تبليغاتX
عدالتخواهان

عماد افروغ پس از سه سال از ریاست کمسیون فرهنگی مجلس برکنار شد. افروغ در انتخاباتی که روز گذشته برای تعیین اعضای هیات رییسه کمسیون فرهنگی مجلس برگزار شد با وجود کاندید شدن برای تداوم ریاست خود بر این کمسیون موفق به اخذ آرای لازم نشد. بدین ترتیب عماد افروغ پس از آنکه در طی سه سال حضور در مجلس اصولگرا همواره با فشار حامیان احمدی نژاد به دلیل موضع منتقد خود نسبت به دولت مواجه بود، به طور رسمی از هم فراکسیونی‌های خود رای منفی گرفت. پایگاه خبری رجانيوز از سایت‌های نزدیک به احمدی نژاد دیدگاه یكي از نمايندگان اصولگرای عضو كميسيون فرهنگی كه خواست نامش فاش را نقل کرده که گفته است: جامعه متدینين از نمايندگان مجلس انتظار داشت تا واكنش مناسبي به اظهارات گستاخانه اخير افروغ داشته باشند. "وي همچنين اقدامات خودسرانه افروغ و يكي ديگر از اعضاي كميسيون فرهنگي را از دلايل اصلي عدم تمايل نمايندگان به ادامه رياست دكتر افروغ دانست".اشاره این نماینده مجلس به مصاحبه اخیر افروغ با خبرگزاری فارس است که افروغ طی آن ضمن بیان دیدگاه خود در مورد اندیشه و روش امام به مقایسه این روش با روش مقام رهبری پرداخته و ایشان را در مقایسه با امام مصلحت گرا خوانده بود. وی در این مصاحبه گفته بود: "به نظر من مقام معظم رهبري مصلحت گراتر از امام راحل هستند و امام حقيقت‌گراتر بود و كمتر تعارف و رعايت مصلحت مي‌كردند. دليل حقيقت‌گرا بودن امام راحل شايد به اين دليل بود كه زمانه اينچنين اقتضا مي‌كرد و شايد شرايط روحي و رواني و قابليت‌هاي دروني مردم نسبت به ايشان، اين اقتضاء را راحت‌تر مي‌كرد و شايد محدوديت‌ها و فشارها به رهبر انقلاب مانع از بيان مواضع حقيقي باشد و ايشان از روي اضطرار مجبور به اتخاذ مواضعي از روي مصحلت باشند."افروغ در قسمتی دیگر از این مصاحبه با اشاره به جمله‌اي از امام «هر فرد از افراد ملت حق دارد كه مستقيماً در برابر سايرين، زمامدار مسلمين را استيضاح كند و به او انتقاد كند و او بايد جواب قانع‌كننده‌ بدهد، در غير اين صورت اگر بر خلاف وظايف اسلامي خود عمل كرده باشد و خودبخود ازمقام زمامداري معزول است و ضوابط ديگري وجود دارد كه اين مشكل را حل كند (جلد 5 صحيفه نور، صفحه 409) » گفته است: ما نبايد به سمتي برويم كه جاي نقد و سوال بسته‌ و جاي نصيحت امام محدود شود.، ما نبايد فكر كنيم حال اگر رهبري جايگاه خطير را از آن خود كرده است، اين جايگاه او را عاري از هرگونه نقد، داوري، نظركارشناسي مي كند. ما نبايد به هيچ وجه به اين سمت و سو حركت كنيم و نبايد جايگاه متعالي معصوم مقدس را به او اطلاق كنيم كه جاي هيچ اعترافي ولو اعتراض دلسوزانه نباشد.شدت اعتراض اصولگرایان به این مصاحبه تا آنجا بود که افروغ در مصاحبه با خبرگزاری آفتاب گفت که سخنانش به خوبی فهمیده نشده است .او همچنین به پیامها و اعتراضاتی که به طور مستقیم به وی منتقل می شود اشاره کرد و مدعی شد که از طریق اس ام اس تهدید به ترور شده است.حامیان دولت که با این مصاحبه افروغ فضا را برای تصفیه حساب با او مناسب دیده اند ، این مصاحبه را نشان دهنده تفکرات اصلی افروغ که به زعم آنها او را از جرگه اصولگرایی خارج می کند ارزیابی می کنند چنانچه سایت خبری رجانیوز در این مورد می نویسد:"اين نماينده مجلس(افروغ) كه طي دو سال گذشته و پس از انتخاب احمدي نژاد به رياست جمهوري، به دليل برخي ملاحظات و منافع شخصي، تخريب يكسويه دولت نهم را وجهه همت قرار داده و به دليل حمايت هاي بي دريغ رهبر انقلاب از دولت و شخص رئيس جمهور، مطرود اصولگرايان ونمايندگان واقع شده است، در مصاحبه اي به مناسبت سالروز رحلت امام (ره)، پرده نفاق را كنار زد و منويات دروني خود را آشكار ساخت." همچنین حسین شریعتمداری مدیر مسوول روزنامه کیهان در یادداشتی با عنوان دوستانه با يك دوست این گونه در مورد اظهارات افروغ موضع گرفت" اظهارات آقاي افروغ درباره «مصلحت گرايي» و «حقيقت گرايي» و متناقض دانستن اين دو در فرهنگ اسلامي و مخصوصا ارزيابي ايشان از ميزان مصلحت گرايي و حقيقت گرايي حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب و مقايسه و نتيجه گيري از اين به اصطلاح ارزيابي!به گونه اي است كه به سختي مي توان باور كرد آقاي افروغ چنين اظهارنظري كرده باشد چرا كه اين اظهارنظر نه فقط با بديهيات اسلامي و جامعه شناختي همخواني ندارد بلكه مروري -هرچند گذرا- به ديدگاهها و مواضع شناخته شده و غيرقابل ترديد حضرت امام(ره) به وضوح نشان مي دهد آنچه آقاي افروغ درباره ميزان حقيقت گرايي و مصلحت گرايي امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب گفته است با واقعيات فاصله زيادي دارد و با توجه به سوابق روشن آقاي دكتر افروغ اظهارات ايشان را فقط مي توان سهواللسان تلقي كرد." هفته گذشته هنگامي سيداحمد رسولي‌نژاد در مصاحبه‌اي اعلام كرد كه در انتخابات مجلس آينده برخي اصولگرايان معترض و منتقد حذف خواهند شد هيچكس گمان نمي‌كرد كه اين نظارت استصوابي پيش از انتخابات نيز اعمال شود اما گويي كليد اين حذف از ديروز آغاز شده است و بايستي منتظر حذف ساير چهره‌هاي محافظه‌كار منتقد دولت نيز باشيم.ه این ترتیب نماینده اصولگرا اما منتقد مجلس هفتم در آستانه انتخابات مجلس آینده با طرد هم قطارانش مواجه شده است . باید دید آیا این طرد تنها از سوی حامیان دولت تداوم می یابد ویا با گسترش آن در کل جریان اصولگرا ، افروغ در انتخابات مجلس هشتم در جایگاهی غیر از جریان اصولگرا حضور خواهد داشت وآیا رای منفی روز گذشته نمایندگان مجلس هفتم به افروغ پایان اصولگرایی او خواهد بود؟ آیا این تنها واکنش به سخنانی است که بیم می رود درها را برای اظهارنظر در موردبرخی خط قرمزها باز کند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 10 قبل از ظهر  توسط   | 

تعجب سروش از سخنان احمدی نژاد:عبدالکریم سروش در گفتگو با روزنامه هم میهن از سخنان رئیس جمهور درباره انرژی هسته ای و سیاست های وی درباره دانشگاه ها اظهار تعجب کرد . وی در پاسخ به پرسش هم میهن درباره سخنان رئیس جمهور خطاب به دانشجویان مبنی بر اینکه بر سر دولت فریاد بزنید و اخراج اساتید سکولار و لیبرال را درخواست نمائید، گفت : من مجبورم پاره‌اي سخنان نسبتا درشت بگويم. اولا درباره آقاي رئيس‌جمهور من تاكنون اظهارنظري نكرده‌ام اما اكنون بايد بگويم اين‌گونه اظهارنظرها را در هيچ‌ زمينه‌اي جدي نمي‌گيرم. مخصوصا وقتي كه به قصه دانشگاه مي‌رسد. من چند سخنراني ايشان درباره انرژي اتمي را شنيده‌ام. من تعجب مي‌كنم كسي كه استاد دانشگاه، آن هم در رشته‌هاي مهندسي است و قاعدتا بايد حجم عظيمي از رياضيات و... خوانده باشد، اينچنين سخناني درباره انرژي اتمي بگويد.وی افزود : اين سخنان نشان مي‌دهد كه اگر قرار باشد انقلابي در دانشگاه‌ها صورت بگيرد – كه من هم معتقدم بايد صورت بگيرد – آن انقلابي است آموزشي و از پايين به بالاست تا فارغ‌التحصيلان بهتري از دانشگاه بيرون آيند. اما انقلاب فرهنگي – به معنايي كه امروز در جامعه ما درك مي‌شود – يك بار در كشور رخ داد و همان يك بار كافي است. همانطور كه انقلاب هم يك بار رخ داد و همان يك بار كافي است.انقلاب چه از جنس فرهنگي و چه از جنس سياسي، چيزي نيست كه در يك نسل دو بار يا چند بار تكرار شود. آنچه هم كه در سال 1358 در كشور رخ داد حقيقتا نه انقلاب بود و نه فرهنگي. نزاعي ميان جناح‌هاي مختلف در دانشگاه بود و هر كدام مي‌خواستند كه دانشگاه را به نفع خود مصادره كنند و نهايتا هم جناحي كه به قدرت و حكومت وابسته بود در اين نزاع پيروز و دانشگاه‌ها در نتيجه آن نزاع بسته شد. و البته بايد بگويم كه جناح پيروز در پيروزي خود از اهرم‌هاي غيرقانوني نيز بهره برد. ستاد انقلاب فرهنگي نه براي بستن كه براي بازگشايي يا به‌گشايي دانشگاه‌ها تشكيل شد.كوشش ستاد معطوف به آن بود كه هرچه زودتر دانشگاه‌ها را باز كند و پس از يك سال‌ونيم به اين مقصود رسيد. آنچه امروز در دانشگاه‌ها مي‌گذرد دوراني است كه من اميدوارم هرچه زودتر به پايان برسد و دانشجويان ما روي آزادي را بببينند و بتوانند آزادانه در پي حقيقت دوان شوند. وقتي كه در دوران آقاي هاشمي‌رفسنجاني بر من سخت مي‌گرفتند و از تدريس در دانشگاه محروم كردند من به ايشان نامه‌اي نوشتم و در آن نامه درددل خود و دانشگاهيان را آوردم و به ايشان هشدار دادم كه دانشگاه‌ها در فشار شديد هستند و از اين دانشگاه‌ها انتظار عالمان بزرگ نداشته باشيد.


نامه افشاگرانه سعید ایزد بخش دانشجوی دانشگاه علامه خطاب به احمدی نژاد :سعيد ايزدبخش، دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي كه در جريان وقايع اخير اين دانشگاه يك هفته را در بازداشت به سر برد، در نامه‌‏اي به رييس‌‏جمهور وضعيت دشوار نگهداري خود در بازداشت‌‏گاه را تشريح كرد. 
متن نامه این دانشجو به شرح زیر است:اين نامه را در حالي مي‌‏نويسم كه دانشجويان زيادي به جرم انتقاد به عملكرد دولت اين روزها را در زندان انفرادي سپري مي‌‏كنند، ستاره‌‏باران مي‌‏شوند و از حقوق مسلم اجتماعيشان محروم مي‌‏شوند. آيا اين عدالت است دانشجويي كه جايي براي ارائه شكايتش در اين مملكت ندارد، وقتي به مجلس مي‌‏رود و در خانه خودش از عملكرد غلط رييس دانشگاهش شكايت مي‌‏كند، مورد تعقيب قرار گيرد و يك ساعت بعد از ديدار در خيابان و در جلوي چشمان همگان بازداشت شود و يك هفته تمام در يك سلول انفرادي سه در سه متر با چشمان بسته نگهداري شود و هر روز در حالي كه داروهاي روان‌‏گردان به او مي‌‏دهند به بازجويي از او بپردازند و اعتراف از او بگيرند و بعد از يك هفته فشارهاي روحي و رواني سخت در خيابان اصلي شهر و با آن وضعيت زننده رها شود. اين نامه مي‌‏افزايد: با آنكه مي‌‏دانستيم از اين پس كشور روي آرامش را نخواهد ديد اما براي احترام به خواست و اراده توده ملت هيچ نگفتيم و منتظر مانديم كه به شعارهايتان عمل كنيد اما نه‌‏تنها به شعارهايتان عمل نكرديد بلكه خلاف آنها را نيز انجام داديد. دولتي كه با شعار مهرورزي بر روي كار آمد، بيشترين نامهرباني‌‏ها را با منتقدان داشت و روز نيست كه فعال منتقدي بازداشت نشود و به گوشه زندان افكنده نشود. با گذشت نزديك به دو سال از زمان دولت شما نگاهي به كارنامه‌‏تان در مدت اين دو سال حاكي از آن است كه كشور در تمامي حوزه‌‏ها دچار ضعف شده ‌‏است. دانشگاه‌‏هاي كشور نيز همانند ديگر حوزه‌‏ها دچار چالش‌‏هاي مختلفي بوده است و فضاي ملتهبي را تجربه مي‌‏كنند. از اخراج اساتيد دگرانديش گرفته تا زنداني كردن و ستاره‌‏باران كردن دانشجويان و تمام اين رفتارها نشان از يك تسويه حساب سياسي دارد كه ريشه در غرض‌‏ورزي ديرينه دارد. با انتخاب فردي بر راس وزارت علوم كه با محيط آكادميك بيگانه است، نشان داديد كه هيچ ميانه‌‏اي با دانشگاه و دانشجو نداريد. وزيري كه فقط يك مأموريت از طرف جبهه اقتدارگرايان به او واگذار شده است و آن مقابله با جنبش دانشجويي به هر صورت و با هر قيمتي است. آقاي زاهدي و تيم همراه او كه با انتصاب مديران بعضاً ناكارآمد عزم خودشان را در برخورد با فعالان دانشجويي جزم كرده‌‏اند، اين روزها بسيار عريان و افسارگسيخته به دانشگاه و دانشجو تاخته و اجازه كوچك‌‏ترين فعاليت منتقدانه‌‏اي را به هيچ‌‏كس نمي‌‏دهند. در ادامه نامه ايزدبخش به احمدي‌‏نژاد آمده است: شرح مصائبي كه طي اين دو سال بر دانشجو و دانشگاه رفته، از حوصله اينجانب خارج است اما دانشجو و دانشگاه هيچ‌‏گاه تا به امروز چنين روزهاي تيره و تاري را تجربه نكرده است و اين‌‏گونه به سوگ ننشسته است. بله؛ دانشگاه در سوگ است چون اساتيدمان را بيرون مي‌‏كنيد، دوستانمان را به زندان مي‌‏اندازيد و ستاره‌‏بارانشان مي‌‏كنيد و اجازه تحصيل به آنها نمي‌‏دهيد، تشكل‌‏هاي منتخب دانشجويي را تعطيل كرده‌‏ايد و مي‌‏خواهيد فضاي تك‌‏صدايي را در دانشگاه‌‏ها حاكم كنيد اما بدانيد كه ما همچنان چون كوه ايستاده‌‏ايم و جنبش دانشجويي در طول مبارزات خود ناملايمات زيادي را تحمل كرده است و به راه خود ادامه داده است. اين نامه تصريح مي‌‏كند: هنوز دير نشده است و بياييد با دانشجو و دانشگاه آشتي كنيد و با بركناري وزير علوم، حسن‌‏نيت خود را به جامعه دانشگاهي كشور نشان دهيد در غير اين صورت يك روز به يكي از دانشگاه‌‏هاي كشور برويد و استقبال دانشجويان را از خودتان ببينيد.


آخرین اخبار در خصوص دانشجویان بازداشتی دانشگاه پلی تکنیک :دانشجويان دانشگاه اميركبير در اعتراض به بازداشت هشت دانشجوي اين دانشگاه تجمع كردند. اين تجمع ساعت ۱۳شنبه  در صحن دانشگاه شروع شد و دانشجويان با در دست داشتن پلاكاردها و عكس‌‏هايي از دانشجويان بازداشت‌‏شده، خواستار آزادي هم‌‏دانشگاهيان خود شدندهمچنین خانواده‌‏هاي دانشجويان بازداشت‌‏شده دانشگاه اميركبير براي رسيدگي عادلانه به پرونده اين دانشجويان، از رييس قوه قضاييه استمداد مي‌‏طلبند. به گزارش "ايلنا"، خانواده‌‏هاي هشت دانشجوي بازداشت‌‏شده دانشگاه اميركبير كه بعد از انتشار مطالب موهن با لوگوي چهار نشريه دانشجويي به طور متناوب توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شدند، با نوشتن نامه‌‏اي به هاشمي شاهرودي، رييس قوه قضاييه خواهان برخورد عادلانه و محاكمه اين دانشجويان در يك دادگاه صالحه مي‌‏شوند. اين خانواده‌‏ها با اعتقاد به اينكه فرزندان آنها مرتكب هيچ گناهي نشده‌‏اند و هنوز در هيچ دادگاه صالحه‌‏اي به اتهامات آنان رسيدگي نشده است، به اعلام اتهامات آنان توسط برخي مراجع قضايي معترض هستند و آن را مغاير قانون اساسي مي‌‏دانند. طبق ماده 188 قانون آيين دادرسي دادگاه‌‏ها در امور كيفري، تا وقتي كه راي قطعي درباره اتهامات فردي صادر نشده است، علني كردن اتهامات خلاف قانون است و فرد مذكور مي‌‏تواند طبق اصل 37 قانون اساسي و اصل برائت، از حقوقي كه ساير شهروندان برخوردار هستند، برخوردار شود. خانواده‌‏هاي دانشجويان مذكور با اشاره به اينكه بازداشت‌‏شدگان از مراحل مختلف گزينشي براي ورود به دانشگاه عبور كرده‌‏اند، برخورد صورت‌‏گرفته با اين دانشجويان را كه از نخبگان جامعه علمي كشور هستند، باعث تشديد فرار مغزها و صدمات جبران‌‏ناپذير به جامعه مي‌‏دانند. بر اساس اين گزارش، خانواده‌‏هاي دانشجويان بازداشت‌‏شده در حالي اقدام به نامه‌‏نگاري با رييس قوه قضاييه مي‌‏كنند كه قوه قضاييه روز شنبه با ارسال نامه‌‏اي به مطبوعات و رسانه‌‏هاي گروهي، از آنان درخواست كرده است با توجه به ديدگاه اعتقادي هاشمي شاهرودي، رييس قوه قضاييه و توجه ويژه وي به كرامت انساني و حقوق شهروندي و به منظور توسعه و بسط اصول اسلامي در زمينه حقوق شهروندي، اقدام به ارسال هرگونه شكايت افراد حقيقي كه مشمول نقض حقوق و آزادي‌‏هاي مشروع شده‌‏اند، به اين نهاد كنند. محمدعلي دادخواه، وكالت عباس حكيم‌‏زاده و احسان منصوري، دو تن از دانشجويان بازداشت‌‏شده دانشگاه اميركبير را به عهده گرفت. محمدعلي دادخواه  با اعلام اين مطلب گفت: خانواده اين دو دانشجو كه در بازداشت موقت به سر مي‌‏برند، روز شنبه با مراجعه به دفتر بنده، وكالت دفاع از آنها را به من سپردند. وي ابراز اميدواري كرد كه مسوولان قضايي كشور با در نظر گرفتن سن اين دو دانشجو و نگرش مثبت جامعه نسبت به نقش دانشجو، با عطوفت اسلامي با آنها برخورد كنند و اين دو دانشجو از امتيازات قانوني بهره‌‏مند شوند. همچنین انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر با صدور بیانیه ای همبستگی خود را با دانشجویان در بند پلی تکنیک اعلام کرد در بیانیه این انجمن آمده است:سال تحصيلي86-85 را در حالي به پايان ميبريم که سايه ي شوم استبداد همچنان برفراز دانشگاه هاي کشور گسترده است و در کمين دانشجويان آزادي خواه، به هر وسيله سعي در حذف آنان از عرصه ي سياسي کشور دارد. در سالي که گذشت کمتر روزي را بدون خبر احضار، تعليق يا بازداشت دانشجويي گذرانديم. سال سياهي که با خاطره ي تلخ مرگ اکبر محمدي، آغاز گرديد و اينک با بازداشت گسترده ي دانشجويان دانشگاه اميرکبير رو به پايان است. سالي که بي ترديد از پرکارترين سالها براي حراست وزارت علوم و کميته هاي انضباطي دانشگاه هاي کشور بود. احکامي که از سوي کميته هاي انضباطي براي فعالين دانشجويي، چه سياسي، چه صنفي و حتي فرهنگي صادر گرديد، نشان از عزم راسخ وزارت علوم براي برچيدن هر گونه تشکل مستقل در دانشگاه هاست، تا با خيال آسوده پروژه ي شکست خورده ي تک صدا کردن دانشگاه ها را به پيش ببرد، غافل از آنکه دانشجويان با وجود تمامی اين فشارها و سرکوب ها هرگز ساکت نخواهند نشست و در راه رسيدن هدف اصلي خود که همانا دستيابي به دانشگاهي مستقل و آزاد است، به هيچ وجه خفقان موجود در دانشگاه ها را تحمل نخواهند کرد. چندي است که نوک پيکان سرکوب دولت مهرورز نهم به سمت دانشگاه اميرکبير نشانه رفته است. در حال حاضر 8 دانشجوي دانشگاه اميرکبير در بند امنيتي 209 اوين به سر ميبرند و تعداد زيادي از آنان يا از تحصيل محروم و يا از ورود به دانشگاه ممنوع گشته اند. هرچند اين برخوردها و بازداشت ها ابتدا به بهانه ي واهي چاپ نشريات جعلي صورت گرفت، اما اکنون بر همگان روشن است که قصد حاکميت دربرخورد با دانشجويان دانشگاه اميرکبير تنها جهت انتقام گيري و تسويه حساب با ايشان به علت اعتراض به حضور احمدي نژاد در اين دانشگاه ميباشد. آقاي احمدي نژاد اين است همان آزادي بياني که شما با مشاهده ي اعتراضات دانشجويان به آنان وعده داديد؟چگونه اشت که شما زبان نقد به اختناق در شرق و غرب عالم گشوده ايد و فراموش کرده ايد که تداوم بقايتان جز در احترام به حقوق شهروندان ميسر نميباشد.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه خواجه نصير الدين طوسي ضمن اعلام همبستگي و حمايت از انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه اميرکبير، بدين وسيله نگراني فزاينده خود را نسبت به ادامه ي بازداشت فعالين دانشجويي اين دانشگاه اظهار نمود و هر گونه اقرار و يا اعتراف دانشجويان در بند را فاقد ارزش و اعتبار ميداند، زيرا که مشخص است اين دانشجويان تحت فشارهاي غيرانساني مجبور به بيان چنين مطالبي شده اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

همزمان با موج شدید هتاکی‌های سایت‌های افراطی مدعی حمایت از دولت علیه «عماد افروغ» که حتی مقاله نقادانه کیهان نیز نتوانست آن را مهار کند، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس از «تهدید به ترور» خود توسط برخی نیروهای تندرو خبر داد و از «قدرت‌طلبان و گردانندگان اصلی ماجرا که در پشت ظاهر دینداری پنهان شده‌اند» و همچنین «برخورد ابزاری با دین و اخلاقیات» شدیداً انتقاد کرد.این اظهارات «عماد افروغ» پس از آن بیان می‌شود که مصاحبه اخیر وی با خبرگزاری فارس، با حمله شدید و بی‌سابقه برخی سایت‌های افراطی روبرو شد. در همین خصوص سایت «رجانیوز» وابسته به فاطمه رجبی که اصولگرایان منتقد دولت را به بهانه‌های مختلف تخریب می‌کند، با ادبیات همیشگی خود افروغ را مطرود اصولگرایان دانست و اظهارات وی را گستاخانه، نابخردانه، قبیح، خیانت‌بار و در نهایت جوابیه وی به روزنامه کیهان را توجیهات بنی‌اسرائیلی خواند. این سایت همچنین از گفت‌وگوی «آفتاب» با افروغ که وی در آن با رد «دولت‌گرایی پارلمانی» به فعال‌تر شدن در زمینه نقد دولت اشاره کرده بود شدیداً ابراز خشم کرد.. وی از حجم عظیم فشارهایی که این روزها از همه طرف به وی وارد آمده سخن گفت و افزود: «فشارها بیشتر از طریق SMS و پیام‌های شفاهی و مطالب سایت‌ها بوده است. من قصد ندارم به آنها پاسخ دهم. چرا که آنها را نه عالمانه و منتقدانه، بلکه هتاکانه می‌دانم و هرگز پاسخ هتاکی را نخواهم داد». رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی ادامه داد: «از طریق پیام‌های کوتاه این روزها تهمت‌های ناروا، ناسزاگویی‌های غیراخلاقی، ‌نسبت‌های غیردینی وارد شد و بسیار متأسفم که بگویم حتی با ناسزاهای ناموسی نیز مواجه شدم. من نمی‌دانم کسانی که مبادرت به این کارها می‌کنند به نام دفاع از دین و ولایت و ارزشهاست؟» وی اظهار داشت: «من بسیاری از این اقدامات را از سر عشق و اردات می‌دانم. به همین دلیل به آنها توصیه می‌کنم مصاحبه مرا با خبرگزاری فارس به طور کامل بخوانند. جوابیه مرا به کیهان و همچنین مقاله‌ای که درباره حقیقت و مصلحت به زودی منتشر خواهم کرد را به دقت بخوانند و تحت تأثیر القائات و اغواهای برخی قرار نگیرند». افروغ تصریح کرد: «در آخرین SMS من تهدید به ترور شدم. حتی اگر این اتفاق هم رخ دهد آن را شهادت تلقی کرده و برای خود افتخار بزرگی می‌دانم. من نیامده‌ام که هیچ هزینه‌ای ندهم. وقتی کتاب «چالش‌های کنونی ایران» را منتشر کردم در ابتدای کتاب آن را به «شهدا و پاسداران عهد الست» تقدیم نمودم و به همسرم گفتم که ای کاش انتشار این کتاب با رفتن و شهادت من پیوند بخورد. متأسفانه این توفیق نصیب من نشد». این نماینده مجلس ادامه داد: «در ابتدای کتاب گفتار انتقادی نوشتم که خداوند شکارچی لحظه‌هاست و ای کاش در زندگی ما هم لحظه‌هایی برای شکار وجود داشته باشد. شاید لحظه‌ای که من هدف اصابت گلوله‌ای قرار بگیرم همان لحظه مورد نظر باشد و حسب لطف و عنایت خداوند توفیق شهادت نصیب من شود». افروغ تأکید کرد: «پس ما را نترسانند! این تهدیدها بر ما اثری ندارد. دل من فقط برای انگیزه‌های پاک می‌سوزد که با جهل و ناآگاهی آلوده شده و اگر جانم را بر سر آگاهی مردم بگذارم آن را یکی از مقامات رفیع شهادت می‌دانم. انشاءالله مداد و قلم ما مداد عالم روشنگر حقیقت جویی باشد که در جهت اعتلای انقلاب و ارزش‌های دینی زده می‌شود». رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس افزود: «ما راه را ادامه می‌دهیم. البته جانب احتیاط را هم لحاظ می‌کنیم. اما تا آخر ایستاده‌ایم و با چند تهدید عقب‌نشینی نمی‌کنیم. ما می‌ایستیم و زندگی ما حکایت این ایستادگی‌هاست. آن زمان که ما در لبنان می‌جنگیدیم اینها کجا بودند؟ ‌آن زمان که در زندان انگلستان 17 روز اعتصاب غذای خشک کردیم اینها کجا بودند؟ آن زمان که ما در جبهه‌های دفاع مقدس عطر خوش جبهه را استشمام می‌کردیم اینها کجا بودند؟ آن روز که ما در نهادهای انقلابی وظیفه دینی و ملی خود را ادا می‌کردیم اینها کجا بودند؟». وی برای عده‌ای که دست به چنین اعمالی می‌زنند طلب مغفرت کرد و با بیان اینکه من آنها را می‌بخشم تصریح کرد: «اما قدرت‌طلبان و گردانندگان اصلی ماجرا را که در پشت ظاهر دینداری پنهان شده‌اند را هرگز نمی‌بخشم و روز قیامت گریبان همه آنها را خواهم گرفت. من مستقیما به آنها پاسخ نمی‌دهم اما مردم باید آگاه شوند». این نماینده مجلس همچنین از رقبا و گروه‌های سیاسی خواست از این مسایل بهره‌برداری سیاسی نکنند. وی افزود: «باید همدردی شود. این حرکت زشت غیراخلاقی از سوی هر شخص و گروهی که سر بزند نابخشودنی است و باید تلاش کرد این نحو برخوردهای ابزاری با دین محو شود». افروغ در بیان اینکه چرا با شدت یافتن انتقادات وی به دولت فشارها و اتهامات به او افزایش یافته گفت: «این ترجمانی است از برخورد ابزاری با دین و اخلاقیات. وقتی تصمیم می‌گیریم که از هر وسیله‌ای برای حفظ قدرت استفاده کنیم یعنی به منش و روش ماکیاولیستی دست زده‌ایم و دیگر نمی‌توانیم اخلاق را در نظر بگیریم. چرا که دیگر محور، قدرت می‌شود. اینجاست که آدمی می‌فهمد آنها که درباره نسبت دانش و قدرت سخن می‌گفتند کجاها را می‌دیدند. به گمان من امروز باید بر روی محوریت قدرت و اخلاق نیز تأکید کرد. این منش معطوف به حفظ و تحکیم قدرت است که بگوییم اگر با ما باشی اخلاقی هستی و اگر با ما نباشی غیراخلاقی». دکتر افروغ در پایان گفت: ‌«این نگرش زیبنده جمهوری اسلامی و گروه‌هایی که به رقابت سیاسی می‌پردازند نیست. قرار است ما با اتکا به ارزش‌ها رفتار کنیم نه بر مبنای اینکه امروز ما در قدرتیم پس جهان به گونه‌ای دیگر است».گفتنی است رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی روز شنبه در جوابیه‌ای که در روزنامه کیهان به چاپ رسید، با قدردانی از برخورد نقادانه کیهان و انتقاد شدید از هتاکی‌های یک اقلیت (که متاسفانه به نام حمایت از دولت فعالیت می‌کنند) نوشت: «برای بنده بسيار سخت بود كه پس از يك عمر متنعم شدن از نعمت بندگی و افتخار آشنايی با ولايت فقيه و مبانی نظری و فلسفی آن و تلاش در جهت تئوريزه كردن آن، توسط عده‌ای و احتمالا معلوم الحال متهم به بی‌دينی و نامسلمانی و ضديت با ولايت فقيه و مقام معظم رهبری شوم. [کلیک کنید] افروغ اخیرا در برنامه شب شیشه‌ای اعلام کرده است که قصد ندارد در انتخابات مجلس هشتم کاندیدا شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 خرداد1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط   | 

این روزها با مجوز وزارت ارشاد یک رپرتاژ آگهی صرف به نفع بندر دوبی و به هدف زیر سوال بردن تفریح گاه های ترکیه در سینماهای کشور به نمایش درآمده که در کمال تعجب پس از 3 سال ممنوعیت اکران در دولت گذشته، سرانجام به قول کارگردان با حوصله اش موفق به دریافت مجوز شده است تا برای نخستین بار تبلیغ مستقیم دوبی، امکانات اقتصادی این شهر مانند سیتی سنتر، دانشگاه آمریکایی ها و خیابان آل مکتوم به راحتی به پرده سینماهای ایران کشیده شود. در شرایطی که سینمای هالیوود با ساخت فیلم تاثیرگذار و موثر «بی وفایی» به دنبال ترساندن منطقی جامعه آمریکا و خانواده های این کشور از بی بندوباری های اخلاقی و خیانت به خانواده در زندگی یانکی هاست، در این سوی جهان و در پناه فرهنگ اصیل ایرانی، برای نخستین بار با مجوز وزارت ارشاد فیلمی در سینماهای ایران به نمایش درآمده که به صورت عملی راه های مختلف ضبط تصاویر خصوصی از افراد، راه های وسوسه زنان شوهردار و روش های خیانت را به زنان شوهردار آموزش داده و متاسفانه تا امروز نه کسی در وزارت ارشاد متوجه این ماجراهای آشکار شده و نه منتقدی برایش صرف می کند که با این محصول 100 درصد اقتصادی و تبلیغاتی مقابله فرهنگی کند!در این فیلم سراسر اغراق و بزرگ نمایی شده از جذابیت های ساختمانی، تزیینی و ژورنالیستی دوبی که با شعارهای اقتصادی به نفع سرمایه گذاری خصوصی برای این بندر همراه است، یک سری اتفاق بی سر و ته بهانه ای می شود که موضوع ازدواج پسران در قفس امروزی با زنان مسن در هوس دیروزی به روایت تصویر کشیده شود.داستانی که در سراسر آن روش های سوء استفاده از زنان به شیوه های گوناگون آموزش داده می شود و چقدر جالب است که سازمان های غیر دولتی دفاع از حقوق بانوان و سینه چاکان حقوق فمنیستی حتی ذره ای هم از محتوای این فیلم دلخور و آزرده نمی شوند!البته شاید فضای فانتزی و ویترینی این فیلم حتی توانسته شوالیه های حقوق فمنیستی را هم خام کند تا کسی از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی سوال نکند، به چه ارزشی چنین محصولاتی را بر پرده سینما آورده و زندگی اجتماعی خانواده ها را به مخاطره می اندازید؟آیا به صرف نشان دادن اتومبیل گران قیمت «فراری» و «لامبورگینی»، یک خانم با دست های آرایش شده حنای مراکشی، چادر عربی که یک جفت چشم فقط از آن معلوم است، موسیقی های تند عربی، ضرب آهنگ تدوین تصاویر با مراکز تجاری دوبی، شعارهایی مانند: دوبی به مراتب بهتر از ترکیه است، در دوبی هر چیزی پیدا می شود، اینجا پر از رستوران های ایرانی است! یا بدتر، جمله وقیحانه؛ نباید با این یائسه ها زندگی کرد، باید این ها را سر کیسه کرد! می توان یک فیلم سینمایی اجتماعی و اخلاقگرا را به پرده نقره ای سینماهای وزارتخانه اصولگرا آورد؟!در بخشی از این فیلم سراسر توهین و افترا به زنان بزرگ ایرانی که در محتوای فرهنگی دست کمی از محصول آمریکایی پسند «پرسپولیس» و فیلم ضد ایرانی «300 » ندارد، دو پسر یا بهتر بگوییم، دوست پسر دو زن بیوه متمول در پی حادثه ای با هم آشنا شده و با سوار کردن یک سری کلک های عاشقانه و دوستی های غیر مشروع و البته اظهار محبت های غیر متداول با فرهنگ ایرانی و بیشتر شبیه فرهنگ کشورهای غربی، زنان عقدی خود را وارد بازی کثیفی می کننددر این بازی این زنان در پس نمایش های ظاهری مجبور می شوند به شوهران خود خیانت کرده و مراحل این شکسته شدن حریم های اخلاقی با دوربین مخفی ضبط می شود تا از آنها ضمن اخاذی، طلاق شرعی گرفته شود و در مقابل قهرمانان خوشگل و خوش تیپ با درآمد هنگفت این کار در دوبی رستوران بزنند!این موضوع ها در شرایطی به راحتی به تصویر کشیده شد که جامعه ایران سال گذشته چندین مورد حادثه تلخ در انتشار فیلم های خصوصی پشت سر گذاشت و حتی دستگاه های فرهنگی و قضایی در یک مورد خاص و حساسیت برانگیز به دنبال راهکارهای برخورد منطقی و قانونی با این حرمت شکنان بودند. اما در قامت چنین فیلم سینمایی به اصطلاح اجتماعی که تصاویر تبلیغاتی آن سراسر پایتخت را در اختیار گرفته، ضبط تصاویر غیر اخلاقی از یک زن شوهردار به صورت کامل آموزش داده شده و حتی در برخی از لحظات بازیگران چنان با قدرت، راه های تنظیم زاویه دوربین و روش های فنی آن را اجرا می کنند که می توان حالت رضایت مندی مخاطب را در خنده های تماشاگران و صورت های هیجان زده آنها دید.اما در نمونه مشابهی از یک فیلم آمریکایی که سینمای هالیوود آن را ساخته ، زنی راضی از زندگی با شوهر و پسرش که در حومه نیویورک ساکن است. برای خرید لوازم تولد پسرش راهی مرکز شهر می شود.  در این میان حادثه ای موجب می شود، او وارد خانه پسر جوان فرانسوی شود که در نهایت به زوال اخلاقی و خیانت او به شوهرش ختم می شود، شوهر در مقابل برای اعاده حیثیت خود پسر فرانسوی را می کشد و پس از اینکه پلیس از پس اثبات جرمش برنمی آید، تصمیم می گیرد برای نجات زندگی اش راهی مکزیک شود.در این فیلم تکان دهنده که در لحظاتی وجدان درد آشکار از انجام یک گناه بزرگ را به نمایش کشیده و سعی دارد آن را به مخاطب القا کند، کارگردان با هشیاری تمام برای سکانس پایانی دو نتیجه گیری کرده و حتی در نسخه DVD  سکانس سفر به مکزیک در متن اصلی فیلم قرار داده شده و برداشت دومی به عنوان سکانس حذفی باقی می ماند. در برداشت دوم از سکانس پایانی مرد ضمن آرزوی روزهای خوش برای خانواده اش در برابر چراغ قرمز اداره پلیس از ماشین پیاده می شود تا خودش را به پلیس معرفی کند. جالب است که در ینگه دنیا که دوستان حتی ذره ای مردم و هنر آنها را به دینمداری و فرهنگی بودن قبول ندارند، این گونه ظریف یک بحران اجتماعی به تصویر کشیده می شود، ولی در کشور ما که فرهنگ های مهاجم هر آن منتظر حمله به سوی سرمایه های اخلاقی و اجتماعی ما هستند، این گونه براحتی ناموس فروشی و خیانت را آموزش داده و در قالب فیلمی جذاب برای نوجوان و جوانان، آینده کشور را به مخاطره می اندازیم.آیا به واقع وزارت ارشاد قبلی حق نداشت که 3 سال پیش مجوز اکران به این فیلم نداده بود؟

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 
سخنگوی سازمان دانش آموختگان: تسویه حساب با دانشجویان پلی تکنیک به دلیل اعتراضشان به احمدی نژاد است :سازمان دانش‌‏آموختگان ايران اسلامي برخوردهاي اخير با فعالان دانشجويي دانشگاه اميركبير را محكوم كرد. عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانش‌‏آموختگان ايران اسلامي با اشاره به افزايش برخوردها با فعالان دانشجويي دانشگا‌‏ه‌‏ها در يك ماه اخير، گفت: از يك سو متوليان امور دانشگاه‌‏ها از طريق اهرم‌‏هاي تنبيهي مانند احكام انضباطي محروميت از تحصيل, ممنوع‌‏الورود كردن دانشجويان و محروميت از تسهيلات رفاهي، فشار خود را بر دانشجويان افزايش داده‌‏اند و از سوي ديگر اين تضييع حقوق‌‏ها تنها به دانشگاه محدود نمانده و دانشجويان فعال سياسي جزاي فعاليت منتقدانه خود را از طريق برخوردنهادهاي امنيتي و قضايي خارج از دانشگاه نيز پرداخت مي‌‏كنند.وي با بيان اينكه دولت جديد در راستاي عمل به سياست‌‏هاي خود براي يكسان‌‏سازي افكار جامعه و حذف مخالفان و منتقدان، پويايي دانشگاه را به عنوان كانون اصلي آزادي‌‏خواهي و تكثرگرايي نشانه گرفته است، گفت: اين بار فشارها تنها به حذف دگرانديشي و عقايد مخالف محدود نمانده و حذف فيزيكي جنبش دانشجويي را با برخوردهاي سركوب‌‏گرايانه, بازداشت‌‏ها و به حبس انداختن دانشجويان دنبال مي‌‏كنند.مومني با تاكيد بر اينكه در سياست‌‏هاي دولت جديد كيفر نقد؛ حذف و محروميت از حقوق شهروندي شده است، گفت: هر نوع اعتراضي با برخورد حذفي پاسخ داده مي‌‏شود و به نظر مي‌‏رسد گرايش حاكم و غالب در دولت در راستاي معاندسازي شهروندان منتقد و با هدف حذف آنها عمل مي‌‏كند و جالب آنكه دولت فعلي در مقام نظر و شعار پرادعاترين دولت از حيث رعايت اخلاق و عدالت بوده است اما در عرصه عمل شهروندان نه‌‏تنها شاهد پايبندي دولت به ادعاهاي خود نبوده‌‏اند بلكه تناقض جدي و آشكاري بين شعار و عمل دولت جديد مشاهده مي‌‏شود.به گفته سخنگوي سازمان دانش‌‏آموختگان ايران اسلامي، متاسفانه در رفتارهاي دولت جديد، تزوير و دروغگويي به عنوان رذيلت‌‏هاي اخلاقي امر مذمومي به حساب نمي‌‏آيد در حالي كه نظام سياسي كه حكمرانان آن دروغ و تظاهر و نفاق داشته باشند، نه‌‏تنها اخلاقي نيست بلكه عين بي‌‏اخلاقي است. سخنگوي سازمان ادوار تحكيم وحدت جامعه اخلاقي را جامعه‌‏اي ذكر كرد كه در آن حقوق مدني, آزادي و اختيار عمل براي شهروندان و همچنين پاسخ‌‏گويي حاكمان به مردم وجود داشته باشد. مومني افزود: جامعه بي‌‏اخلاق در فقدان آزادي و وجود تبعيض شكل مي‌‏گيرد.وي با بيان اينكه نهاد قوه‌‏ قضاييه نيز در كنار عدم پايبندي دولت به رعايت حقوق شهروندان بي‌‏طرف عمل نمي‌‏كند، گفت: وظيفه ذاتي قوه قضاييه دفاع از حاكميت قانون و حقوق فردي و اجتماعي افراد است و اين نهاد بايد نقش ويژه‌‏اي در برابر قانون‌شكنان و برقراري حكومت قانون داشته باشد اما در عمل با توجه به احكام قضايي، شاهد بي‌‏طرفي و استقلال اين نهاد در مواجهه با شهروندان و دانشجويان مستقل نبوده‌‏ايم.وي با اشاره به صدور حكم دو سال حبس براي «بهاره هدايت»، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت به دليل شركت در تجمع زنان در ميدان هفت‌‏تير، گفت: اين حكم ناشي از عدم توجه مسوولان قضايي به حقوق شهروندي است كه بر حق طبيعي و مسلم شهروندان براي شركت در تجمع تاكيد دارد. سخنگوي سازمان ادوار تحكيم با بيان اينكه اگر دستگاه قضايي وابستگي سياسي داشته باشد، كمترين اعتنا را به هنجارهاي حقوقي خواهد داشت، گفت: در روزهاي گذشته شاهد موضع‌‏گيري سياسي و پيش‌‏داوري برخي قضات قبل از برگزاري دادگاه و احراز جرم بوده‌‏ايم كه اين نشان‌‏دهنده برتري نگاه سياسي در رويكرد حقوقي در مواجهه با پرونده‌‏هاي قضايي است. وي افزود: انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير به عنوان يكي از جدي‌‏ترين تشكل‌‏هاي دانشجوي در سال گذشته تحرك جدي در انتقاد و اعتراض به وضع موجود داشته است و به همين دليل اين تشكل از قانون‌‏شكني و نقض حقوق شهروندي بي‌‏نصيب نمانده است. بازداشت فعالان دانشجويي اميركبير پس از سناريوسازي‌‏هايي كه از يك‌‏ماه پيش شروع شده، با هدف برخورد با يكي از اثرگذارترين انجمن‌‏هاي فعال دانشجويي و از بين بردن تاثيرگذاري فعالان دانشجويي اين دانشگاه صورت مي‌‏گيرد. با اشاره به بازداشت احسان منصوري, علي صابري و عباس حكيم‌‏زاده، اعضاي سابق انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير و همچنين چهار مديرمسوول نشريات اين دانشگاه، گفت: اين بازداشت‌‏ها چيزي جز تسويه‌‏حساب سياسي با فعالان دانشجويي را به ذهن متبادر نمي‌‏كند. وي ادامه داد: دانشجويان اميركبير تاوان اعتراض خودجوش دانشجويي به بي‌‏تدبيري‌‏ها و رفتارهاي غيرمسوولانه رييس‌‏جمهور را مي‌‏پردازند. مومني با بيان اينكه دانشجويان و دانشگاه‌‏ها هزينه انتقاد و اعتراض به وضع موجود را مي‌‏پردازند، گفت: در چنين شرايطي سكوت و بي‌‏تفاوتي يا حمايت‌‏هاي كليشه‌‏اي و تكراري در حد اظهارنظر و صدور بيانيه كافي نيست و انتظار مي‌‏رود نيروهاي تحول‌‏خواه و مدافع حقوق بشر در جهت دفاع از دانشگاهيان زنجيره مقاومي تشكيل دهند و مانع از دست‌‏اندازي حاكميت به نهاد دانشگاه شوند.

دفتر تحكيم وحدت براي برگزاري تجمع زنان در 22 خرداد ماه درخواست مجوز كرد :دفتر تحكيم وحدت، براي برگزاري تجمعي در بيست و دوم خرداد ماه با عنوان «زن و آزادي» از معاونت سياسي- امنيتي استانداري تهران درخواست مجوز كرد. بهاره هدايت، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت با اعلام اين خبر  گفت: تاكنون به ابتكار فعالان جنبش زنان دو سال پياپي شاهد برگزاري تجمعات مسالمت‌‏آميز، مدني و آرام براي اعتراض به قوانين تبعيض‌‏آميز و نابرابر عليه زنان بوده‌‏ايم. وي با اشاره به اتفاقات بيست و دوم خرداد ماه سال گذشته در ميدان هفتم تير و صدور احكام قضايي براي بسياري از تجمع‌‏كنندگان، گفت: امسال دفتر تحكيم وحدت به عنوان تشكل رسمي دانشجويي، از معاونت سياسي- امنيتي استانداري تهران براي برگزاري تجمع مسالمت‌‏آميز در بيست و دوم خرداد با عنوان «زن و آزادي» درخواست مجوز كرده است. هدايت تصريح كرد: اين درخواست با تأكيد و تكيه بر قانون آزادي تجمعات و براي اينكه هرگونه بهانه‌‏اي را جهت برخورد با تجمع‌‏كنندگان سلب كند، شنبه هفته پيش به استانداري تهران ارائه شد اما تاكنون پاسخ مشخصي از مسؤولان دريافت نكرده‌‏ايم. عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت ضمن ابراز اميدواري نسبت به صدور مجوز براي تجمع، گفت: مي‌‏خواهيم مطالبات اين بخش از جامعه دانشگاهي و طيف وسيعي از جنبش زنان را به گوش مسؤولان و قانونگذاران برسانيم و اميدواريم پاسخ درخوري نيز بشنويم

تهیه CD از خانواده مجيد سوزوكي عليه اخراجي ها:افراد منتسب به خانه شهید گلزار شهدای تهران  در اقدامی سوال برانگیز خانواده شهید مجید خدمت را علیه فیلم "اخراجی ها" تحریک و از سخنان آنها فیلم ساختند.، اگرچه بنیاد شهید مسوولیت ساخت این فیلم را برعهده نگرفته اما شنیده ها حاکی است که سر رشته تهیه و توزیع این فیلم غیرقانونی از خانه شهید گلزار شهدای تهران سر برآورده است.بر اساس این گزارش، روز پنج شنبه هزاران نسخه از فیلمی موسوم به "اخراجی های 2" با طرح سخنانی با عنوان اعتراض خانواده شهید مجید خدمت(سوزوکی) که سوژه فیلم «اخراجی ها» الهام گرفته از داستان زندگی این شهید است، به صورت رایگان در میان مردم در بهشت زهرا(س) تهران توزیع شد.در این فیلم مستند گونه با استفاده از صحنه های تاثر برانگیز از روایت فتح تلاش شده احساسات مخاطب را برانگیخته و به گونه ای اصل وجود شخصیت های  موجود در "اخراجی ها" زیر سوال رود. شخصیت هایی که در قالب یک فیلم سینمایی تغییر یافته اند.تهیه این فیلم آنهم توسط عوامل بنیاد شهید، آن زمان معنی پیدا می کند که فیلم "روز سوم" با سرمایه گذاری بنیاد شهید در آستانه اکران قرار دارد که به نظر می رسد، این فیلم غیرقانونی با نیت شکست فروش اخراجی ها و تخریب کارگردان این فیلم تهیه شده باشد.این در حالی است که در طول اکران اخراجی ها، خواهر این شهید با تماس های پی در پی با تهیه کنندگان این فیلم، ازساخت اخراجی ها قدردانی کرده بود. اینک مشخص نیست که چگونه نظر وی به یکباره تغییر یافته است. از دیگر سو، فرمانده گردان سلمان لشکر 27 حضرت رسول(ص) که به همراه بازیگران و عوامل اخراجی ها با عنوان تقدیر از خانواده مجید خدمت با خانواده آن شهید ديدار كردند، از رضایت این خانواده حکایت داشت.هم اینک این فرمانده به عنوان اصلی ترین شاهد وجود اخراجی ها در گردان خود مطرح است.همچنین سردار همدانی فرمانده سابق لشکر 27 حضرت رسول(ص) ضمن تجلیل از واقعیت پردازی فیلم سینمایی اخراجی ها با بیان خاطراتی از وجود تعداد بی شماری از این گونه افراد و تاثیر معنوی جبهه ها بر روی آنها سخن گفته بود.مسعود ده نمکی اما، در واکنش به ساخت فیلمی علیه اخراجی ها در وبلاگ خود نوشت ، «ظاهرا این دوستان فرق فیلم سینمایی با فیلم مستند رو نمی دانند. اینکه وقتی  در یک فیلم از یک شخصیت الهام  گرفته می شود به این معنی نیست که تمام فیلم نامه و دیالوگ ها باید نعل به نعل با واقعیت ها همراه باشد... »منتقدان سینمایی معتقدند که اخراجی ها با شخصیت پردازی و نگاه سینمایی تلاش دارد با قصه پردازی اصل وجود شخصیت ها را حفظ کند.بر پایه این گزارش، نشریه "یا لثارات" ارگان انصار حزب الله که یکی ازمنتقدان اصلی ساخت اخراجی هاست، قصد دارد در این شماره محتویات این CD را منتشر کند.جالب است که چندی پیش صدای آمریکا نیز برنامه ای 3 ساعته را علیه اخراجی ها اختصاص داد.گفتنی است، "اخراجی ها" اولین ساخته بلند سینمایی مسعود ده نمکی، پرمخاطب ترین فیلم تاریخ سینمای ایران شده که توانست با فروش دو میلیارد تومانی خود نسل جدید را با سینمای دفاع مقدس آشتی دهد

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

پس از پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری، و کسب رای اعتماد محمد مهدی زاهدی به عنوان وزیر علوم و تحقیقات و فن آوری از مجلس که تنها با اختلاف یک رای از حدنصاب لازم رخ داد، نگرانی هایی از امکان اتخاذ سیاست های تندروانه توسط وزیر جديد، از سوی جامعه دانشگاهی ابراز شد.مدت زمان زیادی از آغاز وزارت زاهدی نگذشته بود که مشخص شد این انتقادات چندان بی جا نبوده است. روسای انتخابی دانشگاهها جای خود را به روسای انتصابی داده و زمزمه هایی مبنی بر امکان سخت گیری های بیشتر در قبال اساتید دگر اندیش و اصلاح طلب شنیده شد.انتصاب حجت الاسلام عمیدزنجانی به عنوان رییس دانشگاه تهران اعتراضاتي را در پی داشت، در همین حال در روزهای انتهایی خرداد ماه سال گذشته دكتردروديان، دكترآشوری، دكتر رييس طوسی، دكتر ساعی، دكتر صفایی و دكتر عراقی، از اعضای هيات علمی دانشكده حقوق و علوم سياسی دانشگاه تهران، به طرز غير مترقبه ای، قبل از پايان ترم باز نشسته شدند. در دانشکده الهیات نیز بازنشسته کردن محمد مجتهد شبستری استاد برجسته و توانمند این دانشکده خبرساز شد.در آن زمان بسیاری بر این اعتقاد بودند که سیاست غیرآشکاری برای حذف اساتید دگراندیش آغاز و در ابتدای راه هم از شیوه هایی مانند بازنشستگی استفاده شده است. با این وجود زاهدی وزیر علوم و زنجانی رئیس دانشگاه تهران این استدلال را رد کرده و بازنشستگی اساتید را بر طبق قوانین موجود کشور ارزیابی نمودنددر چنین شرایطی در مهر ماه سال گذشته در آیین بازگشایی دانشگاه ها احمدی نژاد با انتقاد از اساتید لیبرال و دگر اندیشی که دانشجویان ارزشی را با اهرم نمره تحت فشار قرار می دهند، عنوان نمود که دانشجویان باید بر سر اینگونه اساتید فریاد بزنند. این سخنان به نوعی حمایت از حذف اساتید منتقدی قلمداد می شد که با اندیشه های سیاستی دولت و وزیر علوم هم خوانی نداشتند.در همین زمان دامنه تغییرات از دانشگاه تهران فراتر رفت و به دیگر دانشگاه ها کشیده شد. در دانشگاه تربيت مدرس تهران با اعمال فشار ، دكتر مسعود غفاری ریاست دانشکده علوم انسانی مجبور به استعفا شد و حجت الاسلام اكبريان از شاگردان آيت الله مصباح يزدی جايگزين وي گردید.پس از آن بود که در آبان ماه 85 محسن کدیور از شورای فلسفه و سعید حجاریان از شورای علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس به صورت همزمان کنار گذاشته شدند.با این تصمیم ارتباط سعیدحجاریان با دانشگاه تربیت مدرس قطع شد ولی محسن کدیور به عنوان عضو هیات علمی به تدریس ادامه داد. در همین ایام محسن کدیور ضمن اعتراض به حذف خود از شورای گروه فلسفه پیش بینی کرد این اقدام زمینه سازی برای اخراج او از دانشگاه است.کدیور این برخورد را در ادامه برخوردهای صورت گرفته با دانشگاهیان و بازنشسته کردن اساتید ارزیابی و معتقد بود چون از نظر سني در حدی نیست که بازنشسته شود، برخورد را با این شیوه آغاز کرده اند.چند ماه پس از آن نیز در اقدامی عجیب و بی سابقه چند تن از اعضای گروه فلسفه و حکمت دانشگاه تربیت مدرس طی نامه ای به رئیس دانشکده علوم انسانی دانشگاه تربیت مدرس با این استدلال که حضور محسن کدیور در این گروه "محیط آرام و خالی از تنش گروه" را بر هم می زند، خواستار اخراج او از این گروه شدند.در چنین شرایطی اخبار و شواهد از احتمال قطع همکاری دانشگاه تربیت مدرس با دکتر مسعود غفاری رئيس سابق دانشكده علوم انسانی حکایت دارد، دکتر غفاری 53 ساله فارغ التحیل دکترای علوم سیاسی از دانشگاه رادفورد انگلستان از فعالین سیاسی اصلاح طلب نيز محسوب می گردد.درهمین حال بيگدلی معاون سابق آموزش دانشگاه، ابوالفضل شكوری، حجت الاسلام محمد علی مهدوی راد عضو گروه علوم قران و حديث، نوبری عضو گروه باستان شناسی، مهريزی عضو گروه مطالعات زنان نيز در آستانه حذف از دانشگاه قرار دارند.اما فشارها و حذف اساتید به دانشگاه تربیت مدرس خلاصه نشده است در این میان می توان از دكتر حاتم قادري، دكتر هاشم آغاجري و دكتر محمد علي حاضري، دكتر هادي خانيكي، دكتر مرتضی مرديها ، دكتر جواد كاشي، دكتر محمد محمدي گرگاني نیز نام برد.موارد مذکور تنها بخشی از مسائلی است که این روزها اساتید دگر اندیش با آن روبرو هستند. اما همین موارد نیز بخوبی موید این نکته است که دانشگاه های ایران دستخوش تغییرات به ظاهر آرامی است كه از آن بعنوان انقلاب فرهنگي خزنده يا تازه ياد مي‌كنند که در نهایت حذف دانشجویان و اساتید اصلاح طلب را دنبال می نماید.

+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

سخنان جنجالی مجری رادیو جوان در مورد 18 تیر و ضرب و شتم دانشجویان :سایت رجا نیوز از اظهارات جالب مجری رادیو جوان در یک برنامه زنده رادیویی در خصوص 18 تیر خبر داد رجانیوز اورده است صبح روز 15 خرداد و در برنامه ويژه عصر امام خميني كه به مناسبت سالگرد 15 خرداد 1342 پخش مي شد، به ناگاه مجري برنامه به نقل از سردبير به مهمان تلفني برنامه گفت: چرا در 18 تير افراد لباس شخصي و انصار حزب الله كه همشون كارت بسيج داشتند دانشجويان را كتك مي زدندكوشكي مهمان برنامه كه از اين سوال متعجب شده بود، اظهار داشت: آنها دانشجو نبودند بلكه ارذل و اوباشي بودند كه مي خواستند آشوب كنند. مجري اين بار گفت: سردبير برنامه به من مي گويد: من خودم آنجا بودم! بسيجي ها دانشجويان را مي زدند! اصلا چرا شما هر جا كم مي آوريد مي گوييد دانشجويان اراذل و اوباش هستند


عباس حکیم زاده دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک بازداشت شد :عباس حکیم زاده عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک بازداشت شد.نیروهای امنیتی چهارشنبه شب با یورش به منزل پدر حکیم زاده ، این دانشجوی دانشگاه امیرکبیر را بازداشت کردند. ماموران همچنین کامپیوتر شخصی حکیم زاده را نیز با خود برده اند . بدین ترتیب تعداد دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیرکبیر در آستانه امتحانات پایان ترم به 7 نفر رسید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 خرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

با گذشت يك هفته از اظهارات وزير كشور، مبني بر لزوم ترويج ازدواج موقت، اين بحث بار ديگر به محور تمركز مسائل اجتماعي تبديل شده است.حدود پانزده سال پيش كه رئيس‌جمهور وقت، هاشمي رفسنجاني، موضوع لزوم توجه به ازدواج موقت در جامعه را به عنوان راه‌حلي براي مقابله با معضلات جنسي جوانان مطرح كرد، اين ايده به دليل انتقادات سنگين گروهي از متدينين و خانواده‌ها به حاشيه رفت، اما امروز بار ديگر طرح شده است.شايد يكي از دلايل طرح دوباره موضوع، اثر شديد رسانه‌ها؛ اعم از شبكه‌هاي ماهواره‌اي، سايت‌هاي اينترنتي و لوح‌هاي فشرده كه همگي از تكنولوژي‌هاي رواج‌يافته در جامعه ما طي يك دهه اخير هستند، بر تحريك غريزه جنسي باشد؛ غريزه‌اي كه با ابعاد فعلي در جامعه در صورت نبود مديريت صحيح توسط متوليان امر، مي‌تواند علاوه بر پيامدهاي مخرب اخلاقي، آثار زيانبار اقتصادي و امنيتي را نيز به همراه داشته باشد.براي قضاوت راجع به اين موضوع، بايد بررسي‌ شود كه آيا ازدواج موقت، همان‌گونه كه مدافعان اين طرح معتقدند، يگانه راه مؤثر براي حل معضلات جنسي جوانان است و يا آن‌كه بنا بر ديدگاه مخالفان اين طرح كه علاوه بر مخالفان داخلي، بخش‌هايي از اهل سنت خارج از كشور و حتي رسانه‌هاي كشورهاي غربي را نيز شامل مي‌شود، اين طرح نوعي فحشاي اسلامي است؟البته بايد گفت، واكاوي دلايل مدافعان و مخالفان طرح بحث ازدواج موقت به عنوان راه‌حل اجتماعي معضلات جنسي جامعه، نشان مي‌دهد كه در ميان استدلال‌هاي موافقان و مخالفان‌، ناگفته‌هايي نيز وجود دارد، كه براي قضاوت نهايي بايد آن موارد نيز در نظر گرفته شود.اما در ابتدا براي روشن‌تر شدن صورت مسئله، توجه به شرايط آماري كشور لازم است:بنا بر آخرين آمار ارايه‌شده، هم‌اكنون تعداد افراد بزرگسال كشور (بالاتر از 18 سال)، حدود 45 ميليون نفر است كه با احتساب سن ازدواج براي مردان (18ـ65 سال) و سن ازدواج براي زنان (18ـ55 سال)، تعداد مردان واجد شرايط ازدواج، كمتر از بيست ميليون نفر و تعداد زنان در دامنه مذكور، كمتر از پانزده ميليون نفر هستند و در صورتي كه از ميان اين جمعيت، زنان متأهل كسر شوند، تعداد دوشيزگان يا زنان بيوه و مطلقه كه امكان ازدواج موقت را دارا باشند، كمتر از سه ميليون نفر است، در صورتي كه اين تعداد براي مردان، حدود بيست ميليون نفر است.بنا بر اطلاعات مركز آمار ايران بر پايه سرشماري سال 1385، تعداد زنان و مردان بين 20 تا 60 سال، حدود 37 ميليون نفر مي‌باشد كه از اين تعداد، حدود 7/1 ميليون نفر را زنان مجرد ازدواج‌نكرده و حدود 5/1 نفر را زنان مجرد مطلقه يا بيوه تشكيل‌ مي‌دهند كه از اين تعداد نيز كمتر از يك ميليون نفر در سن پنجاه سال به بالا قرار دارند. به عبارتي ديگر، مجموع تعداد زنان مجرد بين 20 تا 50 سال كه جامعه هدف ازدواج موقت را تشكيل مي‌دهند، اندكي بيش از دو ميليون نفر است در حالي كه بر پايه همين آمار، تعداد مردان مجرد 20 تا 65 سال، حدود 5/4 ميليون نفر و با احتساب مردان متأهل بين 20 تا 65 سالي كه جامعه هدف مردان به شمار مي‌روند، به حدود 21 ميليون نفر مي‌رسد. بنابراين، نخستين مانع در ايده ازدواج موقت به عنوان راه‌حل فراگير حل معضلات جنسي جامعه، عدم تناسب جامعه هدف در ميان مردان و زنان است. اين در حالي است كه اگر جامعه هدف را مردان و زنان غيرمتأهل در نظر بگيريم، به دليل كمتر بودن سن ازدواج در ميان دختران نسبت به پسران و افزوني تعداد مردان در جامعه نسبت به زنان، همين عدم تناسب، البته با ابعاد ديگري نيز ديده مي‌شود كه بررسي آمار عملكرد گذشته ازدواج موقت در جامعه، نشان مي‌دهد اين پديده در ميان مردان متأهل به مراتب از مردان مجرد شايع‌تر است و بنا بر آمار رسمي، سهم ازدواج موقت انجام شده توسط مردان متأهل، بيش از دو سوم و سهم مردان مجرد از ازدواج‌هاي موقت، كمتر از يك سوم است؛ بنابراين، يكي از پرسش‌ها اينجاست كه راه‌حل مدافعان ترويج ازدواج موقت براي حل اين عدم توازن چيست؟ چراكه به دليل اين عدم توازن، گسترش ازدواج موقت به دليل شرايط آن و به ويژه موضوع نگاه داشتن عده، مورد اقبال زنان قرار نمي‌گيرد و طبعا امكان‌پذير نيست.در كنار برخي راه‌حل‌هاي اداري همچون محدود كردن ازدواج موقت مردان متأهل، كه به نظر نمي‌رسد اجراي آن ممكن باشد، برخي ديدگاه‌ها نيز بر كاهش مدت يا حذف عده از ازدواج موقت اشاره دارد. بنا بر اين ديدگاه‌ها كه گفته مي‌شود برخي مجتهدان نيز تأمل بر مباني آن را آغاز كرده‌اند، فلسفه عده در اسلام، جلوگيري از اختلاط نسل‌هاست و با توجه به آن‌كه امروزه با انجام پيشرفت‌هاي علمي، امكان جلوگيري از بارداري‌هاي ناخواسته ايجاد شده است، مي‌توان اين روش‌ها را جايگزين عده؛ يعني زمان ممنوعيت ازدواج يك زن پس از جدايي وي از همسر قبلي، كرد. به نظر مي‌رسد تنها در صورت به نتيجه رسيدن اين بحث، موضوعي كه تحت عنوان خانه‌هاي عفاف مطرح شده و از نگاه برخي «فحشاي اسلامي»! نام گرفته، قابل اجراست.مدافعان اين ديدگاه، ساقط شدن عده زن باردار پس از زايمان و امكان ازدواج وي پس از به دنيا آوردن فرزندان و همچنين نداشتن عده ازدواج براي زنان ميانسال كه به مرز يائسگي ـ كه به ناتواني در بارداري منجر مي‌شود ـ را از جمله علل ديدگاه خود مي‌دانند.در مقابل منتقدان اين ديدگاه، عدم اختلاط نسل‌ها را تنها يكي از علل عده دانسته و با استناد به متفاوت بودن عده فوت با عده طلاق، اين حكم اسلام را منبعث از علل گوناگون دانسته و بنابراين، جايگزيني روش‌هاي ضدبارداري را ناتوان از حذف اين عده مي‌دانند.هرچند بررسي دلايل موافقان و مخالفان اين ديدگاه، موضوعي فقهي و حقوقي است و علاوه بر لزوم بررسي آن از سوي فقها و مجتهدان، به دليل پيامدهاي عملي آن در جامعه، بايد از ديد حقوقي نيز به آن نگريسته شود، به نظر مي‌رسد حل اين موضوع، يكي از مقدمات طرح ازدواج موقت به عنوان پديده‌اي اجتماعي براي حل معضلات جنسي است.راه‌حل دوم كه در اين ميان طرح شده، استفاده از حكم ازدواج موقت به عنوان راهي براي ايجاد نامزدي شرعي است. سنت غربي كه به تدريج در ايران فراگير مي‌شود، مبني بر نامزدي و نوعي دوستي بين دختران و پسران در آستانه ازدواج است كه مي‌تواند پيامدهاي ناهنجار اخلاقي، ديني و حتي اجتماعي را بر جاي گذارد و خانواده‌ها را با چالش روبه‌رو سازد. در اين ميان، مدافعان طرح ازدواج موقت، اين حكم شرعي را روشي براي مجاز كردن دوستي‌هاي مذكور و ايجاد نامزدي شرعي برمي‌شمارند كه به دليل مجاز كردن ارتباط دختر و پسر و محدود كردن بخشي از روابط جنسي، مي‌تواند آثار مفيدي داشته باشد. البته منتقدان آن نيز عدم امكان تحديد اين‌گونه روابط و امكان جايگزيني آن به جاي ازدواج را كه به بالاتر رفتن سن ازدواج فعلي نيز مي‌انجامد و همچنين پيامدهاي اجتماعي آن از قبيل بارداري‌هاي گسترده ناخواسته و اختلاف خانوادگي را از جمله معايب ترويج اين طرح برمي‌شمارند.بدون آن‌كه قصد تأييد يا رد اين ايده را داشته باشيم، به نظر مي‌رسد طرح اين ايده، نوعي پاك كردن صورت مسئله مشكلات ازدواج جوانان باشد. تسهيل در ازدواج جوانان كه چند سال پيش با طرح ازدواج‌هاي ساده و دانشجويي رونق گرفت، به دليل كم‌توجهي مسئولان يا عدم توفيق كامل آنان در حل مشكلات مسكن ارزان‌قيمت براي زوج‌هاي جوان و ارايه تسهيلات و امكانات مراسم ازدواج، به حاشيه رفته و رويكرد به طرح‌هاي جايگزين، به معناي در حاشيه ماندن طرح مذكور است.از سوي ديگر، ساده‌انديشي است كه وجه فساد اخلاقي در ميان بخشي از جوانان را با چنين طرح‌هايي برطرف نمود، چراكه تقيد ديني در برخي از اين امور، در حيطه حريم خصوصي افراد قرار دارد و بسياري از مبتلايان به فساد اخلاقي و جنسي، اصولا تقيدي به مسائل شرعي ندارند كه بتوان مشكل آنان را با چنين طرح‌هايي برطرف كرد.با اين حال به نظر مي‌رسد، مسئولان مربوطه، پيش از طرح موضوعات اينچنيني در جامعه، در حالي كه ابعاد، پيامدها و ملزومات آن روشن نشده است، بايد با انجام مباحث فقهي، كارشناسي، روانشناسي و اجتماعي، به موشكافي موضوع پرداخته و در پايان، جمع‌بندي مباحث را به جامعه ارايه كنند.

صادق مجتهدي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

"سنگسار، ‌در ايران اجرا نمي شود." اين سخني است كه از مديران اجرايي كشور بسيار شنيده ايم. جدا از اينكه نقض اين ادعا دستكم در دو مورد در ارديبهشت ماه سال گذشته در شهر مشهد رخ داده است، ‌اينك نيز هستند افرادي كه در زندانهاي ما با حكم رجم در دست، هر شب زير آسماني "سنگ"ين مي خوابند. "كبرا نجار"، ‌يكي از ايشان است."فکر مي کني سخت نيست براي يه دختر که بشينه روبروي يه غريبه و بگه وقتي پدرم مرد، دلم خنک شد، خيالم راحت شد. گفتم حالا ديگه مي تونيم زندگي کنيم. مثل همه. حالا ديگه نه کتکي در کاره نه غم بزرگ مادرمون. گفتم تموم شد ديگه... چه مي دونستم که اين تازه اولشه...."اشک، گونه اش را خيس کرده. کم نگاهم مي کند. آرام است و سعي مي کند با منطق به من ثابت کند که همه حرفهاي غير قابل باوري که مي شنوم، تنها بخشي از زندگي زخم خورده اوست. هيرو اميني دختر 26 ساله اي است که مادرش اين روزها در دو قدمي حکم سنگسار قرار دارد. پرونده شماره 83/4/11170در کميسيون عفو و بخشودگي قوه قضائيه براي سومين بار توبه نامه کبرا نجار محکوم به حد رجم را نپذيرفت تا اين زن و چهار فرزندش هرشب خواب را زير آسمان پر سنگ به صبح برند.آنچه مي خوانيد گفت و گويي است با هيرو فرزند بزرگتر کبرا از آنچه بر او و خانواده اش گذشته است. اين گفت وگو براي دختري که غرورش را از لابلاي سنگ و سنگلاخ بيرون کشيده، گفت وگوي سختي بود. بنابراين هرجا که ديدم مکث او طولاني است، ساکت ماندم تا خود بگويد.

تعريف مي کني؟ يا من بپرسم؟
تعريفي در کار نيست! از وقتي که کودکي ام را به ياد مي آورم پدري را به ياد مي آورم که مصرف کننده بود. چهار خواهر و برادريم. دو دختر و دو پسر. اول منم. سيروان يک سال از من کوچکتر است (25ساله). سمکو 24 ساله است و مريم 19 ساله.

پدر چه مصرف مي کرد؟
هروئين، ترياک.

مادرت؟
اوايل از روابط او و پدرم سر در نمي آورديم. بچه بوديم ديگر. حاليمان نبود که چه اتفاقي دارد مي افتد. تنها چيزي که مي فهميديم اين بود که وقتي پدرم عصباني مي شود، مادرم را و همه ما را کتک مي زند. مي ديديم که پدرم دائم مرداني را به خانه مي آورد، ولي به ما مي گفتند که اينها رفقاي اويند. رفقاي هر شبه! از مناسباتشان سر در نمي آورديم. بعد كه من بزرگتر شدم مادرم خودش به من گفت.

حبيب هم يکي از آنها بود؟
بله. او را هم پدرم آورده بود. اول مثل همه مردان ديگر بود. بعد وقتي داستان مادرم را ديد و از خودش شنيد که پدرم او را مجبور به تن فروشي مي کند، فکر مي کنم بيشتر از روي دلسوزي بود تا هرچيز ديگر که به مادرم قول داد که او را از اين وضعيت نجات بدهد. اما... چه مي دانم ! حتما حسي هم داشت ديگر. وگرنه چه كسي حاضر است به چنين زني با چهار بچه كمك كند؟!

مادرت آن زمان چند سال داشت؟
33 سال.

و حبيب؟
24 سال.

با شما مهربان بود؟
بله، خيلي. با همه مان و با مادرم. ما طعم مهرباني را از او چشيديم. من خجالت مي کشم که دارم از پدر مرده ام اين طور حرف مي زنم ولي واقعيت دارد. آن زمان پدرم به خاطر درگيري با صاحبخانه محکوم به 6 ماه زندان شد. وقتي او رفت زندان. حبيب نگذاشت ديگر مردان به خانه ما بيايند. واقعا با اينکه سن زيادي نداشت ولي براي ما پدري مي کرد. درست است که او قاتل پدرم است ولي آدم بايد راست بگويد. او هم مي توانست مثل ديگران بيايد و برود و به روي خودش نياورد که در اين خانه چه مي گذرد. مثل همه مردان ديگري که پدرم خرج زندگي و اعتيادش را از آنها در مي آورد. البته مطمئنم که پدرم يک بيمار رواني بود وگرنه مگر ممکن است؟ کدام مردي با زنش چنين مي کند؟

وقتي پدرت از زندان برگشت چه شد؟
بسيار بدتر از قبل شد. من ديگر بزرگتر شده بودم و مادرم به من گفته بود که چه اتفاقي در خانه ما مي افتد. درمانده بود و من تنها پناهش بودم.

پدرت مي دانست؟
نه! ( با تاکيد مي گويد) او اصلا نمي خواست ما بدانيم. با همه بي اخلاقي و بيماري که داشت برايش مهم بود که ما نفهميم. خيلي مهم بود. بداخلاقي مي کرد با ما. کتکمان مي زد و کتک زدن ابزاري بود براي رام کردن مادرم.

چرا مادرت از پدر جدا نشد؟
شد. ما بچه ها هم بارها به او گفته بوديم که از پدرمان جدا شود. بعد از تولد سمکو، از پدرم جدا شد. ولي ما بچه ها تقسيم شده بوديم. مادرم تازه متوجه شد که چه اشتباهي کرده. من پيش پدرم مانده بودم و مادرم دائم نگران بود که نکند زندگي او براي من تکرار شود. بازگشتش به خانه براي همين بود. براي من مي ترسيد در خانه ما هميشه بروي غريبه ها باز بود.

آيا اين خطر وجود داشت؟
پدرم هرگز با ما (فرزندانش) چنين نکرد. ولي خب شايد يک دليلش اين بود که مادرم هميشه سپر بلا بود. به هر حال او معتاد بود و هميشه وقتي نيازش زياد مي شد. هم اخلاقش بد مي شد و هم نمي فهميد که چه مي کند.

ازدواج پدر و مادرت اجباري بود؟
آنها هفت سال هم را مي خواستند. خانواده هايشان موافق نبودند. ولي ازدواج کردند. پدرم خان زاده بود و خانواده اش مادرم را رعيت مي دانستند. براي همين هم مادرم هرگز از پشتيباني خانواده همسرش برخوردار نبود.

مگر آنها مي دانستند؟
بله مادرم به عمه هام گفته بود که پدرم با او چه مي کند، ولي آنها باور نکرده بودند و او را رانده بودند. راستش پدرم هميشه جلوي ديگران نقش بازي مي کرد. هرکس از بيرون آنها را مي ديد. فکر مي کرد پدرم عاشق مادرم است! چه رسد به اينکه باور کند که او، مادرم را و ما را دائم تحت فشارهاي شديد رواني و جسمي قرار مي دهد. خانه ما هميشه جهنم بود. جهنم. خيلي بد است؟ خيلي بد که بگويم آرزوي مرگش را داشتيم؟... نم نم اشک هيرو، هق هقي مي شود و ما (من و وکيلش) در سکوت نگاهش مي کنيم. چه مي توانيم گفتن؟ و ادامه مي دهد:يک بار به حدي ما رازد که سيروان رفت و مامور آورد. خواستند او را ببرند که آمد به اتاق ما و شروع کرد به خواهش کردن از ما. مادرم ترسيد که اگر رضايت ندهيم، بعدش ما را بکشد. او هم گفت که رضايت بدهيم و داديم.

از روز حادثه مي گويي؟
من آن روزها کلا سعي مي کردم فکرم را از خانه بيرون ببرم. با عده اي از دوستانم برنامه حافظ خواني داشتيم. هميشه عاشق ادبيات بودم. من هرگز به دوستانم نگفته بودم که پدرم بيکارو معتاد است و مادرم....گفته بودم هر دوشان در شرکتي کار مي کنند. آن روز هم با دوستانم حافظ خواني داشتم. وقتي به خانه آمدم، مادرم آمد پيشم و گفت که ما تصميم گرفته ايم کار را تمام کنيم. نگاهش کردم و گفتم: هميشه همين را مي گويي و هرگز جرات آن را نداري!
گفت: نه. ديگر تمامش مي کنيم.
او و حبيب تصميم گرفته بودند کار پدرم را يک سره کنند.

ناراحت نشدي؟
[تامل مي کند و با آرامي و اطمينان سر تکان مي دهد]
نه! من ديگر مي فهميدم. مي دانستم. همه چيز را مي دانستم. مي خواستم تمام شود. شر همه اين ماجراها تمام شود. مردان مادرم را پدر خودش انتخاب مي کرد.... خودش آنها را مي آورد به خانه..... بايد تمام مي شد... هر زن ديگري هم بود مثل مادرم رفتار مي کرد. فرقي نمي کرد او از حبيب خواسته يا کسي ديگر. اما متاسفم که درباره پدرم بگويم که حتا متاسف نشدم!...غروب مادر از ديوار خانه چوبي پرت کرد به کوچه. بعد با پدرم رفت بيرون. اين کار هميشگي آنها بود. گفتم که پدرم مي رفت بيرون با مادرم و آنها را انتخاب مي کرد. کمي طول کشيد. وقتي برگشت پيشاني اش خوني بود. بعد حبيب آمد. لباسهايش خوني بود. مادرم آنها را شست. تا صبح همه بيدار بوديم.

گريه نمي کرديد؟
نه، فقط مريم گريه مي کرد، چون ترسيده بود.حبيب صبح خيلي زود رفت. مادرم به من گفت : برو مدرسه! و خودش و برادرم رفتند که به پليس خبر بدهند که پدرم شب به خانه نيامده.
رنگ به صورت نداشتم و نمي توانستم حتا روي پايم بايستم. ولي رفتم. در راه مدرسه. يکي از دوستانم را ديدم. گفت : هيرو، شنيده اي يک مرد کرد را ديشب کشته و در خرابه ها انداخته اند؟
سرم گيج رفت. برگشتم خانه.

در کدام شهر بوديد آن موقع؟
تبريز.فاميل جمع شدند. همه مي پرسيدند که چه شده. من بيهوش و بي بنيه بودم. رمق نداشتم اما ناراحت نبودم. فکر مي کردم همه چيز بعد از يک هفته درست مي شود. احساس مي کردم ديگر راحت شده ايم...فاميل پدرم که از همان اول از مادرم دل خوشي نداشتند، به او مظنون بودند.
آگاهي دائم از مادرم پرس و جو مي کرد. روز سوم مادرم را بردند. فاميل پدرم هم جنازه او را بردند و تمام.

يعني چه تمام؟
يعني که مادرم اعتراف کرد. با اعتراف او حبيب را گرفتند. از اين طرف مادر مادرم چهار ماه با ما زندگي کرد. بعد عمويم آمد و سمکو و مريم را از ما جدا کرد و برد. پخش شديم و هرکداممان افتاديم يک گوشه ايران.

مادرت به چه محکوم شد؟
5 سال به خاطر معاونت در قتل، سه سال به خاطر اخفاي جرم، و سنگسار به خاطر زناي محصنه. ولي او توبه کرد. سه بار توبه نامه نوشت. و سه سال است که محکوميتش تمام شده. يازده سال. به خاطر چه جرمي؟ اين که تنها راه فرارش از زندگي وحشتناکي که داشت کشتن پدرم بود؟ اينکه آن قدر فريبکاري بلد نبود که واقعيت را نگويد؟

شما رضايت داديد؟
در همان اولين دادگاه ما چهار نفر نوشتيم و شهادت داديم که مادرمان قرباني بود و نوشتيم که پدرمان چه رفتاري با او داشت و رضايت داديم. ( دو نفري که سن قانوني داشتيم)

حبيب چه حکمي گرفت؟
او به قصاص محکوم شده بود و چهار سال زندان بابت حمل ترياک. ولي سال 84 توانست رضايت عمويم را جلب کند و آزاد شود.

چطور؟ مگر عمو ولي دم بود؟
نه. وکالت داشت از مادر بزرگم که حبيب را اعدام کند. ولي او ديه گرفت و رضايت داد.چقدر؟
ظاهرا 75 ميليون. ولي محضري، نه رسمي. چون مادر بزرگم راضي نبود و ما هم که نمي دانستيم.

حرف ديگري هم داري هيرو؟ من چيز ديگري براي پرسيدن ندارم!
نگاهم مي کنو و نگاهش سنگين است. به ديوار چشم مي دوزد.
يازده سال مادرم در زندان است. يازده سال. از 33 سالگي تا 44 سالگي. چرا؟ چه بايد مي کرد؟ ادامه مي داد؟! نمي داد؟ ! چه مي کرد؟ چه تضميني وجود داشت حال و روز من و خواهرم مثل او نشود؟ او که مرد پدرم بود. کدام دختر دلش مي آيد بد پدرش را بگويد؟ اما هر وقت که فکر مي کنم به گذشته... مادرم هيچ راه ديگري نداشتمريم کيان ارثي، وکيل کبرا نجار، در نامه اي که به رياست قوه قضائيه درباره موکلش نوشته، ضمن بيان آنچه در زندگي اين زن رخ داده، آورده است: "دردناک اينکه همسر اين زن، افرادي را که مي بايست با او همبستر شوند، انتخاب مي نموده تا آنجا که خود نيز شاهد اين صحنه مي بوده و حتا اگر موکلم خلاف ميل همسرش رفتار مي کرد، مورد آزار و اذيت قرار مي گرفت و در صورت هرگونه مقاومتي، آزارها و ضرب و شتم، متوجه فرزندانش که در آن زمان خردسال بودند، مي شد. اکنون مدت سه سال است که مدت حبس ايشان به پايان رسيده است و کماکان جهت اجراي حکم سنگسار، زنداني است. توبه موکلم سه بار با پرونده اش به کميسيون عفو و بخشودگي ارسال و متاسفانه براي بار سوم نيز، تقاضاي عفو رد شده است. حال رياست محترم قوه قضائيه، جنابعالي که در راستاي اجراي حق و عدالت گام بر مي داريد، آيا عادلانه است مادري که ترس از آسيب رسيدن به فرزندانش موجب مي شود که با اجبار و شکنجه اقدام به تن فروشي کند، اينک 11 سال از ديدار فرزندانش محروم شود؟ بنابراين خواهشمندم دستوري اتخاذ فرماييد تا با مطالعه پرونده و ملاحظه محتويات و مدارک وامعان نظر به نحوه ارتکاب جرم، مورد عفو و بخشش واقع شود و به کابوسهاي زني که 11 سال است هر روز به استقبال مرگ مي رود، پايان داده شود."پرونده کبرا نجار با وجود توبه ناه و با وجود درخواستهاي مکرر وکيلش و پي گيري هاي فرزندانش، در مرحله اجراي احکام، منتظر يک دستور نهايي است. دستوري که هنوز کسي از محتواي آن با خبر نيست.
آسيه اميني

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ناطق‌نوري در سالگرد ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي ‌ايران در جمع اعضاي جامعه اسلامي‌ مهندسين اصفهان بعد از چندي سكوت، لب به انتقاد و البته به تعبير خويش «امر به معروف و نهي از منكر» گشود و اصولگرايان را به وحدت توصيه كرد و از كساني كه جداي از جمع احساس تكليف شرعي مي‌كنند انتقاد كرد و از سوي ديگر از دولت و مجلس خواست كه توپ را به زمين يكديگر نيندازند.
عضو سابق شوراي هماهنگي اصولگرايان ادامه داد: وجود من، با اين شرايطي كه پيش آمده بود آن اثر لازم ريش سفيدي را نخواهد داشت، شايد هم عيب از من است، يك روايت سربسته و بسيار زيبايي از امام صادق(ع) مي‌خوانم كه به درد خيلي جاها مي‌خورد «خداوند همه كارهاي مومن را در اختيار خودش مي‌گذارد اما يك كار حق ندارد بكند و آن اين است كه حق ندارد خودش را تحقير كند و خودش را ذليل كند، بايد عزت محفوظ بماند».ناطق‌نوري افزود: پدر يك خانواده و بزرگتر يك خانه و بزرگتر يك شهر هم زماني مي‌تواند بزرگتري كند كه آن شنوايي و كوچك و بزرگي باشد، اما اگر بنا باشد هر بچه‌اي جدا احساس تكليف شرعي كند و خودش كار خودش را بكند، كاري از دست پدر و ريش‌سفيد برنمي‌آيد. ناطق‌نوري با اين چند جمله همه آنچه را كه در شوراي هماهنگي بر او گذشته بود بازگو كرد چرا كه پس از آنكه «كسي كه بي‌جهت خودش را عزيز مي‌كرد» خواست ناطق‌نوري كه ملاكش براي عزيز دانستن يا ذليل دانستن فرد و افراد چيز ديگري بود را با نافرماني و اهانت ذليل كند، اما اين پير سياست با خروج از شوراي هماهنگي اصولگرايان نشان داد كه باهوش‌تر از آني است كه آن «كسي كه بي‌جهت خودش را عزيز مي‌كرد» فكر مي‌كرد.
هشدار به رايحه خوش خدمت
رئيس مجلس پنجم در ادامه در پاسخ به اين سوال كه «نظرتان در رابطه با ميزان آراي رايحه‌خوش خدمت چيست» گفت: «خوب آنهايي كه راي آوردند كه آوردند، آنهايي هم كه نياوردند كه نياورند، خيلي از آنها راي نياورند و بالاخره دو سه نفر از آنها راي آوردند و به نظر من رايحه خوش و غيررايحه خوش و گروه‌هاي ديگر و همه اين اصولگراها بايد يك كاسه بشوند». وي تاكيد كرد:«در انتخابات آينده هم اگر رايحه خوشي جدا باشد، اگر ناخوشي جدا باشد، قطعا محكوم به شكست خواهند بود».
انتقادات صريح ناطق از دولت نهم
اما انتقادات ناطق‌نوري از شخص احمدي‌نژاد و دولتش هنگامي ‌صريح‌تر و علني‌تر بيان شد كه از ناطق‌نوري در رابطه با مبارزه با مفاسد اقتصادي كه يكي از شعارهاي اصلي دولت نهم به شمار مي‌رود سوال شد وي گفت: «بايد درست و حسابي بروي ببيني مفسد اقتصادي كيست؟ نه اينكه يك دفعه بيايي اسم يك نفر را ببري و بگويي فلان شخص دوهزار ميليارد اختلاس كرده است و در تلويزيون هم نشانش بدهي و بعد بگويي ببخشيد، اشتباه شد، يك صفر زيادي گفتيم، اين اشتباه‌ها اعتبار را مي‌برد، اولا اگر اشتباه كرده بوديد چرا اعلام كرديد و گفتيد؟ بعدا دوهزار هم نه، 20ميليارد آخر از كجا و از كي آورده؟ اين چه سيستمي است كه كسي مي‌آيد 20ميليادر تومان از اين بانك و آن بانك مي‌گيرد و بعد تقش در مي‌آيد؟ چه كسي به او داده؟ چطور آدم وقتي مي‌خواهد برود 10ميليون بگيرد پدر صاحب بچه در مي‌آيد؟» مسئول دفتر بازرسي ويژه رهبري در ادامه اظهار داشت: «مي‌گويند تا مي‌خواهيم با مفسد اقتصادي برخورد كنيم سر و صدا در مي‌آيد، به نظر من اين حرف بي‌ربطي است، صداي چه كسي در مي‌آيد؟ غلط مي‌كند كه صدايش در بيايد، شما اول بياييد آن مفسد را بگيريد و بعد اعلام كنيد تا ببينيم صداي چه كسي درمي‌آيد؟ وقتي كلي مي‌گويند، مردم به هر كدام از ما كه مي‌رسند مي‌گويند: هان اين است كه صدايش در مي‌آيد!و همه مي‌روند زير سوال، اين كه نشد كار، اينكه امنيت نمي‌آورد».ناطق‌نوري در ادامه به اشتباهات دولت نهم در معرفي مفسدان اقتصادي اشاره و تصريح كرد: «اسم يك نفر را آوردند و در تلويزيون هم او را نشان دادند، من از يكي از مسئولان قضايي پرسيدم كه اين پرونده‌اش چه بوده كه اينطوري اسم بردند، او هم گفت كه رئيس بانك مركزي به من گفته كه اصلا اين بنده خدا هيچ تخلف بانكي ندارد و جزو‌ بهترين مشتريان ماست.خوب اين را روز قيامت مي‌خواهي چه كار كني؟ همان آقا يك نامه نوشت به يكي از مسئولان و گفت آبروي من را برديد، آبروي مومن خون مومن است و در روز قيامت جلوي شما را مي‌گيرم، والسلام».عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد:«اگر مي‌خواهيد برخورد كنيد كه نبايد به مردم بگوييد، برويد برخورد كنيد و بعد نتيجه را به مردم بگوئيد، نه اينكه يك كسي را جايي گرفتند، دو سال است كه در انفرادي است، اول مي‌روند مي‌گيرند و بعد به دنبال جمع كردن مدرك مي‌روند، كه از نظر قضايي و حقوقي درست نيست، اينها را من اصلا قبول ندارم، مبارزه با مفاسد اقتصادي را به جد قبول دارم، اما اول عمل كنيد بعد بگوييد».ناطق‌نوري سپس به بيان مثالي از رضاشاه پرداخت و غيرمستقيم از احمدي‌نژاد خواست كه حداقل از رضاشاه بياموزد، وي گفت:«رضاشاه يك موقعي رفت مشهد بالاي قبر نادرشاه با چكمه يك لگد به قبر نادر زد و گفت مرتيكه، تو چه آدم ناداني بودي؟ اول آدم كار را مي‌كند بعد اعلام مي‌كند، تو اول قبل از اينكه چشم در بياوري اعلام مي‌كني كه مي‌خواهي چشم دربياري؟ خوب چشم خودت را در آوردند،رضاشاه ظالم و جنايتكار مي‌داند و بعضي‌ها نمي‌دانند».
مذاكرات ايران و آمريكا بسيار، بسيار خوب بود
ناطق‌نوري همچنين مذاكرات صورت گرفته بين ايران و آمريكا را «بسيار بسيار خوب» توصيف كرد و به بيان دست آوردهاي اين مذاكرات كه با تصميم مقام معظم رهبري انجام شد پرداخت. وي گفت:شما مي‌دانيد كه همه اين تصميمات، تصميمات كلان و سرنوشت‌ساز كشور است و همه در نهايت زير نظر مقام معظم رهبري است و با اذن ايشان، اگر ايشان اجازه ندهند هيچ كس حق ندارد در اين رابطه تصميمي‌بگيرد و اقدامي‌ كند، الان اين مقدار مذاكره را به خاطر عراقي‌ها كه از ما خواستند انجام داديم،آقاي حكيم كه خداوند انشاءالله شفايشان بدهد و براي رهايي ايشان از اين بيماري دعاي جدي نياز است و آقاي نوري المالكي آمدند و ملتمسانه از ايران خواستند كه با انجام اين مذاكره به ملت عراق كمك كنيم، مسئولان ما با مشورت با مقام معظم رهبري به اين جمع‌بندي رسيدند كه به هر حال اين مذاكره يك مصلحت بالايي است و ضمن حفظ عزت اين مذاكره بناشد انجام شود.اين عضو مجمع تشخيص مصحلت نظام ادامه داد: فاز اول مذاكرات تا آنجايي كه من اطلاع دارم بسيار بسيار خوب بود، سفير آمريكا آمد يك برگه‌اي را كه در آن اتهاماتي عليه ايران نوشته شده بود را بخواند، تا خواست اين اتهامات را بخواند سفير ما جلسه را ترك كرد و گفت ما با كسي مذاكره نمي‌كنيم، عراقي‌ها خواهش كردند و بالاخره آمريكايي‌ها عقب نشستند، هيچ بحثي را عنوان نكردند جز بحثي كه قرار بود درباره عراق و امنيت عراق مطرح شود و سرانجام ايران و آمريكا به يك كميسيون مشترك رسيدند،اين از موضع عزت ماست كه آمريكايي‌هايي كه به خون ما تشنه هستند ناچار شدند به ما ملتمس بشوند. ناطق‌نوري تاكيد كرد: «اين يك فرصتي است كه ما مي‌توانيم از اين فرصت‌ها به سود اهداف انقلابمان به خوبي استفاده كنيم و هيچ ذلتي در آن نمي‌بينم چرا كه مصلحت بالاتري در آن بود و آنچه كه من خبر گرفته‌ام اين است كه نتيجه بسيار خوب و رضايتبخش بود».

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 خرداد1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

فيلترينگ هم ملي مي شود:شبکه يک پارچه فيلترينگ که از اسفند 85 در حال آزمايش است، به زوي راه اندازي مي شود.اين شبکه که با استفاده از ربات هاي هوشمند کار مي کند حتي سايت ها و وبلاگ هايي را که لينک سايت فيلتر شده اي را در متن خود داشته باشند، از دسترس کاربران در ايران خارج مي کند.نکته جالب اينکه مسئولان مخابرات اسم سيستم تازه فيلترينگ را"شبکه ملي فيلترينگ" نهاده اند. يکي از مسئولان "شرکت ارتباطات نوين"، مجري فيلترينگ سايت ها و وبلاگ هاي اينترنتي در کشور به خبرگزاري مهر گفته: "من خبري به شما مي‌دهم که تاکنون اعلام نشده است و آن هم راه‌اندازي شبکه يکپارچه فيلترينگ در کشور است". وي در مورد ويژگي‌هاي اين شبکه هم گفته: "اين شبکه ظرف روزهاي آينده و به سرعت در کشور راه‌اندازي مي‌شود و از طريق آن تمام فعاليت‌هاي مرتبط با فيلترينگ و نظارت بر پايگاه‌هاي تحت وب به صورت ملي و يکپارچه زيرنظر شرکت فناوري اطلاعات وابسته به شرکت مخابرات ايران صورت مي‌گيرد". اين مسئول در شرکت مجري فيلترينگ در توضيح اين "ضرورت ملي" افزوده است: "ربات‌هاي پيشرفته‌اي که در اين شرکت مستقر هستند به طور دقيق تمامي محتواي يک پايگاه را مطالعه مي‌کند و کلماتي را که از قبل در حافظه‌اش قرار دارد علامت‌گذاري مي‌کند. به اين ترتيب اگر حجم اين کلمات از سطح مجاز بيشتر باشد سايت مورد نظر مسدود مي‌ شود. ممکن است برخي سايت‌ها به دليل برقرار کردن پيوند با سايت‌هاي مسدود شده دچار اين مشکل شوند؛ به عنوان مثال اگر پايگاهي به سايت بازتاب يا بي‌بي‌سي فارسي پيوند بدهد آن سايت هم بسته مي‌شود".

اشتباه در فيلترينگ

اين خبر در حالي منتشر مي شود که همين خبرگزاري خبر داد که: "در دو سه ماه اخير به دليل راه‌اندازي آزمايشي ربات‌هاي پيشرفته فيلترينگ در شرکت مخابرات، مشکلاتي براي برخي کاربران شبکه اينترنت و صاحبان وب‌سايت‌ها به وجود آمده است که مديران شرکت ارتباطات نوين قول داده اند اين مشکلات با راه اندازي شبکه ملي فيلترينگ بر طرف شود". به نوشته خبرگزاري مهر "اختلالات شبکه اينترنت در ايران داستان تازه‌اي نيست، اما موج مسدود شدن سايت‌ها و پايگاه‌هاي اينترنتي که از اسفند 1385 به صورت گسترده رخ داده است موجب شد تا دست‌اندرکاران ISPها به فکر راه چاره براي کاهش خطاي نرم‌افزار فيلترينگ بيافتند و آن را به شرکت مخابرات اطلاع دهند؛ غافل از اينکه اين مشکلات عمدتا به دليل راه‌اندازي آزمايشي بي‌سروصداي يک ربات فوق مدرن در بخش فيلترينگ شرکت ارتباطات نوين به وجود آمده است". از جمله سايت هايي که ربات هاي "هوشمند" مخابرات آن را فيلتر کرده اند و خبرش چند روز پيش منتشر شد، فيلتر سايت تکفا متعلق به شوراي عالي اطلاع‌رساني ايران است که زير نظر مستقيم شوراي عالي انقلاب فرهنگي فعاليت مي‌كند. با آنکه حجت‌الاسلام حميد شهرياري، دبير اين شورا از فيلتر اين سايت به عنوان "خطا" نامبرده و گفته که اين خطا را صريحا به مديريت شركت فناوري اطلاعات اعلام کرده اما هنوز اين "خطا" برطرف است. به همين علت خبرگزاري مهر در گزارش از اوضاع فيلترينگ مي نويسد: "اگر محقق قصد تحقيق در حوزه مثلا مطالعات زنان را داشته باشد و کلمهWOMENS STUDIS را در يکي از موتورهاي جستجو وارد کند به کوچه بن بستي مي خورد که اين پيام را نمايش مي دهد، باعرض پوزش بر طبق مقررات شرکت مخابرات ايران بازيد از اين سايت ممنوع مي باشد. البته گاهي هم اين پيغام نمايش داده مي شود: مشترک گرامي ! دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد".اين دو پيام يکي براي سايت هايي است که از سوي قوه قضائيه و با دستور مرجع قضايي مسدود شده و ديگري براي سايت هايي که بدون دستور مرجع قضايي مسدود شده اند اما هر دو يک معني دارند و آن عدم امکان دسترسي به سايت مورد نظر براي کاربر است. اين اشتباه "به همين ترتيب در برخي ديگر از پايگاه هاي اينترنتي و وبلاگ ها نيز که محتوايي بدون مشکل داشته اند" و به شرکت هاي تامين کننده پهناي باند مخابرات تعلق دارند، ادامه دارد و دليل آن نيز "تشخيص اشتباه سيستم فيلترينگ جديد شرکت فن آوري اطلاعات" اعلام شده است. اما مسئولين بخش فيلترينگ در شرکت ارتباطات نوين به خبرگزاري مهر گفته اند که آنچه باعث مي شود تا ربات هاي فيلترينگ يک وبلاگ يا سايت را به عنوان متخلف به صورت خودکار فيلتر کنند "درج کلمه‌هاي کليدي ممنوع اعم از غيراخلاقي و مربوط به عبور از فيلتر در قسمت سر تيتر، کلمات کليدي معرف صفحه و توضيحات زيرعکس" مي باشد."درج هرگونه لينک به سايت‌هايي که قبلا مسدود شده است" و "درج هرگونه Link Box که حاوي کلمات ممنوعه و يا لينک به سايت‌هاي غيرمجاز باشد" نيز از دلايل ديگر فيلتر کردن يک سايت يا وبلاگ است. آنها البته به اين خبرگزاري نگفته اند که اين موارد را خود پيشتر به ربات ها ارائه کرده اند تا بر همين اساس سايت ها و وبلاگ ها را فيلتر کند. خبرگزاري ايتنا نيز در همين ارتباط و به نقل از عليرضا شيرازي مدير سايت بلاگفا يکي از سه سرويس دهنده بزرگ وبلاگ هاي رايگان فارسي نوشت: "معتقديم که معيارها و الگوريتم‌هاي تعريف شده با توجه به اينکه باعث تشخيص و فيلتر شدن اشتباه بسياري از وبلاگ‌ها شده است نياز به بازنگري دارد.به عنوان مثال اگر در يک پايگاه پيوندي با پايگاه ديگري که بعدها فليتر شود ايجاد کرده باشد به صورت خودکار اين وب‌سايت هم فيلتر خواهد شد بدون اينکه کلمه غيرمجازي داشته باشد".
طنز فيلترينگ مسئولان بخش فيلترينگ شرکت مخابرات در حالي خبر از اعمال فيلترينگ گسترده تر مي دهند که دبير شوراي عالي اطلاع رساني چندي پيش اعلام کرده بود: "ايران از جامعه اطلاعاتي دنيا عقب مانده است". به گفته شهرياري "اگر به اين عقب افتادگي توجه نشود، صدماتي در حوزه مديريت دولتي و بخش خصوصي خواهيم ديد كه جبران آن بسيار مشكل خواهد بود". حميد شهرياري دو هفته پيش در مراسم گشايش نخستين جشنواره و نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال و نرم‌افزارهاي چندرسانه‌اي درمحل نمايشگاه‌هاي بين‌المللي تهران، افزود: "مسوولان و فعالان حوزه‌هاي فناوري اطلاعات در كشور بايد تلاش مضاعفي براي توليد نرم‌افزارهاي چند رسانه‌اي و محتواهاي ديجيتالي آغاز كنند". رييس كميته مخابرات مجلس با انتقاد از پيشقدم شدن وزارت ارتباطات و فن آوري در اين زمينه گفته است: "وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات بايد از سرمايه‌‏گذاري‌‏هاي انجام شده در جهت بهره‌‏وري اقتصادي حركت مي‌‏كرد و انتظار مي‌‏رفت به عنوان متولي حوزه ارتباطات در كشور چه از نظر محدوديت سرعت اينترنت و چه از لحاظ اعمال فيلترينگ دقت بيشتري صورت مي‌‏گرفت تا اين سرمايه‌‏گذاري بازدهي بيشتري داشت". رمضانعلي صادق زاده در گفتگو با خبرگزاري ايلنا، ايمني ارتباط را از جمله شاخص‌‏هاي حوزه ICT عنوان كرده و گفته است: "روندي كه در حال حاضردر افزايش ضريب نفوذ اينترنت عنوان مي‌‏شود از بعد كمي است، اما بايد از نظرات سرعت و ضريب نفوذ كيفيت اينترنت نيز با ديگر كشورها مقايسه شويم". طنز ماجرا درجائي است که دبير شوراي فن آوري اطلاعات وزارت ارتباطات که فيلترينگ سايت ها و وبلاگ در مجموعه تحت مديريت وي اجرا مي شود نيز به خبرگزاري ايسنا گفته است: "وضعيت رسانه‌هاي ديجيتالي در كشور ما با آن چه كه در سطح دنيا وجود دارد، فاصله زيادي دارد". عبدالمجيد رياضي که مجموعه تحت مديريتش هر سال ربات هاي هوشمند تري را با صرف ميلياردها تومان براي گسترش فيلترينگ خريداري مي کند تا جلوي محتواي فارسي توليد شده در اينترنت را بگيرد، پيشنهاد داده است: "اگر هر ايراني در ماه يك صفحه محتواي فرهنگي توليد و در شبكه اينترنت ارايه كند، ماهانه شاهد اضافه شدن 70 ميليون صفحه محتواي فرهنگي در فضاي ديجيتالي خواهيم بود".
با اين فيلترينگ "ملي" حتما هم بايد منتظر 70 ميليون صفحه فرهنگي بود.


صدور 93 حکم انضباطی در دانشگاه آزاد کرج به دلیل پوشش نامتعارف :93 حكم انضباطي براي دانشجويان دانشگاه آزاد واحد كرج در نيم سال دوم 86-85 به دليل داشتن لاك ناخن و نامتعارف بودن موي سر و ريش صادر شد . در اطلاعيه‌‏اي انضباطي كه از سوي كميته تحقيق و ارشاد فرهنگي و همچنين كميته انضباطي واحد كرج صادر شده و در نقاط مختلف دانشگاه نصب شده است 13 نفر از دانشجويان با ذكر شماره دانشجويي در نيمسال دوم 86-85 ممنوع از تحصيل خوانده شده‌‏اند . حكم تعليق از تحصيل در دانشگاه‌‏هاي آزاد با توجه به اين كه دانشجو مجبور به پرداخت شهريه ثابت است بسيار سنگين محسوب مي‌‏شود . همچنين در ادامه اين اطلاعيه تعداد 80 نفر از دانشجويان را به علت آنچه دو نهاد مذكور تكرار تخلف و عدم توجه به رعايت مقررات انضباطي و تذكرات ، عنوان كرده‌‏اند مشمول حكم كميته انضباطي درج درپرونده شده‌‏اند . اين احكام در حالي صادر شده‌‏اند كه بر طبق آيين نامه‌‏هاي انضباطي ممنوعيت از تحصيل نمي‌‏تواند شامل ترم اجباري باشد : كميته تحقيق و ارشاد فرهنگي و كميته انضباطي واحد كرج مجموع تخلفات انجام شده را پوشش نامناسب ، داشتن آرايش، ‌‏آشكار بودن موي سر ، لاك ناخن، برخورد نامناسب با مسئولين دانشگاه ، به همراه نداشتن مشخصات دانشجويي، ارتباط نامناسب با غير هم جنس، نامتعارف بودن مي سر و رئيس براي آقايان دانسته‌‏اند . صدور اين احكام در آستانه شروع امتحانات پايان ترم و در حالي است كه نهادي به عنوان كميته تحقيق و ارشاد فرهنگي هيچ جايگاه حقوقي ندارد و در هيچ يك از قوانين و مقررات مرتبط با دانشگاه‌‏هاي كشور چنين نهادي پيش بيني نشده است. همچنين بسياري از اين دانشجويان از حق دفاع خود در كميته انضباطي بدون محروم گشته‌‏اند و نيز با توجه به نزديك بودن امتحانات پايان ترم از حق تجديد نظر نيز برخوردار نگشته‌‏اند . به گفته يكي از دانشجويان در گفتگو با خبرنگار ايلنا ، صدور چنين احكامي از زمان ‌‏آغاز طرح موسوم به مبارزه با بد حجابي شدت بيشتري يافته است تا آنجا كه از كميته انضباطي كه علي القاعده بايد به صورت موردي به فعاليت بپردازد يك نهاد سركوبگر فعال ساخته است.


توقیف موقت نشریه دانشجویی درنگ در دانشگاه خواجه نصیر :مديرمسوول و صاحب امتياز نشريه «درنگ» دانشگاه خواجه نصير طوسي از شش ماه توقيف موقت اين نشريه خبر داد. ميلاد اسدي با بيان اينكه يكي از موارد اتهامي اين نشريه توهين به مقامات بوده است، تصريح كرد: بعد از احضار به كميته ناظر بر نشريات دانشجويي و ارائه دفاعيات در اين كميته بعد از پايان جلسه اطلاع دادند كه نشريه به مدت شش ماه توقيف موقت شده است. وي ادامه داد: يكي از مطالبي كه در اين نشريه عنوان شده بود نقدي بر بحث سهميه‌بندي در دانشگاه بود و در آن بحث منظورمان به عموم دانشجويان نبود ولي كميته ناظر بر نشريات اين دفاعيه را نپذيرفت و در رابطه با توهين به مقامات نيز دفاعيه كاملي را ارائه كرديم كه آن را نيز نپذيرفتند. دبير سياسي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه خواجه نصير با بيان اينكه نشريه «داروك» انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده صنايع دانشگاه خواجه نصير نيز توبيخ كتبي شد، ابراز عقيده كرد: به دليل فضاي ايجاد شده در دانشگاه‌هاي ديگر فشار بر روي نشريات اعمال مي‌شود چراكه مطالب ما آنقدر تند نبود كه آن نشريه را به مدت شش ماه توقيف كنند و نبايد فضاي دانشگاه به‌گونه‌اي باشد كه اجازه نقد نيز به دانشجو داده نشود


نماينده بندر عباس: تعدد زوجات براي ميليون‌‏ها زن مجرد راهكاري مناسب است :نماينده بندر عباس در مجلس هفتم، با استقبال از موضوع ازدواج موقت براي كشوري مانند ايران، گفت: قطعا ترويج تعدد زوجات و چند همسري بسيار بهتر از رواج روابط نامشروع در جامعه است. شهريار مشيري، درگفت و گو با خبرنگار ايلنا، در واكنش به اظهارات وزير كشور در خصوص ازدواج موقت، گفت: فرهنگسازي در خصوص ازدواج موقت به نظر من در كشوري مثل ايران كه چند ميليون خانم در شرايط ازدواج هستند، راهكاري قابل توجه است. وي، ادامه داد: براساس شرع اسلام، تعدد زوجات براي مرداني كه تمكن مالي مناسب دارند هيچ منعي ندارد و كار پسنديده‌‏اي هم است كه يك خانواده ديگر را هم سرپرستي كند. مشيري، اظهارداشت: شايد يكي از علت‌‏هايي كه در برخي كشورهاي عربي مساله فحشا كمتر ديده مي‌‏شود همين بحث ازدواج موقت و تعدد زوجات است. وي، افزود: البته قطعا در اين كشورها مساله تعدد زوجات كاملا فرهنگسازي شده و با فرهنگ آن‌‏ها عجين شده است و براين اساس ديگر زني بدون سرپرست نمي‌‏ماند كه بخواهد براي امرار معاش تن فروشي كند. عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هفتم، آمار زنان ازدواج نكرده و طلاق گرفته كه آمادگي ازدواج را دارند حدود 5 ميليون برآورد كرد و گفت: اين آمار وحشتناكي است و واقعا سرنوشت اين 5 ميليون زن چه مي‌‏شود. وي، ادامه داد: در جامعه ما حاكميت و دولت همانند كشورهاي پيشرفته داراي نهادهاي حمايتي از زنان نيست، حداقل با ترويج فرهنگ چند همسري و ازدواج موقت بايد به اين وضعيت سامان داد. وي، افزود: اگر واقعا يك جايي بود كه دولت از نظر حقوق و مزايا به زناني كه سرپرست خانواده هستند رسيدگي مي‌‏شد و تحت پوشش قرار مي‌‏گرفتند، ديگر نيازي به اين بحث‌‏ها نبود، ولي در شرايط كنوني واقعا اين زنان چه بايد بكنند. مشيري، تصريح كرد: اگر بحث تعدد زوجات در جامعه ايران فرهنگسازي شود موضوع ظرف چند سال برطرف مي شود، همان طور كه در جزيره قشم و بندرعباس تا حدي اين موضوع جا افتاده است كه زنان اول خود براي ازدواج دوم شوهرانشان اقدام مي‌‏كند. وي، افزود: قطعا اگر ازدواج دوم در جامعه ايران جا بيافتد بهتر از اين است كه رابطه نامشروع جا بيافتد، زيرا در روابط نامشروع آخرين كسي كه قرباني مي‌‏شود زن است و مردان هم گليم خود را از آب بيرون خواهند كشيد و خود را نجات مي‌‏دهند، اما اين زنان هستند كه متضرر اول و آخر خواهند بود. مشيري، اضافه كرد: البته ازدواج دوم را مردي مي‌‏تواند انجام دهد كه تمكن مالي داشته باشند و بتواند دو خانواده را بگرداند وگرنه خدا لعنت مي‌‏كند كسي را كه از حلقوم يك خانواده ديگر لقمه‌‏اي را در آورده و به ديگري بدهد. وي، افزود: قطعا بايد دستگاه قضايي درآمد ماهانه فرد متقاضي ازدواج دوم را برآورد كند و در صورت صلاحيت، گواهي تاييديه بدهد، وگرنه نبايد به صورت آزادانه اين موضوع در جامعه اجرايي شود تا به اين ترتيب يكسري افراد ديگر به زير خط فقر تنزل كنند. اين نماينده مجلس هفتم، گفت: البته بحث تعدد زوجات را بايد از نظر جنبه‌‏هاي ثواب و تامين معاش يك خانواده ديگر لحاظ كرد، ضمن اين كه منظور بنده لحاظ جنبه‌‏هاي جنسي قضيه نيست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

ازدواج موقت ترفند نخ نما و عاری از خاصيتی است که طی دو دهه گذشته خصوصاً از فردای خاموشی شعله های جنگ بارها از جانب مسئولين جمهوری اسلامی و بمنظور مرتفع کردن نياز های غريزی جوانان مطرح شده و پس از مدت کوتاهی نيز به فراموشی سپرده می شود.به همين مناسبت سخنان اخير «مصطفی پورمحمّدی» وزير کشور جمهوری اسلامی در اولين هم‌انديشی «حجاب، مسئوليت ها و اختيارات دولت اسلامی» را نمی توان منشاء خير و برکت و گشايشی در موقعيت و وضعيت فعلی جوانان ايران تلقی کرد. «مصطفی پورمحمدی» وزير کشور در اولين هم‌انديشی حجاب، مسئوليت ها و اختيارات دولت اسلامی: «ترويج ازدواج موقت يكی از راه های رفع مشکل اجتماعي جوانان در زمينه ازدواج است ... اسلام، دين جامع و کاملی است و برای تمامی رفتارها و نيازها راهکار دارد كه ازدواج موقت، يکی از راهکارهای پاسخگوئی به نياز جوانان است که نبايد آن را تنها برای کامجوئی و سوءاستفاده دانست؛ بلکه می ‌توان از اين امر برای حل مشکلات اجتماعی جوانان هم بهره گرفت» موجه ترين دليل بر بی خاصيتی راهکار پيشنهادی وزير کشور را می توان مستند به اظهارات فاطمه آجرلو «مخبر فراکسيون زنان در پارلمان ايران» کرد. آجرلو به درستی در گفت‌وگو با خبرگزاری ايسنا بر اين نکته ابرام داشته که: اين واقعيتی بدون تعارف است که مُجردان به هيچ عنوان به بحث ازدواج موقت نپرداخته و اكثراً اين مردان متاهلند که به سراغ صيغه می ‌روند. ادعای خانم آجرلو با آمار ازدواج های موقت ثبت شده در کشور همسوئی داشته و مجموعاً و به وضوح می توان استقبال بيشتر آقايان متاهل و بانوان مطلـّقه از «ازدواج موقت» را ملاحظه کرد. رويکردها و راهکارهای اين چنينی در حل مشکل جوانان، هر اندازه متکی بر حُسن نيت و خيرانديشی و مصلحت خواهی مسئولين نسبت به جوانان باشد ليکن بدليل کم توجهی به جنس و ذات مطالبات غريزی و مقتضای سن جوانان محکوم به شکست است. بر همين اساس تاکيد وزير کشور بر جدی گرفتن مسئله صيغه نزد جوانان را بايد به حساب «نگاه مردانه» ايشان و امثال ايشان به «امری جوانانه» گذاشت. تجربه به قوت نشان داده متقاضيان ازدواج موقت در ايران بعضاً عاقله مردان متاهلی هستند که از اين سنت دينی صرفاً کامجوئی و ارضای جنسی را می طلبند در حالی که جنس و نوع نياز جوانان و نوجوانان به جنس مخالف به اقتضای مختصات نوبالغی شان انحصار به شهوت ندارد. فهم يک دختر خانم و آقا پسر تازه بالغ در دوران جوانی از سکس فهمی رُمانتيک و عاشقانه است. برای يک دختر و پسر جوان و نوجوان فرآيند يارگزينی از «ناز دلبر» تا مجاهدت «دلداده» و به کار بستن هزار و يک ترفند برای کسب نظر لطف و توجه و پسند «دلبر» از اصل تصاحب يکديگر لذت بخش تر است. در اين بازی «خود» بازی شيرين تر از «فرجام» بازی است. کمال و نقطه اوج اين بازی برای جوان و نوجوان در لحظه ای است که بتواند فرجام تمام شيطنت ها و بازيگوشی ها و ملامت کشی ها و نازکشی ها و رنجوری ها و خيابان گردی ها و نامه نگاری هايش را «ابتهاج» وار با پاسخ مثبت دلدارش فرياد کند که:

مژده بده، مژده بده، يار پسنديد مرا 
سايه او گشتم و او بُرد به خورشيد مرا 
جان دل و ديده منم، گريه خنديده منم 
ياره پسنديده منم، يار پسنديد مرا 
کعبه منم، قبله منم، سوی من آريد نماز 
کان صنم قبله نما خم شد و بوسيد مرا 
پرتو ديدار خوشش تافته در ديده من 
آينه در آينه شد: ديدمش و ديد مرا 
آينه خورشيد شود پيش رخ روشن او 
تاب نظر خواه و ببين کاينه تابيد مرا 
گوهر گم بوده نگر تافته بر فرق فلک 
گوهری خوب نظر آمد و سنجيد مرا 
نور چو فواره زند بوسه بر اين باره زند 
رشک سليمان نگر و غيرت جمشيد مرا 
هر سحر از کاخ کرم چون که فرو می نگرم 
بانگ لک الحمد رسد از مه و ناهيد مرا 
چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او 
باش که صد صبح دمد زين شب اميد مرا 
پرتو بی پيرهنم، جان رها کرده تنم 
تا نشوم سايه خود باز نبينيد مرا
ذات چنين بازيگوشی جوانانه ای از آنجا بر فرجام آن ارجحيت دارد که از بطن آن حس اعتماد بنفسی برای جوان می جوشد که ارزشی بيش از تصاحب يار را دارد. دلداده در اين بازی قبل از تصاحب معشوق بدنبال اثبات صلاحيت و توان و شايستگی و قابليت خود در تصاحب معشوق است. برای دلبر نيز تمام دوران نازکشی و تحسين گوئی عاشق و عشوه گری و کرشمه گری، شيرينی و لذت اين بازی را فراهم می کند. بوسه عاشقانه برای چنين نوبالغان عاشق پيشه ای فراتر از ارضاء سکسی است. در اين شبابی عاشقانه دختران و پسران به اقتضای سن خود اسير بازی و در کانون فضائی خود را می دانند تو گوئی زمين و کائنات زير پاهای ايشان می لرزد و جهان در تصاحب و تعلق ايشان است. خود را در کانون خلقت جهان می بينند و جز خود هيچکس را در اين جهان نمی بينند. آقايان پورمحمدی و ديگر بزرگان چنين جوانانی گريزی از اين حقيقت ندارند که اين بازی را برسميت بشناسند همچنانکه در جوانی و نوجوانی خود هر کدام به اقتضای خرده فرهنگ و توان و سلايق خود اين دوران را گذرانديم. می توان اين بازی را برسميت شناخت و بر توهّم جوانان از خود و دنيای رُمانتيک مقتضای سن شان ناخن نکشيد در عين حالی که قاعده آن بازی را بمنظور بهداشتی نگاه داشتن مناسبات جوانان بر اساس هنجارها و ارزش های بومی تعريف کرد. دولتمردان در ايران برای حل مطالبات غريزی جوانان بجای توسل به راهکارهائی نظير ازدواج موقت می توانند بستر سالم چنان بازی های عاشقانه ای را برای جوانان فراهم کنند تا ايشان به سلامت و رضايت اين دوران طبيعی و اجتناب ناپذير عمر خود را بگذرانند. بايد بستر سالم اين بازی عاشقانه را فراهم کرد. صيغه، متعه، ازدواج موقت بستر تمنيات شهوانی ميان سالان است. نياز جوان در چنين ايامی «رومئو و ژوليت» بازی است نه «دون ژوآن» گری. (با استفاده از گوشزد آقای نبوی) حکومت و اولياء جوانان می توانند با «مديريت ريموت کنترلی» فرصت تجربه و خلق خاطرات خوش ايام جوانی را به فرزندان خود بدهند. در غير اين صورت جوان با هر اندازه منع و دور شدن از اقتضائات احساسی و رُمانتيک چنين ايامی، از عشق و عاشقی و جنس مخالفش «تابوئی» خارج از اندازه و قواره های واقعی می سازد که به تبع آن رفتارش نسبت به آن «تابو» نيز خارج از اندازه و قواره طبيعی خواهد بود. چهار سال قبل از کشته شدن «مجيد خوئی» فرزند آيت الله خوئی و رياست بنياد خوئی در لندن طی گفتگوئی با وی در نيکوزيای قبرس با تحيّـُر از مختصات منحصربفرد شيعيان خوجۀ مقيم انگلستان ذکری به ميان آورد از جمله اينکه خوجه ها در عبادتگاه اختصاصی خود در لندن، در کنار مسجد و نمازخانه مجلل خود يک «ديسکوتک» نيز ايجاد کرده اند با اين نيت که اسباب تفرج جوانان خود را در محيطی سالم فراهم کرده تا ضمن آنکه فرزندان خود را تحت کنترل و نظارت داشته باشند با تامين اسباب مشروع شادی ايشان، چشم طمع و ولع به تفرج گاه های ناسالم را در ايشان مرتفع کنند. بر همين اساس چنانچه خانواده و جامعه فرصت عبور بدون بحران از ايام سبکسری و سبکبالی و تفرج طلبی و عاشق پيشگی جوانان را فراهم کند در آن صورت می تواند به سلامت روحی ايشان برای حضور موثر و با اعتماد بنفس در آينده جامعه خوش بين باشد و در آن صورت ايشان نيز بعد از افتادن از تب و هيجانات غريزی و طبيعی دوران جوانی به موقع پای خود را از آسمان ها به زمين گذاشته و خواهند فهميد خبر خاصی نبود! فرآيندی است طبيعی و غريزی که برای همه جوان ها و نوجوان های طول تاريخ اتفاق افتاده و می افتد و خواهد افتاد و از آن به تعبير «عماد» تنها غبارغمی شيرين در حافظه ها می ماند آنجا که در فرجام لولی وشی عشاق می سرايد:


ای شعله عشق خانمان سوز

ای جان ده و جان ستان و جان سوز

هر چند که حاصل تو غم بود

قربان غمت روم که کم بود
داريوش سجادی

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 خرداد1386ساعت 11 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

JavaScript Codes example: