تبليغاتX
عدالتخواهان

سلام به همه دوستان

من سینا و دوستان دیگرم از پلیس بسیار ممنون هستیم که تصمیم به برخورد با مانکن ها و افراد بدحجاب گرفته..سردار احمدی مقدم با  تصمیم به موقع خودش دل بساری از افراد جامع را خوشحال و باعث ارامش خاطر زنان ومردان بسیاری شده

بدانید که دوستان شما در عدالتخواهان فقط وفقط به دنبال اطلاع رسانی شفاف و بدون سانسور هستند به امید پیروزی شیعیان و سربلندی ایرانیان

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

گروگان گيري، قتل و راهزني بي اهميت در مقابل بدحجابي:دو هفته بعد از آمارهاي اغراق آميزي که درباره بهبود وضعيت امنيت و مسائل منکراتي کشور داده شد، فرمانده نيروي انتظامي در سخناني با ارائه آماري تکان دهنده از وضعيت اخلاقي کشور و مرزهاي ورودي خواستار سخت گيري ماموران و قوه قضائيه شد.سردار اسماعيل احمدي مقدم که به نوشته ايسنا در همايش مديران مبارزه با مفاسد اجتماعي استان هاي کشور سخن مي گفت خواستار آن شد که کساني که مي گويند به جاي برخورد انتظامي با بدحجابي برخورد فرهنگي بايد کرد، استيضاح شوند. وي سخن منتقدان را "نابه جا" خواند و روشن نکرد که مقصودش از استيضاح که اصطلاحي قانوني براي رسيدگي به کار وزيران در مجلس است، چيست.فرمانده نيروي انتظامي در حالي که تلويحا نشان مي داد که به نظر وي آن چه بدحجابي خوانده مي شود خواست اکثريت مردم است گفت عده اي براي به دست آوردن محبوبيت و راي در انتخابات مسائلي را مطرح مي کنند.از جمله آماري که فرمانده نيروي انتظامي ارائه داد و آن را تکان دهنده خواند کشف چهارميليون ليتر مشروب الکلي بود که به گفته وي فقط 25 تا سي در صد مقدار توزيع شده مشروب در کشور است. او توزيع قرص هاي روانگردان را هم فراوان خواند اما بابت اين آمار که افزايش ها را نشان مي دهد همه تقصير را به گردن اشغال افغانستان توسط آمريکا، ماهواره هاي تلويزيوني و ضعف قضات دادگستري گذاشت و هيچ مسوليتي براي نيروي انتظامي قائل نشد. وي با دادن عنوان "براندازي خاموش" به عمل بدحجابان وقاچاقچي ها، خواستار اعدام آن ها شد. و حتي براي کساني که به گفته وي در تکثير مدهاي ناپسند و گروه هاي شيطاني و باندهاي اراذل و اوباش و تبديل آن ها به قهرمان هستند، تقاضاي مجازات اعدام کرد. براندازي نرم يا خاموش اصطلاحي است که دو هفته قبل وزير اطلاعات هم براي زنان و دانشجويان ودانشجويان معترض به کار برده بود.سردار احمدي مقدم که دومين مقام دولتي است که خواستار شدت عمل مي شود. قبلا محسني اژه اي از سوي دولت احمدي نژاد از لزوم شدت عمل با منقدان دولت سخن گفت و به دنبال آن دستگيري معلمان و دانشجويان و زنان آغاز شد که هنوز نيز ادامه دارد. به نظر آگاهان همزمان با آشکار شدن نشانه هاي شکست در برنامه هاي رفاهي و خدماتي که دولت احمدي نژاد با وعده آن به روي کار آمد، بخش هاي مختلف بر اين باور رسيده اند که با شدت عمل جلو آشکار شدن انتقادها و گسترش اعتراض ها را بگيرند. فرمانده نيروي انتظامي که مجموع امکاناتي که در دو سال گذشته جلب کرده در طول تاريخ نيروي پليس در کشور بي سابقه است، تاکيد کرد که برقراري امنيت ناموسي دغدغه اصلي نيروي انتظامي است و که اول اين مساله براي مردم مهم است بعد مواد مخدر و امنيت ملي و جاني. فرمانده نيروي انتظامي در عين حال گفت حوادث در كشور زياد نيست، اما مردم بسيار نگران هستند. به گفته کارشناسان مسائل اجتماعي فرمانده پليس کشور به جاي عذرخواهي از کوتاهي اين نيرو در انجام وظايف خود مثلا وقتي درباره تجاوزهاي به عنف متعدد گزارش شده در پارک لويزان سخن مي گفت، باز به ذکر مسائل کلي و سئوال هائي مانند اين بسنده کرد كه "آيا ما آسايشگاهي براي مجرمان ايجاد مي‌كنيم يا فضايي براي امنيت خانواده‌ها؟" اين کارشناسان معتقدند به اين ترتيب اگر حوادثي مانند اغتشاش و ناامني هاي سيستان و بلوچستان و افزايش ورود مواد مخدر صدبرابر بيش از اين شود هم، باز فرمانده پليس کشور امکان خواهد داشت با موعظه و طرح پرسش هائي مانند اين از بار مسوليت بگريزد و سوال هاي اصلي با بدون جواب بگذارد. سردار احمدي‌مقدم که به يک مونولوگ طولاني دست زده بود بدون آن که با پرسشي روبرو شود از فيلمبرداري‌هاي مخفي از اتاق‌هاي پرو، استخرهاي زنانه، حمام خصوصي، سرقت فيلمهاي خانوادگي‌ و انتشار آن در سطح گسترده هم ياد کرد و باز بدون اشاره به کوتاهي پليس در انجام وظيفه و کشف اين موارد مدعي شد که متاسفانه نيروي انتظامي از درصد كمي از اين جرايم مطلع مي‌شود. به گزارش ايسنا وي با طرح اين پرسش كه "آقاي قاضي كه مسامحه مي‌كني و قرار20 ميليون توماني براي متهمي صادر مي‌كني كه با پيگيريهاي نيروي انتظامي حكم اعدامش صادر شد، اگر اين جرايم عليه دختر خودت اتفاق مي‌افتاد، چه كاري مي‌كردي؟" حمله خود را متوجه قضاتي کرد که حکم اعدام صادر نمي کنند. فرمانده ناجا هيچ اشاره اي به ناامني راه ها، گروگان گيري در استان هاي شرقي، ناامني در مناطق جنوبي کشور نکرد و تاکيد خود را به جرايمي در حد بر مزاحمت هاي خياباني گذاشت و گفت بايد شرايطي فراهم شود تا اين افراد راحت و آسوده در خيابان تردد كنند. به گفته فرمانده نيروي انتظامي، در جريان اجراي طرح افزايش امنيت اخلاقي در سال گذشته، يك ميليون تذكر ارشادي به افراد داده شد، 100 هزار تن به نيروي انتظامي ارجاع و از اين تعداد نيز 10 هزار تن به مراجع قضايي منتقل شدند


شلوارهای فاق کوتاه و براندازی نرم ـابراهیم نبوی:سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی فرمانده نيروي انتظامي دیروز مسائل مختلفی را در مصاحبابراهيم نبوي ه خود ارائه داد که لازم است توضیحاتی در مورد آن داده شود، به همین دلیل توضیحاتی که لازم است در مورد آن می دهیم.

ای دل غافل
سردار گفت: « بدحجابي تبلور محسوس آن چيزي است كه در پشت صحنه رخ مي‌دهد و ما از آن غافليم.»
توضیح: ظاهرا سردار تازه بعد از 27 سال متوجه شده کسانی که بدحجاب هستند، در پشت صحنه بی حجاب هستند و تا امروز فکر می کرد که آنها در پشت صحنه هم با حجاب هستند، ولی چون ایشان به پشت صحنه نمی تواند وارد شود، غافل از این موضوع بود.

تهدید ملی هفتاد درصدی

سردار گفت: « موضوع امنيت اخلاقي يك تهديد ملي است.»
توضیح: هفتاد درصد جامعه برای کل جامعه تهدید ملی محسوب می شوند و برای حفظ سی درصد از مردم از تهدید هفتاد درصد دیگر باید جلوی هفتاد درصد را گرفت.

براندازی خاموش از طریق خشتک
سردار گفت: « ترديد نكنيم كه فعاليت در حوزه امنيت اجتماعي نوعي براندازي خاموش است. »
توضیح کافی: فعالیت نویسندگان براندازی خاموش است، تجمع زنان براندازی خاموش است، تحصن معلمان براندازی خاموش است، فعالیت در اینترنت براندازی خاموش است، راه رفتن با کفش پاشنه بلند براندازی خاموش است، عرق خوری براندازی خاموش است، روسری نازک براندازی خاموش است، شلوار فاق کوتاه براندازی خاموش است، ماهواره براندازی خاموش است، مانتوی کوتاه براندازی خاموش است، شعر بلند براندازی خاموش است، انفجار اشکالی ندارد، تریاک کشیدن براندازی خاموش است، آدم کشتن با احساس مهدور الدم بودن طرف اشکالی ندارد...
سووال اساسی: این چه نظامی است که آمریکا و اسرائیل و اروپا و جهان نمی توانند آن را از بین ببرند، اما شلوار فاق کوتاه پسران و روسری نازک دختران و یک استکان مشروب آن را نابود می کند؟

تهاجم فرهنگی و عرق سگی
سردار گفت: « فاصله توليد تا مصرف مشروبات الكلي تنها 10 روزه است و به اين ترتيب توليد كنندگان تا زمان مصرف مشروبات حتي هزينه‌اي دريافت نمي‌كنند و تمامي ريسكها را مي‌پذيرند تا به اهداف تهاجم فرهنگي خود دست يابند. كشف بيش از4ميليون ليتر مشروبات الكلي در سال گذشته بسيار تكان‌دهنده است، اين در حاليست كه اين مقدار تنها 25 تا 30 درصد مقدار مشروبي است كه در كشور توزيع مي‌شود.»
توضیح: اصولا در ایران توزیع مشروبات الکلی هیچ سودی ندارد و کلیه کسانی که این کارها را می کنند، فقط برای تهاجم فرهنگی، که معلوم نیست کجای آن فرهنگی است، مشروب می فروشند و حتی اگر سودی هم ببرند، آن را برای کمک به ناشرین ضد انقلاب و روزنامه نگاران برانداز و فیلسوفان جاسوس می دهند.
توضیح دوم: آدمها اصولا دو نوعند، یا به فکر تغییر جامعه اند که برانداز هستند، یا به فکرحال کردن هستند که آنها هم برانداز هستند، نوع سومی هم وجود دارد که معتادند و اصلا توی باغ نیستند که آنها هم برانداز هستند، فقط می مانند فیلسوفان که آنها هم برانداز هستند.

چرا جلوی آن را نمی گیرید؟
سردار گفت: « تاثير مصرف قرصهاي روانگردان بيشتر از مشروبات الكلي و مواد مخدر است.» و اضافه کرد: « امروزه يك ميليون و 200 هزار معتاد روزمصرف در كشور وجود دارد كه اين آمار به اضافه 700 تا800 هزار نفري است كه به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي‌كنند.»
سووال: ایران بالاترین مصرف کننده مواد مخدر و مهم ترین مرکز عبور مواد مخدر در جهان است، به عبارت دیگر مواد مخدر از طریق ایران به بقیه دنیا می رود، خب، چرا جلوی آن را نمی گیرید؟

ماهواره هم براندازی خاموش است
سردار گفت: « بيشترين بهره‌برداري از برنامه‌هاي ماهواره‌اي بخشهاي غيراخلاقي است.»
توضیح: و به همین دلیل دولت فقط جلوی ماهواره ها و وب سایت های سیاسی را می گیرد.

چت کردن هم براندازی خاموش است

سردار گفت: « وبلاگها، سايتهاي اينترنتي و انواع آموزش‌هاي غيراخلاقي و برقراي روابط نامشروع از طريق چت و ... از جمله موارد تهاجم فرهنگي است كه نيروي انتظامي به طرق مختلف خواهان برخورد با آن است.»
توضیح: در صورتی که نه مشروب می خوردید، نه بدحجاب بودید و نه فیلم سکسی پخش می کردید و نه روسری سه سانتی و شلوار فاق کوتاه می پوشیدید، خیالتان راحت باشد، در این حالت به جرم ورود به اینترنت، چت کرده، وبلاگ نویسی و خواندن وب سایت ها می توانید براندازی نرم کنید و حتما مجازات شوید.

نظرسنجی ناموسی
سردار گفت: « طبق نظرسنجي‌هاي صورت گرفته برقراري امنيت ناموسي در كشور دغدغه‌ نخست مردم است، پس از اين مساله نيز مواد مخدر و امنيت جاني و مالي مطرح مي‌شود. حوادث در كشور زياد نيست، اما مردم بسيار نگران هستند.»
توضیح اول: اصولا نظر مردم خیلی مهم است و جمهوری اسلامی برای مردم و نظرات شان ارزش زیادی قائل است، از جمله شرکت در میتینگ ها، انتخابات آزاد، نظرسنجی های غیرانتظامی و رفراندوم که جزو انواع براندازی به شمار می آید.
توضیح دوم: برای مردم ایران طبیعی است که پوشیدن شلوار فاق کوتاه و روسری سه سانتی خطر بیشتری دارد، تا اینکه کسی آنها را بکشد و یا منفجر شوند.
توضیح سوم: این نظرسنجی ها کاملا معتبر است و نیروی انتظامی کاملا آن را تائید می کند.
توضیح چهارم: انرژی هسته ای اولویت اصلی ما نیست، بلکه امنیت ناموسی در صدر مسائل است.
متاسفانه تعداد فیلمها کم است
سردار احمدي‌مقدم به فيلمبرداري‌هاي مخفي از اتاق‌هاي پرو، استخرهاي زنانه، حمام خصوصي، سرقت فيلمهاي خانوادگي‌ و انتشار آن در سطح گسترده اشاره كرد و گفت: « متاسفانه نيروي انتظامي از درصد كمي از اين جرايم مطلع مي‌شود.»
علت تاسف: برادران مجبور می شوند به جای دیدن فیلم های جدید، همان قبلی ها را چند بار ببینند.
شلوارهای فاق کوتاه و پابرهنه ها
سردار گفت: « با پوشش نامناسب برخي از آقايان از جمله بلوزهاي كوتاه و تن‌نما، شلوارهاي فاق كوتاه برخورد خواهد شد.»
توضیح: لطفا برای جلوگیری از براندازی شلوار کردی یا پیژامه بپوشید و به جای بلوزهای کوتاه، برادران نیز مانتو استعمال کنند.

پلیس ننگ را با رنگ پاک می کند
سردار گفت: « پليس كاري با رنگ لباس ندارد.»
توضیح: و این مشت محکمی است به دهان یاوه گویانی که می خواهند بگویند در ایران آزادی اجتماعی وجود ندارد.

همه چیز با ضریب ده
سردار گفت: « طي اجراي طرح افزايش امنيت اخلاقي در سال گذشته، يك ميليون تذكر ارشادي به افراد داده شد، 100 هزار تن به نيروي انتظامي ارجاع و از اين تعداد نيز 10 هزار تن به مراجع قضايي منتقل شدند.»
توضیح: نیروی انتظامی با دقت تمام عمل می کند و تمام اقداماتش قابا تقسیم به 10000 است و الکی آمار ارائه نمی دهد.

احساس کن، بهت دستور می دم، احساس کن!

فرمانده ناجا وعده داد كه تا پايان سال، احساس امنيت افراد افزايش ‌يابد.
پیش بینی: طبیعی است با این برنامه دقیق و قابل اجرایی که ریخته شده است، حتما این احساس افزایش می یابد و اگر کسی احساس نکند که امنیت اجتماعی افزایش یافته، به عنوان مرتکب براندازی نرم دستگیر و به مراجع ذیصلاح معرفی شدید می شود.نتیجه گیری فلسفی: شما اگر کار سیاسی کنید براندازی کردید، اگر کار فرهنگی کردید براندازی نرم کردید، اگر بچه سوسول باشید و اصلا کاری به هیچ چیز نداشته باشید هم براندازی کردید، اگر هم در خانه تان بکپید و تریاک بکشید و عرق بخورید باز هم براندازی کردید، پیدا کنید کسانی را که براندازی نمی کنند؟تقدیر و تشکر: از سوی کلیه براندازان از اینکه معلوم شده است که هفتاد درصد ملت برانداز هستند، با این وجود هشتاد درصد ملت پشتیبان حکومت هستند، تشکر می نمایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

احکام سنگین برای فعالان زن:درست وقتي حجت السلام محسني اژه اي وزير اطلاعات جمهوري اسلامي مي گفت:" وزارت اطلاعات با هر کسي که عليه نظام و در جهت براندازي در اشکال مختلف فعاليت مي‌کند برخورد مي‌کند و تفاوتي ندارد که با چه عنوان و چه تشکلي باشد" دو حکم در دادگاه ايران صادر شد:1 ـ ديوان عالي کشور حکم تبرئه عاملان قتل هاي محفلي کرمان را که با اعتقاد به مهدورالدم بودن، ۲ زن و سه مرد را به قتل رسانده بودند تاييد کرد، 2 ـ شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، دو فعال جنبش زنان، فريبا داودي مهاجر را به تحمل چهار سال حبس که سه سال آن به حالت تعليق درمي‌‏آيد و سوسن طهماسبي را به تحمل يک سال و نيم حبس تعليقي و شش ماه حبس تعزيري محکوم کرد. دو حکمي که در حافظه دستگاه قضايي ـ امنيتي ايران باقي خواهد ماند.بر اساس همين تعريف آقاي اژه اي از"اشکال مختلف فعاليت"است که ايران در دو هفته گذشته هيچ روزي را بدون دستگيري و مجازات زنان، معلمان، دانشجويان و کارگران پشت سر نگذاشته، که آخرين آنها، تا لحظه نگارش اين گزارش، صدور احکام سنگين براي دو فعال جنبش زنان است: "محمد شريف‌‏، وکيل مدافع فريبا داودي مهاجر، از بازداشت‌‏شدگان تجمع روز ۲۲ خرداد سال ۸۵ در ميدان هفت‌‏تير تهران با بيان اينکه حکم صادره عليه موکلش روز سه‌‏شنبه ارايه شده و وي از روي آن رونوشت برداشته است، گفت: بر اساس حکم ابلاغي، داودي مهاجر به استناد ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامي راجع به «اجتماع و تباني جهت ارتکاب جرم» به تحمل چهار سال حبس محکوم شده است که سه سال آن به مدت پنج سال معلق شده است."اين حکم سنگين که تاکنون در ارتباط با فعالين جنبش زنان سابقه نداشته است، هنگامي بيشتر به چشم مي آيدکه مي خوانيم: «همين دادگاه، خانم داوودي مهاجر را از اتهام "تبليغ عليه نظام" تبرئه کرد.» به عبارت ديگر حتي اگر اتهام خانم مهاجر اثبات هم شده باشد، او تنها به جرم"اجتماع" و"تباني" براي "ارتکاب جرم" و نه" انجام" جرم، به جهار سال حبس محکوم شده است. سوسن طهماسب، ديگر فعال جنبش زنان نيز با راي مشابهي روبه روست: "شش ماه زندان و يک سال و نيم حبس تعليقي محکوم".همان طور که پيشتر، شعبه سيزدهم دادگاه انقلاب تهران "آزاده فرقاني، از ديگر شرکت کنندگان تجمع ميدان هفت تير را به دو سال حبس تعليقي محکوم کرده بود".و اين ليست طولاني است: "جلسه بازپرسي رسيدگي به پرونده شيرين اردلان، زارا امجديان و الناز انصاري، از زنان بازداشت‌‏شده در تجمع مقابل دادگاه انقلاب تهران در دادياري ويژه امنيت دادسراي انقلاب تهران برگزار شد". اتهام اينان نيز روشن است: "اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت ملي"و"اخلال در نظم عمومي"و " اقدام عليه امنيت ملي از طريق ايجاد هياهو"!اتهامي که پاي زنان ديگري را نيز به دادگاه انقلاب گشوده است: ژيلا بني يعقوب، پروين اردلان، نوشين احمدي، مريم ميرزا، الناز انصاري، نسرين افضلي، زارا امجديان، بهاره هدايت، شهلا انتصاري، فريده انتصاري، ناهيد انتصاري، بهاره هدايت، مرضيه مرتاضي لنگرودي، شادي صدر، محبوبه حسين زاده، ناهيد کشاورز، مريم ميرزا......و در اين صف، زنان ايران تنها کساني نيستند که آقاي اژه اي و همکاران شان با آنها "برخورد" مي کنند. دانشجويان ايران نيز که از اولين روزهاي برکشيدن دولت محمود احمدي نژاد، طعم"برخورد" را چشيده اند، در دو هفته گذشته، حتي يک روز بدون حکم محروميت از تحصيل، احضار به کميته هاي انضباطي، احضار، دستگيري و حتي "ربايش در روز روشن" را نگذرانده اند.آخرين مورد" ربودن 15 دانشجوي دانشگاه مازندران" توسط لباس شخصي ها، با همکاري ماموران حراست دانشگاه مازندران بود که منجر به ناارامي گسترده در اين دانشگاه شد.و اين تنها دانشجويان دانشگاه مازندران نبودند که به اتهام "چيدن ظرف هاي غذاي خود از جلوي سلف دانشکده تا جلوي اتاق رئيس دانشگاه" ربايش، زندان و ضرب و شتم را تجربه مي کردند، ديگر دانشجويان کشور هم از اين "مهرورزي" بي نصيب نبودند و نيستند: "محمد هاشمي، عضو شوراي مرکزي و دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت از سوي دادگاهي در شهرستان سبزوار احضار شد". پيش از او "علي نيکو نسبتي نيز از سوي همين دادگاه فراخوانده شده بود" و همين طور بهاره هدايت، که جرمي دوگانه دارد: هم در جنبش زنان فعال است و هم دانشجوست.فهرست دانشجويان و فعالان دانشجويي احضار شده طولانيست: "دادگاه انقلاب اسلامي سنندج، پيمان نعمتي دانشجوي ترم آخر رشته مديريت بازرگاني دانشگاه آزاد سنندج و عضو هيأت تحريريه نشريه تحليلي خبري هاوري را احضار کرد.نامبرده که چندي پيش در جريان مراسم ۸ مارس در سنندج دستگير و پس از چند روز بازداشت، با قرار وثيقه آزاد شده بود، بايد ۱۸ ارديبهشت ماه سال جاري در شعبه دوم دادگاه انقلاب اسلامي سنندج حاضر شود."و: "دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بابلسر هم امروز بازداشت شد." همان طور که حامد ايرانشاهي: "بايد ۴ ارديبهشت ماه در سومين جلسه رسيدگي به اتهاماتش در دادسراي ۱۰۱ جزايي اراک حاضر "شود. جرم او هم" توهين به برخي نهادها و اقدام عليه امنيت ملي" است.همان جرمي که" دو فعال دانشجويي دانشگاه بيرجند" را" به يک ترم محروميت از تحصيل" محکوم کرده است و...اين دانشجويان در زندان ها تنها نيستند، معلمين شان هم يک به يک در راهند. کار به جايي رسيده که معلمين را در سر کلاس هاي درس و در برابر چشمان بهت زده و هراسان دانش آموزان، به بند مي کشند: "ورود نيروي انتظامي به فضاهاي آموزشي و بازداشت معلمان سرکلاس، قطعا کار پسنديده‌اي نبود. به نظر من حتي اگر معلمي حقيقتا متخلف بود و حتي اگر حکم بازداشت وي را داشتند، بايد صبر مي‌کردند تا کلاس به اتمام برسد و بعد بازداشت مي‌کردند، نه اينکه روبروي چشم دانش‌آموزان به آنان دستبند بزنند."[شهريار مشيري، عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس]امادر حاليکه "معلمان"، "دانشجويان"و "زنان" کشور دستگير مي شوند، عاملان قتل هاي محفلي کرمان، که خود با آب و تاب، جنايات خود را تشريح کرده اند، حکم تبرئه مي گيرند[يا آن طور که نعمت احمدي گفته حكم قصاص آنها به ديه تبديل شده است]تا معلوم شود نظام قضايي ـ امنيتي جمهوري اسلامي "با هر کسي که عليه نظام و در جهت براندازي در اشکال مختلف فعاليت مي‌کند برخورد مي‌کند و تفاوتي ندارد که با چه عنوان و چه تشکلي باشد."بازخواني بخش کوچکي از اعترافات عاملان قتل هاي زنجيره اي کرمان، حتما نور فراوان تري بر اين عرصه مي افشاند: "عاملان قتل هاي محفلي کرمان که قتل هاي خود را از شهريورماه سال ۸۱ آغاز کرده بودند ارديبهشت ماه سال ۸۲ پس از به قتل رساندن يک زن و شوهر جوان که آخرين قربانيان اين باند بودند دستگير شدند.نخستين قرباني اين باند جوان ۱۹ساله يي به نام مصيب افشاري بود که13 شهريورماه سال ۸۱ به قتل رسيد. متهمان در اعترافات خود درباره اين جنايت گفتند؛ مصيب در ميدان امام خميني کرمان مواد مخدر مي فروخت. ما بعد از شناسايي او چندين بار به وي تذکر داديم تا دست از کارهايش بردارد اما او بي اعتنا بود تا اينکه به دستور حمزه (متهم رديف اول) يک روز او را به زور سوار ماشيني کرديم و به محله هفت باغ برديم و در آنجا حمزه ابتدا سنگي به سر مصيب کوبيد و او را داخل چاله يي استخرمانند انداخت، سپس هرکدام از ما سنگي به او کوبيديم اما مصيب نمي مرد تا اينکه حمزه گفت بهتر است او را زنده به گور کنيم. بعد چاله يي کنديم و پيکر نيمه جان مصيب را به داخل آن انداختيم و با شن و ماسه روي چاله را پوشانديم و به اين ترتيب مصيب را زنده به گور کرديم".[سايت انتخاب]و ادامه داستان: "قتل دوم را يک هفته بعد از قتل مصيب انجام داديم. ابتدا محسن کمالي را شناسايي کرديم. او فساد اخلاقي داشت، بنابراين يک روز که در حال خروج از خانه بود، او را گرفتيم و به هفت باغ برديم و در آنجا محسن را هم خفه کرديم و جسدش را همانجا دفن کرديم، سپس به دستور حمزه، موبايل و موتور محسن را برداشتيم تا از آنها براي کارمان استفاده کنيم. قتل سوم را چند ماه بعد انجام داديم، مقتول زني به نام جميله بود که او هم خريد و فروش مواد مخدر مي کرد و فساد اخلاقي داشت. از آنجايي که اين زن ازدواج هم کرده بود، پس از ربودن وي او را خفه نکرديم بلکه چاله يي کنديم و با روش سنگسار او را به قتل رسانديم، بعد جسد اين زن را به بيابان هاي اطراف کرمان برديم و در آنجا انداختيم تا طعمه حيوانات شود.متهمان در ادامه اعترافات گفتند؛ به ما گفته بودند که محمدرضا نژادملايري و شهره نيک پور دختر و پسر فاسدي هستند که با هم ارتباط نامشروع دارند و به همين خاطر آنها را هنگامي که سوار خودروي پژوي محمدرضا بودند شناسايي کرديم و بعد از اينکه جلويشان را در جاده گرفتيم آنها را به چاله پر از آب هفت باغ برديم و هر دو را در آنجا خفه کرديم. بعد اجسادشان را داخل پژو گذاشتيم و به بيابان برديم و پس از آنکه اجساد را به بيرون انداختيم ماشين پژو را به آتش کشيديم و موبايل محمدرضا را برداشتيم. ما نمي دانستيم شهره و محمدرضا زن و شوهر هستند و فکر مي کرديم با هم رابطه نامشروع دارند". و: "ماموران در ادامه تحقيقات خود از متهمان دريافتند آنان به طرز فجيعي قربانيان را به قتل مي رساندند.آنها همچنين متوجه شدند حمزه سردسته اين باند، سرباز بوده و به اتفاق ساير اعضاي باند که عضو يک پايگاه مقاومت بوده اند خود را محق مي دانستند تا هر کسي را تصميم گرفتند به قتل برسانند."اما فراموش نکنيم شهري که معلمان را در کلاس هاي درس اش دستگير مي کنند، عدالت را در بندهاي انفرادي به دانشجويانش مي آموزند و زنانش را به اتهام "اقدام عليه امنيت ملي از طريق هياهو" به زندان ها روانه مي کنند، وقتي جولانگاه "قاتلان زنجيره اي" بشود، براي هيچکس شهر امني نيست.


جلسه محاکمه بهاره هدایت عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برگزار شد :جلسه رسيدگی به اتهامات «بهاره هدايت»، مسوول کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت و دبير واحد حقوق بشر اين تشکل صبح امروز در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. نسرين ستوده، وکيل مدافع بهاره هدايت  با اعلام اين مطلب، گفت: در اين جلسه بنده را به جلسه دادگاه راه ندادند و علت اين امر را نيز اعلام نکردند. عدم اجازه برای حضور وکيل در دادگاه، يک اقدام بی‌‏سابقه و خلاف اصول قانون اساسی و حقوق شهروندی است.وی در مورد اتهامات موکلش، گفت: بر اساس اظهارات موکلم، اتهامات وی «شرکت در تجمع غيرقانونی روز ۲۲ خرداد سال ۸۵»، «اقدام عليه امنيت ملی» و «برهم زدن نظم عمومی» عنوان شده است


ارجاع پرونده دکتر انصاری، سعید درخشندی و ابوالفضل جهاندار به دادگاه تجدید نظر :پرونده كيوان انصاري، سعيد درخشندي و ابوالفضل جهاندار، از فعالان دانشجويي به شعبه 32 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد. نعمت احمدي، وكيل مدافع كيوان انصاري، با بيان اينكه پرونده موكلش به شعبه 32 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شده است، گفت: پيش از اين موكلم از سوي شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، اجتماع و تباني به منظور فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به مقامات به تحمل چهار سال و نيم حبس تعزيري محكوم شده بود كه با اعتراض ما نسبت به حكم صادره و ارايه لايحه تجديدنظرخواهي، پرونده به شعبه 32 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شد. محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع درخشندي و جهاندار نيز ، با بيان اينكه پرونده موكلانش به شعبه 32 دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع شده است، گفت: به دنبال صدور حكم محكوميت سه و دو سال و نيم حبس براي موكلانم به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و اجتماع و تباني جهت برهم زدن امنيت كشور، لايحه تجديدنظرخواهي خود را تقديم دادگاه كرديم كه دادگاه نيز لايحه ما را به همراه پرونده به دادگاه تجديدنظر استان تهران ارجاع كرد كه شعبه 32 اين دادگاه مأمور رسيدگي به اين پرونده شده است


چهار سال حبس برای فریبا داودی مهاجر دبیر کمیته زنان سازمان دانش آموختگان ایران :فریبا داودی مهاجر دبیر کمیته زنان سازمان دانش آموختگان ایران به 4 سال حبس محکوم شد . شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران، فريبا داودي مهاجر را به تحمل چهار سال حبس كه سه سال آن به حالت تعليق درمي‌‏آيد محكوم كرد. محمد شريف‌‏، وكيل مدافع فريبا داودي مهاجر، از بازداشت‌‏شدگان تجمع روز 22 خرداد سال 85 در ميدان هفت‌‏تير تهران با بيان اينكه حكم صادره عليه موكلش روز سه‌‏شنبه ارايه شده و وي از روي آن رونوشت برداشته است، گفت: بر اساس حكم ابلاغي، داودي مهاجر به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامي راجع به «اجتماع و تباني جهت ارتكاب جرم» به تحمل چهار سال حبس محكوم شده است كه سه سال آن به مدت پنج سال معلق شده است.وي افزود: با توجه به اينكه موكل به لحاظ حضور در خارج از كشور در جلسه رسيدگي حضور نداشت و همچنين با توجه به اينكه پرونده جهت مطالعه به بنده ارايه نشد، لذا پس از تماس با موكل، نسبت به حكم صادره اعتراض خواهم كرد. به گفته شريف، داودي مهاجر از اتهام «تبليغ عليه نظام» تبرئه شده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله خود با عنوان سخني با مسئولان نيروي انتظامي نوشت:  در ماه هاي اخير وضعيت بگونه اي شده است كه عده اي در ابراز نگراني هاي خود بجاي بدحجابي تعبير « بي حجابي » را بكار مي برند.در اين سرمقاله آمده است: افراد بي بندوبار بقدري گستاخ شده اند كه در مواردي بطور كلي حجاب را كنار مي گذارند و با برخوردهاي بسيار زننده به همه مقررات اجتماعي و حريم ها و عرف جامعه دهن كجي مي كنند.

بدحجابي به روستاها و اماكن مقدس هم كشيده شده است
در بخش ديگري از اين نوشته مي خوانيم: علاوه بر آنكه پديده زشت بدحجابي صحنه هاي شهرهاي بزرگ و كوچك و حتي روستاها را در داخل كشور در نورديده به اماكن مقدس خارج از كشور بويژه مدينه و مكه نيز كشانده شده است.نويسنده ادامه مي دهد: در سفرهاي عمره افراد متدين احساس مي كنند بتدريج فضاي كاروان ها براي آن ها درحال تنگ شدن است و در حريم نبوي و كعبه هم با چهره هاي بزك كرده زنان ايراني بالباسهاي تنگ و روسري هاي عقب رفته مواجه مي شوند وضعيتي كه آبروي جمهوري اسلامي ايران را در انظار ملت هاي مختلفي كه براي عمره به عربستان سفر مي كنند به خطر انداخته تا جائي كه خطيب جمعه مسجدالنبي در بعضي خطبه هاي خود در قالب دعا به آن پرداخته و گفته است : خدايا جوانان ما را از شر زنان ايراني درامان نگهدار!

نتيجه معكوس چادر ملي
در اين سرمقاله آمده است: چادر ملي كه گفته مي شد وسيله اي براي جذب بي چادرها به يك پوشش مناسب است نتيجه معكوس داده و عده اي از چادري ها را به خود جذب كرده و به وسيله اي براي عبور از چادر سنتي به مانتو و روسري و به ساير مراحل تبديل شده است .

نه قواي سه گانه و نه صدا و سيما؛ نيروي انتظامي تنهاست
در بخش ديگري از اين سرمقاله آمده است: متاسفانه قبل از آنكه نيروي انتظامي وارد عمل شود از مجلس و بخشي از وزارت كشور صداهاي مخالفي به بهانه عدم هماهنگي و يا اينكه مي خواهيم بدانيم آيا برخورد نيروي انتظامي استاندارد است يا نه بلند شده و فشارها شروع گرديده است . از دستگاه قضائي هم با وضعيتي كه دارد انتظار همراهي نمي توان داشت . صدا و سيما نيز ساز خود را مي زند و با فيلم ها و سريال ها و مصاحبه هائي كه با بدحجاب ها پخش مي كند اگر خود يكي از عوامل دامن زدن به بدحجابي نباشد اهرمي براي مقابله با آن نيست .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

احضار سه نماينده جنبش دانشجويي:در حالي که در پي ورود نيروهاي امنيتي به دانشگاه مازندران و دستگيري گسترده دانشجويان متحصن در اين دانشگاه موجي از اعتراض فضاي فعاليت هاي دانشجويي در سراسر کشور را فراگرفته است به نظر مي رسد گفته هاي وزير اطلاعات که فعاليت دانشجويان را «براندازي نرم» خوانده بود، از سوي نيروهاي امنيتي به شکل برنامه اي عملياتي پي گيري مي شود. در همين راستا، ديروز سه عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت – بزرگترين تشکيلات تشکل دانشجويي کشور – به دادگاه احضار شدند.روز گذشته در حالي که انجمن اسلامي هاي 36 دانشگاه عضو دفتر تحکيم وحدت در بيانيه اي مشترک نسبت به بازداشت فعالان دانشجويي دانشگاه مازندران اعتراض کردند، «محمد هاشمي» دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت از سوي دادگاهي در شهرستان سبزوار احضاريه دريافت که پيش از اين «علي نيکونسبتي» ديگر عضو شوراي مرکزي را نيز فراخوانده بود. در همين حال «بهاره هدايت» عضو جديد شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت که به تازگي به عنوان مسئول واحد حقوق بشر شوراي مرکزي تحکيم معرفي شده است نيز از سوي شعبه ششم دادسراي انقلاب تهران احضار شد. محمد هاشمي دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت که عصر روز گذشته اين احضاريه دادگاه سبزوار را دريافت کرده است در گفتگو با «روز» علت اين احضار را "مشي انتقادي مجموعه تحکيم و ايستادگي جنبش دانشجويي در برابر فشارهاي حاکميت طي يک سال" مي داند. دبير تشکيلات دفتر تحکيم در پاسخ به اين سوال که چگونه دادگاهي از سبزواراقدام به احضار دو تن از اعضاي شوراي مرکزي تحکيم کرده است مي گويد: "شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در دوره گذشته مهمترين وظيفه خود را دفاع و حمايت از انجمن هاي عضو اتحاديه تعريف کرده بود، و بارزترين نمونه اين حمايت هم دفاع از دانشجويان و اعضاي انجمن دانشگاه سبزوار در جريان قتل يک دانشجوي دانشگاه سبزوار بود و احضار دو عضو شوراي مرکزي به دادگاهي در شهرستان سبزوار از نظر من پاسخي به دفاع آن روز ما از حيثيت و حريم دانشگاه و اعتراض به تعرض به قداست اين نهاد است". دانشجوي دانشگاه سبزوار پاييز سال گذشته در جريان تعرض يک دانشجوي بسيجي به وي در مقابل دانشگاه کشته شد، و انجمن اسلامي هاي سراسر کشور نيز اعتراض هاي گسترده اي را به اين واقعه تدارک ديدند. در همان روزها بود که دفتر تحکيم وحدت بيانيه اي را منتشر کرد که با اين جمله آغاز مي شد "عاقبت دشنه فرود آمد". محمد هاشمي همچنين در ارتباط با احضار بهاره هدايت ديگر عضو شوراي مرکزي نيز گفت: "خانم هدايت از سوي شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران به دليل شرکت در تجمع 22 خرداد سال گذشته احضار شده است، خانم هدايت از چهره هاي شاخص دفتر تحکيم وحدت است که در عين حضور در جنبش دانشجويي ارتباط موثري نيز با جنبش زنان دارد، و برخورد با ايشان با توجه به همزمان شدن با احضار گسترده فعالان جنبش زنان و اظهارات اخير وزير اطلاعات، نگران کننده به نظر مي رسد". دبير تشکيلات دفتر تحکيم در مورد هدف از اين گونه اقدامات مي گويد: "برخورد با فعالان دانشجويي در ايران سابقه اي به قدمت دانشگاه دارد، و همين سابقه تاريخي نشان داده است که اقداماتي از اين دست نه تنها تاثيري در روند حرکت آزادي خواهانه اين جنبش ندارد، بلکه باعث جدي و عميقتر شدن مطالبات و مصمم تر شدن فعالان دانشجويي مي شود." وي مي افزايد: "تهديد جنبش دانشجويي گرچه سابقه طولاني دارد اما اقدامات سرکوبگرايانه اخير نتيجه نگاه امنيتي دولت نهم به دانشگاه است که اصولا اين نهاد را نه منتقد قدرت که عامل فتنه مي داند."هاشمي که به تازگي براي دومين دوره به سمت دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت انتخاب شده است در مورد همزماني اين احضارها با آغاز به کار شوراي مرکزي جديد دفتر تحکيم وحدت نيز مي گويد: "با وجود اجراي پروژه هاي امنيتي در دانشگاه و موج عظيم احضار به کميته هاي انضباطي، مراجع قضايي و حکم هاي سنگين و همچنين محروميت از تحصيل فعالان دانشجويي طي سال گذشته کمتر کسي توان ادامه فعاليت مجموعه تحکيم را پيش بيني مي کرد، اما برگزاري انتخابات در فضاي سنگين حاکم بر ما نشان از عزم جدي ما بر حضوري فعال و منتقدانه در دانشگاه داشت، که اکنون خشم نهادهاي سناريونويس امنيتي را برانگيخته است."با جدي شدن و گسترش فشارها بر فعالان دانشجويي و احضار سه عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در کمتر از يک هفته، بسياري از دانشجويان سياسي خاطره تلخ دستگيري دسته جمعي سران جنبش دانشجويي اندکي پس از اعتراضات گسترده دانشگاه هاي کشور در خرداد 82 رابه ياد آورده و نگران تکرار چنين برخوردهاي شديدي در سطح دانشگاه از سوي برخي دستگاه ها هستند. فرايندي که با توجه به شرايط حساس جامعه نمي توان سرانجام آن را پيش بيني کرد. بيانيه 36 تشکل دانشجويي کشورديروز، احضار اعضاي شوراي مرکزي تحکيم در شرايطي صورت گرفت که فعالان دانشجويي در 36 دانشگاه کشور با انتشار بيانيه اي مشترک به هجوم هجوم نيروهاي لباس شخصي به دانشگاه مازندران و دستگيري 15 دانشجوي اين دانشگاه اعتراض کردند. متن کامل اين بيانيه به اين شرح است: "نظر به شکست برخوردهاي گسترده سال گذشته ــ احضار به کميته هاي انضباطي ستاره دار شدن فعالين دانشجويي انحلال و تعليق انجمن هاي اسلامي و شوراهاي صنفي و کانون هاي فرهنگي توقيف نشريات دانشجويي ــ اينبار در سال ۸۶ دامنه ي برخوردها در دانشگاه ها گسترش يافته و با همکاري نهادهاي امنيتي شدت بيشتري پيدا کرده است. در ادامه ي برخوردهاي غير اصولي و اقتدارگرايانه با جنبش هاي دانشجويي، فرهنگيان، زنان و کارگران در ماههاي اخير، ناباورانه از بازداشت غيرقانوني 15 تن از دانشجويان در دانشگاه مازندران مطلع شديم. اخبار حاکي از تعرض، هتک حرمت و ورود غير قانوني خودروها و نيروهاي انتظامي و امنيتي به دانشگاه و ورود غيرقانوني به منازل دانشجويان و همچنين حمله ي عده اي از اعضاي يک نهاد شبه نظامي به دفاتر انجمن اسلامي دانشکده هاي دانشگاه مازندران است. انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه هاي صادر کننده بيانيه حاضر اين اعمال را در راستاي تهديدات اخير مقامات ارشد امنيتي بر عليه جنبش زنان و دانشجويان ارزيابي کرده و ضمن اعلام همبستگي و پشتيباني با دوستان دربند اين اقدام را به شدت محکوم مي نمايند. همچنين از کليه ي نهادهاي مدني، سازمان ها و احزاب سياسي و حقوقي، عموم دانشجويان و ملت آزاده مي خواهيم واکنشي مناسب به اين اقدام شنيع از خود نشان دهند. بديهي است سکوت جامعه ي دانشگاهي و ملت آزاده در مقابل چنين اعمالي، حاصلي جز تنگ تر شدن طناب قدرت بر گردن جامعه ي فکري و فرهنگي ندارد.و نيز به برخي نهادهاي اقتدارگراي حاکميت هشدار مي دهيم که اصرار بر ادامه ي اين برخوردهاي گسترده و غيرانساني که در جهت تهديد و تحديد فضاي دانشگاه ها و جامعه مي باشد، نه تنها منجر به اتحاد و انسجام ملي نخواهد شد بلکه با توجه به شرايط خطير فعلي کشور منجر به دوري بيش از پيش جامعه و حاکميت خواهد گرديد. در پايان ما نمايندگان دانشجويان دانشگاه هاي ذيل خواهان موارد ذيل مي باشند:
1- مشخص شدن وضعيت دانشجويان ربوده شده
2- آزادي فوري و بدون قيد و شرط 15 فعال دانشگاه مازندران
3- شناسايي و دستگيري و محاکمه آمران و عاملان اين واقعه بي شرمانه
4- تعهد رئيس دولت مبني بر حفظ امنيت و صيانت از حريم مقدس دانشگاه"در زير بيانيه فوق، امضاي دانشگاه هاي زير به چشم مي خورد: "آب و برق شهيد عباسپور، امور اقتصاد و دارايي، زاهدان، ايلام، اروميه، شهيد باهنر کرمان، بيرجند، تربيت معلم تهران، شيراز و علوم پزشکي، سيستان، صنعتي شاهرود، شهرکرد، علوم پزشکي شهرکرد، زنجان، لرستان، شهيد رجايي، علامه طباطبايي، تربيت معلم سبزوار، فردوسي علوم پزشکي مشهد، صنعتي اميرکبير، صنعتي شريف، کردستان، مازندران، همدان، خواجه نصير، ساري، محقق اردبيلي، سهندتبريز، علوم پزشکي ايران، علوم پزشکي کرمانشاه، صنعتي اصفهان، گرگان، سمنان، الزهرا، کاشان" بيانيه هاي جداگانه انجمنهاي اسلامي دانشجويانديروز، همچنين دانشگاه هاي شريف، اميرکبير، زنجان، شيراز، علامه طباطبايي نيز با صدور بيانيه هاي جداگانه اي حوادث دانشگاه مازندران را عزم حاکميت براي برخورد با دانشجويان دانسته و خواستار آزادي سريع اين دانشجويان شدند. در بخشي از بيانيه انجمن اسلامي دانشگاه شيراز و علوم پزشكي آمده است: "متاسفانه بار ديگر نيروهاي لباس شخصي با تجاوز به حريم مقدس علم و انديشه و يورش به جمع دانشجوياني كه در اعتراض به ربودن يكي از دانشجويان در محيط دانشگاه تجمع كرده بودند، 15 تن از ديگر ياران دبستاني مان را نيز به اسارت گرفتند و به مكان نامعلومي بردند."دانشجويان انجمني در دانشگاه زنجان نيز در بيانيه خود آورده اند: "در شرايطي که شعارهاي مهرورزانه ي دولت حاکم گوش جهانيان را کر کرده است و دولت کريمه 15 ملوان متجاوز انگليسي را با سلام و صلوات و يک بغل سوغات روانه ي کشور – به قول خودشان – استبداد پير، مي کند، تعدادي از دانشجويان همين مرز و بوم چند روزي است که در شرايط نامعلوم نگه داري مي شوند. آقاي رييس جمهور ! ما خواستار اين نيستيم که شما با اين 15 دانشجو مانند همان 15 ملوان متجاوز عکس يادگاري بگيريد، آنها از شما چلوکباب نمي خواهند، آنها نمي خواهند با کت و شلوار در شو هاي تلويزيوني شما شرکت کنند. حق حرف زدن، حق آزادي بيان، حق داشتن حداقل هاي زندگي، اين تمام آن چيزي است که به طور مسالمت آميز از شما طلب شده است. مادران آنها چشم به راه سوغاتي هاي شما نيستند، آنها حتي ديگر ادبيات مهرورزانه ي شما را باور ندارند ، آنها فقط مي خواهند بدانند فرزندانشان به چه جرمي و در کجا نگه داري مي شوند؟!"


معلمان در اوين ممنوع الملاقات شدند:به گفته مدير كل زندان‌هاي استان تهران محمود باقري، محمد تقي فلاحي، علي اصغر منتجبي سه معلم تهراني ممنوع الملاقات شده اند. همزمان خبرگزاري ايرنا ارگان رسمي دولت جمهوري اسلامي خبر داد که به دنبال سه ماه اعتراض معلمان طرح استيضاح محمود فرشيدي با امضاي 138 نماينده به هيات رئيسه مجلس ارائه شد. اظهارات مدير کل زندان ها پس از آن منتشر شد که وکيل فرهنگيان دستگير شده در تهران از ممنوع الملاقات بودن موکلانش خبر داد. هوشنگ پوربابايي، وكيل مدافع محمد رضا رضائي گرکاني يکي ديگر از فرهنگيان بازداشت شده نيز ديروز به خبرگزاري الينا گفت موکلش در تماس با خانواده‌‏ از وضعيت روحي و جسمي خود ابراز رضايت كرده و خواستار اقدام قانوني از سوي وكلاي خود شده‌‏ است. از علي اکبر باغاني، دبيرکل کانون صنفي معلمان که در مدرسه رشد بازداشت شد و حميد پور وثوق قائم مقام کانون صنفي معلمان، محمد تقي فلاحي وعلي رضا اکبري نبي، ديگر معلمان بازداشت شده خبر جديدي انتشار نيافته اما مطلعان براين گمانند که با توجه به سخنان مدير کل زندان هاي استان تهران مبني بر ممنوع الملاقات بودن معلمان به احتمال زياد آنها در انفرادي به سر مي برند. از سوي ديگر خبرگزاري ها دولتي به نقل از فرماندار همدان خبر آزادي معلمان بازداشت شده در همدان را منتشر کردند. در همين حال، کانون صنفي معلمان خبر داد که روز دوشنبه در تهران مدارس مناطق 2، 12، 14، 17 به طور هشتاد درصد به تعطيلي کشيده شد، و مدارس ساير مناطق نيز تا مرز شصت درصد تعطيل بودند. معلمان شهرستان هاي شهريار و ملارد نيز روز دوشنبه مدارس را به تعطيلي کشاندند. کانون صنفي معلمان در خبر ديگري از مشهد، کاشان و همدان گزارش داد که معلمان برنج هايي را که از طرف اداره آموزش و پرورش به صورت هديه به آن ها داده شده بود در محوطه ادارات خود روي زمين پاشيدند. از سوي ديگر فرماندار همدان دوشنبه شب در نشست شوراي فرهنگيان اين شهر ادعا کرد: "انتخابات اين گروه تحت عنوان كانون صنفي معلمان كه در سال ‪ ۸۳‬برگزار شد به هيچ وجه روال قانوني را طي نكرده بود و مورد تاييد مراجع ذيصلاح در استان نبود". وي با بيان اينكه كانون معلمان در سراسر كشور داراي يك اساسنامه مدون و قانوني است، گفت: "انتخابات و همچنين فعاليت اين كانون در همدان نيز بايد با تاييد دستگاه‌هاي اجرايي مرتبط، وجاهت قانوني داشته باشد". فرماندار همدان البته در مورد اينکه چگونه سه سال بعد از انتخابات کانون صنفي معلمان به اين نتيجه رسيده توضيحي نداد و افزود: "با توجه به اينكه مكان فعاليت اعضاي اين گروه معلم نامشخص بود شنبه هفته گذشته با هماهنگي مراجع قانوني و به دور از هياهو و حفظ حرمت، افرادي كه به همين عنوان تجمع كرده بودنددستگير شدند". فرماندار همدان در عين حال مدعي شد: "امروزه دشمنان انقلاب، مراكز علمي و دانشگاهي را براي تخريب و تزلزل پايه‌هاي نظام جمهوري اسلامي نشانه رفته‌اند و بايد نسبت به هرگونه توطئه گري هوشيار بود". استيضاحخبرگزاري رسمي ايرنا، هفته ها پس از آغاز اعتراضات فرهنگيان گزارش داد که درخواست استيضاح وزير آموزش و پرورش روز سه‌شنبه با ‪ ۱۳۸‬امضا تقديم رئيس مجلس شوراي اسلامي شد. به گفته رضا طلايي نيك سخنگوي فراكسيون وفاق، "اين استيضاح توسط نمايندگاني از گرايشهاي گوناپون مجلس و از ‪ ۲۰‬استان كشور" امضا شده و "موارد استيضاح علاوه بر مسايل استاني عمدتا مسايل ملي و عمومي است و ماهيت محلي ندارد". طلايي نيك گفت: "زمينه استيضاح وزير آموزش وپرورش از ماه‌ها قبل وجود داشته و به دلايل همزماني با بررسي بودجه به تاخير افتاده است". وي تاكيد كرد: "استيضاح‌كنندگان تغيير در مديريت آموزش و پرورش را براي كاهش تنش‌ها و تحكيم اتحاد ملي ضروري مي‌دانند". اسماعيل گرامي‌مقدم نماينده بجنورد نيزخبر داد که استيضاح وزير آموزش و پرورش با انسجامي ميان تمام فراكسيون‌هاي مجلس مطرح شده و نمايندگان به‌طور دقيق و روشن به عملكرد وزير آموزش و پرورش واقفند. اين عضو فراكسيون اقليت از تحصن‌هاي پياپي معلمان در مقابل مجلس به عنوان نمونه‌اي از هزينه‌هاي سنگين سوء مديريت در آموزش و پرورش ياد كرد و گفت: "عدم دفاع مناسب وزير در جلسات دولت براي افزايش حقوق معلمان، عدم تداوم جلسات تدوين سند آموزش و پرورش، عدم تحقق شعارها در خصوص صرفه‌جويي مالي در آموزش و پرورش، عدم افزايش قدرت خريد معلمان نسبت به سال‌هاي گذشته كه از جمله برنامه‌هاي وزير بوده، به‌كارگيري نيروهاي بي‌تجربه و كم‌تجربه و به‌كارگيري نيروهاي بازنشسته از جمله ضرورت‌هاي طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش در شرايط كنوني است". از سوي ديگر تعدادي از نمايندگان جناح راست مجلس موسوم به اصولگرا با استيضاح محمود فرشيدي مخالفت کرده اند. علي عباس پور، خواهرزاده عبدالله جاسبي که در جريان جدال محمود احمدي نژاد با جاسبي بر سر دانشگاه آزاد مرتب از استيضاح وزير علوم سخن مي گفت، در اين ارتباط گفته است: "نظر خاصي راجع به استيضاح وزير آموزش و پرورش داردو نمي‌خواهد اين نظر را به عنوان رئيس كميسيون آموزش و پرورش رسانه‌اي كند و در اين زمينه اظهارنظر نخواهد كرد". عماد افروغ رئيس كميسيون فرهنگي مجلس و يکي از نمايندگان اصولگراي منتقد دولت نيز در پاسخ به روزنامه اعتماد ملي گفت "طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش را امضا نكرده و در جريان آن نيست". وي به اين سئوال که ضرورتي براي اين استيضاح احساس مي‌كند يا خير هم چنين جواب داد: "تاكنون ارتباطي با اين موضوع برقرار نكرده‌ام". احمد توکلي يکي ديگر از رهبران جناح راست، ديروز در اظهار نظري که خبرگزاريها منتشر کردند گفت: "استيضاح وزير آموزش و پرورش را مصلحت نمي داند".


آزادی 9 دانشجوی مازندرانی :رييس کل حراست دانشگاه مازندران گفت: ۹ نفر از ۱۵ دانشجوی بازداشت‌‏شده دانشگاه مازندران آزاد شدند و در حال پيگيری هستيم تا ۶ نفر باقيمانده نيز فردا يا پس فردا آزاد شوند. حبيب‌‏الله حليمی  با اعلام آزادی ۹ نفر از دانشجويان دانشگاه مازندران، گفت: تعدادی از اين دانشجويان با تعهد کتبی خانواده‌‏هايشان که به دادستانی خوانده شده بودند، آزاد شدند و از وثيقه ۵۰ ميليونی برای بقيه آزادشدگان بی‌‏اطلاعم.


احضار زنان ابعاد وسيع تري مي يابد:با احضارمداوم فعالان حوزه زنان به دادگاه ودادسرا، فشاردستگاه هاي امنيتي وقضايي برروي جنبش زنان همچنان ادامه دارد. در آخرين موج احضار مجدد به شعبه امنيت دادسراي انقلاب، شش تن از کساني که اسفند ماه گذشته درجلوي دادگاه انقلاب دستگير شدند، بايد به اتهامات مطرح شده پاسخگو باشند. بدين وسيله از زمان پايان تعطيلات نوروزي تا کنون، فعالان جنبش زنان همچنان روزهاي خود ميان دفاترکارودادگاه ودادسرا سپري مي کنند. نسرين ستوده، وکيل مدافع زندانيان سياسي وبرخي اززنان فعالان حقوق زنان گفته است پروين اردلان، نوشين احمدي، مريم ميرزا، الناز انصاري، نسرين افضلي و زارا امجديان كه پيش از اين در تجمع فعالان زن مقابل دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند، بايد راهي شعبه امنيت دادسراي انقلاب شوند و درخصوص اتهاماتي که عليه آنها اقامه شده پاسخگو باشند. بهاره هدايت، يکي ازحاضران درتجمع 22 خرداد سال گذشته نيز به شعبه ششم دادگاه انقلاب احضار شده است.افراد ياد شده به وسيله احضاريه نسبت به لزوم حضور خود دردادسراويا دادگاه خبردار شده اند. طي ماه هاي گذشته، بسياري ازاحضارها به صورت تماس تلفني انجام شده که پس ازامتناع بسياري از احضارشدگان براي حضور به وسيله تلفن، ماموران قضايي ازاحضاريه هاي کتبي استفاده مي کنند. علاوه برافراد ياد شده، شهلا انتصاري، فريده انتصاري و ناهيد انتصاري به شعبه‌ي ويژه امنيت دادسراي انقلاب و مرضيه مرتاضي لنگرودي نيزبه دادسراي انقلاب احضارشد. شهلا انتصاري ازجمله دستگير شدگان اسفند ماه گذشته است که دراعتراض به وضعيت خود در زندان دست به اعتصاب غذا زده بود. روزدوشنبه همچنين سوسن طهماسبي، نوشين احمدي خراساني، ژيلا بني يعقوب، جلوه جواهري و سارا لقماني در دادگاه انقلاب شعبه امنيت حاضر و بازپرسي شدند ودفاع آخر خود را درخصوص اتهاماتي که به آنها وارد شده است، انجام دادند. به نوشته سايت "زنستان" ازجمله اتهاماتي که به اين افراد وارد شده "اقدام عليه امنيت ملي، تمرد از دستور پليس و برهم زدن نظم عمومي از اتهامات وارد شده بر آنها بوده است. اتهام سارا لقماني تنها تمرد از دستور پليس شناخته شد." ازسوي ديگر کانون مدافعان حقوق بشر با انتشار گزارش زمستان خود، موضوع نقض حقوق زنان را مورد توجه قرار داده و دستگيري تعدادي از زنان فعال در زمينه حقوق بشر و حقوق زنان که در يک تجمع اعتراض‌‏آميز و مسالمت‌‏جويانه مقابل دادگاه انقلاب اسلامي تهران گردهم آمده بودند، احضار ۲۱ نفر از دختران دانشجوي دانشگاه تهران به کميته انضباطي و محروم کردن موقت تعدادي از آنان از تحصيل و تهيه طرح سهميه‌‏بندي جنسيتي در پذيرش دانشجويان توسط عده‌‏اي از نمايندگان را که مي‌‏تواند مانع حضور زنان در برخي از رشته‌‏ها شود، از اين جمله موارد نقض حقوق ذکر کرده است. مقامات امنيتي طي ماه هاي گذشته حساسيت ويژه اي را نسبت به کمپين هاي اجتماعي حوزه زنان ازجمله کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان وکمپين مبارزه با قانون سنگسار به عمل آورده اند. ازجمله آخرين واکنش ها نسبت به فعاليت هاي زنان اظهارات غلامحسين محسني اژه اي بود که درسخناني که طي روزهاي گذشته درروزنامه اعتماد منتشر شد، جنبش زنان ودانشجويان را توطئه جديد دشمن و"برنامه ريزي براي براندازي نرم" ناميد که از خارج هدايت مي شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

جزئیات تازه از مبارزه با بدحجابان:در حالیکه پیش از این، زمان آغاز طرح مبارزه با بدحجابی در تهران از اول اردیبهشت ماه اعلام شده بود، طی روزهای گذشته عملا این طرح در برخی میادین و مراکز اصلی شهر آغاز شده و مردم در این نقاط شاهد برخورد نیروی پلیس با افرادی بودند که از ظاهر مناسبی برخوردار نبودند.با این حال، سرهنگ «مهدی احمدی» رئیس مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی با تایید تلویحی این مسئله، برخورد پلیس با «هنجارشکنان اجتماعی» را یک امر فصلی و مقطعی ندانست و برخوردهای اخیر را از وظایف پلیس توصیف کرد. وی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب با تاکید بر اجرای قاطع طرح مبارزه با بدحجابی در تهران از اول اردیبهشت اظهار داشت: برخوردهای اخیر با هنجارشکنان جزو روش‌های جاری رده مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا است که همانند مبارزه با مواد مخدر وظیفه دائمی پلیس است. سخنگوی نیروی انتظامی انتقادات برخی مسئولین وزارت کشور و نمایندگان مجلس از طرح مبارزه با بدحجابی را صرفا نسبت به نحوه اجرای این طرح بیان کرد و گفت: با توضیحاتی که توسط مسئولان ناجا ارائه شده اکنون هیچ ابهامی در ذهن مسئولین کشور نسبت به این طرح وجود ندارد. احمدی با تاکید بر مصادیقی که سردار رادان فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ به عنوان بدحجابی مطرح کرده بود، افزود: نظرسنجی‌های گسترده‌ اجتماعی نشان می‌دهد که عموم مردم خواهان برخورد با آن دسته از افرادی هستند که هنجارهای اجتماعی را رعایت نمی‌کنند. وی در توضیحی بیشتر اضافه کرد: بدون شک هیچ شخصی حتی خانواده‌هایی که چندان به برخی مسائل پایبند نباشند، از مشاهده خانمی که مانتوی تنگ بسیار چسبان برتن کرده باشد یا شلوار کوتاه و روسری سه سانتی‌متری پوشیده باشد، خوششان نمی آید. سخنگوی نیروی انتظامی همچنین توقف خودروهایی که سرنشینان بی‌حجاب داشته باشند را توسط پلیس دخالت در حریم خصوصی افراد ندانست و گفت: هرچند داخل خودرو حریم خصوصی افراد است، اما وقتی خودرو در انظار عمومی ظاهر شود، دیگر درون آن حریم خصوصی محسوب نمی‌شود. احمدی از توقف خودروهایی که سرنشینان آن‌ها حجاب اسلامی را رعایت نکرده باشند، خبر داد و تاکید کرد: در صورتی که وضعیت ظاهری سرنشینان خودروها بسیار زننده باشد، خودروی مربوطه توقیف خواهد شد

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

اين مصاحبه از طريق ايميل انجام شده؛ اما به آرزوي روزي که در ميهن خويش، آزادانه بگوييم و بشنويم و نهراسيم.
و يک توضيح : همان طور که از متن پيداست، پاسخ برخي سئوال ها در يک جواب آمده است.

1 ـ بسياري مي پرسند آيت الله منتظري آزاد است يا در "حبس" به سر مي برد. در پاسخ گفته مي شود شما در حبس خانگي نيستيد. اين پاسخ دقيقي است؟ شما در چه وضعيتي قرار داريد؟2 ـ کلاس هاي درس شما برقرار است؟ در چه وضعيتي؟ شاگردان شما همانگونه به شما دسترسي دارند که در دوران پيش از "حبس خانگي"؟3 ـ در کلاس هاي درس تان از چه مقولاتي سخن مي گوييد؟

جواب1 و 2 و 3 ـ اين جانب در بهمن ماه 1381 پس از تحمل بيش از 5 سال حبس خانگي آزاد شده و در حال حاضرمراجعه کنندگان شامل شاگردان و ديگر اقشار مردم، بدون مانع مي توانند با من ملاقات نمايند. فعاليت هاي علمي روزانه اين جانب شامل پاسخ گويي به پرسش هاي مختلف با موضوع هاي فقهي، قرآني، سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... است که يا از طريق نامه، مراجعه حضوري و يا از طريق ايميل مي باشدو تدريس کتاب جامع السادات مرحوم نراقي با موضوع اخلاق و برخي بحث هاي فلسفي يا فقهي هم از فعاليت هاي علمي در طول هفته است. برخي از آثار هم ياچاپ نشده يا بايد تجديد چاپ شود که بر روي آنها هم نظارت مستقيم دارم.

4 ـ جدا از سئوالات مشخص ديني، مهم ترين سئوالاتي که از جانب شاگردان و طرفداران شما با شما مطرح مي شود، چيست؟ چه تغييري در جنس اين سئوالات مي بيند؟ مايليد نمونه هايي از آن را نقل کنيد؟

به جز پرسش هاي ديني، فقهي و کلامي؛ در زمينه هاي سياسي، فرهنگي و مسائل روز پرسش هاي بسياري از راه هاي مختلف واصل مي شود. [به ويژه مسائل روز که به فراخور تحولات ايجاد شده براي مردم مطرح مي شود]مي توانيد براي اطلاع از موضوعات مختلفي که در اين زمينه طرح مي گردد، به سايت اين جانب مراجعه فرماييد.

5 ـ امروز در باورهاي ديني و سياسي شاگردان تان چه ويژگي هايي را مشاهده مي کنيد که با گذشته تفاوت دارد و توجه شما را بر مي انگيزد؟

شاگردان اين جانب هر يک با توجه به استعداد، تلاش، کوشش و تحقيق خويش داراي نگرش هاي متفاوتي هستند که حق هم همين است که آنان پس از فراگيري روش ها نزد استاد، خود در موضوعات مختلف علمي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي صاحب راي و نظر باشندو بر باوري که به آن معتقد شده اند، پافشاري نمايند. برخي از شاگردان اين جانب با توجه به تحول و تطور سريع در انديشه بشري، نسبت به حقوق طبيعي انسان و چگونگي تطبيق موضوعات با احکام، فعاليت هاي علمي قابل ارزش و تقديري انجام داده اند که اميدوارم هر يک در هر کجا که هستندبا استقلال راي و نظر، از تحقيق، تامل و تتبع در متون بازنمانده، علم اندوزي را به عنوان يک اصل اولي فراموش نکنند.

6 ـ بسياري سال 86 را براي ايران سال دشواري ترسيم مي کنند. شما اين سال را چگونه مي بينيد؟

من نيز چون بسياري از مردم ايران با توجه به وضعيت داخلي و خارجي و به ويژه مشکلاتي که در حوزه سياست و اقتصاد مشاهده مي کنم، مشکلات را قابل پيش بيني مي دانم که اميدوارم با درايت و تنش زدايي در عرصه هاي داخلي و خارجي از وقوع معضلات پيش رو جلوگيري گردد.

7ـ مسئولين جمهوري اسلامي، سال "اتحاد ملي و انسجام اسلامي" ناميده اند. اين ترکيب از نظر شما چه معنايي دارد و چشم انداز اجرايي شدن آن را چگونه مي بينيد؟

8ـ در سخنان مسئولين "ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان" مورد نکوهش قرار گرفته. به نظر شما چه کس يا کساني و چه گروه يا گروه هايي موجب "ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ايرانيان" مي شوند؟ چگونه؟

جواب 7 و 8 ـ اگر شعارهاي داده شده مبني بر ايجاد وحدت و يکپارچگي ـ چه در سطح مليت و چه اسلاميت ـ تنها در مرحله حرف، بيان و تبليغات رسانه اي باشد، چون گذشته آثار عملي بر آن بار نخواهد شد. "وحدت" امري دستوري نيست که با اوامر فرادستان به منصه ظهور برسد. نمي توان ديگران را غيرخودي دانست، برخي را از حقوق شهروندي محروم کرد، در مديريت ها و تصميمات کلان تنگ نظري و انحصار طلبي رانصب العين قرار داد و مردم را نامحرم پنداشت و از سويي از وحدت و همدلي ـ آن هم يک طرفه ـ سخن به ميان آورد. البته به مقتضاي "الناس علي دين ملوکهم" چنانچه رهبران جامعه دست از تنگ نظري بردارند و مخالفان فکري خود را تحمل کنند و مثلا در انتحابات آينده آنان را حذف ننمايند و فضاي سياسي را آزاد کنند، اين گونه امور مي تواند به اتحاد و انسجام واقعي در بين آحاد ملت کمک فراواني نمايد و اميدوارم به بهانه ايجاد وحدت، مردم از حقوق شهروندي خويش محروم نشوند.

9 ـ گفته مي شود "دشمنان به بهانه هايي همچون قوميت، مذهب و گرايش هاي صنفي درصدد هستند وحدت کلمه ملت ايران را از بين ببرند و در جهان اسلام نيز اختلافات مذهبي را دامن بزنند و با براه انداختن جنگ شيعه و سني ميان ملت ايران و جوامع اسلامي فاصله ايجاد کنند". شما با اين باور موافقيد؟ منشا اين بهانه ها کجاست و چيست؟

ايجاد اختلاف ميان اقوام و مذاهب و گرايش هاي ديني از سياست هاي ديرينه استعمار است که متاسفانه برخي از همين مذاهب و اقوام با تاکيد بر اختلافات ـ بدون در نظر گرفتن مشترکات ـ به دام دشمنان خود افتاده اند. اما درباره گرايش هاي صنفي بايد گفت اعتراضات اخير ناشي از برخي شعارهاي بدون پشتوانه اقتصادي است. متاسفانه قشر هايي چون معلمان و کارگران که بايد مورد احترام و تکريم باشند در برخي بخش ها از مشکلات معيشتي رنج مي برند. قهرا آنان نيز چون دولت فعلي با شعارتوسعه اقتصادي به عرصه آمده اند و پس از عدم تحقق وعده ها اعتراضات خود را مطرح مي کنند که در برخي شهرها با بازداشت و برخوردهاي تند مواجه شده اند. بدون دليل و ارائه اسناد و مدارک نمي توان به اعتراض کنندگان تهمت ارتباط با بيگانه زد و آنها را عامل اختلاف و برهم زننده وحدت ملي دانست. وجود فاصله ميان حاکمان و اقشار، مذاهب و اقوام مهم ترين عامل تفرقه و جدايي است که قهرا بيگانگان از اين آب گل آلود بهره مي برند.

10 ـ آقاي احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي در پيام نوروزي خود، سال 85 را "سالي سرشار از کوشش، جوشش، عزت، مجاهدت همگاني و افتخار براي ملت ايران" دانسته و گفته است: "در سال گذشته در عرصه علمي و فناوري پيشرفت‌هاي بزرگ و دستاوردهاي ارزشمندي براي ملت ايران بدست آمد و در عرصه اقتصادي نيز گام‌هاي بلندي در زمينه‌هاي مختلف از جمله در سرمايه‌گذاري داخلي و خارجي و سازندگي برداشته شد بطوريکه حجم تقاضابراي سرمايه‌گذاري داخلي دو برابر و در سرمايه‌گذاري خارجي نيز اين حجم چند برابر شده است. در سال 85 در عرصه فرهنگي اميد و تلاش، ايمان و محبت و عشق به انسان‌ها و آرمان‌هاي الهي در ايران موج زد". اين جملات بي غلط است؟

عمده موفقيت هاي فعلي مرهون تلاش و کوشش دولت هاي قبلي هم هست. اميدوارم آمار، ارقام و گزارش هايي که درباره پيشرفت ها در عرصه هاي مختلف ارائه مي گردد، در زندگي روزمره مردم به ويژه اقشار ضعيف مردم، مستمري بگيران و کارگران قابل لمس باشد. در حقيقت اين مردم هستند که بايد درباره صحت يا سقم اين اظهارات نظر دهند.

11ـ اگر شما قرار بود سال 85 را تصوير کنيد از چه جملاتي استفاده مي کرديد؟

سال گذشته داراي فراز و نشيب هايي بود، اما سالي پر از شعار، فشار اقتصادي، ايجاد تنش در سطح جهاني، بهره نبردن از نيروهاي دلسوز و انقلابي، سکوت نخبگان، تشديد سانسور و...

12 ـ آرزوي شما براي سال 86 چيست؟

آرزوي قلبي من سعادت و سلامت ملت ايران، رفاه و گشايش در امور اقتصادي و امکان رشد معنوي آنان و مصون ماندن از گزند مشکلات داخلي و خارجي است. و اين معنا محقق نمي شود جز با جلب رضايت عامه مردم و عدم تبعيض در عرصه هاي مختلف توسط حاکميت.

13 ـ امروز فعالين زن در جامعه ايران، کمپيني تحت عنوان "يک ميليون امضا براي رفع تبعيض از زنان" به راه انداخته اند. در جريان اين کمپين هستيد؟ نظر شما درباره دستگيري فعالين اين حرکت چيست؟

صرف نظر از اينکه معنا و مراد از تبعيض در مورد زنان چيست و اينکه آيا هر تبعيضي ظلم محسوب مي شود يا نه؛ نظرم اين است که نبايد مانع از اظهار نظر شد و نبايد اظهار نظر را با زندان ومجازات و توهين پاسخ داد.

14 ـ خانم شيرين عبادي پيشنهاد کرده براي حل مسئله اتمي ايران، بهتر است دولت جمهوري اسلامي "رفراندوم هسته اي" برگزار کند و نظر مردم را جويا شود. سئوال اين است که به نظر شما الف: اين رفراندوم کارساز است؟ ب: آيا زمينه هاي برگزاري اين رفراندوم را مي بينيد؟ ت :از ديد شما اين مسئله با توجه به جميع جهات، چه راه حلي دارد؟

در امور بسيار مهمي که به مصالح کشور مربوط است مانند موضوع مورد سئوال، بايد علاوه بر استفاده از نظر کارشناسان مختلف ـ اعم از آنهايي که داخل نظام مي باشند يا غيرآنان ـ از مردم يا نمايندگان آنها نظرخواهي شود. ولي بعضي از قسمت هاي مورد سئوال که جنبه کاملا تخصصي دارد بايد کارشناسان نظر دهند. البته در چنين امري که قدرت هاي جهان نسبت به آن حساسيت پيدا کرده اند براي عبور از بحران جاري نبايد با شعارهاي تحريک آميز و بدون خاصيت، حساسيت آنها را تشديد نمود و آنها را به اجماع و مقابله با کشور واداشت. گاه در تزاحم ميان اهم و مهم، عقل حکم مي کند که براي حفظ اهم از مهم صرف نظر کرد و اگر "انرژي هسته اي" حق ماست ـ گذشته از اينکه ما حقوق ديگري هم به جز اين داريم ـ قطعا با شعارهاي تند و گاه بي محتوا نمي توان از آن حراست کرد، بلکه سرمايه عظيم مردمي مي تواند در اين راستا کارساز باشد.

و آخر آنکه: شما از حقوق شهروندي خود برخورداريد؟

گرچه وضعيت اين جانب به ظاهر عادي است اما برخي اقدامات امنيتي و قضايي درباره شاگردان، مقلدان و اماکن مربوط به اينجانب، و به ويژه نشر انديشه هاي علمي وسياسي ادامه دارد. چنانچه برخي از علاقمندان، شاگردان و منسوبان پس از سال ها هنوز با قرار وثيقه هاي سنگين آزادند ولي پرونده هاي آنان هنوز مفتوح است. در سال گذشته تعداد ديگري از آنان احضار و محاکمه شده اند. جرايد از انتشار نظرات اين جانب منع شده اند و در موارد نادر هم با سانسور همراه است. برخي رسانه ها آزادند مطالب خلاف واقع و تهمت هايي را مطرح مي کنند که براي ما امکان پاسخگويي فراهم نيست و حق دفاع از خود را نداريم. چاپ کتاب هاي علمي و مذهبي هم در برخي موارد دچار اشکال و بهانه جويي مي شود. حسينيه شهدا در کنار بيبت، دفتر اصفهان و مشهد هم هنوز توسط نيروهاي امنيتي و دادگاه ويژه روحانيت بازپس داده نشده است. با اين اوصاف نمي توان گفت که حقوق شهروندي به طور کامل اجرا مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

واكنش نمايندگان به احتمال دخالت لباس شخصي ها در مبارزه با بدحجابي:يكي از اعضاي كميسيون فرهنگي در باره دخالت برخي از گروه ها در موضوع مبارزه با بدحجابي گفت: در كشور ما بايد قانون حكم فرما باشد و همه بايد بر اساس قانون عمل كنند. اگر قرار باشد هر گروه و تشكيلاتي اعم از نظامي، دولتي، مردمي و بسيجي وارد عمل شوند، هرج و مرج جامعه را فرا مي گيرد و اين قانوني نيستمحمد علي مقنيان در گفت و گو با عصرايران  افزود: قانون ، وظيفه هر گروه و تشكيلاتي را مشخص كرده و مبارزه با بدحجابي قانوني است كه مسووليت آن تنها بر عهده نيروي انتظامي استي گفت: دخالت گروه هاي ديگر در كار نيروي انتظامي واكنش هاي مختلف و مشكلات فراواني را به دنبال دارد كه حل آنها زمان بر است و نوعي قانون گريزي ايجاد مي كند.مقنيان تصريح كرد: معتقدم كه بايد با بدحجابي و هرگونه ناهنجاري اجتماعي ديگري به صورت قانونمند و توسط دستگاه هاي مربوطه مقابله كرد و در كنار آن نيز از ايجاد زمينه هاي فرهنگي براي اصلاح موارد اينچنيني غافل نشداين نماينده  مجلس ادامه داد: جامعه ما يك جامعه اسلامي است و ما بايد از نظر حفظ شئونات اسلامي الگو باشيم و از حرمت شهدا كه سرمايه و جان خود را در راه حفظ نظام و خاك ميهن گذاشتند دفاع كنيم چرا كه بدحجابي به نوعي اهانت به آنهاست.وي ادامه داد: اگر اين گروه ها و عزيزان دلسوز اجازه دهند كه اين مسووليت همچنان در حيطه اختيارات نيروي انتظامي باشد به نفع مردم و جامعه استيكي ديگر از اعضاي كميسيون فرهنگي مجلس نيز در اين باره گفت: منطق حكم مي كند كه مبارزه با بدحجابي و در نهايت مبارزه با ناهنجاري هاي اجتماعي بر اساس يك جايگاه قانوني صورت گيرد. به ويژه در كشور ما كه همه تحت عنوان جمهوري اسلامي ايران انجام وظيفه مي كنند.حسينعلي قاسم زاده افزود: برخوردهايي كه به دور از داده هاي اعتقادي و ديني مردم ما باشد و از طرفي برخورد برخي دوستان به صورت خودجوش در چارچوب قانون نيست و مضراتي را به دنبال دارد كه قابل جبران نيست.وي افزود: امر به معروف و نهي از منكر وظيفه تمامي افراد جامعه است اما برخورد با يك معضل اجتماعي انضباط خاصي را مي طلبد كه تنها پليس با جايگاه قانوني خود قادر به ايجاد آن است. امام صادق (ع) نيز در اين باره فرموده اند: « آن كسي كه در مقام ارشاد ديگران است بايد اين باور را به طرف مقابل بدهد كه دوستش دارد و اگر اين طور نشود تاثيرگذار نخواهد بود.»يكي ديگر از اعضاي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي در اين باره به خبرنگار عصرايران گفت: با توجه به چارچوب ها و ضوابط قانوني و مجموعه دستورالعمل هايي كه براي نيروي انتظامي وجود دارد منطقي است كه يك نهاد قانوني به اين كار اهتمام بورزدجواد جهانگير زاده افزود: يك پرسش اساسي در اين بين وجود دارد كه اگر نيروي انتظامي به هر علتي موفق به انجام اين وظيفه نشد آيا اين مسووليت به عهده نيروهاي مردمي خواهد افتاد؟ بايد گفت كه از يك سو امر به معروف و نهي از منكر يك وظيفه همگاني است اما از سوي ديگر اين امر در  بين برخي از گروه هاي فكري تنها منحصر به معضلات اخلاقي شده است.وي افزود: به نظر مي رسد براي پرهيز از هرگونه تنش به ويژه در سالي كه توسط مقام معظم رهبري به عنوان "اتحاد ملي، انسجام اسلامي" ناميده شده ضرورت دارد كه مراجع قانوني به اين وظيفه به طور اصولي عمل كنند. به صورتي كه نگراني هاي كساني كه علاقمند به صيانت و پاسداري از مرزهاي اخلاقي جامعه هستند از بين برودحميد بهرامي يكي ديگر از اعضاي كميسيون اجتماعي نيز در اين باره گفت: بايد در اين مورد دستگاه هاي رسمي تصميم گيرنده باشند و بهتر است كه جريان هاي غير رسمي در اين مورد دخالت نكنند.وي گفت: البته امر به معروف و نهي از منكر وظيفه هر شخصي است و نيروي انتظامي و قوه قضاييه وظيفه نظم و نظارت بر جامعه را عهده دار هستند و گروه هاي ديگر فقط در قالب امر به معروف و نهي از منكر آن هم در حد تذكر دوستانه مي توانند در اين مورد با نيروي انتظامي همكاري كنند.گفتني است انصار حزب الله تهران، با انتشار اطلاعيه اي از مردم دعوت كرده عليه "بدحجابي" خوانده است ، وارد صحنه شوند و به همين منظور در يك راهپيمايي در روز جمعه شركت كنند

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

انتشار يك گزارش درباره تاثير منفي مناقشات سياسي و ماجراي ملوان‌هاي انگليسي بر جذب جهانگردان خارجي در روزنامه اعتماد ملي دستمايه رجزخواني روزنامه كيهان شده است تا بنا بر شيوه مألوف با هياهو و شانتاژ، اذهان عمومي را از توجه به مشكلا‌ت خودساخته آقايان كه گريبانگير كشور شده است منحرف و با موضعي حق‌به‌جانب، منتقدان را وادار به سكوت كند و با بافتن آسمان و ريسمان و ربط موضوعات نامربوط به هم مطابق معمول نتيجه بگيرد كه فقط همپالكي‌ها و قماش ايشان بر مدار حقند و ديگران اهل خدعه و خيانت!عجبا كه به راستي وقتي آب سر بالا‌ مي‌رود قورباغه ابوعطا سر مي‌دهد!از آنجا كه كيهان كه خود را داروغه مطبوعات مي‌پندارد مدتي است مكررا به صدور كيفرخواست عليه اعتماد ملي مشغول است با پوزش از محضر خوانندگان ارجمند، علي‌رغم ميل‌مان ناچاريم به برخي گزافه‌گويي‌ها پاسخ دهيم.قبل از هر نكته‌اي لا‌زم است يادآوري كنيم كه قلم‌پراكني‌هاي اخير كيهان عليه اعتماد ملي را امري دور از ذهن و غيرمنتظره نمي‌دانيم چرا كه اين رفتار ناشي از خصلت ذاتي و يك ناراحتي نهفته در بطن و متن اين جريده است كه هر از گاهي و به ويژه در موسم انتخابات و افزايش تحركات سياسي در كشور، عود مي‌كند و اكنون نيز با نزديك شدن به انتخابات مجلس هشتم علا‌ئم آن بروز يافته است و بي‌گمان با نزديك شدن به روز انتخابات تظاهر اين ناراحتي ادواري افزايش هم خواهد يافت!اين مدعي‌العموم مطبوعات، اعتماد ملي را متهم به مرثيه‌سرايي براي متجاوزان انگليسي كرده و نوشته چرا اعتماد ملي به نقل از يك مقام مسوول خبر داده كه تمام تورهاي مسافرتي به ايران به‌دنبال بازداشت ملوانان و مسائل سياسي لغو شده است؟ يا مثلا‌ چرا <معماري ادبي> و <چيدمان روايت> اعتماد ملي چنين و چنان بوده است. از بابت اينكه معماري ادبي و چيدمان روايت اعتماد ملي به مزاج نويسنده كيهان خوش نيامده متاسفيم و از اين پس پاسخ نوشته‌هاي كيهان را به گونه‌اي چيدمان مي‌كنيم كه متناسب با معماري ادبي آقايان و مقبول طبعشان باشد! اما اصل اين خبر به نقل از رئيس هيات‌مديره جامعه تورگردانان است كه روي خروجي خبرگزاري مهر نيز منتشر شده است. حال از بابت اينكه اين بنده خدا پس از مصاحبه خود در چه شرايطي قرار گرفته كه تمايل پيدا كرده حرفش را تكذيب و يا اصلا‌ح كند، تقصيري متوجه ما نيست. صرف‌نظر از اصل خبر، جهت آگاهي كيهان عرض مي‌كنيم كه آري، ما نگران كسب درآمد و منافع اقتصادي كشور هستيم و معتقديم يكي از منابع سرشار درآمد هر كشوري از محل جذب جهانگردان است. حال اگر آقايان باوري جز اين دارند كه دارند - ماجراي حمله به جهانگردان خارجي در دوره دولت خاتمي در اصفهان از سوي هم‌كيشان كيهان فراموش نشده است - مشكل ما نيست. ‌ ما هرگز بنا نداشتيم به حواشي ماجراي دستگيري‌و رهايي ملوان‌ها بپردازيم اما هل من مبارز طلبيدن جناب شريعتمداري و جريده تحت امرشان در متهم كردن اعتماد ملي، ما را وادار مي‌سازد به اين آقايان يادآور شويم آن هنگام كه در محل نهاد رياست‌جمهوري از صدر تا ذيل مقام‌هاي اجرايي كشور براي گرفتن عكس يادگاري با سرجوخه هاي چشم آبي انگليسي شانه به شانه هم مي‌زدند و با لبخند مليح ‌Tank you گويان به آنها هديه مي‌دادند بايد جيغ بنفش مي‌كشيديد و مي‌پرسيديد كه اگر اينها متجاوزند پس چرا قبل از هر محاكمه‌اي عفو مي‌شوند؟ اگر متجاوزند چرا رئيس‌جمهور به بدرقه متجاوزان مي‌رود؟ ‌ راستي بهتر نبود شما اسوه‌هاي شهامت و شجاعت كمي بيشتر جرات به خرج مي‌داديد و اين متجاوزان نابكار را حداقل 5 دقيقه پس از آن 48 ساعت كذايي اعلا‌م شده از سوي بلر آزاد مي‌كرديد تا كژانديشان و بدخواهان نگويند كوتاه آمديد؟!د نيست شما كه از <معماري ادبي> يك گزارش اينچنين احساسات ميهن‌پرستانه‌تان به غليان مي‌آيد پاسخ دهيد ورود متجاوزان به نهاد رياست‌جمهوري و آزادي آنها پس از تشريفات ويژه با كدامين حس ملي انقلا‌بي سازگار بود؟اما در مورد همكارمان جناب آقاي حسن كريم‌زاده كه ظاهرا چاپ آثار او در اعتماد ملي موجب تكدر خاطر و رنجش احساسات و روح لطيف مديران كيهان شده لا‌زم است بگوييم كه بر فرض صحت تمامي آنچه درباره كريم‌زاده مي‌گوييد آيا مگر كسي كه يك بار مرتكب لغزش شد و تاوان آن را پرداخت قرار است براي هميشه از ادامه كار و حيات محروم شود؟آيا در دايره مهرورزي شما كه متجاوزان به حريم ايران مورد عفو و بخشايش قرار مي‌گيرند و بدون محاكمه آزاد مي‌شوند، جايي براي فرزندان اين آب و خاك نيست؟ به راستي چه تفاوتي ميان كريم‌زاده و آن به تعبير شما <چشم‌‌آبي>ها وجود دارد؟ كريم‌زاده در آن زمان (اواخر دهه 60) تنها 17 سال سن داشت و هرچند هنوز درباره اينكه در طرح او دست برده بودند شك و شبهه جدي وجود دارد، اما پس ازتحمل مجازات و طي يك دوره سخت به شرايط عادي زندگي بازگشت، اما ظاهرا در قاموس شما هرگز نمي‌توان از لغزش يك نوجوان 17ساله مسلمان و ايراني چشم‌پوشي كرد اما مي‌توان از گناه متجاوزان نظامي خارجي گذشت، در زندان برايشان ميز پينگ‌پنگ علم كرد، برايشان كت شلوار دوخت، هديه خريد و خيلي سريع آزادشان كرد و البته عكس يادگاري هم با آنها گرفت! اين تذهبون؟نكته پاياني اينكه از لحن و <معماري ادبي> جناب شريعتمداري اينگونه برمي‌آيد كه ايشان واقعا باورشان شده پهلوان اول شهرند غافل از اينكه بزرگي اسباب و لوازمي دارد و آن نقشي كه ايشان ايفا مي‌كنند از عهده هر گنده‌گويي برمي‌آيد.ظاهرا ايشان چنان در نقش <تك‌تيراندازي> خود فرو رفته‌اند كه مي‌پندارند هر فرد و جايگاهي را مي‌توانند نشانه روند و تهديد كنند كه: <چنين و چنان كنيد وگرنه...> جناب شريعتمداري! واقعا وگرنه چي؟ به راستي در كدامين جايگاه نشسته‌ايد كه اينچنين سخن مي‌گوييد؟!وقتي گزارشي از نوشته‌هاي شما را محضر جناب آقاي كروبي ارائه داديم ضمن آنكه ربط بين صدر و ذيل مطلب شما همچنان مبهم بود (و شايد انگيزه‌تان از بيان آنها صرفا اين بوده كه بله، آن زمان من هم بودم)! تاكيد كردند كه بخش آخر نوشته شما را خطاب به ايشان عينا چاپ كنيم. ما هم چنين مي‌كنيم: [33- بايد از جناب آقاي كروبي كه مسووليت اين روزنامه را بر عهده دارند و مدعي پيروي از خط امام نيز هستند - كه ان‌شاءا... چنين باشد- ! پرسيد؛ شما را چه مي‌شود؟! و از نظر جنابعالي ادعاي پيروي از خط امام با حمايت از نظاميان انگليسي متجاوز به آب‌هاي سرزميني ايران چگونه قابل توجيه است؟ و آيا مي‌دانيد روزنامه ارگان حزب جنابعالي در پوشش نام شما - و خداي نخواسته با موافقت شما- !! چه مي‌كند؟! آيا جنابعالي با مواضعي كه به نام شما در روزنامه حزب شما اتخاذ مي‌شود موافق هستيد؟ اگر پاسخ منفي است چرا در مقابل اين همه مواضع همخوان با آمريكا و اسرائيل سكوت فرموده‌ايد؟ و اگر موافق هستيد كه واي بر شما... ‌ جناب كروبي! ماجراي حزب شما تلخ‌تر از آن است كه بر زبان و قلم آيد، و سكوت حضرتعالي تلخ‌تر و تعجب‌آورتر. به عنوان مثال، آيا حضرتعالي دستور فرموده‌ايد كه آقاي حسن كريم‌زاده در روزنامه حزب شما ستون داشته باشد؟ شخصي كه به دليل كشيدن كاريكاتوري زشت عليه حضرت امام(ره) محكوم شده بود و اخيرا به همين علت از سوي كميته ارتباطات سازمان ملل متحد جايزه دريافت كرده است؟! ان‌شاءا... كه شما از اين همه دشمني آشكار حزب تحت مسووليت خويش با امام و انقلا‌ب بي‌خبر باشيد وگرنه...]>البته ايشان تاكيد كردند پس از چاپ مرقومه جنابعالي دعا كنيم خداوند همه مريضان اسلا‌م را شفا دهد و ان‌شاءا... كسالت شما هم رفع شود. آمين يا رب‌العالمين.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

تعطیلی کلاسها و ادامه اعتراضات گسترده دانشجویی در دانشگاه مازندران :ظهر امروز دانشجويان دانشگاه مازندران در حمايت از سه دانشجويي كه از روز گذشته اعتصاب غذا كردند، سيني‌‏هاي غذاي خود را تا دفتر رييس دانشگاه روي زمين چيدند. عميد مشرف‌‏زاده، دبير سياسي انجمن اسلامي دانشگاه مازندران با اعلام اين خبر گفت: امروز دانشجويان در مقابل دفتر رييس دانشگاه تجمع كردند اما وي حاضر به پاسخگويي نشد و سپس تعدادي از نمايندگان دانشجويان در اتاق رييس دانشگاه حضور يافتند به رايزني درباره بيژن صباغ و احكام انضباطي صادره عليه دانشجويان پرداختند. وي با بيان اينكه نمايندگان دانشجويان خواستار جلسه پرسش و پاسخ همه دانشجويان با رييس دانشگاه شدند، گفت: رييس دانشگاه حاضر به برگزاري اين جلسه نشد و تنها پذيرفت كه به تعداد دانشجوياني كه در اتاق وي جا مي‌‏شوند، اين جلسه برگزار شود. مشرف‌‏زاده افزود: تجمع دانشجويان همچنان ادامه دارد و دانشجويان كلاس‌‏هاي بعد از ظهر را تعطيل كردند، ضمن اينكه قرار شد تجمع از ساعت ۳۰/۱۱ فردا ادامه يابد. وي از تماس تلفني بيژن صباغ با يكي از دوستان خود خبر داد و بيان كرد: «صبح امروز بيژن صباغ با يكي از دوستان خود تماس تلفني داشته است كه اين تماس كمتر از ۲ دقيقه بوده و صباغ اظهار كرده است كه او را ۴ الي ۵ روز نگه خواهند داشت و نتوانسته هيچ اطلاعي از مكاني كه در آن نگهداري مي‌شود يا نهادي كه وي را بازداشت كرده است در اختيار دوست خود قرار دهد.» مشرف‌زاده گفت:« همچنين دو نفر از دانشجويان دانشگاه بابلسر كه امروز به كلانتري مراجعه كردند تا از پرايدي كه صباغ با آن برده شده بود شكايت كنند اما پس از حضور آنها در كلانتري آنها بازداشت شده و تاكنون هيچ خبري از آنها نيست و موبايلشان خاموش است.» مسوول حراست دانشگاه نوشيرواني بابل نيز درخصوص بازداشت شدن دونفر از دانشجويان دانشگاه نوشيرواني نيز گفت: « هيچ دانشجويي امروز بازداشت نشده و اين موضوع كذب است.» مسوول حراست دانشگاه مازندران در حالی که یکی از دانشجویان دیروز با کمک یکی از کارمندهای حراست این دانشگاه توسط عوامل ناشناس ربوده شد، گفت:« دانشگاه از دستگيري يا عدم دستگيري دانشجوي مفقود شده به خاطر عدم ارايه‌ي اخبار صحيح بي‌اطلاع است.» مسوول حراست دانشگاه مازندران دانشجويان تجمع كننده را به خبرسازي متهم و ابراز عقيده كرد كه آنها با سر دادن شعارهاي ناپسند و دور از شان دانشجويي به اعتراض‌شان پايان دادند.


زنان آزاد شدند، معلمان و کارگران دستگير:ناهيد کشاورز و محبوبه حسين‌زاده دو تن از کوشندگان حقوق زنان، ساعت پنج بعد از ظهر روز گذشته با قرار کفالت آزاد شدند. همزمان 4 معلم به نام هاي مجتبي ابطحي، عبدالرسول عمادي، نورالله برخوردار و حميد مجيري در شاهين شهردستگير شدند.ناهيد کشاورز و محبوبه حسين‌زاده روز سيزدهم فروردين امسال در حالي که به همراه دو فعال ديگر حقوق زنان، سارا ايمانيان و همسرش، و سعيده امين مشغول جمع آوري امضا براي کمپين يک ميليون امضا در پارک لاله تهران بودند، دستگير شدند.اين دو فعال جنبش زنان با قرار کفالت 20 ميليون توماني صادره از طرف دادگاه انقلاب آزاد شدند.در سايت تغيير براي برابري، در اين مورد مي خوانيم:" امروز يکشنبه 26 فروردين غروب زيبايي بود، روز پيروزي مقاومت در برابر فروريختن بود. غروب امروز دو يارمان ناهيد کشاورز و محبوبه حسين زاده آزاد شدند.از تمام افراد، فعالان اجتماعي و سياسي، سازمان ها و گروه هاي حقوق بشري و زنان و...که با امضاها، بيانيه ها و اطلاعيه هاي خود براي آزادي آنان تلاش کردند، به ويژه از روزنامه نگاران نشريات چاپي، اينترنتي و صوتي و تصويري که به پوشش اخبار ما پرداختند سپاسگزاريم".
دستگيري معلماناما در پي اعتراضات معلمان و اعتصابات اخير آنان براي احقاق حقوق پايمال شده اين صنف، روز گذشته چند تن ديگر از معلمان استان اصفهان در شهرستان همايون شهر دستگير شدند. گزارشات ارسالي حاکي ازآن است که روز شنبه از سوي ستاد خبري حفاظت اطلاعات شهرستان همايون شهر با چند تن از فرهنگيان و معلمان معترض تماس گرفته شده و آنان را به ستاد خبري احضار و تعدادي را زنداني کرده اند. مجتبي ابطحي، عبدالرسول عمادي، نورالله برخوردار و حميد مجيري معلماني هستند که در بازداشت به سر مي برند.هنوز از علت و محل بازداشت اين عده هيچ گونه خبري در دست نيست. احضار هاي اخير معلمين توسط نهادها و سازمان هاي امنيتي و اطلاعاتي به صورت تلفني انجام گرفته که اين نوع احضارها بر خلاف قوانين ايران است و موجب اعتراض فعالان حقوق بشر شده است.بر اساس آخرين اخبار از همدان، پس از دستگيري گسترده ده ها معلم در اين شهر و آزادي اکثر آنها، اما همچنان 9 نفر از معلمان در بازداشت به سر مي برند.اين در حالي است که با بازداشت مجدد حميد پوروثوق، نايب رييس كانون صنفي معلمان، محمدرضا رضايي گركاني و عليرضا اكبري‌‏ نبي، از اعضاي هيأت اجرايي هفته‌‏نامه «قلم معلم» در تهران، تعداد معلمان زنداني که از حقوق هم صنفان خود دفاع مي کردند به 6 نفر رسيد. پيش از اين سه نفر به اسامي محمدتقي فلاحي، سيدمحمود باقري و منتجبي از 22 فروردين در پي احضار به دادگاه انقلاب بازداشت شده بودند.هوشنگ پوربابايي، وكيل مدافع پوروثوق، رضايي گركاني و اكبري‌‏ نبي به ايلنا گفت: "به دنبال احضاريه هفته گذشته معاونت امنيت دادسراي انقلاب، روز شنبه به دادگاه انقلاب مراجعه كرديم و موكلانم در معاونت امنيت دادگاه انقلاب حاضر شدند اما پس از انجام بازجويي، به بازداشتگاه اوين منتقل شدند."وي افزود: "به دنبال انتقال اين معلمان به اوين، صبح امروز با مراجعه به دادگاه انقلاب خواستار اعلام وكالت در پرونده، ملاقات با موكلان و اطلاع از اتهام انتسابي به آنها شديم كه متأسفانه از حضور ما در معاونت امنيت جلوگيري به عمل آمد، به همين دليل هيچ‌‏گونه اطلاعي از وضعيت اين معلمان نداريم و خانواده آنها نيز نسبت به وضعيت موكلانم اظهار نگراني كرده‌‏اند."همچنين فلاحي، باقري و منتجبي، سه تن ديگر از اعضاي کانون صنفي معلمان، كه 22 فروردين امسال براي بازجويي به دادگاه انقلاب تهران رفته بودند و بعد از بازجويي، به گفته‌ خانواده‌هايشان به زندان اوين منتقل شدند، در مرحله بازجويي قرار دارند. منيژه محمدي وکيل مدافع فلاحي، منتجبي و باقري به ايسنا گفت: "روز شنبه براي پيگيري پرونده‌ي موكلانم به دادسراي انقلاب مراجعه كردم؛ همان‌روز در تماس همسر يكي از موكلانم با دفتر معاونت امنيت به ايشان اطلاع داده شده بود كه براي آنها قرار بازداشت صادر شده و تا اطلاع ثانوي آزاد نمي‌شوند. بعد از اين‌كه من هم با دفتر معاونت امنيت صحبت كردم اعلام كردند كه مراحل بازجويي موكلانم كه هر سه از خبرنگاران روزنامه‌هاي «قلم معلم» و عضو كانون مستقل صنفي معلمان هستند، تمام نشده و وكيل پذيرفته نمي‌شود.به گفته وکيل مدافع اين سه معلم، "آنها از خبرنگاران روزنامه قلم معلم هستند كه براي تهيه گزارش از تجمع معلمان مقابل مجلس شوراي اسلامي حضور يافته‌ بودند.بازداشت رهبران کانون هاي صنفي معلمان پس از آن صورت مي گيرد که آنها به دليل عدم رسيدگي به خواسته هاي معلمان، اعلام کرده بودند که تجمعات و اعتراضاتي را از جمله در روز معلم برگزار خواهند کرد. روز گذشته نيز معلمان در چندين شهر دست به تحصن زدند و در بعضي مدارس کلاس هاي درس تعطيل شد.بازداشت يک فعال کارگريو از کرمانشاه خبر رسيده است که، کرم مرادي، کارگر پتروشيمي کرمانشاه و يکي از فعالان کارگري اين شهر، دستگير شده است. وي پس از آنکه در مجمع عمومي اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار در شهر سنندج شرکت کرده و به کرمانشاه بازگشته بود، به ستاد خبري کرمانشاه منتقل شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

بازگشت انصار حزب الله به صحنه مبارزه با بدحجابي:انصار حزب الله تهران ، با انتشار اطلاعيه اي از مردم دعوت كرد عليه آنچه "بدحجابي" خوانده است ، وارد صحنه شوند و به همين منظور در يك راهپيمايي در روز جمعه شركت كنند  در روز جمعه :در آستانه اقدام قانوني و متعهدانه نيروي انتظاميدعوت از امت حزب‌الله جهت شركت در راهپيمايي با اهداف: .اعتراض به روند لجام‌گسيخته فساد و منكرات و گسترش پديده شوم بدحجابي و بي‌غيرتي .حمايت از تصميم نيروي انتظامي در حفاظت از امنيت اخلاقي مردم و مقابله با منكرات و بدحجابي. يادآوري وظايف خطير دولت ارزشي و عدالت‌محور دكتر احمدي‌نژاد در مقابله با مظاهر فساد و تباهي زمان: جمعه، مورخ ‌٣١/١/٨٦ پس از اقامه نماز مسير راهپيمايي: از مقابل در اصلي دانشگاه تا ميدان انقلاب گفتني است از مقابل در اصلي دانشگاه تهران تا ميدان انقلاب ، حداكثر چندصد متر فاصله است و طبيعتاً پس از پايان نماز جمعه ، اين مسير آكنده از نمازگزاراني است كه محل نماز جمعه را "در حال راهپيمايي"  ترك مي كنند و از اين رو دعوت انصار به راهپيمايي در اين مسير ، ياد آور دعوت برخي گروه هاي اپوزيسيون از مردم ايران براي روشن كردن چراغ خودروهاي خود در ساعت 9 شب براي نشان دادن اعتراض به جموري اسلامي است!گذشته از اين ، چنانچه در اين مسير قرار است واقعاً راهپيمايي يا تجمعي صورت بگيرد ، اين كار مستلزم مجوز وزارت كشور است كه با توجه به سوابق انصار ، تصور نمي رود چنين مجوزي اخذ شده باشد . بهره گيري از ابزارهاي فرهنگي ، در اغلب موارد عنصر مفقود اصلاح ناهنجاري هاي اجتماعي بوده است كه زمينه را براي زايش و تحرك گرو ههاي راديكالي فراهم ساخته كه اين فرايند در نهايت به بدتر شدن اوضاع انجاميده است ولي گويا براي برخي جريان ها ،"آزمودن آزموده" به يك عادت تبديل شده است!


از مچ پا به بالا آشکار نباشد:باز تابستان شد، باز"حجاب" مسئله شد، باز بگير و ببند راه افتاد و باز با اين وجود: "تاکنون نحوه مبارزه با بي‌حجابي و فساد اخلاقي و رشد فزاينده بي‌بند و باري در جامعه، موثر و قابل استناد نبوده است".[ارگان انصار حزب الله]و لذا باز: "دعوت از امت حزب‌الله" براي شرکت در يک "راهپيمايي" ديگر. فرمانده نيروي نيروي انتظامي، هفته گذشته همان حرف هايي را تکرار کرد که سال هاست با کمي تغييرات بازگو مي شود. با يک تفاوت کوچک؛ اين بار نيروي انتظامي کشوربرخي "مصاديق بدحجابي" را هم برشمرده: "1- شلوارهاي كوتاه به طوري كه از مچ پا به بالا آشكار باشد 2- مانتوهاي كوتاه و تنگ 3- لباس‌هاي چسبان و تنگ 4- شال‌هاي روي سر كه موهاي جلو و پشت را نمايان مي‌كند 5- مانتوهاي داراي آستين كوتاه."علاوه بر اين سخن از برخورد با "پوشش نامناسب پسرانه" هم مي رود. حال به روال معمول، روزنامه کيهان، ارگان نيروهاي نظامي ـ امنيتي هم وارد شده و خبر از آمارگيري ها و لزوم برخوردهاي"جدي" داده است: "براساس نظرسنجي كه در تهران انجام گرفته 86 درصد مردم خواهان برخورد با پديده بدحجابي هستند... همچنين 83 درصد مردم اعتقاد دارند بدحجابي امنيت اخلاقي جامعه را به خطر انداخته و 78 درصد هم معتقدند بدحجابي يك پديده ضدفرهنگي است... تعدادي از والدين افراد بدحجاب از نيروي انتظامي براي ارشاد و اصلاح فرزندانشان درخواست كمك نمودند..."درخواست کمک هم که مي رسد، طبعا "انصار حزب الله" نيروي انتظامي را تنها نمي گذارند؛ به همين جهت است که "هفته‌نامه يا لثارات الحسين" ارگان اين گروه، با چاپ سخنان سردار رادان فرمانده پليس تهران بزرگ در زمينه طرح نيروي انتظامي تهران براي برخورد با بدحجابي، انجام اين طرح را"وظيفه فرماندهي نيروي انتظامي" دانسته و نوشته است:" اگر چه موضع سردار رادان نسبت به فرماندهي گذشته نيروي انتظامي تهران در قبال اين مسئله قاطع‌تر بوده ولي به نظر مي‌رسد بايد منتظر ماند و نتيجه را به تماشا نشست".البته انصار حزب‌الله تهران در فاصله اين انتظار و به تماشا نشستن، با چاپ يک آگهي بزرگ در صفحه اول اين نشريه، "امت حزب‌الله" را به شرکت در يک راهپيمايي با هدف "حمايت و تقدير از تصميم متعهدانه نيروي انتظامي و يادآوري وظايف خطير دولت محترم عدالت محور دکتر احمدي نژاد در مقابله با مظاهر فساد و تباهي" فراخوانده است.و به نوشته نشريه دست راستي جوان، محمود سالاركيا معاون دادستان تهران هم از "زاويه قضا" وارد ماجرا شد و اعلام کرد: "اساسا برخورد با بدحجابي قانون است و بنابراين نيروي انتظامي مكلف است به موجب قانون با هرگونه هنجارشكني در اين مورد برخورد كند". و به اين ترتيب "مشکل قانوني" اين حرکت هم حل شد.و همه اينها در حاليکه اجباري بودن حجاب، همچنان موضوع بحث حقوقدانان و فعالين اجتماعي است. به گفته شادي صدر، فعال حقوق زنان و وكيل دادگستري "بحث حجاب از ابتداي سال 57 ميان زنان مطرح شد و اين منازعه مانند يك پرونده گشوده و لاينحل مطرح است". او با اشاره به "طرح‌هاي ضربتي مقابله با بدحجابي" با اشاره به ماده‌‏اي از قانون مجازات اسلامي از جمله گفت: "در مورد اين ماده نقدهاي بسياري را مي‌‏توان مطرح كرد. از جمله اينكه آيا اساساً حكومت مسؤول بي‌‏حجابي زنان است و آيا مي‌‏تواند نحوه پوشش زنان را تعيين كند؟ ‌براي تحليل اين مساله بايد به منابع تئوريك فقه شيعي برگرديم در حالي كه هيچ حكم صريحي در اين رابطه وجود ندارد". خانم صدر با استناد به تفاوت‌‏هاي مسايل اخلاقي و فقهي، بر اين باور است که: "مسأله حجاب بيشتر اخلاقي است مانند دروغ كه هيچ مجازاتي هم ندارد. ضمن اينكه استدلال برخي از افراد مبني بر اينكه حجاب امري بيروني است و با نظم اجتماعي گره خورده است و دولت اين اجازه را دارد كه با آن برخورد كند، امري غيرمنطقي است زيرا به طور مثال طبق اجماع فقها تراشيدن ريش حرام است اما در كشور ما هيچ مجازاتي براي اين مسأله مقرر نشده است و حرامي هم هست كه جنبه اجتماعي دارد". ضمن اينکه حجاب اجباري از زاويه "تبعيض جنسيتي" نيز قابل بررسي است: "اين مسأله خلاف مقررات بين‌‏المللي از جمله كنوانسيون زنان، ميثاق حقوق مدني، سياسي و حقوق اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است و با مفهوم حقوق‌‏بشري حق انسان‌‏ها براي انتخاب نوع پوشش خودشان نيز مغاير است. ...‌نه ‌‏تنها حق زنان براي پوشش از سوي جنبش زنان مطرح شده و مي‌‏شود بلكه در واقع اين نقض حقوق بشر است كه در مقابل آن بايد ايستاد". آن هم وقتي که: " مقامات رسمي و غيررسمي جمهوري اسلامي درباره مباحث نوع پوشش در اماكن آموزشي كشور فرانسه مبتني بر اين است كه فرانسه ناقض حقوق زنان مسلمان در اين كشور است و مي‌‏گويند كه فرانسه بايد اصل آزادي پوشش به عنوان يكي از مصاديق حقوق بشر را براي زنان به رسميت بشناسد، اما وقتي به مسأله در چارچوب ايران نگاه مي‌‏كنيم درمي‌‏يابيم كساني كه اين حرف‌‏ها را مي زنند يا صادق نيستند يا توجهي به تناقض‌‏گويي‌‏هاي خود ندارند". اما کسي را گوش به اين حرف ها بدهکار نيست. باز روزنامه‌هاي جناح راست از آغاز دور جديد مبارزه با بدحجابي در ارديبهشت ماه خبر داده اند و باز قرار است "امت حزب الله" به خيابان بيايد و "مشت محکمي" بر دهان کساني بزند که مي گويند: "اين نقض حقوق بشر است، بايد در مقابل آن ايستاد".


ديده بان حقوق بشر: معلمان را آزاد کنيد:در حالي که حداقل 9 معلم همداني هنوز در بازداشت هستند و 3 معلم تهراني نيز به دنبال احضار به دادگاه انقلاب روانه زندان اوين شدند، سازمان ديده بان حقوق بشر با انتشاربيانيه اي از دولت ايران قويا خواست که ازانجمن معلمان همدان و ديگر انجمن ها رفع توقيف کند و معلماني را که به دليل فعاليت هايشان درانجمن دستگير شده اند آزاد کند. در بيانيه سازمان ديده بان حقوق بشر آمده است: "طي دو ماه گذشته، انجمن هاي معلمان براي سازماندهي تجمعات مسالمت آميز به منظور وادارکردن دولت به افزايش دستمزدها وبهبود شرايط کاري درسطح کشور فعال بوده اند. اما درنتيجه اين فعاليت ها، مقامات ايراني انجمن معلمان همدان را توقيف، تجمعات يادشده را سرکوب ومعلمان درچندين شهر را دستگير کرده اند". در اين بيانيه با تاکيد بر ماده 26 قانون اساسي ايران که حقوق شهروندي مبني برتشکيل انجمن هاي حرفه اي وتخصصي را تضمين مي کند و ماده 27 قانون اساسي ايران که براساس آن تجمعات مسالمت آميز مي تواند به صورت آزاد برگزارشود، آمده است: "ايران عضوي از کنوانسيون بين المللي حقوق مدني وسياسي (ICCPR) است... به همين جهت ازنظر حقوقي بايستي ازآزادي انجمن ها، آزادي بيان وآزادي تجمعات محافظت وازدستگيري هاي خودسرانه، مانند دستگيري هايي که به دليل اعمال وانجام يکي ازحقوق ياد شده بوده، خودداري کند". سارا لي ويتسون، مديربخش خاورميانه وشمال آفريقاي سازمان ديده بان حقوق بشر نيز دراين زمينه گفته است: "قدغن کردن فعاليت هاي انجمن معلمان همدان وبازداشت اعضاي آن نشان دهنده ناديده انگاري آشکار و ننگين دولت از قوانين خود وتعهدات دولت نسبت به قوانين حقوق بشر بين المللي است". بيانيه سازمان ديده بان حقوق بشر در حالي منتشر مي شود که اخبار منتشر شده در رسانه ها حاکي از ادامه بازداشت 9 تن از معلمان همداني و چند تن ديگر از معلمان در تهران است. براساس همين اخبار روز پنجشنبه ۳ تن از فعالان ديگر کانون صنفي معلمان ايران به نام هاي علي صفر علي منتجبي، محمد تقي فلاحي، محمود باقري که پس از دريافت احضاريه به دادگاه انقلاب تهران مراجعه کرده بودند، در خاتمه بازجويي روانه زندان اوين شدند. روز شنبه نيز هوشنگ پوربابايي وکيل سه فرهنگي ديگر در گفتگو با خبرگزاري دانشجويان ايران خبر داد: "احضاريه‌اي از سوي دفتر معاونت امنيت دادستان تهران چهارشنبه گذشته براي اكبري و رضايي گركاني، عضو هيات مديره كانون صنفي معلمان و عضو هيات تحريريه هفته‌نامه قلم معلم در پي تجمع معلمان مقابل مجلس ارسال شده بود". وي گفت: "ديروز[ شنبه] به همراه ديگر وكيل اين پرونده، پرويز جهانگير راد، در دادگاه انقلاب حاضر شديم وعليرضا اكبري، محمد رضا رضايي و حميد پوروثوق به دفتر معاونت امنيت مراجعه كردند". اين وکيل دادگستري تا ساعت مخابره خبر گفته است: "در حال حاضر خبري از موكلانم نداريم. تماس با دفتر معاونت امنيت نيز نتيجه‌اي در بر نداشت".وي با اشاره به صراحت ماده 128 قانون آيين دادرسي كيفري و موادي ديگر از اين قانون، تاکيد کرد: "هرگونه احضار بايد توسط دادگاه يا مقام قضايي همراه با علت احضار انجام شود، متاسفانه در احضاريه‌هايي كه براي موكلان ارسال شده بود هيچ‌گونه علتي ذكر نشده و ما نيز از نوع اتهام و علت احضار بي‌اطلاعيم". اما نايب رييس کانون صنفي معلمان تهران قبل از مراجعه با دادگاه، اسامي 10 معلم همداني را که از هفته گذشته تاکنون در بازداشت به سر مي برند اعلام کرد: نادر قديمي، هادي غلامي، علي نجفي، يوسف رفاهيت، مجيد فروزانفر، محمود جليليان، جلال نادري، علي صادقي، و علي رضا وفايي از اين جمله هستند. از سوي ديگر برخي اعضاي کانون صنفي معلمان اعلام کردند: "احضار و بازداشت اعضاي هيات مديره نشان مي‌دهد كه تلاش اين است كه هيات مديره از رسميت بيفتد ولي اعضاي كانون جمعه عصر، جلسه‌اي تشكيل داده و افراد جديدي را از اعضاي علي‌البدل جايگزين هيات مديره كرده‌اند". در عين حال منايع نزديک به کانون صنفي معلمان ايران مي گويند: "در روزهاي گذشته فشار جديدي بر كانون‌هاي صنفي همدان، تهران و برخي شهرهاي ديگر اعمال مي‌شود تا بيانيه 10 فروردين كانون صنفي فرهنگيان ايران لغو شود اما اين بيانيه يك تصميم جمعي است كه توسط شوراي هماهنگي تشكل‌هاي صنفي سراسر كشور گرفته شده و هيچ كدام از كانون‌ها به تنهايي نمي‌توانند آن را لغو كنند". حميد پوروثوق، نايب رييس كانون صنفي فرهنگيان ايران نيز درباره بازداشت‌هاي اخير در همدان و تهران با تاکيد بر صنفي بودن درخواستهاي فرهنگيان تاکيد کرد: "مطالبات ما صددرصد صنفي است و فشارها ما را از مسيرمان خارج نخواهد كرد". در خبرهاي ديگر آمده است که سازمان معلمان ايران نيز طي بيانيه‌اي با عنوان "استيضاح وزير- اجراي نظام هماهنگ پرداخت" با تاکيد بر صنفي بودن خواسته هاي فرهنگيان از برخوردهاي صورت گرفته با فرهنگيان و فعالان تشكل‌ها، و تداوم برخوردها در روزهاي اخير با عنوان "تداوم اشتباهات گذشته مسوولان" نامبرده است. در اين بيانيه "آزادي هر چه سريع‌تر فرهنگيان بازداشت شده در روزهاي اخير و پيگيري حقوقي برخوردها، دستگيري‌ها و پرونده‌هاي مفتوح فعالان صنفي- مدني، پيگيري نهايي شدن تصويب لايحه خدمات كشوري در مجلس و اجراي آن در سال 86، پيگيري استيضاح وزير آموزش و پرورش يا استعفاي ايشان، اصلاح نگاه و رفتار مسوولان آموزش و پرورش از طريق معرفي رسمي مشاور وزير در امور تشكل‌ها و بسترسازي مناسب براي تعامل منطقي با تشكل‌هاي صنفي- مدني و ايجاد شوراي برگزيدگان نمايندگان معلمان كه ادامهء منطقي شوراهاي معلمان در مدارس" خواسته هاي سازمان معلمان خوانده شده است. نمايندگان اطلاعات نيامدندسايت خبري آفتاب نيز روز جمعه خبر داد که نمايندگان وزارت اطلاعات به دعوت کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس درباره باداشت معلمان پاسخ مثبت ندادند. اين سايت به نقل از هاجر تحريري عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اعلام کرد: به دنبال تشکيل کميته اي در مجلس و طرح سئوالاتي در مورد وضعيت حقوق، بيمه و دلايل برخورد با اعتراضات صنفي معلمان "ما از نمايندگان وزارت اطلاعات دعوت کرديم تا به اين سئوالات پاسخ دهند که اين بازداشت‌ها بر چه اساسي بوده و چرا انجام شد اما آنها به کميسيون نيامدند". نيک صفت به اين سايت خبري گفت: "من دليل عدم استقبال آنها را نمي‌دانم اما تا آنجا که به ما اطلاع داده‌اند گفته شده معلمان بازداشت شده در برابر مجلس تا روز 7 فروردين تماما آزاد شده‌اند". اين نماينده مجلس اشاره اي با دستگيري 45 فرهنگي همداني و سه معلم تهراني نکرد اما از نظر سنجي رضا طلايي نيک و تلاش برخي از نمايندگان مجلس براي استيضاح وزير آموزش و پرورش خبر داد.


علی نيکونسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، به دادسرای عمومی و انقلاب احضار شد :علی نيکونسبتی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت به دادسرای عمومی و انقلاب سبزوار احضار شد. نيکونسبتی  با اعلام خبر احضار خود، گفت: بر اساس اخطاريه‌‏ای که به من ابلاغ قانونی هم نشده است، از من خواسته شده در دادسرای عمومی و انقلاب سبزوار حاضر شوم. وی افزود: اين احضار در حالی صورت گرفته است که من هيچ‌‏گاه در سبزوار نبوده‌‏ام، بنابراين آن دادسر فاقد صلاحيت محلی در رسيدگی به پرونده احتمالی من در دادسرای عمومی و انقلاب سبزوار است. نيکونسبتی گفت: به نظر می‌‏رسد اين اخطاريه در نتيجه انتقادات من به بی‌‏تدبيری‌‏های برخی مسوولان و انتقادات به رييس دولت، مسوولان وزارت علوم و نهادهای انتصابی و نظامی است که متاسفانه قوه قضاييه نيز با اين افراد همکاری می‌‏کند وگرنه دليلی برای احضار خلاف قانون من وجود ندارد. وی تصريح کرد: با توجه به عدم صلاحيت محلی اين دادگاه و عدم ابلاغ قانونی احضاريه، به هيچ عنوان در اين دادگاه حاضر نمی‌‏شوم و بر مواضع قبلی خويش اصرار می‌‏ورزم

+ نوشته شده در  یکشنبه 26 فروردین1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ديدار مهم نمايندگان با خاتمي و کروبي:ديروز ده ها تن از نمايتدگان مجلس از گرايش هاي مختلف، در دو ديدار جداگانه با محمد خاتمي و مهدي کروبي ديدار و گفتگو کردند. در ديدار ديروز نزديک به يکصد تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي حضور داشته اند. با توجه به عضويت کمتر از پنجاه نفر در فراکسيون اقليت (اصلاح طلب) مجلس هفتم، مي توان نتيجه گرفت که در ميان حاضران در ديدار با خاتمي، تعداد زيادي از نمايندگان جناح اکثريت (محافظه کار) نيز حاضر بوده اند. اهميت حضور یکصد نماينده در ديدار با رييس جمهور اصلاحات، وقتي بيشتر مشخص مي شود که اين تعداد، با تعداد وکلاي مجلس که در آغاز هفته کاري سال جديد در جلسه ملاقات سالانه نمايندگان با رييس جمهور حاضر شدند (يکصد نماينده به گزارش خبرگزاري ها) مقايسه شود. در ديدارديروز که به دعوت فراکسيو ن خط امام برگزار شد و دو ساعت به طول انجاميد، رييس جمهور سابق به تشريح وضعيت خارجي ايران در عرصه منطقه اي و بين المللي پرداخته و تاکيد کرد: "بايد با تدبير و درايت حساب شده به گونه اي برخورد كنيم تا منافع ملي و مصالح نظام به شيوه اي مناسب حفظ شود."رئيس موسسه بين المللي گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها افزود: "بايد با اعتمادسازي ها و رفع بهانه جويي ها، هزينه تحقق آرزوهاي ملت بزرگ ايران را به حداقل رساند و مصالح و منافع ملي نظام را دستخوش غرض ها و مرض هاي دشمنان قرار نداد. "پيش از ديدار با خاتمي، به گزارش ايسنا ده ها تن از نمايندگان گرايش هاي مختلف طي ديداري جداگانه با مهدي کروبي نيز گفتگو کرده بودند. در اين ديدار، دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: "بايد با تدبير و دورانديشي و با صحبت‌هاي سنجيده و حساب شده بتوانيم در همه بخش‌ها گام‌هاي موثري برداريم". وي با يادآوري لزوم "تحمل و بردباري و پذيرش حرف مخالف" اظهار داشت: "براي ايجاد وحدت ملي هر كاري كه از دستم برآيد انجام مي‌دهم و دنبال اين قضيه هستم تا ملاقات‌هايي با بزرگان جناح‌هاي ديگر انجام دهم تا همه در جهت شكل‌گيري اتحادملي حركت كنيم. "کروبی تاکيد کرد: "تجربه نشان داده است كه يك جريان قدرت اداره كشور را ندارد و حتي در حال حاضر برخي از نيروهاي تندرو هر دو جناح مطرح مي‌كنند كه با يك جريان نمي‌توان كشور را اداره كرد و بايد نيروهاي دلسوز نظام در كنار هم قرار گيرند و همه با هم كار كنند. "دو ملاقات ديروز، در شرايطي صورت گرفت که دو ماه پيش هم، تعدادي از نمايندگان فراکسيون هاي مختلف مجلس هفتم که از قضا تعداد آنها نيز 100 نفر گزارش شده بود، با هاشمي رفسنجاني ملاقات کرده و شنونده نگراني هاي او در مورد شرايط کشور بودند. در اين ديدار، رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام به طور غيرمستقيم به اظهارات احمدي نژاد - که تصويب قطعنامه قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران را "بي اهميت" دانسته بود - پاسخ داد و با تاكيد بر اين كه ميزان خسارات ناشي از تحريم كم تر از حمله نظامي نيست و حتي خطرناك تر از آن نيز است، از جدي بودن تهديدات عليه كشور سخن گفت. در آن جلسه هاشمي اظهار داشت: "چندي پيش در جلسه اي كه به اتفاق گروهي از مسوولان نزد رهبري بوده اند، كسي از جدي نبودن تهديدات و عدم نگراني سخن گفته كه آيت الله خامنه اي در پاسخ به او تاكيد كرده اند، تهديدات جدي است." (روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام، – 7 بهمن 85) هاشمي همچنين هشدار داد: "همه بايد بدانيم كه فرصت سوزي براي كشور سم و خيانت به نسل هاي امروز و آينده است."ناظران سياسي، تراکم ديدارهاي سياسي نمايندگان مجلس با چهره هاي ارشد منتقد خط مشي دولت را، واکنشي به حساس شدن روزافزون وضعيت بين المللي ايران بر سر پرونده هسته اي مي دانند. يادآوري مي شود که ديدارهاي امروز نمايندگان با خاتمي و کروبي در پي تصويب قطعنامه دوم تحريم عليه ايران در شوراي امنيت صورت گرفته چنان که ديدار قبلي نمايندگان با هاشمي رفسنجاني نيز، بلافاصله پس از تصويب قطعنامه اول تحريم ايران در شوراي امنيت انجام شده بود.

معلمين همداني هم معلم نبودند:صف "دانشجونما" ها که در پس"روشنفکر نما"ها روان شده بودند هنوز نشکسته بود که نوبت به "معلم نما "ها رسيد. همان ها که معاون سياسي امنيتي استاندار همدان اعلام کرد: «نظام مقدس جمهوري اسلامي به هيچ وجه عنوان مقام شايسته "معلم" را بر اين افراد نخواهد ناميد.»حاج آقا اکبر عابدي، از دولتمردان دولت نهم که "معلمين معترض همداني را از عنوان "معلم" محروم کرد، اين نکته را نيز يادآور شد که: "اعضاي دستگير شده به هيچ وجه صلاحيت عضويت در کانون صنفي معلمان را نداشته و فاقد اعتبار قانوني هستند" چرا که: "با تشکيل نشست‌هاي مختلف در کانون معلمان تدارک تحصن‌هاي غير قانوني و تعطيلي مدارس را فراهم مي‌کردند".و از آنجا که "نهادهاي قضايي و انتظامي استان با هرگونه ايجاد بحران و نا امني در استان به شدت برخورد خواهد کرد" اين افراد را نيز که "مدعي پيگيري يک موضوع صنفي بودند" دستگير و روانه زندان کرد. همان کاري که چند روز پيش از آن با هزاران همکار تهراني آنها کرده بود. همان برخوردي که پيشتر با "کارگرنما"ها شده بود؛ و پيشتر از آن با "دانشجونما"يان و....حاج آقا عابدي که معتقد است" دولت نهم با تحقق مطالبات ‪ ۱۶‬ساله معلمان حرکت ارزنده‌اي را براي اين قشر از جامعه انجام داد"طبعا اين حرکت هاي اعتراضي را "اعمال ناشايستي" مي داند که "از شأن دور معلم" است. همان طور که آيت الله عميد زنجاني، رئيس انتصابي دانشگاه تهران فکر مي کرد:"حركت زشت و مشكوكي كه در بيرون از محوطه كتابخانه دانشگاه تهران پس از مراسم معارفه هفته گذشته شكل گرفت و طي آن تعداد 40- 50 نفر دانشجونما با ايجاد حلقه به دور بنده و همراهانم به ما حمله ور شدند از طرف نيروهاي غيردانشجو شكل گرفته بود...من ذهن دانشجو را مبري از چنين اقداماتي مي دانم."نکته اي که سردار طلايي نيز در مورد آن با وي همعقيده بود: "رييس پليس پايتخت با اعلام دستگيري هشت تن از دانشجونماها در جريان حوادث شب گذشته‌ كوي دانشگاه، اظهار كرد: تعداد 20 تا 30 تن از فرصت‌طلبان دانشجونما، در درگيري‌هاي شب گذشته حضور داشتند كه عامل اصلي اغتشاشات بودند".آن هايي هم که "جو سخنراني رئيس جمهور را ناآرام کردند" عده اي "افراد غير دانشجو" بودند که آنها را "مخفيانه شب قبل از سخنراني رئيس جمهور و عده اي ديگر را روز سخنراني وارد دانشگاه" کرده بودند.اين "دانشجونما"يان و "معلم نما"يان و بقيه اين "نمايان" اتفاقا در يک امر ديگر هم با هم مشترک هستند "در بازرسي از خانه اين دانشجو نما مقدار زيادي کتاب و جزوات و همچنين يک دستگاه کامپيوتر و..." کشف شد. همان طور که "در بازرسي از محل نشست‌هاي اين گروه صنفي [معلم نماها] پنج هزار نسخه اعلاميه زمان اعتصاب‌ها توام با تهديداتي عليه نظام کشف و ضبط شد".البته جدا از اينکه "تهديداتي عليه نظام" را چگونه مي شود "ضبط" کرد، اما در هر حال طبيعي است که حاج آقا اکبرها تاکيد داشته باشند که: "ملت ايران بايد نسبت به عملکرد ضد نظام برخي عوامل سودجو هوشيار باشند." همان طور که: "دانشجويان عزيز بايد مراقب توطئه هاي اين دانشجونمايان" باشند و نگذارند "روشنفکر نمايان آلت دست بيگانه" موجب "تخريب چهره مقدس دانشگاهيان کشور" شوند. کشوري با اين همه "نما" نبايد "استاندار نما"ياني اطلاعاتي داشته باشد؟


اعلام مصاديق بدحجابي توسط معاون پارلمانی ناجا:برخي روزنامه‌هاي جناح راست از آغاز دور جديد مبارزه با بدحجابي در ارديبهشت ماه خبر دادند. جوان نوشته است: همزمان با اجراي طرح برخورد با بدحجابي از ارديبهشت ماه در تهران، معاون دادستان تهران از رسيدگي به پرونده اين افراد در شعب خاص در دادسرا خبر داد. محمود سالاركيا با اشاره به مصوبه ستاد رسيدگي به جرايم خاص درمورد برخورد با زنان خياباني و افراد بدحجاب گفت: اساسا برخورد با بدحجابي قانون است و بنابراين نيروي انتظامي مكلف است به موجب قانون با هرگونه هنجارشكني در اين مورد برخورد كند. كيهان نيز به نقل از معاون پارلماني نيروي انتظامي نوشته است: براساس نظرسنجي كه در تهران انجام گرفته 86 درصد مردم خواهان برخورد با پديده بدحجابي هستند... همچنين 83 درصد مردم اعتقاد دارند بدحجابي امنيت اخلاقي جامعه را به خطر انداخته و 78 درصد هم معتقدند بدحجابي يك پديده ضدفرهنگي است... تعدادي از والدين افراد بدحجاب از نيروي انتظامي براي ارشاد و اصلاح فرزندانشان درخواست كمك نمودند... همچنين گروهي از افراد بدحجاب عنوان كرده‌اند كه جامعه‌ آنها را وادار به اين پوشش كرده و اگر برخوردي باشد آنها هم وضعيت خود را اصلاح مي‌كنند. وي مصاديق بدحجابي را اين گونه برشمرد: 1- شلوارهاي كوتاه به طوري كه از مچ پا به بالا آشكار باشد 2- مانتوهاي كوتاه و تنگ 3- لباس‌هاي چسبان و تنگ 4- شال‌هاي روي سر كه موهاي جلو و پشت را نمايان مي‌كند 5- مانتوهاي داراي آستين كوتاه. در همين حال، تهران امروز در گزارشي با عنوان علت را فراموش نكنيم، درباره آغاز دور جديد مبارزه با بدحجابي نوشته است: هميشه همين طور است هر سال فروردين ماه هنوز مردم خستگي سفر نوروزي را از تن به در نكرده‌اند كه گرفتار ترافيك و دود ودم شهرها مي‌شوند و خبري كه ديگر به شنيدنش عادت كرده‌اند برخورد جدي نيروي انتظامي با پديده بدحجابي. امسال اما نيروي انتظامي سنت‌شكني كرد. در نوزدهمين روز سال 1386فرمانده انتظامي تهران بزرگ از اجراي طرح برخورد با بدحجابي از اول ارديبهشت ماه سال جاري خبر داد و گفت: مرحله اول اين طرح تنها شامل زنان مي‌شود. اين روزنامه نوشته است: بسياري از كارشناسان امور اجتماعي در مواجهه نيروي انتظامي با پديده بدحجابي معتقدند كه علي‌رغم آن كه عملكرد اين نيرو نسبت به سال‌هاي گذشته كه همواره با اين پديده به صورت قهرآميز برخورد مي‌كردند تفاوت ماهوي بسياري كرده و به مراتب كارشناسي‌تر و علمي‌تر شده است اما باز هم در نهايت اين برخورد، برخورد با معلول است تا علت و تا زماني كه با علت به طور منطقي و كارشناسي شده و علمي برخورد نشود، پديده بدحجابي همچنان به نشر و نماي خود ادامه مي‌دهد. بسياري از آنان همواره اين سوال جدي را مطرح مي‌كنند كه چرا در برخورد با پديده بدحجابي به جاي برخورد با علت با معلول برخورد مي‌كنيم؟... اگر قرار است برخوردي با بدحجابان صورت بگيرد بايد مسوولان فرهنگي محاكمه و پاسخگو باشند. جوانان اگر اين سبك پوشش و آرايش را مي‌پذيرند به دليل تناسبي است كه اين مدل‌ها با آرزوها و آرمان‌هاي دوران جواني آنان دارد، حتي اگر اين مدل‌ها با هنجارهاي جامعه ما همخواني نداشته باشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

من از حساسیت‌های نظام سیاسی ایران در باره هرگونه انتقاد و یا پرسش از رهبری نظام جمهوری اسلامی به خوبی آگاهم و می‌دانم که ورود به این حیطه، عبور از خط قرمزی است که عملا در کشور ما اعمال می‌شود.به همین علت، با آنکه از سال‌ها پیش قصد نوشتن نامه‌ای به ایشان داشتم و بویژه می‌خواستم از قانون شکنی‌ها و اجحاف‌هایی که در طول دوره بازداشتم در سال ۱۳۷۹ بر من و دوستانم روا شد، نزد وی شکایت ببرم، اما هر بار از تصمیم خود منصرف شدم، زیرا حساسیت موضوع می‌توانست حمل بر خودنمایی و یا ابراز بی‌باکی و تهور شود.این بار اما بخصوص پس از سخنان رهبری در شهر مشهد، تصمیم گرفتم تا قصد دیرینه خود را عملی کنم و امیدوارم که این تصمیم به مسائلی مانند خودنمایی و ابراز بی‌باکی نسبت داده نشود.هر چند که من نیز مانند هر موجود انسانی دیگر، از وسوسه خودنمایی در امان نیستم و از بی باکی هم به سهم خود بهره‌ای دارم، اما برای گریز از مواضع تهمت، تاکید می‌کنم که قصدم از نوشتن این مطلب، ابراز وجود سیاسی از طریق به چالش کشیدن مقام عالی نظام نیست و از همین رو، در سرتاسر این نوشته، تلاش می‌کنم تا در کاربرد واژه‌ها و عبارات، موقعیت خاص ایشان را در نظر داشته باشم و قلم را به ورطه بی‌احترامی و جسارت نکشانم.در عین حال، هر چند که شاید از شجاعت هم خداوند برای من نصیبی قرار داده باشد، اما بر کسی پنهان نیست که من اهل ماجراجویی و گزافه‌گویی حتی در جایی که کمترین هزینه و خرجی هم نداشته باشد، نیستم و اینک نیز نمی‌خواهم با خطاب قرار دادن رهبری، دست به ماجراجویی بزنم.با این همه، ممکن است این پرسش پیش آید که چرا طبق سنت مالوف در ایران، پرسش‌ها و یا انتقادهایم را از رهبری در قالب نامه‌ای سربسته به دفتر ایشان ارسال نمی‌کنم و بر انتشار علنی آن اصرار دارم.پاسخ پرسش فوق این است که آنچه می‌خواهم در این نوشته مطرح کنم، در شمار مسائل شخصی نیست که نیازمند ارسال نامه خصوصی باشد. در این نوشته در واقع قصد دارم برخی از بزرگترین مشکلات رویاروی جامعه ایرانی را طرح کنم و نظر رهبری را هم در این باره جویا شوم، به این امید که طرح این موضوع برای سایر ایرانیانی هم که مانند من می‌اندیشند، مفید افتد.

پرسش نخست

پرسش نخست من از رهبری به همان حساسیت‌های موجود در مورد طرح پرسش و یا نقد اظهار نظرهای ایشان بر می‌گردد.سوال این است که به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و یا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و یا نقد گفته‌ها و عملکرد وی، عملا در جامعه ایران ممنوع است؟از نقطه نظر شرعی می‌دانیم که حتی انبیا و اولیای خداوند که در نزد ما از منزلت معنوی بی‌مانندی برخوردارند، هیچگاه افراد جامعه و از جمله پیروان خود را از به چالش کشیدن رفتار و گفتار خود بر حذر نداشته‌اند و سیره پیامبر اسلام و خلفای راشدین بخصوص امیرالمومنین علی نیز نشان می‌دهد که آن بزرگان، هیچگاه در مقابل تندترین برخوردهایی که افراد عادی جامعه با آنها داشته‌اند، شدت عمل نشان نداده‌اند و اگر هم از تعرض لفظی بی‌ادبانه و بی‌موردی به خشم آمده‌اند، کلام را با کلام پاسخ داده‌اند و نه با تشکیل پرونده و ارجاع به قاضی و وضع مجازات.در اینجا نمی‌خواهم با فهرست کردن شیوه برخورد پیامبر و اصحاب آن بزرگوار در برابر انتقادهای لفظی دیگران، فضل فروشی کنم، اما تاکید می‌کنم که مصونیت رهبری از طرح پرسش و انتقاد در جامعه ما، نه فقط سابقه‌ای در شرع ندارد، بلکه بدعتی بی‌سابقه در تفکر اسلامی به شمار می‌رود.نقد گفتار و رفتار رهبری منع نشده استاز نقطه نظر عقلی نیز همه دلایلی که در حوزه نقد و پرسش به ذهن بشر می‌رسد، دلالت بر ضرورت انتقاد از رهبران جامعه در هر سطحی دارد و حتی یک دلیل عقلی نیز نمی‌توان برای حرمت نقد و پرسش از رهبران سیاسی و مذهبی جوامع ارائه کرد.از لحاظ قانونی هم تا آنجا که من اطلاع دارم، توهین به رهبری در قوانین جمهوری اسلامی جرم شناخته شده، اما نقد گفتار و رفتار وی در هیچ قانونی منع نشده است.از منظر عرفی نیز، امروزه در همه کشورهایی که رهبران آنها با رای مردم انتخاب می‌شوند، انتقاد و پرسش که جای خود، بلکه شهروندان از حق هر نوع تخطئه و تعرض لفظی به آنها نیز برخوردارند. نمونه‌ای از این تعرض‌ها و تخطئه‌ها را صدا و سیمای جمهوری اسلامی به نقل از مطبوعات آمریکا و انگلیس علیه رهبران این کشورها روزانه پخش می‌کند. حتی سیمای جمهوری اسلامی صحنه‌هایی از راهپیمایی معترضان به سیاست آمریکا در شهرهای مختلف آن کشور نشان می‌دهد که تصویر جرج بوش را به صورتی حیوانی خون آشام بر روی پلاکاردها حمل می‌کنند و پلیس هم متعرض آنان نمی‌شود.به هر حال، وقتی که هیچ مبنای شرعی، عقلی، قانونی و عرفی برای منع نقد رهبری و پرسش از وی وجود ندارد، چرا کارگزاران امنیتی و قضایی نظام، در مورد کوچکترین اشاره غیر مستقیمی در گفته‌ها و نوشته‌های افراد به مواضع رهبری تا این اندازه سخت می‌گیرند و آن را ذنب لایغفر می‌پندارند؟آیا رفتار آنان در این باره، مورد تایید رهبری است؟ اگر هست، بر اساس کدام حجت شرعی و یا عقلی؟ و اگر نیست چرا این موضوع علنی و صریح اعلام نمی‌شود تا هم راه نقد اصولی و منطقی گشوده شود و منتقدان احساس امنیت کنند و هم کارگزاران نظام امکان سوء استفاده از این مساله را پیدا نکنند؟تا آنجا که من به یاد دارم، در دوران حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی، به رغم فضای سنگینی که برخی از هواداران آتشین مزاج ایشان در جهت منع هر گونه نقد آن مرحوم ایجاد کرده بودند، آیت الله خامنه‌ای خود یکی از معدود منتقدان به نسبت صریح نحوه اداره کشور و پاره‌ای از اظهار نظرهای مرحوم آیت‌الله خمینی بود.با توجه به این سابقه، انتظار می‌رفت که در دوره رهبری خود ایشان، فضای نقد و پرسش از مقام‌های عالی نظام بسط و گسترش یابد، اما متاسفانه نه فقط چنین نشد، بلکه صداهای ضعیفی هم که در دوران حیات آقای خمینی در نقد ایشان بلند بود، در دوره بعدی یا خاموش شد و یا هزینه سیاسی و امنیتی در پی داشت. من هنوز توجیهی منطقی برای این مساله پیدا نکرده‌ام و امیدوارم شخص رهبری یا یکی از نزدیکان ایشان، در این باره توضیحی ارائه کنند.

پرسش دوم

پرسش دومم اما مربوط به مساله‌ای است که برای جامعه ایرانی سرنوشت‌ساز شده و چنانچه در مورد آن، تصمیم درست گرفته نشود، چه بسا کشور ما را در شرایط فوق‌العاده خطرناکی قرار دهد.همانطور که همه می‌دانیم، بحث دستیابی ایران به چرخه سوخت هسته‌ای، مدت‌ها است که ایران را اسیر بحرانی بین‌المللی کرده و سبب صدور قطعنامه‌های الزام آوری از طرف شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران شده است.در اینجا من نمی‌خواهم از اهمیت یا عدم اهمیت برخورداری از چرخه سوخت هسته‌ای و یا از میزان تاثیر دستیابی به این چرخه در توسعه و پیشرفت کشور سخن بگویم.اصلا فرض را بر این می‌گیرم که آنچه مقام‌های کشور در باره اهمیت استراتژیک سوخت هسته‌ای و تاثیر آن در پیشرفت کشور می‌گویند، تماما درست و دقیق باشد، اما به گمان من مساله اصلی این است که از خود بپرسیم به چه هزینه‌ای؟در زندگی اجتماعی و فردی بشر بسیاری چیزهای مفید و خوب وجود دارد که به دلیل هزینه‌های مترتب بر آنها کنار نهاده می‌شوند، زیرا دنیا، دنیای تزاحم امور و نظام ترجیحات است.در نظام ترجیحات یک ملت، حفظ موجودیت کشور بی‌گمان در راس اولویت‌هاست و پس از آن حفظ امنیت داخلی و سرمایه‌های انسانی و ملی قرار دارد.نگاه به دستاورد علمی از دریچه حق و باطلاگر قرار باشد دستیابی به یک دستاورد اقتصادی یا علمی، موجودیت یا امنیت یا سرمایه‌های ملی آن را به خطر اندازد، چه توجیه منطقی برای اصرار بر آن دستاورد وجود دارد؟می‌دانیم که جمهوری اسلامی بر این نکته پافشاری می‌کند که منظورش از دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای، تولید سلاح اتمی نیست. با توجه به این نکته، چرخه سوخت هسته‌ای برای ایران تنها جنبه اقتصادی و علمی پیدا می‌کند. اما کدام دستاورد اقتصادی یا علمی در جهان وجود دارد که بتوان به آن از دریچه حق و باطل نگریست؟هر امر اقتصادی به ناچار باید با مکانیسم تحلیل اقتصادی یعنی هزینه و فایده آن، مورد ارزیابی قرار گیرد و از همین روست که منتقدان برنامه هسته‌ای کشور با توجه به اصل هزینه – فایده، خیری در ادامه این برنامه در شرایط حاضر نمی‌بینند چرا که تبعات منفی تحریم فزاینده کشور و یا احتمال حمله نظامی به مراتب پر هزینه‌تر از فایده‌های دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای است.در اینجا اما من از مقام رهبری نمی‌خواهم که نظر خود را رها کند و نظر منتقدان را بپذیرد چرا که هر کس بر اساس دیدگاه و اطلاعات خود، ارزیابی خاص خویش را از شرایط دارد. یک نفر ممکن است بر مبنای یک سری داده‌ها، شرایط را خطرناک تصور کند و فردی دیگر، بر اساس داده‌های متفاوت، اوضاع را عادی و معمولی فرض کند.ارزیابی متفاوتی و حق بیان آن سوال من از رهبری اما این است که چرا ایشان اصرار دارند که همه ایرانیان ارزیابی ایشان را از شرایط داشته باشند و اگر جز این باشد به تعبیر وی حرف دشمن را تکرار می‌کنند و یا به گفته برخی از مقام‌های امنیتی، از عوامل دشمن هستند.در دنیای امروز، روزانه میلیون‌ها خبر و گزارش در باره یک موضوع انتشار می‌یابد که مسلما یک نفر نمی‌تواند همه آنها را مطالعه کند. هر کس به فراخور دیدگاه کلی خود نسبت به نظام جهانی، بخشی از اخبار را گزینش و آنها را مطالعه می‌کند.از همین رو، ارزیابی افراد مختلف از شرایط خاص، به فراخور دیدگاه کلان خود و خبرهایی که خوانده‌اند، متفاوت است و این امری کاملا طبیعی است.آیا از نظر رهبری، یک ایرانی بر مبنای مطالعات خود، نمی‌تواند ارزیابی متفاوتی نسبت به ایشان از شرایط کشور داسته باشد؟و اگر ارزیابی متفاوتی داشت، نباید از حق بیان آن برخوردار باشد؟اگر یک ایرانی بر اساس تجربه و نگاه خود، کشور را در معرض خطر ببیند، آیا می‌توان او را به دلیل نگرانی‌اش از آینده، مجرم و شریک دشمن دانست و به ترس و رعب متهم کرد؟تاکید پی در پی رهبری و نزدیکان ایشان بر مرعوب بودن طرفداران انعطاف در برنامه هسته‌ای بخصوص باعث تعجب و تاسف است. مسلما ترس و رعب در زندگی فردی و جمعی صفات پسندیده‌ای نیستند، اما به نوبه خود مکانیسم‌هایی برای ادامه بقای بشرند. اگر قرار باشد در وجود هیچکدام از افراد بشر ذره‌ای ترس از کسی یا چیزی وجود نداشته باشد، آیا جهان انسانی یک لحظه برقرار می‌ماند؟ آیا اگر فردی به اتکای نترسی و بی‌باکی شخصی خود، جمعیت کثیری را به ورطه بدبختی و هلاکت اندازد، مستوجب تحسین و پاداش است؟خدا رحمت کند کسی را که بر جان و مال و سرنوشت دیگران بیم و ترس داشته باشد.به هر حال، واقعیت این است که بسیاری از ایرانیان، ارزیابی متفاوتی نسبت به ارزیابی مقام رهبری از مجموعه شرایط کشور و بحران هسته‌ای جاری دارند و دقیقا از آینده این کشور می‌ترسند! آیا باید ترس خود را کتمان کنند؟ و اگر نکردند، آیا باید مورد تهدید وزیر محترم اطلاعات قرار گیرند؟تصمیم نهایی با همه ایرانیان بار دیگر تکرار می‌کنم که من از مقام رهبری نمی‌خواهم که نظر خود را فرو گذارد و نظر دیگران را بپذیرد، اما از ایشان می‌خواهم در باره مساله‌ای که به سرنوشت تک تک ما و فرزندانمان مربوط می‌شود، اجازه دهد که نظرات و ارزیابی‌های متفاوت، در فضایی امن و آزاد مطرح شود.به گمان من، در مساله‌ای در اندازه بحران هسته‌ای، تصمیم نهایی با همه ایرانیان است. ایرانیان برای تصمیم در این باره لازم است که نظر همه صاحبان اندیشه و نظر را بشنوند و در فضایی آرام و معقول از هر تصمیمی که صلاح می‌دانند، پشتیبانی کنند.آیا مقام رهبری با این مساله موافقند؟به باور من، سرنوشت آینده ایران تا حدود بسیار زیادی به تصمیم رهبری کشور در باره موضوع فوق گره خورده است و اگر ایشان در این باره تصمیم صحیحی بگیرند، بدون شک گفتنی‌های بسیاری برای طرح نزد ایشان وجود خواهد داشت.خداوند همه ما را در شناخت حقیقت، که به تعبیر امیرالمومنین علی از موری سیاه بر سنگی سیاه در دل شبی سیاه، پنهان‌تر است، یاری رساند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بدخواهان نمي خواهند رکورد بشکنم:در پي چاپ مطلبي توهين آميز در مورد عزت ابراهيم نژاد در سايت مسعود ده نمکي، خانواده ابراهيم نژاد ديروز پاسخي سرگشاده را خطاب به وي منشر کردند. در اين نامه، از جمله خطاب به ده نمکي آمده است: "در 18 تير 1378، عزت را شبانه و تک وتنها به گوشه اي کشاندي و با ضربات چاقو، زنجير خودت و دوستانت عزت را از پا درآوردي و در نهايت با تير خلاص مهدي صفري تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه ) که در شقيقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پاي در آورديد... هر چند که ما تک وتنها بوديم و هستيم و زورمان نرسيد که شما را به پرونده دادگاه 18 تير بکشانيم ولي مطمئن باش خداوند تو را به دادگاه خودش خواهد کشيد و ديگر آنجا نه رهبري هست و نه سپاهي و نه ديگر کسي که تو را تبرئه کند." اين نامه، همزمان با آن منتشر شد که مسعود ده نمکي، که اين روزها به خاطر فيلم بسيار پرفروشش، اخراجي ها، بر سرزبانهاست، در وبلاگ خود نوشت که بدخواهان وي با تکثير غيرمجاز اين فيلم در بازار آزاد، نمي خواهند بگذارند که اين فيلم رکورد بشکند. ده نمکي، اين روزها به خاطر فيلم اخراجي ها بر سر زبان ها افتاده است، اما زماني به دلايل متفاوتي بر سر زبان ها بود. مسعود ده نمکي، به راستي کيست؟مسعود ده نمکي متولد سال 1348 در آذربايجان شرقي است. خانواده اش مايل بودند که او پزشک شود. از سن 15 سالگي به جبهه رفت و در تمام مدت جنگ در جبهه ماند. در 17 سالگي مسوول دسته و در 18 سالگي مسوول گروهان بود. وقتي جنگ تمام شد، از مخالفان پذيرش قطعنامه بود. خصوصيات فردي: مسعود ده نمکي آدمي است با ظاهر کاملا مذهبي، بسيار خجالتي، با روحيه طنز، دقيق و حسابگر.وي پس از جنگ تا مدت کوتاهي در مناطق جنگي ماند و سپس به تهران آمد و با ديگر دوستانش تلاش کرد تا به قول خودش فرهنگ جنگ را زنده نگه دارد. وي در مورد آن سالها گفته است: "بايد تمام‌ هم‌ و غم‌ مسئولان‌ پس‌ از پايان‌ جنگ‌، صرف‌ مبارزه‌ با تهاجم‌ فرهنگي‌ مي‌شد. متأسفانه‌ اولويتها عوض‌ شد. الان‌ هر كس‌ به‌ اندازه‌ خودش‌ برخورد مي‌كند. يكي‌ با بدحجابي‌ مبارزه‌ مي‌كند و از نواميس‌ مردم‌ دفاع‌ مي‌كند. اين‌ آدم‌ مصداق‌ «تهاجم‌» را در موي‌ دخترها پيدا مي‌كند و از طرز لباس‌ پوشيدن‌ آنها. يكي‌ ديگر در وادي‌ نويسندگي‌ است‌ و آثار تهاجم‌ فرهنگي‌ دشمن‌ را در كتابها و نشريات‌ پيدا مي‌كند. يكي‌ ديگر اين‌ موارد را در سينما پيدا مي‌كند و يكي‌ كلان‌تر نگاه‌ مي‌كند. بنابراين‌، «تهاجم‌ فرهنگي‌» يك‌ بعد ندارد." مدتي در تشکيلات راست گراي «انصار حزب الله» فعاليت مي کرد. آنان در خيابان نماز مي خواندند، به زنان و مرداني بدحجاب تذکر مي دادند و گاهي آنها را کتک مي زدند و در چند مورد به سينماها و مراکز فرهنگي حمله کردند. مسعود ده نمکي بطور غير رسمي از اوايل دهه هفتاد و بطور رسمي از سال 1378 از اين گروه جدا شد. ده نمکي سپس به فعاليت روزنامه نگاري روي آورد و همراه با کساني مانند مهدي نصيري، يوسفعلي ميرشکاک، شهريار زرشناس، سيد جواد موسوي و سيدرضا موسوي و گروهي از نويسندگان ناشناس نشريات مختلفي را اداره مي کرد. اگرچه مي توان کار اين گروه از نشريات را به نحوي ادامه فعاليت نشريه تندروي طبرزدي دانست، ولي ماهيتا اين نشريات با هم فرق داشتند. مسعود ده نمکي سپس به تحصيل در رشته علوم سياسي پرداخت. با روي کار آمدن کرباسچي به عنوان شهردار تهران و تغيير شکل شهر تهران، اين گروه به شعارنويسي در دفاع از جنگ بر ديوارهاي شهر پرداختند. ده نمکي در مورد کارهايش در آن دوران مي گويد: « ما مي‌نوشتيم‌ و آنها پاك‌ مي‌كردند. و اين‌ آن‌ قدر تكرار شد تا آنها مجبور شدند كه‌ جاهايي‌ را براي‌ شعارهاي‌ فرهنگي‌ و تصاوير شهدا اختصاص‌ بدهند. وقتي‌ عكس‌ شهدا را كشيدند، ما ديگر به‌ در و ديوار شهر، كاري‌ نداشتيم‌، تمام‌ هدف‌ ما همين‌ بود كه‌ فضاي‌ شهر فضاي‌ ارزش‌ باشد.» همچنين با ورود فائزه هاشمي به مجلس و فعاليت هاي وي براي زنان، انصار حزب الله شهارهاي تندي عليه فائزه هاشمي بر در و ديوار شهر مي نوشتند و گاهي حتي او را « ... هاشمي» مي خواندند. از نشرياتي که ده نمکي آنها را اداره کرده است، مي توان از نشريه « شلمچه»، « جبهه»، « دوکوهه» و روزنامه «جبهه» نام برد. تقريبا تمام نشريات اين گروه توقيف شدند. پس از لغو امتياز هفته نامه شلمچه به دليل اهانت به يکي از مراجع تقليد، وزارت ارشاد اسلامي ضمن تعطيل اين نشريه، صدور امتياز « هفته نامه» جبهه را تسريع کرد. هفته نامه جبهه کمي ژورناليستي تر از شلمچه به همان کار ادامه داد. سياست هاي گروه ده نمکي در اين نشريات چنين بود:1) دفاع از نيروهايي که در دوران جنگ در جبهه بودند و پس از جنگ جزو اسرا يا مجروحان جنگي بودند و يا در نيروهاي نظامي و انتظامي فعاليت مي کردند.2) حمله به نيروهاي سياسي و فرهنگي و اجتماعي روشنفکر در اشکال مختلف، تحت عنوان« تهاجم فرهنگي»، « توسعه اقتصادي»، « اصلاحات»، « روشنفکري ديني» و « روشنفکري» . 3) حمله به مظاهر مخالف سياست هاي رسمي اجتماعي کشور، مانند بدحجابي، موسيقي، نمايش، رقص، پارتي هاي جوانان، سينماي روشنفکر و هرگونه اجتماعات روشنفکري.4) مخالفت با آزادي هاي اقتصادي و سياسي( اين گروه در دوره هاشمي و خاتمي) با دولت همواره درگير و از رهبري همواره حمايت مي کردند. وي در سال 1378 در مورد سانسور کتاب مي گويد: « كساني‌ را براي‌ بررسي‌ اين‌ آثار بگذارند كه‌ باورهاي‌ امام‌ و آقا و قانون‌ را داشته‌ باشند. آقا مي‌گويند در كتابها، عفت‌ عمومي‌ بايد رعايت‌ شود.» 5) ايجاد تلاش براي جمع کردن هواداران حزب الله در اجتماعات مختلف( برنامه هاي نوروزي جبهه، سمينارها و اجتماعات و نمازجمعه، عمليات استشهادي و نظير آن)6) اين گروه از نظر اقتصادي ب دياههاي چپ و سيستم اقتصاد دولتي مخالف است و يکي از مهم ترين مخالفت هايش با ثروتمندان و بخصوص فساد اقتصادي است. در يک ديدگاه جهاني اين گروه شديدا با دنياي سرمايه داري، آمريکا، اسرائيل و اروپا مخالف است و داشتن روابط گسترده با دنياي آزاد را عامل نابودي فرهنگ ديني مي داند.اين گروه بطور آشکار و پنهان با نيروهاي انتظامي و نظامي همکاري مي کردند و به اشکال مختلف اگرچه نه رسما، اما بطور غير رسمي از حمايت مالي دولت برخوردار مي شدند. مسعود ده نمکي پس از اصلاحات به صراحت با اصلاح طلبان مخالفت کرد و در نشريه اش به تندي عليه آنان مي نوشت. گفته مي شود که وي و گروهش در حمله به دانشگاه در روز 18 تير دخالت داشتند. ده نمکي و دوستانش در دادگاه مربوط به 18 تير حتي مورد بازجويي هم قرار گرفتند، اما به دليل اينکه قدرت آنان از قانون و بازجويان هم بيشتر بود، هرگز نقش آنان در اين دادگاه بررسي نشد. ده نمکي در مورد حضورش در روز 18 تير مدعي شده است: «ساعت 6.5 بود که رسيدم، تلفنم شبانه روز روشن است، بچه ها، از همه جا خبر مي دهند. مطلع شدم که کوي دانشگاه باز هم برنامه است و وقتي وارد محوطه شدم نيروي انتظامي داخل کوي دانشگاه بود.... من اطلاعي ندارم که بين ساعت 11 تا 6 صبح آن جا چه گذشته. .... همه جا دوربين کار گذاشته بودند، اين درگيري با ساير درگيري ها فرق مي کرد... انگار جنگ و گريز شهري بود... اساس جريان به نظر من شورش هدايت شده بود. » پس از توقيف نشريات، دادگاه نشريه ده نمکي را هم توقيف کرد، در سالهاي 80 به بعد اعضاي اين گروه تقريبا هيچ کدام ديگر مانند سابق از روحانيت دفاع نمي کردند و بحث در مورد داشتن اشکالات فراوان در روحانيمن عالي رتبه نظام يکي از بحث هاي دروني آنان بود. به همين دليل پس از ترور حجاريان و تعطيل نشريات مسعود ده نمکي نيز ظاهرا سياست را رها کرد، تحت نظر و راهنمايي کساني مانند يوسفعلي ميرشکاک به مطالعه تاريخ و فلسفه و ادبيات پرداخت و مدتي نيز به کشاورزي پرداخت و گوشه نشيني اختيار کرد. ده نمکي سرانجام به عالم فيلمسازي روي آورد. اين موضوع روشن است که نيروهاي مذهبي پس از انقلاب فيلمسازي را يکي از مهم ترين راههاي بيان نظرات خود براي گروه وسيع مخاطب دانسته بودند. به همين دليل است که تعداد بسياري از کارگردانان، بازيگران، فيلمنامه نويسان، تهيه کنندگان و عوامل اصلي فيلسازي ايران را آدمهاي مذهبي و حتي تندوري مذهبي تشکيل مي دهد. مسعود ده نمکي نيز پس از مدتي انزوا با فيلم « فقر وفجشا» فيلمسازي را شروع کرد. اين فيلم در مدتي کوتاه به عنوان فيلم ممنوع در تمام تلويزيون هاي مخالفان حکومت نيز پخش شد. فقر و فحشا فيلمي مستند و پر از عيب و نقص سينمايي است. اين اشکالات در فيلم دوم او يعني « کدام استقلال، کدام پيروزي» که به پديده فوتبال و نقش اجتماعي آن در کشور اختصاص دارد، ديده مي شود. فيلم دوم ده نمکي نتوانست مانند فيلم اول او سروصدا کند. به دنبال اين دو فيلم، ده نمکي که پس از روي کار آمدن احمدي نژاد، از يک سو نگاهي خوشبينانه به دولت جديد داشت، اما چند نامه اش نشان مي دهد که وي نهايتا به کارکردهاي دولت حاکم باور ندارد. در اين دوران ده نمکي به ساختن فيلم « اخراجي ها» پرداخت، فيلمي که پديده سينمايي دوران احمدي نژاد شد. اين فيلم از سومين روز جشنواره فجر پارسال جزو مهم ترين فيلمهاي سينماي امسال مطرح شد و سرانجام، اگرچه جايزه مهمي در بخش مسابقه نگرفت، اما بهترين فيلم از نظر تماشاگران شناخته شد. مسعود ده نمکي که گفته بود« نه مرغ مي خوام نه سيمرغ» در هنگام اعلام نتايج جشنواره روي صحنه رفت و از اينکه چرا به فيلم و عوامل آن جايزه نداده اند، شديدا انتقاد کرد. فيلم «اخراجي ها» در نوروز 86 به نمايش عمومي درآمد و رکورد فروش سينماي ايران را با يک فروش ميلياردي شکست. فيلم اخراجي ها اگرچه از ديد بسياري از کارشناسان سينما به عنوان فيلمي «ضعيف و عاميانه و پر از عناصر سينماي سبک» ارزيابي شده، رضايت بخش وسيعي از مخاطباني که انتظار نداشتند چنين فيلمي را از ده نمکي ببينند، جلب کرد. فيلم بعدي ده نمکي که قرار بود با نام « فاحشه» جلوي دوربين برود، از چند روز قبل به نام « رسوا» تغيير نام داد. مسعود ده نمکي جز اين فعاليت ها در حال تدوين يک « فرهنگنامه اسارت» در پنجاه جلد است که کار بخشي از آن تمام شده و منتشر شده است و همچنين يک وبلاگ دارد که در آن به معرفي آثارش و ارتباط با مخاطبانش مي پردازد


ادامه برخوردها در دانشگاه مازندران :سه دانشجوي دانشكده فني دانشگاه مازندران به دستورشفاهي حراست اين دانشگاه، بدون طي مراحل قانوني با ممنوعيت تحصيل و ممنوعيت ورود به دانشگاه مواجه شدند. سعيد يعقوبي نژاد، سيد ضياالدين نبوي و بيژن صباغ سه دانشجويي هستند كه از ديروز از دانشگاه اخراج شدند. اين سه دانشجو توسط كميته انضباطي ازابتداي ترم، هركدام به يك ترم تعليق با احتساب سنوات محكوم شده بودند. اما نسبت به اين حكم اعتراض كرده بودند. سعيد يعقوبي نژاد دبير انجمن اسلامي دانشگاه مازندران در اين ارتباط مي گويد: "از ديروز از ورود ما به دانشگاه جلوگيري كردند واين درحالي بود كه هنوز پاسخ كميته تجديد نظر ابلاغ نشده بود". وي مي افزايد: "پيش از اين ما به يك ترم تعليق محكوم شده بوديم اما اعتراض كرديم. اما گويا اراده اي براي اخراج ما از دانشگاه وجود داشت كه حتي قبل از اعلام حكم تجديد نظر اين مساله را اجرا كردند. البته از مدتها قبل هم اخباري مبني بر اينكه به هر قيمتي ما را اخراج مي كنند شنيده مي شد. حتي مدتي پيش يكي از مسوولين حراست رسما و علنا اعلام كرد ما رابه بيرون پرت مي كند. تا اينکه ديروز انتظامات دانشگاه بدون نشان دادن هيچ حكم و نامه اي از ورود ما بطور جداگانه جلوگيري كرد و ماموران در مقابل تاكيد ما بر ورود اعلام كردند ما دستور داريم حتي با مشت ولگد مانع ورود شما شويم". يعقوبي نژاد در ارتباط با اين نوع برخورد ها و ادامه مسدود كردن فضاي دانشگاه مي گويد: "طيف جديد كه از حدود يك سال و نيم قبل حاكم شده است چنان يكجانبه عمل مي كند كه اكنون داد بسيج دانشگاه ها هم در آمده است در حاليكه تا همين سه ماه پيش بسيج بطور يكپارچه در اختيار اين طيف بود". وي در پايان مي افزايد: "در صورت ادامه اين روند دانشجويان چاره اي جز قرار گرفتن برروي پله آخر ندارند. ما بايد هزينه بسيار سنگيني را به دانشگاه تحميل كنيم". سيد ضيالدين نبوي ديگر دانشجوي ممنوع الورود شده دانشگاه مازندران نيزبه روز گفت: "من براي گرفتن حكم تجديد نظر به دانشگاه رفته بودم كه مامور حراست مانع ورود من شد و در مقابل اعتراض من گفت: آقاي قرباني، مسوول حراست دانشكده شفاها از من خواسته است مانع ورود شما شوم". وي افزود: "اما من براي ورود پافشاري كردم و خواستم به هر ترتيبي شده وارد دانشگاه شوم. به همين علت در يك موقعيت مناسب به سمت حياط دانشگاه دويدم. در پي اين اقدام مامور هم دنبال من دويد كه اين تعقيب حدود 300 متر ادامه داشت كه منجر به تجمع دانشجويان و انصراف نگهبان از درگيري با در ميان جمعيت دانشجويان شد". وي اضافه كرد: "من تعجب مي كنم چرا در حاليكه هنوز حكمي تائيد نشده و ابلاغ نشده است دست به چنين كارهايي مي زنند. من در قبال اين مساله سكوت نمي كنم و حتي شده به تنهايي اعتراض خواهم كرد". از جمله اتهاماتي كه متوجه اين سه دانشجو شده شركت در مراسم روز دانشجو، تشكيل جلسات بحث در كلاس، توهين به مسوولين دانشگاه و مسايلي از اين دست است. همچنين در حالي كه اين سه دانشجو با ممنوعيت ورود به دانشگاه و نيز تحصيل مواجه شده اند، از روز يكشنبه 10 دانشجوي ديگر هم براي پاسخ دادن به اتهاماتي كه متوجه آنان است به كميته انضباطي فرا خوانده شده اند. اين 10 دانشجو به علت شركت در تجمع 16 آذر و نيز حضور در تجمع اعتراضي در خصوص يك ترم تعليق سعيد يعقوبي نژاد، سيد ضياالدين نبوي و بيژن صباغ به كميته فراخوانده شده اند. دانشگاه مازندران از جمله دانشگاههايي است كه با روي كار آمدن دولت نهم و انتصاب مديران جديد در دانشگاه ها، تمام كانون ها و نيز انجمن اسلامي آن منحل و حتي سازمان بسيج آن هم با سوء ظن مديران جديد روبرو شده است. در دانشگاه مازندران همه نشريات مستقل دانشجويي يكباره لغو امتياز شدند و اعلام شد براي فعاليت بايد دوباره مجوز بگيرند. رئيس جديد دانشگاه مازندران دكتر بابائيان است كه حدود يك سال و نيم قبل منصوب شد. وي پيش از اين استاد دانشكده كشاورزي بود و در سازمان بسيج اساتيد فعاليت مي كرد. دانشجويان دانشكده كشاورزي، دكتر بابائيان را فردي بدون گرايش سياسي، خوش باور، ساده و با رفتاري آرام و نيز بي اطلاع نسبت به اخبار روزانه كشور مي شناختند. اين بي اطلاعي تا حدي بود كه در اولين ديدار اعضاي انجمن اسلامي در هفته اول انتصاب دكتر بابائيان، وي از اينكه دانشگاه مازندران و نيز دانشكده ها داراي انجمن اسلامي هستند تعجب كرد. اما دكتر بابائيان دو هفته بعد از انتصاب به رياست دانشگاه در گفت و گو با خبرگزاري ايسنا، انجمن هاي اسلامي را مضر و اعضاي آن را افرادي غير مسلمان و فاسد كه هر چه زودتر بايد از ميان برداشته شوند، معرفي كرد. بسياري از دانشجويان دانشگاه معتقدند كه دكتر بابائيان به مراكز بيرون از دانشگاه مرتبط است و حتي در چند مورد در پاسخ استعلام دانشجويان براي برگزاري مراسم صريحا اعلام كرده است: "بايد كسب تكليف كنم". اكنون در دانشگاه مازندران تقريبا دكتر بابائيان هيچ تصميمي را اتخاذ نمي كند اما امضاء وي زير نامه ها است. كسي كه در دانشگاه نفوذ بسياري دارد و همه كار ها با نظر او انجام مي شود، "قرباني"، مسوول حراست دانشكده فني است كه ممنوعيت ورود اين سه دانشجو هم با دستور شفاهي وي صورت گرفته است. به گفته دانشجويان، قرباني از نيروهاي وابسته به وزارت اطلاعات است


محرومیت موقت سه دانشجوی دانشگاه بابل از تحصیل :حکم بدوی انضباطی سه نفر از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که مبنی بر محرومیت موقت ایشان به مدت یک ترم از تحصیل بود، مورد تایید کمیته انضباطی تجدیدنظر این دانشگاه قرار گرفت. به گزارش خبرنامه امیرکبیر ضیاءالدین نبوی، بیژن صباغ و سعید یعقوبی‌نژاد پس از حضور در کمیته انضباطی در بهمن ماه سال گذشته به «یک ترم تعلیق با احتساب سنوات» محکوم شده بودند که پس از اعتراض کتبی نسبت به حکم بدوی، حکم این سه دانشجو مورد تأیید قرار گرفت.


پدر سعید درخشندی خواستار انتقال سریع فرزند ش به پزشک متخصص خارج از زندان شد ::پدر مهندس درخشندی خواستار انتقال سریع فرزند ش به پزشک متخصص خارج از زندان شد . وی اعلام داشت فرزندم بنا به دلایلی نامعلوم از ناحیه کمر دچار درد بسیار شدید گردیده و دست چپ فرزندم دچار بی حسی شده است که نشان دهنده وارد شدن ضایعه جدی به وی می باشد . وی با بیان اینکه حیات فرزندش در معرض تهدید جدی قرار دارد از مسئولین قضایی در خواست کرد هر چه سریعتر نسبت به اعزام فرزندش به پزشک معالج متخصص خارج از زندان اقدام عاجل بعمل آید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 9 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: