|
+ نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 11 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
+ نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 9 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در حالي كه رهبر انقلاب در ديدار مسئولان نظام نسبت به هتك حرمت و تخريب مسئولان نظام هشدار داده بودند، مشاوران رئيسجمهور در واكنش به سخنان آيتالله شاهرودي، اهانتهاي بيسابقهاي به رئيس دستگاه قضائي كردند. امروز ارگان رسمي دولت، تيتر نخست خود را به واكنش به سخنان آيتالله شاهرودي اختصاص داد و در صفحه نخست خود، به نقل از مشاور مطبوعاتي رئيسجمهور، اظهارات آيتالله شاهرودي را نقض تفكيك قوا دانسته و خواستار جبران اين اشتباه به نحو مقتضي و جلوگيري از تكرار آن شد!اين روزنامه همچنين در صفحه دوم خود به نقل از آرينمنش، يكي از نمايندگان وابسته به دولت در مجلس، نوشت: «مشكلات دستگاه قضائي فراوانتر از آن است كه مسئولان ارشد آن، فرصت پرداختن، نقد عملكرد دستگاه اجرايي و برشمردن صفتهاي آن را بدهند».
+ نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
در يكصدمين روز از بازداشت دانشجويان اميركبير و در اولين روز از ماه شعبان المكرم در اعتراض به فشارهاي وارد بر دانشجويان، بازداشت ها، رفتارهای غیر قانونی با دانشجويان در بند و… جمعي از اعضاي انجمن هاي اسلامي دانشگاه هاي سراسر كشور در چهار شهر كشور جمع شده و اقدام به برگزاري روزه سياسي كردند:
+ نوشته شده در شنبه 27 مرداد1386ساعت 1 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
جدال اينترنتي محافظه کاران:با آنكه رهبران جبهه موسوم به "اصولگرايان" اين روزها به شدت تلاش ميكنند اختلافهاي موجود در اين طيف از نيروهاي سياسي را بي اهميت جلوه دهند و به نوعي بر رفتار بخشي از طيف اصولگرا كه اخيرا "غضنفر گونه" توصيف شده سرپوش بگذارند، سايتهاي حاميان دولت و پايگاههاي خبري اصولگرايان منتقد دولت هر روز بر دامنه اين منازعه ميافزايند و با انتشار گزارشهايي به تخريب و افشاگري عليه يكديگر ميپردازند.اين منازعه در روزهاي اخير با بركناري دو عضو كليدي كابينه به اوج رسيده است، به طوري كه به دنبال انتقاد احمد توكلي نماينده اصولگرا از تحولات ناگهاني اخير در دولت، حاميان دولت به شدت به وي حمله كردند.سايت بازتاب گزارش داد: "در حالي كه بسياري از چهرههاي شاخص و برجسته انقلاب تاكنون توسط حاميان دولت تخريب شدهاند، دكتر احمد توكلي، رئيس مركز پژوهشهاي مجلس به دليل انتقاد از بركناري دو وزير، تازهترين قرباني تخريب سايتهاي حامي دولت شده است."بازتاب در ادامه به نقل مطلب يكي از سايتهاي حامي دولت پرداخت كه با حمله شديد به احمد توكلي به دليل اظهارات اخير وي در انتقاد از بركناري وزيران صنايع و نفت، نوشته است :"همواره يكي از موارد پرسش از وي اين بود كه وقتي در اداره يك روزنامه ناكارآمد بوديد، چگونه نامزد رئيس جمهوري ميشويد؟ او به ارائه نظريهاي به عنوان «جمهوري دوم» و با شعار «دولت پاك براي ملت پاك» وارد رقابت انتخاباتي با سيد محمد خاتمي در سال 1380 شد، خاتمي كه در هنگام ثبت نام اشك ريخته بود، اين بار هم با راي 24 ميليون نفري انتخاب شد و احمد توكلي تنها 500 هزار راي بر 4 ميليون راي 8 سال قبلش افزود، با اين تفاوت كه تعداد شركتكنندگان در انتخابات بيش از 5/1 برابر شده بود."اين سايت حامي احمدي نژاد كه "سپهر نيوز" نام دارد، احمد توكلي را به اين متهم كرد كه "تحملش از همراهي با يك دولت به سر آمده و خواستار حفظ موقعيت هميشه منتقد خود است." جالبتر آن كه اين سايت حامي دولت در گزارش ديگري براي تخريب احمد توكلي، طهماسبي وزير مستعفي صنايع را گزينه پيشنهادي توكلي ناميده و با تخطئه عملكرد وي در دوران وزارت، نوشته است: "افتضاح مربوط به مسئله ساخت تلفن همراه در كشور و شكست وزارت صنايع در اين پروژه و در نهايت دامن زدن به قاچاق اين كالا، استفاده از مشاوران و مديران ناتوان، تنها گوشهاي از دهها مورد بي كفايتي جناب آقاي طهماسبي در مسند وزارت صنايع است." اين سايت سپس با حمله شديد به توكلي و متهم كردن او به فريب احمدي نژاد، تهديد كرده كه "در صورت ادامه بيانصافيها، اقدام به افشاگري در اين زمينه و همچنين افشاي برخي سوءاستفادههاي شخصي خواهد كرد."اما در سمت مقابل، سايت "الف" كه به احمد توكلي منتسب است نيز در تحليلي با عنوان "فرصتها و چالشهاي تغييرات مديريتي" به ماجراي تغيير وزراي نفت و صنايع اشاره كرده و نوشته است: "اصرار احمدينژاد مبني بر هماهنگي همه اركان دولت با سيستم سفرهاي استاني از درون اين تغييرات و ترميمها و تصميمات، كاملا قابل رصد است كه بر اين اساس، احمدينژاد بر كاهش واسطهها و فيلترهاي كارشناسي – اداري سنتي به هر قيمت تاكيد دارد و افزايش سرعت اجراي طرحهاي عمراني، هدف استراتژيك دولت ارزيابي ميشود. اما بديهي است كه در اين سامانه، تنها حلقه بسيار معدودي از مديران كشور ميتوانند با اين سيستم هماهنگ شوند و دليل اصلي افزايش "مديران چندشغله دولت نهم" مثل آقايان غلامحسين الهام، علي سعيدلو، محرابيان و... نيز همين مسئله است. با اين وضع پيشبيني ميشود باز هم بر تعداد مشاغل اين مديران نيز افزوده شود يا نهايتا چند نام ديگر بر ليست اين مديران، اضافه شود."اين اولين بار نيست كه سايتهاي اصولگرا اينچنين به يكديگر ميتازند و همواره محور اين جنگهاي لفظي عملكرد دولت نهم بوده كه سايتهاي حامي احمدي نژاد آن را موفقتر از تمامي سالهاي پس از انقلاب ارزيابي ميكنند. اما منتقداني كه اكنون احمد توكلي هم به صف آنها پيوسته است، نيز در سايتهاي خود به نقد عملكرد دولت و رفتار حاميان آن ميپردازند.ناظران سياسي به خوبي ميدانند كه احمد توكلي تنها اصولگرايي نيست كه مورد طعن و لعن حاميان احمدي نژاد قرار گرفته است و غير از او و پيش از او، افرادي همچون ضرغامي، عسگراولادي، حداد عادل، هاشمي شاهرودي، محمدجواد لاريجاني، حسن روحاني و بسياري از چهرههاي ديگر اصولگرا نيز تاكنون از سوي سايتهاي حامي دولت نهم مورد انتقاد شديد قرار گرفتهاند.بدين ترتيب سايتهاي هوادار احمدي نژاد كه تعداد آنها به لطف امكانات دولتي دائما در حال افزايش است و در دو سال اخير، مدام نامهايي همچون "خدمت"، "رجانيوز"، "نوسازي"، "بولتن نيوز"، "انصار نيوز"، "آسمان نيوز"، "ديدار نيوز"، "شريف نيوز"، "مبارزين"، "سپهر نيوز"، "آگاه سازي" و ... را در معرض ديد كاربران اينترنت قرار دادهاند، روز به روز بيشتر در جهت كوچك كردن دولت نهم و افزودن بر صف منتقدان اصولگراي دولت تلاش ميكنند.اگرچه اصولگرايان تلاش ميكنند چنين جدالهايي را بياهميت نشان داده و آن را محصول احساسات لحظهاي برخي افراد "رده پايين" اردوگاه اصولگرايان معرفي كنند، اما با باز شدن پاي احمد توكلي به اين منازعه، به نظر ميرسد ماجرا به ردههاي بالاتري در جبهه اصولگرايي راه يافته و ديگر نميتوان اختلافات را انكار كرد.
دستورات بالاترین مقام قضایی کشور برای آزادی دانشجویان پلی تکنیکی و:سخنگوي قوه قضاييه در مصاحبه مطبوعاتی امروز گفت كه به دستور آیت الله هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه رييس دادگستري تهران مسوول تهيه گزارشي درباره شکنجه دانشجویان بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر شده است. دكتر عليرضا جمشيدي اظهارداشت: دانشجويان دانشگاه اميركبير که بازداشتشده اند، نامهاي را مبني بر شكنجه خود به رئيس قوه قضاييه داده بودند كه براي بررسي بیشتر ادعاهاي مطرح شده به رييس دادگستري استان تهران ارجاع داده شده است. وی همچنین از صدور دستور آیت الله هاشمی شاهرودی مبنی بر اینکه خواستار آزادی این دانشجویان است خبر داد و اظهار امیدواری نمود که در روزهای اخیر تمامی آنها آزاد شوند. جمشیدی افزود: رييس دادگستري استان تهران علاوه بر پیگیری گزارش شکنجه دانشجویان، مسئول پیگیری آزادي اين سه دانشجو نیز می باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مرداد1386ساعت 8 قبل از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
هرچه که به زمان برگزاري انتخابات مجلس هشتم نزديکتر مي شويم و رقابت هاي پيش هنگام و تب سياسي فضاي جامعه را داغ تر مي کند، فضاي زدن تهمت و اتهام، و بازار انگ زني به رقبا و گاه حتي رفقاي هم خط و هم جبهه، به طمع کسب پيروزي، مشتري بيشتري پيدا مي کند.در اين ميان گويي ديواري کوتاه تر از ديوار اصلاح طلبان موسوم به "پيگير و پيشرو" پيدا نمي شود. اصلاح طلباني که - در ائتلافي نانوشته و هماهنگي اي برنامه ريزي نشده منتج به يک هدف، "حذف"، گروهي آنها را "افراطي" و گروهي ديگر"حکومتي" مي خوانند. اما شواهد و قرائن و تجارب چند سال گذشته نشان داده است که اين گروه از متهمان، کمتر از ديگران در طلب "حفظ قدرت" بوده اند و "کسب قدرت"، و بيشتر در پي "تغيير ساختار قدرت".در واقع، هدف والاي "تغيير ساختار قدرت" که جوهره ي اصلي اصلاح طلبي بوده است و عامل اقبال افکارعمومي به جنبش دوم خرداد، انگيزه ي هر دو طرف- رفقا و رقبا- در دادن اين "فحش سياسي" و زدن "انگ انتخاباتي" است؛ در جهت "حذف" رقيب و بيرون راندن آن از صحنه ي شطرنج سياسي کشور. در جايي که در ميان شعارهاي انتخاباتي، "بوي نفت" نه تنها مشمئزکننده نيست، بلکه اغواگر، بوي "زهم ماهي پروار" قدرت مي تواند مشام را بيشترعطرآگين کند و روياي نشستن بر کرسي سبز رنگ مجلس، حتما خواب خوش کسب قدرت را شيرين تر؛ در اين ميان چه باک از ذبح حقيقت و مرگ دوستي و انسانيت.آنان که اکنون روز و شب صحبت از "اعتدال" مي کنند و چپ مي روند و راست مي آيند، "راديکال" شده است چون يک فحش لقلقه ي زبانشان، به روي خودشان نمي آورند که در دنياي سياست "چپ" به معناي "طالب تغيير" است، در مسير خواست قاطبه ي مردم. و به ديگر سخن، "اعتدال" در ايران به معناي "محافظه کاري" و "ساختن با قدرت" است، در جهت پايمال کردن حقوق حقه ي ملت. اگر "اعتدال" در جامعه اي مردمسالار و قانونگرا، به معناي معمول آن بود که غمي نبود، خود مي شد گفتمان اصلاح طلبي و تحول خواهي مستمر، مسالمت جويانه و قانوني. روش و منشي که رئيس جمهور اصلاح طلبان پرچمدارش بود، و پرراي ترين نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم، سردمدار آن. هرچه باشد در سنجش "اعتدال"، مبنا افکار عمومي است و "ميزان راي ملت"، و گرنه هر کسي خود را "تراز" و "شاهين" سنجش جامعه مي داند و "مرکز ثقل" جهان خلقت؛ اوست که "شاقول" و "ميزان" ي است براي سنجش راست روي و چپ روي ديگران، و تعيين مصاديق "افراط" و "تفريط". کدام پيرو "نفس اماره" اي و "طالب" و "حافظ" قدرتي هست، که چنين نيست؟اگر "معيار سنجش" تغيير کند و "منفعت طلبان"، "قدرت پرستان"، "رانت خواران" و "ثروت اندوزان" در جايگاه "افکار عمومي" قرار گيرند، و "حق" و "عدالت" در پاي "مصلحت" ذبح شود، و "تکليف در برابر صاحبان قدرت" جاي "تکليف در برابر اجراي قانون" و "شعارها و آرمان هاي انقلاب" را بگيرد، در اين ميانه "حاکمان" و "زيوران بدلي حاکميت" آب را گل آلود خواهند کرد و در فضايي تيره و مبهم "پوستين وارونه" پوشيده و "انتصاب" را زير رداي "انتخاب" به مردم تحميل خواهند کرد. در حقيقت، اين بازي "افراط" چيزي نيست جز ابزاري براي "گل الوده کردن فضاي انتخابات"، "خلع سلاح کردن انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان" و در انتها رد صلاحيت گسترده و بي هزينه ي منتخبان اصلي ملت - در شرايط "انتخابات آزاد، سالم و رقابتي"- با استفاده از ابزار اصلي "حذف" يعني "نظارت استصوابي"؛ در چارچوب حقنه ي "اعتقاد به ولايت مطلقه ي فقيه" به جاي "التزام عملي به قانون اساسي". اگر اين هدف در دستورکار و در محور برنامه حذف رقبا نبود که اين سخنراني ها و رهنمودهاي پيش هنگام، و اين تهمت ها و افتراها، انگ زني ها و توبه طلبي ها موضوعيتي چندان پيدا نمي کرد و "اعتقاد" بيرون کننده ي پرقدرتي نبود براي "التزام" از صحنه ي سياسي ايران و فضاي انتخاباتي.در فرهنگ سياسي، عرف حکومت و رعايت قانون، "التزام" معناي معين و مشخصي دارد، پذيرفتن و رعايت قانون، حتي در شرايط عدم اعتقاد به آن. در هيچ جاي دنيا- البته جوامع مردمسالار- عدم اعتقاد جرم نيست. تازه، عدم التزام و حتي نافرماني مدني، اگر منجر به انجام جرم شود، مجازات خاص خود را دارد، نه آنکه پيامدش محروم کردن غيرقانوني خاطي از حقوق مدني و شهروندي. هر عقل سليمي بر اين نکته ي بديهي واقف است که کمتر فرد آگاهي را در جامعه مي توان يافت که وقتي "کليت" يک قانون را مي پذيرد، منظورش پذيرش بي چون و چرا و مطلق، اصل به اصل و بند به بند، آن قانون باشد. آيا آن 98 درصد ايرانياني که در ابتداي انقلاب در 12 فروردين 1358 راي به قانون اساسي جمهوري اسلامي دادند، در مورد برخي از اصول اما و اگري نداشتند، مگر مي شود؟ حتي آنان که در جايگاه تدوين کننده و قانونگزار اين"ميثاق ملي" شب و روز با يکديگر بحث و جدل کردند و در مورد تک تک اصول راي مثبت، منفي يا ممتنع دادند، در زمان ريختن راي خود به صندوق نمي دانستند که با کدام مواد مخالفند، ملت که جاي خود را دارد. آگر نسل اول و دوم انقلاب چنين بود و هست، نسل هاي جديد که حرف و حديث فراوانش در مقابل قانون اساسي ايران روشن و آشکار است! آزمونش سهل و آسان است، کافي است حاکميت جرات به خرج داده، يک بار ديگر در اين زمينه به صورت کلي، يا موادي خاص از قانون اساسي، "همه پرسي" برگزار کند!در اين ميان آن گروه که از آن سوي پشت بام افتاده و پذيرش "التزام به قانون اساسي" از جانب اصلاح طلبان را نفي کرده و در عمل شعار "نفي"و "بي قانوني" سرمي دهند، ناخواسته در زمين اقتدارگرايان خيمه زده و توپ را به سوي دروازه ي ملت شوت مي کنند. آنان غافلند که در بازي نفي قانون اساسي، بازنده ي اصلي ميدان اکثريت مردم، اصلاح طلبان و تحول خواهان خواهند بود. روي ديگر سکه ي عدم "التزام به قانون اساسي" دادن چک سفيد است به حريف؛ براي نقض گسترده تر مواد دموکراتيک قانون اساسي، بيشتر ناديده گرفته شدن حقوق اساسي ملت و زيرپا گذارده شدن هر چه وسيعتر حقوق بشر.طرح چنين شعارهايي بدون توجه به ظرفيت ها و امکانات موجود و راه هاي عملي رسيدن به آن همان مي شود که ما در جريان "تحريم انتخابات" ملاحظه کرديم و هم اکنون داريم هزينه هاي غيرقابل پيش بيني پيامدهاي آن را مي پردازيم. اين گروه بايد بهتر از همه به اين نکته اساسي واقف باشند که فاصله ي بين "تئوري" و "عمل" گاه از زمين تا آسمان است، و شايد تا ابديت. مي توان در نشست هاي سياسي- فضاهاي حقيقي و مجازي- چنين حرف هايي را در مقام تبيين تئوريک موضوع زد، اما بايد همان زمان روشن ساخت که تضمين هاي اجرايي آن کدام است؟ چند نفر را مي توان حول اين محور جمع کرد؛ در فضاي داخل پيشکش، در خارج چطور؟ در بازي گذشته، چند نفر حاضر شدند که در فضاهاي مجازي به "رفراندوم قانون اساسي" راي بدهند، چه ظرفيت اجرايي و تواني براي اقدام، ازدل آن بيرون آمد؟ مگر نه اين ست که بخش عظيمي از انرژي ملت، به ويژه جوانان را هدر داد؟ با آن تجربه، حال ما بيائيم و علم ديگري را برافرازيم؟يکي از محاسن اعلام "التزام به قانون اساسي" تاکيد و تکيه بر "قانون گرايي" است، گوهري ناياب که در جامعه ما بعد از دو انقلاب و چند جنبش سياسي- اجتماعي هنوز مغفول است. اگر اصلاح طلبان و تحول خواهان "التزام به قانون اساسي" را مطرح نکنند و بر"قانونگرايي" پاي نفشارند، آن گاه چگونه فرد يا جرياني مي تواند به نقد طرف مقابل بپردازند که چرا تمام مواد قانون اساسي را رعايت و اجرا نمي کنيد. اکنون، در دنياي سياست، کدام عقل سليمي است که به اين نتيجه نرسيده باشد که - تحت هر شرايطي - داشتن "قانون بد" بهتر از "بي قانوني" و "هرج و مرج" است؟ کيست که نداند در شرايط سياسي - اجتماعي خاص ايران چه افراد و گروه هايي از بي قانوني بهره ي بيشتري خواهند برد. اين گروه از دوستان گويا دردنياي ديگري سير مي کنند و نمي دانند که اگر ما خود به فکر خويش نباشيم، کسي در جهان به فکر ما نخواهد بود. ديگران به منافع ملي و قراردادهاي تجاري و اقتصادي خود خيلي بيشتر از شعار "دموکراسي و حقوق بشر" و "برگزاري انتخابات آزاد" بها مي دهند. "مردمسالاري" و "دموکراسي" کالايي وارداتي نيست که آسوده بنشينيم و به انتظار ورود آن از بندرهاي جنوب يا شمال- از درون زيردريايي ها و ناوهاي جنگي يا جنگنده ها و موشک هاي دوربرد- باشيم. مردمسالاري گوهري ست با ارزش که با ارتقاي فرهنگ دموکراتيک و مشارکت و دخالت گسترده و مستمر مردم در سرنوشت خويش، با روشي هايي مسالمت آميز و قانوني، از جمله از درون همين "صندوق هاي راي" بيرون مي آيد؛ البته در انتخاباتي "آزاد، سالم و رقابتي". اگر قدرت تحميل چنين انتخاباتي را به اقتدارگرايان نداريم، مشکل جاي ديگري است. بايد فکري بديع داشته باشيم و طرحي نو دراندازيم براي حل اين معضل، با تکيه بر نيروي خود و توان نهفته در جامعه ي مدني، به ويژه به کمک نسل جوان شجاع، پرتحرک و پرانگيزه.دانش سياسي تاکيد دارد براي رسيدن به اين مرحله بايد عده و عده داشت. تا نفراتي نباشد و نيرويي براي برقراري توازن قوا با حاکميت، و تحميل حق، عدالت و قانون بر ظلم، بي عدالتي و قانون شکني، اين امري است بديهي که در فضاي بي قانوني متضرر ملت است و منتفع دارندگان قدرت، نيروي نظامي- انتظامي و در اختيار دارندگان کليد زندان.خلاصه کلام آنکه اگر اصلاح طلبان مي گويند که التزام به قانون اساسي دارند و قوانين موضوعه ي کشور، اين رابطه اي است دو طرفه و تعهدزا، از جمله براي طرف مقابل. آنها با پذيريش اين اصل به زبان بي زباني به حکومت مي گويند تو هم که ادعا مي کني به قانون "اعتقاد" داري، بايد "ملتزم" به رعايتش باشي و حقوق اساسي و مدني ملت را نقض نکني- از جمله حق شرکت در انتخابات و حق تغيير قوانين موضوعه و حتي قانون اساسي بر اساس مفاد مندرج در قانون اساسي. پس بايد در اين شش هفت ماهه ي پيش رو به هوش بود و دست کم، در زمين حريف بازي نکرد؛ به فضاي ياس و نااميدي دامن نزد، مردم را منفعل نساخت، آحاد ملت را به نفع رقيب داوطلبانه در کنج خانه ها و گوشه ي ادارات زنداني نکرد و درنتيجه، امتياز تحول خواهان و اصلاح طلبان را نربود و در جيب اقتدارگرايان ريخت.از آن سو، در اين بازي "کسب قدرت" و "حفظ قدرت"، اگر اصلاح طلبان فريب جوسازي رقيب را بخورند و حضور عيني "جبهه ضد اصلاحات" و "استبداد" را فراموش کنند و در فضاسازي و بازي سياسي "راديکال ها- اعتدال گرايان" غرق شوند، و زير بازي حساب شده ي "ائتلاف گسترده اصلاح طلبان" بزنند، از هم اکنون قافيه را باخته اند. پيامد اين امر چيزي جز آن نخواهد بود که در انتخابات پيش رو- چون گذشته- باز در حرکتي حساب شده و غيرقانوني"اعتقاد" به جاي "التزام" مبناي رد صلاحيت هاي گسترده خواهد بود و "حذف" بي حساب رقيب توسط اقتدارگرايان حرف اول و آخررا خواهد زد.در ترسي که به علت بيم و هراس ناشي از پيش بيني از دست دادن قدرت، در وجود اقتدارگرايان و حزب پادگاني رخنه کرده است، شمشير تهمت "افراط" گردن همه را خواهد زد و خشک و تر را با هم خواهد سوزاند. باور کنيد، استبداد که ريشه کرد، "اصلاح طلب خوب"، تنها "اصلاح طلب مرده" است؛ شايد هم اندک جاني هم براي "نيمه جان" ها بماند، براي "اصلاح طلبان معتدل جان نثار
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
«هادی قابل» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت نسبت به بازیابی توان و جایگاه «ولایتیها» که توسط امام «ولایتیهایبیولایت» خطاب شده بودند، در نظام سیاسی ایران هشدار داد و خواستار مقابله و چارهجویی جدی و فوری مسئولین کشور برای مقابله با اختلاف و تفرقهافکنی این جریان در میان شیعیان و اهل سنت در کشور شد. این هشدار قابل در شرایطی مطرح میشود که اخیرا اخبار متعددی از اهانتهای گسترده به مقدسات اهل سنت توسط جریاناتی که اغلب ناظران آنها را هواداران انجمن حجتیه میدانند در کشور و به بهانه فتوای علمای وهابی علیه مقدسات شیعیان، به گوش میرسد. با این حال، هادی قابل در گفتوگو با سایت آفتاب با بیان اینکه «نباید تمام آنچه را امروز در کشور در خصوص توهین به مقدسات اهل سنت رواج پیدا کرده به گردن هواداران انجمن حجتیه انداخت»، اظهار داشت: «ممکن است برخی از طرفداران تفکر انجمن حجتیه نیز در این مسائل دخیل باشند اما به نظر میآید عمده این اقدامات اهانتبار توسط جماعی باشد که از قدیم به "ولایتیها" معروف بودند». وی در معرفی این جریان توضیح داد: «در زمان شاه جریانی تحت عنوان ولایتیها در کشور فعالیت خود را آغاز کرد که اگرچه در برخی مسائل دارای اشتراکاتی با انجمن حجتیه بود اما فلسفه تشکیل آنها با انجمن حجتیه متفاوت بود. این جماعت غیررسمی عدهای از انسانهای مدعی طرفداری از ولایت بودند و مقصود آنها هم از ولایت، ولایت امام علی و اهل بیت پیامبر بود». قابل در ادامه تصریح کرد: «ولایتیها برای آنکه ارادت خود را به اهل بیت نشان بدهند، با شدت هر چه تمامتر به ناسزاگویی به خلفا و توهین به مقدسات اهل سنت میپرداختند. این روند تا آنجا ادامه پیدا کرد که حضرت امام با عصبانت به این جریان حمله کرد و آنها را به سبب توهین به مقدسات اهل سنت و ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی "ولایتیهای بیولایت" خطاب کرد.» این روحانی نواندیش دینی اضافه کرد: «پس از پیروزی انقلاب، به دلیل شناختی که امام از این جریان و سردمداران آن داشت، ولایتیها توان قد علم کردن نداشتند و امام نیز اجازه نمیداد تا این افراد با نفوذ به مناصب حکومتی و فرهنگی، زمام امور را به دست بگیرند و در انقلاب و نظام ایجاد انحراف کنند». وی «مخالفت و کینهتوزی ولایتیها با فلاسفه و عرفا» را از دیگر شاخصهای این جریان خواند و گفت: «متأسفانه پس از رحلت حضرت امام، این جریان از فرصت استفاده کرد و توانست خود را وارد برخی مناصب حکومتی و فرهنگی نماید و از آنجا به تبلیغ و ترویج عقاید خود بپردازد.» عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان این نکته که «تقدس مآبی، خشکه مقدسی و تحجر و جمود فکری از خصوصیات ولایتیها بوده»، اظهار داشت: «متأسفانه امروزه شرایطی به وجود آمده که پیروان این نحله فکری خود را اندک اندک وارد مصادر مهم حکومتی و فرهنگی میکنند و زمینه را برای اشاعه دیدگاههای خود فراهم میسازند.» قابل از برخی جلسات مداحی به عنوان مرکزی عمده برای تشکیل پایگاه این جریان نام برد و افزود: «امروزه جلسات مداحی فراوانی در بسیاری از نقاط کشور برگزار میشود و در آنها مداحان شناخته و ناشناخته با ذکر لعن و توهین به خلفا و مقدسات اهل سنت، با احساسات برادران دینی خود به بدترین وجه ممکن بازی میکنند. CD و فیلم این مجالس هم در تیراژ گسترده تهیه و به نقاط مختلف دنیا میرود؛ اینگونه احساسات اهل سنت علیه شیعیان تحریک میشود و در نهایت به مسائلی مانند فتوای اخیر مفتیهای وهابی میانجامد». به گفته این محقق مسائل دینی، تا زمانی که حضرت امام در قید حیات بودند، این مداحان هیچ جایگاهی در نزد ایشان نداشتند و صدا و سیما هم اجازه پخش برنامهها و تصاویر آنان را نداشت اما امروزه شرایط به نحوی است که صدا و سیما هم دست به تبلیغ این مداحان میزند. عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت تأکید کرد: «توهین برخی جریانات افراطی شیعه مانند همین ولایتیها به مقدسات اهل سنت و صدور فتاوایی مانند فتوای اخیر مفتیهای وهابی، تنها تحریک احساسات تودههای سنتی و شیعه علیه یکدیگر است و حاصل این اختلافات نیز فقط به جیب بیگانگان واریز خواهد شد». وی با بیان اینکه «برخی نهادهای حکومتی و از جمله صدا و سیما در پیش آمدن وضعیت کنونی مقصر هستند» گفت: علمای روشنبین حوزههای علمیه و مسئولین کشور باید هر چه سریعتر چارهای برای مهار این جریان بیندیشند و آنان که ولایت را ابزاری برای ایجاد اختلاف بین شیعیان و اهالی سنت ساختهاند، کنترل کنند. قابل در پایان تصریح کرد: «واقعا مشخص نیست در شرایطی که حتی احزاب و گروههای سیاسی مسلمان برای فعالیت علنی و آزادانه با تضییقات فراوانی روبرو هستند، اجازه برگزاری مراسم خود را ندارند، جلسات آنها بر هم زده میشود و سخنرانان آنها ضرب و شتم میشوند و حتی امکان برخوداری از رسانه را ندارند، چگونه گروههایی مانند حجتیه یا ولایتیها اینگونه به راحتی به ترویج و نشر عقاید خود مشغولند و آزادانه فعالیت میکنند.»
+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 4 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
هاشمي رفسنجاني براي نخستين بار در كتاب «بازي سرنوشت» از تمايل امام خميني براي كنارهگيري از رهبري در سال 1363 خبر داده است.وي در خاطرات روز هفدهم دي ماه سال 1363 نوشته است: «به زيارت امام رفتم، مدت زيادي خدمتشان در اندرون نشستم. تمايل به انزوا در امام پيدا شده است. تأكيد كردم كه لازم است بيشتر با مردم حرف بزنند. احتمال كنارهگيري كامل را مطرح كردند. درخواست كردم كه ديگر نفرمايند و مصلحت نيست».كتاب «بازي سرنوشت» كه به تازگي منتشر شده، حاصل جمعآوري خاطرات روزانه هاشمي رفسنجاني در سال 1363 بوده كه در ادامه، مجموعه خاطرات سالانه قبلي وي منتشر شده است.وي در خاطره روز 17 دي به علت تمايل رهبر كبير انقلاب براي كنارهگيري اشارهاي نكرده است، اما از لابلاي مسائل مطرحشده در خاطرات آن ايام وي در همان كتاب، ميتوان دريافت كه آن زمان، اوج اختلافات بين ارتش و سپاه در جنگ از يك سو، اختلاف بين دولت با گروهي از نمايندگان مجلس از سوي ديگر و اختلاف شوراي نگهبان و دولت بوده است.
+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 8 بعد از ظهر  توسط جواد ولی نقندر
|
|
|