تبليغاتX
عدالتخواهان

كيهان:ماجراي "اميركبير" نه كار بسيج بود ،نه كار تحكيم وحدت:روزنامه كيهان در "يادداشت روز " كه سرمقاله اين نشريه محسوب مي شود ، به بررسي وقايع اخير دانشگاه امير كبير پرداخته و نوشته است:ماجراي دانشگاه اميركبير را حتماً شنيده ايد روز يكشنبه همين هفته يك نفر از اعضاي اين دانشگاه كه به همراه گروهي از افراد مرتبط با خود تلاش مي كرده يك اعتراض صنفي جمعي از كارگران را به «اقدام عليه نظام» تبديل نمايد توسط نيروي انتظامي دستگير شد وي روز بعد در اعترافات خود فاش كرد كه قرار است فردا- يعني روز سه شنبه گذشته- يك انفجار مهم در دانشگاه اميركبير اتفاق بيفتد. فرداي آن روز، چهارنشريه- ريوار، سحر، سرخط و آتيه- بطور همزمان در غذاخوري دانشگاه فوق توزيع مي شود. قلم واحد، صفحه بندي مشترك، سياق واحد مطالب، سوژه ها و روش هاي اتخاذ شده و زمان انتشار اين چهار نشريه هيچ ترديدي باقي نمي گذارد كه اين چهار نشريه در واقع يك نشريه اند و توسط يك مركز منتشر شده اند.اين چهار نشريه همزمان به حساسترين مقدسات اسلامي - پيامبر اعظم صلي الله عليه وآله و...- اهانت كرده اند و با درج «كاريكاتورهاي موهن» جريان نشريات اروپايي- بلژيك و...-را تكرار نموده اند. درست همزمان با انتشار اين مطالب، داريوش همايون- وزير جهانگردي رژيم پهلوي و مدير مسئول روزنامه صهيونيستي آيندگان- بر پشت صفحه يك تلويزيون فارسي زبان متعلق به ارتش آمريكا- VOA- ظاهر مي شود و با حمايت از آنچه در آن چهار نشريه آمده است به سيد شهيدان اسلام- حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام- اهانت مي كند و -در حاليكه در حلقه حمايت مالي و سياسي آمريكا قرار دارد- مي گويد:«ترسي از آنچه مي گويم ندارم حاضرم خون و جان خود را در اين راه نثار كنم!»مطالب شديداً اهانت آميز آن چهار نشريه- كه در واقع يك نشريه است- بطور طبيعي و قابل پيش بيني با واكنش نيروهاي فراوان مذهبي اين دانشگاه- و خارج از آن- مواجه مي گردد ولي اين دانشجويان و اساتيد با نگاه به موارد گذشته به سرعت اوضاع را به كنترل خود درمي آورند و مانع بروز حادثه مالي و جاني مي شوند ولي يك گروه از همان باند كه منتشركننده آن روزنامه ها بوده اند، با چوب و چماق به دفتر رئيس دانشگاه اميركبير حمله مي كنند و خساراتي را به آن وارد مي نمايند و اين شايعه را شكل مي دهند كه بسيج دانشجويي دانشگاه و نيروهاي مرتبط با آن، خود، براي خارج كردن دفتر تحكيم وحدت از دور، دست به انتشار چهار نشريه زده اند و البته بعضي هم نادانسته انگشت اتهام را به سمت دفتر تحكيم وحدت مي برند ولي طولي نمي كشد كه همگان درمي يابند ماجرا اين نيست و پرده از روي يك طراحي خشن به قصد راه اندازي يك حركت خونين برداشته مي شود. ماجراي اين هفته دانشگاه اميركبير كه خيلي از مسايل را روشن كرد يكي از صدها ماجرايي است كه طي ماههاي اخير با آن مواجه بوده ايم و البته با پيگيري تك تك آنها متوجه مي شويم، دست هايي در كار است تا با راه اندازي «موج خشونت» مانع حركت جمهوري اسلامي به سمت اهداف خود شود و البته در اين ميدان نوعا هزينه را آن دسته از «نيروي داخلي» مي پردازند كه بر مبناي اعتقاد به حقي به ميدان مي آيند ولي به زودي درمي يابند ماجرا از اساس چيز ديگري بوده و با آنچه او - به درستي- حق مي دانسته تفاوت اساسي دارد. براي اينكه به درجه درستي اين مطلب دست پيدا كنيم بد نيست سري به آرشيو تاريخ بزنيم1- يكي از افراد وابسته به جريان چپ كه در سال هاي 55 تا 62 در ايران فعاليت زيادي داشته است، اخيرا كتابي با عنوان «خاطرات خانه دايي يوسف» منتشر كرده است. او در اين كتاب فاش كرده كه در آن سالها سران جريانات چپ ماركسيستي در يك نقطه كه به آن رمز «خانه دايي يوسف» (يعني خانه شوروي. ظاهرا يوسف همان جوزف استالين بوده كمااينكه نويسنده در روي جلد كتاب عكسي از استالين قرار داده) مي گفته اند، جمع شده و به طراحي در داخل كشور براي پيش بردن اهداف شوروي (سابق) مي پرداختند.اما اين همه را بنام دفاع از حقوق طبقه كارگر و زحمتكش انجام مي دادند و اعتصابات و درگيري هاي خياباني را ترويج مي كردند.۲- در اوايل انقلاب يك جريان چپ كه امروز به يك جريان راست آمريكايي تبديل گرديده به نحو انتحارگونه به مخالفت با اسلام روي آورده بود اين جريان كه سركردگي آن را فردي بنام «متين دفتري» بعهده داشت در ميتينگ سياسي خود شعار مي داد: اسلام نابود است، كمونيزم پيروز است. بعد كه قرار بر هزينه دادن بود تعدادي از دانشجويان كه تصور مي كردند اسلام ظرفيت مبارزه با امپرياليزم آمريكا را ندارد و اين چپ ها هستند كه مرد اين ميدان مي باشند، جان خود را به ميدان مي آوردند ولي سران اين گروه - و اين گروهها- به آساني از كشور خارج مي شدند و با وقاحت در همان كشورهاي امپرياليستي مأوا مي گزيدند.بعداً سندي منتشر شد كه نشان مي داد متين دفتري- مورد اشاره- شريك تجاري ارتشبد نصيري معدوم- رئيس ساواك- بوده و اگرچه شعار چپ مي داده ولي از حمايت بي دريغ ساواك هم برخوردار بوده است3- در سال 77 يكي از افراطيون كم اهميت در مصاحبه اي گفته بود: «امام خميني مربوط به گذشته است و بايد به موزه تاريخ برود»! عده اي تصور مي كردند او فقط كمي تندروي كرده است چيزي نگذشت كه او در «مانيفست جمهوري» خود به انكار اسلام و نقش آن در اداره جامعه روي آورد باز هم عده اي گفتند او عقيده خود را بيان كرده و نبايد مانع آن شد چرا كه در اين صورت زير زميني مي شود.زمان زيادي طول نكشيد تا او بطور علني و مكرر از سوي رسانه هاي نشان دار صهيونيستي- آمريكايي مورد حمايت قرار گرفت باز هم عده اي گفتند اين دليل همگرايي آنان نيست.بعد او به خارج رفت و در فرانسه در منزل متين دفتري- همان كه آواز چپ در داد و سرباز آمريكا شد!- حاضر شد و در مصاحبه با بهمن نيرومند عضو گروه متين دفتري به انكار حق مردم ايران در انرژي هسته اي و استقلال سياسي پرداخت و البته همين موضع را به تكرار در محافل آمريكايي (از جمله در مصاحبه فروردين با تلويزيون VOA) تكرار كرد.4- در سالهاي 79-78 علي افشاري عضو گروه تحكيم وحدت مي شود و با شعارهاي تند به چهره محبوب رسانه هاي غربي تبديل مي شود. عده اي اظهارات او را در راستاي اختلافات جناح ها ارزيابي مي كردند. بعد از چند سال وي به همراه عده ديگري از هم طيفان خود- شامل اميد معماريان (نويسنده حيات نو)، روزبه امير ابراهيمي (نويسنده اعتماد)، فرشاد امير ابراهيمي، مجيد محمدي، هوشنگ اسدي، حسين باستاني- كه در دوم خرداد رئيس انجمن صنفي روزنامه نگاران شد- به خارج از كشور رفتند و رسماً در سايت ها، راديوها و تلويزيون هاي پنتاگون و ارتش آمريكا به وطن فروشي مشغول شدند.5- عطاءاله مهاجراني وقتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مي شود به تغييرات بنيادين در وزارتخانه و حذف نيروي هاي وفادار به انقلاب مي پردازد و جريان روزنامه هاي وابسته به اردوگاه آمريكايي- صهيونيستي را شكل مي دهد. عده اي تصور مي كنند اين - صرفاً- يك ديدگاه است و بايد به آن مجال ميدان داري داد. بعد كه حجت الاسلام خاتمي مي گويد: صداي دشمن از اردوگاه اصلاح طلبان به گوش مي رسد- او كه به ناچار كنار مي رود مي گويد مرا همان ستون روزنامه اطلاعات و فصلنامه راهبرد كفايت مي كند ولي به جاي آن ها سر از روزنامه سعودي- انگليسي «شرق الاوسط» و تلويزيون هاي ارتش آمريكا درمي آورد و در همان حال كه يك پا در شرق الاوسط و VOA دارد در چندين روزنامه مدعي اصلاحات قلم مي زند و البته اين تنها او نيست، مسعود بهنود و ده ها نفر ديگر نيز هستند كه پايي در خارج و دستي در داخل دارند. اين ها در داخل چه مي كنند؟ به اين دو خبر توجه نماييد: زيدآبادي با حضور در دفتر انجمن اسلامي يكي از دانشكده هاي دانشگاه تهران در جمع 6-5 نفره آنان گفت: «بايد دانشگاه را به صحنه مخالفت با غني سازي اورانيوم در ايران تبديل كنيد». يكي ديگر از افرادي كه نوعا در فتنه ها نقش «فرماندهي پنهان» را دارد در جلسه اي كوچك گفت: «ما تندترين مواضع را عليه خط قرمزهاي نظام- از جمله انرژي هسته اي و مسئله فلسطين- گرفتيم، طوري نشد، كسي به سراغ ما نيامد». آيا منظور او اين نبوده كه بايد كار تندتري كرد تا اتفاقي بيفتد؟ آيا اهانت به پيامبر اعظم (ص) و ساير مقدسات نظام، آن «كار تندتر» نيست؟ما در خاتمه ذكر اين نكته هم لازم است: اهانت به مقدسات معمولا در زماني اتفاق مي افتند كه يك پيروزي خيره كننده و اساسي به دست آمده است. مثلا اهانت مطبوعات 12 كشور اروپايي- كه از دانمارك آغاز گرديد- زماني اتفاق افتاد كه خود غربي ها از فروش 12 ميليون جلد قرآن مجيد خبر داده و تصريح كردند، كتاب مقدس مسلمانان پرفروش ترين كتاب سال اروپاست.اهانت به مقدسات در دانشگاه اميركبير در چه زماني اتفاق مي افتد؟ درست در زماني كه با همت اساتيد دلسوز همين دانشگاه- و دانشگاه صنعتي شريف و...- كشور ما حلقه هاي سست توطئه غرب را كنار زده و به مرحله نيمه صنعتي سوخت هسته اي دست يافته است. بايد بدانيم كه پيروزي هاي بزرگ ايران در ماجراي هسته اي، ماجراي لبنان، ماجراي عراق و... براي غرب غدار بسيار زجردهنده است و طبعا ناسزا پاسخ كسي است كه توان پاسخ ندارد.


باز هم درباره رمزگشايي ناشيانه كيهان عزيز!---اعتماد ملی:تعلل همكاران ما در رفع يك نقص يكساله در سايت روزنا سبب شد، عزيز دلمان، روزنامه وزين كيهان كه چندي پيش افتخار يك مجادله تمام‌عيار قلمي را با ايشان داشتيم، از يك توطئه شوم توسط <ما> رمزگشايي نمايد!ماجرا از اين قرار است كه طراح سايت روزنا كه ظاهراً نبوغ ايشان هم دست‌كمي از نبوغ و شم جيمز باندي عزيزان دلمان در روزنامه كيهان ندارد در اقدامي شگفت‌‌انگيز ساعت سايت روزنا را معلوم نيست با وقت كجا تنظيم كرده است! هرچند كه گروهي از همكارانمان معتقدند ساعت سايت به وقت گرينويچ تنظيم شده اما از آنجا كه در پاره‌اي مواقع در انتهاي برخي اخبار ارسالي روي سايت ساعت 26 يا 27 هم ثبت شده! برخي از دوستان بر اين باورند كه طراح عزيز، ساعت را با كره مريخ تنظيم كرده است!توضيح همكاران ما در سايت روزنا را بخوانيد:خبرنگار روزنا ديروز ساعت 3 بعدازظهر از بروز پاره‌اي ناآرامي‌ها در دانشگاه اميركبير تهران اطلا‌ع يافت و بعد از گفت‌وگوي تلفني با حكيم‌زاده، از اعضاي انجمن اسلا‌مي اين دانشگاه، خبري را تنظيم كرد و در ساعت 30/3 بعدازظهر اين خبر بر خروجي سايت روزنا قرار گرفت.جالب اينجاست كه به علت مشكلا‌ت فني سايت روزنا كه ماه‌ها است خبرنگاران اين سايت را درگير خود كرده است، ساعت ارسال خبر 39/10 صبح درج شده است. اما گويي اين مشكل فني چنان مخالفان اعتماد ملي را بر سر ذوق آورده كه شادمان، تقصير را به گردن ديگري انداخته‌اند.اعتراض به نحوه انعكاس اخبار ناآرامي‌هاي دانشگاه اميركبير در سايت روزنا تنها به ساعت انتشار خبر محدود مي‌شود و بهتر اين بود كه همكاران خبرنگار در رسانه‌ها و سايت‌هاي خبري كمي دقت مي‌كردند و بدون بررسي، سايت روزنا و روزنامه اعتماد ملي را متهم نمي‌كردند.مشكل از اينجا ناشي مي‌شود كه نرم‌افزار سايت روزنامه اعتماد ملي به دليل پاره‌اي مشكلا‌ت فني و اجرايي مدتي است كه به روز نشده و همين مساله مشكلا‌تي را ايجاد كرده است. يكي از اين مشكلا‌ت ساعت نمايش اخبار در سايت است كه اين ساعت با اختلا‌ف 30/5 ساعت جلوتر از زمان ايران بر روي اخبار منتشر شده درج مي‌شود. به بيان ديگر به علت عدم به‌روزرساني نرم‌افزار سايت روزنا ساعت كشوري كه سرور روزنا در آن قرا‌ر دارد به عنوان ساعت واقعي انتشار اخبار نمايش داده مي‌شود.هرچند كه راز پيشگويي متكي به نيروهاي غيبي كيهان عزيز و دلربا از نتيجه انتخابات رياست‌جمهوري نهم و تعيين ترتيب نامزدها در مرحله نخست انتخابات و ايضاً ماجراي كارناوال عصر عاشورا هنوز برملا‌ نشده است اما بر خود واجب مي‌دانيم از عزيزان دلمان در روزنامه كيهان و تمام متعلقات و متعلقين‌شان از آن سبب كه ناشي‌گري طراح سايت روزنا سبب شد اين پاره‌هاي جگر در رمزگشايي از يك توطئه شوم به كاشي بكوبند (همان جدول بعضي‌ها) پوزش بخواهيم.ظاهرا طراحان اصلي توطئه دانشگاه اميركبير از ساده‌دلي و نيت‌پاك و خلوص كودكانه عزيزان دلمان در روزنامه كيهان سوءاستفاده كرده‌اند و با دادن نشاني غلط به اين پاره‌‌هاي جگر قصد ضايع كردن داداش كيهان را داشته‌اند تا برخي مغرضان اعلا‌م كنند باز هم كيهان ناشيانه قصد پرونده‌سازي دارد! در پايان باز هم لا‌زم و واجب مي‌دانيم مسووليت ماجراي اخير بوسيدن دست خانم معلم را بر عهده بگيريم تا اگر مثل ماجراي تاريخي و به ياد ماندني آزادي پرشكوه ملوان‌هاي انگليسي اين نمايش ملودرام هم نياز به رفع و رجوع پيدا كرد و عزيزان دلمان در روزنامه فرامنطقه‌اي و فراجهاني كيهان قصد رمزگشايي از اين ماجرا را كردند خداي ناكرده، ضايع نشوند! شب بخير...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 13 اردیبهشت1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بعد از انتصاب مهرداد بذرپاش به عنوان مدیرعامل شرکت پارس خودرو ، واعظ آشتیانی در شرکت سایپا و حضور دوباره زریبافان در دولت ، مهنوش معتمدی آذر فرماندار شمیرانات می شود . اعضای ستاد رایحه خوش - حامیان دولت - که شکست سختی را در انتخابات اخیر شوراهای شهر تهران پذیرا شدند با مهرورزی های دولت اسلامی به سمت های جدیدی منصوب شدند .در این زمینه بعد از انتصاب مهرداد بذرپاش به عنوان مدیرعامل شرکت پارس خودرو ، واعظ آشتیانی در شرکت سایپا و حضور دوباره زریبافان در دولت ، معتمدی آذر فرماندار شمیرانات می شود .همچنین وبلاگ مجادله در یک گزارش کامل اسامی تمام افرادی را که بر خلاف شعارها و میثاق نامه رییس جمهور به واسطه رابطه فامیلی در دولت مشغول خدمت هستند اعلام کرد .
در این وبلاگ -http://mojadele.blogfa.com/ - آمده است :
کابینه ۷۰ خانواده ای
برادران دانشجو
"خسرو دانشجو" در معیت ائتلاف آبادگران به شورای شهر تهران راه یافت.
بلافاصله پس از روی کارآمدن دولت "آبادگر" به ریاست احمدی نژاد، "کامران" برادر "خسرو" سکان استانداری تهران را در دست گرفت و "فرهاد" برادر دیگر وی نیز رئیس دانشگاه تربیت مدرس شد.
باجناقان زریبافان
۱. مددی رئیس سازمان تامین اجتماعی ( باجناق آقای زریبافان ) که حرف و حدیث ها در مورد ایشان بسیار زیاد است از نظر وضع زندگی و مشاورینی که دارد ...
۲. سیدمحسن نبوی : عضو هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری خارجی ( داماد آقای زریبافان)
۳. علیرضا مددی : مدیرکل وزارتی وزارت تعاون ( برادرزاده باجناق زریبافان )
۴. ناظمی اردکانی : وزیر تعاون ( شوهر عمه داماد زریبافان )
۵. دانش جعفری : وزیر اقتصاد ( پسر عمه پدر داماد زریبافان )
۶. نوحی نژاد : دنبال گرفتن صندوق بازنشستگی، در شهرداری منطقه 2 هم مسئولیت گرفته (داماد باجناق دیگر زریبافان )
اقوام باهنر
یکی از خواهرزاده های محمدرضا باهنر (مجتبی هاشمی ثمره ) به عنوان معاون سیاسی وزیر کشور، دیگر خواهرزاده وی به عنوان معاون بازرسی و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت نیرو مشغول به کار شده اند.
مهندس هاشمی ثمره ۱. مهندس مهدی هاشمی ثمره : مدیرکل وزارتی وزیر نیرو ( برادر هاشمی ثمره )
۲. خانم قند فروش : مشاور خانواده وزیر کشور ( همسر برادر هاشمی ثمره )
۳. عبدالحمید هاشمی ثمره : معاون وزیر صنایع ( برادر هاشمی ثمره )
۴. آقای موسی پور : معاون پارلمانی وزیر کشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )
برادر و خواهر مهربون رئیس جمهور!
از آقا داوود که معاون بازرسی ویژه ی رئیس جمهوره و پروین خانم که عضو شورای شهر تهرانه، دیگه چیزی نمی گم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

"پروژه ايجاد تشنج در دانشگاه لو رفت". اين را کيهان نوشت و بلافاصله سردار حسين شريعتمداري، به همراه "دانشجويان بسيجي" که با "اعلام عزاي عمومي خواستار مجازات" دانشجويان دانشگاه امير کبير شده اند، پاي به ميدان "داستاني" گذاشت که "با توجه به شرايط و قرائن، مشكوك و سوال‌‏برانگيز به نظر مي‌‏رسد." [محسن آرمين]

داستان انتشار همزمان چهار نشريه دانشجويي با مطالب "تحريک کننده و توهين آميز" در دانشگاه امير کبير ـ پلي تکنيک ـ به زبان دانشجويان، از اين قرار است: "صبح روز دوشنبه ( 10 ارديبهشت) پويان محموديان ـ نماينده مديران مسئول نشريات دانشجويي ـ پس از مشاهده يک نسخه از نشريه ريوار با تيتر اول «هيچ کسي مقدس نيست» در پي رسيدگي به چند و چون اين ماجرا بر مي آيد و با تعجب متوجه مي شود که اين مقاله که سر تاسر به توهين به مقدسات و ائمه اطهار پرداخته در 4 نشريه با لوگوي نشريات دانشجويي نزديک به انجمن اسلامي پلي تکنيک يعني سحر، سر خط، آتيه و ريوار چاپ شده است که همه لوگو ها بطرز واضحي مشخص است که اسکن شده و بدلي است. در صفحه اول اين نشريات کاريکاتوري نيز از شخص اول نظام به چشم مي خورد و روي ديگر آنها هم شعار هايي همچون مرگ بر ديکتاتور و...نوشته شده" بود. [از بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دموکراسي خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکي تهران]

"اين نشريات در حالي پخش شد كه بسياري از دانشجويان از چاپ نشريات ريوار به مديرمسوولي پويان محموديان، سرخط به مديرمسوولي مجيد شيخ‌‏پور، سحربه مدير مسوولي احمد قصابان و آتيه به مديرمسوولي مقداد خليل‌‏پور با مطالب موهن و يكسان خبر نداشتند و تنها پس از توزيع اين نشريات توسط بسيج دانشگاه بود که متوجه مطالب و انتشار آنها شدند. حتي مديران مسوول و دست اندر كاران اين چهار نشريه با ديدن لوگوي نشريات خود بر بالاي اين مطالب شوكه شدند".[روز]

احمد قصابان، مديرمسوول نشريه سحر در اين مورد به صراحت مي گويد: "ما كاملا از اين مطالب بي‌‏خبر بوديم و حدود ساعت 13 امروز متوجه انتشار چنين نشرياتي شديم".[گفت و گو با ايلنا]

به دنبال اين مسئله مديران مسوول چهار نشريه مزبور بلافاصله با صدور بيانيه مشتركي اعلام کردند: "ما اعلام مي كنيم نشريات پخش شده امروزبا اين عناوين و اين لوگو كاملا جعلي بوده و مورد قبول و تائيد اينجانبان نمي باشد. بنابراين مطالب منتشره هيچ ارتباطي به ما ندارد".

آنها همچنين: "براي تكذيب انتشار چنين مطالبي به سمت دفتر رييس دانشگاه رفتند كه با حادثه جديدي مواجه شدند: بسيجيان به ظاهر داغداري كه متحصن شده بودند به محض ديدن دانشجويان به سوي آنها حمله كرده و به شدت آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند".

يكي از دانشجويان در گفت و گو با روز اين صحنه را چنين تشريح کرده است: "بسيجي ها كه به نظر مي رسد تعدادي از آنها دانشجويان اينجا هم نباشند و از دانشگاه هاي امام حسين و... آمده باشند با چوب و چماق به ما حمله کردند و بسياري از اعضاي انجمن مجروح شدند و از سر و صورت آنها خون مي ريخت..." اما "در چنين شرايطي نيروهاي امنيتي كه حضورشان بسيار چشمگير بود و ماموران حراست و انتظامات اجازه ندادند آمبولانس اورژانس براي انتقال مجروحين به داخل محوطه دانشگاه بيايد". همان کاري که مسئولين حراست و دانشگاه لرستان، يک بار آن را تمرين کرده بودند.در آن دانشگاه نيز مسئولين کنار ايستادند تا چاقو کشان شهر، دانشجويان را"خط خطي" کنند. درآنجا هم از آمبولانس و پليس خبري نبود.

به هر حال با اين تفاسير "پروژه" کليد خورد و "نيروهاي بسيجي دانشگاه امير کبير ضمن تحصن در دفتر رهايي، رئيس دانشگاه خواستار اخراج کليه مسئولين اين نشريات و اعضاي انجمن اسلامي"[بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دموکراسي خواه دانشگاه تهران] شدند و "معاونت فرهنگي دانشگاه اميرکبير هم در اعلاميه اي، انتشار هرگونه نشريه دانشجويي را تا اطلاع ثانوي ممنوع اعلام کرد." [بي بي سي]

حالا نوبت سينه زدن در زير اين علم بود. علمي که کيهان، به روال معمول "علمدار" آن است. اين نشريه در اولين شماره بعد از "پروژه" نوشت: "چهار نشريه طيف علامه دانشگاه اميركبير در اقدامي هماهنگ و خط دهي شده اقدام به چاپ مطالبي مشترك در حمله به مقدسات دين اسلام و كاريكاتورهاي موهن و همچنين انتشار شعارهاي سازمان منافقين در ابعاد بزرگ كردند. درپي اين توهين آشكار جمع كثيري از دانشجويان متعهد دانشگاه اميركبير كه به نفوذ عوامل بيگانه در داخل فضاي دانشگاه و همچنين سكوت مسئولان وزارت علوم و دانشگاه اميركبير معترض بودند با حضور در ساختمان رياست دانشگاه دست به برگزاري يك تحصن زدند".

و طبعا "تحصن كنندگان در حالي كه اين اقدام طيف افراطي و چپ گراي تحكيم وحدت را اجراي دستورات عوامل بيگانه خارج از مرز عنوان مي كردند، خواستار پاسخگويي رياست دانشگاه و روشن شدن تكليف دانشجويان اميركبير با اين طيف شدند".

بعد از آن هم بلافاصله از "پرونده" برادر حسين، يک برگ "اعتراف" بيرون آمد که اتفاقا "در بازداشتگاه نيروي انتظامي" نوشته شده بود و فقط کيهان صفحاتش را در اختيار داشت: "يك عضو طيف غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت كه اوايل هفته جاري به جرم تلاش براي ايجاد تشنج در ميان كارگران تجمع كننده مقابل قوه قضائيه با شكايت كارگران توسط نيروي انتظامي دستگير شده بود، روز گذشته در اعترافات خود از نقشه شوم يك سازمان اروپايي وابسته به دولت آمريكا كه توسط فرزند ديك چني اداره مي شود، پرده برداشت. وي در اعترافات خود در بازداشتگاه نيروي انتظامي اعلام كرد كه با عوامل سازمان منافقين در ارتباط بوده است.وي همچنين از ماموريت خود و اعضاي طيف علامه تحكيم وحدت براي انجام يك عمليات انتحاري در كشور و سپس انداختن مسئوليت آن به گردن نيروهاي حزب اللهي خبر داده و اعلام كرده است كه اين نقشه موسسه هيفوس هلند، با هدف ايجاد تشنج و برهم زدن فضاي دانشگاه هاي ايران اجرا مي شود.بنا بر اين گزارش فرد بازداشت شده در اعترافات خود عنوان كرده كه مطالبي توهين آميز نسبت به كليه مقدسات اسلام و نظام جمهوري اسلامي توسط برخي نويسندگان متواري روزنامه هاي زنجيره اي براي افراد خاص در داخل ارسال مي شود و آنها موظفند اين مطالب را در سطح وسيع از طريق نشريات دانشجويي دانشگاه ها منتشر كنند".
حال در چنين شرايطي که احساسات "امت شهيد پرور" و "بسيجيان جان برکف از توهين به مقدسات ديني به شدت برانگيخته شده، آيا نبايد" با انتشار نامه سرگشاده اي خطاب به رئيس قوه قضائيه، خواستار برخورد با عوامل نفوذي سازمان هاي بيگانه در دانشگاه شد؟" و آيا اين برخورد نبايد از جنس" اشد مجازات" باشد؟ در چنين وضعيتي"حتي تمام مسئولين اجرايي و فرهنگي اعم از دانشگاه و بيرون از دانشگاه كه با اهمال و بي توجهي خود زمينه چنين اتفاقي را فراهم آورده اند نيز بايد مواخذه، مجازات و عزل شوند تا آن دسته از افراد مسئول در كشور كه در خواب غفلت فرو رفته اند، بيدارگردند". که اگر چنين نشود:" هشدار مي دهيم هرگونه كاهلي در اجراي اين موارد، سبب خشم هرچه بيشتر امت انقلابي و دانشجويان مسلمان شده و خود رأساً و شخصاً به تكليفي كه انقلاب و شهدا بر دوش مان نهاده اند عمل خواهيم كرد."[در اينجا لازم نيست ذکر منبع شود، ادبيات کيهان به هر زبان و از جانب هر چند تشکل و گروه هم که نوشته شده باشد، ادبيات آشنايي است]

و البته که سردار شريعتمداري، تنها نيست. برادر سردار صفار هرندي هم هست که سکان ارشاد را برعهده دارد و روز قبل از ماجرا "دانشجويان عضو دفتر تحکيم را به بي‌‏مبالاتي در اعمال ديني و بي‌‏اعتنايي به مقدسات ديني" [خبرگزاري ها] متهم کرده است. اتهامي که حالا پس از "عملياتي" شدن، بايد پي آن را گرفت. بي جهت نيست که روزنامه دولتي ايران نيز به صف"حاميان دين و دولت" مي پيوندد و داستان را چنين باز گو مي کند: "برخي افراد مغرض، خشونت‌طلب و بي‌منطق كه سال‌هاست از طرف بدنه دانشجويي دانشگاه‌ها طرد شده‌اند درصدد اهانت به مقدسات و خدشه‌ وارد كردن به وجهه دانشجويان مومن و تخريب تشكل‌هاي مستقل دانشجويي هستند".

اما به هر حال هستند کساني که معتقدند "انتشار مطالب يكسان در چند عرصه دانشجويي به طور همزمان آن هم در يك روز اتفاق مشكوكي است" [محسن آرمين].

و يا "با توجه به اتفاقاتي كه در چند روز اخير شاهد بوديم و اظهارات صفار هرندي و سخنگوي دولت، به نظر مي‌‏آيد اقدامي كه در دانشگاه اميركبير صورت گرفته است، در ادامه يك سناريوي از پيش طراحي‌‏شده مبني بر برخورد با جريان‌‏هاي منتقد به‌‏ويژه تشكل‌‏هايي است كه به شكل سازمان‌‏يافته در حوزه نقد در حال فعاليت هستند". [ آذر منصوري معاون دبير كل جبهه مشاركت]

سناريويي که "از جهت‌‏گيري پنهان برخي محافل خاص خبر مي‌‏دهد" [ داود سليماني عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت] و در راستاي "بستن هرگونه فضاي نقد و گفت‌‏وگوي آزاد" است. [منصوري]

چرا که: "استفاده از لوگوي چند نشريه‌ دانشجويي دانشگاه پلي تكنيك و چاپ كاريكاتور و مطالبي با مضامين توهين‌آميز به مقدسات و مقامات حكومتي با توجه به برائت جستن مديران مسوول نشريات و بر مبناي محتواي مندرج در اين نشريات كه با منطق فعاليت‌هاي دانشجويي هم‌خواني ندارد، مشكوك و تأمل‌برانگيز است" [عبدالله مومني، دبير سابق تشكيلات دفتر تحكيم وحدت] و نشان آنکه: "اين كار با هدف تهييج احساسات مذهبي مردم و تلقي اينكه دانشجو و دانشگاه در مقابل باورهاي مذهبي مردم هستند، صورت گرفته و هدف اصلي آن‌ ايجاد انسداد در مسير فعاليت‌هاي سياسي منتقدانه در داخل دانشگاه و بستن فضاي گفت‌وگوي آزاد، انتقاد و اعتراض در داخل دانشگاه است".[مومني]

آنچه حسين نقاشي، دبير انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران نيز بر آن تاکيد دارد: "به نظر مي‌‏رسد نيروهاي امنيتي قصد دارند با راديكال كردن فعاليت‌‏هاي دانشجويي، نيروهاي فعال سياسي را منزوي كنند و بدنه جنبش دانشجويي را كه توانايي و كشش مطالبات راديكال را ندارند از اين جنبش جدا كنند تا به اين ترتيب زمينه سركوب فعاليت‌‏هاي دانشجويي را فراهم كنند".

بر همين اساس است که محمد عطريانفر، عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي توصيه مي کند ماموران "سراغ آدرس غلط نروند" زيرا: "با دستگيري چند دانشجو مشكلي حل نمي‌‏شود. بايد ريشه‌‏يابي شود كه چه كساني محيط دانشگاه را متشنج كرده و توانسته‌‏اند از آرم نشريات سوءاستفاده كنند و با جريحه‌‏دار كردن احساسات جامعه دانشجويي مسلمان، گروه‌‏هايي از دانشجويان را در مقابل و رو در روي هم قرار دهند".

کساني که: "نقش خود را در استفاده ابزاري از دين مکررا به اثبات رسانده اند." [انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي شريف] همان کساني که: "بارها در ماجراهايي نظير مراسم سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه اميركبير، حمله به نهاد نمايندگي در اين دانشگاه و ماجراهاي بسيار ديگر در طي دو سال اخير ضرورت توجه جدي و اصولي مسئولان وزارت علوم به وقايعي كه تنها تعداد اندك شماري از طيف علامه اين دانشگاه به وجود آورده اند را گوشزد كرده اند." کيهان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

رییس جمهور و حجاب زنان:به تازگي شبکه بی بی سی درمیانه نمایش یک برنامه خبری درخصوص برخورد بازنانی که ازمنظر مقامات جمهوری اسلامی پوشش مناسبی ندارد، فیلم کوتاهی پخش کرد که توسط یک موبایل گرفته شده بود. دراین فیلم ماموران با خشونت دختری را داخل ماشین پلیس می کنند درحالی که او به صورت دلخراشی فریاد می زند واز وارد ماشین شدن امتناع می کند. درادامه این فیلم کوتاه، چندین دختر تهرانی به فرانسیس هریسون خبرنگاربی بی سی درایران می گویند که دیگرهیچ امنیتی ندارند. آنها ازهنگامی که صبح خانه را ترک کرده بودند، به دفعات ازمردم شنیده بودند که مواظب حجاب خود باشند.درادامه، تصاویری ازتظاهرات افرادی دیده می شود که خواستار مبارزه با زنان بدحجاب هستند وهمچنین درجایی گفته می شود کسانی که نمی توانند خود را با پوشش اسلامی تطبیق دهند، کشور را ترک کنند. گزارشگر بی بی سی اشاره می کند که مقامات ایرانی با اینکه اقداماتشان توسط خبر نگاران عکاسی ویا فیلمبرداری شود، به شدت مخالفت می کنند و حتی هنگامی که فیلمبردار این شبکه خواسته از صحنه دستگیری وبرخورد پلیس با زنان فیلمبرداری کند، دستگیر شده است. این موضوع برای عکاسان نیزصادق است. تنها چند روزپیش ازآن محمود احمدی نژاد درمصاحبه با تلویزیون اسپانیا گفته بود، که درکشورآزادی بیان وجود دارد. تظاهرات اصول گرایانی که ازوضعیت حجاب درجامعه به خشم آمده اند، شباهت بسیاری به دیگر تظاهرات به اصطلاح مردمی دارد. نمونه اخیر آن تظاهرات خشونت آمیزی بود که برای محاکمه ملوانان انگلیسی برگزار شد. تظاهراتی که چند صد تن از افرادی که حتی ازنوع لباس پوشیدنشان می شد فهمید، به کدام بخش ازجامعه ایرانی تعلق دارند، خواستارمحاکمه وحتی اعدام ملوانان انگلیسی شده بودند. دولت بنابه سنتی نخ نماشده، این حرکت هارا، "خودجوش ومردمی" می نامد. این افراد بسیار شبیه همان هایی بودند که وقتی مجلس اصلاحات اقدام به بررسی لایحه اصلاح مطبوعات کرد، کفن پوشان وحیدرحیدر گویان به جلوی مجلس رفتند واعلام کردند اگر چنین لایحه ای تصویب شود، نمایندگان مجلس جان سالم به درنخواهند برد. دربسیاری ازمناسبت های دیگری که دستگاه محافظه کاری درایران می خواهد اراده خود را به نظر مردم پیوند بزند، تظاهرات هایی ازاین دست، درخیابان های تهران ودیگر شهرها به راه می افتد. اینکه چقدرخواست چنین جماعتی مستقل ازاراده سیاسی است را تنها می توان با ماجرای آزادی پانزده ملوان انگلیسی مقایسه کرد که ازیک سو خواستارمحاکمه وحتی اعدام ملوان ها بودند، اما بعدازنرمش بی سابقه درمقابل آنان که جاسوس خوانده می شدند و بدرقه غیرمتعارف و غیردیپلماتیک رییس جمهوری وکابینه، نه صدایی ازکسی بلند شد ونه رگ های این جمع مسلمانان غیوربرافروخته شد. تا مشخص شود، حداقل بخش عمده ای ازآنچه درخیابان ها درحمایت های سیاست های برخورد با آزادی های اجتماعی انجام می شود، آبشخوری دیگردارد.ازسوی دیگر، همه آنچه هم اکنون با نام مبارزه با بدحجابی یا طرح افزایش امنیت اجتماعی انجام می شود، درکنارسرکوب روزنامه نگاران، فعالان اجتماعی وبه خصوص برخوردهای بی سابقه با فعالان اجتماعی تصویرکاملی ازنگاه دولت محافظه کار تهران نسبت به مردم ورابطه با کسانی که دردایره بسته وتنگ مدل زندگی کردن واداره کشور توسط جماعتی معدود نمی گنجند را ارائه می کند. تنها هفته پیش بود که نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، سوسن طهماسبی وهمچنین فریبا داووی مهاجر به همراه تعدادی دیگر ازفعالان اجتماعی به احکام زندان بی سابقه ای متهم شدند، تا مشخص شود، ماجرا ریشه دارترازاین حرفهاست که با چهارتا روسری وبلندشدن مانتوها وکمرنگ ترشدن صورت زنها حل شود. رفتاردولت با بخش هایی عمده ای ازمردم که رابطه ارتزاقی با بخش های انتصابی وغیر انتصابی حکومت ندارند، عملا درحرف وعمل، در دوجهت مختلف بوده است. واین شکاف هرروز بیش ازپیش نمایان می شود.تزویراصوگرایان درقدرت، تنها با نگاهی به صحبت های محمود احمدی نژاد درایام انتخاباتی به وضوح عیان می شود واین سوال را پیش رو می آورد که چگونه می توان به دولتی که چنین پیراهنی ازریا وتزویر پوشیده است و برای ستاندن رای، به فریب مردم می پردازد، می توان انتظار داشت منافع مردم را درسیاست گذاری های خرد وکلان کشور درنظر داشته باشد؟ محمود احمدی نژاد درست درروزهای انتخابات ریاست جمهوری دریک برنامه تلویزیونی چنین گفت : " واقعا مشکل مردم ما الان شکل موی بچه های ماست؟ بچه های من وتو دوست دارند موشون رو هرجوری دوست دارند بزنند. به من وتوچه ربطی داره؟ من وتو باید به مسائل اصلی کشور برسیم. یعنی دولت باید بیاید اقتصاد را سامان بدهد، فضای کشور را آرامش ببخشد، امنیت روانی درست کند، پشتیبانی کند ازمردم! مردم سلائق گوناگون دارند، با سنت های مختلف، اقوام مختلف، تیپ های مختلف! دولت خدمتگزارهمه است. چرا مردم رو کوچیک می کنیم؟ یعنی اینقدرمردم رو کوچیک می کنیم که الان مشکل مهم جوان های ما اینه که مدل موشون رو چجوری بزنند ودولت هم نمی زاره؟! یعنی شآن دولت اینه؟ شان مردم اینه؟ این درواقع توهین به مردم ماست.چرا مردم رو دست کم می گیریم؟ مشکل کشورما مثلا این است که فلان دختر ما فلان لباس راپوشید؟ الان مشکل کشور ما اینه؟یعنی مشکل مردم ما اینه؟درواقع بخشی ازصحبت های رییس جمهوری که می گویند شان مردم این نیست، صحیح است، اما ظاهرا شان دولت همین است که می بینیم. حالا باید همین سوالات را ازرییس جمهوری کم حافظه پرسید واینکه آیا مشکلات کشورفقط این است که زنان چطور لباس می پوشند؟ آیا فقرو تورم ونابسامانی که دراداره کشوروجود دارد مشکل کشور ودراولویت نیست که به صورت ضربتی وبا بسیج همه نیروها به آن رسیدگی شود؟ آیا بیکاری و مواد مخدروفساد گسترده اداری دستگاه های دولتی وسازمان های وابسته مشکل مملکت نیست؟ تهدیدات فرامرزی کشور چطور؟ آیا فقط گزاصفهان شیرین است؟ پشمک کاشان وباقلوای یزد شیرین نیست؟ فقط این زنان هستند که باید به صورت ضربتی به موضوعشان رسیدگی کرد؟ رییس جمهوری کم حافظه ما، خوب است به این سوال جواب دهد، که تصمیم برخورد های مکررآیا واقعا برخوردبا مشکلی واقعی است یا اتفاق دیگری درکشوردرحال وقوع است که تلاش می شود نگاه ها را ازروی آن برداشت وبه سوی دیگر متمرکزکرد؟ آیا اختیار تام دادن به علی لاریجانی توسط رهبرمعظم انقلاب، برای دعوت ازآمریکا به میزمذاکره حتی درصورتی که بخش عمده ای ازآنچه تعلیق غنی سازی نامیده می شود محقق شود، بخشی ازآن چیزی است که درحال رخ دادن است؟


نگاه گاردين به جنبش زنان---عقب گرد زنان از پيشرفت هاي دوران اصلاحات:پليس ايران آنها را بزور هل مي دهد و لگد مي زند و به زور سوار يک ميني بوس پرده دار مي کند و از آنجا مي بردشان. ساعت ها بعد در مقابل دروازه زندان اوين، به آنها چشم بند مي زنند و به زور بر تنشان چادر مي پوشانند و تمام شب از آنها بازجويي مي کنند.هر سي و يک زن دستگير شده، متهم به دريافت پول از دولت هاي خارجي براي ايجاد شورش در ايران شده بودند و اما گناه واقعي آنها، به گفته محبوبه عباسقلي زاده، اين بود که تجمع آرامي بيرون دادگاه انقلاب برگزار کرده بودند تا از پنج نفر از دوستانشان که خواستار تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان بودند و به دادگاه کشيده شده بودند، حمايت کنند.عباسقلي زاده در تماس تلفني به خبرنگار آسوشيتد پرس گفت: "در طول پانزده روزي که در زندان بودم، سعي کردم به آنها بفهمانم که ما به دنبال حقوق خود هستيم و اين ربطي به دشمن ندارد. اما آنها اصرار داشتند که دولت هاي خارجي از اين مورد بهره برداري مي کنند".دستگيري ها روز 4 مارس، اوج اين موضوع بود که حقوق زنان که در دوران اصلاحات و رياست جمهوري محمد خاتمي، پيشرفت هايي کرده بود، بعد از اينکه محمود احمدي نژاد در سال 2005 رئيس جمهور شد، عقب گرد کرد.ژيلا بني يعقوب، يک فعال ديگر که او هم مدتي را در زندان گذرانده مي گويد: "در ده ماه گذشته، نيروهاي امنيتي با وجود اينکه فعاليت هاي زنان آرام تر شده است، روز بروز خشن تر مي شود. آنها با تنگ تر کردن عرصه مي خواهند به ما بفهمانند که حتي کوچکترين انتقاد را برنمي تابند".مقامات ايراني مايل نيستند هيچ پاسخ مشخصي درباره رفتارشان با زنان بدهند. تعداد زيادي از مقامات و نمايندگان مجلس که آسوشيتد پرس قصد صحبت با آنها را داشت، از مصاحبه طفره رفتند.اما وزير اطلاعات، غلامحسين محسني اژه اي، اخيرا با گفتن اين نکته که "استراتژي جديد دشمن سرمايه گزاري و تشکيل گروه هاي مختلف تحت عنوان گروه هاي زنان و جنبش هاي دانشجويي است" انگشتش را بسوي فعالان زن نشانه رفت. او به رسانه هاي خبري داخل کشور گفت که هدف آنها اين است که دولت را نالايق معرفي کنند و مردم را عليه آن بشورانند.عباسقلي زاده، 48 ساله و مادر دو دختر است، او طلاق گرفته و دسته اي از موهاي بلوطي رنگش از زير روسري شال اش بيرون آمده و داستان زندگي اش نشان مي دهد که چطور بعد از اينکه خاتمي و اصلاح طلبان در ايران صاحب نفوذ شدند، سرنوشتش تغيير کرد.او که در مرکز مشارکت زنان، دفتري دولتي که براي احياي حقوق زنان ايجاد شده بود، خاتمي را در جريان امورات قرار مي داد، گزارشي از وضعيت زنان در ايران براي رئيس جمهور نوشت.يکي از اولين اقدامات احمدي نژاد اين بود که جاي اين دفتر را با دفتري که نامش را "مرکز امور زنان و خانواده" عوض کرد و اين تغيير نام نشان دهنده طرز فکر او مبني بر اينکه جاي زن در خانه است، بود.در زمان احمدي نژاد، دسترسي به اينترنت محدود شد و تقريبا همه روزنامه هاي ليبرال توقيف شدند و فعالان زن مي گويند که آنها را از فاصله نزديک تري مراقبت مي کنند و بيشتر براي بازجويي احضار مي شوند. زنان مي گويند فشار اين حملات را تحمل کرده اند.عباسقلي زاده و ديگر اصلاح طلبان مبارزه اي طولاني با قوانيني که اجازه مي داد زنان را به جرم فساد سنگسار کنند، چند همسري، قوانين کار که به نفع مردان بود، قوانين خانواده که حضانت کامل فرزندان رابه زنان مطلقه نمي دهد و قانوني که سهم الارث زن، نصف مرد است، شروع کردند.دولت احمدي نژاد، بجاي اينکه کوتاه بيايد، سختگيري هايش را معطوف به دانشگاه ها کرد. قانوني را به مجلس بردند که بموجب آن دانشجويان زن بايد نيمي از صندلي هاي دانشگاه را اشغال کنند، درحالي که 65 درصد صندلي هاي دانشگاه توسط زنان اشغال شده است. همچنين درمورد ورود زنان به دانشکده پزشکي هم سختگيري مي شود، زيرا آنها معتقدند اين کار از لحاظ فيزيکي براي زنان مناسب نيست و جداسازي زن و مرد در خوابگاه ها و وسائط نقليه امکان پذير نيست.زناني که براي دولت کار مي کنند بايد ساعت شش بعد از ظهر از محل کار خارج شوند تا به خانواده شان برسند.حالا هم با فرارسيدن تابستان مقامات مسئول در مورد حجاب زنان سختگيري هايشان را آغاز کرده اند. پليس مي گويد امسال بيش از 200 زن دستگير شده اند و بعد از اينکه تعهد دادند که حجابشان را رعايت کنند، آزاد شده اند.روز 2 آوريل، پنج فعال زن در يکي از پارک ها تهران به دليل جمع آوري امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان، دستگير شدند. دو نفر آز آنها، فريبا داوودي مهاجر و سوسن طهماسبي، از شش ماه تا يک سال حبس تعزيري محکوم شدند و با حکم تعليق موقتا آزاد شدند. آزاده فرقاني هم متهم به دو سال زندان تعليقي شد. طبق قوانين ايران، حبس تعليقي در صورتي که قاضي تشخيص بدهد که متهم به هر شکل قانون شکني کرده است، مي تواند تا پنج سال به اجرا در بيايد.در روز 12 ژوئن سال گذشته، پليس به تجمع بيش از 5000 زن که در يکي از ميدان هاي تهران خواستاراصلاح در قوانين شده بودند، حمله کرد. هفت نفر دستگير شدند و پنج نفر از برگزارکننده ها محکوم شدند. روز سه شنبه، دادگاه انقلاب براي سه نفر از زناني که در آن تجمع حضور داشتند، حکم زندان صادر کرد. نوشين احمدي خراساني، شهلا انتصاري و پروين اردلان محکوم به شش ماه زندان و دو سال حبس تعليقي شدند. در واقع برگزاري دادگاه آنان بود که عباسقلي زاده و گروهش را براي اعتراض به خيابان کشاند که منجر به رفتن خودشان به زندان اوين شد. همه آنها خيلي زود آزاد شدند بجز عباسقلي زاده و وکيلش، شادي صدر.عباسقلي زاده گفت که تبعيض حتي در سلولش در بخش 209 زندان اوين هم وجود داشت، وي گفت: "زندانيان مرد مي توانستند هر وقت دلشان مي خواست، سيگار بکشند و چاي بنوشند، درحالي که براي زنان روزانه فقط دو سيگار و دو ليوان چاي در نظر گرفته شده بود. مردان مي توانستند در هواي آزاد ورزش کنند و زنان فقط 15 دقيقه فرصت ماندن در هواي آزاد را داشتند".وي گفت که هرگز از لحاظ فيزيکي به او تعرضي نشده است، اما بايد آنچه را که "شکنجه سفيد" مي نامد، تحمل مي کرد: در آن سلول 9 فوت در 9 فوت، تخت و تشکي وجود نداشت و فقط پتو يي کف آنجا را مي پوشاند؛ نور چراغ مهتابي هرگز خاموش نمي شد؛ يک پنجره خيلي باريک در سقف بود که يک باريکه نور از آن عبور مي کرد. و سکوت مرگبار هميشه بود.او بايد با چشم بند به دستشويي مي رفت. تلويزيون و راديو در اختيارش نبود و فقط قرآني به او داده بودند تا بخواند و او تا دو روز مانده به آزادي اش در روز 19 مارس، با خانه اش تماس نگرفته بود.تازه او معتقد است که اين بار از دفعه قبل که در سال 2005 به دليل شرکت در کنفرانسي که توسط خارجي ها ترتيب داده شده بود به اوين برده شده بود، بهتر بوده است. در آن زمان سلولش آنقدر کوچک بود که نمي توانست بايستد.او مي گويد که پنج بار توسط همان مامور اطلاعاتي که از پنج سال پيش پرونده اش را در دست دارد، بازجويي شد. يک مرد مودب در اتاقي که عايق صدا داشت، روبرويش مي نشسته و همان سووال هاي هميشگي را تکرار مي کرده: چند سفر کرده و دليل اين سفر ها چه بوده؟ چه کسي هزينه اين سفر ها را داده است؟ چه مقدار پول از خارج از کشور دريافت کرده است؟ چه کساني در اين کارگاه ها حضور داشتندعباسقلي زاده مي گويد که چيزي براي پنهان کردن ندارد: او سفر هايش را به خارج تاييد کرده و گفته است که سازمان او از بنيادي هلندي پول گرفته است و نحوه خرج شدن اين پول را هم توضيح داده است و گفته است که کارگاه هايش در شهر هاي کوچک و روستاها با شرکت بين شش تا 12 نفر در هر بار، تشکيل شده است. او مي گويد که در زندگي اين تجربه را بدست آورده است که بجاي اينکه زير و بم زندگي ات را تعريف کني، بهتر است که پاسخ هاي کوتاه بدهيبعد از روزهاي زندان انفرادي و سکوت، عباسقلي زاده صداي دوستش را مي شنود: وکيلش شادي صدر، از سلول شماره 24 صدايش مي کرد.
شادي پرسيده بود: "محبوبه، تو آنجايي؟ حالت خوب است؟"عباسقلي زاده از پشت در فلزي بدون پنجره سلول شماره 12 پاسخ مي دهد: "آره، خوبم.اين اولين باري بود که از بعد دستگيري با هم حرف زده بودند. بلافاصله نگهبان زن به سلولش هجوم مي آورد و به او مي گويد که مزاحم زنداني هاي ديگر شده است. عباسقلي زاده مي گويد که از عصبانيت منفجر شده و سر زندانبان فرياد مي زند: "نه مي توانم حرف بزنم، نه مي توانم راه بروم، نه مي توانم ببينم، چرا نمي گويي که نفس هم نمي توانم بکشم؟"

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سردار!‌شما كه نگفتيد؛ ما هم كه نگفتيم! پس كي گفت؟!:پس از آنكه فرمانده نيروي انتظامي ‌در حاشيه يكي از جلسات در پاسخ به سوالا‌ت مكرر خبرنگاران در مورد نحوه اجراي طرح مبارزه با بدحجابي، رسانه‌ها را خطاب قرار داد و همه آنچه را كه خود در يك ماه گذشته در مورد اجراي اين طرح از ابتداي ارديبهشت خبر داده بود تغيير داد و عنوان طرح را <افزايش امنيت اجتماعي> ناميد، خبرگزاري ايسنا با انتشار گفته‌هاي قبلي فرمانده و ديگر مسوولا‌ن قضايي و انتظامي كه به صراحت نام طرح را <مبارزه با بدحجابي> ناميده بودندقصد يادآوري موضوع به فرمانده را داشت. البته احمدي مقدم با گذشت چند روز از اجراي طرح و بالا گرفتن انتقادات نه‌تنها نام بلكه هدف اجراي طرح پيشنهادي خود را تغيير داد.
آنچه در پي مي‌آيد، گزارش مستند خبرگزاري ايسنا است كه حوادث هفته پيش را كمي‌ دقيق‌تر نگاه كرده است. در اين گزارش آمده است:
اصحاب رسانه روز چهارشنبه اين هفته از سوي فرمانده ناجا مورد خطاب اين عبارت قرار گرفتند كه <طرح برخورد با بدحجابي را شما ساخته‌ايد و نيروي انتظامي‌ چنين عنواني ندارد.> ‌
توجهتان را به آخرين اظهارات صورت گرفته درمورد <طرح امنيت اجتماعي - اخلا‌قي> جلب مي‌كنيم:
يكشنبه 19 فروردين‌ماه، نشست مطبوعاتي رئيس‌پليس پايتخت ‌
<طرح برخورد با بدحجابي از اول ارديبهشت‌ماه در تهران آغاز مي‌شود و مصاديق آن پوشيدن شلوارهاي كوتاه،‌ استفاده از شال‌هاي كوچك كه مو را نمي‌پوشاند و در اصطلا‌ح به آنها نوار گفته مي‌شود، استفاده از مانتوهاي كوتاه و تنگ و لبا‌س‌هاي كوتاه و بدن‌نما است.> ‌ 
۲ فروردين‌ماه، گفت‌وگو با دبير ستاد پيشگيري و مبارزه با جرائم خاص ‌
<برخورد با بدحجابي اتفاق جديدي نيست. تصميم ستاد پيشگيري و مبارزه با جرائم خاص از ناحيه نيروي انتظامي ‌اعلا‌م شده و بر اساس آن، طرح مذكور دوشنبه 27 فروردين‌ماه اجرا مي‌شود.>
جانشين فرمانده انتظامي ‌تهران بزرگ در 197 ‌
<در طرح برخورد با بدحجابي سعي شده نقاط بيشتري از شهر تحت پوشش قرار بگيرد و همان‌طور كه از پيش اعلا‌م شده بود در طرح مذكور، ارشاد متخلفان در دستوركار قرار دارد و پس از آن برخورد انتظامي ‌و قضايي صورت مي‌گيرد.> ‌
مديركل مبارزه با مفاسد اجتماعي نيروي انتظامي‌
مديركل مبارزه با مفاسد اجتماعي نيروي انتظامي با اعلا‌م اجراي طرح مبارزه با بدحجابي از اول ارديبهشت سال جاري در پاسخ به پرسشي در رابطه با نحوه به اجرا درآمدن طرح گفت: <برخورد با بدحجابي از وظايف ذاتي پليس بوده، ولي اجراي اين طرح با شروع فصل گرما و تعطيلي مدارس شدت بيشتري به خود مي‌گيرد.>
يكم ارديبهشت همزمان با اجراي طرح ‌
سرهنگ حسيني معاون مبارزه با مفاسد اجتماعي پليس تهران گفت: <طرح مبارزه با بدحجابي كه از چند روز پيش عمليات رواني و اطلا‌ع‌رساني آن آغاز شده بود از صبح امروز با استقرار نيروهاي مشخص شده در 23 نقطه شهر تهران آغاز شد.> ‌


حمایت مدرسین قم از مبارزه با بدحجابی:جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با صدور بیانیه‌ای ضمن حمایت، تایید و همراهی با نیروی انتظامی در طرح مبارزه با مفاسد اجتماعی نکاتی را برای ادامه این طرح در کل کشور متذکر شدند. به گزارش آفتاب این نکات به شرح ذیل هستند: 
1- بنا بر گزارشات موثق مسئولان، ترویج فساد در جامعه ایران مع‌الاسف امری سازماندهی شده با برنامه‌ریزی قبلی و منسجم بوده و امری فردی و محدود نمی‌باشد. بنابراین جای این سوال مهم از قوه محترم قضائیه و دولت محترم وجود دارد که تدابیر عملی آنان برای مقابله با این مفاسد تاکنون چه بوده و به چه علت با اتخاذ شیوه‌های تسامح‌آمیز از اقدام عملی در این رابطه خودداری شده است؟ 
2- بحمدالله اکثریت جامعه ایران اسلامی، آکنده از مردمی متدین، معتقد، خواستار اجرای دقیق احکام اسلامی و کار همه جانبه فرهنگی وعقیدتی در کشور بوده و مخالف ترویج ناهنجاری‌ها و مفاسد هستند و دقیقا از همین جهت است که طرح اخیر با حمایت قاطبه آنان روبرو شده و همچنان خواستار استمرار و تکامل آن هستند. بدین جهت به نظر می‌رسد معدود افرادی که درصدد وارونه سازی مساله و طرح دعاوی سیاسی دراین ماجرا بوده نیز بایستی مصالح و خواست ملت عزیز ایران را درنظر گرفته و ارزش‌های اسلامی – انقلابی را رعایت نمایند. 
3- پر واضح است که طرح برقراری امنیت اخلاقی در جامعه به هیچ وجه منافی اقدامات فرهنگی جدی و همه جانبه نبوده، بلکه همگی خواستار تعمیق و گسترش آن هستند و مسئولین بایستی به سرعت کاستی‌های فرهنگی در این زمینه را جبران نمایند. در این میان رسانه‌های جمعی و بالاخص صدا و سیمای جمهوری اسلامی احتیاج به بازنگری جدی در مسئولیت‌ها،‌ وظایف، رفتار و شیوه‌های خویش دارند. چرا که رسانه ملی به واسطه عمق و نفوذ تاثیرگذاری آن بایستی از نظر شکل و محتوا کاملا منطبق بر موازین اسلامی و ملی باشد و از این رو می‌بایست در برنامه ریزی‌ها و برنامه‌سازی‌ها به رعایت فضایل اخلاقی و دوری از مفاسد توجه بیشتری صورت گیرد.



موج محدوديت به خواجه نصير هم رسيد:از ميان دانشگاههاي ايران، دانشگاه خواجه نصير از جمله معدود دانشگاههايي است كه طيف مديريتي آن بعد از رياست جمهوري احمدي نژاد تاكنون تغيير نکرده و در يک سال گذشته در مقايسه با بسياري از دانشگاه ها، برخوردهاي کمتري با دانشجويان و نيز تشكل هاي دانشجويي در آن به ثبت رسيده؛وضعيتي که در حال تغيير است.به گفته يكي از دانشجويان اين دانشگاه: "دکتر علي خاکي صديق رئيس دانشگاه خواجه نصير از چند سال پيش به اين سو اين پست را در اختيار دارد که اعتقاد چنداني به برخورد شديد با دانشجويان ندارد. آيت الله کاملي هم که رئيس نهاد رهبري است و همچنين دکتر مجيد بازرگان معاونت دانشجويي دانشگاه هم به نسبت روند حاكم بر دانشگاههاي ديگرف برخورد ميانه رو تري با دانشجو دارند".اما با اين وجود مدتي است برخي محدوديت ها و فشار ها در اين دانشگاه نيز مشاهده مي شود؛ از جمله محدوديت هايي که بر انجمن اسلامي دانشجويان اعمال شده و احضار برخي مديران مسئول نشريات به کميته ناظر بر نشريات دانشجويي و همچنين محدوديت هايي در مورد پوشش دانشجويان دختر که از سوي حراست دانشگاه به مرحله اجرا درآمده است.در همين ارتباط و بر اساس سنت سنوات گذشته در ماه رمضان، انجمن اسلامي دانشجويان قصد داشت برنامه اي با حضور دکتر هاشم آقاجري، تقي رحماني و سوسن شريعتي برگزار کند كه از ابتدا با ممانعت روبرو شد.يكي ديگر از دانشجويان اين دانشگاه در اين مورد مي گويد: "انجمن قصد داشت در کنار مراسم سخنراني مراسم افطاري را نيز با حضور برخي فعالان دانشجويي و سياسي برگزار کنداما هيات نظارت دانشگاه با تعلل در تشکيل جلسه براي صدور مجوز از ارائه هرگونه جوابي در مورد اين برنامه و درخواست انجمن براي صدور مجوز خودداري كرد و در نهايت رياست دانشگاه به صورت مشروط با برنامه موافقت کرد".اين دانشجو مي افزايد: "بر اساس شروط رئيس دانشگاه سخنراني دکتر هاشم آقاجري نبايد انجام مي شد، سخنراني ها بايد سياسي نمي بود و فقط جنبه معنوي مي داشت، خبرنگاران نبايد به جلسات دعوت مي شدند، مهندس موسوي دبير كل ادوار تحكيم وحدت که به تازگي از زندان آزاد شده بود، به هيچ وجه نمي بايست در برنامه و حتي دانشگاه حضور يابد. علاوه بر اينها انجمن اسلامي هم موظف به ارائه ليست مهمان هاي افطاري به حراست شد".اين دانشجو در ادامه به مسائل ديگر از جمله دخالت در برگزاري برنامه ها اشاره مي کند و مي گويد: "همچنين در پاره اي موارد از جمله در مورد برنامه اي پيرامون حقوق زنان، هيات نظارت با برنامه انجمن اسلامي دانشجويان تنها به شرط آنکه از جانب نهاد نمايندگي رهبري نيز در برنامه مذکور سخنراني وجود داشته باشد موافقت کرد".وي ادامه مي دهد: "در موارد ديگر نيز انجمن نظارت با برگزاري جلسه «بررسي ادبيات مدرن در ايران و نقش صادق هدايت در آن» با اين توجيه که انجمن اسلامي دانشجويان در برگزاري برنامه جشن شب يلدا دچار تخلفاتي شده است، مخالفت كرد که چنين کاري در تضاد آشکار با آيين نامه تشکل هاي دانشجويي است.همچنين دانشگاه با برگزاري جلسه «بررسي حقوق زنان از مشروطه تاکنون» به دليل آنکه زمان پيشنهادي توسط انجمن اسلامي دانشجويان سبب شائبه تقويت روز جهاني زنان مي شود و اين مخالفت در احترام به مقام حضرت فاطمه است که روز تولد وي در ايران روز زن ناميده شده، مخالفت كرد".اين دانشجو در مورد برخورد دانشگاه با نشريات دانشجويي هم چنين مي گويد: " نشريه آتش به دليل توهين به شعائر ملي توقيف و سپس لغو امتياز و براي مدير مسوول آن حكم كميته انضباطي مبني بر دو ترم تعليق صادر شد. همچنين مدير مسئول نشريه درنگ به کميته ناظر بر نشريات دانشجويي احضار و براي وي تنبيهاتي در نظر گرفته شد"اين دانشجوي دانشگاه خواجه نصير در ادامه در ارزيابي عملكرد مديران دانشگاه مي گويد: "دخالت مسوولان در حوزه شخصي دانشجويان افزايش يافته، بطوريكه حضور ماموران زن حراست در دانشگاه و گشت زني آنان در محوطه دانشگاه و برخورد با دانشجويان دختر در محوطه دانشگاه در ارتباط با پوشش آنان و همچنين نحوه ارتباط دانشجويان دختر با دانشجويان پسر افزايش يافته است. روندي که با اعتراض شديد انجمن اسلامي مواجه شد و در نتيجه ماموران حراست تنها به حضور در اتاق نگهباني و زير نظر داشتن دانشجويان در هنگام ورود و خروج محدود شدند، ولي همچنان در مورد پوشش به دانشجويان دختر تذکر مي دهند. در برخي موارد هم دانشجويان را به حراست دانشگاه احضار مي کنند.در راستاي محدوديت هاي ديگري كه در دانشگاه اعمال مي شود مي توان به ممنوعيت اردوهاي مختلط در دانشگاه از ابتداي سال 1386 به مدت سه ماه اشاره كرد"

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط   | 

تصوير اول:‌ سيد‌محمود ‌هاشمي‌شاهرودي در كسوت رئيس قوه قضاييه كشور با چيني بر پيشاني‌اش تريبون را در اختيار مي‌گيرد و <ضعف> اجرايي طرح مبارزه با بدحجابي را چنين مورد انتقاد قرار مي‌دهد:برخوردهاي خشن در مبارزه با آسيب‌هاي اجتماعي نتيجه عكس مي‌دهد و كشاندن زنان و جوانان به كلا‌نتري غير از ضرر اجتماعي نفعي ندارد.تصوير دوم:‌ در همان روزي كه اين انتقاد صدر‌نشين اخبار رسانه‌ها مي‌شود، صفار‌هرندي نيز در كسوت رياست وزارت فرهنگ و ارشاد كشور، تريبون ديگري را در همايش ديگري در اختيار مي‌گيرد تا چنين سخن گويد: برخي رسانه‌ها با ايجاد تفرقه باعث اخلا‌ل در كار مي‌شوند. رسانه‌هايي كه براي نيروي انتظامي‌ مانع‌تراشي مي‌كنند، مطمئن باشند تا حدي قابل تحمل هستند و در صورت ادامه با اقتدار با آنان برخورد مي‌شود‌. (خبرگزاري ايرنا 4/2/1386)تصوير سوم:‌ در همان روز خبرنگاران خبرگزاري تحت نظارت آقاي وزير ارشاد نيز بي‌خبر از اين تهديد، روانه كوچه پس‌كوچه‌هاي پايتخت پر‌التهاب شده‌اند تا نتيجه مشاهدات خود را اينگونه به اطلا‌ع افكار عمومي ‌برسانند: <تجربه نشان مي‌دهد كه اين شيوه مبارزه با بدحجابي تاكنون نتيجه مثمر‌ثمري نداشته است... آنچه افكار عمومي‌ در ذهن ثبت كرده، اين است كه اجراي چنين طرح‌هايي بعضاً با زور و فشار و رفتارهاي فيزيكي و اعمال فشارهاي رواني همراه بوده است.( >خبرگزاري ايرنا 4/2/1386)تصوير چهارم‌:‌ و فرداي روزي كه رئيس قوه قضاييه كشور به چنين نقد صريحي برآمد و خبر‌گزاري تحت نظارت همين دولت نيز نتوانست چشم بر واقعيت‌ها ببندد و نقدي صريح‌تر را نسبت به فرجام برخوردهاي امنيتي با پديده بدحجابي روي خروجي تلكس خبرگزاري قرار داد، حداد‌عادل نيز در كسوت رئيس مجلس تريبون ديگري را در اختيار گرفت تا بگويد: <كساني كه ضعف‌هاي دولت را بزرگنمايي مي‌كنند از مسير نظام خارج شده‌اند.>و امروز روي سخن با آيت‌ا... شاهرودي نيست كه تنها يك روز پس از نقدش به برخوردهاي امنيتي و درجش در رسانه‌ها، تهديدي از سوي وزير فرهنگ و ارشاد بر صدر خبرها نشست‌، چرا كه او خود بر كرسي داد‌خواهي و قضاوت پيرامون آنچه بر ما و ملت مي‌رود نشسته و بي‌ترديد اين ما و ملتيم كه دست نياز به سوي دادگستر دراز مي‌كنيم و او را چه نياز به دفاع ما كه بگوييم مبادا تهديد مسوول فرهنگي كشور متوجه سخنان مسوول قضايي كشور نيز بوده و به نقدي دگر‌باره بر‌آييم. روي سخن با آقاي وزير هم نيست كه بگوييم انتقادات رسانه‌ها تنها به برخوردهاي امنيتي بوده و مسوول فرهنگ كشور به طور طبيعي و بر اساس وظيفه ذاتي مي‌بايد نگران گام‌ها و برنامه‌هاي فرهنگي براي برخورد با پديده بدحجابي باشد نه آنكه نگران ايجاد اخلا‌ل در عملكرد نيروي انتظامي‌ براي اعمال برخوردهاي به تعبير رئيس قوه قضاييه خشن يا به تعبير همان خبرگزاري تحت نظارت خود ايشان، فيزيكي باشد‌. روي سخن با خبرنگاران و مديران خبرگزاري تحت نظارت آقاي وزير- ايرنا- هم نيست تا كنكاش كنيم و بدانيم آيا پس از آنكه علي‌رغم باور رئيس در مقاله‌اي تحت عنوان <بايد‌ها و نبايدهاي طرح مبارزه با بدحجابي> نسبت به موفقيت‌آميز نبودن اين طرح ابراز ترديد كرده‌اند، مشمول مصاديق اخلا‌ل و مانع‌تراشي در روند اجراي مبارزه با بدحجابي شده‌اند يا نه، هنوز آنها مشغول كارند و اين غير‌خودي‌ها هستند كه نوبت خويش را بايد انتظار كشند تا آنگاه كه به گفته خود آقاي صفارهرندي، از مرز تحمل ايشان عبور كردند مشمول همان برخورد بااقتدار شويم. روي سخن با رئيس قوه تقنيني و نظارتي كشور است كه بزرگنمايي ضعف‌هاي دولت را خروج از مسير نظام اعلا‌م كرده است. بي‌هيچ غرور و كرشمه سياسي، بي‌هيچ ابايي از همراهان و غير‌همراهان فكري و بي‌هيچ هراسي از قضاوتها و حاشيه‌هاي ممكن و نا‌ممكن بايد به محضر رئيسي كه كمتر كسي در او نشاني از لحن خشن ديده است برسد كه منتقدان دولت اگر فرزندان همين نظام نبودند قطعاً دروازه‌هاي خروج از اين كشور و خروج از مسير اين نظام برايشان باز بود و يا اگر نبود يافتنش دشوار نيست.اما آقاي رئيس! در اينجا حتي روي سخن با شما به عنوان گوينده جمله بالا‌ نيست‌. مدتي است پيام شما دريافت شده است كه ظاهرا انتقادهاي گاه و بيگاه را راهي به پذيرش نيست و هركس كار خود مي‌كند. از رسانه‌ها نقد و از نقد‌شوندگان نشنيدن. لذا از حوصله تنگ ملتي كه هم ما و هم شما نگران خستگي‌شان از دعوا‌ها و نزاع‌هاي عبث سياسي بوده‌ايم عبور بايد كرد‌. آقاي حداد‌عادل! بدين سبب است كه اين روزها به جاي نقد، شما را بايد ترغيب و تشويق به اجرايي ‌شدن همان نگاه عادلا‌نه خود در نظارت بر امور اجرايي كرد تا هم ملت از كسالت نقدهاي مكرر و بي‌فرجام برهد و هم در پس همصدايي و همنوايي رسانه‌ها و مسوولا‌ن، باري از شانه‌هاي خسته همين ملت برداشته شود. بر اين اساس به جاي نقد اين سخنان شما و ايستادن در مقام دفاع از آنان كه ضعف‌ها را به دولت ياد‌آور مي‌شوند، مي‌توان تصوير ديگري از سخنان شما گشود؛ آنگاه كه نيروي انتظامي‌ را براي اجرايي ‌كردن طرح مبارزه با بد‌حجابي به اعمال و رفتاري مهربانانه دعوت كرديد. و حالا‌ براساس وطيفه ذاتي ملس لطفا كمي بي‌رحمانه‌تر به نحوه اجراي اين طرح در جامعه نظارت كنيد تا كودكاني كه اين روزها به همراه خويشاوندان خود شاهد برخي برخوردهاي سخت هستند شاهد رفتاري مهربانانه‌تر باشند. آقاي حداد لطفا با مهرباني به اين عكس نگاه كنيد

+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: