تبليغاتX
عدالتخواهان

با پورش نیروهای امنیتی به محل دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت)تمامی افراد حاضر در آن بازداشت شدند و دفتر مرکزی این سازمان پلمب شد. پس از بازداشت 6 تن از اعضاي شورای مرکزی  دفتر تحكيم وحدت که در مقابل درب ولي عصر دانشگاه اميركبير متحصن شده بودند ، در آغازین ساعات صبح امروز نيروهاي لباس شخصي با حمله به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت ضمن شليك تير هوايي اقدام به بازداشت حاضران در دفتر آن سازمان كردند.  نیروهای امنیتی پس از شلیک تیر هوایی و با شکستن درب ورودی سازمان دانش آموختگان با اعمال خشونت و به ضرب باتوم افراد حاضر در دفتر آن سازمان را بازداشت به مکان نامعلومی منتقل کردند. عبدالله مومني ( سخنگو و عضو شورای مرکزی سازمان) بهرام فياضي (عضو شوراي مركزي سازمان) حبیب حاج حیدری (مسئول روابط عمومی سازمان) مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم)، عزت الله قلندری و مرتضی اصلاحچی ، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند از افراد بازداشت شده در دفتر سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) هستند. تنی ست نحوه هجوم نيروهاي امنيتي به دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت كه با شليك تير هوايي و اعمال خشونت و شكستن در همراه بوده به گونه اي شديد بوده است كه مردم منطقه با نگراني در محل حاضر مي شوند و جوياي دليل اين حمله مي شوند كه نيروهاي امنيتي براي آرام كردن جو به دروغ خود را مامور مبارزه با مواد مخدر معرفي مي كنند

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط   | 

نیروهای انتظامی و لباس شخصی صبح امروز (18تیرماه) با حمله به تحصن اعضای شورای دفتر تحکیم وحدت در برابر درب ولی عصر دانشگاه پلی تکنیک این دانشجویان را بازداشت کردند. اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که از ساعت 6 صبح امروز در پاسداشت 18 تیرماه و  در اعتراض به ادامه بازداشت 8 دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن بودند مقارن ساعت 7:30 دقیقه با حمله نیروهای انتظامی و لباس شخصی بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند. گزارش شاهدان عینی از درگیری دانشجویان پیش از بازداشت با پلیس حکایت دارد.محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، مهدی عربشاهی، بهاره هدایت، حنیف یزدانی و علی وفقی اعضای بازداشت شده شورای مرکزی تحکیم هستند.شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه  زیر از صبح امروز در برابر دانشگاه پلی تکنیک متحصن شده بودند. در بیانیه این اتحادیه دانشجویی آمده است:

به نام خدا
برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم
بیانیه اعلام تحصن شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پاسداشت 18 تیر در دوران نشست و سکوتِ جامعه ایرانی، و در زمانِ انفعال و سردرگمی روشنفکر و سیاستمدار مدعی، و آن هنگام که صدای کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ میهنمان سرآساییده و چتر حیاتش بر اول و آخر ایرانمان گسترده است، و در کویی که نجوای شهادتِ شاهدِ شریفِ شرفِ نسلمان شهید عزت ابراهیم نژاد به گوش می رسد، و در روزگاری که عزت و اقتدار میهنمان برپای ذلت و ناتوانی حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ایم تا بانگ بیدارباش سردهیم و جامعه ی ایرانی و روشنفکران و سیاستمداران و شاهدان شریفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاریخِ میهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانیم. هرچند دنیای دانشگاه و حدیث رفته بر آن در چند صباح گذشته از این، و در این کنونِ پر سئوالِ بی جواب، به رنگِ سیاه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه ی سبزوار داریم و یادمان با زندان و تعلیق و تعطیل و ستاره رنگین است؛ در انتظار آزادی دوستان دربندمان ننشسته ایم؛ که ایستاده و استوار چون آنان برای رهایی شان رها از خویش گشته ایم. شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در شرایطی اقدام به تحصن در راستای استیفای حقوقی از دست رفته می کند که انفعال و مصلحت سنجی پاره ای از روشنفکران و سیاستمداران بر جای حقیقت گرائی و حق محوری نشسته است. در نتیجه غبار یأس و ناامیدی دامن جامعه را آلوده است. ما فریاد نسلی هستیم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اینکه نسل ما نسل بی انتخاب است؟ نسلی که پرسشهایش بی پاسخ و کنشش واکنش تعبیر می شود. رسالت روشنفکر دمیدن در شیپور آگاهی است. آگاهی از رهگذر شنیدنِ پاسخِ پرسش حاصل می شود حال آنکه روشنفکران زمانه ی ما را یارای برآمدن از پس پرسشهای ما نیست. نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردمانی که در شناسائی و خواست حقوق شهروندی خویش درمانده اند مشخصه ی کنش سیاستمداران و حاکمانی است که در پس نقاب عدالت و آزادی و دینداری دروغینشان پنهان شده اند، و در این میان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره ی دروغین مدعیان، منادی عدالت و آزادی است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فریاد آزادی و عدالت و دموکراسی و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمی آورد. امروز هیجدهم تیرماه ، هشت سال پس از تیرماه جاودان یکهزار و سیصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائی و استبدادخوئی ـ بود. پس امروز که کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخی از صدائی نمی شنود به بست سرور حیات منحصر به فرد خویش نشسته ایم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتیدمان و سیاستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهایمان را در این زمانه ی سراسر نیاز که کویر تشنه ی عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش بارانی را احساس نمی کند، یادآور شویم. از این رو بدانید که هم اینک به بست غم ننشسته ایم. که آرمانهایمان بساط بستمان است.
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
18 تیرماه 1386

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 تیر1386ساعت 12 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

با تغيير ابهام‌آميز رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز و خودداري از تقدير از سردار نقدي در حكم انتصاب مسئول جديد، حلقه‌اي ديگر به مجموعه تغييرات ناگهاني و بدرقه نامناسب دولت افزوده شد. در حالي كه انتصاب سردار نقدي به سمت رئيس ستاد قاچاق كالا و ارز، با پافشاري رئيس‌جمهور و به رغم اكراه وي و مسئولان ستاد كل نيروهاي مسلح انجام شد، پس از حدود يك سال، رئيس ستاد به صورت ناگهاني تغيير و برخلاف رويه متعارف ـ كه در حكم رئيس جديد از عملكرد رئيس سابق تقدير مي‌شود ـ رئيس‌جمهور بدون هيچ‌گونه اشاره به سردار نقدي، با افزايش اختيارات رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز، وزير دادگستري و سخنگوي دولت را با حفظ سمت به رياست اين ستاد منصوب كرد.پيش از اين، در يك سال گذشته، وزير رفاه، وزير تعاون، رئيس سازمان مديريت، رئيس ستاد مبارزه با مواد مخدر، رئيس سازمان تأمين اجتماعي نيز به همراه تعدادي از استانداران و رؤساي سازمان‌هاي دولتي، به صورت ناگهاني تغيير كردند كه نه دليل روشني براي اين تغيير به رسانه‌ها اعلام و نه از زحمات مسئولان تغييركرده، تقدير شد؛ تغيير ناگهاني طهماسب مظاهري، وزير اقتصاد دولت قبل نيز از شمار اين‌گونه اقدامات است.همچنين تغيير ناگهاني و بدون سپري شدن زمان كافي براي عملكرد مسئولان اجرايي، شايبه‌هايي را در افكار عمومي پديد آورده است. آنها مي‌پرسند، اگر اين مسئول، مرتكب تخلف مهمي شده كه باعث بركناري وي گشته است، چرا پس از مدت كوتاهي، نظير وزراي سابق رفاه و تعاون به مسئوليت مهم ديگري منصوب مي‌شوند و اگر اين تغيير به دليل ناتواني مسئولان در ايفاي وظايف بوده، مدت زمان يك سال براي ارزيابي عملكرد مسئولي كه چند ماه نياز به آشنايي با جزييات و مسائل دستگاه تحت مديريت خود دارد، زمان كافي به نظر نمي‌رسد و در صورتي كه ضعف مسئول مربوطه در ايفاي اين مسئوليت آنچنان آشكار است كه در چند ماه اثبات شده، چرا در زمان انتصاب وي، دقت كافي نشده تا منجر به اين اتلاف هزينه سنگين نشود؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 تیر1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

حكم اعدام خديجه جاهد(معروف به شهلا) به جرم قتل لاله سحرخيزان، در حالي پس از گذشت پنج سال از زمان قتل، براي سومين بار در شعبه پنجم تشخيص ديوان عالي كشور تاييد شد كه وكيل وي اعلام كرده است كه شهلا درخواست تجديد نظر نخواهد داد.عبدالصمد خرمشاهي وكيل جاهد پس از اين كه براي سومين بار حكم موكلش در ديوان عالي كشور تاييد شد، همچنان معتقد است كه ايرادهاي شكلي و ماهوي زيادي به اين پرونده وارد است كه دادگاه سومين نيز به آنها پاسخي نداده است.وي در گفتگو با روز، با اشاره به اينكه براي رسيدن به يك حكم عادلانه بايد روند دادرسي عادلانه اي را شاهد باشيم، گفت: از مشكلات شكلي اين پرونده توجه نكردن به مقرراتي است كه قانون گذار براي نحوه ي دادرسي تعيين كرده است. مثلا شهلا تا يك سال پس از دستگيري وكيل نداشت. در حالي كه داشتن وكيل حق او بود. اگر او از آغاز از حق داشتن وكيل برخوردار بود نمي توانست در دادگاه بصراحت بگويد كه اقرار من به زور در آگاه گرفته شد و اگر 200 بار ديگر مرا به آگاهي ببرند به 200 قتل ديگر ديگر نيز اعتراف مي كنماز ديگر ايرادهاي شكلي وارد به پرونده كه خرمشاهي به اين پرونده و حكم صادر شده وارد مي كند،‌ اظهار نظر قاضي پرونده مبني بر مجرم بودن شهلا در مرحله دادرسي و پيش از صدور حكم بود.وي مي گويد: از نظر قانون، قاضي محترمي كه از متهم به عنوان مجرم ياد مي كند، ديگر نمي تواند حكم بدهد.زيرا اظهار نظر ماهوي كرده است و صلاحيت صدور حكم با اين اظهار نظر از ايشان گرفته مي شود. البته ايشان پس از اعلام آن خبر، آن را تكذيب كرده و به مطبوعات نسبت دادند.احضاز نشدن شهود و مطلعان پرونده، ايراد ديگري است كه وكيل جاهد به استناد آن از حقوق موكلش دفاع مي كند. او معتقد است پرونده اي كه سر و صداي آن تا دورترين نقاط كشور هم رفته است،‌ چرا نبايد وقت بيشتري را براي جمع آوري اطلاعات بيشتر به خود اختصاص دهد؟ و اشاره مي كند كه تنها مطلع اين پرونده يعني برادر جاهد نيز به درخواست وي فراخوانده شد. در حالي كه افراد زيادي بودند كه دادگاه مي توانست از اطلاعات ايشان براي روشن شدن زواياي پنهان اين پرونده جنجالي استفاده كند. و در پاسخ به اين سوال كه آيا استفاده از اين شهود و مطلعان جزء وظايف دادگاه بوده يا نه،‌مي گويد: سيستم دادرسي قواعد امري است و در اختيار و سليقه دادگاه نيست و تضميني است براي حقوق متهم.خرمشاهي همچنين معتقد به ايرادهاي ماهوي پرونده نيز هست. مثلا به نظر او تحقيق درباره نحوه ي ارتكاب جرم، كامل صورت نگرفته و واقعيات موجود با اعترافهاي شهلا هماهنگي ندارد. از جمله اين تناقض ها فرورفتگي مفتول مانندي است كه در گردن مقتول مشاهده مي شد و نمي توانست اثر چاقو باشد، در حالي كه در اعترافات موكل وي چيزي از اين آلت قتاله گفته نشد. ضربه هاي وارد شده بيش از اعترافهاي او بوده و نيز وجود خاك سيگار در محيط، نشان از وجود شخص ثالثي مي داد كه هويت وي در پرونده نامعلوم ماند.خرمشاهي با اشاره به خستگي و نااميدي موكلش يادآور مي شود كه او گفته است كه درخواست تجديدنظر نخواهد كرد و از قول او نقل مي كند كه : يا بخشوده شوم يا اعدام.زني كه در 17 مهرماه 1381 در منزلش در خيابان كتابي تهران به قتل رسيد، همسر ناصر محمدخواني، فوتباليست معروف ايراني بود و زني كه اينك به اتهام اين قتل حكم اعدامش تاييد مي شود، زن صيغه اي وي. گرچه يكي از نزديكان شهلا جاهد چندي پيش با انتشار نامه اي اعلام كرد كه از نظر ايشان جاهد، خود مولود جامعه اي بيمار است كه مرگش درمان دردي نيست، اما زمزمه اي از رضايت از خانواده سحرخيزان (با توجه به اين كه وكيل جديدي براي اين پرونده گرفته اند) شنيده نمي شود

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 تیر1386ساعت 3 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر  | 

مرتضي آقاتهراني استاد اخلا‌ق! اصولگرا در جلسه‌اي كه توسط اداره آموزش و پرورش زرند و با حضور امام جمعه و فرماندار زرند در محل مسجد جامع زرند برگزار شد، ضمن بيان مواعظ اخلا‌قي خود به حاضرين در جلسه، اصلا‌ح طلبان را آماج حملا‌ت شديد خود قرار داد و به مخاطبين خود توصيه كرد كه هيچگاه به اصلا‌ح طلبان راي ندهند. وي كه به بهانه گراميداشت فتح خرمشهر و راه اندازي بنياد مهدويت در اين شهر سخنراني مي‌كرد، اظهار داشت: «برگزاري اين جلسات و بيان خاطرت جنگ بسيار ارزشمند است، مخصوصاً دوستاني كه با خلوص صحبت مي‌كنند و مثل ماها آلوده نيستند، بنابراين من كسي را در اين جلسه مغبون نمي‌بينم كه احساس بدي به من دست بدهد بلكه خودم مي‌نشينم و لذت مي‌برم و دوست هم دارم.» وي افزود: «خاطره كوچكي از شهيدي نقل شد، ببينيد حالا‌ به چه روزي افتاده‌ايم. آنها (شهدا) چه حالي داشتند، ما هم آن موقع جبهه مي‌رفتيم. ما هم همان حالا‌ت را داشتيم. چي شد كه آرام آرام عادي شديم و يك وضع ديگري پيدا كرديم. دنيا برايمان مهم شد. مقام و رياست و شعار گولمون زد. باورمان آمد به خيالمان كسي هستيم. واقعاً چي شد.» اين استاد اخلا‌ق در ادامه با گريز از مسائل اخلا‌قي و سوء استفاده از احساسات پاك مخاطبين كه به منظور بهره اخلا‌قي و گراميداشت ياد و خاطره شهداء فتح خرمشهر در مسجد جامع زرند حاضر شده بودند، وارد عرصه سياست شد و گفت: «من يك خبري را از يك آقايي كه در اين مملكت خيلي ادعا مي‌كند از اخبار برايتان نقل كنم. ببينيد چقدر زشت است، او مي‌گويد «اگر بسيج و سپاه به صورت تشكيلا‌تي در جريان انتخابات دخالت نكنند، اصلا‌ح طلبان پيروز همه انتخابات خواهند شد»، ببخشيد بفرماييد سپاهيان را بگذارند كنار تا اصلا‌ح طلب‌هايي كه وابسته به آمريكا هستند (؟!) پيروز بشوند.» آقا تهراني افزود: «چي شده كه ما اينطوري شديم. شكم‌هامون از حرام خوري پرشده ... وقتي آدم اين جوري مي‌شه بعد مي‌گه بهترين راهش اين است كه اينها بروند كنار تا ما هم بخوريم. خدا را شكر كه مردم شناخته‌اند شما را و به شما راي ندادند و ديگر هم راي نمي‌دهند. هيچ وقت به اينها راي ندهيد، به اينها اصلا‌ً راي ندهيد.» به نوشته هفته نامه عصر ظهور اين فرزانه اخلا‌ق و ادب! در ادامه و در بي سابقه‌ترين مواعظ اخلا‌قي خود گفت: «شهيد بهشتي مي‌گفت ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. چند روز پيش يك آقايي از همين‌ها مصاحبه كرده و گفته ما فقط قدرت مي‌خواهيم و ديگر هيچ نمي‌خواهيم. اينها اسمشان هم مسلمان است. اين نكبتها را مثل دستمال كاغذي كه باهاش پشت بچه‌ها را تميز مي‌كنند و مي‌اندازند اون ور، بياندازيد اون ور. خودتان هم آن‌ور نرويد.» آقا تهراني پس از افاضات اخلا‌قي خود سراغ بحث مهدويت هم كه اين روزها سوژه برخي عوام فريبان شده است، رفت و گفت: «چشم ارزشمند خداي تعالي امام عصر(عج) است. يك مطلبي را در اين شب جمعه برايتان بگويم (فيض ببريم). هفته گذشته آقاي رئيس جمهور يك كاري را گفته بودند اين كار را آقاي تهراني بايد انجام بدهد. من رئيس جمهور را ديدم و گفتم اشتباه مي‌كنيد. بنابراين بود كه توي هر كاري آدم صالحي بگذاريد، شما توي اين كار نبايد من را بگذاريد. يك كسي را بگذاريد كه اون كاره باشد، من اينكاره نيستم. به جان شما بهش گفتم كه من نمي‌دونم براي چي اينكارو كردي ولي من اينكاره نيستم نه مي‌توانم و نه مي‌كنم. يك لحظه رئيس جمهور به من نگاه كرد (به جان شما) انگار اشك چشمهايش را گرفته بود و گفت مي‌دوني چرا گفتم شما اينكار را انجام بدهيد... گفت خواستم يك لحظه نگاه امام عصر را ببينم(؟!) هيچي ديگه نمي‌خواهم. مي‌خواهم بدونم كه اينكار انجام مي‌شه و اون -امام زمان(عج)- خوشحال بشه. همين! به جون شما موفق و پيروز هم مي‌شه باور كنيد . چون آقا را اون قبول داره، با اين كه تنهاست(؟!) آنوقت زشت نيست من تو هنوز دنبال اينيم كه مردم چه مي‌گويند. مردم ما را قبول دارند. آقا خدا را داشته باش. مردم دلشان دست خداست. وي در ادامه ضمن حمايت از احمدي‌نژادو حمله به ساير كانديداهاي رياست جمهوري گفت: «آنهايي كه ميليوني پول خرج كردند، توي كشور كه بشوند رئيس جمهور كجايند. با افتضاح رفتند كنار، اين (احمدي نژاد) چقدر پول خرج كرد. خدا وكيلي چقدر پول خرج كرد، يك ذره خدا را باور كنيم.»

+ نوشته شده در  شنبه 16 تیر1386ساعت 7 بعد از ظهر  توسط   | 

JavaScript Codes example: