پوشيدن لباس و ارتباط با يکديگر تجديد نظركنند. براساس اين دستورالعمل پوشيدن لباس كوتاه و نازك وهمچنين استفاده از لوازم آرايش و ارتباط دانشجويان دختر و پسر با يكديگر از موارد تخلف تلقي شده و به شدت با آن برخورد مي شود. متن کامل مصوبه "شوراي فرهنگي دانشگاه" شاهرود بر روي دو تابلوي بسيار بزرگ در مقابل در اصلي دانشگاه و در بوستان دانشگاه نوشته شده است. مسوولين دانشگاه دليل نوشتن اين موارد را برروي تابلو "آگاه شدن دانشجويان از مقررات جديد و سلب هرگونه بهانه ازآنان در هنگام مشاهده تخلف" و بر اساس مصوبه شوراي فرهنگي عنوان كرده اند. در اين مصوبه از جمله آمده است. "از آنجا كه دانشگاه مكاني مقدس و نمادي كامل از آرمانهاي فرهنگي، مذهبي و علمي جامعه اسلامي و مظهر فرهيختگي دانشجوي مسلمان مي باشد و نظر به مصوبات شوراي فرهنگي، رعايت مصاديق ذيل براي دانشجويان گرامي الزامي است". در ادامه متن مي خوانيم: "استفاده از مانتو، شلوار و مقنعه مدل ساده و بلند تهيه شده از پارچه هايي با ضخامت و رنگهاي مناسب، داشتن ظاهري آراسته و پرهيز از الگو هاي غير متعارف، عدم استفاده از لباسهاي كوتاه وچسبان، استفاده از كفش و جوراب مناسب، پرهيز از هرگونه زيوزآلاتي كه در شان دانشجو نمي باشد، پوشش مواضع حرمت اسلامي، عدم استفاده از لوازم آرايشي، پرهيز از ارتباط غير ضروري با نامحرم را رعايت نمايند". درآخراين متن تاكيد شده: "بديهي است در صورت عدم رعايت موارد فوق مطابق بند 2 آئين نامه كميته انضباطي رفتار خواهد شد". اين مصوبه انتقادات وموضع گيري بسيار شديد دانشجويان دانشگاه را به دنبال داشته تا جايي كه آنان اعتراض خود را با جمع آوري طوماري با هزار امضاء به مديريت دانشگاه اعلام كرده اند. يكي از دانشجويان دانشگاه شاهرود در همين زمينه به خبرنگار"روز" مي گويد: "اين متن نشان دهنده موضع چماق وهويج دردانشگاه است. آنان در حالي که زمينه اين تابلو را به گلي زيبا مزين كرده اند از برخورد با دانشجوياني حرف مي زنند كه سعي دارند از عبوس بودن و غم دوري كنند". وي همچنين در ارتباط با ملاك اعمال اين مصوبه گفت: " به نظر مي رسد در برخورد با دانشجوياني كه به اصطلاح شامل اين مصوبه مي شوند هيچ ملاكي وجود نداشته باشد چرا كه طي پرس و جوي ما نيز اعلام كرده اند هيچ ملاكي وجود ندارد. بنابراين همه چيز سليقه اي مي شود". اين در حالي است كه پيش از اين نيز يكي از كارمندان زن دانشگاه که اكنون به عنوان كارشناس امور فرهنگي در اين دانشگاه فعاليت مي كند از سوي مسوولين دانشگاه مسوليت يافته بود تا در مقابل در اصلي دانشگاه به بررسي پوشش دختران دانشجو بپردازد و در صورت مشاهده مواردتخلف ظاهري به آنها تذكر دهد. همچنين از ترم گذشته در دانشكده برق دانشگاه شاهرود، كلاس "حل تمرين" با تفكيك جنسيتي مواجه شد و به دستور رئيس دانشكده به صورت دو كلاس مجزا براي خانم ها و آقايان برگزار شد درحالي كه استاد حل تمرين هر دو كلاس از دانشجويان دختر همين دانشكده است. يكي از دانشجويان دختر دانشگاه شاهرود در مورد سختگيري هاي پوشش در مورد دختران به "روز" مي گويد: " حراستي هاي جديد اصلا به حرف كسي گوش نمي كنند و تنها ملاكهاي شخصيتي خودشان را اعمل مي كنند و همه چيز بسته به جوي است كه در آن رشد كرده اند". وي افزود: "اگر يكي از اينها در خانواده اي تندرويي بزرگ شده باشد مي گويد بر اساس قانون تو بايد همه جايت را بپوشاني و حتي يك نخ از موهايت بيرون نباشد و حراستي ديگري كه در خانواده اي معتدل تر بوده مي گويد بر اساس قانون نمي توان به اين نوع پوشش متداول گير داد". اين دختر دانشجو در پايان مي افزايد: "همه چيز سليقه اي است و در نهايت آناني موفق مي شوند كه ديد بسته تري دارند. حراست که قبلا هم بدون هيچ مانعي ده ها نفر را به كميته مي كشاند و بهانه همه آنها هم بي حجابي و رفتار غير اسلامي بود، حالا با اين مصوبه جديد مي تواند همه به كميته انضباطي بكشاند". دانشجويان دانشگاه شاهرود و البته بيشتر از همه دختران دانشجو بيش از همه نگران اين هستند كه با مصوبه جديد شدت اعمال سلايق بيشتر شود. معلوم نيست معيار تنگي و يا گشادي لباس چيست. همچنين معيار استفاده از زيوزآلات و آرايش را اعلام نكرده اند. همچنين ارتباط غير ضروري با نامحرم نيز از جمله مسائلي است كه بسيار كلي بوده و راه اعمال سليقه را به راحتي باز مي گذارد. در سال گذشته حدود 60 نفر به دليل نوع پوشش خود به كميته انضباطي دانشگاه شاهرود فراخوانده شدند و اكنون با توجه به مصوبه جديد، دانشجويان بيم آن دارند كه در ترم جاري اين نرخ با افزايش مواجه شود. سال گذشته همچنين اردوهاي مختلط دانشگاه شاهرود ممنوع شد و در همين راستا اردوي تشكيلاتي انجمن اسلامي كه به لحظ بحث هاي تشكيلاتي بايد مختلط برگزار مي شد علي رغم تاكيد ها و تعامل بسيار زياد انجمن اسلامي با دانشگاه مجوز برگزاري اخذ نكرد. از نظر مسوولين جديد دانشگاه شاهرود كه همزمان با دولت نهم انتخاب شده اند، شوراي فرهنگي مسوول جهت دهي به امور فرهنگي دانشگاه است و براي اين امر مجبور است مصوبات جديدي را اعمال كند. اين در حالي است كه تصويب قانون توسط شوراي فرهنگي به عنوان يكي از زير مجموعه هاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي مورد ترديد قرار دارد
+ نوشته شده در پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
اخراجی های ده نمکی ---علی باقری :دیروز فرصتی دست داد تا به اتفاق خانواده، فیلم اخراجی ها، اولین کار بلند سینمایی مسعود دهنمکی را ببینم. فیلم، از زمان نمایش در جشنواره فجر سال قبل، به جهات مختلف، سروصدای زیادی به پا کرده بود؛ شایعه یک میلیارد تومان هزینه ساخت آن و تامین این هزینه توسط نهادهای دولتی، شخصیت و پیشینه کارگردان به عنوان یکی از رهبران شناخته شده انصارحزب الله در دهه 70، حضور همزمان کثیری از عوامل حرفه ای سینمای ایران در این فیلم که پیش از این کمتر پیش آمده است، استقبال تماشاگران از فیلم در جشنواره فجر و همچنین در مدت کوتاه اکران عمومی که رکوردهای فروش سینمای ایران را شکست و عکس العمل های تند دهنمکی نسبت به عدم توجه داوران بخش مسابقه جشنواره فجر به فیلم در جریان انتخاب برترین های جشنواره، از جمله عوامل ایجاد این حساسیت ها و سروصداها بودند. اخراجی ها را از جهات گوناگون می توان مورد بررسی قرار داد که در ادامه به شماری از آن اشاره می کنم: فیلم، داستان گروهی لمپن و لات است که با هدف کسب وجهه اجتماعی و تحصیل رضایت پیرمردی گیوه فروش و عارف مسلک برای موافقت با ازدواج دخترش با مجید سوزوکی (گنده لات محله)، در روزهای آخر جنگ تصمیم می گیرند تا به جبهه بروند. بخش عمده ای از فیلم به مقدمات حضور آنان در جبهه تا کشته شدن گنده لات محله در آخر کار مربوط می شود و قرار است طی آن، ما با تقابل دو گروه از مسئولان و دست اندرکاران جنگ که در خصوص نفس حضور این گروه در جبهه و امکان تحول و اصلاح آنان نظرات متفاوتی دارند آشنا شویم و نهایتاً با تحول تدریجی شخصیت اصلی فیلم، رأی به صحت نظر گروهی بدهیم که از ابتدا معتقد بودند که حضور گروهی لات در جبهه ها می تواند باعث ایجاد تحول در آنان شود. همانگونه که ملاحظه می شود داستان فیلم، مضمونی تکراری در سینمای ایران را روایت می کند که پیشتر به کرات و از ابعاد گوناگون، مورد توجه فیلم سازان مختلفی قرار گرفته است. از فیلم "برزخی ها"ی ایرج قادری گرفته که در سال 59 ، قبل از آغاز جنگ تحمیلی ساخته شد و ماجرای گروهی دزد را روایت می کرد که با پیروزی انقلاب از زندان می گریزند و پس از سرقت پول های امامزاده روستا، از قضا فرار آنان از مرز، با حمله نظامی یک کشور خارجی به ایران مصادف شده و این امر موجب ورود ناخواسته این گروه به جنگ و ایجاد تحول در آنان و در نهایت کشته شدن تعدادی از ایشان می شود، تا فیلم زیبا و تأثیرگزار" لیلی با من است"، ساخته سال 74 کمال تبریزی که برای نخستین بار با بیانی طنز، ماجرای تحول فردی را که ناخواسته در جریان جنگ قرار گرفته است، روایت می کند و با قرار دادن این تحول در کنار مکشوف ساختن مافی الضمیر شخصی مدعی اما متظاهر و فرصت طلب، اثری جاودان در سینمای دفاع مقدس خلق کرده است. در این میان به نظر نگارنده امتیاز اصلی فیلم در این زمینه، به نمایش گذاشتن چهره ای نسبتاً واقع گرایانه از مجموعه افراد حاضر در جبهه با تمامی تفاوت های انگیزه ای و شخصیتی است که شاید بتوان مدعی شد هر چند پیش از این، خصوصاً در فیلم لیلی با من است، گام های خوبی در این جهت برداشته شده بود، اما تا پیش از اخراجی ها کمتر فیلمی در حوزه دفاع مقدس توانسته بود این موضوع را با این ابعاد به نمایش بگذارد و دهنمکی در اخراجی ها با کنار گذاردن خودسانسوری و یا دیگرسانسوری حاکم بر سینمای دفاع مقدس، در زمینه به نمایش گذاردن آدم های گوناگون و متفاوت حاضر در جنگ( البته با چهره هایی نسبتاً واقعی و تا حدودی غلو شده) ، نقطه مثبتی را بر جبین فیلم خود رقم زند. در این ارتباط موضوع زمانی قابل تأمل تر می شود که به پیشینه کارگردان فیلم نیز توجه شود. دهنمکی شخصی است که در دوران دفاع مقدس، مدتی طولانی را در جبهه ها به سر برده و پس از پایان جنگ، خصوصاً از اوایل دهه 70، از موضع رزمنده دیروز، از رهبران گروهی بود که خود را مدعی انحصاری دفاع از انقلاب و ارزش های دفاع مقدس می دانستند و در این مسیر نه تنها افراد لات و لاابالی، که بسیاری از انقلابیون و همسنگران دیروز خود در جبهه ها را نیز تحمل ننموده و به جرم منحرف شدنشان از مسیر انقلاب، مورد انتقاد و بعضاً برخوردهای تند فیزیکی قرار می دادند. ماجرای حمله انصارحزب الله به سینما قدس تهران در سال 75 ، به جرم نمایش فیلم " تحفه هند" با بازی اکبرعبدی که از دید آن گروه، فیلمی مروج ابتذال به حساب می آمد در اذهان اهل سیاست و هنر هنوز باقی مانده است و اکنون 10 سال پس از آن تاریخ، سیر تحول مسعود دهنمکی پس از یک دوره پرداختن به کار روزنامه نگاری ( هرچند با رویکردی تقریباً مشابه با فعالیت های سیاسی گذشته اش) او را در مقام کارگردانی فیلمی با شرکت اکبرعبدی و سایر هنرمندان حرفه ای سینمای کشور قرار داده است که جوهره اصلی مضمون آن، دفاع از امکان تحول انسان ها و لزوم ایجاد فرصت برای آنان است. دیگر موضوع درخور توجه در خصوص فیلم اخراجی ها استقبال گسترده و کم سابقه ای است که از این فیلم به عمل آمده است. پیش از این در عرصه سینمای جنگی، فیلم های" افق" اثر شادروان رسول ملاقلی پور و " از کرخه تا راین" و " آژانس شیشه ای"، ساخته های بیادماندنی ابراهیم حاتمی کیا توانسته بودند در زمان اکران عمومی خود مخاطبان وسیعی را جذب نمایند، ولی به یقین موفقیت اخراجی ها در جذب مخاطب، بسیار فراتر از آن آثار است. در این ارتباط باید خاطر نشان ساخت که به هرحال استقبال گسترده عمومی از یک اثر هنری، فی نفسه نقطه مثبتی برای آن به شمار می آید و لذا از این حیث باید اخراجی ها را فیلم موفقی به حساب آورد. اما خوب است کارگردان محترم این فیلم که این روزها در مواجهه با منتقدین اخراجی ها، عموماً با استناد به این موضوع به دفاع از اثر خود می پردازد و یک سره تمامی انتقادها را مردود می شمارد، توجهی نیز به عوامل شکل گیری این استقبال بنماید. قطعاً بهره بردن از محبوب ترین و حرفه ای ترین عوامل حال حاضر سینمای کشور که به مدد سرمایه هنگفت فیلم فراهم شده است، یکی از مهمترین عوامل این امر است. هر چند فیلمساز نتوانسته است از تمامی ظرفیت های حرفه ای عوامل مذکور استفاده نماید و اخراجی ها در کارنامه بازیگران و سایر عوامل فنی و هنری فیلم، از رتبه بالایی برخوردار نمی شود. همچنین مجاز بودن فیلمساز در استفاده از شوخی های تصویری و کلامی که برای سایر همکاران وی قطعاً غیر مجاز است، توانسته است مخاطب عام را که شوخی های موجود در فیلم را طی سال های اخیر از رسانه های رسمی کشور ندیده و نشنیده است، به خود جذب کند. در خصوص استقبال عمومی از اخراجی ها نکته حائز اهمیت دیگر آن است که به گواهی نوع ابراز احساسات تماشاگران در فراز های مختلف فیلم، اجزایی و قسمت هایی از آن مورد توجه تماشاگران عام و به تبع آن عامل اصلی اقبال این دسته از مخاطبان از فیلم واقع می شود که عمدتاً به لمپن های فیلم و آن هم به گذشته آنان قبل از ایجاد تحولشان مربوط می شود، عمده ابراز احساسات تماشاگران عام فیلم، مربوط به لات بازی ها، هجوگویی ها و تمسخر ارزش های مورد قبول کارگردان است که شکل می گیرد لذا از آنجا که دهنمکی فردی ایدئولوژیک است که علی القاعده با ساخت این فیلم ضمن به رسمیت شناختن و ممدوح دانستن ایجاد فرصت برای انسان های گمراه، در پی ترویج دیدگاه های انقلابی و ارزشگرایانه خود بوده است، آنقدر که لمپن بازی های شخصیت های فیلم خود را جذاب و تماشاگرپسند نشان داده است، در ایجاد سمپاتی نسبت به ارزش ها و آرمان های دفاع مقدس و اثر آن در ایجاد تحول مثبت در انسان ها موفق عمل نکرده است. برای نمونه توجه خوانندگان محترم را جلب می کنم به میزان تأثیرگذاری صحنه انتهایی فیلم که شخصیت اصلی پس از متحول شدن و انجام اقداماتی قهرمانانه کشته می شود و مقایسه آن با تأثیرگذاری سکانس انتهایی فیلم لیلی با من است که در آن، پرویز پرستویی بدنبال یک سری اتفاقات ناخواسته تا خط اول جبهه آمده و در آنجا گیر افتاده است و نهایتاً با مشاهده ایثارگری رزمنده حاضر در صحنه، منقلب شده و متحول می شود. در فیلم دهنمکی حتی تماشاگر نمادی قوی و گویا از تحول ایجاد شده در قهرمان داستان را نمی یابد، صحنه قمه کشی آقای سوزوکی در جبهه و حمله وی به سمت تانک های عراقی ها که ناجوانمردانه رزمندگان را در تونلی گیر انداخته اند و از روی بدن های آنان رد می شوند، همچنین دیالوگ هایی که توسط وی در این صحنه ها تا زمان مرگش بیان می شود ، شباهت زیادی دارد با صحنه و دیالوگ های ابتدای فیلم، آنجا که همین شخص با زنجیر به جان جوانهایی که برای نوامیس مردم مزاحمت ایجاد می کنند می افتد و در همان زمان برای فریب دادن پدر همسر آینده خود، مدت زندانی بودن خود را رفتن به سفر مکه جلوه می دهد. به کدام دلیل تماشاگر باید باور کند که آن عمل قهرمانانه در میدان جنگ، ناشی از احساسات و غیرت ورزی موردی و زودگذر نبوده و حکایت از تحولی عمیق در وجود قهرمان فیلم است؟ در خصوص کارگردانی و فیلمنامه فیلم نیز، هرچند شایعات زیادی مبنی بر داشتن نقش اصلی و اعمال دخالت موثر در آن توسط برخی عوامل حرفه سینمای ایران به گوش می رسد، باید خاطر نشان ساخت که فیلم در این زمینه ها نیز از ضعف های عمده ای رنج می برد که در جای خود قابل بازگو کردن است. حتی در زمینه جلوه های ویژه و ساخت صحنه های جنگی فیلم نیز با وجود استفاده از تمامی عوامل انسانی و امکانات فنی موجود در سینمای ایران، همچون بهره مندی از صدای دالبی، شاهد خلق صحنه هایی حتی قابل مقایسه با فیلم های خوب جنگی یک دهه قبل که با امکانات فنی بسیار پایین تری تولید شده است نیستیم. در این ارتباط توجه خوانندگان محترم را به مقایسه صحنه های نبرد رزمندگان با تانک های دشمن در داخل تونل در فیلم اخراجی ها و مقایسه آن با صحنه های مشابه در فیلم هیوا که ساخت آن مربوط به تقریباً 10 سال قبل می شود، جلب می نماید. یا صحنه های عمومی جنگی فیلم در مقایسه با صحنه های جنگی مثلاً فیلم دیده بان، اولین کار حاتمی کیا که قریب 20 سال قبل ساخته شده است، به هیچ وجه قابل مقایسه به نظر نمی رسد. سخن به درازا کشیده شد و من قصد پرداختن به تمامی اجزاء قابل بررسی اخراجی ها را ندارم، در خاتمه باید خاطر نشان نمایم که به دهنمکی به عنوان رزمنده سال های دفاع مقدس در دهه 60، فعال سیاسی وعرصه مطبوعات در دعه 70 ( هرچند با تفکراتی که قبول ندارم و نمی پسندم) و فیلمساز دلسوخته دهه 80 احترام می گذارم و از اینکه وی برای بیان دیدگاه های خود رسانه را و در این اواخر به قول پاکدل ( مجری مراسم اعطای جوایز جشنواره فجر) رسانه پرمخاطب و تأثیرگذار سینما را انتخاب کرده است، بسیار خوشحالم و به عنوان یک برادر به وی تبریک می گویم، همچنین برخی از صحنه های اخراجی ها را هم دوست دارم و آن ها را صحنه های تأثیر گزاری می دانم، منتهی برادارنه و دوستانه به وی توصیه می کنم که بر خود مسلط باشد و اشتباهات رفتاری و نظری خود در دهه 70 را اینبار در عرصه فیلمسازی تکرار نکند، چرا فکر می کند کسی حق ندارد به فیلم وی انتقاد کند؟ و یا آن را مستحق بردن جایزه نداند؟ آقای دهنمکی! انصافت را به داوری می طلبم؛ آیا اخراجی ها لایق دریافت جوایز بیشتری از جشنواره فجر سال قبل بود؟ و سرانجام، برادر مسعود! خوشحالم که با بخشی از اخراجی های دیروزت احساس همدردی کرده و از حق حیات و حتی امکان تحول پذیر بودنشان دفاع می کنی، پس عقل حکم می کند که امروز کمتر دست به اخراج بزنی تا فردا روز ناگزیر به ساخت اخراجی های 2 نشوی:
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حسين زاده وکشاورز بار ديگر دربند 209 : سعيده امين، سارا ايمانيان و همسر وي (همايون نامي) نيز پس از گذراندن يک شب در بازداشتگاه اداره مفاسد اجتماعي وزرا عصر امروز به قيد ضمانت آزاد شدند. شيرين عبادي وکالت افراد ياد شده را به عهده گرفته است. هنوز معلوم نيست، دليل اين دستگيري چيست وچرا بلافاصله بعد ازدستگيري افراد ياد شده به بند 209 زندان اوين منتقل شده اند. با اين وجود با توجه به ويژگي هاي دستگيري هاي اسفند ماه و دستگيري اخير، انتظار مي رود که يک تيم واحد پيگيري اين پرونده را به عهده داشته باشد.نيروهاي پليس، روز دوشنبه، با دستگيري جمعي اززناني که براي کمپين يک ميليون امضابراي تغيير قوانين زنان درمراسم سيزده بدردرپارک لاله حضور به هم رسانده بودند، ازشدت عمل دستگاه هاي امنيتي واطلاعاتي دربرخورد با حرکت هاي مسالمت آميز زنان درسال جديد، خبردادند. ناهيد کشاورز، سارا ايمانيان، همايون نامي، سعيده امين و محبوبه حسين زاده در اين روز براي جمع آوري امضا براي کپين يک ميليون امضا در پارک لاله حضور داشتند که نيروهاي پليس آنها را دستگير کردند. محبوبه حسين زاده و ناهيد کشاورز دو تن از اعضاي کمپين يک ميليون امضا و افراد ياد شده هم اکنون به بند 209 زندان اوين منتقل شده اند. اين دوتن جزو دستگير شدگان روز سيزده اسفند ماه زنان مي باشند که پس از چهار روز اززندان آزاد شدند. ازميان سي وسي تن ازدستگير شدگان، محبوبه عباسقلي زاده و شادي صدر، بيش از12 روزرا درزندان سپري کردند ودرساعت هاي واپسين سال گذشته اززندان اوين آزاد شدند. به نوشته سايت زنستان، افراد ياد شده پس از بازداشت به اداره اماکن ناجا واقع در وزرا برده شده بودند. صبح روزسه شنبه چهاردهم فروردين اين افراد به دادسراي انقلاب انتقال داده شدند و بعد از ساعت ها بي خبري در اواخر ساعات اداري، بعد از ظهر روزسه شنبه آنها را مجددا به کلانتري ميدان نيلوفر انتقال دادند. ازخانواده هاي افراد ياد شده خواسته شده که براي کسب اطلاعات بيشتر به کلانتري نيلوفردرخيابان اپانادا مراجعه کنند. اين همان کلانتري است که بخشي ازنيروهاي مربوط به اطلاعات موازي درآن مستقرهستند. کلانتري نيلوفر درهماهنگي کامل با اداره اماکن استان تهران درخيابان مطهري ودادستاني تهران مي باشد گفتگو با سارا ایمانیان از بازداشت شدگان روز 13 فروردین در پارک لاله :دیروز جمعی از فعالین کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز، برای جمع آوری امضا و گذراندن روز سیزده بدر در پارک لاله تهران حضور یافتند. اما با جلوگیری و بازداشت تعدادی از اعضا توسط مامورین انتظامی و اطلاعات مواجه شدند. سارا ایمانیان از جمع 5 نفر بازداشتی دیروز بهمراه همسرش و سعیده امین امروز بعدازظهر با قرار التزام 50.000.000 ریالی آزاد شدند. اما ناهید کشاورز و محبوبه حسین خواه با صدور قرار کفالت 200.000.000 ریالی به زندان اوین منتقل شدند. سارا ایمانیان در گفتگو با سایت کمیسیون زنان تحکیم، علت بازداشت و اتهام خود را چنین عنوان کرد: بازجوها دلیل بازداشت را «جمع آوری امضا در پارک» و اتهام ما را «اقدام علیه امنیت ملی» عنوان کردند. حرف آنها این بود که چیزی که شما میخواهید با مبانی اسلامی مغایرت دارد و کار غیر شرعی است. در مورد فتوای آیت الله صانعی هم می گفتند که او یک نفر است و از اجتهاد یک نفر شما نمیتوانید قانون را تغییر بدهید. وی در شرح چگونگی دستگیری خود اظهار داشت: نیروهای امنیتی از صبح زود پارک لاله را تحت نظر داشتند. و حضور آنها کاملا محسوس بود. مامورین لباس شخصی به جمع های دوستانه ما که بعضاً در لحظه در حال جمع آوری امضا هم نبوده اند، نزدیک شده و ابراز داشتند که از اینجا حرکت نکنید رئیس ما میخواهد بیاید با شما صحبت کند. در برخی جمع های دیگر هم مأمورین لباس شخصی به نزد دوستان ما رفته و گفته اند که شما را تحت نظر داشته ایم و در حال جمع آوری امضا بوده اید، سپس فرمهای امضا شده را ضبط کردند. سارا ایمانیان به همراه همسرش، سعیده امین، ناهید کشاورز و محبوبه حسین خواه ابتدا به کلانتری 104 منتقل شده و دیشب را در بازداشتگاه وزرا در بازداشت به سر میبرده است دادگاه فاطمه حقیقت جو،محمدرضا خاتمی و مصطفی تاجزاده در این ماه برگزار می گردد :دومين جلسه رسيدگي به اتهامات محمدرضا خاتمي، مديرمسوول روزنامه توقيف شده «مشاركت» صبح روز يكشنبه نوزدهم فروردين ماه جاري در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان و با حضور اعضاي هيات منصفه مطبوعات برگزار ميشود. از سوي ديگر جلسه رسيدگي به اتهامات مصطفي تاجزاده 26 فروردين ماه در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران برگزار ميشود. با شكايت مدعيالعموم و يك شاكي خصوصي، پروندهاي به اتهام نشر اكاذيب و توهين براي مصطفي تاجزاده در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران تشكيل شد كه 26 فروردين ماه براي رسيدگي به اين پرونده تعيين وقت شده است. همچنين دادگاه فاطمه حقيقتجو 21 فروردين برگزار خواهد شد. وكيل مدافع حقيقتجو با بيان اين كه وقت محاكمه موكلش تعيين شده است گفت كه موكلش در تاريخ 21/1/86 در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه ميشود
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 فروردین1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|
|