تبليغاتX
عدالتخواهان

گفته می‌شود پیدا شدن تعدادی سوسك در غذای یكی از خوابگاه‌های دانشگاه اصفهان، به اعتراض جمعی آنها نسبت به این مسئله و توضیحات عجیب «محمدحسین رامشت» رئیس این دانشگاه نسبت به این امر انجامید. 
تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه اصفهان كه به پیدا شدن سوسك در غذای خود معترض بودند، با طی كردن فاصله 2 كیلومتری خوابگاه تا دانشگاه، و در حالیكه شعار می‌دادند: «رامشت! پاسخ گو» خواستار حضور او در میان خود و پاسخگویی وی به درخواست‌های خود شدند. این دانشجویان همچنین در شعارهای خود خواستار استعفای دکتر «بیدهندی» معاون دانشجویی دانشگاه شدند. 
رامشت رییس دانشگاه اصفهان پس از لحظاتی خود را به محل رساند و خطاب به دانشجویان گفت: «پیدا شدن سوسک در غذا این همه عربده کشی و لات بازی ندارد، سوسک یکی از غذاهای باکلاس برخی از کشورهای جهان است و حتی جزء گرانترین غذاها محسوب می شود. این مسئله كه این همه ناراحتی ندارد، سوسک را می‌گذاشتید کنار و غذای خود را می‌خوردید. چرا اینقدر سرو صدا راه انداخته اید و اعتراض می کنید؟» وی همچنین در پاسخ به یکی از دانشجویان دختر که از او پرسیده بود: «چرا اینقدر کمیته انظباطی به نوع پوشش دانشجویان عکس العمل نشان می‌دهد»؟ گفت: فکر می کنید ما نمی دانیم بعد از کلاس درس چه کارهایی انجام می‌دهید؟ فکر می‌کنید نمی‌دانیم که آرایش غلیظ می کنید و با لباس‌های آنچنانی کوتاه و چسبان که چشم هوسرانان را به خود جلب می کند به چهارباغ می روید و کارهای خلاف انجام می‌دهید. کمیته انظباطی این دخترهای خلاف کار را دعوت می کند و ارشادشان می کند. وی در ادامه گفت: ما برای شما چند دکتر روانشناس استخدام کرده‌ایم تا شما را کنترل روانی کنند چون شما از خانواده‌های خود دور هستید و ما موظف به حمایت از شما هستیم. رامشت در برابر اعتراض یکی از دانشجویان به این سخنان اظهار داشت: ببینید این دانشجو مشکل روانی دارد و اصلا دیوانه است. ظاهراً سخنان رامشت رییس دانشگاه اصفهان با اعتراض شدید دانشجویان همراه شده و تعداد زیادی از دانشجویان با شعار «رامشت استعفاء استعفاء» سخنان وی را قطع نمودند

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

انتقاد به قوانين مربوط به زنان:تنها چند روز پس ازآنکه آيت الله صانعي، ازروحانيون عالي رتبه درمصاحبه اي با تلويزيون اسپانيا درمورد لزوم تغيير قوانين زنان سخن گفت، هاشمي رفسنجاني نيز درسخناني تاکيد کرده که اصلاح موادي ازقانون مدني که زنان ايران را با پاره از مشکلات روبه رو کرده، ضروري است: "در حال حاضر عدم تطابق برخي قوانين با شرايط زماني احساس مي‌شود."سخنان هاشمي رفسنجاني درخصوص تغييرزنان درحالي مطرح مي شود که فعالان حوزه زنان که براي اصلاح چنين قوانين به صورت مسالمت آميز فعاليت مي کنند طي ماه هاي گذشته زير بارشديدترين فشارها براي متوقف کردن فعاليت هاي خود بوده اند. دستگيري گسترده زنان، تعطيل کردن برخي سازمان هاي غيردولتي به بهانه داشتن ارتباط با سازمان هاي خارج ازکشور، ممانعت از سفر برخي ازفعالان حوزه زنان براي شرکت در نشست هاي آموزشي وهمچنين احضارهاي گسترده که سامان فعاليت هاي روزانه بسياري ازاين افراد را به هم ريخته است، بخشي ازاين فشارها به شمار مي رود. رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام دليلي را که به عقيده وي تغيير بخشي ازقوانين مدني درحوزه زنان را ضروري مي کند، چنين بر شمرده است: "با توجه به درخشش خيره ‌كننده زنان ايران در عرصه آموزش، تحصيل، تحقيق و مديريت، احترام به حقوق زنان و رعايت شخصيت و شان بانوان مسلمان ايراني از جمله ضرورت‌هاي توسعه كشور است."هاشمي رفسنجاني تاکيد کرده است که "هر جامعه‌اي كه خود را از حضور، مشاركت و فعاليت نيمي از جمعيت توانمند خويش در عرصه‌هاي متنوع اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي محروم كند، نمي‌تواند از رشد و توسعه مناسبي برخوردار شود."نکته جالب توجه اين است که اظهارات ياد شده درديدارهاشمي با جمعي ازاعضاي احزاب مربوط به زنان اصول گرا زده شده است. پس از روي کارآمدن محمود احمدي نژاد درسال 1385، مرکز امورمشارکت زنان رياست جمهوري که نهادي وابسته به رياست جمهوري است وطي سالهاي گذشته، برنامه هاي گسترده اي براي تقويت سازمان هاي غيردولتي زنان، اشتغال زايي و به صحنه آوردن آنان درعرصه هاي مختلف را دنبال مي کرد به مرکز "زنان و خانواده" تبديل شد و عملا واحدهايي که موضوع مشارکت زنان را دردستور کارداشتند، مانند واحد سازمان هاي غيردولتي زنان، يا دربخش هاي ديگر ادغام شدند و يا اعتباراتشان به شدت کاهش پيداکرد. از آن زمان به بعد برخي ديگر از دستگاه هاي دولتي همچون وزارت ارشاد به بهانه منزلت دادن به خانواده، محدوديت هاي ديگري را در خصوص زنان و ساعات کار آنها ايجاد کردند. طي ماه هاي گذشته هم که زنان فعال درسازمان هاي غيردولتي درقالب چندين کمپين مدني، خواستار تغيير برخي قوانين تبعيض آميز عليه زنان هستند، عملا با خشونت دستگاه هاي امنيتي واطلاعاتي مواجه شده اند.هاشمي درادامه صحبت هاي خود موضوع دستيابي زنان به مناصب ومسئوليت هاي سياسي بالا را نيزمدنظر قرارداده واضافه کرده است: " افزايش حضور زنان در انتخابات شوراهاي شهر و روستا از اهميت بالايي برخوردار است و بانوان مي‌توانند با عملكرد مثبت خود در شوراها، مناصب و مسووليت‌هاي بالاتر سياسي، اجتماعي را به دست گرفته و جايگاه واقعي خود را به دست آورند."هاشمي رفسنجاني، تلاش‌هاي مستمر براي تغيير و تحولات فرهنگي و اجتماعي، اتخاذ اقدامات زيربنايي و ارائه آموزش‌هاي لازم به زنان براي وارد شدن در عرصه‌هاي مشروع را ضروري دانست و افزود: متشكل كردن گروه‌هاي زنان از طريق احزاب و تشكل‌هاي سياسي، يكي از راه‌هاي مهم حضور بيشتر بانوان در عرصه‌هاي سياسي است.آيت الله صانعي هفته پيش درگفت وگو با شبکه تلويزيوني اسپانيا درپاسخ به سوالي درخصوص تضييع حقوق زنان ومواردي همچون سنگسارطلاق وارث گفته بود: "بحث تضييع حقوق زنان، مربوط به امروز نيست بلکه از گذشته بوده است. در حقوق مدني هم هست که منشأ آن، افکار ديروز جامعه است که معتقدم امروز اين قانون بايد مطابق با افکار باز جامعه، تدوين و اصلاح شود."آيت الله صانعي درخصوص سنگساربه اين شبکه تلويزيوني گفته است: " اولا بايد دانست که رجم اختصاص به زن ندارد و مرد هم مجازات مي‌شود؛ اما دو نکته در اين خصوص قابل ذکر است؛ اول آن که مطابق يک نظر در فقه اسلام، اجراي حدود خاص دوران امام معصوم (عليه السلام) است و دوم اين که به آيين دادرسي سنگسار دقت بيشتري شود، چرا که آيين دادرسي آن، حسب اسلام، راه اثبات آن هيچ گاه تحقق پيدا نمي‌کند. زيرا اولاً يا افراد خاطي بايد آن قدر بي‌حيا شده باشند که همه افراد بي‌عفتي آنها را ببينند يا اين که 4 نفر به يک نحو عليه آنها شهادت بدهند و حتي اگر سه نفر شهادت بدهند يا 4 نفر به نحو متفاوت شهادت بدهند، وفق قانون، شهود را مجازات مي‌کنند و دوم اين که خود افراد خاطي به خاطر وجدان ديني و ملي خودشان 4 بار به جرمشان اقرار کنند که طبيعي است کمتر کسي يا هيچ کس چنين کاري نمي‌کند به علاوه اين که اگر چهار بار اقرار کردند، حاکم اين اختيار را دارد که آنها را ببخشد."او همچنين انحصاري نبودن حق طلاق براي مرد و موارد مربوط به بحث ديه و ارث را نيزمورد توجه قرارداده واضافه کرده است: "ملاحظه مي‌کنيد که قانون اسلام بر اساس آن‌چه بنده از اسلام برداشت مي‌کنم مشکلي ندارد، بلکه قانون فعلي دچار مشکل است.


دو فراکسيون عليه هيات رئيسه:نزديک دو سال بعد از روي کار آمدن دولت احمدي نژاد و در حالي که فراکسيون جناح راست مجلس عملا به چند بخش تقسيم شده و از موافقت يک پارچه از دولت خودداري مي کند، دخالت نايب رييس مجلس در يک راي و افشاي آن توسط نمايندگان، مجلس را به تشنيج کشيد و نمايندگان آماده استيضاح هيات رييسه شدند و در عين حال مي گفتند به ما بگوييد در کشور چه خبرست.در جلسه ديروز، در پي راي گيري در مورد تجميع انتخابات، محمد حسن سادات موسوي نماينده اصفهان با صداي بلند خطاب به محمدرضا با هنر ابراز داشت "اين راي‌گيري هم مخدوش است و هم مغشوش، چرا نمايندگان مجلس بايد شاهد باشند كه فردي از هيات رييسه مامور درست كردن راي بشود!؟ خودم شاهد بودم كه شما مشغول ايجاد هماهنگي‌هايي براي درست كردن راي بوديد." شنوندگان مجلس از راديو فرهنگ شنيدند که نمايندگان با صداي بلند معترضان به باهنر را تائيد مي کردند و اين چند دقيقه بعد از آن بود که حدادعادل از جلسه خارج شده و رياست را به باهنر سپرده بود و ناگزير شد دوباره برگردد. اما اين بار تابش رييس فراکسيون اصلاح طلبان و اميدوار رضائي با اخطارهاي پي در پي نظام نامه اي مانع از عبور از طرح تجميع انتخابات بودند.نحوه اعلام راي درباره مصوبه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مبني بر رد طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم باعث شكل‌گيري موجي از تذكرات نمايندگان در صحن علني شد تا جايي كه باهنر براي كنترل جلسه علني مجبور به صدا درآوردن زنگ اخطار شد. ديروز رد طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم به پيشنهاد كميسيون امنيت ملي به دنبال دوبار مخالفت شوراي نگهبان با اين مصوبه مجلس براي سومين بار در صحن علني به راي گذاشته شد.شروع جلسهدر آغاز جلسه كاظم جلالي مخبر كميسيون امنيت ملي در تشريح مصوبه كميسيون گفت: "حول و حوش اين طرح بسيار صحبت شده است. اولين بار كه در راستاي تجميع انتخابات مجلس و رياست جمهوري، مجلس اين پيشنهاد را مطرح كرد مصوب شد كه در راستاي تجميع در انتخابات مدتي از عمر رياست جمهوري نهم كاسته شود. اين امر به دليل مغايرت با قانون اساسي از سوي شوراي نگهبان رد شد، پس از آن نمايندگان تصميم گرفتند كه شش ماه به عمر مجلس هفتم بيفزايند و چهار ماه از عمر دولت نهم كاهش دهند تا انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم همزمان با هم برگزار شود كه باز هم شوراي نگهبان آن را مغاير با قانون اساسي دانست، بنابراين كميسيون امنيت ملي به اين نتيجه رسيد كه تجميع اين دو انتخابات معنادار نيست و تصميم به رد اين پيشنهاد گرفت." پس از سخنان مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي قدرت‌الله ايماني، عضو فراكسيون اصول‌گرايان در مخالفت با رد تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم گفت: "مهم‌ترين دليل براي تجميع دو انتخابات هزينه‌هاي اقتصادي-سياسي آن است چرا كه اگر براي برگزاري هر انتخابات 50 تا 100 ميليارد تومان هزينه كنيم به ازاي هر 20 ميليون تومان آن مي‌توانيم 10 هزار متر راه روستايي را آسفالت كنيم."نمايندهء خرم‌آباد ادامه داد: "از سوي ديگر در كشور برگزاري انتخابات به سريال تبديل شده و مردم بايد هر ساله تنش انتخابات را تجربه كنند و مسوولان نيز تا روشن شدن نتيجه انتخابات حوصله كاركردن ندارند و از طرف ديگر كارآمدي مجلس در صورت تجميع اين دو انتخابات است، چرا كه اگر اين طرح رد شود، مجلس آتي بايد يك سال و نيم از عمر خود را صرف همكاري با دولت قديمي بكند و يك سال ديگر صبر كند كه به كارش مسلط شود و يك سال هم طي مي‌شود تا با دولت تازه به كار آمده هماهنگ شود به اين ترتيب مجلس تنها شش ماه عمر مفيد خواهد داشت." پس از سخنان ايماني عوض حيدرپور، نمايندهء اصفهان درموافقت با رد اين طرح گفت: "اگر با نظر كميسيون موافقت كنيم به صلاح مجلس است چرا كه اين طرح مغاير با قانون اساسي است و در غير اين صورت يعني اصرار به مصوبهء فوق مجلس يا بايد بر اساس قانون اساسي يعني دستور مستقيم رهبري را داشته باشد و يا همه‌پرسي انجام دهيم كه در شرايط حاضر هيچ كدام ميسر نيست و علاوه بر آن مجمع تشخيص مصلحت نيز با آن موافقت نخواهد كرد." نمايندهء اصفهان ادامه داد: "جداي از اين موضوعات چگونه به اين سوال كه چرا عمر مجلس را براي خود يك سال اضافه كرديد بايد به جامعه پاسخ دهيم."راي گيري مخدوشپس از اظهارات موافقان و مخالفان با اعلام غلامعلي حداد عادل، رييس جلسه مجلس وارد راي شد و دقايقي بعد از آن رييس جلسه گفت: "از مجموع 213 نماينده حاضر 106 تن با طرح كميسيون موافقت كردند و اين طرح فقط به خاطر يك راي تصويب نشد."هنوز لحظاتي از اعلام رد طرح كميسيون امنيت ملي از سوي حداد عادل سپري نشده بود كه او متوجه اشاره محمدرضا باهنر شد و گفت: "آقاي باهنر نيز با نظر كميسيون موافقند پس با احتساب راي وي اين طرح به تصويب مي‌رسد و رسيدگي به طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم از دستور كار خارج مي‌شود." رييس مجلس اعلام كرد: "از باهنر مي‌خواهم رياست ادامه جلسه را برعهده بگيرد." همزمان با آغاز راي‌گيري محمد عليخاني، نماينده قزوين به صحن علني وارد شد كه حداد از او خواست به دليل پايان راي گيري، اعلام نظر نكند. سخنان حداد در جهت شكسته شدن راي اكثريت مجلس به اعتراضات پي‌درپي نمايندگان منجر شد. به اين ترتيب نمايندگان معترض پياپي تذكرات آيين‌نامه‌اي ايشان را خطاب به باهنر، نايب اول رييس مجلس اعلام كردند. سرآغاز اين تذكرات سخنان محمدرضا تابش رييس فراكسيون اقليت مجلس بود; وي خطاب به باهنر گفت: "اگر راي شما را اتخاذ كنيم بايد آقاي حداد يك عدد هم به كل نمايندگان راي دهنده اضافه كند كه در آن صورت عدد به 214 و 107 تغيير مي‌كند و اين به آن معناست كه طرح فوق تصويب نشده است." تذكر تابش باعث ايجاد موج اعتراض و هرج و مرج بين نمايندگان شد تا جايي كه باهنر براي برقراري نظم بر جلسه زنگ اخطار را به صدا درآورد.باهنر خطاب به معترضان گفت: "اين موضوع را بررسي مي‌كنيم." و خواست موضوع بعدي را در دستور کار قرار دهد اما محمدحسين سادات موسوي نماينده اصفهان نيز طي تذكر آيين‌نامه‌اي خطاب به رييس جلسه گفت: "اين اقدام مخالف قسم هيات‌رييسه براي اعمال قانون آيين‌نامه است، بنابراين اين راي‌گيري هم مخدوش است و هم مغشوش. اعتراض آقاي تابش صحيح است. ما پرينت حاضرين جلسه را گرفته‌ايم و شما (باهنر) عضو حاضرين مجلس نيستيد و به دليل اين‌كه كارت نزده‌ايد در اين پرينت غيبت خورده‌ايد، چرا مخالف آيين‌نامه عمل مي‌كنيد، چرا نمايندگان بايد شاهد باشند كه فردي از هيات رييسه، مامور درست كردن راي بشود، نمي‌خواهم بگويم فلاني مامور رايزني شد تا راي درست كند، خودم شاهد بودم شما مشغول ايجاد هماهنگي‌هايي براي درست كردن راي بوديد..."پرينت هابعد از تذكر سادات موسوي نظام مولا هويزه نماينده دشت آزادگان به انتقاد نمايندگان مبني بر مخدوش بودن راي اعتراض كرد و گفت: "افرادي كه از بيرون مذاكرات ما را مي‌شنوند، چه قضاوتي خواهند كرد؟" وي گفت: "آيا آن‌ها فكر نخواهند كرد كه تمامي راي‌گيري‌ها در مجلس مخدوش است؟" كه باهنر توضيح داد: "چون اين طرح اهميت ويژه‌اي بين نمايندگان و اين قدر حساسيت دارد، بنابراين هيات رييسه بررسي مي‌كند و اگر مخدوش بود مجددا راي‌گيري خواهيم كرد." در ادامه اميدوار رضايي نماينده مسجد سليمان به نحوه راي‌گيري دربارهء مصوبه كميسيون امنيت ملي اعتراض كرد و گفت: "در زمان راي‌گيري براي مصوبه كميسيون امنيت ملي محمد عليخاني وقتي وارد جلسه شد همه مي‌دانستيم راي ايشان منفي است اما حداد عادل همان موقع اعلام كرد كه ايشان نمي‌خواهد راي بدهد و راي‌گيري را پايان داد."نايب رييس فراكسيون وفاق و كارآمدي افزود: "از اتاق كنترل پرينت حاضران را گرفته‌ايم و عدد تابلو هم تعداد حاضران را 215 نفر نشان مي‌داد؛ چه‌طور محمد عليخاني دو نفر حساب شد و تعداد حاضران از سوي حداد عادل 213 نفر اعلام شد؛ اما راي شما (باهنر) كه در فهرست غايب بوده‌ايد- كه كارت نزده‌ايد- را به عنوان موافق اعلام كرده‌اند." اميدوار رضايي افزود: "روي تابلو عدد 215 يا 216 نشان داده شد اما حساب كردن حاضران با عدد 213 تخلف است و يك راي منفي را با مثبت جابه‌جا كرده‌ايد كه اين از بي‌طرفي به دور است." وي تاكيد كرد: "اين راي‌گيري كاملا مغشوش است و در چند مورد تخلف صورت گرفته است." در نهايت اعتراضات پي‌درپي جمعي از نمايندگان به عملكرد هيات رييسه سبب شد راي‌گيري درباره رد طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم براي دومين بار در دستور قرار گيرد و اين‌بار با 108 راي موافق و 191 راي مخالف از مجموع 208 راي، ماخوذه به تصويب نرسيده، پس از رد شدن اين طرح نمايندگان پيشنهادهاي خود را مطرح كردند اما به دليل پايان جلسه به نتيجه نرسيدند و چنانچه پيشنهاد جديدي در اين باره تصويب شود اين مصوبه به شوراي نگهبان ارسال مي‌شود و در غير اين صورت طرح بدون هيچ تغييري به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع مي‌شود.روزنامه سرمايه در اشاره به جنجالي که روزنامه هاي هوادار دولت هيچ خبري از آن نداده اند نوشته پيش از اين و در آغاز بررسي طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست دهم برخي از نمايندگان اعلام مي‌كردند كه نظر هاشمي‌رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اين طرح مجلس موافق است و خود وي موافقتش را در جلسه‌اي در ديدار با نمايندگان اعلام كرده است


محسن رضايي: احمدي ن‍ژاد نيروي دست ششم ماست:ارگان شوراي هماهنگي نيروهاي حزب الله نوشت: محسن رضايي كه در همايش "ايران 1404 از حرف تا عمل" كه توسط  سردبير روزنامه خراسان در مشهد برگزار شده بود، به بهانه انتقاد از عدم تحقق چشم‌انداز، به دكتر احمدي‌نژاد حمله كرد و گفت: مردم در انتخابات با راي خود اين مسير را اصلاح خواهند كردمحسن رضايي گفت: در مورد چشم‌انداز 20 ساله دولت احمدي‌نژاد بسيار بدتر از دولت خاتمي عمل‌ كرده است. من بسيار سعي كردم خودم را كنترل كنم. و الا اين‌جا بايد كلي حرفايي مي‌زدم كه همه‌اش نقد دولت بوداز محسن رضايي پرسيده شد؛ پس جريان حمايت خاص آقا از اين دولت چيست؟ رضايي مي‌گويد: چون اين‌ها نيروهاي انقلابند آقا از اين‌ها حمايت مي‌كنند.سوال‌كننده در جواب رضايي مي‌گويد: مگر آقا با كسي تعارف دارند، يا مي‌ترسند كه اگر كسي نيروي انقلاب باشد ولي در مورد چشم‌انداز بد عمل كند، تذكر ندهند؟جواب رضايي را ببينيد:اين‌ها نيروهاي دست شش ما هستند، احمدي‌نژاد، صادق محصولي، فتاح، اين‌ها نيروهاي دست شش هستند. در ضمن آقاي احمدي‌نژاد نهايتاً در حد استاندار بود. از او انتظار بيشتري نداشته باشيد. يكسري شتابزدگي‌ها هم به همين دليل است. آقاي هاشمي و آقاي خاتمي يك عمر در سياست و مسؤوليت بودند، اما ايشان نهايتاً استاندار يك استان بودند.آقاي احمدي‌نژاد دولتش الآن با دو مشكل مواجه است:
1. عدم كارآمدي 
2. مساله تورم و گراني
ايشان اول قبول نمي‌كردند و همه‌اش مي‌گفتند: اين‌ها غلط است، و اين‌ها كذب است. حالا ديگر قبول كردند.در جريان انجام چشم‌انداز با آمدن اين دولت ما دو سال عقب افتاديم و دولت و مجلس در اجراي چشم‌انداز كند عمل مي‌كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

تعیین نرخ دستمزد مداحان:حجت الاسلام مرتضوی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی چهارمحال و بختیاری گفت : مداحان استان 7 تا 10 برابر نرخ تعیین شده دستمزد می‌گیرند. وی در نشست تشکل‌های دینی استان از تعیین دستمزد و اجرایی شدن آن در تمام شهرستانهای این استان خبر داد. وی گفت: از این پس مداحان اهل بیت (ع ) برای اجرای برنامه در مراسم سوم هفتم و چهلم متوفیان و مجالس روضه و جشنها در هر ساعت فقط 80 هزار ریال دستمزد دریافت می‌کنند و این رقم برای مداحی در شب 60 هزار ریال تعیین شده است. رئیس سازمان تبلیغات اسلامی چهارمحال و بختیاری افزود: در این استان 350 مداح مرد و 270 مداح زن شناسایی شده است که در کلاسهای آموزشی شرکت می‌کنند. مرتضوی از سودجویی برخی مداحان اظهار ناخرسندی کرد و گفت: از نظر شرعی دریافت 500 تا 700 هزار ریال دستمزد برای مداحی در یک مجلس دو ساعته اشکال دارد.


ابراز نگرانی عفو بین الملل نسبت به وضعیت دانشجویان بازداشت شده :عفو بين الملل با انتشار بيانيه اي نگراني اين نهاد جهاني حقوق بشر را نسبت به وضعيت شش دانشجوي بازداشت شده دانشگاه امير كبير تهران ابراز داشت. در اين بيانيه آمده است: “شش نفر دانشجوي بازداشت شده دانشگاه اميركبير تهران (احمد قصابان، مقداد خليل پور، بابك زمانيان، پويا محموديان، مجيد توكلي، مجيد شيخ پور)، از جمله دانشجويان فعال در زمينه مطبوعات دانشجويي هستند، كه در زندان اوين نگهداري مي شوند و عفو بين الملل نگراني خود را نسبت به احتمال شكنجه و سوءرفتار با اين افراد را اعلام مي كند.” بيانيه مي افزايد: “احمد قصابان، مقداد خليل پور، پويا محموديان، مجيد توكلي و مجيد شيخ پور همگي مديرمسئول نشريات دانشجويي بوده‌اند كه به دليل مقالات كه مقامات اداري دانشگاه آنها را توهين به مقدسات اسلام مي دانستند، بازداشت شده اند. اين مقالات ظاهرا در تاريخ ۳۰آوريل در چند نشريه دانشجويي چاپ شده است. بر اساس گزارشها، احمد قصابان مدير مسئول نشريه «سحر» در تاريخ ۳ مي و مقداد خليل پور مسئول نشريه «آتيه» در ۷ مي بازداشت شدند. سه دانشجوي ديگر، يعني پويا محموديان مسئول نشريه «ريوار»، مجيد توكلي مدير مسئول نشريه «خط صفر» و مجيد شيخ پور مدير مسئول نشريه «سرخط» ۸ مي به دادگاه انقلاب احضار شدند و بعداز ظهر همان روز به دستور مقامات قضايي بازداشت شدند. ” عفو بين الملل تاکيد دارد: “گزارش شده است كه احمد قصابان در بند ۲۰۹ اوين، زنداني كه تحت كنترل وزارت اطلاعات است و از نظارت سازمان زندان ها خارج است، نگهداري مي شود. دانشجوي ديگر يعني بابك زمانيان، سخنگوي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير، ۲۵ آوريل بازداشت شده است و ظاهرا اتهام «اقدام عليه امنيت ملي» به او تفهيم شده است. گفته مي شود كه ممكن است دليل بازداشت او مصاحبه با راديوها و خبرگزاري‌هاي خارج از كشور باشد. وي پيش از اين نيز در مصاحبه هاي خود از ناراحتي‌هاي جسمي خود سخن گفته بود. وي نيز به بند ۲۰۹ اوين منتقل شده است.” عفو بين الملل در بخش ديگري از بيانيه خود آورده است كه : “پيش از اين نيز بارها چاپ مقالاتي در نشريات دانشجويي موجب بحران شده بوده و واكنش نهادهايي مانند بسيج كه دستورات خود را مستقيما از رهبري مي گيرند، را در پي داشته است. واكنش هايي كه به زد و خورد با دانشجويان در سطح دانشگاه كشيده شده است.در اين گزارش با اشاره به انتخاب برخي از دانشجويان بازداشت شده در تشكل دانشجويي دانشگاه گفته شده است كه اعضاي انجمن اسلامي و برخي از ناظران بيم آن داشتند كه با وجود بازداشت اين فعالان دانشجويي اين انتخابات برگزار نشود.” گزارش عفو بين الملل همچنين حادثه ۱۱ دسامبر دانشگاه پلي تكنيك كه طي آن دانشجويان اين دانشگاه به هنگام حضور محمود احمدي نژاد با شعار دادن، آتش زدن تصاويرش و همچنين هو كردن رييس جمهور مانع سخنراني وي شدند، را يادآوري مي كند. عفو بين الملل در پايان خواستار آزادي هرچه سريعتر اين دانشجويان و همچنين دسترسي آنان به وكيل و امكان ملاقات با اعضاي خانواده هاي شان و همچنين عدم هرگونه شكنجه و اعمال بدرفتاري شده است


روش جدید برای مبارزه با بدحجابی!:گفته می‌شود اخیرا در برخی از شهرهای بزرگ کشور، برخی افراد ناشناس با رفتار بسیار مؤدبانه به زوج‌هایی که شرایط ظاهری خانم آنها جزو مصادیق بدحجابی است نزدیک می‌شوند و طوماری که یک شاخه گل و نامه‌ای به آن الصاق شده که بر روی آن نوشته شده «محرمانه! فقط گلها بخوانند!» را به آن زوج تحویل می‌دهند.
متن این نامه به شرح زیر است:
بسم‌رب‌الزهرا
ای عزیز كه خداوند تو را به سرپرستی خانواده‌ات برگزید، غیرت و مردانگی را پیشه خود ساز تا به گروه مردان راه یابی و نیك بدان كه پوشیدگی زنان، تبلور غیرت مردان آنهاست. پس با مردانگی، پاسدار حجاب ناموس خویش باش، آن‌گونه كه غیرت تو را احساس كنند. امام صادق(ع) فرمود: خداوند غیور است و مردان غیرتمند را دوست دارد. ای عزیز، بدان نمایش جاذبه‌های جنسی بدن زن، تأثیر در جسم و جان و هورمون مردان بیگانه را به همراه دارد. پس مبادا با بی‌حجابی ناموسمان، در تولد اولاد دیگران سهیم باشیم كه شیطان نیز سهامدار آنها خواهد شد و پوشیدگی زن، پادزهر این نوع مشاركت است. ای عزیز، ویژگی‌های جسمی زن از اسرار و حجاب، حافظ اسرار زیبایی‌های زن است، پس نباید اسرار را بر نامحرمان افشا كنیم كه بر خود خیانت روا داشته‌ایم و خداوند، خیانت پیشگان را دوست ندارد.


احضار دکتر ابراهیم یزدی به دادگاه انقلاب :ابراهيم يزدي،‌‏ دبيركل نهضت آزادي ايران به معاونت امنيت دادسراي انقلاب تهران احضار شد. محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع ابراهيم يزدي با اعلام اين مطلب گفت: طي احضاريه‌‏اي كه براي ابراهيم يزدي، دبيركل نهضت آزادي ايران، ارسال شده است، بنده به همراه وي فردا در معاونت امنيت دادسراي انقلاب حضور خواهيم يافت. وي تصريح كرد: علت احضار موكلم در برگه احضاريه ذكر نشده است. دادخواه خاطرنشان كرد: اگر اتهامات موكلم همان اتهامات مطرح‌‏شده در شعبه 26 دادگاه انقلاب باشد، صلاحيت اضافه كه در قانون نيز پيش بيني شده است، ايجاب مي‌‏كند كه همان دادگاه به اين پرونده رسيدگي كند، هرچند ما به صلاحيت اين مرجع به دليل رعايت نكردن اصل 168 قانون اساسي كه طبق آن رسيدگي به محاكم سياسي و مطبوعاتي بايد از سه وجه «حضور هيات منصفه»، «علني بودن» و «برگزاري در محاكم عمومي» برخوردار باشد، ايراد داريم.
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حكايت شيرين "سعدي عليه الرحمه" در "گلستان" بسي عبرت آميز و زيباست و از دگر سو ، بي ارتباط با يادداشت زير نيست. او مي گويد: ناخوش آوازي به بانك بلند قرآن همي مي خواند ؛ صاحبدلي بر او بگذشت ؛ او را پرسيد: ايها القاري، تو را مشاهره چند است (ماهيانه براين قران خواندن چقدرت دهند )؟ گفت : هيچ ؛ به او گفت پس از چه رو مي خواني ؟ گفت : از بهر خدا مي خوانم  . گفت : از بهر خدا مخوان ؛ " گر تو قرآن بدين نمط خواني ،ببري رونق مسلماني" چندي است كه پاره اي خام دستان خامه به دست به بهانه و در جامه ي اصولگرايي و حامي رييس جمهور ، به جان انقلاب افتاده اند و با چنان كوته بيني ، چنين دراز دستي مي كنند و گذشته سياسي كشور را تيره و تار مي نمايند و فريادهاي معترضانه و در عين حال دلسوزانه را نمي شنوند كه مي گويد: حرمت شكني بس است، يا به قول سعدي: ببري رونق مسلماني"اين افسون و افسانه با ورود هاشمي رفسنجاني - به عنوان يكي از شخصيت هاي تاثير گذار انقلاب اسلامي - رنگ و بوي بيشتري يافته و اراده ي حذف او كه پيشتر در ايام انتخابات مجلس ششم در ذهن اصلاح طلبان تندرو بود ، نقد هاي تخريبگرانه اي را از پيشينه ي او موجب شد و چون پيشينه ي او به پيشينه ي انقلاب گره خورده است ، در اين ويرانگري بسياري از بن پاره ها و شالوده هاي انقلاب نيز آماج قرار گرفت ، حاصل اين همه شعبده آشفتن ذهن كساني است كه هنوز حافظه اي آكنده از ذهن انقلاب ندارند و نمي توانند ، سخنان پست و بلند را به درستي ارزيابي كنند.هميشه و طي ماههاي كه همسر سخنگوي دولت نويسنده شده و هر روزه مقالاتش در سايت هاي مختلف منتشر مي شد ، نگارنده گاه قصد پاسخ داشت اما به حدي نوشته هاي سخنگوي دولت سطحي .كودكانه ، سخيف ، بي سند و حاكي از عدم سواد كافي بود كه از خير آن گذشته و به مسائل مهم تر مي پرداختم ، اما اينك او ، همان نوشته هاي سخيفش را تند تر از پيش ادامه مي دهد و در صورت اعتراض متقابل ، ميزان توهمش به نهايت مي رسد و با آداب خاص خود مدعي مي شود كه "اين "حراميان" دزد "ضدانقلاب" صهيونيست "جاسوس" به صورت برنامه ريزي شده به من حمله مي كنند" و البته پاسخ معترضان را نمي شنود كه مي گويند "ظاهرا وزن سياسي خود را فراموش كرده اي؟ چه دليلي براي حمله آن هم به صورت برنامه ريزي به شماست؟"نوشته هايي چاپلوس مابانه ، جسارت آميز ، سخيف  ، زشت  ، بي پروا  ، بحث انگير و شبهه آفرين اين فرد كه از زمان ظهور ، زشت ترين كلمات واژه ها و القاب كوچه بازاري را به صحنه ي سياست ايران كشانده و همه بزرگان را با زشت ترين كلمات مورد انتقاد قرار داده و چندي است از او به عنوان "نويسنده حامي رييس جمهور و "همسر سخنگوي دولت" ياد مي شود ، مدت هاست كه فكر بسياري از بزرگان كشور را مخدوش ساخته و حتي باعث طرد وي از سوي پدر مرحومش شد.صرف نظر از آن كه امثال او - به ظن بسياري - از دايره پيروان امام خميني و انديشه هاي ديني بيرون كشيده و با تندروي و ترويج راديكال به تندخويي و هتك حرمت انقلاب و شخصيت هاي بر آمده از آن شهرت يافته ، ذكر چند نكته ضرروي مي رسد.
يكم: بي ترديد ، از آغاز دوره رياست جمهوري دكتر احمدي نژاد يكي از كساني كه بيش از بقيه خود را به "اوتاد" چسبانده و اداي بزرگان درآورده ، "به ظاهر نويسنده اي" ست كه البته مدعي ست پيش از پيروزي دكتر احمدي نژاد هم نويسنده بوده كه مواضعش هم براي همه آشنا بوده ! ، حال آنكه پيش از اين ، حتي كسي نام اين بانوي خوش ذوق و آداب را نشنيده بود  ، هر چند اينك نيز اگر نامي از او برده مي شود به بركت حضور شوهر وي بر منصب سخنگويي دولت است و لاغير.
دوم: اگر آقاي الهام - كه از او به عنوان شخصيتي سالم و مودب ياد مي شود - در مقام تكذيب يا رد اظهارات همسر خود برنيايد ، بايد به طور قطع به پرسش هاي جدي و اساسي پاسخ گويد و نسبت خود را با اصولگرايي مورد نظر رهبري  روشن سازد.
اين نكته به ويژه از آنجا اهميت مي يابد كه همسر سخنگوي دولت  ، كه چند صباحي است اندازه و قامت خود را از ياد برده و خويش را در ذيل برنامه ها و اهداف رييس جمهوري و اصولگرايي قرار مي دهد.

سوم: واقعيت آن است كه اين فرد فاقد اوليات سواد سياسي و اطلاعات كافي براي نويسندگي  ، بي آنكه ابزار و مقدمات آنچه را كه مي طلبد و يا مدعي آن است ، فراهم آورده باشد ، دچار توهماتي شده است كه چنين گستاخانه به خود اجازه مي دهد كه به تمامي ابعاد و اصول بزرگان انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي بتازد و جامه ي نيروي خودي و اصولگرا به تن كند و براي موهومات خويش  ، خودسرانه از كيسه ي آراي ميليوني ملت خرج كند و به كسي نيز حسابي پس ندهد . حال أنكه به تصور بسياري از كارشناسان،  اين فرد با چنين موضع گيري هايي ، يكي از عاملان اصلي حملات و انتقادات هر روزه به سوي دولت و شخص رييس جمهور است ، حراف هايي كه تصور مي كنند به خاطر پادويي در انتخابات رياست جمهوري اخير ، بايد در مورد هر چيزي نظر بدهند. واقعا بعيد مي دانم نظرات اين بانو هيچ تشابهي با نظرات مشخص آقاي احمدي نزاد داشته باشد.

چهارم: پنهان شدن در پس  الفاظ انقلابي و بازي با چند جمله پردازي از كساني چون همسر سخنگوي دولت با سطح سواد و تفكر سطحي ، نظريه پرداز و حتي نويسنده اي ساده نمي سازد ، گذشته و عملكرد نداشته ي او بسياري از همفكران معدودش كه امروزه بي محابا پايه هاي نظام را مورد يورش قرار ميدهند ، گوياتر از آن است كه بتوان پذيرفت بندبازي هاي او به قصد "اصلاح امور" "حفظ انقلاب" است.او كه خيره سرانه معتقد است از حمايت همه مردم ايران برخوردار است و براي همه صحبت مي كند ، بايد در برابر ملت پاسخ دهد كه بر چه اساس و با چه مجوزي ، اوهام و پندارهاي خويش را به ملت نسبت مي دهد.

پنجم: تاويل و تفسير به راي و برداشت هاي هدفمند و خود خواسته از حركت ملت در سوم تير ، چندان اين فرد را در توهمات كودكانه و بي ريشه ي خود غرق كرده كه به راحتي به خود اجازه مي دهد هر توهين و نسبت  زشتي را به هاشمي رفنسجاني و بزرگان نظام نسبت دهند و تا انجا پيش روند كه به مراجع معظم تقليد نيز توهين كنند ، نمونه اش اهانات و نسبت عبارات سخيف اين فرد به حضرت آيت الله صانعي است.
 ششم: يكي از كساني كه اين نويسنده ناشناس (همسر وزير دادگستري)، در مقالات خود هر باره مورد حمله قرار مي دهد ، آقاي هاشمي رفسنجاني است كه به گواه بزرگان نظام از جمله حضرت امام و رهبري انقلاب ، يكي از ستون هاي انقلاب و نظام تلقي مي شود نگارنده خود از منتقدان جدي سياست هاي آقاي هاشمي به شمار مي رود . چرا كه هيچ تاريخي تا آنجا كه تاريخ بشري است و مقدس نيست ، ادميان همه تردامن و خطا آلوده اند و "جايي كه برق عصمت بر آدم صفي زد/ ما را چگونه زبيد دعوي بي گناهي "
بر اين اساس هر تاريخي نقد پذير است ، تا نفد نشود ، در مرداب سكون خود راكد مي ماند و گنده مي شود ، نقد شدن ، نشانه ي زنده بودن است ، پديده اي كه نقد نشود ديگر از فعاليت و نفوذ بازمانده است، اما ان گاه كه حرمت و ادب در برخورد با بزرگان و حتي خطا كنندگان زير چكمه هاي تحجر له شود و از دايره نقد فراتر رفته و نفي را در بر گيرد ،  دفاع از شخصيت اين بزرگان ، وظيفه ي هر فرد با هر تفكر سياسي هست.. به واقع، كيست كه نداند حضرت امام (ره) و رهبري انقلاب  ، بارها و بارها از آقاي هاشمي به عنوان يك شخصيت بزرگ ياد كرده اند؟  كيست كه هاشمي رفسنجاني را به خاطر فرماندهي كل قوا در ايام دفاع مقدس قابل تمجيد نداند؟  كيست كه مشقت هاي هاشمي در ايام انقلاب ، زندان و شكنجه هاي بسيار را فراموش كرده باشد؟  اصلا كيست كه نقش تعيين كننده همين سرمايه ي اقتصادي آقاي رفسنجاني براي پيروزي انقلابي كه همين منتقدان كوتوله و اوباش سياسي امروز نانش را بيش از بقيه مي خورند و هر روزه كيسه ي خويش را گشادتر مي كنند نقش اصلي را رد كند؟

هفتم: سوال اصلي از دولتمردان، اين است كه آيا آنان هم از نوشته هاي همسر سخنگوي دولت در هتك حرمت بي سابقه به ستون هاي انقلاب را قبول دارند و با آن همراهي مي كنند يا خير؟  اگر پاسخ منفي است كه احيانا چنين نيز هستو چرا اين گونه سخنان كه از موضع حاميان دولت ابرازي مي شود ، برخوردي نميكنند؟  گروه ها ، جبهه ها و ازحابي كه به خاطر كوچكترين  مسئله اي بيانيه صادر مي كنند و مصاحبه هاي پرصدا راه مي اندازند چرا در قبال موضوعاتي - هر چند سخيف و بي سند - به ابراز نظر نمي پردازند؟

هشتم: امروز مسئولان كشور كه مردم ،انقلاب اسلامي ، و حفاظت از انديشه هاي امام خميني را به آنها سپرده اند ، بايستي در قبال مواضعي چنين بي پروا ، عكس العمل نشان دهند ، و موضع خود را نشان دهند و موضع خود را روشن نمايند كه آيا قرار است به نام اصولگرايي و حمايت از دولت و رييس جمهور ، انقلاب را دستخوش تغيير و تحريف قرار دهند يا آنكه برنامه و سياستي ديگر در پيش است. در اين ميان آنچه بيش از همه ضروري به نظر مي رسد تعريف دقيق پروزه اصولگرايي و  حامي دولت و شفاف كردن برنامه ها و سياست هاي آن است ، تا زماني كه اين وضعيت ، بي لجام و بي برنامه به تخريب بينياى هاي انقلاب اسلامي ادامه مي دهد ، اظهارنظر ها و مواضعي چنين ، دور از ذهن به نظر نمي رسد.

نهم: طي روزهاي اخير ، نيروي انتظامي در اقدامي قاطع ، اراذل و اوباش خيابان هاي شهر را جمع كرده و با آنان به شدت برخورد ميكند ، اين اتفاق البته باعث استقبال مردم نيز شده است ، تصور مي كنم لازم است بحث "برخورد با اراذل صحنه ي سياست" نيز در دستور كار ارگان هاي مرتبط قرار گيرد ، حتما مثمر ثمر و مورد استقبال مردم و اهالي سياست واقع خواهد شد.

مصطفي فقيهي
editor@entekhab.ir

+ نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 
+ نوشته شده در  جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط   | 

اين يادداشت را دكتر علي شريعتي پس از ديدن اپراي <توراندخت> اثر پوچيني كه در تالا‌ر رودكي تهران به سال 1350 اجرا شده، نوشته است. اين يادداشت را خانم دكتر فاطمه‌ هما سادات افسري در اختيارمان گذاشته است. او خود نيز مقدمه‌اي بر اين يادداشت نوشته است، با عنوان ديدار واپسين كه در واقع، شرحي است بر اين اپرا و چگونگي نوشته‌شدن اين يادداشت توسط دكتر علي شريعتي:
<در ملا‌زمت و معيت او، با تاكيد فراوانم بر لفظ: عجله كنيد... دير مي‌شود... <كلا‌مي كه بسيار بر او غريب مي‌نمود. چه او، خود اسوه‌اي از موخربودن در هر مجلسي بوده، ناآشنا و بيگانه با واژه تعجيل، تسريع و يا حضور به‌موقع در جمع... بالا‌خره توفيق حاصل آمد تا نظاره‌گر <توراندخت> ‌Turandot آخرين اثر پوچيني ‌Puccini‌، اپرايي از مكتب وريست ‌Veriste گرديم. > پوچيني، خود پيش از آنكه اپرا به اتمام رسد، درگذشت... داستان در شهر ‌Petlin اتفاق مي‌افتد، توراندخت در تمامي كشور اعلا‌م مي‌دارد كه تنها حاضر است با كسي كه جوابگوي معماهاي او باشد زناشويي كند، مشروط بر آنكه در صورت عاجزماندن از حل معماها، سر از تن او جدا كنند...> زيبايي زائدالوصف او مشتاقان بسياري را بدين سرنوشت مرگبار دچار آورد... ليك <خلف> اشراف‌زاده، به‌طور ناشناس داوطلب گرديد، تا بدين ماجرا پايان داده ليو كنيز خود از اين مشكل برآمده محلل معما مي‌گردد. توراندخت مغبون از اين موقعيت نزد خلف تبري مي‌جويد و خلف انصراف خود از ازدواج با او را منوط به تعيين هويت واقعي خود مي‌گرداند... فرمانبرداران <توراندخت> ليو ‌)Liu( را در همراهي با خلف ديده بودند، لذا براي تعيين هويت خلف، ليو (‌) Liu را شكنجه كردند كه در اين حال بناگه (‌) Liu خنجري را از دژخيمان ربوده در قلب خود فرو مي‌كند... باشد كه خلف را به مقصود رسانده باشد... توراندخت اعلا‌م مي‌دارد كه نام اين ناشناس را كشف كرده است و وقتي مي‌خواهد نام حقيقي او را بر زبان راند، مكث كرده مي‌گويد... نام او ... عشق است كه اين نام را هم‌اكنون از (‌) Liu ليو آموخته‌ام... آشناييم با او از احد آغاز گرديده بود... جنبه‌هاي معنايي و نمادين توراندخت <تداعي خاطري از صحنه> احد در ذهن او برانگيخت و به نگارش كلماتي چند از خزائن سخنش پرداخت، با اين تاكيد كه چون كركس‌هاي شكنجه‌گر و جگرخوار وجود نيمه‌اش را از پاي درخواهند آورد. اين حضور مي‌تواند واپسين ديدار باشد... چون احساس مي‌كنم كه اين <تكليف> را - هرچند نه‌چندان آسان - بايد انجام دهم و به نام يك معلم يا همكلا‌س، در اين دفتر - كه از آن من نيست - چيزي بنويسم، به اين نمي‌انديشم كه در نقش معلم شما حرف بزنم يا كسي كه با شما در يك كلا‌س و يك دوره درس خوانده است، آنچه هست و حقيقت دارد، اين است كه به هر حال <درسي> بوده است كه من و شما در آموختن آن شركت داشته‌ايم. اكنون كه به اين درس و اين دوره مي‌انديشم به شگفتي مي‌آيم كه آيا يك تصادف ساده بوده است كه اين دوره با <احد> آغاز شده بود و اكنون كه مي‌نويسم، آخرين كلا‌سش <رودكي> است؟ به ظاهر، ميان دره احد و تالا‌ر رودكي فاصله بسيار است. به فاصله <محمد> است و <پوچيني!> اما شباهتي كه ميان اين دو <دور از هم> وجود دارد و يا لا‌اقل من اينچنين احساس مي‌كنم - سخت تكان‌دهنده و تأمل‌آور است. در آنجا، حمزه كشته مي‌شود و در اينجا ليو، در آنجا حقيقت و انسانيت شكست مي‌خورد و در اينجا نيز هم! در آنجا اشرافيت پيروز مي‌شود و در اينجا نيز هم! آيا هند كه در پايان صحنه احد، سرشار توفيق، خود را در دامان ابوسفيان مي‌افكند، همان پوراندخت نيست كه در اينجا تكرار مي‌شود؟ چه بگويم؟ ميان نخستين درسي كه در اين دوره تحصيل، آموختيم و آخرين درس، يك نوع رابطه مرموز توصيف‌ناپذيري احساس مي‌كنم، دو پديده‌اي كه از هم بسيار دورند. يكي مذهب است و ديگري هنر، يكي جهاد است و ديگري بازي، يكي صحنه كوهستاني پيكار و ديگري صحنه زيباي اپرا، يكي... حمزه است: مرد حماسه و ايمان و ديگري ليو؛ زن اسارت و عشق! آري، راست است، فاصله بسيار است. 14 قرن دير و سه هزار كيلومتر دور و از يك پيغمبر تا يك هنرمند، با هم بيگانه! با اين همه نمي‌دانم! نمي‌دانم چرا من اين دو را اين همه همانند مي‌يابم؟ گويي كه اين دو تكرار يكديگرند! آنچه كه من اينجا آموختم، همان است كه شما آنجا آموختيد. آيا اين به خاطر آن است كه مذهب و هنر - كه اين همه از هم دور افتاده‌اند و با هم بيگانه - خويشاوند هم‌اند؟ آيا به خاطر آن است كه در اين جهان، چه بسيار بيگانه‌ها كه آشنايند و چه بسيار ناهمانندها كه همانند؟ آيا به خاطر آن است كه حقيقت تلخ زندگي؛ شكست انسان، شهادت ايمان و عشق، پيروزي خشونت و لذت - كه همواره راستي و مهر قرباني آن مي‌شوند - و نيز، كام همسفران توفيق و برخورداري از حيات - كه هميشه بر اجساد حمزه و ليو مي‌گذرند. همه جا جاري است، چه در دره، چه در تالا‌ر؟ يا... نه، به خاطر آن است كه هر كسي خود را همه جا مي‌جويد و... همه جا مي‌بيند، چه در دره جهاد، چه در تالا‌ر هنر! نمي‌دانم، اما مي‌دانم كه شباهتي كه ميان اين دو دور از هم، احساس مي‌كنم، سخت تكان‌دهنده و تأمل‌خيز است، ميان آن نخستين درسي كه در اين دوره، آموختيم و اين آخرين درس!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مگر نگفتيد نمي خواهيد به دانشجويان آسيبي برسد؟:جمعي از دانشجويان دانشگاه اميرکبير، با ارسال نامه اي سرگشاده به رييس جمهور، خواستار آزادي دوستان دربند خود شدند. اين نامه در شرايطي ارسال مي شود که 7 دانشجو (6 دانشجوي دانشگاه پلي تکنيک و زينب پيغمبر زاده از دانشگاه تهران) روزهاي دشواري را در بند 209 اوين سپري مي کنند، و احضارهاي دستجمعي دانشجويان فعال در سراسر کشور و احکام پي در پي تعليق از تحصيل و ممنوع الورود ساختن دانشجويان به دانشگاه ادامه دارد.طي هفته هاي اخير تقريبا روزي به پايان نرسيده مگر آنکه تجمعي اعتراضي در دانشگاهي شکل گرفته، دانشجويي تعليق شده و يا نشريه اي توقيف نشده باشد. روز گذشته خبري مبني بر احضار 35 دانشجوي دانشگاه زنجان به کميته انضباطي و روز پيشتر نيز خبر تعليق دو فعال دانشجويي در دانشگاه لرستان منتشر شد. از سوي ديگراحکام انضباطي 14 دانشجوي دانشگاه شهيد چمران اهواز صادر و يک دانشجوي ديگر پلي تکنيک نيز با محروميت از تحصيل مواجه شد. سه شنبه اين هفته همچنين دانشجويان معترض به لغو مجوز انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي با برپايي تجمعي در دانشکده ادبيات اين دانشگاه به نقض حقوق خود اعتراض کردند. در اين روز صدها تن از دانشجويان دانشگاه علامه در اعتراض به محدوديت هاي ايجاد شده براي فعالين دانشجويي و فشارهاي غير قانوني بر انجمن اسلامي در محل دانشکده ي ادبيات اين دانشگاه تجمع کردند و با شعارهاي «مرگ بر ديکتاتور»، رييس انتصابي- استعفااستعفا، رييس انتصابي – خجالت خجالت، فرمانده ي پادگان اين آخرين اخطار است، انجمن اسلامي آخرين سنگر آزاديست، انجمن اسلامي حمايتت مي کنيم اعتراض شديد خود را به رويه هاي غير قانوني مديريت دانشگاه علامه و وزارت علوم اعلام کردند. دراين تجمع "رشيد اسماعيلي" از فعالين دانشجويي که صحبت هايش را با اعلام همبستگي با دانشجويان اميرکبير آغاز کرد طي سخناني ضمن انتقاد شديد از شريعتي ريسس دانشگاه خطاب به وي و معاونينش گفت: "مگرشما چند سال رييس هستيد؟ فکر کرده ايد تا آخر عمر رييس مي مانيد؟ به گو.نه اي عمل نکنيد که پس از پايان دوره ي رياستتان ديگر در دانشگاه جايي براي شما نباشد.وي خطاب به شريعتي گفت: "اگر قرار باشد کسي از دانشگاه برود اين شما هستيد نه ما". اسماعيلي اضافه کرد: "دانشگاه جاي نوچه هاي مصباح يزدي نيست" وي همچنين با اشاره به اينکه منطق حاکميت منطق زور و قدرت است نه شرع و قانون و با بر شمرد اصولي ازقانون اساسي و موادي از اعلاميه ي جهاني حقوق بشر و قوانين موضوعه کليه ي اقدامات مديريت دانشگاه در محدود کردن فعاليتهاي دانشجويي وفعاليت انجمنهاي اسلامي را فاقد وجاهت قانوني دانست. از ديگر سو تجمات اعتراضي دانشجويان دانشگاه امير کبير که شش تن از اعضاي انجمن شان در بازداشت هستند، همچنان ادامه دارد. به گزارش خبرنامه اميرکبير، دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير نيز روز سه شنبه، براي سومين روز متوالي با در دست گرفتن عکس ۷ دانشجوي بازداشت شده در صحن دانشگاه، اعتراض خود را به فشارهاي وارده بر دانشجويان اين دانشگاه ابراز کردند. گفتني است اين اقدامات دانشجويان درحالي صورت مي گيرد که کنفرانس مکانيک کشور در اين دانشگاه در حال برگزاري است، و اعتراضات دانشجويان که با اين همايش همزمان شده است باعث عدم حضور و سخنراني رهايي، رئيس دانشگاه، در مراسم افتتاحيه کنفرانس شد. دکتر رهايي دفتر و کلاس هاي خود را از ابتداي هفته جاري به ساختماني خارج از دانشگاه منتقل نموده است. نامه به احمدي نژاددر واکنشي ديگر به تداوم بازداشت دانشجويان امير کبير، جمعي از دانشجويان دانشگاه اين دانشگاه پيرامون وضعيت دوستان دربندشان، به محمود احمدي‌نژاد رييس جمهوري نامه نوشتند. در اين نامه آمده است: "ادبيات چهار شب نامه موهن، ادبيات دانشجويي نيست. ادبيات شب نامه هاي لوگودار فوق‌العاده مستهجن و غيراخلاقي است و به هيچ عنوان نمي‌تواند از سوي دانشجويان صادر شده باشد. درج چنين مطالبي در نشريات دانشجويي هيچ وقت در تاريخ پلي تکنيک سابقه نداشته است. بعد از اين جريان، اين چهار تن همراه با تمامي دانشجويان پلي تكنيك مطالب نوشته شده در شب نامه‌ها را به شدت محكوم كرده و اعلام كردند كه هيچ اطلاعي از تهيه و پخش اين نشريات نداشته‌اند، اما متأسفانه چند روز بعد عاملان اين توطئه شوم به هدفشان رسيدند و با سوءاستفاده از احساسات مذهبي دانشجويان توانستند نوك پيكان اتهام را به سمت دانشجويان بي‌گناه پلي تکنيک تهران بگيرند و آنقدر بر اين موضع خود پافشاري كردند كه بالاخره پنج نفر از همكلاسي‌ها و دوستان ما همان‌هايي كه شما در روز ۲۰ آذر آنان را همچون فرزندان خود خوانده بوديد و گفته بوديد كه به آنان عشق مي‌ورزيد و هرگز دوست نداريد كه به آنان آسيبي برسد؛ در زندان اوين گرفتار شدند. اين در حالي است كه اساتيد و دانشجويان و حتي قوه قضاييه به اين جمع‌بندي رسيده بودند كه اين بي‌احترامي‌ها هرگز نمي‌تواند كار دانشجويان باشد. ما به عنوان هم دانشگاهيان و دوستان اين پنج نفر بعد از دستگيري آنان هر كاري كه مي‌توانستيم انجام داديم و دست به دامن هر مسوولي شديم تا دوستانمان را به خانه خود كه همان دانشگاه است بازگردانيم. اما متأسفانه هيچ جوابي نگرفتيم."نويسندگان اين بيانيه اظهار داشته‌اند: "فعالان نشرياتي پلي‌تکنيک همواره و در دوره‌ها و شرايط مختلف فعاليت داشته‌اند و هر حرف و نظر و انتقادي با هر شخص يا گروهي كه داشته‌اند؛ صادقانه و شجاعانه در نشريات خود مطرح كرده و پاي ميز نشريات خود ايستاده و آنها را بين دانشجويان پخش كرده‌اند و هيچگاه به ادبيات مستهجن روي نياورده‌اند. آقاي احمدي‌نژاد توجه داشته باشيد كه اين كار هيچ نفعي براي پنج دانشجوي زنداني نداشته و تنها باعث شده است كه گرفتار طوفان تهمت و افترا شوند؛ فحش و بي‌احترامي بشنوند؛ به زندان بيفتند؛ از درس و زندگي خود بازبمانند و بدتر از همه خانواده‌هايشان در شرايط روحي خوبي قرار نگيرند. ما با خانواده‌هاي اين عزيزان در ارتباط هستيم و به خوبي مي‌دانيم كه دوستان در بند ما همگي در خانواده‌هاي مذهبي و معتقد به دنيا آمده و پرورش يافته‌اند."در پايان اين نامه از احمدي نژاد خواسته شده که دستور آزادي دانشجويان زنداني را هر چه سريعتر صادر کند و در مورد وضعيت خانواده دانشجويان در بند آمده است: "بعد از دستگيري اين پنج نفر، خانواده‌هاي آنان هر روز چندين بار با ما تماس مي‌گيرند و از ما مي خواهند كه كاري بكنيم. دريغا كه تا امروز شرمنده اين عزيزان هستيم. آقاي احمدي‌نژاد شما خود پدر هستيد و خوب مي‌دانيد چنبن بحران بزرگي در يك خانواده چقدر سنگين و نابود كننده است. آقاي احمدي نژاد ما دانشجويان پلي تکنيک و نمايندگان خانواده‌هاي دوستان در بندمان از شما انتظار داريم كه به عنوان رييس جمهور و يك دانشگاهي شخصا دستور آزادي دوستان بي‌گناه ما را صادر کنيد."


بیش از ۵۵۰ امضا در اعتراض به بازداشت زینب پیغمبرزاده :بیش از 550تن از فعالان اجتماعی و حقوق زنان در اعتراض به ادامه بازداشت زینب پیغمبرزاده نامه ای امضا کردند .

در این نامه آمده است :

روز دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه زینب پیغمبرزاده، فعال حقوق زنان و خبرنگار صفحه زنان روزنامه سرمایه، مانند ٣۲ زن دیگری که در ۱٣ اسفند ماه ۱٣٨۵ دستگیر و با قرار کفالت یا وثیقه آزاد شده بودند، با در دست داشتن احضاریه کتبی (که روز ۱۵ اردیبهشت ماه ۱٣٨۶ به وی ابلاغ شده بود) برای تفهیم اتهام به دادگاه انقلاب مراجعه کرد، اما ظاهرا به خاطر عدم مراجعه با احضار تلفنی و درخواست احضاریه کتبی، به رغم داشتن کفالت، برایش قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی صادر شد، ولی به جای تماس با خانواده اش برای اخذ وثیقه، بلافاصله او را به زندان اوین منتقل کردند. اکنون زینب پیغمبرزاده در بند عمومی زندان اوین بسر می برد. در هفته اول بازداشت زینب، پدر و وکیل مدافع وی (نسیم غنوی) بارها به دادگاه مراجعه کردند اما از پذیرش وثیقه آزادی اش امتناع شد و حتا تقاضای پدر زینب برای ملاقات با وی و نیز ارسال لباس و داروهای قلبی اش به زندان بی پاسخ ماند. هم اکنون نیز هر بار به بهانه ای، از آزادی وی جلوگیری می شود. زینب پیغمبرزاده، عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و یکی از اعضای کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز است که پیش از این نیز در پاییز سال ۱٣٨۵ در حال جمع‌آوری امضا در مترو، دستگیر و به مدت ۵ روز در بازداشتگاه وزرا به سر برده است. بازداشت زینب پیغمبرزاده پس از صدور قرار وثیقه، بدون هیچ توضیحی به خانواده وی در مورد چگونگی صدور قرار بازداشت از یک سو، و نیز امتناع دادگاه از پذیرش وثیقه در هفته اول بازداشت او (با وجود صدور این قرار از همان ابتدا)، و از سوی دیگر تهدید زینب و خانواده اش به خاطر درخواست احضاریه کتبی، جملگی از نقض قوانین و ضوابط آیین دادرسی در روند رسیدگی به پرونده زینب حکایت می کند.
از این رو ما امضاء کنندگان ضمن ابراز نگرانی شدید خود از وضعیت سلامتی زینب پیغمبرزاده در بند عمومی زندان اوین، خواستار آزادی فوری وی هستیم.

اسامی به ترتیب حروف الفبا (براساس نام کوچک):
آذر عباسی / آرزو ترکتاز / آرش بیژن زاده / آرش عاشوری نیا / آرش غفوری / آزاده پورزند / آزاده ثبوت / آزاده خسروشاهی / آسیه امینی / آناهید رمضی / آیدا قجر / آیدین اخوان / آیدین فرنگی / آینده آزاد / آیه حسنی
ابراهیم مددی / ابوالفضل فلاح / ابوالقاسم ایرانی / احترام شادفر / احسان صلح جو / احسان صیامی / احسان محبوب / احمد بروغنی / احمد تقوائی / احمد نجات / ارژنگ شکرلو/ ارشیا نوری / اسد شقاقی / اسد مذنبی / اسماعیل صادقی / اسماعیل خویی / اعظم ابطحی / افرا شکرلو / اقبال مهاجرانی / اقدس چرونده / اقدس مرعشی / الناز انصاری / الناز ناطقی / الهام قیطانچی / الهه امانی / الهه موسوی / امیر امیرقلی / امیر راعی فرد / امیر منتظری / امیر موسی کاظمی / امیر یعقوبعلی / امید حبیبی نیا / امید معماریان / امیر عباس نخعی / امیر نیک پی / امیلی امرایی / امین احمدیان / امین آذربادگان / انور خامه ای / ایران باقری(آزاده) / ایرج کیا / اکبر عطری / ایمان ممبینی
بابک احمدی / بابک پاکزاد / بابک ابراهیمی / باقر عباسی / بتول پیشه ور / بلال مرادویسی / بهار نارنجی / بهاره میرزاحسین / بهاره بقایی / بهاره نوری / بهاره هدایت / بهجت حسینی / بهرام دزکی / بهروز خلیق / بهروز خوشباف / بهروز فدائی / بهروز گرانپایه / بهمن احمدی امویی / بهمن امینی / بهمن حمیدی / بهمن نیرومند / بهناز مهرانی / بهنام دارایی زاده / بیژن اقدسی / بیژن مشاور
پرتو نوری اعلا / پرستو الهیاری / پرستو دوکوهکی / پروانه وحیدمنش / پروشات شکرلو / پروین جلایی / پرویز شوکت / پروین اردلان / پروین دارابی / پروین ضرابی / پروین کریم زاده / پریا نعمتی / پریسا احمدیان / پریسا اسودی / پریسا شیبانی / پریسا قنادان / پریسا کاکایی / پریسا کریمی / پریسا مرعشی / پریسا هاشمی / پریناز اتابکی / پژمان خرسند / پژمان رحیمی / پویا پویایی / پویان سرداری / پیام ابوطالبی / پیام روشنفکر / پیمان سپهری رهنما / پیمان ملاز
تارا ابدالی / تارا نجد احمدی / ترانه امیرتیموری / ترانه بنی یعقوب / ترانه راد / تهمینه عباسی فر
جادی میرمیرانی / جاوید جاویدان / جعفر پناهی / جلال ایجادی / جلوه جواهری / جواد لگزیان / جواد موسوی خوزستانی / جوانه جواهری
حجت منتظری / حجت نارنجی / حدیث جاودانی / حسن جعفری / حسن درویش پور / حسن زارع زاده اردشیر / حسن زهتاب / حسن فاضل کاشانی / حسن نیکبخت / حسین اکبری / حسین پوررضا / حسین حردانی / حسین سرحدی زاده / حسین فراستخواه / حسین جاوید / حسین شهرابی / حسین ورجاوند / حمید بی آزار / حمیدرضا عسگری نژاد / حمید سرداری / حمید کوثری / حمیده ساعدی / حنیف یزدانی / حیدر برومند
خدیجه مقدم / خسرو باقری / خلیل امامی / خلیل مومنی
دارین داریوش / داریوش قلی زاده / داود محمدی / دلارام علی / دلبر توکلی
راحله عسگری زاده / رحیم صیامی / رضا شریفی / رضا صائمی / رضا عابد / رضا قاضی نوری / رضا مرادی اسپیلی / رضوان مقدم / رضوانه حقیری / رضی جعفرزاده / رکسانا ستایش / روجا بندری / روحی افسر / روزبه درنشان / روزبه کریمی زاده / روزبه میرابراهیمی / روزبه میرچرخچیان / روشنک زین العابدینی / روشنک قریشی / روشنک قیاسیان / رویا پاکزاد / رویا دیانت / رویا سلامتی / رویا صحرایی / رویا صفا / رویا طلوعی
زارا امجدیان / زری تبایی / زهرا ابراهیمی / زهرا بیگدلی / زهرا سرحدی زاده / زهرا صادقی / زهرا قنبری / زهره ارزنی / زهره صیامی / زیبا لاهیجی
ژیلا بشیری / ژیلا بنی یعقوب
ساچلی افلاکی / سارا اسمی زاده / سارا لقایی / سارا لقمانی / سارا محمدی / سارا کرمانیان / ساقی لقایی / سپیده قدرت / ستار امینی / ستاره سجادی / سجاد سالک / سجاد نیکنام / سحر ابونصر / سحر افاضلی / سحر رضا زاده / سحر سجادی / سحر مرانلو / سرور صاحبی / سعید شعبانی رکن وفا / سعید نیکویی / سعید عباسپور / سعیده علیپور / سما بابایی / سمیرا صدری / سمیه حسینی / سمیه فرید / سهراب حسنی / سهیل آصفی / سودابه سیرجانی / سوسن طهماسبی / سولماز شریف / سولماز صدقی / سیامک امینی / سیامک طاهری / سیاوش سعادتیان / سید افشین امیرشاهی / سید علی صالحی / سیف الله اکبری / سیمین بهبهانی / سیاوش عبقری / سیده سمانه موسوی / سیما شاخساری / سیمین مرعشی / سینا مالکی
شاپور مزارعی / شادی صدر / شایا شهوق / شعله شاهرخی / شهرام آقامیر / شهرام شیدایی / شهرزاد ارشدی / شهرنوش پارسی پور / شهره موحدی / شهریار شمس / شهلا انتصاری / شهلا شفیق / شهلا عبقری / شهلا فرید / شهلا لاهیجی / شهلا محسنی / شهلا مومبینی / شیرین اردلان / شیرین سعیدی / شیرین عبادی / شیوا نظرآهاری
صادق فقیرزاده / صادق نوابی / صادق کار / صبا طاهریان / صدیقه کشاورز / صنم دولتشاهی
طلعت تقی نیا / طیبه اخوان مقدم
عارفه الیاسی / عاطفه یوسفی / عالمتاج شیرازی / عباس حسینی / عباس مخبر / عبداله عرفان طلب / عسل اخوان عسل مهربانی / عشرت قلی پور / عطا نهایی / عطیه وحیدمنش / عفت ماهباز / عفت محبوب / علی امینی / علی پیر حسینلو / علی سنبلی / علی فایض پور / علی کلایی / علیرضا جباری / علیرضا کرمانی / علیرضا کیوانی نژاد / علی افشاری / علی اکبر خسروشاهی / علی اکبر موسوی / علی پورنقوی / علی صمد / علی عبدی / علی قلی زاده / علی مختاری / علی معظمی / علی نیکونسبتی / علی وفقی / علیرضا شبانی شجاعی / عمار ملکی / عنایت همایی
غزال ملوان / غلامرضا حسینیان
ف. تابان / فائزه اثنی عشری / فاطمه الله وردی / فاطمه امینی / فاطمه دهدشتی نیا / فاطمه سرحدی زاده / فاطمه شاه نظری / فاطمه نجاتی / فتانه عباسی فر / فتانه فراهانی / فتانه کیان ارثی / فخری حسینی / فخری شادفر / فراز یکیتا / فرانک فرید / فرخ نعمت پور / فرزاد فرحبخش / فرزانه آقایی پور / فرزانه آیینی / فرزانه راجی / فرزانه طاهری / فرزین شیرزادی / فرشاد شعبانی / فرشته جودکی / فرشته مولوی / فرشته نورایی / فرشته هاشمی / فرشین کاظمی نیا / فرناز سیفی / فرنوش امیرشاهی / فرهاد توانا / فرهاد داودی / فرهاد فرجاد / فرهاد فرهادی / فرهاد محرابی / فرود سیاوش پور / فروزان آصف / فروغ صلح جو / فروغ قره داغی / فریبرز رییس دانا / فریبا اسدی / فریبا داودی مهاجر / فریبا محمدی / فرید مصلحیان / فرید هاشمی / فریده اسدی / فریده پورعبدال / فریده رستمی / فریده غائب / فریده فرهی
قاسم دهقان
کاظم شکری / کامبیز سلطانین / کاوه داد / کاوه مظفری / کاوه کرمانشاهی / کاظم طاهری / کاظم فرج الهی / کافیه علیمرادی / کیومرث حکیم / کیوان صمیمی / کیوان مهرگان
گلبرگ باشی / گوهر شمیرانی / گیـلان نصیری / گیتا احمدی / گیسو جهانگیری
لیلا درخشان / لیلا اصلانی / لیلا انصاری / لیلا موری / لیلا نظری / لیلی پورزند / لیلی فرهادپور
مازیار سمیعی / ماندانا چترچی/ مانی حکیم / مجتبی فتحی / مجید تولّایی / مجید مددی / مجید ملکی / محبوبه حسین زاده / محبوبه محبی / محبوبه خوانساری / محبوبه عباسقلی زاده / محرم دولتشاهی / محسن اسدالهی / محسن حکیمی / محسن شمشیری / محسن فرجی / محسن مالجو / محمد آشور / محمد بهزادی / محمد حاجی زاده / محمد حسین مهرزاد / محمد رجبی / محمد رستمی / محمد رضوانیان / محمد رهبر / محمد زهرایی / محمد ملوان / محمد هاشمی / محمدرضا رحیمی راد / محمدرضا رضوی / محمدعلی بنی حسن / محمدعلی عمویی / مراد ویسی / مرتضی قوامی / مرتضی صادقی / مرجان توحیدی / مرجان رحیمی / مرجان نمازی / مرضیه بخشی زاده / مرضیه حقانی / مریم افشار / مریم ایزی / مریم رضایی / مریم محبوب / مریم موسی پور / مریم افشاری / مریم حسین زاده / مریم سطوت / مریم عظیمی / مریم فرخی / مریم مالک / مریم میرزا / مریم نجاتی / مریم کسایی / مژگان تقی نیا / مژگان ملکیان / مسعود باستانی / مسعود رجایی / مسعود عاشوری / مسعود کاظمیان / مصطفی تنها / مصطفی طاهری / مصطفی رضیئی / ملیحه رزازان / منصور اسانلو / منصور بهکیش / منصور حیات غیبی / منصور دریاباری / منصور قلی زاده / منصوره شجاعی / منصوره فتوره چی / منیژه گازرانی / منیره کاظمی / مهدی تاجیک / مهدی فخرزاده / مهدی عربشاهی / مهدی مجتهدی/ مهرانگیز کار / مهرداد درویش پور / مهرداد میرشمس شهشهانی / مهرزاد غنی پور / مهسا شکرلو / مهسا مهرداد / مهشید پگاهی سینا / مهشید راستی / مهناز اقدمی / مهناز بدیهیان / مهناز محرابی / مهناز محمدی / مهین خدیوی / مونا محمدزاده / مونیکا دالبی / میرمحمود یگانلی / مینا سری / میترا شجاعی / میرا قربانی فر / مینا ربیعی / مینا میرزاحسین
نادر اسدالهی / نادر حاج محسن / نادر ساده / ناهید موسوی / نازی اسکویی / ناصر اشجاری / ناصر زرافشان / ناصر نصرالهی / ناهید صفایی / ناهید توسلی / ناهید جعفری / ناهید خیرابی / ناهید نصرت / ناهید کشاورز / ناهید میرحاج / نجف رحیمی / نجمه آجربندیان / نرگس سرداری / نرگس طیبات / نزهت حافظی / نسرین طاعتیان / نسرین اردلان / نسرین افضلی / نسرین بهنار / نسرین ستوده / نسرین صمدی / نسیم بنی کمالی / نسیم سرابندی / نسیم عبدی دزفولی / نفیسه زارع کهن / نفیسه سعادتی / نگار انسان / نگار نهاوندی / نگین بهکام / نگین جهانگیری / نگین فیروزه ای / نورالدین پزشکی / نوشابه امیری / نوشین احمدی خراسانی / نوشین عابدی / نیلوفر رستمی / نیره توحیدی / نیلوفر انسان / نیلوفر گلکار / نیلوفر مهدیان / نیلوفر کشمیری / نیما قاسمی
هاجر حسین خواه / هادی عابدی / هاشم اکبریانی / هاله آگنج / هاله سلحشور / هانا دارابی / هدی توحیدی / هژیر پلاسچی / هستی خضروی / هلن وزیری / هما مداح / همت حافظی / هنگامه شهیدی
وجهیه خوش بین / وجیهه مقدم / وحید علیرضایی / وحیده مولایی / ولی رحیم زاده / وهاب انصاری / ویدا بیگلری / ویدا حاجبی / ویکتوریا آزاد
یاسر بهرامی / یاسمن تورنگ / یاسمن دادور / یداله نجفی / یوسف پژوم / یونس اورنگ خدیوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

نامه بسیج دانشجویی امیرکبیر به احمدی نژاد: خاضعانه دست شما را می بوسیم/ در صورت عدم انجام تکلیف از سوی مسئولان، حادثه ای سرخ خلق خواهیم کرد: بسيج دانشجويي دانشگاه اميركبير در نامه اي سرگشاده به دكتر احمدي نژاد، به شدت از عملكرد رياست اين دانشگاه و مسئولان وزارت علوم انتقاد كرده است در این نامه که توسط سایت اینترنتی رجانیوز متعلق به فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت منتشر شده است بسیج دانشجویی این دانشگاه تهدید کرده است در صورت عدم رسیدگی به مطالبات این تشکل در خصوص برخورد با دانشجویان ، بسیج خود حادثه ای سرخ خلق خواهد کرد  
بسم الله الرحمن الرحيم
رئيس جمهور مسلمان و متعهد، جناب آقاي احمدي‌نژاد
سلام عليكم
خود بهتر مي‌دانيد كه حمايت قاطع ملت ايران از شما در انتخابات تيرماه سال ٨٤ و برگزيدن شما به عنوان رئيس جمهور، ريشه در شعار متعالي شما با عنوان «دولت اسلامي» داشت. كساني كه از حوادث و رويكردهاي دو دهه‌ي اخير، بسيار رنجور و دلسرد شده بودند، با اين اميد به شما روي آوردند كه شما بتوانيد دوباره باورها و ارزش‌هاي اسلامي را در ايران حاكم گردانيد و “اسلام ناب محمدي(ص)” را معيار تصميم سازي هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي خود قرار بدهيد.ما دانشجويان دانشگاه اميركبير نيز با تكيه بر چنين پنداري، پاي به عرصه‌ نهاديم و هر چه در توان داشتيم، هزينه كرديم تا فردي كه حقيقتاً به دنبال تحقق احكام اسلام عزيز است در صدر قرار بگيرد. حال كه چنين شد، آحاد مردم و از جمله ما دانشجويان، به گونه‌اي جدّي انتظار داريم كه به آن شعارهاي درخشان و ايده‌هاي متعالي، جامه‌ي عمل پوشانيده شود . و البته در اين راه، توقع جهش و عملكرد شتابزده نداريم، اما... . اما متأسفانه حداقل در سطح دانشگاه‌ها، شاهد توقف و ركودي ملموس در زمينه‌ي تحقق مطالباتمان هستيم. تقريباً نيمي از فرصت شما سپري شده، اما دانشگاه‌ها همچنان در همان فضاي فرهنگي و سياسي نامناسب پيشين قرار دارند و تحولي به چشم نمي‌خورد!خرداد ماه سال گذشته را به ياد مي‌آوريد كه نامه‌ي مفصل خطاب به حضرتعالي نگاشتيم و در آن از وضعيت فرهنگي وخيم و مصيبت‌بار دانشگاه اميركبير سخن گفتيم؟! پاسخ نامه‌ي ما چه شد؟! خوب است بدانيد هواداران انجمن اسلامي سابق اين دانشگاه در پرتو مسامحه و سهل انگاري رياست دانشگاه و وزير علوم، جسارت افزون‌تر براي حمله به اسلام و مقدسات اسلام و نظام اسلامي يافتند و در حادثه‌ي اخير، قلب هر مسلماني را به آتش اهانت و هتاكي به اسلام گداختند! اين است حاصل عدم قاطعيت و ضعف مديريت! ديروز چنان شد و امروز چنين. فردا در انتظار حادثه اي اسفناك‌تر باشيد! پس از آن بي‌شرمي‌ها و هتاكي اين افراد در مراسم سخنراني شما در دانشگاه اميركبير، توصيه به ملايمت و ملاحظات نسبت به اين افراد كرديد. ما نيز در حد امكان، غضب و غيرت انقلابي خود را معيار كرديم و دردها و ناگفته‌ها در دل مصيبت‌زده‌ي خود انباشتيم، اما آيا امروز هم چنين رأفتي جايز است؟! آيا در قبال مقدسات اسلامي و بنيان‌هاي تفكر شيعي و نظام اسلامي مي‌توان تساهل به خرج داد؟! رسالت اصلي دولتمرد اسلامي، صيانت جانانه از حريم دين است و كوتاهي در اين‌باره، گناهي نابخشودني‌ست.اميدواريم از تندي لحن قلم ما نرنجيد، چرا كه از يك سو، ما از نزديك شاهد حوادث دلخراشي در طول سال‌هاي اخير بوده‌ايم و از سوي ديگر، از رهبرعزيزمان‌ـ حفظه‌الله ـ آموخته‌ايم كه در پاسخ طلبي از مسؤولان، با قاطعيت و جدّيت كامل رفتار كنيم.
رئيس جمهور عزيز، آقاي احمدي نژاد!
در دانشگاه اميركبير، ديگر امر مقدسي وجود ندارد كه به آن اهانت نشده باشد! نيروهاي ضدّ انقلاب وابسته به محافل بيگانه، همه‌ي خطوط قرمز را در جلوي ديدگان مسؤولان دانشگاه درنورديدند و سيلي هتاكي به صورت اسلام مظلوم نواختند! خداوند را استهزاء كردند! آياتي مشابه قرآن كريم نوشتند و در آن مضمون قرآن را تمسخر كردند! عصمت معصومين(ع) را انكار كردند! سياست از ديانت جدا انگاشتند! جمهوري اسلامي را حكومتي مستبد توصيف كردند! ولي فقيه را ديكتاتور خواندند! سخيف‌ترين اهانت هاي كلامي و رفتاري را نسبت به خواهران محجبه روا داشتند! به هر بهانه‌اي، در دانشگاه اغتشاش به‌پا كردند و با عربده‌كشي و جاهل‌مشربي، شيشه‌ها شكستند و فضيلت‌ها سوزانيدند! از برهنگان و بدحجابان در دانشگاه حمايت كردند و سنگ علي افشاري و ساير عناصر بيگانه‌پرست و خائن را به سينه زدند! و.... خود پاسخ بدهيد: آيا اين دانشگاه، اسلامي است؟! آيا در چنين دانشگاه ملتهبي مي‌توان در انديشه جنبش نرم‌افزاري و نهضت توليد علم بود؟! شما به عنوان عالي‌ترين مقام اجرايي كشور، موظف به اجراي انقلاب فرهنگي در دانشگاه‌ها و محقق ساختن دانشگاه اسلامي هستيد! تا به حال چه كرديد؟! اگر اينان تا ديروز، در لفافه و به صورت تلويحي اهانت مي‌كردند، امروز بي‌پرده و عريان مي‌نويسند و فضيلت‌ها و ارزش‌ها را به باد مي‌دهند! مي‌دانيد اين جسارت يافتن در هتاكي، ناشي از چيست؟! اگر شما اهل نشستن و نگريستن هستيد و تاب مي‌آوريد كه در ام القراي جهان اسلام، تيغ جفا بر سيماي اسلام بكشند و به ولي امر مسلمين جهان اهانت كنند، ما چنين نيستيم! اين نامه نيز آخرين نامه اي بود كه در اين‌باره به شما نگاشتيم. پس‌از اين، اندكي منتظر مي‌مانيم و مي نگريم كه شما چه مي‌كنيد. چنانچه به وظيفه‌ي اسلامي و انقلابي خود عمل كرديد، خاضعانه دست شما را مي‌بوسيم. اما اگر چنين نشد تاريخ، شهادت خواهد داد كه ما دانشجويان دانشگاه اميركبير در چارچوب قانون عمل كرديم و مسؤولان را نسبت به تكاليفشان آگاه ساختيم، آن‌گاه وارد ميدان شديم و همچون مولا‌يمان حسين بن علي(ع)، حادثه‌اي سرخ را خلق كرديم.در پيوست اين نامه، گزيده‌اي از مستندات تخلفات نشريات دانشجويي ضد انقلاب وابسته اين افراد، آمده است.
بسيج دانشجويي دانشگاه اميركبير


قوانين مربوط به زنان بايد اصلاح شود:آيت الله صانعي درگفت وگو با کانل ششم تلويزيون اسپانيا درپاسخ به سوالي درخصوص تضييع حقوق زنان ومواردي همچون سنگسارطلاق وارث گفت: "بحث تضييع حقوق زنان، مربوط به امروز نيست بلکه از گذشته بوده است. در حقوق مدني هم هست که منشأ آن، افکار ديروز جامعه است که معتقدم امروز اين قانون بايد مطابق با افکار باز جامعه، تدوين و اصلاح شود.تاکيد بر لزوم بازنگري قانون که در اين مصاحبه توسط آيت الله صانعي مطرح شده، مطالبه اصلي جنيش زنان ايران است که طي سال گذشته پيگيري آنها خشم مقامات امنيتي را برانگيخته وسرکوب بي سابقه اي را درقالب احضار، بازداشت، ممنوعيت ازسفر وتهديد وارعاب فعالان جامعه زنان به دنبال داشته است. فعالان اجتماعي که کمپين "قانون بدون سنگسار" و"جمع اوري امضا براي تغييرقوانين زنان" را هدايت مي کنند، طي ماه هاي گذشته زير بار بيشترين فشار نيروهاي امنيتي بوده اند.آيت الله صانعي درخصوص سنگساربه اين شبکه تلويزيوني گفته است: " اولا بايد دانست که رجم اختصاص به زن ندارد و مرد هم مجازات مي‌شود؛ اما دو نکته در اين خصوص قابل ذکر است؛ اول آن که مطابق يک نظر در فقه اسلام، اجراي حدود خاص دوران امام معصوم (عليه السلام) است و دوم اين که به آيين دادرسي سنگسار دقت بيشتري شود، چرا که آيين دادرسي آن، حسب اسلام، راه اثبات آن هيچ گاه تحقق پيدا نمي‌کند. زيرا اولاً يا افراد خاطي بايد آن قدر بي‌حيا شده باشند که همه افراد بي‌عفتي آنها را ببينند يا اين که 4 نفر به يک نحو عليه آنها شهادت بدهند و حتي اگر سه نفر شهادت بدهند يا 4 نفر به نحو متفاوت شهادت بدهند، وفق قانون، شهود را مجازات مي‌کنند و دوم اين که خود افراد خاطي به خاطر وجدان ديني و ملي خودشان 4 بار به جرمشان اقرار کنند که طبيعي است کمتر کسي يا هيچ کس چنين کاري نمي‌کند به علاوه اين که اگر چهار بار اقرار کردند، حاکم اين اختيار را دارد که آنها را ببخشد.او همچنين "انحصاري نبودن حق طلاق براي مرد و موارد مربوط به بحث ديه و ارث را نيزمورد توجه قرارداده واضافه کرده است: "ملاحظه مي‌کنيد که قانون اسلام بر اساس آن‌چه بنده از اسلام برداشت مي‌کنم مشکلي ندارد، بلکه قانون فعلي دچار مشکل است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط   | 

سعيد حجاريان در مقاله اي در همايش دولت مدرن در دانشگاه تهران، بعد از مدت ها سکوت بررسي تازه اي درباره وضعيت کشور ارائه داد و از جمله گفت مگر مي‌شود دولتي كه مشروعيتش را از مردم نگرفته و جيبش را هم از جاي ديگر پر كرده‌، به فكر افزايش درآمد سرانه مردم باشد تا شايد و احتمالاً پس از آن افزايش درآمد سرانه و به تبع آن كورسويي هم از دموكراسي پيدا شود؟ در بخش ديگري از مقاله مدير روزنامه تعطيل شده صبح امروز تاکيد شده که ايراني ها حتي ممکن است شهروندان خوبي براي دموکراسي نباشند اما به يقين زير علم ديکتاتوري هم سينه نخواهد زد.در بخشي از مقالهء سعيد حجاريان که خود نتوانست آن را به علت ضعف قرائت کند با عنوان «دولت مدرن و شرايط آن» شروط لازم دولت مدرن آمده است: نخستين شرط دولت قوهء نفاذ است. هماني كه انگليسي‌ها به آن مي‌گويند: penetration . قوهء نفاذ اعم از قوه مجريه است. بهترين برابري براي آن قلمرو است. قلمرو واژه‌اي است مركب، تشكيل شده از دو جزو: قلم و رو. قلم كه نماد فرمان است و رو هم از مصدر رفتن نماد حوزهء نفوذ. جايي كه قلم سلطان را تا آن‌جا مي‌خوانند و محترم مي‌دارند. شايد pen در penetration به همان معناي قلم در قلمرو باشد. قلمرو دولت را بايد دقيقاً شناخت; مثلاً ممكن است قلمرو شاه تا دروازه باب‌همايون بيش‌تر نباشد. اما ايران كجا و باب همايون كجا؟ در واقع شرط اول دولت اين است كه قلمرو دولت و مرزهاي سرزميني‌اش با هم منطبق باشند. در قسمت ديگري با عنوان "نوع نفوذ دولت در قلمرو" گفته شده: شرط دوم نوع نفاذ دولت است. كيفيت و چگونگي نفاذ هم مهم است. نفاذ يعني چه؟ نفاذ يعني توان سركوب عريان. مثلاً توان سركوبي كه قوهء قهريه دارد. اما دولت ابعاد مختلف هم دارد. به گفته حجاريان در بخش دولت و ايجاد رفاه: دولت بايد بتواند از هرم آبراهام مازلو كم كم بالا برود. يعني در مرتبهء نخست، امنيت و ايمني ايجاد كند. شرط لاينفك هر دولتي ايجاد امنيت در مقابل دشمنان خارجي بوده است. همچنين دولت بايد بتواند از هرج و مرج داخلي هم جلوگيري كند. در هرم مازلو پس از امنيت، به خوراك و پوشاك مي‌رسيم. يعني دولت بايد بتواند از احتكار، قحطي و مرگ‌ومير جلوگيري كند. دليل نظارت دقيق دولت‌ها بر واحدهاي مقياس و ميزان و خلوص سكه‌هاي ضرب شده و جلوگيري از ضرب سكه قلب، همين است. دولت بايد بتواند فضا و شرايط مناسب خريد و فروش را ايجاد كند. دولت بايد بتواند سرپناه براي مردم ايجاد كند. اين همان دولت رفاه و چتر تامين اجتماعي است. اگر دولت اين كارها را انجام داد مي‌توان گفت;خودش را مستقل نگه داشته است. به خصوص در دنياي رقابتي و عصر جهاني شدن. اگر وظيفه دولت در ايجاد امنيت در زمان جنگ و در مقابل دشمن خارجي است، در فضاي رقابتي و عصر جهاني شدن دولت بايد بتواند قابليت و زمينهء رقابت در داخل و خارج از كشور را فراهم كند. دولت از يك نگاه، يك سربازخانهء بزرگ است و از نگاه ديگر، يك بنگاه بزرگ. به گفته مشاور سابق توسعه سياسي رييس جمهور: نخستين شرط، مشروعيت دولت است و چگونگي كسب اين مشروعيت. يعني هم مهم است كه دولت مدرن مشروع باشد و هم مهم است كه اين مشروعيت چگونه كسب و از چه طريقي بيان شود. دولت‌هاي مدرن نمي‌توانند منبع مشروعيت را بر منابع سنتي استوار كنند: «منابعي مثل: خون، خاك، نسب، نژاد، حق الهي. كاريزما و نظاير اين‌ها.امروزه برخلاف ساليان پيش رواج انديشه قراردادگرايي از يكسو و گسترش امواج گوناگون دموكراسي از سوي ديگر باعث شده است كه حق حاكميت ملت‌ها به رسميت شناخته شود و البته حق حاكميتي كه برمبنايي دموكراتيك به منصه ظهور رسيده باشد.حجاريان سه خاستگاه براي دولت مدرن قائل شده. به گفته وي هگلي‌ها اعتقاد دارند روح مطلق در سير و سلوك خود از سه مرحله عبور مي‌كند: خانواده، جامعهء مدني و دولت. اگر تجميع قدرتي نباشد و اگر اين قدرت تجميع شده به انباشت و استمراري نرسد هر نوع توزيع قدرتي در واقع توزيع ضعف است. ضعف همان و هرج و مرج هم همان. قصه پرغصهء تاريخ ايران هم اينچنين است. همين كه دولتي ايجاد نشد تا قدرت را تجميع كند و استمرار بخشد; به همين دليل تاريخ ايران چيزي نيست جز ادوار پي‌درپي استبداد و هرج و مرج. دولت مطلقه در واقع مي‌خواهد با ميانبر زدن در تاريخ، عقب‌ماندگي‌ها را جبران كند; مثلاً در كشور‌هاي توسعه يافته، بورژوازي توسعهء صنعتي را ايجاد كرده است اما دولت مطلقه وقتي مي‌بيند بورژوازي و جامعهء مدني ضعيف است خودش آستين‌ها را بالا مي‌زند تا توسعهء صنعتي ايجاد كند. در اين بخش از سخنان خود حجاريان که بعد از سوء قصدي که توسط گروه هاي تندرو عليه وي صورت گرفته به دشواري سخن مي گويد و راه مي رود به شرايط روز پرداخته و گفت پس از روي كار آمدن دولت نهم و حتي قبل‌تر از آن، بعد از قضاياي مجلس هفتم و انتخابات بعدي در گوشه و كنار اردوي اصلاح طلبان زمزمه‌هايي به گوش مي‌رسد. زمزمه‌هايي كه معمولاً پشت نقاب انتقاد از پوپوليسم و دموكراسي پوپوليستي است اما در واقع همان حرف‌هاي قديمي است اندر باب اولويت توسعه بر دموكراسي يا نشان دادن اين‌كه با چه حدي از درآمد سرانه، چقدر دموكراسي مي‌توان داشت و اين‌كه تا توسعه صنعتي و خصوصي‌سازي در كشور محقق نشود، دموكراسي سرابي بيش نيست. به گفته وي مساله، محدود به سياسيون يا اقتصاديون نيست. روشنفكران هم گويا از تاريخ درس نگرفته‌اند.اين حرف‌ها، يعني اين‌كه فعلاً به توسعهء اقتصادي و افزايش درآمد سرانه فكر كنيم و دموكراسي را بگذاريم براي روز مبادا، حرف‌هاي جديدي نيستند.آقاي لئونارد پاي هم كه در زمان محمد رضا به ايران آمده بود توصيه اش به محمد رضا همين بود. مي‌گفت;دموكراسي مال درآمد سرانهء بالاي 6000دلار در سال است و شما فعلاً كاري با دموكراسي نداشته باشيد و بچسبيد به همان درآمد سرانه. درست است كه رابطه معناداري ميان توسعهء اقتصادي و دموكراسي وجود دارد اما اين رابطه به قول منطقيون ضروري نيست و الزاماً توسعه اقتصادي علت دموكراسي نيست. توسعه مي‌تواند محرك دموكراسي باشد و حتي تسهيل‌كننده آن، اما نمي‌توان اثبات كرد كه دموكراسي نمي‌آيد مگر بعد از توسعه اقتصادي و نمي‌توان اثبات كرد كه دموكراسي ضرورتاً مي‌آيد پس از توسعه اقتصادي. كشور‌هاي حاشيهء خليج فارس را با درآمد سرانه بالاي 25000 دلار نگاه كنيد. كدامشان دموكراسي دارد؟ كدامشان پارلمان و انتخابات و احزاب جدي و موثر دارد ؟ البته بايد ديد كه با مدافعان اين ايده تا كجا مي‌توان موافقت داشت و همدل بود؟ ما بايد خصال و ويژگي‌هاي پاتريمونيال دولت در ايران را از بين ببريم. در واقع نياز به يك پروژه پاتريمونيال‌زدايي داريم. حجاريان سپس از حضار سئوال کرد مگر مي‌شود دولتي كه مشروعيتش را از مردم نگرفته و جيبش را هم از جاي ديگر پر كرده‌، به فكر افزايش درآمد سرانه مردم باشد تا شايد و احتمالاً پس از آن افزايش درآمد سرانه و به تبع آن كورسويي هم از دموكراسي پيدا شود؟ اين خيال خام خود فريبي است و نعل وارونه.مردم ايران شايد هنوز شهروندان خوبي براي دموكراسي نباشند و مشتاقانه از يك فعاليت دراز آهنگ و طاقت‌فرساي اصلاح‌طلبانه براي دموكراتيك كردن دولت كاملاً و مستمراً حمايت نكنند، اما يقيناً زير علم ديكتاتوري هم سينه نخواهند زد

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ممنوعیت آستین کوتاه در ادارات دولتی؟:همزمان با ادامه طرح مبارزه با بدحجابی در کشور، شورای فرهنگ عمومی به ریاست حسین صفار هرندی وزیر ارشاد، دستورالعمل‌هایی جهت یکسان‌سازی مبارزه با بدحجابی به کلیه ادارات و نهادهای دولتی ابلاغ کرده است و بنابر اخبار رسیده به آفتاب، طرح عفاف در ادارات از این هفته آغاز شده استاین طرح که با نام «راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب» تدوین شده کارمندان کلیه سازمان‌ها، ادارات و بانک‌های دولتی را ملزم به رعایت دستورالعمل پوششی خاصی کرده است.
غاز برخورد با بدحجابی در ادارات [اینجا]
بنابر شنیده‌ها مردان کارمند در این نهادها و ادارات دولتی نمی‌توانند از لباس‌های آستین کوتاه، شلوارهای جین و یا کتان استفاده کنند و زنان نیز ملزم به استفاده از مانتوهای مشکی و بلند و شلوارهای سیاه پارچه‌ای شده‌اندیک منبع موثق همچنین از حضور نیروهای حراست در مقابل در ورودی برخی اداره‌ها و بانک‌ها جهت تذکر دادن به کارمندان بدحجاب خبر داد. گفتنی است این طرح تنها شامل پوشش و حجاب کارمندان نیست و قرار است تغییراتی در معماری داخلی سازمان‌ها و ادارات دولتی انجام شود به گونه‌ای که امکان اختلاط غیرضروری زنان و مردان در آن‌ها به حداقل برسد. مقامات مسئول تاکنون در این‌باره اظهارنظری نداشته‌اند.


همه سايت هاي رئيس جمهور:در حاليکه از اولين روزهاي گزينش محمود احمدي نژاد، کاربران اينترنت در ايران و همچنين سايت هاي خبري با مشکلات فراواني روبه رو شده اند، همه سايت هاي رئيس جمهور با استفاده از رانت هاي فراوان به کار گل آلود کردن آب هاي سياست در ايران براي بهره برداري نيروهاي بنيادگرا مشغولند. به اين سايت ها نگاهي انداخته ايم. به اين سايت نگاه کنيد: الفو به اين يکي: پايگاه جمعي عدالتخواهي اسلامياز اين آدرس ها زياد است. مثل خطي که دنبالش را بگيريم و برويم مي رسيم به دنياي عجيب و غريبي که در آن ديگر هيچکس، هيچکس را نمي شناسد؛ و ظاهرا بهتر است اوضاع "بلبشو" باشد. فصل مشترک همه اين سايت ها، نداشتن شناسنامه است: رجانيوز، عدالتخانه، الف، انصار نيوز، سپهر نيوز..... در بخش "درباره ما" در همه اين سايت ها مي توان جملاتي کلي پيدا کرد؛ مثل: "سايت خبري تحليلي سپهر با هدف اطلاع‌رساني در شبكه جهاني اينترنت راه اندازي شده است. سپهر ادعا نمي‌كند كه گامي‌نو در مسير اطلاع‌رساني است، اما سعي آن دارد تا بدون وابستگي به جريانات و جناح‌هاي سياسي، در اين عرصه فعال باشد. سپهر خود را به قوانين جمهوري اسلامي پايبند دانسته و در برابر مطالب منتشره خود پاسخ‌گو خواهد بود. سپهر دوستدار ايراني آباد، آزاد و سربلند است. سپهر دوست‌دار جوانگرايي در انديشه و عمل است، انديشه‌اي كه كوله‌بار تجربه پيشينيان را مدنظر داشته و با نيروي جوانان خلاق، آينده‌اي همراه با عدالت را ترسيم ‌كند. بي‌شك دست‌اندرکاران سپهر، نيازمند راهنمايي‌هاي شما عزيزان هستند. " اما نه بيش از اين. هر کدام هم خود را سخنران بخشي از جامعه ـ که اغلب پسوند اسلامي دارند ـ معرفي مي کنند: "انصار نيوز: پاپگاه خبري شوراي هماهنگي نيروهاي حزب الله" و يا: "پايگاه جمعي عدالتخواهي اسلامي" و.... اما همين عناوين نيز گاه از جانب نيروهاي خودي حزب الله نيز تکذيب شده اند: "در پي درج خبري با عنوان افتتاح خبرگزاري انصار حزب‌الله در رسانه‌ها، روابط عمومي انصار حزب‌الله انتساب سايت انصار نيوز (ansarnews. com) را به اين تشکل، تکذيب کرد. در اين تکذيبيه آمده است: 1ـ سايت مذكور به نام انصار بوده كه اشتباها به نام پايگاه اطلاع‌رساني انصار حزب‌الله ناميده شده است. 2ـ پايگاه اطلاع‌رساني انصار حزب‌الله به آدرس اينترنتي www. ansarehezbollah. com از اواسط سال 81 تاكنون فعال بوده و علاوه بر اخبار فعاليت‌هاي انصار حزب‌الله در شهرستان‌ها و معرفي انصار و خبر برگزاري راهپيمايي انصار حزب‌الله در تهران، برخي شماره‌هاي هفته‌نامه يالثارات نيز در آن منعكس شده است. خط مشي همه اين سايت ها، بر اين پايه ها استوار است: اتهام زني به روشنفکران دگر انديش ايران، دشمني با جناح هاي ديگر جمهوري اسلامي، تعريف و تمجيد از محمود احمدي نژاد، افشاي جاسوسان اسراييل و غرب در ايران، لزوم انقلاب فرهنگي، لزوم قلع و قمع مخالفان، تمجيد از سربازان گمنام امام زمان ـ ماموران اطلاعات موازي ـ دشمني با نشريات اصلاح طلب و غيرخودي، خصومت با اصلاح طلبي و اصلاح طلبان، تظاهرات مذهبي،..... و اخبار منابع اطلاعاتي ـ امنيتي، مانند اين: "شنيده‌ها‌ي خبرنگار سپهر به نقل از يک منبع عاليرتبه امنيتي حاکي از اين است که يک محفل سري در داخل کشور در جريان پرونده هسته اي اقدام به کارشکني‌ها‌ي خائنانه اي نموده است. "و يا: خبرگزاري الجزيره معروف است بصورت دونبش براي حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب فعال شده و مسئوليت تامين منابع مالي، كادر سازي و هدايت نيروهاي دوم خردادي را دراين حوزه بر عهده گرفته است. شايان ذكر است آقاي (ج. ش)پيش از اين در جريان هدايت رسانه اي شبكه هاي خبري خارجي در ناآرامي هاي اهواز نقش مهمي را ايفاء مي كرده است. در استان هرمزگان نيز هدايت و كنترل نيروهاي جريان دوم خرداد توسط (ع. ع) از مسئولان سابق استانداري هرمزگان در دولت گذشته، صورت مي گيرد. وي كه هم اكنون در يكي از وزارتخا نه ها دراستان تهران مشغوا بكار مي باشد توسط دوتن از مديران استانداري هرمزگان به نام هاي (پ)و(م)اهداف حزبي خود را دنبال مي نمايد. گفتني است(ع. ع)كه در زمان انتخابات رياست جمهوري مسئول تامين منابع مالي ستاد دكتر معين در استان هرمزگان را بر عهده داشته، چندي پيش تاكيد كرده بود كه گرچه من درتهران هستم ولي اداره استان هنوز با من است. گفتني است چندي پيش خبري در اين سايت منتشر شد كه از فعال شدن نيروهاي نفوذ كرده دوم خردادي در استان ها براي به چالش كشاندن مصوبات معقول دولت هشتم و نهم حكايت داشت.... "و همه اين سايت ها از ادبيات واحدي برخوردارند: ادبيات کيهاني. نمونه هايش را بخوانيم: "در حال حاضر که نگاه خودي و اصيل در تجلي يک انتخابات سياسي خود را به صحنه تصميم سازي نزديک کرده است. در اولين برنامه ها و گامهاي خود بايد نسبت به هرس و کندن علفهاي هرز و مزاحم اقدام کند"[رجانيوز]"پرونده‌ي هسته‌اي كشور به مثابه خط مقدم سياست خارجي جمهوري اسلامي، 2 سال در دست تجارديپلمات‌نماياني بوده كه يكي اهل رشوه و دزدي، ديگري سر در آخور بيگانه مشغول جاسوسي و ديگري... ؟ اين ماجرا هنوز روشن نيست كه خاتمه يافته يا دنباله‌داري دلخراش است..... دستگيري موسويان ترجمه روشني است از مجموعه تعفن آوري كه در زر ورق‌هاي خوش‌رنگ لزوم بازگشت به سياست هسته‌اي سابق، تعليق دوباره، پرهيز از ميل دادن كشور به سوي جنگ، تدبير با القاي بي‌تدبيري دولت نهم همه‌روزه روي دكه‌هاي روزنامه‌فروشي و برخي تريبون‌ها، كادوپيچ شده تحويل افكار عمومي مي‌شود..... "[انصار نيوز]يا اين يکي: "واقعا اگر دست بيگانگان در كار نبوده و نباشد، چرا يك عضو اصلاح‌طلبِ محكوم در نظام اسلامي، آشكارا بگويد: مردم از دولت‌هاي هاشمي و خاتمي استقبال مي‌كنند؟!"" رويداد شوم اهانت‌ چند نشريه دانشجويي دانشگاه اميركبير به ساحت پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آله و سلم و امير مؤمنان – كه درود خدا بر او باد – و... و نيز رذالت يك عنصر اصلاح‌طلب با تكيه بر جايگاه استادي، در دانشكده هنر دانشگاه تهران، از سلسله سناريوهاي اصلاح‌طلبانه، خبر مي‌دهد. به سخن روشن‌تر، فتنه‌گران و شياطين تشنه قدرت كه به هيچ روي دولت محبوب و اسلامي احمدي‌نژاد را برنمي‌تابند، با برنامه‌هاي از پيش تعيين‌شده، در راستاي اهداف امريكا به منظور بر هم زدن آرامش كشور، به تكاپو افتاده‌اند. اگر خبر ورود مخفيانه عطاء مهاجراني و ابراهيم نبوي به كشور درست باشد، مي‌توان آن را در كنار حركت پليد سايت اعتماد ملي وابسته به حزب اعتماد ملي در آماده‌سازي جريان دانشگاه اميركبير گذاشت و از آن نتيجه‌هاي مؤثر گرفت". و يا: "طبيعي است که اگر ملت ما، بويژه نخبگان فرهنگي و سياسي به شگرد هاي استکبار صهيونيستي توجه داشته باشند، نتيجه مي‌گيرند که دشمنان اسلام و جمهوري اسلامي ايران راهکارهاي مشخصي را مي توانند عليه منافع و مصالح ملي ما بکار بگيرند و امکانات خيلي زيادي در اختيار ندارند؛ حال با اين مقدمه اگر نگاهي بيافکنيم به تعدادي از روزنامه‌هاي داخلي که پيشاپيش همه‌ي آن‌ها روزنامه‌ي کارگزاران خودنمايي مي‌کند، با تعجب و تاسف مشاهده مي‌کنيم که گويا اراده‌ي اين چند روزنامه کاملا در اختيار صهيونيسم جهاني قرار گرفته و به مثابه بلندگوي استکبار صهيونيستي منتشر مي‌شوند. "و در آخرين قلمزني ها: "در تابستان امسال، رامين جهانبگلو به داشتن ارتباطات سياسي- امنيتي با فردي به نام هاله اسفندياري اعتراف کرده بود. وي اظهار داشته بود: در کانادا با خانمى به نام هاله اسفنديارى، از ضد انقلابيون ايرانى و داراى همسرى يهودي آشنا شدم و از سوى وى با نهادهاى خاصى در آمريکا ارتباط برقرار کردم و يک بورس در آمريکا به من واگذار شد تا در مورد روشنفکرى در ايران تحقيق کنم. هاله اسفندياري از اساتيد دانشگاه تهران پيش از انقلاب بود که پس از ازدواج با فردي يهودي به نام شائول بخاش به مذهب يهوديت گرويد. وي از اعضاي موثر لابي صهيونيست پيش از انقلاب در دربار پهلوي و به همراه شوهرش از بنيانگذاران روزنامه صهيونيستي آيندگان در تهران بوده اند. نکته جالب توجه اين که هاله اسفندياري پس از انقلاب نيز مدتي در ايران به سر مي برد اما با توقيف روزنامه آيندگان در مرداد 58 به اسرائيل گريخت.... "[رجانيوز]خلاصه اتهامات و نگاهي که اتفاقا برخي باز آنها را خط به خط مي توان در کيهان يافت و يا در نگاهي به تريبون هاي رنگارنگ مصباح يزدي، رهبر فکري آقاي محمود احمدي نژاد. نکته ديگر نويسندگان مشترکي است که در همه اين سايت ها حضور دارند: حسين شريعتمداري، رحيم ازغدي، فاطمه رجبي، دکتر محمد علي رامين.... و از همه مهم تر اسامي مستعاري که يا "بذرافکن" هستند و يا "روزي طلب". خلاصه آنکه آب را چنان گل کرده اند که "معجزه هزاره سوم" در اين شلوغ بازار از "خدمت" بازنماند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مصباح یزدی: یک دانشجو  یک دانشجو به من گفت "من در شما نور خدايى ديده ام"، مى خواستند دست ما را ببوسند :محمد تقی مصباح یزدی عضو مجلس خبرگان در خصوص سفرهای اخیر خارجی خود خاطراتی را منتشر ساخته است که در پی می خوانید:«اولين نكته اين است كه من قبل از اين كه بروم، باور نمى كردم چنين چيزهايى وجود داشته باشد. صحنه هايى بود كه نه بنده و نه آقاى ربانى و نه هيچ كس ديگر نمى تواند آن صحنه ها را درست مجسّم و منتقل نمايد; حتى اگر فيلمش را هم شما ببينيد درست نمى توانيد آن حالت خاصّ افراد را در اظهار محبّت، مجسّم كنيد; ما معمولاً با چند نوع از افراد در آن جا ملاقات داشتيم: رجال كليسا و رجال مذهبى; رجال دانشگاهى، غير مستقيم هم مصاحبه هاى راديو ـ تلويزيونى و مطبوعاتى و نيز ديدارهاى ديگر. يعنى دانشگاهى ها و هم رجال مذهبى حقيقتاً از ما استقبال كردند. مواردى را من با چشم خودم ديدم، كه اگر كسى قبل از آن براى من مى گفت باور نمى كردم. تصوّر كنيم كه يك كشيشى به قم آمده و به مدرسه فيضيه وارد شده است تا ملاقاتى با اساتيد مدرسه فيضيه داشته باشد، چه بهايى به آن مى دهيم؟ چقدر احترامش مى كنيم؟ اگر خيلى احترامش نمائيم يك نفر را به استقبالش مى فرستيم با يك چاى، پذيرايى مختصرى مى كنيم. اما شما تصوّر كنيد در كشورى بيگانه، معاون دانشگاه، همين كه اسم ما را بشنود، به استقبال ما در فرودگاه بشتابد، ما را به منزلش دعوت بكند، ماشينش را در اختيارمان بگذارد كه در رفت و آمد راحت باشيم، و جلساتى در دانشگاه برقرار نمايد تا ما سخنرانى كنيم. يك استاد مسيحى و معاون دانشگاه در مقابل يك روحانى ايرانى اين گونه برخورد مى كند. كاردينالى در سائوپائولو كنار من نشسته بود، دست مرا گرفته بود و فشار مى داد و دست ديگرش را روى قلبش گذاشته بود و مى گفت: «شما در قلب ما جاى داريد». مدتى دست مرا رها نمى كرد بعد هم به همراه ما بيرون آمد و تا هنگامى كه ما سوار ماشين شديم و رفتيم، همان جا ايستاده بود و اظهار محبت مى كرد. يا كشيش شهر بوئنس آيرس در جلسه اى كه ويژه شيعه ها بود و علويين آن را تشكيل داده بودند، شركت كرد و خيلى اظهار محبت مى كرد بعد هم با تلفن چند مرتبه جوياى حال ما شد كه ايشان كجا هستند؟ چه وقت مى آيند؟ من دلم مى خواهد يك بار ديگر ايشان را ببينم. آن اسقفى كه در مجمع اسقفهاى گوادلوپ سخنرانى كرد، مى گفت: ايمان واقعى در غرب وجود ندارد. مردم منطقه به ما اعتمادى ندارند. حرف ما رجال كليسا را گوش نمى دهند. اين شما هستيد كه هم ايمان واقعى داريد و هم توانستيد ايمان را با كشوردارى جمع كنيد. ما بايد بياييم آنجا و از شما ياد بگيريم. يك وقت، يك نفر به طور خصوصى، جايى صحبتى مى كند، اما او در جمع اسقفها چنين بيان مى كند، با چه انگيزه اى اين گونه صحبت مى كند؟ هيچ تفسيرى ندارد جز اين كه واقعاً اينها احساس مى كنند كه كليسا شكست خورده و نمى تواند براى احياى دين وايمان مردم و جلوگيرى از مفاسد اخلاقى كارى انجام بدهد، تنها اميدشان به اسلام است. البته نحوه برخورد ما هم طورى نبود كه آنها را ناراحت بكنيم، روى موضوعاتى تكيه مى كرديم كه مورد قبول آنها هم بود، دو اصل مبارزه با الحاد و مبارزه با فساد اخلاقى، تكيه كلام ما بود. آن قدر اظهار محبت مى كردند و گاهى آن قدر مرا در بغل مى فشردند كه باور كنيد من از دوستان خودم هم كمتر اين حالت را ديده ام. يك كشيشى در همين گوادلوپ بعد از آن كه مى خواستيم جدا شويم، آمد و اطراف كليسا را به ما نشان داد و گفت اجازه بدهيد من شما را بغل بگيرم. در حالى كه تلويزيون داشت فيلمبردارى مى كرد، با يك محبت و صميميتى مدتى مارا در بغل گرفت و مى گفت: «ما كارى از دستمان برنمى آيد، اين شما هستيد كه بايد پرچمدار توحيد و مبارزه با فساد اخلاقى و انحراف باشيد.» بنده شخصاً باور نمى كردم چنين منطقه اى در دنيا وجود داشته باشد كه نسبت به اسلام و جمهورى اسلامى ايران اين همه علاقه مند باشند، ولى با چشم خودم ديدم در آخرين شبى كه بوئنس آيرس بوديم، رئيس ديوان عالى استان بوئنس آيرس كه قبلاً رئيس دانشگاه آن جا بوده است و حالا هم استاد آن دانشگاه در رشته حقوق بود، از ما دعوت كرد كه درباره حقوق خانواده از ديدگاه اسلام در آن جا صحبت كنيم. سالن پر شد و هجوم مى آوردند، به گونه اى كه گفتند در را ببنديد كه ديگر همهمه نشود; بيشتر از 90 در صد شركت كنندگان هم خانمها، استادها و دانشجوها بودند. ما در باره حقوق خانواده از نظر اسلام صحبت كرديم، طبعاً مسائل اختلاف حقّ زن و مرد، ارث مرد و زن و چيزهايى از اين قبيل مطرح مى شد. خدا لطف كرد كه با يك بيانى و با يك مقدّمه اى شروع كرديم و به پايان رسانديم كه چند دقيقه كف ممتدّ زدند و اين استاد هم كه رئيس ديوان عالى استان بود كف مى زد. من چند دفعه خواهش كردم كه كافى است، مرا شرمنده نكنيد ولى تا چند دقيقه ادامه دادند. پيرمردى همان جا مرا بغل گرفت، معانقه كرد و يك ديپلم افتخارى هم آن جا امضا و به ما هديه كرد و آرزو مى كرد كه اى كاش شما يكى دو جلسه ديگر مى آمدى اين جا و سخنرانى مى كردى. مردم آن جا كه خيلى مردم روشن فكرى هستند، از آن جا كه يك روحانى را تا به حال نديده بودند، غالباً وقتى ما را مى ديدند مى ايستادند و مى خنديدند; همين هايى كه قبل از جلسه مى خنديدند، بعد از جلسه مى آمدند و مى خواستند دست ما را ببوسند. در آن جا هم دست دادن و بوسيدن و اينها خيلى رايج است، فرقى هم بين زن و مرد نيست. ما با زحمت بايد خودمان را كنار مى كشيديم و به گونه اى جدا كنيم كه خانم ها هجوم نياورند. در يكى از اين صحنه ها دختر دانشجويى با زحمت زيادى از لابه لاى جمعيت خودش را به جلو رساند، در مقابل من ايستاد، دست بلند مى كرد و به زبان اسپانيولى اجازه خواست، گفتم چه مى گويد؟ آقايان ترجمه كردند كه او مى گويد: «من نمى دانم چه بگويم، همين اندازه مى گويم كه خيلى از شما متشكرم». اظهار محبت كرد و رفت. نتيجه اى كه مى خواهم بگيرم دو نكته مهم است: يكى اين كه همه اين كارهايى را كه يك فهرست اجمالى از آن بيان شد، يك طلبه اى از قم انجام داده است، پانزده سال پيش، جناب آقاى ربّانى كه فارغ التحصيل مؤسسه در راه حق بودند، به آرژانتين رفتند و همه برنامه هايى كه در راستاى تبليغ اسلام انجام گرفته، به بركت فعاليتهاى ايشان بوده است. نه تنها در آرژانتين، بلكه در همه كشورهاى اسپانيولى زبان و حتى خود اسپانيا هم اين برنامه ها را گسترش داده اند. در اروپا هم طلبه هايى را تربيت كرده اند، و به شهرهاى مختلف فرستاده اند كه الان بعضى از آنها همين جا حضور دارند. اين همت يك طلبه است يعنى يك زمينه كارى است كه يك طلبه مى تواند در عالم انجام بدهد شما فكر مى كنيد ايشان يك قدرت استثنايى داشته است؟ خير، همّت و اخلاص است كه چنين صحنه ها و چنين بينشى را نسبت به اسلام و نسبت به جمهورى اسلامى به وجود آورده است. بنابر اين، اولين نكته اين است كه بدانيد هر كدام از شما مى توانيد اين كار را انجام دهيد، اگر همّت كنيد و اخلاص داشته باشيد، خدا هم كمك مى كند، بركت مى دهد به كارتان و قلب مقدس امام عصر از همه شما خوشحال مى شود. بدانيد كه اين كار از شما ساخته است; ادلُّ دليل على امكان شىء وقوعُه. دوم اين كه به اين زمينه پذيرشى كه در مردم جهان ـ چه در رجال مذهبى، چه در رجال دانشگاهى و چه در ساير مردم ـ پيدا شده است كه چقدر در اين مدت مسلمان شدند; مثلاً همين آقاى خوليانى كه يك جوان دانشگاهى است، كلاً پنج سال است كه مسلمان شده است; چند ماهى در خدمت آقاى ربانى بوده و مقدارى از معارف اسلامى را ياد گرفته است. الان در دانشگاه هاى كلمبيا و جاهاى ديگر از ايشان براى سخنرانى دعوت مى كنند و هر جلسه اى بيش از 100 دلار فقط حق سخنرانى به ايشان مى دهند. اين، يك چيز عادى نيست، او نبايد خودش را به مردم تحميل كند، بلكه دانشگاه ها از ايشان دعوت مى كنند و براى يك سخنرانى 100 دلار، 150 دلار يا 200 دلار، حق سخنرانى به ايشان مى پردازند. حالا چقدر معلومات دارد؟ در حدّ همين چند ماهى كه در خدمت آقاى ربانى بوده و مطالعات زيادى كه داشته است. جوانى فعال و يك منبع انرژى فشرده است، هر روز ما چانه مى زديم كه كم برنامه بگذار، ولى او مرتّب برنامه مى گذاشت، گاهى مى شد از صبح تا ظهر، چهار ـ پنج برنامه براى ما مى گذاشت; از مصاحبه راديويى گرفته تا ملاقات با نمايندگان مجلس، سخنرانى در دانشگاه، پرسش و پاسخ بود و... . مى گفت: اگر شما حاضر باشيد در 60 دانشگاه برايتان برنامه مى گذارم. در كوبا كه يك كشور ماركسيستى است، ده ها سال زحمت كشيده اند كه دين را به كلى از آن جامعه حذف كنند و خيلى هم موفق شدند، اما يك استاد دانشگاه دو مرتبه جلو من آمد، زانو زد، دست مرا بوسيد و گفت: «براى پدر و مادر من دعا كنيد! خواهش مى كنم يك قرآن اسپانيولى به من بدهيد!» او چه چيز از من مى خواست، ما چه داشتيم به وى بدهيم ـ آن هم در حضور معاون دانشگاه كه يك خانم ماركسيست بود و در مقابل اساتيد ديگر ـ آن قدر از اسلام و ايران تعريف كرد، آن گاه كه مى خواست از امام اسم ببرد، احساساتى شد ديگر نمى توانست خودش را كنترل كند و مى گفت درباره يك شخصيت معمايى و اسرارآميز مى خواهم تحقيق كنم. همه مقامات مختلف دانشگاهى و كليسايى به امام، به خاطر اين كه او را مظهر اخلاص مى دانستند، عشق مى ورزيدند و به خاطر او به اسلام علاقه مند شده بودند و در بين فرق اسلامى به تشيّع علاقه مند شده بودند، چون باور كرده بودند كه او براى خودش كار نمى كند. يك مسيحى و يك كاردينال وقتى اظهار محبت به امام بكند، اين را چگونه ما مى توانيم تفسير كنيم؟ شما تصور بكنيد، هيچ وقت يك آخوند حاضر مى شود از پاپ تعريف كند، عاشقانه صحبت بكند، اينها وظيفه من و شما را خيلى سنگين تر مى كند. جاهاى ديگر هم كم و بيش همين احساسات است، همين احساس نياز هست، اما حقيقت اين است من با اين كه به خيلى از كشورهاى دنيا رفته ام، هيچ جا اين صحنه ها را نديده بودم. مردمى هستند فطرى كه هر چه در دلشان هست خيلى صاف مى گويند; اگر چيزى را قبول دارند، مى گويند قبول داريم و اگر قبول ندارند، مى گويند قبول نداريم. شما تصورش را نمى توانيد بكنيد كه زنهاى آن جا چه تصورى از زندگى دارند، اصلاً اگر بگوييم كنار دريا نرويد، گويا گفته ايم كه در جهنم باشيد و اگر اين آزادى هاى دوستانه بين دختر و پسر نباشد، انگار زندگى برايشان جهنم مى شود، امّا وقتى درباره همين مسائل با ايشان صحبت مى كرديم و از اين مسائل انتقاد و آن را محكوم مى كرديم، براى ما كف مى زدند و اظهار محبت مى كردند. يك دانشجوى مسيحى با يك دانشجوى يهودى، در همان سخنرانى گوادلوپ، جلو آمدند. اول دانشجوى يهودى مقدارى صحبت كرد. بعد، آن دانشجوى مسيحى گفت: «كه من براى شما تملق نمى گويم; چرا كه هيچ انگيزه اى براى تملّق گويى ندارم، ولى در اين دو شب كه شما در كالج صحبت كرديد من در شما نور خدايى ديده ام». از اين تعبيرات زياد بود، حتى كشيشها و اسقفها مى گفتند: «خدا شما را براى احياى دينش، بدين جا فرستاده است.» به هر حال غرض از اين عرايض، فقط ابلاغ پيامى بود كه از اين سفر دريافت كرده بودم تا بدانيم اسلام چيست؟ اولاً قدرش را بدانيم و ثانياً آگاه باشيم كه چقدر زمينه فعاليت وجود دارد و چه تكاليف بزرگى بر دوشمان مى باشد.»


دیدار اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با مراجع تقلید :اعضاي شوراي مركزي اتحاديه انجمن‌‏هاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور (دفتر تحكيم وحدت) با مراجع تقليد ديدار و گفت‌‏وگو كردند. اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با حضور در بيوت آيات عظام حسينعلي منتظري، يوسف صانعي، سيدصادق حسيني شيرازي و محمد صادقي تهراني، ضمن ارائه گزارشي از وضعيت دانشگاه‌‏هاي كشور، نظرات ايشان را در خصوص وقايع اخير دانشگاه‌‏ها جويا شدند. اعضاي شورا مركزي اين اتحاديه در اين جلسات با بيان اينكه در روزهاي گذشته ما شاهد آن بوديم كه گروهي با جعل عنوان نشريات دانشجويي در دانشگاه اميركبير كوشيدند احساسات مذهبي مردم را تحريك كنند و به اين وسيله زمينه حذف مخالفان خود را فراهم آورند. از سوي ديگر شاهد آن بوديم كه در دانشگاه تهران گروهي مساله برخورد اشتباه يك استاد با يك دانشجوي دختر را بزرگ‌‏نمايي نموده و دانشگاه را سياه‌‏پوش كردند اما همين افراد در مورد سوءاستفاده از پرونده يك دانشجوي دختر و تحت فشار قرار دادن وي در دانشگاه كرمانشاه و تعرض به محل مطالعه و استراحت دختران در دانشگاه اميركبير كه توسط مسوولين دولتي صورت گرفت، سكوت كردند. درادامه اين ديدار، اعضاي شوراي مركزي دفتر دفتر تحكيم وحدت تصريح كردند: به نظر مي‌‏رسد مسوولان دولتي كه با بحران‌‏هاي گوناگوني به دليل سوءتدبيرشان مواجه هستند و قادر به برآورده كردن خواسته‌‏هاي مردم نيستند، تنها مي‌‏كوشند مخالفان خود را ساكت يا حذف كنند و در اين ميان از احساسات مذهبي مردم سوءاستفاده مي‌‏كنند. اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اشاره به مسائل فوق نسبت به روند رو به گسترش استفاده ابزاري و دوگانه از اسلام و همچنين سوءاستفاده از اسلام در جهت حذف منتقدان در دانشگاه توسط مسوولان دولت و برخي گروه‌‏ها انتقاد كرده، خواستار واكنش مراجع در اين خصوص شدند.
آيت‌‏الله منتظري: در برابر فشارهاي ناحق صبر و استقامت پيشه كنيد آيت‌‏الله منتظري در ديدار با دانشجويان با اشاره به سخنان مقامات ارشد كشور در خصوص تكريم دانشجويان و جوانان گفت: متاسفانه با وجودي كه مسوولان رده بالاي كشور دانشجويان را چشم و چراغ مملكت مي‌‏نامند اما از سوي ديگر در دانشگاه‌‏ها دانشجويان را ستاره‌‏دار مي‌‏كنند، با آنها برخوردهاي شديدي مي‌‏كنند و آنها را به زندان مي‌‏افكنند. اين مرجع تقليد با قرائت آياتي از سوره والعصر براي دانشجويان، ادامه دادند: خداوند در قرآن افراد با ايمان را توصيه مي‌‏كند تا پشتيبان حق باشند و شما به دليل پشتيباني از حق تحت فشار هستيد و خداوند در همين سوره توصيه مي‌‏كند كه صبر و استقامت پيشه كنيد. وي با تشكر از دانشجويان به دليل احساس مسووليت در برابر مشكلات جامعه، گفت: در گفتار و رفتارتان خودسانسوري نكنيد اما از حركات تند و افراطي نيز بپرهيزيد. آيت‌‏الله منتظري با اشاره به بازداشت و زنداني شدن دانشجويان، گفت: مرحوم آيت‌‏الله خميني معتقد بود كه زندان محل انسان‌‏سازي است و من هم همين اعتقاد را دارم. زندان براي دانشجويان در واقع زنده‌‏دان است چرا كه زندان جاي افراد زنده است و نه افراد بي‌‏تفاوت يا چاپلوس. وي همچنين بر ديدگاه شرعي خود در خصوص ماجراي انتشار نشريات موهن در دانشگاه اميركبير تاكيد كرد كه به شرح زير است: با توجه به اينكه در رسانه‌ها آمده است كه مسوولان نشريه‌هاي مذكور رسما اعلان كرده‌اند كه آنان (دانشجويان) اين مطالب را چاپ نكرده‌اند و آنها را انكار مي‌كنند، انكار آنان شرعا مسموع است. آيت‌‏الله صانعي: مردم در انتخابات خبرگان عدم اقبال به متحجران را نشان دادند آيت‌‏الله يوسفعلي صانعي نيز در ديدار با دانشجويان گفت: ارتباط دانشجويان با مراجع تقليد و همچنين علاقه جوانان به نظرات فقهي منتشره در كتب و سايت‌‏هاي اينترنتي نشان از آن دارد كه دين الهي علي‌‏رغم تمامي مشكلات رو به گسترش است. اين مرجع تقليد در خصوص حوادث دانشگاه اميركبير گفت: آنگونه كه شما نقل مي‌‏كنيد نمي‌‏توان كساني را كه خود منكر انتشار آن مطالب موهن هستند، به زور مجبور به پذيرفتن مسووليت اين مطالب ساخت. آيت‌‏الله صانعي با توصيه دانشجويان به آرامش و صبر افزود: آنچه مسلم است آن است كه بحران‌‏ها و ظلم‌‏ها، مقطعي و زودگذر خواهد بود. وي اسلام را دين رحمت دانست و با اشاره به آياتي از قرآن، گفت: خداوند از پيامبر(ص) مي‌‏خواهد كه بر امت خود آسان بگيرد و اين همان دين محمدي است كه خداوند بر حضرت محمد نازل ساخته است. اين مرجع تقليد همچنين با اشاره به فرازهايي از زندگي پيامبر اكرم، برخورد حسنه با مردم و توجه خاص به امورات آنها را از ويژگي‌‏هاي بارز رفتار پيامبر(ص) برشمرد و افزود: در برخوردهاي گوناگون همواره رفتار پيامبر(ص) به‌‏گونه‌‏اي بود كه شخصيت و شان افراد حفظ شود. آيت‌‏الله صانعي در پاسخ به سخنان دانشجويان مبني بر استفاده ابزاري از دين، گفت: قدرت طغيان‌‏آور است و اصحاب قدرت در همه دوران‌‏ها و زمان‌‏ها در اين جهت حركت كرده‌‏اند اما آنچه مد نظر امام خميني(سلام عليه) بنيانگذار جمهوري اسلامي بود و در زمان ايشان نيز اجرا مي شد، عدم استفاده ابزاري از دين و برخوردهاي تحجرآميز به نام اسلام بود. وي تاكيد كرد: حاكمان همواره به دنبال به دست آوردن حب مردم هستند بنابراين بايد حقايق را بيان كرد و چون حاكمان مي‌‏كوشيند حب مردم را به دست آورند و مي‌‏بينند مردم برخوردهاي نادرست را نمي‌‏پسندند، مجبور به اصلاح رفتار خود خواهند شد. اين مرجع تقليد با اشاره به نتايج انتخابات خبرگان، گفت: نتايج اين انتخابات نشان از هوشياري مردم بود و در اين انتخابات مردم در عمل عدم اقبال خود را به جريانات متحجري كه با صرف هزينه‌‏هاي بسيار درصدد قدرت گرفتن بودند، نشان دادند.
آيت‌‏الله سيدصادق حسيني شيرازي: دانشجويان اسلام حقيقي را عرضه كنند آيت‌‏الله سيدصادق حسيني شيرازي نيز در ديدار با دانشجويان عضو دفتر تحكيم وحدت در پاسخ به انتقادات دانشجويان در خصوص استفاده ابزاري و دوگانه از دين، گفت: بر طبق روايات روزي خواهد آمد كه از اسلام محمد(ص) جز نامي باقي نخواهد ماند و امروز اگر آن روز نباشد، بي‌‏شك در وضعيت مطلوبي نيز نيستيم. اين شرايط خطير است كه لزوم كوشش بيشتر براي ارائه چهره واقعي اسلام را به ما يادآور مي‌‏شود.اين مرجع تقليد اسلام واقعي را به طلا و اسلام غيرحقيقي را به بدليجات تشبيه كرد و ادامه داد: تشخيص اين دو از هم بسيار مشكل است اما با تاسي به پيامبر اسلام و ائمه معصومين مي‌‏بايست اسلام حقيقي را شناخت. وي افزود: شما به عنوان نمايندگان انجمن‌‏هاي اسلامي بايد اسلام حقيقي را به عموم دانشجويان عرضه كنيد.اين مرجع تقليد با اشاره به حكومت پنج ساله اميرالمومنين علي (ع) و آزادي‌‏هاي اسلامي كه در آن زمان وجود داشت، گفت: امروز اگر شما بخواهيد در آزادترين كشور دنيا تظاهرات كنيد، مي‌‏بايست برخي شروط را رعايت كرده و دولت حاكم را از هويت خود و مكان يا زمان تجمع اعتراضي‌‏تان مطلع سازيد اما علي (ع) در دوران خلافتش بدون هيچ شرطي به مخالفانش اجازه داد تا عليه شخص او سخن بگويند و اعتراض كنند و اسلام واقعي اسلامي است كه علي (ع) اجرا ساخت.آيت‌‏الله شيرازي ادامه داد: زماني دنيا از نظر تبادل اطلاعات بسته و غيرآزاد بود اما امروز بسياري از كشورهاي جهان آزادند و عصر بسته بودن دنيا هم گذشته است و شما بايد اين چهره از اسلام واقعي را نه‌‏تنها به ساير دانشجويان بلكه به تمامي مردم جهان كه اسلام در نظر آنها دين خشونت نمايانده شده است، نشان دهيد.
آيت‌‏الله محمدصادقي تهراني: آنچه به عنوان اسلام در محافل حوزوي و دانشگاهي مطرح است، با اسلام حقيقي فاصله دارد آيت‌‏الله دكتر محمدصادقي تهراني نيز در ديدار با دانشجويان با تاكيد بر روشن شدن عوامل اصلي انتشار نشريات موهن در دانشگاه پلي‌‏تكنيك، گفت: متاسفانه امروز آنچه به عنوان اسلام در سطح محافل حوزوي و دانشگاهي مطرح است، با اسلام حقيقي فاصله دارد و براي رسيدن به اسلام واقعي بايد تلاش بيشتري كرد. وي با اشاره به برخي محدوديت‌‏ها، افزود: متاسفانه شاهد آن هستيم كه حتي در حوزهاي علميه نيز اگر نظري متفاوت با قرائت رسمي ارائه شود، گروهي استدلال را كنار گذاشته و تنها به تخريب گوينده سخن مي‌‏پردازند و اين جاي تاسف است كه در محافل علمي شاهد چنين برخوردهايي هستيم.اين مرجع تقليد با اشاره به آيه 27 سوره كهف و تاكيد فراوان بر لزوم توجه به قرآن براي فهم بهتر مسائل اعتقادي و شرعي،‌‏ گفت: محور اسلام قرآن است و ريشه بسياري از مشكلات و اختلاف نظرها در جامعه كنوني فاصله گرفتن از تعاليم قرآني است و دليل بسياري از تناقضاتي كه در فتواها وجود دارد نيز همين مساله است و رفع آن نيز تنها با مراجعه به آيات قرآني ميسر است. وي ادامه دادند پس از انقلاب سياسي و ديني امام خميني ( ره ) اكنون نياز به انقلابي قراني است و اين امر گرچه مشكل خواهد بود اما بدون شك محقق مي‌‏شود و باعث از بين رفتن بسياري از اختلاف نظرها مي‌‏شود.اين مرجع تقليد همچنين دانشجويان را توصيه كردند ضمن ارتباط بيشتر با مراجع، اسلام و فقه پويا را بيشتر و بهتر بشناسند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مبارزه با بد حجابی در مشهد جنجال آفرید:با درگیری بین ماموران نیروی انتظامی و مردم در پی اقدام به دستگیری یک دختر و در ادامه آن یک پسر معترض، منطقه «بلوار سجاد» مشهد تا پاسی از شب متشنج بود. مقارن ساعت هشت شب پنجشنبه عوامل نیروی انتظامی مستقر در تقاطع بزرگمهر وقتی می خواستند دختری را به علت بد حجابی به پاسگاه پليس منتقل کنند با مقاومت او روبرو شدند.
 پسر جوانی نيز نسبت به برخورد فیزیکی با این دختر اعتراض کرد که این به نوبه خود موجب برخورد پليس با وی شد و به این ترتیب ماموران درصدد جلب او نیز بر آمدند که با مقاومت وی مواجه شدند.
 این صحنه باعث شد تعدادی نزدیک به بیست نفر از عابران به دور آنها حلقه بزنند که این فرصت مناسبی برای فرار این جوان شد. یکی از افسران که در صدد دستگیری او بود با حمله به سمت وی سعی در جلوگیری از حرکت اش کرد که با توجه به حلقه بینندگان و رهگذران کنجکاو میسر نشد، لذا این مسئله موجب برخورد پليس با همین عابران گردید.این برخورد که توام با استفاده از باتوم و اسپری خردل بود، بیشتر موجب تهيیج مردم حاضر در صحنه شد و عملا موضوع حضور آنها را تبدیل به یک اعتراض کرد. در این بین بسیاری با تماس های تلفنی به دیگر دوستان و آشنایانشان خبر این حادثه را داده بودند و این باعث شد که هر لحظه بر تعداد جمعیت حاضر بیفزاید.


خانم معلمها در اوين:در پي سرکوب تجمع ديروز معلمان در مقابل مجلس، خبر مي رسد که 22 معلم و از جمله سه معلم زن به زندان اوين منتقل شده اند.يکي از معلمان حاضر در تجمع روز سه شنبه 18 ارديبهشت ماه مي گويد: "صدها تن از معلمان از تهران وشهرهاي دور ونزديک به بهارستان امدند تا در برابر خانه ملت خواسته هاي خود به گوش نمايندگان برسانند. تجمع معلمان قرار بود از ساعت 13تا 17 بعد از ظهر در ضلع شمالي مجلس برگزار شود. اين بار هم مثل 23 اسفند 85 قبل از حضور معلمان نيروهاي انتظامي وامنيتي با حضور پر تعداد خود در ميدان بهارستان وخيابان هاي اطراف نشان دادند که پرونده مطالبات معلمان همچنان مهر سياسي وامنيتي دارد. اطراف فضاي سبز مجلس يا نرده هاي آهني محصور شده بود واز ايستگاه مترو تا بيمارستان طرفه نيروهاي انتظامي حضوري پر رنگ داشتند. ديروز تجمع معلمان برگزار نشد. معلمان باز هم در پياده رو ها قدم مي زدند بدون هيچ شعاري. اما بار ديگر تعدادي از معلمان بازداشت وچند نفري ضرب وشتم شدند. فعالان صنفي را از قبل نشان کرده بودند. لباس شخصي ها مي دانستند که چه کساني بايد بازداشت شوند."به گزارش منابع موثق، ديروز دست کم 22 نفر بازداشت شدند. به گفته خانواده ها معلمان مرد بازداشت شده به مرکز انتظامي ميدان شاپوروخانم معلمها به اداره اماکن منتقل گرديدند. تعداد بازداشت شدگان زن 3 نفر بود. يکي از انها خانم ثريا دارابي است که همسر محمد خاکساري وسردبير نشريه توقيف شده قلم معلم است. بر اساس اطلاعات خانواده ها اسامي تعدادي از معلمان بازداشت به شرح زير است :

1- ميراکبر رئيس زاده دبير منطقه 2 تهران
2- منصور ميرزايي دبيرشهر يزد(به گفته شاهدان شديدا ضرب وشتم شد)
3- سيدمجتبي ابطحي دبير خميني شهر اصفهان
4 - مصطفي قهرماني گل – منطقه 12 تهران
5- منصور عبدالحميدي – منطقه 9 تهران
6 - رضا عبدي – منطقه 18 تهران
7- همت شباني – شهر کرمانشاه
8- عباس موسوي – شهر ساري چهاردانگه
9- يوسفعلي غلامرضايي- منطقه 4 تهران
10- اکبر اکبري – منطقه 4 تهران
11- غلامرضا شيرواني – فلاورجان
12- عزت الله شورگشتي- ناحيه 4 کرج
13- سعيد تديني – منطقه 13 تهران
14- اسماعيل رسولخاني- ناحيه 2 رباط کريم
15- اصغر قنبري- منطقه 4 تهران
16- خانم طيبه ميرزايي- دبير شهر ري –منطقه 20
17- خانم صفري
18- ارسطو قنبري- منطقه 2
19- فرزاد فرقاني – منطقه3 تهران
20 - عسگري - تهرانمعلمان بازداشتي شب را در اداره آگاهي ميدان شاهپور گذراندند. خانم معلم ها را به اداره اماکن – خيابان وزرا بردند. انجا از شام خبري نبود. و امروز صبح (19 ارديبهشت) همگي به دادسراي انقلاب برده شدند. خانم ثريا دارابي وخانم طيبه ميرزايي همراه با حداقل 18 تن از معلمان مرد به زندان اوين منتقل شدند. در جريانات اخير معلمان اين اولين باري است که خانم معلمها را به زندان اوين مي فرستند. نمايندگان مجلس روز18 ارديبهشت ناظر خاموش برخورد با معلمان در برابر خانه ملت بودند. انها از پشت پنجره ها به خيابان نگاه مي کردند و ديدند آنچه را که بايد مي ديدند. معلمان در زندان، معلمان در بازداشت، خانم معلمها در اداره اماکن، معلمان اماده به خدمت پشت در مدرسه، دانش اموزان بدون معلم، و.... اينها بخشي از اتفاقات زمان فرشيدي هستند که با وعده مهر ورزي وحل مشکلات معيشتي بر سر کار آمد و خود را موفق ترين وزير اموزش وپرورش مي داند.اين بار قرار است با وثيقه هاي سنگين معلمان را به زانو در اورند. صحبت از وثيقه هاي 80 ميليوني است.


اگر برخوردها درمساله بدحجابي تند باشد نتيجه‌بخش نخواهدبود :يك عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه‌ي علميه‌ي قم درباره‌ي مساله‌ي بدحجابي و نوع برخورد با آن گفت: آن‌چه از روايات بر مي‌آيد، آن است كه برخوردها در مورد مساله‌ي حجاب همواره در حد امر به معروف و نهي از منكر، لفظي بوده است. حجت‌الاسلام‌والمسلمين محمود صلواتي در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) تصريح كرد: مساله‌ي حجاب در زمان پيامبر (ص) بر اساس عرف جامعه مطرح بوده است يعني پوشش‌ها بر مبناي همان نظام قبيلگي حاكم و طبق عرف قبيله‌ها صورت مي‌گرفته است و آن هم به شكل حجابي كه در حال حاضر مطرح مي‌شود، نبوده است. آنچه مشخص است بيشتر به صورت پوشش‌هايي بوده كه سر و گردن را مي‌پوشانده و بالاپوش‌هايي كه بر تن مي‌انداختند. گاهي وسايلي زينتي هم آويخته مي‌شد مانند همان چيزي كه در عشاير خودمان مرسوم است. اين حجاب معمول بوده است. اسلام نيز بيش از اين كه پوشش جلب توجه نكند و موجب بدن‌نمايي نباشد، نخواسته است.
وي درباره‌ي نحوه‌ي برخورد با مظاهر فساد در عصر حاكميت پيامبر(ص) گفت: آن‌چه از روايات برمي‌آيد، برخوردها در مورد مساله‌ي حجاب در حد امر به معروف و نهي از منكر لفظي بوده يعني ارشاد و هدايت بوده و در جايي برخورد خشن و... در روايات مشاهده نكرده‌ام. حجاب در اسلام مانند ساير معارف با توضيح و توجيه بايد آموزش داده شود. صلواتي درباره‌ي پوشش مردان گفت: يكسري عرفيات بر جامعه حاكم است كه بايد رعايت شود. همان‌طور كه خانم‌ها بايد براي سالم بودن فضاي جامعه مواردي را رعايت كنند، آقايان نيز بايد مسايلي را رعايت كنند تا قداست و احترام جامعه حفظ شود و مردم با آزادي و آرامش فعاليت كنند. به هر حال نوع پوشش مردان نيز ممكن است مورد توجه قرار گرفته و مساله‌ساز شود. توصيه‌ي كلي اسلام اين است كه بايد مردم مراقب باشند كه ديگران به گناه نيفتند اما نوع پوششي كه اسلام براي زنان واجب فرموده، براي مردان نيست. وي گفت: اگر برخوردها در مساله‌ي بدحجابي تند باشد و منجر به لجبازي افراد شود، نتيجه‌بخش نخواهد بود. مسايل اجتماعي و فرهنگي بايد با راهنمايي و هدايت جا بيفتد، كساني هستند كه عمدا براي به هم ريختن فضاي جامعه با برنامه‌ريزي قصد اخلال دارند، با اين قطعا بايد برخورد شود اما به طور عموم نمي‌توان برخورد تند و خشن كرد و اگر بخواهيم در اين قبيل مسايل بيش از حد مته به خشخاش بگذاريم و جنبه‌ي انتظامي به آن بدهيم، واكنش‌هاي ديگري را از سر لجبازي شاهد خواهيم بود لذا برخوردها پيش از آنكه انتظامي شود، بايد فرهنگي باشد. اين پژوهشگر ديني ادامه داد: امر به معروف و نهي از منكر يك وظيفه‌ي عمومي است و هر فرد در هر سطح از جامعه اين وظيفه را دارد اما وظيفه‌ي دولت نيز در همين حد است و بايد بر اساس ارشاد، هدايت و امكانات تبليغي كه در اختيار دارد اقدام به انجام اين وظيفه نمايد. برخورد انتظامي در چارچوب امر به معروف و نهي از منكر نمي‌گنجد يعني اين برخورد بايد در جاهايي باشد كه بحث افساد في‌الارض، محاربه و اخلال با برنامه‌ريزي عليه ارزش‌ها مطرح باشد. در مقوله‌ي امر به معروف و نهي از منكر همان‌طور كه از كلمات آن پيداست بحث هدايت و ارشاد مطرح است و برخورد تند در اين چارچوب نيست. صلواتي، كتاب‌هاي مساله‌ي حجاب شهيد مطهري، تفسيرالميزان علامه در مورد آيات حجاب و بحث‌هاي مربوط به حجاب علامه فضل‌الله را به عنوان منابعي خوب براي مطالعه در زمينه‌ي حجاب عنوان و خاطر نشان كرد: ما نمي‌توانيم در جامعه‌اي محدود در مورد حجاب به قضاوتي صحيح برسيم بلكه بايد با ديدي باز به اين مساله پرداخته شود. وي در پايان اضافه كرد: جايي در روايات مشاهده نكردم كه به صورت خاص به خاطر بدحجابي برخوردي صورت گرفته باشد. گاهي اميرالمومنين(ع) در بازار كوفه مواردي را كه مغاير با چارچوب حجاب مشاهده مي‌كردند، تذكر مي‌دادند اما تنبيه و زنداني كردن در جايي مشاهده نشده است.


باند سعيد امامي و اتوبوس هاي اعزامي به تهران :به دنبال همزماني مجموعه اي از اتفاقات تامل برانگيز در دانشگاه هاي کشور، که از آنها براي ايجاد فشار بر جامعه دانشجوي استفاده شده است، طي يکي - دو روز گذشته بسياري از فعالان سياسي نسبت به تحرکات مشکوک در دانشگاه ها اعلام هشدار کردند. روز گذشته محسن آرمين با اشاره به وقايع پلي تکنيک خبر از بازسازي باند همفکران سعيد امامي داد. سخنگوي سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب که با ايلنا گفتگو مي کرد، گفت که با توجه به شواهد موجود ماجراي دانشگاه اميركبير با طراحي "باند در حال بازسازي همفكران سعيد امامي و حمايت لجستيك برخي نهادهاي داراي تشكيلات آهنين و طرفدار افراطيون حاكم" اجرا شده است. وي تاکيد کرد: "شواهد و قرائن موجود از جمله آغاز موج جديدي از حملات تبليغاتي عليه انجمن‌‏هاي اسلامي، دو روز پيش از اين ماجرا از سوي محافلي كه در اين حادثه فعاليت چشم‌‏گيري دارند، همچنين درج همزمان مطالب مشابه مذكور در چند نشريه دانشجويي و نيز واكنش سريع و بلافاصله پس از توزيع نشريات مذكور كه از قدرت لجستيك و سازماندهي آهنين در پشت اين اعتراض حكايت دارد، همگي از سناريويي از پيش طراحي‌‏شده خبر مي‌‏دهد."اين گفته آرمين شايد کنايه اي باشد به انتصاب روح الله حسينيان، به سمت مشاور امنيتي رييس جمهور، روحاني تندرويي که بارها از سعيد امامي و عملکرد او( قتل هاي زنجيره اي) دفاع کرده است. آرمين البته در ادامه اظهارات خود به پروژه امنيتي انقلاب فرهنگي نيز اشاره کرده و افزوده: "به قرار اطلاع، ستون اتوبوس‌‏هاي اعزامي حامل معترضان به سوي تهران با هدف تحصن و طرح خواسته‌‏هايي نظير "انقلاب فرهنگي" همچنان ادامه دارد. اين اصرار و تاكيد بر اعتراض نسبت به حادثه‌‏اي كه كليه تشكل‌‏ها و فعالان دانشجويي آن را محكوم و از آن تبري مي‌‏جويند، مشكوك و از اهدافي پنهان حكايت دارد. در عين حال، برخي معتقدند که با گذشت يک دوره چهار ساله از آخرين تهاجم گسترده به دانشگاه ها يعني بازداشت هاي وسيع و برخودهاي خشن سال 82 (چهار سال پس از تير 78) سال 86 از نظر صحنه گردانان امنيتي فرصتي براي سرکوب نسل جديد دانشجويان است که تقريبا هر چهار سال يک بار تغيير مي کنند. گرچه سه تن از دانشجويان دانشگاه اميرکبير اکنون در بازداشت هستند و تهديدهاي امنيتي جدي نسبت به دانشجويان فعال در اين دانشگاه وجود دارد، اما به نظر مي رسد عزم و برنامه ريزي سناريونويسان سطحي بسيار بالاتر از درگيري را مد نظر داشته است، برنامه هايي که گوشه اي از آن را مي توان در نامه نگاري بسيج دانشجويي دانشگاه اميرکبير با مراجع تقليد در قم مشاهده کرد و طي آن از مراجع خواستار صدور فتوا شدند، تا حدي که رونوشتي از اين نامه را هم به آيت الله منتظري اسال کردند تا بتوانند در صورت امکان از وجهه اين روحاني منتقد نيز به نفع خود استفاده کنند. امري که با توجه به واکنش ايشان در نهايت به سود دانشجويان تمام شد. بيانيه سازمان دانش آموختگان ايران: پروژه انقلاب ضد فرهنگي را ناکام کنيداز سوي ديگر، سازمان دانش آموختگان ايران در بيانيه اي ضمن ابراز نگراني نسبت به سرکوب فعالين سياسي – دانشجويي با اشاره به وقايع دانشگاه اميرکبير تهران و ساير دانشگاه هاي کشور از جمله تهران، نسبت به خطر "پروژه انقلاب فرهنگي" هشدار داده شده و از دلسوزان و فعالان جامعه مدني خواسته که در برابر سناريويي که براي زمينه سازي انقلابي ضد فرهنگي در دانشگاه ها در جريان است، ايستادگي و از نهاد دانشگاه حمايت کنند. در اين بيانيه آمده است: "هرچند دانشگاهيان مدتهاي مديدي است كه در معرض انواع اهانت ها، فشارها و نقض حقوق مدني خود هستند اما حوادث اخير ابعاد تازه اي از رويكرد جديد ماشين سركوب را به نمايش مي گذارد. جرم تراشي وتوليد بهانه هاي جعلي سركوب وبرخورد، با استفاده از مقدسات ديني وممنوعيت هاي سياسي، آن هم براي حذف گرايش هاي سياسي ونظري رقيب در سطح دانشجويي، حادثه اي است كه نه تنها بر گستره استحصال از ارزش هاي مذهبي وسو استفاده از احساسات ديني مردم و روند استخدام ظرفيت ها وباورهاي معنوي جامعه در خدمت قدرت و در يك كلام گذار از مدعاي دولت ديني به واقعيت دين دولتي حكايت كرده، بلكه نشانه هاي شكل گيري مجدد پروژه هاي امنيتي دگرسازي ودگرستيزي دوران سياه قتل هاي زنجيره اي را نشان مي دهد." نويسندگان بيانيه افزوده اند: "اگر تاكنون برخوردهاي انجام شده با معلمان، كارگران، زنان وحتي پسران ودختران در كوچه و خيابان، بهانه هايي از جنس نقض قانون حاكم و يا تامين سلامت اخلاقي جامعه داشته است، متاسفانه رويكردهاي جديد نشان از ورود طراحان به حوزه امنيت ملي و تهديد موجوديت و هستي مخالفان دارد. تاكنون اگرچه تفسيرحاكمان از رفتاري، عملي، گفته يا نوشته اي مي توانست مبناي برخورد هاي قضايي وامنيتي باشد، از امروز صرف حضور و وجود مخالف غيرقابل تحمل پنداشته شده و براي حل مشكل حضور مخالفان وضع موجود از روش توليد بهانه و جعل فعل و نظر استفاده خواهند كرد."بيانيه در ادامه با تاکيد بر اين که: "در شرايطي كه كشور با سياست هاي افراطي وغير كارشناسي در معرض يكي از مخاطره آميزترين مواجه هاي بين المللي خود قرار گرفته و زمينه هاي گسترش بحران خارجي به طور روزافزون در حال اوج گيري است، اعمال سياست هاي افزايش فشار به جامعه وفعالان سياسي ومدني چيزي جز خدمت به منافع بيگانگان و گسستن رشته هاي پيوند ملي وديني مردم ايران و افزايش تنش و بحران نخواهد داشت" آورده: "سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) ضمن هشدار نسبت به گسترش روند نقض حقوق انساني وملي آحاد جامعه ايران، مجدانه خواستار توقف روند نقض قانون اساسي از سوي حاكمان و پيش گيري از اقداماتي است كه امكان انتساب آنها به عوامل خودسر و بيگانه بيش از اين امكان پذير نبوده و ناگزير با بازخواست ملت ايران فرصت گريز از پاسخگويي براي طراحان و حاميانشان فراهم نخواهد شد."سازمان دانش آموختگان ايران در بخش ديگري از بيانيه خود خاطرنشان کرده است: "ايجاد بحران هاي مكرر داخلي وخارجي وتشديد روند برخورد با منتقدان ومخالفان سياست هاي جاري، نه تنها برناكامي دولت ها در حل مسائل ومعضلات جامعه سرپوش نمي گذارد بلكه دستاوردي جز تكرار چرخه معيوب مديريت ناكارآمد فعلي نخواهد داشت ...پيش گيري از فروپاشي جامعه ايران و اضمحلال سرمايه هاي اجتماعي و تعميق شكاف دولت –ملت، فروپاشي اقتصاد و اوضاع نامناسب معيشت مردم نيازمند تلاش همه دلسوزان كشور براي بر سرعقل آوردن كساني است كه متاسفانه با گشاده دستي تمام به خاطر آرزوها، منافع وخيالات خويش، منافع ملي ايران را به حراج گذاشته اند.بيانيه با اين فراخوان پايان مي يابد که: "سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)، ضمن محكوم كردن برخوردهاي اخير با دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير واعلام حمايت از دانشجويان مظلوم اين دانشگاه، خواهان توقف روند تهديد وارعاب همه فعالان مدني و صنفي به ويژه دانشجويان واساتيد دانشگاه شده واز همه نيك انديشان و فعالان عرصه هاي سياسي و اجتماعي مي خواهد در اين تهاجم گسترده به دانشگاه پروژه انقلاب ضد فرهنگي اخير را ناكام گذارند. "

+ نوشته شده در  شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: