تبليغاتX
عدالتخواهان

خدا كند متن خبري كه چند روز پيش ديدم درست نباشد و ساخته و پرداخته ذهن خبرنگار حوزه دولت خبرگزاري فارس باشد!در اين متن خبري كه مربوط به ديدار فرماندهان بسيج سراسر كشور با رئيس‌جمهور در سالن 5 آذر نيروي مقاومت بسيج سپاه در مورخه چهارشنبه 19/2/86 مي‌باشد جمله تكان‌دهنده‌اي آمده كه مطالعه آن هر خواننده‌اي را به شگفت وامي‌دارد.آقاي دكتر احمدي‌نژاد در اين همايش ضمن اشاره به اينكه ايده نظم جهاني، تلا‌شي سازمان‌يافته - از سوي استكبار جهاني غربي- براي جلوگيري از حاكميت عدل الهي بود كه براي بدل زدن و خنثي كردن حاكميت الهي ارائه شد در سخناني شگفت‌تر از شگفت اظهار داشته: در جبهه استكبار پرونده امام زمان كامل شده است فقط به دنبال آدرس ايشان مي‌گردند تا بروند كار را تمام كنند! ايشان در ادامه افزوده است: در همين تهران عناصر بيگانه‌اي هستند كه از عرفا و مومنان، خانه و محل ملا‌قات امام عصر(ع) را سراغ مي‌گيرند تا مانع تحقق حاكميت عدل الهي شوند! اندكي در اين سه سطر تامل كنيد به‌خصوص آنكه گوينده آنها عالي‌ترين مقام اجرايي و بالطبع اطلا‌عاتي كشور است. به وجه ديگر اين عبارت كار ندارم كه به نوعي بيانگر و تاييد اين مطلب از سوي رئيس‌جمهور ايران است كه آمريكا و استكبار ديگر خيالشان از خطر و تهديد جمهوري اسلا‌مي ايران آن‌قدر راحت و آسوده شده است كه به دنبال آدرس و محل سكونت و اقامت امام زمان(عج) افتاده‌اند! به نظر مي‌رسد درك اين نكته كه استكبار جهاني تا چه حد در برنامه‌ريزي و طرح‌ريزي‌هاي خود عليه جمهوري اسلا‌مي ايران دچار حماقت، ساده‌انديشي، ناداني و... است يا برعكس در نهايت هوشمندي و درايت عمل مي‌كند و برنامه دارد خيلي مشكل نيست اما باور اعلا‌م رسانه‌اي آن از سوي رئيس‌جمهور كه در تبعات منفي آن در جامعه جاي كمترين ترديدي نيست، مساله‌اي است كه نمي‌توان و نبايد از آن به سادگي گذشت. وقتي دو دهه پيش سمينار شيعه‌شناسي و بررسي مسائل و آينده دنيا و تشيع و حتي زمينه‌هايي كه ممكن است بعدا تبديل به جريان‌هاي انقلا‌بي شوند مورد بررسي و ارزيابي و تحليل صهيونيست‌ها قرار مي‌گيرند، چه جاي طرح اين‌گونه مسائل است؟ وقتي مراكز عالي نظام از خطر و آسيب كنترل‌هاي اطلا‌عاتي آمريكا در داخل كشور در امان نيستند چرا اين‌قدر ساده‌انگاري؟آقايان بدانند شناخت استكبار جهاني از تشيع و شخصيت‌هاي موثر شيعي معاصر در جهان آن‌قدر دقيق و كارشناسي‌شده است كه حتي در مواردي شايد بيشتر از اطلا‌عات خود شيعيان در مورد خودشان است! آنچه تاريخ، اين معلم پير بشريت، به ما آموخته كه از قضا روايات معصومين(ع) هم بر آن مهر تاييد زده اين است، ملتي كه دشمن خود را دست‌كم بگيرد و دشمني‌هاي آن را به چيزي نگيرد ساده‌انگار است و از اين ساده‌انگاري خويش زيان بسيار خواهد ديد

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

يك هفته مي گذرد از آن روزي كه دانشجويان حاضر در صف نمازجماعت مسجد دانشگاه تربيت مدرس، مهدي كوچك زاده را اين بار نه در مقام نمايندگي مجلس كه در جايگاه عضوي از سازمان بسيج اساتيد دانشگاه درميان خويش ديدند كه يك "نام" را با صدايي رسا برزبان آورد و درپرده از اهمال در اخراج او از دانشگاه گلايه كرد. گويي سخن گفتن از "انقلاب فرهنگي دوم" تنها به صدور حكم هاي محروميت از تحصيل براي دانشجويان منتقد سياسي نبايد محدود شود كه اساتيد منتقد نيز بايد حكمي در پرونده خود ببينند تا نقصي در اجراي پروژه انقلاب فرهنگي دوم باقي نماند. انقلابي كه البته اساتيد شناخته شده و دانشجويان عضو انجمن هاي اسلامي را هدف قرار داده تا همين واقعيت، تفاوتي ماهوي ميان انقلاب فرهنگي با آنچه امروز انقلاب فرهنگي دوم خوانده مي شود را آشكار كند. اين چنين است كه در ميانه صدور حكم هاي تعليق از تحصيل براي دانشجويان انجمني، نام محسن كديور نيز در مسجد دانشگاه تربيت مدرس شنيده مي شود تا بارديگر پرونده رييس سابق گروه فلسفه دانشكده علوم انساني، روي ميز رييس دانشگاه تربيت مدرس جابجا شود و رسيدگي به آن درصدر اولويت ها قرار گيرد. پرونده اي كه پس از ماه ها نامه نگاري محسن كديور و فرهاد دانشجو - رييس دانشگاه تربيت مدرس- هنوز دورنماي مبهمي دارد و گويي بايد به انتظار روزهاي مياني تابستان نشست؛ آن هنگام كه رييس دانشگاه تربيت مدرس ابلاغ هاي جديد اعضاي هيات علمي را امضا خواهد كرد.
***
روزهاي آغازين پاييز و درميانه بازخواني پديده "دانشجويان ستاره دار" بود كه خبر لغو عضويت محسن كديور و سعيد حجاريان در شوراي تخصصي دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس دهان به دهان چرخيد تا نظاره گران نگران دانشگاه ، آن روز از بروز نشانه هاي اجراي انقلاب فرهنگي دوم سخن گويند. چراكه چند روزي پيشتر نيز 45 استاد دانشگاه تهران به حكم آيت الله عميدزنجاني بازنشسته شده بودند و از دانشگاه علم و صنعت و علامه طباطبايي نيز اخباري چنين به گوش مي رسيد. اگر اعتراض به بازنشستگي اساتيد دانشگاه ها پاسخ مسئولين وزارت علوم را به همراه داشت كه منتقدين را نسبت به غيرسياسي و قانوني بودن اين بازنشستگي ها اطمينان مي دادند اما لغو عضويت محسن كديور و سعيد حجاريان در شوراي تخصصي دانشكده علوم انساني دانشگاه تربيت مدرس، شائبه غيرسياسي بودن چنين برخوردهايي را به فراموشي سپرد وقتي كديور در كنفرانسي خبري علت محدوديت هاي ايجاد شده براي خود را چنين اعلام كرد:« مي خواهند ميان استادي دانشگاه و فعاليت سياسي يكي را انتخاب كنم اما من به هيچ وجه از حق خود كوتاه نخواهم آمد.» محسن كديور اما تنها استاد دانشگاه تربيت مدرس نيست كه با روي كارآمدن حجت الاسلام اكبريان درمقام رياست دانشكده علوم انساني اين دانشگاه با محدوديت مواجه شد كه پيش از او هاشم آقاجري از رياست گروه تاريخ بركنار شده و نيزبا ابوالفضل شكوري پس از چهارده سال عضويت در هيات علمي، تسويه حساب شد و حاتم قادري نيز براي ادامه تدريس در دانشگاه يك شرط مقابل خود ديده بود؛خداحافظي با سخنراني در جمع هاي دانشجويي. اما بازگشايي پرونده محسن كديور، تغييراتي ديگر را نيز ساختار اداري اين دانشگاه رقم زد؛ آن هنگام كه كديور شكايت از اكبريان و فرهاد دانشجو را به هيات انتظامي دانشگاه برد و دو عضو اين هيات - صادق آيينه وند و محمدتقي احمدي- از آن حيث كه راي به حقانيت كديور بايد مي دادند، بدون تقديم استعفا، از عضويت در هيات انتظامي عزل شدند تا بدينگونه شكايت كديور كنار گذاشته شود و پرونده اي ديگر، اين بار عليه كديور در هيات انتظامي گشوده شود تا او را به جرم آنچه "مصاحبه با خبرگزاري ها و راديو بي بي سي" ناميده مي شد به پاسخگويي فرخوانند. به اين ترتيب اگرچه محسن كديور با نگارش چند نامه مسئولين دانشگاه را به رعايت قانون دعوت كرد و دليل منطقي محدوديت هاي ايجاد شده براي مقابل خود را از آنان پاسخ طلبيده بود، اما درمقابل با اتهامي جديد مواجه شد، اتهامي كه البته شائبه سياسي بودن چنين برخوردهايي در محيط آكادميك را به يقين نزديكتر گرداند. به اين ترتيب روزهاي پاييز و زمستان 85، با نامه نگاري هاي محسن كديور و فرهاد دانشجو گذشت. روزهاي پاياني پاييز بود كه رييس دانشگاه تربيت مدرس به دنبال نامه اول، نامه اي ديگر به حجت الاسلام اكبريان نوشت تا به او يادآوري كند كه« همه اعضاي هيات علمي رسمي و پيماني تمام وقت يك گروه، عضو شوراي علمي و تخصصي آن گروه هستند و لذا نيازي به صدور حكم داخلي مجدد براي هيچ يك از آنها نمي باشد.» و در كناره اما بازهم اين فرهاد دانشجو بود كه در اين نامه كنايه اي به كديور مي زد وقتي خطاب به رييس دانشكده علوم انساني از مصوبه هيات رييسه مبني بر احتراز از رسانه اي نكردن مسائل حمايت مي كرد و توسل محسن كديور به رسانه ها را تقبيح. نامه هاي فرهاد دانشجو به اكبريان، اما نگارش يك نامه اعتراض آميز از جانب كديور را موجب شد. در اين نامه كه در بهمن ماه و بعد از دو نامه رييس دانشگاه نوشته مي شد، محسن كديور ضمن ارايه گزارشي كوتاه از روند پرونده خود در هيات انتظامي اعضاي هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس، به اتهام "سلب امنيت شغلي" از فرهاد دانشجو شكايت كرده و رييس دانشگاه را با خطاب قرادادن عباراتي چنين به پاسخگويي قانوني فرامي خواند:« تضييقات اعمال شده درباره اينجانب از سوي جنابعالي و مجموعه تحت امرتان در دانشكده برخلاف قانون، اخلاق و دين بوده است. اگر بنابرآنچه كرده ايد "مامور" هم بوده باشيد، يقين بدانيد كه قانونا، اخلاقا و شرعا "معذور" نيستيد.»
*** به اين ترتيب محسن كديور سال 85 را درحالي به پايان رساند، كه از سوي هيات بدوي انتظامي اعضاي هيات علمي دانشگاه موظف شده بود تا لايحه دفاعيه خود را به امور اداري دانشگاه تحويل دهد. لايحه اي كه البته به موقع تحويل شد اما نتوانست سايه تعليق را از وضعيت محسن كديور در دانشكده علوم انساني كنار زند. چراكه چهار عضو گروه فلسفه دانشگاه تربيت مدرس كه نام رييس دانشكده علوم انساني نيز در آن ميان ديده مي شود، با ارسال نامه اي به رضا اكبريان، « ادامه همكاري با محسن كديور در چارچوب فعاليت هاي گروه فلسفه را مقدور ندانسته» و البته اين پرسش كديور از معاونان دانشكده نيز تاكنون پاسخي دريافت نكرده است:« پرسيدني است كه هيات رئيسه محترم دانشكده براي استيفاي حقوق قانوني عضو هيات علمي خود چه كرده است؟» اينگونه است كه اكنون شايد بتوان سخنان مهدي كوچك زاده در مسجد دانشگاه تربيت مدرس را نقطه آغازي دوباره براي به جريان افتادن پرونده كديور دانست. پرونده اي كه گفته مي شود به هيات سه نفره گزينش استاد وزارت علوم ارجاع شده و اگر اين گفته صحت داشته باشد، محسن كديور، درمقام يك عضو رسمي و قطعي هيات علمي بايد براي ادامه تدريس در دانشگاه بار ديگر در هياتي گزينش شود كه فرهاد دانشجو به عنوان نماينده وزير در اين هيات ، رياست آن را برعهده خواهد داشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

استقبال سرد اصفهانی‌ها از احمدی‌نژاد:شاهدان عینی و حاضران در مراسم سخنرانی «محمود احمدی‌نژاد» در اصفهان می‌گویند که استقبال مردم این شهر از رئیس جمهور آنچنان کمرنگ بوده که به محملی برای گفت‌وگو‌های درگوشی مردم حاضر در میدان امام (نقش جهان) و حتی همراهان رئیس جمهور تبدیل شده ‌بود. به گفته شاهدان عینی حاضر در میدان نقش جهان اصفهان، حضور مردم اصفهان در محل سخنرانی احمدی‌نژاد آنقدر غیرقابل انتظار بود که ازدحام جمعیت تنها از روبروی مسجد امام تا قبل از کاخ عالی‌قاپو ادامه داشته است. این استقبال از رئیس جمهور در حالی صورت گرفت که در جریان سفر گذشته مقام رهبری به اصفهان، میدان نقش جهان این شهر بیش از ظرفیت خود، کاملا پر شده بود. اتفاقی که در جریان سفر «سیدمحمد خاتمی» رئیس جمهور پیشین به اصفهان هم رخ داد. گفته می‌شود استقبال از سخنرانی رئیس جمهور در جریان سفر اخیر هیات دولت به اصفهان حتی از استقبالی که مردم این شهر در جریان تبلیغات انتخاباتی احمدی‌نژاد از او در مسجد «سید‌ها»ی این شهر به عمل آوردند، کمتر بوده ‌است. گفته می‌شود وجود نداشتن هیچ عکس یا تصویر هوایی از میدان نقش جهان اصفهان در حین مراسم سخنرانی احمدی‌نژاد در سایت‌های خبری و صدا و سیما هم به علت همین مسئله بوده ‌است.


درخواست انفصال از خدمت عمید زنجانی رییس دانشگاه تهران به دیوان عدالت اداری ارائه شد :وكيل مدافع پيمان عارف، دانشجوي اخراجي كارشناسي ارشد دانشگاه تهران از تقاضاي خود براي انفصال عميد زنجاني، رييس دانشگاه تهران به علت عدم تمكين رأي ديوان عدالت اداري مبني بر بازگشت موكلش به دانشگاه خبر داد. محمدعلي دادخواه،  با اعلام اين مطلب، گفت: طبق قانون، دستورات ديوان عدالت اداري براي همه مقامات لازم‌‏الاجراست و هيچ مقامي حق ندارد از اجراي آن تمكين كند. متأسفانه رييس دانشگاه تهران علي‌‏رغم دستور صريح ديوان عدالت اداري مبني بر ادامه تحصيل موكلم در دانشگاه تهران، از اجراي اين دستور خودداري كرده است، بنابراين ما در لايحه‌‏اي به اين ديوان، انفصال عميد زنجاني، رييس اين دانشگاه را خواستار شديم.


طومار هفت هزار امضایی دانشجویان در محمکومیت محدودیتهای پوششی جدید در دانشگاهها :بيش از هفت هزار دانشجو از 17 دانشگاه كشور با امضاي توماري نسبت به نحوه برخورد با مقوله پوشش دانشجويان و چگونگي اجراي طرح امنيت اجتماعي انتقاد كردند و از دولت و مسوولان وزارت علوم خواستند وظايف اصلي دولتداري را در راس اقدامات خود قرار بدهند. كميسيون زنان دفتر تحكيم به عنوان تهيه‌كننده اين تومار تاكنون متن آن را براي امضا به 17 دانشگاه كشور ارسال كرده و در حال افزايش است. در اين تومار از دولت خواسته شده است مسايل اساسي كشور از قبيل مشكلات اقتصادي را سامان بدهد و خود را با مسايلي كه بيشتر جنبه خصوصي زندگي شهروندان دارد، درگير نكند. در اين تومار به متن كامل اظهارات محمود احمدي‌نژاد كمي قبل از انتخابات رياست جمهوري درباره وظايف دولت و نيز نحوه پوشش شهروندان اشاره شده است.


یکی از کارگران خود را حلق آویز کرد:صبح روز ۳۰ ارديبهشت ماه “حسن حسنی” که ۱۸ سال سابقه کار در کنف کار رشت داشت، به دليل مشکلات شديد مالی و شرمندگی در مقابل زن و فرزند، خود را حلق‌‏آويز کرد. ۲۰۰ کارگران شرکت کنف کار رشت “حسن حسنی” را به خاک سپردند و در برابر استانداری رشت نسبت به بی توجهی مسئولان به زندگی کارگران دست به اعتراض زدند .كنف كاران رشت با اشاره به اينكه ۱۱ ماه حقوق و مزايا, عيدی و پاداش سالهای ۸۴ و ۸۵ و نيز بُن كارگری خود را دريافت نكرده‌‏اند اعلام داشتند: كنف‌‏كار رشت حدود ۴ سال است به بخش خصوصی و اگذار شده است.بازنشستگان كنف كار برای مطالبات حقوق خود، حكم توقيف ۸ دستگاه كلاف و ژنراتور را گرفته و صبح شنبه با حضور ماموران، اين دستگاهها از كارخانه خارج شده است. با خروج اين دستگاهها، امكان راه اندازی كارخانه به صفر رسيد.كنف كار رشت که در جاده تهران- رشت قرار دارد با توليد ۱۱ ميليون تخته نخ ها و كيسه ها كنفی، از بزرگترين كارخانجات كشور بوده است.روزی كه احمدی‌‏نژاد در زمين ورزشی رشت سخنرانی می‌‏كرد، كارگران كارخانجات كنف‌‏كار, پوشش, پنگوئن, ريسندگی و بافندگي, نختاز, پارس خودرو, ‌‏الكتريك رشت و ساير كارخانجات بحران زده استان هر يك مطالبات خود را بر روی پارچه های بزرگی نوشته و در مقابل ديدگان رييس‌‏جمهور به نمايش گذاشتند، به اميد آنكه از رئيس جمهوری كه ادعای عدالت محوری و مهرورزی دارد، كمك بگيرند.سرانجام صبح امروز۳۰ ارديبهشت ماه ۸۶ “حسن حسنی” كه ۱۸ سال سابقه كار در كنف كار داشت، به دليل مشكلات شديد مالی و شرمندگی در مقابل زن و فرزند، خود را حلق‌‏آويز كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 10 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

بحث و جدل در مراسم درگذشت همسر آیت الله طالقانی :به مناسبت درگذشت همسر آیت الله طالقانی مراسم بزرگداشتی عصر پنجشنبه در مسجد هدایت برگزار شددر این مراسم حجت الاسلام جعفر شجونی از اعضای موتلفه به سخنرانی پرداخت که در قسمتی از سخنان خود حملات شدیدی علیه نهضت آزادی انجام داد وی گفت:نهضت آزادی در مرحله ای به آیت الله بهشتی ناسزا های شدیدی می گفت. این سخنان عضوموتلفه موجب واکنش شدید حاضرین به ویژه اعضای نهضت آزادی که در این مراسم حضور داشتند و همچنین افرادی همچون هادی غفاری شد و جدال لفظی بین آنها و سخنران لحظاتی مراسم را تحت الشعاع خود قرار داد


بهاره هدایت عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به 2 سال حبس محکوم شد :بهاره هدایت عضو شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت و از شرکت کنندگان در تجمع 22 خرداد گذشته در میدان هفتم تیر به 2 سال حبس که به مدت 5 سال تعلیق شده است محکوم شد. نسرين ستوده، وكيل مدافع هدايت  در این خصوص به ایلنا  گفت: دادگاه، موكلم را از اتهام «تبليغ عليه نظام» و «اخلال در نظام عمومي» تبرئه، اما وي را بابت اتهام «اقدام عليه امنيت ملي در حد اجتماع و تباني به منظور ارتكاب جرايمي عليه امنيت كشور» به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامي، به دو سال حبس محكوم كرد كه اين مجازات به مدت پنج سال تعليق مي‌‏شود. وي افزود: در مهلت قانوني نسبت به رأي صادره تجديدنظرخواهي خواهم كرد. ستوده تصريح كرد: با توجه به اينكه حكم صادره در متن خود، فعاليت موكلم براي اخذ حقوق زنان را مورد استناد قرار داده است، جاي سوال است كه چگونه اخذ حقوق زنان مي‌‏تواند اقدام عليه امنيت كشور محسوب شود. وكيل مدافع بهاره هدايت، گفت: بنده در روز 29 فروردين ماه سال جاري به همراه موكلم به دادگاه مراجعه كردم اما از حضور بنده در جلسه رسيدگي به اين پرونده ممانعت به عمل آمد.گفتنی است هدایت دبیر کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت می باشد که در نشست اتحادیه تحکیم در زمستان گذشته به عنوان اولین دانشجوی دختر از 12 سال به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم در آمد


تلاش برای اخراج دکتر محسن کدیور از دانشگاه :در پی زمینه سازی های گذشته برای منزوی کردن واخراج محسن کدیور از دانشگاه تربیت مدرس، برنامه های حساب شده ای برای اجرای این نقشه در ماه های پایانی سال تحصیلی جاری به مورد اجرا گذارده شده است. مسجد دانشگاه تربیت مدرس به مکان مناسبی برای اجرای این برنامه درچارچوب سیاست پاکسازی دانشگاه تربیت مدرس از اساتید دگراندیش، از جمله محسن کدیور تبدیل شده است. او پیش از این توسط مقام های دانشگاه از شوراهای تخصصی گروه های آموزشی دانشکده علوم انسانی کنار گذارده شده است. در جهت اجرایی کردن این برنامه مسجد دانشگاه طی ماه اردیبهشت ٨۶ به مکانی تبدیل شد که به بهانه نقد و بررسی مقاله “قرائت فراموش شده، بازخوانی نظریه “علمای ابرار” تلقی اولیه اسلام شیعی از اصل امامت” منتشر شده در فصلنامه مدرسه، (سال اول، شماره سوم، اردیبهشت۱٣٨۵، صص ۹۲-۱۰۲) کلید برنامه اخراج کدیور زده شود. در نشست اول، که بدون اعلام قبلی انجام شد، حجت الاسلام مسعودی خمینی نماینده مقام رهبری در دانشگاه تربیت مدرس و معاون سیاسی نهاد رهبری در دانشگاه های کشور، روز چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت ماه در سخنانی در بین نمازهای ظهر و عصر با عنوان “تقبیح نظریه علمای ابرار” به نقد این مقاله که یک سال پیش منتشر شده بود پرداخت. متعاقب آن درروز دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ماه در همان مکان، دکتر مهدی کوچک زاده استادیار دانشکده کشاورزی، عضو بسیج اساتید و از جمله راه یافتگان به مجلس نهم از حوزه تهران، مقاله یادشده را غیرقابل تحمل خوانده و خواستار اخراج سریع نویسنده آن توسط مومنان غیرتمند شد. این زمینه سازی های در شرایطی انجام می شود که گفته می شود آرای متفاوت محسن کدیور به ویژه نقد او به تئوری ولایت فقیه موجب گشوده شدن پرونده جدیدی علیه وی در دادگاه ویژه روحانیت شده و حدود یک سال است که موجب پرونده سازی در هیات بدوی انتظامی هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس شده است. چهار تن از اعضای گروه فلسفه و حکمت دانشگاه تربیت مدرس به نام های رضا اکبریان، محمد سعیدی مهر، لطف الله نبوی و سید محمد علی حجتی چند ماه پیش در اقدامی طراحی شده در نامه ای به رئیس دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس به این بهانه که حضور محسن کدیور در این گروه “محیط آرام و خالی از تنش گروه” را بهم می زند، خواستار خاتمه کار او در این گروه شدند. تحلیلگران سیاسی بر این باورند با بالا گرفتن بحث ضرورت انجام انقلاب فرهنگی دوم در دانشگاه ها و حوادثی که این روزها در دانشگاه های امیرکبیر و علامه طباطبایی در جریان است، چنین اقدام هایی زمینه سازی برای پیشبرد این پروژه در دانشگاه تربیت مدرس است. اواخر سال گذشته فاش شد که در دور جدید عملیات انقلاب فرهنگی در دانشگاه ها در پی روی کار آمدن دولت احمدی نژاد، ستاد فرماندهی این عملیات طی دوره جدید آموزشی به اقدام های برنامه ریزی خود برای پاکسازی دانشگاهها از وجود اسانید دگراندیش شتاب بیشتری بخشیده است. بر اساس اطلاعات موجود اولویت های زیر در عملیات جدید ستاد فرماندهی پاک سازی دانشگاه ها به تصویب رسیده و جهت اجرای مرحله ای به روسای دانشگاهها و دانشکده های مختلف ابلاغ شده است اولویت های زیر در دهه ی سوم مهر ماه ٨۵ جهت اجرا نهایی گردید: اولویت اول، (در بین دانشکده های مختلف دانشگاههای کشور) دانشکده های علوم انسانی ولویت دوم، اساتیدی که سابقه زندان داشته و دارای پرونده در دادگاه انقلاب یا دادگاه ویژه روحانیت هستند . اولویت سوم، اساتیدی که ازپشتوانه علمی، نفوذ در جامعه و اعتبار بیشتری در بین دانشجویان برخوردارند

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 خرداد1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

انتقاد هفت هزار دانشجو از سياست‌هاي اجتماعي دولت :بيش از هفت هزار دانشجو از 17 دانشگاه كشور با امضاي توماري نسبت به نحوه برخورد با مقوله پوشش دانشجويان و چگونگي اجراي طرح امنيت اجتماعي انتقاد كردند و از دولت و مسوولان وزارت علوم خواستند وظايف اصلي دولتداري را در راس اقدامات خود قرار بدهند. كميسيون زنان دفتر تحكيم به عنوان تهيه‌كننده اين تومار تاكنون متن آن را براي امضا به 17 دانشگاه كشور ارسال كرده و در حال افزايش است. در اين تومار از دولت خواسته شده است مسايل اساسي كشور از قبيل مشكلات اقتصادي را سامان بدهد و خود را با مسايلي كه بيشتر جنبه خصوصي زندگي شهروندان دارد، درگير نكند. در اين تومار به متن كامل اظهارات محمود احمدي‌نژاد كمي قبل از انتخابات رياست جمهوري درباره وظايف دولت و نيز نحوه پوشش شهروندان اشاره شده است.
شرق نوشته است: ششمين شب از اجراي طرح مبارزه با اراذل و اوباش در حالي برگزار شد كه رفتار پليس (با آفتابه دور گردن و سوار بر خرد دور محل گرداندن دستگيرشدگان) تعديل شده بود. مي‌توان گفت كه تعديل اين رفتار بازتاب اظهارنظرهاي فرمانده نيروي انتظامي و وزير كشور است كه گفته بودند اگر در برخورد با افراد هنگام دستگيري بي‌قانوني صورت گيرد با ماموران متخلف برخورد مي‌شود. ماموران نيروي انتظامي در عمليات گسترده بامداد چهارشنبه به خيابان‌هاي فلاح، مشيريه، بلورسازي و امامزاده حسن رفتند و اشرار معروف اين مناطق را با ضرب و شتم دستگير كردند. تفاوت ششمين شب با شب‌هاي قبلي در آن بود كه ديگر متهمان دستگير شده را با آفتابه به گردن در محل نگرداندند. عمليات گسترده ماموران نيروي انتظامي ساعت 2 بامداد ديروز آغاز شد و تا 5 بامداد ادامه داشت.
آفتاب‌يزد نيز در سرمقاله خود نوشته است: در ماه‌ها و سال‌هاي گذشته، گزارش‌هايي از رفتار غيرقانوني برخي ماموران انتظامي با مردم و يا جعل عنوان آنان منتشر شد و فرماندهي اين نيرو نيز از مجازات متخلفان- كه تا حد اعدام چند مامور در خراسان نيز پيش رفت- پرده برداشت. قبل از آن نيز رييس قوه قضاييه با متهمان و حتي مراجعه‌كنندگان به مراكز مربوطه را مورد انتقاد شديد قرار داد. قطعا موارد ديگري نيز وجود دارد كه مردم، دليلي براي اثبات بدرفتاري يا تجاوز ماموران از حدود قانوني خود ندارند و شايد تنها راه مقابله با اين موارد، كمك خواستن از مردم و بهره‌گيري از ابزارهاي نوين تهيه گزارش مي‌باشد. دراين شرايط، آيا بهتر نيست به جاي برخورد با كساني كه گزارش‌هايي در اين موارد تهيه مي‌كنند. نيروي انتظامي پيشقدم شود و رسما اعلام كند به گزارش‌هاي تصويري كه نشان دهنده رفتار ويژه ماموران- مثبت يا منفي- باشد جوايز ارزنده‌اي اهدا خواهد شد؟ قطعا نيروي رسمي و صرف ميلياردها تومان هزينه نيز قادر نخواهد بود به گزارش‌هايي دسترسي پيدا كند كه از اين طريق قابل دسترسي خواهد بود. اين روشي است كه هم‌اكنون در بسياري از كشورهاي پيشرفته نيز مورد عمل قرار مي‌گيرد و البته وجود آن در بعضي كشورها و درز كردن آن در رسته‌هاي عمومي، گاه موجب ذوق‌زدگي رسانه ملي ما مي‌شود! اگر نيروي انتظامي و ساير دستگاه‌ها به جاي برخورد، به تشويق كساني بپردازند كه به هر نحو گزارشي از اقدامات عادي پليس تهيه مي‌كنند، هم جلوي تخلفات احتمالي تعدادي از ماموران گرفته خواهد شد و هم شناسايي كساني كه در پوشش مامور انتظامي اخاذي مي‌كنند، موبايل مردم را كنترل مي‌نمايند و به انواع سوءاستفاده‌ها دست مي‌زند، به راحتي امكان پذير خواهد بود


اعتراض به ادامه بازداشت مديرعامل پرشين بلاگ:جمعي از فعالان اجتماعي- مطبوعاتي با انتشار بيانيه‌‏اي در مورد بازداشت «مهدي بوترابي» مدير پرشين‌‏بلاگ،ضمن ابراز نگراني نسبت به وضعيت وي، از مقامات مسوول خواستار آزادي سريع وي شدند.در اين نامه آمده است: بار ديگر شنيدن خبري ناخوشايند بسياري از دلسوزان نظام را بهت‌‏زده كرد. دكتر مهدي بوترابي، عضو سابق اتحاديه انجمن‌‏هاي اسلامي دانشجويان و از فعالان خوشنام و متعهد جنبش دانشجويي در دهه 60 و دانش‌‏آموخته ممتاز تاريخ از دانشگاه شهيد بهشتي چندي است كه به دلايل نامعلومي بازداشت شده است. به راستي جرم بوترابي چه بوده است؟ تاسيس بزرگ‌‏ترين سايت فارسي‌‏زبان و راه‌‏اندازي بزرگ‌‏ترين سرويس‌‏دهنده وبلاگ فارسي به جوانان ايراني؟ آيا بايد بار ديگر اهميت وبلاگ‌‏نويسي و نتايج مثبت ترويج اين فرهنگ در بين جوانان را گوشزد كرد؟ چه راهكار ديگري مي‌‏توان جايگزين وبلاگ‌‏نويسي براي افزايش انگيزش مشاركت اجتماعي جوانان جست‌‏وجو كرد؟ در پس دلسرد كردن فعالان عرصه وب و اطلاع‌‏رساني و گسستن اين علقه فرهنگي چه نيت‌‏هايي پنهان مانده است؟ حقيقتا آيا مي‌‏توان سخن از نوشتن و انديشيدن در عرصه وب و آشنا كردن ايرانيان با كتابت در عرصه اينترنت گفت و نامي از مهدي بوترابي نبرد و آيا غير از اين است كه بازداشت ناگهاني مهدي بوترابي پيام ناخوشايند را براي اهالي فرهنگ و مطبوعات مجازي و غيرمجازي دارد تا محدوده خويش را محدودتر كنند؟اين بيانيه‌‏اي مي‌‏افزايد: سابقه مهدي بوترابي بر هيچ فعال سياسي و اجتماعي پوشيده نيست. آن روز يك پايش در جبهه‌‏هاي جنگ و كيان اين مرز و بوم بود و پاي ديگرش در انجمن اسلامي دانشگاه شهيد بهشتي و در همه اين فعاليت‌‏ها تعهد و اعتقاد خود را به مباني عاليه دين اسلام و نظام جمهوري اسلامي ثابت كرده است و امروز هم با مديريت پرشين‌‏بلاگ انديشه والاي خود در ساماندهي فكري و اجتماعي نسل سوم و چهارم بعد از انقلاب را ثابت كرده است.در ادامه اين بيانيه‌‏اي آمده است: دغدغه‌‏هاي او در برخورد با مسائل جوانان همواره او را به عنوان عنصري دلسوز، پرتوان و اثرگذار در تمام عرصه‌‏هايي كه حضور داشته، معرفي كرده است. بر همين اساس ما به عنوان جمعي از فعالان اجتماعي عرصه مطبوعات و فضاي وب ضمن ابراز نگراني از وضعيت ايشان، آزادي سريع وي را از مقامات مسوول خواستاريم.اين نامه به امضاي 211 از نفر فعالان اجتماعي و مطبوعاتي رسيده است


رضا خاتمي: دولت و مجلس آينده، دولت و مجلس نجات ملي‌است:دكتر محمدرضا خاتمي نايب رئيس مجلس ششم و دبيركل پيشين جبهه مشاركت ايران اسلامي در مراسم گراميداشت دهمين سالگرد دوم خرداد در دفتر جبهه مشاركت شهر يزد با بررسي آن حماسه تاريخي به بررسي وضعيت كشور و دولت نهم پرداخت، خاتمي در بخشي از اظهاراتش گفت: دولت نهم در کمتر از 2 سال اکثر پايگاه هاي خود را از دست داده است و نمونه آن انتخابات شوراها بود.خاتمي در بخشي از اظهاراتش گفت: دولت نهم در کمتر از 2 سال اکثر پايگاه هاي خود را از دست داده است و نمونه آن انتخابات شوراها بودوی ادامه داد : فکر ميکرديم با یکدستی حاکميت اصلاحات از بين خواهد رفت ولی اما ديديم اصلاحات در مردم ريشه دوانده است. وی در مورد مجلس و دولت آینده تصریح کرد : دولت و مجلس بعدي دولت و مجلس نجات ملي خواهد بود. رضا خاتمی اظهار داشت : محور ائتلاف در جبهه اصلاحات سید محمد خاتمی است و روی کارامدن دولت نهم بهترین فرصت برای اصلاح طلبان بود که مردم بفهمند واقعا چه خبر است


وضعیت نامشخص احسان منصوری دانشجوی پلی تکنیک و ابراز نگرانی خانواده وی نسبت به ناپدید شدن این دانشجو :خانواده «احسان منصوري»، دانشجوي دانشگاه اميركبير (پلي‌تكنيك) از وضعيت نامشخص فرزندشان ابراز نگراني كردند. بعدازظهر روز سه‌شنبه ماموران با مراجعه به منزل يكي از اقوام «احسان منصوري» درصدد بازداشت اين دانشجو برآمدند اما از آنجا كه او به بيرون از خانه رفته بود، آنان ابتدا موفق به انجام اين كار نشدند تا اينكه پس از مدتي ظاهراً اين دانشجو به منزل مراجعه مي‌كند كه ديگر مشخص نيست آيا او بازداشت شده است يا خير. بر اين اساس خانواده اين دانشجو كه تا به امروز از وضعيت فرزندشان بي‌اطلاع هستند، با ابراز نگراني از اين مساله، خواستار روشن شدن وضعيت احسان منصوري شدند. اين در حالي است كه پدر و مادر «احسان منصوري» روز پنج‌‏شنبه به كشيك دادستاني تهران نيز مراجعه كرده‌اند اما جوابي دريافت نكرده‌اند. پدر احسان منصوري كه سابقه ماه‌ها حضور در جبهه‌هاي جنگ در منطقه كردستان را دارد، ضمن رد برخي اتهاماتي كه اين روزها به دانشجويان زده مي‌شود، طرح اين اتهامات به جواناني را كه در خانواده‌هاي مذهبي و جبهه‌‏رفته رشد كرده‌‏اند، به نفع نظام ندانست

تجمع گسترده دانشجویان دانشگاه تبریز در اعتراض به بازداشت دسته جمعی شهروندان آذربایجانی :دانشجویان دانشگاه تبریز روز گذشته و امروز با شرکت در تجمع اعتراض آمیز، بازداشت تعدادی از شهروندان آذربایجانی را در روز اول خرداد محکوم کردند .قریب به 1000 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز با شرکت در این تجمع ضمن اعتراض به بازداشت تعداد کثیری از شهروندان که به صورت دسته جمعی بازداشت و هنوز از سرنوشت آنها اطلاعی در دست نیست، با مسدود نمودن خیابان اصلی دانشگاه مانع ورود و خروج به دانشگاه شدند و کلاس های درس خود را تعطیل اعلام کردند. این گزارش می افزاید، نیروهای امنیتی بیرون درب دانشگاه به صورت گسترده حضور داشته و مانع خروج دانشجویان از دانشگاه شدند. دانشجویان اعلام کرده اند که چنانچه بازداشت شدگان روز اول خرداد به ویژه «نادر مهد قره باغ» دانشجوی دانشگاه تبریز،  آزاد نشوند اعتراضات خود را گسترده تر خواهند کرد

+ نوشته شده در  شنبه 5 خرداد1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

روز دوشنبه جمعی از دانشجویان دانشگاه علم و صنعت با سعید حجاریان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت دیدار و گفتگو کردند، در این دیدار حجاریان با بیان دغدغه های خود در خصوص حکومت دینی و دین حکومتی و آسیب های آن در دوران گذار سخن گفت، وي در بخشي از سخنانش تاكيد كرد: تبدیل اسلام حقیقت به اسلام هویت، امری بود که در ایران اتفاق افتاددر ابتدای این دیدار، یکی از دانشجویان به بیان پرسشی در ارتباط با سیر اصلاح طلبان فعلی که اکثرا از نیروهای چپ خط امامی در ابتدای انقلاب بودند پرداخت و دلایل طی چنین روندی که به کمرنگ شدن بحث اسلام اجتماعی و دیدگاه نخبه گرایانه در آنها منجر شده است را خواستار شد. سعید حجاریان در پاسخ به این سوال، از یک سری عوامل خارجی و یک سری عوامل داخلی برای این اتفاق نام بردند. وی از عوامل خارجی، یکی مساله اتمام کاریزمای امام بود، دیگری پایان جنگ و پذیرش قطعنامه و در نهایت فروپاشی شوروی و پایان عصر ایدئولوژی بود. حجاریان در ادامه بحث خود افزود: در داخل ما از دولت دینی به دولت ایدئولوژیک گذر کردیم. دولت دینی در همه جا بوده و قبلا هم نمونه اش وجود داشته است. اما دولت ایدئولوژیک سعی می کند که ایدئولوژی تولید کند. اسلام را هویتی بکند. مثلا فرقی که بین اسلامی که در ترکیه هست و اسلام طالبان در این است که در اسلام ترکیه به دنبال جذب لائیک ها هستند برای یک هدف بزرگتر است، اما اسلام هویتی چه در شیعه و چه در سنی غیر یکسان نگاه کرده و به دنبال خودی و غیر خودی است شاید اگر امروز ما سنی بودیم، می توانستیم بفهمیم که چقدر برنامه هایمان ضد سنی است و آزاردهنده، این ها سبب شد که به نوعی پس زنش در مردم ایجاد شود. تبدیل اسلام حقیقت به اسلام هویت، امری بود که در ایران اتفاق افتاد.مدیرمسئول روزنامه توقیف شده صبح امروز در ادامه گفت: این مسائل در بخشی از جامعه سفت و سخت شد تا دوم خرداد که کم کم مبارزه شروع شد و تنوعی ایجاد شد و اینکه باید جلوی این مواضع ایستاد. وی یکی دیگر از عوامل تغییر روند اصلاح طلبان را پروژه اقتصادی آقای هاشمی دانست و افزود: آقای هاشمی نوعی لیبرالیسم را پیاده سازی نمود. خود وی در بحث اقتصادی و فرهنگی پیش رفت و به دنبال آن بحث دین و سیاست به دنبال آن آمد. اگرچه آقای هاشمی در مسایل سیاسی تا حدودی بسته برخورد کرده اما الان مدعی است که بسترسازی دوم خرداد در زمان او انجام گرفته است که تا حدودی صحیح است ولی البته نمی گوید که من به دنبال دموکراسی بودم.حجاریان ایجاد دانشگاه آزاد در بسیاری از شهرها را نیز از عوامل موثر می بیند. عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، بحث های دکتر سروش و حلقه کیان و پاسخ های حوزه را نیز در این عرصه موثر می داند و معتقد است ترجمه آثار مختلف متفکران غربی و نفوذ اینترنت و ماهواره نیز تاثیر به سزایی در این روند داشته اند. ضمن اینکه نباید از اثر جنگ های آمریکا و همسایه شدن آن با ایران پس از جنگ های عراق و افغانستان چشم پوشی نمود. سعید حجاریان در پاسخ به سوال دیگری که از کنار گذاشته شدن ظرفیت های اسلامی مردم توسط اصلاح طلبان انتقاد کرده و معتقد بود همچون شریعتی که از این ظرفیت در خط انقلابی استفاده کرد، می شود با تاکید بر چهره رحمانی دین، دین را کنار نگذاشت گفت: من در جایی گفتم جمهوری اسلامی از 2 بخش تشکیل شده. الحمدلله اسلامش پایگاه های زیادی دارد، اما کجا پایگاهی برای جمهوریتش است؟ باید ببینیم در کدام عرصه، شاید دین در عرصه شما اصلا قابل ایدئولوژی شدن نباشد. در حال حاضر مردم در ترکیه، مالزی و حتی مصر دین دار هستند ولی دین به قدرت گره نخورده است. دین با سیاست و قدرت گره نخورده است. با ادغام نهاد دین و نهاد دولت، دستگاه روحانیت و دستگاه دولت، دین از چشم مردم هم می افتد و آنقدر فضا بد می شود که دیگر این دین قابل دفاع نیست. من می توانم در ترکیه از دین دفاع کنم همانطور که امروز در ترکیه آثار مطهری، شریعتی، سروش و نصر ترجمه می شود و با تیراژ بالا آنها را می خرند. مشکل ادغام نهادهاست.عضو نخستین شورای شهر تهران در ادامه در خصوص افراط و تفریط هایی که درباره نقش دین صورت می گیرد چنین توضیح داد: در حال حاضر باید به دنبال زبان مناسبی گشت که با زبان دینی دستگاه فرق داشته باشد و این زبان هنوز ساخته نشده است و جوانان آنچه را که موجود است پس می زنند و گوش نمی کنند. مگر مطهری و شریعتی چقدر فرق داشته اند که امروز مطهری دستگاهی شده است و شریعتی ملی؟ سالگرد مطهری بیلبورد می زنند و پخش های مستقیم ولی در نوبت شریعتی، مراسمش را به هم می ریزند. در حالی که این دو با هم همکار بودند و اختلافات کوچکی هم با هم داشتند که آنقدر زیاد نبود. ولی چه کار باید کرد؟ باید زبان جدیدی پیدا کرد. یک دوره ای دکتر سروش رفت به دنبال عرفان مولوی، که در آن هم قرآن هست و هم عرفان، خیلی زیبا و لطیف. یا زبانی مثل زبان دکتر الهی قمشه ای شاید بد نباشد. مشکل ما اینجاست که دین برآمده از دولت، گوش شنوا ندارد. باید به دنبال جدایی نهاد دین از نهاد دولت رفت ولو به ما بگویند سکولار. اشکالی ندارد که بگویند ولی لااقل دین مردم درست شده است. دین آمده از دولت پذیرفته مردم نیست چون قدرت به دنبال سرکوب است.حجاریان در ادامه و در بیان راه حل برون رفت از فضای فعلی و در پاسخ به این انتقاد که اصلاح طلبان چندان کاری انجام نداده و به آموزش هم نپرداخته اند و عملا هیچ پشتوانه فکری وجود ندارد، پاسخ را در خود دانشجویان می داند و می افزاید: تا جایی که من خبر دارم اصلاح طلبان بیکار نیستند و تولید اندیشه می کنند، در دانشگاه درس می دهند و کتاب و مقاله می نویسند، خود من بعد از ترور تا به حال بیش از 900 صفحه مقاله نوشته ام. تازه خیلی مقالات و کتب اجازه نشر پیدا نمی کنند.وی مسئله را در فروپاشی جنبش دانشجویی دیده و اشکال را در آن می بیند که آنها نیز از خود حرکتی بروز نمی دهند. شقه شقه شدن جنبش دانشجویی به لیبرال و مدرن و سنتی و شیراز و علامه، مال خود بچه های دانشجو بود. با وجود اینکه بچه های امروز از نسل ما خیلی قوی ترند اما به نظر می رسد جنبش داشجویی باید کمی به خودش بیاید.مدیرمسئول روزنامه توقیف شده صبح امروز در ادامه درباره چگونگی انتخاب شعار دموکراسی در انتخابات ریاست جمهوری نهم در حالی که به مسایل و مشکلات معیشتی مردم واقف بودند، گفت: فرق نیروی پیشتاز با نیرویی که غرق در مسایل معیشتی است این است که ببیند گره کور کجاست و با باز شدن کدام گره بقیه مشکلات حل می شود، شما هم باید به دنبال علت باشید، گره اصلی را حل کنید مثل ترکیه که تا وقتی مسئله دموکراسی را حل نکرد مسئله توسعه هم حل نشد، به طوری که الان درآمد سرانه ترکیه از ما که نفت هم داریم، بیشتر است. یا چین که دهقانی بود ولی راه توسعه را پیش گرفت و کم کم به سمت توسعه پیش می رود و مردم ایران دیگر به دیکتاتوری تن نمی دهند آن هم مردمی که دوره مشروطه را داشتند، ملی کردن نفت و انقلاب و دوم خرداد را. مگر در زمان انقلاب مردم مشکل معیشت داشتند؟ پس باید دید گره کار کجاست.حجاریان در ادامه در خصوص فاصله اصلاح طلبان و مردم و فاصله مصالح نظام و مردم و چگونگی کم کردن این فاصله به توضیح پرداختند. بر اساس توضیحات مدرس سابق دانشگاه تربیت مدرس، منافع به چهار بخش منافع شخصی، حزبی، ملی و نظام تقسیم می شود، بر این اساس انسان های فرصت طلبی که به دنبال منافع شخصیشان هستند را باید از حزب کنار گذاشت. چنین آدم هایی باید به بازار بروند برای کاسبی شان که به خودی خود بد نیست و سرزنششان نمی کنند اما اگر اینها بخواهند که از طریق حزب به جایی برسند، سرزنش می شوند. حجاریان در ادامه افزود: من خود منافع حزبی را قبول دارم و جدا از منافع شخصی است، اگر منافع خود را در خطر ببینند باید به دنبالش باشند و اگر حزبی دارای برنامه هم باشد اگر منافع ملی و نظام در خطر باشد، باید به آن تن دهد مانند انتخاباتی که فرمایشی شد. اما در مورد منافع ملی و نظام، وقتی رژیمی می گوید منافع نظام با منافع ملی فرق دارد، حتما در داخلش مشکلی وجود دارد وگرنه این دو یکی هستند و باید این فاصله را از بین برد. ما در لغت ملت و دولت را به کار می بریم ولی این دو یکی هستند، مگر مصدق چه حرفی داشت؟ ملی شدن نفت بود و یک منفعت ملی بود و تفاوتی نداشت، حال شما بگویید غنی سازی منفعت دولت، تعلیق منفعت ملت، اگر چنین فاصله ای بیفتد مشکلی وجود دارد. در شعار ملی شدن نفت، منافع دولت و ملت یکی بودند.عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در پایان مسئله اصلی هر اصلاح طلبی را اصلاح در ساختارهای سیاسی، رفتار سیاسی، فرهنگ سیاسی و همچنین فرآیند سیاسی به معنای فرآیند تصمیم گیری در مورد تصمیمات کلان دانست و درباره تعریف خود از وضعیت جبهه مشارکت در ساختارشناسی سیاسی فعلی گفت: این ویژگی های مورد نظر برای رسیدن به دموکراسی است و بقیه مسایل فعلا عرضی است. دموکراسی که مسئله ذاتی است، حل شود بقیه مسایل مهم نیست. ما از اول هم گفتیم جبهه مشارکت که اگر بعدا چند حزب از آن درآمد، مشکلی نباشد

+ نوشته شده در  جمعه 4 خرداد1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

فاطمه رجبی طی یادداشتی که در سایت خود منتشر کرده است ، بار دیگر به هاشمی حمله و از احمدی نژاد دفاع کرد تا ناظران در این باور خود تثبیت شوند که این نویسنده حرمت شکن ، کاری به جز این نمی داند!متن کامل این یادداشت ، صرفاً جهت آگاهی خوانندگان فرهیخته از وضعیت ادبیات سیاسی حاکم بر فضای کنونی منتشر می شود.یادآور می شود ، حجه الاسلام دوانی ، پدر فاطمه رجبی در ماه های آخر عمر خود با انتشار نامه سرگشاده ای از وی خواست به بزرگانی چون هاشمی و خاتمی اهانت نکند و تصریح کرد که اگر روش خود را اصلاح نکند ، رابطه پدری و دختری بین آنها از بین می رود .این یادداشت میزان پایبندی این بانوی مومنه! به توصیه پدر و اخلاقیات را به خوبی نشان می دهد و البته از  گسترش آزادی بیان در کشور نیز حکایت دارد هر چند که فقط "برخی اقربا" از این موهبت برخوردارنداما نوشتار سراسر ادب و متانت فاطمه رجبی که تاکید دارد رسانه ها او را همسر سخنگوی دولت خطاب نکنند:بي‌گمان ملت ايران از نوع موضع‌گيري‌هاي مانع‌تراشانه و كارشكنانه‌ي هاشمي رفسنجاني پس از پيروزي معجزه‌آساي احمدي‌نژاد، آگاهي كامل دارند. پافشاري سرسختانه‌ي هاشمي به تخريب رئيس‌جمهور و اقدامات و تصميمات دولت نهم، امري است كه تك‌تك ملت با هر ميزان دانش و بينش از آن مطلعند. قيم‌مآبي، خودمحوري، تركتازي و حركت‌هاي فراقانوني يا قانون‌شكنانه‌ي هاشمي در راستاي تقابل با اهداف رئيس‌جمهور از بديهيات است كه وي نمي‌تواند حتي يك لحظه از آن فارغ شود. بيش و پيش از هر مسأله‌"پريدن نابهنگام و بدون جايگاه او در عرصه‌ي ديپلماسي خارجي" به ويژه "مساله‌ي انرژي هسته‌اي"، ملت را به تأمل و تدبر وا مي‌دارد. تهديد، ارعاب، القاء، و رهنمود دادن به بيگانگان در تقابل با منافع و مصالح ملي و اصول و برنامه‌هاي عزتمند و پيروز احمدي‌نژاد، راهكارهاي دائمي از سوي رفسنجاني است. نكته‌اي كه مقام معظم رهبري نيز آن را "جنگ رواني" به منظور مرعوب‌ساختن ملت" خواندند. متاسفانه تريبون‌مقدس نمازجمعه، ابزاري براي اين راهكار نامقدس توسط هاشمي گرديده است. به همين جهت در خطبه‌هاي جمعه‌اين هفته نيز وي در يك دست و پا زدن بي‌حاصل اما هدفدار، خط گذشته را ادامه داد. جالب است هاشمي كه معلوم نيست بر چه اساسي به كمتر از تماميت‌خواهي، باج‌گيري و قيم‌مآبي فردي و خانوادگي راضي نمي‌شود، با پراكنده‌گويي‌،‌آرامش و اطمينان روحي و ايستادگي و بالندگي و اتحاد ملي را در به اصطلاح تحليل‌هاي خود به چالش گرفت. كافي است يكي دو جمله از محتواي هدفمند، اما مضطربانه‌ي او اشاره شود. "گذشته را نبايد اجازه داد به هر دليل زير سؤال ببرند، و كسي به ناحق دوران انقلاب و مسايل انقلاب را به انحراف ببرد." "در مساله هسته‌اي در سال‌هاي گذشته توانستيم روي پاي خود بايستيم و پيشرفت‌هايي بكنيم" "كساني كه آثار شكنجه در دوران انقلاب در بدنشان است" "حمله امريكا به عراق و افغانستان نشان داد كه اگر چه مي‌تواند حمله بكند، اما ..." عدم پيوند و ارتباط جملات فوق نشان از تشويش ذهني دارد كه به تشويش اذهان و افكار عمومي مي‌پردازد. حال مي‌توان در همين چند جمله سؤالاتي را مطرح نمود: 1. واقعاً چه كساني "به هر دليل" مي‌خواهند انقلاب را زير سؤال ببرند؟ آيا هاشمي رفسنجاني با اتهام زدن به حضرت امام سلام‌الله عليه در برنامه تلويزيوني، يكي از اين افراد و در رأس آن‌ها نيست؟ آيا حسن روحاني با جداسازي انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي يك ضلع از مثلت شوم "مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص نيست"؟ آيا خاتمي منادي حقوق بشر و دموكراسي و ليبراليسم امريكايي از سردمداران اين جريان نيست؟ آيا محفل مركز تحقيقات مجمع با تجمع عناصر انقلاب‌ستيز از اين زمره نيستند؟ آيا سعيد حجاريان كه بلندگوي دين‌ستيزي و ايران‌سوزي است و ديگر همپالكي‌هاي پُست گرفته از مثلث هاشمي، خاتمي، روحاني در مركز تحقيقات مجمع در سمينار "دولت مدرن" بيدادهايي امريكايي عليه مباني نظام اسلامي و انقلاب نكردند؟ 2. حقيقتاً چه افرادي به ناحق دوران انقلاب و مسايل انقلاب را به انحراف مي‌برند؟ آيا هاشمي رفسنجاني نيست كه "اساس انقلاب" يعني "ولايت فقيه" را روزي با مبناي "مشروعيت مردمي" و نه "الهي" طرح مي‌كند، و روزي ديگر آن را "يك اصل مطرود" مي‌خواند؟ چه كسي جز او جرأت چنين گستاخي به "بنياد ديني انقلاب را دارد" و "كدام انحراف بالاتر از اين مي‌باشد"؟! ۳. مساله‌ي هسته‌اي و گذشته‌ي افتخارآميز آن در ديد هاشمي و روحاني و خاتمي! را تنها مي‌توان با دستگيري حسين موسويان به محك گذارد. آيا اين "افتخارات گذشته" با ظاهر 3 سال تعليق داوطلبانه، و باطني كه در "پي‌گيري پرونده حسين موسويان" پرده‌برداري مي‌شود، نبايد زير سؤال برود؟ آيا ظفرمندي‌هاي جهاني "احمدي‌نژاد" در مساله‌ي هسته‌اي را بايد فقط به دليل "باج‌خواهي" هاشمي به نام او نوشت؟ اعلان اين مطلب بيهوده و بي‌جا كه "كساني كه آثار شكنجه در بدنشان هست"،‌چه دردي را دوا مي‌كند؟ اولاً قطعاً هاشمي از آن جمله نيست. ثانياً چه تاواني را ملت، نظام اسلامي، اسلام و انقلاب براي چند روز زنداني‌شدنش، كه آرامش و آسايش آن به قرآن‌پژوهي و فيش‌برداري وي انجاميد، بايد بپردازند؟ آيا 28 سال حاكميت خانوادگي و زراندوزي و قبضه‌ي قدرت بي‌حد و حصر كافي نيست؟ خوب است هاشمي نگاهي به كتاب خاطرات "عزت‌شاهي" بكند، و بداند آثار شكنجه در بدن چه كساني است، و بداند آن افراد نه تنها هيچ سهم و باج و امتيازي از نظام نمي‌خواهند، بلكه با عملكرد امثال هاشمي سال‌هاست در انزوا به سر مي‌برند و با اين وجود خود را بدهكار نظام مي‌دانند. 4. هاشمي بايد بداند با تحليل‌هاي تهديدگونه، ارعاب، فضاسازي فتنه‌گرانه، بالاتر و بيش‌تر از اين نمي‌تواند راه به جايي ببرد. شوراي ضدامنيت سازمان ضدملل، يا چنين رهنمودهايي، قطع‌نامه‌ها، يا به تعبير احمدي‌نژاد، كاغذپاره‌هايي عليه ما صادر كرد و هيچ غلطي نمي‌توانست و نمي‌تواند بكند. احمدي‌نژاد نماد عزتمندي و هويت‌يابي ملت مسلماني است كه تحت زعامت مقام معظم رهبري در صدد جبران گذشته ذلت‌بار است. به همين جهت از "هاشمي رفسنجاني" مي‌خواهد تا دير نشده و صبر ملت لبريز نگرديده، خود، خانواده، مثلث شوم مركز تحقيقات مجمع تشخيص، سايت آفتاب و مافياگران برانداز، به باج خواهي و قيم‌مآبي پايان دهند. راه امروز ملت سرافرازي و عزت‌طلبي است كه پرچمدار آن احمدي‌نژاد، و فرمانده آن مقام معظم رهبري هستند. ارتجاع گذشته منفور ملت است، پراكنده‌گويي، ارعاب‌آفريني و هر ترفند ديگر در خطبه‌هاي جمعه توسط هاشمي، يا سفرهاي دوره‌اي خاتمي، يا فتنه‌گري‌هاي مثلث مركز تحقيقات و حزب‌هاي منحرف كارگزاران، مشاركت، ضداعتمادملي و غيره راه به جايي نخواهند برد. تهديد "تحليل‌گونه"ي حمله امريكا تنها مي‌تواند مايه‌ي وحشت مافياگراني باشد كه اموال ملت را در سال‌هاي گذشته به يغما برده‌اند و گرنه فرزندان خميني سلام‌الله عليه در صورت واقعيت داشتن اين مسأله "عاشورائياني" هستند كه "كربلاي ايران" را براي لبيك به سرور آزادگان مهياي اقدامات خود مي‌نگرند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 خرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

درست 10 سال گذشته است از آن رويدادي كه هر آن‌كه معجزه يا حماسه‌اش بخواند بيراه نگفته اما پر به راه هم نگفته، چرا كه معجزه يا حماسه را سري هست و هدايت‌كننده يا پديدآورنده‌اي در راس، اما آنچه در دوم خرداد 10 سال گذشته رخ داد را كساني نه در راس كه در سطح پديد آوردند و هدايت كردند.كساني به نام مردم كه در آن مقطع زماني و مكاني، ضرورت اصلا‌حات در كشور را بيش و پيش از جريان‌ها و گروه‌هايي با نام و نيام اصلا‌ح‌طلبي احساس كردند و آنگاه كه هفتمين ميز نامزدهاي انتخابات رياست‌جمهوري ايران در قاب كوچك تلويزيون‌هاي سراسر كشور چيده شد، لبخند مردي از ديار اردكان يزد، در ميان آن چند نامزد انتخاباتي، به دل ملت نشست و شعارهايش به موج اصلا‌ح‌خواهي جامعه، موجي مضاعف بخشيد و از آن پس، سعي همه سطوح جامعه به راي آوردن يك مطالبه بزرگ منجر شد كه نامش اصلا‌حات بود و نشانش خاتمي. زمان گذشت و همان مردم ديگر، براي عدم تحقق اهداف و مطالبات اصلا‌ح‌طلبانه خود، تنها به متهم ساختن رقباي <سنگ‌انداز> و <مانع‌تراش> رضا ندادند و سهل‌انگاري‌ها و سست‌‌گامي‌ها را دليلي محكم‌تر بر ناكامي‌ها پنداشتند و بدين‌ترتيب علا‌وه بر آنكه در دو سال گذشته تقريبا با صندوق‌ها و سبدهاي انتخاباتي اين جريان، قهر پيشه كرده‌اند، هزاران واگويه و نقد را نيز سزاوار اصلا‌ح‌طلبان دانسته اند. بدان معني كه اگر اين روزها پاي به هر ميدان گپ و گفتي بگذاري ابتدا نقد و اعتراض صريح به خاتمي و يارانش به گوش مي‌رسد كه چگونه با عدم محاسبه دقيق قدرت رقيب، با روزمرگي و فقدان يك برنامه درازمدت و عدم تشكيل اتاق فكري براي راهبردي ساختن نظريات شيوا و جملا‌ت زيباي مطرح شده در اردوگاه اصلا‌ح‌طلبي، فاصله اين جريان با مطالبات واقعي مردم صدچندان شد و سپس به آرامي مي‌شنوي كه تمثيلي قديمي را به خدمت مي‌گيرند تا در مواجهه با شرايط اقتصادي، سياسي، فرهنگي و نيز مقايسه عملكرد تيم دوساله و جديد عرصه تصميم‌گيري در حوزه‌هاي داخلي و خارجي، بگويند، <خدا پدر و مادر خاتمي را بيامرزد كه حداقل...> آري، فردا دوم خرداد 1386 است، 10 سال از دوم خرداد 1376 يعني نخستين روزي كه سيدمحمد خاتمي با بي‌سابقه‌ترين آراي ملت ايران به كرسي رياست‌جمهوري ايران نشست گذشته است و همچنين دو سال از پايان رياست‌جمهوري او. روزهاي پاياني دولتش را آنچنان كه صدا و سيماي جمهوري اسلا‌مي ايران به نمايش گذارد همه به ياد دارند، آنگاه كه شلا‌ق تند انتقاد دانشجويان، گونه‌هاي سيدمحمد خاتمي را سرخ ساخت تا قباي سبزش را به آرامي بتكاند و بگويد: <بگذاريد من بروم، لا‌بد بعد از من كسي مي‌آيد كه همه اين مطالبات شما را محقق مي‌كند...>و ا‌ين روزها اعتراض به عدم قاطعيت مردي با 22 ميليون راي در برابر موانع فراروي اصلا‌حات و محقق نشدن شعارها و برنامه‌هاي رئيس‌جمهور اصلا‌حات اگرچه كماكان بر جاي خود باقي است و نقل بسياري از محافل سياسي و دانشجويي و چه‌بسا توده مردم است اما اين روزها مكرر آن تمثيل قديمي را كه مي‌شنوي، ترجيح مي‌دهي به جاي گفتن دگرباره و چندين‌باره از فراز و فرودها و بايدها و نبايدها و آسيب شناسي دوم خرداد و بازخواني كارنامه اصلا‌حات، بر‌وي سراغ همان‌هايي كه روي و سوي بهره‌گيرندگان اين تمثيل قديمي با آنهاست: <خدا پدر و مادر خاتمي را بيامرزد كه حداقل...> ‌ پدر كه در آرامگاه بهشت شهداي اردكان آرميده و هر آن‌كه پاي به آنجا مي‌گذارد، نخست بر مزار آيت‌ا... روح‌ا... خاتمي، خلوت مي‌گزيند و زمزمه و نجوا از سر مي‌گيرد و از او ياد نمي‌كند مگر با القابي چون انديشمند و معلم اخلا‌ق و روشنفكر متديني كه در خانه‌اش به روي همه مردم شهر گشوده بود.اما ما‌در اين روزها، ميهمان دخترش است و در يزد دري از خانه پرمهرشان به روي مسافري از دنياي خبر و رسانه گشوده مي‌شود.در چارچوب در، قامت بلند زني نمايان مي‌شود كه اگر نگاه به نگاه نگرانش از نزديك ندوزي و اگر همه اهالي خانه به احترامش از جاي برنخيزند و پاسخ اين برخاستن نيز خنده‌اي از سر مهر نباشد، آنگاه حاصلش نيز به چشم آمدن تمامي آن خطوط به جا مانده بر چهره پرچين نخواهد بود تا گواهي دهند كه اينك 86 بهار از عمر سكينه ضيايي مي‌گذرد. در سه كنج اين اتاق آينه‌كاري شده زيبا كه همه جمعيت اتاق در حجم آينه‌هاي چهار ديوار و يك سقفش، هزار تكه مي‌شوند، يك ميز عسلي كوچك پر از سيب‌هاي سبز و هندوانه سرخ است اما آنچه در ميانه به چشم مي‌آيد ويژه‌نامه پنجمين سالگرد يك هفته‌نامه محلي يزد است كه تمام حجم صفحه نخست آن را قامت بلند پسر ارشد همين مادر در بر گرفته است.عكس سيدمحمد خاتمي است كه روي جلد نشريه، پشت به نگاه عكاس و نگاه ما به سمتي نامعلوم مي‌رود و تيتر درشت حك شده روي جلد و گوشه عباي او را اگر با صداي بلند بخواني، دل پيرزن هري مي‌ريزد: <سيد! همه چيز تقصير تو بود.>مي‌خوانيم و مي‌گذريم و مي‌گذاريم مادر از دوم خرداد سال 1376 بگويد و اينكه اولين بار خبر رياست‌جمهوري پسرش را از چه كسي شنيده است؟< -ساعت 10 صبح بود، من هم خانه دخترم بودم، بچه‌ها گفته بودند، تنها در خانه نمانم. تلفن زنگ زد و آقارضا مي‌خواست با من صحبت كند. گوشي را كه به من دادند گفت مادر، چشمت روشن، تا حالا‌ كه پسرت 20 ميليون راي آورد.>محمدرضا خاتمي را مي‌گفت، از هفت فرزندش، آقارضا، آخرين پسر بود كه در انتخابات مجلس ششم، صاحب راي اول تهران شد و بر كرسي نايب‌رئيسي مجلس اصلا‌حات نشست و حالا‌ او نيز در حاشيه قدرت با طبابت و فعاليت حزبي، روزگار مي‌گذراند.مادرها چه با خبرخوش از سوي فرزندان، چه با خبر ناخوش، هميشه جوي چشمشان مي‌جوشد. گاهي به شوق گاهي به درد.- خب مادر حتما از شنيدن خبر، اشك مجال نداد؟با تمام صورت مي‌خندد، درست مثل سيدمحمد و با تمام اجزاي صورت حرف مي‌زند بازهم درست مثل پسرش يا به همان تعبير معمول و معقول اين پسر است كه روي خندان را از مادر به ارث برده و همچنين سپيدي‌‌روي و برق چشم‌هايش را؛ <-راستش معمولا‌ جلوي جمع گريه نمي‌كنم، چه از سر شوق باشد، چه از سر درد. تنها كه شدم اول دعا كردم، به خدا متوسل شدم كه به محمد عنايت كند، كمك كند. خب آن روز گريه نكرديد، روزهاي ديگر چه؟ روزهايي كه آقاي خاتمي، هر روزش بهتر از ديروز نبود و علا‌وه بر مخالفان گاهي هوادارانش هم به او تندي و تلخي مي‌كردند؟>< -دلم مي‌سوخت كه بيگناه است و اذيتش مي‌كنند. شبانه‌روز برايش دعا مي‌كردم، نذر مي‌كردم. وقتي هم مي‌شنيدم كه باز بحران درست شده، يا اذيتش مي‌كنند، سوره انعام مي‌خواندم. خودش هم هميشه مي‌گفت: مادر، برايم دعا كن كه عاقبت به خير شوم. براي همين به جاي گريه كردن، راز و نياز مي‌كردم كه موفق شود. خب نيمه پر ليوان را هم مي‌ديدم و خودم را قانع مي‌كردم كه اگر چهار نفر به پسرم فحش مي‌دهند يا ناسزا مي‌گويند در عوض خيلي ها هم، دوستش دارند و نسبت به او ابراز احساسات مي‌كنند.>دلم نمي‌آمد مادر را غمگين كنم اما دلم هم نمي‌آمد كه نگويم، خيلي‌ها كه دوستش داشتند هم بعدها از پسرش دلخور شدند و در بزنگاه‌هاي مختلف سياسي كه از سكوت او رنجيدند، بر سرش فرياد زدند و تندي كردند و چه شكوه‌ها كه نكردند.اما مادر، حتي دانشجوها كه آقاي خاتمي را خيلي دوست داشتند هم بعدها به جمع معترضين اضافه شدند، آن روز كه دانشجويان آقاي خاتمي را از آخرين 16 آذر دوران رياست‌جمهوري‌اش به باد تندترين انتقادات گرفته بودند، شما كجا بوديد و چه مي‌كرديد؟< -پاي تلويزيون، بچه آدم اگر سرافكنده شود، آدم دلش مي‌گيرد اما مي‌دانستم كه سيدمحمد خيلي زحمت كشيده بود. دانشجوها هم دوستش داشتند كه اينجوري راحت توانستند داد بزنند اما خب بالا‌خره مادر كه نمي‌تواند روز بد فرزندش را ببيند. دوره دوم سيدمحمد نمي‌خواست رئيس‌جمهور شود، چقدر همين دانشجوها اصرار كردند، چقدر همه فشار آوردند تا اينكه بالا‌خره راضي شد.>مادر از يادآوري آن خاطره، هزار خاطره ديگر در ذهنش نقش مي‌بندد و اعتراض دانشجويان را در برابر اعتراض‌هاي تند ديگري كه دينداري و اخلا‌ق و اصالت خانوادگي‌اش را هم مورد بي‌مهري قرار داده بودند، چندان غيرقابل تحمل نمي‌داند.< -دانشجوها، خاتمي را دوست داشتند، دلشان مي‌خواست خاتمي با آنها حرف بزند. همه چيز را بگويد... يك روز در تهران بودم خانه سيدمحمد. هر وقت به تهران مي‌ر‌وم، اول مي‌روم خانه سيدمحمد و بچه‌ها همه آنجا جمع مي‌شوند. آن روز هم همه دور هم جمع بوديم كه امام‌جمعه يكي از شهرهاي استان خودمان خيلي از خاتمي بد مي‌گفت. راديو باز بود و همه مي‌شنيديم، سيدمحمد گفت: <مادر مي‌شنوي در مورد من چه مي‌گويند.> بعد هم مي‌خنديد، مي‌گفت: <خوب عقيده‌شان اين است ديگر.> نمي‌توانستم ناراحتي‌اش را ببينم اما وقتي مي‌ديدم آرام است دلم آرام مي‌گرفت.>مريم، خواهري كه بعد از سيدمحمد به دنيا آمده و فرزند پنجم خانواده است، ميزبان خوش‌روي ما و مادر است، پي گپ‌‌ما را مي‌‌گيرد و آنگاه كه صحبت به اينجا مي‌رسد اينگونه ادامه مي‌دهد: ‌ <آن روز من هم در دانشكده فني دانشگاه تهران بودم. در اكثر مراسم‌و سخنراني‌هاي ايشان، معمولا‌ در جمعيت حضور داشتم. از يك هفته قبل همه مي‌گفتند كه آقاي خاتمي اگر برود ميان دانشجويان، اوضاع خوبي در انتظارش نخواهد بود. اما آن روز بهتر از قضاوت‌ها و‌پيشداوري‌هاي صورت‌گرفته بود و در عين حال صورت آرام خاتمي را كه مي‌ديدم، با اينكه كمي نگران بودم اما آرام‌تر مي‌شدم.> ‌ ولي آن روز خاتمي ناآرام هم شده بود و كمي هم از كوره در رفت. ‌ مادر اما پسرش را خوب مي‌شناسد مثل همه آن سال‌هايي كه مي‌ديدم تنها كمي پس از عصبانيت بايد شاهد آرامش و مهرباني رئيس‌جمهور باشيم: ‌ < -سيدمحمد زود عصباني مي‌شود اما زود هم آرام مي‌شود و از هيچكس كينه به دل نمي‌گيرد.>يعني از بچگي يا از نوجواني همين خصيصه را داشت يا اين روحيه، مختص روزهاي پس از رياست‌جمهوري بود؟ ‌ < -مثل همه پسرهاي خوب خانه، آب آوردن از آب‌انبار و نان خريدن كار هر روزش بود. آن موقع‌ها ما گربه خانگي داشتيم كه مادر گربه‌ها مريض شده بود. يادم نمي‌رود كه محمد 4، 5 ساله با چه دقتي، قطره‌چكان را مي‌گرفت و راه مي‌افتاد دنبال بچه‌گربه‌ها كه به آنها شير و غذا بدهد، از همان موقع هم گاهي خيلي زود از دست دوستانش عصباني مي‌شد ولي هيچ وقت كينه‌اي نبود.> ‌ آقاي خاتمي روي خوش و خويشتنداري‌اش را مديون مادر است؟ يا اينكه رياست‌جمهوري و محبوبيت و شهرت جهاني‌اش را مديون شماست؟هيچ مكثي براي انديشيدن و سپس پاسخ دادن نمي‌كند و بي‌وقفه چنين مي‌گويد: ‌ < -محمد هرچه دارد از آيت‌ا... خاتمي پدر مرحومش دارد. من خودم هم 15 سالم بود كه با آيت‌ا... خاتمي ازدواج كردم، هم خودم و هم هفت فرزندم هرچه داريم از او داريم. شايد محمد با من مأنوس‌تر بود اما پس از اينكه در 4، 5 سالگي به مكتب‌خانه رفت، كم‌كم تحت تاثير ويژگي‌هاي اخلا‌قي پدر بزرگوارش به تعليم و فعاليت‌هاي جدي ديني و سياسي مشغول شد. حتي دوره دبيرستان را هم در حوزه علميه اردكان كه تحت نظارت آيت‌ا... خاتمي بود، سپري كرد و بعدها در سال 1339 به حوزه علميه قم رفت.> ‌ كمتر سياستمداري در عصر حاضر و ادوار گذشته سياست‌ورزي ايران، همانند سيدمحمد خاتمي است كه نوع و نحوه پوشش و گزينش رنگ‌هايش در انتخاب عبا و قبا و انگشتر و حتي رنگ جورابش معمولا‌ همخواني آشكاري با رنگ كفش و لباسش داشته باشد در عصري كه سياستمدارانش يا جوراب نمي‌پوشند يا پشت كفش مي‌خوابانند و در محضر و منظر عموم ظاهر مي‌شوند، شايد طبيعي‌ترين و ساده‌ترين رفتار يك سياستمرد در مورد آراستگي و پيراستگي‌اش به پرسشي ضروري تبديل شود تا دريابيم كه اين خصيصه را نيز بايد در ذات جست يا در ملزومات عرف ديپلماتيك: ‌ < -از بچگي، مرتب و منظم بود، لباس‌هايش را خودش مي‌شست و گاهي با چنان دقتي مشغول دوختن جوراب پاره‌اش مي‌شد كه هر كه نمي‌دانست فكر مي‌كرد دارد يك مساله هم را حل مي‌كند. قم هم كه بود فقط يك قبا داشت اما تا قبايش را از اتوشويي برايش بياورند در خانه مي‌نشست. با همان يك قبا، شيك‌ترين طلبه قم بود. كسي كه به سر و شكل و لباس و تميزي‌اش آنقدر اهميت مي‌دهد حتما به تميزي و سر و شكل و آبادي كشورش هم اهميت مي‌دهد.> يك چين يا خط اضافه بر چادر و روسري‌مادر نيست. آراسته است و آهسته حرف مي‌زند و وقتي از اوضاع و احوال سياست حرف مي‌زند، چنان است كه گويي از تحليل‌هاي ‌CNN و ‌BBC هم بي‌خبر نيست: < -قبلا‌ هميشه روزنامه مي‌خواندم اما از وقتي چشمم را عمل كردم ديگر فقط از طريق راديو، در جريان اخبار قرار مي‌گيرم. اكثر مواقع به راديوهاي خارجي هم گوش مي‌دهم.>نوه جوانش خاطره روزي را بازگو مي‌كند كه آخرين اظهارنظر يكي از مراجع قم را در خصوص تحولا‌ت سياسي به محضر پدر برده بود. پدري كه اينك در كسوت نماينده امام و امام جمعه يزد ايفاي نقش مي‌كند.< -حاج‌آقا باتعجب سوال كردند اين خبر صحت دارد؟ شما از كجا در جريان اين خبر قرار گرفتيد؟ من هم گفتم خبر را از حاج‌خانم نقل مي‌كنم كه حاج‌آقا هم سري تكان دادند و گفتند، پس اگر حاج خانم گفتند حتما مستند است.> پاي صحبت هر مادري كه بنشيني گريزي هم به رابطه‌اش با عروس‌ها و نوه‌ها مي‌زند و چقدر مادر اينجا خوشحال است كه تمام فرزندان و عروس‌ها و دامادها و نوه‌هايش هشتادمين سالروز تولدش را در خانه سيدمحمد گرد‌هم آمده بودند تا نتيجه‌اش كاغذ ابر و باد به يادگار مانده‌اي باشد كه به امضا و يادگارنوشته‌هايي از 7 فرزند و تمامي اهل و عيال نوه و نتيجه‌هايش مزين شده است:< -خداي من شاهد هست كه موقع عقد سيدمحمد با زهره‌خانم، گفته بودم راضي نيستم اگر بداخلا‌قي كني از بقيه بچه‌ها هم همين را خواستم و خدا را شكر همه‌شان خانواده‌دوست هستند. همسر سيدمحمد هم كه نجيب و مدير است، خواهرزاده امام موسي صدر است از يك خانواده اصيل كه سيدمحمد توفيقاتش را مديون اوست.>حاج‌خانم يعني بقيه عروس‌هاتون‌رو دوست ندارين؟< -چرا همه عروس‌ها و دامادها مايه سربلندي من هستند.>بهترين هديه‌اي كه از آقاي خاتمي گرفتيد چه بود؟كمي بلندتر از قبل مي‌خندد: ‌ هميشه من برايش هديه گرفتم.عني از سفرهاي خارجي كه برمي‌گردد، دست خالي مي‌آيد پيش مادر؟خاطره‌اي اگر يادش بيايد ديگر كاري به پرسش مطرح شده ندارد، همان را مي‌گويد و مثل بيشتر مادرها، وقتي هم از خاطره فرزندش ياد مي‌كند چشم‌هايش برق مي‌زند خصوصا اگر خاطره‌اي كه اينك به ذهن مادر آمده گواه پاكي و سلا‌مت فرزند باشد:يك بار كه من تهران بودم سيدمحمد رئيس‌جمهور بود، تازه از سفر برگشته بود، يك صندوق زيباي پر از جواهر هم به او پيشكش داده بودند، صندوق هم برق مي‌زد، حتي حاضر نشد چند تا از آن جواهرات را بدهد به همسرش كه يك موسسه خيريه دارد تا خرج بچه‌هاي بي‌سرپرست و تيزهوش آن موسسه كند. مي‌گفت هر چيزي بايد سر جاي خودش باشد و صندوق را تحويل موزه رياست‌جمهوري داد. وقتي من و زهره در خانه تنها مانديم، ديدم يك جعبه‌اي گوشه اتاق جا مانده گفتم زهره‌خانم فكر كنم سيدمحمد يك چيزهايي را براي تو جا گذاشته و با دست جعبه را نشانش دادم. زهره‌خانم حتي طرف آن جعبه هم نرفت و گفت: حاج‌خانم مطمئن باش اگر چيز ارزش‌داري بود آن را اينجا جا نمي‌گذاشت ولي پشت جعبه مثل همين جعبه‌هاي خاتم خودمان بود و زيبا و براق. من خودم از جا بلند شدم، رفتم در جعبه را باز كردم ديدم پر از خرما بود.مي‌خندد و همه مي‌خنديم و باز هم او خاطره مي‌گويد:يك بار هم كه يك اسب سفيد را در يك سفر خارجي به رئيس‌جمهور پيشكش كرده بودند، اصرارهاي <عماد> پسر سيدمحمد هم كه طالب آن اسب سفيد بود افاقه نكرد.خاطره‌هاي مادر تمامي ندارد، آنچنانكه اشتياق ما براي شنيدن و آنچنان كه اعتراض و انتقاد جماعتي به فرزندش براي نگفتن.آهسته از جاي برمي‌خيزد وقتي ايستاده است، قامتش به بلنداي قامت سيدمحمد است اما كمي خميده. و آخرين پرسش را همانگونه كه ايستاده پاسخ مي‌دهد.دوست داريد آقاي خاتمي دوباره رئيس‌جمهور شود؟< -هرگز، محمد كه رئيس جمهور بود من قلبم را عمل كردم و حالا راضي نيستم كه دوباره بيايد، اين روزها كه تهران بودم متوجه شدم يكسري شايعات و اصرارهايي باز هم مطرح هست كه خاتمي رئيس‌جمهور شود ولي من به محمد گفتم راضي نيستم اگر دوباره رئيس‌جمهور شوي.>وقتي آرام، آرام مي‌رود، پشت به نگاه عكاس و نگاه ما، نمي‌دانم حرف كدام بخش از جماعت معترض و منتقد خاتمي را بايد در دهمين سالگرد انتخاب دوم خرداد تكرار كرد:<سيد همش تقصير تو بود> يا <خدا پدر و مادر خاتمي را بيامرزد كه حداقل

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط   | 

روزه سیاسی در دانشگاه بوعلی همدان: اعضاي هيات موسس و شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه بوعلي سيناي همدان براي روشن شدن وضعيت انجمن اسلامي اين دانشگاه، روزه سياسي گرفتند. سياوش حاتمي، عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه همدان در گفت‌‏وگو با گفت: امروز اعضاي هيات موسس و شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه بوعلي سيناي همدان با تجمع در اين دانشگاه و گرفتن روزه سياسي، خواستار تشكيل جلسه هيات نظارت دانشگاه و روشن شدن تكليف انجمن اسلامي اين دانشگاه شدند. وي تصريح كرد: بعد از منحل شدن انجمن اسلامي دانشگاه بوعلي سينا توسط مسوولان، قرار شد براي تشكيل انجمن جديد هيات موسس را معرفي كنيم كه بعد از معرفي اين هيات توسط ما و گذشتن دو ماه از فرصت قانوني پاسخگويي مسوولان، هنوز تكليف اين انجمن مشخص نشده است.


تحصن و درگیری در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه/ مجروح شدن یک دانشجو :پایفشاری دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه برای برگزاری انتخابات انجمن اسلامی این دانشگاه منجر به تنش، درگیری و تحصن دانشجویان شد. از صبح امروز دانشجویان این دانشکده که قصد داشتند انتخابات انجمن اسلامی را در حیاط دانشکده برگزار کنند با برخورد تند نیروهای حراست مواجه شدند. با انتقال صندوق های رای به اتاق دانشکده تعدادی از ماموران انتظامات به همراه تعدادی از بسیجیان به دفتر انجمن هجوم آورده و ضمن درگیری با دانشجویان تلاش نمودند صندوق های رای را بربایند. در جریان هجوم به دفتر انجمن شیشه پنجره توسط یکی از ماموران انتظامات شکست که موجب مجروح شدن دست یکی از دانشجویان شد. در پی این اتفاقات ماموران انتظامات 5 دانشجوی دانشکده را که ممنوع الورود شده بودند را از دانشکده اخراج و درب ورودی دانشگاه را بست. که سرانجام با مداخله نیروهای انتظامی مجبور به ورود مجدد دانشجویان شدند. دانشجویان امروز از ساعت 11.5 کلاس های درس را تعطیل کرده و در طبقات دانشگاه اقدام به تحصن کرده اند که تا لحظه تنظیم خبر هنوز ادامه دارد.


عتراض 275 فعال سیاسی، اجتماعی در محکومیت جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد تاسیس نهضت آزادی ایران :275 فعال سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دانشگاهی ایران در محکومیت جلوگیری از برگزاری مراسم سالگرد تاسیس نهضت آزادی ایران بیانیه ای را منتشر کردند. متن این نامه به این شرح است: در روند فزاینده ی تشدید فشار و اعمال محدودیت علیه سازمان ها و نهادهای سیاسی، مدنی، صنفی ، دانشگاهی و ... روز پنجشنبه 27 اردیبهشت ماه 1386 از برگزار شدن مراسم چهل و ششمین سالگرد فعالیت نهضت آزادی ایران در منزل شخصی یک عضو شورای مرکزی این حزب جلوگیری شد. در شرایطی که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایجاد احزاب و گروه های سیاسی را مجاز دانسته و حق تجمع و راهپیمایی را به کلیه اشخاص حقوقی و حقیقی داده است، مسئولان اداره سیاسی فرمانداری تهران و مقام های اطلاعاتی و امنیتی در اقدامی غیرقانونی و در مخالفت با روح و مفاد قانون اساسی به بهانه دریافت نکردن مجوز، مانع برگزاری این مراسم شداند. این در شرایطی است که طی سال های گذشته، حتی اولین سال زمامداری دولت جدید، این مراسم بدون اعمال چنین تضیقات غیرقانونی با آرامش تمام برگزار می شد. همگان می دانند که بر طبق اصل نهم قانون اساسی ایران " آزادی، استقلال، وحدت و تمامیت ارضی کشوراز یکدیگر تفکیک ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است" و هیچ مقامی حق ندارد "آزادی های مشروع" ایرانیان را تحت هر عنوانی حتی "حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور" زیرپا گذارده و این آزادی ها را "هرچند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند". از جمله این آزادی ها فعالیت آزاد احزاب، جمعیت ها، انجمن های سیاسی و صنفی و پیوستن و شرکت ملت در این نهادهای سیاسی و مدنی و همچنین تشکیل اجتماعات و راهپیمائی ها است. اهمیت آزادی و تشکیل اجتماعات و راهپیمای ها به عنوان یک حق بنیادی، از نظر تدوین کنندگان قانون اساسی به آن حد بوده است که آنان صلاح ندیده اند در جهت اعمال آن ضرورت وضع قوانین موضوعه را مطرح نمایند. به همین دلیل خود در دل اصول بیست و شش و بیست هفتم عوامل محدود کننده را تبیین کرده اند. اصل بیست و ششم قانون اساسی تاکید دارد:" احزاب، جمعیت های سیاسی و صنفی و انجمن های اسلامی یا اقلیت های دینی شناخته شده آزادند، مشروط به اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. هیچ کس را نمی توان از شرکت در آنها منع کرد یا به شرکت در یکی از آنها مجبور ساخت. در اصل بیست و هفتم نیز این موضوع به صراحت بیان شده است که "تشکیل اجتماعات و راه پیمائی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است." ما امضا کنندگان این بیانیه ضمن محکوم کردن اقدام غیرقانونی مقام های فرمانداری و مسئولان اطلاعاتی و امنیتی در جلوگیری از برگزاری این مراسم که نه تنها مغایر با اصول اعلامیه جهانی حقوق بشر که ایران متعهد به اجرای آن ست، بلکه با بسیاری از اصول قانون اساسی که حاکمیت براجرای آن تعهد دارد، اعتراض شدید خود را نسبت به محدودیت های فزاینده علیه نهادهای سیاسی، مدنی، صنفی و... اعلام می کنیم و خواستار رفع تمامی موانع غیرقانونی رسمی و غیررسمی و نقض آشکار و مکرر قانون اساسی هستیم.

اول خرداد 1386

حمید آصفی، هاشم آقاجري، فریدون آقاسی، سامر آقایی، مسعود آقایی، سعید آل آقا، ناصر آملي، غلام حيدرابراهيم باي‌سلامي، منوچهر احتشامی، هادي احتظاظي، حميد احراري، طاهر احمدزاده، حسن احمدي، حسین احمدی، محسن احمدي، نعمت احمدى، مصطفي اخلاقي،‌ عبدالعلی ادیب برومند، حسن افتخار اردبیلی، لقا اردلان، کریم ارغنده پور، فرشید افشار، علی رضا اکبرزادگان، اعظم اکبرزاده، عبدالمجید الهامی، عباس امیرانتظام، اسدالله امینی، مهدي اميني زاده، حسين انصاري راد، مصطفي ايزدي، كمال الدين بازرگانى، پروين بختيار نژاد، مختار باطولي، روح‌اله باقرآبادي، داود هرمیداس باوند، مجتبي بديعي، مرتضی بدیعی، بهروز برومند، جهانشاه برومند، محمد بسته نگار، ایمان براتیان، محمد بهزادى، مسعود پدرام، عباس پوراظهرى، سعید پورعزیزی، رضا پويان، محمود پيش بين، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، عباس تاج الدینی، سيدمصطفى تاج زاده، حميد تاجرنيا، عبدالرضا تاجيك، هادی تفنگچی، رضا تهرانى،نصرالله توکلی، محمد علی توفیقی، حميدرضا جلائى پور، جلال جلالي زاده، علی جمالی، مجتبي جهاني، عیسی خان حاتمی، اسماعیل حاج قاسمعلی، مجيد حاجي بابائي، سعيد حجاريان، طه حجازی، حمید حدیثی، علی حدیثی، حسین حريرى، حميد حسامي، آیدین حسنلو، بهزاد حق پناه، فاطمه حقیقت جو، على حكمت، محمد رضا خاتمی، جعفر خائف، هادي خانيكي، حسین خطیبی، محمد خطيبي، ابراهيم خوش سيرت سليمي، اسماعيل خوش محمدى، محمدعلى دادخواه، محمد دادفر، رسول دادمهر، فریبا داودی مهاجر، پرویز دبیری، مصطفی درایتی، محمود درد كشان، جمال درودی، پروین دخت دفتری، محمود دل آسايى، ابراهيم دينوي، حسین راضی، فاطمه راكعي، محمد صادق ربانى، تقي رحماني، غلامرضا رحیم، جواد رحیم پور، محمدجواد رجائيان، عليرضا رجايى، علی رشیدی، آرمان رضاپور، عبدالعلي رضائي، بهمن رضا خانى، جهانگیر رضوی، سعيد رضوى فقيه، حسين رفيعى، جواد رهبری نیا، فرزانه روستایی، رضا رئيس طوسى، نفیسه زارع کهن، فياض زاهد، جمال زره ساز، علی زرین، کورش زعیم، محمد ابراهيم زمانى، پرويز زندى نيا، احمد زيدآبادى، محمد رضا زهدى، عليرضا ساريخانى، جلیل سازگارنژاد، احمد ساعی، نسرين ستوده، عزت الله سحابى، فريدون سحابى، هاله سحابى، عیسی سحر خيز، محمد سرچمى، خسرو سعیدی، سعیده سعیدی، عبدالفتاح سلطاني، مرتضی سلطانیه، علی سیاسی راد، خسرو سیف، سيد محمد علي سيف‌زاده، محمود شاددل بصير، ابراهيم شاكرى، تقى شامخى، على شاملو محمودی، محمد شانه چى، حسین شاه اویسی، حسين شاه حسينى، جواد شرف الدینی، سعید شریعتی، حجت شریفی، رضا شریفی، كاظم شكري، ماشاءالله شمس الواعظين، حسن شهیدی، احمد شيرزاد، سعيد شيركوند، هدي صابر، محمد صاحب محمدی، علی صالح آبادی، عباسعلی صحافیان، احمد صدري، سمیرا صدری، محمود صدري، مهدی صراف، مظفر صفری، فضل الله صلواتی، حمیدرضا صمدی، على اشرف ضرغامى، فريدون ضرغامى، خسرو طالب زاده، اعظم طالقانى، طاهره طالقانى، شهاب طباطبائی، امير طيراني، رضا ظفری، کیوان ظهرابی، کریم عابدینی، فیض الله عرب سرخی، حسین عزت زاده، روئين عطوفت، باقر علایى، علي علوي، علي رضا علوى تبار، رضا علیجاني، محمود عمرانى، مسعود غفاري، مهدى غنى، اسماعیل فاضل پور، مصطفی فاضلی، ابراهیم فتاحی، مهدی فخرزاده، ناصر فربد، محسن فرشاد، اصغر فنی پور، فاطمه فرهنگ خواه، ارسلان فلاح حجت انصاری، مرتضی فلاح، بهرام فیاضی، احمد قابل، هادى قابل، حسین قاضیان، باقر قدیری اصلی، رحمانقلى قلى زاده، نظام الدين قهارى، حسین کاشفی، رحمان كارگشا، مرتضى كاظميان، هادي كحال‌زاده، محسن كديور، منوچهر كديور، روزبه کریمی، فریدون کشکولی، پروين كهزادى، عباس کوشا، الهه كولائي، محمد كيانوش‌راد، بهناز كياني، مسعود لدنى، حسين لقمانيان، فریده ماشینی، پریوش مبشری، زهره مجردی، رجبعلي مزروعي، حسين مجاهد، فخرالسادات محتشمی پور، نرگس محمدي، نوشين محمدي، محمد محمدى اردهالى، سیمین مخبر، فرزین مخبر، فرید مدرسی، حسين مدني، سعيد مدنى، ماشاءالله مديحى، مرضیه مرتاضی لنگرودی، فرید مرجائی، مصطفى مسكين، رضا مسموعى، ضیا مصباح، جلال مصطفوى، لیلا مصطفوی، محمد جواد مظفر، رشید مظفری سردستی، احمد معصومي، یاسر معصومی، علی اصغر معین فر، بدرالسادات مفیدی، مرتضی مقدم، ضياء مصباح، فهیمه ملتی، علی مقیمی، منوچهر ملک قاسمی، مصطفي ملكيان، هرمز ممیزی، احمد منتظری، سعيد منتظرى، سید حسین موسویان، سید علی اکبر موسوی خوئینی، یوسف مولایی، عبدالله مومنی، مهدی موید زاده، وحيد ميرزاده، الله کرم میرزایی، مهدی ناطقی، علی اکبر نجفی، علی اکبر نقی پور، محمود نكوروح، محمد تقى نكوفر، علی نکونسبتی، بهرام نمازی، سيد حميد نوحى، صالح نيكبخت، ابوالفضل نیماوری، ناصر هاشمي، سيدهاشم هدايتي، احسان هوشمند، پرویز ورجاوند، حنیف یزدانی، حسن يوسفى اشكوري، رضا یوسفیان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 خرداد1386ساعت 6 بعد از ظهر  توسط   | 

JavaScript Codes example: