|
گفته میشود پیدا شدن تعدادی سوسك در غذای یكی از خوابگاههای دانشگاه اصفهان، به اعتراض جمعی آنها نسبت به این مسئله و توضیحات عجیب «محمدحسین رامشت» رئیس این دانشگاه نسبت به این امر انجامید.
+ نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
انتقاد به قوانين مربوط به زنان:تنها چند روز پس ازآنکه آيت الله صانعي، ازروحانيون عالي رتبه درمصاحبه اي با تلويزيون اسپانيا درمورد لزوم تغيير قوانين زنان سخن گفت، هاشمي رفسنجاني نيز درسخناني تاکيد کرده که اصلاح موادي ازقانون مدني که زنان ايران را با پاره از مشکلات روبه رو کرده، ضروري است: "در حال حاضر عدم تطابق برخي قوانين با شرايط زماني احساس ميشود."سخنان هاشمي رفسنجاني درخصوص تغييرزنان درحالي مطرح مي شود که فعالان حوزه زنان که براي اصلاح چنين قوانين به صورت مسالمت آميز فعاليت مي کنند طي ماه هاي گذشته زير بارشديدترين فشارها براي متوقف کردن فعاليت هاي خود بوده اند. دستگيري گسترده زنان، تعطيل کردن برخي سازمان هاي غيردولتي به بهانه داشتن ارتباط با سازمان هاي خارج ازکشور، ممانعت از سفر برخي ازفعالان حوزه زنان براي شرکت در نشست هاي آموزشي وهمچنين احضارهاي گسترده که سامان فعاليت هاي روزانه بسياري ازاين افراد را به هم ريخته است، بخشي ازاين فشارها به شمار مي رود. رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام دليلي را که به عقيده وي تغيير بخشي ازقوانين مدني درحوزه زنان را ضروري مي کند، چنين بر شمرده است: "با توجه به درخشش خيره كننده زنان ايران در عرصه آموزش، تحصيل، تحقيق و مديريت، احترام به حقوق زنان و رعايت شخصيت و شان بانوان مسلمان ايراني از جمله ضرورتهاي توسعه كشور است."هاشمي رفسنجاني تاکيد کرده است که "هر جامعهاي كه خود را از حضور، مشاركت و فعاليت نيمي از جمعيت توانمند خويش در عرصههاي متنوع اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي محروم كند، نميتواند از رشد و توسعه مناسبي برخوردار شود."نکته جالب توجه اين است که اظهارات ياد شده درديدارهاشمي با جمعي ازاعضاي احزاب مربوط به زنان اصول گرا زده شده است. پس از روي کارآمدن محمود احمدي نژاد درسال 1385، مرکز امورمشارکت زنان رياست جمهوري که نهادي وابسته به رياست جمهوري است وطي سالهاي گذشته، برنامه هاي گسترده اي براي تقويت سازمان هاي غيردولتي زنان، اشتغال زايي و به صحنه آوردن آنان درعرصه هاي مختلف را دنبال مي کرد به مرکز "زنان و خانواده" تبديل شد و عملا واحدهايي که موضوع مشارکت زنان را دردستور کارداشتند، مانند واحد سازمان هاي غيردولتي زنان، يا دربخش هاي ديگر ادغام شدند و يا اعتباراتشان به شدت کاهش پيداکرد. از آن زمان به بعد برخي ديگر از دستگاه هاي دولتي همچون وزارت ارشاد به بهانه منزلت دادن به خانواده، محدوديت هاي ديگري را در خصوص زنان و ساعات کار آنها ايجاد کردند. طي ماه هاي گذشته هم که زنان فعال درسازمان هاي غيردولتي درقالب چندين کمپين مدني، خواستار تغيير برخي قوانين تبعيض آميز عليه زنان هستند، عملا با خشونت دستگاه هاي امنيتي واطلاعاتي مواجه شده اند.هاشمي درادامه صحبت هاي خود موضوع دستيابي زنان به مناصب ومسئوليت هاي سياسي بالا را نيزمدنظر قرارداده واضافه کرده است: " افزايش حضور زنان در انتخابات شوراهاي شهر و روستا از اهميت بالايي برخوردار است و بانوان ميتوانند با عملكرد مثبت خود در شوراها، مناصب و مسووليتهاي بالاتر سياسي، اجتماعي را به دست گرفته و جايگاه واقعي خود را به دست آورند."هاشمي رفسنجاني، تلاشهاي مستمر براي تغيير و تحولات فرهنگي و اجتماعي، اتخاذ اقدامات زيربنايي و ارائه آموزشهاي لازم به زنان براي وارد شدن در عرصههاي مشروع را ضروري دانست و افزود: متشكل كردن گروههاي زنان از طريق احزاب و تشكلهاي سياسي، يكي از راههاي مهم حضور بيشتر بانوان در عرصههاي سياسي است.آيت الله صانعي هفته پيش درگفت وگو با شبکه تلويزيوني اسپانيا درپاسخ به سوالي درخصوص تضييع حقوق زنان ومواردي همچون سنگسارطلاق وارث گفته بود: "بحث تضييع حقوق زنان، مربوط به امروز نيست بلکه از گذشته بوده است. در حقوق مدني هم هست که منشأ آن، افکار ديروز جامعه است که معتقدم امروز اين قانون بايد مطابق با افکار باز جامعه، تدوين و اصلاح شود."آيت الله صانعي درخصوص سنگساربه اين شبکه تلويزيوني گفته است: " اولا بايد دانست که رجم اختصاص به زن ندارد و مرد هم مجازات ميشود؛ اما دو نکته در اين خصوص قابل ذکر است؛ اول آن که مطابق يک نظر در فقه اسلام، اجراي حدود خاص دوران امام معصوم (عليه السلام) است و دوم اين که به آيين دادرسي سنگسار دقت بيشتري شود، چرا که آيين دادرسي آن، حسب اسلام، راه اثبات آن هيچ گاه تحقق پيدا نميکند. زيرا اولاً يا افراد خاطي بايد آن قدر بيحيا شده باشند که همه افراد بيعفتي آنها را ببينند يا اين که 4 نفر به يک نحو عليه آنها شهادت بدهند و حتي اگر سه نفر شهادت بدهند يا 4 نفر به نحو متفاوت شهادت بدهند، وفق قانون، شهود را مجازات ميکنند و دوم اين که خود افراد خاطي به خاطر وجدان ديني و ملي خودشان 4 بار به جرمشان اقرار کنند که طبيعي است کمتر کسي يا هيچ کس چنين کاري نميکند به علاوه اين که اگر چهار بار اقرار کردند، حاکم اين اختيار را دارد که آنها را ببخشد."او همچنين انحصاري نبودن حق طلاق براي مرد و موارد مربوط به بحث ديه و ارث را نيزمورد توجه قرارداده واضافه کرده است: "ملاحظه ميکنيد که قانون اسلام بر اساس آنچه بنده از اسلام برداشت ميکنم مشکلي ندارد، بلکه قانون فعلي دچار مشکل است.
دو فراکسيون عليه هيات رئيسه:نزديک دو سال بعد از روي کار آمدن دولت احمدي نژاد و در حالي که فراکسيون جناح راست مجلس عملا به چند بخش تقسيم شده و از موافقت يک پارچه از دولت خودداري مي کند، دخالت نايب رييس مجلس در يک راي و افشاي آن توسط نمايندگان، مجلس را به تشنيج کشيد و نمايندگان آماده استيضاح هيات رييسه شدند و در عين حال مي گفتند به ما بگوييد در کشور چه خبرست.در جلسه ديروز، در پي راي گيري در مورد تجميع انتخابات، محمد حسن سادات موسوي نماينده اصفهان با صداي بلند خطاب به محمدرضا با هنر ابراز داشت "اين رايگيري هم مخدوش است و هم مغشوش، چرا نمايندگان مجلس بايد شاهد باشند كه فردي از هيات رييسه مامور درست كردن راي بشود!؟ خودم شاهد بودم كه شما مشغول ايجاد هماهنگيهايي براي درست كردن راي بوديد." شنوندگان مجلس از راديو فرهنگ شنيدند که نمايندگان با صداي بلند معترضان به باهنر را تائيد مي کردند و اين چند دقيقه بعد از آن بود که حدادعادل از جلسه خارج شده و رياست را به باهنر سپرده بود و ناگزير شد دوباره برگردد. اما اين بار تابش رييس فراکسيون اصلاح طلبان و اميدوار رضائي با اخطارهاي پي در پي نظام نامه اي مانع از عبور از طرح تجميع انتخابات بودند.نحوه اعلام راي درباره مصوبه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مبني بر رد طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم باعث شكلگيري موجي از تذكرات نمايندگان در صحن علني شد تا جايي كه باهنر براي كنترل جلسه علني مجبور به صدا درآوردن زنگ اخطار شد. ديروز رد طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم به پيشنهاد كميسيون امنيت ملي به دنبال دوبار مخالفت شوراي نگهبان با اين مصوبه مجلس براي سومين بار در صحن علني به راي گذاشته شد.شروع جلسهدر آغاز جلسه كاظم جلالي مخبر كميسيون امنيت ملي در تشريح مصوبه كميسيون گفت: "حول و حوش اين طرح بسيار صحبت شده است. اولين بار كه در راستاي تجميع انتخابات مجلس و رياست جمهوري، مجلس اين پيشنهاد را مطرح كرد مصوب شد كه در راستاي تجميع در انتخابات مدتي از عمر رياست جمهوري نهم كاسته شود. اين امر به دليل مغايرت با قانون اساسي از سوي شوراي نگهبان رد شد، پس از آن نمايندگان تصميم گرفتند كه شش ماه به عمر مجلس هفتم بيفزايند و چهار ماه از عمر دولت نهم كاهش دهند تا انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم همزمان با هم برگزار شود كه باز هم شوراي نگهبان آن را مغاير با قانون اساسي دانست، بنابراين كميسيون امنيت ملي به اين نتيجه رسيد كه تجميع اين دو انتخابات معنادار نيست و تصميم به رد اين پيشنهاد گرفت." پس از سخنان مخبر كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي قدرتالله ايماني، عضو فراكسيون اصولگرايان در مخالفت با رد تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم گفت: "مهمترين دليل براي تجميع دو انتخابات هزينههاي اقتصادي-سياسي آن است چرا كه اگر براي برگزاري هر انتخابات 50 تا 100 ميليارد تومان هزينه كنيم به ازاي هر 20 ميليون تومان آن ميتوانيم 10 هزار متر راه روستايي را آسفالت كنيم."نمايندهء خرمآباد ادامه داد: "از سوي ديگر در كشور برگزاري انتخابات به سريال تبديل شده و مردم بايد هر ساله تنش انتخابات را تجربه كنند و مسوولان نيز تا روشن شدن نتيجه انتخابات حوصله كاركردن ندارند و از طرف ديگر كارآمدي مجلس در صورت تجميع اين دو انتخابات است، چرا كه اگر اين طرح رد شود، مجلس آتي بايد يك سال و نيم از عمر خود را صرف همكاري با دولت قديمي بكند و يك سال ديگر صبر كند كه به كارش مسلط شود و يك سال هم طي ميشود تا با دولت تازه به كار آمده هماهنگ شود به اين ترتيب مجلس تنها شش ماه عمر مفيد خواهد داشت." پس از سخنان ايماني عوض حيدرپور، نمايندهء اصفهان درموافقت با رد اين طرح گفت: "اگر با نظر كميسيون موافقت كنيم به صلاح مجلس است چرا كه اين طرح مغاير با قانون اساسي است و در غير اين صورت يعني اصرار به مصوبهء فوق مجلس يا بايد بر اساس قانون اساسي يعني دستور مستقيم رهبري را داشته باشد و يا همهپرسي انجام دهيم كه در شرايط حاضر هيچ كدام ميسر نيست و علاوه بر آن مجمع تشخيص مصلحت نيز با آن موافقت نخواهد كرد." نمايندهء اصفهان ادامه داد: "جداي از اين موضوعات چگونه به اين سوال كه چرا عمر مجلس را براي خود يك سال اضافه كرديد بايد به جامعه پاسخ دهيم."راي گيري مخدوشپس از اظهارات موافقان و مخالفان با اعلام غلامعلي حداد عادل، رييس جلسه مجلس وارد راي شد و دقايقي بعد از آن رييس جلسه گفت: "از مجموع 213 نماينده حاضر 106 تن با طرح كميسيون موافقت كردند و اين طرح فقط به خاطر يك راي تصويب نشد."هنوز لحظاتي از اعلام رد طرح كميسيون امنيت ملي از سوي حداد عادل سپري نشده بود كه او متوجه اشاره محمدرضا باهنر شد و گفت: "آقاي باهنر نيز با نظر كميسيون موافقند پس با احتساب راي وي اين طرح به تصويب ميرسد و رسيدگي به طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم از دستور كار خارج ميشود." رييس مجلس اعلام كرد: "از باهنر ميخواهم رياست ادامه جلسه را برعهده بگيرد." همزمان با آغاز رايگيري محمد عليخاني، نماينده قزوين به صحن علني وارد شد كه حداد از او خواست به دليل پايان راي گيري، اعلام نظر نكند. سخنان حداد در جهت شكسته شدن راي اكثريت مجلس به اعتراضات پيدرپي نمايندگان منجر شد. به اين ترتيب نمايندگان معترض پياپي تذكرات آييننامهاي ايشان را خطاب به باهنر، نايب اول رييس مجلس اعلام كردند. سرآغاز اين تذكرات سخنان محمدرضا تابش رييس فراكسيون اقليت مجلس بود; وي خطاب به باهنر گفت: "اگر راي شما را اتخاذ كنيم بايد آقاي حداد يك عدد هم به كل نمايندگان راي دهنده اضافه كند كه در آن صورت عدد به 214 و 107 تغيير ميكند و اين به آن معناست كه طرح فوق تصويب نشده است." تذكر تابش باعث ايجاد موج اعتراض و هرج و مرج بين نمايندگان شد تا جايي كه باهنر براي برقراري نظم بر جلسه زنگ اخطار را به صدا درآورد.باهنر خطاب به معترضان گفت: "اين موضوع را بررسي ميكنيم." و خواست موضوع بعدي را در دستور کار قرار دهد اما محمدحسين سادات موسوي نماينده اصفهان نيز طي تذكر آييننامهاي خطاب به رييس جلسه گفت: "اين اقدام مخالف قسم هياترييسه براي اعمال قانون آييننامه است، بنابراين اين رايگيري هم مخدوش است و هم مغشوش. اعتراض آقاي تابش صحيح است. ما پرينت حاضرين جلسه را گرفتهايم و شما (باهنر) عضو حاضرين مجلس نيستيد و به دليل اينكه كارت نزدهايد در اين پرينت غيبت خوردهايد، چرا مخالف آييننامه عمل ميكنيد، چرا نمايندگان بايد شاهد باشند كه فردي از هيات رييسه، مامور درست كردن راي بشود، نميخواهم بگويم فلاني مامور رايزني شد تا راي درست كند، خودم شاهد بودم شما مشغول ايجاد هماهنگيهايي براي درست كردن راي بوديد..."پرينت هابعد از تذكر سادات موسوي نظام مولا هويزه نماينده دشت آزادگان به انتقاد نمايندگان مبني بر مخدوش بودن راي اعتراض كرد و گفت: "افرادي كه از بيرون مذاكرات ما را ميشنوند، چه قضاوتي خواهند كرد؟" وي گفت: "آيا آنها فكر نخواهند كرد كه تمامي رايگيريها در مجلس مخدوش است؟" كه باهنر توضيح داد: "چون اين طرح اهميت ويژهاي بين نمايندگان و اين قدر حساسيت دارد، بنابراين هيات رييسه بررسي ميكند و اگر مخدوش بود مجددا رايگيري خواهيم كرد." در ادامه اميدوار رضايي نماينده مسجد سليمان به نحوه رايگيري دربارهء مصوبه كميسيون امنيت ملي اعتراض كرد و گفت: "در زمان رايگيري براي مصوبه كميسيون امنيت ملي محمد عليخاني وقتي وارد جلسه شد همه ميدانستيم راي ايشان منفي است اما حداد عادل همان موقع اعلام كرد كه ايشان نميخواهد راي بدهد و رايگيري را پايان داد."نايب رييس فراكسيون وفاق و كارآمدي افزود: "از اتاق كنترل پرينت حاضران را گرفتهايم و عدد تابلو هم تعداد حاضران را 215 نفر نشان ميداد؛ چهطور محمد عليخاني دو نفر حساب شد و تعداد حاضران از سوي حداد عادل 213 نفر اعلام شد؛ اما راي شما (باهنر) كه در فهرست غايب بودهايد- كه كارت نزدهايد- را به عنوان موافق اعلام كردهاند." اميدوار رضايي افزود: "روي تابلو عدد 215 يا 216 نشان داده شد اما حساب كردن حاضران با عدد 213 تخلف است و يك راي منفي را با مثبت جابهجا كردهايد كه اين از بيطرفي به دور است." وي تاكيد كرد: "اين رايگيري كاملا مغشوش است و در چند مورد تخلف صورت گرفته است." در نهايت اعتراضات پيدرپي جمعي از نمايندگان به عملكرد هيات رييسه سبب شد رايگيري درباره رد طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري دهم براي دومين بار در دستور قرار گيرد و اينبار با 108 راي موافق و 191 راي مخالف از مجموع 208 راي، ماخوذه به تصويب نرسيده، پس از رد شدن اين طرح نمايندگان پيشنهادهاي خود را مطرح كردند اما به دليل پايان جلسه به نتيجه نرسيدند و چنانچه پيشنهاد جديدي در اين باره تصويب شود اين مصوبه به شوراي نگهبان ارسال ميشود و در غير اين صورت طرح بدون هيچ تغييري به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارجاع ميشود.روزنامه سرمايه در اشاره به جنجالي که روزنامه هاي هوادار دولت هيچ خبري از آن نداده اند نوشته پيش از اين و در آغاز بررسي طرح تجميع انتخابات مجلس هشتم و رياست دهم برخي از نمايندگان اعلام ميكردند كه نظر هاشميرفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اين طرح مجلس موافق است و خود وي موافقتش را در جلسهاي در ديدار با نمايندگان اعلام كرده است
محسن رضايي: احمدي نژاد نيروي دست ششم ماست:ارگان شوراي هماهنگي نيروهاي حزب الله نوشت: محسن رضايي كه در همايش "ايران 1404 از حرف تا عمل" كه توسط سردبير روزنامه خراسان در مشهد برگزار شده بود، به بهانه انتقاد از عدم تحقق چشمانداز، به دكتر احمدينژاد حمله كرد و گفت: مردم در انتخابات با راي خود اين مسير را اصلاح خواهند كردمحسن رضايي گفت: در مورد چشمانداز 20 ساله دولت احمدينژاد بسيار بدتر از دولت خاتمي عمل كرده است. من بسيار سعي كردم خودم را كنترل كنم. و الا اينجا بايد كلي حرفايي ميزدم كه همهاش نقد دولت بوداز محسن رضايي پرسيده شد؛ پس جريان حمايت خاص آقا از اين دولت چيست؟ رضايي ميگويد: چون اينها نيروهاي انقلابند آقا از اينها حمايت ميكنند.سوالكننده در جواب رضايي ميگويد: مگر آقا با كسي تعارف دارند، يا ميترسند كه اگر كسي نيروي انقلاب باشد ولي در مورد چشمانداز بد عمل كند، تذكر ندهند؟جواب رضايي را ببينيد:اينها نيروهاي دست شش ما هستند، احمدينژاد، صادق محصولي، فتاح، اينها نيروهاي دست شش هستند. در ضمن آقاي احمدينژاد نهايتاً در حد استاندار بود. از او انتظار بيشتري نداشته باشيد. يكسري شتابزدگيها هم به همين دليل است. آقاي هاشمي و آقاي خاتمي يك عمر در سياست و مسؤوليت بودند، اما ايشان نهايتاً استاندار يك استان بودند.آقاي احمدينژاد دولتش الآن با دو مشكل مواجه است:
+ نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
تعیین نرخ دستمزد مداحان:حجت الاسلام مرتضوی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی چهارمحال و بختیاری گفت : مداحان استان 7 تا 10 برابر نرخ تعیین شده دستمزد میگیرند. وی در نشست تشکلهای دینی استان از تعیین دستمزد و اجرایی شدن آن در تمام شهرستانهای این استان خبر داد. وی گفت: از این پس مداحان اهل بیت (ع ) برای اجرای برنامه در مراسم سوم هفتم و چهلم متوفیان و مجالس روضه و جشنها در هر ساعت فقط 80 هزار ریال دستمزد دریافت میکنند و این رقم برای مداحی در شب 60 هزار ریال تعیین شده است. رئیس سازمان تبلیغات اسلامی چهارمحال و بختیاری افزود: در این استان 350 مداح مرد و 270 مداح زن شناسایی شده است که در کلاسهای آموزشی شرکت میکنند. مرتضوی از سودجویی برخی مداحان اظهار ناخرسندی کرد و گفت: از نظر شرعی دریافت 500 تا 700 هزار ریال دستمزد برای مداحی در یک مجلس دو ساعته اشکال دارد.
ابراز نگرانی عفو بین الملل نسبت به وضعیت دانشجویان بازداشت شده :عفو بين الملل با انتشار بيانيه اي نگراني اين نهاد جهاني حقوق بشر را نسبت به وضعيت شش دانشجوي بازداشت شده دانشگاه امير كبير تهران ابراز داشت. در اين بيانيه آمده است: “شش نفر دانشجوي بازداشت شده دانشگاه اميركبير تهران (احمد قصابان، مقداد خليل پور، بابك زمانيان، پويا محموديان، مجيد توكلي، مجيد شيخ پور)، از جمله دانشجويان فعال در زمينه مطبوعات دانشجويي هستند، كه در زندان اوين نگهداري مي شوند و عفو بين الملل نگراني خود را نسبت به احتمال شكنجه و سوءرفتار با اين افراد را اعلام مي كند.” بيانيه مي افزايد: “احمد قصابان، مقداد خليل پور، پويا محموديان، مجيد توكلي و مجيد شيخ پور همگي مديرمسئول نشريات دانشجويي بودهاند كه به دليل مقالات كه مقامات اداري دانشگاه آنها را توهين به مقدسات اسلام مي دانستند، بازداشت شده اند. اين مقالات ظاهرا در تاريخ ۳۰آوريل در چند نشريه دانشجويي چاپ شده است. بر اساس گزارشها، احمد قصابان مدير مسئول نشريه «سحر» در تاريخ ۳ مي و مقداد خليل پور مسئول نشريه «آتيه» در ۷ مي بازداشت شدند. سه دانشجوي ديگر، يعني پويا محموديان مسئول نشريه «ريوار»، مجيد توكلي مدير مسئول نشريه «خط صفر» و مجيد شيخ پور مدير مسئول نشريه «سرخط» ۸ مي به دادگاه انقلاب احضار شدند و بعداز ظهر همان روز به دستور مقامات قضايي بازداشت شدند. ” عفو بين الملل تاکيد دارد: “گزارش شده است كه احمد قصابان در بند ۲۰۹ اوين، زنداني كه تحت كنترل وزارت اطلاعات است و از نظارت سازمان زندان ها خارج است، نگهداري مي شود. دانشجوي ديگر يعني بابك زمانيان، سخنگوي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير، ۲۵ آوريل بازداشت شده است و ظاهرا اتهام «اقدام عليه امنيت ملي» به او تفهيم شده است. گفته مي شود كه ممكن است دليل بازداشت او مصاحبه با راديوها و خبرگزاريهاي خارج از كشور باشد. وي پيش از اين نيز در مصاحبه هاي خود از ناراحتيهاي جسمي خود سخن گفته بود. وي نيز به بند ۲۰۹ اوين منتقل شده است.” عفو بين الملل در بخش ديگري از بيانيه خود آورده است كه : “پيش از اين نيز بارها چاپ مقالاتي در نشريات دانشجويي موجب بحران شده بوده و واكنش نهادهايي مانند بسيج كه دستورات خود را مستقيما از رهبري مي گيرند، را در پي داشته است. واكنش هايي كه به زد و خورد با دانشجويان در سطح دانشگاه كشيده شده است.در اين گزارش با اشاره به انتخاب برخي از دانشجويان بازداشت شده در تشكل دانشجويي دانشگاه گفته شده است كه اعضاي انجمن اسلامي و برخي از ناظران بيم آن داشتند كه با وجود بازداشت اين فعالان دانشجويي اين انتخابات برگزار نشود.” گزارش عفو بين الملل همچنين حادثه ۱۱ دسامبر دانشگاه پلي تكنيك كه طي آن دانشجويان اين دانشگاه به هنگام حضور محمود احمدي نژاد با شعار دادن، آتش زدن تصاويرش و همچنين هو كردن رييس جمهور مانع سخنراني وي شدند، را يادآوري مي كند. عفو بين الملل در پايان خواستار آزادي هرچه سريعتر اين دانشجويان و همچنين دسترسي آنان به وكيل و امكان ملاقات با اعضاي خانواده هاي شان و همچنين عدم هرگونه شكنجه و اعمال بدرفتاري شده است
روش جدید برای مبارزه با بدحجابی!:گفته میشود اخیرا در برخی از شهرهای بزرگ کشور، برخی افراد ناشناس با رفتار بسیار مؤدبانه به زوجهایی که شرایط ظاهری خانم آنها جزو مصادیق بدحجابی است نزدیک میشوند و طوماری که یک شاخه گل و نامهای به آن الصاق شده که بر روی آن نوشته شده «محرمانه! فقط گلها بخوانند!» را به آن زوج تحویل میدهند.
احضار دکتر ابراهیم یزدی به دادگاه انقلاب :ابراهيم يزدي، دبيركل نهضت آزادي ايران به معاونت امنيت دادسراي انقلاب تهران احضار شد. محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع ابراهيم يزدي با اعلام اين مطلب گفت: طي احضاريهاي كه براي ابراهيم يزدي، دبيركل نهضت آزادي ايران، ارسال شده است، بنده به همراه وي فردا در معاونت امنيت دادسراي انقلاب حضور خواهيم يافت. وي تصريح كرد: علت احضار موكلم در برگه احضاريه ذكر نشده است. دادخواه خاطرنشان كرد: اگر اتهامات موكلم همان اتهامات مطرحشده در شعبه 26 دادگاه انقلاب باشد، صلاحيت اضافه كه در قانون نيز پيش بيني شده است، ايجاب ميكند كه همان دادگاه به اين پرونده رسيدگي كند، هرچند ما به صلاحيت اين مرجع به دليل رعايت نكردن اصل 168 قانون اساسي كه طبق آن رسيدگي به محاكم سياسي و مطبوعاتي بايد از سه وجه «حضور هيات منصفه»، «علني بودن» و «برگزاري در محاكم عمومي» برخوردار باشد، ايراد داريم.
+ نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حكايت شيرين "سعدي عليه الرحمه" در "گلستان" بسي عبرت آميز و زيباست و از دگر سو ، بي ارتباط با يادداشت زير نيست. او مي گويد: ناخوش آوازي به بانك بلند قرآن همي مي خواند ؛ صاحبدلي بر او بگذشت ؛ او را پرسيد: ايها القاري، تو را مشاهره چند است (ماهيانه براين قران خواندن چقدرت دهند )؟ گفت : هيچ ؛ به او گفت پس از چه رو مي خواني ؟ گفت : از بهر خدا مي خوانم . گفت : از بهر خدا مخوان ؛ " گر تو قرآن بدين نمط خواني ،ببري رونق مسلماني" چندي است كه پاره اي خام دستان خامه به دست به بهانه و در جامه ي اصولگرايي و حامي رييس جمهور ، به جان انقلاب افتاده اند و با چنان كوته بيني ، چنين دراز دستي مي كنند و گذشته سياسي كشور را تيره و تار مي نمايند و فريادهاي معترضانه و در عين حال دلسوزانه را نمي شنوند كه مي گويد: حرمت شكني بس است، يا به قول سعدي: ببري رونق مسلماني"اين افسون و افسانه با ورود هاشمي رفسنجاني - به عنوان يكي از شخصيت هاي تاثير گذار انقلاب اسلامي - رنگ و بوي بيشتري يافته و اراده ي حذف او كه پيشتر در ايام انتخابات مجلس ششم در ذهن اصلاح طلبان تندرو بود ، نقد هاي تخريبگرانه اي را از پيشينه ي او موجب شد و چون پيشينه ي او به پيشينه ي انقلاب گره خورده است ، در اين ويرانگري بسياري از بن پاره ها و شالوده هاي انقلاب نيز آماج قرار گرفت ، حاصل اين همه شعبده آشفتن ذهن كساني است كه هنوز حافظه اي آكنده از ذهن انقلاب ندارند و نمي توانند ، سخنان پست و بلند را به درستي ارزيابي كنند.هميشه و طي ماههاي كه همسر سخنگوي دولت نويسنده شده و هر روزه مقالاتش در سايت هاي مختلف منتشر مي شد ، نگارنده گاه قصد پاسخ داشت اما به حدي نوشته هاي سخنگوي دولت سطحي .كودكانه ، سخيف ، بي سند و حاكي از عدم سواد كافي بود كه از خير آن گذشته و به مسائل مهم تر مي پرداختم ، اما اينك او ، همان نوشته هاي سخيفش را تند تر از پيش ادامه مي دهد و در صورت اعتراض متقابل ، ميزان توهمش به نهايت مي رسد و با آداب خاص خود مدعي مي شود كه "اين "حراميان" دزد "ضدانقلاب" صهيونيست "جاسوس" به صورت برنامه ريزي شده به من حمله مي كنند" و البته پاسخ معترضان را نمي شنود كه مي گويند "ظاهرا وزن سياسي خود را فراموش كرده اي؟ چه دليلي براي حمله آن هم به صورت برنامه ريزي به شماست؟"نوشته هايي چاپلوس مابانه ، جسارت آميز ، سخيف ، زشت ، بي پروا ، بحث انگير و شبهه آفرين اين فرد كه از زمان ظهور ، زشت ترين كلمات واژه ها و القاب كوچه بازاري را به صحنه ي سياست ايران كشانده و همه بزرگان را با زشت ترين كلمات مورد انتقاد قرار داده و چندي است از او به عنوان "نويسنده حامي رييس جمهور و "همسر سخنگوي دولت" ياد مي شود ، مدت هاست كه فكر بسياري از بزرگان كشور را مخدوش ساخته و حتي باعث طرد وي از سوي پدر مرحومش شد.صرف نظر از آن كه امثال او - به ظن بسياري - از دايره پيروان امام خميني و انديشه هاي ديني بيرون كشيده و با تندروي و ترويج راديكال به تندخويي و هتك حرمت انقلاب و شخصيت هاي بر آمده از آن شهرت يافته ، ذكر چند نكته ضرروي مي رسد. سوم: واقعيت آن است كه اين فرد فاقد اوليات سواد سياسي و اطلاعات كافي براي نويسندگي ، بي آنكه ابزار و مقدمات آنچه را كه مي طلبد و يا مدعي آن است ، فراهم آورده باشد ، دچار توهماتي شده است كه چنين گستاخانه به خود اجازه مي دهد كه به تمامي ابعاد و اصول بزرگان انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي بتازد و جامه ي نيروي خودي و اصولگرا به تن كند و براي موهومات خويش ، خودسرانه از كيسه ي آراي ميليوني ملت خرج كند و به كسي نيز حسابي پس ندهد . حال أنكه به تصور بسياري از كارشناسان، اين فرد با چنين موضع گيري هايي ، يكي از عاملان اصلي حملات و انتقادات هر روزه به سوي دولت و شخص رييس جمهور است ، حراف هايي كه تصور مي كنند به خاطر پادويي در انتخابات رياست جمهوري اخير ، بايد در مورد هر چيزي نظر بدهند. واقعا بعيد مي دانم نظرات اين بانو هيچ تشابهي با نظرات مشخص آقاي احمدي نزاد داشته باشد. چهارم: پنهان شدن در پس الفاظ انقلابي و بازي با چند جمله پردازي از كساني چون همسر سخنگوي دولت با سطح سواد و تفكر سطحي ، نظريه پرداز و حتي نويسنده اي ساده نمي سازد ، گذشته و عملكرد نداشته ي او بسياري از همفكران معدودش كه امروزه بي محابا پايه هاي نظام را مورد يورش قرار ميدهند ، گوياتر از آن است كه بتوان پذيرفت بندبازي هاي او به قصد "اصلاح امور" "حفظ انقلاب" است.او كه خيره سرانه معتقد است از حمايت همه مردم ايران برخوردار است و براي همه صحبت مي كند ، بايد در برابر ملت پاسخ دهد كه بر چه اساس و با چه مجوزي ، اوهام و پندارهاي خويش را به ملت نسبت مي دهد. پنجم: تاويل و تفسير به راي و برداشت هاي هدفمند و خود خواسته از حركت ملت در سوم تير ، چندان اين فرد را در توهمات كودكانه و بي ريشه ي خود غرق كرده كه به راحتي به خود اجازه مي دهد هر توهين و نسبت زشتي را به هاشمي رفنسجاني و بزرگان نظام نسبت دهند و تا انجا پيش روند كه به مراجع معظم تقليد نيز توهين كنند ، نمونه اش اهانات و نسبت عبارات سخيف اين فرد به حضرت آيت الله صانعي است. هفتم: سوال اصلي از دولتمردان، اين است كه آيا آنان هم از نوشته هاي همسر سخنگوي دولت در هتك حرمت بي سابقه به ستون هاي انقلاب را قبول دارند و با آن همراهي مي كنند يا خير؟ اگر پاسخ منفي است كه احيانا چنين نيز هستو چرا اين گونه سخنان كه از موضع حاميان دولت ابرازي مي شود ، برخوردي نميكنند؟ گروه ها ، جبهه ها و ازحابي كه به خاطر كوچكترين مسئله اي بيانيه صادر مي كنند و مصاحبه هاي پرصدا راه مي اندازند چرا در قبال موضوعاتي - هر چند سخيف و بي سند - به ابراز نظر نمي پردازند؟ هشتم: امروز مسئولان كشور كه مردم ،انقلاب اسلامي ، و حفاظت از انديشه هاي امام خميني را به آنها سپرده اند ، بايستي در قبال مواضعي چنين بي پروا ، عكس العمل نشان دهند ، و موضع خود را نشان دهند و موضع خود را روشن نمايند كه آيا قرار است به نام اصولگرايي و حمايت از دولت و رييس جمهور ، انقلاب را دستخوش تغيير و تحريف قرار دهند يا آنكه برنامه و سياستي ديگر در پيش است. در اين ميان آنچه بيش از همه ضروري به نظر مي رسد تعريف دقيق پروزه اصولگرايي و حامي دولت و شفاف كردن برنامه ها و سياست هاي آن است ، تا زماني كه اين وضعيت ، بي لجام و بي برنامه به تخريب بينياى هاي انقلاب اسلامي ادامه مي دهد ، اظهارنظر ها و مواضعي چنين ، دور از ذهن به نظر نمي رسد. نهم: طي روزهاي اخير ، نيروي انتظامي در اقدامي قاطع ، اراذل و اوباش خيابان هاي شهر را جمع كرده و با آنان به شدت برخورد ميكند ، اين اتفاق البته باعث استقبال مردم نيز شده است ، تصور مي كنم لازم است بحث "برخورد با اراذل صحنه ي سياست" نيز در دستور كار ارگان هاي مرتبط قرار گيرد ، حتما مثمر ثمر و مورد استقبال مردم و اهالي سياست واقع خواهد شد. ● مصطفي فقيهي
+ نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
+ نوشته شده در جمعه 28 اردیبهشت1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط
|
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مگر نگفتيد نمي خواهيد به دانشجويان آسيبي برسد؟:جمعي از دانشجويان دانشگاه اميرکبير، با ارسال نامه اي سرگشاده به رييس جمهور، خواستار آزادي دوستان دربند خود شدند. اين نامه در شرايطي ارسال مي شود که 7 دانشجو (6 دانشجوي دانشگاه پلي تکنيک و زينب پيغمبر زاده از دانشگاه تهران) روزهاي دشواري را در بند 209 اوين سپري مي کنند، و احضارهاي دستجمعي دانشجويان فعال در سراسر کشور و احکام پي در پي تعليق از تحصيل و ممنوع الورود ساختن دانشجويان به دانشگاه ادامه دارد.طي هفته هاي اخير تقريبا روزي به پايان نرسيده مگر آنکه تجمعي اعتراضي در دانشگاهي شکل گرفته، دانشجويي تعليق شده و يا نشريه اي توقيف نشده باشد. روز گذشته خبري مبني بر احضار 35 دانشجوي دانشگاه زنجان به کميته انضباطي و روز پيشتر نيز خبر تعليق دو فعال دانشجويي در دانشگاه لرستان منتشر شد. از سوي ديگراحکام انضباطي 14 دانشجوي دانشگاه شهيد چمران اهواز صادر و يک دانشجوي ديگر پلي تکنيک نيز با محروميت از تحصيل مواجه شد. سه شنبه اين هفته همچنين دانشجويان معترض به لغو مجوز انجمن اسلامي دانشگاه علامه طباطبايي با برپايي تجمعي در دانشکده ادبيات اين دانشگاه به نقض حقوق خود اعتراض کردند. در اين روز صدها تن از دانشجويان دانشگاه علامه در اعتراض به محدوديت هاي ايجاد شده براي فعالين دانشجويي و فشارهاي غير قانوني بر انجمن اسلامي در محل دانشکده ي ادبيات اين دانشگاه تجمع کردند و با شعارهاي «مرگ بر ديکتاتور»، رييس انتصابي- استعفااستعفا، رييس انتصابي – خجالت خجالت، فرمانده ي پادگان اين آخرين اخطار است، انجمن اسلامي آخرين سنگر آزاديست، انجمن اسلامي حمايتت مي کنيم اعتراض شديد خود را به رويه هاي غير قانوني مديريت دانشگاه علامه و وزارت علوم اعلام کردند. دراين تجمع "رشيد اسماعيلي" از فعالين دانشجويي که صحبت هايش را با اعلام همبستگي با دانشجويان اميرکبير آغاز کرد طي سخناني ضمن انتقاد شديد از شريعتي ريسس دانشگاه خطاب به وي و معاونينش گفت: "مگرشما چند سال رييس هستيد؟ فکر کرده ايد تا آخر عمر رييس مي مانيد؟ به گو.نه اي عمل نکنيد که پس از پايان دوره ي رياستتان ديگر در دانشگاه جايي براي شما نباشد.وي خطاب به شريعتي گفت: "اگر قرار باشد کسي از دانشگاه برود اين شما هستيد نه ما". اسماعيلي اضافه کرد: "دانشگاه جاي نوچه هاي مصباح يزدي نيست" وي همچنين با اشاره به اينکه منطق حاکميت منطق زور و قدرت است نه شرع و قانون و با بر شمرد اصولي ازقانون اساسي و موادي از اعلاميه ي جهاني حقوق بشر و قوانين موضوعه کليه ي اقدامات مديريت دانشگاه در محدود کردن فعاليتهاي دانشجويي وفعاليت انجمنهاي اسلامي را فاقد وجاهت قانوني دانست. از ديگر سو تجمات اعتراضي دانشجويان دانشگاه امير کبير که شش تن از اعضاي انجمن شان در بازداشت هستند، همچنان ادامه دارد. به گزارش خبرنامه اميرکبير، دانشجويان دانشگاه صنعتي اميرکبير نيز روز سه شنبه، براي سومين روز متوالي با در دست گرفتن عکس ۷ دانشجوي بازداشت شده در صحن دانشگاه، اعتراض خود را به فشارهاي وارده بر دانشجويان اين دانشگاه ابراز کردند. گفتني است اين اقدامات دانشجويان درحالي صورت مي گيرد که کنفرانس مکانيک کشور در اين دانشگاه در حال برگزاري است، و اعتراضات دانشجويان که با اين همايش همزمان شده است باعث عدم حضور و سخنراني رهايي، رئيس دانشگاه، در مراسم افتتاحيه کنفرانس شد. دکتر رهايي دفتر و کلاس هاي خود را از ابتداي هفته جاري به ساختماني خارج از دانشگاه منتقل نموده است. نامه به احمدي نژاددر واکنشي ديگر به تداوم بازداشت دانشجويان امير کبير، جمعي از دانشجويان دانشگاه اين دانشگاه پيرامون وضعيت دوستان دربندشان، به محمود احمدينژاد رييس جمهوري نامه نوشتند. در اين نامه آمده است: "ادبيات چهار شب نامه موهن، ادبيات دانشجويي نيست. ادبيات شب نامه هاي لوگودار فوقالعاده مستهجن و غيراخلاقي است و به هيچ عنوان نميتواند از سوي دانشجويان صادر شده باشد. درج چنين مطالبي در نشريات دانشجويي هيچ وقت در تاريخ پلي تکنيک سابقه نداشته است. بعد از اين جريان، اين چهار تن همراه با تمامي دانشجويان پلي تكنيك مطالب نوشته شده در شب نامهها را به شدت محكوم كرده و اعلام كردند كه هيچ اطلاعي از تهيه و پخش اين نشريات نداشتهاند، اما متأسفانه چند روز بعد عاملان اين توطئه شوم به هدفشان رسيدند و با سوءاستفاده از احساسات مذهبي دانشجويان توانستند نوك پيكان اتهام را به سمت دانشجويان بيگناه پلي تکنيک تهران بگيرند و آنقدر بر اين موضع خود پافشاري كردند كه بالاخره پنج نفر از همكلاسيها و دوستان ما همانهايي كه شما در روز ۲۰ آذر آنان را همچون فرزندان خود خوانده بوديد و گفته بوديد كه به آنان عشق ميورزيد و هرگز دوست نداريد كه به آنان آسيبي برسد؛ در زندان اوين گرفتار شدند. اين در حالي است كه اساتيد و دانشجويان و حتي قوه قضاييه به اين جمعبندي رسيده بودند كه اين بياحتراميها هرگز نميتواند كار دانشجويان باشد. ما به عنوان هم دانشگاهيان و دوستان اين پنج نفر بعد از دستگيري آنان هر كاري كه ميتوانستيم انجام داديم و دست به دامن هر مسوولي شديم تا دوستانمان را به خانه خود كه همان دانشگاه است بازگردانيم. اما متأسفانه هيچ جوابي نگرفتيم."نويسندگان اين بيانيه اظهار داشتهاند: "فعالان نشرياتي پليتکنيک همواره و در دورهها و شرايط مختلف فعاليت داشتهاند و هر حرف و نظر و انتقادي با هر شخص يا گروهي كه داشتهاند؛ صادقانه و شجاعانه در نشريات خود مطرح كرده و پاي ميز نشريات خود ايستاده و آنها را بين دانشجويان پخش كردهاند و هيچگاه به ادبيات مستهجن روي نياوردهاند. آقاي احمدينژاد توجه داشته باشيد كه اين كار هيچ نفعي براي پنج دانشجوي زنداني نداشته و تنها باعث شده است كه گرفتار طوفان تهمت و افترا شوند؛ فحش و بياحترامي بشنوند؛ به زندان بيفتند؛ از درس و زندگي خود بازبمانند و بدتر از همه خانوادههايشان در شرايط روحي خوبي قرار نگيرند. ما با خانوادههاي اين عزيزان در ارتباط هستيم و به خوبي ميدانيم كه دوستان در بند ما همگي در خانوادههاي مذهبي و معتقد به دنيا آمده و پرورش يافتهاند."در پايان اين نامه از احمدي نژاد خواسته شده که دستور آزادي دانشجويان زنداني را هر چه سريعتر صادر کند و در مورد وضعيت خانواده دانشجويان در بند آمده است: "بعد از دستگيري اين پنج نفر، خانوادههاي آنان هر روز چندين بار با ما تماس ميگيرند و از ما مي خواهند كه كاري بكنيم. دريغا كه تا امروز شرمنده اين عزيزان هستيم. آقاي احمدينژاد شما خود پدر هستيد و خوب ميدانيد چنبن بحران بزرگي در يك خانواده چقدر سنگين و نابود كننده است. آقاي احمدي نژاد ما دانشجويان پلي تکنيک و نمايندگان خانوادههاي دوستان در بندمان از شما انتظار داريم كه به عنوان رييس جمهور و يك دانشگاهي شخصا دستور آزادي دوستان بيگناه ما را صادر کنيد."
بیش از ۵۵۰ امضا در اعتراض به بازداشت زینب پیغمبرزاده :بیش از 550تن از فعالان اجتماعی و حقوق زنان در اعتراض به ادامه بازداشت زینب پیغمبرزاده نامه ای امضا کردند . در این نامه آمده است : روز دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ماه زینب پیغمبرزاده، فعال حقوق زنان و خبرنگار صفحه زنان روزنامه سرمایه، مانند ٣۲ زن دیگری که در ۱٣ اسفند ماه ۱٣٨۵ دستگیر و با قرار کفالت یا وثیقه آزاد شده بودند، با در دست داشتن احضاریه کتبی (که روز ۱۵ اردیبهشت ماه ۱٣٨۶ به وی ابلاغ شده بود) برای تفهیم اتهام به دادگاه انقلاب مراجعه کرد، اما ظاهرا به خاطر عدم مراجعه با احضار تلفنی و درخواست احضاریه کتبی، به رغم داشتن کفالت، برایش قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی صادر شد، ولی به جای تماس با خانواده اش برای اخذ وثیقه، بلافاصله او را به زندان اوین منتقل کردند. اکنون زینب پیغمبرزاده در بند عمومی زندان اوین بسر می برد. در هفته اول بازداشت زینب، پدر و وکیل مدافع وی (نسیم غنوی) بارها به دادگاه مراجعه کردند اما از پذیرش وثیقه آزادی اش امتناع شد و حتا تقاضای پدر زینب برای ملاقات با وی و نیز ارسال لباس و داروهای قلبی اش به زندان بی پاسخ ماند. هم اکنون نیز هر بار به بهانه ای، از آزادی وی جلوگیری می شود. زینب پیغمبرزاده، عضو کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت و یکی از اعضای کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز است که پیش از این نیز در پاییز سال ۱٣٨۵ در حال جمعآوری امضا در مترو، دستگیر و به مدت ۵ روز در بازداشتگاه وزرا به سر برده است. بازداشت زینب پیغمبرزاده پس از صدور قرار وثیقه، بدون هیچ توضیحی به خانواده وی در مورد چگونگی صدور قرار بازداشت از یک سو، و نیز امتناع دادگاه از پذیرش وثیقه در هفته اول بازداشت او (با وجود صدور این قرار از همان ابتدا)، و از سوی دیگر تهدید زینب و خانواده اش به خاطر درخواست احضاریه کتبی، جملگی از نقض قوانین و ضوابط آیین دادرسی در روند رسیدگی به پرونده زینب حکایت می کند. اسامی به ترتیب حروف الفبا (براساس نام کوچک):
+ نوشته شده در پنجشنبه 27 اردیبهشت1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
نامه بسیج دانشجویی امیرکبیر به احمدی نژاد: خاضعانه دست شما را می بوسیم/ در صورت عدم انجام تکلیف از سوی مسئولان، حادثه ای سرخ خلق خواهیم کرد: بسيج دانشجويي دانشگاه اميركبير در نامه اي سرگشاده به دكتر احمدي نژاد، به شدت از عملكرد رياست اين دانشگاه و مسئولان وزارت علوم انتقاد كرده است در این نامه که توسط سایت اینترنتی رجانیوز متعلق به فاطمه رجبی همسر سخنگوی دولت منتشر شده است بسیج دانشجویی این دانشگاه تهدید کرده است در صورت عدم رسیدگی به مطالبات این تشکل در خصوص برخورد با دانشجویان ، بسیج خود حادثه ای سرخ خلق خواهد کرد
قوانين مربوط به زنان بايد اصلاح شود:آيت الله صانعي درگفت وگو با کانل ششم تلويزيون اسپانيا درپاسخ به سوالي درخصوص تضييع حقوق زنان ومواردي همچون سنگسارطلاق وارث گفت: "بحث تضييع حقوق زنان، مربوط به امروز نيست بلکه از گذشته بوده است. در حقوق مدني هم هست که منشأ آن، افکار ديروز جامعه است که معتقدم امروز اين قانون بايد مطابق با افکار باز جامعه، تدوين و اصلاح شود.تاکيد بر لزوم بازنگري قانون که در اين مصاحبه توسط آيت الله صانعي مطرح شده، مطالبه اصلي جنيش زنان ايران است که طي سال گذشته پيگيري آنها خشم مقامات امنيتي را برانگيخته وسرکوب بي سابقه اي را درقالب احضار، بازداشت، ممنوعيت ازسفر وتهديد وارعاب فعالان جامعه زنان به دنبال داشته است. فعالان اجتماعي که کمپين "قانون بدون سنگسار" و"جمع اوري امضا براي تغييرقوانين زنان" را هدايت مي کنند، طي ماه هاي گذشته زير بار بيشترين فشار نيروهاي امنيتي بوده اند.آيت الله صانعي درخصوص سنگساربه اين شبکه تلويزيوني گفته است: " اولا بايد دانست که رجم اختصاص به زن ندارد و مرد هم مجازات ميشود؛ اما دو نکته در اين خصوص قابل ذکر است؛ اول آن که مطابق يک نظر در فقه اسلام، اجراي حدود خاص دوران امام معصوم (عليه السلام) است و دوم اين که به آيين دادرسي سنگسار دقت بيشتري شود، چرا که آيين دادرسي آن، حسب اسلام، راه اثبات آن هيچ گاه تحقق پيدا نميکند. زيرا اولاً يا افراد خاطي بايد آن قدر بيحيا شده باشند که همه افراد بيعفتي آنها را ببينند يا اين که 4 نفر به يک نحو عليه آنها شهادت بدهند و حتي اگر سه نفر شهادت بدهند يا 4 نفر به نحو متفاوت شهادت بدهند، وفق قانون، شهود را مجازات ميکنند و دوم اين که خود افراد خاطي به خاطر وجدان ديني و ملي خودشان 4 بار به جرمشان اقرار کنند که طبيعي است کمتر کسي يا هيچ کس چنين کاري نميکند به علاوه اين که اگر چهار بار اقرار کردند، حاکم اين اختيار را دارد که آنها را ببخشد.او همچنين "انحصاري نبودن حق طلاق براي مرد و موارد مربوط به بحث ديه و ارث را نيزمورد توجه قرارداده واضافه کرده است: "ملاحظه ميکنيد که قانون اسلام بر اساس آنچه بنده از اسلام برداشت ميکنم مشکلي ندارد، بلکه قانون فعلي دچار مشکل است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط
|
سعيد حجاريان در مقاله اي در همايش دولت مدرن در دانشگاه تهران، بعد از مدت ها سکوت بررسي تازه اي درباره وضعيت کشور ارائه داد و از جمله گفت مگر ميشود دولتي كه مشروعيتش را از مردم نگرفته و جيبش را هم از جاي ديگر پر كرده، به فكر افزايش درآمد سرانه مردم باشد تا شايد و احتمالاً پس از آن افزايش درآمد سرانه و به تبع آن كورسويي هم از دموكراسي پيدا شود؟ در بخش ديگري از مقاله مدير روزنامه تعطيل شده صبح امروز تاکيد شده که ايراني ها حتي ممکن است شهروندان خوبي براي دموکراسي نباشند اما به يقين زير علم ديکتاتوري هم سينه نخواهد زد.در بخشي از مقالهء سعيد حجاريان که خود نتوانست آن را به علت ضعف قرائت کند با عنوان «دولت مدرن و شرايط آن» شروط لازم دولت مدرن آمده است: نخستين شرط دولت قوهء نفاذ است. هماني كه انگليسيها به آن ميگويند: penetration . قوهء نفاذ اعم از قوه مجريه است. بهترين برابري براي آن قلمرو است. قلمرو واژهاي است مركب، تشكيل شده از دو جزو: قلم و رو. قلم كه نماد فرمان است و رو هم از مصدر رفتن نماد حوزهء نفوذ. جايي كه قلم سلطان را تا آنجا ميخوانند و محترم ميدارند. شايد pen در penetration به همان معناي قلم در قلمرو باشد. قلمرو دولت را بايد دقيقاً شناخت; مثلاً ممكن است قلمرو شاه تا دروازه بابهمايون بيشتر نباشد. اما ايران كجا و باب همايون كجا؟ در واقع شرط اول دولت اين است كه قلمرو دولت و مرزهاي سرزمينياش با هم منطبق باشند. در قسمت ديگري با عنوان "نوع نفوذ دولت در قلمرو" گفته شده: شرط دوم نوع نفاذ دولت است. كيفيت و چگونگي نفاذ هم مهم است. نفاذ يعني چه؟ نفاذ يعني توان سركوب عريان. مثلاً توان سركوبي كه قوهء قهريه دارد. اما دولت ابعاد مختلف هم دارد. به گفته حجاريان در بخش دولت و ايجاد رفاه: دولت بايد بتواند از هرم آبراهام مازلو كم كم بالا برود. يعني در مرتبهء نخست، امنيت و ايمني ايجاد كند. شرط لاينفك هر دولتي ايجاد امنيت در مقابل دشمنان خارجي بوده است. همچنين دولت بايد بتواند از هرج و مرج داخلي هم جلوگيري كند. در هرم مازلو پس از امنيت، به خوراك و پوشاك ميرسيم. يعني دولت بايد بتواند از احتكار، قحطي و مرگومير جلوگيري كند. دليل نظارت دقيق دولتها بر واحدهاي مقياس و ميزان و خلوص سكههاي ضرب شده و جلوگيري از ضرب سكه قلب، همين است. دولت بايد بتواند فضا و شرايط مناسب خريد و فروش را ايجاد كند. دولت بايد بتواند سرپناه براي مردم ايجاد كند. اين همان دولت رفاه و چتر تامين اجتماعي است. اگر دولت اين كارها را انجام داد ميتوان گفت;خودش را مستقل نگه داشته است. به خصوص در دنياي رقابتي و عصر جهاني شدن. اگر وظيفه دولت در ايجاد امنيت در زمان جنگ و در مقابل دشمن خارجي است، در فضاي رقابتي و عصر جهاني شدن دولت بايد بتواند قابليت و زمينهء رقابت در داخل و خارج از كشور را فراهم كند. دولت از يك نگاه، يك سربازخانهء بزرگ است و از نگاه ديگر، يك بنگاه بزرگ. به گفته مشاور سابق توسعه سياسي رييس جمهور: نخستين شرط، مشروعيت دولت است و چگونگي كسب اين مشروعيت. يعني هم مهم است كه دولت مدرن مشروع باشد و هم مهم است كه اين مشروعيت چگونه كسب و از چه طريقي بيان شود. دولتهاي مدرن نميتوانند منبع مشروعيت را بر منابع سنتي استوار كنند: «منابعي مثل: خون، خاك، نسب، نژاد، حق الهي. كاريزما و نظاير اينها.امروزه برخلاف ساليان پيش رواج انديشه قراردادگرايي از يكسو و گسترش امواج گوناگون دموكراسي از سوي ديگر باعث شده است كه حق حاكميت ملتها به رسميت شناخته شود و البته حق حاكميتي كه برمبنايي دموكراتيك به منصه ظهور رسيده باشد.حجاريان سه خاستگاه براي دولت مدرن قائل شده. به گفته وي هگليها اعتقاد دارند روح مطلق در سير و سلوك خود از سه مرحله عبور ميكند: خانواده، جامعهء مدني و دولت. اگر تجميع قدرتي نباشد و اگر اين قدرت تجميع شده به انباشت و استمراري نرسد هر نوع توزيع قدرتي در واقع توزيع ضعف است. ضعف همان و هرج و مرج هم همان. قصه پرغصهء تاريخ ايران هم اينچنين است. همين كه دولتي ايجاد نشد تا قدرت را تجميع كند و استمرار بخشد; به همين دليل تاريخ ايران چيزي نيست جز ادوار پيدرپي استبداد و هرج و مرج. دولت مطلقه در واقع ميخواهد با ميانبر زدن در تاريخ، عقبماندگيها را جبران كند; مثلاً در كشورهاي توسعه يافته، بورژوازي توسعهء صنعتي را ايجاد كرده است اما دولت مطلقه وقتي ميبيند بورژوازي و جامعهء مدني ضعيف است خودش آستينها را بالا ميزند تا توسعهء صنعتي ايجاد كند. در اين بخش از سخنان خود حجاريان که بعد از سوء قصدي که توسط گروه هاي تندرو عليه وي صورت گرفته به دشواري سخن مي گويد و راه مي رود به شرايط روز پرداخته و گفت پس از روي كار آمدن دولت نهم و حتي قبلتر از آن، بعد از قضاياي مجلس هفتم و انتخابات بعدي در گوشه و كنار اردوي اصلاح طلبان زمزمههايي به گوش ميرسد. زمزمههايي كه معمولاً پشت نقاب انتقاد از پوپوليسم و دموكراسي پوپوليستي است اما در واقع همان حرفهاي قديمي است اندر باب اولويت توسعه بر دموكراسي يا نشان دادن اينكه با چه حدي از درآمد سرانه، چقدر دموكراسي ميتوان داشت و اينكه تا توسعه صنعتي و خصوصيسازي در كشور محقق نشود، دموكراسي سرابي بيش نيست. به گفته وي مساله، محدود به سياسيون يا اقتصاديون نيست. روشنفكران هم گويا از تاريخ درس نگرفتهاند.اين حرفها، يعني اينكه فعلاً به توسعهء اقتصادي و افزايش درآمد سرانه فكر كنيم و دموكراسي را بگذاريم براي روز مبادا، حرفهاي جديدي نيستند.آقاي لئونارد پاي هم كه در زمان محمد رضا به ايران آمده بود توصيه اش به محمد رضا همين بود. ميگفت;دموكراسي مال درآمد سرانهء بالاي 6000دلار در سال است و شما فعلاً كاري با دموكراسي نداشته باشيد و بچسبيد به همان درآمد سرانه. درست است كه رابطه معناداري ميان توسعهء اقتصادي و دموكراسي وجود دارد اما اين رابطه به قول منطقيون ضروري نيست و الزاماً توسعه اقتصادي علت دموكراسي نيست. توسعه ميتواند محرك دموكراسي باشد و حتي تسهيلكننده آن، اما نميتوان اثبات كرد كه دموكراسي نميآيد مگر بعد از توسعه اقتصادي و نميتوان اثبات كرد كه دموكراسي ضرورتاً ميآيد پس از توسعه اقتصادي. كشورهاي حاشيهء خليج فارس را با درآمد سرانه بالاي 25000 دلار نگاه كنيد. كدامشان دموكراسي دارد؟ كدامشان پارلمان و انتخابات و احزاب جدي و موثر دارد ؟ البته بايد ديد كه با مدافعان اين ايده تا كجا ميتوان موافقت داشت و همدل بود؟ ما بايد خصال و ويژگيهاي پاتريمونيال دولت در ايران را از بين ببريم. در واقع نياز به يك پروژه پاتريمونيالزدايي داريم. حجاريان سپس از حضار سئوال کرد مگر ميشود دولتي كه مشروعيتش را از مردم نگرفته و جيبش را هم از جاي ديگر پر كرده، به فكر افزايش درآمد سرانه مردم باشد تا شايد و احتمالاً پس از آن افزايش درآمد سرانه و به تبع آن كورسويي هم از دموكراسي پيدا شود؟ اين خيال خام خود فريبي است و نعل وارونه.مردم ايران شايد هنوز شهروندان خوبي براي دموكراسي نباشند و مشتاقانه از يك فعاليت دراز آهنگ و طاقتفرساي اصلاحطلبانه براي دموكراتيك كردن دولت كاملاً و مستمراً حمايت نكنند، اما يقيناً زير علم ديكتاتوري هم سينه نخواهند زد
+ نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مصباح یزدی: یک دانشجو یک دانشجو به من گفت "من در شما نور خدايى ديده ام"، مى خواستند دست ما را ببوسند :محمد تقی مصباح یزدی عضو مجلس خبرگان در خصوص سفرهای اخیر خارجی خود خاطراتی را منتشر ساخته است که در پی می خوانید:«اولين نكته اين است كه من قبل از اين كه بروم، باور نمى كردم چنين چيزهايى وجود داشته باشد. صحنه هايى بود كه نه بنده و نه آقاى ربانى و نه هيچ كس ديگر نمى تواند آن صحنه ها را درست مجسّم و منتقل نمايد; حتى اگر فيلمش را هم شما ببينيد درست نمى توانيد آن حالت خاصّ افراد را در اظهار محبّت، مجسّم كنيد; ما معمولاً با چند نوع از افراد در آن جا ملاقات داشتيم: رجال كليسا و رجال مذهبى; رجال دانشگاهى، غير مستقيم هم مصاحبه هاى راديو ـ تلويزيونى و مطبوعاتى و نيز ديدارهاى ديگر. يعنى دانشگاهى ها و هم رجال مذهبى حقيقتاً از ما استقبال كردند. مواردى را من با چشم خودم ديدم، كه اگر كسى قبل از آن براى من مى گفت باور نمى كردم. تصوّر كنيم كه يك كشيشى به قم آمده و به مدرسه فيضيه وارد شده است تا ملاقاتى با اساتيد مدرسه فيضيه داشته باشد، چه بهايى به آن مى دهيم؟ چقدر احترامش مى كنيم؟ اگر خيلى احترامش نمائيم يك نفر را به استقبالش مى فرستيم با يك چاى، پذيرايى مختصرى مى كنيم. اما شما تصوّر كنيد در كشورى بيگانه، معاون دانشگاه، همين كه اسم ما را بشنود، به استقبال ما در فرودگاه بشتابد، ما را به منزلش دعوت بكند، ماشينش را در اختيارمان بگذارد كه در رفت و آمد راحت باشيم، و جلساتى در دانشگاه برقرار نمايد تا ما سخنرانى كنيم. يك استاد مسيحى و معاون دانشگاه در مقابل يك روحانى ايرانى اين گونه برخورد مى كند. كاردينالى در سائوپائولو كنار من نشسته بود، دست مرا گرفته بود و فشار مى داد و دست ديگرش را روى قلبش گذاشته بود و مى گفت: «شما در قلب ما جاى داريد». مدتى دست مرا رها نمى كرد بعد هم به همراه ما بيرون آمد و تا هنگامى كه ما سوار ماشين شديم و رفتيم، همان جا ايستاده بود و اظهار محبت مى كرد. يا كشيش شهر بوئنس آيرس در جلسه اى كه ويژه شيعه ها بود و علويين آن را تشكيل داده بودند، شركت كرد و خيلى اظهار محبت مى كرد بعد هم با تلفن چند مرتبه جوياى حال ما شد كه ايشان كجا هستند؟ چه وقت مى آيند؟ من دلم مى خواهد يك بار ديگر ايشان را ببينم. آن اسقفى كه در مجمع اسقفهاى گوادلوپ سخنرانى كرد، مى گفت: ايمان واقعى در غرب وجود ندارد. مردم منطقه به ما اعتمادى ندارند. حرف ما رجال كليسا را گوش نمى دهند. اين شما هستيد كه هم ايمان واقعى داريد و هم توانستيد ايمان را با كشوردارى جمع كنيد. ما بايد بياييم آنجا و از شما ياد بگيريم. يك وقت، يك نفر به طور خصوصى، جايى صحبتى مى كند، اما او در جمع اسقفها چنين بيان مى كند، با چه انگيزه اى اين گونه صحبت مى كند؟ هيچ تفسيرى ندارد جز اين كه واقعاً اينها احساس مى كنند كه كليسا شكست خورده و نمى تواند براى احياى دين وايمان مردم و جلوگيرى از مفاسد اخلاقى كارى انجام بدهد، تنها اميدشان به اسلام است. البته نحوه برخورد ما هم طورى نبود كه آنها را ناراحت بكنيم، روى موضوعاتى تكيه مى كرديم كه مورد قبول آنها هم بود، دو اصل مبارزه با الحاد و مبارزه با فساد اخلاقى، تكيه كلام ما بود. آن قدر اظهار محبت مى كردند و گاهى آن قدر مرا در بغل مى فشردند كه باور كنيد من از دوستان خودم هم كمتر اين حالت را ديده ام. يك كشيشى در همين گوادلوپ بعد از آن كه مى خواستيم جدا شويم، آمد و اطراف كليسا را به ما نشان داد و گفت اجازه بدهيد من شما را بغل بگيرم. در حالى كه تلويزيون داشت فيلمبردارى مى كرد، با يك محبت و صميميتى مدتى مارا در بغل گرفت و مى گفت: «ما كارى از دستمان برنمى آيد، اين شما هستيد كه بايد پرچمدار توحيد و مبارزه با فساد اخلاقى و انحراف باشيد.» بنده شخصاً باور نمى كردم چنين منطقه اى در دنيا وجود داشته باشد كه نسبت به اسلام و جمهورى اسلامى ايران اين همه علاقه مند باشند، ولى با چشم خودم ديدم در آخرين شبى كه بوئنس آيرس بوديم، رئيس ديوان عالى استان بوئنس آيرس كه قبلاً رئيس دانشگاه آن جا بوده است و حالا هم استاد آن دانشگاه در رشته حقوق بود، از ما دعوت كرد كه درباره حقوق خانواده از ديدگاه اسلام در آن جا صحبت كنيم. سالن پر شد و هجوم مى آوردند، به گونه اى كه گفتند در را ببنديد كه ديگر همهمه نشود; بيشتر از 90 در صد شركت كنندگان هم خانمها، استادها و دانشجوها بودند. ما در باره حقوق خانواده از نظر اسلام صحبت كرديم، طبعاً مسائل اختلاف حقّ زن و مرد، ارث مرد و زن و چيزهايى از اين قبيل مطرح مى شد. خدا لطف كرد كه با يك بيانى و با يك مقدّمه اى شروع كرديم و به پايان رسانديم كه چند دقيقه كف ممتدّ زدند و اين استاد هم كه رئيس ديوان عالى استان بود كف مى زد. من چند دفعه خواهش كردم كه كافى است، مرا شرمنده نكنيد ولى تا چند دقيقه ادامه دادند. پيرمردى همان جا مرا بغل گرفت، معانقه كرد و يك ديپلم افتخارى هم آن جا امضا و به ما هديه كرد و آرزو مى كرد كه اى كاش شما يكى دو جلسه ديگر مى آمدى اين جا و سخنرانى مى كردى. مردم آن جا كه خيلى مردم روشن فكرى هستند، از آن جا كه يك روحانى را تا به حال نديده بودند، غالباً وقتى ما را مى ديدند مى ايستادند و مى خنديدند; همين هايى كه قبل از جلسه مى خنديدند، بعد از جلسه مى آمدند و مى خواستند دست ما را ببوسند. در آن جا هم دست دادن و بوسيدن و اينها خيلى رايج است، فرقى هم بين زن و مرد نيست. ما با زحمت بايد خودمان را كنار مى كشيديم و به گونه اى جدا كنيم كه خانم ها هجوم نياورند. در يكى از اين صحنه ها دختر دانشجويى با زحمت زيادى از لابه لاى جمعيت خودش را به جلو رساند، در مقابل من ايستاد، دست بلند مى كرد و به زبان اسپانيولى اجازه خواست، گفتم چه مى گويد؟ آقايان ترجمه كردند كه او مى گويد: «من نمى دانم چه بگويم، همين اندازه مى گويم كه خيلى از شما متشكرم». اظهار محبت كرد و رفت. نتيجه اى كه مى خواهم بگيرم دو نكته مهم است: يكى اين كه همه اين كارهايى را كه يك فهرست اجمالى از آن بيان شد، يك طلبه اى از قم انجام داده است، پانزده سال پيش، جناب آقاى ربّانى كه فارغ التحصيل مؤسسه در راه حق بودند، به آرژانتين رفتند و همه برنامه هايى كه در راستاى تبليغ اسلام انجام گرفته، به بركت فعاليتهاى ايشان بوده است. نه تنها در آرژانتين، بلكه در همه كشورهاى اسپانيولى زبان و حتى خود اسپانيا هم اين برنامه ها را گسترش داده اند. در اروپا هم طلبه هايى را تربيت كرده اند، و به شهرهاى مختلف فرستاده اند كه الان بعضى از آنها همين جا حضور دارند. اين همت يك طلبه است يعنى يك زمينه كارى است كه يك طلبه مى تواند در عالم انجام بدهد شما فكر مى كنيد ايشان يك قدرت استثنايى داشته است؟ خير، همّت و اخلاص است كه چنين صحنه ها و چنين بينشى را نسبت به اسلام و نسبت به جمهورى اسلامى به وجود آورده است. بنابر اين، اولين نكته اين است كه بدانيد هر كدام از شما مى توانيد اين كار را انجام دهيد، اگر همّت كنيد و اخلاص داشته باشيد، خدا هم كمك مى كند، بركت مى دهد به كارتان و قلب مقدس امام عصر از همه شما خوشحال مى شود. بدانيد كه اين كار از شما ساخته است; ادلُّ دليل على امكان شىء وقوعُه. دوم اين كه به اين زمينه پذيرشى كه در مردم جهان ـ چه در رجال مذهبى، چه در رجال دانشگاهى و چه در ساير مردم ـ پيدا شده است كه چقدر در اين مدت مسلمان شدند; مثلاً همين آقاى خوليانى كه يك جوان دانشگاهى است، كلاً پنج سال است كه مسلمان شده است; چند ماهى در خدمت آقاى ربانى بوده و مقدارى از معارف اسلامى را ياد گرفته است. الان در دانشگاه هاى كلمبيا و جاهاى ديگر از ايشان براى سخنرانى دعوت مى كنند و هر جلسه اى بيش از 100 دلار فقط حق سخنرانى به ايشان مى دهند. اين، يك چيز عادى نيست، او نبايد خودش را به مردم تحميل كند، بلكه دانشگاه ها از ايشان دعوت مى كنند و براى يك سخنرانى 100 دلار، 150 دلار يا 200 دلار، حق سخنرانى به ايشان مى پردازند. حالا چقدر معلومات دارد؟ در حدّ همين چند ماهى كه در خدمت آقاى ربانى بوده و مطالعات زيادى كه داشته است. جوانى فعال و يك منبع انرژى فشرده است، هر روز ما چانه مى زديم كه كم برنامه بگذار، ولى او مرتّب برنامه مى گذاشت، گاهى مى شد از صبح تا ظهر، چهار ـ پنج برنامه براى ما مى گذاشت; از مصاحبه راديويى گرفته تا ملاقات با نمايندگان مجلس، سخنرانى در دانشگاه، پرسش و پاسخ بود و... . مى گفت: اگر شما حاضر باشيد در 60 دانشگاه برايتان برنامه مى گذارم. در كوبا كه يك كشور ماركسيستى است، ده ها سال زحمت كشيده اند كه دين را به كلى از آن جامعه حذف كنند و خيلى هم موفق شدند، اما يك استاد دانشگاه دو مرتبه جلو من آمد، زانو زد، دست مرا بوسيد و گفت: «براى پدر و مادر من دعا كنيد! خواهش مى كنم يك قرآن اسپانيولى به من بدهيد!» او چه چيز از من مى خواست، ما چه داشتيم به وى بدهيم ـ آن هم در حضور معاون دانشگاه كه يك خانم ماركسيست بود و در مقابل اساتيد ديگر ـ آن قدر از اسلام و ايران تعريف كرد، آن گاه كه مى خواست از امام اسم ببرد، احساساتى شد ديگر نمى توانست خودش را كنترل كند و مى گفت درباره يك شخصيت معمايى و اسرارآميز مى خواهم تحقيق كنم. همه مقامات مختلف دانشگاهى و كليسايى به امام، به خاطر اين كه او را مظهر اخلاص مى دانستند، عشق مى ورزيدند و به خاطر او به اسلام علاقه مند شده بودند و در بين فرق اسلامى به تشيّع علاقه مند شده بودند، چون باور كرده بودند كه او براى خودش كار نمى كند. يك مسيحى و يك كاردينال وقتى اظهار محبت به امام بكند، اين را چگونه ما مى توانيم تفسير كنيم؟ شما تصور بكنيد، هيچ وقت يك آخوند حاضر مى شود از پاپ تعريف كند، عاشقانه صحبت بكند، اينها وظيفه من و شما را خيلى سنگين تر مى كند. جاهاى ديگر هم كم و بيش همين احساسات است، همين احساس نياز هست، اما حقيقت اين است من با اين كه به خيلى از كشورهاى دنيا رفته ام، هيچ جا اين صحنه ها را نديده بودم. مردمى هستند فطرى كه هر چه در دلشان هست خيلى صاف مى گويند; اگر چيزى را قبول دارند، مى گويند قبول داريم و اگر قبول ندارند، مى گويند قبول نداريم. شما تصورش را نمى توانيد بكنيد كه زنهاى آن جا چه تصورى از زندگى دارند، اصلاً اگر بگوييم كنار دريا نرويد، گويا گفته ايم كه در جهنم باشيد و اگر اين آزادى هاى دوستانه بين دختر و پسر نباشد، انگار زندگى برايشان جهنم مى شود، امّا وقتى درباره همين مسائل با ايشان صحبت مى كرديم و از اين مسائل انتقاد و آن را محكوم مى كرديم، براى ما كف مى زدند و اظهار محبت مى كردند. يك دانشجوى مسيحى با يك دانشجوى يهودى، در همان سخنرانى گوادلوپ، جلو آمدند. اول دانشجوى يهودى مقدارى صحبت كرد. بعد، آن دانشجوى مسيحى گفت: «كه من براى شما تملق نمى گويم; چرا كه هيچ انگيزه اى براى تملّق گويى ندارم، ولى در اين دو شب كه شما در كالج صحبت كرديد من در شما نور خدايى ديده ام». از اين تعبيرات زياد بود، حتى كشيشها و اسقفها مى گفتند: «خدا شما را براى احياى دينش، بدين جا فرستاده است.» به هر حال غرض از اين عرايض، فقط ابلاغ پيامى بود كه از اين سفر دريافت كرده بودم تا بدانيم اسلام چيست؟ اولاً قدرش را بدانيم و ثانياً آگاه باشيم كه چقدر زمينه فعاليت وجود دارد و چه تكاليف بزرگى بر دوشمان مى باشد.»
دیدار اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با مراجع تقلید :اعضاي شوراي مركزي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان سراسر كشور (دفتر تحكيم وحدت) با مراجع تقليد ديدار و گفتوگو كردند. اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با حضور در بيوت آيات عظام حسينعلي منتظري، يوسف صانعي، سيدصادق حسيني شيرازي و محمد صادقي تهراني، ضمن ارائه گزارشي از وضعيت دانشگاههاي كشور، نظرات ايشان را در خصوص وقايع اخير دانشگاهها جويا شدند. اعضاي شورا مركزي اين اتحاديه در اين جلسات با بيان اينكه در روزهاي گذشته ما شاهد آن بوديم كه گروهي با جعل عنوان نشريات دانشجويي در دانشگاه اميركبير كوشيدند احساسات مذهبي مردم را تحريك كنند و به اين وسيله زمينه حذف مخالفان خود را فراهم آورند. از سوي ديگر شاهد آن بوديم كه در دانشگاه تهران گروهي مساله برخورد اشتباه يك استاد با يك دانشجوي دختر را بزرگنمايي نموده و دانشگاه را سياهپوش كردند اما همين افراد در مورد سوءاستفاده از پرونده يك دانشجوي دختر و تحت فشار قرار دادن وي در دانشگاه كرمانشاه و تعرض به محل مطالعه و استراحت دختران در دانشگاه اميركبير كه توسط مسوولين دولتي صورت گرفت، سكوت كردند. درادامه اين ديدار، اعضاي شوراي مركزي دفتر دفتر تحكيم وحدت تصريح كردند: به نظر ميرسد مسوولان دولتي كه با بحرانهاي گوناگوني به دليل سوءتدبيرشان مواجه هستند و قادر به برآورده كردن خواستههاي مردم نيستند، تنها ميكوشند مخالفان خود را ساكت يا حذف كنند و در اين ميان از احساسات مذهبي مردم سوءاستفاده ميكنند. اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اشاره به مسائل فوق نسبت به روند رو به گسترش استفاده ابزاري و دوگانه از اسلام و همچنين سوءاستفاده از اسلام در جهت حذف منتقدان در دانشگاه توسط مسوولان دولت و برخي گروهها انتقاد كرده، خواستار واكنش مراجع در اين خصوص شدند.
+ نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مبارزه با بد حجابی در مشهد جنجال آفرید:با درگیری بین ماموران نیروی انتظامی و مردم در پی اقدام به دستگیری یک دختر و در ادامه آن یک پسر معترض، منطقه «بلوار سجاد» مشهد تا پاسی از شب متشنج بود. مقارن ساعت هشت شب پنجشنبه عوامل نیروی انتظامی مستقر در تقاطع بزرگمهر وقتی می خواستند دختری را به علت بد حجابی به پاسگاه پليس منتقل کنند با مقاومت او روبرو شدند. خانم معلمها در اوين:در پي سرکوب تجمع ديروز معلمان در مقابل مجلس، خبر مي رسد که 22 معلم و از جمله سه معلم زن به زندان اوين منتقل شده اند.يکي از معلمان حاضر در تجمع روز سه شنبه 18 ارديبهشت ماه مي گويد: "صدها تن از معلمان از تهران وشهرهاي دور ونزديک به بهارستان امدند تا در برابر خانه ملت خواسته هاي خود به گوش نمايندگان برسانند. تجمع معلمان قرار بود از ساعت 13تا 17 بعد از ظهر در ضلع شمالي مجلس برگزار شود. اين بار هم مثل 23 اسفند 85 قبل از حضور معلمان نيروهاي انتظامي وامنيتي با حضور پر تعداد خود در ميدان بهارستان وخيابان هاي اطراف نشان دادند که پرونده مطالبات معلمان همچنان مهر سياسي وامنيتي دارد. اطراف فضاي سبز مجلس يا نرده هاي آهني محصور شده بود واز ايستگاه مترو تا بيمارستان طرفه نيروهاي انتظامي حضوري پر رنگ داشتند. ديروز تجمع معلمان برگزار نشد. معلمان باز هم در پياده رو ها قدم مي زدند بدون هيچ شعاري. اما بار ديگر تعدادي از معلمان بازداشت وچند نفري ضرب وشتم شدند. فعالان صنفي را از قبل نشان کرده بودند. لباس شخصي ها مي دانستند که چه کساني بايد بازداشت شوند."به گزارش منابع موثق، ديروز دست کم 22 نفر بازداشت شدند. به گفته خانواده ها معلمان مرد بازداشت شده به مرکز انتظامي ميدان شاپوروخانم معلمها به اداره اماکن منتقل گرديدند. تعداد بازداشت شدگان زن 3 نفر بود. يکي از انها خانم ثريا دارابي است که همسر محمد خاکساري وسردبير نشريه توقيف شده قلم معلم است. بر اساس اطلاعات خانواده ها اسامي تعدادي از معلمان بازداشت به شرح زير است : 1- ميراکبر رئيس زاده دبير منطقه 2 تهران
اگر برخوردها درمساله بدحجابي تند باشد نتيجهبخش نخواهدبود :يك عضو مجمع محققين و مدرسين حوزهي علميهي قم دربارهي مسالهي بدحجابي و نوع برخورد با آن گفت: آنچه از روايات بر ميآيد، آن است كه برخوردها در مورد مسالهي حجاب همواره در حد امر به معروف و نهي از منكر، لفظي بوده است. حجتالاسلاموالمسلمين محمود صلواتي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) تصريح كرد: مسالهي حجاب در زمان پيامبر (ص) بر اساس عرف جامعه مطرح بوده است يعني پوششها بر مبناي همان نظام قبيلگي حاكم و طبق عرف قبيلهها صورت ميگرفته است و آن هم به شكل حجابي كه در حال حاضر مطرح ميشود، نبوده است. آنچه مشخص است بيشتر به صورت پوششهايي بوده كه سر و گردن را ميپوشانده و بالاپوشهايي كه بر تن ميانداختند. گاهي وسايلي زينتي هم آويخته ميشد مانند همان چيزي كه در عشاير خودمان مرسوم است. اين حجاب معمول بوده است. اسلام نيز بيش از اين كه پوشش جلب توجه نكند و موجب بدننمايي نباشد، نخواسته است. باند سعيد امامي و اتوبوس هاي اعزامي به تهران :به دنبال همزماني مجموعه اي از اتفاقات تامل برانگيز در دانشگاه هاي کشور، که از آنها براي ايجاد فشار بر جامعه دانشجوي استفاده شده است، طي يکي - دو روز گذشته بسياري از فعالان سياسي نسبت به تحرکات مشکوک در دانشگاه ها اعلام هشدار کردند. روز گذشته محسن آرمين با اشاره به وقايع پلي تکنيک خبر از بازسازي باند همفکران سعيد امامي داد. سخنگوي سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب که با ايلنا گفتگو مي کرد، گفت که با توجه به شواهد موجود ماجراي دانشگاه اميركبير با طراحي "باند در حال بازسازي همفكران سعيد امامي و حمايت لجستيك برخي نهادهاي داراي تشكيلات آهنين و طرفدار افراطيون حاكم" اجرا شده است. وي تاکيد کرد: "شواهد و قرائن موجود از جمله آغاز موج جديدي از حملات تبليغاتي عليه انجمنهاي اسلامي، دو روز پيش از اين ماجرا از سوي محافلي كه در اين حادثه فعاليت چشمگيري دارند، همچنين درج همزمان مطالب مشابه مذكور در چند نشريه دانشجويي و نيز واكنش سريع و بلافاصله پس از توزيع نشريات مذكور كه از قدرت لجستيك و سازماندهي آهنين در پشت اين اعتراض حكايت دارد، همگي از سناريويي از پيش طراحيشده خبر ميدهد."اين گفته آرمين شايد کنايه اي باشد به انتصاب روح الله حسينيان، به سمت مشاور امنيتي رييس جمهور، روحاني تندرويي که بارها از سعيد امامي و عملکرد او( قتل هاي زنجيره اي) دفاع کرده است. آرمين البته در ادامه اظهارات خود به پروژه امنيتي انقلاب فرهنگي نيز اشاره کرده و افزوده: "به قرار اطلاع، ستون اتوبوسهاي اعزامي حامل معترضان به سوي تهران با هدف تحصن و طرح خواستههايي نظير "انقلاب فرهنگي" همچنان ادامه دارد. اين اصرار و تاكيد بر اعتراض نسبت به حادثهاي كه كليه تشكلها و فعالان دانشجويي آن را محكوم و از آن تبري ميجويند، مشكوك و از اهدافي پنهان حكايت دارد. در عين حال، برخي معتقدند که با گذشت يک دوره چهار ساله از آخرين تهاجم گسترده به دانشگاه ها يعني بازداشت هاي وسيع و برخودهاي خشن سال 82 (چهار سال پس از تير 78) سال 86 از نظر صحنه گردانان امنيتي فرصتي براي سرکوب نسل جديد دانشجويان است که تقريبا هر چهار سال يک بار تغيير مي کنند. گرچه سه تن از دانشجويان دانشگاه اميرکبير اکنون در بازداشت هستند و تهديدهاي امنيتي جدي نسبت به دانشجويان فعال در اين دانشگاه وجود دارد، اما به نظر مي رسد عزم و برنامه ريزي سناريونويسان سطحي بسيار بالاتر از درگيري را مد نظر داشته است، برنامه هايي که گوشه اي از آن را مي توان در نامه نگاري بسيج دانشجويي دانشگاه اميرکبير با مراجع تقليد در قم مشاهده کرد و طي آن از مراجع خواستار صدور فتوا شدند، تا حدي که رونوشتي از اين نامه را هم به آيت الله منتظري اسال کردند تا بتوانند در صورت امکان از وجهه اين روحاني منتقد نيز به نفع خود استفاده کنند. امري که با توجه به واکنش ايشان در نهايت به سود دانشجويان تمام شد. بيانيه سازمان دانش آموختگان ايران: پروژه انقلاب ضد فرهنگي را ناکام کنيداز سوي ديگر، سازمان دانش آموختگان ايران در بيانيه اي ضمن ابراز نگراني نسبت به سرکوب فعالين سياسي – دانشجويي با اشاره به وقايع دانشگاه اميرکبير تهران و ساير دانشگاه هاي کشور از جمله تهران، نسبت به خطر "پروژه انقلاب فرهنگي" هشدار داده شده و از دلسوزان و فعالان جامعه مدني خواسته که در برابر سناريويي که براي زمينه سازي انقلابي ضد فرهنگي در دانشگاه ها در جريان است، ايستادگي و از نهاد دانشگاه حمايت کنند. در اين بيانيه آمده است: "هرچند دانشگاهيان مدتهاي مديدي است كه در معرض انواع اهانت ها، فشارها و نقض حقوق مدني خود هستند اما حوادث اخير ابعاد تازه اي از رويكرد جديد ماشين سركوب را به نمايش مي گذارد. جرم تراشي وتوليد بهانه هاي جعلي سركوب وبرخورد، با استفاده از مقدسات ديني وممنوعيت هاي سياسي، آن هم براي حذف گرايش هاي سياسي ونظري رقيب در سطح دانشجويي، حادثه اي است كه نه تنها بر گستره استحصال از ارزش هاي مذهبي وسو استفاده از احساسات ديني مردم و روند استخدام ظرفيت ها وباورهاي معنوي جامعه در خدمت قدرت و در يك كلام گذار از مدعاي دولت ديني به واقعيت دين دولتي حكايت كرده، بلكه نشانه هاي شكل گيري مجدد پروژه هاي امنيتي دگرسازي ودگرستيزي دوران سياه قتل هاي زنجيره اي را نشان مي دهد." نويسندگان بيانيه افزوده اند: "اگر تاكنون برخوردهاي انجام شده با معلمان، كارگران، زنان وحتي پسران ودختران در كوچه و خيابان، بهانه هايي از جنس نقض قانون حاكم و يا تامين سلامت اخلاقي جامعه داشته است، متاسفانه رويكردهاي جديد نشان از ورود طراحان به حوزه امنيت ملي و تهديد موجوديت و هستي مخالفان دارد. تاكنون اگرچه تفسيرحاكمان از رفتاري، عملي، گفته يا نوشته اي مي توانست مبناي برخورد هاي قضايي وامنيتي باشد، از امروز صرف حضور و وجود مخالف غيرقابل تحمل پنداشته شده و براي حل مشكل حضور مخالفان وضع موجود از روش توليد بهانه و جعل فعل و نظر استفاده خواهند كرد."بيانيه در ادامه با تاکيد بر اين که: "در شرايطي كه كشور با سياست هاي افراطي وغير كارشناسي در معرض يكي از مخاطره آميزترين مواجه هاي بين المللي خود قرار گرفته و زمينه هاي گسترش بحران خارجي به طور روزافزون در حال اوج گيري است، اعمال سياست هاي افزايش فشار به جامعه وفعالان سياسي ومدني چيزي جز خدمت به منافع بيگانگان و گسستن رشته هاي پيوند ملي وديني مردم ايران و افزايش تنش و بحران نخواهد داشت" آورده: "سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) ضمن هشدار نسبت به گسترش روند نقض حقوق انساني وملي آحاد جامعه ايران، مجدانه خواستار توقف روند نقض قانون اساسي از سوي حاكمان و پيش گيري از اقداماتي است كه امكان انتساب آنها به عوامل خودسر و بيگانه بيش از اين امكان پذير نبوده و ناگزير با بازخواست ملت ايران فرصت گريز از پاسخگويي براي طراحان و حاميانشان فراهم نخواهد شد."سازمان دانش آموختگان ايران در بخش ديگري از بيانيه خود خاطرنشان کرده است: "ايجاد بحران هاي مكرر داخلي وخارجي وتشديد روند برخورد با منتقدان ومخالفان سياست هاي جاري، نه تنها برناكامي دولت ها در حل مسائل ومعضلات جامعه سرپوش نمي گذارد بلكه دستاوردي جز تكرار چرخه معيوب مديريت ناكارآمد فعلي نخواهد داشت ...پيش گيري از فروپاشي جامعه ايران و اضمحلال سرمايه هاي اجتماعي و تعميق شكاف دولت –ملت، فروپاشي اقتصاد و اوضاع نامناسب معيشت مردم نيازمند تلاش همه دلسوزان كشور براي بر سرعقل آوردن كساني است كه متاسفانه با گشاده دستي تمام به خاطر آرزوها، منافع وخيالات خويش، منافع ملي ايران را به حراج گذاشته اند.بيانيه با اين فراخوان پايان مي يابد که: "سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)، ضمن محكوم كردن برخوردهاي اخير با دانشجويان دانشگاه صنعتي امير كبير واعلام حمايت از دانشجويان مظلوم اين دانشگاه، خواهان توقف روند تهديد وارعاب همه فعالان مدني و صنفي به ويژه دانشجويان واساتيد دانشگاه شده واز همه نيك انديشان و فعالان عرصه هاي سياسي و اجتماعي مي خواهد در اين تهاجم گسترده به دانشگاه پروژه انقلاب ضد فرهنگي اخير را ناكام گذارند. "
+ نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|
|