|
با پورش نیروهای امنیتی به محل دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت)تمامی افراد حاض
با پورش نیروهای امنیتی به محل دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت)تمامی افراد حاضر در آن بازداشت شدند و دفتر مرکزی این سازمان پلمب شد. پس از بازداشت 6 تن از اعضاي شورای مرکزی دفتر تحكيم وحدت که در مقابل درب ولي عصر دانشگاه اميركبير متحصن شده بودند ، در آغازین ساعات صبح امروز نيروهاي لباس شخصي با حمله به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت ضمن شليك تير هوايي اقدام به بازداشت حاضران در دفتر آن سازمان كردند. نیروهای امنیتی پس از شلیک تیر هوایی و با شکستن درب ورودی سازمان دانش آموختگان با اعمال خشونت و به ضرب باتوم افراد حاضر در دفتر آن سازمان را بازداشت به مکان نامعلومی منتقل کردند. عبدالله مومني ( سخنگو و عضو شورای مرکزی سازمان) بهرام فياضي (عضو شوراي مركزي سازمان) حبیب حاج حیدری (مسئول روابط عمومی سازمان) مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم)، عزت الله قلندری و مرتضی اصلاحچی ، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند از افراد بازداشت شده در دفتر سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) هستند. تنی ست نحوه هجوم نيروهاي امنيتي به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت كه با شليك تير هوايي و اعمال خشونت و شكستن در همراه بوده به گونه اي شديد بوده است كه مردم منطقه با نگراني در محل حاضر مي شوند و جوياي دليل اين حمله مي شوند كه نيروهاي امنيتي براي آرام كردن جو به دروغ خود را مامور مبارزه با مواد مخدر معرفي مي كنند
+ نوشته شده در سه شنبه 19 تیر1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط
|
به نام خدا
+ نوشته شده در دوشنبه 18 تیر1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
حكم اعدام خديجه جاهد(معروف به شهلا) به جرم قتل لاله سحرخيزان، در حالي پس از گذشت پنج سال از زمان قتل، براي سومين بار در شعبه پنجم تشخيص ديوان عالي كشور تاييد شد كه وكيل وي اعلام كرده است كه شهلا درخواست تجديد نظر نخواهد داد.عبدالصمد خرمشاهي وكيل جاهد پس از اين كه براي سومين بار حكم موكلش در ديوان عالي كشور تاييد شد، همچنان معتقد است كه ايرادهاي شكلي و ماهوي زيادي به اين پرونده وارد است كه دادگاه سومين نيز به آنها پاسخي نداده است.وي در گفتگو با روز، با اشاره به اينكه براي رسيدن به يك حكم عادلانه بايد روند دادرسي عادلانه اي را شاهد باشيم، گفت: از مشكلات شكلي اين پرونده توجه نكردن به مقرراتي است كه قانون گذار براي نحوه ي دادرسي تعيين كرده است. مثلا شهلا تا يك سال پس از دستگيري وكيل نداشت. در حالي كه داشتن وكيل حق او بود. اگر او از آغاز از حق داشتن وكيل برخوردار بود نمي توانست در دادگاه بصراحت بگويد كه اقرار من به زور در آگاه گرفته شد و اگر 200 بار ديگر مرا به آگاهي ببرند به 200 قتل ديگر ديگر نيز اعتراف مي كنماز ديگر ايرادهاي شكلي وارد به پرونده كه خرمشاهي به اين پرونده و حكم صادر شده وارد مي كند، اظهار نظر قاضي پرونده مبني بر مجرم بودن شهلا در مرحله دادرسي و پيش از صدور حكم بود.وي مي گويد: از نظر قانون، قاضي محترمي كه از متهم به عنوان مجرم ياد مي كند، ديگر نمي تواند حكم بدهد.زيرا اظهار نظر ماهوي كرده است و صلاحيت صدور حكم با اين اظهار نظر از ايشان گرفته مي شود. البته ايشان پس از اعلام آن خبر، آن را تكذيب كرده و به مطبوعات نسبت دادند.احضاز نشدن شهود و مطلعان پرونده، ايراد ديگري است كه وكيل جاهد به استناد آن از حقوق موكلش دفاع مي كند. او معتقد است پرونده اي كه سر و صداي آن تا دورترين نقاط كشور هم رفته است، چرا نبايد وقت بيشتري را براي جمع آوري اطلاعات بيشتر به خود اختصاص دهد؟ و اشاره مي كند كه تنها مطلع اين پرونده يعني برادر جاهد نيز به درخواست وي فراخوانده شد. در حالي كه افراد زيادي بودند كه دادگاه مي توانست از اطلاعات ايشان براي روشن شدن زواياي پنهان اين پرونده جنجالي استفاده كند. و در پاسخ به اين سوال كه آيا استفاده از اين شهود و مطلعان جزء وظايف دادگاه بوده يا نه،مي گويد: سيستم دادرسي قواعد امري است و در اختيار و سليقه دادگاه نيست و تضميني است براي حقوق متهم.خرمشاهي همچنين معتقد به ايرادهاي ماهوي پرونده نيز هست. مثلا به نظر او تحقيق درباره نحوه ي ارتكاب جرم، كامل صورت نگرفته و واقعيات موجود با اعترافهاي شهلا هماهنگي ندارد. از جمله اين تناقض ها فرورفتگي مفتول مانندي است كه در گردن مقتول مشاهده مي شد و نمي توانست اثر چاقو باشد، در حالي كه در اعترافات موكل وي چيزي از اين آلت قتاله گفته نشد. ضربه هاي وارد شده بيش از اعترافهاي او بوده و نيز وجود خاك سيگار در محيط، نشان از وجود شخص ثالثي مي داد كه هويت وي در پرونده نامعلوم ماند.خرمشاهي با اشاره به خستگي و نااميدي موكلش يادآور مي شود كه او گفته است كه درخواست تجديدنظر نخواهد كرد و از قول او نقل مي كند كه : يا بخشوده شوم يا اعدام.زني كه در 17 مهرماه 1381 در منزلش در خيابان كتابي تهران به قتل رسيد، همسر ناصر محمدخواني، فوتباليست معروف ايراني بود و زني كه اينك به اتهام اين قتل حكم اعدامش تاييد مي شود، زن صيغه اي وي. گرچه يكي از نزديكان شهلا جاهد چندي پيش با انتشار نامه اي اعلام كرد كه از نظر ايشان جاهد، خود مولود جامعه اي بيمار است كه مرگش درمان دردي نيست، اما زمزمه اي از رضايت از خانواده سحرخيزان (با توجه به اين كه وكيل جديدي براي اين پرونده گرفته اند) شنيده نمي شود
+ نوشته شده در یکشنبه 17 تیر1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
مرتضي آقاتهراني استاد اخلاق! اصولگرا در جلسهاي كه توسط اداره آموزش و پرورش زرند و با حضور امام جمعه و فرماندار زرند در محل مسجد جامع زرند برگزار شد، ضمن بيان مواعظ اخلاقي خود به حاضرين در جلسه، اصلاح طلبان را آماج حملات شديد خود قرار داد و به مخاطبين خود توصيه كرد كه هيچگاه به اصلاح طلبان راي ندهند. وي كه به بهانه گراميداشت فتح خرمشهر و راه اندازي بنياد مهدويت در اين شهر سخنراني ميكرد، اظهار داشت: «برگزاري اين جلسات و بيان خاطرت جنگ بسيار ارزشمند است، مخصوصاً دوستاني كه با خلوص صحبت ميكنند و مثل ماها آلوده نيستند، بنابراين من كسي را در اين جلسه مغبون نميبينم كه احساس بدي به من دست بدهد بلكه خودم مينشينم و لذت ميبرم و دوست هم دارم.» وي افزود: «خاطره كوچكي از شهيدي نقل شد، ببينيد حالا به چه روزي افتادهايم. آنها (شهدا) چه حالي داشتند، ما هم آن موقع جبهه ميرفتيم. ما هم همان حالات را داشتيم. چي شد كه آرام آرام عادي شديم و يك وضع ديگري پيدا كرديم. دنيا برايمان مهم شد. مقام و رياست و شعار گولمون زد. باورمان آمد به خيالمان كسي هستيم. واقعاً چي شد.» اين استاد اخلاق در ادامه با گريز از مسائل اخلاقي و سوء استفاده از احساسات پاك مخاطبين كه به منظور بهره اخلاقي و گراميداشت ياد و خاطره شهداء فتح خرمشهر در مسجد جامع زرند حاضر شده بودند، وارد عرصه سياست شد و گفت: «من يك خبري را از يك آقايي كه در اين مملكت خيلي ادعا ميكند از اخبار برايتان نقل كنم. ببينيد چقدر زشت است، او ميگويد «اگر بسيج و سپاه به صورت تشكيلاتي در جريان انتخابات دخالت نكنند، اصلاح طلبان پيروز همه انتخابات خواهند شد»، ببخشيد بفرماييد سپاهيان را بگذارند كنار تا اصلاح طلبهايي كه وابسته به آمريكا هستند (؟!) پيروز بشوند.» آقا تهراني افزود: «چي شده كه ما اينطوري شديم. شكمهامون از حرام خوري پرشده ... وقتي آدم اين جوري ميشه بعد ميگه بهترين راهش اين است كه اينها بروند كنار تا ما هم بخوريم. خدا را شكر كه مردم شناختهاند شما را و به شما راي ندادند و ديگر هم راي نميدهند. هيچ وقت به اينها راي ندهيد، به اينها اصلاً راي ندهيد.» به نوشته هفته نامه عصر ظهور اين فرزانه اخلاق و ادب! در ادامه و در بي سابقهترين مواعظ اخلاقي خود گفت: «شهيد بهشتي ميگفت ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. چند روز پيش يك آقايي از همينها مصاحبه كرده و گفته ما فقط قدرت ميخواهيم و ديگر هيچ نميخواهيم. اينها اسمشان هم مسلمان است. اين نكبتها را مثل دستمال كاغذي كه باهاش پشت بچهها را تميز ميكنند و مياندازند اون ور، بياندازيد اون ور. خودتان هم آنور نرويد.» آقا تهراني پس از افاضات اخلاقي خود سراغ بحث مهدويت هم كه اين روزها سوژه برخي عوام فريبان شده است، رفت و گفت: «چشم ارزشمند خداي تعالي امام عصر(عج) است. يك مطلبي را در اين شب جمعه برايتان بگويم (فيض ببريم). هفته گذشته آقاي رئيس جمهور يك كاري را گفته بودند اين كار را آقاي تهراني بايد انجام بدهد. من رئيس جمهور را ديدم و گفتم اشتباه ميكنيد. بنابراين بود كه توي هر كاري آدم صالحي بگذاريد، شما توي اين كار نبايد من را بگذاريد. يك كسي را بگذاريد كه اون كاره باشد، من اينكاره نيستم. به جان شما بهش گفتم كه من نميدونم براي چي اينكارو كردي ولي من اينكاره نيستم نه ميتوانم و نه ميكنم. يك لحظه رئيس جمهور به من نگاه كرد (به جان شما) انگار اشك چشمهايش را گرفته بود و گفت ميدوني چرا گفتم شما اينكار را انجام بدهيد... گفت خواستم يك لحظه نگاه امام عصر را ببينم(؟!) هيچي ديگه نميخواهم. ميخواهم بدونم كه اينكار انجام ميشه و اون -امام زمان(عج)- خوشحال بشه. همين! به جون شما موفق و پيروز هم ميشه باور كنيد . چون آقا را اون قبول داره، با اين كه تنهاست(؟!) آنوقت زشت نيست من تو هنوز دنبال اينيم كه مردم چه ميگويند. مردم ما را قبول دارند. آقا خدا را داشته باش. مردم دلشان دست خداست. وي در ادامه ضمن حمايت از احمدينژادو حمله به ساير كانديداهاي رياست جمهوري گفت: «آنهايي كه ميليوني پول خرج كردند، توي كشور كه بشوند رئيس جمهور كجايند. با افتضاح رفتند كنار، اين (احمدي نژاد) چقدر پول خرج كرد. خدا وكيلي چقدر پول خرج كرد، يك ذره خدا را باور كنيم.»
+ نوشته شده در شنبه 16 تیر1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط
|
|
|